{"book": "adl0616", "page": 1, "text": "جلد اول نمره اول\nسنه ۱۳۲۹ مطابق ۱۹۱۱\n\nسراج الاخبار\nافغانستان\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\nالحمد لله رب العالمين والصلوة والسلام على خير خلقه محمد و اله و اصحابه اجمعين اما بعد چون درین عصر سعادت اثر و زمان مسعود نشان که بفیض توجهات بیغایات اعلیحضرت اقدس همايون شاهنشاه معظم و پادشاه مفخم سراج الملة و الدين امير حبيب الله خان غازى خلد الله ملكه و سلطانه مملکت محروسه افغانستان از هر جهت رو بترقی و آبادی نهاده و هر روز از برای رفاهیت و آسودکی حال اهالی و تبعه دولت علیه افغانستان اسباب تازه و وسائل جدیده از طرف دولت فراهم و مهیا میگردد لهذا از چندی باینطرف در خاطر داعی خلجان مینمود که از برای اظهار خیالات و نشر افکار و ترویج علوم و فنون و صنایع و حرف و غیره یک اخبار یعنی روزنامچه هم درین مملکت تأسیس و ایجاد گردد تا هموطنان عزیز از وقایع و حوادث دنیا و ترقیات و تنزلات دول و ملل آگاه و با خبر بوده و از فوائد بیشمار آن بهره اندوز و مستفید شوند و نیز از احکام و قوانین دولت علیه و اوامر و نواهی سلطنت سنیه مسبوق و مطلع باشند لهذا درین ایام فرخنده فرجام که ایام جشن استقلال دولت علیه افغانستان است این خیال از قوه بفعل آمده و باجازت و\n\nفرمان"}
{"book": "adl0616", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 6, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 8, "text": "A. M. ملاحظه شد\nمیرزا قاسم"}
{"book": "adl0616", "page": 9, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 10, "text": "نمره ۱\nنگران\nايشيك اقاسى ملكى حضور اعليحضرت همايونى\nعلى احمد\nمدير و محرر محمد\nمحمود طرزى\nاداره مطبعه\nدر ماشين خانه دار السلطنه كابل\nهمه امور تحريريه به اداره خانه بنام مدير\nفرستاده ميشود\nتاريخ عربى ۱۵ شوال ۱۳۲۹\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nسال سيم\nقيمت ساليانه آن\nدر دار السلطنه كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت با اخراجات داك ١٠ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت با اخراجات داك نيم پون انگريزى\nقيمت يك نسخه آن در كابل ١ عباسى است\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nتاريخ شمسى ١٢ ميزان ١٢٩٠\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه و خارجيه و نيز مقالات مفيده درج ميشود\n\nافتتاح كلام\nبعد از ادای سپاس حضرت عزيز الملک العلام ، و درود بر روان حضرت سيد خير الانام و مناقب آن اصحاب کرام ، و دعای پادشاه معدلت پناه اسلام بعرض مرام مينگونر فتح كلام ميشود . اين يك ظاهر و آشكار است كه ( اخبار ها ) درين عصر حاضر ما بزبان قلمها ، و قلمها بزبان دلها گرديده است . در وقت حاضر هيچ يك از اقوام متمدن و بدوى و نه هيچ يك دولت و قومى از هيئتهاى اجتماعيه موجود نيست كه مالک اخبار نباشند . ( اخبار ) جمع ( خبر ) است كه ضد آن ( بيخبرى ) است . پس بنابر مفاد اين قضيه حكميه كه ( هر چيز بضد آن شناخته ميشود ) بخوبى معلوم ميگردد كه از باخبرى تا بيخبرى چقدر فرقت !\n\nپادشاه دل آگاه ، ترقيخواه معظم ما ( اعليحضرت سراج الملة و الدين امير حبيب الله خان ) اوامر الله دولته چون از روز فيروزه جلوس ميامن مأنوس خودشان بر تخت عالى بخت سلطنت مصونه اسلاميه مستقله افغانستان تا باين زمان لحظه را از حاضر كردن اسباب رفاهيت و آسايش بندگان ملت و دولت فروگذارى نكرده اند . و مانند يك پدر مرحمت ستر شفقت پرور شب و روز در باب تربيت و پرورش صورى و معنوى رعايای صادقه آستانه شان سعى و كوشش ورزيده اند . لذا چنانچه بسيى نقصا نهاى مملكت را بامر اهم سفينه شاهانه شان كامل فرموده اند . معضلات بيخبرى اهالى را نيز باجازه فرمودن و نشر شدن ( سراج الاخبار ) رفع و زايل فرمود و اين است كه بافاضه هدايت نثار آن اهالى ملت را از حوادثات داخليه مملكت ، و خبرهاى خارجيه اطراف و نيز معلومات فنى و ادبى و اخلاقى ، باخبر و آگاه ميفرمايند . اگر چه طبع و نشر شدن اخبار را در پاى تخت سلطنت سنيه از اوايل جلوس ميامن مأنوس شاهانه آرزو فرمود ولى چون هر چيز بوقت و زمان آن موقوف و مرهون است از انرو تا باينوقت در تعويق افتاده بود .\n\nفوائد و منافعيكه اخبار دارا و قابل انكار نيست كه اگر در آن باب هر چيز بگوئيم عبارت از اعلام معلوم و تحصيل حاصل شمرده ميشود . ولى باز هم از بعضى فايده هاى ظاهر و آشكار آن ، يك شمه بيان ميكنيم تا بر همه گان معلوم شود كه اين اجازه مراحم عاده پادشاه محبوب قلوب ما تا چه درجه يك لطف و مرحمت عظيمى ميباشد .\n\n( اخبار ) چنان يك آئينه جهان نما نيست كه در خانه نشسته انسانها بر احوال جهان باخبر ميگرداند . حتى احوال اهل خانه خود را كه عبارت از ( وطن ) است از زبان اخبار انسان بهتر و خوشتر ميشنود .\n\n( اخبار ) چنان يك تيغ زبان برانيست كه زبان بدخواهان غل انديش و دهن را مقطوع ميسازد . چقدر تحمل سوز يك حالت كه انسان در حق خود بسيى سخنان راست و دروغ دور و نزديك از خود و بيگانه را بشنود و زبان رد كردن و توان دفع كردن را نداشته باشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 11, "text": "صفحه ۳\n\nنمبر ۱\nآنرا نداشته باشد: اینست که اخبار یکمت زبان سهر میان مدافعه ایست که اقوال راجیف بدگویان را رو میکند و چنان یک محک سائر عیاریست که تفریق غش و غل کذب و صدق سخنانی که درباره وطن دقت کشته شود بمیدان حقیقت بر می آرد ۰\n( اخبار ) چنان معلم او بیست که انسانرا بدون هدوف رهبر فقیل یاد گرفتن بهی علوم و فنون عالیه شون در بعیت میبند بود انسان علم و فن را از کتابهای مدفون آن آموخته میتواند ، ولی اخبار آنرا مانند یک طبیب حاذقی که آهسته آهسته و پی هم مریض خود دوا امید مریضان بخبری را با علاجهای نافع خبرهای معلومات خود معالجه میکنند ۰\n( اخبار ) چنان گلزار پر از ناریست که هر کس موافق طبع خود گلی از ان بریده میتواند ۰ و باغچه میوه دار لذا نذ نشا ریست که هرکس مناسب مذاق خود ثمری از ان بر میگیرد ۰ و الحاصل از مطالعه اخبار همه صنف مردم مستفید میشوند و شده میتوانند ۰\n( سراج الاخبار ) در نوقت چون ابتدای تأسیس آن است در هر پانزده روز یکبار با چاپ سنگی طبع و نشر میشود ، ولی بسایه مراحموا به معارف پیرایه پادشاه معظم ترقیخواه ما اسباب ترقی و تکمل آن آماده و مهیا شده در آینده بعون و عنایت الهی در هفته یکبار بچاپ حروفات سربی و تصاویر کمیله زینگوگرافی زیور طبع آراسته شده بعرض انتشار جلوه گر میشود ۰\nپس بدرگاه خلاق عظیم الشان کون و مکان جبین نیاز عبودیت میسائیم و از دریاد مرد دوام ترقی دولت علیه این شهر را به مرحمت کردار خیر اندیش میخواهیم که از عهده این وظیفه مقدسی که عدالت کیش خود ما نرا نیاز و استرحام مینمائیم ، و توفیق الهی ما را در باره ما\n\nحوادث داخله\nفوج فوق جمع\nبد رایم ۰\n\nو من الله التوفیق\nو با خون پانی ست خود در عهده گرفته ایم\n\nحوادث داخله\n( رمضان فیض رسان )\nخوردشان به انواع راحت و رفاهیت و اقسام سعادت و نعمت بر می آرند\nفوج فوق جمع و اگر نه دیوانه بودند ۰\nچنانچه نیم خوشنام بود که روایت هلال ماه مبارک در محکمه عالیه شرع شریعت ثابت گردیده بنواختن سی و یک فیر طوپ روزه بودن فردا بر همه مسلمانان اعلان گردید\nترتیبات و قلفیاتیکه برای افطار در خیمه گاه معالی پایه گاه همایونی ترتیب و تنظیم یافته بود الحق که یک لطافت و ظرافت با شکوه بسیار دلنشینی بهم رسانیده بود و این یک بر همه کسانیکه شهر لطافت بهر کابل ما را دیده و ایند پوشیده نیست که با صفاترین و خوش فضا ترین سیر انگاه های شهر زیرزنان جو نشاط دامن وسیع و فراخیست که مستی به ( چمن حضوری ) میباشد.\nجهت غربی آن با جادهٔ سرک تا بچه آبسیار با صفائیکه (پرک عیدگاه) موسوم است، و جهت شرق آن با تپه بسیار خوش ترکیبی که به تپه مرنجان، زبانزده شده است، و جهت شمال آن با قریه کوچک زنده بانان، و جهت جنوبی آن با جاده بزرگی که به (سرک بگرامی) موسوم است و تا بجلال آباد ممتد و شده رفته است محدود و مخاطر بیا\nسطح زمین این چمن وسعت پیراهن یکدست و هموار است که هیچ پستی و بلندی در ان دیده نمیشود و همه با سبزهای سبز و خرم و شادابی که گویا از نخل سبز پشتی فرش شده باشد مستور است. با لطافت طبیعه اینکه این چمن مفاخر من در نظر بینندگان شاهروشان حسان صفحات تاریخ افغانستان نیز در باب آن بسی وقایع عجیب غریب عبرت انگیزی در نظر مطالعه کنندگان آن آشکار و نمایان مینماید.\nصرف نظر از احوال گذشته قدیمه آن تنها از هفت هشت ساله که تبدلات اموا الآن که خود مگر عاجز از تفکیک فیوضات خود اهانت پادشاهی به نعمت از غربت بوطن آمدن نایل و سزاوار شده و\n\nاز فضل نهایت حضرت ایزد منان امسال ماه مبارک رمضان فیض رسان به بسیار خوبی و سرور و کمال فرحت و جوره در نمود ۰ به الحمد هیچگونه مرض و بیماری پر خونی مانند پارسال که هنوز وحشت آن از خاطر ها فراموش نشده موجود نبود، و جو نیز نهایت لطافت و خوبی بود، که هیچکس نه از گرمی اذیتی و نه از سردی شکایتی پدیدار بود ۰\nاز فیض نثار سیمای این ماه مبارک امساله یکی ختم تمام قدیم حضرت صانع تعلیم است که در ده شب واقع در رمضانی فازسنت تراویح پادشاه دل آگاه فیوضات گستر رحمت پرور مجوب القلوب ما در جامع بزرگ ( عیدگاه ) که در متصل شهر و در مقابل میدان سبز و خرم فراخ ( چمن حضوری ) واقع است با هزاران نفر از رعایای صادقه مسلمان خود ادا و اجرا فرموده اند ۰\nتفصیلات مراسم این ختم شریف ازینقرار است :\nروز پیش از رویت هلال ماه مبارک رمضان فرمان عالیشان همایونی برای جند\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 12, "text": "۳\nنمبر ۱\n\nتشکیل یافته بود. اول سفرۀ امیر حضور پر نور مبارک بود که بر سر سفره وجود مسعود کایناتی شرف افزای عزو اجلال گشته شهزادگان عظام و سرداران ذوی الاحترام و دیگر ذوات گرامی که شرف استاده گی این میز حضور را منوط به اعضای تشکیل یافته این خوان نعمت بود. از دوم سفره میزی بود که برای عبید و منصبداران لشکری و ملکی و نظامی وضع شده بود. سوم سفره بود که برای خوانین کرام و معترین شهر گسترده شده بود. چهارم طعام دادن برای غربا و فقرای آنان بود که بهر کس کاسه و طبق خود را آورده و طعام پخته لذیذه داده عاطفت بادشاه رعیت پرور مرحمت گستر خود را گرفته در بردن بخانه های خودشان و یا خوردن در همان جا مختار بودند. میز های چای نوشی و میوه خوری و شربت نوشی و آبدان هایکه با یخهای طبیعی آب آن سرد شده بود، در سر هر هر وضع و ترتیب یافته بود.\n\nبمجرد نواخته شدن طوپ غروب آفتاب هر کس بهر چیز که دلشان میخواست افطار کرده به امامت خود راتب شامانه نماز مغرب را ادا مینمودند. بعد از ادای نماز هر صنف بر سفرهای خودشان جمع آمده و صرف طعام میشدند. به ۹ بجه شب یک طوپ نواخته شده و مردمان را برای حاضر شدن نماز تراویح آگاه ساخته فوج فوج مردمان در جامع شریف شرکت [شیر گاو؟] را جمع، عده تشکیل میدهند و به ده بجه ذات علیحضرت پادشاهی در جامع تشریف آورده بصلاة تراویح آغاز میشد.\n\n۱۵ دقیقه امامت و تلاوت را حافظ چند منظور خوش الحان محاسن اداء مینمودند که الحق در سرعت و جودت و تلاوت و حسن قرأت هزاران تحسین و آفرین بود و الحاصل بهمین کیفیتی که بیان گردید در ظرف ده شب کامل عشره اول ماه مبارک از ابتدای سوره شریفه فاتحه تا انتهای سوره شریفه و الناس، کلام قدیم حضرت صانع علیم حکیم جل و علا در نماز تراویح ادا کرده شده و شب دهم مراسم ختم شریف بجا آورده شد که در شب ختم شریف نیز سفره ضیافت جشن ختم از طرف خوان سالار خوان مائده نعمت حضرت ولیعهد مقدس با ترتیب بسیار عجیب و لطیف نیز روشنی بخش چشمان بینندگان گردیده\n\nکمتری بهر مطالعه کنندگان گرام عرض مینمایم که در اثنائیکه در اول بار وارد پای تخت عالی بحیث آن شده بودم این همین چمنی که حالا دیده میشود نبود سطح زمین تا درجه با سبزه های چمنی مستور بود ولی از [تری؟] و نرمی و تازگی و شادابی هیچ اثری در آن موجود نبود و بجای صافی و همواری آنکه درین وقت در آن دیده میشود پستی ها و بلندیها و چقوریهای پر آبهای متعلقه موجود بود نه چنان پایان جنسهای مختلف در آن چیده میگردند. از مدت سه چهار سالیست که نظر کیمیا اثر سراج الملة والدین پادشاه ما بسوی عمران آن توجه فرموده امروزه روز به این نظافت و تری و تازگی و رونق و صفا و همواری نیکه دیده میشود واصل گردیده است.\n\nحالا باز بر بیانات ترتیبات و انتظامات خیمه گاه همایون رجعت نمائیم.\n\nخیمه گاه معلی پایه گاه همایون قریب سمت جنوبی چمن مذکور در مقابل جامع شریعت بسیار بزرگ دیدگاه، که از عمارات خیریه جناب غفران مآب خاقان سابق مرحوم جنت مکین حضرت ضیاء الملة والدین) است بر پا شده بود.\n\nاما خیمه گاه که گفته شد چنان گمان نشود که یک چند خیمه و خرگاهی در بیجای بر پا شده باشد ! نی بلکه خیمه گاه همایونی مناسب از خیمه های بسیار عالی و ظریف معتبریست که عبارت از اطاقها و تاقهای نشیمن خواب و توالت حتی جامع و حمام و غیره میباشد.\n\nطرز ساخت و وضع ترکیب این خیمه ها اینکه از اختراعات نفس نفیس پادشاه خردمند عدالت پسند ماست از خیمه به خانه زیاده تر مشابهت میرساند که هیئت مجموعه آن مثل یک سرای با شوکت و سلطنتی را بنظر جلوه میدهد.\n\nبیت از یک طاق نصر مصنوعی بسیار بلندی که با گلها و بیرقهای رنگارنگ تزیین یافته بود بر یک جاده عریض بسیار خوش نمائیکه با سنگ ریزه های مصفا که تفریش شده بود و در دایره خیمه گاه در آمده میشد و دو طرف این جاده را خیمه های بسیار خوش نمای در بر گرفته بود و در آخر جاده مذکور یک میدانچه بسیار دلکشای بسیار با زینتی ساخته شده بود که اصل خیمه گاه همایونی درینجا بود سرایهای لطیف دو طرفه این میدان و خود میدان با گلها و بیرقهای رنگارنگ و چراغ های بسیار بزرگ و در شب با کالیسین بوتهای رنگارنگ تزیین و تنویر شده بود.\n\nشکل\nخوان"}
{"book": "adl0616", "page": 13, "text": "صفحه ۳\n\nاز قرار استخبارات موثوقه که به دست آورده ایم در شب ختم شریف تقریباً شش هزار آدم به این عبادت حضرت خلاق لایزال با پادشاه قدسیت خصال و دیانت آمال ما اشتراک ورزیده اند ۰\n\nاز قرار حسابی که زیر نگران ما به اداره خانه سراج الاخبار رسیده در هر شب به پنج هزار و یکصد پختنفر که در ظرف نه شب چهل و هشت هزار و یک صد و نود و نه نفر آدم طعام داده شده است ۰\n\n—<—❖—>—\n\n( سراج الاخبار ) خود را بسیار بختیار میشمارد که صفحه اول ظهور خود را به درج کیفیت این ختم شریفی که امثال آن بهیچ وقوع نیافته زینت پر شرفی بخشید ۰\n\nحقیقتاً تنها در صحایف تاریخ افغانستان کی بلکه در بسی تواریخ عالم اینچنین یک ختم شریفی که یکی از پادشاهان اسلام بجا آورده باشد دیده و شنیده نشده است ۰\n\nاز درگاه خالق لیل و نهار دوام بقای وجود مسعود مقدس این شهریار مراحم کردار دیانت شعار خود را بآرزو نیازمند و استرحام مینمایم و تخت عالی بخت سلطنت اسلامیه افغانیه را بوجود مبارک شان تا سالهای بی شمار با شرفمندی و عز و اجلال میخواهیم که بسی امثال اینسان نیکو رمضانها و عید ها بپایهٔ مراحم همایونی پادشاه تبعه پرور لطف گستر محبوب القلوب ما بر جمله رعایای صادق نهاد شان بل کمال فرحت ما و مسرت ما مرور نماید ۰\n\n—<—❖—>—\n\nعید سعید فطر\n\nبوقت شام روز یکشنبه سلخ ماه مبارک رمضان هلال غره ماه شوال المکرم خیلی ظاهر و نمایان در نظر مهرگان جلوه گر گردیده بنواخته شدن سی و یک فیر طوپ فردا ثابت بودن عید سعید میامن بعید فطر اعلان گردید ۰\n\nنمبر ۱\n\nبه این حساب ماه مبارک رمضان امسال سی روز تمام آمده عید سعید بروز دو شنبه مطابق دویم ماه میزان سنۀ بوقوع آمد هشت بجه صبح یوم مذکور همه منصب داران ملکی و نظامی و علما و خوانین با البسه های رسمی در مقام عالی جناب فخامت مآب ( حضرت نائب السلطنه سردار نصر الله خان ) در قصر ( زین العمارت ) جمع آمده بمعیت و همراهی ذات عالی رفعت پناهی شان بحضور پر نور قدسیت نشور پادشاه با شوکت و جاه و شهریار بلند اقبال معدلت پناه در قصر سعادت خیز ( استور ) مبارک شرفیابی عزت و سعادت بار حضور همایونی را حاصل کردند ۰\n\nبعد از صرف چای و ناشتا اعلیحضرت همایونی بر اسپ صبا رفتار شاهانه سوار شده ، و همه منصب داران ملکی و نظامی نیز بهمرکابی همایونی شرفیاب آمده بقرار قواعد تشریفاتیکه در روزهای سواری رسمی همایونی دایماً مرعی و جاری میباشد از دروازه بزرگ ارگ مبارک بر سرک بسیار با صفای خوش فضای ( رخش پهنا ) بسوی جامع شریف بزرگ (عید گاه) رهسپار شوکت و اجلال گردیدند ۰\n\nاز دروازه ارگ مبارک تا بدروازه جامع شریف (عید گاه) از دو طرف صنوف مختلف عساکر ظفر مآثر نظامی شاهانه با دریشیهای رسمی خودشان صف بسته تعظیم و احترام بودند ، موزیکه های عسکری به ترنمات نغمه های جانفزا مترنم بوده سلام شاهانه را ایفا مینمودند ۰\n\nتا اینکه ذات اعلیحضرت شاهانه بدارالجامع تشریف گردیده بعد از یک چند دقیقه که استراحت فرمودند ، بصلواة واجب عید سعید فطر آغاز شد ، و نماز و خطبه و دعا تقریباً بظرف چهل دقیقه به انجام رسید ، باز بهمان ترتیب و قواعد یکه تشریف شاهانه بوقوع آمده بود عودت همایونی وقوع یافت ۰\n\nدر میدان سلام خانه بعد از انجام مراسم و تشریفات ذوی الاحترام ملکی و عسکری و خوانین عظام درباری ترتیبات و تنظیمات صف آرائی خودشان را گرفته بقواعدیکه در روزهای دربار شاهانه مرعی الاجر است در دالان بسیار بزرگ سلام خانه با شکوه و بسزا ترتیب داده بودند ۰"}
{"book": "adl0616", "page": 14, "text": "صفحه ۵\nماجرا\n\nهر یک بجای و مرتبه خودشان بر آرامچوکیهای خود را جابجا شده. بعد از مرور یک چند دقیقه ذات اعلیحضرت شهریار مانند شمس خاوری از دروازه غربی سلام خانه و دربار همایونی در دالان داخل شده و همه مردمان بر پا خواسته ذات اعلیحضرت شاهانه بر تخت گاه سلطنت پر شوکت امارت عظمای اسلامیه خودشان که از سطح زمین بنیان عظمت نشان سلام خانه با یک صفه مربع سه قدمه بلندی بالاتر واقع شده بر آمدند. بعد از احوال پرسی و عید مبارکی یک نطق مختصر و موثری درباره شکر گذاری نعمای لایتناهی ذات اقدس الهی که توفیق بر اطاعت امر او سبحانه عطا فرمود و بصحت و عافیت عمومی رمضان فیض رسان بعید سعید میامن پدید فطر منتهی گردید بیان فرمود و از مقدسی دانستن وظیفه خدمات دولتی همه گان یاد آوری فرموده امر نشستن فرمود و چای و شیرینی و سگرت ها بر همه مردمان دربار حضور موفور السرور همایونی احسان و اکرام فرموده شد. بعد از ان سفره های میز های مائده های الوان نعمت به ترتیب بسیار لایقی در پیش روی مردمان دربار گذاشته شده، و ذات اعلیحضرت شاهانه با شرف یافتگان (اهل میز حضور) در روی سلام خانه بر سفره پر شوکت و زینت شاهانه شرف جلوس فرموده و بکمال سرور و نشاط طعام به انجام رسیده در بار شوکت آثار روز فیروز عید میامن پدید و ختام پذیر گردید.\n\nچون موقع عسکری برات بیک قوماندان و افسر لایقی عرض احتیاج مینمود ذات اعلیحضرت پادشاهی جناب برکیدیر را که در قندهار دل حضور برکده بودند بمنصب جرنیلی سرفرار و سزاوار فرموده و بجای افسری اردوی همایون هرات نصب و تعین فرمودند.\n\nجرنیل مشارالیه در تاریخ امسال ماه مبارک رمضان بصوب ماموریت شان عزیمت نموده اند.\n\nبا رادۀ مراحم عالیۀ اعلیحضرت پادشاهی جناب امین المکاتیب (سردار عبد الوهاب خان) در ولایت مهمه جسیمه ترکستان نائب الحکومه نصب و تعین فرموده شده درین قریب ها بصوب ماموریت جدیده خودشان حرکت خواهند نمود.\n\nانشاء الله در نسخه آینده خود برخی از سوانح عمری و تراجم احوال ذوات مذکوره درج خواهیم نمود.\n\nیک مرحمت انسانیت پسندانه شاهانه\n\nاز انجا که مراحم سنیۀ اعلیحضرت شهریار مکارم و ایثار تنها بر رعایای صادق نشان نی بلکه بر همه عالم است شامل و رایگان است از آنرو چون خبر کدورت اثر آتش زدگی شهر شهیر استانبول بسمع مبارک همایونی رسید برای مد و رسانی خانمان سوخته گان فلاکت زده آن سامان مبلغ یکهزار پوند انگریزی که عبارت از سی هزار روپیه کابلی باشد بطریق اعانه از خزینۀ عین المال )\n\n} سردار عبد الله خان) نائب الحکومه ترکستان که یکی از مامورین صداقت شعار کار گذار بسیار محترم دولت علیه افغانستان و از مدت بسیار سالهاست که نائب الحکومه ترکستان بودند چند گاه پیش ازین در ولایت مزار شریف پیک داعی اجل را لبیک اجابت گفته جهان فانی پدرود نموده. رحمة الله علیه"}
{"book": "adl0616", "page": 15, "text": "نمبر ۱\nصفحه ۲\n\nآتش زده گی بسیار خانمان سوزی ظهور نموده بعد با خیانه و دکان و بازار و کاروان سرا و جوامع شریفه را طعمه آتش جانسوز ساخته است ، اکثر اهالی که برای اجرای رسومات جشن و شادی به بیرون شهر برآمده بودند چون در جای آتش زده گی دویده می آمدند در پیش روی خود تپه های خاکستر آتش مشاهده میکردند ، از منظره فلاکت اور این حریق خانمان سوز مد هشتر هیچیک منظر و دیده نشده است در ویرانه زار ها می پر خرمن ها می خاکستر بی والده های سر و پا برهنه دیده می شد که اولاد کوچک خودش را در زیر سینه گرفته لرزان لرزان گریان و نالان بودند ، بسی مردمان عیال و اطفال دار بی نظر بر میخورد که موهای سرشان راست شده چشمهای شانرا خوف و دہشت از کار خانه های چشم شان برون بر آورده حیران حیران بسوی آشیان سوخته شده شان میدیدند ، بسی اولاد ها از مادر خود جدا مانده فغانها می کشیدند ، بسی والده و ما در پی چوچه های خود ناله ها می بر آوردند . مقدار بنا هائیکه درین حریق سوخته و محو شده است بهفت هزار و پنج صد بنا واصل شده است که از آنجمله صد خانه ان از مردم ارمنی و دو پنجاه خانه آن از مردم نصارهای روم بود ، باقی دیگر همه خانه های از مردم اسلام بود و از تکوشی و جامع و مساجد و بازار بوده است . آتش زده گی مدت (۱۲) ساعت دوام نموده ، یک قسم کلی استانبول را بحال خرابه و زاری در آورده است ، از هر بر طرف حسن انسانیت برادرانه بجوش و خروش آمده به امداد و معاونت مصیبت زده گان شتاب ورزیده شده است حتی جنرال ( نوژه ی ) مشهور ژاپانی که در وقت حریق در استانبول بود نیز در باب اعانه یعنی چنده ابراز انساخت کرده است .\n\nشانانه نه از خزینه ( بیت المال ) عطا و احسان فرموده از قرار یکه موثوقا خبر گرفته ایم و میرزا محمد خان پیشخدمت حضور انور والا برسانیدن مبلغ مذکور مامور گردید و پس از یک مشط بطرف پینی حرکت نموده اند که در ضمن دیگر کار های سه کاری که در پیش دارد مبلغ مذکور را نیز به قونسلوس خانه دولت علیه عثمانیه برده تسلیم کارداران دولت علیه عثمانیه بنماید تا بواسطه آنها برای آن حریق زده گان آتش بی امان و خانان ویرانان بی سر و سامان فرستاده شده تا یک درجه مدار سهولت احتیاجات شان گردد .\n\n❖❖ سراج الاخبار ❖❖\n\nحقیقتاً این احسان اعلیحضرت پادشاه دل اگاه کار شیم معظم ما از چنان آثار مراحم کارانه نیت پسندانه نیست که برای ما مردم افغانستان ، و رعایای صادقه پادشاه ذی شوکت و شان موجب فخر و مباهات عظیمی شمرده میشود .\n\nبنی آدم اعضای یکدیگر ناند که در آفرینشن یک جوهر آ\nچه عضوی بدرد آورد روزگار دیگر عضو ها را نماند قرار\n\nاین کلام حکمت پیام حضرت ( سعدی ) را هنوز در جام کتب بودیم که خوانده بودیم . ولی فعلیات آنرا پادشاه حقایق اگاه و محبوب القلوب ما به این خانه حریق زده گان استانبول رأی العین نشان دادند . بلی سعادت و مددکاری قضا زده گان بنی نوع بشر علی الخصوص که اخوت دینیه و عنصره به نیز موجود باشد از مهمترین فضایل انسانی شمرده میشود .\n\nحوادث خارجیه\n\nاز اخبار عام نقل شده\nمورخه یوم دوشنبه ۱۸ ستر ۱۳۲۹ مطابق ۲۴ رمضان در هندوستان یک پلتن پولیس نظامی باین قرار کرده شده است که باو آینده در علاقه مشیمی بر سرحد سیام روانه کرده شود پلتن مذکور همراه باشندگان\n\nآتش زنده گی بزرگ و وحشت ناک استانبول\nاز اخبار های ترکی نقل می شود .\nدر تاریخ ۲۶ رجب گذشته در شهر شهیر استانبول در روز جشن پر سرور ملتی شان که همه عثمانیان برای اظهار شادمانی و مسرت و سرور و غبطه و جبور بودند در نفس استانبول یک"}
{"book": "adl0616", "page": 16, "text": "ضمیمه\n\nمقابله مذکور تعلقات دوستانه پیدا کنند تا که به سبب اتحاد شان امن و امان صوبه مذکور فوق تقویت یابد.\n\nاز کلاته خبر رسید که مقام مذکور را افغانان خانه به دوش به مردم عوام پریشانی انداخته اند و سکونت آنها باعث خوف خیال کرده میشود چونکه افغانان مذکور برای قیام خود جای مطلق ندارند تمام روز در بازارها و شب بر سر راهها استراحت میکنند، لهذا حکومت بنگال از راه مهربانی بطرف شرقی کوتوائی هوڑه بقدر چهار بیکه زمین برای سکونت شان مهیا کرده است و فیصله نموده شده است که به طریق ممکن شود بر زمین مذکور حجره ها انداخته بزودی پوشانیده شوند. در حجره های زمین مذکور قریبا چهار صد نفر بود و باش کرده می توانند.\n\nوقت دربار تاج پوشی مقام وسط در هندوستان هم سکه جدید شاه چارج جاری کرده خواهد شد و ( دربار دهلی ) انتظام سر کاری بهر نوع قابل تعریف است و غله باب با فراط فراهم کرده شده است و درین ایام به راجگان و نوابان و تعلقداران و غیره از طرف سرکار هند پیغامات دعوت فرستاده میشوند (به دربار دهلی) - علاوه بران چهار صد نفر معززین خاص از انگلستان بطریق سرکاری همان کرده شدند - علاوه بران نفوس بسیار از ممالک خارجه نیز جهت تماشای در بار خواهند آمد.\n\nدر شهر لاهور بروز جمعه بوقت یازده بجه یک خانه پوشه دفعةً غلطید و بزیر خانه دو زن مذکور دفن شدند افسران پولیس پس از واردات مذکور خبر یافته بر موقعه مذکور رسیدند و بگوشش تام زنهای مذکوره را از زیر خانه بر آوردند بعد از دو ساعت هر دو زن بهوش آمدند و معلوم شد که بآنها ضرب خفیف رسیده بود.\n\nدر پنجشنبه گذشته بمقام کته محمد یادگار بازار بروسس نصب کرده شده بود و ازار روسی مشتعل می باشد.\n\nنمبر ١\n\nبجهته افتتاح بت مذکور معه دختران خود آمده بود و در همان روز که وزیر اعظم روس برای تماشای تهی اینتر (قامت گاه) رفته بود یک شخص یهود که بگراف نام داشت بر وزیر اعظم مذکور دو فیر تفنگی کرد. یک گلوله تفنکه بر سینه او خورد و دیگر بر پشت وزیر اعظم مذکور مجروح شد و بهمانجا افتاد و قاتل گرفته شد زار روس مع دختران از مقام تماشگاه روانه شده و تماشا موقوف گردید.\n\nقبل از هفت سال یک حمله سخت بر وزیر اعظم مذکور نیز کرده شده بود یعنی بر او گلوله بهم انداخته شده بود که از صدمه آن یک پسر و یک دختر وزیر مذکور مجروح شده بودند - ( ٦٣ ) نفر هلاک کشته بودند - و خانه وزیر مذکور تمام و کمال ویران کرده شده بود.\n\nوزیر مذکور دوست زار روس میباشد و در زمانه حال نهایت هوشیار و عقلمند و محب وطن است. ( و محب وطن )\n\nتوپخانه میدان نمبر ( ٨٦٦ ) متصل برج بری سنگه ( بیرون شهر پشاور ) در مشق گلوله اندازی چاند ماری مصروف بود که دفعةً یک جماعت افغانان بر ان حمله کرده یک مورد توپخانه مذکور را زخمی ساخت، بعد از آن حمله افغانها از آنجا گریختند و تا الحال معلوم نشد که جماعه مذکور از کدام قوم و از کدام علاقه بود.\n\nلغایت دهم ستمبر مطابق ۱۲ شهر رمضان المبارک برای بیت العلوم مسلمانان واقع کلکته مبلغ یازده لک و هفتاد و هزار و یک صد و چهار روپیه کلدار از مقامات مختلف فراهم کرده شده بود.\n\nمنجمله آن مبلغ هفت لک و نود و هشت هزار روپیه دو پیسه در خزانه بنگال جمع نموده شده است و مبلغ باقیمانده در خزانه های کمیٹی های مقامی جمع می باشد."}
{"book": "adl0616", "page": 17, "text": "نمبر ۱\n\nمقام بیبی یا اگا را یدوره هفتم بصورت شفاخانه قایم کرده خواهد شد. سر کا ر هند یک قطعه اراضی تحت تعمیر ند اور متصل کو مستی هو به مجلس منتظر شده اشهر سی داده است که قیمت الانه مذکور دو نیم لک روپیه کلدار میباشد.\n\nو از مدت پنج سال بر منصب وزیر اعظم روس هر شده بود. زار روس او ر ا نهایت و دست میداشت قدر و منزلت او میکرد - چرا که همین وزیر اعظم زار روسی را از دست مردم بلوائی نجات داده بود.\n\nچونکه در مکه معظمه و مدینه منوره خوف و با ای بیضیه پیدا شده است امکان دارد که استان حاجیان حجاز در روانگی خود احتیاط خواهند کرد.\n\nبتاریخ ۷ استمر مطابق ۲۳ شهر رمضان المبارك در آلات زلزله شناسی مقام شمله و دفعه حرکت زلزله محسوس شد - زلزله اول بوقت ما بچه شب محسوس شده بود و معلوم می شد که در امریکه واقع شده است دوم زلزله بعد از ۹ به صبح محسوس گردید و معلوم شد که بفاصله ای هزارمیل واقع شده است.\n\nاز طهران خبر رسید که معزول شاه ایرانی نظام گامیش تیب مقیم است و همه امید های او بر باد شده شدهان\n\nچونکه از طهران خبر رسید شاه ایران معزول در گوشش خود ناکام شد اکنون برادرش که سالارالدوله نام دارد برای قسمت از مانی خود ایستاده شده است سالار الدوله خواهش تخت ایران دارد . و فوج مازندرانی و منتشر کرد و شده و همه منصبدارا وجمه فوج مذکور اطاعت حکومت ایران قبول کرده اند.\n\nبمقام نیو یارک ( امریکہ ) بوقت میاد سرسین در حین مقابله و و انیدن موتر یک حادثه مملکت واقع شد - یعنی اینکه یک موتر که بشدت میدوید به احاطه تماشا گاه متصادم شده شش تماشانی بلاک و چهار تماشانی زخمی شدند.\n\nدر ملک سپانیه ف دو انقلاب حکومت رو به ترقی دارد و سرخنه های لا تعدا د با خود نموده شده ام و در تمام قمر د قانون نظامی جار می کرده شده است.\n\nایم مسمالی پن وزیر اعظم روس از وار تفکیه جان بر نشده بروزه و شعبه فوت گردید بنا برین در مملکت روس ماتم او کرده می شود.\n\nمقام بارسیلونه و بلیاوی و دلنشیه جنگ های متعد د بوقوع آمده اند و بر شهر و بلنشیه قبضه مردم جوانی میباشد.\n\nدر شهر کیف خوف بلوانی پیدا شده است و سیاسیان نظامی برای دفع ف و شب و روز در بازار ها گشت میکنند.\n\nبا بعالی یک یادداشت طویل از بابت حقوق جزیزه کریت به دول یوروپ فرستاده است حکومت عثمانیه در این یادداشت تحریر کرده است که اگر بر جزیره گریت سر پرستی دولت عثمانیه تسلیم کرده شد جزیره مذکور برا کامل حقوق خود مختاری عطا کرده خواهد شد اما مردم عیسانی جزیره کریت این را قبول نمیکنند و برای سرکشی اماده و سر پرستی یونان امیخواهند.\n\nسن وزیر اعظم نه کور (۴۸) سال"}
{"book": "adl0616", "page": 18, "text": "صفحه ۹\nنمبر ۱\n\nکه مطالبات امیر جبل سود نا مناسب و بیموقع اند ناراضی جاریست و مردم ترک شمالی میباشند.\n\nحکومت ترکی بر حدود یونان افواج فراهم نموده و جهازات را حکم نموده که مقدار کافی زغال گرفته سواحل کریت (قریطش) تیار باشند.\n\nحکومت ترکی اسباب قیمتی و جواهرات سلطان عبدالحمید خان را بغرض فروش بمقام پاریس فرستاده است و در آنجا جواهری های فرانس قیمت آنرا دو نیم لک پونڈ فرانس اندازه کرده اند.\n\nیک ریل دیگر متوازی ریل بغداد تجویز نموده شده است. محرک ریل جدید مردم انگریزی میباشند و این ریل از بندر گاه سعید شروع شده و از شط العرب و بصره و کرمان گذشته با ریل نوشکی ملحق خواهد شد. در باب ریل مذکور عنقریب خط و کتابت نموده خواهد شد.\n\nتخمیناً نقصانات آتش زدگی گذشته مقام قسطنطنیه شصت لک پوند کرده شده است.\n\nهر گوشه دنیا بجهت مصیبت زده گان آستانه روپیه فراهم کرده میشود. بیگمات مصری در همین ایام مبلغ (۶۵۸) پونڈ برای مصیبت زدگان مذکور فرستاده اند.\n\nسه نفر طلبای مسلمان از جزیره بورنیو که در افریقا واقعست در جامع ازهر مقیم میباشند و در عربی مهارت تام حاصل نموده اند آنها بیان میکنند که در جنوبی بورنیو ۳۵ هزار مسلمان آباد میباشند و نام سلطان آنها محمد صفی الدین است.\n\nو حکومت عثمانیه حفاظت حقوق خود میکند ورنه در مقدمه هم دریغ نخواهد کرد. اخبار تا میز تحریر کرده است به باب عالی به عوض جزیره کریت روپیه نقد داده شود، و سوال مذکور پیچیدگی پیدا کرده است.\n\nمعاهده که در خصوص ریل ایران در مابین روس و جرمنی تحریر نموده شده است در ان معاهده تصفیه ریل ترکی نیز نموده شده است، چنانچه باب عالی بر این معاهده اعتراض سخت کرده است که از دولت علیه عثمانیه بچه سبب مشوره گرفته نشده و دولت جرمنی در جواب انها تحریر نموده این گفتگو ابتدائی میباشد بوقت عملدرآمد از دولت عثمانیه مشورت کرده خواهد شد.\n\nاز اخبار وکیل نقل شده\nمورخه یوم شنبه ۲۳ ستمبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۲۴ رمضان سنه ۱۳۲۹\n\nمحمود مختار پاشا وزیر بحریه دولت علیه عثمانیه در انگلستان رفته است، گفته میشود که متعلق بغاوت گذشته البانیه و پیچیدگی های موجوده معقده و نیز از دفتر خارجه آن مبادله خیالات خواهد کرد.\n\nریاست های بلقان در فراهم نمودن افواج مصروف اند و ایل فرنگ خیال دارند که در آنجا عنقریب آتش فساد مشتعل خواهد شد.\n\nباغیان البانی از جبل اسود واپس شده بخانه های خود رسیده اند، سپاهیان ترکی باغیان مذکور را که از گرسنگی جان بلب شده بودند از پیش خود طعام دادند و از طرف سرکار ترکی برای مردم ضعیف و ناتوان سررشته سواری کرده شد مردم باغی بر فعل خود نهایت شرمنده و شکر گذار دولت عثمانیه میباشند، در ما بین دولت عثمانیه و جبل اسود میمون\n\nچون در ایام گذشته مسٹر ایڈین توجه\nمشهور"}
{"book": "adl0616", "page": 19, "text": "نمبر ۱\nصفحه ۱۰\n\nامریکه در انگلستان رسید یک مدیر اخبار را ازو دریافت کرد که آیا شما در انگلستان برای مقصد خاص می آئید مستر ایکسن جواباً گفت که من از چهار یا پنج سال از خانه خود برای دیدن این امر می برآیم که اهل دنیا بکدام کارها مصروف اند و آیا کدام کار این قسم است که من از آن فایده حاصل کرده بتوانم علاوه بر این انسان لازم است که یگان وقت از کار معمولی خود فراغت حاصل کند مستر ایندیس گفت که اگر چه بمن ضرورت آرام محسوس میشود لاکن من زیاده استراحت میکنم چرا که انسان حصه بسیار زندگانی خود را در خواب بسر میبرد و میگذرند و در این ایام در کل دنیا غلغله خواب زیاده است میگویند که هشت ساعت خواب میکنند گویا ثلث عمر خود را مفت ضایع میکنند بعض اوقات که خود من برای حل نمودن یک مسئله مشکله یک یا دو شب و روز متواتر جد و جهد میکنم خواب نزد من نمی آید و چون عقده مذکور حل میگردد و یا از آن دست بردار میشوم یک شب و روز مسلسل خواب میکنم\n\n✥-✥-✥-✥\n\nشخصی از مستر ایدیسن دریافت کرد که آیا ساختن طلا ممکن است مستر مذکور بجواب گفت که حرف شما بوقت انحصار دارد و آنوقت نزدیک است که برای ساختن طلا طریقه خاص آمیزش کیمیاوی فلزات دریافت شود و در آنوقت آن اصول علم الاقتصاد که تعلق بسکه رایج آنوقت دارد تبدیل کردن لازم خواهد شد چرا که ۲۸ تن طلا بصرف ۵ روپیه تیار کرده خواهد رسید و این حرف مرا یاد داشته باشی که آنوقت نهایت نزدیک رسیده است\n\n✥-✥-✥-✥\n\nاطفال برق بود\n\n✥-✥-✥-✥\n\nفلاسفه و اطبای ملک سویدن از چند سال گذشته در دارس ستاک نام پای تخت سویدن در تجربه برقی معروف اند مدعای آنها اینست که بر اعضای جسمانی اطفال علمی اثر برقی دریافت کرده شود اخبار ستیندرد تحریر کرده است که تجربه باینکه تا الحال تحته ترقی نشو نمای نبات بذریعه قوت برقی نموده شده اند و در آن کامیابی کلی شده است پس ماهرین علم مذکور خیال کردند که نشو نمای جسم انسان هم بذریعه قوت برقی ممکن است لهذا دو جماعۀ اطفال که سن آنها ۲۵ سال بود منتخب نمودند که اطفال هر دو جماعت بلحاظ صحت و وزن و قد قریباً مساوی بودند انتظام تعلیم هر دو جماعت در دو کره جداگانه نموده شد و فرق صرف این بود که در یک کره امواج برقی برده می شدند و کره دیگر از امواج برقی خالی بود بعد از چند سال چون مقابله اطفال هر دو جماعت نموده شد معلوم گردید که اطفالیکه در کره برقی بودند مقابله جماعت دیگر در قوت جسمانی و دماغی بسیار ترقی کرده بودند اطفال کره برقی در از قامت و زیاده وزنی بودند و قوای ذهنی نهایت مناسب و درازی قامت ترقی یافته بودند بعضی اشخاص تجربه مذکور را قطعی و مسلم الثبوت تسلیم نکردند بنا بر این در مدرسه دیگر سویدن تجربه مذکور به پیمانه وسیع نموده میشود اگر در این تجربه کامیابی ظاهر شد لاریب این اعجاب عمل برقی خواهد بود\n\nادبيات\n\n✥-✥-✥-✥\n\nاین مقاله بلاغت پیرایه جناب عالم فاضل کامل مولوی عبدالرؤف صاحب است که بنا به بر استدعا عاجزانه ما در باب (ادبیات) نوشته اند که عین آنرا نقل مینمائیم هم\n\n✥-✥-✥-✥\n\nادبیات چیستند و از چه بحث میرانند\n\nاین فقره مطلبی است عالی و دانستن آن مناسب حال هر شخص از رعیت و والی\n\n✥-✥-✥-✥\n\nاین سوال مختصر بیست که مانند یکدانه تخم توت شور بلند تنومند را از خود میرویاند بلکه مانند مرد گشاده چشم زمین و آسمان را بیک دفعه در خود می گنجاند"}
{"book": "adl0616", "page": 20, "text": "صفحه 11\n\nنمبر 1\nد نباتات و علم متعلق با حوالات حیوانات و علم بر احوال بدن انسان و علم طب و کیمیاگری و علم قوة برنی و شهربانی و علم جمیع صنایع جدید و که اهل یوروپ بسیار بر اهل اسلام تقدم یافتند و علم لغات و زبانهای مختلفی در اهل عالم همه از علوم ادبیه دانند\n\nباید انست\nکه لفظ ادب در لغت عربی زیرکی و نگهداشتن حد بر جزیرا گویند - و در اصطلاح علوم قدیمیه که در مدارس اسلامیه خوانده میشوند (علوم ادبیه) علمهائی را می دانند که تعلق بزبانهای مخصوص لغت عربی داشته باشند که اول آنها علم لغت عربی است. دوم علم صرف که دانستن صیغه لفظ عربی ب آن مشروط است. سوم علم نحو که شناختن ترکیب و انتظام کلام عربی که فهم کامل مقصد متکلم و مخاطب و ابسته آنست بآن مشروط است. چهارم علم فصاحت و بلاغت که فردا اعلی درین باب قرآن مجید است که بحد اعجاز نوعین انس و جن شد است. این علم نیز سه شعبه است و تفصیل آن مکان این مقام است. این چهار علم را با تعلقات آنها دوازده علم ساخته اند که علم عروض و قافیه و شعر و انشاء از آن جمله است. در اصطلاح کتب و مدارس اسلامیه این دوازده را علوم ادبیه گویند.\n\nو اینچنین نیز میتوان گفت\nکه اکثر اهل فهم عالم از لفظ (ادب) و لفظ (ادبیات) آداب مجلس سلاطین باقی مجالس دار آب معیشت با کلاران و گذران و زیستن با زیر دستان و خوردان خود را مراد میدارند - بعضی انجنین اصطلاح دارند که فلان شخص مودب باداب شریعیت است\n\nو نزدیک باین است قول حضرت مولانا روم در مثنوی معنوی\nاز خدا جو نیم توفیق ادب\nبی ادب محروم ماند از لطف رب\n\nو آنچه در جای دیگر شنوی خود فرمود\nدر میان قوم موسی چنے میں بی ادب گفتند کو سیر دے\n\nو در این جانا اور آب شریعت و طریقت را مراد داشته ام\nو آنچه میرزا بیدل شاره بلکه میریخ فرمود\n\nادب نہ سب عبادت می بینیر خاک شدن بهره بان\n\nو آنچه عارف جامی در سلسله الدین بوده\nأدبُ النَّفْسِ بِهَا الْأَخْلَاقُ طُرُقُ الْعِشْقِ كُلُّهَا كَذَا\n\nدر این مرد و فردا داب طریقت مراد خواهند بود\nو آنچه عارف مروج در دیوان اشعار بلاغت شعاره خود فرمود\n\nچند ای معلم از روز شاب\nباشد نخارم ابو سر السبت\nشد فرش و یا از سبز مرا\nارسله معايرتم والعب\n\nتعلیم آداب اور انچه ها کار خود را اغاز آمد موری\nو انچه حافظ شیرازی فرمود"}
{"book": "adl0616", "page": 21, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۱\n\nافسانه های اینوقت حاضر را در فرانسه و ممالک عثمانی ( رومان ) میگویند ، و در انگلستان ، و هندوستان ( ناول ) مینامند ، رومانها و ناولها درین وقت از مهمترین آثار ادبیته اقلیمه شمرده میشود . زیرا ناول نویس کمال اقتدار قلم خود را در باب تصویر نمودن خیال را بحقیقت صرف مینماید که ذاتا شعر هم همچنین یک چیزیست . ( سراج الاخبار ) میخواهد که برای تشفی و ساعت تیری خاطر خوانندگان گرام خود از افسانه گوئی طرز نو نیز کوتاهی نکند لهذا به ترجمه ( فاجعه های پاریس ) نام ناولی که از تالیفات ( قونت و یه دو مونته پین ) نام ادیب و شاعر مشهور فرانسه است آغاز نموده و بعد ازین در هر نسخه خود انشا الله یک مقداری از انرا درج صحایف خواهد نمود . مقصد ما از نشر کردن این ناول یا رومان یا افسانه دو چیز است یکی اینکه طرز افسانه گوئی زبان حاضر را بر خوانندگان کرام عرض نمائیم . دیگر اینکه از عجایب و غرایب ممالک متمدنه اوروپا و شقاوتها و تنها و جنایتهای خونریزانه اینکه در ان پیش میشود معلومات بدهیم تا معلوم گردد که در لباس مدنیت چگونه وحشتها مستتر است .\n\n✥-✦-✥ اشتهار ✥-✦-✥\nدر باب درج شدن اشتهارات تجارتی و صنعتگر\nروزنامه مبارک ( سراج الاخبار ) برای اشتهارات مالهای تجارتی سوداگران وطن عزیز ما که بفروش میخواهند رسانند و یا بعضی صنعتها و پیشه هائیکه بعضی از صنعت گران اختراع کرده و فروختن انرا آرزو میکنند حاضر و اماده میباشد که مال سوداگران و صنعت صنعتگران را در صفحه آخرین اخبار خود اشتهار و اعلان نماید . لهذا هرکس که آرزوی اشتهار مال تجارتی و یا صنعت صنعتگر می خود داشته باشند به اداره خانه سراج الاخبار در ماشین خانه است آمده و از قرار سطر یک روپیه اجرت آنرا داده با مال و یا صنعت خود را بواسطه اخبار اشتهار میکنند و اگر کسی بخواهد که از پنج بابه زیاده اشتهار خود را در اخبار بنویسد بر سطر یکقران گردانید\n\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار محمد سمع\n\nشوخی نرگس نگر که پیش تو شگفت\nچشم درید و ادب نگاه ندارد\n\nو آنچه شنوده\nاگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست\n\nآداب ظاهری بآن مراد داشته باشند . بر سبیل اصطلاح خود از ادب و ادبیات چیز دیگر را مراد داشته والله اعلم .\n\nو اما علوم سیاسیة\nدر اصطلاح اخباریان مذکور فوق علومی که متعلق بقاعده و قانون سلطنت از رعیت و لشکرداری و غیره باشند .\n\nو اما علوم اقتصادیه\nدر اصطلاح ایشان علومی هستند که بآب و تاب و راست ساختن دخل و خرج انسان پادشاه باشد یا سپاه یا رعیت تعلقدارد .\n\nاقتصاد در لغت\nرفتن را گویند و در میانه راه و مجازا توسط و اعتدال گویند در خرج و صرف مال لهذا این علم را علم اقتصادی مینامند و علم الاقتصاد را علمی علیحده ساخته اند و کتابها درین علم تالیف نموده و پرداخته اند . دستخط غیر مخلص عبدالرحمن مدرس .\n\n✥-✦-✥ یادآوری ✥-✦-✥\n( ناول ) یعنی\nافسانه گوئی و افسانه شنوی یک حس طبیعی بشری میباشد از ابتدای ایام طفولیت کوشش انسان به افسانه شنوی عادت میگیرد . حتی اکثر مردمان تا افسانه نشنوند خواب نمی برد .\nو در این اعصار آخر زمان چنانچه در همه چیز ها یک تبدل و نوی بظهور آمده افسانه ها نیز یک طرز نوی پیدا کرده که با افسانه های کهنه و قدیم ما هیچ شباهت نمیرساند .\n\nدر مطبعه دار السلطنه کابل بطبع رسید و باهتمام مهتمم الحاج عبد الخالق بقلم میرزا محمد مراد خان"}
{"book": "adl0616", "page": 22, "text": "صفحه ۱\nنگران\nایشیک اقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلی احمد\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنه کابل\nجمله امور تحریریه به اداره خانه بنام\nمدیر فرستاده میشود\nتاریخ عربی یکم ذی القعده ۱۳۲۹\n\nسال سیم\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nنمبر ۲\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخل مملکت با اخراجات ڈاک ۱۴ روپیه\nدر خارج مملکت با اخراجات ڈاک نیم پون انگریزی\nقیمت یک نسخه ان در کابل یک عباسی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۳۱ میزان ۱۲۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nتاریخ عیاناً نشان میدهد که از روز جلوس میامن مانوس اعلیحضرت (سراج الملة والدین) پادشاه خردمند عدالت آئین و شهریار حکیم هوشمند ترقی گزین این دو علت مدهشه و این دو مرض مهلکه از وجود وطن عزیز ما زایل و مرفوع گردیده است . در وقت حاضر پای تخت دولت علیه افغانیه از فیض همت سنی و کوشش بلیغی که پادشاه ترقی پرور معظم ما در باب توجه در ساختن راهها ارزان و شایگان فرموده اند با هر طرف ملک متصل و پیوست گردیده . بعضی ازین راهها سرکهای پخته و متقنی است که عرابه و موتر بران رفت و آمد دارد . و بعضی از ان راهها نیست که در دست تعمیر و پخته کاری میباشد . و بعضی از آنها راههای خامه و همواریست که هنوز پخته کاری نشده . ممالک محروسة المسالک شاهانه چنانچه با راههای منظم کسب ترقی کرده به بعضی پلهای بسیار مهم و معتبری نیز رونق و اهمیت عظیمه پیدا نموده که از انجمله یکی این پل نهر نیلاب است که به (پل سراج) موسوم شده . از روی مرحمت و خیر اندیشی تفصیلات مراسم افتتاح پل مذکور را جناب سر نگران ما که بهمرکابی (اعلیحضرت همایونی) در مراسم مذکور شرفیابی داشته اند به اداره خانه فرستاده است که عیناً همان نوشته ایشان را درج میکنیم :\n\n✨راهها و پلها✨\nو رسم افتتاح پل سراج گلبهار\n(هر گاه یک ملکی را بوجودی تشبیه به جسم نمائیم راههای منظم آن را عروق و شرائین آن وجود ، و پلهای آن را مفاصل یعنی بند های آن وجود ، اگر بگوئیم هیچ یک سخن مبالغه نگفته خواهیم بود زیرا اگر در عروق و شرائین یک بے انتظامی و ناهمواری راه یابد جوهر خون که ماده یگانه حیات شمرده میشود به انتظام تمامی که لازم اوست از پای تخت در هر طرف وجود جاری و ساری نگردیده و حیات جسم را در تهلکه می اندازد . و کذالک اگر در مفاصل یعنی بند های اعضای وجود شکستگی و بے انتظامی واقع شود در ما بین عضوی با عضو دیگر خط مواصله و مرابطه منقطع گردیده به بسی عوارض مهلکه معروض میگردد راهها و پلهای مملکت عیناً همین اهمیت و مزیت را دارد که عدم انتظام و درستی آن موجب عدم انتظام و درستی ملک میگردد بی راهی و بی پلی چنانچه در مواردات و مخارجات تجارتی ملک که بمثابه خون در بدن است سکته و خرابی میرساند در نقلیات سوق عسکر نیز تهلکه های بسیار فجیعی بوقوع می آرد که مثالهای انرا صفحه های)"}
{"book": "adl0616", "page": 23, "text": "صفحه ۲\nنمبر ۲\nمهر بیان انفتاح پل نیلا آب\nبخاطر گذرانیده در سر رشته تحمیل و آبادی آن بودیم - برخی\nکه از خیالات ما واقعیت نداشتند به تصور و خیالی بودند\nامروز که الحمد لله تعالی این حکم ما تکمیل یافت و پل ہذا\nنیل آب منبع آن از برف تا ریخ با و چشمه سارهای آباد شده ظاهر است که چقدر رفاهیت برای مترو دین\nکوه هندوکش از حدد دخیا واک که سمت شمالی کابل است. برآمده در حدود با دریاچه با شدند و معتبرین پل نیل آب و قوع ب بوقوع رسید شخصی که قبل از آبادی\nدر بین دره پنجشیر آمده در حد و د با گرام با دیگر دریا چه ما ملحق شد این پل از این رودخانه گذر کر انہ گذر کرده باشید حال رفاهیت\nبطرف مشرقی میرود سالهایی سابق درین موضع احوال خود را میداند اگر چه مانند آبادی این پل\nکه پل حال بل جدید بنا شده اصلا اثاری از پل نه بود مرد تا که پل حال پل جدید بنا شده اصلا اثاری از پل نه بود مردم تا\nا تو برا من و کوهستان خصوصا نفری مین ہزار ب خیالات بفکر اعلیحضرت ما بر سیده است که این\nعلاقہ کو بنا نا ہزار یک آن نخواهد بود امید بخدا وند عالمیان است\nحدود مذکور بر حمات و نیگا ر بزحمات و تکالیف از نیل آب عبور می نمودند که خیالات ما چون بر بهبود رعایا و آبادی بر به افغانستان است\nو زمان زیادتی آب تلفات زیادی برای عبور کنندگان معطل نخواهد ماند و همه اجرا خواهد شد و از خداوند کریم\nمذکور حاصل میشید - چون اعلیحضرت سراج الله والدین در موضع گل بهار تشریف برده ملاحظه فرمودند خیال میخواهم که جمع رعایا و خدام درود دولت بخیالات من یکدل\nو اراده آبادی را دران موضع فرمودند. چنانچه و الممالک المرسلین محکم و ثابت قدم باشند - مستوفی المان\nدرسته ۱۳۲۹ هجری به انجنیری ری عزت مند متر و یک زبان باشند و برام دین مبین حضرت سید\nکه از حضور مبارک خان و سر کرده رعایا می علاقه سمت\nنالید می انگریز لازم دولت خدا دادپل مذکور آباد شمالی است با خوانین کو ہدا من و کوهستان بیک زبان\nگردید - تاریخ روز چهارشنبه ۱۷ ماه شوال المکرم سلامتی وجود مبارک را گفته ادای شکرانه شکرانه مراحمات\nمطابق ۱۸ ماه میزان موافق 11 اکتو بر ماه انگریزی افتتاح شانانه را بوجه احسن نمودند و اعلیحضرت والا قفل در\nپل نیل آب گردید - در آن روز ذات اقدس الحوشان مذکور تشریف بردند واژه پل را واژه پل را با ز فرمودند با برخی از خدام و عمله حضور در موضع مذکور تشریف بردند\nباجه خانه های موجوده\nو دیگر سازمانی مروجی علاقه مذکور ادا می سلامتی را\nو جمعی از نفری خوانین و معتبرین کوهستان دکو بدامن که نظرمی زیاد بوند نیز در اینجا حاضر گردیده از برای نفر ی مذکور همه بیک سرود و الحان خوش که پاینده باد با دشاه ما\nادا نمودند - ذات اقدس والا اول پاے\nرعیتی\nو باقی خدام از همه گونه اطعمه و اشعر به و چای و شیرینی و غیره مبارک بر و نهاده معه خدام حضور و خانان و مکان\nموجود بود سه بر یازده بجه روز مذکور اعلیحضرت والا بالا و بستان از پل مذکور عبور فرمودند بعد دیگر نفری را\nپل تشریف بردند - پل مذکور الى تشریف فرمودن حضرت والا تشریف بردند از پل مذکور عبور کرده ادا می شکرانه مرا حما مرانه مراحمات شامانه\nاعلیحضرت والا قفل بود اینکه اعلیحضرت مارکت را نمودند ثانیا اعلیحضرت شہر یاری بوار ہے\nایشاک آقاسی ملکی کلید قفل را با عزاز و احترام بحضور بیان موثر تشریف فرمودند و عبور فرمودند به از مشتر\nتقدیم نمود.\nنموده اعلیحضرت والا کلید قفل را بدست نی که یک بالیدی انگریز ملازم ملازم دولت خدا داد به سبب\nگرفته این کلمات را نطق که ات را نطق فرمودند بران خدمات مسابقه او که از چند سال در افغانستان\nبنانی را ایجینال خود تصور کرده در اجرای خیالات خود میکوشد خدمت کرده و نیز ازین خدمت او که در این پل ظاهر\nبرای ناظرین مشکوک است . اگه آیا این بنا چه نتیجه و ثمر خواهد کرده اظهار مرحمت و مهربانی و خوشی را از و کردند\nدارد و بر واحدی بخیال خود فکری می اندیشد تا اینکه آن بناتکمیل د از عبارت و نطقیه اعلیحضرت در حسین\nباید بعد که ناظرین از خلاطه آن مره ونتیجه یکی آنرا و یدند افتتاح فرمودند نهایت موثر و جوش آور بود\nتسکین خاطر هر یک میگردد چنانچه ما اقول زمانیکه در تشیع بسیار قابل شنید فقط ( علی احمد )\nہذا تشریف آورده تکالیفات رعایا را ملاحظه فرمودیم\nضرورت دانسته خیال و اراده آبادی یک پل جدید را"}
{"book": "adl0616", "page": 24, "text": "نمبر ۲ صفحه ۳\n\nوَمِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ\n— آب کابل —\n\nدر پای تخت سلطنت سعید افغانیه اگرچه بسی آبها جاری موجود است . حتی ( شهر کابل ) یک آب و اسم الجربا نیست که مانند کلمه آب که در نفس لفظ نام ان واقع است از وسط شهر همیشه جاری میباشد . ولی این آب بسبب مستعمل شدن آن در زراعت با دشت زاری و برآمدن بسی جوی ها ازان وقتیکه در شهر میرسد هم خیلی کم میشود و هم برای نوشیدن نافع و صالح نمیباشد . بعضی چشمه ها و چاهانیکه موجود است آن هم بدرجه کفایت احتیاج اهالی دیده نمیشود . حالا آنکه آب یکی از مایحتاج بسیار ضروریه انسان آکه خالق یگانه ارض و سما آنرا مدار حیات نوع بنی بشر گردانیده است طباً ثابت شده است که تلفات نفوس شهر با آنکه آب نوشیدنی آن ناگوار و مستعمل و پر میکروپ باشد نسبت شهر باشیکه آب آن خوشگوار و پاک و بزاق باشد خیلی از خیلی افزون تر است . بنا بر این این قضیه فقدان آب شهر کابل نظر وقت همایونی بادشاه معظم محبوب القلوب ما را که افکار و مراحم شان ترقی آثار مترقیانه شان و ایما در باب عمران ملک و رفاه رعایا و خیر اندیشی برایا مصروف و معطوف است جلب و جذب نمود و به آوردن آب بسیار با صفا و خوشگوار ( پغمان ) را در کابل اراده و فرمان همایونی شانانه را شرف اصدار فرمودند. ( پغمان ) از کابل بمسافه نه کروه نیمی در سمت شمال غربی در دامنه کوه پغمان که از شعبه های کوه ( هند و کوه ) که معروف بهندوکش میباشد در یک موقع بلند و بسیار سرد و خوش هوائی واقع شده است که روزها گرمی تابستان را ذات اعلیحضرت شاهانه در قصر همایونی ( سهیل ) که از بنا های عصر ترقی عصر سراجیه است بسر می آورند . و الحاصل پغمان صیفیه دولتی پای تخت سلطنت کابل میباشد .\nآب پغمان از بسیار جاهای مرتفع از ترشحات چشمه\n\nسائر آبهائیکه از برف های تالاقهای کوهها حاصل میشود بسیار بزلالی و صفائی و نهایت سردی و خوشگواری جاری میباشد .\nلهذا بادشاه رحیم القلب مهربان چنان تجویز فرمودند که آب مذکور را با یک بند پخته و متینی در یک حوضه بزرگی جمع آورده و بواسطه نلهای آهنین در شهر رسانیده در جاهای مشهور و نقاط معروف شهر تقسیم شود . در این باب پارسال در اثنائیکه در پغمان تشریف شاهانه شرف افزا بودند با مستر (ملر) اسکات لنڈی که برای خدمت ماشین قماش باقی در دولت علیه خدا داد افغانستان ملازمت دارد حرف زده و عطا شدن یک لک و پنجاه هزار روپیه کلدار را برای مصارف و آوردن نلهای آهنین آن بموجب مومی الیه اراده فرموند . از قراریکه موثوقا خبر گرفته ایم نلهای اهنین مذکور در دارالسلطنه کابل رسیده و درین قریب باینکار بسیار با صواب مذکور شروع میشود . الحق که این لطف و مرحمت اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه خیراندیش عدالت کیش، آب یاری قلوب دلمان اهالی آن شهر ما را مینماید ، لهذا دعای دوام صحت و عافیت وجود مراحم آمود بادشاه معظم خود مان را با همه برادران همشهری خود ( سراج الاخبار ) از درگاه کردگار لیل و نهار مینماید .\n\n—*—\nمهد عرض شكران\n—*—\n\nسبحان الله ! چه خوش بختی و سعادت ما مردم افغانستان است که ذات پاک اقدس الهی ما را بدون سابقه شرف بخشیده و همه ما را یک ملت و یک مذهب ساخته و تابعی چنین یک بادشاه دل آگاه خیر خواه ترقی پرور لطف گستری ممتاز و سرافراز فرموده که شب و روز افکار مراحم نثار همایونی شان در باب عمران ملک و آسایش رعایا مصروفست .\nآیا اگر یکقدری بسوی احوال ایمنی خود یک نظر عبرت آوری بیندازیم . و احوال حال خود را بآن مقایسه نمائیم."}
{"book": "adl0616", "page": 25, "text": "صفحه ۴\n\nنمبر ۲\n\nچه قدر فرقهای عظیمه می بینیم؟ صرف نظر از دیگر چیزها : تنها احوال سابق بهمین شهر نیلاب را در پیش نظر آریم:\nاین نهر یک آمیست که ایالت جمیله حاصل خیز خوش آب و هوای (کوهستان) و (کوه دامن) زمین وطن عزیزه را بشدت جریان خود از هم دو پاره کرده راه مرور و عبور را یک سد حایلی شده بود بسبب وضعیت مجرای آن که بر یک سطح مایل واقع شده با آنکه آب بسیار هم دار و شدت جریان آن نیز خیلی پر قوت و غیر قابل مرور است نت در قریب بهمین نقطه ئیکه درینوقت پل پر شوکت و مهابت آهنین (سراج) بنا یافته از چوب و خس و خاشاک یک پلی موجود بود . که اگر چه پیاده پا از ان بهزار بیم و خوف گذشته میتوانست ولی بار و حیوان از ان مرور نمیتوانست حالا که همین پل را نیز در هر سال سیلاب ویران ساخته مدت ها مرور و عبور بندگان خدا را معطل مینمود .\n\nتصور بفرمایید : یک بیوه وامانده بیچاره را می بیند که بنا بر صدمه حوادثات از زمین های انطرف دریا قطع علاقه کرده میخواهد به اینطرف بیاید کاسه و کوزه و جل و جهین فقیرانه خود را بر یک خری بار کرده و دو سه اولاد نامی کوچک یتیم خود را از دست گرفته مانده بلاک تا بکنار دریا میرسد . در آنجا می بیند که آب پر جوش و خروش شدید الجریان نیلاب سد راهش میشود . بیچاره حیران میماند نه راه پیش رفتن نه رو باز گشتن !!\n\nآیا چه کند مجبور؟ میشود که از پل خس و خاشاک موجوده بگذرد !\n\nآو چه دهشتناک حال ! خس و خاشاک پل ثقلت خر زن بیچاره تاب آور مقاومت نمیشود خر با بار در دریا می افتد ، زن و اطفال واویلا با میکنند . هستیش غایب میشود ......\n\nاین است که مرحمت پادشاه رعیت پرور و پدر شفقت گستر ما به این ناگواریهای ملک خود قابل شده این پل متین آهنین را بر نهر نیلاب ساختند ، و به این مرحمت خود یک مفصل یعنی یک بند بسیار مهم وجود مملکت شاهانه شان را که از هم جدا مانده بود شکسته بندی فرمودند . و به آوردن آب سلسبیل آسای پیمان آبیاری حیات پای تخت سلطنت سنیه خود را فرمودند (پاینده باد پادشاه ما) .\n\nاز دربار پروردگار دلیل در نثار رو داده ایم عمره اقبال و ترقی\nعز و اجلال پادشاه مراحم کردار خود را نیازمیکنیم که\nبا یه ترقی آیه شانشان بی مس از ینگونه آن به\nعمران ترقی درباره وطن و ملت شانشان برود\nکار آید آمین\nمحمد حسین\n---o---\n\nحوادث خارجيه\nشوال\n\nنقل از اخبار پایونیر مورخه ۲۷ ستمبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۳ شوال\nاز ابتدای امسال حالت پولیتیکی جمیع ممالک کلان پر از شورش و فساد بوده است و اگر در یک ملت شورش فرو نشیند یا انقلاب خوابان فرو شود بدیگر ممالک همان قسم فساد بر پا می شود همچنان اگر خطرات جنگ عالمگیر در یک صفحه دنیا معدوم میشود امکان جنگ ما بین دو ملک دیگر پیدا شود غالباً معتقدان توهمات باطله این را اثر ستاره و مدار خیال خواهند کرد و سیاسی دانان انرا به قواعد فلسفیه منسوب خواهند نمود لاکن برای انسان معمولی فهمیدن این همه کشمکش و شورش امر آسان نمی نماید و امید بهتری صرف در همین باقی مانده که کشت و خون در جهان باقی نماند و سر رشته صلح عمومی شود – اکنون چون قضیه مراکو تصفیه پذیرفته است توجه مردم به تنازع ترکی و ایطالیه منعطف گردیده است و اگر چه بظاهر برهان اثبات دعاوی ایطالیه را در طرابلس مهیا کرده نمی تواند لاکن یاد باید داشت که نصف تجارت آن علاقه ترکی بدست تاجران ایطالیه است و کار داران ترکی در چند سال گذشته با تجاران اطالیه مسلوک خوب ننموده اند و وزارت موجوده بارها اظهار تشویش و مجبوریت خود را متعلقه آن کرده است مگر در هر صورت وضع ایطالیه چنان است که حق را بجانب آن گفته می توانیم و هنوز هم توقع داریم که تنازع مبرم و ملک مذکور به خوش اسلوبی تصفیه خواهد پذیرفت .\n---o---\n\nنقل از اخبار پایونیر مورخه ۲۹ ستمبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۵ شوال\nدر لندن ۲۰ ستمبر سفیر اطالیه مقیم قسطنطنیه یک مراسله به این مضمون فرستاده بود که ترکان در طرابلس\n\nباب"}
{"book": "adl0616", "page": 26, "text": "صفحه ۵\nعربان را بر خلاف مردم اطالیه استعمال داده اند و اسلحه و سامان حرب را بمقدار کثیر به طرابلس روانه کرده اند و در جواب آن با بعالی برای سفیر مذکور اطلاع داده است که شورش عربان بر خلاف مردم اطالیه دروغ محض میباشد و سامان حرب مذکور صرف برای امنیت داخله ملک فرستاده شده است .\n\nبرای ریوتر از اطالیه اطلاع معتبر رسیده است که اطالیه در طرابلس وضع مخالفانه را اختیار کرده است که ترکان جوان حقوق مردم اطالیه را پایمال کرده اند که بقرار معاهده جات سابقه حاصل کرده بودند و از روزیکه حکومت شورائی در قسطنطنیه قایم شده است تدابیر آن سرا سر مانع ترقی اطالیه بوده اند و اطالیه در طرابلس خواهان حقوق خاص میباشد بلکه صرف همین قدر میخواهد که آن سلوک دوستانه سابق با ایشان کرده شود .\n\nبرای ریوتر از دولت عثمانیه اطلاعی معتبر رسیده است که سرکار عثمانیه یا اطالیه هرگز بسلوک دلخواه نه نموده است و برای جمیع اقوام در طرابلس حقوق تجارت مساوی میباشد و اگر اطالیه خواهان حقوق خاص یا قبضه طرابلس نباشد تصفیه قضیه موجوده را مر آسان است .\n\nدر شهر رو ما مزدوران ریلی از این سبب اراده شورش را داشتند که اطالیه در طرابلس وضع مخالفانه ترکی را اختیار نموده است لاکن شورش مذکور توسط چند نفر کارداران معتبر فرونشته است .\n\nاز مالتا نیز تلگراف آمده است که شش جهاز جنگی اطالیه از راه آن جزیره و بصوب طرابلس رفته اند میگویند که چند جهاز جنگی اطالیه طرابلس رسیده اند و افواج را برای جنگ ترکی آورده اند . اهل اطالیه در شهر طرابلس خیلی مشوش میباشند که اگر فوج مذکور بر ساحل فرود آمدند ترکان حکم مقتل عام مردم اطالیه را خواهند داد .\n\nدر جهازات تجارتی اطالیه در این ایام با سوای مردم اطالیه و اسوار نمیشکنند و رعایای برطانیه در طرابلس بیرقهای خود بر جهازات بند کرده اند .\n\nاز قسطنطنیه نیز تلگراف آمده است که جرمنی سعی فراوان برای مصالحت ترکی و اطالیه میکند و باب عالی بطریق دوستانه به اطالیه اطلاع داده است که تصفیه معاملات متنازعه فیه بخوش اسلوبی کرده میشود و گر از اطالیه خبر آمده است که سرکار انگلیس بر این قرار میباشد که ترکان مطلقا اختیار ندارد و انگریزان مقیم فرامین حکام شان استمداد نموده اند .\n\nنمبر ٢\nلاره کچنر در اسکندریه رسیده است .\n\nحاکم بوشهر قریباً صد نفر سپا بیان بحریه را برای انسداد فساد بندر و حفاظت آن شهر فرستاده بود لاکن آنها وقت رسیدند که شورش فرو شده بود و جهازات برطانیه بعد از انتظام کافی از بندرگاه مذکور بر آمده بودند در سیستان مذکور حتی لواسع تاجران اسلحه میباشند و هر یکی از آنها در یاست تفنگ شان که در بندر عباس اراده فروش آنها را داشتند و چونکه حاکم بندر عباس مانع آن بود بنا بران آنها بر شهر حمله نموده و چند نفر را مقتول و مجروح ساختند و تا انزمان از شهر بیرون نیامدند که کل تفنگ ما را بفروش نرسانیدند و بوقت واپسی در مضافات شهر تیتر اسباب مردم عاجز را بغارت برده از بندرگاه روانه شدند .\n\nلندن ۲۸ ستمبر — یک جهاز ترکی در بندرگاه طرابلس چند نفر سپاهیان نظام عثمانی را مع سامان حرب آورده است و افسران جهازات جنگی اطالیه فرود آمدن آنها را دیده اند و اخبارات رفتن آنها را وجه کافی برای جنگ خیال میکنند .\n\nاز سلانیک خبر تلگراف آمده است که جمیع جهازات اطالیه از بندرگا های ترکی بر آمده دارند و در اکثر شهرهای اطالیه مردم به این سبب شورش کرده اند که چرا افواج اطالیه را در طرابلس فرستاده شده است لاکن سپاهیان نظام مانع آن شورش نموده اند و اکنون مردم خواهش دارند که طرابلس در قبضه اطالیه نباشد .\n\nبا وجود این امر که اخوا بهای فرود آمدن افواج اطالیه بر ساحل طرابلس مشهورند و سر کار ترکی بحیطه حفاظت علاقه جات خود و برای جنگ مستعد میباشد مردم خیال دارند که تصفیه معاملات متنازعه فیه عنقریب به وقوع می آید و جرمنی بستی خود مابین ترکی و اطالیه سر رشته مصالحت را خواهد نمود .\n\nاگر چه اخبارات اطالیه می نویسد که مراسله اعلان جنگ به ترکی فرستاده شده است با وجود ان ریوتر خیال دارد که هنوز مراسله مطالبات اطالیه بجواب حالی نرسیده و خاقان ترکی بجد و جهد برای مصالحت کوشش خواهد نمود بشرطیکه عزت و توقیر ترکان بیچ قسم صدمه نرسد که جواب دول یوروپ به این مضمون فرستاده که آنها در معاملات ترکی و اطالیه دخل نخواهند داشت دولت فرانسه را خیلی مایوس ساخته است ."}
{"book": "adl0616", "page": 27, "text": "نمبر ۲\n\nسید امیر علی بیگ پاسخ مضمون در باب وضع اطالیه به اخبار جهان داده است داشته است که تنازعات نصاری و اسلام به سبب حرکات اطالیه ترقی خواهند کرد و اگر اطالیه بر طرابلس حمله نموده و در کل عالم اهل اسلام بر خلاف نصاری شورش خواهند نمود و یک دولت لا مذهب را که برای نام خود را نصاری میگوید سبق خوب خواهند داد و اکثر اخبارات انگلستان حمایت خیالات مستر مذکور را میکنند و برای دول یوروپ نصیحت میکنند که در کل علاقه جات دنیا برای حفاظت ترکی سعی نموده شود.\n\nمراسله اعلان جنگ که اطالیه به ترکی فرستاده در انگلستان و فرانسس باعث مخالفت اطالیه گردیده است و هیچ کس حرکت آن ها را پسند ندارد و یاد باید داشت که در این معامله اطالیه پیروی حرکات جرمنی را در مراکو و استریا را در بوسنیا و هرزک و دنیا و فرانسس را در تونس نموده است – طرابلس یک علاقه وسیع است که برای بود و باش اهل الطالیه خیلی موزون میباشد و چونکه ترکی در عرصه دراز که قبضه آنرا داشته است ازان استفاده ننموده است بنابران اطالیه خود را مجبور داشته است که قبضه آنرا حاصل کرده استعمال مناسب انعمای خداوندی را که در طرابلس موجود اند بکند مگر با وجود آن حرکت اطالیه قزاقانه است و همین است که اهل انگلستان بر خاموشی وزیر خارجه اعلیحضرت شاه جارج تعجب میکنند و میخواهند که انگلستان حمایت ترکی را بکند اما خاموشی وزیر مذکور بعید از حکمت نیست – مداخلت انگلستان امکان جنگ عالمگیر یوروپ را پیدا خواهد نمود و تا کنون وزیر خارجه انگلستان از همان سبب میباشد و اقوام متمدن یوروپ هرگز نمیخواهند که از خاطر یک علاقه افریقوی دولت عثمانیه مردم مهذب یوروپ با هم بجنگند حتی الوسع رفقای جرمنی خیلی باعث تشویش آن بوده اند چنانچه در سنه ۱۹۱۱ اکستریا دوست خود را در معرض خطر انداخته بود و اکنون اطالیه برای همان رفیق خود مشکلات\n\nلا ینحل پیدا نموده است باید دید که در چند روز آینده از پرده غیب چه بیرون می آید.\n\n-*-\n\nلندن ۳۰ ستمبر - از قسطنطنیه خبر تلگراف آمده است که افواج اطالیه به مقام بن غانه ی فرود آمده اند - و از سلانیک اطلاع رسیده است که یک کرودازور اطالیه یک کشتی عثمانی مغرب جهازات جنگ را اور مقام پروزه الغرق کرده است - و سپاهیان را بر ساحل فرود آورده است افواج عثمانی را حکم شده است که فوراً بمقام مذکور برسند.\n\n-*-\n\nاز اینهنتر خبر تلگراف آمده است برای وزیر اعظم یونان اطلاع رسیده است که در خلیج ارتا چند کرودازور های اطالیه بر دو جهاز ترکی که افواج را به طرابلس می بردند غیر کرده مجبور نمودند که آنها در بندرگاه پیرسوزا داخل شوند و میگویند جهازات مذکور در آب پایاب رفته اند.\n\n-*-\n\nاز قسطنطنیه خبر تلگراف آمده که وزارت موجوده مستعفی شده و سعید پاشا صدر ایوان وکلا وزیر اعظم جدید و کامل پاشا وزیر خارجه و محمود شوکت پاشا وزیر جنگ میباشد و برطانیه افسران بحریه خود را از ترکی واپس خواسته است و اراکین انجمن اتحاد و ترقی تصفیه نموده اند که خرید و فروخت اسباب ساخت اطالیه موقوف شود و اهل اطالیه را از طرابلس و دیگر علاقه جات ترکی بدر کرده شود.\n\n-*-\n\nاخبارات جرمنی بر حرکت اطالیه نفرین بسیار میکند و مینویسند که حرکت اطالیه در حالت سیاسی موجوده خیلی باعث حیرت میباشد و اخبارات آستریا مشوش میباشند که شاید از سبب حماقت اطالیه در علاقه بلقان شورش و در کل یوروپ جنگ پیدا شود.\n\n— از بیت العلوم مبارکه حبیبیه کابل —"}
{"book": "adl0616", "page": 28, "text": "صفحة\nنمبر ۲\nو اگر یک جیسے باشد میگوید\nدل بیا به ناتوانم را بجز داروی و حالت دیگر چیزی\nشفا نمی به\n\nو اگر یکت باغبانی باشد میگوید :\nالرازیهای چون برگ گفت تنها یک گله اقول\nبراید روضه حاتم یک گلستان سعادتی میشود .\n\nو اگر یک بنا می باشد میگوید :\nبیا کہ کا شانه سعادت خود را با هم بنا نمائیم\n\nو اگر یک کشتیبانی با شد میگوید :\nدر مقابل هر گونه طوفانهای حوادث حیات آغوش\nلطافت هددش تر ا ساحل سلامت خود می یابیم\n\nو اگر جواهر فروش باشد میگوید :\nای دبیر : تنها رابطه ازدواج ما یک زنجیر موضعی\nبوجود می آورد که محفظه های پر جواهر دلهای ما را بیکدیگر\nربط مینماید .\n\nو اگر یک عالمی باشد میگوید :\nحسنا حسنات قلب سلیمت را به سیاست جور د جنا\nتبدیل مکن بگذاره تا سعادت حیاتم را در چشمان محبت\nافشانت مطالعه نمایم.\n\nو اگر یک می فروشی باشد میگوید :\nآیا تا کی ساغر حیا تم را بیاره وصالت الت بر یز میکنی\n\nو اگر یک اخبار دالانی باشد میگوید :\nامی امید استقبالم ! درخشان ترین حوادث\nجدید جیسا تم اعلان ازدواجم با تو خواهد بود.\n\nو اگر یک نوجوانی با شد بجز اینکه بگوید :\nتا که عمرم بدنیا باقی باشد ترا دوست دارم\nو گر سختی نمی یابد\n\nنسخه گذشته در زیر عنوان ( ادبیات مقابله\nغرامی بدایع احتوای عالم فاضل کا مل فضیلت مآب موجود عبد برد\nصاحب را زینت بخش صحاف اخبار خود نموده بودیم .\nکه فاضل مشارالیه در همه محتویات معانی (ادبیات)\nنجومی صرف فصاحت و بلاغت فرموده بودند که مهان\nبدایع بیان آن قناعت بخش ازمان توانی شناسان\nمنتسبین علم ادب میگردید .\n) سراج الاخبار ) چون در نسخه خود چیزی چیزی\nاز عالم (ادبیات) نیز درج نمودن را ارزو دارد\nانروور اولا مر بر خوانندگان گرام خود از زبان\nیک عالم و فاضل مملکت عزیز خود با معانی را که ادبیات\nدر بردار و عرض نموده و بعد از آن از روش وسایلی که\nما در باب ادبیات د ر اخبار خود پیش نهاد خاطر دارم\nبعرض معلومات پرداخته میگویم که مراد ما از چیز مانیکه\nدر زیر عنوان ادبیات مینویسیم عبارت از شعرای افشانت\nخوش ترانه ونشر های منشیانه و تصورات افکار ظریفاً\nو تخیلات معانی نثار شاعرانه میباشد تا موجب تفریح\nقلب نشاط فکر خوانندگان گرام با گرود\n\nوانا حضرت استاد نیز بعد از بیانات واقعی نیک در با\nادبیات بیان فرمود داند این یک را نیز گفته اند که\nهر کس با صطلاح خود از ادبیات چیز یر ا مرا و داشته)\nلهذا مراد و مسلک ما نیز در عالم ادبیات از ا د است که\nبه این وسیله هم از ادبیات شرقی و هم از ادبیات\nیعنی هم از مضا باین بدیعه بدیعه نیکه شعرا و ادبای ممالک اسیا\nتصور کرده اند و هم از تحصیلات عربیه میگه شعرا و اد های درو\nتحریر بوده اند بحث و بیان خواهیم نمود.\n\nترجمه شعریکی از ظریف طبعان بنے\nاگر یک ( آووکات ، یعنی قانون شناسی با دختر د بری\nطلبگار و حال کرد و میگوید :\nای حامد محلو، دل محکوم قانون علم / چه شو\nکه دعوا می فرقت را بصلح مواصلت تبدیل خانیم .\n\nو اگر یک عسکری باشد میگوید :\nم بانی عشقت به لرم چنان زنم بلکه بات ده که گیر می باب میلت دیگر.\nچیز منی القیام په چیه گردد .\n\nسخان الطبقه آمیز\nباب مفلسی و برنز و فال مینی آمده فال خود را و یه خال بین\nقرعہ فال خود را باز کرده گفت :\nهفت سال جمت خواهی کشید بعد ازان است\nدارا می خواهی دید .\nمفلس پرستید که :\nآیا بعد از ان تو انگر خواهم شد ؟\nقال مین - نی تو انگر میشوی ولی بمفلسی و زحمت آریته\nشده عادت میگیری و به آن سبب راحت میکنی."}
{"book": "adl0616", "page": 29, "text": "نمبر ۲\n\nعلم ثروتِ مِلَك\nمترجمش محمود طرزی\nمقدمه\nبعد ادای ما وجب علينا\n\nبسیاری از علمها و فنهای نو براهه عجایب و غرایبی درین عصر های نو ظهور آمده که چون عنوان نام ونشان انرا خوانندگان گرام ما به بینیند بحیرت رفته منتظر میشوند که آیا این چه علم است و از چه بحث خواهد راند ؟ از انمجمله یکی این علم ( علم ثروت ملل ) است که بمدد رب تعالى جريدة مباركة ( سراج الاخبار ) در هر نسخه خود یک مقداری از مسایل انرا در نظر مطالعه خوانندگان گرام خود عرض میکند. معنی ( علم ) چیزیست معلوم. ( ثروت ملل ) تو انگری و و بد به و سامان و مالداری ملت ها را گویند. پس علم ثروت علم تو انگر یست که خوبی تو انگری و مالداری چیزی نیست که انسان عاقل فقر و تنگدستی را بران ترجیح داده بتواند.\nاولا این را عرض کنیم که هر علم یک موضوعی دارد که دایره جهان موضوع خود یعنی چیزی که بنای آن بران بنیاد یا با شد بحث و بیان میراند. مثلاً موضوع علوم ادبیه یعنی صرف و نحو و بدیع و بیان و لغت همین است که تحریر و تقریر زبان نوع بشر را اصلاح یافته و درست بگوید و درست بخواند و درست بنویسد. موضوع و مقصد ( علم ثروت ملل ) این است که احوال خصوصیه ظاهری و باطنی جمعیت نوع بشری را تحقیق و تدقیق کرده برای اصلاح احوال و سعادت و رفاهیت حال و استقبال بنی بشر هدایت و رهبری نماید که اساس و بنیاد حاصل شدن این مقصد نیز بر سعی و کوشش و جد و جهد و تزیین و عرق جبین موضوع و مبنی بیا نشته میباشد. پس بشنوید که علم ثروت چه میگوید؟ و برای سعادت در نهایت حال و استقبال بنی بشر چه گونه قواعد و قوانین رهبری مینماید !\n\nصفحه ۸\n\n( میرا بو ) که یکی از خطیبان بسیار مشهور فرانسه بود بد چهره و کریه المنظر یک شخصی بود. یک روزی بر او دعوی کردند که یک دختر جوان را بازی داده و به ناموسش خلل رسانیده و به این سبب بحکم عدالت آوردندش.\nحاکم — آیا این دعوائیکه بر شما شده بچه دلیل از خود رو کرده میتوانید ؟\n— بدلیل نا بینا بودن دختر !\nحاکم — این چگونه دلیل است ؟\nمیرا بو — انصاف بفرمائید ! آیا این شکل و شمایل کدام بینا را بازی داده خواهد توانست ؟ حالا آنکه دختر بیناست.\n\n---oOo---\n\nکارد ( پالمرستون ) مشهور یک روز بزرا به چی خود را برای رفتن بده و آوردن قیماق امر نمود. این تکلیف بغایت نفس عزابه چی گران آمده گفت :\n— این امر که فرمودید کار و وظیفه خدمتگذاران مطبخ است صاحب !\n— خوب ! کار و وظیفه شما چیست ؟\n— وظیفه من اسپ های عرابه را بیمار کردن و آنها را بقرا با بستن و عرابه را راندن است.\n— بسیار خوب ! چون چنین است همین دم اسپ ها را بورا به به بند و یکی از خدمت کاران مطبخ را در ان سور کرده برای آوردن قیماق به ره ببر بله زود وظیفه است را اجرا کن !\n\n---oOo---\n\nنا پولیون بونا پارست در وقتیکه جنرال بود در اثنای یک مجلس مهمانی یکی از زنان معتبری که در ان مجلس بود جنرال را خطاب نموده گفت :\n— آیا بین قدر شان و شرفی که از این قدر مظفریتها حاصل کرده اید بس نیست که هنوز هم در پی شرف و شان میدویدید؟\nبونا پارست — آیا این بر حسن و لطافت نظر آیا که دست تلطف بشما احسان نموده کم نبود که باز هم خرس بار دلا رای خودتان سرخی و سفیده مییابید ؟\n( از بی حرفت محمد طرزی )\n\n( از بی حرفت"}
{"book": "adl0616", "page": 30, "text": "نمبر ۲\nصفحه ۹\n\nباب اول\nدر بیان حاصل کردن توانگری\n\nبنی آدم بنا بر اقتضای آفرینش خود به بی احتیاجات صوری و معنوی محتاج است که آن احتیاجات خود را بجز سعی و کوشش بدیگر صورت دفع و رفع نمیتواند انسانها هران قدر که در شهرا و مدنیت پیش بروند دایره احتیاجات ضروریه شان نیز همان نسبت وسعت و فراخی پیدا میکند . گذران و زندگانی که اجدادنا سابقا میکردند برای ما انچنان گذران و معیشت خیلی ناقص بی کفایت دیده میشود .\n\nهر روز انه انچنان اختراعات صنعتها ی عالم مدنیت فایده بر میداریم و به آنچنان اسبابهای زندگانی عادت میگیریم که بخاطر و خیال گذشتگان ما هم نرسیده بود . ایا (کوس لی) نمدی که در وقتهای قدیم برای کفایت میکرد درین وقت برای ما بچه صورت کافی خواهد آمد ؟\n\nدر بیان فایده\n\nقبل ازین گفته بودیم که احتیاجات بشریه با مدنیت یکجا ترقی و افزونی میگیرد. پس هر چیزیکه درین عالم با خلقت طبیعت برای رفع احتیاجات بشریت خدمت کند آن چیز را (فایده) میگویند. گندم و نان چون دفع احتیاج گرسنگی را میکند با فایده شمرده میشود از ماهوت و کشمیره چون لباس ساخته میشود فایده آن محافظه و مستر وجود است . کتاب چون مدار آموختن علم و فن میباشد فایده مند است و همچزا بعضی اشیا است که در حد ذات خود فایده مند ولی مفت و رایگان است که همه مردمان از ان بلا استثنا استفاده کرده میتوانند و برای هیچکس تخصیص و تملیک آن قابل و ممکن نمیشود . مانند هوا و آب و ضیای آفتاب که هرکس بدون زحمت برایگان از ان استفاده میکند . حالا آنکه اکثر اشیای فایده دار از این قبیل نیست بلکه استحصال آن بکوشش کردن و زحمت و مشقت کشیدن متوقف است . ازین سبب انچیز مال و ملک همان آدمی میشود که آنرا پیدا کرده و سعی و کوشش خود بوجود آورده است . پس آنچیز را بدیگری اگر بدهد البته بمقابل آن دیگر چیز با فایده و سودمندی گرفته میتواند یعنی آن چیز قابل مبادله میشود . حتی چیز های فایده مندی که برای عموم مردمان مفت و رایگان است نیز گاهی میشود که قابل مبادله بشود مثلا آب با وجود یکه نفع آن عام و برای همکس مفت و رایگان است هرگاه باز هم اگر بیک جای کم آبی نقل داده شود فایده پیدا کرده قابل متبادله میشود . یعنی آن چیز را داده بعوض و بدل آن یک چیزی دیگر برای مایحتاج خود گرفته میتواند .\n...(( باقی دارد ))\n\nنصیحت\nای همشهریان عزیز\n\nحضرت پیغمبر برحق ذیشان ، صلی الله علیه و سلم (الدین نصیحه) فرموده اند . یعنی (دین عبارت از نصیحت است) بخدای یگانه شرک مکن ، بملائکه و کتاب ها و پیغمبران و قیامت ایمان بیار نماز بخوان روزه بگیر و غیره حکمهای دینی همگی عبارت از یک یک نصیحت است که قبول کنندگان و پیروان آن نصیحتها نجات و سلامتی یافتند ، و خلاف گیران و سرکشی کنندگان آن خجل و شرمسار ابدی گردیدند ( نصیحت ) کردن تنها برای بعضی کسان خاص نشده بلکه هر برادر مسلمان بر نصیحت دیگر برادر مسلمان خود حق دارد خالی از عیب تنها ذات پاک خالق یکتاست دیگر هر فردی از افراد جمعیت بشریه بعیبها مبتلا است . قومها و جمعیت هائیکه ترقی کرده اند و بمردمان (مدنی) مشهور شده اند بجز اینکه عیب های خود شان را یگان یگان دیده و یگان یگان را ترک کرده اند دیگر چیزی نکرده اند . این هم نیست که ( نصیحت ) کردن تنها برای مردمان بی عیب مخصوص باشد ! زیرا هیچ کس از عیب خالی نیست . لاکن هرکس عیب خود را دیده نمیتواند ، و عیب دیگرانرا زود می بیند اگر چه عیب پوشی هم یک صفت بسیار بزرگ اخلاق است ولی بعضی چیز هائی است که اگر انرا یاد آوری نکنیم ضرر از ان حاصل میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 31, "text": "خريطه دار الحرب جنگ عثمانی و ايطاليه\nدرين نقشه تنها نامهای بندر ها و مکتهائیکه ايطاليه و عثمانی در ان جنگ ميکنند نشان داده شده\n\nبحر اطلانتيك\nفرانسه\nاسپانيه\nجزيره كرس\nجزيره سردينيه\nايطاليه\nجزيره سيسيلى\nجزيره مالطه\nجزائر\nتونس\nمريسه\nجزائر\nبونه\nقسطنطينه\nبجايه\nطرابلس\nوهران\nمليله\nسبته\nطنجه\nدار البيضا\nرباط\nمراكش\nولايت طرابلس غرب\nطرابلس\nخمس\nمصراته\nسرت\nبنغازی\nدرنه\nطبرق\nسلوم\nمصر\nاسكندريه\nشام\nبيروت\nطرابلس شام\nجزيره قبرس\nرودس\nاناطولى\nازمير\nدولت عثمانی\nقسطنطنيه\nبحر مرمره\nبحر اسود\nمرحله\nرومانيه\nبلغارستان\nروم ايلی\nسربستان\nبوسنه\nهرسك\nمونته نغرو\nاوستريا مجار\nبحر ادرياتيك\nسلانيك\nارناود\nمقدونيه\nيونان\nجزائر يونان\nجزيره كريت\nبحر سفيد"}
{"book": "adl0616", "page": 32, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 33, "text": "نمبر ۲\nصفحه ۱۰\n\nپس اگر درین اثنا یک عرابه و یا یک بایسکل و یا یک موتر بیاید و جای هم یک بچۀ گردشی باشد تا ایستاده در انند و خود داری همدیگر را بکنند بهر حال یک مصادمه ۔ یعنے بهم خوردن بوقوع می آید که خدا نا خواسته ازینگونه واقعه چه قدر جانها تلف می افتد ! غیر از تلف جان مال بسیاری نیز تلف میشود . یک عرابه با اسپ و انجامۀ آن از یک هزار تا پنج هزار روپیه قیمت دارد و یک بایسکل یا موتر های کل نیز بچندین صد على الخصوص موتر ! که تقریباً قیمت همه زمین داری یک زمین دار کلان ما را دارد !!!\nحالا یکقدری ملاحظه کنیم : مثلاً یک عرابه را اسپ صبا رفتار آن بسرعت همیکند تا از پیچ کردشی میخواهد بگردد یک جماعت هم صحبت ( سرگرم مجلس ) روبرو می آید . تا صحبت بینندگان میخواهند که شالکیها و دو پته ها و گره گرنجهای خودشان را جمع کرده چپ شوند، و تا عرابه والا میخواهد که عرابه خود را چپ کند یا یک مصادمه بوقوع می آید که تلف جان در ان ملحوظ باشد و یا عرابه ترابه و الا می شکند که آن هم تلاف مال است .\nلہذا ای هم شهریان عزیز ! بیائید که به اتفاق این عادت پر مضرت میان راه ایستاده شدن و صحبت کردن را ترک کنیم و السلام (محمد حسین)\n\nنیست که میگویم و یاد آوری میکنیم بانی ( تو خواه از تخم پند گیر و خواه ملال )\nای هم شهریان عزیز — بیائید که به اتفاق هم ازین عادت پر مضرتی که در میان راه های عام و سرکها و بازار های پر ازدحام با هم می ایستیم و چنانچه در خانه خود باشیم با هم تکان و اختلاط با میکنیم دست بردار شویم. بچشم می بینیم که الحمد لله از سایۀ فیوضات آیه بادشاه ترقی پرور ما شهر خوش هوای با فضای ما روز بروز کسب ترقی و آبادی میکند سرکها بازار ها با لکها عمارتها ساخته میشود عرابه ها موتر ها بایسکلها براه می افتد. آیا اگر ما بهمین عادت میانۀ ایستادن خود دوام ورزیم چه قدر خطر ها و چه قدر ضرر ها برای خود ما و دیگر برادران ما پیش خواهد آمد ؟\nیقدری انصاف کنید ! راه راه عام است همه کس یکسان از ان فایده میگیرد . هر گاه ما سه چهار نفر در میان راه با هم ایستاده بنای اختلاط را بگذاریم آیا حق بسیار برادران دیگر خود را غصب نکرده خواهیم بود ؟ علی الخصوص که بعضی از برادران دهکی ما شالکیها و دو پته ها ، و اگر یکجا لر پشتکی داشته باشند آنرا نیز در پیش پایهای خودشان بر سرک مانده گرم صحبت میشوند .\n\nفاجعه های پاریس\n\nمؤلفش بزبان فرانسو | مترجمش از ترکی بفارسی\nپتاویه دو مونته پن | محمود طرزی\n\n-( افادۀ مترجم )-\nاز احوال فجایع اشتعمال شهر عظیم (پاریس) را بنظر دقت مطالعه کنندگان خود تصویر و زمین های مختلف بسیار الم انگیز نیز تزیین و تحریر کرده است که وقوعات مذکوره از تصادفات فوق العاده ، و امور خارق العاده نی بلکه از وقایع روزمره ایست که در چنان شهر های بزرگت هر روزه بوقوع می آید . این رومان از دو جلد مستقل بسیار بزرگی تشکیل یافته که در جلد اول آن از دامهای حیله کارانه و جنایتهای الم انگیزانه یک شخصی بحث میراند که یک مجسمۀ جنایت و بدی شمرده میشود . و در جلد دوم نتیجۀ انجام او را نشان میدهد . والحاصل این نوع رومانها نیز برای ساعت تیری و غیرت گیری قارئین کرام خیلی خدمت میکند .\n\nقبل زین یک چند رومان فنی را از زبان ترکی بفارسی ترجمه کرده بودم که همه آن رومانها تألیف (شه دل ورن) فرانسوی و مستند بر فن نوشته شده بود . درین بار خواستم که یک رومان حسی نیز برای همزبانان فارسی زبان خود بیادگار بگذارم این است که این رومان را ترجمه کردم .\n(پتاویه دو مونته پن) درین رومان خود بسیار"}
{"book": "adl0616", "page": 34, "text": "صفحه ۱۱\n\nسخان هر رقم\nشهر (مان چستر)، در خصوص ترقیات صنعتگری نمبر اول شهرهای انگلستان است. در شهر مذکور در یک هفته چهارده ملیون مرده [هر ده یک ملیون است] نوک قلم آهنی سه صد ملیون میخ، یک ملیون چیزهای ریخته گری رقم رقم شش هزار چهانیائی آهنی هفت هزار تفنگ، بیست هزار عینک، پنجاه و چهار اسی هشت صد تن اسبابهای بسی بقیمت هفت صد و پنجاه هزار فرانک جواهر باب، یک صد ملیون سوزن که در سال پنج ملیار شود. یعنی تقریبا چهار برابر همه مردمان کره زمین، سی هزار پیچ بزرگ، هشت هزار پیا نو، پنج هزار عرابه کوچک اطفال . وبسی آثار صنعت های گوناگون بوجود می آید .\nغیر ازین ها که ذکر شد ماشین خانه های مان چستر در ظرف یک هفته برای کبریت های مومی بدرازی پنج صد و شصت و دو کیلومتر [ هر کیلومتر هزار متر است ] فتیله می سازد و ماشین خانه ها اینکه سیم آهنی می سازد در یک هفته بدرازی شش هزار و چهار صد سی کیلومتر سیم آهنی می برآرد که در سال\n\nنمبر ۲\nسه صد و پنجاه هزار کیلومتر میشود و این مسافه معادل مسافه دوری کره قمر است از کره زمین، پس حاصلات یک ساله سیم آهنی ماشین خانه های مانخستر برای کشیدن یک خط تلگرافی از زمین تا ماه کافی و وافی می آید ( وقس علی البواقی )\n\nاخراجات معدن آهن\nدر تمام کره زمین در سال (۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) کیلو گرام [ هر کیلو گرام هزار گرام است ] که معادل پیزارا خروار ملک ماست آهن از معدنهای زیر زمین بروی زمین بیرون آورده میشود که از چهار حصه این مقدار سه حصه آن در ماشین های بخار و صنایعیکه از ان ماشین ها بر می آید بخرج میرسد . اگر چه این قدر آهن بنظر ما بسیار میخورد ولی نظر به احتیاجات وقت حاضر از کمبودی آهن شکایت کرده میشود . ( از ربیع حرفت) محرم\n\n❖ مقدمة ❖\nاین رومان به یک مقدمه . و بر همه قسمتها مقدمه دارد و لهذا\n❖ مهر ❖ دايه ژايانند ❖\n\nچنانچه اگر در شکل و صورت یک انسانی خوب وقت و غور کرده شود از احوال ظاهری او تا یک درجه بر احوال باطنی او پی برده میتواند در خانه ها نیز همین طور دیده میشود و از دیدن احوال خارجی آن خانه بر داخل آن فکر مخصوص بدست می آید .\nبعضی خانه هائی هست که اگر انسان در شکل و هیئت ظاهری و بیرونی آن نظر کند میداند که درین خانه بجز راحت و سعادت و آرامی دگر هیچ چیزی حکم فرما نیست .\n\nدیگر بعضی خانه هائی دیده میشود که بیک نظر انسان را بی اختیار رحم و وحشت میدهد، و در فکر انسان از دیدن آن خانه وارد میشود که ساکنان این خانه از ارباب حیثیت و ناموس نباشد .\nاین است که در سنه ۱۸۵۰ میلادی در کوچه ( باتینیول ) پاریس یک خانه دیده می شد که ازین قسم دوم بنظر میخورد .\nاین بازار ( باتینیول ) درینوقت یکی از محله های بسیار معتبر شهر پاریس است که با سرکهای بسیار فراخ و دلکشائی و از دو طرف با خانه های و عمارتهای لطیف و زیبائی و دکانهای بزرگ مکلف و قهوه خانه ها و میخانه های نظر ربائی زینت و آرایش یافته و با نوار چراغهای برقی و غاز هوا روشن و منور شده که از سر شام تا بصبح کمال رفت و آمد و خاطر جمعی در آنجا ازادانه و مسرورانه کرده میشود .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 35, "text": "نمبر ۲\nصفحه ۱۲\n\nاشتهار\n\nدر باب درج شدن اشتہارات تجارتی و صنعتکاری\nروزنامه مبارکه ( سراج الاخبار ) براے اشتہارات مالهای تجارتی سوداگران وطن عزیز ما که بفروش میخواهند برسانند و یا بعضی صنعتها و پیشه ها که بعضی از صنعت گران اختراع کرده و فروختن آن را آرزو میکنند حاضر و آماده می باشد که مال سوداگران و صنعت و صنعتگران را در صفحه آخرین اخبار خود اشتهار و اعلان نماید لهذا هر کس که آرزوی اشتهار مال تجارتی و یا صنعت صنعتگری خود را داشته باشد به اداره خانه سراج الاخبار که در ماشین خانه است آمده و از قرار شرط یک روپیه اجرت آن را داده مال و یا صنعت خود را بواسطه اخبار اشتهار میکنند و اگر کسی بخواهد که از پنج بار زیادہ تر اشتهار خود را در اخبار بنویسد بر سطر یک قرآن گرفته خواهد شد .\n\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار\n\nبسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق مهتمم چاپه خانه و دارالسلطنه بقلم میرزا محمد جعفر قندهاری طبع شد\n\nمجدد آخرترین خبرهای دار الحرب .\n\nاز طرابلس خبر سر کاری آمده است که دیروز بوقت چاشت بیرق اطالیه بر قلعه سلطانیه نصب کرده شد و در اثنای ایستادن آن توپ های اطالیه فیرهای خوشی کردند ـ و سپاهیان بحریه زیر حفاظت توپ های جهازات در قلعه مذکور داخل شده بود .\n\nاز میلان خبر تلگراف آمده که جوشش مردم برای جنگ در ملک المانیه رو به ترقی است و پادریان شهرهای مختلفه اعلان نموده اند که برای فتح تهذیب و تمدن جنگ اطالیه و ترکی از ضروریات میباشد و اکثر اشخاص معتبر دار این پارلیمنت خدمات خود را برای جنگ پیش کرده اند و چند جهاز هوائی بمقام نیپیز جمع شده اند و هزار نفر سپاهیان حبشه که بر ساحل افریقوی بحیره قلزم زیر اطاعت اطالیه میباشند خواهش ظاهر کرده اند که آنها را برای جنگ ترکان در طرابلس فرستاده شود .\n\nسرکار برطانیه اعلان کرده است که در جنگ ترکی و اطالیه حمایت کسی کرده نمیشود بنابران باید که اهل هند نیز بران احکام پایبند باشند .\n\nيکقطعه ( خريطه ) يعنى نقشه دارالحرب جنگ ايطاليا و عثما نے را نیز (سراج الاخبار) براے استفاده خوانندگان کرام خود در این نسخه عرض و تقدیم میکند ."}
{"book": "adl0616", "page": 36, "text": "نمبر ۳ سال یکم صفحه ۱\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلی احمد\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nهمه امور تحریریه به اداره خانه\nفرستاده میشود\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات پست ۱۴ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات پست نیم پون انگریز\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\n\nتاریخ عربی ۱۵ ذی القعده ۱۳۲۹ تاریخ شمسی ۲۴ عقرب ۱۲۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nامانه یعنی چنده — شفاخانه ملکی\nصحت عایله — رث خارجیه — مقالات صحیه و طبیبه\nنصیحت ای همشهریان عزیز\nجوا\nبیات شام غریبان — علم ثروت ملل\nفاجعه های پاریس\n\nاعانه\n((( یعنی چیننده )))\n\nدر باب ( مدنی بالطبع ) بودن انسانها جمه علما و حکما یی گذشته و موجوده بسی کتابها تالیف و تصنیف نموده واضح و آشکار ساخته اند که معیشت و زندگانی انسانها ممکن نمیشود مگر به جمعیت و اتحاد و معاونت همدیگر که ( مدنی بالطبع ) بودن عبارت از همین است ۰ و درین باب بسی دلایل معقوله و منقوله بیان کرده اند که از آنجمله در خصوص تدارک حوایج ضروریه انسانها پر لازم بودن یگانگی سعی و کوشش همه جمعیت نوع بشر بی مثالها و دلیلها بیان کرده اند . مثلا از همه احتیاجات صرف نظر : تنها برای یک قطی کبریت که از بسیار بی اهمیتی و بی اعتباری هیچ بنظر ما نمی آید ، و پینه پینکه بران میدهیم داخل حساب هم نمی آریم ملیونها آدم سعی و کوشش ورزیده اند تا انرا بوجود آورده اند ۰ آیا کبریت خام را از معدن های آن بیرون برآوردن و آنرا صاف ساختن و از جاهای دور بشهر ها و کارخانه ها آوردن و مصالحی یی آنرا حاضر ساختن و چوبهای آنرا از جنگلها بریدن و ازان تخته پاکشیدن و باندازه کبریت بریدن به اتحاد و یگانگی سعی ها و کوشش های چقدر نفوس بشر بوجود آمده ؟ تنها برای نقل دادن چوب آنرا از جنگل هر گاه یکقدر تفکر و غور نمائیم بگرداب حیرت فرو رفته حد و حساب دستهائیکه در ان باب کوشش ورزیده اند از ما گم میشود . هیچ نباشد در اول امر بیک اره و تیشه محتاجیم که چوب ببریم . آیا میدانید که برای کشیدن همین این اره و تیشه را از کان ، و ماشین خانه های شهرهای بزرگ رسانیدن و آب کردن و آب دادن و فولاد ساختن و اندازه کشیدن چه ملیونها هم نوع ما کوشش ورزیده اند ؟ صرف نظر از دیگر کارها : تنها برای نقل دادن همین اره و تیشه را از معدن تا بشهر لا اقل بیک عرابه"}
{"book": "adl0616", "page": 37, "text": "نمبر ۳\n\nمثلا از بیماری و مرض بدتر یک حال ناگواری بر انسانها تصور نمیشود. علی الخصوص که مرد بیمار فقیر و غریب الدیار هم باشد.\nتصور بفرمایید: یک کلبهٔ احزانی که از فرش بجز یک بوریا و از اسباب مایحتاج بغیر از یک کوزهٔ گلی شکسته و یک کاسهٔ لب پریده و یک پلاسی پاره کهنه دیگر چیز نداشته باشد. حتی هوا و ضیا نیز که فیوضات حیات نثاری آن بر همگان ارزان درایگان است این کلبهٔ حقیرانه را بسبب بی روزنی از هوای صاف و ضیای حرارت اوصاف مجردم گذاشته! در یک گوشهٔ این کلبه بر یک بستر متعفنی که از ته پاره های کهنه و علفهای خشکیده بوجود آمده و یک مرد فقیر الحال بی ایل و عیالی را بحال پر ملال ضعف و بیماری نالش کنان و ناله کنان و ناله زنان افتاده میبینیم. نه یاری دارد و نه نگاری نه طبیبی دارد نه پرستار!\nاین است که برای اینگونه بیماران فقیر الحال اهالی دیگر همشهریان صاحب ثروت و مالدارا و حس شفقت و مرحمت وجدانی شان بحرکت پر غیرتی آمده هر کس برابر حال و موافق اموال خود پیه انداز میکنند، و با آن پیه جمع آمده یک (شفا خانه) بوجود آورده هم داخل ثواب بسیار عظیمی میشوند و هم اینگونه احتیاج اهالی را بقوت معاونت همدیگر از مملکت رفع و زایل میکنند.\nوالحاصل بواسطهٔ اینگونه اعانه ها یعنی (چنده) بسی ازین قسم کارها بوجود میآید که نه به ثروت اهالی مملکت خلل میرسد و نه از قوهٔ مالیهٔ ملک چیزی میکاهد.\nمثلاً یک ملکی که مالک شصت هفتاد لک آدم باشد هرگاه هر آدم یک یک روپیه در یک صندوقی بیندازند شصت هفتاد لک روپیه جمع میآید که باینقدر مبلغ برای سرپرستی بیماران فقرای اهالی شفا خانه ها، و برای یتیمان بی سروسامان مملکت (یتیمخانه ها) و برای تعلیم علم و عرفان اولاد وطن مکتب ها و غیره اساس و بنیاد میگیرد و پیه نیکه در آن راه خرج میشود نیز بر اهالی معلوم نمیشود فقط.\nصح\n**[Floral ornament]**\n\nصفحهٔ ۲\n\nاحتیاج می افتد که برای آن را به باختن بسی چیز یا مجبوریت حاصل میشود مثلا برای انجامه و تسمه وجوث و حلقه و میخ و ریچ و سلک و میخ و غیره بهزار با دست ها و صدها پیشه و صنعت بکار میرود که باز برای هر یک از آن چیزها نیز بفکر و بالنفوس نوع بنی بشر اتحاد سعی و کوشش مینمایند وهلم جراً!\nاین اعانه و مدد رسانی طبیعی و عمومی نوعی همه انسانهاست بیکدیگرشان که محرک و برانگیزندۀ این اعانه و مددگاری همانا احتیاجات و ضروریات است که نوع بنی بشر برای حیات و معیشت خود به آن محتاج و مضرور است.\nغیر ازین اعانهٔ عمومی نوعی که ذکر شد یک اعانهٔ خصوصی دیگری نیز در میان عالم انسانیت متداول و جاری میباشد که آنرا باصطلاح فارسی مملکت عزیز ما (چنده) مینامند، محرک و برانگیزندهٔ این چنده حس شفقت و مرحمت و جدائی نوعی انسانهاست بیکدیگرشان.\nمثلاً در یک ملکی قحط میشود، و یا یک سیلاب رسیده گی و یا یک زلزله، و یا یک حریق و یا دیگر گونه یک آفت زده گی پیش آمده انسانهای آنملک بیک حال فلاکت اشتمالی گرفتار میآیند، دیگر هم نوعان آن فلاکت زده گان را حس شفقت و رحمت وجدانه شان بجوش و خروش آمده بهم دردی، و مدد رسانی هم نوع خود از نقد و جنس و غله و غیره کوتاهی نمیکنند که بهترین خصلتهای انسانی همین حس بسیار عالی ایست که اشرفیت و اکملیت نوعی انسان به آن ظاهر و عیان میگردد.\nیک نوع اعانه یعنی چنده دیگری نیز هست که خصوصی تر و محدود تر است. مثلا بر مملکت به بسی چیزها محتاجست که اهالی آن مملکت تا دست یک نکنند، و بمعاونت همدیگر کوشش نورزند ثروت و توانگری شخصی و احد از عهدهٔ ایفا و اجرای آن برآمده نمیتواند دین مبین اسلام به احکام شرع شریف سید خیر الانام عمل بسیار پسندیده (زکوٰة) را برای اعانه و معاونت بنی نوع بشر یک منهاج روشنی مستقیمی تعیین فرموده که اگر بر قواعد مشروطهٔ آن عموم اهل یک مملکت متفقاً حرکت کنند بسی احتیاجات نوعی آن مملکت به آن رفع و زایل میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 38, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۳\n\nگردید بر کسی که از زمرهٔ اسلام است باید بر حال چنین در ماندگان از دل و جان رحم بخورد و به تیمار داری اینچنین بیماران برسد تا از قابل کلمه ( الشفقة على خلق الله ) بهرمند گردد .\n\n( بنی آدم اعضای یکدیگراند )\n( که در آفرینش ز یک جوهراند )\n\nلهذا رای عطوفت پیرای بندگان درگاه الهی اقتضای آن نمود که محض از برای رضای جناب النبی و خوشنودی روح مطهر حضرت رسالت پناهی تعمیر شفاخانه و سر رشته علیم و عطار و دوا و غذا و انچه لازم شفاخانه باشد تمام و بامداد او معالجه مریضهای غریب و مسافر و بی استعداد و بی دستی و خور بی شود مبلغ یازده هزار و چهار صد روپیه کابلی بنابر درگاه صمدی سردار حبیب الله خان و مبلغ هشت هزار روپیه کابلی بنده درگاه الهی سردار نصر الله خان برای تعمیر شفاخانه و همچنین در سالی یکهزار روپیه گی و چهار هزار روپیه که جمله نه هزار روپیه شود برای مصارف دوا و غذا و اسباب شفاخانه، و تنخواه حکیم، و عطار، و خدمه آن از غیر المال خود ما میدهیم و میخواهیم که شما مردم مسلمین که برادران دینی ما میباشید نیز ازین ثواب بی بهره و محروم نباشید بقدر طاقت و میل خاطر و رضای خود برای مصارف تعمیر شفاخانه که در هذه السنه جهت مخارج دوا و غذا که سال بسال بهر از نقد و جنس کم یا زیاد بقدر وسع خود خاطر در کتاب هذا اسم خود و نقد و جنسی را که برای مصارف تعمیر و دوا و غذا و غیره میدهد نوشته و مهر نماید انشاء الله عند الرسول اجر او ضایع نخواهد بود اشخاصی که تنخواه داشته باشند در کتاب برضا و میل خود دستخط کنند که جهت تعمیر شفاخانه امسال نقد روپیه از تنخواه خود و بالای دفتر شخصاً درجه را میدهیم که برای مخارج دوا و غذا و غیره برسانند دستیکه تنخواه نداشته باشد و در کتاب هذا دستخط و مهر میکند که سال بسال از آنها رسیده داده شود و فقط اگر کسی چیزی ندهد هم مختار است هیچ تکلیف برای او نیست محض اطلاع دهی چند سطر هذا برای شما برادران دینی نوشته شد اگر خود را به این ثواب داخل میکنید هم مختارید و اگر نمیکنید هم مخیرید فقط\n\n( یک نمونهٔ امتثال )\nشفاخانۀ ملکی\n\nدر وطن عزیز ما اول اساس بنیادیکه برای خیرات و مبرات از اقامه یعنی ( چنده ) بوجود آمده و استقامت یافته همانا ( شفاخانه ملکی ) دارالسلطنه کابل میباشد که موسس بنیاد آن نیز ذات اعلیحضرت پادشاه مراحم شیم معظم القلوب است که هنوز در ایام شهزاده گی سلطنت آماده گی شاهانه شان به این فکر عالی انسانیت پروری تثبیت و اقدام فرموده اند .\n\nدرین نسخه تنها صورت اعلان نامه که به امضای اعلیحضرت شهریاری و برادر والا گهرشان نائب السلطنه صاحب افخم نوشته و اعلان گردیده برای شاهد مدعای خود درج کرده انشا الله در نسخه آینده خود از انتظامات، و ترقیات فواید نمایانکه از انوقت تا بحال دران رخ داده و شیئاً بعد شیئی عرض معلوم خواهیم کرد .\n\nنقل اعلان نامه در باب تأسیس و بنای شفاخانه ملکی از ( ١٦ ) ماه ذیقعده سنه ١٣١٦\n\nبر ضمایر و دیانت ذخایر کافه مسلمین سکنه دارالسلطنه کابل مخفی و پوشیده نماناد — چون برانانی گاهی صحیح و سالم و گاهی مریض و مبتلا و هر وجودی را از صحت و بیماری گریز ناگزیر نیست اما اشخاصیکه خویش و اقربا و مسکن و ماوای خود و دوا و غذا دارند هرگاه مریض بستری میشوند البته پرستاری آنها بخوبی میشود و دوا و غذای شان بدرستی میرسد مگر آنکه غریب و بیکس و فقیر و بی دست و بقوت یومیه و ادویه و اغذیه و مسکن و خانه محتاج میباشند و نه جائی دارند که شب به استراحت به روز آرند و نه پرستاری که در حالت بیماری غمخواری ایشان نماید و نه خانه و نه میخانه نه دوائی و نه پرهیزانه بهدم ساعت آه و مونس شان درد جانگاه است پس غیرت و تائید شب شان به روز خواهد رسید و روز شان بشام خواهد شد."}
{"book": "adl0616", "page": 39, "text": "صفحه ۴\nنمبر ۳\n\nحوادث خارجية\n\nانگریزی داشته باشد چه اگه فاصله بندرگاه مذکور از بهر سویز\nخیلی کم است و افواج اطفالیه در بندرگاه طرابلس نیز داخل\nشده اند و هیچکس مخالفت آنها نموده است فقط\n\n***\n\nمیر پاشا ، سپه سالا را فواج ترکی در طرابلس نفری را\nدر کوه های عادیان که در عقب شهر طرابلس واقع است\nجمع کرده می رود و او در انجا برای شش هفته سامان خورا که\nو غیره فراهم نموده است - بظاهر مدعایش این معلوم\nمیشود که حتی اسلا مکان سقا الامکان مقابلة اطالیه را بنماید و اخر الامر در جا\nتونس بگریز و فقط\n\n***\n\nبسبب جمع آوری افواج عثمانی در متقد و نه برای بلغاریه\nتشویش بسیار لاحق گردیده است و میگویند که اهل بلغاریه\nاز طرف مواعید و پیغامات صلح که کاردار ان عنانی نموده\nاند هرگز مطمئن نمی باشند و غالباً بلغاریہ اصرار خواهد کرد\nکه افواج عثمانی را ازان علاقه بفاصله دو را زیر ده شود فقط\n\n***\n\nبرای اخبار تایمینز اطلاع رسیده است که ترکان\nدر قرب دار و نیز مصالح تیار کر دن جہازات جنگی بددیا\nبطریق مخفی انداخته اند و از طرابلس خبر آمده است\nکه بیست در و جهاز سپاهیان اطالیه در بندرگاه طهران\nداخل شده اند و سپاهیان صحیح و سلامت بر ساحل\nفرود آمده اند و از توب روک خبر امده است که یک\nسره ، معرب دیگر سرداران را ترغیب میله به که الله\nاطالیه را قبول کنند اکنون باشنده گان مقرور\nواپس بشهر ما آمده میروند و میگویند که اما مریکی اعلان\nجهاد نموده است و اگر چه اقوام مختلفه برش مل مین جمع شده\nمیروند لاکن خوشش آنها لا حاصل میباشد چرا که اطالیہ\nبر حجر تسلط کامل دارد فقط\n\n***\n\nدر چند ایام گذشته افوا با مشهور بود که افواج چینی\nبطرف سرحد بند حرکت کرده و در رادا کرده و در راه اقوام باغی را\nمطیع ساخته میبردند و اکنون اطلاع رسیده است\nکه افواج مذکور عالین در علاقه اخیر رسوخ برطانیه ترسیده ام\nو باید تدارک پیش رفت آنها را بلا توقف نموده شود\n\nشوال\n\nنقل از اخبار مایونز مورخه ۱۲ اکتوبر سالها مطابق ۱۸\n\nمسلمانان شهر لنهو در یک جلسه عام جمع شد و بر حرکت\nایطالیہ اظهار نا پسنده می نمودند و عهد کردند که خرید و فروست\nساخت ایطالیه را موقوف خواهند نمود فقط\n\n***\n\nاز طرابلس خبر خاص آمده است که ترکان بروز سه شنبه گذشته\nبوقت یک بچه بر افواج ایطالیه حمله نمودند لاکن جهازات\nجنگ بذریعه روشنی برقی از آمدن آنها آگاه شدند و اگر چه\nآنها به شجاعت تمام جنگ نمودند اما تو پهای جهازات\nآنها را پس پا کردند فقط\n\n***\n\nاز رو ما خبر تلگراف آمده است که دیروز بوقت نکنه\nسه صد نفر ترکان در طرابلس بر بهره داران ایطالیه که در\nچاها می آب تازه را حفاظت میکردند حمله نمودند بعد از\nجنگ نیم ساعت تو پها می ایطالیه ترکان مذکور را مجبور\nنمودند که پس پاشوند و مجروحین و مقتولین خود را مع\nتفنگ های شان در میدان جنگ بگذارند و علی الصباحت\nمعلوم شد که در گرد و نواح افواج ایطالیہ نام ونشان\nترکان معلوم نیست فقط\n\n***\n\nاز براین خبر تلگراف آمده که معابر فرانس و جرمنی در بان\nاختیار ر کامل فرانس در ملک مرا کو دستخط شده است و اکران\nحرف سلا معاوضه جرمنی باقیمانده است فقط\n\n***\n\nلندن ۱۲ اکتوبر برای سه کار را خالیه اطلاع رسیده\nاست که ترکان سی نفر کار داران اطالیانی را که بر ریل\nحجاز کار میکردند قتل نموده اند و افواج اطالیه تاریخ ۱۰ ماه\nحال به توپ بروک داخل گردیده اند و قبضه آن بندرگاه\nبیرامی اطالیه همان قدر اهمیت دارد که ما تا برای سر کار"}
{"book": "adl0616", "page": 40, "text": "صفحهٔ ۵\nنمبر ۳\n\nچرا که در همین ایام افواج انگریزی برای سرکوبی قوم ابور نیز خوانده شد فقط\n\nسرکار اطالیه اعلان کرده است که برای حفاظت جهازات تجارتی در بحیره قلزم و بحیره روم سر رشته برفتیم نموده شده است و اکنون باید که جهازات بلا تامل بطرف منزل مقصود خود روانه گردند فقط\n\nنقل از اخبار پایونیر مورخه ۱۵ ماه اکتوبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۱۶ شوال\nلندن ۱۳ ماه اکتوبر — دیروز سیزده هزار سپاهی اطالیانی در شهر طرابلس داخل شدند و اکنون در شهر مذکور ۲۲ هزار سپاهیان اطالیانی میباشند و در چند روز آینده پانزده هزار نفر دیگر نیز خواهند رسید فقط\n\nحاکم اطالیانی در شهر طرابلس اعلان نموده است که من برای حفاظت حقوق مردم و انتظام ملک و استیصال مردم جرایم پیشه آمده ام و نه برای اینکه مردم با علایم بازیم بلکه مدعا می اطالیه این است که ایل طرابلس آزاد و محفوظ باشند و حاکم شان خود سرداران مقامی خواهند بود که بر آنها حرف اطاعت شاه واکتر ایمانول وائے اطالیه لازمی قرار داد خواهد شد فقط\n\nاز قسطنطنیه خبر تلگراف آمده است که اراکین دیوان وکلا تا حال هیچ تصفیه نموده اند که مقابلهٔ اطالیه چگونه کرده شود بلکه اکثر اراکین از حمایت وزارت هم انگار نموده اند پس ظاهر است که وزارت مستعفی خواهد شد و یک وزارت جدید مقرر خواهد شد که مردم بر فرقه افراد دست داشته با\n\nسرکار ترکی اعلان نموده است که جهازات جنگی ترکی در اثنا جنگ اسباب خود را که بمب و لوست و مبلغ و غیره را نیز ضبط خواهند کرد\n\nنقل از اخبار تریبیون از ۱۲ الی ۱۵ اکتوبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۱۱ الی ۱۴ شوال\nو آبزرور مورخه ۱۱ و ۱۴ اکتوبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۷ الی ۲۰ شوال\n\nباید که ترکان نوجوان بدانند که گدای گرمی در ایام جنگ بی سود میباشد و دول یوروپ هرگز ایراد ترکی را نخواهند کرد همچنان جلسه های اظهار ناپسنده و غیره که مسلمانان هند منعقد می نامند نیز لا حاصل هستند و باید که ترکی قوت بازوی خود را نشان بدهد و نه خاموش بنشیند و از قبضه طرابلس بردارد ( دول یوروپ گاهی امداد اہل مشرق را نخواهند کرد ) اصلاح متحده امریکه آنوقت در قضیه جاپان و روس داخل داده بود که جاپان سرکوبی روس را نموده بود پس توقع ترکان در جنگ اطالیه سراسر نا معقول نمیباشد فقط\n\nنقل از اخبار پایونیر مورخه ۱۶ اکتوبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۲۲ شوال\n\nاز قسطنطنیه خبر تلگراف آمده است که امروز افتتاح مجلس شورای ترکی کرده شد و اعلیحضرت سلطان المعظم در تقریر رسمی خود علی الخصوص مذاکره و حرکات اطالیه را در بارهٔ امیر سرکار عثمانی بیان کرد که سرکار عثمانی سعی دارد که حقوق و رسوخ و اعتبار ترکی را صد منچ قسم نرسد حین حاضرین تقریر مذکور را به سکوت تام گوش کردند و صدائی تحسین و غیره از هیچ طرف نه بر آمد و در قرب سلطان المعظم شهزاده گان معتبر نشسته بودند و خود سلطان خیلی مغموم معلوم می شد و بر اختتام تقریر دو نفر علماء برای فتح ترکی و مذلت اطالیه دعا کردند فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 41, "text": "نمبر ٣\nصفحه ٦\n\nیک افغان در شهر کلکته موجود است که علاج امراض مختلفه را به سحر و جادو میکند اجرت او برای یک روز فی مریض — چهارانه یعنی یکقران میباشد فقط\n((سراج الاخبار)) ...\n\n-*-*-*-\n\nاز طبابت سحر و جادو گرنی افغان مذکور معالجه طلبان و دواخوانان باور کننده او که بهادر آنها خود را داده از و دوا میخواهند عجب تر و خنده آورتر است ! ...\n\n-*-*-*-\n\nجنوا ۱۵ ماه اکتوبر — امروز دو جهاز جنگی اطالیه از وریدناشه به تکمیل رسیدند و بدریا می شود و داخل کرده شدند\n\n-*-*-*-\n\nاقوام مختلفه مراکو دیروز بر افواج اسپانیه حمله آوردند و جرئیل افواج مذکور را مجروح سخت ساختند و یک کپطان دیکک لفتننت و شانزده سپاهی نیز مجروح شدند و خودشان بوقت شام پس پا شدند و اکثر مجروحین و مقتولین خود را در میدان جنگ گذاشتند فقط\n\n-*-*-*-\n\nبتاریخ ۲۱ ماه ستمبر برای اخبار دیلی تلگراف اطلاع رسیده است که در علاقه کوه آتش فشان سید دیویس واقع اطالیه باران باین شدت بارید که از کوه مذکور جوی های گل و لای جاری شدند و چند قریه جات را قطعا تباه نمودند و نظاره تباهی این قدر هولناک بوده که اکثر زنان لاش متعدد را در جوی گل و لای دیده بیهوش شدند و هیچ کس جرات ننمود که اعداد مصیبت زده گان را بنماید و یک علاقه وسیع که خیلی سرسبز بوده کاملا تباه گردیده است و اینقدر جان و مال تلف شده است که اندازه آن نمودن از امکان بعید است فقط\n\n(از بیت العلوم مبارکه حبیبیه)\n\n-*-*-*-\n\nاز پورت سعید خبر تلگراف آمده است که جهاز جنگی به قیصری در ایلنا گویز داخل شد و افواج را بر مقام گفتار فرود آورد — افواج مذکور برای الارش بطرف سکین زیر بدرقه نظام مصری خواهند رفت و جهاز مذکور را جهاز شفاخانه ساخته بطرف بحیره قلزم روانه کرده اند فقط\n\n-*-*-*-\n\nنامه نگار سر حد می اخبار هذا مینویسد که بسبب موجود راهزنان اقوام مختلفه سرک کابل و جلال آباد یو نا فیوماً غیر محفوظ تر شده میرود و کار داران کابل تا حال سبورت حفاظت تجاران و مسافران را کرده نتوانسته اند فقط\n((سراج الاخبار)) ...\n\n-*-*-*-\n\nچنان معلوم میشود که نامه نگار سر حد می رفیق محترم اخبار ( پایونیر ) در باب احوال افغانستان غوری و تحقیق ناکرده معلومات برای اخبار خود مینگارد . زیرا از قرار تحقیقاتی که از مقامات عالیه رسمی دولتی اجرا نمودیم امن و آسایش راه مذکور بر کمال بود سبب رفت و آمد و ایمنی غزا به و موتر و اشیا و اموال تجارتی و سرکاری که در بین جلال آباد و کابل در کار است راه مذکور معموریت و امنیت کامله را مالک میباشد .\n\n-*-*-*-\n\nاز واشینیا برای اخبار رات انجکستان اطلاع رسیده که جرمنی یکراسله به سر کار برطانیه باین مدعا فرستاده است که سر رشته محدود کردن ترقی سامان حرب بحری نموده شود و ابتدا می تجویز مذکور را از طرف جرمنی شده است فقط\n\n-*-*-*-\n\nمستر لی چینی که در مکتب انگلستان فن پرواز را یاد میگرفت سند کمال فن مذکور را از مدرسه سر کاری حاصل کرده است مستر مذکور را سر کار چین خاص برای همین مدعا به برطانیه فرستاده بود و او اولین اهل چین میباشد که سند مذکور را حاصل نموده است فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 42, "text": "صفحه ٤\nنمبر ۱۳\n\nمقالات صحية وطبية\n(( صحت عايله ))\n\nچنانچه طاعت و عبادت حضرت معبود حقیقی جل و علا بصحت و عافیت وجود و توانایی و تندرستی بدن موقوف و همچنان سعی و کوشش در امر معیشت و زنده گانی نیز صحت و عافیت بدن متوقف و مربوط است که از آنرو علمای اسلام را بر علم الادیان پیشتر ذکر فرموده اند. رفاهیت حال و سعادت اجمال همه کس بصحت و صفا بدن قایم و دایم است . صحت یک نعمت بزرگ و واجب الشکران حضرت ایزد منان است که نه مال و نه دولت و نه جاه و نه حشمت به ان برابری کرده میتواند. سلطان سلیمان قانونی که یکی از سلطانهای بزرگ و با شوکت عثمانیان است در مناقب یک بیتی به ترکی گفته اند نظماً ترجمۀ ان این است :\n(( گرچه چون دولت نباشد هیچ چیز می شکوه ))\n(( لیگ از دولت چه لذت که توئی بیمار زار ))\nصحت و عافیت یک جوهر گران بها نیست که برای هر شخص جدا جدا شرایط محافظه و نگهبانی آن از واجبات است. علی الخصوص برای یک عایله که عبارت از یک زن ، و یک شوهر، و ثمره های حیات آنها یعنی اولاد های آنهاست رعایت واجبات شرایط صحت الزمتر و واجب تر شمرده میشود .\nبا صحت و عافیت بازی کردن ، و دور شرایط صحت آن بی پروائی نمودن یک خطائی بسیار بزرگیست که جزای انرا بیماری میدهد . بی پروائی در شرایط صحت نه تنها در یک وجود خود با اجرای تاثیرات مدهشه مینماید نی بلکه در اولاد و اولاد های اولاد ما نیز تأثیر نامی در نسل خود را اجرا نموده و نسل ذؤریت ما را خراب و ابتر میسازد.\n\nلهذا محافظۀ صحت از مهمترین وظایف انسانیه شمرده میشود . یک عایله یعنی یک خیال دارد که عبارت از هیئت مجموعه یک زوج و یک زوجه و محصولات تمامیه انها است خشت نخستینیت که بنای قصر معیت اجتماعیه بشر یه را تشکیل میدهد . یک شخص تنها برای جمعیت بشریه هیچ خدمتی کرده نمی تواند . افراد عائله ها را بوجود می آرد . عائله ها قوم ها وقت ها را تشکیل میدهد . قوم ها وقت ها جمعیت نوعیه را ثمره می بخشد . بر عائله یک یک دانه تسبیح است که بر رشته اتحاد و همگیریست اجتماعیه بشریه را بوجود می آرد . لهذا در بابه تشکیل عائله و محافظه ، صحت و تربیه اخلاق شان وقت و اندیشه بزرگی لازمست .\n(( خشت اول چون نهد معمار کج ))\n(( تا ثریا میرود دیوار کج ))\nپایه دار شدن صحت و سعادت در میان عائله بحسن معاشرت یعنی بخوبی زنده گانی و الفت کردن زوج و زوجه موقوف و منوط است . حسن معاشرت بحسن معامله یعنی خوب گذران کردن آنها حاصل میشود . خوش گذرانی ، و خوش آمیزشی یک زنجیر مرصع مقدسیست که رابطه عائله به آنست و یک نمونه خوش مثالیست که سرمشق اولاد است . حسن معاشرت ( محبت عائله ) را بوجود می آورد که در میان محبت عائله جوهر مقدس ( حب وطن) جلوه گر میگردد.\nسنجد\n\n(( نصيحت ))\n(( ای همشهریان عزیز ))\n\nاگر همه عمر خود را صرف یک سجده شکران پروردگار عظیم الشان خود نمائیم هنوز ذره ادای شکر او سبحانه و تعالی"}
{"book": "adl0616", "page": 43, "text": "نمبر ۳\nصفحهٔ ۸\n\nبجا آورده نخواهیم بود . چشم بینا گوش شنوا ، بدن توانا ، وجدان با صفا ، عقل پا برجا با عطا و احسانها فرمود . علی الخصوص که ما را به نعمت ایمان سرفراز ، و بدین مبین حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفے صلی الله علیه واله وسلم ممتازه فرمود که بزرگ ترین نعمتهای خدای مهربان است .\n\nدین مبین بسیار محکم و متینی که ما را بر ان ثابت قدم ساخته همه احکام مقدسه آن عین حکمت است . بجا آوردن آن حکمها ثوابها و خیرهای دنیا و آخرت را در بر دارد . در هر حکم شریعت غرای محمدیه هزاران حکمت و صدها منطقها پنهان است . و هر امر و نهی آن کرورها نفوس بشر را از هر فیض و امان .\n\nای همشهریان عزیز ! یکی از صفات عظیمه حضرت پیغمبر برحق ما صلی الله علیه وسلم ( خلق عظیم ) انحضرت است که ذات اقدس الهی در کلام قدیم خود ایشان را بصفت جلیله ( وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ ) ممتازه فرموده ، اخلاق حسنه یعنی خوبیها و عادتهای خوب و پسندیده را پیشه گرفتن و از کارهای قبیح و بد اجتناب ورزیدن برای ما امت ناحیه محمدیه از لوازمات ضرورۀ دینیه شمرده میشود . به آداب شرم و حیا خود را آراستن و از بی ادبی و بی حیائی دوری کردن بهترین وسیله پیروی و متابعت ماست به حضرت رسول مقبول پروردگار ما . با ادب ترین مخلوقات ذاتِ پاک کبریا حضرت پیشوای انبیا محمد مصطفے علیه افضل التحیات که بحدیث شریف ( اَدَّبَنِیْ رَبِّيْ فَاَحْسَنَ تَاْدِیْبِیْ ) درجه قدسیت آداب مقدسه شان تا یکدرجه معلوم میگردد .\n\n«ادب آموز از ان ادیب که او»\n«ادب از حضرت خدا آموخت»\n\nای همشهریان عزیز ، و ای برادران با تمیز ! مقصد عاجز شما از این جمله تمهید است و بیاناتی که عرض شد یک یاد آوری ایست که بشما آنرا بیان میکنم . پیشتر گفته بودم که احکام دین مبین محمدی سراسر حکمت ، و پر از فایده و منفعت است . به بینید یک مثالی برای شما عرض میکنم : عبادت خالق یگانه بی همتا به ما فرض گردید . عبادت بر طهارت یعنی پاکیزه گی موقوف شد . و اگر ساده تر و صاف تر بگویم چنین میگوئیم که نماز فرض است و ادا نماز به استنجا و آبدست گرفتن وابسته است . حکمت مهمه ئیکه در استنجا موجود است هیچ صورت انکار نمیشود . زیرا اگر مخرج بول با خاک خشک در اول امر خوب خشک گردد و بعد از ان با آب شسته شود خوبتر و بهتر طهارت یعنی پاکیزه گی بعمل میآید . لهذا لازم و ضرور است که اول با کلوخ استنجا شود ، و بعد از ان با آب شسته وضو گرفته شود .\n\nولی هزار افسوس که درین کار با صواب همشهریان یک کار بسیار بیهوده و نالایقی را عادت گرفته ایم که سراسر مخالف آداب انسانیت و مغایر پیروی آداب پیشوای امت است .\n\nای همشهریان ، ای برادران ! انصاف بفرمائید ! آیا ازین بدتر و کریه تر چیزی چه باشد که در راه ها و سرکها و کوچه ها بیک آدمی بر خورید که بند زیر جامه اش را که باز است بدست راست گرفته و دست چپش در درون پاجامه با یک عضو که از گرفتن نام آن زبان قلم را حیا می آید بازی کند .... بلی خشک کردن استنجا ضرور است ، ولی نه اینچنین ! بلکه در همانجائیکه حاجت خود را قضا کند خود را خوب خشک کرده و چند بار ها پای چپ خود را بر پای راست و پای راست خود را بر پای چپ خود نشان داده و بند پاجامه خود را بسته براه خود روان شود .\n\nبکمال افسوس بسیار همشهریان خود را می بینیم که در راهها و کوچه ها و معبر های عام بهمین وضع و قیافه که بیان شد براه میروند و هیچ باک و پروائی هم نمیکنند ، و حتی با همدیگر اختلاط و سخن هم میزنند . و از همه عجب تر اینکه اگر کسی سلام دادن شان لازم آید ( نا معذور هستم ) گفته اعتذار هم میکنند که به این سخن خود شان اقرار"}
{"book": "adl0616", "page": 44, "text": "صفحه ۹\nنمبر ۳\n\nو اثبات میکنند که من بچنان کردار نابکاری مشغولم که سنت سلام را بجا آورده نمیتوانیم. حیف حیف!! از آداب انسانیت چه قدر دور است که انسان در هر مقام که پیر، جوان، خورد، کلان علی الخصوص زنان مستوره اسلامیه در گذر و رفت و آمد باشند به این وضع نالایقی که از میان آن انسان را حجاب می آید رفتار کند! ای همشهریان عزیز!! این عرض مرا بو جدا جدا صاف و دل پاک خود حواله فرمائید. عقل خود را حاکم ساخته بیغرضانه و منصفانه حکم نمائید که آیا این خوب است یا بد؟ اگر بد است پس بیایید که به اتفاق هم ازین عادت حیا براندازانه دست بردار شویم و السلام.\nمحمد\n\n《 ادبيات 》\n\n《 شام غریبان 》\nاین کلمه ( شام غریبان ) ازین شعر بلبل نغمه طراز گلشن را زا خواجه حافظ شیراز) زبان زد گردید، که میفرمایند:\n(نماز شام غریبان چو گریه آغازم)》\n《(بویه های غریبانه قصه پردازم)\nآیا زمان غروب آفتاب را چرا شام غریبان) میگویند؟ هر کس بر فکریکه داشته باشد! فکر من در باب وجه تسمیه\n\n( شام غریبان ) حال محزونانه رقت آورانه این وقت مبارک است!\nوقتها نیز مانند موسم با حالات روحانی مخصوصی دارند. موسم بهار، با یک عالم حیات و جهان جهان نشاط، و خرمن خرمن فرحت و دامن دامن طراوت ظهور می نماید! و وقت ما، وقت صبح صادق تصدیق صدق شبابت این وقت پر صباحت را با آن موسم سراسر لطافت ثابت میسازد.\nموسم خزان، و وقت شام غریبان لوحه حزن انگیز رقت آمیزی تصویر میدهند که مشابهت و مناسبت این وقت و این موسم را نیز طبیعت شناسان عالم ادب انکار کرده نمیتوانند.\nخلاق لیل و نهار و کردگار خزان و بهار گران شمس ضیا نثار حرارت آثار را برای حیات عالم موجودات یک مخلوق بدیع شحوار لطف کرداری خلق فرموده که ماشین خانه کائنات به در و حرکت او ثبات دارد، و مخلوقات موجود و خالق بدیع الصفات بضیا و حرارت داد نشأ حیات میآرد. طلوعش صبح سعادت پر شطارت موسم زمینی ریعان شباب نشان میدهد، غروبش جهان را با یک پرده ظلمت اندوده خزان، و غربت پر محزونیتی می پوشاند.\nوقت صبح و موسم بهار در تمام عالم اجسام حسن استقبال یک حیات پرنشاطی را بر می انگیزد. وقت شام و موسم خزان در همه، موجود است یک حزن فراق اندود، و کدورت عبرت آمودی بظهور می آرد.\nهنگامیکه طلیعه طلوع شمس خاور می از گوشه افق پدیدار می شود، و شعاعات زرین ابتدا از او نوک های درختان بلند چنار، و زروه کوهسار را طلا کاری میکند و در همه موجودات زمینی یک حرکت حیات و زنده گی و یک حسن نشاط دست زمانی پدید آمیشود. مرغان از شاخها"}
{"book": "adl0616", "page": 45, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۳\n\nعلم و ثروت ملک\n\nما بعد از نمبر دوم\nدرمیان قیمت\n\nهر چیزیکه فایده داشته باشد، و یک شخصی آنرا\nبکوشش خود بوجود آورده مالک و متصرف\nآن گردد، و آن را قابل آن سازد که بان\nیک چیز فایده مند دیگر بتواند بگیرد و در آن\nوقت آن چیز یک حیثیت دیگر پیدا میکند\nکه آن را ( قیمت ) میگویند . لہذا\n( قیمت ) یک چیزیست که از مبادله اشیاء\nفائده مند بوجود می آید . پس معلوم میشود\nکه چیزیکه فائده داشته باشد ممکن نیست که قیمت\n\nدرختان قد و خم شده و اسیر که تا اس خاوری را به خوانا\nمخالف آهنگ رنگارنگ بید و گره شان مبارک باد\nمیگویند. پروانه های ، عنوان شوخ و شنگ ،\nبال افشان شوق و شادی شده از پیاله های\nبرگ های لطیفه گلها یاده شبنم شاداب را مانند\nصبوحی شان بزم الفت به میکشند! در حیوانات\nو نباتات ، حتی در جمادات نیز یک یک حیات\nو نشاط و ذوق طی حکم فرما میگردد .\n\nسبحان الله ! بوقت غروب این\nمخلوق بدیع بعکس طلوع آن کا ئنات را یک\nحزن فراقيه بسیار غریبانه استیلا میکند .\nپرنده گان ، چرنده گان ، انسان، حیوان هم\nبخانه ها و آشیانه های خود میخرند، گل و سبزه ها\nیک حال خواب آلودگی را پیدا میکنند :\nگو یا همه اشیای کائنات بیک زبان حزن بیانی\nبه این بیت مترنم میشوند :\n\nز رفتن تو من از عمر بی نصیب شدم\nسفر تو کردی و من در وطن غریب شدم\nاین است شام غریبان\n\nفاجعه ها با ایران\n\nمولفش زبان فرانسوی | مترجمش از ترکی به فارسی\nف و یه دو مونت تین | محمود طرزی\n\nما بعد از نمبر دوم\n\nو بهیچ یک آدم بذر و روشنی بر خورده نمیشود .\nاما پیش از چهل چهل و پنج سال حال این محله\nبا این حال حالاتی او بیچ قیاس قبول نمیکرد . دران\nتاریخ کوچه های تنگ و تاریک این محله در تابستان\nاز گرد و خاک و در زمستان از گل و لای گذشته نمی شد\nو با یک چراغهای تیلی پر دود و غیره کمتری روشن شده\nبود. خانه های شبهه ناک دو طرفه کوچه ند کو روعده\nگاه ملاقات بعضی او باش با بود .\nدر میان این عمارت های دو طرفه محله مذکور و یک\nعمارت دو قاته موجود بود که در طرز بنا از خانه ای\nدیگر چندان فرقی نداشت . ولی رنگ و روغن جهنه\nعمارت مذکور که بطرف کوچه است از هر هر طرف\nریخته دیگ رنگ ابرشی پیدا کرده بود. بر پنجره ها و\nرو زنهای خانه مذکور که بسوی بازار باز می شد\nپرده ها می رنگا رنگ غیر منظم که از لیلا مهای مختلف\nخریده شدن آنها معلوم می شد. آویخته شده بود .\nصاحب اینخانه ( وینیو ) نام داشت که بلقب\n( سیم چار لا یه ) معروف بود در طبقه زیر ترین خانه یک\nدکان قهوه خانه مانند کوچکی با ز کرده بود که مشتریهای آن اکثر"}
{"book": "adl0616", "page": 46, "text": "صفحه 11\nنمبر ۳\nکه غیر از فایده قیمت هم داشته باشد .\nپس ازین معلوم شد که ثروت و تو انگری\nعبارت از اندوختن مسکوکات طلا و نقره\nرا در صندوقها نمیباشد بلکه صرف کردن طلاء\nو نقره را در اشیای فید مندی ری قیمت\nبسیار سهل المبادلہ ثروت و توانگری شمرده میشود.\nبرای اثبات این معاود مملکتے تصور\nشود که در یک مملکت اسباب مایحتاج\nزنده گانی مردم آن بسیار نا قص و مادا\nو مسکنهای شان برای محافظه و جو و غیرگانی\nو امنیت عامه و وسایط اختلاطیه در ان\nمفقود باشد؛ و در دیگر ملکت بعکس\nآن بوده انا لے از همه گون چیزها می\nفائده مند بهره درد و غیر از آنکه حوایج\nضرور یه خودشان را تدارک کرده\nبتوانند حاصلات فائدہ مند خودشانرا\nکه بقوت سعی و کوشش گرد آورده اند\nبا راهای منتظم و اسباب حمل و نقل\nچابک رو مکمل در مکهای دور و نزد یک\n\nنداشته باشد. گمر مانند آب و هوا، وضیا\nبعضی چیز ما نیکه آنهم بقوت سعی و کوشش صنعت\nقابل مبادله شدن شان گفت .\nمثلا در جاهای بسیار ہو ا دارے\nکہ اختیا بر اسے مریضان آنجا را براے\nتبدیل ہو ہو ا اسفا سفارش کنند یک اوتل بسیار\nمکمل با زد که او تا قبا آن از عدد ہمہ\nما يحتاج اقامت گزین خود براید و از پنجره\nہے آن ہوای صاف بیاید و از بورهان\nآن ضیای آفتاب بنگال خوبی بتا به خانده\nعام ہو ا وضیا نیز قابل قیمت میشود .\nازین تفصیلات این نتیجه حاصل میشود\nکه (فائده ) و قیمت عبارت از اجزا و\nخاصه های ( ثروت ، یعنی تو انگری میباشد\nکلمه (فائده ) نسبت اشیا را به احتیاجات\nخواہشات بشر نشان مید به ؛ و کلمه ( قیمت )\nنسبت اشیای ناید مند را بیکدیگر در وقت\nمبادله نمایان می سازد. بنا علیه هر چیزیکه\nبه آن ( ثروت ) گفته شود لازم ولا بد است\nاز گرده او باشش های سرسری بودند .\nاگر شایعه میکه در میان مردم در حق او شایع است\nبا در کنیم چنان معلوم میشود که ( و مینیو ( بغیر از بین صنعت\nظاهری که دارد و بعضی کارهای شبهه ناک غیر مشروع\nپنهانی دیگر نیز اجرا میکند . اما این کار های خود را چون\nتا بحال بنگال مہارت که در هیچ یکی از ان کار بازی\nنشده است اجرا کرده از آنزد با پولیس تعینی عس\nسرو کاری پیدا نکرده است، بلکه سبب بعضی معاونتها\nنیکه گاه گاه در باب جستجوی دزرد و خل با پولیس کرده\nپولیس نیز از بعضی واقعات ت کوچک بی بی اہمیت او\nچشم پوشی میکرده است\nدر دیوا به طبقه بالائی این خانه یک قطعه تصویر\nقلمی روغنی بسیار بزرگی در یک چو کاست چوبی سیاہی\nآویخته شده بود که هنوز رنگ آمیزی درخشان\nخود را به گرمی ،آفتاب، دگر دو باران خراب نکرده بو\n\nاین قطعه تصویر یک زنی را نشان میداد که یک\nلباس گلابی نیم بر مینه دور بر ، و یک کلاه زرد پر سفید\nبزرگی بر سر و یک سال فیروز و رنگی بدوش انداخته\nبا دو دستهای بلورین ساعد سفید گلوله خود یک\nطفل نوزاد بر هند و لطیفی را از میان یک دور ہو\nداخل کرم سیبری به اهسته گی و دقت بیرون می برآور\nدر زیر اینصورت که قلم مہارت رقم مصور\nبصورت بسیار نازکانه اعلان و اشتها وصنعت\nزایاننده گی را تصویر کرده بود بعلم جلی یک نامی\nنوشته شده بود که آن نام این است .\n\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 47, "text": "صفحه ۱۲ نمبر ۳\n\nو اقوام ترک و تاجیک فروخته طلا با و نقره ای آنها را جلب و جذب نمایند . حالا خوانندگان گرام با انصاف انصاف کنند که ازین دو مملکت کدام یک تو انگرتر شمرده خواهد شد ؟\nهیچ شبهه نیست که مملکت و قوم اولین که مذکور گردید فقیر و بی مال و منال شود و مملکت و قوم دوم که بیان شد صاحب ثروت و توانگری گفته میشود .\nدر اثنای پیدا شدن معدنهای طلا در مملکت ( کالیفورنیا ) که در قطعه (امریکا) میباشد هنگامیکه مردمان هجوم آورده به جمع آوری طلا با مشغول بودند یک وقتی آمده که بسیاری از مردمان پر طلاء به گرسنه گی ترک دغدغه حیات نمودند . چنانچه حضرت سعدی در حکایت گلستان خود فرموده که ( مسلم پخته به ز نقر و خام ) .\n\n---*---\nثروت\n\nپس ازین تفصیلات چنان معلوم شد که هر چیزی فائده مندی که قیمت داشته باشد، و بصورت مبادله بآن داد و ستد شود و آنچیز ( ثروت ) یعنی ( توانگری ) گفته میشود .\n\n( باقی دارد )\n\nاشتهار\n\nدر باب درج شدن اشتهارات تجار و صنعتگر روزنامه مبارکه ( سراج الاخبار ) براے اشتهارات مالهای تجارتی سوداگران وطن عزیز ما که بفروش میخواهند برسانند و یا بعضے صنعتها و پیشه هائیکه بعضے صنعتگران اختراع کرده و فروختن آن را آرزو میکنند حاضر و آماده می باشد که مال سوداگران و صنعت صنعتگران را در صفحه اخرین اخبار خود اشتهار و اعلان نماید . لهذا هرکس که ارزوی اشتهار مال تجارتے و یا صنعت صنعتگری خود را داشته باشد به اداره خانه سراج الاخبار که در ماشین خانه است آمده و از قرار سطر یک روپیه اجرت آن را داده مال و یا صنعت خود را بواسطه اخبار اشتهار میکنند و اگر کسے بخواهد که پنج بار زیادہ تر اشتهار خود را در اخبار بنویسد بر سطر یک قران گرفته خواهد شد .\n\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار\n\nبسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی مهتم چاپه خانه\nدار السلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهار\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 48, "text": "صفحه ۱\n\nنگران\nایشیك آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nمدیر و محرر مجرد\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nجمیع امورات تحریریه به اداره اخبار خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nتاریخ عربی یکم ذی الحجه ۱۳۲۹\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nسال یکم\nنمبر ۴\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با پوسته خرچ ۱۲ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با انفاق ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۳۰ عقرب ۱۲۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nدارالایتاما\nسبحان الله ! چیزهائی میشنویم که گوشهای ما را با یک سرود خسروانی خوشش آهنگی به اهتزاز لطافت پروازی آورده دلهای ما را بوجد و نشاط با انبساطی همدم میسازد.\n\n(دارالایتاما) یعنی (یتیم خانه) اینچه کلمه عجیب و غریبیست ؟\n\nآیا بخیال و خاطر کسی میگذشت که در افغانستان شفاخانه ها ، یتیم خانه ها ، مکتب ها ، تلفون ها ، برقی ها ، بروی کار آید ؟ راههای متین ، پلهای آهنین ساخته شود ؟ عرابه ها ، بایسکلها ، موترها بران براه افتد ؟ در افغانستان میگویم نه در دیگر جا ! اگر پیش از ده سال این سخنان را کسی میگفت که (در افغانستان این چیزها شدنیست) بر عقل او میخندیدند.\n\nولی چون اراده ازلی حضرت خالق لم یزلی بر یک چیزی رفته باشد هیچ قوتی از قوتهای کائنات مانع آن شده نمیتواند.\n\nبلی ! حضرت پروردگار بی همتای ما خاک پاک وطن مقدس ما (افغانستان) را منور کردن میخواست ، لهذا در پانزدهم ماه جمادی الثانی سنه ۱۳۱۹ هجری یک سراجی برافروخت ، دین ، ملت ، وطن را به آن روشن ساخت !\n\nبلی ! عصر سعادت سرا اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) ادام الله دولته ( عصر ترقی ، عصر تمدن ، عصر عدالت ، عصر مرحمت ، عصر علم ، عصر کمال ، عصر آبادی ، عصر سرور و شادمانی وطن است.\n\nاز جمله اما بر خیرات و مبراتی که درین عصر سراجیه بظهور آمد و نیکی تدارک رفع و زایل ساختن بی پدر ، و بیکس و پریشان ماندن اولاد وطن است.\n\nپادشه بزرگ خردمند ما بسیار با کمال یک پادشاه معارف آگاهیست. در اکثر علوم و فنون با خبری و آگاهی دارند ، حتی در بسی صنایع نفیسه معلومات کامله را مالک اند. از جمله فن فوتوگرافی ،"}
{"book": "adl0616", "page": 49, "text": "صفحه ۲\nنمبر ۳\n\nیعنی عکاسی را به درجه کمال بسیار عال العالی رسانده اند. حتی اگر بگویم که این فن عالی را که از مهمترین صنایع نفیسه عصر حاضر شمرده میشود در افغانستان اول بار ذات اعلیونت پادشاه معظم ما بنفس نفیس مٹانان خود ایجاد و احیا فرمود و اند هیچ مبالغه نگفته خواهیم بود. لوحه های بدیعه نیکه از (استودور) مبارک همایونی بروی کار میبرآید الحق که از انفس ترین لوحه های فوتوگرافی عصر حاضر شمرده میشود. این است که چند ماه مقدم در باغ ارگ مبارک یک نمایش گاهی بر پا نموده شد و بهزار ها لوحه های بسیار بدیعه و لطیفه فوتوگرافی چوکات شده و بی چوکات شده بهزار بار رقم عکس های عجیب و غریب لطیفه بدیعه تشهیر و نمایش داده شد. همه اعزه و اشراف بلد در ان نمایشگاه بسیار بزیب و زینت دعوت فرموده شد. ذات اعلیحضرت شاهانه یک نطق بسیار پر تاثیر عالی در کیفیت صنعت فوتوگرافی، و مقصد خیر مرصد شان از بر پا ساختن این نمایش گاه بیان فرموده نمایش گاه را باز فرمودند. مال نطق همایونی این بود که مبالغیکه از خرید و فروش این لوحه های عکس بها حاصل آید در راه تربیت و پرورش اطفال یتیم فقرا و غربای اهالی صرف میشود، و یک (دارالیتاما) یعنی یتیم خانه البسیار مکملی به آن ساخته میشود که همه مایحتاج مادی و معنوی اطفال مذکوره را در بر گیرد. پس هر شخصی از ذوات حاضره که بخریداری عکس های مذکوره بحسن رضای خود میل و رغبت نمایند هم مالک لوحه های بسیار بدیعه لطیفه میشوند و هم داخل ثوابهای اعمال انسانیت کارانه میگردند. این نطق خیر اندیشانه شاهانه یک تأثیر عظیمی بر دلهای حاضرین نموده هر کس بقدر حال استطاعت مالی خود در ان عمل خیر با صواب اشتراک ورزیدند. مبالغی که ازین راه در جمع آمده و هنوز در آمدنست در یک صندوق مخصوصی جمع می آید و در امورات پر حسنات (دار الیتاما) بخرج میرسد. حقیقتاً که این تأسیس خیریه مهبط اعلیحضرت شاهانه یکی از تاسیسات بسیار خیرخواهانه دین دارانه پدرانه ایست که برای ملک و ملت شاهانه شان یک فال خیر سعادت و مدنیت شمرده میشود. ازینگونه اعمال انسانیت کارانه در ممالک متمدنه که برای اولاد فقرای ملت بروی کار میآید حد و حساب ندارد. ولی وا اسفا که اهالی وطن عزیز ما با وجودیکه خیرات و مبرات را فطرتاً خیلی دوست دارند، ولی راه صرف کردن آن را باعمال پسندیده فایده آور هنوز بلد نشده اند. این است که اعلیحضرت پادشاه خیراندیش مراحم آگاه ما درینباب بتأسیس (دارالیتاما) یک باب مرحمت، و یک شاهراه مدنیت باز فرمودند. از درگاه احدیت افزونی عمر و اقبال شاه شاهانه ایشان را نیاز میکنیم تا از برکت بسی ازینگونه اعمال حسنه شاهانه شان وطن وقت بهر دیاب فیوضات بلانهایات گردند آمین فقط.\n\nبحر الفوائد جواد حاجیه\n۱۲۴۶\nشوال\n\nنقل از اخبار شرقیون مورخه ۱۹ و ۲۱ اکتوبر ۱۹۲۸ مطابق ۲۵ و ۲۶ قوس ۱۳۰۷\nاکنون بعد از تحقیقات معلوم شده است که جماعه قزاقان که چند یوم قبل ازین بر قریه عیسی خیل حمله کرده بودند از مردم خوست میباشند این مردم در تحت سرکار برطانیه را آزار بسیار داده بودند و بقرار معا"}
{"book": "adl0616", "page": 50, "text": "صفحه ۳\nمبرم\n\nکه با العجوزت مرحب کرده شده است لازم بود که آنها به علاقه یلقان فرستاده می شد گر چنان معلوم میشود که حرکات آنها خیلی است و کمزور بوده وگرنه آنها جرات نمیکردند که به سرحد آمده و با این قدر فاصله دراز در علاقه انگریزی داخل می شدند یقینا کار داران افغانی از حرکات آنها ناخبر بوده باشند و اگر آنها خواهش میداشتند قبل از رسیدن قراقان به علاقه یاغستان کل نفری به معاش مذکور را با خود می نمودند البته چون یکمرتبه آنها به یاغستان برسند این امر خیلی آسان میگردد که بر عیسی خیل حمله کرده شود مگر حمله آنها این وقته لا حاصل بوده است چرا که آنها مال و اسباب هیچ قسم را برده نتوانسته اند فقط\n\n( سراج الاخبار )\n\nاگر چه حقیقت این خبر هنوز به اداره روزنامه ما نرسیده ولی اینقدر گفته میشود که اینگونه تجاوزات بد معاشان سرحدی در اکثر ممالک بوقوع می آید مثلاً در سرحد های ( بالقان ) که در قطعه یوروپ است هیچ گاه اینگونه تجاوزات و منازعات کم نمیشود ، مع ذالک از قرار مسموعاتیکه از بعضی اشخاص معتبر گرفته ایم در علاقه خوست یک جماعه بزرگی از دزدان شقاوت پیشه را حکومت سنیه افغانیه گرفتار نموده مجبورت بدار السلطنه کابل آورده و باقی مجازات لازمه گرفتار آمده اند فقط .\n\nنقل از اخباره پایونیر مورخه ۲۳ ماه اکتوبر مطابق ۲۹ شوال\n\nنامه نگار اخباره پدا از مصر مینویسد که ترکی از برطانیه درخواست نموده است که براه مصر افواج را بطریق امین فرستاده بتواند و چونکہ شہنشا مصر فی الواقع اعلیحضرت سلطان المعظم میباشد و حق دارد که نه صرف افواج خود را از علاقه ریاست با جنگذار خود بکند را نه بلکه از ان ریاست استمدا و مالی و عسکری هم بنماید پس لازم است که برطانیه آن درخواست را قبول کند مگر از منظوری آن درخواست احتمال بسی پیچیدگی ها میباشد حل مشکلات صرف باین طریق ممکن است که بیرق عثمانی و مصری را در قاهره پایان نموده و بجای آن بیرق برطانیه بلند کرده شود چرا که خود اهل مصر هم از دل میخواهند\nرما\n\nکه مصر به علاقه برطانیه کاملا ملحق گردد فقط\n***\n١٣٣٥ سلطان نقل از اخبار علم آمدنی قاهره مسیر مورخا یوم جمعه ۲۲ رمضان مطابق ۲۵\n\n( خطا به حضرت رئیس گروه وطنی )\n\nا برادران عزیز من ! )\nمایان امشب جمع شدیم نه برای عید دستور آزادی و حکومت شورائی و نه برای بیان تاریخ بر آمدن انگریز از مصر و نه برای یادداشت کار نیکی که از دست است مصری بر آمده باشد و لاکن بتنگینی سخت میگویم که اجتماع امشب ما برای یاد دهی شوم ترین ایام است مصریت آنروزیکه شیر برطانیه چنگل خود را در دل این بلاد در آورد -\n\nآن روز سیاهی که بر امت مصری واجب است\nکه در آنروز لباس سیاه بپوشد و بیرقها را سرنگون\nبر در خانه های خود ایستاد و کند -\nآن روز که به هر شخص مصری واجب است که آن\nبیاد داشته باشد و بفرزندان خود از مدت\nشیر خواری آن را نشان بدهد - روز هم استمبر\nسنه ۱۸۸۲ است کاش آن روز موجود نمی شد و کاش\nآفتاب آن روز نمی بر آمد .\n\nیاد وہی برا است با یام منحوسه آن از جمله مقصود ترین واجبات ماست\n\nپس بر ما واجب است که پرده فراموش شدن\nو فراموش ساختن آنروزهای سیاه را بر آنها\nنیاویزیم\n\nسراج الاخبار\n\nدر ما بین فقره آخرین نامه نگار ( در یوتر ) و این مقاله بسیار دور و دراز یکه در روزنامه ( علم ) نوشته شده و ما تنها بمقدمه آن اکتفا در زیدیم و در آن قدر یک بعد و تضادی مشاهده میشود که بعد مسافه شهر ( لندن ) و ( مصر را در پیش آن هیچ است !! ...."}
{"book": "adl0616", "page": 51, "text": "صفحه ۴۳\nنمبر ۴\n\nنقل اخبار پایو نیز مورخه ۱۵ ماه اکتوبر سنه ۱۹۱۱ مطابق ۱۴ ماه ذی القعده ۱۳۲۹\nریو تر از چین خبر تلغراف میدهد که دیشب افواج قشونباشی قریبا دوازده ساعت کامل با افواج باغی جنگ نمودند و از طرف آنها چهل نفر مقتول و یک صد و پنجاه مجروح گردیدند و از طرف باغیان قریب چهارصد نفر مقتول و مجروح شدند و سی عراده توپ باخیان نیز در قبضه افواج شهنشاهی افتاده و شهر مان کاو بدست افواج شهنشاهی افتاده است و در شهر صوب ستری جوان هم فتح شده اند و در همین ایام افتتاح پارلیمنٹ چین میشود که وزیر اعظم آن یوان شکای خواهد بود\n\nازمانی خبر تلغراف آمده است که اکنون تعداد عربان مسلح که در قریب شهر طرابلس برای جنگ افواج اطالیه جمع شده اند به شصت هزار رسیده است و آنها سامان حرب و خوراک و غیره بمقدار کثیر فراهم نموده اند و استحکامات خود را خیلی مضبوط ساخته اند و مردم از علاقه جات دور و دراز طرابلس برای امداد ترکان رسیده میروند و افواج اطالیه قبضه خندق ها را ترک کرده اند و برای این حرکت این دلیل را بیان میکنند که در خندق های مذکور این قدر لاش ها موجود می باشند که از بد بوئی آن خطره مرض و خراب شدن آب میباشد فقط\n\nسفیر ترکی مقیم لندن بیان میکند که در جنگ ۲۳ ماه اکتوبر از افواج اطالیه سه صد نفر مقتول و هفت صد نفر مجروح شدند و برای اخبار لوٹ ایک از مصر خبر رسیده است که انور بی به تبدیل لباس از مصر عبور نموده و در علاقه طرابلس داخل شده است و با شیخ سنوسی ملاقات نموده است و عربان جمیع علاقه طرابلس را برای جهاد مستعد کرده است\n\nتقریب میله شهنشاهی انگلستان دو غباره (بیلون) از عصر پرواز نموده بودند و روز دوم از نمک برینی یافته شده و بردند – خباره های مذکور سفر به میله طی نموده بر زمین فرود آمده اند فقط\n\nنامه نگار اخبار (نان) که از پیرس شایع میشود و با علی فتح بی مهتمم جنگ طرابلس ملاقات نموده است\n\nو ترک مذکور در اثنای مکالمه بیان کرده است که تجویز مقابله اطالیه که افسران عثمانی مرتب نموده اند خیلی عام فهم میباشد – ترکان بر ساحل مقابل افواج اطالیه را نخواهند کرد و در کوه های گرد و نواح و در صحرا استحکامات خود را خواهند ساخت و اگر افسران نظامی ترکی در طرابلس بر هدایات وزیر جنگ کار بند شده باشند اسلحه و سامان حرب و خوراک و غیره همراه افواج عثمانی بکوه های مذکور بمقدار کثیر فراهم شده باشد دور خود طرابلس از مال و اسباب مملوکه ترکیه چیزی باقی نمانده باشد و چون ده هزار ترک و بیست و پنجهزار عرب مسلح در مقام جبل جمع خواهند شد\n\nفی الواقع ابتدای جنگ از ان وقت خواهد شد و در میدان ترکان هرگز نخواهند جنگید چرا که تعداد آنها قلیل است البته بر وقت و هر زمان برای پلتن های اطالی آزار داده خواهد شد تا اینکه خود اطالیه از جنگ بیزار گردد و خواهش مهلت تنفس و آرام را بکنند و چون ترکان دیدند که افواج اطالیه حوصله خود را باخته اند محاصره طرابلس کرده میشود و در آن وقت شجاعت و مردانگی و حمیت اسلامی برای مردم یوروپ نشان داده خواهد شد و هیچ پروا نیست که فتح حاصل شود و یا شکست لاکن ترکی رعب و اقتدار خود را در نظر یوروپ هی ذلیل نخواهد کرد فقط\n\nاخبار هایزاف لندن مینویسد اولین مشکلات برای فتح طرابلس حمل و نقل سامان حرب و خوراک میباشد چرا که اگر اشتر ها از مصر یا تیونس به بارگیری و غیره نرسیدند نقل و حرکت افواج اطالیه محال میباشد و چنانکه از بیانات افسران نظامی ترکی ظاهر میشود که در میدان با اطالیه جنگ نخواهد کرد و در کوهستان برای افواج اطالیه آزار داده خواهد رفت و دران صورت مشکلات فتح طرابلس برای اطالیه آشکارا خواهند گردید فقط\n\nبعد از جنگ ۲۳ ماه دسمبر افسران طالبه با عربانی سلوک خیلی بی رحمانه کرده اند و سه روز کامل تلاشی جمیع خانه ها گرفته شده بود و مردم مشتبه را خواه معصوم باشند یا گنهگار بهانه ماری کرده شده است و مردم جوان و معمر و زنان و غیره را بلا تمیز قتل کرده شده است فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 52, "text": "نمبر ۱۴\nصفحهٔ ۵\n\nکسانیکه بدون کافه و بی همه تدارکات بر راه روان شوند\nو به بعضی دزدان سر دچار شوند آنچنان دردناک\nو سری تنها در راه است\nما بین وکه و کابل نمی بلکه\nدر کوچه ها و سرک های شهرهای بزرگ\nپاریس و لندن و غیره نیز موجود خواهد بود که\n( یا کیسه ات را بده یا جانت را ) گفته بر انسان\nهجوم مینمایند ۰\n\n✒ از اخبار باتن فرانسوی ✒\nنقل میشود\nیک نامه نگار اخبار جرمنی مینویسد که حکومت ما غلط کرده که از یک طرف با حکومت فرانس سلوک نالایق را پیشه گرفت ، و از دیگر طرف ایطالیا نیها را مانع حملهٔ طرابلس نشد . ایطالیا نیها عجب است که از مدنیت و تهذیب بحث نکنند و بجای ساختن و تهذیب دادن طرابلس را به بهانه گرفته بر طرابلس حمله بکنند ! چرا این بد نیت و دو رنگی را در خاک خود نشته نمیکنند که در صدی پنجاه آن ناخوان و نانویس میباشند . و بسیار به جاهای آن هنوز در حال وحشت است . دولت مشفق ما یعنی ایطالیا بر دولت دوست با عثمانی حمله کرده بنا حق یک ملک او را گرفت ضرور است که یاری به دولت عثمانی را بکنیم زیرا برای تجارت ما در مصر و هند فایده های کلی دارد ۰\n\n✒ از نسخهٔ آخرین اخبار ( اقدام ) استانبول ) ✒\nنقل میشود\n( بشارت مهم )\nمخابر مخصوص ما از طرابلس غرب مینویسد که در ( دجیحات ) نام موقع عساکر عثمانی برایطالیا نیها شبیخون برده اند ، و مقدار ( هفت صد ) نفر از عساکر ایطالی را تلف نموده اند و از عساکر ما دو شهید افتاده است . قوهٔ معنویهٔ عساکر برجاست . بمقابل دشمن پایداری میکنیم . امید واریم که غالب شویم .\n\n✒ نقل از اخبار ✒\nاز پایونیر مورخهٔ ۲۱ اکتوبر شده مطابق ۲۰ شوال\nاگر چه اعلیحضرت امیر صاحب از وکه الی کابل سرک موتر ساخته اند لاکن آن سرک برای تاجران مطلقاً محفوظ نمیباشد - علی الخصوص سرک مذکور از جلال آباد الی جگه لک پر از رهزنان میباشد و چنان معلوم میشود که جماعه دزدان اقوام مختلف پروای حاکمان مقامی را ندارند عرصهٔ چند یوم میشود که اطلاع این امر شایع شده بود که سپاهیان نظام برای حفاظت آن دره فرستاده میشوند لاکن چنان معلوم میشود که تعمیل آن حکام نشده است بهر حال واردات های قزاقی بکثرت به وقوع می آیند و برای تاجران و غیره خطره بسیار است و بدیهی است که چون اعلیحضرت امیر صاحب حسب معمول بجلال آباد بروند صورت معاملات بهتر شود و از لا پروائی و بی انتظامی که در کابل ظاهر است که انتظام تمام کل ملک چندان خوب و زیر دست نیست چنانچه میگویند که بتاريخ ۱۲ اکتوبر چند تن از قوم زه کا خیل بر علاقه وکه حمله آوردند و یک سپاهی را مجروح کرده بودند و اکنون برای رهائی شان مطالبه مبلغ مینمایند فقط\n\n✒ سراج الاخبار ✒\nاین خبر مافوق را که رفیق ما اخبار پایونیه در نسخهٔ ۱۶۶۵۰ مورخهٔ ۲۱ اکتوبر نوشته است که ترجمهٔ آن لفظ بلفظ کرده شده است در باب ملک ماست\nسرک ما باین وکه و کابل بلکه در همه ملک یک شهر هم نیست که خبر مذکور هیچ اصل و اساس ندارد . سرک های پخته که ساخته شده اسرایان کامل را مالک است . نظام و انتظام همه ملک بر محور لایق خود در جریان است و در هر هر طرف ملک راههای منتظم و عمارات و پل ها و نهر ها و بسی آثار ترقی و تمدن بپایهٔ اعلی پادشاهی جاری و در کار است . اما اگر یکنفر"}
{"book": "adl0616", "page": 53, "text": "صفحهٔ ۴۷\nنمبر ۴۲\n\nمقالات طبيه\nبعضی قاعده های حفظ صحت در باب معده\n\n١ – تا میتوانید ساعت های منظم و وقتهای معین طعام بخورید یعنی چنین نکنید که یک روز نان چاشت را بده بجه بخورید و دیگر روز بدویجه نی بلکه هر ساعتی را که برای نان چاشت و یا نان شام خود مقرر کنید بهمان وقت و ساعت هر روز طعام بخورید.\n٢ – اگر معده تان ضعیف باشد، و بی اشتهائی هم داشته باشید وقتیکه گرسنه شوید همان دم طعام بخورید ولی کم بخورید و بهلی هم بخورید.\n٣ – طعام را که میخورید خوب بجوید، و بعد انوان فرو برید.\n۴ – وقتیکه طعام گرم میخورید آب و دیگر مشروبات بسیار سرد نخورید.\n۵ – وقتیکه طعام به انجام رسد، و میخواهید که از سفره برخیزید یک لقمه نان خشک بخورید، چونکه این عادت هم هضم را آسان میکند، و هم برای پاک کردن دندانها مدد میرساند.\n۶ – اگر بسیار قهر و غضب تان آمده باشد، و یا آنکه بسیار مانده شده باشید اصلا بسفرهٔ طعام نزدیک نشوید. زیرا طعامیکه بعد از قهر و غضب بسیار، و یا بعد از مانده گی و تعب بسیار خورده شود معده را درهم و برهم میکند.\n٧ – وقتیکه بر سفرهٔ طعام بنشینید هیچ گاه، بخواندن کتاب و یا مطالعه اخبار و یا نوشتن مشغول نشوید که معدهٔ تان را خراب میکند.\n٨ – با مردمان خوش طبع و خوش حال باشید بر سفره بنشینید، و از چیزهائیکه خوش تان می آید و دل تانرا خوش میسازد گفتگو و اختلاط کنید. زیرا طعامیکه بخوشی و فرحت خورده شود به آسانی هضم میشود.\n٩ – بعد از آنکه از سفرهٔ طعام برخیزید زنهار همچنان در کاریکه شما را مانده کند مشغول نشوید. بعد از آنکه خوب یک قدری آرام و راحت کردید باز بهر کاریکه دارید مشغول شوید.\n١٠ – از سفرهٔ طعام که هنوز اشتها بخوردن داشته باشید برخیزید. زنهار که معدهٔ تان را تا به آخر درجه پر نکنید.\n١١ – از چیزیکه نفرت تان آمد زنهار آنرا نخورید.\n١٢ – پیش از طعام و بعد از طعام، و در وقت خوردن طعام اصلا قهر آگین و غضب ناک نشوید. زیرا هر لقمه اینکه بقهر و غضب بخورید آن لقمه طعام نی بلکه یک سوزن دانی ایست که میخورید.\n\nده نصیحت برای صحت\n\nاول برای صحت عمومیه: — وقت برخیز، وقت بخواب.\nدوم برای صحت تنفس: — آب پاک، و نان گندم مدار زنده گیست، اما هوای صاف، و ضیای آفتاب نیز برای صحت بهمان درجه الزم شمرده میشود.\nسوم برای صحت هضم: — اکسیر اعظم و رازینی عمر طعام را قناعت کارانه یعنی بدرجهٔ کفایت خوردنست.\nچهارم برای صحت پوست: — پاکی و شست و شوی بدن انسان را از زنگ گرفتن محافظه میکند، ماشین با اینکه خوب پاک شوند و بخوبی چرب و نگهبان شوند تا بسیار سالها کار میدهند، علاج یگانهٔ پاکی بدن آب و صابونست.\nپنجم برای صحت خواب: — خوابیکه بدرجهٔ کفایت باشد بدن و ذهن را قوت میدهد. استراحتی که از درجهٔ لزوم بیشتر گردد وجود را ضعیف"}
{"book": "adl0616", "page": 54, "text": "صفحه ۴۲ نمبر ۴۲\n\nو ناتوان می سازد .\nششم برای صحت پوشاک : – بهترین پوشاک همان است که مانع حرکت بدن انسان نشود ، و گرمی لازمی که برای وجود بخار است حاصل کند ، و از هر گونه تبدلات ناگه ظهور هوائیه وجود انسان را محافظه کند .\nهفتم برای صحت نشیمن گاه : – خانه نشیمن گاهی که پاک ، و ستره ، و روشن و فرحت ناک باشد ، عائله اقامت گزین آنرا نیز محبوب و مقبول می سازد .\nهشتم برای صحت فکر : – فکر باعث تیزی مستریح میشود ، اما اگر در ساعت تیزی افراط شود و بد استعمالی در ان پیش آید انسانرا بهوسات می اندازد ، هوسات نیز به سیئات کشیده میبرد .\nنهم برای صحت روح : – چستی و چالاکی و خوشی و فرحت زندگانی را به انسان شیرین میکند که محبت نیم صحت است . حزن و مایوسیت زود انسان را پیر میکند .\nدهم صحت مسلک : – تنها مغزت ترا نمی پروراند . بر بیکار نماندن بند های دست و پایت نیز وقت بلن .\n\nاز الما ناق عسکری ترجمه شده\n\nنصيحت\n\nای همشهریان عزیز\nنعمتهای گوناگون حضرت خالق بیچون در باره ما بندگان غفلت رهنمون از حد حساب افزون است . ذات پاک اقدس پروردگار بیهمتایی را در کلام قدیم واجب التعظیم خود میفرماید که : ( فان تعدوا نعمة الله فلا تحصوها ) یعنی اگر بخواهید که نعمتهای خدا را بشمارید\n\nهیچگاه شعرده نخواهید توانست . الحق که این کلام رب کلیم بینا یکهای ما برای بیداری و آگاهی ما از خواب غفلت یک تازه شوق و غیرت مشمرده میشود که تا نعمتهای جلیله لا یعد و لایحصی سبحانه رایگان یگان در پیش نظر عبرت آورده بطاعت و عبادت و تحصیل کمالات انسانی سعی و غیرت ورزیم و لایق نام و عنوان جلیل الشان (انسان) گردیم . (انسان) چه جوهر بدیعیت که نه در شکل و صورت ، و نه در وضع و حرکت ، و نه در طرز معیشت ، و نه در کسب فضیلت بدیگر مخلوقات خدا هیچ مشابهت نمیرساند . بلی اگر چه در خوردن ، و آشامیدن ، و خسپیدن ، و دویدن و غضب و شهوت و توالد و تناسل یعنی ذریت و نسل پیدا کردن با دیگر حیوانات چهار پا مناسبت و مشارکت داریم ولی خوردن ما و خوابیدن ما و نسل و ذریت ما در دایره قاعده و قانونهای بسیار منظمی اجرا میشود که با حیوانات دیگر هیچ مشابهت نمیرساند . صرف نظر از دیگران تنها در یک (توالد و تناسل) یعنی اولاد آوردن و نسل پیدا کردن غور کنیم : حیوانات دیگر در غیاب جفت خویش میله ذات انثی و معامله نموده و در باب افزونی نسل خودشان و اندیشه استقبال نوعیت خود هیچ اندیشه ، و هیچ صنعت و پیشه ندارند حال آنکه توالد و تناسل انسانی به بسی حکمهای ربانی ، و قواعد و وظایف انسانی انتظام پذیرفته بیک ترتیب و اصول مقننه اجرا میشود .\n\nحیوانات بعد از انکه اولاد های شان از سن شیر خواره گی گذشت هیچ شناسائی و حقوقی در میان شان باقی نمانده هر یک پی کار خودشان میروند . حال آنکه انسان اینچنین نیست ، بلکه انسان ذریتی که تشکیل میکند در ان باب بسی چیز ها می اندیشد ، و اسباب استقبال وطن خود را از ان امید میکند .\nای همشهریان عزیز ! میخواهیم یک قدری از اولاد یعنی ثمره های زنده گانی خود را بحث و بیان نمائیم : اولاد ، نهالان تر و تازه چمنستان وطن است که اگر خوب تربیت شوند . و خوب نگهبانی شوند . میوه های بسیار شیرینی برای وطن بار میدهند . و اگر در وظیفه تربیت و آب یاری شان دقت و اعتنا ورزیده نشود"}
{"book": "adl0616", "page": 55, "text": "نمبر ۲\nلمبتهای ابتدائی طرز جدید انشاد بنیا و داده خواهیم تو است دل هزار افسوس که ما هنوز قدر هم و معرفت و قیمت هنر و صنعت را بشناسیم! ای همشهریان عزیز ! آیا در وقتیکه براد میروید بکدام جمعیت بچه ما در یک کوچه یا کدام میدانی که مجوز بازی مشغول باشند برخورده باشید یا نه بالفعل بر خورده باشید زیرا در هیچ گوشه و کناری نباشد که از جوز بازی نژاد ما یک جمعیتی دیده نشود ، حالا یک قدری گوش و بینیم و یک کمی توقف کنیم ببینیم که چه میکنند و چه میگویند ! ... نی نی : بهتر این است که بگذریم، و نشنویم ! درست است والله ! چه کلمات رذیلانه ، چه بخشیشات ناشکنانه ، چه سخنان قبیحا نه که آن را از شنیدن آن ارزش میگیرد ! آفات ناموس بیچاره و آلوده و به هزار زحمت البسه اش را ساخته ، پاره و پاره کالایش را دوخته ، پدر به هزار عرق جبین آن کالا را تدارک کرده هزار افسوس که بچه بسبب معرفتی و بی هنری یک جوز بازی که در حقیقت یک نوعی از قمار است برای کالا را در خاک با ولایتها آلوده ساخته ، و سبب چگونه فحش آلودی که با دیگر امثال خود کرده کالا را پاره پاره کرده! چه قدر حسرت آمیز یک حال !! ... ای همشهریان عزیز! هیچ نباشد. نباشد بیائید که بیچاره در باب رفع و زایل ساختن این کلمات ناشایسته اینکه اولاد های ما در ما بین خودشان صرف مینمایند بیندیشیم. من میگویم که بیاید به اتفاق بعد دیگر زبان خود ما را از اینگونه الفاظ رکیکه فحشیه رذیله بیم نداریم تا اولاد ما ما را تقلید کنند ! ....\n\nادبیات\nعلم و معرفت\n\nای همشهریان عزیز ! اگر چه علم و ہنر یعنی مکتب های ابتدائی و غیر ہ وطن عزیر از حد زیادہ محتاج است ، و دولت متبوعه مستعد سد ها در باب افزونی آن صرف همت میفرماید ولی این کا هم فراموش نباید کرد که تنها جهت دولت در میناب کافی نمیآید . بلکه ما افراد اهالی نیز در خیاب اگر سے و کوشش و عزیم، و بیرونی نیست و مقصد خیر خوانا نه پدرا شفق ارحم نمیخوار خودمان را کرده است اتفاق بهم بدهیم و گر بهت بر بندیم و تنها مبلغی را که شرع شریف برز کوه دادن مال خود ما بود امر قطعی فرموده، و عطا زکوه را بدرجه ادای صلاه بر ما فرض ساخته و اینجا گیرد آریم و به اخلاص دل و صفانی نیست انرا بوجه احسن در راه تربیت و تعلیم اولاد وطن خود صرف نمائیم ہے در عالم مراتب راهیچ چیزی بدرجه علم و معرفت و درجه علم و معرفت است و تربیت بخشید، و برای پیدا میاید و برای پیدا کردن اسباب و حوایجیکه\n\nبخر چوب خشک و گر هیچ ثمره از آنها حاصل نمیشود و که در آن حال و بال آنها تنها بر مبنای یکی از نتیجه مضرت آنها دولت، نعمت وطن نیز زیان دید و میشوند . تعلیم علمی ، آموختن هنر صنعت تربیه اخلاق ، و تادیب آداب اولاد های ما بر ما از تدارک پوشاک و خوراک کشان اهمتر و از هر شمرده میشود. زیرا اگر علم و هنر بیاموزند، و اخلاق و آداب شان مکمل شود غیر از انکه حوایج ضرور یه خود و عائله و ابوین خود را تدارک بتوانند از شرف و علم و هنر شان دولت ، ملت ، وطن نیز مستفید میشود و اگر ما جمع آوری مال و اندوختن زر و دیناره را در اساس برای استقبال یعنی آینده اولاد خود مدار نعمت بشماریم غلط کرده و خواهیم بود . چونکه اصل خمیره نیست و توامری کمال است زیان ! مال سبب دیده ام و ادب، و فقدان هنر و صنعت به اندک به اندک مدت تلف میشود. حال آنکه علم و هنر چنان سر ما یه ایست که هیچ گاه تمامی ندارد.\n\nای همشهریان عزیز ! وظیفه تعلیم و تربیه اولاده خود ما را باید که از همه چیز لازمتر بدانیم باید مراقب پیرایه معرفت آیا بادشاہ خیر اندیش عدالت کیش محمود القلوب حضرت ( سراج الله والدین ) الحمد لله در هر بر ملا از محلات شهر با مکتب های ابتدائیه صبیانه بازگردیده پس تا میتوانیم بیایید که افعال خود را خواندن و نوشتن ابتدائی بیاموزانیم،"}
{"book": "adl0616", "page": 56, "text": "صفحه ۹\nغبار سم\n\nغزل\nبگذشت و رفت\n\nوقت شعر و شاعری بگذشت در رفت\nوقت سحر و ساحری بگذشت در رفت\n\nوقت اقدام است و سعی و جد و جهد\nغفلت و تن پروری بگذشت در رفت\n\nعصر عصر موتر و ریل است برق)\nگامهای اشتری بگذشت در رفت\n\nکیمیا از جمله اشیا بر کشد\nوقت اکسیر آوری بگذشت در رفت\n\nفن عفریت سپید، صنعت پری\nقصه دیو و پری بگذشت وقت\n\nتلگراف آرد خبر را از شرق و غرب\nقاصد و نامه بری بگذشت در رفت\n\nسیم آهن در سخن آمد ز برق\nتیلفون بشنو، کری بگذشت در رفت\n\nکوہها سوراخ و بحر آبگیر شد\nجانشینی را گبری بگذشت و رفت\n\nشد ہوا جولانگه نوع بشر\nرشک بیبال و پری بگذشت در رفت\n\nگفت (محمود) این سخن را در رفت\nسستی کن تنبلی گری بگذشت و رفت\n\nانسان به آن محتاج است بجز توسل به تحصیل معارف و صنایع دگر هیچ چاره نیامد. در هیچ وقت، و هیچ جا برای هیچ قوم، و هیچ ملت بجز سلوک طریقهٔ علم و معرفت، و بدست آوردن جوهر گران بهای هنر و صنعت ترقی ابرتری و عزت و توانگری حاصل نشده و نخواهد شد. اینهمه ترقیات و انتظاماتیکه در عالم مدنیت بروی کار آمده، و اینهمه اختراعات محیر العقولی که کرهٔ زمین را به رخشیدن آورده آیا بجز نور نير درخشان آفتاب عالمتاب علم و عرفان دگر چه چیز است؟\n\nهنر و صنعت، نيرو است، اتحاد و پیوستگیست که در پیش بروبروی آن هیچ چیزی مقاومت و توانائی نتواند. و چنان یک قوت (مثبت) و (منفی) الکتريکی یعنی (برقی) ایست که در پیش پرقوت خارق العادة او کلمهٔ (غیر ممکن) از صفحهٔ دیوانچهٔ کائنات پاک و محو میشود! علم و عرفانست که انسانرا بر بحر و بر بر خشک و تر، بر انسان و حیوان بر جنگل و کان حاکم و مسلط می سازد، فقد علم و معرفت، جهل و غباوت است که انسان را ذلیل، حقیر، سفیل فقیر میگرداند.\n\n— علم چیست؟\n— دانائی!\n— معرفت چیست؟\n— شناسائی!\nتا دانا نشوی نه خود را می شناسی نه خدا را!\nتا شناسا نشوی نه خیر خود را می اندیشی و نه شر را!"}
{"book": "adl0616", "page": 57, "text": "صفحهٔ ۱۰۱\n\nبوسهٔ مبارک\nیک شب بسیار با صفائی که بعد از یک روز دلکش آمده باشد . و یک آسمانی را که با ستاره های زرنگار ضیا نثاری شعشعه دار شده باشد ، و یک مهتاب نقره رنگی را که انوار بی جلای صفا نثار خود را بر کائنات خواب آلود به نشر کردن آغاز کرده باشد دوست دارم . دگر چه را دوست دارم : رواج لطف نسیم جان افزائی را که بوقت صبح جسته میوزد ، و مشام جان را به بو های گلهای رنگارنگی معطر میسازه ، و نهالان شگفته و رفته وقت اول بهار را که با سرشک شبنم تر شده باشد . و زمزمه های عاشقانه را که مرغگان خوش الحان رنگارنگ در بیشه زارهای پر از ناله رنگین بر پا نموده باشند دوست دارم . و در یک شب حزن انگیزی صدای سادی لاهوتی شوق انگیز هزار نغمه کار را نیز دوست دارم .\n\nفاجعه های پاریس\nبعد از نمبر سوم\nمادام آنغو\nزنانی را که میزایند به اجرت میزایاند ، و به بسیار دقت و انتظام پرستاری آنها را میکند ، در نگهداشتن اسرار بسیار اعتنا میورزد در اجرت خود هم بسیار آسانی عرض میکند .\n\nپس معلوم شد که در طبقهٔ دوم این خانه (مادام آنفو) نام دایه‌ای ایستاده اقامت دارد، و درین خصوص به اجرت خدمت و پرستاری میکند. اگر چه در پیوست\n\nنمبر ۱۰۲\n\nعبرت\nسیمای یک طفل دارای پر شطارت زرد رنگی را که موهای چون ابریشم زردش موج موج شده باشد . و چشمهای براقش که گاه اثر خوف و گاه اثر مسرت ، و گاه غضب ، و گاه خنده و گاه گریه در ایشان پدید دوست دارم . اما از همه زیاده تر صدای شب شب بوسه های شیرین کودکی را که از رخساره های مخملک نو بزبان آمده، و آواز ساعد نواز معصومانهٔ طفلانهٔ او را که بیک شیرینی و شکسته زبانی با مادر خود سخن میگوید دوست دارم .\nاز اشعار فرانسواز معار ترجمه\n\n❊\n\nعلم ثروت ملك\nما بعد از نمبر سوم\nدر بیان قیمت\nو این هم معلوم شد که اگر چیزی که فایده آن عالم باشد\n\nدر باب اصل و نسب این ( مادام آنفو ) معلومات نداریم اما در کوچه ( با تینیول ) این زن در معامله داری و پیمانداری خود بسیار راست و درست یکت زنی بوده طبقهٔ دوم خانهٔ موسیو و نیو نیز همه گی در زیر اجارهٔ خود اوست . و بسبب درست معامله گی و ادا کردن کرایهٔ خانه را بصورت منظم نظیر احترام و خشنودی موسیو و نیو را نیز حاصل کرده است .\nدر برابر این قطعه تصویر اعلان مادام آنغو بر جبین طبقهٔ سوم خانهٔ مذکور یک قطعه اعلان نامهٔ دیگری آویخته شده بود که بران قطعه نیز همچنانین یک اعلان نامه نوشته شده بود : « یک هفته گی ، پانزده روزه ، یک ماهه گی اوتاقها فرش شده به کرایه موجود است » عهده برابر این اوتاقها نیز خود موسیو و نیو بود ."}
{"book": "adl0616", "page": 58, "text": "صفحه ۱۱\nنمبر ۴\n\nو قیمت نداشته و بصورت مبادله با آن داد و ستد نشود از جمله ثروت و توانگری شمرده نمیشود . مثلا با وجودیکه از هوا و فضا نافعتر و فایده مند تر چیزی برای حیات انسان تصور نمیشود باز هم سببی که به تصرف و ملکیت کسی نمی آید، و بصورت مبادله با آن داد و ستد نمیشود از ( ثروت ) معدود نمیشوند . اگر چه اینها نیز تا یکدرجه بقراریکه پیش ازین ذکر شد قابل قیمت میشوند ولی چون آنچنان قیمت شاذ و نادر است و قابل مبادله و داد و ستد نمیباشد ازان رو در دایره تدقیقات ( علم ثروت ملل ) داخل نمیشود . اما آب چنانچه مذکور گردید مستثنا میباشد زیرا قابل مبادله و داد و ستد است . اگر چه بعضی ارباب این علم معنای ( ثروت ) را بسیار واسع و فراخ گرفته چیز هائیکه از قبیل معنویات و روحانیات باشد مانند علوم عقلیه، و فضایل اخلاقیه را نیز از جمله ثروت شمرده اند . ولی رای اکثر علمای ( علم ثروت ) برین است که ثروت بر همان چیزهائی اطلاق میشود که مادی یعنی جسمانی باشد و بدست گرفته شود ، و بچشم دیده شود . اما این را هم بگویم\n( باقی دارد )\n\nنیز که علوم عقلیه ، و فضایل اخلاقیه اگر چه از چیز های معنوی سیراب میشود ولی چون مدار کلی ترقیات مدنیه و سبب یگانه افزونی ثروت، دید یعنی توانگری جسمانی میباشد از اسباب اصلی ثروت شمرده میشود . اما چون اینها اساساً ( به علم اخلاق ) و ( علم حکمت ) تعلق میگیرد از صدد بحث ( علم ثروت ) خارج افتاده است . اگر چه اینها را ثروت نام داده شود، و به علوم ادبیه و علوم حکمیه و اخلاقیه و عقلیه را داخل ( علم ثروت ) باید شود . حال آنکه ( علم ثروت ) یک علمیست که مخصوص اشیای مادی و جسمانی که فایده و قیمت را حائز است میباشد .\nاز متأخرین ارباب این علم (جون استوارت میل) و ( آدام اسمیت ) که هر دو انگلیس میباشند درینباب چنین میگویند :\nاین یک را همه کس میداند که توانگر شدن دیگر است، و عالم و فاضل شدن دیگر . این را هم هر کس تسلیم میکند که جستجو کردن اسباب فضایل اخلاقیه\n\nاز یک زمینه بسیار چتل و پر گلی که در آخر یک رهرو تنگ و تاریک بد بوئی موجود بود اول به دایره ما در آمد، و از انجا به او تاقهای کرائی بالائی رفته می شد ما حالا با قارئین کرام خود به او تاق نمبر (۴) او تاقهای کرائی مذکور داخل می شویم .\nاین اوتاق آنقدر فلاکت زده و بد فرشی بود که بدتر و عادتی تر از ان هیچ یک او تاقی تصور نمی شد . از سامان بسیار چرکین و پر لکه سرخ رنگ پرده ها بر پنجره های آن آویخته شده بود، بر زمین خانه بجز تخته های خود خانه دیگر هیچ فرشی گسترده نبود، بر یک تخته کلفت و چهار تراشی یک نهالین بوریائی کاه پر شده، و بر روی آن از قماش چینی چرکین یک خواب گاهی موجود بود که پرده آن چرکین این خواب گاه، و پوشش هنگامی آن نیز\n\nاز قماش پرده های پنجره ها بود . یک الماری کلفت، و یک میز چوبین چرب و چتل و چارچوکی بوریائی پاره پاره جمله مفروشات این اتاق را تشکیل میداد .\nدر زیر بر آمده گی نجاری که در دیوار بود یک منقل آهنین ، و یک سماوار چودنی ، یک تیغ ، یک دو سه بشقاب آهن قلعی ، دو صراحی غلیظ آب ، یک دو کارد دسته شاخی و دو پنجه و قاشق زنگ زده ظروف و اوانی این اوتاق بود .\nدر باب مفروشات و اوانی اوتاق مذکور همین قدر بود که بیان کردیم حالا به اشخاصی که درین اوتاق موجود هستند نظر کنیم :\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 59, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۳\n\nصنايع\n\nصنعت ( ليتوگرافى ) يعنى چاپ سنگى\n\nاول کسیکه صنعت ( ليتوگراف) يعنى چاپ سنگى را اختراع کرده (سنه فلدر) نام جرمنى ميباشد (سنه فلدر) در تاريخ ١٧٧١ ميلادى بشهر (پراغ) تولد يافته و در تاريخ ١٨٢۴ بشهر (مونيخ) فوت شده است . پدرش در تياتر (قوميدين) يعنى مسخره کار بود . خود او هم با فن صنعت داخل شد . ولى پدرش ميخواست که پسرش تحصيل علم حقوق کرده وکيل و عوا بشود . اما (سنه فلدر) در ان علم هيچ شوقى نداشت از ان رو بناول نويسى و تيا تر نگارى سلوک ورزيد و بعضى اثر ها تاليف نموده بود . اگر چه (گوتمبرگ) نام جرمنى قبل ازان اصول چاپ کردن حروف قابى اختراع کرده بود ولى چون در انوقت مخارج چاپ کردن بسيار قيمت بود کتابهاى (ناول) و تيا تر (سنه فلدر) را هيچ کتاب فروشى ذمه دار چاپ شدن ميگرديد . لهذا خودش مجبور شد که کتابها خود را خود چاپد پس تجربه ها آغاز نمود . اولا بر سر يک کارى مسى انداخته با قلمها آهنى بصورت معکوس سينچه نوشتن گرفت تا در وقت چاپ راست خوانده شود . اما درين تجربه خود کامياب نيامد . بعد از ان خواست که اين تجربه خود را بر سنگ جراند . در شهر (مونيخ) يک سنکى موجود بود که آنرا در بنا عمارتها استعمال ميکردند که آن سنگها از رقم بهار سنگها چاپ بود . لهذا همان تجربه را که بر روى مس کرده بود بروى همان سنگها کار برد و باز هم کامياب نه شد . تا انکه يکروزى بصورت تصادفى يعنى خود بخود (سنه فلدر) حکايت ميکند که يکروزى بود که من مصاف کردن سنگها و انداختن و ارنش بر آنها بتجربه مشغول بودم که والده من آمد و گفت : فرزند ! دو پلى ميخواهد برد و حساب کالاى هشت آنى او را بر يک چيز بنويس که در حساب با او غلط نشويم . من هر قدر جستجو کردم کاغذ نيافتم لهذا با مرکبکه براى بکر کار ساخته بودم که آنهم از موم و صابون و دوده مرکب بود بر گوشه يک سنگى از سنگهاى چاپ حساب کالا را نوشتم . بعد از ان خيال کردم که آيا برين نوشته اگر تيزآب بريزانم تيزآب سنگ خورده و حرفها بالا بر آمده خواهد توانست يانى ؟ لهذا نوشته را بسيار پر نوشتم و ديدم که تيزآب نوشته را خورده نتوانست . براى اين تجربه يک حصه تيزآب را در ده حصه آب حل کرده بودم محلول مذکورا برسنگ نوشته ريختم و پنج دقيقه صبر کردم . بعد از ان ديدم که نوشته بقدر يک ورق کاغذ کلفتى پيدا کرد . از اين تجربه اميدم زياده شد باز تجربه را تکرار کردم ، در اينبار نوشته را بسيار جلى نوشتم و بعد از ريختن تيزاب سنگ اسيابنى ادم ديدم که نوشته ها بسيار خوب سياهى گرفتند . باز با خود گفتم که آيا اگر کاغذ را برين نوشته بفشارم چه خواهد شد چون اين نوشته معکوس بر کاغذ ثبت گرديد ، فکر کردم که اين نوشته مانند حروفهاى (تايپ کو تيرگ) ساخته بلند برآيد و به آن صورت چاپ شود حال آنکه از اين تجربه تفکر ديگرى برايم پيدا شد . با خود گفتم که از نوشته بر کاغذ رساله دار نوشته و بر سنگ چسپانده به بينم که چه ميشود ؟ چون تجربه کردم ديدم که نوشته بصورت محسوس بر کاغذ راست و درست برآمد . لهذا بمقصد خود از يکراه ديگرى کامياب شدم که هيچ بخيال خاطرم هم نبود . بعد از ان آهسته آهسته در پى اصلاح مساله سنگ و کاغذ و اقلام موثره اينست که در ابتدا (سنه فلدر) صنعت ليتوگرافى يعنى چاپ سنگ را با نفرت تمام کشف کرد و بر آن پاشاشين ديسکى نيز علاوه نمود . و صنعت (ليتوگرافى) از انوقت در فن طباعت يک شعبه بسيار مهمى است . م . فضلى\n\nتاريخ تاسيس روزنامه مبارکه سراج الاخبار زاده طبع ميرزا محمد زکريا خان دارالرحمه کابل\nاندرين عصر پادشاه زمان عادل مهربان حبيب يزدان\nحضرت شه سراج ملت دين شهريار رحيم و با احسان\nرشته مردم ز لطف و بخشش چون صراتى به بزم گى تى شان\nبسکه او مهربان وجود بود مشفق دهم خليق با خلقان\nخواست تا جمله قوم و ملت و گوى سبقت برند از اعيان\nامر شد از حضور حضرت شاه بهر طبع جريد و شايان\nطبع شد اين جريده نيلو چون صدف پر ز در و لالا\nچونکا نامش سراج الاخبار است با دو ر امن حق نما و خوانا\nايشيک آقا سى حضور امير على احمد بخت سر نگران\nسر محرر جريده اخبار است نيک محضر بشکر افغان\nگر تو تاريخ سال طبع و را از ره صدق و بجو جوانان\nسنه يکهزار و سه صد و بيست نه دگر بکن زياده برهان\nسيد به سال طبع او تزئين علم و اداب دقت افغان\n\nهمه مقاله باينکه دستخط ندارد از طرف سرمحرر تحرير يافته\nمدير و سرمحرر سراج الاخبار محمد حسين\nبسعى و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزى مهتمم چاپخانه دارالسلطنه کابل\nبقلم مرزا محمد جعفر قندهارى"}
{"book": "adl0616", "page": 60, "text": "صفحهٔ ۱\nنمبر ۵\nسال یکم\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخلهٔ مملکت با اخراجات ڈاک ۱۳ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخهٔ آن در کابل یک عباسی است\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۴ قوس ۱۲۹۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nنگهبان\nایشیک اقاسی ملکی حضور اعلیحضرت بهادر\nعلی احمد\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nادارهٔ کتابت و مطبعه\nدر ماشین خانهٔ دارالسلطنهٔ کابل\nهمه امور راجعه به ادارهٔ جریده بنام\nمدیر فرستاده میشود\nتاریخ عربی ۱۵ ذی حجه ۱۳۲۹\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nمنظورهٔ عالی\nصورتِ رجوعِ باطن\n\nبر ضمیر خمیره یافت تخمیر بهر یک از اعزه و اشراف ، و بر اتبعه و رعایای صداقت اوصاف از هر گروه و اصناف سکنهٔ مملکت محروسهٔ شاهانهٔ ما ( افغانستان ) پوشیده مباد . برانیکه درین جهان فانی معیشت و زنده گانی میورزد در هر کار و همه اعمال خود دو منظور در نظر دارد: یکی مادی یعنی جسمانی ، دوم معنوی یعنی روحانی در هر دو حال برای هر کار خود انسان بسی وظیفه موظف، و به اجرای بسی کار ها مکلف میباشد که بنا بر مقتضای محرمیت و شرافت نوعی که ذات اقدس حضرت ( احسن الخالقین ) جل و علا انسانرا عطا فرموده در بجا آوردن آنوظیفه ها و ایفا نمودن آن کار ها هم به رفع و زایل ساختن احتیاجات و ضروریات جهانی خود کامیاب می آید، و هم از ثوابات روحانی اخروی خود بهره یاب میگردد . چنانچه طاعت و عبادت رب معبود انسانرا بمقامات عالیات روحانی سرفراز میسازد چنان معاونت نوعی انسانها با یکدیگرشان بر رفع احتیاجات نوعی شان ممتاز میگرداند .\nدرینجا یک روشانی بیان میکنیم : هرگاه یک شهری فرض کنیم که مالک سه لک مردم باشد، و آب صاف و پاکی که برای نوشیدن ، و بکار بردن شان لازمست در آن شهر موجود نباشد ولی همسایه اش کرده و دور تر یک آب با صفات خوشگواری موجود باشد که صالح و نافع صحت شان باشد البته مردم آن شهر مجبور میگردد که کوزه های آب خودشان را بدوش گرفته شش کروه مسافه را طی کنند، و کوزهٔ خود را از آن آب پر کرده بیارد. درین حال دو نقصان وارد میشود که یکی تعب و مشقت وجود است و دوم ضایع شدن و بیهوده رفتن ( وقت ) حال آنکه ضایع شدن وقت تدارک کردن بسیار از حوایج ضروریهٔ انسان نیز معطل و بیکار میماند، زیرا انسان تنها بیک نوشیدن آب نی بلکه به بسی چیز های دیگر نیز برای زنده گانی خود محتاج است، پس اگر در روز چهار پنج ساعت خود را یک انسان تنها به تدارک کردن آب خود ضایع کند آیا برای دیگر حوایج ضروریهٔ خود کجا وقت خواهد یافت ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 61, "text": "صفحه ۲\nماده ٥\n\nبنا برین اگر مردم آنشهر وظیفه ( مدنی طبعی ) خودشان را بجا آورده و معاونت همدیگر دست یک کرده و هر شخصی\nدو دو روپیه انداز کنند مبلغ شش یک روپیه میجا میشود که برای آوردن آب مذکور را بشهر ، و جاری ساختن آب شاره ها، در نهر\nبنگال سهولت موفق و کامیاب می آیند. حال آنکه به اینگونه معاونت نقد می بی آنکه بیجار به تکلیف و زحمتی بر ساکنان آن شهر بیشعور\nاز یک احتیاج کلی خودشان رمانی میابند. مثلاً اکثر مردمان آن شهر کم از کم و در سال هفت هشت در پی خود شما را مصرف میوه خور مورد شما\nبیان او تنها بهین میوه خوری را یک قدری تخفیف داد و یک سالن پنجرو په میوه خوردن قناعت کنند و مبلغ گرد آمده آن\nدر راه دفع احتیاجات عمومی خودشان صرف نمایند بسی کارهای ناخلی د پسندیده بروی کار خواهند آورد\nآن را\nمثال دیگر اینکه نوع بنی بشد به اراده اند کی خالق بحر و بر از یک با درد یک پدر بوجود و آمده و بر اجناس و اقوام مختلف\nتقسیم گردیده اند که من حیث المجموع یک وجود گفته میشوند . علی الخصوص که علاقه جنسیت ، و رابطه مذهب و عیت همر در ما همین\nموجود باشد . پس در انحال هر فردی از افراد ان جنس و مذهب یکینک عضوی از اعضا یک وجود می شمرده میشود که به خطر ان\nو آله یکی از ان اعضا دیگر به عضوا مضطرب بیقرار میگیرد. مثلا هرگاه در یکی از حواس خمسه انسان درد و ایمی عارض\nگروه چارجنین دیگر را جمله مناسم و متناثر مینماید. چشم اگر درد کند قوه استماع نغمه ها می هزار را چون نوکرها علی کنید اند که\nبه پرده گوش میبخند ، مشام از بوی گلهای رایج نشار آزاد میکشد، ذوق از ذایقه شیرینی تلخی می بیند ، اسب چند\nو حریر به عضو بدر و اسیر سونان کاری ائم اجرا میکند ، تنها در حواس خمسه نی بلکه در همه اعضا می وجود سبین احکام جارے\nمیباشد\n\nای رعایای باد یانت صادقه و ای مست خوش عقیدت افغانیه با مقصد و مراد شامانه کا از این مهد تمهیدات این است که شما را\nدر باب یک عمل صالح بسیار پر خیر و منطقه یاد آوری کنم دو بر یک کاربسیار با صواب انسانیت کاران ردانه تشویق و ترغیب نمایم\nکه معنا و ماده از بهر شما خیر دنیا و آخرت باشد ، داتا از فضل و مرحمت خداوندی شکر گذارم که تا بحال همیشه در راه ملت صادق\nبا دیانت خود بجز خوبی ها و نیگونیهای روحانی و جهانی شان دار چیزی بیندیشیده ام و نخواهم اندیشید\n\nای است ! آگاه باشید که در نوقت دولت علیه همانند دولت علیه شما نیز که هم جنس اہم غریب زیان میباشد بیک تعرض نا گہا\nنے\nاحی با روان مرد دچار شده ای فلاکت و دهشت الم و اضطراب آن ما را از مضطرب و الناک ساخته است. مهارات و ہمدردی آن برادران دینی ما دنیا و یا بر ما واجب و لانا برما واجب و لازم است. دوری راه بلدنا و فعلا ما را از معاونت\nآنها محروم داشته با رمی معاونت نقدی با آنها دستگیری کردن ما لازم است . چون شما هنوز لذتی را که فایده ای\nاینگونه معاونت ها و پدر و بها حاصل میشود جشن نکرده اید لاجرم این اول با راست که شما را برین عمل صالح پر منافع\nبالذات دلالت و رهبری میکنیم و دفتر اور میری میکنم و دفتر ( اعانه ( یعنی چنده آن را بدست همایونی خود با زمیکنم و اول مبلغ (بیست هزار)\nروپیه کابلی از عین المال شخصی شامانه خود در ان دفتر قید و ثبت میکنم و از غیرت دینی و جوان مردی تامیه شما رعایا کے\nصاد قدرات ما نه خود امیدوارم که پرس بقدر استعداد حال و احوال و اندازه مال و منال خود درین عمل خیر کو تا ہے\nنمنند\n\nدر این باب بر شما امر و جیر نیست. زیرا این یک کاریست که بوجدان و انسانیت تعلق دارد ، همه صاحبان\nو جدان و هر انسان با ایمان هر مقداری که از مال زاید از نفقه اهل و عیال خوده رین راه به بد و اسم خود را در بر دفتر\nقید نماید دو کار کرده خوابه بود: یکی اینکه بال خود در راه رضای خداوند تعالی جید و سعی کرده خواهد بود که امر الهی را\nبا اور دشت و لذا ید روحانی را از ان بردن در دوم اینکه بعد روی و دستگیری هم نوعان هم دین خود را بجا آورده\nخواهند بود که شینه انسانیت را ادا کر دنست و شرف غیرت نمیه را به آن بر جا داشتن\nکیا آوردن\n\nاپنی رعایای صادقه ! نام این کتابچه ۱۵ کتابچه اعانه تیمهای شهید او زخمیهای میار به طرابلس غرب ) میباشد.\nکیسه های بیست تا را باز کنید و لهای تا مرا با آب شفقت برادری آبیاری نمائید . برای اولاد های تیم و یوهای نیم\nشهدا می سغد در بدین تان که در را و محافظه وطن و شرف معیشت خود جان باخته اند بقدر امکان یک سانتی کنید ، برای\nزخمهای مجرد حین شان یک زخم چی تدارک نمایند. در پی کم و بیش نگر وی بهر قدر که دسترسی داشته باشید"}
{"book": "adl0616", "page": 62, "text": "صفحه ۳\nشماره ۵\n\nکوشش در زیده نام تا ترا قید این دفتر امانه نمایند، هر کس که نوشتن یاد دارد نام خود را و عدد و مبلغی را که برای وجدانی و رغبت بایا خود میدهد و خدمت و منصب خود را و محل اقامت خود را واضح و مختصر بخط خود بنویسد، و به سخط خود امضا کند. و هر کس که نوشتن یاد ندارد بدیگری بنویسد، و اگر دستخط میتوانست دستخط کند، و اگر نمیتوانست مهر کند، و اگر مهر ندارد شست خود را بسیاهی زده عوض مهر در زیر نوشته مذکور بچسپاند. باقی در هر باب برای خود و شاه و جمله اخوان دین بلکه همه بنی نوع انسان خوبی و نیکوئی و خیر و صلاح میطلبم فقط\n\nکیفیت\n\nیوم شنبه چهارم ماه ذی الحجة الحرام برای حاضر شدن ارباب مناصب ملکی و عسکری را خواهین در باریابی در سلام خانه عام خبر داده شده بود. در وقت مذکور جمعی مردمان درباری و معتبرین شهر از علمای کرام و سادات عظام، و ارباب مناصب ملکی و عسکری و از صنوف تجار از مسلمان، و هندو در سلام خانه خاص دربار بلباس معمولی غیر رسمی حاضر آمده بودند. حاضرین دربار صف بصف بصورت خطوط افقی در پی یکدیگر اخذ موقع کرده هر چوکیها نشستند که در میان یک راهی گذاشته شده بوده. ده دقیقه از دو بجه روز گذشته ذات اعلیحضرت همایونی شاهانه بدربار معالی با تشریف فرمائی شوکت و اجلال گردیدند. اعلیحضرت همایونی در حالیکه بدست مبارک شاهانه شان یک کتابچه داشتند، از دروازه جهت شمالی سلام خانه داخل طلوع شمس جهان آسا داخل دربار معلا شده همه حاضرین قیام نمودند. کرسی نشیمن ذات شاهانه بر تخت عالی ایکه در اوقات دربارهای رسمی گذاشته می شد نبود. بلکه در سطح دالان در پیش روی تخت عالی بکفیت سلطنت گذاشته شده بود. بعد از آنکه ذات اعلیحضرت همایونی بر چوکی شاهانه شان جلوس، و حاضرین را بنشستن امر، و به احوال پرسی لطیف از همه جوینده بر پا نخواستن حاضرین را اراده و فرمان فرموده خودشان به پا خواستند. و بیک آواز حیات همرازی نطقی بسیار مؤثری را که صورت آنی در بالا مذکور گردید بیک طلاقت و بلاغت بسیار رسا، و یک وضعیت صبورانه شاهانه فصاحت ادا بر حاضرین دربار معالی استوار اثر فرمودند.\n\nبیک آداب و سکوت عمیق نطق های همایونی را می شنیدند، و حسنات حمیت اسلامی و غیرت ملی در دلهای شان بجوش و خروش می آمد، و بهر کلمه کلام دربار و پادشاه محبوب القلوب خود شانرا مانند پیام سروش لاهوتی خوشی میدادستند. تا آنکه ذات اعلیحضرت شاهانه نطق همایونی را بانجام رسانیده و علاوه از رابطه مذهبی و دینی افغانیان با برادران عثمانی خودش محبت و هیجان فرموده، و در مجموعی همه افراد بنی بشر که جمله از یک پدر و مادر بوجود آمده اند بدین و یک مذهبی را دارند رابطه اخوت و یگانگی نوعی ثابت ساخته فضیلت ها و ثوابهای این معاونت و همدردی برادران دینی عثمانی را بیک طرز بسیار دلنشین رفته آور می بیان و بعد از فرمودند. علی الخصوص هنگامیکه این کلام در شیت پیام را که فرمودند: «پیران مستاصل های دولت ایطالیا برای پرستاری مجروحین خود از ملک خود شان به دارالحرب آمده اند. آیا ما از زنان هم کمتر هستیم که به امداد مجروحین و یتیمان شهدای برادران دینی خود شتابان نشویم؟ باز میگویم که موانع راه مانع معاونت پولی و نقدی ما گردیده باری به اعانه مالی کوشش ورزیم.»\n\nکه گریه قابل روی دوست\nفقا نزار سانم بیا نیکه اوست\n\nای حاضرین مجلس! این است که پادشاه شما برای خیر و نیکی تان شما را بدین عمل انسانیت کارانه دعوت میکنند. حتی فقیرانه کاسه گدائی گرفته طلب معاونت مینماید.»\n\nاین کلام ملکوتی پیام شاهانه چنان یک طرز دیندارانه مردانه و چنان یک شیوه غیورانه رقت آورانه بیان گردید که از تاثیر حرارت آن در دلها یک طوفان وحشت نشان بپریشانی ظهور آورده، ابرهای تیره غیرت قومی سوای دانشها را استیلا نموده قطرات باران سرشک صداقت و رقت از دیده ها بارید. در اثنای نطق فرمودن جای بی پروای حاضرین مجلس گرفت | هر چند که هندی که مانند بید به نظر آمد، صحرا و جملات"}
{"book": "adl0616", "page": 63, "text": "صفحه ۴۴\n\nمراسم در بقیه رای آورده مجلس ختام یافت .\n\nصورت عراضۀ شکريه\nباین که در حمایه مرحمت آیه اعلیحضرت پادشاه نامی شوکت نشان دولت مستقله علیه افغانستان ابخدمتگذاری مفتخر میباشیم ازان الطاف شاهانه ئیکه در باب اعانه شهدا و مجروحین مسلمین محاربه طرابلس غرب اجرا بوده حقیقی ترین و صمیمیترین تشکرات عبودیت مندانه خود مانرا بکمال سرور عرض تقدیم حضور شاهانه نشان مینمایم . و بکمال صداقت و تمام حقیقت عرض میکنیم که به این مراحم انسانیت کارانه شاهانه خودشان بعثمانیان را که از زمانهای بسیار به برادران دینی افغانی خود یک حسن احترام و مروت می پرورانند ، و بلکه بنده عالم اسلامی را که ازین ظلم و غدر ایطالیها دل پردرد و مایوس بودند سرور و شادان فرموده اند . هیچ شبهه نیست که این نطق همایون شاهانه که هر کلمه آن موجب افتخار اسلامیانست در لوحه های افکار همه عالم اسلامیت تا به ابد منقوش خواهد ماند ، و فخر افتخار اسلامیان جهان خواهد گردید . باقی بار بار عرض شکران و عبودیت کردن خود را از واجبات بشماریم . از طرف عثمانیانی که بخدمت دولت علیه افغانستان سرافراز اند بنام محمد عثمانی\n\nافریقا مانند طوماری در زیر پا با چیدن گرفت . از علمای بنام دیانت اتمام جناب مولوی عبدالروف خان و ملا عبدالرازق قول اعلیحضرت پادشاهی را به آیات بینات قرآن عظیم الشان تایید فرمودند و دیوان نرنجن داس که از طایفه هنود و رعایای دولت خداداد افغانستان است و برتبه کرنیل ملکی سرفراز از طرف خود و بنام جمله طایفه مذکور عرض حاضر بودن خودشان را بهر و مال و جان در راه رضای پادشاه مهربان خودشان بیان نمود . جناب ایشیک آقاسی دوست محمد خان ناظم از پیرامون چهل ملیون برادر دینی برای افغانستان بحث نموده و ذات اعلیحضرت همایونی را به این عمل صالح و نافع شاهانه شان تبریک نمود . چند نفر عثمانیانی که در دولت خداداد افغانستان در بعضی خدمات مانند داکتری ، دستکاری ، و انجنیری ، و معلمی و زنکوگرافی و دواسازی میباشند از طرف خودشان بنام همه عثمانیان عریضه شکرانه تقدیم نمودند . بعد ازان برادر عالی گهر و شهریار نشان حضرت نائب السلطنه سردار ( نصر الله خان ) که مقام عالی صدارت عظمی را حائز اند از طرف خودشان بنام عموم نهضت افغانستان در حالیکه به احترام دربار در پیش شان بپا ایستاده بودند ، در مواجهه اعلیحضرت با یک نطق بسیار بلیغ و پر جوشی بیان نمودند که دران نطق خود از اطاعت و صداقت نسبت به ذات اعلیحضرت پادشاه با شوکت و شان شان و از حاضر بودن همه بجهت صادقانه شان بهر گونه اوامر و جان فدا کردن پادشاه محبوب القلوب مهربان خودشان بیان فرمود و منافع و خوبیهای این راهبر و خیر اندیشی بسیار پر فواید را بیک زبان بسیار مناسب و پروجد و بی تزلزل کار دادند که اشکهای شوق و غیرت دینداری عمیقی ، و صداقت پادشاه دوستی از دیده ها باریدن گرفت . در عقب این مطالعات عالی ذات اعلیحضرت پادشاه حقایق آگاه مقدس دولت مستقله خداداد افغانستان با جمع شهزادگان و ارکان عظام و همه حاضرین صداقت اتمام رو بمجلس آورده و از درگاه خالق یگانه مهیمن بیک خضوع و خشوعی بسیار موثری در باب فتح و نصرت اهل اسلام دعا و نیاز و تمنا کردند که فرشته گان و کمانداران ارواح قدسیان عالم بالا نیز اگر امین خوان این دعا شده باشند بیجای شک و شبهه خواهد بود . بعد ازان نماز عصر به امامت اعلیحضرت پادشاه ولی آگاه و جماعت ادا گردیده و دامت اعلیحضرت باصحاب و فراوان این روز فیروز سعادت از سفر عزیمت اثر جلال آباد تشریف فرمای شوکت و اجلالی میشدند از پغمان بتعجیلترین دربار عالی آثار .\n\nفقرۀ عرضداشت دیوان نرنجنداس\nخادم سرکار دیوان نرنجنداس کرنیل ملکی که از قدیم نمک پرورده دولت خداداد افغانستان بوده و میباشم و کلان و وکیل طایفه جات قوم هنود که در دولت خداداد و در محالات و ولایات ممالک محروسه افغانستان بود و باش دارند هستیم از طرف قوم خود و از عوض حضور پادشاه ظل الله کردم که ما مردم اهل هنود دولت افغانستان همواره با سر و مال و جان بسته گی به پادشاه اسلام دولت فخام خود در غم و شادی بودیم و هستیم و با دوست دولت خداداد دوست و با دشمن دشمن بدانیم چون امر و قضای الهی که از خیراندیشی بر رعایا با دولت خداداد فرمودند ما مردم اقوام اهل هنود افغانستان که در شادی شاد و در غم غم شریک پادشاه همایونی معظم محجوب القلوب خود هستیم بنابر رضای الهی و خوشنودی حضرت رستا پناهی ما یان نیز آنچه لازمه معاونت باشد جان و دل بجا می آوریم و همواره سرفرازی و سلامتی وجود مبارک فیض آمود اعلیحضرت پادشاه خود را از درگاه ایزد بی مثل میخواهیم فقط\n\nعریض شکران مراجع الاخبار\nاز این نطق همایون که هر کلمه آن یک شوق بی پایان باعث است\n\nاز این نطق"}
{"book": "adl0616", "page": 64, "text": "صفحه ۵\nنابر ۵\n\nدر دل هر صاحب وجدان برمی انگیزد، و بر صرف آن بنیات انسانیت بر ازد، با این بیانیه وجدانی که جدا می دارد ( سراج الاخبار ) که ترجمان وطن است با جمله هر انسان عزیز خود یک صدائی ہوئی اداری بسیار جا نظرائے\n\n( پاینده باد پادشاه ها )\n\nهوای کابل\nدرین هفته فال زمستان در پایتخت استان شهر شهیر لیڈیز یا (کابل) چابکدستی چالاکی طبعی نموده و دو زحمت مورد خود اجرا نمود. یاد آسمانی و بهار بیز (پشته کوه) بشدت تمام در وزیدن بوده با ابر آفش انگیز پرده تار آلود خود روی سارا تیره گون ساخت کوه ها کوه تا اجرا شهر را یک ایضا مجلا جلوه گر گردید. برگهای درختان پیش از انکه رنگ جام طلا کی رنگ خزان را بینند در حال سر سبز خود از شدت قهرمان تا افشار و منجمد شده و حرارت غریزی رگها و پی نانشان بدان جنگ گردیده، و برگ خشک سوخته مانند کشته بر خاک رو فرو ریختند. زردی برگهای درختان چنار و سبز درختان توت و انار، و سرخی گل بعضی درختان میوه دار در میان کوه ها پر پرف سیم شاه شهر صفا تخمیر زیر بار منتظر یک لوحه تصویر دلپذیر میبختند که گویا قلم معجز رقم رسام طبیعت بیک کارت انرا رسم کرده و در یک چوکات نقره ای خوش ترکیبی وضع کرده باشد. اول برف که در شهر باریده شب جمعه گذشته ۲۵ ماه ذیقعده الحرام بود (که این برف خفیف باریده و لکه لکه بود ولی کوه های اطراف کابل را بیشتر از ان سفید شد و آنها این زغالان را به تب موزه مرد و الجوز گرفتار آورده بود).\n\nسفر خوب اثر همایونی\nذات عالیحضرت شاهانه بر طبق مشی چهارم ماه ذی الحجه الحرام از پایتخت بصبح سواری موتر با افسر الاقبال لازم سمت (جلال آباد) گردید در روز مذکور هوا خیلی صاف و دلپذیر بود. شهر جهان را اشعه شمس با پرتو لطیفی داشت، جیسے که ذات اعلیحضرت شاهانه دیروز نه با مردمان با حضور خودشان مراسم وداخلیه شان را اجرا فرموده بودند، اشخاص بسیار محدود در گلخانه مبارک بجا تو حاضر شده بودند. شهزاده معظم معین السلطنه سردار (عنایت الله) خان، و مصاحب خاص اعلیحضرت با یو سردار (محمد یوسف) خان و کاسب الحلوفه دارالسلطنه جناب (الوی ناب) صاحب و دیگر نفری همرکاب همایو\n\nبا سر قطعه موتور براین باره صبح در موتر سواری ذات اعلیحضرت شهریار عالی شهزاده اکرم حسین الله و دو سردار (امان الله) خان و مصاحب خاص علمیت مآب ہوئے سردار (محمد یوسف خان) و جناب (عبدالامدان) حاکم نیز حضور با موتر شرقی همرکابی داشتند و یک موتر دیگر نیز پشت با نه حرکت نمود که بعضی همرکابان جان نثار شان بود و از برای ذات عالیحضرت ابن السلطنه سردار (نصرالله خان) اسباب انجم و پیشکش از دایره هائی خود شان بسواری موتر حرکت فرمودند. ذات عالیه (علیا حضرت سراج الخواتین) صاحبه معظمه تقریبا پنج روز قبل از حرکت همایونی بود که در موتر ها منزل (باریک آب) تشریف فرما شده و الان بودند و از انجا در روز دیگر قبل از حرکت همایونی بسوار شده و حرکت کرده و بمنظر تشریف فرما و در قریه فرخنده کوکه ها به مسکن شان بودند معیت ایشان همراه سوار شده بر سر جلال آباد حرکت فرموده بودند که به این حساب ذات اعلیحضرت همایونی از کابل وارد و شاهانه که همراه با علیا حضرت معظم له از منزل (باولی) حرکت کرده بود دیگر روز بالخیر والعافیه بجلال آباد داخل شده اند.\n\n( سراج الاخبار ) با جمله هم وطنان عزیز خود یعنی رعایا صادق و با وفا دل از دربار الهی نیاز میکند که سفر خیریت اثر پادشاه دل آگاه محبوب القلوب با صحتها و سعادتها و خیر های کامله نتیجه پذیرین اقبال شود. آمین.\n\nخبر تلفون\nجلال آباد\nاز طرف سد المران\nاعلیحضرت والا، و شهزادگان والا، و برخی از خدام خاص حضور روز یکشنبه ۲۴ ذی الحجه مطابق ۲۳ قوس موافق (۲۶) نومبر سوار آتش عراده و موتر همروزه وارد جلال آباد تشریف آوردند، ساعت سوار از کابل ما ساعت دوم و ۲۴ دقیقه صبح، توقعات منتظر ما این راه ۶ دقیقه، فاصل او ۶ ساعت و ۵۶ دقیقه، یعنی در ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه بعد از ظهر بسلامتی بجلال آباد تشریف فرما شدند. در کمر تشریف آوری اعلیحضرت در سالها سابق که اعلیحضرت والا در جلال آباد تشریف می آوردند همه بار خانه همرکابی با بوردشت بود اما امسال از وقتی که حضرت والا کمر سفر به راه جلال آباد به اصول آباد تکمیل قسمتی بارخانه در (کراچی) تمام همراه با اینکه برخی از هندوستان خریداری و و بعضی در کابل سازی شده و به تفریق بهمراه اردو ها داخل جلال آباد گردید.\n\n( سراج الاخبار )\nسراج الاخبار با همه همشهریان عزیز خود مواصلت موکب همایون ملیحه پادشاه عقد مجمع الفخر است اسلامیان است. بجلال آباد گردید در دو زبان صداقت و عبودیت می سازد.\n\nاین تشریف کرتا اعلیحضرت همایونی سوار موتر همروزه بجلال آباد رسید احوال و صحت شاهانه بواسطه تلفون از چنان ترقیات درخشنده به نیت شهر و رعیت چشمان ایشان پروانه وار بر شاهراه هر درخت و هر یک شعشعه شماری نگران کی، و گوشهای دور و ارزوی است و دشمن به تمنای تصویر دیده و مدنیت گستر پادشاه بزرگ است الله خان خداداد افغانستان پرده الامان می سازد.\n\nبنا برای خلاف بودن قول بعضی خورده گیران بخیر که عدم انتظام و"}
{"book": "adl0616", "page": 65, "text": "صفحۀ ۵\n\nکه باین حرکت بیدلانه خود درین عصر بیستم مدنیت حاضره خاطره های ناگوار باشی ایل صلیب عصرهای بسیار مقدم را یاد آور می شود. ازین بود که هر مسلمانان را یک دهشت و هیجان عظیمی استیلا کرد. برادر های مصری، دینی، و هندی، و ایرانی ما نطقها، و نامه ها، و پیغامها فرستادند. البته برادران افغانی شان نیز سکوت فرو نگذارند و دانسته شد، چنانچه بر خطه های منور و بلیغ که صحیفه های نخستین نبرد (ه) سراج الاخبار از تزئین فرمودند مسطور است برادران افغانی ما بیک زبان و یک قلب بردگی، پارستگی و محرومیت مردم (مسلمان) میراز برگ میبرند، و برای این همت افغانان و این برادری و یگانگی یک لوز و نجاح علنی داشته بودند و در جشن بسیار پر شانی که فقط بیاد و نسبت برادران مبتلای خود شاعرانه گرفته شد و اگر کدام پروگرام تحت پیام روح ملت، و جشن محرم، و طلب دعا بقبولیت حوایج امت و صلاح انفذ و الدین امیر حبیب الله خان) مجموع مقدس ما، و در روز ملی راه و بقا، و خطه و ارتقا منزلت ابتهاج فروم را داشته، باز بجهت اتفاق و متحدی که این بلاد را لازم است (۱) مسلمین جهان عمومی را سعی کرد حقیقت برادران افغانی خود را بیک امر قوماندان و یک امر قوماندان تمام خود را یک امر قوماندان تمام خود را یک امر قومی کالی و متفق گردانیده و نشان بیرق گونه در این کار می خاطر مسلمین مغرب القلوب خود را در راه مؤمنین و مسلمین بذل و نثار کرده و افتخار ابدی را به درجه نسبت جعبه الحال برای خود حاصل کردند. افغانان را هم مرتبه است که باین همت و سعادت ابدی دست بیارند، و در دریای رحمت الهی شناور گردند. چند مشوره، و رعایت اوامر مرکزی را بعد چند کلمه اظهار نمایم، فقط اینقدر میگویم که نطق همایونی در باب عید میدان شهدا و مجروحین فرانس غرب\nن از این بود که نطق همایونی در باب عید میدان شهدا و مجروحین فرانس غرب یک تاثیر عظیمی بر قلوب استا بخشید، و به او و برادران دینی خودشان به بدل و مال خودشان شناختند. و در آخر نطق همایونی تنها در همان مجلس مبلغ بیش از ده هزار روپیه کابلی جمع آمد و هنوز در جمع آمدن است. مسئولیت اینهمه هیجانها، و جوشها، و خروشها، و تفرشها، و اسلامیان به ایتالیا راجع است. خرافات پرستی آنها در چنین عصر منور مدنیت حسن ائتلاف شرق و غرب را به تهزل در آورد، و همه دول معظمه مدنیت پرور و علم الخصوص دولت منظمه بریتانیا که همه عالم او را قوی شناسی و عدالت پرور و عدم تجاوز بر حقوق غیر معروف می پنداریم می باید که فضل خود سر ایتالیا را که بر خلاف قوانین کتب حقوق مدنیت حرکت نموده از دستش گرفته بیک سکه تادیب محکمی برویش بزنند، و از تجاوزات حقوق شکن منعش باز آرد.\n\nمقامِ وکالت\nدر دار السلطنت کابل جناب شهزاده والا جاه تا الحكومة الفن و البدن سردار (حیات خان) وکالت به اداره امور مامور فرموده شده داند.\n\nمنصب و نشان\nجناب (محمد اکبرخان) که سابقا حاکم (خوست) بود بنا بر حسن خدماتی که در قلع و قمع شگفتی بجا آورده مظهر عواطف مراهم سنیه شاهانه شد و بلقب سردار درجه سوم\nنص و منصب برگدی ترفیع و ممتاز، و بقطعه\nلطیف نشان خون افگنی و چهار سر اسپ از اصطبل خاصه سرفراز فرموده آمد و به منصب جلیل حاکم کلان سمت جنوبی نیز نصب گردیده و قراریکه شایع است شاهنشاه ما درج مصاحبت اختیار خود خواهیم کرد.\n\nايضاً نشان و معاش\nامیرک خان، کرنیل جریدان و در مصنف عساکر خاصه دار در فوج احمدی در بار محافظه محدود است بنابر ابراز خدمتی که در باب گرفتاری اشقیا بکار برده و صداقت که در کارهای می تواند خود اجرا نموده بقرار تصدیق سردار محمد اکبر خان حاکم کلان سمت جنوبی از مراهم و عواطف شاهانه بیک قطعه نشان طلای خدمت، نایل و سزاوار گردیده و مبلغ یکصد روپیه بخواهش فرودگاه است و بیک خلعت فاخره سرفراز گردیده و ده روپیه نقدی نیز بصیرت بخشش به پسران ایشان مذکور احسان و عطا فرموده شده است.\n\nمقاله\nحرب حاضر\nبعد از محاربه روس و جاپان گوشهای ما هیچ صدای طوب و تفنگ نشنیده بود. بشریت در یکهالم آرامی و سکوتی بسر می آورد. دفعتاً از طرف (طرابلس غرب) ولوله حرب و دو غا ظهور نموده، آیا چه حرب ! یک حربیکه بغیر از روایات قدیمه ایام دهشت انتهای در چنین عصر های ترقی و تمدین استثناً شنیده نشده است. آیا این چه سان حرب است؟ یک شخص برخیزد بدیگر یک شخصی بگوید که زمین تنگ است و گنجایش نفوس ما و اعوان مرا ندارد، من خانه ترا بزور از تو میستانم تا برای نفوس و منابع خود مخرجی بیابم، و چون پرسی که چرا؟ بگوید: زیرا از تو زور آور ترم! بله! اگر چه (حق تقدم) داده اند ولی وای انصاف که این حکم را نیز قوت شمشیر داده اند و زور آوران با قوت حربه هم حکم خود را گوش زد عالم کرده اند! خیال خام! این حرکت ناشایسته اطالیان موجب بد نامی بسیار بزرگی برای این عالم مدنیت گردید، بلکه یک ضربه مهلکی بود که بر جگرگاه عالم بسیار مهیم (حقوق) که دار و بنای همه محکمه های عدالت عالم شمرده میشود حواله نمود، و یک قطعه معصومیت مانند یوروپ که در یک مردم حقوق شناس مهذبی مانند یوروپ این ناموجود بودن اینچنین یک همت حق ناشناسی خود سری مانند اطالویها حقیقتاً یک لکه کراهت آوری شمرده میشود. اطالیا، به این حرکت ناشایسته و وحشیانه خود نفرت و لعنت همه عیون نفوس نوع سلام و در هر کجا که در روی زمین موجود میباشند بر خود جلب نمود. باری اگر مسئله را یک رنگ مذهبی و دینی میدادند هر چه که بود بوده ولی این شیخ بناپاپ را بر دگلهای کشتیهای جنگی خودشان آویختن، وضعیت دهشت و عدم تهذیب را بجا بنا کردن، و بسبب بر افراشته شدن بیرقهای صلیب بر قربانی اسلامی تنیس دادن و سبایا همدیگر خود را مباح دانستن و قتل عام زن و مرد و اطفال مسلمانان را روا داشتن حرب حاضر را یک رنگ دینی داده.\n\n***\n\nحوادث خارجیه\nنقل از اخبار پایونیر مورخه ۶ ماه نومبر سنه ۱۹۱۱\nمطابق ۱۴ ماه ذی القعده ۱۳۲۹\n\nلندن ۴ نومبر — در شهر برلن خبر نم رسمی مشایع شده که معاهده جدید فرانس و جرمنی جمیع تنازعات ما بین را رفع میکند و امید است که در آینده جرمنی و فرانس بموقعه کشمکش نخواهند یافت و این امر خیلی قابل مسرت میباشد که برطانیه در مرتب ساختن مسوده ها مذکور هرگز مداخلت ننموده است — شرایط بزرگ معاهده مذکور بقرار ذیل میباشند فرانس (۱) در ملک مراکو اختیار کامل دارد و جرمنی در معاملات ملک مذکور آینده هرگز دخل نخواهد داد."}
{"book": "adl0616", "page": 66, "text": "نمبر ۵ صفحه ۵\n\n(۲) جرمنی معوض شانزده هزار مربع میل علاقهٔ افریقوی بیک مربع میل از فرانس خواهد گرفت چنانکه تعیین حدود علاقه جات مذکور در خود معاهده کرده شده است فقط\n\nیقین است که اطالیه اراده حصول قبضهٔ مجمع الجزایر ترکی را فسخ نموده است و بالفعل غالباً بر ساحل شام حمله خواهد آورد از روی آن آمده است که سپاهیان ردیف عثمانیها را برای خدمت نظام خواسته شده است و یک لشکر دیگر را مع سپه سالار آن حکم شده که بطرف طرابلس روانه شوند فقط\n\nبرای مارکومس تیهودلی که در مجلس منتظر قرض دولتی میباشد از ملک ترکی حکم اخراج داده شده است و باب عالی بدول یوروپ مراسلات اعتراض به این حیث فرستاده است که اهل اطالیه بدون سبب قتل عام عربان نموده و آن بر خلاف معاهدهٔ بین الاقوام شده میباشد فقط\n\nکرنیل خدارسولخان ایجنٹ افغانی مقیم بمبئی در شهر پشاور رسیده و از آنجا عیال و اطفال خود را بکابل خواهد فرستاد فقط\n\nیک جاسوس جرمنی را که تاریخ ۲۸ ماه اگست بمقام سلے واقع النخلستان ماخوذ شده بود سزای قید ۲۱ ماه داده شده است\n\n( سراج الاخبار )\n\nجاسوس و جاسوسی چند رقم است یکی بهمین گونه جاسوسیها که دولتها رقیب همدیگر در باب قوهٔ عسکریه و استحکامات و اسلحه و راه ها و انبار رسد و غیره در ملک بهمدیگر اجرا میکنند که این گونه جاسوسیها و جاسوسها مقبول و برای دولتها ضرور است . دیگر یک قسم جاسوسی طعونه ایست که برای رسانیدن شر و ضرر افراد بنی نوع خود بسته و فسادها را این بی وجهان اجرا میکنند که اینگونه جاسوسی و جاسوسها شایان لعنت و نفرین میباشند .\n\nفرای اعتبار با جاسوس حلقه نمیشوند ( مخبر ) گفته میشوند زیرا خبرهائی را که میگیرند برای فایدهٔ کار نشر و اشاعت میکنند .\n\nکیفیت ستارهٔ دمدار که در چند ایام گذشته بوقت صحیح دیده می شد بیشتر با همران علم الافلاک معلوم نبود لهذا نام آن ستارهٔ بی نام نهاده اند فقط\n\nسراج الاخبار\n\nسیارات ثابته در ( عالم شمس ) بر اطراف مرکز خودی\n\nدور و حرکت دارند بر سه قسمست، یکی (ستاره) دوم (پیک) سوم (سیارات ذوالاذناب) یعنی ستاره های دمدار .\n\n(ستاره) همان ستاره های معلوم و معروفست که عطارد، زهره، مریخ و غیره میباشند . (پیک) ستاره ها ایست که بر اطراف خود (ستاره) دور میکنند، چنانچه (کرهٔ قمر) را پیک کرهٔ ارض میگویند، ستاره های دمدار نیز سیاراتیست معروف که بر اطراف شمس بدور و حرکت میباشند .\n\n(مدار) راه موهومی ایست که سیارات بران راه بر دور شمسی دور و حرکت دارند مدارها یعنی راههائیکه سیارات بران حرکت دارند گرد و نامیده میباشد . اما مدارهای ستاره های دمدار بیضوی و ممتد میباشد . بعضی ازین ستاره های دمدار در بیست سال، و بعضی در هفتاد و بعضی بعصرها یک دور خود را بر اطراف آفتاب کامل میکنند . و گاهی بشمس بسیار نزدیک میشوند و گاهی یکباره با فرسخ دور می افتند . لهذا این یک دور و حرکت کیفیت که از ابتدا خلقت کائنات بعلت ارادهٔ خلاق موجود است بر پا بنا خلق فرموده شده و یک نظام لایتغیر یست که هیچ تبدل ندارد . پس اعتقاد و افکاریکه در عالم برای ستاره های دمدار زبانزد شده آمده است سراسر وهم و غلط میباشد . ستاره های دمدار هیچ تاثیر سعد و نحس و جنگ و غیره در کرهٔ زمین نمی بخشد .\n\nاز ملک مصر چهار هزار نفر مسلمانان راسخ الاعتقاد بطرابلس رفته اند که بر خلاف کفار جهاد نمایند و چون که اطالیه ملک مفلس میباشد و اخراجات جنگ یومیه برایش بقدر ده لک پونڈ میشود و تا حال ملک مذکور سه کرور پونڈ برجا خرچ کرده لهذا سیاستدانان ملک بجهتین مسأله اند که فی الفور سر رشتهٔ صلح کرده شود علاوه بران جوانان اهل اطالیه که در ابتدا بر آهنگ داشتند نیز فسرده شده و اکنون قدام منظوری اخراجات جنگ به پارلیمنت پیش خواهند شد قریباً جمیع اراکین بر اصلح اصرار خواهند کرد .\n\n( سراج الاخبار )\n\nاز یکی از قطاعی روزگار پرسیدند که :\nبرای مجاربه اول چیزیکه بکار است چه چیز است ؟\nگفت — پیه !\nباز پرسیدند که : — دوم چه بکار است ؟\nگفت — پیه !\nباز پرسیدند که : — سوم چه بکار است ؟\nگفت — پیه"}
{"book": "adl0616", "page": 67, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۵\n\nمستر شنید اخبار نویس مشهور انگلستان سفیر ترکی و دیگر ممالک یوروپ را به این مدعا اختیار نموده است که مردم را بر خلاف اطالیه اشتغال به بد و سر رشته نماید که تصفیه تنازعه اطالیه و ترکی در عدالت سالشان بیگ کرده شود و برای حرکت نا شایسته اطالیه آنرا سزا داده شود ظاهر است که ترکان مستر مذکور را خیلی دوست داشته باشند و برای امداد مش سر رشته بر قسم برا خوده باشند فقط\n\nقبل از انکه ترکان از بندرگاه بانی طرابلس بر آمده بودند انتها جميع اشتر با و دیگر جانوران بار برداری را همرا و خود برده بودند و اکنون اطالیه برای حمل و نقل سامان خورا که و غیره مشکلات سیما محسوس میکند علاوه بر ان نشست بی که سالاد افواج عمان برای جنگ طرابلس مقرر شده است خیلی شجاع میباشد و عزم مصمم کرده است که تا آخر با اطالیه جنگ خواهد نمود\n\nنقل از اخبار سول اینڈ ملتر می گرت مورنه ما ماه نو به انشاء مطابق ۱۵ مارذی القعده ۱۳۲۹ھ\n\nلندن ۵ نومبر - وکیل - یوتر از شهر هر ابلس به شهره تا رسید و بیان میکند که بر خلاف بیانات سرکا ر ا طالبه تعدا د ترکان و عربها که تاریخ ۲۳ ماه اکتوبر با افواج اطالیه جنگ نموده بود زیاده از دو هزار نفر مستعد جنگ بوده و آنها به این سرعت و شجاعت حمله کرده بودند که افواج اطالیہ متحیر شدند و از یک هزار نفر زیاده را مقتول و مجروح ساختند و اکثر حصه نواحی طرابلس اجرا از قبضه الطالبه واپس گرفتند و اکنون وسعت علاقه اطالیه در طرابلس بجای پانزده میل تصرف ۸ میل میباشد و ترکان اعلان فتوحات خود را به این طریق کردند که از توپ خانه خود گلوله های شار تیل بر کل افواج الطالبه فیر کردند تا اینکه بلکه شمار نیل بین در کمپ سیگار مطالبه انتقاد ده فواج الطالبه تا این حد سپس با شدند که از آنجا سوار شدن بهشتی با صرف باقیمانده است و لهذا اراده این شده افواج اور علاقہ صحرا قطعاً موقوت گردیده است و تا زمانیکه وادی فرا ہمس بوسعت پانند و میل بست ترکان می باشد فی الواقع خود شهر طرابلس مقام محصور خیال کرد و میشود و تمام جنرال اطالویان در اینجا اگر او اراده خود را ندارد سرا سر اتصال است و بنا بر سخنان معلوم می شود که او گاهی به ترکان حمله خواب آورد فقط\n\nبشدت تمام سرایت کرده است و اگر چه اطالیه تردید خبر قتل عام عربان را کرده است عمر و قایع نگار دیو تر بیان میکند که خود قتل عام عربان را بچشم خود در تریپولی و احوال مذکور را بدستخط سفیر برطانیہ مقیم طرابلس دستخط نخودیده ام و کل وقایع نگاری تصدیق میکنند که پس از انکه اطالبیانی برای قتل جمیع عربان مشتبه حکم داده بود مگر سپاهیان انها حکم قتل عام خیال کردند و لهذا در زیر بازخواست این حرکات وحشیانہ جرنیل کا نہو اس پالاد اطالیانی میباشد فقط\n\nلندن د نومبر بیست هزار سپاهی نظام اطالیه مع توپخانه و جهازات بحری به مقام نیپلر جمع شده اند که برای کمک افواج طرابلیس روانه شوند فقط\n\nتاریخ ۳ ماه اکتوبر یک شخص روسی برای سنگه از جلال آباد پیش در میرفت و در قافله سرای همرو و توقف کرده بود و چون خوابید دو هزار و نهصد روپیه کابلی او را دزدید و اگر چه تلاشی اکثر مردم گرفته شد لاکن سراغ ازو مطلقا یافته نشد فقط\n\n( سراج الاخبار )\n\nهرگاه جمرود در علاقه افغانستان میبود بوقوع این واقعه آیا چه واقعه خونها می شنیدیم؟ ...\n\nآیا نامه نگار سرحدی اخبار پایونیر چه هنگامه ها بر پا میشود ؟\n\nاگر چه خبر الحاق مصر با معروضات برطانیه غلط میباشد لکن با وجود آن در این باب هیچ شک نیست که تغییر در انتظام ملک مذکور کرده میشود و علی الخصوص عدالت های دول مختلفه یوروپ را موقوف کرده خواهد شد چرا که بعد از تصفیه معامله مراکش و جنگ اطالیه و ترکی باید که انگلستان هم در ملک مصر چیزی فایده حاصل کند فقط\n\nخبر فرستادن بیست هزار نفر سپاهی دیگر به علاقه طرابلس تا درینجا خیمه ها استوار تر گردیده افواج اطالیه از ترکان درین میان قلیل الاعداد شکست سخت خورده اند و فعلاً این بیان غلط میباشد که در جنگ ۲۳ الی ۲۶ ماه اکتوبر چهار هزار عرب و ترک بقتل رسیدند چنانکه بقرا ر بیانات وقایع نگاران اخبارات مختلف یوروپ فی تعداد افواج عثمانی در جنگ مذکور از دو هزار نفر بیشی وارد بوده و دگریان مذکور بسیج با یقیناً اسپالا را مطالبه حکم قتل عام را داده باشت فقط\n\nاز شهر طرابلس"}
{"book": "adl0616", "page": 68, "text": "نمبر ۵\nصفحه ۹\n\nتاریخ هفتم ماه اکتوبر محسوب ذیل از شیر از امده بود - که مشیر خالص قنسل برطانیه مقیم شیراز برای تاجران مشوره داده است که آنها مال و اسباب تجارتی را به اصفهان روانه نکنند چرا که راه های مختلف خیلی غیر محفوظ میباشند - در همین ایام بر سرک های کلان راه زنی بکثرت بوقوع آمده اند و مال و اسباب گران بها بغارت برده شده است و تاجران انگلستان بمحل نقصان خیلی کثیر شده اند و یک زن انگلیس را وردان زدو کوب بسیار نموده اند پس لازم است که سر کار انگریزی استعداد این قسم خرابی را بنماید - علاء الدوله نائب الحکومه شیراز مقرر شده است و مردم کاشی یعنی از شهر بر آمده اند لاکن توقع امنیت کامل خیلی کم میباشد\n\nاشتر بانان طرابلس مکتوبات و تفنگ و سامان حرب و غیره برای افواج عثمانی و عربان صحرا رساننده میروند و اکثر آن را افواج اطالیه ماخوذ هم نموده لیکن با وجود آن وفاداری شان متزلزل نشده است و هر وقت برای افواج عثمانی آب تازه میرسانند و بهمین سبب است که برچاهائی آب اکثر اوقات حمد کرده شده است - علاوه بر آن ترکان به بیرق سفید چند بار آب تازه را از کمپ اطالیه هم برده اند فقط\n\nنقل از اخبار سول ایند ملٹری گزش مورخه ۸ ماه نومبر مطابق ۱ ماه ذی القعده\n\nلندن دهم نومبر - اخوانا مشهور شده است که جرنیل کانوا سر عسکر اطالیه مقیم طرابلس موقوف شده است و بجای او جرنیل مروگونی سر عسکر مقرر گردیده است و جرنیل کانوا غالبا حاکم در آن مقرر خواهد شد و اخبار سینٹ پطرسبرغ امروز یک تلگراف را شایع میکنند که بروز سه شنبه و چهارشنبه گذشته ۸ هزار ترک و ۶ هزار عرب بر افواج اطالیه حمله آورده و فتح کامل حاصل نمودند و قریبا شش هزار سپاهی اطالیه را مقتول و مجروح ساختند و دو قلعه و توپ و سامان حرب را بعد از کثرت به تصرف خود آوردند فقط\n\nاطالیه برای دول مختلفه اطلاع داده است که کل اهالی طرابلس و سایرین با علاقه اطالیه ملحق کرده شده است و با هر اکنون و دل پذیر رسمی این امر را بنماید که ترکی برای مصالحت ساخته مند شود و بر مشهد خود قانع باشد و خود نخوا باعث خون ریز نهایت خطر و و حشت\n\n( سراج الاخبار )\n\nآیا اطالیها چرا به قسمت دسته و خود راضی نشده پاست\n\nخودشان را از موزه پیشتر دراز کردند آیا متقدمی بر خونریزی که شده ؟\n\nخبر من بعد - سر رشته صفای شهر طرابلس خیلی ناقص میباشد و لاشهای پنجاه نفر که بهوارض میضه و گرسنگی و غیره مرده بودند از بازار ها یافته شده اند و وادی طرابلس پر از لاشش ها میباشد و تعفن و بد بوئی آن علاقه نا قابل برداشت است و در افواج اطالیه تقریبا چهل نفر یومیه بعارضه میضه می میرند فقط\n\nدر آبهای سرنٹ مونت از سطح بحر یک جزیره دفعتا پیدا و بوقت بر آمدن آن نظاره تموج دریا و دود و شعله ناقابل دیده بوده است فقط\n\nبر آمدن اینگونه جزیره ها از زیر آب مکررا باین اول باریست که بوقوع می آید. بلکه بیشتر ما نیز در بحر یونان و غیره جاها بوقوع آمده حتی بعضی وقتها بعکس آنهم شده است که بعضی جزیره ها دفعة در آب فرو هم رفته است.\n\nسبب اینگونه وقوعات همانا حرارت مرکزیه زمین یعنی آتش سیالست که در جوف زمین میباشد. آتش سیال همیشه جوش و خروش است که زلزله ها و آتش فشانی از باعث نشان، و اینگونه جزیره بر آوردنها، و فرو بردنها را غیره از مهارت خود بروی کار می آورد.\n\nلندن دهم نومبر - بتاریخ ماه اکتوبر پنج نفر سیاحان سويس که از ایران از طرف شهر منتشر شده آنها هر یکه برای سیاحت رفته بودند و کایک روسی مراجعت شده بر آنها در آوانی ارزان شدید و بنابران سرکار ایران مراسله اعتراض را به سرکار روس فرستاده بود لاکن سفیر روس مقیم ایران مراسله مذکوره را نه معرفت بدون جواب واپس به سرکار ایران فرستاده است بلکه مطالبه نموده است که ایران از روس به این مطلب عذر خواهی کنند که در معامله مذکوره سیاحان ایرانی توهین افسران روسی کرده بودند و اگر ایران عذر خواهی نکرد روسی بر صوبه جات گیلان و مازندران تصرف خواهد نمود و گمرک ایران تصفیه نموده است که مطالبات روس را هرگز منظور کرده نمیشود و افسران پولیس بقرار قانون جایداد شعاع السلطنه را ضبط خواهند کرد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 69, "text": "صفحه ۱۰\nنمره\nفقره آخرین این اخبار (پایونیر) را (نطق جایون) اجرت جایونی که صفحه ای اول این نسخه ها را شرف و زینت بخشید و توضیح و تفسیر نیما یا\n\nنقل از اخبار ترمیون مورخه ها و ۸ نو بر شاخ مطابق داده از ولی فاقد\nرہوں ، نوبر مسلمانان معتبر رس یک مجلسے قایم کردند و تو کردند و تجویز نمودند که به شورمست برطانیه استند ها کرده شود که خورنست بیا سر خاطر مسلمانان که از رعا یا انگریزی میباشند در جنگ ترکی و اطالیه محبت اندا د طریقه های جابرانه که اطالیه در قتل زن و بچه های مسلمانان مظلوم طلر بنین خوان مرداد اس شده دخیل دهد و برایشان را دشمن گرداند که ان چنین بی مروتی و سرم مهری برای اقوام میله خو میله خود را شایست مورفیت میگویند عزادار تیبا شد و چون اشد و چون مسلمانان ہند وستا خنی بر میایند که وجود خوردن شکست ! اعلان الحاق ملک خوا لبش کرده میرد و فقط\n\nنقل از اخبار سوال تیکه متری گفت مورد ۱۹ و بر انتشار مطالبی ، اما بازی\nاز قسطنطیب خیر خیر سر کاری آمده است که ترکان افواج اطالیه را شکست داده شهر دو نا قا بض شدند و فوج اطالیہ متحمل نقصان عظیم گشته پنجصد نفر را مقتول و هجده توب را در معرکہ کا روزار گذاشتند اطلاع نماید فقطه\n\nبر از نظیر ندارد بر دولت به د ولی یوروپ استند ها میکنند که سر رشته مصالحت ، مین آنها کرده شود - ترکی مجبور بود که این درخواست را بکنند چرا که حسیب کزوری بجریه دوست داران و مقابله را محالی مقابله اطفایه را محال میدانست لاکن حالت اطالیہ مضحکه اجمیر است چرا که خود آن دولت بدون سبب پر علاقہ ترکی حمله شوده است و در ابتدا دانسته بود که کا ر فتح طرا لیں انسان است تراک تراکنون چون دیده است که کا برند کو را تقدر آسان نمی باشد که خیال کرده شده بود سپس دیگران را میگوید که برا از این جنگ نجات بدهید - فی الواقع الطالبه مک مفلس عباس تقل اخراجات کثیر جنگ شده نمی تواند و همین سبب است که برای مصالحت اند خواست مینماید لاکن دول بورده و لمت ترکی را منظور نکرده اند و هیچ وجه نیست که در خواست الطایر منظور شود علاوه بران این خبر مجابی مزید اطالبه را فی بمیابند که وجود خوردن شکست ! اعلان الحاق ملک و دیگر ممالک محروسه برطانیه رعا یا وفادار و قابل اعتماد می باشند لہندا گورننت را هم باید که آنها را جواب طمانیت بخش به بیند و خیالات عام شورش و بد امنی را بساسی جمیله تدارک و تدافع نماید تا مسلمانان را جمعیت خاطر حاصل باشد. — در انجمن مذکور دیگر تجاویز نیز پیش شدند مثلا انجمن برای امداد مظلومان طر المس مبلغ کثیر بطور چنده فراهم نماید و کلا بل اسلام برای کمک ترکی جمع شوند و به وزیرا عظم قبله طیبه درخواست کرده شود که از واقعات اصل جنگ بر امر است با فصل زکی مقیم بیٹے اطلاع نماید فقطه\n\nنامه نگار اخبار پا بو نیز جنوبد که اعلیحضرت امیر صاحب خبرنا می جنگ ترکی و اطالیه را به اشتیاق تمام مطالعه مینمایید چنانچه باب جنگ اس د جاپان توجه مبن دلی میکردند بنا بر این چند مترجم اخبارات محکم علیزات امیر صاحب مقرر نموده شده ا که اختبارات مذکور را در فارسی ترجمه شود و مرده و نه برای مطالعه حضور روانه کنند در نیل غلام م رسول رسول خان ، جنت اور طلب اسی کالج نصارسے لاج لاہور نیز کا منہ کھوئی بدست گرفته اند بازار انار گلے مبلغ یکصد و چهل روپیہ کلدار امیر صاحب تقسیم بینی که حال دار دیتا ور شده است بروم براے عور غرض مذکورہ بالا چند فراهم آوردند افغانستان را تر نجیب میداد که خرید و فروخت جلد سامان محمد اطلاعیه برا موقوف کنند و از این ظاهر میشود که که میل موصوف از خیالات مسلمانان مینی که آنها در باب اطالیه دارند خیلی متاثر شده است اما هنوز هیچ معلوم نیست که اعلیحضرت امیر صاحب تقلید این خیالی را خواهند نمود یا نه فقط\n) سراج الاخباء )\nاز ترجمه اختلالات انگریزی که دریاست السلام به که جمعه ترجمه شده نقل"}
{"book": "adl0616", "page": 70, "text": "صفحه ۱۱\n\nنقطه میباشد .\n\nمبر ۵\nعلی الخصوص فرستادن پاپ شیخ خود را برا او بخفتن برودکلها کشتیهای جنگی ایطالیا حقیقتاً موجب حیرت و دهشت شمرده میشود . و یا در بهانه و کینه های پاپ است خلا مینده شدن بیرقهای صلیب را بر دیوارهای قلعه طرابلس به پاپ مبارکباد گفته اند . به این هم اکتفا نشده و چندی پیشتر در سفارتخانهٔ ایطالیا در لندن یک جشنی بر پا شده و بسی سخنان حرارتناکی بیان کردند که از انجمله ترکانرا از قطعهٔ ( یوروپ ) بیرون راندن و مانند یهود و بها بدیگر طرفهای کره زمین پراکنده کردن بحث و بیان نموده اند که این سخنان بجز هزیان و دیوانگی دیگر چیزی نیست .\nاز کسانیکه منافع برطانیا را مقدس میدانند ، و مدافعه وی فقط آنرا یک وظیفه نظیفه برای خود می شناسند . به پرسیدن این سخن مجبور میشوم که : (( آیا انجام و نتیجه این احوال را برای برطانیه خوب و پرخیر میشمارند ؟ )) ! !\nدر حالیکه دولت برطانیه خود را یک دوست و خیرخواه حریت پرور به همه ممالک شرقیه شناسانده ، و در هر وقت خود را بحق و حقانیت مشهور کرده آیا چنان میشود که به این حال ناحق در ذیلانه اختیار سکوت بکند ؟ و اگر سوال شود که (( هرگاه سکوت بکند چه خواهد شد ؟ )) بجوابش میگویم که ساکت کردن برطانیا غیر ممکن است . زیرا دولت برطانیا حاکم بر ( ۴۰۰ ) ملیون نفوس بیشتر است که یک ربع آن مسلمانست . و این مسلمانها از بسیار سالها است که برای حاصل شدن یک رابطه محکم در ما بین شرق و غرب کوشش ورزیده اند ، و برای بدست آوردن افزونی وداد و محبت این دو عنصر سعی و غیرت کرده اند .\nپس اگر دولت برطانیه که در نظر مسلمانها از همه دولتها عالی تر و حقانیت پرور تر شمرده میشود مقابل این حق ناشناسی ایطالیا چیزی نگوید حقوق خود را خود پامال مینماید . لهذا نظر به این دلیلهای واضحه که بیان شد میباید که دولت برطانیه بواسطه کشتیهای جنگی خود بصورت مردانه مداخلت کرده به این کار یک نهایتی بدهد . و به اینصورت ثابت سازد که نصارا را با حق و حقیقت التزام کرده و بفکر پامالی ضعیفان میباشند . وجدان و انصاف است .\nهمچنین اقتضا میکند .\n\nاز اخبارات ترکی\nترجمه و نقل متوهمیت که به امضای (سید امیری) در اخبار (تایمس) نوشته شده :\n\nصاحبان !\nخواه از نقطه نظر صلح و صلاح عمومی ، و خواه از جهت وضعیت متفاوت کارانه نیک ایطالیا در ممالک شرقیه پیش نهاد خود ساخته به این دو سبب میباید که برطانیه هیچ صورت ازین محاربه ممنون و خشنود نشود . زیرا هیچ فایده و منفعت مادی و معنوی برای برطانیه ندارد . بلکه محقق است که موجب بی مصر تنها میشود . در این مسئله دو نقطه مهم موجود است که حقیقتاً شایان بحث و بیان است :\nاول : سبب این محاربه همه اهل اسلام بخروش و قهر و غضب آمد ، ظاهر و علانیه ایطالیه بنظر شقی و رهزن می بینند که در این باب همه مسلمانها حق صریح هم دارند ، زیرا با وجودیکه حکومت ایطالیه همه قواعد حقوق دول ، و جمله قوانین موضوعه مدینه را پا مال نموده بسیار شایان تعجب است که دولتهای اروپا در خصوص التزام حق و حقیقت بی قیدی و بی پروائی را پیشه گرفتند .\nجمله مسلمانها اینکه در بمبئی ، لاهور ، کلکته ، لکنهو ، و همه خطه وسیعه هندوستان ، و مصر و دیگر بلاد اسلامیه زندگانی دارند ازین حرکات بیجای ایطالیا تنها علناً اعلان نفرت و توحش کردند که اینهم برای اثبات مدعای من که عبارت از عدم منفعت برطانیه است کافی میباشد ، و در همین جاهای مذکور گردید اجتماعات و مجلسهای عمومی منعقد شده به نطقها و خطابه های بسیار آتشین حسیات دل خودشان را بیان کرده و بیک زبان بسیار سوزناک و از غل و غش پاکی از دولت برطانیه استرحام درجا کردند که اطالیا را ازین کار ناحق و بی راه شان منع کند .\nدوم : این است که ایطالیا نها بسبب اینگونه حرکت ناحق و نالایق خودشان این محاربه را بیک شکل و صورت دیگری دور داد و حسیات اسلامیت را بحرکت و هیجان در آوردند ، که آنهم محاربه را بطرز جنگ ( اسلامیت و نصرانیت ) بظهور آوردند ، حال آنکه اصل جای ترس و اندیشه هم باین"}
{"book": "adl0616", "page": 71, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۵\n\nبه اجازه دولت طبع و نشر میشود . و اینکه میگویند مقاله های آن دافع واقعات نیست ) بسیار دور سفت ، زیرا مقصد یگانه سراج الاخبار اعطای معلومات و با خبری اهل وطن آنست. و چون اول ظهور یافتن و انداز سخن گفتن دست از آنرو هم اوراقش محدود است و هم دست طبعه اش محدود. لهذا میخواهد که این نقصان خود را بتوزیع معلومات ، و در نگاه تنگی مضامین جبیره نماید.\n\nاعلان\nشرایط اشتراک سراج الاخبار در ممالک خارجیه\nمشتریین گرامی که در ممالک یوروپ ، و عثمانی ، و مصر، و جمله بلاد و هندوستان آرزوی اشتراک و خریداری (سراج الاخبار) را داشته باشند قیمت سالیانه آنرا که نیم (پوند) استرلنگ است یکی برای جناب غلام نبي خان و از اینجا نه دولت علیه افغانستان در میشاور میفرستند . و نام و صفت و محل اقامت خود شانرا برای نامبرده مفصلاً مینویسند سر رشته دار مومی این امر و صنعت و محل اقامت مشتری را به اداره سراج الاخبار در ماشین خانه کابل بنام مدیر و سر محرر میفرستند که از رسیدن خبر مذکور به اداره اخبار بنام او جاری میشود . یا اینکه مبلغ جمع آمده گی اشتراک اخبار را یکباره بخزینه دار السلطنه کابل میفرستند در رسید حاصل کرده و مدیر را از ان آگاه میسازد و مبلغ مذکور در خزانه عامره در صندوق مخصوصی که بنام سراج الاخبار معین و مقرر شده ودیعه می آید و در آخر هر سال یکبار حساب آن دیده میشود.\nجمله مخابرات و مکاتبات بنام خود مدیر در اداره خانه فرستاده شود. و در ممالک ایران و قفقاس و ترکستان روسی کسانیکه آرزوی اشتراک سراج الاخبار را داشته باشند قیمت سالیانه آنرا شش منات روسی برای جناب عبدالله خان کار پرداز دولت علیه افغانستان در مشهد مقدس میفرستند و نام و صفت و محل اقامت خودشانرا واضح و مفصل مینویسند . چنانچه یکا یک نیز مانند جناب غلام حیدرخان حرکت کرده اداره برای مشتری خود اخبار جاری میکند.\nدر مبادی باختیار ها اداره مختار است .\n\nهمه مقاله اینکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار محمود طرزی\nسببی که خبرهای زیادی درین نمبرها درج شده اینی بود. از آن بود که علم شروت و ناول نوشته\nبمسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی مهتمم چاپه خانه دار السلطنه کابل بقلم میرزا محمد جعفر شد فارسی طبع شد\n\nآخرین خبرهای اخبار\n\nاطالیه\nاطالیه از جنگ ترکان بقرار معلوم میشود چرا که آن اصرار میکند که دول یوروپ سر رشته مصالحت را بنمایند لاکن دول یوروپ میدانند که چگونه مصالحت کرده و شور اعمالیه تا حال بفتح هیچ قسم حاصل نکرده و با وجود آن میخواهد که ملک طرابلس با علاقه خود ملحق کند و ترکها بر آهنگ بهر نوع مستعد می نمایند پس با ید که این قضیه میان خود گذاشته شود تا اینکه خود آنها سر رشته صلح را بکنند\n\nاخبار از جزیره مالتا\nمستر ماندوین انگلیسی که وقایع نگار جنگ طرابلس بنا به جزیره مالتا بدین مدعا رسیده است که احوال مفصل و صحیح جنگ را در اخبارات شایع نماید چرا که افسران اطالیه خبرهای صحیح ترکان را خفیه نگه میکنند و وقایع نگاران را اجازه نمیدهند که احوال شکست اطالیه را به ممالک خود روانه کنند مستر مذکور بیان میکند که ترکان و عربان شب در زیر لحافها در راه استعداد اطالیه کار میکنند تا که صبح برسد و اطالیه را مقتول و مجروح ساخته و اکنون این اطالیه در جزایر بقدر خوف زده میباشند که در شبها دیدن ترکان میکنند و هرگز با عافیت خواب نمیکنند فقط\n\nملاقات با مدیر سراج الاخبار افغان\nرفیق محترم ، اخبار (آبررو) در نمره ۳۸ و جلد ۱۳۳ خودش در باب (سراج الاخبار) نوشته و مطالعه خود را بصورت ستایشگرانه بیان نموده که از این حسن توجه رفیق خود بالخاصه عرض تشکر میکنیم، ولی این یک فقره شانرا که : (مدیر و سر محرر آن محمود طرزیست که غالبا ترک با) با تغییر صحیح کردن مجبور هستیم که محمود طرزی نسلاً مسلماً افغان و به خلقی افغانی خود مفتخر، عاشق وطن یک افغانیست. محمود طرزی پسر سردار غلام محمدخان معروف به طرزی افغانست که دیوان اشعار آبداریش در کراچی طبع گردیده. طرزی افغان پسر سردار احمد خان) پسر سردار (پاینده خان) علیهم الرحمة والغفران میباشد\nدیگر به تفسیر و تصحیح این فقره دقیق خود مجبوریم که میگویند : (سراج الاخبار اگرچه در مطبع سرکاری طبع میشود و زیر نگرانی سرکاری میباشد لاکن مقاله های آن اختصاصی و واقعات نیست چرا که از احوال انقلاب پرتگال تا خیالات ادیسن و غیره را هم مینویسد و برق بر اخبار در اخبار مذکور مندرج میباشد ))\nاولا این را میگویم که سراج الاخبار اخبار رسمی نیست که به اراده و فرمان سرکاری از طرف خود دولت نشر میشود نیست بلکه بعد الاستجازه"}
{"book": "adl0616", "page": 72, "text": "صفحه ۱\nنمرهٔ ٤\nسال نهم\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت پادشاه\nمدیر و محرر جریده\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nجمله امور تحریریه به اداره سراج الاخبار بنام\nمدیر فرستاده میشود\nتاریخ عربی یکم محرم الحرام ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل سه روپیه کابلی\nدر اطراف و اکناف مملکت با اخراجات ڈاک ۱۲ روپیه کابلی\nدر خارج ممالک با اخراجات ڈاک یک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی یکم جدی ۱۳۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلی و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nداک ــــــــ حوادث خارجیه ــــــــ ادبیات ــــــــ ظرایف\nناجعه های پاریس ــــــــ معلومات در باب شرائط اقسام تجارت\n\nداک\nیکی از نعمتهای بسیار روشن و درخشانی که در سایه مدنیت عصر حاضر در عده شمار یست کلی ( ڈاک ) است . داک و داک خانه ها در وقت حاضر به درجه بسیار بلند از ترقیات بشریت خدمت میکند .\nاین چند فوائد ظاهره و آشکاره آن را بیان کرده میتوانیم که بگویم اگر داک نمیبود، و یا میبود و در زیر قواعد و نظامات منظم گرفته نمیشد، پولتیک یعنی سیاسیات دول بیک گرداب هرج و مرج بخیری گرفتار آمده مکالمات دوستانه مخابرات سیاسیه مذاکرات اقتصادیه و غیره یک تسلسل بهم میخورد .\nعالم تجارت بچنان یک حال خرابی استثنائی دو چار میشد که اعلان افلاسش سوداگران عالم در هر هر طرف بازیچه دست اطفال میگردید . بلی ! زیرا اگر بواسطه داک\n\nشریکهای تجارت بیچارگانرا از شهرهای دور از کیفیت اموال و اشیای تجارتی، و کمی و بیشی قیمت و غیره خبر نمیشدند، و ناچار یا به خرید و فروخت، و ارسال مرسول کنند نیز زیان و ضرر هیچ سودی نخواهند دید .\nو الحاصل داک یکی از لوازمات آسایش و ثروت و سعادت مملکت مشمرده میشود، و کلمات شاعرانه نیز در جمله فایده های داک درج کرده بگوئیم که اگر داک نمیبود نامه هجران یک عاشق فرقت زده و الم کشیده از یار جدا مانده را کدام باد صبا، یا بال کبوتر بیار خنک برش میرسانید ؟ ...\nاگرچه تلگراف در خصوص سرعت و تیز رویی بمراتب از داک فائده مند تر است، ولی مخابرات تلگراف نسبت بمخابرات داک کم گنجایش تر، و کم وسعت تر میباشد . درینجا چون موضوع بحث ما تلگراف نی بلکه داک است از آنرو از تلگراف بعد ازین بحث خواهیم کرد و از وسایط نقلیه یعنی چیزهای زود رو مانند ریل و موتر، ووابور که واسطه یگانه ارسال نامه برقی داک است نیز بعد ازین سخن خواهیم گفت . حالا ما یک قدر از احوال سابق و لاحق داک وطن عزیز خود بیان کرده میگوئیم که در وطن عزیز ما قبل از جلوس میامن مانوس اعلیحضرت شهریار مکارم آثار مجرب القلوب ما امور داک در زیر یک نظام و قواعد مخصوصی گرفته نشده بود ."}
{"book": "adl0616", "page": 73, "text": "صفحه ۴\nوقایع کابل\n\nانتظام و دالگ دولت علیه افغانستان نیز از ثمره های ترقیات بسیار نافع این (عصر سراجیه) شمرده میشود که در سابق نبوده و درین خصوص حسن خدمتیکه عزت مند (حسن علی قندهاری) طرابزونی در باب ساختن تکت ها و ترتیب نظام نامه و دیگر لوازمات دالگ خانه ها بنا بر فرمان همایونی ابراز نموده والحق که شایان تحسین و تقدیر است . اعلحضرت پادشاه ترقی پرور عدالت گستر ما درین وقت اصلاح سبکدوشی روسی و دیگر رایجه های دولت علیه شانرا شاهانه ابراز اراده و فرمان فرموده اند فی الفور مشار الیه را حاضر کردن این اسباب آن مأمور فرموده اند تا مردم افغانستان هم نظیر همسایگان زیر سایه مرحمت پاینده چنان پادشاه با داد و دانشمند ترقی پسندیده ئی آسوده نشین راحت و سعادت داشته که علاوه بر ترقی صرف با ایشان رشک فرمای اعصار سابق افغانستان است از روز بروز جلوس همایونی شاهنشاه سلاله جمال و جاه روز بروز یک اثر ترقی قومی و یک نمونه مدنیت جدیدی در ممالک محروسه شاهانه جلوه پرداز و بظهور رسیده و میشود که (سراج الاخبار) انشاء الله و ایا صحیفه حسنه خود را بزیور تذکار و یاد آوری آنها مزین ساخته اکتساب فخره شرف بنماید .\n\nحوادث داخله\n( از اخبار علم )\n\nاخبار (علم) مطبوعه مصر و از (اخبار الحرمین) مطبوعه استانبول در باب ضد حرکت مسلمانان با ایطالی این فقرات ذیل را نوشته و میگوید که هر کس از خوانندگان کرام که فقرات مذکوره را می پسندد و قبول کند و نسخه خود را بر آن نوشته باین صحیفه را از اخبار مذکور پاره کرده و نزد مدیر جریده بفرستد (فقره اول) هرگز با هیچ ایطالی معامله نمی نمایم و داد و گرفت نمیکنم .\n\nفنی تکت منظم نیز بوجود نبود اگر چه تکت و دالگ در زمان حکومت امیر مرحوم مغفور (امیر شیر علی خان) اول بار ایجاد شده، و در زمان سلطنت پر شوکت پادشاه غیور و خاقان مغفور (ضیاء الملة والدین امیر عبد الرحمن خان) بیک طرز دیگری اصلاح و توسیع یافته است ولی این طرز خوش نما و با انتظامی که در تکت های این عصر منقوش و اعلیحضرت پادشاه والا گاہ ترقی خواه آورده میشود و یکی از تکت های قدیمه دولت علیه ملغی و قسماً نابود شده و فکر و تکت های رمق رمق صنعتی که درین زمان سعادت اقتران همایونی بروی کار آمده و نه در نقش و نه در خط و نه در وضع ترکیب و نه در خوبی صورت از تکت های دیگر و ابداً منتج نتایج بالمرة نمی آرد .\n\nدر وقت حاضر در دالگ خانه های سلطنت هفت نوع تکت استعمال میشود: یکی تکت مکتوبهای مروجه ایست که در قطعه کوچک بر قسم سابق تر شده و یکی برای مکتوبهای یک مثقاله ایست که قیمت آن یک عباسی، و رنگ آن لاجوردی میباشد. دویم برای همان مکتوبهای دو مثقاله ها و قیمت آن دو عباسی و رنگ آن سبز است. سوم برای مکتوبهای سه مثقاله ها که قیمت آن یکروپیه و در رنگ آن قهوه ایست .\n\nنوع دوم تکت های پارسل یعنی امانت ها است که در قطعه یک قدری بزرگتر از آنها بسفید رنگ ساخته شده. یکی برای پارسلها است که یک خورد وزن داشته باشد قیمت آن یکقران و رنگ آن زریر و الیست. دویم برای همانها قیمت که از یک خورد بالا تا به نیم پاو وزن داشته باشد. قیمت آن دو قران و در رنگ آن طلائی ناست. سوم برای همانها قیمت که یک پاو وزن داشته باشند. قیمت آن دو روپیه و در رنگ آن سرخ است .\n\nغیر ازینها یک رقم تکت دیگر نیز ایجاد شده که مخصوص برای پاکت های گرامی دولتی میباشد .\n\nیک نظام نامه مخصوصی نیز در باب دالگ به اراده سنیه اعلیحضرت همایونی طبع و نشر گردیده و معاملات دالگ و دالگ خانه ها را در زیر قانون بسیار منظمی در آورده است. لهذا گفته میشود که در مدت قلیله در خطه خدا داد افغانستان چنانچه پیش آباد و ترقی و تمدن در زمان سعادت اقتران اعلیحضرت دوست و محبوب القلوب ابروی کار آمده و امورات"}
{"book": "adl0616", "page": 74, "text": "صفحه ۳\nخاطر سد\n\n(۱) معروفات و آمدنی ایطالی را برگز استعمال میکنم و آنها را رواج میاریم.\n(۲) درشتی ایطالی مرکز سواد نمی شوم.\n(۳) هرگز بلغت ایطالی محکم میکنم.\n(۴) هیچ یک از اون و خود را مکتب ایطالی داخل میکنم.\n(۵) خط و خبر مرورا بواسطه نویسنده و راگ ایطالی نمیفرستم.\n(۶) براز شخص وطن ایطالی و انوار نمیگیرم.\n(۷) با هیچ شخص ایطالی بر علی و کاری مساعدت و یاری مینمایم\nکه مخالف و منافی اخلاق کریمه و است نیست حقه باشد.\n(۸) و بقدر طاقت خود و بقدر تقاضای اخلاق قومیته اید اور بخش\nبهر شخص ایطالی میرسانم.\n(۹) اولاد خود را بغض و دشمنی ایط و دشمنی ایطالی ترجیت میکنم - داوران\nایشان را در هر زمان و مکان دبهر طریقیه مکن باشد اظهار نمایم\nعالم اسلامی بنده این فقرات را قبول میکند و بسبب آنکه\nتجارت ایشان بغیر ملک ما در جا دیگر رواج میگیرد با این حرکت\nبینی ایشان خاک آلود میگردد و برگ اقتصادی میمیرند به دوست\nاعتماد تمام دارم بر اینکه ثبات و اتحاد ما درین حرکت این فایده\nمی بخشد که دول غربیه انه ما مسلمانان حسابی بر میگیرند و باکی\nاز پایان می شمرند و از جور و شدت خود بر مسلمانان کو تا ہی\nمیکنند پس باین حرکت از ایطالیه انتقام میگیریم و خدمت خود را\nاز جانب دیگر میکنیم.\n\nو از لوازم این محبت است که خود را در خدمت وطن خانی نیازیم\nدفع او نیت و زحمت از ولهن خود فکر تا کنیم و نفس خود را و مال نفیس خود را\nدر میناب بدل خوش کنیم - شما همه سید ایند که بلا د شتر قید ما بعد از ارتفاع\nرشته خود بهبوط دوستی یافتند و این نیز بر شما پوشیده نیست که سبب این\nپستی راجع بود خود ماست - دولت علیه از حسن تاریخ مقام محمود\nو ستوده داشت که هر مسلمان در هر شهر با آن افتخار مینیمود - و اینا\nمقام ایشان بسبب سلاطین فاتح و دلیران حمله ور بود چنانچه در اکثر\nاوقات پیش رو اهل یوروپ شده محکم و مانع قرمی بودند - مرا تا\nیوروپ از طمعی که دولت علیه داشت مانع افتاد و املاک دایان\nدولت علیه کجا رفت - جمعه را اهل یوروپ بغدر و غریب از\nایشان کم و نیست کردند . وند و یوروپ با مایان محبت انسانیت\nو تمدن محاربه میکنند - و این نیست مگر رونمائی و ظاهر دارست\nکا ذبیکه ما را با آن فریب مید بد و بلا دمار الملک خود می سازد\nو خون ما را میکند این است ایطالیه که یکی از ممالک دو\nغارت میکند و برای این غارت بغیر قطع در ملک ما سعی نیست\n- ای خواهران من به میبینید که چه خانه های آباد را ویران میکنند\nو چه نفوس بیگناه را از جان بیان جان بیجان میکنند که آنها مثل با دشها\nو اطفال و عیال دارند و همه را قیمان دیده گان می سازند\nخواهران من سخن را بود شما د را از ساختم و شما مبالغ بسیار برا\nدر لذتها و نعمتها و لباس فاخره صرف میکنند - کمی را از\nاخراجات زیب و زینت خود بر زخمیان میدان جنگ مهربانی نمائید و ترن\nعیاله ها و دودمانهای پلاک شده بعضی را از مبلغینک صرف زینت\nبا نقل میکنند با این مصرف برسانند\nغربیان امید و آرزو دارند که مسلمانان پرا کنند و شوند.\nآیا با من امید و آرزوی خود میرسند یانی ؟\nمرا عزام خود را بر پراکند و ساختن مسلمانان از عالم هستی مهتم\nنموده اند و از فتوحات و نفر هائیکه بر مسلمانان پی در پی یافته ها\nدلیل قطعی برای خود یافته اند و بعضی از ایشان میخواهند که\nاعصاب مسلمانان را تحدیر و خوابیدہ کی بدهند لذا میشا نیند\nکه طمع غربیان بلوک شرقیان از راه مطالب بسیاسی است\nنه از رسانه اغراض دینی - و اینچنین هست دلیل قطعی\nو هم در صفحه ۱۳۴ از کتاب (سندی شری) تالیف\n( کلور کلارتی) که یکی از کشیشان سیاسی است و رجع علمی\nفرانسوی در شهر و پیرسش این مضامین آیند و است - عمومات\nاین را گذاشته است که د پراکندگی مسان انسان چگونه خوا وان را است؟\nبازیگری که من هرگاه چیز با خوبیم به آینه برای نسبیت عالم\nمسیح خرابه بود آن عالی هیچ اسیدها را در وب شرقی تقوس\n\nايضاً\nغیرت و حمیت زنان مصر\n\nزنان کا خداست غیورات در مجمع زفات معتبر از معتبرت\nمصر جمع شد و اسباب فرحت دیجئے کہ در عروسی معتا بو است\nایشان را از غیرت و خلوصیتی که با دولت علیه دارند با زنداشت\nد هر یک ازایشان خطابه غرائی در باب تقویت دولت علیه\nوقع واقعه طرا باشید خواندند.\n\n(خطا به امید نمازی)\n(امی با داران کشای خواهران من)\nهر یکی را از پایان حقیت بر زننده بر یکی از مایان واجبی است\nاز خون طبیعه ها است که خورسندی و شادمانی کنیم خصوصیا\nدر این زفاف - ولیکن برا کار و است اینکه خورسند و شاد ما\nواجی که بر ذمه ما هست آنرا فرا روشن سازیم\nلهذا و درین فراست بعد از دعا بر اداماد و عروسی\nباشد) از واجبات آنست که وطن خود را دوست بداریم و این\nدوستی دشمن را رفتن را به پسران و دختران خود ایران بگذاریم\n\nايضاً\nغیرت و حمیت زنان مصر\n\nزنان کا خداست غیورات در مجمع زفات معتبر از معتبرت\nمصر جمع شد و اسباب فرحت دیجئے کہ در عروسی معتا بو است\nایشان را از غیرت و خلوصیتی که با دولت علیه دارند با زنداشت\nد هر یک ازایشان خطابه غرائی در باب تقویت دولت علیه\nوقع واقعه طرا باشید خواندند.\n\n(خطا به امید نمازی)\n(امی با داران کشای خواهران من)\nهر یکی را از پایان حقیت بر زننده بر یکی از مایان واجبی است\nاز خون طبیعه ها است که خورسندی و شادمانی کنیم خصوصیا\nدر این زفاف - ولیکن برا کار و است اینکه خورسند و شاد ما\nواجی که بر ذمه ما هست آنرا فرا روشن سازیم\nلهذا و درین فراست بعد از دعا بر اداماد و عروسی\nباشد) از واجبات آنست که وطن خود را دوست بداریم و این\nدوستی دشمن را رفتن را به پسران و دختران خود ایران بگذاریم"}
{"book": "adl0616", "page": 75, "text": "صفحه ۲۴\nمنگی\nشدن این در درساینده اند. و تهذیب عالم انسانی فورد نگه داشتند - آگاه باشید که این امر عظیمی است و مصیبت سخت است به عقل بر آن احاطه نمودن نمیتواند و فهم بخور آن نیر صده - و بر ما مسیحیان واجب است که صدمه این امر عظیم و مصیبت سخت را از خود دفع نمائیم - علاوه این است که اول کسیکه درین باب تعظیم نموده است نه تنها منم بلکه بسیاری از فلاسفه عظام درین باب متکلم نموده و عالم مسیحی را از نام و در بسیاری از اوقات بر میخوره نده با عربان و ترکان معار آن امر عظیم و مصیبت سخت را که گفتم دین اسلام است که باعث قوت اور سیلا ترقی مسلمانان و در راه تعلیمات سیجیان او تل سخت است - پس بر ما پراکنده نمودن و کور کردن محل ساختن آن لازم است و اگر برسید که اینها چگونه میتر میشوند میگویم که با تحا د قوتها و اجتماعی رابطه های مسیحیان میشود که چون شما متحد و مجتمع شوید در ظفر شما بر اعداد دین مسیحی شک دریجی نیست - د اسلام چیزی نیست که سبک شمرده شود نه فریب دادن مسلمانان امر میست سهل و آسان بلنک دینا اسلام و اہل اسلام برای جمیع یوروپ و و خطر مو بنا کنید و هرگاه مسلمانان قوت یافتند پراکند کی عالم مسیح بسیار برای ایشان آسانست - بیان این سخن این است که بر شما خیال نمیکنم که از وقایع سپانیول و غیره آگاه نباشید سبب در فیروزی و نصرت ایشان بخیر بود - و آن کتاب تغیر اب که آنرا شخص عظیمی که نام دی محمد سه بود آورده باز در باب چیزی نوشته است که قابل نقل نیست و بر شما خیال ندارم که این نمایند که هر گاه مسلمانان یکدیگر خود را محد دول دبلی نصر نمی ساختند و مسیحیان بضامنی یکدیگر نمی پرداختند حضرت مسیحیان ابران باغیان و سرکشان امر محالی بود - علاوه انست که اولا دو غیره ها می آنها تا این زمان ما را می ترسانند و سرزنش میدهند که شما را خراب میکنیم و عملکه های خود را اربا را پس میگیرم - پس اگر پہلاک نمودن مسلمانان غمخواری نکنیم بخدا سوگند است است که که بلاک بلاک میشویم - برمان ازم است که ایشان را ذره ذره بر باد بدهیم بر نا لازم است که اموال وبلاد ایشان استیلا و غلبه کنیم بعد از و غلبه کنیم بعد از آن در سرشان شدن همه ایشان بیکه وسعی و تلاش میکنیم - در محونمودن قرآن ایشان سعی و کوشش کنید که بخدا سوگند بند است که دو چشم من کتابی مثلا این کتاب ندیده است - زیر بروی دی هزاران هزا رفیع میشوند . و ند مانند سو رشته و تسلط این کتاب سر رشته و تسلط بست - تمام نمودن مسئلہ مشرقی بر شما لازم است - از ستی و سهل انگاری و تون استانی برسید - رایج دو نفر از بین فقره بخیر خواهند بود که اختراعت طوایف و اقوام راهی بسوی خدا بیت و اساس تفرقه است - و در دولت عثمانی اقوامی میباشند که رای های ایشان مختلف و مذاهب الشبان منفر قند - بعضی از ایشان دلی در بعضی عربی که دشمن ترکانند و بعضی ترکی و بعضی ایرانی و مفیان صنعت بردمان عرب در نزد د دولت مغرب توبه میکنند - پس زودی کنید - بانه زودی کنید بسوی نیست دانستن این فرصت و بر هر یک یک از شما لازم است که جانبی را از اسلام به آخود مسخر کند این است کنفرانس بر عک تونس و الجزایر استیلا نموده و مانو تو) گفته است که نقصاری ساختن این مسلمانان کار دشواری نیست - و این کاریست که ما مسیجان طالب آنیم و این است انگلیس که در بند انقدر از طوایف اسلا مرا بدست داره که از نفوس جزیره سکاتلند ایشان بسیار ترند و کاره گردم در خطابه اخیره که در لندن در مجلس شورا اشراف انرا خوانده تصریح نموده است که از تمشک و محکم مسلمانان بر دین خود چیزی دیده ام که مرا حیران دید هوش ساخته است - دریا دشوار است اینکه تا وقتیکه قرآن ایشان پیش روی ایشان است ما با ایشان مقابله نمائیم - وغیره و غیره بازیمان مؤلف گفته است که اگر من فرصت را میداشتم میانها می نفوس مسلمانان را که صلیب و چلیپا برایشان ما کمند به احیا شامی شهر ایج یات و افرا خوشش بیدارید این را که ما مسلمانان را از علاقه یوروپ کشیدیم - والحال در کشیدن ایشان از افریقه سی و گوشش داریم تا ایشان فقط سکونت در ایشیه مضطر د نا چار سازیم و در آنوقت اہل بلقان بر ایشان جوشش میکنند پس ایشان را از نقطه آخرین بلاد ایشان بیرون بید باشیم و بغیر تکه و مدینه برای ایشان شهری باقی نمی ماند . و من برین فقره دائق و معتقدم که زمانه برای ما با و معتقدم که زمانه برای ما با این مطلب معامن است که بر هر دو شهر مذکور ایشان نیز استیلا و غلبه کنیم و این سخن نیز از دل شما شما بیرون نشود که دولت عثمانی که الان بست خضر راکبر بیست که بخراب نمودن شما تهدید و سرزنش میکند - و پادشاهان وند سر گذشته ایشان را فراموش نکرده با شید که عادت ایشان پراکنده نمودن شما بود"}
{"book": "adl0616", "page": 76, "text": "صفحه ۵ نمبر ۶\n\nاز عالم مستی - پس بر شما لازم است که اولاد شیرخواره خود را بمعنی این مسیح بفهمانید — باز کرده است این قومی که هرگاه در روزی از روزها قوت یافتند نام شما را از صفحهٔ هستی محو و جلب میکنند در دل اطفال شیرخوار کشتکار می کنید و در اختتام قول خود آیه را از پطرس رسول پیدا میگویم که مضمون آن از طلا بهتر است — و آن اینکه :— مسیح آمده است برای اینکه تعلیمات خود را در میان مردمان بیندازد نه برای آنکه کوتلی را در راه تعلیمات خود بیابد . و معنی این قول آنست که بر ما واجب است که کار دین مسیح را لباس سیاسی پوشانیم تا عقلها با آن فریفته شوند . و زور است که نور صلیب و چلیپا بر روشنی دستگاه برسد و نور نشان هلالی آهسته آهسته خورد شده برود . خلاصه فصل مذکور کتاب مذکور همین بود . پس این همه اقرار و اعتراف صریح است که مطلب یوروپیان از اجراء دین مسیح است و مهیای لباس مطلب سیاسی — و اینکه شهرت میدهند که دستهای دینی ندارد و یا میگویند که ( جلوکش یوروپیان مصلحت عام است ) اینهمه گفت و زراند ودیست که ساده لوحان را با آن فریب میدهند — و این ساده لوحان از اقوال دانایان کار سیاست یوروپی ، ان ( گلا دستون ) و ( اسپری ) در باب حقیقت مسئلهٔ شرقیه غافل و ذاهلند .\n\n( سراج الاخبار )\n\nبه این افکار مخزونانهٔ متعصبانه جواب ما ایست که بگویم\nالحَقُّ يَعْلُو وَلَا يُعْلَى عَلَيْهِ\n\nنقل از اخبار های ترکی\n\nترجمه تلگراف جناب امام یحیی بحضرت سلطان المعظم\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nدر استانبول بحضور سلطانی :\nخبر شدیم که بعضی از بیگانگان بر ممالک اسلامیه طرابلس و دور بحر احمر تعدی و تجاوز کرده اند . من با صد هزار نفر از مجاهدین برای حرب و قتال با آنها حاضر و مستعد میباشم ، تا آنکه کلمة الله عالی باشد . والله ناصر و المعین\n\nفی ۱۲ شوال سنه ۱۳۲۹\nامام اليمن المتوكل على الله\nیحیی\n\nترجمه جواب تلگراف همایون\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nعزم و همتی که در تلگراف خود اظهار نموده اید سبب ازدیاد اعتقاد خالص ما که در حق شریعت شما برقرار بود گردید . دولت ما بدفع اسباب این غائله حرب مشغول است . به این نیتهای صفوت شما را به شما که مستحق تحسین خاصه بیان ممنونیت میکنم ، و من الله التوفیق\nمحمد رشاد\n\nتخریب طیاره — دو طیاره نیکه ایطالیانها بر کشف مواقع عساکر خفیه به پرواز کرده بود به سبب باد شدیدی که میوزید به درجه ئیکه لازم بود بلند شده نتوانسته عربها فیرهای تفنگ بر آن کرده هر دو طیاره را خراب ساختند کپتان حسین افندی پارچهٔ فرو ریخته طیاره مذکوره را برای یادگار نگاه داشته است .\n\nیک ذات منصف بیطرف که وقایع فجعهٔ قتل عام طرابلس را بچشم خود دیده از مانتا چنین مینویسد :\nاطالیایها هر کس از عربها که یافته اند بی سوال و جواب {"}
{"book": "adl0616", "page": 77, "text": "صفحه ٧٦\nظاهر تو\n\nگله باری نمود ولی هیچ تاثیری بخشید همه عربان بنیاد حاضر اند که اسلحه و ذخیره اینکه از دشمن گرفته ایم بسیار دقت کار را کفایت میکند\n\nصورت تلگراف نامه دیگریست که از طرف انور بیک حضرت شیخ سنوسی رسیده است عساکر ثانیه بعنایت بار (وزنه) را از دست دشمن با شتر داد و ضبط کردند . از اردوی ایطالیان پنجصد نفر تلف ، و باقی همه اسیر حرب شدند . در جده قلعه طوب دشمن گرفته شده است . از عساکر عثمانی تنها هشتاد نفر شهید و هشتاد نفر مجروح افتاده است .\n\nمقتنع در پاریسست\n\nبرای ( پروتست ) که دن یعنی اعتراضی و علامت بروانا ایطالیها در پاریس یک ( متینغ ) یعنی یک جمعیت نمایش شور بهار پرجوش و خروشی بر پا گردیده که مرکب از هشتاد هزار آدم بود . خطیب بسیار مشهور یکه نیس (شتیغ) بوده و (واندره ولد) نام داشت در خطابه خود پاپا را که در این مسئله حاضره اشتراک ورزیده تنقیح و تقدیر کرده است . بعد ازان از مبعوثان مجلس پارلیمنت فرانسه موسیو اسه کیا ، و موسیو (پره سانه) نیز نطقها بسیار حرارتناکی در باب حمایت طرف دار ترکان بیان نمودند و در حق پولیتیکه دولت های اروپا پیش گرفته اند بکمال شدت اعتراض کردند و تنقید در خطابت به موسیو ( شدروصن ) رسید از هر طرف مغیر سی تحسین و شاباشدهی دور و دراز می گردید این خطیب بزرگ فرانس بیک صدا بسیار بلندی به اینصورت سخن آغاز نهاد : آیا ما ازین اداره و سرشته خیر کارانه وحشیانه اورو پا باز نمی نخواهیم یافت ؟ از چند سال است که معاهدات بین الملل چاک چاک ، و پاره پاره شده است . این اضع وحشیانه و حرکت خدا ناتراشیده جبر کی ایطالیانها در این عصر هستم ورطه مجلس اجرا کرده اند ایطالیانها قاتل و خون خوار عصر پانزدهم را با طرحی آورد . (۲)\n\nغیر این تحقیقی که در پاریس برپا گردیده و در دیگر شهر آن اداره نیز به این صورت مستبلغ با بر پا گردیده است .\n\nدر فرانسه هم اگر عثمانی و عربان شجاعت نشان سر از تو بر ندارند که نظامیان حمله آوردند ، و در داخل شهر ما بین فریقین بعد از دو سه ساعت زد و خورد و آواز بسیار خون ریزی بوقوع آمد . موقعها را که ایطالیانها سر از نو محکم بندی می کرده بودند به کله اندازی های طوبهای عثمانی خراب شده میروند .\n\nنشست بیانیه قوماندان عساکر پیش از آنکه و بوسها رومان مینی گله اندازی بگیرد به اجمال کانوائی ایطالیانی هر فرصت و راست کریتیدیم شود ، ولی بنا بر جوابی از نظر\n\n***\n\nقتل کرده اند . بلال فوس میگویم که این کارها را مردمانی کرده اند ( که عباس رسمی عسکری یکدولت منتظر اورو با عبوس بودند که ازین مقابل پرانستان بدرجات مسئول میباشند . اگر جنرال (کانیوا) که قوماندان عمومی زمین الجیش عساکر ایطالی است به این عملی ناشایسته راضی نمی بود لشکرهای زیر دست او به اینگونه کاران ناروا جرأت و رزیده نمیتوانستند ، لهذا جنرال ( کانیوا) از هر چیز مسئواست . و توانان را سینه و دست و پا برید و قتل کردند پیش تصفیه جوان و اطفال را از زیر برچه تم بقتل رسانیدند . ایطالیان به این حرکت خودشان تنها شان و شرف خود شمرانی بلکه جوهر مرقیت ، و مدنیت را بر باد کرده اند از مخلوقی که آخر انسان میگویند اینقدر بدی با ظهور کردن آدم را بحیرت می اندازد . )\n\nبواقعه های انگلیسه ی سیونها ایطالیا نها رحمت نخواندند . ایطالیا نها بعوض دیانت مدنیّت به شمشیر ظلم و وحشت را برکشیده عابران و ضعیفان تجاره و بیوایه فقرا را در شهر طرابلس از تیغ کشیده به ایجاد کردن یک دریای خون همت کرده اند !\nلعنت الله برین بدعت کفرانه تو\n\nنظر معلومات آخرینی که گرفته ایم در طرابلس غرب بسیار مهم یک مصادمه بوقوع آمده است . عساکر عثمانیه به معاونت عربها بومی از تاریکی شب استفاده کرده بر موقعهای مستحکم ایطالیا نیا که در جوار شهر بود یک هجوم و یورش ناگهانی بسیار شدید می اجرا کرده اند . این زد و خورد دو ساعت با دوام نمود و به سر نیزه و قمه و تیغ و خنجر گلو با هم در آویختند . ایطالیا نها موقع خود را ترک کرده به داخل شهر به التجا کردن مجبور مانده اند . ایطالیا نها در موقع محاربه خوب ها و مهمات حریقه ترک کرده شکست خورده اند . ضایعات طرفین بسیار است . ولی تلفات ایطالیا نها بمراتب بیشتر از عثما نیاست .\n\nکانیانها در طرابلس\n\nصورت تلگراف نامه ایست که از ( انوربیک ) بنظارت حربیه ارائه ( درنه ) با مجاهدین قبیله های ( برالخاصه ) ، و ( خاصه ) اولاد علی و ( عبیدان ) اتفاق نموده بر ( درت ) هجوم و یوریش بردند . از طرف ما ( ۸۰ ) شهید و از دشمن ( ۵۰۰ ) تلفات بوقوع آمد . ( ۱۸ ) پاره طوب دشمن ضبطه شده است . یک ( غانبوط ) ایطالی که یک نوعی از کشتی جنگی است و دو روز پیشتر به شهر طرابلس پیش از آنکه اعتماد یا بر تلگراف خانه و دکانهائی که در بندرگاه رفته بود در زیر\n\nاز"}
{"book": "adl0616", "page": 78, "text": "غایر ۶\n\nدار و شهد نشست بیگ برای قونسلوس ما که دل ها پیچیده و رفته رفته رو نموده و آنها نیز مایوسانه به فیلوی خود برگشتند. که قونسلوس امی مذکور را از شهر بیرون برآیند.\n\nکیفیت محاصرهٔ بنغازی\n\nیکی از باشنده‌گان بنغازی که محاربه را برای سراج الدین کیفیت جنگ بنغازی، چنین حکایت میکنند:\nمیدان حمله با رمی کشتیهای جنگی ایکالیا بر طرابلس چند منظر بودیم که بر ما کی حمله باری خواهد شد. عسکر والی همگی برین قرار داده بودند که بآمدن دشمن بمجاربه ثبات و مقاومت اورده بر آمدن عسکر ایطالیا را حقیر ولی نتیجه بگذارند. از گرفتن شهر هیچ اندیشه و پروا ئی نداشتیم. زیرا به این یک قناعت حاصل کرده بودیم که نه چنان استحکاماتی داریم که مسلح به توپ مدافعه دشمن باشد، و نه بقوه مجریه خود یک امید می داشتیم که معاونت ما را بکند. مقصد یگانه ما همین بود که تا ممکن باشد برایگان نگذاریم که عسکر دشمن بداخل ملک در آمده بتواند. عسکر به محکم بند بهای ساحل مشغول بودند، (و یوسف شتوان) بیگ که از طرف اهالی بنغازی مبعوث است با آدمهای (شیخ سنوسی) افراد دوا و طلب قنتی را ترتیب و تشکیل داده جاهای بلند اطراف را گرفته بودند. در وقت شب از طرف قوماندان عسکری اتش افروختن عموماً منع شده بود، اما لی چون میدانستند که ایطالیها بیرحمانه بر شهر اتش خواهند کرد زنان و اطفال خود شانرا از شهر بیرون برآورده بودند. بعد از غروب آفتاب شهر مانند یک مزارستانی ساکن و صامت بود، لوای عثمانی بر برجهای عسکری و گمرک، و تحقیقی نه تورج می نمود، غیرا از صدای قدم زدن منتظم گزمه های عسکری و گر هیچ چیزی شنیده نمی شد. غازیان سنوسی به حرکات دشمن خبر گرفته با معلومات میدادند یوسف شتوان بیگ آهنگ مارتین خود را بدوش داشته افراد ملتی را تعلیم می نمود. تا آنکه بوقت صبح دسته کشتیهای جنگی دشمن در افق پدیدا گردید. هوا از پنج روز به اینطرف بارانی و خیلی معموم بود. هشت قلعه کشتی جنگی زره پوشش دشمن اهسته اهسته بساحل نزدیک می شد. از یکی از کشتیهای جنگی یک کشتی کوچکی فرد آورده شده دو نفر، افسر دران نشستند. افسران مذکور با یک بیرق سفیدی بساحل برآمدند، و قوماندان (حربی) بیگ را که در ظرف ۲۴ ساعت تسلیم شود تکلیف و دعوت کردند. قوماندان این دعوت و تکلیف آنها را\n\nفرستاد هر جا نیز که چون شهر براجمه مال زیر طلوب خواهد گرفت باید روزه بگیرد و اسپ و اسپارای خود، محله های خوبی که بر سر آنها ترکیب شدت می نمود. طوریکه های ما سرکاری خیر می شد رفته رفته کسب شدت می نمود. طوریکه های ما توان مقابله کشتیهای دشمن را در خود ندیده ساکت بودند. منتظر این بودند که چه وقت ایطالیها عسکر خود را بخشکه بیرون بر آرند بعد از آنکه خیر آمد می شد بد هوپ های کشتیهای جنگی کار خود را به انجام رساندند فلوکه با وقایق بافراد آورده شده و سوق عساکر آغاز نهاد.\nطویچی های ما منتظر نزدیک شدن قایق های دشمن بودند، میجر دیگه در مید ان الله رئیس توپهای ما شدند بنا بر یک امریکه قوماندان صبحی بیگ عطا نمود یک اتش بسیار شدت نامی طوبهای باز کردند. محله ای ما در فلوکه ها و قایق های دشمن می افتاد، یک ولوله و هنگامه رستاخیزی در عسکر دشمن بر پا می نمود. قایق ها پاره پاره می شد، جسد های بی روح و یا مجروح در دریا میریخت.\nازین واقعه دشمن ازین نقشه حرکت خود صرف نظر کرد پس جهت خود باز محله بارشی شدید تر از اول آغاز نهادند. اتش خوب مدت شش ساعت بلا انقطاع دوام ورزیده قسم اعظم شهر را خراب و پریشان ساخت. درین اثنا از طرف غازیهای عرب خبر رسید که عساکر دشمن از طرف (جسی پولیانا) برآمده می آیند لهذا مجبور شدیم که به استقبال محاربه آنها بشتابیم. ما چون به طرف توجه نمودیم ایطالیها نیز راه را ضبط نمودند. اول کاریکه کردند یک (استی مشین) با تلگراف بنا نهادند. طوبهای صحرا کمال در جاهای بلند نهادم (استی مشین) مذکور را خراب کردند و یک قسمی از عساکر دشمن را نیز تلف ساخت.\nدر نیوقت همه جاهای بلند\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 79, "text": "نمره ٤\nصفحه ٦\n\nادبيات\nتنهائى\n( از يادگارهاى صالحى )\n\nآيا هيچ وقتى تنها مانده ايد — يعنى يکدمى با خود نشسته ايد؟ اگر نشسته باشيد ، آيا چه ديده ايد؟ چه چشيده ايد؟ چه گفته ايد ، يعنى وقت ايد ، از کجا آمده ايد؟\nعجب صحبتها ! از يک سو از تنهائى ، با خود نشستن سخن ميگويم و با ز دگر سو از آمدن ، و رفتن ، و گفتن ، و شنيدن ، و ديدن حرف ميزنيم !\nعجيب وحدت ! غريب کثرت ! ....\nيک اهل دل ميگويد :\nاز نفس تا چند شور ساز با هل شنوم\nدم خورد خوردم بخود تا حرفى از دن شنوم\nبلى ؟ اگر گرمى با دل بنشينيم ، و از دل بشنويم ، و از دل بخوانيم کائنات را در خود ، و خود را کائنات خواهيم يافت ، و چون خوب نظر کنيم نه از خود خبرى ، و نه از کائنات اثر خواهيم ديد !\n\n— پس چه خواهيم ديد؟\n— هستى از لى مطلق !\n— چه خواهيم شنيد؟\n— وحدت ، وحدت ، وحدت !\n— چه خواهيم گفت؟\n— همه عدم !\n— کجا خواهيم رفت؟\n— بقاى حيرت !\n— چه سان خواهيم آمد؟\n— به انگ به مجرد خجلت !\n\n§\n\nدر با بچه کوچک مناسب الاشجار پر اثمار خوش جو سيار هوا دارى که در ( صالحيه ) نام موضع با صفاى ( شام ) جنت مشام دارم ( تنها ) نشسته ام . نميدانم از چيست؟ مدتى ميشود که تنهائى را خيلى دوست ميدارم . بحيثيت آنقدر از اختلاط عالم کرم کرده که سوا و شهر را آيا تنها ميپندارد اگوشه باغچه صفا آما ده و براى اين طبيعت تنها مايلم زمينى دلنشين بسيار مناسبى تشکيل داده . نه يارى دارم نه غمگسارى نه با کسى کارسمى دارم نه با کسى برا کارى ! هم نفسم نسيم خوش شميم جان فزا و همدمم محبت رنگارنگ نظر رياست !\nگاهى ميشود که تنهائى مرا ( مستنطق ) يعنى سخان کننده؟ ميسازد . نظرم بر هر چيزيکه ميخورد از ان استفهام مى نمايم . حالتى مى بينم در کنه و نهان آن بحيرت ميروم . يک پاره زمينى مى بينم که مانند يک دايه شفقت آسا اطفال سبز تمکين و رياحين رنگين ، و ميوه هاى شيرين را در يک گهواره مى پروراند و از پستان لطافت رسان جويبار خوشگوار شير زنده گى تخمير جوهر آب صفا تاب را بيکديگره بدون تفريق و تميز مينوشاند . ولى هر يک را بديگر گونه بوئى ، و ديگر گون رنگى ، و ديگر طعم لذتى بجلوه مى آورد از مشاهده اينگونه اشياء حواسم اين متفکر عاجز تنها در فضاى بى انتهاى حيرت مبهوت و بيصدا ميماند که در اين اثنا آواز با اهتزاز طرب فطرت انسان را از آن سو سوى خود جلب و جذب مينمايد .\nچون مينگرم در يک مشت پر هزار يا علت مستترى نهفته نباتات را اگر چه اجسام ذى حياتى يافته بودم ، زيرا تخم بودند شجر شدند با ازدواج پيوندى کردند ، ثمره دادند بحران پيرى رسيدند وفات يافتند ! ولى اين يک حيات نباتى بود که بر حرکت ارتعاشى و بيانى ، و آواز و صدائے خود بخود مقتدر نبودند . حال آنکه اين آواز مرغک خوشنواز را در قالب روحانى ، و آهنگ مستى جوانى مى شنوم ."}
{"book": "adl0616", "page": 80, "text": "صفحهٔ ۹\nنمبر ۶\n\nبوی آشیانه سعادت کاشانه این مرغک خوش ترانه که در میان شاخهای هم چیده میشه زا بوته های (آسمن) بیک صنعت بند سه دنی بسیار عجیبی بنا یافته بود نظر کردم. آن کاشانهٔ محقر کوچک خس و خاشاک اساسی را از یک دایره خانه یک عایله انسانی پیچ چیز کمتر نیافتم چه وجه یکه در راه زندگانی نوعی، و پرورش و تربیت افزون کردند جنسی ازین مشت پر در آن آشیانه مختصر سر بر میزد و هیچ گاه از کشش و کوشش یک پدر شفقت گستر، و یک مادر مهر آور نوع بشر که دور را به زندگانی اولاد های محنت پرور خود را بسر میکنند یا کم نمی آورد !\n\nیک پدر برای نفقه حال و سعادت استقبال اولاد خود هزار گونه جهانک، و هزار رقم مخاطر را بر خود گوارا شمرده پشت اثر دروا کشیده و پنجه شیر نر را به آن می بندد ! در مقابل گلوله های صدمتی توپهای گروپ، و پیکانهای آتشکلهای ما و زیر جگر کوب سینه اش را سپر میسازد، در جوف طبقات زمین در آمده شمع جهانش را زیر پنجه خفه کنندۀ پرفشار ( حمض کاربون ) نام جو سنگ بر میبند ! به تهلکه های عظیمه غلطیدن و افتادن کوهپاره های جسیمه التفات ننموده با قیشه فریاد های دور و دراز را بهوای آهن خاک در زیر نقب های سنگ بر می کند یا در قبر بهر قدم بر کام تنگ نهاده و از منقطع شدن نفس خود اصلا نیندیشیده مشغول تهیۀ شادن هستی ای دریائی میشود ! آیا برای چه؟ برای این است که این مشت پر محقر نیز جهان کورز غریبه، و شوق و بوس عجیبه برای نفقه و پرورش آن پوچه ای چون لخت جگرش بهر سو بال و پر میزند و در حلقه دام میفتد، و سینه اش را آماج صیادان جفا بنیاد، و وجودش را طعمهٔ نچاشان این ستم نهاد قرار داده و هزار گونه خطر و بیداد را بر خود گوارا ساخته از جنگل بگیل، و از مزرعه بمزرعه بال افشان نفقه آوری میگردد ! آیا چرا؟ چونکه آن دو چوچه اصغری بال و پر که پیش از سه روز از تخم چونه مثال بیجانی سر بر کشیده به طعمه و پرورش محتاج است !\n\nبنگر بسوی این دو کله گلهای کوچک حس آشیانه، و این دو منقار کوچک خوش ترانه که چه گونه آهنگی است.\n\nمخالف نفسه قانون سرور و طرب را راست مینماید، دیوانه وار بی اختیار غریبی بال وجه و عشرت میزند، آیا چرا؟ چونکه می بیند که ماده شفقت گستر، رونق آن صغیر جهان پرشور و شر را بنا به محبت اثر گرفته از روی هوا بسوی آشیان در فرود آمده است ! .....\n\n§\n\nسبحان الله ! او از شهپر لاهوتی چرا از آن طایر پروازش دست، و مرغ تیز پرواز از فرو منظره این منظرۀ بی گزین و قرین را به اوج بالا ترین سهای حکمت به پرواز آورد؟ دیدم هر ذره از ذرات کائنات، و در هر جزو فردی از اجزای فردیه موجودات یک تجلی عظمت پیرا عضوی و غیر عضوی یک نور مصباح الانوار بسیار مشعشع پدیدار است!\n\nاین عظمت از کیست، و این نور از چیست؟ ازین استفهام، روح ارواح، و جسم اجسام بیک حرکت بسیار مهیجی، و بیک لرزۀ سریع السیری در آمده از هر جزو فردی که اجزای فردیه اینقدر کائنات بی اختیار را تشکیل داده اند صد صدای بسیار لطیف ( فونوگراف ) است، چون خبر تلگراف و تلفون سرعت انتشار این کلمه بدست احتوا بگوش هوش این منزجر شخص بر میخورد که: ( لا إله الا هو الخلاق العظيم ) ۰\n\nاز بیت و بشت این صورت ذی خلعت، و راحت و عروق این خرقه شهاب حیرت یک نخودی و رضا و لیلی این هیبت میشود. از حال مصحوبان بسکری رود، کائنات را جمله ای از تاثیر شعاع انوار شمسه نگار پرتو بخش می یابد. خود مفرش از تاثیر قوت و سرعت روشنی آن نور از مشرق و مغرب و در از کار باز می افتد، در خصوص تعیین رنگینان نور کائنات چنان مشور و منظره اش نیز مانند قوه نظاره ای که هر میانه برای نقطه ورود این نور قدسیت خبر نمیتواند که جهت تعیین کند. از غرب و شرق منزه، و از فوق و تحت مبرا میباشد، و در بحر حیرت، و مقدار بیخودی غرقاب وحدت آنقدر بر خواجه باشد که هیچ چیزی نمی بیند، و هیچ چیزی نمیشنود، از خود بی خود بخیر می افتد اشعاع جهان سوز عالم افروز جلال و جمال آن نور با کمال تنهائی بهترین هستی بخود تنها باقی بماند جستی وجود همه موجود را چنان بخود ایران"}
{"book": "adl0616", "page": 81, "text": "صفحه ١٠ نمبر ٤\n\nمیگرداند که بخیر نیستی و عدم از هیچ چیز و هیچ اثری باقی نمیماند این منتظر تنها نیز به این بیت مترنم میگردد:\nوَفي كُلِّ شَيْءٍ لَهُ آيَةٌ\nيَدلُّ عَلَى أَنَّهُ وَاحِدٌ\nدر ان لحظه هستی واجب ظهور میکند. بر ذره ذره کائنات، و بر عنصری از عناصر موجودات آینه قد نمائی میشود که انوار جمال با کمال بیرنگ بی نشان شاهد قدسیان پرتو می اندازد ! عالم را دگر گونه رونقی پیدا میشود . سراپای اجزای فردیه کائنات از پرتو نور بدیعی که بیشتر و نه مغربی بدرخشیدن می آید. موجودات ارض و سماوات از شدت تابش آن پر تو محو و معدوم گردیده بجای آنها جهان نو برا قد قایم میگردد. در ان زمان خدا ( اللَّهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ) [ الآيه ] در همه اشیا کنند کائنات می چید، پس هر انچیز که اطلاق شئی بران ممکن است همه گی بلسان حال از یکسر ( أحد ، أحد ، احدا) میگوید . از صدای این کلمه مقدس، تنهائی گزین بحر قرین نیز ( أحد) گویان بخود می آید ، و گوش هوش ہوے اشیا لیکه در نظرش می آید بر مینید : نبات میگوید : قوه نامیه من ازوست ! جماد میگوید: ذرات متحرکه من ازوست ! مرغک خوش ترانه نیز میگوید : که این حس شفقت اولاد پروری منهم ازوست!\n\nعلم ثروت ملك\nما بعد از نمبر چهارم\n\nدر بیان قیمت\nمانند شجاعت و سعادت عبارت از جستجو کردن اسباب ثروت نباشد . اما اینچنین هم نیست که در ما بین این هر دو هیچ مناسبت و رابطه هم نباشد. فی بلکه تاثیرا یک بر دیگرشان فعلاً ثابت است. چونکه تدارک\n\nفاجعه پاریس\nما بعد از نمبر چهارم\nدرین اوقات او شخص موجود بود که یکی مرد و دیگری یک زنی بود. مرد در پیش یک آینه چوکات شکسته که بپرید و بسیار خیره که به دیوار آویخته شده بود با ایستاده دستان کردن خود را بسته میکرد. این ادم که به سن سی و چهار سی پنج سالگی تخمین می شد از ظاهر حال : چنان معلوم می شد که از مردمان شهر سردا و باشی که درین طرفها کردش دارند نباشد. مولای خرمائی شیم محبت و طبیعی اش بسیمای او خیلی لطافت می بخشید، و هیئت عمومیه او را استش گرچه خیلی جاذب و حسن را مالک بود اما معلوم می شد که این جاذبه از تاثیر رنج و مانده گیهاست که جوهر در زمانی محو و زایل شده است ، پژمرده گی رنگ پریده پوست رخش که از بیدار خوابی با\n\nمفرط یک رنگ بی پیدا کرده بود، و چین و شکن ناموسی که در پیشانیش پیدا شده بود، و خطهای آبی رنگی که در اطراف کارخانه های چشمش افتاده بود ، و برشتگی لب زیرینش که رنگ طبیعی خود را گم کرده بود دلیلهای روشنی بود که این خرابی های وجود او از سبب یک اندیشه عظیم و افسوسهای شدت ناک، و به تکلیها و مفاقتهای بی پایانی بظهور آمده باشد. فکری که از سیمای ظاهری یک انسان بر احوال باطنی آن حاصل میشود خیلی کم بخطا بر میخورد . لہذا بر این حکم قطع می شد که این جوان از کسالت و بدبختی مفرط باین حال خرابی رسیده باشد . نگاه های چشم این جوانیکه احوال او را تصویر مینمایم حقیقتا اندیشه بخش دلها بود. نور نظر یک از مردمکهای چشم و انتشار میکرد خیره و تیره بنظر میخورد، و آن مردمکهای چشم های آبی رنگ خیره و پژمرده اش به حلقه های گرداب بسیار دهشتنا کے مشابہت میرسانید که از\n\nمرداب"}
{"book": "adl0616", "page": 82, "text": "صفحه ۱۱\n\nمآثر ع\nفصل دوم\nدر ماهیت صنعت\nاسباب مدافعه وطن که عبارت از درجه اول شجاعت است کتاب را بزور طبع آراسته شده در بازار بر فایده و قیمت\nبا تدارک اسباب ثروت توام میرود. و اخانه و معا بید این مبادله در آید آنوقت آنهم در شمار ثروت و توانگری\nمحتاجین ملت که نبر نخستین سخاوت است با ثروت برادر داخل میگردد. لهذا موضوع علم ثروت و دایر است\nگفته میشود. ولی با وجود اینهم ماهیت ما و حقیقت های آن برای چیزا نیست که در تصرف و ملکیت انسان آید\nاینها علم اسد امرا از بد گر جد امیباشد. ارباب علم و قابل مبادله و مالک نمایده و قیمت باشد .\nاخلاق با چیز نامی معنوی اکتفا ورزیده شخصی را که از ان\nره گذر به انواع لا تها می روحانی نائل دسزا دار شده\nباشند توانگر حقیقی میشمارند که به این مسئله مهر اسد\nحق هم دارند . حال آنکه ارباب علم ثروت و ارباب علم ثروت بهر چیز های\nجسمانی را که نایده و قیمت مبادله در آن نباشد از معنای ثروت که تعریف و بیان آن مذکور\nدیگر چیزی را بر دست و تو انگری نمی شمارند که اینها هم گردید چنان معلوم شد که مقصود از آن آموختن علم ثروت\nسراسر حق بدست دارند . انست که چیز ها که فایده و قیمت نداشته باشند\nخلاصہ هر چیز یکہ بقوت سے و عملان نها بدست آنچیز با را فایده مند و قیمت دارد و یا آنکه چنان\nآمده باشد، و هم فایده دهم قیمت داشته باشد فائده مند و قیمت را ر را که ذاتا قیمت فایده داشته\nانچیز با ثروت یعنی تو انگری گفته میشود. و در هر سکے کہ انگور باشند آن فایده و قیمت را زیاده تر بیفزایند. زیرا\nچیزای فایده سند با قیمت افزونی گیرد آن علت با شورت بنی آدم به وجود دادن یک ذره هم مقتدر نیست مگر اینکه\nو توانگری گفته میشود. و اگر ارباب علم اخلاق، علم اور جسم های موجوده را که دست خلقت در عالم طبیعت بوجود\nکدام کتابی تألیف کنند و یا دیوانچه شعر می بظهور آردوان آورد و بسعی و کوشش خود جمع و ترکیب نموده ،\n(باقی دارد )\n\nاین حال معلوم می شد که فکر و ذهن او با بعضی مقصد های مبهم در یکی از جیب های خود انداخته، و کلاه بسیار خوشنمای خود را\nو عمیق که بکنه آن پی برده نمیشود پرده مالا مال باشد، و این شخص بر سر یک وضع نیم مایلی گذاشته بو می زنی که بر فراش\nبیک حرص و طمع بی نها یه مبتلا باشد . خونگا میکه تعریف آن در بالا بیان گردید رو آورد و\nاین جوان را که اول بار دیدیم در پیش آینه بایستاد\nدیدیم که همه سعی و غیرت خود را در باب حاصل میشده از انتظام\nآرایش و زینت خود صرف میکرد. درین تاریخ است (۱۸۵۰)\nبود هنوز فشن این دستمال گردن بستن گره دار خیلی معتبر بود، بهند این زن که نام آنرا از زبان مهر شنیدم که دلار بیدار\nشخص مذکور برای انکه یک گرمی بسیار خوبی حاصل کند بر جای خواب نشست، و آنها خود را بر زانوی خود یک دامن\nبقدر ده بار دستمال گردن خود را باز و بسته کرده تا اینکه و چهره خود را با دستهای خود پوشیده بود. وجودش بود\nمطلبش حاصل گردید و بعد از ان بسوی مثال خود که اینکه در میان یک لباس فراخی که از یک قماش تیم گوزه مانند\nخیره میشد و ریخته آن را عرضه میکرد یک قسم شیرین معنی داری چرک ساخته شد و بود دستور مانده بود و دستور بود از آن سبب\nخلف نموده به فرو کوفت بیان خوشنما که خوش برشی از همه اعضایش تنها انگشتهای دستش که مانند در مر سفید\nکه همه تناسب اندام او را بنظر جلوه میداد و آغاز نهاده بود و موها می خرمائی رنگ پرچم پیشانیش پدیدار میکرد\nو اگر هم پوشیده بود و یک طیفای نیزه شکل مادر کوچک بنا بر سختی که به او خطا با گفته شد سر خود را بالا کرد.\nدر یک چند پینه که بر طاق بخاری افشانده شده بود بین بیست سالگی بود یا نبود . بعد به یک پری مقبول بانی دار ( )"}
{"book": "adl0616", "page": 83, "text": "صفحه ۱۲\n\nمعلومات در باب\nاژانسها، و اقسام اخبارها\n\nغلط\n(اژانس استعانی) که برای منفعت دولت ایطالیا خدمت میکند همیشه در باب احوال جنگ خبرهای دروغ و غیر حقیقت را شایع می نماید اگر دیگر اژانسهای جنگجوی نمی بود برای دروغ اژانس استعانی تمام عالم را پر کرده برای دیگر گونه حوادث جای نمی ماند و ازین سبب است که هر حکومت مجبور میباشند که برای خودشان اژانسهای علیحده تشکیل بدهند.\nامروزه روز — روزنامه ها بسیاری قرای مختلفه میباشند. یک رقم اخبارها نیست که تنها از سخنان دینی و علمی ادبی و فنی بحث میرانند و از خبرهای مختلفه سیا عالم چیزی نمیگویند، بعضی اخبار است که تنها از صنایع بحث میرانند، و بعضی تنها از تجارت، و بعضی تنها از خبر های سیاسی عالم بحث میرانند و دیگر اخبار سیاسی دیگر چیزی نمیگویند اینگونه اخبار هاییکه از اخبار ستان عالم سخن میگویند نیز راههای مختلف دارند که بعضی رسمی و بعضی نیم رسمی و بعضی اخبار را پروپاخاندا) یعنی اخبار ها دل انگیز و بعضی اخبار های منفرت با غرض میباشند.\nچنانچه سراج الاخبار ازین رقم آخرین است. اخبار های رسمی و نیم رسمی همان اخبار ها نیست که در راه اینه افکار سیاسی دولت خود و قراردادها و قانونهای دولتی را که به آن منسوب است نشر میکنند و دولت خود را دافعه میکنند، اخبار را در روپا خاندا، یعنی دلوله انگیز رقم رقم است که آنهم رسمی و خصوصی و عمومی میباشند که مخصوص بر استماع اخبار خدمت میکنند، چنانچه اینگونه اخبار آزانس از چند سال و اینها در اختیار خود از بی استطاعه راه ما ولی قاعده های مملکت (ماکو) و لوله ها و غلغله ها نشر کرده لازم و ضرور بودن گرفتن از نشر کردن گرفتند، تا آنکه از نیوران ولوله در آسیا شان کامیابی میشوند.\nاینکه اینگونه اخبار ها پر غرض است یعنی بخواهش و فرمایش و یک درآمد و سرمایه حاصل کردن بوده باین سرمایه اختیار خود را وسعت دادن میباشند و اخبار های بیطرف از بهر تربیت دنیائی که دلش بخواهد و در راه مقصد خاصی خدمت کنند نوشته میشوند.\nبغیر ازین رقم روزنامه ها در عالم برای مصارف مختلفه شایع میشوند. حکومت بیشتر که در روزنامه سراج الاخبار — بهر حال این نمره هم خیلی است یک چند خصوصیات دارد که هر گاه بحث و مباحثات عالم را که در راه اوست است از راه دانش کرده بتواند شرف و عزت و ملت آن را پوشش کند.\nبعد ازین علاوه بر حوادث جاریه که این روزنامه و اخبار ها نشر میکند پر مغلق و پر جنجال است بنده سطور هم یکی مقصود و مرادهای روزنامه های این کوی از طرز تحریرشان معلوم و آشکار میشود.\nم. فقط\n\nاژانسها، و اقسام اخبارها\n« اژانس » یک کلمه اجنبی است که معنی انرا بخلاصه اگر ترجمه کنیم « کمپنی تجارت خبر رسانی » میشود. چنانچه سرایه کمپنی تجارت آهن این جاست همچنان سرایه ( اژانس ها ) نیز خبر و پیغام های تلگرافی عالم است.\n\nقارئین کرام سراج الاخبار در اقسام اژانس ها و روزنامه ها و از مقصود شان یک معلومات مختصر دادن مناسب دیده شد.\n\nاژانسها — اژانسها کمپنی های تجارت خبرسانی میباشند که مخبر های این اژانس به شهرهای کلان و جایهای مهم مقرر و موجود میباشند. این مخبرهای مذکوره وقوعات يده را به مرکزهای خود با تلگراف اطلاع میدهند. مراکز کمپنی هم خبره حوادث را به تمام عالم بواسطه شعبه هایش خبر میدهند.\nو روزنامه ها و اخبار ها به این اژانس ها سالیانه یک چیزی داده خبرها را میگیرند. و او تنها و تجارت خانه های کلان نیز باین از احوال عالم خبر دار میشوند. بغیر اخبار ( تایمس لندن ) هیچ یک روزنامه موجود نیست که به هر جایی مخبر مخصوص داشته باشد.\nاژانسهای معتبر انگلستان اژانس رویتر و اژانس تایمس میباشد و اژانسهای ( هاواس ) و ( فورنیه ) کمپنی فرانس هستند، روسی بنام اژانس پترسبورغ و مجار را بنام مجار، و ایطالیا نها بنام استفانی، عثمانی با نام عثمانی اژانس ملی علمی.\nاین اژانسهای مختلف بهر حوادثی را که میدهند بنسبت سیاست و مناسباتی که حکومت شان به ان ملک دارند نفع و مرادی که حکومت شان در سیاست و پولتیک خود پیش گرفته اند خواهد و خبرها نشر میکنند. اینگونه حوادث ها می مغشوش و تغییر اگر چه گوناگون رو میشود لیکن یکبار چون نقشه شود حوادث و خبر های مذکور با فایده میرساند گاهی میشود که این اژانسها بعضی خبرهای بی اصل و اساس را بنا بر منفعت حکومت خودشان مانند یک تجربه بالون بعالم نشر میکنند و منتظر میشوند که باشد و بینیم که این خبر چه نتیجه میدهد؟ و اگر دیدند که از هیچ طرف آن سخن شان رده و تکذیب شد این خبر بصوریت راستی و حقیقت باقی میماند، در خصوص یک مثال عرض کنیم :\n\nبقیه مقاله با اینکه در ستون آینده از طرف سر محرر تحریر یافته محرر و سر محرر سراج الاخبار\nثبت را بتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی مستعمر مهاجر خانه دارالسلطنه کابل بقلم میرزا محمد جعفر قندهاری"}
{"book": "adl0616", "page": 84, "text": "صفحه ۱\nنگران نے\nایشیک آقاسی علی حضور اعلحضرت شاه\nسلاله احمد\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nادارۀ صحافی و مطبعه\nدر ماشین خانهٔ دارالسلطنه کابل\nهمه امور تحریریه به ادارهٔ خانه بنام\nمدیر فرستاده میشود\nتاریخ عربی ۱۵ محرم ۱۳۳۰\n\nسال یکم\nنمر ۴\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nو اطراف و ولایات مملکت با اخراجات ڈاک ۱۲ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۵ جدی ۱۲۹۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nدرین اخبار از حوادث و اخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nتلفون موثر — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nادبیات — مقالات فقیه — نامداران زنانه این سه هم ترجمه\nفاجعه های پاریس\n\nالکتریک غایب تحریک افادهٔ مرام و سخن و کلام دو نفر را از جاهای بعید در بسرعت نور بصر بصورت خط و کتابت میرساند که این صنعت و مهارت برق است. و این اعجوبهٔ تاریخی خود را در تلگراف نشان میدهد. و چابکدستی و مهارت دست از مخرج دهن یک شخصی بپردهٔ گوش دیگر شخصی از محال بعیده عیناً و لفظ بلفظ در تلفون مقناطیسی نمودن خود ظاهر و عیان می سازد. بناءً علیه در تلفون چیره دستی مهارت صنعت کار الکتریک بیشتر بکار بردن است. زیرا تلفون سخن گوینده را بدون واسطهٔ خط و کتابت عیناً و چنان بی تغیر لهجه و شیوهٔ حرف زدن گوینده بپردهٔ گوش شنونده میرساند که به این چابکدستی خود از تلگراف گوی سبقت را در ربوده است. آمدیم بر (ریل) و (موتر) : در ریل موتر نیز که از صنایع بدیعهٔ این عصر موفقیت است یک طرز خصوصیت و عمومیتئ پدیدار است. خطرها راه آهن ریلها اکثر قطعات رو زمین را یک شبکهٔ آهنینئ تحویل داد. منافع و فوائدیکه از ریلها در عالم مدنیت بروی کار آمد و حاجت تذکار نیست. قطارها و واغونهای ریل نفوس و مال بسیاری را از جامی بجائی بحال سرعت نقل و حمل میدهد که با بیشتر فواید عمومی آن انکار شدنی نیست. اما حالا این یک را تصور کنیم که در میان یک درهٔ کهسار پرصفا و شاداب پر آبشاری و یا یک دشت پر سبزه زار صاف و هموار یک سرک پخته با صفا ممتد و شده و رفته است و برین سرک بقدر شش هفت راکب موسم که تقریباً یک قطار خصوصی یک ریل را تشکیل میدهد و بیک سرعت خارق العاده در رفتار است. درین موتر یک جمعیت احبابی این پنج شش نفر که یک مجلس انسی تشکیل داده هم بسرعت برق مثالئ قطع مسافه میکنند، و هم از نظارهٔ مناظر طیفهٔ اطراف و اکناف لذت میگیرند.\n\nتلفون موتر\nتلفون موتر دو کلمهٔ بسیار مختصر! که یکی از چهار و دیگریش پنج حرف مرکب است. تا چه جهانهای تاریک و چه عالمه های منفعت درین دو کلمهٔ بدیعهٔ عالم اسرار درج و مرج آمده است! این دو اثر بسیار پر تاثیر اختراعات در فنیت تعبیر بعد سکان را بقوت علمی مکان خود از عالم رفع نموده، و صدای انسانها را به درجهٔ بلند ساخته که از کرده با مسافهٔ آواز یکی را بدیگری می شنواند. فواید و منافعی که از تلگراف بظهور می آید قابل انکار نیست. سیم های تلگراف فضای رو زمین را مانند شبکهٔ یک خانهٔ عنکبوتی فرا گرفته است. حتی زیر بحرای محیط را نیز بیک حال شبکهٔ آنتینی در آورده، هرگاه عدد حروفاتی را که تلگراف های عالم در هر روز از شرق بغرب و از شمال بجنوب رد و بدل میکند شمار نمائیم علم حساب از تعداد آن سراسر عاجز آید و یک نامی و یک تعبیری بر عدد آن نمی یابد. ولی فرقیکه در ما بین تلگراف و تلفون است این است که تلگراف واسطهٔ مخابره، و تلفون واسطهٔ مکالمه میباشد. و اگر مکالمه از مخابره با اهمیت تر و فایده مند تر نمیبود (المکتوب نصف الملاقات، یا المخابره نصف المشاهده) گفته نمی شد."}
{"book": "adl0616", "page": 85, "text": "صفحه ۲\n\nخنده ای و اخونهای درجه اول ریلها اگر چه نسبت بیک عرابه ( فیتن ) یا ( لیندو) موثر تحمل تر و اسباب استراحت در ان بیشتر ولی بیزار ازینست که زمام اختیار به آن خانه آسوده گی آشیانه بدست اختیار چارچ نفر مسافری که صاحب آنخانه شمرده میشوند نمیباشد ـ حال آنکه در عرابه موتر زمام اختیار سیاحت موترنشین بدست خود مسافر است . لہذا از فضایل عمومی عرابها قابل انکار نیست هیجان کالات خصوصی موتر نیز چیزی نیست که فراموش شدنی باشد .\nاین دو اثر پر میز این عصر مدنیت منظر یعنی تلفون و موتر در زمان سعادت اقتران ترقی نشان پادشاه با شوکت و شان ، اعلیحضرت سراج الملته والدین امیر حبیب الله خان ) در دولت علیه افغانستان مانند دیگر بی آثار ترقی در بازار فایده گستری ، و منفعت آوری بروی کار آمده است .\nاول با رارگ مبارک با جمله دوائر حکومتی نفس دارالسلطنه با خطوط سیستم تلفون مربوطه گردید و یک سرعت و تسهیلات بسیار بزرگی در پیشرفت امور ازان پدیدار آمده افکار ترقی آثار معالی نشایر همایونی بعد ازین تجربه در روی تعمیم این آله خوابید ارساله صرف توجه فرموده و در ظرف سه چهار سال لایت جسیمه جلال آباد ، و قلعه السراج لمعان ، و جبل السراج ایالت کوهستان و قصبه صیفیه پغمان به ارگ مبارکه با خطها تلفون ارتباط و التصاقات پیدا کرده و از فیوضات همت جهان قیمت اعلیحضرت پادشاه معظم ترقی پرور بر ما امید است که در اندک مدت دیگر ولایتهای ممالک محرومت المسالک شاهانه نیز با این خطها حیاتیه ملک کسب ارتباط نموده و جمله ممالک محرومت المسالک شاهانه حکم یک مجلس انسی را بگیرد که والیان ممالک بعید و شاهان از راه دور یک محفل محبت با همدیگر مکالمه و صحبت کنند . علاوه بر ترقی همسر نیز از آثار ترقی نماز عصر میباشد است که در دولت مجموعه منعقد شده ما در موقع تمک و تا از ترقی گستری آمده که شرح تفصیلی آن انشا الله در غیر نامی آیند و سراج الاخبار زینت بخش عیون اولو الابصار خواهد گردید .\nاعلیحضرت پادشاه محبوب القلوب تعلیم با تاسیس بنیاد نهادها و منظرهای تلفون یک شهر را بسیار بزرگی در ترقی و تمدن ملک با ایشان باز فرمودند که فواید عظیمه و منافع عدیده آنرا قدر شناسان عالم نیست بهیچ صورت انکار کرده میتواند . صرف نظر از منافع و فواید یکه در داد و ستد و تجارت از تلفون حاصل شد و یک قرب روحانی در ملک پیدا کرده و بعد جسمانی را مرفوع گردانیده است . بواسطه این اله سیاله شهر جلال آباد که تقریبا پنجاه گروه از شهر کابل مسافه دارد با همدیگر محاوره و مکالمه مینمایند . موتر سرعت گذر ، مسافه دو دوازده روزه ما بین پشاور و کابل را که تقریبا صد گروه میباشند به هشت یا ده ساعت طی میکند . اگر چه درین وقت این دو اثر عظیمی نیست\n\nنمبر ۲\n\nیک طرز خصوصیتی دارد و فایده آن عام نشده است ، ولی به تاسیس یافتن مراکز تلفون در نفس شهر که از قرار شنیدن آنهم در دست اجرا میباشد ، و آمدن عرابه های گوناگون ( شرکت موتر ) که در زیر حمایه ترقی آیه شاهانه تشکیل یافته و تفصیل آن\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 86, "text": "صفحه ۳\nنمره ٤\n\nدروازه مسجد الی باغ شاهی و از باغ شاهی الی سراج العمارت دو طرفه برای جلوس صف کشیدند – ذات شاهانه و شهزاده هاسته والا جاه و منصب داران همرکاب بحضور بسواری اسپ از مسجد در سراج العمارت تشریف بردند لحظه بخانه خاص سراج العمارت توقف فرمودند – منصب داران نظامی و ملکی و حکام علاقه جات جلال آباد و لغمان و کنر و مشایخ و سادات و علمای محکمه و خوانین و ملکان علاقه مذکور در سلام خانه سراج العمارت مشرف شدند و برای هر یک بقدر لیاقت و منصب آنها جا بجای داده شد و منظم گردیدند (سراج العمارت) یک بنا عالی پرشکوه است که از جمله عمارت های بزرگ و معتبر گفته میشود در اخیر سنه ۱۳۲۱ اعلیحضرت والا به مهندسی شخصی خود نقشه عمارت موصوف را فرموده سر رشته تکمیل و آبادی آنرا نمودند چون نفوس باربر زیادی بر استمر عمارت مذکور مقرر بود بموعد بیست روز از تهداب الی پوشش اول عمارت موصوف بسر رسید – این عمارت تنها سلام خانه نیست بلکه خانه های وسیع زیادی و مکلف دارد چنانچه خارج از دفتر خانه انتظار و دهلیز های بسیار کلان و باشکوه موجود است و دیوار های عمارت موصوف از تهداب الی پوشش اول کاملاً از سنگ و چونه عمارات که بطرز جدید و اصول درست آباد شده است و تنها یک سلام خانه عمارت موصوف تقریباً گنجایش شش صد نفر را دارد – زمانیکه نفری منصب داران وغیره در سلام خانه حاضر گردیدند اعلیحضرت والا از دروازه خاص اسلام خانه تشریف آوردند و از برای خدام دولت بهار کی عید سعید اضحی را فرمودند – حاضرین دربار موصوف نیز با عزاز و احترام دعای سلامتی وجود مبارک را عرض کردند و موازی یازده ضرب توپ برای استقبال حضور انور اینکه بر تخت رونق افزا شدند فیر شده بعد ازان از برای حاضرین دربار موصوف طعام و چای و شیرینی داده شد بعد از اختتام طعام و شیرینی دو ساعت بعد از نصف النهار اعلیحضرت والا از چوکی برخواسته و کتابچه را بدست مبارک گرفته حاضرین مجلس را جمع فرموده بزبان فصیح البیان خویش نطق فرمود [نطق مذکور چون در نمره ۵ مندرج است به تکرار آن نپرداختیم] از استماع و نطق موثرا علیحضرت والا از برای حاضرین دربار وقت و جوش زیاده می حاصل شد چنانچه چشم های اکثر اشخاص از سخن های موثرا علیحضرت پر آب گردیده – بعد دستخط های علی حضور از طرف حاضرین دربار بحضور مبارک عرض نمود که ما دهای دولت افغانستان شکرانه کرامات شاهانه اعلیحضرت را بهیچ نوع بیان کرده نمی توانیم علی الخصوص در باب وجه اعانه طوایفی که بنا بر معاضدت و معاونت و غمخوار کی برادران دینی ماست اعلیحضرت از روی صدق و صفا و حسن نیت و حسن اسلام نطق فرموده خدمتگاران را درین امر خیر بعنوان شدند مایان هم انچه داشته باشیم عصا شده و از برای خوشنودی پادشاه اسلام که پدر یافته است و اقدام درین کار خیر کرده اند لی اضافته از روی صدق برضا مندی خود ها و در کتاب براحتی الواح دستخط نموده بحضور مبارک تقدیم می نمائیم – بعد کتاب موصوف را از بحیره حاکم کلان سمت مشرقی سپرده شد که تا حال نظری خدام دولت سکنه جلال آباد در کتاب موصوف فراخور احوال خود دستخط میکنند آنچه جمع وجه اعانه رعایا سمت جلال آباد و اطراف آن شد البته همرا باقی وجه اعانه یکی شده بعد تقدیم حضور مبارک کرده خواهد بهر قرار رای مبارک شان قرار گرفت سر رشته خواهند فرمود\n\nتحریر ۲۰ ماه ذی الحجة الحرام ۱۳۲۹\n\nهوای کابل\nخلاصه ربورتهای درجه سردی و گرمی هر روز از توقف سرور و ازدیاد\n\nامسال بستان شهر عزیز ما تا به این وقت به اعتقاد این تمام حرکت کرده سردی های بسیار شدید خود را نشان نداده است . از تاریخ یوم شنبه ۱۷ ذی الحجه الحرام تا به الیوم شنبه ۵ محرم الحرام که روز چاپ شدن این نسخه است، چار بار برف باریده که اول ان یوم شنبه ۱۷ ذی الحجة الحرام است . شروع برف از قبل از ظهر هیچ بود و بین شنبه ۱۸ الی ده بجه یوم مذکور دانه دانه بقدر یک انچ پوشش سوط باریده برف دوم از قبل از ظهر دو بجه لیل دوشنبه ۱۹ ذی الحجه الی قبل از ظهر دو بجه یوم مذکور بقدر سه انچ و هفت سوطه باریده برف سوم از قبل از ظهر سه بجه لیل سه شنبه ۲۰ ماه ذی الحجه الحرام الی دو بجه لیل مذکور بقدر ۴ سوطه باریده برف چارم از قبل از ظهر سه بجه لیل پنجشنبه دوم محرم الحرام الی شش بجه صبح یوم مذکور بقدر ۵ سوطه باریده است . اگر چه در روز در شب سوم و پنجشنبه ششم ما مذکور یک چند دانه به بجنگ و یکقدر می برف بارید ولی به پیمایش نمی آمد . علی الخصوص برف آخری تو پانچ و طبقه باریده است . اتما یک باریدن عجیب | چونکه یک باره ابر بسیار غلیظ روی هوا را گرفته بشدت بسیار تمام شروع بباریدن برف نمود، دیگر که شدت ولی و اسفا که بعد از پنج دقیقه ابر نازایل شده یک آفتاب بسا گرمی بقایش آغاز نمود . درجه هوا را بجدول های پرپورت مذکور از یوم شنبه هشتم محرم تا یوم شنبه هشتم محرم خدا مد اعظم آن ۴۲ درجه و حد اصغران ۲۵ درجه نشان داده شده است که ازین حسابها بخوبی معلوم میشود که هوای امسال تا بحال بسیار شدت نکرده است .\n\nاز فضل الهی و سایه عد التواب اعلیحضرت پادشاهی امن و آسایش عمومی بر کمال است ."}
{"book": "adl0616", "page": 87, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۷\n\nحوادث خارجيه\n\nاز اخبارات ترکی\nبسببی که کشتیهای جنگی ایطالیا در بحر احمد گشت و گذار میکردند دولت عثمانیه چراغهای سواحل بحر مذکور را خاموش کرده بود ، ولی تا اجیلویت پادشاه بزرگ انگلستان بسوی هندوستان سفر میکردند بنا بر رعایت شان چراغهای سواحل مذکور را در اثنایی گذشتن پادشاه مشار الیه بروشن داشتن اعلیحضرت سلطان معظم امر فرمودند ، و غله دو کرم حضرت شهزاده ( ضیاء الدین ) افندی برای استقبال ایشان در مصر فرستادند . به این دو سبب سفیر معظم برطانیا مقیم استانبول جناب ( سیرلاوتر ) دیروز بخانۀ جناب صدراعظم آمده به وزیر خارجۀ دولت عثمانیه بیان شکر گذاری نموده است .\n\nمخابر مخصوص ( اژانس عثمانی ) از طرابلس خبر میدهد :\n(( عسکریه از بارانهای شدت ناکی که می بارید و سبب آن باران یک در سمی در سمی در عسکر ایطالیا وارد شد و بود فرصت را غنیمت دانسته برگزمه های پیش روی ایطالیا نها جوقها شدت ناک مکرر برده دشمن را بعقب کشیدن مجبور کرده اند ))\n\nاز فونت فوتون )) نام یک سیاحی این روایت را که بچشم خود دیده چنین بیان میکند :\n(( در اثنائیکه ایطالیانها وحشی بر شهر طرابلس عسکر کشیدند عربهای شجاع بهادرانه با تنها جنگ کردند . و بعد از آنکه شهر را گرفتند زن و مرد و طفل جوان چه را فوج فوج چعبی خانه میبردند . در نزدیک جبس خانه عسکر ایطالیا ایستاده بودند . و بر بندیان فریاد میکردید که : دستها تانرا بالا کنید و گر نه فیر میکنیم )) . و این معامله را برای این میکردند که مبادا در نزد بندیها سلاح باشد . یک زنی را دیدم که یک طفلی در آغوش داشت . عسکر بر او فریاد کرد که دستت را بالاکن ، زن بیچاره و طفل را نشان داده بند بودن دست خود را بیان کرده ، باز فریاد کردند که زود شو دگر نه کشته شدی . زن بیچاره بیکدست طفل خود را گرفته دست دیگر خود را بالا کرد ، عسکر وحشی این بی آبرو راسته فیر کرد زن یک فریاد جانخراشی بر آورده بر زمین غلطید از دیدن اینحوال لعنت گفته سوی عسکر دویدم و گفتم : (( ای وحشی بیه هم ه ای قاتل پست فطرت این چه کردی ؟ )) باز بطرف زن دویدم دیدم که گله بر سینه اش خورده از پشتش بر آمده و جهان کلاه مغز سر طفیل اینتر پاره پاره کرده است . درین اثنا یک افسر ایطالی آمد و یک لنگد بر سر زدن مقتوله زده گفت : لا قربان روح ندارند . قتل آنها هیچ گناهی نیست ))\n\n( سراج الاخبار )\nدولتهای یوروپ را ( دول منطقه منتد نه ) میگویند که در میان آنها یکی دولت ایطالی میباشد . بحقیقت که این قدم وحشی به این کارهای طعنت آلود خود نه یک عظمتی ، و نه یک دینی برای دول معلمه متحد نه باقی گذاشت ؟ اگر مدنیت همچنین چیزی باشد هزار با لعنت بر مدنیت .\n\nاما این را هم میندیشیم که اگر بعوض عربها در مقابل دستان هم جنس و هم مذهب خودشان می بود و آیا این معامله را که در حق ایشان بیچاره مسلمان روا داشته اند بر معظمها و متمدنهای خودشان را نیز اجرا میکردند ؟ و آنها را نیز از روح عاری میدانستند ؟ خیر ! آنها تنها غیر جنس و مذهب خودشان را از جوهر روح عاری میدانند . ( فاعتبروا يا أولو الأبصار ) .\n\nبقراریکه از محافل سیاسیه خبر گرفته شده سفیرهای دولت بلقان و دولت فرانس کی در استانبول هستند برای صلح از اجرای وساطت کوتاهی نمیکنند . در ما بین کابینه های استانبول و لندن و فرانس و ایما تلگرافها رد و بدل میشود .\n\nسفیرهای فرانس و امریکا دیروز بجناب عالی آمده با صدراعظم و ناظر خارجیه در باب مسایل حاضره ملاقات کرده اند . سفیرهای جرمنی و استریا ، دوروز پیشتر با ناظر خارجیه در باب ها ملاقات کرده اند .\n\n§ پرونتست — یعنی اعتراض نامه تحت معها المستان بر ایطالیا\nبرگیڈ (مورد اتوری) که یکی از بزرگترین مروجهای صلح عمومی میباشد به جمعیت صلح پروران این بیاننامه آتی را فرستاده است :\n\nدر مایان ، این حرکات و معاملات ایطالی را پر دشت میکنیم قبل از آنکه به تدقیق و تحقیق ماهیت و دعوا های طرفین داخل شویم این میگوئیم که ایطالیا بی آنکه خبر بدهد فعلاً به دولت عثمانیه تجاوز کرده است که بیاین بنده یکی از اسباب شده و حق ناشناسی شمرده میشود و هم این مسئله باید که بدی در عالم مدنیت تشکیل میکند . لہذا بر حواله شدن این اختلاف را بحل ( لاهی ) یا دیگر یک هیات علمیه اصرار و الحاح میکنیم و امید واریم که هیچیک دولتی به الحاق کردن اراضی برای ایطالیا موافقت نکنند .\n\nاین بیان نامه از طرف شصت نفر از اعضای پاریست"}
{"book": "adl0616", "page": 88, "text": "نمبر ۷\n\nاعلیحضرت پادشاه انگلستان نشان نایت آن دی گرند کراس را به پرنسس ضیاء الدین پسر اعلیحضرت سلطان المعظم مرحمت نمودند\n\nبر حسب اطلاعات روتر یوم جمعه در ( ورنا ) و طرابلس جنگ پیش آمده - دولت ایطالی اعتراف مینماید که درین جنگ ۵۰ نفر شان مقتول و مجروح گردیده - درین عدد ۱۳ نفر هم که در درنا مقتول و مجروح شده اند شامل میباشد تمام روز در ( ورنا ) بازار جنگ گرم بود\n\nوزیر جنگ و وزیر بحری عثمانی برای ملاحظه قلاع داردنیلز از اسلامبول روانه گردیدند\n\nبیان میشود که بنا بر اعتراضات روس قباب محاصره داردنیلز ایکا تجویز نموده جهازات تجارتی که ببنادر عثمانی میروند مجاز از عبور خواهند بود\n\nسفیر انگلیس بنا بر ما اطلاع داده در صورتیکه دولت ایطالی بمباری داردنیلز اقدام ناید دولت انگلیس خود را بی طرف قرار خواهد داد\n\nبر حسب تلگراف ۲۶ نومبر قشون ایطالی در طرابلس پیش قدمی نموده دو قلعه را بقبضه خود در آورده است - و تمام روز میدان جنگ آراسته بود عاقبت قشون ایطالی را به عقب نشستن قشون ترکی فتح نمایانی حاصل آمد\n\nهمدردی عموم مسلمانان هند با ایران (۱)\n\nانجمن ایرانیان مدرس هما و این قبیل را از اکثریت آرا گذرانیده اند\n(۱) انجمن ایرانیان مدرس با کمال صمیمیت چیده دلی با مشکلات کنونی ایران همدردی مینماید\n(۲) انجمن ایرانیان مدرس تشکری نمایند از خدمات صادقانه مستر شوستر در وطن محبوب شان\n(۳) انجمن ایرانیان مدرس نفرین میکنند غارت گری و ستم بعض از دول مسیحیه را با حکومت مشروطه ایران -\n(۴) انجمن ایرانیان مدرس توجه خلافت علمای عثمانی و اعلیحضرت امیر صاحب افغانستان را بحالت موجوده و وضع نازک ملت اسلام متوجه نموده استدعا دارند که درین موقع از حفظ شئونات اسلامیه باز نمانند\n\nسراج الاخبار\n\nاز کلامهای خاقان مغفور جنت مکین اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان است که فرموده اند : « لا دولت علیه عثمانی در وجود شخص عالم اسلامیت بمثابه سر ، و دولت ایران مثابه گردن ، و دولت افغانستان بمثابه پاست . اما هزار افسوس که ملت ما بیمار\n\nصفحه ۸۵\n\nمنتشر شده و بهزاران مردم از اهالی به این بیان نامه اشتراک ورزیده اند غیر ازین نیز در لندن یک متنغ یعنی یک جمعیت پر جوش و خروشی انعقاد یافته دران متنغ این قرار داد را اتخاذ نمودند :\n(این میتنگ که از اعضای پارلیمنت انگلیز مرکب است از وقوعات اخیر ترکیه در طرابلس عرب مجموع آمده وضعاً متاثر میباشیم ، و اعلیحضرت پادشاه انگلستان از هیئت وزرا و نمایندگان صادقه مسلمانان خود مسئول میباشند که ما اعضا پارلیمنت این را بحقیقت قدر شناسی داریم . لهذا این تبلیغ را برای اختتام این نهار به از حکومت خود رها میکنیم که بلا اهمال سعیهای جمیله اجرا نمایند .)\n\n***\n\nنقل از اخبار حبل المتین\n\nاستقلال ایران بر لبه آویخته است ایران در سخت ترین فشارهای روس و انگلیس واقع گردیده روس با خشونت ، انگلیس با نرمی پی در پی به پیش رفت مقاصد خود را نه دست یکدیگر میگیرند و به روز بهانه ها خود تراشیده و از نفوذ و اقتدار دولت کاسته به دخالت خویش می افزایند - یکطرف انگلیسان وقعه دست کاری بمبئی و اصفهان را بهانه نموده معذرت و تاوان طلبیده و قشون بجانب جنوب سوق میدهند و روسیان دعوای انگلیسان را بحق شمرده و فشار به ایران از قبول آن می آورند - از طرف دیگر دولت روسی تلگراف خود ساخته راه و شعاع السلطنه را بهانه نموده از دولت ایران معذرت می طلبد و تاوان میخواهد به مجردیکه دولت ابا دارد از معذرت می نماید دولت روسی التماتوم داده و قشون بطرف شمال سوق میدهد و دولت انگلیس هم در تائید روس به دولت ایران تکلیف قبول خواہشات روسی می نماید بلی دولتین روس و انگلیس از دست یکدیگر میگیرند و بدست دیگر میدهند و روزنامه حق پسند ! تایمس هم مداخلات در ایران شروع میگوید\n\nترجمه از روزنامه تایمس لندن\n( معارف ایران )\n\nپرنس علاء السلطنه وزیر معارف ایران که از لندن می نویسد دیروز در سفارت ایران طلاب ایران را که در انگلستان مشغول تحصیل هستند پذیرفته و در میان این طلاب چند نفر از شهزاده گان هستند طلاب به پرنس علاء السلطنه معرفی شدند ، و معظم الیه تحقیقات علیقه در باب تحصیلات و ترقیات هر یک نمودند و بطلاب تاکید کردند که بکوشش و حواس خود را صرف تحصیل نموده خویشتن را قابل و مستحق نمایند که داخل خدمت مملکت خود شوند و معلمین طلاب هم حضور داشتند ."}
{"book": "adl0616", "page": 89, "text": "خودشان\nصفحه ۶۰\n\nمخابره ۶\nان در دوری و الفت راه میسپارند و اشعار و حدت را از میان برداشته و قد راست کرده میخواند. (۱) کلی این کلام حقیقت با و با و تا نان محبوبیت را از یک شیب ان میبرد و میبرد و در حقیقت جغرافیای زمین و هر قدر شرافشانده شده و یا توت طلا آمین امری یعنی چیزهای دیگر را از بیست نه دست و نیت خویش برادر دو جا می بخشند. بیا د کوشا برای بسیار خوش جیره امید خو دا ستایم بیان در تازه میسازده به آیهای براتی شیده ساختن مردمان عراق و خوش گوار سودا میشه سارای خود آتش آب نشدند گئی ما را فرو می نشاند. ار بغض و عداوت مخالفین تذهیب به فقه ای رنگارنگ و دیوهای خوش هم خوش رنگ خود کام روح ایند دارند. اگر بعوض ان در الذت زنده گی می بخشد. دیده های ما را منظره های لطیفه خلقتی غامی اولاد وطن خود منان په درانید در باب اتحاد ویگانگی و محبت و قوت به دینی کوشش میورزیدند و البته دگزاره ای طبیعی خود سرور و نشاطر شاد می مید با جمله های پدر انا بهتر یه اتحاصل می شد. حال آنکه صفحه ای تاریخ بکالا فروس بانشان در خاک پاک او غنوده ارواح اجداد ما در هوای نسیم خواش خمیرم سیدید که هر قدر سعی و جهدی که شده است در دوری و بیگانگی، بغض در پرداز است، اگر وطن را یک جسمی فرض کنیم تبت یعنی خود ما غدا وصف بعمل آمده است و در ین وقت نتیجه های ذخیره آن یگان یگان به و گوشت پوست استخوان ، رگ و پی دو بیرا جزا می آن جسم ے آید پس اگر این گونه تعصبات خرافات آلودبیگانگی و پادشاه را روح آن میرم باید به انیم، دلت است ، بادشاه از پنها و مباعدت اندود را فراموش کرده که فراموش کردن کلمه ای مقدس در معیت که از دیگر هیچ چیزی و هیچ قوتی جدا آن هم خرد رسمی دیده میشود و در باب چگانه گی و اتحاد کوشش میشوند. ما اگر و همین خود را دوست بداریم گویا وجود خود را و رایده شود طبقا امد رومی و دستگیری همدیگر با نرا قرآن دوست داشته خواهیم بود، و اگر پادشاه را دوست بداریم عظیم الشان، و کعبه قدسیت نشان آماده و حاضر داشته گویا جان خود ما را دوست داشته خواهیم بود . ای هم وطنان دانش قرین ، و ای هم استان بدین در این معزز ایران مدرسی جلب توجه اعلیحضرت تبوع باشیم؟ اگر از را در حفظ شئون این احوال نا مرکت اسلام است در ها اسلام کاری ایا ما میده ایم که وطن خود ما را چرا دوست میدا همه سبب های بیشما به آن یگان یگان بیان کنیم میباید از همه کائنات است انجمن مقدس اراد میکنند که به این امستند های خود حق هم دارند ، حالانکه اینکه از افکار عالی دیانت پروری پارت و سترانا آنا یا سخن بگویم : زیرا کانات ما دفین است. موجودیت ما بوطن دویست است. مقصد از دوست داشتن وطن تنها عبارت از دوست به داشته با داشته باشند میدانند که افکار عکبریت آثار همایونی در باره داشتن خاک و چوب دستنگ دسیور و باغ و غیره نیست بلکه خیر و فلاح و سیادت و نجاح عالم اسلامیت تا چه درجه وطین خود را دوست داشتن اینمان خود راد یمان خود را دوست داشتن است. حسن نیت و توجه پر صمیمیت می پرورانند. ناموس خود را دوست داشتن است. شریف و حرکت الیت خود را دوست داشتن است، آزادی خود را دوست دوستان است\n\nآیات\nدر هر عید اعلیحورت باد شا و بی بر بسیار خوب و متنوع مقدس محرب القلوب ، و دایم آند و می نت افغان د افغانستان برها یعنی ما و وطن ما را از درگاه الهی دعا دنیا نه مینمایند که بر اهمیت و ناد این دعا ارواح مقدمه قدسیان ساوی نیز آمین خوان بارگاه\n\nحب وطن\nحضرت فخر کانات افضل الصلواة والتحیات پیشوا برقی بر باشد دیده خواهند بود ولی امان میبریم که از صدیکی از اتفقت حب الوطن من الایمان ) فرموده یعنی دوست داشتین اهمیت و قدر سنیت این دعا نشده باشیم، و اگه شده باشیم هم بکنه رفتن هر ایا نست ) . المورلند هزاران سکور ما که ما از اهل ایا نیم، لہذا خود بزار ها منا ما بر آن کلمه ( آزاد می نت افغان و افغانستان) دوست و اشعری رفتن نیز از لوازمات ضروریه ابان ماست . بسته خواهیم بود زیرا ما آزادی را بیشه در عالم طفولیت خود حضرت خداوند لایزال په خوش دامن صفا بیر میں دیانت امنی از مکتب بسبق دادن آخند در اهسته دمشناخته ایم . و چون انه"}
{"book": "adl0616", "page": 90, "text": "صفحه ۷\n\nمیں آفند و یا استاد کار خود آزاد شده ایم و آه از این ادمی گفته بهزار ها باندی کا مشغول شده ایم و آزادی را عبارت از همین دانسته ایم دوستانی آزادی را از میان برده سر گونه اعمال ناشایسته را روا داشته اند. حال آنکه (آزادی) یک کلمه مقدسیست که به این چیزها هیچ مناسبت ندارد، زیرا تا بوقتی که وجدان ما برای شاهین ترازوی عدالت باشد، و بجا آوردن حق خدا، و حق والدین، و حق رعیت، و حق وصیت منظوره نظر ما باشد. یعنی تا وقتیکه انسان گفته شویم، و از بهایم نباشیم هیچ وقت آزاد نیستیم. اینکه بهزار باز نجیر های ترجیح مقدس مربوط و مقید هستیم که لا سمح الله گسیختن یکی از آنها با گسیختن رشته حیات ما برابر است. و اصل آزادی هر رعیت و هر وطن اسیر و محکوم نبودن است و غیر است که مقصد غیر مرصد اعلحضرت پادشاه دلا گاه روشن و دل آگاه و تدبیر با تدبیر ما از عبارت (آزادی افغان و افغانستان) نیز بهمین است و سپس، مردمان انجا را گفتند: که روسی بیاید! جویبارها، کشت زارها، کارهای ما را برده میتواند. تقصیر (؟...) چون آمد خودشان را یعنی آزادی شان را برد. نه گشت زاری ماند، و نه جویبارها، الله نماند. چونکہ مالا مسیر نیز ملک مالک اسیر گردید ..\n\n( اللهم انصر سلطانا نا ، وَأَمَّنَّا فِى أوطاننا )( آمین بحرمت سید المرسلین . )\n\nمقالات فنيه\nالکتریک\n\nیکی از مخلوقات بسیار عجیب و غریب حضرت خلاق کائنات جل سبحانه ( الکتریک) یعنی قوت برقی ) میباشد که انرا (سیاله برقیه ) ، و ( قوه کهربائیه ) نیز مینامند. ماهیت حقیقت این بدایعه عجیبه پر اسرار حضرت کردگار هنوز بدرجه که عالم بشریت بحقیقت اصلیه آن برسد کشف و معلوم نگردیده است. و چنانچه اصل حقیقت (روح) هنوز بر فن مجهول مانده و چنان اصل ماهیت ( الکتریک) نیز اکثر اسرار مستور است. ارباب فن حکمت ، چنانچه در باب (روح) و (ضیا) و (حرارت) به بسی مجادلات و تحقیقات افتاده اند در باب حقیقت این قوه عجیبه نیز در گرداب توغلات و تشبثها مشغول\n\nشماره ۷\n\nمیباشند. ولی عجب تر اینکه هر آنقدر در آن توغل و تتبع کرده میشود یک شعشعه نوی و یک اسرار نور پر توی دیگری از ان ظهور میکنند.\n\nدر اول بار این قوت را ( تالس ) نام حکیم که از عقلای سبعه یونان شمرده میشود پیش از میلاد عیسی علیه السلام به شش صد سال از فعل جذب و کششی که در ( کهربا ) موجود است کشف و پیدا کرده است . و ( الکتریک ) از کلمه (الکترون) که در زبان یونانی بمعنی ( کهربا ) میباشد گرفته شده است. در سنه (۱۵۶۵) میلادی داکتر (ژبیرت ) انگلیزی که داکتر خصوصی ملکه انگلستان ( الیزابت ) بود و در حکمت طبیعیه یگانه عصر خود بود در گوگرد، و در یک قسمی از صمغ سابق که از بعضی درختان می براید، و در لاک او در بلور و در بسی مواد دیگر بهمین خاصیت جذب و کششی که در کهربا هست در چیزهای مذکور نیز موجود بودن آنرا کشف و اثبات نمود.\n\nرفته رفته کار بر همین قدر هم نماند : حکمای طبیعت شناس در همه جسمهای طبیعیه صلب، و سیال و مایع که خمیر مایه کائنات از آن بوجود آمده موجود بودن این قوت عجیبه را دریافت نمودند. با بعضی واسطه ها مانند (ولک) یعنی بهم مالیدن دو چیز را بیدیکر و (تماس) یعنی دگ دادن ، و (حرارت ) یعنی گرمی و معامله کیمیاوی از جسم های مذکور بظهور می آید ، اما این یک هنوز معلوم نیست که آیا این واسطه ها اینکه بیان شد چه سبب و کدام کیفیت خوب حرکت دادن الکتریک میشود ؟\n\nاول شخصی که از الکتریک کار گرفته ، و عملیات آن را از قوه بفعل بر آورده ( فرانکلین ) نام حکمت شناسی امریکا است که در سنه (۱۷۰۶) میلادی در شهر (بوستون) امریکا تولد یافته و با وجودیکه خودش اولاد یک فقیری بوده و در یکی از چاپ خانه ها بحیث مرتب ، یعنی حروفات چینی گذران میکرد ولی از دیگر سو بتحصیل علوم طبیعیه کوشش ورزیده از مشهورترین حکمای عصر خود هم گردید.\n\n( فرانکلین) در باب (ضیا ) و (حرارت ) بسیار تجربه را اجرا نموده، و به بسی کشفیات موفق شده است. و اول کسیکه ( صاعقه ) یعنی برق و رعد را شناخته که سبب یگانه آن همانا الکتریک است فرانکلین بوده و اول یک کاغذ باد اطلسی بومی ایر نامی بسیار نزدیکی بهوا نموده و ریسمان آن را بیک شیشه (لاید) ربط داده و آنرا بر ضد کور در درون شیشه الکتریک جمع کرده و با آن تجربه بکار برده است.\n\nالکتریک ، در اول امر بر دو نوع تقسیم میشود که یکی را هم (مثبت) و دیگرش را (منفی) میگویند که یکی خاصیت"}
{"book": "adl0616", "page": 91, "text": "صفحه ۹۰ نمبر ۷\n\n(جنوب) و دیگر صلاحیت (دافع) را دارد. یعنی یکے میکشد و دیگر می میراند. در بعضی اجسام الکتریک مثبت و در بعضی اجسام الکتریک منفی موجود است. پس در جسمیکه یکی الکتریک مثبت، و دیگری الکتریک منفی را داشته باشد گرد خودشان را جذب میکنند، و چون بهم نزدیک کرده شوند و الکتریک هر دو طرف بسیار بهم باشه هر کدام آنها یک قسمی از الکتریکی را که در خود دارند بان دیگر رد و بدل میکنند که این رد و بدل بیک زوری و چابکی بسیار عظیمی بوقوع آمده درا ثنا شراره و صدا محصول مے آید.\n\nالکتریک از بعضی چیز ها بآسانی میگذرد، و از بعضی چیزها بستی میدهد. مثلاً از چیزای معدنی و آب و درختان و دیگر نباتات و در بدن انسان به بسیار زودی و نهایت سرعت گذر میکند که اینگونه جسمها را (ناقل الکتریک) میگویند. و از بلور و ابریشم و از هوا ـ علی الخصوص که هوا خشک و بی رطوبت باشد بسختی و دشواری گذر میکند که اینگونه اجسام را (غیر ناقل الکتریک) مینامند.\n\nالکتریکی که در کره هوا موجود است\n\nدر کره هوا بغیر از الکتریک طبیعے که بحال سکونت و آرامی موجود است یک قدری الکتریک مثبت نیز موجود میباشد. در وقت باریدن برف و باران به الکتریک منفی تحویل می یابد. شدت این الکتریک نظر باختلاف موسم با بیش و کم میشود، و در طبقه های بلند هوا موجود میباشد. و در طبقه های نزدیک زمین کمتر پیدا میشود.\n\nاگر چه سبب حقیقے ظهور یافتن اینگونه الکتریک در کره هوا بخوبی معلوم نیست، ولی بعض دلایل حکمای طبیعت شناس درین باب بیان کرده اند که آن هم عبارت از اینهاست:\nوقوع یافتن ولک یعنی بالش در ما بین کره هوا و کره زمین ـ برابر نبودن درجه حرارت در قسم های مختلف کره زمین ـ تحویل یافتن رطوبت.\n\nهنگامیکه جو صاف و بی ابر باشه (الکتریک غیر ناقل) میباشد، و سبب شدت بسیاری که پیدا میکند از هیچ یک نقطه ـ هوا خود را جمع کرده\n\nتیترانه - اما وقتیکه هوا ابری شود پاره های آبی که در هوا پراکنده میباشند (الکتریک ناقل) شده در سطح یک ابر ما خیلی الکتریک حاصل میکند. در انحال چون دو ابر پاره ئیکه هر کدام جدا جدا رقم الکتریک داشته باشند با همدیگر مالش یا بند در ما بین شان یک رد و بدلے واقع میشود که سرعت و شدت آن رد و بدل اندازه و درخشنده گی حاصل میکند. این است که آن درخشنده گی را (برق) یعنی (آتش برتک) و آن آواز را (رعد) یعنی (یابه غریژی) میگویند. و گاهی در ما بین زمین و ابر این رد و بدل الکتریک بوقوع می آید که در آنوقت از بالا بپایان و از پایان ببالا یک جریان الکتریکی حاصل شده (صاعقه) یعنی (تندر) را بوجود می آورد.\n\nاستقبال برقیه (آتش برتک) هوا را بسیار سرعت و چالاکی، و کمال تیزی و شدت ناکی از هم پاره میکند و برای پر کردن جائیکه پاره شده بماند هوا از هر طرف در ان جا هجوم می آورد که صدایست عجیب بعد از مصادمه آن هجوم هوا در خالیجا بظهور می آید و چون سرعت و تیز روئے ضیا از سرعت و تیز روی صدا خیلی افزون تر است از انسبب اول درخشنده برتک، و بعد از ان صدای پایه شنیده و دیده میشود.\n\nناموران زنان جهان\n\nمقدمه\n\n(سراج الاخبار) میخواهد که در این نسخه گاه گاهی در بعضی نسخه های خود یک قدری از احوال زنان مشهور که درین سپنج سرای فانی زندگانی بسر برده اند، و نامهای خودشان را در ورقه های تاریخ یادگار مانده اند، برای فایده برداشتن بی بی های مستورات، و بیگمهای مخدرات وطن عزیز خود درج صفحه های اوراق اخبار نماید. درینباب اگر چه بعض اشخاص بر ما ایراد و اعترا"}
{"book": "adl0616", "page": 92, "text": "صفحه ۹\n\nهم کثیر اند که در میان مردان اهم هنوز صد سے یک توانا اخبار خوانا سے آثار پیدا نمیشود و از مطالعه (سراج الاخبار) فایده و معارف میگردد چه جایکه زنان را .... براى که درین اعتراض خود شان تا یک درجه حق هم دارند، ولے اینگونه اعتراض ها و ایراد با سد راه شوق و کوشش ، خدمت نشر معلومات نافعه نخواهد گردید. بهیچ دولت و هیچ ملتی نیست که از ابتدای ظهور خود شان عالم دانا ، با اخلاق ، توانگر، صنعت گر بدنیا آمده باشند اگر تاریخ اوروپا را بخوانیم همین اقوام فرنگستانی که درین وقت به توانگری و صنعت گرمی و دانائی خود شانرا برای نشاندن مدنیت ، و تهذیب عالم نامور و مخلوق می پندارند پیش از چند عصر حال و حشت و بهدیت بسر میبردند و در وقتیکه در عصر خلفای عباسی در طایفه زنان اسلامیه همی شاعره ها ادیبه ها صنعت گرها موجود بود زنان اوروپائے بلکہ مردان شان نیز از الف تا یا هم نمیدانستند، و بجز پشم ریشی دگر چیزی هم یاد نداشتند. حال آنکه درینوقت زنان شان بدرجه رسیده‌اند که در کارها و امورات دولتی رشد و لیاقت خود شانرا اثبات کرده دعوای گرفتن مقامات عالیه را دارند .\n\nمآثر\n\nبقا و حیات نوع انسان بوجود مرد و زن هر دوى آنها قایم در ایم است نه تنها بر یک فرد آنها . حالا می بینیم که طایفه لطیف زنان در عالم بشریت تا چه درجه یک رکن بسیار مهم و تا چه پایه یک عنصر تعلیم و تربیت اند پس اگر آنها را از حق تعلیم و تربیت محروم بداریم گویا نصف وجود خود مان را بیگار و منقض گذاشتیم. لاجرم اگر (سراج الاخبار) که مقصد یگانه آن نشر معلومات نافعه برای اهالی وطن است بعضی سخنانی که موجب فایده مستورات و مخدرات وطن باشد درج اوراق خود نماید چیزی به و نکرده خواهد بود.\n\nعلی الخصوص درین عصر سعادت حصر پادشاه ترقیخواه بادانش و دین ما اعلیحضرت (سراج الملة و الدین) که مرحمت ، و عدالت ، و شفقت و عاطفت شاهانه شان درباره ذکور و اناث رعایای صادق فوکانه شان عام و رایگانست .\n\nبنا برین سرا زین نسخه چنانچه از تعلیم و تربیه امور خانگی نوایی در باب سر رشته دار خانه داری و تربیت اولاد، و محافظه ناموس و عصمت و غیره چیز هائیکه موجب فایده بر داشتن طایفه نسوان باشد بحث مینمایم از ترجمه احوال ، و اهمال و اقوال زنان مشهوره نیز در زیر عنوان ( ناموران زنان جهان ) ثبت صحیفه عبرت مینمایم .\n\nاز نوشتن احوال (ناموران زنان جهان) دو منظور است : یکی اینکه مخدرات خواهند وطن از احوال انسان گذشته خود شان در صحیفه سراج الاخبار معلومات نافعه یافته موجب محظوظیت و مسرت شان میشود. دیگر اینکه چون درین باب تا بحال یک کتاب مکمل و مبسوطی در فارسی نوشته نشده این عنوان یک کتابی در آخر کار بوجود خواهد آورد که بیادگار بماند. این است که به ترتیب حروف تهجی یعنی الف با از حرف (الف) آغاز میکنیم و چون این کتاب را به ترتیب لغت تالیف میشود هر یک از زنان هر قوم و ملتی که به ترتیب حروف تهجی برابر آید را به همان اسم نوشته خواهد شد، و رعایت شرافت و امانت خواهد شد. و من الله التوفیق"}
{"book": "adl0616", "page": 93, "text": "نمبر ٢ صفحه ١٠\n\nحروف الف مد دار\n\nآبدار بيگم = پادشاه هندوستان است که بحسن و جمال و فصاحت و کمال مشهوره بوده، و بادشاه بیوی او خيلى ميل ميداشته بود. و در دهلی وفات يافته است .\n\n( آپولينه ) = يک دختری بود در اسکندريه که در آغاز انتشار دين عيسى على نبينا عليه السلام در اسکندريه ايمان آورده بود و در سنه ( ٢٢٨ ) ميلادى از طرف يهودی گرفتار آمد، و بجاى سوختن محکوم گرديد. و آتش بزرگی براى سوختاندن او افروختند، و او را بر انکار کردن و برگشتن از دين عيسى عليه السلام به آتش خوف و بيم دادند ولے او از دين برنگشته بپاى خود در آتش در آمده خاکستر شده است .\n\n( آتوسا ) = دختر کيخسرو بود که در اول امر با يک موبدی، و بعد از ان با اسفند يار پسر گشتاسب ازدواج نموده و از شوهر آخرش که اسفند يار باشد بهمن را تولد نموده، و او را براى جنگ با يونان بر انگيخته است . اين سخن که مذکور گرديد در تواريخ بومان نوشته شده است. اما چنان معلوم ميشود که در نام اين زن چيزى غلطى پيش شده باشد. و احتمال دارد که (واستی) نام زنی باشد که در تورات نيز اسمش مذکور شده است .\n( ما بعدش در نمبر های آينده می آيد )\n\nعِلمِ ثَروَتِ مُلک\nما بعد از نمبر ششم\n\nو شکل و صورت و ديگر کيفيت هاى اشيا را تبديل و تغير داده به اينصورت سير را از نو ناميده و قيمت بوجود آرد. اين است که اين عمليات را يعنی به تبديل دادن شکل و کيفيت اجسام فايده و قيمت پيدا کردن ( صنعت ) بگويند . پيش ازين چون کسی ازين اساس مقصد آنی نداشت ثروت و توانگری به منحصر به طلا و نقره ميدانستند. و درين آخر ها ( آدام اسميت ) و بيرون او اين خطا را تصحيح کرده ثابت ساختند که اصل فاجعه\n\nفاجعه هاى پارتين\nبعد از نمبر ششم\n\nمانند يک ملکه معصوم ميخورد، با يک بشاشت، سرور، و نی نيک و تب خزان دائم بنظر ميخورد . رخساره هايش ور سفيدی از انگشتهایش پس نميماند، و چنان کلان می شد که بدوران خوابش سکته عارض شده باشد . تنها و رقت، انی چشمش يک کمی سرخی تيره رنگی نمايان، و اطراف چشمش با يک خط کبود خامی احاطه شده بود. و مردمکها چشمانش با يک پرده غمناکی مستور بود . در حاليکه بر نوکهاى مژگانش مانند دانه مروارید يک دو قطره سرشکی پديدار بود بخطاب جوان بپا ايستاد و جوابا چنين گفت :\n— آيا می برآئيد ها ؟ اما چون هر دو زير اين\n\nعادت شماست در اينجا ماندن شماست يا باين حيرت و تعجب ديده ميشود .\nجوان — ( بعنف ) آيا مرا سرزنش ميکنيد ؟\nقلوتيلد ؟\nقلوتيلد — سرزنش گفتيد ؟ من هيچ وقت ملاحظه سرزنش شما نکرده ام که خود شما نيز به اين بخوبی ميدانيد مقصد من اين بود که بپرسم چه وقت بر ميگرديد .\n— هر شب چه وقت که بر ميگشتم امشب نيز همان وقت بر خواهم گشت .\n— يعنی معلوم شد که از نيم شب بسيار پيشتر ! شما هر شب چون صبح می شد، می آئيد، و تا بشام بخواب ميرويد، و باز براى بيرون بر آمدن از خواب بر ميخيزيد ، برای يکدو کلمه که با يکديگر بگويم"}
{"book": "adl0616", "page": 94, "text": "صفحه ۱۱\nمارے\nمنبع ونت، ثروت سعی و عمل است، و ثمره حقیقتہ\nعمل حاصل کردن فایده و قیمت میباشد. و معدن را\nمثلا یک کشتکاری یک مقدار گندم را داشت\nخود می اند از دو بواسطه کاوه و جوغ د تیره و قوتهای\nطبیقہ خاک و ہوا، آب و حرارت شمس چند شد\nگند می را کشته بود بر میدارد و به اینصورت\nفائده دقیمتی رای گندم اولی او داشت بار بار\nافزاید . و همچنان اسیابانی که بواسطه آب یا باد\nیا بخاره آن گندم را آرد کند و نان بائی که از ان\nآرد نان پخته کند سرا ز نو به آرد و گندم فایده\nو قیمت بخشیدند. دهمچنان یک نامه یک والا یعنی\nکارخانه دار خاش باقی که بشم و پنبه را بواسطه\nبعضی آلات و مورات به قماش تبدیل بد به فایده\nر قیمت پشم و چند را به این سی و عمل خود می افزاید.\nپس درین حال فرقی که در ما بین گشت کاران\nو دیگر صنعت گران میماند تنهاد رالات و ادوات\nو دیگر واسطه های صنعت نشان میماند. که نتیجه\nآن عبارت از تبدیل دادن مشکل و کیفیت\nاشیاء سرا ز نو فایده نو فایده قیمت پیدا کردن برای\nآنهاست .\n\nسے کہ الگ ماہی گیرو کان کن بسیبی که ماهی را ازغیر آب\nرا از زیر خاک بیرون بر آورده برای\nحوایج ضر ورید انسان کار آمد ساختند و قابل\nمبادله گرد اسید ند براے ماہی و معدن کہ\nدر زیر آب و زیر خاک میماندند هیچ فاید کا\nاز ان بر است انسان حاصل نمی شد ایشان\nنیز به این عملیات خود فایده و قیمت حاصل کردند.\nاہلی تجارت نیز هر گونه اشیا را از یک جانی\nگرفته بدیگر جائیکه طلب گار آن بسیار باشند بواسطه\nعرا به دریل دوا پور و غیره نقل میدهند که به این\nسبب فایده و قیمت آن اشیا را افزونی همیده اند.\nبنا برین جمله این کار با کسب را به اصطلاح\nعلم ثروت (صنعت) مینامند . و کاریگر آن را\n( صنعت کار ) میگویند، و حاصل نمره همه آنها را\n(محصول) میخوانند.\nاگر چه ثروت و توانگری به اجرای صنعت\nبجد حاصل میشود ، و صنعت فایده و قیمت را بوجود می آورد.\nاما شرطه اعظم بر صنعت این است که هر صنعت کار\nچیز فایده مند قیمت داری را که بوجود می آرد\nمیباید که قیمت آن نسبت به پیشه که برای بوجود آورد\n\nبیچ میدان نمی یابیم. همه عمرم در اینجا به بسیار داشت برادران و بچه کار میکند رایند ؟\nنود نظر کرده ) بلی در چنین جا ... به تنهایی گذشت .\nبا احوال گذشته خود که بنا به اقتضای طلایع\nاین را من هم تصدیق میکنم که اقامت گاره ها ناساز خراب گردیده دست و گریبان میباشم. وبرامی\nخوب جا نیست اما بشا قول مید هم که در ظرف یک تاران حاضر کردن یک آیند و بسیار خوبی مشغول هستم چه بگویم؟\nیل\nبرای تهیه کردن اسباب تبدیل دادن اینحال نت\nبسیار کمی اینجا را به یک اقامت گاه بسیار مطنطنی تبدی\nمیدهم، وهم در این خانه برای شما هیچ تہلکہ دیمی نیست ! اشتمالیکه در ان هستیم کوشش بورزیم.\nآیا در شب را با این کار با مشغول میباشید؟\nبشر طیکہ مرا و شما باشم اگر صد باره به تر ازین حال آنکه این چنین کار ما در روز میشود.\nاقامت گاه با شد و هر قدر فلاکت باشد تن در سید هم\nمستریخ شده میتوانند .\nچرا مشغول نشوم ؟ در پاریس امورات عالم\nکه این را بر شما اثبات ہم کرده ام. اما در اینجا دایما\nبه تنهائی به آوردن، خدا میداند که چنان حالی صرافی در شب بند نمیشود .\nنیست که تحمل شود. دیگر اینکه در ذهن من بعضی فکرها زن بیچاره ازین سخن او بیا و ضعیکه باور نکردن\nخوف کے جوم میکند . آیا دقت و زمان خود را در و عدم اعتماد را نشان میداد سر خود را جیا شنیده\nوقتیکه از پیش من میردید و تا پس می اید چیان از جائیکه تا بحال بدران نشسته بود به پا خواست.\n\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 95, "text": "صفحه ۱۲\n\nآن صرف کرده است بیشتر باشد. یعنے برای ساختن یک چیزیکه ده روپیه صرف کنده همه حال باید که آن چیز از ده روپیه بیشتر قیمت پیدا کند . و اگر این چنین نباشد مخارج و انتصار که براے حاصل کردن ثروت صرف نموده با قیمتے کہ ازان حاصل شده برابر آمده از مبادلہ وقیمت هیچ مره ثروت حاصل نمیشود. مثلا یک کشت کار، یا یک ماشین خانه والا اگر ده هزار روپیه بر زراعت و یا کشمیره بانے و یا غیره چیز صرف کند، و بمقابل آن خرج و صرف خود ده هزار روپیه غله و متاع حاصل کند نه ثروت و توانگرئے شخص خود آن صنعت کار، و نه ثروت عمر رسیده جینے کے دوران زندگانے او را در بیرونی میگیرد. و اگر مصارف و مخارج بر قیمت حاصله آن بیشتر آید در آنحال هم ثروت شخصیۀ خود صنعت کار و هم ثروت عمومیه جمعیت نقصان و کمی پیدا میکند . و این حال تنها بیک نوع صنعت مخصوص نیست، بلکه ازین سبب که از صنایع مختلف در هر صنعت بظهور می آید مثلاً چنان گمان نشود که چیز هائیکه از یک ماشین خانه بیرون می آید یعنی که ان چیز های خام گران تر فروخته میشود از آنرو صنعت ماشین داری از زراعت یعنی کشت کاری بیشتر موجب افزونی ثروت و توان گر ے میشود. نی بلکه حاصل کردن توان گرئے یک ماشین خانه والا نیز علیه ما نسبت حاصل کردن توان گرئے کشت کار است مثلاً یک کشت کار است که بر گندم، گاو، و زحمت کشی هر قدر قیمتی صرف کند اگر از ان قیمت صرف کرده خود بیشتر قیمت حاصل نکند گویا ثروت حاصل نکرد . کذالک اگر یک ماشین خانه دار ے نیز از قیمتی که بر ساختن کارخانه ، و آوردن آلات و ادوات ، و اجرت مزدور کاران و خرید اری اشیای خام و غیره صرف میکند\n\nغابر صفحه ۱۳\n\nبیشتر از ان قیمت صرف کرده گی خود قیمت حاصل نکند گویا توان گرمی را بدست آورده نتوانست. پس ازین یک بخوبی معلوم گردید که افزونی گرفتن توان گرے و ترقی صنایع به همین قواعد و نظامیکی بیان گردید تابع بوده خواه یک شخص باشد و خواه یک قوم میباید که را یا در پی کارهائے بیفتند که توان گرے را نتیجه دید، و چیز اسے فایدہ مند بوجود آرند که از قیمت صرف کرده خود بر سر قیمت حاصل کند.\n\nفصل سوم\nاقسام صنایع\n\nصنعت ها، در اول امر بر سه قسم تقسیم میشود : اول (کشت کاری) بنام دیگر (صنایع اورجینه) و دوم ( اشیا سازی ) و سوم ( سوداگری ) . یک قسمی از افراد بنی نوع بشر از زمانهای بسیار قدیمی به کشت کاری و زمین داری کوشش در کار زراعت پیشه گرفته و روی زمین را بکشته و شدیار کرده و پارو دادن آباد کرده انواع حبوبات و نباتات و حیوانات را پرورانیده و پسپر مانده ازان رو هم بدفع احتیاجات خود کامیاب شده و اضافه هم از قیمتی که صرف کرده اند بیشتر قیمت حاصل کرده بصورت مبادله توانگری پیدا کرده اند که این صنعت را ( زراعت ) یعنی کشت کاری پیشه کنند و باین صنعت را ( صنایع ارضیه ) نیز میگویند که معدن کنی، و شکار ماهی ، و بریدن چوب را از جنگل نیز داخل به این صنعت نموده همه را ( صنایع ارضیه ) گفته اند .\n\n( باقی دارد )\n\nبر مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریرات\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار\n\nباهتمام الحاج عبد الخالق سر دفتر مکتبها - خانه دار سلطنت کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قنداری طبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 96, "text": "صفحه ۱\nنمبر ۱\nسال یکم\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\n\nاداره و مطبعه\nدره شین خانه دارالسلطنه کابل\n\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ هذا\nبنام مدیر فرستاده شود\n\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۳۰ جدی ۱۳٩٠\n\nسراج الاخبار\nافغانیه\n۱۳۲۹\n\nنگران\nایشیک آقاسی کل حضرت اعلیحضرت پادشاه\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف و اکناف مملکت با خرج پاک ۱۴ روپیه کابلی\nدر خارج ملک از هندوستان یک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی\nتاریخ عربی یکم صفر ۱۳۳۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nپیش در آمد — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nمصاحبه علمی — باقی حوادث خارجیه — ادبیات\nتلگراف بی سیم — علم ضروب مثل — فاجعه ایطالی و تریپولی\n\nپَلَدَنِیَه\n\nهر کسیکه بوضعیت جغرافیایی (افغانستان) تا یکدرجه آگاهی دارند پوشیده نیست که ملک پاک وطن عزیز ما افغانستان یک قلعه بسیار بزرگ آسیای وسطی است. و چنانچه بحیث استقلال سلطنت، و یک جنسی و یک مذهبی، و شوکت دورانی در آسیای وسطی یک رتبه بلند مادی و معنوی را مالک است همچنان من حیث موقع زمین نیز بسیار عالی و خیلی بلند واقع شده است. وضعیت این خاک پاک مانند یک بام بسیار بلند است که در جهت غربی استاده و بعلاوه آن این بام از طرف شرق شمال به سلسله (هندوکوه) نام دیگر (هندوکش) و از طرف غرب (کوه بابا) و (کوهستان غور) که بسمت غرب یکسر دراز شده رفته است مربوط میباشد. از جهت شرق آهسته آهسته فرو آمده (با سلیمان کوه) که از شمال بجنوب ممتد شده رفته است ارتباط پیدا میکند.\n\nاین بام چهار سمت نشیب و دو سطح مایل تشکیل داده که همه آبهای افغانستان از همین دو سطح مایل در جریانست. یکی از این سطحها که بسمت جنوبی و جنوب غربی قرار داده است رو به آبهای که از طرفهای شرق و شمال مملکت جریان دارند به این سطح مایل فرو آمده به کول (زره) یا کول (سیستان) میریزد. بزرگترین نهریکه این حوضه جنوب غربی را تشکیل داده و به کول (زره) میریزد نهر (هلمند) است.\n\nسطح پائین دوم عبارت از حوضه کابل است که بسوی شرق و در ما بین (هندوکوه) و (سفید کوه) واقع شده است. آبهای متعدد شدید الجریانی که از سلسله های کوه (هندوکش) از میان دره های بسیار مخوف و پر خم و پیچ یا نست آبهای (پنجشیر) و (غوربند) و غیره را گرفته و در تعداد آب نام موقع با اصل نهر کابل بهم آمیخته و یک نهر بسیار جسیمی تشکیل داده و از ریاست حسینه (سمت مشرقی) مستقیماً (به ننگهار) میگذرد و در قریب های (پشاور) با آب اٹک آمیخته از حوضه (سند) به بحر می آمیزد.\n\nاین نهر جسیم کابل، ایالت جسیمه حاصلخیز معموره (ننگهار) را از میان دو شق نموده است که حاکم نشینی بزرگ ولایت (جلال آباد) را بیکسو او حاکم نشینی (چک و افغان) زمین را به دیگر سو انداخته، عبور و مرور بر مردم و دواب و مواشی ازین نهر و در ما بین این دو ایالت جسیمه بواسطه چاله پاکشتی ممکن میشود. در بعضی وقت ها از بعضی جاها اگرچه گذر میدهد ولی آن"}
{"book": "adl0616", "page": 97, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱\n\nگذرا از تپلیکه و فنی طره سالم نیست، گذرگا داشتی و جاده نیز علی الاکثر در موقعیکه اثرا ( درّنته ) مینامند او از شهر جلال آباد تقریبا یکنیم ساعت مسافه دارد میباشد .\n\nاین موقع ( درّنته ) از عجایبات خلقت یک جائی است میباشد که تیشه قوت مند فرهاد طبیعت در کوه پاره عظیمی دستگی را را یک وضع بسیار شیرین و دل نشینی از هم دو پاره نموده و آبهای بسیار جسیم ( نهر کابل ) را از میان آن جاری نموده است.\n\nاین است که خسر و همایون فال مقدس، ( اعلیحضرت سراج الملة والدین ) بادشاه ترخواه با دانش و بینش در همین موقع مذکور ( درّنته ) پل بسیار با شکوه آئینی میتونی بنا فرمود اند که در آسیای وسطا دیگر نظیر و قبیل آن را چشم هیچیک سیاح جهان گردی ندیده باشد .\n\nتصور بفرمائید : یک دو کوه بلندی که مانند دو دیوار که به طبیعت آن را از دو طرف سر بلند بر آورده باشد. در ما بین این دو دیوار غرابت آثار یک آب بسیار سنگین و عمیقی بسیار آرام که مانند یک کولی مینماید در جریانست . این ( تنگنا ) که اگر ( آبنا ) گفته شود هم جا دارد، تقریبا نیم میل دراز شده رفته است که اگر انسان در یک کشتی از مدخل یعنی آغاز تنگنا در میان این دو دیوار رفیع یعنی دره غریب الخلقه در آید خود را در یک عالم دیگری پنداشته در پیش تحریر داریها کارهای بو قلمون خلقت بگرداب حیرت فرو میرود، و در آن عالم حیرت و بیخودی بی اختیارا نه یک ( هو ) گفته فریاد برمی آرد که عکس صدای آن ( هو ) در رگهای سنگهای پر سنگلاخ آن دره لطافت مناخ هزار تا با یهو بر می انگیزد و انسان را از مشاهده آنحال و استماع آن آواز های عکس های صد ا یک دستی انشاط و سروری دست میدهد.\n\nبیاد دارم که در اوایل سنهٔ ( ۱۳۲۴ ) بهمرکالی موکب سعادت موجب اردوی همایونی از جلال آباد سمت لمقان از همین جائیکه حالا پل پر مهابت ( درّنته ) بنا یافته عبور نمودم اما چه عبور ! یک اردوی معظم بادشاهی که از عساکر نظامیه پیاده و سوار او توبخانه و پیاده و سوار همرکاب که تقریبا پنج شش هزار آدم، و هفت هشت هزار دواب و حیوان مرکب بود ؟ آلات نقلیه بجز ( جاله ) دیگر چیزی موجود نبود. ( جاله ) عبارت از یک مشکهای باد پر کر دو شده ایست که بقدر بیست پنج سی مشک آن را با چوبها و تخته تا بیکدیگر بسته و بروی آن اسبابهای تخته کی بوجود آورده باستان بواسطه آن از آب عبور میکند .\n\nحالا تصور شود : نهر بدین جوش و خروشی ، اردوی به این بزرگی دا نبوی، آلات نقلیه به این مجیبی غریبی ! ...\n\nبا زیاد دارم که ذات اعلیحضرت پادشاه و متقدس با بر سنگیا را جسیمه ئیکه حالا پایه پل پر مهابت درنته بران بنا یافته نشسته و نقلیات اردوی همایون را نظارت میفرمودند، بعد از نقل یافتن اردوی آنکه هیچ تلفات نفوس بوقوع آید اعلیحضرت پادشاه مقدس غیور ما بسوی موقع مذکور یک نظر صمیمیت منظری عطف فرموده بی نصرین حضورا نور والا فرمودند :\n\n— بحول الله تعالی عزم جزم بعد از اندک مدتی این مشکلات انگیزی عبور و مرور این موقع صعب المرور را از راه رعا یای صادقه ام رفع خواهد نمود .\n\nآن وقت سال فرخنده فال چهارم جلوس میامن مانوس همایونی شان بود و پارسال که بسعادت همرکابی همایونی سوار می موتر از سر پل دوخته میگذشتم بسوی موقع مذکور دیده، و حال گذشتن پر خوف و دهشت عبور سه سال پیشتر آن را بخاطر آورده بی اختیار بر صدق کلام الملوك ملوك الكلام ( اعتراف ورزیدم . و آن کلام حکمت پیام پادشاه مقدس خود را یاد آوری نموده عظمت و شوکت ملوکانه آن کلام مبارک شاهانه را با یک دعای خالی از ریا تضرعانه کردم .\n\nپل درنته در مخرج دهنه دره معروف به درنته بر چار ستاره فولادی بهشت ریسمان فولادی بنا ، و بصورت معلق بر هوا داشته شده است . دو پایه بسیار متین و خیلی مستحکم از سنگ صیقلی پایه های بزرگ برنگ آهنین یکی به این طرف نهر و دیگری به آن طرف نهر بنا یافته ، و برین پایه های مستحکم دو منار بسیار بلند با خوش نمائی مشبک فولادی به این طرف ازینا و دو منار دیگر به آنطرف نهر بر پا شده که همه این پل بدین جسامت آهنین را بین دو پایه و بهمین چار مناره بهشت ریسمان فولادی تاب داده شده معلق بر هوا داشته است .\n\nطول این پل که از رقم ( سن - پن - شن - برج ) که معنی معلق را در بر میگیرد ( ۳۰۶ ) فوٹ ، و عرض سرک روی پل ( ۱۰ ) فوٹ است . مهندس معمار این پل فراید منزل مستر ( مالیدی ) انگلیز است که الحق در بستن پل مذکور چه مهارت صنعت خود را مطابق فن تخریج داده است .\n\nاین مرحمت شهر یاری در تآمین این پل به شهر کابل غیر از انکه هزار ها فوائد سیاسی و عسکری را شامل است"}
{"book": "adl0616", "page": 98, "text": "صفحه ۳\nبرای عبور و مرور بره های صادقه شاهانه شان نیز هزار اوست و آسانی نشان میدهد که دعاهای خالی از ریا می نفوس سایرین و عابرین در حق بادشاه و مراهم پناه محبوب القلوب خودشان رفع بارگاه خالق کائنات میشود . ( سراج الاخبار ) نیز از صمیم دل ، و حقیقت روح دوام عمر و عافیت این بادشاه حقخواه و متدین خود را از درگاه کارساز و کارگر نیاز میکند تا بسی سالها صحائف اوراق خود را به تذکار بسی بسی آثار مؤید گستر می و عمران پروری شاهانه شان شرف و تزئین دید.\n\nحوادث داخله\n\nہوا می کابل\n\nامسال بهارستان شهر عزیز ما بسیار یک رنگ عجیبی بکار برده که در اول امر یک شدت و حدت برستی بره و دود و باز رفته رفته آن شدت و حدت خود را بیک رفق و ملایمتی تبدیل داد ۰\nاز قرار رپورت درجه هوا اله از توقفت سرما وادی ارگ مبارکه پادشاهی رسیده، درجه هوا را از روز یکشنبه ۰۹ محرم الحرام، تا به الیوم شنبه ۲۲ ماه مذکور در ما بین (۴۵) و (۲۹) درجه ترما هیتر نشان داده شده است. در ظرف این پانزده روز یکبار برف باریده که آنهم از عمل تولید لیل شنبه (۱۳) ماه تا به درجه مذکور دانه دانه بقدر یک اینچ و سه سوط باریده و آب شده است. در روز جمعه نیز اگر چه دانه دانه باریده ولی هیچ یک بارنده گی که قابل پیمایش باشد نبوده ۰\nمحرر عاجز هر روز که بوقت صبح از خانه برآمده به اداره میروم در راه به بعضی اولاد های وطن بر میخورم که کتابها و تخته مشق های شان را در زیر بغل گرفته بیک شوق و تلاش بسوی مکتب ابتدائی محله های خودشان که از فیض مرحمت اعلیحضرت پادشاه متمدن ما در شهر عزیز ما عام شده است رفتار دارند که از دیدن این حال بی اختیار یک حس شادمانی و تشکران در دل خودش میکنم، اما هزار افسوس که این کودکان باده های وطن از یک ساعت تیری و مسرت طفلانه خودشان محروم مانده اند. در اوقاتی که سرما شدت داشته باشد راه را اگر مانند یخپارچه و یا چمن مجللی دیده میشود که درین جا با آنها می پیچید و بارش یخ بسته بخانه های بسیار متعلق برای اولادان بوجود می آورد. فرحت و سرور بیگانگان از ان مطلب روندگان که برین آئینه کاری دست طبیعت از خانه تا مکتب یخمالک خورده میروند. حال آنکه امسال چون یخ نمی بینند از عدم شدت و غضب قهرمان شتا از شکایت خود داری نمیتوانند . دیگر اینکه شاین دل سوز نیست\n\nنمبر ۸\nهمانا یخدان والا نامت هر وقتیکه از ده افغانان تا به ماشین خانه از راه هزاران هزار باغها میروم بعضی ازین بیچاره ها را در پیش گرو بست های توت زاری که آب جو را در ان برای یخ بستن جاری داشته اند می بینم که بیک نظر بسیار تأسف و حسرت بسوی آنها نظر کرده و پس های گردن خود شان را خاریده میگذرند. و الحاصل چنانچه شاعر عرب میگوید که : (مصائب قوم عند قوم فوائد ) یعنی : ( مصیبت های بعضی برای بعضی فایده است )، چنانچه یخدان والا، و یخمالک خوار با مصیبت و غم بی یخی گرفتار اند فقرا نیز بفرحت و مسرت سیر و بی زغال دل شاد اند فقط .\n\nرد اراجيف\n\nاخبار ( سول ایند ملٹری گزت) از زبان وقایع نگار سرحدی اخبار ( انگلشمین ) یک خبر سراسر دروغ بی فروغ که قطعاً اصل و اساسی ندارد نشر نموده که بواقعی خیلی شایان حیرت ، و هم بسیار موجب افسوس است. حیرت ازین است که آیا دروغ به این بزرگی را وقایع نگار سرحدی اخبار مذکور در خیال خام تصورات هرزه پرستی خود چسان اختراع توانسته است ؟ افسوس ازین است که آیا اخبار معتبر انگلشین این چنین وقایع نگار هزیان گفتار را برای وقایع نویسی اخبار معتبر خود چسان مقرر نموده است که بر دروغ بودن آن اخبار سول ایند مشری گزت نیز از اظهار تعجب خود داری نتوانسته است .\n\nخبر دروغ مذکور این است :\n(۱) علیحضرت امیر صاحب کابل با دختر یک سپاهی که سال شاهی متمنی به سلطان احمد عروسی کرده اند ))\n( سراج الاخبار ) بکمال شدت این خبر دروغ بی فروغ را رد و تکذیب میکند. و بی اصل و اساس بودن این خبر دروغ را اعلان و تشهیر مینماید ، هرگاه اخبار معتبر انگلشین وقایعیکه در باب افغانستان و وقایع نگار سرحدی او مینویسد بقدر می محاکمه و ملاحظه کرده درج اخبار خود نماید به اعتبار و حيثيت اخبار خود خواهد افزود اگر هر سخن راست و دروغی که از مردمان میشنود و برای نوشیدن یک پیاله چای و کشیدن یک قلیان بوقایع نگار سرحدی او بد بد بگوید و او بلا ملاحظه و محابا که صفحه های اخبار خود را به آن پر کند بسیار جای افسوس است ."}
{"book": "adl0616", "page": 99, "text": "صفحه ۴\n\nحوادث خارجیه\nنقل از اخبار سول ایند ملتر می گرت\n\nکو رو میشن در بار مورخه ۱۳ دسمبر - امروز دربار منعقد شد و تقریبا ده تک نفر از اطراف و اکناف عالم برای دیدار اعلیحضرت شاہ جارج د شمولیت جشن تاج پوشی که در تاریخ دنیا بی عدیل است و در مقابل تاج پوشی سلاطین سلف خورشید درخشان میباشد وارد دهلی شدند بجرد ورود اعلیحضرت شاہ جارج در جائیکه برای در بار مخصو ص بوده سیر هنری میک مومن برای افتتاح در بار از شاهند کور دستور یافت و با دستاد محمدوح سلامتی اتواب گرفته حاضرین در باره مخاطب کرد و گفت کلامن و ملکه از مسیر هند دستان خیلی خوشنود شده ایم و بر اطاعت و لیاقت مردم هند اظهار صداقت و داد و علامت احترام و تعظیم ها خیر شده اند خیلی خوشنود شد و ام و دل باید در سال اطمینان می نمانیم چون در سال گذشته تاریخ ۲۲ جون من سیر ایرانی اهمستان شدم و چتر آبا و اجدا و خود را بر سر نهادم من متهم نموده بودم که در خاک هند در آن سرزمین که دارالخلاف خود تصویر داده باشد. ولی همدردی و دل حسینی که اعلی حیرت باش شاد شامان منفیه بوده است در باری منعقد کنم امروز نخل آن زوی دیرینه ما مشهر شده است و مدهای قلبی با محصور مرسته ماما اراده من این است که محبت خود را برای بهبود و مرفه الحاقی بر ایران روا میدارد از امور طبیع ایست که همه مسلمانان پسند و بہی خواہی والیان ریاست و فلاح رعا یا ئی ہندوستان شکار نمائیم من از دیدن حاضرین در با رو اراکین منصبدار ایران در اضطراب و اندیشه میباشند علی الخصوص که ذات انگلیس لیس دهند ہندوستان و راجگان و شهزاده گان ریاست ہے اعلیحضرت بادشاہ خود مختاره افغانستان ان یک رکن منهم عالم اسلام هند دستان و معتبرین نظام که از سایر ممالک محروسه بر طانیه است در اسیا فقط\n\n( سراج الاخبار )\n\nاین خبر ما فوق که ۱۰ شش نفر افغان و دو نفیه افسران نظامی ترکی را در شهر طهران و استانبول میفرستند )) به سراسر غلط ، و بی اصل و اساسی است . زیرا اولا دو نفر افسران نظامی ترکی در افغانستان موجود نیست تا که فرستاده شوند ! گمان میشود که نامه نگا به سرحد می رفیق این حوادث را در خیانی نه تصویر خود تصویر داده باشد. ولی همدردی و دل حسینی که اعلی حیرت باش شاد شامان منفیه بوده است در باری منعقد کنم امروز نخل آن زوی دیرینه ما مشهر شده است و مدهای قلبی با محصور مرسته ماما اراده من این است که محبت خود را برای بهبود و مرفه الحاقی بر ایران روا میدارد از امور طبیع ایست که همه مسلمانان پسند و بہی خواہی والیان ریاست و فلاح رعا یا ئی ہندوستان شکار نمائیم من از دیدن حاضرین در با رو اراکین منصبدار ایران در اضطراب و اندیشه میباشند علی الخصوص که ذات انگلیس لیس دهند ہندوستان و راجگان و شهزاده گان ریاست ہے اعلیحضرت بادشاہ خود مختاره افغانستان ان یک رکن منهم عالم اسلام هند دستان و معتبرین نظام که از سایر ممالک محروسه بر طانیه است در اسیا فقط\n\nاز انکشاف اعلان شاهی این امر واضح شده است که مردم بنگان کمال کار در حصول آمال خود فیروزمند شده اند ومن بعد بسیار خوشی شده است که شهزاده گان ریاست کا بند یکی از بانان به و جمعی باشندگان ما را از نظر الفت و بیدردی و بیدردی حسن نیست کسی از باشندگان هند تورا به گفت که به گفت که جشن تخت نشینی اعلیحضرت شاه جارج محض یک میدان رفت زرین بوده که به سبب دشتی رای خود چشم جهان بین را خیره کرد، و بیننده را در در طر حیرت اناست و با سواری تابش نه کوره هیچ اثری پیدا نکرد - فسخ تقسیم بنگال یک تخلیه گران بهاست یک علیه گران بهاست که بر عاقبت بینی تا جدار بر طانیه اسلاته میکند فقط\n\nبرای اخبار تا نیز از طهران خبر رسیده که افواج مدرس\n\nفابر ۸\n\nو ایسرای هند و هدا و اجمیع راجگان که حاضر در باه بودند بحجر واصف تقریر مذکوره سر را فرو د برده شرایط تکریم و عبودیت بجا آوردند. داخلیت شاہ جارج و عمله بر تخت نشستند و ایسرای هند حسب الامر ا علی رانت شاہ جارج تقریر محدوح را به حاضرین دربار واضح نمود .\n\nاخبار پایونیر مینویسید\n\nاز تحریر نامه نگار سرحدی معلوم میشود که این حضور امیر حساب کابل در باب حالات موجوده ایران و ترکی دل چسپنی زیاد فی بر میکنند چنانچه در این آیا پوشش نظر افغان و و دانفر افسران نظامی ترک را در شهر طهران و استانبول میفرستند که خبر های ایران دترکی را با قاعده محور بوده بر سر کا مثل ارسال دارند فقط\n\n( سراج الاخبار )\n\nاین خبر ما فوق که ۱۰ شش نفر افغان و دو نفیه افسران نظامی ترکی را در شهر طهران و استانبول میفرستند )) به سراسر غلط ، و بی اصل و اساسی است . زیرا اولا دو نفر افسران نظامی ترکی در افغانستان موجود نیست تا که فرستاده شوند ! گمان میشود که نامه نگا به سرحد می رفیق این حوادث را در خیانی نه تصویر خود تصویر داده باشد. ولی همدردی و دل حسینی که اعلی حیرت باش شاد شامان منفیه بوده است در باری منعقد کنم امروز نخل آن زوی دیرینه ما مشهر شده است و مدهای قلبی با محصور مرسته ماما اراده من این است که محبت خود را برای بهبود و مرفه الحاقی بر ایران روا میدارد از امور طبیع ایست که همه مسلمانان پسند و بہی خواہی والیان ریاست و فلاح رعا یا ئی ہندوستان شکار نمائیم من از دیدن حاضرین در با رو اراکین منصبدار ایران در اضطراب و اندیشه میباشند علی الخصوص که ذات انگلیس لیس دهند ہندوستان و راجگان و شهزاده گان ریاست ہے اعلیحضرت بادشاہ خود مختاره افغانستان ان یک رکن منهم عالم اسلام هند دستان و معتبرین نظام که از سایر ممالک محروسه بر طانیه است در اسیا فقط\n\nاز انکشاف اعلان شاهی این امر واضح شده است که مردم بنگان کمال کار در حصول آمال خود فیروزمند شده اند ومن بعد بسیار خوشی شده است که شهزاده گان ریاست کا بند یکی از بانان به و جمعی باشندگان ما را از نظر الفت و بیدردی و بیدردی حسن نیست کسی از باشندگان هند تورا به گفت که به گفت که جشن تخت نشینی اعلیحضرت شاه جارج محض یک میدان رفت زرین بوده که به سبب دشتی رای خود چشم جهان بین را خیره کرد، و بیننده را در در طر حیرت اناست و با سواری تابش نه کوره هیچ اثری پیدا نکرد - فسخ تقسیم بنگال یک تخلیه گران بهاست یک علیه گران بهاست که بر عاقبت بینی تا جدار بر طانیه اسلاته میکند فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 100, "text": "صفحهٔ ۵\nنمبر ۸\n\nوارد مقام کوسی شده اند و مقام مذکور بر کنار و حدود مغربی ترکی واقع است و لهذا امکان دارد که ما بین دولت روس و ترکی نزاع واقع شود فقط\n\nاعلیحضرت شاه جارج پنجم خواهش نموده است که در آینده وایسرای هند از اراکین خاندان شاهی انتخاب کرده شود ـ لارڈ ہارڈنگ وایسرای موجوده اغلب بدفتر خارجه خواهد رفت فقط\n\nاخبار سویل اینڈ ملٹری گزٹ میگوید\nپروفیسه شلنگر بذریعۀ اخبارات بطایفه زنان خاک جرمنی درخواست نموده است که آنها برای زینت این قسم استیلاء را بر سر نهند که پر های جانوران داشته باشد اکثر زنان معتبر محض شنیدن این خبر کلاه و دیگر لباس سر و بر که پودار میباشد ترک نموده اند فقط\n\nسراج الاخبار\nاین تلگراف پروفیسر شنگر را اگر بعضی مرغان خوش الحانی فی که دست خلقت در لطافت و زینت، وحلاوت و ظرافت پر و بال آنها بدرجه حیرت بنا کاری پر از حکمت بکار برده از بعضی خطهای سیم های تلگراف که از جنگزارا مأوی نموده در اثنای نشستن بران گرفته باشند آیا با چه یک سرور و شادمانی و چه یک بهره خسروانی بهمدیگر تبریک گفته باشند، و ازین اثر پروری پروفیسر مشار الیه چه شکر گذاریها کرده باشند. !!...\n\nکورنیشن دربار مورخه ۱۳ ماه دسمبر ـ ملکه میری اجلاس منعقد کرده اکثر خواتین هند مثلاً میگم بهوپال معہ دختر خود و مهارانی بروده و شهزاده بیگم اندرا و غیره شریک جلسه شدند و خواتین مذکوره در خدمت ملکه یک گوهر نایاب بطور ارمغان تقدیم نمودند ملکه میری آن را قبول کرده جمیع خواتین مذکوره را شکریه ادا نمود و خواتین بر قدر افزائی ملکه اظهار مسرت نموده کلمات درازی عمر و اقبال ملکه را ورد زبان ساختند فقط\n\nاخبار ایندور مینویسید\nسید ملاح به عساکر عثمانی برای سفیر المانیه تلگراف زده که بر شب ۲۵ اکتوبر افواج عثمانیه برفاقت افواج\n\nتنوع در صف های عظیم داخل شده بر طرابلس حمل آوردند و حریف خود را پس پا کرده روانه شهر شدند افواج اطالوی راه فرار پیش گرفته در طرابلس پناه گزین شدند و در ان تک و دو قلعه های سید مصری و بانی را خالی کرده ذخیره سامان حرب و قاطره ها را آنجا گذاشتند و متحمل نقصان عظیم شدند و از عساکر عثمانی چهل نفر شهید و صد نفر مجروح شدند و الحالی امید است که عنقریب ترکان بر طرابلس تسلط خواهند نمود فقط\n\nاخبار تربیون می نویسید\nاعلیحضرت امیر صاحب کابل ایشیک آقاسی سلیمان را از کابل بسلطان پور متصل جلال آباد برای تعمیر یک قصر تهی بر چشمه گوردناک فرستاده اند چشمه مذکور را از چند عرصه اعلیحضرت میر صاحب در تصرف خود آورده اند فقط\n\nسراج الاخبار -\nاین چشمه که در قریه سلطان پور واقعست حقیقتاً یک چشمه غریب الخلقت بسیار صاف و درخشنده ایست که در یک قطعه زمین کوچک پر پستی و بلندی منشعبه در چشمه های کوچک و بزرگ در جوش و جریان می باشد، برشته بزرگترین آنها ذات اعلیحضرت همایونی یک قصر باصور بسیار شیرین و دلنشینی بنیاد فرموده اند که الحق همه لطافت و زینت معماری را در بر دارد مقصد خیر مرصد همایونی از بنیاد این قصر آنکه بر چشمه مذکور حل و فصل یک مسلک مغلق بود که از بسیار وقت در میان رعایا و طایفه مذکور سبب قیل و قال و منازعات بسیار شده و میشد زیرا چنانچه رعایای جنود ولایت سمت مشرقی دولت خداداد بر موقع مذکور سبب یکجا بودن زیارتگاه شان متخلف راه دعوا میکردند و مردم مسلمان بر تربتها بهانه نموده حق تملک خودشان را از آنها میگرفتند و این مسئله در کشمکش افتاده بود، لهذا اعلیحضرت شاهانه بتدبیر حکیمانه فرقتین را بحقوق شان رسانیده و یک مبلغ معینی بطرفین داده هر دو طرف را قانع و راضی ساختند، و محل مذکور را در زمره اموال غیر منقوله سرکاری ادخال فرمودند که الحق این حکمت علمیه پادشاه دانشمند ما در باب معالجه و رفع منازعه دو فرقه مخالف رعایای صادق خود شاهانه نشان از تدابیر بسیار مهم سیاسی شمرده میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 101, "text": "صفحه ء\n\nدیوان تربخند امس به سبب پیرانه سالی از عهده خود مستعفی شده است و اعلیحضرت امیر صاحب کابل بجای آن دیوان نند لعلی قندهاری را مقرر فرموده اند فقط\n\nایضا از اخبار پایونیر نقل شده\nبرای اخبار مارننگ پوست از طهران تلگراف آمده که دولت ایران بروس التیمم ( اعلان اخیر می جنگ ) فرستاده است و میخواهد که افواج روس از حملۀ قزوین تیر نشوند و حکم فرستادن افواج مزید به ایران فتح نموده شود و باید که در اثنای سی ساعت روس مطالبات مسبوق الذکر را بانجام رساند و الا ایران بر سپاهیان نظام روسی حمله خواهد کرد فقط\n\nبسبب حرکات و کردار ناپسندیده که روس مردم خوارزم خرید و فروخت اسباب ساخت روس را ترک نموده اند فقط\n\nبرای اخبار تایمز از طهران تلگراف آمده که مردم طهران و آقاهای مساجد بر خلاف برطانیه اخبار خیالات تقریر میکنند و میگویند که برطانیه در معاملات ایران اصولاً بی تعلق را مرکوز خاطر داشته است و ازین ظاهر است که برطانیه مرد دریا کار میباشد فقط\n\nباشندگان اصفهان و شیراز خرید و فروخت اموال تجارت انگریزی را واگذاشته اند فقط\n\nنمبر ٨\n\nمصاحبۀ قلمیه\nسراج الاخبار\n\nبا اخبار (ایڈووکیت) که ترجمۀ آن از دفتر سخن العلوم آمده اخبار دایڈووکیت) هند و ستان که بزبان انگریزی طبع و نشر میشود در باب سراج الاخبار یک شرح طویلی نوشته که مایگان یگان فقره آن را شرح و تفصیل میدهیم :\n\n«لا» امید است که به اخبار جدید کابل مثل اخبارات سابقه آزادی حاصل نخواهد شد – یعنی آزادی شبه محل خود مختاری اعلیحضرت امیر صاحب گردد . «ک»\n\nاین فقره اخبار مذکور دلیل واضحیست برینکه نامه نگار اخبار مذکور از کیفیت خود مختاری اعلیحضرت پادشاه بزرگ افغانستان، و حقیقت دیانت، و اخلاق ما افغانیان خوب واقفیت و آگاهی ندارند . لہذا لازم داشتیم که ازین کیفیت و حقیقت مختصر معلوماتی بنگاریم : خود مختاری اعلیحضرت امیر صاحب یک چیزی نیست که نوک قلم کدام اخبار والا، و یا صفحه هایی کدام اخبار مانع و مخل آن گردد . زیرا ذات اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان یک پادشاه اسلام است، و قطعه افغانستان از تاریخهای بسیار دراز لیست که قلب اسلام است، مردم افغانستان عموماً مسلمان است. تا بهنگامیکه این شرافت با عظمت اسلامیت در این سه نقطه باقی باشد – که انشاء الله تا به ابد باقیست – خود مختاری ذات اعلیحضرت پادشاه افغانستان را هیچ چیزی، و هیچ قولی خلل رسانیده نمیتواند، چرا که اساس و مبنای اسلام بر اطاعت خدا، و رسول، و پادشاه موقوفست. تا جاییکه مسلمان، دل و زبان این یک صاحب ایمان بر خلل اندازی به اساس دین و مذهب خود قایل و راضی نمیشود و مگر که از اهل ایمان نباشد .\n\nبعد ازین فقره مینویسد : «لا» این امکان دارد که بعد از چند مدت اخبار مذکور آزادی حاصل نماید ( شبیه در ایران بعد از حکومت شورائی بوقوع آمده است ) اما قوانین کابل برای دفع آزادی و غیره نسبت به قوانین هند سخت تر و موثرتر میباشد «ک»\n\nبجواب این فقرۀ (ایڈووکیت) میگوئیم : خدا را هزار بار شکر است که (سراج الاخبار) یک اخبار بسیار"}
{"book": "adl0616", "page": 102, "text": "صفحه ٧\nنمبر ۸\nآزادیست که در زیر سایه معارف پیرایه یک با دشاه بسیار آزاد به سرای مذکوره نیز سخت تر است. برای یک علت بسیار آزادی، در یک وطن بسیار آزا د نشر انوار به این فقره اگر چه رفیق ما در ظاہر حال گو یا یک خیر خواہے علم و عرفان مینماید، اگر آزادی عبارت از محفوظ بودن حقوق و رہنمائی برای حکومت متبوعه مقدسه ما و ا نموده ، ولی ضمنا حکومت و نوائیس آگهی ، و بر پا بودن شریعت غرای محمدی صلی الله بر سراج الاخبار بد گمان ساختن و محو کردن آن را ایما کرده و استقلال دولتی و ملتی ، و عدم اسارت حکومت اجنبی که به این قول خود اسم خود را خلاف مستمی نشان داده است. باشد که اصل مقصد مسلمانان از معنای آزادی بهین است. هر چه که هست ازین در گذر شده این را بشنویم که تر المحمد افغانستان به انحمل صورت آن را مالک است. میگوید : اگر چه بلحاظ تعلیم ابتدائی این اخبار جدید تنقید و اگر مقصد از آزادی در (دلائل) بودن ان تنها باشد ثابت میشود و برای ترقی خیالات المانی افغانستان که و تزلزل و اختلال ملک و هرج و مرج انگار امالی را آزادی نیم وحشی (1) میباشند خالی از دل چیسی نخواهد بود ولی بگوئیم آن گونه آزادی همین اسارت را نتیجه می بخشد که این بار انا اول اخبار افغانستان گفته نمیتوانیم. (سراج الاخبار) از انگونه آزادی طلبی بخدا می یگانه آیا اگر امانی افغانستان را نیم وحشی (بگوئیم ایل بار حافظه د نا صر حقیقی خود پناه می گزیند. اختلال پر هرج دارج چه عنوان خواهیم داد ؟ البته که نام مدنی خواهیم گفت ! زیرا بی اساس ایران و انعقاد حکومت شورائی ان برای از دول معظمہ اور وپاش مرده میشود و د را در رو پانیر دقت افغانستان یک نمونه اعتال نی بلکه یک درس عبرتی شهر ده نامه و گر چه چیز خواهد بود ؟ میشود. تقریباً چار سال است که بغیر از خوابی و تزنول هیچ وقت ایمانی افغانستان نه در محاربات داخلی و نه هیچ ثمره انه ان آزادی دیده نشد ، راههای محفوظ دامین در محاربات خارجی خود انسانها را نه نده به آتش نسوخته اند ، شان بی امنیتی پیدا کرد، راحت و آسایش شان مختل گردید. زنان را سینه و دست و پا بریده بقتل نیاورده اند، اطفال صغیره را هیچ یک اثر ترقی و تمدن در ملک شان پیدا نشد. آخرالا بر نگشته اند ، بغیر تی بر لب دیگری تفرض نکرده اند، اگر ه گیری تعرض دولت های اجنبی را نتیجه بخشید. حال آنکه مردم ایران تعریف کرده باشد تنها بدافعه نفس خود کوشیده اند. عجیب نسبت بردم افغانستان ، حلیم ، ساکن ، نرم مروم هستند وحشت ! غریب موفقیت !! .... و هم نسبتا تا یکدرجه خواننده گان و نوسید و گان شان بیشتر تا بزمانیکه این افعال وحشیانه ایطالیها که بر مسلمانان است. لا سمح الله اعوذ بالله : اگر این گونه افکار طرا فیس بوقوع آمده از صفحه ها ی خاطرا فراموش نشده باشد واہی دبی اساس در افغانستان سرایت کند بغیر از محمود بسیار شهراست که کسی نام مدلیت و انسانیت را بر زبان راند. ود بی نشان شدن افغانستان از صفحه کائنات دگر هیچ نتیجه همه بشریت یا وحشی تام یا نیم وحشی شمرده میشوند و السلام ! نخواهد بخشید، زیرا این سلوت، و تندی تیزی که افغانیان دارد (اید و وکیست) که سراج الاخبار را اول اخبار انتقان با میله و بخیری شان دست یک کرده تا بخواهند که به بیند میکند نمیداند دلیل آن را چنین بیان میکند که گویا با نزده سال قبل ازین هیچ نام و نشان نشان باقی نخواهد ماند . قلمی که در ینگونه فما دوخته هنر در زمان سعد اقتران خاقان مغفور جنت مین اعلیحضرت تحریر نماید دشمن بابت و وطن خود خواهد بود که الحمد للہ (ضیاء اللہ والدین) اقول بار اخبار انتشار یافته بوده و بانه سراج الاخبار از آن میرا یه عاشق وطن ، محب بنت این را بهم میگوید که عمر آن اخبار محض چند روز بود، د سبب صادق با دشاه یک تلیست مسلک یگانه اش محبوب القلوبی بند شدن آن را نیز بر اسباب مجهوله حمل میکند و در آخر فقر است د رحیم القلبی با دشاه را بلت نمایان ساختن، بلت را بجبت خود در باب اسباب تعطیل اخبار پانزده سال پیش از این چنین وطن و باد شاه بیدار نمودن و تا بدرجه نیکه مکن باشد در راه جنوب ، « میگویند که مقامهای افغانستان اجرای بانو را با خبری هموطنان عزیز خود کوشید است . طریقہ اہل فرنگ تصور نموده از ان نفرت میگردند، و چنان با نه اخبار (اید و و کیت) میگوید : در عهد حکومت خیال میگردند که از اشاعت اخبار رسوخ شان از افاغنه کمپنی در هند دستان چون مطابع به حکومت اعتراض میکرد زایل میشود نظام و حکومت کمپنی اعتراض را برای خود مضر میدانست معترض اولا این را بگونیم که در باب شد شدن اخبار میں دایم المجلس میگه دید، حال آنکه سراهای افغانستان نسبت از پانزده سال هیچگونه معلوماتی دست یاب نشدیم."}
{"book": "adl0616", "page": 103, "text": "صفحة ۸ نمبر ۸\n\nیک پیک از اول تاسیس و بنیاد مطبعه دارالسلطنه کابل در مطبعه بوده اند جویا شدیم هیچکس درینباب آگاهی نداشتند. و از نشر شدن اینگونه اخبار انکار نمودند. اگر چه در تصور بوده باشد ولی فعلاً میدان انتشار در ان تاریخ برایش نیست، و علمای ذی الاحترام وطن عزیز با هیچوقت و هیچگاه مانع افکار سیاسی دولت متبوعه خود شان نشده اند و میشوند. علمای کرام افغانستان اجرای اخبار را هیچها تصور اهل فرنگ تصور نفرموده اند اخبار اینکه از فرنگستان می آید آن را اخبار های فرنگستانی و اخبار ما اینکه در مصر و شامات بزبان عربی انتشار می یابد انرا اخبار های عربی و اخبار های ترکی و فارسی یکجا فارسی میدانند و در باره ( سراج الاخبار ) که تمناً و شرکاً بنام نامی پادشاه مقدس ( سراج الملة والدین ) عنوان شرف نشانی پیدا کرد حسن توجه و نیک بینی بسیاری دارند. چنانچه از بعضی اساتذه عظام تحریراً و از بعضی شفاهاً مظهر تحسین و آفرین هم گردیده است.\n\nما فی جوار خارجیه\nمطبعه عنایت کابل\n\nنقل از اخبار ترمیون مورخه ۲۱ الی ۲۴ ماه دستمبر سنه ۱۹۱۱ عیسوی مطابق ۲۹ و سلخ ذی حجه سنه ۱۳۲۹ و یکم و دوم محرم سنه ۱۳۳۰\n\nمردم هرات از دست ظلم و ستم ایشیک آقاسی محمد سرور خان به تنگ آمد و توسط سردار نصرالله خان در حضور امیر صاحب عرض کرده اند و جمیع زمین داران و سوداگران علاقه مذکور بران عرضه داشت و دستخط نموده گفته اند که چون نرخ اجناس گران میباشد ایشیک آقاسی مذکور جملتاً نفری علاقه را مجبور میکند که هر چه عالیه اراضی خود را بفلان نرخ تریل کنند و چون نرخ اجناس ارزان میباشد او برای وصولی مالیه اراضی مبلغ نقد وصول میکند. مزید بر آن ایشیک آقاسی مذکور اکثر نفری را بلا مزد برای خدمت خود مجبور میسازد فقط\n\n( سراج الاخبار )\n\nاین خبر ما فوق هیچ اصل و اساسی ندارد و از قرار تحقیقاتی که در مقامات اجرا نمودیم نه این چنین یک شخصی از طرف جناب نایب الحکومه هرات بهر المانی وارد آمده و نه از طرف زمین داران همچنین یک شکایتی بر نوع آمده است. لهذا این خبر مذکور رسماً تردید میشود.\n\nاعلیحضرت امیر صاحب کابل میرزا غلام حیدر خان کسکر خان پشاوریرا برای تصفیه حساب سال گذشته در جلال آباد خواستند و جوان برزای مذکور در حضور اعلیحضرت امیر صاحب از پشاور مبنی بر آنکه یکی روانه میکرد اعلیحضرت امیر صاحب حسن خدمات میرزا را شرف قبولیت بخشید و بر سزای مذکور پنج مربع از اراضی در علاقه قندهار عنایت فرموده اند فقط\n\nملا سراج الاخبار\nحیدری\n\nاین خبر با فوق نیز هیچ موقع اعتباری ندارد، اگر چه میرزا غلام کلان یاد آمده است ولی این آمدن او مبنی بر یک غرض و مطلب شخصی نیست بلکه در هر سال یا هر دو سال یکبار در اثنای تشریف فرمائی موکب اعلیحضرت بهایونی بجلال آباد برای عرض احترام شرفیابی و سلام می آید، و نامبرده هیچ گاه مأمور و متوظف برای روانه کردن مخابرات ملکی از پشاور نیست بلکه او سر رشته دار ڈاکخانه دولت علیه افغانستان است در پشاور، عنایت شدن اراضی در قندهار برای نامبرده هیچ اصل و اساسی ندارد.\n\nنقل از اخبار وکیل مورخه ۲۰ ماه دسمبر سنه ۱۹۱۱ عیسوی مطابق سلخ ماه ذی الحجه سنه ۱۳۲۹\n( توحش - تمدن )\n\nاخبار وکیل بر مضمون مورخه ۱ ( توحش و تمدن ) یک بحث عجیب و غریبی کرده است و مقابله توحش اهل اسلام ازمنه سابقه و تمدن دول مهذب زمانه موجوده را بخوبی ظاهر و عیان نموده میگوید که در ادبیات و تواریخ و روایات اهل یوروپ افسانه هائی مبالغه آمیز توحش اهل اسلام مذکور میباشند و ما برای اطمینان دوستان مهذب یوروپ تسلیم میکنیم که ما مسلمانان در زمانه سابقه ظالم و سفاک بودیم و آنها معبودان تهذیب و تمدن - لاکن میخواهیم که برای مقابله توحش اهل اسلام و تمدن اهل یوروپ را توضیح بیان کنیم - در سنه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه که آن زمان سر بر آرای خلافت بودند از بد اطواری های ظالمانه حکومت روم که در شام بودند بتنگ آمده پاک فوج مختصری را برأی دعوت اسلام در ملک شام روانه فرمود و چون فوج مذکوره روانه شد خود آنجناب تا بیک میل همراه سر عسکر اسلامی که بر اسپ سوار بود پیاده پا رفتند و نصایح ضرورته تلقین فرمودند چون سر عسکر حال را بر این منوال دید دست بسته عرض کرد که ( یا امیرالمؤمنین رضی الله عنه ) من این حالت را دیده نمیتوانم که من بر اسپ سوار باشم و جناب پیاده بروند - امیرالمؤمنین رضی الله عنه فرمودند که نه تو پیاده شو و نه من سوار میشوم به تحقیق من می پندارم که من و تو را به خدا پیاده میبرد بعد ازان این نصایح ذیل را فرمودند :"}
{"book": "adl0616", "page": 104, "text": "صفحه 9\n\nنمبر 1\n(1) کاری با کسی غذاری بخشید .\n(2) کسانیکه از فرج عنیم منفصل شوند به اجساد مرده آنها سلوک\nقبیح مانند قطع و بریدن اعضا روا دارید.\n(3) پیران سال خورده را اگر چه او و یا متعلقین او حریت\nجنگ شما باشند بازهم قتل نکنید .\n(4) بر زنان حمله آور میشوید .\n(5) به بچه های شیر خوار و اطفال متعرض شوید\n(6) به مواشی اذیت مرسانید و پای ها می گوسفند و بز برید\n(7) اشتر ها را عذاب نه کنید و اگر بضرورت محال شما را حاجت\nگوشت افتند باید که بطریق مباح یکی از آنها را ذبح کنید.\n(9) گاهی نخلستان را سوزاند و نه درخت سبز را بمیرید و\nنه آن را آتش زنید .\n(10) جای آباد را خراب سازید .\n(11) از دزدی و دست برد قطع تعلق دارید و در هیچ سخن\nاظهار بزدلی و نامردی نکنید .\n\nاین است قواعد یکه حضرت خلیفه اعظم اسلام فوج خود\nقبل از رفتن بخار به وصیت فرموده بودند و مسلمانان نیز در\nجنگ برد آنها را شما به عمل خود داشته بودند، حالت آن بندگان\nخدا را ملاحظه کنید که اگر کدام یک نفر تیر داشت او ترکیش\nنداشت و اگر کسی نیزه داشت شمشیر نداشت و اگر کسی شمشیر\nسپر نداشت شاخهای درخت را گرفته از آنها پیکان و خدنگ\nمی ساختند و بر بدن های خود نه زره پوشیدند و نه خفتان و نه\nچار آیند و نه جوشن – در لباسهای ساده و دریده ملبس شده\nو ذخیره شان خرما بود که هر کس ذخیره خود را برداشته عازم\nجنگ می شدند و هر فرید و هر شهر که میرسیدند این کلمه باز گشته\nلا که بیائید ای مردمان که کسی را بجز خدای یگانه پرستش نکنیم\nو با او هیچ چیز را شریک نگر دانیم گاه اگر مشرکان جواب این پیغام\nالهی را بزبان سنان و سوفار میدادند مسلمانان غیور شمشیر ها\nبرکشیده بر آنها می تاختند و بعد از جنگ دست بدست این نتیجه\nظهور پذیر می شدند که از شوکت و جلالت نمره ها (الله اکبر)\nنشانهای کفر و الحاد نگون سار می شداد بعد از چندی تجمیع مکاران\nاز حمایت معبودان باطل برآمده زیر حفاظت آن ذات بی انبان\nکه مالک رض و سیماست داخل می شدند و مجرد بلند شدن زیان\nاسلام امالی شهر آزادی حاصل میکردند و فاتحان اسلام شابات\nو حاکمیت خود را به نظر داشته به مردمان شهر یکه فتح کرده بود\nهیچ سرد کاری میداشتند بلکه و دست خود را در حفاظت شان\nصرف میکردند و از آنها جزیه میگرفتند و اگر مردم غیر دین\nدر پهلوی عبادت گاه اسلامی عازم تعمیر کردن سعید خانه های خود\nمی شدند فاتحان اسلام آنها را بخوشی اجازه میدادند دعلاوه\nبران اہل اسلام دستگیری فر با میکردند و برای مدارات\nحریت بودگان و میران اظهار شوق می نمودند و برای امداد مردم\nسفید ریش و ضعیف خیرات خانه با بنا میکردند، و اطفال التعلیم\nمیدادند. و برای کلیسا و بت خانه با اراضی وقف می نمودند.\nاز زمان ها می گذشته صرف نظر حالا در بیماین حرب حاضری\nکه در ما بین عثمانی دایطالیه بوقوع آمده یک غور کنیم : دربین\nجنگ طرابلس غرب هفت هزار نفر اسیران اطالیه و لشکرگاه\nاسلام محبوس می باشند بحکم نشات بیگ سپه سالار عثمانی برای\nرفاه آسایش اسیران ذکور در قید خانه شفاخانه با تعمیر کرده\nشده و مجر و حسین اطالیه را معالجه با قاعده کرده می شود و\nمزید بر ان چهار عد و خیمه ها بجای کلی نصب کرده شده اند\nو از تونس پا دریان طلب کرده میشده اند و جمیع اسیران\nاطالیه را بعه و یه یکشنبه برای ادامی رسوم مذهبی و فرایض عبادت\nشان اجازه داده می شود حال آنکه با وجود اینهم دول\nیوروپ مسلمانان را به دهشت متهم میباشند. حالا میباید\nکه بر تمدن یوروپ یک نظر خوری بلند ازیم (مسٹر فرانسه و کلاک)\nکه یک اہل قلم نا مور ا مریکہ کی میباشد در اخبار ( نیو یارک در کند )\nدام تحریر میکند که فوج الطالبه یک جماعت مسلح قطاع الطریق حیات میباشند.\nتقریبا چهار صد نفر اطفال و زنان مسلمان و چهار هزار نفر جوانان اسلام\nعمدان با تفنگ ساخته اند و من آن جمله انظار های بیست و شش دیده کرده ام؟\nو نیز عکس آنها را گرفته ام سپاهیان خون ریزا اطالیه برسان گاه عربان\nاین سود آن سو می تاختند و بر مرد و زن و بچه شیر خوابه مهربان که میدیدند\nفیر میکردند - حالت افسران اطالی نسبت از سپاهیان نظام به ترود\nا خلاق فوج اطالیه معدوم شد و است و کیفیت معرکه کار زار طر حب\nانه کارهای خون ریزه ارمینیا خراب تر است - جو نیل کا شیو احکم داده بود\nکه ما با ترکان جنگ میکنیم و چون عربان در لباس رسمی عسکری بطور سه پایشان\nنظام با ما جنگ نمیکنند باید که کل نظری های عربات که در لباس رسمی\nنباشند و مسلح باشند کشته شوند اگر چه آنها بیرق سفید لهم حرکت\nبدهند - چند عربان را دیدم که در میان احاطه یک خانه محصور\nشده بودند و دوازده ساعت کامل با حریف خود مشغول پیکار بودند\nچون سامان حرب شان ختم شد مردم اطالوی آنها را ماخوذ کرده یکجا\nانج کردند دیجی از شرارت بد ترین حرکات وحشیانه شان را گرامین\nمشاهده کردم این بود که وقت قتل عام عربان یک بچه محصوم\nو یک دختر بیگناه و دو نفر زنان سال خورده نزد یک دروازه\nاسپتال اطالیه در میان خرمن لامش با وجد ما بحالت نوع بود"}
{"book": "adl0616", "page": 105, "text": "صفحہ ۱۰\nنمبر ۱\n\nو از آنها صدای نحیف و زار بر می آمد چون من این منظر درد ناک را دیدم بیتاب شدم و به داکتر عشایری که متصل اسپتال مذکور ایستاده بود و بظاهر چنان معلوم میشد که گویا عکس های نظاره های مهیب قتل عام را میگرفتند برائے امداد در آن درمانده گان التجا کردم لاکن داکتران مذکور هیچ التفات نکردند – بار دوم من به یک عهده دار صلیب احمر استدعا نمودم که این مصیبت زده گان را دست گیری کنید اما او بی جواب بی پروایانه داده و گفت که هیچ پروائی نیست اگر می میرید بمیرند – علاوه بر این سپاهیان اطالیه بر نگرانی آن نکبت زده گان معین شده بود کسی را اجازه نه داد که آنها را یک قطره آب بدهد درین اثنا آن مظلومان در حالت بیچاره گی و پر دهشتی جان دادند مزید بر آن افواج اطالیه مرتکب جمله افعال و کردار و قساوت و بی ایمانی شده است و برای ارتکاب این همه مظالم جرنیل کا نیوا مسئول میباشد – جرنیل مذکور در یک قلعه محصور است که آن قلعه از اطراف اربعه ( با مصالح بمب بیرون ) یعنی مصالح که بر ان گلوله هم هیچ اثر نمی کند محفوظ است جرنیل کا نیوا اصلاً از قلعه خود بیرون نمی آید و در معرکه کار زار شریک نمیشود لہذا در عدم موجودگی جرنیل حالت فوج اطالیه خیلی ابتر شده است و من بچشم خود دیده ام که سپاهیان اطالوی در جوار همه قریه جات موجوده بودند و هر عرب را که میدیدند گیر میکردند و اوقات دوستان خود را که از دور میدیدند آنها را به غلطی عرب خیال میکرده می کشتند این مردم به سبب کثرت خون آشامی مست و مخمور بودند و از چهره او حرکات و سکنات شان آثارات سکر نمایان بود من دیدم که قریب پنجاه نفر سپاهیان نظام اطالیه یک درجن اسیران حرب را پا به زنجیر کرده در حفاظت خود می بردند و جمله سپاهیان و پیشه افسران خود در عالم بیخودی منهمک بودند چون سپاهیان خون بیک حجره رسیدند آنجا تمام کردند و عربان مظلوم را در صف استاده کرده بر آنها فیر کردند.\n\nاین است که دول یوروپ این حرکات خود را تهذیب و مدنیت مینامند و اهل اسلام را وحشی میگویند و به این معیار توحش و تمدن شان گفته می توانیم که ببین تفاوت راه از کجاست تا بکجا فقط\n\nفاجعه پاریس\nبعد از نمبر هفت\n\nازین برخواستنش ها بر گردید که حامله است. و هم آخر اوقات حملش میباشد.\nخون خوران بیک و ضعیکه تلاشی و بیصبریش را ظاهر\n\nادبیات\nنمبر ۱\nاثر خامه شاعر شیرین زبان ملا عبد العلی متخلص بمستغنی)\n\nبیا ای سر و قد ای لاله رخسار بیا ای سیمبر ای کبک رفتار\nبیا ای گلرخ ای سرو قد ای یار بیا ای دلبری ای ماه نظار\nبیا ای دل ز هجرت گشته خونبار بیا ای در فراقت دیده خونبار\nبیا ای بی دیانت عیش من تلخ بیا ای بی قرارت روزم شب تار\nبیا همچون قبا تنگم در آغوش بیا گرد سرت گردم چو دستار\nبیا ای طره ات در شام عید بیا ای عارضت عید من زار\nبیا ای کرده جان چشم نظر بند بیا ای کرده دل زلفت گرفتار\nبیا ای غمزه ات تیر جگر دوز بیا ای قامتت شمشیر خونخوار\nبیا ای عاشق از یادت فراموش بیا ای دردمندم بی تو بیمار\nبیا ای در لبت جمع آب آتش بیا ای بر رخت حسن نمودار\nبیا تا بیند آن لب خصم منکر کند بر معجز حسن تو اقرار\nبیا تا بندد آن زلف مسلسل حکیمی بر تن علیل و افگار\nبیا بشنو حدیث نا شنیده که تا سازم ز اخبارت خبردار\nخبرها رفت از و در هر ولایت خبر داری خبر داری ز اخبار؟\nرسید اول قدم تا کشور هند هنوز این طفل نوخیز است رفتار\nشکر ریز است این شیرین تکلم چو آن طفلی که آید نو بگفتار\nدمی بیدار شو از خواب غفلت که داند این جوان افسانه بسیار\nمشو غافل زمین گنجینه راز سخن بشنو سخن بشنو در این کار\nمشو غافل ازین دانا معلم ازو آموز ز مردم علم اسرار\nچو خواهی صورت حال زمانه مشو غافل ازین آئینه رخسار\nمشو غافل ازین گویا خموشی اگر در خانه خواهی سیر بازار\nمشو غافل ازین تنگ سخن گوی که تا از هر زبان گردی خبردار\nدرخت از هند میگوئی سخنگوی درخت از شام می پرسی ز گفتار\nیکی از جنگ چین گوید که از روم بپوشد راز کس آئینه کردار\nز هر خیر و شری گیری خبر کوی ز هر نیک و بد عالم خبردار\n\nمیا گفت:\n— جانم فلوتیلد؟ آیا چرا این چنین سر می جنبانی؟\n— مگر سخن مرا باور نمیکنی؟\n— بلی، میخواهم که باور کنم اما باز در راست بودن این چنین سخن بشبهه می افتم.\n— اما بسر شما سوگند میخورم که ...."}
{"book": "adl0616", "page": 106, "text": "صفحة 11\nنمبر ٨\n\nهم از اختیار\nهمه روشن سخن راند هم از دوست\nخا موشش کن زین و ن دلکش\nبود هر نوع سود این بازار دار\nکر جانم سوخت این شهر شکر ریز\nزهر سود و زیان گردی مسبق گیر\nو عا سران و گرامی هوش تسخیر\nاز و خواهی شدن و انا بر کار\nکه تا اختبار جاری در زمانه\nسترد کری خوانیش جام جهان مین\nکند افشای را از و کشف اسرار\nعیان مینی در در مرزبانی\nکه تا قاصد خبر آرد زه لیر\nخبر خواهی گراز ملک سکندر\nزنام نیک این شاه نگورانی\nمنطقی مید به این دولت است\nبسیار مجری اینک بخردار\nتوان از و می خریدن عقل دانش\nبخردا خر با باد از عدلش بهر سوی\nمیگردد که امین صاحب ہوش\nجهانی را بدیناری خریدار؟\nمکن این گنج باد آور بدست آر\nد و از دست این فرهنگ دانش\nنبو د این قوم را زمین علم اخبار\nنبو د افغان خبر زمین ما یه بهوش\nنبود این ملک از بین دولت خبراء\nنبود این مردمان آگه ازین علم\nکه کرد این بوم و بر دار شب گلزار\nکه کشت این تیم گل در خاک افغان\nکه گشت این پنج دانش اطلب گار\nکه کرد این عقل کل را از خریده\nکه این تعمیر ا گردید معار\nکه بنهاد این اسامی نو کابل\nکه که در این پنج گوهر را پدیدار\nکه کرد این کان زرخیز اشکا را\nکه کرد این تا زندگی از بی ستاره\nکه کرد این بوستان آبیاری\nکه کرد این خفته را از خواب بیدار\nکه کرد این اما در زاد و یا\nکه کرد این است را از میگونه\nکه این بار را با شد شفا بخش\nقوام ملک و دولت ختم کفتار\nسراج دین ملت فخر اسلام\nجهانگیر و جهان جوی و جهاندار\nترقی خواه دین و خنک و درست\nشبابن الله باشد گرگ خونخوار\nشهنشاهی که از عدا لیتی\nکند با باز باز می کباب کہاں\nبعید اومت بلدل ہو ر هم بشیر\nز قبرش بازو شاهی کند منقاد\nاز افکنده ناخن از قدرت بازو\nنه موری دانه از روز انبار\nبجکش با ر بیرون رفته از پوست\nکابل گشت شایع طرز اخبار\nبد در این جهان را بر جان بجنت\nسیدیم تا بکابل ماندم از کار\nیکدل بوزد آهو کنند با باز\nچه کابل مرکز ملنگ جهان دار\nبازی قوی\nچه کابل سرفہ از از پاہی تھے\nگرفتم نام کابل رفتم از هوش\nچه کابل گنج خوش آب و ہوائی\n\nآمین\n\nتلگراف بي سيم\n\n( ژول ورن ) فرانسیسی که یکی از مشاهیر ناول نویسان نفتی بود، در میان خانه تصور خود شکل ناول زبسی اخترعات غربه محیر العقول بحيث دنیا کرده بود. حال آنکه در بین عصر مستم اختراعات عجیب و غریبه نیکه در عالم است ظهور یافته از تصورات و خیالات ژول ورن بار بار سبقت نموده است. ما دراین مقاله خود از ( نظرات بی سیم) بحث و بیان میکنیم اولا این بمونیم برج های موجود به که امکانات از ان تشکیل یافته به قیمت (صلب ) یعنی سخت ، ( مایع ) یعنی آبگین ( خانه ) یعنی جسمها ئیکه ریم گفتار دیده نمیشود ولی موجود است مانند هوا و غیره که به بوی و تاثیر شناخته میشوند. همه این اجسام مذکوره از اجزاء لا بجائی که بخشیم و میدن آن بر مکن و با بعضی آلات خورد و مینه دیده میشود بود آمده اند. و یک غیر من قوت بسیار عجله که حضرت خالق اجسام مقرر فرموده آن قوت اجزا ماجرا را با دیگر می سپاند. این قوت خارق العاده در اجسام مطلب یعنی سخت مانند آهن و برنج و غیره بیشتر و در اجسام صلبی که مانند چه و خاک و گوشت در امثال آن باشد کمتر است کمتر است، و در اجسام مایع یعنی آنلاین خیلی از خیلی کمتر میباشد. ا این راهم بگویم که خالی جانا اینکه در ما بین اجزاء لا تنجز اینه موجودا باز هم خالی نیست بلکه اند دایره تر با نام یک ماده پر است که بعربی افراد (امیر) حمایہ کو با این پنج را مار میگویند. چنانچه ضیا از مرکز آن که افتاب است. با از مرکز آن که افتاب است بیک حرکات استرانزیت\n\n(سختش را بریده ) رجا میکنم، مبوگند موگنید وقتهاست که غایب گردیده و میدانم که شما هیچ صورت بر نخیزید، سوگند شما برای من چه سود میدهد؟ در اجراست از این طرز معیشت و رفتار یکه پیش گرفته اید دست بردار کارهای خود مختار هستید. به این یک خوب میدانم که در باز شدنی نیستید، اما این گرداب مدرمیشی که در ان افتاده ایم کار مانیکه میکنید از من پنهان میدارید. اگر چه پیش ازین روز بروز چطور شدن آن را دیده ترس و بیم زیاده زمانی گرد سبب محقیقی که با من داشتید یک قدری حکم به شما میشود. بجز یک ناموس و شرفی که داریم همه چیزها محو کردی؟ کرد و میتوانستم انا ہزا را فسوس که آن حکم اند بسیار است خونتران ! بر من مرحمت کن زیرا من می بینیم\n(باقی وارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 107, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۸\n\nیعنی رفتا به موج سورج لوزان انتشار یک جریان الکتریک نیز علیها مانند جریان اگرچه با خراف سیم داده نیز در انتهای می ریه بواسطه بلوکهای ظراف خلاهای نگران بر پاشد و مخابره شد ۱۰ تا آن بسیدا به گران رفتار یا در یک مایه به صد هزار کیلومتر یک سرعتی حرکت میکند، این است که در جس جسم ناقل میباشد ( بهتری) ، اله در هوا موجود است و بوسیم بلک برید و شاد بین آن نیز محوطه بود. و برای محافظه این قوت عسکریه مذکور محیط است بحرکت و اهتز از آورده جریان الکتریکی را حاصل میکند. بسیار بزرگی لازم می شد. حال انکه نگران بی هیم در اثنای حرب از بین مثلا فرض کنیم که نایک مسیل های آن این یک سنامه به بلندی ساخته شود. تهلکه ها و کلفت با از اد است و تنها برای میار به مانی ملکه خاید ه ا و زیرا هر قدر که مناره بلند تر باشد در اثنای اهتز از جریان الکتریک (تیر) منفعت های آن عمومیت، امروزه روز برای مطبوعات و غیره هوای محیطه خود را نیز جهان قدور به اهتزاز وازش میدارد حالا چون چون تلگرافهای بی سیم خصوصی نیز تأسیس میشود. جریان الکتریکی به (ئه ترمی ) در ما بین اجزای لا یجرانتی آهنین موجود است کر یک کشتی بینک فلاکتی برسد بهما ندم جواسطه این اله بوقوع بیاید ( نه تر ) هوای محیط آن نیز به ارزش می آید. و این لرزش ہے ایدا د طلب میتواند دو به اینصورت خود را همدیگر توجه با حاصل کرده تا یک ستاره آهنینی در دیگر جای دور وضع شده گرافهای بی سیم برای میبره ها می بجری سیداره فاید و می بخشد. باشد میرسد و نه تر موجوده آمین آن مناره هستین را نیز شرکت و المرزه آورده جریان الکتریکی را حاصل میکند. پس اگر در یکی اندین مناره بایان بایت تلگراف بی سیم گذاشته شود که الکتریک را به آمین مناره جاری با به کفایت میکند که بواسطه ماشین مخابره ممکن میشود .\n\n(.)\nستر است که یک ر کیلو متر نیمار زمین حرمات تورها بریقه در یک جسم ناقل الکتریکی ) بواسطه (با این حال و به شکل یک کاری بود علی الخصی که در هرگاه دانشگاه در اراضی دکان متر تقریبا یک نگر میشود بست\n\nپس این به و یک مسافری که در دریا سفر کنند چنانچه درخشکه با و با تجارت خانه خود سخن میگوید.\n\nنے\nبه عالم است پشت به اینچنین ارباب علم و فنا و بخشناسی عالم انسانی را بید ان آورده ا ان شکران میباشد فقط\n\nاگرچه به این قدر تعریف و بیان مختصر که در باب تلگراف بی سیم عرفی شد به کند حقیقت نخی آن دست رسی میشود ولی با زهم میاین قدر معلومات از فایده خالی نیست\n\nم فضلی\n\nعلم ثروت ملک\n\nما بعد از شرافت\n\nتلگراف بی سیم از دست و سعی تجربه های ( قه سدان ) و فارادی) و ( با کبود لي ) و ( به برج ) و ( مارقونی ) نامان مشاہیر اور و پائی بوجود امده است. اول ولادت تلگراف بی سیم درسته (۱۸۹۶) میلادی میباشد و بعد از مین رفته رفته ترقی کرده است . و در دقت حاضر انچنان کاریکه از نگران سیم دار گرفته میشود از تلگراف بی سیم نیز گرفت میشود و یکه به بعضی سبب ما فایده و منفعت این بیشتر از است انا بدنی از علمای این علم این گونه ممنعت با را یک قسیم دیگری شهرده و صنایع اخراجیه ) یعنی ( صنعت های بیرون همه عمل مترقبه در وقت حاضر خدمت و منفعت فوق العاده این آرامی به نیم شید ها شده ) نام نهاده اند . جدیده را آشکاره و یا بر دید و به بی بندر اوشتیهای خود اتر اتطبیق کرده یک قسمی از مردمان محصولات خامی که این زراعت میدانید بعد از بین می بره های قلعه های تمام شهرها می بزرگ از بیخبری احوال خارج مصنایع اخراجیه آنها را بوجود می آورند گرفته صورتها، شکل های استارا خبر داد و بقسم اسم زنادها و دیگر دیگر رقربانی برازند هر اردوه به دسته کشتیهای جنگی و مخابرات در عالم عسکری اہمیت و منابع علمی میرساند. این الله منی پارسیه در وقت پاریسین است با شیر ماگو مخابره در انتهای حزب چنانی ارود ما با هد میتوانند علینا با مرکز یایی حکومت خودشان نیز در بود به ند و میتواند. ا را به موترا تین گراف بی سیم که با یک در دوی عسکری حوالت کفایت میکند\n\nمدیر و مو محرر سراج الاخبا\n\nبس و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر از متهم با خار دار سال کابلی\nتعلیم میرزا محمد جعفر قندداری"}
{"book": "adl0616", "page": 108, "text": "صفحه ۱\nسال یکم\nنمره ۹\n\nننگرهار نے\nايشيک آقاسی ملکی و عسکری و بقيه حضرت بهایو\nلے احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه کابل سه روپيه کابلی\nو اطراف داخل مملکت باخراجات ڈاک ۱۲ روپيه\nو خارج مملکت باخراجات ڈاک يک نيم پوند انگريزی\nقيمت يک نسخه آن در کابل يک عباسی است\nتاريخ عربی ۱۵ صفر ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\nافغانيه\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشين خانه دار السلطنه کابل\nهمه امورات تحريريه به اداره هذا\nبنام مدير فرستاده ميشود\nبهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\nتاريخ شمسی ۲۳ دلو ۱۳۹۰\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه و خارجيه و بسی مقالات مفيده درج ميشود\n\nفهرست مندرجات\nنهر سراج جلال آباد — هوای کابل — حوادث خارجيه\nعلم تاريخ — تاريخ علم تاريخ — حفظ صحت\nادبيات — ناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل — فاجعه های پاريس\n\nنهر سراج جلال آباد\nيکی از آثار عظمت و مآثر ابد نشان اين زمان سعادت اقتران اعلیحضرت ( سراج الملة و الدين ) ادام الله دولته افتتاح نهر ها می ايست که در هر هر طرف مملکت مانند جان در بدن جاری و ساری گرديده و که از انجمله يکی اين ( نهر سراج جلال آباد ) ميباشد اين يک بر هيچکس پوشيده نيست که آب يگانه مدار حيات کره زمين شمرده ميشود . حضرت باری تعالی جل و علا در کتاب قديم عظيم خود زنده گی همه اشيا را از آب امر و بنيان فرموده ، آب يک جوهر بسيار عظيم و يک نعمت بسيار جسيم حضرت رب کريم ما است که زمين را بعد از مرگ آن به آن جوهر گرانبها زنده فرموده است . نباتات زمين بواسطه آن ميروید اشجار درختان به برکت آن لذت و آبداری پيدا ميکند پرندگان چرندگان ، خزندگان به آن نشأء حیات میگیرند ، انسانها جوان حتی جهادات نيز از ان زنده گی و طراوت حاصلی نمایند . اگر نهر های بی حد عظيمه که کاف استلا تها ، دشت ها ، هامون های سطح زمين را بقدرت بالغه حضرت حکيم مطلق جل على چاک چاک کرده و در جريان ميباشند نمى بود می امر زراعت يعنی کشتکاری از عالم مفقود و معدوم گشته نوع بنی بشر از مدار تعيش و زندگانی محروم گرديده نمی . و باز اگر اتفاق دست ها و صنعت های نوع انسانی نمی بود که از ان نهر های جسيمه عظيم ديگر جوی ها و نهر ها ، و قالها نميکشيدند می ، باز هم امر کشتکاری است بنا که حبوبات و محصولات زمينی زندگانی دارند و سعيت و فراخی پيدا نميکرد . و به اين سبب دايره زيست و بود و باش انسانها خيلی تنگی پيدا کرده تنها در نزدیکی های کنار های آن نهر ها به گرد آمدن مجبور می شدند که اين هم موجب فلاکت های عظيمه ميگرديد .\n\nبعضی نهر های بروی زمين موجود است که از هزار ها ميل مسافه زمين را شق کرده تا به بحر های محيط روان شده و رفته است . ولی با وجود اين هم تا صنعت دست بشر کانالهای متعددی از ان نکشيده و استفاده تام از آن نشده است .\n\n( نهر کابل ) که بزبان افغانی مردم تکه ها در زمين را ( سين ) مينامند اگر چه اراضی بسيار واسع فراخی را آبياری ميکند ، ولی تا بحال اين چنين يک نهری که بهزار ها جريب زمين خالی از زراعت را آبياری کند از عصر آباء و اجداد کشيده نشده بود . بخشيده شدن نهر مبارک سراج"}
{"book": "adl0616", "page": 109, "text": "صفحه ۳\nفصل ۹\n\nشهر جلال آباد یک استقبال بسیار ترقی نماد و یک حیات بسیار جان فزائی بخشیده گردید. از ظهور یافتن بعضی کار عتیقه که از انجا بعضی سکه های قدیمه بود. و دیگر بعضی علامات که از انجمله بعضی آثار پخته کار و هم یک مجرای کهنه در موقع پل درونته در اثنای تعمیرات پدیدار گردیده بود ذات اعلیحضرت شهریاری بضمیمهٔ عالیه رسا، و عقل سلیم با برجا که حضرت خالق علیم توانا بذات شاهانه شان احسان و عطا فرموده کشف و استدلال فرمودند که سابقاً نیز درینجا نهر کشیده شده و باشد. سکه های پیدا شده مذکوره را که بخط سان سکریت نوشته شده بود حل شدن آنرا اراده فرموده از سکه های مذکور چنان مستبان گردید که تقریباً هزار و چند صد سال پیش ازین بوده باشد.\n\nحضرت ذات اقدس الهی چون میخواهد که یک ملتی را معموره آبادان سازد زمام اداره آن را بتائیدات ربانی بذات اقدس خود بدست یک مالک و صاحب خیرخواه و با عادات و ذکا ولی عطا میفرماید. چنانچه افغانستان را بوجود مراحم آمود اعلیحضرت پادشاه عدالت خواه دیانت همراه ترقی آگاهی یافته (امیر حبیب الله خان) مظهر و مفتخر ساخت. اما نهر سراج جلال آباد نه در روی بستر نهر سابقی که بعضی آثار آن را نشان میدهد با هیچ پیروی و مناسبتی ندارد. ازین نهر فواید بهره خیز از فائده ها و منفعت اینکه در باب زراعت بوجود می آید در خصوص تعدیل و برابری گرمی هوای جلال آباد نیز خدمت عظیمی میکند. زیرا مجرای این نهر سراج جلال آباد از محلات خشک آب و بیگلزار شهر میگذرد که آن زمین های خشک بی آب بعد از یک کمی بزراعت ها و باغها و باغچه ها اکتساب طراوت و رطوبت کرده هوای شهر را طبعاً معتدل می سازد.\n\nاین پادشاه معظم مقدس ما از ابتدای جلوس میامن مانوس همایونی خود شان روز بروز سال بسال با یک آثار عمران و یک تذکار نو بنوبت آوازه در ممالک شایان شان بروی کار آورده اند که از انجمله پارسال در اثنای اقامت سعادت علامه همایونی شان در جلال آباد رسم افتتاح (نهر سراج) بسیار بشکوه و سرور و شوق و شادی بوقوع آمده بود در روز مزبور جمیع سادات عظام و علمای بنام و مشایخ کرام و روسای قبایل و ملکان و کدخدایان اطراف و نواحی ولایت حسینه زرخیز سمت مشرقی و جمع غفیری از رعایای صادقه شان در موقعیکه اول سربند مدخل مجرای نهر سراج در اینجا بنا یافته جمع آمده بودند. خیمه ها، شامیانه، سراپرده های بارگاه همایونی برپا شده بود. میوه ها، شیرنیها، طعامها بر عموم صرف گردیده موزیقه های عسکری نواخته میشد، عساکر ظفرمنظر خاصه صف بسته احترام بودند. به منصب داران نظامی و عسکری به البسه های نیم رسمی خود شان ملبس و حاضر بودند. مراحم عدالت گستری و مکارم رعیت پروری پادشاه معظم محبوب القلوب ما در عملیات کندن کاری نهر مذکور رعایا صادقه شاهانه شان را تسهیلات و آسانیها بسیار سودمندی نشان داده است. چونکه اگر رعایا فعلا و به تنهائی خودشان در کندن مذکوره کوشش ورزند اراضی غیر مزروعه بر امالی تقسیم میشود، و تقاوی نقدی در باب اعمار و آبادی زمین ها بر رعایا داده میشود، و بعد از محصول دادن اراضی مذکوره وجه تقاوی و بده و مالیات دولتی بتدریج از آنها گرفته میشود. با وجودیکه سربند پخته کاری مدخل مجرای نهر، و در هر جا ئیکه پل، یا دهنه، و یا تونل کشیدن کارهائی بیاید که اهالی آن را تدارک کرده نمیتوانند همه را دولت می سازد. پس چون منظور امعان دیده شود متقابل یک سعی و کوشش بدنی که از لوازمات طبیعی نوع شریف انسانست بی فایده نامی مالی و جانی و روحانی بر رعایای شایانه شان عطا و احسان فرموده شده است.\n\nبعد از یک نطق موثری که ذات اعلیحضرت شاهانه در باب فوائد و منافع نهر مذکور، و نتیجه های حسنه آن بیان فرمودند بیل نقره نگین که محض برای یادگار همین روز ساخته شده بود بدست مبارک گرفته مراسم کندن نهر سراج را اجرا و فرمودند.\n\nنقشه آغاز مجرای (نهر سراج جلال آباد) از (پل درونته) تقریبا دو صد قدم پایان تر واقع شده. مدخل مجرا با یک بند بسیار پخته و متینی به اصول جدید فن معماری ساخته میشود.\n\nطول نهر تقریبا چهارده میل است که باین حساب نهر مذکور قریباً پنجاه هزار جریب زمین خشک بی آب و بی زراعت را که خالی از زندگی شمرده می شدند آبیاری و زندگانی خواهد بخشید. عرض زیر مجرا پانزده فوت، و عرض سطح آن بیست و پنج فوت. عمق آب پنج فوت است که ازین هم مقدار بسیاری آب آن نیز تا یکدرجه ظاهر میشود.\n\nنصیحت\nبناءً علیه بر همه ما منت واجب است که شکران این نعمت عظیمهٔ ذات اقدس الهی را بجا آریم که ما را بزیر دستی چنین یک پادشاه آبادی دوست، خرابی دشمن و این چنین"}
{"book": "adl0616", "page": 110, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۹\n\nیک شهر یار با عدالت پرور شفقت مأمن نائل و سزاوار ساخته و نیروهای دوام عمر و اقبال پادشاه محبوب القلوب قدسی صفات خود را نذر و زبان سازیم که لب به همخواری و پرورش دست عاطفت شاهانه شان دامن ما و خود ما بتقدم های بسیار متین و استواری در شهراه ترقی و تمدن در پیش رفتن میباشیم.\n\nهواي كابُل\n\nعجب جدل ! در نسخه سابقه خود از اعتدال هوا و شکایت بی یخی و بی برفی یخدان والا نا و بی بخارک ماندن او را و با نوشتند بودیم. درین نسخه خود از عکس آن حال بحث میرانیم، بلی! شهر عزیز ما شدت و غضب زمستان بدست نشان خود بخوبی نشان داد، جهان جهان برف ، عالم عالم یخ ! وقتیکه از بالا و گردنه آسمانی بسوی شهر نظر میشود دره گذرگاه ها کشید و چند ایک دریای عظیمه می یابد که بعد از ان برف در جریان آمده باشد ! کوه ، باغ خانه میدان ، درخت سرک بهم در آمیخته با یک روات بیضای مجلائے مستور مانده اند. عالم بعد یک انجماد .... بخندان والامهای بیچاره این نیرنگ پردازیهانی سحر کا را نه عالم طبیعت را از گور کردن (ایچ مهره) خودشان اعتقاد میکنند. اگر ایچ مهره نام یک چیزی دارند که اگر برف بباره ان را در زمین دفن کرده گویا برف میباریده است ! .. چه نجیب خرابات ! ...\n\nولی این را هم بگویم که فقرا ئے اهالی نیند چندان پردای آن ایچ مهره ما را ندارند. زیرا اولاً زمستان را به نیم رسانده اند و شدت چله های کلان را بسہولت و آرا می گذرانیده اند. ثانیاً از فیض رحمت پروری شهریار غمخوار مرحمت کردار اعظم خودشان بسوی زغال فروشان محتکر یک نظر خفت و حقارت مینگرند ، زیرا ذات اعلیحضرت پادشاه مقتدر این احتیاج زمستانی اهالی را از اول اندیشیده ، حاضر کردن زغال فراوانی را اراده و فرمان فرموده بودند. به جز دیگر زغال موجود بوده و به جز دیگر زغال\n\nان فروشان محتکر بنا کران فروشی را گذاشتند آن زغالها بقیمت بسیار ارزان در میدان دفع احتیاجات شهر بر آمده زغال محتکران را انقدر خوار و ارزان نمود که جوال بسیار بزرگی از زغال را بقیمت چهار روپیه گرفتن به استغنا خریدار و استرحام فروشنده بیع و شرا میشود.\n\nد الحاصل از قرار رپوتی که از توقف سر در وارد ارگ مبارکه در باب درجه هوا رسیده درجه حرارت و برودت هوا را در این هفته آخری تا به ۱۲ درجه بترک نشان داده شده است . از روز یکشنبه (۲۳) محرم تا به امروز که یوم شنبه (۴) صفر است سه چهار برف مکملی باریده که شروع برف اول از قبل ۸ بجه لیل شنبه ۲۵ ماه محرم تا به ۱۳ بجا یوم مذکور داشته باریده (۲ انج و ۲ سوط) بازان یک لیل چهار شنبه (۲۸) ماه و از دو لیل جمعه (۳۰) ماه تا به یک ثلث فوت و سه انج باریده و باز از دو ثلث شب گذشته سه شنبه ۵ ماه صفر باریده پنج انج و دو سوط این است کیفیت دو هفته وایه برای کابل که تحریر گردید فقط .\n\nجوارب خارجيه\nخبرهای خصوصی سراج الاخبار افغانی\n\n— از مصر ۳۰ ذالجی — عساکر عثمانه به اتفاق هرمان شجعان بر خطهای صنف حرب ایطالیا تها هجوم بردند و خط های دشمن را شکافتند و عسکر سواری عثمانی ناگهان ریختند و ایطالها بصورت غیر منتظم تا به موضع (مانی مصری) عقبت کردند. و بی انتظامی بسیاری در صفهای شان در افتاد، بعد ازان جسارت بر پیشرفتن بسوی گلستان نکردند .\n\n— دیگر — قوماندان عساکر عثمانی از طرابلس به ناظر حربیه یعنی وزیر جنگ استانبول تلگراف فرستاده گفته است که در ۱۷ ماه دسمبر با عسکر ما با عربها بر مقابله دشمن هجوم شود."}
{"book": "adl0616", "page": 111, "text": "صفحه ۹\n\n۹\n\nنائره، قتال در ما بین ما و دشمن در گرفت، شش ساعت کامل محاربه بسیار شدیدی بوقوع آمد. بعد ازان عساکر طرفین مرکز های خودشان جا بجا ماندند. و برای یک جنگ بسیار شدید دیگر حاضر و منتظر هستیم.\n\nدیگر — محمود شوکت پاشا ناظر حربیه یک نطق بسیار موثری در مجلس مبعوثان در باب سکونت و آرامی فرقه های مخالفه و اتحاد و دست یک کردن شان با همدیگر بیان نموده و ثابت ساخت که وطن را باید نجات بدهیم و از اختلافات در گذر شویم و در باب اثبات مدعای خود احوال مراکو و ایران را ضرب مثل زد. این نطق پاشا مذکور تأثیر خوبی بر مجلس نمود.\n\nدیگر — دیروز یک آرامی و سکون عمومی در استانبول پدیدار بود سعی باینکه فرقه مستقل بکار بردند، و نطق هائیکه وزرا بیان کردند، و بیاناتی که اخبار های مستقل درج کردند یک تأثیر بزرگی بر مبعوثان و فرقه های مخالفه اجرا نموده است.\n\nدیگر — ۲۴ دسمبر قوماندان عساکر عثمانی از طرابلس به تلگراف خبر داده است که در ما بین عساکر و ایطالیا یک جنگی بسیار خونریزانه در موقع (زنزور) بوقوع آمد. ایطالیا بنا بر ایستگاه تلگراف هجوم نمودند. ولی عساکر ما بکمال بهادری هجوم شانرا رد کرده بر جعت مجبور نمودند. عساکر ایطالی از شدت آتش عسکر ما در یک قریه پناه گزین شدند، ولی عسکر ما بقوت سر نیزه آنها را از قریه مذکوره به بر آمدن مجبور کردند. ایطالیها سه نفر افسر و ۴۵ نفر عسکر در میدان محاربه مقتول گذاشته فرار نمودند. از طرف ما چهل و نه نفر مقتول و مجروح بوقوع آمده است.\n\nدیگر — انور بیگ قوماندان عساکر عثمانی از (درنه) تلگراف داده است که در ۱۹ ماه مذکور عساکر عثمانیه بر خطهای مدافعه دشمن هجوم نمودند که در حوالی (درنه) است بمجرد از یک محاربه بسیار شدیده دشمن را به ترک کردن سپرهای مدافعه شان مجبور ساختیم، و بضبط کردن موقعهای شان کامیاب آمدیم. بقدر سه طوپ، و مقدار بسیار از ذخیره بدست ما آمد از ایطالیها بقدر (۳۵۰) نفر مقتول (۳۳۰) نفر مجروح درین محاربه بوقوع آمده است. و از طرف ما تنها ۳۳ نفر قتیل و ۵۰ مجروح میباشد.\n\nدیگر — از تاریخ (۳۱) دسمبر از استانبول تلگراف میده به:\n\nامروز مسئله تعدیل فقره (۳۵) قانون اساسی به مجلس مبعوثان عرض شد. ولی بنا بر اتفاق اعضائی مستقله که (۴۵) نفر میباشند با اعضای فرقه (حریت و ائتلاف) که (۸۵) نفر هستند در مجلس حاضر نشدند و تنها فرقه (اتحاد و ترقی) جمع آمده بودند، و چون تنبلی فرقه مذکوره دو ثلث هیئت مجلس را تکمیل نمیکرد، و هم در آینده تکمیل آن امید نداشت از آنرو وزارت استعفا نمود و صدر اعظم سعید پاشا اعلان کرد که بعد ازین هیچ منصبی از مناصب دولتی را قبول نخواهد کرد.\n\nدیگر — قوماندان سرحدی دولت عثمانیه بر سرحد ایران برای وزیر جنگ تلگراف کشیده که دولت روس بر سر حد ما و ایران لشکر بسیار فراهم آورده است. دوائر حکومتی استانبول ازین خبر مهم به اهتمامات عظیمه مشغول شده است.\n\nدیگر — از (تو بروک) مخبر مخصوصی اخبار اهرام مصر مینویسد: در غره محرم یک محاربه بسیار خون ریزانه در (توبروک) بوقوع آمده که چنانچه برای العین دیده ام برای شما مینویسم عساکر عثمانی به اتفاق عرب بر هر طرف هجوم بردند. طوپخانه های استحکامات دشمن با طوبهای جنگی ایشان آتش بسیار شدید می ریختند. حتی دکه های شرپنل و تیم های بزرگ شان به (۶۰۰) گله رسیده، و هران قدر که قتل و ضرب شدست میکرد شجاعت و حماست عرب نیز حیران می نمود. و بعد ازان (الله اکبر) را بلند کرده بر هجوم شرکت نمودند، تا انکه به استحکامات دشمن خود را رسانیدند. و دشمن از مقابل شان فرار نمود. درین معرکه از ایطالیها (۶۰۰) قتیل و (۷۰۰) مجروح بوقوع آمد. و (۶) (مترالیوز) یعنی طوپ های ماشین دار آتش فشان و (۱۵۰) تفنگ و غیره بدست مسلمین در آمد. در میان شهداء عساکر اسلام یکی جناب (شیخ المبری) است که با شش پسر خود و دامادانه گی را داده خود را شهید کرده فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 112, "text": "نمبر ۹\n\nواصل شده است . میزان کل مصارفات عمومیه دولت نسبت بسال گذشته (۲۱۶۶۴۰۰۰) فرنگ افزو نی کرده است .\n\nدیگر ــــ حکومت عثمانیه برای محاربه طرابلس یک اوردوپلانیک ) یعنی راننده ماشین هوا جستجو داشت . این مدرسه عسکریه را موسیو ( بارتل ) که از طیاره رانان مشهور (ویانه) میباشد قبول کرده است . این موسیو بارتل که عن اصل اوستر یالی میباشد در کارهای مسابقه ما در بین الملل یک شهرتی پیدا کرده است . از پانزده ما هست که بسیاحت جوانیه مشغول میباشد . با یک ( بیله ریو ) که یک نوع طیاره است پرواز میکند . این طیاره با یک موتریکه بقوت (۶۵) اسپ است سیر و سفر میکند . و درین قریب تا بطرف در آب غرب حرکت میکند .\n\nدیگر ــــ این یک بصورت محقق ظاهر و آشکار گشته که ایطالیها در محاربه طرابلس بر خلاف مقاوله نامه (لاهی) گلوله های (دم دم) و رطوپ و تفنگ استعمال میکنند .\n\nترجمه از اخبار بینی غزته\nذات حضرت پادشاهی دیروز بسبب روز اول سال جدید هجری مبارکبادیهای حضرات وکلا را قبول فرموده اند صدر اعظم سعید پاشا ، و شیخ الاسلام افندی ، و رئیس مجلس مبعوثان و اعیان و مستشار صدارت به دلالت در سرین مدیر تشریفات عمومی یعنی ایشیک آقاسی بزرگ بحضور پادشاهی قبول شده اند .\nاولا صدر اعظم سعید پاشا بنام بنده وزرا سال جدید مبارکباد را بذات حضرت پادشاهی تبریک نمود ، ذات شوکت مآب شاهانه مبارکبادی را ایستاده و پا قبول فرمودند . بعد ازان ذات حضرت پادشاهی به این صورت مقابله فرمودند :\n( از تبریکات شما ممنون شدم ، سال نورا من نیز بشما تبریک میکنم . انشاء الله این سال فرخنده فالی برای ملک و ملت آغاز سعادت میشود . مقصد یگانه من سلامت و سعادت وطن است . بنا بر این سعی و کوشش چند شما را متفقا در راه این مقصد آرزو میکنم . بعضی اختلافاتیکه در این اوقات موجود است امید میکنم که زیاده برین دوام نورزیده آن را نه بینیم . همه شما از اصحاب فضل و کمالات هستید . و دوام موفقیت و کامیابی شما خاص ترین آمال منست .\n\nصفحه ۵\n\nاز اخبارات ترکی\nاجمالی احوال سیاستیه استانبول\nاز مطالعه ( طنین ) و (ینی غزته ) نام اخبار های معتبر مطبوعه استانبول چنان معلوم میشود که اختلافات سیاسی در ما بین فرقه های مخالفه ( اتحاد و ترقی ) و (حریت و ائتلاف ) دوام میورزد ، کابینهٔ (سعید) پاشا بسبب کشمکش این اختلافات چنانچه شاید و باید کاری از پیش برده نمیتواند . و چون بحقیقت بکنە این اختلافها غور کرده شود بجز اغراض شخصی و احتراصات نفسانی ، و حب جاه و پراندن کلاه دگر چیزی دیده نمیشود . زیرا اگر مقصد حقیقی منافع وطنیه و فواید ملیه میبود در چنین وقت نازک که وطن شان در یک تهلکه عظیمی میباشد اختلاف خودشان را بیک اتحاد و ائتلاف حقیقی و جدی تحویل داده و جمله دست یک کرده مجلس عالی خودشان را مطرح مناقشات و منازعات خانه گی نمیکردند ، و بعد از اینکه برفع و ازاله غوائل خارجی خود موفق می شدند با ز بخود میپرداختند . اگر چه فرض شود که این اختلافات نیز برای جهان اتحاد و ائتلاف است . ولی هزار افسوس که وقت ضایع میشود !\n\nترجمه از اخبار طنین\nاخبار ( آوانتی ) بنا بر معلوماتی که از ( روما ) پای تخت ایطالیا گرفته چنین میگوید که : مجلس های حکومتی ازین سبب که ترکها لشکر ایطالیه را در چنین موسم های نا موافق بحرکات پیش رفتن مجبور می سازند خیلی اظهار نا خشنودی و غضبناکی میکنند .\n\nمصارف حربیه ایطالیا\nاز (روما) پای تخت ایطالیا خبر میدهند که درین نزدیکی یک امر نامه شاهی نشر میشود که به آن امر نامه وزارت جنگ را اجازه داده میشود که بقدر بیست و پنج ملیون دیگر بر مصارف حرب منظم نامیده که به اینصورت تا به سی و یکم ماه کانون اول مصارف حرب به نود ملیون فرانگ [که هر فرنگ تقریبا یک روبیه کابلی میشود] بالغ خواهد آمد .\n\nمصارف بحریه ایطالیا\nدیگر ــــ از پاریس مینویسند : در ( بودجه ) یعنی میزان مداخلات و مخارجات وزارت بحریه ایطالیا برای مصارفات عادتی به (۱۹۸۲۰۵۰۸۱) فرنگ و میزان فوق العاده وزارت مذکوره به (۱۵۴۵۱۵۶۰) فرنگ واصل شده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 113, "text": "نمبر ۹\n\nترجمه از اخبار ( ماتین) فرانسیسی\nچاره خراب کردن ( اور وپلان ) ما\n( اور و پلان) یک نوعی از ماشین های پرواز کننده است که دو سه نفر در ان سوار می شوند . و در هر ساعت سرعت (۵۰) کیلومتر ) که هر کیلو متر هزار متر و هر متر تقریبا یک گز شاهی میباشد در جو هوا سیر و سفر میکند ( سراج الاخبار) در نمر های آینده درین باب معلومات مفصل به قارئین کرام خود عرض میکند ]\n\nمخبر اخبار (ماتین) فرانسوی از ( برلین ) پای تخت جرمن مینویسید :\nتا بحال سعیی که در باب سرعت ( بالون ) ا ، و ( اوروپلان ) ما معلوم نمی شد از آخر دو تجربه های محله انداختن بر آنها بهیئت به نا کامیابی نتیجه پذیر میگردید . درین وقت ( غزته د و در سایی ) نام اخبار جرمنی مینویسد که از دو راس جرمن بایک آله تجزیه که شر و خرید او رویلان ) را را دفع و زایل میسازد مجهز میباشد . نظر به قول اخبار مذکور تجربه باشیکه با این آله بکار برده شد به موفقیت و کامیابی پذیر شده است .\n\nدیگر — هیئت عسکریه دولت ( اوستریا )\nفوق العاده سیر و سفر هوائیه را در محاربات وقت حاضر بنظر اعتبار گرفته و نظر افسران عسکریه خود را برای تحصیل این فن و خریداری اوره پلان ها انتخاب کرده یکی را به فرانس و دیگری به جرمن فرستاده است .\n\nتلفون در ما باین ملک فرانس و انگلستان\n\nدیگر — مخبر اخبار ( ماتن) از لندن مینویسید :\nوزارت پوست یعنی داک و تلغرافات دولت انگلستان در زیر (بهرایش) که در ما باین عکس فرانش و انگلیز واقعست بسیاری از سیم های تافون تمدید میکند که بعد از دو یا سه اتول سر بین سال مسیحی در ما باین لندن و پاریس مخابرات تلفونیه افتتاح میکند . تا بحال در ما بین (۳۰) شهر انگلیز و فرانسیس مخابره تلفونیه میان می آید . بعد از این در ما باین سه صد شهر مملکتین مذکوره بین مخابرات تلفونیه جاری خواهد شد . و به این سبب مناسبات و معاملات پر دو دولت افزونی میگیرد .\n\nتقاضای بحری\n\nدیگر — از لندن به اخبار ( ماتن ) جینویسید :\nدر کشتی زره پوشی و چه به ( اوریون ) نام انگلیزی که در پورت سموت بود یکی از شهرهای انگلستان است ]\n\nرا سه بار با مناسبت این گونه انام مبارک باد بعد از ان بنام مجلس مسجونان از طرف رئیس مجلس مذکوره بعرض تبریکات تقدیم شده ذات حضرت پادشاه او نیز همچنان فرمودند :\n(( بسیار محفوظ شدم ، میخواهیم که همه رفقای شما همچو حسن امیزش و وفاق به وظیفه خودشان مشغول شوند . درینباب شما هم سعی و کوشش در زید . ))\n\nاین را فرموده و باز بر سر این مجلس اعیان غازی مختار پاشا رو آورده فرمودند :\n(( بالطبع هیئت اعیان نیز در بهین را پوشش خواهند نمود ))\n\nدیگر — مردم مسلمان ( کلکته ) از نفاق و شقاقی که از مدتی در مجلس مبعوثان دوام میوه و بسیار رشتا رشتا و گفته شده بمقام صدارت . و وزارت خارجه و به فریق می جمعیت های این دو شرقی ، و حریت و اختلاف این طایفات این تلگراف نامه آتی را کشیده اند :\n(( لا عالم اسلام این را هیچ وقت آرزو نمیکنند که در دار الخلافه اسلام از نفاق و اتفاق اثری پدیدار باشد . حالانکه بیک طریق تحقیق خجالت . و بکمال افسوس و اندیشه شنیده میشود که در مجلس مبعوثان اختلافات شدید جای گیر شده است . بناء علیه بنام جناب الله تعالی جل شانه ، و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم استرحام میکنیم که برای بریدن این خلافت را از یک تهلکه بزرگ ، و برای نیفتادن دار الاسلام بدست دشمن به این اختلافات نهایت داده شود ))\n\nدیگر — وزارت حربیه این تلگراف را که از طرابلس گرفته نشر میکند :\n(( در شب ۱۹ ماه حال یک غند پیاده دشمن بالای یک کوهی مهمتر بود بحرکات پیش آمدن بر ما آغاز نمود . ما به این قوه مصاحبه مقابله بسیار به شدت تاکی نمودیم ، بنا برین در ایطالیائیها بر خط محاربه تلفات بسیار می گذاشته رجعت کردند ، در اثنای رجعت ایطالیائیها خط استقامت خود را گم کرده به تلفات و ضایعات زیادی دو چار شدند . تا بلافورن زاده ) از طرف عساکره دشمن را عقب گیری کردیم . از پنج صد نفر زیاده تر تلفات عساکره دشمن شکست خورده با تخمین میشود . بقدر دو صد تفنگ از دشمن ضبط کرده شده . ضایعات ما عبارت از دو شهیده و سی و دو مجروح میباشد ))\n\nدیگر — دولت ( اسپانیا ) یعنی اسپین اگر بعضی تخلیقات دولت فرانس را قبول کرده است ولی مهم ترین و بزرگترین آنها را رد کرده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 114, "text": "صفحه ۹\n\nیک قضای بسیار الیم و وخیمی بظهور آمده است. و چنان گمان\nمیشود که این قضا از کشیدن یک مخزن تیل نشده باشد. قوماندان\n(گازندت) با بیست نفر عده کشتی بصورت فیلک زخمی شده اند\nدر اثنا ئیکه کشتی (اودبیون) به بحر به ماشین های خود مشغول بود\nدفعه کفیدن بوقوع آمده کشتی بنانی که درد، پیره ماشین بود\nبصورت بسیار الیمناکی سوخته اند. یک صوبه دار کور شده\nو در حالیکه لباس هایش در میان شعله ها بود بیرونش برا درده\nاند. مجروحین را جهت خانه ها نقل داده اند.\n\nعلاج واقعه پیش از وقوع\n\nدیگر — اخبار (نیویورک) نام فرانسوی مینویسید که\nشهر (نیویورک) که پای تخت دولت امریکه است از\nحالا در باب قال اندیشی تدارک آب کارآمد بی کسی سال\nبعد خود افتاده است.\n\nاخبار (نیویورک هرالد) مینویسد که احتیاج\nباید سی سال بیشتر اندیشه کنیم درین روز ها نفوس شهر\nبه پنج (ملیون) (هر ملیون ده لاک) نفوس میرسد و افزود\nو سی لکه در هر سال پیش میشود یک لاک و دوازده هزار\nنفوس است که به این حساب در سنه (۱۹۳۰) آینده به جهانیم\nملیون متر مکعب آب برای شهر احتیاج می افتد. موندا\nاین مسئله المجبودی آب بعد از سی سال از حالا نظر وقت\nشرکت های یمنی های آب را جلب کرده برای جمع کردن\nآبهاییکه از کوه های (قاتل) انستل جاری میباشد به خاتین\nمخزنها و حوض انبار ها مشغول شده اند که در بین مخزن ها\n(۵۴۰) ملیار لیتر آب می گنجد.\n\nخدمت عسکریه زنان جرمنی\n\nدیگر — از (برلین) (پای تخت جرمنی) مینویسید\nزنان مالک جنوبی جرمنی یک مجلس وطن پروری تشکیل داده\nدر باب قبول شدن شان در خدمات عسکریه نطقها بیان\nنمودند. پر و فیسر (در نزول) آشکارا بیان نمود که خواه\nدر وقت حضر یعنی آسایش، و خواه در وقت سفر یعنی جنگ\nبه حال بیاید که زنان هم مانند مردان بخدمت ها می عیاری\nتابع و مجبور گرفته شوند. بنا بر یکه پر و فیسر مذکور از زنان در علوم\nجفته خدمات نقلیه و خسته خانه ها کارهای بسیار لازمی گرفته میشود.\n\nیک نماید و تلگراف بی سیم\n\nدیگر — از برلین مینویسند و یعنی ماهیگیران چون\nدر دو کشتی با پیگیری تلگراف بی سیم گذاشته اند که به این واسطه\nکشتی های ماهیگیران را که در دریاهای دور از بندر ها بشید ماهی\nمشغول استند مجرد یکه با رو متروها و ترما میرا دل جو او د توع\nطوفان را شاین به بد از شهر بذریعه تلگرافی بی سیم به آنها\nخبر سید مہند، و انها نیز علاج واقعه را پیش از وقوع میکنند.\n\nاز ترجمه اخبارات عربی\n\nسید محمد کیسی از مبعوثان بین شخص عاقل فهیم مخلصه خالص\nوقت اسلامی و ایمانی و دولت عثمانی از بند را سانند و به رسیده\nو بر عقل و تدبیر و حرم و شجاعت انسر کلان عسکر عثمانی عزت پاشا\nکه در مین است گواهی با د شهادت نا ادا کرد و یقین است\nکه هر گاه افسر کلان موصوف شخص عاقل و کار دان نمی بود صلح\nاهل بین و امام کی صورت پذیر نمی گشت و کاغذی بدستخط\nد میرا نام بھی رانشان را و بمضمون دانش و فرزانگی\nعزت پاشا افسر کلان موصوف که سبب عقل ودانش و\nالا صلح اہل بین با دولت عثمانی صورت بست – و اینکه من\nدر این روز ها نفوس شهر کا نام یکی میباشم حذره و احتیاط تمام را\nاز پنهان در آمادگی ماسی\nکسانیکه آب را تیره میکنند و ماهی را در آن میگیرند بر خود\nلازم داشته ام و من معنی این آیه کریمه که (یا ایها\nالذین امنوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ\nدانا ترم – ترجمه آیه کریمه – املاک اینکه ایمان آورده و به مقتضا\nایمان شود این است که بگیرید دشمنان مرا و دشمنان خود را دوستان\nالایه و از اخلاص امام یکی آن است که در فقرات صلح این\nبسیار از حقوق قدیمیه خود نزول کرده و در گذشت – و درین\nوقت قدیر دولت عثمانی را دانسته نواحی کو کیان و زمام\nو بریم و حجه و عمران دانس کفایه نمود و اینها شش علاقه اند\nکه در آن یک و نیم میان رعا یا ی شیعه طایفه زه یدید که با ما\nحضرت زید بن امام زین العابدین رضی الله عنه قایل میباشند\nسکونت دارند و تابع امام یکی مذکور میباشند که در بین\nنواحی حاکم شرعی برای من استفاده شود. و باقی امور اداره\nمالیات و کار عسکری و ملی بدست دولت عثمانی باشد مانند\nباقی ولایت یمن.\n\nنقل از اخبار پایونیر\n\nمجلس ایران مشوخ نموده شده است و الحال افتاده\nپر آشوب که بر دولت ایران پیر و که تاریکی و شد ریکی و شورش و فدا داندا\nبود به اختتام خواهد رسید مجلس دکوره برای الهامی ارتش فتنه\nو شریح اقدام نموده بود و مزید بران دیگر منصب داندان در\nکه برای قیام امن و امان سامی می داند مخالفت میا در زید"}
{"book": "adl0616", "page": 115, "text": "صفحه ٦\nمبر ٩\n\nتا اینکه موجود بودن افراج به درس نیز بر مجلس مذکوره هیچ اثری پیدا نکرد و معاملات ایران در قصر نزلت افتاده با دشاه دور ایک ہسپانیه مخالفت مجلس در حالت بیچاره گی بودند و حقیقت آن جمله تدابیر و سر رشته نامی که برای اصلاح سلطنت خود یا مصلحت روس می اندیشیدند کالعدم می شد – چنانچہ لارڈ مارئی سابت سکتر بند و وقایع نگار پایونیر مقیم ایران جنوبی نیز چون حالا ایران مشاهده کردند بلا مباله گفتند که باعث تخریبه دلت ایران کو رنمنٹ مشروطی ایران حیات فقله\n\nکه مردم فرانش مقیم مراکش دیگر نصری فتنه انگیز را بر خلاف مردم برانگیخته میکنند نند و نیز آنها را با حرب و آلات جناب مهیا میکنند تاریخ ۱۷۲۸ دسمبر در جنگی که ما باین مردم اسپانیه و مردم بیران بوقوع آمده بود از انو ج اول الذکر قریبا دو نفر مقبول و هفتاده جو درج شدند بقرار بیانات ریسمی که از شید رڈ (ہسپانیہ ) موصون شدند معلوم معلوم شده است که تاریخ ہے ۲۷ ماه دسمبر از افواج سات شصت و چهار نفر سیا بیان نظام و چهار نفر افسران نظام مستانی ۱۲۱۰۱۰ نفر سپاهیان و ۱۸ نفر افسران مجروح شدند گفته ام که کمک مزید برای اعداد مردم مراکش رسیده است دختر به جنگ شدید ما باین مردم هسپانیه و مردم مراکش انفاق خوا به افتاد\n\nاخبار سول اینڈ مشتری گرفت میروید\n\nوزارت ایران مستر شوستر را موقوف کرده است اما مسیر مذکورانه کور نخست ایران مهلت طلبیده است و گفته است که وقتیکه کدام جانشین من بر عهده وزارت مالیات مأمور نموده شد من از عهده خود دست بردار خواهم شد – حالت شیراز خیلی ابتر شده است – فصل روسی از تبریز اطلاع داده است که با وجودیکه خدائیان ایران بر مجرد حسین افواج روسی ظلم و تشدد کرده اعضای مقتولین روش را به خیلی بیرکی قطع و برید که ده اند تا افواج روی در پاداش مظالم بند کور با باشندگان مقامی به خیلی انسانیت و شرات سلوک کرده اند و زنان و اطفال ایرانیان را از گلوله باری شدید حفاظت نموده اند بلکه در دوران گلوله باری فریبا یکصد مردم روسی بلاک شده اند .\n\nمنشی سید احمد دہلوی تجویز نموده است که چون با دشاه شاه جهان مرحوم شهر دبلی را بنا کرد نام آن را شاه جهان آبا د مقرر نمود و بعد از و فانش چون دیگر شامان مفید حکمران شدند آنها نام آن ریالی شاه جهان آباد نهاوند لهذا با میچ که اعلیحضرت شاه جارج در یادگار تخت نشینی خود نام شهر و بلی را از استا ذیل مقرر دہلی قیصر آباد و یاد بلی جارج آباد و یا فرخنده بنیاد نصر باد و یا خجسته بنیاد جارج آبا دیا شرف البنا و قیصر آباد دیا تاج گاہ وغیرہ فقط\n\nایضا نقل از اخبار پایونیر\n\nاز روما خبر آمده است که چند هزار ترکان بعد تونجا به بهاری ۲۵ ۰۱ دسمبر به بن غازی حمله کردند ا تا به سلیب گلوله باری شدید اتواب اطالیه از بین نمازی بر فاصله دو هزارگزه معطل شدند و پیش رفته نتوانسته اند و بوقت غروب آفتاب بطرف گلستان بازگشتند\n\nلندن مورخه در ماه جنوری شداد شاه بروز جمعه اعلیحضرت شاه جارج و ملکه یک منتظر عالیشان را معاشه نمودند نظاره سیدان کلکته مشتمل بر دو مجلس عظیم بود و فرید بران چند مردم (ارایه) نیز از رقص جنگی با دشاه را محفوظ کردند کیفیت نظاره را یک قایع نگار اخبار پایونیر را لحاظ ذیل بیان الفاظ ذیل بیان کرده را است - نظاره اندکور در شکوه و علامت خیلی قشنگ و خوش وضع و در تحمل خیلی درخشان بوده و امکان ندارد که تابش و شوکتش از قوت حافظه ناظرین آن تابیده به تعجیل محمود حک گردد اعلیحضرت شاہ جارج و ملکه در کاسایت آهسته آهسته دور میدان مذکور گردش کردند تا که اند کور گردش کردند تا کسی زه میندگان رهند مجلس از جمال شاہی محروم نگردد و چون مردم پادشاه را دیدند بی اختیار بسبب فرط مسرت دیدار و ذوق جمال شاہی و دعا در ازی عمرت و مذکورانه دل شان بر آمد و گفته اند که بوقت اختتام ان نظاره و فینکه شاه جارج و ملکه از میدان و اسپس به گور هست بوس گردید ند بسیاری مردم آنجا جمع شدند و چو کی ہاے رسمی را که بر آنی شاه جارج و ملکه نشسته بودند پرستش کردند (نعوذ باللہ من ذالک) و خاک زیر چو کی ما را ببر کا در دامن با خود\n\nدر حسنیت پیر زبرگ مشتهر شده است که چون کو رنت نگار ایران سر رشته تدافع و تدارک به نظمی سلطنت نموده نمی تواند بر اطفای دانش بغاوت مردم مفیده انگیز که بر افواج روسی به قام تبریز درشت دان زیلی شده و و مظالم نا ر وا کرده اند سلطنت روس افسران نظامی خود بدایت نموده است که مصادرت افواج روسی را با خوذ کرده و به عدالت عسکری سرامی شدید دجله اسلحه دالات حرب را از فدائیان و دیگر مردم فتنه پرداز ضبط کنند و برا اصلاح و نظیر با میان تدابیر درشت و شد به بهای و اگر در دوران اصلاح در کدام مقا به اتفاق افتد در تخریب مقام میچ کو تا ہے نکنند فقط\n\nما بین فرانس و اسپانیه در باب موریش مراکش خیالا مخالف پیدا شده می رد نه دجر نیل لو گور و دیر جنات ظاہر کر دوام"}
{"book": "adl0616", "page": 116, "text": "نمبر ۹\n\nبسته کرده بخانه ها می خود بردند و ترجان اخبار مذکور ( ضعیف الاعتقادی انسان ضعیف البنیان را ملاحظه فرمائید فقط ( سراج الاخبار افغانیه )\n\nرفیق ها ( اخبار افغان) که در پشا ور نشر میشود و نطق مذکور را به بانی قومی افغانی ما ترجمه کرده نشر نمود که حقیقتا از قرائت آن یک حسن سروری برای ما حاصل شده لهذا از رفتن خود جدا گانه تشکر میکنیم .\n\nما ملت افغانی کمال عجز و انکسار بحضور شاه تا بعد بار پروردگار خود میمانیم و به نهایت فخر و سرور میگویم : الحمد لله هزار بار الحمد لله که ما به امامت و پیش نازمی با د شاه محبوب القلوب خود همتای دانای توانای عظیم الشان خود را پرستش میکنیم پیش از اگر حین ما بر غالب نیاز عبودیت برسید چینه مبارکه پادشاه بر خاک پرستش میرسد، چه سعادت ، چه مسرت ، چه سخرت !\n\nاز رو با خبر تلگراف آمده است که یکدسته سپاهیان نظام ایطالیه بتاریخ ۲۶ مه در سه راه برای حفاظت انجنیران خود بنظر در نارفتند — انجنیران مذکور بر یک جوی آب کار میکردند — چون دسته مذکور بجوی آب رسید فرج کثیر ترکان که در قبضه خود اتواب آتش فشان داشت بر سپاهیان ایطالوی حمله آور و بعد از جنگ شدید فوج ایطالوی پس پا شده و سه نفر مقتول و ۷ نفر مجروح را در معرکه کار زار گذاشت\n\nاعلیحضرت شاه جارج در جنگل خیال بیست و یک پلنگ و چهار خرین از تفنگ خودشکار نمود فقط\n\nیک کشتی جنگے روسی موسوم به فاکیس دیر وز بمقام بوشهر رسید و یکصد و شصت و نه نفر سپاهیان نظام روس از کشتی مذکوره فرود آمدند فقط\n\nنقل نه اخبار سول الله منری گرت\nدر باب مستقبل چنین ما چیزی گفت نمی توانیم اما اگر بر حالت شود جنگه نظر میندازیم این امرا ظهر من الشمس میباشد که انقلاب خواهان چین اظهار حماقت کرده اند و برای آنها مناسب بلکه انسب بود که در انعقاد مجلس مصالحت شان گاهی خلل انداز نمی شدند و تا ظهور پذیر شدن فیصله آخری مجلس مذکورہ برائے ما نکو حمله نمی آوردند و چون باغیان در راه انتقاد مجلس سد راه شده اند حامیان خاندان شاهی خیلی مسرور میباشند چرا که مو اخر الذکر میدانند که التوای مزید موجب فلاح باده خواهد بود فقط\n\nاکثر اخبار های هم عصر ما از انگریزی وارد و که در قطعه وسیعه هندوستان طبع و نشر میشود نطق اعلیحضرت با دشاه محبوب القلوب معظم در باب خانه شهدا و مجروحین طرابلس غرب در سوم ماده ذوالحرام بیان فرموده شده بود در روزنامه های خودشان ترجمه و نقل کرده اند. و اکثر رفقای هم عصر با یک نظر توجه و نیک بینی\n\nبوی سراج الاخبار افغانیه ها می نگرند که ازین حین توجه رفقای قلیه خود با الخاصه عرض تشکر مینمایم .\n\nعلم تاریخ\nیکی از علوم بسیار معتنابهای فواید انتها علم تاریخ است که مطالعه آن انسان را بسی عبرت ها ، و فایده ها می بخشد و انسان را بر احوال این دنیا تا از زمان خلقتش آگاه می سازد، و به این سبب با وجود یکه انسان برا افزودن یکروز عمر خود از عمر طبیعی که به اجل موعودش منتهی میشود قادر میوه شده بواسطه مطالعه تاریخ عمر خود را معنا تا بسیار سالهای میانه بصورت رجعت قهقری تمدید داده می تواند . بنا بر منافع و فواید که تاریخ دارد بعد ازین نسخه های روزنامه ( سراج الاخبار افغانیه) به بعضی لوحه های تاریخی نیز مزین صحایف نموده مطالعه کنندگان گرام خود را مستفید می نماید .\n\nتاريخ علم تاريخ\nپیش از آنکه از وقایع و حوادثی که علم تاریخ از ان بحث و بیان مینماید به سخن رانیم اگر یک قدمی از تاریخ خود این علم که آیا از کدام وقت ظهور نموده، و بچه صورت و چه کیفیت به شکل یک علم خصوصی در آمده و به سیر مطالعه کنندگان گرام خود جرات ورزیم چیزی نقصانی نکرده خواهیم بود . باید دانست که قبل از ایجاد خط و کتابت هر ان قدر وقت و زمانی که مرور نموده باشد برای اطلاع بر احوال آن بجز کتب مقدسه سماوی دیگر هیچ یک ماخذ و منبعی موجود نیست و ان کتابهای مقدسه بر ا کتب سماویه میگویم نه تاریخ . بناء علیه علم تاریخ این اعصار اخیره برای این فن سرور تعیین و مقرر نموده اند که آنهم عبارت از سنن (طفولیت) و سنن ( صباوت) ، و سنن ( رجولیت ) تاریخ است . پیش از ایجاد خط و کتابت که مردمان ( فنیکه ) آنرا ایجاد کرده اند شهر دلارامی (( علم تاریخ )) در رحم طبیعت کائنات بحال ( جنین) مانده بود . فن کتابت مانند قابله کائنات مقابله آن جنین نا زمین را از مشیمه ما در بیرون آورده و در قماط استعداد و قابلیت پیچیده در گهواره طفولیتش بخوابانید ."}
{"book": "adl0616", "page": 117, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۹\n\nدر وقت هائیکه افراد بشر در شهر و موفقیت بر دیگر سبقت گرفتند (کاغذ) ایجاد گردیده و میراث تاریخ به پوشاک های باز مینی آراسته آنی زنهادند خواجه در نسخه خانه عبرت بر بعضی لوحه های سنگے، و بعضے شده مانند دیگر علوم و معارفی که پوست حیوانات خشت پاره های بناهای بزرگ بزرگ قدیمی، بر موز یا طلسمها پیچانیده شده بودند رهائی یافت. بلی پیش خطهای خفی و جلی بسی دفینه های معلومات و حوادث کوبینه را از ایجاد کاغذ همه نوشتنیها بر پوست حیوانات نوشته برای استقبال مستن کالا و در صفی عبرت گاه جهان ثبت نموده می شد! ایجاد کاغذستن صباوت تاریخ را بجد بلوغ بود که در نیوقت بواسطه آن خطهای رمز آلود معما نمود وقایع رسانیده در کمال و جمال و تربیه و آرایش او روز تاریخیه، و احوال مدینه اقوام و ملل گذشته گان خود را افزونی بخشید. در سنهٔ (۱۴۳۶) میلاد (صنعت طباعت) یعنی چاپ حروفات قالبی از طرف می آموزیم. (کوتنبرگ) نام شخص جرمنی ایجاد گردیده و بعهده برار تعلیم و تربیه این طفل قابل استعداد اول با اشعار (او میرویس) (فن تاریخ) و دیگر فنون عالیه هم مسبق او شدند. یونانی،\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 118, "text": "صفحه ۱۱\nآبا سببی که اصل و نسب و ورثه و مشایخ یک چیز بسیار معتبر و لازمی شمرده می شد در (علم انساب) معلومات کامله داشتند که در میان شان در هر وقت همچنین آدمانی که شب های خود شان را متصلاً شماره کرده بتوانند موجود بود، و مرتبه تا اینکه شعرای عرب در باب وقوعات هر قبیله که در میان قبیله های شان بوقوع آمده بود نظم کرده بودند موجب فراموش نشدن آن وقوعات مسابقه میگردید. و حکایات و روایاتی که از سخنان ضرب مثل شان باقی مانده بود نیز موجب یاد آوری حکایات واقعه آن ضرب مثل برای آن گفته شده بود همی شد. ولی با وجود این هم کتابهای مدون تاریخ نداشتند.\n\nبعداً از آنکه فتوحات اسلامیه رو به ترقی نهاده و دولت عباسیه در بغداد تشکیل یافت علوم و معارف در بین اسلام در راه ترقی یک سرعت بسیار عجیبی نشان دادن گرفت که از انجمله کار رفتن تاریخ نیز برتری و بالائی گرفته بسی کتابها تاریخی که بزبان یونانی نوشته شده بود با دیگر علوم حکیمیه و فلسفیه بزبان عربی ترجمه گردید. رفته رفته مورخین اسلام افزونی گرفته بصد ها جلد تواریخ نوشتند. حتی در قرن ششم هجری (ابن عساکر) نام مورخ عرب در (۸۰) جلد تاریخی نوشته که به (تاریخ ابن عساکر) معروفست. بعد از آن (امام ذهبی) و (ابن اثیر) و (ابن خلدون) و غیره تواریخ مفید و نافعی تحریر نموده در راه ترقی و استن رجولیت تاریخ خیلی خدمت با کرده اند.\n\nدر اروپا بعد از مدتها می بسیاری از عربها نشر علوم و معارف آغاز نهاده و کتاب های عربی که در علوم و فنون متفرقه از زبان یونانی ترجمه شده بود بزبان های اروپائی از عربی ترجمه شده تاریخ نیز در انجا رونق حسن و جمال خود را روز افزونی نمود. در وقت حاضر فن تاریخ با محبوبه نازنین صنعت فوتوگرافی و زینگوگرانی ازدواج کرده و ارشاد\n\nپر اشتی\n\nنمبر ۹\nسخن رجولیت خود را اثبات نموده تا به بینم بچه ثمر و تولید خواهد نمود !! ....\n\nحفظ صحت\nهر انسان که میخواهد صحت ، ثروت ، فکر و ذهن خود را محافظه کند میباید که بوقت بخوابد ، و بوقت برخیزد و به وقتهای معین طعام بخورد، و بوقتهای معین بکار و وظیفه خود آغاز کند. یعنی اوقات خود را تقسیم کرده همه اعمال و حرکات خود را در زیر یک قاعده و انتظامی در آرد. شب را خدای یگانه برای راحت و روز را برای کار و خدمت مقرر فرموده. وقت صبح هنگام فیوضات است. وجود و ذهن، فکر بسبب استراحت که از خواب کامل شب گرفته باشد تندرست، صفا، تیز میباشد و بهر کار قابل و مستعد.\n\nبرای صحت وجود میباید که به این چند چیز رعایت شود: وقت خوابیدن؛ وقت برخواستن؛ بدرجه بسیار پر نان نخوردن؛ طعام را تا خوب نجایند فرو نبردن؛ در وقت ماندگی و پر عرقی آب نخوردن؛ وجود را بیشتر از تحمل آن مانده ناختن؛ هوای اوتاق نشیمن گاه خود را همیشه تبدیل نمودن؛ همیشه سر خود را سرد و پایهای خود را گرم، و بدن خود را معتدل نگاه داشتن؛ پرزه خوری نکردن؛ اگر در شب بیدار و خواب باشد هیچگاه قصور آن را بخواب روز نکشیدن؛ وجود خود را تا میتواند پاک داشتن؛ تا که ممکن باشد قهر و غضب نکردن؛ ذهن خود را از حد زیاده مانده ناختن؛ از هر چیزی زود ملول نشدن؛ خود را بعیش و عشرت غرق نکردن؛ بسیار ذوق و صفا عادت نگرفتن؛ هیچ چیز را برای خود یک درد و مراقبت ساختن؛ در حمام بسیار نماندن؛ و چون از حمام برآیند زود خود را پوشانیدن. و الحاصل هر حرکت خود را بیک حد اعتدالی اجرا کردن برای حفظ صحت نافع و سود مند است. و همه چیزهائیکه مخالف این چیزها مذکوره باشد\n\nپر اشتی بعضی صد اما می پر قیل و قال شقاوت پیشگان حق نداری که نفس خود را به تهلکه بیندازی، زیرا\nشنیده، بچه پول و چه ترسی از خواب بر می جهم من امروز فردا عنوان والده گی را میگیرم. آیا میخواهی\nبه حال بر من شفقت می آوری! این مطلب که اولادت چون اول بدنیا قدم بنهد یتیم باشد؟ آیا\nتهلکه ناک یک محله ایست که خودت هم باین بخوبی آرزو داری که به این جوانی زوجه ات بیوه شود؟\nواقفی، یک حس قبل الوقوع و یک اندیشه درونی\nبمن خبر میدهد که بسرت یک بلائی خواهد آمد، میترسم که\nکسی بجان نازنینت سوء قصدی نکند. حال آنکه برین\n\n— (بیقیدانه) درین باب هیچ اندیشه مکن\nتلوتیلد! من در تدبیر هیچ تصوری نمیورزم.\n( باقے دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 119, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۹\n\nضرر آور و بیماری پرور است . بنا برین در هر خصوص میباید که انسان بر محافظه صحت خود نظر داشته باشد. از همه چیز هائیکه اطبای حاذق آنرا متغیر صحت نشان داده اند باید پرهیزند. کتابهای کوچک و بزرگی که در باب حفظ صحت نوشته شده مطالعه کنند .\n\nادبیات\nتحصیل\nمائیم ستادگان که بیامد بتدبیر صنائع زمانه یعنی رکن ارکان تحصیل\nاز این است که در راه دانش حتماً جاده روان علم آراستند تحصیل\nمی برم سعادت باز چون از او ختامه دیدگان ارفع خورشید است تحصیل\nبدر افتادگان علم جان جهان مهیا منبع تر ز لطف است عنوانش تحصیل\nبنا شد غذا روح و دیبا آن بود جهالت درد جانگاهست دور تا\nز جمع آگاه بود اندر زبان کز اشتر جانها بخشید تحصیل\nبیا محمود از فیض عارف تا زمان بنای قصر جان عرفان ارکانش نهاد\n\nناموران زنان جهان\nما بعد از نمبر هفت\n( آدلاييد ) = از خاندان پادشاهان فرانسه به این نام دو زن مشهور است که یکی دختر ( لوئی پانزدهم ) و خاله ( لوئی شانزدهم ) میباشد که در سنه ( ۱۷۳۳ ) تولد یافته ، و در وقت اختلال و شورش بزرگ فرانس بشهر ( ناپولی ) در ایطالیا رخت اقامت کشیده و در تاریخ ( ۱۸۰۰ ) میلادی جهان فانی را پدرود گفته است . دوم همشیره ( لویی قلیب ) است که در سنه ( ۱۷۷۷ )\n\nتولد یافته و در زیر تربیه ( ما دام خیلیس ) پرورش یافته است در زمان حکومت دولت فرانس که بعد از ( ناپولیون بونا پارت ) تشکیل یافته بود مشهور ترین مردمان آزاد طلب را بطرف داری برادر خود ( لولی فلیب ) مجلوب و مایل ساخته ، و در باب قبول کردن تاج فرانسه را برای برادر خود بسیار سعی ها کرده است . و در پیش لولی فلیب حکم و اقتدار بزرگی را مالک بود. ثروت و سامان بسیاری برای برادر زاده های خود میراث نهاده است . ( ما بعدش در نمبر ما می بیند می اید)\n\nعِلمِ ثَروَتِ مُلك\nمثلاً پشمی را که گروه صنایع ارضیه از پشت حیوانات پرورشش داده خود بر کشیده اند، و پنبه که کرده کشتکاران آن را کشت کرده اند، و معدنها می که کان کنان کنده اند گرفته انواع اشیای رنگارنگ و آلات و ادوات کار آمدی ازان ساخته، و فایده و قیمت برای آنها حاصل کرده بصورت مبادله ازان راه کسب توان گری کرده اند که این گونه کار ها را (فابریک کاری) یا (صنعت کاری) میگویند. ولی چون اینها از دیگر صنعت با قاعده تفریق و جدا نمیشوند حصر کردن لفظ صنعت را تنها برای اینها (باقی دارد)\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار\nبسته و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر کلانتر مطبعه حبیبیه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهار"}
{"book": "adl0616", "page": 120, "text": "صفحه ۱\nسال یکم\nنمبر ۱۰\n\nنگران\nایشیک آقاسی اعلیحضرت بهادر\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل سه روپیه کابلی\n\nخارج ملک با اخراجات پوسته خانه نیم پوند انگریزی\n\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\n\nتاریخ عربی یکم ربیع الاول ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\nافغانیه\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nادارۀ اخبار و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنه کابل\n\nهمه محررات تحریریه به اداره خانۀ اخبار\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\n\nتاریخ شمسی یکم حوت ۱۳۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلی و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nسرگهای جدید — تصحیح افکار — ادبیات رفو چکر ہوا — مقالات علمیه اینا ورقه و زبان انی و ضرورستان\nحوادث خارجیه — افتخارات مجید درباری چاک\n\nسِرکهای جدید\n\nپیروان خود را بر خیرات و مبرات باقیات الصالحات امر و تنبیه کرده باشد و رفع اذای سبیل ) یعنی بر داشتن اذیت چیزی از راه و ( اماطة الاذی عن الطریق ) او امر مؤکده معتقدهای عالم اسلامیت است. در همه آثار و اعصار قدیمه و اخلاقیه، و ادبیه اسلامیه که نظر کرده شود راههای صاف و هوا اور پاک پر امن و امان را از لوازمات مهمه عدل و معدلت شمرده اند. از نبودن پلها و اذیت یافتن عباد الله در راهها حکام و زمام داران ملک در نظر شرع شریف مسئول و ماخوذ شمرده میشوند. بعضی از مفسرین عظام ( باقیات الصالحات ) را به آثار آبادیها مانند پلها، و راهها، و نهرها، و سلسبیلها و جامعها و خیرات خانه ها، و مکتب ها و امثال آن تفسیر کرده و امر کرده اند که حضرت خواجه هر دوسرا علیه الحل و التحایا ( صدقة جاریة ) وارد شده یعنی خیرات باقی و پایه دار که آن صدقه جاریه بجز همچنین آثاری که نفع آن عام، و فایده آن موجب رفاه و راحت انام باشد و گرچه خواهد بود با و ازین است که پادشاهان اسلام دایماً در باب اینگونه صدقه جاریه سعیها و کوشش ورزیده اند که کره آنان با نشان میدهند. با قدری انصاف شود: یک راه مرور عامی فرض کنیم که از شهری بشهری و دیار [نرقص؟] بقصبه رفته باشد، و معابر و گذرگاه و نقش سم ستوران باشد، و آن نقشهای پا بوضع خطهای غیر منظم در کوهها، و دشت ها\n\nیکی از آنها، و خیریت آثار به عهد ترقی نثار اعلیحضرت آباد منظره ( سرک ) یعنی راههای پخته یقینی است که مانند رگهای حیاتیه در وجود ممالک شاها نه ممدود شده است. هر گاه یک شخصی بگوید که بی راهی از راه بهتر است چنان خواهد بود که بگوید: راحت پیاده منزل زدن از راحت سوار خواب و موتر افزون تر است. آنوقتها نیکه سد و بند کردن راهها لازم بود گذشت زیرا تنها راههای زمینی نی بلکه در کره هوا نیز سرکهای منتظم سیر و سفر باز گردیده است و بند کردن آن از محالاتست گر بقوت ماشین های پر قوت جهازات هوائی! ...\nهیچ دینی از ادیان عالم نیست که بدرجه دین مبین اسلام"}
{"book": "adl0616", "page": 121, "text": "نمبر ۱۰\nصفحهٔ ۲\n\nوحشی بافته، و در زیر شیشه و یاقوت و الماس و زمرد و لعل و مرجان و غیره که در روی آن کار شده باشد، سنگها، سنګچها، و یک گل خانه مانند آنها در مجرای آن خطها لازم و ملزوم شده باشد، و بیل و کلنگ صنعت دست بشر پر کار و مهندس پر هنر در ان هیچ کار کرده نباشد !\n\nحالا این راه کج و پیچ و تاب و تابی را که شاعران آنرا با چنگاه نامه های خود شان تشبیه داده اند در پیش یک مرکب پخته سنگ بهت صاف و هموار به پهنای یک کوهها را بریده و از روی آنها می شیند، و دو نهر را با پلهای معلق آهنین در گذشته و مهندسه به کار معمار آن را با اصول هندسی در کوه ها و دره ها عبور داده، که اگر شرح و جزئیات آنرا به پیچ و تاب زلف محبوبان تشبیه حق دارد، و دو پہلو بسیار آباده و به یک نظر سطحی در ان به بینیم آیا و دیده آید و تحقیق و تفکر که کدام یک را به منطق عدالت موافق تر می یابیم ؟\n\nتا به اینجا شمهٔ از جهت معنویات راه آهن را بیان کردیم حالا یک قدری از دید مادیات و جهات ثبوبی فواید دیگر آن نظر کنیم :\n\nامروزه روز اگر یکبار یکی از ما به ممالک فرنگستان برود و پیش بها های خارق العاده آن مملکتها بحیرت میرود هان شهرهای آن ملکها را قابل سیر سفاین می بیند – یعنی چنانچه بر سر کوها بواسطه نظراً به باد موثر باسید در رفتار میشود در بیابان این شهرها نیز بواسطه موثر بو تها، و واپورها، و استیم تها، و کشتیها و غیره از شهر شهری و از قصبه بقصبه سیر و سفر میشود، بهزارها سرک های پیاده و دواب را، چون ایلیا، و سنگ پخته در بیابان شهرها وقف احمد و دشه، و بر ان سرکها هزارها هزار آلات نقلیه مانند عرابه ها، اومنیبسها، تراموایهای برقی، موتر های قسم قسم را در سیر و حرکت می بیند. اقلیدسهای عظیم، قطعه های سیم، ابا کوها و صحراها، و جنگلهای پادشاهانه – اما چه راهها ! راههای آهنین بیکدیگر مربوط شده و می بیند. شهرهای بزرگ این ملکها را می بیند که تنها به راه های روی زمین اکتفا نکرده و در روی زمین شهر بواسطه تونلهای زیر زمینی، و بر روی شهر بواسطه پلهای بسیار بلند آهنی، راههای رفتار آلات سریع السیر عجیب و غریبه بکار انداخته شده است، و این به اپوکالی رسیده و درین اوقات از میدان واسع بی پایان کرهٔ جیده هوا نیز استفاده کرده (اوروپلان ها) یعنی ماشین های طیار، بالون ها اختراع شده است که از حالا کمپنی ها و شرکتهای سیاحت روی هوائیه تشکیل می یابید.\n\nحالا این را یک قدری به بینیم که این همه راهها و این حالتها چه فائده حاصل کرده اند؟ اولاً : از ( وقت ) که (نقد) است فائده گرفته اند یعنی یک حرکتی که بیک ماه بکنند آنرا با پیکر و زنبیل می آرند، کاریکردن را بیک ساعت، کار یکساعت را بیکدقیقه بوجود می آورند. و به این صورت توانگری و معموریت حاصل میکنند. ثانیاً، بلای قحط و گرانی از ان ملکها یک قلم بر طرف شده است. به مجرد یکه در یک ملک قحط و گرانی ظهور نماید از هر بر طرف غله و خوراک در آن واحد به آنجا میرسد که اگر اینحال را در غله خیزی دشت های زمین های ترکستان و عدم غله کی بعضی کوهستان های وطن متقدس خود را انتقالیه نمایم درجه اهمیت فایده را به تائید درجه بر ما واضح میگردد.\n\nماشا : برای تجارت و صنایع آن ملکها فایده های عظیمه رسانیده، و اجناس خام و کم قیمت را از جای های بسیار دور، و مسافه های خیلی در از به بسیار زودی و آسانی آورده و آنها را در ماشینهای فابریکهای صنایع مختلف خود بشکلها و صورتهای رنگارنگی بر آورده و به سرعت تمام به سوی انجاهای دور و دراز رسانیده نقدی های نرخ ملکهای دیگر را بواسطه آن در جیب می اندازند، و از انسبب دیگران را فقیر و محتاج، و خود را توانگر و محتاج الیه میسازند. به اینها که از همه مهمتر است فایده با عسکری آنست : نخستین مدد گار مظفریت در جنگ با این زمان این چند چیز است که عرض میشود : در اول فرصتی که دست بدهد بیشتر و بیشتر از دشمن قوتهای عسکری بر سرحد ملک خود برساند، و پیشتر از دشمن نقطه های مهددها بدست آورده، و به قوتهای جزئی بر دشمن با قوتهای کلی حمله کرده دشمن را پریشان سازد. لهذا بر انقدر که قوتهای زیاد عسکری بزودی سوق کرده شود همان قدر مظفریت نیز زودتر بدست می آید. اسباب یگانه مغلوبیت دولت عثمانی در جنگ روس، و اسباب همه فلاکت روس در جنگ ژاپان بجز همین نبود که دولت عثمانیه راههای منظم را مالک نبود تا بزودی قوتهای کافی به همکاری خود را بر سرحد ملک خود برساند، و خط راه آهن سیبوری به درجه کفایت نبود که قوتهای عظیمه روسی را بدار الحرب بوقت لازم و ضرور بیارد، یک دولت اگر مالک هزارها خونخانه ها باشد، ولی چون مالک مرکبهای پخته منظم نباشد که آن توپ ها را به ایران براند هیچ ثمره و فایده به ازان توپها حاصل نمیشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 122, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۰\n\nاین است که ذات اعلیحضرت بادشاه دل اگاه دریای اکتناه خرد انتباه متقدس معظم ما نه آغاز جلوس میامن مانوس همایونی است ایشان این نکات دقیقه دیده را در زیر نظر مطالعهٔ الهی همایونی در آورده در باب اتصال و اون ممالک محروسهٔ ممالک شاهانه شان را بواسطهٔ سرکهای منتظم پخته با یکدیگر بصرف فرمودن همت جهان قیمت همایونی بذل لطف و مرحمت فرموده اند ۰ در اول مرا اصلاح و انشای سرکهای نفس پای تخت سلطنت عالیه و اطراف و جوانب شهر را بیک وضع بسیار دلنشینی اراده فرموده در اندک مدتی همه قصر ها و منتزه گاهها بها اطراف شهر عزیز با سرکهای پختهٔ بسیار متین دلنشین موتر رو با نفس پای تخت ارتباط یافت ۰\n\nص\n\nسرکهای پای تخت سلطنت اسلامیه کابل از چنان سرکها نیست که در هر هر جا امثال آن دیده شود ۰ با حسن های خداداد که صنعت کار طبیعت بصورت بسیار فراوان او را بکا نے به این بقعهٔ شریفه عطا نموده پرکار په کار مهندس نیز ضم و علاوه شده چنان سرکهای لطیفی بوجود آورده از هر دو کنار در زیر سایهٔ درختان بید و چنار و جویبار لطافت نثار تا مسافهٔ بسیار بیک وضع فرحت نثاری محدود شده رفته است ۰ علی الخصوص اگر بعضی از این سرکها را یک باغچهٔ صفا آماده بگویم نیز جا دارد مثلاً سرکی که از دروازهٔ بزرگ ارگ مبارک تا به جامع شریف بزرگ ( عید گاه ) ، و باز از آنجا تا بجد چهار رائی که در قریب ( دروازهٔ لاهوری ) محدود شده میباشد چنان یک سرک با صفا نیست که منظرهٔ پر لطافت آن دلها را یک سرور و نشاطی معلومی می سازد ۰\n\nسرکهای پختهٔ منتظمی که در حوضهٔ ( چهار دهی ) تا بقصر ( چهل ستون ) و ( جنگل باغ ) و ( مهتاب باغ ) و غیره ساخته شده از چنان سرکها نیست که بساعت با مسافه را در میان باغها و جنگلهای پر از میوه های رنگارنگ و آبشار ها و گلزار های شوخ و شنگ ره پیمائی نموده است ۰\n\nسرک پختهٔ موتر رو قصه های بیقصور ( سهیل ) و ( دستک ) بنان ، و ( بیک توت ) وغیره نیز چنان سرکهای دلکش با صفای نزاهت پیرا نیست که انسانها در ظرف یک چند ساعت با عرابه ، و تقریباً بطرف یک ساعت با موتر در موسم بهار تابستان از یک هوای بسیار گرمی بیک موقع بسیار بلند و خوش هوای بسیار سردی میرساند ۰\n\nحالا بیائیم بر سرکهای بسیار مهمهٔ جسیمه که پای تخت سلطنت سنیه را با ولایات ممالک ما نه رابطه نموده است :\n\nمهمترین این سرکها مانا سرک راه جلالی آباد است که از حد چهار راهی دروازهٔ لاهوری کابل آغار کرده بر گرامی دوستی و خاک جباره و باریک آب ، و جلدک ، و سرخ پل ، و غله ، و باولی بجلال آباد مواصلت نموده است ۰ این موضع با اینکه مذکور گردید هر کدام یکیک منزلی است که استراحتگاه های قافله ها میباشد ۰ فاصله ما بین منزلها سر هم تقریباً شش کرو مسافه میباشد که عبارت از یک منزل پادشاهیست در هر منزل برای شرف نزول موکب همایونی عمارتهای بسیار مکمل بنا یافته است که همه لوازمات معیشت معیت همرکاب همایونی را به بسیار خوبی کفایت میکند ۰ این منزلهای همایونی حقیقتاً از عمارتهای بسیار دلنشینی شمرده میشود که به ترتیب بنده گی که خود ذات اعلیحضرت همایونی امر و تعلیم فرموده اند بنا یافته که اصل عمارت عبارت از یک دالان طعام خوری و یک دالان نشیمن و او تاقهای متعدد خواب و توالت وغیره ، و بر نڈا های مشکل میباشد ۰ در یک جهت این عمارت به ترتیب بسیار منتظم بیت الخلا ها ساخته شده است که برای معیشت همرکاب خاص همایونی مخصوص است ۰ لطف دیگر این منزل های همایونی این است که اکثر عمارات آن بیک طرز و بصورت معماری بنا یافته که انسان در اکثر آن مشتبه میشود ۰\n\nاین عمارتها که بیان گردید مخصوص نزول مرکب همایونیست ۰ غیر ازین در هر منزل ( رباط ) ها بنا یافته که بشکل یک قلعه ساخته شده قافله از یک دروازه داخل این رباط میشود ۰ دورا دور این رباط با او تاقهای مکلفی برای بود و باش مسافران در دندگان احاطه شده است مسجد ، آب ، چایخانه دیگر و دکانهای ارزاق و غله برای دفع احتیاج مسافرین موجود است که به نرخ بوم مسافران گرفته میتواند ۰ ولی خانه های جنونیت مسافرین مفت در رایگان است ۰\n\nاین سرک که شمه از راحت منزلها آن بیان گردید خیلی متین و منظم یک سرک پختهٔ موتر رو ایست که به اصول مهندسی بسیار درستی ساخته شده است ۰ و بسی شنیله ها و دره ها و کوهها و پستیها و بلندیها را قطع کرده ، و با بعضی پلهای بسیار متین از روی بعضی نهر ها مرور نموده شهر جلال آباد را بدار السلطنهٔ کابل مربوط گردانیده است ۰ در جلال آباد این سرک بر دو شعبه منقسم شده است که یکی از پل جسیم آهنین در ته گذر کرده قلعهٔ سراج ایالت امکان را بجلال آباد مربوط گردانیده و یک شعبهٔ آن تا بر از که محدود شده طریق مراودهٔ پشاور را در زیر امنیت گرفته است ۰"}
{"book": "adl0616", "page": 123, "text": "۲۴\n\nدرست است در شهرهای آینده و این نما در بارهای گفته بیان میشود .\n\nالحق که این توجه حضرت با اشارات صریحه رحیم اللهی یعنی شمرده میشود که واسطه یگانه ترقی و نهضت است.\n\nتجارت ، صنعت ، امنیت ممالک شاهانه شان است.\n\nمخصوصاً که اگر درست به منافع سرکهای آهنی منتظره اندیشیده گی ملاحظه شرف و ناموسی و دین مقدس خود به ید دقت ملاحظه کنیم خود را بر این مکلف می بینیم که از کدام بهر گونه فدا کاریهائیکه در راه این مقصد خیر مرصد بادشاه بزرگ دامن پروریده بعد ازین کمتر محبوب القلوب خودمان که لحظه از تدارکات اسباب ترقی و نجاح وطن دست شانرا ازین فروگذار نفرموده اند به سر و مال و جان و تن سعی و کوشش و در تقدیم دعای نظامی عمر و شوکت دوستش را از درگاه خالق بی نیازی اجازه جاود نیاز نمایم فقط\n\n~*~\n\nتصحيح افكار\n( تتمه اخبار مجله پایونیر در باب فرق های مخالفه در افغانستان )\n\nاخبار ( پایونیر ) یک شرحی در باب احوال داخلی وطن عزیز ما ( افغانستان ) بنویسد که سبب عجیب و غریب بودن آن مجبور شدیم که شرح مذکور رایگان در زیر نظر مطالعه کنندگان گرام خود نهی برده و خلاف حقیقت بودن آنرا بر همه مطالعه کنندگان گرام خود فنی برده و آشکار سازیم . و به این امید تا بکدرجه به تصحیح افکار عمومی خدمت نمائیم .\n\nترجمه اخبار مذکور میگوید : « در ملک افغانستان قدر تا یک فریق آقا خانی موجود پیدا شده است که آن جمله تجاویز را که امیر صاحب کابل برای فلاح و بهبود در کابلیان نموده خلاف میورزند .»\n\nاین فقره مذکوره ، بی قیل و قال ، ولی تشویش مقابل از آن عاری و آنرا تکذیب میکنیم، زیرا در افغانستان بوقت ما از تفرقه و فرقه بازی، و فتنه و فساد اندازی هیچ اثری و خبری نیست. و تجاویزیکه با نشاء و استصواب محبوب القلوب ما درین\n\nنمبر ۱۰\n\nکارهای صادرۀ از خودشان اجرا میفرمایند از طرف همه ملت بنظر نگران بی پایان او دیده و امتحان بیگران دیده میشود . و هیچکس بر خلاف آن حرکت نمیکند ، با مراد این نامه نگار مذکور می نگارد :\n\n( فریق فوق اینشتغل بر سرداران و منصب داران و خیالات قدیمه میباشند بر اجرای موتر و تلفون ها و دیگر آلات تمدن مغربی بنظر تشویش می بینند، و محض ساخت اسلحه و اسباب جنگ را که امیر عبد الرحمن خان مرحوم مرغوب خاطر داشتند دوست میدارند ))\n\nبسیار عجب ! هر گاه نوک قلم جناب نامه نگار خواست شعاع ( روزیشن گن ) را هم مالک می بود از نقطه رهبزار ها میل مسافه بکشف قلوب اینقدر سرداران و منصب داران یک ماه کامیاب نمی آمد ! آیا این کشف قلوب خود را جناب نامه نگار مذکور بر کدام دلیل و برهان استناد داده میتواند ؟ آیا اینچه سان مخبری بوده که با اینقدر جم غفیری از سرداران و منصب داران شب و روز میانه و هنگامه شده که از ما فی الضمیر آنها معلومات گرفته باشد ؟ بلی هیچ شبهه نیست که این نظر تشویش دیدن فریق مذکور یک مسئله ایست که بمافی الضمیر تعلق دارد زیرا ما مردم افغانستان چیزیکه بگویش میشنویم و بچشم می بینیم همین است که چه سرداران و منصب داران و اجزاء و اشراف مملکت دولت متبوعه مقدسه ما چنانکه اگر سال در باب ( شرکت موتر افغانیه ) در زیر همایه اعلیحضرت شاهانه منعقد گردید همه گی بیکدل و یک زبان و بیک شوق و ذوق وجدان به آن شرکت پر منفعت اشتراک ورزیدند، و اظهار فرحت و سرور نمودنده و به بادشاه خودشان تبریکها و شکر گذاریها کردند. ولی این سخن نامه نگار پایونیر را رد کرده نمیتوانیم که مردم افغانستان اسلحه و اسباب جنگ را دوست دارند. زیرا از شاه تا گدای افغان به محبت اسلحه و آلات حرب بدرجه عشق مبتلا میباشند. چونکه وطن خود را دوست دارند و دفاع وطن بدون سلاح ممکن نیست .\n\nباز مینویسد : ( و فرقه مذکوره مزید بر این این خوف دارد که مباد ا در افغانستان راههای آهنی برای ریل ساخته شود و مداخلت مزید انفیران انکلسیه باعث استیصال آزادی افغانستان باشد .))\n\nعجب خیال خام ! راه های آهنی افغانستان هنوز در بعد نیامده که انفیران انکلسیه باعث استیصال"}
{"book": "adl0616", "page": 124, "text": "صفحه ۵\nنمبر ۱۰\nایا این چه سان خوف است که برین بیچاره افغانان اسناد میشود ؟ جی در افغانستان ساخته شدن راههای آمین ممکن است. اما بدرستی باید دانست که که آن آن را راههای از معدنهای خود افغانستان خواهد بود، و انجیر ان میں آن از اولاد وطن خود افغانستان خواهدت نهانه د غائب غیر، همه مردم افغانستان بر باد شاه خود اعتقاد دینی و د اعتماد ایمانی دارند ، وعین الیقین از افکار همایونی بادشاه خود آگاهند که ذات شامانه شان بسیار ترقی دوست ، وطن پرور، دیندار ، غیور یک بادشاه معظمیت . لهذا ازین یک خاطر جمع و آسوده اند که تا وقته فت بسر رسیدن انجنیران معادن، و وا انجنیران ریل از اولا د وطن شانه شان که آنهم است اللہ عنقریب است - هیچگاه برای ساختن ریل در ممالک محروسه افغانستان اقدام در زیده نخواهد شد بین بعد از این نامه نگا به مذکور مینویسد : (( علما و علمایان مقصب شریک این خیالات شده عوام الناس را بر خلاف تجدید تہذیب پند و نصایح میہ ہند )) این سخن نامه نگا به پا نونیز را نامه نگار سراج الاخبار علنار و میکنند علمای گرام افغانستان بدرجه که نامه نگایه پایونیر سخنان برده از حال و احوال عالم بیخبر نیستند. میدانند کہ لوازمات و احتیاجات عصر حاضر به چه چیز ما مو قونست. لہذا ہیچگاه بر اجرا آپ فعلا نه با دشاه خودشان بخشیم در خلاف و نظر استنکاف نمی بینند. علمای افغانستان بر تهذیب ، مر میکنند نه بر خلاف تہذیب نامه نگار مذکور برای تفریق فرقه های مخالفه افغانستان چنین مینویسد : ۱۱ و گفته شده است که ایشیک اقاسی عبد القد دسر خان که در زمان گذشته خیلی اقتدار داشت و و محمد محمد خان نے جمعدارید. در افغانستان فرقه ها می تو های مختلفه ضد به مگر نیست. امر خان سی سالار سابق افواج و تو حسین ان کو بادشاه با علت تنگ راست و بقت با با دشاه خود یا بینی و دیگر اعیان نظامی در حمایت فرقه اول میباشند )) این هم از مکاشفات خارق العاده تصور یه بی نام و دنت نیست که مخصوص قلم نامه نگار انتریکه پر را از پایونیرا اولا این را بگویم که این ذوات مشا را بیمه از جهان نیست که از قرار شنیدن بر خدمت کردن استقرار سلطنت سفید افغانیه وه عدم مخالفت با دشاه خودشان خواه در زمانہ امیر صاحب مر صاحب مرحوم در چند دستان مغرور بودند دا میر صاحب موجودہ دام اجلاله بعد از سریر آرائی اور استان نا مراجعت از راه به مراحم مراح ہو گا نہ جملہ مفرورین فوق را برای مراجعه در ایام سلطنت و حیات خاقان مغفور و خواه در ایام جنوب بما یونی قسم و حلف اجرا نموده اند. و مردمان دیندار و لا شیار می بستند. هیچ گمان نمیشود که دین مقد محسن\n\nخودشانر ایخلاف ورزی مقام سلطنت اسلامی و خلف خلف امیل بر هم زنند. و هم مردمان مذکور همه اشخاصی هستند که دو ریایه مرحمت همین یادته معظم معظم بمناصب عالی سرفراز شده چنانچه ایشیک آقاسی عبد القدوس خان بمنصب الاعتماد الدو) د غائب سالا را میر محمد خان بمنصب سپه سالار و میرزا محمد حسین خان منصب توفی الممالك لهذا بارا پر درنده خود خلاف در زیدان را هیچگاه بر وجدان دایمان خود گوارا نمی سازند.\n\nبعد ازین فرقه از فرقه دوم بحث برانده میگوید : (( بر خان که این یک فرقه دیگر است که در حمایت امیر صاحب کوشان میباشند و شنیده شد و است که لوی ناب حاکم کابل ، و کوتوال شہر کابل دایشیک آقاسی علی احمد خان در شیک آقاسی محمد سلیمان خان از اراکین معتبری فریق ثانی بستند\n\nای آقای پانو نیز !\n\nانکس که ز شهر آشنا نیست\nداند که کلام اس کیا مجھ سے\n\nاگر چه از مسئله ( مزاکو ) دو سه سال گذشته و واقعه طرفدار نمی یکی تان مولای حفیظ راه و دیگری تان مولای عبد العزیز را از بعضی خاطر با فراموش شده اما امروزه روز ( ایران ) در پیش چشم ماست . همه عالم دانستند دیدند که یکی از شما طرفداری شاه را گرفتیده و دیگر تان حامی شورائیان بر قم داده شو را بیان را برانگیختید در آن دو حریف از خریب شما غافل مانده و گرد به آنچه کردید. محقق میدانیم و کالی آزاد می سخن شما را رد کرده میگویم که شما خاطر شریف خود را مگر نیست. امر خان سی سالار سابق افواج و برد و بر محافظه وطن هوشیار . این فرقه ای تصوری است باز در تعریف و توصیف فرقه اثانی دریچه سرائی آغاز کرده چنین میسراید : (( فریق مذکور با دیگر منصب داران در چند دستان مغرور بودند دا میر صاحب موجودہ دام اجلاله بعد از سریر آرائی اور استان از راه به مراحم مراح ہو گا نہ جملہ مفرورین فوق را برای مراجعه در ایام سلطنت و حیات خاقان مغفور و خواه در ایام جنوب بما یونی قسم و حلف اجرا نموده اند. و مردمان دیندار و لا شیار می بستند. هیچ گمان نمیشود که دین مقد محسن افاغنه شور زیاده تعلیم یافت و مهذب است. زیرا بند"}
{"book": "adl0616", "page": 125, "text": "صفحه ۶\nکه در بر علاقه افغانستان سراهای پخته تعمیر شوده و موترها بران جاری شود، و سیم های تلگراف نیز ایجاد کرده شود. این هم یک مدح شبیه الذمی شمرده میشود. زیرا از انچه میگه نامه نگار پایونیر ذکر میکند یکی جناب لوی ناب صاحب است که ایشان از ذوات بسیار محترم قدیمی دولت افغانیه است که در زمان امیر شیر علیخان مرحوم نیز از رجال مشار بالبنان دولت شمرده می شدند، و وقتیکه بهندوستان آمده بودند بستن شریعت شان از بستن تعلیم و تحصیل مکتب گذشته بود. جهاز امین النفس صاحب یعنی کوتوال نیز در هیچ مکتبی از مکاتب هندوستان تحصیل نکرده اند. پس چون این قضیه معلوم شد باید دانست که علم به دو قسم است یکی (موهبی)، و دیگری (تحصیلی). ما مردم افغانستان را اعتقاد کامل برین است که علم موهبی هست. پادشاه مقدس محبوب القلوب ما بعلم موهبی عالم ازلی مظهر میباشند. همه آثار ترقی که دیده میشود از فیض اقدامات مجدانه نفس نفیس خود ذات شاهانه است که در وطن عزیز ما بروی کار آمده است. و همه سرداران و منصب داران، و علما و اشراف و بلکه همه ملت افغانیه این اقدامات شاهانه را برای دولت و ملت و وطن مفید داشته پیروی پادشاه خودشان را کرده اند. و تا بحال هیچ فرقه مخالفی که بر ضد رایی و فکرت شاهانه حرکت کرده باشند نه دیده شده و نه شنیده شده. مغرورین مذکور محض به پیاده رحم و مرحمت شاهانه خواسته شده اند نه برای ترقی ملک. حالا از این سخنان پنیرنگ آمیز انتریکه ریز رفیق به عصر خود گذشته بر فقره آخری اعتراف حقیقت شان بیایم که میگوید: (( در حقیقت حالت موجوده افغانستان خیلی دل چسپ و این خوش نصیبی امیر صاحب است که حالت ممالک محروسه شان از آمیزش ماده و فتنه و شر بهتر است و هیچ کمیٹی اتحاد و ترقی مانند دولت عثمانیه در افغانستان موجود نیست که برای حکومت مطلق العنان امیر صاحب باعث تهدید و ترجیب باشد )) آفرین ای نامه نگار! این سخن شما را تردید نی بلکه تصدیق میکنیم. تنها این قدر میگویم که خوش نصیبی افغانستان است که خداوند عالم مانند اعلیحضرت (امیر حبیب الله خان) یک پادشاه دیانت همراه خیر خواه و دانشمندی به آن خطا فرموده.\n\nنمبر ۱۰\nآخر ترین فقره اخبار پایونیر این است که میگوید: (( و اگر امیر صاحب ملایانرا در خیز اختیار خود حفاظت کردند هر مجستی یعنی اعلیحضرت در حصول آرزوهای ترقی و اصلاح کامیاب خواهند شد )) در جواب این فقره شان همین قدر گفته میتوانیم که هر مجستی یعنی اعلیحضرت ما به این رهنمائی و نصیحت نامه نگار پایونیر احتیاج ندارد. فقط\n\nحوادث خارجيه\nدر میں عبرت\nاجمال احوال سيامنى استانبول\nاختلافات و مناقشات سیاستی فرقه های مختلفه ملتی دوام میورزده (فرقه اتحاد و ترقی) و (فرق حریت و ائتلاف) بهم هیچ اتحاد و ائتلافی ندارند، و از این سبب از ترقی و تربیت نیز هیچ استفاده نمیشود. از مطالعه اخبارهای استانبول چنان معلوم میشود که جناب صدر اعظم سعید پاشا یک شخص بسیار داهی سیاسی فاضلی میباشد. و یقه او غیر تا به بسیار جد و جهد در باب اصلاح امور دولت کوشش میورزد. صدر اعظم میخواهد که فقره (۳۵) قانون اساسی اصلاح و تعدیل شود. یعنی بحضرت سلطان المعظم اختیار است واسع تر و اقتدار افزون تر ازین وقت حاضر داده شود که آن اختیار هم عبارت از اختیار فسخ کرد و توانستن مجلس میباشد. فرقه اتحاد و ترقی این رای را قبول میکند. فرقه حریت و اختلاف بر ضد آن غوغاها، و نمایش اجرا میکنند. یک هرج و مرج، یک قیل و قال است که دوام میورزد از هر جهت فرقه اتحاد و ترقی بسبب یار بودن حکومت با آنها غلبه خواهند کرد. و هم حرکات شان معتقد لانه تر و معقول تر معلوم میشود. اما فرقه حریت و اختلاف از هر حرکت و هر نخوان کلام شان اغراض شخصی، و بعضی حرکات خفی پدیدار است. والی اصل چنان معلوم میشود که ملت نجیبه عثمانیه هنوز بدرجه که لازم باشد لیاقت و قابلیت (مجلس مبعوثی) را پیدا"}
{"book": "adl0616", "page": 126, "text": "صفحه ٤\n\nکرده نتوانسته اند چه جای دیگران ! .... ((طریق وار ہائے یک جہان نیرنگ میخوا ہے)) ((بحسن محض نتوان داشت بردن نازنینیها))\n\nصورت تلگراف مخصوص اخبار اہرام مصر\nاعلان جہاد شیخ سنوسی\n( سید احمد الشریف السنوسی ) و برادرانش بر تمام مشایخ قبیله با و زاویه با یک دعوت نامه عمومی برای جهاد نشر نموده که بعنوان ( الجنة تحت ظلال السيوف ) مرکب از آیات و احادیث میباشد . و این دعوت نامه یک تاثیر عظیمی بر قبیله عرب بخشیده فوج فوج مردمان برای جهاد بسوی دار الحرب روانه میشوند . حتی بسیاری از زنان عرب دیده میشد که در عقب مجاهدین نشیده با و غزلهای شجاعت اور دلیرانه میخواندند .\n\nاقتباسات از اخبار ہا سے نہ کے\nاخبار ( طنین ) ( اقدام ) ( صباح ) که از اخبار معتبر و مطبوعه استانبول است از کیفیت در باره معالی بار یوم شنبه سوم ما هذا الحجر گذشته و نطق اعلیحضرت پادشاه معظم افغانستان دران دربار در خصوص اعانه یتیمان و شهدای معرکه طرابلس غرب بیک لسان شکران و امتنان بحث و بیان نموده است و در آخر بدعاهای ( زنده باد پادشاه افغانستان و برادران افغان ) ختم کلام نموده اند .\n\nدیگر — در روز گذشته اعضای فرقه حریت و ائتلاف در مجلس مبعوثان حاضر نشدند چون در ان روز فقره تعدیل (۳۵) قانون اساسی از طرف صد را عظم در مجلس عرض میشد و فرقه حریت و ائتلاف از ان استنکاف ورزیدند بنا برین قانوناً هیئت وکلا سقوط نموده سعید پاشا با کابینه خود استعفا نمود .\n\nدیگر — سعید پاشا دفعه ثانی باز صدر اعظم شد این نهمین بار است که پاشای مذکور منصب صدارت را احراز میکند . سعید پاشا به تشکیل کابینه خود مشغول میباشد در این بار اگر باز تکلیف تعدیل و اصلاح فقره (۳۵) مذکور اکثریت آرا را در مجلس مبعوثان حاصل نکند قانوناً کابینه سقوط یافته به انتخابات اعضای جدید و مجلس مجبوریت حاصل میشود .\n\nنمبر ١٠\n\nدیگر — درین اوقات شایعه صلح با ایطالیا به ادرار تمام در میدان دوران دارد . حتی خبرنگار تایمس که در ستانبول است قریب الوقوع بودن این امر را نیز به اخبار خود خبر داده اما یاو باید داشت که بحث کردن از صلح قطعیاً موقوفست به اینکه ایطالیا سخن خود را که در باب الحاق طرابلس و بنغازی بملک خود اعلان نموده واپس بگیرند .\n\nدیگر — از تبریز خبر میدهند که اهالی بر جای اجتماع کاخ مجلس هجوم برده انجا را خراب کرده اند .\n\nدیگر — اژانس رویتر از ( پکین ) پایتخت چنین خبر میدهد که دولتهای فرنگستان راه آهنی را که در ما بین ساحل بحر و و پکین واقعت ضبط و استیلا کرده اند . تبعۀ اجنبیه ازین تدبیر ناممنون دیده میشوند .\n\nدیگر — از پاریس خبر میدهند که یک قسمی از دستۀ جنگی افرانس که به فیلوی بحر سفید دولت مشار الیها منسوب است برای استقبال خاندان حکمرانی انگلستان به (جبل طارق) که یک آبنائیست ما بین ملکت اسپین، و مغرب اقصی خواهد رفت .\n\nدیگر — اخبار (نودویه وره میا) روسی در باب (ایران) مینویسد: ایرانیان هنوز بدرجه که اداره حکومت مشروطه را تطبیق و عمل کرده بتوانند نشده اند . در حالیکه هنوز بسیاری از انها از مشروطیت خبر هم نداشتند که معنی این کلمه چیست رفته به واویلا ها و شور با شور های بعضی نو پیدا شدگان عاقبت نیندیش سراسیمه و واله شده از حریت و مساوات دم زدن گرفتند . و بجوش و خروش این کلمات که بر روی کاغذ بسیار خوب و شیرین معلوم میشود و در فعلیت بسیار تلخ و ناگوار آزار داشته قدم ها و گامهای تهلکه دار زدن گرفتند و دیدند آنچه دیدند .\n\nآخر ترین خبر ہا\nمجلس اعیان استانبول انفصال و فسخ مجلس شوری ملی عثمانی را منظور نموده است .\n\nدیگر — اعلیحضرت سلطان المعظم قرار انفصال مجلس علمی را اراده فرمودند ."}
{"book": "adl0616", "page": 127, "text": "صفحه ۸\n\nاز اخبار های فرانسوی\nچنان معلوم میشود که در این روز با جاسوسی به سر مهر طرب یوروپ بسیار یک فعالیت پیدا کرده هیچ یک هفته نمیشود که یا در ملک جرمن دیا در ملک فرانس و یا غیره یک جاسوس دو جاسوس گرفتار نشوند ۰\n\nدیگر — یک کیطان فرانسیسی مسمی به ( لوکیس ) بنا بر حرکات جاسوسی در ملک جرمن گرفتار شده بود. و دیوان حرب و محاکم نظامی جرمن از حرکات جاسوسی کیطان مذکور را ثابت کرده بیش سال قلعه بندی محکومش نموده بودند . کیطان لوئیس فرانسسینا به قلعه جات ( غلاج) که به سرحد او فریش بیست کیلومتره بعد مسافت دارد بند می کرده شده بود از کجا از بند می گرمی بسیار سخت که محافظان و بهره بسیار زیاد بود خود را خلاص کرده است . روزنامه های فرانس میگویند که شب سال جدید محافظان دا افسران بندیخانه رخصت گرفته بودند، ایطان فرانسیس از فرانس بر وقت روزنامه ها میگر از مانی بستن آن تا را جمع کرده و آنها را یکی به یگر بسته کرده یک ریسمان تک ساخته و بواسطه او از دیوا به قلوه ایستاد بلند بود پائین شده رفته است. به آن قلعه و بندیخانه از سبب جاسوسی یک لیطان انیکل که ( ترویج) نام دارد الآن بندی میباشد. حقیقه را با (لویس) فرانسوی بسیار عجیب یک فراری میباشد ۰\n\nمجزر ماتن از نیویورک (امریکا) خبر میدهد\nفقالت در کارنے که روسیها در مغولستان و ترکستان چینی میکند عاقبت ان الحاق کردن و تصرف کردن آن جایها خواهد شد روزنامه های امریکه خیال میکند که ما باین روسی و از ایان باب اختلاف منعقد شده و منطقه روسی در ایان معلوم گردیده که این طور یک حرکت برای منافع امریکانی در اههای شرق مخالف میباشد ۰\n\nمخبر هراس از پترزبورگ خبر میدهد\nکه بوت تلگرافات مذکور که از ولایت اورنبورغ آمده معلوم میشود که محیط بسیار شدید است که بیچاره گان برای تعیش چیزی پیدا کرده نمیتوانند از تلاقی اولاد نامی خود را به قبر غیر نا میفروشند ۰\n\nاز برلین مخبر ما تین اطلاع میدهد\nکه از تلگرافاتی که از دانیا ( پای تخت او تریش) نشر شده معلوم میشود که او بانس با قیر قومت تولا قولا را باز کرده . این دردها\n\nنمبر ۱۰\nمزارستان بهمراه اسباب محل تابوت نامبرده را شکستا نزند. و هر چه قدر جواهر و ذیقیمت اسباب یافتند آنها را بردند. این وقوعات بسیار تاثیر عمومی را موجب شده است . پیش ازین قبر پدر ملک میریه را هم باز کرده و از بقیه عظام او استخو این کله اش برده بودند لیکن آن سفر به اسباب جواهر و غیره را غرض نگرفته بودند ۰\n\nترجمه از اخبارات اردو\nاخبار ( ملت ) مورخه ۲۰ محرم مینویسد : اگرچه افغانستان در بوقت یک سلطنت معمولی معلوم میشود اما نظر بوضعیت موقع بنانا یک حیثیتی دارد که بر سیاست همه دنیا یک تاثیر بسیار عظیم اجرا کرده میتواند این هم از همه جهت با و به کیر دیست که تدابیر خدا وا دے که بر محسنی اعلیحضرت سراج الله والدین امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه در سیاست حاضره اجرا فرموده اند به حالت پولیتکل موجوده بسیار اثر خوبی بخشیده ۰ و بر تمام عالم اسلامی بالعموم ، و برترکی و ایران با لخصوص عالیه مافی هنریستی یک مدد گارشی قدرمند رسانیده است ۰\n\n(سراج الاخبار جہلم) نام اخبار اردو مینویسد: اعلیحضرت امیر صاحب کابل نیز ده رقومی را محسوس نموده اند (۲۱) در خانه خود را نیز به این درد شریک ساخته اند، چنانچه در سیاره از اخبارات ذکر آن شده است که به تک را روسیه از افغانستان جمع میشود و به کمیٹی جلال احمد فرستاده میشود. چسان، حالا چیزی شک و شهید در باب بیداری افغانستان باقی نماند ، حال آنکه در موقت انکه افغانستان اخبار نیز به برامدن شروع کرده که این نیز بر ترقی و معابد فهمی معلوم است که چیست ، صید امامی اخبار بسیار اثر دارد و برای جمع اوری مصالح تعلقات قومی قایم می نماید که بواسطه آن روشنی علمی افغانستان ممکن است که بزودی درخشند و می گیرد منیجر سراج الاخبار کابل سردار علی احمد خان صدا است که از تعلیم یافته گان های ( اسکول ) های پنجاب است (۱) ایشان سرد و گرم هوای زمانه را خوب خبر دارند . و هم میر آقا (۱) اعلیحضرت امیر صاحب میباشند و ازین معلوم میشود که ایشان در باب آراسته کردن دین افغانستان را بزیور علمی بسیار زه در میزنند (۱) ( عمرت دراز باد )\n\n[ زنده باد بادشاه ]\n\nرفیق معصره ما ( کلکته گزت ) در نخی مورخه ۱۵ جنوری خود در زیر عنواین ( بدرونی اسلامی هنر مجستی ) ( اعلیحضرت امیرا نامان) یک مقاله بسیار شیرین و دل چسپی نوشته و بعد از ان که از کیفیت همدردی اسلامی در زمانهای سابق تاریخ بیان را انحطاط و تنزل آنها"}
{"book": "adl0616", "page": 128, "text": "صفحه ۹\n\nتدریجاً عیان نموده سعی خامه را در سینه ان تحریر به صورت جولان داده است :\nدر وقت حاضر کسی که از یاد شان اسلام بر حالت خرابی و خسته گی اسلام اشک خون موم نرم شده است جاناً آن مرد داد دین وقت اسلام پادشاه معظم ملک افغانستان است که نام شریف او (اعلیحضرت امیر حبیب الله خان) است. هیچ یکی از حکمرانان موجوده مسلمانان به این حکمران رحیم القلب هرگز مقابله کرده نمیتواند خدا میداند که اگر هر قدر انسان سنگدلی باشد چون آن تقریر دلپذیر این امیر معظم اسلام را که در باب همدردی مسلمانان بیان فرموده بشنود آن سنگدلی خود را ترک خواهد کرد، چونکه از هر لفظ تقریر آن اسلام مجدد و این ترشح میشود که آن تقریر اگر چه بزبان به الفاظ ادا کرده است ولی از هر کلمه آن قلب مبارک شان در باب حالات خرابی مسلمانان ظاهر میشود. از هر کلمه این تقریر تاجدار معظم جلیل القدر، ادراک روشن ضمیری و زمانه شناسی اعلیحضرت شان پدیدار است.\n\nتردید\n\nدر بخشی از ترجمه اخبارات انگریزی چندین نوبت مستور شد که اعلیحضرت امیر صاحب برای توسیع ماده استخدام چهارده هزار عسکر از پش بولاک حکم فرموده اند و نیز فرموده اند که مردم مشنواری ما در فوج داخل کرده شوند، و مشنواریها گفته اند که ما برای خدمت امیر صاحب با این عدد در افغانستان خوش نیستیم و اگر امیر صاحب ما بیرون حدود افغانستان بفرستد تا خواهیم رفت نقطه غلطه و واهی بودن این خبر از طرز تحریر آن مانند روز روشن هویدا است، زیرا اول میگوید که مردم شنواریها در فوج داخل کرده شوند، و باز از راضی نبودن انها بیرون حدود افغانستان بحث میراند که بخفته ماندن بر خدمات شان لهذا بی اصل و اساس بودن این خبر را اعلان میدانیم، و میگوئیم که اقوام شجیعه دین دار افغانستان بجز گی در وقت لزوم بخدمت فوجی دوست خود شان ديناً و ايماناً مکلف و مجبور میدانند. اولا در باب فوج گیری قوم مشنواری امر نشده و اگر بشود هر فردی از افراد هر قوم و هر قبیله رعایای صادقه افغانستان در سر وقت و هر دقیقه برای خدمت دین و دیانت و وطن خود حاضره آماده میباشند.\n\nاريات\nرفو چکر ہوا\n\n(از الشرح مراد آباد اول و نوشت رفت) (۲) مندرج بود یک زبان مهربانی مینا درج صحت نموده به اینرسیده غزل ها جوانه گانه که از نظر برادران مسلمان هندی زبان، جلوه گر ساخته است، و نظیر عربی در صبح جناب قاضی (جلال الدین امام ادبی) بزبان اردو و عنوان (رفو چکر ہوا) درج بوده است که اینتر آن غزل اردو را برای استفاده موطنان عزیز خود و تفریح قلب برادران هندی که در وطن عزیز ما اقامت دارند اینجا درج مینمایم.\n\nغزل\n\nدرد کی زمین پر حکیمی نے کی لی بنا سب حاسد و ها کا غذات رفو چکر ہوا\nعذر حسن سے حد رہی ہوئی بر ملا دوره نور شمشیر و ماہ اب رفو چکر ہوا\nفن شعر و شاعری کی قدر دانی کی سخن دانش و نکا تیز اب رفو چکر ہوا\nعقدہ ہاے کرم کی کھولی ناخن سیاسی ہی کا محمد مسیحی کارخانه اب رفو چکر ہوا\nبیو را سال نام کے ساتھے چال چلینا عامیانہ اب رفو چکر ہوا\nارمان کی بھی ضرورت نہ رہی حال چلینا عاشقانہ اب رفو چکر ہوا\nکی اس عہد کی ہونے لگی ہر گھر محمد میں نماز بیا گہرو گہنا سونا اب رفو چکر ہوا\nخار خار سے نشیمن بچگیا باغبان بارگاه و آستانه اب رفو چکر ہوا\nآج سے پٹرول خادم بھا بود مجبل غلام باج بیعت کا تو درگاه اب رفو چکر ہوا\nعظم کی پروانہ نے اڑ وادیا ایسا کو مرغ دل کا آشیانه اب رفو چکر ہوا\nبید تعزیرات کا سے منسلی قانون کی لاہ گاہ و کارخانه اب رفو چکر ہوا\nحسب توئی جس میں پھر ہوئی تازہ و جلا جلوه پر کیا تھا بہانہ اب رفو چکر ہوا\nمحبت کے تازیانہ اب رفو چکر ہوا خواب غفلت کا لحاف اب رفو چکر ہوا\n\nاین شعر بسته بسیار یعنی اور جناب جلال شیرین مقال بزبانها شوق طبع محرره بر گردید و بطور تتبع و تقلید آن عبارت در ریده شد:\n\nغزل طبع"}
{"book": "adl0616", "page": 129, "text": "نمبر ۱۰\nصفحه ۱۰\n\n(تاترانی) ! فارسیدی یانی ؟\n— بخدا تفصیدم (ماترانی) کیست ؟ و برای چه می آید؟\nتا گرانی اندر دست اند و آنتی چیچک را ماندست. در گرفته و سیر خویش سوار شده و شو هفتم دنیر ناخود میایه. اگر دید که دبیر دروازه سرگین گر دستبند زده شده بود و کاسی او و کاسی شیره و بشقاب جو و سیر ناجور بود شیرک خودش، بوک خویش میخوره، د اول گرفته در ناجور پاش میشه ناجور در جور میشه د اگه دید که این چیزا نبود خاکستر میگیره د شیر ایوانک پاش میشه باز که خاکستر پاش داد — دور از جان بچه گیر — او بچه جور میشه.\n— ما در جان ! این اعتقاد بسیار باطل یک اعتقاد بست و این فکر بسیار عاطل یک فکریست. الحمد لله ما و شما مسلمانیم ازینگونه اعتقاد ها و فکر ها بخدا پناه باید گرفت. چیچک یک مرضیت از امراض مزمنه ساریه که همیشه در اطفال بنی بشر مسلط شده بسی خرابیها میرساند. و چنانچه خداوند عالم مرض بأخلق فرموده برای هر مرض دوامی آنها نیز خلق فرموده. دوای یگانه چیچک خالی زدن است. خال زدن یک صنعتیت از صنعتهای فن داکتر که با آب چیچک گاو ساله را خال میزنند و بسبب آن خال زدن گاو ساله آبله میکشد، و باز داکتر با آب آن آبله مار اور (تیوب) نام لوله های شیشه کی بار یک میگیرند، و در بازو دیا بند دست طفلها با نوک چاقو یک دو سه خط میکنند و از همان آب چیچک از لوله شیشه کی بر آن یک قطره میچکانند بعد از چند روز در همان جا یک دو سه آبله می بر آید و بلود سه چهار روز جور شده دوباره بعمر چیچک نمیباشد.\n— بان زور آور ! اگر هفت چتی فولادی و هفت آسای آئینی ره پوست سیر و سوزن اسپاریم اسی چیز آئے کہ تو سیلے پیدالله و بختانم .\n— نی ، اینچنین نیست نه به چتی فولادی و نه به عصا اینچنین حاجت دارد. اعلیحضرت پادشاه مهربان ما از کمال شفقت و مرحمت پدرانه لطف گسترانه که در باره ما و شما رعایای صادقه خود دارد شفاخانه بسیار لکژری در نزدیک جامع عیدگاه بنا فرموده، و از بسیار جاهای دور داکتر های بسیار قابل و ماهر را طلب فرموده. هر قسم مرض ہائے که به جراحی و تداوی تعلق داشته باشد در آنجا معالجه میشود، خال چیچک هم در آنجا زده میشود.\n\nگر جهان بین زمانه ای و کار بینا بود دانه به نقل و ترانه آب رفوچکر هوا\nلیک خوبی و بدی هرگز نشد پنهان پدید دیده های غیر ترانه آب رفوچکر هوا\nاتحاد و اخوت و همدردی قرانی یک فہم عارفانہ اب رفو چکر ہوا\nبهر یک مطلع دو لک دیناره دوندگی صیقلهای مسرفانه آب رفو چکر ہوا\nاز تجدد های امثال است صنع حق نوبین، زیر پیرا نہ اب رفو چکر ہوا\nبا هزاران نفس شادمانه عید خواهد بی نمازی را زمانه آب رفو چکر ہوا\nگفت محمود این سخن را چون جلال و سر مقال خواب غفلت را انسانه آب رفو چکر ہوا\n\nاعتقادات عجيب\nيا\nمكالمه خنده آور\n\nآشپز زن — آخ ! چه بگوئیت یکدانه الگ بچه دارم! چیچک در گرفته کبابش لذه کباب .\nمحور — آیا بچه تان را خال نزده بودید ؟\n— نی آنکه جان ! خالش نزده بدم . ولی برنج دم کرده داده به پیش !\n— برنج دم کنده چیست ؟\n— دوی آغا تو چه میگی ؟ شکر خدت خانه استی\n— برنج دم کنده ره چو تو ر نشناسی ؟\n— ما در جان ! هر کس که خواننده باشد هر چیزیرا نمیشناسد. بعضی را میشناسد بعضی را نمی شناسد .\nزن — مر هم میگن سپید است سر برنج دم میگن، بچه را میخورانن! نه مه کمبختک برنج دم کنده رم خوراندم. اینچ نشد.\nآئی میرم که شیر و جو گرفته و سیریش باشم .\n— شیر و جو گفتید ؟ آن برای چیست ؟\n— اشو شر مفتش است نی ! از و خاطر.\n— در شب هفتم خورانیدن شیر و جو برای مرض چیچک آیا فایده دارد ؟\n— آی ؛ شمام چه چیزا میگین ! بچیم فرنیست که جو نخورا نیش ؟\n— عفو بفرمائید بی بی ! اما میخواهم بدانم که در شب هفتم شیر و جو چان فایده میدهد.\n— اینه، ونشیو هفتم وسر بچه (نانترانی) میایه."}
{"book": "adl0616", "page": 130, "text": "نمبر ۱۰\nصفحه ۱۱\n\n— بزن در استرا چو تو زنده می باشی ؟\n— چیز برای چه ؟\n— واه ! واه ! داکتر از آواز تو آروایم بابی استان\nخال نیز شنید ! ...\n— داکتر که او را پدر مرحمت پرور ما و شاهنشاه مقدس با تنخواه سیده پیشفاخانه را برای رعایا غریب و فقیر خود ساخته است از هیچکس هیچ یک پیسه هم نمیگیرند. از شنیدن این سخن زین بیچاره عاجزه بی اختیار دستها خود را بالا کرده و بشدت خود را بسجده انداخته که داشت گفت :\n— آلاه ! امیر حبیب الله خان ! تخت و بختت بر قرار باشد ، خدا و بزرگا پشتیوانت باشن\n— داغ اولاد کایت نه بینی، از خدا و چهارده امام معصوم پاک خواستم که یک امرت نه آزارا امر کند، و شصت پشتت تو قله د جریان کند .\n\nمقالات علمية\nعنقا ورقه بعد الا القاسب\nارسال مقالات دست یافت برای طبعی بنه سراج الاخبارها زیاد نرفته ولکن بسبب مشغولیات زیاد و دست تنگی به تاخیرش آن میسر نشود و لهذا التو مقاله که نوشته است اینک از نظر شریف شان میگذرد و منظور نظر مبارک شان میگردد تا که ایشان در طبع سراج الاخبارها استعجال (لا اقل هر ماه سه دفعه) فرمایند و ممنون سازند\nولكن\n\nفو الله الموفق المعين\nزبان دانی و ضرورت ان\nناموس دیده است ام موهبهٔ خدا کس نتوان شده شناور در این دریا\nلال است منجمد حق دانا با صحاح شد تاج دوستیان سراج بلغا\nاظهار بعض اموریکه برای برادران دینی افغانی خطور میکرد - اما چون وسیله اظهار و ارایه آن موجود نبود - بنابران تا این بار دومین (سراج الاخبار) قیام و طلعات تعطیل و انتظار را برطرف نموده و ابواب تقریر و کتابت را مفتوح ساخت - اکنون آنچه از ذخیره افهام و زبان قلم (بزبان پشتو) بتفصیل معروض خدمت قاریان گرام داشته میشود که موجب علاج امور دنیا یا باعث فلاح عقبی باشد بحوله تعالی\nنمونه از خروار و مشتی از نرسیده و آن امورها زیسته الا اظهار و زبان دانی ضرور است که افراد وطن ما نیز بکوشش جوانان را شنیده و تحقیق آن را بازبان تا قره خود کرده و درست توجه خود را مبذول فرمایند پس میگویم که زبان دانی که عبارت است که جمله زبان های اقوام روی زمین را در بر میگیرد و هر زبان مزایای جداگانه که عبارت از ضرورت دین و دنیاست و تحصیل آن محصول مطلبی است که خصیص به آن زبان داشته باشند و از غیر ان متوقع نباشد - و هر گاه بر است که بعضی از زبان های وطنی ما در این صفت کامل نمیباشند - بنابران عاقل خورسند و دانای هوشمند که با هر دو زبان آشنای میگوید که - توضیح این مقال که تفصیل آن در کلام قدیم کرم خدا و نه علیه من جماله و شرح و تفصیل انچه در بیان لایح بیاین و مشروح گردیده که هیچ جزوی از اجزای صلاح معاش و معاد و هیچ رکنی از ارکان فلاح عباد از آن خارج نبوده و اساسات بلاغت این فص و غنای زبان را در معرض گردش در آورده و به این طریق مزایای آن تفاسیر عظام معانی لطیفه آن منور بحول و قوا به اتمام گردیده .\nمخدرات سما پرده های قرآنی چه دلیرند که دل میبرند پنهان\nبوقت بود و درخشان و دانائی بنو حق همه هر صفت کرده پیشانی\nفلک درد و رخسار مهجر اعجاز بخوش ادائی برتر از حد انسانی\nآری هر قدر مطالب علمیه و علم بر مقاصد که بید آن بردن و استین زبان باز کردن خدمات اهل لسان غریب حنین ، فرسوده است امکان ندارد و به تحصیل از قواعد فن زبان مبارک وقوف به داشته باشد کلام خود را بی اعلام را میداند و اشارات و مجازات و افراد علمیه غیر تقویت فهیم زبان عربی از آن برآورده اند تا اینکه بتوانید این کتاب صغیر را در فصاحت و بلاغت و کمال که بخود ندیده ایم) فهم کرده و بتواند که هیچ این اجازت زبان عربی و فهم قواعد با فواید آن دین متین و مسائل مستنبطه از کتاب و سنت و اقوال مقبول (علیه الصلوة والسلام) و مجتهدین و پیشوایان (اهل الجنة عربی) که چندین قابل ملاحظه دارد - و هیچ وقت عبادت را از روی قرآن عظیم و حدیث رسول کریم و اقوال مجتهدین و غیره - و وسیله لا کلام در دین متین"}
{"book": "adl0616", "page": 131, "text": "نمبر ۱۰\n\nکوه های عظمت قدرت و فعالیت خدای متعال است جل و تعالی شانه پس یاد گرفتن زبانها از جمله مباحات است – البته در صورتیکه هیچ فایده در آن نباشد که به لغو و لهو مذموم میباشد – و اگر فایده بر آن مرتب باشد بس مستحب است انتهی – اکنون برای مسلمانان این دستور العمل کافی و وافی است که اگر زبانهای ملل غیر را باراده نفع دولت و ملت اسلام یاد بگیرند و باین ذریعه فایده جلب نفعی از آنها یا دفع ضرر آنها مد نظر ایشان باشد – نه تنها سعادت – اما چون منظور این نباشد و از کسب باقی کمالات نیز محروم باشد – پس افسوس بر مرتکب آن که عمر عزیز را بې فایده و عبث و وبالا یعنی اشتغال میدارد – برادر این و اخوان پنے اولاد وطن عزیز خود را باین گفته متوجه میگردانیم که ( حُبٌّ فِي اللهِ وَ بُغْضٌ فِي اللهِ ) که اساس اسلامیت است از دست نداده و آنچه از امور ملل غیر را برای استفاده فواید دین و دولت لازم الحصول بدانند – اولاً تصحیح نیت را کرده و جمیع امور و دست بکار و دل با یار) داشته باشند تا بان اراده و توجه همه دینی گردیده و بحکم\n\nخش زبیر تو باشم سخن از بهر تو گویم\nسفر ز بهر تو دارم وطن ز بهر تو جویم\n\nجمیع حرکات و سکنات برای رضای او تعالیٰ کرده و ازین رو فایده حقیقیه و جمع توجهات حاصل کرده باشند تعالیٰ والله الموفق والسلام\n\nعلى من اتبع الهدى تحرير يوم حبه ۲۱ شهر محرم الحرام سنه ۱۳۲۸ هجری قدسی علی مهاجرها الصلوة والسلام .\n\nدستخط کمترین داعیان اعلحضرت شهریار\nعبد الرب پسر مولوی عبد الرؤف خان\nمدرس مدرسه شاهی\n\nاعتذار\nبسبب کثرت مضامین گنجایش درج مقالات ما بعده در درین نسخه نماند بنا برین این گونه محذورات خواهیم پرداخت فقط .\nچه مقاله با نکه دستخط ندارد از طرف سر دفتر تحریر یافته\n\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار\n\nحسبن و باهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی مهتمم چاپ خانه و این کاتب ذلیل بقلم میرزا محمد جعفر قندهاریست\n\nصفحه ۱۲\n\nانتین و دو گردان زبان عربی و جوان افراد برادران دین این حسن غیرت و حمیت دینی را که درین دین قویم و این ملت عظیم استین لغات و مطالب یکدیگر را یاد گرفته و زبان یکدیگر را بدانند و از مقاصد و مطالب یکدیگر واقف شوند و باین وسیله توحید کلمه اسلامی که مدار فلاح دارین است حاصل نمایند و اصول و فروع دین حضرت خیر المرسلین را که ازین زبان ترجمه شده و در السنه دیگر موجود است و بهمین سبب سلاطین با عظمت و امرای با شوکت که در هر دور و زمان برای ترویج دین مبین حضرت رسول الله (لا اله الا الله محمد رسول الله) آمده كان را اتحاد و اتفاق و اتفاق را عزت و شوکت و شوکت را بر طرف نمودن اعدای دین و ملت دانسته اند و استوار و محکم کردن این امور را که از فرایض و واجبات دینی است بخود لازم و واجب دانسته و بودن مسلمان فارسی و عجیب و رومی دلیل واقع این امر میتواند شد .\n\nحسن ز بصره بلال از حبش عجیب از روم\nز خاک مکه ابوجهل این چه بوالعجبی است\n\nکر درین بزم یکی دشمنی کند پیشه\n\nمن با تو چنانم ای نگار سمنبر\nپیشانی و خوبی منی در بدنم تن\nکه در فلکم که مست توام یا تو منی\n\nپس آنچه از لوازم انسانیت و غیرت دینی است یاد گرفتن و دانستن زبان ترکی تخصیص ترکی – باقی است که زبان دولت اسلامی است و جامع برادران اسلامی یعنی افغان است به روز میعاد کالی ترقی اخوت ایمان . و یا دهون افغانی و اما نهم و واجب است که این زبان را یاد گیرند و محبت اسلامی و ترقی علوم و معارف و اخلاق را برای خود حاصل نمایند زیرا که علاوه بر اینکه سند کی جماعتی زمان اخوان دینی است اکنون از زبانهای زنده دنیا معرب و ترکی و فارسی و اردو و پشتو که در آن علی وجه الکمال موجود است که بشوق قلیل اور دولت از آن فواید کلیه حاصل میشود و اینکه از زبان اختیار بستانهای درازی حاصل شد نمی باشد از این زبان مسلمانی بمدت تقلیل حاصل میگردد و مطالب و مقاصد علمیه حاصل شده خدمت دین خود را از این رو بنمایم و درین امر مزید احتیاج و غیره محتاج نظر است که درین جزو زمان آن قدر که در زبانها است – در عربی و ترکی موجود نیست – لهذا پس راقم آثم در تعلیم و تعلم زبانهای اجنبی را پسندیده – زیرا که برای فایده اسلامی و ترقی علوم و فنونی که رافع احتیاجات وقت باشد تعلیم و تعلم زبانهای اجنبی ممنوع نیست – بلکه خیلی نافع و لایقست و او از جمله مندرجات میباشد چنانچه در کتب حدیث شریف چنین نوشته اند – عن زيد بن ثابت رضی الله تعالى عنه أنه قال أمرنى رسول الله صلى الله عليه وسلم أن أتعلم السريانية وفى رواية أن أتعلم كتاب يهود وقال إنى ما آمن يهودا على كتاب قال فما مر لى نصف شهر حتى تعلمت فكان إذا كتب إلى يهود كتبت وإذا كتبوا إليه قرأت عليه كتاباته رواه الترميذى – پس علمای دین ازین امر چنین استنباط نموده که لا يعرف فى الشريع تحريم تعلم لغة من اللغات عراقية او عبرانية هندية وتركية أو فارسية وقد قال تعالى (وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ) اى لغاتكم بل هو من جملة المباحات التى لا يعد من اللغو و مما لا يعنى وهو مذموم عند ارباب الكمال إلا إذا ترتب عليه فائدة فحينئذ يستحب انتهى شرح مشكوة كتاب الآداب –\n\nحاصل و مقصد حدیث نبوی و استنباط علمای دین اینکه حضرت زید بن ثابت صحابی که از اجله اصحاب و کاتب وحی انحضرت بود میفرماید که حضرت رسول مقبول مرا بآموختن فرمودند که من از طعن و خیانت یهودیان ایمن نیم و اعتماد کامل بر ایشان در کتابت و قرائت ندارم میباید که زبان سریانی که زبان یهود است بیاموزی – پس من در مدت کمتر از نیم ماه زبان سریانی را یاد گرفتم و بعد از ان چون انحضرت برای یهودیان نامه مینوشت من می نوشتم – و چون نامه ایشان بحضور پر نور انحضرت میرسید من قرائت میکردم – و در شرح شریعت حرام بودن یاد گرفتن هیچ زبان از زبانها ورود نیافته – بلکه این اختلاف زبانه از"}
{"book": "adl0616", "page": 132, "text": "صفحه ۱\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایون\nعلی احمد\n\nقیمت سالیانه\nدر کابل اور روپیه چهل\nبرای خارج از افغانستان یک پوند انگریز\nقیمت یک نمره آن در کابل یکروپیه\nتاریخ عربی ۱۵ ربیع الاول ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\nافغانیه\n\nسال پنجم\nنمبر ۱۱\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nجمله امورات تحریریه به اداره هذا\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۵ حوت ۱۲۹۰\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nموفقیت پروری اعلیحضرت بادشاهی — کیفیت انگار دره نور\nحوادث داخله — ادبیات\nمقدمه علم تاریخ — یادآوری\nحوادث خارجیه — صنعت عکاسی\n~~~~~~\n\nموفقیت پروری اعلیحضرت بادشاهی چشمهای ما را نظاره منتظره بهای خوش نمادی بسیار و کاروانی حاصل کرده است. بیانیه بدیله با شکوه این است که بر صورت موفقیت بینی (برج ساعت) روشن و منور ساخته، گوشهای ما را نیز به آوازه لطافت الحان موسیقی نواز آن به اهتزاز شکر و ثنا آورده است.\n\nبرج ساعت نشانه مدنیت\nبعضی چیزهایی هست که در ظاهر حال بسیار کوچک و بی بنظر می آید ولی در حقیقت یک جهان مدنیت، یک عالم صنایع و حکمت در آن ایجاد شده و میباشد. مثلا یک (برج ساعت)! از چیزهایکه زینت و رونق شهرهای بزرگ دنیا را افزوده در یکی بعضی تعداد آن دو ستاره ای بلند بلندیست که یک ساعت پیدا بندگی در آن موقعه بود و هم رونق و شکوه شهر به آن در بالا میشود و هر محله و خانه های اطراف آن به آواز با بهتر از مر آهنگ زنگ خوش آهنگ آن از دقت و هنگام اوقات کار و میل خودشان آگاه میگردد. از اوقات صلاة و عبادت ما ما را خبر میدهد و براوقات کارها و غمهای ما ما را آگاه می سازد، هر زمانهای پر شوکت و شکوه آن زینت و رونق شهر ما را می افزاید، صدای خوش آهنگ آن دلهای ما را نشاط و سرور می بخشد. از صدای غلیظ گریانش ما را بحالت حزن میگرداند، به ساعتهای امالی ما را به اکثریت در تحت اختیار میگیرد و غیره ازین فایده ها که یک (برج ساعت) بوجود می آورد. نی نی بلکه فیاضی مدنیت پروری پادشاه محبوب القلوب مقدس ما بوجود می آورد.\n\nاز قرار معلوماتیکه از خود مستر (شر) که ساعت مذکور بواسطه او خواسته و ساخته شده گرفته ایم بلندی این (برج ساعت) از سطح زمین تا بچه پوشش یکصد فوت و تا بجد خطر میان دکمه عقربه ساعت هشتاد فوت، عرض درون برج دوازده در دوازده فوت میباشد. ساعتی که درین برج وضع شده از ساعتهای درجه اعلاست، ساخت کمپنی (جویس) لندن میباشد. تقریباً بقیمت نه هزار و یکصد و ده کلدار خریداری شده، روی ساعت از مینای شفافی ساخته"}
{"book": "adl0616", "page": 133, "text": "نمبر ۱۱\nصفحه ۳\n\nداشت روز دوشنبه ۲۶ ماه ذی الحجه الحرام مطابق ۱۸ ماه دستمبر سنه ۱۹۱۱ مسیحی حضرت سراج المله والدین و برخی محمد خدام خاص حضور از دریای جلال آباد پذیرایه سواری قبل عبور فرمود و بسوار اسپ عازم شکاره دره نور شدند شب را در منزل مشکی که علاقه کنر سفلی است منزل فرموده صبح آن روز شنبه ۲۷ ذی الحجه رو از مشکیالی گردیدند و هشت روز برای شکار اردوی همایونی در مشکیالی توقف کرد امسال نسبتاً بسال های ماضی کبک در دره های مذکور کمتر موجود می شد یکصد و هشتاد و پنج قطعه کبک و بیست قطعه سسی و دو قطعه کبوتر که جمله دو صد و هفت قطعه باشد بدرجات مذکور شکار شد - تشریف بردن اعلیحضرت والا محضاً از برای شکار نیست بلکه از بهر ای دل جوئی و مهربانی در حق خدام در سیاحت کوهستانی خود میباشد - بادشاه مهربان و پدر حقیقی رعیت بنا بر مراحمات شاهانه خود مبلغ سه هزار و چهارصد و پنجاه و دو روپیه کابل از برای اطفال و اناث و غربای محال مذکور بعنوان بخشش مرحمت فرمودند و نیز مبلغ دو هزار و چهارصد روپیه برای اشخاصیکه در جرگه شکار حضور مبارک خدمت کرده بودند بصیغه بخشش داده شد. روز دوشنبه ۴ ماه محرم الحرام اردوی همایونی از شنگیالی حرکت کرده شب را در مشکه منزل نموده صبح آن با رخانه از راه بهسود جلال آباد آمدند - حضور مبارک و برخی از خدام خاص حضور بسواری اسپ این راه دشت بیری مرکب لمعان بنده درخته تشریف آوردند و از انجا بسواری موتر عازم جلال آباد شدند - و در حین جرگه شکار مذکور سررشته این بود که یکصد نفر سپاهی اردل موی نصبه انها و دوازده صد نفر رعیتی آنجا بقرار سیاهه معه دوازده نفر غلام بچه های رکابی که بالا هر یک صد نفر مردم رعیتی بقسم صد باشی عاریتی برای انتظام آنها مقرر شده بود بسر کرده گی عالیجاه علی احمد خان ایشیک آقاسی مکمل حضور اعلیحضرت حاضر بودند مگر چون مرحمت اعلیحضرت را مردم آنجا به دفعات چه اشخاص کبیر و چه اطفال و حتی زن های آنجا بر خود از حد گذشته زیاد دیده بودند و امید وار به مراحم شاهانه بودند و میباشند اگرچه حکم حضور بر دوازده صد نفر رعیتی بود آنها از خورد و کلان که بچه های هشت ساله و نه ساله و پیر های شصت ساله و هفتاد ساله هم بود در میان آنها شوق و ذوق های تمام برای زیارت بادشاه خود و خوشی بادشاه خود به شور و خروش با می نه یاد معه دهل و سرنای ها کمر همت را بسته و بر کوه ها در برف نصف های شب بالا می شدند و تا به صبح سرمای کوه ها و جان\n\nبنده است که در شب با در آفتاب آن یک چراغی فروخته شد و دقیق اوقات شبانه و روز را آن یک ساعت مذکور تقریباً است که در این یک ولوله و بهجت آورده صفا مرار از آن درک میشود. با وجودیکه سی ۱۲۰۰ یک کوس خوانشی ندارد بلکه بهمین آهنگ یک پیانونی پشت به پشت میرساند. اکثر اهالی محله های شهر به صدا آن تعیین اوقات شبانه روزی خود را میتوانند . و در هر منه های خوش آهنگ و دعاهای کوچک و بزرگ اهالی به نغمه های مخالف ترانه شبها زانو تر نما های مجازد کارانه که راستی نوازانه با آن صدای سامعه نواز همراز و دمساز آمده برفع بارگاه خالق یکتا سے لیل و نهار میگردد فقط\n\nکیفیت شکار همایونی در دره نور\n\nجناب نگران با علی احمد خان پیشیک آقاسی علی حضور اعلیحضرت همایونی که بهمرکابی همایونی بدیه دره نور شرفیاب بودند کیفیت شکار اعلیحضرت بادشاه معظم ما را در دره نور تحریر و تصویر نموده به اداره بنام خبر نگار عاجز فرستاده اند که ما آنرا عیناً درج صفحه افتخار مینمائیم :\n\nدره نور اسمی است با مسمی اگر به بیانات آب و هوایش به پردازیم در صفحه گنجایش ندارد دره نور از توابع است کنر است و بطرف مشرقی و شمالی جلال آباد واقع است که قله های کوه مذکور از باغ شاهی جلال آباد به نظر می آید میدان آن از جلال آباد الی مشگیالی که از موضعات دره نور است تخمین دوازده کروه مسافت دارد و مشگیالی از قصبه جات مهمی میباشد که برخی اوقات چون اعلیحضرت سراج المله والدین والا برای شکار تشریف می بردند در موضع مذکور محل اقامت اردوی همایونی میباشد که ارتفاع منزل جای موصوف که عبارت از شکیالی باشد از سطح سمندر ۷۳۲۰م فوت بلندی دارد - دره مذکور یعنی شنگیالی به دو حصه قسمت شده که بعد از شگیالی یک طرف آن را دره برکوت و دیگر انرا بمبه کوت می نامند - مردمان این دره از خود علیحده لفظ مخصوصی دارند که بر خلاف فارسی و افغانی است -"}
{"book": "adl0616", "page": 134, "text": "نمبر 11\n\nحوادث داخله\n\nهوای کابل\nامسال بستان شهر عزیزه (کابل) هیچ یک شدت\nت ایستاده شده فوق العاده انشان نداد بلکه بجال اعتدال و تمام خوبی و جمال\nبه نواختن می شد در گذر است نه چنان سرویه ها نیکه عالم را در زنجیر های یخ باند داد\nشروع می شد و بسیاره به انتظام درست برف با مغلول محسوس نماید و نه چنان کم با رنده گی که موسم\nفریبا شش نظامی صد محمد بخط به است و برا به پایان نما شده تابستان بی یخ و بیا برفت بکندر د بوقوع آمد و از روز شنبه ۱۴\nر تا بینک ساعت و بعضی وقت تا به ده ساعت نزدیک جایی است ماه صفر تا بروزشنبه ۲۸ ماه مذکور دو سه بار برفی که بارید .\nحضرت می رسید که درین همسن هر قدر کیک که می بودر و به طرف بی اهمیت و پایدار نبوده، کو بها دره از تپه های اطراف دار\nجای نشست حضرت به رفت و بازا وجوه ابهر جاهای مناسب روای بیضای یک پاره برف خود را بیک قبای مرتفع ابلقی\nنیز استفاده می بود اینکه کیک ایانه ها را میدید ند خود ما را از تبدیل داده. یعنی بعضی جا ما برف و بعضی جا ما گل بنظر می آید.\nترس رو به پایان شریف شیره می انداختند و میگر کنید و اینکه مکان یکان بنانا می مینا کار تقریب نمودن قدوم خسرو فرخ فال\nبهای نسبت حضرت پیر سید نه یک قیامت تیرانی است\nاز هر طرف بالای مشان می شد و به مشکل زند و به امیشدند\nاکثر یا آنها بدت تفنگ می شد و خود اعلیحضرت شهریاری\nبا سس شکاری معد او سه نفر از نظر می آمل نیز حضور و دو نفر\nادامه به ما می خاص بجای نمی بخوشی تمام نشسته و از نگاره دبیر\nانتظام آن که چند بقرا به پایات خود ذات شانانه بوده محفوظ\nمی شدند و برخی از خدام حضور بحالی دور تو نشست و سیره\nناشای شکارگاه ونیرهای تفنگ و شکا به بادشاه خود ما را\nمیکردند و هر وقت تقین بلس اعلیحضرت معه نان چاشت\nشان همراهشان می بود و برای هر یکی از نفری نیز حضور\nبوده در بساط ها می مخصوص بوقت شب نان دنیوه دشتری\nو شیر های تقسیم می شد که هر کدام هیچ احتیاجی نمیداشتند\nکل نفری تو کر یا که بشکار میرفتند از نظامی و غیر نظامی نان پخته\nتقسیم می شد بد نما کلی این که در زمانیکه نفری جبر که بجا می شسبت\nاعلیحضرت نزدیک می شد کیک با هم زیاد پرواز میکردند و\nبه نفری آوانه های رقم کوهی خود را می بر آوردند دیل و سرنا\nنواختن می شد و سنگ اندازی برای به آمدن کبک\nاز هر طرف ز یا ده یانه می می شد و خبر های تفنگ از هر طرف\nبلند می شد جای مجیب نظارو د لایق دید بود فقط\n\nارتحال اسف استعمال\nاز یک ارتحال بسیار است انگیزی به خبر دادن\nدبیر مجبوریم در شب چار دهم ما به صفر المظفر سنه (۱۳۳۰) جنات\nبنابی مصاحبه محترمه منظور و والده سرداران عظام محمد مسفر خان\nو محمد یوسف خان مصاحبان خاص حضو را اعلیحضرت خورده\nنا ر و خانه او در جلال آباد از دار دنیا عازم رحلت سرای\nعقبا شدند. مرحومه مشار الیها یکی از یادگارهای قدیمیه دود تا\nسلطنت سید افغانیه و حبیبه محترمه (وزیر محمد اکبر خان) بود که وزیر\nمذکور وله ارشد امیر کبیر جهت مکان ( امیر دوست محمد خان ) است\nو برا و نام نامی بزرگوارانه شان زیب صحریف تاریخ افغانستان\nو شهاست و جلالت شان مستننه وصف و بیان میباشد\nمراسم تجهیزیه و تدقیقه و فاتحه داری مرحومه مغفوره مشارالیها\nاز مراجع و اشفاق اعلی حضرت همایونی به بسیار عزت و احترام\nمبل آمد. جنازه شان از جلال آبا د ینز یا رت مبارکہ\n(مهترلام) صاحب که در ایالت لمقانست نقل داده\nشده در ایجاد قین خاک عطر ناک نمودند. رحمت الله علیها\n) سراج الاخبار افغانیه) افزونی کمر و جاه و اقبال\nاعلیحضرت شاهانه را از درگاه باری نیاز میکند و و به همه\n\nسے احمد"}
{"book": "adl0616", "page": 135, "text": "صفحه ۴۲\n\nاولاد و انجال مرحومه مغفوره به عرض تعزیت پرداخته اظهار حسرت و است مینماید ۰\n\nخبر رسمی\nعالیجاه دوست محمد خان ناظم حضور والا ایشیک آقاسی امیر محمد مرحوم برادر زاده ایشیک آقاسی شیر دل خان لوی ناب صاحب قوم بتاریخ یوم چهار شنبه ۱۲ ماه محرم الحرام از حضور مبارک اعلیحضرت سراج الملة والدین به خدمت ( دارا اعدالت حضور ) مهر کرده مقرر گردیده ـــ سابق برین نامبرده بخدمت سر پرستی تعمیرات شاہی مقرر بود و حالا بعوض او عالیجاه برگد محمد علیخان ولد سردار سلطان محمد خان مرحوم سرپرست تعمیرات شا ہے مقرر و سرافراز گردید ـــ چون اہلیت اعلیحضرت شہر یا رے اکثر اوقات برای سیر و شکار و سیاحت و ملاحظه الیک خود در هر جای تشریف می برند ضرور دانستند که یک محکمه ہمر کا بی جهته غور رسی عرض د واده ها یا ہمرکاب مبارک در هر جایی باشد ـــ که محک مذکوره مرکب از یک نفر قاضی و دو نفر مفتی و یک نفر محرر و چهار نفر میرزا و بیست نفر پیاده و ده نفر سوار تعلق محکمه مذکوره بوده برای اجرای امورات محوله حاضره همرکاب باشند ـــ خیر مخصوص برای کار مذکور و باقی انتظام کامل از حضور مبارک مرحمت گردید ـــ هر شخصی از رعیت و غیره که عرض و داد می داشته باشند و بدیگر جای کار دارستان چشم پوشی کرده فیصله نکنند محکمه مذکوره آنها را خواسته کیفیت را بخود معلوم کرده گوش گذار مبارک میکنند و اگر عارض دروغ گفته بود البته گوش گذار حضور مبارک کرده از شخص عارض بازخواست سخت میشود که چرا بیجا عرض کرده بود و علی ہذا القیاس ـــ دو هر جا که اعلیحضرت شهریاری اضافه از چهار پنج روز بروند محکمه دار العدالت ضرور ہمرکاب میباشد و اگر از چهار پنج روز کمتر تشریف بردند محکمه مذکور در جای خود و بکار خود مشغول\nمیباشد فقط\n\nسراج الاخبار افغانیه\nسبحان الله ! ما رعایای صادقهٔ افغانستان شکر این نعمت عظمای بی پایان خالق عظیم الشان خود را احسان ادا توانیم نمود که چنان بادشاه مرحمت و عدالت مینانی با لطف و احسان فرموده که در سفر و حضر لحظه از غمخواری و عدالت پروری و شفقت گستری رعایای صادقه شاهانه استان\n\nنمبر ۱۱\nفارغ البال نیستند ۰ این مرحمت همایونی در باب تشکیل هیئت دار العدالت حضور برای رسیدن معروضات مظلومان د غدر کرده شدگان به ما یا مسمع مبارک همایونی اثر چنان لطفها و علامت پر وریهای با دشاه معظم محبوب القلوب ماست که ایفا می مستلزمان آن از واجبات مهمه است شمرده میشود ۰ جناب دوست محمد خان بحقانیت و دیانت و صداقت معروف یک زا نیست ۰ از درگاه باری توفیقات مزید نامور دولت قبله مقدسه خود را در کارهای محوله شان میانه میکنیم ۰\n\nحوادث خارجيه\nاجمالی احوال سیاسیات عالم\nچون در صفحه های اوراق حوادث عالم نظر میکنیم دنیا را در یک هرج و مرج پر فتنه و آشوبی می یابیم که از هر بر طرف سیلاب ها دهشت انتقامی دریای پر موج سیاسی بجوش و جریان آمده مانند بخار ها و گاز های مواد آب و نذاب شده و مرکز زمین هر بر طرف دنیا را بلرزه و زلزله در آورده است ۰ و بزرگترین منطقه که در این زلزله پر غلغله در ان اجرای خرابی میکند ممالک اسلامیه دولت علیه عثمانی و ایرانست ۰ و چون یک قدری و در تو نظر بیندازیم ممالک وسیعه چین را نیز در یک گرداب نایاب هرج و مرج می یابیم، و چون بازه بسوی مغرب اقصی یک عطف نظر کنیم آنجا را نیز از تاثیرات زلازل خالی نمی یابیم ۰ دولت عثمانی در جانبه دو کشکش پرپیچ و تاب دهشت انتسابی در افتاده که یکی عوامل خارجی و دیگری اختلافات فرقه های مختلفه داخلی آنهاست ۰ الحق که این شق و توم خیلی دهشتناک تر از اول میباشد ۰ و موجب اندیشه به اتحاد خوانان اسلام میشود ۰ در وقت حاضر فرقه های معلوم داری که در قمت عثمانیه با همدیگر گلو بجلود گریبان بگریبان در افتاده اند یکی ( فرقهٔ اتحاد و ترقی ) و دیگری ( فرقه حریت و اختلاف ) میباشند و غیر ازین یک فرقه دیگر نیز هست که آنها فرقه مستقله مینامند ۰ این اختلاف فرقه ها برای قوام گرفتن حکومت مشروطه عثمانیه و دوره خوردن اداره دولت بر یک محور لایق یک مانع"}
{"book": "adl0616", "page": 136, "text": "صفحهٔ ۵\n\nو مشکل عظیمی مشاهده میشود. قوایل خارجیه که از ابتدای اعلان مشروطیت یکی پی دیگر بر دولت مشارالیها وارد آمده از چنان مایهٔ طاقت براندازانه نیست که هر بها در توانا به آن تاب آور مقاومت بشود، مسئله ارتجاع ، الحاق بوسینا اعلان استقلالیت بلغاریا ، مسئله پر مهتاب کرید، عصیان ارناود، شورش یمن و غیره کم نبود که یکی از دولتهای معظمهٔ اوروپا که من حیث اتفاق مثلث گویا سه دولت شمرده میشوند وفقه بناحق دندانار و اهلا سباهان آورده یک قطعه ملک شانرا یعنی یک پاره گوشت بدان شانرا در ربود.\n\nبعد از عثمانی ایرانرا در یک شورش و اختلال عظیمی می یابیم که دینامیت های سیاسی که دسایس انگلیس آن مملکت را بیک تب لرزهٔ حالت نزعی در آورده است. اگر ملت عثمانیه دعوی مشروطیت را کردند اجرا شدن (قانون اساسی) که از سالهای بسیار پیش مرعی الاجرا داشتند و بنا بر بعضی عوارض سکته دار شده بود طلب نمودند . ولی ملت ایران پیش از انکه یک قانون اساسی داشته باشند، و به وجه مالک عثمانی کتبها و عالمها و دانایان خود را بیفزایند خود را تا یک درجه مشروطیت شناس بازید به انتریکه و نیرنگ امی میکروبهای سیاسی جراثیم مغنم شناسی فریب خورده قباها نمودند و غفلتها انداختند. و همان بود که تاثیر آن میکرد بها در وجود نازنین آن دولت قدیمه کیفیات مرض های مختلف بوجود آورده قریب الموتش گردیده. احوال مغرب اقصی که یک هیئت اسلامیه اعلی را و آزادی بودند همچنان یک سحر انگیزی مس میریزمی و فرانسیسی حل و فصل گردید که خود آن پانزده بیست میلیون نفوس ندانستند که چه بود و چه شد؟ و تا بدانند که چیست خودشان را مانند یک لمسی خواهند یافت که تارهای تنیده شدهٔ عنکبوتهای حریت شکنانه سراپای شانرا پیچیده باشد. سبحان الله ! از حریت دم میزنند و دم بدم در پی اسارت عالم میکوشند ! ...\n\nوقایع چین را نیز چون در زیر ملاحظهٔ دور بینی بیاریم آن لحاف بسیار بزرگ را نیز برای بعضی منفعت اینکه اگرچه بقدر یک شبش هم باشد در آتش های شعله افروز بعضی استفاده طلبان می یابیم مثلاً : خیال بلعیدن روس ممالک ( موغولیها ) را ! ...\n\nنمبر ۱۱\n\nاین است شمهٔ از اجمالی احوال سیاسی عالم که خلاصه بر نظر مطالعهٔ ناظرین کرام خود عرض کردیم نقطه\n\nاز اخبار هامی ترک\nدرین محصر ما اخبار فواید مشابه ( طنین ) که در پایتخت دولت علیهٔ عثمانیه طبع داشته میشود از اخبار ما بیک لسان برسانی بحث رانده گفته است :\n« قسم اعظم مقالاتی که در (سراج الاخبار افغانیه) خود مان خوانده ایم به محاربه هایه است . این غزته اگر صفحات قسم حوادث خارجیهٔ خود را کاملا به محاربهٔ طرابلس غرب و احوال سلطنت عثمانیه حصر کرده بود که بسیار شایان وقت و ممنونیت است »\n\nبعد ازین به خود یعنی به ملت نجیبهٔ عثمانیه روی سخن را گردانیده مینوسد :\n« لا در چنین وقتیکه بر مطبوعات اسلامیه از ما بحث و بیان میراند، و هند شرق ، و همه عالم اسلام بیگانه امیدشان را به نجات و سعادت ما یعنی بخلافت عثمانیه معطوف نموده اگر ما با این منازعات سفید چاو و دامن خود را بدست خود کنیم تنها اولاد و اقتصاد خود ما نی بلکه هر مسلمانانیکه این عالم اسلام را پر کرده است بر ما لعنت خوان خواهند شد ! »\n\nما میگوئیم که : از لعنت خوانی حاشا ! ولی این یک محقق است که همه عالم اسلام علی الخصوص افغانستان سعادت و نجاست و فوز و فلاح مقام سلطنت سنیهٔ عثمانیه و برقرار بودن سلطان المعظم را آرزو دارند و به این سخن هیچگاه راضی نیستند که وطن خود را در تهلکه ببینند و از اختلافات ما بین خود شان باز بیایند .\n\nالمقرر\nصورت اراده سنیه حضرت سلطنت اعظم\nدر باب فسخ مجلس مبعوثان\n\n۱) بموجب فقرهٔ هفتم قانون اساسی و موافقت رای مجلس اعیان فسخ بیات مبعوثان را ، و صادر ازین تاریخ فسخ در ظرف سه ماه بالانتخاب اجتماع بیات جدید و مبعوثان را اراده و فرمان کردم .\n\n۱) به اجرا کردن و بجا آوردن این اراده ما صدراعظم ما مامور است .\nمحمد رشاد\n\nاین است که بموجب این ارادهٔ سنیه مجلس مبعوثان حاضره فسخ و برطرف شده به انتخابات جدید دیگر آغاز میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 137, "text": "نمبر ۱۱\n\nمخابر مخصوص از مصر مینویسد\nعلينا ورقه\n\nکرده بود و مظالم ایشانیه را با تفصیل نگاشته در لندن فرستاد بود در شهر مذکور رسیده است چنانچه واقعات جنگ را در سطور ذیل می نگارد — من بتاريخ ۲۱ ماه دستمبر از لشکرگاه نشئت پاشا برای زواره روانه شدم لاکن چون در بدین رسیدم بسبب ضعف طبیعت و ازدیاد حالت پیش رفته نتوانستم و مجبورا در مدین توقف کردم در نخلستان طرابلس من سرکرده بمدرسته فوج عثمانی بودم و ما تقریبا هر روز بر فوج ایطالیه حمله میکردیم و کسی از ما بر پشت اسپ سوار نمی شد زیرا که سوار می شد و به نظر خصم می افتاد نشانه تفنگ می شد سوار اسپ گویا طلب مرگ بود پس ( ترک و عرب ) پیاده حمله میکردیم و من ترک و عرب را خیلی شجاع و یکه تاز در این عرصه جنگ یافته ام — من تعداد قوه عثمانیه را سنجیده میتوانم البته درین کلام نیست که از ابتدای مجاربه تعداد عرب و ترک یومیه اضافه میشود و هر عرب که در صحرای طرابلس موجود میباشد برای مقابله مستعد است بسا اوقات شیوخ قبایل مختلفه دو هزار نفر یا علاوه بر آن مسلح به آلات جنگ در عرصه کار زار می آرند و مردم سنوسی نیز در تعداد به اوران اسلامی شان اضافه میکنند — من اکثر خبر های جنگ را که بقرابه ذرایع نامه نگاران ایطالیه نشر می یابند در اخبارات میخواندم و بنا بران گفته نمیتوانم که اندازه تلفات و تخفیف اطالیه اصلاً ناقابل اعتبار و دروغ بیفروغ میباشد — مردم ایطالوی نقصانات افواج شان خیلی خفیف نمی نماید و علی الخصوص خبرهای آن جنگی که من در ان شریک بوده ام سراسر اصل و اساس ندارند زیراکه ما خود اجساد مرده شان را شمار کرده ایم — ترک و عرب هیچ احتیاج اسلحه و نفری ندارند تا به پنج سال دیگر جنگ کرده میتوانند نی غلط کردم تا به عرصه دراز می که اختتام نداشته باشد مصروف پیکار شده میتوانند — جمله پاکستان آن حدود برای ترک و غرب گوشت و مرغ و برنج و نان و فواکهات و قهوه قصه کوتاه هر چیز که برای حیات بشری لابد است مهیا میکنند تا زمانه حال آن چیزی که برای فوج ایطالیه فایده مند ثابت شده است جهازات جویه است جهازات مذکور هر روز به سر ما پرواز میکردند و ما بر آنها فیر کرده نمیتوانستیم یک دفعه یک جهاز هوائی بر ما گلوله هم انداخت و بعضی از زخمیان عرب که در شفاخانه بودند شهید شدند لاکن بمن هیچ ضرر نرسید در شفاخانه عثمانیه در میدان جنگ البته به سبب قلت ادویه خیلی تکلیف محسوس میشود و برین یک قلتی است که من در عسکر اسلامی مشاهده کرده ام — در شفاخانه مذکور\n\nامضا\nالحاج غلام نقشبند الافغانی الکمال\nاز مصر ( ۱۰ صفر ۱۳۳۰ )\n\nاز اخبار همعصر ما پایونیر نقل میشود\nرفیق ترک و عرب\n\nحضرت الفاضل! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته . دیشب در منزل یکی از احباب با یک افسر مصری که از میدان حاربه طرابلس تازه آمده است و رایا در جنگ موجود بوده است ملاقات دست داد چون همیشه بتواتر شنیده می شد که در فلان محاربه از ایطالیانیها هشت صد نفر تلفات بوقوع آمد و از اسلام ده و ازده و در فلان محاربه از ایطالیانیها پنجصد نفر کشته شد و از اسلام نه نفر این مسئله بیش مرا به تشویش و مراق انداخته بود . لهذا حقیقت این مسئله را از افسر مذکور سوال نمودم . موی الیه قسم جلاله و ثنا یاد کرد که من بچشم خود دیده ام که در بعضی محاربه ما از ما به عدد های هشت و نه و از دشمن به صد ها تلفات بوقوع آمده است . و این را هم گفت که اکثر طوپها را که گرفتیم خونچی یانش را بطوپها بسته یافتیم و اکثر مجروحین و کشته گان شان زخم گلوله را از پشت بر داشته اند، و آنانیکه زخم از پیش رو بر داشته از جمله ای اسلام نی بلکه از گله های خود شانست که در اثنای گریز تفنگهای خود شانرا در زیر بغل گرفته و دهن تفنگ را در عقب گردانده هم میگریزند و هم فیر میکنند که اکثر گله های شان بر سینه و قفای شان اصابت میکنند . و امروز یک سخن عجیب شنیدم که میگویند چون عربها طیاره ها یعنی کشتیهای هوائی ایطالیا بها را در اول بار دیدند بسیار بخوف افتاده و گفتند که این علامت سیدنا مهدی . انور بیگ ازین دل اندازی عربها به اندیشه افتاده در باب فهماندن عربها را بر احوال طیاره بسیار کوشش نمود تا انکه از چند بلد و طیاره مانیکه از فرانس خواست بود یکی از آنها به اردوگاه اسلام رسیده و انور بیگ عربها را در طیاره نشانده بر هوا بلند کرد و به اینصورت خوف و رعب آنها را ازاله نمود فقط\n\nبیان واقعات چشم دید یکنفر انگلیس در میاربه طرابلس آیا هر نیز مورخه ۲۸ جنوری مستر ( مونک که برفاقت افواج عثمانیه در طرابلس بر خلاف مردم ایطالیانی جنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 138, "text": "نمبر ۱۱\nصفحه\n\nیکصد و کسر خلایق که برگشته خیلی گرم جوشی بهر جد و جان نثاری رحمت لاحق شده است بعد ازان مستر و سنگ یک هشت گلوله بار ایلیان نموده و گفت که این است نتیجه محنت شانی داکتر ترک که او ادویه بدن های زخمیان شفا خانه کشیده است فقط\n\nاز اخبار های اردو\nرفیق با اخبار ( نیر اعظم ) مینویسد :\nچونکہ اعلیحضرت امیر صاحب کابل محبت امدا د یتان شهدای طرابلس به رعایای خود خطاب فرموده بودند که : ۱ در اینچنین وقت که زنهای اطالبه بجوش حب وطن و همدردی قومی برای تیمارداری و خدمتگذاری مجروحین در میدان کار زار میروند پس جای افسوس است که ما از اعداد مالی هم اجتناب نمائیم ( خطا ) نه مذکورۀ فوقی در دل رعایا حضور ممدوح چنان اثر انداخت که تنهایت فراخ دلی و عالی حوصله گی اعانت مالی نمودند ـــ در هایا که این خیال که دوست پادشاه دوست مایان و دشمن پادشاه دشمن مایان است. و هر کسیکه پادشاه ما را عانت می نماید بر ما فرض است نیز امداد مالی نمودند ـــ اما دشمنان ملک و بانی عداوت و نفاق که نفاق مسلمانان و بهبود را یک می پندارند ازین حرف چگونه مسرور می گشتند. چنانچه بعض اخبارات آریه مخالفت آن می نمایند و آنرا که به رغبت خود معاونت مالی نموده اند انرا به جبر و اندی تعبیر میکنند ـــ حالانکه پیران میدانند که رعایا بیت محکوم و فرمان بردار پادشاه خود میباشند و خوشنودی پادشاه را مدام به نظر داشته میباشند ـــ چون امداد مجرد حین طرابلس به نزد پادشاه ضرور و لازمی است و کسانیکه بر این عمل کنند بنظر مرحمت پادشاه محبوب میگردند ـــ لاکن مقدر و منزلت این سخن را فرقه آریه که فرض عین شان برعکس ضمیر پادشاه میباشد کی میدانند ـــ\nاخبارات هنود بر تشریف آوری اعلیحضرت امیر صاحب در هندوستان تعریف بیحد نموده بود که اعلیحضرت ممدوح نهایت کریم النفس و رحیم المزاج باره میباشند و لحاظ رعایای خود همیشه در نظر دارند ـــ تعریف مذکور را اخبارات هنود در انوقت شایع نموده بودند که اعلیحضرت ممدوح در دهلی در ایام هجرین\nکه رعایا\n\nبر رعایای جنود تو باشی که در برابر مسلمانان منع فرموده لیکن اکنون حضور ممدوح جابر و ظالم قرار داده شده اند محض به اینکه ایشان از رعایای منور رکاب خود بجهت بازماندگان شهدای طرابلس امانت مالی طلب نموده اند و یا حکم فرموده اند که برعایای هنود هم درین معاد شریک باشند ـــ اگر در حقیقت مسلم مذکور را اعلیحضرت امیر صاحب صحیح باشد باید دانست که سرکار والا رعایای منور خود را بسیار قابل اعتبار می شمارند چرا که فرمایش صرف بران شخص کرده میشود که از او امید بجا آوری حکم باشد و اگر بر این چنین موقع که اعلیحضرت امیر صاحب رعایای مسلمان خود را امراً عانت فرموده بودند در حق رعایای هنود خود چیزی نمی فرمودند در آن حالت چنین تصور کرده می شد که اعلیحضرت ممدوح رعایای جنود خود را معتمد علیه نمی پندارند بلکه چنان خیال میکنند که رعایای هنود فرمایش حضور عالی را بجا نخواهد آورد ـــ لاکن علاج این حرف ناممکن است که در دماغ دوستان ما خوش بوی عبیر و عود به تعفن مبدل میگردد و گل بنظر شان خار می نماید ـــ که نیک انجام این است کابل با خبراند آنها میدانند که در مسلمانان و هنود افغانستان مطلق نفاق و عداوت راه نیافته و زنهای هنود در افغانان مانند زنهای مسلمانان با پرده و صاحب عصمت میباشند ـــ مسلمانان و هنود با تفاق و اتحاد با یکدیگر زندگانی بسر میبرند ـــ در کابل شکایت هند و از مسلمانان و شکایت مسلمانان از هند و شنیده نمیشود و اگر چنین می بود اخبارات هندوستان ما چنین مضامین طویل و شور و غوغا بر پا میکردند که از حد بیان بیرون است لاکن شکر خداوند است که سر زمین کابل از این نفاق پاک است ـــ چونکہ روز آدینه در مذهب مسلمانان روز مبارک است و\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 139, "text": "نمبر 11\n\nو هنوز به حقیقت کم و کیف مسلک و مقصد آنها آگاهی نداریم ولی با وجود\nمسئله امیر قوم چنان عجیب است و تعلیم آن در اسلام چنان\nاین هم الفاظ به یک گستاخانه ( جابر و ظالم ) را نخودشان بود وسیع نموده شده است که بوقت سفر هم اگر زیاده از\nکرده میگوئیم که اول این سخن میشان غلط محض است که میگویند در وافیق باشند در آن هم تقریر یک امیر ضرور می بود -\nذات اعلیحضرت پادشاه معظم ما گو یا حکمی و جبری از رعایا و در هر خانه و قبیله امیر قوم می بود و نمونه زنده آن بصورت\nهنود کو داخانه بازماندگان طرابلس غرب را طلب فرموده ان امام نماز گذاشته شده است تا که مسلمانان را در روز\nنطق اعلیحضرت ہما ہمایون ہیں۔ حرف بحرف ن در در نمبر (۵) سراج الاختبار پنج مرتبه موقعه خود کردن بر این اصل اسلامی بدست آید\nالقانیه مندرج است اگر نخوانده باشند بخوانند و دران و آنرا محکم گرفته باشند .\nنطق بما یونی یک لفظی که جبر و حکم را ایما کند قطعیا موجود نیست.\n\nرفیق، اختبار حبل المتین جنوید\n\nوقایع نگار مخصوص نیویارک پرانی امریکی اینچه را در قصاص\nروس عظیم خود دیده و به اختبار مذکور اطلاع داده از این قرار\nاست - کروسیان بدون گناه زنان دبچگان بیطرف\nتبریز را مانند گوسفند بقتل رسانیده شده مقتولین متجاوز\nاز پانصد نفر است و هر چه الحاج میشود برای ترک این\nقضاییهای وحشیانه روسیان جمع قبول اصغا نمی نمایند\nبسیاری از افسران حکومتی و بیست افسر پولیس محلی را\nبقتل رسانیدند هم رسانیدند عمارات حکومتی را بمبارد را نموده بسیار\nاز خانهای شخصی به با خاک یکسان کردند - ایرانیها\nبا سنتهای صبوری این حرکات روس را برداشت نموده\nو بنظر تعجب و حیرت می نگرند چه وقتی با این حرکات وحشیانه\nاقدام نمودند که دولت ایران تمام مطالبات وی را\nقبول و حاضر شده بود برای همه گونه سلوک دوستانه\nبا روس - روسیان در مجله ارامنه تبریز چهار نفر مسلمانان\nبی سلاح که بخیال خود در بازار میگذشتند بدون سبب\nو جهت بقتل رساندند وقایع نگار مذکور مینویسد که حرکات\nقصابانه روس در تبریز قسمی بود که قصابی های ایطالی را در طرابلس\nغرب از یاد برده محو نمود .\n\nمقدمه\n\nعلم تاریخ\n\nو نسخه سابقه‌اش از ( تاریخ علم تاریخ ) بحث\nو بیان نموده بودیم . حالا در اینجا یک قدری از اهمیت و فائده !\nاین علم معنا بها و سرچشمه های آن که از کدام جاها معلومات\nمیگیرد و اقسام تاریخ خود و کارا میگیرد و اقسام تاریخ و مدد گاران این علم و دیگر تعریفات\nبودو ان تعلیم اصل ما تحت بودن یک امیر است ان بر مطالعه کنندگان گرام بعرض معلومات می پردازیم.\n\nصفحه 1\n\nرفیق با واسطه عدم شکایت ، و حسین آمیزش رعایا\nمسلم و بشود افغانستان بیانات و احوال صحیحه درج نموده که\nما هم بعضی چیزهای مشهورات واقعه خود را ایران علاوه میکنیم\nاز مردم هنود در دولت افغانستان مردمانی هستند\nکه منصب با ماموریت های معتبر دولتی مستخدم و موظف\nباشند، در دربار ها می نام حضور به ما و به لباس ها ی\nپوره رسمی که بین علامه فارقه به دیگر چیزی از دیگر\nمنصب داران فوق نمی شوند بمقامات. ا شوید مقامات مقرره خودی بکشند.\nدر صنف صف خدمتگاران دربار مثلا از مردم هنود چاپار\nمخصوص، آبدار مخصوص، حتی خانه سامان و آشپز مخصوص\nبرای معتبرین اهل هنود موجود است. همه امور صرافیه و\nملکت که یک جزء مهم تجارت یک شمرده میشود بدست مردم\nهنود است از نقطه نظر حقوق سادات تامه در مابین\nموجود است : با روس - روسیان\nدر نظر شریعت و سیاست در ما بین دعاوی حقوقیه هیچ و\nو در مابین هنود و مسلم نیست. ذات اعلیحضرت بادشاه\nسیاسی شناس دانای خردمند ما تنها عدم امتزاج و موجودیت\nو اختلاف دعا یا صادقه مسلم و هنود دولت خدا داد\nخودش را بلکه اختلافات مسلمین و هنود هند را نیز بنظر\nاستحسان نمی بینند. چنانچه مسئله (قربانی گاه) در\nاشتهای سیاحت هندوستان شاهانه شان دلیل واضح\nاین مدعاست. نقطه\n\nرفیق ما ملت مینویسید\n\nمردم مسلمان پیروی کلام حق تعالی را گذاشته\nدر معرض خطر خود را انداخته اند. اگر آنها آن رسن پاک\nاز دست نیند آورند و ر ما بین آنها نزاع و تفرقه نمی افتاد\nنبی کریم صلی اللہ علیہ و آله دست محکم مضبوط ساختن\nشیرازه قوم و بر تقرر گرفتن آن تعلیم یک اصل نموده\nبودو ان تعلیم اصل ما تحت بودن یک امیر است -"}
{"book": "adl0616", "page": 140, "text": "نمبر ١١\nصفحه ٩\n\nولی این را هم عرض کنیم که معلومات تاریخی که ما بیان مینمایم به اصول و قواعد تاریخ نویسان این اعصار اخیر و تحریر مییابد را از جهت تعریف و تقسیم تاریخهای متداوله فارسی ما تا یک اندازه فرق و مهابیت دارد و انا عالم عالم تبدد، و نویست، از انرو اگر تاریخ نیز بیک لباس قومی منظر قار تامین کرام جلوه گر میشد نتیجه نخواهد بود !\n\nاهمیت و فایده های تاریخ — علم تاریخ را اگر گویم که جامع جمه علوم و فنون دنیا است جا دارد. زیرا واضح ترین بیانی که در باب علم تاریخ گفته شود همین است که: علم تاریخ یک علمیست که از احوال گذشته دنیا و نوع بنی بشر بحث و بیان مینماید (۱) بلی ! تعریف حقیقی علم تاریخ همین است. اما سببی که در میان احوال گذشته همه کا سیاسیا مدنیه نوا هی بشر از فنون و صنایع و اختراعات اور خیانت داخل میباشد باز از ان تاریخ را جامع به علوم و فنون و یه جون مع من مباینه دیزانی خانه خواهیم بود. از علم تاریخ هر صنف و هر رقم مردم استفاده کرده میتوانست زیرا تاریخ ، همه احوال گذشته افراد و جمعیتها بنی بشر را تدقیق و تحقیق کرده ان را به بیرونی کارهای فضیلت و نیکونی گذشته گان ترغیب میدهد، و انه کارهای لامینی و بدنی انها ان نرا درس های عبرت نمائی داده مجتنب و بیزار میسازد. علی الخصوص مطالعه تاریخ برای مردمانی که به اداره ممالک و قبل منظف اند بیشتر فایده می بخشد. زیرا وقایع و احوال که موجب عرفت و اقبال یک قوم و یا یک ملتی گردیده با وقایع و اسبابی که موجب فلاکت و انقراض دیگر قوم و یا دیگر ملتی شده بیکدیگر مقابله و مقایسه نموده بسی احکام و اداره های نافع از ان بروی کار می آورد. پس به این سبب اگر علم تاریخ را مجموعه مدنیت ) یا ( مخبر احوال عالم ) بگوئیم مناسبتر و موافق تر می آید .\n\nسرچشمه های تاریخ — سرچشمه اینکه تاریخ از ان معلومات گرفته میتواند جانا (اثر های) ی بنی بشر است که این اثر ها سه نوعست :\nاول — اثرهای ضبط و ثبت کرده شده\nدوم — اثرهای نقل و روایت کرده شده\nسوم — آثار عتیقه) یعنی اثرهای کهنه و قدیمیه\n\nاثرهای ضبط و ثبت کرده شده جهان اثر هائیست که از طرف گذشتگان قدیم وقوعات و احوالات عصر خود شانرا بر کاغذ یا پوست حیوانات یا سنگها نوشته باشند و دست بدست تا به اینوقت آمده باشد .\n\nاثرهای نقل و روایت کرده شده جهان اثر ها نیست که از پدر تا به اولاد ها و از اولاد ها به نبیره ها نقل و روایت کرده آمده باشد، مانند حکایتها و ضرب مثلها، و اشعار ها وغیره. اگر چه اینگونه اثر ها پر مبالغه میباشد ولی باز هم تاریخ از ان استفاده کرده میتواند.\n\nآثار عتیقه یعنی اثرهای کهنه و قدیمیه همان اثر ها نیست که از دست بنی بشر ساخته شده باشد و از زیر خاکهای خرابه زار ها برایند ، و یا بروی زمین باشند، مانند قلعه ها و ابنیه ها، و هیکلها، و مجسمها، و عمودهای سنگ نوشته شده و سکه ها، و یراقها، و آلات و ادوات دیگر که این آثار عتیقه صحیح ترین سرچشمه های وقوعات تاریخیه شمرده میشود و به عنوان (آر جیولوژی) یعنی علم آثار عتیقه علم جدا گانه مخصوصی میباشد.\n\nمددکاران تاریخ — بعضے علوم و فنومیست که بتاریخ بسیار مددها میرسانند که از انجمله یکی فن ( آرشیولوژی ) یعنی فن آثار عتیقه میباشد که مذکور گردید . دوم فن (جغرافیا) است که جای و موقع ظهور واقعات تاریخیه را می شناساند سوم تقویم یا الماناقها است که آنهم زمان واقعات تاریخیه را خبر میدهد چهارم ( فن السنه ) یعنی زبانهاست که درجه قرابت و مناسبت اقوام مختلفه را بیکدیگرشان می شناساند، مثلاً: از نزدیکی زبان، و دیگر بعضی احوال جنس ( کافکاسس) برده خاندان بزرگ بتقسیم میشود که یکی از آنها ( آریها) و دیگرش ( سامیها ) میباشند، مصریها، کلدانیها عبرانیها ، عربها ، فنیکه تنها از خاندان سامیها میباشند. که تاریخ قدیم این ما را به نسل (سام) بن ( نوح) علیه السلام نسبت میدهند، و هندیها، ایرانیها، افغانها، یونانیها رومیها، ترکها، اوروپائیها از خاندان (آریها) میباشند که بنسل (یافث) بن نوح علیه السلام نسبت دارند که ذاتاً تاریخ نیز از همین دو خاندان و از همین دو دو نسل بحث و بیان میبراند زیرا از همین دو نسل آثار باقیمانده که اساس تاریخ نیز آثار است .\n\nو هر اساس تاریخ سه یعنی ( سر تاریخ ) هر قوم و هر ملت یکی از واقعه های عظیمه و فهیمه را (سر تاریخ) گرفته اند. مثلا ملت مبین اسلام (هجرت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ) را از مکه مکرمه بمدینه منوره سر تاریخ شمرده میگویند که ( قبل از هجرت به (۶۲۲) سال ولادت حضرت عیسی علیه السلام بوقوع آمده است.) یا میگویند که (بعد از هجرت نبوی به (۹۳۱))"}
{"book": "adl0616", "page": 141, "text": "صفحهٔ ۱۰\n\nسال فتح قسطنطنیه بوقوع آمده است. ملت نصاری (میلاد) یعنی ولادت عیسی علیه السلام را سیر تاریخ گرفته اند. واقعه اینکه در تاریخ گرفته شده اند بسیار است غیر از هجرت و میلاد و دور خلقت عالم و تاسیس دولت رومه از تاریخ او لیبین ها و غیر از آنها میباشند. در باب خلقت عالم اقوال بسیار است. کسانی میگوید که از هجرت شش هزار سال بیشتر بود کسانی چار هزار و کسانی به یک یا سال بیشتری نیز گمان کرده اند که راست بودن کدام یک از اینها را باین کردن محال شمرده میشود. لهذا خلقت عالم را سیر تاریخ گرفتن صحیح دیده میشود.\nاقسام تاریخ — تاریخ بر دو قسم است: یکی (تاریخ عمومی) دیگری (تاریخ خصوصی)، تاریخ عمومی اصل تاریخیست که از ابتدای خلقت عالم گرفته از تمام کره زمین و عموم جنس بشریت و بیان میراند. و تاریخ خصوصی یک قسمی از اقسام است که تنها از احوال یک قطعه، یا یک مملکت، یا یک دولت بحث و بیان میراند.\nحالا چون از جمله اصطلاحات علم تاریخ بر قارئین کرام عرض نمودیم منتظر میشویم که آیا میل خاطر قارئین کرام ما بر کدام یک قسمی از اقسام تاریخ است؟ آیا میخواهند که (تاریخ عمومی) بنویسیم یا (تاریخ خصوصی)؟ اگر در ظرف پانزده روز یک جوابی از طرف مطالعه کنندگان کرام شرفیاب شویم با عرض شکران و دست داری بعون الله تعالی از همان قسم آغاز خواهیم کرد فقط.\n\nصنعتِ عکاسی\n\nآیا فن عکاسی چه خدمتها میکند و چه فایده ها دارد؟ عکاسی تنها برای ساعت تیری و هوس کاران آن خدمت نمیکند، بلکه برای علوم و فنون مختلفه کمک میرساند، عکاسی بسیار مدت عبارت از یک رقم تجربه ما بود یعنی مثل یک فن یا یک علم مخصوصی شمرده نمی شد لیکن امروزه در سایهٔ ترقی علوم کیمیاوی و حرکت در فن عکاسی یک تحول عظیم و یک تبدل عجیبی پیدا شده است و پلیت ها یعنی شیشه های عکاسی در درجهٔ تیزی بسیار ترقی کرده و در سرعت\nمیکند، بلکه\n\nو چالاکی دور بین های عکاسی نیز روز بروز در تربیت کامل استفاده و مدد درس علوم و فنون گردیده است و به این سبب فن عکاسی بدرجهٔ چشم حقیقی ارباب فن قایم گردیده و مددگار به فنونهای مختلف شده است.\nبعضی گفته میشود که صنعت عکاسی تمام عالم را بدست آورده است. بسیار جاهاست که داخل شدن به آنجا برای هر کسی میسر و نصیب نمی شود لیکن عکاسی به آنجاها به واسطهٔ سیاحین و دلاور داخل شده است. عکاسی خادم غیر مفارهٔ فن مطبوعات است. چنانچه که مطبوعات یک تکه را نشر میکند عکاسی هم اشیا و اسبابی را که به صنایع مدینهٔ بشریه لازم باشد عکس آنها را تنزیه و تکثیر کرده نشر می سازد و بسی خاطرات لطیفه و جهه برانه کار میکند.\nعکاسی به فن حکمت هم بسیار خدمت ها کرده است. بسی چیز های هوائی و فلکی را که چشم بشر آنها را دیده نمیتواند آنها را ضبط کرده نشان داده است.\n(میکرو فوتوگرافی) (یعنی چیز های خورده بین که بچشم دیده نمیشود عکس آنها را گرفتن) باین فن داخل شده برای تحلیل و مطالعه معدنیات یعنی (کان شناسی) منافع عظیمه حاصل کرده.\n(سینه ماتوغراف) یعنی متحرک لارینین نیز از سایهٔ همت فن عکاسی میدان بر آمده که حرکات و اوضاع مختلفهٔ بشر را به عکس جمع کرده عکس را به آن زنده ساخته است. امروز بواسطهٔ این شعبهٔ عکاسی جنگها را مثل که خود ما میدان جنگ باشیم تماشا میکنیم و بسی چیز های دیگر را هم نیز تماشا میکنیم.\n\nنمبر ۱۱\n\nمیکند، بلکه برای علوم و فنون مختلفه کمک میرساند، عکاسی عظمت پیدا کرده. حال آن که یک زخمی را که جای گله در وجود شخص معلوم نباشد بواسطهٔ (رادیوگرافی) معلوم میکند و از آن جای گله را جراحها میکشند پیش ازین بسیار مشکل بود. بسیار جایها را پاره میکردند تا که گله پیدا شود.\n\nفن عکاسی در علم هیئت و نجوم نیز یک عضو مهمی شده. چونکه بواسطهٔ عکاسی خریطهٔ آسمان را گرفته اند و انکشافات جدیده کامیابی حاصل شده است.\nفن داکتری و فن میکروب هم ازین فن استفاده ها و کمک ها حاصل کرده است. خصوصاً فن جراحی از (رادیوگرافی) که یک قسمی از عکاسیت، حقیقةً استفاده\nوالحاصل جغرافیا، تاریخ علم آثار عتیقه هم از"}
{"book": "adl0616", "page": 142, "text": "فبر ۱۱\n\nعکاسی برای عسکری مهم خدمتها میکند. از راه دور و دراز و با ماشین بمیرسند بالای قلعه ها می آیند و عکس آنرا میگیرند بعد از ان آنها را انلارچ یعنی کلان میکنند و به واسطهٔ ان نقشه قلعه را به بسیار مکمل بدست آورده میتواند فن عکاسی به پولیس ( یعنی کو توالی ) هم خدمتهای مفید میکند. در همه حکومت ها این قاعده و اصول است که چون یک اوباش بگیر کوتوال بیاید عکس اورا میگیرند و هر قدر شریر و اوباشی که در ملک باشد عکس آنها و حالات آنها بدفتر کوتوال مقید میباشد. بلکه عکسهای اینطور اشخاص مضر بهر حکومت روان میشود. تا که برای آنها هم معلوم شود. این عکس ها به بندر ها و دایره کوتوالی موجود میباشد هرگاه یک شریر و یا آدم شبهه ناک بیک جائی بیاید کوتوال احوال ماضیه و شرارت اورا خبر داشته و شکل آنها دیده گیر میکنند هر وقتیکه یک وقوعات و یا خیانت بوقوع آمده باشد و قاتل گیر نشود. حکومت عکس اوباش ها را اشتهار کرده یا آویزان میکند اگر کسی قاتل را دیده باشد خبر میدهد که قاتل این بود. چون کوتوال نام و جای آنها را خبر دارد گیر میکند.\n\nاین است که عکاسی بعلوم و فنون بشریت اینقدر فایده های بیشمار حاصل میکند.\nم. فضلی\n\nغزل\nحبّ وطن\n\nکسیکه در دل او نیست حبّ خاک وطن\nمحقق است که او نیست نسل پاک وطن\n\nرسول گفت که حبّ وطن ز ایمان است\nاگر تو مومنی در دل بگیر پاک وطن\n\nدلی که گشت محبّ وطن پرور و محو\nمشو تو خالی ز اسرار تابناک وطن\n\nبحفظ و خدمت او لحظه ای مشو غیاب\nبنوش بادهٔ حبّ وطن ز خاک وطن\n\nچو گشت حب وطن جایی در دل ملت\nعدو و بدخواه فوراً میشود هلاک وطن\n\nوطن بخت وطن قایم است هم محفوظ\nکه هست حبّ وطن تیر سهمناک وطن\n\nز حق نیاز کند عاشق وطن (محمود)\nکه دشمنان وطن باد زیر خاک وطن\n\nمخمس\nاثر خامهٔ شاعر شیرین کلام ملا عبد العلی المتخلص بمستغنی\n\nبهر خدا بیا بت من از سفر بیا   جانم بلب رسیده بیا ز و دیار بیا\nای سرو کلهدار من ای سیمتن بیا   ای کرده خون فراق ام از جور یار بیا\nمیمیرم از برای تو گردم خبر بیا\n\nای تو چشم من هستی و جانم هم هست\nاین سر گرامیت بمن از گنج باز هست\n\nادبيات"}
{"book": "adl0616", "page": 143, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۱۱\n\nيادآورى\n\n( سراج الاخبار افغانية ) با نشر نمبر دوازدهم خود یک دورۀ ششماهه خود را کامل مینماید لهذا بيشتر كسان گرامى كه شش ماهه به اشتراك اين اخبار مبارك رغبت نموده اند تجديد اشتراك شانرا ياد آورى كرده ميگويم كه سر از نمبر دوازده اخبار ما با بعضى تجددات مقبوله بنظر قارئين كرام عرض وجود خود خواهد نمود . چنانچه در عدد صفحه ای خود افزونی میدهد . یک رساله فواید اسلامیه بنام ( علم و اسلامیت ) نیز به قارئین گرام خود تقدیم کرده کسب فخر و شرف میورزد . و در عدد صفحهاى خود چهار صفحه ديگر علاوه كرده حجم خود را از دوازده صفحه تا نزده صفحه ابلاغ مينمايد تا بعد ازين مقاله اينكه باقى دارد مانند ثروت ملل ، و غيره در نمبر هاى آينده منطق دوام نمايد و در مضامين منفعت آگين خود نيز افزونى ميدهد ، و الى سبيل از همه جهت يک آثار ترقى و تجدد نشان داده در جلب منفعت و استفاده قرائت قارئين كرام خود كوشش ميورزد ، و من الله التوفيق .\n\nهر مقاله باينكه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر سراج الاخبار افغانيه است\n\nبسعى و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر مرزا افغان مهتمم چاپخانه دارالسلطنه كابل\nمهتمم ميرزا محمد جعفر قندهار\nطبع شد\n\nدر هر قدم در ركاب اين شوخ مست استاد بيكباره آمدن اى شهريار ناز\nعمر است همچو آب روان در گذر بيا\nگر شد چه شد بطالع ما دور آسمان يعنى چه شد كه شد دل رنجور ناتوان\nكز از غم فراق تو برديم نيم جان از شادى وصال تو مرديم ناگهان\nجانا ترا كه گفت چنين خيره سر بيا\n\nرفتى دگر نيا مدى اى سرو بوستان بازار ميرود در فراق تو جان\nدادى پياده و گذره و مهره و فگند گفتى كه ماه نيست بسرت خواهيم آمد\nزان پيشتر كه عمر من آيد بسر بيا\n\nيك لحظه سر بحرف و فايم نهاده ام فارغ دمى ز رنج جفا و ستم نه ام\nدر فكر روز تيره ما هيچ هم نه اى اى آفتاب حسن خورشيد كرم نه اى\nگر شام رفتى از نظر من سحر بيا\n\nآن سيمتن كه خون جگرم ريخت در قدح كارم بجان رسيد الهى ز سايه ام\nتا كى بزير تيغ جفايم نشانده است بر من چشيده تاب و تب و فراهم از آن\nسودى شدم از هجر تو اى خوش خرام بيا\n\nعاشق كه جز بحوصله سامان نميكند آه سرد ميكشد و قرآن نميكند\nاين گونه گر تراود اشك اين گدا گاهى قدم بخانه چشم ترم نهى\nياد است روز و شب ز جدائى درين ديار\n\nجانا كجا علاج دل زار ميكنى كى چاره تب سينه بيمار ميكنى\nكى نظر داغ اين دل افگار ميكنى غافل ز سوز سينه ام انكار ميكنى\nتا با درت شود دو قدم پيشتر بيا\n\nخوبان كه تازه از مادر ايام زاده اند از چون تو خوب روى نكوئى نداده اند\nمهر تو كيمياست و دل بر آن نهاده اند ما را محبت پدرى با تو داده اند\nخوش بى تكلفانه بيا اى پسر بيا\n\nپوشيده بيدلى ز جهان چشم پر فتن مستى اين مى از ميان برده اين جهان\nدر آتش بلند اگر ميكنى نهان واقف بدرد و داغ دل عاشقان نهان\nوقت وقت بر سرش از ره دگر بيا"}
{"book": "adl0616", "page": 144, "text": "نمره ۱۲\nسال یکم\n\nنگران\nايشيك آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایون\nقیمت سالیانه\nدر اطراف داخل مملکت با اخراج داک ۱۴ روپیه\nخارج مملکت با اخراج داک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nتاریخ عربی یکم ربیع الثانی ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nجمله امورات تحریریه به اداره خانۀ\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی یکم حمل ۱۲۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلی و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nتحسین علم و عرفان — حوادث داخلی — حوادث خارجیه — معلومات فنیه — وظایف عسکریه — یک یاد آوری مهم\nحفظ صحت — ادبیات — امور بین الملل — علم حروب علی — فاجعه ای پاریس — سخنان بزرگان\n\nلِمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ\nحُسَيْنٌ\n\nعلم و عرفان\n\nعلم و عرفان ، چنان نور نیز درخشان خالق کون و مکانیست که هرگاه پرتو تابش مهر منیر ضیا افشانش بر یک ملک ملتی یا قوم و ملتی انتشار انوار و ایثار فیض آثار خودش را مبذول و رایگان نماید ظلمت تیره و دیجور کجخیال نادانی و گمراهی و دهشت بلا مقرون جهالت منزل شقاوت و بیراهی از ان ملک و ملت و قوم و هیئت وداع ابدی گفته ، انوار عافیت و سعادت و فیوضات راحت و نعمت بر طرف آن هیئت و ملت را فرا میگیرد.\nعلم و عرفان ، چنان لطف جمیل تعدیل حضرت سبحانی است که اگر شمیم نسیم فیض بخش جان افزایش بر کشت زار تشنه پر از خار زار یک کشوری بوزد، و قطرات با فیوضات نم نم حکمت و معرفت را بران بچکاند مزرعه آمال استقبال همه آن کشور را به ازهار طراوت نثار سعادت ، دانش و بینش لایق آثار رضایت بهره ور و شاداب میگرداند.\nعلم و عرفان ، چنان نعمت گران قیمت حضرت ایزد منانست که هرگاه رازق مطلق انیس جان امر اعاشه و انفاس نوع شریف انسانرا بآن مایده لذیذه حیات بخشای جان محول احسان نماید انسان نایل حیات جاودان و واصل سر منزل سعادت دامان میگردد.\nانسانرا از حیوانات عجم کدام چیز تفریق میدهد ؟ عقل و منطق ! صیقل آئینه عقل و منطق چه چیز است ؟ علم و معرفت ! منبع و مخرج علم و معرفت کجاست ؟ مکاتب و مدارس"}
{"book": "adl0616", "page": 145, "text": "صفحه ۲\nنمبر ۱۲\n\nانتا نرا از حال وحشت و به دیست که ام چیز ہائے سیدہ ؟ مگر نیت ؟ مزیت در نشست بچه چیز دانسته میشود ؟ به افزونی\nیا فاتن حلمت و معرفت با مشکل فزونی حکمت و معرفت کیست؟ مربی و حکمت و معرفت کیست ؟ شهر می دونی معرفت و حامی با همت بیک وقت !\n\nہزار ہزار شکر دشنا خالق یگانه اینها را که ملک و ملت افغانستان را بوجود بهبود مقدس چنین یک پادشاه ذمی شوکت و شان\nو شهر یا به ی فضل و عرفان مانند اعلیحضرت ( سیراج المله و الدین امیر حبیب الله خان ) مفتخر و سرافراز فرموده است که بسایر\nفیوضات آینه همایونی نشان چنانچه بسی آنها به ترقی و تعالی بردی کار آمده در را به نشر نوا به علم و معار جن نیز یک شهراه بسیار عظیمی برای\nملک وقعت با ز فرموده شده است .\n\nاز آغاز جلوس میامن ما نوس بها یونی که آنها سعادت و بختیاری مملکت است برای عام شدن و تاسیس یا فتین مکتبها و مدرسه ها\nاصول جدیده ادامر و فرامین شانا نه مشرف اصدار یافته اول با مکتبی که بقواعد فن در پای تخت سلطنت سینیه افغانستان میعنی شهر عزیز یا\n(کابل) اساس د بنیاد یافت ) مکتب مباره که حبیبیه ) است که بنام نامی ملو کا نہ کسب فخر د شرف نموده .\nاین مکتب اگر چه در ا ولا مر در یک مقیاس کوچکی نمونته بنیاد یافت ولی رفته رفته با یه توجهات مراحم آیات حامی و تمام بات حامی ذی نفر\nاعظم خود دست و عمومیت پیدا کرده، و عنوان شرف رسان ( بیت العلوم مبارک جینیه را اجرا کرده به شعبه های مکاتب ابد این صدا را\nدیر به محله های شهر تعمیم داده است که منافع و فواید افزونی مکاتب ابتدایته ضیایه برای الک و بقت چیزی نیست که انگار شد نمی باشد.\nزیر انگلهای ابتد اینه قاسمه های استین نردبان قصر سعادت ملک شمرده میشود .\n\nبعد از ان مکتب بسیار عالی عسگری بعنوان المتب فنون حد به شهرا چیه ) برای اولاد های صنف زاده گان و خاندان در زیر همانه\nنفری نفیس ذات اعلیحضرت با دشاه معارف آنگه و مقدس با تشکیل تاسی، بعد از یک نطق بسیار بلیغ و پره تاثیری که ذات اعلی حضرت بانی\nدر موضع ( چمن حضوری) بر اکابر و اعیان مملکت بیان فرمودند هند ( کا بر داعیان مملکت کلام قد سیت پیام پادشاه معظم محصواب معلوب\nخودشان را یک فوز و نجاح عظیمی برای استقبال آمال دانسته در بجا آوردن امیر بادشاهی داد خال اولاد های خوبه شانرا در آن\nمکتب عالی یک بر دیگر سبقت و دریدند. شهزاده الان عظام نیز در صنف شاگه رابطه این مکتب داخل شدند، حتی ذات اعلیحضرت\nشهر یاری نیز در روز مراسم افتتاح کتب مذکور در یشی شاگردان مکتب را زیب وجود مراجم آمود شاه زیر دو شریف استان\nمکتب عالی مذکور را بدان میزدا و فرمودند.\nدر هنگام تاسیس الکتب فنون حریقه سراجیه یک قطعه نظم سر زده طبع قاصر نه این تحررها جز گردیده بود که قطعه مذکور\nچون تاریخ تاسیس کتب را با مدح حامی مقدس آن در بر دارد تنها در ینجا درج میشود :\n\nقطعة\nاسد الله والدین شه رمان ها\nکه در تاریخ افغان انی است\nاز از دو مینی است و خانم هایش\nو علم و هنر بشود به مردم انان\nاساس المکتب برید ، اینها\nدر دوران جمع آوری از برگرد\nانا اشارات بزار د سه صد و هم بیست هفت افزون بانه بجر\nکه شد تاسیس این مکتب به فیض شما و با عرفان\n\nذات شرکت سمات پادشاه حقایق آگاه مقد محسن ایک حسن توجه عظیمی در باب مسلک شریفه علمیه دارند، و علم و علمی را خیلی محترم\nو معتبر میشمارند. و نفس دار السلطنه کابل و ولایات شانا نه مدرسه های مستعد و علیه معمور و آبادی موجود است، علمای کرائے\nکه در وطن عزیز ما هستند اکثر به تنخواه و منصب و ماموریتهای مختلفه محاکم عالیه دولتی موظف و مستخدم میباشند. محفل حضور پر نور\nهمایونی در سفر دختر از یکنفر دو نظر علمای بنام هیچگاه خالی نیست. در باب تشویق و پرورش حفاظ کلام مجید نیز ذات اعلیحضرت\nپادشاه دیانت اکتاره معظم با اقدامات شامانه که مبذول د رایگان فرموده اند حقیقتاً شایان شکران و افتخار است.\nدایره مخصوصی برای جمعیت حفاظ تخصیص یافته در تعلیم و حفظ کلام مجید حضرت خالق وحید کوشش مزید بعمل آورده میشود\nحفظه قرآن عظیم الشان بعدا از امتحان به نخواه معینی که مقرر است نایل و سزاوار میشوند، و به این وسیله یو تا نیوم"}
{"book": "adl0616", "page": 146, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۲\n\nیکی از تأسیسات محمودۀ علیائی که در عصر میمنت اثر همایونی در پای تخت سلطنت میمنت نشان، طبع و نشر شدن اخبار است\n\nسراج الاخبار افغانيا\n\nچنان یک مکتب فیض مکسب عالییست که بهزاران از افراد این دایره این دبستان معارف و آگاهی از سبق خواندن معلومات نافعه، و متن این مقالات مختلفه میگردند. شیخ و شاب، عالم و عامی، کبیر و صغیر، زن و مرد هر رقم مردم ازین مدرسۀ عرفان منظره به تماشای عوالم مختلفه کامیاب میشوند. وسعت و فراخی، این مکتب فیوضات مکسب بقدر وسعت همه ملت افغانستان است. نی نی بلکه آوازۀ صریر خامۀ این دبستان فواید رسان قاف تا قاف جهانرا در بر میگیرد. الحق که این مرحمت معارف پرورشی پادشاه اشفق و ارحم محبوب القلوب معظم ما که در باب اجازۀ و فرمودن نشر اخبار بر رعایای صادقه و فاشعار خود مبذول در اینگان فرموده اند از چنان الطاف شمیم الاحسان ترقی معنا نیست که از بجا آوردن شکران آن تحت ذو المنن اظهار عجز مینماید.\n\nذات اعلیحضرت پادشاه مقدس ما برای تعمیم معارف و آگاهی رعایا صادقداستان از احوال عالم اخبار را یک واسطۀ مهمۀ لازمۀ مشهوده اجازۀ نشر آنرا به این عبد حقیر با خاک برابرشان ( محمود طرزی ) عطا و احسان فرمودند و این است که در زیر ظل قلیل معدلت دلیل بیایونی باین نمبر دوازده خود یکدو کلمه در مشتهیات خود را انتحال نموده با بعضی:\n\nمجددات ترقی\n\nدر نظر قارئین کرام و مشترکین ذوی الاحترام در میدان مطبوعات جلوه گر میگردد و مجددات تا سراج الاخبار که تا درین وقت این چند چیز است:\nاولاً — در صفحه های اخبار خود سرازین نسخه چهار صفحه علاوه کرده و دوازده صفحه خود را به شانزده صفحه ابلاغ مینماید و به این وسیله در مضامین رنگین و مقالات شیرین خود افزونی داده بعد ازین هیچ نسخه خود را از مقالات ما بعد داری که مسلسلاً نوشته میشود خالی نمیگذارد.\nثانياً — با این نسخه خود یک رسالۀ بسیار سودمندی بنام ( علم و اسلامیت ) بر قارئین کرام مشترکین ذو الاحترام خود هدیۀ آخرین، و تحفۀ للناظرین عرض و تقدیم میکند. این اثر فواید ثمر بنا بر دو مقصد خوبی بقلم گرفته شده است: یکی اینکه رد قول مخالفینی است که دین مبین اسلام را دشمن علم و فن نشان داده اند. دیگر اینکه بر همه گان ظاهر شود که دین مبین اسلام مانع تحصیل علوم و فنونی که در عصر حاضرا اعدا به انواسطه بر ما غالب آمده اند نیست، بلکه بنا بر نیت خالصانۀ خدمت دین و وطن خواندن و آموختن آن علوم و فنون لازم و لابد شمرده میشود، و این هم از این است که اگر بعد ازین از علوم و فنون حکمیه و طبعیه و غیره در صحایف ( سراج الاخبار افغانیه ) مندرج شود این اثر یک براعت استهلال و دعا بر استدلال آن گردد.\n\nاین تجدد است ترقی که سراج الاخبار افغانیه محض برای استجلاب حسن توجه و ممنونیت قارئین کرام خود در ظرف ششماه بروی کار آورده و امیدواریم که برادران وطن عزیز ما را از فکر گران قیمتی آن برگردانیده باشد و ادارۀ ( سراج الاخبار افغانیه ) بمشترکین کرام خود وعده میدهد که انشا الله بفضل و عنایت الهی متوجهات مراحم آیات اعلیحضرت پادشاهی در هر ششماه همچنین یک تجدد و ترقی بظهور آورده در راه خدمت و استفادۀ قارئین کرام خود بیشتر خدمت کند."}
{"book": "adl0616", "page": 147, "text": "نمبر ۱۲\n\nو اینهمه نیست گر از توجهات معالی خایات با دشا و حقایق آگاه معارف پر دره و شهر یار دیانت همرا به معدلت گستر معظم\nمقدس ما که یک نظیر مخصوص عاطفت شامانه شانرا در باب این روزه نامه مبارکه می په در انند پس بردها می خالی اندریا\nافزونی شوکت و اجلال و دوام عافیت و اتبال با د شاه محبوب القلوب ترقی آمال متقدمیس خود ختم معال نموده توفیقات\nصدانی و دوام تو جهات اعلییت جهانبانی را در حق عبیدانه خود تفرع د نیا ز مینمائیم تا بواسطه خامنه تنجر علامه در راه\nاستفاده و با خبری وطن خود یک عرض خدمتی بتوانیم دمن الله التوفیق\n\nجوادث داخلية\n\nرسمی\n\nصورت عریضه ها یا می ها و قانشا با نه مینه ها\n(غزنین) است که بواسطه حاکم خود شاین\nجناب (امید محمد خان) بحضور بها مورد تایو به\nعرض تقدیم نموده اند\n\nاعلیحضرت جها مطاع را بطریق نصیحت و صیحه موعفت اصفا نموده ایم\nظاهر است که پادشاه فرمی جاه عدالت گستر رعیت پر و پر ما مرتاج\nدین مبین حضرت سید المرسلین صلی الله الله علیه و آله وسلم بوده\nمیباشتند و از ابتدای جلوی میمنت مانوس الى يومنا هذا\nشب و روز در استحکام تربیت دین و دولت سعی جمیل مصرد\nداشته اند که الحمد مند یو افیونا کار دین و دولت در ترقی\nو تزاید است که در حوصلہ تحریر نمی آید سپس با مردم دعایا\nو فقرات دولت اسلام ساکنین مملکت افغانستان الرجمیقا\nسرا پا زبان دیم و مدام الحیات شکر گذاری گوشیم البتدادی\nبه این نعمت را که عبارت از مرحمت اعلیحضرت است در باب\nاعانه برادران دین با شکر گذاری نتوانیم خود الله الحمد\nوالله ما مردم رکھا یا دولت خدا را د افغانستان اینجا\nچون بار بار از زبان شما در مجلس های عام علی الخصوص عن جد مسلمان بوده و میباشیم و اطاعت آیدا کر طیبه\nدر مسجد جامع بعد از ادای فریضه جمعه و خطبه باسم علیحضرت واطبعو الله واطبعو الرسول وأولى الأمر منكم )\nسراج الله والدین اختیارات واقعه و دست عالیه عثما بیند همیشه در و زبان و حرز دل و جان داریم رضای خلیفه زمان\nو دست به د طایفه کفر ها ایطالیه را که بیان گردید شنیده مین رضایی خالق انس و جان شهر ده انشاء الله تعالی مخلف ابني\nبسیار متاسف و متاثر شدیم خصوصا غیرت دین داری برای صواب نامی اعلیحضرت شهر بار که در حقیقت خیر و بهبود\nو حمیت مسلمانی و مرحمت و مهربانی اعلیحضرت شامانه را که از رو دنیا و دین کل مسلمین برضا و رغبت و بلکه بسیار خرجی دایت\nدل سوزی در حق برادران دینی نطق مفصلی فرموده و حکم بر جهان حتی المقدور بشریت کوشش و جورد نموده بصلاح و مشورت شما\nداده اند و از جهت تعذیر کمک جانی کمر به معاونت مانے ا حاکم کالان و ده هنگار شاه قباد دولت وقلت مواد معمول میداریم اس الله تعالی\nبسته اند بگوش هوش خود استماع نموده سرا پا دانسته شده علی الخصوص چنین امر و چند باید در این بنا اور برا و باز سطر را به فره ای میباشد\nبه بصیرت و بینانی مایان افزوده و علاوه برین اشتهارات نشایه جان مینوز قدر دیستی ندار و چه جای بذل مال ! ما مردم\nپادشاهی که داخل اوراق سراج الاخبار افغانیه میباشد بتواتر مصداق الحلم الناس على قدر عفو الله ) بنقل قاصير وفكر\nو توالی مطابق امر حضور انور از برای شما و غیره کلان شوند گاه ناتر خود با قرار داده بودیم که وقته این سر رشته ایمانه را\nاینولا رسیده و میرسد از مضامین ہدایت آئین فقرات بقرار تجویز و صلاح شما که در نیوقت عالم ما میباشید از کنتم عدم\nو اخبارات داخلہ و خارجہ اور این اخبار موصوف که مراسم بعد من وجود بیا دریم ولی چون خود شما میفر باشید که نطق مفصل\nخیر و سبب بهبود دین وقت و مادی و حاکی از برای مسلمانان اعلیحضرت امر به چهاپ شده و کتابه های متبرکه نطق ها یونی میتر\nانون است به مهربانی شما همواره بایان را اطلاع دانگاهی بندا جسارت داستانی میشود که الیا ورو د کتابچه با ما نه پیمان شهید\nحاصل که دیده چنانچه از جمله فقرات خیریت الالات موصوفه در میان طرابلیس که محتوی به نطق الجزت والاست این تشکر نامه\nهمین یک فقره که مبنی بر جنگ و معاونت اہل دین و مذهب خدستگاه این دولت را که از راه مشوق وردی حمیت اسلامی\nو هم جنس مایان است متواترا از زبان شامضمون منطق و قبولی مراسمات اولوالامر است دارند د ازکال اطاعت"}
{"book": "adl0616", "page": 148, "text": "صفحه ۱۵ نمبر ۱۲\n\nصور جواب نامهٔ\nاعلیحضرت همایون نے\n\nعزت و صداقت و اخلاص مجرایان ملکان و کلان شوندگان مردم بزاره خوجه و چهارده و جغتو و ملکان و کلان شوندگان مردم تاجک غزنین با الطاف موفوره امیدوار بوده بصحت باشند مراسله شمایان مورخه ۱۳ محرم الحرام سنه ۱۳۳۰ که سمی عالیجاه عزت همراه عزیزی بیان ارجمندی امیر محمد خان حاکم غزنین بود از ملاحظه حضور والا گذارش یافته اطلاع حاصل گشت شرح نوشته شمایان که سراسر در اقتضای اتفاق دین و ملت و غیرت و حمیت مسلمانی بود از ملاحظه حقنواز گذارش یافت سرور و از حسن اتفاق و جوش و رسوخ اعتقاد و ذوق مسلمانی شماها خورسندی زیاد حاصل گردید و از خداوند بیمانند خود مسئلت می نمائیم که اهالی افغانستان را همواره از دست برد و مخالفان بیگانه در پناه ذات یگانه خویش مصون و مامون و برای اعلای اسلام مظفر و منصوره داشته و بیخ فکر و خیال شان را ساقط و در اغلب بدین مبین حضرت خاتم النبین صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم واداد بحق محمد و آله الامجاد و ثانیاً اینکه در باب کتابچه های اعانه شهدای طرابلس غرب که امر چاپ شده بود و حالا در انولا فرستاده شد که انشاء الله تعالی همراه فرمان آن برای شمایان رسیده خواهد بود و فقرات مندرجه آن حتی الوسع مرعی دارید و عریضه عمومی شمایان که اسمی حاکم شما بود و مشارالیه بحضور ارسال داشته بود باداره سراج الاخبار افغانیه ارسال فرموده حکم نمودیم که مضمون عریضه شما را مفصلاً داخل اخبار موصوف کرده بچهاپ برسانند تا دیگر برادران دینی شمایان از حسن اتفاق و جوش و خروش مسلمانی شمایان متحضر شده خورسندی حاصل دارند باقی همه شمایان را از حوادث زمان محفوظ و از مشقات جهان محظوظ خواسته و خواهانیم فقط تحریر شهر صفر المظفر سنه ۱۳۳۰\n\n[دستخط مبارک علیحضرت انور والا]\n\nو خلوص نیت عرض شده تقدیم حضور انور و الاد مولای ما بدارید فقط مورخهٔ ۱۳ محرم الحرام سنه ۱۳۳۰ [صورت و تنظیماً]\nمفتی ها آقاجان میرزا غلام علیخان سررشته دار تعمیرات\nمیرزا محمد نعیم خان اقوام تا طلبه شهر غزنین\n\nملک سلطان جان خان کمیدان ملک عبد الغفار خان\nملک محمد علم خان پسر شیر محمد خان نایب سالار مرحوم ملک تاج محمد خان\nعبد الجبار خان سر درختان کین خیل قاضی جلال الدین خان\nملک حیدر خان ملک جلال الدین خان کلان\nجلال الدین خان خورد ملک دین محمد خان\nمحمد افضل خان ملک شاه محمد خان\nملک سلیمان خان اقوام اندری ملک غلام نبی خان\nمحمد الله خان کرنیل ملکی ملک محمد حسین خان\nنور محمد خان ملک محمد رفیع خان\nملک عبد الحسین خان ملک محمد محسن خان\nملک کلبی رضا خان ملک دلبر خان\nملک نوروز علیخان ملک فیض محمد خان\nملک برکت خان میرزا برهان خان\nسید محراب خان اقوام هزاره محمد خوجه و چهارده و چغتو ملک خان علیخان\nجان محمد خان کرنیل برادر عالیجاه میرزا عبد الاحد خان برگه میرزا عبد الاحد خان\nعبد الصمد خان برادر میرزا عبد الاحد خان شاجی خان\nتحصیل دار سابقه بولک تاجیک فقیر محمد خان نایب سابقه\nبولک تاجیک ملک جمعه گل خان\nملک در دانه سیپری ملک محمد یعقوب خان دروازه اشکست\nملک امیر محمد خان دروازه بازار ملک بخت قریه خواجه احمد\nفیض الله خان اجیدن ملکی یار محمد خان\nملک محمد عظیم خان ساکن باط ملک ولی محمد خان ساکن\nملک عبد القیوم خان ساکن قعله لال عبد الحمید خان ساکن\nقلعه عمو خان ملک محمد فضل فاریاب کمن ده خدارسیده\nنظام الدین خان ساکن پیرزاده ملک جمعه خان ساکن\nملک حاجی حیات خان ساکن اسفنده ملک فتح محمد خان\nساکن مرباط ملک فقیر محمد خان ساکن ده خداداد\nملک عبد الرحمن خان ساکن روایک ملک عبد الجبار خان\nساکن قلعه میر محمد خان محمد باشم خان ساکن شهر غزنین\nکلانتر شاه نور خان کلانتر محمد شما خان\nکلانتران گذر محله اسیای شهر غزنین کلانتر محمد ایوب خان\nکلانتر دوست محمد خان کلانتر اتو\nکلانتر خیر محمد خان کلانتر اہل ہنود\nکسبه شهر غزنین ملا عبد الحمید خان مفتی ساکنین شهر غزنین"}
{"book": "adl0616", "page": 149, "text": "صفحهٔ ۶\n\nهوای کابل\nطلیعهٔ سلطان بهار\nشمس جهان آرا از ساحت شتویه به نصف جنوبی کره ارض عودت میماید، یعنی به برج حمل بر وقت اعتدال جلوس مینماید. و ازین روز بروز بر دائرهٔ عرض بمنزل جنوبی ما – یعنی بسمت ساحت نصف کرهٔ شمالی آغاز کرده و هر گه که بسما های خود را بانبساط و حرارت عدالت پرور خود زنده دلی بحال میبخشد.\n\nشهر شهر از پدید آمدن بهار، اول از زیر غبار های یخ بندی ها و ظلمت و غلظت بر آنها آزادی و رهائی حاصل کرده و در عالم نشو و نمای مسرت و بشارت تقدیم می یابد. سبزه های خرم و شادابی که در کشت زار ها از زیر برف ها نو سر زده برآمده و آبگین گشته و رفته تک لطافتی دارد که اگر آنرا به نه مترو نشان ندهید به یک تپهٔ سیما ریختک و جامدی شمرده میشود. بعض نباتات این آب و هوا و گلاس و بادام و بگان بگان شکوفهٔ لطیفه سرخی دار طراوت بار خود را سبز دامن نو برآمده سبز خرّم منظر آمده است و از برایش مرصع کاری زیب خلقت حیران کن می سازد.\n\nاول بشارت بهار شهر عزیز را امید های ملی (یعنی) نشان میدهد. سراز ابتدای ماه حوت هر روز جمعه اهالی شهر – بشرطیکه بارنده گی نباشد – بموضع میله یعنی که در – قرغه (و کوه مرادبیک) واقعست زکیف و امن سبد با صفا و بانزه میباشد میروند از طرف حکومت سرای نظام و انتظام این میله ها، و ترتیب و تصنیف دوکانهای گوناگونی آنها سررشتهٔ نامی متکفل اتخاذ شده است. این میله تا موسم ساعت تیری و سردی است و هم برای تفریح و تفرج و اخذ حظ یک نوع چاره و خویشتن گاهی شمرده میشود.\n\nو در ضمن این بزم و بزم، نشانهٔ عزیزانه نشان میدهد. چنانکه در ماه های سنگ پشت و غلویگ) زردشتی یعنی (خوشاب بینی) فروختن میباشد. نظر بر آنی که با خوردن این خوشاب در موسم اول بهار برای صحت سائقین خون تازه به میرساند. بنابرین اگر در هر مرحله نغمه و کاچهاران آن به بسیار صفائی و دشت دلی می آید که بسیار زیبا و بچشم دلهای شقایق و سوسن خودروی صحرائی آراسته شده و خوشاب های پاکیزه را در کاسه های گلی نودمیدگان نهاده شده\n\nنمرهٔ ۱۳\n\nاهالی دارالسلطنه از فرط انبساط و بهجت، این عالم بهار را به میگیرند. و لطایف فصل شهر عزیز را مایهٔ شوق و شادمانی عظیمی فهمیده بهر صورت نشاط را با نخوت مراسم مسرت با در شاه مقدس محبوب القلوب خود که زنده گی بخش قلوب و مسعو و مزین مظهر استقبال سعادت آمالی حاضر و آماده میدارد.\n\nحوادث تجارتیه\nاجمال احوال سیاسیات عالم\nچون در افق سیاسی عالم نظر شود نقطه و قطعه از سحاب را در یک و مه یا نمی غبار آلود و تیره و تاریکی می یابیم که سحاب پاره پاره و منقطع طوفان اثر بر هر طرف فضای آسیا استیلا کرده و علایم یک گرد و باد هولناکی نمایان و بظهور آورده است مثلاً بنا ما بی که از چند عصر به اینطرف از عليها ممالک شمالی پر و ملموس خاص و قصه و سهم هند بخیر آن آمده و اکثر گره و ابهامی عقد بسته بلاد تاتار، و تفحصا و صحاح رسید ماوراء النهر، و ترکمان و غیره فرود و ملموس ساخت آخر آن مراکز های شاهی یا امیر و نواحی آنرا مثل حایل جریان و بهشت رسان خود یافت. چون ارتکاح طبع سیدا بست که اگر بیک ما نفی قصد دست کند که جهت جوهر اجرا نموده و دیگر اطرافها قید و حضور خود بنماید. ازین رو چون معرکه گاه با سر و جنرال پر برای جریان خود و بر و انعکاس صنعت رقیب خود سد و دریافت یک برکها و آبهای حسی حاصل کرده و تا زحمت اساسی را به حوضهٔ ما بجوری نگفته خواست تا بآنها می نگرد محیط امن مقصد و مراد اجمع خود برسد. با زحریف بر کار صنعت کلاه بر اور سد اساسی متین و رسومهای آئینین نه را با سر و راه پیشرفت مقاصد و مطلب آن بر انگیخت. و چنان بود که از آن جهت نیز اوس و دقه بر حوضهٔ اسیر و آبادی پرداز ما در گلزار ممالک اسلامیه ایران، و هجوم نمود. اما چه هجوم! هجوم خدارا نه سقا کا نه خون ریزانه ...\n\nآنچنان کلان شد که اگر آب این سیلاب یک آب صاف گوارا و براق درشت نی باشد، فی فی آب این سیلاب از پرکاهای متفرقهٔ احمد کشیده است که اندازه غاز های نهنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 150, "text": "صفحه ٧\nنمبر ۱۲\n\nبر یاد کردن دین و ناموس، و سلب کردن حقوق آزادی وطنها وقت هاست. ایران در نیوقت کمال فلاکت استیصالی گرفتار است روس در تبریز، درشت، داستر آباد، و مازندران و مشهد، بقدر ده پانزده هزار عسکر گرد آورده است. در تبریز حکومت روسی بر پا است. آیا این را چه معنی بدهیم؟ دولت بریطانیا اگر چه بیک اعتدال دم و صبوری و تکلمین برین عهد شکن روس نظر میکند. اما این صبوری و تکلمین را چه معنی داده خواهیم توانست؟ ایا این دولت در باب استقلال و موجودیت ایران عهد اختلافکارانه نموده بودند؟ چه شد آن ائتلاف؟ معلوم است که اینچنین عهد نامه ها و ائتلاف نامه ها را درین عصر حاضر با نوک قلم سر نیزه های تفنگ ها و سیاه دود های طوپها، بر کاغذ میدانهای محاربه باید نوشت!\n\nاختلالها، و انقلابها چین، و تبدیل یافتن حکومت مشروطه آن به جمهوریت دم حاضر به این نتیجه را بخشید که برای سیلاب بلای مسودة البیان از راه مونغولیا و ترکستان چینی از دره های مخوفه همالایا شلانه های عظیمه مهمه تشکیل داده بحرانی که انرا آرزو دارد جریان گیرد. ولی غافل ازینکه تا او بحرکت آید حریف صنعت کار پر کار او (دلاسی لامامی) را در تعقیب و آماده ساخته با زنجیر آمال حریف خود را بجا نشاند.\n\nآمدیم بر ایطالیا: در تاریخ از و ما خوانده بودیم که در زمانهای قدیم در روما یک نوع تیاترهای مالی بر پا شده بود که آنرا (تیاترهای خونی) میگفتند. و آن اینچنین بود که یک شیر یا یک گرگ یا یک پلنگ گرسنه را در مرسحی که برای تیاتر مخصوص ساخته شده بود رها میکردند. بعد از ان یک مظلوم و مقعد در محکومی را از جنس خانه اسارت بر آورده به او که با این جانور مفترس به دلاوری و بهادری پنجه بدهد اگر غالب آمدی از قتل و اسیری، بیچاره محکوم چون به پائی جان خود را در آن میدید به آخرین قوت و توانائی بشری خود جد و جهد میورزید، و سیر کننده گان به پاره پاره شدن اعضا و سیلانهای خونهای آن میگشاد و بکمال لذت و فرحت تماشا میکردند. خودا که یادگارهای اینگونه تیاترها تا بحال از آثار عتیقه مهمه شهر روما شمرده میشود که زیارت گاه روزمره ایطالیانهاست.\n\nاین است که درین عصر هستیم بدبخت ایطالیانها سر از نوع دیرکتوری آن تیاترها را به دست مهارت و کف کفایت چشمان خود گرفته در بحر احمد دیگر سفید بعضی سلاحهای درنده عقور شده خود را به سواحل از مدافعه عاجز یافته و مجاز به پشتک نموده اند.\n\nتماشائیان این نیا تر خونی بکال بی پروائی و لاقیدی تماشا میکنند. از همه عجب تر اینکه این سنگدلان درنده از بسکه عقور شده اند گاه گاهی به تماشائیان نیز حمله می آورند چنانچه برگشتی های فرانس و انگلیس جدا کرده اند — باز هم تماشائیان از کمال ندانم کاری که از این تماشا گرفته اند به اتمام و درین این درام خونریزی انجام صرف همت نمی نمایند.\n\nاین است اجمال احوال سیاسیات عالم که خلاصه آنرا بفکر قاصرانه خود از قرار ما فوق تصویر نموده بنظر قارئین کرام خود عرض نمودیم حالا به خبرهای حوادث اخبارات عالم بپردازیم :\n\nنقل از اخبار پایونیر\n\nبیگم بهوپال بتاریخ ۱۹ ماه جنوری در یک جلسه انجمن خوانین بهوپال بر سیاحت یوروپ خیالات خود را اظهار نمود و یافت که راه ترقی و عروج قوم انگلیس به تعلیم نسوان منحصر میباشد یوروپ در زمانه گذشته این قدر ترقی نکرده بود که در زمانه ما خیر سبب اشاعت خیالات تعلیم و تمدن ما باین فرقه نسوان ظهور پذیر شده است. در اختتام تقریر خود بیگم مذکوره گفت که اعلیحضرت سلطان المعظم شانه مزید گرامی که یک موی پیش مبارک سرور کائنات و خلاصه موجودات انحضرت صلی الله علیه وسلم است عطا نموده است فقط\n\nهدیه مورخه ۳ ماه فروری — قوه بحریه ایطالیه بتاریخ ۲۷ جنوری به بندر جیهان گلوله باری کرد و علاوه ازینکه یکصد و پنجاه گلوله فیر کرده دو باب خیمه را سوختند و یک بز را هلاک ساخت (چه شجاعت ! چه شهامت ! ! ) فقط\n\nدر ایام گذشته ما نگاشته بودیم که دولت روس تدریجاً در شمال ایران تصرف حاصل مینماید چنانچه خبر تلگراف یوتر از طهران تصدیق بیان ما نموده است — روس سپاهیان نظام خود را به استر آباد (واقع علاقه ترکمان) و فراه فروش (واقع مازندران) روانه میکند در حقیقت رفیقان شاه سابق در علاقه های مازندران و استر آباد خلل اندازی کرده اند و اموال مردم را بغارت برده و وجه معاش پیدا میکنند و لهذا ضروری است که روس برای حفاظت قصر خانه و حقوق رعایای خود فوج کثیر روانه کند فقط\n\nمجلس بلال احمد لندن\nانجمن هلال احمر لندن یک مشت طبی (جماعت طبی) را"}
{"book": "adl0616", "page": 151, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱۲\n\nبفرض محاله مجرد حسین طرابلس الغرب روانه مینماید — جماعت مذکور مشتمل بر چهار داکتر و سه کمپوندر میباشد بتاریخ ۱۶ ماه فروری از مارسیلز عازم طرابلس خواهد شد و دولت اطالیه و ترکی درینباب مطلع کرده شده اند فقط\n\nدلای لامای تبت\nدالامی لامای تبت بروند و و شعبه از واوجیانگ روانه در شهر کیله نیک رسیده و اکثر معتبرین تبت برای استقبال الامای حاضر شده گفته اند که لاما می مذکور میخواهد که بشهر اللهسا برود بنابر تیاری های عظیم کرده میشوند فقط [ دلای لاما در کلکته بودیتا به تعلیمات در جهنمائی دولت برطانیا بسوی تبت حرکت کرده است ]\n\nاعلیحضرت سلطان المعظم عنقریب بر اعلیحضرت شاه جارج نشان خاندان آل عثمان ( که نشان این اعلی ترین دولت عثمانیها) مرحمت خواهند نمود فقط\n\nدیگر — لندن مورخه ۱۶ ماه فروری — اعلیحضرت سلطان المعظم علاوه مرحمت نمودن نشان خاندان آل عثمان بر اعلیحضرت شاه جارج تمغه نشان امتیاز را که با الماس گرانبها مرصع میباشد عطا کرده اند فقط\n\nنقل از اخبار تربیون\nاتفاق اهل اسلام و اهل هنود\nخیالات نواب سراج الاسلام ( کلکتہ )\nکلکته مورخه ۱۳ ماه فروری — نواب سراج الاسلام میگوید که در زمانه حاضر ترمیم و تقسیم بنگال بعمل آمده هر دو بنگال ( شرقی و غربی ) ملحق شده اند لذا لازم است که سر بر آورده گان اقوام اهل اسلام و هنود آن وسایل را بیندیشند که اتفاق و اتحاد هر دو قوم نسبت از پیشتر استوار تر گردد و جمله مناقشات و منازعات فرد علی معدوم شوند — من تجویز مینمایم که یک انجمن اهل اسلام و هنود در کلکته و دیگر شهرها بغرض ذیل منعقد کرده شود اول اینکه انجمن مذکور برای مصالحت اهل اسلام و هنود سر رشته کننده و دوم اینکه انجمن مذکور برای ازاله آن کج اندیشی که در ما بین سرکرده گان فریقین راسخ گردیده است سعی بلیغ نماید و سوم اینکه انجمن فوق در ما بین زریق عین خیالات اتحاد و مودت قایم کند فقط\n\nاخبار چهره نما\n۱ چهره نما ، یک اخبار فواید شمار یست که بربان شیرین بیان فارسی در مصر القاهره بماه دو بار طبع و نشر میشود .\n\nدر نفاست طبع و رنگینی مضامین و مقالات شیرین حقیقتاً خیلی دلربا و یک چهره نامیست همزبانی را ( خویشی و پیوندی ) گفته اند که بسیار سخن معقول و درستیست اخبار های همزبان یک میل و جاذبه طبیعی بهم دارد . چونکه بدون واسطه ترجمان با هم سخن میگویند . و مرام همدیگر را می فهمند . سال نهم این رفیق خود را از صمیم دل تبریک ، دووام انتشار آنها آرزو میکنیم . مطالعه این ماه دو هفته و تماشای این آئینه چهره نما را بصورت خصوصی بهوسکاران مطالعه اخبار های فارسی توصیه مینمائیم .\n\nیک نظاره المناک طرابلس\nاز اخبار وکیل\nمنزل بر عضو ضعیف میریزد\nسپاه اطالوی چون در مقاومت یکه تازه این عرصه کار زار یعنی عرب و ترک چیزی آشکارا کرده نمیتواند خود منتقم شده بر غربای غیر جنگی شهر طرابلس مظالم گفته روا میدارند — چنانچه در ایام گذشته آن فوج فوج سفاک و بی مروت صد ها نفر غریب و بینوا بیچاره و طفل بیگناه را مقید کرده بشکنجه هلاک ساخته است و گفته میشود که در یک روز قریبا ۹۰۰ مقصد نفر عرب شهر شهید کرده شده اند — لائق تعجب است که قنسل های دول خارجه با وجودیکه این چنین واقعات روح فرسا را بچشم خود مشاهده میکنند دولت های خود را از ماهیت آنها اطلاع نمیکنند .\n\nانجمن نعمانیه لاهور\nجلسه ۲۴ سالانه ( انجمن نعمانیه لاهور ) در عمارت خود واقع دروازه مکالی مقابل تحصیل لاهور بتاریخ ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ اپریل سنه ۱۹۱۲ عیسوی مطابق ۸ و ۹ و ۱۰ جمادی الاولی سنه ۱۳۳۰ هجری با یام جمعه و شنبه و یکشنبه منعقد خواهد شد جلسه هذا مشاهیر و علماء و مقررین و ناظمین شریک گشته از وعظ فیض بیان خود مستفید خواهند ساخت برادران اسلام درین جلسه دینی که در آن شائبه دنیا وی مطلق نیست شریک گشته ثواب دارین حاصل کنند — و اعداد انجمن علمی — درسی — تمدنی نموده ذخایر حسنات جمع فرمایند — اشخاصیکه مضامین قلمی یا نظم روانه کنند باید که قبل از ۱۵ اپریل سنه ۱۹۱۲ ارسال فرمایند — اشخاصیکه شریک جلسه شده عزت افزائی انجمن نمایند انها نیز اطلاع تشریف آوری خود را معه همراهیان خود قبل از پانزدهم اپریل روانه کنند فقط\n\nخاک ره محرم علی چشتی\nمورخه ۱۵ فروری سنه ۱۹۱۲"}
{"book": "adl0616", "page": 152, "text": "صفحهٔ ۹\nنمبر ۱۲\n\nمَعْلُوْمَاتِ فَنِّيَّه\nآله های پرواز هوا\n\nبه این روز های آخر معلوم شد که با لونها و ماشین های پریدن روی هوا برای جنگ بسی فایده های نافع میرساند بنا برین قدری ازین ها بحث راندن مناسب دیده شد.\n\nبالونها\n\nبالون یک اختراع بسیار قدیم میباشد . در سال ۱۷۸۳ اول تجربه پراندن بالون از طرف (مونغولفیه برادران) شده بود لیکن سه سال میشود که با لونها و (آره ئو پلانها) یعنی ماشین های پریدن بیک طرز مکملیت تحویل یافتند . و این ترقی با لونها و ماشین های سایر تند کی موتر ها برتری و کامیابی ها عملی کردند . درین وقت ماشین های موتر ها انقدر سبک که برای قوت یک اسپ از دو پاد تا به سه پاد داشته میباشد لهذا برای یک بالون قابل سیر نیز این شرط لازم است که هر چه قدر اسبابها و زندار را پرانده بتواند انقدر خوب است . این هم بخشا نیست بالون تعلق دارد یعنی بر انقدر که جای هوای بالون کلان باشد آنقدر اشیای وزنی را برده و بالا کرده میتواند . درونش بهمرا می غاز هایدروجن که از هوا چهارده کرت خفیف تر است پر کرده میشود چون این غاز از هوا خفیف تر میباشد باین سبب بالون بالا میشود امروزه روز جسامت جای هوای بالون ها از ۱۲۰۰۰ تا به ۲۵۰۰۰ گز مکعب کلان ساخته میشود . لیکن جرمنی ها (زه پلین) نام بالون خود را بکلانی ۷۰۰۰۰ گز مکعب ساخته اند جای هوای آن از تکه هائی که در آب (رابر) مانده شده ساخته میشود تا مسامات نداشته باشد و غاز از ان بیرون نبراید و شکل آن ماهی مانند است که مقاومت بهوا بتواند ، بالون زه پلین دو دانه (سکان) داشته میباشد که یکی برای راست و چپ راندن و دیگر آن برای پائین و بالا شدن است قوت موتری که برای یک بالونی که جسامت آن (۲۰۰۰) گز مکعب باشد تخمیناً (۱۰۰) اسپ میباشد و سرعت رفتار این بالون در ساعتی ۳۵ تا ۵۰ کیلومتر است . بهمین قسم یک بالون به شش نفر جا داشته میباشد و ۱۷ ساعت حرکت کرده میتواند قیمت آن از (۲۵۰۰۰) الے (۴۰۰۰۰) فرانک میباشد . چنانچه (اوتوموبیل) یعنی عرابه موتر به زمین میرود بالون هم در هوا همچنان میرود و چون موتر آن حرکت نکند استاده میشود و بزمین می افتد .\n\nاوروپلان یعنی ماشین پرید\n\nاوروپلان مثل (کاغذ باد) حرکت میکند : کاغذ باد موازنت خود را به سه قوت میگیرد . یکی وزن آن که انرا برای بر زمین افتادن کش میکند . دوم باد که بیک قوت بالا کننده به چیدا و تاثیر سید . سیم تار که به تأثیر باد انرا نمی ماند که برود . اگر این قوت ها یکی تبدل کند ، مثلاً شدت و سرعت هوا کم و زیاد شود (کاغذ باد) بالا و پائین میشود . بسیار وقت دیده میشود که اگر باد نباشد بچه ها (کاغذ باد) خود را برای بالا کردن به بسیاریه دویدن بالا میکنند یعنی از حرکت هوا پیدا کرده و به انواسطه (کاغذ باد) خود را پرواز میدهند (آئروپلانها) بیک پروانه که باز موتر حرکت میکند رفتار میدارند . و زین این موتر بقوت هر یک اسپ از دو پاد تا به سه پاد است . یعنی سنگینی یک موتوری که سی پاد قوت حاصل میکند از شصت پاد تا به نود پاد می داشته .\n\n(آئروپلان) نسبت به (بالون) یک خفتی دارد که اگر به ماشین موتر آن یک نقصان عارض شود و از حرکت معطل بماند باز هم بر زمین می افتد . زیرا یکی از سه قوتی که در کاغذ باد عرض شد مفقود میشود . لهذا موازنت حرکت (آئروپلان) غیر ممکن میشود ، اما اگر یک ماشین کار پرداز کند و مقتدر و تجربه کاری باشد آئروپلان را میتواند که از افتادن شتابناک محافظه کرده بالا آهسته آهسته بر زمین فرو بیارد و زیرا (آئروپلانها) سطح های بسیار فراخی را مالک است که از ان سبب در وقت افتادن بمقاومت هوا معروض میماند ، لا جرم یک ماشین کار بخیر به کار با اقتدار ازین حال فایده برداشته میتواند .\n\nآئروپلان ها از زمین که بالا میبرآیند یعنی که پرواز میکنند به اینصورت است ، اولاً بواسطهٔ موتر خود بر زمین رفتار میکنند و این رفتار خود را بر چرخهای هوائیه خود اجرا کرده آهسته آهسته بالا میشود و برای بچپ و راست راندن و بالا و پائین کردن آن سکانها مخصوص دارد .\n\nقیمت یک آئروپلانی که در ساعتی (۵۰) میل یا از پنجاه میل چیزی زیاده تر حرکت میکند از پانزده هزار تا به بیست و پنج هزار فرانک [یک فرانک تقریباً یکروپیه کابلی] میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 153, "text": "صفحه ۱۰ نمبر ۱۲\n\nو همه قلت انا با ماشین سی چهل سپه قوت آن چوبها رصد یاو است. اختراع کنندگان ما بر د دلا در جهان پیمای هوائی امید دارند که در کم مدت تا بقوت دو صد بار گیر ماشین ها انه رو پلانها را برسانند و هر انه رو پلان شش نفر آدم را به میدارد، و یک موتر فالتو هم در ان میگذارند که شاید اگر یک موتر را نقصانی برسد آن دیگر بجای آن کار کند . پس اگر این امید ها و تخمین ها بسر برسد هیچ یک علتی برای (انه رو پلانها ) باقی نمیماند .\n\nخوبی و برتری انه رو پلانها به بالونها به این است که هم از بالونها کرده سبکتر است و هم بلند پرواز تر . نظر به بیانات اختبارها ایرو دیاگو با یک مهندس هوائی فرانسیسی تا به سه هزار و پنجصد متر بالا بر آمده است . حالانکه بر این بلند پروازی انه رو پلانها یکسه تا نه و دیگر هم دارد که گله هائی که از زیر پران انداخته شود امین و مصون میماند .\n\nتا به اینجا در باب ( بالونها ) و ( اندر و پلانها ) مختصر یک معلوماتی داده شد . حالا یک قدری از فواید عظیمه این واسطه های نقلیه هوائیه و فتوحات و تغیراتی که در حیات عسکریه بحصول آورده است بحث بکنیم :\n\n( بالونها ) یا ( اندر و پلانها ) که از بالونها کرده جانانه و چابک رو تر است و در سوقت آنها را ( مرغان حرب ) مینامند در اول امر در خصوص ( کشف ) یعنی معلوم کردن جای و موقع و قوت دشمن خدمتهای فوق العاده بعمل می آرند در میدان محاربه جستجو کردن و دانستن قوت دشمن شر خواهم شمرده میشود . و ازین سبب هر روز کشفیات ضرور می دیده میشود . کشف اکثر از طرف رساله اجرا میشود . اما بسیار دفعه میشود که گزمه های رساله از دشمن بدرستی خبر گرفته نمیتوانند . و خبر هائی که هم بیارند از داخل یک مسافت کمی آورده میتوانند . یعنی تنها از شکم چر پیش دابر دشمن یعنی ( طلایه ) معلومات گرفته میتوانند . حالانکه ( انه رو پلان ها ) از اردوگاه پرواز نموده همه قوت دشمن را بصورت بسیار صحیح و احوال زمین با موقع حرب را بسیار درستی کشف میکند چنانچه ایطالیانیها در محاربه طرابلس غرب) با ( انه رو پلانها ) که استعمال کردند خدمتهای نافع آنها را در حرب اثبات کردند .\n\nبالونها برای کله اندازی قطعه های خوبی که تنها چهار یا پنجور بسیار مدد میرساند . چونکه با تلفون بزیر خبر رسید به که کله باری خود را طوریچی با بکدام طرف متوجه کنند . زیرا از بالا باد در بین های بسیار تیز بین هر بر طرف را دیده جانا\n\nلازمی گفته باری را خبر میدهند . وظیفه و کار بزرگ این ( مرغان حرب) در زمان جنگ این است که بیک سرعت فوق العاده با ( بومباها ) و ( دینامیتها ) و دیگر مواد مشتعله بعد تا انه رو پلانها تجهیز گشته بر هوا میشوند . و در یک دو ساعت بر پلها ، و چوینیها ، و قلعه ها ، و گدام ها ، و جبه خانه ، و غیره مواقع مهمه عسکریه آن گله ها را انداخته خوابهای عظیمه میرساند .\n\nازین سبب است که دولتها برای مالک شدن این الهه ی پرواز دهشت همراز که یک بلامی سماوی شمرده میشود چنان بسیار خدا کاریها و سعی ها میکنند . دولت جرمن در میزان دخل و خرج سنه (۱۹۱۲) خود ( ۸۰۰۰۰۰۰ ) مارک برای ساختن (آنه رو پلان ها ) و ( بالون ها ) بضم و علاوه کردن مجبور شده است . و غیر ازین بر ابر رساندن مهندسها هوائی ، و ماشین کاران پرنده مکتبها ساخته اند . دولت بريطانيا ، و فرانس ، و غیره نیز به افزونی این آله های حرب مجبور شده اند . حتی دولت عثمانیه نیز برای زد و خورد تو دانستن با دشمن در سه طرابلس مجبور گردید که برای انه رو پلانهای مختلف بکارخانه های اروپا فرمایش بدهد . در طرابلس انه رو پلانهای ایطالیانیها بسیار ضرر داد و نتوانست ، زیرا بنجر دیگه از دور آمدن اوروپلانها میدیدند قطعات عسکریه از یکدیگر جدا میشدند ، و به این سبب تاثیر بومبا های شان که می انداختند کمتر میشد . اما اگر چه در محاربه های صحرا تاثیر اوروپلانها کمتر است ولی در محاصره ها و قطعه بندی ها تاثیر آن خیلی زیاده میشود . زیرا هر موقع مستحکم با یک تلفون میتواند اگر در طرابلس به ما انا اسلامیه این مرغان ترا که ایطالیانیا مالک بودند میبود افسران عثمانی که همه نقطه ها و جاهای شهر طرابلس را بخوبی می شناختند در ان نشسته و به جاهای لازمه بومبا ها انداخته ایطالیانها را چنان شکست فاحش میدادند که تا بجزیره ( سیچلیا ) که از طرابلس غرب یازده پور دو ساعت مسافه دارد نیز فرصت گریختن را نمی یافتند . اما افسوس که این مسئله بر عکس شد . ایطالیانها هر روز بر هوا پرواز نموده بر بر حرکات مجاهدین حقیقت واقف می شدند . و با وجودیکه پنج شش دانه انه رو پلان و سه چهار بالون داشتند ، و مجاهدین اسلامیه نیز در میدان بودند ضرر های اوروپلانها بسیار کمتر به آنها تاثیر کرده و اگر هر دو طرف جنگ کننده مالک این آله های پرواز کننده باشند هیچ شبهه نیست که این مردان حرب در رو هوا بر یکدیگر خودشان هجوم خواهند کرد .\n\nمفتح"}
{"book": "adl0616", "page": 154, "text": "صفحه ۱۱ نمبر ۱۲\n\nبرادران صنف نظامیان\nبا وجود یک روزنامه ( سراج الاخبار افغانیه ) یک اخبار عسکری نیست . ولی بنا بر خواهش و آرزوی بعضی برادران عزیزه صنف نظامی خود مجبور شدیم که صفحه های روزنامه خود را به بعضی سخنان متعلق بعالم عسکری و فایده بر داشتن صنف نظامی باشد نیز زینت بخش انتظار مطالعه کننده گان گرام نمائیم . لهذا درین نسخه نمبر ۱۲ خود به ترجمه بعضی مواد عسکریہ پرداختیم، ولے چنان گمان نشود که خود ما عالم این فن جلیل بسیار مهم هستیم نه بلکه بر انگیز یکه از این فن جلیل در کتاب ها آخر ترین این فن دیده ایم علینا ترجمه کرده مینگاریم و ابتدا از اخلاق و تہذیب عسکری سخن میرانیم :\n\nوظایف عسکریه\n( وظایف ) جمع وظیفه است . اگرچه در اصطلاح ملک ) ) وظیفه بدیگر معنی استعمال میشود . مثلا وظیفه تنخواه را) اهم میگویند . و بمانند وظیفه خوار ) ، وخبرات) اهم میگویند. مانند طالبها نیکه میگویید ( وظیفه میار) و تفاوت دعا ها و یا تلاوت کلام مجید (۱) اهم وظیفه میگویند . اما وظیفه یک کار) و خدمتیست که انسان به اجرای آن خود را مجبور بداند، و از بجا آوردن آن ناگزیر باشد ( فقط ) وظیفه بر عسکر همین است که در وقت حضر یعنی در وقت آسایش که جنگ نباشد به قانون دولت اطاعت و فرمان بردار کند. و در وقت جنگ شر دشمن را از وطن ، و ملت و پادشاه برد و دفع نماید . بهر نفری یک تحت یک نفر عسکر است، و هر نفری عسکر یک جزئی از اجزای ملت است. در دنیا هیچ ملتی نیست که وطن خود را دوست نداشته باشد. شریعت غرای محمدی صلی الله علیه و آله و سلم دوست داشتن از ایمان فرموده، وطن خود را دوست داشتن بهر فرد شرعاً ، انسانیةً ، وجداناً ، عقلاً فرض عین است . و ازین سبب است که بهر بران صنیف شریف عسکری\n\nدر راه محافظه و نگهبانی حقوق پادشاه خود، و وطن خود، و ملت خود جان فدا کردن را شرف و فخر بزرگی می شناسد . و مرگ خود را بی پروا می اندازد، و جگر دشمن پادشاه او، وطن ، و ملت را با حمله پیکانی تفنگ آتشبار خود می شکافد، و با سر نیزه جهان شکاف خود سینهٔ دشمن را میدرد. اما این را هم باو باید دانست که مقصد اصلی تنها از فدا کردن جان در رسیدن به رتبهٔ شهادت نیست ، بلکه مقصد اصلی این است که دشمن را محصور و پشیمان کند، و شان و سطوت دولت خود را بلند گرداند که اینهم میسر نمیشود مگر به اینکه مشق و تعلیم عسکری را خوب بیاموزد، و در اطاعت و فرمان برداری بیجان بکوشد، و به اینصورت خود را برای جنگ حاضر کند تا ذات پاک کبریا ، و ملایک و پیشوای ما محمد مصطفیٰ، و اولوالامر ما پادشاه وطن و ملت از ما راضی شود و ما حق وظیفه خود را ایفا آورده باشیم .\n\n[ باقی دارد ]\n\n( از اخلاق عسکری )\nترجمه شده\n\nیک یادآوری مهم\nدر قندهار که از طرف عزمت ( میر عزت بیگ خان) داکتر و اوپراتور شفاخانه ملکی دارالسلطنه کابل برای نشر شدن در سراج الاخبار افغانیه به اداره فرستاده است . در ورقه مذکور چون یک یادآوری بسیار مهمی در باب صحت عمومی شمرده میشد عیناً درج گردید .\n\nقبل برین بقاعده بدی که ذکر میشود به واسطهٔ جهالت در شهر و دهات اطراف شهر جاری بود، و سبب نادانی خالی از حکمت اکثراً اطفال مسلمانان مبتلای امراض های گوناگون میگردیدند مثلاً طفلکی که از پدر یا مادر سودانی مرض چیچک مزمن داشته میشد سوزن بزرگ یا غیر مرض نموده در ظاهر صحت معلوم می شد شخص خیال میکرد که چیچک خشک شده آنرا گرفته نزد خود نگهداشته بعد با طفلکی که نام مخفی را که او بظاهر و باطن صحیح المزاج بوده و از پدر و مادر تاریخ چیچک میراث نداشت نزد آن خال زن میبردند خال زن مذکور اول سوزن های چیچک به از مکروب دست کودک را از خون\n\nمیراث"}
{"book": "adl0616", "page": 155, "text": "نمبر ۱۲\n\nحفظ صحت\n\nبرای حفظ صحت که یک لطف بسیار عالی ذات اقدس الهیست بسیار کوشش باید کرد، زیرا یک آدمی که صحت و فیتش بر جا نباشد بخالق بهمتهای خود و وظیفهٔ عبادت خود را بجا آورده نمیتواند و از ذوق و شوق بسیار چیزها محروم میماند.\n\n(سر) شریفتر و نازکترین اعضا بدن (سر) است، گاهی میشود که بسبب قهر و غضب بسیار شدید، و یا سبب ترس و هول بسیار، و یا بسبب گرمی و یا سردی شدید و بیشتر از اندازه ها خون انسان بسر بر میخیزد، و ازین السبب بسیار وقتها سر دردی و چشم دردی و گوش دردی، و دندان دردی حاصل میشود. حتی بعضی وقتها خدا نا خواست سکته و وفات نیز بوقوع می آید که آن را (مرگ مفاجات) میگویند. بنابرین از چیزهائی که سبب اینگونه نتیجه های بد و وخیم گردد بسیار پرهیز و حذر باید کرد.\n\n(چشم) - روشنی بسیار شدید به چشم ضرر میدهد، بنابرین در روشنی بسیار تیز و شدید، و در ضیای آفتاب تابستان کتاب خواندن، و نوشتن، و چشم خود را بشمعدان و لامپها، و شعلهٔ آتش و دوختن، و در زمستان بر رنگهای سفید و سبز بسیار مدتها دراز دیدن، و در هوائی که بخار و دمه، و دود آنرا استیلا کرده باشد، و در جاهای پر رطوبت نمناک بسیار وقتها ماندن برای چشمها بسیار ضرر دارد.\n\n(گوش و بینی) - صدا های بسیار شدید مانند صدآی طوپ که بناگهانی در پیش گوش صدا کند، و صدا های سختی که در گوش بخورد چنانچه بعضی اطفال بگوش به دیگرشان فریاد میکنند و جاهائیکه هوای آن نمناک و برهم شده باشد، و سگها و دنباله های تماشا که با پر پرندگان پر شده باشد، و چرک و خلطی که در گوش جمع شود و بر سر می بندند چیز هائیکه گوش را بپوشد. به این چیز ها برای گوش و چشم بسیار ضربه دارد، طعامهای بسیار مساله دار و تند و سیگار، تنباکو، و نسوار، و مسکرات مانند شراب و غیره و مخدرات مانند چرس و افیون و غیره قوهٔ ذایقه و شامه را خراب میسازد، و از خوردنیهای خود هیچ لذت نمیگیرد، و همچنان اگر بینی خود را انسان پاک نگاه ندارد و هر روزه با آب پاک نشوید، و یا همیشه با انگشت سوراخهای بینی خود را بکاود برای قوهٔ شامه و بینی ضرر های کلی میرساند.\n\nصفحهٔ ۱۳\n\nشکاف شکاف نموده بهمان چیچک خشک را که از بچه احمد گرفته بود بالا جراحت سوزن زده گی بچه محمد گذاشته و ململ یا دیگر چیز بسته کرده رخصت نمود. از نادانی مادر کودک را پرهیز نمیداد و بعد چهار پنج یوم چند دانه چیچک گرد اگرد سوزن زده گی میکشید پدر و مادر خورسند می شدند که پسرم را خال زدم از حجاب شیدن خلاص شد باین کیفیت این حال زن و والدین طفل واقفیت نداشتند که مرض موروثی یا مرض ظاهری سرایت بدیگری میشود و تا اخیر عمر طفل مبتلا مرض میماند که علاج پذیر نیست. تا این زمان از نادانی خال زدن و بیخبری والدین اکثر بچهای مسلمانان گرفتار مرضها گردیده اند، چون اعلیحضرت ( سراج الملة و الدین ) ادام الله دولته که همت منظور خواطر همایونی شان بر تربیت و خیر خواهی رعایا دولت خدا داد شان بوده و میباشد حال در این تاریخ بتوجه شهنشاهانه عدالت گزین غم خوار غربا و مساکین سعی و کوشش این خدمتگار دولت الحمد لله و المنه بخود دار السلطنه کابل خاص بشفا خانه ملکی از گاو ساله آب چیچک گرفته میشود با این صفت که اول گاو ساله را بقید داکتری علم آورده تا خالی از سقم و علل باشد آب چیچک از او گرفته بعد ازان به بسیار ستره گی و خوبی که زجر اطفال نمیرسد بدست ادخال زده میشود بعد چهار پنج یوم نهایت هفت روز چندانه چیچک بر جای که خال زده شده می برآید که تا الیوم قریب پنجصد نفر بچه و دختر بشفاخانه خال زده شده که از مرض مهلکه نجات یافته اند و گرفتار مرض متعفنی دیگری نگردیده اند پس بر تمامی مسلمانان پای تخت سلطنت لازم است که بوقت اطفال خود را در شفاخانه بیاورند که خال زده شود و بنزد خال زن های سابق نبرند که بچهای شان گرفتار مرضهای مختلف نگردند بکارکنان کوتوالی لازم است که خال زنهای سابق را از زدن خال منع نمایند که من بعد به این خال نزنند، زیرا مرضهای مختلف در اطفال از یکی بدیگری سرایت میکند این سر رشته گرفتن آب چیچک از خاص خود شهر کابل بشفاخانه شده است، ان شاء الله تعالی اینکه اعلیحضرت ( سراج الملة و الدین )، از جلال آبا بوسع الخیر و رونق افروز کابل شده و تشریف آوردند بخیال دانه اطراف و ولایات سر حد کار خواهد شد که چند نفر آدمان جوان دانسته نوکر گرفته کار جراحی و سر رشته خال زدن را تعلیم شان نموده که بخوبی و درستی تعلیم بگیرد بعد از علم آوری بحضور عرض نموده که باطراف و ولایات مقرر فرمایند تا جمع مسلمانان برادران دینی مهربانی و الطاف اعلیحضرت همایونی فیض یاب شوند فقط\nاز شفاخانه ملکی : ( داکتر میر عزت )"}
{"book": "adl0616", "page": 156, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱۲\n\nادبیات\n\nشعر - موسیقی\n\n(استها) دستهای انسان بسیار حساس است.\nاز آگر و از هوا اعضا زیاده تو سردی و احسش میکنند که در زمستا بها\nدستکش پوشیدن لازم است. و اگر جنگ بخور و در پیش اقتش\nگرفته گرم کر نادان لازم نیست بلکہ بالیدن همدیگر یا مجیب ونقل\nنها دن لازم است . دیگر اینکه دستها را از مرد بگری و از گرمی پسر و نباید اندا\n(دندانها) - برای حفظ صحت دندانها نیز بسیار\nوقت و هوشیاری لازم است. زیرا برای خوب مضم کردن اقوام\nد خوب ادا کرون سخن و بریم نخوردن شکل و رضا ر حفظ صحت\nدندانها بسیار ضرور است. هر کس که محکم و درستی دندانها\nخود را آرزو دارد میباید که نه چیز های بسیار گرم . د نه چیز های بسیار\nسرو نخورده و چیز های سخت مانند با دام دسته و غیره چیز با را\nهیچگاه با دندانها با یه شکست ، ماده که انر العاب دہن میگوید\nنیز برای هضم طعام بسیار لازم و ضرور یک چیزیست بوندا از\nچیز نائیکہ موجب غایب شدن آن باشد. حذر باید کرد.\n( حسن رجال ) - اگر مرد باشد اگر زن ، برسن\nکه باشند محافظه حسن و جمال شه و جمال شان محض اسلامت و صحبت وجود\nمتوقف است. هر کس که میخوا به طراوت و تازه گی رخدار آب و نان\nو قوت و تندرستی بدن و اندام خودرامی خطه کنند میاید که مرا به\nبیرونی قواعد حفظ صحت بر ا نماید، مقبولی و خوش صورتی\nکه بعضی زنان بواسطه بعضی استعمال رنگهای سرخ و سفید\nساخته گی برای رضا به خودشان حاصل کنند در آخر فتحه خدایی\nو بر همی حسن خدا دا د طبیعی شان میگردد، زیرا اکثر آن گونه ها از\nبعضی مواد ضرر ناکی دارد که برای پوست رفتار خیران\nمیرساند. جذب محبت تنها بقبولی و خوش صورت\nخارجی میسر نمیشو را بلکه خوش صورتی و مقبولی روح لاز مترا\nیعنی کردا را طوار گفتار افکار خود ر امقبول و محبوب باید\nساحت، سہی صاحبان حسن و جمال را می بینیم که سبب\nطبیعت های بدر خود مردم را از خود بیزار کرده اند و\nبسیار می از بد رنگها را دیده ایم که سبب حسن طبیعت\nخود مقبول و معتبر شده اند. بهند ابر کس چنانچه محا فظنه\nحسن و جمال و صحت و عافیت وجود خود مجبور است\nبمحافظه اخلاقهای خوب و حسین طبیعت خود نیز بسیار\nکوشش باید بکند . فقط\n\nشعر موسیقی - دو همشیره توا نیست که مادرشان\nعشق است !\nشعر موسیقی - دو تا جو مشترک المنفعه ایست که زبان\nموجب نقصان آن دیگر هم میشود !\nشعر موسیقی - دو رفیق هدم مسجد الکلیست که سخن\nاز دیگر خود شانز ا شرح و تفسیر میکنند !\nشعر موسیقی - دو دلداده سود از ده مفتون دیگرا\nبهرست ان دیا کا رشته نامی حیات خود شانرا با همدیگر تاب داده و برای جدا\nشدن از همدیگر در عالم ازل عهد دیمان بسته اند\nآب و نان در جوهر عظیمیست که رزاق عالمیان آن را\nبه درسش ( جسم ) مقرر فرموده آب دنان\n(روح) شعر و موسیقی است که خلاق جه جهان آنرا غذای\nروح معین نموده .\nاز کلامهای اهل تصوفت که چون جد حضرت آدم\nاز گل و آب خلق فرموده شد. روح لطیف از داخل شدن\nآن جسم کثیف بابا نموده حضرت رب عظیم الشان شعر و موسیقی را\nدر جوف جسد آدم علیہ السلام خلق فرمود یک شعر پر آہناک خوش تقریباً\nلطیفی از جمه بظهور آمد. روح به آن شعر خوش صوت یک میل طبیعی\nپیدا کرده در چه داخل شد.\nروح بر موسیقی عاشق است، موسیقی بی شعر نفس ندارد.\nو هر دو به دن عشق وجود نمیگیرد. عشق بحر محاسن طبیعت معدوم مطلق ہیں !\n\nشعر چیست ؟ شاعر کیست ؟\nهر جو پیار ، هر چمن زار، هر آبشار و الحاصل مہر بدیعه\nهمچنان طبیعت یک مصرع یک بیت، یک غزل ، یک قصیده، یک نشید و یاک\nیک مقام ، یک آهنگ، یک نغمه ایست که معنی (شعر) و(موسیقی)\nرا تغییر میکند. شاعر یک مخلو قیست که از شهر شیر جو بیا را از اینتران\nشاخسار، از رنگ آمیزی گلزاره از آواز مرتک نفقه کار علی الخصوص\nاز حسین سرشا به یک دلبر طاحت بار والحاصل از بیر به اجرا می حسین\nطبیعت قائد الشخص گردد، و این تاثیرات مخنسات خود را\nخواه به نشر، خواه منظم ترجمه بکند.\n\nاز (تعلیم قرائت) ترجمه شد"}
{"book": "adl0616", "page": 157, "text": "صفحه ۱۳\n\nنامورانِ زَنانِ جَهان\nما بعد از نمبر ۹\n\nآذلاییده (۱) - دختر رودولف دوم است که از پادشاهان ( آلا پور فونیا ) (۲) بود پدرش رودولف میخواست که ملک ایطالیا را از دست ( هوغ ) نام حاکم ( پردو آند ) (۳) ضبط کند ، ولی بنا بر معاشقهٔ ( اذلاییده ) و پسر هوغ مذکور که ( لوتر ) نام داشت رودولف به ازدواج دختر خود روی رضا نشان داده از فکری که داشت صرف نظر نموده بعد از وفات ( لوتر ) مذکور ملک ایطالیا را ( برانژه ) نام حکم داری ضبط و استیلا نموده خواست که ( اذلاییده ) را به پسر خود ( آدالبیر ) بدهد و دل اذلاییده از عشقی که به شوهر متوفای خود داشت به این امر راضی نشد . به این سبب ( برانژه ) مذکور او را در یک قلعه محبوس ساخت ، تا اینکه پانها ( البرتو آچه ) که پرنس یعنی شهزاده ملک ( قانونه ) بود او را از محبوبسیت رهائی داده در تاریخ ( ۹۵۱ ) میلادی با ( اوتون ) نام پادشاه ( ساکس ) ازدواج نموده ، و بسبب این ازدواج خود حق ضبط کردن ایطالیا را به اوتون مذکور بخشیده است . در زمانیکه نوبت حکومت به نواسه اش ( اوتون سوم ) رسید بیا بر\n\nفاجعه‌های پاریس\nما بعد از نمبر ۹\n\n— بن گفت که پیش تو خواهد آمد . اما تا به این ساعت هم که نیامده نمیدانم از چه سبب است ؟ هر چه که به او گفته باشی بگو . مرا از شهر آن رهائی ده . زیرا از شهر ساری بسیار هلاک میشوم ، و جا میکنم چیه اش را بده .\n— اگر چه امشب ادا کردن این قرض ممکن نیست ، ولی فردا بهمه حال ادا میشود . هم فردا ازین سفالت خانه بر آمده در یک محلهٔ بسیار با صفا و دلکش نی در یک خانهٔ بسیار لطیفی جابجا میشویم ، هیچ اندیشه مکن فلوتیله ، فردا انشاء الله موافق شرف اصالت خاندانی خودت یک خانه برایت پیدا میکنم .\n— معلوم میشود که از یک جائی بدستت چیست بسیاری می آید ؟\n\nصفحه ۱۲\n\nغزل\nمعارف\n\nای نوجهان علم دبستان معارف\nجهدی کن و میشو تو سخندان معارف\n\nجمع است معارف که شده جمع ز عرفان\nشو بهره ور از مفرد عرفان معارف\n\nگر معرفت حق بودت مقصد و اقدام\nاین جنس بیابی تو بدکان معارف\n\nدر آرزوی ثروت و مسعودی دنیا\nباشد هوست یابی از احسان معارف\n\nگر مهر و وفا بود مقصدت ای معرفت آگاه\nیابی بخدا باز ز همیان معارف\n\nشد فخری صید معارف تو بقیه باین\nبشناس بقیه قدر نمایان معارف\n\n( محمود ) شناسائی هر چیز به دنیا\nمبنی است و بر پایه ارکان معارف\n\nفاجعه‌های پاریس\nما بعد از نمبر ۹\n\n— یک روزه دو روپیه پنج آنه علی در جیب دارم اگر در شب دزدی یا شقی بر من حمله کند به بسیار خوبی مقابله خواهم کرد .\n— دیدی . آیا حالا خاطرت جمع شد ؟ پس بامان خدا من میروم .\n— به جا میکنم ، یک کمی توقف کن . ببین یک سخن دیگر مرا بشنو ، آدمیکه این اوتاق مردانه را به کرایه داده دیروز در پیش دروازه مرا گرفت .\n— خوب ! چه میخواست ؟\n— چنان معلوم میشود که گویا پانزده روز کرایه خانه به او قرض دار هستی ، حریف پیشه خود را میخواهد .\n— او هم تحریک بیجائی بوده ها ! ۰۰۰"}
{"book": "adl0616", "page": 158, "text": "صفحه ۱۵\nکوچکی هستن او مدت ده سال نائبه حکومت خواهر خود شده به اداره حکمرانی ملک بصورت بسیار حکیمانه و دیندارانه کامیاب آمده است . و در سنه (۹۹۹) میلادی وفات یافته است . قلت نصاری این زن از عزیزه ما یعنی پیشوایان و بزرگان دین خود شمرده در هر سال شانزدهم ماه کانون اول افریقی یعنی (جدی) مراسم آئین روحانی آنرا اجرا میکنند . بیکه زوجه ده بادشاه شده بود و مادر کلان یک بادشاه دیگر و او بلقب مادر دولتها ملقب شده بود . بنام (سنت آدلایین) یک عزیزه دیگر نیز در نصاری موجود است که دختر (کونت ممکن وسایا) و در کلیسای بزرگ (نوتردام) کانتر راهبه کا بود . و در تاریخ (۱۰۱۵) میلادی وفات یافته است . به این نام یک چند زن دیگری نیزست که بخاندان شاہی فرانس جنوب میباشند . (آذر همایون) — یک ساحره بود که در آتشکده اصفهان خدمت میکرد. نظر بروایت (مشاهير النساء) نام کتاب مرقومه از تحصیل حکیم نریمان بود که از ایل فریسی قدیم است. آذر همایون چنانچه در سحر و ساحره گی خود کمال داشت همچنان حسن و جمال بحری و ازدی را نیز مالکه بود. (اسکندر یونانی) مرقومه را به انیس خود حکیم (بلیناس) تزویج نمود و بلیناس سحر و طلسم را از و بیاموخت.\n[ باقی دارد ]\n\nجهان خلاص شد ؟ من یک غلامی فرانسوی بو داده بودم.\n— بلی عزیزه من ، هم خیلی بسیار، یک پیسه !\n— آیا اینجا خواهم دانست که کجاست ؟\n— آنجا یک شبح صدا نیست که پسان خواهی دانست. حالا در هر باب سخن گفتم جانم بس است. من میروم ، هم سعی میکنم وقت پر عودت کنم .\nقلو تیلد رفتن غونتران را بسوی دروازه دیده با صدائی لرزان و با اهتزاز گفت :\n— خودت هم میدانی که نزد من یک پیسه سیاه هم نمانده\n— از دروازه پس گشته چه گفتی؟ یک پیسه هم نمانده ؟\n— بلی یک پیسه سیاه هم نمانده.\n— وای ! مبلغ که بتو داده بودم اینقدر زود\n\nنمبر ۱۲\nعلم وملك\nما بعد از نمبر ۹\nعلمی جهانیه نیست (فابریک) کارخانه یا یعنی ماشین خانه یا دستگا ها را گویند که یک جماعتی بهم دست یک کرده و یا یک شخصے توانگری پیسہ صرف کرده یک فابریکی برای یک کار و صنعتی میسازند ، و اشیای خام را بدیگر اشکال و دیگر اقسام از ان بیرون می برآرند . بعضی از ارباب علم و فن عمارت ساختن ، و راه آهن ساختن ، و طرق ومعابر و دیگران آن را یک قسم جداگانه اعتبار کرده آنرا (صنایع انشائیه) تعبیر کرده اند که باین سبب این تقسیم دوم صنایع یعنی (فابریک سازی) و این (صنایع اعمالیه) هر دو را یکجا کرده عموما (صنایع اعمالیه) تعبیر کرده اند . بعضے صنعت کاران اشیا و چیزهائی را که ارباب صنایع از طبقه و صنایع اعمالیه آنها را حاصل کرده اند گرفته یا آنکه به آنچیزها لزوم و احتیاج باشد روانه میکنند که این گروه را (تجار) یعنی سوداگر و این صنعت را تجارت میگویند . اما این را هم فراموشش نباید کرد که مقصد از تجارت تنها تقلیبات یعنی نقل دادن\n\n— بلی یک طلا داده بودی اما پیش از ده روز.\n— حال انکه امروز من هم خیلی دست تنگ میباشم.\n— ولی هزار شکر که آخر ترین روز های دست تنگی من هم امروز است فردا بهمه حال تو انگر می شوم یک امشب را با همین چند چیه گذاران بکنید. زیرا زیاده از این داده نمیتوانم.\nغونتران این را گفته، و یک فرانگ از جیب خود برآورده بر میز انداخت و بسرعت تمام از دروازه برآمد این دقت ساعت شش بود که یک چند دقیقه بغروب باقی مانده بود.\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 159, "text": "صفحه ۱۸\nسراج الاخبار افغانستان کابل\n\nیک چیزی را از جائی بجائی نیست بلکه مقصد کلی از تجارت اجرای مبادلات یعنی بدل کردن یک چیزی را بدیگر چیزی میباشد.\n\nزراعت، یک صنعتست که در روی زمین بسیاری از نفوس بنی بشر به آن مشغول میباشند. منشاء و منبع همه اشیا من زمین است. هر نوع اشیائیکه بشر بر روی زمین بواسطۀ خود زمین اجرا میشود. و همه ادات تنها و حیوانها را از زمین می پروراند. زیرا حیات شان بر چیزها نیست که زمین الزامی بر آرد. اما زراعت از روی تاریخ اقدم ترین صنایع شمرده نمیشود. اقوام مختلفه بشر پیش از آنکه اجرای فلاحت و زراعت بکنند به صید و شکار تعیش ورزیده اند. و بعد از ان بصنایع داخلیه آغاز کرده اند که وجود بیل و تبر و کلنگ شاهد عادل آنست و دلیل کلیست بر اینکه صنایع اعمارلیه بیشتر از صنایع ارضیه ظهور نموده است.\n\nاما ترقی کردن صنایع اعمالیه بر دو سبب در طی زمانها برآمده است. زیرا افزون شدن و پیشرفت صنایع اعمالیه به افزونی یافتن نفوس اهالی، و بوسعت و تعدد یافتن احتیاجات بشریه و انتشار و ترقی مدنیت محتاج است. صنایع اعمالیه در تاریخهای پیشتر ازین با صنعت زراعت یکجا اجرا می شد، و مردم مخصوصی که ارباب آن صنایع باشد نبود. بلکه کشتکاران در وقت های خالی و بیکاری خودشان پوشاک بسیار غلیظ خودشانرا که در بر میکردند، و اشیای عادی که استعمال میکردند بوجود می آوردند. حتی این حال امروزه روز نیز در بسیار جاها مشاهده میشود.\n\nصنایع اعمالیه بعد از انکه محصولات ارضیه بسیار زیادتی کرد از زراعت جدا شده و حکم یک صنعت مستقل را گرفته توانسته است که آنهم بعد از بنا یافتن شهرها و قصبه و جمع آمدن مردمان در ان بوجود آمده است.\n\nآمدیم به تجارت: فایده های اینهم از فایده دیگر صنفها پس میماند. صنیف تجار در ما بین جاها، و شهرهای مختلفه به مبادله حاصلات توسط یعنی میانجی گری میکند. اگر هر کس هزارها رقم چیز انی را که بان محتاج است راه براه\n[ باقی دارد ]\n\nنمبر ۱۲\n❇\nون القمة\nسخناهري\n\nنسخه های فایده نما\n\nقاعده بر انگهبانی اصلی یعنی مراقبت\nاز زنگ\n\nگل گوگرد را با خاکی که برای جلا دادن استعمال میشود برابر وزن بدیگر یکی با هم سپیده کرده و با تیل زیتون و اگر نباشد با تیل شلغم آمیخته یک پارچه چرم سفید نازکی که برای پوشش ساعت و یا پاک کردن عینک و بعضی دستکش ها استعمال میشود در آن تیل مخلوط غوطه داده جائی را که زنگ گرفته باشد با آن بمالد. بعد از انکه زنگ پاک شد یک تکه لته را در تیل خاک یا و ازلین غوطه دادۀ صلاح را بخوبی با آن روغن به بندد. هیچوقت اصلحه تانرا زنگ نمیزند.\n\nقاعده بر گرده برداشتن تصاویر از روی کاغذ\n\nکاغذیرا که میخواهند بر ان گرده یک تصویر و نقشی را بردارید با کاغذ را به روی تصویر و یا نقش میگذارید و یک قدری پنبه را گرفته در عقده (پانزین) یعنی ترول بسیار رقیق و خالص غوطه داده بر کاغذ یک گرده بران برسید آید. میمالید کاغذ شفافی پیدا کرده نقش و تصویر را بران گرده میکنید. قاعده دیگر برای این کار این است که تیل شلغم و پترول بمقدار متساو یعنی برابر همدیگر با هم می آمیزید و باز بقراریکه پیش ازین گفته شد با پنبه بر روی کاغذ میمالید و یکقدری گذاشته که کاغذ خشک شود بر روی تصویر و یا نقش مانده گرده و تصویر را میگیرید.\n\nقاعده به برداشتن لکه چربی را از جامه شرح\nلکه چربی را از رخت های پشمی و ابریشمی تیره رنگ که ساییده نمیشود و یا شسته نمیشود برداشته میشود. چنانچه از نوع ابری (یعنی ابرک) که سفید و ازان ساخت میشود و گرفتن میله و بخاری (نکه لکه چربی دارد) و با سر انگشت ازان غبار بر لکه مالش داده لکه را زایل میکنید. و اگر لکه چربی ترشی داری بوده باشد که رنگ خامش را هم تغییر داده باشد و در آنوقت بعد از رفع کردن لکه را با بخارات امونیاک مذکور (مالش دهید) یک قدر خامش را پس بحال اصلی می آرد.\n\nاین مقاله تا اینکه دستخط ندارد از طرف سر محرر یا مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\n\nبمسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزبین افغان مهتمم چاپخانه دارالسلطنه کابل\nبنظم میرزا محمد جعفر قندهاری\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 160, "text": "صفحه ۱\nسال یکم\nنمبر ۱۳\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلی احمد\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر سایر ممالک باخراجات ڈاک ۱۴ روپیه\nدر خارج مملکت باخراجات ڈاک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن کابل یک عباسی است\nتاریخ عربی ۱۵ ربیع الثانی ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nادارهٔ اخبار و مطبعه\nدر ماشین خانهٔ دارالسلطنه کابل\n\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ هذا\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۵ حمل ۱۲۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nقلعة السراج لغمان — هوای کابل — حوادث خارجیه\nمقالات مخصوصه اتحاد اسلام — عالمیان و ادیان — مقالات فنیه\nادبیات — امور این زنان جهان — علم ثروت\nفاجعه ای پاریس\n\nقلعة السراج لغمان\nیکی از ملکهای گرمسیر حاصل خیز بسیار پر آب و شاداب ممالک محروسهٔ دولت قوی شوکت خداداد افغانستان ملک ( لغمان ) است. وضعیت اراضی ( لغمان ) یک وادی مستطیل سبز و خرمیست که یکسر از جهت شرق بسوی غرب ممتد و شده است ، اطراف این وادی سرسبز را تپه ها و کوه های پست و بلند می احاطه نموده که من حیث المجموع یک منظرهٔ بسیار سبز خوشنمائی نشان میدهد. مزروعات این وادی اکثر عبارت شالی کاری یعنی ( برنج ) منحصر است اگر چه دیگر مزروعات مانند گندم و جو ارثی و غیره را نیز بثمر میرساند ، ولی محصول عمدهٔ زمینهای لغمان زمین برنج است.\n\nوادی سرسبز لطیف لغمان را دو آب بسیار مصفا و درختان آبیاری میکنند که یکی نهر دره ( النگار ) ، و دیگری نهر ( الیشنگ ) میباشد. آب ورهٔ النگار از جهت شرق شمالی لغمان از چشمه سار های کوه های دور دست آن سمت ملک بسوی غرب گشته روانست که در حدود قریه ( قرغه ئی ) با آب ورهٔ الیشنگ که از جهت دره های سمت شمال غربی موقع مذکور می آید با همدیگر آمیخته بدر یای بزرگ مسمی به (کابل) می آمیزد.\n\nدر مدخل و استرین این وادی در ما بین دو آب نهر النگار و الیشنگ بر یک زمین صاف و هموار در نقطهٔ مدخل هر دو دره ( قلعة السراج لغمان ) بنا یافته است این بنا یکی از بنا های خیریه ایست که ذات اعلیحضرت ( سراج الملة و الدین ) پادشاه معظم مقدس ما از نقطهٔ نظر بسیار فایده را به تعمیر و بنیاد این فرمان نموده اند.\n\nاولاً نظر به اهمیت موقعیته که ایالت لغمان زمین دارد وجود همچنین یک قلعهٔ مستحکم عسکری ضروری دیده میشد ، بواسطهٔ این قلعه چنانچه دره های عجیب و غریبهٔ متعلقه که تا به ( نورستان ) که سابقاً معروف به ( کافرستان ) و باز تا به ( چترال ) محدود شده رفته است در زیر امنیت گرفته شد و همچنان ولایت جلیله حاکم نشینی جلال آباد را نیز از جهت شمالی تقویت داده است.\n\nثانیاً : بعد از بسته شدن پل چینه ( درنته ) بر نهر کابل که ولایت جلال آباد و لغمان را از همدیگر جدا کرده بود طبق یک ارتباط"}
{"book": "adl0616", "page": 161, "text": "صفحه ۲\n\nو اتصالی در ما بین ولایتین مذکور بوجود آمد . و چون ذات اعلیحضرت شاهانه موسم زمستان را هر سال در جلال آباد ابرار میفرمایند، و در اثنای اقامت شاهانه در جلال آباد ایالت لغمان زمین و دره های عجیب و دلنشین آن نیز در دایرۀ جولانگاه سیر و سیاحت همایونی طبعاً داخل میباشد لذا اینرو یک مرکز خانگانه ، و یک مطرح شاهانه درینموقع المخرم و انعم شمرده میشد . بنابرین ذات اعلیحضرت شاهانه تأسیس و بنیاد این بنای بسیار بدیع ( قلعة السراج لغمان ) پیش از دو سال اراده و فرمان فرموده در موقت اکمال و اتمام یافته است .\n\nنقشۀ معماری این بنای عالی را نیز مانند دیگر ابنیه های عصر همایونی خود ذات اعلیحضرت شاهانه بزیر نظارت همایونی خود کشیده، و یک بنای بسیار متین و دلنشینی که جامع الصفات رزم و بزم است بوجود آورده اند .\n\nحالا این بنای محتشم را بعد دیگر از مشهودات پارساله سفر خیریت اثری که بشرفیابی هرکامی اعلیحضرت شاهانه آنرا دیده، و نقش پذیر خاطر فاتر مانده در نظر قارئین کرام بتصویر و تعریف کردن میکوشیم :\n\nاین قلعه مرکب از دو سور یک بر دیگر میباشد که یکی سور خارجی ، و دیگری سور داخلی است . از یک دروازۀ بزرگ طوب روی که بسوی شمالی قلعه باز شده است داخل قلعه میگردیم . در ما بین دیوار این قلعه و دیوار قلعه داخلی یک میدان صاف و هموار با فضائی از هر بر طرف موجود است که بر آن تنظیم قواعد عسکری مساعد میباشد . دیواره قلعه خیلی متین و بنا یکت دیوار که از تهدابهای بسیار عمیقی با سنگ و چونه بالا شده است . و بعد ازان از خشت . از میدان مذکور باز از یک دروازه به قلعه داخلی میرویم این قلعه داخلی بمقام ارک قلعة السراج قایم است . دیوارۀ این قلعه داخلی نیز مانند دیوار قلعه خارجیست از دروازه که ازان داخل میشود اول چیزیکه نظر دقت را جلب میکند همانا قصر مقصورۀ عالی بسیار ظریف و خوش نما که در مواجهۀ مدخل قلعه یعنی در منتهای سمت جنوبی قلعه واقع شده است . این بنا مصنع و بازینت یک عمارت بلند دو پوششه ایست که بطرز عمارات جدید یوروپی بنا یافته و مرتب از سی دایره های متعدد و پیوست که هر دایره از خود اوطاق نشیمن و اوطاق کار، و محوطۀ آنها می خواب، و توالت و دالانهای بسیار فراخ با فضای خوش نما، و دهلیزهای متوازی طولانی با صفای این عمارت جان افزا حقیقتاً خیلی دلنشین افتاده است . اول از یک برنده که برایا\n\nنمبر ۱۳\n\nکفشکن مانند می که چهار قدمه زمینه از سه طرف در اردو داخل یک رهبر و طولانی و فراخی میشویم که از طرف یمین دیبا با این دهلیز دروازه بانیکه پیش ازین مذکور گردید باز میشود، و دو زینۀ سهل الطلوع بلندی از دو طرف دهلیز مذکور به طبقه پوشش بالائی عمارت میراید . طبقه بالائی نیز عیناً مانند طبقه زیر به همانقدر دایره ها و تنها و دهلیزها و غیره تقسیم شده که من حیث المجموع این عمارت جان فزای با صفا الحق خیلی لطافت و شیرینی بهمر رسانده است .\n\nعلی الخصوص چون از برنده های بیرون برآمده اطراف طبقه بالائی یک انسان متفکر به اطراف و جوانب یک نظر دقیقانه بیندازد چنان لوحه های شاعرانه طبیعت بر میخورد که مدهوش میماند . از جهت شرق دره وادی سرسبز لطیف دراز که با همه مناظر بدیعه مزروعات شمالی و غیره در میان تپه های پست و بلند دو جانب خود تا بکوه های پر برف و درختی که از مسافۀ بسیار دور بنظر میخورد محدود شده رفته است . از جهت جنوب تا به قریه قرغی یک میدان با فضائی را بنظر جلوه میدهد که بر روی پوه ستین موتر رو جلال آباد مانند یک خط مستقیم که بر یک کاغذ سبزی کشیده شده باشد در این میدان تمدید یافته، و با یک پل بسیار جسیم پخته و منظمی از روی نهر گذشته مرور نموده و از بغل کوه پوزه های قرغه ئی نهر مذکور را تعقیب نموده در بعید مسافات از نظر غایب میگردد . از جهت غرب تپه خوش نمائی مستی : (تپه بی بی) و باغها و مزروعات و امنه آن بنظر می آید، و از جهت شمال درۀ بسیار محدود و مزروع پر آب (الیشنگ) نظر ربائی دارد .\n\nحالا بر دیگر تفرعات این قلعه داخلی رجعت نمائیم :\n\nدر جهت غربی قلعه غیر از دو دایره مستقله که برای شهزاده گان کرام بنا یافته بیت الخلاهای بسیار متصل متعددی را نیز حاویست و در وسط ولی بقدری بجانب شمالی قلعه رفته یک مسجد بسیار خوش ترکی بنا یافته توجهت شمالی قلعه هم بیت الخلاها فرا گرفته میباشد . برای این بیت الخلاها یک حمام بسیار مکمل و ظریفی نیز ساخته شده است . جهت جنوبی قلعه را حرمسرای شوکت احتوای همایونی که به بسیار زینت و آراستگی میباشد شامل این حرمسرای شوکت احتوا نیز بسی دایره ها و بیت الخلا و الانها و حمام ها و غیره را در یک حویلی فراخ و باصفائی در بر دارد .\n\nاین است شمه از احوال ( قلعة السراج لغمان ) که بدرجۀ لیاقت نقش چنین تصویر توانستیم . از درگاه الهی نیاز میکنیم که بسی سالها بیشمار بکمال شوکت و اجلال در تمام صحت"}
{"book": "adl0616", "page": 162, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۳\n\nو اقبال این قصر عالی امثال آن تفرقه دوم میمنت لزوم این بادشاه مقدس همایون فال ما معمور و آباد، و رشک آور اقتصاد و بلاد باشد. امین.\n\nمشکل بو داد اگر دید و به دعاے نصرت\nدین مبین اسلام و دوام سلطنت\nقومی شوکت افغانستان وصحت و اقبال\nبادشاهی به انجام رسید. تا بسیاعت\nچهار بچه روز بحال خوشی و فرحت مرتبه که مذکوره دوام نمود. والحمد لله بهیچ\nیک وقوعات و حادثه ناگوار در انروز ظهور ننمود.\n\nحوادث خارجه\nاردوی عسکری ایران\n\nرفیق ما اخبار ( طنین ) منطبعه استانبول نقلا از مجموعه (ره وودو موند موزولمان) در باب اردوی عسکری ایران چنین مینویسد :\nدولت ایران برای اردوی عسکری خود خیلی کم پیسه خرج میکند. افسران و نفری هیچگاه تنخواه خود شانرا منتظماً نگرفته اند و ازین سبب همیشه در ما بین عسکر در بی نظمی بظهور می آید نفریها سهم خود را نپرداخته با خود میبرند، افسران نفرهای ایران یک صورت بدرستی با وجودیکه هیچ انتظام و خوش صورتی ندارد و هیچ شبهه نیست که معلومات عسکری اینچنین اردو نیز مکمل نخواهد بود. مکلفیت خدمت عسکری در ایران به همه عناصر و همه حوالی یکسان شامل نیست. زیاده تر از طرفهای ( آذربایجان ) عسکر گرفته میشود. خدمت عسکریه تنها بر مردمان دانی افتاده است. خانواده های توانگر پاک اینکه یک کمتری استعداد داشته باشند خودش را بهر صورت از عسکری رهایی داده میتواند. تنخواهیکه بعسکر میرسد چند از ده تا بیست تومان یک مبلغی است که آنرا در سال یکبار میرسد، و یا آنکه بعوض آن غله میگیرند.\n\nهواى كابل\n\nفرحمت و نشاط بهار صفوت نثار دم بدم لحظه بلحظه خاصیت روح القدسی خودش را بکار میبرد. اسرار مجریٰ آثار (يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ) در هر طرف ظاهر و آشکار میشود. حیوان، نبات، جماد، هر کدام جدا جدا سرمست باده نشاء مسترت اند.\nمیلا کی جبه که عادتاً یک هنگامه جشن پر جوش و خروش شب استقبال بهار شمرده میشود به اختتام رسید. جبه جمعه گذشته رسماً اجرا گردید چنانچه دو روز قبل ازین از طرف سار جن میجر تشریفات به مردمان اهل دربار خبر داده شده بود که صبح روز جمعه با لباس های پوره درباری خود در گل خانه ارگ مبارکه حاضر شوند. بیازده و نیم بجه جناب شهزاده والاتبار سردار ( حیات الله خان ) نائب الحکومه ولایت قطغن و بدخشان با همه ارکان و داعیان و صاحب منصبان نظامی ملکی سواری اسپان صبا رفتار در موقع جبه واصل گردیدند. در آنجا از طرف عساکر نظامی، اردل، و کوتوالی، و شاگردان مکتب حربیه سراجیه رسم سلام اجرا گردید. تا سه بجه و خیمه گاها ی مقام دربار بکمال انتظام آراسته و پیراسته بود. چایها و شیرینیها، طعام ها مبذول در اینگان بود. موزیکه عسکری و دیگر ساز آلات، دار بازے، اسپ دوانی و غیره لعبیات اجرا می شد. در اماکن یک شوق و ذوق و سروری که به بیان نے آید.\n\nنماز جمعه"}
{"book": "adl0616", "page": 163, "text": "صفحه ۳\nمیدهند ولی این هم به دست کار به دانان مانده نفریها یا بیچاره از آنهم محروم میمانند، عسکر ایران سببی که از جانیبی که ذکر کردم از اسب بصورت دایمی بخدمت عسکریه اشتغال کرده نمیتواند برای خود با مشغولیتها نیز جستجو میکنند. این مشغولیتها هر چه که باشد از طرف حکومت نیز اجازه داده شده در پی منع آن کسی گوش نمی نهند. مثلاً بسیار عسکرها دیده میشود که در بازار بقصابی، سقابی، موچیگری، مشغول میباشند عسکر ایران غیر از عسکری به دیگر خدمتها نیز استخدام میشوند و از تنخواه های جمع آمده این گونه عسکر یک هفته برای حکومت نیزا فراز میشود. عسکر طویخی ایران یک منظره فلاکت دیگری نشان میدهد: در ایران همه طوبهای موجوده که هست در صد خوب است که قسم اعظم آن برنجی و دهن پر میباشد. این قسم خوبها همان طوبها نیست که از طرف ملکه (کاترینم) عروسی به دست ایران هدیه داده شده بود و ازان زمان تا بحال حکومت ایران به تبدیل دادن آن طوبها ضرورت و لزومی ندیده است. اگر چه طوبها طرزه جدید پیدا کرده ولی من حیث المجموع خوبی ایران هیچ یک قیمت عسکری را مالک نیست. در ایران قلعه ها و استحکاماتیکه موجود نیست بعضی خرابه های قلعه های قدیم، و قلعه های دیوار گلی موجود است که با آن گونه قلعه ها بصادرات خارجی پایه داری کردن محال دیده میشود. این است که دولت ایران در وقت حاضر با همچینین اردوی که تا یک درجه وصف کرده شد بیک حالی بود که نه در داخل و نه در خارج خود مدافعه و محافظه بتوانند، در چنین حالی بود که به انقلاب مشروطیت پرداختند، حالا اینکه از همه چیز بیشتر به استدگی و اصلاحات اردو لازم بود. تا این را هم بگویم که اصلاح کردن اردو نیز یک مسئله بی همیتی نبود، چونکه در زمان حاضر برای اصلاحات عسکریه تهیه لازم است که ایران از آنهم محروم بود، احوال مالیه ایران یک منظره بسیاری بدی نشان میداد. غیر ازین اردوی عسکری که از حال استعمال آن طبقه روی بخت و بیان نمودیم یک عده قوت عسکری دیگری نیز موجود بود که این عده با نسبت عساکر خاصه بکلی از دل و دادا شت، و این عده از طرف روس تشکیل و تعلیم و تربیه یافته بود. این عده در طهران در چوکاتهای تنظیم زندگانی میکردند و تنخواه خود را منظم و بوقت معین\n\nنمبر ۱۳\nمیگرفتند و تماماً به اصول و قواعد و دریشی و لباس عساکر اروپا تربیت و پرورش میافتند. اما هزار افسوس که این عسکر هیچ به درد ایران دوا نمی شد. زیرا اولاً آن عسکر به آنصورت تعلیم و تربیه شده بود که با روس جنگ بکند. این عسکر تعلیم یافته تنها برای سیاست داخلیه بطرز نمایش تربیه شده بود نه برای جنگ.\n\nاین است که ایران در چنین حال بیقوتی و استیصال به اینهمه فلاکتهای خارجی و داخلی گرفتار آمده استقلالش به تزلزل در آمد و قوت و سطوت هر دولت خواه در داخل و خواه با خارج بقوت عسکریه و اصلحه ناریه موقوفست، هم بسیار موقوفست. زیرا در زمان حاضر احکام مجموعه های معاهدات، و قوانین موضوع حقوق دول در دست قوه اجرا نیز یک محکمه افتاده که مبنای آن محکمه به زور و قوت گذاشته شده و پامالی حقوق و شکستن عهد برای منفعت و مصلحت از مود های مروجه آنست - بریم.\n\nحکایتهای محاربه\nیکی از افسران نظامی عثمانی که راجع به یک رفیق خود چنین مینویسد:\nدر نوزدهم کانون اول گذشته زره پوشهای ایطالیان در پیش گاه جهانه دیده شد و زره پوشها آهسته آهسته به ساحل نزدیک می شدند. از طرف قوماندانی امر دولتی جمع در جعت داده شد. عساکر ما آهسته آهسته بعقب کشیدن آغاز نها و منهم اسب خودم را حاضر کردم در اثنائیکه قهوه و سیگریت خودم را میکشیدم خوب اول کشتیها فریاد نمود. هماندم به اسپ با سوار شده خود را پس کشیدیم. دشمن خائن غدار ما با وجود یکه بر خسته خانه بیرق المال احمر کشیده شده بود باز هم به خسته خانه بسی گله ها بارانیدند، و چپ و راست، و تپه و صحرا لحظه ریزی کردند. ولی هزار شکر که گله ها از سر ما گذشته هیچ نقصانی بهم نرسانید. آهسته آهسته از متری خوب بیرون بر آمدیم. تمام بیست فیر کردند، اما چه کرده میدانید؟ خنده نکنید! یک موش بیچاره را کشتند. چونکه مرده آنرا در میان ریگها یافتیم ولی انهم پاره پاره نشده بود. بمهارت و کمال خوپچی های ایطالیا هیچ جا گفتگو نیست و یک خیمه را نیز آسیبی رسانیده نتوانستند. حالا ما هم حاضر شدیم."}
{"book": "adl0616", "page": 164, "text": "نمبر ۱۳\nصفحه ۵\n\nتصویر این حکایت منظم\n۱۲\nدر بین همچنان ناخوشا گفت شوهر که ای کاردان گفت مهملات پنداشتی\n۱۳\nدور اندیش نیز خوش آید و این سخن را مگر تو نشنیدی عاقبت دیدی آنچه می پنداشتی\n۱۴\nگفت باز دور شو ای زن که زورت بیش است بود رنج ز پیش بیشتر در خانه با جرأت\n۱۵\nکز سوراخ سر بر میآری از تو وحش انتقام خود بکشد میرسد بر تو ظلم بی منت\n۹\nهست ایطالیای بی باک بود حسب حال خویشتن نیست ایطالیای شجاع تر\n۱۰\nعقل اندازیش بود بسیار که بیاد گلوله اختران پشت دادن اوست احمق تر\n۱۶\nتهم دارم که به وجود تو سر برخواست شده به این انتظام نیز برای جوان\n۱۱\nچشم زخمی رسید به پیکر تو چشم هماره موش شد خیره میشد از مجوزۀ درویشان\n۱۲\nگفت ای شوخ چشم بی تمکین چون که شاگرد بر طرف گشتی\n۱۳\nاینچه ترسی تو از این تمکین دید پیش عجوزه با رویش\n۱۴\nجنگ بطانیا پریشان است صدمه گلها زره پوشی\n۱۵\nموش از التماس پیران کرده بودش بزرگ بیخود\n\nانــهــا\n\nملاقات با صوبه دار (مونتا کو)\nرفیق ما ( حنین ) مینویسد : — جناب صوبه دار ( مونته کو ) که یکی از افسران اردوی انگلیس است و در طرابلس محرکات عسکریه با مجاهدین عثمانیه اشتراک ورزیده از دو روز به اینطرف در شهر ما میباشد ، دیروز یکی از محرر های خود را در نزد این افسر انگلیسی محب عثمانی فرستاده بودیم ، مشارالیه چون در رسیدن محرر ما آماده رفتن برای ملاقات ناظر حربیه بودند سوالها مختصر محرر ما را جواب گفته توانسته است : وقتیکه محرر ما سبب آمدن شانرا سوال نموده گفته است : که این از سبب احوال عجیبه شان پیش آمده داکتر اسپانیائی که با او وصیت کرده اند و بعدا تا آنکه قهرمانان و بهادران در طرابلس دیده زیارت کرده و پای تخت عثمانی را نیز وظیفه داشته است . بعدا ازان از مزایای عسکریه و استادی ( شت بیگ ) و ( فتحی بیگ ) بایشان حیرت و ستایش بیان کرده گفته است : ( برای حرکت کردن در زیر افسرانی همچنین قوماندانها علم شدن یک شرف بزرگی شمرده میشود ) .\n\nمستر ( هر پرت مونتیکو) که یکی از مصوبه داران اردوی انگـلستان است و در طرابلس غرب به اتفاق عساکره مجاهدین اسلامی با ایطالیا نها جنگ کرده است . در نیار به استانبول آمده و در اول (پرا پلاس» نزول نموده است ، دیشب بهشت بچه افسران غند مکتب حربیه صوبه داران صنف اول (فریدون جدی بیک) و از مصوبه داران صنف دوم ( ناجی بیگ) نے او تل گرفته مستر مونتیکو را به بسیار عزت و احترام بمکتب حربیۀ برا مهمانی آوردند . و احترامات مخصوصه درباره او در مکتب بجا آورده شد . فردا و پس فردا مشرف مستر موصوف ضیافتها و مهمانیها فوق العاده داده میشود ، مستر هر بهرت مونیکو در دایره مطلقه که در مکتب حدیقه برای او تخصیص شده بقدر بیست روز جهانی خواهد ماند .\n\n--- دیگر --- در یونانستان زلزله بسیار شدید و دهشتی بوقوع آمده که تلفات و ضایعات مالی و جانی بسیار و خسارات عظیمه منشأ والموجب گردیده است .\n\n--- دیگر --- از پطرس پترسبورگ از تبریز خبر میدهند که والی سابق تبریز جناب ( ضیاء الدوله ) که به قونسولخانه انگلیس التجا برده بود در قونسولخانه مذکور ( انتحار ) یعنے خود کشی کرده است .\n\nحکایتهای محاربه\nصورت مکتوب یکی از داکتران جمعیت هلال احمر است که مینویسد: از همه بیشتر شما را از جسارت و شجاعت نظریه عربها ، و قیمت حربها انها خبر میدهم . زیرا شایان حیرت ترین مشهودات این مسئله میباشد . بلی ، عربها آنقدر جسور و آنقدر شجیع هستند که اگر انسان آنها را بچشم نه بیند بهادری و مردانگی شانرا درک کرده نمیتواند . مهارت و اقتداری که عربها در سوانه کاری و مسلح شوری دارند بسیار عجیب است . وقتیکه در دفعه ما را استقبال میکردند نمایش با اسپ دوانیها بسیار اجرا کردند . درین اثنا دوانیها مهارت سوار کاری و سلح شوری شان نمایان میگردید عربها اسپ های خود شانرا که بر ان سوار بودند یک مشقت فوق العاده میدهند ، در اثنای شدت تاخت و تاز کار طوس را در تفنگ می اندازند و نشان گرفته آتش میکنند و باز کار طوسیس خالی را می برارند ، و دیگر کار طوس پر کرده آتش میکنند . اما چیزیکه شایان حیرت است اینست که در اثنای دویدن آخر ترین چابکده ئی اسپ محله هائی که"}
{"book": "adl0616", "page": 165, "text": "نمبر ۱۳                                                                                              صفحه ۶۰\n\nمی اندازند در صدی نود و به آن به آماج برابر میخورند ! بخوبی میدانم که اگر این چیز ها را بچشم خود نمیدید هم هیچگا و با در نمیکردم پیاده های شان نیز در چستی و چالاکی و نشان اندازی بدرجه سوارشان سریع و چالاک است . از همه عجب تر شجاعت و دلاوری ( زنان ) آنهاست؟ اگر بگویم که هر یک از ان هزاره صحرایمیک شیر میدان وخامت بهیچ مبالغه نخواهم گفت . واگر بگویم که هم از سواره و هم از پیاده فایق تر اند بلکه تا یکدرجه آنها را شما بصورت راستی معارفه کرده خواهم بود . زنان اینجا در میدان محاربه دایماً پیشتر از مردان خود حرکت میکنند . زیرا زنان بمقام موزیک عسکر به عربها شمرده میشود . طایفه لطیفه زنان دسته دسته باریخ و خنجر مسلح بوده و بصداهای خوش طنان خودشان آوازهای ( ولولولو ۰۰۰۰ ) که انرا زنان عرب شامات ( زلاغیت ) و زنان اینجا ( از غراد ) میگویند ولوله انداز محبت و شوق و غیرت شده بهار به اشتراک میورزند . و از زن و مرد بعضی با چوب و سوته نیز بهید این حرب مید را بند از یکی ازین عربهای سوته دار پرسیدم که : ( آیا با چوب دسوته بتقابل طوپ و تفنگ جنگ میشود ؟ ) جواب داده گفت : ( اگر بی تفنگ بردیم ، بی تفنگ بر نمیگردیم . زیرا در انتهای حرب تفنگ داران ، البته بسیار دشمن را میکشند . ما هم اسلحه و جبه خانه آنها را گرفته مسلح میشویم و بعد ازان مستقیماً بهیار به دوام میورزیم . ) یک چیز عجب دیگر یکی از عربهای اینجا دیده ام این است که مطلوب یگانه آنها به این که با هر گله که بیندازند باید بحال یک دشمن را برخاک هلاک بغلطانند . و ازانست که اگر هر قدر کار طوس بسیار و فراوان هم داشته باشند باز هم گله خود را بجا می اندازند . اصرار کار طوس و سستی در ابی بوده گناه بزرگی می شمارند . بهمه حال باید که با یک حمله اگر دو نفر را کشته نتوانند یک نفر را بکشند . ازینهم عجبتر که برخی که دین دهمین هم قناعت نمیورزند . بهر حال کشتن بخواهند . از نزدیک و برای نزدیک شدن با دشمن تا به دو نیز هیچ پروا نمیکنند . و همیشه از جانب بالا دشمن را آماج میکنند اکثر سینه و گله دشمن را نشان میگیرند . و اگر بدانند که کارشان نمیخورد گاه گاه گله خود را نمی اندازند ، و ازینست که بهر جایکه ایطالیا در صد نودشان میمیرند . بمقابل اینقدر نشان انداز عربها اسلحه آخر ترین سیستم های ایطالیا هیچ کاری از پیش برده نمیتوانند . گله های ایطالیا که از دست های لرزان ترسان شان انداخته میشود بیهوده و بیهوده به اینطرف انطرف می افتند و تاثیر نمی بخشد ، عربها به این گله اندازه گی ایطالیائیها عادت گرفته اند . و ازین است که از هجوم بردن در داخل منزل خوب هیچ پروا نمیکنند . دیگر اینکه اصول محافظه کردن خودشان را نیز ازان گله خوب آموخته اند . این است که چون این چیزها را در پیش نظر محاکمه بیارید معلوم میشود که از ایطالیائیها چرا نسبت بمسلمانان تلفات و ضایعات شان بیشتر بوقوع می آید .\n\nزن پرستی فرانسویان\nتخيلات يك بركر في\n\nبر گير ( الماپورت ) بحرارت میگوید : اگر چه تا یکدرجه پیر شده ام ولی با وجود آنهم اگر حرکت سر انگشت یک زن نوجوانی مرا از نیفه یک سوزن کوچکی بگذشتن امر کند بهماندم مانند یک شعبده باز که از چنبر حقه بازی میبرآید به برآمدن چستی و چالاکی میورزم . اما این را هم بگویم که به این مکتب زن پرستی تنها من منسوب نی بلکه تمام فرانسه ازین مکتب عشق کسب فیض معرفت برده اند . ما فرانسویان ، در میان موجودیت آبد یه نقشه از بین قطعه اوروپایک لکه بسیار شوخ و شنگی شده خواهیم ماند . و در خصوص زن پرستی تا عصر بسیار هنوز ممتاز و منفرد خواهیم بود . حالا از همه در گذشته مثلاً تنها این فرد حقیر این تحت خیال پرور را در پیش نظر آورده احوال حسینه در وجیه آنرا ملاحظه کنید : من از چنان آرمانی ام که در حضور عشق یک زن فسون کار بهر کار جان شما را نه در وجود خود یک قوت و اقتدار بزرگی حس میکنم . خدا میداند که هرگاه در زیر نگاه یک چشم غمزه باز یک زن شوخ مشرب طنازی باشم ، و درخشیدن یک شعله امیدی از آن چهره لطیفه ، و چشمان عشق انگیزانه در حق خود مشاهده کنم بماندم در خود چنان یک جسارت و دلاوری عظیمه حس میکنم که از جرم و جثه من پیچ امید نمیشود . چنان یک حرارتی در وجودم شعله ور میشود که دور و پیش خود را سراسر بخشی سوختن میخواهم ، همه اشیا را زیر و زبر کردن آرزو میکنم از هر کس زیادہ تر مرد و دلاور میشوم ، بهترین مردمان خود را می بینم .\nاما در حقیقت حال این جسیات تنها برای من مخصوص نیست بلکه برای همه اردوهای عسکری فرانسه مخصوص است نه میجر دیگر بحث زن بمیدان بیاید از یک نفر چیخ تا بیستی با جنگی"}
{"book": "adl0616", "page": 166, "text": "صفحه ۷\nنمبر ۱۳\n\nتا به جنرالهای بزرگی همه اردوی فرانسیس همراه تنگ ترین ارکان مباحثه را تشکیل میداد. البته قصه مظفریتهای اردوی فرانسه در زیرگان افسری (شان وارق) نام و همان دختر نوجوان با حسن و آن شنیده باشید که دولت وقت فرانسه را از جناب انگلیسی جهان امانی داده این است که باز با شروط و قدرت میکنم که اگر در مجاربه سنه (۱۸۷۰) که با دولت جرمنی کردیم هرگاه بر اردوی ما یک لکان افسر زن موجود میبود و در زیر ستر افسرنی زن اردو جنگ میکرد هیچگاه آن مغلوبیت و مشئومت (سدان) محصول نمی آمد، و آن هرج و مرج هول انگیز که بعد از مجروح شدن مارشال (ماکیاهون) بوقوع آمد نمی آمد، و ما تا به مرکز پای تخت جرمن طراده شده و هشتاد حتی برای اثبات ادعای خود یک مثال جانداری بیان کنم.\n\nمن دران محاربه کپشان، ساده یک کپتان بودم بر یک مغرزه عسکری که بمحافظه یک شهر خرابه که طوریهای جرمنی آنرا خراب کرده بود و مدافعه خط رجعت توامان میکردم. از طرف جرمنها بیک عقب گیری بسیار سخت و پر فشاری از هر طرف فراگرفته شده بودیم از گرسنگی حال ما به آخر درجه رسیده بود، با وجود آنهم تا به نزدیک رسیدن ما به (بارسورتن) نام موقع لابد و ضروری بود. و اگر نرسیم مرگ ما محو شدن ما ضروری دیده می شد. درین وقت چون فکر میکنم می مانم که ما چسان تا به آنجا گریخته توانسته ایم، و ازان بلا مجسم جهان رهیده توانسته ایم. در میان تاریکیهای تیره شب دیجور آسانی که با باریدن برفها یک رنگ ابرشی را گرفته بود دوازده فرسخ یک مسافت مدهشه را به گرسنگی و تشنگی و شدت سردی و به پیمایی کردیم، همه شب را در آغوش گرم و شفقت به دیگر خود بسر آوردیم، سردی هوا و ثقلت برفها طاقت فرسا تا بمغزهای استخوانهای ما تاثیر کرده لهذا ما را با هم دوخته بود.\n\nساعت پنج بود. هنوز آن شب سرد پر برف تاریک تمام نشده بود. میخواستم که پایهای خود را یک قدری حرکت بدهم ولی دران بقدر ذره تاب و توان نیافتم. در پیشگاه نظر نومیدی ما صحرا سرا پا در یک وسعت بیضائی دراز شده میرفت. برفها مانند برگهای درختان بازی کرده و بر زمین می افتاد، و عالم را در میان کفن های سفیدی می پیچانید. پنداشتی که دنیا همه مرده و ایجاد کرده است. عسکر من مجالی حرکت بر ایشان نمانده بود. لهذا قصه بپا کردم :\n\nلهذا ولا درنگ با حرکت !\nعسکر ها به اطراف خود دیدند، آسمان در میان یک دود کثیف برف ابر ناک بود، یکی از عسکر ها جواب داد :\n— از اینکه آهسته آهسته بمیریم بهترین است که درین جا بمانیم، و دیگر یکبار بمیریم.\nجا ماندم بشدت (رولور) خود را یعنی تفنگ خودم را کشیده فریاد بر آوردم :\n— هر کس که به نا فرمانی نخستین بار اصرار کند بلامتلاشی مجازاتش !\nاین شدت من تأثیر خود را نشان داد. مغرزه داران که در بند قشلاق که همه با هم مانند یک ماشین منظم متحرک حرکت میکردند.\n\nاز مغرزه چهار نفر را جدا کرده بعد به سه صد متر بیشتر روانه کردم تا راه را باز کنند. ما از عقب آنها هم آمیخته رفتار داشتیم. برف بدرجه شدت خود را افزونی داده بود که پنداشتی زنده ما را گور کردن میخواهد. طبقه سردی که از برف بر بالا پوش های ما جمع آمده بود ما را بحال کابوسی در آورده بود که به انسان قطعیتاً مشابهت نمیرساندیم. زمانی خود را ازین ورطه بدون ظهور یک معجزه امید نداشتم و نمیدانم چرا آن انتظار را داشتم.\n\nمغرزه در هر چند دقیقه یکبار بعقب خود میدیدند و با احتیاط بکارانه حرکت میکردند، زیرا امیدم رسیدن همین منتظر بودیم. تفنگهای ما بدوش ما آویزان مانده بود بدست گرفته نمیتوانستیم.\n\nدرین اثنا یکی یکبار نفریهای ما که پیش میرفتند یک چند قدم پس شدند. زیر یک سیاهی در پیش روی شان پیدا شده بود، من هم یک چاوش و شش نفر به انطرف فرستادم و بدقت گوش نهادم که ببینم چیست. دفعةً یک صدای بسیار تیز و آهنگدار یک زن شنیده شد. این صدا که سراپا هم آمیخته و طبقه های کثیف برفها را شکافته تا بته گوش من رسید حقیقتاً صدای یک زنی بود. بعد از یک چند دقیقه آدمهائیکه به آنسو فرستاده بودم یک پیر مرد، و یک زن نوجوانی را پیش من آوردند.\n\nاینها را آهسته پرسان کردم. مگر از جرمنیها که خانه شانرا بزور گرفته بودند گریخته اند. پیر مرد چون رسیدن عسکر سواری جرمن را به خود دیده، و خانه اش را ضبط کرده دختر خود را گرفته فرار کرده است. اگر هر دوی اینها در بستان"}
{"book": "adl0616", "page": 167, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱۳\n\nبوده اند . بلا تردد از ایشان پرسیدم :\n— آیا با ما رفاقت و ہمراہی میکنید ؟\nموافقت کردند . براه افتادیم ، پیر مرد مارا در پیش میگرد . دختر نوجوان به بازوی پیر خود تکیه زده لنگان لنگان براه رفتن کوشش میورزید . باریدن برف آرام شده بود ستاره ها بدرخشیدن آمده بود در هوا و زمین موجود نامی ایک انجماد عمومی حکم فرما شده بود . درین اثنا دختر نوجوان یکی یکباره ایستاده شد و بیک آواز روح نواز رفت و ساز می گفت :\n— آنقدر مانده شده ام که زیاده برین طاقت رفتار برایم باقی نماند .\nپدرش او را کش کردن گرفت . اما دختر از مانده اتوانی بسیار یک شهیقه جانخراشی بر آورده بر زمین افتاد بماندم من و عسکرم اطراف او را فرا گرفتیم . من حیران بودیم که چکنم . گذاشتن ، و محو شدن این دو حیات یک عذاب جدا بزرگی میشد ، درین اثنا از نظریهای ما یک جوان دلاوری که با افراد ( پراتیک ) مینامیدیم آواز داد :\n— به رفیقان ، این مادموازل کو تعظیماً برایش را ببریم . لازم است ضرور است ببریم . ما فرانسیسیم ، سنگ نیستیم باید ببریم !\nاز هر طرف بلا تردد جواب موافقت داده شد . بماندم محاضری آغاز کردیم . از درختهای اطراف چوب بریدیم بزودی برق آسانی یک تسکره ساختیم پراتیک باز آواز داد :\n— کیست که بالا پوش خود را عاریت داده میتواند ؟\nمعلوم است که این دختر نازنین را دران می پیچانیم ! بماندم هر کس بیک تبالنگ و هوس اشتها کارانه به بالا پو کشیدن خود آغاز کردند . یک بالا پوش نی بلکه ده بالا پوش بماندم حاضر گردید . در ظرف یک ثانیه دختر خوش منظر در بالا پوشهای گرم پیچانیده شده بود ، یعنی هر یک نفر از حرارت حیاتیه خود یکی ره باو بخشیده بود ! دختر را در تسکره خوابانیدیم و تسکره بر شانهٔ حرارت ناک شش نفر وضع کرده شد که یکی از بار برداران فخر کنندهٔ این بار قیمت دار من بودم چه دروغ بگویم ، باقی ماندهٔ مستی آن ذوق بار برداری تا به ایندم در دماغم موجود است . مرکب ما حرکت کرد . گویا تسکره یک تابوت سکینه بود که تسکین دل همه را نمود ، بجای یأس و فتور یک ذوق و سروری قایم گردید . در چهره هر نفر یک معنی استطاعت بزرگی خوانده می شد .\n\nتا ساعت سه صبح بی آنکه لحظه ادم گرفته شود رسپیده نمودیم درین اثنا در نظریهای پیش ما رها یانه یک علایم وقت و تردد رو نما گردید و دفعه بر ردمی بر فضای سینه خوابیدند . از دور تنها یک سایه کثیفی دیده می شد . در قریب یک چند دقیقه آن سایه آفتابی شد یعنی معلوم شد که چیست ؟ نمره دوازده نفر رساله نی جرمنی بود که یکی پی دیگر چهار نعله طمراو داشتند . بما انقدر نزدیک بودند که نفس زدن اسپان شانرا، و عکس صدای کریجهای شانرا می شنیدیم . بماندم عسکر را بولی دادم :\n— ادووں ! [ یعنی آتش ]\nدر اثنای این قیل و قال از تسکره از میان بالا پوشها یک سر لطیفی نمایان شد . با یک صدای آرام ، و لرزانی پرسید :\n— آیا چها میشود . آیا جنگ آغاز میکند ؟\nگفتم — بهیچ چیزی نیست ما دعوا زل . تنها یک درجن جرمنی را ره پیمای عدم گردانیدیم !\nباز آن صدا بخود با خود سرود :\n— آه ، انسانها چه بیچاره مخلوقی اند !\nمگر بسیار خشک خورده بود که باز سر خود را در زیر بالا پوشها در کشید . باز حرکت کردیم . یک مدت رو پیمودیم . آهسته آهسته آسمان زرد می شد ، برفها میدرخشید . در افق یک پاره ابر گلابی لرزان لرزان منتشر می شد . از دور یک صدای سخت فریاد بر آورد :\n— خوک بی ؟ [ یعنی کیستی ]\nمفرزه توقف نمود تا برای شناختاندن خود ما من پیش شدم . مگر بخطهای مدافعهٔ فرانسی رسیده بودیم . در اثنائی که از پیش قره غول میکند شتیم افسر کلان ما پیش روی ما آمده تسکره را دید ، با یک صدای آمرانه و قاطع پرسید :\n— در میان آن چیست ؟\nهماندم یک چهرهٔ ظریف و متبسمانه پدیدار شد گفت :\n— من هستم . صاحب !\nازین جواب یک خندهٔ قهقهه جاندار شطارت بار مسرت آثاری از همه افراد مفرزه بر آمد . دختر بماندم"}
{"book": "adl0616", "page": 168, "text": "صفحهٔ ۹\nاز تشکره برآمده، و بالا پوش (پراتیک) نام نفری دران پیچیده بود بهوا تاب داده فریاد برآورد :\n— زنده باد فرانسه !\nاین صدا را بسیار صداها همراهی کرد. اینست که از انوقت تا بحال یک آن و یک زمان آن چهره لطیفه آن زن تازه و جوان دماتی را فراموش نکرده ام . و هم نخواهم کرد، اگر از من پرسید بلا تردد میگویم : که موزیکه با باجه خانه ما را از قدیم الایام برای شوق و ترغیب جنگ وارد و لازم و ضرور دیده اند . حال آنکه من آنها را یک چیز زاید می بینیم؛ من میگویم که بجای آنها در هر غنڈ یک زن شایان نوجوانی قایم باید کرد . چونکه قویاً گمان میبرم که بر قوه معنویه افراد عسکریه زنان نوجوان از موسیقی بار بار بیشتر تاثیر فون کار را بقطع خود را نشان میدهد. انتهای [از نسخهٔ ۱۳۲۴ اخبار الطنین] ترجمه شده ۰\n\nنقل از اخبار های اردو\nرفیق ما اخبار مسلم گرت مقاله از اخبار (پایونیر مینویسد) از کابل خبر آمده است که هنر مجستی اعلیحضرت امیر صاحب خواهش دارد که در کارخانه اسلحه سازی کابل تفنگ بسیاری ساخته شود و به این مطلب در کارگران کارخانه مذکور افزونی بزرگی میخواهند بده . و انهم گفته میشود که ایجنت افغانی بهند وستان به این غرض فرستاده شده که برای باربرداری فوج قاطر خریداری کرده بفرستند. تعداد افسران ترکی که در افواج افغانی مستخدم میباشند (۶۰۴) نفر نشان داده شده که بعضی ازینها تا یک درجه کپشن یافته افسر میباشند اما اکثر آنها از افسرانیست که بر قواعد و تعلیم نشان اندازی فوج مامور میباشند . و چند ترک دیگر هست که بصیغه ملکی کار میکنند اخبار پایونیر این را هم روایت میکند که از خبر های کابل معلوم میشود که در ما بین گورنمنت های افغانی و ترکی مراسلات خط و کتابت جاری میباشد. کتوبهای شان از راه هرات و مشهد رفت و آمد دارد ۰\n\nايضاح\nاین خبر های اخبار مذکور از مبالغه و اغلاط خالی نیست ماشین خانهٔ اسلحه سازی کابل بهمان یک آهنگ و افرادی که از بیست سالها دارد بکار و وظیفه خود مشغول میباشند مگر اینکه ترقی کرده میرود بسبب انتظام یا قانون سرکهای\n\nنمبر ۱۳\nدران افغانستان حمل و نقل اشیا و اسباب بواسطه گاڈیها اجرا میشود که تدارک درین قاطر برای آن ضروری میباشد (۲۰۱) افسران ترکی در افواج افغانی وجود ندارد بلکه یک ایجاد نظریه میباشد که آنرا از حبه قبه ساختن میگویند. هفت نفر عثمانیان سول که در دار السلطنه کابل موجود میباشند چندان از مردمان نیست که پیش از اعلان حکومت مشروطه عثمانیه در خارج ملکیتشان پراکنده شده بودند. و از اینی آمده بودند بعضی ازینها بتعلیم صنعت حکاکی و خطاطی و بعضی در شفاخانه دار السلطنه کابل به داکتری و جراحی و دواسازی، و بعضی در ماشین خانه بصنعت کیمیوی و زینگوگرافی و قلیت سازی مستخدم میباشند. از صنف نظامی تنها یک معلم جمناستیک مکتب اعدادیه بغداد است که آنهم چند سال قبل از حکومت مشروطه از بغداد به افغانستان آمده بوده و در موقت در [مکتب حربیه سراجیه] مدیر و معلم میباشد جاری بودن مخابرات و مکاتبات سیاسیه دو دولت در ما بین گورنمنتهای شان هیچ اصل و اساس ندارد.\n\nدولت مطبوعه مقدمه ما با دولت علیه عثمانیه هیچگاه مخابرات سیاسیه ندارد، ولی مناسبات و روابط دینیه و مذهبیته و معنویه این دولتان علیهین مذکوره، باین صراحت طبیعی که این مخابرات و مکاتبات سیاسیه ذریعه هیچ جهت تعلق ندارد ۰\n\nرفیق ما (طنین) مینویسد : نظر معلوماتیکه از پترسبورگ به اخبار تان داده شده چنان معلوم میشود که دولت روس و بریطانیا در باب ایران به این فکر هستند که استفاده نامه ۱۹۰۷ خود شانرا تغییر بدهند تا در ایران مستر کاکس اجرای نفوذ خود شانرا بصورت منفعت اورانه تری بدل آرند ۰\n\nدیگر ــــ دیروز مستر (مونتاگو) که یکی از جنرالان اردوی انگلستانست و با اردوی عثمانی در هر مانشتر بحار به اشتراک نموده (با بین همایون) یعنی سرای سلطانی رفته و بواسطه وزیر جنگ جناب المحمود شوکت پاشا بحضور اعلیحضرت سلطان المعظم مشرف قبول ملاقات را یافته مظهر التفات شاهانه شده است، از طرف ذات شاهانه به او (مدال امتیاز) با برات آن عطا فرموده شده است ۰\n\nدیگر ــــ جناب صوبه دار مرتاکو"}
{"book": "adl0616", "page": 169, "text": "صفحه ۱۰ نمبر ۱۳\n\nکرده که بهمین منصبی که دارد در اردوی عثمانی خدمت کند و این کیفیت را به نظارت حربیه یعنی وزارت جنگ خبر داده است .\n\nآخر ترین حوادث\nبومباردمان بیروت\n\nنامه نگار مخصوص ما از مصر خبر میدهد که در (۲۴) فروری سه قلعه کروازور های ایطالیا در پیش گاه شهر شهیر (بیروت) آمده بر شهر و دو قطعه کشتی عثمانی که در بندر بودند بومباردمان — یعنی گلوله باری کردند. کشتی های عثمانی را خود بحر شکنان بعد از جواب دادن بکشتی های جنگی ایطالیا غرق کردند. گلهای ایطالیا در شهر عمارت بنگ عثمانی و عمارت بنگ سلانیک ، و ( محل روزدی پاک ) وغیره را خراب نمود. در باب مقدار ضایعات و تلفات مالی و جانی که ایطالیانهای جانی رسانیده اند بعد ازین بتفصیل خواهم نوشت .\n\nرفیق ، اخبار (المشیر) نقلا از اخباره تایمس لندن مینویسد : ( اگر ترکان هنوز هم با ایطالیا صلح نکنند جهاز های هوائی ایطالیانی بر خانهٔ کعبهٔ معظمه و روضهٔ منورهٔ حضرت رسول الله صلى الله علیه وسلم بومبه ها انداخته آن اماکن مقدسه را خراب خواهد کرد . ) [ خاکش بدمین ] [ سراج الاخبار افغانیه در باب در زیر عنوان ( مقالهٔ مخصوصه ) فکر و قیاسات عاجزانهٔ خود را انفصلا نوشته مطالعه فرمایند .]\n\n▓▒░█░▒▓\n\nمقالۀ مخصوصۀ\nاتحاد اسلام\n\nدر دنیا یک کلمه که معنی ( تحصیل حاصل ) را تماما در بر گیرد همین کلمه ( اتحاد اسلام ) است . زیرا اتحاد — یعنی یگانگی اسلام اصلاً و اساساً بر سه چیز مربوط است که آنهم عبارت از کلمه طیبه جامعه ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) ، و جبل المتین ( قرآن مبین ) ، و جامعیت ( کعبهٔ مقدسهٔ معظمه ) میباشد هر فردی از افراد اسلام که خواه در شرق باشد خواه در غرب به این سلسلۀ الذهب دین و مذهب چنان مربوط و متحد هستند که مفارقت و انفکاک شان بهیچ قوّتی از قوتها ممکن نمیشود مگر که به این سه واسطه مربوط نباشد. و چون به این سه واسطهٔ مربوطه نباشد اسلام گفته نمیشود که در انتحال دعوت ( اتحاد اسلام ) نیز برای او شمولیت ندارد. و حال آنکه غیر ازین سه اصل اساسی که بیان گردید بسی اصلها ، و باز آن اصلها بسی فرعها دارد که عالم اسلام را یک به یگر نتیجهٔ غیر مفارق ساخته . و این رشته های ارتباط شانرا هیچ قوتی از هم نمی گسلد.\n\nپس هرگاه مقصد از مباحث ( اتحاد اسلام ) همین چیز معنوی باشد که بیان گردید چیزیست که از سیزده عصر و کسور برای مسلمانان حاصل و معلوم میباشد ، و به اعلام و تحصیل حاجت ندارد. اما اگر مقصد از اتحاد اسلام جهت مادیات و فعلیات آن باشد آنهم دو صورت دارد که یکی قولیست و دیگری فعلی ، قولی این است که صحائف اوراق جوانب به اقسام اقسام و رنگ رنگ دلایل معقول و منقوله از میان رانده و میرانند ، و مطبوعات عالم اسلامیه بسی کتابها و رساله ها بزبانهای مختلف در اینجاب نشر و پراکنده نموده و مینمایند . اگر چه فواید و منافع این بحث و نظریه ما قابل انکار نیست ، ولی بکمال یأس و اسف دیده میشود که ما میگوئیم دیگران آنرا فعلاً بعمل می آرند ؛ تا بخواهیم که ما با یکدیگر سخن بگوئیم رقیبان ما با هم اتفاق ثلثا و ثلاث و رباع بها فعلاً بهم میرسند ؛ تا ما با همدیگر سخن از همدردی و دستگیری بزنیم در حریفان ما مابین رقابت و نفاق شان فعلاً به اتحاد و اتفاق مبدل شده انواع فعلیات مدیشهٔ فلاکت آوری بر ما می انگیزند .\n\nلاجرم معلوم میشود که چنانچه در بسیار چیز ما پس مانده ایم در باب اتحاد فعلی و عملی نیز بفرسنگ ها عقب افتاده ایم. و چنانچه ما هنوز مالک را نامی شو سه نشده ایم و آنها بهوا پرواز کردند در دانستن معنای حقیقی اتحاد نیز همچنان به زمین مانده ایم .\n\nآیا اینچه نوم سباتی بود که از عصر ها به اینطرف بر ما غلبه آورد و هیچ چشم ما را بجز و باز کردن نگذاشته است ؟ آیا اینچه غفلت و کوتاه بینی بود که از آسیا"}
{"book": "adl0616", "page": 170, "text": "صفحه ۱۱\nنمبر ۱۳\n\nتا به اور و پا نظر کرده نمیر بیدیم که در اینجا با در پی محمود فنای ما چه نیرنگ ها و چه شیوه بنها بکار میرود ؟ آیا اینچه غرور و استغنائی بود که بعد از آنک آنهمه شعشعه پاشی های خیره ساز عقول اور وپا را دیدیم با شنیدیم و در پی بدست آوردن آن در خود ادنا یک تنزل دو تواضعی ندیدیم ، و هنوز هم نمی بینیم؟ یک زمانی بود که به صد ما طالبه های فن و حکمت از اور و یا در مدرسه ها و دار الفنون های اندلس ، و مصیر، و استانبول، و بغداد می آمدند و از مدرسه ها و دارالفنونهای اسلامیه انجا ما تحصیل علوم حکمت و فقیه - اکرده ، و باز مملکت های خودشان برشته در عملیات آن میکوشیدند . بلی، پیچ شده نیست که جمعه علوم حکمیته دلفیه و ادبیه و غیره از همین دار الفنان اسلامیه در در اروپا اروپا ادخال ادخال گردیده است. دلی ہزار افسوس که آنها آن علوم و فنونی را که از ما آموختند روز برو نا لحظه بلحظه در ترقی نظری و علئے آن کو مشیده سلاحهای بهداشتی برای بنیا د کنی ما بدست آوردند. و لیکس آن ما نیز روز بروز لحظه بلحظه ای که عملیات آن بگویم نظریات آن را نیز فراموش کرده رفتیم\n\nحال آنکه در نوقت کارد را بر استخوان دکار را بر خرابی معیدگاه های مقدسه دین و ایمان مسلمانان اذاشتند. حالا در پنجا یک سوالی دارد میشود که اگر ایطا لیا بنا ہے وحشتنی غذا به نابجا به این تهدید بومبا انداختن خود را بر د مکه معظمه و مدینه منوره ) از قوه تفصیل بیارند :\n\nایا مسلمانان چه خواهد کرد؟\nچه ؟\n\nتنها علوم و فنون حکمیه و فلسفیه فی بلکه علوم اخلاق و حیاتی و اجتماعیه خود را نیز از سلب غفلت ها که این مکالات پرستیها بها از دست دادیم و حالا تنها را در دست اعدا خود اسلحه قبل خود می بینیم که انه انجمله یکی همین مسئله اخوت و ایستی د است .\n\nهر کس یک فکری میا پر دراند، و یک تخمین و قیاسی بیان میکند . اگرچه آن فکر و قیام درست باشد یا نباشد ن بازهم از بیان کردن آن خود از بیان کردن آن خودداری نمی تواند . لهذا این محرز ها جز نیز به بیان کردن این فکر فکر نا نا قصانه قصانه خود خود چیزی مانعی نمی بیند . اولا این را بگونیم که این تهدید و تخویف ایطالیا بها یک سخن لغو و داهی ایست که از قوه بفعل آمدن آن درصد می شود عدیم الاحتمال مینماید. بنماید. زیرا طیاره با و با لونها شان هنوز به این درجه تشکل نرسیده که از رویا ، یا طرابلس یا مصنوع پرواز کرده تا به آن اماکن مقدسه برسد و بومیه ها می خودشانرا بیندازد و فرد و فرض کنید که این مکالات بلند پر دارای شیطنت همرازی را ما به هم باشند. گمان میدین نزدیک تر مهین است که دولتهای دیگر اور و با پیچ صورت این عقود لا یعقل را به اینحر کت و ختم النتیجه اش واگذار نخواهند شد زیرا فکر سیاست دور اندیشی انها آهست استه فرو بردن لقمه های چرب و نرم ممالک شرقیه است . نه بیکباره گی ! چونکه بخوبی میدانند که هضم کرده نمیتوانند. و شکم درد شده میمیرند. علی الخصوص که بعضی لاله های آن نابکار می میرند . علی الخصوص که بعضی لاله های آن چنان ن خانه خانه های های خنجر خنجر آسانی آسانی دارد دارد که فرو بر دین آن حلق و جگر همه عالی است این انرا پاره پاره میکند !... گیرم که دولتها نیز چنانچه در بسی حرکات حقوق شکنانه وحشیا : آن غذا به نا بار چشم پوشی کرده اند. ره فرو بردن چشم پوشی کرده اند در نهم همچنان بکنند در انمان به چه الانان روی زمین مانند روز روشن ہو ید ا میگردد که اعلان حرب عمومی غرب با شرق آغاز نمود. زیرا سکوت را دین رضا للقائد . بناز علیه چنان گمان میشود که مسلمانها دفعه مسالک خودش را تبدیل داده یک مسلک ( انارشیستی ) مفرق مهلکه را بین نهاد خود نمایند ، و چنانچه تا بحال در پیروی و تقلید کالات و صنایع مدینه آنها کوشیده اند بعد این در پلی تقلید و تعلیم عهد شکنی ها ، و حقوق پایمال کرد بنار و خونریزیها ، دانش زینها، وقتل عامها، علی الخصوص\n\nسبحان الله ! در حالتی که ما بمعاونت و مدد رسانی همدیگر بهدر دنی یکدیگر بحثت و اتحاد بهمدیگر محسن معاشرت وسلوک یکدیگر بقول خدا و رسول و پیشوایان خود دینا ما مور و مکلف هستیم دیگر انرامی تیم که این مکلفیت ما را عملا و فعلاً اجرا میکنند. همه عالی فرنگستان را مانند یک انجمن بزم ایسے می یابیم که در در یک مجلس بال مشتقع و منطنطنی بر سفره فرو بردن مائده لذيذه مالک شرقيه نشسته هر یکی که یکباره آنرا فرد می بود دیگران بعاد دیگران بعافیت باد آن یک قدح مسترقی گفته اند. بناز علیه چنان گمان میشود که مسلمانها دفعه مسالک رین و با وجود اختلافات قومیت و با دست خودش را تبدیل داده عنصریت ، تفرقہ مذاهب مجرد یکه مسئله به شرق تعلق گیر و میماندم هنه آن اختلافات سیاسی و عنصر می و دینی خود را بیک گوشه گذاشت همه گی در اینجاب یک وجود و متحد الفکر شده آن مسئله را موافق مصلحت منفعت خود دور ما بین خودشان فیصله می نمایند ."}
{"book": "adl0616", "page": 171, "text": "صفحه ۱۲ نمبر ۱۳\n\nمعبد خراب کر دنیا که در محیط دینی از دینها، هیچ حقوقی از حقوقها جایز و روا نیست بیفتند و صفت انارشیستی کو با همه معانی محتویات آن اجرا نمایند و همچنان تخمین و قیاسی میشود که ( خدا نا خواسته ) اگر این جرات و جسارت لا ابالیا نه وحشیانه ایطالیبانها از قوه بفعل بیاید که انشا الله هیچگاه نخواهد آمد — در انحال بر هم جنگی معبد ما در پایتخت خودشان آنها ز خواهد کرد. مسلمانها موا یک عثمانی چنان گمان میشود که هیچ کلیسائی در هیچ معبد و مناستری در سوریه و انا طول در روم ایلی نخواهند گذاشت و همه را بر هوا خواهند کرد.\nآیا درین محاربه معبدی جنگے غالب که خواهد آمد؟\nهیچ شیبه نیست که عثمانیان ! زیرا اینقدر رنگین و مناستر ها و معبد ها می معمور و آباد و مختلفی که در ممالک عثمانیه از آنها میباشد جوامع و مساجد مسلمانها در ممالک انها نجات . این اقیاسات و تخمینات عاجزانه که عرض شد باقی از درگاه الهی ظهور دادن معجزه آیه کریمه ( ألم تر كيف ... الآيه ) را نیاز میکنیم .\n\nعالمها زیان\n\nسبحان الله ! چنانچه خلاق کائنات در ستاره گان بیشمار سماوات بعضی ستاره ها را بسیما به درختان و بر لمعان خلق فرموده در قومها و قبیلهای این کره زمین نیز بعضی ها را همچنان یک درخشنده گی و فرخنده گی عطا نموده ! مثلاً قوم و ملت رایان ! این قوم کوشش مند پر غیرت که در آخر شرق - یعنی در نقطه طلوع افتاب موجود میباشند در عالم معرفت بچنان باب کمالها و قدمهای بزرگ و دستیابی خطوه زان شهراه عام ترقی گردیده و چنان یک درخشنده گی در قومها و قبیلهای دنیا نشان داده که عقلهای عالم را حیران و چشمان دنیائیان را درخشان نموده است . ( عبد الرشید ابراهیم ) نام ذاتی که یکی از علمای بسیار سیاسی شناس با حمیت دیندار به قوم تا تار میباشد . و بر اثر دین مبین اسلام به ملک ژاپان سفر و سیاحت کرده مشهودات و واقعات دیدنی و شنیدنی خود را بنام ( انتشار اسلامیت در ژاپان ) بقید تحریر آورده که ما از انجا در روز نامه خود و به ترجمه بعضی پارچه ها بر این معلومات قارئین کرام خود عرض خدمت میسوریم :\n\nمفارقت از ولاديو وستاك\n\nدرسنه ۱۹۰۹ میلادی ۱۷ اکتو به با را پور یعنی کشتی بخاری (هوزان مارو ) نام ژاپانی ان (ولاد یوستاک) از ملکت روس مفارقت کرده رهسپار مملکت رایان میشوم ، در روز مذکور براپور ( موزن مارو) سوار شده بعضی دوستان من مرا در دا پور مشایعت کردند . بقدر نیم ساعت در دالان استراحت و اپور نشسته بودیم. چون لنگر برداشتن و اپور نزدیک شد یکی از مامورین و اپور گفت : در جا میکنیم کسانیکه رهروان و سفر کنندگان نباشند و اپور را ترک بفرمایند .) بنابرین با یاد آوری مردمان مشایعت کنندگان فرود آمدند و ا پور نیز حرکت نمود . خواه در اثنای داخل شدن در داپور ، و خواه در اثنای حرکت را پور نه بیک ژاندارمه ، و نه بیک پولیس و نه بیک کسی که بگوید که تو کیستی ، و بکجا میروی؟ تذکره را بداریت کو ؟ هیچ بر خوردم از اینجال بسیار تعجب کردم . در این تعجب من از بین بود که از ( اوده سا ) که برکنار (بحر سیاه) ملک روس است تا به استانبول و باز تا به اینجا با وجود تذکره را بدار می بهزار گونه زحمتها و تکلیفها پرس و پا لها در هر اثنای حرکت از شهر بشهری گرفتار آمده بودم و در کشتی (هوزان ما رو ) که یکباره از ملکت را با سنت از این چیز را هیچ اثری ندیدم ، تنها بوقت حرکت آ پور یک (قومیسر پولیس) روسی از زینه دا پوه بالا بر آمده و بر سر زمینه یک جوان امرد ژاپانی یک کاغذیکه نامهای واپورنشینان مسافر بران نوشته شده بود بدستش داده و بعد دیگر خود به اسلام داده از راهی که آمد و برگشت ، محال انکه در دیگر بندر گاههای داخل ملکت روس اول قونسول عثمانی می آید تذکره ها ی را بداری به عایای عثمانی را قید و ثبت میکند ، و یک رسم معینی میگیرد، باز ژاندارمه های روسی می آید تذکره ها ره معاینه میکند، باز پولیس می آید سوالها و جوابها میکند، باز در اخر همه یک خفیه سویل آمده جاسوسی میکند . و الحاصل از ینگونه حقارتها ، و عذابها در کشتی (هوزان مارد) هیچ ندیدم . تمام بساعت ۱۳ واپور حرکت کرد. هر کس بیک اشارت مخصوصه مراسمه و داعیه را ایفا نمودند ، نه گریستن نه همدیگر خود را بوسیدن ، نه مصافحه ، نه معانقه، نه دستمال"}
{"book": "adl0616", "page": 172, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱۳\n\nشور دادن نتایج ! حتی در میان رهبر و این مسافر قافله ها و خانواده های کلان خانه های شایانی نیز موجود بود . و در میان تشییع کنندگان آنها زنان کبار خوش شکل و شمایل نیز بودند، همه آنها بیک وقار و لطافت آثار و یک تبسم ملایمی و یک کمی خود را هم که در مراسم وداعیه را بجا می آوردند در میان واپور بسیار سیر و بار نبود . علی الخصوص در شماره کابل درجه ناسی اول کمتر مردم بود . اما باز هم از جنسها و قومهای مختلف موجود بودند . اگروسی ، انگلیسی ، تاتاری ژاپانی یک یک آدم پیدا میشد . بساعت چهار از جزیره ( اسکولت ) واپور گذشت . مسافran را بطعام دعوت کردند . همه مسافران به اطاق نانخوری گرد آمدند . پیش از آنکه بر سفره بنشینند یک کلان واپور آمد ، و خودش را بمسافران بیک تواضع معرفی و شناسانی کرده ، و بهر خدمت شان آماده بودن خود را بیان کرد. بگماشتن دعوت کرد . یکی از مسافران که خودش ژاپانی بود از طرف کپتان خودش مسافران دیگر میان خوش آمد می کرد و بکمال نزاکت فهمانید که اگر خیال مسافران بوده باشد به ترجمانی شان حاضر است . زیرا غیر از زبان روسی و ژاپانی زبان انگریزی را نیز خوب میدانست .\n\nمن و یک روسی مسافر که بغیر زبان روسی دیگر زبان را نمیدانست از جهالت خود شکایت میکردیم ، اما باز هم به وسی بر من رشک میبرد . من از وقتیکه به این قصد سیاحت ژاپان حرکت کرده ام از کتابهای ترجمه به حفظ کردن کلمات زبان ژاپانی آغاز کرده بودم و بایگان کلمات شایانی که با ژاپانیها افاده مرام میکردم بگمانش می آمد که من زبان ژاپانی را میدانم . منهم برای اینکه این زبان را خوب بیاموزم بلا توقف شب و روز به ترجمه کوشش میورزیدم . کشتی (جوزان ماره) در ساعت دوازده میل طی مسافه میکند عمله او و طایفه های واپور چیان چالاکی دستی واپور را رشته رفته هر چیز را انتظام دارند که ما فوق آن تصور نمیشود . بعد از یک ساعت که وظایف شستن و رفتن و بستن و جابجا کردن را بجا آوردند ، همه طایفه ها و عمله ها از نظر پنهان شدند .\n\nدر میان جنتل مین ما و افندیها و عمله ها هیچ یک فرقی باقی نماند . همه بیک کتابخانه تحویل یافت . همه طایفه های واپور جفت ما بین ما شده بهر طرف بر آرام چوکیها و دراز چوکیها نشسته و یکلیک کتاب و یا اخبار و یا رساله بدست داشته بیک مطالعه عمیقی مشغول شدند هیچ یک آدمی که بمطالعه مشغول نباشد دیده نمیشد. مگر یک چند نفر عمله روسی که رفتنی امریکا بودند سبب عدم خواندن و نوشتن سیگار بهر طرف گردش میکردند ، یا میخوابیدند . اما غیر ازین تمام آدمی که در واپور بودند همه گی از یکسر بمطالعه اخبار و کتاب مشغول بودند . حتی آتش بیزان ، خانه سامان ، تا به اتش کاران بیچاره که از کار و وظیفه خودشان خلاص می شدند بجای دم خود را پاک پاکیزه کرده بمطالعه مشغول میشدند . کپتان واپور هرگاه و بیگاه مسافرانرا احوال\nپرسی\n\nپرسی میکرده و بسیار حسن خلق امر د خدمت مهمانان و اپور خود را بجا میکرد به اینصورت و اپور های گرانبها را یک کتابخانهٔ روانی بگویم جا دارد تمام چین بهشت ساعت را و پیمود . معاملهٔ انسانیت کارانه که در واپور های ژاپان دیده میشه و هیچ طرف دنیا دیده نمیشود پس یک ملتی که به این درجه هوشیار و بیدار بود ، علی الخصوص در شماره کابل مطالعه به جهان ظفر و سعادت نیابد .\n\nمقالات فنية\nفوتو گرا و در\n\nیعنی ( قالبها تصاویر و نقش ) که انرا بزبان اردو تره دینگ و زبان فرانسیسی ( فوتوگرا دور ) میگویند : این یک صنعت است که فوته گراف را حک میکند . تقریبا چهل سال میشود که این صنعت بمیدان برآمده و در عالم مطبوعات را خندان نمود . اگر چه چند عصر بیشتر از ین اختراع ( فوتوگرا و در ) نیز مطبوعات تصویر داد موجود ولی آنوقت با تصویر با نقش باز بر چهرهٔ شمشاد یا مس حک میکردند و برای بوجود آوردن یک لوحهٔ آن بسیار روز ها به بسیار خستگی و سعی کوشش میورزیدند . اگر چه این طرز حک و کندن کار تا بحال هم یکی از صنعتها بسیار معتبر شمرده میشود . ولی از وقتی که این صنعت بوجود آمده عالم طباعت را یک رونق و اهمیت عظیمیه از ان حاصل شده که در میان آن صنعت ( زینگو گرافی ) نیز داخل میباشد . ( زینگوگرافی ) از دو کلمه یونانی متشکل شده که یکی ( گرافی ) یعنی ( نوشتن ) و دیگری ( زینگ ) یعنی ( جس ) میباشد که معنی آن ( نوشتن بر جس ) می آید . قالب هائیکه تصویر ها و نقش های خطی در نوع توتیا و مثلث های داک و دیگر چیز ها شیکه به این قسم داخل باشد انها ( زینگو گرافی ) و قالب اینکه تصویر ها و نقشهای فوتوگرافی ، و هر نوع تصویر علمی آبی و روغنی که سایه دار باشند انرا به انگلیسی ( فوتو اینگره دینگ ) و فرانسوی ( فوتوگرا و در ) میگویند .\n\nدر مقالهٔ گذشته خود از فایده های ( فوتوگراف ) بحث کرده بودیم حالا درینجا یکقدری از فواید فوتوگراوور ) بیان مینمائیم . از وقتیکه این صنعت بمیدان بر آمده و از کتابهای بزرگ علمی گرفته تا به کتابهای کوچک اطفال مکتب صبیانیه همه کتابها و رساله ها با تصاویر و نقشه های بسیار لطیف و نفیس مزین گشته طبع میشود . و هیچ شکی نیست که به این تصویر ها و نقشهای گوناگون نفیسه اعتبار و اهمیت کتابها افزاید و خوانندگان آن گونه کتابها را بیک ذوق و شوق زیادی مطالعه میکنند و ازین اعتبار و اهمیتی که کتابهای مصور دارد اخبارهای روزانه نیزم درین وقتها مصور چاپ میشوند . اخبار های هفته گی ، دو هفته گی ، همواره همه گی با تصاویر انتشار میکند .\n\nما درینجا از صورت حک فوتوگراف بحث میکنیم . تنها بر قارئین کرام ازین یک چیز یک کمی معلومات عرض میکنیم که آیا اینگونه تصویر با اینکه"}
{"book": "adl0616", "page": 173, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱۳\n\nادبیات\n\nدر اختیار اخبارات دیده میشود بچه سبب نام مانند یک تصویر فوتو گرافی میزاید اولا این جمع آمده است که آن نقطه با نظر به شیشه (ترام) نام شیشه با خطها راست که برای حاضر کردن قالب آن تصویر استعمال میشود . ( ترام) شیشه های صالح دار عکاسی را میگویند که مخصوص به صنعت زنگو گراف است . و چنانچه شیشه فوتو گرافی صاف و ساده میباشد یا شیشه های (ترام ) با بطول عرض شیشه بس خطوط باریک باریک کشیده شده میباشد . همین است که خوبی و بدی تصویر چاپی موقوف بر کوچکی و بزرگی همان نقطه ها نیست که بر شیشه های ترامها از خطها حاصل شده است . ترامها در یک سانتیمتر از (۲۰) خط گرفته تا در یک سانتیمتر (۱۰۰) خط داشته میباشد . پس هر انقدر که این خطها بسیار تر بما نقد نقطه ها کوچک میشود و هر انقدر که نقطه های ترام کوچک باشند بران و ترام) عکس صفاتر و خوبتر می آید و مانند یک لوحه فوتوگراف نھے منظر میخورد . و ترا مهائیکه زیاده تر مستعمل میشوند انه (۳۰) تا به (۷۰) میباشد . برای تصاویر اخبارات که ارزان و کم مصرف تر شود ترامها از بیست تا بس استعمال میشود . ولی برای اخبار های معتبر مانند لندن نیوز انگلیسی و نگارودی فرانسوی و شهبال ترکی از ترامها کوچک نقطه استعمال میشوند . اما خوبی تصویر تنها بر ترامها کوچک نقطه یا بزرگ نقطه نی بلکه بخوبی ماشین مطبعه ها و نفاست و ظرافت کاغذ و سیاه رنگ و ماشین کار قابل عکس چاپ کن نیز موقوف و منوطه میباشد که اگر این اشکال خوب نباشد هر قدر قالب خوبی که ساخته شود باز هم تصویر را خوب بیرون برآورده نمیتواند . اگر چه این معلوماتی که درین خصوص عرض کردیم در باب صنعت (فوتوگراودر) یک قطعی مسکتے بقارئین کرام نمی بخشد ولی باز هم بهمین قدر معلومات اجمالی درین باب عرض کرده ختم کلام مینمایم . م . فضلی\n\nآسمان صاف بود .\nو در سواد قریه در زیر درختان به پوست لوله های لطیف آفتاب جوانان هنوز نفوذ نداشت . روان آب در دامن یک نیمه بسیار مخفی به برگها بر خورده ترنم مینمود .\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 174, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۱۳\nاثر خامهٔ شیرین کلام ملا عبدالعلّی المتخلّص استغنی\n\nغزل\nمن\nتا چه خواهی دگر از هم دل و جان از برده صبر و قرار د سر مامان اینا\nریشه شد آو جان دلبر جانان من دوش دادم ولی میخوان بشر خاران پنجه شد آو جان دلبر جانان من\nدست بردار تو ای گردش دورانی بس بود گر دش آن چشم خدا را دیگر\nمانده و مجنون عقب چند بیابان ازین ترسیده است بهمن در سفر عشق کسی\nنوبها را است چه خواهد سر و سامانی خوب شده با پخش میسر مامانم کرد\nاینقدر گوی با آن طره پیمان از من بی سبب این نوشته چه دارد پخش\nبعد ازین بسته بشوئید عزیزان از آب گردید دلا ز حسرت اینجاه بودن\nکوچه او بر دل غمزده آسان ازین سخت مشکل بود از بست شش ماین\nیافت رنگ دگر این تا زه گلستان بود از بین پیش اگر گلشن معنی ترین\nخواهد این لحظه کباب دل به پاین اوست خور و خون جگرم نرگی سنتی ایران\nباغ فردوس از سیب زنخدان کنه صلح کردیم من را به پاکیزه است\nشرح این قصه پریچ بقرآن از کن من انفسیر غم عشق نیاید هرگز\nبازیار غم عشق کئی مستن\nاینک از رنگ تو میده آنچه پنهان ازنا\n\nاتحاد\nاصل این دین استاین شد اتحاد\nحزب واحد گردد و اسلامیان حاکم روی زمین شد اتحاد\nپس چرا متفرق دین شد اتحاد\nخواه پیش با چنین شد اتحاد\nدر میان مسلمین شد اتحاد\nاز عرب تا سور چین شد اتحاد\nمجتنب از مؤمنین شد اتحاد\nدر فرنگستان همین شد اتحاد\nبهر بلغ مسلمین شد اتحاد\nدم مزن (محمود سر زمی) از خندان\nمستجد شو بر همین شد اتحاد\n\nوقتیکه از خواب بیدار شده صبح شده بود. شوهرش و عمده الله کرده نیامده بود. بیچاره از بسته برخواسته در نزد پنجره بیاد امروز هوا ابر ناک و بسیار قیادت انگیز بود. یک با را نشانه سیده سیده که میبا و کوچه ما را با یک گل رنگ تیره پوشیده بود . باران هوا را بخوبی سرو کرده بود. فلوتیلیه عاجزه در خانه بی انشبکه پرنمای خبرهای آن از ہوا انرا می نے غلیط برای باز کردن فشار دادن گرفت ، قلو متیلید نمیتوانست بر خود میلرزید ، لذا در میان پلاس بارها بر خود علبه زید از رسیدن یک خبر فلاکت آدید خود بهیده با زور یک گوشه بسته خود بخرید. و شوهر خود را غونتران بجان ترسید. هیچ نانده بود که بیهوش شود. انتظار کشیده با خود میگفت که البته خونتران هر جا باشد و چون دید گرفت به دروازه بیشتر شد گفت :\nحالا خواهد آمد. زیر امید اند که بعدا که گذاشته نان\nخشب یک شب مرا هم کفایت نخواهد کرد.\nچه درد سر بدهیم، بهین انتظار شب دیگر را نیز\n\nبگر سنگی و سردی و تاریخی صبح رسانید. نهایت در اثنا ئیک ساعت های زنگ هفت بچه را نواختند بر سر زمینه اصدارات قدمهای ثقیل دستگنی را شنید. این قدم ها آمده آمده تا در پیش دروازه او تاق نمبر (هم) که قلو میلید فلاکت پدید در ان نشسته توقفت در زید. دروازه را یک بست پر تو\n— کیستی ؟\nصدای کلفت یک آدمی که ریزش کرده باشد\nاز پشت در چنین جواب داد :\n[باقی دارد]"}
{"book": "adl0616", "page": 175, "text": "صفحه ۱۶\nنمبر ۱۳\n\nناموران زبان جهان\nما بعد از نمبر دوازده\n\nاما کتاب ( قاموس الاعلام ) این سخن را رد کرده میگوید که : (( در ما بین عصر یک سکندر و آن بود تا بعصر مسیحا علیه چهار صد سال فرقت . لہذا این روایت که سکندر آذر همایون را به بلیناس تزویج کرده صحیح دیده نمیشود )) .\n\nآرام بانو بیگم — دختر ( اکبر جلال الدین ) بادشاه مشهور هند دستان است که از سلالۀ امیر تیمور گورگان میباشد مرقومه در زمان جهانگیر بادشاه در سن چهل سالگی وفات یافته است . در شهر ( اگره ) در ( سکندره ) نام موقع و در جوار قبر پدرش مدفون میباشد . بر قبرش از سنگ مرمر یک تربه بسیار پر صنعتی ساخته شده است . نام والده آرام با نو بیگم ( دولت شاد خانم ) بود . ( شکر النسا بیگم ) نام یک همشیره دیگری نیز داشت .\n\n(( کلمه ای (خانم) و (بیگم) و (بی بی) و (خاتون) اینها کلمه ایست که بر تعظیم زنان استعمال میشود و جملۀ آنها از طایفۀ ترکی ماورالنهر است. (خان) کلمۀ تعظیم است برای مردان. (خانم) و (خاتون) مؤنث است. (بیگ) کلمۀ معظم برابر (آقا). (بیگم) مؤنث آنست. (بی بی) در لهجۀ هند وستان از (بیگم) مخفف شده است. ))\n\nآرام جان — در سنه ( ۹۶۶ هجری ) در هند وستان در گذشته است . از لولیان کشاده رویان بسیار با حسن و جمال و موسیقی شناسان خیلی با کمالی بود . آرام جان دلداده گان ، و آفت زهد زاهدان بود . در عصر خود یگانه شهر آشوبان هند وستان شمرده می شد .\n\nارجيا — از زنان مشهوره یونانست که دختر ( آدر است ) نام بادشاه شهر قدیم ( آرغوس ) و زن ( پولینیک ) نام بها در دلاور یونانی میباشد . محبت مفرطه شدید به شوهر خود مشهور بود . شوهرش در محاربه که به « جنگ هفت رئیسها » معروفست کشته شده بود .\n[ باقی دارد ]\n\nعلم ثروت و ملك\nما بعد از نمبر دوازده\n\nاز مستحصیل های آنها یعنی از کسانیکه آنچیز ها را حاصل کرده و بوجود آورده اند بگرفتن مجبور می شدند همه عمر خود را بجستجو کردن آنها بصرف کردن مجبور می شدند. و از بسیار مشکلاتی که در این خصوص میدیدند از بسیار مایحتاجها ی خود شان در میگذشتند. تجار اشیا را از جا هائیکه آن اشیا در آنجا یا ارزان و بسیار است میگیرند و بجا هائیکه آنچیز ها کم و نایاب است ارسال نمایند. و همیشه برای خریدن اشیا ئیکه برای فروختن ساخته میشود و دایما بفروختن اشیا ئیکه خریداران انرا طلب میکنند حاضر و آماده و مهیا میباشند. مالها ئی را که میگیرند نگه میدارند. و چون دیدند که مردمان بان محتاج اند همان وقت بر مردمانی که به آن شایق و محتاج باشند انرا عرض میکنند. و اموال در اشیای زیادی که مستحصلان یعنی صنعت کاران آن آنها را می سازند بفروش میرسانند که به این سبب این صنعت هم برای مستحصلان یعنی حاصل کنندگان اشیا و هم برای مستهلکان یعنی صرف و خرج کننده گان اشیا واسطه مبادله شده فایده و قیمت حاصل میشود. این است که صنف تجار واسطه مبادلات اموال و امتعه ایست که ارباب صنایع اعمالیه و ارضیه آن را حاصل میکنند. صرافهائیکه و بنکها ئیکه واسطه معاملات نقدیه میباشند نیز از صنف تجار شمرده میشوند. اینست صنعت با اینکه تا به اینجا شمار کردیم عبارت از کارها که به اشیای غیر انسان متعلق میشد.\n\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\nسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی افندی مهتمم چاپخانه دارالسلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 176, "text": "سال یکم\nنمبر ۱۳\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nادارهٔ خانه و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۳۰ حمل ۱۲۹۱\n\nنشر اکران\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنت کابل دو روپیه کابلی\nدر اطراف داخل مملکت با اخراجات یک روپیه پوسته\nدر خارج مملکت با اخراجات آنک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن کابل یکپیاسی،\nتاریخ عربی یکم جمادی الاول ۱۳۳۰\n\nتاریخ ماه انگریزی ۱۹ اپریل ۱۹۱۲\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nنمایش عسکری — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nعالم بازایان — لطیفه — ادبیات — ناموران زن این جهان\nعلم ثروت ملل — فاجعه های پاریس\n\nنمایش عسکری\nصورت تحریر ایست که از طرف ایشیک آقای حضور اعلیحضرت همایونی نگران ما به اداره رسیده که ما آنرا عیناً نقل و درج مینمائیم\nعالیجاه محبت همراه محمود بیگ خان مدیر و سر محرر حفظه الهی باشند یک فقره در باب تماشای عسکری که بتاریخ روز دوشنبه ماه ربیع الثانی موافق پنجم ماه حمل ۱۳۳۰ هجری در میدان جهاد آباد انعقاد گردید برای شما خبر داده شد که عیناً درج روزنامه مبارک سراج الاخبار بادارید\nنفری منصب داران نظامی و ملکی و خوانین جلال آباد بلباس رسمی به دربار موصوف حاضر بودند — جای نظاره و تماشای خوبی نیز یک خیمه گاه ملکی ترتیب یافته بود — اینکه اعلیحضرت والا بر سواری موتر تشریف آوردند یک دسته از فوجی مقیم جلال آباد برای ادای سلامی حاضر بوده سلامی حضور مبارک را ادا نمودند و خود همین به استقبال حضور انور برآمده دعای سلامتی وجود مبارک عرض کردند — بعداً اعلیحضرت والا تشریف فرمای خیمه گاه گردیده ساعتی فهرست دلیل اطفال جدید الاسلام را که در دست کمیسیر بهادر ولی خان حضور تعلیم یافته بودند ملاحظه فرمودند — اطفال مذکور که جمله ۹۸ نفر از بچهای جدید الاسلام متوطنی کافرستان هستند که اسم آن از حضور مبارک نورستان گذاشته شده به لباس رسمی در میدان مذکور حاضر گردیده ادای سلامی حضور مبارک را نمودند — اعلیحضرت والا بکمال شفقت از چاپر خواست از این جمله چند نفر آنها را مخاطب فرموده بحضور مبارک طلب نمودنده و بزبان مبارک این سخنان که در ذیل ذکر میشود به حاضرین مجلس نطق فرمودند.\n\nصور تطور ایونی\nمراد از آمدن ما و شما امروز چیست — این است که هر شخصی که از ترقیات ملک خود یک کیفیتی بشنود بی اختیار از خوشی، خود بیخود میشود . اما چون بچشم خود ملاحظه و معاینه کند خوشی و حظ آن افزون از شنیدن است چرا که خود بچشم خود معاینه خواهد کرد . سابق برین ملک ما در علم عسکری چندان پرداخت نمیکردند بلکه تا بجان هم مردم ما ترقیات عسکری را پوره میدانند — زیرا بجد معلوم است که پیش ازین خاص موخاتین تلاقی را علم و باقی را — آهنگر — جولا — نجار — تجارت — خیاط — سپاهی — و غیره وغیره میگفتند در حقیقت علم شاخه ایست که درختان و این را همه شاخهای اوست و هر شاخ از خود برگ و بر علیحده دارد — علم بر دو شعبه است یک شعبه آن علم دینیات و یک شعبه علم معاش است — منظور ما اولی از علم دینیات است که فرزندان ملک ما ازین علم بهره ور بوده در علم معاش کوشش کنند — ما میگوئیم نصاری شدند — نمیگوئیم یهود شوند — نمیگوئیم بیدین شوند —"}
{"book": "adl0616", "page": 177, "text": "صفحه ۲\nنمابر ۱۴\nمسلمان می شوند و باقی برادران دینی خود را از احتیاج مایحتاج بکشند اگر شخصی\nیک لفظ (A) که الف انگریزی است بخیال نصرافت بخواند پیش از آنکه\nبر زبان او جاری شود کافر مطلق است و اگر به این خیال تمامی علوم\nانا بخواند که از بر برادران دینی خود فایده برسانم جایز است بچه های\nمسلمان علی الخصوص از افغانستان باید از علم دینی خود اول کامر وقف\nشوند تا اینکه در دباغ انا ما ثابت شود که دین اسلام بر حق است و خوده\nمسلمان کابل بدانند و غیر دین اسلام را باطل فرد جهانی میوم ۲۱ نفر جامعه چهارم ۵۸ نفر و این نفری باد\nبجو پر کاریم دایم در شریعت تقسیم ما بیک پاسیر هفته است و کردیم\nدر زمانیکه ما در مدرسه لاهور در مجلس سنگ نهادن تهداب (اسلامیہ کالج)\nرفته بودیم نیز ذکر بهین فرد را نموده بودیم - پس تا انسان عظیم معاش را\nنخواند و از و فایده نگیرد هم مشکل میشود - آیا امروز جای افسوس نیست\nکه در تمامی دنیا چقدر ترقیات است و چه کارخانه با برپاست - ماهیم\nباید یک ایجاد مالم یوجد سی داشته باشیم که یک دو گز کشمیره از کارتان\nبرای پوشاکنه برا در این مسلمان ما برآید د حال اینکه بقدر یک گریم در\nکرده نمیتوانیم - مد ها از سخنان ما این است که این بچه ما را که ملاحظه\nمیکنید بعضی را پدر و بعضی را پدر کلان شان کا فرد همه مردمان خوشی\nبودند چون ما عند بست اردلی های حضور خود را می نمودیم از میر\nبرای ملازمت اردلی های حضور طلب نمودیم از آن جمله بعضی از مردم\nجدید الاسلام طلب شدند که داخل ندا ر دلی های حضو به ما مقر ر شوند\nاین بچه های خورد سال نیز در جمع همان نظری اضافه از قریه جات\nنورستان آورده شده بود و ما این ما را سپر و جرنیل حضور خود نمودیم\nکه قواعد و قوانین عسکرمی را به این تا تعلیم به ه - حال زحمتی که جریان\nدر باره این ما کشیده است رابطه کنید که سانیکه پدر تا شان کافر\nو دشتی بودند به این درجه تربیت شده اند آیا پسران شما قابل تربیت\nنیستند ؟ انشاء الله تعالی همه قابل تربیت میباشند - اینکه تبدیل\nحضور با درباره این ماسی زیاد کرده است و وظیفه منصب دار است\nمنصفی\nندد\nنگره بین\nاکلام بیدل اگر رسی مندر زیاد ا کر کسی میطلبد ز تو صدره گرافت\nباید ما و شما همه با تفاق از جرنیل صاحب خوش باشیم و ما از جرنیل خود\nتشکر میکنیم - احمیدا ز خداوند که\nدا وند کریم داریم که در همه کارما انشاء الله تعا\nترقیات حاصل شود فقط .\nحاضرین مجلس موصوف و کما سلامتی وجود مبارک را عرض کرد\nتفریح المكتب\n- از ۹ نفریه\nاعلیحضرت والا امتحان گرفتند و بر یک امتحان تندرست بر عسکر زیاده تر است - به روزهای بزرگ لباس با دشها معظمه\nخود ما را به سیار درستی دارند اعلیحضرت والا با بر یک آنها مانند پدر\nمهربان شفقت و مرحمت میفرموند - چنانچه در وقت امتحان ذات شانا\nبهای مبارک استاده و هر یک که شرفیاب حضور مبارک می شدند از محبت\nو ہر اس پادشاهی آنها تخوف می شدند و رنگهای شان می پرید آید و این عزیز ما ذات با برکات اعلیحضرت با دشاه معظم یک هست\nحضور مبارک از برا کیا هر یک شان آب طلب فرموده برای آنها میداد\nعلمی است این ذات شامی که موجب اقدامی و ارامی و آمایش\n\nو ابتدا با تنها نوازش زیاد میفرمودند و شعبه های کلابه بعضی بچه های خود سال\nمذکور را بدست مبارک خود درست میفرمودند و دست مهربانی بردی\nو شانه آنها می کشیدند بعد از هر یک امتحان در پس شان را ملاحظه\nمیفرمودند چنانی تخمین میکنیم ساعت اعلیحضرت والا به پای مبارک شود\nایستاده بودند نفری بچه ها می ندکور نود و هشت نفر بودند . که جمله\nبر چهار جماع منقسم بود - جما عدا دل ۱۵ نفر - جماعه دوم هم انفر\nاعد اول ۵ نفر - جماعه\nجماعه میوم ۲۱ نفر جامعه چهارم ۵۸ نفر و این نفری باد\nبقرار در جا مضامین علمی در قواعد و جمناستیک را بدرستی میدادند از انتابه\nاز نه نفرند کور بحضور مبارک امتحان گرفته شد بد نیموجب\nمحمد قاسم عمر ۱۵ ساله مضمون عالی — عطا محمد عمر ۱ سالہ مضمون فارسی\nشیر محمد عمر ۱۵ ساله مضمون نگری کری — جان محمد عمر ۱۹ ساری مضمون حساب\nیار محمد عمر ۱۵ ساله جغرافیه — عطا محمد ۲ ۱۴۴ ساله مضمون بار\nعبد الاحمد عمر ۱۹ سالہ مضمون عربی — بیگ محمد عر ۱۳ ساله مضمون خانه\nشیر محمد ۲ عمر ۹ ساله دعای شکریه حضور مبارک را به زبان فصیح عرض نمود\nکه در ذیل مینا تحریر میشود .\nبعد از فراغ امتحان نفری مذکور بسیار دوستی و قاعده نظام قواعد\nمیر دوم نمودند چینکه از قواعد فارغ شدند یک نفر آنها که شیر محمد نام دارد و عمر آن بیاد\nمیباشد از بین نظری مذکور جدا شده شکریه دعائیه وجود مسعود با وشاه\nدلا گاه را به زبان کوچک خود از طرف با قی نفری بفصاحت تمام عرض نمود\n( مشکریه که بچه ند کور حفظ کرده بود ) بقرابه ذیل عرض کرد :\nتشریف آوری علوت به الملاحظه کار با نظامی این غلامان\nیک نعمت علمی است که شابر آن پیچ زبان ادا و بیان نمیشود - زیرا\nکه حالت قدیم خود را همراه حالت موجود خود مقاله های اندازه حرفه ای\nبا دشا معلم که در حق این غلامان شده معلوم میشود که چه بودیم و چه\nتبدیل شدیم - بهذا برای این غلامان و باقی از افراد وطن فرض است.\nمحبت با دشاه خود و و این عزیز خود - بنابران چون ترقی وطن عزیز ما\nو انتظام وطن عزیزه و نگهبانی وطن عزیز ما - در غم خواری اہل وطن\nتعلق بوجود با دشاه عظیم بسیار مهربان ما دارد و بر آقایان نفری\nافغانستان از رعیتی و عسکری ضرور است که شکرانه وجود با دشاه\nمهران عزیز بسیار مهربان خود را خود را کنیم و برای عسکر افغانستان فرض است\nکی شب و روز دست و یا برای سلامتی و صحتمندی و بلند دستی حضور مبار\nبادشاه معظیم خود باشند زیرا که میاد میدانند که توجه ذات با دشاه عظیم ما\nبر عسکر زیاده تر است - به روزهای بزرگ لباس با دشها معظمه\nو مسته حرکت همایونی سرا سر نظامی و عسکری است\nاست پس برا\nمایان نفری نظامی نهایت موجب فخر د شرف است در کا صحت و\nحشمت اعلیحضرت بر جمیع اهالی افغانستان فرض - چرا که برای\nو این عزیز ما ذات با برکات اعلیحضرت با دشاه معظم یک هست\nعلمی است این ذات شامی که موجب اقدامی و ارامی و آمایش"}
{"book": "adl0616", "page": 178, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۴\nدوگر در ۲۰۰۰۰۰۰۰ نفوس اهل اسلام و باعث نگهداتی میباشند و از برای معلم با تخواه وجیره مقرر است و از برامی دو لک و ہفتا بہزار ۲۷۰۰۰۰ میل مرتبع اراضی اسلام استاد هر جامعه یک آدم از قوم خودشان ( لاله ( یعنی تربیت دهنده خداوند این وجود را از مایان نگیرد و برای مایان توفیق خدمت عنایت کنند مقرر است که اشخاص داشته و فهمیده میباشند\n\nتقریر سر نگران سراج الاخبار افغانیه\nاینکه شیر محمد مذکور دعا می شکریه را ادا نمود و روی خود را بظر ه های کتب که بوضع بسیار درست نظامی استاده بودند اما سلام حضور مبارک را به قاعده نظام داد - باجه خانه موجوده و تمامی نفری هه بیک او از که پاینده باد با دشاه ، سلامی گرفته شد. نطق شیر محمد خورد سال خیلی مؤثر و قابل شنیدن بود بعد برای تبدیل لباس رفته به لباس جمناستیک حاضر شدند و به انواع اشکال مختلف کا بر متوازی رسیم و غیره غیره را می خوردند چنانچه علاقه بر کارهای تعلیمی مذکور که ملاحظه شد - یک راس اسب به دن زین ویران در میدان مذکور حاضر آوردند بعضی از نفری ای بدون واسطه ذرایع از طرف راست اسپ بدویدن و سرت تمام بطرف چپ اسپ مذکور می بستند و بعضی معلق خورده بطری جب آن بسیاری ایستا نه می شد - همچنین یک اشتر را حاضیر کرده از پشت اشتر بدرینه یک چور بینه یک چوب در از بر می جستند - اینکه کار جمناستیک تمام شد همه بقاعده نظام جمع کردید و بیک آواز دعا سلامتی وجود مبارک اعلیحضرت والا را عرض کردند حاضرین درباره موصوف - و مردم رعیتی که برا و مردم رعیتی که برای تماشا حاضر بودند همه بیک آواز ( پنج بخ) لف عشرت بهم سود و منظوری حضور انور را از برای آنها مبارک باد گفتند انعام و ایزاد ایزاد تنخواه که که از حضور مبارک برای آنها مرحمت فرموده شد بقرار ذیل است\n\nپس حالا ما مردم افغانستان بفکر خود تصور کنیم که بانی این همه\nاطفال دکور بنانا و ناظم این انتظام با و مروج این توا\nقواعد کیست ؟\nآیا کیست که پدر مهربان رعیت گشته -\nکیست سزادا به تاج و تخت با دشاہی -\nکیست حافظ ناموس شریعت -\nکیت اشرف امالی نفت بخیه افغانستان -\nکیست که خاک پاک وطن ما را از سیلاب حوادث اجانب جوانب محفوظ داشته -\nکیست ای که سنگ لاخ کوهستان ما را سرک های عبور موتر و گا دی ساخته -\nکیست که خانه های بی در و عمارت های پی دیوار و زمین های\nبی حاصل شوره زار ما را به باغهای فرح بخش و قصره ابی تصویر\nمتین و مبدل نموده -\nکیست که (سراج الامصار) از یک پرتو خیالش مانند مانند سید سدید در پرو ان کوهستان کابل مرتب گردیده -\nکیست که (قلقه السراج ) را مانند سراج دماج در مقامه بیگری\nاقان از اداره جهانی خود منور ساخته -\nکیست که در تمامی قلم رو دولت جلیله افغانستان در هر شش کرده راه یک یک رباط سراجیه\nبا همه آزو ته ما يحتاج ضروری مرتب نموده -\nکیست که از برای مریض های ناتوان ما شفا خانه ها و داکتر ها با ادویه و اغذیه و آلات\nجراحی موجود و معین کرده -\nکیست که مخابره های میساخت دو روزه را به دور را بیک لحظه بذریعه تیلفون برای ما میرساند -\nکیست که دشت ما و بیابانهای نا مزروع سراب ما را به شهر های سرا جیه\nزمین قابل الزراعت وسیراب و سر سبز ساخته و می سازد -\nکیست که اطفال بی پدر ما را پدر حقیقی گردیده در پس آدمیت\nاز علم معاد و از عظیم معاش میدید -\nکیست که سراح الاخبار در سیل دنیا را ز الطابت موخوره امش احوالات عالم را برای کل\nامالی افغانستان خبرسید ؟ -\nکیست که غمخواری برادر این دینی ما بازمانده گان شهدار و مجرد حسین طرابلس غرب را در افغانستان\nمیکند و بدان جای مید باند -\nکیست که فراریان وطن را از بند دروم دبخارا و ایران طلب فرموده اموال مسروقه د املاک مضبوطه\nاز بین ما را باز داده و هر یک را بنا صب جلیله مفخر نموده -\nکیست که رود این خانه های بزرگی ما را به پل ها می بسیم آهنین مزین ساخته -\nپس باید گفت که با د شاه معظیم محبوب القلوب ما پدر عزیز تا جدا به ریت\nمستانه اعلیحرت سراج المله والدین امیر حبیب الله خان ) است\nکه این همه ترتیبات از برکات جاری میاستن مانوس چین توجه\n\nانعام\nاز برای نود و هشت نفر بچه های مذکور نی نفر دو پوند انگریز\nکه جمله ۱۹۶ پوند میشود بقسم انعام مرحمت شد.\n\nترقی تنخواه از برای هر یک\nجماعه اول ۵ نفر در ما پنجر وبیه کابل\nجماعه دوم ۱۴۷ نفر در ماه چهار رو یه کابل\nجماعه سوم ۲۱ نفر در ماه سه ر و پیر کابل\nجماعه چهارم ۵۸ نفر در ماه یک رو بیابان\nجمله وجه که در تنخواه ما پواره نود و هشت نظیر ندکو را فرود\nبقرار تفاریق فوق مبلغ دو صد و دور و پیه کابل ماهواره میشود.\n\nو مشروبات\nگونه لوازمات و مایحتاج مقرر است که عبوات و مشر د با\nاز حضور مبارک اعلیحضرت والا از برای اطفال مذکور\nو ماکولات آنها برای مشان به بسیار درستی میرسد و معلم ها\nعربی و فارسی خوان که از علم جغرافیا و حساب و تاریخ با خبر\nو معلم جمناستیک و غیره نیز از برای اطفال مذکور مقرر و مامورد"}
{"book": "adl0616", "page": 179, "text": "صفحه ۴\nنیک شان رویداده است — اینها همه از عنایات پادشاه معظم ماست که درین مدت قلیل تکمیل یافته — پادشاه معظم ما نهالی از نخلستان عادت را با هزار زحمت بدست آورده اند و در مرغزار سبز و خرم افغانستان غرس فرموده اند — و اوقات عزیز خویش را صرف ابیاری نشو و نما این نهال فرموده اند — که به زیر سایه این نهال از سموم حوادث اجانب مستریح و مرفه الحال باشیم — و از شکوفه های رنگین این نهال مشام ما معطر گردد — و از حلاوت ثمرات این نهال مذاق و کام ما اهالی افغانستان شیرین شود — هنوز این نهال بدرجه کمال نشو و نما نیافته — هنوز این نهال بگلها رنگین خود گلشن وطن ما را زینت نبخشیده — هنوز مزاق ما ثمرات این نهال را نچشیده — این نهال نهال بید و بلوط و خنجک و توت نیست که اره و تیشه خود را برداشته تنه انرا ذغال زمستان و شاخهایش را مصروف دیگران خود نمائیم بلکه هذه ( شَجَرَةٌ طَيِّبَةٌ اَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِى السَّمَاءِ ) این نهالیست که هر ورق آن ستر ناموس و هر شاخش باعث استحکام دین و استراحت هزاران نفوس اهالی ملت است — از شکوفه های رنگینش هزاران گلهای صنایع و بدایع شگفته — و در ثمرات شیرینش انواع فواید دینوی و اخروی نهفته — پس بر ما ملت افغانستان فرض است که سلامتی وجود پادشاه معظم خود را از خداوند بی مانند طلب کرده در اجرای خدمت و استحکام دین مبین حضرت سید المرسین با پدر تاجدار خود یک دل و یک زبان و پیروی احکام او باهم فقط\n\nاحمد\n\nاین نطق اعلیحضرت پادشاه مقدس محبوب القلوب با هر سفرش هزاران فواید دین و دنیا را در بر دارد، و بر عالم عسکری هر کله آن هزاران شوق جانفشانی و امید استقبال بر می انگیزاند . سرافسر کل، و حکمدار بزرگ همه اردو های دولت علیه افغانستان خود ذات اعلیحضرت شاهنشاهی که تا از ایام شهزاده گی شان به سرافسری عمومی کابل اردو های سلطنت سفید ممتاز و شرف انداز بوده و میباشند و همیشه توجهات و عواطفات جهان دراجات همایونی را بصورت مخصوصی بر صنعت جلیل بسیار شریف عسکری مصروف و رایگان داشته اند . ما از درگاه خالق عظیم الشان جلت کلمته عن النقصان نیاز میکنیم که عساکر ظفر تأثیر شاهانه و اینها بر اعدای دین و دولت مظفر و منصور، و عواطفات\n\nنمبر ۱۴\nمراحم آیات سرا فسر بزرگ مقدس شان همیشه برین صنف جلیل بسیار عزیزی که محافظه دین و ملت و وطن شمرده میشود موفوریا - جرنیل حضور جناب ( محمد نادرخان ) است که این حسن خدمت و سعی و همت شانرا که در باره تعلیم و تربیه عساکر شاهانه صرف نموده اند ما نیز از دوره پنج نخ گفته تبریک مینمائیم .\n\nحوادث داخله\nتشریف آوری سامی سردار اکرم حضرت نائب السلطنة صاحب الخم\n\nجناب فخامت مآب سامی سردار اکرم حضرت نائب السلطنة افخم سردار ( نصر الله خان ) ابقا الله عزه و اقباله تقریباً بساعت دو از روز سه شنبه ۱۹ ماه ربیع الثانی سیواری را به موتر بصورت رسمی داخل دار السلطنه کابل گردیدند . چنانچه پیش از یک روز از طرف ذات عالی جناب شهزاده والا تبار نائب الحکومه قطغن و بدخشان سردار حیات الله خان بواسطه سارجن میجر دربار بهمند اهل دربارے امر و اشعار فرموده شده بود که به ساعت دوازده و نیم بلباس مشکل درباری به ( زین العمارات ) در دایره عالی الحمی حاضر شوند . در وقت مذکور همه ذوات کرام از سرداران و ارباب مناصب عسکری و ملکی و علما و سادات در دایره حضرت عالی مشار الیه بحضور عالی نائب الحکومه صاحب جمع آمدند .\n\nهنگا میکه خبر حرکت سامی از ( بتخاک ) نام منزل که بقدر شش گروه از کابل مسافه دارد بواسطه تلفون رسید همه حاضرین در دو طرفه سرک پیش روی زین العمارات به ترتیب لازمه صف بسته احترام گردیدند . و چون مرا به موتر سواری ذات سامی از دروازه باغ دایره زین العمارات داخل شد از طرف یک بلوک عساکر شاهانه و باجه خانه آن که بمعیت خود ذات سامی مقرر میباشند و همه حاضرین به امر و بولی جناب شجاعت مآب سپه سالار ( امیر محمد خان ) رسم سلام بجا اورده شده"}
{"book": "adl0616", "page": 180, "text": "صفحه ۵\nذات سامی نشان از موتر فرود آمده قلوب همه حاضرین را به تبلیغ سلام ذات شوکت سیمات اعلیحضرت بادشا ہی و خبر صحت و سلامتی وجود مقدس ہما یونی حیات تازه و سرور بی اندازه بخشش و احسان فرمودند و بدیدار مبارک و تخفیفات و نواز شات احوال پرسی دلهای مشتاقان دیدار ذات نجمی شانرا بسرور و انبساط با خود محظوظ نمودند . بعد ازان در دالان بزرگی طبقه پایانی زینهار رسم دست بوسی را اجرا و حاضرین گرام را بجای اکرام فرموده مراسم سلام به انجام رسید .\n\nذات سامی الهی یوم یکشنبه ۱۸ ربیع الثانی پیشتر از عصر از جلال آبا و بسواری موتر حرکت فرموده اند شب را در (تله) بسر آورده و یوم دو شنبه باز بسواری موتر به جلال آباد و روز سه شنبه بدار السلطنه کابل تشریف فرمای عز و اقبال شده اند .\n\nافغانیه\n\nاز صمیم دل تشریف فرمائی ذات سامی الهی را بکمال مسرت و فرحت تبریک مینماید . و دعای دوام ترقی دولت متبوعه مقدسه خود را در زیر سایه عدالت و آبده بآواز معظم محبوب القلوب خود رفع بارگاه کبریا مینماید .\n\nافغانیه\n\nعلیهنا ورقه ایست که از طرف سر حد نگران ما به اداره رسیده:\nعالیجاه محب همراه محمود بیگ خان مدیر سر محمد سراج الاخبار بحفظ الهی باشند ــــ یک فرقه جناب نبی مردم شکلک در کوهستان سمت جنوبی افغانستان واقع است و آنها شیوه بغاوت را پیش نهاد خود کرده اند برای شما ترغیب که عینا درج روزنامه مبارکه سراج الاخبار بدارید . بموجب عرایض حکام و کارداران و خوانین و غیره علاقه سمت جنوبی که بحضور مبارک عرضه داشت نموده بودند اینکه مردم رعایای شکل از تاریخ ۱۹ ماه ربیع الاول بقرار پیش کرده گی بعضی از ملک و مردمان خود پیشه خیال ایجاد فتنه را دارند چنانچه در تهانه ( میدان خوله ) یک جماز از نظامی مذکور آمده بود و چهار نفر\n\nنمبر ۱۴\nاز سپاهی های مقیم تهانه مذکور استیصال نموده جباخانه ویران کرده نظری مقیم تهانه مذکور را دزدی کرده تهانه مذکور را خراب کرده اند و دو نفر از نظامی مذکور مقتول و یک نفر مجروح شده اند .\n\nچون کیفیت بسمع مبارک اعلیحضرت والا رسید یک طغرا فرمان مبارک بلفظ افغانی بواسطه عالیجاه حامد خان عرض بیگی برای مفسدین مذکور بدین مضمون اصدار یافت اینکه :\n« اگر شما مردم از جبر و تعدی کار داران خود این وضع و حرکات را کرده باشید پس راه عرض و داد بحضور دولت مسدود و نبود چگونه براق فوجی و تهانه و جباخانه دولت خود را دست اندازی کرده اید بهر صورت تا حال سرکار اسپه یاغی را بالای شمایان روادار نیستند که بگذارند.\n\nــــ باید همه نفر می ملکان شمایان و وکیل های رعایا همراه ملا محمد خان عرض بیگی بحضور حاضر شوید که تحقیقات شمایان بدرستی تمام کرده شود اگر واقعا بر ذمه شمایان جبر شده باشد بازخواست آنها کرده و در آینده سررشته استرضاء نقدهای مذکور کرده شود و گر چهار نفر نظامی ها که مقتول شده است فی نفر هفت هزار روپیه کابلی دیت و جریمه بقرار قاعده باقی ملک که جمله بیست و هشت هزار روپیه کابلی میشود از شمایان گرفته خواهد شد و جه حصه دیت به ورثه مقتول داده میشود ــــ و تهانه مذکور را که خراب و برهم کرده اید بر عهده خود شان است که بالای شمایان آباد کرده میشود.\n\nــــ و اگر ملکان شمایان حاضر نشدند پس بموجب امر و احکام حضرت الهی جل و علا شانه عمل نکرده اید و از آیه شریفه ( اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامر منكم ) انکار می نمائید درین صورت حکم یاغی بر شمایان کرده میشود ــــ\n\nاگر چه منظور نظر ما این است که توپ و تفنگ و گلوله و غیره آلات حرب را که سررشته و آماده کرده ایم بمصرف معاندین و دشمنان اسلام و شمایان میرسانم نه بخرج ذلت شما ها پس درین صورت را به آماده فنا باشید که عنقریب بستی حال و معیشت احوال شمایان بخاک مذلت یکسان کرده خواهد شد و آنچه که از دست شما می شد باز مضایقه نکنید ــــ\n\nهمان کسانیکه برای شما ضرر میرسانند و یا همراه ایشان گفتگو دارید از حاکم کلان که سردار محمد اکبر خان باشد الی فوجدار و دیگر کارداران اگر شما آمدنی باشید نام نویسید هر کدام را علیحده به عرض برسانید باید که همراه شما یک جا بیاورد ــــ این حکم از حضور به عرض ملکی داده شده است ــــ و اگر همراه به این نصیحت و مهربانی ها که از حضور انور همراه با شما شده بخوبی و بدی"}
{"book": "adl0616", "page": 181, "text": "نمبر ۱۴\n\nصفحه ۶\n\nعلم شما را آورد و شما براه راست نیامدید سپس بما لازم میشود که همراه شما بدمان طوپ و تفنگ حرف بزنیم از این جهت که گوش های شما که میباشد به شنیدن حرف که خوب گرانی میدارد و بند میشود علاج آن به دار و بارود و گلوله کرده شود اگر ان ان باشید همین گفتن بشمالی است والا صدا می طوپ و تفنگ خواهد بود تحریر ستاینه ۲۹ ربیع الاله سنه ۰۱۳۳۰\n\nچون فرمان مبارک اعلیحضرت و انا بده ینه عالی ماه ملامحمد خان عرض بیگی برای مذکوران فرستاده شد به از آنجا که غبار محلالت و گمراهی دیده بصیرت شان را خیره نموده و چند جهالت و غفلت بگوش هوش مشان جایی گرفته گر شده بودند. نصایح پدرانه بادشاه و معظم عزیز خود را نشنیده بهلاکت و استیصال خوده قیام نموده در قطع هستی خود با تیشه بغاوت برداشته فرمان مبارک را بیع رضا و تسلیم اصفا نمودند\nچون این احوال سمع مبارک رسید - از حضور مبارک اسمی منصب داران نظامی و حکام د خانان و مکان علاقه سمت جنوبی صادر شد که از چهار طرف آنها نظری نظامی و آلوسی در عیتی را مقرر دارند که آن منحرفان جاده آدر میت را سر گوئی سخت داده آنها را براہ بیاورند و آدم سازند تا دیگر اقوام ازین افعال عبرت گیرند و نیز از طرف غزنین و مقر نیز بقرا را بر مبارک به ای دفع بغاوت مشکل افواج مقرر شد فقط\n\nفقره مذکور چون لازم نشد سراج الاخبار بود برا شما تحریر شد که عیناً درج روز نامه مبارک سراج سراج الاخبار بدارید فقط تحریر ۱۸ ماه ربیع الثانی ۱۳۳۱\n\nعلی احمد )\n\nاین است که بزرگترین اولا ا نجابت نهاد شما با نه شیان حضرت معین السلطنه ( عنایت الله خان ) شهزاده معلم دوست بلاده خدا دا د افغانستان بنا بر بیرونی افکا به مراحم انار بما یونی والد ماجد بر محامد مقاس شان محض به شوق و آرزو شدیده که در خصوص ترویج و توسیع علم و معرفت می پرد در ایند یک منطبق خصوصی کوچکی با حروفات آن طلب فرموده در دایره اقامت گاه عالی خودشان بنام (مطبعه عنایت ) که به اسم مبارک خودشان نسبت داده شده تا سیس و بنیاد نهادند.\n\nبعضی چیز مائی هست که در نها هر حال اگر چه چندان چیزها اهمیتی نداشته باشد ولی چون بحقیقت آن یک قدری بنظر غور و تدقیق دیده شود جهان جهان منفعت و عالم عالم اهمیت در ان مدرج میباشد، مثلاً تاسیس یک مطبقه کو چکے کہ بمعہ حروفات و یک ساله کا غذا و سیاهی در نگ آن به چهار پنج هزار برو پی کی تمام شده باشد چه اهمیتی داشته خواهد بود ؟\nبلی ، نسبت به احتیاجات عظیمه که وطن مقدس ا بفنون و معارف دارد هیچ چیزی نیست، اما چون از من نقطه نظر مراجعه شود که یک شهزاده بزرگ دولت متبوعه مقدم ما بیک شوق کمالات پروری ، وهو علم گستری این مطبعه بنیاد نهاده اند ، و این هوس و شوق این شهزاده معظیم به امی دیگر شهزاده گان عظام ما که هر کدام شان صاحب ذکا و فطانت فطری میباشند و بکمال جدیت در پیروی افکار عرفان نشار اعلیحضرت قبلہ و کعبه اعظم شان با دث معظیم محجوب القلوب در راه تحصیل علم و معرفت یک حسش شوق و توس بر بزرگی می پر در انند این هوس و آرزوی برا در و ل گهر بزرگتان یک سرشق افزونی شوق و هوس شان میگردد\n\nن\nو چون اولاد های وطن این شوق و ذوق شهزاده کا و درمان سلطنت با شوکت و شان متوعه مقدمه خودشانرا در خصوص کمال و هنر بیفتند بیک حرص و تنها یک فوق العاده در تحصیل و تعلم علم و معرفت میکوشند . و چون اولاد وطن در پی بدست آوردن علم و هنرا از صمیم دل سعی و غیرت و رزند برای ترقی استقبال وطن یک شهرا عظیمی کشاده میشود.\nپس چون این چیزها را در زیر نظر غور و ملاحظه بیاریم اہمیت و منفعت و مطبعه عنایت ) تا یک درجه ظاهر وعیان میگردد. از مراجم سینه اعلیحضرت پادشاه عرفان پناه مقدس محبوب القلوب با مطبعه بسیار بزرگ لیتوگرافی یعنی چاپ سنگے که عبارت از هشت پا به ماشین متحرک به بخار میباشد. در مطبق\n\nمطبعه عنایت\n\nجه سعادت مند روز ها نیست که عصر تر قیصر اعلیحضرت بادشاه حقایق آگاه محبوب القلوب مقدس با نشان میدید؟ مراد عرفان پرورشی پادشا به بزرگ مقدس ما بر شهزاده گان عظام دولت متبوعه مقدس ما تا بیش مهر ترجیت چهری کشیده"}
{"book": "adl0616", "page": 182, "text": "صفحه\nنمبر ۱۴\n\nبزرگ ( تیپوگرافی ) یعنی چاپ حروفات سربی که آنهم به بخار حرکت میکند، و یک مدرسه محل زنگوگرافی که تمام و نقشه ها و نوشته ها را بر جس عکس و چاپ کرده قالبهای آنها میسازد، و یک مدرسه خطاطی و حکاکی که هر گونه خطوط و بر رقیم حکاکی در ان تعلیم میشود و در ماشین خانه دار استلطفه کابل موجود است که بنگال فعالیت در کار میباشند . و بغیر ازین یک مدرسه مستقل است می که هر نوع تصاویر روغنی و آبی در ان تعلیم میشود نیز در خارج ماشین خانه موجود است که هر یکی از اینها از آثار مهمته صنایع نقیب علی میباشند .\n\nجناب شهزاده جوان بخت معظم ما که همه حرکات و همه روح و حواسین نجیبانه شان را در امر اسباب رضای اعلیحضرت همایونی که سعادت های دنیا و آخرت صرف و صر بوده اند هر گاه در باب اینچنین مؤسسات علیه دقیقه نیز پیروی مراسم سنت قبله گاه مقام معظم شان علیت پادشاه بزرگ ارحم و اشفق ما را نموده باشند هیچ این خواسته عالیه ( مطبعه عنایت ) نخستین اثر خود را که ۱ افغانستان ، نام جغرافیا یی مختصر منظوم است ضمن طبع و حروفات آن بکمال کامیابی در معرض انتشار جلوه گر ساخت و نسخه های مطبوع امر ابطور خلایق و استحضار توزیع و تقسیم فرمود (افغانستان) نام رساله منظومه اگر چه نظر بمواقف عاجز آن خیلی کوچک و مختصر ولی نسبت بموضوع دهنای آن که عبارت از تعریف وطن مقدس ما و تمجید ذات اعلیحضرت صاحب حقیقی آن وطن است خیلی عالی و بزرگ یک اثری مشمرده میشود، و ذاتاً مقصد عالی جناب شهزاده معظم ما از طبع و نشر و تدوین این رساله بهین بود که نخستین بار در بین مطبعه خصوصی همین در افغانستان بنیاد یافته بر نخستینی که طبع شود بخود افغانستان و مالک مقدس ان عاید باشد، و چنانچه مرتب و ماشین کار مولف از خود افغانستان است. بر نخستینی که طبع شود نیز خود (افغانستان ) باشد.\n\nما از صمیم دل این نسبت عالی شانرا تبریک و ثنا میگویم و دوام انتشار آثار قیمت دار انرا از دل و جان آرزو میکنیم. و دعا خالی از ریا می افزونی عمر د اقبال و ترقی شوکت و اجلال اعلیحضرت بادشاه مقدس همایون قابل خود ما نرا در دو جهان عبودیت میبازیم تا بسایه معارف پیرایه همایونی شان ملک و ملت افغانستان باساس ترقیات مادی و معنوی نایل و سزاوار گردو آمین .\n\nهوای کابل\nهوای شهر عزیز ما درین دو هفته تبدلات بو قلمو نے نشان داد، اولا چند روز یک بهاره صاف و لطیفی دوام نمود. بعضی درختان بید اولا سرخی، و بعد از ان یک سبز پسته رنگی کسب نمودند، قوه نامیه از تابش مهر آفتاب جهانتاب خاطر جمعی حاصل کرده تا میخواست که در نشو و نمای بنات شیر خواره نبات یک کوششی بعمل آرد بآن سحر انگیزی جادوی زمستان با همه شعبده بازی های نیرنگ آمیز خود چنان یک شدت و حدت قهرمانانه ظهور نمود که مردمانرا به عنف و اکراه کشیدن مجبور نمود .\n\nاز شب یکشنبه ۱۱ ربیع الثانی و حمل باران بسیار شدید با دانه دانه برف باریدن گرفته، در روز یکشنبه بکمال شدت دوام در تیره بوقت شام روز مذکور بقدر نیم ساعت یک بسیار دهشتناکی که هر دانه آن بلا مبالغه بقدر یک نالیکه می آمد باریدن گرفت. زمین، خانه ها، بامها، از کثرت بارش مانند خمیر آب گینی گردید. اهالی را دهشت استیلا نمود، بانگهای حیوانات شریفه برفع بارگاه الهی گردید. کوهها، دامانها، تپه ها باز جامه خاکی طبیعی خود را بیک لباس ابلق تبدیل دادند. بعضی نونهالان که از وقوعات دنیا بی ثبات و صر صر پیشه حوادثات بیخبر بودند و به عواطف مهر پروری آفتاب جهانتاب مست باده غرور شده شکوفه های شادابی نو بظهور آورده بودند ازین قهر و غضب سپاه بهشت اکتاف شتابزده خود لرزیدند، و پژمرده گشته در عقده های خود در خزیدند. ولی اینحال بسیار دوام ننمود بعد از دو روز باز شمس جهانتاب به شعشعه پاشی حیات بخشی خود جهانرا از نسیم مراحم و الطاف مکارم سلطان نو بهار بشارت لطف و مرحمت رسانید و به مشتاقان تداوم میمنت لزوم آن خسرو ربیعی نوید و سرود زنده گی بخشید .\n\nپیغام تلفون\nربیع الثانی ۱۳۳۱\n\nاز حضور اعلیحضرت سراج الملة والدین عالیجا .\nمحمد عزیز خان پسر سردار محمد یوسف خان مصاحب خاص حضور اعلیحضرت والا که در سلطنه منصب نیابت اشیک اقاسی ملکی برای چند وقت و بعد از آن بمنصب نیابت اشیک آقاسی نظامی مدت هفت سال مقرر بود\nاز مرآت"}
{"book": "adl0616", "page": 183, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱۴\n\nاعلیحضرت والا بتاريخ سنه عاليه ربيع الثانى منشی منتصب جديداً از پيشيک آقاسى خارجى سرفراز گرديد چون لازم نشر سراج الاخبار بود براى شما خبر داده شد.\n\nکرنیلی ملکی تبدیل گردیده بحکومت هزاره و ده زنگی و توابع آنجا را بعوض عالیجاه جان محمد خان مقرر گردید. جان محمد خان بسبب کبر سن و امراض مزمن که ضعف بسیار در مزاج شان غالب گردیده بود. از خدمت مذکور امر معافی یافت.\n\nما از صمیم دل این منصب جلیله جناب محمد عزیز خان صاحب را مبارکباد میگوئیم و توفیقات الهی را درباره آن عزیز محترم خود نیاز میکنیم که بموافق رضای اعلیحضرت همایونی بکمال کامیابی این وظیفه مهمه محوله خودشان را بوجه دلخواه ایفا نمایند.\n\nترقيع منصب\n\nعالیجاه شجاعت همراه سید شاه خان جرنیل نظامی که از اوایل جلوس میمنت مانوس حضرت ضياء الملة والدین خلد الله ملکه الی حال خدمات زیادی نموده در مقدمات و محاربات غزنی و لک علاقه ترکستان و غیره هموار حسن خدمتگذاری و صداقت شعاری و جراری خود را بظهور رسانیده بود از خوان نوال پادشاهی به ترقی منصب الی درجه جرنیلی سرافرازی یافته بود و حال به منصب جرنیلی نظام خفیه دار السلطنه بصداقت تمام قیام و اقدام داشت از حضور مبارک منصب جليله نائب سالاری نظام سمت مشرقی دولت خداداد افغانستان مفتخر و سرافراز گردیده است.\n\n---*---\n\nديگر\n\nعالیجاه محمد سرور خان کرنیل نظامی افواج مقیمه جلال آباد که از جمله خان زاده ها و خوانین لهوگرد است و بنا بر حسن عقیدت و خدمات شایسته خود بدرجات به منصب کرنیلی سردتر از گردیده بود. از حضور مبارک بجای به منصب برگدی افواج معین اسمار مقرر و مامور گردید.\n\n---*---\n\nديگر\n\nولی احمد خان کرنیل نظامی مقیم اسمار پسر امیر احمد خان جرنیل مرحوم که جرنیل مرحوم در زمان سابق از حضور حضرت ضياء الملة و الدین خلد الله ملکه ايشان بمنصب سفارت دولت خداداد افغانستان در بمبئی اقامت داشت و خدمات صادقانه نموده بود. کرنیل موصوف از حضور مبارک بمنصب\n\nحوادث خارجيه\n\nترجمۀ اخبار المشير\n\nرفیق ما ( المشير ) که یکی از اخبار های خوش تقریر حقانیت ضمیر زبان شیرین بیان از دوست در نسخه مورخه ۱۱ ماه پیج خود چنین مینویسد :\n\n( آیا وجدان چنان سلامت است نمیکند انچنان مردمان که گویا به بهانه روشن ساختن بعضی واقعات بر خلاف واقع غلط فهمی ها می اندازند، و در تعلقات و مناسبات اتحاد و یگانگی برای تفرقه پیدا کردن کوشش ها میورزند؟ حال آنکه بسیار بار ها به این غلط فهمی انداختن با روباه بازیهای خودشان بمیدان میبراید.\n\n•\n\n( ا دیتر پایونیر که از آغاز کار به خواه مسلمانان ریاست های اسلامی خود را قرار داده پیشه موجب اینگونه غلط فهمی ها میگردد. چنانچه درینوقت تازه نامه نگار سرحدی خبر داده که خلاصه آن این است : ((۱) علیحضرت امیر صاحب افغانستان خلد الله ملکه در افواج خود ترکانرا داخل کرده اند تا کار افسریرا انجام بدهند ) پایونیر این مسئله را بیک نظر خطرناکی جلوه میدهد و چنان می پندارد که اینگونه ایجاد ها و تنها اسلام یقینا در بین ملل و صلیب تفرقه خواهد انداخت، و وقایع ناگواری پیدا خواهد کرد.\n\n( اگر چه پایونیر این مسئله را بسیار خطر ناک نشان میدهد اما چون بنظر غور و تدقیق به وقوعات بقدر یک ساعت دقت کرده شود معلوم میشود که :\n\nاین گل افشانیان خیال جنون است\n\n( از واقعات تنها بهمین قدر معلوم میشود که یک چند ترکی خود بخود به افغانستان رسیده بودند، و اعلیحضرت امیر صاحب"}
{"book": "adl0616", "page": 184, "text": "مبر ۱۴\nصح ۹\nاعلیحضرت\nانهار برای سیم و اعد و غیره بقیه عازمی نگاه کرده بودند ، حالا که\nامیر صاحب اگر یک چند ترکی را استخدام کرد و\nبه گر چنان وحشت نیز یک چیزی نمیباشد که پایونیر آنرا نان کرده\nاست ، و بدین بدگمانی او تعلقات ومناسبات دوستانه\nاعلیحضرت امیر صاحب و تورنمنت بریطانیا را که از قدیم جاری\nآمده است، و تجدید و توثیق آن شده است هیچ خللی خواهد\nرسید. این را هم نمی فهمیم که مسئله تعلقات و مناسبات\nحکومت های اسلامی با همدیگرت دیگران دیگری این منظر پایونیر چرا خطر ناک\nمی آید؟ در حالتی که در حکومت مامی اتحاد ویگانگی اش شان\nجلوہ نا میشود، و امروزه روز ہمہ اور روپائیان میں خواہش\nمیپرورانند که حکومت های مشان با همدیگر مانند شیر و شکر\nبشوند.\nاعلیحضرت امیر صاحب کا بل عهد نامه را که قبول کرده\nمنشاء آن با با عهد نامه این است که با دیگر فاران حکومتی تعلقات\nاتحاد قایم نکنند. ایشان به آن همیشه عامل هستند . و اگرایه\nاین عهد نامه خلاف فطرت است لیکن اعلیحضرت میر صان\nمانند دولتهای یوروپ بر خلاف ورزی عهد نامه اقدام\nنمیورزند . نامه نگار پایونیر بذریعه که این خبر به او رسیده\nبعضی\nممکن است که سراسر به اصل مسئله مختلف باشد، و اگر گوشت\nعثمانی با اعلیحضرت امیر صاحب خط و کتابت کرده باشد\nبلکه به یک طریقہ جایز دردانی کرده باشد . مثلا ممکن است\nکه به اینصورت باشد : چونکہ اعلیحضرت امیر صاحب اعداد\nمجروحین و بازمانده گان شهدا می مسلمین طرابلس را در باب ساختن یک\nضرور دانستند قبلا زمین جمع کر دین ایمان خود بالذات اقدام\nفرمودند ، اهدا گگان میشود که اگر خط و کتابتی هم شده باشد\nمکن است که متعلق به اینگونه خط و کتابت جایزی شده باشد\nما از هم عصر معزز خود سراج الاخبار افغانیه امید میکنیم\nکه او بر بین معاملہ اہم یک نظر غائری انداخته داد این\nتحریرات صداقت آمیز پایونیر را بدهد ، تا بر دنیا ثابت\nشود که این اخبار اینگلو انڈین برای مسلمانان حکومت ها\nاسلام چه فتنه انگیز بها می پرورانند فقط\nتا به اینجا سخنان رئیس محترم خود ( المشير ) را نقل نمودیم\nحالا چیزی که نفر تا قانه ما میرسد علاوه بیانات معقوله فنان\nخود نموده میگویم که از روش تحریر دبیر متعصب ضمیر بنا و شیرجان علوم\nمناسبات\nکه یک مرد هرجائی بسیار متعجب مستعد و چالاک جماعتهای (موسید فرها)\nباشد که محض بر انتصب دین و مذهب از هیچگونه خدا که ریها نیز نگ\nپردازانه خود داری نمیتواند . اگر چه آن نیرنگ با فتنه انگیز خیبر بیانی\nخون ریزانه که همیشه را نتیجه بخشد، و مانند اتفاق و دوستی مادی و\nعهد و پیمان چیز نا مبارک خوبی را هم دیروز برکند باز هم آن بیاره را\nبرای تعصبات دینی بران و امیدارد که از بر هرنی جمعیت و اتفاق لفظ خانات\nنه نشیند. و اگر اینچنین میبود بر ایک سنی بسیار چیز وی کی اہمیت\nعدس و قیاسی دولوله عظیمیه تفرقه ( هلال و صلیب ) را بیان نمی آورد.\nما در نسخه نمبر ۱۳ خود این قول مبالغه آمیز پایونیر را که فینا\nاخبار ثبت نقلا درج صحایف معتبره خود نموده بود مجملا تو دید تصحیح\nکرده بودیم در ینجا میخواهیم که تا یک درجه تفصیل امی طلب میپردازیم :\nاولا ما به این یک پیچ پی نبردیم که یک پنج نفر عثمانی که در دوست\nافغانستان مستخدم شود آیا موجب تفرقه هلال و صلیب حسان میشود ؟\nده کا درختها کجا ! ... تفرقه هلال و صلیب بمعنی دیگر مباعت و مغایرت\n( توحید و تثلیث ) آیا یک چیزیست که امروزه روز به استخدام شدن\nیک پنجنفر مسلمان یک حکومت اسلام در دیگر حکومت اسلام مطهر چیوند ؟\nاین تفرقه و مبارنت اندروزی که دین مبین اسلام ، خداوند تبارک\nو تعالی را بو هدایت و لاشریکی ، و لا نظیری مسلمانان شنا ختیاند ..\nو از تاریخ که دین حقیقی مسیح علیه السلام بواسطه تعصبات نفس\nاز رهبانان پایونیر مانند از جاده حقیقت توحید برآمده تسلیت را\nبه پیروان خود آموختاند و آغاز تا به این وقت با امتدا و گرده آمده\nو تا بوقتیکه مسلمانان خداوند کون و مکان را واحمد بگوید مسیحیان\nرا دود دو راسته و بازمه را یک کوشش\nدر زنده اورد و پی آنرا خودشان هم ندانسته سرگردان بمانند\nاین تفرقه و مغایرت ده ام خواهد ور زید ، پس جهان میشود\nتفرقه عظیمه که از صد تا عصر موجود آمده است امروز اینگونه چیز ها\nجزئی ولی اهمیتی قرار داده شود ؟\nاین بزار حیف که آقای پایونیر عهد و پیمان اعلیحضرت با دشا معظیم\nاسلام (امیر حبیب الله خان ) ادام الله و دلته را با نند عبد\nو پیمان دولتهای او ر و پا میداند که برای اونا یک منفعت شخصی مریم\nخورده اثری از ان باقی نمیماند، چند عهد شکنیها می ظاهر و علانیه که\nدر همین روز ما در پیش چشم های همه مردم دنیا بوقوع آمده هنوز\nفراموش نشده است، اما آگاه باید بود اتفاق منا\nدوستانه دولت علیه افغانستان با دولت فخیمه بریشا نما انه\nچنان عهد های سست و بی بنیادی نیست که قلم فتنه انگیز یک اخبار انا\nمنتصب بناء انا حرکتی داده بتوان دامی اند اگر چه فقه انگیز می بلال صلیب\nو تیز بر پا نماید .\n\nسراج الاخبار\nافغانیه\nکابل"}
{"book": "adl0616", "page": 185, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۱۴\n\nچقدر غیر منطق یک نظریه ایست که مسایل جهته سیاسیه را اگر مکاتبه و مخابره هم با هم باشد آن مخابره و مکاتبه قطعیتاً به امورات\nکه اساسی و بنیاد آن بر منابع مادی و بنا یافته با بعضی چیز اینکه صرف بصورت سیاسیه دخل تعلق نداشته خواهد بود. آیا بخیر تصورات تعصب\nو روحانیات تعلق دارد آمیخته از حبه قبه و از قطره دریا تصور کند! پرورانه پایونیر در حوصله بینچ عاقلی میگنجد که ایجاد سیاه کاری این\nعقد اتفاق این دو حکومت مسایل حیاتیه و موجودیت حکمیت طرفین در دولت اسلام فاید که مادی د یا فعلی برای یکدیگرشان میاند؟\nمربوطیت و تعلق میگیرد که اسباب مهمه شرایط اتحاد ها متین اگر برساند چه خواهد بود ؟ معنویات بحث اخر است بیدردی\nافغانی و بریطانی سینه معنی بر محافظه شمالی هندوستان است از تجاوز معاونت مالی ، دعا ما، خیر خواهیهای د و حکومت اسلام با یکدیگر\nغیره این مسله چنانچه عدا خدا تجاوزات دشمن شمالی را از ما یک شیرینی شان بر اساسی امی دینی درند یکی اسلامیت بنایافته است ترین\nدولت بریطانیا در زیر امنیت میگیرد به این زمان منافع موجود محبت و و داد و آن رابطه و اتحاد هیچگاه بمناسبات سیاسیه\nعلیه افغانستان را نیز تامین میکند مثلاً لاسمح الله اگر دولت دولت متفق معاہدا و بقدر ذره خل مسانیده نمیتواند دولت علیه\nایران با عثمانی بخواهد که از راه افغانستان اردوهای خود را افغانستان با دولت فجیره بر طا نیا محافظه و مدافعه ملاک به دیگر\nبرای مهار به هند دوستان براند با وجود یگانگی دین افغانستان خودشان بمقابل سیلاب های شمالی عهد و پیمان بسته اندرس آنگونه\nتا جان دارد خنک خود را نمیگذارد که پا مال خیول دیگران گردد. اتحاد نتین را قلم بوچ ، نرفتنه انگیزان غلط اندیش هیچگاه برتول\nو کذالک اگر دولت چین بخوابد که از راه افغانستان به ایران آورده نمیتواند و کذالک اتحاد و مناسبات دینی حکومتهای\nهجوم نماید بماندم افغانستان با چنین محارب شمرده میشود زیرا اسلام را نیز بهیچ و لوله تهدید آمیز تفرقه بلال صلیب برهم زده نمیتواند\nبازمین نتیجه را می بخشد و بسس على البواقي .... ما از جناب رفیق محترم خود ( المشیر ) عرض تشکر\nبناء علیه بودن یک چند نفر عثمانی با اینکه قبل از حکومت دست داری مینمائیم که صفحه های اخبار فواید آثا به خود را بدا فقه\nمشروطه عثمانیه از خارج ممالک عثمانیه به دلت افغانستان دولت قبوعه مقدسه ما بدلایل معقوله از روی حقیقت پر دالما\nآمده باشند. و همه آنها بهفت هشت نفر نیستند و آنها نیز نموده است. چنانچه در میان افرا د مسلمانان اخوت و اتحاد\nپایه داکتری و دوا سازی و با انجنیری و صنایع نفیسه و یا معلمی دیگانگی و محنت موجود است اخبار های اسلامیه نیز با بین\nمامور باشند به این همه زنجیرهای قویه مناسبات ما دیده و دلت خودشان همچنین حسیات را می پر درانند، سراج الاخبار افغاتی\nافغانستان و دولت بریطانیا چگونه خلل میرساند ؟ و هنگان از همه اخبار های مصر برادران اردو زبان خود عرض امتنان\nرستاخیز بلال و صلیب احسان بر می انگیزد ؟\nبالغرض و التقدير که افسران دولت عثمانی برای تعلیم\nاردو ها می افغانستان موجود هم باشند آیا بنا سبات سیاسیه\nافغانستان و بریطانیا چه ضرر و نظر خواهند رساند ؟ آیا مقصد\nیگانه از پروراندن اردوهای عسکر افغانستان غیر از محافظه حدد\nشمالی هند دستان است؟ پس بهتر است که علیا برا افغانستان\nمعلم و تربیه شده باشند تا خوبتر نتیجه حاصل شود. اما این را هم\nیاد باید داشت که حیات هند و استان به استقلال حاکیست\nو قوت دیترقی افغانستان جهت تعلقات و مناسبات علیه دارد.\nآیا افسران جرمنی که در دولت عثمانی برای تعلیم اردو ها\nعثمانی استخدام شدند چرا یگانگی بلال و صلیب ابوجود نیاورد؟\nآیا جنگ کردن آن افسر غیور جسور انگلیسی جنابستر (موناکو)\nدر اردوی مجاهدین عثمانی با ایطالیا چرا علم افراز می پر سوستانرا\nبا کاتولیک بر پا ننمود ؟\nبا در نسخه نمبر ۸ مورخه بیکم صفر خود مختصری در میناب مخابرات و مکاتبات سیاسیه گورانت های دو دولت نویشته اظهار داشته بودیم که ذات اعلیحه اعلیحضرت پادشاه سراج الاخبا به افغانیه که دو تکذیب مینماید. و با الفرض التقدیر معظیم ما در خصوص حل و فصل منازعات را با صاد یا صادق اماران\n\nاخبار مسلمانان امرتسر\nو چشمه بابا نانک\n\nدقیق ما اخبار ( مسلمان امرتسر ) در یکی از نسخه های سابق خود از اختبابه (لائل گزش ) نام کدام اخبار بند و بعضی هزبانها می نالایقی در باب چشمه ( سلطان پور ) که آنها آنها چشمه (بابا نانک) میگویند نقل کرده بود، و تردید انرا نیز بعلم شیرین رقم خود نمود و در آخر روشن ساختن این مستانه چشمه مذکوره را از ( سراج الاخبار افغانیه طلب کرده بودند. این است که ما نیز نتیجه تحقیقات موشکافانه خود را که و در میناب اجرا نموده ایم با تصویر افکار عاجزانه خود بنظر مطالعه کنندگان گرام د تا نرا عرض مینمائیم :\nمختصری در میناب مخابرات و مکاتبات سیاسیه گورانت های دو دولت نویشته اظهار داشته بودیم که ذات اعلیحه اعلیحضرت پادشاه سراج الاخبا به افغانیه که دو تکذیب مینماید. و با الفرض التقدیر معظیم ما در خصوص حل و فصل منازعات را با صاد یا صادق اماران"}
{"book": "adl0616", "page": 186, "text": "صفحه 11\nمبر ۱۴\nدمند وی شامانه ایشان یک حکمت عملی بسیار مستحسنی کار بوده الله انچنان یک خارقه نشان داد که از سلطانپور جلال آباد\nوعده وقتی که از سالها در ما بین این دو فرقه در باب این چشمه موجود ممالک افغانستان تا به شهر کنگه هستند دستان یک شعبه تونلی\nبود و نتیجه ای د نیمی از آن تولید شدنی بود بتد بیر سیاسی شامانه خارق العاده درازه ی محصول آورده آب نهر گنگ را از آن\nخود از ما بین رفع نمودند.\nچشمه جاری نمود .\n\nتفصیل این اجمال چنین است :\nخوش | ما به اینهم منتظریم که آب انچنان یک اهر\nاولا این را بگوئیم که از طبیعتها خیال پرستانه بشریت یکی مشهوری مانند گنگ به برکت نوک عصا جناب بابا نانک از\nهمین است که در بهر جا چون یک چشیده خارق العاده ، یا یک سلطان پور با جاری شود ! ولی هزار افسوس که اولا\nدرخت عجیب الخلقت دیا یک کوهی و یا یک نقشی در یک جانی اثبات این مدعا مشکل ، ثانیاً باور گرداندن این سخن را\nبه بینند آنرا بر مبنی خرافات خیالی ، در دایات ادمایی استناد به این اولاد تا به این اولاد تا عصر سیستم از محالات مینماید. هیچ شبیه میکیم که\nداده و برای اغفال مخیران اهالی ران اهالی یک دارم تدویر خیر سختم قرار داد اگر این روایات پر خرافات سمائی غیر مثبوته را جوانان تعلیم یافته\nاست زیارتگاه مقدمش می سازند. حال انکه سحر پر و از یهای دست تربیه شده انشین دیا به شده این دماغ واسع خیال هند و ان بنگال بخوانند از هند\nخلیقیت در عالم طبیعت چنان محجوبه های خارق العاده بظهور بسیار کرد و با خودشان را مالش خواهند داد . ضوع د\nمی آورد که نوک عصای یک بشد و در پیش آن یک خیال مو مو می مینماید. ازینهم صرف نظر : اصل بلا اینجا است که علینا بر به این مو\nمدیر عظیم انسان کائنات حرارت شمس منیر را یک اگراسیا نواحی موجود و بهین به عامر دمان مسلمان این نواحی نیز بر مقدس بودن\nمهمه برای مدیرات خوارقات عالم ارض مقرر فرموده با تابش این زیارتگاه ادعا میکنند که گو یا بیک روایت حضرت خضر علیہ سلام\nآفتاب یک مقدار جزئی آنها را به بخار تحویل داده بهوا صعود مینه و بیک روایت (سلطان غازی بابا ) که یکی از بزرگان است\nاین انجره در هوا بصورت ابر کثافت پیدا می نماید باز بصورت این چشمه را بنوک عصا مبارک خودشان باز کرده اند .\nباران بر زمین نز دل میکند. بلنده و از مسامات مستخلی را زمین داران ما در اینجا از کرامات اولیا بحث نمیرانیم ، ولی در را بین\nداخلی جریا نها پیدا کرده و در گو والها و چطور یه ها طبقات دانه این دو دعوای معین مه تا یکقدری محاکمه و ملاحظه میباشیم که آیا\nزمین جمع ایده خوش با و فخر نهایی سیمی بوجود می آورند. و بعد این حل و فصل دعوا و فصل دعوا در رفع ساختن مسئله منازع فيها که اعلم\nاز آنکه آن آنها در ان گودالها تضییق با تضییق دقت و یا بد برای برانی بادشاه حقایق آنگاه معظیم ، اجرا فرموده اند عین عدالت حیرت\nقوت کرده از هر جا که برای خروج خود مساعد و موافق بیاید است یا به اصطلاح در پاره های همینا ظلم :\nبر روی زمین جوش زده میرایده و چشمه سارها را بعمل آورده این دگوا طایفه اهل منبود تا از زمانه های ابتد ا سلطنت امیر کبیر\nحبات زبان را تامین میکند.\nمرحوم بسنت مکان ۱ امیر دوست محمد خان) در محله های افغانستان در\nسبحان الله ! اینهمه آثار پراسرار خلقت خلاق عالم را کشکش مانده و هیچ یک نتیجه قطع در اینباب داده نشده است. در زمان\nو این همه ماشین تا بدیعه پر حکم مدیر کون اعظم را بیا بریم بنوی عصای بعضی حکام بدست هند و تا و در زمان بعضی بدست مسلمانان بوده.\nیکی از افراد بشید از خاک کمتر مربوط نمائیم ؟ چقدر بی انصان ... و گاهگاهی منازعه این دو فرقه مخالفه بر سر این چشمه بیجا دله داستانکه نیر\nاین است که هنوز از فاز مسئله چرچ دوایی بودن منجر شده است، ذات الملیحضرت باد شاہی برین دعوا بنظیر پر غور\nاین او مام خرافات آلود بر قارئین کرام ظاهر میگردد و اعتراضا حکیمانه نظر فرمودند. اولا اساس مسئله را برروایات خلاف حقیقت\nو تنقیدات ورق پاره کا خرافات آلود میشود مانند خانه اینکه مستند یافتند. ثانیاً سند ما و دست اویز ها می طرف مین را چون ده\nاطفال از کاغذهای قطعه بازی یی سازه ند خود بخود پی همدیگر فرمودند در هیچکدامی از آنها یک قیمت حقیقیه که مدار حکم شود پیدا\nمیغلطد . زیرا طایفه بند بر مقدس بودن این چشمه ساره نکردند بلکه آن دست آویز ما اکثر عبارت از برانتها و فرمانهای\n(مسلطان پور ) چنین را دعا میکنند که گویا جناب بابا نانک های کهنه و فرسوده حکامی بود که بظر فاین داده شده بود. نانشا چون بود\nنقیر که چین از سه چهار عصر قبل ازین در بین بلا د آمده بود در همین اکثریت و اقلیت نظر فرمودند اکثریت را بسوی رعایا مسلمان خود\nجای چند با بعضاً فقیری زدند و این آب فرادان از زنان نواحی موجود یافتند زیر اور حالتیکه از مسلمانان بهزا رها خانه دران\nآن عصا جاره شد، و آب این چشمه ها را در قدسیت مینانمان از مردم هند و بیشتر از چهل و پنجاه خانه نمی آید . پس ملاحظه فرمودند\nآب گنگ میدانند انند که که گویا مو به گرامت آن عصا بیک زدن که اگر طرف رایا رها یا مسلمان خود خود را را التزام فرموده حق آنها را"}
{"book": "adl0616", "page": 187, "text": "صفحه ۱۲\nنمره ۱۴\n\nبر موضع مذکور ثابت قرار بدهند. رعایای هند و میشان سراسر مایوس\nو کدر شده اگر چه ظاهراً چیزی کرده نتوانند. ولی قلباً با اعتقاد این\nهفتاد ملیون نفوس رعایای هندی وطن خودشانرا به صورت از دست\nنخواهند داده و دولت که دوست و مستحق اسلامیه خود را به اینگونه\nکامه‌های ناشایسته و وحشیانه ایطالیا دفعه و قطعاً از عالم اوروپا\nبه نفرت کردن و بیزار شدن مجبور نخواهد ساخت.\n\nخبر‌ها مختصر\n\nلندن ۹ ربیع الاول — در محافل دیپلوماسی لندن چنین\nگفته میشود که دولت بریطانیا با آنکه فایده مند ایطالیا را آرزو میکند این امر\nنمیخواهد که ترکیه را از خود مخیر و کدر سازد.\n\nدیگر — در خلیج با افریقه فرانسی که در افریقای غربی و خطه آواره\nو روزمره دین مبین اسلام عام شده میرود حکومت آنها در پنجه بر سر دینا\nان شیخ بابا و در دستهای مسلمانرا که در آنجا هدایت مردمان شما میباشند\nبا قانونی که بر مردمان سرسری و بدر بدر ساخته شده در حق آنها\nمحاطه میکنند.\n\nدیگر — برای منع نمودن انتشار دین مبین اسلام را در عملها\n(کامرون) و (طوغو) که از کارها و فریق حکومت برستی است، حکومت\nمشارالیها بنده بیر و وسیله های بسیار آغاز کرده است. میسیونرها یعنی و اعظان\nمذاهب کاتولیک نصارا را برای افزونی دادن و علما و ولوله های\nخودشان سالها گذافی از هر طرف از محبت خود اینانه و مهد گرفته اند.\n\nنقل از اخبار پایونیر\n\nکلکته مورخه 4 مارچ — مراسله میسی دیلان میخان کی\nنشر شده است. در زمانه گذشته اخوانا مشهور شده بود که\nگورنمنت اطالیه به اسید و کردن را نامی بنادر اسد و د کردن را نامی بنادر\nاراده کرده بود بنابران مسلمانان هند و ستان در مدانات\nاین حرکات اطالیه به گورنمنت هند رجوع نموده بودند گورنمنت\nهند در جناب هیچ اطلاع ندارد و لهذا آن اخوانایی اصل و اساس\nباشند — گورنمنت هند اصلاً اعتبار ندارد که گورنمنت اطالیه\nمرتکب اینچنین حرکات شده باشد که حجاج اسلام را در امرو\nشان مداخلت نماید — گورنمنت هند دستان محض از برای\nتسکین قلوب اهل اسلام اطالیه را زمین اور مطلع کرده که انبی\nاطالیه به ارتکاب اینچنین حرکات جسارت نمود جمله ایک بند\nبر خلاف رطانیه برا نگینی خواهد شد.\n\nاین فقره آخرین محله وزارت جلیله خارجه گورنست\n\nهندستانها یک امر طبیعی لازم الوقوعی تلقی میشود و بسیار منطقی و معقول\nدیده میشود. هیچ شبهه نیست که دولت فخمه بریطانیا محافظه حقوق\nهفتاد ملیون نفوس رعایای هندی وطن خودشانرا به صورت از دست\nرعایا چند ومی خودشانرا التزام فرموده حق آنها را بر آن موضع ثابت\nنخواهند داده و دولت که دوست و مستحق اسلامیه خود را به اینگونه\nکامه‌های ناشایسته و وحشیانه ایطالیا دفعه و قطعاً از عالم اوروپا\nنمایند. اگر چه مسلمانان بنابر اطلاعات امرا و لو الا مر چیزی گفته نتواند\nولی این بغیض و کین را همیشه در دل خود نگهداشته هر وقتی که فرصت\nبه بهموطنان هندوی خودشان ضررهای مالی و جانی تعظیمی برستی\nلهذا و رسته ۱۳۲۵ هجری تشکیل یک مجلسی را اراده و فرمان\nفرموده، و راؤ سا د کلانتران فرقه بین مذکوره تامین را جمع فرمود\nو بدلایل واضحه و بر این قاطعه دار روانی بودن این فکر ما را به رجه\nکه بر دو طرف قناعت وجد انه حاصل کنند ثابت ساخته و موتو\nبودن رفع منازعه و دل بدی طرفین ابرابر ا نمودن و کتبت ید کرد\nطرفین از موضع مذکور روشن و آشکار ا ساخته طرفین را بوبین می\nتکلیف نمود. بناء علیه پر دو فرقه مخالفه این محسن خیر خواهانه استقبال\nاندیشانه پادشاه خود را این خوزد صلاح خود داشته میکدل\nاز حقوق خودشان به موضع مذکور چین رضای خود ابرا نمودند\nاگر صحایف با گنجایش میداشت نقلا برا نامه جمهور اهل ہندو\nکابل و جلال آباد را که بهر د امضا خودشان به اعتاب سینه با یونی\nتقدیم کرده اند علینا درج مینمودیم تا مدار تامین قارئین کرام میگردید\nحالا ارباب عقول سلیمه انصاف فرایند که این\nعدل است یا جور ؟ ....\n\nدیگر — در بیروت خسارات نفوسی که از گله باری کشتیرها\nایطالیا رسیده قریب به صد و پنجاه نفر است. ضایعات مالی نیز بسیاران\nدیگر هیچ صرفه نبردند. پایه دارد و ستانت دولر دولت علیه عثمانین را هیچ تراز\nنرساندند در طرابلس مجار به بشدت دوام دارد. روز بروز جوان\nو شجاعت عساکر اسلام افزونی میگیرد قوه معنویه ایطالیا ا زبونی\nحاصل میشود، و تا بحال هیچ یک فتوحات و غلبه صریحه ایطالیا تها\nظهور نموده است. یکی از مشایخ نوسته باشش هفت هزار سوار\nرا در آمد و بها شیهان نو به اردوی اسلام الحق شده اند و\nطیفی از طرف اردوی شمانی در باره آنها سل آمده است. شایعات\nتوسط دول منطقه در باب صلح در ما بین دولتین مخاصم درد در نامه انکرار یا بد\n\nدیگر — در لندن یک غریو بسیار عظیمی در عموم علمی کاره انها\nمعنی مرد در کار ان معدنهای نه غال سنگ بظهور آمده است.\nو رفته رفته این غربو برای عالم تجارت و صنایع یک شکل بسیا\nو نیم فلاکت آوری را میگیرد ."}
{"book": "adl0616", "page": 188, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱۳\n\nبرادران صنف نظامی ما بخوانند\nوظائف عسكرية\nما بعد از نمبر ۱۲\n\nچنانچه در شرع و دین مبین اسلام بعضی فرض ها موجود است و در شرع عسکری با آن فرض ها نامی دینی شش فرض اساسی عسکری نیز موجود است که آنرا (وظایف خصوصی عسکریه) نیز میخوانند.\nآن شش فرض این است که بیان میشود :\nفرض اول ( صداقت )\nفرض دوم ( حاضر شدن بجنگ )\nفرض سوم ( دلاوری )\nفرض چهارم ( اطاعت )\nفرض پنجم ( اطوار و حرکات راست و درست )\nفرض ششم ( با رفقای خود خوش گذرانی )\n\nفرض اول صداقت\n\nبه دین و دولت، و وطن، هر فرد عسکری می باید که تا به آخرین نفس خود صادق باشد خواه در وقت خضر یعنی آسانی و خواه در وقت سفر یعنی در وقت جنگ اگر در دریا باشد و اگر خشکه میباید که عسکر از صداقت جدا نشود. اگر چه هزار فلاکت و خدمت به او برسد باز هم از صداقت جدا نباید شد. و در هر مورد پیر و جوان دولت و وقت بصداقت خدمت باید کرد ضد صداقت خیانت است که کفر محض عسکر است چنانچه مکافات صداقت در بهشت، و در دنیا بلندی شان و شرف است مجازات خیانت نیز در آخرت جهنم، و در دنیا آتش ننگ است. بر عسکره میاید از خیانت کردن بشدت اجتناب کند، و اگر در میان خود بر کدام خانی علم بسیار دید هماندم آنرا خبر بد به دانه و نفرت کند.\n\nالرعسکر کا تفنگ خود، خوب نیاموزد و قواعد و تعلیم لازمی نیا موز و در انحال دولت بجای اینکه از و فایده به چیند ضر می بیند. زیرا با دشمنی که در مقابل او ایستاده است، وظیفه حقیقی خود را بجا آورده نتوانسته هیچکار از پیش برده نمیتواند هر نفری سپاهنی عسکری باید بداند که در ما بین یک آدمی که هر چیز را بداند ، و یک آدمی که هیچ چیزی نداند فرق بسیار بیست. بنا بر بین بر هر فرد عسکری فرض عین است که تعلیم یعنی قواعد و تربیه و غیره وریاتی که بر جنگ را به و ضرور است و دانست لوازم و آلات از او را طلب میکند بخوبی بیاموزد ، و تا به آخر درجه در باب زود آموختن آن کوشش نماید و خود را بجنگ مهر سازد.\nاز آلمانفاق عسکری ترجمه شده\n[ باقی در نمبر های آینده می آید ]\n\nعالمهاراتان\n\nاز یا نامه عبدالرشید ابراهیم افتد\nرسیدنم به ایان\n\nدر ۲۰ ماه تشرین ثانی صبح وقت بود که و اپور ما به لیان یعنی بدرگاه ( سوریقه ) داخل میگردید ، تما روت - یعنی خدمتگار شماره نا مراد دیگر مسافرانی را که در و آمدنی اینجا بودیم از خواب بیدار کردند . به همه مسافرین چای دادند. من بر سطح و اپور بر آمدم، دیدم که همه عمله وظایفه وا بود که دیروز در نشر و عمل منها شده بکثرت مطالعه و کتاب خوانی داپور ( هوزان مارو را یک کتابخانه به تحویل داده بودند باز بلباس اسلامیان در آمده و ره بر کار و خدمتهای خودشان به کمال چستی و چالاکی حاضر و مهیا بودند.\nوا بود با تقدیر و صد قدم و دور تر از بندر لنگر اند است زیرا در اینجا بخیر فرد آوردن بعضی مسافران دگر کاروبار ندارد. مجرد لنگراند اختین دا پور یک دوستی بزرگ نقلیه بو اپور نزدیک شد. زمینه و اپور را فرو آورد و با گفتند (بفرمائید) رهروا بفرمائید) رهروانی را که در قماره با بودند درشتی مال کش فرو آوردند، و به بندر بر آوردند . بندر یک بندرگاه منتظمی نبود. کشتیها کشتی ها در پیش یک پل چوبی استاد شده از زمینه بر پل مذکور بندر بخشکه بر آمدیم.\n\nفرض دوم حاضر شدن بجنگ\n\nپر عسکر میباید که استعمال کر دین سلاح خود را خوب بیامرزد، و بی خطی کردن گله خود را بر هدف مقصود برساند و تعلیم قواعد و آداب عسکری که لازم اوست بخوبی و زود بیاموزد ! و در مقابل دشمن آموختنیهای خود را اثبات کرده به دولت و ملت و وطن دین و فرض خود را ادا نماید."}
{"book": "adl0616", "page": 189, "text": "صفحه ۱۴\nنمبر ۱۴\nتا به اینجا زحمت با دشقت های که در بندر با دیده بودیم سیگار یا سیگریت داشته باشد ممنوع است.\nدر این بند را اثری ندیدیم ما به برداشتن و بر آوردن بجر دیگه از گمرک بر آمدیم یک پسر جوانی را دیدم که فریاد\nاسیاسی خود هیچ حاجت نمی بینیم ، شتیبانان را پانی میکند : - ای مسافران گرام به ای حرکت\nکه با را به بندر آورده اند کالا و اشیای ما را به بسیار خطایه سیل چهل دقیقه با قیمانده است\nاحتیاط و درستی میرارند. هیچ کس از ما اجرت ہم اسبابهای خود ما نرا در دروازه گمرک\nنقل کردن ما را از راپور تا به بندر نمیطلبد ، هیچ تسلیم گرفتیم چنانچه در وا پور گذاشته بودیم همچنان\nکسی پینٹ ( طو پراق با صدی) یعنی برای قدم نهادی در پنجابی کم و کاست گرفتیم. اگر یک قدرے\nرا که تا به اینجا داده آمده ایم نمیخواید، هیچ کسی از به انصاف موازنه و مقایسه نمانیم آیا در او روپا\nتذکره را بداری، و از کجا آمدی بکجا میروی می پرسد به اینچنین مدعیت بر میخوریم ؟ آیا سیاحان و\nآخر من خود مجبور شدم که بپرسم : - آیا برای اینکه مسافران در کدام مملکت به این قدر استراحت\nبا این کشتی ما را از راپور تا به اینجا آورده اید چیسه نایل میشود که اشیاهای شان و خودشان\nمیخواهید ؟ بن از داپور تا به بندر مفت در ایگان ایگان نقل میشود ؟\nیکی از کشتیبانان خندیده گفت : با مسار آیا مفتون های مدنیت اور و پا گفته می توانند\nخود را از خشکه گرفته ایم با زه پس آنها را بخشکه بر آوردند که در پاریس یا لندن نیز همچنین است ؟\nوظیفه ماست ، بعد از آنکه از دروازه (گرگ) اما بلکه در اینجا بخیال بعضی کا نیکه برسد که این\nیعنی (چوتره بندر ) برائید بہر جائیکه میخواهید . و اجرت نقلیه مسافران را از را پود خشکه\nهر رنگی که دلتان بخوا بد رفته میتوانید . نیز در وقت تکت دادن را پور حساب کرد\nدر بندر نه پرسیدن تذکره رہداری ، و نه پایان بر قیمت تکت خم کرده باشند که اول بخیال\nاشیا و کالا بود. تنها یک مامور گمرک از هر کسن بین خود من نیز همچنین رسیده بود. تا این چنین\nسوال را میکرد که : - آیا تو تون یعنی تنہا کو ہے نیست زیرا در واپور روی از دلار پوستاک\nسیگریت یا سیگار ار دارید ؟ یکی از مسافرانی که با ما تا به این بندر ( سورینه ) در سطح را پور بر یک\nبود و مرد انگلیسی بود دو قطبی سیگریت با خود داشت آدم (۹) دوبله، و در شماره درجه اول\nاکثرا بیرون بر آورده نشان داده به ادهم چیزی (۲۸) دوبله میگیرند . وا پورشان\nگفتند. معلوم شد که اگر انسان با خود بسیار درجه دوم هم ندارد، حال آنکه در واپور ژاپان\n\nفاجعه ها پاریس\nما بعد از نمبر ۱۳\nدر بر داشت . د یک پیش دا منی چرک الکله پزی که صاحبان\nمیخانه ما برگر می بندند بر شکم دهشت منظمش مربوط بود . بهر دیگه\nمترس ما دام یک کنکه با زنیت منم از خانه درآمد دست خود را نکلا به فرنگی شب پوشی خود بر این\nمن ... یعنی موسیو ( وينيو ) ... صاحب خانه ... سلامی کرد و بر یکی از چوکیهای بوریائی خود را پرتاب کرد\nیک شید در را ... چابک شوید ... در ملک بینداخت که چو کی به نقلت وجودیش مقاومت نمود .\nدر راز خودم اینقدر انتظار کشید نه اخوش نمی بینم ! ... نزدیک بود که بشکند. بعدا از آنکه یک قدری نفسک از\nقلو تیله زنجیر در دانه را کشیده در باز شد زده مانده گی خود را گرفت بیک طور مسته یا ندانی ابالیانه\nآدم مذکور داخل شد . صاحب خانه موسیو وینیو گفت :\nیک آدم به چهره غلیظ صوتی بدن بزرگی بود که از حال بی بی ما در آیا تا به کی برای گرفتن کیرا ہے\nو طور او د ناست طبیعت دوستی خطرنش پدیدار خانه انتظار خواهیم کشید ؟ آیا منور وقت ادا کردینان\nبود. نه یک بر یک بسیار تقبیلے یک جاکت دیپلو و پھلونی نرسیده است ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 190, "text": "نمبر ۱۴\nصفحه ۱۵\n\nادبيات\nقلم\nچه عظمت ، چه شوکت بشاه قلم\nعطا کرده ذات آله مسلم\nقلم گر کند قصد جنگ و جدال\nچه سرها بیفتد بچاه مسلم\nگر اصلاح خوا به بنوع بشر\nچه گمراه آید به راه مسلم\nقلم زنده کرده است نوع بشر\nجهان روشن از نور ماه قلم\nسخن از مسلم شد جهانگیر وقت\nبود علم و عرفان سپاه مسلم\nنه طوپ و نه گروپ و نه تیغ دو دم\nکند کار به دود سیاه مسلم\nبه (محمود طرزی) قلم شد نصیب\nبود دایماً خیر خواه مسلم\n\nمن بجز گرفتن حق خود دگر کار ها را نمی اندیشم . در اول که آمدید یکماهه را پیشکی دادید، از ان سبب در پی جستجوی اوراق شایق نیفتادیم . و تنها در کتابچهٔ دفتر خود نام شما را (موسیو و ما دام خونتران که به فایض اسهام گذران میکنند) قید و ثبت نموده در پی کنج و کاو احوال شما نگشتم . و تا بوقتیکه کرایهٔ خود را ماه بماه فقط میگرفتم هر چیز براه بود . اما چون پیسه ندادن را راه گذاشته اید طبعاً معاملهٔ ما و شما تبدل میکند . بر ذمت این و آن پیسه خود را گذاشتن بدردم نمیخورد .\n[ باقی دارد ]\n\nدر سطح راپور بر یک آدم (۸) رو بله ، و در قاره درجه دوم (۱۸) رو بله میگیرند و بر سر آن هم مسافران را با اشیای شان بدون اجرت به خشکه هم می برآرند ، و این فکر منطقی را نیز علاوه میکنند که :\nاما مسافران را از خشکه گرفته ایم باید که به خشکه پس باشیم .\n[ باقی در نمبر های آینده می آید ]\n\nلطیفه\n— آیا این آشیان چتل یخی را چرا در سقف خانه تان گذاشته اید ؟.\n— ازی خاطر که میگن بچی گرمی یای حضرت بی بی ست . زارخانی که باشه ثواب است ...\n(۹)\n\nفلوتیلده — امروز پیشه شما داده میشود، شوهرم مرا بخاطر جمعی دادن شما مامور نموده است .\nوینو — (مستهزیانه) شوهرتان با !... اما اگر کاغذ نکاح نامه شما را طلب کنند گمان میبرم که دوچار مشکلات خواهید شد .\nفلوتیلده بیچاره از این سخن غلیظ حقارت آمیز این حریف خیلی متاثر شده گفت :\n— مرا بچه حق تحقیر میکنید ؟ موسیو !...\nوینو — (بخنده) دای! بقهر شدید ها !\nضروریست دختر من ازدواج کردن مشروع و یا غیر مشروع شما چیزی نیست که بمن تعلق داشته باشد"}
{"book": "adl0616", "page": 191, "text": "صفحه ۱۷۰\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۱۳\nبرای دیدن جسد و در خاک و خون آغشته شوهر خود که در نزدیکیهای شهر ( تیبه ) افتاده بود برفت، و در آنجا به امیر رئیس ( گراودن ) بقتل رسید.\n\nارسلان خاتون — همشیرۀ ( طغرل ) بیگ است که از پادشاهان سلجوقیه است و دختر ( میکائیل ) بن سلجوقی میباشد. در سنه ( ۴۴۸ ) مرقومه را از خلفای عباسیه ( قایم بامر الله ) در حبالۀ نکاح خود در آورده بود بعد از ان در مابین ارسلان خاتون و خلیفه شقاق و بدبختی پیدا کرده در تاریخ ( ۴۵۵ ) برادرش طغرل بیگ او را در نزد خود بشهر ( ری ) آورد، ولی چهار سال بعد باز به بغداد برگشت و از طرف خلیفه، وزیر فخر الدوله بن جبیر برای استقبال مشار الیها برآمده به بسیار عزت و احترام به بغداد داخل کردندش.\n\nارسينونه — دختر ( بطلیوس ) است که از پادشاهان قدیم مصر بود. پیش از میلاد عیسی علیه السلام به ( ۳۰۱ ) سال پادشاه مملکت ( تراکی ) که در یونان آنرا ( اودرث ) میگویند و در ممالک عثمانیه میباشد ( ارسینوئه ) را ازدواج کرده بود. نام آن پادشاه ( لیسماخوس ) بود. بعد از آنکه شوهرش وفات یافت ( بطلیوس کرونوس ) پسر ( آرسینونه ) را لشکر کشیده در ( کسندره ) نام موقع او را محاصره کرده در زیر فشار آورد، و به او تکلیف کرد که او را بشوهری قبول کند. آرسینونه این تکلیف او را رد نمود، ولی چون دید که چاره بر دستش بر شد اولاد های خود را کشته و همه مال و منال خود را آتش زده و در یک کشتی که پیشتر حاضر کرده بود سوار شده در جزیرۀ ( سدرک ) فرار نمود، بعد از ان در تاریخ ( ۲۹۰ ) که برادرش ( بطلیوس فیلادلف ) بر تخت مصر نشست.\n[ باقی دارد ]\n\nعلم و ملك\nما بعد از نمبر ۱۳\nوجه این کار ها بقواعد علم ثروت ملی باقیست، اما همه اعمال بشریه عبارت از همین چیز ها نیست. بسیار کار های دیگری نیز هست که آن خاص بخود انسانها تعلق دارد، و بلکه دایرۀ یگانه بصنایع شمرده میشود که آنهم عبارت از کار ها نیست که برای تعلیم و تربیه و اصلاح و تهذیب اخلاق و درستی افکار، و محافظت قوای عقلیه و بدنیه و نگهبانی منافع مشترکه اینها صرف میشود. کسانیکه به این کار ها مشغول اند به دو قسم است که یکی متکفلین و مؤلفین علوم ادبیه، و طبیعیه و ریاضیه، و اخلاقیه، و میکانیکیه و طبیبیه میباشند. و دیگر قسم آن هیئت حکام و مأمورین ملکیه و عسکریه میباشند که در داخل مملکت محافظه عدالت و امنیت، و انتظام و آسایش و ادارۀ ملک مشغولند که آنها هیئت حکام و مأمورین ملکیه و عسکریه میباشند. غیر ازین کار های دیگری نیز هست که آن کار ها را تنها را به ظرافت، و حسن طبیعت الفت میدهد، و حسیات قلبیه ایشان را اعلا و قوۀ خیالیه شانرا توسیع میدهد، و یا آنکه بحاصل کردن لذات معنویه و اشیای جمیله که موجب انشراح و انبساط انسانها گردد مشغول میباشند، مانند رسامی، و شعر، و موسیقی، و تشخیص و حتم تياترها و غیره.\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\n\nبموجب اهتمام الحاج عبدالخالق پسر طرزی افغان مهتمم چاپخانه دارالسلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد چغرقند قاری"}
{"book": "adl0616", "page": 192, "text": "صفحه ۱\nسال یکم\nنمبر ۱۵\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nادارهٔ اخبار و مطبعهٔ\nدر ماشین خانهٔ دار السلطنت کابل\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ هذا\nبنام مدیر فرستاده شود\nبهر پانزده روز یکی برشته میشود\nتاریخ شمسی ۱۳ ثور ۱۲۹۱\n\nنشر آن نے\nايشيك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت والا\nملا احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nو در اقطار و امصار مملکت با اخراجیه یک روپیه کابلی\nخارج ملک با اخراجیه یک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک پیسه است\nتاریخ عربی ۱۵ جمادی اول ۱۳۳۰\nتاریخ ماه انگریزی ۱۳ می ۱۹۱۲\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n١٣٢٩\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nمراسم جشن سال گرهٔ اعليحضرت همایونی در جلال آباد — حوادث داخله\nحوادث خارجیه — مقال مخصوصه — وظائف عسکریه\nعالمهای ژاپان — ادبیات — ناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل — فاجعه های پاریس\n\nعینا در [جراید؟] است که از طرف\nمستشرگران ما به اوروپه رسیده\n\nمراسم جشن سال گرهٔ اعليحضرت\nعالی و محبت همراه محمود بیک خان مدیر و سر محرر سراج الاخبار حفظه حضرت الهی باشد — یک فقره در باب جشن سال گرهٔ اعليحضرت والا که در جلال آباد انعقاد یافت برای شما تحریر و ارسال داشته ایم که عیناً درج روز نامهٔ مبارک سراج الاخبار بدارید :\nدر بار جشن سال گرهٔ سال چهل و دوم از عمر مبارک اعليحضرت بها بونی بتاریخ لیل یکشنبه ۲۵ ربیع الثانی در باغ شاهی جلال آباد منعقد شد — باغ شاهی جلال آباد با وجود اشجار و انهار و گلها معطر روح پرور و با قنادیل رنگین و چراغهای گیس و برق آراسته و مزین و چراغان بود — با طرف و جوانب باغ موصوف برای مجلسیان در پارچه کیها و میز های پوشیده تی و غیر رزمی و ملاءم هر قهای هر ملت مزین گردیده بود — در این شب نشینها و غیره موجود و معین بود — جناب نائل المعین السلطنه خداداد خان و عین الدوله و له صاحب و باقی شهزاده ها و سرداران و منصب داران نظامی و ملکی و خوانین و مشایخ و سادات و حکام و کارداران و اکابر و اعیان علاقهٔ سمت مشرقی که جمع غفیری بودند به هفت و نیم بجهٔ اوان داخل باغ شاهی گردید بزیر برندهٔ خاص طرف شمالی بسلام حضور مبارک مشرف شدند — عریضهٔ شکریه بعبارتی جشن میلادی پادشاه معظم را ايشيك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت از طرف خدام دولت و حاضرین در بار عرض نمود بموجب :\n« هزاران ثنا و ستایش مر خدای لایزال را است که درین زمان میمنت اقتران شب جشن مولود مسعود و سال چهل و دوم اعلیحضرت همایونی میباشد — برای ما خدام دولت بحال سر افرازی اجازه داده شده است که شامل محفل جشن موصوف شویم مبارک جشن سال گرهٔ پادشاه دره پرور خود را کمال خورسندی و خوشی حضور در کعبهٔ معظم و قبلهٔ مکرم تاجدار خود عرض مینمائیم — و از خدای ذوالجلال صحت و عافیت و تندرستی وجود ذیجود با سعادت پادشاه معظم خودها را خواهانیم — و نیز مشکریه این مرحمت اعلیحضرت پادشاه مهربان خود را که ما غلامان را سر افراز فرموده اجازهٔ شامل شدن این محفل علمی را اعطا فرموده اند هیچگونه ادا کرده نمیتوانیم\nالا از دست و زبان که برآید\nکز عهدهٔ شکرش بدرآید »\nبانی خداوند عالم جل و علی شانه ذات نخست صفات اعلیحضرت والا"}
{"book": "adl0616", "page": 193, "text": "مبر ۱۵\n\nصفحه ۲\nاز جمیع حیات محفوظ و مسلم داشته مسایه ها پایه نظل نهی را از معارف حفظه الله دولته و اطال الله عمره و عافیته در شب یکشنبه ۲۵ اهل اسلام علی الخصوص ملت و دولت افغانستان کم و کوتاه ربیع الثانی بجمال شوکت و کامرانی و تمام سرور و شادمانی اجرا گردید نگرداناد و بد خوانان و به اندیشان دین مبین حضرت چنانچه یک روز پیشتر به اهل دربار معالی بار از طرف سید المرسلین و با عیان دولت قوی شوکت اعلیحضرت سامی جناب قیامت پنا ہی حضرت نائب السلطنة سراج الملة والدین را همیشه پایمان هستم ستوران نمازیان بواسطه سارجین مهجو در با ر خبر داده شده بود که بعد از نماز عار نظام حضر انتظام و افواج ملکی صادق عقیدت فرجام بدانم مشاهد لیله مذکوره با لباس های رسمی شبانه در عمارت عالی بحق محمد و آله الامجاد اعلیحضرت والا کمال شفقت و مرحمت سلام خانه عام حاضر شوند. در وقت موعود و همه مدعوین و مهربانی عریضہ مذکورہ امنظور فرموده با حاضرین درباره خیر مقدم ها نیر شده بودند. اگر چه سبب با دشدید و بعضی قطرات باران فرمودند بعد از آن نفری حاضرین درباره هر یک بجا نا مناسب که در آن شب میبارید چراغان و زینتهای خارجی عمارت موصونه و معانین که از برای شان ترتیب یافته بود نشسته تماشای چراغان را از حسن هاری ساخته بود ولی دال این بزرگ سلام خانه مبارکه و استماع سرود باجه های موجوده ونغمات مخفیان دا رباب طرب با هزاران لامیها و چراغها وجار تا منور در با انواع سیر قهرها و گالها می نمودند ذات شامانه با شهزاده گان عالیقدر در مجالس مزین بوده سفره های میوه و شیرینی و سیگریت و غیره در هر مرجا موصوف تشریف آورده با هر یک از خدام دولت و حاضرین به ترتیب کابله آراسته شده بود. در بار نوازش و الطاف میفرمودند دو ساعت بعد از تقریبا بهشت بچه شب در حالی که همیشه بندگان و ارگان نصف شب در بار موصوف ختم شد لیل ۲۶ در میدان و صاحب منصبان دربار معاملی باند و رشد یک درو از همت و سراج العمارات تماشای اتش بازی بود امالی در بار و مردم شهر واللان بزرگ صف بسته احترام عقد ند بعد از کمی ذات سانی در و ر اطراف جلال آباد در تماشامی مذکور حاضر بودند دو ساعت تماشان حضرت نائب السلطنه صاحب انجز از در و لان کا مذکویر، بر آمده شش باندی قیایم داشت انواع و اشکال نشانش بازی روش شاد دارها قرین یک نطق و حیز در طیفی در باب مراسم افتتاحیه بعد از فراغ انتش بازی اعلیحضرت والا و خدام خاص حضور این جشن مسعود مستر شده اند و و و و علامی طویل عمر و عافیت اقلیمی در باغ شاہی جلال آباد تشریف بردند منصب داراین و خوانین شادمانه و دوام ترقی و شوکت و نصرت دولت افغانستان وه کان جلال باد در خارج باغ ست هی که سایه بانهای شکل از برای ایستاده پاییان فرموده رسومات رسمیه در اختمام دادند. تناول طعام به پا بود آمد و طعام را تناول نموده بعد از فراغ طعام مرگ و مرد ما نرا به آزادی و بی تخلیقی چنانچه از واب اینچنین شب هاست شدند فقط امر و اجازه فرمودند.\n\nبقرار شرح فوق کو ایف مزبوره را عیناً درج سراج الاخبار\nنمره (۱۵) نمائید فقط تحریر یوم شنبه ۲۷ ربیع الثانی ۱۳۳۳\n[لله احمد]\n\nحوادث رحله\n\nمراسم جشن مبارک سال گره اعلیحضرت همایونی\nدر پای تخت دار السلطنه کابل\n\nمراسم جشن پر مسرت ولادت مسر سعادت پادشاه گهر\nعدالت پناهی و دیوان بین الحرمین ( سراج الملة والدین )\nپادشاه بزرگ دوست و طاقت استقلال افغانستان ( امیر حبیب الله خان )\n\nالحق که این شب های جشن ها را با علیحضرت پادشاه معظم مقدس انچنان یک قوانین با حسن و جمال و آداب نطفه و کال تابع فرموده اند که جهان اند که جهان جهان فرحت ، دو عالم عالی حکمت و عالم عالم در ان مندرج است. در هر هر جا یک یک جمعیت محبت درش میزهای بسیار مرتین که سیگریت ها و انواع میوها و نقل ما بران موجود است تشکیل میدهند از مراسم قیام و تخلفات رسمته که در دربار دارد حاضرین سرا سر معفود آزاد میباشند. از بر نوع بازیها مانند شطرنج و نردد کا غذ و سیر کردن کتابها تصاویر دار و مطالعه آنها آزادانه استفاده میشود. مراسم جشن مبارک سال گره اعلیحضرت همایونی ان نغمه های لطیفه موزیک یعنی باجه خانه عسکری که مقامات موشمه بلقی را می نواز و سامعه سا معین را ایک خو د سرور ب استیلا میکند. این شب جشن مبارک گذشته نیز بحسن انتظام و فرحت و سرور تمام دوام و مزید، از طرف ذات اسلامی"}
{"book": "adl0616", "page": 194, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۵\n\nالی مسوده عریضه تبریکیه که بذریعه تلفون بحضور اعلیحضرت همایونی عرض شود بر حاضرین کرام قرائت فرموده شد، و همه حاضرین بر آن تصدیق نموده بحضور اعلیحضرت همایونی بواسطه قاصد برق خارقه عرض گردید. صورت عریضه تبریکیه مذکوره این است :\n\nپیغام تلفون\nعریضه تبریکیه\nاز طرف نایب السلطنت بحضور اعلیحضرت\n* که این غلام و منصب داران که بسپاه سالار خانه دار است شرفیاب میباشیم معروض حضور انور میداریم که خداوند جل شانه این جشن سال گیره اعلیحضرت را مبارک داشته باشه و ظل عاطفت اعلیحضرت را که باعث آرامی و آزادی ملت افغانستان میباشند از سر ما خدمت گاران و اهالی افغانستان کم نگرداناد و ما یانرا توفیق خدمت گاری و اطاعت مراولی الامر عطا فرماید *\n\nتقریباً به یازده بجه شب حاضرین مجلس به خوان نعمت پادشاهی دعوت شدند. و به تمام سردر و خورجود از الوان نعمت اعلیحضرت پادشاه در یانوال شان نواله چین عاطفت گردیدند. بعد از طعام پیغام نامه جوابیه اعلیحضرت همایونی بذریعه تلفون رسیده ذات سامی جناب فخامت پناهی انرا قائماً بر حاضرین کرام قرائت فرمودند که صورت آن این است :\n\nپیغام تلفون\nعواطف نامه جوابیه استخط اعلیحضرت\n* ارجمند عزیز الوجودا — از شرح اخلاص و اظهار شکریه شمایان سرکار به والا را خورسندی حاصل شد و توفیق خدمت درستی برای شمایان و جمیع اهالی افغانستان از درگاه حضرت الهی خواهانم که بکمال خورسندی در ظل عاطفت خود نگهدارد و باقی لطف الهی شامل حال است مطمئن باشید لیل یکشنبه ۲۵ ربیع الثانی سنه ۱۳۲۹ حاضران گرام این پیغام نامه همایونی را بکمال آداب و احترام استماع نموده دعای دوام عمر و اقبال و ترقی شوکت و اجلال علیحضرت پادشاه نکوئی آمال همایون فال خودشانرا ورد زبان صداقت و اطاعت نمودند .\n\nاین لینک مبارکی جشن پر سرور تا به دوازده بجه شب بپایه فرحت و مسرت دوام در نه یه بعد ازان از حضور سامی فخامت پناهی اجازه انصراف عطا فرموده شد هر کس بخانه های خود شان عزیمت نمودند .\n\nاز درگاه خانقاه عظیم الشان حضرت کله عن النقصان\n\nنیاز میکنیم که تا سالهای بسیار و دلهای محبت صادقه بادشاه مقدم محبوب القلوب ما بدیدن اینگونه شب ها که صبح عید سعادت شمرده میشود بفرحت ها و مسرتها نایل و سرفراز گردند\n\nامین\n\nعرض تبریک\nمنظوم\n۱ صبح عید سعادت ملت ۲ روشنی بخش دیدۀ امت\n۲ شب جشن ولادتت باشد ۴ چهره با سعادتت باشد\nشب جشن ترا کنم تبریک باد بر دشمنت جهان تاریک\n۱ بوجود (سراج ملت و دین)ها ۳ پادشاه بزرگ عدل گزینها\n۲ ملک افغان نموده کسب حیات ۴ رحم و عفو و سخا و راست صفات\nشب جشن ولادتش بر قوم روز بیداری بود شان از نوم\n۱ ملک و ملت ز فیض نعمت تو ۳ به دعای دوام دولت تو\n۲ به ترقی امید ها دارد ۴ پیش حق ملت رجا دارد\nشاه محبوب خوب بی همتا باد پاینده شوکتش برجا\n\nعلینا ورقه ایست که از طرف سرگران به اداره رسیده\n\nعالیجاه محبت همراه محمود بیگ خان مدیر و سر محرر سراج الاخبار حفظه الله تعالی — یک فقره منباب عرایض رعایا سمت مشرقی که استدعای خدمتگذاری و جان نثاری خود را در ابرای جنگ با بقیان منتقل نموده بودند تحریر شد که عیناً درج روز نامه مبارکه سراج الاخبار بدارید بموجب :\n\nخوانین و ملکان و رعایای صادق سمت مشرقی افغانستان که هر قوم فریق فریق عرایض جدا گانه بحضور مبارک نوشته اند\n\nشنواری — تقانات — کبر علیا — گذر سفلی —\nقوم خربون خوگیانی — قوم شیرزاد خوگیانی — قوم وزیر —\nخوگیانی — حصارک غلجائی — حصارک مزمین — کامه —\n— سرخ رود — بهسود — چپرهار — قوم عبدالرحیم زائی —"}
{"book": "adl0616", "page": 195, "text": "صفحه ۴\nنمبر ۱۵\n\nشانها کنید و پسران شان را غلام می سازیم با وجود این حرکات سیستان مضمون عرایض خود ما بین و مابین در کابل فوق بر بحضور مبارک نموده اند امر است اینکه سالها بناز و نعمت حضرت ولیعمت پادشاه مهربان اعلیحضرت سراج الملة والدین پرورش یافته ایم و در ابتدای سلطنت دوست بیعت بحضرت اولوالامر خود داده ایم و بخداوند کریم عهد نموده ایم که تا مادام الحیات سر و مال و جان خود ها را نثار حضور مبارک نموده با دوستان دولت خود دوست و با دشمنان دولت و پادشاه خود دشمن باشیم تا رضا حضرت حق جل و علی شانه و اطاعت حضرت اولوالامر خود را بجا بیاوریم اکنون که مردم منگل باغی و از جاده عهد و پیمان منحرف شده خلاف ایراد اولوالامر ما را نمودند - بنابران بر ما یان رعایای صادق حق بلکه فرض است که با آنها جهاد نمائیم و مقاتله کنیم و کره ای خود را بمردان نسته و ما را نه دو و درمان آن منحرفان جاده آدمیت و اسلامیت براریم و با رعایای صادق با این آرزو میباشیم که خون خود ها را فدای رکاب پادشاه معظم مهربان خود نمائیم امید داریم که بر همه ما یان اذن حرب فرموده شود . ))\n\nخوانین و مالکان قریه جات و محالات فوق تاریخ روز شنبه ۱۷ ماه ربیع الثانی - و روز سه شنبه ۲۰ ماه مذکور در باغ شاهی جلال آباد خود نفری مذکور و عرایض نفری مذکور بذریعه ی جناب عالی نائب السلطنه صاحب و علی احمد خان ایشیک آقاسی بحضور اعلیحضرت شرفیاب حضور مبارک گردیدند و هر یک بخویش و فروش از روی صدق و اخلاص مراسم خدمتگذاری و جان خود ها را عرض میکردند که با پادشاه معظم ما بر ما رعایای صادق اذن جهاد بفرمایند که با طایفه بی بنیاد منگل که تنگ دودمان افاغنه است محاربه نموده دختران شانرا کنیز و پسران شانرا غلام خود سازیم تا در صفحه روزگار یادگار بماند .\n\nنطق اعلیحضرت والا\n(( از شما رعایای صادق خود تشکر میکنیم - حقیقتاً این صدق و رفتار فرزندان و برادران ما از روی اخلاص است - امید است که پادشاه که رعیت دارد بهمین است - و رفتاری که رعیت با پادشاه خود میکند همین بود - اگر چه از دولت خود شما با انقدر افواج و اسلحه و جبا خانه و غیره سامان حرب در ملک خود شما الحمد لله تعالی موجود و مستقل است که جواب مدعی بزرگ شما را به درستی بگوید اما دولت و ملت مانند یک مرغ و دو بال است که ملت بدون دولت - و دولت بدون ملت چیزی نمیتواند کرد - و باز میگویم که از یک دست هیچ صدائی بر نمی آید - پس ضرور است که پادشاه و رعیت یک دل و یک زبان باشند تا به کارهای مشکل و دشوار آسان شود و اینک میگوئیم که دختران\n\nقوم اور شیل — مهاجرین — رعایا می فهمند\nنیست به این امره اصلی بیستم اگر آنها این افعال ناشایسته را پیش نهاد خودها کرده اند البته بسزای اعمال خود ها میرسند ما بدختر و بچه های شان کار نداریم - چون شمار ما با سمت مشرقی بحضور با عریضه ناکرده اید مانند شما تمامی رعایا و ملت خدا داد که برادران شما میباشند همه با این آرزو هستند و اگر ما تنها شماها را با سمت مشرقی را اجازت به همیم تمامی نفوس منگل و توابع آن هزار یک نفوس سمت مشرقی نیستند و هیچ صورت با شما مقابله و مجادله می توانند و حال افواج نظامی و نفری رعیتی که در علاقه سمت جنوبی موجود است برای جنگ مذکور بدرستی کفاف میکند - اینکه شما درخواست کرده اید بنابران موازی ۲۰۰ نفر از مردم شنواری و ۳۰۰ نفر از لقان و ۱۵۰ نفر از مردم کنرها و ۳۰۰ نفر از مردم خوکیانی که از هر قوم یک صد نفر شود و ۵۰ نفر از حصارک مزینه و ۲۲۰ نفر از مردم کامه و ۱۱۰ نفر از مردم سرخ رود و بهسود و چپر هار و ۵۰ نفر از مردم عبد الرحیم زائی و ۱۰۰ نفر از مردم اودخیل که جمله یکهزار و سه صد نفر شوند جوانان مسلح بقسم فوجی علی جمع آوری کرده حاضر دارید - سر رشته آن از حضور برای ایشیک آقاسی علی حضور فرموده شده که اینچنین نفری را سابق که به آنجا ربه و غیره که جمع کی ( ایلجاری ) گفته می شد - حال از حضور اهیم شان ( افواج ملکی) گذاشته شد اینکه نفری مذکور را جمع آور کرده در جلال آباد حاضر گردیدند از برای نفری مذکور بقرار قاعده تنخواه و جبا خانه داده میشود - بقسم که به نفری مذکور دسته بست میشود و بالا هر یک صد نفر یک نفر از خان زاده های وطنی شان صد باشی و بالای هر ده نفر یک نفر اینی تیک زاده های شان ده باشی مقرر میشود تنخواه صد باشی در ماه بیست و دو روپیه و ده باشی در ماه دوازده روپیه گرفته و از برای سایر نفریها در راه ده روپیه نیخته داده میشود - با نظری که یکماهه تنخواه در حال معه جبا خانه برای مذکور هان داده میشود که تنخواه و جبا خانه خود ها را گرفته روانه خدمت مذکور شوند و گدام و باقی آنوقه نیز برای آنها سر رشته شده هرگاه از نفری مذکور شخصی بدرجه شهادت فایز شود از برای بازمانده گان او مستمری بقرار سر رشته نظام مرحمت میشود و اگر شخصی از آنها زخمی گردید باندازه زخم او مرحمت و مهربانی در باره او خواهم فرمود چنانچه اگر زخم او زیاد بود و معیوب شده بود باندازه گذاره عیالداری از حضور نوازش میشود و اگر زخم قلیل باو رسیده بود بقدر زخم مشمول عواطف حضور والا خواهد گردید و هر کسی که پیش قدمی و خدمت کرده بود بقرار تصدیق منصب دارانیکه در آنجا حاضر میباشند در باره او مرحمت و مهربانی میفرمائیم - و نفری مذکوره هر قدر مدت که در این محار به و محال مذکور خدمت نمایند تنخواه مقرری برای شان"}
{"book": "adl0616", "page": 196, "text": "صفحه ۵\nنبر ۱۵\nداده میشود و مترا دار خواهش می زیاد هم خواهند گردید .\nبرادران وطن ما یک خط یقه شجیعه جدران که هم خانه و هم یه آن بیدیا بود چنگو سلوک همسایه کی با تنها کردند که شجاعت و شهاست این طایفه بسی قابل التعریف است که در دنیا نیک نام و در آخرت چناب حمید سرافراز شدند و پدر مهربان رعیت را از خود خوشنود نموده نفری مذکور را حاضر جلال آبا د نموده عازم مشگل شدند.\nدر بین اقوام نام نیک شان یا د کار ماند\nکی آ\nکیفیت مذکور چون لازم نشهر سراج الاخبار بود برای شما هر برشد وضع بی ناموس شکل غیرت بیان و ر د افنانند تا این کجا آن کجا که در سراج الاخبار طبع و نشر شود فقط\nافسوس افسوس -\nبقرار فوق کو ایک مذکور او را خبار نمبر ۱۵ درج روز نامه مبارک سراج الاخباره افغانیة علينا بنمائید فقط تحریر ۲۷ ربیع الثانی ۱\n[سلیمه احمد]\n\nبنی و عصیان — باغی عاصی\nانه کلمات بسیار مردود و منحوسی که در جمعیت های شهریه اجرای تاثیر است بود دخانه خرابی می نماید یکی بین کلمات عنوان ما فوق است. خوا بهائی که مرضها هجبکه مرشد یا با اونها در علم بشریت اجرا میکند یا با راست عالم را می نمانیم بر هر فرد است افغانستان واجب است که قدر عافیت خود ما را بدانیم و دعای سلامتی وجود مقد میں بادشاه معلم خود را از دل و جان به تیم که خدا و به گریم این با دشاه علیم علیم مهربان را بر ما عنایت فرموده یک جماعه امراء که خیال اتش افروختن من در ا در این خانه های نمودند و از شیره جهالت خود ما را باعث خسران دنیا و آخرت نمود الحمدلله تعالی بجز شهرسازی و بد نامی و بید بانتی حاصلی ندیدند و ابقات سالخورده به این گفت باسم مانی چشم من بگزار گشته ندرود\nاول کسیکه بنی و عصیان نمود ها ناشیطان علیه الطعنه بود که بنگال تمرد و عناد بر روی چه در دگا به خود برخاست . ابونا آدم علیه السلامه اگر چه نافرمانی نمود ولی بنی و عصیان نمود، با غبان و عاصیان از دل جان با بیت شیطان را قبول کرده میباشند و از تا بدان پیروان خیلی شیطان شمرده میشوند در شیطان یک توجه والتفقه مخصوصی در حق آن ها در حق آن تابعان و پیروانی و ان حقیقی خود شایان دارد و داشته روز بروز معلمه بحطه در ترقی و ترفیع آن میکوشتند. از رتبه بنی و عصیان او را به مرد و عناد مان او را به تمرد و عناد بالا می آرد. تمرد و عناد او را بفرد و خودبینی میرساند که غرور نیز او را بچینیم اسفل سافلین بشید خسران یا د الاخوانش میگرداند .\n\nتقریر سر نگران\nبموجب اختبارات خارج تھا ہر دیوید است که امر و زافق سیما عالم را یک ابر تیره وتاری پچیده است که از هر طرف از صدا های صاعقه فرسا می توپ و تفنگ را ز باریدن تلوک گلوله های شهر انیل در اطرات و جوانب ما نندا بر خیسان معاینه میشود که خونهای جوانان هر تخت پریدم مانند سیلاب سراب ها را میراب کرده است - ما رها پای دولت قوی شوکت افغانستان در قبل عاطفت با دشا معظم خود اعلیحضرت سراج المسلة والدین بکا بکمال امن و استراحت بوده در قصر بقصور ملت خود نشست ایم و از منظره های با فضای آن تماشا عالم را می نمانیم پس ای برادران تحت د وطن عزیز امرونه بر هر فرد است افغانستان واجب است که قدر عافیت خود ما را بدانیم و دعای سلامتی وجود مقد میں بادشاه معلم خود را از دل و جان به تیم که خدا و به گریم این با دشاه علیم علیم مهربان را بر ما عنایت فرموده یک جماعه امراء که خیال اتش افروختن من در ا در این خانه های نمودند و از شیره جهالت خود ما را باعث خسران دنیا و آخرت نمود الحمدلله تعالی بجز شهرسازی و بد نامی و بید بانتی حاصلی ندیدند و ابقات سالخورده به این گفت باسم مانی چشم من بگزار گشته ندرود\nاللهم احفظنا من شرورا نَفْسِنَا وَ شَيْئات رشينات أعمالنا ،\nاشخاصی که از فرمان واجب الاذعان الطيعوان واطيعوا الرسول وإلى الامركم سر تا به همان می بینید که مردم طاغی باغی مشکل دید آیا چه دیده باشند ؟ ضرور شد که برخی از کو ایف و سر گذشت شانرا برای عبرت ناظرین بیان کنیم عریضه سردار محمد اکبر خان حاکم سمت جنوبی بحضور انور رسیده است اینکه مردم جدران را برای محار به مردم با غی منگل مقرر نمودم در حدود ) قلندر مشگل ) با مردم با غی مقدمه کردندن و پیروان خیلی شیطان شمرده میشوند یکصد و بیست نفر از مردم با غی تقتل سید میزده در بند قلعه های داشته روز بروز معلمه بحطه در ترقی و ترفیع آن میکوشتند. از رتبه انتش و ده شد سی نفر از مردم باغی در بین خانه های خود سوختند و شش نفر مجاهدین ران بدرجه شهادت فایز شدند سه راس سرهای به بده مقتولین با علی را درخوست آوردند در کوتوالی خوست بدردانه با آویخته شد فقط\nافسوس بدین به بختان - حال ملاحظه کنید از جمله و اگر بنا بر نسیان و خطا که از شیده بشر است کدام نا فرمانی و عصیانی سرزده زود به آب اشک ندامت آنرا بشویند"}
{"book": "adl0616", "page": 197, "text": "صفحهء ۶\nنمبر ۱۵\n\nانچنان اشخاص فرزند حقیقی آدم، و حلال زاده شمرده میشوند. دستوجیه غفران در حمت الهی گردیده در دنیا و آخرت مسعود بختیار میگردند. قوم با و قبیله با عبارت از یک یک عضوی از اعضای بدن یک دولت مستقله و تحت حاکمه شمرده میشوند. بمجردیکه یکی از قوم با و قبیله ان ملت باغی و عاصی شوند هماندم حکم میشود به یکی از اعضا آن وجود مرض بیمار عارض گردید، هیئت حاکمه که زمام اداره قومها و قبیله ها را بکف کفایت دارند طبیب با حاذق آن ملت میباشند که به بسیار زودی اول در باب تشخیص مرض آن عضو به نظر تدقیق و ملاحظه پر غور و تحقیق می نگرند. و این تحقیقات و تدقیقات خود را به آلات مکمله (میکروسکوپ) یعنی آئینه های ذره بینی که بیگانه کیک را بقدر یک گنجشکی نشان داده شوخیش میکنند، و با شعاعات برقی آئینه در و ننگینی که در زیر پوست گوشت و در درون استخوان مغز و استخوان داده اسباب مرض را پیدا میکند اجرا میدارند، و چون سبب های مریض و علت را یافتند به مداوات آن میبرسند که ممکن باشد آثار زهرناک آن در آن عضو قاطع شود و مرض بدیگر اعضا سرایت نکند، و اینهم محقق است که به دفع سبب مرض نیز مندفع میشود. اما لا سمح الله اگر آن مرض بدرجه مزمن در آن عضو تمکین شده باشد بداغ کردن و نهایت الامر به بریدن مجبوریت حاصل میشود. گاهی اینگونه مرضها که بر عضو با مسئولی میشود از بعضی عوارض خارجیه بوقوع آمده میباشد، مثلاً در حالیکه آن عضو بنفس الامر خود صالح و از استعداد مرض آزاد است بنا بر تحریکات بعضی عوا مر ض خارجیه عرض مبتلا میگردند که اینگونه عوارض بسیار دهشت انگیز یک حالیست زیرا اینگونه عارضه بر روح آن عضو نازنین یعنی بر دین و ایمان آن تاثیر کرده میباشد که طبیب حاذق در آنوقت به تدابیر بحفظ الصحه مجبور می شود، و در دفع آن عارضه از نوع خود همان عارضه را بر می انگیزد، و آن عارضه خارجیه را از آن عضو بدیگر طرف ها جریان یکی از تدابیر جهته حفظ الصحه، در ینگونه عارضه با مواعظ و نصایح مشایخ کرام و علما با احترام روحانی میباشد که تأثیرات عظیمه بردا تداومی آنگونه اعراض عارضی اجرا میاید. ذاتاً وظیفه حقیقی این گرده مبارک بسیار محترم بهین است که همیشه اصلاح روح اقوام و قبایل به رهنمائیها و رهبریها چون آب حیات شان اجرا داشته باشند تا ملت ناحیه را اختلالی بهم نرسد. و الحاصل بغی و عصیان از اخلاق ذمیمه است که چون بر قوم و قبیله انرا نازل کند خسر الدنیا و الآخرش میسازد عنوان باغی خاصی چنان عنوان مردانه و لکه آور است که بشریت ازان نفرت و کراهت میکند. عنوان باغیان مردمی اطلاق میشود که بیا بنات کلمات الهی مخالفت ورزیده باشد، از فیض بادیه بهای دینی خداوند عظیم الشان بصورت واضح و اشکار نهی فرمود، پس باغی همان کسی است.\n\nکه حکم این نبی را پایمال کرده بخدا اعصان مینماید، قرآن مبین اطاعت اولی الامر را بعد از اطاعت خدا و رسول امر صریح فرموده پس بانی همان شخصیت که ازین امر سرکشی میکند، حضرت رسول ما خاتم الانبیا علیه الا فضل التحایا به احادیث شریفه خود از فساد، و بغی، و تفرقه امت ناحیه خود را منع فرموده، پس باغی همان افرا دیست که به این ممانعت رسول و پیشوای خود بی پروا بجنگ اقدام میورزد. و چون بغی و عصیان را از نقطه نظر خرابی وطن و فساد ملت که معاونت کلی و خدمت بزرگی به افکاره خدارانه دشمنان این وقت میرساند ملاحظه کنیم باغی و عاصی را کافر مطلق میدانیم. پس از درگاه پروردگار یگانه خود نجات همه اعضای شریفه وجود مقدس تحت افغانیه را ازین مرض مهلکه همیشه بکمال تفریح نیازه میکنیم، اللهم انصر سلطاننا وآمنا في أوطاننا\nآمین\n\nپیغام تلفون از مقام جلال آباد\nجلال آباد نگران — کابل بمدیر\nاليوم شنبه ۲ ماه جمادی الاول هفت بجه و پانزده دقیقه صبح ارودی اقلب عمرکابی همایونی اعلیحضرت والا توقف جلال آباد همرکاب جناب عالیه محترمه (علیا حضرت صاحبه سراج الخواتین) عازم و روانه دار السلطنه کابل گردید نذر موانه ی بیست و یک فیر توپ برای ادای سلام حضور عالیه فیر شد در بین اردو برخی از شهرزاده ها و خوانین و اهل دربار و خدام حضور انور میباشند و اردوی اقل منزل بمنزل علی مراحل نموده مع الخیر و العافیه رونق افزای دار السلطنه کابل می شوند. کیفیت مذکور را درج روز نامه مبارک سراج الاخبار بدارید فقط تحریر یوم مذکور شد ۱۳\n\nهوای کابل\nاز تفضلات حضرت باری تعالی جل و علی هوای شهر عزیز ما با همه لطافت های بهاریه خود دوام میورزد. هیچگونه امراض ساریه موجود نیست. بارانهای بهار که سبب حیات اراضی و انهار است به مهربانی های فرد آورنده یگانه او باریده و می بارد شکوفه های باغات و باغچه های حویلی ها حقیقتاً عالم را بے اسرار خلقت را بنظر جلوه گرمی سازد، آسایش عمومی بر کمال است. یوم جمعه ۸ ثور یک ژاله پاش شدیدی دستها بقدر یکساعت بارید. بعضی دانه های ژاله از تخم کبوتر بزرگتر بود. بقدر شش صد ژاله بر زمین فراهم آمد. بسیاری از آئینه های پنجره و ارسیها را شکست. ولی الحمد لله هیچ خسارت دیگری نرسید."}
{"book": "adl0616", "page": 198, "text": "صفحه ٧\nنمبر ۱۵\n\nجوادث خارجيه\n\nرفیق ما اخبار (طنین) در نسخه مورخه ۱۴ مارچ خود مینویسد: شاینده که دو روز پیش ازین در باب ترک و خالی کردن ایطالیا نها موقع (عین زاده) را و دوران داشت با تبلیغات رسمیه نظارت حربیه ثابت شد. بنا بر تلگرافی که از قوماندان طرابلس غرب بوزیر جنگ رسیده معلوم میشود که از نتیجه هجوم و یورشی که در ۲۶ فبرایر از طرف عساکر اسلام ترتیب شده بود ایطالیا نها (عین زاده) نام موقع را که در غرب درنه ماه بسیار فدا کاریها، و جان سپاری ها بدست آورده بودند ترک نموده در پشته های جهت شمالی موقع مذکور در کشید نازه. ایطالیا نها با خون بسیار ضایعات و مشکلات بدست آورده بودند، و آن موقع بسیار مستحکم و متین نموده بودند و آنجا را یک اهمیت و قیمت بسیار میدادند. اما مجاهدان اسلام دشمن خود را هیچگاه براحت نمیگذاشتند. اکثر اوقات بر قرارگاه های دشمن شبخونها موذی اجرا میکردند و بهره های بیدار پیش شانرا بقتل رسانیده و تفنگها و لباسهای شانرا میگرفتند، حتی بعضا در خیمه گاه های شان در آمده بسیار سلاح و جبه خانه و هر رقم اشیا چپاول میکردند. این است که ایطالیا نها باینهمه هجومها همیشه تاب آور و مقاومت نشده و در موقع مذکور بود و باش خود شانرا محال دیده، موقع مذکور را ترک کرده فرار نمودند و بسی با آنها غنیمت بدست مجاهدین اسلام در آمد.\n\nحوادث دو هفته را از اخبار های مختلفه عالم ترجمه نکرده از اینجا مینگاریم: از میدان حرب رسیده.\n\nدر نه ۱۳ مارچ\nدر شب گذشته یک تو نه عسکری ما که مرکب از مجاهدین عرب بود در زیر یکی از منصب داران نظامی بسوی استحکامات ایطالیا نها حرکت کرده نزدیک استحکامات مذکوره کمین گرفتند تا آنکه دو بلوک عسکر دشمن ظهور نمود پیش آمدن خواستند ناگهان عساکر ما بدین ما بر آنها تیر کردند. اما چه خیری که یکی از آنها نجات یافته راه فرار گرفتند. و در اثنائی که بعضی از عربها ببردن مجروحین و مقتولین میدان حرب مشغول بودند همه توپهای عسکری ایطالیا نها در زیر حمایت کشتیها جنگی خودشان بیرون برآمدند و نابر قال در ما بین آن در گرفت. و بهمین قوت که مجاهدین یک ثبات و پایه دار عجیبی نشان دادند تا آنکه در زیرگان افسری جناب (انور) بیگ یک امداد کلی برای آنها رسیده دشمن را بر جعت محسوس ساختند، و در استحکامات شان پنهان نمودند. درین محاربه شجاعتی که مجاهدین اسلام ظاهر کرده اند.\n\nبسیار خیر است. هزار دود نفر مقتول و مجروح از دشمن بوقوع آمد که در میان آنها دو (سل مشیر) و سه (بلوگ شهر) موجود بود و ما رتبها را از عباس آقا افسر شان و کاشف ایک در جستان یا قیو شان مقیم این محاربه ۱۱ ساعت دوام ورزید و همه خوبیها بزمین و جنگوئی ایطالیا نها متحصل شد. ریزی بیفایده میکردند این محاربه ایطالیا نها شکست خوردند - باین تاره فتح شد سه نفر افسران خارجه نیز مشاهده کرده اند که یکی انگلیس، و دو نفر المانی بود. افسران مذکور در پویش مهارت و چستی و چالاکی و دلاوری مجاهدین اسلام حیران ماندند. حتی یکی از افسران المانی چون گریختن علنا کرا ایطالیا نها را دید گفت: (مرا بسیار خجالت می آید ازین بزدلی و ترسناکی ایطالیا نها) چنان اموال و اشیای بسیار درین محاربه به بدست مجاهدین در آمد مانند تفنگ و توپخانه و آلات و ادوات استحکام، و دوربین ها و اوراق حربیه و غیره. درین این محاربه یک جوان پانزده ساله عرب که تفنگ نداشت بمیدان محاربه در آمده و مقصد ش آن بود که کدام تفنگ بدست بیارد تا اینکه یک تفنگ یک بهائی مقتول بدست آورده و با همان تفنگ یک (سل مشر) ایطالی را کشته کالای و اشیای آنرا نیز گرفت، از طرف ما ۳۰ شهید و ۶۰ زخمی بوقوع آمد که در میان زخمی ها دو نفر زن نیز موجود بود، یکی ازین زنها بعوض پسر مریض خود جهاد میکرد و زن دوم این قصیده را داشته با شجاعت و دلاوری عربی را خوانده، و مجاهدین را آب نوشانیده بشوق و غیرت می آورد. جمعیت هلال احمر که در مصر رفته بودند نیز در امداد مجروحین داد و بهمت معاونت را میدادند.\n\nیک قهرمانه شجیعه عربیه\nرفیق ما (موید القرا) در زیر عنوان (خوله بنت الازود الثانیه) اثر شجاعت و جلادت یک زن نوجوان عربیه درین محاربه ها را با کمال فصاحت و بلاغت بیان نموده که خلاصه از اینجا مینگاریم: زنان عربها مجاهدین درین محاربه ها شجاعت و حمیت فوق العاده خود شانرا در نظر دوست و دشمن ثابت ساخته اند. در هیچ محاربه از مردان خود بهیچوجه عقب نمانده آنها را بمحرب و قتال تشویق و نصیح نموده اند. و از تکله های خوب و تفنگ دشمن خود پر و دلکرده اند. حتی یک زن جوان عربیه در محاربه (قرقارش) چنان یک شجاعت و غیرت مردانگی نشان داده که نامه نگاران اخبار انگلیسی که آنرا بچشم خود دیده اند دهشت و حیرت کرده اند، و به آنها چنین برین اتفاق کردند که او را عقب (ژان درک دوم) بهند [ژان درک همان دهقان زن فرانسویست که دولت فرانس را از دست تسلط انگلیس رهائی داده و همه اردو های انگلیس را مغلوب ساخته است. مترجم] اما محرر الموید زن عربیه مذکوره را بلقب (خوله بنت الازور الثانیه) ملقب میکند که حضرت (خوله) همشیره حضرت ضرار بن الازور الصحابی میباشد که شجاعت فوق العاده شان در محاربات شامات مشهور است. نامه نگاری که این محاربه را بچشم دید چنین مینویسد: یک زن جوان عربیه را دیدم که سوار بود و در یک دست تازیانه و در دست دیگر خود را افسری میکرد و کی ما است."}
{"book": "adl0616", "page": 199, "text": "نمر ۱۵\nصفحه ۸\n\nفرار نموده اند . و از اینجا بسرعت تمام در ( شاغلی ) نام موضع آمده به قلعهٔ بانک (سوسیته جنرال ) در آمدند و یک چوکی را با یک نفر خدمت کار آن بقتل رسانیده و یک خدمت کار دیگر را بصورت مهلک مجروح ساخته و مبلغ چها هزار فرانک که به فرنگ تقریبا یکروپیه میشود دزدی کرده قرار شده اند . و در ( استیلیا ) نام موضع پیزا به موتر را انداخته در شهر فلورنس با رییس درمیان ملیونها نفوس لندن امین شده و از نظر پنهان گشته اند .\n\nنامه نگار سرحدی پشاور از سرحد آنطرف علیها مقرر شده گان اعزام سرچشمه های بسیار تو گلری برای جراید و شبهای نامه نگار می فرستد و بدست خواهد آورد با محال آنکه درین سر حد تا به این درجه حوادثهای راست حقیقی تصادف نکرده و به اختراع وایهای خیالی قصه را بآب و تاب مینویسد که مردم میگردد . چنانچه قبل از چندی باز آن نامه نگار بمنظور جلب گفتار به پیرایه و اساسی دیگری باختیار خود دارد و همه اختیارهای نامه نگار مذکور در اخیر این فقره خودند که انهم این است . در اثنائیکه موتر اعلیحضرت امیر صاحب از جنگل در سته میگذشت یک صدائی بسمع مبارک شان رسید موتر ایستاده کرده بر سر اوس آمد بسرعت شادمانه به پلیس کیفیت امر نمودند . سوراوس ها در جنگل دو آدمی را یافتند که دست های شان بسته در جنگل افتاده بودند . چون در حضور استنطاق شدند معلوم گردید که از دزدان کوهها اخبار گرفته اند . بعد ازان به تعقیب دزدان امر نمودند و دزدان را گرفتار کرده و بقتل رسانیدند . نامه نگار سرحدی بنا بر اقتداری که در خود تصویر میدارد و جزای این است که مجازات کردن قطاع الطریق گرانبار حکومت صفیه برای گرفتاری آنها\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 200, "text": "نمبر ١٥\nصفحه ٦\n\nتاثیر اردو کشی طیاره های اردوی عثمانی\nنام یک شخصی که از معاون های معلم طیاره خانه های لندن است عظیم هوا پردازی ها و دو پارت سببی که درین روز ها کرده علیه کانیان معدنهای زغال سنگ غرب بر پا کرده اند و از سبب و الود ها در بلوا ها لا اقل کم زغالی کمتر پیدا میشوند . موسیو سا الله نیز در پاریس کار ضرور سید داشته باشد . چه کند ! باز هم در طیاره خود سوار می شود . قطب نمای خود را رو بروی خود می نهد . با وجودیکه هوا بسیار سرد و طوفانی بیاید بقدر دو هزار متر هم ارتفاع بلند تر رفته و از ابرا بسته شو قایق خود را بلند ترمیکند . دو ساعت و ده دقیقه فقط به پاریس داخل میشود . و در میان دو ساعت در پاریس کار خود را اتمام داده با طیاره خود سوار شده بلندن بر میرود . یک و خیز دلبرانه بر روی یک فنی بدرجه عشق و سودا و شوق و محبت داده و برای آنکه شهادت نامه خود را از مکتب طیاره پرانی بدست آرد سومین بار در حضور مخاخرین خبر بنماید . لهذا طیاره خود سوار می شود و در روی هوا بیک مانده بسیار جرات کارانه برقص می آورد . ولی هزار افسونش که این ظاهره لطافت منتظره برین رقاصه هوائی خود کامیاب نیامده بناگهان مانند مرغی که بدست قهر صیاد شود از هوا بر روی خاک می افتد و وجود نازنینش در راه عشق محو و نابود میشود . اما هوا پروازی نه روز بروز ترقی باید بکند بجای یک مرده صد زنده و دیگر بپرواز و بعوض یک افتاده هزار دیگر به پرواز ساخته میشود . ولی اینها کلیپ های سیاسی نیست . در هر طرف گلپ های طیاره سازی برای ترقی برس در بین گلپ ها برای تربیت طیاره سازان برای از افتاده گان طیاره ها برای عایله های بازمانده گان طیاره ها خدمت میکنند . از یک طرف جنازه های مردگان ترقی هوا پردازی ها را به چنان دیده با ولایش با نقل میکنند که چشم هیچ بیننده ندیده و از دیگر طرف برای بالا بر آمدن یک دلاور هوا پرواز دیگر آنقدر کفهای تحسین هم میزنند که گوش هیچ شنونده نشنیده است ...\n\nخبرات ایران\nخبر های که از ایران در صفحه های اخبار ها خوانده میشود و هیچگونه یک خبر فرحت اثری تصادف نمیشود . ایران در شورش و فتنه ممکن ورزیده اند حتی میخواهد که در ان نواحی یک موقع مستحکمی هم پیدا نماید . در اواخیر بای کرمان شاه نیز اختلالها بوقوع آمده است بقدر بیست هزار آدم که هزار نفر زن بیش دار آنها بود و به کرمان شاه بقصد انتقام شرافت الملک که رئیس عشیرت بود و پیش ازین مقتول رسیده بود هجوم نمودند و بقدر یکصد نفر تلفات بوقوع آمد و دولت روس و بریطانیا محرک های سمت جنوبی و شمالی ایرانرا در مقابل فرضی که برای اصلاح داخلیه و تامینات صلحیه خود گرفته اند . هزار حیرت بر این بی تالشی اسلام !\n\nاحوال ممالک عثمانی\nهنوز اختلافات فرقه ها از بین اتفاقی متمتعاً باقی بلکه روز بروز در تزئید است . و اخبار ها ئیکه نشر میشود یا بطرفه ( اتحاد و ترقی ) و یا به فرقه ( ائتلاف و خلافت ) منسوبند . جمله از هجوم های که بر همدیگر میکنند به موجب اسف و حسرات و اگر چیزی نیست ، مردم از اتحاد تا عموم اهل اسلام بحث میکنند حال انکه اینگونه تفرقه های داخلی ممالک اسلامیه اساس آنها را از امید انتی می افگند بلکی آن اتحاد و اتفاق خصوصی نیز بفرسخی دور می اندازد . در محاربه طرابلس فتوحات داهره نمایان مجاهدین اسلامی در سغازی ، و درنه ، و توبروک ، و عین زاره بظهور میرسد . ایطالیائیها بجای غلبه کردن مغلوبیت در آنجا با و دیگر هیچ چیزی نمی بینند .\n\nمرغان جنگ\nرفیق اخبار ( طنین ) مینویسد :\nدر حالیکه ما درینجا یعنی در ممالک عثمانیه - زندگانی خود مانرا در میان ابرهای ترس و بیمها پیچانیده ایم و بر یکدیگر خود همه ما پریم و بیراس بست خود یک قدر تامل گرفته بر روی تاریخ دیگر خود می مانیم یک قدری به آنسوی خود چون نظر میکنیم می بینیم که در آنجا - یعنی در اروپا - چه کار میرود : در فرانسه یک غوغای قیامت بر پاست . در جرمن یک طغیان و هیجان مردم بهر جا جمعیت ها تشکیل میکنند . نمایش ها نمود در پیشه و آیا چیست ؟ علم با قوای طبیعیه جنگ میکند : چیست ؟ با موجون پرانی طیاره ها یک روز در اخبار ها میخوانیم که یکی از اخبار نویس های فرانسیسی یک حساب دقیقی کرده و بدست خود یک نقشه شهر پاریس را گرفته بر تمام فرانسویان بانگ زده میگوید : ای فرانسویان ! اگر ما خود مان را باز نگیریم در میدان هشت ساعت جرمنی بر شهر پاریس (٣٠٠٠٠) بمبها و دینامیت می اندازد ! بهمان دم یک شور و خروشی در ملت فرانس پیدا میشود . اخبار ها ستونهای جمع آوری اعانه باز میکنند . در میان دو سه روز در ان ستونهای اخبار ها بلیونها فرنگ جمع و آویزان ها دیده میشود . از طرف دیگر ایمپراطور جرمن بهرکس که برای طیاره های هوائی یک موتور بسیار متین و مکمل بسازد این قدر هزار نه با مارک مکافات وعده میکند . و طیاره ساز ها را به کوشش و فعالیت می آرد . باز بناگهان در صفحه های اخبار ها میخوانیم که (موسیو)\n\nاتش زده گی و خاکساری پشاور در عین دو ته\nقضا و قدر وصیه در یوم شنبه در محله اسیر آسیا متصل دروازه با دیگری شهر پشاور اتش زده گی عظیمی به نوع آمد که دران نواحی اکثر مردم هندو سکونت داشتند خانه های انان همه در آتشکده ساختند اگر چه پولیس و مردم در فرو نمودن آتش مزبور به سعی و کوشش ورزیده بودند لیکن با وجود این تا دو یوم خانه های مردم را چون سیلاب عظیم برباد دادند که قریب پنجصد خانه در خاکستر ساختند نقصان آتش قریب شش لک روپیه شمرده میشود زیرا که خانه های که سوخته اند همه تعلق به معمول افراد ایل هنود داشتند - بعد از دو یوم از درد مسلمانان آتش مذکور فرو کرده شد - درین آتش کرشمه یی که مسلمانان در حالت سجده های خود بکار بردند قابل تحسین و آفرین است فقط\nامضا\n( ص - ١ )"}
{"book": "adl0616", "page": 201, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۱۵\n\nمقالهٔ مخصوصه\nلازم بودن اتفاق بنی بشر بیچارۀ بقوالی چند\n\nقارئین گرام چون این مربوطه را مطالعه فرمایند با خود خواهند گفت که اینجه هزیان بیهوده گوئیست؟ اتفاق کجا؟ بنی بشر کجا! در حالیکه دو فردی از افراد بشر را نه در شکل و شمایل، و نه در طبیعت و خصایل با همدیگر برابری یا بهم نسبت به آن ضدیت رنگ طبیعت، فکرها و تصورها، و خیالهای مارا نیز از هم جدا و مغایر می بینم چنان میشود که این قدر ملیونها ملیون نفوس بنی بشر را که بر هزارها فرقه با دولتهای مختلف و جدا شده اند، و هیچ ملتی به آندیگر نه در رنگ طبیعت، و نه در جنسیت، و نه در نکرده عادت و نه در دین و مذهب هیچ نشا و نزدیکی بهم نرسانند همه را بیک اتفاق و اتحادی کردن الحق که یک سخن محالی معلوم میشود.\n\nواقعیکه در اول نظر همچنین معلوم میشود که این ادعای محال و غیر ممکن است. بشریت از آغاز خلقت باین قسم داخلی و خارجی بیجا خلق شده آمده است که دشمنان داخلی او حرص، طمع، شهوت، غضب، سرکشی، عناد، کبر، حسد و امثال اینگونه اخلاق بد و ناپاکیست که دایماً با انسان موجود، و همیشه در پی عداوت و بیخ کنی نوعی او مشغول است. دشمنان خارجی او قوای طبیعیه مهیبه ایست که هر لحظه و هر دقیقه نوعی او را در زیر فشار و تهدید میدارد مانند گرسنگی، برهنه گی، بی مسکنی، طوفانهای دریاها، آتش زده گی ها، زلزله و غیره. دشمنان داخلی بر نوع بنی بشر چنان یک سلطه و حاکمیتی حاصل کرده که دستها و پایها و چشمهای شانرا بستند و فکر و نگرش است نامحدود و کوچک ساخته بیگاه فرصت اتفاق و اتحاد همدیگر شانرا بمقابله دشمنان خارجی شان نمیدهد!\n\nاستدراکاً (تدنی بالطبع) گفته اند (مدنی بالطبع) را به اتفاق و جمعیت زیستن) معنی داده اند. و درین خصوص از زمانهای سابق تا باین دم به ملیونها سطرها نوشته اند و بخروارها سیاهیها صرف کرده اند. و دلیلها و برهانها بیان کرده، و مسئلۀ جمعیت زیستن بشر را ثابت ساخته اند که ما در اینجا به تکرار و تکرار آن حاجت نمی بینیم. بلکه این قدر میگوئیم که بشریت کما کان بدرجهٔ مکملی نرسیده که برای جمعیت زیستن و به اتفاق و اتحاد مجموعی خویشتن لایق و سزا وار شده باشند. دشمنان داخلی یعنی اخلاق ردیۀ عالم بشری را بچنان راههای پر پیچ و تاب منزل نایابی رهبری کرده که از سر منزل مقصود حقیقةً مدنی بالطبع ملیونها فرسخ دور افتاده اند. چنان معلوم میشود که احکام این مدنی بالطبع یعنی جمعیت و اتحاد زیست کردن در اوایل خلقت که بشر از همه حوایج ضروریۀ خود محروم بودند جاری و نافذ بوده رفته رفته منسوخ و در قریه ها و قصباتها معدوم گردیده است.\n\nعجب منطق سقیم! آقای محرر باز چه میگوید؟ آیا این همه تجلیهای درخشان عالم مدنیت را نمی بیند که عالم بشریت را از مدنی بالطبع محروم می پندارد؟ و اگر می بیند از جای یک عینک دروغک گذار و !...\n\nآه، چه عرض کنم! اصل بلا اینجاست که با وجود نصف بصر بخوبی می بینیم. ولی حسبان می کنیم؟ سراب، نقش بر آب، کم بنیاد تر از حباب!!... هزار حسرت! ملیون اسف که اینهمه مظفریتهای نمایانی که عالم بشریت بر قوای طبیعیه تا یکدرجه حاصل کرده اند، و اینهمه اختراعات و کشفیات محیرالعقولی که از نتیجۀ آن مظفریتها بروی کار آورده اند اکثر شانرا دشمنان داخلی شان بجبر و زور از دست شان گرفته بر خود شان بمقام سلاح معدوم کن شان استعمال می نماید!\n\nآه بیچاره بشریت! چقدر ضعیف و زبون یک مخلوقی هستی که از دشمنان داخلی ات که نام آن جناب (پهلوان طمع خان) میباشد بهترین و نافع ترین اختراعات را که برای مقصد مدنی بالطبع بوجود آورده از دستت گرفته برای قتل و معدوم ساختن خودت استعمال میکند!\n\nآیا روشن تر از اشعۀ اعلی از برق، شناور تر از ایجاد از واپور، سریعتر از نقلیه از ریل، بلند پرواز تر از طیاره های هوائی در عالم بشریت چه چیز تصور خواهد شد؟ وا اسفا، و احسرتا که آن دشمن جان یعنی (طبع) نام قهرمان که ازین سه حرف (ط ا م ع) مرکب است و هر سه حرف آن میان خالی آنکه هیچ چیزی پر نمیشود این برایم غریبه نافهم را برای پر کردن شکم های خالی خود دانسته ما را باین خرافات پیشین زمان بر کله خوری یکدیگرمان استعمال میکند!\n\nوقتیکه بمجاهدات پر غیرت بشریت در خصوص تسخیر نمودن قوای طبیعت نظر شود مدنی بالطبع بودن بشر با تمام معانی آن در زیر نظر جلوه گر میگردد. آیا آن کنز مخفیه"}
{"book": "adl0616", "page": 202, "text": "صفحه 11\nنمبر ۱۵\nبشیریه را چنان مدنی با لطبع نگویم که آنها ، زغالها ، و هزاران گوند معادن دیگر را از خزینه ها و دفینه های پر و معلوی اعماق طبیعت بیرون می برنند بارد بخاره نام یک خارقه طبیعت را در زیر تضییق و فشار محکم و تسلط خود، در آورده جهانرا میلوزانند ، برق سیال جوال بی نام ونشان از نظر پنهان در همه چیز عیان را بی آنکه حقیقت حقیقی آن هنوز پی برده اند برای خبر رسانی خودشان را از غرب بشرق در یک نخند بعد استعمال میکنند . خانه ها ، عمارتها، مناره ها می خود را بواسطه آن از صاعقه نام بلای مدیشه سهادی محافظه میکنند با و هنوز چه چیزها ! ....\nبلی بلی ! هیچ شبهه نیست که اینها همه از مدنی طبیعی بوجود آمده . اگر جمعیت و اتحاد نیبود اینهمه بر این غریبه و این همه اختراعات عجیبه کجا بظهور می آمد ! مگر چه دگر گفتگو دارد ؟\nهیچ گفتگو ندارد . هزاران آفرین برین مدنی طبعی ( ؟ ) موجهای عظیمه بحجر های محیطه را در زیر چه خوبایی ماشین های استیهای بخاری جنگی زره پوش ما که هر یک سالم یلیک قلیه آهنین اتش فشانی میباشند مشتمل ساخته سرعت و شارت خود را برای سوختن و محو کردن و ساختن خودش یعنی بشریت که مخترع است بزیرکان (بغض و کین) نام دو دشمن داخلی شدید البطش به این دانش انداخته که انسان را در پیش آن مدنی با لطبع انگشت یدمان حیرت می سازد ! .....\nصحراهای وسیعه، کوههای شامخه ، نهر ناجی هیدرا ریلهای چابک رو تیز دو بچنان سرعت، و چنان شدت در زیره افسری ( حمد و حرص ) نام دو اثر در آتش نفس بقطع کردن ، و شکافتن ، و عبور کردن برای یا بدست آوردن مملکت بنی بشر براه انداخته که انسانها در پیش آن اثر بد بعد سریع الکذر (مدنی طبع ، بشر نورد با دیه حیرت میگرداند !...\nدر حالیکه انسان بقدر یک ثانیه بر هوا توقف میشور جناب مدنی با الطبع چنان طیاره ها می‌مکله براہی ہوا پر وانا بوجود آورده که مسافه های سیمی اور جو ہوا می پیماید. اما که این خارقه بسیار عجیبه مدنی طبیعی بشریه را (الحصب جنات) نام دو دشمن داخلی او بحیر دستم از دست او گرفته و بر خودا چنان بشدت استعمال کرده که طراقه های هول انگیز (بومین اندازیشان مرا بر سحر پردازی مدنی طبع آخر زمان بیاور\n\nوا میدارد .... از همه بهتر اینکه ( اولین ) نام حکیم خارقه پر را از برقی به اینجمه بدایع آثار مدنی طبیعی (۱) که تا بحال بروی کار آورد اکتفا نورزید و از قرار یکه در صحیفه های اخبار ما دیده میشود از چند سال به این ظرف در خلوتیا نه مدنی طبیعی خود در آمده ، به اختراعا یک آنها بسیار خارق العاده برقی شغول است که با آن اگه در محار به ما کار هزار ما خوب و تفنگ را در یک واحد دار رواه مدنی طبیعی ! جان، جان مدنی طبیعی .... بیلارو ! ...!!! تدققه خنده مکنید. زیرا : «یک قیقه کبک و و صد جنگل باز است» بر این غریبه بشریت در محمود معدوم ساختن خود از بین های شاپر و ندارد. دشمنان بسیاری دور و مقتنه د الله همه علوم و فنون متنوعه مختلفه همه اختراعات و صنایع بدیعہ اور ا کہ خلاق عالم براے اصلاح نوعی او خلق و وضع نموده به قام سلاحهای مد میشی خود او استعمال میکنند . فتق کیمیا و حکمت ترقی میکند . نتیجه اش به این منجر میشود که دینامیت های رقم رقم ، بو به های اسم نسیم بجنان باره د های نوع نوع ، اجزا با مصالح نا گوناگون و چیز ہے دیگر برای محو کردن بشریت بوجود آرد ! فن میخانیک السیر و هندسه ترقی میکند نمره آخرین آن این میشود که خوبیهای این دانش فنان بلورهای قلعه لوب بفرسخها دور اندازه تیشه ای سریع اتش و انواع ور چیز های ملی و اعدام بشریت را بوجود آ برد. حتی تنها فنون فنی بلکه قوط تحریر به ادبیات را نیز ان دشتستان نوشتن در اقلیت می رسها م مان موس و اهلیت بر جانگاه نما نه باین خودت واز میکنند مقاله های اخبار های یکه و فرقه مخالطه بشریت را بخوانید به بینید که آن قرار مقدس شریف پهلو نه بینی بشریت جولان مینماید . اه بیچاره بشریت ! اینچه فلاکت مدیشه ایست که بر تو نازل آمده ! خلاق عظیم استان کون و مکان کره زمین اصلاح کرده تا با همه بشریت اہم ثروت و سامان بشریت برای محو کردن تجارت احسان فرمود. لاکن چه فایده که سی دشمنان خانه ویران بنی یا بدست آوردن مملکت بنی بشر براه انداخته که انسانها نیز در داخل ملک وجودش برای آن خلق فرمود ، اما با نه از کمال مرحمتی که در حق او داشت بمقابل آن دشمنان یسی دوستان در مینایان و غمخواران داخلی نیز با او همراه نمود. ( وجدان عظیم الشان را بر آنها سلطان مقرر فرمود. بقالی حرص و طمع حسن اداره استقامت و قناعت راه مقابل کاین میدا و غضب حسین دوستی و اتحاد و رفق و ملایت و استقرار شود. بمقابل منفعت مقابل حد بیشمار مقابل بر یک دشمن درست است آنان فرمود بیہات ہیہات ؟ ا بیچاره بشریت اینهمه دوست در میدان خود را به دست خود در زیر حکم قهر سلطه و نشان را جان و وجدان خود در آورده بفرسخها برسخ از صفت"}
{"book": "adl0616", "page": 203, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۱۵\n\n(مدنی بالطبع حقیقی) خود و در افتاده اند ! اگر مقصد از آبادی زمین باشد زمین های غیر مزروع و غیر سکونا دنیا کم نیست . اول آنها را معمور، و مسکون نمایید ! دوستان در میران داخلی تان از علم و فن و اختراعات شما همین امید می پروراند . اما پیزا را فسوس که دشمنان داخلی تان شما را بر پست همتی گرفتن زمین های مسکون و مزروع هم جنسان تان سوق میکند .\n\nیک هیئت اجتماعی عظیم بشریه غربی را با یک جمعیت بسیار مهمیشه مدهشه شرقی دشمنان بشریت چنان بهم در انداخته که دوستان و رهبران بشریت دست بسته بسوی آن می بیند و هیچ کاره ی از پیش برده نمیتواند .\n\nای جمعیت بشر ! یکبار به بینید که چه بلاهای مد هشه خارجی حیات ما را تهدید و فشار میدهد : و بابا، طاعونها، زلزله ها ، صاعقه ها، طوفانهای دریا با حریقه ها هنوز چه چیز ها!\n\nغرب در وقت حاضر با همه صنایع، و اختراعات و علوم و فنون خود در زیر سرافسری اژدهای اتشین نفس حرص و طمع بر شرق یکی هم حمله آوریهای شکم په دری اجرا مینماید . در عین زمان حد نام قهرمان کین پر ور در بین خودشان رقابتها و عناد ها و غرور ها بر می انگیزد . یکی که یک کشتی جنگی بازو آن دیگر از حرص آنکه مبادا یک نقد چرب زیاده تری بر باید هماندم یک در جن کشتی طورپید و سفارش میده ! ...\n\nهیچ شبهه نیست که اگر بشریت بقول دوستان داخلی خود حرکت کرده دست یک کنند ، و از زعم قتل و قتال همدیگر خود باز آمده با این دشمنان خارجی خود به نیت خالصا نه نفع یک گیر در اویزند هزار با گونه موفقیت با و کامیابی با بدست خواهند آورد . اگر تنها آهنی را که برای کشتی های زره پوش و توپ و تفنگ ها و دیگر اسلحه های مختلفه خودکشی خود در میکنند از برای دیگر این صرف نمایند از روی جهودیه های ایجاد منجمده سرور نموده تا به اراضی مجهوله قطبیه واصل خواهد شد؟\n\nاه بیچاره شرق ! تو بقول دوستان در میران پیروی کرده بمغلوب ساختن دشمنان داخلی خود کوشید ولی غافل که آن دشمنان داخلیت از نزد تو فرار نموده با دشمنان داخلی ابنای جنس غربت عقد اتفاق کردند و بکال دهشت بر تو هجوم مینمایید ؟\n\nماشاء الله مجرد صاحب ! هنوز قلم تان ماند نشده ؟ اگر مهربانی کرده تا به آن جمهوریه با زحمت کشید و نروید بهتر خواهد بود ! مبادا سیاسیاتان بر نوک قلم تان انجا و یافته دگر چیزی نوشته نتواند ! شما خاطر شریف نان را جمع داشته باشید . اگر بزا ز یا از اینگونه ترانه با سرائید دشمنان داخلی چنان تسلط و علمی بر عالم بشریت پیدا نکرده که اینگونه ترهات بر آنها کارگر تاثیر آید .\n\nای معشر البشر ! آیا این کره زمین . این مسکن استین ذات خالق بهمتا برای همین بشما عطا کرده که خاک انرا با خونها خودتان آغشته سازید ؟ آیا اگر جوانان بیکباره گی کنید مجاهده را با دشمنان داخلی تان به بندید ، دسته ها می بیند بشریه غربی و شرقی و شمالی و جنوبی، همگی اتفاق کرده و دشمنان داخلی تان را مغلوب ساخته در پی خانه آبادی خود بیفتید، دوست یک کرده با دشمنان خارجی نان دست و گربیان شوید چه مظفریت ها، چه غالبیت ها، چه سعادتها، چه کا مرانیها خواهد بود که بدست نیا برید؟\n\nای شرق ! از حمله های متجاوزانه غرب عبرت گیرید ! بمحافظه موجودیت تان بکوشید . چون دیدید که از دوستان داخلی کاری نمی آید شما هم با دشمنان داخلی خود ساخته بهمان جریان تابع شوید . برای محافظه موجودیت ملکیت تان قهر غضب حین عداوت را پیش دار خود مقرر کرده و بزنید تا از بشریت هیچ اثری نمانده نماند، نماند ! ...\n\nبلکه بخود گرفتارید به احوال خانه خود یعنی کره زمین هنوز هیچ کامیاب نیامده اید . سمت های جنوبی و شمالی خانه خود را هنوز هیچ ندیده اید و هیچ خبر ندارید که چیست و چه خزینه ها و دفینه ها در خود مضمر دارد ! زیرا دشمنان خارجی تان که عبارت از قوای مدهشه طبیعیه هواهای سخت و چمهوریه های یخ است مانع راه تان است . اگر برای خود تا نرا مرد میدان اعلا به دنیا و مامور اصلاح عالم میدان زمین های غیر مکشونه عالم را کشف کنید، و اعمار نمائید ؟\n\nدر حالیکه بلیونها کیلومتر مربع زمین در نفس غرب غیر مزروع باشد، بر اراضی مزروعه شرق چه چشم میدوزید ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 204, "text": "صفحه ۱۳ نمبر ۱۵\n\nوَظَائِفِ عَسْكَرِيَّة\nما بعد از نمبر ۱۴\n\nفرض سوم شجاعت\nیعنی دلاوریست که این دلاوری عبارت ازین چند چیز است : هر فرد عسکری از وقتی که داخل خدمت این سلک جلیل میگردد میباید که به هر گونه مشکلها و زحمت ها و مشقت هائیکه به او برخورد دلاوری را از دست ندهد ؛ و بمجردیکه بر دین و وطن و پادشاه وقت یک تملک تجاوز دشمن را به بیند بمانند جان و سر خود را بمیدان نهاده برای رهائی دادن افراد ملت خود یعنی برادران وطن خود را از ان تهلکه کوشش ورزد ؛ و در وقتهای جنگ به ره پیمائی های ساقه های بسیار دراز گرسنه گیها ، پاشنه گیها ، به بارانهای شدید کفته های توپ و تفنگ دشمن ، به دیدن کشته ها و زخمی های رفقای خود هیچ صورت شجاعت و جسارت دلاوری خود را از دست نداده و بر خالق یگانه خود توکل نموده از میان زخمیها و شهیدانکه در راه محافظه وطن بر خاک غلطیده اند به دلاوری تمام رشته صداقت خود را به بادشاه و وطن و ملت اثبات نمایند . و وظیفه که ازو منتظر است بخوب صورت بجا آرد . و دیگر رفقای خود را نیز در باب دلداری داده و بر دلاوری شوق به بد ؛ و برای محو و خراب کردن دشمنی که شمشیر کین عدادت خود را بر دین و وطن از نیام بر کشیده باشد همیشه ( پریخ زاد ! ) یعنی دایما پیش رفتن را شعار خود سازد ؛ و کشته شدن خود را در ان راه برای خود و برای سلسله و ذریت خود یک شرف عظیمی بداند . و وظیفه هر افسر و آمر عسکری به این است که هر یک از افراد عسکری که در اثنای حرب بیدلی و بی جبری نشان بدهد ، و از دشمن رو گردانیده گریختن و تلاش ظاهر سازد بهر صورت که باشد دیگر رفقای خود را نیز بگریختن بر انگیزاند بماندم در همانجا وجود آنرا بردارد . در تواریخ حرب بار بار دیده شده است که یک چند نفر عسکر دلاور یک بلوک عسکر دشمن را محو و مغلوب کرده است . بر عسکر باید به این بداند که اینکه عقب کشیده از دشمن بگریزند و دشمن را بر خود دلاور ساخته دین و دولت و وطن را به او تسلیم نمایند بهتر آنست که یک چند قدم پیشتر رفته دشمن را محو بکنند با این مسئله میباید که اعتقاد کامل داشته باشند .\n\nفرض چهارم اطاعت\nهر عسکر با فوق خود یعنی به بالا تر خود که عبارت از آمر یا افسرهای شانست به اطاعت و فرمان بردار مجبور است . امر کننده گان و افسران هر امری که خواه زبانی و خواه تحریری به همه جماعت کنند و همه فقره های قانون نظام نامه ها طاعت و رعایت نمایند ، و آن امر ها و نظام ها را بگوش جان شنیده به بسیار خوشی و حسن قبول و رضا و رغبت اجرا بجا آرند ، و به آمری که این امر را به او میدهند به از دل و جان محبت ورزیده امر را بجا بیارند . امر ها را مقدس باید بدانند ، و به اجرای آن خود را ذمه دار و دین دار شمارند ، و ادا کردن دین می باید که بخوشی و ممنونیت ادا شود . هر عسکری که امر های به او داده شده را بخوبی و درستی بجا آرد . فخر و شرف عظیمی حاصل میکند . اطاعت ، امر الهی است که امر الهی را بجا آوردن فرض است . عسکری بی اطاعت از روی قانون بجزای بسیار شدیدی دو چار میشوند . قانون نامه جزای عسکری بسیار سخت و شدید است . مافوق افراد عسکری همه افسران بزرگ و خورد نظامی و انیس و شریک و بعضی نظرباهای قدیمه که خدمت کسی بشری را ایفا میکنند میباشند . حتی اگر یک نفر از روی عادتی باشد که بر آنها آمر مقرر نه شوند باز هم به امر مافوق گفته شده اطاعت کردن فرض است .\n\n[ باقی در نمبر آینده می آید ]"}
{"book": "adl0616", "page": 205, "text": "صفحه ۱۴\nنمبر ۱۵\n\nعالمها ژاپان\nاز سیاست نامه عبدالرشید ابراهیم افندی\nما بعد از نمبر ۱۴\n\nخوب یک با رسوی من دید و یک تبسمی نمود . عر به چی تنومند که اپانی ما را به رویه\nسرعت یک اسپی مید دانند . بعد انه یک کمی به استیشن آمدیم، از ترجان\nنوجوانی که با من همراه بود پرسیدم که به این ( عرا به چی ها ) چه قدریه\nمی گفت اگر ۲۰ کا یک بلد سید ممنون میشوند. چونکه مردمان\nفقیر است .\nاستیشن کوچک بود. تکست گرفتیم. ولی هنوز قطار ریل موجود نبود.\nدرین اثنا جوان ژاپانی که با من بود گفت : ( اگر دل تان میخواهد آن طوبی\nکه در راه دیدید تماشا کرده میتوانید زیرا آن خوب در وقت حرب از روس\nاسیر گرفته شده است . ارایه را بوس زیادی براد بدن آن داری\nپیدا شد ولی می باید که اول در ریل حنای باید گرفت داشت یا و کالای\nخود را جای بجا باید کرد. نوجوان را پانی این اندیشه امرا درک نمود .\nگفت : اندیشند کنید به اشیاد کالای شما هیچکس دوست نمیزند.\nباشد و چون بشارکت داده اند به هر حال بشما در ریل جامی هم میدهند.\nخنده روی\nبنا برین سخن او خاطر جمع شده اطرف خوب رفتیم\nطوب بیار بزرگ یک طولی بود . در کارخانه ( قونهاین ) که در\nنزدیک ( پتر سپورگ ) است ساخته شده بود. از جوان\nرا پانی پرسیدم :\nآیا این طوب را برا چه در پنجا گذاشته اند با گفت - اگرچه\nاینجا یک ده کوچکیست اما هر روز از ملتها غیر سیا مردمان\nاردو میشنوی جرم بودن بردم ؟ بخاطرم آمد که چون زبان میدانم اگر با من بیا یه به نخواهد\nبود . لهذا گفتم : بیا ، با هم بروم . ار گمرک یک چیست\nقدم گذشته بودیم که در طرف راست بندر گامانی که در این هست در همه آنها آنها همچنین بلیک خوب ایر\nیاد گار فر های ماست گذاشته شده است. حتی در سیاره\nاز قریه های داخل مملکت تیزر یکیک یادگار نفر خواب خوب باشد\nخواه بیرون خواه دیگر چیزی موجود به باش\nموجودن\n\nمن چون از دروازه گمرک یعنی چبوتره بندر گارد (سوریه)\nبر بدم یک آدم کوچکی بایک عرا به دوستی در پیش رو می من آمده\nاشیای مرا در عرا به پر کردن گرفت، و بعد از ان که اشیای\nمرا در عرا به نهاد مرا نیز سوار شدن بران کالا اشارت کرد.\nدیدم که دیگری فران نیز بر کالای خودشان در عرا به می نشیند.\nانا دل خود مین برا این گواهی نداد که اینقدر کالا در ان عرا به باشد\nو منهم بران بنشینیم و آن را به را نیز یک انسانی مانند خود انند خودم بکشد.\nاز ان سلب من در دیگر عرا به سوار شدم. این را به های آدم را نرا دردیلها هر وقت جای پیدا میشود.\nریکٹ ، بنام دیگر ( کورو مهیا میگویند که عبارت از عرابه\nخفیف و یکیست که یک آدم آنرا نمی کشد. در اثنائی کریہ نے\nاستیشن حرکت میگردیم یک جوان خوش پوش خند روی\nرا پانی که تخمین عمرش هفده همه ساله می آمد همین نزدیک شده بزبان\nشا پانی پرسیدم :\nردی گفت : اگر میفرمایید بر آرمهمانی و خدمت شمامنهم با شما\nبروم ؟ بخاطرم آمد که چون زبان میدانم اگر با من بیا یه به نخواهد\nبود به جهید. از گمرک یک چیست قدم گذشته بودیم که در طرف\nچپ راه در ما بین یک با نچه تک ستاره آهنی ایک طوب بزرگی که\nبچشم برخورد . نوجوان را پانی که همراه من آمده بود یکیا ریوی\n\nفاجعه ها پانین\nما بعد از نمبر ۱۴\n\nبشما خبر سید هم که پینه بابا ( دینیو ) از ان پیسه هائی نیست\nکه در معده کسی بماند. او میخواهد که مرا با زمی به بد .\nاما و مینیو از انکسانی نیست که بازی بخورد.\nدینیو این الگفته بر پا خواست ، و در نز د صندوق\nکالامی شان رفته صندوق را با لا کرد. از سبک\nان خالی بودن آنرا دانسته سر خود را به افسوس\nشور دادن گرفت. باز در سی الماری آمده دین\nوازه اش را باز کرد ، و همه چیز های آنرا یگان جهانی\nپالیدن گرفت ۱۰ زین پالیدن چنان معلوم شد\nکه یک قدری خاد اری خاطر جمع شده باشد. لهذا بعد از\nیک قدری تفکر گفت :\n\nاز وقت ادا کردن کرا به هجده روز گذشت. بهمه\nحال باید چیسه را به هند ، تا نگیرم نمیگذارم\nفلونیله باز بشما تکرار میکنم که شوهرم حالا\nخواهد اند و حق شما را خوا به داد موسیو .\nو مینو چه ؟ آیا موسی و خونتران قرض\nخود را ادا خواهد کرد ؟ در همه جیب های لباس بسیار\nا طلایی که در بر دارد یک چینه سیاه هم پیدا نمیشود .\nبا اینهمه مفلسی کبر و نخوت ہم . کبر و نخوت هم میفروش. هر وقتیکه\nاز و چه بخواهی انسانه برایت میخواند . اما انه حالا"}
{"book": "adl0616", "page": 206, "text": "صفحه ۱۵\n\nادبیات\nغزل\nغرب - شرق\nبشنوید ای دوستان این ماجرای غرب شرق\nعبرتی گیرید از اسرار نامی غرب شرق\nشرق از علم و تمدن مطلع الانوار بود\nآه صد افسوس بر تبدیلهای غرب و شرق\nاتحاد و علم و صنعت، ثروت و سعی و عمل\nبود در شرق و بشد ده منتهای غرب و شرق\nشد طلوع آفتاب از مغرب و شد نزدیک مشرق\nفاش گویم من ترا از رازهای غرب و شرق\nآفتاب و غراب و مشرق و شرق ما شد رموز\nفهم معنی کن چو هستی آشنای غرب و شرق\nوقت استغفار و توحید است ای اخوان دین\nمتحد گردید در وقت دعای غرب و شرق\nتا قلم داری بکف (محمود طرزی) در سخن\nآگهی ده قوم را از نکته های غرب شرق\n\nبعد از ده دقیقه باز به استیشن آمدیم. در استیشن نوجوان رهنمای من و جورج آمده بودند، قطار ریل نیز آمده بود. نوجوان رهنمای من مرا گذاشته بدویدن آغاز نمود، و از نظرم غایب گردید. بعد از یکدقیقه باز دوید، آمده گفت: — بفرمائید، جای شما حاضر است. نوجوان مرا در ریل جابجا کرد. کالا و اشیای خورد و ریزه مرا بو نفرون مال سپرد. همه کالا و اشیای من ثبت و پراکنده بود و برهان صورت در ریل گاهی انداختند. و چون در جائیکه رفیق آنجا بودم رسیدم بی آنکه یک دستمالی کم شود و در آنجا بمن تسلیم کردند. حالا اگر یک کمی دقت شود امنیت ملک و ملت را با این در همین قدیم اولی که در طلبشان تنها رفته ام با همین چیزهای کوچکی که دیده ام معلوم میشود. در ملک روس استیماق نه نی بلکه صندوقهای کالائی که دلخواه خودشان بسته نشده میباشد در ریل قبول نمیکنند. چرا که در ملک دست شان امنیت نیست. بحال استیا ضایع میشود و کمپانی ریل نیز داشته پرداز آن نیست حال اینکه درینجا اگر یک چتری مسافر ضایع شود را دارهٔ ریل در زیر بازخواست میباشد و تاوان آنرا میدهد. بر سر این تقریباً برای شش نیم سیر کابلی اشیا و کالای مسافران را نیز مفت و رایگان نقل میکنند که اینها همه برای استراحت رعیت اندیشیده شده و وضع شده است.\n[ باقی در خبرهای آینده می آید ]\n\n— اگر چه آنقدر مالیکه بما قرض مرا کفایت کند ندارم ولی چه باید کرد اگر مجبور شوم به همین قدر هم اکتفا خواهم کرد. مادام ؟ شما تا بفردا ساعت شش مهلت دارید پیش ازینکه شش بجه شود، خود را نگیرم اشیای تانرا ضبط کرده خود تانرا از دروازه بیرون خواهم راند. این آخر سخن هست، اما هوش کنید که امشب نیاورده و گریزانید این بعضی کالاهایتان بر نخیزید ها ؟ چرا که من هر وقت در دروازه پهر میکشم بعد از آن خود تان میدانید. و مینیو سخن خود را تمام کرده از دروازهٔ اتاق بر آمد و در را بشدت هر چه تمامتر بند نموده بجانب قلا شتافت تا بوقتی که صدا های پای دیو در می شنید انتظار کشیده بعد از آن سر به اشک خود را جریان داده گفت: — يا رب ! تو چنان رحیم خدائی که عاجز ترین حیوانات را نیز در صحرا به لطف و عنایت خود مستریح میداری، آیا بر من مرحمت نمیکنی ؟ باین غذا بهای سنگین وجودم چسان ثقل خواهد کرد ؟ هیچ شبهه نیست که محو و هلاک خواهم شد. بعد از صرف نمودن این سخنان اشکهای یتیم زن بیچاره به چهار راهی رنگ پریده آن مانند نهری جریان گرفت، و آن جریان غبار غم و الم زیاد را که به دل حزون منزلش جمع آمده بود یکقدری شسته\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 207, "text": "صفحه ۱۶\n\nعِلْم وَ مُلْك\nما بعد از نمبر ۱۴\nاینهمه اعمال و فنون مختلفه که بعد از صنایع آسانتیه بکار کرده گردید برای امنیت و راحت افراد مملکت، و افزونی هنر و معرفت شان و انشراح و انبساط خاطر و سرور شان خدمت میکند که در ثروت و توانگری عمومی تاثیرات کلیه این چیز ها انکار شدنی نیست اما قواعد اساسیه، و صورت های اجرا کردن آنها به علم ثروت تعلق ندارد. مضافاً از اینگونه اعمال در علم ثروت سراسر صرف نظر هم میشود، چونکه اگر درباره تعلیم و تربیه اولاد یک مملکت سعی و همت ورزیده شود در آینده مدار استحصال ثروت میگردد، مثلاً اگر هیئت حکام و مأمورین ملکیه و عسکریه بنا شد نعمت ( امنیت عمومیه ) حاصل نمیشود. و چون امنیت عمومیه حاصل نشود حاصل کردن ثروت میسر نمیشود. ( امنیت عمومیه ) عبارت از امن و امان و آسایش همه مردمان یک ملک است که در دایرهٔ قانون عدالت هر کس آزادانه حرکت بکند. کذالک اگر در یک ملتی محاسن اخلاق موجود نباشد و بعوض راستی و درستی، دروغ و دغاباز رواج داشته باشد باز هم ثروت عمومیت حاصل نمیشود.\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله ها یک دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\n\nنمره ۱۵\n\nنامورانِ زَنانِ جَهان\nما بعد از نمبر ۱۴\nبسبب عشق بسیار شدیدی که بر خواهر خود آرسینونه از بسیار دقت ها در دل خود می پرورانید ارسینوئه را از جزیرهٔ مذکور آورده بنا بر عادت نفرت آور ملعونه که در انوقتها جاری بود با او ازدواج نمود • در خاندان بطلیوس ها ی مصر به این نام دو زن دیگر نیز هست که یکی خواهر و هم زوجه (بطلیوس فیلو پاتور) است، این زن با شوهر خود یعنی برادر خود — که لعنت باد برین عادت — بجنگ ( رافی ) رفته در ان جنگ داد شجاعت و خدمت در باب مغفرت شوهر خود بکار برده است. وی بعد از چند سال از دست شوهر خود بقتل رسیده است.\n\nدیگرش دختر ( بطلمیوس آولیت ) است. این بطلمیوس اولیت دو دختر داشت: یکی ( آرسینونه ) و دیگرش ( قلنو پاتره ) — احوال ( قلنو پاتره ) که یکی از زنان بسیار مشهور دنیا بود در حرف قاف انشاء الله تعالی بیان خواهد شد بعد از وفات (بطلمیوس آولیت) حکومت را هر دو خواهر در ما بین خود شان تقسیم نمودند. ( مصر را ) قلنو پاتره و ( قبریس ) را آرسینونه گرفت. ولی بعد از چندی آرسینونه تنها بجزیرهٔ ( قبریس ) اکتفا نموده خواست که مصر را نیز از دست خواهر خود بر باید و با لشکر جرار بسیاری بر مصر حمله نمود، ولی قیصر روم که مرغ دلش گرفتار دام زلف ( قلنو پاتره ) بود بجنگ داد و محبوبه خود شتافته ( آرسینونه ) را مغلوب و اسیر نموده باو سپرد و بعد از ان به بهانهٔ بدست آوردن توجه و محبت قلنو پاترهٔ\n[ باقی دارد ]\n\nبموجب اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرز افغان مهتمم چاپخانه دارالسلطنه\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 208, "text": "سال یکم\nصفحه ۱\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور را علی ریت باید\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابل\nو در ممالک اخراجات و ۱۲ روپیه کابل\nو خارج مملکت با اخراجات یک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک صفحه آن کابل بجعباسی ۱ س\n\nتاریخ انگریزی ۱۸\nتاریخ عربی یکم جمادی الثانی ۱۳۳۰\n\nمدیر و سیر محرر\nمحمد رزمی\n\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنت کابل\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یک بار نشره میشود\nتاریخ شمسی ۲۸ ثور ۱۲۹۱\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nصنایع و ماشین خانه دار السلطنت کابل\nحوادث داخلیه\nحوادث خارجیه\nمقالات علمیه\nمقالات مخصوص\nوظایف عسکریه\nوظایف عامه\nادبیات\nناموران زنان جهان\nعلم از دست گل به حاجرهای\n\nصنایع\nو ماشین خانه دار السلطنت کابل\n\nحضرت خلاق عظیم الشان نوع شریف انسان را به گفت و روبان، ولی به سازه برگ سامان خلق و ایجاد یی را برای ان فرمود کره زمین را با همه ثروت و سامان طبیعیش به او کرم و احسان زمود ، عقل سلیم، خوابی مستقیم وجود توانا در دست معرفت پسردار قاید ، در پیرا و مقرر فرموده برخورد و کوه و جنگل عالی و مسلط نمود .\nانسان از ابتدای خلقتش به بسی چیز نا محتاج بلا علاج خلق گردید و عقل سلیم عقد اتفاق و اتحا د همدیگرشان را رهنمائی و هدایت نمود و بعضی از انها بعدن کشی کاه باد کے [کلمه؟] بیافتن تماش ها و برخی بکشتن و دره دن انواع تخمها و دانه ها رقمی به انواع و اقسام صنعتها و پیشه ها مشغول شده ، هرگونه مایحتاج زنده کانی خود ما را تدارک کرده اند . درفته رفته کسب مدیت کرده و نسبت به تنوع اختراعات، احتیاجات بشر نیز نوع پیدا کرده صنایع و پیشه وری در بیوقت بدرجه وسعت و فراخی یافته که عقلها را بگرداب حیرت می اندازد.\nصنعتهای بشر در یا ما را مانند صحرا با در زیر پای رفتار خود انداخته، هوار ا چون دریا جولانگاه شنا در منی خود ساخته با طبیعت پنجه به پنجه آمد و هزار بار تم جواہر ثروت و تو انگری و ماشین خانه دار السلطنه کابل از سینه حرب دفینه اش بردن بر آورده ، مانند قوت بخار یک راہینہ علمائی را بخدمت گذا گذاری خود استخدام نموده !\nبه انهم قناعت نکرده برقی چابک رو رایت طری خود وارد است در ہر ملکے کہ صنایع ترقی کرده ثروت و توانگرے، یی را برای ان فرمود کره زمین را با همه ثروت و سامان طبیعیش به او کرم و احسان زمود ، عقل سلیم، خوابی مستقیم وجود توانا در دست معرفت پسردار قاید ، در پیرا و مقرر فرموده برخورد و کوه و جنگل عالی و مسلط نمود .\nهمه ممالک اور و پا در وقت حاضر مانند یک ماشین خانه بسیار بزرگ کره زمین شمرده میشود که تقریبا بقدر چهل ک در نفوس موجوده قطعه مذکور از علمه و صنعت گران آن ماشین خانه دہشت نشانه بر قم میرود. همه کره زمین در وقت حاضر بصنایع آن ماشین خانه عظیمه عرض احتیاج میور زد.\nبعد از قطعہ اور و پا قطعہ امریکا دار الصنایع عالم گفته میشود. در آسیا چون نظر اندازیم قطعه رایان نیز"}
{"book": "adl0616", "page": 209, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۱۶\n\nاز صنایع خانه های ملکی می یابیم. ولی در اسیای وسطا یعنی ایران و خیوه و بخارا و افغانستان چون نیک نظر کنیم ماشین خانه مبارکه دار السلطنه کابل را عمده ترین همه آنها می یابیم. ذات اعلیحضرت شهریار مکارم آثار معظم محبوب القلوب از ایام شهزاده گی سلطنت آماده گی شاهانه شان تا به این ایام توجیه نظر اکسیر اثر همایونی را به ترقی صنایع آن حصه فرمودند که در وقت حاضر بسی صنعت های فواید نمای مشکل و نفیسی از آن حاصل میشود. بنابرین سراج الاخبار افغانیه که نذر مطالعه کنندگان کرام خود از آثار صنایعی که در ماشین خانه مبارکه از توجه ذات اعلیحضرت پادشاه دل آگاه به ترتیب خواه معظم ما ساخته میشود بحث و بیان نمودن را لازم دانست.\n\nاسلحة حربيه\nمهمترین معمولات صناعیه که از ماشین خانه مبارکه بروی کار می آید عبارت از اسلحه ثقیله مانند طوبها و اسلحه خفیفه مانند تفنگ ها ، و اسلحه جارحه مانند کریچ ها و حربه ها میباشد. ذاتا اصل مقصد از تأسیس و بنیاد این ماشین خانه مبارکه استحضارات آلات حریقه بوده است. ذات اعلیحضرت خاقان مغفور جنت مکین ( ضیار الملة والدین ) در اوایل سلطنت شان محض به مقصد تأمین اسلحه حریقه ماشین خانه مذکوره را بوجود آورده بودند و در زمان سعد اقتران خاقان مغفور همایونی شان حیث در زیر نظارات عین اعلیحضرت پادشاه معظم مقدس که در انوقت شهزاده بزرگ سلطنت معینه افغانستان بودند ماشین خانه مذکور اظهار فعالیت مینمود و از انوقت تا بحال لحظه از فعالیت خود و آنی ایستاده است و روز بروز ترقی کرده رفته است.\nماشین خانه دار السلطنه کابل از اسلحه حربیه این رقم چیز ها را بیرون آورده و می آورد :\n\nاسلحة نارية\n۱— طوبهای جلوی دنباله پر صحرا\n۲— طوبهای دنباله پر قاطری کوهی\n۳— طوب کلان استحکام هر قلعه\n۴— طوب زود فیر غرابی [یعنی تفنگ شیشخان] دو رقم\n۵— تفنگ هنری مارتین رقم پیاده و سوار\n\n۶— تفنگ رقم ۳۰۳ بور رقم پیاده و سوار .\n۷— تفنگ رقم بغل پر .\n۸— تفنگ ۱۲ تکه\n۹— تفنگ ۵ تکه رقم رساله جاغوردار .\n۱۰— تفنگ دو میله شکار .\n\nاسلحة جارحه\n۱— کریچهای افسری رقم غلاف برنجی ، و رقم غلاف طلا و نقره ، و رقم غلاف آهنی .\n۲— کریچهای رساله — یعنی عسکر سواری .\n۳— برچه برای تفنگ ها\n۴— حربه های اصلی بر رقم پناه دار و بدون پناه از رقم پیاده و سواره، و طوپچی ، و خنجر ها و کارد ها و چاقوهای اصلی برای عسکر\n\nترکيب جبه خانه\nدر باب جبه خانه اول چیزیکه در عصر سعادت حضر اعلیحضرت شاهانه بکمال موفقیت و کامیابی در میدان ظهورات فعالانه ماشین خانه کابل بر آمده یکی تجربهٔ تمامی (فیوز) است که بنا بر تشویقات پر مکافات توجهات شاهانه کاریگران خود اولاد و طنین آنرا به تجربه های بسیار کامل العیار ساخته بردی کار آورده اند. دیگر بارود (کارتریج) بی دود است که آنهم از فیض توجهات مراحم آیات شاهانه معرفت عزت مند (محمد رضا بیگ خان) انجنیر از ده مصاله کاردان هفت مصاله قوجه اساسیه آن را در دانش های مکتبی که در ماشین خانه برای آن ساخته شده از محصولات ارضیه خود افغانستان بوجود آمده دو سه مصالح دیگر آن سببی که مبذول در ایام است و همیشه پیدا میشود مانع و مخل در ساختن آن میگردد. بارود سیاه و طوب و تفنگ نیز در کارخانه بارود سازی دولت ساخته میشود با کار طوس ها خصوصاً طوبها بهر رقم : طوبهای یک تکه برنجی که با هر یک خولان بصد بار فیر میشود ؛ با کار طوسی تفنگ پایه برقم خول ورقی و خول کلفت ؛ کار طوسی به رقم تفنگ ۳۰۳ بور ؛ کار طوس تفنگ بغل پر؛ کار طوس تفنگ چرائی شکار و غیره.\nمحفظه های طوب از رقم ضرب نل فولاد و قسم پیاده و سوار و محفظه های کار طوس تفنگ هر رقم مذکور."}
{"book": "adl0616", "page": 210, "text": "صفحه ۳۰ نمبر ۱۶\n\nمذکوره را ساخته در بطاقی ها پر میکنند. بطاقی سازی که چاشنی بطاقی های کارطوس طوپ و تفنگ وغیره و راست دنده بطاقی ها پر میکنند. فیوزه های برنجی چقنده ثانیه وغیره برای حمله های طوپها بر رقم، فیوز چوبی برای طوپها و کلوله های طوپ دهن پر که از سالهای سابق بدولت ساخته شده بود. بارودسازی که بارود کاردید و بارود دکاد ساخته میشود.\n\nصنایع مختلفه\nبه پرچم و آرم و غیره\n\nدریشی های نظامی بهر رقم از منصب داری و عسکری با بیرق و عقاب با درایت های فوجی سوار و پیاده و توپخانه و غیره ساز های که تکه های نشان محراب وغیره دارد ریشمی های نظامی ساخته میشود.\n\nخیمه های هر رقم منصب دار و سایری نظامی و بارگاه و شامیانه و چتری سایه بانها و خیمه ها وغیره.\n\nبوت های هر رقم خاصه کلان پای و خورد پای.\n\nدر تیم فوجی یک کارخانه و ماشین علیحده دارد.\n\nموزه های بیرشی و دست کش و کیش وغیره.\n\nاسباب های باجه خانه از طرم های جنگی و بشتن و دهل و طنبور و جانج وغیره.\n\nاسباب جمناستک نظامی و اسباب های مشق و تعلیم قواعد و آماج وغیره.\n\nکلاه های هر رقم منصب داری و فوجی.\n\nدوربین های ساخت.\n\nکه اکثریه این کار ها بواسطه ماشین های که توسط بخار گردش مینماید جاری بوده کار مینماید.\n\nصنایع که بدولت جاری میباشد دو قسم است. اول صنایع که بواسطه ماشین و بخار جاری میباشد که بواسطه بخار که از آتش خانه های انجن ها حاصل میشود ماشین ها را بگردش آورده صنایع که لازم باشد ساخته میشود. صنعت آهنگری که دم مذکور بواسطه بخار است. دودان آن که بواسطه بخار حرکت میکنند قریبا پنج خروار وزن چکش آن خواهد بود اسبابیکه حداد با آتش کاری میکند بواسطه جدا تقال نیز برودان آورده اسباب میسازد. با وجود آن صنعت حدادی بدست نیز در کارگاه جاری میباشد.\n\nصنعت بخاری که بواسطه اره های کلان که بواسطه بخار گردش مینماید چوبها را اره کرده و بواسطه ماشین های زنده صاف و صفا نموده اسباب می سازد. با وجود کار ماشین صنعت بخاری دستی نیز جاری میباشد.\nصنعت سراجی.\nصنعت حلبی سازی.\nصنعت برنج کاری.\nصنعت زرگری.\nصنعت مسگری.\nصنعت رنگ مالی کادی ها و موتر ها وغیره.\nصنعت نقاشی.\nصنعت علاقه بندی.\nضرابخانه و گداز خانه.\nصنعت سیم سازی سیم نقره و طلا.\nصنعت سیم دوزی.\nصنعت گلیت کاری هر رقم گلیت طلا و نقره و مس نخل.\nصنعت صندوق سازی که صندوق ها و بکس های آهنی ساخته میشود.\nصنعت بیت باقی و چیغ سازی.\nصنعت گل سازی که گلهای مصنوعی می سازد.\nصنعت چاپ سنگی و حروف سربی.\nصنعت زینکوگرافی.\nصنعت حکاکی از لعل و یاقوت و لاجورد و معدنهای افغانستان.\nصنعت نقش کنی سکه ها وغیره.\nصنعت نجاری میزو چوکی و عراده سازی.\nصنعت جراب بافی و دست کش بافی.\nصنعت سطرنجی بافی.\nصنعت قالین بافی.\nصنعت کاشی سازی.\nصنعت دندان سازی.\nصنعت نقشه کشی عمارات و ماشین و توپ و تفنگ.\nصنعت نجاری از سنگ های معدن افغانستان.\nاز قسیم میز و ظروف و زمینه تعمیرات حتی دانه های تسبیح.\nصنعت چودن ریزی که در کوره های کلان که بواسطه بخار آتش میشود چودن را آب کرده و بواسطه جبر تقبیل در قالب اسباب های چودنی ماشین ها وغیره میریزاند.\nصنعت چرمگری که بواسطه بخار و ماشین چرم های گاری و بزی و گوسفندی و گاومیشی وغیره را پخته مینماید."}
{"book": "adl0616", "page": 211, "text": "صفحه ۴\nصنعت سفیده سازی سفیده رنگ مالی تعمیرات.\nصنعت شیٹ سازی.\nصنعت اسپریت کشی که برای رنگ مالی و چراغ ها و مصا له چاشنی پطاقی بواسطه ماشین های اسپریت عرف کشید و میشود.\nصنعت سوبان چینی که سومان های کار آمد دوست نیز میکند.\nصنعت گلابتون سازی.\nکارخانه پشم بافی که اسبابهای آن کامل رسید و ماشین های آن بسته شده و هنوز جاری نشده.\nاین است که تا به اینجا در باب ماشین خانه و صنایعیکه از ان استخراج میشود به این مقدار معلومات اکتفا و های خالی اندریای دوامته و اجلالی دولت متبوعه مقدمه خود ما نرا در زیر سایه الیورت بادشاه لیل و نها ریا زه میکنیم.\nافسر بزرگ و کار دار عمومی ماشین خانه های دار السلطنه کابل جناب به کمد محمد سر در خان است که از زمان شہزادہ کی اعلیحضرت والا تا بحال بر وظیفه محوله خود موافق به ضامی اعلیحضرت ہما یونی صادقانه و بیداران سعی و دوام میورزده و سردفتر مهند ماشین خانه های از ان بسی تفصیلاتی دارد. ما حالا آن تفصیلات را بوقت دیگر تعلیق نموده بر کیفیت در و دمیاً من مورود بادشاه دل آنگاه معظم مقد مس خودمان نقل کلام مینمائیم :\nدولت علیه افغانستان میر محمد باشم خان است که از سادات کرام و شخص نیک فرجامیست از درگاه الهی حسن توفیق و صداقت و استقاست و در باره همه مامورین دولت متبوعه مقدمه خود استر عام می نمایم .\n\nحوادث داخلية\n\nشریف آوری مرکب اعلیحضرت همایونی\nاین هم از حسن تصادفات است که در هر سال شهر عزیز دلپذیر با و دو بها بچه ها نگاری را استقبال میکند. یکی فصل بهار ربیعیت که حضرت آفرینند و عظیم الشان زمین و آسمان آنرا حیات زمین و نبات ا حیوان مقرر فرموده و به توه با الهامستر الله سبابی ذات بیهمتای وعد اینکه خود سیاحت آرا را گردو نه بو قلمونه کره زمین حت تصرف کرد په شمالی انوار شمس عالم آن را در با زمین اسباب یگانه این بهار صفا نشاید با با موضوت اخذ موقع اخذ موقع احترام گرفتند.\n\nنمبر 1\nفصیل ربیبی قرار داده است . دوم بهار طرب آنا به سعادت نماد شریف اورایا موکب سعادت موجب اعلیحضرت بادشاہ معظم مقد میں محبوب القلوب است که بعد از شش ما به سفر خیریت اثر جلال آباد رونق افروز سلطنت گاه شانه شان میشوند.\nبلی وجود قد سینت نمود علی حیرت ( سراج الطاقه والدین ) با اداره بزرگ با دانش و این چنان بها به سعادت آفرین و و ربع عدالت ترینیست که بقطرات فیوضات مراهم و هو الحفات مشامانه خود دایا مزرعه دالهای ایجاد یافته افسرده علت را به انواع گلبهار نگیان سال و مرحمت و اقسام ریاحین علم و معرفت حیات تازه می بخشد.\nبلی ، وجود بادشاہ عادل خوش نیست با مرحمت معارف پیروز ترقی مستر برای یک وطن وقت خاصیت بهار را دارد که یک زندگی در زیده پرنٹ و و ترقی پر انبساطی بطور می آورد.\nذات الملحیت شامانه در هر سال موسیم دستان را در سمت فردنی شوت مشرقی مالک شاه در خود شاه مانه خودشان یعنی در جلال آبا د بسر میرسانند ہوں اه ترقیخواه محجوب القلوب معظم خود از درگاه خالق جلال آبا د نسبت ب کابل ملالا یا د نسبت بکابل بدرجه ای نسبت قبول نکند گرم تر است پیشن د سند لی برای مردم کابل زمین هیچ حاجت نمی افتد . موسم زمستان بدرجه اول فصل تیر ماه کابل است . این تشریف فرمانی همه ساله علیزات بما یونی بسمت جلال آبا د یک اسباب مهمه آبادی و زینت آن سمت شده است. در ایام سلطنت این با دشاه ترقیخواه معلم با جلال آباد و نواحی التانخنان عمارات و آبادی ها دانشینی تزئین یافته که هر یک از ان بسی تفصیلاتی دارد. ما حالا آن تفصیلات را بوقت دیگر تعلیق نموده بر کیفیت در و دمیاً من مورود بادشاه دل آنگاه معظم بنا برا مر د اشعاری که از طرف جناب عالی حضرت نائب السلطنة صاحبنیم بو سه ساری در دربار تبلغ شده بود در روز به پانزدهم ماه جمادی الاول بعد از نماز جمعه همه اجازه و اشراف دار باب مناسب عسکری و ملکی در باغ ارگ مبار که در برنده پیش گاه قصر مقصور (استور) شانانه جمع آمده بودنده همه حاضرین در قلوب استان دیدار سعادت آثار بادشا به عظم خودشان یک شوقی د نشرت عظیمی حسن مینمودند ، و قدیم خبر کرت فرمودن موتر های سواری، حضرت بهمایونی از ( تبخاک ) نام متراب بواسطه المعون رسید ذات عالی فخامت پناہی حاضرین دربار معابات بصف بستن و ترتیب دادن امر نموده همه منصب داران صنف جلیل عسکریه که بلباسهای نیم رسمی خودشان بس بودند در طرف دست راست زینه قصر عالی استور، و همه سرداران و منصب داران صنف میکا که آنها نیز عباسی نیم رسمی بودند در طرف دست چپ زمینه صف سبتها آداب احترام گردیدند و از صنوف مختلفه عساکر نظامی شانا نه یک یک بلوک با بیرق بزرگ مبارک و مقدمه مبارک و مقدس (علم) در مقابل قصیم استور در چین با با موضوت اخذ موقع اخذ موقع احترام گرفتند."}
{"book": "adl0616", "page": 212, "text": "نمبر ۱۶\nصفحهٔ ۵\n\nنیک مورخان و جنرال محمد بخش درختان و جناب عبد الاحد خان رجمنتان و سر میجر سپور احمد شاه جهان و در رکاب رکاب باشی شاه ولیخان و مرستان دسپوچران و دوم محمود خان، و داکتر الله جوایا خان، و سرموحد خدمه خاص جایولی محمد و بیخان و احمد شریف خان و آبدار باشی صالح محمد خان و چند نفری از خدمتگاران خاص همایونی بهیرکالی معیت بادشاه مقدم محبوب القلوب، سرخیالی داشتند. ذات اعلیحضرت شاهانه ساعت به بیست و چهار دقیقه که در جلال آباد حرکت فرموده اند، و ساعت پنج و پانزده دقیقه بقصر استور مبارک مواصلت شانمانه بوقوع آمده است که با حساب با توقف راه در طرف بهشت ساعت و چند دقیقه از جلال آباد بکابل رسیده اند. هزار هزار بار شکر و ثنا بدرگاه خالق یگانه بیهمتا که دیدارهای ما را باز بدیدار قدسیت آثار بادشاه دل آگاه خیرخواه مرحمت و عدالت همراه دمنوره و دلهای ما را به التفات و نوازشات همایونی نشان بهره ور فرموده، از درگاه خالق لیل و نهار سعادت و عافیت بادشاه مقدس خود را نیاز میکنیم، و دوام ترقی و اعتلای دولت متبوعهٔ مقدسهٔ خود را در زبان عبودیت میخواهیم و روسیاهی و خواری دشمنان و بدخواهان بادشاه و وطن دقت خود را تضرع میکنیم\n\nبادشاه زنده باشی شاد باشی کامران\nدولتت گردد بقوت نامدار جاودان\nآمین\n\nتشریف آوری علیاحضرت سراج الخواتین\nذات عالیه مقدسهٔ (سراج الخواتین علیاحضرت) صاحبهٔ معظمه روز دو شنبه ۱۱ ماه حال یعنی سه روز پیشتر از تشریف آوری موکب اعلیحضرت همایونی در حالیکه اردوی نخستین شاهانه همرکاب لائزیشان بود بصورت بسیار با شکوهی وارد دارالسلطنه کابل گردیدند. چنانچہ حسب الامر ذات سامی فخامت پناهی بواسطه سارجن میجر دربار بهمه ارکان درباری از ارباب مناصب علمی و ملکی خبر داده شده بود که در انجام است که ساعت هفت صبح روز مذکور بجهت پذیرائی اسپ در سلام خانه عام ایکه مبارکه حاضر شده و با هر رکاب عالی نائب الحکومه صاحب قطغن و بدخشان باستقبال بروند. بوقت و میعاد مقرر همه بجانب استقبالیه محنت شهزاده گان عالی شان را ایوبا حرکت کرده در حلقه (چهار راهی سماء سنگ) موکب فرخنده جناب عالیه معظمهٔ شاهی را استقبال نمودند. ذات عالیه معظمه انسان در عرابهٔ سلطنتی بسیار مرتبی شریف جلوس داشتند، و دیگر خوابه های سلطنتی که حامل هایله خاندان جلیله الفت قومی باغ پیروزی مینمودند. بوکهای سواری را به نظام حرکت داشتند، و درست شانانه و سلام ایفا گردید. تقریباً بساعت یازده و بیست و یک دقیقه خوب از تویچی خانه با سلام عالیه سلطنتی شان انداخته شد.\n\nاز ساعت پنج و ربع عصر یکه ربع به شش مانده بود که به دروازهٔ کابل وزارت مبارکه دربان دادند و یعنی بولی سلام را داده از طرف عساکر فطر باشان حاضرین مراسم سلام ایفا گردید و از توپخانه همایونی نیز فیرهای سلام ادامه یافت. این موتورات طوری بادشاه معظم مادرش به قصر توقف خود ذات چارت سالها ابراز فرزانه از مراحم حواله کارنامهٔ عساکر که ماترتا ما به خودشان را بمیراثیان درایگان دارند و بنا بر احترام فوق العاده که (بمعلم) مقدم السلطنه می پرور دانند یک سرسوی همچین که با برشانه در آنی صدف بودند رفته افسران و عساکر شاهانه را به نوازشات و توجهات جهان پناهی کشان بعرق لطف و احسان و چشمهای شانرا بدیدار سعادت آثار پر مرحمت بستر مهربان و سرافسر بزرگ مقدس با شوکت و شان همایونی خود منور و درخشان فرمود. بعد از این رجعت فرموده به کدهٔ نخستین زمینهٔ قصر موصوف توقف نمودند. اولی از طرف دست چپ همه سرداران و دایره داشتران و ارباب مناصب ملکی به ترتیب و نظام تمام یگان یگان از مواجههٔ شاهانه گذشته بشرف مصافحه دست بوسی همایونی نایل و سزاوار می شدند. پس از انجام یافتن مراسم دست بوسی صنف ملکی خود ذات اعلیحضرت شاهانه بر صنف منصبداران عسکری که به ترتیب رتبه و منصب بدست راست صدف بسته احترام بودند بمرور آغاز فرموده یگان یگان را بمصافحهٔ دستبوسی شاهانه خود شان شرفیاب شکران و احسان میفرمودند. بعد از انجام یافتن این مراسم ذات اعلیحضرت بادشاهی در برندهٔ قصر عالی استور تشریف فرما می شوکت و اجلال شده بر کرسی سلطنت جلوس فرمودند. حاضرین همه گی به ترتیب مقرره جابجا شده نشستند. ذات امیرانهٔ بادشاهی جمهٔ حاضرین در باره معالی باریابی یونی را و عواطفات جهاندرجات شاهانه به احوال پرسی فریقین کلیه سرور و شکران فرمودند. حاضرین در باره به اشارت جناب جلالتمآب نائب السلطنه صاحب کو بر پا خواسته و خود ذات اقدس از طرف عموم یک نطق دعائیه بسلامتی تشریف آوری موکب همایونی و فتح و نصرت دولت اسلام را ادا نمودند. ذات اعلیحضرت شاهانه در انجام است به پا خواسته یک نطق مختصر و پر از مراحم کارانه بیان فرمودند که در آن عالی شان مبنی بر شکر گذاری سلامتی جمیع تبعه و زیر دستان شاهانه شان و ترقی دولت علیه خداداد افغانستان بود. آخرین فقرهٔ نطق همایون این بود که فرمودند: (ما در وقتیکه از دارالسلطنهٔ بیوی جلال آباد بر میگشتیم شما یانرا که برای وداع ما حاضر شده بودید مخاطب نموده گفته بودیم که شما را و کارهای شما را بخداوند کریم خود می سپارم. حالا چون آمدیم و شما را بر دقیقه و فریضهٔ منصبی بر جا و سالم دیدیم بدرگاه خداوند کریم خود شکر میکنیم.) بعد حاضرین بیک دل و یک زبان دعای خالی از ریای صداقت و عبودیت خود را اوراد زبان شکران نمودند. بعد از این جائی بسکویت اکرام فرموده شده و نماز عصر جماعت ادا کرده شده اجازهٔ انصراف هر کالی ذات اعلیحضرت شاهانه به پشت عرابه موتر سوار شده که دو موتر برای احتیاط خالی بود، و پشتش علاوه آن با اوقات بجهت معیت شاهانه پر بود، ششپیر دکان معظم جناب سین السلطنه صاحب و معین الدوله صاحب و سردار محمد کبیر خان و سردار غلام علیخان و مصاحبان خاص حضور همایونی سردار محمد آصف خان و محمد نبی خان و جناب نوین نائب صاحب و جناب گلگون خان استیلمک قاسی نظامی و جناب ایشیک آقاسی نظامی محمد سلیمان خان و جناب ایشیک آقاسی خارجه محمد عزیز خان و ایشیک آقاسی حضور یاور بودند."}
{"book": "adl0616", "page": 213, "text": "صفحه ۱۶\n\nکیفیت فرستاده شدن قسط اول اجد الانه\nمیتیمان و باز مانده گان شهدا\nو مجد و حسین اور اعراب\n\nقبل ازین در نسخه های سابق سراج الاخبار افغانی از کیفیت نطق اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه مقد من علم خود باین در خصوص اعانه باز مانده گان شهد و دیگر این جا بدین اور نمیشه درج صحایف افتخار نموده و از توزیع و تقسیم شدن تا بچه های الخانه بر همه رعا یا صادقه شانانه خبر داده بودیم. از قرار معلومات موثوقه که گرفته ایم قبطه اول و جدا خانه مذکور که در زیر حمایت ذات اونت هما پولی از وقت باز شدن دفتر ها نه تا بحال جمع آمده می از وجه اما نه مو صوفه که فردا فراهم هم شده بود بذریعہ خدام دولت افغانستان اساے و جمع همه آن مبلغ ( ۱۸۰۰۰) رو پینه کابلی که (۶۰۰۰) مشش هزار پوند انگلیزی میشود بواسطه ما مورین مخصوصی از خدمه حضور همایونی در بینی برای تونس دولت علیه عثمانیه فرستاده شد است که بواسطه صدار تعضای دولت علیه اشار الیها به کمیشن مخصوص ان تسلیم شود . و نیز یک قطعه نقل صورت سواد فرمان نامه اعلیحضرت ہما یونی که برای جناب جعفر بنات تونسل دولت علیه عثمانیه در خصوص وقوع کیفیت شرف تنظیر یافته بود دست یاب شده بدرج و نشر آن کسب فخر و مبارات میتوزیم : می شوید فی ۲۸ شهر ربیع الثانی نشده\n\nخبر ۱۶\n\nبکوشند خان مردم اسلامتیه که با رتباط طا ہرے و باطنی ماسعت ان سب امت مشابه کت دارند. بعد انظر بھی کی ہمدردے و محبت اسلامی شود و تجویزی مجمع آورت و به امانه جهت القيام مجرد حسین و مصارف اتمام شهدای صالحین ساکنین طرابلس غرب بهارستان الی ملکت افغانستان را بذریعه کتابچه های چاپی بدارن و جدا خانه اطلاع داده شد که بر ا می تحصیل نواب درین باب بوجه نقدی جنگ و امداد نمایند هر قدر مبلغ که از این تجویز فراهم می شد بلحاظ بدر وے شراکت تحت اسلامی فرستاده میشود فعلاً مبلغ شش هزار لیره می از وجه اما نه مو صوفه که فردا فراهم هم شده بود بذریعہ خدام دولت افغانستان اساے کرنیل غلام رسول خان و میرزا محمد زمان و احمد علیخان برای شما میرسد انشا الله تعالی آن عزت مند بحضور صدر اعظم صاحب دولت عثما نے بہر طریقہ کہ معمول و مناسب باشد تقدیر خواهند خود و سیند یک جلد کتابچه از کتابچہ کے مذکورہ براے شما فرستاده شد که از مطالعه آن تجویز مذکور مدلل\n\n[جای\nدستخط همایونی]\n\nبعد الانتصاب\nازین مراحم اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب ما که همت جهان قیمت ہما یو نے را در باب مدرسانی مقیمان و باز مانده گان شهدا برادران دین ما اجرا فرموده اند همه ملت فخر و شکر می نمایند و ازین رہنا نے بادشاہ مقدس خود سر افتخار بلک می مایند، و دعا دوام ترقی دولت متبوعه متقدم خود را درد زبان عبودیت می نمایند\n\nیا امان الله\nالنور و الا\nسواد فون پو حضور\n\nچون از ملاحظات اخبارات متواتره مفهوم و معلوم شده که در شهر طوا بلس غرب جزد و دولت علیه معلمانی از دست برد ایطالیا صدمات سخت سنگین و حملات بیرحمی برساکنین انجا وارد گردید نقوش اموال زیادی در معرض تلطف و تاراج رفته از وقوع این خبر کلفت اثرا عالی دولت افغانستان نهایت مناسف و مسالم شد دانه که کاش این ها و نه نا مرضیه بجز و دولت اسلامی واقع نمی شد چون دنیا می دون همیشه از ورود سوانح و خوانده گلود مشجون است بنی ذریع انسان را حتی الامکان مناسب است که در بیدردی دمه د رسانی بهمدیگر"}
{"book": "adl0616", "page": 214, "text": "صفحه ۲\nنمره ۱۶\n\nجوار خارجیه\n\nاجمال حوال سیاسی\n\nمن بسوی افق سیاسی اور و با نظر می انداز یورین ان غریبه های پراست که این به دولت اسلام راله ما یک جزیره و هم دیگر تحصیل تشبیه داده ایم بسبب\nبیان اشخاصی احترام چاپلوسانه میکنند که صاحب ثروت و قدرت و حشواته باخته\nای باز سامان رفته و کانال نسبتا یک نایین نرمی را انتخاب\nنس پرسیده میخواهد با آنها بصورت دوستانه دخترانه معاشرت کند و یا از شهر خود، چونکه اب ستلج پر زور وقوت با تدرجه کاری از پیش برده\nو ضرر آنها محفوظه با ند میبا به که از همه بیشتر اردو های خاری بسیار محل و منظم مسلح میتوانست اما اگر گفته شود : تا وقتیکه با هم مستقل بودند چه کردند که بعد از\nما ضر کنند، اگر برده داشته باشد کشتی های زر در پوش جنگی بنا در میان\nن و رفاقت\nالقطاع بحسن\nدار جوا ہے\nبا زیم درست یک سختی است که بیز حیرت و افسوس\n\nخبرهای عرب\n\nو تیزی بسازد از نگران خصوصی که اخبار (المزيد القرا) نشر نموده چنان معلوم میشود که\nسازده\nدر تاریخ ۱۵ اپریل باز یک جنگی شدیدی بر سر آب در ( در نه) ما باین جا به این\nلیا تھا ہو تو آمده است. ایتالیا نها از استحکامات مستحک خود هیچ\nاینده و با کبر عثمانیه دایما در پی آن کوشش میکنند که دشمن خود را\nمان بردن بر آورده میدان جنگ کنند. بنابرین ابی به اگه بشیر\nنی شهر بفریاد آمدند، ایطالیا مجبور شد که بعد\nدوستانه\nداخل کردن\nکسی جفت چرا ؟\nجهارت میتوا\nمال و استقبال خود منتظر\nایران\nدین عرب بسخو کرده بودند. بناگهان به شکر ایطالیا نیا خیر کردند\nجهران در ما بین شان از نصفه شب تا بطلوع فجر مشتعل ماند.\nسند و ایطالیا تها شکست خوردند ، وخسار تیای\nزیادی با کی ایطالی نما دار و شد از المان شهر در نه مردمان مکان جهان گریخته بشکرها می آیند ..\nروایتهای عجیب و غریبی در بند ولی و ناجوان مردمی ایطا لبا نهاییان میکنند.\nحتی میگویند که بینی کند کجای ایطانی عصیان کردند که بحرب خمیر دیم، وانی\nسعید خوده این سبب سرافسرشان بنے افسران دیسیار از ها بر خود را به ماندگار\n\nو غریب ترجمه این به دایت است که در مجار به ۲۴ مارچ بسیاری از\nان و جوانی از عسکر ایطانی برای آنکه محرب فروند خودت نرا در خانه های مرد به دوره با پز و به\nپول بیان کردند، دور داره ما را به خود اصل کرده تا بشام در آنجا اند که.\nو چون تشکر نشان شکست خورده پس بود نه آمدند خود را به پنهانی در آنها اختند.\n\nمرد آدم خوار در اور دیا۔\n\nاین که در وسطه جزیر و وانشده است: این اولت اخبار ( اللواء ) الغرا بنویسد : تنها مردم این آدم خوار در بعضی تبدید ها\nے افریقانی بلکه در او ر و یا نیز پیدا میشود. چنانچه یکی از اخبار ها می\nن بر آوردند اگر اینچ کاری اور و پا مینویسید که در ( سیلیا ، یک نوجوانی که کتاب فروشی\nمیکرد خادم خود را گشت. چون گرفتار آمد و صحب قبل ۱۰ از و پرسیدند\nر نموده انا ہزار افسوس کہ بر بعضی گفت که روانه ایام طفلی خود بخوردن گوشت انسان یک زوق و هوس بسیاری\nدارد. حتی بسیاری از اوقات که این شوق و هوسیس وحشیانه بر و غالب\nمی شد و ر ا نجامی خود بعضی گوشت یا و ما را بر کننده همیخورد . بعد انه\nحقیق طبی معلوم شد که راست میگوید.\n\nخیاره ایطالی\n\nبنے نشان اند از مامی ماجرا کر مجاهدین اسلام از چندی به قله ای کوه ها\nو نه با نام گرفته منظر طیاره های جوانی ایمانی نیها میبودند تا آنکه چند می بین این\nدر انتهای کد شستن طیار و ایطالی غیر کرده بیاره را با خیار چنین بزیر\nآورده مخوش ساخته اند. کند که مراد از بنده های دریا نیست و یا انه خارج کسی بان نظری افکند ندارد\n\nمرا کو\n\nساله این مرد کو بر چنان یک معا بده نامه با فرانسان معا نموده که به حقوق\nاستقلال و حالیش را مطلب ساخته و بعد از این نیز یک دید به و سلطنت\nآنرا به آسانی پیرو\nسلاح گرفت خشک دخانی برای حکومت مرا کو چیزی باقی نماند.\nتواند یکراست بروبی سلاح با با سلام تا آشنا در افغانستان\nاز عیب کا سید ریز رگی مهره و میشود از در میون نقویی که دارد لا اقلی\n\nحضرت شیخ مسنوسی\n\nیک لیون مرد صحت جسور و غیور و امن ہے اور بیرون کے اور وہ جنوا\nا اعلان جهاد آخرینی به حضرت شیخ موسی نمود بره و جمع آوری هزار مین\nیک لیوان مرد میدان دوستان که این کم از کم به و ویلیون مسعود شمنی را بغیر ہزار شجاعان عرب پر ایک الیان با یک حرف در طب عجیبی پیدا شده است.\nمحض محرم الجمع فرو بردن خاک شان الحوسیا خانین و مان امور ساختن دین و ایمان شان دار\nامام مجھے\nکردن اولاده عیان استان به طلب نشان تجاوز نماید میجنگه و اعتقاد کامل این شیخ اور میسی که سمت خودمی خود می ایتالیا تها علم بغاوت را در خواهی امی من مین شده برد آن بود"}
{"book": "adl0616", "page": 215, "text": "نمبر ۱\nصفحه ۸\n\nفغان یک افغان از مصر\nصورت یک مکتوبیست که بعنوان فوق و امضای (یک محب وطن) از مصر گرفته ایم:\nحضرت افاضل مآب مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه ادامها الله بالسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته\nبعد از دعا گوئی وجود مبارک پادشاهم اعلحضرت سراج الملة والدین معروف اینکه شماره ۱۲ اخبار وطن مقدس خود را با رساله (علم و اسلام) که جدید آن بود خواندم . نعم الاخبار و نعم الهدیه، بر حال خود بسیار افسوس خوردم که نه بخیر دنیا ام را به تحصیل علم و عرفان صرف نکردم که نه بخیر دنیا باشم و نه بدرد اخرت خوردم پس بهترین این است که از اخلاص دل دعا کنم که خداوند عالم پادشاه ما را کریم عاقل پادشاهم اعلحضرت سراج الملة والدین موفق فرماید که برای خیر ملک و ملت خود اخبار جاری فرمودند و به آن خیر عظیم رهنمائی قوم و ملت خود را بعلم و با خبری خود نمایند. مانند من بخیری اگر صد سال زندگانی کند گویا خسارت است . و یکروز صاحب خیر افضل از صد سال من است . شما هم دانند من چند سالی از عمر عزیزیان را درین مملکت ممالک شام و روم گذرانیده ام که تا ترا میبود و صرف نکرده به بلکه تحصیل علم و دانش کوشش در زیورید . و حالا اگرچه نوک قلم باشد یک خدمتی بوطن خود و هموطنانیده ام . افسوس که از دفتر نصیب براقی اسمم خزینه چی علم حاصل ننموده ام . و بدر شدم در هر جا مفلس علم را مطلس مال یافتم و اعتباری جلوه دادم . در بعض مجالس دیده ام که محبت اهل علم با خویش و اقربا بوده و با خوشی و اثر با هم در اکثر مقامات سیاحت بر آمده ام و پای تخت استانبول دیده ام . و هرگز رسم و طریقه مفید افغانی خود را ترک نکرده ام . و چون درین طرف علماء کرام دستار بسر ندارد از اثر و مردگان یاد کرده اند . و چون یکی دو سخن رد و بدل شده دانستم که میدان بر آمدن مرکز جهالت و کرسیهای علم است چنین شد . او بسبب بند و ملاقات یک صاحب علم با دیگر صاحب وقار شده است و آن رفیق دیرینه خود را دیده ام که سبب علم از من صد چندان والاتر و قریب تر به او شده است . و پشیمان شده ام از ملاقات نکردن آنها با یکه پرستان . و در بعضی مجالس که صاحبان علم است تازی کرده اند این خورد تازیانه های جهالت خورده ام که ضرب آنها از پوست تا به استخوانم رسیده است و کاریگری به نام کرده است . چون مأس ایف ، فسوسی بلا سود میلے پاینده ام مانند کنده های کرم خشک شده باشند رایج اتش بیر سوختن راست گردیدم .\n\nای فاضل محترم ! این یک فغان جان سوز نیست که در کانون دل برخی است و آرزو میکنم که برای عبرت گرفتن برادران این وطن ازین حال پر محن من در یک گوشه اخبار مبارکه خود درج نمایند . اگر چه این کوشش از دل چنانکه باید نه نموده ام و به چند اصول لازم کاروان راه نیافته ام و تنها بر خواندن یک چند کتاب شعر مانند گلستان و بوستان و دیوان حافظ اکتفا کرده ام و چون ملاطفه و انشراح خلیفه را با یک چند اصطلاحات رقوم یاد گرفت میرزا و منشی شده گاهی بر دشمن می افتد حال آنکه واجب ترین علمها درین وقت صنعتها نیست که وطن و ملت بدان محتاج و از دشمن مستغنی و بر اسایش نگاه دارد؟\nای جوانان وطنی! بر خیزید به بینید که خاطر یه کارها مشغول است اور کانها در این صنعت کان کنی ! بیاموزید و ممالک خود بر رشته کانهای خود را بکار اندازید ، در فابریکه ایشگری ها می جرمن مزد در شوید خوب و تحرک سازی را بیامورید در این خود را برای مدافعه کنید . از جوار طرب ریز عمراً تعلیم طیاره ستانی زرین را در یابید السعاده با افسوس ملک طیب است که مردمان تنومند قوی بازو به قوت افغان از مردمان خورد و ریزه ایران هم پس بمانند . با این دست های شما را بهمت می فشارم یا علی فی ۲۹ ربیع الثانی سنۀ ۱۳۳۰ من مصر\n(یک محب وطن)\n\n***\n\nاز طرف عسکر جناب امامیه چینی که با دولت علیه عثمانی اتفاق نموده مغلوب کردیا است.\n\nاستیلاء روس در ایران\nروس در شنبه اول ماه ربیع الثانی و بنا بر نقل و تناقل را بطرف دار السلطنه شاه بر انگیخت چون جمع غفیر مدارک خود همه را برای جمع آمدن در انجا جمع شده و به بهانه های شاه را در و زبان خان تشویق و تحریک را و بعد از یکی دو ساعت و حمایت خوبی و نیکوئی خود را ظاهر نموده جامع مذکور را در زیر توپ گرفته جامع و با جامع نشینانش از بین بر انداخت و به اینصورت چنانچه حکومت مشروطه طور جدید خود در این زمان در پیش همت نهاد های مذهب اورتودوکس و استیلا پروری خود را نشان داد که بنا بر بعض شدید یکه مصلی نیا دارد جوامع و معابد مسلمین را خراب نمود ! فاعتبروا يا اولي الابصار .\n\nچین\nاحوال چین اینست که ، عبد الصمد نامی نظیر خود را بسوی (منچوریا) و (تبت) منطبق ساخت در صدد بربادی کردن نفوذ روس و انگریز در انظرفهاست و کوشش خود ، و نیز آرزوی خیالات و تصورات جمع کاران آن سرزمین ما را بخاک نشاند .\n\nحمله آوری ایطالیا نها بر آنهائی که در طرابلس بنام دیگر محبان قلقه\nایطالی حیران مانده است که چه کنند ، بلائی که بر سرش در حبشستان آمده بود حالا در طرابلس هم آمده است . کما یقال اگر چه نوک قلم باشد یک خدمتی بوطن خود و هموطنانیده است . لهذا اگر چه از اصل طرابلس یک کامیابی بدست آورده اند ولی درین اواخر بصورت مرعوب و منقلب افتاده اند . گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف دست و پا میزنند . گاهی بر سواحل ملی حمله میکنند گاهی بر جزائر دیگر ، گاهی بر بیروت ، و گاهی بر سلانیک یورش میبرند . و این تاختن و تاختن دلیل عجز است نه قوت . حال آنکه آخر ترین خبر این بود که ترکان شجاع این قوم را شکست فاحش داده و درین معرکه سیصد تن از ایشان مقتول شده اند . و این شکست مهیب در قلب قاهره و داخل مملکت عثمانیه پیش آمده و پای تخت عثمانیه را بخود لرزانیده است . زیرا خوب فهمیدند و به اینصورت ریزان ایطالیائی خود را امکان برسانند . این است که برین نسبت نیز مجدداً به آبهای مذکور سوق نموده اند و کشتیهای خود را به آبهای مذکور سوق نموده اند . و چون یکی دو سخن رد و بدل شده قاصد فرستاده اند که شاید درین باب مصالحه شود . ولی چون قوت گذشتن آنرا در خود ندید جز آنکه بر یک چند چونی و قلعه یک چند توپ اندازی اجرا و یک مشق جنگی خود را به گله خوب یک قلعه نشانده فرقه دیگر فرار نموده است . و اینچنین جنگ و جدال و کار زار و معرکه و پیکار بی هیچ صرف نبرد و باز در پیش زده و قوت خود را نادیده برگشتند .\n\nافق بصیرت سلطان معظم\nروزیکه ایطالیانهای غدار ابتدای جنابق قلعه را در زیر بحر کرده بودند ، بر و به اختصار مجلس مبعوثان پارلمان استانبول برابر آمده بود ، در حالیکه از یک طرف گل ریزی می شد از دیگر طرف اعلیحضرت سلطان معظم با طمینان خاطر در مجلس را باز نمود و این کلمات را ایضاً ایراد فرمودند که بر گوش عالمیان رسانیدند که دولت علیه عثمانیه قابل صلح و اصلاح است ولی به این شرط که بصورت فعلی در حقوق خود تساستی اقرار و نیاید .\n\nیک حادثه مزید برے\nدر ۱۲ ماه اپریل گذشته در بحر محیط اطلنطی یک حادثه الم انگیزی بوقوع آمده است : (تیتانک) نام یک کشتی تجارتی مافوق تصور انسان از کمپنی وایت استار ، (نام کمپنیست که تا بحال چنین یک کشتی محکم و متین بر زمین ساخته نشده بود ، و به دریا انداخته شده بود) با یک پارچه کوه یخ که از جمود بهای منجمد شمالی خطا خورده به استقبال آن شتافته بود مصادمه و محاربه کرده در قلب لندن در طبقه های زیر زمین در یک حمله آن کشتی با شوکت و عظمت اینچنین نفس بها با هزار و نهصد و نود و پنج نفر کشتی نشینانش غرقه گرداب فنا گردید و قیمت این کشتی (۱/۴۰۰۰۰۰) پوند انگریزی بود . (۲۳۴۰) نفر مرد پیر و جوان و مسافران را از انگلستان بار کرده به امریکه می برد که از انجمله ۷۲۵ نفر نجات یافته باقی شان غرق شده اند . بسیار مردمان اوروپائی و امریکائی از زن و مرد داخل و بیر به آرزوی اینکه از زمره کشتی نشینان اول بار این کشتی عظیم الخلقت بشمار روند انتظار حرکت آنرا داشتند . میگوید قیمت چهار ملیون و یوزان بیست و پنج هزار تن ) اموال گران بهای تجارتی در ان بارت بود از جمله غرق شده گان یکی دسته تی ولیم استید کی ) نام یک نامور محرر انگلیسی بود که قدر شناسان عالم قلم و ادب فرنگستان قیمت انرا با هزار بار از این همه مال و عیال فزونتر شمرده است . مستر مذکور در برد سر سفرنامه سیکی از اراضی و بنای علمی [افغانستان؟] بود ، و در تحت این بصورت رسمی برای این حادثه ماتم گرفته شده است . [او کی روی بیشترست !!! ٠٠٠]\n\nرسید های روس\nاز اخبار ( المؤيد القراء ) مینویسد : خبر هائیکه از لندن وارد شده بر این امر تائید میکند که روس و ایطالی بهم اتفاق کرده اند و جمع آوری لشکر روسی بحدود ممالک عثمانی از جهت ( قفقاز ) به این مسئله علاقه کلی دارد . دیگر اخبار ( افزون ترک ) از وجود جاسوسان روس در اناطولی خبر میدهد که در مملکت مذکور منتشر شده اند و مرادشان این است که قید"}
{"book": "adl0616", "page": 216, "text": "صفحه ٩\nنمبر ١٥\n\nمقالات علمية\nتا تاریخ\n\nمن عرف نفسه فقد عرف ربه ، یعنی هر کس که خود را شناخت\nخدا را شناخت ما افغانیم ، با افغانی لازم است . میباید که در\nاول از تاریخ خود با خبر شویم و خود را بشناسیم. بعد از ان بدیر\nپردازیم.\nوالحاصل اینست که مقاله تاریخ نمبر ١ سراج الاخبار افغانی\nموجب این همه مصادمات افکار و انشین دماغان هو سکاران علیم\nوقتن و نونهالان چمنستان وطن گردید که ما بجز معرض شکران در\nبودن حق بدست چه شان و گر چیزی گفته میتوانیم ، لاجرم لازم\nمی آید که پیروی امرجمه کانرا نموده از همه اقسام تاریخی که ندکون\nگردید به تحریر آغاز کنیم و از هر جهت به تطیب خاطر می نویسندگان\nکرام خود کوشش در رزیم ، سراج الاخبار افغانیه میخواهد که خاطر\nهیچ یک از دو اطلبان عرفان را نشکسته یک مسلک عجیبی\nدر باب قسم ( علم تاریخ ، خود پیشه گیرد ؟ و مانند یک محلل\nمال پر شوق و نظارتی بهر حسین و سمنی بال کشا می سعی و غیرت\nگردیده مواد لطیفه امندی که از جمعه بیست شهید مصفا می معلومات\nو با خبر می برا در این وطن را با ر آورد تحریر نماید . هم از عمومی سخن گوید\nو هم از خصوصی هم از تاریخ اسلام بحث را ند او هم از تاریخ افغان\nدر مخصوص با یک کتاب تاریخ عمومی مینویسیم، و نه خصوصی.\nبلکه کلام فواید انجام ( خذ ما صفادع ماكدر ، راس\nخرید گرفته بطرفه انتخاب از هر هر گوشه و کناره عام و خاص این عالم\nخواید خواص منظره های بدیعه غریبه و عجیبه بنظیر مطالعین کرام\nخود عرض می دهیم .\n\nاور نمبر ١١ روزنامه خود در زیر عنوان ( مقدمه تاریخ\nاز اهمیت و فواید دو اقسام تاریخ شما بیان کرده و انه\nقارئین کرام خودا کرام خود استخراج کیفیت نموده بودیم که یا میل\nمطالعه کنندگان کدام به کدام قسمی از اقسام تا ریخ\nخواهد بود ؟\n\nدر بناب از دانشمندان وطن، وجوانان پرشوق\nو ذوق علم وفن به پسی التفات نامه ای شیرین در زمینی\nو سنوا دار شدیم که هر یک به جداجدا اقتسام تاریخ ارز در جوس\nعلیم پر درانه خودشانرا اظهار کرده اند. بعضی نوشتن تاریخ\nعمومی ، و بعضی تاریخ اختراعات دینه، و بعضی تاریخ خصوصی\nهینے صرف تاریخ اسلام، و بعضی تنها تاریخ افغانستان\nارزو کرده اند و هر کس در باب این آرزو و خواهش خود\nشان دلایل واضحه و متینه بیان نموده که نیز تصدیق تسلیم\nاگر کل مقابل آن پیدا نتوانستیم .\n\nالبته ما که هنوزه از هیچ کدام اقسام تاریخ آگاهی\nنداریم تا همه انام آنرا از آنها ز خلقت بصورت عمومی نخوایم\nاز تاریخ های خصوصی چه حاصل خواهیم کرد.\n\nنی با ما را به این قدر دور و دراز معلو تا چه است؟\nبرای ما خضر و در ترین احتسابه تاریخ بہانا تاریخ خصوصی اسلام است\nتا بر حقایق فضایل دین مبین خود خبر شویم\nمریم بحث و بیان را نیم که چسان ، و چه وقت ، و به کیفیت خلق\nآفتاب چیزیست ظاہر، دین بین محمدی میلے ) فرموده شده است. حالا بشنویم که تاریخ ( کره زمین)\nنه چنان نس سیارانت نیست که بر بر داره از وزات اجرا با چه میگوید :\nبیت اجتماعی متمسکین آن دین متین یک لسعه ناشی از ان\nنتابیده باشد، و همه از ان شمایم به وایج انس استشمام\nنموده باشد کتب مبارکه سیر و تفاسیر یکه در زبان فارسی\nبیان ما موجود و مطبوع است این ما خبری ما را تایل در جها این\nمیتواند ما میخواهیم از چیزهای خوشنویم. اینامه اختراعات جاری\nکه چشمان ما را میده خشه و عقدهای ما را غریق به حیرت چسباز\nمیخواهیم که از تاریخ اختراع آنها درفته رفته ترقی و شکل آنها الله\nمام اینها همدان است آیا نشنید و اید که فرموده:\n\nاول سوی کائنات یک نظری باید انداخت.\nو بسوی جای و موضع، ومسکن و موقع خود باید دید که آیا ما\nدر کجانیم ؟ البته خواهیم دید ؟ البته خواهیم دید که ماده (کره زمین) که خلاق\nعظیم الشان ما انرا مسکن و اقامت گاه با مقر ر زر و سیم دهنده این الان\nمریم بحث و بیان را نیم که چسان ، و چه وقت ، و به کیفیت خلق\nفرموده شده است. حالا بشنویم که تاریخ ( کره زمین)\nبا چه میگوید :\n\nتاریخ کره زمین\n\nاین بحث ما عجب یک بحثی است. زیرا از تاریخ خلفت\nکره زمین بحث میرانیم، در ویکا او نے این بحث یک دری"}
{"book": "adl0616", "page": 217, "text": "علاوۀ\nسراج الاخبار افغانیه\nتاریخ عربی یکم جمادی الاول ۱۳۳۰ تاریخ انگریزی ۱۸ می ۱۹۱۱ تاریخ شمسی ۲۸ ثور ۱۲۹۱\nنمبر ۱\n\nجلال آباد و تخریب ای بنی پرسه یا خانه و تو شد این و سرنیزه\nاختیار الیه مجبور گردید که برابر و خیره برای آنها داده وست - از برابر برقی آنها یازده با به\nدہ ملک سی پلک آبخوری آرانی و خود کشی بر آوردے اقوم ۔ افسوس\nیک روزه خورد که که در وقت ضرورت مصرف برسانند.\nپنج نفر بیشتر بارگیر پنج توپ صحن کافی و غیره اسباب\nسلح میروند نوع یکی گذاشته شد.\nچون خوراکی نظری\nرگانه به مشکل قیام داشته ازد و مستقیم یعنی شریعت عزای حضرت رسول کریم\nست که اقرار منحوت ساخته مطیع و فرمان بردا به خود گردان است\nشتر میشود کلاهبران که از فرمان اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واول الا بی شکم\nنفری مذکور فرموده اند سر کشیده یاد شاه معلم محجوب القلوب مهربان و خوار\nمبارک ها در گردیده بیشت طریقه ضلالت را پیش بنیاد خود با کرده\nشریفه و ولا تلفو بايديكم إلى التهلكة.\nروده شرحی از نتایج احوال آنهارا برای عبرت الناظرین\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 218, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 219, "text": "متن اسلام دینی نیست که خالی از مجاربه و جهاد که باشد\n\nصفحه ۱۰\n\nنمبر سوا\n(در روز پنجم جناب حق آفریش یا یافتن حیواناتی را که در میان آبها شناوری میکنند و میروند، و در ما بین زمین و آسمان پرواز کردن صرفاً مراد فرموده اینها نیز حاصل شدند حضرت حق جل و علی آنها را برکت داده بسیار شدن آنها را غرض آن نمود.)\n\n(در روز ششم حضرت انشاء ساز عالم خلقت جانور با حشرات که بروی زمین میگردند فرمان فرمود. بعد از انکه اینها هم بوجود آمد نوع شریف انسانرا که یکقدری از صفات ذاتیه و شریفه خود به او عطا فرموده و به آن امتیاز و اقتدار مسلط کردن دنیا و ما فیها را به او بخشیده خلق فرمود. این عملیات خود را نیز در یک روز تکمیل فرموده خوبی و اتفاق به این علمیات خود را خود نیز اعتراف فرمود.)\n\n(جناب حق بعد از انکه جمله دنیا و مافیها را به اینصورت در شش روز ایجاد و ابداع نمود در روز هفتم علمیات و تحصیل کرده استراحت فرمود.)\n\n(این است که (سفر تکوین المخلوقات) تورات شریف در باب (تاریخ کره زمین) عیناً ترجمه و نقل نمودیم. احکام جلیله قرآن کریم که به همه احکام آن بدل و زبان ایمان آوردیم و این تصدیق ایمان را برای خود مان فوز و نجاح دنیا و آخرت میدانیم با بعضی آیات بینات خود نیز از خلقت سموات و زمین و تفریق آب و خشکه، و تخلیق دواب، و آفرینش آفتاب و مهتاب و شب و روز و دیگر کیفیت های خارقه نمای تاریخ خلقت زمین بیان، فرموده که در ان کتاب قدیم حکیم نیز بر مطابق تورات شریف خلقت دنیا، یعنی در شش روز تعین فرموده شده است که صدق و حقیقت این معلوماتی که کلا جهانرا زبانی در باب خلقت عالم بمار هنمائی فرموده بدل و جان تصدیق و قبول کردن از واجبات دینیه ماست، زیرا هزاران اشاره صنیعه قدسیه ربانیه موجود است که انسان بکنه حقیقت آنها رسید نمیتواند.)\n\nحالا یک قدری از فن (ژه ئو لوژی) یعنی فن (طبقات الارض) بشنویم که او در باب تاریخ کره ارض چه میگوید:\n\n[ما بعدش در نمره اتی اید]\n\nکتابخانه دیلند پروازانه بنظر می آید (تاریخ کره زمین) کجا و ما کجا؟ در حالیکه نوع بشر بسیار سالها پس از خلقت کره زمین پیدا شده باشد آیا بکدام جرات از زمان خلقت ان بحث کرده میتواند؟ یک سند متین و یکدست آویز مفصل دیکته نیز درین باب بدست نداریم. کتب مقدسه سماویه درینباب بصورت مجمل در مورد معلومات عطا میفرمایند. (تورات شریف) در سفر (تکوین المخلوقات) خود نسبت بدیگر کتب سماویه تا یکدرجه مفصلتر و واضح تر معلومات بیان کرده که خلاصه (سفر تکوین المخلوقات) مزا در اینجا بر قارئین کرام خود عیناً ترجمه و بیان میکنیم:\n\nسفر تكوين المخلوقات\n\n« جناب حق اول زمین را آفرید که در آنوقت اینها از هر حیثیتی و خالی بودند. بعد از ان جناب حق روشن شدن بنیان فرمان نموده در دنیا روشنی بحصول آمد. جناب حق نام روشنی را (روز) نهاد. بعد از ان تاریک شدن را امر فرمود. و چون تاریکی نیز بموجب اراده البته بوجود آمد نام آنرا (شب) نهاد و جناب حق این عملیات همه را در یک روز اکمال نمود. »\n\n« بعد ازان جناب حق خلق فرمودن یک (رفیع) مراد فرمود که مقصد از ان این بود که آبها را تفریق و تقسیم کند پس چون بنا بفرمان الهی این (رفیع) نیز خلق گردید جناب حق نام آنرا (آسمان) نهاد، و این آسمان آبهایی که در طرف زیر بود از آبهایی که بطرف بالا بود جدا نمود. این عملیات نیز در یک روز به انجام آمد، و جناب حق این چیز ها را که خلق فرمود خودش نیز پسندید. »\n\n« بروز سوم حضرت حق تعالی جل و علی آبهایی را که در طرف زیر آسمان بود در یکجا جمع شدن و بحر ها را بوجود آوردن و خشک ها را در دیگر طرف نهادن فرمان نمود، و چون اینهم بوجود آمد جناب حق زمین ها را (خشکه) و آبها را (دریا) نام نهاده و بر زمین امر فرمود که (سبزه ها برویاند و میوه ها بوجود آرد) و بموجب این امر الهی زمین هر نوع سبزه های تخم دار و بی تخم را و هر نوع درختان محصول آورد، و این عملیات نیز در یک روز تمام شد. »\n\n« بعد ازان روز چهارم بیاد. جناب حق برای روز ها را از شب جدا کردن، و برای نشان دادن اوقات و زمانها در آسمان طلوع آفتاب و مهتاب و ستاره گان و دیگر اجرام نیره را امر فرمود. و اینها هم چون محاصل شد جناب حق از میان اینها دو تای آنها را که بزرگترین همه بود از دیگر با تمیز داده بزرگتر انرا برای روز، و دیگر آنرا با دیگر همه اجرام صغیره برای شب خاص نموده و به اینصورت زینت تاقانین دنیا نظیر استحسان جناب حق را نیز جلب و دعوت نمود. »"}
{"book": "adl0616", "page": 220, "text": "صفحه ۱۱\n\nمسائل اقتصاديه\nتجارت\n\nمیخواهیم کار یک مسئله بسیار بانی که یکی از مسایل حیاتی\nترقی میں بلکہ دور بر د ر تنزلی کرده آخر الامر موجب خود شناسی انان\nمیشود - خوبسها می آزادی تجارت داخلیه را بکندری می دهیم\nاین یک پوشیده نیست که حضرت خالق جهان علت کلمت\nعن النقصان چنانچه دو انا نرا در طبیعت و با خلاق و در شکل استایل\nبلکه مگر مشابهت نداده قلعه ها و بعده های خاک نیز از بعد میر یا میتها\nجد الخانه ، و قابلیت های مخصوصه ممتاز نموده ، و چنانچه زید بعمرا\nملکه ها و قلتها شمرده میشود بحث و بیان را نیم، و آنهم مسئله\nشباهت و مانند ندارد ، خاک ولایت ( جلال آباد ) نیز\nتجارت\nیعنی سوداگری میباشد ، تجارت در این عصر ها در\nبخاک ولایت کابل اش به شمرده نمیشود. بسیار محصولات\nانجان یک اهمیت و اعتباری پیدا کرده که در اسانس\nدر جلال آباد حاصل میشود که محمد لا ا محصولات کابل مانند نیست\nد بنیاد های همه امورات دولتها سنگ اول تهداری آن\nمثلاً در حالیکه خاک جلال آباد نیشکر بسر میرسی نه خاک کابل\nشمرده میشود . اکثر محارباتی که در نیوفتهای حاضر بو نوع می\nبر رسانیده نمی تواند . پس چون چنین باشد. هر گاه گرک\nاگر هیچ اسبابی نمیداشته باشد ممر (تجارت) مدارکی در میدان\nبیه یعنی باج گیری محصولات و اشیائی که از داخل ملک به اصل ملک\nهمه صنعت اده\nتجار مرفوع گردیده یک آزادی کامل به تجار د اخلیه یعنے\nنها مبشر تجارت است\nدر مباد را محصولات داخلیه داده شود محصولات محص چند استرون\nاد فابریک ، د اختراعها مشرد\nیک وسعت و برکت فوق العاده پیدا کرده هم به تجارت\nاگر تجارت نمی بود ازین همه اختراعات محیر العقول صنایع مختلفه پیچ\nمی پرورانند و حاضر می سازند چون بحقیقت نظر شود خود شکار\nاستفاده نمی شد و همه قوامی عسکریه به آلات حریقه که دولتها\nو ثروت رهم بدفع احتیاجات مملکت ماید و منفعت می بخشد.\nدهد درسان تجارت شان شمرده میشود. ایمپراطور با قرابها\nمثلاً یک ولایتی فرض کنیم که در خاک آن پینه پا نیشکر\nپادشاهی اور و با تحر یک یک رئیس تجارت دیگر چیزی نیستند\nپائیل یا بسته و امثال آن محصول می آید، و در دیگر راه های\nبا تو بار ) یعنی جنگ های تجارتی که در بین زمان کا بطور\nاطراف آن چیزهای نه کور وجود ندارد. هرگاه موانع گمرک\nبا می آید هیچگاه دهشت و خرابی آن از جنگهای خوب تفنگ\nو خرج گیر بہا نباشد و به ازادی نام دا د دستند تجارت\nیا کم نمی آرد. دولتهای اور دو پا را اگر یک کمپنی بسیار بزرگ\nان اجرا شود ان ملکی که در ان چیزد و با نیشکر بسر میرسد زیاده ر\nتجارت بکوشیم بایی یک سخون مبالغه نگفته خواهیم بود\nاختر اوله پنبه و نیشکر محصول میدید . زیرا اهالی آن ولایت سبب موانع\nر تجارت با در داخل ملک و یا با خارج ملک\nمذکور و جهان قدر مینه و نیشکر میکارند که در دخته بتوانند، و از قابلیت\nکه اول انرا ا تجارت داخلیه و دوم آنرا ( تجارت خارجية )\nو استعداد زمین که در خصوص پر در ایندن و بر ماندن چینه\nمیگویند.\n\n(۰)\nمبادله\nبدل کردن یک چیزی\nبه چیز دیگری (مبادله)\nمیگویند\n\nقارئین کرام در نسخه های سابی ( سراج الاخبار افغانی\nو پایشگر دارد تنها مرها فایده حاصل نمیکنند . و چون مواقع رفع\nدر زیر عنوان ( ثروت ملل ) در بحث (مبارکه) مطالب فرمود\nشود همه زمین های خودشانرا که استعداد و قابلیت نیشکر\nباشند که نوشته شده بود که هر فرد می از افراد بیشتر که جمعیت\nو چند برسانیدن را دارد برا می جهان رقم چیز با حصر کرده .\nمدنی را تشکیل دار لیل داده بواسطه مبادله اکثر احتیاجات خودشانرا\nو در باب افزونی آن سعی با دکوشش با بعمل آورده و محصولات\nرفع کرده میتوانند . لہذا مبادر تجارت را بوجود می آرود\nحاصل کرده خودشانرا به کال آزادی دیگر ولایت همجوا خود\nاہمیت و منابع مبادله در تجارت بظهور می آید .\nدر بازار تجارت انداخته رنج و فاید و بر میدارند . کذالک\n\nاول از تجارت داخلیه بحث کنیم :\n\nیگاه مدار ترقی تجارت داخلیه آزا دینی است یعنی\nولایت دیگری که از آنجا برگ و گلیم و پوست و غیره خوب\nدر زیر انحصار نبودن آن، هرگاه حاصلات و اشیامی\nد ر ا فر اهل می دید چون موانع بر طرف شود در یک مقیار\nمحتاج بهامی ملک در زیر انحصار بعضے منکرین در آید ویا اینکه\nواسع تر و بزرگتری انچیز ما رواج میگیرد . و الحاصل بر انقدر\nترک یعنی خراج و باج از ان گرفته شود و به آنشب تجارت\nکه در تجارت و صنایع داخلیه آزادی داده شود بها نقد\nدر داخل ملک بصورت آزادانه اجرا نشود تجارت و خیلیه\nآن تجارت و صنایع ترقی میکند .\nازمین آزادی تجارت دو فایده حاصل میشود بینی که"}
{"book": "adl0616", "page": 221, "text": "صفحه ۱۲\nاز محصولات مخصوص یک ولایت امالی یک ولایت دیگر ها به و مند مانند بناها و عمار تنها و با خدا داستان ایمان اور بها سیاحمد اوره\nمنفعت گردید، و در محصولات افزونی و برکت حاصل میشود. و جهان میشود . حال آنکه اگر بعوض نه در بیان احوال شما باید ان\nنسبت در امر بد اخلات مالیه گیری دولت افزونی گرفته خزینه اموال اشیا بصرف حوایج صرف و استهلاک شد و آنچنان\nدولت تو انگر میشود، و تحر یک فایده سیاستی است که آنهم چیز های پا به دار بوجود نمی آید که اینهم علت را متحمل میگرداند.\nعبارت از رفت داده و دارد معامله و دید و بازدید قومها باز کو ان میگویید: زرد دیناری دیا اموال و استیانی\nو قبیله های مختلفه مملکت میکدیگر میشود، و اینهم سبب بیگانه اتحاد که از مالک خارجه به اخل بیاید نتیجه خاید، هر دو می آن برای\nحتی میگردد.\nملک یک چیز است. زیرا با پینه که از خارج آورده شود اگر\nحالا یک قدری از (تجارت خارجیه ) سخن بگویم بر چیز های پایه دار مانند را بهوها ، و عمارتها ، و غیره صرف شود،\nاول چیزیکه در تجارت خارجیه به نظر است بهانا (موازنه دیا بر چیز های بی بنیاد مانند پوشاک و خوراک استهلاک گرد\nتجارت است، موازنه تجارت چیست ؟ موازنه تجارت در هر دو حال هر دوی آنها از شردت و توانگری خالی نیست.\nاین است که داد خالات ) - یعنی اموال و اشیامی که از و اگر بعوض پیسه اموال و اشیانی بیاید که درین دو کار صرف\nخارج ملک به اخبل ملک مید راید - با دراخراجات) یعنی شود باز عبارت از جهان شردت و توانگری میماند. پس\nاموال و اشیما نیکه از داخل ملک بخارج ملک جیبراید - مدلی در انتحال چینه که از خارج بیاید و با آن چه در دانه\nو برا برآید. در این مسئله افکار و آرای ارباب اقتصاد اموال امور و اشیا ساخته شود. و با احوال پیشهای ساخته شده که\nدارد. ایسی چیز یا در بخصوص بیان کرده اند. و این مسئله آورده شد و برد و در قسمت بیستانه بازار می آید اما در بیا خیر که شاین وقت است این که تا در بیستد\nیکی از مسایل مغلقه علم اقتصاد شمرده میشود . که در ارزانی، و فراوانی ، د نفاست و خوبی هر طرفی که ممتازه\nکسانیکه ثروت و توانظرمی را از زرد و نارستان کرده باشید التزام کردن بها دن جهان طرف نافع تر و سود مند تر است\nمیگویند که ( ادخالات) اگر از ( اخراجات بیشتر باشد مثلاً اگر به بیستند که آوردن پیه را از خارج و با آن پیس\nموازنه تجارت بر هم میخورد. و اگر کمتر باشد آن مملکت در در داخل ملکیت ثروت یعنی اموال دانشیا حاصل میشود.\nموازنه تجارت خود کلایی کرده میباشد .\nدہم منفعت آن شردت با منطقی که بعوض پیسے مال دانشیا\nدیگران خطا بودن این فکر را ثابت ساخته؟ ن فکر را ثابت ساخته گفته اند معادل و برابر می آید طبقا پلیسه آوردن لازم می آید\nکه : خدمت زرد و بنا به فقد می بین است که واسطه مبادلات و اگر قضیه بعکس آن با شد از آوردن چپ بخیر مضرت\nشود. یعنی میانجی باشد در ما باین بدل کردن اموال با شیا را دگر چیزی نتیجه نمی بخشد.\nبا یکدیگر، بناء علیه چیزی که افزونی بیشتر می آن آرزو میشود گاهی این طور هم میشود که بعضی اخراجاتی که از مملکت بیرونی\nزرو د بنا رنی بلکه اموال د اشیا میباشد. زیرا مقدار چین برآورده شود و بدانند که آن اموال داشیا در خارج زبان\nکه در مملکت تداول میکند بر مبادلات کافی شود از بیشتری و نقصان داشته باشد. ولی از دیگر جهت نفع و فایده\nد اخره کی پسند ملکت پیچ استفاده میکند. پس چون سینه دران باشد باز هم اخراج باید شود . مثلاً در یک مکلی که یا قوت\nچنین باشد بیشتری دا نزولی با دخالات باید که موجب اقتراب گران باشد یک سود اگر بهزار پوند یا قوت خریدار می\nشردت و توانگری ملکت بشود. زیرا ) علم شمردت عمل ثابت کرده بیک علمی دیگری بیرد، و در ان ملک ان یا قوت را\nساخته که ثروت یعنی تو انگری زرد و بنا رفی بلکہ اموال بهشت صد پوند بفروش و ان هشت صد هونا صد پوند را از غال\nوزر و دینار واسطه مبادله اموال دانشیاست. پس بر انتقاد سنگ خریداری کرده با زیار و و آن زغال سنگ را\nکه اموالی د اشیا از خارج به اخبل ملت بیاید میا بھی مبادله ان در اینجا بهزار و دو صد پوند بفروشد تا جر میباید که از مین\nاسوال و اشیا که عبارت از درد دینار است است نیز افزونی میگیرد بیع و شرا با نباید و بر ان دوام و رزد\nدیگر بعضی از ارباب این علم گفته اند : که اگر ( اخراجات ) تجار هیچگاه این را آرزو نمیکند که بهای مالی که میفرستد\nاز ۱ او خالات) افزون تر باشد یعنی اموال دانشیانی که پیسه بیاید، چونکه در آمدن آن پیسه منفعت نمی بیند - تجار\nاز داخل مملکت بخارج مملکت بیرون میشود بیشتر وافر د نتر باشد میخواد که هم از مالیک بخارج میفرستند.\nپینه بسیاری از خارج بداخل مملکت می آید که با اتنا پیسه در ملک و هم از مالیکه بعوض آن مال بگیر، فایده و منفعت حاصل کند"}
{"book": "adl0616", "page": 222, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱\n\nحتی بسیار وقتها میشود که تجار از مالیکه به بیرون می برند به ما نقصان و زیان می بینند، ولی این زیان خود را از اموالیکه بداخل می آرند به منفعت می بر آرند چنانچه مثال آن در یاقوت و سنگ از غال بیان شد.\nاما ازین سخنان چنان معلوم نشود که بر معمولات و محصولات داخلی بصورت اعتراض گفته میشود. نی نی بلکه معمولات صناعیه و محصولات مالیه داخلی ملت از مهمترین سرچشمه های مملکت است که ثروت و سعادت از آن میجوشد. اگر معمولات و محصولات داخلی که عبارت از اموال شده یعنی ثروت داخله ملک است نباشد اخراجات بعمل نمی آید و چون اخراجات بعمل نیاید ادخالات نیز مفقود میگردد. مقصد این است که از ممالک خارجیه آوردن مال از آوردن چه فایده متأثر است و صنایع داخلیه چه که از خارج در بدل اموال تجاریه آورده شود و ترقی نمیکند. بلکه اگر تجار پیشه مالیکه فروخته باشد اموالی را که اهالی و صنایع داخلی مملکت به آن محتاج است بیاورد هم مملکت از ان مال فایده می بردارد، و هم سوداگر از تتبع آن مال مستفید میشود، و پیشه گر از فروختن آن مال خارج و در داخل ملک حاصل میکند هر کاری که نافع تر باشد محصول آورده میتواند.\nهرگاه فایده و منفعت در افزون بودن اخراجات از ادخالات می بود و در آنحال یک مملکتی که ده لک روپیه بخارج بر آرد، و بعوض آن پنج لک روپیه مال بداخل بیارد کویا نفع و سود کرده خواهد بود. زیرا اخراجات یعنی بیرون بردن آن از ادخالات یعنی به داخل آورده گی آن افزونتر میشود. حال آنکه در حقیقت ملک اخراج کننده هیچ لک روپیه باین معامله نمیشود.\nهرگاه فایده اخراجات از ادخالات بیشتر میبود اخراجات را بدریا انداختن از همه بیشتر منفعت آور می شد. زیرا در حالیکه از ملک ده لک روپیه اخراجات می بود و یک پیسه هم ادخالات دیده نمی شد.\nاگر اخراجات از ادخالات زیاده تر موجب معموریت میگردید توانگرترین ملکتهای یوروپا فقیر ترین آنها لازم می آمد حال آنکه قضیه بعکس آنست. زیرا اکثر ملکتهای بسیار توانگر و مشهور عالم ادخالات شان بر اخراجات شان افزون تر است.\nبرای اثبات اینمدعا از جغرافیای عمومی تجاری این جدولی آتی را بنظر مطالعه قارئین کرام عرض نموده و مقاله (تجارت) خود را ختام میدهیم :\n\nجدول ادخالات و اخراجات ممالک معظمه\nاخراجات بحساب روپیه | ادخالات بحساب روپیه عالمگیر برای خالی تقریبا بیست و هفت | الممالک\n۳۹۲۳۴۷۰۰۰ | ۳۷۷۵۳۶۵۰۰ | جرمنی\n۴۴۲۹۸۳۲۰۰ | ۴۹۸۱۵۴۸۰۰ | فرانس\n۴۵۹۱۵۰۱۵۳ | ۶۵۶۳۶۲۹۰۰ | انگلیس\n۹۸۹۳۷۹۳۶ | ۹۹۷۰۸۸۸۶ | اوستر\n۳۰۳۳۱۹۳۸ | ۳۵۶۶۸۰۸۳ | دانمرک\n۱۸۳۴۵۹۴۴۰ | ۲۲۳۵۶۱۸۰۰ | فلنگ\n۱۴۲۴۱۶۸۰۰ | ۹۶۰۶۵۳۰۰ | بلجیم\n۳۸۷۹۸۶۱۱ | ۵۰۵۷۹۴۹۲ | سویدن و نارو\n---\n\nوظايف عسكرية\nفرض پنجم اطوار و حرکات راست و درست\nتنع و سیرت پسندیده را استکاری و درست اطواری صنف عسکر است. کسیکه عنوان پاک آن عسکری میگیرد میباید که در سخن گفتن، در نشست و برخاستن، در کار و رفتار خود آداب و درستی و راستی را پیش گیرد، بر پیر مردان و پیره زنان در مرحمت کردن، به زنان، و دختران، و طفلان بدلسوزی نگریستن، پیاده و سواره راه گردن، سر و بر خود را پاک و منظم بدرجه که برای یک عسکر میزیبد پاک نگهداشتن، به وظیفه و خدمت خود خواهش نمودن، اسرار عسکر را افشا ننمودن، بسیار پر گوئی نکردن، از دراست گوئی جدا نشدن، از جزاء عسکری ترسیدن، به شراب و بنگ و چرس و افیون و غیره چیزهائیکه باب اصلی و قطعا نزدیک نشدن، بجان هیچکس چشم بد ندوختن، از ظلمه قدر اجتناب کردن، به بیماران و زخمیان چنانچه بجان و فقیران مهربان بودن، قمار باز نگردن، ترش رو نگشتن، تفنگ و اسلحه خود را بسیار دوست داشتن، و خوب نگاه کردن و بغیر از وظیفه عسکریه در جای نامشروع استعمال نکردن، مال و حشمت اعلا و ادنای ننمودن، و بدرجه که از دستش بیاید مال و جان خود را فدای پادشاه و ملت و مملکت و ایمان کردن، اسیران حرب آزاد دادن و آنها را بموجب مرعی قانون شاهانه محافظه کردن از جمله فرایض اطوار و حرکات راست و درست عسکریه شمرده میشود.\n\nفرض ششم با رفیقان خود خوش گذرانی\nعسکر چنانچه اطاعت و آداب آمرها و افسرهای خود شانرا بر خود فرض میبیند همچنان خوشی و یارانی را با دیگر رفیقان سلاح خود که آنها نیز برای محافظه وطن و دین جلیل داخل شده اند بر خود فرض باید بدانند، غیر از وظیفه های عسکری رفیق خود را آزار ندادن، و بجان و مال رفیق خود چشم بد ندوختن، در وقتهای بیچارگی و مشکل"}
{"book": "adl0616", "page": 223, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۱۶\n\nپشتی بر سنگی اگر یک کیف آبی در مطره خود داشته باشد، یا یک لقمه نانی در بکس خود داشته باشد، از رفیق بمرگ نزدیک خود دریغ نکردن، در راه رهایی دادن جان رفیق، بدرجه فدا ساختن جان خود کوشیدن، رفیق زخمی خود را تا میتواند برای دشمن نگذاشتن، و بدرجه که از دستش بیاید بر هم او معاونت رسانیدن، و فقیه حرکات بی نظام و قانون رفیق خود را به بیند نصیحت و یاد آوری کردن، به برادران عسکری خود شیرین زبانی و کشاده روئی پیش آمدن، تا که از دستش بیاید بهر رفیق خود کار و خدمت کردن، هر چه که باشد با رفیقان خود جنگ نکردن، کفر و فحش را هیچوقت بر زبان نیز اندن، هر نفری عسکری یار و غمخوار خود شناختن و خود را بدل آنها و آنها را بدل خود جا کردن، کوشش ورزیدن، و بهیچصورت بسخان کلفت و لخلط اگرچه بطور لطیفه و مزاح هم باشد رفیق خود را فقیر و آزار ندادن، از جمله فریضها خوش گذرانی بیجا این هم از نشانه های بزرگ خوش گذرانیست که نظریهای پیشینیان که تعلیم و تربیه و آداب عسکر برآمیدانند به نظریهائی که نو داخل صنف عسکری میشود از اخلاص دل تعلیم و تربیه و آداب عسکر بیاموزانند، و خواه در خانه و خواه در خارج خدمت تا بدرجه که از دست شان بیاید به آنها معاونت و درسا می گفته. خلاصه کلام: رفاقت و برادری عسکری، درین شش گذرانی بر سه اساس بنا یافته که یکی (حسن معامله) یعنی بخوبی با هم معامله کردن، دوم (ایقاظ) یعنی همدیگر خود را بیدار و هوشیار ساختن، سوم (معاونت) یعنی با همدیگر مدد گاری کردن میباشد. بر عسکری که درین فریضه ها قصور روا دارد جزا های شدید گرفته می آید. این است که این (وظایف عسکری) شش فریضه آنرا برای استفاده برادر این نظامی خود از (المانان عسکری) اردو نامی دولت علیه عثمانیه به ترجمه و تحریر پرداخته درج روز نامه مبارکه خود نمودیم. انشاء الله بعد ازین از دیگر مواد (عسکری) که موجب استفاده شد و عرض خدمت قلب خواهیم نمود. و این محرر عاجز از افسران با غیرت و شجاعت صنف عسکری اردو باشی دولت متبوعه مقدسه خود امید واریم که مقالات عسکریه ما را بخور و دقت مطالعه فرمایند، و آنها را در کتابچه های مخصوصی بیرون نویس نموده و حفظ نمایند، و وقت به وقت بجهت گولها اسباب رغبت و سودمند عسکری بدست و مشقت بدست خواهند آورد، و اگر بقیه مواد عسکریه را در اوقات فراغت در چونیهای خودشان بصورت درس به افراد عسکریه بخوانند از فایده خالی نخواهد بود. سر محرر ها جز وعده میکنند که انشاء الله هیچیک نسخه از روز نامه مبارکه خود را از تحریرات مواد عسکریه خالی نگذارد. مکافات آن تنها با حسن توجه و عمل فرمودن برادران عسکری ماست که بیک جهان مقابله میکنند. و من الله التوفيق\n\nفاجعه ها پاریس\nما بعد از نمبر ۱\nبر زمین زانوی تضرع و نیاز بنهاده و بیک مناجات دوره درازی بدرگاه قاضی الحاجات بپرداخت. از سیمای لطیف این زن که غمهای دنیا تری و تازه گی اثر از این بی زینتی که بجز یک فیته رنگ ساخته بود درجه قوت ویندایش پدیدار میگردید. در اثنای دعا کردن گویا بخاطرش یک چیزی خطور نموده باشد که یکی یکبار بلخواسته جهراً گفت:\n— بلی بلی، جرأتی که تا بحال از ان محروم بودم امروز آنرا گرفته میروم، بلی، هر چه بادا باد گفته میروم با ... بعد از ان فلوتیبلند بر پا خواسته الماری باز کرده بهترین لباس خودش را بیرون بر آورد که این لباس از یک قماش جانفس سیاهی ساخته شده بود، و از استنیا استمال رنگ سیاه آن بیک رنگ بوری تبدیل یافته بود، و در وامنش یک دو چینه نیز موجود بود. فلوسیله این لباس را که لباس رسمیش شمرده می شد در بر نمود. و بر سر خود نیز یک کلاه بوریائی رفته و گر هیچ چیزی بران نبود به سر کرد. و با یک دستمال کاج سیاهی کلاه و روی خود را ستر نموده از اوتاق خود برآید. و از زینه های خانه فرود آمده تا میخواست که بکوچه قدم بنهد صاحب خانه بابا (دومینیو) که حرکات او را به پنهانی از نظر دور نمیداشت بر د هجوم خود پخت:\n— سرود به تا ترا میخواهم بیابم تا بدانم که اگر آیا\nچیز می پرانده اید یا نه ؟\n\nعالم ارایان\nاز سیاحت نامه جناب عبد الرشید ابراهیم افند\nما بعد از نمبر ۱۵\nربینهای جوان من بعد از آنکه همه خدمت های مرا بجا آورد در وقت وداع گفت:\n— حالا شما به (یو قوما ما) میروید. بعد از حرکت ریل بچار ساعت و شصت و شش دقیقه (مایار) میرسید که در انجا ریل شما تبدیل میشود. در وقت تبدیل یافتن ریل (قطار سرعت) یعنی ریل داک تیز رفتار می آید، اگر یک (کا پیک) به آن قطار سوار شوند و متوجه شوند، و شام به (یو قوما ما) میرسید، و اگر چنان خواند و شش ساعت انتظار کشیده ریل مسافر به میرسد و بهمین قیمت خود فردا به (یو قوما ما) میرسید. تا به (مای بارا) چانه (تونل) یعنی نقب زیر کوه موجود است. در ظرف یک با جوانان آنقدر خوش رفتاری نمائید که بمقابل این همه معلوماتی که بمن داد، و این همه خدمتی که کرد من مبلغ پنجاه کاپیک روسی به او دادم. نوجوان بی آنکه به بیند چند است در جیب انداخت، و ده سه بار خود را خم کرده وداع نمود. حالا به بینید که یک نوجوانی که از صنف حمال و مزدور کا رشمرده میشود به غریب و مسافری که مملکت شان داخل میشود چسان معامله و رفتار میکند. جانا چون این چیزهای جزئی در ممالک اروپایان را انسان در زیر نظر انصاف و اعتبار بگیرد اهمیت اخلاق این قوم بزرگی که یکسان نیست مستفاد گفته میشوند معلوم میگردد، حمالهای روسیه تنها بر مردم غریب الدیار و مسافرانی بلکه به آرمان بزرگ خود روسها نیز انواع بی ادبا و چریها بکار میبرند.\nقطار ریل حرکت نمود. در واقون ریلی که من نشسته ام از مردم اوروپائی سه نفر بود. دیگر همه مردم ژاپانی بود. در نظر من لباس و قیافت ژاپانیها خیلی عجیب می آمد. اکثر آنها در پایهای خودشان جرابهای سفید و نعلین دار و تیکه در خانه ریلی می در آمدند نعلین های خود را کشیده مامور ریل بلیک پوش سبک و بی پاشنه به آنها میداد مسافران ژاپانی بدو دو زانوی ادب چنانچه ما در وقت نماز می نشستیم نشستند. بعد از نیم ساعت همه به مردان از جیب های خودشان کتابها و اخبار نامه ها بر آورده و عموماً بمطالعه اخوان غرق شدند. و او تاق ریل ما باز مانند دارلهوزان مارد بیک کتابی مشغول یافت. از پنجرهای اطراف ارباق بارق سیاه بخار ارج سیر و تماشا میکرد تنها من\nبودم و همان سه نفر اور وپانی ."}
{"book": "adl0616", "page": 224, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۱۶\nدو طرفه را در ریل حقیقی سواد قریه های غریب مشکل تله با انه زمان های خدا که در ریل خالی دیده نمی شد، همه پر از گشت گشت در را دیده میشود؟ بلباس های بهاری رفتار داریم. نه زیاد کسی از همت در استاسیون یاس فیلو راست نمی آید و اخبار فروشان ایمیون سیمبیون جب زبان موهانیک در اطراف آن فروشان که معقل سیمیون میکونید، اخبار ر میکشیدند. مسافران\nادبیات\nرسی استغول عرفان انقبض خلق حسن\nاسی محفل جیا نان رفض خلق حسن\nبوی بد جو شد می شهر و میشوی دموم\nبخوبی میشوی اعلان رفیض علی حسن\nکسیکه ماند به حرمان زفیض خلق حسین\nجمال و زیر رو زمینت چه فایده بخشد\nزہیر عادی عریان رفیض خلق حسن\nشو می پوشمس نمایان ز فیض خلق حسن\nز محشر و غیبت و گذابی و ترش روئی\nشوی خلاص بید این زمینی خلق حسن\nزبارگاه خداوند انس و جان (محمود)\nنیاز میکند ایمان زفیض خلق حسن\n\nہوگی فرو میروند دیگر چیزا نیز می فروخت . دل من می شناختم که چیست یکی از رهروان که در پهلوی مین نشست بود یک قطعی و یک چیزی که در کانه پیچیده شد و بود این قضی تحریک دیکھے گلاب جلتے ہو ابر سیران یک فنجان سرپوش را به جای دیگر موجود بوده را پانی دستمال خود را باز کردیم زنیم و هر متر و هر کال بهره نبرد رد که مکمل خدام خورد. بعد از آن چنانی که به میران نوشیده در یکچه د فحان کاعده از شجره به بیرون افکند. زیرا آن را هیچ یک اهمیتی ندارد ۲۰ از بسیارشی ارزانی بین آن جمع العام حساب میشود. اما چون حقیقت نظر شد و تحت شرایان یک چیتا بزرگی از مین به بگذر کویی میکنند برا الرحم و نهانت کنند بعد پرده مسافر چقدر آسانی ، وقت هم ضایع نمیشود. نظار ریل در هر استیشن چهار پنج دقیقه توقف میکند، در تمام ژاپان همه رینها و استیشن با میخواین ایست . هر خوراکی که انسان بخرد با غیرت این که هیچ قیمت جداگانا ندار دیوده ولی ظهر خو با هم بسیار زینت دار است. میجر دیکه این بیان به استند با نام همه مامورهای قطاره ریل میدان بر آمده این ها در یوار های خارجی میل را پاک مہلت کو یا جمہ کار و وظیفہ انسان حمایت از این است راس نزدیک بوقت زوال ریلی با به استیشن های بارو) دراصل شد در بینی برسی فرد و آمدند. نظر تبدیل یافتن دیل که رمتنهای من بین گفته بودر ر است بود. بعد از یک ساعت دیلن اکسیر ہیں یعنی قطار داک مواد کا بیاه اسباب خود را در استیشن گذاشته خانهای دارای باری با نام می توانیم رفتم. بعدش در نبرهای آینڈ آید ]\n\nچنانچه آرزو دارد و باید بیاید و در حالی زن شجبه کرده که اقامت گاه شان در آنت است. اجزا نه صرف نظر نمود تلونیلہ نیز به آهسته کی از انجاد در شده برفت\n\nمعم\nتلونید به قطع کر دینا یک سازه عظیمه که برای یک آدم صحیح و سالم تنومند نیز موجب دهشت می شد و تنها گوش چشمش از آن محروم مانده بود یک دشت مجبور بود، و تجلیکه خیال رفتن آنرا دارد میبایست که و وحشتی از آن حاصل میکرد. در جا نا نیکه بو لود ها می شهر پاریس را از یکسر تا به یگر سر به بیاید، حال آنکه بزرگ را به عرض مقطع کردن مجبور می شد بار بار زن بیچاره با وجود شکر دادی پر اضطرا ہے کہ دارد در زیر نهبلنکه میده میده شدن عرابه ها مانده روزه گرسنگی وغها و کمرها نیز وجودش را به بد صورت ضعیف ساخته بود. هر چه که هست و تضمن میخوابد. باید\n\nکی برود! لہذا ہمہ غیرت و طاقت خود در اینجا کرده کرده از معامله و نفس خود را در زیر دندان گرفته از شیدا ( با شینیون) که اقامت گاه شان در آنت بوی وسط شهر مر نشیب های متعددی رایگان میان قطع کردن گرفت. وقتیکہ بجانا و بازار های اینو به شهر میرسیده و شعشعه پاشی عالم موفقیت با رئیس را میدید ببی که از بسیار و وحشتی از آن حاصل میکرد. در جا نا نیکه بو لود ها می بزرگ را به عرض مقطع کردن مجبور می شد بار بار در زیر نهبلنکه میده میده شدن عرابه ها مانده\n[باقی دارد]"}
{"book": "adl0616", "page": 225, "text": "صفحه ۱۷۴\n\nعِلْم بَر مُلْک\nما بعد از نمبر ۱۵\nو نیز اگر مانند رقاصی و ادبیات و موسیقی وغیره نباشد افکار را شطارت و انبساط حاصل نشده از صنعت و عمل کدورت و ملل حاصل میشود . و نیز اگر علوم و فنون متنوعه که ریاضی، و حکمی، و فلسفی، و طبیعی، و کیمیوی وغیره نباشد کشفیات و مخترعات تازه بنیانه عالم دقت در کارگاههای ( صنایع اعمالیه ) به دور و حرکت نمی آید، و ثروت حاصل نمیشود . مقصد یگانه از ترقی صنایع اینست که رفته رفته رفاهیت و سعادت حال و آسوده گی اپر پر مال و منال بر همه صنوف اهالی عام در کان گردد . بنا برین بهترین سبب از اعمالی که مذکور گردید. نیز در جایش که بیاید بحث و بیان خواهد شد . بنا بر تفصیلاتی که تا به اینجا بیان گردید بخوبی معلوم میشود که ترجیح دادن بعضی صنایع را بر بعضی اساس جایز نیست، مثلاً اگر گفته شود که صنعت زراعت سببی که مدار تعیش و زنده گانی نوع بشر است از آنرو میباید که معموریت و آبادی یک مملکت مطلقاً به ترقی زراعت و فلاحت حصر باید کرد . این است که اینگونه حکم علماً جایز شمرده نمیشود .\n[ باقی دارد ]\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۱۵\nدر باره خود آرسینوئه را بقتل رسانیده است .\nآرنولد صوفیا — از ((انتریسا)) یعنی بازیگران رقاصه و خواننده مشهوره (اوپرا) یعنے ناتیک بزرگ رقص و خواندن شهر (پاریس) است. در سنه (۱۷۴۰ م) میلادی تولد یافته و در سنه (۱۸۰۳) وفات کرده. در تصویر حسیات یعنی نشان دادن و مجسم ساختن جهاً مهارت بسیار عجیبی مالکه بود آوازش هم بسیار و هم خیلی موثر بود. در نکته گوئی و بذله سنجی نیز مهارت بسیاری داشت که نکته های او بعنوان (آرنولد یانه) بصورت یک کتابی طبع و نشر شده است.\nآریانه — دختر (لئون نخستین) است که از ایمپراطورهای روم بود در قسطنطنیه، در تاریخ (۴۷۴) میلادی با (زه نون) نام ایمپراطور که بر تخت قسطنطنیه جلوس نمود ازدواج کرد. شوهرش خیلی یک آدم بد خلق ظالم و شرابی بود. از آنرو با (انسطاس) نام سر کرده اتفاق کرده و در خفا که (زه نون) مست لا یعقل بود زنده دفنش نمود و انسطاس بر تخت نشست (آریانه) را در نکاح خود در آورد، آریانه در سنه (۵۱۵) وفات کرده است.\nآزاد — عم زاده جناب (فیروز دیلمی) است که از اصحب رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم میباشد. و زوجه (شهر بن باذان) است که از طرف حضرت پیغمبر در (صنعای یمن) والی بود. فیروز دیلمی و شهر بن باذان در اصل از مردم فرس هستند که در زمان (کسری) سر کرده لشکری بودند که برای راندن و کشیدن مردم حبش را از یمن به ان حوالی مامور شده آمده بودند.\n[ باقی دارد ]\n\nهر مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغان\nحسب الاهتمام الحاج عبدالحی خان پسر قزلباشان مقیم چهاچته کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهار\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 226, "text": "نمره ٤\nنیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت جاوید\nسنه ١٣٣٠\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nو خارج مملکت با اخراجات ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نمونه آن در کابل یکپایسی است\nتاریخ هلالی ۱۵ جمادی الثانی ۱۳۳۰\n\nافغان\n١٣٢٩\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره چاپخانه و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۱ جوزا ۱۳۹۱\n\nتاریخ انگریزی اول جون\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nمراتب — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه — تاریخ تمدن\nبنا نا — عسکریه — عالمه های ژاپن — ادبیات — فاجعه\nنامور این زنان جهان — علم ثروت ملل — فاجعه ای پاریس\n\nتاریخ تمدن\nچنانچه در حدیث شریفیکه از امر محمد تواتر بالا رفته بلکه از فن حدیث شریف در صد و پنجاه بلکه به صد بلکه هفت صد کس آنرا روایت نموده که انحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود « انما الاعمال بالنيات وانما لامرءٍ ما نوى فمن كانت هجرته الى الله ورسوله فهجرته الى الله ورسوله ومن كانت هجرته الى دنيا يصيبها أو امرأة يتزوجها فهجرته الى ما هاجر اليه » یعنی چنین نیست که نیست ثواب کردار ها و قبول آن بهر گاه حق تعالی مگر به نیت ها اعمال مذکوره - و نصیب نیست هیچ کس را از عمل و ثواب آن مگر انچه نیت کرده - پس کسیکه باشد بر آمدن او از وطن بسوی خدا و رسول وی و نیت وی طلب رضاء و فرمان برداری امر خدا و رسول باشد - پس هجرت او بسوی خدا و رسول او است یعنی مقبول است - و ثواب بران مرتب است ولیکه هجرت او بسوی دنیا که تحصیل است یا هجرت او را زینکه او را نکاح کند نه برای رضای خدا و رسول سپس هجرت او بسوی چیز یست که برای آن هجرت نموده - لاجرم در مذهب حنیفه این قاعده مقرر شده است که لا ثواب الا بالنية یعنی نیست ثواب در هیچ عمل مگر وقتیکه مقرون بنیت باشد . و ایضا در روایات حدیث شریف این عبارت هم روایت شده است که « نية المؤمن خير من عمله » یعنی نیت شخص مسلمان با ایمان بهتر است از عمل کرده وی و این حدیث اگر چه باصطلاح اهل حدیث بصحت موصوف نیست اما موضوع و نادر است هم گفته نشده - و علمی از متقدمین در دلایل\n\nموعظه\nمختصر پادشاهی در باب حسن نیت شان و بیان تاثیر اعمال شخصیه پادشاه در اعمال رعیت\nچون در حکمت و شریعت ثابت است که مبدء و سر منشاء همه کار های اختیاری انسانی بجز عزم و قصد و ارادهء انسان چیزی دیگر نیست این نیز حاجت بیان ندارد که افراد انسان در ابتداء خلقت و آفرینش بعضی نیک نهاد و نیکو سر انجام آفریده شده اند . و بعضی بد نهاد و بد فرجام - که از باطن نیک نهاد و نیک فطرت در کار های خیر خود عزم خیر و قصد نیکو و اراده اصلاح سر میزند و از باطن بد سرشت پر فساد عزم شر و قصد بد و اراده کارهای نا مقبول صادر میشود - لهذا در شریعت محمدی علیه الصلوة والتسلیمات نیت و عزم شخص مکلف اساس ثواب اعمال مسلمانان گشته است"}
{"book": "adl0616", "page": 227, "text": "صفحه ۲\nنمبر ۱۷\n\nارزاق آسمانی اثر اندیشه مرحمت پیشه آبشانها است - و حرکات و دغامی نوایم و حاصلات زمینی ثمر خیالات خیریت دلالات این برگزیدگان جهان - قصه مشهوره نوشیروان با پسر و پادشاه و فشردن دو دانه انار از گواهان این بیان است - در نسبت پادشاهان فرزانه عدالت نشان بجانشینان خود بهمین چنین نسبت با جهانیان است - چنانکه از شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در کتاب بوستان است\nشنیدم که خسرو بشیرویه گفت در آن دم که چشمش ز دیدن بخفت\nبدان باش تا هر چه همت کنی نظر بر صلاح رعیت کنی\n\nو چون حضرت پادشاه اسلام پناه دیانت دستگاه با میر بن الامیر بن الامیر اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین بره و احسانه از فضایل و کمالات شرعی و عقلیه نیت خیر افرموده بودند بنا بران یوم چهار شنبه مسلخ شهر ذی القعده الحرام گذشته سنه (۱۳۱۹) هجری قدسی که دزدان قطاع الطریق مشهور را از تأثیر نصرت و رعب و عزم و جزم با خبر و هوشیار مسلط نمودن سپاه ظفرنمای شجاع و جرار پادشاهی کوه پایه های سمت جنوبی دارالسلطنه فرود آورده و گرفتار نموده جهت اجرای حد شرعی که حق امام اکبر است بحضور سعد لیت کده در دارالخلال حاضر نموده بودند - و بعد از اثباتات شرعیه و دلایل عقلیه کلان ایشان را با چهار نفر رفیقان دیگر بدار زدن و صدق مشحون بآیه وافی بدایة إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ یعنی جزا این نیست که سزای اینکه با دوستان خدای و رسول حرب کنند و در زمین بفساد و تباهی سعی کنند اینست که ایشانرا بکشند اگر کسی کشته باشند و مال نبرده - یا بدار کشند اگر کشته باشند و مال برده - یا ببرند دستها و پایهای ایشانرا بر خلاف یعنی دست راست و پای چپ از بدن گرفته باشند اگر مال برده و کسی را نکشته - یا برانند و اخراج کنند اگر قتل و غارت ناکرده باشند اما رونده گان راه را ترسانیده و تخویف نموده باشند - و حضرت امام اعظم رحمه الله علیه کشتن و راندن و اخراج را بر حبس مؤبد حمل فرموده - تا ضرر او بشهر دیگر نرسد فقط القصه همان مخذولها را با ریختن بدار و بعضی بسیاست حکم فرمودند - و سپاهیان فیروزمند را بخلعتهای فاخره و اعداد نقدینه سرافراز داشتند و دزدان مذکور را بخدمتهای شایسته سرافراز ساختند - بعد از آن در ضمن خطابات سلطنت و صفات پادشاهی که در بارهٔ اینها این فقیر کاتب الحروف سرفراز می طلبد بر در سلسله علیهٔ حکمت انتظام پادشاهی به این موعظه بلیغه رسید که مدار عالی افغان\n\nصحت مضمون آن او لا گفته اند که نیت تنها بعمل نمودن با آن نیز عبارت است - و اجر و ثواب بران مرتب - بر خلاف عمل بدنی که عبادت بودن آن و مرتب شدن ثواب بران بر نیت موقوفست - و در حدیث شریف آمده است که مجرد قصد و نیت نیکی برای مسلمان در نامه اعمال وى بحسنهٔ کامله مینویسند و نیز در حدیث شریف آمده که هر که بخواب رود و نیت وى آن باشد که برخیزد و نماز تهجد بگذارد برای وی ثواب تهجد در نامه اعمال وی نوشته میشود اگر چه بغلبهٔ خواب تا صبح بیدار نشود و تهجد از وی فوت گردد ۰\n\nبیت\nدرین رو وقت اجابت و کشایش چیست دل شب ار توانی بصبحدم برخیز\n\nثانیا آنکه محل نیت دل است و دل محل معرفت الهی است لاجرم انچه در محل معرفت زاید و اثر آن معدن بر آید فاضل تر و شریف تر است از آنچه از غیر آن از اعضا بر بدن حاصل شود - ثالثا آنکه نیت از عمل بهتر است برای اینکه نیت پایه دار و باقی است و عمل نا پایه دار و فانی - و خلود و دوام بهشتیان در بهشت و کفار در دوزخ بموجب نیت است - که دائمی است و هرگاه بقدر عمل بود همان قدر از زمانه بودی که عمل کرده اند و زنده بودند - و ابقا بانکه در عمل دیا عارض شود و بسبب آن خللی پذیرد و فاسد گردد - بخلاف نیت خیر که در باطن است و ریا را به آن راه نیست و در روایات آمده که فرشتگان چون اعمال بندگان را به آسمان می برند حق تعالی ببعضی از ایشان میفرماید أَلْقِ تِلْكَ الصَّحِيفَةَ یعنی بینداز این نامه را پس انداز آن نامه را آن فرشته میگوید بار خدایا بنده تو سخن خیر گفت و عمل خیر را آنرا شنیدیم و در دیوان حسنات او ثبت نمودیم چگونه از میدانیم خطاب آید - لَمْ يُرِدْ بِهِ وَجْهِي یعنی نخواست آن بنده بهذا عمل رضا مرا - و بعضی دیگر از فرشتگان از بارگاه کبریا ندا آید اُكْتُبْ لِفُلَانٍ كَذَا وَ كَذَا یعنی بنویس در نامه اعمال فلان بنده این عمل خیر را - فرشته گوید خداوندا این بنده این کار نکرده است چگونه در نامه او نویسم - خطاب آید که وی نیت خیر کرده و آن نموده است - خامساً آنکه اعمال خیر بیحد و بی پایانند و برآوردن آن از دست مسلمان دشوار و مشکل - و نیت مسلمان چون بهینه آن متعلق شود ثواب همه را مییابد بالجمله قدر و شرف نیت خیر در شریعت غرا بیحد و بی اندازه است خصوصاً نیت با هیبت پادشاهان و سلاطین که منتخب سکنه روی زمین - و بحفظه حوزهٔ عالم نگهبان و الخليقة - شبان آدمند و نگهبان عالم - و رغبت خیر ایشان خیر جهان مندرج است - و عزم و جزم ایشان با آسایش مملکت و اهالی قرین و مزدوج - برکات"}
{"book": "adl0616", "page": 228, "text": "صفحه ۱۳\nمبر ۱۷\nاز توپ من مترسید - و از تفنگ بن مترسید و از شمشیر من مترسید و بیزاران شکر و سپاس بید و قیاس مالک الملکی را که امید و\nاما از نیت من بترسید که نیت من بر همه شما بخیر است لاغیر بارینی که در جهان اوقات در دل خلوصیت منزل یافته بودم بوجه احسن بظهور\nسلسله کلام سلطنت انتظام با این مقام رسید که فرمودند در افخانه رسید - دینک خالی که در خاطر صداقت معطفا هر خود شناخته بودم\nیمی خواهد با باهاتی که من عاقلم و دیگری خواهد گفت که من حساب دان و بطریق الحمل و اجمل جلوه نماد جهان آرا گردید - و حضرت پادشاه\nهنرمندم و دیگری خواهد گفت که من عالم - در دفع این خیالات اسلام پناه زمان حال بر اریکه سلطنت و جلال قدم گذاشته فرخ بهر\nتسلیم به امر عالم غیب و عالم بالا سزاوار و اولی است تا خطره فایده و فرخنده مال در ترقی و آرامی رعایا و برایا ساعی و جاهدند\nاعتراض به حکم غیبی و امر لاریبی در خاطر با نگردد جا\nرا بر ندی عاشق فضول عی کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کننده خاص و عام است (۱) اینکه مقارن جلوس سیمنت ما نویس خود مبالغ\nشباب ادی یمین گہی رسید مراد که چند سال بجان یا مست شعر نیست عظیمہ باقیات مالیات سنوات گذشته که از عهد خاقان مرحوم\nبقدرسی میان روپیہ کا بلی ۳۰۰۰۰۰۰۰ ) که مساوی یک ملیان\nاکنون این فقیر تقصیر ترین نیست این پادشاه اسلام پناه\nاوقات ابتدا\nو افسر\nروشن ضمیر دیانت تخمیر یک دلیل اگه خود دیده ام و بگوش خود شنیده (۱۰۰۰۰۰۰ ) طلای انگریزی میشود کا بیش بر دمند رها با ما نیش\nدر خاطر ضعیف خود اندیشیده ام بخدمت قاریان کرام بیان بینی بود آنچه با علی را برای عموم های جمهور را با بخش شاهانه و آخرین لوکانه فرموده عموم رعایا و برایای افغانستان از این تکلیف مشاق\nثانیا دلائلی که بر خوش نیتی این پادشاه اسلام پناه گوش زدخان و متحمل مشقت ما لا طاق بیا سودند (۲) بر ما همواره تنخواه و نواب\nو عام است بقلم شکافته زبان می نگارم .\nربع ، هوا رو رابرا هر فرد از سپار ت سات اور امین یا رب\nاما دلیلی که خود دیده و شنیده ام آنکه در سنوات ساره\nابتدا جلوس قا خان خلد آشیان حضرت ضیاء الله والدین را بیفزودند که نسبت بسنوات سابقه دل بستگی و امید وارسی معماری\nبوده و در فصل تابستان در باغ با برشاه مرحوم نزول اجلال میفرمود به این دولت جدید که ( یا رب همیشه در سایه این پادشاه\nمرحمت دستگاه سعید جوان بر مزید باد ) زیاده شده در معان\nو در روزهای در با رشوکت مدار سرداران و خوانین در همان باغ\nایشان امدادی باشد (۳) آنچه از اشخاص قرار می ممالک\nبسلام پادشاهی میرسیدند و منزل خاص اعلیحضرت پادشاه حال\nو قصر چهل ستون به آنوقت غیر از اعمالی افغانستان بودند معتبر و در باغی که الحال مستی چالستون بود و قصر چهل ستون\nمعتبر و غیر معتبر و نامدار و گم نام است\nبا نشده بود و این فقیر اطلاع ندارم که حضرت پادشاه سلانه شاه به آمدن وقت خود اذن عام فرموده و بعد از رسیدن و بوسیدن\nحال در جهان وقت بستن تکلیف رسید و بودند با خیر - بهر تقدیر این خیر پایه سوپر سلطنت برای پر کی تنخواه و مواجب مرحمت فرمود نایل\nبلکه برای بعضی اخراجات را و هم عنایت فرمودند (۲۳) با علما\nعجز تحریر یک روزی در جهان باغ اسلام حضرت پادشاه، دیانت پایان مشایخ طریقه التفات وشیوه انبساطه آنقدر رها یه فرمودند\nزمان حال رفتم - چون شرفیاب سلام شدم جانی میں با صفا د با که هر فرد از افراد این هر دو طایفه شریفه این دولت دیانت\nنهایت خوش ہوا او روح افزا دیده معروض داشتم که این باغ صولت را از خود میداند و خود را شریک دولت میشمارد\nو این جامی عجب با نزیت و با فرحت است - در جواب فرمود\nکه آری شین مخصوص من خوب است - دلاکن خیمه های خدم خوشم (۵) بجهت استراحت در عایه رعیت سکنه شهر چون در\nسلطنتهای سابقه افغانیه در باب حرکت و آمد و رفت شبانه\nامالی شهر قاعده و سر رشته چنان بود که در شب بعد از وقت\nو لله و غیره در آفتا بند - بعد از آن این سمیت کتاب بوستان\nتحلیلا فرمودند :\nمعین مانند نواختن درد می باجه خانه عسکری یا صدا توپ\nیا زدن طبل هیچکس را عت میر شب در کوچه و بازار بر آمد امارات\nکه خاطر نگهدار در پویش باش\nنه در بند آسایش خویش باش\nنیا ساید اندرد یا رنویس\nچوآسایش خویش خواہی ہیں\nنینگذاشت و بدین سبب براهل شهر در باب آمد و رفت شبانه\nمشقت و زحمت زیاد بود مریض ناگهانی بطبیب و علاج\nاین فقیر چون این ابیات حکمت سمات را از زبان سلطنت تر جهانی بنام\nدر دل خلوصیت منزل خود نیک خالی دامید و آریا فتم که بیرگاه در یک نمیرسید - و همایون طویل المجلس بخانه خود نمیتوانست سپید\nوقتی ز نام اختیار ملت افغانستان بکف کفایت این شهرا وه اعلیحضرت پادشاه همایون قال حامل قاعده آمد و رفت شب را بر\nبختیار کا سگار بیفتد شاید آسایش علی انه و آرام عیت د سپاه امالی شهر چنان مقرر فرمودند که هرس در دست خود قندیل فروخت را\nنسبت به اوقات سلاطین گذشته این خاندان شاهی بیشتر باشد داشت اور امین میر شب تا صبح از حرکت مانع نشو و لا جریم\nاستراحت مریض و میان اهالی شهر و با قی محتاجان تر دوستانه"}
{"book": "adl0616", "page": 229, "text": "نمبر ۱\nصفحه ۴\n\nبدین قاعده منور نسبت بزمانه های سابقه افزونتر گشت .\n\n(ع) آنکه در سان دل جلوس نیست ما نوسی از تقدیر الهی محبت تنبیه و سید این سلطنت شرعی مرض عام و وبای عامه اتفاق افتاد – و ایضاً بدین که قوت و رزق مملکت افغانستان از حاصلات زراعت و فلاحت خود این ملک بیست و حضرت رزاق مطلق و خلاق برحق علی الدوام و همیشه همین قدر حاصلات را از زمینش میدیاند که نفوس زنده مملکت را کفایت کند و بخشیدن غله از ممالک خارجه محتاج نباشند – و باین پادشاه ترقیخواه خیر کار خوش نیتی مانند اعلیحضرت پادشاه حال در سلاطین گذشته فرصت نیافتند که بعلم فلاحت را ترقی بدهند و یا بقانون مسابقه افغانی کار فلاحت را توسیع و فراخی به بیت تا حاصلات قوات این سرزمین بالاتر از کفایه اهالی ممالک خارجه کشیده شوند – و بهمین کار خیر را نیز اعلیحضرت پادشاه حال درین بی فرصتی اندیشیده انها ر عظیمه را در اطراف و جوانب مملکت کشیده و تفصیل کیفیت آنها حوالی سراج الاخبار است – القصه در جهان سال فرخ فال قحطی نبود اما قلت غله بود – و طبیبان و داکتران با مرض عام مذکور بر تبدیل هوا حکم قطعی نمودند اعلیحضرت پادشاه حال همایون فال همان حکم قطعی طبیبان را نسخ فرموده در تمامی همان سال در اراک مبارکه رونق افزا شدند – ببا عث بهین نیت سراسر خیر که مبادا اهل احتکار و عناتی غله فروشی غله را نگهدارند و بفقرا و قوت شام نرسد .\n\n(۷) آنکه درین سنوات تسعیر غله نسبت بسنوات سابقه بلند شده و در فصل زمستان بحجبت برف گیری و دارالسلطنه در بعضی ایام زمستان خوب مسدود شدن راه قوافل غله که بشهر می آورند یا مشکل شدن و ایشان بسته و اهل احتکار و عناتی از عادت خود دست بردار نیستند – اگر چه بعضی از ایشان بدار کشیده شوند – بنابرین اعلیحضرت سراج الملة و الدین امر فرمودند که از غله جات سرکاری هر روزه فی روز هفتاد بار اشتر گندم را آرد کرده در بازار آرد فروشی بیندازند و ارزان تر از تسعیر بلکه غله فروشان بر اهل شهر منفرد بفروش برسانند تا یتیم و بیوه که مالک یک روپیه و نیم روپیه انداز آفت عنات و محتکر بیقوت شام نمانند .\n\nبیت\nاز آن به من با که باشی قوی که دست ضعیفان بگیری قوی است\n\n(۸) در باب حفاظت عفت و پاس ناموس رعایا مطابق حکم دین حضرت شفیع البرایا صلی الله علیه و سلم این پادشاه دیانت تخت گاه آنقدر باریک بینی و نکته چینی فرمودند که پدر در حق پسر بهتر از آن نمیکند – بدینگونه که در سلطنتهای سابقه افغانیه برقعه های زنان دارالسلطنه کابل مزین و چین دار و مختلف از قماش صحن سفید دوخته شده بجویکه در حین گذشتن زمان در کوچه و بازار جوانان گستاخ و نوخیزان بیباک را نظر ناشایسته بجانب آنجا می افتاد این بادشاه حال همایون فال دیانت خصال این معنی را بفراست شاهانه و کیاست ملوکانه دریافته ببیلی نمودن برقعهای زنان حکم قطعی فرموده آن زینت بحاصل باطل شد و زنان مسلمانان از نظر بد اغیار در حراست حکم این پادشاه دیانت کردار در امن و حفاظت میگذرانیدند – و در شهر قندهار در زمان حکومت سردار جلالت مبنیان سردار کبرای مرحوم برادر امیر کبیر خداشناس متقیان امیر دوست محمد خان حکم نیلی نمودن برقعهای زنان بفتوای قاضی تقوی شعار دیانت آثار قاضی ملا غلام قندهار که جده مادری این فقیر کاتب الحروف است ازین کار بحضور آن سردار سلطنت گنجور صد و دریافته حکم مزبور تا زمان حال جاری و معمول است .\n\nاین است دلایل هشت گانه که همه اهالی دولت افغانستان از آنها واقف و باخبرند – و هرگاه بتفصیل فضایل جزویه منحصر جسته این پادشاه دستگاه را در پی افتیم موجب تطویل و اوراق حکمت انطباق سراج الاخبار میگردد\n\nگر این جمله را سعدی انشا کند گر دفتری دیگر املا کند\n\nدر خانه اگر کس است یک حرف بس است . اکنون قصه صادقه از تاثیرات عمل شخصی این پادشاه دیانت دستگاه بخدمت قاریان کرام املا و القا میشود که بروایت صحیح شنیده شده است که در شهر قندهار زن بیوه عاجزه است بنسب کاسبی که بر وظایف عبادات و حفظ میقات صوم و صلوة آنقدر استمرار و استقامت و مداومت دارد که نماز چهل ساله در گذشته خود را قضا آورده با آنکه از ابتدا این تکلیف هیچگاه ترک صلوة فریضه نمی نموده سه ظن غالب آن است که در باب معذوریتش در مخصوصی زبان که مانع صوم و صلوة ای از علمای وقت پرسید نماز های خوانده خود را در وقت جوانی علاوه بر بی زنان ندانسته و خواندن آنها را بموقع یافته نماز های چهل ساله خود را از سر گرفته ادا نموده – بهر صورت حق تعالی امثال وی را در زنان و مردان افغانستان بسیار سازد – از وقتیکه خشت اساس این اشرف البلاد احمد شاهی نهاده شده اینچنین قصه شنیده نشده است و این کار از تاثیر استقامت این پادشاه اسلام پناه و با دستگاه بر عبادات و ( النَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ ) در افراد رعایا تاثیر تدریجی نموده و مینماید و هر فرد از افراد رعایا فراخور استعداد باطنی خود بدان تاثیر را قبول کرده و میکنند حق تعالی و تقدس هیئت محسن این پادشاه اسلام پناه و دیانت دستگاه ما را توفیق روز افزون بر تربیت و پرورش رعایا و خلق الله عنایت فرماید تا صدها کالان دین و دنیویه در مملکت افغانستان بسیار و بیشمار گردند – و حضرت پادشاه جوان بخت جوان دولت همیشه بر اعدای دین و دولت غالب و منافع دیگران را برای تربیت دوستان رباینده و سالب باین دعا از من و از جمله جهان آمین باد برب العباد تحریر شد بتاریخ ۲۹ ربیع الاول سنه ۱۳۳۰\n[دستخط فقیر مخلص عبد الروف مدرس]"}
{"book": "adl0616", "page": 230, "text": "صفحه ۵\n\nحوادث داخله\nصورت تحریرا نیست که از جناب سرنگران به اداره رسیده\n\nعالیجاه اخوی محبت همراه محمود بیگ خان مدیر و سر محرر سراج الاخبار که بحمایت خداوند باشند به شرحی در باب رفتن عالیجاه عزت همراه جرنیل حضور مبارک والا که بهمراه فوج ظفر موج از بر ادفع و سرزنش طایفه باغی به محفل از حضور مبارک مقرر و مامور گردیده به آنها مرقوم و مرسول گردید که انشاء الله تعالی نقلاً درج سراج الاخبار خواهد نمود – بجا میکه مع الخیر اعلیحضرت شهریاری از جلال آباد رو نق افزای کابل گردیدند لازم دانستند که یک غنده از افواج نظامی مقیمه دار السلطنه کابل هم علاوه بر نفری فوج ظفر مقیمه خوست برای سرکوبی مردم متمرد و دفع بغاوت آن حکم رفتن را دادند که یعنی بزودی در تحت امر جرنیل خویش بروند و کار را یکطرفه بکنند – یوم شنبه ۲۳ ماه جمادی الاول ۱۳۳۲ یک غنده از افواج نظامی کابل بسر کرده گی عالیجاه عزت همراه محمد نادرخان جرنیل حضور مبارک اتون گردیدند – منزل قول فوجی مذکور در قریه موسوم به بالا لاتی که میباشد در دامنه کوه آن اردو گاه افواج مذکور بر پا شده بود – یوم شنبه مذکور اعلیحضرت شهریار که برکاب شان نائب السلطنه صاحب معین السلطنه صاحب عین الدوله صاحب و سردار محمد اصف خان و سردار محمد یوسف خان مصاحبان و محمد سلیمان خان بشیک آقاسی نظامی و علی احمد خان بشیک آقاسی ملکی و محمد سرور خان سر اسپس و شاه دلیجان رکاب باش و محمود خان سرخان اسپور و احمد شاه خان سر میر آخور برا ود اع و دعا دادن جهت نفری فوج مذکور تشریف بردند و در حدود باغات که رسیدند در انجا اسپان سواری مع بیست نفر سر اوس (یعنی بادی گارد) حاضر بود بشکوه تمام سوار اسپ بالا نفری فوجی رفتند رسم سلامی بقرار مقرری ادا شد بعد از ان خود اعلیحضرت شاهانه با نفری هر کدامشان به لباس نیم رسمی سوار و همه به لباس جنگی ملکی خود ها بودند یک رسم سلام ادا شد اعلیحضرت شهریاری بقرار ذیل بیان فرمودند – روی مبارک را بطرف فوج مذکور گردانیده باواز بلند فرمودند که چون در اینوقت مردم جاهل منتظر اقدام فساد و بغاوت پیش نهاد خود کرده اند و از طرف ما سر رشته کافی در باب فرستادن فوج ملکی که از هر قوم برضای خود جهت سرکوبی شان خواهش کرده بودند نموده ایم و فرستاده ایم و نیز سر رشته جبا خانه و آذوقه برای آنها و فوج مقیمه علاقه خوست و برخی که از ضابطین امر شده بود که به درستی کرده شده و آنها همه تا حالا به درستی و صداقت خدمت همراه خود را به قرار امکان نموده و الحال لازم شمردیم که شاه فرزندان من هم از پی اسم کمال ارام بجای جنگل که از راه دین مبین حضرت سید المرسلین گشته اند و خلاف امر\n\nصفحه ٤\n\nاطيعوا الله واطيعوا الرسول و اولی الامر منكم ساموده اند و بر خلاف پادشاه اسلام بغی نموده از پی فرستم و این را بدانید و اگاه باشید که من کل اهالی افغانستانرا مثل اولاد خود میدانم ولی الله پس افواج نظامی خود را که مراد از نظامی چیست یک جماعت مسلمیست که برای نگهداشت ملک خود از آسیب داخل و خارج میباشند – پس در اینوقت ارشاد از من جدا میشوید البته اگر خاص فرزند خود من از ان جدا می شد بهمین قدر پریشانی و حزن بر من عاید می شد چنانچه که در وقت رفتن شایان از من – سپس حالا شایان به ابخدا وند رحمن و رحیم و غفار و ستار سپردم و از خداوند خود میخواهم که باز شما با نرا نیکنام و فتحیاب به کلبه های سرافرازی به بینم تا برای من خوشی و برای دشمن دین و دولت من غم و برای شما یان سرافرازی و غلبه بر دشمن شمایان حامل باشد ، بعد از فرمودن این چند کلمه خود اعلیحضرت شهریار به آواز بلند الله اکبر گفته و کل نفری فوجی همه سر ها را برهنه کرده الله اکبر گفتند و بهمین قسم به مراتب الله اکبر تکرار شد و بجوش و خوشی تمام نفری مذکور هم به آواز بلند و عاشقانۀ الله اکبر را کردند و همه عرض نمودند که مایان هم وجود مبارک پادشاه اسلام خود و پدر مهربان خود را به خداوند کریم و رحیم سپردیم بعد از ان اعلیحضرت شهریاری در یک حصه میدان مذکور بالا اسپ سوار ایستاده و برای جرنیل خود حکم فرمودند که نفری را از حضور من بقسم خلعت بپوشان یعنی چهار نفری بلند را نیند که آنها را ملاحظه کرده بعد آنها در کمپ خود بروند و ما واپس روانه شهر شویم بقرار امر حضور پر نور نفری مذکور از حضور مبارک مطابق امر مبارک گذشتند و بعد از گذشتن نفری مذکور اعلیحضرت شهریاری شخصاً خود جرنیل را طلب حضور فرموده که از اینکه شما همراه من تا بجای موتر سوار می بودید بهتر به این است که از همین جا شما را هم وداع بدهم به این بود که جرنیل مذکور از اسپ فرود آمده دست و پای اعلیحضرت را بوسیده در سم تعظیم را بجا آورده و اعلیحضرت شهریاری از کمال مهربانی روی جرنیل را بوسه فرمودند و او را مرخص کردند بعد از ان اعلیحضرت شهریار بجامع الخیر طرف شهر روانه شدند و جرنیل بالای کمپ خود رفت نفری منصب داران و تعداد نفری و غیره که همراه جرنیل مذکور رفتند از اینقرار است –\n\nخود جرنیل موصوف عالیجاه محمد نادر خان\nغلام قادر خان علم بردار\nجرنیل حضور مبارک\nسید یاقوت خان کرنیلکه میمنت شیردیلخان کرنیل دادۀ خان\nاردلیان حضور مبارک ارشد بچۀ دست کوتوالی اردل\nمحمد نور خان کمیدان خورشید خان کمیدان عطا محمد خان کمیدان\nاز شش جهت از شش جهت از شش جهت\nاردل کوتوالی دارالسلطنه"}
{"book": "adl0616", "page": 231, "text": "صفحہ ء\nنمبر ۱۷\n\nعبد الرحمان جیدن\nاستوار ہی دوم\nسارجین\nپانزده نفر\n\nمحمد انور خان که مشتر\nاز مترقی استار دلیران\nبولک مشر\nبیست اباد\nیازده نفر\n\nکو تاب\nهفت نفر\nجمعداره\n\nبنظر رسید و چنین مرقوم است که تاریخ یوم چهار شنبه ۲۷ شهر\nجمادی الاول ا خبر رسیده که مردمان با علی مشکل و غیره سر کوتل\nتیره را که در همین را گردیز مباش سنگرامی بسیار مخبوز دود\nخیال مقدته را دارند و نظر می زیاد میباشند برای سرکوبی آنها از\nتوپ اسی کا طری و پنی کو ہی د خرا بین با منصب دار درست و نظر\nتقریر سرنگران — بسیار پادھا بان دنیا ز خور افواج مطالے\nو رعیت ملی دارند این کمتر واقع شد و باشد که پا در یک ملک و کال\nبسیار رو در صبح بخشنده مذکور بالای سنگر های شان مقد سه برد و سود اره\nو روی و صرف محبت اسلامی و انتهای جوش ریت پر وری جهت\nبقرار سهر رشته نظری نظامی معمول داشته روز پنجشنبه مقدار بسیار سخت کرده\nوداع نفری فوجی خود بکال مرحمت بمنزل را و دور از شهر برو و همه را به ان\nنفری مردم با را پس پا کر دو شکست دادند و قریب دو صد و پنجاه نفر از\nزبان شیرین و کلام مو تر خداحافظی کنند این وصف را که الله تعالی\nبرای پادشا و محبوب مطلوب مهربان ما عطا نموده خداوند کریم زیاده بر زیا\nنمردانه و رب العالمین مالی دولت وقت افغانستان را توفیق\nگرفته شده و قلعه تندان که قلعه مذکور شتر یک نفری مردم با علی بودند انتش\nصداقت در استی دخدمتگذاری در خدمت این سبین سید المرسلین این\nزوه شد دراه کوتل تیره صاف شد یعنی امن شد و از قرار خطه جبریل\nپادشا به مهربان ما به زهی سعادت این جنایت ملت که این تاج معرفت\nبردارند و جا بسیار شکر است برا با دشاهی که این چنین هفت در رعیت\nکه بخوشی خود و بنقابه همدیگر خود را بندر های زیاد خواهش می این راد مرا برد\nمنگر\nدر عین داری موصوف معلوم شده که مردم من از کارهای ناشایسته خواه نام پروان\nشد و تو به نامه و عهد نامه های خود را بواسطه دو نفر همگان معتبر خود\nبمعرفت عالمی عبد العزیز خان برگد نظامی حضور جبریل روانه نموده\nصرف خوشی پادشا به خود دارند و بنا بر نمودند خدا وند عالم این وجود\nاند که برگها و از حضور عفو تقصیرات مایان فرموده شود جرنیل حضور\nیا دشا و مهربان ما را در حفظ خود محفوظ و مسلم بدارد که انجبات تحت\nکیفیت شانرا بحضور معرو ضد اشته است در ثانی معلوم شود.\nگفته شود بجاست و اگر بها را فغان گفته شود عین صواب است که مردم نه کور چه خیال خواهند کرد از جهل خود با دست به دار خواند\nتیپی زنده با در باد شاه با پاینده بادشاه ما\nعالی ان بافت برامان میرزا عبدالحسین خان منی حور بنا باشد یا هنوز بیل خود قایم خواهند بود کیفیت ند کود از بر شما\nمرقوم شد که انتشار الله تعالی درج سراج الاخباره نمائید فقط تحریر\nیکشنبه ۲ ماه جمادی الثانی شسته\n\nتقریریز گران - جرنیل مذکور از جمله لایق منصب داران نظا\nمبلغ جوا ہزار روپیہ کا بلی بطور جهانی از برای فوج مذکورا دا نمودند افغانستان شده و از زحمات و جراری نامبرده که ترقی فوق العاده\nو نیز عالیجاه ثلات همراه میرزا محمود خان امین نظام برند برای از دلمان حضور داده های حسین است و احوال ما نیکه در باب\nدیر او را و حاجی میرزا محمد مهدی خان از حضور مبارک علیحضرت والا درخواست\nضیافت فوجی مذکور را در منزل مذکور نمودند بعد از منظور ی حضور مبارک\nبطریق جهانی در منزلین مدکو را از برای فوجی مزبور مبلغ دو ہزار روپیہ کا بلے\nاودا نموده اظهار صدق دولت خواهی خود ما را نمودند انت الا ترقیات فوجی ما تخت خود یعنی ندارد با حضور جار و یا هر کرده بر نابین\nاصولها تعلیم جدیده میباشد و در وقت ملاحظات فوجی که هر وقت\nمیباشند و برای اختلاس\nکه اسامی با مذکور داخل ثواب اب دارین میبا\nمشان جای تحسین است فقط\n\n[ علی احمد ]\n\nعالیجی، اخوی محبت همراه دنگ خان به برد سه محررز\nسراج الاخبار افغانیه بحفظ خداوند باشند - بعضی نقره ذیل\nدر باب مقدمه مشکل و غیره بذریعه عالها و اخوی ایشیک آقاسی\nنظامی حضور و الا برای بنده الهی رسد، که عیناً درج مرج الانبار\nشود - بنابراین جهت شما مرحوم بردید که فقرات به اورد این\nدرج سراج الاخبار موصوف سید ید اینکه اقرار خوب\nعالیمی ، عرات همرا ، محمد نادر خان جرنیل حضور که از محل عسکری\n\nکه الیزات شهریاری معاینه میفرمودندانه دیگر همعصران نظامی\nخود در کار نظام سبقت برده و نامبرده بزبان فارسی و اردو\nبدرجہ اعلی لیاقت دارد و بزبان افغانی و انگریزی بدرجه\nاوسط لیاقت دارد و در علم حساب هم تا بیک اندازه\nمستحضر میباشد که کار روائی خود بدرستی میکند شخص\nخدمت کار لایق و صادق دولت افغانستان میباشد\n\n[ علی احمد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 232, "text": "صفحه ۷۰\n\nاز طرف متمردان پذیرفته داده شد. که فقره ذیل را عیناً در حال درج ورق علیحده و در ثانی درج سراج الاخبار نیز شود — از محکمه عسکری بذریعه عالیجاه، عزت همراه و ایشیک آقاسی نظامی خبر رسیده که بیوم جمعت ۲۹ ماه جمادی الاول سنه (۱۳۳۰) نفری اردوی عسکری بسر کرده گی عالین، عزت و شجاعت همراه محمد نادر خان عبور نموده وارد گردیز شدند — طایفه احمد زائے از کردار نا صواب خود را نادم و پشیمان شده قرآن شریف را گرفته و بگردن خود با ریسمان انداخته حاضر شده اند و توقع عفو تقصیرات خود را را از حضور اعلیحضرت سراج الملة و الدین بادشاه معظم اسلام پناه دارند — باعث اینگونه عذر و خون شان بهمان کوتل شنیده بود در جنگی که دستگیر شده بود و بعد از تحقیق پیوسته که صد و پنجاه نفر از مردم باغی ها مقتول شده و پنجاه و هشت نفر شان هم بسیار است — جهان داد پادشاه که از جمله طایفه احمد زائے عیاش در همین جنگ کوتل تیره بهمراه مردم باغی شامل بود حال خیال عذر خواهی را دارد و از افعال قبیحه خود پشیمان شده است فقط\n\n[ علی احد ]\n\nنمبر ۱۷\n۷۱\n\nحوادث خارجيه\n\nاجمال سیاسی\n\nاین مسئله بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از فقرات وصیت نامه (پتر کبیر) که برای اختلاف خود گذاشته بهین است که « دایما دولت روس میباید ساعی به مدیران و ذخیره خانه دنیا که عبارت از قسطنطنیه و هندوستان است بدست آیم و بر آنصورت به هند و نیا حاکم شود » این است که بنابراین وصیت اختلاف پتر لطفه از ان پیش قدمی باز نه ایستاده اند. ولی چون صاحب آن خزانه این تصور حریف خود را در قلعه های بسیار مستحکمین ایران و افغانستانرا از مدت پنجاه و شصت سال است که پخته کاری کرده و رفته است و در پایه داری و تقویت استقلال موجود ملکیت آن بیجان کوشیده است. حتی درین راه مصارف و مخارج زیادی نیز صرف کرده است. اما در نتیجه قناعت ظاهر میشود که سیاست و پولتیک روس بر سیاست برطانیا غلبه قوت داده و برتری گرفت. زیرا بی آنکه لشکر کشی بکند و با حریف خود دست و گریبان شود و صرف سیاست حکمت عملی خود بی آنکه بخورد از شمال بسوی جنوب دو مجرای بسیار عظیمی برای جاری ساختن آب سیلاب خود باز نمود، که یکی از قفقاس تا بخلیج فارس میرسد. و دیگری از راه مشهد به سیستان و بلوچستان با جویهای آهنین راه آهین خود بسوی آن دراز میشود. از همه بدتر اینکه یک دریا توان توانگر یک قسمی مینمود از راه بغداد و بصره از در این نفس خود را برکت آورده است. آیا اتفاق سیلاب وار در ابرای آن خزینه بی انتهی را دارد؟ این چیزیست مجهول اما چیزی که معلوم است غالب آمدن پولتیک روس بر پولتیک برطانیا بعضے سیاسی شناسان عالم میگویند که تقویت و معاونتی که دولت بریطانیا به ژاپان در محاربه (۱۹۰۴) میلادی داده بود و راه سیلاب را از طرف بحر محیط به آن سد نموده بود میبایستی امثال آنرا به ایران و افغانستان صرف مینمود. زیرا آن رفته بحر محیط را بسیبی که از درجه اعلی ترین دو انتها بحری شمرده میشود با نهنگ های آتشین نفس آهین سکوت خود دفع میتوانست. حال آنکه در قوت خشکه اقتدار دولتهای عالم بر هریس معلوم است که چیست؟ پس ضرور بود که در استقلال قوت دولت ایران کوشش بلیغ بکار می برد. بهر صورت بر گذشته صلوات. آینده را نظر باید کرد این یک واضح و آشکار است که افغانستان تا جهان داشته باشد هیچ دست"}
{"book": "adl0616", "page": 233, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱۷\nاجنبی، اخلی از خاب خود کنار تخوا به داده اگر چنان تصوری کسی با مین گان خود بیاورد که قوت و ترقی دولت مستقاده افغانستان و بیداری و انتباه شان برای بند دستان بیشتر از روس ضرری دارد خوا به آورد باز هم عبارت از یک دهم و خیالی می ماند . افغانستان را استقلال نامه و قوت و سطوت کا غله خودش بدافع سیلاب توانائی و متانت داده نخوام و هیچ درست اجنبی آنرا بذات خود و عسکر و ریل خود سپر مدافعه خود کرد ایران مخصوص زنانها داردو های روس را محود تلف نمیکه مند ؟ احتشام الدها اینهم محقق است که اگر در ما بین خرس شمالی بشیر شرقی و به تعبیر خود ما سیلاب بلا م آب شمالی و و رنگ آتش نفس مشرقی مسئله پلوان شریکی و شفعه داری واقع شود و مانند افغانستان یکه واست مستقل می همه دم بخصوص نیست در تقویت استقلال و ترقی آن کوشش در زیدان لازم است در با بین چند فاصله نباشد گمان میشود در آتش نفتی آن نهنگ دریا نور در شیب جریان شدید از آن مسیلا ب خانه خواب جانی سلامت نبرد بیداران بنگ را از خه ریاسی بیداری و پیدا کر دین استعداد ترقی ایران ترسان حریت خود را گول زده و در آنجا خود را با او پلوان شریک ساخت کی بہر صورت ( عاصم بنگ) را خاطر جمع بکند و (موسیو سازانوں) کے جرمن در یک وقتی مشفق نشود و تنها بر رفع بخواد سرانه در دگری هر چه بخواد بگوید : از این قرار معلوم میشود که تا کنون بید نی بلکه وصیت پدر خودش را نیزی نیاره ؟ و یا اینکه با تغیر صحیح صمصامه ، دارد بجستان بنده اینها را به خشت انتصار گرفته است؟ اتا صرف نظر از این و لوله با قشون روسی و دسته ها می قزاق بداند بانع با زندران و گیلان و آذربانی جان داخل میشوند . نمیدانم آیا الیت این سالار ها و انجم کا و صمصام السلطنه ما و امیر برها در جنگها با یک اشاره روس را محود تلف نمیکه مند ؟ احتشام الدها روسته گویا در ولایات (خارتون ) و ( یا نود و خورد) خودشان والی هستند که در تبریز و قزوین حکومت نظامی اعلان نموده اجرای عدالت را اعلام اشعار میکنند . آیا نظام الممالک با به این بی نظامی اور بار بیند؟ خلاصه کلام سلطنت و ارا و گیرد و بشید و نوشیروان و با دینا ساسانیان و کمیان در متقابل علامت و منت بر دسته به استقلال مختار بلکه تقویت و موجود ثبت خود را نیز می باز دا د اوانیکه (موسیو چاه خوف ) کی بہر صورت ( عاصم بنگ) را خاطر جمع بکند و (موسیو سازانوں) کے جرمن در یک وقتی مشفق نشود و تنها بر رفع بخواد سرانه در دگری هر چه بخواد بگوید : از این قرار معلوم میشود که تا کنون بید نی بلکه وصیت پدر خودش را نیزی نیاره ؟ ایران بیچاره و این دوره تاریخ اخیر خودش جز از عظمت الفاظ و تشریفا اونیفورم ها و نشانهای شیر خورشید مبدول و توجهات بیگران موجه اعتنا نکرده و اهمیت نداده است که قشون نیست ، سر باز نیست قانون نیست، محاکم نیست ، اداره نیست .... کو یا ایران دیج النفس الامر یک حقیقی است مرکب از عشایر و اعلیحضرت شا و هم چنین روا میشود آن عشایر است، در کشور ایران پر وزیر و پر و الی در جوانفس وہر مجتهد با فوم خودش و غیرانه آنها اختلافات داخلی و قشوشات اخلاقی و نادانی ایران دیران را آهسته آهسته خاموش کرده و تلف نموده و دارم\n\nوالله اعلم بالصواب\n\nروزنامه هوای محی الدین کلی یک روزنامه سیاسی و آبی بسیار بهره مند ینه با این شیرین بیان فارسی از ( حق ) نامه روز نامه منطقه استا ن وا تحت یک مقاله درج روز نامه گرامی خود نموده مقاله مذکور چون یکه دار خبرتی بود بنا نقل میکنیم :\n\nترجمه از روزنامه متن تخلیه اصلا قبول مانده ای کامل میان ایران بالات\nاتش است. این بانک تمامی نیست باد\nهر که این اتش ندارد نیست با و\n\nایران یک اره دوه ته بزرگان دارد . اگر به انتخاب و عنوانات و مراتب این بزرگان نگاهی بکنیم حقیقتا خود با شرا و در مقابل یک دوست قوی الشکر خواهیم دید . اگر بیک باغیه پا می تخت و طهران) داخل شویم در انجا تغیر از صمصام السلطنه . احتشام الدوله ها ، منبع الملائکت . مشیر الدولہ نا امیر بنا در جنگ با ارفع الملک ، اتابک اعظم بلوائی لاء نظام الملك علاء الملک ، سید سالا را بی شمار و د پهلو مانهای مرونه با دشاه انگلیس که یک ملت بنی نوع بشر در زیر تا امنیت خود نگاه داشته این اندازه و زوار کی استحقاق بان قدر انتخاب را داشته باشد مالک شود ه ایران درروی کا نام بیمه دول اعلان برتر می میکند. کدام ده است نه فقط برای ایران بلکه جویت بنه مالک امرای نظام ده دارد و کدام است صمصام (۱۵۰۰) سپاه فرانس بود خوج شریفه قامی وقعته بلوا کرد\n\nامروز جز از همین عظمت الفاظ چیزی در ایران باقی نمانده است.\n\nاینکه تلخ کامی اقتضا شرق را و دلت روس میخوابه از وطن مقد بس بوزد جمهر و فردوسین ها و مودی را در بیاورد\n\nنقل از اخبارات اورده\nرفیق شود پیدا اخبار در با مرا کو ، چنین مینویسد:\nفوج شریطه مولوی حفیظ و عالی مرا کو در ها یای پای تخت ناس نهایت سخت کر دے ازین بناات معلوم میشود که حالت موجود و مرا کو قابل اطمینان نیست - فساد مذکور و بعد از آن تاریخ نامه مرتب شده از دستخطه طرف این مکمل گشته بود و اوره ای عهد نامه مذکور مراکز یک ریاست ما تحت دولت فرانسه قرار داده شده بود بر پاگشته است تعدا الفوج فرانسی صحیح معلوم نیست ابا قو ا مریکہ تاریخ ۲۸ ، ارج دیده شد و به و در آنوقت پنچی را به فوج فرات و شعری بیمار رسیده بود. بذر بعد مراسله به یو تر معلوم میشود و که مقام ناس"}
{"book": "adl0616", "page": 234, "text": "نمبر ۱۷\nيوم شنبه ۱۱ می سنه ۱۹۱۲ء مطابق ۲۳ جمادی الاول سنه ۱۳۳۰ ھ\n\nاخبار تایمز را از لندن بدیله تلگراف خبر رسید و که دو صد نفر افغانان شیخ سرحد ایران را عبور کرده اند و یک جماعت کلان اضافه تیار ی عبور نمودن موجد ایران خوده اند . [این خبر را ابتدا مبالغه آمیز میگفتیم - طابع]\n\nقسمت\nيوم جمعه ۱۰ می سنه ۱۹۱۲ء مطابق ۲۱ جمادی الاول سنه ۱۳۳۰ ھ\nاز کیل دلانی بنامه تاریخ پنجم می در سیٹ پیٹرسبرگ (روس) رسید حالت مردم باین مقیم لاب نهایت محد دشت میباشد .\n\nقسمت\nوقت در هزارہ پر ڈیری سنگ - ما در قصه با شنید و بردیم که خوانی پادشا و یا شیدا دروستی داشت و آنرا بنت از نعمت پر ورش میگردد و نسبت دیار وایز میباشد اکنون در شهر یوروپ چنان واقعه گذشته است که مردم قصه های قدیم را فراموش کردند . و آن واقعه چنین است که بیان میشود :\nیک زن بود که منکوحہ یک شخص دولت مند ساکن جنگری بود در ایام گذشته هنگام است در برگ فوت شد و از جایداد خود مبلغ دو هزار پوند بنام ساب خود است کرده است - زن حقوقی مذکوره که خوابتان خود را از درته محروم داشته است انتها کوشش ناجایز قرار دادین و هیت مینمایند\n\nمسلمات\nيوم چهار شنبه ۸ می سنه ۱۹۱۲ء\nاخبار منا لا ہور تحریر کرده است که حکومت پنجاب کثرت گدا و در روزه گرما را دیده در خود این استخدام شهر یک فقره بدین مضمون داخل کر وه است که گدا را نیک بردم به اصرار و ضد سوال کنند مبلغ چیست روپیه جریمه از آنها گرفته شود -\n\nبذریعہ رپورٹ سالانه ریاست میسور معلوم شد که در ریاست مذکور ۳۰ ارس صنعتی که در ان ۱۲۳۴۴ طلبه تعلیم صنعت حاصل میکنند جاری میباشند - و تعداد مدارس درسی ریاست مذکور ۲۱۳۴۶ است که دران ۱۱۵۲۴۹ طلبه تعلیم تحصیل میکنند\n\nاخبار افغان پشاور\nيوم یکشنبه ۵ می سنه ۱۹۱۲ء مطابق ۱۷ جمادی الاول سنه ۱۳۳۰ ھ\nغلط بیانی اخبار ایدوکیت پنجاب -\nپنجاب ایدوکیت : - چونکہ زندگانی رعایا در معرض خطر است لهذا صور میخواهند که صوبه سرحد همراه پنجاب ملحق کرده شود - گفتگو کرده شود -\nافغان : - بالکل غلط - باشندگان صوبه سرحد به آرام تمام زندگانی بسر می برند و هرگز نمیخواهند که صوبه سرحد همراه پنجاب محق کرده شود و گفتگو کرده شود -\nپنجاب ایدوکیت : - اغواء کنندگان قوچک کرده است مسلمانان صوبه سرحد را و به آن منطقه بی الفت آن ساخته است - لهذا این اغواء کنندگان از جانب سید لعل پادشاه سر رشته دار سابقه اضلاع دیره اسمعیل خان کرده شده است -\nافغان : - سوال الحاق صوبه سرحد همراه پنجاب گویا سوال موت و زندگانی (۲۲) لک مسلمان صوبه سرحد میباشد - بنا بر این باید که مجالس منعقد کرده شوند و متفقه در مخالفت آن بلند کرده شود و در باب مراسله تحریک اینده است معلوم خواهد شد که جواب آنرا از جانب سید لعل پادشاه موصوف خواهد شنید - ولهذا معلوم خواهد شد که از قلم سید لعل پادشاه تحریر شده است -\nایدر کیست چه ثبوت دارد که مراسله\nپنجاب ایدوکیت : - مسلمانان سرتا سر حدد اخطر ناک خیال کرده بآواز بلند صدا کرده اند که آنها جایداد خود را فروخت کرده در صوبه پنجاب سکونت خواهند ورزید چنانچه یکی از آنها خان بهادر خان ہوتی مردان است و دیگر مندو خان\n\nصفحه ۹\n۱۵ افسر و ۲۰ سپاهی و ۱۱۳ عمال فراشه را بلاک ساخت - اختیارات یوروپ سیب بلوا را تحریر کرده اند اما بالضرور به عهدی و کار روائی خلاف اصول واقع شده باشد که افواج مرا کو سرکشی نموده فرانسوی ها را پلاک کردند - در نوشت سلطان حفیظ مثل باد شاه تاریخ است و بر مرا کو دولت فرانسه حادی است - فرانس و سپانیه و جرمنی آزادی و خود داری مراکو را زایل کردند - و در ماه مارچ گذشته یک مدیر فرانسوی گفته بود که اگر ما بخواهیم که حالت مرا کو درست باشد باید که با اردوی مرا کو شویم - این مضبوطه ساختن را ببینید که بعد از سلسله جناب متواتر سال مرا کو را در تصرف خود آورد و رعایا را تباه ساخت باید که ما تم قسمت مرا کو در تاریخ پر آشوب آن نوشته شود چرا که مردم مرا کو از دنیای مهذب بی بهره افتاده اند که صدای پر درد آنها بدنیای مهذب نمیرسد -\n\nبیداری زن های چاینا\nحالت زنها چنین از صد ها سال پستی مانده است و اکنون که در گل براعظم مشرقی آثار بیداری دیده میشوند زنها چاینا هم تعلیم حاصل کرده مثل امریکه و یوروپ دلداده فیشن گشته اند - در پارس اینده و خفتن موقوف شده و بسیار زنها در جاپان رفته در حصول علم کوشش میکنند بسیار دیده شده است که زنها چنین در بازار های تبت و مشرقی ترکستان تنها برای تجارت می آیند و در افغانیه آنها سوداگر های انگلیسیه و جرمنی رابطه و اتحاد پیدا کرده خواهان تهذیب جدید میباشند و به تعلیم دادن اطفال خود مستعد گشته اند - اما افسوس هنوز بیداری منقسم در جنوبی بلوچستان و میکران محسوس نشد و تا بحال در قبرستی افتاده است - باید که خان صاحب قلات در خاک خود کوس اشاعت علم بنایند فقط\n\nسکینڈ انسٹیٹیوٹ گزٹ\nيوم چهار شنبه ۸ می سنه ۱۹۱۲ء مطابق ۲۰ جمادی الاول سنه ۱۳۳۰ ھ\nقبضه الطالیه بر جزیره رودس - جزیره رودز که خبر قبضه نمودن اطالیه بران رسیده است بر ساحل ایشیائی کوچک واقع است - جزیره مذکور را اهل کریته در سنه (۹۱۶) آباد کرده بودند و در سنه (۱۵۱۶) ترکان آنرا فتح کرده اند و از آن وقت تا الحال جزیره مذکور در تصرف ترکان بود - مدعای ایطالیه از قبضه نمودن جزیره رودس بظا ہر آنست که افواج خود را در ایشیائی کوچک داخل کند و راه ترکان بر مواقعت آن سد و د سازد - اما این سودا خام ایطالیه است چرا که وقتیکه ترکان به رسیدن طرابلس مانع نمی شوند در ایشیائی کوچک که راسته های بسیار دارند بمقابله ایطالیه افواج کثیر آورده میتوانند - ترکان آرزو دارند که مقابله آنها همراه ایطالیه در خشکی شود و معلوم میشود که آرزوی آنها بجای طرابلس ترکی در ایشیائی کوچک بخوبی خواهد برآمد شاید به ایطالیه میدان داده شود که چون اراده او در طرابلس همراه عربان نو آباد و ترکان محدود التعداد فتح و سهل شده در ایشیا او را همراه عربان خالص و اسلحه لا تعداد ترکیه خواهد دید و دفتر آن بطور دلیل از جنگ طرابلس عیان است"}
{"book": "adl0616", "page": 235, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۱۷\n\nانسان اس با فر نحله است به مسلمانان سرقت مرد را در حین خود کم از آوان بند خوانده در زیر براند و در آن مدت جوانان مذکور برای هر یک سیا سی مایہ ناز است کشتن داشته شدن آماده میباشند در عقب آنها بر دو زا و شیخ سنوسی همراه سیرجان در امر به کتاب بود و باش اختیار کند و فرض کنید که اگر دو سه نظر صو به سود هزار من بدبین می آید و شیخ مروج دیگر بار یان لا تعد ا در ایران ا به شرکت جنگ نیاز میکند - جواد دورانی که برات عربانی داده میشود اگر سیار نیست واکن با زیم کا نیست و درمان پور از اشته بود و باش خود را در پنجاب پیدا کنند من نیست آقای دو سه نفرر ما آرای بیست و دو یک نفر تصور کرده شود سے آیا اخراج لاله لاجیت برای و باب تحریر کرده بودند که به پنجاب در معرض نفر است. اجیت سنگ اخبارات پنجاب\n\nبناوت خوست\n\nہم عصر الات بین کلکته بر سرکشی نید مشکل علاقه خوست انتقالی و بر محصوری انا که مقام نه کور دیا الی پنجاب ان صوبه مجاب بینوا گشته اند. احساس کرده از وسیعت کا امیر عبد الرحمن خان مرحوم به دوانی و حضن کی خود خون بودند را گر افغانستان سیاه باقی شده و منتقل فراهم است ضرورت د افتاد که یک عمه کلان با دربرداری و نی هم قایم محمد دین خدا باشند نهایت جنگ ساخته است\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 236, "text": "شمار ۱۷\nصفحه ۱۱\n\nتاريخ کرۀ زمين\nما بعد از نمبر ۱۶\n( ژه ئولوژی )\n\nکرۀ زمین بیش از صد با هزار با هزار سال با پرسنگها و سید بهای موجود نه خود بحال ( مایع ) یعنی ( آتشین ) و ( مذاب ) شده و بسیار سوزان و آتشینی بود . هوای که کرۀ زمین را در بر گرفت بخار بسیار تیره و غلیظی بود که از انواع آفتاب یک کرۀ آتشین آب و هواست . لیکن ما آنرا ثابت می بینیم دور ازین توهمت ، مینامند بر یک شمس نشینی میباشد که سبب به بازی دور می نماید آنها را از شمس کوچک تر می بینیم این آتشینی بوده ولی درین وقت سرد شده . در سطح کرۀ قشر مرده بسته بسیاری کوه های آتش نشانی پدیدار است که ازو هر گاه بسیار قدیم خاموش شده میباشد . و بهر دور و عصر ها این کرۀ زمین آتشین سرد پیدا کرده و مانند دیگر اجسام آب شده و یک قیماقی گرفت که این قیماق رفته رفته لکه و کستری پیدا نموده و یک قشر پوستی بوجود آمد . و چون درجه حرارت این پوست از درجه آب جوشان به (۲۱۲ درجه) فروتر آمد بخار دو مه تیره و غلیظی که کرۀ زمین را احاطه نموده بود و بود کاشف یعنی غلظت پیدا کرده ، و به آب تحویل یافته در جاهای خورج و چقور روی زمین جمع آمده . و برا نقد هفت سردی روی زمین می نمود . قشر روی زمین حسینی پوست روی زمین نیز کلفتی و ستیال یعنی انباش آب و جذاب شده درون پوست زمین سبب تحقیق و فشاری که از پوست بران آمده بود این قشر بینے پوست را بار بار شگافانیده به پیروی دوران نموده است . اما بعد از اینکه بر سطح زمین ریخته سردی و ایجاد یخی یخ بستگی پیدا کرده سنگهای ناری را بوجود آورده . در مدت سرد شدن زمین بعضی طرفهای قشر زمین بالا بر آمده و بعضی طرفهای آن فرو آمد ، بنا برین آب بسبب قوه جاذبه ببعضے قوت کشش طرفهای بالا را گذاشته بسوی جاهای چطور و گودالها روان گشت و در آنجاها جمع آمده و در مرور دهور است که این سیلاب ها و اینها با خود بردند و زین ها یعنی چقدر طبقه های زیره های بکر را بوجود آورد .\n\nبر طرف کرۀ زمین اینگونه حادثات و تبدلات این هم را بار بار دیده است . نباتات و حیواناتیکه به تأثیر اینگونه حوادث و تبدلات و تحولات کرۀ زمین تلف شده اند و در سنگهای کهنه ها یعنی طبقه های زمین انیچ یعنی سنگ شده اند را به بزرگی یک یک شاهد ساکت آن دورا و دهرا شمرده میشوند . این است که فنی ( ژه ئولوژی ) ازین تبدلات تدریجی قشر زمین و از ترقی نوعی حیوانات و نباتات آن بحث و بیان میراند . و فن ( جغرافیا ) در نقطه که فن دژه ئولوژی در آنجا سخن خود را تمام می نماید آغاز میکند و معنی از ترتیب سطحی حال حاضره کرۀ زمین سخن میراند .\n\nادوارسته\nسینی با دوره های شش گانه\n\nارباب فن ( ژه ئولوژی ) یعنی علمای علم ( طبقات الارض ) تحقیقات و تتبعات بسیار دور و درازی در سنگها و زمین پاره های که قشر زمین ازان میل آمده اجرا نموده اند . و تاریخ مدتهای آنها را به ترتیب کشف و استخراج نموده تاریخ قشر کرۀ زمین را بر شش دور تقسیم کرده اند که این تقسیم خود را بر متحجرات ، یعنی سنگ شده گیهای قشر زمین بنا کرده اند زیرا بسبب مرور زمانه های بیشمار قاعده و طریق نشو و نمای نباتات مخصوص دور خود را پرور اینده و بسر رسانیده\n\nدور اول — ( مدت خالیه ) است که از ابتدای شکل یافتن کرۀ زمین تا بوقت ظهور یافتن حیات حیوانیه مرور نموده است . وقایع و وارداتی که پیش از قابل شدن کرۀ زمین برای زیست و زنده گانی حیوانات در آب و هوا و خشکه مرور نموده مخصوص این مدت خالیه میباشد .\n\nدر کتله ها و زمین پاره های این مدت ( متحجرات ) یعنی دیگر چیز های سنگ شده گی موجود نیست . کتله ها و زمین پاره های که بوضعیت افقی باشد نیز در این دور نادر است زیرا سنگهای این دور بقوت شدت آتش سیال زمین زیر و زبر شده و همه گی بصورت عمودی بالا بر آمده و پاشیده و شکسته و الحاصل از وضع اصلی خود سراسر بیرون بر آمده است .\n\n[ باقی آن در نمبر های آینده می آید ]"}
{"book": "adl0616", "page": 237, "text": "۱۲\nنمبر ۱۷\n\nکتب خانه ها\n\nیکی از مهمترین بنیانهایی که علم و عرفان اهالی را بلند میکند (کتب خانه های عمومی) میباشد. خدمت و منفعتهای این بنیانها سرچشمه علم و عرفان هیچگاه از مکتب ما پس نمیماند. یک کتب خانه منظم و مکمل چنان یک خزانه علم و عرفان است که دروازه آن برا همند هموطنانی که خواهش گو افزونی معلومات خود میباشند باز گشاده افتاده است. مردم این فقیر دیا و اوسط الحال عالی انقد راقتدار و قوت مالی ندارند که کتاب با علی دفتی را دریج کرده آورده رفع احتیاج خود را به آن بکنند، تو نیز مجمع آوردن اینگونه کتب خانه ها نا در کامیاب آمده اند. علی الخصوص بعضی کتابانی هست که هر کسی آنرا خرید میتواند نفتهای (انکلو پیدی) که مرکب از رسی جبل جلد میباشند. و همچنین برای هر علم و هر صنعت اینگونه (انکلو پیدی) با موجود است مثلا برای صنعت نقاشی بنام (قاموس نقاشی) یک انکلو پیدائی نکلے موجود است که بر صنعت کار آنرا خرید و نمیتواند. حال آنکه ازین رقم کتابها در کتب خانه های عمومی شهر ها می بزرگ جمع آورده شده و هر کس که یاسکه داشته باشد بها ندم بکتابخانه رفته بطرف یک کم مدتی مشکل خود را یکال حل کرده میتواند. اکبر حکومت تا برای رفع و زایل ساختن فلاکت را می جهل و نادا و کسب علم و معرفت نمود بن المال خود همچنین کتابخانه های آزاد باز بی اجر ول با نظام و قانون در ملک های خودشان بنا نهاده اند و کتب خانه مائیکه از طرف ارباب خیرات و مبترات در پیش نظر ها به فایده بر داشتن عمومی باز نموده اند نیز کم نیست، ما حالا و اینجا از یک کتب خانه عمومی شهر پاریس بیان میکنیم:\n\nکتب خانه (حسن ژینویو) در پاریس\n\nیکی از چها کتب خانه نامی بزرگ و معروفی که دیر یاری موجود است (حسن ژینویو) نامیم کتب خانه بزرگ و عالی است که در میدان مشهور کی عمارت نفیس و عالی (یافته نون) و کمیتهای مشهور (اسمن ژینویو) دران بینی شد و بنیاد یافته است در بین عمارت اول از یک دروازه بسیار بزرگ و عالی که دو طرف آن با ستونهای بسیار بزرگ و بلند سنگ مر مر زینت یافته و اخل یک و الیز بسیار با صفا و مقبول میشویم در مواجه با یک زمینه بسیار فراخی که از چوب تاریخ و لیمو به انواع زمین نقش و تصویر های برآمد و جبت مرتین شده می آید\n\nاین بیندازد و طرف و پلیز تاب خورده بالا برآمده است. بعد از یک چند خدمه که برین زمینه های بسیار واسع خوش فرشین پر زینت بالا شویم در یک دایره بسیار عالی که هر دو زمینه در آن یکجا میشود کتب خانه ها میرسیم که این دایره ما را در پیش یک دروازه بلورینی میرساند. ازین دروازه بلورین داخل دال این کتاب خانه میشوم که یک بیز بسیار با صفایی فراخی که بد را از می دالان برابر است در وسط آن نهاده شده و در اطراف آن از باب مطالعه سکوت لیے بمطالعه مشغول دیده میشوند. این دارالعرفان در شب ها با چراغهای (غاز هوا) امامه روز روشن میشود و در موسم های زمستان با هوا حریم بسیار مصنع گرم کرده میشود. هر کس بکمال آزادی شب های پر برف و سر د پاریس در آن دارالعرفان میرفتم و کتاب های قیمت داری که متفق بصنعت نقاشی و مینگو گرافی میبود. و از خریداری آن ها عاجز بودم بکمال استراحت مطالعه میکردم. و بعضی چیز مائیکه کار آمد من بود در کتابچه خود نقل میکردم. اول که از دروازه آدم مید را ید، از پیش یک ماموری که در پیش یک میز نشسته است یک کاغذ چاپی میگیرد بران کاغذ چاپی نام کتابی را که مطالعه کردن میخواهد مینویسد، و کاغذ را بخدمتگارانی که برای این کار بحال ادب و تربیه مامور هستند نشان داده کتاب را میگیرنده و بمطالعه مشغول میشوند. اگر مولف کتاب تاریخ طبع آن معلوم باشد بران کاغذ آنرا مینویسند و اگر معلوم نباشد در فهرست ها می بسیار منظم بیاد زودی پیدا کرد و مینویسند و امضا و محل اقامت خود را نیز مینویسند چیزی که بنظر دقت مرا در این کتاب خانه بسیار توانگر و جسیم خود جلب نمود طالبات و طالب های مردمان روسی بود که برای بردن جواهر علم و عرفان را بمملکت خودشان در آن تحصیل به پاریس آمده بودند. در با لباس های ملی خودشان بر شب یک جم غفیری تشکیل میدادند، و بیک هوس و شوق بلیغی غرقه دریای مطالعه می شدند. دیگر چیز سے برشان تحسین بود ترتیب و آداب ماموران و خدمتگار این کتب خانه بود.\n\nم. فضله"}
{"book": "adl0616", "page": 238, "text": "صفحہ ۱۳\nنمبر ۱۷\n\nعالمهارایان\nما بعد از نمبر ۱۶\n( های باره ) نام دیو ژاپانی\nمن در اینجا اول بار است که یک دو ژاپانی را می بینم : ده به استیشن متصل بود . از دروازه استیشن بیک میدانی بر آمدم که از ان میدان برابر بر محرک بازار روانه شدم در وسطه میدان یک کته آئینه پوش چوبی دیدم از آئینه اش بدرون نظر کردم ماشین ( تلفون ) و مامور آنرا در آن نشسته دیدم . در یک دو بسیار کوچکی دید بن مرکز تلفون مرا بحیرت انداخت . زیرا من در ممالک روس بسیار شهر های نامی می شناسم که تلفون ندارد ، بازارک ده را بسیار پاک و صاف ، و سرک پخته آن را هموار یافتم . در دو طرفه بازار خانه های کوچک یک پوششه و دو لایه بود . لا به طرف بازار آن همه دکان و مخزن ، و لای پشت سر آن خانه های اقامت اهالی بود ، سر تا سر قریه را گردش کردم . در یک خانه تلگراف خانه ، تلفون خانه حتی یک باب مکتب نیز در ما بین ده کوچک موجود بود ، پاکی و پاکیزه گی در هر طرف بدرجه نهایت دیده می شد . سرکها همه آب پاشی شده بود . بیج یک خانه نبود که دکان آن بسوی بازار باز نشده باشد . یک قسم بیع و شرا یک خرید و فروخت که انسانرا حیران می نمود . بازار ها تمام به اصول شرق ، کوچه های تنگ ، خانه ها بیک دیگر متصل که ببعضی کوچه های استانبول میماند همه بنا ها از چوب ساخته شده و بام آنها با خشت های نا پخته پوشیده شده ، خواه در خانه ها و خواه در دکانها از جنس مفروشات بجز یک حصیر نازک یا تخت بسیار پاک ساده دگر هیچ چیزی دیده نمی شود . لباس های مردمان شان به الله ما می روم تا تا به ما میماند که آنهم عبارت از یک خفتان دراز بیست که دامن های آن بر یکدیگر گشته و بر آن یک دستمال کمر بندی بسته میباشند . در لباس زنان و مردان هیچ فرقی نیست . مگر اینکه کمر بند پیش زنان بر خفتان خود بسته اند ابریشمی و از مردان تختی یا پشمی میباشد . سر های مردان شان همه تراشیده و لوچ میباشد . این احوال یک ده بسیار کوچک ژاپانست . در بین ده کوچک نیز بر حسب علم و عرفان دیده می شد بیست و پنج اخبار نامه مغولیه پنج دقیقه بیان ده ماند بود که به استیشن آمدم . بعد از دو دقیقه قطار ریل سرعت آ ۱۰۰ هم در ریل نشسته از ده ( های باره ) بسوی شهر ( یوقوها ما ) روانه شدیم .\n[ ما بعدش در خبر های آینده می آید ]\n\n***\n\nعسکریه\nبرادران صنف عسکری ما بخوانند\nاخبار ما چون یک کتاب مستقل عسکری نیست که در یکی از فنون های مخصوصه آن حصر مقال بتواند . لهذا مانند یک خوشه چین خرمن عظیمه این فن جلیل الشان شده و بهر رقم معلومات فایده مند فن عسکری برای فایده برادران عسکری خود به ترجمه و نشر خدمت میشویم . از وظایف عسکریه که یک شعبه مستقل این فن جمیل است تنها به ترجمه و نشر شش فریضه عسکریه اکتفا ورزیده در نسخه سابقه خود ختام دادیم . حالا سرازین شماره خود بدیگر بعضی فقرات عسکری پرداخته اول از ترجمه بعضی خطابه های که پیش از جنگ و قتال پادشاه یا سرافسران بزرگ بر عسکر و یا ملت خود بیان کرده اند بعنوان : سخنان خوبی که پیش از صدای توپ تفنگ شنیده شده است درج صحایف اخبار خود میکنیم . این یک افادات دائمی است که میجر در اعلان حرب و وقت مقابله بدیگرشان پادشاه و یا سرافسر بزرگ آن برای آنکه خود را ذی حق و دشمن مقابل خود را ناحق بکند ، و یا برای جسارت و دلیری عسکر خود را بر جنگ بعضی نطقها و خطابه ها بیان کرده اند که ما بعضی از آنها را از کتب عسکری که بدست داریم و بعضی کتابهائیکه ترجمه کرده ایم یگان یگان در زیر نظر مطالعه کنندگان کرام خود عرض مینمایم .\n\nدر های رب ( اکرام ) سنهٔ ۱۸۵۳\nخطابه ( قوماندان ) یعنی سر افسر اردوی عثمانی جناب عمر پاشا به اردوی همایون\n\n❖ عسکرا !\nاین خاکها نیکه دشمن غدار با هزار پا و زاریها به جان شما یک یکسان کشانیده اجداد ما آبیاری شده در تنور باشید که مبادا واصف دلگشای این از یک پا لگد کوبشما تر گشته دولت وقت پنجاه هفت دولا وری شما سپرده است . تا بحال من مبارک حکم جرأتی و نامردی لکه دار نشده است ، برین خاک در هر قدمی که بردارید از خاکها و غبار هایکه از زیر پای تان بر خیزد بی چوبی بدانید که همین صدا خواهد شنید : « ای اولاد های ما ، شما استخوانهای نیاگان شمائیم ، اگر راستی اولاد مردی هستید بگذارید که ما را استخوان و زمین و وطن ما پامال ننماید »\n❖ عسکرا ! این خاکها را که بمرارت این با استخوانهای کهنه ما آمیخته تان محرمی شده مدافعه و نگهبانی کنید !\n❖ عسکرا ! بر سبیل نظر کردن تخت اعحضرت سلطان عبدالمجید پادشاه خود ما ، و ناموسس و شرف ملت خود ما ، و وطن عزیز آبا و اجداد خود ما تا آخر ترین قطره خون خود ، ابرو نمائیم ، و دشمن خاین خود را محو و پریشان بسازیم\n[ عمر پاشا ]\n\n[ایضاً به تاریخ فوق در حالیکه دو کشتیها عثمانیه و فرانسه و انگلیس و ایتالیا بخواستن روس بنوع آمده است .]"}
{"book": "adl0616", "page": 239, "text": "صفحه ۱۴\nنمبر ۱۷\n\nادبیات\n\nکباب میکرد با دو زلف عنبر منم چون دو بار سیاه پیر زهری که از یک سرد آویخته شده بود بنظر میخورد برا یا را که نزدیک شود ! خالم یک جشنی سب گرده مینی سیتی روستی ، و دهنم بعد بر چاه زمزم و یا یک چشمه آب بقالی بود ! چه خوش قسمت دبین بو قلمونی داشتم که گاهی غنچہ و گا ہی نقطہ ، و گا ہی چشمہ ، وگا ہیں علام و غیره گذاشته شد و با شده و این مینی بر یک بیاض در از جبینی وضع شده بر تالاق آن در رخت سرو مانده شده با شد هیچ کس نمی پسند را شما هزار شکر بخشید که مانند من عاجز به قسمت به این عصر قدر نا شناس نیامده اید. در این وقت آرایش ها و پیرانیس نامی حسن و جماله ها تیکه داشتیم و شمه از بسیار و نونه از سایه رنگ جنا در شور و غلغل بود. از برگ گل تر از و ساخته در یک طرف آن سیم از خبر دار آن بیان شد به پشیزی هم میخرند. بلکه ما در آل) گفته میگریزند. مهر این اله با بوی زلف یار معطر بود میگند داشتم، و در دیگر طرف آن جو بر الطیف راح یک کتاب معدن شناسی زغال سنگ ، اگه کار از این گرفته شود از دوازده بره کتاب های چیست بهزا ریتی و صد بزارینی با بیچاره ها بهتر و مقدس تر میشمارند خود را گذاشته و زن میکردم. در مولکر آنقدر می پیام که بعدم میرسیدم. یکه قیقه که در راه حل کردن یک مسئله افت ما کنند و پاکیمیا، و با حکمت و یا چند سد و ایشالان صرف که در نقطه و من آنقدر محو می شدم که هیچ می شدم، قدم سر و بسیار و رازی بود که ی بادشا ہر و المتن الفضل در این میدانند. یک مینی گرد بقلاو د رویم ماه شب چهارده بود که با می بود که بزرگی دایره توب چار باید زیستن ناچار باید زیستن. چه باید کرد آقا ! اگر دا ہی جا دیگر با طلال به این است که شانی شد. فرح در پی آن از خجالت زنگ میباخت چشمانم دو ترک قاتل کمان بیست به این شد بل قیافت و این تناسخ پر افت مجبور شده با خدا مردمان حضرت و خونریز بدستی بودی بسیار دلها و جگر یا را خورده بود. مرکا نهایم خنجرهای عقل به به دسته های بصیرت شانرا باز کنند. تا حق را از با طبل ولازم را جگر شکافی بود که بقای بها برگشته یک دکان های مشابهت میکنید که دل منبر ایران از خیر لانهم، و نافع را از مصر تفریق و هند : آویخته شده باشد، و یا آنکه بسیخها دکان کبابی میماند که دلها را به آن در کشیده\n\nحسب حال با این شو طرز جدید و شعر طر ز عقیق\n\nحقیق - بسیار بلی است که در شما هیچ با لطافت و نزاکت شعر یه دید نمیشود. به ایر بخطه های غلیظ و تخلفت ( تحصیل ) دیا (معارف) و یا درگذشت و رفت ) و ( وطن ) و ( فیضی خلق حسن ) و از همه بدتر (زغال سنگ) روسیاه که شما بر سر و بر خود زده اید سر مهر خود را از شناخت برآورده اید ، بلکه یک تکه ایست که بر دامن پاک ( شعر ) نهاده اید، حال آنکه موضوع شعر ای که اساس آن حسن و جمال معشوق و عشق ومحبت ساده و باده با بافت زنان و بنیاد شعر به گل و قبل بر خط و کاکل بر باده و ساده ابراند و قلابی را در میانه شده انسان جو بین دو را در سیا بینا د را در سیاپیها زغال ها می سنگ آلود بسازید. زمانه شما را نمیگویم از مانه خود را میگویم! این عصر و زمانه یک ناصر حتی بر دیوانگی ، د بیابان گرد می اضع و بنا یافته، بزا را افسوس که شما از این چیز تغیرات وتبدلات کے واقش وا بر مومی کرد بر نقطه دین، بر قد مرد برانا دبستان، بر عناب لبان پیرایه ها و آراسته گی ما خود را محودم ساخته بکله های نقلت بخشی که در خور د درس ها ولانا ، و دود چراغ خورد نها مباشد آغشته ساخته اید و از همه عجب ترکی بہت مر قامت جميع بشر باشد، و آن سرو و انیمو شد رهای سیا به په زهیر از دو طرف ان ادویخته شده و با و یک دی چون مجمع مردی را میان آن دوکان و دو جعبه تیر، یا در هم به اینهمه نقلت و غلظت خود نام تا نرا ( شعر ) هم گذاشته اید ! سینی دکان کبابی و یک بخشی ، و یک غنچه و دو عناب ، و یک سیب ، و یک چاه\n\nحقیق - آیا چرا این چنین شد ؟\n\nجدید - پس برادر ! زمانه بدست زمانه ! ۰۰۰\n\nحقیق - داد ! این مسئله را بزمانه چه تعلق به شهر مهر وقت شعر امیت\n\nجدید - آه برادر ! چه بگویم ، قسمت بد من مرا به اینحال در آورد منهم همان سافت با و نزاکت با آراسته و پیراسته بودم، استنیم رگ گل بدهم\n\nحقیق - چه فکرهای واهی و چه خیاییهایی با طل !\n\nجدید - چه باید کرد آقا ! اگر دا ہی جا دیگر با طلال به این است که شانی شد. باید زیستن ناچار باید زیستن.\n\nحقیق - آه چه بگویم برا در دل مرا بر حالت کباب کردی نداشتم که به سبب به این شد بل قیافت و این تناسخ پر افت مجبور شده با خدا مردمان حضرت و\n\nجدید - آمین !\n\nانتها\n\nفاجعه پاریس\nما بعد از نمبر ۱۶\nدر پهلوی یک دیوار یک با بچه بسیار بزرگی که بلند دیوار درختهای بند با بچه را از نظر پنهان میکرد بقدر یکه و دقیقه راه رفته در پیش یک هزار با بخش دشتم را به چها را می شنید و همه را ناشنیده انگاشته دروازه بسیار عریض و فراخ و فراخ آهنین اسلیمی کاری مشبک موجود بود.\n\nبازار ها و سر کها بهر را به خود دام میورزید. سرکه ی پیاده رو کنار بلوار ها چون که در یک طرف دیواره مذکور موجو بو توقف نمود. بر سر این بزرگ و پهنا را با باران مانند آینه صاف شده بود بیچاره زن در بر چند قدم بکنار دروازه یک آرمه یعنی نشا نیکه مخصوص اصیل زادگان است میگویید میافزاید و کسانیکه بسرعت را و میرفتند به اود که خورده نزدی می شد که بر زمین بیفتید ، ولی بادستگیره می برنجی آمینه جیبونه د کانها تکیه زده خود را محافظه میگیرد .\n\nتلونیله گرند که دروازه را که شکل سهر یک شیر می بود بدست گرفته بعد از یک توقی که در زدن و نزدن آن تردد نمود والحاصل بقدر سر ساعت کامل بلا توقف رہ پیمائی دور بر داشته بر آهن زیر آن بنواخت . به بولوار بزرگ (انوالید ) و اصیل گردید . درین بولوار مجرد نواختن یک پله در داره مذکور باز گردید . فلویید"}
{"book": "adl0616", "page": 240, "text": "۱۵\nنمبر ۱۷\n\nغزل\nزغال سنگ\nانوار نا پدید شد و از زغال سنگ\nظلمت ز ما بعید شد و از زغال سنگ\nظلمت کجا و نور کجا اینچه حکمت است\nتاریک شب سپید شد و از زغال سنگ\nبی دخار نبود که روشنی شهر ها از دست\nبعرضیا مفید شد و از زغال سنگ\nآستین جمله کارگران کرهٔ زمین\nاز دودۀ سیاه سفید شد و از زغال سنگ\nاین روسیاه را تو ببین نقش بهترین\nچون زنده گان جدید شد و از زغال سنگ\nبهر جدید بر حرکات حیات و شش\nماشین چه خوش نوید شد و از زغال سنگ\n(محمود) در وطن بود این جوهر عزیز :\nموجود خوش نوید شده از زغال سنگ\n\nغاز هوا\nجهانی که کائنات از ان تشکیل یافته بر سه قسم است: یکی (صلب) یعنی چیزهای سخت: مانند کوه، زمین، سنگ، چوب و همه معدنها و غیره؛ دوم (مایع) یعنی چیزهای آبگین: مانند آبهای کرۀ ماء، و دریاها، و چشمه های نفت و قیر خاک و غیره؛ سوم (غاز) یعنی چیزهائی که بدست گرفته نشود، و بچشم دیده میشود و تنها به بوی و تاثیر شناخته میشود. مثلاً هوا، نسیم، و بوی گل مثالهای لطیف شاعرانه آنست، و جوهرهائی که آنرا (موقد الحوضه) و (متوالد الما) و (غاز هوا) و (سیلان الکتریک) یعنی برقی و غیره میگویند، مثالهای فنی آنست که بتعلیقات کیمویه و حکمیه پیدا شده بظهور می آید. (غاز هوا) از زغال سنگ بوجود می آید. در شهرهای بزرگ دنیا کارخانه های بزرگ حاصل کردن غاز هوا برای روشن ساختن شهرها موجود است. در آن کارخانه ها دیگ های بسیار بزرگ مخصوصی برای صنعت مذکور موجود است، که در ان دیگ ها زغال سنگ را بعملیات مخصوصه آن بغاز تحویل میدهند و آن غاز را که مانند هوا بیجرم و بی وجود میباشد بواسطه نل های آهنین مانند نلهائی که آب را تقسیم میکنند بخانه ها و دکانها و بازارهای شهر تقسیم میکنند. و چنانچه چراغهای الکتریک مثل فتیله حاجت ندارد، چراغهای (غاز هوا) نیز چنین هست، اما فرق در مابین چراغهای الکتریک و غاز هوا این است که چراغهای الکتریک به کبریت هم حاجت ندارد، ولی چراغهای غاز هوا بکبریت محتاج است. بسبب کم خرجی این از الکتریک تنویرات و روشنی عمومی دنیا بهمین غاز هوا بعمل می آید، روشنی الکتریک نسبت به غاز هوا خصوصی تر است. یعنی غاز هوا اگر چه از الکتریک کمتر است ولی از روشنی های دیگر چیزها بار بار افزونتر است. انتهی\n\nاز دروازه در آمده خود را در صحن یک باغچهٔ صفا آماده که الحق لایق نشیمن گاه پرنس ها و لاردها باشد بیافت. در یک طرف دروازه یک کوشک کوچک که مخصوص نشیمن دربان بود موجود بود، دیگر طرف یک سراچه خانهٔ بسیار مکلفی دیده می شد که در پیش روی آن یک دو نفر ساقی با یک سراچه هشت خانه بسیار بزرگ و مختلفی را بشست و شو مشغول بودند. در جنب مقابل دور و بر ساحهٔ باغچه یک قصر بسیار با شکوه سیمی که از سنگ منبت کاری ساخته شده بود، و حجره های بسیار با شکوه، پیلار آئینه و گلهای رنگارنگ، و جنگلها سنگ مرمر زمینهٔ عریض عالی دوار، آراسته و زینت یافته بود موجود بود. یک خدمتگاری که در رواق دربان نشسته بود و بصورت بسیار مکلف یک دریشی در بر داشت چون در آمدن یک زنی را در حوالی باغچه بدید برخواسته و سر تا پای زن مذکور را از نظر گذرانیده از لباس سفیهانه پر گل و لای او در رفتار و حرکات مرددانه او دانست که کدام زن گدائی باشد دل چون بیازارش بتأکید تمام بر خدمت گاران خود تنبیه نموده که هر که هر چه باشد چون بخانهٔ بخشش وارد شود نازکانه با او معامله بخشند از اثر و این خدمتگاه نیز بتعقیب بصورت نازکانه پیش آمد و گفت:\n[باقی در نمبرهای آینده می آید]"}
{"book": "adl0616", "page": 241, "text": "صفحه ١٤\n\nعلم و ملك\nما بعد از نمبر ١٧\n\nاگرچه صنایع ارضیه سببی که مدار اسباب معیشت انسانهاست و بواسطه دیگر صنعت ها پشتکارهای دیگر در آمده و یا اینکه به دیگر فابریکه ها مل و نقل شده و برای اشیائیکه مبادله میشوند یک ماخذ و سرچشمه بزرگی شمرده میشود اهمیت و فضیلت آن انکار نمیشود ولی تاثیر بزرگی که دیگر صنایع بزراعت اجرا میکند نیز چیزی نیست که از دانه چشم پوشی شود. فیض و برکت یافتن زراعت موقوف است برینکه مانند محصولات دیگر صنایع به آسانی صرف شود و بصورت مبادله قیمت و ثروت حاصل کند. اینهم معلوم است که جای صرف محصولات زاید صنایع رخت شهرهای بزرگ و قصباتی کلان میباشد، زیرا انچنان چیزهائیکه صنایع در حین محصول کار بجز هیجان شهرها که جمع مردمان و انبوه خلایق و ترقی صنایع اصلیه و تجارت باشند در دیگر جا مبادله و قیمت پیدا نمیکنند. حتی برای تشویق و توسیع زراعت شهرهای بزرگ بر فابریکات مختلف مدار یخی شهر ده نابریک های روغن کشی نباتات مختلف، و غیره اگر نباشد که اینها جمله گی داخل (صنایع اهلیه) هستند - صنایع ارضیه تنها مدار ثروت نمیشود. و نیز برای انکه خاک را قابل زراعت سازنده به (سرمایه) محتاج است که سرمایه نیز مملکتهای مخصوص است که فابریک یعنی کارخانه ها و تجارت خانه ها و بانک ترقی کرده باشد. اینهم صحیح نیست که صنایع اعمالیه و تجارت را بزراعت ترجیح داده تنها به ترقی پیش رفته آن همرا انکار کرده شود، زیرا همه صنایع اساسا یک به دیگر مربوط است. حتی در حقیقت صنایع از همدیگر جدا کرده نمیشوند. و اگر گفته شود که (صنعت) یک است نیز جایز است، تقسیم کردن صنایع را بر سه قسم و یا پنج قسم برای آنست که مدار آشکار شدن تحقیق احوال باشد.\n[باقی دارد]\n\nناموران زبان جهان\nما بعد از نمبر ١٦\n\nو در همانجا وطن گزین شده بوده بودند (باذان) که از جانب ذات شریعت که در زمان (خسرو پرویز) در یمن والی بود. و چون از طرف حضرت رسالت پناهی در سال هفتم هجرت با سعادت برای دعوت دین حق بهر هر طرف نامه های پیغمبری ارسال شده بود (خسرو پرویز) که پادشاه ایران بود نامه همایون حضرت فخر کائنات را پاره پاره کرده برای (باذان) که والی یمن بود نوشت: ( شخصی را که در طرف حجاز دعوای نبوت میکند باین سو روانه کن). باذان دو نفر مامور مخصوصی را با یک نامه خود بحضور انحضرت فرستاد که امر کسرا را تبلیغ کنند. وقتیکه ماموران نامه بحضور انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم مشرف شدند و امر کسرا را با نامه باذان تقدیم نمودند انحضرت فرمودند که: (به باذان بگوئید که حق تعالی (شیرویه) پسر خسرو پرویز را بر او مسلط نموده بقتلش رسانید و در همین شب نزدیکی با دولت اسلام تا بجائیکه حکومت کسری واصل شده خواهد رسید. باذان را بگوئید که ایمان بیارد.) مامورهای مذکور امر رسالت پناهی را به باذان رسانیدند. بعد از چند روز خبر مذکور بحقیقت پیوست، و از طرف شیرویه برای باذان امر شد که به انحضرت غرض دار نشود. باذان این معجزه انحضرت صلی الله علیه و سلم را حق دانسته به ایمان مشرف گشت، و بعد از آن از طرف حضرت رسالت پناهی والی یمن مقرر گردید. بعد از ان از قبیله (بنی مذحج) که از قبایل یمن است (عبهله) بن کعب بن غوث نام یک شخصے که به (اسود عنسی) ملقب، و یک مرد شعبده باز کهانت پرداز بود ظهور نموده به بعضی شعبده بازیها و تاثیر کلامیکه داشت بعضی سبک سران بیمغز انرا بخود گرویده و ساخته نعوذ بالله دعوای پیغمبری نمود. و اول قبیله بنی مذحج به او تابع شده بقوت آن بر نجران، حمله برده، و از آنجا بر صنعا حمله آور شده جناب باذان را شهید ساخت، و (آزاد) را که زن باذان بود بزور و جبر بزنی گرفت.\n[باقی آن در نمبر آینده]\n\nجمله مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مرموز تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\nب سعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرز افغان مهتمم چاپخانه های دارالسلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری [SEAL]"}
{"book": "adl0616", "page": 242, "text": "نمبر ١٦\nسال پنجم\n\nنگران\nرئیسک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nشهزاده امان الله\n\nقِيْمَتِ ساليانه\nدر دارالسلطنت کابل ۸ روپیه کچه\nدر اطراف داخله مملکت باخراجات ڈاک ۱۴ روپیه\nخارج ملکت باخراجات یک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکپیسی\n\nتاریخ عربی یکم رجب ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمُدیر و مُحرّر\nمحمود طرزی\n\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nجمله امورات تحریریه به ادارهٔ خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\n\nتاریخ شمسی ٢٧ جوزا ١٢٩١\nتاریخ انگریزی ١٧ جون\n\nدرین اخبار از حوادث داخلی و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nبرق — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nمقاله محصوله نمایش شیرخانه — تاریخ کره زمین — مواد عسکریه\nعالمه های ژاپان — قصیده — ادبیات\nناموران زنان جهان — علم ثروت ملل — فاجعه های پاریس\n\nسراج الاخبار\n١٢٣٤٥٦٧٨٩٠\n\nبيرق\nمهمترین اشیائی که صنف جلیل عسکریه را راجع بوظیفهٔ مقدسه شان یاد آور می میکنند و شرف و شان همتی شان را بلند می سازد و بهمانا بیرقیست که از طرف اشرف علیحضرت پادشاهی بقشله ها و کندکهای عسکریه عطا و احسان فرموده شده است. بیرق چنان یک امانت مقدس و محترمیست که بیست طواف کنندگان خودپرستی وجود میدهد بیرق یک جزوی از اجزای دین و دولت است. بیرق یک علامت علنی ملت است. بیرق شرف عظیم است. ابتدا بیرق بسیار مقدس و عزیز یک علامت هستی و موجودیت عسکری میباشد. یک قطعه عسکریه که شرف بیرق بزرگ خود شانرا می بازد و در میدان محاربه به آنرا به دشمن بربایانند آن قطعه عسکری چنان است که گویا نیست و نابود گردید. بنابرین در وقت محاربه تا بوقتی که یک بازو باقی ماند بیرق خود را نباید گذاشت که بر زمین بیفتد، و یا لانج الله بدست دشمن درآید. مثالهای تاریخیه که عسکرهای فداکار بجان سپار در باب رهائی دادن بیرق را از دست دشمن نابکار بکار برده اند بهترین زینتهای صفحات تاریخهای حرب شمرده میشود. بیرق یک پرچم سعادت سطوت و هیبت عسکر است که دیدن آن لشکر را یک جوش و خروشی میدهد و در راه محافظه وطن و بجا داشتن شرف و محبت آنها را وادارش میکند. اول بر قلعه و یا استحکامی که بدست آرند بیرق خود را میخلانند که صفحه بهترین کتاب محاربه را بهتر ازان بیرق نشان میدهد. علامه فارقه هر دولت بیرق آنست کشتیهای هر دولت به بیرق آن شناخته میشود. سفارت خانه ها، قونسلخانه ها، دوایر حکومتی شان به بیرق شان دانسته میشود. چون در صفحات کتب تاریخ اسلام نظر شود اول در غزوات جلیله حضرت فخر کائنات علیه افضل الصلوة والتسلیمات استعمال شده بیرق را مشابه میکنیم. در اردوهای عسکر سعادت تأثیر آنحضرت صلی الله علیه وسلم دو سه چهار رقم بیرق موجود بوده است که بنا به (علم) و (لوا) و (رایت) موسوم می شدند. حتی یکی از بیرقهای آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم (عقاب) نام نهاده شده بود. بعد ازان در همه دولتهای اسلامیه بیرق جزو مهم عسکری شمرده شده و آمده است. دیگر دولتهای عالم نیز همیشه در اردوها"}
{"book": "adl0616", "page": 243, "text": "صفحه ۲\n\nخودشان بیرق استعمال کرده اند، و بیرقهای خودشانرا محترم و مقدس داشته اند.\n\nو در دولت علیه مقدسه (افغانستان) اگر چه پس از تاریخ سنه (۱۳۰۶ هجری) بیرق در صفهای عسکری موجود بوده، حتی در اولهای حکومت افغانیه هر سردار از خود یک بیرق و طبلی داشتند که بجهان سردار نسبت میرساند. اما بیرقی در افغانستان نه یک انتظامی داشت و نه یک رنگ مخصوصی، و نه یک علامت فارقه که بواسطهٔ آن علامت شناخته و فرق شود، و نه یک نامی که به آن نام انسان بدان پی برد. هر سردار رنگی را که می پسندید و هر رقم که دلش میخواست بیرقی خود را می ساخت، حتی در صفهای سایر نظامی نیز یک قاعدهٔ منتظمی با بیرقها موجود نبود. در هر کندک و هر برند برنگها و نشانهای مختلف بیرقها دیده می شد. نامها مخصوصی هم نداشت. مثلاً اگر یک بیرق سفیدی که برنگ سرخ بران یک چلیپائی و یا یک بیرقی زردی که برنگ سبز بران یک نقشی میدید و می پرسیدید که این چه بیرقی است؟ جواب میگرفتید که این بیرق (فلانی کندک) و یا بیرق (فلانی ارته) میباشد. و بیرقهای محالهای دولتی نیز از علامت پر مهابت بیرق محروم بود.\n\nذات اعلیحضرت پادشاه معظم محبوب القلوب با این نکته باریک بسیار مهمه را در زیر نظر ترقی پرور همایونی گرفته پنج سال قبل از این انتظام بیرقها را بنظم متین شاهانه خودشان ترتیب و سر رشتهٔ بسیار درست و لایقی اجرا فرمودند.\n\nو در وقت های اخیر از قرار ذیل بیرقها در ولایت مقبوضه مقدسه ما (کابلستان) بر پای اعلیحضرت پادشاه مراحم خصال قوی بال برافراشته میباشد:\n\nاول — (بیرق مخصوص پادشاهی ما) که رنگ پرچم سعادت منظم آن سرخ و نشان محراب و منبر آن سفید است و تنها به رنگ سرخ از بیرقهای دولتی فرق بهم میرساند و در هر جائیکه ذات اعليحضرت شاهانه تشریف داشته باشند بران مقام برافراشته میباشد.\n\nدوم — (بیرق دولتی است) که رنگ پرچم این بیرق دولتی که عبارت از نقش محراب و منبر است سفید بران مرسوم میباشد این بیرق رسمی دولت است. بر جبهه دوایر حکومتی و جمیع محاکم دولتی از صبح تا شام برافراشته میباشد و بوقت شام فرود آورده میشود.\n\nسوم — بیرق مقدس بزرگ عسکریت که به (علم) موسوم است. برای هر (خنده) یک علم از طرف اشرف اعلیحضرت پادشاه عطا فرموده شده است. بزرگترین بیرقه های عسکری عبارت از همین (علم) مبارک میباشد اصل پرچم فرخ توأم (علم) از قماش تاویز ابریشمی سیاه بافت خود افغانستان است. نوشته های آن و نشانهای آن با ابریشم سفید بطرز نقده دوزی کار شده است. در یکطرف پرچم علم مبارک یک نشان دولتی (محراب و منبر)، و یک نشان خود خنده را دارد. در طرف بالای آن کلمه طیبه (لا اله الا الله محمد رسول الله) و در دو طرف پایان آن عبارت (دولت علیه خداداد افغانستان)، و در وسط آن\n\nنمبر ۱۸\n\nکلمه جلیل (الله اکبر)، و بر سر شانی که علامه فارقه آن است آیه کریمه (و لا یستخفّنّک الذین لا یوقنون)، و بر سر شان دویم محراب و منبر آیه کریمه (و کان حقا علینا نصر المؤمنین)، و در زیر نشان کلمه آیه کریمه (یا ایها الذین امنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم) و در چهار کنج علم شریف این بیت را که: بعد قابو بکر و عدل عمر به رزم عثمان غزای حیدر تقسیم کرده نوشته شده است.\n\nدر طرف دوم پرچم محترم از یک نشان دولتی و یک نشان خنده موجود است\n\nدر طرف بالا (بسم الله الرحمن الرحیم)، و در طرف پایان نام نامی اعلیحضرت سراج الملة والدین میر حبیب الله خان، و در وسط آن باز کلمه جلیله (الله اکبر) و بر سر شان آیت شریفه (انهم لهم المنصورون و ان جندنا لهم الغالبون)، و بر سر شان آیه کریمه (نصر من الله و فتح قریب و بشر المؤمنین)، و در زیر نشان آیه کریمه (ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله)، و در زیر نشان آیه کریمه (صفاً کانهم بنیان مرصوص)، و در چهار کنج آن نامها مبارک چهار ملک مقرب (جبرائیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل) نوشته شده است، اینهمه نوشته ها و نشانها با ابریشم سفید بصورت نقده دوزی نوشته شده است.\n\nمهتاب سر علم مبارک آهنین است. در وسط مهتاب نشان دولتی قرار و منبر بصورت شبکه کاری از برنج که با طلا گلت شده است مرسوم میباشد و در دو طرف مهتاب آیه کریمه (و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون) حک کرده نوشته شده است. متن این خطها بخط عربی خوش خط نوشته شده میباشد. چوب بیرق علم مبارک از چوب بانس و درازی آن از سر چه آهنین تا سر مهتاب یازده فوت میباشد.\n\nچهارم:— بیرق مبارک (عقاب) است که بعد از علم بزرگترین بیرقهای عسکریت شمرده میشود. و چنانچه علم برای یک خنده مقرر بود (عقاب) برای یک (ارته) مقرر است بیرق عقاب نیز از قماش ابریشمین سیاه است متن آن دو قسمی محراب و منبر آن از کتان سفید است. در یکطرف آن (الله اکبر) و (دولت علیه خداداد افغانستان) و در طرف دیگر آن در بالا (بسم الله الرحمن الرحیم) و در پایان نام نامی (اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان) و در چهار گوشه آن کلمه جلیل (الله اکبر) نوشته شده است.\n\nبرای این دو بیرق مبارک سلامتی توپ هم گرفته میشود مثلاً اگر علم و عقاب با قوای عسکری منصوبه خود از شهری بشهری وارد شود برای علم خنده از (۱۱) فیر توپ و برای عقاب خنده مذکور به (۹) فیر توپ سلام کرده میشود.\n\nپنجم:— (رایت) نام بیرقی مبارکه عسکریه است که چنانچه برای هر خنده علم و برای هر ارته عقاب مقرر است (رایت) نیز برای هر بلند و هر دسته مقرر میباشد. علم و عقاب و رایت هر خنده و هر دسته در رنگ و کیفیت و دسته بندی از هم فرق دارند. غیر از اینها برای (کندک)، و (تولی ها) نیز بنام (بیرق) و (علامه) بیرقهای کوچک تری نیز موجود است که جزئیات و تفصیلات آنرا انشاء الله در ذیل اردوهای عسکری دولت علیه خداداد افغانستان خواهیم نگاشت. و حالا بدعای خیر برای ذات اعلیحضرت (سراج الملة و الدین) پادشاه مقدس معظم خردمند با دانش و دین خود مان ختم مقال مینمائیم. و بیرقهای ظفر انتمای دولت متبوعه مقدسه خود مانرا تا بدام الدوران بشوکت و مظفریت برافراشته میخواهیم."}
{"book": "adl0616", "page": 244, "text": "نمر ۱۸\nصفحه ۳\n\nحوادث داخله\nکیفیت وقوعات محاربه شکل\n\nطایفه بد بخت مشکل که بر بزنی شیطان لعین از جاده هدایت او امر خدا و رسول و اولی الامر انحراف نموده راه بادیه بغی و ضلالت را گرفتند . و ازین سبب خاک مذلت در روسیاهی دنیا و آخرت را بر سر خود بیختند و لاجرم بجز پریشانی و ندامت و خجالت وگر نه ثمره ندیدند .\nذات اعلیحضرت بادشاه رعیت پرور مرحمت گستر ما از کمال عواطف و مراحمی که در باره رعایا و تبعه خود شان دارند هیچگاه این را آرزو نفرمودند که قوا می عسکر نظامیه شاهانه شانرا بر رعایا خود شان سوق نمایند . اگر چه بنا بر غفلت و جهالت خطایان و نصایح مشفقانه رحیمانه آن گرانمایان بادیه جهالت را براه آوردن آرزو فرمودند . ولی چون تمرد و عناد شیطان پسندانه این بد بختان شوریده سامان از حد تحمل بیرون برآمد به سوقیاتی ظفر مآثر نظامی شاهانه مجبوریت دست داد . و چنانچه از عساکر نظامی فرقه های سمت غربی و شرقی ببعضے مفرزه ها سوق گردید و بعضی از نفس دارالسلطنه نیز یک غند مکمل بر عساکر خاصه شاهانه در زیر کمان افسری جناب محمد نادر خان، جرنیل حضور اعلی با کرنیل یاوری سوق گردید . چنانچه در نسخه سابق خود تحریرات جناب معظم له در آنباب علینا درج نموده بودیم حالا درین نسخه خود از ابتدای حرکات غند مذکور تا به اینوقت از قرار استخبارات دقیقه که اجرا نموده ایم و بعضی معلومات موثوقه دستیاب شده ایم درج ذیل نموده بقارئین کرام خود عرض خدمت میسورزیم .\n\nجرنیل محمد نادرخان\nکه یکی از تربیت یافته گان محفل حضور معارف منشأ الحضرت قوماندان اعظم و پادشاه مقدس مکرم ما یا نست، و از اوایل شباب تا بحال در صنف جلیل عسکر خاصه همایونی یعنی ارتش تربیه و تعلیم یافته و در فنون عسکریه توغل کرده تدریجاً بمنصب عالی جرنیلی نایل و سرافراز شده است بتاریخ ۲۴ جمادی الاول به پنج و نیم بجه صبح از ( ولایتی ) نام اردوگاه متصل دارالسلطنه بعد از آنکه عساکر شاهانه سه بار سلام پادشاهی را ادا نمودند حرکت، و به ساعت ۱ وارد منزل ( چهار اسیاب ) شده اند .\n\nمساحت ۴ صبح معابر شاهانه از موضع مذکور حرکت کرد و بساعت یازده وارد منزل ( محمد آغه هوتک گرد ) گردیده اند . پیش دارهای عساکر ظفر مآثر شاهانه که بخدمت استکشاف مرکب از چیست تولی و در زیر فرماندهی محمد جمال خان مرسل شیر مامور شده رفته بودند از محفوظ بودن و امین بودن راه به جرنیل مذکور ریپورت داده اردو بحال سرعت از محمد آغه به ( حصارک ) و از آنجا بتاریخ ۲۶ جمادی الاول بموقع ( التمور ) اخذ موقع کردند .\nقبیله باغی ( احمد زائی ) که بخوای شیطان رجیم از آیات بینات قرآن عظیم چشم پوشی کرده با باعیان قوم متمرد عقد اتفاق و شقاوت کرده بودند در ( تیره ) نام موضع را با سنگرها و های مستحکم داشته زیاده از پنج شش هزار آدم که اکثر شان با تفنگ های انباری مسلح بودند در آن موضع جمع آوری و بغاوت و شقاوت گرفته بودند .\nجناب جنرال محمد نادر خان چون بواسطه استکشافاتی که از ابتدای حرکت در باره جمعیت باغی اجرا نموده بود نقشه های شان را به خود را یک وضعیت بسیار مستحکمی ترتیب داده بود در وقت شب بر گید لای غلام محی خان و بر گید لای غلام جیلانی خان و دگرمنصبداران شیر احمد خان و دیگر بعضی افسران نظام را با قوت کافیه عسکریه و طوب های کوهی از افواج ظفر مواج اردو ساخته جونی بصورت قوسی از مسافه پنهانی حرکت امر داده بوقت صبح در نقاط معینه که بر موضعهای دشمن ها مشرف و مسلط تعبیه گردانید . بوقت صبح دو کندک از افواج ظفر مواج اردو از طرف های سمت غربی و شرقی و ارول را با ده بلوک طوبهای غرابا باین آتش فشان در زیر قیادت کرنیل باقوت شاه خان ، بیک سرعت و شدت فوق العاده هجوم و یورش نمودند .\nعاصیان باغی تا میخواستند مدافعۀ خبر مقابل خود یک کار می کردند قوامی عسکر شاهی از جناحین از شب بر موضعهای حاکم تعبیه شده بودند بیک آتش بسیار شدید طوب و تفنگ بر دشمن به فرجام روز رستاخیز بر پا نمودند . در ظرف چند ساعت همه مواقع مستحکمه دشمن یکجا سیلی رون و شریل پاره پاره گردید، و باغیان محروم از وجدان بقدر ( ۳۰۰ ) نفر مقتول و مجروح در میدان کارزار تار و مار گردیدند .\nعساکر شاهانه بکمال مظفریت بیرقهای خود شانرا بر مواقع اشقیاسی باغی به تموج آوردند یک بلوک رساله یعنی سوار و یک بلوک تفنگ ماشین دار، و یک مفرزه از صنف احتیاط بعقب گیری باغیان دوام ورزیدند . این مفرزه را دیگر مفرزه های عسکری نیز تقویت داده دشمنان خداین را در مرکز شان که ( قله تندران ) باشد در زیر تضییق و فشار گرفتند . و در اندک فرصتی قلعه را ضبط و دیگر موده باغیان بیخت و نژاد را در کوها و صحراها و جنگلها بوضع بسیار پریشانی"}
{"book": "adl0616", "page": 245, "text": "صفحه ۲۴۴ نمبر ۱۶\n\nخودمانرا نیاز و استرحام میخوانیم، و توفیقات باری را در حق جمله مامورین دولت و اینها و وظایف منصبی شان آرزو میکنیم، و استیصال ملک و تخت را رجا داریم .\n\nاز جانب سرنگران اداره سراج الاخبار افغانیه از برای مدیر و سر محرر اداره موصوفه خبر داده شد — اینکه بذریعه عالیجاه اخوی اشک اقاسی نظامی حضور اعلحضرت والا خبر رسید که از قرار در اسلات عالیجا و رشادت همراه محمد نادرخان جرنیل حضور از نظام عسکری مقید گردیده دریافت پیوسته که به الحمد والله در تمامی اردوی نظامی و ملکی خیریت کلی حاصل است — ولی محمدخان برادر زاده جهانداد که از هند دستان حال آمده است و عزیزخان و تیمورشاه و غنی نامان برادران جهانداد مذکور، الیوم دو شنبه ۳ ماه جمادی الثانی نیز بما خبر شد و نامۀ ای مردم احمد زائی و خوطاخیل که در وی آنها مجید عبد و مهر نموده اند رسیده و تمامی مردم احمد زائی و منگل از کردار ماضی زمینه خود را نادم و منفعل گردیده چنانچه جهانداد و مردم منگل نیز رسیده — قبل بر این از برات سردار محمد اکبر خان درخوست و از برای خواجه محمد خان در برک خان در جاجی خطوط مرسول داشته اطلاع داده بود که تاریخ یوم شنبه ۶\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 246, "text": "صفحه ۵\nنمبر ۱\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سياست\n\nدر صحیفه اوراق حوادث عالم درین روزگار از حرکات مهتمه و تشبثات مدهشه دول عظیمه اوروپا و حکایتهای عجیبی بنظر بر میخورد، و چون در کنه حقایق انهمه روایات بنظر غور و تدقیق ملاحظه شود همین یک نتیجه بطور می آید که همه دولتهای غربی بیک حرص و طمع عظیمی در باب فرو بردن لقمه های چرب و شیرین ممالک شرقیه بفعالیت و کار گذاری در افتاده اند. اگر اتفاقها و اتحادها ئی ملت و مربع و شنا را ماهر می بینیم ولی حقیقت نظر شود که اینها همگی در زیر بیرقهای همان اهل صلیب قرون وسطی متفق و متحد می یابیم که جمله شان بر تقسیم ممالک شرقیه اسلامیه به اتفاق آرا اتحاد کرده اند. ولی با وجود این اتحاد بسبب لذت و حلاوتی که در لقمه موجود است برای خوردن و فرو بردن آن حسدها و رقابتهای همدیگرشان مانع بر یک سفره نشستن شان میشود. ایطالیا تها که از گرسنگی بمرض جوع الکلب گرفتار آمده بودند. صبر و توانائی را در پیش آن مائده لذیذه محال دیده بیک تها لک شکم پروری عجیبی بر آن حمله نمودند. اما با آنچنان یک تلاش و هیجانی بدین بردند که حالا در حلقشان بند مانده و موجب انقطاع نفس شان گردیده بنای دست و پا زدن را الا در این شحمان طرابلس چنان گلویشان را زیر گرفتند که شتالنگ زدن، و دست افشاندن سبیل مانند رنگیهای سواحل بحر احمر، و سوریه، و جزایر بحر سفید حتی تا دروازه استانبول را بخونهای جانورانه خود آلوده ساختند. اگر چه دیگر متفقین لقمه ربودن او از زیر پرده (بیطرفی) نام قاعده که برای سهولت و آسانی لقمه فرد بردن خودشان وضع نموده اند بیک جرعه آبی و یا یک زیر بغل گرفتنی مدد رسانیدند و از زیر لب و پنجه ابرو و گوشه چشم (خوش جانها، و دارو درمانها) گفتند، ولی\n\nبیران پرده شیر آمدند\n٪\nمراکو و قونغو را نیز دزدیدند این همه در زیری یک نیزه جنگ عجیبی عرض و معاوضه نموده بسهولت فرو بردند، آیا اینچه لذت و حلاوتی در بین لقمه های شیرین دیده اند که آن ذلتها و خوارتهائیکه در مهار به (دندان) دیدند فراموش کرده، و غمها و المهای الحاق (اساس داورن ما را) بطاق نسیان نهاده در فرو بردن لقمه بهمدیگر دوست پنهانی شدند؟ حال آنکه خرس شمالی از حرص حد دیگر رفته متحد البلع خود با وجودیکه با شیر برای چندی بعد تر ازین در باب فرد بردن لقمه ایران عهد و پیمان کرده بود. ولی چون دیگر گرسنگانرا دید که ربود داد پس ماند هیچ تاب و توان آورده نتوانسته، و بعهد و پیمان پس و پیش هم ندیده بماندم بر لقمه حمله خود و چشمهای رفیق در رقیب خود را بی دنده (خطای بصر) مبتلا ساخته تا میخواست که یک دست و پائی بزند دو سه چهار لقمه بسیار چرب و گرم شیرین را در ربود، شیر حیران ماند بجز تسلیت چاره ندید لاجرم او نیز بقدمه وسع در جهت جنوب ایران بچرب و چنگل فرد بردن کوشش میورزد. فرد بردن لقمه ای چرب مشهد غیر از نتایج وخیمه برای شیر ارمغانی نخواهد بخشید. بطوپ بستن زیارتگاه مقدس اسلام که عبارت از مرقد مبارک یکی از احفاد رسول الله صلی الله علیه وسلم میباشد. چه چنان الم انگیز یک حالیست که جمیع مسلمانان روی زمین از ان متاثر نشوند. از همه بدتر اینکه وقاحت جنایت و فعل شنیع دزدی و رهزنی را نیز با انچه شوکت و عظمت ساخته کی خود ارتکاب نمودند، خزاین و آثار و موجب نقیب حضرت امام را همچنان یک رهزنی که (گروه های پاریس) را جبران سازد پیدا نمودند، و متولیان و خازنان آنرا بدار و خنک ترسانید و رضا نامه هم از انها گرفتند. چه هست. چه شوکت !... از زمانهای بسیار در ازیست که در ما بین مردم افغان این یک سخن زبان زد شده آمده است که «دولت برطانیا بدین وذهب و معابه غرض دار نمیشود و بخلاف روس که از هیچگونه ارتکابات حقارت دین و ناموس کوتاهی نمیکنند». و حقیقتاً که درین واقعه شبهه این مسئله به اثبات رسید. ذاتاً همه کامیابیهای دولت برطانیا در هندوستان و سایر ممالک همین مسلک سیاسی و"}
{"book": "adl0616", "page": 247, "text": "صفحہ ۶\nنمبر ۱۸\n\nاز روی تلگراف می آید، درین هفته اخبار موصوف یک فقره نشر نموده که بدرج ترجمه آن می پردازیم و مختصر ملاحظات خود را نیز در انباب مینگاریم۰\n\nخبر هاے سرحدی\n\nافغانستان\n\nنامه نگار سرحد شمالی مغربی پایونیر تا این زمان هرچه مینوشت مردم هند وستان آنرا عموماً صحیح میدانستند — چرا که هیچ صدائی در تصدیق یا تکذیب از انطرف سرحد بلند نمیشد — اما اکنون که یک اخبار نیم سرکاری از قلم دوست معزز ما سردار زاده المحمود بیگ طرزی (صاحب) در کابل جاری شده است و مدیر موصوف خبر هاے آنسوی سرحد را نسبت بنامه نگار سرحدی پایونیر یقیناً بهتر میداند — چنانچه قبل از چند یوم نامه نگار سرحدی پایونیر خبر داده بود که چون سواری اعلیحضرت امیر صاحب از جنگل درخته میگذشت حضور ممدوح صدا می جان کنی چند اشخاص از جنگل شنیدند. و چون سواران سراسیمه در جنگل تلاش کردند و دو نفر دست و پا بسته را یافتند — اشخاص دست و پا بسته را آزادی داده شد و بزبانی آنها معلوم شد که دزدان دست و پای شخصی را بسته کرده مال و متاع آنها ربوده بودند — چنانچه اعلیحضرت ممدوح حکم تعاقب دزدان فرمودند و دزدان مذکور گرفتار گردیده و کشته شدند — اما سراج الاخبار مینویسد که این خبر محض غلط و بی بنیاد است نیز سفارش میکند پایونیر اینچنین نامه نگاران را که سخنان بسیار از تصور خود وضع میکند به خدمت ناول نویسی مقرر نماید — خبر ما نامه نگار سرحدی پایونیر بعضی اوقات با تقسیم میباشند که از ان اندیشه غلط فهمی، رعایای هند پیدا مے شود — لهذا امید است که نامه نگار پایونیر را بباعث اجرای سراج الاخبار ترغیب احتیاط اشاعت خبرهای آینده خواهد شد — و سراج الاخبار وقتاً فوقتاً او را از تنقید خود بر این ضرورت تصفیه خواهد ساخت فقط\n\nدر نسخه سابق خود نقلا از یکی اخبار های اردو که، او نیز از اخبار (المشین کلکته) در باب بغاوت خوست بعضی سخنان اراجیف نموده بود که فقره مذکور را عیناً نقل نموده بودیم و بسبب گنجایش نداشتن موضع به این حوادث\n\nولی چیز یکه شایان دقت دیده میشود این است که این واقعه را قونسل دولت انگلیس سراً بالعین در پشاور تماشا دیده کرده است ایا کدام پرستی برای این افعال جنایت کارانه رو به خواهد کر دیا نہ ؟\n\nیادآوری تاسفانه\n\nبعضی از اخبارهائی را که بزبان انگلیسی در هند وستان چاپ میشود اکثر خبر هائی را که در باب دولت قویه مقدسه ما درج میکنند از زبان بعضی مخبر های سرحد می خود مینویسند که آن مخبر با آن خبر ها را از زبان بعضی گاریها و کرایه کشانے که از افغانستان پیش در وارد میشوند بمقابل یک قلیان و یک دو پیاله چائی گرفته بر اخبار والا اینکه سخنان خرافات آلود آنها گردیده شده اند میفروشند اگرچه ما به هذیانهای پر خرافات آن گونه ورقه پاره ها چندان اهمیتی نمیدهیم. ولی جای تأسف این است که مردمان عوام ما بسببی که از حقیقت مقاصد اینگونه ورق پاره ها بخوبی آگاهی ندارند به بیان انکه به همان چنان گمان میکنند که خود دولت بنیه انگلیسه میگوید و به این سبب موجب دل سردی عمومی، و بعضی کج اندیشیها میگردد. لهذا همه برادران دینی داخلی و خارجی خود را یادآوری میکنیم که به هذیانهای اینگونه ورق پاره ها در باب دولت علیه مستقله خدا داد افغانستان هیچ اهمیت و اعتباری ندهند. و آن سخنان ژاژ خایان سر حدی را منحصر بورق پاره داشته به دیگر طرف شامل نشمارند ۰\n\nچیه اخبار\n\nیکی از اخبار های بسیار عالی بزبان شیرین اورود (چیه) نام اخبار فواید آثار است که در لاهور از طرف جناب ادیب کامل و لبیب فاضل (محبوب عالم صاحب) در بازار علم و عرفان هم روزانه و هم هفته وار جلوه گر میگردد. این محرر عاجزه با جناب فاضل مشار الیه در سنه (۱۳۱۸) هجری هنگامی که معیت پدرم حضرت طرزی، مرحوم در فرو بهمان در شام شریف اقامت داشتیم ملاقات کرده ام در آنوقت جناب مشار الیه بعد از سیاحت اوروپا و استانبول بشام آمده بود حقیقتاً که ذات فاضلانه شان خواه در حسین اخلاق و خواه در وسعت معلومات یک مرد خردمندیست .\n\nاخبار هفته وار چینه طلا و ارز مبادله سراج الاخبار\nداخلیه که در باب حرکات"}
{"book": "adl0616", "page": 248, "text": "صفحه ۷\nنمبر ۱۸\n\nعسکریه نظامیه دولت متبوعه خود درج کرده بودیم تردید آنرا کافی دیدیم . حال آنکه آن تقومات اخبار مذکور را حوادث داخلیه این صفحه ما بخوبی تردید مینماید. ما نمیدانیم که اخبار های انگلیزی زبان ما چرا در باب افغانستان اینقدر سختان کج اندیشانه صرف مینمایند. آیا مقصد شان چیست ؟\n\nسالار الدوله میگوید . من انقلاب کوش نیستم بلکه من یک شهزاده وطن دوستی هستم و فکر من اینست که دانه خود را از حال بر باد شدن و نوشتن میخواهم رهائی بدهم. زیرا این حکومت موجود و که هست قابلیت اصلاح ملک را ندارد .\n\nو قبیله مها راجه ( آنور) از بندرگاه مارسیلیا بہو پا رئیس میرفت یک بکس جواہر اور ا که خیلی گران قیمت بود، در ریل وزدیدند بعد از تحقیقات دزد را یافتند گر یک انگلیسی بود ! ...\n\nدر وقت حاضر طرف داران سالار الدول بقدر دو لک ایرانی هستند ، و یک همه اردوی اوجال موفقیت بسوی طهران پیشین شده میروند . ساله راه دارد این را هم مینویسد. من امید میکنم که تا بوقت قایم شده بنا یک حکومت مستقل در ایران دولتهاے اور و پا طریقی بی طرفی را اختیار کنند.\n\nوفات بادشاه را نیمرگ\n\nچناق قلعه\n\nتلگراف از ما مرگ تک جرمنی رسید که با دشا د اینمرک در یک او تلی دفته وفات یافت. با دشاه با لکه د اولاد های خود از ( بادیه را ) ملک جرمن واپس به (گوپنهاگ) پای تخت خودش می آمد . و با دشا و بیبی که صحت یافته بود بسلامتی عودت خود از سیاحت خود خوشه ای بوده و بقرار عادتی که داشت بده بجدا شب از اونتی که در ان بود بیرون بر آمد به در سر کها قدم میزد. دفته در نزدیک او تل بر سر سری غش کرده بیفتاد . چون پولیس ما اور انیشاخت بر داشته به اسپتال بروند و چون وقت آمدنش دیر شد رفقا و ملازمانش تلاش افتاده بجستجوش برآمدند. بوقت صبح مرده اش را از اسپتال به او تل آوردند و بزودی جنازه اش را به (لاگو پنهاک) نقل نمودند . بیچاره بادشاه را که پولیسها در مرگ یافته بودند بحالت بیهوشی یا فقند که از تکلم نبود و چون کسی اور اپنی شناخت جدنش را اور تشہیر خانه به اسپتال اور انقل داده در آنجا و فانت یافت عمومی گذاشتند تا دارشش پیدا شود.\nگریشتن دوم که پسرا و نشست بجای پدر خود که فرادرس هشتم بود بر تخت جلوس نمود .\n\nآبهای چناق قلعه - یعنی دارد نیلز باز شده دکشتیها برفت و آمد بقرا رسابق آغاز کردند .\n\nاسلام در ژاپان\n\nرفیق محترم با جریده فریده ( اخوت اسلامیہ) که بزبان انگریزی در ژاپان در ماه یک بار از طرف ستر (حسیب) ( دستر ) ( برکت الله ) انتشار می یابد و بطریق اسلامیت در ژاپان آثار انتشار فیوضات انشاد خود را نشان میده. در ماه گذشته یکی از ک شخصی اینکه شورت اسلامیت شرف شده اند جناب سن ( که تنا گود بیکی) میباشد که مشار الله در تاریخ را پان بیک خاندان مشا در رایان بهدا با لبنانی نسبت میرساند . و نیز دختر محترم انشان با داماد نیک نهادشان که دسته اندر نام اتانی نام دارو از محورهای مبادله به اداره ما می آید چنین مینویسید : بسیار مشهور رایان میباشد. د ابها کنایه بنا انتشار این بین انتحار یعنی خود کشیها نیکه روز بروزه در ژاپان افزونی میگیرد خیلی کم خواهد شد .\n\nسالار الدوله ایران\n\nاز اخبار های ترکی و عربی\n\nاخبار ( نبود به ره میا ) اخبار روسی یک کا فذ سالار الدوله را که از کرمانشاه به اور سیده نشر کرده است که خلاصه مضمون آن این است .\n\nرفیق ، (طنین ) مینویسد : ابطالیا نہا را رسندک، رینون ، جنایت کار والحاصل هر چیز گفته میتوام اتا بی نزاکت و بی تربیه گفته نمیتوانیم. در روز افتتاح"}
{"book": "adl0616", "page": 249, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱\n\nمجلس مسجونان عثمانی بر طرف ممالک موصوفه در میان سرور با و شادمانیها بود از این سبب ایطالیا نها اشتراک در زیدان خودشانرا به این جشن شادمانی و سرور از وظیفه نزاکت و تواضع دانستند لهذا بیدروازه استانبول که عبارت از دهنه آبنای خناق قلعه یعنی در وانیل آمده افتتاح مجلس مسجونان را پلو بها اسلامی گرفتند . اما بهر صورتی که باشد : این مراسم اسلامی خودشانرا در پیش روی دایره مجلس مبعوثان بجا آورده نتوانستند . بجز وی که یک محله عثمانی بر سطح یکی از کشتیهای جنگی شان کشید بمقابل نزاکت خودشان بهمین قدر بدید که گرفتن اکتفا کرده بغل بغل عقب کشیدند . این را ما بیزولی و میگرنی شان می شماریم . ولی ما باز هم تشکر میکنیم که در چنین روز مسرت اندروز ما ما را فراموش نکردند و بصدا های طوب خودشان مراسم افتتاح مجلس مبعوثان ما را یک رنگ با وقار و پر احتشم دیگری بخشید .\n\nبیغیرتی و نا جوان مردمی ایٹا لیا تها\n\nمثالها نا جوانمردی و بیغیرتی ایطالیا نها دراین مجاربه بر این قاطعه ثابت گردید . هیچگاه بر بندر ها و شهر هائیکه دانستند قوت مدافعه را مالک است هجوم ننمودند . مانند طرابلس ، وبنغازی و سواحل بحر احمر و بیروت را بزیر طوب گرفتند . ولی در بجاها با مدافعه گردن خم نمودند . و مانند کرکسهای لاشه خوار هر جا که یک لاشه چرکی یا قفته بران نشسته منقار زدن گرفتند . ( جزایر بحر سفید ) یکی از ولایتهای والی نشین دولت عثمانیه است که مرکز آن جزیره کلا (درودوس) میباشد . جزیره رودو نیز مانند دیگر جزیره بیقوت مدافعه بود . از انگزو بران هجوم برده ضبط نمودند .\n\nاینجه اندر عاشقی بالای غمهای دیگر\n\nرفیق ما ( صباح ) از اخبار ( نوسینه چانیونچ ) جرنلی نقلا مینویسد که خلاصه آنرا در اینجا مینگاریم : اعلحضرت امیر افغانستان برای گرفتن معلومات از احوال عالم که آیا در کائنات سیاسیات چگونه نیز جریان مییابد آثار بیداری بندگی نشان میدهد تا بکمال افغانستان به اطراف خود تنها با عینک است به خود بینی دولت انگلیس همیدید ولی در موقت این عینک را کافی نمی بیند . چونکه در این زمانهای آخر در آسیا علی الخصوص در دوره پیش افغانستان بسی انقلابات عظیم بوقوع آمد . دولت بزرگ چین بعموم قوت منقلب گردید . تثبت رو مغولستان قریب است که بجریان سیاست بین الملل در آید . ایران بجریان این سیاست\n\nگرفتار آمد و برامی محو و غرق شدنش رسمی باقی مانده است . لهذا اعلحضرت امیر دانای دور اندیش افغانستان خوبی دانسته است که حالا وقت و زمان آن رسیده که افغانستان بخوب وجه بر وقوعات جهان با خبر گردد ، و تدبیر های بسیار لایق ولازمی بکار می برد که افغانستان را از افتادن در چاه محو و انقراضے که ایران در ان افتاد نگهدارد .\n\nایضاح کیفیت\nدر باب افغانستان و ایران\n\nدر بسیاری از صحایف اخبار با مسند تجاوز نمودن عساکر استبداد داد افغانستان بر سرحد و ممالک دولت علیه ایران ایران از بهت میدان درج و انتشار یافته است که همه آنها از حقیقت حال بیخبرانه بسط مقال نموده اند . لهذا بنا بر رفع کردن شبهات ، و تصیح نمودن روایات مبالغه صفات به ایضاح کیفیت لزوم دیدیم :\n\nاین یک معلوم همه گانست که در این اوقات اخیره بسبب اختلالات عظیمه داخلیه که در ایران بوقوع آمده دمی آید یک حکومت حاکمه که در بر طرف ملک قوة اجرائیه خود را بصورت قاطعانه اجرا بتواند موجود نبود ، در اطراف و جوانب ملک چته تا یعنی جماعتهای خود سر بی لجام بعضی بنام طرفدار این شاه و بعضی بنام حریت پرست با علمها شقاوت و بغاوت را برافراشته چنانچه بختیاریها ، و سالار الدوله ، کا و غیره مثالها می ظاهر و آشکار آنست .\n\nاینهم معلوم است که ملک (سبستان) بر دو حصه منقسم است : یک حصه طلاب آن ضمیمه ملک افغانستان و یک حصه آن ضمیمه ملک ایرانست . چندی پیش ازین مردمان سرحدی که در علاقه سبستان ایرانی میباشد مرکب از چند جماعتهای مسلح شده از حدود تجاوز نمودند .\n\nو بر مردمان سرحد سیستان افغانی هجوم و حمله بردند . یک دو قلعه بر عایا و بقدر ده پانزده نفر از مردم رعایا افغانستها را مقتول و مجروح نموده اموال بسیاری نیز بغارت بردند .\n\nدولت علیه فغانستان بجز اینکه یک قطعه عسکر و دو قطعه طوب بر سر حد مذکور برای محافظه سرحد و مملکت خود از تجاوزها و تطاول کارانه گردیدها سرسری بنما که بفرستد و مملکت خود را دفاع کند، و خود را تشکیل و تعقیب نماید و یک وضعیت دائمی گیرد در هیچگونه حرکات تجاوزی اقدام ننموده است .\n\nاما تعجب تر اینکه این تجاوزات طوایف مسلح خود یکجا که ایران بر خاک افغان هیچکس بکی و یا در میان نیاورد ، و تهمت تجاوز را بر وضعیت داخلی خود نهادند\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 250, "text": "صفحه ۹\nنمبر ١٨\n\nمقالة مخصصة\n\nپس از تماشای یک ماشین خانه چه عبرت گرفته میشود؟ در کائنات نظر میکنیم: هیچ چیزی را جامهٔ بیحرکت نمی بینیم، هر شیئی یا بالذات، یا بالواسطه متحرک است. برکت در حرکت است، حرکت حیات است. بیحرکتی ممات! حقایق عظیمهٔ نشانهٔ این خواندن این ابر میان بر آرا ظهرا فرمودن آن، قدرت و حکمت بالغهٔ ذات اقدس بهیئت خود از نیستی محض (کائنات) بنام یک ماشین خانهٔ پرخارق عادت پدید را خلق و هست فرموده (طبیعت) بنام یک ماشین کار پر کاری را بوئیهٔ سر او را به دور و حرکت آن مامور نموده افلاک یکی از دستگاه ها و ماشین های این ماشین خانه است که عالم عالم عجایبات در دور و حرکت کشف میکند، و دارد که از ابتدای خلقت شان تا بنهایت عدسان یک لحظه از دور و حرکت باز نیامده و نخواهد آمد. شمس منیر را برای کارخانهٔ عالم مستیارات، یک آتش خانه و یک بخاری مقرر فرموده که بواسطهٔ ضیا و حرارت جاذبه دار خود عالم مستیارات را به دور و حرکت حیات بخشی در آورده. ثوابتی را که ثابت می بینید باز هم ثابت و بیحرکت نیست. بلکه هر یک دور و حرکت مخصوصی دارند که از بسیاری دوری آن و فراخی و وسعت فضای بعید شان ثابت دیده میشوند، و اما چه دوری! دوری که ذهن فکر، علم از تعیین کردن بعد مسافهٔ آن اعتراف عجز مینماید. و چه فراخی و وسعت! که وهم، قیاس امکان حساب مهندسی همه در آن محو و نابود و عملکرد. و ای اصل چون در اجرام سماوی نظر کنیم هیچ یکی را بی دور و حرکت نمی بینیم، و باز چون بر زمین به بینیم هیچ چیزی را آرام و بیحرکت نمی یابیم! ابر متحرک شده باران میبارد، و دهقان تخم می پاشد، حرارت، آب، خاک، هوا می پروراند، آسیا آرد میکند، نانوا نان می پزد، کوشش مندان عرق جبین میریزاند، تا مرا بجلال میخورد، حضرت سعدی میفرماید\n\nابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا تو نانی بکف آری و بغفلت نخوری\nهمه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری\n\nجو یبار ها، آبشار ها، دریا، حیوانات، نباتات، حتی جمادات همه در یک حرکت، در یک دور، در یک فعالیت، در یک کارگذار که حیرت! حیرت! حالا ما از سخنان زمینی و آسمانی در گذر شده و در یک ماشین خانهٔ صنع بشری داخل شده، به بینیم که از حرکت چرخها و آن رقم رقم آلات آن چه عبرت گرفته میشود. اولا: قاعده (تقسیم اعمال) یعنی رسد کردن کار ها را که در کتاب های علوم سیاسیه، و اقتصادیه بروی کاغذ میخوانیم در یک فابریک یعنی ماشین خانه آن قاعده را مجسم و مشخص می بینیم. اول یک آتش خانه می بینیم که آب را به بخار تحویل داده در میان دیک های بزرگ آن بخار را تحقیق و فشار پر می سازد. و این عملا دل قاعدهٔ تقسیم اعمال است که اگر بیک دولتی آنرا تطبیق و قیاس کنیم زغال سنگ یا چیزم سوخت آنرا عبارت از قوه (مال) و (عسکر) آن می یابیم، و قوهٔ تحقیق و فشار بخار را از انشأ به قوه (تشریعیه) یعنی آن می بینیم که اگر این سه چیز مفقود شود ماشین خانه بهمان دم معطل و بیکار میماند. و یک بخار بقوت تحقیق و فشار بسیار موثری بخار را نسبت میدهد. بعد دگربار با اینکه در یک ماشین خانه دایره های مختلف تقسیم میکند. هر دایره ها که موقف همان کار است باز آنرا بر صد ها شعبه تقسیم نموده در دایرهٔ حق و صلاحیتی که دران دایرهٔ خود داشته باشد از او آنقدر بکار میرود. تحقیق و فشار بخار ماشین، در حکومت بقوهٔ (تشریعیه) یعنی قولی که نظام ادارهٔ دولت را بصورت قوانین و دستور العمل، وضع میکنند مشابهت میرساند و قاعدهٔ تقسیم آن بر حرکت و اوضاع چرخها و دیگر کارگاها بقوهٔ (اجرائیه) یعنی قولی که آن قوانین را بر محور با نقش اجرا می نماید و انجم عبارت از دو ایر و محاکم و ولایت مشابهت میرساند. یکدانه سوزن، و یا یکدسته کاغذ قطعه بازی چه قدر خورد و بی بهاست ولی از لحاظ تقسیم اعمال یعنی رسد کردن کار ها بواسطهٔ ماشین خانه نباشد یکدانه سوزن و یا یک کاغذ قطعه را صد آدم بیک ماه بوجود آورده نمیتواند. حال انکه بهمت قاعدهٔ تقسیم اعمال ماشین خانهٔ مزبور با آلات و ادواتی که بسیار متحمل هم نباشد هجده رقم کار ها را اجرا کرده و چهل و هشت هزار سوزن می سازند که به هر آدمی بیست و چهار هزار سوزن می افتد. و همچنان در کارخانه که کاغذ قطعه بازی سازی میکنند هفتاد رقم عملیات اجرا میشد و سیصد نفر یعنی مزدور کار در روز یازده هزار کاغذ قطعه بازی ساخته میتوانند که اگر بند این هفتاد رقم کار بر گردن یک فرد در کار باشد در روز یکدانه هم ساخته نمیتواند. حالا ازین عملیات تقسیم اعمال یک ماشین خانه عبرتی که حاصل میشود این است که انسان در همهٔ اعمال خود می باید که همین قاعدهٔ تقسیم اعمال را پیشه گیرد. مثلا اول در صرف اوقات شبانه روزی خود قاعدهٔ تقسیم را مراعات کردن لازم است. هر تاجری، هر سوداگری، هر مشغولی که قاعدهٔ تقسیم اعمال را در اوقات شبانه روزی خود تطبیق کند بسیار راحت و سعادت می بیند. زیرا هر انسانی که درین دار فانی زندگانی دارد برای معیشت خود مجبور است که برای معیشت و دیگران خدمت کند و اگر برای معیشت خود مجبور است که برای معیشت دیگران خدمت نکند معیشت خودش صورت نمیگیرد پشتکار."}
{"book": "adl0616", "page": 251, "text": "مبر ۱۸\nصفحه ۱۰\n\nدور سوم — (مدت سنگ) است که آنرا اقدم\nدرونی ، نیز میگویند. تحجرات این مدت هم بسیار است ، و هم\nاز تحجرات پیشینه با حیوانات و نباتات کمتری را شامل است.\nدر تحجرات این دور اگر چه حیوانات مفصلی و ناعمه و شعاعی بسیار\nدلی ماهی و علی الخصوص از نوع سنگاهی ماهیان بسیاری\nدیده میشود. اثر ها می نخستین نباتات و حیواناتی که مخصوص خشکه\nاز تماشا می ماشین باز این عبرت هم با میرسد : که چنان\nهمه چرخها و همه آلات را در کار ، و هیچ چیز بر معطل و بیکار نمی ماند.\nآن کار ها و عملها را بی انتظام و بیقانون هم نمی یابیم، همه آلات خود\nو کلان متحرکی که در یک کارخانه دیده میشود به حرکات آن در\nزیر یک قانون و نظام با قاعده در حرکت میباشند که یک آن از\nجهان قانون لا متغیری که برای آن وضع شده تخالف نمی ورزند . و به جهان\nیک و تیره و یک با گراد و یک آهنگ برکات منظمه خود دوام آورد\nکه اگر نظام و قانون نباشد یک آهنگی و یک نظمی در کار پیدا نشود\nو چون یک آهنگی و یک نظمی در کار پیدا نشود هر چرخ و عبرت الهی\nخود بخود دور خورد و نتیجه سعی و کوشش آنها برسانیده شدن دادگاه\nافتادن دار شهره نمی بخشد.\n\nخلاصه آن عبارت از این چند چیز است: حرکت فعالیت\nسعی و عمل ، قانون و انتظام ، تقسیم اعمال ، تقسیم اوقات\nکه از نوع جهاد است بحاصل دادن صنعت ها رقم رقم منجر میشود\nانسانها این چیز ما را در عملها بشری خود تطبیق نماید و نتیجه و عمرها\nسعادتها، و فرد تنها و خوبیها میشود. [انتها]\n\nتاریخ کره زمین\nما بعد از نمبر ۱۷\n\nدور دوّم — (مدت تاریخ) است که آنرا (آزاد و بیست)\nنیز میگویند. در کتکه با دستگپاره ها می اندات ( متحجرات ) نباتات\nو حیوانات بسیار بسیط و ساده مشابه و میشود. در نیوت از حیوانا\nنا عمه ) یعنی (جانورهای نرم بی استخوان ، مانند کرمها ، و تو کیا\nبات مفصلیه ) یعنی ( جانوران نرم بند و در ) و (حیوانات\nشعاریه ) یعنی (جانوران درخشنده و نو بظهور آمده میباشد.\nبیشترین حیوانات این عصر عبارت از حیوانات ناعملها نرم و جودا\n\nاگر برائی کر سنگی با خنده گندم کارد، بافنده جامعه برای او تدارک کرده\nنمیتواند. بندا جه افراد جمعیت بشر به سعی و عمل مجبور است. این سے\nو عمل خود را پرس که موجب تا به تقسیم اعمال برا وقات تقسیم و تطبیق\nهیچگاه دقتش صنایع نمیشود و چون پوشش صنایع نشه ایع نشود از عمر خود بهره\nمی برد. و چون از عمر خود بهره ببرد خیرش هم بخودش و هم به ابنای\nجنش رسیده میباشد\nدور چهارم — (مدت محتمی ) یعنی مدت زمان سنگ\nاست که آنرا ( مدت کاربون ) نیز میگویند ، در تحجرات\nاین است از حیوانات زاحفه ، یعنی حیوا نا تیکه بر سینه میروند\nاثر های نخستین عبور آن دیده میشود. ( حیوانات دو معیشتین)\nیعنی جانور که هم در خشکه و هم در آب زندگانی دارند و\nحشرات صغیره مانند تلخ ، و ما در کیک و غیره، و ا حیوانات\nقشریه ( یعنی جانور که پوست دار مانند سنگ پشت و خرچنگ\nمان و غیره در تحجرات این مدت دیده میشود. از جنس نباتات\nرچ، کوجان و جلغوزه و غیره در نباتات نشو\nنمای زیادی دیده میشود. زغال سنگ از محصولات نباتات\nاین مدت است. در این مدت حرارت قشر کره زمین از نوقت\nبار بار بیشتر و افزونتر بود. و در هوای محیط آنوقت جو کاربون\nخان (کاربون) نیز خیلی زیاده تر بود. از آسیب در آن مدت\nکوه نامیه بسیار ترقی کرده هر نوع نباتات و اشجاریکه\nبا در این وقتها دید و در آنوقتها بعد با با ر بزرگتر و غلیظه تر یافته\nاز بیانات این وقت بوده است که این را تحجرات معدنی\nاز زغال سنگ نشان می دهد. درختان بزرگی بزرگ کم و کامل\nجنگلها و بیشه های عظیمه بر روی زمین بوجود آورده از خطه\nاستوار تا بقطبها پهن روی زمین را فرا گرفته بود. در\nآنوقت حرارت مرکزیه زمین نیم پخته شد و بر قشر زمین\nتبدلات و حادثات پی در پی عظیمه بوقوع می آورد. بار بار\nاز شدت آتش پر هر طرف زمین می کند ، نهیب های جهنم\nکوه های آتش فشان هوای بیقرار از زمین را بیجار\nتحویل داده طوفانهای عظیم را سبب می شد و آن طوفانها\nهمه آن جنگلها به زیر و زیر کرده در طبقه های زمین می خواباند\nو باره ها جذب شده و در جاها می چیدند و گودالها جمع می آمد\nو فصل بعد - معنی سرد شدن روی زمین عصراً بعد عصر\nو دیرتر بعد و بر افزونی میگرفت که آن جنگلها در طبقات\nزمین منجر - یعنی سنگ شدن گرفته : زغال سنگ را\nبوجود آورده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 252, "text": "صفحه ۱۱\nنمبر ١٨\n\nدور پنجم : (مدت زاحفه) است — یعنی جا نو ران بی پائے کوبیند و میروند و حیوانات نامبرده عصر بدرجه کمال رسیده میباشند – یعنی بسیار بزرگ شده میباشند حیوانات زاحفه که در طبقات شایان ذکر میباشند این چند چیز است که در بیوقت بجز گجرات آنها اثر خودشان اثر نمیگذاشت ، از انجمله ( ایکتیو سورس ) نام حیوان دریائی بود که سر و دندانهایش به تمساح – یعنی ناکو مشابهت داشته و از ده قدم تا سی قدم درازی میداشت ، دیگر ( پلاسیو سورس ) نام حیوان بسیار عظیم الجثه بود که سر و گردنش مار مشابهت میرسانید . از نوع پرنده گان (پترو داقتیل) نام حیوانات بسیار بالدار موجود بود . درین عصر سنگهای بسیاری دیده میشود که نخستین بار حیوانات ( ذات الثدی ) – یعنی جانوران پستان دار در کتله های سنگ پاره های این مدت بنظر بر میخورد .\n\nدور ششم — : ( مدت ذات الثدی ) یعنی حیوانات پستان دار است که در طبقات بسیاری از جنسهای بسیط حیوانات و نباتات محو و منقرض شده میباشد در طبقات ( سالمون ) و ( رینها ) نامان ما بسیار از سنگ ماهی افزونتر دیده میشود . در حیوانات و نباتات جنس ها و نوعهای کمتر بظهور می آید . درختهای بید ، قبیل و فرها دیده میشود . حیوانات پستان دار کثرت و غلبه پیدا میکند ، در طبقات از جنس حیوانات ذات الثدی ( پالوتری یوم ) نام حیوان بزرگ ، و ثقیل یعنی دراز ، و (دینوتری یوم) نام حیوانی که به خرطوم بفیل مشابهت میرساند . اما دندانهایش بسوی پایان برگشته میباشد ، و ( ماموت ) نام فیلی که آنرا فیل حمودی نیز میگویند ، و (مگا تریوم) نام حیوانی که از جنس کرگدن بزرگ بود در تحجرات این مدت پدیدار است .\n\nدور هفتم — : (مدت نبشه) است که بهمین دبریست که ما در ان هستیم ، حیوانات ثقیل الجثه که روی زمین را ضبط کرده بودند درین دور هفتم محو شده رفته اند ، و جای آنها را حیوانات کوچک تر و ظریف تر از آنها گرفته اند . عمر حکمت خلاق اعظیم کائنات درینقدر مدتها دور با کره زمین را اصلاح کرده کرده و از حالی بحالی انقلاب داده داده تا بدرجه که یک مسکن دلارا لایق گردانده و او را این تقویم رو به دایم\n\nکائنات یک رونق احسنی را پیدا کرده و در وقت حسن تقویم نوع شریف انسان را بطور آورد و کره زمین را با همه موجوداتش به او بخشید . اگر چه در اوایل این دور نیز تبدلات و حوادثات بسیاری در قشر کره زمین بوقوع می آمد و طوفانها و زلزله های مهیبی قشر زمین را زیر و زبر می نمود ولی به درجه و هرج های سابق نمی شد که انشاء الله از تبدلات دهر حاضر بعد از این در فصل مخصوص آن بیان خواهیم کرد . حالا باز بر تحقیق تاریخ کره زمین رجعت کرده در محاکمات و تطبیقات بیانات پر رموزات کتب مقدسه سیاق دیده و تفصیلات ( فرن ژه نوری ) بقدری توغل و تتبع نماییم :\n\nمحاکمات وتطبيقا\n\nاگر یک قدری تدقیق و دقت نماییم در ما بین اسلوب تکوین المخلوقات ، تورات شریف و تقسیمات ادوار به طریقه ( فن ژه نوری ) را بجای تطبیق و برابری معقول و کلی پیدا کرده میتوانیم ، زیرا در اینجا یگانه مشکلاتی که در راه تطبیقات فن با کتب مقدسه سده راه ما میشود همانا لغت کلمه (یوم) یعنی (روز) میباشد . این یک امر معلوم است که (روز) نام یک پارچه ایست از پارچه های زمانها که زمانه را تشکیل داده .\n\nپس حالا اگر ما کلمه (یوم) را که در تورات فرموده شده بکلمه (دور) یا (مدت) تعبیر کنیم و به موجب طریقه که فن طبقات در سفر تکوین المخلوقات بیان فرموده تطبیق نماییم، اختلاف را تا یکدرجه بر طرف کرده خواهیم بود .\n\nعالم علامه که لغات ( اختری ) را تصنیف کرده در تغییر (یوم) مظاهر و ثابت ساخته گفته است که معنای ( يوم ) برین شیئ محدود و مخصوص نیست که عبارت از زمانی باشد که از وقت طلوع افتاب از طرف شرق تا بوقت غروب آن بطرف غرب یا باز تا بوقت طلوع آن مرور نماید بلکه لفظ ( یوم ) یک تعبیر عام و وسیعی است که نام یک قسمی از وقت و زمانه میباشد . مثلا ( یوم القیامه ) یعنی روز قیامت، چنان یک روزی شمرده نمیشود . بلکه عبارت از وقت طلوع آفتاب تا غروب یا باز تا بطلوع دیگر باشد . بلکه یک وقت مدید ابدی را میرساند که روز بیست و چهار ساعتی در پیش آن از نسبت یک ثالثه هم کمتر میماند ."}
{"book": "adl0616", "page": 253, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۱۸\nخیرا زین دیگر بعضی تمشید نے نیز ه ا رد شد و که روز زمین که ابتدای فشر بستن زمین است - بینے\nمین ضلوع و غروب شمس بیرون انداخته شیلا : ایک ( دقت خالیہ ) اعتبار میکند که ذاتا تورات شریعت\nروز قیامت و روزه دنیا است و با انکه نیز از هر چیز خالی بودن آنوقت زمین را اشعار میفرماید\nر اینکه خلق فرمودن روشنی و تاریخی نیز در آنرونه\nقدرا شانی است . این روز ها که فرمود شده بیان شده و خلق شدن آفتاب و مهتاب و دیگر\nهیچگاه روز و شب معروف و معلومیکه ما میدانیم نیست اجرام سماه می در دیگر روز گفته شده نیز تنها مها نین\nقدرتها، وحلمتها می قدسیت که بویت در هر روزنی بلکه مطابق است. زیرا برای موجود بودن روز مطلق بودن\nمزد جرد هر د هر زمانه بد نگرشان آفتاب لازم نمی آید چنانچه در روزهای ابر دانه\nد دیگر الوان ظهور تجھے میکند. تعبیر ہزار نیز بهین عددی با وجود یکه روشنی روز موجود است . ولی آفتاب\nکه بعد از نهصد و نود و نه می آید نیست بلکه تمشیلا فرموده شده پدیدار نیست و هم اگر یک قدر می بغور و تدقیق محاکمه\nو هم چه حاجت ! هرگاه چیزی که بان ( روزه گفته شد و عقلاً معلوم می شود که همچنین باشد. زیرا در ابتدامی\nمیشود عبارت از همین مدت طلوع تا به غروب یا خلقت مکر ہ ارض هنوز یک آتش جوالی بود کہ ہو اے\nطلوع تا به طلوع میبود در سفر تکوین المخلوقات تورات محیطه آن عبارت از یک بخار دو مه غلیط و کیفی بود\nشریف از خلق فرمودن خود آن روز را در یک روز پس در آنحال طبعاً از میان آن کتله عظیمیه بخار پر نمار\nچنان خبر داده می شد ؟ از خلق شدن خود روز آفتاب دیده نمی شد. ولی روشنی روز و تاریکی\nدر یک روز چنان مفہوم میشود که مخلوق مذکور یعنے شب موجود بود. در ما بین این دور تا به دو به دوم\nروز براے مدت خلقت خود طرف زمان ن میشود که که روز جدا کردن آبہا ہے کہاے فریب زیر را از طرف\nدر آنهان از خلق نه مودن طرف پیش از مظروف بالا بواسطه خلق کردن آسمان است زمانه ای\nخبر دادن لازم می آمد . حال آنکه در تورات شریف بیشماری که مرور نموده عبارت از همان دور نیست\nخلق آفتاب و مهتاب دستار گانرا در روز چهارم که اژہ کو موڑے ، آزرا ( مدت خارینه ) تعبیر نموده\nبیان فرموده شده که اینهم مخلوق شدن مظروف است.\nپیش از طرف لازم می آید . لہذا روز عبارت از هماین\nدت طلوع و غروب آفتاب گفته نمیشود.\n\nروز دوم همان دو به دوم ( ژه کولوژیست)\nکه انزافن مذکور ( مدت سیلوری ) گفته است.\nدرین دور بسبب زیاده تر سرد شدن و کلفت شدن\nزمین بخار محیطه آن به آب تحویل یافته بیکباره گی\nبر زمین ریخته است . و چون در این دور جنون حرارت\nزمین به رجه که آب را محافظه کمند بند و آنها نیک بر\nروی زمین میریخت با از بخار تحویل یافته با لا صعود میکرد\nدرین دور بار بار خوانهای عمومی بر قشیر زمین بوقوع\nآمده وزلزله های شدید و پستیها و بلندیها\nرنگارنگی بوجود آورده ، و موجب سردی دستبری\nتشر زمین شده و رفته رفته کم کم تم بر روی زمین\nایستاده شدن گرفته است .\n\nروز سوم همان دوریست که آبها و خشکه ا\nبوجود آمده، حیوانات بحری پیدا شده ، دنباتات\nروییده ، در همین زیاده ترشتبری حاصل کرده\n\nحالا نتیجه بر بیقرار میگیرد که وقت و زمانه که\nبه اصطلاح تو راست شریف روز گفته شده آن\nوقت و زمانه در اصطلاح فق ( زه نوڑے ) بر\nیعنی اعلم طبقات الارض) دور - بافت - گفته\nشده است، و هر روز تو رات شریف با یک\nطبقه از طبقات زمین که سیک دور تعبیر شده مناسب\nاست .\n\nحالا یک قدری در شیش طبقه از مین دشش\nرویز سفر تكوين المخلوقات که تا یکدرجه خور باب\nتطبیقات آن کوشش و رزیدیم محاکمات عقلیه\nفلسفته ، اینز اجرا کرده در باب تاریخ کره زمین\nختم کلام نمائیم .\nعلم طبقا ت الارض روز اول راها اول را طبقه نخستین"}
{"book": "adl0616", "page": 254, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۱۸\n\nولی باز هم از هرج و مرج با زیر و زبون شدنها، و طوفانها، و تشکیل دادن طبقه ما فارغ نمانده که این دور را ژه نوری (مدت دوستانی) گفته است.\n\nروز چهارم بهمان دوریست که ژه نوری اترا (مدت کاربون) گفته است. درین دور سببی که زمین خوب سختی و سردی پیدا کرده و بحرا، و تالابها، و جنگلها بوجود آمده هوای محیط کره زمین که تا به آنوقت از یک کساله عظیمه بخار غلیظی و غازات مختلفه کثیفی مرکب بود آهسته آهسته از ان غلاظت و کثافت برآمده آفتاب و مهتاب و دیگر اجرام سماویه پدیدار گردیده است که به اینصورت روز چهارم سفر تكوين المخلوقات تورات شریف تادیل حسنی را با تطبیق فن حاصل میکند.\n\nروز پنجم سفر تكوين المخلوقات با (مدت زاحفه) ان ژه نولوژی مطابق می آید که درین مدت حیوانات مختلفة الجنس و نباتات متنوع به بسیار بزرگ جثه و نشو و نمای فوق العاده و ظهور نموده است.\n\nروز ششم بهمان دوریست که حیوانات پستاندار پیدا شده و حیوانات قوی الجثه پیشینه معدوم و انقراض یافته جای خود را به حیوانات کوچکتر و ظریفتری گرفته است که در آخر این نوع شریف انسان نیز بظهور آمده و به در هفتم که یوم سبت است قدم نهاده است.\n\nاین است که در باب (تاریخ کره ارض) همین قدر اعطا معلومات پرداخته توانستیم، و این را هم بگوئیم که حد و حساب سالها و عصرها و دهرها و زمانه مائیکه در ما بین یک دور تا بدیگر دور مرور نموده بغیر جناب خالق کون و مکان جل و علی دیگر کسی نمیداند، تنها فناً همین قدر ثابت میشود که تنها تبدیل یافتن حال نباتی بحال تحجر حجری بهزار ما هزار سال موقوفست. پس بر عجز و نقصان معلومات بشری اعتراف و بر عظمت و قدیمیت و یکتائی خالق عظیم الشان اقرار به دل و زبان نموده از قول شاعر میگوئیم که:\n\nما از آغاز و ز انجام جهان بیخبریم\nاول آخر این کهنه کتاب افتاد است\n\n[ انتها ]\n\nمواد عسكرية\nما بعد\n\n« سخنان خوبی که پیش از صدای توپ تشبیه شده »\nنطقیست که ناپولیون، مشهور در محاربة (۱۷۰۶) میلادی بر اردوی خود برای محاربه با (پروسیا) بیان نموده است:\nبرای برگشتن تان بفرانس امر داده شده بود. شما هم بهادر یکچند روزی دیگر بوطن معزز خود تان نزدیک شده اید. تخت و بخت بحال دیده، به وطنه برای استقبال شما همت گماشته و در رسیدن بدرجه و دوستی، سینه چاک ایستاده است که در برلان، غداهای گوارا و شراب خشن، و هنوز کمال جرأت بر حرب می انگیزند. حالا وقت آن رسیده است که بعد از چهارده سال شما هم باین امید است که آن تاجهای مظفریت را که شما برای حرب کمال برده اید بر سرهای تان بگذارند و شما را بر حرمان بیچارگی مغلوبه!\nعسکرو! این یک را بخوبی میدانم که شما غیر از نصرت و مظفریت بدیگر چیز قانع نه اید. امید قوی دارم که از روی تعب و رنج گذشته به این ظفر که بعد از چهارده سال گرفتار آمده بودید استراحت و آسودگی حاصل نمائید.\n( ناپولیون ) ( ۱۷۰۶ )\n\nعالمها را پان:\nنمبر ۱۷\nما بعد\n\nوقتیکه به استیشن (یو قوما) نام رسیدم ما توقت نموده از ریل فرود آمدم، مجرد یک دو درشکه (رکشا) گرفته در یکی خود من و در دیگری اشیای خود را گذاشته بسوی شهر رو آوردم. در بازارها و کوچه ها یک اندازه نظم و ترتیب و پاکی و صفائی که در ممالک متمدنه اروپا دیده میشود، در آنجا هم دیده میشد. در شب وقت جاده ها و سرکها به فنر الکتریک روشن بود، و هر یک فنر که نصب بر درخته پیل پایه است نه بلکه بر چراغ بقوت شانزده شمعه بود. برای گردش و دیدن بدرجه کافی یک نور لطیفی در پرتو افشانی بود.\nبا رکشا بقدر چهل دقیقه راهسپاری کرده بخانه یک ژاپانی رسیدم این خانه بطور اروپا یک هوتلی نیست، اما یک خانه عادتی هم نیست. صاحب خانه مسافرانرا بیک اجرت معین قبول میکند. چون برای من درین گونه جای آسانی دراحت میسر می شد در همانجا فرود آمدم.\n[ ما بعدش در نمبرهای آینده می آید ]"}
{"book": "adl0616", "page": 255, "text": "مبر ۱۸\nصفحهٔ ۱۶۷\n\nقصیده\nزادهٔ طبع گهر فشان و شیرین زبان ملا عبد العلی المتخلص بمتنی\nدر کیفیت بغی سنگل شهادت پیشه بد عمل\n\nای شیرین سخنی در همه آفاق مثل\nدو لبست قند مکرر و دهنت شهد عسل\nتلخ کام سیم زدشنام لب شیرینت\nقسمت باز عسل چند نمائی حنظل\nشد نهالی که خیالت ببر آرد یکشب\nزمین بوسش خواب پریده از چشم مخمل\nبنماید بمن غمزده طومار بگو\nمیکند زلف درازت بچه دستوری حل\nچشمت از جان من خسته چه خواهد آخر\nدل دین برده ز دستم بنګاه اول\nاز دلم نقش تو بیرون نرود تا به ابد\nاین نگین کنده بنام تو شده در دیول\nای نکو فال برای تو نویسد تقویم\nامشب خونین که کشد صفحه رویم جدول\nایدت سنگ دل از شبه مثال عاشق\nجانب این بی کس بی سنگ گذاری بی پل\nبروم اسی دوه تراشی خط مشکین بچه رو\nاولین آینه جز تیغ ندارد صیقل\nهست کوتاه چرا دست من از دامن تو\nکرد دراز است سر زلف از طول\nغیر تا چشم بروی تو نسازد روشن\nمیکشم میل بچشم سیه او چون کحل\nمیشمارنده عزیزان سخنم سحر حلال\nگشته تا شوخ غزالی چو تو رام از غزل\nدیده ام روی مهی را که یکی این بپرد\nلیک بر شکسن یکی ماه در بند اول\nاز خدا هم سر زلف تو خواهیم دراز\nتا باو شرح غم خویش نمائیم اطول\nاندران کوچه جلویم که میدانم هیچ\nپیچ نمیشود کمر بن عقده بالا محل\nاز میان تو سخن رفت که آمد بمیان\nتخت طایفه ای شد به پای و مشکل\nقوم بی پا و سر با باغی مشکل که بود\nظاهر و باطن این جام پر از مهر دویل\nنوبت چند شده این قوم مخالف با تو\nکس نبرد از دل این قوم دغا باز دغل\nمردم مسکین این مردم نا مردم دوست\nوحشی چند و خیال دو سه پیر رنج و کلل\nسر معیوق فلک بر شده کوهی سر چاه\nیک بر کوه را شجار سرایا جنگل\nگوش کن قصهٔ این قوم بغاوت پیشه\nیا تفصیل کنم شرح و بیان این مجمل\nشاه و هم جاه خنک قدر (سراج هفت)\nانکه بیست از همه تاج گذار این اکلیل\nیافت چون این همه را شوره بغاوت در سر\nچون و باغ همه او دید ز سودای خلل\n\nبهر آن طایفه این شاه رعیت پرور\nموافقت نامه اصلاح فرستاد اول\nموعظت را بدل مفسد جاهل چه اثر\nزنگ چون آینه را خورد نگردد صیقل\nخون فاسد که من اصلاح بغیر از نشتر\nبیشتر وضع کنند رینج مواد دنبل\nچون نشد کارگر آن پند دران مشهد بد\nبعد ازان از پی تنبیه مکافات عمل\nفوج ملکی و نظامی شد منصور نشان\nبر فرستاد بر ان طایفه زشت فعل\nبیشتر آن فوج ظفر موج کدام است بنام\nکه اکثر گله و هر یک ازان بیچار محل\nجمعی زار دلیان شد آفاق ستان\nبرخی از پلتن جدران و جدید از جمل\nکو توالی که بود زان همه جان بخش جگر\nجمع شیران و قا پیشه سپا دار و دل\nگشت یک غند را افواج جمیع آنکه\nآنکه رفته است زبا تخت برای هتل\nهر یکی کشته خون و سر و مال دشمن\nهر کدام از دل و جان دشمن جان شامل\nبر یکی را بجهت دست تطاول کی کند\nوسید مه خصم خبر و ارز پیغام اجل\nبر یکی تیغ بنفر اخته جز بر تارک\nبر یکی تیر نیند اخته جز بر مقتل\nسرد سر کرده آن فوج نظام خود\nکرد جرنیل شجاعت منش واست اعمل\nنادر و در خور امر و نواخته نادری\nانکه ثانی بود نادر دوره اول\nجو هر شیخ شجاعت علم فتح و ظفر\nانکه در کار ز نا نام آنه رباب المحل\nغرض این افسر جان باز و سپا میسر\nسر و جان باختن اندر سر دین کرده بذل\nچون شد این افسر کار آگه و فیروز منصور\nتا سیر کو تیری تیر ها که بود جای خلیل\nره به وزان سید نامه احمدان\nسپرده سنگر مضبوطه در ان تبار کتل\nکاسلی بسته کندش رو سیلا ب اجل\nبسته بودند سر راه سپاه غالب\nاین دو فرقه و جاندار و غیبت اولیه\nبسته بودند در وجود ره و کوه و دکل\nنوبت چند شد این مفسد بزرگ\nمدتی است که او بیست گرفتار فعلل\nراه بر شیر ژیان بسته نیارد روباه\nکار بر پیل و دمان تنگه نگردد رجميل\nبر سر راهش اگر مورد برآید لشکر\nهیچ رنگی نرسانند به رفتار چهل\nاینان رفت و امیرانه در آنجا در جیل\nکه بیایش سر تسلیم نهند روح شکل\nبغیوز و چقدر توپ تندبیر دوست\nبرخی از فوج فرستاد در اطراف چین\n\nفاجعه ها پاريس\n— * —\nما بعد از نمبر ۱۷\n\n— چه میخواهید مادام ؟ قلوتیله با یک صدای لرزان و پستی که باز هم بیک طور آمرانه اذان معلوم می شد گفت : — رجا میکنم به ( مارگی و دو موقوب ) خبر بدهید که ( قوقس دو راندال ) از شما آرزو می آنرا دارد که بر اطلاق او را بحضور خود قبول کنید خدمتگار چون این عبارت ( قوقس و دورندال ) را شنید بقدر یک چند ثانیه یک طور حقرا مکارانه تأمل گرفت . اما بعد ازان چون دانست که در پاریس ازینگونه گدایانیکه خود شان را به اینگونه نامرها جلوه به هند کم نیست قلوتیله را مخاطب نموده گفت : — این خبر دادن وظیفه من نیست . اگر ما دام از من در عقب من بیایند که به نزد خدمتگاه با وق تاق حضرت ماری برسانم شان به خواب بود . این را گفته پیش روی قلوتیله افتاد . و بر زمینه بالا شد از کفشکن بیک کوریه در بسیار مزینی که چوب های در و دیوار آن از چوب آبنوس ، در زمین آن با اعلی ترین قالین های نیلا ندر مفروش بود در آمد . و در آنجا دکمه یک زنگی را فرو برد تا با نام از پشت یک پرده که بالا شد یک خدمتگار منتظم قیافتی که از سر تا بپا لباس سیاه در بر داشت ، و کف و کالر و سینه پیراهنش خیلی سفید و دستمال گردنش نیز بسیار سفید بود پدیدار گردید و یکبا ر بسوی قیافت زن ، و باز بسوی خدمتگار نظر کرد پشانه و حرکت سر رفیق خود را استجواب نموده رفیقش گفت :"}
{"book": "adl0616", "page": 256, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۱۸\n\nکرد آن پنج پریشان چو حواس عاشق بلیوز و و سه دان سنگر و زان محل\nسه عمده و چند نفر است از ان فوج تفصیل خوب دیدند مکافات با سوائل\nدیگران از تف الواقعه دل این شهر سینه از آتش دل گفته بها من قبل\nجنگ را پشت نمودند روان رو بگین رخ بپایان بنهادند نه بالا قتل\nجو گشتند بصد ناله گریزان از کوه همچو سیلی که بفر یاد گریز وز جیل\nچاره خویش ندیدند در امر گریز از پولیس را نشنیدم که گریز دوران\nخود که یار و چنین فوج جگر دار بدان که تواند چنان لشکر خونخوار جدل\nهمه ماندند ز بیم سر و جهان منزل ها چون دوان کوه گرفته و کیا چل\nمال شان صرف دلیران و ویرانیان دین و دنیا بیکی جمعه فرد شد مشکل\nآخر ای خانه خرابان پیاپی دیگر خانه ویران شد و اقبال به دوباره\nچون گر چاره ندیدند بغیر از تسلیم تن سپر دند ز تدبیر قضا بر انزال\nجمله از خجلت تقصیر رسن در گردن وز پی عذر معاصی همه قرآن یکدل\nعفو خواهند ز شاہنشہ کیوان جل عذر آرند به پیش شه خورشید محل\nانکه در حلم درین عصر ندارد ثانی انکه داد و بست خداوند به او علم و عمل\nشاه آفاق ستان انکه بهر کار که است او پدرش فتح خدا وند جهان عزوجل\nنفرتش با د بهر دشمن دین و دست دو لتش با دچو دین خوبتر از جد یاد\nشد مطول سخن مختصر ای طبع روان گرچه خود غیر کلام آمده با نقل و دل\nناله گفته است باین لطف چنین شعر بلند در چنین قافیه سخت که کوست اکمل\nکه بود بهر و راز طرح قصاید چون من کیست امروز چو من با خبر از زیر و زبر\nزنده آن پنجم فی نام ز مساوات بین که بود بیشتر از نصف کلامش مهمل\nمد علی کیست کجا خصم توئی (مستغنی)\nچون جنان طبع سحر خیز درین دور مثل\n\nادبيات\nغزل\nعلم است که نموده بجهان راه ترقے\nعلم اعلا محبوبه و دلخواه ترقے\nبی علم و هنر نیست ترقی به و دنیا\nاز علم بحق میرسد همراه ترقے\nجان علم و جسد مکتب و اولاد و طن فن\nجهل است مرضهای جگر گاه توقے\nاز علم و ز مکتب بوطن نام نبودے\nگر لطف نمیکرد بما شاه ترقے\nاین عصر سراج است که هر سو شد درخشن\nاز پر تو رخ او ره چون ماه ترقے\nاز همت شد دولت و هم ملت افغان\nچون برق در افت است بشهراه ترقے\n(محمود) را خلاص دعا گوید و خواهید\nعالی شود این ملک هوا خواه ترقی\n\n— موسیو ( ژوزه ف ) شما را برای این ما دام خواسته بودم !\nروزه فن نام خدمتگار او، تاق مارگی قیافت کلوتیلد را بیک نظر وقت معاینه کرده، و از مقصدش سوال کرده، همان که خدمتگار را دل گرفته بود، او نیز گرفته گفت :\n— قید اینم که آیا مارگی در خانه است یا نیست؟ لطفا تحقیق بکنید موسیو .\n— آیا ما دام لا قونتس یک کارت ویزیت خود شانرا مهربانی میکنند؟\n— کارت ویزیت ندارم ، نام مرا که بگوئید کفایت میکند .\nاز کارت ویزیت نداشتن زن کنتور ژوزه ف غلغل برپا شد.\n\nبودن او اگر چه حکم نمود ولی قبول کردن دیگران او را به خود حمل کرد و نتوانسته یک آرام چو کی چرمی بزرگی را نشان داده و به این اشارت نموده خود برای خبر دادن بهانه در پی پرده غایب گردید خدمتگار دیگر نیز بپای خود پس و پیش میرفت، کلوتیلد بیک صورت بی پرواشانه بر چوکی خود را انداخته در حالیکه نفسش کوتاهی و دلش نزدیک بضعف بود و در انتظار بیامد.\nبعد از یک لمحه یی که موسیو ژوزه ف برامد در چهره اش آثار استهزا و بر لبهایش یک تبسم ریشخندانه نمایان بود و گفت :\n— میگویند که مادام گی را موقوف از شرف شناختن ما دام لا قونتس و دیدن او محروم است .\n[ باقی در نمبر های آینده می آید ]\n\nبودن او اگر چه"}
{"book": "adl0616", "page": 257, "text": "صفحه ۱۶\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۱\n\nوقتیکه این خبر در مدینه منوره واصل سمع مبارک نبوی گردید بقبول آن فرمان نبوی شرف صدور یافته بدلالت و رهنمائی (آزاد) و سعی و غیرت حضرت فیروز دیلمی وجود آن خبیث کذاب از صفحهٔ دنیا سترده شد.\n\nآذر می دخت — دختر پرویز است که از پادشاهان ساسانیه بود، در زمان حضرت پیغمبر آخر زمان صلی الله علیه و سلم بعد از سقوط (چشم بنده) نام پادشاه بر تخت ایران جلوس نموده، حسن و جمال بسیار با کمالی را مالکه بود. عقل و ذکاوت بسیار داشت ملک خود را بسیار خوبی و درستی اداره کرده است، حتی هیچ وزیری برای خود نگرفته بذات خود بصالح امور پرداخته (فرخ) بن هرمز که از طرف او در (خراسان) والی بود پسر خود (رستم) را بجای خود وکیل گذاشته برای سلام و عرض عبودیت بحضور ملکه آزرمی دخت آمد. بمجرد دیدار یافتن بحضور ملکه نیز عشق او را بر جگر خورد. تاب و توانائی در خود مفقود دید، لاجرم از عشق خود بلکه آگاهی داده طلبگار ازدواجش گردید. ملکه آزرمی دخت بفرخ که در آنوقت از بزرگترین و مقتدرین بزرگان ایران بود پیغام فرستاد که ( یک ملکه در زیر ازدواج کسی در آمده نمیتواند ولی اگر مقصدش هم آغوشی و وصال من باشد در فلان شب بفلان جا بیاید ) فرخ احمق این وعده ملکه را بیک شوق شهوت پرستی راست و حقیقت دانسته و در وقت موعود بجای معهود برفت در آنجا به امر ملکه دو جلاد حاضر باشش ایستاده بودند. بمجرد رسیدن فرخ بقتلش رسانیدند. رستم پسر فرخ چون ازین ماجرا آگاه گردید برای گرفتن انتقام پدر خود از خراسان عسکر سوق کرده شهر پای تخت را ضبط و آزرمی دخت را به انواع عذابها و شکنجه ها بقتل نمود. این همان رستمی است که در زمان (یزدجرد) قوماندان عسکر ایران بوده و بمقابل حضرت (سعد بن وقاص) رضی الله عنه محاربه کرده است و در جنگ کشته شده است. — در بعضی تاریخها (آذرمی دخت) را آذری دخت نوشته اند.\n\n[ باقی در نمبر آینده می آید ]\n\n۱۷\n\nعلم و ملک\nما بعد از نمبر ۱\n\nو صورت جاری شدن آنها ضرور، و گر نه قاعده این تقسیمات هیچ امنیتی ندارد، تعیین کردن حدود آنها نیز تنها رها ممکن نیست که آیا حد هر یک از این صنعتها تا کجا است؟ مثلاً پیرایه ساختن از اعمالیست که به زراعت تعلق دارد، اما بحقیقت معلوم نیست که آیا بزراعت، یا بصنایع، مالیه داخل کردن این لازم است؟ اگر چه بیشتر، زین تقسیمات هم در صنایع ادوار شود باز هم از التباس یکدیگر خالی نمی باشد. از یک طرف می بینیم که آسیابان، دودکشان و امثال اینها اصحاب صنایع اعمالیه شمرده میشود، حال آنکه حقیقت برای زراعت خدمت میکند. و از دیگر طرف بزرگران پنبه و کتان میکارند، و ابریشم بهم بوجود می آرد، حال آنکه بحقیقت برای صنایع اعانت و کوشش میورزد. پس ازین مثالها درجه ارتباط، و ریشه و بافتگی صنایع به یکدیگر تا بکدام درجه معلوم میشود. خلاصه کلام جمله اعمال انسان از هر قبیل که باشد بیکدیگر معاون و مددگار، و هر صنعت به اعانت کم و بیش محتاج است. چنانچه بزرگر برای بیل به آهنگر محتاج است همچنان آهنگر بگندم بزرگر محتاج است. بیک صنعت که نقصان عارض شود به دیگرها نیز تاثیر میکند. افزونی یا فقدان ثروت عمومیه نسبت به استعداد مخصوصه و قابلیت طبیعیه هر محلات به اجرا شدن آزادانهٔ همه صنایع، و باز در ان صنایع ترقی یافتن همان صنعتهائیکه بیشتر برای مملکت فایده داشته باشد حاصل میشود.\n\nفصل چهارم\nسعی و عمل\n\nشرط اول و خشت اول بنیاد مسئله استحصالی ثروات (سعی) یعنی کوشش، و (عمل) یعنی کار کردنست.\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\nمحمود طرزی\n\nطبع و اهتمام الحاج عبدالخالق پسر سراجی افغان در چاپخانهٔ عنایت در کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری"}
{"book": "adl0616", "page": 258, "text": "صفحه ۱\nنمر ۱۹\nسال یکم\n\nنگران نے\nایشیک آقاسی علمی حضور اعلیحضرت پادشاه\nعلی احمد\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کالی\nدر افراد داخله مملکت با اخراجات ڈاک ۱۴ روپیه\nخارج مملکت با اخراجات ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nتاریخ عربی ۱۵ رجب ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\n\nهمه امورات تحریریه به اداره سراج الاخبار\nبنام مدیر محرر فرستاده میشود\n\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۱۰ سرطان ۱۲۹۱\nتاریخ انگریزی اول جولائی\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفید درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nترقی پروریهای اعلیحضرت پادشاه — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nمقاله مخصوصه — مقالات علمیه — مواد عسکریه\nعالم آرایان — ادبیات — ناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل — فاجعه های پاریس\n\nترقي روزبها\nاعلیحضرت پادشاهی\n\nهرگاه بچشم دید و انصاف، و یک کمی بنظر حقیقت بین بسوی ماضی و حال خودمان نظر کنیم چنان فرقها می ظاهر و عیانی در احوال خود، و ملک خود می بینیم که از حیرت بحیرت می افتیم و از شکری بشکری مترنم میشویم. از بسیار دور وقتها بحث نمیکنیم. تنها از همین چند سالی که خود بچشم خود دیده ایم یک شمه بیان کرده میخواهیم.\nاین محرر عاجز در سنه (۱۳۲۰) هجری بنا بر عفو عمومی که از طرف ذیشرف اعلیحضرت (سراج الملة والدین) پادشاه بزرگ عدالت آئین مقدس باعلان گردید. بعد از غربت بیست ساله از شام شریف بوطن عزیز مقدس خود عودت نمودم که سال دوم جلوس میمن مأنوس پادشاه محبوب القلوب ما بود، حالی خبر خود را یکقدری جمع کرده آهسته آهسته همان احوال را بدرجه یاد مانده گیهای خود بنظر قارئین کرام تصویر کردن کوشش میورزیم، و باز احوال امسال بیست سال را تا یکه درجه تعریف و تبیین مینمائیم. در آنوقت اگر چه بعضی عمارتهای عالی نو بنیادی که قبل ازین در دارالسلطنه کابل موجود نبود، و بعد ازان بوجود آمده بود، جلب انظار دقت مینمود، ولی تعداد آن محدود، و طرز بنا و معماری آن با وجود عظمت و شوکت، و علویتی فوق العاده که دارند بعمارات جسیمه عالیه قرون وسطی مشابهت میرسانید. ذات اعلیحضرت پادشاه والاآگاه مقدس ما از آغاز جلوس شاهانه شان در خصوص تعمیرات عمارات مملکت همت بلیغ همایونی را بکمال جدیت صرف فرموده و در وقت حاضر خواه دارالسلطنه و خواه ولایات به بسی عمارتها عالی بسیار دلنشینی بطرز جدید کسب زینت و عمارت نموده است.\n\nو در ارگ مبارک، اصلاحات تعمیریه که در عصر ترقی گستر اعلیحضرت شهریار می بطور پیوسته تبدیلات اعماریه (برج شمالی که یک طرز بسیار عالی و دلنشینی تعمیر و تزمین یافته بود تا قصر دلکشا و قصر چهلستون و باغهای مصفا و برنده های صفا مامن آن بچنان وضع ظریف معماری و چنان مفروشات و تزئینات صنعت کاری اعلا رو زینت نثار گردیده که چند ارباب طبیعت و اصحاب بصیرت را حیران مینماید. بعد از برج شمالی (گلخانه) شاهانه است که پیش روی"}
{"book": "adl0616", "page": 259, "text": "صفحه ۲\n\nبودیکه بقدر هفت هشت ساعت راه بسوی شرق رفته از کابل دور شویم مشه تا به ( گوگانده ) خود ما را در یک عالم بهار وصف ناپذیر گرم و لطیف می یابیم که آن ایجاد یک انبساطی مبدل میشود. و در موسم تموس تابستان که جو گرمی مفرط بی امکنت بود که دو ساعت راه پیموده شود میلان تا به ( پغمان ) آنچنان یک هوای بهشتی فضا تصادف میشود که نسیم خوش شمیم آن حیات تازه دلها پژمرده میگردد.\n\nپغمان در دامنه کوه بسیار بلند واقعست که خود بآب نسبت دارد و از شاخها کوه ( هند وکش ) میباشد. ارتفاع موضع پغمان از کابل تقریبا دو هزار قدم و از سطح بحر (۹۰۰۰) قدم بلند تر است که دره کوه آن و ابها به صرف مستورات لهذا پغمان صیفیه دولتی کابل شمرده میشود. در پغمان اگرچه از زمان سعد اقتران اعلیحضرت خاقان مغفور یک امیرانه محفل با یک باغی که بنام ( سپه باغ ) موسوم است موجود بود ولی چون موقع مذکور در متصل قریه پغمان نسبت در یک موضع منحط واقع شده بود، و هم طرز بنای آن به اصول و قاعده بناهای جدید نبود بناء علیه ذات اعلیحضرت پادشاه مفخم مقدس با تخمینا بقدر یک کلومیتر میل بلند تر در یک موضع بسیار نشیمن خوش زمین خوش نظاره با صیغانی یک قصر بسیار دلاویز که بنام ( سیل بنیاد ) و باغ آنجا بنام ( جهان آرا ) و دره یک قصبه و یک قصر رفیعی بنام ( بیت تصیف ) آباد فرمودند. هرگاه از برنده جهت شمالی قصبه لطافت حصه موصوفه به اطراف و جوانب یک نظری پرتاب شود انسان خود را در پیش چنان مناظر بدیعه طبیعیه می یابد که از دیدن آن نگذشته نمیتواند از یکطرف منظره پر سخت و هیبت که رعایب برجه بعد گر چیده سر بفلک کشیده و از دیگر سو لوحه های لطیفه مناظر با صفا گوارای بسیار درخشان از آب پغمان از جهت شرقی قصر سعادت حضرت امیر تخمینا بفاصله مجید قدر یک قلعه و فروش لطافت بدوش آبشارها و غلبه نهالهای داده یک سرسبزی نشیب در جریانست و منظره های قریه ها و دامنها بر درخت پر آب سبز و شادابی که در مقابل نظر یک وضعیتی که از سر یک بام بسیار بلندی به آنها دیده میشود چنان نظرهای بانیها بهم میرساند که بهتر از چنان لوحه خوشتر از چنان قطعه قلم هیچیک استا می تصویر کرده نمیتواند ! علی الخصوص حوض بهشتی و دلکشا و چاه آبی که از دور مانند یک قطعه زمرد آسمانی مینماید یک منظره بدیعه بنظر جلوه میدهد که ذات مرا حیران میسازد و تصور معجز اثر قلم خلقت با نوک خامه سحر علامه طبیعت در اضاء\n\nصفحه ۳\nنمبر ۱۹\n\nبرج شمالی در میدان ارگ مبارکه بنا یافته است. این گلخانه جنت شمال یک گلخانه ایست که از هر طرف با چوکاتهای آئینه دار لحاظ است. و یک قصر شاهانه بسیار عالی با همه لوازمات بیتونت آن محتوی میباشد، خواه در زینت عمارت و خواه در وسعت و گلها و ریاحینها خیلی محتمل یک گلشن شاهانه میباشد.\n\nدر مقابل این گلشن شاهانه یک جامع بسیار عالی و خوشنما که بنای آن با محراب و منبر و قسم سفلی روی دیوارهای آن از سنگهای بسیار اعلای سماقی که با نقشها و موجهای طبیعی عجیب و غریبی خلقتاً آراسته شده و از معدنهای خود افغانستان است تزیین یافته، و زمین صحن آن با سنگهای مرمر سفید که نه آن از سنگ سیاه است مفروش شده میباشد. در وقت لزوم بجمعاً بارک با قالینهای بسیار اعلائی فرش میشود، و شبها با لامپها بسیار بزرگ روشن میباشد.\n\nدر موسم سرماى شرکت احقر اسمى چاى پائى كه بمقام با احتشام عليا حضرت سراج الخواتين ) صاحبه معظمه میباشد نیز بسی اصلاحات در قصر و نیز در باغ ارگ مبارکه نیز اصلاحات عظیمه پدیدار گردیده است که باغ موصوف بواسطه این اصلاحات و الحاقات رشک گلزار ارم شده است. باغ ارگ مبارکه نسبت بسابقی از جهت غرب خیلی وسعت پیدا کرده، فرجها و چمنها بسیار لطیف و با صفائی در آن ایجاد شده، و سرکها و جاده های آن همه پخته و بسیار با صفا میباشند. قصر مخصوص عالی ( استور ) که در موسم صیف نشیمن اعلیحضرت شاهانه میباشد یک عمارت لطیف بسیار خوش ترتیب عالی ایست که هر گونه او تاقهای استراحت و دفتر و دالانهای نشیمن و دلپذیر دارد، کوریدورها، و برنده های عالی با نرده های مینا در جهت شمالی ارگ مبارکه و در مقابل ( برج شمالی ) از بیرون قطعه ارگ عمارت بسیار عالی قصر مقصور ( دلکشا ) بکمال عظمت و شوکت بنا یافته و در مقابل آن مناظر بسیار نفیس بلند و بر زینت ساعت جنبی شده است که انشاء الله تفصیلات و تفرعات ( قصر دلکشا ) را در فصل مخصوصی بیان خواهیم کرد.\n\nاز ( برج ساعت ) نیز در شماره های سابق خود بحث رانده بودیم حالا اینقدری از ارگ مبارکه بیرون بر آمده به اطراف و جوانب شهر شهیر و بلند سر عزیز خود مان جولان نموده ببینیم که به چه آثار عمران ثمره عصر سراجیه جلوه گر ظهور گردیده است: شهر عزیز ما در یک موقع بسیار عجیبی واقع شده است و در موسمهای زمستان چنان یک سردی شدیدی گرفتار می آید که اینجا هوای قطب ها را بخاطر می آورد. حال آنکه"}
{"book": "adl0616", "page": 260, "text": "صفحه ۳\nنمر ۱۹\n\nسمت جنوبی\nجناب جرنیل محمد نادرخان برای اصلاحات سمت جنوبی و سمت مشرقی از طرف قرین الشرف همایونی تعیین و مقرر فرموده شده اند. از قرار استخبارات موثوقه که گرفته ایم چنان معلوم میشود که جناب جرنیل مشارالیه همه آن علاقه جات سرحدی جنوبی را دور و تفتیش نموده و جمیع اصلاحات و انتظامات لازمه را بصورت بسیار شایسته و پسندیده اجرا نمایند.\n\nغزل\nسردار محمد اکبرخان ، که حاکم کلان سمت جنوبی بود بسبب سوء اداره که در حکومت خود نموده با ارادهٔ سنیهٔ اعلیحضرت پادشاهی از ماموریت محوله که داشت غزل گردید، و بکابل خواسته شده است. و بموجب معلوماتی که حاصل نموده ایم جناب دوست محمد خان ناظم موقتاً بعوض او اجرای حکومت خواهد نمود.\n\n(جانداد) بغاوت بنیاد رئیس و محرک طایفه احمدزی بوده و مردمان طایفهٔ مذکوره را مانند ابلیس پرفتنه اغوا و گمراه نموده فاعل ساخت، و برخلاف رضای پادشاه مقدس معظم شان بشقاوت برانگیخت. شقی مذکور در وقوع بغی مشکل در کابل بود، و برای داوطلبی خدمت به آنطرف رفته بشقا دستی و بغاوت کر بیست. اخرالامر در محاربهٔ التمور معلومیت پر سفاک مهلکه گرفتار آمده و از دست هزبران جاف کر فر مآثر شاهانه مانند روباه دغا بازی از کوهی بکوهی و از جنگلی بجنگلی بسیار باد به فرار گردیده و همه خاک و سنگ و درخت و جنگل وطن سر مقدس بر و لعنت خواند، و در هیچ جا قرار و ثباتی نیافته بعلاقهٔ انگلیس خود را پرتاب نموده است. خدا پناه کند خاین و غدار پادشاه و وطن را آمین !\n\nسعود کارهای تمام صنعت را برای فارقه نمایشی های مجله مطبوعه بر صورت شاه عرض اطلاعت و استیمان نمودند، و همه سکان و روستان یک قطعه تصویر می کشیده و آنرا از هر طرف با چوکات کوهای خوشنمائی گرفته در دو برو به برند و قصهٔ مقصور (سهیل) در آویخته شده، و عفو نامه ها و قدامت نامه های شان را بواسطهٔ جناب مشارالیه بحضور مراحم موفور شاهانه عرض و تقدیم نموده اند، و در صد نفر از رؤسای منگل و طوطاخیل، و مقبل و حاجی میدان، و چکنی ها غیره را در اردوگاه اردوی جنوبی بیایوبی شده بواسطهٔ جناب جرنیل طلب عفو شاهانه را استرحام نموده.\n\nقصر ( بیت الصیف ) که از سهیل نیز بلند تر بنا یافته و گنبد علومی دیگری نشان میدهد. قصر (ستاره) که در قریه (بیگ توت) نام موقع مرتفع و جهت شرق جنوبی قریه (پغمان) واقع است نیز از محلات بسیار باذوق و صفا میباشد، شهرده میشود. در حوضهٔ چاردهی نیز مانند (چهل ستون) و قصور فاخرهٔ بسیاری که در قریه (هندکی) و (مومنات باغ) و نام دایرهٔ مکملهٔ حالی، و (باغ بلند) و (باغ بابرشاه) و غیره نیز از قصرها و باغها و عمارتهای سمت هی بسیار عالی و باغات طراوت اثر و جوانب شهر شهیر جنت نظیر بسیار دلپذیر ما شمرده میشود که هریکی از آنها خواه از جهت موقع و بنا و خواه از وقوعات تاریخیه عبرت ناک شایان بسی تفصیلات است میباشند.\n\nاز درگاه پروردگار عظیم الشان دوام صحت و عافیت و بقای سلطنت و شوکت اعلیحضرت پادشاه معظم مقدس خود مانرا به دوست تضرع و نیاز استرحام مینمائیم تا ببه مراحم آید و عمران پیرایات شاهانه شان بسی بسی آثار ترقی و آبادی و راحت و سعادت در ممالک محروسه، وقت صادقهٔ شاهانه شان و جسیم مردم بر روی کار آید.\n\nجدول ارتفاع و بعدها\nهیت تصیف ستاره واقع بالاتوی سهیل\nارتفاع بعد از کابل بعد از کابل ارتفاع اسانه از کابل ارتفاع سلام از کابل خانه میقان که در عصر ماقان مرحوم ساخته شده از کابل ارتفاع خود از سطح کابل\n۱۵۸۰ کرد ۱۶۸۰ کرد ۳۰۰۰ کرد ۹۰۰۰ کرد ۷۰۰۰ فوت\n۱۳۸۰ فوت ۲۱۶۰ فوت ربیع ۲ فوت فوت\n\nحوادث داخليه\nرفع شدن نمایندگی منگل\nتوفیقات ذات اقدس خداوندی جل علی، و توجهات پر فیوضات اعلیحضرت پادشاهی غایله پر و لولهٔ عصیان باغیان منگل بوجه احسن برطرف گردید. بدبختان شوریده بختان منگل واحد نهائی از کردار ناصواب خود شان نادم و پشیمان"}
{"book": "adl0616", "page": 261, "text": "نمبر ۱۹\nصفحه ۲۴\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سياسے\n\nاینچه معلوم انام است که دولت جدیده بریتانیا با سیاست سیاسی که در سلوک دوستی، و مراعات محبت و ودادی که از بسیار وقتها با دولتها و ملتهای اسلام پیش نهاد خود داشته بر اقدامات خود در شرق بهره کامیاب آمده است. حال آنکه دولت جرمن، درین جهت نیز یک رقیب بسیار بزرگ دولت بریتانیا شمرده میشود، در جناب خود این عجز عاجز یک فقره که بچشم دیده و بگوش شنیده ام بیان میکنم:\nدرسنه (۱۳۱۷) هجری مسافرۀ در شام بودم، امپراطور (گلیلیوم) و ایمپراطوریچه (اوگوستا) پادشاه و ملکه حالانی جرمنی تیار آمدند. در اینجا ما از تفصیلات جوش و خروش مراسم استقبال و اعزاز و اکرام آن مهمانان عزیز که دولت علیه عثمانیه خود و در استانبول و بیت المقدس و خواه در شام شریف اجرا نمودند صحبت نمیرانیم.\nتنها از یک مهمانی بسیار مد بوب و مصطفی که از طرف بلدیه برای شرف جناب اعلیحضرت امپراطور کشیده شده بود یک شمه بیان میکنیم: جهانی در دایره بلدیه بر پا شده بود، استماعاً از علما و سادات و مشایخ و اکابر و بزرگان سوریه و عربستان در آن مجلس موجود بودند. از طرف تست غیر از دیگر هدایا و پیشکشهای که تقدیم شد یک عبا و کفیه و انگالی که بصورت مخصوص بدرجه اعلای صنعت بافنده گی و ابریشم و زردوزی ساخته شده بود تقدیم گردید.\nوالحاصل جان بسنده در مجلست که در وقت حمام در حالیکه یک لنگی پر کرده و یک نطق بسیار طبیعی در صفت امت اسلامیه و شدت محبت خود به این امت نجیبه بیان نمود و گفت: (این جام وداد که بعشق و محبت سه صد و پنجاه ملیون نفوس اسلام میکشم). روز دیگر خلعت فاخره و تاری را در بر نموده و کلاه و عمامه را بر سر نهاده از میان هزارها موردهای تحسین آخرین امالی بر مزار سلطان صلاح الدین ایوبی، که مجاهد مشهور و مدافع مهاجمات اهل صلیب بود، رفته بدست خود یک اکلیل بسیار مصنع و قیمت داری را که مخصوص با خود آورده بود بر قبر مبارک شاه والیه وضع نمود.\nپس چون این نیرنگ بازیهای دولت جرمن را ملاحظه میکنید جرمن را از روس خیلی مدبر تر یک رقیبی می بینیم، لهذا چنان ایجاب میکند که دوست معظم بریتانیا در چنین وقت نازک برای بدست آوردن قلوب دولتها و ملتهای اسلامیه بیش از پیش دوام ورزده و در تقویت و استقلال دول اسلامیه کار کنانماید.\n\nبرادران بن هندوستان ما این در حق ما چگونه چشم امید در آن؟\nرفیق محترم ما اخبار (مسلمان) که در امر تحریر بزبان اردو طبع و نشر می شود در نمبر ۵ (جلد ۴) خودشان در زیر عنوان (افغان) یک مقاله بسیار وغرا و مطولی درج نموده اند که هر سطر آن\n\nاگرچه ما در یک گوشه صحرای دنیا افتاده ایم، و دور از بساط تاریخ سیاسیات عالم و مطبوعات داخل نیستیم، ولی مثل مشهور است که بالا نشین چال را بهتر می بیند، علی الخصوص که از یک جانب!\nیک وقتی بود که سیاستمداران دشت قاف اروپا برای بزرگ ساختن دنیا هر سو براندند، و شدند. اگرچه دولت انکلیز نسبت دیگران بستر آغاز نهاد، ولی لقمه های بسیار چرب و شیرین، و خزینه های بسیار توانگرترین دنیا را مانند (هند وستان) (و استرالیا) (و كنادا) (مصر) (و افریقای جنوبی) (جبل طارق) (و قبرس) (و مالطه) (عدن) و غیره را در ربود که دیگران بجز اینکه آب دهن حسرت شان بریزد بهیچگونه ازین گونه لقمه های خوشگوار، و اینچنین خزائن توانگری نثار و نایل و سزاوار بخت نشدند، لهذا بحسن رقابت، و تنفيذ رقيبانش بسيار زمانها به آتش فشانی آماده بود.\nاول کسیکه بخيال ربودن نقد هندوستانرا از دستش اقدام نمود (ناپوليون بوناپارت) امپراطور مشهور فرانس بود که مصر را ضبط نمود، و بر ارض فلسطين تاخت، و اگر تدبير پادشاه چالاک قسطنطنيه کارگر تأثير نمی شد، چه بسا که با یک کوب آن، بسیار جهان بر عراق و ايران برآمده، و با روس اتفاق کرده، قطعه سيمين هند وستانرا از دستش در ميبرد.\nبعد از ان رقیب دیگر قدیمی آن خزینه پر ثروت و سیال دولت روس است که از دو سه عصر بکمال تأنی و درنگ، و تمام نیرنگ بیک و تیره و آهنگ خود را به آن نزدیک میکند، نسبت و اقدام فرانس نسبت بچال بازیهای روس خیلی خام و بی اساس مینمود، این رقابت دو رقیب، بر هند داستان اسیر نصیب چیزیست علانیه و آشکار که حاجت بیان و تذکار ندارد.\nاما درین وقتها یک رقیب دیگری می بینیم که بکال دهشت و تشویش و نام هیبت و قوت آن سطح بحر، و زیر دریا و روی هوا، بر یخ کارش یعنی جزیرهء بریتانیا، بجمله آوری بسیار مملکت حاضر دنیا میباشد.\nچون ضربه مهلک خود را بر اعضای حیاتیه آن خواهد نماید، در آنوقت به بسیار سهولت و آسانی از راه خلیج فارس، بحر محیط براه بحرۀ احمر آن خزینه هجوم خواهد نمود. این رقیب پر دهشت دولت المان یعنی جرمن است."}
{"book": "adl0616", "page": 262, "text": "صفحه ۵ نمبر ۱۹\n\nیک آینه قد نما می شود در ساختن حسیات برادرانه و خیر خواهانه برادران دین هندوستان زمین را با نشان میده به چون صفحات ما گنجایشی در درج همه آن مقاله را نداشت پس بیکی ازان اکتفا ورزیدیم.\n\nافغانستان\nچونکه ما مسلمان مستقیم خداوند کریم ما را برشته (انما المؤمنون اخوة) منسلک ساخته است — و بهمین سبب اگر کدام مسلمان ساکن چین بستهای در دو تکلیف میشود مسلمانان افریقه در بدرد او نا آرام میگردند و اگر بر ترقی یا راحت کدام مسلمان یوروپ سیر مسلمانان تمام دنیا مسرور و خوشنود میگردند — الغرض مسلمانان کل عالم خواه سفید رنگ باشند خواه سیاه رنگ و خواه از امریکه باشند و یا از ایشیا افراد یک قبیله و یا اعضای یک جسم شمرده میشوند و چونکه افراد بعد گر نزدیک دیده نسبت به افراد دور بهره و فایده زیادہ تر حق دارد و نسبت بمردم دیگر هم به زیاده مستحق میباشد بنابرین با مسلمانان هند اگر از حالات مسلمانان همسایه خود دل حسینی حاصل نمائیم یک ابر قدرتی است و بهمین سبب اشاعت یافتن سراج الاخبار افغانیه دارالسلطنه کابل بنهایت خوش وقتی خیر مقدم آن کرده ایم.\n\nاینا چه سبب ؟\nصرف بهمین سبب که بذریعه اخبار موصوف در قلوب برادران افغان روح ترقی و بیداری پیدا خواهد شد سراج الاخبار افغان در آنها اشاعت علم خواهد کرد — اکثر اهل افغانستان که راه ترقی علوم و فنون نیافته اند رهنمائی آنها خواهد کرد و رسوم خلاف شرع و بدعات که باعث جهالت در آنها پیدا شده اند از دل آنها محو کرده اشاعت اسلام حقیقی خواهد کرد — یعنی اخبار موصوف خدمت مذہبی مسلمانان افغانستان هم خواهد کرد نیز نکته های ترقی دنیا وی با آنها ظاهر کرده راه بسر بردن زندگانی با عزت هویدا خواهد ساخت.\nالحمد لله\nما اسباب برآری امید های مذکور را فوق می بینیم — سراج الاخبار افغانیه مضامین بلند پایه مینویسد و اگرچه اخبار موصوف یک نخل نورسته و نازک است اما بلحاظ طاقت و تقدیر کار خود را بنهایت درستی انجام داده است در طبقه امرا و فوق مطالعه اخبارات انداخته آنرا که دیده خود ساخت و امید است که آینده حلقه اثر او وسیع خواهد گردید — اما اگر مایان در با اجرای اخبار موصوف ممنون احسان حکمران بیدار مغز اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه و ملکه افغانستان قدیم میشک که ناسپاسی خواهد بود — که از حسن کوشش\n\nشانه شان روشنی علم جلوه گر شده و آینده بهین روشنی افغانستان بقیه نور خود خواهد ساخت — انشاء الله تعالی — اسم مبارک اعلیحضرت ممدوح در تاریخ علمی افغانستان قابل تحریر بیاب ذریعه دوستان می آیند و اسم مبارک حضور ممدوح را بنهایت ادب و تعظیم یاد خواهند کرد — و این کوشش ها را که اعلیحضرت شاهانه شان مخصوص ترقی علوم و فنون افغانستان می نمایند به نظر احترام خواهند دید و اعلیحضرت ممدوح بنظر خدا و مخلوق خدا عزیز خواهند گشت چرا که خدمت مبارک شان در ادا نمودن فرایض منصبی شان استن و روان افغانستان بچه طریق ترقی کرده میتواند ؟\nما در اشاعت گذشته تحریر کرده ایم که راز نامی ترقی اسلام در این مضمر اند که آنها خود را مسلمان پخته بسازند و قرآن مجید را بغور بسیار بخوانند و بر احکام آن عمل نمایند — نکته های دقیق قرآن شریف را بحدیث های رسول مقبول صلی الله علیه وسلم حل کنند — و بسبب جهالت و اختلاط اقوام دیگر رسوم زشت و عادات که در آنها راه یافته اند یکقلم ترک دهند و غور کنند که آن کدام ذرایع بودند که اسلاف ما بران عمل نموده بر بام ترقی رسیده بودند و استاد کل عالم گفته می شدند — و بکدام اسباب بود که ما را تباه و برباد ساخته در قعر مذلت انداخته است — در قرآن شریف و حدیث نبوی صلی الله علیه و سلم اسباب مذکور شرح دار نوشته میباشند اما افسوس که ما بطرف آن متوجه نمی شویم و از آن ترک داده اسباب تباهی خود پیدا کرده ایم — اما ازین امر که مدیر سراج الاخبار جناب محمود طرزی صاحب ازین راه واقف می باشند مدارسی شده است در رساله اول ( علم و اسلامیت ) که از قلم پر زور شان تحریر یافته اگر چه مضمون مختصر است اما بر حسب حالت علمی افغانستان با مضمون مذکور را غنیمت میدانیم.\n\nموفقیات دولت علیه در رودس\nدر شماره سابق خود از گرفتن ایطالیانهای خاین دار جزیره (رودوس) را نوشته بودیم کشتیهای جنگی ایطالیانهای نابکار که بیک لگد سنگ ماهیان مقهور شده مشابهت میرسانند از حیوانات ذوی المعیشتین یعنی حیواناتی که هم بخشکه و هم بآب زندگانی بتوانند نیست . تنها در آبها ئیکه نزدیک ساحل باشد تقرب میتوانند و بمجردی که از آب بر ریگهای ساحل سفینه هایشان هلاک میشوند . دولت علیه عثمانیه چون از آغاز حرب میدانست که (رودوس) هدف کشتیهای ایطالی خواهد شد از آنرو با وجود اکثر اهل جزیره از نصار های روم بودند به بسیار پنهانی هم قریب"}
{"book": "adl0616", "page": 263, "text": "صفحۀ ٥٤\nنمبر ١٩\n\nنموده است . فرستاده شدن این دیپلومات را بر برلن در این وقت نازک بسیار مهما را بگراند انداخته ، در تغیر ( قالسر وینه) برای ایمپراطور ( ویلهلم ) با بارون مارشال یک ملاقات بسیار مهم دیدی کرده است . اخبار های برلین مقاله های دور دورانی که در چناب مینویسند . گویا این سفیر مهم برای سازگار می دراست کردن مسایل سیاسیه که در وقت ها خیر در ما بین دو تامین انگلیز و جرمن موجود است ما مور شده است ، اما بارون مارشال که اساسا بخصومت انگلیز نامشتهر یک دیپلوماتی میباشد ببینیم که به این رول مهمی که به او سپرده شده است تا کدام درجه ارایه خواهد آمد ! ...\n\nوقوعات فاس\nاین یک معلوم است که مولامی حفیظ سلطان مراد بفرانسویها تسلیم شد و حمایت ایشانرا قبول کرده و بیرق استقلال در زیر بیرق فرانس پنهان ساخت . مردم مسلمانان انقره این را بر نداشتند . برضد فرانسویان اعلان جهاد کردند . بسیار از عسکر فرانس را در ( ماروق ) نام موقع و در نفس شهر ( فاس ) بقتل رسانیدند . مقابله دوام میورزده و در اثنای دفن کردن کشتگان عسکر فرانس که بصورت رسمی اجرا می شد از طرف جنرال ( مورنی ) فرانسوی یک نطق بسیار دل خراشی بیان گردید بعد ازان از طرف سلطان فاس ( انگریز نام ) و نیز او یک نطق سوزناکی در حق کشتگان عسکر فرانس بیان کرده است که جنرال مورنی انچه بگوید حق دارد ، اما نطق جناب مولامی ( حفیظ ) یک مرتبۀ عبرت آور و غرابت پروری بود درج آنرا مناسب صفحات عبرت شمردیم :\n\nترجمۀ نطق سلطان بن مراکو\nای دوستانی که از نظر ما غایب شده اید ، و بطن بمانید! شده اید ، یاد آوری اطوار حسنه شما تا بوقتی که کره ارض بر دوران خود دوام داشته باشد و بر قرار خواهد ماند . اگر چه خود شما نه دنیا نه هستید ولی دلاوری شما بجا و دران بر قرار آینده گان تان یک نمونه مثال غیرت و شجاعت میشود و بسیار زمانها هنوز یک یاد آوری غیر قابل محوی از شما در خاک (ماروق) باقی خواهد ماند ! از غلیو بیت بدنی تان متاسف و مایوس میباشم ، و افلاکت عایله و آشنایان تانرا با شما مشترکم . بر کسانیکه به این فلاکت مانند شما و دستان در افتاده من مسبب شده اند هر لحظه لعنتها میخوانم . اینحرکات منحوسه الهی وحشیان لایق دسترا وار است چون بخاطر می آرم موهایم بر میخیزد و با قلبی که محبت شما مملو میباشد ارواح شما را سلام میدهم . لا ای افسران بزرگ اردوی فرانس ! بدولت و اس\n\nبه دو سه هزار عسکر نظامی و هم اسلحه و جبه خانه بسیار و دیگر لوازمات حریقه را در آنجا حاضر کرده بود . در اول حمله اگرچه ایطالی بقوت دسته های کشتیهای جنگی به ساحل رودوس اتش بازی بسیار کرده و عسکر بیرون برآورده ضبط کردند ، و والی و چند نفر مامورین دیگر ملکی را اسیر گرفتند . ولی قوماندان نظامی عثمانی که خود را در یک موقع بسیار عایقی که پیش ازین نقشه و پلان آنرا حاضر کرده بود تعبیه کرده ، و علاوه بر عسکر نظامیه موظفه بقدر یکهزار مردم مسلمان جزیره را نیز مسلح نموده و یک هجوم بسیار دلاورانه و دلیرانه ترتیب داده عسکر جگر خوار ایطالی را چنان شکست فاحشی و چنان مغلوبیت مدهشی دو چار گردانیدند که در انهزام کلی قطعی شان هیچ گفتگوئی نماند . بقدر هزار نفر اسیر و بصد ها کشته در میدان محاربه گذاشته در زیر حمایت کشتیهای جنگی خودشان قرار نمودند .\n\nانداختن ماشين فرانسوى\nمخبر افیا (ماتن) از ( برلین ) پایتخت جرمن خبر میدهد که در مجلس ملی آلمان قانون نامه زیاده کردن قوای عسکریه به اکثریت آرای عظیمه قبول گردید . نظر به این قانون نامه در وقت حضر پنجاه هزار عسکر دیگر بر اصل قوت حضریه جرمن زیاد میشود . در مخصوص نطقها و خطابه های بسیار می گفته و خوانده شده است . از جمله یکی از روسای فرقه ( لیبرال ) که موسیو (یاسرمان ) نام دارد به این مضمون یک نطق بیان کرده و کف زدنهای تحسین بسیار و دوره درازی از مردم بوقوع آمد است : لا رقیب نامی ما بدانند که قوت المان با کتله جسیمه واحده خود به افزونی دادن قدرت عسکریه خود سعی غیرت میورزد ، سبب یگانه این نیز احوال سیاست عمومی اطراف و اکناف است . اردوی ما آنچنان یک تقویت که هر زمان به وامداد خدمت خواهد کرد . و لیکن اگر می رو به ضروری بشود هیچ شبیه ندارم که این اردو ما را یکسر بهر منزل مقصود مظفریت ببرد )\n\nبارون مارشال\nبارون مارشال یک مرد سیاسی مشهور دولت جرمن است که در استانبول بسفارت دولت مشار الیها مامور بود این مرد بخصومت انگلیز نامشتهر است .\nاز برلین به اخبار ( ماتن ) مینویسد : ( بارون مارشال ) از سفارت استانبول به سفارت لندن تبدیل ماموریت"}
{"book": "adl0616", "page": 264, "text": "نمابر ۱۹\nصفحه ۲\n\nخبر بدهید که از نیجر کات قلب من هم مانند قلبهای شما که حسیات عالیه\nیاد است واحده شمرده میشوند بدلیل قول خدا وند تعالی که میفرماید\nمحلوبیبا شد. مایوسی و غمناک شده است\n( انما المؤمنون اخوة ) و بقول حضرت رسول الله صلی اللہ علیہ حکم\nمن المؤمن كالبنيان مرصوص يشد بعضهم\nدیگر مخبر مخصوص (مانن ) (از (فاس) با\nبعضا ، و باز سیمینی که حقتعالی در کتاب کریم خود به ما امر فرموده که اگر\nبر شما کسی جور و تعدی کند شما نیز مانند آن بوده و تندی با آنها مقابله کنید.\nاحوال و خیم است. قبیله های (زایان ) و (زمور)\nچنانچه میفرماید : ( فمن اعتدى عليكم دفاعتدوا فا عليه بمثل\nبرای هجوم بر معین الاور مایه ) حاضر شده اند. در ابالی پیمان\nما اعتدى عليكم )\nخیلی زیاده است . در شهر غله جمع آوری میشود. بسیاری از قبیل ها\nپس واجب قلعی است به برسم استمنه که ایمان بخدا و بروز قیامت\nاعلان جهاد کرده اند.\nو ملائکه د کتب اسیل آورده باشند این اعدی را که بر برادر این مسلمین\nبیانات سعید پاشا\nدارد آمده بداند کنیم بیجان و مال خود به لیل قول خدا وند تعالی\nمخبر مخصوص اخبار ( مانن) از یک ملاقات خود که ( وجاهدوا في سبيل الله با اموالكم وانفسكم )\nبا جناب فخامت مآب سعید پاشا صدر عظیم دولت علیه عثمان آیا کدام راه خدا بهتر و قوی تر ازین مجامده باشد که وقع ترتقه ای\nکرده بتلگرام خبر میدید :\nحکومت ایطالیا نیا با غیه طاغیه را از برادران مسلمین خود بکنیم\nسعید پاشا میگوید : حمله آوری ایطالیا نها برد رو لهذا شما را دعوت میکنیم اول بر اینکه معاونت برسانند\nروس ) و دیگر جزیره با ثبات و قرار دولت عثمانیه را قطعنا تبدل درین حرب به دلت خلافت اسلامیہ بصرف مال نفس برس بقدر\nنید بر ما صلح را به این شرط قبول کرده بتوانیم که حقوق پادشاهی طاقت و استطاعت خود زیرا این یک اما نه ایست. برای\nبصورت نظری کی بلکه بصورت حقیقی شناخته شود. از تا بیست برا در این مسلمان شما در طرابلس، و نیز میاید که همه گونه معاملات\nدمینته بحث کردن یک میله ایست. زیرا اساستا همه مسلمانها خلیفه تجاریه و معاشیته را با ایطالیا نها ئیکه که در فلکه ها می شما باشند\nخودشان مطیع و مربوط هستند.\nدیا بیایند قطع نمایید. یعنی یک قلم با اینا انقطاع کلی شود.\nاین است دعوت ما برای شما که بخون دلها می خود شوشتریم\nو عوت نامه\nاز شمار جا میکنیم که این دعوت نامه را در ما بین برادران\nمسلمانان که در ممالک جرمنی مقیمند\nمسلمان ما که در ملک شماست نیست و نشر کنید ، و نیز رجا میکنیم\nدر وقت یک قطعه دعوت نامه نامه مطبوعہ بھارت عربی به امضا علی به امضا که در مسجد با و راه را نیز این را نشر کنند تا همه برادران دین با\nقرار ذیل از مالک جرمنی بحضور عالی شهراد و معظم دولت علیه استان خبر شوند و هم معلوم شما باشد که از زمین دعوت نامه بهر طرف\nجامع بین مسلطنه سردار عنایت اللہ خان رسید و از روی لطف تان با خبر عالم اسلامی فرستاده شده و با تضرع میکنیم بولای عز و علا\nاروخانه کاجزا نه ما فرستاده اند که اگر مناسب دیده شود جید که ما را انجام کند بعد وا اب و بنا بر صد ثواب عظیمی برای ادای\nانرا درج صفحات سراج الاخبا را فغانیه نمائیم. دعوت نامه مذکور این فرض دینی فقط\nچون یک خونه با سره جوش و خر میں اخوت اسلامیه را نشان\nمید او ترجمه و درج آنرا از مناسبت خالی نیا فقیم :\nامضا\nبسم الله الرحمن الرحیم\nبرادران دینی شما مسلم بنهائیکه در المانیا\nبزار شکر به نعمت اسلام و هزاران در ه و د اسلام بر حضرات\nینے جرمن مقیم هستند .\nخیر الانام بعد از سلام سخنت الاسلام برای خود و بودا خود و به اسما جدا\nو حسن ختام از درگاه رب الامام میطلبیم و از قرابه ذیل بخدمت شما\nعرض میکنیم: شما خبر دار به که حکومت ایطالیا ظالم بر دولت عثمانیه\nکه صاحب خلافت علما و حامی حرمین شریفین است معنی و تعدی نمود\nو عداوت خود را در حمله خدا رانه که بر ولایت طرابلس غرب در\nافریقا نمود به همه گمان آشکار ساخت، وسیبی که همه امت اسلامیہ"}
{"book": "adl0616", "page": 265, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۱۹\n\nطرابلس غرب بیان فرموده اند مطالعه نمودیم. لہذا بعضی از اقتباس آن نطق مبارک اعلیحضرت امیر افغانها که باعث افتخار اسلامیان است و آن امیر با تدبیر در باره قوت اردو های عسکریه خود خیلی کوشش ورزیده و از زبان فارسی ترجمه میکنیم تا به همه کائنات معلوم شود که مسلمانها تا چه درجه با همدیگر خود حسن معاونت و همدردی میپرورانند.) بعد از این مقدمه فقرات مهمه نطق همایون مذکور را ترجمه نموده درج کرده است. این ذات بزرگوار محض برای انتشار دین خوب اسلام در ممالک خوب ژاپان کوشش میورزد. اکثر مقاله های آن را از قرآن کریم، و مثنوی شریف ارث میکند. ما بالخاصه سعی و همت آن فاضل محترم را تبریک میگوئیم.\n\nاز اخبار های ترکی و عربی\nوالی و مامورین عثمانیه در روددس\nاگر چه دالتر نیس استفانی، که مروج منافع ایطالیا باشد از اسیر شدن والی و دیگر مامورین عثمانیه که در روددس بودند خبر میدهد. ولی دیگر اخبار این خبر را تکذیب میکنند و میگویند که والی و همه مامورین حکومت بکوها فرار نموده اند.\n\nپاپا جشن با بسی شادی بر پا میکند\nبنابر خبریکه از روم پایتخت ایتالیا رسیده است. معلوم میشود که بسبب قبضه نمودن رودوس در همه ممالک ایطالیا یک مسرت عظیم بر پا شده است. در هر طرف جشن و چراغانها بر پا شده است. حتی پاپ بزرگ نیز در کلیسا بزرگ ( سن ماری پارلور ) یک آئین جشن شادمانی بزرگی اجرا کرده است.\n\nنصیحت انگلیز به ایطالی\nاخبار ( سپکتاتور ) مینویسد : بفکر ما این آبرو\n\nدر توکيو پای تخت دولت جاپان\nکه آفتاب بسیار درخشان شرقش اگر بگویم رواست یک اخباری بنام (اسلاميك فرایترونی) که معنی اخوت اسلامیت را میگیرد. از طرف جناب فاضل محترم (( محمد برکت الله خان )) صاحب بزبان انگلیسی در ماه یک بار طبع و نشر میشود که نسخه اے آن بطریق مبادله با (سراج الاخبار افغانیه) به اداره عاجزانه ما می آید. این اخبار مذکور صرف از منافع و احوال اسلامی بیان میکند و بطرز تحریر بسیار لطیفی نشر معارف مینماید. لذا هموطنان عزیز خود را که بزبان انگلیسی آشنا میباشند. سفارش میکنیم که با این اخبار اشتراک ورزند، و از مطالعه آن استفاده نمایند. قیمت اشتراک سالیانه آن مبلغ دو روپیه کلدار است که نسبت چنین نیت و خیر مقصدی که صاحب فاضل آن پیش نهاد خود نموده هیچ است. در بنابر نسخه مورخه ماه اپریل اخبار موصوف به اداره عاجزانه ما آمده که صفحه اول خود را به تصویر اعلیحضرت ( سراج الملة والدین بادشاه ) معظم محبوب القلوب ما مزین داشته و نطق اعلیحضرت بادشاه ترقیخواه ما را که در باب اعانه طرابلس غرب بیان فرموده بودند به انگلیسی ترجمه و نشر کرده است.\n\nجناب محمد برکت الله صاحب آغاز سخن را بمنظور نهاده میگوید : ( دیروز با دو برادر و یک همشیره که نخستین بار در تاریخ ژاپان بشرف دین مبین اسلام شریف شده اند در ( محفل اسلام ) در شهر شهیر ( توکیو ) نشسته از عالم اسلام و فضایل دین مبین محمدیه صلی الله علیه و سلم صحبت میکردیم. و از اخوت و همدردی مسلمانها بحث میراندیم که درین اثنا روزنامه گرامی (سراج الاخبار افغانیه) رسیده و بکمال افتخار نطق اعلیحضرت پادشاه خود دین دار افغانستان را که بر تبعه و رعایای خود درین دار افغانستان را که در باب اعانه بازماندگان شهدا"}
{"book": "adl0616", "page": 266, "text": "صفحه 9\nفکر ۱۹\nکه برای ایطالیانها یگانه چاره سلام همین است که در استه الحاق طرابلس با حکومت ثانیه ائتلاف میکنند ایطالیا مجبور است که حقوق حکمرانی دولت عثمانی بر طرابلس تسلیم کنند.\n\nنیز به افسر فرقه خبر دادند و تحقیقات رسمی آغاز کردند. سخن دختر به ثبوت رسید در باب نداد و احترام آن امر نمودند. بودند و کیفیت ۱۰ بناظر حربیه ( محمود شوکت ) پاشا بتاکران ن خبر ند کور مسموع ذات رت سلطان المعظم گردید بعضو برادرش از خدمت عسکریه فرمان نموده و برای دختر مذکور یک تنخواه معینی از خزینه مقرر فرمود.\n\nیک نوجوان زن جوانمر و روسیه\nمحترم ( الموليد ) الغرا نقلاً از (جاما\nدر یکی از نفریهای عسکریه عثمانیه که در فرقه عسکری ( تو جانه ) در ما که دنیا میباشد برای متعلقات خودش که در ( بیو کدره ) نام موقع استانبول سکونت دارند. مینویسد که در فرقه ما یک نفر عسکری از مردم نصارا ہے روم = [ از مردم نصارا می رعیت خود دوست\nوضعیت حال طرابلس\nاخبار الاهرام ، الغدا زبان کے\nاز مبعوثا نیکه نو از طرابلس وارد شده مینویسید انصادات لت که وضعیت حال ایطالیا در طرابلس به بهان یک منوال ضعف است از استحکامات خودشان یک قدم پیش و نمیتوانند. ا پیش از اعلان مشروطیت عسکر نمیگرفت. بعد از اعلان مشروطیت مشر د هیئت در زیر عمر عثمانية و بیدن عرب مجره به بیدار شدن قانون قرعه عسکریه گرفته شده اند .] شان هما ندم مجله ما ی شدید انه بر جهت قهقری مجبورشان میکنند .\n\nما بیمار شده شفا خانه بردندش. در اینجا راکتر ها خواستند که او را برهنه کرده معاینه کنند . ولی نفری مذکور نگذاشت، و یک راهب طلب خود. چون را جب بیامد نفری بیمار به او گفت که من مرد نیم بلکه زن میباشم . بعد از انکه تحقیق شد مگر این یک دختری بود که سه خواهد بران د یک پدر و مادر و یک برادر دارد . چون شده یعنی پشک عسکری - برادرش برامد دختر مردانه جهت داشت که اگر برادرش در عسکر دود دیگر کسی برای تدارک امر معیشت المش نمی ماند. از آنرو بکال دلاورے نام برادر خود را بر خود گذاشته و البته اور اپوشید و موهای خود را بریده وو زیر سلاح درآمده است مدت هفت ماه بی آنکه کسی به احوال اوبی سیرا یکال خوبی و درستی در همه مشقات عظيمة عارية تاب و توانا ئے نموده است، و اگر بیمار نمی شد تا آخر مدت دو ساله عکرنی خود خدمت می نمود و کسی بند است که مرده است با زن بعد از آنکه اہب احوال را بر داکتر با بیان نمود داکتران می شد آغاز نهاد.\n\nمدیر روشن ضمیر روزنامه مبارک سران الاختبار افغانية محمود طرز صاحب مجیدی که کردم که به انحل زیبا کردن و انوار و چوت پر اس خاموش میشود بقراری قص را خوش میں فارمین ہر کا د مناسب بین درج ت نهایت منجید کی دستا بیان میکند و بعد ازان موده میگوید دیو این خودش را خود به خودش الوا مخاطب بیت باز حاضرین سال از حرف ماست دوم بر خود صادر میکند در حالیکه رایی موشی دعوت کرده بالهتان دیه محکوم ساخته علم ما قترین بجز اینکه یک توصیه یکال خوبی و درستی در همه مشقات عظيمة عارية در دالان محل سرد چند دگر چه کنند؟ دلی او بی پروانی به این چیزها نکرده بازه حاضرین را بسکوت امر داده بدی می شد آغاز نهاد.\n\n۱ امضا\nیکی از دوستان شما محمود مرکت خانه\nصدیق محمد سوبانی از مینی"}
{"book": "adl0616", "page": 267, "text": "صفحه ۱۰\nنمبر ۱۹\n\nمقاله مخصصه\nضروری بودن جناب عمومی\n\nقلب\nگر بود و باش کند و پهلو تهیست خواب توان کرد و خوردن گوار\nدر نبود دلبر بخوابی پیش دست توان کرد و را خوش در کنار\n\nدلیکن :\nاین شکم بی هیچ بیچ صبر ندارد که بسازد بهیچ\n\nچون یکبار بر روی قطعه اوروپا نظر شود یک عالمی مشابه میشود که انسانرا از تعجب بستغراب، و از تحیر به استغراق می اندازد. چنان عجیب نبود؟: یک قطعه می بینیم که از بسیار می تمدن و کثرت آبادی، و افزونی معارف و صنایع، و ارتباط و اتصال شهرهای آن بیکدیگر بواسطه آلات نقلیه سریع السیر بیک شهر بزرگ بسیار با زینت و شوکتی مبهوت میرساند. پاریس، برلین، لندن، پترسپورک، روما، ویانه و غیره پای تخت های اوروپا عبارت از یک یک محله آن شهر میانه. از شهری بشهری رفتن چنان است که انسان از محله بمحله برود. اگر همه آن قطعه را بیک مکتب علم و عرفانی تشبیه به سیم شهرهای بزرگ آنرا بدرسخانه های متعدد آن مکتب خانه مانند میتوانیم نمود. و اگر بآن یک دارالصنائعش بخوانیم شهرهای بزرگ آنرا بیک دستگاه های صنعتهای مختلفه اش می یابیم که دیگر قطعه های روی زمین از سوزن گرفته تا بیلهای آهنین مهای بزرگ، و از تاریخ گرفته تا بریمانهای متین معلق و داشتن آن پاها به آن صنایع خانه محتاج است. پس ازین نقطه نظر چنان دیده میشود که قطعه اوروپا حاکم و دیگر قطعه ها محکوم آن است. یا آنکه آن قطعه محتاج الیه و دیگر محتاج آن است.\n\nبلی، در بدو اولی همچنین بنظر می آید. ولی چون بحقیقت غور شود عکس آن نتیجه می بخشد، و ازین است که انسانرا از تعجب به استغراب و از تحیر به استغراق می اندازد.\n\nحالا درینباب یکقدری بفکر ناقصانه خود بعضی تفصیلات و توضیحا بر قارئین کرام خود عرض میکنیم:\n\nاولاً ازین نقطه نظر مسئله را در زیر معالجه و مطالعه می آریم که بلی، ما اوروپا را یک شهر تمدن یک مکتب علم و فن و یک دارالصنائع عالم گفته میتوانیم ولی هیچگاه آن قطعه را حاکم و دیگر قطعه هارا محکوم آن نمیدانیم. بلکه آن قطعه را بدرجه ذلت و مسکنت به قطعات دیگر محتاج و محکوم می یابیم.\n\nحضرت (سعدی) که اوروپایانش (فیلسوف شرق) میخوانند این قطعه را خیلی حکیمانه فرموده که:\n\n(که بون) نام حکیم مشهور اوروپائی که در علوم اجتماعیه صاحب ید طولا بوده چنین میگوید:\n«هرگاه در یک ملکی که زمین های قابلی زراعت آن بدرجه کفایت ساکنان آن باشد، عدد مردم آن ملک فزونی میگیرد، و بیشتر نشو و نما می یابد.»\n«اگر محصول زمین های یک ملک با عدد ساکنان آن معادل و برابر باشد عدد مردمان آن ملک بیک حال توقف مانده نه زیاده میشوند و نه کم.»\n«اما اگر عدد ساکنان آن ملک از محصولات آن زیاده تر باشد حال شان خراب و ابتر میگردد. قحط و گرسنگی و مرگ شانرا میکشد. و تا یک و بای جان تباهی و یا یک جنگ و قتال دهشت انتہائی نیاید. و نفوس زاید آنرا رو بیده نبرد، و محصولات زمینی با نفوسان برابر نیاید از حال سفالت و پریشانی رهائی نخواهند یافت.»\n\nحالا چون این دو کلام نظم و نثر این دو فیلسوف شرق و غرب را در زیر نظر گرفته یکبار بسوی وضعیت احوال زمین های اوروپا نظر کنیم قطعه مذکوره را از بسیار نفوس و کمبودی محصولات زمینی که بیان یک عدم موازنت و بی نسبتی می بینیم که اساس و بنیاد بنای آنرا خیلی سست و بی ثبات، و بر دود و باد مبنی می یابیم.\n\nلهذا برای حاصل شدن موازنت، و برابری نفوس با محصولات زمینی وقوع یا فاتن یک مجاربه خونریزانه عظیمیه در قطعه مذکوره، از ضروریات طبیعیه لازمه دیده میشود. چنانچه لازم دیده نشود؟ آیا ازین قدرت نمای سال که این همه اختراعات محیر العقول قتل و قتال، و جنگ و جدال که بردی کار آورده اند همچنین معطل و بیکار بگذارند؟ و هیچ تجربه نکنند که دسته های کشتی های جنگی در بینا تها،\n\nو هیچ"}
{"book": "adl0616", "page": 268, "text": "صفحه ۱۱\nنمبر ۱۹\n\nدر موش و گروه ازورها داورپید داد و تحت الجبر دولتهای اوروپا مبلغهای علمیه و خون جگر خوردنهای بقیه حاضر و آماد و ساخته اند در نجر های عظیمه چه نتیجه با ایشان و اولیای آنها ، بومیه های رومی هوا بر قوای بحریه و بریه چه تاثیرات اجرا میکنند؟ آیا نقشه ها و چارنهاے ارکان حریته بر دولت که هر کدام نشان میگردد ( منم و لفرنست ) در میدان امتحان نیاید، و اصول تعلیم و تربیه فنون تعبیه و یا معلوم شد و که کدام یک بهتر است؟ و اگر بگویند که اینهمه قوامی بریه و بحریه را بر می استعمال کردن بر ممالک غیر مقاوم حاضر نموده اند این سخن بسیج فایده و ثمره ندارد. زیرا درجه شدت و قوت از درجه مقاومت بظهور می آید. مثلا اگر گله های ۳۵ و ۳۸ سانتیمتره ای را بر قلعه ها می خشت خام گلی بلاد شرقیه بیندازند درجه شدت قوت آن خوب و مهارت صنعت فن انداخت ظاهر و آشکار میشود. بهر حال انرا بر فولادهایی پر مقاومت زرههای دریا تنها استعمال باید کرد تا درجه قوت آنها پدیدار شود.\n\nبلی ، بلی، یک جنگ عمومی اوروپا بسیار ضرور و هم لا بد شده نیست، ضرور باید شود. و گرنه بیچاره اور پائیان از بی محصولی و بی رزقی ، هلاک میشوند. معلوم است که ادامه حیات بخوراک موقوفت . و چون محصولات زمینی بمقدا ر نفوس کا فی نیاید البته بعد یگر خود را خواهند خورد !\n\nحالا یکقدری اگر بسوی قطعه آسیا د علی الخصوص مملکته ها شیکه مردمان ملت مینه اسلامیه در ان منتشر میباشند یک نظری بیندازیم یک فیض و برکت عظیمی در محصولات زمینی آن می یابیم که در اکثر جاها محصولات از نفوس بیشتر و یا برابر و معادل همدیگر است ، از یکطرف از بحر محیط اصلی تا بحر محیط کبیر خولا محدود شده، و از دیگر طرف از کنارهای سیبیریا تا به جزایر بحر محیط عرضا و سعت یافته که مردم مسلمان اکثر در ما بین بهین بقعه اراضی منتشر میباشند، این بقعه بهترین بقعه های دنیا شمرده میشود. وا دیهامی مزروع و معمور نیل مصر و مرا کوار است مقدسه حجازید و یا شنیده فلسطین اعربستان، شامات انا طول اعراق ایران افغانستان هند وستان\n\nاستان بنتی اور اسی چین ، و جزایر که محط ارین بقیه موجود است . نه خاتم الانبیا محمد مصطفے صلی الله علیه وآله وسلم و طعن حضرت مسیح علیه السلام ، جای بهشت موسی علیہ السلام و دیگر جملہ انبیاے عظام در همین بقعه شریفه است. جوانا می صاف و تند ریست آبهای درخشان خوشگوار آسمانها می فراخ دست آنها بها می پرتابش منور در این بقعه می تابد.\n\nمیگویند : یکی از هندوان آفتاب پرست به استان به (لندن) رفته بود. انگلیزی از و پرسید که چرا آفتاب را می پرستی ؟ گفت : اثر این آفتاب شما را میدیدم هیچگاه آفتاب پرستی نمیکردم ولی اگر شما آفتاب ما را میدید به همه حال افتاب پرست می شدید.\n\nبلی ، بلی، شهر لندن عبارت از یک کار خانه بزرگ نیست که تقریبا پنجاه لک عمله دارد ، پس در اینچنین یک کارخانه عظیمه کجا میکند که و که کسی آفتاب را به بیند ، هوائیکه بران محاط است با دود و بخار دخانه از مال محلول و ممزوج شده همه اشیا و محتویات خود را در یک رطوبت پر از وجت سیاه و کر یہی مستغرق می نماید . اگر فیض و برکت خزینه ثروت دفینه محصولات زمینی هند وستان ، و انا طول و مصرفی بود این پنج ملیون عمله آن کارخانه جسیمه مانند مور یا نه به همین خوار می و یا مکین به پشم و قماش خانی مجبوری شدند !\n\nیکی از اسباب ضروری بودن جنگ عمومی اوروپا رقابت و حسد شان است بر بهین بقعه پر فیض و پر برکت مذکوره ، چنانچه اوروپا به اشیا از راه صنایع بدفع احتیاجات شان خدمت میکند آسیا نیز در را و شکم بی هنر بیچ بیچ شان که جو هر حیات شان به آن موقوفه است معاونت میرساند. و چون قطعه پر حکم حضرت سعدی را در پیش نظر آریم آن همه صنایع پیچ است. و شکم چیزی نیست که هیچ بر شود. لهذا قطعه اوروپا حاکم و محتاج الیه نی بلکه محکوم و محتاج قطعه آسیاست. بناءً علیه اوروپا میخواهد که این خزینه عظیمه را سراسر جزو اوروپا گرداند. ولی نمیتواند."}
{"book": "adl0616", "page": 269, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر 19\nقاتها ، خدا، چر گرسنه گیهای قحط سالیهای شان که هرگاه انتها از موضوع علم تاریخ بیان نمائیمه عبارت از\nلا به مسیر دیگر زدن شان را نتیجه مید به اگر امروز ند : یک افسانه و حکایتی میماند که : ( بود و نبو و یک دهم بود ....)\nفردا خواهد داد وار نداند + صد سال بعد خواهد داد گفته به بیان مشروع نمائیم ، حال آنکه مقصد عاجزانه ها\nوالحاصل از هر جهت وقوع جنگ عمومی دول او ر و پا از این است که از (حکمت تاریخ ) سخن را نیم و به این\nخارقه های سیار بدیه ایست کہ ہمہ ترقیات ترقیات اختراعات وسیله در باب شایش ذهن و فکر و و تربیه تربیه عقل و\nمحیر العقول تانرا یکی یکبار ا به پرده خطا بید ان اظهار وسعت معلومات مطالعه کنندگان گرام خود عرض\nمی بر آرد لهذا این خارقه را نشان دادن لازم خدمت و رزیم، دگر نه چیزیکه ( عجایب المخلوقات )\nاست. تا ساکنان کره سیاره ( مریخ ) نیز برین و امثال آنگونه کتابها در باب خلقت عالم د خلقت\nاختراعات محیر العقول ساکنان کره نه مین آفرینها آدم گفته و در فارسی ہم موجود است کافی دانے\nشمرده شده بدیگر ہرزہ سرائی چه حاجت !\nبخوانند !....\nیکی از قاعد ها می اساسی میشیز های تحت نصا را\nقف\nکه درست ملکه با دو یا جانا می تنها مکتب ها و غیره بنیاد می نهندو\nاز (صبح عمومی چه کنی پرزه سرا\nمردمان دشتی جاهل و بیخبر را به بهانه تعلیم و تربیه نصرا\nای جیا بشر صلح نباشد به هتا\nکردن میخواهند همین است که تا گردان خودش برا\nاز جنگ عمومی اسخنی گوشی (محمود)\nابدا و قطعا بعلوم عقلیہ حکمت که موجب که موجب دست ذهن\nتا اتیجیاتی بشناسند دادست\nو فکرشان گردد نزدیک شدن نمیخواهند. زیر\nذہن و عقل وسعت گیرد همان دم بی اساس ابی بنیاد\nبودن اینی که آنها را به آن گردیدن میخواهند ظاهر و آفتابی\nمیشود.\n\nمقالات علمیه\nعلم تاریخ\nتاریخ بشریت\nبخلاف دین مبین اسلام : کہ اگر ہر قدر ذہن دنگر\nدست گیرد عظمت قدرت و حکمت ذات اقدس خلاق\nابقار بین کرام خود و عده کرده ایم که از هر قسم علم جلیلہ اعظیم کائنات جبل شانه نیز همان قدر میبالد ، زیرا این\nتاریخ در پیش انظا به استفاده شان عرض نمانیم ولی بین اسلام ذات اقدس الله عظیم ال را متن این\nچون در اول تا از طرف مکان بیان نمی نمودیم از بیان و تا بدین خود بجنان صفات و چنان واجب الوجود ہے\nمظروف آن هیچ فایده حاصل نمیکردیم. یعنی اگر از تاریخ ذات شناختانده که هیچیک از اجزا می فردیده و در است\nخلقت کره زمین که طرف تاریخ شمرده میشود. کوشید این عوالم میا یا نرا از هستی وجودا به می وازلی\nو تا ریخ که عبارت از بیانات و قوعات بشر است نیز دال لامکان در همه شیعیان آن ذات و صفات\nمظروف ان بحساب میزدر بحث بیان بحث بیان نمی آوردم خالی و کاری نمی یابند . (۱) . و في كل شئ له آية\nچنان مشابہت میرسانند که یک نشده بر لب انند که یک شده بر لب یک آب يدل على أَنَّهُ واحد )\nخوشگواری باشد. و ظرفی داشته باشد که ازان آب لا جرم چنانچه در شماره ها می سابق خود از (خلقت الم)\nبرداشته نبوشد. تاریخ از احوالی به بیان میکند تا بکہ رجہ آگا ہے حاصل کردیم ، سرازین شماره\nبشریت در زمین نشود نما یافت. لهذا لا بد بود که تا یک درجه خود تا که رجه در (خلقت آدم) غور و تدقیق میکنیم.\nاز حقیقت و کیفیت خلقت زمین بیان کرده با از بعالم بشر و چنانچه در خلقت عالم ہم رہو ناست کتب مقدسه\nسعادیه ، دهم برا بین علوم عقلیه، حکمیته را اساسی\nنظر کنیم .\nگرفته بودیم، دور باب تطبیق و برا بر می آنها اقوال\nمیر علم و و جنب دارد: یکی جنبه ( موضوع است علمای این فن را رهبر خودساخته گوشتش در زبده\nکه آن علم بر ان وضع د نا بانه است. دیگر جنید ) حکمت بودیم. در (خلقت آدم (۲) نیز بیان قاعده را پیش بیاد\nآن است که عبادت از اما کمات فلسفته عقب در آن است."}
{"book": "adl0616", "page": 270, "text": "صفحه ۱۳ نمبر ۱۹\n\nخود میمانیم :\n\nتاريخ خلف ابو البشر آدم عليه السلام\n\n( علم تاريخ ) در باب خلقت آدم عليه السلام بر دو اساس بنای سخن مینماید : که یکی کتب سماویه و دیگری کتب حکمیه فلسفیه میباشد. کتب مقدسه سماویه در خلقت آدم عليه السلام چنین میفرماید :\n) چون حضرت خلاق عالم جل و علا کائنات را در پنج روز خلق فرمود و در روز ششم خلق نمودن بنی آدم را اراده و نیت فرمود که از صفات ذاتیه و ثبوتیه خود یک مقدار جزوی به او بخشیده و به آن قوت و قدرت بر همه دنیا و مافیها مسلط به او عطا نمود تا عبرتی که از مصنوعات برنگیرد آنرا بحضرت صانع مطلق جل و علا انتقال داده شکر و عبادتی که بخالق خود مدیون است بجا آرد . بنا برین بواسطه ملایکه کرام یک قسمی از خاک را شکل و صورت انسان داده و بجمال قوت و قدرت صمدانیه خود ( روح ) را در ان دمیده نام آخر القدم نهاد .\n) بعد ازان، ملایکه کرام را بسجود بردن به او فرمان نمود همه ملایک به سجده کردند . تنها شیطان تکبر و غرور کرده از سجده کردن ابا نمود. لهذا ملعون و مطرود حضور خالق تعالی گردید .\n) بعد از ان حضرت ابوالبشر اگرچه در جنت نعیم بذوق صفا کامل زیست مینمود ولی سبب تنہائی ملال حاصل کردند لهذا حضرت خالق قادر حکیم توانا حق و علا از وجود آدم ــ یعنی از همان خمیر مایه که وجود آدم علیه السلام از ان ساخته شده بود یک زنی خلق فرمود تا بحضرت ابو البشر یار و یاور شود . نام این مخلوق را نیز (حوا) نهاد .\n) حضرت حق تعالی جل و علا حضرت (حوا) علیها السلام نیز با حضرت آدم علیه السلام در بهشت نعیم سکونت امر فرمود و از نزدیک شدن بیک درختی ــ که حقیقت آن درخت بذات اقدسش معلوم است ــ منع فرمود ، اما شیطان اول حضرت حوا عليها السلام را فریب داده بخوردن ثمره ترغیب داد و نیز آدم علیه السلام را تشویق نموده از شجر ممنوعه خوردند . لهذا سبب این خطا و نافرمانی به این محنت سرای فانی بیرون بر آورده شدند. و در اینجا به انواع مشاغل شریره و اندوه بی نهایت با مرار اوقات نمودن امور و مجبور گردیدند .)\n\nاین است معلوماتیکه تاریخ در باب ( خلقت آدم) از روی کتب مقدسه سماویه با عطا مینماید . ما به این آیات بینات حق و صواب کتب مقدسه ایمان کامل داریم و آن ایمان و اعتقاد خود را مدار سلامت و نجاح خود میدانیم و بقدر ذره در حق بودن آن شبهه و اندیشه را بضمیر هم نمیگذرانیم. ولی ما چون ( علم تاریخ) مینویسیم حسب هر انچه علم تاریخ در باب ( خلقت ادم) گفته باشد نقلاً نه معتقداً برای رؤسا این علم مینگاریم .\n\nاین را هم بگویم که اگر در وطن عزیز خود مانده و ما را باد به پیمای ممالک بعید و نمینمود و با گروهها و معتقدین مذاهب مختلفه مجبور بمصاحبه و مباحثه نمی شدیم باز هم در خصوص هیچ چیزی نمی گفتیم. ولی چون در اثنای سیاحت دیده خود خواه در اوداپورتا، و خواه در بمبئی و خواه در او قلبا و کلکتها با بسی مردمان دانشمند عالم هر مسلک و مشرب به نشست و برخاست و مذاکره و مباحثات مجبور شدیم، و بنا بر غیرت و حمیت و اعتقاد صمیمیت خود همیشه به تذکار دلایل حکمیه و عقلیه که اکثر مردمان دران طرفها به آن گرویده میباشند احکام جمیله معتقد بها خود را به اثبات کردن مجبور شدیم . و آنچه میسر شده مگر بلطایف کتابها که از قلم دانش رقم علما و حکمای اسلامیه این عصر حاضر برآمده است، لاجرم در باب مسئله خلقت بشر ( کائنات ) نام اثری برگزیده جناب عالم فاضل فیلسوف کامل ( احمد مدحت ) افندی را که یکی از مؤلفین مشهور استانبول است رهبر گرفته رموز و حقیقت آیات کتب مقدسه را با محاکمات فنیه حکمیه تطبیق و برابر کرده بنظر قارئین کرام عرض میکنیم :\n\n[دیگرش در شمار های آینده می اید]"}
{"book": "adl0616", "page": 271, "text": "صفحه ۱۴\nمواد عسكرية\nسخنان خوبی که پیش رصد الطوب انکی نیند شما است\nبعدا از شماره\n۱۸\nخطابه ایست که درسته ۱۸۰۹ ) از طرف (ناپولیون) مشهور برای محاربه باد دولت دستریا ( برار و رومی) خود خوانده است\nعره :\nبر اراضی حکومت متحد و ( زن ) که متفق است اوستیا حد ناشناس تجاوز نمود . این است که مسرعت برق پیش میاید\nعر !\nوقتیکه امپراطور اوستریا در موضع (سورا و یا) به اردوگاه من آمد در اطراف من شما با موجود بودید . بگوش خود شنید و بودید که چسان بمن تضرع و چاپلوسی میکرد، و چسان از من مرحمت می طلبید و چه قد رقم ها در باب دوست ما ماندن خود با ما همیخورد؟ آن اوستیا که سه بار از ما بلال حقارت کیت خورده باز هم بیچ دیا میکند. این وام بارات کر قسم خود حانت میشود حال آنکه اوستیا میبایست که به هلو شفقت و مرحمت البسیار مدیون شکران میبود.\nعسكرا !\nمغفرتهای بعد با این مظفری حالا ما را قال خیزیست که در ان پیج نماند و زیرا اوستیا د بگیل ) - و مغلوب شماست ، دست شما برد\nصفت\nای روان شوید با مظفریت ما را انتظار دارد. دلها دشمنان خود را از بیست خود بلرزه در اریم ! [از الاناق عساری تر بگم را]\n\nنمبر 19\nعالمهارايان\nبعدا از شماره\n۱۸\n(در یکشه) امینی را به هامی در رشت\nمن در نهایان اول چیز عجیبی که دیدم همین است. از آنرو از بر بیشتر در بخصوصی میقدری معلومات میدهم : (ریشه ) یک علانه است کہ دو چرخ - یعنی در دولاب وارده و یک آدم دران می نشیند. و یک آدم آنرا میکشد، حالا این را خوا به پرسیدید که چرا خرابه های با دید به و نطفه و و اسپه و چا راسپه دیک اسپه را سوار میشوند که اینچنین شرا به نامی کوچک و محقر آدم کشی را استعمال میکنند؟ از این است که اینخصوص به تفصیلات محتاج است :\nاولادین را بگویم که در رایان مساحه حلمت بسیار کم است. اساسا برا مکت از سه هزار جزیره های کوچک بهر جمع آمد و را پان شده اند شده آن در میان این ها انقدر جزیره های کو های کوچک موجود و است که یک چند خانه اهالی را مالک است. مساحه مجموعه این جزیر ها (۴۱۷۴۱۲) کیلومتر است که در بین قدر زمین کم زیاده از ۵۰۰۰۰۰۰۰) پنجاه میون نفوس زندگانی دارند. تقریبا به هر کیلو متره زمین بیشتر از شبه چهار صد نفوس پرسد که اگر از میان آن دکورهای اتش نشان دکورهای مستور با برف را بیرون برآریم به ریم بر هر مربع با پنجصد آدم میرسد، این است که بگا که یگانه انه مانع را به نامی اسکے کمبود بی اراضی شان است نسبت به نفوس شان زیرا این اراضی تنگ حیوانات را نی بلکه انسانها می خود را نیز به سیاره\nکه دخترت از بیست و چهار ساعت گرسنه است.\nخدشگا را از شنیدن این سخن لرزید. و بیکال مهشی پرده را با لا کرده با نه از نظر غایب گردید .\nفاجعة ها بارين ، بعد از نمبر ۱۸\nازین سخن فلو تیله حال یک صاعقه زده را گرفته و بر دست خود را بر دل خود فرد هشته گفت :\n— این را آیا خود او گفت ! !\nدر جائیکه فلو تیله ایستاده بود از مرمر سیاه یک (استاتو) موجود بود که این است تو بجسامت طبیعیه یک انسان هیکل بسته یک جشنی را نشان میداد که یک شهید این چهار مشعه تی را بدست گرفته بود .\n— بلی ، بهمین سخنی است که از درمان خودشان بر آمده من قدرت ندارم که یک حرف فرموده شانرا تبدیل و تحریف بتوانم ...\nفلوتیلید دانست که اگر یکبار با ز بنشیند دوباره برخواسته خواهد توانست، لهذا بر همین استا تو تکیه زده بود. بقدر دوسه دقیقه به انتظار مرور نمود. بعد از ان پر دو خانه شده موسیو روزه ف بدار گود\n— گفت :\n— بروید به پرسن مارگی و خوب خبره بید و در استان خواب کی جان و تنها"}
{"book": "adl0616", "page": 272, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۱۹\n\nزور می پرورانند. خود جواری و دیگر حبوباتیکه اسپ و دیگر بارکش ها را به پروراند بدرجه هیچ کشت میشود. حیوانات نیز به درجه هیچ که میباشد. بنا بر این وظیفه بارکشی را نیز انسانهای شان بجا می آمدند، حتی بارهای بسیار سنگین را نیز با انسانها نقل میدهند.\n\nریکشه ها تنها در شهر بانی بلکه در دهات و قریه ها نیز بسیار است از یک قریه به دیگر قریه نیز با ریکشه رفت و آمد میشود. راه های بسیار درازی را بآسانی قطع میکنند، سرنشیب ها سر بالاییها را همه با ریکشه می پیمایند. اگر لازم شود در ساعتی تا به دوازده کیلومتر راه را به سرعت می پیمایند. یک دم ریکشه کش که دیدنی که در ساعتی دو کیلو متر راه را قطع کند متصل و دو نیم تا به سه ساعت راه را بکمال خوبی طی میکند. اجرت این خرابه های آدم کش در ساعتی بحساب رایج ملک خود ما یعنی قابل دو عباسی میباشد، و هر چه ساعتها بیشتر شود اجرت کثر میشود.\nمن با ریکشه بسیار گردش کرده تجربه های بسیاری حاصل کردم. راه پوی های بی محابا علاوه بر این آنقدر به سرعت میکشند که شایان حیرت است. همه قوت این ریکشه کش در پایه هایشان میباشد. حتی ساقهای پای اینها نسبت به پای آدمان خیلی کلفت میباشد. عمر این بیچاره ها نسبت به عمر مزدور کاران کمتر میشود. و در شهر (توکیو) چارده هزار ریکشه در کار است. در زمانهای پیش ازین هم بیشتر بود. اما حالا بسبب بسیار شدن ترام ریلهای الکتریکی ریکشه یوم به یوم کم گشته است.\n[ باقی در نمره آینده میآید ]\n\nادبیات\nغزل\nچون خدا قومی نمایان میکند\nذوق شان را سوی عرفان میکند\n\nعلم و عرفان و تمدن هم بستر:\nبهر ملکی حق جو احسان میکند\n\nپادشاهی قلۀ فرزانه\nبر سپهر ماد می ایشان میکند\n\nشد سراج مدت و دین شاه ما\nنوبرا و هر سو چراغان میکنند\n\nفیض خیر و کمال و علم او\nروح بخشیها به افغان میکند\n\nعلم و دین و عدل و رحم و عقل او\nملک و ملت را گلستان میکند\n\nمیکند ( محمود طرزی ) مدح او\nلیک بی اغراق و بجهتان میکند\n\nفلوسیله بعد از آنکه نقاب روی خود را خوب راست کرده بی آنکه یک کلمه چیزی بگوید از زمینه و دروازه بر آمده بر بولوار (انوالید) خود را رسانید. باران باز بباریدن آغاز نهاده بود. یک دمنه کثیفی که روی شهر پاریس را استیلا نموده بود و از یک طرف بصورت باران به آب انقلاب یافت بود و از دیگر طرف یک ظلمت تیره شب آسمانی حاصل کرده بود.\n\nزنیکه بیچاره مجبور بود که تا محله باتینول با زبان ساده عظیمه را قطع نماید. حالانکه این نظرت اسب چالاک یک امید اورا می آورد و این طرف کابوس هولناک او را نیز بر اضطرابات تزاید مادی و معنوی او افزونی گرفته بود.\n[باقی دارد]\n\nبجا"}
{"book": "adl0616", "page": 273, "text": "صفحة ۱۵\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۱۸\n\nآسپاسیا — یک زنیست از زنان یونان قدیم که بحسن عقل مشهوره بود، در شهر (میلت) تولد یافته، بعد از ان به (آتینه) رفته به تدریس علم بلاغت مشغول گردیده، خانه اش در آتینه مجمع و محفل علما و حکما و شعرا بود. در اجتماعها ئیکه در آنجا می شد عالی ترین مسئله های حکمت و ادبیات و سیاسیات در میدان مذاکره و مناظره گذاشته می شد. از حکمای مشهوره یونان (سقراط) و (پریقلِیس) و (آل کیبیاد) همیشه از مداومین حکمت خانه اسپاسیا بودند. نهایت الامر (پریقلِیس) که در آنوقت رییس جمهور هم بود، به جادۀ حسن و جمال، و تأثیر علم وکمال (آسپاسیا) تاب آور و مقاومت نشده و زن خود را طلاق کرده با اسپاسیا ازدواج نمود. حکم و نفوذ اسپاسیا بر (پریقلِیس) با به درجه رسیده بود که همه امور اداره حکومت جمهوری به امر و نهی آسپاسیا منحصر مانده بود. حتی محاربه های بسیار خونریزانه (سیام) و (مقاره) و (موره) را اسپاسیا بر انگیخته است. بعد از ان دشمنان اسپاسیا یک سخن حکمتی او را بهانه گرفته به بیدینی او را متهم ساختند. و در محکمه اش کشیدند. شوهرش (پریقلِیس) برای رهائی دادن اسپاسیا خیلی کوشش ورزید حتی خطبه اش در (آریوپاغ) برای جلب مرحمت حاکمها ئے محل اشک بسیار می ریخته است. بعد از وفات (پریقلِیس) آسپاسیا با (لیستقل) نام یک نوجوانی که اصل و نسلش معلوم نبود ازدواج کرد. ولی بعلم و سیاستی که داشت این شوهر خود را بمسند عالی جمهوریت بالا برآورده است. آسپاسیا نه یگانه علم و معارف و علی الخصوص صنایع غریب بود، حتی در آتلیه سبب یگانه ترقی صنایع نفیسه آسپاسیا گردیده است. برادر (اردشیر) پادشاه ایران که (کیروس) نام داشت چون شهرت بسیار و رخشنده آسپاسیا را شنیده بود معشوقه خود را که (میراتو) نام داشت بنام اسپاسیا ملقب نموده بود. بعد از وفات برادرش کیروس میراتو را اردشیر دوست میداشته بوده است. [ باقی در نمبرهای آینده می آید ]\n\nنمبر ۱۹\n\nعلم تملك\nما بعد از نمبر ۱۸\n\nانسانی که سعی و عمل را شعار خود داشته و نه بخود و نه بجای هیچ فایده نمیرساند. اما این را هم باید دانست که انسان تنها بکار و کوشش یک سر واحد خود بتدارک کردن چیزهای لازمی که به رفع احتیاج زندگانی او بکار است کامیاب نمی آید. چرا که اجرا کردن صنعتها بسیار عادتی نیز بسیار آله ها و واسطها متوقف است. آدمهای بسیار وحشی نیز برای سد رمق زندگانی خود نخوردن دیگر حیوانات مجبور است که برای بدست آوردن آنحیوانات لا اقل به تیر و کمان و کمند، و دام محتاج میشوند و برای ساختن آنها بعضی آلات و ادوات مجبور میگردند که آن آلات و ادوات را تنها کوشش و عمل یک آدم مهیا سازنده نمیتواند. و ازین سبب انسانرا (مدنی بالطبع) یعنی جمعیت زیست کننده گفته اند.\n\nبهر انقدر که مدنیت پیش میرود علمها و معرفتها نیز بیشتر میرود و بهمان نسبت احتیاجات بشریه نیز افزونی گرفته (قوه استحصالیه) شان نیز بیشتر میشود. و ازین سبب از یکطرف زمینها و جنگلها، و انواع معدنها، و نباتات و حیوانات را ضبط و تصرف میکنند، و مانند بخار و الکتریک قوای طبیعیه را در خدمت خود استعمال نموده بسی چیزها را که برای استحصال ثروت شود بکار می آورند، و از دیگر طرف باز همان ثروت را سر از نو بر صنعت با صرف کرده جنسها و قیمتهای اشیائی را که مایه پیدا کردن ثروت شود افزونی میدهند.\n\nبنابرین، وسایط استحصالیة ثروت یعنی واسطها که ثروت به آن پیدا میشود بر سه قسم تقسیم میشود:\n[ ما بعدش در نمبرهای آینده می آید ]\n\nهمه مقاله نائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرری تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه\n\nبسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر میرزا افغان مقیم چهارچته دار السلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری"}
{"book": "adl0616", "page": 274, "text": "صفحه ۱\nسال پنجم\nنمبر ۲۰\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت بهادر\nعلی احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنت کابل ۸ روپیه کابلدار\nدر ولایات داخله مملکت باخراجات ڈاک ۱۴ روپیه\nدر خارج مملکت باخراجات ڈاک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nتاریخ عربی یکم شعبان ۱۳۳۰\nتاریخ انگریزی ۱۷ جولائی\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنه کابل\nهمه امورات تحریریه به اداره و خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۲۵ سرطان ۱۲۹۱\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nترقی پروریا اعلیحضرت همایونی — حوادث داخلیه\nادبیات — ناموران زنان جهان — علم و ثروت ملل\nناجعه های پارسیس\n\nترقی پرور، و شهریار مقدس لطف گستر ما در ظرف یکچند سال نمونه چمنستان ارم و یکی از خوش منظر ترین سیرانگاههای عالم گردیده است.\n\nترقی پروریها\nاعلیحضرت همایونی\n\nدر شمارهٔ سابقه خود از بعضی ترقیهای اعماریه تعمیر ترفیه اعلیحضرت پادشاه معظم خودمان چیزی چیزی نگاشته بودیم، درین نسخه خود از یک هوا خوری وقت عصر (چمن حضوری) نام موقع با صفای شهر عزیز و دلپذیر خودمان یک شمه بیان میکنیم:\n(چمن حضوری) در جهت شرقی متصل شهر صفآرا واقع، و یک چمن بسیار خوش فضا می لطیف هوای دلگشائی میباشد که پیش از چند سال بجز یک نام خالی چمن و گر یک محاسنی را مالک نبود، لاکن بتوجهات ترقی صفات پروری ذات مراحم صفات اعلیحضرت پادشاه معظم\n\nدر اینجا ما از احوال سابقه همین موصوف چیزی نمیگوئیم تنها از یک تنزه یعنی هوا خوری یک عصریه وقت حاضران بیان میکنیم:\nهر انسانی که خواه سوداگر باشد، و خواه پیشه ور و خواه مفلس باشد و خواه توانگر بهر حال در ظرف بیست و چهار ساعت بعد از فراغت کار و بار خود بیک هوا خوری و استراحت کردن، و یک نفس و چای نوشیدن احتیاج کلی دارد. و در ممالک متمدنه این مسئله مهمه تنزه و تفریح اهالی در یک مقیاسی بسیار واسعی در زیر نظر دقت و اعتنا گرفته شده با نواع شکلها و نامها برای دفع اینگونه احتیاجات جانها و موضعها بنیاد و بر پا شده میباشد کلپها، قهوه خانه ها، و استیخانه ها، کانه شانو، تیاترا، سازخانه ها، سیمونوگرافت خانه ها، باغها، سیرانگاهها، میدانهای اسپ دوانیها و دیگر مسابقه ها و غیره نیز موجود است که این چیزها برای استراحت روحانیات و معنویات انسانها بدرجهٔ ذراعت، و صناعت که برای جسمانیات و مادیات انسانها یک خدمت میکنند منفعت و فایده میرساند. و این چیزهائیکه ذکر شد چنان گمان نشود که از طرف حکومت ساخته میشود بلکه حکومت برای این چیزها یک قانونی وضع کرده، در دایرهٔ"}
{"book": "adl0616", "page": 275, "text": "نمبر ۳۰ صفحه ۳\n\nبهمان قانون طرف کمپنی ما و شرکتهای خود اهالی کابل آزادی و انتظام تشکیل و تاسیس می یابد.\n\nدر ملت عزیز ما از ینگونه چیزها که مخصوص مدنیت اوروپاست هیچ چیزی موجود نیست . و هم بموجود بودنش لزوم دیده نمیشود، زیرا مملکت عزیز ما در وقت حاضر بدار العلومها و مکتبها و کتابخانه ها، و دارالصناعه ها، و شرکتها و امثال اینگونه چیزها که به ثروت و توانگری، و تربیهٔ عقلیهٔ اهالی خدمت کند احتیاج فوق العاده دارد. لهذا ذات اعلیحضرت پادشاه محبوب القلوب معظم چنانچه از یک طرف در باب تاسیسات علمیه و صناعیهٔ ملکت شاهانه شان بذل همت جهان قیمت شاهانه را مصروف داشته اند از دیگر جهت برای نشاط و انبساط اهالی مملکت نیز نزهتگاه با صفائی (چمن حضوری را) سر از امسال بیکوضع دلنشین، و یک اصول فرحت ترین بسیار پسند به تحویل داده اند.\n\nاین پادشاه بزرگ ترقیخواه مقدم، در هر خصوص ترقی و تمدن مملکت مجرد شه شاهانه شان مجبوراند که بنفس نفیس خودشان صرف مقدرت فرمایند . و معلم هر گونه آثار ترقی خود ذات شاهانه شان شوند . زیرا اهالی مملکت عزیز ما هنوز در حال صفوت و خالصیت ابتدائی خودشان زیست دارند، شانه تشکیل (شرکتها) که یکی از مهمترین اسباب ثروت و توانگری مملکت شمرده میشود در نزد اهالی ما سراسر مجهول و مفقود مانده . شرکت که بزبان فرنگستانی آنها (کمپنی) و یا (کوسپانی) میگویند انقدر غیر معروف یک کلمه ایست که متوفیه اعلیحضرت ملکه ویکتوریا را کمپنی صاحب مینامیدند . و اینهم ازین نشأت کرده بود که حکومت انگلیسیه هند یه در آغاز دخول خود بهند بنام (کمپنی) یعنی (شرکت تجارتی) ضبط مملکت مینمودند . حتی در اول بار که لشکر به افغانستان سوق نموده بودند باز هم بهمین نام کمپنی بود که ملکه ویکتوریا بهمان نام معروف و زبان زد شده آمده است.\n\nحالا به بینید که (کمپینها) یعنی شرکتهای تجارتی چقدر اهمیتهای عظیمه دارد که یک مثال مجسمه آن همین مسئله ضبط نمودن خطهٔ وسیعهٔ هندوستان است که یک شرکت جسیمه انگلیسیه در زیر حمایت و نظارت دولت متبوعهٔ خود تشکیل یافته و عسکر، توپ، تفنگ، کشتی، وغیره وغیره را برابر کرده مانند هندوستان یک خزینه پر از مال مردم را بدست آوردند. اگر یک شخص توانگری بخواهد که یک خط راه آهین تجارتی از کابل تا بقندهار تمدید نماید . و قطارهای ریل را بران بکار اندازد و بصدها استیشن ها و هزاران مامور نا و دیگر مهیای کارهای آنرا از سرمایه خود بوجود آرد آیا ثروت و توانگریش را تا بالا تا بچه درجه عظیمه خواهد بود؟\n\nحال آنکه اینگونه تشبثات عظیمه را ثروت شخص واحد هیچگاه پوره کرده نمیتواند . اینگونه کارها را اگر بچند (شرکت) میکنند که به اصطلاح علامه (ابن خلدون) آنرا (تکثیر ایادی) یعنی بسیاری دستها میگویند . و الحاصل فواید و منافع شرکتها و کمپینها چنان چیزی نیست که بیک مثال و دو مثالی تمام شود . افسوس که در مملکت عزیز ما حس تشکیل دادن شرکتها جز اسمیکه از ما هنوز خطور هم نکرده است.\n\nاول بار که نام شرکت شنیده شده و بنیاد آن نهادوشد همانا (شرکت عرابه موتر) بود که پارسال ذات اعلیحضرت پادشاهی بعد از انکه بر همه اعیان مملکت از فواید شرکت یک نطق بلیغ بسیار موثری بیان فرمودند چشمان همه گانرا بر منافع آن باز نموده و هماندم یک سرمایهٔ سهمی بوجود آمده شرکت تشکیل یافت که انشاء الله منافع و فواید آن در ثانی دیده خواهد شد.\n\nدوم بهمین شرکت مختصره محدود ایست که بنابر تشویقات ترقی آیات ذات اعلیحضرت شهریاری امسال از چند ذوات متعددی تشکیل یافته مقصد خیر ذات اعلیحضرت پادشاه ترقی خواه حقایق آگاه ما از تشکیل دادن این شرکت دو چیز است : یکی اینکه چنین تشکیل دادن شرکتها را بر اهالی بیدار کرده است و فایده های آنها عام ساختن دیگری اینکه همه کارهای رعایای صادقه شاهانه شانرا آهسته آهسته در یک دایره نظام و انتظام مدنیت داخل کر دست، و اهالی شیئاً فشیئاً به آثار تمدن آموخته کردین.\n\nحالا وقت عصر است . طبیعت را نیز از کثرت تحریر یک تعب و مانده گی حاصل شده از آنرو لازم است که تا بچمن صفا مآب چمن حضوری رفته یک تنزه عصریه اجرا نمائیم . اگر از فقیرخانه خود که در محله (ده افغانان) واقعست تا بچمن موصوف پیاده برویم هم یکقدم زدن"}
{"book": "adl0616", "page": 276, "text": "صفحه ۳\n\nبھی بعمل می آید و هم از عدم بعد ما نه چندان مانده گی ما رض نمیشود. این است که قلم تحریر را از کف نها ده قدم تسخیر را بر میداریم : نصف با زارده افغا نا مرا با سرکه ما بین باغ ارگ مبارکه و (بستان سرا ) را بسرعت طی نموده بر سرک مستقیماً به (سرک ده) از یک قسیم ارگ ) ار از زیر قبهٔ جیمیه (چار سوق ) بر ویض و دلکش شمال به سرک کلان که در مابین دیوار ارک مبارکه و چمنهای عیسا کر کو توالی شانه واقع شده است بقطع مسافه آغاز نمودیم. بطرف پنجه دقیقه سرک مذکور را پیموده بر سرک بسیار با صفای سایه دار طراوت نثار می که به (سرک جدید ) موسوم است تا بسیر ( پل قوی باغ ) ، و ازانهم مرور نموده بر سرک بزرگ بسیار پهنا و مستقیمی که از دو طرف با شجر های جان و بوته های گل و زنبق عینا کاری محاط و تا مسافه درازی محدود شده رفته است، و از جاده های ممتاز شهر عزیز ما شمرده میشود برفتار افتادیم. بعد از آنکه از پیش گاه جامع شریف بزرگ ) عیدگاه ) گذشتیم بدست چپ میل کرده از پل جویبار کنار سرک صفا نثار بر سرک پیاده رویمین صفا ما من قدم نهادیم برین سرک از ابتدا تا انتهای آن که مساوی با طول چمن است جا بجا کنا به های یعنی کرسیهای تخته ئی رنگ شده پنج پنج نفری وضع شده است که اهالی بکمال حریت و آزادی بر آنها نشسته از تماشای طوپ بازیهای داخل چمن ، و هم از نغمهای لطیفه نسیم طراوت خرمن ، و نغمه های سامعه نواز موزیکه عسکری هوش افکن استفاده ها میکنند و شکرانه های تمامی لا یتناهی ذات اقدس الهی را که بپادشاه شفقت پیرامن به افغانستان عطا فرموده بجا می آرند . ما به این نظاره کنان چمن صفا نثار قناعت نکرده در چمن میدرا نیم. زیرا بعضی دوستان ما ما را در انجا انتظار دارد و در چمن دو دایر نشیمن گاه آراسته و پیراسته دیده میشود که از طرف شرکت بنا بر قصید تجارت برای واردین آماده و مهیا شده است. یکی از اینها خاص و دیگری برای عموم باز است. بریکی از چوکیها می نشینم. یک پیش خدمت خوش لباس با آدابی لیسته یعنی فهرست خوردنیها و نوشیدنیهای مشروع\n\nموجوده را آورده در پیش ما بر روی میز میگذارد . اگر تریا باشیم از هر نوع نوشیدنی خور دینهائیکه دل بخوا به بقیمتها معینی که برای هر چیز در ان فهرست نوشته شده میخواهیم. اگر دوست خود را دعوت کنیم پسند بودن خوردنی و نوشیدنی اور نیز تخفیف کرده بکال مسرت با انصحبت و بازار و رفع غم و ملال میپردازیم، از بین نشیمن گاه صفا همراه چون به اطراف و جوانب خود یک نظری پرتاب کنیم، هر طرف چمن را بیک سرور و حبور پر شطارتی مستغرق می یابیم. در یکطرف یک دایره نما بینیم که شاگردان (مکتب حربیه) در انجا ببازی گری کت ) بیک مسترت تمامی مشغولند در یک سمت دیگر یعنی بسمت نشیمنگاه خاص یک سیدان بازی دیگری می بینیم که از طرف شهرزادگان عظام و مامورین معیت ، و خدمهٔ خاصه همایونی بنامی (لا نیتنس ) اجرا میشود، در یک جهت دیگر شاگردان مکتب طایفهٔ هند و تاجران افغانی وطن را می بینیم که بیک شوق و شادمانی تعظیمی ببازی ) فٹ بال ، سرگرم مسرت و سرورند . در یک سمت نیز موزیکه عسکری به ترنّمات لاره مآبانهٔ نئے وطنی دلها را یک سرور می بخشد. از یک طرفین دار بازهای پر مهارت حرکات ماهرانه چالا کانه خودشان به تسخیر قلوب بینندگان میکوشد. ذات اعلیحضرت شاهنشاه هر روزه تشریف فرما می چمن حضوری میشوند. و بدیدار قدسیت آثار همایونی خودشان دلهای تبعه و رعایای صادقه شانرا ابیاری میفرمایند. حالا یک قدری بدیدهٔ دقت نظر کنیم. به بینیم که یک شرکت مختصر، محدوده چقدر نیز نگها بروی کار آورده چه جوش چه خروش، چه سرور چه شادمانی ! حال آنکه در عین زمان شرکت نیز فایده مند منفعت پرور میگردد. چون اینهمه ترقیات حقیقت پرور از فیوضات توجهات مراحم آیات پادشاه مقدس محبوب القلوب ما اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) در وطن مقدس ما بروی کار می آید واجب است که دعای تمادی عمر و اقبال و برتری شوکت و اجلال همایونی شانرا از صمیم بال عرض بارگاه ایزد متعال نمائیم .\n\n⁂ ⁂ ⁂ ⁂ ⁂"}
{"book": "adl0616", "page": 277, "text": "صفحہ ۴\nنمبر ٣\n\nحوادث داخله\n\nاستخبارات خصوصی در باب توتا خیل\nوقوعات ناگوار می که در منگل رخ داده بود بعون و عنایت باری و فیوضات توجات اعلیحضرت شهریاری چنانچه در شماره ۱۹ خود نوشته بودیم سراسر مندفع گردید در روز جمعه ۵ رجب سنه (۱۳۳۰) ملکان طوطا خیل و احمد زائی تماماً با معتبرین و سفید ریشان خودشان بخدمت جناب جرنیل محمد نادر خان حاضر شدند، و از مراسم اعلیحضرت شاهانه که بر گناهان این شان قلم عفو کشیده اند عرض شکران و افنان بی پایان نموده اند، و نیز از اردوی عساکر ظفر اثر شاهانه که در اثنای حرکات عسکریه بر هیچ خانه و مال مواشی شان اونا تعرضی نکرده اند و بلکه در محافظه آن کوشیده اند جدا گانه عرض ممنونیت و مسروریت خودشان را بیک لسان تشکری بسیار پر خجالت و شرمندگی بیان کرده اند، و به این شکرانه عساکر ظفر مآب شاهانه را بطعام بسیار بزرگی دعوت و مهمانی کرده اند.\n\nتعمیر رباطها و قره دلها\nرباطها و بعضی قره دل خانه های سرکاری که در اثنا این گیر و دار خراب شده بودند از طرف خود اناثی که از گناهان خودشان نادم و تاییب شده عرض استیمان نموده اند آباد شده میرود، تعمیر رباط موقع (خند خیل) از طایفه مردم (احمد زائی) و (طوطاخیل) بکمال عجز و سرافگنده گی در عهده گرفته اند، و قره دل خانه موقع (پیتان) را که مردم منگل خراب کرده بودند خود مردم مذکور تمام اطاعت و کمال عجز و خجالت آباد نموده مفرزه مقرری عسکریه آنجا بقرار سابق در اینجا اقامت گزین عز و شرف شدند.\n\nبرگد عبد العزیز خان\nعالیجاه برگد عبد العزیز خان که بر محاذ سمت جنوبی بود، با تفاق ملکان و رؤسای قبایل منگل در پنجم رجب به نظام\n\nو انتظام بسیار درست بموقع (خند خیل) با اردوی ظفرنمون جناب جنرال محمد نادر خان التحاق نمود، ملکان و رؤسای قبایل منگل استیمان نامه ها و تشکر نامه های خود شانرا که از طرف اعلیحضرت شاهانه عفو شان شده اند بخدمت جناب جنرال مشارالیه عرض و تقدیم کرده اند.\n\nنقل و اسکان\nمقدار سی پنج خانه وار که تقریباً دو صد نفوس حاوی بود بنا بر لزومی که دیده شد از منگل کوچ داده در زیر نگرانی کرنيل عبد القادر خان (به موضع گردیز) فرستاده شده اند که در اینجا اراضی مزروعه برای بود و باش شان داده شود، و بقرار سر رشته سرکار می تا وقت رسیدن فصل نفقه برای شان مقرر شود.\n\nعوت عساکر ملے\nجمعیتهای عساکر ملکی داد طلب که از اقوام مختلفه افغانستان محض بنا بر صداقت پادشاهی و شرف وطن کمر همت خدمت را بر میان بسته بودند و تحقیقات آن در شمارهٔ سراج الاخبار افغانیه مندرج است بعد از ایفای خدمت با رادهٔ سنیه اعلیحضرت شاهانه با همه تلطیفات و نوازشات رخصت شده بمملکت های خودشان عودت نمودند.\n\nجيهة\nاصلاحات مهمة مکتب فنون حربیه\nاز قرار مسموعات موثوقه که به اداره عاجزانه فرارسیده در هفته گذشته ذات عالی جناب شهزادهٔ معظم دولت علیه افغانستان (امین السلطنه سردار عنایت الله خان) در مکتب فنون حربیه سراجیه که با ارادهٔ سنیه اعلیحضرت پادشاه مقدس معظم ما در زیر نظارت جلیلهٔ عالی شان میباشد بعضی اصلاحات مهمه اجرا فرموده اند.\nاین یک معلوم است که (مکتب فنون حربیه سراجیه) قبل از یکسال با ارادهٔ سنیه اعلیحضرت با یونی بنا بر مقصد بسیار مهمه بر رسانیدن افسران نظامی تشکیل و تأسیس یافت، ذات اعلیحضرت پادشاه معارف پناه ما در همین حضور گاه همه سرداران و اعیان و اشراف مملکت را جمع و دعوت فرموده یک نطق بسیار مؤثر و بلیغی بر همگان بیان فرمودند که اجمال مضمون آن مبنی بر فوائد و محسنات مکتب و ضرورت و احتیاج اردو های دولت با افسرا"}
{"book": "adl0616", "page": 278, "text": "صفحه ۵\n\nنظامی و تاسیس فرمودن مکتب فنون حربیه سراجیه را برای بسر رسانیدن افسران نظامی بیک لسان مرحمت بیان حسیات پرورانه بیان فرمودند . در آخر نطق همایون این را نیز علاوه فرموده بودند که اول بار شما را که اکابر و خاندان و اعیان مملکت شمرده میشوید امر و تشویق میکنم که اولاده های خود تان را در مکتب داخل کنید تا اولاد های شمایان بشرف وظیفه خدمت دولت و سائر رفعت و عزت سرفراز شوند و اگر شما اولاد های خود را برضا و رغبت داخل مکتب نسازید مجبور خواهیم شد که اولاده دیگر اصناف رعایای صادق خدمت ما نه خود را بمکتب داخل سازم . و بعد از آنکه اولاد های آنها برتبه های عالی عسکری سرافراز شوند و از اولاد های شما بقوت علم و فن برتری گیرند حق شکایت و گله را نداشته خواهید بود .)\n\nوالحاصل در انوقت تقریباً بقدر صد و پنجاه نفر شاگردان از اولاد های اکابر و اعیان که شهزادگان عظام نیز در ان داخل بودند در ان مکتب فیض کسب داخل شدند . اداره مکتب در یک مقیاس واقعی بدست مدیر کتب جناب کرنیل محمودی می خان داده شد و مدت یکسال گذشت . عدد شاگردان مکتب روز بروز در ترقی دیده شد بعضی مسموعات ناگواری نیز در باره اداره مسموع عالی شهزاده معظم گردید . ازانرو بعضی اصلاحات مهم مکتب موصوف صرف همت عالی خود شانرا بیدریغ فرمودند .\n\nاولا یک نظامنامه برای اداره امور مکتب تنظیم و ترتیب فرمودند بعد از استیذان از حضور میمنت موفور اعلیحضرت شاهانه و مزین شدن بدستخط همایونی نظامنامه مذکور دستور العمل اتخاذ شده نسخه های مطبوعه آن را بر شاگردان و هیئت اداره تقسیم و توزیع نمودند . و جناب برگد . غلام جیلانی خان را که ماموریت برگدی خند کوتوالی عساکر شاهانه میباشند با باقی بودن وظیفه ماموریت موجوده شان علاوه به ( منشی ) مکتب فنون حربیه سراجیه مفتش مقرر فرمودند و غیر ازینها توجه تام نظارت پناهی عالی شانرا مصروف صلاح و ترقی مکتب فرموده همه ناگواریها و سوء اداره کارا عیناً قسماً بر طرف مینمایند .\nو از درگاه خلاق عالمیان نیاز میکنیم که با این\n\nترقی پیدا بیاد است و معلم محجوب القلوب ما این مکتب فیوضه کسب که بنا بر یک مقصد مقدسی تاسیس و بنیاد یافته روز بروز به ترقی و نتیجه های بسیار مهمه افسر پروری موفق و کامیاب آید ، و نیز بهمت عالی ناظر معالی مآثر ذات عالی حضرت شهزاده جوان بخت معظم خود ما ترا تبریک میگوئیم و دوام توجهات شانرا برین عمل خیر شانرا رجا داریم .\n\nحالا درینجا تنها صورت خطابه عالی نظارت پناهی شانرا که بر شاگردان مکتب خطاب فرموده اند و یک نسخه مطبوعه آن از ( مطبعه عنایت ) با رسیده بود عیناً درج صفحه افتخار نموده بر دعای یاد شاهی ختم مقال مینمائیم .\n\nخطابه ذات ما نظارت پناه بمکتب فنون حربیه سراجیه بر شاگردان !\n\nاگر چه منهم یکی از هم صنفان مکتبی شما برادران خود میباشم ولی چون حسب الوظیفه امیر و ناظر شما هستم لازم است که شما را آگاه سازم و بدانانم که درینوقت برای مکتب شما یک نظامنامه ساخته شده و یک شخص صادق و لایقی برای با خبری مکتب مقرر فرموده شده است تا بعضی ناگواریها ئیکه درین کتب مقدس بوقوع می آمد بر طرف شود . و اداره کتب شما بیک نظام و انتظام تمامی بزیور لایقه خود دوران نمایش گردان !\n\nبه این بدانند که اشرف ترین چیزها ( علم ) است . جای علمی و سرچشمه علم ، مکتب است . پس به بینید که شما در چنان یک چیز شریف و در چگونه مقام شریف بچه گونه یک عمل شریف مشغول و مقیم میباشید ! علی الخصوص که بران علم مشرف و شان صنف جلیل عسکر می نیز علاوه شود . صنف جلیل عسکری نگهبان ناموس و شرف دین و ملت و وطن است .\n\nشاگردان !\n\nبادشاه حقایق آگاه منظر قبله گاه ترقیخواه و کرم گستر ما این مکتب و جمع آمدن شما را در ان محض بقصد بسر رسیدن افسران جنگی نظامی که اردو های دولت همتونه منقد سه تان به آن احتیاج کلی دارد تاسیس تشکیل فرموده اند . سعی کنید زحمت بکشید . در راه تحصیل علوم و فنون عسکریه ، و آموختن تعلیم و قواعد حربیه سعیها کنید . زحمتها و مشقتها را بر خود گوارا سازید به افسران و معلمان خود اطاعت و محبت ورزید تا از نتیجه سعیهای شما بادشاه تان ، وطن تان ، ملت تان"}
{"book": "adl0616", "page": 279, "text": "نمبر ۲۰\nصفحهء ۳۰\n\nنخستین تابان ظاهر و عیان گردید عموم ملت افغانستان که در قلمرو اعلیحضرت امارت پناهی شان سایه نشین امن و امان بودند از طرف جمله اقوام مختلفه و قبایل و عشایر متنوعه منتخبها و نامزدها مبعوث شده به دارالسلطنه کابل جمع آمده و به اتفاق جمهور رعیت لقب ( ضیاء الملة والدین ) را بر اعیحضرت شاهانه شان نهاده بیکدل و یک زبان ( ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان ) گفتند . و بر سر این از طرف عموم ملت یک عهد نامه بقسم مؤید بدینمضمون که : ( تا بحال هر چه خرابیها نیک و بد دولت متبوعه مقدسه ما پیش آمد همه گی از نتیجۀ نفاق و فتنه انگیز سهائی بعمل آمده که در ما بین بالبلد حکم داران ذیشان ما بر انگیخته شده است . لهذا همه ما عهد و پیمان میکنیم که هیچگاه بفتنه انگیزی در ما بین اولاد ملوک خود قیام نورزیم و تا بوقتیکه اولاد اولاد این پادشاه ما که ما را و ملک ما را از چنگ کفر رهائی داده و با شان و شرف بخشیده در دنیا باقی باشند از جاده اطاعت و تابعیت و صداقت ستان سر بر نتابیم )\n\nفایده بردارد، و نتیجه زحمتهای تان به راحتها و سعادتهای دینی و دنیوی و فخرها و شرفهای مادی و معنوی مبدل گردد .\n\nشاگردان !\nآگاه باشید که بعد ازین اگر در نیامدن خودتان بمکتب و آموختن علم و ادب مخالف نظامنامه و اوامر و قواعدیکه از طرف عالی ما نشان داده میشود و حرکت کنید به جزاهای لازمی که خود را آنرا مناسب به بینیم شما را گرفتار خواهیم کرد. زیرا یگانه مقصد دولت معظمه ما این است که ازین مکتب افسران نظامی بیرون برآید . و چون شما بر اصل مقصد دولت منطقۀ خود تجاوز کنید البته که دولت علاوه بر مجازاتی که نظامنامه تعیین کرده بشما جزا خواهد داد . لهذا باز میگویم که سعی و غیرت و همت مردانۀ عسکرانه تا مرا که از آبا و اجداد شما بشما میراث مانده پیشنهاد خودتان نموده در راه محافظه شرف و شان دولت و ملت و وطن خود بچند سالی زحمت بکشید تا خدا و رسول و پادشاه شما از شما راضی گردد ، و ارواح آبا و اجداد وطن پرور تان شما را تقدیس کنند و دولت و ملت و وطن از شما بر خورد و فقط\n[عنایت الله معین السلطنه]\n\nمَرسُومَه بِجَشنِ اِتِّفَاقِ مِلَّت\n\nمراسم جشن اتفاق ملت دربار\n(( چون بعد از ترتیب واقع شده و از آنکه در آخر خواهد آمد ))\nداخله\n\nوقتا که نوبت سلطنت بوارث حقیقی تاج و تخت دولت علیه مستقله خداداد افغانستان ذات اعلیحضرت این پادشاه محبوب القلوب با عدل و عرفان ما رسید او زمام اداره سلطنت را بیک حسن نیت ، و کمال عدل و حقانیت بکف کفایت شاهانه نشان گرفته، و بنای حکمرانی را بر عاطفت و شفقت و مرحمت بنا نهاده حقوق عمومی را اعلان ، و باقیات مالیات سنوات گذشته را که بلیونها روپیه میشد از رعایای صادقه خود عفو و اسارت ، و عقوبات شاقه و عذاب را لغو ، و احکام شریعت غرآرا استوار و استقلال دولت قوی شوکت را بیش از پیش پایه دار نمودند در سنه (۱۳۲۰) سال دوم جلوس میامن مانوس شاهانه باز بقرار سابق از طرف همه ملت لقب ( سراج الملة والدین ) را بر ذات قدسیت صفات اعلیحضرت شاهانه شان نهاده به جمهور ملت بیکدل و یک زبان ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) مستودند و باز عهد نامه مذکوره را تجدید نمودند . و بر سر آن یک نشان مرصع بزرگی نیز از طرف ملت بر سینه مفخرت شاهانه شان آویختند.\n\nیکی از مراسم جشن های بسیار مقدس پر مسرت و شعاری که در دولت علیه افغانستان اجرا میشود مراسم ( جشن اتفاق ملت ) میباشد که آغاز این جشن در سنه ۱۳۱۴ مطابق سنه ۱۸۹۶ میلادی در سال چاردهم جلوس مسرت مانوس خانان مغفور جنت مکان اعلیحضرت ( امیر عبدالرحمن ) خان طاب مثواه نخستین بار در دولت اینه افغانستان بموقع اجرا آمده است .\n\nبعد از آنکه دولت قوی شوکت قبوله مقدسه ما از مرام خداوندی جل و علی و سعی و همت چون قیمت اعلیحضرت امیر مغفور طاب ثراه از دست دولت اجنبی رہائی یافت و مدت چهارده سال به استقلال تام و اکتساب قوت و احتشام دوام ورزید ، و ملت افغانیه در همه محفل عالم مانند آن روز فیروز مراسم جشن اتفاق ملت را هیچگاه فراموش کرده نمیتوانیم : همان سال اولی بود که نخستین بار بعد از غربت بیست ساله بنا بر اعلان عمومی شرفیاب"}
{"book": "adl0616", "page": 280, "text": "غبار ۳۰\nکردن عمومی ، ابقرار قاعده و سر رشته همه ساله قربانی نمودند. پس ازان صنف صنف ، فرقه فرقه قبیله قبیله و گروه گروه جماعه جماعه را ایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی به توسط جناب ( علی احمد خان) از جهت برند باغ غربی - پیش گاه معالی پایه گاه همایونی تقدیم مینمود. و شهرت و عنوان صنف و قوم و قبیله شانرا بعرض تبریکات و سجود و نیت شانرا جهراً موفق بعتبه همایونی مینمود. و خود اهالی نیز بزبانهای مختلفه عرض خلوصیت آمال صداقت اعمال خود شانرا بیان میکردند. و ذات الحضرت شاهانه هر کرده و هر فرقه را که بعضی بفارسی و بعضی به افغانی سخن میگفتند بزیان قومی خود شان بجوابهای و احوال پرسیهای رعیت پرورانه شاهانه خود شان تلطیف و نوازش میفرمودند. و هر صنف و هر فرقه بجاهای معینه خود شان جابجا شده می نشستند. این منظره پر هیبت و شوکت بسیار پر سرت حقیقتاً قلبهای با حب وطن و پادشاه وقت مشحون را بیک وجد و سرور بسیار رقت آوری محظوظ مینموده حسیات را بیک عظمت و علویتی به اهتزاز می آورد. و کیفیت ممتزج بودن این سه کلمه مقدسه (پادشاه، وطن، ملت) را بصورت یک پیکر بسته بسیار بدیع نظر جلوه میداد. بر عموم مردمان شهر کابل، چایها طعامها حمد و لا احسان گردید. ذات الحضرت شاهانه نیز بقرار روز بارهای سابق السلام برابر میز همایونی با ذواتیکه شرافت مفتخر (اهل میز حضور) مشرف و هم بند در وسط سلام خانه تناول فرمودند و مصاحبات علم و حکمت قلوب حاضرین دربار عالی با بیانات شانرا تلطیف و احیا میفرمودند، بعد از طعام اجازه مراجعت عطا فرمودند، و مراسم (جشن اتفاق ملت) با خیر و العافیه ـ بانجام رسید ـ\n\nمحب القلوب ليلة سعودة جشن اتفاق ملت\nاین مراسم بسیار مبارکه (اتفاق ملت) اخیر راقم نهاری یک قدر سعی نیز دارد. چنانچه در جهان شب روز مذکور باین بیان مرد جراید در باره همان بار آگاهند. یعنی خصوصی تر با مذاکره های مخصوصه به رعیت پروری شبانه در حین جهت شمالی متصل استور مبارک بعفت کده شام و هوتل فرموده شدند.\nدر باغ ارگ مبارک منتقل حسب شمالی تعمیر بقصر استور دو قطعه جریده صفا ما من بسیار پر از نشین عالی بر است\n\nصفحه ۷\nو کتاب عدالت مآب با شاه مقدس معظم خود شده و هم در آن هنگام جغرافیای منظوم افغانستانرا مشرف بهاتروز فیروز منظم آورده بودم که این چند فرد را تیمناً اینجا از ان نقل و درج مینمایم :\n\nشعر\nمنت و ریشه باشد و سلطان بود از ده رخت هم جریان ریشه باثر\nبشارت فضل حضرت رب قدیم بار تو با دور میں نے کریم را\nچوان خود است فضلن و که کند با دوم بخشید اتحاد عناصر میکدگر\nاز جمله اصلیها شجر این صدا بود نور د سراج ملت این بیا نیا رو\nیا رب چه روز بود جهان افروز کزیک کرده بود مسلمان فرمود\nبا یک زبان قلب براه بهین خدا باشد سریع ملت این این بیانیه\n\nحالا در باب کیفیت وضع اسس مراسم (جشن اتفاق ملت) که در یوم چهارشنبه ۱۷ رجب مطابق ۱۲ سرطان سنه (۱۳۳۰) به همین قدر معلومات تا ریخته اکتفا ورزیده از مراسم جشن مذکور اجرا یافته بعرض تفصیلات پردازیم :\nجمله از باب مناصب ملکی و عسکری و والیان و اشراف و صاحبان صناعت مختلفه شهر و در امان اطراف و اکناف برای مراسم روز جشن اتفاق ملت از چند روز به اینطرف حاضر و آماده شده بودند برای روز چهار شنبه رفته با دهو ما رها می خبری از طرف جناب ایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی به واسطه سار چمن مجاورها و عمله باشی با تقسیم و توزیع کرده بودند. ده یوم و ساعت موجود همه باغ ارگ میاره که در بردارنده سلامخانه اینجا نیز از مردم مملوست و بود . از باب مناصب ملکی و عسکری و اعیان و اشراف و علما و سادات عظام در سلام خانه ها هم بر سر موقعهای خود شان جای نشستند، عساکر حاضره شاهانه یعنی اردلی در پیش روی سلامخانه اخذ موقع احترام کرده بودند. نواخته شدن سلام از موزه یکه های عسکری و تشریف آوری اعلیحضرت همایونی با اعلان توپ، همه حاضرین دربار قیام نمودند. ذات الحضرت با شکوه متقدمین از دروازه جهت غربی سلام خانه داخل و بالای شده بر تخت عالی بخت سلطنت سفینه مستقله افغانیه برآمدند و همه حاضرین به تلطیفات جهان ربات شاهانه نوازش فرمودند. در این اثنا ولایت عالی مجمع حضرت نائب السلطنه حساب در پیش گاه و تخت معالی پایگاه همایونی ایستاده از طرف عموم رعیت عرض تبریک و شکران دعا ها را ادا نمودند، ذات اعلیحضرت همایونی بر کرسی سلطنت شاهانه آنسان جلوس فرموده بعضی ها را پشتین امر نمودند و پایان دادن سلام"}
{"book": "adl0616", "page": 281, "text": "صفحه 1\nعبر ۲۰\n\nنیم ساعت بزوب باقی بود کہ ذات ملیحضرت بادشا ہے بیداری در یکیشه (۱) در چنین موصوف شریف نزول ارزانی فرمودند همه حاضرین قیام خود و به سلام شاما نه سرا فراز شدند. بعد از صرف چای صلواة مغرب به اما است و علیحضرت پادشاه اسلام پناه دا گردید. تقریبا بهشت دیم بچه بر سفره های خوان الوان نعت باد شاهی به نوالہ چینی الطاف بما یونی آغاز شد. میز های طعام به بسیار زینت و آراسته کی ترتیب شده بود. علی الخصوص نیز خصوصی ذات اللحوت بادشاهی همه زینتهای میز های تنظیم العام را مالک بود. اقرار با خیا چراغها می خاز مانند نها به لطافت شماری مستشرقی انوار میموده بسیار است طعام بسیار مسرت و فرحت به انجام رسیده بعد از ان وقت تماشای چراغان داستفاده از ا دا نه مشروعات از بزم جشن پر سمرت در رسید. همه ما خیرین از این حسین قل چمن پر نشاط ثانی باطر ثانی بنا بر اشارت ایشیک آقا سیان حضور رفته در پیش مرتبه نزدن گاه و همین مذکور صف بسته احترام گردید ذات اعلیحضرت ہما یونی با دیکته تشریف فرما می زد اقبال گردیده یک سر بزیر سایبان عالیشان روانه شده دهه حاضرین تبعیت نموده در مجلیس انہیں شب جشن پر سعادت که به انواع مفروشات ثمینه، و زینتهای پرو شفعه مفروش و مزین بود هتشر شدند.\n\nچین اولی را تا یکه ر به تعریف و بیان کرده بودیم. حالا چمن نشاط خرمن نیز چیز می گفتن لازم است. این ده سطح نان نیز یک مشکل مربع مستطیلی فرح شده است که طول آن (۵۳۲) فوت و عرض آن (۲۱۱) فوت میباشد. و تام در مواجه برنده جهت شمالی قصر سعادت حجه استور واقع شده است. سطح زمین این چین مینا بهمچنان شیره خرم اعدادت هوم مفرویان است. دورا دو تو این چمن را یک دیوانه یک متری مصنو بکار رفته را با میکنند احاطه کرده است که بجای گل بهشت نوروز ان بکار یک است. انوا به رنگارنگ فانوس های بلورین بر رنگی که دیود هر دو را دور چین را در بر گرفته است چنان بنظر می آید کو یا یک تو بس قزح بسیار روشین یک فصل ربیعی را حل کرد و چین نشا در باسن را به آن رنگ داده اند. درختان بزرگی چنارهای جهت غربی این چین که در دو طر نه سرک خاد فاصل پر از فاصل بر در چین صف کشید و بداند با انواع قنادیل رنگارنگ شاخ و بزرگ شوخ و شناب خودشانرا منور و مزهر ساخت که اگر رفیق، شعر حقیق مستند بر بعضی روایات کتابها المخلوقات\n\nراسم جشن تخصیص فرموده شده بود. چین اول برای اغاز اجتماع یافتن نظری و ا دا ساختن صلوة مغرب و صرف طعام و چین پهلوی آن برا نشستن دنتنزه و مصاحبه مخصوص شده بود. اگر در او صاحب صفا و لطافت این چین با لطافت پرواز یهای فلم شعر عتیق را بجنبش می آوردیم میبایست که دین آنرا با سوره زمرد مفروش می ساختیم قطرات شبنم را بران دانه هامی کو بر ساخته می افشا ندیم تحتها می نشیمنگاه آنرا از کرسیهای افلاک بر قومی نهادیم، سایبانهای انرا از قبه فلک الافلاک عالیتر می افراشتیم ولی هزار افسوس که به این تعبی با سرا سر حسن و صفا می طبعیه آن چمنهای لطافت سیما را برهم میزدیم، و بر سوده زمرور دانه های مروارید و بر آنقدر چوکیها می بلند و در زیر چنان خیمها که از و خرافی نداند که در کجاست؟ در فضاست یا سا ؟ هیچ دست نمیکردیم ! لہذا قلم عاجزاءنا ( کالی آنرا تفسیر کرده میتوان ن با آن قبیله به آن ندانیم. تعریف و توصیف این دو قطعه من نشاط ما من مطرز ) کا پیچھا چنین است که بعضی میشود دو قطعه چین ! برو و چین را از همه بگیر و دمرگ منظم که با چنارهای بسیار بلند می از دو طرف محاط میباشد جدا کرده، چمن که گفته شد معلوم است که زمین آن باید با سفره مستور باشد. همین اول یک قطعه زمین سبز دخترم که نسبت به سطح زمین باغ بقدر (۴۳) فوت منحط تر یعنی نیست ترا و به رازی (۵۲۰) فوت، و عرض (۱۷۷) خوت به نقشه مهندسی مربع مستطیل بسیار مشکلی طرح شده است. دیوار ناسی سیا چهار خونه بغلهای اطراف این قطعه با همه ایک سبزه یکدست و هموار خوش رنگ نرم و لطیعے تما موها مفروش است که با ماشینهای در دون محتل با غبانان و چین پیرا یان ما بر آنها پیراسته اند، فرمی و تراوت سطح چمن سرت پیرا مین را اگر به نرمی یک محل پشت و یک قالین درانه را با میکنند احاطه کرده است که بجای گل بهشت نوروز ان بکار زیرا اگر چه کرمی با آنها تا یک وجه برا برش می یا به ولی نات حسن حیات نباتی از مسیر آن بر بگیرد که برشگیر دیر از این تالین و مخل بر نمیگیرد. بد ایرنا بیضوی سکے کنبه مادر کو چها می مقبولی گذاشته شده و همه سرداران و اعیان بزرگی د اشراف به خوشده کان ساعت مقرری با لباس های بانی رستمی شبانه خود شان بس بود تاسیس بوده بر ان کو چرا به انتظا به قدام بنت از دم با دشا و معلم خود نشسته بودند"}
{"book": "adl0616", "page": 282, "text": "صفحهٔ ۹\nاز مضمون یک درختی که میوهٔ آن از نور باشد دم زده به تصدیق کردن مجبور مینماید.\n\nدر وسط جهت فوقانی چمن یک سایبان بسیار واضح و فراخی بر پاست که خود این سایبان پیش روی میدان آن با قلعه های سیاهه اطلاقی مفروش است و دور بر بر طرف بساط این محل انوار منزل جابجا نیز مانند چوکیدا، کوچها، آرام گهها گذاشته شده و چار چار، پنج پنج، سه سه، دو دو نفر در پیش یک یک میز گرد آمده و انواع و تعلقات کشیدن سببکارها و همچکاره مصاحب امی و دیانت و طریقه های فرحت و سرور مباشند. میرزای بازی با سه نرد، شطرنج، قطعه بازی، و میزها اینکه براه انواع کتابهای تصویر دار و نقشها و لوحه ها گذاشته شده نیز موجود است که هر کس آزاد است از تماش و مشغولیت به آنها استفاده کرده میتوانند.\n\nنیز میزهای چای، و بسکویت، و غیره و چیکولات و شربت ها بیک موضع مخصوصی گذاشته شده که هر کس ازدان استفاده میتواند. غیر از انواری که از دایرهٔ نورانی اطراف چمن در شیشه ها ریست در داخل چمن نیز در هر بر جا مرتبه های مصنوعی که با انواع گلها و چراغها زینت یافته و مانند یک الواح پر از نماری منظر جلوه میکند گذاشته شده که انوار چراغهای الکتری برنده قصر سعادت حبر (استور) پر درخشندگی پراگنده با نوار رنگارنگ دایرهٔ نورانی و انوار داخل همین انوار خرمن پر مسرت و شادی را یاد و باز آمده انسان خود را مستغرق یک دریای نوری دیده و بشناوری عالم خیالات آغاز میکند. علی الخصوص که نغمات خوش ترنمات موزیکه های مشکی، و باجه های نرمی، و آوازه های خواننده، و با او ساز های نوازنده ها، و نغمه های مختلفه که را مو فونها رایگان صداهای چوبه بلبلان خوش الحان که بآر به و نکهت می طبیعت شناسانش مینامند پیروی نموده به تارهای اعصاب حسیات را با یک هیجان مقامات معنوی به اهتزازی آورد.\n\nماه ٣٠\nدهم برای کسانی که آرزوی خریداری آن را داشته باشند بعرض مشتر اورده آمده و حاصلات منافع آن داخل صفوه که برای یتیم خانه تخصیص شده است گردید و که ایک اجیرهٔ تو بالا حاصل شود و هم از نظارهٔ آن استفاده و گاه گاه این تیمم دلی کرده حقیقتاً که لوحه های بدیعهٔ مناظر مختلفهٔ آنچنان دلکش بطاقتها و یادگاری در بر نداشت که انسان از خریداری یکی روی آن خود داری بتواند. این است که به اینصورت این لیلهٔ مقدسهٔ برام پر نور حضور موفور السرور اعلیحضرت پادشاه دیانت پناه تقیخواه و فیت آگاه مقدس معظم با هم زیارت تماش می پرنشاط، دهم تجارت مثوبات دینی و دنیوئی بر انبساط را شامل محیط بود.\n\nو الحاصل تا بدم صبح این لیلهٔ جشن مقدس دام در زید هر کس با جهان جهان فرحت، و عالم عالم مسرت شکر پروردگار عظیم الشان خود را برین نعمای عظیمه که بقلب افغان عطا و احسان فرموده تقلیل کسان بخانه های خود عودت نمودند.\n\nدو شعبه چراغان بازار از طرف اسلم\n\nبرادران همشهری ما چون این همه تفصیلات مراسم جشن را به بینند خواهند گفت که: (اینچه اعلان معلوم و تحصیل حاصل است که آقا می مرموز پیش نهاد خود گرفته؟) جشن در بار بیشه سر خود دیده و می بینیم. پس چه حاجت که اینقدر صحیفه با اتفاق افتد، یک چیز بیست معلوم، و بجه فروعات آن را اخبار را جواداتی که در پیش چشم خود مسرت ما بوقوع آمده، پر ساخته باز برای ما نقل و حکایه میکند! ) اما انصاف باید کرد: اگر اخبار ما تنها در شهر عزیز خود ما خوانندگان میداشت و در دیگر اطراف نمیداشت حق بدست شان بود. ولی چون اخبار ما برای مشان میرود چه میشود که آنها نیز بواسطه این اخبار بسیار برادران دیگر ما در هر هر طرف افغانستان موجود اند آنها را از دید بینها می مستفید شوند. علی الخصوص مردمان خارج که بشنیدن جوادی عام است و مراسم با چقدر آرزو و هوس دارند!\n\nهم زیارت هم تجارت\n\nدر همین زمان این لیلهٔ بسیار از جشن بسیار معظم ملت افغانستان که در بین محفل مسرت منزل حضور همایونی بر پاشد، و یک نتیجهٔ مستحسنه با صواب بسیار سود مند و دیگری را نیز در بر داشت که آنهم عبارت از تشهیر شدن بعضی لوحه های بدیعهٔ تصاویر فونوگراف محصولات عکاسخانهٔ حضور همایونی بود که هم برای زینت موقع و هم برای احسان مانی شهر های دلپذیر با دو شب و هم دو شب و هم دو نامی بازار چراغان و شهر آئین نمودند. برای اهالی مسعود ترین و پر سرور ترین ایام و لیالی شان همین شب اتفاق شان است بازارها و کوچه ها و شور بازار و غیره همه گی ما انور به چراغها روشن و دکانهای تجار بگونه گونه زینتها و توجه تصاویر و چراغهای بزرگ لامپ و غیره"}
{"book": "adl0616", "page": 283, "text": "نمبر ۲۰\nصفحه ۱۰\n\nو زر و دينار نقلت به دمش چنان ثبات و متانت و چنان قدرت و شجاعت بکار برده اند که نه تنها اوروپا را فی بلکه دنیا را حیرت انداخته است . لاجرم اگر اندیشه شانرا در باب صلاح کارهای خودشان چنانچه اتفاق مثلث از سلطان در بحر جزیره ها و اوریا تیک، و اختلاف منا که دولت فرانس و انگلیس باشد از دیگر طرف در چند به نکات مهمه پشتیبات عظیمی آغاز نهاده اند . این اندیشه ها و تدارک اندیشیهای اوروپا را دو چیز سبب شده است: یکی حرص و طمع بلعیدن لقمه لقمه ممالک اسلامیه دیگری در عین زمان همه در رقابت به قریشان بر انگیخته و پرخانده ! اوستريا ، ايطاليا ، المانيا — يعنی جرمن که اعضا متشکل اتفاق مثلث اند در میدان بازی شطرنج سیاست یک اسپ خود را محولان تازی وحشیانه درآورده بعوض چال فرزین بازی که رفیق دیگرش یعنی اوستریا در ربودن دو برج \"بوسینا\" و \"هرسک\" بازی کرده بود بعضی سواحل طرابلس غرب و بعضی جزیر نامی بحر سفید مالک برادران دین ما عثمانی را در بود ، تحقیق در ما بین شان یک چال بسیار درد منشانه و استرو دیگر می اندیشیده است . ولی در باب اجرای آن یک قبر بسیار مدهشی دارد که تا با آن میدان را صاف و یکطرفه نکند بر ان چال خود اقدام کرده نمیتواند که آن رقیب هم عبارت از دولت انگلیس است این رقیب برای جلوگیری حرکات حریف چال باز خود را فرانس که این دشمن طاقتی حریف دست یک ائتلافی حاصلکرده در جگر سفید یک بیعت و قوت بحریه عظیمه خود را به استقبال اندیشی ها فر میکنند . اتفاق مثلث چون از سه قوت بلکه مانند اسپ ، و رخ ، و فیل مشکل بود تا دوست عثمانیه میخواست که شاه را در قلعه در آرد اول رخ دو پیاده بوسینا و هرسک را از دست ربوده چنان یک کشتی به او داد که متقاعه بندی فرصت نیافته بجانهای ضعیف و ناتوان ما تاخته و گرفتن چیزی تعویضات رخنه های آن گشت . پیاده را سد نموده توانست . و باز میخواست یک ترتیب و انتظامی به همه مهره های خود داده به دفعه اسپ به لکام گله زدن دندان کن دیوانه جنگلی بعید بقوت فرزین و رخ بجست و خیز آمده و در سه پیاده بسیار مهم طرابلس غرب و بنغازی و درنه را در ربود . ولی چون دید که در انجا بعضی قوتها ی مدهشه که در داخل حساب او نبود موجود است بجز یک خجالت و بیغیرتی را که بر خود برداشت و اگر هیچ یک سودی نبرد و سراسیمه در میان بحر سفید به بعضی لنگر زنی و در سن اندازی تک و تاز گرفت و این جست و خیزهای او بقوت فرزین یعنی جرمن بود . ولی خود فرزین در یک خانه نشسته می ماند که از هیچ طرف قوت بحریه خود را به بحر سفید آورده نمیتواند . مگر که بحر بالتک و بحر شمال و مانش را\n\nو پرورده ما در قبا تزئین یافته بود . موزیکه با گرامونونها ساز ما در پرور طرب به تشنیف سامعه شنوندگان خدمت میکرد . و اهالی در بازار ها و خفی نتیج گشت و گذار ، و تماشاخانه های سرور شمار مستور نشاط و انبساط بودند . و دکانهای تجار معتبر بدرجه بسیار اعلای مفروشات و تزئینات مزین شده بود . ذات اعلیحضرت پادشاهی از کمال رافت و مرحمتی که در باره رعایا صادقه خودشان دارند هر سال با بعضی همرکابان حضور با وقار برای خوشنود ساختن قلوب اهالی در بازار ها گشت و گذار کرده و در بعضی را به بخشش انعام ، و کسانی را به بیع و شرا از دکان نامی شان تلطیف و نوازش فرموده مرحمت گستری و رعیت پروری شانه شانرا اجرا مینمایند . یا بدرگاه خالق یگانه خود ما جل و علا جبین عبودیت سائیده دوام ترقی و شوکت ، و قوت دولت متبوعه مقدسه خود را نیاز میکنیم . روز افزونی عمر و اقبال صحت و اجلال پادشاه معظم مراحم آمال معدلت خصال خود ما نرا استرحام میکنیم تا بز برسانید مراحم آیه مایونی شان بسی سالهای دراز را به دیدن اینگونه شب و روزهای پر مسرت نایل و کامیاب آئیم آمین\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سياست\n\nدر این روزها چون از روی صوابدید اخبار با سیاست اوروپا نظر انداخته شود یک فعالیت و کارگذاری عجیبی در دو اتحاد دیده میشود غالباً مقاصد دست و پاچه وار عثمانیان در مقابل ایطالیان دولتها را بقدری به بیم انداخته باشد ! البته باید به بیم بیندازد . زیرا تصرفاتیکه در باب تجربه نستان بودن و دشوار بودن بلعیدن قطعات اسلامیه عثمانیه داشتند به بعضی مشکلاتی برخورد که نتیجه آن شورا بودن را میدان بر آورد . بلی اگر بدید و انصاف دیده شود معلوم میگردد که این مجادله طرابلس غرب چنان یک مجادله نیست که دولتها را با ندیشه ای دور و درازانه می بیند نه در یک مشت عسکر نظامی بی آلات مدافعه کامل و یک جماعۀ و با لخت و بی ساز و سامان تقریباً یک راست که در مقابل یک دولت معظم و اردوهای برغم همه انتظارات عسکری و قوای بزرگ بسیار دور انداخته قلعه انطمن بحری و مترالیوزهای تشکیلات شان ، و طبقات های بوسیله ترکان و کشتیهای زره پوش"}
{"book": "adl0616", "page": 284, "text": "صفحه ۱۱\nنمبر ۲۰\n\nپیموده از قبل آنها بیجیل طارق در بحر سفید در آید که آنهم بعد خدا کاریهای عظیم میسر میشود. و آن راه را که از این ممالک فرانس و انگلیز میگذرد چسان گذشته خواهد توانست؟ مگر اینکه قوامی بحریه اتفاق مثلث بر قوامی بحریه ایتالیا افزونی و بر تری کند در عین زمان ما بین اتفاق مثلث نیز بعضی تفاقهائی ضمنی می بینیم که انسانها بحیرت می اندازد. مثلا یکه خود میشنویم که که یک جنرال ایطالی یک نطق پر سوز و پر خوشی میخواند، و میگوید: که این ملت های کار آزمای با تبریکات مالکانه بدست او جواب گویند که آن طلبها ی حق صریح خود را از دست این خاصیان داد نخواهیم داد این نطق بر ادستریا چنان تأثیری می بخشد که جهان دم محکم بند میشود دسوق عسکر آغاز میورزد، مسئله یک رنگ تازه گی را میگیرد جنرال را عزل میکنند. مسئله را خاموش میکنند. روس را استریا در مسئله بوسینا و هرسک گول زده، حقوق جنس (اسلام) را پامال میکند، روس بعد از ان بگول خوردن خود پی میبرد. در باب نیرنگ ریختن کوشش میورزد. ولی این هم بگوئیم که نیرنگ یگانه نه در روس وراورد و پائی بلکه در سیاست در حالتی که رقیبان خود را در انجا مشغول کار به بیند او در بجا آوردن وصیت پدر خود کوشش میورزد تا دیده شود که چه میشود !...\n\nاز اخبار ماتن فرانسوی\n« اختلال در ادستریا مجارستان »\nاز ( بو دا پشت ) که پایتخت (مجارستان ) است خبر میده شد که گروه عمله — یعنی مزدور کاران یک اجتماع عمومی کرده بر فابریکها هجوم کردند و در محلات اتش زدند. از نقطهای مختلفه شعله ها می برآید در اثنای هجوم عسکر سواری یعنی رساله بسیاری از مردمان در زیر سم ستوران میده شده اند. اختلال کنندگان قهوه خانه ها و دکانها را نیز پیدا و تاراج کرده اند. و این اختلال پر غریو در بسیار شهر ها بر پاشده است. بسیار بچه ها و زنها و بچه های مکتبی نیز در این غریو موجود بوده اند که بعدها زخمی داشته و ده نفر پولیس به به صورت زخمی شده اند.\n\nدیگر — از (ویانه) پایتخت اوستریا خبر میدهند که امیرا طور امر کرده است که بر اهالی غیر تفنگ نشود، و تا ممکن باشد به سر نیزه و شمشیر نیز حمله نبرند. این وقوعات بوداپشت بر حکمران خورده و سال بسیار تاثیر کرده است.\n\nدیگر — از لندن خبر میدهند که در لندن عمله نقلیات یعنی مزدور کاران بار برداری غربی بر پا کرده اند. از این سبب قیمت الونات بالا برآمده است.\n\nخبرای مرا کو\nجنرال ( لوابیوتی ) شهر ( ما روق ) واصل شده است و ( المکرمی) از طرف سلطان به استقبالی و برآمده است. و اندر خیمه اشرف جنرال مذکور ضیافت داده شده است. بعد از طعام جنرالی بنام سلطان و سعادت ما روق باده نوشی کرده ( المکرمی) با تغییرات فوق العاده بجنرال بیان خوش آمد می کرده است. بر دواند و شهر بیرق فرانس تتوج میکند، جنرالی را سلطان فردا رسماً قبول میکند. [ جنرال لوا بیوتی یک مامور فوق العاده فرانس است که با رونی فرستاده اند. عیناً مانند لارد کلچنر انگلیس است که در مصر فرستاده شده است. ( مترجم ) ]\n\nدیگر — بر شهر ماروق از طرف عر بها هجوم و یورش برده از مدت دوازده ساعت است که در اطراف شهر یک تیر اندازی یا اجرا میشود بسیاری از قبیله المشترکا بهجوم اشتراک ورزیده اند. مهاجمین بر شکافتن دیوار های شهر تشبث میکنند. بعد از غروب شهر هر طرف را یک ظلمت شدیدی استیلا کرده و از هر دو طرف غیر منقطع گردید. بعد از چند ساعت باز یک شدت فوق العاده بهجوم آنها نه نمودند و بلا انقطاع دوام میورزد. از هر استقامت صداهای مهیب شنیده میشود.\n\nدیگر — از خایمس تلگراف بی سیم خبر میدهند:\nدر اثنای لهیب حریق یک قسمی از جامع باب ( جیسا ) خراب شده است. جامع ( اندلس) سراسر با خاک یکسان گردیده است.\n\nدیگر — به قبایل جهاد اعلان کرده اند. جهاد و در بربر با بیرق زاویه مولای ادریس اعلان شده است. پوشی که برای قبر مولای ادریس بود در شب برداشته شده و پاره پاره کرده بر همه قبایل تقسیم گردید هر قبیله آن پارچه را به بیرق خود دوخته بجهاد اشتراک ورزیدند.\n\nدیگر — ترجمه کاغذیست که برای دعوت بجهاد از طرف زاویه بر قبایل نوشته شده است: « آیا چرا حرکات اجداد خود را پیروی نمیکنید؟ ایا نمی بینید که فرانسویها هر روز از مسلمانها را بگله میبرند، ملکهای ما و اجداد ما را پایمال میکنند خود ما و زنها و اولاد های ما را اسیر میکنند، جهاد تنها بر مردان نه بلکه بر زنان و طفلان نیز فرض است.» ۱۲۰\n\nتاثیر این دعوت نامه هم خیلی شدید است. روز بروز قبایل بسیار جمع آوری میکنند. حتی قبیله با اینکه مطیع فرانسه بودند نیز بجهاد."}
{"book": "adl0616", "page": 285, "text": "صفحه ۱۲\n\nبه ایطالیا فرستاده شده اند، و باقی آن همه گی یا مقتول یا مجروح یا مبتلای مجنون شده اند.\n\nاز اخبار (اخوت اسلامیت) منطبعه توکیو\nدر طرف نیم عصر آخرین مردم فرنگستان از دیگر مردمان روی زمین این قدر جاها و نفوس ضبط کرده اند.\n\nنام جاها | میل مربع زمین | مقدار نفوس\nدر آسیا | ۵۳۲۸۴۰ | ۳۳۴۲۱۰۰۰\nدر افریقا | ۷۷۵۲۹۹ | ۹۸۰۸۵۰۰۰\nدر امریکا | ۵۹۴۴۰۶ | ۱۰۷۶۰۰۰۰\nدر اوسترالیا | ۱۶۰۹۰۵ | ۶۳۲۰۰۰\nدر جزیره ها | ۱۰۳۲۷۸ | ۶۰۶۰۰۰۰\nجمع دیگران به | ۹۱۲۱۴۶۹ | ۱۳۴۵۹۰۰۰۰\n\nسلطان جدید مراکو\nمردمان جنوب غربی مراکو با (شیخ جیب) نام یک ذات بسیار معتبری که همه مردمان صحرای بیر و سودان غربی به او اعتقاد دارند بیعت کرده او را بسلطانی خود بر داشتند. و از بیعت عبدالحفیظ خانمین دین داست خود را کشیدند.\n\nدسته ای کشتی جنگی انگلیسی در بحر سفید\nلارد کچنر باین راهی نشد که عدد کشتیهای جنگی انگلیس در بحر سفید کم شود. و بلکه واجب بودن یک کشتی زره پوش را در آنها بی دلایل ثابت ساخت.\n\nخطبه والی سالونیک کاظم بیگ\nجناب کاظم بیگ والی ولایت (سالونیک) بعد از نماز جمعه (در مسجد قاسمیه) یک خطبه بسیار بلیغی در باب (عالم اسلامی باخوات) ایراد کرد که ما آنرا از اخبار معتبر (الهلال العثمانی) ترجمه و نقل میکنیم: «وقتی که شمس مشعشعه تابش اسلام عالم را به انوار پر لامعه شمار خود روشن ساخت مسلمین بزودی نضرین نموده و در بحر با خواست قومی لایق بنا نهادند که در ظل انقلابات اسلامیه کرده تنزل است. و همچنان که دستور داده شده است. و ابتدا از اروپا شروع میکنیم: هرگاه یک نظری بسوی عالم اسلامی بیندازیم مرکز یگانه افراد دارالخلافه اعلامی) عثمانیه که هر جمعه باسی عالم اسلامی به آن با رابطه معنوی متصل میباشند ۲۰۰ الی مسلمان این روی زمین را در زیر نظر تحقیق و تدقیق در آریم: [چین] — ابتدا از شرق اقصا نائیم، زیرا در اینجا یک صد و پنجاه ملیون مسلمین در توحشیم که یک حال خوب و ترقی زیست دارند و در یک از با تیمی میباشند و در نزد دیگر برادران چینی خودشان محترم و معزز شمرده میشود.»\n\nاشتراک ورزیده اند. بنابرین احوال بسیار وخیم است.\n\nعرابه های موثر در پاریس\nهمه اخبار های پاریس، عدد عرابه های موتر، و تراموایها موتر را با عدد خسارتهای آنها حساب کرده به اتفاق از حکومت طلب کرده اند که یک قانونی برای سرعت موتر ساخته شود که در شهر و کوچه با سرعت رفتارشان بیکدرجه معین باشد.\n\nبچه ها و دختران انگلیس در پاریس\nیک قافله هشت صد و شصت و چهار نفری بچه ها و دختران انگلیز به پاریس آمده اند. اینها در مسابقه موسیقی نوازی و غزل سرائی اشتراک میورزند او جاهای شایان تماشای پاریس را سیر میکنند. این انگلیزهای کوچک خورد و بزرگ فرانسیسیها را بسیار ممنون ساخته اهالی در هر طرف این مهمانان کوچک خود را بسیار بصمیمیت تحسینها کرده اند.\n\nاز روم پلان\nاز ایطالیا خبر میدهند: در شهر تورین امروز صبح (نمازینو) یا نام صوبه دار از ندر و پلان - یعنی کشتی هوائی بر زمین افتاده هلاک شده است.\n\nاز جراید ترکیه و عربیه\nموازنه بحر سفید\nاز نتیجه ملاقاتها نیکه ما بین رجال سیاسیه انگلیز و جزیره (مالطه) بوقوع آمده ثابت گردید که دسته های کشتی جنگی بحر سفید دولت مشارالیها متقابل بر گونه احتمالها حاضرا مهیا میباشند. درین روزها انگلیز و فرانس برای استعمال کردن موقعها، و استحکامبانیکه در بحر سفید دارند به یکدیگر اختلاف کرده اند. انگلیز با عسکریکه در مصر دارند بی اقرار گرامهای نه غال احتیاطی که در جبل طارق و مالطه موجود بود خوشتر محافظه و سر رشته میشود. نقصانهائیکه در کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز باشد در محل آن تکمیل میشود. بتقابل این حرکات فرانسس انگلیز (اوستریا مجارستان) نیز که در موازنه بحر سفید بشدت علاقه دار است بکمال گرمی ابراز فعالیت و کارگذاری دارد، کارخانه کشتی سازی (پولا) شب و روز بکار مشغولست. دسته های کشتی جنگی ایطالیا معلومست که یکه تک و تاز میباشند.\n\nتلگراف خصوصی (المؤيد، الفرا)\nبسیاری از عساکر ایطالی به اردوگاه عثمانی در بنغازی خود را تسلیم کرده اند. و صورت تسلیم شدن شان این که هیچ فائده در مواصلت حرب ندیدند. این تسلیم شدگان تاکید بیان کردند که این تنها قسم عسکری ایطالیا در بنغازی روز آینده، سی هزار به تا کمال میبیت و دو هزار نفر نرسید، که از انجمه سه هزار آنها عصیان کرده و از پس"}
{"book": "adl0616", "page": 286, "text": "صفحه ۱۳۰\n\n[ هند ] – تاریخ ساز می آیند و دوستان بسیار قدیم است. هر گاه به احوال اسلامیه که در ان ممالکه واسعه نگرانی کرده بودند نظر کنیم داشته سلطان محمود غزنوی و بابر بادشاه و اکبر جلال الدین و سلطان تیپو، و سلطان علی حیدر و غیره را که هر یکی ازین سلاطین عظام اساسهای عظیم موقیت را درین حالقه واسعه وضع نموده اند و در عصرهای این سلاطین آفتاب معارف بران بلاد تا بیدن گرفت و ان حالقه عظیمه بحیث به لبتا نهادی عرفان شاد، بی یافت. چه خواسته چه امید به من سیار چه معمار او از ان بظهور آمد، ولی یک شرکت بدبختی بسیاری از کیس خود تدارک کرده آهسته آهسته آن بلاد عقیقه را سراسر استیلا نمود.\n\n[ افغان ] – بعد از آنکه از هند بگذریم بلاد افغان را می بینیم که یک حکومت اسلامی استقلالیست در شرق، و حضرت امیر (عبدالرحمن خان با مرحوم) یک رئیس خلاق مرکز و استقلال دولت افغانستان سیدها وجهه ای دینی و سیاست عظیمی بکار برد، و ذات اصلیت امیر (حبیب الله خان) آن سیاست را مکره روی فرمود، و به صورت استقلال افغانستان را محافظه کردند، افغانیان هم قوم شجاع دلاوری هستند که در حرب و ضرب مهارت کامله را با کمک میباشند.\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 287, "text": "صفحهٔ ۱۲\nنمبر ۲۰\n\nسراج المله والدین شهنشاه اسلام پناه سرسبز و شاداب و سفته عمر طویل المان در روز افزون ترقی نصیب گرداند باری از استماع چونکه در زمان ولایت خود را جدید سراج الاخبار اندرون افغانستان روشنی تهذیب یوروپ واقع شد مناسب دانستم که تازه ترین کرشمه تهذیب یوروپ را که در دارالخلافه العظمی رساله والله ارج کرده ترجمه نموده ارسال داشته اند طبع نمایم و این رساله است که باعث دلچسپی ناظرین سراج الاخبار خواهد گردید و بر اوراق سراج الاخبار کوشا بها و بنده تازه ترین کرشمه تهذیب یوروپ را مانند لعل و گهر انداخته اند می بفشاند و دیگر اینکه این کرشمه تهذیب یوروپ برای شهزاده بر صفای کائینات کائینات مسطوره که سررشته دار با وجاهت و منصور اند که در وقت بخشش نمره ۱۱ را بکسی بخشیدند ازان مسرور گشته پیراهنش را دریده عریان گشت و مردم شهر او را واجب القتل قرار دادند مگر الحال وقت همچنین مظالم نمانده چرا که قدرت این بر تصنع یعنی دار و پرستان فتح حاصل کرده و زمانه رسیده که از زبان فروزان مذهب این الفاظ میشنوی کسی میگوید انقدر طیب در فلسفه بیت الله یا معجب بوقت خود - انسانی ساختگی تهذیب انقدر طاقت داشت که دست بر جنگی سر سره را بریدند با این عابد است که در برهنگی در استان اول نظرت بنظرشان می آید در یوروپ مشهور است که بعضی نه زنان آواره در جمع مخصوص مردان برهنه شده رقص میکنند تا هم این فعل بد تهذیبی و بد اخلاقی شمرده می شد و قانون بهیچ صورت اجازت همچنین افعال قبیح را نمیداد و در مجالس زنها نبود که در مجمع عام برهنه رقص نمایند لاکن فی الحال یک نوجوان زن حسین بالحلال - کمال عریانی خود را نی نموده بر زمانه ثابت کرد که برهنه رقصی کردن هرگز بد اخلاقی نیست بلکه مطابق فطرت و مکمل جلوه ارائی طبیعت است اسم این حسینه با کمال (مس دیلانی) و مشهور ریح صبح شهر پیریس دارالسلطنه فرانس است مس دیلانی اول در مجالس مخصوصه مختلف کمال خود را نموده مقبول نظر ناظر گردید وجود و فی الحال در شهر (مونیخ) جرمنی مشهور ترین مشهوران و نقاشان دست تراشان به طلب داشته و بر روی ایشان کتاب رقص بر مبنای خود را نجی را افسران پولیس که پابند اصول کهنه فرسوده و او از بهر پاشیده اند این رقص را نهایت سخت بداخلاقی و به تهذیبی تصور میکردند و در تدارک بر طرفی آن سعی و کوشش میکردند ولی دیلانی کی بودند قضا را یکی از محلات کائینات شهر میونخ بر پا ایستاده رقص میکرد که افسران پولیس رسیده مداخلت بیجا نمودند صحبت یاران بزم بر هم خورد و مس دیلانی رقاصه را چالاین عدالت کردند چون مقدمه بعدالت نزد حکام رسید قریب نصف رجال مصوران جرمنی حاضر عدالت شده شهادت دادند که ما باین چشم خود برهنه رقص مس دیلانی را دیده ایم و دعوا میکنیم که این رقص نهایت درجه جدید شیرین اصول طبیعیه پیدا بود در اعلی ترین کمال انسانی نظر من آمد ازین رقص و فن خود بما خیلی مرد رسیده کلانتر نقشان جرمنی پروفیسر کول باش ازین هم رامین تر شهادت میده و میگوید این رقص بحیثیت علم و فن بسیار اعلی و بسیار مهذب و معزز بود چنانچه زوجه خود را\n\nدنشات خود یک میل طبیع بطرف برادر مسلم خود داشته میباشد . سپس اگر ما احکام اجتماعیت ، اگه این ما بر ما فرض کرده بی آریم اتحاد را در میان مسلمانان کره زمین بدون واسطه و وسیله مهیا و خواهیم نهاد ، زیرا این ما اینه پویار مسئله . و من شما را تبشیر میکنم که ما سعی داریم که در دار الخلافة العظمی عثمانیه یک جامعه اسلامیه تاسیس و بنا نهیم و عقلای مسلمانان بر طرف دنیا را در آن تجمع آورده ذاکره و مباحثه نمائیم . دیگر اینکه اصلاح محب ذاتی است اور مقامی بر همه است مهدی دهر حکومت اسلامیه فرض و واجب است . و نیز اینهم بر شما با فرض است که قوتهای حریقه خود ما را قوی و تخریب کنیم زیرا عسکر روح است است . و اینهم فرض است که اگر دشمن ما بر ما شبکه های به و فیوزهای آتش فشان استعمال کند ما هم مثل آن مقابله کنیم تا بر قول نص جلیل ( ومن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم الايه ) عمل کرده باشیم . اختراعات ناریه جهنمیه که اوره پا برای هلاک بنی نوع بشر بوجود آورده اند بقدرجه عظیمه بالغ شده است . سپس واجب است بر ما که مدافعه را مستحکم ساختن بلاد خود بنمایم و خود را به اسلحه با مسلح سازیم و همه و سایل دفاعیه که لازم باشد عموماً کوشش ورزیم ، والله التوفق بالخیر و الصواب\n\nعيناً مكتوب\nلاهور بیرون موچی دروازه مورخه ۲۷ جون سنه ۱۹۱۲ جناب مکرم محترم معظم مدیر سراج الاخبار افغانیه ادام الله الطافکم — بعد از تسلیم نیاز ، اینکه شکریه جناب باری بجا آورده میشود که اتالیقان وطن مالوف ما اعراض خود به اخبار را در ولایت مخصوص نموده اند و به سرپرستی جناب والا مرتبه ایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایون و به وجه و سر محوری جناب عالی اجرای سراج الاخبار به پایه تکمیل رسیده نقاب از رخ جهان نمای خود بر داشت دید دوستانتان را ضیا بخشید حضرت باری تعالی این نورسته نهال چمنستان کابل را که از فیض نظرات سحاب مرحمت و الطاف خسروانه اعلیحضرت\n\nفاجعه ها پاریس\nما بعد از نمبر ۱۹\n\nحالا اگر قارئین کرام خود را قدم بقدم برین مسأله دور و دراز با قلم شلیده بیچاره همراه ساخته روان سازیم خیر از اینکه چند بار افتاد و نچاد و سر تا بپا در قلبها غلطیده بجای احوال ساعت استعمال اورا به بیننده و گر چیزی نخواهند دید . قلوتیله بسیار آرزو میکرد که یک آن دل تراجل به امدادش رسیده در راه بیجان بیفتده ازین عذاب رها ئے یابد . ولی از نیم مردم مانده بهزار عذاب ، بهزار زشت افتان و خیزان تا به آن اقامت گاه خود رسیده .\n\nتوانسته است .\nوقتیکه در پیش خانه اقامت گاه خود رسیده\nو بصورت چار خاورک بر زینه های تاریک بالا بر آمده\nدر اتاق سرد و تاریک خود واصل شده ساعت دو شب بود .\nمجرد یکه در اتاق خود در آمد مانند شخصی که جانش\nبگوش آه باشد فریاد بر آورده گفت :\n— غونتران برس ! ۰۰۰ به امدادم بیا\nکه مردم ۰۰۰\nچون در خانه غیر از خود کسی را ندید . فریاد خود را\nبجواب دید گفت :"}
{"book": "adl0616", "page": 288, "text": "نمبر ۲۰ صفحه ۱۵\n\nجهت دیدن این رقص با خود برده بودم آن هم تقسیم میکند که در برای رقص که در قابل اعتراض خوبی نیست - پریزیدنت در استکهلم یائی با شهر سویچ مو پروفسیر ترس در شهادت خود زیاد تر گل افشانی کرده میفرماید من که خوش میشوم که میس دیلانی بجای اینکه اشخاص مخصوص را بهر اندوختن گرداند در مجمع عوام روبروی مردم عام حالات خود را اشکارا کنید چراکه این ترقی تہذیب انسانی جهت امور صحت عطا خواهد بود است که را کردن حسن و جمال جسم انسانی در تهذیب رفته نمی آید الغرض القدیر زده و موثر شهادت پیش کرده شد که بچاره افسران پولیس را نسبت بچاپاکرون میس دیلانی عرق انفعال بر چهره آن - پیر اهل جمهوری یعنی بیشتر ان عدالت فیصلہ نمودند که میس دیلانی در رقص خود گویا ضخامت یک اعلی فن و ایجاد می آرد این عقد که این فعل فعلات اصول اخلاق عامه بود لغو و بی بنیاد است - حالا امید است که میس و میلانی به بسیار بی باکی و بی تکلفی و آزادی و بفخروناز این رقص عریانی خود را به نظر عوام جلوه خواهد داده و کاری خیال مزاحمت بر دل افسران پولیس عبور نخواهد کرد لاحظه فرمایند اهل یوروپ را که جهت اصول اغراض ومقاصد خود اصل مسئلہ تہذیب را چه سان بر طاق نسیان گذاشته تا کجا پاس ناموسی و ننگ را دارند\n\n[ امضا ]\n( خاک بوسید احمد شاه )\n\nادبيات\nمنزل\nحامد انرا هجو اسیزم میخورد ناره حسد آتش سوزنده بر کشید یا بر سینه حسد\nمی نمائی تا کی ای دشمن ارم و کمال زیر برگشتی تمریر دل خود را ماجراے حسد\nمیکنی پنهان تو شمس علم را زیر حجاب کار دارد علم بستی میکنی کار ستم حسد\nبا زبان کفر گوئی جهل است و نفاق میکنی فخر و چه فخر ماند می تو با ر همه حسد\nبهر حامد شد جزا نار حجیم پر غضب درد دنیا را یا آتش بود یا زحمت حسد\nحامد این این سراج نور پاش علم و فن سوخت در ناوک تا شد گرفتار جفت حسد\nتا زانوار (سراج ملت و دین) نور پاش گشت این اخبار رها در محمود و با گشت رصد\nمقطع شکسته\n\n— آه مرا تنها گذاشت ها ! ... متروکم نمود ها ! ... تنها بسر خود خواهم مرد ها ! ....\n\nزن بیچاره در تاریکی دست پالک کرده بستر خود را پیدا نمود و بی اختیارانه خود را بر ان پرتاب کرده اما سرش برتختگاه برابر نیامده بر تخته بستر بشدت مصادمه نموده از شدت درد هماندم بیهوش شده از خود در گذشت فلو تیلد تا بساعت سه بچه صبح در همین حال از اشتمال بیهوش افتاده مانده بود. اما یک ساعت و حرکت ناگهانی که در اوتاق پیدا شد باعث بهوش آمدنش گشت . زیرا در تاریکی شب دید که یکی آمده دروازه را باز کرده و در اوتاق در آمده با کمال احتیاط دروازه را بند نمود ۰\n\nقلو تیله از این زیارت ناگهانی ترسیده و از بستر بر داشته پرسید که :\n— کیستی که به اوتاق درآمدی ؟\nخونتران — ( با یک صدای جر و خشن ) منم... اما از برای خدا خاموش شو ...\n\n— ۳ —\nقلو تیله با وجود این رجا و یا آنکه بنا بر این امر شوهر خود\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 289, "text": "صفحه ۱۶\nنمره ۲۰\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۱۹\n\nآستیدامه — زن (اقامت) نام پادشاه مملکت قدیمه ( پولقوس ) بود . یکی از شهزاده گان مملکت ( تراکی ) که ( پولوس ) نام داشت بنزده ( آقاست ) التجا آورده بود استیدامه از دیدن شهزاده نوجوان مذکور بدام مرض عشق گرفتار آمده در شب به پنهانی خود را بخوابگاه جهان شوهر خود رسانده عرض تسلیمت و مطالب وصال نمود . ( شهزاده پولوس ) ازین خیانت ابا کرد . لهذا آستیدامه بر شهزاده مذکور تهمت و افترا نموده شوهر خود را بران داشت که شهزاده مذکور را به دار بیاویزد . ولی شهزاده مذکور بیشتر ازینکه بر او دست بیابند پیش دستی کرده هم (اقامت) و هم آستیدامه را بقتل آورده مملکت شانرا در زیر تسخیر خود در آورد .\n\nآسیه — نام همان زنیست که حضرت موسی علیه السلام را از ( نیل ) گرفته پرورش و حمایه کرده است . اگر چه در تورات مذکور نیست که این زن زوجه فرعون بوده باشد . ولی نظر بتواریخ اسلام زوجه فرعون است که در قرآن عظیم و احادیث نبی کریم ثنا فرموده شده است و سببی که بحضرت حق تعالی جل و علی ایمان داشت و بدعوای الوهیت شوهر خود فرعون مخالفت و عصیان نموده بود بسیار آزارها و جفاها از فرعون کشیده است و آخر در زیر همان عذابهای سنگین او فدا جان کرده است . حضرت موسی را صلوات الله علیه و نبیّنا و علیه از شر فرعون رهائی دهنده ، و در سرا فرعون پرورش دهنده همین زن مبارکه است حالا میخواهیم که یک قدری از حقیقت این حکایت بر قارئه های محترمه خودمان عرض بیان نمائیم :\n[ مابینش در نمبر آتیده بیاید ]\n\nعلم و ملت\nما بعد از نمبر ۱۹\n\nکه یکی ( سعی ) ، دوم ( سرمایه ) ، سوم (قوای طبیعیه) یعنی همه اشیائی که در خشکه ، و دریا و هوا و در وی و زیر کرهٔ زمین موجود است میباشد که این واسطه قوای طبیعیه تاسع بشر بران صرف نشود اجرای صنعت بر آنها کرده نمیشود . کذا لک هر صنعت بیک قدری از ( سرمایه ) محتاج است ، اما سرمایه چنانچه در ما بین مردمان زبانزد شده که عبارت از چه نقد است . تنها به همان نقد منحصر نیست . بلکه همه اشیائی که برای استحصال ثروت بکار است سرمایه شمرده میشود . مثلا یک کشت کار تا تخم ، و گاو ، و تولبه ، و غیره اسباب کشتکاری را تدارک نکنند کشت کاری نمیتوانند . کذا لک اگر یک ماشین خانه والا اشیای خامی را که برای او بکار است . و آلات و ادوات و بنای ماشین خانه و مشتملات آنرا تدارک نکنند اجرای صنعت کرده نمی تواند . و همچنان اگر کشتیهای تجارتی بخاری و بادی و ریلها و یا حیوانهای بارکش نباشد تجارت ممکن نمی شود که همه این چیزها بسیجیکه برای صرف شدن و در راه استحصال ثروت تدارک شده و جمع آمده است از جمله سرمایه شمرده میشود . سعی و عمل یک چیزیست که مخصوص عموم بشر است و مقصد ازان این است که یک فایده از ان خواه برای قوای عقلیه باشد و خواه بقوای جسمانیه حاصل شود .\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته و بمهر سر محرر سراج الاخبار افغانیه رسیده\n\nبسعی و اهتمام الحاج عبدالخالق سپرنتر مهتمم چاپ خانه دارالسلطنه کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری\nطبع شد"}
{"book": "adl0616", "page": 290, "text": "صفحه ۱\nسال کیم\nنمبر ۲۱\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل سه روپیه\nدر ولایات و محالات متعلقه چهار و نیم روپیه\nو خارج مملکت با اجرت داک نیم پوند انگریز\nقیمت یک صفحه آن کابل یک عباسی آ\nتاریخ عربی ۱۵ شعبان ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\n\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\n\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۸ اسد ۱۲۹۱\nماه انگریزی ۳۰ جولانی\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nتماشای آتش بازی در چمن حضور — حوادث داخلیه — حوادث خارجیه\nمقالات علمیه هم تاریخ — مواد عسکریه — عالمه های زایان\nعلم ثروت ملل — ناموران زنان جهان — ادبیات\nفاجعه های پاریس\n\nتماشای آتش بازی در چمن حضور\nدر شماره سابقه خود از مراسم (جشن اتفاق ملت) این تفصیلات داده بودیم. ولی چون بعد از ترتیب یافتن اخبار با کیفیت بوقوع آمده بود بنا بر عدم گنجایش موقع از تماشای آتش بازی چمن حضوری که در شب یکشنبه ۲۱ ماه رجب المرجب بوقوع آمده بحث و بیان نتوانستیم لهذا لازم آمد که تا یک درجه از کیفیت آن شب فیوضات موجب بر قارئین گرام خود عرض نمائیم: (از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است) بلی! خاطره یاد آوریهای کلمه مقدسه (اتفاق ملت) آنچنان بشوق و ذوقی در حواس انسانی می اندازد که انسان از تذکار یاد آن ضبط عنان سخن نماید!\n\nاین جشن مبارک همه ساله یک روز و چهار شب دوام میورزد. روز اول آن همان روز فیروز دربار و رسم قبول عموم قمت است که در شماره سابق خود از ان بحث نمودیم. شب آن متعاقب ما بعد آن نیز همان بود که در تک و تا یافته بود. حالا از شب آخرین جشن مبارک مذکور که ما اهالی افغانستان آنرا بسیار مقدس میشماریم یک شمه بیان کنیم: این چهار شب جشن پر سرور (اتفاق ملت) اگر تقسیم شود دو شب آنرا یعنی شب اول و چهارم آنرا از طرف حکومت بشرف اهالی، و دو شب وسطه آنرا از طرف اهالی بشرف حکومت جشن قایم میگردد. همه ساله این شب چهارم جشن مبارک منحصر به تماشای چراغان و انواع آتش بازیهایی نور افشان میباشد که در سنوات سابقه مجلس شبانه نشست پر مسرت در برج شمالی بوقوع می آمد، و میدان این آتش بازی در باغ ارگ مبارکه متصل برج شمالی تخصیص شده بود. درین سال فرخنده فال ذات اعلیحضرت پادشاه مراجع خصال ما برای تماشای آتش بازی چمن صفا پیرای چمن حضوری را تخصیص فرمودند که این فکر شاهانه بر دو مقصد مبنی بود: یکی اینکه اهالی در دایره یک میدان بسیار واسعی از تماشای آتش باز استفاده کنند دیگر اینکه شدت گرمی که درین چند روز"}
{"book": "adl0616", "page": 291, "text": "صفحه ۲\nدر شهر عزیز ما حکم فرما میباشد بهوای واسع و فضای جسیم چمن نشاط ما من تعدیل و تخفیف یابد. در عین زمان فائیده برداشتن شرکت تجاری کلپ چای خوری عصریه را نیز در بر میگیرد.\n\nبنا بر تبلیغ نامه های رسمی که از طرف جناب ایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی برای شرفیابی مجلس شب جشن مذکور بر همه اهل در بار حضور توزیع و تقسیم شده بود دعوت شدگان مجلس چنین عالیشان بر دو خط حرکت خود شان مختار و ازاد گذاشته شده بودند، ذواتی که از چهار و نیم بجه عصر در دایره شرکت چای خوری عصریه بالباب رسمی فعالیت بیایند هم تماشای بازیها و هم هوا خوریها خود را کرده بساعت هفت شام که شروع افروختن آتش بازی میباشد مجلس تماشای اتش بازی ها حاضر میشوند. برای این اشخاصیکه از وقت عصر بیایند البته چای و شیرینی و میوه که شرکت تقدیم میکنند خریدار کرده صرف خواهند نمود. و کسانیکه بهفت بجه حاضر مجلس تماشای اتش بازی بشوند و بعد از انجام یافتن تماشا معیت اعلیحضرت شاهانه در مجلس جشنی که در باغ ارگ مبارکه بحال زینت و آراسته گی بر پا میباشد عبور رفته بهمه گونه ماکولات و مشروبات مشروعه طیبه از خوان نعمت الوان پادشاه عمیم الاحسان نواله چین شکران بیکران میگردند.\n\nبنا بر این مدعوین برفتن خودشان در مجلس تماشای آتش باز می آزاد بوده از چهار و نیم بجه عصر برفتن و جمع آمدن آغاز نهادند. در شماره سابقه خود از کیفیت چمن حضوری و شرکت عصریه و بازیهائیکه در ان میشود بیان کرده بودیم که درینجا بتکرار آن لزوم نمی بینیم. در وقت شام همه مدعوین در بارستا بار در مجلس حضور اعلیحضرت همایونی حاضر شده بودند و بهزاران مردمان از اهالی شهر و اطراف شش کردی صحن چمن صفا مأمن را پر و مملو نموده بودند.\n\nتقریباً ساعت هشت و نیم به افروختن آتش باز آغاز گردید. انواع و اقسام آتش بازی های رنگارنگ عجیب و غریبی در داده شده، فرحتها و سرور کامل حاصل گردید.\n\nتقریباً ساعت ده ذات اعلیحضرت همایون بهمراهی موتر تشریف فرمای ارگ مبارکه شده، مجلس\n\nنمبر ۲۱\nبا شکوه بسیار عالی را که در ( نصف هشت برج ) نام مواقع باغ موصوف برپا شده بود به تشریف میان ردیف شاهانه ایشان مفتخر و سرافراز فرمودند. ذوات مدعو شدگان مجلس مذکور یگان یگان جمع آمدند. جمعیتها و مصاحبه و مسرت تشکیل یافت میوها، شیرینیها، چایها، طعامها از خوان الوان نعمت پادشاهی مبذول و رایگان صرف می شد. چراغان و تزئینات این مجلس شامانه نظر ربائی و روح افزائی تامی داشت. مجلس تا بساعت سه به انواع فرحت و مسرت دوام ورزید بعد ازان اجازه انصراف عطا فرموده شد و آخرین شب جشن مسرت آئین ( اتفاق هفتم ) به انجام رسید. از درگاه خالق یگانه خود نیازمندیم که بسی سالهای بیشمار بسلامتی شهریار معدلت شعار ما این جشن پر مسرت باقی و پایه دار باد آمین\n\nسراج الاخبار افغانستان\n\nحوادث داخليه\nاحوال هوائیه\nاز چندیست که شهر عزیز و دلپذیر ما بعضی روز های بسیار گرمی نشان میدهد. مملکتهای سردی ماست و طن مقدس ما چون گرمی فوق العاده نشان میدهد و طنیان آن بر خلاف معمول آنرا یافته بسیار متاثر میشوند.\n\nاز قرار رپوت درجه هوا که از توقف سر دروازه ارگ مبارکه به اداره خانه ما رسیده درجه گرمی هوا را از تاریخ ۱۳ رجب تا به ۲۷ ماه مذکور در چهاریکه روز تا دوازده ما بین (۹۰ الی ۹۹) درجه ظاهراً نهایت نشان داده شده است که درجه ۹۹ حقیقتاً برای کابل ما از گرمیهای شدید می شمرده میشود. حال آنکه اگر یک قدری مشکل پسندی نکرده بر مملکتهای از خود گرمتر نظر بیندازیم بشکرهای عظیمی بجا باید بیاوریم. چونکه در یکی از اخبار اردو دیدیم که در همین روزها در بعضی جای های هندوستان درجه گرمی تا به (۱۲۸) درجه واصل شده است و میوه های سر درختی لطیف مانند زرد آلو و آلوبالو"}
{"book": "adl0616", "page": 292, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۲۱\n\nجوار خارجيه\n\nاجمال سیاسی\nسبحان الله ! این کشمکش محار به حیات یعنی\nجنگ کردن زندگی تحریک عجب مصیبتی بر بشریت بوده است؟\nنه تنها بر بشریت ، بلکه تمام عالم طبیعت را به این کشمش\nمحار به حیات گرفتا ر قتل و قتال و آماده جنگ و جدال\nمی یابیم !\nحیوانات مفترسه زمینی مرغان درنده جوان\nنهنگان خورند و دریائی آیا با آهوان دکبوتران ، و ماهیا\nئے\nچه عداوت و چه رقابت ، و چه مغایرت با هم از\nپدرهای شان میراث مانده ، و کدام دعوی\nمیراث اراضی وغیره در ما بین شان پیش آمده\nکه از ابتدای خلقت شان تا به این زمان همدیگر\nخود را پاره میکننده و میداند و میخورند ؟\nنی نی ! ... نه عداوتی دارند . نه دعوائی !\nتا بلکه این یک ( مجاد از حیات ) است و بس. پیچ\nشکم سیری را نه ببینید که بر یک گوسفند می حمله آورده\nو شده را نه جنید که بر یک بودنه\nبال و چنگ شاید . هیچ سنگ ماهنی سیر شده را نه میبیند\nکه بر ماهیان دیگر دهن با نه کند.\nحیوانات غیر درنده نیز معصوم شهر و و نمیشوند.\nبعضی از آنها سبزه ها و انوا ع نباتاتی را که یک نوع\nحیاتی دارند و هزاران پشه ها و حشرات کو چکے\nکه بر آنها نشسته باشند میخورند ، گنجشکان ، کبوتران\nوغیره نیز انواع کرمها و حشرات جاندار و تخم ها می کردند\nمستعد جا نرا فرو می برند ماهیان آن بهستان ایات خود خورد ترمعین می داند\nبعد این کجا دار عظیر و مقالہ عالم حیات شمرده میشود که در کائنات\nطبیعت حکمت از لی لم یزلی حضرت احدیت ہم براے\nکیفیت حیات دهم در عین زمان برای فتاد حمایت مخلوقات\nقانون لایتغیری وضع شده است .\nتا در شماره ۱۱۹ اخبار خود در زیر عنوان ( ضرورت\nبودن جنگ عمومی ) یک مقاله مخصوصه نوشته بودیم.\n\nرقم رقم گلاس، والو آلو بالو بالو د د غیره غیره کا کمال رسیده کی د پختہ کی را حاصلکرد وانده توت مبارک هنوز در جوش شیرینی و فراوانی میباشد. انگور سیاه تند با رمی نو بنو خوشه های پر دین اسا خود را بجلوه گری در آورده است .\nآیا چنین دفور نعمتهای میوه ها را بجز بین دار نیس خاوری به اراده خالق یگانه از نقصان بری دگر چه چیز سبب شده خواهد بود ؟ پس بر ما و همه همشهریان عزیز ما واجب است که این نعمتهای عضهای آگهی را شکر کرد و بخوریم. شکر گروه خوردن آن این است که با حقیات داندازه بخوریم . از میوه های نمائیم.\nمامورین صفائی شهر را نیز لازم است که در اینچنین روزهای گرم پر میوه در باب ایفای وظیفه و فریضه منصبی خودشان کال وقت و اعتنا را بکار برند، و در های خام و یا بر هم خورده استان صفائی شہر بیش از پیش کوشش در زند.\n\nصحت عمرے\nالمحمولة والمن صحت عمومی بر کمال است. هیچگونه\nامراض ساریه و نزمنه در شهر و دیگر اطرافنه موجود نیست\nتنها مرض چیچک و سرخگان که بلا می پیش خانه و میران حفلات\nدر شهر عزیز موجود است . لہذا صاحبات افعالی که جگر پاره\nخودشان را خال نزده اند اگر یک آن اول تر بشفا خانه غربی\nمبار که برده بحال زدن شان مسارعت و رزند از احتیا\nکے\n\nآب پنمان\nما در یکی از نسخه های سابق خود از مقصد خیر مرصد\nاعلیحضرت با دشاه مراجم خصال مکارم آمال خودمان در با\nآوردن آب با صفای خوشگوا به پنهان را بکابل بیان\nنموده بودیم. در نوقت بنظر شکران دار متبان وغیره نیز انواع کرمها و حشرات جاندار و تخم ها می کردند\nدیده می شود که بکار تمدید نمودن گلهای آپنین\nو ساختن مخزنها ے آپ آن بکمال سے وجود\nصرف ہمت و کوشش بدل می آید. و امید است\nکه در اندک مدت (سراج الاخبار ا فغانية\nمراسم افتتاحیه آنرا سرلوحه صحایف افتخار\nبنماید ."}
{"book": "adl0616", "page": 293, "text": "صفحه ۲۴\nنمبر ۲۱\n\nدینجاور دیں ( اجمال سیاسی ) خود آن ضرورت را نه نقطه نظر ( مجادله حیات ) محاکمه مینمائیم : گیرم پیله را البته دیده باشید. تخمهای کوچک بجان، بیک حرارت مخصوصه جان گرفته بخوردن آغاز می نهند. هر چه بزرگ میشوند بیشتر میخورند، و همان قدر که میخورند مقدار وافری افوازات حریریه حاصل میکنند و بر خود تنیده و تنیده بار بار افزونتر از حجم خود حجمها پیدا میکنند، و رفته رفته بال کشیده بر هوا پرواز میکنند که آنهم منتهای ترقی شان و آغاز زوال عمرشان. این است که اوروپا بر اوروپائیان از غوزهٔ کرم پیله نیز تنگتر و پر فشار تر شده است. آسیا افریقا را در یک هرج و مرج پر اتش و دودی در انداخته از کنار بحر محیط اطلسی تا بخلیج فارس همه اراضی اسلامی را بک تب لرزه همائی در آورده اند، ممالک مغرب اصلی و تمام سواحل افریقه دی بحر سفید، و همه جزایر بحر مذکور، و بالقانها و تمام روم ایلی و همه سواحل بانی بحر احمر و سواحل عربیه بحر عمان تا بخلیج فارس در زیر اتش های حرص و طمع مجادلة حیاتیه اوروپائیان مانده است. این ( مجادله حیات ) یا بدست آوردن منافع شخصیه یک پرده ایست که چشمان شانرا از هر چیزی میپوشاند، و همه فضیلتهای انسانیته را در نظر متمدن ترین دولتهای شان محو و بی نشان میگرداند. هیچ بخیال و خاطر ما نگذر در اتفاقهای دول اوروپا خالصانه و صمیمانه بوده باشد. در زیر پرده هر اتفاق یک نفاقی، و در لای هر میل و وداد یک کین و رقابتی مستتر و پنهان است. ولی با وجود آنهم اگر همه آن کینها و رقابتها را یک گوشه نگذاشته و نفاقها سیاسی خودشانرا بلباس های اتفاقهای سیا نپوشانند در نقد ربانی خودشان کامیاب نمی آیند که اینهم باز یک رقابت تازه و کین بی اندازه دیگری را بوجود می آورد. و آن رقابت منفعت پرستی باز دیگر گونه یک اتفاقهای دوستی را در زیر پرده نفاق سیاسی می پروراند و آن اتفاقهای گوناگون باز دیگر گونه حرص و طمعها برمی افرازد که نتیجه این همه کشمکش های مجادله حیات یک روزی از روزها بهمه حال بحال به ضیقۀ مات منجر شد نیست .\n\nانگلیس بايطاليا جمیله با وحسنه های بسیار نشانداد تا او را از اتفاق مثلث بیرون برآرد آیا بیشتر از این حسنه چه باشد که به بکرات هم که در دروازه هند دستان شمرده میشود او را حاکم نمود، در مصر قاعده بیطرفی را در باب دولت علیه عثمانیه تمامها مراعات نموده ولی در باب دولت ایطالیا در بسیار چیزها محمد کارها نه حرکت کرد. و چونا پرسیدندش که چرا؟ گفت او نیز در محاربه (ترانسوال) با من معاونت کرده بود! استاد کاریگانه این چالها و زرکیها (جرمن) است که از همه بیشتر (بمجادله حیات) مجبور مانده است. زیرا در یک تنگنای بسیار پر فشار سختی مانده است. همه راههای بدر رفت خود را در زیر انحصار رقیبان خود می یابد. در قوت بری در وقت حاضر مقابل هر چسان قوتی که باشد توانائی میتواند. اما در حقیقت بقوت بحر نیز باید بر رقیبان خود غالب آید، و ازین است که شب و روز در تزئید و تقویت آن همیکوشد و در عین زمان نفاقهای سیاسی عجیبی بسیدان اتفاقهای سیاسی می اندازد. فرانس با وجود کینها و بغضهای قدیمه محاربه های دهشه خونریزانه که سالها می درازید تهدید یافت و انگلیز را سبب یگانه فلاکتهای فرانس شدند و صحیفه های تاریخ شاهد عدل آن واقعات میباشد باز هم آن کینها و بغضها را بر اساس نفاق سیاسی بنیاد نهاده درینوقت بلباس اتفاق سیاسی جلوه گر می سازند. اتفاق مثلث که در حقیقت حال (نفاق مثلث) باید بگوئیم: در عین بغض و کین و رقابت بود بگیر برای مجادله حیات یا بدست آوردن منافع مادیه بچنان زنجیر هائی باهم مربوط اند که حرص تقیۀ ربانی انفکاک شان را بجوشان یکی از آنها موقوف و منحصر گذاشته است. بلی اگر ایطالیا مغلوب و مضمحل گردید جرمن و اوستریا حالاً ممالک ایطالیا را در ما بین خودشان تقسیم کرده نام او را از خریطه عالم برمیدارند. و چون جرمن یکجا را از راه مطالب ایطالیا به بحر سفید راه بیابد."}
{"book": "adl0616", "page": 294, "text": "صفحه ۵\n\nمناسبات سياسيا\nدولت علیه افغانستان ـ با ـ دولت ایران\n\nچندی میشود که بسیاری از اوراق جراید عالم یک مناقشه جزایر سرحدی سمت غرب جنوبی افغانستان و ایران را سرمایه مقال اتخاذ کرده بسی حدس و قیاس های عجیب و غریبی حکایت در روایت نمودند . بعضی گفتند که دولت افغانستان را غنیمت دانسته ضم و الحاق نمودن خط ( سیستان ) را تا بجایبها للعب و دولت علیه افغانستان مصمم نموده است . حتی بعضی از ارباب این مسئله را بر موافق قانون مجادله ( حیات ) دانسته خیلی طبیعی و ضروری هم پنداشتند . بعضی از پیش رفتن عساکر نظامی افغانستان در خاک ایران بکمال کامیابی و بلا موانع و بحث راندند . و الحاصل هر کس یک فرض و تخمینی در میدان نهاده اوراق حوادث را بیک واقعه جدیدی ، دسرمایه یا فتین قیل و قال مدیدی منتظر و امیدوار نمودند . اگر راست بگوئیم ما را نیز این واقعات دلوله انگیز اخبار ها بفکرها و اندیشه های دور و درازی انداخت . احوال جغرافی و تاریخی و خریطه سیستان را در زیر نظر مطالعه در آوردیم . سیستان را یک خطه وسیع و حاصلخیزی در جهت جنوب خراسان یافتیم . نصف غربی آنرا به ایران و نصف شرقی آنرا به افغانستان تابع دیدیم . نهرهای معروفه ( هری رود ) و ( فراه رود ) و ( خاش رود ) و ( هلمند ) را در ( نیزار ) و ( زره ) نام دو کول ـ یعنی تالاب آن در آمیخته مشاهده کردیم . در تاریخ ایران قدیم مسقط راس ( رستم ) زال را نیز در اینجا دیدیم .\n\nنمبر ۲۱\n\nنخستین قدیم مظفریت او در میدان فتح و غلبه بیاد آورده میشود . و الحاصل چون خوب نظر کرده شود هر دو دولتها را بیک ( مجادله حیات ) بسیار پیش پویان و منهمک می یابیم تا دیده شود که کدام یک آن دیگری را گول زده یک تقریب چرب و شیرینی تازه تری بر باید .\n\nدورهای استلام فشار بسیاری از علما و ادبای معروف ( سنجری ) و یا ( سجستانی ) نیز بآنها رسیده آنجا را یافتیم . یک وقتی همه آنجا در زیر تابعیت دولت غزنوی افغانستان ، و باز در زیر حکم دولت غوری افغانستان ، و باز سراسر در زیر تابعیت دولت صفوی ایران و باز یک وقتی ـ یعنی در اوایل تشکیل یا فتین حکومت مستقله افغانستان سراسر در زیر حوزه حاکمیت افغانستان و درین وقت نصف بیشتری آنرا باز مال افغانستان و نصف دیگر آنرا مال ایران می یابیم .\n\nبا خود اندیشیدیم که اگر چنانچه تماسینوس به آذربیجان و حرکات اردوی نامی ( کاکاس ) عثمانی را در طرفهای ( ارومیه ) بحرکت آورد تمامی خراسان آن نیز اگر افغانستان را در طرفهای ( سیستان ) بحرکت آورده باشد اندیشی جدی داشته خواهد بود ! بلی ، اگر روس در مشهد تمکن ورزد بر افغانستان لازم میشود که برای جلو گیری سیلابها آن رفته منقطه صاف و هموار سیستان با قوتهای لازمه اشغال و داخل سازد .\n\nاین قیل و قالهای اخبارها و این اندیشه ها ما را مجبورا برین وا داشت که درین باب تحقیقات موشکافانه اجرا نموده بلیغی بکار برده و تحقیق نتیجه حقیقت را بر قارئین کرام خود ظاهر سازیم اگر چه در شماره ۱۸ اخبار خود مستند بر بعضی استخبارات مجمل ، خواهی نه تحریری که از بعضی دوایر دارالسلطنه نموده بودیم چیزی چیزی در باب ایضاح کیفیت این مسئله نگاشته بودیم اما درین بار نتیجه تحقیقات ما بواسطه بعضی نامه نگاران مخصوصه روزنامه مبارکه ماست که در اصل مواقع واقعه ـ یعنی در ولایت ( هرات ) و ( چخانسور ) حدود سیستان را فغانی اجرا نموده با خبر داده است . حتی نامه نگار ما بلا ذکر نقل و صورت یک قطعه مکتوب والی یعنی نائب الحکومه هرات نیز دستیاب شده به اداره گانوستا و که اگر فرستد تنها درج آن مکتوب از همه اینواقعه که سبی تخمین ها و قیاسها اوراق حوادث را سبب شده است قارئین کرام را بحقیقت مسئله رهبری مینماید.\n\nاصل حکایت را"}
{"book": "adl0616", "page": 295, "text": "نمبر ۲۱\nصفحہء\nحقیقت این است که از هنگام نادانسته شد ولی شدن ایران و تسلط یافتن دولتین جنبه بر آن خواند آن ملت ای در دست دارهای باری خان اعوان قدیمی ما جانخراش گرفتار آمده که ناز حکومت و قانون، و نه از نظام و انتظام و نه از نظم و نسق هیچ یک شام و نشانی در ان نمانده. یعنی این شعر گویا برای احوال حالاتی ایران منظم آورده شد.\nبا جوان آن شهر باید گفت\nکه فریاد درست اندانی گریست؟\nو ازین است که مردمان سرحد نی تابعه ایران از عام قوت و انتظام دولت متبوعه خود استفاده کرده چندی قبلا زین مالداران بلوچی ایرانی برای تلف چرا از حدود (قلعه کا) و (اناروره اپنی) دولت علیه افغانستان تجاوز نمودند. و نیز چندی بیشتر ازین از اهالی مردم (قائنات) ایرانی منطقه بران را تجاوز کرده در قرب سرحد خاک افغانستان بعضی اراضی را بغیر حق شرع نظامی بزراعت و فلاحت آغاز کردند که این حرکات سراسر مغایر حقوق همبستگی و دوستی شمرده می شد و تا بخار او تا بحال بسیج همچنین چیزی بیش شده بود. طبیعت که سرعه داران دولت علیه افغانستان آن تجاوز کنندگان اجنبی به ابشد منع و دفع نمودند. بنابرین در ما بین دولتین علیتین مخابرات سیاسی بازگردید که ما بدیگر مخابرات آن که از طرف جناب آقای حاجی (نبیل الملک) کارگزار امور خارجه خراسان و سیستان بواسطه جناب عبد الله خان وکیل تجار دو افغانستان مقیم مشهد عرض تقدیم بارگاه معامله پایگاه بنا ہوئی نموده و جواب و تعلیماتیکه از پای تخت سلطنت سفیه بجناب نائب رسید و دستیاب نشده ام و در حالی اگر یا فتم بر شما میفرستم اما از مطالعه دیگر بعضی اوراق رسمیه گردید و ما باین نائب الحکومتی و مرکز و وکیل التجار رد و بدل شده بتوسط پیر ب ایران شده نه از طرف افغانستان که اصل تجاوز از طرف ایران شده نداد از چاه نسور با خبر داده این را هم موثوقاً با خبر میدهم که یک خط اعتذار نامه از طرف جناب حشمت الملک رئیس قشون ایران برای جناب نائب الحکومه اصابت رسیده که از ارتکاب خطای\n\nنامه نگار ما از چاه نسور چنین مینویسد:\n(سردار خداداد خان سیستان)\nیکی از سرداران صاحب نفوذ سیستانی ایرانی میباشد تاریخ یکم ماه جمادی الاول با بعضی از اتباع خود از حدود خود تجاوز نموده و بر قریه (و کدیله) واقع (قلعه فتح) خاک افغانستان هجوم برده اموال محمد خان و رعایای دولت علیه افغانستان را بتاراج بردند و به اینهم قناعت نکرده بر عرض و ناموس نیز دست اندازی کرده عیال و دختران (محمدخان) نام شخص معتبر قریه مذکوره را در ربودند. این کیفیت در عرف یک هفته باراک ضروری از طرف جناب حاجی شیر دل خان حاکم و سرحد و سرحد دار چخانسور، و جناب غلام احمد خان بر گدھا کو نظامی آنجا کدی العرض بو جب تعلیمات مخصوصی که گرفتند به بلوک عسکر نظامی منتظم و یکراهه طوب موقعی که افراد دشت خوابگاه میگویند ارسال گردید. جا که مذکور اشقیا می سیستانی ایرانی را ضرب و شتم نموده و را از موضعهای شان که در منطقه اراضی غیر تجدید شده متنازعہ فیها بود و بصورت فضولی در این موضع گرفته بودند. فرد و واقع نمودند. و نیز عالیجان شیر محمد خان بلوک مشترک با عبد الصمد خان نیز و جناب آقای حشمت الملک حاکم سیستان فرستاده شد. و از حاکم مذکور در زیر باز خواست گرفتن سردار خداداد خان را او استرداد همه اموال و رعایای افغانیه را که تاراج برده اند با عیال و وصیه‌های محمد خان نام طلب نمودند. فرقه عسکر به فراو و چاه نسور اکمال میشود. امید است که درین روزها استرداد مال و عرض رعایای دولت متبوعه مقدمه به احسن صورت و کمال صلح و مسالمت به انجام رسد. اهالی و عساکر شاهانه ازین عمل ناگوار به سر بردند. سیستانی ایرانی خیلی متاثر شده به هیجان و بیصبری تمام به نتیجه انتظار میکشند (۱۱۰)\nاین واقعاتی بود که نامه نگار مخصوص، و نامه‌ها که اصل تجاوز از طرف ایران شده نداد از چاه نسور با خبر داده است و نامه نگارها از هرات چنین مینویسد:\nلا خصوصی من زیات سرقه من استفسار نمودند"}
{"book": "adl0616", "page": 296, "text": "نمبر ۲۱\nصفحه ۷\n\nروايت\nسردار خدا داد خان معرفى اعداد نموده و قباحت اعمال خود و پسران غم سردار موصوف حمل نموده و در گوشمالى دادن آنها و باز شده جمع آورى خيال و تهيه نموده محمد خان نام با يک شتر چا در بها نوشته است. از روش حال چنين معلوم ميشود که انشاء الله در ما بين اين دو دولت اسلام هيچگونه منازعه و مناقشه که موجب دل سردى و آزردگى شود روندهد و دولت عليه ايران متجاوزين سرحد هاى خود را گوشمالى و تنبيهات لازمه داده به احسن وجوه نايله واقعه مرفوع گردد. اگر چنين نشود هيچ مشبوه نيست که مسئله به تحديد خداداد فضلى ميانه شد فيمابين منجر گردد. درينوقت بهمين قدر معلومات اكتفا ورزيده انشاء الله در ثانى صورت بعضى مکاتيب مهمه را بدست آورده براى شما خواهم فرستاد. باقى هميشه برات باشند و السلام)\nنے ۲۸ جمادى الاخر نامه نگار مخصوص شما از هرات )\n\nمص\nاما از شان اميرى شان زيرا حوال عالم باز در دو ماه قبل غيرت و در انجاک بليغ در اعلاى شان کلمه هاى دوستاره هاى ما بين شده است. چنانچه ارشاد هاى سابق ما مفصل نوشته شد که درين وقت جهان نصيحت را است الفطرت است. سراج الملة والدين با بادشاه معظم ما حالا درينجا نقل و صورت نامه نامى را که از حضرت پادشاه جنود مقدس ما را در بندر دى عالم اسلامى تاج سرورى بخشيده اند. ارسال داشته ايم مى آيد که از حضرت پادشاه معظم خود ما که براى جناب مستطاب فخامت مآب (سعيد پاشا) ارسال داشته اند. نظر بدولت قلب و ترجمه و هر يک از اطراف دارد. اين ماهوار تهيه مى صادق صورت تجارى آنها را يک تقريرى بدست آورده ايم توانسته ايم محض براى اطلاع بيشتر کاتبين کرام خود درج صحيفه افتخار مى نمائيم :\n\nنقل و صورت\nملا نامه نامى ذات المحضرت سراج الملة والدين با فخامت باب سعيد پاشا دوست عزيز مهربان ما جناب محمد سيد پاشا صدر اعظم دولت عليه عثمانيه زاد الله تعالى قدره – مکتوب محبت اسلوب آن عزيز مهربان که مورخ ۲۷ شهر ذى الحجة الحرام ۱۳۲۹ هجرى قدسى نبوى صلى الله عليه وسلم که متضمن بر اداى شکريه منجانب جماعه آواره رسيدگان بيخانمان استانبول بود بدست اين دوست از اسلام و اهل اسلام بر وجه پيوست از شکريه آنها خورسندى خاطر حاصل نموده حضرت بارى تعالى جل و علا شانه را شکر گذاريم که مبلغ اکنون مينويسم که نيازمند درگاه حضرت ذوالجلاليم و همچنين بدرجه نيست که از يا بسرت شان دل شاد و بحسرت شان غمناک ميشوم. بايد چندى قبل ازين از مطالعه اخبارات متواليه استقدام شده که از دست برد ايطاليان بر ساکنان طرابلس غرب بدولت عليه عثمانى انواع مصيبت ها که از استماع اين ماجرا جوش دختر و شبکه پروانه ما از درگاه ايزد متعال تظلم رابطه اتحاد دولتهاى اسلاميه را منزل من جا گرفته کيفيت و حقيقت آن از اينجا بين چه از خطوط تلغرافيه افغانيه مستحکم شده باشند که تاثير آن تا فيصدى مهم مذکور باقى در خاطر خواهد بود بنابران در مقام همدردى بر آمده بستر رشته وجه اتحاد و اتفاق خاطر محزونين و دست کشى از قيام بمشهد اين صالحين فرا بلس غرب کوشش بکار برده کتابچه هاى مستعد و براى اهالى افغانستان ارسال فرموده شد که بقدس حوصله و طاقت خوشى در رضاى همت خود درين مرحله اعاده حقوق شناسى و عدالت پرورى که اين حقوق و مطالبات آدمى بنمايند خدا نخواهد انتظام اين سررشته را اهالى افغانستان با نهايت رغبت تام مى نمايند چون وسعت آباد صفحات افغانستان الحمد لله تعالى وسيع است لا محاله در فراهم آمدن وجه اعانه مذکوره فى الجمله منظم بهم خواهد رسيد فعلا مبلغ ششصدها و غيره انگليسى فراهم شده و اين مبلغ را نيز به خاطر مجروحين و ايتام شهداى صالحين اينجا بذريعه محبت بيان جعفر بے قونسل دولت عليه عثمانيه مقيم بمبئى حضور آن عزيز مهربان فرستاده شد انشاء الله تعالى بعد ازين هم هر قدر مبالغى که فراهم شود فرستاده خواهد شد زياده از مرحمت الهى خيريت است.\nفقط فى ۲۸ شهر ربيع الثانى سنه ۱۳۳۰\n\nدولتين عليين عثمانية وافغانية\nقوت اسلاميه که بسيار جهت با وضع سياستها و طرز مناسبات و تعلقات مستند اخوت دينى و معنوى و هم اسلامى داشت از بالاى اين ساخت که دون معلم اوروپائى نا حق شناسى علم و هشت فصل نوشته ميشد که اين حقوق و مطالبات آدمى بنمايند و ما نيز به عالم اسلامى از دير متصد اين حقوق شناسى و ديگر حرکات پنهانى شان عالم اسلامى را بر حسب حقايق و دقايق بيدار و هوشيار ساخته بعد تحرير خود شان ديدند که آيا اين چه حال است؟ و اين چه حرکت بود و اين چه واقعه بود؟ که موجب غفلت خود را درين وقت دانسته بودند که هر که باين سو نظرى کند و يا کمکى برساند و يا اصلا زبانى کشايد و يا فغانى کند و يا آهى کشد و يا بيغيرتى و ناجوانمردى بزرگى مى شمارد. ديدن و ايثار و مددگارى بر اين افتادگان ممنوع و همجنس خود اساس وضع کرده است. بر خلاف ديگر تمدنها که قوت و زور و تعصب پرستى خود را بر حقوق و وجهه عدالت بر ترسيد انند. ! ولى حاصل اين وقوف و تنبهات اخيره موجب يک يقظه و آگاهى عظيم مسلمانان گرديده واجب شمرد که هر گاه يک برادر يک برادر ديگر خود را محکوم قتل چند و چند کردن اعضاى آن مشغول يا بد و بدونه زمانى دادن او را دسترس نداشته باشد به يک کلمات سختى تعيين و يا بيک نظره الى بدان برادر خوده در سايه نديدن را از واجبات انسانيت مى شمرد. و بر انسان آن عمل او را در دايره احکام و قوانين انسانيت و شرافت است. اين تأثرات و اين تحسنات بود که قلب مبارک ذات اعليحضرت پادشاه بزرگ مستقل و ملت اسلاميه افغانستان در تأثر و مضطرب نمود. يک خلق بسيار موثر و حساسى که براى افغانستان مردمان فرمودند.\n\n[ موضع دستخط اعلي\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 297, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۲۱\n\nنقل و صورت\nجواب تار المنى صدر اعظم سعيد پاشا است\nبه پيشگاه عالى امارت پناهى شهامت و فخامت مآب حضرت امير افغان\nمعروض چاکر کياشانست .\nنامه های امارت پناهی شان که از تاریخ ۲۸ ربیع الثانی بسنه ۱۳۲۹ مبنى بر وصول عريضه تشکريه که در باب رسيدن يک هزار ليره انگليزی برای انسداد احتياجات حريق زدگان استانبول جانب شان فرستاده شده بود و نيز مبنى بر احسان فرمودن شش هزار ليره انگليزی که بنا بر تشويق نامهٔ عالى حکمداری شان که محض برای معاونت مجروحين و عايله های شهدای طرابلس غرب بر اهالى نجيبهٔ افغانستان خطاب فرموده شده و بنابران خطابهٔ امارت پناهی شان جمع آمده بود بواسطه سرشهبندر بهيج واصل و سبب تعظيم و مباهات گرديد. برای تعيين المبالغيکه از حريق خانمان سوز بر مصيبت زدگان آن وارد آمده بود و برای آبياری نمودن و رهايی مجروحين غزات و اقيام دارالامل مجاهدينی که در ميدان حرب بمرتبهٔ شهادت رسيده اند اين عنايات و مراحم آيات شهريار پناهی شان که در باب استحصال اعانات آنها مصروف فرموده اند. و نيز هميمهٔ کريمهٔ معاونت کاری که از طرف اهالى نجيبهٔ افغانستان ايراد گرديد و حقيقتاً که موجب ممنونيت و مسروريت عظيمی گرديده ادعيهٔ خيريه دوام عمر و اجلال سرور اثر ميمنت را تلاوت و تکرار نموديم. و به اين وسيله بحضور شهامت موفور امارت پناهی شان عرض و تائيد تعليمات و تکرار نمودن تحميدات خود را دريغ نکرده بپائے حسنه اتخاذ کرده در هر حال امر و فرمان از حضرت ولی الامر است.\n۲۳ جمادى الاخر سنه ۱۳۲۹\nصدر اعظم محمد سعيد پاشا\n\nجرايد مصر القاهرة وافغانستان\nترجمه از اخبار ( الاهرام ) اثر مكتوب\nن\nالدولة العلية - وحضر امير افغان\nحضرت فاضل مدير جريدة الاهرام الافريقية واكراماً . چون حضرت شما دائماً اعانه هائيکه از هر ملت اسلاميه برای دولت عليه عثمانيه جمع ميشود از وقت ابتدای محاربه طرابلس غرب در صفحات جريدهٔ غرای خودتان نشر ميکنيد از آنرو خواستيم که از يک عمل جليل اعلیحضرت امير افغان جلالت امير ( حبيب الله خان ) بشما خبر داده و نشر آنرا رجا کنيم . اعلیحضرت امير يک خطبه بر افغانيان خواندند و آنها را بر اعانهٔ مالى دولت عليه عثمانيه بقدر استطاعت خودشان تشويق فرمودند. و برای جمع آوری اعانه کتابچه های مخصوصی در مطبعهٔ سرکاری کابل طبع نمودند و آنرا بر تمام ولايات مملکت خود تقسيم و توزيع کردند. مبلغی که فعلاً از ان جمع آمده بيست و شش هزار روپيه کابلی ( کوشش برادران افغانی ) يا ششصد ليره انگليزی بالغ شده است. و مبلغ مذکور بمحلی فرستاده شده است که در استانبول فرستاده شود. چنانچه اين کيفيت در جريدهٔ ( سراج الاخبار افغانيه ) نيز منشر شده است. پس از خدمت شما رجا ميکنم که اين کيفيت را در جريدهٔ تان نشر نمائيد تا يک شکريه برين عمل جليل جلالت اعلیحضرت امير باشد و هم يک اثر تشويقی برای ديگران شود تا ذات اعلیحضرت آن امير معظم را پيروی نمايند و اسلام . ( مدير جريده چهره نمای فارسی )\n\nترجمه از اخبار ( العلم )\nاعليحضرت امير افغان اقوام و قبيله ها افغانيه را بر اعانۀ دولت عليه عثمانيه دعوت ميکنند\n( سراج الاخبار افغانيه ) که در کابل ، پای تخت دولت علیه افغانستان بزبان فارسی طبع ميشود. در شمارهٔ مورخهٔ اول جمادی الثانيه خود خطاب اعلیحضرت امير افغان را که بر قومها و قبيله های افغانيه بيان نموده اند نشر کرده که خلاصهٔ ترجمهٔ آن اين است : [ بعد ازين ترجمهٔ منطوق دارد ] اعلیحضرت با رساله ای به انوشته که بنا بر عدم گنجايش از تحرير آن صرف نظر نموديم ( مبلغ شش هزار ليره انگليزی که بنا بر اثر خطابهٔ حضرت امير جمع آمده بود بواسطهٔ غلام رسول خان و ميرزا محمد خان و احمد علی خان مامورين مخصوص افغانيه به بيچ فرستاده شده که بواسطهٔ شهبندر دولت عليه برای صدراعظم دولت مشار اليها روانه شود. الحق که که اين حميت و عنايت اعلیحضرت اميرت بيان شکران داستان بزرگی شمرده ميشود.\n\nترجمه از اخبار المقطم\nحضرت فاضل حاجی میرزا عبدالمحمد ایرانی مدیر اخبار چهره نما فارسی برای ما مينويسد که اعلیحضرت ، امير افغان باب اجتماع بزرگ کبار افغانيه را عقد نموده و خود بخطيبی آن برپاشده و آنها را تشويق و تحريک نمود به اينکه در باب محاربهٔ دولت عليه عثمانيه با ايطاليا به اعانهٔ مردم بکوشند. و کتابچه های اعانه را در مطبعهٔ کابل طبع نمودند و نسخه های آنها را در اطراف بلاد خود توزيع نمودند. و قسط اول آن اعانه يکصد و شصت و سه هزار روپيه کابلی - يعنی شش هزار پوند انگليزی بالغ آمد که اعلیحضرت شان آن مبلغ را به بيچ فرستادند که برای صدارت عظمی فرستاده شود، و نيز حضرت کاتب ما خبر ميدهد که مردمان افغان مکان خود و رضای خاطر در عطاى اعانه به نهايت همت بنمايند. و جريدهٔ سراج الاخبار افغانيه تفصيلات آنرا مفصل نوشته و صورت مکتوب ذیاب امارت پناهی را نيز که برای شهبندر دولت عثمانیه نوشته درج نموده است پس کافه عثمانيون شکر گذاری امير افغان و افغانيان را برين حميت و غيرت شان ادا ميکنند از جناب حق نياز ميکنيم که خدا جزای خير به آنها بدهد.\n\nاز جريده ( صباح ) منطبقه استامبول\nخلاصه نقل و ترجمه شده\nاوروپا در اول امر از تعبير کلمه ( اتحاد اسلام ) ترسيده بودند، و چنان گمان کرده بودند که در تحت کلمهٔ اتحاد اسلام برای ترکستان ستيز با عالم کرستين حاضر میشوند. حال آنکه اين يک از اوهام و خيال واهی بود که خودشان نيز درينوقت آنرا بخوبی دانستند. و چون دانستند درينوقت تعبير کلمهٔ اتحاد اسلام را هيچگاه بر مقاصد سياسيه عطف نميکنند. بلکه تعبير اتحاد اسلام را به تعبير ( مسئلهٔ تيقظ اسلام ) يعنی ( بيداری اسلام ) تبديل دادند. که در جناب سر امر صحيح و درست يک فکری پروريده اند. تنها و قومهای اسلاميه که برای بيداری و ترقی با هم اتحاد بکنند و به تقويت دادن علاقه های حسنهٔ ما بين همديگرشان خواهشگر باشند و بقبول کردن پرتوی از ترقيات مدنيه خود را آماده"}
{"book": "adl0616", "page": 298, "text": "صفحه ۹\nنمبر ۳۱\n\nجتنی را دیدم که بلباس و کلاه فرنگستانی ملبس بود، و لی چهره اش از زیر کلاه مانند فوری میدرخشید. این تحر یک نوجوانی از افغانهای سرحدی علاقه انگلیزی بود که در لندن برای تحصیل مکتب رفته در نیوقت کاملا لتحصیل شده بوطن خود بر می گشت بقدر یک صد و پنجاه پوند انگلیزی با خود داشت، مبلغ مذکور را با دیگر حوایج خود درینجا در پیش یک شخص معتمدی بودیعت سپرد و گفت اگر بسلامت آمدم وجه خود را می ستانم و اگر بمرتبه شهادت رسیدم بهین مبلغ به جمعیت هلال احمر سپرده شود این را گفته بمیدان حرب روانه شد. یکی ازو پرسید که آیا شادی – یعنی ازدواج کرده اید؟ او جواب گفت که این وقت شادی مسلمانان نیست هر وقت که فتح میسر شود آن وقت شادی خواهم کرد.\n\nخبرها مختلف\n\nاز برلین پای تخت جرمن خبر میدهند که گلیوم دوم ایمپراطور جرمن با مقبول قیصر روسی درین قریه ها ملاقات خواهد کرد. معلوم است که این یک نیرنگ بزرگیست که در عالم سیاسی بکار میرود.\n\nنصرت عظیم عثمانی\n\nمشرکت عثمانی از وزارت حربیه رسماً تبلیغ شده است که در ۱۳ ماه جون بوقت صبح دو بلوک عسکر عثمانی و بسیاری از مجاهدین برآمده با پیشدار ما برده استحکام بسیار متین دشمن که در جهت شرق موضع به بسیار محلی ساخته بودند و با هشت دیوار سمنتی بی همتا محاط بود هجوم بردند و مدت هفت ساعت محاربه بسیار خونریزانه دوام ورزید آن در استحکام متین را که با سیمهای آهنی و آلات ناریه به پشتوانه مستحکم و هجونها شدید فتح کردند. و همه عساکر ایطالی را که در استحکام بودند بقتل رسانیدند و زمین را با اجساد دشمن فرش نمودند غنایم بسیار بدست مسلمانان در آمد.\n\nخود کشی از کرسنگی\n\nاز ویانه پای تخت اوستریا خبر میدهند که در قضیه (دردوون) (چندورف) نام یک شخصی که بر بی گرمی مشغول بود و از نهایت و فلاکتی که داشت بعد از انچه بچه های کوچک خود را قتل نموده خودش و زنش و پسر بزرگش اینجا خود را کشته.\n\nمانند شایان عتاب شهرت و نیکنامی پیدا شدند اما چگونه شایسته عتاب ایده خواهند شد؟ پس معلوم شد که درین وقت اسلام با عبارت (اتحاد اسلام) بر المان غازی به نصارا کرای نیست بلکه این اتحاد عبارت از اتحاد بر بیداری و ترقی و تمدن است. لهذا دولتهای متمدنی که صاحبان تبعه در اراضی اسلامیه اند بجای اینکه ازین اتمی در بیم و هراس باشند میباید که این مسئله نقطه اتحاد اسلام موجب ممنوعیت شان گردد. زیرا این مسئله نقطه وحدت در اتحادیه خود واقع مسئله بیداری اسلام را نامه مبارک را اعلیحضرت پادشاه معظم و متنوع مکرم ما را بیک زبان شکران و تمجید می در سر لوحه اخبار موصوف ترجمه نامه مبارک اعلیحضرت صدر اعظم سعید پاشا نوشته اند که درین اواخر اجرای جناب صدر اعظم سعید پاشا نموده است. دیگر بعضی اخبار های استانبول نیز از نامه همایونی و واصل شدن (۶۰۰۰) پوند انگلیزی برای اعانه بازماندگان شهدا و مجروحین طرابلس غرب بلسان شکران و محمدت بحث و بیانها نموده اند.\n\nاخبار (العلم) منطبق مصر القاهره مینویسد که: یک جوان مرد افغانی اهل (کابل) که در هندوستان بیک صنعتی مشغول بود محض به نیت اینکه درین حرب طرابلس غرب با برادران دین خود بداد دشمن اشتراک ورزد عزم داد طلبی نماید، نموده یکی از مردمان کریم انفس مسلمانان هندوستان برین عزم او آگاه شده باز افغانی مذکور بجا نمود که مخارج و نفقه زاد و راحله اش از جیب من باشد تا در ثواب مشترک باشند یک برادر بجان و یک برادر بمال.\n\nبجواب غیرت افغانی از میدان قتال به اداره (العلم) رسیده که مضمون آن این است: (به درنه) رسیدم، لشکر اسلام و دشمن را مخذول و مقهور دیدم.)\n\nنامه نگار ما از مصر مینویسد\n\nدوست ما غلام نقشبند خان کحال افغانی از مصر در یک مکتوب برای سراج الاخبار افغانیه چنین مینویسد افغانانی که در مصر و شامات و بغداد و اناطول استانبول بودم چون از نطق ذات اعلیحضرت پادشاه معظم خود توانستم سراج الاخبار افغانیه آگاه شدند با خود گفتند که برادران ما در وطن بمال معاونت میکنند ما چرا درینجا بجا نهاے آزاد و توانا ے خود با برادران دین خود معاونت نکنیم؟ بنا برین بسیاری از افغانانی که درین صفحات بودند پنج پنج ده ده از راه مصر بمیدان حرب در گذشته اند. حتی تا بحال قریب یک صد نفر افغان را خود ملاقات کرده ام که ازینجا در گذشته اند، از جمله یک افغان نوجوان بسیار"}
{"book": "adl0616", "page": 299, "text": "صفحه ۱۰\n\nحکایات میارید از حمید است ظهرا امیری\nخلاصه التوجیت که به امضای ( این منصور به جدید ( العلم)\nالقرار از اردوگاه عثمانی بجوار در نه واصل شده است :\nبدش نزدهم ماه شباط که بقترن و مجروح شدند.\n(۱۳۰۰)\n\nالاسقا\nنظر ایتالیانی نتیجه پذیر گردید. چیز که شایان تذ کا راست این است\nکه یکی از افسران انگیزی که بشرف اسلام مشرف و بنام مستر (عثمان المهد)\nموسوم بود از تاثیر اور تفنگ دشمن که بر سینهاش رسیده بود مقتول کرد\nدر این مجار به هم این اخیر انگلیزی و هم یک نفر افسر المانی کهہ دیر منت\nنفر شهدای ما که درین محاربه\nو نفرین نیز موجود بود که یکی از بنها بعضی نشیند با خوانده نجا هدایت\nبرجها د تشویق و ترغیب مینمود. یک مصر علی از ان نشید ما را با اکرده ام که ترجمه ان\nاین می [کلمه؟] دارد این بیع میباشد. علاوه بر اینکه نهایت گردان و باریک است. آن کریم نمی خورد\nدان شکن آن ریشه پاره شدن کمتر\nیک انچ حجم داشته خوار بدستہ کا نانه کور برای جاب نہایت موزون بہت\nهیجان جوش و خروش اگر برای آن سیاری قسم خاص ساخته میشود انا سیاہی مروجه جناب ہم بچھو ہے\nمانی ما بدین بیک بخش شمشیر\nتجار یہ خواب بچه ها نیز اشتراک ورزیده\nجوک عسکر نظامی تحلیل داده است.\nپسران مها بدین میباشند نور بیگ\nکه بعد از تابه می به آنجا\n\n- ایران\nبر حمایت مرد مینه های نیک مینی در جلو ماسهای روسی ، اجتماعی کو میشن\nشانی دروس بریج یک نتیجه مسبق قرار گرفت و مجبور شدند که به اجتماعات\nدند که به اجتماعات در میان میکنند که از بین راه آهنی سرحد هندوستان غیر محفوظ خواهد شد و آن همه\nهندوستان خانه در شند. مرخصهائی که از طرف ترکیه آمد و بودند بصورت\nوسایلی که محبت مستحکم ما بین هند و هندوستان اختیار کرده شده بودند.\nبسیار ناسازگاری حرکت حالیه مسئله (اروپایی باید صنایع خود بشود - علاوه براین بقول مدیران مذکور و انگلستان را ازین\nاین مقابله هر دو طرف حل و فصل شده میتواند راه آهنی نقصان تجارتی نیز خواهد شد. و خیال آنها انگلستان از اجرای راه\nدولت های ایران قبول کردن احکام معمول و اراضی روم را تکلیف\nگفتند اگر چه این تکلیف را قبول کردند ولی گفتند که نقشه با وساطت بانیان راه آهنی مذکو را جتناب نماید روسیه در شمالی ایران تعمیر راه آهنی بنماید تغییر راه آهنی باید این\nراه آتل که دوست ایران در باب سند ایران نرسید و از ایران آورده شود که اجازت توسیع آن الی جنوبی ایران مرکز داده نشود انگلستان از این\nاز روی آن هفته به مذاکرات ختام در رد شود، اما بسیار افسوس که تجارتی خود را به رینه بندی و ریلولی حاصل کرده میتواند - اصحاب با خبر\nدر دست حکومت ایرانیه از اینگونه خریطه با دانه های تحدید صد دو فلش\nهندوستان از آرامی مدیران انگلستان اتفاق دارند و الحاق دیگر\nکه خوب بحث کرده اند دلیلی که به های هندوستان ثابت است بدست\nایران و هند دستا نرا و دوستانرا در حق هند خطرناک می پندارند\n\nنمابر ۲۱\nخریطه با نقشه را میگوبند ( خریطه امریه عملک) نقشه تمام ملک بلکه است\nد خرید صومیت املاک ، نفت یک ولایت با یک شهر با یک قضیه با یک\nرجه یک دوست امیگویند که برای پر درست بدست داشتن در مهار\nهر رقم آن از ضروریات مهبته امور است.\n\nباز و آل استام که در منتهای شمال غربی امریکا واقعت خبر رسید\nکه در اینجا یک سیب با یک سیلاب پیش باید این خاکستر از مسافه هفت صد میل این\nطرف که مینهای بنش نشان ( اگه تو ناین) در جریان آمده است. در انجانا\nہے کو بہائی اتش فشان بحال فعالیست و شکایت آن موجود است.\n\nاز بلاهای مشن کو بها می اتش فشان یکی با ریدن با را نهای نظیر\nاستر [کلمه؟] اداره میکرد شهید گردید کوماندان ( انور بیگ ) خودش باند است\nخاکستر است از مجرای دینه های کوههای اتش نشان خاکستر غلیظ\nبسیار وافری ہوا با نامی به آید در اثناء یک باران سیدا و شدید\nباریدن میگیرده آبهای باران در جو با خاکستر آمیخته شد و از عوض\nولی چون وظیفہ کو ماندانی عمومی برد بود تا به اواخر طویکی گرمی دوام نخواست\nآب قبل بسیار غلیظ کریمی باریدن می‌برد و آن کلی سیلا بهار الحقین میکند\nرسیده گرفته بها درانه آتش مینمود. ویسی اراضی و املاک را بعضا خسارتهای کلی میرساند.\n\nکا کل ابدیتین در ساختن کان فلز محل کا میابی حاصل کرده است .\nوران اگر برای ساختاتن کا نذ نهایت بایت شده است - دعوا می ایدیشی است\nخالق و محکم است نیز دیده و خوشنما\n\nرفیق ما در بارگزات جنویسید :\nیک درخت عجیب به نام بتایاک واقع ملاک سیام یک درخت محبت داده ها شده\nبلندی درخت مدور نظر می آید ۱۲۰\nمیباشد و بران بسیار در از دانه را فرا می آید به جایی که ضرورت آب میباشد و با اغلب\nرویج و بچه موجودی است، وجود انور بیک بالا شنا میشود در برگ درخت خرما سوراخ میکنند و از آن برای آب شیرین\nو با لذت جاری میشود این آب برای مسافران یک نعمت الهی است.\n\nدیگر\nتیل نورانی سائنس دان ملک جرمنی تیل یا سیستم خام\nایجاد کرده است که ان به یک چیز جسم دارد مانید و شوه وشوه کیفیت درونی ان\nوالی معلوم میشود مثلا اگر خیل کا کور به یک قند و می باید شود در استان\nکه در وان صند وقت با شد بخوبی معلوم میگردد\n\nبل مجوز ایران و هند استانی"}
{"book": "adl0616", "page": 300, "text": "صفحه ١١\nنمبر ٢١\n\nمقالات علمیه\nعلم تاریخ\nکیفیت خلقت بشر\nما بعد از نمبر ١٩\n\nحالا قبل ازینکه به تحقیقات آغاز کنیم در اول مرتبه بر اقوال علما در باب کیفیت خلقت بشر گوش نهیم ببینیم که حکمت چه میگوید : اگرچه تطبیق کیفیت تشکل کرده ارض تا یکدرجه به اندیشه دوانی ، و تعمیق فکر محتاج است ولی در باب خلقت بنی آدم و وجود یافتن دیگر ذیحیات دلایل و براهین یقینه و بدیهیه که فنون نشان میدهد انقدر ساده و واضح است که به ادنا اندیشه و فکر کیفیت تکوین ظاهر و هویدا می سازد . مثلاً ما برای العین می بینیم که در یک سیبی که هیچ سوراخ و اشکانی نداشته باشد در درون آن یک کرمی پیدا میشود . هیچ بخیال و خاطر نباید آورد که این کرم از خارج در سیب در آمده است . زیرا هم فن نباتات و هم فن حیوانات اشکال را نشان میدهد که این کرمها از خود سیب بوجود آمده است . اما حالا این سوال در خاطر میشود که آیا این کرمها از کجا و چسان پیدا و چگونه حاصل میشوند ؟ کوتاه ترین جواب این سوال این است که میگوئیم و هم ایمان داریم که اخیر با عبارت از اثر صنع جلا لسرا به یک صانع قدیم واجب الوجود و قادر عظیم الشان نیست که به کیفیت صنع و قدرت او عقلها قاصر و ادراکها در بحر حیرت مانده قدم از تقدم برداشته نمیتواند . ولی با وجود اینهم عقل و فکر و اندیشه از فضای خود باز بنا بر جهان اثر صنع عجیب الاسرار در نمی ایستد و تا وقتیکه از نکته و تازه بیفتد در آن آثار صنع و قدرت غور و تفکر نموده و قواعد فنون علمیه ثبات را پیرو کتب مقدسه جلیله سماویه نموده تا به بسیار جا های بعیده خود را رسانیده میتواند . آری فنون حکمیه نیز بهمین جواب مجبور می شود که بوجود یک فاعل و یک هستی دهنده موجودات و حقیقت و ذات جهان پنهان آن پی برده میشود و انکار صنع آن در هر چیز را یک نهایت محیر العقولی پدیدار است .\n\nفن میگوید که بر وجودیکه نشو و نما میکند رفته رفته بیک درجه میرسد که استعداد پیدا کردن دیگر وجود ها را حاصل میکند . مثلاً در وجود انسان مانند استپش در شک بعضی چیز هائی حاصل میشود که اینها قطعی از خارج در بدن انسان نیامده و میباشند بلکه وجود خود انسان یک نوع استعدادی حاصل میکند که اینگونه چیز ها از ان بوجود می آید . از حکمای جدیده جرمنی ( الگ زاندر استر ) نام حکیمی تحقیقات مورد حیات - یعنی از جا نیکه حیات دارد میشود - اندیشه دوانی کرده و درین مسئله تحقیقات نموده و ( داره وین ) نام حکیم مشهور را نیز بر تجربات عمیقه خود علاوه بر خود نبی نظریه های خیلی دقیقاً با تبیین در جزئیات بسیاری کرده است . از مطالعه آنها چنان معلوم میشود که بعضی حیوانات ذره بینها که بر زمین یا بر اجسام دیگری که بر زمین باشد تنها از استعدادی که در زمین است نیست . بلکه مادهٔ اصلی این فیض حیات بخش از آفتاب می آید . هوا نیز با زمین در ان باب همکاری کرده انرا می پروراند . مثلاً یک جگر درست بسالم یک حیوانی را در بیرون می آوری بعد از چند روز می بینیم که آن جگر تحلیل پیدا کرد و در آن بعضی کرمها پیدا شد . این است یک مورد حیاتی که ظاهر و آشکارا افتاده است . زیرا در محلات کیمیویهٔ جگر یک نوعی از فیوضات حیات پرور می آفتاب آمیخته شده با کرمها بوجود آمده اند . اما با وجود اینور هیچ یکی از حکما و هیچ فنی از فلاسفه تا بها برین یک هنوز هیچیک قرار قطع اتفاقی داده نتوانسته اند که آیا مبداء حقیقی حیات کدام نقطه خواهد بود و مادهٔ حیات چه چیز ( روح ) چه چیز باید بود ؟ خون گفتند ! نور هوا ! لفتنه ! نبود ، حرارت ، آب الکتریک و غیره گفتند ! ثابت شد پس معلوم شد که استعدادات کیمیویهٔ ارضیه فیوضات حیات پرور می نیستند ، مواد عنصریه و هوائیه آلات و ادوات حیات شمرده میشوند . ولی حقیقت ( روح ) نبودن اینچیز ها فتنه ثابت شده است . و از این است که این بحث در ادیان سماویان موجب ایمان بشر است ، و از ان سبب قرآن عظیم الشان حضرت خالق کون و مکان میفرماید : «از تو ای حضرت محمد ! از تو بحث ( روح ) را میپرسند ، بگو که آن چیز از امر پروردگار ه ، آنها هرکس نمیداند مگر کسانیکه در علم راسخ باشند .»"}
{"book": "adl0616", "page": 301, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۲۱\n\nای معتبر مسلمین؟ اگر چه از صد و بحث ما خارج است ولی با هم میگویم که اگر با ایمان آورندگان این کتاب مقدس کریم و شناسندگان است اقدم خلاق اعجاز خود مان، بواحدانیت عظیم چشم حقیقت و دیدهٔ بصیرت خود را بر قرآن خود ما باز کنیم میدانیم که پروردگار عظیم الشان ما، رابطا فرمودن این کتاب علم و حکمت و معرفت همه مخلوقات و جمله کائنات را بجی عطا فرموده است. برانقدر که فن کیست و فلسفه ترقی کند حکمت پر عظمت آیات بینات آن همانقدر دوست میگیرد. میرا انقدر که ماده پرستان و طبیعت شناسان در با نان حقیقت ماده و یا طبیعت کوشش در نزد حقایق انسان با ایمان و قرآن آنرا قدمه تا نخستین نردبان معرفت حق یافته بهامی با بران قدم نهاده بفرسخها انسان بالا میرایند و انه است که آن فیلسوف و ابنی انگلیس قرآن را برداشته علنا فریاد بر آورده گفت: (ای قوم! یا برین کتاب ایمان بیارید و یا در محو کردن آن چند امر همت بر بندید، آیا چرا چنین است؟ زیرا هیچ چیز برا از ان بیرون نیافت. و دانست که تا این کتاب بدست مسلمین با هیچ علم هیچ فن، هیچ حکمت بران غلبه نمیکند.\n(ما بعدش در نمبرهای آینده می آید)\n\nمواد عسکریه\nما بعد از نمبر ۱۹\n(هر گله آدم نیک)\n\nهر کسی به این فکر است که با این آلات و ادوات ناریه که در وقت حاضر از طرف همه حکومتهای مختلف قبول کرده شده، محاربه کردن نسبت بمحاربه های زمانهای قدیم خیلی خونریزانه تر و وحشیانه تر میباشد، حال آنکه در حقیقت همچنین نیست، برگاه محاربه های زمانهای قدیم را که اقوام وحشیته گلو بگلو با همدیگر در می آویختند. و یا با فلاخن و منجنیق و تیر و نیزه و شمشیر و خنجر همدیگر خود را میکشتند با این محاربه های وقت حاضر با آن طوبهای دهشتناک و طور پیلهای خوفناک بوقوع می آید مقایسه کنیم تلفات آن محاربه های قدیمیه را بارها افزونتری یابیم، حتی محاربه هایکه با تفنگهای چاقماقی و طوبهای دمین پر برنجی بوقوع می آمد. باز هم خونریزانه تر ازین وقتها بود. و این ازین است که هر گله آدم میگشت، چیزیکه از زخم عالمه و شمشیر و سرنیزه زیاده تر عسکر تلف میکند\n\nهمانا خوشیها و بیماریهای مختلف میباشد بنابرین قبول شدن اسلحه کمیاب جدیده که از طرف اردوهای دوستهای عالم قبول گردیده بعالم ان نیست یک خدمت بزرگی گویا اجرا شده است.\n\nدر محاربهٔ روس و ژاپان یک محله تنگ شفیقهٔ یک نفر عسکری ژاپانی را به رازی هفت سانتیمتر شکافته مغزش را پاره کرده و له در گذشته است. نفر ژاپانی ازین زخم بسیار مدهش بی آنکه بشعورش خللی برسد جور شده است و نیز یک پارچه شرنیل چنه یک نفر عسکری ژاپانی را پاره پاره کرده بود و بعد از تداوی تنها بجز اینکه جای و نشان زخمش باقی باند دیگر هیچ ضرری به او نرسیده به خدمت عسکری خود دوام نموده است. و نیز یک محله تفنگ از پیشانی یک نفر عسکر روسی سبزش در آمده از شقیقه اش بیرون برآمده و کاسه خانه سرش را پاره پاره کرده است. تا با وجود آنهم نفر مذکور صحت یافته است و بعقل و ذکای او نیز هیچ خللی نرسیده است، مانند این بسی مثالهای دیگری نیز در غیاب موجود است.\n\nحالا یک چند مثالی در باب محاربه های عصر جدید بیاریم: در محاربهٔ روس و ژاپان که بیشترین محاربه های عصر جدید و مهمترین تجربه گاه آلات ناریهٔ جدیده است. سه ملیون یعنی سی لک عسکر بنی بشر با یکدیگر دست و گربیان و زد و خورد نمودند. در ظرف دو سال که این سی لک آدم در مانچوری کشت و خون نمودند تلفات هر دو طرف مقابل به (۸۳۰۰۰) هشتاد و سه هزار نفوس بالغ شده است که چون این را با محاربه های دور فرانس یعنی در محاربه های (بره سلام) که مجموعاً عسکر طرفین پنج لک (۵۰۰۰۰۰) بود، و هشت ماه بهم جنگیدند (۱۰۰۰۰۰) یک لک نفر تلفیات بوقوع آمده است که ده بار از محاربهٔ مانچوری نسبتاً افزونتر است - بنا برین باید دانست که مظفریت در محاربه به شجاعت و مهارت موقوفست نه بصرف کردن گله.\n\n(از الماناق عسکری ترجمه شده)"}
{"book": "adl0616", "page": 302, "text": "صفحه ۱۳\nنمبر ۲۱\n\nعالمهاى ژاپان\nاز سیاحت نامه عبد الرشید ابراهیم افندی\nما بعد از نمبر ۱۹\n\nيوقوها ما\n\nیکی از بندرگا های مشهور تجارتی ژاپان شهر ( يوقو هاما ) میباشد . من در ژاپان این اول شهریست که می بینم ، و محبت ژاپان را نیز اول از همین شهر می بینم . زیرا چیز هائیکه در راه دیدم همه گی عبارت از یک تصادفی بود . شهر ( يوقو هاما ) یک شهر بزرگیست که زیاده از دو صد هزار نفوس دارد . از ممالک ژاپان اول بندریکه برای تجارت اوروپا باز شده است همین بندر است . من در بیستم تشرین اول درینجا آمدم . صبح وقت برای گردش و تماشای شهر بر آمدم . بصاحب خانه گفتم که اسباب مرا بانی کرده بمن نام تپه و نشان خانه خود را بدهید که در وقت برگشتن زحمت نکشم . – باصاحب خانه مکالمه با بزبان ژاپانی بود . زیرا من تخته بچه جیبی خود دیده و لغتها و نامها را با ربط بهم بسته مقصد خود را می فهمانیدم . ضرور و احتیاج نیز انسان را در زبان آموختن مجبور میکند . صاحب خانه بمن گفت : – که در شهر ما تنها یک باغچه موجود است . بهر یکیش دالانی که بگوئید مرا در پیش رو می باغچه برسان بی گفت شما را در اینجا می آرد .\n\nپوشاکی که من پوشیده ام طبعا در نظر ژاپانی ها خیلی عجیب و غریب یک قیافتی باید شمرده شود . ولی این را باید ستایش کرد که تمام روز گردش کردم بهیچ یک شخصی که بنظر حیرت و تعجب بمن نظر کند بر نخوردم حال آنکه بهر حال و اطوار ژاپانیها موجب حیرت و تعجب من می شد . از همه بیشتر این را بگویم که در هر کس یک حرکت و فعالیت دیده میشود و کوچه ها مانند جویهای آدم ، حد و نهایت آیندگان و روندگان نیست . هر کس به بسیار سرعت براه میرود علی الخصوص صدا های نعلین پای زن و مردی که در رفتار اند بگوش انسان خیلی عجیب بر میخورد . اما صد شکر که کوچه ها با سنگ فرش نیست . و هم در روز چند بار آب پاشی میشود . ازین سبب بسیار معلوم نمی شود . دگر نه آن صدا های نعلین ها گوش انسانرا بی راحت میکرد .\n\nحدود شمالیه یو قوهاما بحر است و اطراف آن سراسر کوهستان است با کوه ها محاطت . اگر چه یک قسمی از شهر بر دامنه ها واقع شده است اما قسم اعظم آن بر زمین هموار است . نی بلکه اگر براستی گفته شود شهر در میان یک دره واقع شده است . از میان شهر نهرهای بسیار میگذرد ، کانالهای بسیار می نیز موجود است . و از پلهای عجیب و غریب بیشماری دیده میشود . همه روزه از یک سر شهر تا بدیگر سر شهر با تراموای رفت و آمد کردم . بسیار جاها را نیز پیاده گردش نمودم .\n\nدر بر طرف شهر که گردش شود معلوم میگردد که ملت جاپان بهر نوع استعداد مالک و خیلی فعال و کار گذار یک ملتی میباشد همه دکان ، مغازه صنعت خانه فابریک ، در هیچ طرف بهیچ یک کاریگر نشسته باشد بر خورده نمیشود . هر قدر بناهای بزرگی که دیده شود آن بنا بنای ( مکتب ) است . بغیر از سرای های حکومتی و قونسلی نه ها و بعضی اوتلها دیگر هیچ یک بنای بزرگی مانند بناهای مکتبها نیست . در همه مملکت خانه ها یک طبقه عمارت و دو طبقه گی نادر دیده میشود .\n\nدر سر هر جاده و بازار یک کلبه تلفون عمومی و یک کلبه پوست دیده میشود که بطرز خود ژاپان بنا یافته است . هیچ یک سر کوچه و بازاری نیست که در آن یک تلفون خانه عمومی نباشد . در بعضی راههای بزرگ صندوق های سرخ داک دیده میشود که هر روز از ساعت شش صبح تا بریم شب در هر ساعت این صندوقها باز شده مکتوبها ئیکه از شکاف آن در ان انداخته شده گرفته میشود ، و بهر جا چالان میشود . اینچنین صندوقهای داک حقیقتاً در دنیا کم یافت میشود .\n\n( ما بعدش در نمبر آینده می آید )"}
{"book": "adl0616", "page": 303, "text": "نمبر ۲۱\nصفحه ۱۳\n\nادبیات\nبهار — و — عشق\n\nآبشار ها را از انجماد در آمده و بیک انبساط پر نشاطی جریان میکند . هیچ مشهور نماند ! بهار جفا نما . . . از تعریف قدم منحس حیات اثام با همه لطافتها و حسنها و جاذبها ی خود ظاهر و پدیدار گردید . این است که طلوع شمس عشق و تجلی عشق اینها همین خاصیت را نشان میدهد! هیچوقت افسرده ، سر در پیش ، متحیر ، مستغرق به یاس نباشد! وقتیکه پر تو انوار شاه شعشعه با . . . بی برهان تا به یک گرهی یک با خبر می گردد این نوجوان نادان میگردد ، تا میتواند که بداند چه بود! از طوفان یخبندان خاموشی بجو هم آورده افسرده گشته و او هم میورزد ، اما این عارضیست ! کمی نمیکند که باز هم از حیات افزا بهار حرارت نما ، عشق بیک لمحۀ در لمعۀ شوخ نگاه را بردل بیکار به خاطر از عشق یار، و فکر به خاطر میآید ، و تجلی میکند. درین باره دل نوجوان یک جنبشی می آید، و این چه حال آنکه بر یک چیزی قرار به است ؟ و سبب هم اینست که از حالی بحالی از شوقی بذوقی و از هوسی بهوسی می افتد ، در هر طرف که نظر میکند جهان تجلی ، جهان انوار ، جهان پر تو !\nزمستان ! با تمام شدت قهر و غضب خود دوام میکند . چه عالم بیخبر به تقلب و قساوت! رفته رفته ناگهان هوا های لطیف بوزیدن می آید درختان ، بلبلان ، را یک شادمانی استیلا میکند باز آن هوای لطیف شباب طوفان باد و باران برف را ابو ر میدل میشود ، اما این عارضیست ! کمی نمیکند که باز یک هوای لطیف بر زمین می آید ، درین باره مرغان بهر تیر خود را بصدای میکنند ، دره کهسار ها اشجار را آب حیات زندگی میدهد ، زمین یک نفس گرمی میکشد ، تخمها نباتات در زیر خاک یک بالیده گی پیدا میکند اگر چه یک دو بار باز ناگهان باد های باد را نها میورزد و میوزد و سیل ایجاد میکند + صحرا و چمن ها را میجنباند ، شاخهای درختان را باد که با نسیم سحر خیز است پر پشت و پر برگ مزین می سازد ، بلبلها ، مینا ها ، قمری ها یکبار خود را مبارک باد و میگویند ، سبز با همراه شکوفه ها می شکفند ، جویبار ها ، سیلاب ها\n\nفاجعهٔ چهارم\nما بعد از نمبر ۲۰\n\nموزه و پوشش ها و غیره اشخاص بر خاصه و این شناسانها و گروپ گروپ ها از زیرین بالا بر آمده و با پیش در و ازهٔ اتاق نمبر (۲۴) جمع میگشتند . بعد از کمی در و ازهٔ اتاق با قونداق تفنگ فشار یافته کلمات مهیبه ( در را بجایم قانون باز کنید) نیز شنیده شد . به این تکلیف خونخواران دو راندال هیچ یک جوابی نداد . قلو شمله با وجودیکه بیدار بود . دلی چنان می پنداشت که یک خواب بسیار دهشتناک می بیند . درین اثنا از بیرون در باز یک صدا نگران\nباز هم هم از پرسان فارغ نشده بود که درین دفعه نیز از یک طوریکه وحشیانه و قدارانه شمرده می شد گفت : — میگویم چپ باش ! خاموش شو ! زن جوان خاموش شد . بقدریکه و ثانیه نگذشت در و اتاق یکباره صدای تفنگ زدن یک آدم دیگر چیزی نشنید و نشد . اما بعد از کمتری در طبقهٔ زیرین بعضی صدا های مختلف آدمان مخالف اصوات و قیل و قالها می دهشت ساعت ، و آواز های پا های"}
{"book": "adl0616", "page": 304, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۲۱\n\nغزل\nبر کسی که بگوشش کند، اخبار سیاست\nشک نیست که یکرو نه کنند کسب سعادت\nارباب همم محترم اول جهان است\nاز سعی کمالات بیابند همه عزت\nممتاز بشر شو تو بعرفان و کمالات\nاز علم و هنر میشوی شایسته حرمت\nتحصیل معارف بکن ای نور دو دیده\nتا آنکه شوی مرد یک دیده رغبت\nبا کوشش و با سعی بشهراه ترقی\nمی پری و میکوشی و بشوی حایز\nانوار هزاره نما است به دنیا\nساعی شود هر دم بگشا چشم بصیرت\nبا علم و هنر سعی چو شد منظم و همدم\nبی شبهه ز اقران ببری گوی سبقت\nاز علم و ادب گشت توان صاحب عرفان\nو زکسب هنر یافت توان پایه رفعت\nکه نظم و گهی نثر و گهی خوب و گهی بد\n(محمود) همیگوید و قصدش شده خدمت\n\nیک سبده نماند ! سلطان عشق، با همه شوکت و عظمت خود بر ملک دل صفوت نزال مستولی گردید، آن افسرده گی آن انجماد آن بیخبری نماند. دل از همه چیز خالی با همه کائنات پر گردید ! بله، عشق کائنات است، عشق حیات است، عشق بهار است ! عشق با دل کار دارد : دل با دل راه دارد : دل نشیمنگاه انوار احدیت است، دل اسرار گاه تجلیات حقیقت است، دل آینه مقابل عشقست، هر چیزیکه در ان انعکاس نماید عیناً جهان انعکاس را بمقابل خود عکس میدهد. آفتاب بر آینه میتابد جهان انعکاس بیک شعاع شدید تر ازان چشم را میدرخشاند. این انعکاسات تنها همین شعر بیدل همه دل را نتیجه می بخشد :\n\nدل بمن داده تا در و نگرم\nمن هم آئینه در کفش دادم\n\nفقط\n\nنوره گفت :\n— اگر در را باز میکنید بکنید ! و گرنه بنام قانون بزور باز خواهیم کرد.\nباز صدای صاحب خانه موسیو و مینیوشنیه شد که میگفت :\n— از برای خدا ! بزور دروازه را نشکنید بمن زبان میرسد من دیگر یک کلیدی دارم باز میکنیم.\nغونتران — ( از درون ) به این نیارم شرف و اصالتی که من دارم در بندیخانه نخواهم درامد.\n\nبعد ازین سخن یک روشنی بسیار خفیفی در داخل اوقات پیدا شد که بواسطه آن روشنی شور مثال تلو تلو کنان دیده توانست که شوهرش بپا ایستاده و دهن یک تفنگچه را بشقیقه خود گرفته است. اما دیدن جهان، و برخواستن صدای ( دُروم!) یک خیانچه بهان بود ! ... در عقب صدا دود کثیفی خانه را استیلا کرده، و افتادن یک جسمی بر روی تخته اوتاق خانه بمثل زره در آورد ! ... به افتادن جسم مذکور صدا و آنگاه فغان یک زنی نیز شنیده شد ! ...\n( و باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 305, "text": "صفحهٔ ۱۷\nنمبر ۳۱\n\nعلم و ثروت ملک\nما بعد از نمبر ۳۰\n\nو تنها سعی و عمل جنسی کوشش و کار در سرای مزد و ر کارها که برده و درستی روز را شب کار میکنند ، مخصوص نیست . بلکه جمیع فضیلتها سعی و اهالی یک مملکت مثلاً فلاحست ، بازرگانها علوم و فنون ، تجرتها ، هر قسم با سوادن و قدرتمندان عبارت از یک یک نال و ستاخی نیست که بنا به و منفعت جمیعاً سلسله علی چنانچه سابقاً گفته شده بود که ثروت و این چیز نیست که با غصب این مبادرت و در راه و مقابل قاعده و نحوۀ تربیت استحضال کند . لهذا سعی و عمل و باید علوم و فنون متنوعه آموخت بعدا گنده ثروت شمرده میشود که مانند صنعتها می تواندی و اگر مباد و ثروت پیدا کنند ، تا اینکه تنها به و در استخراج بعضی آلات و ادواتی که کار باز فنون و علوم بخشکند ، و بواسطه آن برای دیگر کارها آسان و کم مصرفی پیشین شود و سببی که قابل مبادرت است همین ثروت شمرده میشود . که دو کلمه اگر مأمورین حکومت که زمام امور این ۱۱ سال پیش و تسهیلات و رعایت های نقد ملک و اهالی بدست شانست خدمت خود را با تمام اجرای که سلیقه اند قیا سبب و برابر سازند سعی و عمل اینها نیز مزید الکشته و ثروت میشود . در نظر ( علم ثروت ) هر سعی و عملی که ثروت مملکتی جان سعی و عمل اصلی سعی و عمل حقیقی شمرده میشود . بنا علیه اگر سعی و عمل نیک صورت معدود و سفیه و صرف نشود موجب استحصا ل ثروت نینگردد . [ باقی دارد ]\n\nجمله مقالها نیک دستخط شده از طرف سررشته دار میرزا و سررشته دار سراج الاخبار افغانیه\n\nباهتمام الحاج عبد الخالق پسر قندهاری مقیم چاپخانه دارالسلطنه کابل\nبخدمتکار بنده میرزا محمد حیدر قندهاری\n\n***\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۳۰\n\nکا ہنها چون گفتند که : این بچۀ اسرائیلی یک طفل به تنهایی آید که آن طفل سبب زوال دولت تو میشود ، فرعون در هر سر طرف جفاو نا معتبر کرد ، حلقه ها و محاکات و رفاذ این بسی اسرائیلی در آمدن گرفته ، و هر طفل شریف نوزادی را که می یافتند بقتل میرسانیدند و من اثنا حضرت موسیٰ علیه السلام به دنیا آمد ، والده او یک صندوقچه فلزی ساخته ربانی حضرت موسی را در یک صندوقچه فلزی داری نهاده به نهر ( نیل ) انداخت ، آب هر چند که این را برده و سائل برای فرعون رسانید حضرت ( آسیه ) انرا دیده و جاریه بفرستن و اوردن صندوقچه امر نمود ، چون باز کرده دید که طفل چون یکپاره نوری ظهور یافت ، حضرت آسیه از دل و جان او محبت نمود ، در دربار تربیت دیده و پررسش او کمر همت بر بست ، برای شیر دادن اش ، دایه های کثیری می طلبید بسیار را دایه آوردند ولی حضرت موسی پستان یکی از انها را نگرفت ، تا والده موسیٰ علیه السلام بمیرۀ خود را در عقب صندوق دیده و باین مقرر کرده بود ، چون قضیه که صندوق بسبرای فرعون در آمده و در سرای بیگم خود را جای اقامت داده اند بجانب سر این خبر را به شیره خود رساند والده موسی علیه السلام خود را بحضرت دایه عرض و تقاضا نموده ، موسی حالاً پستان والده خود را مکید آغا : نها و ، این است که باینصورت الی آنکه کسی از فرعونیان آگاه نشود والده خود موسی علیه السلام در سرای خود فرعون حضرت موسی را تربیت و پرورس داده است ، اینهم از حسن اتفاقات است که ( سامری ) نام مرد منافقی که بعد از زمانی یافتن بنی اسرائیل معجزات با هرات حضرت موسیٰ علیه السلام از جنگ فرعون مردمان بنی اسرائیل را بگوساله پرستی اغوا و گمراه نموده نیز ( موسی ) نام داشت و در همان شب رحلت موسی علیه السلام تولد یافته و نیز به دنیا آمده است . [ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 306, "text": "صفحه ۱\nسال یکم\nنمبر ۲۲\n\nنگران نے\nایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایون\nسلمه الله\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اندرون ممالک با اخراجات ڈاک ۱۴ روپیه کابلی\nدر خارج ممالک با اخراجات ڈاک نیم پوند انگریزی\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکبایسی است\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nادارهٔ اخبار و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ اخبار\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\n\nتاریخ عربی یکم رمضان ۱۳۳۰\nتاریخ انگریزی ۱۴ اگست\nتاریخ شمسی ۲۳ اسد ۱۳۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nمغفرت انجام دارد اگر چه از طاقت قلم شکسته رقم این محرر عاجز، باز بارِ عالی تر و بلند تر افتاده است ولی چون این نسخه شماره بیست و دو ما با غره ماه مبارک رمضان تصادف می نماید ضرور است که بقدر طاقت قلم عجز رقم چیزی در باب این ماه مغفرت توأم بعضی آثار ادبیه و اخلاقیه را صفحهٔ قرطاس نموده بنگاریم تا حصهٔ نخستین اخبار مناسب فخر و شرف نماید:\nمعلوم باد که روزه گرفتن — یعنی از یک وقت معین تا به دیگر وقت معینی که شارع تعیین فرموده هیچ چیزی نخوردن و ننوشیدن و نکشیدن بر همه امت ناجیه محمدیه صلی الله علیه وسلم با آیت جلیله قرآنیه که در سوره بقره نازل فرموده شده است (فرض) گردیده که هیچ فردی از افراد این امت بجز همان مریضها و یا مسافران و غیره که باز شارع تحدید فرموده از روزه گرفتن مستثنا شمرده نمیشوند. معنی و مآل آیت جلیله قرآنیه این است:\n» ای اهل ایمان! روزه، چنانچه به دیگر امتهای پیشتر از شما فرض گردیده بود بر شما نیز فرض کرده شد، تا که نفس خود را از معاصی\n\nفهرست مندرجات\nرمضان فیض سیمان — مکتوب —\nقرآن عظیم الشان — حوادث خارجیه —\nابیات تبریکیتی — ناموران باختر —\nعلم شروط علی — فاجعه های پاریس\n\nرمضانِ فیض‌نشان\nماه مبارک رمضان فیض رسان که ذات اقدس خلاق عالم و مکان به نازل فرمودن قرآن عظیم دران یک شرف و قدسیت عظیمی به آن احسان فرموده، بکمال مسرتها و تمام انتظار با شرف ورود ارزانی فرمود.\n\nآمده شهر صیام، سفر سلطان رسید\nدست بدار از طعام، مائده جان رسید\nتصویر نمودن فضایل و مزایائی که این شهر صیام\n\nاول"}
{"book": "adl0616", "page": 307, "text": "صفحه ۲۲\nنمبر ۲۲\n\nاگر چه در فرضیت روزه که آیا از چه وقت فرض شده اختلاف است، ولی این یک متفق علیه است که بعد از وقوع (تحویل قبله) آیه کریمه بر فرضیت آن شرف نزول فرموده است. از ان قال قدیمی جمال آیت جلیله ما فوق صریحا معلوم میشود که قبل از دین مبین محمدی صلی الله علیه و آله و سلم در دیگر ادیان سالفه نیز روزه فرض بوده است حتی در نزد علما متفق علیه است که در شریعت حضرت ابوالبشر آدم صفی الله علیه السلام نیز روزه فرض بوده است.\n\nحضرت ذات اقدس حکیم مطلق جل جلاله برای قوام انتظام و دوام انجم عالم در هر وقت و هر زمان بنا بر مقتضاے همان وقت و همان عصر متناسب به احتیاجات زنده همان اقوام و همان امم شرایع وضع فرموده است و اینهم از مقتضیات احکام حضرت الهی است که چون نوع بنی بشر برویۀ دور هر آنقدر که ترقی و تکمل کرده اند و رفته رفته کسب صلاح و قوت ورزیده اند، از آنرو یک قسمی از احتیاجات بشریه شان زایل شده بجای آن دیگر بعضی احتیاجات حادث گردیده است که تجدد شرایع نیز از آنسبب بحکمت بالغۀ سبحانیه اقتضا نموده است. این است که از وقت خلقت آدم علیه السلام تا به بعثت پیغمبر ذیشان حضرت محمد آخر زمان صلی الله تعالی علیه وسلم برای طوایف مختلفۀ بشریه از طرف حضرت باریتعالی جل و علی نبی پیمبر های ذیشان و شریعتهای قدسیت نشان فرستاده شده است و به این صورت تا بهنگام سعادت پیام ظهور نور محمد صلی الله علیه وسلم نوع انسان استعداد تام و قابلیت مالاکلام هر نوع معالی و معارف را پیدا کرده، و تعلیمها و تربیه های ابتدائی خود را اکمال نموده مستعد ظهور ان نور با کمال که بظهور آن تا به آنکه بدیگر نوری حاجت نماند گردید. این است که در چنین زمان سعد اقتران آن\n\nدر شهوار نبوت و زینت ساز و اورنگ رسالت فخر رسل خاتم الانبیا علیه افضل التحایا بحث فرموده شده است که شریعت مطهرۀ او اکمل شرایع، و احکام محتویۀ آن برای استحصال هر گونه احتیاجات و سعادتهای ماضی و حال و استقبال نوع بنی بشر کافلاً ضامن است. و چون سببی که مبنای شریعت غرای محمدی صلی الله علیه وسلم بر طبیعت بشریه و فطرت انسانیه بنا یافته از انرو این شریعت مقدسه و این شهراه مستقیمه که به تمسک آن مفتخر و مباهی میباشیم بلاشک و شبهه تا مادام القیامه دایم و باقیست، و بدیگر شریعت هیچ احتیاجی نیست. اما چون دیگر شرایع بر مقتضیات زمان مبنی بود تجدد آن ضروری بوقوع می آمد.\n\nاین است که اساس بنای فرضیت روزه نیز بر طبیعت بشریه گرفته شده است. زیرا اگر انسان سال از دوازده ماه بیک قرار و یک رنگ بخوردن و نوشیدن و مشتهیات جسمانی مشغول شود طبیعت بهیمیه بجوش و خروش آمده در حظوظات و شهوات نفسانیه زیاده تر خواهشات و انهاکات پیدا میکنند، و بر وجود یک قسم کسالت و بطالت عارض شده تأثیر به سمی آن بر قوای ذهنیه نیز اثر کرده قوۀ عقلیه به ادراک معانی و اتصال حقایق راه نمی یابد و به اینصورت انسانیت که در نوعیت اصل گفته میشود از اوج اعلای ملکیت به حضیض سفلای بهیمیت تنزل میکند، چنانچه جناب (سعدی) که از پیشوایان عارفان است میفرماید:\n\nشعر\nتهی از حکمتی به علت آن\nکه پری از طعام تا بینی\n\nبر روشندلانی که بشرف نعمت اسلام و خلوص اعتقاد و ایمان مشرف و مفتخر اند پوشیده نیست که صوم در میان عبادتها سید قوم است. غیر از فواید روحانی که دارد منافع جهانی آن نیز بسیار است.\n\nشاعر عرب میگوید:\nتَنَقَّلْ فَلَذَّاتُ الهَوانِ تَقَلُّلُ\nآیا اینچه لذت و نعمتی است که انسان دوازده ماه یکجا"}
{"book": "adl0616", "page": 308, "text": "صفحه ۳۳\nنمبر ۲۲\n\nبالازادی صبح ، چاشت ، عصر، شام میخورد و دو وقته کماهی می آید که در تمام اقسام روز قطعیا نه چیزی میخورد و نه چیزی میپوشد ، تا بقابلان در تمام اقسام شب بخوردن آزاد است، این یک تمثل حیات است که خیلی ندیده است . در حدیث قدسی حضرت نبوی صلی الله علیه وسلم آمده که : صوم محض برضای الهی گرفته میشود . زیرا کسیکه روزه میگیرد از شایبه ریا بری میباشد . لاجرم معلوم است که بهترین عبادتها عبادت بی ریاست ، و چون در صوم ریا نیست از انرو بهترین عبادتهاست .\n\nاین است که رمضان فیض رسان با اینهمه سعادتها و فیضهای عالی خود شرف حلول ابد ارزانی فرمود و ( سراج الاخبار افغان ) از صمیم قلب همه قارئین کرام و هموطنان قومی الاحترام خود را تبریک میگوید . و برای دعای خالی از ریای دوام عمر و اقبال و تزاید صحت و شوکت و اجلال اعلیحضرت پادشاه دیانت همراه مکرم ، و متبوع مقدس حقایق آگاه معظم خود ختم مقال مینماید .\n\nقران عظيم الشان\n\nخدمات اعلیحضرت با دشاهی در راه آن افراد امت ناحیه محمدیه صلی الله علیه و سلم را ذات اقدس حضرت واجب الوجوه جل علی بحنان شرافتها و سعادتهای نامتناهی مظهر و سر افراز فرموده که همه انجم عالم برادر شب و حسد می برند . هیچ شریعتی از شرایع بدرجه شریعیت غرای محمدی صلی الله علیه و سلم رهنمائیهای حقانیت ، و عدالت و آزادی و مساوات را ننموده است . دین مبین اسلامی از بدو ظهور خود با استعداد و قابلیت جهانگیری و ساختن همه دنیا را یکدولت ، یک حکومت ، و یک ملت معظمه مکمله مدینه فاضله تاسیس و تشکیل یافته است که اگر در معانی قرآن عظیم الشان بنظر غور و امعان و قوت علم و عرفان تدقیق و تحقیق شود این معنی ظاهر و عیان استغنی عرض و بیان دیده میشود و هرگاه بقرار اولوالنور خود کا بحال قدم بر قدم احکام آن قانون مقدس الهی را ایمان آورندگان آن تبعیت و پیروی میکردند هیچ شبه نیست که این فیض مستمرا باین این خوشی بظهور می آمد . زیرا که کریم حق، عدل، اخلاق حسنه، اخوت مساوات دستورالعمل\n\nنهاده و از کین و حسد و بغض و عیلمی و چیزی قطعیًا نهی فرموده و اقدام مثبت بسعی و عمل را قایم و رهبر مقرر فرموده و از کسالت بطالت ، عطالت غفلت سرا سر منع فرموده دروغ، غیبت، رشوت را لعنت نموده و در خلقت شما غور و تدقیق کردن، و از اثر بمؤثر پی بردن و از همه نعمها کردن و شکر و ثنایی ان استفاده ها را ادا کردن در درجات شمرده ، سیف و قلم را دو شهبال پرواز علو دین شناسانیده . پس اگر این قرآن عظیم الشان با این احکام متین نشان خود جهانگیر نباشد کدام حقوق و کدام قانون و کدام دستور جهانگیر خواهد بود ؟\n\nاین نکته را تنها جهان را بهینه علما می بایست درک کرده بود و بس که تلاش عظیمی افتاده با قبول و یا محو انرا بر قوم خود تبلیغ و ارشاد نمودند ، اما غافل از اینکه مستمسکین ان حبل المتین قدیمیت عین از این تهدیدات اونا اثر تلاش و هم نشان نداده از زیر لب تبسم نمودند . زیرا بر محفوظ بودن آن تا مادام القیامت بقرار حکم جهان قرآن عظیم الشان ایمان آورده اند .\n\nهرگاه ما بخواهیم که فضایل و معالی قرآن عظیم الشان حضرت خالق کون و مکا را بیان نمایم میباید که از ابر و ازل و همه کائنات کُنهها بحث رانیم که آنهم ما فوق تصورات است . زیرا در صفحه نخستین آن ام الکتاب عظمت مآب همه اینها محتوی میباشد لهذا ، در اینجا بهمین قدر یک مقدمه مختصر اکتفا نموده از جهات معالی آیات پادشاه دیانت آئین و شهریار عدالت قرین اعلیحضرت ( سراج المله والدین ) که در باب خدمت باین کتاب مبین اجرا فرموده اند یک شعر بعرض معلومات می پردازیم و در غیاب صورت یک قطعه مکتوبی را که از دفتر مجله برادرانه از اطلاعات بنام عاجزانه ما به اداره رسیده عیناً درج مسترت و افتخار مینمایم و مطالعه آن مکتوب بر قارئین کرام ظاهر میسازد که در دست مراحم آیات دیانت مصفاست پادشا و مقدس محبوب القلوب معظم ما در خصوص تا چه درجه نوال همت جهان قیمت شانرا مصروف فرموده میفرمایند :\n\nصورت مكتوب\n\nبجناب مستطاب معظم محترم محمود بیک خان سردبیر جریده حفظ و حمایت ایزد متون بوده دولت اسلام با حضرت در جلو مراعات برادران افغانیت جاودان ثابت باد که کارهای محوله بملک و ملت که شعبه داری بیت است یعنی نشریه دفتر هفته کلام ربانی است..."}
{"book": "adl0616", "page": 309, "text": "صفحه ۳۰۸\nنمبر ۲۲\n\nبتاریخ ۲۸ شهر رمضان المبارک سنه ۱۳۲۹ از پیشگاه حضور فیض گنجور اعلی حضرت نائب السلطنه صاحب فرمان صادر فرموده بودند که اینکه عالیجاه ارجمند سعادت و اقبال میرزا سردار نصر الله خان نائب السلطنة والحفظه الله تعالی از آنجا که همت با سعادت اعلیحضرت سراج الملة والدین همواره در صدد ترقی و بهبود دین مبین حضرت خاتم النبیین است بنابران رای صواب نمای والای ما اقتضا بر این نمود که باید سعی و کوشش با دست همایون از کلام حضرت الهی در بلاد مملکت محروسه دولت خداداد افغانستان بسیار شوند و فایده ان بخاص و عام برسد سپس درینصورت آنچه فی الحال منظور دیده و ضرور دانسته ایم این است که مدرسه ها قایم و دیر پا شود و حافظان تام و جید از جانب سرکار مقرر باشند و اندازه نظری و معلم و طالب در هر ولایت مقرر و مخارج لازمه و تنخواه تعیین شود اکنون به دارالسلطنه کابل و یازده ولایت فی الحال منظور گردیده بقدر تفصیل ذیل هر جا تقریباً صد نفر طالب خواه بنیاد خواه اعلی منظور فرموده و تنخواه و مخارج سررشته آنها بقرار ذیل تجویز نمودیم که از نقد و جنس صرف مدرسه شود و محافظ و محسن و تفقد در کابل باشد و هفته یکمرتبه در مدرسه مذکور رفته علم آوردی کند و همچندی را لازم است که با بسیار ضروری سر رشته امر مذکور را به بسیار خوبی بقرار فوق بسر پرستی عالیجاه صداقت بیان ما قمر محمد صفر خان امین الاطلاعات که او را ناظر و سر رشته داری و با خبری مدارس مذکور مقرر شده باید همواره مهتم و با خبر مدرسه باشید و ناظر مذکور را هدایت شده که کیفیت مذکور را خواه از اطراف باشد خواه از مرکز [اسعاف؟] او ماه بماه در حضور پر نور فقط\n\nفرش مدرسه بقدر اندازه اندکلیم و طاق و توشک منظور است\nدر زمستان و تابستان بقای پیشین خروار زغال برائے هر مدرسه منظور است\nتیل چراغ و دکرو و دیگچه و کوزه و جام آبخوری کسی کماں منظور است\nدو نفر فراش برائے خدمت طالبان منظور است که شبانه روز در مدرسه حاضر باشند\nبرائے چهار نفر معلم عربی سال ۱۲ تومان که ۴۸ تومان میشود مقرر است\nبرائے دو نفر طبیب فی سال ۱۰۸ تومان مقرر است که طبیب خوراک طالبان مذکور میکند\nخدمتکار برائے صفائی مدرسه از دفتر صفائی مقرر است\nحتی که یکرو جاروب از طرف دولت مقرر شده داده میشود\nکه طالبان مذکور من کل الوجوه خاطر جمع اند\n\nبعد از صدور فرمان حضرت اعلیحضرت ظل الله بقرار تفصیل ذیل بقرا — تجویز حضرت نائب السلطنه صاحب بازو در سالها و در یازده ولایت فی الحال منظور گردیده بدینموجب شهر جلال آباد — شهر غزنین — شهر قندهار — شهر قندهار — شهر پشت رود — شهر هرات — شهر میمنه — شهر بلخ — شهر بدخشان — شهر خان آباد — داد السلطنه کابل و در هر یک ازین سیزده محل که عبارت از خانمان و اخراجات و خوراک و پوشاک که برای هفت صد و هفتاد و هفت نفر هفتصد و هفتاد و هفت مکی و جنسی مذکور منظور و مقرر و حسب الفرمان همایون اجراء بوده و میعاد مقرر شده که تا سی و سی و پنج سال است و در مدت مذکور یکصد و پنجاه و هفت نفر حافظ کامل انقضا یافته و در هر سه ماه یکمرتبه شانزده نفر حافظ کامل ازین سیزده مدرسه موجود باید و بیست و هفت نفر حافظ کامل و جنس خارج شده اند و انشا الله تعالے تا به آخر همين سال فرخنده فال همچنان چهل و هفت نفر دیگر حافظ کامل خواهند شد و نفری که حافظ کامل شده اند بموجب\n\nجدول اخراجات و مصارفات مدرسه های موضوعه\nبموجب منظوری مدرسه به دفعه اول سال بدفعه دوم مشروح لسان همایون امر شد و شخصی که در مدت مذکوره فقه کامل شود خوشا حال او تصدیق حاصل کند نقدی و جنسی که برای حفاظ مقرر شده است همه ساله از خزانه دولت بازیافت دارد فقط\nهر طالب را تا هنگامی که در مدرسه بدرس مشغول است برای پوشاک داده میشود\nپیراهن و زیر جامه صحن ۳ دست\nجوتے ۱ زوج\nمندیل ۲ طاقه\nکلاه پوستی ۱ طاقه\nکمربند دار بهاری ۱ ثوب\nپوستین کلاهے ۱ جلد\nروپیه سه ماهه پائے تخت ۱۲ روپیه\nخوراک شب و روز از قسم پلو و شوربا و نان و غیره مقرر است\n\nجدول تعداد حفاظ ولایات\nو دارالسلطنه"}
{"book": "adl0616", "page": 310, "text": "نمبر ۲۲ صفحه ۵\n\nمن کلام موزون اقبالقلم مستنبط\nشد غم از شهر که ماه رمضان می آید وز پیش عید بصد شوکت و شان می آید\nیازده ماه پس این ماه مبارک در شهر از پی دل پی پیر و جوان می آید\nمی رود بعد یکی ماه و پس از سالی گر بهر دلداری این دلشدگان می آید\nدیر دیر آید و زود از بر عشاق رود رسم معشوق چنین است و چنان می آید\nگر نه معشوق جهان است بگوئید شما پرده زد و چرا دیر چسان می آید\nبر شبش باده صافیش و نشاطش سرد روز عید است که هر شب بجهان می آید\nاز خطورش چه دل آشرح و دستورش بیان ای بجان تن ازان تاب توان می آید\nای شکم بند و مخور غم که درین ماه شریف میرود رنج تن و راحت جان می آید\nاهل این شهر و این ماه مبارک سیب بر سر خوان شه ملک ستان می آید\nشاه این دولت معمور سراج ملت که منش نه درین دوره زمان می آید\nوه شب قدر این ماه شریف رمضان از پی ختم و تراویح روان می آید\nبا چنان جمع کثیری و چنان هم حقیر که شمارش به تحریر و بیان می آید\nکنند انتظار و کند ختم و تراویح مدام در پی این از پی این و پی آن می آید\nجمع کردند خلایق همه در جامع عید این دو عید است که هر شب بجهان می آید\nچکنی و صیف شب و روز چنان مستغنی وصف آن روز و شب آن کی به بیان می آید\n\nدر جلال آباد تحت نگرانی جناب میرزا محمد هاشم خان کوتوال سرشته ۲ نفر\nدر بدخشان تحت نگرانی جناب میرزا غلام حیدر خان حاکم بدخشان ملکی ۴ نفر\nدر مشرقی قندهار تحت نگرانی جناب میرزا محمد شاه خان سپه سالار ۱۳ نفر\nدر پکتیا و خوست تحت نگرانی میرزا عبدالرحمن خان حاکم ۱ نفر\nدر غزنی تحت نگرانی فتح الله خان حاکم حال تحت ملاحظه برید منشی حاکم ۱ نفر\nهرات تحت نگرانی بنام محمد سرور خان المجاور جرنیل ملکی ۲۲ نفر\nمیمنه تحت نگرانی جناب عبدالرحیم خان حاکم ۱۳ نفر\nقطغن تحت نگرانی مرحوم سردار عبدالمجید خان و اینک در تحت ملاحظه سابق حال تحت نظارت سردار عبدالقدوس خان ناظر العلوم ۱ نفر\nتخار و پامیر و بدخشان تحت نگرانی جناب محمد اسحق خان حاکم ۱۰ نفر\nخان آباد تحت نگرانی بنام محی الدین خان و میرزا غلام قادر خان و غیره ۱ نفر\nدارالسلطنه کابل تحت نگرانی جناب وزیر معارف و وزارت اطلاعات صاحب ۳۸ نفر\nمیزان کل نفری ۱۱۶ نفر\n\nچون حفظ قرآن شریف امر دشوار است در مدت مذکور که یک صد و شانزده نفر حافظ کامل شده اند گفته میشود که خاص از توجه ذات بابرکات حضرت اعلیحضرت است که در سال هزار و سیصد و سی و چهار هجری درجات قرآن شریف و نگهداشت کلام ربانی را در صد و سینه حافظ منظور داشته اخلافت و خون را بدین دولت عظمی سرفراز میفرماید مهربانی و رحیمی در حق این پسر صلبی هم اضافه ازین نموده ختم سخن را به دعا میکنم که آگهی زنده باد پادشاه جوان جوان بخت افغانستان و پاینده باد دولت با سعادت خوش بخت افغانستان اللهم آمین فی تحریر ۹ شهر رجب المرجب ۱۳۳۴\n\nعارض میر محمد یوسف سررشته دار\nدفتر اطلاعات"}
{"book": "adl0616", "page": 311, "text": "فمبر ۲۲ صفحه ۶\n\nاعلیحضرت میخواهند که در ملک شان یک نهر عظیم جاری\nو سار می باشد فن عکاسی که از نقطه خیالاتی اسلام\nکفر میباشد نیز اجرا یافته و خود اعلیحضرت بهمایونی در آن\nماہر کامل هستند و بسیار اوقات محض برای تفریح\nطبع تغییر مٹانا نه عکس های اشکال مختلفه میگیرند. در\nاز این ماشین خانه کابل بسیار وسیع است که اینجینهای\nدخانی در آنجا موجود و حاضره میباشند - چند نفر رنگیس\nنیز در افغانستان بر عهده ها می اصلی مامور و مقرراند.\nچنانچه یکی از ان با مو تهران اعلیحضرت امیر صاحب\nقصه کو تاد اعلیحضرت امیر صاحب ہر چیز زمانده جدید را بدان\nو جان شیدا میباشند. میباشند اما افسوس که اعلیحضرت امیر\nصاحب در قیام امنیت مک و حفاظت حقوق جایز در این\nرعایا ی خود داری غافل هستند در ملک افغانستان امانی\nبا لعموم در تعدا د کثیر و مردم ندا هب دیگر در تعدا د قلیل\nیافته میشوند و کور غنت افغانستان گاهی برین پولیس کے عمل\nپرانیشود که با افراد قلیل تعداد سلوکی حسنه وه\nروا دارد یو میکنند چون بام\nرعایا می دولت خدا داد افغانستان که در ان\nنیستند که اهل اسلام از ان مشرف و ما مشرف و مفتخر است بلکه\nایل هنود بواسطه اینکه مذاهب جدا گانه دارند\nو مبلغ چهار رو به کلدارت الیا نہ جزیہ ادا\nنظر از ایل میشود در حد و و قلمر د افغانستان داخل و خارج\nمیشوند اور الجو دا د خال و خروج در بندرد کی نسبت\nاز اہل اسلام چهار روپیه محصول اضافه ادا میکنند\nکسی از اهل میشود اجازه ندارد که بموجب احکام\nتور مذاهب خود مصروف عبادت شود و در و هرم سال\nو سعید های خود نا قوم نواخته بتوانند کسی بر خلاف ہند\nبا در نمیکند با در نمیکند و یک رونی ترین مسلمان رونی ترین مسلمان رها چیزی گفته نمیتوا\n- تعداد د پرم سال و معبد ها ی اہل ہنود خیلی\nقلیل است نا اہل اسلام در هر نقدا و و هر جای مساد\nو خانقاها بنا کرده میتوانند و کسی از آنها را اندین کار خیر\nباز نمیدارد و هرم سال و معبد تا در عهد خلد اشتیان\nحضرت ضیاء المله والدین مرحوم در هر تعداد و هر جا\nکه تعبیر شده بودند موجود هستند و در تعد ا و انها این\nاضافه قبل نیامده و این امر محض مشکل نه بلکه نا ممکن است\nکه در تعد ا و موجوده آنها اضافه کرده بتوانند لفظ اضافه\nبلاشک از نامکانات است چرا که در حال این تجاری\n\nحوادث خارجیه\nلایحه\n\nدر باب تردید اقوال غلط قال (سنت نهال سنگی) نام هند و یکه در اخبار عام نشر شده بود از طرف رعایای هند و می دولت علیه افغانستان تحریر یافته و به اداره عاجزانه با فرستاده اند که مبینا درج اخبار خود نمائیم. این که عینا درج میشود : عالیها مشفق کرام مهربان و الامشان محمود یک خان مدیر سراج الاخبار بعزت باشند. چون در نیونت از ترجمه اخبار مورخه ۱۵ ماه می اع مطابق ۲۷ ادی الاولی های چند نفره بلاطه خدمت کاران و رعایای اهل هنود مقیمه دار السلطنه کابل رسیده که از شرح اخبار مذکور مفصل برای شما خبر داده امید میکنیم که اصلا اخبار مذکور و جواب های مایان ایل هنود و رعایای دولت خدا داد افغانستان که در ان دستخط و اسم خود را را مفصل امضا کرد و بجهت شمار سا داشته ایم درج اخبار مبارکه خود نموده نشر فرماییند تا شخصی که این اخبار این اخبار را کرده بغلط صریح و سخنان لایعنی خود که صرف دروغ محض است بجالت بکشد تا دوباره چنین سخنان دروغ را شایع بخند مهر با نی کرده سرایا داخل اخبار مذکور فرمائید شرح ترجمه اخبار پایون اینکه یکنفر از اول نو د لا و والا سنت نہال سنگه ) ایک مضمون بسیط بعنوان این که در افغانستان چه دیدم تحریر کرده در ضمین ان مینگارد در این امر محال استبانه که در دولت علیه افغانستان سرکها و راهای پخته تعمیر نموده وسیم های تیلفون در سلطانپور از جلال آباد ہے دار السلطنه کابل تحمیل یافته ته است و راه جلال با دو پخته و پاکیزه است که مرد دین بران آمد و رفت داد و عرابه ما بکثرت می آیند و میروند و عوام الناس باسییل ها رواج داده اند ما ساعتها نیز نزد هر اشخاص یافته میشود و در ارک مبارکه شاهی چراغهای برقی روشن کرده میشوند و در این شهر کابل یک منار ساعت تعمیر کرده شده است به ارس بنان بوده شده و در چهار بدون روز جمعه رجمه هر روزه قواعد نظماں می بل می آید حکام"}
{"book": "adl0616", "page": 312, "text": "صفحه\nنمبر ۲۲\n\nاندیشیده شده اند که بیخ کنی این تله موجود و نیز عمل آورده شود بر سنگ دوه خون آلود کر دشوهرش چوم ، زمین واقع مطلع کرد به\nتقبیلاً عرض میکنم و ر خود شهر کابل حسب الامر ا علیت امیر تاب اندوهناک شده در بارگاه اعلیحضرت امیر صاحب عریضه با روان\nخالصہ دہرم سال مال بند کرده شده است اگر چه اهل میشود کرد و او خواه شد اما هیچ جواب برنامه میرا اتنا که خود ا علی است\nبحضور را علیهجرت بهمایونی برای باز کردن آن عرضداشت امیر صاحب در اشاعت اسلام کو م کوشش می نمایند چنانچه ای\nتقدیم نموده اند تا عریضه شان از بارگاه خسروی با جان برای برهمن نو مسلم مبلغ هفت صد روپیه و برای چتری\nمقرون اشد و انچنانین حسب الامرا علیحضرت امیر صال تو مسلم شش صد ر و پیه و برا می پلیس تو مسلم مبلغ پنجصد روپیه\nدام اجلاله در موضع سلطانپور چشمه با با نانک که یک تجریبه زیارت و برای شهید ر نو مسلم مبلغ چهار صد روپیه مقرر فرموده اند\nمعتبر اہل ہنو دغیر علاقہ جات میباشد معه و هرم سال ضبط پولیتکے استحضرت امیر صاحب نسبت به پو لینکے اعلیحضرت امیر\nنمود و شده است و بجای آن دہر ہر سال که حال متهدم حجاب مرحوم سرا سر مخالف است در عهد حکومت اعلیحضرت\nکرده شده است خانه با تعمیر کرده شده اند علی ہذالقیاس امیر صاحب مرحوم اہل ہنود کی مزاحمت هر وقت و هر جای\nسمت شمال جلال آبا و در علاقه کامه یک دهرم سال زمانه رفته میتوانستند انستند اما در زمانه موجوده آنها به دون حفاظت\nقدیم منهدم کرده شده است و نیز یک دسر سال خسته تا به وسیل را ه رفته نمیتوانند نیکه به معاش اند خیلی تقویت\nو فرسوده شهر کچه که از یک پہلو افتاده بود مطلقاً ویران یافته اند و روزی نیسکندر د که یک نفر یا دو نفر بند و در کدام\nکرده شده است برای تعمیر آن اجازه داده نشده بلکه در قتل نشوند یا مال و اسباب آنها بغارت برده نشوی\nحاکم علاقہ مذکورہ تهدید آامل میشود را تنبیه کرد که آنها این\nچنین حرکات ناپسندیده باز آیند و الا متحمل نقصان خواهید اهل ہنود مقیمه دار السلطنه کابل خدمتکاران در در با جایا ہے\nشد چنانچه دهر هر سال مینو د شهر که هنوز در حالت تخریب اہل نشود دولت تو شوکت دولت خدا داد افغانستان\nخسته گی است - اگر کدام مسلمان از ر ا و عداد رسید جواب تحریر میداریم که هر شخصی این اعتراضات\nذاتی طلائیه بگوید که فلان بیند و با فلان زن مسلمان تعلق کرده باشد خالی از عرض الموده کی وحد بردن به فدویار\nنا جایز دارو بهمان وقت آن هند و را گر فتار کرده جبراً دولت خدا داد اہل ہنو و افغانستان که همگی مایان برخوشی\nدر اسلام داخل کرده میشود و اگر عزم از ارتکاب این د خوشنودی چه از کار گذاران و تجاران و بلک واران\nحرکات قبیحہ انکار کند اور انجیلی پیر حمی قتل نموده میشود و کسبه کاران کی بدولت تو شوکت بادشاہ صل الله الیورت\nاگر یک مسلمان با کدام زن هند و تعلقات ناجایز داشته امیر صاحب خود داریم و خود تا را هم شریک و یک جهت\nباشد از و پیچ بازخواست میشود بعضی اوقات با این حیله با مردم مسلمان افغانستان میدانیم دهستیم از حسودی\nنا تراشیده که فلان زن هند و در دام عشق فلان شخص بسیار دیده ندارند که ببینند و این اسباب سازی را\nمسلمان مبتلا شده میخواهد که مشرف به اسلام شده پیشه خود ساخته البته به قالی دارد و الا هر فقره را جوابی\nبا شخص مذکوره ازدواج کند خواه آن زن بچاره این مینویسیم از زمان سعد اقترانی کا سر کار شهر یاد جان طاع\nخیال هم نداشته باشد آن زن را جبر اگر فتا اگر فتار کرده بر سلمان اعلیحضرت امیر صاحب ما شده ۱۰۰ قا تیکه متعلق ، و بظهور پیوسته\nسپرده میشود من بخشم خود دیدم که از یک قربه متصل شهر یک یک را به تحریر می آمدیم تا به اند و و و بار و چندین حرفهای\nکه یک زن هند د و که در در ستین بیست ساله گی خود به بود از شیوم غرض جولی را در میان نیا ورق اوان نیک به تحریر آورده\nخود تا براض شدہ ہمراہ والدہ خود سو وسوی خانہ والدین میر کا آبادی سرک اور اونا دیخی کار تعمیر شده وسیم ہے\nکه وفقا یک مرد مسلمان زن هند د را دیده آمد و گفت که تیلفون از جلال آباد الی کابل درخت و آمد هرا به و با شکل\nاین زن با من وعده کرده بود که از قیود کفر آزاد شده و موتر را که نوشته است - الحق که جناب اعلیحضرت\nداخل دین مبین اسلام خواهم شد بعد ا نه گفتین ان الفاظ خود امیر صاحب ما در آبادی سر کجا و را مامی کل مملکت مالک\nذکور زن هند و را گرفته در مسجد تربیه متصله داخل کرد جبراً مجرد سے دولت خدا داد افغانستان چه از سمت مشرقی از\nاور اور نکاح خود آورد زن بیچاره خیلی شور و شخب کرد و که ایی کابل و چه از سمت مغربی از کابل الی قند نار\nو مادرش بسیار آه کشید در دره ورہ اضطراب سر خود را و هرات و چه از سمت جنوبی از کابل الی خوست و پیوار\n\nضافه"}
{"book": "adl0616", "page": 313, "text": "مبر ۲۲\n\nوالا ما مردم اهل هنود افغانستان که از چند پشت از پدر پدر\nمقیمه و سکونت در ولایات افغانستان داریم در هیچ زیانا\nدارند انشاء الله تعالی روز بروز ترقی خواهد رسید - دوم\nدر باب ماشین خانه و قواعد نظامی و منار ساعت و غیره که\nنوشته است که نوشته علیه زرت سرکار والامی ما خیال\nاعلیحضرت امیر صاحب سراج اللہ والدین کو همواره\nمتوجه احوال ما مردم اهل هنود بوده در پیچاب مرحمت\nبا دست هی را از باره ما یان دریغ نفرموده اند چنانچه\nبقرار درجه خود با بدر بار معلی بعضی منصب چو کی نشین\nمقرریم و در جشن با وسیله نا و عید بن بدر با ر محله حاضر بوده\nبچھو کی اسی منصب خود و از کار دار نیز به رجه خود و تجار\nو کلانتر و چو در یها در محفل حضور نشسته شیرینی و میوه و فواله\nاز شفقت باد شاهی برای مایان میرسد و علاوه بران\nبروزهای جشن نان و طعام برای همه گی مابان بقرار\nبر سر رشته حضورا علیحضرت بهمایونی طباخها می بهنود خود ما\nطبخ مینمایند که نفری تجاره تجاران ان و و کلان شوندگان\nو معتبرین چهار طایفه از بر همن و چتری ویس دشو در در ارک\nمبار که متصل اسلام خانه حضور حاضر گردیده تنا ول میکنند\nاین هم گاهی نشده که عرض مایان از هر مایان از هر یک سمع\nمبارک با دشاه ما رسیده باشد شد و اعلیحضرت امیر\nصاحب ما عدل و مرحمت درباره ما یان بقرار قانون\nو قاعده مقرره غور رسی و عدالت و حقداری نفرمود\nنزده باشند بخیال مایان این فقره را بر شخصی نو هر نوشته از فراش\nجوئی است فقط - ششم اینکه اینکه نوشته است که که\nمبلغ چهار روپیه کلدار سا لیا نہ اہل مینو د چیز یه ادا میکنند\nچون کدام نفری از اہل ہنود در حدود قلم و افغانستان\nداخل و خارج میشود در بندرد که از او خال و خروج\nچهار روپیہ فی نفر محصول اضافه ادا میکنند جواب اینکه\nاین فقره جزیہ کہ فی نظر ا علی مبلغ شانزده روپیہ کا بجائے\nو فی نفر ا وسط هشت روپیہ کا بلی و فی نفرا دنی چهار رویدا\nبقرار درجه توانائی کا مردم اہل ہنود انه قدیم الایام میبندیم\nاین جدید نیست و از خارج علاقه مذکور که داخل شود بینین\nبقرار درجه اوسطه و ادنی است زیرا که کلانها درگذشتگانه\nمردم اہل ہنود این فقره را با برخیه بر خیر خواهی و بهبود ایل\nمنو د افغانستان و شخصی که داخل قلم و شود قبول کرده ام\nبنا بر اینکه بعد از ادا می جزیه خون ما همراه خون مسلمان\nبرا بر بر میشود میشود چنانچه چنانچه در هر وقت کدام هند و را مردم ساری\nخواه به معنی شخصی از اهل اسلام بقتل رساند و با برساند\n\nصفحه ۸\n\nو چمنی وچه از سمت شمالی از کابل ایی دریای با موید از سمت\nبلخ و بدخشان شب و روز مصروف در آبا دمی سر کهبا و را با توجه\nدارند انشاء الله تعالی روز بروز ترقی خواهد رسید - دوم\nدر باب ماشین خانه و قواعد نظامی و منار ساعت و غیره که\nنوشته است که نوشته علیه زرت سرکار والامی ما خیال\nدارند که تمامی رعا با ی افغانستان از مسلمان و هندوانه\nاسباب و ساخت ماشین خانه دولت خدا دا و یکی اسب\nو هنر یادگیرند دوم اسلحه دیران از ساخت کارخانه های\nخود دولت خدا را دافغانستان داشته باشند و هر\nزمانیکه خدمتی بدولت پیش شود و بظهور برسد ہمہ کی کمر\nمردانه گی بسته و به یکجهتی انجام کنند انشا الله تعالی\nکه مسلمان وهند و می افغانستان بقرار یکه خیال با ده ها\nیجان و دل نجیبت بوده بهر خدمتی که هر زمان حکم شود\nبجا خواهیم آور و سوم اینکه نوشته است که چند\nالخميس تمیس به دلت خدا دا د افغانستان لازم لازم است\nکار داری دارند چون با دشاه قل الله اعلیحضرت امیرضا\nخیال کلان دارند و دولت خدا داد افغانستان را\nاز طریقه تجمتی و اتفاق با دولت بهیته انگلیس دوست\nمشفق میدانند و میخواهند و میخواهند که هر چیز بدرستی سر رشته شود\nاز آنروازه هر و دلت و هر ملت خدمتگاران و ملازمان\nهر فن را که بیابند و به استی و صداقت کا ر کنند لازم\nنگهداشته و میدارند که روز بروز در برا مور ترقی و نزده\nکارهای دولت خدا دا د شود چهارم اینکه نوشتن\nاست که اعلیحضرت در قیام امنیت ملک و حفاظت خود\nرعا یا خود قدری غافلاند - جواب اینکه این حرف\nمحض غلط صریح و بتهان قومی است که علم نیا در ده چنین\nبستان نموده است با دشاه خلا سه ما شب و روز در صدد\nارامی و خوشحالی و نیکنامی رعایای دولت خدا و اداز\nمسلمان و هند و میباشند و تا حال حرفی دیده نشده و\nکه این سخن بهتا نر ا ثابت سازو سے پنجم اینکه نوشته\nاست که مسلمانان با لعموم در تعداد کثیر و مردم مذاهب\nدیگر در تعداد قلیل و گورنمنت افغانستان کا ہی برین\nپولیتکے عمل پیرا نمیشود که به افراد قلیل التعدا د سلوک\nو بهدر وی را روا دار و بر عکس آن اہل جنود ربع ان\nآزادی را مالک نیستند بواسطه اینکه مذهب جداگانه\nدارند جو - جواب اینکه این حرف را نمیدانم که این\nر گذر درج اخبار آورده اند و در این چه مدعا می غرضوج نا"}
{"book": "adl0616", "page": 314, "text": "صفحه ۹\nنمبر ۲۲\n\nبرگا و داعی او معلوم دار باشد به شوت برسد برا بر دبیر حکم قتل از حضور بادشاه براو میشود و هرگاه مدعی پیدا نشود برا به خون مسلمان بازخواست شده دست خون او گرفته بوارث او میدهند چنانچه در همین زمان اعلیحضرت میرهان این نوع شده که شخصی دیوان چند مل هند و نویسنده ریزه کوهستان از قوم چتری بوده محمد زمان نام طرنچی کو بد امنی با چند نفر قطاع الطریقیان همرا نامی خود در عرض راه کوهدا من چند ملی هند و ارا بقتل رساند بودند سرکار والا اعلیحضرت امیر صاحب با تحقیقات زیادی نموده خود محمد زمان را بدار غزغوره حکم قتل فرمود در چهار نفر مهر امان اور انشم کور کردن حکم دادند و ده نفر دیگر را بقرار سیاست پادشاهی حکم فرار کردند حال جای غور و تمیز است که عدل ازین ما بعد چه باشد و بازخواست و غور رسمی ازین زیاد چیست بیگ چهار روپیه کلدار که هشت روپیه کابلی شود دادن که بازخواست مایان ازین قرار شود چرا ندهیم و بهر حال شکرانه ایزد تعالی را از غور رسی بادشاه خود همواره بجا آوریم و بقرار شرع شریف و امر کتاب الهی معمول میداریم فقط — هفتم اینکه نوشته است که کسی از اهل هنود اجازه ندارد که موجب احکام غذا خود مصروف عبادت شود داد هرم سال و معبد با نانوس نواخته بتوانند کسی بر خلاف هند با در نمیکنند که این حرف هم محض غرض آلود است زیرا که در همین است مرید که قریب پنجصد سال بلکه اضافه میشود کلانهای ما یا نر بادشاهان قدیم در افغانستان آورده اند و هرگاه کسی برای عبادت خداوندی که حاصل زندگانی است انها را نمیگذاشت تا این زمان در افغانستان احمد از اهل نبود نمی بود از مرحمت بادشاهی همه مایان بقرار قواعد دین داری و دهرم خود هیچ وقت از عبادت حضرت رب المعبود فارغ نبودیم نیستیم و گاهی از طرف بادشاهی ممانعت این حرف برای مایان نشده بلکه امداد فرموده اند چنانچه ما مردم برای زیارت کردن تبا کر پنجشیر بهنزا و زحمت در محال بخشیر میرفتیم، حضرت ضیاء الله والدین مرحوم مغفور خلد آشیان جهان تباکر پنجشیر را در عراده با امر فرمودند که آورده در آسانی که زیارت کل چهار طایفه جات اهل هنود افغانستان و هندوستان است و اهل هنود افغانستان و هند و\n\nبه آسانی و تنها که بخشی اعتقاد دارند تنها که بخشی را در استان گذاشتند با زورین زمان اعلیحضرت امیر صاحب حال چون سیرک و راه با بقرار رجمه احکام بهر جوانب از حضور و را با وی و تعمیران شده بود سرک طرف سمیت مغربی قندهار استاد کاران تعمیرات که وجه انداختند برابر در استان آسمانی آمد و برج آسمانی را کار دارا تعمیر برای سرک می انداختند اعلیحضرت پادشاه قل الله ما فرمان مبارک بدستخط مبارک خود تحریر نمود و عنایت کردند بنا بر دل جوئی و خورسندی دار عایای اهل میشود معماران تعمیر سرک را مانعت فرمودند که الحال بیان فرمان دستخط مبارک سرکار شهریار والا می ما در استان آسمانی در چوکات و آینه گرفته بطریق یادگاری ما اضافه نصب است چون حضرت سرکار والا امیر صاحب این طریق نوازش و رعایا پروری در حق این کیندگان جزیه دارند حرف های نوشته اخبار نویس اگر عرض آلود نیست چیست و در باب نواختن ناقوس کاهی رواج در اینجا نیست و نبوده و گاهی مایان را کسی منع نکرده بلکه خود نمایان نواختن آنرا درین ولا به لایلی زیادی بغیر می شماریم نه ناقوس داریم و نه می نوازیم فقط هشتم اینکه نوشته است یک ادنی ترین مسلمان اصلی ترین هند و را دشنام و نخش داده میتواند و بر خلاف این جواب اینکه اعلی ترین هندو ادنی ترین مسلمان را چیزی گفته نمیتواند جواب اینکه این نوشته هم چندان صحت ندارد اول اینکه شخصی که با محاله عقل و فکر دارد بدون سبب با کسی را دشنام و نخش نگفته و نمیگوید چون در هیچ ولایت و هیچ محال خالی از اشخاص لوچه و اوباش نیست اگر احیاناً کدام لوچه و به معاش کسی دشنام بدید همان وقت دستنام رد و بدل شده هرگاه شخصی زبر دستی کنند علامت خود بسنرای خود میرسد زیرا که پادشاه ظل الله ما در هر کوچه و باندر پهره دار و تهانه داران کوتوالی و کلانتران برای همین مقرر فرموده اند که هرگاه کدام شخص لوچه یا زور آور یا بد معاش بکسی چیزی بگوید و جنگ شود یاد کافی و خانه دزدی شود فی الحال اور بکوتوالی حاضر نمایند که بقدر کنا و خود بسرا برسد و اینکه نوشته که اصلی ترین هند و به ادنی ترین مسلمان چیزی گفته نمی تواند این حرف هم محض غلط است اول اینکه غیر حق و بی سبب چرا شخصی از سلمان و هند و باشد"}
{"book": "adl0616", "page": 315, "text": "صفحه ١٠\nچیزی و شنام بگوید دویم در هر جا شخصی صاحب آب و لوچه بکردار و افعال خود اند خصوصا بعضی اشخاص صاحب مردم اہل هنود که به دفتر های بادشاہی و بخدمت بلاط دارند بخوبی و درستی بشخصی که گناه کار و ملامت باشد بقرار قانون و قاعده و دستور العمل — با دستاویزی شخص گناه کار را بعقوبت لازمه سزا میرسانند بعد مال و محصول سرکار چگونه جمع میکنند — نهم اینکه نوشته است تعداد دهرم سال و معبد های اهل هنود خیلی قلیل است اما اہل اسلام در هر تعداد و هر جای مساجد و خانقاه بنا کرده میتوانند کسی آنها را ازین کار خیر باز نمیدارد و دهرم سال و معبد ها در عهد اعلحضرت خلد آشیان ضیاء الملة والدین مرحوم در هر تعداد و هر جا که تعمیر شده بودند موجود هستند و در تعداد آن هیچ اضافه نیامده و این امر محض مشکل بلکه ناممکن است که در تعداد موجوده آن اضافه کرده بتوانیم لفظ اضافه بلا شک از ناممکنات است چرا که در حال این تجاویز اندیشیده شده که سیخ کج این تعداد موجوده نیز بیل آورده شود و تسهیل عرض میکنم که در خود شهر کابل حسب الامر اعلیحضرت امیر صاحب خالصه دهرم سال بند کرده شده است و اگر چه اهل هنود بحضور اعلیحضرت همایونی برای باز کردن آن عرضه داشت تقدیم نموده اند اما عریضه های شان از بارگاه خسروی باجابت مقرون نشده و همچنین حسب الامر اعلیحضرت امیر صاحب دام اجلاله در موضع سلطا نپور چشمه بابا نانگ که یک تیرته زیارت معتبر اهل هنود و سعد دهرم سال ضبط شده است و بجای دهرم سال که حال منهدم شده خانه ها تعمیر کرده شد و علی هذا القیاس سمت شمال جلال آباد و در علاقه کامه یک دهرم سال زمانه قدیم منهدم کرده شده و نیز یک دهرم سال فرسوده شهر کچه که از یک پهلو افتاده بود مطلقاً ویران کرده شده است و برای تعمیرات اجازه داده نشده بلکه حاکم علاقه مذکور تهدیداً اهل هنود را تخویف کرده که آنها از این چنین حرکات ناپسندیده باز آیند الا متحمل نقصان خواهند شد\n\nخبر ٢٢\nچنانچہ دہرم سال ہنوز در حالت قریب خستہ گی است — جواب اینکه نوشته جات مذکور از خود نمائی و بیهوده سرائی بنظر می آید . در خصوص معبد خانه ها ما مردم اهل هنود که نوشته است که اضافه کرده نمیتوانست با مردم چرا معبد خانه های خود را اضافه کنیم این معبد خانه و دهرم سالها است موجوده خود را کامل کرده نمیتوانیم زیرا که ما مردم اهل هنود دارالسلطنه کابل و توابع آن جزوی میباشیم هرگاه نظری بود و بود باش ما بلکه نفوس می بود و یک خانه داری میداشتیم اگر چه ما مردم اهل هنود افغانستان مطیع الاسلام و فرمان بردار بادشاه خود میباشیم و هستیم سر رشته معبد خانه های موجوده خود ما را بخوبی و درستی کامل مینمودیم و در باب تعداد اضافه هر گاه کمبود میداشتیم بحضور بادشاه عرض میکردیم نه ما عرض کردیم و نه در این باب از حضور سر رشته حاصل کردیم که جدید بکار نداریم — در باب خالصه دهرم سال که بند شده بود این است که از جور و جبر بادشاهی بند نشده بود محض از بی عاقلی و نادانی چند نفر سکه های ما مردم اهل هنود که بحضور جناب معین السلطنه صاحب شهزاده والا جاه عرض بیقانونی کرده بودند و شخصی بحضور شهزاده والا جاه اخبار کرده بود که جای مسجد اهل مسلمانان را مردم اهل هنود در دهرم سال خود داخل کردند شهزاده ممدوح از طریقه عدالت پروری برای تحقیق این فقره بملاحظه آن تشریف شریف برده بودند درین بین تحقیق و غور و علم آوری چهار نفر سکها غیر حق شور و فغان و عرض بیجا کردند شهزاده صاحب امر کردند که فی الحال تحقیق بخوبی شود دروازه قفل شود بعد ازان چون کیفیت تحقیق بحضور مبارک سرکار شهریار والا اعلیحضرت سراج الملة والدین رسید احکام فرمودند که به اصل دهرم سال و احاطه تعلقی خود دهرم سال که از قدیم بود دخلی نیست و واگذار شده قفل دروازه دهرم سال را باز کرده برای اهل هنود ببندند چنانچہ دهرم سال خالصه باز است فقط —"}
{"book": "adl0616", "page": 316, "text": "صفحه ۱۱ نمبر ۲۲\n\nو در با به چشمه سلطانپور این حرف هم موجب دفع نزاع سر رشته بقرار صلاح و تجویز خیراندیشی شده اینکه چشمه های سلطانپور را مردم مسلمانان قریه سلطانپور سفلی و علیا و غیره بحضو را علیحضرت همایونی عرض کردند که این چشمه با جای ماست و آب این از راعت ما یان تعلق دارد و مردم اہل هنود غیر حق میگویند که از ماست و این دعوای مایان از زمان اعلیحضرت امیر کبیر مرحوم و وزیر مرحوم وزیر محمد اکبر خان و امیر شیر علیخان مرحوم تا این زمان پاک نشده ۱ علیحضرت سر کار و الا مایان را بحضور طلب فرمودند که شما مردم درین سند یا ثبوتے و دست اویز و قباله دارید مایان عرض کردیم که دست آویز و قباله نیست همه هجمه و سمع بسمع از کلان خود با در گفتن آمده که یعنی بابا نانک جهانی فقیر کامل گذشته و در فقر درین بلیا درآمده در قریه سلطا نپور شده بود که تخمیناً چهارصد چهل سال میشود و مشهور این چشمه ها می از قدیم در ما مردم اہل ہنود به چشمه با بانا نا دیہات کبیر میباشد و بروزهای یاد دنیا کے اہل ہنود اطراف و شہر جلال آباد و کا غسل نموده میله و زیارت خود میدانیم. اما مردم مسلمانان هم دعوا دارند بلکہ در پینے بادت ہی های گذشته دعوا کرد و نمیگذاشتند تا حال انفصال این نشده و در حقیقت اگر چه در جهان داری و زمانه دنیوی گفت و شنید دعوا در مابین ما یان بوده و بر رای سرکب و معرفت و کر دار دا فعال فقرا و عارفان که جهان و کار جهان را نیست بیست نما داشته بر رای فقر اشتغال داشتند ثبوت تظاہر یا هر نیست که این چشمه ها بچه قرار بظهور رسید آنچه هست از قدرت کا بله ایز و تعالی است فقط چون منظور بادشاه ظل اسید ما از اتفاق بنده و مسلمان و در آرامی و آسودہ چاہے رعایا و فقرا می دولت افغانستان بوده و میدان و در همان سال سنه (۱۳۲۵) ہجری ، یان همه اہل هنود عرضه داشت بحضور معلی نمودیم که بنده و مسلمان بلاد هند دستتان بذریعہ بادشاہ\n\nدر سنه حال مسموع شدیم که کسل و بی جهت شده اند رعایای دولت خداداد مالک محروسه افغانستان هم میخواهند که یکدل و یکجهت بوده به لبهای صادق و یا اتفاق خود موافق بود و بروز کار جهانداری و دنیوی مشغول و مسرور باشند ما مردم این خود بنا به دفع نفاق و نزاع چشمه های سلطانپور و احاطه آنرا برای باد شاه واگذار شدیم که جای آبادی کنند و جای بادیث هی تیار کنند، چنا نه خانه و جایی با و شاه ظل الله بمثل زیادت از بنده و مسلمان بهدل است همان بود که این فقره بنا به خیر اندیشی سرکار والا در بین پنجال نزاع و دعوی که از سبب چشمه در ما بین بوده بر طرف شده و همه کی با خاطر جامی بادشاہ خود سر دریم فقط در باب وهرم لیے گذاشتن و تکیه کامه که خراب و منهدم شده چون بند و تا قریہ کا مہ بی بضاعت بودند و استعداد ندارند که آباد کنند و شکست و ریخت اور اسال قبال گرفته و بگیرند و بحضور پادشاه با عرض و کیفیت احوال خود ر اہم نکرد نه این بن سبب فہدم شده هرگاه عارض می شدند زمان شکست و ریخت و گاه گلکاری و آبادی اور اسے کیا چنا نچا بداء التقاطه کابل و بعد خانه های ماست بسیار و هرم سال و بعد خانه های ما که سال بان گاه کانکاری و شکست و ریخت با خبری آبادی اور امیکنیم و در باب در ترال قریہ کو مسالهای گذشته چودری او بوده وغیره مردم معتبرین دکاندارو بزانه و غیره بود چو دری زبان فوت شده و از اولاده انھی لاین نمانده که پرداخت قوم وهرم سال را نماید بعضی خانہ دارشان بکابل و بے در جلالی آباداند البته یک پهلوی او خواهد شد آنچه است هندو هایی که در قریه مذکور است عبادت خود ما را بقرار طریقه که دارند میکنند داخلی برای آنها ممانعت ندارد چنانچه پارسال شده چند نفر از قریه مذکور در جلال آباد بحضر سر کار والا در آبادی افتادهی پهلوی و وشکست در ان"}
{"book": "adl0616", "page": 317, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۲۲\n\nاطلاع دهی حضور عرض کردند اسمی فوجدار و حاکم فرمان داده شد که آباد کنند پس غور شود که نوشته جات اختیار عام بنا بر غرض آلودگی نیست چیست اعلیحضرت امیر صاحب با گماشتگان هر احدی روادار نیستند که از طرف حاکم و غیره جبر و ستم در حق رعایا شان شود و همواره خیال شان این است که همگی رعایا باتفاق بوده بدولت قوی شوکت آسوده حال و بغریبی و کسب خود را اشتغال داشته باشند چنانچه برای مسلمانان و هندو که تجارت پیشه باشند و کم مایه شوند وجه نقد بعینه نقدی از خزانه جات عامره خود برای تجارت بهزار ها روپیه میدهند چه از برای بل هنود دار السلطنه کابل و جلال آباد و قندهار و غیره بنا بر کار روائی که از دولت نفع برای شان بطریق معاونت برسد جای هزاران شکر گذاری بدرگاه ایزد جلت شانه بیاد شاه مهربان خود داریم فقط و هم این نوشته است که اگر کدام مسلمان از راه عداوت ذاتی علانیه بگوید که فلان هندو با فلان زن مسلمان تعلق ناجایز دارد همان وقت آن هندو را گرفتار کرده جبراً او را در اسلام داخل کرده میشود و اگر ملزم نشود از ارتکاب این حرکات تو انکار کند بجهت بیرحمی قتل نموده میشود و اگر یک مسلمان با کدام زن هندو تعلقات ناجایز داشته باشد ازو هیچ باز خواست کرده نمیشود بعضی اوقات به این حیله و تزویر دیده شده که فلان زن هندو در دام عشق فلان مسلمان مبتلا شده میخواهد که مشرف به اسلام شده با شخص مذکور ازدواج کند خواه آن زن خیال هم نداشته باشد بمسلمان سپرده میشود و یک زن قریه شهر کهنه تقریر و تحصیل فوق گذرانده است — جواب اینکه این فقره مذکور هم چندان صحت ندارد زیرا که اعلیحضرت سرکار امیر صاحب بسیار عدالت پروری درین باب دارند\n\nو این را در نظر دارند که فتق و فتور و بے اتفاقی وجودی و دست و درازی غیر حق از خلایق افغانستان دور شود اما چون نیز نوع انسان و هر دیار و هر محال بیک قرار نیستند چنانچه در یکدست پنج انگشت برادراند و برابر نه خیال و نیت بادشاه ما بسیار بسیار خوب و رعایا پرور و در طریقه عدالت جبر و ستم را گاهی رواداری ندارند و همواره در نصایح که پدر بفرزندان بحکمت دارند چنانچه در این زمان اعلیحضرت سرکار والای ما یک ضعیفه بیوه کوبنده و بی نام از محال کتر شیوه را شخصی مسلمان و مزدور او دعوا کرد که مسلمان شده و مرا بشوهری خود قبول کرده پدر ضعیفه مذکور جیون سنگه و برادر شوهر او امر سنگه از محال کتر بعرض حضور سر کار والا حاضر شدند و همان مسلمان که دعوا کرده بود و در نزد قاضی محال شاه باهم گذرانیده بود قاضی صورت حال هم به او داده بود از قرار عرض پشته های مذکور که میگفتند بالای ما تهمت کرده فرمان مبارک از حضور به محال کتر اسمی حاکم و قاضی فرستاده زن بیوه مذکور را با پسر او و مرد مسلمان دعوا کننده را با شاهدان او طلب حضور کرده و تحقیقات زیادی در عدالت خانه پادشاهی نموده چنان غور رسی نموده ضعیفه عاجزه هندو را بقراره عدالت پادشاهی رها کردند و شخص مسلمان که دعوای غیر حق کرده بود او را بجریمه حکم کردند و شانه های او را سه ساله بندی حکم فرمودند و ضعیفه هندو را برای دیوان نه بخشید پس کرنیل ملکی که کلان ما اهل هنود بدولت خداداد است تسلیم نمودند و مال و ملک و اسباب میراث او را گرفته به او تسلیم کردند و حکم فرمودند که بهمان قریه شیوه محال کتر"}
{"book": "adl0616", "page": 318, "text": "صفحه ۱۳\nکی دارام بود و سکونت و زیرات ما هم مردم میشود پس چاره چیست گزین باست که احمد من تا امروز به او تعلقی کدائی کریں ۔ اہم اعلحضرت سرکار امیر صاحب کر کہ سرحد دولت از افغانستان موانع فرموده اند که باید که است اموات کدامی در شهربانی شد و کدائی کی نکنند بر شخصی محتاج تعلقات است کسب و مزدوری کرده طعام خوراکه و پوشان حمد معیوب و نابکاری و مزدوری سرکار شہریار والا رونق افرا شکار در می و شده برای ده بود میاب دعا ان ت ان ن ۸ و د ی او بهینه بخشش پروری نموده رخصت کردند پس فکر و خور باید نمود که اعلیحضرت امیر صاحب با چند رحم دلی و هر دل عزیزی در حق اولی ترین ملت رس بسیار تحقیقات خود رسی بیشتر الندبات احیاء عام که از گفته شخصی بطریق تهمت و غرض باشه درج اخبار شود جای افسوس است - یازدهم نوشته است برای بر همین تو سم مبلغ هفت صد و پیو برای چتری نو مسلم مبلغ هشت صد برای ولیس نو مسلم مبلغ مخصوصه شو در نو مسلم مبلغ چهار صد اند جواب اینکه این حرفی نیست میخواهد کلانتران و کاداره میرا خواسته از سان افتاده باشد بقدر حال هر کدام را میکنند و در بعضی پوستیچه د حال تمیز کنند ضای خود مسلمان بان یک دفع مسلمان و جد شا که خود را نشود و گدائی ین حرف چه جای اعتراض است جامی کا در رعیت پروری نیست چیست و در این حرف شخصی که اعتراض این دسرهای از غوص دیهو دو سرائی دیگر د گفته ان دوازدهم اینکه نوشته است بود بنا کہ پولٹیکه‌ی اعلیحضرت امیر صاحب نسبت از پولٹیکه‌ی اینکه هند وی که به زور و جبر و ستم و زیادتی و بدون فسق و فجور به های خود و در عهد حکومت اعلیحضرت امیر صاحب از جامه هند و کی به رسم نو مسلم اختیار اهل هنود بیز حمت هر وقت و هر جانے کند چون ما مردم اهل هنود هندو بے رفته میتوانستند اما در این زمانه جان موجود که مسلمان شود اور اور آئین خود میدانیم آنها به دن محافظت تا دو میل راه رفته که از آئین ما رفت کلیم علم او را می اندازیم نمیتوانند نیکه به معاش اند خیلی تقویت کہ یعنی از جامه و قالب هند و کرمی بر آمد یافته اند و روزی نمیکند به دل یک نظر دو دقیقه و همراه او نشست و برخواست و هم خانه و هم بند و در کدام ده قتل نشوند یا مال اسباب اطاق داری نکرده برای او چیزی نمیدهیم شان بغارت برده نشود\n\nنمره ۲۲\nمیکرد هم میشود و پس حال و او چیست اعلیحضرت سرکار امیر صاحب میشود و کثرت از افغانستان ن تن سوانح فرموده اند که باید شد و کدائی نکنند بر شخصی محتاج و می کرده طعام خوراکه و پوشان بر گدا، و نه معیوب و نابکاری کسب و کار و مزدوری بود و در سال یک و نیم می خدا خود و بهیتر از هر دو شریف و هر چه خدا هم صحیفہ کو می خواسته از و سان و از پا افتاده باشد از خصوص بقدر حال هر کدام را میکنند و در صود و برای بعضی پوستیچه میرا صاحب حال تمیز کنند که برضای خود مسلمان و از جهان یک دفع مسلمان و جد شا که خود را نشود و گدائی ین حرف چه جای اعتراض است جامی رعیت پروری چیست و در این حرف شخصی که اعتراض از غرض دیهو و سرائی دیگر بود بنا که پولٹیکه‌ی اعلیحضرت امیر صاحب اینکه هند و ی که به زور و جبر و ستم و زیادتی و بدون فسق و فجور به های خود از جامه هند و کی به رسم نو مسلم اختیار کند چون ما مردم اهل هنود هندو بے که مسلمان شود اور اور آئین خود میدانیم که از آئین ما رفت کلیم علم او را می اندازیم کہ یعنی از جامه و قالب هند و کرمی بر آمد و همراه او نشست و برخواست و هم خانه اطاق داری نکرده برای او چیزی نمیدهیم"}
{"book": "adl0616", "page": 319, "text": "صفحه ۱۴\nنمبر ۲۲\n\nجواب اینکه این فقره را در خیال با فعل خود اختراع بیجا و دروغ محض افترا کرده چون پولینکے علیحضرت امیر صاحب مرحوم جنت مکان خلد آشیان هم خوب بوده پولینکے علیحضرت امیر صاحب سر کار شهریار سراج الملة والدین هم بسیار خوب و مرغوب است و اهل هنود در سابق سوارئ اسپ یا پیاده رو کرده و نفری کرا همش در هر محال و هر ولایت رفت و آمد میکردند حال درین زمان که سرک و راها پخته و پاکیزه بهر طرف شده هر بنده و کسبه کار و ملک دار و غیره بالا می کی عهده و دو اسپ و یک اسپه با یک نفرکیوان هندوستانی که بعضی نیکی کرایه و بعضی ملی خویش از کابل الی محال جلال آباد و دکه که سرمه است و محال لمقان و محال چهاریکار و محال لهوگرد برای ملک داری و تجارتی بمعه مال و اسباب خود میروند و یک نفر دو نفر هندو با یکنفر از خویش خواه یک نفر دو نفر ملازم خود بقرار سابق تا قندهار و ترکستان تا غزنین و کردیز برای فروش مال و خرید مال میروند و می آیند و در هر منزل جای رباطها آباد و بحفاظت تمام شب گذرانیده و آسوده حالی رفت و آمد دارند و یک شبانه روزی نمیگذرد که یک دو نفر\n\nبند و در کدام دو قتل شوند یا مال و اسباب شان بغارت برده نشود این حرف محض غلط و بیهوده گوئی است هر بنده به آسایش تمام در تجارت و ملک داری و کسبه کاری خود در پی شهر و دهات و محالات وولایات دولت خدا داد افغانستان مشغول و مسرور بوده دعای دولت بادشاه خود را داریم هرگاه یک نفر بندی کا قتل شود بادشاه ما خون او را برابر از قاتل میگیرد که در فقره ششم سابق در باب خون دیوان چند مل مفصل به تحریر آمده – افسوس است که اخبار نویس عام چنین حرف های خود سرائی و بیهوده را چگونه بگفته یک شخص اهل غرض و خلاف گو نا تحقیق کرده درج اخبار خود میکند جای افسوس است فقط\n\nامضا\n\nدیوان نند عمل\nسررشته دار\nدفتر سنجش\nپسند اس\nکلانتر اهل هنود\n\nدیوان نوشته است\nکرنیل سکهـ\nبا با جیت سنگه اولاده\nبا نانک\n\nفاجعه ها پاریس\n، بعد از نمبر ۲۱\n\nاز میزان ضربه یک شانه پرتوت قفل دروازه در باز شده ژوبر پولیس با چند نفر خفیه های پولیس، و صاحب خانه بابا وینیو و بعده ده دوازده نفر عسکر با نام بدرون اوتاق بر آمدند در دست خفیه های پولیس فانوس موجود بود، کومیسر پولیس را از دست خفیه گرفته و در پیش چند خونتران که بر پشت بر زمین افتاده و کاسه خانه سرش پارچه پارچه شده و\n\nو چشمانش از کاسه خانه های چشمش بر آمده ، و مغز و خونش جاری بود تقرب نموده بگفته او بابا وینیو گفت: — به سینیداوی! این آدم خودش باله است (قونت دوران دال) است! وینیو — بلی، همین شخص است که این اوراق را در اکرا به گرفته است. ولی در دفترها نام او تنها (موسیو خونتران) با قید و ثبت گردیده و چون در دستش بعضی اوراقی که در آن ایجن نام دیگر موجود بود بنا برین با او موافق نظام و قانون"}
{"book": "adl0616", "page": 320, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۲۲\n\nبہائی صوبه سنگ      سفرکیشوداسس      مصر بنده      برکت ایشر داس      ایشرو اس ایشر داس قوم\nتجار      بر همن      بر همن      چودرے پر      شکار پوری\n      در چی می خطار قوم\n      د کنی\n\nبہائی و نی چند چوری      فقیر چند تجار      دیوانی شنکر باش      بہکو ان سنگہ      چاچه کشن\nقوم ملطان      پسر لاله نند و من      ولد صفی جواهر لال      قوم شو در      چودری\n      تجار      قوم ملطان      دیالو\n      دلال\n\nکیتل لعل دکشن      بہکت دیوان تندلعل      دیوان      بہکت ایشر داس      ہری چپ چودری\nتجار قوم ملطان      قوم مستان      بیریل      نگر      قوم به همن\n\nچودری رام چند      رام چند کوجر      دیوان چوچه      دیوان رام چند\nقوم چتری      قوم دکنی قوم      و ارجن      سین چتری\n      ویش      قوم بر همین\n\nبیگوان داس      دیوان بال کند مصر\nولد دیوان ایشر      برهمن\nداس\n\nشنگر ملی تجار      لیب سنگہ      شکر د اس کوالی\nقوم کو کران      تجار      چودری\nکهتری\n\nاجرا شد ۱۰ ست.\n— یکی از خفیه ما — بلی بلی ، تو میرا فندی بہن جد حد قونت ( دور ندال ) است . ما از بسیار زمان هاست که عقب گیری او را داشتیم امروز این چنین گرفتار آمدن او از احوال بسیار عجیبی است؟ این چنین نوجوان بچه یهودی مرد . ازین فاجعه الم انگیزی که در ظرف یکه و دقیقه جو قوع آمد قلو تیلد را یک حیرت و بهله گی عظیمه وستدا ده هیچ چیز می نمیدید، و هیچ چیزی نمی شنید در حال قلو تیلد یک سکته عارض شده بود.\n\nاما سخن آخر می خفیه باعث بخود آمدنش شده، مانند بیمارانی که بعلت سیر فی الهام گرفتار آمده باشند مدہوتا نه گفت : — از مرده سخن میرا بند ها ! اما که مرده ؟ بعد از آنکه این سخن را گفت هر دو دست خود را بر جبین خود گذرانیده موهای پریشان زر تا بر خودش را که مانند یک چادر گاچ زرین کار بر شانه هایش به یک وضع پریشانی پردہ پوشی داشت با پنجه های خود بنچه نیچه کندن گرفت .\n\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 321, "text": "صفحهٔ ۱۶۸ نمبر ۲۲\n\nناموران جهان\nما بعد از نمبر ۲۱\n\nو چنانچہ والدۂ موسیٰ نبی علیه السلام طفل خود را در صندوق انداخته به نهر نیل القا نمود، والدۂ موسیٰ سامری نیز طفل نوزاد خود را برده بیک مغازه در کوهستان گذاشت حضرت جبرئیل علیه السلام بنا بر ارادهٔ ربانی او را در ان مغازه پرورش و تربیه فرموده است. به این مضمون یکی از شعرای عرب چنین یک رباعی انشا کرده است که نقل و ترجمهٔ آنرا از فایده خالی نیافتیم :\n\nرباعی\n(۱) إِذَا الْمَرْءُ لَمْ يُخْلَقْ سَعِيْدًا مِنَ الْاَزَلْ فَمُوْسَى الَّذِيْ رَبَّاهُ جِبْرِيْلُ كَافِرُ\n(۲) فَخَابَ مُرَبِّيْهِ وَخَابَ مُؤَمِّلْ وَمُوْسَى الَّذِيْ رَبَّاهُ فِرْعَوْنُ مُرْسَلُ\n\nمضمون آن این است که هر گاه شخصی از ازل سعید نباشد، سعی و کوشش مربی او هیچ ثمره نمی بخشد آن موسی که جبرئیل او را تربیت و پرورش کرد کافر بر آمد. و آن موسی که فرعون او را پرورش داد نبی مرسل گردید.\nاگر چه این حکایه از صدد بحث ما خارج است ولی چون بحث سامری بمیان آمد تذکار آنرا بر وجه ذیل از فایده خالی نیافتیم :\n۱ در زمان خلافت حضرت علی کرم الله وجهه یک روزی که حضرت شان خطبه میخواندند یکے از یهودیان عرب گفت : (ای مسلمانان) شما را که هنوز از وفات پیغمبر تان (۱۵) سال نگذشته که شما یک بدیگر در آویختید و خونهای همدیگر تان را ریختید ؟) حضرت علی کرم الله وجهه حالا بجواب شان فرمود :\n[ باقی دارد ]\n\nعلم و ملک\nما بعد از نمبر ۲۱\n\nبلکه موجب ضرر هم میشود. مثلاً میگویند که فلان وزیر، یا فلان توانگر برای آنکه خیر و منفعتش بکار یگران برسد یک عمارت خود را چند بار غلط بیده و باز سر از نو آباد کرد، حال آنکه اینچنین فکر سرا سر خطاست. به بینید که چسان خطاست اگر چه صاحب آن عمارت بخراب کردن و سر از نو آباد کردن عمارت خود عمله و مزدور کار را نان داده پرورانیده، ولی اگر عمارت را خراب نیکرده همان مبلغی را که برای خراب کردن و سر از نو آباد ساختن آن صرف مینمود بر دیگر احتیاجات خود صرف میکرد باز هم بسی عمله و کار یگران ازان فایده مند شده، و کماکان که بعضی از عمله و مزدور کارا نکرده بودند، دیگر بعضی از انها ان کمائی را میکرد هر گونه سعی و عملی که در راه تلف شدن و اسراف شدن مصروف شود موجب ضیاع وقت میگردد. مثلاً یک دهقانی که اراضی کشت زارش بدو گاو و دو آدم آباد کرده میتواند هر گاه چهار گاو و چاره آدم بکار اندازد و مخارج و مصارف دو گاو و دو آدم زاید را تلف کرده میباشد، کذالک اگر یک صنعت کاری مواد اصلیه و اشیای خامی را که در صنعت خود آنرا استعمال میکند به درجه کفایت متانت و خوبی نباشد [ باقی دارد ]\n\nہمہ مقالہ ہائیکہ دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافتہ\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیہ\nباهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزی مہتمم چاپہ خانہ دارالسلطنت کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری"}
{"book": "adl0616", "page": 322, "text": "صفحه ۱\nسال کیم\nنمبر ۲۳\n\nنگران نے\nایشیک آقاسی علی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلی احمد\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nو افراد مملکت باقزها یک ۱۲ روپیه\nدر خارج مملکت باقزها یک نیم پوند انگریز\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nتاریخ عربی ۱۵ رمضان ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره بخار و مطبعه\nو در ماشین خانه دار السلطنه کابل\nهمه امورات تحریریه به اداره هذا\nبنام مدیر فرستاده میشود\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ شمسی ۵ سنبله ۱۲۹۱\nتاریخ انگریزی ۲۸ اگست\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nاستقبال الهلال غره رمضان فیض سان و مراسم ختم قرآن عظیم الشان — حوادث داخلیه\nافغان — مقاله مخصوصه — حوادث خارجیه\nسخنان پر رقم — لیلی با صاحبش یا عابده و زاهده یا فداکار — ادبیات\nناموران زنان جهان — علم ثروت ملل — قاچاقهای پس\n\nاستقبال الهلال غُرّهٔ مَا رَمَضَانَ فَيْضِ سَانِ وَمَراسمِ خَتْمِ قُرآنِ عَظِيمِ\nبساعت پنج یوم شنبه گذشته که ۲۹ شعبان المعظم بود اگر در طرفهای چمن حضوری برای قدم زدن و تماشا می برآمدید در پیش یک منظره علویه دینیه مقدست بسیار با شکوهی که بردمان حیرت میماندید . از دو سه روز پیش ازان همه تدارکات و حاضر یهای مهیا در همین مسترت پیرا من موضع دیده می شد . در پنج بچه مذکور صحن چمن را از حال هر روزه آن بیک رونق و شکوه پر شعشعه افزونتری میدیدیم . در قریب قصر گاه نصریه هر وقته یک سایبان عالیشان بسیار بزرگی بر پا شده بود که آن سایبان با فرشها و چوکیها و بستر های مترتبی آراسته شده و در دیگر طرف نیز خیمه ها بسیار بعمل و اعلامی منظمی بیک ترتیب خوبی وضع شده بود دایر ما دار احاطه موضع عصر نه چمن با دیوار سیمی فرا گرفته شده و از هر طرف دروازه نامی مصنوعی طلاق نقره آسانی که با قماش های کنار و سفید مزین شده بود خدمت دخل این احاطه را ایفا می نمود . احاطه صحن همین صفت پیرا من با سجا و از ذوات معتبره ارباب مناصب ملکی و نظامی و علما و اشراف و اعزه که جمله با لباسها رسمی فراک کیت بیک رنگ و یک قیافت ملبس بودند یک رونق عالی و یک منظره علوی اکتساب نموده بود . در حالیکه تماشا بین یک مراق و اندیشه ! آیا چیست ؟ چه میشود ؟ در همه کس یک سوال و جواب ! حالا اگر ما بهادره یک پدر و پسر کوچکش گوش بنهیم مسئله بر ما حل میشود :\n\nپسر بیک شوق و شطارت طفلانه معصومانه بسوانین آئین با درختها دیده میگوید :\n— بابا ! این همه تدارکات ، و جوش و شوق برای چیست ؟\nپدر — اولادم ! پادشاه اسلام با همه ارکان و اعیان دولت و همه رعایا با صداقت خود برای استقبال و انتظار جمال غره ماه مبارک رمضان که اطاعت فرمان پادشاه پادشاهان و خالق کون مکان است در اینجا جمع آمده اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 323, "text": "نمبر ۲۳ صفحه ۲\n\nکه در نظر ارباب عرفان چون شمس تا بان عیان است . حالا ما یک قدری از ترتیبات و انتظامات مرعيه اين مراسم مقدس بيان ميکنيم : اولا در تصویر موقع مذکور میگریم تقریباً بقه پنج شش جریب زمین از همین صفا ها ممن را در یک احاطه دیوار سیمی که آدم از ان گذر کرده نتواند و هیچ حایل هم نباشد گرفته شده و در بین احاطه از سه دروازه طاق ظفر آسائیکه مذکور گردید از جهت جنوب شمال و شرق داخل شدن ممکن است . جهت شمالی احاطه را با یک تخته دیوار مانند مستقیم گرفته شده که در پیش روی آن خیمه های بسیار مزین و عالی آراسته و پیراسته برای خوش گرفتن و استراحت کردن مدعوین بیک ترتیب منظم استقیمی بر پا شده است.\n\nذات اعلیحضرت با دشاه مهربان ما از کمال مرحمت و شفقتی که درباره خادمان معیشت شاهانه نشان دارند همه چیز تا اینکه به احتیاجات مدعوین کرام بکار باشد امر فرمودند تا هر خیمه بفرش ها و چوکی ها و میز ها و لامیه ها و سیگریت برای راحت مدعوین مزین و مهیا باشد . حجره توالت و آبدار خانه نیز برای هر خیمه حاضر شده است . خیمه استراحت ذات ملک صفات پادشاهی در وسط صف خیمه ها بر پا شده است ، و از طرف یمین و شمال آن خیمه های شهزادگان عظام و بعد از ان بترتیب تمام دیگر خیمه های ذوات کرام بر پا میباشد.\n\nچون درینجا نه کار خیمه بیان آمد . از بیان اوصاف این خیمه های مخترعه ذات اعلیحضرت پادشاه خود دار خواهیم بود . دل آگاه محبوب القلوب ما چون در با تفتیش و ته و برا حوال ممالک شاهانه شان شبانه نظر مایون دارند . و اکثر اوقات بحال سفر میباشند لهذا لازم دیدند که خیمه های اسفار خیریت آثار همایونی بیک طرز انتظامی باشد که به احتیاجات استراحت از همه جهت مستوفی الشرایط باشند . لاجرم چند قسم خیمه های خیلی ظریف و خوشنما را بنفس نفیس خود نقشه و تعریف فرموده و در ماشین خانه مبارکه دار السلطنه کابل ساخته شدن انرا فرمان نموده اند.\n\nاما چنانچه از بعضی روایتها شنیده ایم که فلان پادشاه چقدر از زریها و قماشهایش از ابریشمها و ریشه هایش از مرواریدها و قبه اش از طلا ها و نقره ها بود این انچنان خیمه ای از تار مرداری کاری نیست . بلکه از قماش پنبه بسیار محکم متینی که پرده باران و باد و توانائی بتواند ساخته شده و هم از پنبه سبکی بار بردار آن ملاحظه شده است بعضی ازین خیمه ها بسبک سایبان ساده و رشید یا که تنها و بزرگیهای مختلفه ساخته شد .\n\nبلی بلی ! این محاوره در حقیقت این حرکات را در نظر آنانکه وجه خشم داده، نگر اینهمه زیب و زینت، نگر اینهمه شوق و شهادت، نگر اینهمه خیمه ها و سفره ها، نگر اینهمه نورها و صفا ها برای استقبال رویت هلال یک ماه سعادت شایست که خلاق مهربان ذو الجلال به امر فرمودن روزه گرفتن مسلمانان را سعادات و فیوضات عظیمی در پنجاه فیفرسان می بخشد. با دشاه بزرگ دیانت منش عدالت روشن مسلمانان افغانستان همه رجال دولت و اعیان مملکت و تبعه خوش عقیدت و عساکر فدائی الطینت خود را به اطاعت آن امر جلیل پر بیعت حضرت رب العزت رسماً دعوت میکند !\n\nپارسال در پسین قول سراج الاخبار افغانیه که نخستین آغاز انتشار آن بود از مراسم ختم قرآن مجید در ده روزه اول ماه مبارک رمضان تفصیلات عرض نموده بودیم . درین سال فرخنده فال سراج الاخبار افغانیه بهزاران شکر و ثنا بر سلامتی ذات اعلیحضرت پادشاه معظم مقدس خود گفته باز اوراق این نسخه خود که آخر ترین نسخه سال اول عمر این نامه گرامی میباشد به کیفیت آن مراسم پر مکارم تزئین میدهد :\n\nذات دیانت سمات اعلیحضرت پادشاه دلاگاه معظم ما به این دعوت و ضیافت شاهانه که خود شان قائد و عظمت احکام فرضیت روزه را در نظر ملت دیندار احکام شناسی افغان اعلان میفرمایند . این دعوت سنیه ملوکانه بسی فضایل حسنات را در بر دارد . اولاً اطاعت فرمان الهی را بیک ذوق و سرور عظیمی با همه تبعه شاهانه خود استقبال کردن ؛ ثانیاً کلام قدسیت پیام حضرت ملک العلام را در سنت تراویح حضرت خیر الانام علیه افضل الصلوة والسلام بیک جماعت عظیم اهل اسلام در دو شب اول ماه رمضان مغفرت انجام ختم نمودن ثالثاً از طرف ترین الشرف یک با دشاه بزرگی با شوکت و شان اسلامیان برای عموم تبعه صداقت نشان شان یک ضیافت بسیار پر جود و احسانی گستردن . رابعاً با رعایا ، وعساکر ، و اعیان ، و ارکانین عموماً در یک احاطه افطار کردن ، و باز مجتمعاً بجامع مبارک عید گاه رفته بجماعت بسیار عظیمی صلواة سنت تراویح را با تلاوت قرآن عظیم الشان ادا کردن غیر ازین قدسیتهای معنوی یک نکته باریک سیاسی و اجتماعی را نیز شامل است مثلاً سایبان بسیار بزرگی که برای افطار این ماه مبارک"}
{"book": "adl0616", "page": 324, "text": "صفحه ۳\nنمبر ۲۳\n\nدر وسط احاطه بر پا میباشد تقریبا گنجایش دو صد و پنجاه تا سه صد چوکی را دارد، این خیمه های دور دو صفت دارد که هم صیفی هم مشتری میشود مثلاً هر گاه بی تحیر باشد صیفی و چون بر دو را دور آن یک تبخیری کشیده شود عبارت از یک دالان بسیار بزرگی مشتونی میشود. دیگر سه رقم خیمه ساخته شده که چون در آن داخل شویم هیچگاه خود را در خیمه تصور نکرده عادتاً یک دالان مربع مستطیل بسیار با زینتی می یابیم که بهمه اسباب راحت آنرا منتظم می بینیم. و الحاصل در بین احاطه مراسم افطاریة رمضان المبارک در پنج موضع سفره های خوان الوان نعمت بادشاهی گسترده شده است. موضع اول در زیر سایبان بزرگی که در وسط بر پاشده میباشد صف بصف میزها و چوکیها گذاشته شده است که صدر و وسط مجلس با سفره خاصه بها یونی مزین و مشرف میباشد. موضع دوم و سوم خیمه گاه درجه اول و درجه دوم شرکت (عصریه) است که در یمین و شمال سایبان بزرگ همایونی موضوع بوده با سفره میزها و چوکیها حاضر شده است. موضع چهارم و پنجم بر چمن زار صفا نشان با فرشها و سفره ها بر زمین حاضر شده است که موضع اول برای رعایا عام ، و موضع دوم برای عساکر و عابرین سبیل تخصیص گردیده است. غیر ازین پنج موضع که در داخل احاطه میباشد یک موضع بسیار واسع دیگری نیز برای غربا و مساکین و ابناء السبیل در خارج احاطه مذکور تخصیص شده که در آنجا بر آن دل گرسنگان خواست با دست و عمیم الاحسان طعام فراوان احسان فرموده میشوند. از ابتدای شام مسلخ شعبان همه صحن چمن و سرکها و هر کوی و برزن آن با هزاران مردمان شهر و اطراف پر و مالا مال بود. اربابان مناصب ملکی، و عسکری و علما و اعزہ و خوانین در باریابی با لباسهای رسمی فراک کیت خودشان صحن احاطه چمن را رشک گلشن نموده بودند. به نماز شام ده دقیقه مانده، خرما و پیاز یا نان فطار به مدعوین تقسیم میگردید. همه مردمان عام و خاص در نمازگاه که در خارج احاطه در میان چمن تخصیص شده است جمع می آمدند صفها صفها جماعت مسلمین نمونه بنیان مرصوصی را بوجود می آوردند. بمجرد نواخته شدن طوب افطار و گفته شدن اذان محمدی صلعم هر کس بیک چیزی روزه خود را میشکستاند و بیک جماعت عظیمه که از هزاران افراد مسلمان و بندگان خالق عظیم الشان مرکب بود نماز مغرب ادا میگردید. بعد از صلوة مغرب فرقه اهالی از طرف دروازه جهت شرقی، و صنف ارباب مناصب اشراف و اعیان از دروازه جنوبی در احاطه داخل شده بر سر در موضعها مخصوص خود بر سفره میز های خوان تمامی الطاف و احسان بادشاه منظم مهربان و ولیعمت نمی شفقت مراحم بنیان خود به تناول طعام آنها ز میکردند. حقیقتاً که در وقت برگشتن از صلوة مغرب منظر و جریان این در سیلاب انسان که یکی از سمت جنوب و یکی از سمت شرق به احاطه موصوفه داخل می شدند این نرا در بحر حیرت و شوکت و جلال این احوال سعادت آمال مستغرق شکران بیپایان نعما ذات اقدس خلاق ذو الجلال مینمود که از رحمتهایه درباره افغان و افغانستان دارد چنان یک بادشاه دیانت پناه عدالت خواه ملت پرور می عطا فرموده که با همت صادقه خود یکجا به استقبال امرالهی می برآید با ملت خود یکجا روزه میگیرد و با ملت خود یکجا نماز میخواند با ملت خود یکجا افطار میکند و خود همیشه ملت خود را برای بجا آوردن امر الهی خود مهمان میکند. زهی سعادت ! زهی نعمت ! والحاصل بعد از فراغت طعام هر کس بر وضو کرده رفتن و حاضر شدن بصلوة تراویح قیام مینمودند، و بعد از آن فوج فوج انبوه انبوه اهالی در جامع شریف بزرگ عیدگاه که با چراغهای بسیار بزرگ و درخشان گیس - یعنی استالین روشن شده بود جمع آمده صفها ترتیب میافت. نظاره این هزاران مردمان مسلمان پر اعبادت یزد این عظیم الشان با یک بادشاه اسلام با شوکت و شان دل هر فرد مسلمانرا بیک جشن قدسی ایمانی و درخشان مینمود. خوبی دین پر عظمت ! خوبی بادشاه اوست خوش عقیدت ! این است که این مراسم پر مکارم ختم قرآن عظیم الشان حضرت خالق کون و مکان در ده روزه قبل به مبارک رمضان پر غفران بصورت انشاء الله به انجام میرسد. ما سیمیی که این مقاله عاجزانه خود را بنا بر محبوبیت محمد شاهی وقت نوشتن و طبع کردن اخبار خود پیش از ختم شریف تحریر نموده ایم انشا الله کیفیت مراسم شب ختم شریف را با دیگر تفرعات این مراسم بسیار مقدس در شماره بیست و چهارم خود درج خواهیم نمود، حالا به این سه فرد دعائیه ختم مقال مینمائیم :\n\nخدایا تو این شاه بیدار ماها\nکه رهبر بود بهر ملت بهر کار\nبدین میکند خدمت و هم بدنیا\nملت چو یک آب شفق بودیار\nنگهدار ز آفات او را و مکش\nسر دشمنان وطن کن نگونسار\nآئین"}
{"book": "adl0616", "page": 325, "text": "صفحهٔ ۲۴\nنمبر ۲۳\n\nجواد داخله\nهم قال هم تماشا\n\nآیا بر دید و با دید های خود با دید گنیم تا بخیر یا نیک ور شیم ترقیه اعلیحضرت بادشاه حقایق آگاه دریافت همراه خود به سر در وطن عزیز خودش به و میکنیم هر یک چنان یک اثرات می شد و با نهای ترقی و سعادت ، و مرتب های فضایل و موقعیت شمرده میشود . پلے کا بیچ حقیقت آن پی نمی بریم و و مزایا می مقاصد آنرا درک میکنیم شما یک روزی نشسته میباشیم : دفعةً مانند غیر طوبها که در ما نوره میشود صدا ها میشنویم آیا چیست گفته بر تحقیق آن میپردازیم . در بغل کوه آسمائی در یک نقطه که بر همه شهر حاکم و ناظر است بعضی علیه می بینیم ! بقوت باروت سنگهای کوه را میکاوند آیا چه میشود گفته از یکدیگر خود میپرسیم . یکی میگوید چون امسال گرمی بسیار شدت کرده اعلیحضرت امر فرموده اند که یک دالان بسیار فراخ و بزرگی که خدمت سر دابه زیر زمینی را به پسند در درون این کوه بکنند تا مردم در بار در روز در بار را از گرمی اذیت نکشند . دیگر میگوید نی اینچنین نیست درینجا پنج درک کرده اند برای پیدا کردن آن میکاوند . یکی دیگر که مبالغه گوئی را بیشتر دوست دارد میگوید نی اینچنین نیست ، از زیر این کوه برای موترا علیحضرت یک سرک می سازند . تا آنکه یک حقیقت با خبری پیدا شده بحقیقت رهبر کرده میگوید : – برادران ! بادشاه مرحمت شیم پر از شفق و ارحم ما اعلیحضرت سراج الملة والدین چون دید که شهر عزیز ما آب خوشگوار صاف و براقی را مالک نیست از اثر و بر تشنگی ما دل تشنگان رحم آورده آب صاف و درخشان خوشگوار ( پغمان ) را از مسافهٔ بسیار بعیدی بواسطه نل های آهنین می آورد . این خیریه برای مخزن نیست که آن آب را در اینجا خزینه کرده بهر طرف شهر تقسیم میکنند . باز یک روزی می بینیم که میدان ( قومی باغ ) دائراً ما راء باخیر با دخیمه های بسیاری احاطه شده است\n\nبعضے اعلانها هم در هر مصرف دیده میشود، در امانی یک شوق و سروری پدیدار است . یک بر دیگری آن خیمه با سبقت میکوشد و پرس یک مراق ، یک هوس، یک ذوق ، یک شاد مانی دیده میشود . آیا چه خبر است گفته در پیش یکی از اعلانها نزدیک شده میخوانیم و بر حقیقت کیفیت مطلع میگردیم ، حالا قارئین کرام خود را بخواندن این اعلان با خود دعوت میکنیم تا بر حقیقت کیفیت با ما یکجا آگاه گردند :\n\nصورت اعلان\n\nنقل و صورت استد عامی عساکر ظفر تأثرت باز چون همواره منظور نظر عدالت گستر اعلیحضرت والا در صدد ترقی و بهبود و آرامی و آسوده حالی رعایای دولت خدا داد بوده و میباشد علی الخصوص در این اوقات که توجه شاهانه داراده سینه اعلیحضرت جهت سر رشته و انتظام و بهبودی و غمخوار گیان رعایای صادق نشان بدرجهٔ الکمل مبذول و مصروف است لهذا مایان ملازمین خنداول و اردا حضور مقدسات یک تجویز را بخاطر خود ما مصمم ساخته متوقع آنیم که از طرف مایان از حضور اعلیحضرت درخواست داشته شود که یکجائی در صحن حضوری یا دیگر جا برای مایان منتخب و سر رشته فرموده شود که مایان کارهای تعلیمی خود ما را از قسم جمناستک و قواعد و غیره که درین بیات از توجه کامله اعلیحضرت شهریاری آموخته ایم در موقع مذکور از برای تماشا می را در این ملتی خود ظهور برسانیم و یا اسم است هم از حضور مبارک هدایت فرموده بشود هر کس خیال تماشای جناستک در سر داشته باشد درین صورت از طرف ما خادمانه نگاران برایشان اوستا یک کمک و معاونت میرسد هرگاه رای سعادت اتکای اعلیحضرت والا بر این تجویز با موافقت کنند شمول اجر جزیل و ثواب جمیل میشویم باقی اعلیحضرت والا مالک و مختاراند فقط اعلیحضرت والا درخواست نفر جمناستک را منظور فرموده چنین سر رشته از حضور هدایت گردیده است — تماشا های جمناستک میدان قومی باغ مقرر فرموده شد — روز تماشا — یوم جمعه ۱۸ شهر شعبان ۱۳۳۰ وقت حاضر شدن در تماشا گاه از چهار الی چهار نیم بجه عصر — وقت شروع تماشا چهار بجه چهل دقیقه عصر — در باب"}
{"book": "adl0616", "page": 326, "text": "نمبر ۲۳\nصفحه ۵\n\nگرفتن تکت در بیرون احاطه تماشا گاه شخصی از برای دادن تکت و گرفتن وجه آن مقرر است و قیمت تکت با قرار نوشته است مجلس خاص حضور والا — فی چوکی — پنجروپیه کابلے چوکیهائیکه بزیر خیمه میباشد — فی چوکی — سه روپیه کابلے در خیمه پیش روی چوکی هر زمان نشسته — فی نفری — دوروپیه در خیمه پشت چوکی بر زمین ایستاده — فی نفری — یک و سه گانه بیرون خیمه بالای پنج یا بکس نشسته — فی نفری — یکقران بیرون خیمه بالا بکس نشسته — فی نفری — یکفران بر زمین پیش روی پنج یا بکس نشسته — فی نفری کیباسی بر زمین پشت پنج یا بکس ایستاده — فی نفری — یکسنا سر رشته چای و کچه و شیریخ و فالوده و میوه هم از طرف شرکای عصر یه میباشد لاکن بخرید و بهای نفری هر شرکا هم از برای مصارف یتیم خانه میباشد فقط حالا چون این اعلانرا بخوانیم بجز اینکه قیمت گرفته بداخل احاطه تماشا در آئیم اگر چه خواهیم کرد ! در یمین و شمال مدخل احاطه تماشا گاه دو خیمه کوچک درین دو خیمه مامورین تکت والا تکت میفروشند پنجروپیه، دوروپیه، سه روپیه چیست ؟ تنها قیمت بهای یک پرزه کاغذ که تقریباً بقدر دو انج مربع میباشد و بروی آن در میان یک چوکات گلکاری چاپی سه سطر نوشته شده که سطر اول آن (تکت تماشای جناستیک)، سطر دوم آن (مجلس خاص حضور والا) سطر سوم آن (فی چوکی پنج روپیه کابلے) نوشته میباشد در نزد قدر شناسان هیئت علیه افغانیه بمقدار خزینه های عالم قیمت دارد ! این اول تماشا گاهیست که به اجرت معینه رسم و دخولیّه در افغانستان وضع شده و این اول تکتی است که برای رسم و دخولیّه آن گرفته میشود، هم چه تماشا ؟ تماشای بازیهای فنون صنف جلیل عسکریه ! برای چه مقصد ؟ برای مقصد اعانه اولاد های یتیم و بیکس وطن ! حالا می بینیم که این پرزه کاغذ مطبوعه چه فریضتها و چها تیار و پر اهمیتها را در بر دارد، حسنات خیر پروری و شفقت قلبیهٔ صنف عسکری نظامی افغانستان به اولاد یتیم و بیکس افغانستان بطرز واضحی آشکار میکرداند، شوق و ذوق عظیم اهالی را در اشتراک به آن کاستانی پر شوبات هویدا می سازد و مسرتها\n\nو بهبودی طلبیهایی با دشاه مقدس محبوب القلوب ما را در باب تربیه و تعلیم عسکری و اندیشه های منافع و فواید رعیت پروری نمودار می سازد، پس اگر ما قیمت آن ورقباره را با زمین حقیقتها بخزینه های دنیا برای خود بگوئیم هیچ مبالغه نگفته خواهیم بود. و الحاصل تکت گرفته از مدخل حاطه میدر آئیم. تکت ما را در ان طرف مدخل مامورین مخصوص آن معاینه کرده علامه میکنند — هر کس بجای و موقع خود بقرار قیمت تکت خود می نشیند، بازیها شروع میشود، خدمات تخت و غیره را خدمه خاص حضور همایونی ایفا مینمودند. اول — یک تولی — یعنی یک بلوک — عسکر خورد سالی که از اولاد های مردمان جدید الاسلام از مدت دو سال است که تشکیل یافته بدریشی اکسیلنت و انتظام تام عسکری با موزیکه از مدخل جهت مقابل مدخل اول بقدم متوسط عسکری در میدان عالمه در آمدند، دور مواجه حضور اعلیحضرت بهایونی توقف نموده اسلام ذات اعلیحضرت پادشاهی را ادا و بعد از ان انواع تعلیم قواعد عسکری را بقدم و تفنگ اجرا نمودند، بعد از ان پس بصف حرب در آمده یکی از نفر بهای خورد سال ترین آنها از صف جدا شده تا پیشگاه حضور همایونی آمده بزبان طفلانهٔ معصومانهٔ خود یک تقریر بلیغی در معرض تشکرات از طرف همه رفقای سلاح خود بر خواند که صورت آنرا بدست آورده نتوانستیم، بعد از ان به قوماند یعنی بولی خود همان نفری صغیر السن کبیر المعنی سلام شاهانه را گرفته و بقدم ) و روزا و سلورشی از است حضورت گذشته گذر نموده برای پوشیدن دریشی جنناستک از احاطه بر آمدند. بعد از رفتن تولی مذکور تولی جمناستک وارد دل بدریشی جمناستیک خودشان و بقدم جمناستیک در صفوف با موزیک در اوردند، و همه انواع بازیهای جناستیک بسیار عجیب و غریبی که بسبب عدم گنجایش موقع از تفصیلات یگان یگان بازیها آن صرف نظر شد اجرا نمودند، نماز عصر و مغرب به امامت خود اعلیحضرت همایونی بجماعت بزرگی ادا گردید، بعد از نماز مغرب این تماشا گاه علویت انتظامی عالی عسکری پر خیر و صواب به انجام رسید.\n\nصورت تقریر طفلانه عسکر خورد سال\nرفتن تولی جمناستیک به دریشی خود شان\nآمدن تولی جمناستیک به دریشی جمناستیک\nبازی های جمناستیک\nنماز عصر و مغرب\nختم تماشا"}
{"book": "adl0616", "page": 327, "text": "نمبر ۲۳\nصفحهٔ ۶\n\nدرگاه حضرت رب العالمین جل شانه\nازدیاد عمر و عافیت پادشاه معظم خود را نیازمندیم تا بمرتبهٔ ترقی پیرایهٔ ذات اعلیحضرت شان باین ابواب ترقی و تعالی بر روی ملک و ملت شاهانه شان باز شود و دولت و شوکت قبلهٔ معظمهٔ ما در تمام قرنها و ترقبها و شرفها و سعادتها در عالم ممتاز گردد آمین\n\nغزل\nدانش و فضلش شکر میتوان گفت لبش قند مکرر میتوان گفت\nملازمانش سبک میتوان گفت خادمانش جانان و بهتر میتوان گفت\nکسی که بی وی تن و جان بے در آید مر او را مرغ بی پر میتوان گفت\nسراج دین و ملت اہل او را سراج هفت کشور میتوان گفت\nدل و دستش که رنگ و بو و دانش ز دل لعل و گهر میتوان گفت\nبرای این فقرهٔ بیخود این خواند که از صد جان شیرین تر میتوان گفت\nمنظم تو مستی درین عصر بغیر از جام شکر میتوان گفت\n\nاعلان\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) بکمال مسرت و افتخار به مشترکین کرام خود اعلان می نماید که سال نخستین ما از نمبر یک تا به نمبر ۲۴ که در غره ماه شوال المکرم می براید دوازده ماهه یکسال خود را به انجام میرساند . لهذا هر کس که تجدید اشتراک خود را با اخبار خودش رضا آرزو دارند از حالا وجه قیمت سالیانهٔ آنرا در داخل مملکت تحویل خزانهٔ عامره کرده و رسید خزانه را گرفته به اداره ارسال دارند تا بعوض آن رسید اداره به آنها داده شد، و نامهای شان قید و ثبت دفتر اداره گردد و از نمبر اول سال دوم بالخير والعافيه بنام شان اخبار جاری شود . و در خارج مملکت وجه قیمت سالیانه آنرا بوکلاء ما که در خارج هستند تسلیم مینمایند .\n\nوکیل یا ورشا در جناب میرزا غلام حیدر خان سر رشته دار داکخانهٔ پست خداداد افغانستان میباشد .\n\nنسخه های سابقه سال اول اخبار افغانیه چون در اداره کم مانده ازین پس اگر کسی از نسخه های سابقه طلب کند بدون قیمتی که اداره برای آن تعیین میکند داده نمیشود .\n\nذوات گرامی که تمام نسخه های سال یکم سراج الاخبار افغانیه را با جلد اعلی بلورکتاب آرزو داشته باشند مبلغ - ۲۵ - روپیه کابلی تحویل خزانه نموده و سند آن را به اداره آورده کتاب سراج الاخبار افغانیه را با دو کتابچه هدیه آن میگیرند در اطراف داخل ملکت و خارج ملکت اجرت داک بر قیمت کتاب افزوده میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 328, "text": "صفحه ۷ نمبر ۲۳\n\nمقالهٔ مخصوصه\nمعارف — مکتبها\n\nدو نهادیکه مشکل حکومت باین بسته شده، و بر دوایر (بقرار قاعدهٔ تقسیم اعمال) تقسیم گردیده و هر یک شان که در زیر نظارت یک وزیر مستقل است یکی از ارکان مهمهٔ دولت شان شمرده میشود. مثلاً چنانچه وزیر دایرهٔ امور داخلی بر همه امور داخلیهٔ مملکت دیده بانی و نگرانی میکند و بر امورات جزوی و کلیه بموجب نظامات و قوانین موضوعه اش اجراءات بکار می برده و از جمله امور داخلیه مسئول میباشد همچنان وزیر امور معارف نیز بر همه امورات که تعلم و معرفت دولت و تعمیم آن بر اهالی مملکت متعلق باشد دیده بانی و نگرانی مینماید و مکتبهای دولتی و اهلیه را تأسیس و بنیاد می بدهد. همه مطبوعات و مطبعه ها ئیکه در مملکت بنیاد می یابد، و همه آثار ملی یا شیکه از ان بعرض انتشار در می آید در تحت نظارت ادارهٔ معارف میباشد. مجلس بزرگ عمومی معارف در نفس پایتختها بوده و در تمام ولایتها اداره ها و شعبه ها و پروگرام های مکتبها که به اصطلاح هندوستان نصاب میگویند از طرف مجلس معارف پایتخت نظر بحال و احوال هر ولایت ساخته میشود. هیچ مکتب یا مطبعه، یا تالیفات بغیر از اجازهٔ رسمی ادارهٔ معارف باز و بنیاد و نشر نمیشود. حتی در بعضی مملکتها بیا تر تا و او په را ما نیز در زیر نظارت معارف میباشد. مجلس معارف بر ضرورت و جهتها ی سیاسی دولت و احتیاجات اساسی مملکت دانائی مملکت را دیده از روی انها نقرار پروگرامها برای مکتبهای عمومی خود وضع میکند. مثلاً مجلس معارف دولت فخیمه (بریتانیا) پروگرام که برای مکتبهای مستعمرات سه قطعه (اوسترالیا) و یا (کنا دا) و یا (افریقای جنوبی) خود وضع کرده است هیچگاه با پروگرام مکتبهای لندن آنها تطبیق نمی شود. زیرا در مستعمرات و مشتملات خود پولتیک دولت شان\n\nهوگا، چنین اقتضا میکند که اهالی اینچنین حریت و حاکمیت و ملکیت، دمیت خود شانرا بیاموزند بلکه به آنها قطعی باید بیاموزند که عدم آزادی و تابعیت و محکومیت را به آنها گوارا ساخته تعلیم یافته بسازند.\nاز زبان یک سیاح فرانسوی در یک کتابی دیدم که نوشته بود: «او را دسترالیا سیاحت میکردم، از قریه براه جنگل بیک قریه میرفتم، در اثنای همان راه در پای یک درختی یک بچه مردمان بومی خود استرالیا را دیدم که بخواب رفته بود، از مجلسی که پیشش بوده و تختهٔ مشق سلیتی که در پیشش بود معلوم شد که از شاگردان مکتب است. در دل خود با چنین تقدیر و تحسینی در حق انگلیز ها پروا میدادم که آثار علم و معرفت به اینچنین جاها وحشی و دهشت انگیزی انتشار داده اند. برای این اندیشه افتادم، صبر و تأنی کردم تا بچه بیدار شود و بدانم که در کجا چه سبق میخواند. بعد از اندکی به این آرزوی خود نایل شدم. طفل از خواب برخواست. و زود بر پا خواسته میخواست براه بیفتد که به او نزدیک شده بر زبان ملفوظ پرسیدم که:»\n— آیا شما شاگردان این مکتب هستید؟\n— بلی !\n— سبق شما چیست؟\n— جغرافیا.\n— ماشاءالله! آخرین! آیا دنیا چند قطعه است؟ شاگرد — از پنج قطعه بودن و بنیاد نامها آنها مکمل بحث راند. بسیار خشنود شدم، و چون پرسیدیم که: «آیا در اوروپا چند حکومت موجود است؟» شاگرد بسوی من حیران حیران نظر کرده گفت: «ازین سوال شما چیزی نفهمیدم، من در دنیا یک حکومت می شناسم که آنهم حکومت انگلیس است.»\nگفتم — آیا فرانسه، جرمن، روسی غیره را نمی شناسید؟\nگفت — چرا نمی شناسم، آنها هر یک بیک ایالتیست از دولت انگلیز.\nپس ازین محاوره دانستم که سخن در کجاست، و مقصد شان چه ها و چهاست !..»\nاین است یک مثالی در باب پروگرامهای مکتبهائی که از طرف پی بلیک انسترکشن بنے"}
{"book": "adl0616", "page": 329, "text": "صفحه ۸\nنمبر ۲۳\n\nنظارت معارف عمومیت و تنها به نسبت حال و احوال و اساسات ملکتهای خودشان ساخته میشود، و ازین مثالی سیاح فرانسوی هیچگونه ایراد و اعتراض بر دولت انگلیز وارد نمی آید، بلکه دولت مشار الیها عین کمالات سیاست و کاردانی خود را اینجا رسانیده است. چنانچه در هندوستان نیز همین قاعده و اصول را مرعی داشته. مثلاً برای مسلمانان یا هند و کمپیهای حربیه عالیه که افسران و ارکانهای حرب قابل بدرجه خود انگیزان بیرون آرد موجود نیست. آیا چرا؟ زیرا سیاست شان همچنین اقتضا میکند که که افسر کلان دایماً انگلیز باشد. کذالک در پروگرام مکتب پنجاب از نظیر فلسفه سیاسیه دینیه و علوم تربیته عقلیه و کان شناسی و انجنیری اعلیٰ و غیره چیزهائیکه برای خود منحصر داشته اند دیده نمیشود. بنابر علیه معارف بر دولت بنابر سیاست او احوال طبیعت مملکت شان پروگرام یعنی نصاب مکتبهای مملکت خود را وضع میکنند که از اثر و تطبیق پروگرام مکتبها ئیکه دست را دیگر دولت علینا قبول کرده نمیتواند و اگر بکنند چنان می نماید که یک لباس عاریتی که گاه بسیار تنگ و گاهی بسیار فراخ آید پوشیده، باشد که وجود ازان بجلی استفاده نتواند. در وطن عزیز ما افغانستان قبل از زمان جلوس میامن مأنوس اعلیحضرت پادشاه با دانش و عرفان مهربان ما از مکتبهای فنی اصول جدیده اثری موجود نبود. بیمن معاریف پیرایه سلطنته سفیه شامانه مکتبها به اصول و قواعد جدیده انشا گردید. مکتبهای ابتدائیه در هر سر طرف تأسیس و انتظام یافت که این یک فال خیر عظیم سعادتها و ترقیهای ملک شمرده میشود. و لایتهای اطراف داخل ممالک محروسه نیز تعمیم علم و معرفت احتیاج کلی دارد. ولی هزار افسوس که در اکثر هموطنان عزیز ما هنوز هوس و ذوق تحصیل و تعلم فنون جدیده پیدا نشده و هنوز قدر و قیمت تعلیم و تربیه ثمره های حیات خودشان یعنی اولاد شانرا باموها استدراک ننموده اند. اهالی هر چیز را از حکومت امید و آرزو میکنند حال آنکه یکقدری دست و پا زدن و جهد و زیان خودشان نیز لازم است. مثلاً اگر اهالی قندهار و هرات و بلخ، غزنین، جلال آباد، فایده ها و منفعتهائی که از علم آن دولت را ضمن میرسد بی پرده نمی بینند.\n\nو استقبال اولاد خود را می اندیشیدند هر ولایت مصارف و مخارج یک دو باب مکتب را بر ذمه خودشان گرفته در باب سررشته اساس و بنیاد، و ترتیب و انتظام و اصول و پروگرام این از دولت متبوعه مقدسه خود استمداد و دستور العمل استدعا میکردند هیچ شبهه نیست که دولت در انسباب تجویزات بسیار نافعی اندیشیده میتوانست. قواعد تعمیم معارف و مکاتب تنها بدولت نی بلکه بخود اهالی بیشتر میرسد. هر صاحب اولاد اول چیزیکه در اندیشه بهاناسه ماه تعلیم و تربیه اولاد شان است. هرگاه همین اندیشه خودشانرا بیک صورت مستحسن و منظمی از روی فن بکار آرند و بهمان مخارجی را که در هر سال در راه تربیه و تعلیم اولاد خودشان از پوشاک و تنخواه آخند و خوراک و غیره صرف میکنند، بمعاونت و اتفاق همدیگر جمع آورده برشته و دستور العمل دولتی بر کمیتهای فنی عمل ابتدائی و رشدی صرف نمایند البته که نتیجه های بسیار عالی بهتری خواهد بخشید.\n\nجوارح خارجيه\n\nاجمال سياسی\n\nعالم سیاسی مانند موی زنگی بهم چیده، گویا کره زمین به حرارت مرکزیه خود در اب کنان خود جوش و عطا فرموده، که خونهای شانرا بجوش آورده و حرارت غریزی شانرا چنان قوت و توانائی داده که بمقابل قوت طبیعی جاذبه مرکز یه با وجودیکه احکام ثابته متینه در باب عدم انفکاک موجودات زمین را از زمین وضع نموده، ولی بشریت بدرجه طغیان مینموده که به آن احکام گوش ننهد! با وجودیکه یک پاره آهن یک پارچه چوب، یکمقدار اسرب و غیره چیزهای زمینی اگرچه بمقدار یکنخود و ثقلت هم داشته باشد باز هم بقدر یک لحظه از زمین انفکاک کرده نمیتوانند. حال آنکه بشنو از سیره اجسام معدنیه و نباتیه که ازین الماسی"}
{"book": "adl0616", "page": 330, "text": "صفحه ۹\nنمبر ۲۳\n\nپرواز ساخته یک مهم تقبیل بزرگی را بقدر دو هزار ستر و بلکه بیشتر از ان با خودشان یکجا از زمین انفکاکی و دوری میدهند ! اگر چه توانین طبیعته بار بار به انشان از دو هزار متر و یا بیشتر کمتر ازان محکوم نموده و نباید دریغ نمایند ولی کجا ! طغیان و تمرد بشر بهر جا رسیده که ازین محکومیت باد گو شمالیها پر داکنند ! یکی چون محکوم شود ده دیر برخیزد .\n\nو رقیب دیو سیرت بخدا همی پناہم\nگر آن شهاب ثاقب مدد کی نه سها را\n\nازین هم به تر که قطعه اسیا و افریقا را اوروپا و اوروپا را اسیا کرده است چقدر جرأت چقدر تجاوز ! ... هیچ شبهه نیست که طبیعت بنا بر بعضی قوانینی که وضع شود و آنرا اوروپا و دیگری را اسیا ساخته مثلا چنانچه در اسیا خرما و میل و دارچین و میوه ها ، و فیل و کرگدن و شتر مرغ پیدا میشود و در اوروپا بلگرنگان دانه در بعضی باغچه ها نمونه خانه امیر امات یا نباتات دیده شده دیگر هیچ اثری پیدا نیست . کذالک چیزیکه در اوروپا و آب و هوای بیچاره آنرا بخواب هم دیده نمیشود در حالیکه در اسیا فراوان است مثلا در حالیکه در اسیا مردمان سبب عادت و روایات بر اسیا کیان خود را با ملک خودشان یک مردمی که تونست و ثروت داشت با همه با یک میون زن معاشرت کرده میتواند ، در حالیکه شوهر یک زانی مرد نامحرم را بنز و یک شان گوشه چادر خیال خود روی رضایت نشان نمیدهد اوروپائیان در مجلس های بال عیالهای خود شانرا سینه و بازو و پشت و سر برهنه بیکدیگر خودشان برای (فادر پل) نام رقص سینه بسینه و آغوش به آغوش عرض و تقدیم میکنند . در حالیکه در بعضی شهرهای آسیا (الکنول) – یعنی شراب نام مایع زهر آلود منحوس برای دوا پیدا نمیشود در کوچه های اوروپا ماست تیری جاری می باشد ! در حالیکه اگر یک سیاه خیمه بیابانهای اسیا یک مرد گرسنه باشند وارد شود صاحب خیمه به حسب هستی خود و اره نمیکند اگر در کوچه های اوروپایک شخصی از تشنه گی یا گرسنگی بحالت نزع بیفتد فن و اندیشه این که : باش به بینیم انسان از تشنگی جان میدهد ؟ \" افتاده بی آنکه بیک لب نانی یا یک کاسه آبی به او دستگیری کنند مجال مراق و هوس تماشای جان دادن او را میکنند !\n\nاین است که اوروپا از تمرد و عصبانی که بمقابل طبایع برداشته اند به اینگونه آسیا را اوروپا کردن میخواهند . از اینهم بدتر که راه اوروپاساختن اسیا را نیز از قندهار و هرات و کوشک مشهد و طهران و بغداد انتخاب میکنند .\n\nنہی تصور یا مل رہی خیال محال !\n\nاین به آن میماند که یک همسایه به همسایه خود بگوید : « من میخواهم و الانها و پس خانه های شما را شکافته برای رفتن خود یگانه راست ولی جبراً یگانه همسایه به این خانه خرابی خود راضی نخواهد شد . ولی اگر خود صاحب خانه پیمان یک راهی را برای منفعت خانه خود سفید و لازم بیند خود صاحب خانه آن راه را بقواعد و اصولی که برای آبادی خانه اش میزان شود نه خرابی خودش خواهد ساخت . اتاق جان داشته باشد راه دیگر برای در خانه خود باز نخواهد کرد ."}
{"book": "adl0616", "page": 331, "text": "نمار ۲۳ صفحہ ۱۰\n\nترجمه نطق\n\n۱ در چنین مملکتها نمی مانند افغانستان بزرگترین اعمال شقت آور ترین کار ها ساختن راه آهن ریل است زیرا بسیار موانع\n۲ طبیع، و صعوبتهای بسیار اقتصادی بسیاری سد راه ما افتاده است\n۳ ولیکن اگر هر قدر صعوبتهای بزرگ باشد و آن صعوبتها هم بالاتر از طاقت و قوت باشد بازهم بهر صورتی که باشد لایق و ضرور است که بر همه آنها غالب بیائیم تا نتیجه آن برای مصلحت ما خوب شود.\n۴ ما در محاربهٔ روس دیدیم که روسی بقدر نیم ملیون عسکر خود را بانجیز کرده بواسطهٔ راه آهن ریل خود بمیدان قتال فرستاده توانست. حال آنکه آن راه آهن ریل یک خط بود.\n۵ پس چون در حدود شمال و غرب دو خط راه آهن دارد\n۶ بر ما لازم است که این حساب را بدقت غور کنیم:\n۷ این دو خط آهنین که هر کدام جداگانه استقلال دارند به اینصورت است که یک خط از بحر (خزر) (غازه ده کوشک) نام موقع منتهی شده است که موقع مذکور از (شهر هرات)\n۸ بیشتر از صد میل دوری ندارد. خط دوم از (اورنبورغ) و (تاشکند) گذشته به شهر (آمو) منتهی میشود که آنهم از (کابل) چهار صد میل بعد مسافه دارد.\n۹ بناءً علیه اگر در ما بین ما و روس نائرهٔ قتال در مملکت افغان در گیرد لازم و لا بد است که از قوت روس بزرگتر و قویتر قوت بمقابل آن تجهیز نمائیم. و این قوت ما میباید که غیر از قوت عسکری وطنی باشد که بمیدان قتال برآورده شوند زیرا این قوت عرضه جدا برای ما لازم است تا با آن دیگر\n۱۰ قبایل را بزنیم. چونکه افغانانی که در یک مرکز غیر مفهومی باشند بالطبع بر طرفی را که غالب دیدند مساعده و تائید بطرف التجا میورزند. و درین کار مصلحت و فائده خود را مینمایند\n۱۱ پس در اینحال حاضر تعبیهٔ خود ما بهیچصورت نمیتوانیم که بیشتر از دو صد هزار عسکر بمقابل خصم خود بیرون برآورده بتوانیم. چون چنین است سه صد هزار عسکر باقی را چنان تهیه خواهیم کرد؟ و در هر ماه عدد لازمی را که بعوض کشتگان بمیدان حرب برسانیم چنان تدارک خواهیم توانست ))\nمقصد ما از نوشتن این نطق آن را هی بزرگ حرب و آن بهنگ دریای و غنا این است که هیئت ارکان حربیه دولت علیه افغانستان نیز نقشه و پلان جنگ را بیک صورتی شایسته تر نفع آن بدولت خود افغانستان عاید و راجع باشد. زیرا جناب فیلد مارشال موصوف هر انقدر نقشه و پلانی که بکشد برای منافع خود خواهد کشید نه برای نفع غیر.\n\nجناب لارد رابرتس گه در نسخهٔ ۱۹۰ در دمانشان روسها بیان کرده\n۱ فیله مارشال لارد رابرتس، جهان را بنام جنریل انگیز که در محاربه های (موشکی) (میدان) و (چهار آسیا) از دست وطن پرستان با ایمان افغان شکست فاحش خورده در شهر کابل محصور گردید، و در شهر کابل نیز مهاجمه شدیده طاقت براندازانه غازیان وطن پرور را آور مقاومت نشده و از استحکامات متینه که بر زرده های کوههای بلند (آسامائی) و (شیر دروازه) تعبیه کرده بود فرو آورده شده در (شیر پور) نام\n۲ قلعه معسکر افغانی بشدت محصور گردیده بود. و اگر فیوضات سیاست شناسی و افکارات عالمانه دیشی عالی اعلیحضرت خاقان جنت مکین ضیاء المله والدین مرحوم بفر\n۳ یادیش نرسید فلاکتها و مصیبت های بی اندازه بر سرش می آمد ذات العلیحضرت سیاسی اعظم مشرق زمین اعلیحضرت\n۴ ضیاء الله والدین مرحوم مدت مدیدی در ممالک روسیه اقامت نموده از افکار استیلا جویانه روسها واقف شده بود و در خور کردن اردوی انگلیزی چندان منافع وطنی را ندیده و یک سیاهه بسیار منفعت آور تری اردو انگیز را از افغانستان اخراج نموده استقلال و استیبال دولت اسلامیه شانرا تامین فرمودند. حال آنکه اگر فیله مارشال مذکور دره وزیری که بکمال خضوع و خشوع در موقع (زرمه) نام اردوگاه همایونی برای عقد معاهده آمده این افکار خود که در نطق ذیل خود بیان نموده چیزی میگفت گمان نمیشود که برین ناطقه پرداز کامیاب می آمد ....!\nفیلد مارشال موصوف در نطق خود میگوید :\n۱) با هیچگاه یکدولت مرتبه برتر نخواهیم شد مگر بسبب مرکز ما در شرق که همه مسئولیتهای آنرا بگردن گرفته ایم.\n۲) چون یکی روسها را بر ملت افغانستان در زیر نظر غور و تدقیق بگیریم میباید که با در اصلاحات حریفه و استعدادات\n۳) بمرتبه خود نیز فایض و خورم باشیم.\n۱) ملکت افغانستان و طبیعت چنان ساخته که عبور هرگونه سپاهی را که از طرف شمال غالباً بما مستحیل مینماید و راههای آهنین ریلی نیز در آن کشیدن مشکل است. و همچنان برای مدافعه این جهت جنوب شرقی نیز با راه آهن مستحیل کرده و راه"}
{"book": "adl0616", "page": 332, "text": "نمبر ۲۳\nحوت\nصفحهٔ ۱۱\n\nتارپیدوسی ایطالی در مدخل ابنای و به دلیل که مشهور بخناق قلعه میباشد مانند اژدران به بیرون در آمدند. ولی از طرف استحکامات دیده شد و به آتش بسیار تند به توپخانه گرفتار آمدند. دو قطعه تارپید و می دشمن که بیشتر از همه بود غرق و به سبب مدد آن خسارت زده شده فرار نمودند.\n\nاستخبارات تخصیصی سراج الاخبار افغان\nنامه نگار مخصوص ما از لندن مینویسد: انگلیزانی که برای شناختن کانها به افغانستان رفته بودند یک خریطه یعنی نقشه کانهای افغانستان را با تعیین موقعها، و منطقه عمومی آنها بغیر از نقشه که بخود حکومت افغانستان داده اند بصورت صحیح درست کرد و قبل از خروج خودشان بغاون اخیرش استاد بودند چون صورت آن در لندن رسید برای درست کنندگان آنها مبلغ ۳۶ هزار پوند انعام عطا گردید.\n\nدیگر — نامه نگار مخصوص ما از مصر مینویسد: با شخصی که از رئیس جاسوسها حکومت هندیه برای این مطلب از هند روانه شده به استانبول است که بداند آیا در بین افغانستان و هندوستان چه راز مخفیت، و اینهم از یک و هم و اندیشه پیش آمده است نام این شخص محمد دلیجان پسر سید محمود داستان است، و این سید محمود نه سید محمود پاشاست این یک سید محمودیت که طلب دریای نمک در یاغستان میباشد. وقتی که خبر آمدن اینچنین یک افغانی را گرفتم به استیشین رفتم بعد از کمی از انتظار قطار ریل آمده مردمان فرود آمدند شخص مذکور را در میان آنها به نشانیهایی که خبر گرفته بودم شناختم پیش رفته با او گفتگو و خوش آمد می کردم. کلاه فرنگی بر سر داشت و به بروهی و بزبان اردو با من گفتگو کرد. فارسی و افغانی و انگریزی و عربی نحوی را نیز میدانست. هر چه کوشش کردم چیزی از مطلب حاصل کرده نتوانستم. مجبوراً در عقب او به اسکندریه رفتم در آنجا مدت بیست و چهار ساعت بخدمت او بودم دیگر بصورت چاره ندیدم الا بذریعه یکدست خود او را سر گرم آب انگور کردم که آن ام الخبائث ام المطالب گردید و آنگاه نامه اعمالش را بدستم داد. معلوم شد که در خارج از وطن زیر دست، میک ماهن، سکرتری کار میکند. و این شخص از جمیع احوال افغانستان واقف است، و از احوال حمله موجود افغانان در هند از سفیر صاحب گرفته تا بخورد و بزرگ کلاته آگاهی دارد. پولی وافری به او داده شده است.\n\nچندی پیش درین ساعت سه نیم شب هفدهم کشتی\n\nاقتباسات\nرفیق محترم ما ماه ترجمان حقیقت مینویسد\n«از طرف اعلیحضرت امیر افغانستان، مکتوبی که بنام محمد اعظم پاشا فرستاده شده بود، و با مطبوعات ثانیه نشر گردید چنان معلوم میشود که بر تمام افکار عمومیه و محافل سیاسیه دولت انگلیز یک تاثیر عمیق و عظیمی اجرا بخشه، افغانستانی امروز و روز محافظه و مدافع شمال هندوستان است. اگر خدا و مربوطیت افغانستان به انگلستان نمیبود روس تا بحال صد بار بر هندوستان حمله مینمود. اما افغانستان با کومه های شامخه بلند و دره های مخوف تنگ، و شجاعت غیر قابل انکسار افغانان با ناموس تنگ یک سپر و آهنین بسیار مهیب است در مقابل روس شمرده میشود. البته که این حسیات و افکار بالاتر امیر عالی ضمیر افغانستان را که علناً اظهار فرموده اند، عقل انگلیز از پیش نظر وقت دور نخواهد داشت. البته که اینچنین یکه دلت دوست و متفق خود را از دست نخواهد گذاشت. و ما با همه موجودیت خود مان به این حسیات عالیه اسلامیه اعلیحضرت امیر حمیت پرور کفهای تحسین هم میزنیم و مبارکباد میگوئیم. هفت هزار لیره که بنام عالی خودشان و بنام اهالی افغانستان در سال فرموده اند چندان اهمیتی ندارد. بلکه برای ما همین حسیات شامخه شان آنقدر گرانبها و قیمت بهاست که بدنیا با متقابل است.\n\nتبدیل هیئت وزرای عثمانیه\nاز غازی مختار پاشا، (که یکی از مشیران یعنی جنرالها بسیار مشهور و معروف عسکری عثمانیست و در محاربه های نمایانی از و بدولت متبوعه اش سر زده صدراعظم مقرر گردید و کابینه یعنی هیئت وزرا به اینصورت تشکیل نمود: کامل پاشا صدر اسبق و وزیر خارجه، ناظم پاشا والی سابق بغداد و وزیر جنگ، حسین حلمی پاشا صدر آتی وزیر داخلیه: مجد و آ باز تبدیل وزارت بوقوع آمده کامل پاشا رئیس شورای دولت و نورا دوغکیان افندی وزیر خارجه مقرر گردید، احتمال دارد که کامل پاشا رئیس کردد.\n\nهجوم بر آنها شاید در داخل"}
{"book": "adl0616", "page": 333, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۲۳\n\nسخنان هر رقم\n\nبعضی معلومات در باب ( سورچین )\nسورچین) که بعضی انرا ( استه چین ، وکسانی (سید سکندر) میگویند اگر یکی از عجایب سبعه عالم شمرده شود جا دارد . این دیوار قلعه عظیمه در جهت غربی چین که صحرای ( ثبت ) را از ممالک چین جدا میکند، و در سمت شرقی ترکستان بنا یافته است . درازی این دیوار (۱۷۲۸) میل است عرض پنچ دیوار هجده فوت و عرض سر دیوار پانزده فوت است بلندی دیوار بیست (۲۰) است . تهدا بها و بیجهای این دیوار عظمت آثار از سنگهای بسیار بزرگ سخت برداشته شده و خود دیوار از خشت بسیار پخته که با مصالحهای چینی آمیخته میباشد ساخته شده است . در هر دو صد یا سه صد ( پرده ) یاسانه بلیک برجی دارد که از بیست و پنج تا چهل شش فوت بلندی دارد و بقدر بیست و چهار قطر آنها ست . از دو لبه نه بلند می یک قد آدم سرتاسر کنگره دارد که این کنگره از یک نوع خشت بسیار سختی که مخصوص خود چین ساخته شده است . سور مذکور به پستیها و بلندیهای زمین نظر کرده از کو بها ، تپه ها و وادیها و دره ها و نهرها و جویها بر یک خط مستقیم بیک بلندی دراز شده رفته است حتی در بعضی جاها دره هایک بقدر (۱۰۰۰) فوت چقوری را رو فرد می اید . و باز بهمت متقابل خود بهمانقدر ارتفاع بالا میشود بر شهرهای بزرگی که در پیش رویش آمده باشد مانند پل گذر نموده، در جای اینکه از\n\nکه در چنده ما می بیند و لانه صرف نماید و خود را از دوستان اسلام در شمار و بدور از ما را بر خود مکشوف نماید . از در رشته های کلی و فوجی افغانی قسم قسم موجود داشت . چند صندوقهای چرمی پر از اسباب نیز با او بود . نامه نگار ما بعد از این نوشته خود این را نیز مینگارد که برای جلو گیری اینگونه ساخته کاریها و دغا بازیها الزم و ضرور است که حکومت قنوعه ما یک ادم مخصوص غیررسمی در استانبول داشته باشد .\n\nاعلیحضرت میکادو\nامپراطور غیور ژاپان\nاز چندیست که در اخبارها خبر بیماری بسیار سخت اعلیحضرت (میکادو) ایمپراطور ژاپان انتشار می یابد . این خبر بهمجمله اخوانان معالی است نیز یک تأثیر و دلخراشی حاصل کرده است ، از خبر های اخیره چنان معلوم میشود که حالا رو بصحت نهاده اند . این خبر نیز بی اختیار البته همه گانرا مسرور نمود . درینجا یک نکته باریکی جلب نظر وقت میکند : آیا چرا خبر بیماری یا صحت یک مرد ژاپانی بر هندی ، افغانی ، ایرانی ، عثمانی ، سمرقندی ، مصری ، مغربی ، انگلیزی ، فرانسوی ، امریکانی و غیره غیره تأثیر الم یا فرحت اجرا میکند ؟ زیرا این شخص همان ذات ستوده صفاتست که ملت ژاپان را از گم نامی و بینشانی کشیده و مانند شمس تابان در عالمیان علیان نمود . اینهمه ترقیها و توسعه های شرقیها و سعادتهایکه دولت ژاپان را حاصل شده همه بسا بهمت همین نیک مرد عالی نهاد است . لهذا در تمام دنیا یک موقع عظیمی دارد که این تأثیر ازینست .\n\nخبر وفا ایمپراطور ژاپان\nاعلیحضرت (موسو هیتو) ایمپراطور ژاپان از بیماری که به آن گرفتار بود رهائی نیافته عازم رحلت سرای آخرت گردید . امپراطور متوفای یکی از مشاهیر پادشاهان ذیشان دنیا شمرده میشد . انشا الله در شماره آینده خود چیزی از ترجمه حال ایشان درج صحایف اخبار خود مینمایم :"}
{"book": "adl0616", "page": 334, "text": "صفحه ۱۳ مابر ۲۳\n\nشهر های بزرگ میگذارد و در دو طرفۀ شهر برجهای بسیار محکم و متین و پشتیبانهای خیلی قوی در صینی ساخته که هر دو دیوار را از ان گذرانده اند۰\n\nچیستان\n\nاز عالم طفلی گوش انسان بچیستان گوئی و چیستان شنوی عادت گرفته، و این چیستان گوئی در هر قوم و هر ملت رواج دارد لهذا درینجا ایکچند مثالی از چیستانهای فرانسوی بیان میکنیم\n\n۱ — آیا درمیان پاریس چه چیز است؟\n۲ — آیا کلاه کدام پادشاه بزرگتر است؟\n۳ — آیا زنان در کدام ماه کمتر حرف میزنند؟\n۴ — در اردوگاه های عسکری بیرق را چرا بالا میکنند؟\n۵ — چیزیکه از کابل بجلال آباد بی راه رفتن میرسه چیست؟\n۶ — چیزیکه از نهری سایه میکند و تر چیست؟\n\nاین سوالها اگرچه در حقیقت بسیار ساده و آسانست ولی در اول آدم را بسیار بفکر می اندازد که آیا چه باشد! مثلا از یک آدم پرسیده شود که در میان پاریس چیست؟ میباید که آن آدم پاریس رفته باشد تا بداند که در میان پاریس چیست حال آنکه جواب این سوال هیچ حاجت برفتن پاریس و جستجو کردن عمارت یا دیگر بنائی که در وسط شهر باشد ندارد زیرا کسیکه طرز نوشتن (پاریس) را بداند میفهمد که درمیان پاریس (ر) میباشد۰\n\nسوال دوم اگرچه نیز بسیار ساده و آسانست ولی باز ذهن را بتردد می اندازد که آیا کسیکه کلاه پادشاه را ندیده باشد و اندازهٔ آنها را نگرفته باشد چسان بداند که کلاه کدام پادشاه بزرگتر است۰ حال آنکه اگر بگوید که سر هر پادشاهی که بزرگتر باشد کلاهش نیز بزرگتر است سخن تمام میشود۰\n\nسوال سوم از همه بیشتر مشکل بنظر می آید زیرا با وجودیکه همه ما از کوچک سالی با زنها نشست و برخواست کرده ایم باز هم بر هیچکدام ما نیامده که باورش کنیم که زنها در کدام ماه کمتر حرف میزنند؟ چیزیکه ما دیده و فهمیده ایم همین است که طایفهٔ محترمهٔ زنانرا همیشه بحرف زدن مشغول یافته ایم۰ حال آنکه اگر حساب ماههای شمسی را بدانیم سخن اسان میشود۰ زیرا ماه (حوت شمسی) ۲۸ روز است پس هیچ شبهه نیست که زنان در ماه بیست و هشت روزه نسبت بماههای سی و سی و یک روزه کمتر حرف میزنند۰\n\nسوال چهارم نیز بسیار توجیها و خیلی مضمونهای معنوی بخاطر می آرد۰ یکی میگوید که بیرق شرف و نشان — همت است۰ دستۀ ثانی میگوید که حیات عسکری به آن قایم است۰ حال آنکه اگر گفته شود که (بیرق چون خود بخود بالا نمیشود از ان سبب او را بالا میکنند) سخن آسانتر میشود۰\n\nسوال پنجم خیلی عجیب تر است۰ زیرا هیچ چیزی تصور نمیشود که راه نرود و بجلال آباد برسد۰ لهذا هر کس یک توجیهی و هر دسته یک تعبیری میکنند۰ و جای باز هم هیچ تغییری نمی یابند۰ حال آنکه آسان ترین و ساده ترین سوالها همین است۰ چونکه آنهم خود (سرک جلال آباد) است که خودش را نمیرود۰\n\nسوال ششم از پنجم آسانتر است۰ که هر کس چون یک قدر می فکر کند پیدا می یابد۰ ولے باز هم بی توجیهات و تغییرات در ان میکنند۰ لهذا این سوال را براے تجربۀ فطانت خوانندگان گرام خود ترک میکنیم۰\n\n[از ربیع معرفت ترجمه شده]"}
{"book": "adl0616", "page": 335, "text": "نمبر ۲۳ صفحه ۱۳\n\nو از سعی و عمل دایمی که در سرشته های مختلف کارهای خانۀ خود بکار می برد و از آنروز زحمت و مشکلاتی که برایش پیش میشود شکایت نکند ، و در پیش روی اولاد و شوهر خود خود را شادان و خنده رو می نشان بدهد. این زن در عایله هر قدر در فلاکت و مفلسی و تنگی معیشت هم باشد در ارجحات و سعادت آن عایله شمرده میشود. خنده روئی و شیرین زبانی زن یک مرهم بسیار نافع و فایده مندیست برای عایله ، خوش خلقی و خوش طبعی زن همه غمها و المهای شوهر و اولاد و عایله را زایل میکند. ثروت و سامانی که شوهر بنا به یک قضای نا گهانی ضایع کرده باشد خوش خلقی و شیرین زبانی زن انرا در اندک مدتی پس پشته پیش کاری کرده میتواند. چونکه پاکیزه گی قناعت کار خوش خلقی ، شیرین زبانی زن شوهر را توانائی امید کوشش می بخشد. توانائی امید کوشش ثروت و سامان را حاصل میکند. یک تبسم شیرین زن مانند نفیس نسیم سحر گهی فصل بهار تاثیر دارد که گلهای امید و سعادت عایله را بار میآرد. زنان در عایله مانند یک تخمیست که در زیر زمین یک خانه افشانده میشود اگر آن تخم گندم بود گندم بار میدهد اگر خلق بود خلق میرویاند. زن خوش خلق شیرین زبان پسندیده اخلاق خانه را که در آن افتاده باشد آباد میکند. زن بد خلق بد زبان بد اطوار خانه را که در ان افتاده است خراب می سازد. خمیر مایۀ اصلی یک عایله زن است. زن در عایله از شوهر بار بار بیشتر حق و صلاحیت سر رشته ادارۀ خانه را مالکه می باشد. چنانچه در امور خارجی شوهر حق مالکیت تامه را دارد و زن نیز در امور داخل خانه مستقل یکتا که ایست رئیس عایله شوهر است چنانچه شوهر در افراد عایله یک حرمت و عزت مخصوصه را مالک است زن را نیز یک موقع قدر\n\nرهنماے عایلهاے افغانے\nقبل ازین در مقدمۀ ( ناموران زنان جهان ) وعده کرده بودیم که صفحه های ( سراج الاخبار افغانیه ) گاه گاه برای فایدۀ و برداشتن بیابی های وطن عزیز ما نیز بعضی نوشتنیها منفعت و عرض خواهد نمود این است که سر از این نسخه خود در باب بجا آوردن وعدۀ خود کوشش میورزیم. این را هم گفته بودیم که یک زن و یکمرد یک انسان گفته میشود، و تنها یک مرد یا یک زن یکسان شمرده نمیشود. چرا که بدون یک شدن یک مرد و یک زن (عایله) شکل و صورت نمیگیرد و چون عایله شکل و صورت نگرفت دیگر عایله با بوجود نمی آید. و چون عایله با بوجود دنیا نیامد قصرهای توجه و قبیله ها بر پا کند پیدا نمیشود. و چون قومها و قبیله تا پیدا نشود شیرازۀ جمعیت بشریه از هم گسیخته و پیو انچه کتاب نوعیت انسانی محدود و معدوم میشود.\n\n( عایله ) جمع ( عیال ) است که ما آنرا ( عیال داره ) یا ( خانه داره ) میگوئیم. هر عایله از یک زن و یک شوهر و ثمرۀ حیات شان یعنی اولاد های شان مرکب است. حالا ما از بهرام اینها جدا جدا بحث میرانیم:\n\n-( زن در عایله چیست ؟ )-\nزن، اصل و اساس عایله است. زن ضامن باری خانه، و عهده برار صحت و سلامت اولاد و موجب عافیت دیگران بدنبال شوهر خود است، زنی که بکمال شوق و خوشی در امور خانه خود، و اجرا کردن کار ها که بران مامور است کوشش ورزد\n\nفاجعه ها پایین\nما بعد از نمبر ۲۲\nو از بستر خود را بپایان پرتاب کرده در نزد نعش شوهر خود بیامد و سرش را که خون از ان در جریان بود بدست گرفته گفت:\n— بلی، عمر صحیح بوده است ! خونتران مرده است !...\nبعد از ان حیران، حیران بسوی قومیسار علاطن و خفیه ما و عسکر ها دیده و واقعه هائله در نظرش یگان یگان مجسم نمود. قومیسار از صاحب خانه بابا ونیز\n\nپرسید که:\n— این زن کیست؟\nدمنیو — این زن زوجه مرده است یا انکه زوجه اش نبوده ولی زوجه من است میگفته است. مقاوله نامه ازدواج و نکاح نامه شان را ندیده ام.\nقومیسر، بیک وضع بسیار شفقتکارانه، و بیک طور احترام کارانه قلوتیلده را مخاطب نمود و گفت:\n— آیا شما قونتیس دوراندال هستید مادام؟\nقلوتیلده — بلی قونتیس دوراندالم."}
{"book": "adl0616", "page": 336, "text": "صفحه ۱۵\nنمبر ۲۳\n\nو اعتبار مخصوصی موجود است. آبادی، سعادت، ثروت یک عایله بخت و امتزاج زن و شوهر مربوط است که آن محبت و حسن آمیزش را عقل، کمال، خوش خوئی شیرین زبانی زن بوجود اورده میتواند. حسن جمال درجه دوم است. زن عاقله مدبره هیچگاه چنان حرکتی نمیکند که بجن امتزاج و محبت ازدواج شوهر خود خلل رساند. برحق ریاست عایله و عزت و حرمت مخصوصه شوهر خود هیچگاه تجاوز نمیکند. بیخبر و اجازه شوهر خود بهیچ امورات کلی خانه داری عایله خود سرانه - سرکش نه پیش قدمی نمیکند. بحسن و لطافت و نزاکت مخصوصه خود دل شوهر خود را بدست آورده روز بروز در افزونی محبت و حرمت در حمایت شوهر خود را بسوی خود کوشش میورزد. عفت و ناموس، سررشته و اداره پاکیزه گی و خوش خلقی، قناعت و صبوری چیزهائیست که زن بواسطه این چیزها بر سعادت و رفاهیت خانه و آبادی کاشانه خود کامیاب می آید.\n\nادبیات\nاغان\nاز بهر غرض غنیمت گر این نبود زنده کے نبود بر زمانه\nمعنی امانه مدد همه گر آمد\nجز نیست امانه تو نه نان یابی زینها\nمحتاج و ضعیفان بنی نوع بشر را\nدریاب و مدد کن که شوی مرد دانا\nدرجه اشیای جهان بخطر افکن\nبنگر که ازین گشته جهان منتظمانه\nگر ابر به باران ندهد روی زمین\nآن روی زمین نیز دگر باره ندانند\nاز شمن بجذب پوشش دگر می و انوا\nجان داد بسیاره شد او نیز روا\n(محمود) چو انسان شد و شرف به نوع\nباید به امانه نکند هیچ بهانه\n\nتومیر — آیا دختر مادگی دو موقوف نی ؟\nقلوتیلد — بلی ، دخترا ویم .\nبا با و بینیو، از این سخنان بحیرت افتاده خود بخود گفت: — اینچه بلاست ! همه یا قوت است . یا مارگی ، که در خانه ما اصیل زاده گان ساکن بوده اند و ما هیچ خبر نداشتیم .\nتومیسر قلوتیله را خطاب نموده گفت : — ما دام برای تخفیف کردن این اضطراب البته اینکه از کمال اسف استعمال برای شما پیش آمد هر گونه خدمتی که لازم باشد اجرا خواهم کرد خاطر صحیح باشید، مأمورین عدالت در حق شوهر شما بر علاوه لازمه را بدست آورده . و همچنان در باب خود شما نیز معلومات کافی بدست دارند . این آدمیکه وفات یافته یک محترم بسیار بزرگی بود که چنانچه این مسئله با مأمورین عدلیه معلوم است اینهم از همچنان معلوم است که شما معصوم و بیگناه و بسیار عالیجناب یک زنی هستید ، لہذا ہمہ ما شما را مستحق هر گونه حرمت و توجه میدانیم . زن بیچارگی سر شوهرش را بر زانوی خود خمانده بود. بکمال احترام پس بر زمین نهاده بر پانتوا [ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 337, "text": "صفحه ۱۷۱\n\nناموران این جهان\nما بعد از نمبر ۲۲\n\n( آیا شما را چه شده بود که هنوز پایهای از گل سویس خشک نشده بود گفتید که ( يا موسى اجعل لنا الهاً كما لهم الهة ) یعنی ای موسی باز برای ما خدائی چنانچه خدا های آنهاست ؛ ازین جواب مسکت یهودی بجز خجالت چه گفته میتواند ؟\n\nآسیه — نام همشیره ( ضیاء الدین النقد) میباشد که ضیاء الدین المقدسی از حافظ های مشهور حدیث است . و خود اسید نیز از محدثه های مشهور است .\n\nآسیه — [ بنت جار الله بن صالح بن ابی المنصور ] است که در تاریخ ۷۹۷ هجری در مکه مکرمه تولد یافته است . از محدثه های مشهور میباشد . و از شیخهای جناب ( امام سیوطی ) است که امام مذکور از و اخذ حدیث کرده است . این اسید والده قاضی مکه مکرمه ( الجمال محمد بن الضيا ) بود .\n\nآسیه — [ بنت الفرج الجرهمية ] - یک خاتون نکته ئی ایست که از نسوان عصر سعادت میباشد .\n\nآغاوه — دختر ( قاد موسس ) نام مرد فیتیکه یی ایست که درقیت را اول در یونان داخل کرده است و والدهٔ ( پانیوس ) نام حکیمیت از حکمای یونان قدیم که قبل از میلاد ( ۱۹۰ ) سال پیشتر در جزیره ( رودوس ) ولادت یافته است . و نود سال زندگانی کرده ، و سیاحت بسیاری کرده و به ( آتن ) پای تخت یونان برگشته و بجای استاد خود مقرر شده است .\n\n[ باقی دارد ]\n\nنمبر ۲۳\n\nعلم و ملک\nما بعد از نمبر ۲۲\n\nاشیائی که از ان حاصل میشود بیکاره بوده در هیچ جا فروخته نمیشود . و نیز اگر آن اشیا بمزاج خریداران و صرف کنندگان آن موافقت کند باید یا آنکه اجرت مزدور کاران را بیشتر و افزود بدهد یا اینکه اشیای اصلیه بقیمت فاحش خریده شاید باشد، و از ان سببها با دیگر ارباب صنایع رقابت کرده نتوانسته اموال مستحصله خود را بی نقص و زیان فروخته نتواند حتی اگر بسیار اشیای نفیسی باشد و در بجائی که لزوم و احتیاج به آن نباشد، و یا قدر آنرا کسی نداند، و یا قدرت اشترای آنرا در انجا کسی نداشته باشد بیدان فروخت برارد، و یا آنکه اشیا نیکه را از دیگر جاها بقیمت ارزان تر بیاید، و انسان آنرا بمصارف و مخارج زیادی سر از خوب زد در همه اینگونه احوال سعیها و عملها ئیکه صرف شود مستلزم استحصال ثروت نمیکردد، بلکه موجب ضرر هم میشود . به اعمال صناعیه انسان به صفت اشتراک کرده میتواند اول کسانی میباشد که جهت تهیه آن کار و صنعت را مطالعه و ملاحظه میکنند که به چه مخترع ها، و مهندسها، و کیمیا گرها و استاد کارها این صنعت را دادند . اینها از باب فنون صناعه میباشند .\n\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف محترم مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه است و باهتمام الحاج عبد الخالق خان پسر محترم مهتمم چاپ خانه دارالسلطنه کابل بقلم میرزا محمد جعفر قندهاری"}
{"book": "adl0616", "page": 338, "text": "صفحة 1\n\nنگران\nایشیک آقاسی ملی حضورا علحضرت ہما کو\nعلی احمد\n\nسال یکم\n\nنمبر ۲۴\nمدیر و محرر\nمحمود مرزی\n\nسِرَاجُ الْاَخْبَارِ اَفْغَانِیَّه\n۱۳۲۹\n\nادار خانه و مطبعه\nدر ماشین خانه دارالسلطنه کابل\nهمدا مورات تحریریه به اداره خان\nبنام مدیر فرستاد میشود\nبهر پانزده روز یک بار شه میشود\nتاریخ شمسی ۲۱ سنبله ۱۲۹۱\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کانی\nدر داخل ملک با اخراج ادرک ۱۷ روپیه نگاه\nدر خارج مملکت با اخراج ڈاک نیم پوند انگریز\nقیمت نسخه آن کا بل عباسی است\nتاریخ عربی یکم شوال المکرم ۱۳۳۰\nتاریخ انگریزی ۳ استمبر\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nفهرست مندرجات\nتبریک\nعید سعید فطر\nختام سال اول سراج الاخبار افغانیه\nاعلان - استجلاب انتظار - مشترکین کرام را یادآور می -\nحوادث اخلیه - حوادث خارجیه - ناموران نان جویان\nعلم ثروت حل ته فاجعه ای پاریس\n\nسراج الاخبار افغانیه عید سعید میا من نظیر را تبریک\nبر هم برادران اسلام و این نام خود مبارکباد گفته\nرف مینماید\n\nعید سعید فطر\n\nشمرده می شد که جهان جهان عبادت ، و و عالم عالم عالم عالم فیض اورست هزاران حمد و ثنا سی لا یعد و لا یصی شاه بارگاه حضرت در ان درج و مرج شده بود بر فرحت وسرت واجب الوجود جل و علی باد که رمضان فیضی سان این سال افطار، و فرحت امیدواری تمامی ذات اقدسی فرخنده فال بجمال صحت و سرور و تمام فرحت و جبور مرور نمود آفریدگار یک فرحت و شوکت عظمت نشابه دیگری عید سعید میا من پدید فطر شرف ورود ارزانی فرموده نیز برای مارها یای صادقه افغانیه علاوه شده بود صد شکر برین آمد و صد حیف بران است که آنهم دیدار سعادت آثا به بادشاه دل آگاه نگوئی الحق که رمضان فیض رسان این سال فرخنده فال از چنان کردار مراحمد شعار مقدس ما بود که با همه اهالی پای تخت رمضا نهانی بود که هر شب آن بصورت یک عید پر ترد با فیض سلطنت سفینه خود یکجا افطاره و یکجا بطاعت پر در دگا به و برکتی مرور نمود. در شب اول آن وہ روز عید سعیدی خود عبودیت و بندگی اظهار فرمودند."}
{"book": "adl0616", "page": 339, "text": "نمبر ۲۴\n\nسیاسی و اجتماعی را نیز در خود مضمر دارد : مثلاً در روز پنج بار اهالی هر محله در جوامع و مساجد محله های خودشان اجتماع میکنند. خالق یگانه خود را بجماعت میپرستند ، ثوابهای عظیم آخرت را حاصل میکنند. در عین زمان این اجتماع نتیجه الفت و محبت و آشنائی را بار میدهد که کلمه مقدسه اخوت و اتحاد از ان حاصل میشود. در هفته یکبار اهالی چند چند محله در یک جامع بزرگ شهر جمع می آیند. نماز جمعه را یک جماعت عظیمه ادا میکنند. یک خطیب به وعظ و نصیحت آنها را به راه خیر رهنمائی میکند. به این عمل باصوب نعمتهای نعیم آخرت را مستحق میگردد. در عین زمان با یک مقیاس استری خانه اتحاد و اخوت نتیجه پذیر میشود. در سال یکبار همه اهالی شهر و قریه های متصل شهر در یک جامع بزرگ عیدگاه گرد می آیند. صدقه فطر رمضانرا به فقرا هر کس میدهد و یک دوگانه نماز خالق بینا زده ایک معشر عظیم اسلام بجماعت ادا میکنند، خطیب خطبه میخواند. از موجودیت سلطنت و امارت با استقلال اسلامی بیک هیئت و شوکتی تخت را یاد آوری میکند. مصافحه با معانقه را اجرا میشود طوپها فیر میشود. موزیکه ها و سکر سازهای نی از هر طرف نواخته میشود عساکر نظامی به رسم رژه بهاری بسیار با هیئت خودشان در جامع شریف بزرگ عیدگاه و اطراف آن صف بسته احترام میشود. ارباب مناصب ملکی و عسکری با اعیان و اشراف همگی با لباسهای تمام رسمی خودشان در جامع شهر جمع میشوند. پادشاه اسلام و مؤید دین مبین حضرت خیر الانام با چه شوکت و احتشام تشریف می آورند. تهلیلهای تکبیرهای مسلمین برفع بارگاه ذات اقدس ربّ العالمین میگردد. چه جوش، چه خروش ! چه هیئت، چه عظمت !\n\nای ملت نجیبه افغان، و ای قوم غیور با ایمان ! ما اینا دو روز های مقدس عید، و آن چند روز مبارک رمضان با نظیر ها و بی و بیغوری نه بینیم. تنها عبارت از یک عبادت پرستاری ندانیم، قدر و قیمت این نعمت عظامی الهی را که بما عطا فرموده نباشیم چرا که ما مالک آزادی وطن خود هستیم. و یک ملت عالیه آزادی میباشیم، همه حقوق دینیه و دنیویه، سیاسیه ما آزاد و آباد شاه مقدس عبد القلوب خیراندیش ما در محافظه آزادی و حاکمیت ما همان بلا نهایت همایون شانرا مصروف میفرماید در دربار الهی پیام برای آزادی ما دعا میکنند. چه نعمت، چه سعادت ! چه مسرت !\n\nیکبار بحال برادران دینی همسایگان شما و شرقی جنوبی خود نظر کنیم : آنها در اجرای مراسم دینیه خودشان چنانچه ما آزادیم آزاد نباشند. مثلاً در ممالک اسلامی که تحت تسلط نام مسلمانان میشود مگر که مجبوراً زبان روسی را بداند. قرآن میخوانند، ولی آیات جهاد را\n\nصفحه ۲\n\nبمناسبه دیانت پیرایه اعلیحضرت امیر المسلمین و ظل رب العالمین اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) ، و صیام مظفرت ترین و وفور عبادات و طاعات خالق یگانه آسمان و زمین، و مسرتها و فرحتهای بی بسیاری از احکام شرع متین حضرت محمد الامین، صلوة الله علیه بملائکة السموات و الارضین که و عید سعید فطر آمد. مسلمانانرا این روز مبارک یک نعمت بسیار بزرگیست. و یکی از روزهای مقدس اسلام شمرده میشود.\n\nیک حدیث شریف حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم از ابن مسعود رضی الله تعالی عنه روایت شده است که مضمر ضعیف آن بفارسی چنین است : « وقتیکه امت من در شهر رمضان صایم مانده و در روز عید بنماز میرایند حضرت حقتعا جل و علی ملائکه کرام خود را خطاب نموده میفرماید : ای ملائکهای من ! هر کار کننده که کار خود را بکند اجبران کار خود را میخواهد، بندگان من نیز که در شهر صیام روزه گرفته اند و نماز عید برآمدند، آجر خود را میخواهند شما شاهد باشید که من آنها را مغفرت کردم.»\n\nاین است که صوم صیام، و نماز عید مغفرت انجام اینگونه سعادتها و نعمتهای غفران پیام را در بر دارد. علی الخصوص که این عبادات حضرت رب الانام با یک پادشاه با دین و روشن اسلام در یک مملکت آزاد و مستقل اسلام با بیست سی هزار نفوس سلام، در یک موضع و یک مقام به انجام و ختام آید.\n\nقدر این نعمت را بدانیم. شکر الهی بجا آریم. به یکدیگر در آغوش کشیم، بمصافحه و معانقه به یکدیگر شراره های جاذبه و دافع الکتریک محبت و اتحاد را به دلها و جگرهای یکدیگر خود مان مبادله نمائیم. همه بیکدل و یک زبان دوام آزادی وطن و استقلال خود مانرا از درگاه ذات اقدس احکم الحاکمین جل و علی از صمیم دل نیاز کنیم. حال ممالک و برادران اسلامی خود ما نه که از نعمت آزادی و میهن و استقلال خود محروم اند در زیر نظر عبرت در آریم. بر حال و احوال خود هزاران شادباش بگوئیم، دعای عمر و عافیت پادشاه مقدس خود ما را که مزیتهای نعمت آزادی وطن را مانند یک معلم با شفقت با نشان داده است ورد زبان صداقت نمائیم.\n\nدین مقدسی که حضرت خلاق عالم ما را به آن حائز نشأتین فرموده، همه احکام مبین این چنین فواید و منافع اخروی را در بر دارد. هزاران نکته های پر سود و منفعت"}
{"book": "adl0616", "page": 340, "text": "نمبر ۲۴ صفحه ۳\n\nو اجلال اعلیحضرت پادشاه مراحم خصال ترقی آمال معظم مقدس حبیب القلوب خود ما را در این روز فیروز عید سعید فطر که از بهترین ایام مقدس اسلامیت در و زبان عبودیت مینمائیم تا بسلامتی ذات شوکت سمات رحیمانه ملوکانه شان ملت و وطن ببسی ترقیات و تعالی و سعادات و کامیابی سریر العین افتخار گردد. آمین. از مراسم دربار این روز فیروزه انشاء الله تعالی در نمبر آینده بحث خواهیم راند.\n\nمیتوانید بخوانند. عسکر میشوند، ولی برای منافع غیر در سرکها کشته میشوند، ولی برای منافع غیر میمیرند، ولی برای منافع غیر و یا برای چادیا و یا آن برادران ما از او می دین و حاکمیت خود را مالک نیستند. محکوم و اسیر دیگر قوم و دیگر ملت میباشند که نه بجنسیت او، نه بدین او، نه بزبان و نه به ایوان او به آنها هیچ مشابهت و مناسبتی نمیرساند، چه فلاکت! چه مصیبت؟ بنا علیه ما هیچ یک لحظه بی شکر نباید باشیم، زیرا ما را نعمت آزادی و استقلال و حاکمیت میسر است. اگر نماز میخوانیم بخطبه اسم مبارک پادشاه اسلام خود ادا وانه میخوانیم، اگر عسکر میشویم برای منافع خود و وطن خود میشویم، اگر از صبح تا بشام کار میکنیم برای منافع خود و وطن خود میکنیم. بر ما لازم است که چنانچه شکران و تقدیر این نعمت را بنمائیم بر محافظه و صیانت این نعمت نیز بیدار و هوشیار، و از غفلت و پندار بر کنار بیائیم بر احکام قرآن عظیم الشان و دین و ایمان خود ثابت گردیم. پادشاه و وطن و ملت را یک چیز و یک وجود دانسته از جان خود زیادہ تر آنها را دوست داریم، و دخیل مقد سشان شماریم، و هر قسم اتحاد و اتفاقی را در دلها خود ما برای محافظه وطن و دوست و شره های ترقی و تعالی و آزادی را بر چینیم، از دروغ و نفاق و نااتفاقیکه پادشاه، و ملت و وطن را متضرر هر کند اجتناب نمائیم. پادشاه والا گاه مقدس بر دین و ناموس و شرف و سعادت، و ترقی و آزادی ما و وطن ما شهبال عاطفت و آغوش مرحمت پدرانه کریمانه مادرانه شانرا کشاده شب و روز در باب تهیه و تدارک اسباب محافظت و تقا آن همات شاهانه شانرا مصروف میفرمایند. ما نیز خود را مستعد و قابل آن الطاف و مراحم ساخته در صرف همت و غیرت و سعی پیرو پادشاه ترقیخواه مقدس محبوب القلوب خود ما نرا نمانیم، و در باب محافظه وطن و آزادی ملیت خود بمال و جان و دل و وجدان کوشش ورزیم و با پنجه های آهنین ما در چشمهای دشمنان خاک پاک مقدس وطن و آزادی خود ما که از هر طرف به بهانه اعمار دنیا، و وصل دادن اشیا با قوتهای صناعیه و مدینه خودشان نظر استیلا کارانه دوخته اند تیرهای باری ندامت بختانیم، و تیرهای آرزوهای شانرا بجای خسران ندانیم. بلی بلی، اگر ما به اسلحه علم و هنر و اعمارها و قوتها خود را آراسته و پیراسته نمائیم بهانه بهانه جویان و کاشته آمال حریصان خود را بسنگ مذلت می شکنیم. چون بعد از یک رمضان بسیار با فیض و احسان یک عید سعید نور افشان و درخشانی را نایل و مهنزا دار شدیم از راه تذکار نعمت و یادآور شکران نعمت: تبریک عید سعید فطر را وسیله حسنه اتخاذ کرده به اینچند سطر یک کلمه عاجزانه (سراج الاخبار افغانیه) عرض جرات ورزید، باقی دعای خالی از ریای عمر و اقبال و شوکت\n\nختام سال اول\nسراج الاخبار افغانية\n\nقلم عجز رقم (محمود طرزی) با صریر صداقت، و تقریر شکستگی صفت، و تحریر وجدانی پر صمیمیت بحال فوز و مسرت تمام شوق و صفوت از انجام یافتن سال اول روزنامه گرامی (سراج الاخبار افغانیه) با این نسخه شریفه خود اعلان مینماید.\n\nوظیفه دار است. هر صاحب وظیفه که در بجا آوردن وظیفه خود علی قدر الامکان موفق و کامیاب آید بهترین و مسعود ترین سعادتها برای آن صاحب وظیفه در جهان و بیان است.\n\nوظیفه مقدس است. وظیفه تنخواه، و قرائت ادعیه بر صاحب وظیفه که وظیفه خود را برای خود و جان و وظیفه اجرانه وظیفه شناس شمرده میشود. و چون بر دیگر اغراض مبنی گردد خارجی وظیفه شناخته میشود.\n\nوظیفه مقدسه قلم عجز رقم این احقر با خاک برابر بجز خدمت عاجزانه قلمیه وطن، دگر چه خواهد بود؟ این است که به پیرایه حامی مقدس اعظم، و مربی محبوب القلوب مشفق و اکرم خود پادشاه با دانش و دین اعلیحضرت (سراج الملة و الدین) یک وظیفه تحریریه یک ورقه خود را بیمعاونت تحریریه غیر تنها بسر خود بکمال موفقیت به انجام رسانید.\n\nذات اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه دیانت آگاه عرفان آگاه معظم ما از هنگام جلوس بیا من با نفوس همایونی شان چنانچه اسباب بسی ترقیات مدینه را تدارک فرموده اند جلوه گر شدن شاهد رعنای علم و عرفان را نیز در مملکت شانانه بشدت آرزو فرموده و بسی موفقیتها و کامیابیها در اینباب بروی کار آمده است، این عبد احقر با خاک برابر از این آرزوی عرفان پروریهای پادشاهی استفاده نموده"}
{"book": "adl0616", "page": 341, "text": "نمبر ۲۴\nصفحۀ ۴\n\nدر پانزدهم ، و مبارک رمضان پارسال امتیاز انتشار یاد نامه وطنی را عرض و استدعا نموده به استحصال اجازه شاهانه موفقی شدم . و تبرکا با سیر نسخه نخستین نامه گرامی (سراج الاخبار افغانیه) در ۱۵ شوال المکرم سنه ۱۳۲۹ در معرض انتشار جلوه گرگردید\n\nمطبوعات ترجمان حسیات وطن است . زبان ملت است جان ملت است ، اساس انسانیت است تلگراف بی سیم و باسیم و تلفون بر آشنا سائی اقوام و ملل را بیکدیگر درسا نیدن پیغام و خبر و مکالمه با نوع بشر هیچگاه با اخبار برابری کرده نمیتواند با آن وسایط بیک چند سطری با یکده آدمی مکالمه ممکن و میسر میشود . ولی اخبار چنان یک گنجینه اسرار است که بصحیفه ها سخن میگوید اگر اخبار نباشد اخبارات تلگرافها و تلفونها را که بر عالم اشاعه خواهد کرد؟\n\nملتی که اخبار ندارد هر کس در حق او هر چیز گفته میتواند ، ولی خود او نه در حق خود و نه در حق غیر هیچ چیزی گفته نمیتواند حتی کارانی که اخبار دارند همه حسیات افکار خود را در باب وطن و ملتی که اخبار ندارند حتی بر غرض خود بعالم نشر مینماید\n\nاخبار است که بر غرض کاری غرض کاران را میدان بروند دولت و ملت و وطن خود را مدافعه میکند . اخبار است که از احوال عمومی خارج ، ملک تحت وطن را آگاه می سازد و بر احوال داخل وطن مردمان خارج را خبر میدهد و دشمنان وطن را گریان و دوستانش را شادان مینماید . گاه از علم سخن میگوید گاه از فن ، گاه از صنعت میگوید ، گاه از احوال زمین ! ( سراج الاخبار افغانیه ) نخستین اخباریست که در دولت مضبوطه مقدمه ما در سرابستان عالم مطبوعات نایل نشأه حیات گردیده است . اگر چه پیشتر میشنویم که در زمان (میر شیر علیخان ) مرحوم نیز یک اخباری نشر شده بود . ولی ما بدیدن بچگی از نسخه های آن موفق نشدیم . مقصد ما از نخستین بودن اخبار آنست که در وقت تجدد و تأمین استقلال دولت افغانستان اولین اخبار یست که نشر میشود .\n\nافغانستان از آغاز تشکیل خود سه دور تجربه ور تا کنون دیده است : یکی آغاز تاسیس آنست که از طرف احمد شاه درانی بر نوع آمده تا به انقراض یافتن دولت صدوزائی و استیلا کردن دولت انگریز افغانستانرا دوام نموده است . دوم دور تجدد ایست که اعلیحضرت امیر کبیر جنت مکان (امیر دوست محمد خان) دولت محمد زائی را در افغانستان تأسیس و انگریزانرا طرد و اخراج نموده است که آنهم تا بدفعه سوم استیلا نمودن انگریزان افغانستانرا دوام ورزیده است\n\nسوم تاسیس دادن دولت ضیا پاش اعلیحضرت خاقان جنت مکین ( ضیاء الملة والدین ) است که انگریزان را اخراج و دفع کرده و دولت علیه خدا داد را تأسیس بنیاد نهاده اند که از درگاه ذات اقدس الهی جل و علی تا بقرنهای بیشمار پایه دار آنرا نیا ز میکنیم .\n\nاین است که سراج الاخبار افغانیه نخستین اخبار است که بعد از تأسیس دولت قومی شوکت خدا داد افغانستان و اکتساب ترقی و علوشان در عصر معارف نصیر یک پادشاه عظیم الاحسان مانند اعلیحضرت (سراج الملة والدنیا امیر حبیب الله خان ) ادام الله دولته الی اخرالدوران نخستین بار بنا بر مقصد مقدس خدمت دولت و ملت و وطن در پای تخت سلطنت سفینه معرض انتشار جلوه گر آمده است ، و این یک سال کامل است که بر نشریات خود بکمال موفقیت دوام میورزد .\n\nبا شماره ۱۲ سال گذشته خود یک دو ساله بعنوان ( علم و اسلامیت ) هدیه گفتار و تقدیم نظرگاه مطالعین کرام ذوی الاحترام خود نموده و وعده کرده بودیم که انشاء الله تعالی در هر شش ماه یکبار همچنین رساله ایکه مبنی بر ایقاظ و انتباه عالم اسلام باشد خدمت اقدس دین عرض خدمت و تقدیم خواهیم نمود . این است که در چهارم ماه بر انجاز وعده خود موفق و کامیاب آمده\n\nبعنوان :\nآیا چه باید کرد ؟\n\nیک رساله حقیرانه با این شماره ۲۴ خود بعرض نظرگاه قارئین کرام خود میرسانیم . و این نیست مگر از اثر تشویقات معارف پروری و تفقدات ترقی گستری ، اعلیحضرت شاهانه شان که یک نظر خاص توجیه همایونی را در باره این نامه گرامی معطوف میفرمایند .\n\nآیا برای ( سراج الاخبار افغانیه ) ازین بیشتر شرف ، و ازین برتر سعادت چه باشد که پشتیبان و مشتری آن ذات ستوده صفات همایون اعلیحضرت سراج الملة والدین است !\n\nو بعد ازان همه ذوات کرام ، و معتبرین عظام و طبقه عزیز ما تا برتبه که سلسله از صنف نظامی و همان درجه از صنف ملکی رسماً به این نامه گرامی"}
{"book": "adl0616", "page": 342, "text": "صفحه ۵ نمبر ۲۴\n\nاشتراک ورزیده اند. و قیمت اشتراک انرا راساً بر تنخواه خودشان حواله نموده اند که بدون تعب و تکلیف به اداره عاید میشود ولے بنظر بسیار تأسف می بینیم که از گروه اصناف و تجار و غیره هموطنان عزیز خود کمتر مشتری را نایل شده ایم و این نیست مگر از عدم استعداد لذا بذر علم و عرفان، و کیا لیے ہوس کاران علم آوری احوال جهان. حال انکه ما از هموطنان عزیز خود بیشتر ازین امید توجه را داشتیم و داریم، میرزا صائب اصفهانی میفرماید:\nمستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد\nغنچه خاموش بلبل را بگفتار آورد\nبلی این شبهه نیست که رغبت تأمین سامعین دو شهبال شوق و غیرت محررین و مؤلفین است که بواسطه آن برسی معارج علومی پرواز کرده میتواند مثلاً، اگر از صنف تجار وطن خود یکدست نایل می شدیم البته که از بسی مسایل نافعه تجاریه نیز بحث میراندیم. همچنان اگر زمین داران توانگر خود را راغب و مستمع اخبار خود میدیدیم از بحث زراعت و حراثت نیز بعضی چیز های پسندیده و مفیدی مینگاشتیم. مع ما فیه تا بوقتیکه جان در بدن و قلم درکف داریم در بیجا آوردن وظیفه خود را از کوشش میکنیم که انشا الله در اقرب اوقات سبب به توجهات عرفان آیات پرور (سراج الاخبار افغانیه) با بسی آثار مجدده که از حالا کیفیت آنرا بیان میکنیم در بازار علم و عرفان جلوه گر گردد. این یک را نیز بطریق اعتذار نه غرور و افتخار عرض حضور اولوالابصار کرده میگویم که مدت یک سال است که قلم عجز رقم (محمود طرزی)\n\nبه امور تحریریه این نامه گرامی از تصویر سر مقاله تا ادای اجمال سیاسیها، و ترجمه حوادثهای عالم را از اخبارها و مقالات موافقیه و وطنیه و مقاله های مخصوصه بمضامین غریبه، و مقالات علمیه و فقهیه و تالیفات بدیعه، و ترجمه بعضی سیاحات و امور عسکریه، و صحبه، و ترجمه سیرت ملل و فاجعه های پاریس، و تالیف ناموران زنان جهان، بسر آنهمه یک غزل هفت بیتی پر معانی عرفان را جمله در عهده گرفته بی یار و معاون تنها، بتنهائی، چون پیکان آهن خارقه، وظیفه سه محوری را ابراز نموده است. در عین زمان وظیفه مدیریت خود را نیز ما عاجزانه اداره نموده است که امور تحریریه یک اخبار ساده نزد صد صفحه ئی با یک قلم بجا آوردن از کارهای شاقه شمرده نمیشود. لهذا اگر قصور و نقصانی دران دیده شود عفو و سمح آنرا بنظر خطا پوشی ارباب کرم حواله نموده و دعای دوام عمر و عافیت حامی مقدس محترم مربی محبوب القلوب معظم خود را (سراج الاخبار افغانیتها) با همه موجودیت خود از صمیم دل از درگاه ذات اقدس خلاق عظیم الصفات کائنات نیاز میکند. و من الله التوفیق\n\nنقاش باشی"}
{"book": "adl0616", "page": 343, "text": "صفحه ۶ نمبر ۲۴\n\nاعلان\n\n(سراج الاخبار افغانیه) بکمال مسرت و افتخار بمشترکین کرام خود اعلان نماید که سال نخستین را از نمبر یک تا به این نمبر ۲۴ دوازده ماه یکساله خود را به انجام میرساند. لہذا هر کس که تجدید اشتراک خود را بخواهش و رضا و آرزو دارند از حالا وجه قیمت سالیانه را در داخل مملکت تحویل خزانهٔ عامره کرده و رسید خزانه را گرفته به اداره ارسال دارند تا بعوض آن رسید اداره به آنها داده شده نامهای شان قید و ثبت دفتر اداره گردد، و از نمبر اول سال دوم بالخیر و العافیه بنام شان اخبار جاری شود. و در خارج مملکت وجه قیمت سالیانه آنرا به وکلای ما که در خارج هستند تسلیم مینمایند.\n\nوکیل ما در پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار واکخانهٔ دولت علیه خداداد افغانستان میباشد.\n\nنسخه های سابقهٔ سال اول اخبار افغانیه چون در اداره کم مانده و از آنرو بعد ازین اگر کسی از نسخه های باقیه طلب کند بدون قیمتی که اداره برای آن تعیین میکند داده نمیشود.\n\nو ذوات گرامی که تمام نسخه های سال یکم سراج الاخبار افغانیه را با جلد اعلی بطرز کتاب ارزو داشته باشند مبلغ - ۲۵ - روپیه کابلی تحویل خزانه نموده و سند آن را به اداره آورده کتاب سراج الاخبار افغانیه را با دو جلد کتابچه هدیه به آن میگیرند در اطراف داخل مملکت و خارج مملکت اجرت داک بر قیمت کتاب افزوده میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 344, "text": "نمبر ۳۳\nصفحه ۷\n\nمشترکین کرام را یاد آوری\nهر یکی از مشترکین کرام کی که از تنخواه شان و نیست سالیانه اخبار وضع شده باشد و اخبارات شان نرسیده باشد و یا انکه بعضی نسخه های شان ضایع شده باشد بیک وقوفیه خود از نوع کیفیت باین مدیر عاجز خبر بدهند تا در انباب تحقیقات اجرا کرده در خصوص متضرر شدن مشترکین کرام خود عرض خدمت نماید هر کا پنسخه های اخبار از پیش شان ضایع شده باشد و آرزوی خریداری آنرا داشته باشند بقیمت معینی که از برای آنها وضع میشود خرید نموده والحرف مأمورین تقسیم کننده اخبار که از طرف آن صاحب مقرر میباشند به آنها نرسیده باشد بعد از تحقیق و اثبات آن نسخه از اداره به آنها تاوان داده خواهد شد .\n\nاستجلاب انظار\nبهر رسمی از مشترکین گرام\nدارالسلطنه از نرسیدن اخبار ها\nبر وقت و زمان بینیش شکایت\nمیکنند . لهذا جلب\nنظر وقت جناب نگران\nصاحب راسوی سررشته\nمؤثرین بے تقسیم\nگمشده گان اخبار رجا\nمیکنیم\n\nحوادث داخليۀ\nمراسم شب جشن ختم قرآن عظیم الشان\nدر مشق سابقه خود وعده کرده بودیم که از کیفیت مراسم جشن شب ختم شریف در شماره آینده خود بعرض معلومات می پردازیم . ما این کیفیت سراسر سعادت را برای شهر یان عزیز خود نمی نگاریم ، زیرا هیچ یکی از برادران همشهری ما نخواهد بود که به این مراسم پر مکا رم ختم مقدس اشتراک زنده باشند . اما برادران ولایات بعیده که ما که بشرف اشتراک آن بنا بر معذرت بعد مکان شارفه و باشند البته از ( سراج الاخبار افغانیه ) تفصیل آن شب پر سعادت را آرزو خواهند کرد این است که در تصویر آن شب فیوضات خیر بدینصورت خامه کش تحریر میشویم :\nدر توضیح تعریف و توصیف احاطه چمن حضوری که برای ضیافت سینه پادشاهی از بهر ختم قرآن عظیم الشان ذات اقدس خالق کون و مکان تخصیص شده بود در شماره سابقه خود تا یک درجه معلومات عرض کرده بودیم . این است که در وقت شام روز جمعه دهم شهر رمضان المبارک در احاطه چمن کوه خود چمن و اطراف آن ، و میدان جانی نیوشا نشان بهزاران المنان مسلمان از رعایای صادقه بادشاه ذی من و احسان اسلامیان صبح آمده بودند خواست چمن صفا پیرا من یک منظره پر هیبت و شوکتی را نشان میداد بعد از ادای صلوة مغرب در یک مقیاس بسیار واسع ، طعام خوان نعمت پادشاه کثیر الانعام به مدعوین کرام در عایا و برایا و فقرا و مساکین ممدوح مصروف گردید . بعد از طعام مردمان در جامع شریف جمع آوری آغاز نهاوند ، صفها آراسته شده با یک با خیره بخش عقول نماز تراویح حضرت رسول بر حق مقبول ادا و جزء آخرین قرآن عظیم الشان ذات اقدس خالق کون و مکان که باقی مانده بود قرائت شد و ختم شریف مصحف قدیم منیف به انجام آمد .\nامامت و قرائت این ختم شریف را جناب حافظ (دومن انشا) که بشرف امامت حضور اعلیحضرت همایونی سرفراز میباشند ادا نمودند . الحق که در عبادت قرائت و صحت قرائت حافظ بینظیری میباشند . بعد از انجام ختم شریف موکب همایونی"}
{"book": "adl0616", "page": 345, "text": "صفحه ۸ نمبر ۲۴\n\nبحفظه الهی با شد چون شما تعداد نفری که در شب می ختم تراویح جهت انتظاری حاضر میشدند از اینجانب در خواست نموده اید بنابران تحریر شد که موازی چهار هزار و یکصد و شصت و یکنفر آدم هر شب از لیل غرهٔ رمضان المبارك الى ليل ۱۰ ماه موصوف نان افطاری به ایشان داده می شد و این نفری چهار تفریق بود یک حصه نظری مجلس خاص حضور انور و حصه دوم نفری درجه اول شهری مثل تجاران و کلان شونده ها و معتبرین بودند دیگر درجه دوم شهری مثل کا سب غیره بود و نفری درجه سوم نظر نظامی مقیمه دار السلطنه بودند و بعضی از نفری مساکین و غربای شهر که از برای نفری مذکور از همه گونه لوازمات دماکولات و مشروبات مشروعه موجود و معتین بود و در تمام تراویح لیل دهم ماه مذکور اتش بازیهای عجیب و غریب ساخت خود دار السلطنه روشن شد و بعد از ختم تراویح از برای وقیع شریف و جمع نظری و خدام خیمه گاه مذکور و خانه این معتبرین شرینی ختم تراویح تقسیم شده اینکه نماز تراویح ختم شد از قرار شمار موازی چهار هزار و شش صد و هفده نفر در مسجد موصوف حاضر بودند کل نفری و معتبرین و رعایا می مسکنه شهر کابل یک قطعه عریضه شکریه و دعا گوئی بحضور مبارک تقدیم نمودند که اصل عریضه مذکور را برای شما فرستاده شد که در اخبار بان نمبر ۲۴ عریضه مذکور را عیناً معه تعد او نفری درج روز نامه مبارک سراج الاخبار بدارید فقط تحریر ۲۰ ماه رمضان سنه [سے احمد]\n\nباز به احاطه چین صفا ما من تشریف سعادت ردیف همایونی را در آورده فرموده همه اعیان و ارکان را بصور همایونی قبول فرمودند و شیرینی ختم شریف در دستمال های حریره به حاضرین تقسیم گردید برای تماشای اتش بازی که در جهت جنوبی خیمه در بار پولی ها بسیار گذاشته شده بود تشریف بردند انواع اتش بازیها بدیعه و غریبه که تا بحال دیده نشده افروخته گردید فشنگهای هوائی انوار الوان سبد علام ساوی را بنا بر تحسین سعاد تمامی این شب فیوضات خوب در پیش انظار ساکنان عالم ارضی بر زمین می افشاند ! انوار رنگا رنگ شعله های جواله است و فواره نادیده نان بیننده گان را همی درخشید . اکثر اهالی شهر و اطراف شهر یک شهر بر این تماشا و شب مسرت افزا در بهار نقطه شهر جمع آمده بودند . در همه دلها جهان جهان فرحت شادی و جبین ها عالم عالم سرور و گشاده پیشانی همی تابید ارواح لطیفه عالم علوی نیز این سعادت بخت نجیبه افغانی را تقدیس می نمود . آیا بهتر و خوشتر ازین سعادت یا لیتر و بر تر ازین مسرت چه باشد که باد شاه دیانت اکتفا معظم مسلمانان قطعه پاک افغانستان ، با بخت نجیبه صادقه با شجاعت دایمان افغان در وطن ازاد صفا ناک افغانستان بر خوان یک طاعت ذات اقدس خلاق کون و مکان ، و چنان یک ضیافت پر فیض و احسان موفق و کامیاب می آیند که عالیه تاریخ قدیمه و جدیده امثال آنرا نا در بخاطر می آورد در یک شب با بیست سی هزار نفر از رعا یای خود بعبادت رب عظیم الشان خود اشتراک ورزیدن ، و بیست سی هزار افراد رعا یای خود طعام دادن از چیز هائی نیست که هر وقت شنیده یا دیده شده باشد ! نظارت و سر پرستی و نگرانی این مراسم جشن پر مسرت و نگران ، جناب ( علی احمد خان ) ایشیک اقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی محول بود که حقیقتاً در باب سر رشته ها و انتظامات ، و اطعام طعام مدعوین و فقرا و رعایا و دلجوئی و خاطر بازی آنها بر وفق رضای معالی ارتضای همایو مکانی سعی و کوشش صرف همت نموده اند از قرار را پورتی که از دفتر مشارالیه به اداره رسیده است کیفیت تعداد نفری که از رعا یا و عساکر و فقرا و مساکین اطعام شده و بختم شریف اشتراک ورزیده اند به موجب ذیل است :\nعيناً مكتوب\nعالیجاه محبت همراه محمود بیک خان در خور مروج الاخبارات\n\nصورت عریضه تشکریه اهالی\nاعلیحضرت صاحب العد التنا فدایت شویم\nعرض اخبار ما حاضرین بحضور مبارک اعلیحضرت سراج الملة و الدین بخوبیست که با غلامان و جان سپاران دین و دولت اسلام سرشار نشته شادمانی گردیده و سرهای بر بسته دعاگوی تقویت این حضرت سید المرسلین صلوة و سلامتی و وجود مسعود حارس و نگهبان دلسوز و غمخوار دولت و ملت را از در بار حضرت خداوند جل علی شانه مسئلت نموده بهزار زبان شکر گذار حضرت پروردگار خود میباشیم که درین اوان سعادت اقتران شبستان امال ما از شکوه مراحم شهریاری بیک جهان روشنی و درخشش است و بجایستان حال ما از نسیم مکارم ظل حضرت باری بیک عالم خوشی گلشن اینکه اعلیحضرت همایونی از کمال مهربانی درین ده روز سعادت اندوز اوائل ماه مبارک رمضان ما نلادان را در چمن حضوری بحضور مبارک مشرف ساخته و بوقت افطاری به خوان خواص باد شاهی که آماده صد اقسام انعام بوده است صلای عالی داده و بعد لذت اندوزی انتظار بزم کلام ملک العلام پرداخته و امشب را که شب دهم ماه موصوفه است و ختم کلام مجید میشود بجهت صرف کا شاسی ما خدایم دوست"}
{"book": "adl0616", "page": 346, "text": "نمبر ۲۴\nصفحه ۹\n\nصورت نطق نفری عسکر خورد سال از بلوک\nجدید الاسلام\nاز تماشای خیریت انتهای جمناستیک که مبنی بر افاده ( دارالفنون ) از طرف عساکر نصرت ماثر شاهانه ترتیب یافته بود تفصیلات عرض نموده بودیم . و از نطق مؤثر یک نفری خورد سال نیز اظهار کرده بودیم . چون در انوقت اصل صورت آن نطق را بدست اورده نتوانسته بودیم درج نشده بود . نطق مذکور چون ترجمان حسیات آمال همه بلوکرهای خورد سال جدید الاسلام شمرده میشود خیلی مؤثر بود صورت نقل یکعدد صورت آنرا از ایشیک آقاسی صاحب نظامی حضور همایون جناب ( محمد سلیمان خان ) طلب نموده این است که درین شماره خود بدرج و نشر آن تزئین صحایف مینمائیم : نفری مذکور که تقریباً بقدر نه تا ده سال عمر داشت مروار عسکریه از صنیف خود جدا شد و بقدمهای ثابت و استوار در حضور قوماندان مقدس اعظم، سرافسر کل اردوهای عساکر ظفر نشان منتظم دولت علیه افغانستان پر شوکت و حشیم پادشاه بزرگ مراحم اعلیحضرت سراج الملة و الدین پیش آمد و در مواجهه شان با طنطنه توقف نمود و این نطق آتی را فصیحانه و دلیرانه عرض نمود:\n\nنطق\nای پدر و در این کمترین غلامان اعلیحضرت شهریار که از راه ضلالت براه هدایت رسیده کلاه فخر بکیوان می سائیم که از توجهات و آقای خود در جمع خوشبختان دین و دولت اسلام حساب گردیده بحضور چنین پادشاه و پدر ترقیخواه خود در این زمان مسعود که برای ملاحظه کارهای برادران نظامی با تشریف فرما شده اند حاضر میباشیم و این غلام کمینه که خورد ترین برادران خود میباشم از طرف همه آنها بهزاران عجز بموقف عرض میرسانم که غلامان عسکریه این نعمت عظمی را هیچ زبان بیان کرده نمیتوانیم که اعلیحضرت مولا و پدر مهربان ما با خاکساران را از حضیض مسکنت به اوج عزت رسانیده و ساعی میباشند که همگان علوم دینی و فنون دنیوی بهره یاب و فیض اندوز شویم . علی الخصوص درین اوقات که توجهات شاهانه و اراده سنیه اعلیحضرت جهت سر رشته و انتظام و بهبود و غمخواری عموم رعایای صادقه شاهانه نشان بدرجه عمل مبذول و مصروف است پس بر جمیع اهالی مسلمانان وطن عزیز ما فرض عین است که در ادای صلوة خمسه دعای ازدیاد عمر پادشاه خود و ترقی دولت و ملت خود را نموده جانهای خود را با بسیار شوق نثار رای چنین پدر مهربان نمائیم و خداوند تعالی ما را توفیق خدمت و صداقت بدهد آمین یا رب العالمین\n\nدولت اسلام یک جشن محفل آتش بازی را برای مسرت افزای با حاضرین مهربانی فرموده اند .\nاز دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید\nامروزه در ربع مسکون هیچ فرد رعیت را برابر خود نمیداند و مشاور و دمساز خود میداند و ممنونیم و میدانیم که درین عصر سعادت حصر هر روز ما عید و هر شب ما برات سعید است – در این ایام که بحضور مبارک والا خود حاضر و هم کلام شده ایم و از انتظامات که بسی صادقانه جناب مستطاب ایشیک اقاسی صاحب ملکی زاد برکاته در تمهید اطعمه و اشربه و سر رشته جشن امشبه بهزاران نفری مشاهده نموده ایم جای بسی تشکر و تفخر برای مایان و سایر مسلمانان خواهد بود و اگر ازین طریقه مهربانیها پی بپی و بی واسطه و ختم کلام ربانی دیگر برادران دین مایان هم که در غم و شادی مایان سهیم و همقدم اند باطلاع آن از حضور مسرور و مشکور فرموده شوند موجب ازدیاد و یاد آوری کافه اسلامیان به نسبت استدعا بقا و ارتقای وجود مسعود اعلیحضرت والا و باقی خاندان جلیل الشان شاهی خواهد بود – زیاد و تائیدات ربانی را در قیام دولت و سلطنت اسلامی و سلامتی وجود با شوکت اعلیحضرت ظل سبحانی خواسته و خواهانیم فقط تحریر بتاریخ ۱ لیل رمضان المبارک سده ۱۳۳۰\n( امضا )\n\nمحمد شریف کلانتر حاجی میرزا عبدالعزیز کلانتر بقوم میراثی\nخواجه ناظر کلانتر محمد عظیم کلانتر های سکنه تخت\nمحمد عزیز کلانتر عبدالله کلانتر سلطان محمد کلانتر خواجه\nتیمور کلانتر ولایت کلانتر امام الدین کلانتر شمشیر خان شجاع\nجمال الدین کلانتر فقیر احمد کلانتر عبیدالله کلانتر نور محمد داد محمد\nبهاالدین کلانتر نصیر محمد کلانتر غلام محمد کلانتر احمد جان بهاالدین\nخواجه نجم الدین کلانتر عبدالکریم کلانتر ابوالفیض کلانتر جلال الدین عبدالرزاق\nتاج محمد کلانتر مصدق کلانتر درویش محمد نجی\n\n—o—\n\nازین حساب معلوم میشود که در این ضیافت بیشه همایونی در دو شب اول ماه رمضان (۱۶۰۰) نفر از افراد و رعایا اطعام فرموده شده است که چنین یک ضیافت کریمانه شاهانه حقیقتاً شایان افتخار بدوران می آرد."}
{"book": "adl0616", "page": 347, "text": "نمبر ۲۷\nصفحه ۱۰\n\nجوار خارجيه\nاجمال سیاسی\n\nراه آهن ریل - و - افغانستان\nچندیست که صحایف اخبار های عالم نقلاً از جراید انگلیزیه از اتصال راه آهن اوروپا و اسیا یعنی چسپانیدن هندوستانرا از راه خشکه به لندن کلها میرانند و نقشه ها میکشند، و افکار ها بیان میکنند. چه پیشرفت عظیم، چه اقدام نافع ! .. ازین بهتر چه ! علی الخصوص برای اینکه مرض دارالهجر یعنی سر چرخی را داشته باشند و به این سبب از دره بیانی لندن محروم مانده باشند ! اگر چه خود ما مرض سر چرخی را نداریم ولی باز هم برای سیاحت لندن ریل را به اپور مر جهتر می پنداریم . چونکه مردم بری میباشیم نه بحری ! اما اگر این خط راه آهن بر یک پل عظیم معلقه که یکپایه آن بر دهانه بمبئی و دیگر پایه آن بر وانا دیو افریقای جنوبی و دویم پایه آن در لیور پول بریطانیا میبود، و از آن راه به هندستان با لندن بواسطه ریل اتصال یافت بیشتر خوشحال می شدیم، زیرا هم محرر اقامت میکردیم و هم برطانیه به لندن میرسیدیم. ایا در پیش این مدیقیت پروریها و بهانه گیریهای انتشار آن مدیتها اینگونه راه های آهن معلق چه بعد و دوری داشت ...! دارد؟ .... کاح ! قاح ! قاح ! باز هم اگر نقشه آن خط راه آهن از کراچی بر کنار خلیج بصره بر ریل بغداد اتصال می یافت چیزی گفتگوئی نداشتیم. و از کابل بواسطه موتر بیک روز خود را بر ریل پشاور رسانیده - سر راست تخت لندن را میگرفتیم. ولی چون نقشه و پلان آن خط را بعضے غرضکارانی که غیر از مقصد اتصال دادن آسیا را به اوروپا دیگر مقاصد خائنانه استیلا کارانه - می پرورانند از راه پیشنگ، و قندهار، و هرات، و مشهد و طهران انتخاب کرده اند مسئله را یکرنگ دهشتناک دیگری می بخشد که آمد و شد و سیاحت لندن را بر ما نه فقط قاتل می سازد، زیرا اسلحه بحیات و سیاست و استقلال وطن مقدس ما تعلق میگیرد و وجود ملکیت ما را در زیر تهدید می آورد. ما چون یک اخبار والای افغان هستیم، و اخبار ما نیز اخبار افغانستان میباشد، و به تبع عرفان وایه اعلیحضرت متبوع مقدس خود در دافعه وطنیه آرا را به تصویر افکار در میتواند، درین باب از بیان افکار عاجزانه خود صرف نظر کرده\n\nنتوانستیم. فکر یک چیز ایست که در زیر انحصار نمید راید. هر کس از فکر خودش مسئول است بدیگرانرا جهت تعلقے ندارد. سخن یک اخبار والا بیچون، دست آویز سخن دولتی شمرده نمیشود بلکه منحصر در اوراق خود او بنا بر عبارت از افکار عمومی نوشته میشود :\n\nریل و افغانستان\nدر فواید ریلی،،\nمنافع و فواید یکه ریلها در عالم انسانیت بر روی کار می آرد میکس آنرا انکار کرده نمیتواند. از جمله صرف نظر از تجارت و حال بهروان و مسافران را در زیر نلجره قت در آریم: یک مسافر رهسپار مردی که از کابل میخواهد به هرات برود بشرطیکه هر روزه قطع منازل کند در مدت سی و پنج روز با هزار مشقتها، زحمتها، و بیخوابیها دستگیریها و نا آرامیها به منزل مقصود میرسد، و چون بشهر در آید مردمان شهری از شکل و قیافت این رم میکنند، سر و روی او مستغرق گرد و غبار، به رنگ آفتابش آفتاب مانند مس، حیوانی که بران سوار است مانند عنکبوت است. حالا سفر یکروره می را با ریل تصور کنیم: بسا عت هفت شام چادر هوا خوری خود و یک بالا پوشی که بر ساعد انداخته، و یک کیسی که بدست دارد از خانه خود برای یکهفته وداع کرده و در یک عرابه نشسته به استیشن - یعنی ایستگاه ریل می آید. از عرابه فرود آمده در یک بنای خوشنمای بسیار روشنی پر جوش و خروش میپردازد تیکت شماره درجه دوم یعنی مسکن کلاس را گرفته در یک خانه اراسته و پیراسته که همه اسباب استراحت در آن یک داخل میشود بر یک پاره بلور آئینه و آورده و بر یکی از آرامچه کیها نشسته قطار ریل بحرکت می آید. وقتیکه خوابش بیاید خواب گهواره آسا بسیار براحتی میکند، و قتیکه وضو گرفتن و سیر ایج شستن لازم باشد در اطاق توالیت در آمده بکمال آسوده حاجت خود را ایفا میکند، و در هر وقت طعام قطار ریل در یک استیشن طعام خانه داری بقدری نیم ساعت توقف نموده رهروان در طعامخانه استیشن مذکور بسیاره آزادی و استراحت طعام میخورند. و الحاصل قطار به این نشین نفس به اینصورت در ظرف دو سه روز مسافران ریل نشین در مردان غربت گزین خود را به بسیار آسوده گی و آرامی چنانچه انسان برای یک هواخوری برآید از کابل به هرات میرساند، هم بشرط بسیار لطیف سیاحتی میرساند. هم در هر لحظه و هر دقیقه و هر ساعت مناظر بدیعه و عجیبه و غریبه اطراف و اکناف و بلاد و امصار را مانند یک پانورامای عالی بنظر جلوه داده میزند. صحرا ها، کوه ها، دشتها، وادیها نشیبها و فراز ها را چون برق خاطف گذشته میرساند"}
{"book": "adl0616", "page": 348, "text": "صفحه 11\n۲۳\n\nمضرتهاي ريل\n«هیر ریل گفتی هر کس نیز بگوی» اولا این را بگویم مرکی\nاز حقوق موهته حکمرانی این است که هیچ دولتی بکارها می حکمرانی دیگر\nدولت حق مداخله کردنرا ندارد. مثلا دولت افغانستان هیچگاه\nحق این را ندارد که بدولت متفق ہمسایه خود بگوید که من چون یک\nبارشی در این بوقوع آید خط و ناپدید ارشته امالی آن\nپنجره دریچه ندارم که از آنجا خارج نظر کنم اینا میخواهم که یک این\nراه آهن ریلی از راه گرم سیر و بلوچستان برج و کران\nبحر عمان تمدید نمایم و در آنجا یک بندر گاهی بدست آورم تا از نظاره\nداد وستد و اختلاط و معاشرت عالم استفاده کنم.\nکذالک دولت متفق ہمسایه او نیز حق این را ندار و که بگوید\nکه این خواهش دارم که هندستانرا به یوروپ مربوط نمایم\nاز آخر و راه اهن خود را از راه قند داره و هرات بر مشهد تمدیه میدیم\nو اگر اینگونہ تکالیف از طرفین بوقوع آید معلوم میشود که حقوق\nحاکمیت و حکمرانی یکه بگرشان تجاوز میکنند که آنهم حق\nمقابله بالمثل یعنی نشناختن حقوق حکمرانی به یگر شانرا نتیجه می بخشد. هرگاه\nبالعرض التقدير حنان تخلیفی بر افغانستان بوقوع آید حقوقی\nکه بر یک حکومت حاجب ترتب میکند بماندم موافقط میشود. نذیرا\nاندام دولت روس نیز اگر بگوید که من از (کلیف) براہ کا با\nبدن تا به شا در یک خط راه آهنی نه یه میکنم کسی منع کرده نمیتواند ه چونکه\nاز قواعد حقوق و ولاست که از امتیاز یکه بیکه ولتی داده شود\nو دیگر دولت نیز حتی استفاده را دارد. در عین زمان دیگر\nحقوق نیز با مال میگردد. مثلاً افغانستان این حق را نیز مالک میشود\nکه با دیگر فارن سکرتریهای دولا جنبیه مخابرات و معاملات\nسیاستیه خود را باز کند، زیرا این شرط به این مشروط است\nهیے کہ دولت بہیتہ الت بهیته بریطانیه به امور داخلی افغانستان مداخله نکند.\nو چون یکبار مانند این مقدم مداخلت را بند به شرایط و به در\nبه هم میزند.\nیکی از دانشمندان انگلستان که (هر برت سپنسر)\nنام دارد یکی از دانشمندان ژاپان که بارون (کانگو) با نام\nدارد نصیحت نامه نگاشته است و در یکی از فقرات آن صحت نامه\nبیان کرده که امتیاز راه آهن و یا دیگر ا میازات را غیر از تعهد\nرعایا می خود بدیگر بیگانگان دادن و سپردن خیلی تها که پاک است.\nعلی الخصوص بدولتها شبکه تو تمند تر باشند. دور مخصوص دویت\nعثمانیه و ایران و چین ، و مرا کوه و زنگبار و ماداگاسکار مونده ها\nعمر قیست که سبب دن تھی امتیازات بدول جنبه چه ناحیها\nو چه نا روا ئیها و چه ضرر با چه خسارتها در می کرد با دیدند.\nاین نصیحت سیاسی فاضل انگلیسی را کسیکه قدم بقدم پیرد دم می کردم\nه میکنند همانا دولت علیه افغانستان است. زیرا این نصیحت را\nشرع\n\nحالا از نقطه نظر زراعت و تجارت و صنایع منافع و فواید ریل\nدر زیر نظر خور و تدقیق در اریم : مثلاً دولت علیه خدا دا د افغانستان\nچنانچه اراضی بانی را مالک است و طبیعت و فطرت خاک آن خیلی\nمینت و صالح المزراعت است. همچنان راضیهها می کو دستی را\nصاحب است که طبیعت و وضعیت اراضی آن استعداد و\nقابلیت زراعت را ندارد به و چون یک سالی لا سمح الله\nبارشی در این بوقوع آید خط و ناپدید ارشته امالی آن\nبعد معرض تلف میگردند. سپس الرریلی باشد در اندک تونی\nارزان غله د افری انه ملک حاصل خیز بلاک کم حاصل آورده\nاختیار تا ملک به طرف کی زد و هرگاه این اداره و انگورا اداره\nکه دارد بسیار دور بدال اباد کذالک\nونی مشکر و تاریخ دلیموی جلال با درا بکال سرعت بقند مار\nاننده بادی علیه جریان میگیرد میوه های خش بین یان\nقند مار را مانند کشمش و ایجوش الجوش، و انجیر وغیرہ ہر گاه در میا\nنقلی های خوشنمای رنگینی بخوبی وضع و چیده شود، و بواسطه\nریل بخارج کشید و شود البته از پر کردن در جوالها ے\nہے : بر پشت مشتر بردن بیشتر فایده و قیمت حاصل\nخواهد کرد.\n\nحالا یکقدری از نقطه نظر عسکری بسوی فواید ریل\nنظر کنیم : فواید ریل در محاره به اخیر حرمین و فرانس بدرجه\nبدات اشکار و به دار گردید. زیرا یک هفته بعد از اعلان\nحرب جرمن بقدر شش تک عسکر خود را بسبب خطوط کثیر\nو نظام و انتظا ریلهای خود در ظرف پایز انزده روز تقاعد\nها تجمعات سوق الجيش ) کامل ساخته از سرحد تجاوز کردند.\nحال انکه فرانسویان سبب بی انتظامی ریلهای شان در نظر\nاین نت که با دیگر فارن سکرتریهای دولا جنبیه مخابرات و معاملات\nتند سیاستیه خود را باز کند، زیرا این شرط به این مشروط است\nهیے کہ دولت بہیتہ الت بهیته بریطانیه به امور داخلی افغانستان مداخله نکند.\nکه به این سبب مغلوبیت شان نتیجه پذیر گردید . دیگر بلای بی دردی\nدار با روس و مهمانی نیز یگان دشت بصورت بسیار\nمجمعے میدان تجربه برآمد. در حالیکه روسها بواسطه ریل بقدر\nدو یک تشکر خود را از سرحد تجاوزه دادند و دولت عثمانیه بغیر\nاز با مقدار شکری که در سر حد و نواحی ا ا نواحی آن است بسبب عدم\nنقلیه مسیح عسکر رسانده نتوانسته مغلوب شدند . کیا مغلو\nروسها در محاربه ژاپان باز چون نیک نظر شود ریل است\nوالحاصل مملکتهائیکه ریل اذان میگذرد در بروز\nمعمور میشوند ۱۰ الی شان کسب توانگری میکنند، نفوس شان\nبیشتری میگیرد. اگر ریل نباشد ملکت خراب ، انانی\nتخمیر، نفوس کم میشود ، بلی، اینها همه مسلم همه درست\nہر بر صحیح تا یک مثل مشهور است که میگویید :\nکار دائر طلا شود کسی در مشکم خود نمیزند )"}
{"book": "adl0616", "page": 349, "text": "صفحه ۱۲\nنمبر ۲۴\n\nملکت بی ریل مانند چند بیخو نیست که همه اعضای آن عاطل است. لهذا تندیه راههای آهنین ریل در ملکت افغانستان ضرور است. امروزه روز به حرکات تعرضیه عسکریه این نظام جدید موجود و هیچ قوتی مانع شده نمیتواند. حتی استحکامات فولادینها (پورارته را) که بصرف شدن میلیونها روپیه بوجود آمده بودند بهیچوجه قوتیهای عساکر نظامی را پایان پایه داری نتوانست. ریل واسطه یگانه استیلای یک مملکت نمیشود، خراب کردن راه های آهنین ریل های دولت بیگانه را در ملک خود بسیار آسان است. لهذا برای افغانستان ریل خود افغانستان ضرور است نه ریل دولت غیر. امروزه روز دشمنان ما با راه های آهنین خود صدهزار عسکر خود شباخدا بر سر حد ما به بسیار سرعت جمع آورده از خاک ما تجاوز میتوانند. با اگر بر قدر رسمی کنیم با این آلات نقلیه اسب و شتر یا کراچی یک عسکر خود را از انیگاه بیشتر بر سر حد شمالی و غربی خود رسانیده میتوانیم که خیوا امن نوبت است. سفید مسلمه که بر شما تجاوز حال آنکه پروردگار عظیم الشان با میل و علی در قرآن کریم خود (پرده شمن خود کجا و دو تقدیم کنید و نقدی میکند) لهٰذا چون سلاح تجاوز و تعدی دشمنان ریل است ریل در مملکت افغانستان ضرور است. امروزه روز خوبیها و فایده ها و منفعتهای راههای آهنین ریل در نزد عموم ملل متمدنه عالم متفق علیه است. اگر کسی ازان انکار کند از بدیهات گویا انکار میکند که آنهم خلاف منطق است و عدم قابلیت ترقی و تمدن را نشان میدهد. آیا چیز یک از این فایده مندتر و خوبتر و منفعت آور تر است با نا محافظه هستی و موجودیت و حاکمیت و استقلال و آزادی وطن است که آنهم در نزد عموم ملل متمدنه عالم متفق علیه است. اگر کسی از ان هم انکار کند یا نه بر خلاف عقل و منطق حرکت کرده خواهد بود. لهٰذا برای افغانستان ریل ضرور و لازم است اما در عین زمان ملاحظه حاکمیت و استقلال و آزادی افغانستان که بهمین چیزها حقوق و وظایف دولت حاجب را ایفا کرده میتواند و بر معاهده دوستی و اتفاق خود پایه داری میتواند نیز ضرورتر و از مهتر دیده میشود و گرنه مانند ریلهای ریاستهای هندوستان برای انگلستان چه شره حاصل میشود؟ بناءً علیه اگر مسئلهٔ (ریل و افغانستان را دولتها) علاقه دار ازین نقطه نظر سیاست تبتع و تعمق نمایند هیچ شبهه نیست که نقطه‌های ائتلاف و نظریه‌های فعلیه به تسویه نزدیک در الخصوص پیدا شود. والله اعلم بالصواب\n\nمالک استقبال طبیعت و مزاج افغانستان موافق و مطابق است. دولت متفق ما اگر ازین طبیعت و فطرت طبیعی و خلقتی افغانان استفاده کند هیچ شبهه نیست که زیاده تر منفعت خواهد دید. و اگر خود بخود برینگو نه تکلیف شقت و اقدام درز و صرف نظر از ضررها و خسارتهای افغانستان خود دولت تکلیف کنند و نیز ضررها کلی خواهند دید که مدهشترین آن ضررها رفع شدن حجاب و حاجبی و در زیر تهلکه ماندن هندوستان است بمهاجات و انجذابات اجنبی. دیگر اینکه تا دولت دوست متفق ما - که در انوقت دوست و متفق ما نخواهد بود - برین تثبیت و اقدام خود موفق و کامیاب بیاید ملعونها از سرخ و هزارها نفوسش تلف خواهد شد، که مبادا که درین اثنا رقیب مترصد فرصت خدا منظرش بیشتر و بیشتر از و کامیاب و مستفید نشود !\n\nضروری بودن ریل\nدر افغانستان\n\nدر دنیا هیچ چیزی نیست که جامع المحسنات باشد . یعنی نمیتواند خوبیارا در بر داشته باشد و سراسر منفعت بوده هیچ مضرتى در و تصور نشود. هر چیز هم طرف مضرت و هم جهت منفعت را دارد. چون از نفع و ضرر ریل تا یک درجه بیان کردیم حالا لازم آمد که یکقدری از ضرورت و لزوم آن نیز بحث برانیم : چون ریل در نیوقت حاضر یکی از اسلحه مدهشترین دولتها و اسباب یگانه ترقی و توانگری و آبادی ملکها و ملتها میباشد از اینرو خطهای آهن ریلها را اگر عروق حیاتیه جسم یک دولت بگویم سزاست، و اگر شرائین ذاتیه وجود یک مملکت بخوانیم رواست\n\nخابرها مختلفه عالم\n(یک عرب بچه بها در )\n\nمعزز همعصرها ( پیسه اخبار ) از اخبار (سنٹرل نیوز ) روما نقلاً مینویسد که در جنگ سید سعید در میان اسیرانی که بدست ایطالیاتها افتاده بود یک عربی پسری نیز موجود بود که زخمی شده اسیر شده بود. این شیر پسر عربی نژاد در حالیکه در صف نخستین نبرد آزما یان عسکر اسلام تا بوقت مجروح شدن خود با تفنگی که بدست داشت بر کفار به دوام میورزید، تا آنکه آن"}
{"book": "adl0616", "page": 350, "text": "صفحه ۱۳ نمبر ۲۴\n\nمبتلا ساخته است. درین وقت بر ترکی کار چنان سخت آمده است که اگر بجای او دیگر دولتی می بود زندگیش بنهایت حسرت بخاتمه میرسید. لیکن آفرین بر همت ترکی که با وجود اینهمه مشکلات لا تحمل هیچیک اثر یاس و بیمی بر آنها پیدا نشده است. اینهمه مشکلاتی که مذکور گردید کم نبود که دیگر یک امتحان خداوند نیز وارد آمد: حریقه های بیجا و خانمانسوزان را شنیده بودیم، درینجا زلزله با بنیاد برافکن شروع نمود. از خبرهای تلگراف رویتر انجنسی معلوم میشود که در ساحل جنوبی دریاچه (مرمره) که در مابین آبهای بوسفور، و داردنیل واقع شده است یک زلزله بسیار شدیدی بوقوع آمده است. تلگرافات تحت البحری داردنیل شکسته شده مرمت طلب میباشد، دهات و قریه جاتی که در ان نواحی بود و از استانبول دو نیم صد میل دور است بخسارتهای بسیار گرفتار آمده است. نفوس زیادی تلف شده است. در عین زمان حریق نیز بظهور آمده بسی خانوار را برباد خاک فنا نموده. زیرا در انتقامی زلزله یک لامپی در یک خانه غلطیده آتش گرفته است و بقدر سه صد خانه را خاکستر ساخته است، از یک تلگراف دیگر معلوم شده است که در تمام علاقه استانبول وادرنه و توپل زلزله بسیار شدیدی محسوس شده است که مرکز آن در دنیل بوده است. این زلزله بقدر نیم ساعت دوام ورزیده و بر چناق قلعه و کلیبوئی صدمه بسیار سختی وارد آورده است. ازین حادثه شدید چناق قلعه مسلمانان عالم را لازم است که با حکومت ترکی در مایای آن بیدردی نمایند.\n\nایران بعالم مسکرات\nموزۀ معصرها (نیر اعظم) مینویسد که: برای ما نیز از طهران خط آمده است که حالت ایران بنهایت با یوسیت و نا امیدیست. نائب السلطنه حقیقت از عهده خود دست بردار شده به یوروپ رفته است و تمام ملک بیک حالت شورش و انتزاع میباشد وزرا مایوس اند.\n\n❁\nنقل از روزنامه حبل المتین\nمطبعه کلکته (شماره ۹ سال ۲)\nبعد از آنکه حادثه سرحدتی دولت علیه افغانستان و ایران را از شماره های ۱۸ و ۲۱ سراج الاخبار افغانیه نقل نموده است از طرف خود چنین مینویسد: اگر چه پیش امد غیر مترقبه سرحدی ایران دافغانستان\n\nنو نهال عربی بلطف مهما توازی نظری محمد یک بزدل و ناپایدار نسبت باین کیفیت خود بجان نمود و از شدت آن از دنیا و مافیها بیخبر افتاد که یک سپاهی ایطالی او را بر دوش انداخته به اردوگاه رسانید. ابتدا دمی دستیاران همه پرداختند، مگر این دلاور پسر ده ساله تخمین میشود. از قرار گفته خودش چنان معلوم میشود که دیروز پدرش جام شهادت نوش کرده و امروز او با والده اش به انتقام پدر خود بجایگاه شهریک شده است.\n\nموزۀ مصر (ملت) جنگار و: در دو سال است که افسران ترکی فوج افغانستانرا قواعد تعلیم میکنند. و حالا تمام افواج کابل قواعد ترکی را آموخته اند و بجز تجستی، اعلیحضرت امیر صاحب حکم فرموده اند که تمامی فوج افغان قواعد ترکی را بیاموزند. باز مینویسد که: یک افسر ترکی را از اخیران اعلیحضرت امیر صاحب میباشند ترقی داده اند و منصب جرنیلی باو عطا فرموده اند و به آن جنرال ترک حکم داده اند که کتابهای قواعد را برای تعلیم فوج افغانی تیار کنند.\n\n❁\nاین روایتها سرا سر بی اصل و اساس است. تعلیم عسکری اساسات او ترک و جرمن و انگلیز و فرانس و غیره یک چیز است. او را اصول بسیج فرقی از همدیگر ندارند که آن هم عبارت از مغلوب ساختن دشمن و فتح و ظفر را حاصلکردن است. هر مملکت نسبت به وضعیت اراضی و نظر ملک سیاسی و اقتصادی خود نظامات و تعلیمات عسکری خود را و تشکیلات اردو های خود را وضع میکنند. افسران ترکی در ملازمت اعلیحضرت امیر صاحب وجود دستی ندارد، و لیکن خیلی بسیار ! افسر ترکی که موجود نباشد منصب جرنیلی چسان به او داده خواهد شد؟ همه افسران اردو های دولت افغانستان اسلام نشان استند تا بحال هیچ یک از افسران اجنبی در اردو های افغانستان مستخدم نشده است. افسران ترکی آیا بکدام زبان کتابهای قواعد و تعلیم فوج افغان تیار خواهند کرد؟ افغانها بزبان ترکی چه میدانند؟ کتابهای تعلیم و قواعد افواج افغانی از زمانهای بسیار یست که بزبان افغانی تنظیم و ترتیب یافته موجود است. و هر وقت بنا بر تجارب عصریه تعدیل و تصحیح شده است.\n\nزلزله و اطراف قسطنطنیه\nمعزز همعصر ما (المشیر) مینویسد: چون امروزه روز بروز مصیبت هائیکه دولت عثمانیه به آن مبتلا شده است بیک نظر غور باین دیده شود گفته میشود که برای ترکی وقت بسیار نازک، و هنگام امتحان بسیار سختی پیش آمده است. از یکطرف چالبازیهای سیاسی حکومت های مخالف، از دیگر طرف خارجه او را بسیار مضطرب و پر هیجان نموده است. از طرفی سرحدی شورشهای داخلی و اختلافات انجمنهای محلی که دست و بازوی حکومت است آن دولت را بهزار گونه پریشانی"}
{"book": "adl0616", "page": 351, "text": "صفحه ۱۴\nتا درجه بینا هو در جراید خارجہ وعوالم اسلامیت انداخت ولی\nبعد الله موقع شناسی رجال طرفین خیالات مقصود اجانب را\nعاطل و باطل گذارد، سابق هم نوشته حال حال هم مینویسیم\nکه ما کار بقصور رجال مترحمدی مدی نداریم خواه این تصور\nاز ایرانیان باشد یا از افغانان، چه مردمان\nجابل خود خواه موقع ناشناس در هر قوم و هر\nملکت موجوده فرصت وقت می جویند. فقط\nحرف ما این بوده است که امروزه روز\nموقع اسلام باندازه نازک گردید\nکه مسلمانان را اجازه هیچگونه مناقشات\nداخلی نید بد و هر گاه خدای ناخواسته\nمسلمین امروز می هم باستہ ادوار\nگذشته بجهالت و موقع ناشناسی پیرو\nشوند دیر می نمیگذرد که این چند دولت\nاسلامی هم که باقی مانده استقلال\nخود را خواهند باخت .\nمسلم است اگر عثما نے پامال\nشود ایران پامال شده و اگر ایران\nپامال شده و اگر ایران نماند\nقطعی افغانستان هم نتواند ماند ، خواه\nحفظه بیضه اسلام ، ارباب حل و عقد\n\nنمبر ۲۴\nایر این و افغان است که نگذارند\nکه مناقشات سرحدی پیش آید و\nاندک خام طمعی حد دادان کار\nرا بجائی کشاند که طرفین زیان\nبینند.\n\nبسیج مشالی برای تنبیه اسلامیان\nبهتر از مناقشات سرحد عثمانی و ایرانی\nنیست که در دوره عبد الحمید سرعه داران\nترکیه آغاز به پیش قد نے نہا ده\nاز ضعف طرف فایده خاسته کار\nبجائی کشید که روس ها موقع یافته\nوضع امروزه که مورث ند است\nطرفین گردیده پیش ده گان\nنمیرود که رجال عاقل دولتین بے\nاین مناقشه برده بتوانند خود\nشان را بدون زبان بگذارند\nدر حقیقت نفع این مناقشه تمام عاید\nبروسیان گردید خدا می نا خواسته اگر\nمناقشات سرحدی بین ایران و افغان\nهم پیش آید زبانش ماید بهانه\nو نفعش راجع به بیگیری خواهد شد.\n\nفاجعه ها پاریس\n، بعد از نبر ۲۳\nو تا میخواست که و رجواب تو میسر چیزی بگوید یکی لینا\nیک در دو اضطرابی که و تلف آن ممکن نیست حس نموده\nمانع سخن گفتنش گردید. یک رعشه بد میشه از سر تا پا\nهمه جا های وجودش فرا گرفت. با دستهای خود\nقبور غه ها می خود را فشار دادن گرفت و از دهنش\nبی اختیا را نه یک صدا می خفه کند شده که مشابه\nبصدای بیچاره گانی که در قرون وسطا آنها را طها آنها را شکنجه\nو عذاب میکردند بر آمد.\n\nتو میسر چون اینحال را بدهید بحیرت بلکه بهشت\nپرسید که :\n— سبحان الله ! اینچه حال است؟ آیا\nبیچاره را چه شد ؟\nوینیو — اینجا لا زین پیش آمده که جناب\nمادام حاطه است و حالا میخواهد که یک طفل بدنیا\nبیارد. اما اگر راست بگویم ، این قفل هم باید\nافتخار بند که در چه موقع و زمان خوبی بدنیا\nقدم نهاده است !\nفلو تیلد بیچاره بچار پا خودراکشان کشان"}
{"book": "adl0616", "page": 352, "text": "صفحه ۱۵ نمبر ۲۴\n\nلذا رجال ایرانی و افغان را است که از خطایای سابقه مسلمانان عبرت گرفته خویشتن را اله جلب منافع دیگران قرار نه دهند و از پیش قدمی دو روزه خودشان مغرور نگردند که دانایان گفته اند که شاهنامه را آخر خوش است امروزه روز بزرگترین اسباب حفظ بقای استقلال سلاطین موجوده اسلام درین است که بهیچگونه دخالتی با جانب ندهند بلکه بر خود ترحم نموده استقلال خود تان را تضییع نسازند. علاوه بر این بدانند که مقتضیات سیاست این عهد تبدیل و تغییر در اوضاع قدیمه است اگر ایران و عثمانی امروزه برای تبدیل وضع سلطنت مبتلای با انقلابات گردیده از دفاعات سرحدی خودشان عاجز مانده اند چندان مورد شماتت شان نتوان قرار داد. چه انقلابات سیاسی در هر ملکت روی داده این پیش آمدها را در جلو داشته است و یقینا روزی هم اینگونه انقلابات در افغانستان پیش خواهد آمد\n\nاگر بنا شد و همسایگان اسلامی مراعات برادری بنا بیند خویشتن را به محو و نابودی نزدیکتر ساخته اند، و ما از سیاست و کیاست اعلیحضرت پادشاه افغان امید واریم که نخواهند گذار و در ین موقع نازک که ارکان عوالم اسلامیت متزلزل گردیده این جزئیات مورث کدر و نقار طرفین واقع گردد؛ چه آنکه و لو موقتا هم بتوانند متلذذ شوند عاقبت صدمه آن بخودشان وارد تواند آمد، بهتر است که این رباعی را از یاد ندهیم :\nما پنج برادران که از یک پشتیم در پنجه روزگار پنج انگشتیم\nچون فرد شویم در نظرها علیل چون جمع شویم بر دهن مشتیم\n\nتا بستر خود رسانیده در آنجا به پیچ و تاب خوردن آغاز نهاد. تو میسر چون این حال زن بیچاره را دید دلش سوخته گفت: — این زن بد بخت را درینجا بحال بیکسی خودش گذاشتن و معاونت نکردن از شیمه عدالت و مروت دور است. همان یکدایه بیاورید تا میخواست که یکی از خفیه ما برای اجرا امر تو میسر حاضر شود بابا وینیو برآشفته گفت: آیا دایه گفتید؟ چه خوب تصادف است!\n\nذاتاً در خانه ما یک دایه بسیار مشهوری موجود است. همه طبقه اول خانه من در زیر اجاره اوست کرایه خود را هم بوقت و زمان معینش میدهد. تو میسر — چون چنین است، بروید او را از خواب برخیزانید و بیارید. وینیو — اگر صدای این تفنگچه که یک آن پیشتر فریاد کرده هم بخواب او خلل نرسانیده باشد بی خبر بودن او حکم خواهم کرد. اما یک جهت مشکلی دارد.\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 353, "text": "صفحه ۱۴۰ نمبر ۱۴\n\nناموران زن جهانها\nما بعد از نمبر ۲۳\nاگر چه یک چند کتاب تالیف کرده ولی نسخه های آنها موجود نیست.\nآغریپینه — دختر جنرال (اغریپا) است که از جنرالهای مشهور (روما) میباشد. جنرال مذکور در خدمت ایمپراطور (آدغتوس) خدمتها و فتوحات بسیار بزرگی کرده است و نظر توجه و التفات مخصوص ایمپراطور مذکور را که از ایمپراطور های اول (روما) میباشد بسوی خود جلب نموده به دامادگی ایمپراطور سرفراز شده است. و از (پولیا) نام دختر پری پیکر ایمپراطور (آغاسینه) بدنیا آمده است. این دختر یکی از پری چهره گان عصر خود بود. و صاحبه اخلاق و ناموس یک مشهوره بود. و با (جرمانیقوس) نام جنرال بسیار مشهور و مقبولی ازدواج کرده و با شوهر خود بطرفهای (سوریه) برفت. در انجا (پیسون) نام والی فریفتهٔ حسن و جمال آغریپینه گردیده، و شوهرش را زهر خورانیده دفعةً هلاک گردانید. آغریپینه چند شوهر خود را سوختانده و خاکستر او را با خود برداشته به روما آمد و بر پیسون در محکمهٔ عدالت دعوا بر پا نمود. پیسون چون دید بمجازات شدید گرفتار میشود خود را خود هلاک نمود. ایمپراطور (تیبر) که بعد از جد و پدرش بر تخت روما نشسته بود بر اینقدر صیت و شهرت آغریپینه رشک برده او را بجزیرهٔ (پانداتاری) نفی و اخراج نمود و در انجا در سنهٔ (۳۳) میلادی از گرسنگی هلاک اش ساخت. ازو یک پسر و یک دختر باقی ماند که در ذیل ذکر می شود.\nآغریپینه — دختر آغریپینه سالفة الذکر است که از صلب جنرال (جرمانیقوس) بدنیا آمده\n[ باقی دارد ]\n\nبسعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر فیروز مهتمم چاپخانه دارالسلطنته کابل\nبقلم میرزا محمد جعفر قندهاری\n\nعلم ثروت ملل\nما بعد از نمبر ۲۳\nدوم مردمانی اند که عملیات صناعیه را در عهده گرفته اند که اینها صفت سرمایه داران و بکار اندازان و عمله و مزدور آنها را استخدام کنندگان میباشد.\nسوم صفت عمله و مزدور کاران میباشد. پس همه اشخاصی که اجرای اعمال میکنند ازین سه حال و صفت بر می نمی باشند. و گاهی هر دو و یا هر سه صفت در یک آدم نیز جمع میشود. مثلاً یک معماری که هم مهندس باشد هم خشت مال یا سنگ تراش.\n\nفصل پنجم\nقاعدۀ آزادئ اعمال\n( آزادی اعمال ) یا قاعده اساسیه ( علم ثروت ) میباشد مقصد ازین قاعده این است که هر کس هر صفتی را که آنرا بخود کند و مترجح بداند آنرا کار کرده بتواند، و در هر راهی که اختیار بکند کوشش ورزیده بتواند، و بشرطیکه سود و زیانش بخودش راجع باشد هر قیمتی که بر محصولات خود بنهد بتواند. و این معمولاً است که محصولات خود را در داخل و خارج مملکت بهر صورتیکه خیر خود را بداند و سودمند بشهر و مبادله بتواند.\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله ما ئیکه دستخط ندارد از طرف سر محرر تحریر یافته\nمدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیست"}
{"book": "adl0616", "page": 354, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 355, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 356, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 357, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 358, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 359, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 360, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 361, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 362, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 363, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 364, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 365, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 366, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 367, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 368, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 369, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 370, "text": "صحیفه (۱)\nسال اول\n\nنگران\nايتيك آقاسی ملکی حضور ا م ا حضرت همایونی\nعلى احمد\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملک\nبا اخراجات ذاك ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات ذاك ده روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی ۱۵ شوال المکرم ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\n\nالاداره\nدر ماشینخانه دارالسلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره متعلقه است\nبنام مدیر فرستاده میشود\nقيمت يك نسخه آن يك پول کابلی است\nتاریخ انگریزی ۲۷ ستمبر\nتاریخ شمسی ۱ میزان ۱۲۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه وخارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nپادشاه خود مختار دولت علیه افغانستان اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان"}
{"book": "adl0616", "page": 371, "text": "شماره ۱ ۲\n\nعرض\n\nبسایه معارف پیرایه اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) بادشاه خود مختار دولت علیهٔ مستقلهٔ أفغانستان أمير ابن الامير ابن الأمير ( أمير حبیب الله خان ) أبقاء الله دولته الى آخر الدوران مطبعهٔ تیپوگرافی دار السلطنةٔ كابل باحسن وجوه اکمال یافته این است که نامهٔ گرامی (سراج الاخبار افغانیه ) نسخهٔ شمارهٔ یکم سال دوم خود را دران مطبعهٔ عالی به این رونق و جمال زیور طبعیه در بازار عرفان نثار عالم مطبوعات جلوه پیرا ساخت. ونیز نور على نور گفته صحيفة نخستین خود را با تصویر زینگوگرافی ذات مراحم صفات اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب خويش تزئين عزت و شرافت بخشید اگر بعضی خورده گیران ( سراج الاخبار افغانیه ) را اخبار نخستین افغانیه ندانند چون این نسخه او را ببینند سخن خود را باید واپس بگیرند زیرا اینچنین اخبار بيشك نخستين اخبار است که محصول عصر معالی حصر اعليحضرت ( سراج الملة والدین ) است وبس !\n\nزنده بادا بادشاه معرفت پرور که او حامی علم است و عرفان عاقل است و نکته دان\nبهر ملك وملت خود نشر عرفان میکند زنده بادا شاد بادا بادشاه مهربان\n\nآمین .\n\nآغاز سال دوم سراج الاخبا را فغانیه\n\nذات اقدس خالق یگانه بیمتای خود را ثنا میگوئیم، و برروان پاك رهبر و پیشوای برحق خود (محمد مصطفى عليه الصلوة والسلام) درود بیپایان میفرستیم، و ارواح مقدسهٔ آل و اصحاب و پاکان دین خود را تعظیم و تقدیس مینمائیم، و دوعای طول عمر و دوام عافیت پادشاه معظم مقدس خودمانرا ورد زبان صداقت کرده بعرض مقصد میپردازیم: مليون مليون شكر، مليار مليار ثنا بذات اقدس بیمنا که ما را بر دوام این گرامی نامه وطنية (سراج الاخبار الافغانیه) توفیق کرامت فرمود که سال اول آنرا به انجام رسانیده با این نسخه خود شماره اول سال دوم آنرا با این ترقیات موجوده منظر مطالعه قارئین کرام خود بمعرض عرض میرسانیم. «کاسنی اگر تلخت از بوستان است» گفته اند. سراج الاخبار افغانیه نیز اگر خوبست اگر بد اخبار وطنی افغانست. و چنانچه هر چیز وطن شیرین و گوارا میباشد با وجود نواقصی که دارد (سراج الاخبار افغانیه) نیز بحمدالله تعالی در نظر ارباب\n\nنظر و هموطنان عزیز وطنپرور خود يك موقع عظيم رغبت و توجه را حاصل کرده است روی سخن ما بعضی با کسانیکه غیرت ملی و حب وطنی را پی نبرده اند نیست. زیرا آنچنان اشخاص چنانچه هیچ چیز وطن را نمی پسندند و تنها منافع شخصی خود را می اندیشند البته که اخبار آنرا نیز نخواهند پسندید و رد خواهند کرد. حتی اخبار را يك چيز مضر و نابکاری نیز پنداشته محو آنرا آرزو میکنند. ولی ما هزار بار بخدای خود شکر میکنیم که بما ملت افغان چنان يك پادشاه عادل عاقل نکته دان، و پدر شفیق خیراندیش مهربان مانند ذات شوكت سمات اعلیحضرت (سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان) اید الله دولته بالنصر والفوز وعلو الشان عطا فرموده که فکر رسا و عقل پابرجا همه نكات باريك ترقى و تعالى وطن و ملت شاهانهٔ شانرا مو بمو در زیر نظر غور و تدقیق داشته اند. و از هر گونه اجراآت نافع و مفیدی که ادنا سود و خیری بدولت و ملت شان برساند دریغ عاطفت نمیفرمایند. و ازین است که اخبار را يك چيز نافع و سود مندی"}
{"book": "adl0616", "page": 372, "text": "الحيفة ٥ شماره ۱\n\nاصلاحات تعمیر یه در باغ شاهی جلال اباد\n\nباغ شاهی یکی از باغهای ارم مثال بیهمالیست که از بناهای عصر فرخنده کی حصر خاقان مغفور جنت مکین اعليحضرت ( ضياء الملة والدين أمير عبد الرحمن خان ) طاب مثواه میباشد . اگرچه از صدد بحث ما خارج است ، ولی چون در سال گذشته بعضی اصلاحات تعمیریه مهمه دران اجرا شده و يك كول مصنوعی بسیار بدیع الخلقتی در آن حفر و انشا گردیده تذکار آن را از وظایف تاریخچه خود شمردیم .\nچنانچه در نفس قصر پرشکوه وسط باغ بعضی تغییرات وتزئينات بسيار بدامی بکار برده شده در آخر جهت شرقی باغ نيز يك كول مصنوعی بسیار بطبیعی نزدیکی ساخته شده است که اطراف آن با نباتات و شجيرات بگولها مناسب تزئین یافته ، و دو جزیره بسیار ظریف و لطیفی در كول موجود است که با پلهای بسیار خوشنمای زینت ادایی مزین شده . والحاصل اگر در کدام شب جشن پر چراغان رنگارنگی بقدر يك چند دقیقه در يك كشتی در میان اين كول يك جولانی اجرا کنید هیچ شبهه نیست که خود را مستغرق بلجهٔ دریای حیرت دیده در یک عالمی دیگیری فرض خواهید کرد !\n\nنهر سراج قندهار\n\nیکی از آثار عظیمه عصر سراحیه حفريات نهر بسیار جسيم (نهر سراج قندهار) است که از نتایج مستحسنهٔ سفر خیریت اثر همایونیست که در سنه ۱۳۲۵ تمام ممالک محروسه شاهانه را دور و سیاحت فرمودند. و در هر ولایت و هر مملکت که قدوم میمنت لزوم موکب همایونی رسيد يك أثر عمران، ويك علامة ترقى نشانی بیادگار نهادند. نهر سراج نیز از همان نشانه های سعادت و عمرانست که از نهر ( هلمند ) برای اسقا و اروا نمودن أراضي خالية غير مزروع زراعت صالح حفر شدن اثر الاراده فرموده اند. انشاء الله تفصيلات آنرا در آینده سر مقالهٔ مفتخرهٔ اخبار خود خواهیم نمود. در نجا چون در سال گذشته تمام گرمی و فعالیت در انشا آن عملیه آن دوام ورزیده شده به مینقدر تذکار اکتفا نموده شد .\n\n(سراج العمارات) نسبت بجسامت و عظمتی که دارد در مدت بسیار کمی بوجود آمده است . حالا آنکه بعضی عمارات عالی بادشاهی که به بزرگی و جسامت قریب آنست که بهشت و نه سال به انجام نرسیده است . این از انست که سراج العمارات جلال آباد بمهندسی معماری ذات اعليحضرت همایونی ساخته شده، و مهندسی آنگونه عمارات دیر تمام را مهندسان دل ناسوز أجنبي تخته مشق تجربه های خود کرده بودند. ( کس نخارد پشت من، جز ناخن و انگشت من)\n\nقلعة السراج لغمان\n\nدر شماره (۱۳) اخبار ما احوال مفصل ( قلعة السراج لمقان ) مندرج است . درینجا اینقدر میگوئیم که در سال گذشته که اخبار ما تاریخچه انرا مینویسد همه امورات انشائيه وتفريشية آن اكمال و اتمام یافته است . این بنای معظم محتشم نیز یکی از انشا آت بسیار فاخرهٔ عصر معالی حصر شاهانه شمرده میشود . غیر از محسنات تعمیریه آن از نقطه نظر حرکات عسکریه نیز اهمیت عظيمه را حائز است . چنانچه ( سراج الامصار ) در جهت شمالی ايالت قطعهٔ کابل زمين يك مركز عسکری بسیار مستحکم منتظم میباشد ( قلعة السراج) لمقان نیز در جهت شرق شمالی يك موقع عسكرى بسیار مهمی شمرده میشود که همه دره ها و گذرگاههای مهمه آنسمت را در زیر ترصد و ترقب گرفته است .\n\nکیفیت افتتاح این عملیات بسیار مبارک نیز در شماره (۹) اخبار ما مندرج است . تمام سال گذشته در حفریات و عملیات آن کار شده . در خوبی و فواید آن بحث و بیان کردن را زاید می بینیم. کدام کس حکم خواهد کرد که بی آبی از با آبی بهتر است؛ و یا آنکه تشنه کی از سیرابی خوش تر است ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 373, "text": "شماره ۱۰\n\nشماره (۲) سال (۱) سراج الاخبار افغانیه مندرج است . این پل آهنین فواید قرین اسامی و خط اتصالیه دارالسلطنه را با حدود شمال ترکستان زمین افغانی از يك راه بسیار قریب الوصول تأمین و تهیه میکنند که تنها همین نکته در اهمیت فوق العاده آن يك دليل روشن بزرگی شمرده میشود . پل آهنین دیگر بر شهر ( غوربند ) که سرك دار السلطنه را به (سراج الامصار) جبل السراج ارتباط داده است ، اگرچه در عظمت و جسامت (پل درنته) يك شگوه و هیبت بینظیری دارد ، و یکی از آثار عظیمه و ترقی عصر سراجیه شمرده میشود ، ولی این دو پل آهنین مذکور نیز در اهمیت موقع از ان پس نمیماند ، و چنانچه پل درنته ایالت لغمان زمین و قطعهٔ کافرستان مسمی به (نورستان) را بولایت جلال آباد ارتباط داده و بسی منافع سیاسی و اقتصادی بدولت متبوعهٔ ما رسانیده است ، پل ( سراج کلبهار ) و ( پل حتك ) نیز ایالت (کابل) و (کوه دامن) زمین را با ایالت جسیمهٔ (کوهستان) و (پنجشیر) ارتباط داده خطوط مواصلهٔ سمت شمالی را در زیر امنیت گرفته است .\n\nسراج الامصار\n(سراج الامصار) كه يك قلعهٔ مستحکمهٔ جنگی جسیمی در يك موقع بسیار مهمی واقع شده یکی از آثار انشائیهٔ علیهٔ عصر بالحصر سراجیه میباشد که چون قبل از انتشار اخبار ما به تأسیس و بنیاد رسیده در نجا موضوع بحث ما نمیشود وانشاء الله در آینده سرنامهٔ مقال خود خواهیم کرد ، اما در نجا انقدر گفته میتوانیم که در سال مذکور در تعمیرات متممهٔ آن دوام ورزیده شده است . (سراج الامصار) در (جبل السراج) نام موضع (کوه دامن) مبنی شده است که در اوایل موضع مذکور بنام (پروان) زبانزد بود . موضع مذکور از کابل تقریباً ۶۰ ساعت بسوی شمال بعد مسافه دارد .\n\nدر يك موقع بسیار معتنا بهای عجیب و غریبی مبنی شده است . سه دره و گذرگاه بسیار مهمی که بسوی شمال یعنی ایالت ترکستان میرود این مستحکمه هر سه درهٔ مذکوره را در زیر حفاظت و امنیت میگیرد . علی الخصوص كه فابريك يعنى ( كارخانهٔ برقی ) نیز بر یکی ازین دره ها که متصل (سراج الامصار) است مبنی شده است که تفصیلات آن بعد ازین ذکر میشود . منظره های طبیعی کهارها ، و دره ها ، و وادیها ، و آبشارها ، و جویبارها ، و میوه زارها و کشتزارهای این موضع لطافت موقع که ( سراج الامصار ) دران بنا یافته حقیقتاً خیلی دلکشائی و دلربائی دارد .\n\nسراج العمارات\n(سراج العمارات) در ولایت (جلال آباد) است که قبل از دو سال اساس آن بنا نهاده شده ، و در سال گذشته در تمام اعزاز و اجلال به انجام رسیده است . این بنا یکی از بناهای بسیار با عظمت و شکوه عالی خیلی دلربائیست که اگر مدار زینت و سر فرازی يك شهر بزرگی شمرده شود جا دارد . (سراج العمارات) يك بنائیست که ذات اعلیحضرت همایونی بنفس نفیس شاهانهٔ خود نقشه و پلان آنرا حاضر کرده بر معمارهای خود افغانستان بزیر نظارت شاهانهٔ خود شان اعمار و انشا فرموده اند . و اینهم از خارقه های معماریه این بنای با شوکت و شانست که بظرف چهل روزه يك مدتی این بنای با اینهمه عظمت و جسامت تا بجد پوشش از زمین بالا بر آمده است . این عمارات محتشم يك دايرهٔ بسیار جسیم سلطنتی است که هم دایرهٔ دربار عام و هم دوایر دربار خاص ، و هم دالانهای بسیار واسع و فراخ بزرگ ، و هم او تاقها و آپارتمان های خصوصی و باقی همه لوازمات قصرهای پادشاهی را جامع میباشد . امور تفریشیه و تزئینیهٔ (سراج الامصار) آن نیز به أحسن وجوه تکمیل شده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 374, "text": "شماره ۱\nحیفه ۳\n\nبرای ملت و وطن شاهانه شان دیدند که طبع و نشر آنرا اجازه فرمودند. همین شرف و افتخار برای سراج الاخبار کافى ديده ميشود. چه جایی که مدیر و سر محرر عاجز آن گاهی تحریراً و گاهی شفاهاً مظهر عواطفات تحسینیه و دوعائیه اعلحضرت متبوع مقدس معظم و بادشاه محبوب القلوب عرفان شیم خود نیز گردیده باشد. آیا ازین سعادت برتر ، و ازین نعمت عظیمتر برای این عبد احقر بانك برابر كدام چیز تصور خواهد شد ؟ این گرامی نامه وطنی در ظرف این یکسالی که به نشریات آغاز کرده هر چه که گفته از بهبود وطن گفته و هر چه که نوشته در مدافعه وطن نوشته ، مانند نحل عسل از هر گلشن و هر چمن خلاصهٔ مواد عطریهٔ علوم و آداب نافعهٔ مفیده را جمع کرده شهد معلومات و باخبریها را على قدر الامکان بر اذهان مطالعین کرام خود عرض نموده، و بقدر استطاعت عاجزانه و اقتدار مورانه خود هر انچه سعی و کوشش قلمیه که در وسعت بود بکار برده، تا اینکه در زیر حمایهٔ عرفان آیهٔ شهریار هوشیار بیدار عدالت و مرحمت شعار مقدس خود سال اول خود را به انجام رسانیده بکمال شوق و تمام ذوق بسال دوم خود به این صورت ترقی امروزه روز خود قدم نهاده است. ( سراج الاخبار افغانیه ) با تمام موجودیت هستی خود یعنی با هر حرف، وهی کلمه وهی جمله ، وهی عبارات ، وهی سطر ، وهی صحیفه ، وهم ورق ، و هر عدد، خود از الطاف مراحم اوصاف ذات اعلحضرت حامی اعظم و اکرم خود عرض تشکرات بلا نهایات و تقدیم تحمیدات و تحیات پی غایات مینماید. و از صمیم روح، واخلاص قلب ، و صداقت وجدان اعتلای قوت وعلو شان دولت متبوعهٔ مقدسهٔ خودرا ، و محافظت و نگهبانی و سعادتهای مادی و معنوی وطن و ملت مقدسهٔ خود را که در وقت حاضر امیدگاه و استادجای بسیار قوی و متین عموم مسلمانان قطعهٔ آسیا شمرده میشود از بار گاه بر کبریای ذات اقدس الله عظیم الشان نیاز و استرحام مینماید و در بارهٔ خود توفیقات و هدایات صمدانی آن ذات اقدس احدث جل و علا را تضرع و مناجات میکند تا با آن توفیق و هدایت خدمات نافع بوطن مقدس خود بجا آرد. و من الله التوفیق .\n\nتاریخچه یکساله سراج الاخبار افغانیه\nتاریخچه داخلی\n\nحال اخبار ما از پانزدهم شوال سنهٔ ۱۳۲۹ تا به غرهٔ شوال سنهٔ ۱۳۳۰ اعتبار میشود. لهذا خواستیم که خلاصهٔ تاریخچه وقوعاتی که در ظرف اینمدت در داخل مملکت بروی کار آمده درج صحایف افتخار نمائیم. از انجا که توجهات جهاندرجات اعلیحضرت همایونی دایماً در پی ترقی و اعمار بلاد و مصارف شاهانه شان مصروف است از ابتدای جلوس میامن مأتوس شاهانه در هر سال بنی آثار عمران و ترقیات نمایانی بروی کار آمده است که ما از همهٔ آنها در نجا بحث و بیان نکرده تنها از بعضی آثار همین سال گذشته که اخبار ما در ان جاری شده است بصورت اجمال بیان میکنیم : ترقیات و انشا آت\n\n( راهها و پلها )\n\nبعضی طبایع چنانچه بالطبع مایل خرابی و طرفدار ابتری و پراکنده گی میباشد بعکس آن بعضی طبایع طبعاً بسوی آبادی و انتظام مایل و شایق می افتد. ذات اعلیحضرت بادشاه معظم ما طبعاً مایل اعمار و انتظام مملکت شاهانه شان میباشند. و ازین است که مسئلهٔ تعمیرات و انشا آت را خیلی اهمیت میدهند. در ینسال فرخنده فال گذشته چنانچه بعضی سرکهای جدید نو بکشیدن آغاز نهاده سرکهای موجوده نیز تعمیر و دستکاری شده است. مهمترین این سرکهای سال مذکور سرك ( جبل السراج) ، و (سراج الامصار ) تابه ( پل سراج گلبهار ) است كه يك شعبهٔ نو این سرك كه بسوی قصبۀ ( استالف ) میرود نيز درين نزدیکیها به انجام رسیده است. در سرك ( غزنین ) و سرك ( اهو گرد) نیز در سال موصوف کار شده است . از انشا آت مهمهٔ سال فرخنده فال گذشته یکی ( پل سراج گلبهار ) است که بر نهر نیلاب بسته شده و تفصیلات آن در ."}
{"book": "adl0616", "page": 375, "text": "صفحه ٦ شماره ۱\n\nبند سراج غزنین\nیکی از معظمات امور اینعصر تعالى حصر سراجیه شمرده میشود . اهالی غزنین از سبب کم آبی از زراعت خیلی بی بهره بودند . وقتکه ذات اعلیحضرت بادشاهی بدورهٔ سیاحت ممالک شاهانه در غزنین تشریف فرمای سعادت شدند این احتیاج اهالی جلب نظر دقت شاهانه شانرا نموده در يك موضع مناسب و مساعدی در میرای فوقانی شهر غزنین انشا شدن يك بند بسیار عظیمی را اراده و فرمان فرمودند که انشاء الله از تفصیلات آن در شماره های آینده خود بحث و بیان خواهیم راند. این بند به اصول و قواعد جدید از قرار فن معماری انشأ میشود . آب دره درین حوضهٔ بند جمع می آید . برای جریان آن سه درجه گذاشته شده . اول در وقتی که آب دره وافر باشد دهنهٔ میرای بزرگ آن باز میشود . و چون کمتر شود دهنهٔ دوم و سوم آن باز شده دایماً بمقدار کفایت آب جریان داشته میباشد که به اینصورت احتیاج کم آبی اهالی رفع شده بهزار ها هزار جریب زمین خالی را ازراعت مانند چمنستان ارم سبز و شاداب میگرداند . چون ارسال یکمال بری در تعمیرات انشائیه . و تدارکات جلب نمودن آلات و ادوات لازمهٔ آن جد و جهد بلیغ بکار برده شده است بهمینقدر تذکار آن لزوم دیده شد . مأمور این کار فواید آثار جناب مستر (ملی) انگلیزیست که برای اینگونه امورات در دولت علیهٔ خداداد افغانستان مستخدم میباشد.\n\nقصر دلکشا\nیکی از عمارات بسیار عالی و باشکوهی که موجب افتخار و زینت بیشمار پایتخت سلطنت سفیه شمرده میشود همانا قصر بمقصور مهابت نمای ( دلکشا ) است که در مواجههٔ (برج شمال) در بیرون قلعهٔ ارگ مبارکه در جهت شرق شمالی بنا یافته است . اگرچه تذکار آن از صدد بحث تاریخچهٔ سال سراج الاخبار افغانیه سراسر خارج افتاده است . زیرا به عملیات انشائیهٔ عمارت مذکور از چند سالست که مباشرت شده است . ولی چون در سال گذشته همهٔ انشاات تعمیریهٔ آن به انجام رسیده و امسال انشاء الله فروعات تزئینيه و تفريشيهٔ آن اکمال میشود بهمینقدر تذکار آن لزوم دیده شد امید است که در اقرب اوقات از رسم افتتاح آن عمارت جسیمهٔ پادشاهانه بعرض معلومات بپردازیم .\n\nبرج ساعت\nدر مواجههٔ قصر عالى دلکشا برج بسیار خوشنمای نظر ربای ساعت بناشده است . تعریفات و توصیفات آن در نمبر ( سراج الاخبار افغانیه ) سبقت نموده است که اینهم یکی از اثرهای مهمهٔ سال اول ما میباشد .\n\nآب پیمان\nآوردن آب خوشگوار بنارا بکابل چنانچه در شماره های سال اول ما گزارش سبقت نموده نیز یکی از آثار حیات نثار اينهمه و فرخنده گی حضر شمرده میشود . از پارسال تا امسال در عملیات مهمهٔ این عمل پر خیر و صواب سعی و کوشش بلیغی بعمل آمده است که درین روز ها تمدید نلهای آهنین و ساختن مخزنهای آب آن مباشرت شده است .\n\nبعضی تعمیرات دیگر\n(۱) — یکی از عمارات بسیار خوشنما و بازینتی که در نیمسال فرخنده فال به انجام رسیده (عین العمارات) نامیدائرهٔ نشیمنگاه شهزادهٔ مکرم جناب ( عین الدوله امان الله خان ) است که در جهة غرب شمالی ( استور ) مبارک مبنی شده است .\n(۲) — عکاسخانهٔ بسیار منتظم عالی ایست که محض بنا بريك واردات یتیمخانه در نزدیکی ارگ مبارک در جهت جنب نهر برای هر شخصی که گرفتن عکس خود را آرزو کند ساخته شده است .\n(۳) — در ( تموز باغ ) که برای نشیمنگاه سیفیهٔ ذات عالیه صفات ( علیا حضرت سراج الخواتین ) صاحبهٔ معظمه تخصیص فرموده شده است نیز بعضی ابنیه انشا گردیده است .\n(٤) — يك بازار مکملی جدید بر کنار شهر مجاز و کلاه شاهی نیز جدید ساخته شده است .\n\nدیگر بعضی آثار مفیده و مدنیه\n(۱) — از آثار بسیار مهمه که در سال نخستین ما بظهور آمده است شیوع یافتن خود نامهٔ گرامی ( سراج الاخبار افغانیه ) میباشد که مبدأ سال اول او را تشکیل میدهد .\n(۲) — دیگر چیزیکه شایان افتخار است تأمین شدن ساختن بارود کارخانهٔ جدید است که امتحانهای متعدد از ان گرفته"}
{"book": "adl0616", "page": 376, "text": "صحیفه ۷\nشماره ۱۰\n\nشده بر استحصال آن خاطر جمعی کامل حاصل آمده است . كذلك اصلاح پتاقی، و دیگر بعضی آلات ناریه بوقوع آمده است .\n\n(۳) - صنعت گرفتن آب چیچک از گوساله در شفاخانهٔ ملکی تعلیم و تعمیم یافته مسئلهٔ خال زدن اطفال مملکت تأمین شده است .\n\n(۴) - مدرسهٔ زینگوگرافی در باب بسر رسانیدن شاگردان و اکمال نمودن قلیشه ها تمام سال کوشش ورزیده، و نیز در باب تدارکات توسیع مطبعهٔ سرکاری و آوردن حروفات طیب و جلب مرتبین و تعلیم حروف چینی در تمام سال اقدامات مجدانه بکار برده شده این است که نامهٔ گرامی (سراج الاخبار افغانیه) بسایهٔ توجهات عرفان آیات همایونی ازان مطبعهٔ عالیه به این شکل و قیافت امروزینه خود بنظر قارئین کرام جلوه گر میگردد .\n\n(۵) - یکی از آثار بسیار برگزیدهٔ عصر ترقی حصر اعلحضرت پادشاه عرفان پرور ما تأسیس یافتن چایخانهٔ خصوصی (مطبعهٔ عنایت) است که از طرف عالی شهزادهٔ معظم حضرت (معین السلطنه عنایت الله خان) به يك ذوق و هوس محبت علم و فن بنیاد گردیده است . اگرچه در آغاز کار محض برای ملکه و مهارت پیدا کردن فنونهای عملهٔ مطبعه در ماشین چاپ، و مرتبی یعنی حرف چینی يك مطبعهٔ كوچك و مقدار کمی از حروفات تدارك شده بود ولی از قرار مسموعات موثوقه که شنیده ایم چنان معلوم میشود که ذات عالی انخی شهزادهٔ معظم خیال دارند كه يك ماشین مکمل و حروفات بسیاری جلب نموده (مطبعهٔ عنایت) را بيك درخشانی و ترقی نمایانی ایصال نمایند .\n\n(۶) - سکه های رایج دولتی نیز در سال مذکور اصلاح یافته و قالبهای نو فولادی آن حک شده حسن و زینت بدیعی پیدا کرده است .\n\n(۷) - یکی از مؤسسات مهمهٔ سال گذشته تشکیل و یافتن شرکت عرابهٔ موتر، و رسیدن عرابه های آنست که محسنات اینگونه شرکتها آزادهٔ تعریف و بیانست . انشاء الله در شماره های آینده تفصیلات این شرکت را سر مقالهٔ فخر و مباهات خواهیم نمود .\n\n(۸) - برای تکثیر واردات یعنی درآمد (یتیم خانه) و مکتب آن تشبثات بسیار نافعی اجرا شده است . چنانچه حاصلاتی که از عکاسخانهٔ ذات اعلحضرت پادشاهی بعمل می آید برای یتیمخانه مقرر گردیده است بعضی اقدامات دیگر نیز مانند حاصلات صافیهٔ شرکت عصریه جن حضوری، و تماشای جمناستيك و غیره نیز بکار برده شده است . نظامنامهٔ مکتب آن نیز ترتیب و تنظیم یافته است .\n\n(۹) - مهمترین و عظیمترین مؤسسات عصر فرخنده کی عصر سراحیه تدارکات حاضر ساختن يك كارخانه بزرگ حاصل کردن قوت الكتريك است که در سراج الامصار قلعة السراج بوجود می آید . پادشاه حکیم دانشمند مقدس ما از قوای طبیعیهٔ مملکت شاهانه شان که حضرت خالق عظیم الشان در يك مقياس واسعی بخاک افغانستان عطا و احسان فرموده فایده برداشتن را به مطلب نزدیک تر یافتند . از آب در نشیب وافری که از درهٔ (سیاه اولنگ) از متصل جبل السراج میگذرد بقرار حسابی که بعمل آمده بقوت (۱۵۰۰) اسب يك قوت عظیمهٔ الكتريك حاصل میشود که با این قوت غیر از تحريك ماشین خانه های کابل را بقوت الكتريك مقدار بسیار وافر قوت برای تنویرات دارالسلطنه و سراج الامصار، و دیگر کار خانه هایی که سر از نو ساخته شود فضله بدست میماند . الحق که این تشبث یکی از اقدامات عظیمه شمرده میشود که موجب يك حيات تازهٔ صنایع و تجارت دولت خداداد میگردد . در سال گذشته بکمال گرمی در باب حاضر ساختن نقشه ها، و پلانها و تدارك کردن آلات و ادوات لازمهٔ آنها کوشش ورزیده شده است .\n\n(۱۰) - کارخانهٔ جسیمهٔ پشمینه باقی نیز تمام سال گذشته را به اکمال انشاآت تعمیریهٔ خود پرداخته در وقت حاضر بعضی کارهای متفرقهٔ آن باقی مانده که آنهم روز بروز در اکمال شده است .\n\n(۱۱) - یکی از آثار عظیمهٔ عصر سراحیه تحدید یافتن خطوط تلفون است در ممالک شاهانه شان . اگرچه ولایتهای مهمهٔ جلال آباد و لغمان دو سال قبل ازین بادار السلطنهٔ کابل بواسطة تلفون ارتباط یافته ولی در سال گذشته سراج الامصار جبل السراج نیز بادار السلطنه به تلفون مربوط شده است .\n\nسال سیاسی داخلی\n\nاز واقعات عمدهٔ مهمه که درینسال گذشته رخ داده است بغی و عصیان طوایف مردم منگل و احمدزائی، بود که سبب یگانهٔ عصیان مذکور از عدم ارادهٔ حاکمان آن سمت پیش آمده است مکدر ترین ایام سال وقوع همین وقوعه است، جان مکدر نباشد؟ اقوام مسلمان يك وطن كه نژاد و دین و ملت و تابعیت و زبان و غیره جزو همدیگر شمرده میشوند دفعةً به اغوای شیطان لعین بر بغاوت و سرکشی اقدام نمودند که از دیدن اینچنین يك حال ناگواری که موجب خسر الدین والدنیا شدن يك گروه ملت خود ماست مکدر و متأثر نشدن ممکن نیست . ذات اعلیحضرت پادشاه شفیق معظم مرحمت پرور ما در اول امر به تید و نصیحت، بعد از ان به تهدید و تکدیر، آخر الامر به استعمال سلاح،"}
{"book": "adl0616", "page": 377, "text": "صحیفه ۸ شماره ۱\n\nو در عین زمان باز برفق و ملایمت آن گم گشته گان راه راست را براه آوردند. جنرال محمد نادر خان را که جنرال حضور و کارشناسی بود و مظهر اعتماد وعواطف شاهانه بود با يك غند از عساکر منتظم شاهانه به اختیارات نامه به آنسو سوق و کسیل فرمودند. جنرال مشار الیه همه گونه تدابیر سیاسی عسکری خود را بکار برده و اصلاحات لازمه را در انسمت اجرا نموده از قراری که شنیده میشود گویا درینروزها عودت میکنند. غیر از همین غایله مشکل پر انکل دیگر چیز مکدری در داخل ملك ظهور نه نموده وبسایهٔ عد التوائیهٔ شاهانه در همه ممالک محروسهٔ المسالك افغانیه تمام سال بشمال أمن و آسایش و صحت عامه مرور نموده است. با دولتهای همسایه و همجوار خود دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما بقرار سابق فی غابله بسر آورده است. علی الخصوص با دولت دوست و متفق خود یعنی دولت معظمهٔ بریتانیا نیز به احسن سلوک از جانبین رفتار شده. تنها در سرحد سیستان با دولت علیه ایران بنا بر تجاوزات حقوق شکنانه بعضی خانهای خود سر تبعهٔ دولت علیه ایران کمتری منازعات پیش آمده آنهم بحمد الله به أحسن وجوه بر طرف گردیده است.\n\nبا دولت علیه عثمانیه بمناسبت یکدواعانه که در باب حریقزدگان استانبول و بازمانده گان شهدا و مجروحین طرابلس غرب بوقوع آمد مخابرات و مکاتبات دوستانه و ودادکارانه در ما بین این دو دولت علیه اسلامیه احداث گردیده فوائد عظیمه بعالم اسلامی رسانید. در حالتی که از عمرها این دو دولت اسلام با یکدیگرشان به سلامی داشتند و به کلامی این غداری وعصابی پر قصابی ایتالیا نها موجب ایقاض و انتباه عظیم مسلمانان گردیده بر همدیگر خود يك صدای کردند و به اطراف خوديك نظری انداختند. به همدردی و دستیگری و اتحاد خود شانرا مجبور دیدند. مقصد از اتحاد و همدردی این نیست که اردوهای پر طوب و تفنگ خودشانرا بمعاونت بکدیگر سوق نمائید کی بلکه تنها بدر دهمدیگر خود متألم شدن، از احوال همدیگر خود پرسیدن، بهر جود موجود یکه دست شان بر سد همدیگر شارا دستیگری کردن چنان نتایج عظیمهٔ اسلامی را در بردارد که محسنات آنرا ارباب نظر میدانند. سبب یگانه این انتباه اسلام ایتالیاست\n\n( عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد )\n\nتاریخچهٔ سیاسیهٔ خارجیه\n\n( دولت علیه عثمانیه ومحاربهٔ طرابلس غرب )\nمهمترین واقعات و حوادثاتی که در ظرف سال اول (سراج الاخبار افغانیه) بظهور پیوسته همانا محاربهٔ طرابلس غرب است دولت ایتالیا که یکی از دول معظمهٔ اوروپا و يك رکنی از ارکان\n\nاتفاق مثل میباشد از بسیار وقتهاست که ضبط و استیلای طرابلس غرب را در زیر نظر داشت. و در وقتی که ایمپراطورها، ووکلاها و دیپلومانهای اوروپا ملاقتها و مصاحبه های پنهانی خود شان را در باب مقاسمهٔ ممالک اجرا میکردند ولایت طرابلس غرب به ممالک عثمانی حصهٔ ایتالیا افتاده بود. این است که در نیوقت آن حصهٔ خود را در ربود. دولتهای اوروپا چه گفته میتوانند؟ آیا خودشان بر همین قرار نداده بودند؟ لاجرم در نظر اوروپا ایتالیا عجز اینکه حصهٔ موروثی خود را گرفته باشد دیگر کاری نکرده است! وازین دل بری بود که « ارض موعود » گفته بی محابا هجوم بردند. اما چه هجوم بی سبب، وغیر مشروع که تا بحال در عالم مدنیت امثال آن دیده و شنیده نشده است.\n\nاما جای تعجب این است که این هجوم را دولت علیه عثمانیه از بسیار وقتها تخمین و حساب میکرد، ولی هیچ به اندیشهٔ تدارك آلات مدافعهٔ الحیاتی نه شدند. نه يك استحکامی، نه يك طويخانه های مکملی نه يك مقدار عسکری بدرجهٔ کفایت در انجا آماده کرده نتوانستند. اگر چه این قباحت را بر دور استبداد سلطان عبد الحمید خان انداختند ولی آیا در حالیکه حکومت مشروطه قایم شد و بعد از مدتی محاربهٔ طرابلس آغاز نهاد چرا در آغاز کار قوای کافیه در آن بخشید نمودند؟ این قباحت را نیز بر جمعیت اتحاد و ترقی حمل نمودند. تا به بینیم که حریت و ائتلاف چه میکنند؟\n\nنتیجه که تا بحال ازین محاربه بظهور آمده دو چیز است: یکی اینکه ایتالیا به این محاربهٔ لا حق و ناروا موجب لعنت و نفرین تمام دینا گردید. و چون بدوستان خود وعده کرده بود که همه چیز را حاضر کرده و بجزيك حمله کردن و فرو بردن دگر هیچ چیزی نمانده، وعجز يك نزه ودوا خوری عسکری دگر هیچ چیزی شمره نمیشود. و بعد از ان چون لقمه در گلویش پیچید و بنای دست و پازدن را گذاشت موجب خندهٔ استهزای دوستانی برا نگزندهٔ خود شده رذیل و رسوای اوروپا و آسیا گردید. و حالا حیران مانده است که چه کنند. دوم نتیجه که این محاربه بخشید این است که همهٔ مسلمانان دنیا را بر افکار اوروپا و حال خودشان بیدار و هوشیار ساخت. قدر همدردی و معاونت همدیگر شانرا تعلیم نمود. نتیجه های غلات و نتایج را در پیش نظرشان تجسم داد.\n\nغیر از این محاربهٔ طرابلس غرب بنی کشکشهای عجیب و غریب دیگری نیز در دولت علیه عثمانیه پیش آمده است که اگر تفصیل همهٔ آن بپردازیم يك كتاب مستقل نوشتن لازم میآید. مدهشترین این کشمکشها اختلافات فرقهای سیاسی داخلی شمرده میشود. اگرچه اختلاف امت را رحمت گفته اند ولی اگر اختلاف در بارهٔ اصلاح و ترقی باشد نه برای اغراض نفسی و احترامات شخصی. هزار افسوس که چون در همه"}
{"book": "adl0616", "page": 378, "text": "صحیفه ۹\nشماره ۱\nافکار وحرکات فرقه های مخالف يك ديگر تدقیق و تحقیق شود انقلاب یافت این واقعه نیز خیلی شایان دقت يك حادثه ایست .\nغیر از این که یکی دیگر خود را غلطانیدن و دوایر حکومتی چنان معلوم میشود که مات چین از خواب بیدار شدند و حس\nرا بقبضه خود در آوردن یعنی از فرقه خود وزراء ووكلاء ملیت شان بجوش آمد. در چنین مملکت ندنی مانند چین\nتعیین کردن دگر چیزی دیده نمیشود. از این اختلافهای فرقه تاسیس یافتن حکومت جمهوری خیلی عجیب مینماید. اما بقا\nها در چنین وقت نازك عجز مضرت دگر هیچ منفعتی دیده نمیشود و پایداری جمهوریت در چین امید نمیشود .\nبهر صورت از درگاه الهی جل وعلا نجاح وفلاح وترقى\nو محفوظ ماندن دولت علیه عثمانیه را نیاز میکنیم .\n\n( ژاپان )\nیکی از واقعات عظیمه سال نخستين سابقة ما، وفات يافتن\nایمپراطور ژاپان اعلیم ضرت ( میکادو مونس و هینو ) میباشد که\nخبر وفات شا را در شماره ۲۳ اخبار خود درج کرده بودیم .\nو گفته بودیم که انشاء الله ترجمه حالش را نیز درج خواهیم نمود.\nاین است که بالمناسبه ترجمه احوال شان را از همعصر معزز\n( چهره های فارسی عیناً نال مینمائیم :\n\n( دولت علیه ایران )\nایران نیز همه سال را بفلاكتها و مصیبتهای عظیمه پسر آورد\nتا بحال هيچ يك حكومت قوية تأسيس داده نتوانست . هر کی\nیک خیالی دارد. عقبال ناقصانه خود ما مشروطه شدن ایران\nخیلی بی وقت و نا بهنگام نشدنی بود از همه بدتر که از مشروطه\nگذشته جمهوریت طلبی را نیز ادعا کردند. اما نا دانسته ادیا\nدر تاریخ اسلام چون نظر کنیم حکومت جمهوری را هیچ نمی\nبینم مشورت را اگر چه اساس می بینم . ولی احکام خلفای\nراشدین رضوان الله تعالى عليهم اجمعين ، و پادشاهان ديشان\nاسلام را چنان نافذ و حاکم می بینم که آثار جمهور و مشروطه\nدران دیده نمیشود. بادشاهان ذیشان آل عثمان انیمه فتوحاتی که\nکردند سایه نفوذ وسطوت وشوكت استقلال خلافت شخصی خود\nکردند نه بقوت مشروطه و جمهوری حکومت مشروطه در وقتی\nمیشود که اکثر اهالی از زن و مرد عالم فاضل - مخترع موجه.\nمنتکار، در ده توت ساز، طیاره باز شوند که در انوقت\nمشروطیت نیز خود نبود بظهور می انجامد .\nدر وقت حاضر ایران از یک طرف در زیر تهدید اجنبی و از\nدیگر طرف در میان اغتشاشات داخلی زبون و نالان افتاده است\nآیا زنده گانی خواهد کرد؟ اینهم مجهول : قتل وقتال رؤساء\nدر مشهد و تبریز، وتحقیر وتدريب نمودن مزار مبارك حضرت\nامام رضا رضی الله تعالى عنه از چنان چیزهایی نیست که جگر\nمسلمانان را خون نکرده باشد. ما هیچگاه بخرابی و محو شدن\nدولت همسایه همدین مهربان خود راضی نیستیم ولی چه باید\nکرد: زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است . . از درگاه\nالهی من اسمه برای خود و همه برادران مسلمان خود صلاح\nو نجاح را رها میکنیم .\n\nامپراطور ژاپون\nاز فوت شاهنشاه عظيم الشان و امپراطور جلیل القدر ژاپان\nاعلحضرت ( منسوجيتو ) میکادوی عادل عالم حكيم مدير عاقل\nسیاسی ، جهان انسانيت بكريه وعالم مدنیت بلرزه اندر آمد زیرا\nچنین نادره متخلق یا خلاق ماسکی و منصف بصفات حمیده در این\nعصر تمدن حصر مادر روز کار بکنار نیاورده بود. تنازل\nاز مقام الوهبت ( استغفر الله ) ومنسلك بسلك عبوديت شدن .\nاحکام ظالمانه مطلقه را مبدل بعادله مشروطه کردن، وصلای\nمساوات وحريت در میانه شعب و طوایف دادن کار جنس آدمی\nآنهم از پادشاهان مستبده خاصه در مشرقزمین نبوده ؟؟ پس\nمیتوان این امپراطور مصلح و انسان فرشته خصایلرا اول انسان\nکامل و شخص ( اولش نامید ) :\n( منسوجيتو ) یعنی آدم حليم ومرد لطيف طبع جذاب\n( میکادو ) یعنی آقای دربار سلطنتی ( پالتو ) یعنی پادشاه آسمانی\nو با القاب دیگر که ملت ژاپون بدین پدر رئوف و پادشاد عطوف\nدعیت پرور عدالت گستر خود داده اند .\nاین امپراطور که صیت جلالت او و عظمت ملتش ژابون شرق\nو غرب عالم را فرا گرفته و در جنك باروس براً وبحراً تفوق قواى\nتشكرى، وتدابير سياسي، وفطانت ملی خود را بدول معظمه\nعالم نمود. در ۳ نومبر ١٨٥٣ میلادی مطابق سنة ۱۲۷۰ هجری\nدر شهر کیو تو بدنیا آمد و در ۱۸۹۷ م به تخت سلطنت جلوس\nکرد و در ۱۸۹۸ تا چگذاری نمود و در سال ۱۸۹۹ شاهزاده\nخانم ها دکورا ( زهره بهاری که در جمال و کمال یگانه بی مثال\nو از خانواده های ( اینچیزوا ) بود تزویج نمود . ولی چون\nاز این امیره جمیله هر چه اولاد اور د نماند میکاد و چندین مخدرات\nمجلله بعد ازدواج در آورد و در ژاپون شکرر تعدد ازدواج\n\n( جين )\nچین که یکی از دولتهای بسیار بزرك واسع زمين كثير النفوس\nآسیاست در سال گذشته بيك انقلاب عظیمه بر خورد که آنهم\nحکومت چند صد ساله خاندان ( مانجو ) محکومت جمهوری"}
{"book": "adl0616", "page": 379, "text": "حیفه ۱۰ شماره ۱\n\nمرسوم است همچون سایر مشرقیان ) تا انکه از سایر زوجات پنج پسر و هشت دختر بظهور آمد و از پنج پسر چهار نفرش نماندند و يك نفر سيمين كه ( بوزی هینو ) باشد ماند که ولیعهد وابتك امپراطور گردید .. اعلمضرت میکادو ژاپون در سنه ۱۲۸۵ ه که به تخت سلطنت جلوس نمود یازده ساله بود و تمامی ملت ژاپون که چهل و پنجسال قبل باشد وحشی و مشهور بدزد دریایی بودند. تمام شاهزادگان و امرا و رؤسا در بلاد و قصبات مملکت ژاپون حاکم مطلق و تمامی املاک و اطیان رعایا را از خود و رعیت را بنده و مملوك خود میدانستند در داخته بلاد واغنيا وتجار واعيان ارزاق وماكولات مردم را احتکار میکردند. هر کس میخواست وزیر یا امیر با حاکمی را به بند پس از دادن پیشکشیها و رشوه ها وهديه ها انوقتهم معلوم نبود که در اعلاقات زنده جان بدر برد و ندرتاً سالم مستخلص میشد.\n\nمیکادوی ژاپون اول از عرش الوهیت و کبریائی بفرش عبودیت وبی ریائی تنازل کرد و حجاب ابن النماء وسلطان آسمانی را یکباره انداخت سپس دست حکام جابر و رؤسای ظالم را از سر دعیت کوتاه کرد و مکرر در مکرر خطابه ها خواند و گفت ای اولادان عزيز منهم مثل شما آدمی و شما هم مثل من آدم هستید صاحب حقوق میباشید. محاکم و محاكمات تعیین کرد. حکم مساوات و آزادی ادیان داد، منکریترا يكايك ريشه كن كرد پست و تلگراف ایجاد کرد، وبول بنام خود سکه نمود و در ژاپون قبل از میکادو باسم پادشاه پول سکه نمیشد زیرا حرام میدانستند که دست بی طهارت بنام پادشاه بگذارند ) مدارس بسیاری باز و تحصیل را اجباری قرار داد ، تا هر کس خوانا و نویسنده گردد در سه سال از جوانان تحصیل کرده ژاپونی ببلاد اوروپا فرستاد و از معلمین اورویانی بسیاری ببلاد ژاپون آورد. چون ملترا مستعد دید در سال ۱۸۸۹م — ١٣٠٤ ه اعلان مشروطه داد وامر بانتخاب وكلا وافتتاح پارلمانت و مجلس اعیان کرد ، و قانونی از قانون ناپلیون فرانسه اقتباس و باقتضای حال ژاپونیان موادی بر و افزود و اجرا نمود...\n\nتاریخ ژاپونرا مبدل تاریخ میلادی نمود ، واحداث کار خانجات اسلحه سازی و کشتی سازی و اختراعات حدیثه کرد مکرر خود بنفسه یکتنه بمدارس حاضر و خطابه های مشوقانه خواند و اطفال را بعلم تحریص کرد و انعام و جایزه داد. هم چنین مکرر بميدان مشق قشون حاضر شد و سربازانرا تشویق و خطاب ای اولادان عزیز نمود و شرکت در غذای آنها کرد و با انها در یکها نشست و با صاحب منصبان نظامی سوار و در مناوره ها حاضر گردید. جراید رسمی منتشر و جرايد غير رسمي بقيمت نازل مقرر کرد یمیان ژاپونیان پراکنده کنند راه آهن و کشتهای دریائی راه انداخت ، تاجتك با چین در سال ۱٨٩٤ — ۱۳۱۲ پیش آمد و مظفر و منصور گردید لیکن این غالبیت ژاپونرا او ر و پاویان خاصه روس از اتفاقات و غفلت چین دانسته تا جنگ پاروس ۱۳۲۲ پیش آمد و هجده ماه طول کشید و همه جا فتح وفيروزي براً وبحراً نصیب ژاپون شد خود را ملك الملو شرق نمود . و در اعداد دول معظمه عالم در آمد. چنانچه چند روز قبل رئيس الوزرا انگلیز شرحی مفصل دایر بر تمجيد وترقيات بريه وبحريه ژاپون بیان کرد: آری میکادوی ژاپون نمرده باسکه زنده ابدیست میکادوی ژاپون در ۱۲۷۰ بدنیا آمد و اینک که سال ۱۳۳۰ میباشد از دنیا رفت )\n\nهندستان\n\nیکی از وقائع مهمه که در سال گذشت: در آسیا بوقوع آمده تشریف آوری اعلحضرت خارج پنجم پادشاه انگلستان ، و ملكه ( مه ری) ملکه انگلستان به سیاحت هندستان میباشد که مراسم جشن تاج پوشی خود را اجرا نمود . اگر به روایات محجبه این مراسم برد بد به وطنطقه جشن تاجپوشی پردازیم همه حجم اخبار ما گنجایش آنرا ندارد. لهذا از مهمترین نتایج آن بحث رانده میگویم که اعلحضرت جارج پایتخت هندستان را از ( کلکته ) به (دهلی ) که از قدیم پایتخت پادشاهان اسلام بود نقل داد، و به اینصورت مسلمانان هندستانرا يك جميله حسنه سیاسیه نشان داد. وغیر ازین بنی اجرا آن نافعه دیگر نیز در هندستان بروی کار آورد. این را هم بنظر افتخار و مسرت می بینیم که مسلمانان هندستان روز مره بیداری و آگاهی رونما میگردد . مردمان متنتن و با غیرت و با حيث عاقل در ان افزونی میگیرد . دار العلوم ها مجلسها ، انجمنها، مكتبها مطبوعات شان کثرت پیدا میکند . يك چیز دیگری که جالب نظر دقت و موجب ممنونیت است همانا تشبثات و اقداماتیست که در راه رفع اختلافات و منازعات هندو و مسلمان بعمل می آید که اگر برین کامیاب شوند حقیقتاً بك شهراء عظیم ترقی هندستان شمرده میشود .\n\nمرا کو\n\nدر افریقا چون نظر اندازیم دو واقعه بسیار مهمه در ان می بینیم که یکی محاربة طرابلس غرب است که ذکر آن سبقت نمود. دوم انقراض یافتن استقلال دولت اسلامیه ( مرا کو ) است که سلطان آن ( عبد الحفيظ ) تابعيت وحماية دولت ( فرانسه ) را قبول کرده استقلال، و موجودیت ، و حاکمیت ، و آزادی وطن ومات خود را محو نمود . با آنکه برین قبول کردن تابعیت نیرنگهای پرافسون اوروپا مجبورش ساخت این بلا بر سر مرا کو از حرص و طمع و رقابت وحسد دولت جرمن و فرانس پیش آمد."}
{"book": "adl0616", "page": 380, "text": "صحیفه ۱۱ شماره ۱\n\nبه تحريك سر انگشت آنها بعضی قبایل عرب خروج کردند. مولای حفیظ در شهر ( فاس ) محصور بماند. فرانس بنا بر احکام معاهدة ( الجزيره ) در انجا عسکر فرستاده سلطان ( فاس ) را از محاصره رهای داد و در حقیقت حال فاس را بقوة عسكرية خود ضبط نمود. از دیگر طرف جرمن که محرك طرفدران عبد العزيز سلطان اسبق بود يك کشتی جنگی خود را به بهانه محافظه کردن حیات و منافعه تبعه خود در بندر ( اکادیر ) مرا کو روانه نمود. عرق حد و رقابت فرانس و جرمن بدرجه رسید که دست بشمشیر شدند. و برای اعلان حرب شان هیچ چیزی نمانده بود اگر دولت انگلیز فرانس را معاونت نمیکرد ممکن بود که جرمن در حرب قصور نمیکرد، بعد از بسیار تهلکه ها و وباه ها مذاکره ها با هم ساختند، فرانسه يك قسمی از ممالك ( قونغو ) ی افریقای خود را به جرمى ترك نمود، و در فاس بعضی منافع تجاریه برای او نشان داده در مرا کو در حرکات خود آزاد بماند. بلی این منفعت ها را حریفان بردند اما خسارتها را چه کنید؟ هیچ شبه نیست که مراكو ومراكوتيان ! إلى غايت و بی اتفاقی همین تکیه میدهد. در نیوقت حاضر عبد الحفيظ بدنام بيغيرتي فرجام بترك تاج و تخت گفته به پاریس رفت و عجایش (یوسف) نام برادرش را فرانسویان به احتفالات عليه نشانده خود ساختند. قبایل مسلمانان عرب اعلان حرب کرده اند. فرانس بكمال فعالیت کار خود را پیش میبرد.\n\n✈ اوروبا ✈\nدر سال گذشته اور و پا در مقابل صرصر های حوادث عجیبی مانده بود مسئله مرا کو وطرابلس غرب ، و ایران افقهای غربی، وشرق ، و جنوبی را با ابرهای طوفان اثر کیفی پوشانیده بود که هنوز هم آینده معلوم نیست که چه شود. مسئله مرا کو دولتهای اتفاق مثلث، وائتلاف مثلك ، اوروپا را یعنی جرمن ، وايتاليا ، و اوستریا که اتفاق مثلث اند و انگلیز ، و فرانس و روس که ائتلاف مثلك اند با یکدیگرشان در آویخت. در مابین انگلیز و جر من بسیبی که انگلیز طرفداری فرانس را در مسئله مرا کو نموده بود خیلی از خیل کین و رقابت پیدا گردید. ذاتا این دو دولت در مابین خودشان هیچ سازگاری ندارند انگلیز یگانه رقیب تجارت و بحر خود جرمن را می داند. از این سبب هیچ دیده ندارد که اورا بیند، چنان معلوم میشود که این رقابت ها آخر با هم ديگريك مصادم شدیده را نتیجه بخشد که خیل مدهش با آن مصادمه خواهد بود. همه رجال سياسية اوروپا سال گذشته را در میان اندیشه های دور و درازی گذرانیدند. مسائل بالقانها ، وممالك عثمانيه، ومحاربة طرابلس غرب، وإيران\n\nبر مولای حفیظ نیز او روپا را در يك هرج و مرجی انداخته است . از یکطرف مقاسمه ها ، و از دیگر طرف راست نیامدن در قسمتها ، و باز از یکطرف اتفاقها ، و در زیر آن اتفاقها ظهور نمودن دیگر گونه نفاقها ، و از دیگر طرف سر از نو ظهور نمودن دیگر گونه حرصها و طمعها اوروپا را سراسر بيك هيجان و اضطراب عجيبی در آورده است. مثلا اولا روس و انگلیز در باب ایران یک ائتلافی کرده بودند. نتیجه آن ائتلاف این شد که روی مسئله جزئية ( شوستر ) امریکانی را بهانه گرفته بر ایران عسکر سوق کرد. انگریز در اول امر صدای خود را بالا نکرد ولی چون دید که روس در لقمه ربای پیشقدمی ورزید، و مسلمانان هندستان و دیگر طرفها ولوله ها انداختند از آبرو محرک آمده رفتار روسها را که با گام های بسیار فراخی بسوی بلعیدن ایران پیش می آمد توقیف نمود. دیگر حکومتهای او روپا در امورات داخلی خود مشغول مانده اند روس نیز در داخل ملک خود با ارباب تجدد و آزادی دست و پنجه است. دولت پورتگال از پادشاهی جمهورى انقلاب کرده است.\n\n✈ امريكا ✈\nدر امریکا نیز اختلال ( مكسيكو ) که گاهی خاموش و گاهی شعله ور میشود. و يك حادثه که در (کوبا) ظهور کرده دگر چیزی نیست.\n\n✈ انتی ✈\n\nحوادث داخليه\nمراسم در بار در عید سعید فیوضات آثار\nيوم پنجشنبه سلخ شهر ماه مبارك رمضان فيض رسان بعد از غروب شمس پرتو افشان و انداخته شدن طوب آخرین افطار روزه پرغُدران افق دار السلطنه دولت مستقله خود مختار افغانستان يعنى كابل جنت نشان صانه الله الى آخر الدوران، با صداهای خروشان طوب های شرر افشان بيك غلغله مسرت و يك ولوله پر فرحت طنین انداز بشارت دهی و مژده رسانی ورود عید سعید فطر میامن پدید گردید. با آن آوازهای بلند پرواز صداهای اطلاقات نماز و اولادهای سفار وطن با دیانت همراز، که پیش از نیم ساعت به انتظار انداخت طوبهای عید سرور انباز از بامهای خانه های خودشان (این ماجری) که طوب از انجا انداخت میشود نظر انداز بودند، همراز و هم آواز شده همه شهر را يك ولوله سروری استیلا نمود. پس از اینکه ثبوت رویت هلال غرور نشان المبارك بروز سه شنبه ثابت گردیده یوم چهارشنبه روزه گرفته"}
{"book": "adl0616", "page": 381, "text": "الحديدة ١٢\nشماره ۱\n\nشده و بشام روز پنجشنبه رؤیت هلال شوال المکرم ثابت شده يوم جمعه عيد سعيد فطر اعلان گرديد ثابت شد کار مضان فبفرسان امسال سی روز كامل بعمل آمد .\n\nهلال عبد بر اوج فلك هويدا شد\nسرور و فرحت اسلامیان دو بالاشد.\n\nصبح روز فیروز جمعه که اجتماع عیدین مسلمین است و نادراً تصادف میکند چنان يك صبح سعادت پر مسرتی بود که تصویر و تعريف آن از قوه قلم هر صاحب فریر تر افتاده است با وجود آن همه نامدرجه که ممکن باشد از قرار دید نیهانی که بچشم دیده ایم تصویر آن کوشش میورزیم.\n\nپشت نجه صبح بموجب دفعه ها و طومارهای خبری که از طرف ا ينيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت همایونی با ورقه های تعليمنامه قواعد شرعية صدقة قطر روزه و کیفیت تسكبيرها و ادای نماز عید و همه گان تقسیم و توزیع شده بود در قصر معالی حصر ( استور ) مجمع آمدن آغاز نهادند برده بزرگ پیش روی قصر همایونی با مفروشات و تزئينات مكمله بسیار فاخری تزئین یافته بود همه از باب مناصب ملکی و عسکری تا برتبه کمیدانی و شهزادگان عظام و سرداران كرام و علما و اشراف ذوى الاحترام جانجا بر مقامهای خودشان اخذ موقع کردند . يك بولوك از عساكر خاصه پیاده که با اونیفورمه های بسیار خوشنما و اسلمه نظر ریائی مجهز بودند از دو طرف برنده صف بسته احترام شدند. بساعت نه و نیم ذات عالی فقامت آب جناب ( نائب السلطنه صاحب ) تشریف آورده هیئت دربار را نظارت و به آوردن ناشتای افطار صبح عید قرار قاعد که از طرف اعلحضرت بادشاهی مقرر است اجازه فرمودند. شهزاده جوانبخت معظم جناب ( معين السطنه ) حسب الوظيفه صف آرائی عساکر شاهانه را از دروازه ارك مباركه نا مجامع شریف عیدگاه با انجام رسانیده تشریف آوردند . تقریباً ساعت ده و نیم بود که ذات شوکت سمات قدسیت صفات اعلحضرت امير المؤمنين ( سراج الملئه والدين ) بادشاه خيرخواه عدالت آئین ما همچون شمس تابان خاوری با همه شرکت و جلالت سلطنت و سروری بر حاضرین دربار معالی بار پر نو افروز انوار سعادت گردیدند، وسلام خدام صداقت انسام حاضرین حضور همایونی را قبول فرموده به عواطفات و نوازشات احوال پرسی شاهانه قلوب همیت بر مجلوب صداقت کیشان حضور انور والا را احیا فرموده محاضر شدن حرکت موکب سعادت موهب همایونی بسوی جامع شریف اراده و فرمان نمودند . حاضرین کرام با انتظام تمام از راه ارك مبارکه گذشته در خارج ارک از قرار لکتهای نام نویسی که بر هر کس تقسیم شده بود به نمبر های عرابه ها تطبیق داده در سی و شش عدد مرا به های سلطنتی جابجا گردیدند. تا آنکه گردونه شوکت نمونه اعلحضرت شهر باری که بچهار اسب توانای صبار فتار کشیده میشد محرکت افتاد دیگر عرابه ها متسلسلا به تمام ترتیب وانتظام و همه شوکت واحتشام موکب فرخنده گی موهب همایونی را تشکیل داده پیروی نمود . در عرابة سوارثى ذات اعلحضرت پادشاهی جناب نائب السلطنه صاحب و هر دو مصاحبان خاص شرف همرکابی حضور داشتند . دوم مرا به شهزاده كان جوانبختان معظم جناب معين السلطنه و جناب عین الدوله صاحبان بود که عرابه ديگر شهزاده كان عظام و سرداران و صاحب منصبان گرام یکدیگر را بقرار سررشته تعقیب مینمودند. از دروازه ارك مباركه تا بدروازه جامع تمام سرك جديد وقومى باغ ويل وسرك بزرگ تا مجامع از دو طرفه با عساکر ظفر مار نظامی شاهانه محاط شده بود عساکر خاصه صنف سوار از رکابی و سراوس و رساله شاهی موکب هما پونی از دو طرفه بحرکت بود . عساکر شاهانه با موزیکه های عسکری خودشان در هر موقعی که موکب همایونی شرف ورودی یافت سلام شاهانه را ادا میکردند در عقب صفهای عسکر جم غفیری از اهالی بنظاره این موکبه سعادت کو که نو دیدار شهریار مراحم كردار عدالت منقبه بيك سرور و شكران عظیمی موکب همایونی را تماشا میکردند .\n\nبا ينصورت این موكب مطنطن و مدبب شوك و مهابت مأدب بدروازه جامع بسیار بزرگ با صفای قدسیت احتوای عیدگاه مواصلت نمود ذات اعلحضرت بادشاه مراسم اکتناه بواری مرا به دستگی دیگشاه و دیگر همرکابان موکب همایونی بشرافت معیت همایونی همراه بوده و صحن جامع شریف را که با هزاران نفوس مسلمین خنجا خنج پرو مملو بود گذر نموده در موقع نماز گاه همایونی که در وسط بناى جامع در زيرقبة بزرك وسطانی معین است تشریف فرمای سعادت گردیدند. و بر مرتبه اول منبر سنك مرمر جلوس فرموده صف آرائی صفوف مصلین را فرمان نمودند . و تا بوقتیکه همه عساكر شاهانه و رعایای متفرحین به نماز حاضر میشدند مکث و درنگ فرموده به ادای صلواة عبد، وعبادت خالق يگانه وحید آغاز و بعد از انجام نماز خالق پینیاز خطیب بايك خطبة بليغة عربيه خطابت دينيه لازمه را اجرا و برهستی و موجودیت سلطنت سنية اسلامية مستقله افغانستان بنام قدسيت اقسام پادشاه دیانت اکتناه اسلامیان همه گانرا آگاه و بینا ساخت .\n\nمليون مليون شكر ، مليار مليارتنا !\n\nبعد از انکه بقدر ترتيب و تصفیف یافتن عساکر شاهانه توقف همایونی در جامع شریف وقوع یافت باز به همان شوکت و احتشام که از هیبت و سطوت دین مبین اسلام متشکل بود به ارك مباركه عودت موكب با سعادت شاهانه بوقوع آمد .\n\nاینهم از حسن تصادفات است که امسال روز عید سعید فطر با یوم جمعه مبارکه مصادف گردیده است . ذات مكارم صفات اعلحضرت بادشاه دیانت پناه حقایق آگاه معظم ما اجرای مراسم دربار معالی بار را بعد از صلوات جمعه امر و فرمان نموده هرکس به حاضر شدن نماز جمعه مهیا گردیدند . ذات اعلحضرت شهریاری"}
{"book": "adl0616", "page": 382, "text": "صحیفه ۱۳ شماره ۱\n\nنماز جمعه را در جامع انوار ملامع ارك مبارکه ادا فرموده بعد ازان مراسم دربار معالی بار را در دالان عظيمة سلام خانه عام اجرا فرمودند. چلبها، طعامها، شيرينها بقرار سررشته همه ساله ابدال واحسان فرموده شد. تقریباً ساعت سه دربار معالی بار عید سعید فطر بجنان سعادتها وفرحتها ومسرتها به انجام رسید که از لذائذ نعمای آن کام بیان ملت افغان تا به ابد حلاوت افشان خواهد ماند. به درگاه حضرت رب عظیم الشان جل وعلاجین عبودیت میمانیم وشکران این نعمای لایتناهی را ورد زبان عبودیت میسازیم که جناب حق وفیاض مطلق بما ملت افغان چنان يك پادشاه دین پناه حقایق آگاه بیدار مغز ترقیخواه عدالت همراه مانند ذات اعلحضرت (سراج الملة والدین) (امير حبيب الله خان) ادام الله دولته عطا واحسان فرموده که سایه ترقبوا به شاهانه شان دولت عليه افغانستان امروزه روز به این سازو سامان علویت شوکت وشان واصل شده است. ودولت وملت افغان در وقت حاضر يك دولت مستقلة بهمه استعدادات ترقی حاضر و آماده شهراه ترقی وتمدن قدم انداز سعادت شده اند. بر ماست که شکر این نعمت را بجا آریم و دعای دوام عمر وعافیت یاد شاه محبوب القلوب خود ما را که موجد ترقی ماست ورد زبان صداقت نمائیم تا بدیدن بی اعیاد مسرت بنیاد ملت ووطن در زیر سایه همایونی شان قرير العين افتخار کردند.\n\nرا یافتیم که همه هیئت وسطوت موجودیت عسکریه افغانیه را بکمال مهابت در نظرها تجسم میداد: پیش از همه این را عرض کنم که شتافتم به این تماشا مبنی بر تك وقت گذرانیدن وساعت تیری نبود، از دو سه روز پیش ازین خبر گرفته بودم که اردو وی مظفر عودت میکنند: آمد اردو كه يك قافله پر ولوله گمراه شدن ونادانسته عصیان کردن يك قومی از اقوام وبلكه يك عضوی از اعضای بنام ما را بموجب رضا وتعلیمات همایونی راه آورده. و مانند بغی وعصيان يك مرض مهلك وخبيثی را از آن قوم و عضومات به تدابیر صحیۀ کمتری عمليات جراحيه اصحاح واصلاح نموده عودت میکنند. لهذا استقبال ودیدن آمدن مجاهدین وطن را از زمرة مقويات شمردم. عرابۀ ما چون در مقابل توقف داشت برای جریان آمدن اردو را بتماشا مشاهده میتوانستیم، صداهای دهلهای هماکیر رساله یعنی سوار وموزیکه های عساکر پیاده تقرب نمودن اردو را اشعار میکرد اول باول عساکر نظامی غند اردل واز دل با عساکر دراغون سواری خاصه که با اونیفورم های رسمی خودشان ملبس بودند وبه استقبال برآمده بودند. موزیکه های اهویه لطیفه فتح را نواخته بتمام نظام وانتظام مهابت انجام مرور نمودند در عقب آن عساکر ملکی شاهانه که هر فرقه وهر جماعه هر قبيله با لفته چوبهایکه اسم وشهرت شان بران نوشته شده بود ویکی از انها که در صف اول شان میبود بدست داشته بودند شناخته میشدند از همه بیشتر جماعۀ قوم جدران بود که بقیافت عجیب الخلقه مردانه رئیس وافسرشان (بيرك خان) از دور شناخته میشدند، بعد ازان دیگر صفوف عساکر ملکی بيك انتظام تمام در گذشتند که بسبب دوری وضعف بسر نوشته تخته های شان را خوانده نتوانستم در عقب آن يك منظره دهشتنمای دیگری ظهور کرد که آنهم مرور گروه اشقهای گمراه شده بود که یکدیگرشان بازنجیرها مربوط وبدستهایی شان کمچه انداخته شده بود حقیقتاً که این منظر خیلی رفت آور بود مجازات مدهشۀ جهالت وشقاوت را بعین العین نشان میداد نتیجه شقاوت وعصیان زلت وحقارت وخذلانست که خدا انسانرا از ان بلای خانه ویران بحفظ وصیانت خود نگه دارد. بعد ازین منظره يك منظره نظر پرور دیگر بمرور آغاز کرد که عبارت از عساکر ظفر مآب مجاهد مسافر بودند که بایک نشه سرشار غالبیت که از صنوف پیاده وطوپخانه وبلوكهای مترالیوز مرکب بود مرور نمود ودر عقب آن سواری خود جناب جنرال (محمد نادر خان) با پلولاهای عساکر سواری معیتش وباقی افسران نظامی وبعضی از ذوات مستقبلین ودر پی آن دیگر متفرقات اردو گذشتند. با رفیق خود چنان قرار دادیم که از راه نزدیکتری پیش از رسیدن جنرال در قشله یعنی چون خود را برسانیم واگر\n\nداک شهر\n\nاز داک شهر کابل مکتوبی گرفته ایم که ورود موکب اردوی ظفر آمود هما پونی را که مظفراً ومنصوراً از محاربه (منگل) به دار السلطنۀ کابل عودت نموده اند تصویر میکنند لهذا مكتوب مذكور را عیناً درج مينمائيم:\n\nمکتوب\n\nبه اداره خانه سراج الاخبار افغانيه\n\nبعد الالقاب\n\nدیروز یعنی یوم دوشنبه ۲۷ ماه رمضان المبارك كه يك روز مقدس این ماه مبارک بود در هر طرف شهر يك شوق وشادمانی مشاهده می شد مردمان شهر فوج فوج بوى سرك بزرك (بینی حصار) میرفتند ازین معلوم میشد که غیر از شرافت معنوی آن روز مبارك يك شرافت مادی دیگری نیز در بر دارد! این مخلص شما نیز بعد فراغت از وظیفه که در ماشین خانه داشتم با یکی از رفقای خود در عرابه نشسته بهمان سمت عرابه چی را براندن اشارت کردم عرابه از حد قومی باغ هنوز نگذشته بود كه بيك منظره بسیار پرشکوهی برخور دیم آمد آمد اردوی مظفر از زبان هر رهگذر بيك سرور مفتخر شنیده می شد عرابه را در يك كناره کده در پیش يك منظره بسیار باشکوهی خود"}
{"book": "adl0616", "page": 383, "text": "صحیفه ١٤ شماره ۱\n\nحوادث خارجيه\n\nممکن شود يك رسم ملاقات استقبال را نیز بجا بیاریم و هم بیشتر و نزدیکتر ازین آن برادران عسکری خود را ببینیم جناب جنرال هنوز از مراسم ایفای سلام اعلیحضرت پادشاهی در مقابل دروازه ارك مبارکه فارغ نشده بودند که عرابه ما در پیش دروازه قتله توقف ورزید. رفیقم چون از افسران صنف نظامی بود در داخل شدن چونی مزاحمتی نکشیدیم اگر کسی میخواهد که يك مجسد شجاعت و مردانگی را ببنید در چونی های عسکری در آمده حیات عالم عسکری را تماشا کند. اتحاد يكا لگی، مشقت، سعی کوشش، صبوری حقیقت پادشاه و وطن دوستی را درین منبع ناموس و شرف مشاهده خواهید کرد. امروز در بن قشله عند اردلی عساكر خاصه شاهانه يك رونق تازه و يك شكوه بی اندازه دیگری دیده میشد. همه نفری موجودی غند بدریشیهای مکمل خودشان ملبس بوده در میدان چونی صف بسته احترام شده بودند. در افسرها يك شوق و شطارت مشاهده میشد. در این اثنا جناب كرنيل (عبد الوکیل) خان که یکی از افسران بسیار لایق و خلیق این قتله وعند مبارک میباشد نمايش آمده اظهار لطف و محبت نمود . دیگر بعضی كيدانها و افسران بهادر نیز بما حسن تواضع فرمودند. ها ! این را هم برای شما بنویسم که يك غلطی نام در شماره ۱۸ سراج الاخبار افغانیه بوقوع آمده است که آنرا به تصادف امروز خبر گرفتم در اثنای خطابات محاربه که افسران مشار اليهم خطابه میکردند (محمد عثمان خان) سر سلمتر از مامور شدن خود در ٢٥ ماه جمادی الاول برای استكشاف با ٢٠ تولی عسکر در موقع (حصارك) تحت راند که در سطر ٤ ستون ٢ صفحه ٣ نمبر ۱۸ سال يكم سراج الاخبار افغانيه بعوض محمد عثمان خان سر سلمتر محمد جمال خان سر سلمتر نوشته شده است. چون میدانستم که شما باین تصحیح خوشنود می شوید بعرض کیفیت جسارت ورزیدم . والحاصل بعد از کمی انتظار جناب جنرال صاحب محترم از مدخل جهت غربی چونی سواره با عسكر سوارثی معیت خود به چونی داخل شدند. و بر صفوف عسکر رفته مراسم سلام و خوش آمدی و احوالپرسی را با عساکر اجرا نمودند . اگرچه فرصت مکالمه و پرسیدن بعض كوايف باجناب جنرال دست نداد، ولی بيك مصافحه و معانقه بسیار صمیمانه عالی شان نایل شده و بسلامتی و کامیابی شان شکرها و ثناها گفت، واپس عودت کردیم . این است که سیاحت امروزی خود را بهمین قدر نوشته بخدمت آن ادیب محترم تا یکدرجه تصویر و تحریر نمودم باقی دوام توجهات تا را در حق ما جزانه خود نیاز میکنم\nاز ده افغانان کابل فی ٢٧ رمضان سنه ۱۳۳۰ ط ۰ م ۰\n\nخلاصه خبر های مختلفه\nممالك عثمانيه\n\nاز قرار خبر هائیکه در صمايف اخبارها مطالعه میشود درین روزها در باب مصالح در مایین عثمانی و ایطالیا گر ما کرم مذاکرات جاری شده است.\n\n§\n\nدر طرابلس غرب و بنغازی هیچ گونه کامیابی برای ایطالی دست نداده است جناب شیخ سنوسی با لذات به اردوگاه عثمانی آمده با جناب انور بيك ملاقات کرده است. و مجاهدین را بر جهاد ترغیب نموده است .\n\n—\n\nمجلس مبعو ثان عثمانی فسخ شده بدیگر انتخابات شروع میشود .\n\n—\n\nفرقه اتحاد و ترقی بر کابینه حاضر اعتماد خود را ظاهر نکرده بحساب خود مجلس را تعطیل کرده اند، و کابینه بحساب خود مجلس را فسخ کرده است .\n\n—\n\nقانون عرفى فرقة حريت و ائتلاف با آنکه قانون عرفی ناظم پاشا نسبت بقانون دیوان عرف فرقة اتحاد و ترقی با آنکه قانون دیوان عرفی محمود شوکت پاشا خیلی شدید تر و مستبد تر معلوم میشود .\n\n—\n\nاکثر اخبار های که بفرقه اتحاد و ترقى منسوب بودند تعطیل اشغال نمودند. اخبار های فرقه حریت و ائتلاف تشزبانها دارند .\n\n§\n\nبارون (وينغزهايم) بجای (بارون مارشال) از طرف دولت آلمان بسفارت استانبول مقرر شده اعتماد نامه سفارت خودرا بحضور اعلحضرت سلطان المعظم تقدیم کرده است .\n\n—\n\nدولت انگلیز در عراق عرب روز بروز نفوذ خود را زیاده میکند. درین اوقات در بغداد چنان يك قونسالخانه عالی بنیان حسينی آباد نموده که از خانه بيك شهری زیاده تر تشبيه میشود. بعضی میگویند که این قونسلخانه سراسر به اسلحه و مهمات حربيه مملو میباشد. يك وابور جنگی شان نیز همیشه در پیش روی آن قونسلمانه که در کنار نهر دجله بنا یافته لنگر انداز مهابت میباشد . غالبا در نقشه تقسم عراق را للمه خود قرار داده باشند ! . . . ."}
{"book": "adl0616", "page": 384, "text": "صفحه ۱۰ شماره ۱\n\nامير عبد الرحمن خان مرحوم در وقتى كه ميخواست ثمره هاى اين مساعى خود را بردارد وفات يافت و وارث بزرگ شان حضرت (امير حبيب الله خان) چون بعد از وفات آن امير عالى بخيال بر تخت سلطنت جلوس نمود به اثر پدر مرحوم خودشان اقتدا و اقتفا كرده مملكت خودشان را احيا نمودند. امروزه روز در افغانستان كارخانه هاى طوب، و تفتك، و كارطوس و مالزمه حربيه موجود است، عسكر افغانستان كاملا منتظم و مجهز، و با اونيفورمهاى مايس ميباشند: در حالتيكه پيش از بيست سال يكو جاده شوسه يعنى سرك در افغانستان نبود امروزه روز شوسه ها مانند شبكه خانه جولا هر هر طرف را فرا گرفته است. ملت افغان كه در اول بايغما گرى، و چياولى مشغول بودند امروزه روز زراع تاجر، كاسب شده اند. در افغانستان حرف و صنايع خيلى ترقى كرده است. مكاتب ابتدائيه بسيار است. در كابل سر از نو يكچند مكتب اعدادى و يك دارالفنون تأسيس شده است. افغانها در حاليكه از يك اروپائى نفرت ميكردند امروز در رحله تدريس معلمهاى اوروپاى جان مى اندازند. اعلحضرت امير به اينهم اكتفا نورزيده براى ترجمه كردن علوم و فنون جديده اوروپا را بزبان فارسى كه زبان رسمى افغانستان است در كلكته يك دار الترجمه احداث كرده و نگرانى آنرا نيز به وكيل سياسى افغانستان مقيم كلكته حواله و توديع فرموده اند. بعد ازا نكه آثار مترجمه طبع ميشود بكابل فرستاده شده در موقع استفاده وضع ميگردد. اعلحضرت امير به اينصورت بملك و ملت خود در يك مقياس واسعى خدمت كرده و نام خود را ابدياً احيا و ابقا نموده اند. براى امور زراعيه افغانستان ماشينهاى نويسيستم زراعت طلب كرده ر اهالى بقيمت مناسب در فروختن است، و بدل قيمت آن از زراع قسط بقسط گرفته ميشود در كابل چون كارخانه هاى الختر يك پشمينه بافى، و سان باقى، و كاغذ، و آلات جارحه را ديدم حيران شدم و خود را عادتاً در اسويچره) يعنى سويزر لند گمان كردم. بعد از ده سال افغانستان در عمران و مدنيت هندستان را عقب خواهد گذاشت. اعلحضرت امير علماء و فضلاء و ادباء و ارباب تجارت و صنعت را دوست ميدارند و با اينها ديد و بازديد كرده، تشويق و تقدير ميكند تنها شهر كابل را نه، بلكه همه ايالتهاى را كه تابع و خرجگذار حكومت افغا نستانست نيز گردش كردم، و از نظر گذرانيدم. در هر جا هر چيز نو است، روز بروز بفضل و معرفت اهالى تنوير فكر ميكنند. از حرفت و صنايع استفاده ميكنند. شهر غزنين) با اين فعاليت عمران وقت نخستين خود را خواهد يافت بلى، احتماله دارد كه باز بدرجه كمالى كه لايق مدح و ستايش شاعر شهير ايرانى يعنى (فردوسى) گردد و اصل خواهد شد. فردوسى اين مملكت را بهشت تشبيه داده بود، تحقيقت كه اينجا مانند يك بهشتى ست والحاصل.\n\n— آتش عصیان از ناو ودها در البانیا هنوز سراسر خاموش نشده ولی نسبت به اول سکون حاصل شده است .\n\n— افسران عسکری بلغارستان با شعبه های مختلفه بلغار اتفاق کرده مجلسها و بیاننامه ها در باب محاربه با عثمانی و احتلال ماکدونیا برپا و نشر نمودند و اوراق حوادث بسی چیز ها در آنباب نوشتند . ولی از خبر های اخیر معلوم میشود که حکومت بلغار بحکومت عثمانی رسما تبلیغ کرده که هیچگاه بدشمنی و مخاصمه در مقابل عثمانی ایستاده گی نخواهد کرد برغم شعبه های بلغاری .\n\n•-----•\nزلزله\n— زلزله شدیده که در نواحی استانبول بوقوع آمده خیلی دهشتناك يك زلزله بوده است . زلزله در بحر مرمره و آبنای چناق قلعه یعنی در دنیل ظهور نموده آبهای بحر مانند يك طوفان عظیمی حرکت آمده کشتیهای جنگی دولت عثمانیه را که در انجا لنگر انداز بوده اند بگمان ويشبه كفیدن طور پيدا يعنى نقب در پائى انداخته شده است دو قریه کاملا در زیر آب بحر غرق شده است و دوسه قریه بسبب افتادن لامپها از شدت زلزله آتش گرفته با خاک یکسان شده است . بقدر (۱۵۰۰۰) هزار نفوس بیخانمان مانده قریب بدو هزار آدم تلف شده و بهزار ها مجروح گردیده .\n\nاز اخبار تایمس ترقى وتعالى افغانستان\nداكتر (والترسايز) يكى از اعضاى جمعيت آسياست كه در لندن تشكيل يافته است اخيرآ (افغانستان) با سياحتى اجرا كرده و پارسال در باب سياحت خود در جمعيت مذكوره يك قونفرانسى داده در ان قونفرانس چنين گفته است:\nه افغا نستان را هر كس يك مملكت عادتى شرق ميداند و آن مملكت را در زير اداره يكى از امرای شرق ميشناسد پيش از انكه به افغانستان سياحت كنم من هم آنچنان ميدانستم و بهمان فكر بودم، اما وقتيكه به افغانستان رفته احوال آنجا را برأى العين مشاهده كردم چنان مناسب ديدم كه براى تصحيح و توسيع كردن حسيات و معلومات هموطنان خود را در باب افغانستان اين قونفرانس را ترتيب و اعظ پیام :\nای هموطنان افغانستان همان افغانستان قدیم نیست . شمارا تامین میکنم که سر اسر تبدیل یافته است. اگر آنجاها را بچشمهای خودتان بینید هیچ باور نخواهید کرد که این یک مملکت شرق باشد .\nدر افغانستان هر چیزی موجود است . امیر سابق مرحوم عبد الرحمن خان چاره های فایده برداشتن را از مدنیت حقیقیه اوروبا اندیشیده و نهادهای ترقی و تعالی افغانستانرا وضع کرده بود. مشارالیه درينباب به آخر درجه جهد و غیرت کرده است، درین خصوص شب و روز کوشیده است. خواب و راحت، و صحت و عافیت خود را برای حصول این مقصد فدا کرده است."}
{"book": "adl0616", "page": 385, "text": "شماره ۱\nصحيفه ١٦\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n\nسبيل الرشاد\nنام يك اخبار فواید آثاریست که در استانبول از طرف يك جمعیت علمیه و قلم های بسیار پرزور ادبیه بزبان ترکی طبع و نشر میشود. این جمعیت وغیرت اولا نام (صراط المستقيم) يك اخباری اثر میکردند. اما از چندیست که (سبيل الرشاد) صراط المستقيم را تعقیب میکند. مقصد و موضوع این اخبار اسلامی ایفای وظایف مسلمانی است. از تفاسیر شریفه و احاديث نبويه، وفلسفهٔ دینیه، و حکمت سیاسیهٔ اسلامیه بيك اسلوب بسیار متینی بحث میراند که ما آن از باب علم و دیانت توأم را از دل و جان تبريك میگوییم، و تقدیر میکنیم. و کثرت یافتن این گونه آثار قلمیهٔ اسلامیه را در همه زبانهای که اسلامها به آن متکلمند به بسیار آرزو نیاز و تمنا میکنیم. اخبار اسلامیت انتشار مزبور نقلا از اخبار (العلم) که آنهم یکی از اخبارهای مدافع و غیور اسلامیه شمرده میشود، و در مصر القاهرة بلغت عربی طبع و نشر میشود در یکی از نسخه های منتشره خود در زیر عنوان ذیل چنین میکارد:\n(میشینزها در راه انتشار دین اسلام توانائی و پایه داری میتوانند) درین روزها میشینزها با همه موجودیت\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 386, "text": "صحیفه (۱)\nسال دوم\nشماره (۲)\n\nنگران\nايبك آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلى احمد\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی در اطراف داخله مملکت با الخراجات ذاك ١٤ روپیه کابلی در خارج مملکت با اخراجات پانزده روپیه انگلیزی بهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی یکم ذی القعده ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار الافغانية\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\n\nالادارة والمطبعة\nدر ماشین‌خانه دارالسلطنة (كابل) همه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود قیمت یک نسخه آن در کابل یکپای است\nتاریخ شمسی ۲۰ میزان ۱۲۹۱\n\nتاریخ انگریزی ۱۳ اکتوبر\n\nدرین اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بعض مقالات مفیده درج میشود\n\nمؤسس بنيان سلطنت عليه افغانستان منجی افغان و افغانیان از اسارت بیگانگان خاقان مغفور جنت مکان اعلیحضرت ( ضياء الملة والدين أمير عبد الرحمن خان ) طاب مثواه فى الرضوان تاریخ ولادت ( ۱۸۳۰ م ) مطابق (۱۲۴۰ ه ) تاریخ جلوس بر تخت استقلال همه ممالک افغانستان ( ۱۸۸۱ م ) مطابق (۱۲۹۸ ه ) تاریخ وفات ( ۱۹۰۱ م ) مطابق ( ۱۳۱۹ ه )\nاز آخرترین تصویر فوتوگرافی شان قلیشه شده است"}
{"book": "adl0616", "page": 387, "text": "شماره ۲\nمطبعه ها ومطبوعات\n\nيکی از چيز های که ما در مدنيت و بذر ترقی گفته شود همانا ( مطبعه ها ) يعنی چاپخانه ها ، و (مطبوعات) يعنی چاپ شدنيها ميباشد . مشيمۀ علوم و فنون دماغ است . عربی و مرشد آن مطبعه و مطبوعات است . علوم و فنون را قريحه و دماغ توليد ميکند . مطبعه و مطبوعات آنرا زبان می آورد ، و براه روان ميکند . علوم و فنون، گوشه نشين حرمان و نسيانست . مطبعه و مطبوعات آنرا نايل آمال و مشار بالبنان ميسازد .\n\nبنی بشر بحکمت أولى خالق بحر و بر از آغاز خلقت بقوه حواس و عقل و ذهنی که به او عطا شده بود به استدراك أشيا واستعلام أسما به تفکر و تدبر ابتدار ورزيدند . از همه پيشتر نظر شانرا فضای نامتناهی سماهای نيلگون و درخشنده کی اجرام بوقلمون جلب نموده در علوم سماوی بدرجه رسيدند که خواص طبيعيه اجرام علوی را با طبايع اجسام سفلی تطبيق داده بسی استخراجات عجيبۀ خارق العاده چون ساحری و کاهنی و نجومی را بروی کار آوردند که بسبب نبودن خط در بنوقت از انها چيزی باقی نمانده است .\n\nبعد از بسيار زمانها انسانها بفکر اين افتادند که مقصد و مرام خود شانرا بواسطة خط و کتابت بيکديگر بفهمانند درينباب بساختن اشکال حروف مجبور شدند . اشکال مختلفۀ عجيبه و غريبه ايجاد کردند اما تا بسيار زمانها حروف از خود يك شكل مخصوصی نداشت . بلکه هر چيزی را به اشکال آن مينوشتند . و به اين سبب فن رسامی و هيکلتراشی پيشتر از خط و کتابت بظهور آمده است . مثلا اگر ميخواستند که نام يکی از بزرگان و نياکان خود را برای باقی ماندن به اخلاف شان بنويسند شكل و صورت آنرا از سنگ ميتراشيدند . و يا بر سنگ رسم ميکردند .\n\nاشکال حروف خيلی پسانها، بميدان برآمده ، و هر ملت و هر قوم در هر بقعه و هر زمان جدا گانه اشکال حروف برای\n\nخودشان ايجاد کرده اند . ولی چون آلات وأدواتی که آن اشکال بران نوشته شود مفقود بود بر سنگها و خشتها نوشتند بسيار پسانها ايجاد ورق از تربيه کردن برگهای بعضی درختان برگ بزرگ مانند (پاپيروس ) و ( کيله ) و بعد از آن از پوست حيوانات بظهور آمد .\n\nحالا تصور بفرمائيد که در انوقت ها تا بچه درجه علوم وفنون مفقود ، و محدود بوده خواهد بود . يك شخصی که يك كتابی يا يکچند ورقی از پوست يا برگ درخت را مالک ميبود انشخص مرجع عمومی شده حکيم يگانه فيلسوف فرزانه شمرده ميشد .\n\nرفته رفته کاغذ ايجاد گرديد باز هم علم وفن عمومی نشد . زيرا بدست آوردن کاغذ ، و نويسنده که کتابی را بنويسد از امور بسيار دشواری شمرده ميشد . تا آنکه در سنه ( ١٤٤٠ ) ميلادی از طرف موجد شهير فن طباعت (كوتمبرغ ) نام يك اصيلزاده جرمنی فن طباعت اول بار ايجاد کرديد . اين ايجاد, علم وفن را ترقی بخشيد و از انحصار و خصوصيت بيرون بر آورده مبذول و عمومی ساخت . از هنگام عمومی شدن علوم وفنون عالم يك عالم ديگرى شده است، و بشريت يك مرتبه برتری پيدا کرده است!\n\nازين مقدمات چنين يك نتيجه استخراج ميشود : که ترقی و عمران و مدنيت دنيا و بشريت بعلم وفن منوط است . و ترقى ووسعت وتعميم علم وفن بوجود مطبعه ها و مطبوعات مربوط است . لهذا اگر مطبعه و مطبوعات را پدر و مادر علم وفن ، و علم وفن را موجد مدنيت و عمران بگوئيم مخالف منطق چيزی نگفته خواهيم بود .\n\nدر وطن عزيز مقدس ما افغانستان از مطبعه و مطبوعات پيش ازين هيچيك نام و نشانی موجود نبود . اگرچه در زمان أمير اسبق مرحوم ( شير عليخان ) يك پايه ماشين ( په رس) مانندی اول بار در کابل آورده شده تکت داك و بعضى مطبوعات در ان طبع شده است ولی هيچيك اثری از آثار آن مطبعه پديدار نيست . باز در زمان خاقان جنت مکين اعلحضرت (ضياء الملة والدين) در يك مقياس واسى اساس"}
{"book": "adl0616", "page": 388, "text": "شماره ۲\n\nصحيفه ۳\nمطبعة ليتوگرافی یعنی چاپ سنگی وضع کرديد . ولى مطبوعات آن مطبعه منحصر بر طبع کردن صکوکات دولتی و بعضى اشتهارات و تکت و غیره مانده بود . عصر فرخنده کی اعلیحضرت ( سراج الملت والدین) بادشاه خردمند با دانش عدالت آئین بزرگ مقدس ما هزاران أبواب فيض ورحمت ، وأنواع آثار ترقى ومدنيت را در ملک افغان و بررخ ملت افغان باز و بنیاد فرموده که از انجمله یکی مسئله مهمه مطبعه و مطبوعات است. چنانچه مطبعه لیتوگرافی خواه از جهت افزونی ماشینها، و خواه تحريك آن بقوه بخار خیلی از خیلی ترقی و وسعت پیدا کرده همچنان يك مطبعه بزرگ تایپوگرافی یعنی چاپ حروفات که ماشین آن نیز بقوت بخار حرکت میکند سر از نو تأسیس و بنیاد یافته است . حروفات و افزار نیز خواسته شده برای ترقی و توسیع علم و معرفت يك شهراه بزرگ خیر و سعادت باز شده است.\n\nذات اعلیحضرت بادشاه محبوب القلوب معظم ممالك بادشاه جامع الکمالات بافضل و عرفان است که از هر علم وفن و همه مزایای هنر و سخن واقف و دانا میباشند. چنانچه برای رفع هر گونه احتیاجات مملکت شاهانه شان ماشینهای گوناگون أسلحه و بافنده گی والكتريك وغيره را مهیا فرموده اند این است که برای استحصال محصولات علمیه و فنیه که اهمترین اشیای محتاج اليه مملکت شمرده میشود این ماشین مطبعه تیپوگرافی را تأسیس و بنیاد فرمودند. حقيقتاً که این مؤسسه یکی از آثار بسیار مهمه این زمان سعد اقتران سلطنت سنیه سراجیه شمرده میشود .\n\nمطبعه سر چشمه معرفت است. مطبوعات آب سلسبیل آسا است که از ان سرچشمه معرفت در جریان است و اذهان أهالي مزرعه ها نیز هست که از آن آب ابیاری میشوند :\n\nمطبوعات چیزهای چاپ شده ایست که عبارت از کتابها ، ورساله ها و مجموعه ها و اخبارهای دینی فنی علمی أدبي أخلاق سیاسی و اجتماعی و غیره میباشد. اهمترین\n\n۲\nعالم مطبوعات (أخبار) ها است در وقت حاضر در هر طرف عالم مدنيت زبان اخبار ها آنقدر عام شده است که یا بالذات و یا بالواسطه هیچ گوشی نخواهد بود که صدای آنرا نشنیده باشد و هیچ شکلی نخواهد بود که زبان آنرا نفهمیده باشد !\n\nاز قرار يك استانستيك يعنی جدول های حسابی که در یکی از الماناقهای پارساله دیده شده در تمام دنیا ( ۱۰۰۰۰ ) نوع اخبار یومی و هفته یی ، و دو هفته یی در معرض انتشار می درآید پس يك چيزی که به ایندرجه تعمم کرده باشد آیا فائده و منفعت آن تنها عبارت از يك وقت گذرانی و ساعت تیری خالی شمرده خواهد شد .\n\nحاشا : اگر اینچنین میبود اخبارها بایندرجه مقبول خاص و عام نمیشد. وظيفة يگانه اخبارها این است که مسائل سیاسیه أدبيه ، فنيه ، تجاریه ، صناعیه ، و خبرهای مختلفه عالم را در پیشگاه نظر عمومی عرض و بیان نماید . اما اگر گفته شود که این وظیفه ها را کتابهای مخصوصه آن ها نیز بجا آورده میتواند حاجت به اخبار چیست ؟ گفته میشود که بلی کتابها نیز این وظیفه را ایفا کرده میتوانند ولی بصورت بسیار ناقص و محدود . زیرا اگر این مسایل در کتب مخصوصه آن درج گردد البته که آن کتابها را همان کسانی میخوانند و میخرند که از ارباب همان علم و فن باشند بلکه همان ارباب آن نیز ممکن است که بسبب گران قیمتی کتاب و مفلسی خود از بدست آوردن آن محروم بمانند . اما چون اخبار نسبت به قیمت کتاب ارزان بلكه رایگان است هر کس از ان استفاده کرده میتوانند . و اگر آرزوی خریداری آنرا هم نداشته باشند باز هم چون در يك قهوه خانه ، و يا يك كافی بروند البته بر سر میزی که پیش آن بنشینند یک اخباری می یابند که بمقابل يك پياله قهوه که بنوشند برایگان آنرا بخوانند. حتی اگر خواننده نباشند هم بشنیدن آن فایده میبردارند .\n\nو اگر گفته شود که کتبخانه های عمومی که از هر رقم کتابها دارند بجای اخبار ها قایم شده میتواند . اینهم"}
{"book": "adl0616", "page": 389, "text": "شماره ۲\n\nدرست نیست ، زیرا حوادث و مسایلی که در اخبارها نشر میشود جدا جدا وبصورت وجيز ومفيد درج میشود و نه از يك رقم سخن نی بلکه رقم رقم سخنان را جامع میباشد که به اینسبب خواندن و مطالعه آن انسانرا دلتنگ ودق نمیسازد، و وقت انسان نیز ضایع نمیشود ، چونکه در کم وقت از بسیار چیزها با خبر میگردد . حالا آنکه مطالعه کتابها در کتبخانه ها هیچگاه این آسانی را نشان داده نمیتواند . دیگر اینکه حوادث سیاسیه و تجاریه هر روز تبدیل مییابد که اگر اینچیزها بشكل کتاب نوشته شود در وقت معین آن نمیرسد و به اینسبب موجب ضیاع فواید میگردد، مسایل سیاسیه اگرچه تنها برای ارباب آن بکار است ولی اگر آن مسایل در اخبارها نشر نشود، و هر کس از حقیقت آن با خبر نشود بصورتهای گوناگون از افکار های موهون شایع گردیده موجب تخدیش ذهنهای مردمان میگردد . لهذا نشر نمودن آن برای عموم افراد لازم دیده میشود . با خبری از مسايل فنيه واخلاقيه وادبيه وغيره نیز برای همه کس لازم است . حالا آنکه هر کس برای تحصیل آنها وقت و اقتدار ندارد . این است که اخبار ها\n\nجناب عالى افخم سردار اکرم حضرت (نائب السلطنه صاحب سردار نصر الله خان) برادر کهتر اعلیحضرت سراج الملة والدين أمير حبيب الله خان أدام الله دولته إلى مديد الزمان تاريخ ولادت ( ١٨٧٤ م ) مطابق ( ۱۲۹۲ )\n\nاین مانع عظیم را از پیش روی مطالعه کننده آن خود بر میدارد ، و آهسته آهسته انسانرا بر مسائل فنيه وأدبيه آگاه میسازد ، وذوق و شوق خواننده گان خود را بسوی تحصیل آنها جلب و جذب مینماید و در کم مدت از بسیار چیزها انسانرا با خبر میگرداند.\n\nوالحاصل مطبعه ها و مطبوعات از این وسایل و وسایلیست که برای ترقی مدنیت و ذات مکارم صفات اعلیحضرت بادشاه ما که در باب تهیه و تدارك همه أسباب امنیت، بهر كونه وسایل و وسایط با فایده و بر منفعت همت جهانقیمت شاهانه را مصروف داشته و میدارند این مسئله مطبعه و مطبوعات را نیز که مهمترین اسباب بیداریها و باخبریها میباشد تامین و تأسیس فرموده أبواب فيوضات علم و عرفان را بر ملك وملت شاهانه شان باز فرمودند .\n\nغير ازين يك باب مدرسه زینگوگرافی نیز تاسیس فرموده ، مسئله نشر شدن آثار مصوره مطبوعه را نیز تأمین نمودند که آثار مطبوعه مصوره عالم مطبوعات را يك زينت و رونق دیگری می بخشد ، و يك تجسم و زنده گی"}
{"book": "adl0616", "page": 390, "text": "شمار ۲۰ صفحه ۵\n\nحوادث داخليه\n\nمعلومه میدهد . حقیقتا که صنعت زینگوگرافی از چنان اختراعات مهمه فن عکاسی و طبع شمرده میشود که علوم وفنون بواسطه آن يك حيات تازه پیدا کرده است. مشاطه علم وفن يك شاهد تا زنین مجله نشین پرده عصمت و هجایست که قلم أرباب قلم آنرا هر هفت کرده بنظرگاه مشتاقانه از باب عرفان جلوه گر میسازد. ولی قلم محرر أكبر هر قدر جالاكي بکار برد باز هم بقدر يك لوحه زینگوگرافی در اثبات مناظر والواح حقایق خدمت کرده نمیتواند. مثلا محرر تا میتواند در تعريف ، وتبيين بك شكل و شمایی علم کوشش میورزد و از زاویه وجهيه ، وأوصاف أعضاى بدنية آن تا میتواند بصحت قریب بیان میکنند ، ولی صنعت عکاسی و باز در عکاسی زینکو گرافی شکل و شمایل را مجسم کان هو نشان میدهد . على الخصوص الخصوصی در اعلانهای تجارتی خدمت زینکو گرانی از خدا فزونست أما باز هم آن صنعت بغیر از قوه قلم محرر هیچ گفته نمیتواند و همچون نقش دیواری مینماید و الحاصل علم وفن مطبعه و مطبوعات محرری و زینگار گرافی حصوری و عکاسی ، در عالم مدنیت عصر حاضر برای ترقی چنان دست اتفاق و عهد و دادبهم داده اند که هیچ یکدم از همدیگر خود شان جداشده نمیتوانند و از معاونت یکدیگر اسفنا ندارند ! این است که از فیوضات هممان اعلحضرت پادشاه عرفان پناه مقدس ما همه این نمای ترقی و تمدن را وطن مقدس ما انه انستان) مظهر شده است. حالا به این يك قطعه دو عالیه از لسان حال زین کو گراف) ختم مقال مینمائیم .\n\nاز جانب سرنگران اداره مبارکه سراج الاخبار افغانیه برای مدیر و سر مرد اداره موصوفه خبر داده میشود که کوایک ذیل را نشاء الله تعالى عينا درج روزنامه مبارکه سراج الاخبار نمایند اینکه عالیجاه رشادت همراه محمد نادر خان جرئیل حضور انور که از برای تهدید و توبیخ طایفه منگل وغيره از حضور مبارك اعلا حضرت والامقرر و مامور كردیده همراه يك نند فوج مکمل عازم و روزها آنسوب گردیده بود بدست یاری فضل ایزدی جل سلطانه در آنجار باصول درست و سررشته مناسب انتظام امورات آنولا را نموده بفتح و فیروزی و کامیابی از انجا مراجعت نموده چنانچه در ثانی فواید انتظامات مذكور نتیجه های نيك خواهد بخشید بروز دوشنبه ۲۷ ماه شريف رمضان وارددار السلطنه کابل گردید خود جرئیل صاحب موصوف و نفری منصبداران ما تحت او و علم عقاب و افواج طفر امواج که همراه شان بود بعافیت و خیریت بروز مذکور بدار السلطنة، رسیدند از مردم رعایای شهری باستقبال برادران نظامی خود برآمده پرسیدن آنها و کامیابی شان خوشیهای زیاد و خور سنادی تمام نمودند و بقرار قاعده مقرره موازی یازده ضرب توپ سلامی برای علم از بالای تپ مشیر پور از جا میکه توپ چاشت زده میشود فیرشد و نفری نظامی که همراه جرئیل صاحب رفته بودند چون محد چونی های خود رسیدند چون از خند اردلهای حضور انور بكات و از اردل حشور یان مت و از خند كوتوالى ودار السلط مخلوط بنات برای خدمت مزبور رفته بودند باقی نفری خندشان که در کابل بخدمت بودند محمد چون های خود رانده قرار سر رشته نظام ادای سلامی را بذوق تمام نموده هرت مذکور همراه غند خود یک جا شده داخل چربی های خود شدند جرئیل صاحب موصوف همراه نفری ماسیداران ما تحت خود محضور مبارك اعا حضرت والا حاضر شده شرف ادای ابوس حضور مبارك را حاصل نمودند حضور انور والا از روی عنایت هر کدام از منصبداران را که بدست بوسشان مشرف می شدند بشفقت زیاد دست مبارک را پسروری شان کشیده نوازش و مهربانی می فرمودند حضور انور والا بعد از ان که جرئيل موصوف و تقرى منصبداران بدست بوس مبارك مشرف شدند زبان مبارک چنین بیان واضح فرمودند - صورت تطلق همایونی اینکه - ( من از خدمت شما خوش شدم خداوند از شماها خورسند باشد و قدر و اندازه کنجر تیل حضور از شماها خوش باشد من هم همان قدر خوش میباشم انشا الله تعالى بعد از عید سررشته کارهای شما خواهد شد در حال زیاد تفصیل داده نمی شود در موقع آن کده خواهد شد بعد ازان جرئیل حضور و باقی نفری منصبداران را مرخص فرمودند. ینکه از حضور مبارك مرخص شدند باقی خدام حضور\n\n( قطعه )\nزینکو گراف گوید با يك لسان حالی\nبانیده دار با رب این شاه ملک افغان\nدر عصر پادشاهی من آمدم به (کابل )\nکن نیست مثل و مانند در عدل و علم و عرفان\nیکباره معدنی ام بی قیمت وولیکی\nاز فیض پادشاهی کویم سخن چو سلمان\nای پادشاه اعظم خواهم والف عامت\nزینکو گراف کرده يك صنعت نمایان"}
{"book": "adl0616", "page": 391, "text": "شمار ۲۰\n\nکه حضور مبارک مادر و ایستاده بودند بهمراه نفری ماسیداران خدمتی منگل بدل کش ها و معالله بمحبتهای تمام نمودند بسیار علاقات هم دیگر ذوق و خوشی و گرم جوشی های زیاد کردند و از برای نقری مناسیداران مذکور در کونی مهمانخانه کان بسیار مکلف طبخ و آماده شده بود که نفری مذکور تناول نمودند و کل نفری فوجی و غیره که به دست مشکل رفته بودند حتی مهترها و غیره و غیره کاملا همه زنان سرکاری در همان شب خوردند و از نفری مردم منگل واحد زان و غیره و غیره برای سلام حضور مبارك والمور يرغمال و غیره از ملکان و معتبرین و پسران شان و مردم رعیتی که بهمراه جرئیل صاحب موصوف آمده اند موازی هشد و بیست و هشت تفرمی شوند فقط\n\nخرید سر نگران\n\nشکر میکنم و سپاس میگویم خدا بر ا جلت قدرته بوجود مسعود این چنین شهریار روی که با وجود از تکاب این چنین معاصی و جرأت این خدای بزرگی که از قوم نادان مشکل صدور یافت هیچ گاهی حضور مبارك بادشاه محبوب القلوب ما وقيله كجدار ما روادار استبدال و قتل و بی ناموسی آنچنان مردمان خلا پیشه نبودند و نشدند بارها از زبان مبارک مسموع خاص و عام افتاده که نزد اراده مردم توجی نظامی و ملکی که اسارت بنات و نسوان طابق میانی و استیصال شان و اتلاف اموال شان بنا بر سر زان آنقوم که عبرت باقی اقوام شود قصدهای کامل نموده از برای اجازت بعرض حضور رسانیده بودند چنین فرموده شده که من رواندان قتل واستيمال ون ناموسی هیچ یك از اقوام افغانستان نمی شوم و بدختر ها و زن های شان و اشخاص كبر السن شان اسارت و بی بزدگی را جایز نمی دانم و این که تو یه و ندامت را از افعال ناپسندیده خود عذر خواه بیاورند با وجود قدرت او را بهتر میدانم و عنو می کنم چنانچه حس نیت مبارک درباره آن خطا کاران و ن نوشان از جرایم آن به کاران نزد آنچنان قدرت که عبارت از قوت آنچنان افواج شاهی باشد که از هر طرف قریه جات مردم باغی را چون خانه انگشتر در میان گرده بودند و جمعیت و اتفاق جمیع اقوام افغانستان که از بلاد دور و نزدیک هزارها نفر از هر قوم و از هر طایفه از برای مرداش طابعة باليه يذوق و خواهش خودها عزم جزم نموده رو برای آنطرف شده دایره زمین شا را بر آنها تنگ ساخته بودند چون مردم باقی مذکور تو به و ندامت و خجالت خود ها را عذر خواه آوردند اعلحضرت والاعفو و بخشایتی را شامل حالشان فرموده از سر جرم و خطای شان در گذشتند حال میگویم که اگر امال ملت افغانستان و از شكر ان نعمت عظما وفضل ومرحمت حضرت صمدیت واجب الوجود جل سلطانه که عبارت از وجود مسعود و ذات محمود این چنین شهریار رؤف و رحیم باشد غافل نمانند\n\nو دقیقه از سپاس فرو نگذارند آیا ادای یک شکر را از هزار کرده باشند نه والله که ادای یک شکر را از هزار نمیتوانیم زنی سعادت ملت و دولت افغانستان سزاوار است که بر جمیع مال عالم فجر و امتیاز پسر داشتن این چنین پادشاه مهربان را کنند المحاني بادشاه ما فقط\n\nروز عید سعید مبارک قطر اعلم ضرت همایون مجلوس سواری آزادی و نفری معتبرین و خوانین واول ميز حضور به مركاب مبارك بواری کاری ها بده و نیم بود روز جهته ادای نماز عید موصوف عازم و روزی انزای مسجد جامع عیدگاه شدندو د ر مجد موصوف ادای نماز عید را نموده و عالم عالم جوش و خروش مسلمانان و نداهای کلمه طیبه و درودهای مبارکه بلند بود که از دیدن جمعیت مذکور و از شنیدن امرهای اذکار خداوندی دلها از خوشی های زیاد من اليد و دل همین را می خواست که کاش این همه ساعت و هر لحه چنین بودی - بعد از فراغ ادای نماز واپس مراحت فرموده رونق افزای سلام خانه ما شدن و از انجابا تلافی کل نفری مون ادای نماز جمعه در مسجد خاص داخل از ی مبارکه تشریف فرما شده ادای فرض نماز جمعه را نمودند بعد ازان واپس رونق افزای سلام خانه موصوفه شدند و قرار - رت مقرره بعد از ادای نماز عید موازی یکند و يك ضرب توب و بعد از تشریف فرمای ذات شاهانه بدریا سلام خانه موازی سی و یک ضرب توپ فبر گرد شد و از برای نظری مذکور که در سلام خاله مام جه لام حضور حاضر بودند و تعداد شان به هزار نفر رسیده بود اقسام طعام و فواکه و شیرینی بسر رشته درست واصول مرغوب داده شد. پس از تناول طعام و میوه و جای و غیره و گرفتن شیرینی مردم مذکور مرخص شده در بار تمام شد - بروز دوم عید صرف نقری خوا این درباری و غیره بجای جناب عالی نائب السلامه صاحب جهة سلام حضور عالى ممدوح وقته از طرف قرين الشرف جناب عالى ممدوح نان و میوه و غیره و جای و تیریی برای کل نفری داده شد به د از فراغ سلام و تناول آن و تیرینی و غیره مرخص شدند. بروز سیوم عید کنتجارت از روزیکشنبه ۳ مامش و المباشد حضور انور همایون معه خدام خاص حضور رونق افزای کوئی زین العمارات های جناب عالى كالب السلطة صاحب بقسم غیر رسمی شدند و شب دو شنبه ٤ ماء مذكور إلى عمل بك بجه شب در کونی زین العمارات کیف داشتن و بعمل يك بچه شب از انجا مراجعت فرموده رونق افزای کوی استور شدند فقط مضمون فوق راعينا درج سراج الاخبار افغانی می نمایید فقط تحر ويوم شنبه ٩ ماه شوال المكرم منه ۱۱۳۰\n\n( علی احمد"}
{"book": "adl0616", "page": 392, "text": "صفحه ۷ شماره ۲\n\nجوار خارجيه\n\nراه آهن ریل\nدر اخبار المؤيد الفرا خوانده شد. لورد ( گرزن ) حاکم عمومی سابق هند براه آهن ريل كه ممالك فارس را شکانته محدود هند منتهی میشود اعتراض و تنقید شدیدی کرده گرفته است که با این راه آهن مزیت افغانستان زایل میشود وفايده موقع آن از اعتبار می افتد. و هم حدود هنديه عربيه در زیر خطر می افتد. لورد (مورلی) بجواب گفته است که البته حکومت بريتانيا تعهد امتیاز این راه آهن را بشرکتی که این خط را تمدید کردن میخواهند نخواهد داد.\n\nمغولستان\nاور وپانها مملکتهای شرق را چنان استیلا میکنند ؟ در اخبار انوار نثار (سبیل الرشاد ) خوانده شد: در ما بين روس و مغولستان يك معاهده نامه که مبنی بر پنج فقره ذیلست عقد گردیده است : (۱) حکومت روس ، مغولستان را مقابل احترامات اجنبيه که باو دستی زده شود مدافعه میکند (۲) حکومت روسی در منع مداخله حکومت چین به امور داخليه مغولستان کوشش میورزد (۳) مغولستان در عهده میگیرد که غير از روی از دیگر دولتها قرض نگیرد (٤) حکومت روس برای ثمره دار شدن تروت طبیعی مملکت مغولستان حقوق خصوصی را حایز میباشد (۵) حق ساختن راههای آهن در تمام مغولستان و ملحقات آن تنها به روی داده میشود.\n\nاستعمال مسكرات در ممالک روس\nاین هم : در ممالک روسی درسته (۱۹۰۸) تنها از شراب مسکری که عرق روسی میگویندش قیمت هفت صد و هفتاد و چار مليون - (۷۷٤٠٠٠٠٠٠) رو به نوشیده شده است. مقدار عرق نوشید شده گی (۸۹) ملیون پیپ است. در ظرف یکسال در تمام ممالک روس عدد اشخاصی که از شراب خوری یعنی به (داء الکتول) مرده انديك لك و سیزده هزار و هشت صد و سی و پنج نفر آدم است ، و عدد کسانیکه بسبب شراب نوشی بمرضهای غیر قابل نداوی گرفتار آمده اند بیست و شش هزار ويكصد و هشتاد و هفت نفر است. عدد کسانیکه از علت شراب نوشی بشفاخانه ها رای نداری در آمده اند هشتاد و یکهزار و هشتصد و چهل و نه آدم است. کسانیکه بسبب آن ام الخبايث بمرض جنون گرفتار آمده اند هفت هزار و چارصد و سی و چار آدم میباشند . در ایستاپستیک یعنی جدول حساب - نفس ( پترسبورك) در هزار می فقط از شراب نوشی وفات می یابند. پس اگر بنظر\n\nحقیقت ملاحظه شود استقبال روسها تا یک درجه ظاهر میشود. کنچه منجر خواهد شد؟ مسلمانها باید که قدر و قیمت شریعت غرای محمدیه را بشناسند برای حرام بودن خمر بزرگتر ازین دلیل جستن عیث و بیهوده شمرده میشود .\n\nاحوال ایران\nروزنامه محترمه (حبل المتین ) در شماره ۱۲ سال پیستم خود از قتل آقا میرزا محمد علی ثقة الاسلام ميشهد تبریزی که از علمای بنام و مجتهدین عظام ملک خود بودند و در روز عاشورای ماه محرم الحرام هذه السنه روسها بدارش کشیده اند تفصیلات داده مینویسد : در ثبوت وحشت کاریهای روس در قتل ثقة الإسلام وشيخ سليم وضياء العلماء وصادق خان و چهار نفر دیگر از اعضای انجمن ایالتی تبریز که از ظهر عاشوری بدار زده اند بالاتر از عکسهائی نیست که رو قیر برون برای جراید انگلستان فرستاده و ما فقط در اینجا خلاصه نگارش دبیر منچستر کاردین مورخه ۱۳ آگست اكتنا نموده تا در موقع خود بشرح و نشر آن پردازیم دبیر مذکور مینوید کچهار عکس قساوتهای روسیا را که بر و فیسر پرون برای ما فرستاده چنانچه خودش هم نگاشته خیلی دهشت ناك و نفرت انرا بود و الحق بیانیکه در آن باب داده خالی از هر گونه مبالغه است. در يك تصویر هشت نفر احرار تبریز که منجمله مجتهد بزرك ثقة الاسلام بود موجود است - دیگر عکسی است که او را پا آویخته و سر او را جدا ساخته و مجدداً مانند گوسفند به نقش آویخته اند سوم عکسی است که زمین افتاده و پرسینه اش خنجری زده شده چهارم عکسی است که دارای نصف جسم و معلق است. و بیان میشود که حسب الحکم او را شقه نموده اند - از این شواهد حتی که جای هیچ گونه شبهه و تردیدی برای احدی باقی نمی گذارد بخوبی مقاصد روس معلوم میگردد )\n\nسراج الاخبار افغانستان\n\nمیگویند که سبب بیگانه این اعمال شنيعة وحشيانه روسها که در تبریز ، و هناك شنیعتی که در مشهد مقدس اجرا کردند این است که ملت ملت ایران را به هیجان و جوش و خروش فراوانی آورده با خود بر سر جنگ آرند و با نی صورت (طهران) را به آسانی ضبط نموده مقصدیکه در باب اسارت همه ایران دارند بروی کار آرند . از مطالعه این حادثات اگر چه هیچ مناسبتی درين باب ندارد ولی چون تصور حسیات حالی شمرده میشود قلم از تحریر جزئیات آن صرف نظر نتوانست: قبل از بیست و پنج بسی سالی که بنا بر قرار داد عمومی همه دولتها قانون لغو اسارت و منع برده فروشی وضع گردیده در ممالک عثمانی نیز تطبیق گردید. محرر عاجز تا باین صفحات رسیده بودیم و تمدنیت اروپا"}
{"book": "adl0616", "page": 393, "text": "شماره ۲\n\nچشم باز کرده بودم . چون این انسانیت پروری و حقانیت گستری او ر و پا را در مخالف اوراق حوادث مطالعه میکردم بك حس احترام و تکریم عظیمی به آن مدنیت میپرورانیدم زیرا من بصباوتم از استدراك شقاوت شان عاجز بود و نها بظواهر دیده میتوانست و باز چون از حوادث منشئات صالح عمومی و سررشته های ترک سلاح عمومی در قونفرۀ الاهی خبرها میشنیدم بر چنان مدنیت عادلانه فاضلانه بيك نظر ممنونانه والهانه مینگریستم، حالا چون می بینم حكايه منظومه گربه و موش عبید زاکانی که در عالم طفلی آنرا خوانده بودم در پیش نظرم تجسم میکند: مگر آن لغو اسارت یک برده یا صد برده برای برده ساختن ملیونها برده بود و آن صلاح عمومی برای این خونریزیهای خصوصی بود و در زیر پرده آن مدنیت هزارها دامهای وحشت گسترده شده بود ......\n\nافکار تایمز آف اينديا و بغاوت مشكل\nه مصر معزز ما اخبار روزانه ( وطن ) در نیمه مورخهٔ ۲۰ اگست خوديك مضمون دور و درازی از اخبار (تایمز آف ایندیا) که در پینی بلغت انگریزی طبع و نشر میشود در باب بغاوت (مشکل) نشر کرده که ما از نقل همهٔ آن صرف نظر نموده تنها از بعضی نقاط جاندار آن بیان میکنیم و در اسباب به رفع بهای غلط فهمیهای بی اصل و اساس و شبهه های دور از قیاسشان کوشش میورزیم : اخبار تایمز آف ایند با در اول امر از تحریرات سابقه خود که در باب بی بارگیری از دو و تعطیل یافتن حرکات عسکری افغانستان در نثرهای سابقه خود نوشته بوده صحبت کرده میگوید : ((چیزی که پیش از این در باب عدم بار برداری ظاهر کرده شده بود نبود . بلکه دیگر سیما هم بود که آنهم برد و وجه بود : یکی مقصد اتحادبین الاقوامی دیگرش عدم اعتماد بر افواج با قاعده یعنی عساکر منتظمه .. در خصوص سبب اول بیان کرده شده بود که ارکان پارتی سازشی حکومت کابل غالباً همین خیال داشت که این امر برای فرمانروای اسلام سزاوار نیست که بر رعایای مسلمانان جبر و تعدی روا داشته خود را ( به جبر کننده بر مسلمانان ) مشهور سازد. و بهمین خاطر از پایتخت افغانستان بجای سپاه جماعت ملاها روانه کرده شده بود که غلط کاریهای باغیان به پند و نصیحت اصلاح کرده بطرف اطاعت فرمانروای خود مایل گرداند. اما چون حربهٔ روحانی مذکوره کارگر نشد سپاه افغانی را به آهستگی تمام بطرف کوههای مشکل سوق نمودند و بطریقی که از سپاه افغانی کار گرفته شد. هر کس به آسانی تمام معلوم کرده میتواند که ارباب حل و عقد افغانی را بر سپاه مذکور تا چه درجه بی اعتمادی موجود بود )) .\n\n§\n( سراج الاخبار افغانيه ) بكمال اعتدال در و تمام آرامی هوش دردم تفوهات اخبار ( تامز آف ایندیا ) را از سر تا به پا شنیده یکان یکانرا تصحیح وتعديل وترديد مينمايد :\n\nجناب تایمز آف ایندیا در تمنیات و قیاسات خودشان خطا کرده اند. اولا خوف ورعب حکومت افغانستانرا از عدم بار برداری نشان داده بودند. و چون باربرداری عدم کی بلکه وجود پیدا کرده فعلیات آن پیدان برامد جناب شان مجبور کردیدند که خودشان عنان خود را واپس بگیرند، لهذا آنرا فنی کرده دو سبب مبهم دیگری اختراع فرمودند . مسئله اتحاد بین الاقوامی را با عدم اعتماد حکومت برعكر منتظمه خودش مزح نموده يك خليطهٔ غیر متبالی ساختند . از يك طرف از اتحاد بین الاقوامی بحث راندن و از دیگر طرف يك دکن عظیم قوم وملت یعنی صنف عسکری خود همان قوم و ملت را از دایره اتحاد و اعتماد بیرون برآوردن چقدر غیر متجانس و ضد همدیگر افتاده است . آیا عساکر منتظمه افغانستان را از دیگر قوم و ملت فرض و تخمین فرموده اند که آنرا از دایرهٔ اتحاد بين الاقوامي وزمرهٔ معتمدین همجنس وهم ملتی بیرون کشیده اند؟ و اگر چنین گمان و تهمین کرده باشند میبودیم که انکار شانرا تصحیح نموده بگوئیم که عساکر منتظمه با قواعد افغانستان از خود قوم وملت پادشاه افغانستان است . پادشاه افغانستان و سر انس بزرگ همه اردوهای افغانستان یعنی اعلحضرت سراج الملة والدين ) ( امير حبيب الله خان ) عساکر شاهانه خود را اولاد خود میداند. و اولاد خطاب میفرماید . عسکر بادشاه خود را پدر مشفق و پیشوای مقدس خود میشناسد . پارتی ها و فرقه های سازشی در حکومت افغانستان و در افغانستان موجود نیست . در ین فقره اخبار موصوف این قدر سستی را قابل تصحیح دیده حالا بر فقره دوم آن که در زیر عنوان (سهل انگاری فوجی) نوشته اند احالهٔ نظر نموده برای روشن ساختن حقیقت و اصلاح تحريرات شان کوشش ورزیم درین فقره شان سه نقطه جلب نظر دقت میکنند. که یکی قابل تصحيح ، ويكى لا يق تردید، و سیوم سزاوار تاویل است.\n\nآنکه قابل تصحیح است این است که میفرمایند: ((سهل انکاری ازین ثابت میشود که از وقتیکه فوج فرستاده شد تا وقت آخر در جنگ شريك نشد و چون بريك موقع به فوج مذکور برای حمله کردن بر دره ( النمور ) حکم داده شد سپاهیان فوج چنان بد نظمی انداختند که در نه بودن اعتماد برانها هیچ شک و شبهه باقی نماند )) در این باب انقدر گفته میتوانیم که غالبا مخبر حربی که از طرف شان برای نامه نگاری این محاربه از پینی تا به افغا نستان اختیار زحمت فرموده تشریف آورده بودند. آدم خیلی بی دل و بی جرأ می بوده است که هیچ به محار به نزدیک نشده است. و از جاهای بسیار دوری بهمان قدر شنیده گیهای که از کدام رهگذری مانند خود بیخبری گرفته اکتفا ورزیده بغلط برای جناب تا نیمز آف ایندیا) خبر داده است .\n\nنقطه دوم قابل تردید است که میگویند: حاکم خوست بانی"}
{"book": "adl0616", "page": 394, "text": "صحیفه ۹ شماره ۱\n\nفاد بود معزول شده در قیدخانه کابل مقید کرده شده، حال آنکه حاکم خوست سابقه را اگر ذره بین بیندازند در هیچیکی از قیدخانه های ملکی و عسکری کابل نخواهند یافت. بلکه اگر بیایند یا در خانه اش و یا در روزهای دربار با اونیفورم رسمیش در سلام خانه خواهند یافت.\n\nنقطه سوم سزاوار تأویل است که می فرمایند: «القصه قبایل باغی را فتح کلی حاصل شد،» بلی فتح کلی حاصل شد اما بر فکرها و خیال های بعضی شریرانگیزانی که غرب را بر شرق حتی شرق را نیز بر خود شرق بجلادی و قسانی تحريك و تشویق میکنند هزار افسوس که مردمان متمدن ما درین اوقات از شنیدن خبرهای خونریزی و دیدن سیلابه های خون آمیز استلذاذ سمع و بصر مینمایند. و چون از يکطرفی خبرهای خونریزی بشنوند قوت را بها داده در تصویر و تعریف آن داد سخن طراز بها را میدهند. و بمجرديکه از صلح و مسالمت خبری شنیدند بیکباره بیأس و ناامیدی افتاده بنای طعناها و کنایه ها را میگذارند. زیرا آنها از درامهای فاجعه انگیز کشته شدن مسلمانها بدست یکدیگر شان لذتها وحصه ها و فايده ها میبردارند.\n\n§\nحالا بیایم بر فقره سوم که بعنوان (جوش اتحاد اسلامی) مینویسد در ین فقره خود جناب (تایمز آف ایندیا) از وهم و تخیلات\n\nاولاد نجابت نهاد اعلی حضرت ( سراج الملة والدين أمير حبيب الله خان )\nشهزاده جوان بخت معظم ( معين السلطنه سردار عنایت الله خان ) بزرگترین\nأبّده الله دولته إلى آخر الدوران\nتاریخ ولادت ( ۱۸۸۸ م ) مطابق ( ١٣٠٦ )\n\nعمومی که برای اوروپا از مسئله ( اتحاد اسلام ) حاصل شده است بيك قالب دیگری بیان میکند ، و افغانستانرا يك ركن مهم این اتحاد بقلم میدهد. و اعلحضرت پادشاه افغانستان را مانند اعلحضرت سلطان ترکی که بازیچه دست انجمن اتحاد و ترقى شده است بدست ملاهای متعصب مذهبی نشان میدهد. حالانکه این يك ، تصوير خشك و خالی است که قوه واهمه جمعیتهای ژزویت ها بوجود آورده عالم سیاست اوروپا را بر مسلمانها به تحريك و تشویق برمی انگیزانند که اصل جای خوف و بیم عالم انسانیت ازین باید بود نه از اتحاد اسلام ما بارها گفته ایم و بار دیگر هم میگویم که مسئله اتحاد را چنانچه نصارا ، کمان کرده اند مبنی بر قیام مسلمانان بر نصارا نیست زیرا الثبوت بر این چنین اتحاد بجز مضرت هیچ منفعتی را برای مسلمانان مثمر نمیشود. مقصد مسلمانان از اتحاد شان این است که برای بیداری و آگاهی وترق و تمدن و محافظه حقوق خود اتحاد کنند. و این چنین اتحاد را همه شرایع و همه ادیان بلكه همه انسانیت مقبول و پسندیده باید بشمرند جناب تایمز آف ایند یا درین فقره خودشان بار بار افغانان را به بیعقلى ، وتعصب، وجهالت نسبت کرده است که ما تحمل و اعتدال دم قرار را از دست نداده آن سخنان شانرا بروی خود گوینده آن نمیزنیم ، ولی اینقدر میگوییم که مادام برما همچنین اعتقاد دارند، وحسب الوظيفه مدنیت خودشان را من طرف العيسى عليه السلام مأمور رفع وازاله این چنین چیزها میشمارند پس چرا از اتحاد"}
{"book": "adl0616", "page": 395, "text": "شماره ۲ صحیفه ۱۰\n\nسلام که اما ساعی بر رفع اینگونه چیزهاست و مقصد آنان . آگاهی و ترقی و تمدن و محافظ حقوق است . المدینه وخوف میکنند و آنرا خطر نال میدانند . اگر مسلمانان اتحاد ترقی و آگاهی و تمدن بکنند یکبار بسیار سنگینی از دوش جمعیات زه زه ویت ها برداشته میشود و دولتهای اوروپا نیز از يك مصارف کلی که در راه امداد و معاونت آنها مخرج میرسانندرهایی می یابند . زیرا همان چیزی که آنها زور وقوت وبا حيله وخدعه میخواهند و نام آنرا ( نشر انوار مدنیت ) نهاده اند خود بخود ظهور می انجامد . لكن اگر ( نشر انوار مدنیت ) محض عبارت از تصرف ساختن مسلمانان و یا اسیر ساختن آنان باشد . آن صحبت دیگر است .\n\nذات اعلحضرت بادشاه دل آگاه مقدس ما را بازیچه دست ملاهای متعصب پنداشته و خیالات جماعتی که بر سر کار میباشند قرار داده اند که ما این قباحت را بر بی خبری و عدم وقوف و آگاهی شان بر افکار بسیار عالی بادشاء مقدس خودمان حمل نموده، ماهم ټایمز آف ایندیا را معلوم میشماریم و هم چه حاجت که ما آن افکار انسانیت پرورانه و مدنیت پرورانه پادشاه مقدس خود را بر بی وقوفان آن اعلان نمائیم . ثانياً تمثیل ټایمز آف ایندیا که ذات اعلحضرت پادشاه معظم ما را به ذات اعلحضرت سلطان ترکی در بازیچه شدن دست انجمن اتحاد و ترقی تشبیه داده اند واهی بودن سخن شانرا ثابت میگرداند زیرا چنانچه مانند انجمن اتحاد و ترقى يك انجمنی در افغانستان موجود نیست .\n\n(امير حبيب الله خان) أيّد الله دولته الى آخر الزمان تاريخ ولادت (۱۸۷۱ م) مطابق (۱۳۰۹ هـ)\n\nهمچنان يك هيئت حكومتى كه بغير از نفس نفيس ذات اعلحضرت پادشاهی باشد وجود ندارد .\n§\nحالا اگر يكقدرى بفقرۀ چهارم مقاله ( تایمز آف ایند یا ) که در زیر عنوان ( طریق سیاست کابل ) عمل فروشی بخرج داده تحریر داشته است بنظر غور و تدقیق ملاحظه نمائیم خلاصه الخلاصه آنرا بر این موضوع یعنی میبینیم که جناب شان سیاست عادلانه مدیرانه انسانیت پرورانه حاضره افغانستان را نمی پسندد ، و يك سیاست قاتلانه ظالمانه را انتظار دارد که منظره های عقل ربای قتل عامها و کله منارها و گوش و بينى بريدنها ، و خريد و فروش انسانها را مانند\n\nدهشتها و اشكنجه ها و عذابهای انگیزیسیون، ما بندگان را هم چون یک پورا ماهای بسیار خوشی از زیر نظر استادانشان بگذراند . بنا عليه، ما در خصوص هیچ چیزی نمیگوئیم و محاکمه این مدنیت فروشی را بوجدان ارباب عقل و اذعان حواله نموده برفقره پنجم آن احاله نظر نموده به بینیم که چه میگوید :\n§\nفقره پنجم آن که بعنوان (غلط فهمی) میباشد . آغاز سخن را چنین برداشت است : اگرچه در این شک نيست كه فى الحال تصفيه فساد خوست قطعی شده است اما ممکن است که در کابل بلکه در تمام افغانستان ازین قسم غلط فهمی"}
{"book": "adl0616", "page": 396, "text": "صفحه ۱۱\n\nچون که این امر یقینی است که حکومت افغانستان برای محفوظ داشتن خود را از خانه جنگی ، تحریک اتحاد بین الاسلامی را جاری نموده آواز جهاد بلند خواهد کرد. چنانچه کار داران افغانی در معامله خوست در این امر دریغ نکرده بودند . لهذا ما را از نقطهٔ خیال بریتانوی در سیاسیات انتقالی این امر نهایت اندیشناک بنظر می آید عجایب مکر جناب ( تایمز آف ایندیا ) چقدر دور اندیش کنان بوده است؛ ولی از نوای کلام شان غالب بودن قوهٔ واهمه شان معلوم میگردد. زیرا با وجودیکه مسلسلها اتفاقهای مثلث ، ایتلافهای مثلث ، اتحادهای بین الاقوامی عمومی ما را رای بند و هیچ درین مالك الدینی خود نیفتاده اند. و بکمال بی روانی ولایتمدی دلاورانه بسوی آن در پای اتحاد و اتفاق و اختلاف نظر میکنند، و هیچ باك اتفاق و اتحاد را مقابل آن بريال وخاطر خود هم بگذرانند. حالانکه حریفان ما از اتحاد خیالی و تصوری غیر معلوم معدوم اسلامی اندیشه ها وخوفها و بیمها میپرورانند. چونکه به این پی نبرده اند که یکی از ارکان مهمهٔ شعایر دین مبین اسلام اخوت و اتحاد است . بلند کردن آواز جهاد نابهنگام غیر مشروع در خیال و خاطر کسی هم نمیگذرد . علی الخصوص در وقت حاضر جهاد آنوقت مشروع و معقولست که بر وطن و حقوق حکمرانی وطن تجاوز واقع شود از هر طریقی که هر کسی که باشد، و چون اسبابی که مستوجب تعدی و تجاوز بر خانه پادشاه افغانستان شود از هیچ طرف دیده نمیشود از روی کمال حدیث و حقیقت گفته میشود که دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما با هیچ یکی از دولهای معظمهٔ همجوار خود فکر تجاوز و تعدی را بنام جهاد علی الخصوص با دولت قدیم دوست و سابق خود بریتانیا که از همه روابطها از جهت نزدیکی و یلوان ترکی ، و اثنای معاملات و سیاست معتدلانه بنابر دو منافع متقابلهٔ مادیه نمی پنداریم که بدون سبب روع و اجبار از طرف متعدی آواز جهاد بلند گرداند؟ از شبهت جناب ( تایمز آف ایندیا ) خاطر مبارک خود را خیلی آسوده، و از اندیشه آزاده داشته باشند که ازین تصورات و توهماتی که دربارهٔ افغانستان پرورانیده اند هیچ چیزی در میدان موجودیت نیست . والله أعلم بالصواب .\n\nسمت پیدا شود، ما این سخن را سرا سر بالعکس تلقی میکنیم زیرا انسان را بندهٔ احسان میشماریم ، و مرهون خون مینداریم. طریقهٔ پسندیدهٔ حکمرانی افغانستان قرار قرن های گذشته به نحوی باید بود که در چنین موقع سزای وحشیانه داده شود. و فادارانرا به برخی اسباب فرو کرده شود. و گوش و بینی جرمهای قابل معافی هم بریده شود و سزاهای گوناگون سخت به آنها داده شود و کسانیکه علانيةً مرتکب بغاوت گشته اند حتی الامکان قلع و قمع آنها باید کرده شود ) شنیدید بصیرت و وصیت مردم متمدن را مردم وحشی ای معشر بشر ! یکقدری بنظر غور و دقت بسوی این کلمات شدیدانه نظر فرمائید . آیا وقتی که این کلمات را مینوشت وجدائش هیچ او را در زیر بیحساب شکنجهٔ عذاب نیاورده باشد؟ آیا دستش نلرزیده باشد و آیا قامتش در تحریر آن تردد نکرده باشد. هیچ شبهه نیست که هر انسان یک وجدانی دارد. بلاشبهه که نویسندهٔ این کلمات را ایزو جدانی بوده است البته که وجدانش او را در وقت نوشتن این نصیحتها معذب هم کرده باشد. ولی بیچاره چه کند اکنون، عرض . احترامات بشریه دائماً بر احکام وجدان غالب می آید : سبحان الله ! اگر همچنین کارها از طرف ذات الا حضرت بادشاهی اجرا می شد. آیا در آنوقت گمان میبرید که جناب ناظر آن ابتدا آنرا تقدیر و تحسین میکرد ؟ حاشا ! بلکه در آن وقت چنان و توله های چنگیز نامه ها و غلغله های هلا کو پیام های مینوشت که انسان را از خواندن آن مو بر اندام راست میشد! بلکه آن کارها را وسیله تر نمودن خونریزیهای غدارانه و وحشیانهٔ ایتالیاتها در طرابلس ، و روسها در تبریز تلقی نموده تا میتوانست قساوتنامه نویسی خود را قوت می بخشید : بلکه دولت دوست متفق همسایهٔ حقوق شناس ما را نیز تشویق و تحریک مینمود که در چنین عصر مدنیت (۱) ضرور است که این گونه کارهای وحشیانه را پایانی بدهند. چنانچه درین وقت ایقان و اشعار میکنند که از افکار اتحاد بین الاقوامی در حذر و مستحضر باشند ؛ چنانچه در فقرهٔ ذیل آرا ایفا مینماید : فقرهٔ پنجمین اخبار مدنیت آثار انسانیت شمار ( تایمز آف ایندیا) (۱) بعنوان ( خطرهٔ ممکن ) از مسلح بودن همهٔ ملت افغانستان و افکار اتحادیین الاقوامی افغانیان و محتمل بودن دیگر بغاوتها بحث و بیان رانده برین کلمات ذیل ختم کلام مینماید\n\n❖ مراسم دفن میکادو امپراطور ژاپون ❖\nپرنس آرتهر آف کنات که حامل نشان زانو بند برای امپراطور جدید ژاپون و شرکت در مراسم دفن میکادو از طرف دولت انگلیس بود وارد یکوهاما و از آنجا عازم توکیو گردیده در ایستگاه راه آهن امپراطور و خانوادهٔ سلطنت و وزرا او حاضر بوده نهایت پذیرایی از ایشان شده در قصر برای فوشی قیام شان داند"}
{"book": "adl0616", "page": 397, "text": "صحیفه ۱۲\n\nامپراطور به برنس آر شهر و پرنس هنری آف پروشیا نشان ممتاز سلطنت مرحمت فرمودند\n\nپرنس هنری بوکالت امپراطور آلمان برای شرکت در دفن امپراطور متوفی وارد و مانند شاهزاده انگلستان در ایستگاه راه آهن از ایشان هم پذیرائی شد و در قصر (کاسومی کالسکی) ایشان را قیام دادند —\n\nمراسم شاهانهٔ دفن امپراطوری ۱۳ ستمبر بعمل آمد جنازهٔ میکادو را در تالار سلطنتی گذارده، و امپراطور جدید بالباس رسمی از وجه امپراطور متوفی و امپراطراس حالیه و شاهزادگان و حکام و امراء و رؤساء حاضر بودند مراسم ترحیم بر طبق مذهب رسمی مملکت بعمل آمد — طبل عزا هم می نواختند و دسته برای ترحیم و نماز بر جنازه حاضر می شدند بسیاری از قیدیان ژاپون را در این موقع آزادی بخشیدند و يك مليون سکه بن خیرات دادند.\n\nتمام جهازات جنگی ژاپونی وغیره بیرقهای خودشان را نیم کی که علامت ماتم است گذاردند تمام شهر بسته و ماتم زده و تمام جنرل ها و سرداران از قبیل جنرل اوکر امیر البحر نوگر بارن سیتو جنرل کروکی و امیر البحر جون باریاس در تشییع موجود بودند و موقع دفن اتواب سلامی زده شد.\n\nقونسل ژاپون درین ایز مراسم ترحیم امپراطوری را بجای آورد — و ژاپونیان موجود بمبی یا هنود و فارسیان شرکت داشتند، قونسل اطق داد بر سوانح امپراطوری و خدمات آن بعوالم تمدن خاصهٔ شرق —\n\nاز فراق امپراطور خود جنرل نوگی قان بندر از شهر بازوجه اش خود کشی نمودند —\n\nجنرل نوگی گلوی خود را با کارد بریده و زوجه اش باخنجر شکم خویش را دریده و این واقعهٔ نا گوار وقتی شد که صدای توپ دفی اناحضرت میکادو بگوش ایشان رسید این حادثه در خانه خودشان که در (اکاساکی) است واقع گردید — زن و شوهر در لباس ژاپونی بودند و قبل از اقدام بخود کشی از جامی که امپراطور به آنها اعطا فرموده بود آخر شربت زندگی نوشیدند مراسله بنام امپراطور نزد آنها دیده شد.\n\nیک از طلاب که در خانه جنرل توسکی بود بغتتاً آنها را بخون خود غلطان دید!\n\nیوم قبل از آن جنرل نوکی و زوجه اش عکس خودشان را گرفتند و علی الصباح در خانه میکادو به نماز شرکت داشت و این خود کشی خیلی مهم است و خیلی خطوط های با کیفیت نوشته گذاشته و در آن خط معذرتی هم برای برای آن شهر کنات بوده است.\n( نقل از اخبار حبل المتین )\n\nشماره ۱\n\nدر دنیا چه چیزها میشود و ما خبر نداریم !\n\nمسئله ( محمد ولیخان )\n\nدر شمارهٔ ۲۳ اخبار خود يك خبری در باب ( محمد ولی ) نام شخصی که مانه اسماً و نه رسماً آرا میشناسیم و نه از حرکات و سکنات او و نه از مسلک و اخلاق او با خبر هستیم مستند بر قول نامه نگار خود از مصر درج و نشر نموده بودیم و این نشریات ما مراد از اغراض شخصی خالی بود چرا که اخبار ما صرف يك اخبار وطنی افغانی میباشد و هرگونه سخنی که جهت تعلق حضرت به افغان و منفعت افغانستان داشته باشد برای خبر دولت و ملت و وطن خود آرا بکمال آزادی و جسارت اشاعه و اعلان مینماید. حالا که آن نشریات مادر رفقای ما وراء الخیر با قیل و قالهای عجیبی و غریبی برپا نموده است که ما را بر بسی حقایق دیگر نیز آگاه و بیدار ساخت.\n\nمگر از برخی مسلمانان که بازیچهٔ انقلاب روز کار اتفاق شارا به نفاق و ائتلاف شانرا به اختلاف مبدل ساخته چنانچه در میان اخبارهای اسلامی ترکی و كذلك عربی بسبب اغراض شخصی و جزمقام والنفس مناقشه ها و مجادله ها قلمیه که بجز ضرر ذکر هیچ نفعی بعموم عالم اسلامی نرساند موجود است در مابین اخبارهای بردران اسلامی ما که زبان اردو در قطعهٔ قسیمهٔ هندوستان طبع و نشر میشود این بیشتر از آنها مجادلات و مناقشات اتحاد برانداز الله اختلاف پرورانه موجود بوده است که ما از آنها هیچ خبری نداشتیم.\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) تنها يکدانه اخبار یست که از مملکت اسلامیهٔ افغانستان از فیوضات معارف پروری پادشاه افغانستان در عالم مطبوعات اسلامی اول بار جلوه گر ظهور گردیده است. و بنا بر مسلکی که پیش نهاد خود دارد همه رفقای قلمیه یعنی اخبارهای اسلامی ممالک ترکیه را که زبان ترکی طبع و نشر میشود یک وجود واحد داشته مناقشات و منازعات قلمیه که دارند برای خودشان گذاشته است و هیچ جهت تعلق به آن ندارد. كذلك رفقای هم قلم اردو زبان مسلمان خود را يك كتله واحده و يك وجود غیر از هم مناره دانسته اعراض نفسانی مادی شارا برای خودشان میگذاریم، و هیچ جهت تعلق به آن نداریم.\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) بسیار افسوس میکند که يك خبری که بدون از غرض مستند بر قول نامه نگار مصری خود در شمارهٔ ۲۳ سال اول خود در باب ( محمد ولی خان ) نام شخصی اثر نموده بود مستوجب ازداد مناقشات قلمیهٔ اخوان هم قلمانش گردید. مگر بعض از هممدیران معزز ما محمد ولیخان مذکور را خیلی ستایشکارانه و بعضی بضد آن شناختانده بودند. فقرهٔ راج الاخبار چنانچه برای کسانیکه طرفدار او بود يك تأثير بدی بخشد، همچنان برای فرصت طلبان فرقهٔ ضد آن نیز باشه"}
{"book": "adl0616", "page": 398, "text": "شماره ۱۳\n\nسر رشته مقالی پیدا شده موجب ازدیاد مخالفت و مباغضت گردید که ما ازین چیزها خبر نبودیم . و بواسطه این خبر خبر شدیم . و هزاران تأسف نمودیم . لهذا بکمال حدیث و حقیقت میگویم که مقصد ما از نشر این حوادث هيچ يك غرض شخصی و یا طرفداری و غیر طرفداری نبود . و قبل از خبر مذکوری که نامه نگار ما خبر داده بود نام این شخصی را هم نشنیده بودیم و نه از که بودن او خبر داشتیم که کیست و چه کاره است. مقصد ما از نشر این خبر همانا جهت تعلق او به افغانستان بود و چون هر خبری که ازین نقطه نظر بنظر برخورد نشر واشاعه آنرا برای اطلاع هموطنان خود وظیفه میشماریم از انرو در اشاعه آن يك مخدوری نديديم . به اینهم میدانیم که نامه نگار مایک شخصی لا عرض ولا تعلقيت که اینقدر يك سمن دور و دراز سياحه نامه آسانی را بی يك حقیقت معلومی از خود ترا شیده نمیتواند ، هیچ شبه نیست که وقوعات همچنین است که او نوشته ، وسراج الاخبار افغانیه آنرا در شماره بیست و سوم سال اول خود نشر کرده است. ما در مخصوص شخصیات را هیچ نمیشناسیم. چشم و گوش دل و هوش ما بسوى احوال عمومية اسلاميه متوجه است. ول هزار افسوس که همه ما از اتفاق و معاونت و جمعیت و ترق دم میزنیم، و هیچ اثری از پنچیزها در مادیده نمیشود، و عجز [بیخ کی؟] هیچ ثمری از یکدیگر خود نمی بینیم . حقیقت همین بود که نوشتیم باقی برای خود و همه اخوان دین خود که در شرق اند دگر در غرب هدایت و توفیق را از درگاه ذات اقدس حضرت هادی مطلق جل وعلا نیاز میکنیم . انسانها اول چون بصنعت بافنده گی آغاز کردند اگر ممکن شدی که یک باره قماش نخستین آن بافنده گی را در بنوقت میدیدیم قابل پوشیدن نی بلکه لایق فرش زیر پا انداختن هم نمی یافتیم . هم چه حاجت یکبار چون بسوی قماش ( كوسى ) سابق ملك خودما ، و کشمیره های راهدار و جار خانه که درین وقتها در وطن عزیز ما ساخته میشود نظر کنیم یک فکر اجمالی حاصل کرده میتوانم. این است که شعر نیز از حال اولی خود تا به انبوقتهایی تبدلات گونا گون دیده کسب لطافت کرده است. اشعار يونان قديم ، وفرس قديم، وغرب قديم، وهند قديم را چون بشنوید و بازیکبار آر با شعار بیدل و سايب وكليم مقایسه نمائید محیرت می افتید . گویند اول شعریکه در فارسی گفته شده این مصرع بوده است. مغلطان غلطان همیرود قالب گو ، که گویا (بهرام گور) بیکبازی که غالبا مانند ( كلف) یك چیزی بوده باشد بازی میکرده است . وقتی که توپش در خانه مخالف داخل شده از بسیاری فرحت بی اختیار همین مصرع را بر زبان رانده است. و بعد از ان حکما و ادبای آن عمر دران غور و خوض کرده شعر ایجاد شده است. این یک روایتیست که اصل و اساس آن مجهول است. فکر ناقصانه خود ما چنین می آید که شعر و موسیقی از آغاز خلقت بشر با بشریت توام آمده است. زیرا هیچ ملتی از ملل بشر را نمی بینیم که بی شعر و موسیقی باشند. و چون موضوع شعر توام طبیعت است از وقتی که بشر درین عوالم قدم نهاده است با شعر یکجا محشور شده آمده است . شعر و موسیقی یک چیزیست که بر حیات تاثیر اجرا میکند. هر انقدر که حیات انسان کسب دقت و لطافت کرده شعر نیز همانقدر ژاكها ورقها تخرّج داده، مثلا دهن محبوبه را اول بدهن دوات تشبیه دادند. باز آنرا لزج و غلیظ یافته چشمه آب بقا گفتند، اما فراخی و همیشه جاری بودن آن بعضی دهنهای لغام شده آبدهی جاری را بخاطر آورده از انهم صرف نظر شد . باز غنچه های کلها را در خوشبوی و لطافت و شکل و قیافت تشبیه تام یافته غنچه دون گفتند. ولی چون خوب غور کردند مشابهت تامه در ما بین دهن افقی و غنچه عمودی نیافته نقطه گفتند. باز آنرا هم قابل به تطبیق تقسیم نیافته هیچ گفتند و السلام.\n\nادبیات\n\nشعر - و - فن\n\n( شعر ) یکی از ارکان مهمه بسیار معتنابهای مفخرت نمای علوم ادبیه شمرده میشود. شعر، کلامیست موزون ومقفا که موضوع آن عوالم طبیعت است. مثلا ابشارها چمنزارها كلها. بلبلها ، باده ها ، نشئه‌ها على الخصوص حسن و جمال طائفه لطيفه بنات حوا که بهترین آثار صنع خالق بیهمتاست سرمایه های دکاکین مضامین شعر شمرده میشوند و کارخانه که شعر در ان ساخته میشود ( قوه مصوره ) است که استادکار ( تخيل ) بقوت ماشین ( تفکر ) آنرا بهزاران پیچ و تاب در ان کارخانه غرایب کاشانه را رونق و زینت داده برنگ رنگ ، و گونه گونه اشکال و الوان در بازار جواهر فروشی سخن بیرون میبرآرد .\n\nآن دها را هیچ گفتم بارشد در پیچ و تاب از غضب گفتا چه گفتی باز گو گفتم که هیچ\n\nاین محور عاجز فطرتاً شاعر و بشاعر زادگي افتخار دارد و یکی از تعظیم و تکریم کنندگان شعر خود را می شمارد . دواوین استادان را حرز جان میداند . ولی هر قدر شعر کج محی که گفته توانسته است جهت های فنی ، اخلاقی و طنبی آنرا زمین اتخاذ کرده است. چه عیب دارد : آیا موضوع شعر عوالم طبیعیه نیست پس چه از کل و بلبل بگوی و چه از زغال سنگ هر دو شامل همان عوالم يك آهنگ است و بس ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 399, "text": "صحيفه ١٤ شماره ۲\n\nدر وطن عزیز ما بنی شاعران با کمال گذشته و مو جودند که بر گذشته کان از صمیم دل رحمتها و تحیتها میفرستیم . و موجود بودگان را دعاها و ثناها میگویم . با جناب مستغنی که یکی از شعرای پسند یده اطوار آتشین گفتار موجوده شهر عزیز ماست در باب تطبیق (شعر وفن) محاوره و مصاحبه های بسیار میکردیم چون بسوی طبع سرشار و خوش مضمونی گفتار آن بلبل چمستان وطن ملاحظه میکردیم از تحريك و تشويق نمودن آن رفيق سخن خود را بر شعرهای قبلی هيچ خودداری نمیتوانستیم ولی دقیق خود را در تردد میدیدیم. این تردد ایشانرا میدانستم که از چیست؟ البته طبعی که دایما در اطاقها و اریکتهای سخن از برناگل کفه ترازو ساخته نکهت بوی یار را با شمیم نسیم سحر گهی در آن وزن نموده باشد مانند موتر، ریل، بالون چیز های غلیظ و کلفت را جان برداشته میتواند ؛ اما باز امید ما منقطع نبود . تا آن که در شماره بیست و سوم اخبار خود يك غزل چون عمل شانرا كه بمناسبت جشن تماشای (جمناستیک) انشاد نموده بودند بکمال شوق و سرور درج نمودیم. از مصرع غزلشان که : (( دلا جمناستیکی میتوان کرد )) امید ما دوبالا شده البته کسیکه جناستیکی بتواند موتورانی، ریل چلانی ، بالون پرانی را نیز میتواند ! این است که درخت آرزوی ما بار ور گردیده این شماره دوم سال دوم این نامه گرامی وطن ما با يك منزل قرانی بزمان و زمین موافق بسیار دلنشین شان تزئین می باید. و امید است که بعد ازین دایما ازین در و این رهگذر سخنان شرین دقیق خودمان را بکمال مسرت درج نمائيم .\n\nنی شعر سراباش و نه ربط سخن آموز\nجهدی کن و از بهر وطن علم و فن آموز\nکی موی میانی و نه جاه و دقی گوی\nعلمی که بکار آیدت ای چشم من آموز\nاز بهر لب لعل بتان چند کنی جان\nرو کندن کارزار برای وطن آموز\nدر نقطه موهوم دهن چند شوی محو\nدر هیچ مپیچ این سخن خوش زمن اموز\nدر حسرت بالای بتان چند توان زیست\nرو صنعت بالون و بالا شدن آموز\nجو گان زنفتگی کرو گوئی ز گلوله\nنی زلف جو چوگان و نه گوی ذقن آموز\nمنشین ترش از حسرت لعل لب شیرین\nرو کندن کوه و کمر از کوهکن آموز\nکاهل مشو و بی هنر از خانه نشینی\nچون ریل پی علم و هنر تاختن آموز\nدر لندن و پاريس پی کسب هنر شو\nفی ترك خلالی و نه شوخ ختن آموز\nاغیار ببین در چه خیال اند و تو غافل\nای یار تو هم عبرتی از ما و من آموز\nای دل طرب اندوز سخنهای بلندت\nمستغنی ازین گونه نکته ها بمن آموز\n\nفاجعه های پاریس\nما بعد از تمبر ٢٤ سال اول\n\nاین را گفته از او تاق برامد. و از زینه ها فرو آمده بطبقه اول عمارت برفت. قومیسر پولیس نیز تا به آمدن دایه، فرو آوردن نعش فونت فونتان دوراندورا بیابان، و تا درجه که ممکن باشد پاک کردن خون را از روی خانه، و برای نقل دادن امش را به قره قولخانه حاضر کردن يك دولی را بر تخلیه ها و عسکرها امر نمود حتی نوشتن ژور نال واقعه را نیز از بهر آنکه در مرکز خود بخاطر جمع بنویسد درین وقت بتأخیر انداخت . چنانچه موسیو وینیو گفته بود بعد از ده دقیقه را به مادام آنغو با يك توالت عجیبه، از در وازه داخل او تاق گردید . مرقومه سی سی و دو ساله يك زن کوته قد ضعیفی بود که با وجود آنهم آثار ذکاوت و يك جاذبه در سیمایش بدیدار بود. لبهای باریک و بینی نیزش چنانچه بر خشونت طبعیه اش دلالت میکرد همچنان حرکت دایمی چشمهایش نیز درجه انهماك حرص و طمعش را نشان میداد. ما دام آنغو بمجردی که داخل اتاق گردید قو میسر سلام داده\n\nو آنهم اینست که اگر مادام آنغوی دایه بداند که اجرت زایاندنش را کسی نمیدهد از جای خود حرکت هم نخواهد کرد. حالانکه این زن مالك حبه واحده هم نیست حتی منهم پانزده روزه کرایه پرو طلب دارم .\nقومیسر — از اجرت خود بیغم باشد. اگر پدر این زن بیمار، بر خلاف امید ما مصارف زایانیدن دختر خود را ندهد، بنا بر آن طلبی که بکنم از طرف حکومت داده خواهد شد. و اگر بالفرض و التقدير آنهم ممکن نشود من خود از کیسه خود میدهم .\nوینیو — اوه ! چون چنین است بعد از یکچند دقیقه ما دام آنغو را در یجا حاضر خواهید یافت ."}
{"book": "adl0616", "page": 400, "text": "تحیقه ۱۵\nشماره ۲\n\nغزل\nگرچه در لفظ عرب جمع خبر شد اخبار\nليك يك نامه بر علم و هنر شد اخبار\nچند اوراق شده جمع و بهر ماه دو بار\nمیشود نشر و چو يك سلك گهر شد اخبار\nخبر جمله عالم بتو گوید هر دم\nهست در خانه و بغداد خبر شد اخبار\nگاه از دین و از دنیا گهی از حب وطن\nمیدهد پند و ترا دافع شر شد اخبار\nتیغ عریان وطن فكر و لسان ملت\nهست اخبار و ترا تیغ و سپر شد اخبار\nاحمق خبره سر بخیر از حب وطن\nگویدت نفع نشد جمله ضرر شد اخبار\nاز ازل دشمن علم آمده جهل جاهل\nغیر کی خوشش آید که خبر شد اخبار\nپادشاهم چو خریدار کمال و هنر است\nزالب گنج گهر مخزن زر شد اخبار\nحامی ملت و دین پادشه علم گزین\nچون پسندید به (محمود) هنر شد اخبار\n\nناموران جهان\n(ما بعد از نمبر ٢٤ سال اول)\nاین آغر بینه با جنرال (دومینیوس) ازدواج کرده و از صلب ایمپراطور (نرون) نام ظالم مشهوراً بدنیا آورده است. بعد از انکه شوهرش وفات کرد بنا بر عادت منحوسه آنزمان جهالت با کاکای خود ایمپراطور (قلا ودیوس) از دواج نموده است. و به افسون کاربها و قتانیهای خود چنان برایمپراطور غالب آمد که همه امورات کارهای حکومتی را بدست خود در آورد. دختر شوهر خود را که از دیگر زن مانده بود و نام آن (اوقتا ویا) بود به پسر خود (نرون) تزویج نمود، و پسر شوهر یعنی هم خود را که (بریتانیقوس) نام داشت) طرد و اخراج نمود، و ایمپراطور یعنی شوهر و عم خود را بران واداشت که پسر خودش (نرون) را ولیعهد کند. و چون این کارها را کرد از بیم آنکه مبادا پشیمان شود شوهر و عم خود ایمپراطور (فلاودیوس) را زهر خورانیده هلاکش نمود. وقتیکه پسرش (نرون) ظالم ایمپراطور شد غرض داری والده خود را بامور حکومت برداشت نموده مشار الیها را در يك کشتی سوار کرده امر نمود که در قعر دریا غرقش کنند. ولی آغر بینه بهر دیه و حیله که بود مامور غرق کننده خود را فریفته نموده خود را خلاص کرد. ولی بعد ازان باز نرون ظالم يك افسر خود را به جزیره که او پناه گزین شده بود فرستاده در سنه ۵٩ میلادی بقتلش رسانیده است. این زن در حسن و جمال يك آفت دوران، و در دیه پردازی و حیله انگیزی و غدر و ظلم معروفه جهان بود.\n( باقی دارد )\n\nعفو تقصیر خود را در باب منتظم نبودن دریشی و توالت خود بیان کرد در نزد بستر زن بیجاره رفته بيك صدای امینی گفت: — جسارت مادام ! جسارت ! آیا زمان زائیدن نزدیکشده استی ! هیچ نترسید ! همه ما ازین راه گشته ایم، حالا آنکه بهیچ یکی ما هیچ چیزی نشده است. من بشما معاونت میکنم. هیچ اندیشه مکنید. بسیار بزودی رهای میابید. و باز خواهید گفت که « وای، زائیدن همین بود؟ ایده، آسان چیزیست ! » فلوسیند از شدت در دو اضطراب این سخنان دلداری دادن دایه را نشنید. مادام آنغو بعد از انکه شکم و خالیگاههای زاجه را معاینه کرد قومیسر را خطاب نموده گفت. — قومیسر افندی ! اين يك بحرانیست که بر مادام پیش آمده بعد از دو دقیقه زایل میشود. اما مادام درینجا استراحت نمیتواند، و زا بماندنش مشکل مینماید. اگر به دایره من بیاید بسیار خوب میشود. من او تاقهای خوب و مفروش یکی دارم که همه اسباب استراحت را مالکست و هم اجرت بسیار ارزانست اذیت مکنید. — قومیسر - جانم، سخن اجرت را بگذارید. از آن رهگذر خاطر جمع باشید. اما مادام به اینحال در بازده پله با به زینه را چسان پایان شده خواهد توانست ؟ مادام آنغو — (نعره های عسکری را نشان داده) ازین جوانان چار نفر كه يكيك گوشه نهالین را بگیرند بهر جائی که دل ما بخواهد بآسانی خود را برده میتوانیم. این فکر دایه چون آسان يك چیزی بود هماندم قومیسر به عسکر ها اشارت کرده چهار نفر چهار گوشه نهالین را گرفته برداشتند. بعد از يك دو دقیقه فلوسیند در يك اوتاقیکه دایه آنرا بسیار اعلا فرش شده گی تعریف کرده بود و ان فرش عبارت از يك چار پائی آهنین تنگ، و يك آرام چوکی تختی دار، و يك الماری کالا گذاشتن بود جابجا گردید. درینجا دردهای اولی زن بیچاره یکقدری آرام شد. اگرچه يك كمی راحت نفس میگرفت ولی از تاثیر اضطرابات الیمه، رنگ کشیده بود و او بقیافت يك مرده را گرفته بود ( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 401, "text": "صحیفه ١٦\nشماره ۲\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از نمبر ٢٤ سال اول )\n\nقول مشهور گروه ( فيريو قرات ) ) ( له فر له پاسه ) گفته اند این قاعده آزادی اعمال را بر معانی آزادی اعمال و آزادی مبادلات ) متضمن داشته اند . حالا ما اول از آزادی اعمال بحث میکنیم :\nآزادی اعمال بنا به روح صنایع شمرده میشود ( میشل شوالیه ) که یکی از متخصصین متبحر علم ثروت ملل میباشد چنین میگوید: (( اجرای صنعت تنها عبارت از صرف کردن قوه بدنیه و بعضی عملیات مادیه نیست . بلکه اول چیزیکه در اجرای صنعت دیده میشود حکم و تأثر عقل بشر است بر عالم طبعیت، و عقل بشر بالخاصه به حریت و آزادی منصف میباشد ، لاجرم برای ترقی کردن میباید که آزا دانه حرکت کرده نتواند )) . آزادی صنعت این را نتیجه میدهد که هر کس بهر کار یکه آنرا برای خود انتخاب کرده باشد حصر نفس کرده میتواند که به این صورت هر صاحب صنعت از قوتهای نان خود، و از اقدامات خود زیادہ تر مستفید شده بر منفعت خود مقتدر میشود. برای پیش بردن صنعت خود گونه گونه چاره ها می اندیشد، قابلیت مخصوص آن نیز در درجه امکان نشو و تمامی یابد. به این صورت همه محصولات به فراوانی و آسانی محصول می آید و جنس های آن نیز اصلاح شده میرود . و الحاصل همه ترقیات صناعه ازین منبع نشأت میکنند .\nهر گاه آزادی اعمال منع و تحدید شود ارباب صنایع اجرای صنعت خود را بصورتی که برای منفعت شان سودمند باشد نمیتوانند و در کار هایکه بیشتر شوق و هوس بآن تثبت کرده اند به گونه گونه مانعه ها و قیودها بر خورده به گردن و عنان گرفتار میشوند، و قوت ابتدائیه شان ضعف وارد میشود ترقی کردن ثروت عمومیه نیز ممکن نمیشود . انحصارها – یعنی صنعت ها را در زیر قید حصر نفس کردن – و امتیازها – یعنی يك شخص يا يك شركت يك صنعتی را مقابل يك مبلغ معینی از حکومت به اجاره گرفته و تنها برای خود آنرا ممتاز ساخته حق دیگری را از اجرای آن صنعت منع کردن – قاعده آزادی اعمال را سراسر خلل میرساند، زیرا اولا موجب سستی و بیقیدی مستحصلهای آنها میشود ، ثانیاً صنعتکارانی که امتیاز يك صنعت را میگیرند ازین بابت خاطر جمع میشوند که دیگری آنرا نسازد ، لهذا بهر قدر فایده که بر دارند قناعت کرده در پی اصلاح و ترقی و ارزانی و فراوانی آن نمیگردند . چونکه میدانند مردم به این چیز محتاج است . و دیگر کسی هم ساخته نمیتواند .\n(باقی دارد)\n\nاعلان\n( سراج الاخبار افغانیه ) بسیبی که خواه در خوبی کاغذ و حسن طبع و خواه در تصاویر زینگو گرافی و نفاست نقش ترقی و تجدد نمایانی نشان داده است . هیچ شبه نیست که مخارج آن نیز بر اداره گرانتر تمام میشود، و حال آنکه محض بنا بر خدمت وطن از نفع و فایده خود تایکدرجه صرف نظر کرده برای هموطنان عزیز خود در داخل خاك پاك افغانستان در قیمت آن هیچ نیفزودیم و بقرار سابق در پایتخت سلطنت سنیه سالیانه قیمت آن همان (۸) روپیه کابلی ، و در ولایات اطراف مملکت قلمرو افغانستان بهمان (١٤) روپیه کابلی میباشد که این مراعات اداره را البته مشترکین کرام تقدیر خواهند فرمود. ما این مراعات را در حق مشترکین گرامی که در خارج مملکت داریم نیز اجرا مینمودیم ولی چون اجرت داك در خارج موجب ضرر و خسارت اداره میشد مجبوراً قیمت سالیانه آنرا ( ۱۰ ) روپیه انگیزی وضع نمودیم که اگر بنظر انصاف دیده شود بجز اجرت داك باز هم چیزی نیفزوده ایم .\nلهذا اعلان میشود که قیمت سالیانه اخبار ما سر از شماره اول سال دوم در خارج مملکت افغانستان علی العموم ۱۰ روپیه کلدار انگلیزی و ششماهه آن شش روپیه کلدار انگلیزی میباشد. هر که از ذوات گرامی که آرزوی اشتراك سراج الاخبار افغانیه را در هندستان . و ممالك عثمانی و آسیا و او رو پا و امریکا داشته باشند مبلغ مزبور را برای وکیل ما میرزا غلام حیدر خان پوست ماستر دولت علیه افغانستان مقیم پشاور بفرستند اخبار بنام شان جاری میشود سه ماهه اشتراك قبول نمیشود . در داخل و خارج مملک هر شخصی که از هر شماره سال اول اشتراك فرموده باشند که همان شماره سال دوم استحقاق پوره شدن مدت اشتراك خود را دارند . و اداره حق زیاده طلبی را تا تمام شدن مدت اشتراك شان ندارد .\n\nتصحیح و اعتذار\nدر شماره اول ما بسبب آغاز بودن کار در صحیفه پنجم در زیر عنوان ( قلعة السراج المقال ) يك سهو رخ داده است و آنهم به اینصورت که بعد از عبارت ( در زیر ترصد و ترتیب گرفته است. ) عنوان کیفیت ( قلعة السراج لغمان ) تمام میشود . بعد ازان این عنوان و چند سطر ذیل از قلم مانده است که برای باقی نماندن سخن درینجا تصحیح میشود .\n\nشهر سراج جلال آباد\nدیگر\nدر آخر ستون دوم صحیفه ١٥ بعد از کلمه ( والحاصل ) اینچند سطر سهواً از ترتیب مانده درینجا تصحیح میشود، (( ... و ملك افغانستان ، وملك افغان خیلی از خیلی تبدیل یافته، و در طریق مدنیت بسرعت تمام قطع منازل میکنند. ))\nاز سالنامه امساله ثروت منقول عیناً ترجمه شده.\n\nهمه مقاله هایکه مستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\n\nدر چهاپ خانه حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید."}
{"book": "adl0616", "page": 402, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (۳)\n\nنگران\nاديك آقاسى ملكى حضور اعلحضرت همايونى\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\n\nسراج الاخبار افغانيه\n۱۳۲۹\n\nمدير و سر المحرر\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل)\nهمۀ امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكعباسى است\n\nتاریخ عربی ١٥ ذی القعده ۱۳۳۰ تاریخ انگریزی ۲۷ اکتوبر تاریخ شمسی ٤ عقرب ۱۲۹۱\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسى مقالات مفيده درج ميشود ◄\n\nبرج ساعت\nدر دار السلطنه کابل در مواجه قصر (دلگشا) وبرج شمال بنا يافته\nتفصیلات آن در شمارۀ ۱۱ سال اول ما مندرج است"}
{"book": "adl0616", "page": 403, "text": "صحیفه ۲\nسال دوم شماره ۳\n\n░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░\n░ ترقی پروریهای اعلیحضرت همایونی ░\n░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░\n\n— ( غزنين ) —\n( أحوال جغرافي وتاريخي )\n\n(عززین) بنام دیگر (غزنه) یکی از ولایتهای حاکم نشين بسيار معتنا ومهم دولت عليه افغانستان صانها الله في الحفظ والامان میباشد که به مسافه ۱۳۰ کیلومتر (۱) بجهت جنوب غربی دار السلطنه (کابل) در ۳۳ درجه و ۳۶ دقیقه عرض شمالی ، و ٦٥ درجه و ۵۸ دقیقه طول شرقی بر يك موقتی که از سطح بحر ٢٣٥٠ متر بلندی دارد واقع شده است . و به این سبب موسم زمستان غزنین بسیار سخت و شدید است ، خواه از نقطه نظر عسکری و خواه از نقطه نظر تجارت موقع شهر شهير غزنین اهمیت بسیار عظیمی را مالک میباشد . دو سه راه بسیار تجارت کاری که از سمت جنوب غربی افغانستان به هندستان فرو می آید مرکز عمومی انها غزنين است . و نيز راه بزرگی که از کابل به (قندهار) می رود از غزنین میگذرد که اینهم موجب اهمیت بزرگ این ولایت شده است. علی الخصوص که بسمت شمال ، و شمال غربی نیز بر ( بامیان ) و (هزاره جات) از دره ها و وادیهای عجیب و غریبی راهای مکملی را مالک است که به اینخصوصها اهمیت موقعيه عسكري وتجاري آن تا یکدرجه ظاهر میشود . چون به تاریخ نظر کنیم شهر غزوين رايك حوادثگاه انقلابات دهر بو قلبون می یابیم. در یکوقتی - یعنی پیش از هفتصد و هشتصد سال در زمان سلطنت سلاطین غزنویه غزنین را مرکز یکدولت بسیار بر سطوت و شوکت اسلامیه در آسیامی بینیم که دایره فتوحاتش از ایران و ما وراء النهر گرفته تا به بسیار جاهای هندوستان و سعت گرفته بود . بعدها قصه ها و سرایدهای حکومتی و هزاران جوامع و مدارس ، وباغها ، وگلزارها آن شهر را نمونه باغ ارم ساخته بود. مشاهير شعرا وأدبا وعلما ومشايخ وحكما واوليا را بظهور آورده است که تراجم احوال هر یکی از انها يك كتاب تحریر بکار دارد. در وقت حاضر مرقدهای مبارک سلطان (محمود) غزنوی و (حکیم سنایی) و (على لالا ) و ( بهلول دانا ) وبسى اوليا . وأعاظم رجال اسلاميه زيارتگاه آنامست .\n\nباز يكرفتى غزنین را بجنان يك حال فلاكت اشتمال بر حزن و ملالی می بینیم که دولت ( غوری ) آنرا بقتل عام، و احراق بالنار زیروز بر کردن ، و خاکش را به طوره كشيدن از صفحه سطح زمین سراسر محو و معدوم ساخته است. باز یکوقتی جولانگاه مهاجمات خونریزانه مغولها، و تاتارها می یا بیش. و باز یكمدني ممركاه لشکر ایران و بعد ازان میدان محاربات داخلی خود دولت افغانستان می بینیمش باز در سنه (١٨٤٢) و در سنه (۱۸۸۰م) دوبار در چنگ اغتصاب دولت اجنبی انگلیز و باز در نوبت آنرايك ولایتی از ولایتهای بسیار معتبر و معتنای یکدوات مستقله پر شوکت اسلامیه افغانستان مستظل بظلال مرحمت و عدالت بادشاه ذي لطف و احسان اعلحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان) در شهراه ترقی و عمران پویان ، و در زیر قوانین عدالت پروری در حفاظت و امان می بینیم .\n\nشهر غزنين چون لكدکوب اینقدر حوادثات دهر شده باشد ، و تنها بقدر نیم عصر یک مدتی را نیز براحت و آرامی بر نیاورده باشد. آیا برای عمران و آبادی کا وقت یافته خواهد بود ؟ سعادتمند ترین آیام کامر آنی تاریخیه غزنين همانا زمان سلطنت ( سلطان محمود ) غز نویست که شهر مذکور را با تخت اتخاذ کرده و همه ثروت و سامانی که از فتوحات و مجاهدات قطعه پر ثروت و سامان هندستان بدست آورده همه را بر تزئین و آبادی آن صرف نموده شهر غزنین را نمونه باغ فردوس برین ، و فردوسی شاعر را بليل قصيده سرای آن باغ ارم قرین ساخته بود ازان زمان باز تا به این آوان هیچ یکدم استراحتی نزده ، و هیچ کسی در پی آبادی\n\n(۱) یک کیلومتر هزار متر ، و هر متر تقریباً یک گز می باشد."}
{"book": "adl0616", "page": 404, "text": "شماره ۳ سال دوم ۳\n\nو عمران آن نگشته که در وقت حاضر خرابه زارهای پر حرمان مانده است . و بسبب قلت زراعت تنگی، معیشت اهالی نتیجه پذیر گردیده است . آثار عتیقهٔ آن ، و بعضی آثار و ابنیهٔ قدیمهٔ آن شاهدهای ساکت و صامت اعصار سالفه آن میباشند . بنا برین برای بنیاد نمودن يك اثری که این احتیاج اهالی و اراضی را رفع کند يك اندیشه و تصور حکیمانهٔ هندسه شناسانه بسیار عالی را مد نظر شاهانه فرموده تاسیس يك بند جسیمه را مصمم فرمودند .\n\n§— تجددات غزنین —§\nيك خانه فرض کنیم که صاحب آن خانه به آبادی و پاکیزه گی و سررشته و سامان کاری ماهر ، و بهمهٔ امورات مسائل جزئیه و کلیهٔ ( صیانت البیت ) شاطر باشد . هیچ شبهه نیست که آن خانه را روز بروز آباد، و همهٔ امورات آنرا با قاعده و انتظام می بینیم . همچنانست احوال يك ملکی که بادشاه آن در پیٔ آبادی، و عمران و نظام و انتظام آن باشد ، البته که آن ملك روز بروز كسب سعادت و عمارت مینماید و لحظه بلحظه اكتساب فیض و برکت میورزد . مثال مجسم این قضیه را اگر کسی میخواهد عیاناً مشاهده نماید به عصر ترقیمصر اعلیحضرت همایونی يك لحظهٔ انظار دقت فرماید: از روز فیروز جلوس میامن مأنوس همایونی شان تا بحال در هر طرف ملك يك انوار ترقی و يك آثار تعالی عیان و نمایان گردیده است که شهر شهیر (غزنین) نیز از فیوضات انوار آن شمس ضیا پاش ترقی محروم نمانده به بسی آثار مجدد و ترقی جلوه گر ، و به بسی استعداد و قابلیت استقبال تمدن منتظر و رهبر گردیده است . در سنهٔ ١٣٢٥ ذات اعلیحضرت پادشاهی يك تشبث بسیار نافعی فرمودند که آن هم عبارت از دورهٔ سیاحت عظیمه بود که اولاً بلاد واسعهٔ هندستان ، و بعد از آن همهٔ ممالك شاهانشانرا دور و سیاحت فرمودند . و در هر طرف مملکت شاهانه شان احتیاجات اهالی ، و لوازمات آبادی را بنظر مرحمت پرور شاهانه ملاحظه فرموده در تدارکات و تهیهٔ اسباب آن اوامر سنیهٔ همایونی را شرف اصدار فرمودند . از انجمله چون در ولایت شهیر غزنین اراضی، بسیار واسعی را مشاهده فرمودند که بسبب کافی نبودن آب غزنین از فیض بخشای طبیعی زراعت لب تشنه\n\n—( بند سراج غزنین )—\nدر خصوص کیفیت اعماریه ، و هندسهٔ انشائیه، (بند سراج غزنین) که یکی از اعمال شاقهٔ جسیمهٔ فن معماری شمرده میشود هنوز بيك معلومات فنیه از روی نقشه و پلان دسترس نیافته ایم امید است که بعد ازین مراسم افتتاحیه آنرا با همه تعریفات لازمهٔ انشائیهٔ آن بنظر قارئین کرام عرض کرده بتوانیم . ولی درینجا تنها از اهمیت فوق العاده منافع و فواید آن و شرایط جهتهای اقتصادیه آن بحث میرانیم .\nاولا این را بیان کنیم که در همین جایی که حالا بند سراج انشا میشود در زمانهای سابق نیز موجود بودن يك شهر بندی را صفحات تاریخ ، و باقیات بعضی آثار عتیق بما نشان میدهد . بنا بيك روایت از ملوك بنی (صفار) (عمر بن اللیث) و بروایتی دیگر از ملوك غزنویه (سلطان محمود بن سبکتکین) نیز این بند را انشا نموده اند که بمرور دهور از ان بند بجز بعضی علامتهای خفیف اثری نگذاشته . و نیز ثابت میشود که اگر این بند نمیبود آن عمارت و رونقی که غزنین در زمان سلطان محمود داشت و صفحات تاریخ ازان بمبالغه ها بحث میراند آیا از کدام آب بظهور می آمد ؟\nبناء علیه معلوم میشود که رونق و تازه گی ، و عمارت و آبادیٔ غزنین بوجود همین بند موقوف بوده است . حالا که تیهٔ حوادث دهر بو قلمون برای خرابیها و تبدلها و تغیرها چنان رخنه هایی باز نموده که از عصرها به اینطرف از ان بند هیچ کس اثری هم ندیده ، و بسبب آن بی بندی بر روی غزنین بی ابواب خرابی و بی آبی باز گردیده آمده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 405, "text": "سال دوم\nشماره ٣٠\n\nاین است که ذات اعلحضرت بادشاه خرد مند دانشمند معظم شوکتپناه ترقى آگاه ما این نکات باريك ترقى و آبادی، غزنین را بملاحظة دقيقة موشكافانه استدراك فرموده انشاء بند مذکور را اراده و فرمان نمودند. مصارف انشائیه بند مذکور را هیئت کشفیه که مقرر شده بوده لك روبية كابلی تخمین نموده بودند. این مبلغ بر سه سهم تفریق گردید . یک سهم آن بر أهالي ، و دو سهم آن بر دولت، ويك سهم متباقی آن تنها بر جناب برگد عبد الاحمد خان که هم بوظيفة نائب مستوفى الممالك يعنى مستشار نظارة مالية دولت\n\nو محسنات بند\nمذکور بیان\nفرموده همه دنیای\nتشنه لبان ترقی\nو آبادی را به این\nفكر بسیار عالی\nهمایونی آبیاری\nآمال استقبال\nنمودند.\nوظيفة فن\nمعماری و مهندسی\nبستن این بند :\nوا وردن و خریدن\n\nمیتوانیم که انشای بندها در مجراهای دره ها و آبهای دایم الجریان از مسایل بسیار مهمه فن معماری شمرده میشود. زیرا اگر ادنا خطایی بوقوع آیده ضرر سیلابش پر فایده که از ان ملحوظ باشد غالب میآید . لهذا هیچ شبهه نداریم که مهندس و معمار بند مذکور همه جهات فنی آنرا ملاحظه کرده بکار آغاز نهاده باشد .\n\nوالحاصل بند سراج غزنین یکی از آثار مهمه بسیار ممتاز وعالى عصر ترقي عصر سراجیه شمرده میشود که بواسطة اين بند تخميناً بك لك جريب زمين غير مزروع\n\nموظف ، و هم به عهده خانی سمت غزنين مكلف است. توزيع و تقسيم يافت ، خان موصوف عهده نظارت سررشته أمورات انشائية، وتسهيلات انتظامات آنرا بر ذمه گرفته از طرف قرين الشرف اعلیحضرت همایونی بماموریت انتظام آن سر افراز گردید. خان مذکور همه ملکان و خوانین و معتبرین طوایف ولایت غزنین را بحضور اعلحضرت همایونی در بهار گذشته حاضر نمود، ذات اعلیحضرت بادشاهی همه آنها را در برنده مقابل قصر (استور مبارك ) بحضور شاهانه شان قبول و بايك زمان شاهانه مبارك بسيار موثر از فواید\n\nآلات ولوازمات\nآن بعهده جناب\nمستر میلر اسکاتلندی\nمحول کردید .\nاگرچه ما در\nخصوص جهتهای\nفي بند سراج غزنين\nمعلومات مكملة\nنداریم که بر کدام\nأصول و كدام قواعد\nفن مهمه معماری\nبنا و انشا می یابد\nاما این قدر گفته\n\n( از مناظر مراسم دربار عید سعید اضحی تفصیلات در شماره (۱) سال دوم )\n\nرا بزراعت و فلاحت آباده بسازد در وقت حاضر بعضی اقسام مهمه آن با انجام رسيده وسرك موترر وان نيز ختام یافته این است که ذات اعلیحضرت شاهانه برای معاینه آن بسواری موتر عازم صوب غزنین شدند که در ذیل حوادث داخلیه ذکر میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 406, "text": "سال دوم شماره ۳\n\nحوادث داخله\n( عزیمت موکب همایونی بسوی غزنین )\nیوم پنجشنبه ۲۸ شوال\n\nیکی از ترقیات باهرهٔ عصر اعلحضرت ( سراج الملة و الدین ) که در مملکت شاهانه بروی کار آمده است سرکها یعنی راه های شوسه و جاده های تخته ایست که سراج الاخبار افغانیه بار بار از ان بحث و بیان رانده است . ولی چون سرک غزنین که تمام سال در آن کار شده ، و حال تا بغزنین سراسر تمام شده موضوع بحث ما نشده بود در نجا يك شمه از ان بحث کردن را لازم دیدیم . این سرك خط مواصله دار السلطنة کابل را تنها تا به ایالت غزنین نی بلکه تا بولایت جسیمهٔ ( قندهار ) و باز تابه [ هرات ] در زیر امنیت گرفته است. اثبات موجودیت اتمام یافتن این سرک همین است که ذات اعلحضرت بادشاه معظم مادر روز پنجشنبه ۲۸ ماه شوال المکرم سنه ۱۳۳۰ در حالیکه ( ١٤) قطعه عرابه موتر که عادتاً عبارت از یک قطار ریل سرعت شمرده میشود در معیت شاهانه شان همرکاب بود به هفت بجه صبح بکمال شوکت و اجلال و تمام یمن و اقبال بسمت غزنین حرکت فرمودند .\n\nمقصد معالی مرصد همایونی ازین سفر خیریت آمیز سه چیز بسیار مهمی بوده است : یکی معاینه و تجربه راه ، دوم معاینهٔ ( بند سراج) سوم زیارات متبرکه را زیارت فرمودن . اما نکتهٔ باريك شاعرانهٔ آن این است که چون پنج سال پیش ازین ذات اعلحضرت شاهانه بسفر دورهٔ ممالك ملوکانه شان بر آمده برین مرحله هایی که حالا بسرعت برق بران می گذرند مرور میفرمودند شبگیرهای زحمت افزای منزلهای پر نشیب و فراز آن از کابل تا بغزنین به پنج شش روز سفر شاهانه را تمدید داده بود. حالا نکه در مدت وقت بظرف (۳) ساعت و ۴۰ دقیقه) از کابل بغزنین مواصلات شاهانه بوقوع آمده است که این مسئله يك مثال مجسمهٔ عزم و همت ملوك را جلوه گر میسازد بلی و همت جهان قیمت پادشاه ترقی خواه معظم ما در ظرف این پنج شش سال چنانچه ترقیها و خارقه های تمدن را بروی کار آورده است که چشم های همه ترقی خواهان وطن را میدرخشاند و دلهای همه خیر اندیشان دولت را می بالاند .\n\nگفت این سیاحت همایونی از تحریرات رسمی که جناب نگران محترم ما بعد از عودت فرمودن همایونی به اداره بفرستند هست بیان میشود. که انشا الله در شمارهٔ آینده خود از ان بحث خواهیم راند ما حالا بر دعای سلامتی وجود مراحم آمود ذات اعلحضرت پادشاه معظم محبوب القلوب خودمان ختم مقال و مسعودیت و خیریت سفر فواید اثر همایونی را از درگاه الهی نیاز میکنیم\n༻❁༺\n\nحوادث خارجه\nاخبارهای ترکی مینویسند ﷴ\n( شيخ عبد العزيز جاويش ) صاحب جريدة ( الهلال العثماني ) كه يك شخص عرب تونس الاصل بسیار عالم و فاضل و کمالی بوده و مدتی در مصر القاهره از زمرهٔ علمای معروف شمرده میشد . و بنا بر شبهه که از طرف حکومت مصریه در خصوص يك جمعیت پنهانی وطنیهٔ اسلامیه برو افتاده بود از طرف خفیه های پولیس در زیر ترقب و تجسس گرفته شده بود . شیخ موصوف مجبوراً قرار داده بدار الخلافه استانبول که از سالهای درازی مأواء و پناه افتادگان و شکسته گان شمرده میشد التجا آورده در آنجا يك اخباری بنام ( الهلال العثماني ) اول به ترکی و عربی ، و باز بعربی خالص و باز به ترکی خالص نشر نمود ، مقاله های آتشین او در مدافعهٔ اسلامیه خیلی دهشت آور بود. درینباره شیخ مشار الیه را بنابر مطالبهٔ دولت انگلیز دولت عثمانیه بدست حکومت انگلیز تسلیم نمود. دو نفر پولیسهای خفیه که خصوصاً از مصر آمده بودند بمعاونت پولیسهای حکومت عثمانیه بر اقامتگاه شیخ هجوم برده و اوراق و کتابهایش را دیده و بعضی اوراق و کتابها را با خود شیخ دستگیر کرده بمصرش برده محفوظاً در زیر محاکمه اش گرفتند.\n\nبنا به این مناسبت بعضی اخبار ها مینویسند که در سنه ۸۰٤ هجری در زمان سلطان ( بیلدیرم بایزید ) خان که چهارم سلطان عثمانی بود ( قرا یوسف ) و ( احمد جلایر ) نام دو شخصی از ( امیر تیمور ) کورگان گریخته بدولت علیه عثمانی پناه آورده بودند. و امیر تیمور در مطالبهٔ تسلیم کردن آنها و یا راندن آنرا از ملك خود نامه بسلطان عثمانی نوشت ، غیرت و شهامت پادشاهی تسلیم نمودن پناه آورندهٔ خود را بدست دشمن قبولدار نشده جواب رد نوشت ، تا آنکه محاربه بمبادله و مقاتله منجر شده سلطان بیلدیوم بایزید خان مغفور آنهمه فلاکتها را بر خود گوارا ساخته ولی محمی خود را بدشمن تسلیم ننمود .\n\nباز در تاریخ ۱۱۲۱ هجری پادشاه (اسوج) یعنی ( سویدن) در محاربه که با ( پتركبير ) بادشاه روس نموده مغلوب گردید و پتر از هر طرف اوردوی او را محاصره کرده راه را برو مسدود نمود ( شارل دوازدهم ) که پادشاه سویدن بود بدولت عثمانیه التجا آورده در زیر حمایت ( سلطان احمد خان ثالث ) پادشاه عثمانی پناه گزین گردید . ( پتر کبیر ) در رفع حمایت آن تشبث نمود . و به آن سبب در مابین شان محاربه در گرفت. درین محاربه عساکر عثمانیه عساکر روس را در کنار نهر (برت) سراسر مغلوب و منهزم ساخته يك رمقی مانده بود که ( پتركبير ) بدست عثمانیان اسیر بیفتد. ولی بتدبیسه هائی که زوجهٔ پترکبیر بکار برده بالطائف حیله محمد پاشا را"}
{"book": "adl0616", "page": 407, "text": "شماره ۳ سال دوم صحيفه ٦\n\nکه خود شما هم البته اعتراف خواهید کرد که در بسیار جاها به این وضعیت و خوشنمائی و این حسن بنا و زیبائی بازاری کم دیده شده است از حد ( سوق جدید ) که مبداء آنست تا به ( باب البرید که منتهای آنست همه آن بازار پر تجمل و شوکت با همه دکانها و مکازه های للبنى و کرور بی آن طعمه آتش گردید . بازار ( عصرونیه عتیق ) که در عقب (سوق حمیدیه) میباشد باسه چهار بازار مستقیم لطیف کم عرض چینی فروشی که از سوق حمیدیه سر راست به سوق عصرونیه عتیق کشیده شده نیز با همه موجودات خود احراق بالنار گردید. از جهت دیگر کوچه (سوفاق البوس) از بوسه آتشین حریق دهشت آکین نیز محروم نمانده همه خانه های بسیار عالی توانگران و معتبرانی که میشناسید مانند بیت الاسطوانی ، و بیوت مردم بيك، و بیت قدسی، و بیت ترزی، تا مجد بیمارستان و تا مجد کوچه محكمة شرعيه بصدها خانه و سرایها با خاك یکسان کردید . و اگر بازار کتاب فروشی ( مسکیه ) را نمی غلطانیدند لابد جامع مبارك امویه نیز محروق میشد. معمافیه مشرفه های رفراف مناره غربی جامع شریف از آتش رهایی نیافته سوخته شد. و از جهت دیگر تا به عقب محله ( کلاسه ) و عقب ( زاویة ) ( افغانان ) آتش سرایت کرد . از جهت سوق جدید نیز هفت هشت دکانهای معتبر طعمه نار لهیب گردید. گروه شرار سرسری فرصت را غنیمت دانسته نهب و غارت بلیغی نیز بعمل آمد . والحاصل اين يك مصیبت و فلاکت عظیمی بود که من طرف الله برشام وارد شد. بسیاری از مردمان صاحب ثروت و بساری که به لکها و کرورها روپیه را مالک بودند به يك پيسه سیاه محتاج شدند. از هر هر طرف دنیا اعانه جمع میشود. از درگاه الله عظيم الشان جل وعلى همه بلاد اسلام را از ینگونه مصایب در امان خواسته ایم باقی بسلامت باشید فقط .\nفی ١٥ رمضان سنة ١٣٣٠\nمحمد صالح\n\nکه سر افسر کل اردوی عثمانی بود فریفته خود ساخته بصالح راضی نمود. این است که به اینصورت دولت علیه عثمانیه غیرت و شهامت عثمانیه خود را نشان داده غیر از انکه حمایت محمی خود را نمود انتقام او را نیز از دشمنش گرفته شارل دوازدهم را باز بملك و تخت خودش رسانید . از همه نزدیکتر واقعة قتل ( ناصر الدين شاه ) و (سید جمال الدین افغانی ) و (سلطان عبد الحمید خان است. هنگامیکه رضای کرمانی شاه را در زیارت ( شهزاده عبدالعظیم ( هدف گله ده وروه ر میساخت بگیر بعشق سید جمال الدین گفته فیر نمود. و چون اینهم به تحقیق پیوسته بود که قاتل مذکور یکی از مریدان فدائی سید مشارالیه بود سفير دولت ایران محرك و مشوق یگانه این قتل سید جمال الدین افغانی را دانسته و دلایل و براهين قویه بیان کرده سید جمال الدین را بشدت از اعلی حضرت سلطان عبد الحمید خان طلب نمود. با وجودیکه سلطان عبد الحميد خان افکار سید جمال الدین را برای ملك خود خیلی مضرمی دانست و به بسیار نیرنگها و افسونها او را از او رویا به استانبول جلب نموده معززاً در استانبول نگه میداشت ولی باز هم از تسلیم نمودن قطعياً ابا ورزيد . (سبحان من يغير ولا يتغير) ( همان باغ و همان سایه ولی یاران نمی بینم ) دولت عثمانیه همان دولت ولی کجاست آن غیرتها و شهامتها ...... ممکن است که اعلیحضرت (سلطان محمد خان خامس نیز درین مسله به اسلاف عظام خود پیروی میفرمودند . ولی هزار افسوس که تسلیم شیخ عبدالعزیز جاویش از طرف حکومت سلطانی فی بلکه از طرف حکومت فرقه ها و جمعیت ها بوقوع آمده است ...\n\n( عيناً مكتوب )\n\nاز دمشق الشام به دار السلطنة اسلامية كابل . حضرة الفاضل المحترم مدير جريده سراج الاخبار افغانيه السلام عليكم ورحمة الله وبركاته . بعد از سوال خاطر شریف شما عرض میشود که از يك حریق بسیار خانمانسوز دهشتناکی بشما به خبر دادن میبودم که در این روزها در شهر با صفای معمور ما بظهور آمده. اگرچه میدانم که از بتواقعه بواسطه اخبارها خبر شده باشید، ولی من تنها از موقعهای حریق مینویسم آن بازار لطافت نثار پر ثروت و سامان ( سوق حمیدیه ) که هی روز در ان میچمديد و میترا میدید در بنوقت بيك حال کثیب پر فلاکتی تبدیل قیافت کرده که منظره دهشت نمون آن انقاض و آوار يك جهنم خاموش شده را بنظر جلوه میدهد . آن سقف عالیشان و آن دکانهای پر ثروت و سامان آن حسن بنا ، آن زیب وزينت خوشنما بيك منظره فلاكت المانى تغيير حال واحوال نموده که اگر ببینید اختیار خواهید کریست ، بازار (سوق حمیدیه)\n\n( همعصر معزز اخبار زمین دار مینویسد )\n\n( وصیت مرگ جنرال نوگی )\n\nتوکیو - ١٦ ستمبر - وصیت جنرال نولی يك تحرير دردانگیز است - جنرال متوفى در وصیت خود تحریر کرده است که من در عقب شهنشاه خود میروم چرا که اکنون ضرورت خدمات من نمانده - من بارها خواهش مردن ظاهر کرده بودم و من برای مرگ خود موقعه مصیبت عظیم قومی را پسند میکنم - جنرال نوگی جائداد خود را به زن خود و دوستهای خود و به انجمن های عمومی تقسیم کرده است - جنرال متوفى در وصیت چنین تجویز پیش کرده است که امش او در مدرسة العلوم طبی داده شود و صرف دندان و موی و ناخن او دفن کرده شوند - بجائی جنرال نوکی جنرال توكو - برست انجمن استقبالیه مقرر خواهد شد ..."}
{"book": "adl0616", "page": 408, "text": "جریده ۷ سال دوم شماره ۳\n\nخاتونان ایران\nهم عصر معزز زمیندار مینویسد خانون های ایران از سنه ۱۹۰۷ دفعةً قدم در میدان ترقی نهاده ثابت کرده اند که شمار آنها در آن زنهائی دنیا کرده میشود که از همه زیاده ترقی کننده می باشند — ازین بیان خیالات سالف که از صدها سال ذهن نشین بود بر طرف شد — این امر داخل مبالغه کرده نخواهد شد که اگر طاقت زیر دست خانونان ایران نمی بود خامه تحریک انقلابی چند روزه بزودی می شد — خاتون های ایران برای روشن داشتن اشعله آزادی بهمت عدیم النظیر کار کردند — و صعوبتهای اقتصادی و معاشرتی بر خود گوارا کردند اما هريك مصیبت آنها را بیدار کرده رفت و چون این افواه مشتهر گردید که مجلس جماعت وطن پرستان از اعلان جنگ روسیه خائف گشته پیش روس سر تسلیم خم خواهد کرد سه صد خانونان ایرانی از حرمسرا های خود بدر آمدند — از بشره آنها عزم و استقلال غیر فانی مترشح بود و مطالبه کردند که آنها را پیش صدر مجلس برند — چنانچه صدر مجلس وفد نسوان را پیش خود طلبید — خانونان پیش روی صدر مجلس ایستاده شده ازین خیال که مبادا صدر مجلس و همنشینان او مدعای آنها نفهمند به انداز تخویف آمیز تفنگچه های خود را ظاهر نموده برقع را دریدند و عزم خود را علی رؤس الاشهاد ظاهر کردند که اگر اراکین مجلس به برقرار داشتن عظمت و آزادی ایران پهلو تهی کردند شوهرها و پسران خود را اول نشانه همین تفنگچه خواهیم ساخت و بعد ازان خود کشی خواهیم نمود — از همت مردانه نسوان مذکوره چنان شد که دامن مجلس از لکه ننگ قوم وملك فروشی محفوظ گردید . . .\n\nتریاق زهر طیاره ها\nلندن ۱۸ ستمبر — بیان کرده می شود که هر جهاز جنگی به تواب چهار انج دهن مسلح کرده خواهد شد تا که اتواب مذکور بر زاویه هشتاد درجه به هزار گز بلند — و از فاصله چهار میل نهصد گز بلند طیاره ها را نشانه ساخته بتوانند . . .\n\nچراغ ایطالیا گل شد\nبمقام درنه و غیره امداد جدید رسیده است — و اطالوی آنقدر مایوس شده اند که یک قدم پیش رفته نمی توانند — افسران اطالوی بخوف گلوله باری عثمانی شمع های کشتی های خبر گیر گل کرده اند. شیخ سنوسی ادام الله ظله بمقام حالو ( بمسافت دو هفته از مقام جنوب واقع است ) رسیده است و یلغار نموده بطرف میدان جنگ می آید .\n\nآمدن وزیر خارجه روسیه در لندن\nلندن ۲۱ ستمبر — امروز موسیو سازوناف وزیر خارجه روسیه در محکمه خارجیه همراه رائد ورد گری گفتگو خواهد کرد — و بعد ازان مدیران هر دو سلطنت بطرف بالمورل رفته بر امورات بسیار مهم بحث خواهند کرد — اخبارات انگریزی مباحثه هر دو مدیران مذکور را در باب معاملات ایران می دانند — اخبار تائمز یوم گذشته بر این امر اصرار کرد که در معاهده انگلیس و روس متعلق ایران ترمیم کرده شود تا که برطانیه را در جنوبی ایران بهمان قسم آزادی حاصل شود که روسیه را در شمالی ایران حاصل است — اخبار دیلی نیوز در اشاعت مروزه در باب تقسیم ایران بر تجویز اخبار تائمز اظهار غصه و نفرت نموده تحریر کرده است که تجویز تائمز شوخ چشمانه و نفرت انگیز است — دیلی نیوز می نویسد که اراکین فریق آزاد خیال تا عرصه دراز در باب تقسیم ایران چون و چرا نکردند — و اکنون لازم است که اراکین مذکور بر پایندگی معاهده انگلیس و روس اصرار نمایند و یکی از شرائط آن اینست که برای قائم داشتن اتحاد برطانیه ضروریست که روس فوج خود را از ایران واپس کند — اخبار دیلی کرانیکل تحریر میکند که سراید ورد گری هر چند که زیاده شدن زمه داری های را در ایران پسند نکنند اما ممکن است که حالات آن يك صورت تشویشناک اختیار کنند — لهذا برای محفوظ داشتن ملک از بد نظمی کار روائی خاص باید کرد . شخصیکه بوقت ورود موسیو سازوناف صدای مخالفت بلند کرده بود او را يك دیوانه بی ضرر تصور کرده رها کردند .\n\n( ترجمه از اخبارات انگریزی )\n\n—( مرگ سفیر جرمنی )—\nلندن مورخه ۲۴ ستمبر — از مقام بیدن ویلر خط رسیده که سفیر خارجه جرمنی مقیم لندن وفات کرد است — اخبارات انگریزی برای سفیر مذکور ثنا خوان شده می نگارند که در دوران سفارت متوفی رابطه اتحاد دولت انگلیس و جرمنی بسیار استوار گردیده بود — و اهالی جرمنی پر مرگ مفاجات سفیر متوفی بسیار متألم می باشند فقط\n\nطوفان شدید جاپان\n( اندازه نقصانات و تلفات کثیر )\n( تباهی و تخریب شهر توکیو )\nلندن مؤرخه ۲۴ ستمبر — بتاريخ ۲۴ ستمبر از شهر توکیو خبر تلگراف رسیده که شهر توکیو دار السلطنه جاپان به سبب وزیدن طوفان شدید بالکلیه تباه گردیده است — میگویند که"}
{"book": "adl0616", "page": 409, "text": "صحیفه ۸ سال دوم شماره ۳\n\nطوفان باد شدید در هر علاقه جاپان وزيده وحصة وسطى وساحل جنوبي قطعه جاپان نسبت به دیگر علاقه جات متحمل نقصان شدید شده جهاز فرانسوی موسومهٔ دو پلی تندی و شدت باد شدید را مقابله نموده نتوانست و جانب ساحل پوکوهاما آورده شد. يك كشتى جاپانى بايك تپۀ تحت البحرى مصادمه نموده و منهدم شد. تعداد تلفات هنوز معلوم نیست - جهازات جنگی موسومه ( ست سوما و منشو ) خراب شدند و چهار جهاز مخرب و پنج کشتی تاریدو سمت ساحل آمدند شهر نگویا متحمل نقصان عظیم شده است - حال يك کشتی تار پیدو در غرب تهروگا تباه شد و همه نفوس که بر کشتى مذکور سوار بودند نیز در معرض تلف رسیدند برای دو کشتی تار پیدو نیز زیانی عظیم رسید . طوفان باد شدید که در اینچنین وقت بوقوع آمده شهر توكيورا بالکل ویران کرده است و اینقدر نقصان رسیده که تلافی آن در پنجاه سال آینده نیز مشکل خواهد بود. گفته اند که اهالی توكيو متحمل نقصان مبلغ چهل لك ين گشته و اعداد کثیر نفوس هم بمعرض تلف رسیده و مزروعات تباه و غیر آباد گردیده اند. طوفان مذکور بالخصوص در شهرهای نکویا و اوساکا وگلو و نارا به این تیزی و شدت وزیده که هزارها خانه منهدم گردیده و لکها نفر بی خانمان و در تلاش جای پناه آواره می کردند و هیچ خانه اینچنین نمانده که به آن زیانی نه رسیده باشد - بندر شهر نگویا از مد و جزر دریا تباه شده است و سه جهاز غرق آب شده اند - در شهر مذکور ۲۹۲ نفر تلف و ۲۸۳ نفر زخمی شده اند-جهاز موسومه « کیکومارو» با کوه تحت البحری مصادمه نمود و جميع نفری جهاز مسافران و عمله اش تلف شدند - در شهر اوساکا بیست هزار خانه ویران و بندرگاه منهدم شده و در شهر نارا يك معبد قدیمه که از يك هزار سال برابر قائم و مستحكم بود منهدم گردیده است فقط .\n\nشخصی عالم نما :-\nمارک جز هندن که برای کشتن کل عالم در ظرف چهار ساله دعوی می کند و برای بردن انعام مبلغ یکهزار پوند رجاء واثق دارد از لندن بر سفر دنیا روانه شده است فقط\n\n( اداره جهازات انگریزی )\nاداره جهازات برطانوی تصفیه نموده است که تا تواند هر جهاز جنگی را با یک کشتی موتر که طولش ۲۰ فت باشد مهیا کند فقط\n\nلندن مؤرخه ۲۷ ستمبر - حالت بلقان خیلی تشویش انگیز میباشد - دولتهای اجنبی دولت ترکی را برای نفاذ اصلاحات مجبور مینمایند - بناءً عليه سركار تركي بسیار پریشان خاطر و ملول شده است. و میخواهد که بواسطهٔ جر دول مذكور برای اختتام جنك و گفتگوی مصالحت سررشته نماید رشید پادشاه و زیر معاون از قسطنطنیه سمت سوتزرلند روانه گردیده است. و بعضی سیاسی دانان میگویند که وزیر موصوف جهت سررشته و تعجيل اختتام گفتگوی مصالحت رفته است فقط\n\nاز مناظر دربار عید سعید فطر عودت شاهانه از جامع کبیر عیدگاه\n\n( هم عصر معزز ما زمین دار مینویسد )\n\n( اللهم ايد الاسلام والمسلمين )\n\n( در حق خليفة المسلمین دعای فتح و نصرت )\nدر شهر کلکته بتاريخ ۲ اکتوبريك مجلس منعقد شد و در آن تجویز نموده شد که در کل هندوستان بعد از نماز جمعه برای فتح و نصرت اعلحضرت سلطان المعظم به خشوع و خضوع دعا کرده شود امید است که در مساجد لاهور هم جائیکه نماز جمعه ادا کرده می شود ائمه و منتظمین انتظام دعا خواهند کرد"}
{"book": "adl0616", "page": 410, "text": "صحیفه ۹\nسال دوم\nشماره ۳\n\n( ترانه سپاه ایطالیا )\nنامه نگار المؤید از مقام بنغازی نقل آن ترانه که سپاه ایطالیه بوقت جنگ می سرایند بعنوان ( سپاهی را از مادر خود رخصت شدن ) فرستاده است و مضمون آن این است : برای جوان ده ساله مصیبت کلان آنست که او برای وطن خود جنگ نکنند. تحالیکه در طرابلس جنك جاريست و يبرق سه رنگ اطاليه و ترانه نظامی هر محب وطن را بطرف خود میخواهد . پس و گریه مکن بلکه خوشوقت شو تا که من خوشوقتی در طرابلس بروم و برای وطن خون خود را بریزم . این جنگ بخلاف مذهب اسلام است که برای سلطان زنهای باکره را جائز کرده است . من برای تا بود نمودن قرآن به قوت تمام خود جنگ خواهم کرد. برای وطن خود را هلاک نکردن هیچ عزت ندارد — ایما در قصه آن\n\nخاتون بادکی که پسران خود را بروطن قربان کرده بود ـ ایمادر من اکنون میروم جهاز من روانه میشود ومن بطرف طرابلس بخوشوقتی میروم — چراکه علم مئات الالوان که زیر سایه آن طرابلس است مرا میخواهد — شما خود را هلاك نسازید که من هنوز زنده ام و اگر من واپس نرسیدم شما برای پسر خود ما تم نکنید بلکه هر روز زیارت قبرم کنید — الفاظ رخصتی شما که شما را از ماتم منع کنند از نیر طرابلس من همراه نسیم صبح بشما خواهند رسید ایمادر ، دعا کن و اگر کسی سبب نکردن ماتم از شما دریافت کنند بگوئید که پسر من در طرابلس از دست ترکان کشته شده است — اکنون طبل کوچ زده شد و من از شما رخصت میشوم — درین زمانه تهذيب بك سلطنت مهذب جوش سپاهیان خود را بذریعهٔ ترانه مذکوره مشتعل می سازد — و گفته میشود که این جنك جنك مانی نيست — اگر جنك هذامانی نمیباشد اطالبه را که\n\nاز مناظر دربار عید سعید فطر تفصیلا — در شمارهٔ (۱) سال دوم\n\nرعایای او مسلمان هم میباشند احترام مذهب شان لازم بود — و با وجود ترانه های این قسم مردانگی که سپاه ایطالیه در میدان کارزار نموده است بر کل عالم ظاهر است و چون عربان از مضامین ترانه های مذکور واقف گشته بخلاف ایطالیه خیال جدید قائم کردند آن نیز ظاهر خواهد شد :\n\nمقاله مخصوصه\nداکترها — وداکتری\n\n( داکتر — دو فتور — دکتور ) کلماتیت مترادف که بلهجهٔ ملك ما داكتر ، وبلهجهٔ تركى دوقتور، وبلهجهٔ عربي دكتور تلفظ و تكتب میشود. این کلمه لفظ ( لا تینی ) است که در عرب بمعنى (معلم ) یعنی ( استاد ) استعمال میشود ، اصل موضع این کلمه\n\nيك لقب و خطابیست که برای چنان اشخاصی كه بر جميع معارف ، وهمهٔ درجات علمیه را حاصل کرده باشند و اجازهٔ تعلیم آنها را گرفته باشند داده میشود که در عربی بمقابل لقب ( داکتر ) كلمة (حكيم) و در فارسي قديم ( پزشك ) يا ( مؤید ) گفته میشود در اوایل قرن دوازدهم میلادی لقب [ داکتر ) تنها بعلمای قانون دان قانون شناس مخصوص بود و بر دیگری اطلاق نمیشد . و باز یکوقتی شد که لقب داکتری مخصوص علمای آلیات ولاهوتی بود . و باز برای حاذقين اطبا و ماهرين فن موسیقی تخصیص شد . که درین وقت تنها طبیبان را [ داکتر یا دونتور — یا دکتور ] میگویند . لهذا اگر داکتر بمعنى ( حکیم ) باشد اطلاق عنوان جلیل [ حکیم ) بر هر طبیب و جراح جائز نیست ، حكمت ، يك علم عام و محیطی است که طبایت یک شعبه از شعبات آنست و آن"}
{"book": "adl0616", "page": 411, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۳\nسال دوم\n\nعلمیت که از حقایق اشیایی که کائنات پیروبار تشکیل داده تا نقدر طاقت بشری بحث میراند، و هم بر حقایق اعیان آن، و ماده منشگاه آن بحث میراند همه علوم فلسفه داخل علم حکمت است، و همه علوم اخلاقیه و ادبیه نیز داخل علم حکمت است. موضوع حکمت اشیای موجوده سفلی و علوی کائنات غایت و نتیجه اش پی بردن بکيفيت ايجاد وموجد واجب الوجود موجود است. ( حکیم ) آنست که بر حقایق اشیا علم آرد و از حقایق اشیا خالق اشیار ابشناسد، وازو بترسد. رأس الحكمة مخافة الله\n\nحالا ما بحث از [ حکمت ] و ( حکیم ) صرف نظر کرده تنها از ( طبابت ) و [ طبيب ها ] و [ داکتر ] و [ داکترهای ] ی وطن عزیز خود بکندری بحث میرانیم:\n\nاین یک آزاده قید بیانست که علم جليل طب معتنابها ترین شعبهٔ حکمت است. زیرا موضوع آن خدمت حیات بی بشر است و چون نوع بی بشر اشرف ترین حیوانات و معتبر ترین موجود است از انرو اگر علم طب نیز اشرف ترین علوم و معتبرترین فنون گفته شود جادارد این هم از امور بدیهی و اشکار است که چنانچه دیگر علوم وفنون از آغاز تشکیل خود تا بحال خیلی ترقی کرده است و چنان علم جلیل طب نیز بیکدرجه اعلای ترقی واصل شده است. واکر کسی بگوید که اطبای بکسر بیشتر ازین از اطبای عصر حاضر قابلتر و داناتر بودند سخن بی دلیل و برهانی خواهد بود. زیرا ترقی هر علم و هر صنعت، و هر هنر از تجارب کثیره و ترقی آلات و ادوات عدیده بوجود می آید اگر در یکی از [باکتریولوژی خانه] و (دار الاستحضارات) و (کیمیا خانه) های طبی بالادمتمدنه اینعصر حاضر در آئیم و یکبار بسوی دکانهای عطاری بعضی ممالك شرقيه نظر اندازيم ترقى علم طب تنها بهمين دو دیدن و مقایسه کردن خود بخود ظاهر میگردد؛ آن قطی های چوبی رنگه که از بی چرکی و چتلی يك رنك ماوراء الألوانى پیدا کرده و هشتاد بار به هلیله پرشده، و خود بار به بلیله، و باز یزرچوبه پرشده، و از نمك خالی دکان عطارها را با آن بلورستان آئینه زار اجزا خانه ها، و دواسازیها قیاس کنیم معلوم میگردد که طب چه بود و چه شد.\n\nدر وطن عزیز ما دو طب معروف و زبانزد شده است یکی طب یونانی، دیگری داکتری، اگرچه این تفریق درست نیست، زیرا اساس و موضوع هر دو يك چيز است که آنهم عبارت از تداوی امراض مختلفه میباشد، ولی در اصول تداوی اختلاف دارد که سبب این تفریق شده است. مثلا طبیبهایی که از قدیم الایام در مملکت عزیز ما موجود بودند و هستند بر اصول و قواعد همان کتابها و خوانده گیهایی که از عمرهای افلاطون ها و ارسطوها، و بو علی سیناها و غیره مانده تداوی میکنند. و از همان اصول صفحه های موریانه خورده کهنه یکقدم به آن طرف تغییر ایند. و داکترها بر تجربه ها و تحقیقات و تدقیقات موشکافانه که روزمره در بازار علوم و فنون و صنایع بوقلمون بواسطة تجدد وتنوع آلات وادوات\n\nگوناگون از عوالم طبیعیه بیرون میآید اجرای تداوی میکنند. و هر روز و هروقت يك طرز نوى ويك اختراع جديدي بميدان میآرند. بناء عليه اگر بگویم که کشتی بی بادبان از کشتی بادبان دار، و کشتی بادبان دار از واپورهای تجاری سریع السیر آتش نفس بهتر است، و با آنکه قاصدهای نامه بر پیاده های عصارنکدار از قطارهای ريلداك آتشین رفتار چابکتر است این را هم خواهیم گفت که طبابت اصول قدیمه از طبابت اصول جدیده بهتر و خوبتر خواهد بود.\n\nبلی، درین هیچ گفتگو نداریم. اما گفتگوی ما در عدم کفایت داکتر هاست نسبت به احتیاج نفوس شهر. واقعا بساية مراحم وايهٔ اعلحضرت پادشاهی یک باب شفاخانه مکمل ملكي و يك باب شفاخانه عسکری موجود است، و همه ساله ادویه و اجزای طبيه دريك مقیاس واسعی طلب شده بر مردمان تداوی طلب برایگان احسان میشود. ولی پنج نفر ده نفر داکتری که آنهم از طرف سرکار مأمور و مستخدم باشند. و يك دوسه دواخانه که آنهم در شفاخانه با دوای حکومتی باشد مستوجب تسهیلات تداوی هفتاد هشتاد هزار نفر آدم شهر نمیشود.\n\nعلی الخصوص که بعضی داکترها پر غرور و عظمت فروش هم باشند ...\n\nدر شفا خانه ملکی همه روزه بغیر از بیمارانی که برای تداوی خوابانیده شده اند بصدها مرد و زن فقرا وغربا و اصناف اهالى تداوی میشوند و دوا میبرند یک دو داکتر صاحبانی که دران مامور اند به بسیار درستی و خوبی وظیفه خود شانرا بكمال سعی و کوشش ایفا میتوانند، ولی به تداوی عمومی کفایت نمیکنند.\n\nدر شفاخانه عسکری نیز همه روزه بصدها نفر افراد عسکری تداوی میشوند و دوا داده میشوند و غیر از ان در هر چونیهای عسکری داکتران خصوصی هم موجود است که تا یکدرجه تداوی افراد عسکری نیز در زیر امنیت گرفته شده است که باینصورت خواه صنف افراد عسکری و خواه صنف غربا و فقرا و با کسانی که در شفاخانه میخوابند از جهت تداوی و دوا محروم نیستند و كذلك ذوات معتبرين و عمله حضور همایونی نیز به داکتر و دوا احتیاجی ندارند. چونکه داکترهای عمله حضور همایونی و هم داکترهای شفاخانه ها علاوه بر ایفای ماموریت خودشان از عهده آن خدمت هم برآمده میتوانند.\n\nحالا آمدیم بر صنف مردمان متوسط الحال مانند تجار و صنعتکار وغيره که حال و احوالشان برای خواستن داکتر برای خانه خود و تداوی کردن خود مساعد است ولی بسبب دستیاب نشدن داکتر در هر وقت و هر زمان و موجود نبودن اجزا خانه ها و دواخانه ها در شهر و اطراف آن از تداوی حقیقی محروم مانده مجبوراً به همان قطی های چرك و چتل دکانهای عطارها بمراجعت کردن مجبور میشوند.\n\nلاجرم اگر اداره بلده یعنی منسیپالی شهر نظر توجه خود را"}
{"book": "adl0616", "page": 412, "text": "صحیفه ۱۱\nشماره ۳\nسال دوم\n\nبسوی این نقطه مهمه احتیاج ضروری اهالی متوجه نماید ، و يك سرمایه وضع نموده ، و در نقاط مهمه شهر یکچند دواخانه مکمله باصول جدیده باز کرده یکدوره داکتری با فیس معین استخدام نماید بفکر ناقصانه ما چنان میرسد که هم احتیاج اهالی رفع شود و هم يك مداخلات خوبی برای صندوق بلدیه حاصل شود .\n\nعالم عسکری\n( قاعدۀ خراب کردن راهای آهن ریل )\nهر گاه محاربه در يك منطقه اراضی که خطهای راههای آهن دشمن را خراب کردن لازم باشد بوقوع آید به این اصولهایی که در ذیل ذکر میشود خط راه آهن را خراب باید کرد :\n۱ – هر انقدر آلات و ادواتی که بیابند بردارند . محافظها و دیده بانها ، و مأمورین را اسیر کنند . دیرکهای تلگراف را بغلطانند ، سیمهای آنرا ببرند ، مانند استیشن پل ، و جاهای مقراس که ریل را از يك خط بر دیگر خط میگرداند ، و نقطه های پیچتاب دار خط را مانند زنجیر احاطه باید کرد . خراب کردن خط را با اسباب و آلات باید نمود نه با دست . و اگر احتمال ظهور یافتن دشمن پیش از فرصت خراب کردن خط باشد از کارتوس هایی که برای خراب کردن مخصوص است بقدر کفایت بر خط ربط باید کرد ، همۀ مأمورین و عمله که در خط راه آهن برای کار بیایند اسیر باید ساخت .\n۲ – در جاهای کج و پیچ خط و جاهای متراس دار خط هر دو آهی هر دو طرف خط را خراب کردن لازم است . در هر ۳۰۰ گام تا به ۱۵۰۰ گام مسافت بقدر ۳۰ کام خط را خراب باید کرد یعنی چون یکبار بقدر سی گام خط را خراب کردند ، از سه صد تا به هزار و پنج صد گام مسافه را رفته باز بقدر ۳۰ کام خط آهن را باز خراب کنند ، و بر همین منوال بر کار خراب کردن دوام ورزند . در جاهای بیتاب دار از ۲۰۰ تا به ۸۰۰ گام مسافه خط راه آهن را خراب باید کرد . در جاهای مقراس دار از ١٦ تا به ٢٥ کام مسافه خط را خراب کردن کفایت میکند .\nبرای بجا آوردن این وظیفه يك بلوك رساله یعنی عسکر سواری را بر شش قسم تقسیم باید نموده به عهدۀ هر قسمی از آنها يك يك وظیفه مقرر شود که باید بجا بیارند . بدینوجه :\nقسم اول : از ۸ نفر مرکب میباشد که اینها بیل و کلنگ و تبردات میباشند . و وظیفۀ شان این است که تخته چوبها ، یا تخته آهنی را که در سرك ريل بعرض انداخته میشود و خطهای راه آهن بطول بران تمديد و محکم میشود از زیر سگ چل ها و ريك ها و خاك ها بیرون بر آرند .\nقسم دوم : از شش نفر عبار است که دو نفر آنها با کلیدهای\n\nمخصوسی که با خود دارند خشتهای آهنین بیمهای خطهای راه آهن را که با یکدیگر بواسطۀ آن پیچهای خشت دار ربط شده است باز میکنند . دو نفر آن کلیدهای دندانه دار ، و دو نفر دیگر آن چکش های ثقیل داشته میباشند که با آنها پتره های دو طرفۀ خطهای راه آهن را که با یکدیگر چپانیده شده اند بر میدارند .\nقسم سوم : – مرکب از ۸ نفر است که چهار نفر آن بر يك طرف خط و چهار دیگر بر دیگر طرف خط مأمور گشته با میلهای آهنین سرتیز پره دار و پیچ بزرگی که با خود دارند میخهای دندانه داری که از بالای خط آهن بر تخته چوبهایانته آهنهای زیر آن میخ شده است بیرون میآرند .\nقسم چارم ؛ – مرکب از ١٦ نفر است که هشت هشت نفر آن آن به بر داشتن يك يك رای یعنی خط مأمور میباشند که برای اینها دیگر آلات و ادواتی لازم نیست ، اما اگر موسم زمستان باشد ریسمان برای شان لازم است که آهنهای خط را به آن بسته کش کنند . این نفرها رای ها یعنی خطهای آهنین را از روی تخته های چوب با آهن برداشته یا در زیر خاكها پنهان کنند و یا اگر نهری در آن نزدیکیها موجود باشد در آن غرق کنند ، و یا از لاش های بلند کوه در شیله ها بیندازند . و اگر این چیزها نباشد ، و فرصت دفن کردن آن هم نبود تا بجد شانه بالا برده سه چهار بار بر سنگ ها آنرا بیندازند .\nقسم پنجم : – از ١٦ نفر مركب است که اینها بابیل و كانك مجهز میباشند ، وظیفۀ اینها این است که تخته چوبها با تخته آهنهای که بعرض فرش شده و خطهای راه آهن بران مربوط بوده است از راه بر دارند . اگر از چوب باشد همه را در يك جا خرمن کرده آتش بدهند ، و اگر از آهن باشد همان معامله را که برای خطهای راه آهن کرده اند یعنی دفن کردن ، و از لاش انداختن و در آب غرق کردن یا بالا کرده بر زمین انداختن – را اجرا نمایند .\nقسم ششم : – مرکب از ١٦ نفر است که عبارت از نفریهای تبرداریست که دیرکهای تلگراف را میبرند و سیم های آنرا قطع میکنند .\nاز موجودی يك بلوك سواری یکصد و پنجاه نفری شصت و یا هشتاد نفر شان با این عملیات مذکور مشغول شوند ، و باقی آن بصورت محافظ بهره بدهند ، و اسباب آنرا نگهدارند . به این نفری بهمین ترتیبی که ذکر شد اگر بكمال انتظام وجد وجهد کوشش ورزیده شود در ظرف یکساعت بقدر ٦٠٠ گام راه آهن ریل خراب کرده میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 413, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۳\n\n܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀\nبی بی های صاحبه های عایله ها را یادگار\n܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀܀\n\nدر نسخه های سابق خود در خصوص عایله و بی بی های صاحبه های عایله بعضی چیز ها نوشته بودیم درین نسخه خود از بعض اموراتی که در سر رشته خانه و تدبیر منزل طایفه محترمه زنان هر وقت و هر زمان به آن بسیار محتاج میشوند بعضی چیز های فایده مند بعرض میرسانیم.\n\n..\n\n( رخت شویی )\n\nیکی از کارهای بسیار ضروری و لازمی و بسیار مهم خانه داری و عایله در رشته رخت و لباس عایله است که یک مخارج کلی برای صاحبان عایله تشکیل میدهد . بیچاره پدر به بسیار زحمت و ریمن عرق جبین پوشاک أولاد وعیال خود را تدارک میکند . والده عاجزه دو نور چشم خود را صرف کرده رختهای خود و اولاد و شوهر خود را میدوزد . به بسیار شوق و ذوق آرا میپوشند . فرحت به فرحت مسرت بر مسرت ! چند روز بعد پوشاک شان چرک میشود و بشستن محتاج میگردد . پوشاک شان البته یا از چیت ، و صندوف و گاج فللین و یا از یک جنس پشمی رنگ میباشد . صابون میخرند ، چوب میسوزانند آب گرم میکنند ، رختها را در لگن می اندازند ، صابون ، و آب و قوت بازو صرف میکنند . نتیجه چه میشود : زن بیچاره عاجزه مانده ، و از شانه و بازو افتاده ، و صابون وجوب برایگان رفته ، و پوشاک های نقش و نگار خوش رنگ ! شان همه از یکسر رنگهای شان را باخته ، و آب و تاب شانرا سراسر بر باد داده می بینند . همه آن ذوق و حظ پر مسرتی که از لطافت رنگها و ظرافت جلوه های آن پوشاک گرفته بودند بیک حزن و یأسی مبدل میشود .\n\nلهذا اگر بی بی های صاحبه های عایله ها به این اصول و قاعده که ( سراج الاخبار افغانیه ) آنرا نشان میدهد رختهای رنگه خود شارا بشویند ، فایده های بسیاری انشاء الله خواهند دید که اگر نتیجه این قاعده درست و صحیح برآید از مجموعه که ما این قاعده را از آن ترجمه کرده ایم دیگر چیز های فایده مند را نیز پیدرپی در نظر قاریه های گرام خود عرض خواهیم نمود .\n\nاز مناظر مراسم دربار عید سعید فطر عودت موکب همایونی از جامع عیدگاه\n\n※ قاعده ※\n\nهر گاه شستن رختهای رنگه مانند چیت ، و صندوف و کاج و فللین ، و امثال آنها را میخواهید بشوئید به اینصورت بشوئید . أولا – برای شستن اینگونه رختها سه لگن یا تغاره لازم است . در یک لگن آب سرد انداخته بقدر یک قاشق زهرة یعنی نیلچه گاو در ان بیامیزید و لگن را در یک طرفی بگذارند در لگن دوم نیز آب سرد انداخته و بقدر یک قاشق سرکه در ان آمیخته این لگن را هم در یک سو بنهند . در لگن سوم آب گرم است اما بشرطیکه بسیار داغ نباشد در ان یک کلمه صابون را انداخته بهم میزنند تا خوب کف کند . بعد از ان جامه رنگینی را که میخواهند بشویند در همین آب گرم صابون دار می اندازند و جامه را در ان همواره نموده بی آنکه فشار بدهند ، و بمالند"}
{"book": "adl0616", "page": 414, "text": "شماره ۳\nسال دوم\n۱۳ صحیفه\n\nصابون را بر هر هر طرف جامه آهسته آهسته مالیده و هیچ فشار و قوت باز و صرف نکرده و بقدر پنج ده دقیقه بحال خودش بگذارند ، بعد از ان جامه را از ان آب صابون دار بدون فشار دادن بر آورده، در لگن یا تغاری که آب صاف در آب آن آمیخته شده بدون فشار دادن و مالش دادن جامه را در آن آب بشویند . و بعد از ان در لگنی که آب سرکه دار دارد دو بار خوب آبکش کرده در یکجائی مناسبی برای خشک شدن بیاویزند و این را هم هوش کنند که افتاب بسیار تیز رنگ رختهای رنگه را خراب میکنند پس اگر اینگونه رختها را در جائی که افتاب و باد شدید نباشد بیا ویزند بهتر است ، و پیش از این که بسیار خشك شود یعنی هنوز کمترکی نم داشته باشد رخت را بر داشته اوتو کنند. در موسمهای زمستان اگر این گونه رختها را یخ بزند باز رنگ شانرا خراب میکند ، لهذا در چنان جائی نیاویزند که یخ بندد .\n\nدرین نسخه خود بهمینقدر معلومات اكتفا ورزيده انشاءالله بعد ازین از دیگر سر رشته ها نیز بحث و بیان خواهیم نمود.\n\nاز مناظر مراسم دربار عید سعید فطر فیلها\n\nادبیات\nغزل\n\nای طفل نو آموز دبستان تمدن مپسند تو در وحشت وحشی صفت چند\nجهدی که شوی صاحب عرفان تمدن باشند - بخنگری و سپندان تمدن\nزنهار بوحشت مشوی دست و گریبان از ما و تو علم و ادب آموخت اساری\nمگذار دمی دست ز دامان تمدن گشتند ز تقلید تو شایان تمدن\nوحدت نشود خار ره دامن گلچین آدم شده اند از اثر علم و گرنه\nبر گل شده امروز گلستان تمدن بودند اساری همه غولان تمدن\n\nعاجز است که خاکی اسپانند فلك سير باین هوائی شده برهان تمدن\nبر بحر و برش حکم روان بود ازین پیش گردید هوا نیز بفرمان تمدن\nشاهنشه آفاق که در دولت افغان امروز بلند است از و شان تمدن"}
{"book": "adl0616", "page": 415, "text": "صحيفه ١٤\nسال دوم\nشمار ۳۰\n\nغزل\nمرکبی دیدم قوی هیکل که پس خوش پیکر است\nصورت زیباش چون طاوس نیکو منظر است\nحسن ترکیش بود مرغوب طبع خاص و عام\nدر صفایی جسم او با آینه هم گوهر است\nمیخورند اسپان دیگر کاه جوهر جا و ليك\nآب و آتش خود من این اشهب میمون فر است\nبانک دیگر اسپ ها را نیست چندان هینی\nدر کداز از نفره او زهره شیر نر است\nچشمهايش زير عينك روز ها پنهان بود\nوقت شب تا بیده هر چشمش بمان اختر است\nاحتیاج دیگر اسپا است بر زین و الحجام\nبی نیاز از کلفت زین و لجام این اشقر است\nپشت او بی زین بود چون مسند شاهنشهان\nبی انجام ایمانی دست را کی او را رهبر است\nجارها دارد مانند ستور ان دگر\nليك در رفتار جابك تر ز باد صر صر است\nهیچ مرغی نیز نتوان به سیر او رسید\nگرچه او را بال و پر وین را نه بال و نی پر است\nشصت فرسخ راه را طی میکند در نیم روز\nکوئی از تخت سلیمانش نشانی در بر است\nجاکری از بهر خدمت پیش او استاده بود\nکنم این اشهب چه نام و از کدامین سرور است\nگفت این مرکب بود تخت روان شهریار\nراکبش سلطان نامش در زبانها موثر است\n\nشمع ده دین است و سراج ره ملت\nشد پر تو او لطف نمایان تمدن\nپاینده بود بر سر این ملک الهی\nکروی همه ملت شده جویان تمدن\nمضمون خط و خال مکرر شده بسیار\nبشار سخن تازه ز دیوان تمدن\nکی نیست در این عصر جو مستغنی بیدل\nدر شعر سخن سنج و سهندان تمدن\n\nغزل کاغذ از\nنوگشت دنیا ز ایجاد کاغذ احیای علم است بنیاد کاغذ\nگرمی نبودی کاغذ بدنیا آیا چه می شد. بر باد کاغذ\nبرگ درختان با پوست حیوان بد بهر انسان استاد کاغذ\nوسنگ نوشت برخشت بنگاشت محروم کاغذ ناشاد کاغذ\nبعضی از چین گفت بعضی از اعراب ایجاد کاغذ استاد کاغذ\nهر کس که بوده صد آفرین باد بر همت او اجداد کاغذ\nامروز (بنگر محمود طرزی) کشته تمدن منقاد کاغذ\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره دوم )\n\nبسیاری دارد از حالا گفته نمیتوانم که نتیجه حالش چه خواهد شد. معاینه درین وقت او را يك كاسه آبگوشت میخورانم اگر رهایی بیاید البته مرا دعا خواهد کرد.\nآرامی بیهوشی مانندی که بقدر يك و دقیقه فلوتین به آن نایل شده بود به آرامی يك لحظه ی طوفان بسیار شدیدی مشابهت میرسانید که بعد از يك کمی باز درد های شدیده مافوق التحمل زائیدن بكمال شدت ظهور نمود.\nبنتهای چشمش بحال طبیعی خود نمانده مانند خریطه ها شده بود سپیدی چشمش بر سیاهی آن قالب آمده يك شكل مربعی گرفته بود. لب بالائى آن يك قدری بسوی بالا کشی شده بیره های بی خون و دندانهای سفیدش را پنهان نمیتوانست.\nوالحاصل درد بردرد والم برالم غم برغم وجود ناتوان ضعیف قلوتین بیچاره را در حالی که سراسر از کار انداخته بود وضع حملش بوقوع آمده يك دخترک بدنیا آورد که دردهای شدیده قلوتيك به صدای (ولك ونك) نخستین گریه اولادش رفع گردید.\nقومیسر پولیس پیش از انکه از انجا برود باز بر دایه تنبیهات و تاکیدات لازمه اجرا نمود که دایه نیز بجوابش چنین گفت: چیزیکه از دست ما بیاید قصور نخواهیم کرد. لکن چنان معلوم میشود که این زن بیجاره از بسیار وقتهاست که بسیار عذابها دیده باشد. و این ضربه شدیده ئیکه پیش از یکساعت دیده خارج از درجه تحمل او بود است. چون ضعف و ناتوانی\nمادام آن غو طفل نوزاد را گرفته گفت: آه مادام اگر بدانید که چقدر نازنین و خوش شکل یکدختر کی زائیده اید همه دردهای تا را فراموش خواهید کرد. چقدر اندام متناسب دارد. و هم بسیار صحیح و سالم است که در باب زنده"}
{"book": "adl0616", "page": 416, "text": "سال دوم\nشماره ٣\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره دوم )\n\nآفاقی در تذکرهٔ چلی به این عبارت نام آفاقی را ذکر کرده که : « از شعرای قدیم زنان ایران يك شاعرهٔ مهرسهر بلاغت است که از اشراق شمس شعر وافق بلاغت طلوع کرده است ولی دیگر هیچ احوالی ازو دیده نشده است.\nآلانقوی از زنان ملوك مغول است که قبل از اسلام گذشته است. صاحبهٔ حسن و جمال وعفت و ناموس يك زنی بود که در جوانی بیوه مانده بود، اولاد هم نداشت. در سلسلهٔ خاندانش چون بغیر ازو کسی نمانده بود بر تخت سلطنت جلوس نموده بکمال خوبی و عدالت حکومت نمود. درین اثنا بود که حامله گردید و چون شوهر نداشت مردم برو بدگمان شدند. ملکه آلانقو همه مردمان قوم خود را جمع کرده در پیش روی آنها بهمان سوگندی که در پیش شان معتبر بود سوگند یاد کرده که زنا نکرده است، و هیچ مردی با او جمع نشده است، مگر در وقتیکه بخوابگاه خود بخواب بوده يك نوری از روزن خواب گاهش درآمده در دهنش درآمده و از انوقت حامله مانده است ... بنابرین شبهه شبهه کننده گان زایل گردید. بعد از اتمام یافتن مدت حملش سه به ریدنیا آورد و آنها را پرورش داده بسیار عاقل بسر رسانیده است. بعد از وفات او پسر بزرگش (یوزنجر خان) وارث سلطنت گردیده است که (ابو مسلم خراسانی) همعصر بوده است.\nالخاندره — دختر (پرنام) نام حکمدار ممالک (روآ) میباشد که بنام (قساندره) معروفت و در حرف (ق) بیان خواهد شد.\n\nمرقوم بعد از انکه یکمدتی ساکت ماند خواست که به پهلو گشته دایه را ببیند. ولی وا اسفا که از جای خود به ادنا حرکت مبالغه هم نداشت، و وجودش بيك حالی رسیده بود که بحکم و اختیار خودش تابع نبود معمائی، بايك صدای که خوب فهمیده نمیشد گفت •\n— ما دام اگر از شما يك خدمتی برای خود طلب کنم آیا گستاخی نکرده خواهم بودی؟\nدایه — سببی که خدمت تانرا نمیدانم که چیست از اثر و در باب رد و قبول آن از حالا يك جوابی داده نمیتوانم، شما اول خدمتی را که از من میخواهید تعیین بکنید، بعد ازان.\n— خدمتی که میخواهم بجز این نیست که یکسوال مرا براستی و حقیقت جواب بدهید. من چنان حس میکنم که بمرك لحظه بلحظه، نزديك میشوم. و میبینم که ساعت بساعت جان از بندنم برامدن میگیرد اما در این باب يك فکر نهایی پیدا کردن میخواهم که این را هم براستگویی شما پیدا خواهم کرد. (باقی دارد )\n\nصحيفه ١٥\n\nشاه و هم شهزادگان را با دستر اعیان او\nدر همه سیر و سفر بروی سواری اکثر است\nکیست آن سلطان سراج ملت و دینش آنک\nدین و ملت را مدد کار و رعیت پرور است\nاسم خاص او حبیب الله در عالم عیان\nکز شهان دهر در عدل و کرم نام آور است\nکشت زار دین و دولت ملك و ملت این زمان\nاز وجود فیض آمودش سراسر اخضر است\nدر کهف کف امان وامن جملهٔ مؤمنان\nملت اسلام و دین مصطفی را یاور است\nیاد یارب دولت و اقبال و عمرش پایدار\nکز وجود او قوام ملت پیغمبر است\n(مخلص) صدق انما همواره در صبح و مسا\nداعی طول حیات این خدیو کشور است\n\nماندن آن اگر سند هم بخواهید میدهم ..\nقلوپترا— اگر مرده زائیده میشد آیا خوبتر نمیشد؟\nدایه بعد از انکه معاملهٔ لازمهٔ نوزاد را اجرا نمود پرسید:\n— آیا میخواهید که طفلك شير تيك تانرا به بغل بگیرید؟\nقلوپترا بيك شوق و محبت مادرانه دست های خود را دراز کرده طفل خود را گرفت، و بسینهٔ خود چسبانیده بوسید. بعد ازان بزیر پستان خود انداخت. ولی هزار افسوسی که بسبب تاثیر آلام و اوجاع مادی و معنوی که بیش ازین بان گرفتار آمده بود پستانهایش که دو سرچشمهٔ حیات این طفل نوزاد شمرده میشد سراسر خشکیده بود. دایه چون انبعا لرا بدید گفت:\n— بگذارید، برای او شیر چوشک بهتر است، بمجردیکه این طفلک چشمهای خود را باز کند بدهنش شیر چوشک را میدهیم.\nقلوپترا— آه: باین درجه رسیده ام که جگر پارهٔ خود را بيك قطره شیر هم داده نمیتوانم: آه مگر چندر بدبخت يك زنی بوده ام."}
{"book": "adl0616", "page": 417, "text": "١٦ حيده\nسال دوم\n\nعلم ثروت ملل\n\n( ما بعد از شماره دوم سال دوم )\nپس به اين صورت منفعت آن صاحبان امتياز در كرانى مالهاى ديگران و منع ترقيات صنايع و مفقود شدن اختراعات جديده حاصل ميشود ۰\n\nحكومت هرگاه از روى ادارهٔ صنعت صنعتگران و محصولات مستحصلان را حمايه كند باز هم اين تدبير هيچ منفعتی ندارد ۰ بلكه مضرت هم ميرساند . درست ترين چاره ها و بهترين راه ها براى ترقى صنايع و بظهور آمدن اختراعات همين است كه ارباب صنايع را در كارها شيكه متعلق بمنافع خصوصيهٔ خودشان باشد آزاد بايد گذاشت و كارشان را بخود شان حواله بايد كرد . حكومتهاى كه به بهانهٔ حمايه كردن صنايع و با تشويق دادن اهالى را بكوشش ورزيدن براى محدود كردن صنايع و بهانه براى كارهاى خود، قانونها وضع كرده اند و بخيال شان نفع آمده، هيچ نفعى ندارد . با وجوديكه صنف زراع كه بوظيفهٔ تدارك كردن اسباب تعيش اهالى مكلّف اند حكومتها هيچگاه براى آنها اين گونه قانون حمايت كارانه وضع نكرده كه به آنها نصيحت كند كه اين قدر تخم خود را بصرف رسانيد و اين قدر تخم خود را براى زراعت نگهداريد . زيرا اين نصيحت نامه يا قانون نامه را منفعت شخصيهٔ خود دهقان نشان داده است كه اگر هر فرد در بعضى سالها بردارند باز هم درين وظيفهٔ مهمهٔ خودشان قصور نميكنند . لا جرم در صنايع ديگر نيز اين حال بر همين منوال است . از روى اداره هيچ تدبيرى نيست كه جاى منفعت شخصيه را بگيرد و از ان با تاثير تر باشد . و اگر حكومت صنعتها را خود در عهده بگيرد همه افراد صنعتگران، خود شان را از مسؤليت خوب شدن و بايد شدن آن آزاد ميشمارند ، و بطرز بيگارى كار كرده در صنايع ترقى حاصل نميشود . و چون ارباب صنايع براى منفعت شخصيت خودشان و توانگرى خودشان آزادانه كوشش نمايند و دائماً در فكر اين باشند كه صنعت خود را ترقى بدهند تا توانگر شوند در ان وقت صنايع ترقى ميكند ، و مبادلات افزونى ميگيرد ، و اهالى توانگر شده خزينهٔ دولت از تبعات آن مملو ميگردد ۰ و صنعتكارى كه در صنعت خود آزاد نباشد و به اين هم بداند كه نسبت بسعى و عمل خود مكافات نمى بيند ، و سعى و كوششى كه ميكند براى منفعت ديگرى ميكند .\n( باقی دارد )\n\nهمه مقاله های که دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\n\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنه، کابل طبع گردید\n\nشماره ۳\n\nالکساندره — زوجهٔ ( يوحنا ) نام پادشاه ملك ( فلسطين ) است كه بعد از وفات شوهر خود كه پيش از ميلاديه ۷۹ سال بسنت وصيهٔ ( هرقان ) نام پسر خود حكومت نموده است ۰\n\nآلکساندره — دختر ( هرقان ) است كه مذكور گرديد اين زن نيز بحكومت كرده است ۰ و ۲۹ سال پيش از ميلاد بدست ( هيرود ) نام پادشاه روم بقتل رسيده است ۰\n\nالکاندره\n\nملکهٔ انگلستان و زوجهٔ محترمهٔ متوفاى اعلحضرت مستطاب ( ادوارد هفتم ) پادشاه انگلستان و دختر ( كريستى نهم ) پادشاه ( دانيمرك ) است . اگرچه ذات عاليهٔ محترمشان بر حيات اند و از صدد تاريخ نويسى ما نوشتن احوال شان خارج است ولى چون اين زن محترم بسى اوصاف پسنديدهٔ عالى را مالكه ميباشند از انرو از تذكار نام شانرا در صنف ( ناموران زنان جهان ) خود دارى نتوانستيم . ما از احوال ديديه و دارات سلطنتى ، و طنطنه ها و شعشعه هاى ملكه ئى مشار اليها بيان نميكنيم . زيرا اين يك معلوم است كه بزرگترين و توانگرترين دولهاى روى زمين انگلستان است . هيچ شبهه نيست كه ملكهٔ آن نيز بزرگترين و شعشعه دار ترين ملكه ها خواهد بود . اما در بيان نكاتى از بعضى اطوار و اخلاق پسنديدهٔ مشار اليها بيان ميكنيم :\nيكى از اوصاف پسنديدهٔ ملكه اين است كه مانند ديگر پرنسها بجهت سياسيات هيچ التفات ننموده است ، بلكه همهٔ قلب و حيات خود را بجلب قلب شوهر و محبت رعایا و امداد محتاجين و فقرا حصر و وقف كرده است . تا از زمان آغاز ازدواج خود بحسن خلق و شفقت و مرحمت خود مظاهر تعزيز و تبجيل همه گانهٔ حكدارى بلكه جملهٔ ملت آشكار شده است . بسيار مردمان پير و پا از كار را خود بدست خود تداوى كرده ، براى شفاخانه ها و تربيه خانه هاى اطفال يك حاميهٔ معظمه ميباشند . در زمانهاى حرب افريقاى جنوبى همه سعى و كوشش خود را در باب بيوه ها و يتيمها و مجروحين صرف كرده بود . يك كشتى شفاخانهٔ مخصوصى از خود ساخته مجروحان حرب را در ان تداوى ميكرد و هربارى كه كشتى مذكور از افريقا بر ميگشت خودش بالذات بكشتى ميرفت .. و مريضان را ديده اداره و ترتيبات سفينهٔ خود را تفتيش ميكرد . غير از ان ديگر شفاخانه هاى غربا و فقرا را نيز زيادت ميكرد . حتى يك روزى كه بيك خسته خانه رفته بود ، كلاه هاى بيچارگان را بى التفات ديده بى آنكه چيزى بگويد روز ديگر بعد ديواران شفاخانه بسى آفتاب گير ها فرستاده بوده است . در جشنى كه براى پوره شدن سال شصتم سلطنت ملكهٔ متوفا اعلحضرت ( ويكتوريا ) در لندن برپا شده بود براى دادن طعام بفقرا در بسيارى از ( لوكانته ) يعنى طعامخانه هاى لندن ضيافتها ترتيب كرده ، و هر كدام را خودش جدا جدا گردش نموده مردمان را از لطف خود ( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 418, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (٤)\n\nنگران\nالريتيك آقاسی ملکی حضور اعليحضرت همايونى\nعلى احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی در اطراف داخله مملکت با اخراجات ذاك ١٤ روپیه کالی در خارج مملکت با اخراجات داك ۱۰ روپیه انگلیزی بهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی بكم ذي الحجه ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\nتاریخ انگریزی ۱۱ نومبر\n\nمدير وسر محرر\nمحمود طرزی\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (كابل) همه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود قیمت یک نسخه آن در کابل یکپایسی است\nتاریخ شمسی ۱۹ عقرب ۱۲۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفيده درج ميشود\n\nبادشاه خود مختار دولت مستقله افغانستان\nاعليحضرت سراج الملة والدين أمير حبيب الله خان"}
{"book": "adl0616", "page": 419, "text": "صحیفه ۲ سال دوم شماره ۱\n\nليله جشن\nذات اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب ما بواری عرابهٔ دستکی ریگشا در حالیکه یک مقدار عساکر خاصه سراوس وركابی و ياوران و مصاحبان خاص و دیگر نفری معیت شاهانه با اونیفورمهای مخصوصه اینگونه شبهای جشن ملبس بوده منتظماً بهمرکابی شاهانه شان بحرکت بود از دروازه ارگ مبارکه برآمده از سرکی که با چراغها و بیرقها و عساکر خاصه شاهانه با موزیکه بزرگ شان صف بسته و آراسته بودند تا بسر صفوف مدعوین کرام تشریف فرمای شوکت گردیده در انجا از ریگشا فرو آمدند .\n\nدر شبی که از سفر خیریت اثر غزنین تشریف جلالت ردیف همایونی بوقوع آمد بنا بر عدم وقت و گنجایش زمان حاضرین مستقبلین از شرف دستبوسی همایونی محروم مانده بودند. بنا برین بادشاه با دانش و دین و شهریار متواضع مراحم گزین مقدس ما الجبرة ما فات یکتب بیشتر پرداخته از نفری اول آخر صف اول آغاز مصافحه فرموده تا به نفری آخر صف دوم همه صداقت کیشان خدمتگاران فدایی منشان شاهانه را بدستبوسی و مصافحه همایونی سر افراز فرمودند. حقیقتاً که این نوازش بزرگ منشانهٔ مراحم پرورانه شاهانه چنان یک آثار بزرگی پادشاهی را در یک وضع توجه کارانهٔ نوازش پرورانه جلوه گر فرموده بودند که نکات معانی دقیقه عالیه آنرا دقیقه شناسان معارف تقدیر میتوانند. یک بادشاه شوکت دستگاه معظم پر خیل و حشم بنفس نفیس همایونی خودشان بر رجال و ارکان و اعیان دولت معظمه خود پیاده بدور میفرمایند ، و با یگان یگان مصافحه فرموده و بدستبوسی شاهانه خود سر افراز مینمایند. زهی بنده پروری بادار ، زهی سعادتمندی خدمتگار !\n\nبعد از ان ذات اعلیحضرت پادشاهی به دالان بزرگ سلامخانه تشریف شاهانه را ارزانی فرموده همه مدعوین کرام تبعیت نمودند. دالان بقرار همه شبهای جشنها بکمال زینت و آراستگی هر چیزی در هر جا حاضر و آماده داشت . همه مدعوین حاضره با او نیفورمهای رسمی طعامخوری شبانه شان ملبس بودند . ذات اعلیحضرت پادشاهی بمناسبت این سیاحت سفر خیریت اثر همایونی شان معلومات تاریخیه بسیار مهمه در باب غزنین و سد سراج، وزیارات، و بعضی کشفیات جدیده آثار عتیقه بیان فرمودند . جناب عالی سردار اکرم نائب السلطنه صاحب افخم نیز مجدداً با اونیفورم رسمی طعامخوری شبانه تشریف فرمای مجلس جشن گردیده بنابر ارادهٔ سنیه همایونی حاضرین بطعام دعوت فرموده شدند . میزهای سفره خوان الوان نعمت پادشاهی بتمام انتظام ترتیب شده بود . طعام با همه شوق و شغف و سرور و طرب به انجام رسید . بعد از طعام حاضرین کرام در دالان با صفا در پیش میزهای فواکه و شرینی و سیگریت کشی مجلسها و محفلهای\n\nفهرست مندرجات\nادبیات ليه جش\nناموران زنان جهان حوادث داخليه\nعلم ثروت ملل حوادث خارجيه\nفاجعه های پاریس عالم عسکری\nسخنان هر رقم\n\nليله جشن\n( سالگره ولادت شهزاده بلند اقبال مكرم )\n( عين الدوله )\nسردار أمان الله خان\n\nشب پنجشنبه گذشته یک شب پر فیضی و سروری بود که آنهم عبارت از قدم نهادن عمر شریف حضرت شهزاده مکرم بلند اقبال جناب ( عين الدوله سردار أمان الله خان ) بسن (۲۱) سالگی میباشد . أطال الله عمره واقباله .\n\nشهزاده مشار الیه در پنجم ماه ذیقعده سنه ۱۳۰۹ هجری قدم نهاده گهوارهٔ شهود شده اند که در شب گذشته سال بیستم مرحله عمر شریف را اکمال فرموده بقدمهٔ بیست و یکم نردبان عروج عمر و کامرانی و عزت و شادمانی قدم نهاده عن واقبال گردیده اند لهذا در شب مذکور یک جشن پر سروری در دالان بسیار بزرگ سلام خانهٔ دربار ترتیب یافته همه ذوات گرامی که در این جشن فرخنده گی بخشای پر سعادت بنابر رفعه های رسمی جناب ايشيك آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی دعوت شده بودند بساعت شش شام ليلهٔ مذکوره در دالان جهت شمالی سلامخانه یکان یگان جمع آمده از طرف شهزادگان جوانبختان وقرة الاعین ملت افغان (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) و ( عين الدوله سردار أمان الله خان ) پذیرائی میشدند، و حضرت عين الدوله صاحب بکمال نزاکت و تلطف تبریکات مبارکباد گویان را قبول میفرمودند. تا آنکه تقریباً بساعت هفت و نیم تشریف فرمائی ذات اعلیحضرت پادشاهی استخبار شده همه حاضرین کرام معیت شهزادگان عظام از دالان مذکور برآمده در پیش زینهٔ جهت غربی عمارت شاهانهٔ سلامخانه پر دو صنف عقب همدیگر صف بسته احترام گردیدند ."}
{"book": "adl0616", "page": 420, "text": "صحیفه ۳\nسال دوم شماره ٤\n\nانی و محبتی تشکیلی داده به استماع هواهای لطیفه ملی موزیکهای و اولادهای وطن که جگر بارهای ملت است بدست او سپرده شد. ولی هزار افسوس که بسبب بی وجدانی و نا اهلی نه شرف رتبه عسکری ، و سازنده ها و خواننده های هندی و ایرانی به تنشيط قوه سمع میپرداختند ، جمعیت سطرنج بازان نیز يك ها یهوى و منصب و مسلمانی خود را محافظه توانست و نه يك فايده از و بدولت وملت ما رسید . غیر ازینکه بنی اختلاسات در اداره مکتب پر جوشی و خروشی داشت بعضی نماشای کتابهای تصویر دار ، کسانی به بازی برد و قطعه ، کسانی بمصاحبه و منادمه تا بساعت روا داشت شرف و حيثيت مكتب وعلم وعرفاترا نيز بيا مال نمودن یازده شب به انواع مسرتها وفرحتها بسر آورده لیله جشن پر جرأت ورزید. و ازین است که به جزای سزای خود واصل گردید سعادت سالگره شهزاده بلند اقبال مکرم به تمام سرور و کمال حبور به انجام رسید .\n\n( واقعه نگار هرات مینویسد )\n\n) سراج الاخبار افغانیه ( از صمیم دل به تبريك اين جشن مبارك مسارعت میورزد، و از درگاه ذات اقدس خالق يگانه بی همتا نیاز و استدعا میکنند که تا سال های بیشمار بند کار این چنین لیله های مسعوده فرخنده گی آثار تزئین محايف اخبار نماید. در یوم سه شنبه ۲۵ ماه جمادی الثانی هوا گرم بوده نماز عصر روز مذکور ابر بروی هوا پیدا شده تا نماز مغرب باد سخت و شدید پیدا کردیده نم نم باران هم باریدن گرفت و طوفان باد دقیقه بدقیقه بزاید کوشیده از شدت آن یکدر بندخانه جدید عالیهاء رشادت همراه عبد الرحيم خان جرئیل نظامی مقیم انجارا که قریب برج شمالی ارگ مبارکه هرات انداخته بودخانه مذکور را برداشته تخمیناً می زرعه دور انداخته میباشد چون فقره مذکور از جمله ندرت است لهذا تحرير نمودم فقط .\n\nجواد داخليه\n\nمكتب حربيه سراجيه .\n\nمكتب حربيه سراحیه در سنه ١٣٢٥ هجری با ارادة سنية اعلیحضرت پادشاهی در دار السلطنه کابل تأسیس و بنیاد یافت . ) محمود سامی ( نام یك شخصی که در بغداد معلم جمناستك بود. و از انجا فرار نموده بکابل آمده بود با اراده سنبه اعلیحضرت همایونی در زیر نظارت ذات عالی جناب ( معين السلطنه سردار عنایت الله خان ( بوظيفة مديرى مكتب مذکور مقرر گردید اولادهای بسیاری از اعزه و اشراف مملكت بمكتب ادخال نموده شد. چنانچه تفصیل آن در شماره های سابقه ما سبقت نموده . در ظرف انمدت از مدیر موصوف بنی کارهای مخالف نظام و قانون سرزد . مثلا بعضی شاگردان و نفریها را بدرجه مرگ و بلکه بعض را بمرگ لت و کوب نمود. در مشهر گاهای عمومی مردم را بشمشیر زد ، پاها ، دستها، سرها شکست، در اداره مکتب بسیار ناگواریها بعمل آمد. در هر وقوع جنایت و خیانتش نظر به غریب الدیار بودنش نصیمت و اندرز کرده شد، رفته وقته قباحتها به جنحهها و جنایتها کشید . به تکثیر و توبیخ و تحفير نيز براه نیامده به تحریکات فسادهای خلاف قانون و آداب در میان شاگردان آغاز نهاد. حرکات ناشایسته آن فطرت از درجه تحمل خارج شد . بناء عليه مجازات لازمة قانونية افغانیه گرفتار آمد، و از رتبة ، ومنصبش تجرید شده و به تنی و اخراجش از ممالک دولت علیه افغانیه اراده سنیه اعلی حضرت همایونی شرف صدور یافت . ما به این سخن بسیار افسوس میکنیم که محمود سامی با وجود اینهمه احسانها و مرحمتهایی که از طرف دولت علیه افغانستان درباره او شد، و همه امورات مكتب مستقلا به او محول گردید\n\n( حوادث منگل )\n\nعیناً تحریرات رسمی ایست که از طرف نگران ما\nجناب ايشيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت\nمایونی برای مینا درج شدن به اداره رسیده است.\n\nعالیاء محبت همراه محمود بيك خان مدیروسر محرره راج الاخبار افغانیه محفظ حضرت الامی باشند ، نفری ملکان سمت جنوبی که در محار به منگل خدمت کرده بودند و نفری ملکان احمد زائی و منگل و طوطاخیل که ابتدا بغاوت نموده بودند و نفری بچه های ملکان احمد زائي ومنكل وطوطاخیل که بقسم بر عمل آورده شد. بود و نیز بعضی از نفری رعایا که خدمت کرده بودند بتاریخ ۲۷ ماه رمضان المبارك همر كاب اردوی عسکری بدار الساطنه حاضر شدند - حال لازم است که برخی از دربارهای اعلحضرت والا پست و شرفیابی نفری مذکور که بحضور مبارک اعلحضرت سراج الملة والدين بدر مهربان رعیت مشرف شدند تفصیل وار برای شما ارقام دارم که عیناً درج روزنامه مبارك سراج الاخبار افغانيه نمائید که برادران وطن از چگونگی حالات اوشان و نطق های اعلی حضرت والا مستحضر شوند . روز دوشنبه ۱۸ ماه شوال المکرم پسران مردم منگل واحد زانی و طوطا خیل در خیابان مشرقي كوئى مبارك استور به سلام حضور مشرف شدند نفری مذکور بهمراه يك باجه عسگری"}
{"book": "adl0616", "page": 421, "text": "شماره ٤ سال دوم صحيفه ٤\n\nبقرار قواعد نظامی داخل باغ ارك مباركه گردیده در خیابان موصوف صف کشیدند و سلامی پادشاهی را ادا نمودند ذات شاهانه در پرده کوئی مبارک استور تشریف داشتند اینکه سلامی ختم شد يك بيك بچه های مذکور بقرار نام نویس از ملاحظه حضور مبارک گذشتند و بعد از آن همه یکجا جمع شده دعای سلامتی وجود مبارك اعلیحضرت والا را نمودند ذات شاهانه بكمال شفقت و مرحمت بچه های مذکور این چنین نطق بیان فرمودند .\n\nلفظاً نطق مبارک است\n\n( ما بهمراه شما دو قسم گفتار داریم یکی مجمل و دیگر آن مفصل — مفصل آنرا روزیکه ملک های منگل و خود شماها بحضور حاضر شدید بیان میکنم و مجمل آنرا سال میگویم — چنانچه خواطر خود را جمع دارید من شما را از برای تعلیم و ترتیب دینی و دنیوی خواسته ام که از احکام اللهی و از حقوق بادشاه اسلام که بالای رعیت خود دارد و از حب وطن خود که جهاناً مراد از علم معاد و علم معاش باشد که هم درین دنیا بکار شما بیاید و هم در آخرت که بعد از سه چهار سال بهره ور و تعلیم یافته شوید. بعد مع الخیر بهانهای خود واپس مرخص می شوید پدرها و یا عمو و برادر شماها که در حال ملك وكلان قوم خود میباشند آنها تعلیم یافته نیستند و مطابق خبر ندارند که حب وطن و حقوق بادشاه اسلام بقرار امر کتاب اللهی بالای رعایت چیست اینک شماها مع الخیر تعلیم یافته شدید و در جای های خود رفتید خرابی و آبادی کار برای شماها بدرستی معلوم می شود و شما بالای آنها خنده خواهید کرد — اگر عموهای شما و پدران شما از علوم دینی و دنیوی بهره یاب می بودند گاهی این افعال از انها صادر نمی شد و بگفته بعضی شیطان ها عمل نمیکردند ما برای شما یک مثال می آوریم شخصی با شیطان آشنائی داشت روزی شیطان را گفت چه حکمت\n\nبکار میبری که مردمان بقول تو فریفته می شوند امروز مرا از فریب های خود یک چیزی نمای شیطان قبول کرد و گفت همراه من بیا همین آشنای شیطان و خود او با اتفاق روانه شدند تا اینکه بيك قبيله رسیدند شیطان گفت تو در نجا تحمل کن و ببین که من چه میکنم در این قبیله يك زن از سیاه خانه خود بر آمده يك بز میش خود را گرفته شیر آنرا میدوشید شیطان خود را از نظر زن غائب کرده آمده صرف يك موی از پستان بر کند و لگد زد و خمره شیر را کامل بریخت — زن خمره خالی را گرفته و اپس به سیاه خیمه خود رفت ساعتی بعد شوهر همان زن از دور پیداشد در حال شیطان خود را با لباس يك مرد ريش سفید ساخته بنزد شوهر زن رفت و به مکر و حیله به شوهر زن گفت که عیال تو بد کار است. و رفیق دارد هر وقتیکه تو حاضر نیستی در غیاب تو رفیق خود ر ا میخواهد و آنچه در خانه موجود داری برای او میدهد و میخوراند چنانچه امروز رفیق آن آمده بود. شیرهای بز ترا برای رفیق خود داد اگر سخن مرا قبول نداری چون بخانه رفتی از عیال خود شیر بخواه سخن راست و دروغ معلوم می شود. شوهر زن در سیاه خانه آمده از زن خود شیر طلب کرد زن اظهار نمود که شیر را از لگد زده ریخت در این بین ما بین زن و مرد گفتگو و مناقشه پیدا شده شوهر زن خود را لت و کوب نمود — شيطان على الفور خود را در قبیله دیگر که اقوام\n\nاز آثار عتیقه برجه منار سمت شرق شهر غزنين\n\nزن بود رسانیده گفت که چه نشسته اید که فلان شخص عیال خود را بی موجب زده به قتل رسانید اقوام زن هر کدام چوب و کارد و سیلاوه و غیره اسباب جنگ را گرفته بطرف قبیله شوهر زن آمدند شیطان باز خود را زودی در قبیله شوهر زن پیشتر از آنها رسانیده خبر داد که چه نشسته اید که اقوام زن با آلات جنگ همه آمدند ازین قبیله نیز جمع زیادی با آلات جنگ برخواسته مقابل یکدیگر آمدند و در بین یکدیگر گفتگو و منازعه را برپا کردند عاقبت الامر قریب چهل نفر از هر دو قبیله مجروح و مقتول گردیدند شیطان نزد آشنای خود آمد."}
{"book": "adl0616", "page": 422, "text": "سال دوم\nشماره ٤\nگفت که بيك کندن موی پستان از چه تماشاها را برایت نشان دادم باشیم و در دنیا نیکنام نیکنامی دنیا مراد از فرمان برداری\nحال پر سر سخن آمدیم مردمان فساد پیشه و شیطان به مدعای خداوند كريم ورسول مقبول صل الله عليه وسلم و پادشاه اسلام است\nنفس خود چندین خانه ها را خراب میکنند شما بچه ها خواطر چون بکلام حضرت الهی ایمان آورده ایم از خداوند نیکنامی دارین\nجمع باشید از برای شما لاله از اقوام خودشها مقرر می شوند و برای را برای شما رعایای دولت افغانستان میخواهیم و از شما و تمامی\nشما تعلیم داده میشود و انشاء الله تعالی چهار سال بعد بخانه های خود رعایای دولت افغانستان که فرزندان من میباشید رضامندی تمام\nمرخص می شوید اگر مادر و یا اقوام قریب شما بدیدن شما بیاید منع داریم از شما ملکان و رعایای سمت جنوبی خشنودی زیاد داریم\nنیست ) بعد بچه های مذکور همه بيك زبان دوعای سلامتی وجود که با اشخاصی که از جاده راستی منصرف شده بودند شرکت\nمبارك را عرض کرده سلامی بادشاهی را ادا نموده و بقسم سلورشی نکردید بلکه از خدمت های شما که برای دین و دولت خود نموده\nمرخص شدند ( یعنی چهار نفری )\nاید راضی میباشم مردم مشکل بواسطه بعضی مردم فساد پیشه\nروز سه شنبه ۱۹ ماه شوال\nالمكرم ۱۳۳۰هـ ملكان سمت\nجنوبی مثل خوست و ارگون\nوزرمت و گردیز و غیره که\nدر محار به مشکل خدمت کرده\nبودند شرفیاب حضور مبارك\nشدند نفری مذکور در برنده\nشمالی كوئى مبارك استور\nحاضر گریدده ذات شاهانه\nتشریف آوردند و نظری\nمذكور بعد آزادی سلام\nدوعای ازدیاد عمر و اقبال\nاعا حضرت والا را نمودند\nعلحضرت والا از کمال شفقت\nو مرحمت فرمودند .\n\n( صورت نطق )\n( همایونی افظاً )\nبر جمیع عالم ظاهر است که\nهر طایفه از مال موجود مثل\nمسلمان و هندو و یهودی\nو ناری و غیره و غیره در کیش\nاز آثار عتیقه مهمه منار سمت غربی شهر غزنین\nبا ما مخالفت نمودند و چند\nروزی پله گردی کردند\nو از آیت شریفه اطیعوا الله\nواطیعوا الرسول وأولى الأمر\nمنكم نافل شده فرمان های\nما را که از برای هدایتشان\nفرستاده بودیم قبول نکردند\nملا محمد خان عرض بیگی را\nکه فرستاده بودیم اسباب\nاو را تاراج کرده بودند\nتا عاقبت بواسطه جرئيل\nحضور برای تادیب شان\nلشکر فرستادیم و آنها براه\nآمدند ما به آنها حالا هیچ چیزی\nنمیگونیم بلکه از سبب براه\nآمدن شان رضامندی میکنیم\nو نیز از جرنیل حضور که\nخدمت خود را بدرستی نموده\nخورسند میباشیم - حالا\nيك مثال برای شمامی آوریم\nما صد سال قبل بین که توپ\nو تفنگ نبود مردم آن\nخود دین خود را بر حق میداند هر گاه هر يك ازین طوایف و یا فردی وقت بعوض آن تیر و کمان را استعمال می کردند و در تیرهای\nاز افراد شان بدانند که دین ما باطل است هیچ وقت در کیش خود از بری غیر كه يك جنس مرغی است نصب میکردند\nو روش دین خود نخواهند بود چنانچه ما ملت اسلام آبات کلام حضرت که به سرعت رفتار کند - دو شیر بهوا در جنگ بوديك\nالمی اثبات دین خود را می نمائیم که از طرف خداوند بواسطه حضرت شخصی که در ساختن نیز مهارت داشت جنگ شان را ملاحظه کرده\nرسول اکرم بر ما نازل شده است و مجتهد ها که مراد از امام اعظم صاحب منتظر بود که کدام يك بزمین می افتد که پرهایش را بگیرم چنانچه\nباشد می فرمایند که هر فردی از افراد اسلام دو چیز درخواست میگویند جنگ دو غیر فایده تیر در است) اگر فوجی ما در آنجا\nدارد که یکی (دین) و دیگری (دنیاست دین رستگاری مقدمه میکرد لا محال نجهزار نفر از مردم مشکل قتل ميرسيد و يك\nآخر است که خداوند عفو تقصیرات ما را نموده در آخرت رستگار هزار دو هزار نفر از نظامی - پس بنظر غور ملاحظه کنیم که آیا"}
{"book": "adl0616", "page": 423, "text": "صحیفه ٦\nسال دوم\n\nشخص آن برای کدام شخص حاصل میشد ظاهر است که اگر رعیت قتل میرسید و یا از نفری نظامی در حقیقت هر دو نقص دولت بود دولت از رعیت و رعیت از دولت دل بد میشد و باعث مخالفت فر یقین میگردید و تماشایین فایده خود را مثل تیر در درین حاصل می نمود مادرین فقره خوشنودیم که بدون جنگ و جدال نفری مذکور به اصلاح آمدند و گمراهی خود قایم نماندند مانه تنها از شما بلکه از تمامی رعایای سمت جنوبی و شماها که از طرف آنها بحضور من بقسم وکیل حاضر شده اید رضامندی و خوشی تمام داریم امروز که شما ملکان سمت جنوبی را طلب فرمودیم و ملک های منکل واحمدزائی را امروز طلب نکردیم اینهم سبب داشت آیا سبب آن چه خواهد بود ـ درین مجلس بعضی از ملاها هم حاضر خواهند بود ما سبب آنرا برای شما بدرستی دانسته میکنیم سبب این است .\n\nهمه و صوفی در لباس صوف پاش ـ با صفت های خدا موصوف باش ـ مراد از موصوف بودن بصفتهای خداوند چیست این است هر شخصی که در دل خود رحم دارد و کسانی که سخاوت دارند آنها را کریم میگویند که از اسمای صفات حضرت الهی است ما ملکان منکل را از این سبب در این دربار طلب نفرمودیم که آن نفری بحضور شما خجالت می کشیدند همین قدر کافی است که بحضور من خجل میباشند ـ کرم بین و لطف خداوند کار ـ کهنه بنده کردست او شرمسار ـ با وجود افعال بدشان من عفو کردم و از آنها راضی شدم و سخن سخت با نها نخواهم گفت در فرصتیکه از ایشان رضامندی بکنم پس از کسانی که در راه دین و دولت خودها خدمت کرده اند خود تصور کنید که بکدام درجه خوشنود خواهم بود و انشاء الله که خدمت شما ضایع نخواهد شد ـ و نیز در خصوص چهار فقره که بعضی ملکان شما بحضور عرض کرده اند ما جواب فقرات شما را قبل از مرخص شدن شماها میفرمائیم و اگر طول کشید سه چهار نفر آدم های دانسته از جمله نفری شما معطل باشند و باقی نفری بعد از گرفتن خلعت و نشان خدمت و خرجی يك دفعه دیگر به سلام حضور مشرف شده بعد مرخص به خانه های خود می شوید انشاء الله تعالی فقط ]\n\nبعد نفری مذکور همه سرهای خود را برهنه کرده و دعای عمر واقبال ذات شاهانه را نموده مرخص شدند و در بار موصوف ختم شد فقط .\n\nنفری ملکان منکل واحمدزائی و طوطاخیل که در بنی شريك بودند و بدر بار روز چهارشنبه ۲۰ ماه شوال المکرم ۱۳۳۰ معه بچه های پر عمل در کوئی مبارکه استور بسلام حضور مشرف شدند........ تشکیل نفری ـ نمبر الف کسانی است از این هر سه طایفه فوق که در روز ورود جرئیل محمد نادر خان در گردیز برای سلام حاضر شده اند ـ نمبر ب کسانی است که در موضع میدان خوله چون\n\nشماره ٤\n\nجرئیل حضور رسید این نفری در خط فاصله سرحد بودند و از انجا با هزاران ندامت و خجالت بسلام ثانی آمده اند...... نفری مذکور که مراد از الف ) و ب ) باشد جمله نود و شش نفر می شوند در دریچه های پر عمل در برنده شمالی کوتی مبارکه استور حاضر شدند که اینکه ذات شاهانه تشریف آوردند از جمله بچه های بر عمل یکنفر آن عریضه توبه نامه را زبان عجز و انکسار عرض نمود بچه مذکور بعمر ۹ ساله خان نام پسر ملك سنك خان قوم موسى خيل منكل بود که عریضه توبه نامه مذکوره را بحضور اعلحضرت والا به بسیار عجز و انکسار با واز فصیح خواند باقی ملك زاده كان بهمراه او بودند و متعاقب شان ملکان که پدران شان بود حاضر بودند بدین تفصیل .\n\nبسم الله الرحمن الرحيم ❊\nالحمد لله الذی هدینا و جعلنا من المسلمین و شرفنا بحضرة سراج الملة والدین والصلوات والسلام على سيدنا محمد و آله واصحابه اجمعین ای پدر غم خوار ما وجه اهل اسلام هزار بار شکر می کنیم که خداوند کریم برای ما زیارت حضور مبارك را عطا فرمود و پدران ما که باغوای شطان لعین گرفتار خیالات بیهوده گردیده بودند و بمراحم زیاد پدر مهربان که هیچ حق نداشتند برای هدایت گردیده گردیدند و ما فرزندان خود را که غلامان واقعی پادشاه ترحم کار خود میباشیم نذر خلاصی جان خودها قرار داده و توسط منصبدار معظم حضور مبارك برای قربانی تحفه حضور انور نموده اند بنابر این بهدایت پدران خود فخر داریم که راه راست را دانسته و ما را بحضور چنین پادشاه والاشان برای قربانی سپرده اند که امر او حکم قضا و وجود او نائب خدا اگر امر کشتن کند و يا حكم بخشیدن فرمایند چون رضای ایشان باشند. فیر جمله اهل اسلام و ماها است و شکر مر خدای را که ما را تسلیم رضای پدر مهربان و پادشاه والاشان ما فرموده که مراحم او پنکوئی احوال آینده پدران ما و ما را شامل است زنده باد پادشاه مهربان ما پاینده باد دولت رحیم ما آمین یارب العالمین و همه بيك زبان کهی آمین گفته سرهای خود را برهنه کردند.\n\nبعد ازان میرزا عبدالرشید خان کتاب خوان حضور انور عریضه و توبه نامه ملکان فوق را بحضور مبارك خواند بدین موجب هزار بار فدای حضور مبارك پادشاه معظم ترحم کار خود شویم غلامان روسیاه بحالت عجز و انکسار سرهای خود را بزمین نیاز و عبودیت گذاشته بمعرض حضور مبارك میرسانیم خجالتی که از بدبختی خود و اغوای شیطان لعین امروزه روز برای ما بحضور چنین پادشاه مراحم آگاه ما حاصل گردیده و هیچ زبان عذر و معذرت برای ما نیست که بحضور مبارك تقدیم نمائیم از انجا که حضرت رب العزت جل جلاله وجود مبارك را از جمله خلقت اهالی افغانستان برگزیده و خلعت سرپرستی و پادشاهی و غم خواری اینقدر نفوس بنده گان خود مفتخر"}
{"book": "adl0616", "page": 424, "text": "صفحه ۷\nسال دوم شماره ٤\n\nگردانیده همچنان خلق عظیم و عفو کریم عطا فرموده هزاران گناه گناهکاران رعیت خود را بعفو و هزاران روسیاه تعلقه دولت خود را بمرحمت و هزاران معصیت کاران این ملت را بکرم و احسان خود پخشش فرموده و نیت مقدس خود را بروی کار آورده ملاحظه گناه و کردار ایشان را نفرموده اند چنانچه با وجود چنین گناه کبیره که از غلامان سرزده و بظهور رسید اگر هزاران خدمت از دست ما و اولاد ما بدولت شود که از زیر بار این شرمساری این کردار بد خود که داریم بیرون شده نمی توانیم حضور مبارک بعنایات و نوازشات بیکرانه خود فرمان عفو گناه غلامان را ز بسیار پیغام فرموده و بواسطه منصبدار معظم حضور مبارک خود برای مشرقی غلامان بزیارت آن مرحمت نمودند غلامان ادای شکر چنین مرحمت و بیان دعا گوئی را در مقابل چنین نعمت عظمی به هیچ زبان نمی توانیم بدون اینکه این التجای که از دربار حضرت خداوندی داریم و اجابت آن را امید میکنیم که الهی ما غلامان و جمله اهالی ملت افغانستان را توفیق شکر گذاری مراحم پادشاه معظم ما را عطا فرموده و سروجان و زندگی ما را فدا و تصدق رضای حضور اقدس آن شهریار والاشان ما نماید و خود ما و عیال و اطفال و اموال ما را فدای لمحه نگرانی خاطر مبارک اعلحضرت رؤف ما بفرماید و ما و جمله افغانستان را همیشه بر رعیتی و اطاعت این پدر غم خوار و پادشاه مهربان ما صادق بدارد و تا زمانیکه قیام لیل و نهار را از حکمت خاص خود برقرار فرموده ما ها و اولاد اولادهای ما را رعیت صادق و خدمتکار واثق این دودمان بداراد ما را خدمات لایق و رضا جوئی حضور مبارک از زیر بار این شرمنده گی بحرمت رسول خود بیرون بنماید تا در آخرت این اخجالت و بدبختی را با خود نبریم آمین ثم آمین ذره پرورا با وجود\n\nقبر سبکتگین پدر سلطان محمود غزنوی .\nاین قبر سراسر ضایع بود درینبار که ذات اعلیحضرت همایو\nتشریف فرما تزیین شد و میدان برآورده شده ۲\n\nفرمان عفو و مرحمت حضور مبارک شهریاری چون گناه خودها را | بهبود و فلاح دارین ما در ان است زیادہ ترقی دولت و سلامتی ذات\nزیاد و بار خود را گران میدیدیم بذریعه منصبداران بزرگ حضور | ولی نعمت خود را از بارگاه کبریائی مسئلت داریم، نفری مذکور\nمبارک باز از سر ساخته همه حاضر شده ایم آنچه را از حضور اقدس | سرهای برهنه با هزاران عجز و انکسار عفو تقصیرات خود را\nهمایونی سبب نجات دارین ما دانسته و بواسطه آن حکم پادشاه مقدس | درخواست نمودند مهر ملکان متکفل\nما گناه گذشته ما از دربار خداوندی بخشیده شود و در دارین | ملک محمد سيد اور، ملك باينده خان ، ملك حضرت كل . ملك سنك .\nوسیله نجات ما امر ترحم کارانه حضور مبارک اعلیحضرت رؤف ما | ملك زامی ، ملك دوست محمد ، ملك جمال. ملك مقام الدين، ملك ادرك .\nباشد بر بسیار سرافرازی و فخریه تعمیل آن را حاضریم که باعث | ملك سب الدين ، ملك اوون ، ملك كاظم شاه ، ملك عزت ، ملك مير قلم."}
{"book": "adl0616", "page": 425, "text": "٨ سال دوم شماره ٤\n\nملك نور محمد، ملك جان محمد، ملك حاجي، ملك صلابت، ملك ميرگل، شناسد و شخصیکه حضرت رسول را نشناخت خداوند تبارك و تعالى را نمى شناسد و تا به قیامت به ذات ابدى مى ماند — الحمد لله تعالى ما وشما مسلمان و به قرآن ايمان آورده ايم اگر همين ٥ ماه و يازده روز عمل شما در ميزان عدالت الهى سنجيده شود صد ساله عبادات شماها موافق يك روزه بغاوت تان نيست. آيا شما تاب سوختن ٥ ماه و يازده روز عمل خود را در آتش دوزخ داريد كه هر روزه دوزخ موافق هزار سال دنياست حال چيزى از دنيا ميگوئيم آيا همين سرگردانى كه براى دولت رويداد براى شما چه فايده بخشيد ظاهر است بجز پريشانى و خانه خرابى بر شما هيچ فايده نه بخشيده در دل ما همين بود كه گفتيم كه در گوش هاى شما جايگير شود و بعد ازين به گفتار مردمان فساد پيشه و شيطان عمل نكنيد و شيطان را خورد ندانيد كه شيطان انسان از شيطان جن بتر است چنانچه خداوند در قرآن خود ميفرمايد ( يوسوس فى صدور الناس من الجنة والناس ) شيطان جن چون با انسان جنسيت ندارد نسبتاً به شيطان انسان در فن خود كمزور است و شيطان انسان بنا بسبب هم نوعى گفتارش از شيطان جن كار گرتر است ما براى شما مثالاً بيان ميكنيم كه شيطان با شخص آشنايى داشت اتفاقاً عروسى پسر خود را اين شخص مى نمود — قبل از عروسى باشيطان ملاقات كرد و با شيطان گفت مدت بيست سال تخميناً مى شود كه همراه تو دوست و آشنايى باشم ميخواهم كه به عروسى پسر من در مجلس بيايى زيرا كه در آمدنت ضرور يك دل بدى در بين نظرى مجلس واقع ميشود و ما بين آنها جنگ و گانگو خواهد شد — شيطان سخن اشناى خود را قبول كرد گفت در مجلس نميروم وقتيكه مردم در مجلس عروسى حاضر شدند مجلس عروسى در كنار شهرى متصل بيك باغ اتفاق افتاده بود شيطان از دور آمده تماشاى مجلس عروسى را ميكرد و با خود گفت كه چون عهد كرده ام در مجلس نميروم. مگر دل آن قرار نگرفت بعد از ان شيطان بداخل باغ شد. در باغ مذكور گلهاى رنگين معطر ديد چند دسته از گل هاى باغ را گرفته در نهر انداخت گلها را آب بسوی مجلس عروسى آورد حاضرين مجلس هر يك قصد گرفتن گل ها را ميكردند تا اينكه بواسطه گرفتن گل ما بين چند نفر گفتگو و منازعه پيدا شد كار به جنگ و جدل كشيده بعضى زخمى و برخى كشته شدند آشناى شيطان از مجلس بر آمده عقب شيطان رفت ديد كه شيطان در لب نهر زير سايه درخت نشسته است با شيطان گفت چرا در مجلس نه آمدى كه فساد برپا شد شيطان گفت من همين جا بودم چيزى نكرده ام مگر چند دسته گل را بآب انداختم اينست كه ميگويند ( شيطان گل را بآب داد ) مردمان فساد پيشه اگر چه بخيال شما ميرسد كه با ما دوست هستند و از گفتار شان نيكى حاصل خواهد شد در حقيقت گل را بآب دادند و هيچ\nملك شير الله، ملك ملتان، ملك خان ولى، ملك جهانگير، ملك ضمير.\nوغيره ملكان\n\nمهر ملکان احمدزائی\nملك صالح محمد، ملك محمد خان، ملك الله نور خان، ملك غلام اكرم،\nملك ميرك، ملك نظر محمد، ملك سرور خان، ملك عبد الرشيد، برادر\nملك عبد الحكيم، ملك بهرام، برادر غلام محمد، ملك ظفر، ملك سردار،\nملك سرور، وكيل اميرخان، خان باز، تازه كل، ملك ثاني، دولت محمد\nملك نور محمد، شير الله خان وغيره، ملكان\n\nمهر ملكان طوطاخيل\nملك تاج محمد، ملك مثل، ملك العلمير، ملك صالح خان، ملك شيردل،\nملك نظام كل، ملك زرى، ملك نظر محمد، ملك جان محمد، ملك خداى تور،\nملك معاذ الله\n\nنطق اعلحضرت والا\nکه بجواب نفری مذکور برای ايشيك آقاسى ملكى حضور امر مى شد و نامبرده به زبان افغانى دانسته نفرى مذكور مى نمود ( فرمان عفو همان بود که ما بواسطه جرنیل حضور برای شما در آنجا فرستادیم و شما مستحضر شدید و سخن ما همان است مگر يك چند درد دل که داریم می باید بگوئیم — اول میگوئیم که شماها که حاضر هستید ملکان و وکیل های احمد زائی و طوطاخیل میباشید که ما به سیاهه خود داخل کرده ایم — قسم الف — و قسم ب میباشد نفری الف کسانیست که جرنیل در گردز رسید آنها نزد جرنیل آمدند — و قسم ب کسانیست که اول نیامدند و تمامی خانه داری شان در بغاوت خود استاده بودند تا اینکه جرئیل حضور در میدان خوله رفت و آنها به خط فاصله سر حد رفتند و تعداد آنها بمن معلوم است که از چهار هزار نفریم و از شش هزار نفر زیاده نه بودند و بعد همه آنها و نما ملکان قسم ب در میدان خوله نزد جرنیل آمدید — من میخواهم چند حرف بگویم و بعد بالای مدعا بیایم ابتدای بغاوت مشکل ۱۹ ماه ربیع الاول بود و انتهای آن ٦ ماه شعبان المعظم که جمله ٥ ماه و یازده روز میشود من از شما سوال میکنم آیا در همین موعد سر گردانی که از برای دولت رویداد و اخراجات دولت شد و بی خانمانی و سر گردانی شماها در همین گناه که از برای شما حاصل شد برای شما چه فایده بخشید — خود میدانید کسی که از پادشاه خود باغی شود چقدر گناه دارد — در همین مدت نفری شماها که چهارصد و یا پانصد نفر کشته شدند و بعض نفری که بمرگ خود در ایام بغاوت مرده اند آیا در روز آخرت بحضور خداوند عالم چه جواب خواهند گرفت — حدیث شریف است هر شخصیکه سلطان خود را نشناخت رسول خود را نمی"}
{"book": "adl0616", "page": 426, "text": "صحیفه ۹ سال دوم شماره ٤\n\nنکردند شما نفری که بچه های خود را بر عمل داده اید و عذریه از من نمی شود وقتيكه من با وجود حرکات ناشایسته شماها همراه خود را دوباره عریضه کرده اید مانچه های شما را مثل اولادهای تان این قسم سلوک کردم و به پاداش بدی شماها نیکی کردم خود نگه میداریم و تعلیم دینی و دنیوی میدهیم چرا که این ها آیا کسانیکه درین راه خدمت کرده اند چقدر استحقاق دارند. از خیر و شر خود واقف شوند وطن خود و محبت وطن خود و من بآنها چه قسم رفتار خواهم کرد از برای نفری محبوسین که آورده و حقوق پادشاه خود را بشناسند بعد از مدت چهار سال وقتیکه شده جرئیل را سررشته داده ام که برای شان جیره و لباس پوشا که تعلیم یافتند و از علم دین ودنیا واقف شدند آنها در وطن مثل پیرهی وزیر جامه و پوستینچه و کلاه و غیره بدهد که گرسنه خود نزد شما می آیند و بازوی شما میشوند و در این مدت اگر و برهنه نباشند - اگر در ثانی که کوایف شان ملاحظه شد مادر و برادر و اقوام شان بدیدن شان بیاید منع نیست و مدت زیاد ولایق و گشتی بودند آنها را خواهم کشت مگر برهنه و لچ نمی خواهم که این بچه ها مقیمی باشند مگر چند نفر آنها نهایت و گرسنه نخواهم ماند بعد نقرى مذکور همه دعای سلامتی ذات خورد هستند که آنها مرخص می شوند و به عوض شان ابرادر شاهانه را نموده سرهای خود را برهنه کرده هر يك زبان معذرت و یا قوم شان برای تعلیم خواسته می شوند و در ماهى روپیه و عذر در در خواست عفو تقصیرات خودها را نمودند و بعد ازان پخته برای اخراجات و خورا که و پوشا که شان مقرر کردم دربار موصوف ختم شد . . و از برای هر ده نفر يك يك لاله از قوم خودشان مقرر می شود. و برای هر جماعه از روی سن و سال جای داده می شود که در شب ها بغیر از لاله شان دیگری که با عمر بآنها موافقت نداشته باشد اختیار ندارد که بدیدن شان برود و من از برای این آنها را تعلیم میدهم که بعد از مدت چهار سال در وطن خودها آمده به حرکات و کردار شماها خنده کنند - حال بر سر مدعا آمدیم سوگند بخدا وندیکه ما و شما را خلق کرده است که تا زنده باشید و زنده باشم اگر دیگر مخالفت از شما سر نزند حرکات پنج ماه و پانزده روز شما را یاد نخواهم کرد و شکر میکنیم که شما عملی نکردید که امروز شما را نزد من زنجیر و به زولانه می آوردند و این را برای شما میگویم که بعد ازین شما خودها را شرمنده ندانید و من از خداوند می خواهم که در همین قدر روز که مجهالت گرفتار بودید عفو تقصیرات شما را کند چون من یکی از بندگان خدا میباشم عفو کردم رحیمی خداوند هزاران هزار چند از بندگان بیشتر است خدا عفو کند - عفو کند - عفو کند - یک دفعه دیگر شما را دیدنی هستم و سننی را که من برای شما گفتم صرف از برای شما نیست بلکه از برای تمامی رعایای مشکل واحمد زائى وطوطا خيل كفتم که من بخشیده ام خداوند به بخشد - فرق در مابین نفری الف و ب رضامندی من از نفری الف زیاده است چرا که من میخواستم که معامله انقدر طول نکشد بهر صورت گذشت آنچه گذشت - از برای جرئیل حضور سررشته داده ام که از برای نفری ملکانی که خدمت کرده اند خلعت و خرجی داده می شود و نیز یک نشان خدمت داده شود - و از برای شما نفری که در بین قوم خود ميرويد تقرى الف را خلعت و خرجی داده میشود و نفری ب را تنها خلعت داده میشود زیرا که این فرق را خود شما در بین خود کردید - باز هم همه شماها منصف شوید که اگر امروز همه شماها را بقتل برسانم می توانم و باز خواست در دنیا و آخرت\n\nروزشنبه ۲۳ ماه شوال المکرم نفری ملکان سمت جنوبی که در بغاوت مشکل خدمت کرده بودند و نفری ملكان منكل واحمد زایی و طوطاخیل که افعال ناصواب خود متفعل گردیده بودند و نفری رعیتی که خدمت کرده بودند همه بقرار نام نویس در سلام خانه عام حاضر شدند در برنده جنوبی سلام خانه عام بذريعه ايشيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت و جرئیل محمد نادر خان جرنیل حضور انور در آنجا رفته يك يك از ملكان مذكور را طلب کرده از روی درجه و لیاقت و خدمت آنها بقرار امر اعلحضرت والا خلعت ونشان خدمت و خرجی برای نفری که خدمت کرده بودند داده شد - و از برای نفری ملکان مشکل و طوطاخیل و احمد زایی برای قسم الف آنها خلعت و خرجي في نفر بیست روپیه کابلی داده شد - و از برای نفری قسم ب خلعت قرار درجات آنها برای شان داده شد - و از برای نفری رعیتی که در زمان بنی مشکل خدمت کرده بودند خرجی داده شد و بعد از ختم خلعت و خرجی همه دعاهای سلامتی ذات شاهانه را نموده یکدیگر خود ها را مبارکباد گفتند اينيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت و جرئیل حضور مبارکی نشان و خلعت را از برای ملکان سمت جنوبی و از برای باقی نفری مبارکی خلعت را دادند و همه بيك آواز شکرانه مراحمات اعلحضرت والا را عرض کردند و همان روز در اقامت گاه خود که در دار السلطنه از حضور مبارک مرحمت شده بود مرخص گردیدند.\n\nتعداد و درجه خانها و ملکان و رعیت سمت جنوبی که از برای اوشان خلعت و نشان خدمت و صداقت و خرجی از حضور مبارک مرحمت شده قرار ذیل است -\n\n؁ خانها ومتعبرين تجنفر —\n(۱) بيرك خان جدران (۲) لاله پیر خان وكيل كل خوست\n(۳) شیر محمد خان کنوازی (٤) نيك محمد خان تحصیل دار\n(۵) رحمت الله خان حاجی و معتبر چمکنی"}
{"book": "adl0616", "page": 427, "text": "شماره ٤ سال دوم صحیفه ۱۰\n\nخلعت لیس دار و شال خلیل خان و نشان طلا — یعنی از برای بيبرك خان نشان صداقت و از برای چهار نفر دیگر نشان خدمت عنایت شد — چرا که نشان خدمت طلا پیشتر از طرف دولت داشت —\n\nملکان سمت جنوبی که خدمت نموده اند از علاقه جدران — و جاجی — خوست — زرمت و فردین — ارگون سلیمان خیل — و خروت — وزير وغيره — سه صد و هفتاد و دو نفر — ۳۷۲ نفر — از برای این نفری قرار درجات خلعت و يك يك نشان خدمت نقره — وفي نفر بیست روبيه كابلی خرجی مرحمت شد —\n\nنفری رعیتی که خدمت کرده اند — دو صد و نود نفر — ۲۹۰ نفر — از برای این نفری فی نفره روپیه کابلی خرجی مرحمت شد.\n\nملكان سمت جنوبی از قوم منكل واحمد زائى وطوطا خيل — نود و شش نفر — ۹۹ نفر — ملكان قسم الف شصت و يك نفر — ۹۱ — از برای این نفری خلعت بقرار درجات و فی نفر بیست روپیه خرجی مرحمت شد.\n\nملكان قسم (ب) سی و پنج نفر — ۳۵ نفر — از برای این نفری قرار درجات خلعت عنایت کردید — و در این مدت یکماه دو نفری مذکور بدار السلطنه کابل تا مشرف شدن شان بحضور مبارک توقف داشتند برای همه از روی درجه جيره و خرجی سرکاری داده می شد.\n\nكل ملكان سمت جنوبی خدمت کرده کی و بغاوت کرده کی همشان بعد از سر افراز شدن خلعتها و نشانها و خرجی که پدر بار روز یکشنبه ٢٤ ماه شوال المکرم شرفیاب حضور انور شده اند — اول کل نفری بقرار نام نویس فرداً فرداً از ملاحظه حضور مبارك گذارش یافتند و اعلیحضرت والاشخصاً نام نويس مذکوران را بزبان مبارک خوانده نفری از ملاحظه حضور مبارک می گذشتند — بعد نفری مذکور در زیر برنده شمالی همه آنها جمع شدند ذات شاهانه در آنجا تشریف آورده از برای نفری مذکور فرمودند —\n\n( نطق اعلحضرت والا )\n\nما می خواهیم دو قسم حرف همراه شما بگوئیم یکی به همراه نفری که خدمت کرده اند و دیگر همراه نفری که ما افعال بد ساخته شانرا یاد نمی کنیم و همین قدر میگوئیم که خدمت نکرده اند — حال همراه شما نفری که خدمت کرده اید میگوئیم اول جواب هر چهار فقره که عرض کرده بودید سابق برای شما گفته بودیم که تا بوقت رفتن شماها یک فقره و یا دو فقره آنرا اگر جواب گفتیم و دیگر فقرات آن ماند همه شما ها را معطل نمی کنم سه چهار نفر را از طرف خود منتخب ساخته در اینجا معطل دارید که جواب فقرات شما را برای شما در ملک بیاورد و خود شماها مرخص میشوید — حال جواب هر چهار فقره شما را میگویم و حاجت به معطلی سه چهار نفر شمایان نیست — فقره اول در باب ملکی عرض کرده بودید که تنخواه از سرکار داریم باید بقرار عرض رعیت موقوف نشویم جواب اینست که ما از دفتر معلوم کردیم سال هاست که عزل و نصب ملكها بقرار رضامندی رعیت است ما قاعده دفتر را شکسته نمی توانیم و نمی شکنیم — مگر حرفي كه ملك به قاعده بگوید و رعیت عمل نکند از رعیت بازخواست می شود مثال از پادشاهی حکم برای ملک رسید که غله جمع آوری شود و با سرك آباد شود اگر رعیت قول ملك را قبول نكرد ملك به حاكم همان محال عرض کند که از رعیت باز خواست کرده شود.\n\nفقره دوم در باب غله رباط خند خيل عرض کرده اید — جواب اینکه ما حکم کرده ایم که مصارف پنج و باشش ساله غله رباط مذکور سنجیده شود که چقدر غله در يك سال مصرف فوجی میرسد بعد ازين همانقدر غله بقدر كفاف حواله کنند که هم غله اضافه حواله نشود و هم برای فوجی تکلیف نشود.\n\nفقره سوم عرض کرده اید که سردار محمد اکبر خان قانون غله مندوی را گذاشته بود هر قدر غله را که در مندوی میرسانیدیم همان تحویل داری که نمایم می شد یك جروار غله را شصت سیر وزن می کرد این سررشته را سردار محمد اکبرخان از برای کار داران همان محال گذاشته بود و این قاعده غلط است زیرا که وجه قیمت غله شما بدرستی نمیرسد در ین باب دو سر رشته است نفری نظامی از کدام سرکاری میگیرند برای حاکم و کار دار و غیره که سر رشته مندوی شده بود موقوف کردیم و فرمان اسمی آنها نوشته می شود که هر شخصی که غله خریداری میکنند باید آدم خودها و بازگیر خودها را و با بارگیری که برضاء وجه نقد داده کرایه کرده است در ملک روانه دارند و در آنجا وجه نقد داده بقرار نرخ روزه خریداری کنند و نیز مالکان خط بدهند که هر وقت آدم کاردار همراه وجه نقد باید آنچه غله پیدایش داشته باشد بقرار نرخ روز بفروش برسانند و اگر نداشته باشند جبراً بالای شان حکم نیست.\n\nفقره چهارم در باب رشته که فی جریب شش روپیه قرار قاعده دفتر مقرر است وقتیکه مهترهای سرکاری می آید بالای خود شما جریب چهل روپیه و پنجاه روپیه می فروشد غلط قاعده است اول مال پادشاهی هیچ نمی خورد دوم برای رعیت نقص میرسد و فایده ها چهار نفر آدمان لچه و اوباش میشود در حقیقت نفع شما منافع دولت است و نقص شما نقص دولت آبادی شما آبادی دولت است خرابی شما خرابی دولت شما بدرستی نمیدانید و من افسوس می کنم هر قدر کار داریکه مقرر میکنم یا نمیداند و یا میداند عمل نمیکنند در حقیقت رعیت یک دست و سلطنت يك دست می باشد از تصادف دو دست آواز بر می آید مرغ دوبال دارد اگر هر دو بال متفق بود پرواز می کنند و الاخير همیشه خوراك عقاب كه يك نوع مرغیست خرگوش و روباه می باشد اگر يك بال عقاب بشكنند روباه عقاب را می خورد و من برای شما و تمامی اهالی افغانستان می گویم که بدانید که پادشاهی و شما در حقیقت یک عضو می باشید پادشاهی از شما است و شما از پادشاه می باشید."}
{"book": "adl0616", "page": 428, "text": "شماره ٤ سال دوم صحیفه ۱۱\n\nحال برای شما يك مثل می آورم شخص يك باغ داشت که از همه گونه میوه های لذیذه در ان موجود بود. اتفاقاً روزی در بین باغ خود آمده دید که سه شخص در میان باغ آمده میوه های باغ را حیف و میل میکنند یکی آن سید و دیگر ملا وسیومین عامی بود صاحب باغ با خود فکر کرد که چگونه بازخواست میوه خود را از آنها کنم بعد روی خود را بطرف سید کرد که توسید میباشی و حق تو هست که از میوه های باغ بخوری و به ملا گفت که تو هم ملاهستی حق تو هست این شخص عامی چه حق دارد هر سه باتفاق شخص عامی را بستند بعد از ساعتی روی خود را با طرف ملا کرده گفت که این شخص سید است انچه از میوه های باغ بخورد حق دارد ترا که گفت که آمده میوه های باغ مرامی خوری ملا لاجواب شد صاحب باغ و سید هر دو با تفاق ملارا لت کرده يك لحظه بعد صاحب باغ برخواسته سید را محکم بسته کرد. و هر سه نفر را انقدر چوب زد که بی هوش شدند. اگر سید و ملا و عامی در ابتداء متفق می بودند صاحب باغ هیچ نمی توانیست چون در بین شان نفاق پیداشد هر یک برای خود رسیدند حال برای شما میگویم که اگر شما با دولت خود متفق باشید و دولت را از خود دانسته خیر دولت را خیر خود و شر دولت را شر خود بدانید کیفیت ملا وسيد و عامی بر شما واقع نخواهد شد و اگر هر يك متفرق شديد البته احوال شما مثل آنهاست باز آمدیم بالای حرف - من رشته را موقوف کردم که از شما به آن قیمت گرفته نشود منصب دارانیکه در آنجا میباشند معلوم کنند چقدر اسپ و بارگیر سرکاری در انجا توقف دارد اسپ ها نیکه قابل رشته دادن باشد بقدر خورا که آنها از روی جری آنچه شود بقرار نرخ روز خریداری کرده و چه آن به مالیه صاحب زمین مجری داده شود - امروز جای شکر است که شما نزد ما آمدید و ما از خدمت شما خوشی کردیم و برای شما نشان خدمت و خلعت دادیم و برای شما و اولادتها و تمامی افغانستان از خداوند می خواهم که نیکی های عالم را نصیب کند حرف ما و شما ختم شد.\n\n( نطق اعلحضرت والا )\nبرای ملکان منگل واحمد زای - بدین موجب آنچه لایق گفتن بود و گله که از شما داشتم پدر بار گذشته تنها باشما گفتیم و دیگر از افعال شما یاد نخواهم کرد — شما با خبر باشید که دل ما صاف است حرفی را که لایق گفتن ندانیم اظهار نمی کنیم و آنچه با شما گفته ایم راست است از خداوند میخواهم که در آینده از شما کاری سر نزند که نیکی های ماعیت شود ما حال در میان شما و دیگر ملکان سمت جنوبی هیچ فرق نمیبینم در باب خدمتی که آنها کرده اند پاداش خدمت خود را دیدند شماها آنچه کرده بودید گذشت ما بعوض آن با شما نیکی کردیم در آینده باز آنچه دل شما خواست بکنید آنچه دل ما بخواهد ما نیز خواهیم کرد امید بخداوند است که نصیحت های ما فراموش شما نخواهد شد حال برای هر دو فریق میگویم برای فریق\n\nاول نشانها و خلعتها و برای فریق دوم خلعت های شما مبارک باشد. از خداوند عالم برای اهالی افغانستان نیکی و خوبی و برکت دین و دنیا را میخواهم چون امروز در عالم ملت اسلام کم زور شده است چنانچه دولت عثمانیه که برادران ما و شما هستند و نیز دولت ایران در کشمکش های کوناکون گرفتارند يك نقطه که افغانستان است باقی مانده از خداوند عالم میخواهم که از انوار صفات خود این نقطه را منور و روشن و محفظ خود داشته باشد .\n\n( على احمد )\n\n( جناب جنرال محمد نادر خان )\n( جنرال عساکر خاصه حضور اعلیحضرت همایونی )\n\n< عيناً مكتوب >\nبعد الالقاب\nچون در متوقت بعض اخبارهای اجنبی در باب وقوعات (منگل) بعضی سخنان کم و زیاد بسیاری درج میکنند و آن سخنان موجبه تشویش اذهان میشود - لهذا از حقیقت کواینی که در آنولا روی داده و خود آن جناب سرافسر اردوی حرکت بودید و واقعات کا حقه بشما معلوم است بعضی معلومات استدعا دارم ، و امید میکنم که در بنباب لطف خودتانرا دریغ نفرمائید . ( ۱۸ ذی القعده ۱۳۳۰ )\nمدیر و سر محرر"}
{"book": "adl0616", "page": 429, "text": "صحیفه ۱۳\nسال دوم\nشماره ٤\n\nجواب\nبعد الألقاب\nدر باب وقایع مشکل معلومات خواسته اید این است که برای شما کوایف را بقرار واقع می نویسیم : احوالاتی که تا بوقت رسیدن اردوی عسکری ما به گردیز در نمبر ۱۸ سال اول سراج الاخبار افغانیه درج کرده اید درستست . بعد ازان کیفیت ازینقرار است که چون اردوی عسکری در گردیز رسیدند در بین نفری باغی دو تفریق پیدا شد يك تفریق همان نفری بودند که عیال واره خودها را از جای های خود حرکت ناداده خودشان برای عذر خواهی و جان بخشی همراه قرآن شریف به سرور پسمان ها به گردن انداخته در فردیز به اردوی عسکری حاضر کردیدند چنانچه کیفیت آنها را مفصل همراه عريضة عذرجان خلاصی و تو به نامه شان بحضور مبارك اعلحضرت پادشاه معظم فرستادم و از حضور مبارک فرمان جان بخشی شان رسید چنانچه به زیارت نمودن فرمان مبارك جان سر از تو به بدن و جسم های شان پیداشد و همه شان نهایت بجوش و خروش در مسجدها و مجلس ها دعای سلامتی وجود مبارك اعلحضرت و استحکام دولت قوی شوکت را کردند و همیگفتند که مایان از پادشاه مراحم کار مهربان رعیت پرور خودباغی گری و سر کشی نداشتیم صرف در باب زبر دستی حاکم خود خیال عرض را بحضور مبارك نموده بودیم که چون از طرف خداوند همین روسیاهی مقرر برای مایان بود و شیطانهای انسی همان صورت عذر را به اینقسم صورت شیطانی مبدل نمودند مگر باز هم شکرانه پروردگار را میکنیم که مایان را از راه غلط کشید هدایت راه راست را نمود و شکرانه ذات پادشاه معظم خود را میداریم که با وجود اینقدر گناه عظیم از مایان سرزده بود بمهربانی های زیاد عفو نموده جان بخشی ها برای مایان گناه کاران داده شد . طایفه دیگرشان از جهالت و خوف که از طایفه اول کمتر بودند عیالهای خود ها را کشیده بکوه های مشکل بالا شدند چون اردوی عسکری داخل میدان خوله مشکل کردید و چند روز در میدان خوله منکل سکونت کرد نفری طایفه دوم عیال واره خودها را از کوه های مشکل قبل از رسیدن اردوی عسکری کشیده بحد سرحد کرم متصل علاقه غیر سکونت اختیار نموده بودند در این وقت بقرار امر و هدایات که از حضور مبارک بهر داك برای فدوی میرسید یعنی يك دستور العمل مکمل نظامی در باب طریقه های رفتار از دوی عسکری و انتظام غله و خوراکه فوجی در باب محافظت و طریق مقابله همراه نفری مفسد وغيره يك امرنامه نظامی مکمل هفته وار برای این فدوی میرسید همین بود که چون اردوی عسکری در میدان خوله مشکل رسیدند و کیفیت نفری مفسد که در حد سر حد خودها را قایم کرده بودند بحضور مبارك عرض شدا مر مبارک شرف صادر گردید که چون آنها بدرستی خیال پس آمدن را ندارند و خیال مقدمه را دارند شما از\n\nدو طرف یعنی از طرف چمکنی و از طرف خوست برای فوجی آن دو سمت و خود اردوی عسکری از میدان خواه بالای شان بروند وقتيكه آنها مقابله نمایند همراه مردینه مقابله شود به زن و بچه ها ضرر نرسد و هر وقت که آنها از علاقه دولت افغانستان پس باشندند و بعلاقه انگریزی رسیدند نظامی و رعیتی تعقب شان را رها کرده واپس بیایند و هر قدر که اسیر شدند بدرستی نگهداشت شان شود و برای زخمی های شان که بدست بیاید بدرستی مثل فوجی معالجه در استطال نموده شود مدعا که نهایت يك دستور العمل مکمل برای این فدوی دولت رسید همان بود که قرار امر مبارك سر رشتۀ حمله سه طرفه را بالای شان نموده چون آنها از جمله سه طرفه خود واقف گردیدند و از طرف پولیتکل افسر کرم هم برای شان اطلاع رسید که اگر شما خیال داخل شدن علاقه برطانیه را دارید اسلحه خودها را تحویل نموده و یهود شما تخمیناً پنجاه میل از سرحد دور جای داده خواهد شد رسید . جميع ملك های شان همراه پسران جهانداد مفید در میدان خوله مشکل همراه قرآن شریف بسرور پسمانها گردن انداخته بدرون اردو آمدند و برای شان اجازه و نقل شدن داده شد همه مالک های شان به اتفاق عرض نمودند که هزار دفعه مرد خود را بهتر میدانیم که با همراه فوجی اسلام یعنی برادر های خود مقابله کنیم و یا بملك غیر فرار شویم حال خود ما ها همراه پسران خود حاضر میباشیم که شما منصب دار بزرك بادشاه معظم اعلحضرت (سراج المله والدین ) میباشید اگر خود شماها مایان را بقتل میرسانید با شفاعت جان بخشی مایان گناه کاران را از حضور بادشاه مهربان رعیت پرور میخواهید اختیار دارید. همین بود که آنها را در اردوی عسکری مشکل نگاه داشته و بحضور مبارك كيفيت شان را عرض نمودم از حضور در جواب فرمان مبارک رسید که اعلحضرت نمیخواهند که رعیت شان سرگردان و بیخانمان باشند عریضه شماها از حضور گذارش یافت و برای جرئیل حضور امر کردید که شماها را همراه پسران شما بحضور حاضر نماید و عیال واره شماها را نیز اجازه داده شد که جای بجای شوند و هر قدر نقصان سرکار را که در باب خرابی تهانه و غیره شده باشد پوره میکنید همین بود که نامبرده ها بمدت کم تهانه و ییلاق را آباد نمودند و بعضی تهائه را که در وقت جهالت ضرر رسانیده بودند مکمل درست کردند و موازی دو صد و شصت میل تفنگ که بدست شان در وقت فساد آمده بود و اپس تحویل نمودند و خودشان همراه يك صد نفر پسران خود همراه اردوی عسکر روانه دار السلطنه کابل گردیدند . حال در اردوی عسکری دو جماعه ملک ها موجود اند يك همين ملک ها که ذکر شان شد و يك جماعه ملک های باقی قوم های سمت جنوبی که از طرف پادشاهی همراه نفری باغی قبل از رسیدن اردوی عسکری مقدمه نموده بودند و از جانبین بعضی نفری ضایع شده بودند که تفصیل آنها ازینقرار میباشد ملکان قوم جدران"}
{"book": "adl0616", "page": 430, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ٤\n\nخوست، حاجی، زرمت، گردیز، کنه و از وزیر، سلیمان خیل، اندری، ترکی، وغیره تخمیناً جميع ملكان تا نهصد نفری شدند و ملك های طایفه اول یعنی مشكل واحمدزائی و طوطاخیل که یعنی اول در فساد شامل بودند و بعد از ان نائب گردیدند و همراه پسران خود حاضر گردیده روانه دارالسلطنه میباشند تخمیناً یکصد نفر ملك و يكصد نفر پسران شان که بقسم برغه مل ملكان معتبرشان آورده بودند و موازی یک کمپنی یعنی یکصد و هشتاد نفر نظامی برای ملازمت نظام دادند نفری مذکور داخل غند اردلی شده بکابل بخیریت تمام اردوی عسکری رسید که از حضور مبارك هر طایفه علیحده علیحده گذشت تو بعد ازان يك روز جميع ملكان یکجا بعد از مهربانی اعلحضرت بحضور پیش شدند و زبان مبارك بيك تقرير نهايت مؤثرا علىحضرت والا درباب نفری ملك هائيكه خدمت نموده بودند و نصیحت برای ملکان که بفساد شامل شده بودند مرحمت نمودند و همان پسران ملکان را که برغه مل داده بودند برای آنها فی نفر سی روپیه تنخواه مقرر گردید و سررشته تعلیم شان و جای رفاهیت شان و انتظام نگهداشت از خورا که و پوشا که بنهایت اصول درست ولایق برای شان مقرر گردید و امر مبارک در باب شان چنین شد که مدعا از گرفتن پسران شما صرف بلحاظ اعتبار شما نمی باشد بلکه سر کار والا خیال ترقی اقوام افغانستان را دارند برای پسران شما تعلیم درست به اصول جدید داده میشود و بعد از چند سال این بچه ها بروند و دیگر بچه ها بیایند مدعا که همه پسران ملکان و معتبران به کم زمان تعلیم یافته در وطن های خود بروند نطق والا وعريضه ملك ها در باب صرف شکریه جان بخشی و عذر زبانی پسران شان\n\nکروپ افسران كوچك و بزرگ عساکر اردوی ظفر مآثر که در محاربه منگل ابراز خدمت کرده اند\n\nبرای ايشيك آقاسی صاحب ملکی معلوم است که برای شما روانه خواهد داشت رعایت از طرف سرکاری برای نفری ملک های مشكل واحمدزائى وغيره در مالیات وغیره هیچ چیز نفرمودند و نه آنها زبان عرض را داشتند و نه در فقره مالیات و غیره آنها چیزی عرض نداشتند صرف عرض آنها از سبب تبدیل حاکم بود دیگر برای ملکان دیگر که خدمت نموده بودند آنها سه فقره بحضور اعلحضرت عرض نمودند که هر سه فقره مذکور بقرار ذیل است . فقره اول برای مواشی سرکاری بالای مایان رعایا حواله رشته تخمیناً شش صد جریب میشود و فی جریب شش روپیه برای مایان مجرا داده میشود اكرجه في جريب رشته پنجاه ربیه و شصت روپیه قیمت دارد. بنابران سرکار والا امر فرمودند که همین قاعده خلاف گذاشته شده بود مواشی سرکاری رشقه بقدر ضرورت بقیمت مروجه از رعیت خریداری کنند و همین رشته بدون ماليه يك بست مقرر شده بود .\n\nفقره دوم در باب مندنی یعنی از رعیت بقسم حواله خورا که جمیع میشود و بدوکان ها تقسیم میشود بعد از فروش اجناس وجه بدرستی برای مایان نمیرسد چون سرکار والاسر رشته مذکور را نگذاشته بودند و بدیگر هیچ جای افغانستان اینقسم احوال جاری نمی باشد اعلحضرت والا امر فرمودند که بعد ازین بخوش رضا کار دارهای سرکاری اگر جنس و غیره بکار داشته باشند از رعیت بقرار روز نرخ بوجه نقد خریداری کنند که برای رعیت تکلیف نشود -\n\nفقره سوم - عرض نموده بودند که در رباط خنداخیل غله از اندازه مخارج اضافه تحویل می شود در این صورت برای مایان"}
{"book": "adl0616", "page": 431, "text": "صحیفه ١٤ شماره ٤ سال دوم\n\nرساندن غله تکلیف و برای سرکار اضافه غله از مخارج می ماند و خراب می شود نقص سرکار است امر مبارک شد که معلوم شود که در رباط موصوف درین چند سال چقدر غله تصرف سالیانه رسيده يك اندازه را استاد گرفته همان قدر غله حواله شود و باقی آن بقسم سابق تحويل تحصیل دارها شود. همین سه فقره عرض را که دعاهایی که خدمت نموده بودند کرده اند دیگر کس هیچ عرض در باب تخفیف مالیات و غیره نه نموده، جناب اخوی ام محمود بيك خان سر محور سراج الاخبار افغانیه در حفظ اللهی باشد این است که بعضی معلومات مختصر برای شما روانه نمودم تعداد ملكها و نطق اعلحضرت ونقل عرايض ملكها و بچه ها زدايتك آقاسی ملکی حضور والا سابق داده شده که برای شما برساند از نزدشان میگیرید یوم چهار شنبه ۱۸ ذي القعدة الحرام ١٣٣٠ ( محمد نادر)\n\nبود و باش میداشتند در وادی خوست آمده اند می گوید که در علاقه خوست باز شورش و فساد برپاشده است و کارداران افغانیه قیام امن نموده نمی توانند . اولا باید در ین بیندیشیم که [ مخابر سرحدی ] آقای پایونیر آیا در سرحد بعلاقه خاک افغانی نشسته و این وظیفه مخبری را ایفا میکنند. با آنکه بعلاقه خاک انگلیزی نشسته و از آنجا نامه نگاری پركی افشانی میفرماید : اگر در علاقه خاک افغانی باشد - و از آنجا مینویسد هیچ شبهه نیست که اینگونه حوادث را بنا بريك عرض مخصوصی مینویسد که آقای پایونیر هنوز مقصد پنهانی او پی نبرده است و دلیل واضح آن این است که این خبر ما فوق را سراسر از خود اختراع کرده نوشته است . و هیچ اصلی و اساسی ندارد. آیا از کلمه (نفری مخروجين) مرادشان کدام مخروجین است ؟ و از ( فاصله بعيد ) كدام ابعاد بعيد مراد است ؟ این نقطه ها را تعیین نموده و از برپاشدن شورش و فساد خوست بیان میکنند که برای آن هم یک جهت معقولی نشان داده نتوانسته است . لا جرم معلوم است که مخبر سرحدی شان محض بنابر ساعت تیری خود ایجاد يك خبر دروغی را نموده به تغلیط افکار مخابر خود کوشیده است ، واگر مخبر شان در خارج علاقه خاک افغان باشند معذوراند . زیرا خبر صحیح رفتن درین وقت ها از وادی خوست یکقدری بنابر انضباطی که گرفته شده برای خارج علاقه مشکلست از اینرو اگر برای دلخوشی مخابر خود يك دروغی ایجاد کرده باشد چه عیبی دارد ؟ ...\n\n. سراج الاخبار افغانیه .\nخلاصه محررات رسمی جناب نگران ما ایشیک آقاسی ملتی حضور اعلحضرة همایونی و خواه تحريرات جناب جنرال محمد نادر خان جنرال حضور همایونی که قوماندان و سر اندر اردوی عسکری اصلاحات مشکل بودند دو شاهد عدل است در باب تردید و تکذیب فقرات اخبار پایونیر که در ذیل حوادث خارجیه آنرا قارئین گرام مطالعه خواهند فرمود .\n\nطالبه هندوهای زیارتی ساده شانه نیز در راه صداقت رعیتی خود سلاح بدست شده، بطور متطوع و داو طلب در صف عساکر ملکی تجاریه اشتراك ورزیده اند\n\n—*— حوادث خارجیه —*—\nاخبار پایونیر - وحوادثات مشکل .\n\nدر ترجمه اخبار پایونیر که درین روزها به اداره رسیده بعضی فقرات دور از حقیقت سرا پا غلط بنظر برخورد که برای تصحیح أفكار عمومي ، و ظاهر ساختن اغراض خصوصی به تردید آن سراج الاخبار افغانيه ، خود را مجبور می بیند . أخبار موصوف بر بيانات مخبر سرحدی خود استناد قول نموده مینویسد : « مخابر سرحدی ما بیان میکند که أكثر نفری « مخروجين» که حسب الامر هر میجستی امیر صاحب از سرحدات بر فاصله بعید\n\nدر فقره دوم خود اخبار پایونیر از مؤرخه ١٦ ماه اکتوبر باز از خبرهای سرحدی خود فساد و شورش خوست را تائید. نموده میگوید : « قبایل متفرقه خوست از اعلیحضرت امیر صاحب چنان شرایط نرم حاصل کرده بودند که اکنون علانیه از اطاعت احکام افسران و کار داران افغانیه انحراف می نمایند » ما از عباره « شرایط نرم » چیزی نفهمیدیم ؛ مگر اینقدر می بریم که مقصد حریفان ما از شرایط نرم عدم قتل عام وعدم اسیر ساختن زن و مرد اقوام است . زیرا مردمان غربی بر مردمان"}
{"book": "adl0616", "page": 432, "text": "صحیفه ۱۵\nسال دوم\nشماره ٤\n\nشرقی از زمانهای قدیم یک اعتمادی میپرورانند از خونریزی ها و فاجعه ها، و بدعت هایست که خود بخود آنرا برایشانها ثابت ساخته اند. و آنرا مدار استاد وحشت آنها و وسیله نشر مدنیت خودها در نظر ها جلوه داده اند. و چون بر خلاف امیدها و آرزوها شبکه ازین واقعهٔ منگل در مد نظر داشتند وقوع آمد حقیقتاً که آقایان مدنیت خواهان را خیلی دلتنگ نمود بمجردی که حوادث عصیان مردم منگل در وادیٔ خوست بالا شده بود اخبار والاهای مدنیت پرور ما نوشته خانه های خود شارا بیک اهمیت فوق العاده حاضر ساخته، و قلم های خود شانرا تیز کرده منتظر نوشتن چنان فاجعه ها و درامهایی گردیده بودند که بلذت استماع آنها آب دهن شان جاری شده بود و چون آلواقعه بتدبیر حکیمانه، و صورت عادلانه فیصله پذیر گردید قهر و غیظ با مال شدن آرزوهای شان برین منجر شد که سر از نو باز یک حادثهٔ غلط فساد آنجا را تازه کنند. تا شاید بقصد و مدعای خود برسند. لهذا بکمال خاطر جمعی میگویم که نه در وادیٔ خوست سر از نو يك شورش و فسادی بر پاشده است. و نه کسی از احکام دولت افغانیه انحراف ورزیده توانسته است. بعد ازین فقرهٔ اخبار موصوف کله ( مخروجین ) را نیز تا یکدرجه تفسیر نمونه میگوید: «يك جمعیت مخروجین که اعلیحضرت امیر صاحب آنها را از علاقهٔ خود خارج کرده امر فرموده بودند که از سرحدات دور باشند در خوست هجوم آورده اند.» ازین لفظ خارج علاقه چنان معلوم میشود که این مخروجین جمعیتی باشد که بعلاقهٔ بکرواتی که خارج افغانستان است اخراج شده باشند. اگر هم چنین باشد آن جمعیت اخراج شدگان آیا بدون اجازه و اشاره غیر از علاقه که دران اخراج شده اند بجهان در خوست آمده توانسته اند؟ لهذا معلوم میشود فسادنی بلکه افساد، بغاوت نی، بلکه اغوا میباشد. زیرا از عبارت ما بعد آن که مینویسد: « و غالبا دربارهٔ شورش و بغاوت آنها عنقریب خواهیم شنید» نیز بخوبی ظاهر میشود که امید واری و آرزو مندی بسیار بزرگی نیز از افشاندن آن تخم فساد دارند و هم بر داشتن محصولات آنرا عنقریب بر داشتن میخواهند! ولی هزار افسوس که تندی و تیزی آب و هوای افغانستان این گونه تخم ها را زود خراب و غیر قابل نشو و نما میسازد. و امیدداران محصولات شکر خود شاترا حنظل نا امیدی بار میدهد؟ بعد ازین نفوهات از غلط میچ حکومت افغانستان در باب قیام ندادن يك فوج نظامی در خوست بحث و بیان رانده مینویسد: ممکن است که اکنون مانند چند ماه سابقه بدارت و بانگردد ولی درین شبهه نیست که شورش و عدم قناعت مردم عیان شده است. غلط صریح قیام ندادن فوج را که بیان نموده يك اعتراضیت که از حکمت عسکری دور افتاده است زیرا هر دولت استعمال\n\nکردن قوای عسکریه خود را در نقاط مختلفهٔ مملکت خود خودش میداند شخصی که از اقسام عسکر به و از اصول و قواعد تعبیه و ملیهٔ يك حکومت خبر نباشد و اعتراض کنند البته که خارج حکمت شمرده میشود، حکومت متبوعهٔ مقدسه ما انواع مخصوصهٔ عسکریه برای خود نسبت بعادات و اخلاق و طبایع اهالی و اراضی خود دارد که بحث کردن از آن خارج وظیفهٔ ماست، اما اینقدر میگوئیم که خوست هیچگاه بی عسکر نبوده و از افواج خالی نمانده و از انسب هیچ شورش و بغاوتی که موجب اندیشه باشد ظهور نموده، چنانچه با وجود همه این کج اندیشی ها باز هم خود آقای پایونیر اعتراف میکنند که «اکنون مانند چند ماه سابقه بغاوت بر پانگردد» پس معلوم است که تدابیر سیاسیه و عسکریهٔ دولت در خوست بر وجه دلخواه آماده گشته که از افساد و اغوا چندان امید واری در خود نمی بیند! در آخر مقالهٔ خود از در نصیحت و یاد آوری دوستانه رقطراز عقل فرونی گردیده مینویسد: « و اگر هر میجستی امیر صاحب جهة اطفای نایرهٔ شورش و فساد به تعجیل سر رشته نکردند حالت موجوده از درجهٔ خراب به درجهٔ خرابتر خواهد رسید.» حقیقتاً که ازین خیر خواهی و یاد آوری آقای پایونیر تشکر نکردن از دست ما نمی آید چقدر دوستی چقدر غم خواری... اما به این مسئله بدهی و آشکار پی نبرد، اند که صاحب يك مزرعه کوچکی نیز اگر در باب مزرعهٔ خود غفلت روا دارد. و سر رشتهٔ آنرا بخوبی نکنند مزرعه اش خراب و ابتر میگردد. چه جای صاحب يك ملك بسیار با وسعت در عربی میگوئید ( صاحب البیت ادرا بما فيها ) یعنی صاحب خانه به امورات خانهٔ خود واقف و داناتر است آقای پایونیر به سمنان با در هوای مخبر سرحدی خود گردیده نشوند که آن مخبر بخیر دروغ تراشی دگر چیزی نمیداند. چنانچه بار بار از ینگونه سمنان تا تراشیده و دروغهای ایجاد کرده شده را به مخابر خود خبر داده و بصورت غیر قابل اعتراض تردید شده است. ذات اعلیحضرت پادشاه ما تا ی آگاه ما لحظه از سر رشته ها و تدبیرهای ممالک شاهانه شان غفلت نمیورزند. ولی به آن تدبیر ها و در رشته ها مخبر آقای پایونیر پی برده نمیتواند. چرا که بر خلاف مأمول خود شان سر رشته ها می بینند که حکایت شان بحکایت شخص کر و عبادت بیاز میماند که هر چه در تصور خود حاضر ساخته اند عکس آنرا می بینند، ولی افسوس که از گرانشوی و مشکل پسندی حقیقت را ندیده بر همان حدس و قیاسی تصور کرده کی خودشان اصرار میورزند، و به انسیب از شهراه حقیقت بفرسخها دور می افتند. حالانکه يك اخبار نویس ضرور است که بر حقیقت کوایف بخوبی واقفیت داشته باشد على الخصوص که اخبار نکار اگر بدیدهٔ انصاف نیکرند هیچ حق اعتراض را در خود نباید بینند. پادشاهی که امور ادارهٔ يك ملك را بدست دارد مانند يك طبيب حاذقیست که هر"}
{"book": "adl0616", "page": 433, "text": "مینه ١٦\nسال دوم شماره ٤\n\nبرادران مسلمان خود خوبی و خوش نيتي ، وحسن ظن در دل میپروراند از اترو سخن همه صر معزز خود زمیندار را پیروی نموده هیچ بدکانی در حق برادر دین خود ( محمد ولی خان ) در دل نمی پرورانیم و در بری بودن او سخن هم عصر خود را تصدیق کرده هیچ گاه با برادران دینی خود اختلاف نمیورزیم .\n\nگاه يك بیماری در وجود ملك عارض شود و مداوات ان بيك مرهمی و يا بك ضماد بندی ممکن باشد بداغ کردن و یا قطع کردن اترا ارباب حکمت جان تجویز خواهند داد ؟\n\n( محمد ولیخان ) –\n\n( اخبار زمیندار – وسراج الاخبار افغانيه ) رفیق همعصر معزز ما اخبار ( زمیندار) از بری بودن ( محمد ولیخان ) از اعمال رديه غير مرضیه در اخبار معتبر خود بحث رانده سخن قطع علاقه خود شانرا که با مشارالیه نموده بودند واپس گرفته اند .\n\nچون خوبی از بدی، و خوش بینی از بدنیتی ، و حسن ظی از سوء ظن بهتر است، وسراج الاخبار افغانیه در حق همه\n\nبردم\nاور غاز\nدی\nاقی حصار\nساماره\nمزه غووین\nاشارت مخصوص\nریل حکومت\n\n( نقشه روم ایلی و با لقائها که جنگ در ان شروع شده است )\nبرمانی نگر و حمله نموده شکست داده است و اکنون اندرون علاقه مانی نکرو جنك جاريست\n\nاز اخبارات اردو\n\nخبرهای تلگراف\n\nیکهزار مانتی نگر و هلاک شدند )\n\nجنك تركي واينا ليه\n\nلندن ۱۵ اکتوبر در مابین ترکی و ایطالیه مصالحت شد و دستی ط فرشین بر صلحنامه ثبت شدند .\n\nلندن ۱۵ اکتوبر - برای اخبار تا تمز از مقام ستنجی ( پایه تحت مانتی تکرو ) تلگراف رسیده که تاریخ ۱۱ ماه حال روشنی برقی بحرى مقام سقوطری دیکهزار مانی نگروی که تیاری حمله نارا بوش میکردند افتاد و تو بهای آتش فشان مقام نارا بوش فوراً آتش باران نموده مانی نگروی ها را نابود ساخت - هر چند که افسران مانی نگروی هدایت واپس رفتن میکردند اما آنها تعمیل حکم نکرده پیش قدمی کردند و یقین است که احدی از آنها زنده نماند.\n\n( بمقام توزى فتح ترکان شده است نه از مانتی نگرو ) قسطنطنیه ١٥ اکتوبر بذریعه تلگراف سرکاری معلوم میشود که امداد افواج ترکیه در نواح کتبی ( از مقام پداکور ترا بجانب شمال و مشرق واقع است ) رسیده است و بمیرد رسیدن"}
{"book": "adl0616", "page": 434, "text": "صحیفه ۱۷\nسال دوم\nشماره ٤\n\n( بلغاروي جنك نكردند )\nبگیری فیر کن ! از ده گلهٔ بیهوده انداختن يك گلهٔ کاری انداختن بهتر است بی آنکه به پشت سرت به بینی بی پروا خود را پردشمن بینداز ! اگر تردد بکنی و دو دله شوی زده میشوی ، و سبب مغلوبیت میگردی ! اگر دشمن را دیدی که برتر هجوم نمود تا بوقتی که در وجود خود فوت می بینی فیر کرده برو ! از جای خود يك لحظه شور مخور ! ده پانزده نفر عسکری که ناگهان (برچه بك) کرده، و الله اکبر (۱) گفته به پیش روی عسکر حمله آورنده خود را بیندازد بقدر صد نفر خوف و دهشت میدهد . در هنگامیکه دشمن بناگهان هجوم و یوریش بیارد ، هر عسکری که از همه بیشتر با صدا های (الله اکبر) خود را بر برچه های تفنگ دشمن مخابا پرتاب کنند دلاور و بها در گفته میشود . در هجوم و یوریش عمومی یعنی وقتکه بولی ( برنج زاو ) داده شود هر نفر عسکری که جای خود را دیر تر ترک کنند وای بر مردی او .....\n\nصوفیه ۱۵ اکتوبر - محمد نفر از ترکان بتاريخ ۱۳ اکتوبر بر بهره خانه ضلع نا مروش حمله کردند محافظان بهره خانه بموجب هدایات حکومت خود بهره خانه را گذاشته پسپا شدند .\n\n( سروی هزیمت خورده گریختند )\nبلگرید - ١٥ اکتوبر - بوم گذشته بر سر حد سرویه تمام روز جنگ بود - ترك به تعداد سه هزار بودند ٢٤ باشندگان سرویه هلاك وع زخمی شدند بعد ازان از میدان جنگ انگریز نهادند - حکومت سرویه حمله مذکور را اشتعال انگیز قرار میدهد اما نیز اعلان نموده است که تا وقتیکه بر پیمانه وسیع حمله نشود اواز جای مدافعت پیشقدمی نخواهد کرد .\n\n( خطاب به رساله ) -\nای رساله ! توهم اسب خود را خوب تربیه و پرورش بده ! شمشيرت را کند نگاه مدار ! چونکه تر است و شمشیرت کند باشد بدشمن رسیده و او را کوبیده نمیتوانی ! اگر دیدی که اسبت بدشمن میرسد ماندم به تفنگ کوتاهت نشان گرفته فیرکی! برای آنکه دلاوری و مردانگی و غیرتت را نشان بدهی اسب و دو سه رقم سلاح با سنت داده شده ! غیرت کی مردانگیت را نشان بده! چون دیدی که دشمن بار قرار را قبول کرده رو بروز گریز نهاد هماندم که بر اسب خود و به بروجود خود هیچ دل مسوزان! و تا بوقتی که توک کریچت را به پشتش نخلانی از عقب گیری رو متاب؟\n\n( عالیجاه آقا خان وجنك بلقان )\nعالیجاه آقاخان برای هلال احمر برطانوی مبلغ دو هزار پوند فرستاده است و امید ظاهر کرده است که مسلمانان هند منصوبهای خود را ملتوی نموده توجه و کوشش خود را بطرف امانت مصیبت زدگان ترکی مبذول نمایند.\n\n( خطاب به طویچی )\nای طویجی : تو هم تا میتوانی بزودی و چالاکی فیر کرده بروا سعی کن که آماج را بزنی! برای طوب تو همین دو خاصیت لازم است که انهم زود فیر کردن ، و آماج را زدنست و تونجز غیر کردن و دشمن را کوبیدن دیگر هیچ چیزی میندیش ! به این يك اعتماد کی که پیاده و رساله ترانها پسر خود نمیگذارد ! لهذا مجان خود اندیشه نکرده باز و دو صحیح گله اندازی به پیاده و رساله مدد رسان! برای کشادن راه مظفریت عسکر خود ، وریختن صاعقه های بلا بر دشمن خود از همه پیشتر تو در میان میدان خود را جلوه گر بساز برای طوبها و طوبجیهانی که اول بار بمدافعه دشمن آتش فیر خود را باز نماید چقدر سعادت و چقدر شرافت شمرده میشود. ..... اگر دشمن هجوم یعنی حملهٔ یوریش بیارد هیچ بیدست و پا مشو ، و در موضع خود جابجا قائم و ثابت مانده بر فیر آتش باشیت دوام يكن ! وجون دیدی که دشمن نا مجلو گرفتن اسپانت نزدیک شد، آنوقت حربهٔ نیز بردارت را کشیده مدافعهٔ نفست پرداز ! تو هر قدر که بدشمن نزدیکتر موضع گیری همانقدر بدشمن خوف و دهشت میدهی . و برای عسکرت راه ظفر باز میکنی !...\n\nلندن ۱۸ اکتوبر - فوج ترکی در شب دهم اکتوبر سرحد بلغاریه عبور کرده بمسافت چند میل در علاقه بلغاريه داخل شد و از ده مجه شب جنگ جاری شده و تا حال جاریست — خير ما بعد — یونان بخلاف ترکی اعلان جنگ کرده است و و کلانی ریاست های بلقان از قسطنطنیه رخصت کردیده اند.\n\nاینتر ۱۸ اکتوبر - امروز شاه یونان معانته جهازات نمود وخير مقدش نهایت برجوش بودشاه مذکور تمنای کامیابی و سلامتی فوج بحری ظاهر کرد و جهازات بوقت شب احکام سر بمهری گرفته راونه خواهند شد.\n\nلندن ۱۸ اکتوبر - سلطان المعظم بذريعة اعلان به افواج خود ارشاد فرموده اند که احترام جان و مال آبادی غیر مصافی نموده شود و همراه زنها واطفال نيز تعرض نکنند . جهاز رو مانیا و پر نسنس میری ... رها کرده شد و بمقام باسفورس رسید .\n\nلندن ۱۸ اکتوبر - روسیه از بابعالی تحریک پرزور کرده است که نیز از دول یوروب در بن باب گفتگو دارد که در دایتان برای جهازات تجارتی غیر جانبدار باز باشد . قسطنطنیه - شهزاده وحید الدین برادر سلطان محمد پنجم و شهزاده عبد الرحيم برادر زاده سلطان مو صوف ) و فرزند غازی سلطان عبد الحميد خان معزول ) بصورت جنگ آمادگی رفتن میدان ظاهر کرده اند .\n\n( عالم عسکری ) -\nجنرال (درا وميروف) در يك مجلس عسكري يك نطقى بيان کرده و فن تعبیه) را بر صنوف ثلاثه عسکری از قرار ذیل خلاصه کرده است ]\n\n(از اللا تاق عسگری ترجمه شده)\n\n( خطاب به پیاده ) -\nجبه خانه ات را بیهوده اسراف مکن! بعد از انکه خوب نشانه\n\n(۱) در اصل کتابی که ما ازان ترجمه کرده ایم کلمه ( هور را ) نوشته شده بود. ما بعوض آن کلمه ( الله اكبر ) نوشته ایم ."}
{"book": "adl0616", "page": 435, "text": "صحيفه ١٨\nسال دوم\nشماره ٤\n\n( سخنان هر رقم )\nدكاكين زغال فروشى شهر پاريس\n\nدر ممالكيكه مدنيت مرتبه كمالرا يافته وقتيكه انسان مينگرد به بسيار چيزها بر ميخورد كه هر گاه آنچيز را انسان بچشم خود نه بيند از شنيدن آن عقل انسان استبعاد نموده روايت راوى را بر مبالغه (جهانديده بسيار گويد دروغ) حمل مينمايند . مثلا اگر گفته شود كه من در پاريس ديدم كه مردمان در روى هوا سير و سياحت ميكردند . با آنكه در بر اين در ميان يك خانه مزين آراسته سيار - يعنى رونده - نشستم كه اين قصر در ظرف يك دقيقه نهصد متر قطع مسافه مينمود و من بواسطه اين خانه سيار در ظرف يك شبانه روز كه عبارت از بيست و چار ساعت باشد يك مليون و دو صد و نود و شش هزار متر مسافه را در نوردم . و يا آنكه بگويد من از استانبول بظرف پانزده دقيقه با بلاد هندستان مخابره نمودم . پس حالا اگر كسى (بالون ) و ( شمندوفر ) و تلگراف ) را نديده باشد بوجود همچنين چيزهاى مافوق التصور هجگاهى راضى و قابل نميگردد ؟ همچنين است دكانهاى زغال فروشى شهر پاريس كه هر گاه انسان آنرا بچشم خويشتن معاينه نمايد سخن را و مرا بهيچ وجه تصديق نخواهد كرد . بلى اگر واحد قياسى دكانهاى زغال فروشى شهرهاى ما باشد دكانهاى زغال فروشى شهر پاريس را تا يكدرجه منتظمتر فرض خواهيم كرد . حالانكه در بلادهاى جسيمه اوروپا از چند عصر بدينطرف در ميان بازارهاى منتظمه كه دروديوار و زمين و دكانش از غايت صفائى و زينت و پاكيزه گى مانند اينه در تلمع است كسى در دكانها و مغازها فروختن زغالسيه رو را هيچ بياد ندارد! بلكه زغال و چوب در (دپوز) هاى بسيار بزرگى در خارج شهر موجود ميباشد . حالا در اين جا بخاطر ميرسد كه آيا اگر كسى در مركز شهر پاريس اقامت گزين باشد چسان ميشود كه از براى يك زغال خريدن تا بيرونهاى شهر رفته دو سه ساعت مسافه را قطع نمايد ! خير ! كسيكه در مركز پاريس اقامت داشته باشد بدان محتاج نميگردد كه براى زغال گرفتن بخارج شهر برود . بلكه كسيكه آرزوى زغال گرفتن داشته باشد مى آيد در بازارهاى بسيار نامدار منتظمه مانند ( بولوار قابوسين ) و ( بولوارده زتاليان ) و ( بولوار سوينير) در اينجا بيك يك دكانى مى بيند كه روى آن با يكپارچه بلورى كه عرضش هفت هشت متر وطول ارتفاعش نيز پنج شش متر وسط عرضش نيز بقدر دو سه انگشت ميباشد مستور است و در دو طرف اين اينه بلورين دو دروازه طلا كار مزينى كه آنهم از بلور است كشاده ميشود كه انسان ازين دو باب در اندرون دكان داخل ميشود . در درون دكان بترتيب بسيار معتنائى دوازده عدد چوكى قيمتدار مخملينى جيده، و زمين آنرا با قالين انگريزى مفروش شده ، و در ديوار هايش نيز چند عدد دولابهاى بسيار مصنع بلورين گذاشته ، و در نزد هر دولاب نيز بيك جيب مخملين بسيار خوشنمائى آويخته ، و در درون اين جيبها نيز بسى ورقه هاى مطبوعه گذاشته شده است . در پشت سر آينه بزرگ بلورين روى دكان، و در دولابهاى اينه دار داخلى بوضع و ترتيب بسيار معتناى خوش نما چند عدد طبقهاى نقره فام مصنع جسيمى گذاشته اند كه در ميان اين طبقها نيز بوضع و ترتيب بسيار خوشنمائى انواع چوبهاى بريده و اقسام زغالهاى بر هم چيده، و اشكال زغالهاى معدنى سنجيده را نهاده اند ، كه انسان هرگاه آنرا طلب و تمنى هم ميكند .\n\nفاجعه های ریس\n( ما بعد از شماره (٣) سال دوم )\n\nلهذا رجا ميكنم كه حقيقت حالرا بمن بيان بكنيد .\nاين جوابيكه طلب ميكنيد يكقدرى مشكل بنظر ميايد آيا جان ممكن ميشود كه درين باب بيك . فكر قطعى بيان بتوانم ، آيا استقبالرا دانستن ممكن است ؟ از شما بسيار بدتر زاچه ها ديده ام كه لحظه بلحظه وقت شارا انتظار ميكشيدم ولى باز ساحل سلامت رسيده توانسته اند .\nمن از ان زاچه هاى نيستم كه ساحل سلامت را پيدا بتوانم كه خود شما نيز به اين بخوبى ميدانيد . لهذا لطف فرموده اين دانستن خود را اقرار و اعتراف بكنيد . ازين مترسيد كه مبادا من دل بيندازم و حال و خيمى كه دارم و خيمتر بشود اين را از شمار جا و نياز ميكنم . بشما سوگند ميخورم كه از مرگ ترس نى بلكه من آنرا طلب و تمنى هم ميكنم .\n— چون چنينست منهم حقيقت حالرا بشما براستى ميكويم : در دنيا هر چيز ممكنست ، اما در زمانهاى ما واقع شدن امور خارق العاده بسيار كم و نادر است . حالانكه اگر شما زنده بمانيد از امورات خارق العاده شمرده ميشود .\n— تشكر ميكنم مادام ، مرامتدار خود نموديد . حالا قناعت حاصل كردم . براى كاريكه ميخواهم آنرا اجرا كنم قناعت حاصل كردنم درينباب لازم بود . حالا يكقدرى نوشتن ميخواهم . .\n— نوشتن ؟ اين امكان ندارد .\n— آيا چرا ؟\n— چونکه قوت نداريد از انسبب . اما من يك كار آسان براى شما نشان ميدهم و آنهم اين است كه شما بگوئيد و من بنويسم .\n— نفى نميشود بايد كه خود بنويسم . رجا ميكنم . مرا يكقدرى بالا كنيد . در زير بغلهايم يك دوشككا بگذاريد . و چون يك قلم و كاغذ هم بدستم بدهيد خواهيد ديد كه براى يك آن دستهايم كه"}
{"book": "adl0616", "page": 436, "text": "صحیفه ۱۹\n\nترتیب و وضع دلنشین اینها را می بیند گمان میبرد که فن معدنيات يك معرضی برا داشته اند . در میان دکان زغال فروختن هیچ یك فردی هم دیده نمیشود . پس چون کسی در خصوص زغال فروختن در میان دکان نباشد آیا جهان میشود که انسان زغال بتواند بخرد ؟ حالا حل این مسئله اینچنین است : که جنانی گرفته شده بود که در پیش دولابهای باورین داخل دکان يكيك جيب رنگینی آویزان و در میان آن جیبها زربی اوراق مطبوع گذاشته شده است . اینست که آن ورقه های مطبوع از قيم مختلفه اجناس زغالها وجوبها ، وتعريف محل دیده بیرون شهر را با تمبر تلفون خانه صاحبان دكان زغال فروشی حاکی و ناطقت . پس چون کسی خیال زغال خریدن داشته باشد ازین کاغذ ها یکی را برداشته و بجیب خود انداخته بخانه میرود . و در آنجا دهن خود را به نزد ماکنه تلفونیکه در دیوار خانه اش منصوبست رسانيده تمبرخانه صاحبان زغال فروشی را بمرکز تلفون خبر میدهد مرکز نیز بهمان لحظه صاحبان دكارا اخبار نموده بعدا زنجدتيه با صاحب دکان انسان بسخن می آید . و از هر نوع زغال و چوبی که هر قدر لازم داشته باشد میطلبد بعد از مرور نیمساعت صاحبان زغال زغالهای مطلوبه انسان را در میان عرابه های سرپوشیده انداخته تمامها بدرخانه انسان میرسانند و وجه انرا گرفته پی کار خود میروند. در شبها نیز در اندرون این دکانها سه چهار عدد فانوس الكتريك در اشتعال است . ولی دروازه دکان مسدود میباشد . و در پشت آینه بلورین روى دكان يخط بسيار جلى بريك لوحة كاغذى تمبر وقيم وغير ذلك دكان و زغالرا نوشته اوینه اند که اگر کسی را در نیم شب هم بزغال احتياج افتد در نزددکان آمده از روی همان نوشته کار خود را اتمام میکند .\n\nاینست که دکانهای زغال فروشی شهر باریس از این قرار است انجار شهریه این دكانها نیز از صد تا صد و پنجاه طلا کمتر نیست . پس زغال به برودت ممات منجمد شده حیات تازه پیدا خواهد کرد .\n\nچون بهمه حال این را آرزو میکنید منهم اجرا میکنم . من هر گونه خواهش بیماران خود را به اجرا کردن حاضرم . مادام آنغو آرزوی آخرین نفس زن بیماره را اجرا نمود . و بکمال تعجب دید که انگشتهای محرکت فلوتيلد بر کاغذ یکچند سطر یکه غیر منظم ولی خیلی خوانا بود نوشته توانست ، بعده فلوتيلد يك پاكتي خواسته و كاغذ را دران گذاشته بر پاکت اینچنین عنوان انداخت : (( موسيو وغونت دوغرانليو ، کوچه سنتو نوره )) بعد از بسته کردن پاکت با یک صدای بسیار خفیفی که اله شنیده میشد گفت :\nمقصد حاصل شد . اگر یکقدری معطلی میکردم برین هم موفق نمیشدم\nدایه — خوب حالا این مکتوب را به قطی داک بیندازیم؟\nقلوتيلد — نی نی ... بايك شخصی بجایش روانه کرده جواب باید گرفت .\n\n( باقی دارد )\n\nسال دوم شماره ٤\n\nدر خصوص فروشانی که در سال هزار و هشتصد طلا تنها کراهه دکا را میدهند در خصوص ثروت و سامان و سرمایه مالی شان را قیاس و حساب باید کرد ! لاجرم در عالم مدنیت هر چیزی را با این دکانهای زغال فروشی قیاس باید کرد . و تصدیق باید نمود که ظرافت وزينت با ترقی و وسعت مدنیت نیز همانقدر در ذیل احتیا جات بشر به مقام بلندی پیدا میکند .\n\n( ادبات )\n< غزل >\nای گرم بدوران تو بازار معارف اخبار به پهلوی تو دکاندار معارف\nمعروف در اوقات تو آثار تمدن مشهور از حالات تو اخبار معارف\nتا نام نکوی تو بود زینت اخبار اخبار بود مخزن اسرار معارف\nای کرده بنا لطف تو هر گوشه مدارس وی خلق تو با خلق بکردار معارف\nای شمع ره دین و سراج ره ملت شد دولت و ملک از تو براتوار معارف\nاز فیض تو شد شهر شناسای معالم وز لطف تو شده هر خریدار معارف\nتا فکر بلندت شده معمار ترقی کر داست جهان پیشه خود کار معارف\nخلقی است زامداد تو سر گرم صنایع جمعی است از او شاد و سرشار معارف\nدر عصر فرح بخش تو شد شهره آفاق بر ارباب و صنایع اگر آثار معارف\nمستی بیدل چه کند گر ننماید روزان و شبان صرف بگفتار معارف\nدارد اگر الطاف عميم تو قبولش دارم به بغل دفتر اشعار معارف\n\nآیا اجرت آن شخص را که خواهد داد ؟\nفلوتین انگشتان ضعیف و سفید خود را که تا به آنوقت بر لحاف انداخته بود برداشته و سوی دایه در از کرده گفت :\nدر یکی از انگشتان دست چپ من يك انگشتری طلایی موجود است که آن انگشتر نکاح منست آنرا گرفته بفروشید. بهر قدر قیمت که فروخته شود باز هم دو مقابل اجرت مکتوب پرنده را ادا خواهد کرد .\nباور کنید که مادام آنغو این انگشتر زن بیجاره را که در حالت جانکندن است ، ويك يادكار قیمت دار أيام ماضية حيات اوست. از کلکش بیرون براورد و هیچ اثر مروت و عالیجنایی در باب نکشیدن او نشان نداده گفت :\nبسیار خوب، این انگشتر شما را من میگیرم و اجرت لازمه را من ادا کرده بعد از چند دقیقه قاصد نامه بر را براه می اندازم ."}
{"book": "adl0616", "page": 437, "text": "صحیفه ۲۰ سال دوم شماره ٤\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ۳ سال دوم )\nمستفید داشته است. حتی برای آنکه مردمان فقیر ارزان طعام داده شود در يك طرف شهر بك لوكانته مخصوص باز کرده است، و بعد از یکچند روزی که گذشت بناگهان خودش با شوهر خود پرنس ( دوغال ) بهمان لوكانته رفته و در يك او تاقی نشسته بك صحن طعام سه شاهیگی طلب کرده است. و به این صورت هم تفتيش طعام لوكانته خود را کرده، و هم بوجود نازنین بسیار مقبول خود این لوكانته را که بلطف و عاطفت خود تأسیس نموده تزئین و معطر گردانیده است .\n\nاز حکایتهائیکه در باب مرحمت و شفقت ملکه حکایه میکنند یکی این است که یک روزی از سرای خود برآمده بود كه بيك دختر نوجوان بسیار لطيف الاندام خوش شکلی برخورد كه يك چيزی در دسمال بجانیده بدست داشت از حال و وضع دختر چنان معلوم میشد که يك چيزی میخواهد ، ملکه بکمال نزاکت به او نزديك شده پرسید که چه میخواهد ؟ دختر بحکایت آغاز کرده گفت : — مادر وير وعلیلی دارد که بصنعت خیاطی و کتو روزی که یاد گرفته و نمونه آنرا با خود دارد و خود را ووالده خود را اعاشه میکند، ولی چون از خود يك ماشین ندارد که در خانه به پیش ما در خود هم کار بکند و هم مادر بیمار خود را خدمت کند از اثر و خیلی پریشان میباشد .. ملکه او را به تلطف و مدارا بيسكوت و شیرنی داده تسلی نموده است ، پنه و عنوان او را گرفته روز دیگر که صبح عید اول سال بود يك ماشین کشو دوزی نو و تازه که بر صندوقچه آن این عبارت: (( از طرف الكساندرا هدیه عید سر سال)) نوشته شده بود آن دختر بیچاره که سراسر از بدست آوردن آن نومید بود در حضور خود حاضر یافت. حالا تصور بکنید که آن دختر چقدر شکر گذار و متدار شده خواهد بود .\n\nغیر از محاسن سیرت وصورت جالب القلوبی که دارند در حسن اداره و سررشته، وتربية اولاد نيزيك ممتازیت فوق العاده دارند . بعد از ازدواجش بدو ماه يك دالان بسیار بزرگی را که در زیر نظارت واداره خود ملکه بود به بسیار خوبی و درستی سررشته و اداره کرده است و مظهر تحسین وافرین همه موجودین دالان شده است. این دالان با دو هزار زن و مرد خاندانهای اصیل و بزرگ مملو بوده است. تنها نهصد رسم تقديم — یعنی معارفه و شناسائی بحضور ملکه تقدیم شده است که خاطر نوازی و دلجوئی اینقدر مردم خانواده را به بسیار خوبی بجا آوردن و انچنین بك دالان بزرگ را خواه از جهت تقريش وتزئين، وخواه از جهت حسن اداره و انتظام اداره کردن از کارهای آسانی شمرده نمیشود. (باقی دارد )\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ۳ سال دوم )\nواگر يك سعی و کوششی هم بکنند از ترس مجازات بکند انچنان صنعت البته که ناقص و بی ترقی میماند .\n\nرقابت—نتیجه طبعیه آزادی اعمال ( رقابت ) است چونکه هر گاه قاعدهٔ آزادی اعمال وضع شود، و هرکس به آرزو و خواهش خود قوت سرمایه و صنعت خود را بصرف کردن مختار و آزاد بمانند در انحال بيك صنعت بسیار مردمان سالك شده میتوانند، و چون هم پیشه كان بسيار شود لا بد در ما بين شان رقابت و همچشمی و مسابقت و از یکدیگر پیش دوی ظهور میکند که این رقابت از آرزوی این پیش میشود که ارباب صنایع میخواهند محصولات خودشان را بسبب خوبی و نفاست و داشت داری و ارزانی بر یکدیگر تفوق و برتری دهند . و همين سبب يكانه افزونی و خوبی محصولات صناعیه گردید. محسنات قاعدهٔ آزادی اعمال را بمیدان میآرد .\n\nوقتیکه رقابت در میدان صنایع برآید هر وقت و زمانیکه احتیاج انسان بيك چیزی پیدا شود ارباب صنایع هماندم آن احتیاج اهالی را دریافت کرده بسعیی که از دیگران پیشتر آنرا تدارک کنند و منفعت بردارند در باب اختراع آن و بوجود آوردن آن سعی و کوشش میورزند و باز دیگر رقیبی ظهور نموده در بهتری و خوب تری آن کوشش میورزد، و دیگر رقیب به ارزانی و داشت دارای آن سعی میکند، و با این صورت روز بروز اختراعهای نوبنو ایجادهای تازه بتازه در عالم صنایع جلوه گر میگردد . مثلا یکی از ارباب صنایع چون يك صنعتی را بظهور آورد. آن دیگری در پی این می افتد که بقوت علم ميكانيك يك ماشين ايجاد کند که آن صنعت را از حیث کمتر و مخارج اهونتر بوجود آرد، دیگری علم کیمیا را در آن صنعت تطبیق داده يك ترقی نوی در ان صنعت بکار میبرد. دیگری برای نقل دادن محصولات آن صنعت را از جای بجای یک راه آسان و کوتاهی کشف میکند که به این صورت اگر رقابت را در صنایع متحرك یکان ترقیات صنایعه بگوئیم جادارد .\n(باقی دارد)\n\n* * *\n\nچون درین بار بدرج کردن بعضی تحریرات رسمی مجبور بودیم ازان رو اخبار شماره چهارم ما به ۲۰ صفحه انتشار یافت\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدير وسر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\n\nدر چاپ خانه حروف دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 438, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (٥)\n\nرئيس تحريرات\nاوينيك آقاسی ملکی حضور اعلاحضرت همايونی\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى در اطراف داخله مملکت با اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى در خارج مملکت با اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزی بهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nتاريخ عربی ١٥ ذی الحجه ۱۳۳۰\n\nسراج الاخبار افغانيه\n۱۳۲۹\n\nمؤسس و مدير مسئول\nمحمود طرزی\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل) همه امورات تحريريه به اداره خانه بنام مدير فرستاده ميشود قيمت يك نسخه آن در كابل يكپايسی است\nتاريخ شمسی ۳ قوس ۱۲۹۱\n\nتاريخ انگريزی ٢٥ نومبر\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بسی مقالات مفيده درج ميشود\n\nیادگار شکار چناری سنه ۱۳۲۸\nذات اعليحضرت شاهانه با محصول شکار شان"}
{"book": "adl0616", "page": 439, "text": "شماره ۳\nسال دوم\n\nسراج الاخبار افغانيه\nعيد سعيد اضحى را بر همه برادران اسلام وقارئين و قاریه های گرام خود از صميم دل مبارکباد ميگويد.\n\n— ( آثار عتيقۀ غزنين ) —\n(افغانستان) صانه الله فى الحفظ والامان چنانچه در خصوص هر رقم (معادن) يعنى كانها خيلى توانگر است در خصوص (آثار عتيقه) كه عادتاً زبان فن تاريخ شمرده ميشود نيز بسيار توانگر شمرده ميشود . اين خاك پاك مقدس وطن عزيز ما از زمانهاى بسيار قديم مظهر بسى انقلابات دهر بو قلمون ، ومحدث بسى حوادثات گوناگون گرديده است كه در هر هر طرف غير از انكه حفريات فنيه اجرا كرده شود در ظاهر ارض به بعضى آثار عتيقه مهمه دسترس شده است . مثلاً سكه‌هاى بسيارى از ضرب اسكندر يونانى، وبراهماها ، وبوداهاى قديم ، وبسى سكه‌هاى اسلامى دستیاب شده است . بعضى سنگهاى نوشته كه از عصرها بيشتر از ميلاد عيسى عليه السلام زمانها را حكايت ميكند در بعضى جاها موجود است . شهر شهير (غزنين) در آثار عتيقه توانگر ترين جاهاست كه اگر حفريات آن بقرار قاعدۀ فن اجرا شود آثار عتيقه بسيار گرانبهايى از ان بظهور ميرسد . ذات اعليحضرت بادشاه معارف آگاه مقدس ما در مطالعۀ علم تاريخ يك ذوق و هوسى فوق العاده دارند كه از انسبب آثار عتيقۀ تاريخيه را بيك نظر تقدير واستحسان تلقى ميفرمايند مثلاً پارسال در اثناى بعضى تعميراتى كه در غزنين اجرا ميشد از زير يك پشته خاكى يك قبۀ دخمه مانندى ظهور نمود كه همۀ آن قبه از يك رقم جسمهاى كلوله گليني پر بود . چون آنرا ميشكستند يك پاره گل مدورى بمانند يك روپيه كه بر هر دوروى آن چون سكۀ مسكوكات بعضى نوشته ها بخط سانگريت چاپ شده بود ظهور مى‌يافت . و نيز ديگر بعضى اوانى آهنى وسنگى وغيره تصادفاً ظهور يافته است كه هر يك جداگانه قيمتهاى تاريخى را حايز بوده است .\n\nمناره هاى غزنين ، و بعضى مراقد ، ومزارات شريفۀ غزنين از چنان آثار عتيقۀ معتبره شمرده ميشود كه زبان صامت ساكت خودشان از پى حوادثات گذشتۀ بشريت حكايتها ميراند . مثلاً اگر يك لحظه در پيش يكى از ان آثار يك تفكرى بكنيم ، وصفحه هاى تاريخ را در زير نظر آورده بسوى ماضى يك نظرى بگردانيم همان يك مشت خاك ، يا يكپاره سنگ يا يك نباى مندرس برما كتابها ميخواند ، وعبرتها، واندرزها ميدهد، وچشمهاى بصيرت ما را مى‌كشايد .\n\n— ( يکدوسخن در اهميت آثار عتيقه ) —\nحالا يکقدرى از اهميت و اعتبار آثار عتيقه بحث ميرانيم تا قارئين كرام ما تا يکدرجه بر قيمت وحيثيت آثار عتيقه اطلاع حاصل نمايند ، و در دل خود نگويند كه آيا چيزهاى كهنه فرسوده را چه قدر و قيمت خواهد بود كه آقاى محرر از ان بحث ميراند ! ...\n\nجستجوى آثار عتيقۀ فنيه امروزه روز آنقدر پيش رفته كه بعضى حقيقهايى كه به آغوش اطلاع تاريخ نرسيده بواسطۀ اين جستجوهاى آثار عتيقه كشف و پيدا شده است . از نتيجۀ اين جستجوها بعضى هيكلها ومجسمه هايى كه پيش از وجود يافتن تاريخ موجود بوده ، وبه اساطير الاولين متعلق مانده از زير خاكها بيرون بر آورده شده است . وخطهاى گوناگونى كه چار هزار سال پيش ازين بر سر سنگها نوشته شده بود و در زير هزارها من خاك پنهان"}
{"book": "adl0616", "page": 440, "text": "صحیفه ۳ سال دوم شماره ٥\n\nمانده بود کشیده شده و بهزران تدقیق و تحقیق حل شده احوال گذشته گان را به آینده گان نقل و حکایه کرده است. به آنقدر چیزهای بسیار کهنه حاجت نیست زیرا بسیاری از هوس کاران توانگر اور وپارا می بینیم که بعضی چیزهای بسیار کوچک و محقری را که بیکی از مشاهیر نسبت داشته بمبالغ گرانی خریداری کرده اند که مادر پنجا از روی یکی از مجموعه های فنی بصورت مجمل بعضی معلومات در ینباب بر قارئین کرام خود عرض میداریم : يك دندان پوسیده کشیده شده (نیوتون) نام حکیم ریاضی مشهور انگلیسی را در سنه (١٨١٦) یکی از امیازادگان انگلیز بقیمت هفتصد و سی پوند انگلیزی خريده ، ودريك محفظه طلایی وضع نموده از همه اشیای قیمتدار خود بالاتر گذاشته است . کلاهی که (ناپولیون بوناپارت) در محاربه (ایلر) پوشیده بود از طرف یک زن توانگر به نوزده هزار و دو صد فرانگ خریده شد. است. يك لباسی که (شارل دوازدهم) در محاربه (پولتاوا) پوشیده بود به پنج لك وشصت و يكهزار فرانك فروخته شده است . يك دانه قلم که در امضا کردن معاهده نامه (امیانس) استعمال شده بود بقیمت دوازده هزار و پنجصد فرانك خریده شده است . شاعر مشهور فرانسوى ( ويكتور هوغو ) تألیف مشهور خود را که بعنوان (سفیلها) نوشته بود به زوجه خود يك نسخه آنرا نقل و استنساخ کرده بود. زن خادمه که در نزد زوجه شاعر موصوف بود همان قلم را که بی بی اش آن کتاب را نوشته بود برای تبرک از بی بی خود طلب نمود . بی بی ازین قدرشناسی خادمه خود ممنون کشته و با همان قلم يك مكتوب تحسين كارانه نوشته مكتوب وقلم را به او بخشید. این قلم بعد از وفات شاعر مذکور از طرف يك انكليز يجهل و پنجهزار فرانك خریده شده است. اگرچه برای کاغذی که زوجه ويقتور هوغو نوشته بود نیز پنجهزار فرانك تكلیف کردند ولی خادمه بنا بر قدر شناسی که به بی بی خود داشت بیان کرد که اگر صد هزار طلاهم بدهند آن کاغذ را از خود جدا نخواهد کرد. حكيم ذو فنون (وولتر) يك چوب دست کج و کلوچی داشت که همیشه آنرا استعمال میکرد . آن چوب بعد از وفاتش به پنجصد فرانک فروخته شده است . جنرال (غاريبالدی) مشهور در یکی از محاربه ها يك كله به پایش خورده بود که جراح آنرا از پایش بیرون بر آورده بود همان کله به قیمت سی و پنجهزار فرانک فروخته شده است . يك جوك كه (موليه ر ) نام شاعر فرانسوی در دکان يك دلاك بران نشسته بود بعد از وفات شاعر به پنجهزار فرانك، و بعد از چند سال به پانزده هزار فرانک فروخته شده است . حالا چون بسوی این بیانات بنظر غور ملاحظه نمائیم معلوم میشود که آثار عتیقه که یکی از مشاهیر نسبت پیدا کرده باشد، و يا يك وقعه تاریخیه را بیا دارد تا چه درجه اهمیت و اعتبار دارد، و قدر شناسان عالم آنرا بچه قدا کاریها بدست می آرند . و چه قدر مصارف و مخارج (موزیمها ) یعنی آثار عتیقه خانه ها بوجود می آورند ! والحاصل هر گونه آثار عقيقه يكيك صحيفة تاريخ است که اگر کی آرزوی خبر گرفتن احوال عالم را دارد این صحیفه را باید بخواند .\n\nحوادث داخليه\n\n( مراسم عید سعید اضحى )\nبوقت شام روز سه شنبه ۹ ذی الحجة الحرام با انداخت ( ۳۱ ) فیر طوب عید سعید اضحی اعلان گردید یوم چارشنبه ۱۰ ذى الحجة الحرام همدرکان واعيان دولت، و ارباب مناصب ملکی و عسکری و روسای فوج و صاحب منصبان و بالیسه های رسمی بموجب تعلیمات همه ساله به ساعت هشت بجه صبح در دایره عالی جناب مستطاب حضرت (نائب السلطنه) صاحب افخم جمع آمده ، و باز بمعیت عالی افخم شان یکجا به قصر سعادت حضور منور ) مراجعت نموده آنجا بعد از صرف ناشتا و چای مجمعیت"}
{"book": "adl0616", "page": 441, "text": "سال دوم شماره ۵\n\nدر معیت عالی ( بگایانه ) شاهانه ارك مبارکه آمدند . ذات مراحم صفات پادشاه معظم مقدس محبوب القلوب ما اعلحضرت ( سراج المله والدين ) مدالله ظله في العالمين در انجا همه گانرا بار حضور همایونی عطا فرموده ، و بعد از انکه مظهر سلام و تلطیفات شاهانه شدند اجازه ركوب بعرابه ها ، وحاضر شدن بیرفتن عیدگاه ، برای ادای صلوة عيد اضحى بحکم اعلحضرت پادشاه اسلام پناه عطاء فرموده شده همه اعیان و ارکان در عرابه های منتظمی که در برون ارگ مبارکه به ترتیب توقف داشتند از قرار سررشته نشستند . تا آنکه گردونه شوكت نمونه رکوب همایونی از دروازه ارگ مبارکه خروج نموده بشوك و اجلال تمام بسوی جامع فيوضات لامع برك عيد كاه حرکت فرمودند در صحن جامع از طرف عساکر خاصة نصرت مؤثر شاهانه رسم سلام شاهانه ایفا گردیده ، و تا بوقت حاضر شدن عساکر برای صلوة توقف شاهانه در جامع بوقوع آمده بعد از ان صلوة عيد بايك جماعت عظيمة ادا گردیده عودت موکب شاهانه بدر بار سلام خانه شرف عزو اجلال فرمود . و بقرار مراسم هروقته تا به دو سه روز دربار معالی بار فيوضات آثار عيد سعيد اضحی دوام ورزیده مراسم موصوف به انجام رسید .\n\nمیکنند از صمیم دل ورد زبان مسلمانی میسازیم .\n\n— ( روز دوم عيد سعيد ) —\nروز دوم عيد سعيد اعنى همه اهل دربار معالی بار بقرار قاعده و سررشته همه ساله بوقت صبح در قصر عالى (زين العمارات) که مقام سامی حضرت نائب السلطنه صاحب افخم میباشد جمع آمدند . اعزه و اشراف و ارباب مناصب ملکی و عسکری را حضرت شهزاده جوانبخت معظم معين السلطنه ، و شهزاده بلند اقبال مكرم عين الدوله صاحبان برسرك مواجهة قصر عالى صف و زیب نمودند جناب عالی اقدم سردار اکرم نائب السلطنه صاحب از قصر زین العمارات بالباس رسمی خود شان چون خروج فرمودند از طرف عالی حضرت شهزاده معظم معین السلطنه صاحب امر بپولی ( سلام ) داده شده موزیکه عسکری و همه حاضرین سلام عالی را ادا نمودند . ذات عالى انخمی شان تابمواجهة صف تشريف آورده بيك تطلق مختصری احوال پرسی و عید مبارکی و دعای سلامتی اعلحضرت پادشاهی و توفیقات اسلامی را بیان نموده عودت فرمودند ، افسران ملکی و نظامی به پولی که از طرف شهزاده معظم عطا فرموده شد بيك وضع بسیار منتظم داخل عمارت بسیار عالی شده هر کس بمقام معلومه خودشان جانجا گردیدند . و به وقت پیشین حاضرین چای و شیرینی و طعام و مهربانیهای بی نهایت تلطیف و نوازش یافته در بار مالی روز دوم عید سعید به انجام رسید . و در این مجلس پربذات شوکت سمات اعلحضرت پادشاه ارکان دولت شاهانه شان بقرار همه ساله بدائره عالی و در داخل شان شان حضرت نائب السلطنه تشریف فرما و فر و اجلال گردیده ، سوار و پیاده در انجا شرف یافت داشتند .\n\n( حضرت معين السلطنة بدهنه زينه مناره عزبين )\n\nچون شماره نهم اخبار ما پیش از عید ترتیب شده بود بهمینقدر بیان کیفیت اکتفا ورزیده شد . از درگاه خالق بی همتای خود مسئلت مینمائیم که این عید سعید میامن پدید را برهمه اخوان مسلمین خودمان مبارك و میمون میخواهیم ، و نیز دعای ترحم و حسرت برادران غمگین خود ما را که در [بثوبت؟] بزیر اشکنجه ها ، و چنگال وحشی او انگیز بسیونها افتاده . و بکمال رجعی از باری تعالی برای رهایی شان دعاها و التجاها و زاریها و تضرعاتی را که از طرف ایشان شده است از درگاه خود قبول و اجابت فرماید ."}
{"book": "adl0616", "page": 442, "text": "سال دوم \nشماره ۵\n\n( ترفيع منصب واحسان نشان )\n\nاز طرف قرين الشرف اعلحضرت بادشاهي جناب جنرال ( محمد نادر خان ) از منصب جنرالی حضور به منصب عالی ( نائب سالاری حضور اعلحضرت همایونی ) به ترفیع منصب مفتخر و سر افراز و يك قطعه نشان ذیشان ( سردار ) نایل و ممتاز گردیدند . ذات اعلحضرت پادشاهی در آخر دربار معالی باریوم عید سعید بزرگان قوم را خطاب فرموده در باب خدمات نمایان جناب جنرال در واقعه منگل بیان رأی طلب فرمودند . همه حاضرین بر حسن خدمت و شایسته کی و لیاقت جنرال تصدیق و شهادت دادند . بعد از ان ذات اعلحضرت شهر یاری بجنرال خطاب نموده فرمودند: که ترا بمنصب نائب سالاری سر افراز فرمودم و يك قطعه نشان سرداری را بتو احسان کردم ، با اینهمه از حضور خود دور نداشته ( نائب سالار حضور ) مقرر داشتم . الحق که این تلطیف و مکافات جهاندرجات شاهانه و درباره مشار اليه شایان هزاران تبريك است که با وجود ترفيع منصب و نشان شرف عنوان سعادت نشور ( حضور ) نیز برایشان باقی بماند . ما جناب ( نائب سالار حضور اعلحضرت همایونی سردار محمد نادر خان) را به این مظهریت مراحم شاهانه تبريك ميگوئيم .\n\nجواد خارجية\nاجمالاً\n\nاز مطالعه اوراق حوادث عالم چنان معلوم میشود که مباجه های اهل صلیب زمانهای گذشته در ین وقت بیکو ضعیت بسیار مدهشة باز بمیدان آمده چشمهای دولتهای او روبا را پرده خون آلودی فرا گرفته است . متمدنین عالم هر انقدر که در تمدن غیر فاصله خودشان ترقی میکنند همانقدر حرص قصابی و طمع قصابی شان افزونتر میگردد . این است که در ینوقت دولهای شش گانه بسیار بزرگ بد نیت معروف و مشهور عالم چهار دولتهای كوچك خودشانها بر دولت اسلامیه عثمانیه از چهار طرف به هجوم و یوریش رانگیخته دريك حصه اوروپای شرقی یک هنگامه رستاخیزی برپا کرده اند . منظره روم ایل و بالقانها در ینوقت صحنه یک تیاتر خونی زمانهای روما های قدیم را منظر جلوه گر میسازد . آکتور های این تیاتر خون آلود ، رجال سیاسی دولتهای اورپاست که پیش از بالا شدن پرده نخستین بازی یعنی افروخته شدن اتش حرب در حدود بلغار ، و سر و پا و مانتینگرو ، و یونان رد و بدل زیارات خودشانرا با همدیگر اجرا کرده و ترتیب رولهای فاجعه انگیز بازی را پرو وا پنی آزمایش کرد . بکار شروع نمودند . دولتهای كوچك بالقانها مانند ( قره طاغ ) یعنی مانینگرو و ( صرب ) یعنی سرویه ، و بلغار ، و یونان که چهار طرف او روپای عثمانی را احاطه داشته اند به تحريك دول مسدس بر دولت عليه عثمانيه که مقام خلافت اسلامیه شمرده میشود هجوم و یوریش بردند . و هیچ شبه نیست که مقصد اصلی شان که بموجب نقشه که در باب محو کردن اسلام از دیر گاهها کشیده اند آغاز نهادند . اما بصورت بسیار مدهش آغاز نهادند . اولا یکی از دولتهای معظمه شان با او زدو خورد را بنا نهاد ، چون خوب مانده اش کرد چار دولت پیشدار شان بیکباره گی هجوم نمودند . ایتالیا البته که درین جنگ فایده های نمایانی دارد که حاجت تفصیل نیست . استریا دانا برانگیزنده حکومتهای بالقانهاست . روس از ایطالیا در باب باز شدن آبنای بوسفور وعدۀ مساعدت را گرفته و ذاتاً جنسیت اسلاونیز در میان بوده جامی یگانه بالقانهاست . جرمن چون داخل اتفاق ثلاثه میباشد هیچ شبهه نیست که تعقیب کردن پوليتيک دولتهای متفقه خود را زیاده تر التزام مینماید . فرانس چون از محاربه ایان تا به این وقت بنا بر بعضی منافع متقابله با روس رابطه دوستی دارد . و در ملاقات سازاتوف وزير خارجۀ روس با وزير خارجۀ فرانس در باراس وعده های مقابله باز ساختن آبنای استانبول را بروی جهازات روس قرار داده اند طبعاً جائی که روس را بشناسد دیگری را چه روا خواهد کرد : آمدیم برانگلیس که اسرار افکار آنرا بخویی کسی درک کرده نمیتواند . از یک طرف در فقره اصلاحات با دولها متفق دیده شده از لازم بودن اجرای فقره ۲۳ معاهده (برلین) در باب اصلاحات ( مكدونيا ) تحت رانده لازم نبودن جنگ و جدال را بیان نمود . از طرف دیگر چون جنگ آغاز نهاد اعلان بیطرفی کرد . بناءً عليه ظاهر گردید که در وقت حاضر دولت علیه عثمانی تنها پسر خود در مقابل اینهمه مهاجات سیاسی و عسکری دولهای نصارا سینه سپر کرده ایستاده است . چون بروی حال نظر کرده شود ظاهر میگردد که نتیجه جلسها و محفلهائی که در باب محو کردن اسلام منعقد شده بود از قوه بفعل انجامیدن آغاز نهاده البته که دولت علیه عثمانیه اگر از فولاد هم باشد به این همه سوهان کاریهای دخترانی طاقت آورده نخواهد توانست . و چون بروی نقشه دیده شود ممالک او روپای عثمانی را در زیر چنان فشار دستی از چهار طرف میبینیم که بظاهر حال هیچ امید خلاصی برای او روپای عثمانی دیده نمیشود . دیگر دولتهای قوی و توانگر و پر قوت اسلام که به او نزديك باشد و مقابله اتفاقها و اختلافهای آنها را بکند نیز موجود نیست و تنها همین یکدولت اسلام است که بجنگ همه شان در راه محافظهٔ وطن و موجودیت خودشان تن بتقدیر خدا نهاده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 443, "text": "شماره ۵\nسال دوم\nمعلوم است که آن اخلاقهای حسنه زمانه های قدیم که زبون کشی را باز میدانستند، و پرسر عاجزان و افتادگان سمند تیراندند آخر به بینیم که در مابین خودشان چسان دنیا را تقسیم کرده ولقمه چرب و کرم و شیرین هندستا را چسان برای شکمپروری يك شخص وا خوهند گذاشت ؟\n\n( ترجمه از اخبار المؤيد الفراء )\nمدد بدهید دولت خود تا را ، و ظاهر کنید حب وطنی خود تاثرا) ای انبیای شرق دولت شما شرف شماست و چاه شماست حریت شماست وجود و هستی شماست ! این وجود شما در ین وقت از فشاری بفشارهای و از بلایی به بلاهایی گرفتار آمده که بعد از کمی نعوذ بالله هلاك آن محقق دیده میشود . اعدای وجود شما یعنی دشمنان دولت شما همه کی بریا خاستند و هم دیگر خودشانرا قوت و توانایی میدهند و با همدیگر خودشانه میدهند و همدیگر خودر انصرت میدهند ظاهر ترین آنها امروزه روز دولت بلغار، و دولت يونان و دولت صرب، و دولتك قره طاغ میباشند که بالشکر خود و آتش خود حمله آور گردیده است. در عقب آنها داوطلبان متطوعیت که به انس و اموال وبنين خود آنها کرم میکنند و در عقب آنها دولهای بسیار کلانی در توصد و نگرانی نشسته اند که لابد به آنها مدد های پنهانی میرسانند. دولت خودتانرا اگر امروز بدست غیرت ملیه و حمیت مشرقیه خود نگرفتید بعد از کمی هیچ فایده نخواهد کرد که برو گرید و با ندامت بکنید چرا که ندامت و کریستن سودی نخواهد بخشید. دولت شما از شما مردان متنوع یعنی داو طلب نمیخواهد . زیرا بقدر لك مليون و دو صد هزار لشکر شیاع بها در دارد که رای محاربه ومدافعه حاضر ومستعدد . ولی دولت بمخارج حربيه و مصارف جنگاوران خود محتاج است . چرا که خزینه هایش استطاعت و قدرت آنرا ندارد که از يزيك مليون و دوصد هزار عسکر خود نصف آرا تجهیز و حاضر کرده بتواند ، وباقی آنها مانند شیرهای دهن و جنگ بسته میمانند که بسبب لي ذخيره کی وبی زاد و راحله كي بجنك براورده نمیشوند . ويجنك برا وردن این شیرهای دست و پایسته که برای شرف وطن عزیز وحیات ملت مجید خدمت کرده بتوانند هیچ چاره نیست مگر فیاضی و کرم بخشی دستهای کریم شما که بصورت اعانه یعنی چنده بر مجاهدین احسان بکنید . پس ای شرقيان في الدولة العثمانية واى مسلمانان في الخلافة المحمدیه که در شرق و غرب زمین هستید ! آگاه باشید که امروز روزیست که در مابین دو چیز فصل میشود ( با وجود با عدم ) پس لازم است که محافظه کنید شرف تانرا ، رحم کنید انفس تانرا، مدد بدهید دولت تانرا ، یادآوری کنید ملت تا را در یابید. باز در پایید چرا که بر شما ندای ها تنی کرده میگوید : باغونا\n\nصحیفه ٦\nدرین وقت به نزد او روپائیان يك هنر عظيم ، ويك صفت بسيار کریمی شمرده میشود. چون به وجدان و انسانیت مسئله را حواله نمائیم برینگونه زبون کشی بجز نفرت دگر چیزی حس نمیکنیم. یک انسانی را تصور کنیم که در يك دشتی تنها پسر خود مانده باشد، و يك گله گرگ درنده گرسنه بر اطراف آن يك دايره تشکیل داده از هر طرف حمله مینماید . این است حال دولت عثمانی در میان كركان بالفانها .....\nمیگویند : « مسلمانها به مجیده به پچیده کیهای سیاست یوروپ پی برده نمیتوانند . بلی . اگر مسئله مانند شمس اشکارا نمیبود پی برده میتوانستند، ولی هزار افسوس که پرده از روی کار بیفتاد . و مجیده کیا آفتابی کردید ! هر گاه مسئله تنها سیاست دولیه میبود البته که یک دولت یادو دولت طرفدار عثمان نیز میشدند. على الخصوص دولت فهیمه بریتانیای عظمی که همه این عظمت و فخامت را بسابه ممالك شرقیه و بالخاصه هندوستان حاصل کرده و تنها نه خود دولت انگلیس بلکه عموم عالم میدانند که مغلوبیت و محو شدن دولت علیه عثمانیه بازشدن آبنای بوسفور را نتیجه میدهد، باز شدن آن آبنا بلاهای سیاه بحر سیاه را بر کانال سويس و هندستان باز مینماید، آبهای غلیظ بحر سیاه چون با آبهای ایز درخشان محر سفید و بالتیکه بیامیزد هیچ شبه نیست که باز این بریتانیای با شوکت و عظمت نها در همان جزیره بریتانیای كم وسعت بگنجیدن مجبور کرده .\nحالا تکه با وجود این بدهيات ، تعصبات رحبانية سياست عالم اوروبا بر طرف کردن حكومات مسلمانها را در اول امر از همه چیز اقدم والزم دانسته علاج وجاره اینگونه کارهای خانگی ما بین خودشان را بوقت آخر یعنی بعد از نبودن آنها می اندازند. جنایت جنایت را تعقیب میکنند. مثلا یك شخصی فعل سرقت را اجرا میکند . در ان التايك شخصی او را می بیند، مجبور میکردد که قتل اجرا کند، آن قتل مقتل دیگر منجر شده میرود . تابک روزی او نیز مجازات آلهی گرفتار آمده از صحیفه هستی زدوده میشود جنايتكاران تعصبات رحبانیه ، رهبانیت بنی نفرد و تنهائی میخواهند که بجز راهها دیگری در دنیا نماند. اما چه خیال خام چه تصور جنایت انجام ! آیا غیر از ملت صلیب در دنیا دیگر مانی نیست ؟ تقوس جميع كره زمين بقدر يك و نيم مليار و كسور میباشد که تقريباً ( ٥٤٨ ) مليون ملت صليب، وباقى يك مايار وكسور آن ملتهای غیر صلیب است . آیا درین عدد غیر متناسب تفرد و تنهائی جان میسر میشود فرض محال گرفته بگوئیم که حکومتهای مات اسلام و الاسمح الله محو کردند. آیا با حکومت سه صدو سی ملیونه چین، و حکومت نجاه ملیونه ژاران چه خواهند کرد؟ بن ، جنایت"}
{"book": "adl0616", "page": 444, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ۵\n\nمحمد ولیخان با سراج الاخبار افغانیه ~*~\n—( از هیچ جهت هیچ تعلق ندارد )—\nدر شماره سابقه خود از رفع بدگمانی خودمان از محمد ولی خان به پیروی همعصر معزز خود ( زمیندار ) چیزی نوشته بودیم ، و نیز چنان قرار داده بودیم که دیگر هیچ از و بحث نرانیم ولی بنابر فحوای ( الضرورت لها احكام ) باز مجبور شدیم که لا تعلق بودن خان موصوف را با ادره سراج الاخبار افغانية علناً اعلان نمائیم : و این مجبوریت ازین بما دستداده که چون درین وقت در اخبار فواید آثار ( سبيل الرشاد ) رفیق معزز خود يك فقره مطالعه کردیم که آن فقره ما را برین اعلان علی مجبور ساخت .\n\nدر نسخه مورخه ۲۹ شوال اخبار راستی نهاد ( سبيل الرشاد ) در زیر عنوان\n( يك هويت مشكوك )\nچنین مینویسد که ما عیناً آنرا ترجمه کرده مینگاریم : « رفیق ما ( سراج الاخبار ) که اخبار تیم رسمی حکومت افغانستان است در آخرین نسخه اش که برای ما رسیده در باب ( محمد ولی خان ) صاحب که در وقت حاضر در شهر ما ( یعنی استانبول ) میباشد و خودش را [ مخابر فخری سراج الاخبار افغانية ] شناختا نده است يك خبری که موجب حیرت و افسوس است خواندیم که بقصد خدمت کردن در کشف نمودن حقیقت حال عیناً به ترجمه آن لزوم دیدیم . »\nبعد ازین تحریر مافوق رفیق معززما ( سبيل الرشاد ) عيناً همان تحریرات ما را که در شماره (۲۳) سال اول از قول نامه شکار مصری خود نوشته بودیم بزبان ترکی ترجمه نموده درج کرده است . و بعد ازان يك فقره که ( فی غزنه ) نام يك اخبار بومی استانبول در بنباب نشر نموده آنرا نیز عیناً درج کرده است که ما نیز عیناً آنرا ترجمه و نقل مینمائیم :\n\nبی غزنه در زیر عنوان متینگ در هندستان چنین مینویسد :— «مخابر مصری اخبار ( سراج الاخبار ) که در کابل منتشر میشود در حق مخابر اخبارهای هند محمد ولی خان که الیوم در استانبول میباشد بعضی نشریات غرض کارانه نوشته است . که چون این خبر را اهالی مسلمه هندستان شنیدند در زیر ریاست [ نوابزاده امیرالله خان ] که از مأذونهای مکتب عالی ( علی گهر ) میباشند يك متینگ بسیار محتشم عقد کرده نشریات مخابر مومی الیه را که سراسر خلاف حقیقت است تعیین کرده اند . و به امضا و دستخط [ علی عباس هوشدی ] از پشاور بمقام صدارت عظمای استانبول تلگراف کشیده شده است که محمد ولی خان يك مجاهد معروف اسلام است ، و يك ذات عالیقدر یست که امن و اعتماد مسلمانها را حایز میباشد .»\n\nباز با غوناه ! آیا کدام شنونده رشیدی خواهد بود که رشادت\nوکرم خود را نشان ندهد ؟\n\n~*~ طیاره بازان روسی ~*~\nرفیق محترم ما ( طنین ) مینویسد پنج نفر طیاره بازان یعنی کشتی هو اسواران روس بنا بر هم مذهبی و همدردی که با بلغارها دارند با طیاره ها یعنی کشتیهای هوائی خود شان بشهر ( صوفية ) بلغار رسیده اند . این پنج نفر کشتی هوا سواران روسی در خدمت اردوی بلغارستان داخل شده اند بلغارستان درین وقت ۹ عدد طیاره را مالکست .\n\n—*— ( اعلان حرب بالقانها ) —*—\nدر استانبول آیا چه تاثیر بخشید ؟\nاقتباس از رفیق معززما [ سبيل الرشاد ] :\nدرین هفته استانبول يك عالم دیگری گذرانید : هرکس حرب میخواهد. همه ملت بمحرب حاضر میشوند. اهالی عادتاً بيك مسابقه حمیت در آمده ابراز حمایت میکنند. کسانی خود را در سلك عساکر داوطلب مینویسانند، کسانی خود را در خدمت هلال احمر قید میکنند . کسانی نقداً به اعانه دادن میپردازند. فرقه ها با یکدیگر خودشان آشتی میکنند، حمالها ، عرابه چیها، کمپنی های وابور همه گی بحکومت عرض خدمت میکنند، و هرگونه فداکاری و در هر خصوص مددکاری خودشانرا بحکومت اعلان میکنند. زنان همیت مند اسلام نیز بجمعیت هلال احمر مراجعت کرده برای خدمت کردن به بیماران و مجروحین فرستادن خود شانرا بميدان محاربه میخواهند . چنان يك جوش و خروشی که از جشن یک عروسی هیچ فرق نیست .\n\n—§ از ژاپان يك ندای اتحاد §—\nکذا : — اخبار ( اخوت اسلامیه ) که در ( توكيو ) پایتخت ( ژاپان ) بلغت انگریزی نشر میشود يك مقاله در باب حال حاضر اسلام نوشته است که در ان مقاله خود بیان نموده است که اوروپا بحسان وسیله ها و حيله ها بممالك اسلاميه هجوم مینمایند ، و در مابین ملل اسلامیه بچه صورت نفاق و تفرقه می اندازند، و اخبارهای اوروبا در باب اسلام و عالم اسلام چگونه سخنان غرضکارانه نشر میکنند بعد از آنکه این چیز ها را بتفصیل بیان میکنند همه ملل اسلامیه را یعنی مسلمانان عثمانی ، ایران، افغان هندستان را به اتحاد دعوت میکنند . و به هجومهای خانه ویران کن اوروپا غیر از اتحاد اسلام نبودن دیگر هیچ چاره را صمیمانه بیان میکنند . در آخر آن میگوید : « امروزه روز بر همه طایفه های اسلامیه واجب است که احوال خلافت عثمانیه را که یکانه طریق نجات ما باقیمانده است اندیشه نمائیم .»"}
{"book": "adl0616", "page": 445, "text": "سال دوم شماره ۵\n\nبعد از نقل این روایت ( بی غزنه ) باز اخبار اسلامیه معتبرۀ ( سبیل الرشاد ) چنین مینویسد : اما بفکر ما [ یعنی سبیل الرشاد ] چنین میرسد که اگر محمد ولی خان خود را باین صفت افغانی و مانند يك شخصی که در ادارۀ ( سراج الاخبار ) معروف باشد نمیشناختاند ممکن بود که به این نشریاتی که در حق شان واقع شده چندان اهمیت و اعتباری نمیدادیم . دیگر اینکه چون متینگ در زیر ریاست ( نوابزاده امیر الله خان ) بوقوع آمده است آیا چسان میشود که تلگرافی که بمقام صدارت کشیده شده خودش امضا و دستخط نکرده (علی عباس هو خدی ) نام يك شخصی آنرا امضا و دستخط میکند ؟ دیگر اینکه انسانرا يك تردد یعنی شبهه حاصل میشود که آیا همچنین يك متینگی عقد شده باشد یا نی ؟ این است در خصوص هویت یعنی که بودن محمد ولی خان بعضی سوالها و ملاحظه ها شیکه جوابهای صریح میخواهد تا از روی وجدان و حقيقت يك رأی قطعی در اینباب داده شود ..... سراج الاخبار افغانيه بنا بر وعده یی که در شمارهٔ سابقه خود نموده درین باب دیگر دلایل و براهین موثوقه ملاحظات خود را بیان نمیکنیم . و در حق شان هیچ بد گمانی بخود راه نمیدهیم . ولی باینقدر اعلان مجبور هستیم که بگوئیم : ( محمد ولی خان با سراج الاخبار افغانیه از هیچ جهت هیچ تعلق ندارد ) و نه خودش را و نه اسمش را قبل از تحریرات مخابر مصری خود هیچ نشناخته و نشنیده بودیم . و نه او بما هیچ معرفت و شناسائی دارد . هیچ غرض شخصی و هیچ منفعت مادی و معنوی در ما بینتان بوده و نه هست . ما باین تحریرات نیز لزوم نمیدیدیم . ولی چه چاره که ما بشرف مآثر قمری شان چون سرافراز نمیباشیم . و نبودیم و نه هستیم از اینرو به اعلان کیفیت خود را مجبور دیدیم .\n\n( ترجمه اخبارات اردو )\n\nاز بیل مستر عارف که یکی از معزز شرفاً کلکته هست جهت معلوم کردن حالات جنگ بلقان بذریعه تار برقی از خدمت حلمی پاشا سابق وزیر اعظم و حال میر مجلس تمام انجمن های هلال احمر قسطنطنیه استفسار نموده بودند چنانچه بجواب جهت ذیل تار پشاه موصوف فرستاده اند — خبر قید شدن پنجاه هزار ترک بی بنیاد است تا حال هر قدر عثمانی سپاه بطور كمك در میدان جنگ رفته همه نصف لك نیست حصه بزرگ سپاه ما در ایشیا فی كوچك و ملك شام هست بسبب جنگ اطالی و ترکی سپاه را از راه دریا فرستادن دشوار بود — درین اثنا ریاست های بلقان انتظام خودها را مکمل کرده باشش لك سپاه در سرحد ما حمله آور دند ما همرای ابتدای سپاه مقامی خود کم سوم حصه فوج غنیم شمرده می شود حفاظت تجارت و بندر گاها را میکنیم مسلسل کمک فرستاده جمعیت خود را تقویت میدهیم اگر چه در چند جا فتح بحصه ما رسید لاکن در چند جاهای دیگر دقت و دشواری هم پیش آمد ما از خداوند عالم امید داریم که آخر فتح نصیب ما خواهد شد در جنگ كرك قليسه چهل هزار ترکی\n\nفوج همراه لشکر غنیم بر سر پیکار بودند ازین يك هزار هم نقصان نشده ما ما را کامل امید هست که هندوستانی مسلمانها و هم مذهبان خود ما کامل همدردی با مایان دارند . درین وقت ضرورت مالی امداد داریم تا که مرحمت پنی زخمی ها بوجه احسن کرده شود دوستان عثمانیه و مسلمانان برطانیه را لازم است که ضروری سامان چهار هسپتال ها را سر انجام نمایند و انجمن هلال احمر توقع دارد که مصارف يك حصه شفاخانه را مسلمانان هند بذمه خود بگیرند .\n\nبرطانوی مجلس هلال احمر بخدمت جمله مسلمانان برطانیه و نیز خدمت برتش قوم اپیل میکنند که ریاست های بلقان بر دولت عثمانيه یورش آورده بجنگ مجبور ساختند این خوفناک تکلیف و مصیبت را مدنظر داشته تمام مصافی و غیر مصافی آبادی یکسان شريك جنگ خواهد شد ما بنت التجا میکنیم که تیمار داری بیمارها و زخمیها و مصیبت زده ها مالی امداد فرمایند برادران جنگی متحده بلقان مسلسل هر قسم کوشش برای شان دارند برطانوی انجمن هلال احمر یقین واثق میکنند که قوت سلطنت برطانیه جذبات مسلمان رعایای خود را مدنظر داشته در سر مایه مجلس هلال احمر بعجلت عجله خواهد رفت .\n\nلندن ۳۰ اکتوبر — فوجی مخبرین رای میدهند که در معرکه گردنواح ادریا نوپل قسیم فتح جانب تركها وزیده بالای صوفیه کامل برده سکوت افتاده علاوه محصور شده فوج ادریا نوپل يك لك هشت هزار جوانان جوان زیرکان ناظم پاشاه در میدان جنگ هست از دم و پیش خبرهای که رسیده معلوم میشود که رتبه جنگ جانب علاقه چرکیس کوی سرای و استر نجه منتقل شده (چرکس کوی سرای از اول برغامس ۱۵ میل جانب جنوب و استرنجه از چرکیس کوی برای جانب بحر اسود ٤٠ میل دور واقع هست )\n\nخير ما بعد ناظم باشا دیشب از میدان جنگ تار میدهند كه يك اهم جنگ از دوشنبه شروع شده تا حال جاریست ترك مظفر ومنصور ديده میشوند يك بلغاريه بتالين را ترکها از لشکر بزرگ بلغاریه جدا کرده در میان میدان كرك قلیسه و برا سمت نقصان رساندند .\n\nناظم پاشاه در يك مراسله خود مینویسد امروز بوقت صبح که مراد از دیروز خواهد بود یک عظیم الشان جنگ شروع شده یکنیم لك افواج فریقین در میدان معرکه ایستاده اند سال تركها قرین نصرت و قابل اطمینان هست .\n\nخبر بعد ما بعد — فوج ادریا نوپل از قلعه بیرون آمده از جانب یورشن سمت مغرب يك بلغاریه برگدرا سخت نقصان رسانیده بجانب حراج کوی و کمان کوی گریزانید نقصان برگد بقدر هشت صد فوس شد .\n\nلندن ۳۰ اکتوبر — سرکاری ترکی تار مظهر هست که در شمال و مغرب - فتحی بمقام قزن جنك هست یونانیان پس پاشیده میروند ."}
{"book": "adl0616", "page": 446, "text": "صحیفه ۹\n\nسال دوم\nشماره ۵\n\nقسطنطنیه ترکی وزیر اعظم استعفا داخل کرد بجایش کامل راشا نگران علی احمد خان ایشیک آقاسی حضور اعلحضرت همایونی)\nوزیر اعظم مقرر شده اند و در سلطانی فرمان وزیر اعظم را هدایت نون میباشد. حالا که این نگرانی جناب سعادتماب علی احمد\nکرده شده که مستعدی و استقلال جنگ جاری دارد تاشان دار فتح خان ایشیک آقاسی طرز ( سانسور ) یعنی جاسوس تحریرات محتوية\nحاصل کرده شود .\n(مترجم عبدالرحمن بيك) اخبار ما نیست. وعجز بعضی تبلیغات رسمی که گاه گاهی برای\nنشر شدن به اخبار ما میدهند و به امضای خودشان درج میشود\nدیگر هیچ معاونت تحریریه با ماندارند، و تنها از نقطه نظر تجارت\nو سرمایه مالی با ما شریك میباشند و اسم شانرا از انجهت مینویسم\nمثاله که ما در شماره ٢٤ سال اول خود بعنوان ( راه آهن ریل\nاز چه اخبار - مورخه ۲۲ اکتوبر سنه ۱۹۱۲\nریل افغانستان\nدر اشاعت گذشته همعصر سراج الاخبار بر فوائد و نقصان ديل افغانستان ) نوشته ایم اگر به امضا و دستخط جناب نگران ما میبود\nبحت رانده ظاهر نموده شده است که اجرای ریل در مملکت البته که بصورت رسمی شناخته میشد . حالا نکه ما در آخر هر اخبار\nافغانستان بهر نوع مفید است لاكن الحاق ریل افغانستان به سلسله خود مینویسیم که مقاله های بی دستخط از قار خود مدیر و سر محرر است\nریل روسی و یا انگریزی برای خود مختاری ملك نهایت خطرناك حتى اگر محرر اخبار بايونير همان مقاله ما را بخوبي ودقت مطالعه\nاست اخبار پایونیر رای\nونی میکنند که چونکه\nسراج الاخبار اخبار\nسرکاری است و هیچ\nكدام مضمون بغير\nمنظوری اعلیحضرت\nامیر صاحب در ان\nشایع\nنمی شود بنابرین کیه\nمضمون فوق آنست.\nکه در افغانستان\nمینمودند هیچ شبهه\nنیست که این فقره\nاز نظرشان میگذشت\nفكر يك چيزيت\nکه در زیر انحصار\nنمیدراید . هر کس از\nفکر خودش مسئولیت\nویدیگر افکار جهت\nتعلقی ندارد . سخن بك\nاخبار والا هیچگاه\nدست آویز سمن دولتی\nشمرده نمیشود .]\nسلسله ریاوی که براه\nراست گذشته به\nسلسله ريل ممالك غير\nملحق کردد مرکز\nاجرا نخواهد یافت\nپس اگر در اخبار\nماهر رأي وفكر\nشخصی و عندي مارا\n\n(اعلحضرت بوقير وزير فتح خان مرحوم فاتحه میخوانند)\nالبته اندرون ملك افغانستان بعد از چند مدت ریل جاری کرده سمن رسمی دولتی تلقی نموده جواب بگویند موجب سوء تفهیمات گردیده\nخواهد شد\nبعضی غلط فهمیها را میدان میدهد اگر قرار قول پایونیر هیچکدام\nدر حقیقت ریل نهایت مفیدتی است اما بعض اوقات مصالحات مضمون بغیر منظوری اعلحضرت امیر صاحب ، در اخبار ما درج\nسیاسی بخلاف آن متقاضی میکردند فقط\nو شایع نمیشد ذات اعلحضرت بادشاه مقدس ما میبایست که همه کار\nهای مهمه سلطنت را ترك داده نها به تصحیحات و منظورات\n— ( سراج الاخبار افغانيه ) —\nمضامین اخبار مشغول میشدند؛ حالانکه ذات اعلحضرت شهریاری\nما بار بار گفته ایم که ( سراج الاخبار افغانیه ) اخبار سرکاری بوظایف مقدسه مهمه سلطنت مشغولند که منظوری و نا منظوری\nنی بلکه اخبار تجارتی وطنی میباشد که این عبد ما جز یعنی (محمود طرزی) مضامين اخبار بك اخبار والا اوقات مسعوده شریف شائرا به مشغول\nنیز صاحب امتياز و محرر و ناشر آنست. حالا نکه اخبار بايونير نمودن وقت نمییابد ! این عبد عاجز يجزيك اخبار والاى افغانی\nرأی زنی کرده اخبار ما را و مقاله که در باب ریل نوشته ایم همه ذکر هیچ چیزی نیستیم و نوشته های ما ترجمان افکار و حسیات خود\nرا سرکاری برقم داده و مانند يك سخن رسمی دولتی تلقی کرده ماست در باب دولت و ملت و وطن ما مسائل مهمه رسمية سياسية\nاست. و این شبهه اکثر ازین پیش می آید که بره اخبار ما عباره دولت را بدون اجازه دولت و امنای نگران خود درج کرده"}
{"book": "adl0616", "page": 447, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\nشماره ۵\n\nنمیتوانیم. در باب فواید و مضرات ، و ضرورات ریل همین قدر چیزی که بفکر ناقصانه ما رسیده بود نوشته بودیم، و بسبب رفع غلط فهمی بهمینقدر تردید مجبور کردیدیم . ما باز بانك بلند میگوئیم که تا بوقتی که دولت مستظله علیه افغانستان بر دوام باشد، و اقوام دلاور دیندار افغان از روی زمین محو و نابود نشده باشد گذشتن ریل دولت غیر دین از افغانستان محال و غیر جایز است. ولی برای خود افغانستان از طرف خود دولت افغانستان ریل لازم و ضرور است .\n\nالحمد لله والله که در مسلمانان هم آثار بیداری حالا بخوبی پیدا شدند که چنین زنان نیز بظهور میرسند فقط بعدازین چیزی که زیاده تر مسرت افزاست این است که برادران ترك يك فتح عظیمی بر بلغار به همان جمعه گذشته حاصل کردند که در تاریخ دنیا یادگار خواهد ماند - بنی وادان و ترك اهل بالخاریه را که با جمعیت لشکر حمله نموده بودند بمقام ( ایدر یا نویل ) شکست فاحش دادند چنانچه شاهزاده بلغاریه هم در میدان جنگ بقتل رسید — و بسیار ذخار و توپ و تفنگ و سامان حال بدست بهادران ترك افتاد الحمد لله على كل مال فقط این خبر بذریعه تار برقی برای مسلمانان پشاور رسیده هنوز در اخبارات شایع نشده و خبر از قسطنطنیه میباشد و بلکل صحیح و درست است .\nامضا\nس — ا\n\n( عيناً مكتوب )\nاز يشاور\n(جنگ بلقان و مسلمانان يشاور —)\nاليوم يكشنبه سلخ ماه ذی قعده الحرام بیرون در وازهٔ کابل و کشوریه يك جلسه شانداری از طرف مسلمانان بشاور برای جنگ بلقان منعقد گردید منظر عجیب آن قابل سماع هر فرد مسلم میباشد لهذا کیفیت آرا برای شما می نگارم مقصد ازین جلسه صرف حیث\n\n( مقاله مخصوصه )\n( بشریت تا یکجاها رق میکند؟ )\nبشریت که گفته شد مراد از نقطهٔ وحیده ایست که آرا (دماغ) میگوئیم . وگرنه در خون و حرکت و خوراك، و خواب و رفتار، از دیگر حیوانات چه فرق است ؟.\n\nگنبد مقبره حضرت سلطان محمود غزنوی که حسب الامر اعلحضرت سراج الملة والدين روحی و جسمي فداه ساخته شده است.\n\nدنی و جوش اسلامی و همدردی همراه برادران اسلامی و شهدای جنگ و پس مانده گان شان بود مردم پشاور بسیار چراغ دلی چنده دادند و قریب یازده هزار روپیه کلدار نقد در عرصه يك ساعت وصول شد سخنی که در نجا قابل ذکر است جوانمردی بازی است که در جلسه مذکور پسر خود را پیش نموده که این را غلام نموده هر قدر روپیه که وصول شود برای جنگ بلقان و برای مدد مجروحان جنگ فرستاده شود چه عرض کنم : درین وقت حالتی که بر مسلمانان طاری بود یارای بیان آن در قلم نمی بینم فی الجمله آن طفل بباغ یکهزار رویه کلدار فروش رسید بعد از وصول رویه طفل مذبور واپس مادرش سپرده و چون زن مذبوره بسیار غریب است به این سبب برای آن نیز چنده نموده شد و مبلغ سی رویه به او داده شد. لاجرم مجسمهٔ همت آن روپیه را نیز برای مدد مجروحین از طرف خود هدیه نموده\n\nحضرت خلاق عظیم الشان جلت عظمته ماشین دماغ انسانرا به چنان يك تركيب بديع ، و تشکیل غریبی تخلیق فرموده و چنان يك قوتهای خارق العاده را در ان وضع نموده که همه کائنات بدین عظمت را دران گنجانیده، و همه اشیا را با آن به او مسخر ساخته !\nنسبت وجود بشر را اگر با کوه بلند ( همالايا ) بکنیم آیا بشر چقدر كوچك وحقیر بچشم خواهد آمد؟ و چون آن کوه را نسبت به حجم کره زمین که کوههای بلند نسبت به آن همچون آبله ها و بر آمده گیهای روی نارنج نموده میشود، قیاس کنیم، و باز کره زمین را با کرهٔ شمس منیر — که دوازده لك و ده هزار بار حجمش از زمین افزونتر است — قیاس کنیم، و باز شمس را به سیاره های بی منتهایی که به کرورها"}
{"book": "adl0616", "page": 448, "text": "صحیفه ۱۱ سال دوم شماره ۵\n\nافتابها در ان دور و سیر دارد قیاس نمائیم آیا در انوقت انسان را چه خواهیم یافت ؟ البته هیچ ! اما چه هیچ ؛ هیچی که همه آن هستها را در محفظة دماغش گنجانیده ! بهمه موجودانش رهبری کرده بر وسعت بلا انتهای سهای محد و پایانش آنقدر دوانید که غیر محدود بودن هر روی شان ثابت کردیده ! ( ایجاد ) نام یک تونی را مالك شده که بواسطه آن ساعته نام بلای آسمانی را بدام آورده و در آبش غرق و نابود کردانیده » کوه های پر سنگلاخ سر فلك کشیده را از هم شکافته و راه خود را در جگرش باز نموده ! برای دوران خون حیات آبادی زمین رگهای آهنین خطهای ریلهای سرعت مکین را تمدید کرده : الكتريك نام يك اسرار پدیده غیر مرئی را در زیر حکم وضبط خود در آورده همه کره زمین را بواسطه آن يك مجلس أنس مكاله و مخابره ساخته ! سنية ثروت دقیهٔ زمین را غربال آرا شکافته و همه ثروتهای تخلیه اش را در تصرف خود در آورده ! بحر بدان عظمت ، هوای با آن وسعت را نیز در زیر چرخهای درید ناوت ها ، و اورو پلان های خوبش رام و مطیع ساخته ! حالا معلوم میشود که در يك نقطه ( هیچ ) چه اسرارها و چه بدیعه ها مندرجست . ذات اقدس حضرت أحسن الخالقين جل وعلا کائنات پی منها را در نقطه دماغ بشر بحنان اتقان پنهان و گنجان نموده که خود ذات اقدسش نیز مدح آن کمال عاویت الوهيت را بكلمة ( أحسن الخالقين ) تبريك فرموده است. دماغ بشر، که عبارت از یکچند بار چه استخوان ، ويك\n\n( زين العمارات )\nمقام عالى نائب السلطنه صاحب الفخم\n\nجسم ترم مسکه ماننديست آیا اینهمه کائنات را چسان در برگرفت توانسته است و یکباره آنته يك باره سهای با عظمت را با اجرام آن چسان در خود منعکس میتواند ، دماغ نیز کائنات را همچنان در بر میتواند بگیرد ! فكر ايجاد، واختراع جنان يك واسطۀ خارنه نمائیست که ماشین دماغ به تطبيق وفشار ابرة حواس عشره هزاران هزار خارقه ها، و بدیعه ها از ان بروی کار آورد. در تسخیر عالم طبیعت آنرا استعمال مینماید. فکر ایجاد از فعالیت دايمه ذهن و دماغ بوجود می آید. هر انقدر که دماغ دایما در کار اند همانقدر بیشتر مانده میشود، و چون از یک کار مانده شود طبعاً در پی کار نو دیگری می افتند که این تجددات الحال ذهنيه ( فكر ايجاد ) را بوجود می آورد . بعضى فكر ایجاد را از احتیاجات روز افزون مدنیت میدانند. هر انقدر که مدنیت ترقی کند احتیاجات بشریت نیز هما نقدر افزونی میگیرد. مثلا از وقت خانت آغاز کنیم : انسانها عربان و بی خانه و سامان پیدا شدند. احتیاج پوشانه شان بران و اداشت که ایجاد دام و کنند. و تلك را از لینهای نباتات بکنند، و بواسطه آن حیوانات پوست دار پشم دار را بدام آورده و پوستین شانرا از دوششان ربوده بر خود بپوشند . و چون یک قدری مدنیت یعنی جمعیت شان ترقی کرد این گونه پوشاک را برای خود کافی ندیده ریشتن و یافتن پشم شان ایجاد گردید ۲۰ آنکه رفته رفته به این درجه مانهای درخشان امروزه روز واصل گردید. كذالك در اول امر بی مسکن بودند. حیوانات را دیدند که زمينها وبعله ها را میکاوند، و دران سکونت میگیرند . و مرغان"}
{"book": "adl0616", "page": 449, "text": "صحیفه ۱۲\nسال دوم\nشماره ۵\n\nدر شاخهای درختان از خس و خاشاک آشیان میسازند . ایجاد سمج ، و چیری بوجود آمد . و چون مدنیت رو به ترقی نهاد اینگونه نشیمن گاه را کافی ندیده از خشت و گل ، و رفته رفته از اهن و بلور خانه ها عمارتها کاشانه ها ساختند . تا آنکه رفته رفته برجهای سه صد متره آهنین ایفل پاریس ، و عمارتهای بیست و پنج طبقه ئی امریکا بوجود آمد . والحاصل فکر ایجاد محصول دماغ است . محرك دماغ شمشعه پاشیهای مدنیت است . فکر ایجاد ، با ترقی صناعات مدنیه یکبا ترقی میکند . در حالیکه تنها يك پوست حیوانی برای پوشاک بشر کفایت میکرد ، در پنوقت غیر از چند رقم دریشهای مکمل بدرجها کف و کار ، حتی یکچند رقم دسمالهای کردن ، و بر سر آن چند رقم (ین) یعنی سنبانهای آن دسمال کردن نیز برای يك انسان مدنی این زمان کفایت نمیکند ! انسانها چون اول يك کشتی چوبی از تنه های کلفت میان کاوانه درختان بدست آوردند و بواسطه آن بر روی آب يك نهری يا يك تالابی يك جولانی اجرا نمودند آنها چه مسرتها و خود نمائیها برای شان حاصل شده باشد ، حالانکه رفته رفته مانند ( تيتانيك ) و اپورهای شهر آسانیز به احتياجات مدنية عصر حاضر کفایت نمیکند . كذلك هنگامی که اول بار انسانها يك مركوبی بدست آورده بواسطه آن يك سیر و دوری کرده باشند آیا چه قدر يك غروری و چسان يك سروری بهمرسانیده باشند ؟ حالانکه رفته رفته بدرجا رسیده اند که قطارهای ریلهای اکسپرس یعنی ریلهای دان بخاری را کافی ندیده بقوت برق رفتار ریل را مطلوب دارنده وفس علی هذا البواقی . آیا بشریت بر همین قدر ترقیات مدنیه قناعت کرده در پی دیگر ایجاد های عجیبه و غریبه نخواهند افتاد : حاشا ! ذهن بشر به آنقدر وسعتی دارد که ایجادات و اختراعات خارق العادة غرايبات آنرا حدی و نهایی نباشد . قوة الكتريك هنوز تودهٔ رخسارهٔ درخشان خود را از پس پرده اسرار خانه طبیعت نشان داده است که هنوز از امید های عظیمه که از ان ملحوظ است ذره بروی کار نیامده بالون و اوروپلان یعنی کشتیهای هوایی هنوز جوجه هائیست که نو برانچه شده افتان خیزان کم کم پرواز میکنند ، ( رادیوم ) نام جوهر حیات تنها نام خود را در عالم طبابت نشان داده ولی هنوز فعلیات میدان خوارق ندرآمده ! آیا گمان میبرید که غیر ازین دیگر فکر ایجادی باقی نمانده باشد؛ نی نی ! هنوز چه چیزها خواهیم شنید ! بشنوید كه يك چيزي از انجیزها عرض کنیم : يك زنی از توانگران فرانس وفات یافت . مبلغ (۲۰۰۰۰۰) هزار فرانك به دار الفنون وصیت نمود . اما میدانید که این مبلغ برای چه چیز وصیت شده بود؟ هیچ حیرت مکنید . چونکه این مبلغ برای يك مقصد بسیار عالی به دارالفنون بخشیده شده است که آنهم برای آشخصی داده میشود که اصول مخابره و پیام رسانی را با یکی از سیارات - غیر از قمر و مریخ - کشف نماید! شنیدید این است که استعداد کشفیات و ایجادات بشر سیارهٔ کرهٔ زمین را با دیگر سیاره های همسایه اش بدرجهٔ مخابره و پیام رسانی وا میکشد !! اما آیا این ممکن خواهد بود ؟ این است که ممکن بودن و نبودن آنرا مرور زمان و ترقیات فنیه معین میگرداند ..... پس بینیم که مدنیت تا یکجاها ترقی کرده میتواند .....\n\nمقالات علمیه\n\n( فن جغرافیا )\n\nتعریف معنی لغوی و اقسام آن\n\n( جغرافیا ) علمیست که از ( کره ارض ) بحث و بیان مینماید . جغرافیا از لغات لسان یونانی است که در لسان یونانی ( جی ) یعنی ( کرهٔ ارض ) و گا ( و وخرافو ) نیز بمعنی ( تعریف ) مستعمل میشود پس اصل این کلمه [ جی دو غرافو ] است که بنا بر تخفیف ( جغرافیا ) میگویندش اصل ترجمه آن عبارت از ( تعریف کرهٔ ارض ) است . اما علم جغرافیا تنها بيك لفظ تعریف کرهٔ ارض منحصر نی بلکه هم وقایع طبیعیه که به کرهٔ ارض متعلق است و هم قواعد انوقایع را توضیح و بیان میکنند . فن جغرافیا اساساً بر سه قسم منقسم است که اول آنرا - ( جغرافیای ریاضی ) ، وثانی آنرا [ جغرافیای طبیعی ] و ثالث آنرا ( جغرافیای سیاسی یا ملکی ) مینامند . جغرافیای ریاضی علاقه کرهٔ ارض را با منظومه شمسیه اساس اتخاذ نموده از شکل و جسامت ارض و از توالی لیل و نهار و از تتابع فصول اربعه و از اصول ترسیم کرهٔ مجسمه و خریطه ها بحث میکنند . ( جغرافیای طبیعی ) علاقه کرهٔ ارض را با قواعد طبیعیه اساس اتخاذ نموده از خشکه ، و از آب ، و از هوا که ترکیب کرهٔ ارض از انها بعمل آمده است . و از نباتات ، و از حیوانات که بر روی زمین و اعراب زندگانی دارند بحث و بیان مینماید . ( جغرافیای ملکی ) بنام دیگر جغرافیای سیاسی علاقهٔ کرهٔ ارض را با انسان اساس اتخاذ نموده از تقسیم مملکت و سیاستی و از اصول تعیش و مدنیت و مشغولیت اهالی ، و از احوال حکوماتی که زمام امورات اداره و حکمرانی ایشان متعلق بدانست باحث و ناطق است . فن جغرافیا بنا بر اهمیت اقسام معتنابهایش از علوم بسیار گرانبها و بغایت معتنابها يك فنیست که از مطالعه آن انسانرا بصیرت تام ، و معلومات مالاکلام حاصل میآید . اساس این فن عالی را اگر چه قبل از مدت مدیدی حکمای قدیمه یونانیون گذاشته اند اما در اعصار جدیده و زمان حاضره ترقی ."}
{"book": "adl0616", "page": 450, "text": "شماره ۵ سال دوم حیفه ۱۳\n\nهماندم در ان دوايك فعل كيموى بعمل آمده يك زهر شدید قاتل تشکل میکنند که بیست غرام آن نی بلکه نیم گرام آن برای تالف کردن يك انسان کافی می آید طبیب اگر هر قدر حاذق باشد باز هم بر حسب بشريت يك روزی میشود که از مشغولیت بسیار با گرفتاری افکار مقدار يك دوایی را از حد لازمی آن بیشتر و يا بايك مضاد آن برابر در نسخه خود بنویسد . این است که این چیزها را اسپنجیار یعنی دواساز عروقی خوانده مكتب ديده با شهادت نامه میفهمد و معاینه میکنند . اگر اسپنجیار در ان اسپنجیاری ، و در فن کیمیایی وقوف بوده مانند يك عمار عادتی نسخه را چنانچه حکیم نوشته باشد بسازد حیات مریض را تعمیر نی بلکه تخریب میکند . یعنی سبب وفات او میشود . فی اسپنجیاری یکی جهت نظری ، و یکی جهت عملی دارد . جهت نظری آن این است که خواص حكميه وكيميويه وطبيعية همه نباتات ومعدنيات ، و حیواناتی را که در فن طبابت مستعمل است همه را بخواند و بداند . و از جوهرهای همه دواها راه فایده برداشتن را بفهمد . جهت عملیه آن این است که هر نوع مستحضرات طبية همه دواها را موافق بر ( کودکس ) نام دستور الادوية طی ساخته بتواند و در ( لاپورتوار ) هایی کارخانه های دواسازی سالها عملیات را به بیند ، و بدست خود اجرا کرده دواسازی را بیاموزد . این است که دولتها برای آنکه همه مستحضرات اسپنجیاری را مانند تکتورها ، وخلاصه ها ، وأكبيرها و جمله دواهای حاضر شده طبی خود شانرا تازه تازه در مملکتهای خودشان بسازند و به آوردن ز خارج محتاج نشوند به وجود دواسازهای متفنن و شهادت نامه دار بشدت لزوم دیده اند . در سایه ترقیات آیه اعلاء حضرت ( سراج الملة والدين ) دولت عليه افغانستان نیز امروزه روز بيك اجزاخانه یعنی دواخانه مالك است که هر نوع مستحضرات خود را در مملکت خود ساخته توانسته است که آنهم دواخانه ( شفاخانه ملکی ) میباشد .\n\nسرد و آساز شفاخانه ملکی شاهانه ]\n( م . شمس الدين )\n\nبسم الله الرحمن الرحيم ﷺ\nنسأل الله تعالى ان يجمع شمل المسلمين ويعلو كلمة الاسلام على العلمين وابقائه لتنوير السراج الملة والدين آمين جناب محترم والا قدر سعادت و نجابت بنيان عالىجاه محمودخان آقا را كثر الله تعالى امثاله . بعدها واضح خاطر شریف آنکه کراما پادشاه معارف پناه سند السلاطين ظل الله تعالى في الأرضين الا حضرت سراج الملة والدين لازال ظلال دولت ممدودة و آثار شوكته محمودة در امور مذهبیه جمیع آهالی افغانستان را هر قسم اعانت و همراهی\n\nووست، و اعتنا و اهمیت آن بدر چه پیش رفته که تطبیق آن با جغرافیای قدیمه هیچ مناسبت ندارد، درینزمان فن جغرافیا از علوم بسیار متداوله و عمومیست که اگر کسی از نظریات آن باخبر و آگاه نباشد خود را مانند نایمی در میان نشسته کان می پندارد . در مکاتب عالیه و ابتدائیه اول فنی که متعلمین را می آموزند همانا فن جغرافیاست . چونکه فن جغرافیا از احوال عالم و اعداد حكومات وحساب نفوس وطرق مواردات ، واصول تجارت ، و انواع معیشت ، و اكتساب حرفت و صنعت انسانرا بخوبی با خبر و آگاه میسازد که از پزوا موختن و تعلم این فن جليل مراولاد وطن را لازم او از مآلست . ( سراج الاخبار افغانیه ) چونکه بر خود لازم دانسته که از هر گونه علوم و فنون عالیه قارئین کرام را مستفید نماید از انستکه از اساس فن جغرافيا و تقسیمات آن نیز شمه عرض نموده و بتوفیق خداوندی امیدوار است که از هر قسم آن نیز جدا جدا مباحث مختصره مفيده بر قارئین کرام عرضه نماید .\n\n( عيناً ترجمه مكتوب )\n\n( فن اسپنجیاری یعنی دواسازی )\n\nانسانها برای دوام دادن حیات چنانچه به غذا محتاج است همچنان به دو اها نیز بهمان نسبت محتاج میباشد . این است که این مسئله از طرف همه دولتها بنظر اعتبار گرفته شده برای پسر رسانیدن طبیبها ( و اسپنجیار ) یعنی دواسازهای باهنر و فن لزوم دیده اند . و بنابرین اساس بخیلی کلفت و مخارج بر باز نمودن مکتبهای این فن قرار داده اند . درجه حذاقت و مهارت طبیب بهر نسبتی که باشد باشد ولی بهمه حال لازم و ضرور میداند که ( ریخته ) یعنی نسخه دوای را که ترتیب میکند آنرا بدست اقتدار يك دواساز با علم وفنی که صاحب شهادت نامه مکتب باشد تودیع و تسلیم نماید . زیرا در دار الفنون شعبه ( فن طب) جدا، وشعبة ( فن اسپنجاری ) جداست . يك اسپنپیار متنن يعنى يك دواساز شهادت نامه دار با هر فن مجهود است برین که هر رشته یعنی قسمه دوای را که میخواهد بسازد اولا از روی فن تدقیق کند که آیا این نسخه در دایره فن نوشته شده است یا نشده است . یعنی مقدارهای طبیه آن به فن برابر است یا نی . ثانیاً به بسیار دقت بینی باید که تدقیق کند که آیا این نسخه ( عدم قابلیت ائتلاف ) تشکل میکنند یا نمیکنند ؟ ( عدم قابلیت ائتلاف ) چیست ؟ برای فهمانیدن این مسئله از قوانین ( پرتونه ) بحث نمیکنیم ، بلکه بصورت آشکار افتاده مرام باید بکنیم : مثلا يك دوایی که فتاً در روزده پایست گرام خورده شود هر گاه سهواً از طرف طبیب در مقدار آمیختن و آغشتن آن دوای مضاد آن غلط نوشته شود و دواساز هم عالم و صاحب فن نبوده آثر ايهما الصورتي که طبیب بسبب اشتغالات ذهنیه خود سهواً نوشته باشد بسازد ."}
{"book": "adl0616", "page": 451, "text": "صحیفه ١٤ سال دوم شماره ۵\n\nدارد بنوعی پای بند احکام شرعیه اند که هیچ نقطه از وظایف دینی را معوق نمیدارند ترقی خواه رعیت پرور عادل بادل معارف شناس علم دوست اند در ترویج دین مبین و تربیت ملت و رفع احتیاجات دولت ما آنی را فرو گذار ندارد میتوانم گفت در اسلامیان خصوصاً در افغانستان باین دیانت و بذل و رعیت پروری کمتر کسی قیام کرده باشند ترقیاتی که درین چند ساله سلطنت شهریار جوان بخت ما در امور دولت وتجارت و انتظام کشور وتربیت لشکر و مدارس علوم وغیره شده است ظاهر میدارد که در زمان قلیل این ملت نجیب و دولت قویم افغانستان را بمدارج بزرگ نایل خواهد شد و باعث ترقی گونه گونه اسلامیان عالم خواهد گردید اگر بخواهم جزء جزء ترقیات دولت خود را شرح دهم باعث تطویل است تنگی وقت مانع می آید خلاصه آنکه چون وطن خواهی و اخلاص و محبت شما را بهمرای پادشاه دل آگاه درین یکسال در سراج الاخبار ملاحظه کردم وجود شما و خیر خواهی شما را غنیمت دانسته همواره در حق شما دعا کردم زیرا که امروز بر ما و شما لازم است که ابناء وطن خود را ترغیب بمحبت پادشاه سعادت اکتناء ومحافظه وطن و بعلم آموختن امور دینیه کنیم که علم است که بر بریان و حتی افریقا را از شبه جهالت بروضه هدایت آوردند مبانی علم است که در کوچکترین دهکدهای یوروپ ترقیات و حشمت نصیب اجانب ساخت در شش صد قبل ازین دولت اسلام نخستین دولت متمدن روی زمین بود مسلمانان اولین ملت عالم و معلمین اورپا از اهل اسلام بودند چنانچه اسپانیه که نسبت بسایر نقاط یوروپ به نشر علم و اساس تقدم داشت بواسطهٔ حکماء و دانشمندان اسلام علم و حکمت سرایت کرده بود. تا الان نام علما و حکماء اسلام را اورپانیان باحترام تمام می بردارد اگر کسی کتاب اکتفاء القنوع را ملاحظه فرمایند خواهد دانست که چه قدر کتاب ها را اهل فرنگ از اهل اسلام ترجمه کرده است و بزبانهای مختلفهٔ یوروپ در مملکت هایشان متداول است پس چه شد که آنها بعلت علمی که از ما گرفتند از ما پیش افتادند اليوم وخداوندان حل وعقد ومديران رتق و فتق امور واجب و محتم است که درین هنگام درخت سعادت ابدی غرس باغ مراد وطن بنشانند و اساس و ترقی و پیش رفت امور این مملکت را برپایه استوار علم نهند بنویسید تا طبایع هموطنان ما راغب و مملو از محبت پادشاه عدالت قرین اعلحضرت سراج الملة والدین دام ملکه و حب وطن و ملت گردد و یکی دیگر اتحاد و مواخات کرده و دعا گوی اخلاصانه ذات مقدس شهر یاری را رطب اللسان فریضهٔ وقت خود بدانند و وجود مبارکش را در مملکت افغانستان از منتجات بشمارند جناب مدیر محترما از نیت خالصانه و نصایح بی غرضانه و وطن خواهی و غیرت اسلامی شما که در سراج الاخبار درج و نشر میکنید نهایت ممنون و مشکورم انشاءاله تعالی که نوشته های شما در هیچ خصوص بی اثر نخواهد ماند (ادع الى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة) الايه از خداوند تعالی مسئلت مینمایم که همواره روش خیرخواهی شما و رافت و شفقت و زحمت های پادشاه ما و تعدی های اجانب درباره برادران اسلامی ما بملت غریب افغانستان ترقیم دارید که باوضاع حال واقف گردد تا دولت را پدر و آهالی را برادر و مملکت را خانهٔ خود ها بشمارند زیاده بجز دعاء ان شاء اسلام پناه چه عرض شود والسلام على من اتبع الهدى وخشى العواقب الردى فقط (المحقق لهذه السطور حقیر میر محسن قندهاری)\n\nفاجعه های پاریس\n[ما بعد از شماره ٤ سال دوم]\n\nفاوتيله - ساعت چند است ؟\nدايه - هشت بچه صبح است .\n-- یعنی تا بساعت ده پس خواهد آمد. اما باز هم از شما رجا میکنم که هر چه زود تر این کار اجرا شود خوب خواهد شد. زیرا خیلی کم زمان مانده است که به ترک دغدغهٔ حیات بگویم. لهذا آرزو میکنم که تا آمدن جواب زنده باشم .\n-- شما مستریح باشید. تا بدرجه نیکه ممکن باشد بزودی اجرای وظیفه خواهم کرد. دیگر اینکه شما چرا اینقدر اندیشه میکنید. صحت شما ما شاء الله بسیار خوبست، پیدا مزاح نمیکنم، حقیقت را میگویم.\n\nدر لبهای کشی یافته رنگ پریده قلوتيلد يك تبسم عزونانه پیدا کرده و هیچ جواب داده نتوانست .\nدايه - من حالا اول مكتوب را میفرستم . بعد از ان چوچه کت را بکندری شیرش مینوشانم. اما آیا شما یکبار دیگر اور ادر آغوش کردن نمیخواهید ؟\nقلوتيلد - بلی بلی ... چرا نمیخواهم .\nمادام آلفو دخترک را به بغل گرفته بسوی والده اش خم کرد، و روی یکش را بدهن والده اش نزديك ساخت . والده ساده چوچه کک خود را از یکطرف میبوسید و از دیگر طرف میگفت :\n-- آه جوجه کک بیچارهٔ من ، با سینه های خود ترا پرورده نمیتوانم ، با چشمهای خود بزرگ شدن ترا نمی بینم . تو درینجا بدنیا آمدنی نبودی ، من درینجا مردنی نبودم ، اما چه چاره که تقدیر همچنین بود ....\nدايه زاچه را بخواب کردن سفارش کرده از اوتاق برآمد."}
{"book": "adl0616", "page": 452, "text": "صحیفه ١٥\nسال دوم\nنمبر ٥٠\n\nادبیات\nغزل\nايا علم محدود است با غير محدود ؟\nما پیش چه بودیم و در ینوقت چه گشتیم\nبودیم بر فتار و براحت به نشستیم\nآسوده گی و عیش وسفاهات وتنعم\nبگذاشته بودیم و پیش هیچ نگشتیم\nدر يك كف ما تيغ عدالت بدگر کف\nمیزان عدالت بدو آفاق گرفتیم\nدر نشر حق ولغو اسارت عقب علم\nهر لحظه دویدیم وز دو دیم نهشتیم\nافسوس که این فضل و کمالات وعدالت\nما ترك نموديم وذكر هیچ نجستیم\nمحدود نمودیم علوم و از حدودش\nيك خطوه چو بیرون نهشتیم گذشتیم\n(محمود) چو محدود نمودیم در علم\nتحديد ترقی شد و محدود نشنیم\n\nچیستان\n( عيناً مكتوب )\nاز استانبول ٢٠ شوال سنه ١٣٣٠\n– ( بحضور مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانيه ) –\nما در استانبول از خوانندکان سراج الاخبار افغانيه شمرده میشویم در جریده فريده شما نمره ٢٣ را خواندم در اثنای قراءت در زبر سر لوحه چیستان شش سوال نوشته بودید پنج سوال را هم جواب نوشته اید که یک سوال که سوال ششم است او را بر خوانندگان گذاشته بودید ما هم قارئین سراج الاخبار میباشیم عاجزانه این جواب را مینویسم : آن چیز که در شهر بی سایه میگذرد در عقل طفلانه من خود ( آب ) است . سم دوازده است این قدر فارسی آموخته ام این نامه را بخدمت نوشته ام اگر جواب عاجز مطابق باشد در نسخه آینده خواهم خواند باقی دعا و سلام و دست بوس میکنم\n\nاز قارئین سراج الاخبار افغانيه\nمحمد نور الدین افغانی بن ولی محمد افغانی\n\n– ( سراج الاخبار افغانيه ) –\nما جواب این همشهری كك كوچك خود را به نفس الامر مطابق یافته بکمال مسرت درج نمودیم ۱۰ گرچه بعضی ( خورشید منور ) و بعضی ( وزش باد ) گفتند، ولی چون خورشید منور خودش موجد سایه میباشد و ( وزش باد ) تنها در شهری بلکه در همه جایی سایه میگذرد ، از ارو جواب موافق شمرده نمیشود اما خود آب از میان شهر آب البته بی سایه میگذرد زیرا مایع است و سایه از خواص جسم است ، محمد نور الدين افغانی کمان میبریم که بی سایه گذشتن آب را از رفتار نکردن و بمنزل رسیدن راه استنباط کرده باشند. چونکه سرك كابل تا بجلال اباد میرسد ولی خودش راه نمیرود. همچنان است آب که از شهر میگذرد و لی سایه نمی اندازد .\n\nقلوتیاد چشمهای خود را پوشید و چنان وانموده که بخواب رفت. با آنکه براستی بخواب رفت. اما دیده میشد که دانه های سرشک حزن و یاس از چشمهای پوشیده اش یکان یکان بر رخسار بيرنك و پر نمات آهنش در جریان بود. بعد از دو ساعت مادام آلفو به کمال احتیاط در اتاق داخل شد فونتی فلوتیاد چشمان خود را باز کرده گفت :\n– آيا يك خبری هست مادام ؟\n– آدمی که فرستاده بودم حالا آمده، موسیو و فونتی که شما برای او مکتوب فرستاده بودید در خانه بود، اما چه خانه ! حقیقتاً لایق اقامتگاه پرنسها ! فرستاده ما مکتوب شما را بخدمتکار اتاق او تسلیم کرده .\n– بسیار خوب اما جواب نگرفته ؟ آیا جواب چه شد ؟\n– موسیو لوقونت تحریراً جواب نداده. لاکن گفته که خودم حالا می آیم .\n– بنابرین سخن فلوتیاد چنانچه یکبار بزرگ و سنگینی از سر دلش فرو آمده باشد یک آهی کشید. چونکه دل حزین و داغدارش بعد از بسیار روزها بلکه بعد از ماهها و سالها امروز بهمین خبر یک قدری مسرت و سر و رحم نموده بود بناءً علیه بمادام آلفو گفت : – پس معلوم شد که میآیدها ! ذاتاً من عالیجنابی او را میشناختم و از آمدنش خاطر جمع بودم. آه آه ندانستم ! سعادتی که از روی این آدم بمن پیش آمدنی بود خود به لگد زدم، اما این لگد زدن بر من بسیار گرانبها تمام شد !\nهنوز پنج دقیقه نگذشته بود که صداهای گرپ گرپ پاهای اسپهای اصیل یک عرابه که از کوچه میگذشت بگوش آمد. بعد از کمی يك عرابه بسیار مکمل و ظریف قویه در پیش دروازه خانه بابا وینیو استاده شد. و عرابه چی و یقونت ( دوخرانلیو ) نیز در آمدن بادار خود را در يك خانه شیکه هیچ مناسب نام وشان او نبود یکمال حیرت تماشا کرد. ویقونت نوجوان به بسیار سرعت از زینه خانه بطبقه اول خانه بالا بر آمده در کوریدور خانه بادانیه مادام آنفو که منتظر او بود روبرو آمد .\n\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 453, "text": "صحیفه ١٦\nسال دوم\nشماره ٥\n\nاعلان\n\nسیاحت بر دورا دور کرۀ زمین\nبه هشتاد روز\n\nچندر فایده ها و شیرینیها دارد! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت اجرا شود! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هی گاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دورا دور کره زمین ) بهشتاد روز بقدر دوریه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گویا با ( فلیاس فوق ) سیاح و رفقایش یکما اجرا کرده خواهند بود! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد.\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقت. از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرزا فسانه نشان میدهد.\nدر ( مطبعهٔ عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه در دار عنایت الله خان) بزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و قیمت را فوت نکنید که نسخه‌های آن زود تمام خواهد شد، و افسوس فایده نخواهد بخشید.\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ٤ سال دوم )\nاز حالات ممتازه ملکه یکی بجا آوردن وظایف والده گری شانست که در تربیت و پرورش اولادهای خودشان بسیار مدقق و غیور هستند. و در این باب با نهایت ذوق و هوس عظیمی میپرورانند. دختر شان پرنس (شیدی) را که تولید نمودند برای شست و شو کردن آن طفل خود را بدست خود با نهایت هوس و شوق عجیبی پیدا کرده بودند. در اوتاق خوابگاه طفل يك پيراهن بسیار فراخ و بزرگ از قماش فانیلهٔ عادتی برای خود آماده کرده بودند. مجردی که وقت شست و شوی طفل میرسید صالونها و او تاقهای شمعه دار را ترک کرده به اوتاق طفل می درآمد. و آن پیراهن واسع را پر لباسهای بسیار فاخر طماخوری خود پوشیده و طفل خود را در طشت آب انداخته از شست و شوی و بازیهای آن حظ میبرداشت. در موسیقی و کارهای دست نیز ملکه مهارت کامله را مالکه بود. بغر ابتکاریهای موده یعنی فیشن لباس هیچ علاقه نشان نداده است. با وجودی که در یکی از مکتوبهای نخستین خود که به دانمرك نوشته بود از حشمت وقیمت البسه‌های خود بیان کرده گفته است که قیمت البسه‌های او مساوی با دو ساله آمدنی پدرش میباشد ولی با وجود آنهم بمصرف بسیار کم بسیار خوش پوش يك زنی میباشند.\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ٤ سال دوم )\nبعضی بر قاعدهٔ آزادی رقابت اعتراض هم کرده میگویند که قاعدهٔ آزادی رقابت علیه کار بها را میدان داده مالهای خراب و بدل را پر مشتری ها در بازار بیع و شر ارواح میدهد حال آنکه چون حقیقت نظر شود این اعتراض بر قاعدهٔ آزادی رقابت نه بلکه بر اخلاق و افکار و جدائی انسانیت، چارهٔ صحیح و علاج صریح آن درست کردن و اصلاح نمودن اخلاق و افکار عمومی میباشد، حتی بر طرف کردن آن گونا حالات ناگوار متاسفه را در زایل ساختن و رفع نمودن اسبابی که مانع آزادی جریان رقابت باشد جستجو کردن لازم است. وگرنه منع و تحدید کردن ( قاعدهٔ رقابت ) که از شرایط اساسیهٔ ترقی صنایع و ثروت شمرده میشود مدار رفع و دفع آنگونه احوال متأسفهٔ اخلاقیه شمرده نمیشود.\nارباب صنایعی که حیله کاری، و بدل سازی را پیشه کند سود و منفعت شان محدود و کوتاه میماند. چونکه آن حیله کاری\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 454, "text": "صحيفه (١)                      سال دوم                      شماره (١)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nنگران\nاينك آقای ملکی حضور اعا حضرت همایونی\nعلی احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپيه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی یکم محرم ۱۳۳۱\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنه (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره هذا\nبنام مدیر فرستاده میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل يكعباسی است\nتاریخ شمسی ۱۹ قوس ۱۲۹۱\n\nتاریخ انگریزی ۱۱ دسمبر\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه وخارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nاز یادگار شکار چناری سنه ۱۳۲۸\nذات اعلیحضرت شاهانه و جمعیت شکاریان معیت همایونی با محصول شکار شان"}
{"book": "adl0616", "page": 455, "text": "سال دوم\nصفحه ۲\n\nنمره ٦٠\nساخته است ؛ بلی ، قوت است که حق را محافظه میکند ، قوت است که درین زمان حقوق را پامال کرده میگذرد؟ قوت (عسکر) است و عسکر (قوت) است . شرافت سامانت ملت ، محافظات ناموس و حیثیت ملت، نگربانی وطینت ملت، عزت و سعادت ملت به (قوت) موقوف است، قوت (شکر) است، عسکر: پیاده، رساله، توپخانه، سفربر است ! ....\n\n**************************************************\nفهرست مندرجات\nنمایش عسکری ادبیات\nغزل طوب و عنك سینان هر رقم\nتاریخ بنای مسجد علیا ناموران زنان جهان\nحوادث خارجیه علم ثروت ملل\nمقاله مخصوصه فاجه‌های باریس\nابناً حوادث خارجیه اعلان\n**************************************************\n\n—( نمایش هیئت نمای عسکری )—\nعسکر ! چه ذیشان عنوان ! بلی ، عنوان جلیل (عسکر) چنان با عنوان مؤثر هیجان انگیزیست که گرفتن نام آن و شنیدن عنوان آن انسانرا پی چیزهای علوی بسیار مقدسی را بیادی آورده، او رفیقترین حسیات را تحریک میکند . بمجردیکه عسکر گفته شود هماندم يك جسمه هيئت ، و شوکت، در نظر تجسم میکند، و يك هيئت مجتمعه مسلمه در پیشگاه دیده جلوه گر میشود که محافظ شرافت ملت و پادشاه ملت، و هستی و حاکمیت قومیت و مدافع ناموس وطن مقدس از پامال نشدن بدست دشمن دین و دولت همه را معلق بنوك پرچه ها و نیزه ها و تیغهای آنها می بیند . بأس شدید جدید را دران جلوه گرمی یابد . شکل هیئت بیان مرصوص را عیاناً آشکار میسازد . خلاصه ، و جوهر هر ملت عسکر آن است ! ملت جوهرها و زنده ها و خلاصه های خود را به تحلیلات کیمیاویهٔ غیرت و حمیت تطهیر و تقطیر نموده صنف عسکریهٔ خود را بوجود می آورد آن جوهر پادزهر و دافع سم افعیها ، و از درها و عقربهای دشمنان خانه مقدس وطن است که بهمان جوهر و پاد زهر از زهرهای آتشین آن افعیها و اژدرها وطن رهائی می یابد . پادشاه ملت را، پادشاه پادشاهان جهان و جهانیان یعنی ذات اقدس خالق یگانهٔ کون و مکان یکی از مدیران عظیمهٔ ملك و ملت و وطن مقرر میفرماید . و بتائیدات خویش مؤید میسازد . پادشاه هر ملت و هر قوم و مملکت غیر از صفت پادشاهی صفت سرافسری عمومی همه صنوف عسکر دولت خود موصوف میباشد . پادشاه بر رعیت خود حق اولوا الامری و پدری را دارد . حالانکه بر صنف عسکری ، ما فوق این دو حق، حق سرافسری کل را هم دارد که اطاعت پادشاه بر صنف جلیل عسکر به حق فرض عین میباشد . عسکر ! چه هیئت نما عنوان ! بلی ، عنوان مهیب (عسکر) يك زنجیر آهنین سنگین آتشین دهشت انگیزی را در تصور خانهٔ دماغ ملت مصور میسازد که بر دورا دور حدود وطن مقدس آویخته، و آرزوهای خائنانهٔ غدارانهٔ دشمنان بداندیش وطن را زنجیر بند یأس و نا امیدی، و محبوس قلعهٔ بند حرمان و حسرت مندی میسازد.\n\n§\n\nساعت هفت صبح روز سه شنبه گذشت . اگر بوسیلهٔ سرك بزرگ فراخ و پهنای مستقیم که یکسر بسوی (چین نظامیه) محدود شده رفته است یک سیرو سیاحتی اجرا میکردید بيك منظره های بسیار نظر ربای برمیخوردید که همه معانی (عسکر) را با تمام موجودیتی که در بر دارد عیاناً مشاهده میکردید؟ جهت دست چپ سرک وسیع مذکور را تا به جایکه نظر کار میکند بايك خط مستقیم عسکری ، وجهت راست آنرا بايك گروه جماعتهای افراد رعیتی پوشیده میدیدید . پیاده، رساله، طوبچی ، بيك انتظام تمام قدم متوسط رفتا داشتند . درخشنده گی اسلحه شان، خوش زبی البسه شان ، نغمه های لطیف موزیکهٔ شان دلها را قوت، نظرها را لذت، گوشها را مسرت می بخشید . محرر، در يك گوشهٔ عرابهٔ فیتن لته خود خزیده، و در بالا پوش زنده خود پیچیده، آهسته آهسته این سیلاب خروشان بر هیئت برابر عظمت را تعقیب میکند، و مشاهدات خود را یگان یگان بدرجه که دیده توانسته است تصویری مینماید اما احساسات قلبیهٔ خود را تصویر کرده نمیتواند، زیرا احساساتش از بالیده گی بسیار ، ويك جوش و خروش بیشماری که حاصل کرده غیر قابل تصویر است ! ... سرك با روندگان آن به (چین نظامیه) واصل شد . چین نظامیه تقریباً بمسافهٔ دوسه کیلومتر بجهت شمال شرق شهر واقع شده است . این چین در اول به (چین خوجه رواش) معروف بود . ذات اعلحضرت پادشاه مقدس معظم ما ، و سرافسر اعظم اکرم ما این میدان صاف و هموار بسیار واسع و پهنا را برای (مانوره) یعنی تعلیمها و قواعدها و پریتهای بزرگی عسکری، و علی الخصوص تعلیم طوب، و نشان اندازی آماج، و تجربه های فیوز ، و بارود کار دید و دیگر آلات ناریه تخصیص فرموده نام آرا (چین نظامیه) نهادند . و از چند سال باینطرف در هفته يك روز بهمه حال تشریف سعادت ردیف همایونی در قصر عالی که درین میدان شرافت نشان بنیان یافته بوقوع می آید، و در امورات معظمات عسکری میپردازد که از نتیجهٔ این نشستات و اشتغالات همایونی ترقیات بس عظیمی در انتظامات عسکری بروی کار آمد، و مانند (دیپو) يك اثر گرانبهای حرب به تجربه های عدیده و تشویقات عسکر پرورانهٔ شاهانه از طرف خود طویجیان افغانستان بوجود آمد، و مانند بارود بیدود و غیره آلات ناریه ایجاد گردید ."}
{"book": "adl0616", "page": 456, "text": "سال دوم\nشماره ٦\nحالا ما باز بر سیاحت خود دوام نموده بتصوير و تحرير مشهودات بوقوع می آمدیک غرو مهیب و لوله انگیزی از آوازهای موزیکه های\nخود کوشش ورزيم : اهالی و شکر میدان واسع و فراخ حین سلامی طرب دمساز ، وصداهای شادی ادای ( زنده باد بادشاه ها )\nنظامیه را که بقدرسه چهار كيلو متريك زمین میز همواری را از صفوف عساکر تباعت و دلاوری موصوف شاهانه بلند میگردید .\nدر بردار دیر و مملو ساختند سلسله کوهها و تپه های متسلسل (ده میز ) بعد از انکه از آغاز صفوف تا به انجام دور فرمودند در مقام مرکزیت\nو غیره از جهت شمال ناحیت شرقي ميدان بشكل يك دایره میدانرا عمومی که با بیرق مخصوص خودذات اعلی حضرت شاهانه شناخته میشد.\nاحاطه نموده ، بازی آن اقسام صنوف عسكر نظاميه بصف نظام عودت نموده توقف فرمودند. و فرمان شاهانه در خصوص ( رسم\nحرب صف کشیده، دیگر جهات و اطراف را اهالی تماشایین برو کچید یعنی مرور عساکر شاهانه از پیشگاه ملوکانه شرف صدور یافت\nمملو ساخته، در یک طرف خیمه ها و سرا پرده های محفوظ و مستور اولا اصناف عساکر سواری معیت شاهانه مانند سر اوس ، وركابي .\nحریم حرم محترم سلطنت مقدسه ما موضوع دیده میشد . مكرما و میراسپور، وخان اسپور ، و بعد از ان نمندهای عساکر خاصه اردلی .\nدر شفقت ما تر مهربان عسكر وملك ذات عالية سراج الحوانين واردل ، و عندهای کوتوالی دار السلطنه بكمال انتظام ، وهمه ترتيب\nعلیا حضرت ) با همه بانوهای سراپرده عفت و عصمت معیت خود و احتشام به سه طرز وأصول قواعد عسکری مرور نمودند . و تا به\nبرای تماشای این نمایش عسکری تشریف آورده اند ... در یکسوی ه بچه روز این مراسم نمایش و رسم مرور دوام ورزیده و عساكر\nدیگر يك خیمه عالی سایبانی دیده میشد که مقام مرکز عمومی شاهانه شاهانه جمالاً باز تر از اول بذل حرب درآمده و سلام بزرگ شاهانه\nرا نشان میداد . در انجا بك يبرق بزرگ بسیار سفیدی که بران را ادا کرده این نمایش هیت نمای عسکری به انجام رسید .\nاز تماش سرخ شكل يك ( محراب احمر ) منقوش شده بود یکمال این بود دیدنیهای ما که با همه هموطنان عزیز خود آنرا دیده\nشوكت وحشمت بر افراشته شده بود که تفصیلات آنرا در ثانی و بقدر طاقتی که در قلم مجز رقم بود برای معلومات دیگر هموطنان\nدستیاب شده درج خواهیم نمود. در نجا تنها از مشاهدات ظاهر دار بیده خود تحرير نمودیم. حالا با همه عسكر و همه ملت همدل\nخود که در زیر دیدگان همه کان نمایان افتاده بیان مینمائیم : و همزمان کشته از صمیم دل : و زنده بادباد شاه ها ، زنده باد عسکر .\nشهزادگان عظام و بسیاری از ارباب مناسب ملکی و عسکری زنده باد ملت زنده باد افغان و افغانستان ! . گفته ختم کلام\nرا با دریشهای مکمل فرا خورد رتبه و منصب خود ما بس دیده مینمائیم .\nمیشدند ..\n\nدفعة بالكشور و حركتي در همه موجودین و حاضرین پیداشد.\nصداهای طرفهای ) پارسی ( یعنی حاضر شوید از هر هر طرف\nکره نسیمی را به اهتزاز آورد ؛ عالم كويايك جد خوا برفته\nافسرده بود که روح تازه به آن دمیده باشد ! این پولی تیارسی\nاز افسران بزرگ بر افسران كوچك و از آنها بر همه افراد عسکری\nمانند يك سياله برقی تاثیر بخشیده همه را بر سلام گرفتن شاهانه\nحاضر و بیدار ساخت .\n\nذات شوكت ماب بإنشاء معظم ، ويدر اشفق وارحم ، وسر\nافر اعظم عموم اردوهای سلطنت پر شوکت وحشم با اونیفورم\nبزرگ رسمی سلطنتی خودشان در حالیکه ذات عالی اقصی ( نائب السلطنه\nسردار نصر الله خان ) و مصاحبان و ياوران شاهانه بهمرکابی شان\nموجود بود اسب سوار تشریف فرما شدند. بولی ( سلامی )\nاز طرف شهزاده جوانبخت معظم ( معين السلطنه سردار عنایت الله\nخان ) که بصفت ناظر عمومی حربه ممتاز میباشند عطا شده از طرف\nعموم مراسم سلام اینها گردید . وذات اعا حضرت شهریاری بر صفوف\nعساكر ظفر ما تو شاهانه شان اس تاخته از اول صف گرفته تا به\nآخر شت و گذار فرمودند و پدیدار سعادت آثار علویت نشار\nشاهانه. وتلطيفات و نوازشات ملوکانه عساکر ظاهر ما گر شاهانه را\nمسرور و تیر فرمودند و بر هر فرقه ، و هر صنف که مرور شاهانه\n\nغزل\nطوب وتفنك\n\nصلاح وصلح عمومی بودز طوب و تفتك\nامان و راحت و آسودگی زطوب وتفنك\nاگرچه بهره رور است و جنگ و قتل و قتال\nولى نقيبة صلح آمده زطوب وتتنك\nز ترس قوت همدیگراند بسته دهان\nببین که صلاح عمومی شده ز طوب و تفتك\nاگر تو خواهی که جانی بری زحرص بشر\nبعهد نامه مبین ساز شوز طوب وتفنك\nجودید قوت و زورت که هست افزون تر\nيصلح وترمى والفت رود زطوب وتفتك\nاگر زطوب و تفنكت بدید بی بهره\nهمان در آوردت صد بلازطوب وتفنك\nاگر بصلح بودار زووت ای (محمود)\nيجنك حاضر و آماده : وزه وب وتقلك"}
{"book": "adl0616", "page": 457, "text": "سال دوم شماره ٦\n\n( عيناً مكتوب )\nتاريخ بناى مسجد عليا\nجناب کمالات انتساب محترم مهربان والامقام محمود بيك خالصاحب مدروسر محرر صاحب سراج الاخبار افغانيه زاد لطفه - انشاء الله تعالى آنجناب را اطلاع خواهد بود که جناب مخدومهٔ معظمهٔ مکرمهٔ محترمه ام المومنين عليا حضرت صاحبه سراج الخواتين زاد سترها و طهارتها از آثار خير خود مسجد سابقهٔ عالمگير را که واقع شود بازار دار السلطنه کابل بود و بالكل خراب و منهدم شده بود در سنه ۱۳۲۸ بنای تعمير گذاشته مصارف کثير بران کردند و از مرحمت باری تعالی و عين توجه آنمخدومهٔ مقدسه به بسيار طرز خوب و وسعت تمام در سنهٔ ۱۳۳۰ اتمام پذيرفت و مسجد عالی و جامع است که نماز آدينه را مردم کثير درو ميگذارند و نجوقت ادای صلوة و آذان درو جاری است و دکاکين اوقف هم بيشتر دارد اين جاكر درگاه شهرياری بحق نمک خواری و طرز يادگاری قطعهٔ تاريخ تمام آنرا ساخته بود و نقل آن برای آنجناب ارسال شد اگر لازم شمردند قطعه را درج سراج الاخبار خواهيد نمود که مومنان دور دست از اعمال حسنه وخير جاريه صاحبهٔ مقدسهٔ ما مرور خاطر گرديده و در دعوات خير مشغول شوند فقط امضا\n\n( ميرزا شير احمد مجلسى تخلص )\n\n(قطعهٔ تاريخ مسجد عصمت مآب)\nمخدومهٔ جهان عليا حضرت صاحبه سراج الخواتين زاد طهارتها\nبود اين مسجد ز عالمگير در سابق زمان\nکو ازين دنيای دون عمر بست کرده رحلت است\nمسجد او منهدم کر ديده بود و بس خراب\nلا جرم غمخواری مسجد بمومن سنت است\nاين زمان تعمير او را کرد با تقوی که او\nگوهر شهوار در دریای حيا و عصمت است\nدر حريم شهر با زی بر همه اهل حرم\nرتبهٔ او نزد سلطان در کمال رفعت است\nکيت آن سلطان حبيب الله شاه نامدار\nدر لقب او را سراج ملت و دين شهرت است\nدر سرای دو لنگش اين گوهر درج عفاف\nنيك خلق و پار سا قياس و عالی همت است\nمومنان او را ز طرز صدق مادر گفته اند\nزان سبب بر مومنانش همچو مادر شفقت است\nدر شبستان خوانين است دانش چون سراج\nوز جناب شه خطاب او را بعليا حضرت است\nاز پی تعمير اين فرخنده مسجد عزم کرد\nکاينچنين خيرات جاری در جهان خوش قسمت است\n\nشاه با اشراف کامل ماند بنیادش بخیر\nواضع سنک و اساس او سراج الملت است\nمبلغ بسیار در آبادی او صرف کرد\nهر که صرف زر کند آنجا ز اهل جنت است\nچون زعلیا حقت این مسید یکی ماند یاد\nمسید علیاش نامو جای فیض و رحمت است\nسال تاریخش چو مخلص از خرد پرسید گفت\nمسجد علیا محال بنده کی و طاعت است\n١٣٣٠\n\nجواد خارجيه\n\nاحوال سياسيا\nمحاربه دوام میورزد، يك جمعيت عظيمه بشر ديگر خود شانرا با شهای مدهشهٔ طوب و تفنگ و ديناميت و بومبه ميو زانند، بارجه، وحربه، وشمشير، وخنجر، و نيزه يکديگر خود شانرا ميکنند و ميدرند. اگر بشريت صحيحاً اعضای همديگر باشند هيئت جمعيتهای مدنی بيك شخص ديوانه بدمستی ميماند که بر وجود خود تيغ کشيده است! هی بقدر خبرهای که از منابع هوا خواهان با تقانها ترشح ميکنند از فتوحات پی در پی بلغار ها ، وصربها ، ويونانها ، و کوه يا بحث ميراند. و افکارهای هوا خواهان اسلاميه را زيرو و زبر ميسازند. و چون درين صحيفه ها خبرهای اخبار های اورپا يگان يگان صحيفه از ممالک عثمانيه ميرسد باز دلها را بيك تازگی و خرمی می بخشد. حال دولت عليهٔ عثمانيه درينوقت بيك شير پرهيبت ژوليده حالی ميماند که پنج شش نفر شکار بان يك كلهٔ نيگر را بران سر داده باشند! کبار ميبينيم که از طرف غرب يك كلهٔ نيگر بروی هجوم ميکنند تا ميخواهد که آنها را پاره پاره کند از دو طرف ديگر دو کلهٔ نيگر ديگر حمله ميکنند. و باز تا بدفع آن ميخواهد بگوشد از عقبش يك کلهٔ نيگر تازه دم ديگر ميرسد! و يا آنکه رستمها ، وعنترها ، و امير حمزه ها وغيره پهلوانهای اساطير الاولين را بياد می آورد که تنها پسر خود با لشکرها جنگيدن شان را ميشنيديم و مبالغه ميبنداشتيم! باز هم اگر همه شا باشها، وهور با كشكشها، ويکان طعمه انداختهای شکاريان کلان از عقب نيگران نميبود باز پنجه و دندان شير از دريدن همه آنها عاجز نميماند. با رسها و بيرقهای نصارا صليب های بزرگ بزرگی بدست گرفته در هر هر طرف و هر هر سو گردش کردند. و مردمان نصارا را بر اسلام برانگيختند. عادتاً يك محاربهٔ صليب! جهان تمدن"}
{"book": "adl0616", "page": 458, "text": "سال دوم\nشماره ٦\n\nا تر از ینگونه معامله خیالت مرگ شرمساری گردند با دارد. برای مدافعه آماده شده اند. و در هر هر طرف دنیا هر انقدر مسلمانانی که هستند همه برای ایمانه و جمع آوری مال صرف همت مینمایند. ( فردیناند ) پادشاه بلغار در بیاننامه رسمی خود اعلان محاربه صليبيه را علناً بیان نمود. بر سر اینهمه عیسویان دایما مسلمانا را به از درگاه رب متعال جل سبحانه انجام این ملحمة كبرا را ندانستن عیده گیهای سیاست اوروبا منهم ساخته تخونریزی مشهر بفتح و ظاهر مسلمانان نتیجه پذیر میخواهيم ، وبر ملل وحشية میسازند ، لازم است که بعد از يشكونه حركات على خود نام بالغانها نظرين و لعنت میخوانیم . عیده گهای سیاست را بمیان نیارند. و اعتراف کنند که یکانه سیاست ، يكانه مقصد پیروی احکام پا دربهای صلیب دسته است. ويس !\n\n( خبرهای محاربه )\n( ترجمه از اخبارهای ترکی )\n\nخطابة ناظر حربيه ووكيل در افسر كل اردو جناب ناظم باشا توب امر و فرمان همایون متبوع العظام و افخم پادشاه خود که سرافر) اد گروه و تجربه میباشند بنا ، یعنی به اردوی شیوع عشاق ) ای افسران و افراد ! از بسیار عصر هاست که اینچنین يك ساعت بسیار مهمی برای به اینصورت توجیه خطاب میکنم )\nوطن ما پیش نیامده\nبود حکم حکومتهای\nبلغارستان صربستان\nیونانتان و قره طاغ .\nکه ما با آنها مجز دوستانه\nزیستن دگر چیزی\nتینو استیم هر گونه\nخود شان مظفراً\nو منصور داخل شوند\nدر انوقت دفعه بکار\nمداخلت نمایند .\nگفته و خاطر بمیان\n\n( مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه )\n( محمودطرزی )\n\nچنانچه مثال مجسم آنرا در محاربه یونان و عثمان که در زمان سلطان عبد الحميد خان بوقوع آمد عياناً مشاهده کردیم . ( فردیناند ) بلغاری و پادریهای نصرانی چون رسماً وعلناً محاربة مذهبی خود شان را اعلان کردند شیخ الاسلام استانبول نیز بجهاد امر نمود. زن و مرد پیر برنا همه محرب بانه ر شدند. خود اعلحضرت سلطان المعظم نیز آرزوی رفی عاریه را فرمودند معنی لغوی (جهاد) بزرگترین زحمتها و مشقتها است . کدام مصیت و کدام مشقت بزرگتر از تجاوز و تعرس بردین خواهد بود ! لهذا جهاد همین جهاد است. بر همه افراد مسلمین ممالك عثماني جهاد فرض گردید، و بر مسلمینی که رسیدن شان بدار الحرب محال وغير ممكن باشد بمال ونقد معاونت - مجاهدين فرض است. و ازین است که همه مردمان مما ما حتی زنان\n\nانداخته ملك هم مذهبان و هم کیشان خود شانرا رهای دادند . ۰ که در باب محافظه صالح و مسالمت بکار میبریم بی حکم بگذارنده گستاخانه بما میدان خواندند . همه ملت این وضع جراً . تکارانه آنها را بکمال نفرت و حقارت تاقی کرده و کار زدن . این جرأت گستاخانه شانرا بروی خودشان بشما سپرده است .. ای افسران و افراد ! انتقام این حقارت را گرفتن، وشرق وناموس دولت . و ما را و حقوق مقدسه آنرا مدافعه کردن بشما مانده است پس . شما راست که بر کائنات اثبات نمایید که هنوز بمزیتهای اخلاف . و عثمانیان شاندار خلال ترسیده، و هنوز از فدا کاریهای بی حدود و پایان خودشان در راه سلامت وطن بازنه ایستاده ، و همچنان و شجاعت و بسالت شان پابرجا مانده است . از اجداد شمایان یک. و مشت شیعان در یکوقتی از جهت اناطولی ، بجهت روم ایلی ،\n\nقاعدة عدالت وحمة\nحقوق را در زیرها .\nانداخته و به نصایع\nواخطارات واقعة.\nدول معظمه اوروه\nبا اهمیت نداده برای\nآنکه همه سها ،\nه و کوششهای ما را ."}
{"book": "adl0616", "page": 459, "text": "سال دوم شماره ٦\n\n( خلاصه خبرهای محاربه )\n\nه گذشته این اقلیم عظیم را فتح کردند ، و اولاد های شاندار .\nه آنها نیز از انوقت تاحال در هر محاربه دلاورانه و قهرمانانه .\nه حرکت کرده تحسین و حیرت همه جهانرا بخود جلب کرده اند .\nه دشمنان مقابل شما در فضایل عسکره برابر شما نیست . بعون .\nه و عنایت پرودکار دادن يك درس بسیار خوبی به آنها از وظیفه .\nه های حمیت و مردانگی شما بااست . وطن بشما امید دارد .\nه شمار است که برحیات خود نیندیشید ، و ناموس دولت ووطن .\nه خود تانرا مدافعه بکنید . مقصد و وظیفه بسیار محق و مقدس .\nه است . اما این را هم از خاطر نکشید که بمقابل انسانیت از .\nه نظام و انتظام جدا نشوید . و به آمر های خود تان اطاعت .\nه مطلقه نمائید .\nه بدون موجب بصورت غدارانه خونریزی مکنید . بر معصومان .\nه و عاجزان و نسوان و صبیان ، و اسیران ظلم و تعدی روا مدارید .\nه مال و جان افراد اهالی که سلاح ندارند ، و معبدهای روحانی .\nه که در نزدهی قوم محترم شمرده میشود محافظه باید بکنید . بران .\nه مردمان بیچاره که بازی خورده با شما حرب میکنند ، و در دل برین .\nه محاربه لعنت میخوانند ، و شما دراز کردن دست دوستی را بایشان .\nه منت میدانند مرحمت باید بکنید .\nه ای مدافعهای بسیار جنگاور وطنی !\nه در مقابل تهلکهٔ عمومی از هر وقت زیاده متحد گردیده .\nه و وظیفهٔ خود تانرا دانسته پیش بروید !\nه مارش ایلری ! — یعنی پریخ زاد !\nه محقق بدانید که مدد پرور دگار ، و روح همهٔ ملت با شماست .\nه در عقب شما از چنان دلهای صادق و مرحمتکاری موجود است .\nه که به اجرا کردن مکافات جراءت و مردانگی تان ، و دفع .\nه کردن احتیاجات تان ، و مداوا کردن زخمهای تان هر گونه .\nه فداکاری اجرا بکنند .\nه مارش ایلری ! — یعنی پریخ زاد !\nه با مفاخر ظفر ، و با بسر رسانیدن و بجا آوردن يك وظيفهٔ .\nه بسیار بزرگ همهٔ بایانه و اقربا ، و جملهٔ هموطنان خود تانرا مسرور .\nه و منتدار بسازد . حضرت باریتعالی جل و علا توفیق خود را .\nه بجملهٔ مایان رفیق بگرداند .\nامضا\nناظر حربيه و وكيل سر كوماندان\nاردوی همایونی\nفریق اول\nناظم\n\nاز اخبارهای ترکی و عربی که جدیداً بادارهٔ ما رسیده چنان معلوم میشود که ، سستان مبالغه آمیزی که در اخبارهای انگریزی نوشته شده است چندان اعتباری ندارد . خلاصهٔ آن اخبارها در باب محاربهٔ ترکی و بالکانها ازینقرار است : سبب بعضی پیشنهاد های که دول اربعهٔ مدخله با بالکانها حاصل کردند ازین بود که بسبب اتصال ممالك دشمنان بدیگر و راههای متنام شان باین یکدیگر زود عسکر خود شانرا بعدد کافی یکدیگر رسانیده توانستند . حالا که دولت علیه عسکر جرار بسیارش در اناطول برد که رسانیدن آنها را بدارالحرب به بسیار زمان متوقف بود . ولی درینوقت که با ایتالیا صلح شد و راه بحر باز کردند از هر هر طرف عسکر در جمع شدند ، و محاربه های قطعی و لازمی هنوز بعد ازین بظهور خواهد انجامید . هر انقدر عسکری که از عثمانیان تسلیم شده اند و اسیر دست بلغارها گشته اند و بصوفیه آورده شده اند اکثر آنها از عساکری هستند که بعد از متمرد وطیت دولت عثمانیه از برای انصارای خود گرفته اند . امیرهای مذکور در صوفیه اعتراف کرده اند که ما در جنك هيچ گلوله بروی برادران دینی بلغاری خود نینداخته ایم ، و چون به برادران بلغاری خود نزديك شدیم هماندم خود را تسلیم کردیم . اینهم یکی از کارهای غلط حکومت مشروطه بود که اردوی صاف و خالص خود را با اینگونه عناصر مضره مخلوط ساختند . عساکری که بدست یونانیها و صربها افتاده اند نیز همچنان گفته اند .\n\nتلگراف خصوصی ❧\n( از پایتخت بلغاریا )\n۲ نومبر — بعد از اینکه در ( پینار حصار ) يك مظفریت عظیمهٔ بسلامیه حاصل شد عسکر بسوی شمال هجوم برده جناح چپ دشمن را پامال کردند و خسارتهای عظیمی بدشمن رسانیدند . و اسلحه و ذخیرهٔ بسیاری بدست اردوی عثمانی درآمد و دایماً عسکر به پیش میرود .\nغیر از انکه اردوی عثمانی بر موقع های خود قایم و استوارند حمله های متواتره نیز بردشمن میکنند .\nفرقهٔ عسکریهٔ ( محمود مختار پاشا ) يك فرقهٔ بلغار را سراسر شکست فاحش داده طوب و اسلحه و زخایر بسیاری بدست آورده است .\nهمه عساکر عثمانی اوامر قطعی گرفته اند که سر دوباره بهجوم آغاز نمایند . عساکر عثمانی تدریجاً از چار طرف عسکر بلغار را احاطه میکنند ."}
{"book": "adl0616", "page": 460, "text": "شماره ٦ سال دوم صحیفه ۷\n\nمحاربه های دیروز و امروز آندر خونریزانه و دهشتناک بود که تصور آن افسارا بلرزه می آورد. اغوش به اغوش گلو بگلو محاربه کرده اند. ولی نجاح و فوز بطرف عثمانی بود. شدت این محاربه را ازین تصور باید کرد که دوازده هزار مجروح به استانبول آورده شده است .\n\n( عيناً مكتوب )\n۱۹ اکتوبر سنه ۱۹۱۲ میلادی\nجناب من\nبسیار ممنون خواهم شد اگر مذکوره ذیل را در جریده خود شائع کنید: مجلس مستشرقین در دارالعلوم او کفورد بيوم شنبه دوازدهم اکتوبر سنه ۱۹۱۲ ع منعقد شد. سید رضا\n\nصاحب آرچیزی کالیج ( یکی از مدارس عالیه ) صدارت اجلاس نمود و بر تجاویز مرسومۀ زیر متفقاً امضا شد : -\n\n۱\nاینکه این مجلس مستشرقین درا کفورد بشدت تمام اعلام ناراضگی می کنند و اظهار غضب صعب ترین مینماید برین محاربۀ پیدا دانۀ دویم که بوجوده محض غیر منصفانه دولت ترکیه را در آن افکنده اند وقتیکه آن هنوز در بلادگر جنك وحشيانۀ مقابل از انسانیت مبتلا میباشد. مجلس ازین هم سخت از صدمه و حیرت خورده است بر دول عظمی و اقوام کبری که آنها حمایت اینچنین حمله های ظالمانه می ورزند برعلاوۀ يك واحد و تنها ملت متمدنه ومن ذلك ظاهر میشود که برای مقاسمۀ مملکت عثمانیه اورپا سعی متحد، واتفاقی خفیه بدست گرفته است\n\n( از مناظر نمایش عسکری : مرور عساکر پیاده بقدم ( دواگری ) )\n\nدیگر رائی مجلس این هم دست و آرا بزور اظهار میدهد که نظر برفاهیت کافۀ بنی آدم چنین محاربات و مقابلات گاه جواز داده نشود.\n\nب\nاینکه این مجلس مراتب اتم و اکمل بخدمت سلطان المعظم و سلطنت عثمانیه عظمی میرساند در ابتلا حاضره شان که مقابله مخاصمات اعدا رو داده. مجلس اعتماد کامل خود را اعلان مینماید در عساکر ظفر ماثر عثمانیه و برای مبارزان ترکیه هر قسم فوز و مرام و فتوحات بالاحتشام را خواهان است مجلس نیز به پیروان صادق رسول اقدس و ملل شرقیه التجا مینماید که دولت ترکی را حتی الوسع بوجه احسن تعاون نمایند .\n\nج\nاینکه این آرای مزبوره بدار الاشاعت تمام اقوام فرستاده شود . و بحکام ترکیه مرسول گردد .\n\nمخلص جناب\nجوزی کالج ( از مدرسة عالية عيسوى ) | سید آل عمران\nاز کشوره - انگلستان | ناظر افرازی"}
{"book": "adl0616", "page": 461, "text": "صفحه ۸\nسال دوم\nشماره ٦\n\nاخبار مار تنك پوست مؤرخه ۱۳ نومبر مطابق ۱۰ شهر ذي الحجه الحرام سنه ۱۳۳۰\n-(کوایف افغانستان)-\nاز مخابر خودما\n(افغانستان مورخه یکم نومبر) بند جدید غزنین یکی از خوبرین صنایع مهندسی در افغانستان می باشد . - كدام يك پلانی یعنی (نقشه) یا عکسی بند بدستم نرسیده وازان رو فرستاده نمی توانم - این امر بلا اشتباه موجب دلچسپی شما خواهد بود که بند جدید بر جای سابقه و تاریخی تعمیر نموده شده است - قرار يك روایتی عمر بن لیس در ازمنه سابقه درینجا يك بند بنا و آباد نمود و قرار دیگر سلطان محمود بن سبکتگین بانی آن بند بوده لاکن در وقت حاضر چند آثارات معدوده بند سابقه نمایان می باشد اگر چه شک نیست که اگر بند مذکور معمور نموده نمی شد دیگر آیینه رفیع الشان که در عهد سلطنت سلطان محمود باعث رونق و تزئین ولایت غزنین گردیده بود قطعاً بنا نموده نمی شد. ازین واضح ولاین است که همه عظمت سابقه غزنین بر معموری بند مذکور انحصار داشت و چون بند نازل پذیرفت آب و تاب شهر غزنین و عمارات نیز محو و مفقود شده رفت و الحال تنها بجهت انضباط عظمت گذشته غزنین بود که تاجدار فیاض و بیدار مغز کار مهم معموری بند مذکور را بعهده خود گرفت - مصارف و مخارج این کار (مهمة عظيمة) مبلغ سه لك رويه تخمیناً گشته شده است که از انجمله ۱- حصه از اعانه عمومی فراهم و باقیمانده از سرکار افغانستان عطا نموده شده است عوام الناس آبادی نشده مذکور را خیر مقدمش نموده خیلی ممنون گردیده - چیف انجنیر (مهندس کلان) عبد الاحمد خان می باشد فقط (مترجم خالد سید الف شاه بیانی ترجمان اخبارات (انگریزی)\n\n(سراج الاخبار افغانيه)\nهمعصر ما اخبار مارتينك پوست انجنیر بند سراج غزنين را جناب عبد الاحمد خان گفته است حالا آنکه عبد الاحمد خان بوظيفة انجنيري بند مذكور تعلق ندارد. بلکه مهندس کلان فن معماری آن (مستر میلر) نام يك مهندس اسکاتلندی میباشد که در دولت علیه خداداد افغانستان مستخدم و موظف میباشد. لهذا بهمینقدر تصحيح قول مخابر همه خود مجبور شدیم .\n\nاز رفیق معزز ما اخبار چهره نمايماً نقل میشود\n\nقوای جنى مجتمعه دول بالکان و عثمانی\n\nقوای مجتمعه ایکه اکنون (۱۸ ذیقعده) در مراکز متعدده جنگی از عثمانی و دول چهار گانه بالكان جمع گردیده بقرار ذیل\n\nاست ولی مخبر جنگی تیمس لندن تلگرافاً خبر داد که عثمانی تا آخر اکتوبر - ۲۱ ذیقعده ۱۳۳۰ هفتصد هزار قشون در ساحات قتال تحت السلاح موجود خواهد کرد چنانچه شبانه روز از اسلامبول یازده هزار نفر حرکت میکنند و هر قدر از قوای دول بالکان کاسته گردد بر خلاف بر قوای عثمانی افزوده میگردد بواسطه نزديك بودن باسلامبول بشرط انکه این قوه را تا آخر ماه بتواند برساند والا مشکل است .\n\nاسم دولت شماره سپاهی\nعثمانی ٥٠٠٠٠٠\nبلغارستان ٤٠٠٠٠٠\nصربستان ٢٥٠٠٠٠\nیونانستان ١٢٥٠٠٠\nقره داغ ٣٠٠٠٠\nجمع كل يكمليون سيصد و پنجهزار نفر\n\nفاصلهٔ تختهای دول بالکان تا اسلامبول\nاز آتنه پای تخت یونان تا اسلامبول پانصد و هشتاد کیلومتر است. و از استنبه پای تخت قره داغ تا اسلامبول ۸۹۰ کیلو متر و از بالغراد پای تخت سرب تا اسلامبول ٨٦٥ کیلو متر و از صوفیه پای تخت بلغار تا اسلامبول ۵۲۰ کیلو متر است و نزدیکترین حدود دول چهار گانه سرحدات بلغار است تا اسلامبول که یکصد و هفتاد و ده كيلو متر است (يك كيلو متر مطابق است) با (٩٥٧ ذرع شاه)\n\nهمدردی و معاونت روسها بدول بالكان\nاز آغاز این جنگ ملت روسیه خصوصاً صلیب احمر روس بمناسبت هم مذهبی با دول محاربه بالکان مالاً نزديك بيكصد و پنجاه هزار لیره اعانه فرستاده اند و هفتاد هزار داو طلب از روسها بعدد بالكانها از روسیه حرکت و خود را بهادین جنگ رسانیده اند و قرب دویست تخت خواب و البسه و اسباب جراحی و چندین نفر حکیم و زن و مرد پرستار و صلیب احمر روسها بشهرهای بالکان فرستاده اند این است معنی همدردی و ملتخواهی .\n\nمقاله مخصوصه\nعلم را محدود بگوئيم يا غير محدود ؟\nنمیدانیم که چه گوئیم؛ زیرا آرا دانه چیزی گفته نمیتوانم ! اگر بگویم به بعضی جاهایی میرسیم که خود را هم گم میکنیم . مثلا اگر بگویم که (علم) بمعنی دانستن است آیا دانستن عبارت از دانستن چه چیز خواهد بود؟ اگر دانستن اشیای کائنات مراد باشد یکی از جمله اشیای کائنات فضای کبود قایمست که بر سر ما"}
{"book": "adl0616", "page": 462, "text": "سال دوم\n٩\n\nسایبان دارد. و ما آنرا (آسمان) میگویم، حالانکه غیر محدود بودن آن، و غیر قابل بودن شمار کواکب درخشان آن فنا ثابت است. در باب وسعت غیر محدودهٔ این فضای بلا انتها، از ابعاد یعنی دو بعدیهای سیاراتی که در (عالم شمسی) پردورا دور همین آفتاب که ما را و کرهٔ زمین ما را به ضیا و حرارت خود جماعتی میکند بحث نمیرانم. چونکه دور ترین سیارات عالم شمسی (پنتون) نام سیاره ایست که بقدر يك مليار فرسخ «۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰» از کرهٔ زمین مادور میباشد که ما هنوز این وسعت حدود را در باب وسعت سماك بعد بعیدی نمیشماریم؛ بلکه از انهم یکقدری دور تر رفته، از انجا یکنظری بر محدود بودن و غیر محدود بودن فضای بلا انتها می اندازیم تا ببینیم که بکجاها میرسیم: فن هیئت، میگوید: هر کوکب درخشان ثابته که در جولانگاه بی پناهی بنظر ما بر میخورد يكيك خورشیدیست که باشیای ذاتی خود لمعه، نثار است یعنی غیر از ستاره های سیار دیگر همه ستارگان ثابته که دورشان دیده نمیشود هر كدام يكيك آفتابیست مانند همین آفتاب درخشان معلومی که آنرا می بینیم. از قرار تحقیقاتی که ذهناً بعمل آمده همین شمس ما با همهٔ عالم خود یعنی سیارات خود دائماً بسوی یکی از ان انتها بهائیکه جو سما را فرا گرفته و تعداد آن غیر محدود است رفتار دارد. و آن شمس یعنی ستارهٔ ثابته که در اصطلاح فن هیئت آنرا (رجل القنطورس) نام نهاده اند نزدیکترین ثوابت یعنی آفتابه است به آفتاب ما که از بعد مسافهٔ هشت هزار مليار «۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰» فرسخ بر ما شعاعات لمعه از خود را بشکل يك ميخچهٔ زرینی میرساند. شمار هشت هزار ملیار فرسخ بزبان بسیار آسان می آید ولی حقیقت آن بجز بیان کردن يك عدد معلوم نمیشود. مثلاً اگر يك قطار ریل بسیار سریع باشد که در هر ساعت ۹۰ کیلومتر مسافه را طی کند، و بی آنکه هیچ کندی کند، و توقف نماید بر يك خط مستقیم سرعت بسوی نزديك ترین ثابته ها یعنی (قنطورس) نام آفتاب بيك رفتار تیز پروازانه داعی افتد، بعد از شصت ملیون «۶۰۰۰۰۰۰۰» سال به آن رسیدنش ممکن میشود ...... شصت ملیون - یعنی شش کرور سال - چه قدر يك عمر كوتاه! بقول مشهور مؤرخین از زمان هبوط حضرت ابونا آدم علیه السلام تا به حال از هشت ناده هزار سال یکزمانی مرور نموده است پس تامل کنیم که شصت ملیون سال تا بکجاها توسیع دامان دارد!.... يك مثال دیگر نیز در باب بعد مسافهٔ نزدیکترین آفتابها را به آفتاب خود ما بیان نماییم: سرعت يك گلولهٔ بسیار تیز روی که بقدر دو مثل سرعت صدا باشد، یعنی در يك ثانیه (۶۸۰) متر مسافه را قطع کند، و به این سرعت به آسمان اوردی آغاز شود، به این میخچهٔ کنگ زرین كوچك\n\nکه نزدیکترین آفتابه است به آفتاب مادر مدت يك و نيم مليون (۱۵۰۰۰۰۰) سال رسیدن لازم می آید، و چون در انجا رسیدن ممکن شود، و از انجا بسوی آفتاب ما یکنظری انداخته شود این آفتاب به این جسامت و روشنی تجزيك ميخچهٔ كوچك زردی ذکر چیزی دیده نخواهد شد، و سیارات این آفتاب ما ماننده تارهٔ ارض، زهره، مریخ، مشتری زحل، اورانوس، پنتون بسبب بعدیت مناظر با خود آفتاب چسپیده و در میان شعاعات آن بدرجهٔ غیر مرئی غایب شده رفته اند. حالا می بینیم که بيك ذره از ذرات کائنات که آنهم بقدر يك میخچهٔ کک كوچك درخشانی بنظر بر میخورد و عبارت از (زحل القنطورس) نام ثابته ایست که از ستاره های ثابتهٔ (قنطورس) نام برجیست از بروج فلك. و نزديك ترين شمسی ست بشمس ما از شمسه ای لا یعد و لا تحصایی که در جو فضای بی انتها جولان دارند به این قدر غیر محدود بنا بر میخوریم. حالا نکه تعداد این آفتابهای عظیمه که هريك منابع، ضیا، وحرارت، والكتريك، وجاذبه میباشند غیر محدود است. پس هر گاه علم مراد از دانستن و علم آوردن بر اشیای کائنات باشد این است اشیا بیایند. تحدید نمایند ..... که نه خواهد شد که (علم) مراد از آسمان تازی نیست چرا که گفته اند: «تو کار زمین را نکو ساختی: که با آسمان نیز پرداختی» ما را بعلم آوری و دانستن این قدر مسافات بعیده چه ضرور، علم همین است که بر اشیای موجودهٔ همین زمین خود علم بیاریم و بدانیم. بلی، بسیار صحیح است. زیرا هجم و مساحهٔ سطحیهٔ کرهٔ زمین محدود است، و مانند فضای لایتناهی که مانند سیارهٔ زمین ما به کرورها کرور ملیار کره ها را در جیب دارد غیر محدود گفته نمیشود. ولی و اسفا که در بن كرهٔ كك محدودك خود نیز چنان چیزهایی بر میخوریم که علم ما را الى غير النهایه با خود کشیده میبرد، و چنانچه علم مادر جولان تناهی کم و غایب میگردد، در بعضی اشیای زمینی نیز همچنان غیر محدود میماند! اگر چه علم هنوز ما را بر داشتن حدود کرهٔ ما از قطب به قطب طولاً نیز موفق نساخته، ولی ما از ان هم صرف نظر کرده، و بيك فرازی مانند ذروه های بلند کوهای (همالایا) که یعنی از ان ذروه ها تا به نه هزار متر از سطح بحر بلندی دارد، بيك نشیبی مانند خاکها و ریگهای قعرهای بعضی جاهای بحر محیط که بنا بر بعضی روایتها تا به بیست و پنجهزار متر عمق دارد بالا و پایان نمیشویم، و در پی احوال روحیه، و تخلفات لونیه، ولسانیه واخلاق و عادات و اطوار و طرز معیشت جمعیتهای مختلفه و اقوام و اجناس و ادیان متنوعهٔ يك و نيم مليار (۱۵۰۰۰۰۰۰۰) نفوس فی بشر نیز علی دوانی نمیکنیم، از ملیارها حیوانات درنده و پستان دار و از ملیارها مرغان پرنده، و از ملیارها ملیار حشرات و هوام پرنده و خزنده، و از ملیارها ملیار حیوانات بحریه این بحث نمیرانیم! و در اجزای فردیهٔ ذرات مترکبهٔ اجسام غير معدودة زمين"}
{"book": "adl0616", "page": 463, "text": "مينه ۱۰ سال دوم شماره ٦\n\nو حركات ميكانيكيه، وتركبات وتحللات كيميويه وحكميه اجزای فرديه اشیای این کره نیز تعمیق فکر و اندیشه نمی کنیم . بلكتها اگر بسوى ( ميكروب ) ناميك چيز بسيار كوچك و حقیری که از کوچکی بسیار بچشم نمیآید و بواسطة آلات خورده بينيه ( ميكروسكوپ ) دیده میشود يك توجهی نمائیم خود را سراسر گم و صنایع می بينم : در یک قطره آب صاف اگر با ( ميكرو سكوب ) نام آله فنی نظر کرده شود به اقسام و اشکال مختلفه هزاران حیوانات جاندار غریبه مشاهده میشود که آنرا (میکروپ ) میگویند. اين يك عالم ديگر است كه اگر درين عالم در آئيم آنرا نيز بقدر جولانگاه بی‌پایانی وسيع و فراخ می يابيم كه علم الى غير النهايه دران سيران و جولان ميتواند . بعضی از عالی نظران حقایق بینان این چیزها را خارج دایره حدود علم پنداشته حقیقت (علم) را عبارت از پی بردن به ذات اقدس خلاق عظيم الشان جمله كاينات ، و دانستن حقیقت آن واجب الوجود همه موجودات را علت العلل ميدانند و بس ! سبحان الله ! از غير محدود بودن اعضای لایتناهی بیان کردیم علم نیز در میان آن بحر محیط بی پایان وجوديم و اكر آنرا رفته رفته غير محدود كرديد ! حال آنکه این مجموعه بی‌پایان ، و این وسعت و فراخی عظیم الشان که علم حساب ، و علم هندسه و همه علوم رياضيه در تعداد و ابعاد این محیط نجوم درخشنده عاجز و صلت علم ماند نسبت به آن ابدیت وازلیت محيط المحيط ذات القدس الوهيت بجز يك نقطه كوچك موهوم ديگر هيچ نسبتی نميگيرد ! بس کدام فكر و قوا را يارا و کدام عقل و ذهن را توانا که به تحدید حدود آن عظمت و کبریا و ترمید غیر محدود آن جلالت و اعتلا جرأت تواند ، و به تعداد و شمار آن جنود غير معدود رب عظيم و ودود جسارت ورزد ! .... حالا خود بينديشيم که آیا علم را محدود بگویم یا غیر محدود ؟ و در علمی که زنجیر بند گرداب تحیر گردد ، و برای دانستن حقایق اشیای ثابت هيچ يك مقياس تحديد و تعدادی بدست نداشته باشد آیا جهان غير محدود گفته شود ؟ اما درينجا يك نكته ( عكس العمل ) بظهور می آید که آن باز به نوشتن يك مقاله مخصوص دیگری موقوفست، چون وقت نداریم آن مبحث را بوقت آخر تعليق نموده تنها بر همين قطعهٔ عارف دانای راز حضرت سعدی شيراز مقالهٔ خود ما را خاتمه ميكنيم :\n\nقطعه\nای بر تر از قياس و خيال و گمان و وهم\nوز هر چه گفته ايم و شنيديم و خوانده ايم\nدفتر تمام گشت و بآخر رسيد عمر\nما همچنان در اول وصف تو مانده ايم\n\n( ايضا حوادث خارجيه )\n( آخرترین خبرهای محاربه )\n\n— ( خبر های حرب ) —\nاز همعصر معزز وطن برای اخبار تایمز از مقام چا پيغام رسيد که :\nترکان بروز یکشنبه (۱۷) نومبر) بوقت نیم شب پیشقدمی کرده بر موضع بابا برغاس متصرف شدند ، بلغار سنگرها را بحالت سراسیمگی حال کرده رو به گریز نهادند . از حالت موجوده معلوم می شود که از پیشقدمی کردن بر فوج میسره ترکی ( بر لب بحیرهٔ مارمودا ) بالکل عاجز شده اند . چرا که توپخانه ترکی با کمالی تمام بلغارها را از پیشقدمی مانع می آید – بنابرین بلغاریان از جای خود يك قدم هم پیش رفته نمی توانند .\n\n— ( تأئيد مطالبۀ استريا ) —\nبالغراد ۱۹ نومبر سفرای جرمنی و ایطالیه به وزیر اعظم رویه کرده اند که سلطنت های ما در باب مطالبۀ توسیع قلمی و سرویه تائید خیالات استریا میکنند وزیر اعظم مذکور بجواب شان گفت که قبل از اختتام جنگ جواب قطعی داده نمی شود .\n\n( گفتگوی مصالحت مفروضه )\nقسطنطينيه ۲۰ نومبر — باب عالی برای گفتگوی با وكلای بلغاری تاريخ ۲۱ نومبر و کلای خود را مقرر خواهد کرد ( خواهش مصالحت هميشه از جانب مغلوب بظهور ميرسد ) .\n\n( راز گفتگوی مصالحت مفروضه فاش گرديد )\nقسطنطينيه ۲۱ نومبر — باب عالی شرائط بلغار را نا منظور کرده برای ناظم پاشا حکم داده است که کار روائی جنگ جاری داشته باشد .\n\nصوفيا ۲۱ نومبر — حکومت بلغار برای باب عالی اطلاع داده است که شرائط ما هر گز قطعی نمی باشد، نه بطريق پيغام آخری است که باب عالی بر آن مجبور کرده بلکه باب عالی اختيار کلی دارد که اگر شرائط بلغاری ناپسند خاطر باشند بالمقابل آن شرائط خود را تجويز نمايد ."}
{"book": "adl0616", "page": 464, "text": "صحیفه ۱۱\nسال دوم شماره ٦\n\nادبیات\n\nغزل\n\nامروز که ظاهر بود آثار ترقی\nعاقل منشين يكنفس از کار ترقی\nدر دهر نبیند بجز آثار منزل\nهر کس که نباشد پی کردار ترقی\nچون نقش قدم خانه نشین گشت درین راه\nهر کس که نگردید هوا دار ترقی\nسرمایهٔ علم و هنر اندوز که شاید\nحاصل شودت سود ببازار ترقی\nبی علم مجو رتبهٔ عالی که نمودند\nرفعت طلبان از هنر اظهار ترقی\nشاهنشه آفاق جهاندار جوان بخت\nگر فکر ببند آمده معیار ترقی\nچون او دگری نیست هوادار تمدن\nچون او دگری نیست خریدار ترقی\nدر عهد تو ای خسرو و آفاق گرفته است\nآفاق جهان سربسر اخبار ترقی\nدر فکر صنایع بودت روز و شبان صرف\nتا کشف شدت اینهمه اسرار ترقی\nشعر من و عدل تو گرفتند جهان را\nدر وصف تو گفتم زین اشعار ترقی\nخوش باد دل و طبع تو مستغنی بیدل\nای طبع بلند تو سزاوار ترقی\n\nهر متاعی که ترا هست هوس در عالم\nمیتوان یافت ببازار سراج الاخبار\nچون گل از باد صبا غنچه دلهای کسان\nمیشود تازه زگفتار سراج الاخبار\nزربانوان جهان خواهش گلچین داری\nرو به نظارهٔ گلزار سراج الاخبار\nآفرین و نگران و به مدیرش که چه خوش\nبدل و جان شده غمخوار سراج الاخبار\nبی سفر در محضر خویش به کلی آفاق\nمیکنی سیر ز آثار سراج الاخبار\nخبر روم و ری و روس و همه دولتها\nمیرسد با تو ز اخبار سراج الاخبار\nپیش ازین چشم دل مردم افغانستان\nبود بی بهره زدیدار سراج الاخبار\nاز عنایات شهنشاه سراج الملت\nشد باقبال اظهار سراج الاخبار\nشاه دین پرور خوش نیت فرخنده خصال\nفخر اسلام و مددکار سراج الاخبار\nخسروی ناموری انکه زعکس رویش\nرشك مشعل شده انوار سراج الاخبار\nملت دولت اسلام ترقی ها کرد\nدر زمان شه مدار سراج الاخبار\nبس کمالات و صنایع که بخیر دولت\nکرد ایجاد جو تذکار سراج الاخبار\nمطلب از کنج معالی بودت مقصد دل\nجمع کن گوهر شهوار سراج الاخبار\n( سنان هر رقم )\n\n(بتعريف سراج الاخبار)\nهر که شد واقف اسرار سراج الاخبار او بجان است خریدار سراج الاخبار\nدل باز بود از حسن و جمال خوبان خط و خال لب و رخسار سراج الاخبار\nمیل صبا نکند انکه بکامش برسد جرعهٔ ساغر سرشار سراج الاخبار\nگل یاقوت و در و لعل خجالت دارد از مضامین گهر بار سراج الاخبار\n\nحبس خانه های اميريكا\nمعلوم جميع عالمست: که قطعهٔ جديده (اميريكا) باوجوديکه زآثار مدنيت، و اصول معيشت انسانيت سراسر محروم و بی بهره بود از مدت چند عمر بدينطرف از پردهٔ وحشت و بدويت آنسرزمين چنان تمدن و ترقی تبدل ورزیده که حقيقتاً انظار را واله و حيران می سازد. درينوقت حاضر اکثر اختراعات عجيبه و کشفيات غريبه ازان - زمين روی کار می آيد. از جمله ترقيات عجيبه، و اختراعات غريبهٔ آنسرزمين يکی نيز اصول محبس و محبوسين آنقطعهٔ ترقی گزين است. در شهر (نيورك) که مرکز ادارهٔ ممالك متحدهٔ امريکای شمالی و شهر معمور بسيار عاليست محبس کبير بسيار جسيمی موجود است که به اسم (آلميرا) تسميه ميکنندش. اين محبس به استيعاب سه هزار محبوس جسامت دارد که در نظم و نسق نيز بر محابس جميع دنيا"}
{"book": "adl0616", "page": 465, "text": "٦٠٤\n\nصحیفه ۱۲\nسال دوم\n\nفوقیت بهم میرساند ، محبوسینی که درین محبس ادخال میشوند البته از روی قباعات وجنایاتکه مخالف آداب و اخلاق هیئت اجتماعیه باشند گرفتار قید قهر و تنكيل مجازات قانونيه گرديده بدين محبس التجا ميشوند . حالانكه چون در درون اين محبس داخل کردند بعد از چندی هر يك از ايشان معلمان علوم وفنون متنوعه ، وصاحبان اخلاق حسنه گرديده بيرون ميرابند .\nدر حبس خانه مذکوره از طرف حکومت در خصوص هر علم ، وهر فن و هر صنعت معلمان متعددۀ مخصوصه مستخدمند كه هر يك از محبوسين را باستعداد جبلی و فطریش دیده در آن علم و عمل تعليم مينمايند كه ازين سبب هم مردمان بد اخلاق قبيح الاطوار نائل سعادت اخلاق و آداب ميگردند، وهم ملك و ملت از ثمرۀ تحصيلات علوم، وفنون ايشان بهره ور و كامياب ميشوند .\nمحبوسين مذكوره مدخولۀ محبس آلميرا از قرار مدت جزائيه خودشان بر صنوف مختلفة متعددة تقسيم ميشوند و در آنجا هر صنف بفنون وصنايع متنوعة مختصه مشغول تحصيل و تعلم ميگردند .\nوهريك ازين محبوسين احوال سنويه خويشتن را با علم و هنر محصلۀ خودشان که در درون محبس اجرا داشته اند على وجه الصحه بيكم و کاست در قید تحریر در آورده مکمل يك يك جلد كتابي نيز بميدان ميزارند .\nمحبوسين محبس آلميرا خودشانرا بنام محكوم و محبوس ياد نميكنند بلكه به اسم ( پنسيونير ) يعنى شاگردان مكتب داخلى توسيم مينمايند كه اگر بنظر انصاف نظر كنيم سزاوار اين اسم هستند. درسته گذشته از روى ايستانستيق كه در محبوسين محبس الميرا اجرا نموده اند چنان معلوم ميشود كه از جملۀ هزار و پنچصد محبوس موجوده هزار و دو صد نفر در بيست و شش نوع صنايع ابراز مهارت كرده اند .\nمحبوسين مدخولۀ محبس الميرا برتنيس مدت جزائيه خودشان موفق هم ميتوانند شد . مثلاً اگر يكى از محبوسين بجزاى حبس شش ساله محكوم باشد هرگاه اصلاح نفس و صنعت و مهارت خود شرا ملاً وعملاً به اثبات برساند ميتواند كه حبس شش ساله اش را بدو سال يا يك سال و يا سراسر از وی تنقيص و تنزيل بدهد.\nهر گاهيكه يكى از محبوسين بوجه اتم و صورت احسن هنر و معرفت خود را ثابت ميكند آنگاه از طرف مدير مجلس چند كلمه از ديانت و اخلاق را بر او تلقين نموده و شهادتنامه بدستش داده آزادش ميكنند.\nحكومت اكثر مالزمه عسكريه ، وسائر اشياى مقتضيه را نيز بواسطۀ صنعت و مهارت محبوسين مذكور بعمل مى آرد كه ازين رو هر سال يك صد و بيست هزار فرانك در خزينۀ دولتى تصرف حاصل ميشود .\n( انتها )\n\nايشيك آقاسی ملكی حضور اعلحضرت همایونی ( علی احمد خان )\n\nناموران زنان جهان\n\n( ما بعد از شماره ٥ سال دوم )\n\nوالحاصل از هر نقطۀ نظر که دیده شود جناب ملكه (الكساندره) يك ملكۀ بزرگیست که جداً لایق بزرگی انگلستان بزرگ میباشند . [ اقتباساً ترجمه از (محاسن) نام اخبار زنانه ]\nآلنوال – يك دايه قابله بود که در تاريخ ۱۷۰۰ ميلادی در خطۀ ( شارتره ) فرانس تولد، و در سنۀ ١٧٥٣ در پاريس وفات کرده است. محرره يك زن بود که بعضی فاجعه های خوبی نوشته است .\nاليكس – ملكۀ فرانس بود. در اصل دختر قونت يعنی خان ايالت ( شامپانيا ) بود. در سنۀ ١١٦٠ ميلادی با (اولی هفتم) پادشاه فرانس ازدواج کرده ملكۀ فرانس شده است . و چون شوهرش بمداريۀ اهل صليب ميرفت اليكس را وكيلۀ حكومت خود نموده بود. نحو بصورت ادارۀ ملك را كرده بود . در سنۀ ١٢٠٩ ميلادی وفات يافته است .\nآمازون – در تواريخ يونان قديم مذكور است كه در طرفهاى شرق جنوبى بحر سياه يعنى در جوار ( لازستان ) آمازون نام يك قومى بود كه صرف از طائفۀ زنان مركب بودند. در باب"}
{"book": "adl0616", "page": 466, "text": "سال دوم شماره ٦ صفحه ۱۳\n\nاین طایفه امازون روایتها و حکایتهای عجیب و غربی روایت میشود مویا در زمان پیشین در همین نواحی لازستان يك حكومت مستقله از زنان بر پا بود که سطوت و شوکت آن دولت زن شرقاً تا بممالك ( آثور ) وغرباً تا به بحر جزیره ها محدود شده بود . هیچ یک فردی از افراد مرد درین طایفه موجود نبود . برای باقی ماندن ذریت و نسل خودشان در هر سال زنان جوان و توانای آنها یک اردوی مکملی تشکیل داده بر ممالک همجواری خود میرفتند ، و در جوار آن مملکت از دوگاه خودشان را زده با مردان آنجا معاشرت میکردند. و چون آثار حمل را در خود مشاهده میکردند بر میگشتند، و بعد از انکه میزائیدند اگر نرینه میبود آرا در بحر می انداختند، و اگر دختر میبود بپرورش و تربیه میدادند. تربیه حقیقی دختران این بود که آنها را با لشکری و سیا هیگری تعلیم و تربیه داده تمام عسکر میساختند، حتی برای اینکه مانع تیراندازی شان نشود از طفلی پستان راست دختر آرا داغ میکردند که پستان نبراید. آمازون ها چنان يك دولت همه عسکر جنگ آوری بودند که محاربه خونریزانه شدیده آنها با دولت یونان سرمایه بسیار بزرگ مورخ ها و شاعر ها و مصورهای یونانی گردیده است . بيك روایت شهرهای ازمیر یعنی سمرنا ، و مغنيا وافس از بناهای آمازو نهاست. از ملکه های آمازون نامهای بعضی نیز در کتب تاریخیه مذکور است که یکی از انها ( بين تسيليه ) نام ملکه آمازون است که باسی هزار سوار جنگ آورزن بمددگاری حکومت (روا) آمده با حکومت یونان محاربه کرده است . دیگر ( نا الستریس) نام ملکه آمازون است که با اسكندر ذو القرنین ملاقات کرده است. غیر ازین آمازونهای آسیا در افریقا نیز همچنین یک حکومت آمازون که سراسر از زن مركب بود موجود بود که هر طرف افریقای شمالی را ضبط و استیلا نموده بودند . و باسیای صغری نیز درآمده از طرف بوتانیها مغلوب شده بودند .\n\n(حضرت آمنه)\nوالدة محترمة حضرت مفخر موجودات صلى الله عليه وسلم آمنه - دختر وهب بن عبد مناف بن زهره ، بن كلاب . بن مره ، بن كعب بن لوی بن غالب میباشند که سلسله نسب شان به بطن بسلسله مبارکه پیغمبری یکجا میشود . از طرف والده شان که ( بره ) نام دارد، ودختر عبد العزى ، بن عثمان عبد الدار بن قصی بن کلاب ، میباشد این چهار بطن بالنسب شریف حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم می آمیزد . بنابرین حضرت ( عبد المطلب ) حضرت ( آمنه) را برای پسر خودشان جناب ( عبد الله ) ، و (هاله) بنت وهیب را که همزاده حضرت آمنه بود برای نفس خود تزویج کردند . از ( هاله ) حضرت (حمزه) رضی الله تعالى عنه و از جناب (آمنه) حضرت فخر كائنات ومفخر موجودات ( محمد مصطفى ) صلى الله عليه وسلم بدنيا آمد ، جناب عبد الله ابن عبد المطالب با وجودیکه شرافت حسب و نسب را مالك بوديك مقبول و خصلتهای نیز داشتند. و بسبب نور شریفی که علامات تشریف آوری حضرت خاتم النبين عليه صلوات الملك المعين بود و در جبهة جناب عبد الله می آیید جمال بر جمالشان افزوده بود . لهذا در میان زنان قریش بسیاری از زنان آرزو و اشتیاق شرف یابی ازدواج شارا در دل میپرورانیدند تا باشد که بشرف آن نور محمدی نایل و سر افراز کردند. حتی باین امید بسیار از زنان عرض نفس هم کردند. ولی چون تقدیر الهی این شرف را برای حضرت آنه مقرر نموده بود بدیگری نرسید . بعد از وقوع زفاف همان نوری که در جبهه حضرت عبدالله میتایید در چین حضرت آمنه انتقال نمود. در آنشب دختران قریش از رشك بنات و در اضطراب شدند. یکی از زنانی که برای شرفیابی آن نور بحضرت عبدالله\n\nفاجعه های پاریس\nما بعد از شماره ٥ سال دوم\n\nنوجوان ، مادام آنغورا يك خدمتكار فونتس قلوتيلد گمان کرده پرسید که :\n- آیا لطفاً گفته میتوانید که مادام لاقونس دوراندال در کجا میباشند ؟\n- در نجابت، موسیو آیا زحمت اختیار فرموده به اوتاق من تشریف می آرید ؟ مادام در پیش من مهمان هستند . در حق شان بدرجۀ ممکنه باشد آثار دقت و اهتمام روا میدارم. آیا ذات عالی شما جناب قوتی که امروز صبح برایشان مکتوب فرستاده بودند میباشند ؟\n- بلی همان آدم منم .\n- چون چنین است بفرمائید که شما را در نزدش ببرم زیرا\n\nشما را به بسیار انباء انتظار میکشد . چابك شوید موسیو .\nشما در اول امر اینرا بگوئید که آیا براستی حیات فونتس در تهلکه است ؟\n- بی گمان قوی دارم که در تهلکه است . بیچاره زن !... میترسم که پیش از شام حیاتش به انجام برسد. خود شما تصور بکنید، يك وجود ضعیفی که غمها و المهای دنیا آنرا باینهایند درجه ناتوانی رسانیده باشد و باز بر سر آنهمه از تأثیر چنان واقعهٔ مدهشه که وجود های بسیار سالمی نیز به آن مقاومت نتواند وضع حمل کنند. آیا چه خواهد شد؟ البته خواهید دانست که از کدام واقعه مدهشه بحث میرانم ؟\n- بلی من از هیچ واقعه خبر ندارم ....\nبنابرین مادام آنغو همه وقوعات را نقل و بیان نمود . و ویقونت نیز ازین واقعه مدهشه حیرت کرده خیلی متأثر گردید . مادام آنفو باز بر سخن خود دوام نموده گفت :\n- طفلکش خوبست . اما حیات والده اش جداً در تهلکه"}
{"book": "adl0616", "page": 467, "text": "سال دوم شماره ٦\n\nعرض نفس کرده است ( رقیق ) نام خاتون عربیست که همشیره ( ورقة بن نوفل ) میباشد . ورقة، يك كسى از مردان عاقل و كاهن خورده سال عرب بود که همشیره اش رقیقه بار بار از زبان او شنیده بود که در ین نزد یکها پیغمبر آخر زمان تشریف خواهد آورد، و از صلب هر کس که آمدنی باشد در جبین آن شخص يك نور درخشانی لمعان و تابان میباشد . لهذا رقیقه مسافرت اختیار کرد، قبایل را گشت و گذار میکرد تا آنکه بحضرت عبدالله برخورده از ناحیه اش آن نور را نمایان یافت . لهذا برای محمل شدن آن نور مکرم به عبدالله اگرچه عرض جمال و بسی وعده های مال و منال نمود . ولى عبد الله بنابر ناكامی كه داشت ابا ورزیده تکلیفش را به این دو فرد عربی رد نمود :\n\nاما الحرام فالحمام دونه والحل لاحل فأسقيينه\nفكيف بالأمر الذي تبغينه يحمى الكريم عرضه ودينه\n\nمعنی اجمالی آن این است که در نزد اهل عرض و شرف هر شی نسبت به حرام اسانتر است . خواهیم مرد، ولی حرام را ارتكاب نخواهم کرد .\n\nچه شرف ، و چه سعادت برای حضرت سیده ( آمنه ) که محمل آن نور بدیع در خشان ، و حامله فخر هر دو جهان گردید\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 468, "text": "شماره ٦\n\nسال دوم\n\nعلم ثروت مل\n(ما بعد از شماره ۵ سال دوم)\n\nو دستور العملها ليكه از طرف انسانها وضع شده است كه آنهم از اثر اخلاقها و عادات و افکار مرعبه اهالی پیش آمده میباشد. يك قسم احوال استنائية مخصوصة نیز هست كه آنرا ( انحصار ) با (امتیاز) میگویند و آنهم از مواقع طبيعيه ، ومواقع موضوعه بوجود آمده است. مثلا هر مستحصل یعنی هر فروشنده که بسبب اسباب طبیعیه و یا مو ضوعه به استحصال منافع كثير. وتتعات فوق العاده مقتدر شود خود بخود به انحصار و امتیاز نایل و سزاوار است . لهذا اینگونه امتیازاتی که از موالا طبیعیه و از چیزها تولد باید اساساً زایل نمیشود . مثلا كسيكه در يك صنعتی مهارت دارد. و دیگری آن مهارت را ندارد طبعاً امتیاز و انحصار آن صنعت را مالك است و یا شخص که قوه عقلبه و ذهين خارق العاده را مالك باشد و اختراعات بدينه و غربیه بروی کار آرد البته که امتیاز و انحصار آنرا داشته باشد . لذا جيزيك عبارت از استعداد و در طبعی باشد، و با عاید بچیزهایی که ثمره قوای عقلیه مانند ایجاد و اختراع باشد استعمال و تصرف انجزها مستند بر وعده های حریت و ملکیت میباشد که از طرف حکومت قانوناً حمايه شدنش لازم است . كذلك امتياز هانیکه از تصرف جنگل و معادن اراضی تولد بکنند چون بر قاعده ملکیت مینی نمیباشد ربات آنها نيز واجب است . نامه انها جز که گفته شد در باب امتیازات و انحصار طبیعی بود اما امتیازات موضوعه بینی که اثر صنعت المسان وتمرة قوانين و نظامات روپانیدن پدر است هروقت و هر زمان که واهند تعدیل وتبديل والفو كرده میتوانند . حیکی از مقاصدی که علم ثروت خیلی لازم میداند مسئله انو کردن اینگونه امتیاز است. بعضی از مواقع موضوع آنست که برای منفعت يك شخص نوقت میدانست کانتیجه کار همچنین خواهد شد ، و می گفته بود. و او مرا رهایی دادن میخواست. غفلت منو ناده من این بلا را بر سرم آورد. دنیا را بچشم تاریک ساخت . پدرم بین گفت که اگر سخن مرا نشنوی بعد ازین دختر من نخواهی بود ، من سخن او را نشنیدم. بنا برین در نظر او وجود وعدم يكسانت. از شیب کا حق دارد که او را ملامت کند ؟ در پنجاب اگر چه مارگی حق دارد . ولی این حق خود را بصورت مفرط سوء استعمال کردن يك حركت بیرحمانه شمرده میشود .\n\nاگر يك دوسه ماهی دوام هم نماید ، ولی ممکن است که آخر الامر آن حیله مردمان معلوم نشود و امنیت و اعتماد مشتری از و برداشته نگردد. حالانکه راستی و استقامت در تجارت مداریکانه ثروت و منفعت است . ارباب صنایع و تجاری که براستی و در سنی معامله کنند اعتبار و شهرت شان معروف انام گردیده بیشتر مشتری جلب میکنند و تنود راغب میسازند. بنابرین یگانه استاد گناهی تجارت ناموس و حیثیت و استقامت تجار می باشد احوال ملت های متمدنه على الخصوص ملت انكليز که در راه آزادی اعمال و علم ثروت از همه ملل پیشتو رفته اند همین سمنان ما را تصدیق میکنند .\n\n— ( فصل ششم ) —\n\nدر بیان موالی که به آزادی اعمال بارش میشود،\nقاعده سرّیّتی اعمال به بسیاری از موانع و میمورد كیك قسم آنرا (مواقع طبیعی) میگویند. مانند متفاوت بودن ذکاوت استعداد انسانها که بعضی ذکی و مستعد بوده از اندیگری که نسبت به او کمتر ذکی و مستعد میباشد بهتر و خوبتر فایده میدارد و قوه روپانیدن زمینها که بعضی از بعضی بیشتر میباشد. و بعد و مسافت و کانیها و سنگها و غیره که اینها از مواقع طبیعیه شمرده میشوند . یك قسم دیگر آنها مواقع موضوعه ( میگویند . مانند قوانين ونظامات.\nنهاده گفت :\n— تلونيلك ، فلوتيل امن آیا ترا به این حال بینم ها و مجاره بديرت قونتس ! ترا چون به اینحال می بینم بگرم پاره پاره میشود ير من دل سوزانيد. من به انتحال مستأصل : معادیکه او را یکسوئی خود بخود بی توجه نموده برد بصورت مجنونانه آزارد کردم. این است که مالا جزای آن خدای خود را میکشم. مع هذا باز خود را اختیار میشمارم، چونکه در میان این گونه مصیبت مدهشه مانند شما يك محب صادقی را مالکیم ، آه آرمان در دنیا عجز تو دگر کسی برای من نمانده است .\n— قلوتيد : ناحقی میکنید. آیا پدر را فراموش میکنید؟\n— پدرم مارگی دو موقوب هنوز دیروز می گفت که در دنیا او را فلوتین نام دختری نیست .\n— ( بيك طور فرنانه ) آن ، چقدر سنگدلی !\nدرین خصوص حق بدست اوست. چونکه او درها\n\n— می او را به بد صورت تحقیر کرده بودم .....\n— معلوم میشود که از خود شما او را مدافعه و طرفداری میکنید .\n— یلی خود را مهم و او را برى الدمه ميدانم .\n— بعد از نستنان یک قدری در اتاق يك سکونت حاصل شد. بعد از ان باز مادام دور اندال بسخن آغاز کرده گفت :\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 469, "text": "تحفه ١٦ سال دوم شماره ٦\n\nو یا برای منفعت بسیار اشخاص وضع شده میباشد ، یا آنکه برای نظم و نسق حمليات صناعيه، ووقايه ومحافظة منابع بوجود آورده میشود .. و بعضی از مواقع بنابر مقصد محافظة هيئت عمومیه از طرف حکومت وضع میشود . موانعی که برای منفعت اشخاص وضع میشود ، و امتیازانی که ازان بوجود می آید عبارت ازین چند مواد است : يك كاری كه بطريق الحصار بيك شخص ، ويا بيك شركت داده شود، و برای اجرای بعضی صنایع بعضی اشخاص را مأذون دارند . و تحدید عدد ، وتعیین معاملات آنهاست . موانی که برای اجرا نشدن صنایع بدون اجازه و رخصت وضع شده است بسیبی که اساساً به ( وقابت ) و ( آزادی اعمال ) مخالف است از ارو در نزد علم ثروت مضر شمرده میشود . قبل ازین در ممالک متمدنه صنایع اصناف صنعتکاران در زیر نظام و قانون گرفته شده بود. و هر گونه اعمالی که به اجرای آن هر صنفی از ارباب صنایع مأذون میبود با قوانین و نظامات مخصوصة تعیین میگردید. و هر صنعت از پدر به اولاد انتقال می یافت . هر کس تا یکمدتی شاگردی نمیکرد ، و استاده ای آن صنعت تصدیق نمیکردند آن کس اجرای صنعت نمیتوانست . و آن تصدیق را بدست آوردن بر خوش کردن خاطر استادها متوقف بود که آن نیز به بعضی مصارفات وزحمات موقوف بود. هر صنعت از خود يك دايره بنى محكمة مخصوصی داشت که آن هم از خود باشيها و سرپرستهای جداگانه را مالک بود . و نيزيك هيئت اداره داشت که نظام و قانون آن صنعت را اجرا میکردند که انتخاب صنایع را به تکلیفها و زحمتهای بسیار گرفتار می آوردند. از دیگر طرف برای اجرای هر صنعت جاهای معین و محدودی بود که به اینصورت از صنایع محدود شده بود . حتی نانیایی و قسابی و بقالی که از صنعتهای احتیاجات ضروریه شمرده میشود نیز در زیر دست یکچند نفری به انحصار در آمده بود . تا آنکه رفته رفته این نظامنامه اصناف و ارباب صنایع لغو و بر طرف گردید. کسانیکه از لغو شدن نظامات و قوانين اصناف صنعتکاران افسوس میکنند یکبار احوال سابقه اوروبا وعلى الخصوص احوال سابقه ملا، فرانس را با احوال حالایی آن یکقدری مقیسه و مطالعه نمایند در قرون وسطا در شهر (میلان با تخت ایطالیا) آزادی صنایع کاملا جاری و در دیگر جاهای اوروپا جاری نبود . به این سبب منسوجات یعنی صنعت بافنده گی این شهر در انوقتها به نفاست و متانت مشهور عالم شده بود، و در هر طرف بکلی اموال بیرون براورده میشد ، وشهر ( میلان ) از انرو خیلی کسب ثروت و قدرت کرده بود . اما رفته رفته خواه در ایتالیا و خواه در دیگر ممالک اوروپا اصناف ارباب صنایع به نظام و قانون ربط گردیده و رفته رفته\nباقی دارد.\n\nاعلان\n\nسياحتِ دورا دور كرهٔ زمين\nچندر فایده ها و شيرينيها دارد ! على الخصوص\nکه آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\nبه هشتاد روز ✍\nاجرا شود ! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پردورا دور کره زمین )\nبهشتاد روز\nقدر دوربیه کابل بك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گوبابا ( فلباس فوق ) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد .\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقت. از فرانسوی به ترکی و از ترکی فارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناولاتی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرزا فسانه نشان میدهد .\nدر (مطبعهٔ عنایت) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معين السلطنه ـ ردار عنایت الله خان) است بزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد. و افسوس فایده نخواهد بخشید .\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 470, "text": "صحیفه (۱)\nسال دوم\nشماره (۷)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nنگران\nاز بيك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت همايونى على احمد\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات ذاك ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات ذاك ١٠ روپیه انگلیزی\nپهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی ۱۵ محرم ۱۳۳۱\nتاریخ انگریزی ۲۵ دسمبر\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\n\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنه (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل یکپایسی است\nتاریخ شمسی ٤ جدی ۱۲۹۱\n\nدر ین اخبار از حوادث داخلیه وخارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nتمثال جمال پادشاه معظم دولت علیه مستقله افغانستان شوکة رکاب اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان"}
{"book": "adl0616", "page": 471, "text": "[Pers--  ( F. O. S. S. O.  S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. S. O. شماره ۷\nالصحيفه ۴\nسال دوم\nفهرست مندرجات\nکوهستان کابل\nادبیات\nبیان هجرت\nناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل\nحالات طرزی صاحب مرحوم\nعالم عسکری\nاعلان\n(کوهستان کAI  ( کابل ) که مرکز دولت علیه افغانستان است، تنها عبارت از همین شهر شهیر معروف نی، بلکه بنام (کK. بلستان) يك خطه اختیار جسیمه را مالک است که مهمترین اراضی که این خطه را تشکیل داده اراضی سمت شمال کابل میباشد که آنرا (کوهستان) مینامند. غیر از سمت های جنوب غ-ربی افغانستان که یکدرجه دشت و هموار است دیگر همه این قطعه عبارت از يك شبکه کوهای متسلسل عظیمه میباشد که از غرب بشرق و از شمال بجنوب يك دیگر را تقاطع نموده اند. و آبادیها و شهرها و ولایتها در میان وادیها و دامانهای این شبکه جابجا واقع شده است. بلندترین و بزرگترین کوهای آسیای جبال متسلسله (هیالا) میباشد که این سلسلۀ عظیمه جهت جنوب شرقی قطعه آسیارا بر دو سطح م-ایل عظیمی تفریق نموده که سطح مایل جنوبی آن قطعه وسیعۀ هندوستان را و سطح مایل شمالی آن صحراها و دشتهای بلند ثبت و خطارا تشکیل داده است. بلندترین ذروه های کوهای (هیالا) (اوه رست) نام ذروه ایست که بیست و نه هزار و یکصد قدم یعنی (فوت) بلندی دارد. درین جهت غربی ثبت سلسلۀ کوههای عظیمه (قرونلین) و قره قروم، که از جهت شرق شمال می آید بالسلسلۀ جبال جسیمۀ (هیالایا) که از جهت شرق جنوب آمده است یکجا شده بنام (پامیر) يك رابطۀ جبال را تشکیل میدهند که این رابطه یعنی کرۀ سلسله ها را (بام دنیا) مینامند.\nازین رابطه (بام دنیا - یعنی - پامیر) يك سلسلۀ جسیمۀ دیگری که بنام (هندوکوه) معروف به (هندو کش) میباشد جدا شده یکسر بسوی غرب امتداد کرده میرود. این سلسلۀ (هندوکوه) در حدود ثبت از سلسلۀ (قره قورم) جدا گشته در جهت جنوبی مملکت (پامیر) اولاً در میان (واخان) و (واردستان)، و بعد ازان در میان (بدخشان) و (کافرستان) یکسر بسوی غرب جنوبی دراز شده رفته است. و حوضۀ نهر جیحون را از حوضۀ نهر کابل که در آخر بحوضۀ سند موسوم میشود تفریق میکنند. در جهت شمال ترین کابل باز دو سلسلۀ جسیمۀ دیگری جداشده یکی بنام (کوه بابا) یکسر بسوی غرب امتداد نموده بملک هزاره جات و خود را تا به هرات تعقیب میکنند. و يك سلسلۀ دیگر آن بنام (سفید کوه) یکسر بسوی شرق و شرق جنوبی محدود شده رفته است. بعضی از ذروه های سلسلۀ (هندو کوه) که افغانستان در میان منظومهٔ آن واقع شده تا به هفت هزار و ششصد متر ارتفاع را مالک است.\nاین منظره منظومهٔ جبال مسلسل افغانستان بسی دره های بسیار ژرف و مهیبی و بسی وادیها و حوضه های سبز و خرم مزروع و معمور لطیفی را در بردارد، مثلا چون یکبار از درهٔ تنك و مخوف (خیبر) به (دکه) نام موضع برانیم تا به درهٔ عجیب و غریب (تنك نارو) خود را در يك وادی بسیار پهنای خیلی دلنشین سبز و خرم می یابیم که از یکطرف با دیوارهای کوههای سرفلك کشیدۀ شلوار وغیره که از شعبه های سفید کوهست و از دیگر طرف با کوههای استوار و کافرستان محاط میباشد و شهر کابل در وسط این وادی مستطیل پهنا مار عیان جریان دارد که منظره های بدیعۀ ابنیه و مزروعات پنبه ویشکر، والفنون وغيره آنها نظرربا میباشند. باز چون از درۀ تنك نارو، و یا درۀ (خورد کابل) برانیم در يك دایرۀ بسیار واسع حوضۀ (کابل) میدرائیم که دار و مدار این حوضه را با کوهای پست و بلند زنجیر آسایی محاطه می بینیم که باز چون از درۀ (گذرگاه) آن برائیم حوضۀ نمونۀ فردوس (چاردهی) و اگر از جهت شمال از درۀ (کوتل خیرخانه) برون شویم خود را در حوضۀ (کوهستان) و (کوهدامن) زمین کابل می یابیم که اصل موضوع بحث ما درینجا عبارت از همین سر زمین دلنشین است.\n§\nایالت (کوهدامن) و (کوهستان) کابل عبارت از يك زمین بسیار واسع و فراخ پرمیوه و پردرخت خیلی منبت و کثیر النفوسی میباشد که از جهت شمال بنهر بزرگ (نیلاب) از علاقۀ (ریزه کوهستان) و (تخمیر) تفریق می یابد. از طرف جنوب باز با همین نهر از علاقۀ (کتاب) و از طرف غرب بالسلسلۀ کوههای (هندوکش) و از جهت غرب با کوتلهای (خیرخانه) و (يك لنگه) از علاقۀ (کابل) محدود شده است. تقریباً قدر شصت هفتاد کیلو متر مربع يك زمین دلنشینی ست که آبهای براق و خوشگوار از تلاب سالنك، منك، غوربند و غیره این زمین واسع را آبیاری مینماید. همۀ نفوس کوهستان، و کوهدامن تخمیناً بيك مليون نفوس میرسد. اهالی این جهت بسیار جسور، و توانا، و جنك آور و نشان انداز میباشند. قریه ها و قصبه های بسیار معموری دارد. پنبه، گندم، جو، جواری و غیره از محصولات زمینی، توت، جوز، انواع آلو، سیب، ناك، انگور رقم رقم از محصولات سر"}
{"book": "adl0616", "page": 472, "text": "صحیفه ۳\nسال دوم\nشماره ۷\n\nدرختی آنت، علی الخصوص توت، و جوز آنقدر وافر و مبذول است که بک قسم کلی ارزاق مردمان این نواحی را دفع میکنند مثلا نوت را خشک میکنند. و بعد ازان با مغز جوز آنرا میکوبند، و ازان بقدر يك تاريخ با قدری بزرگتر گلوله ها میسازند. كه يك گلوله آن يك مرد مسافر یا محارب را بقدر ۲۴ ساعت بخوبی از غذا فارغ میسازد چنانچه در محار بانی که با انگلیان بوقوع آمد آزوقه مجاهدین کوهستان را همین غذا تشکیل داده بود.\n\nاز روایات موثوقه تاریخیه چنان معلوم میشود که در زمانهای قدیم اصل شهر (کابل) در همین موقع کوهستان در موضعی که آنرا (بگرام) مینامند بنا یافته بود که از بعضی علایم و آثار نیز صحت این روایت ظاهر و آشکار میگردد. در اثرهای مورخین زمان اسکندر رومی و جغرافیای (بطلمیوس) نیز از همین کابل بگرام بحث و بیان شده. و کابل را به تحریف (کابوره) ذکر کرده اند. فردوسی در شهنامه خود نیز از کابل و کابلستان که مقصود همین کابل (بگرام) است.\n\nبعد ازان زمانه های قدیم در کوهستان زمین کابل هيچ يك شهر معتبر و مشهوری بنا نیافته بود. تا آنکه در زمان سعد اقتران بادشاء ذيشوكت وشان دولت عليه مستقله اسلامی افغانستان اعلحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان) در (پروان) نام موضع که به (جبل السراج) موسوم شده است بنای (سراج الا مصار) نام يك قلعه شهر نمای بسیار مستحکمی را اراده فرمودند، و به این سبب اهمیت رونق و شکوه کوهستان کابل را سر از نو زنده و تازه فرمودند.\n\n§\n\nذات اعلحضرت پادشاه عمران پرور بزرك مادر اواخر سنه ١٣٢٤ هجری مملكت شمالی کابل - یعنی کوهدامن، و کوهستان را شاهانه شانرا دور و سیاحت فرموده بنا بر اهمیت موقع این ولایت يك موضع دولتی و عسکری را در ان خیلی لازم و ضروری یافتند و چون در (پروان) نام موقع موکب همایونی شرف مواصلت فرمود آنجا را برای اجرای افکار شاهانه شان خیلی موقع لایق و پسندیده یافتند. زیرا این موقع چنانچه از جهت بلندی بر همه کوهدامن زمین ناظر و حاکم افتاده همچنان بر سه چهار دره های بسیار مهمی که گذرگاههای یکانه سمت شمالی - یعنی ترکستان - شمرده میشود نیز حاکم میباشد.\n\nمهمترین این راه ها راه (خاواك) است که از دره پنجشیر میگذرد ذات اعلحضرت شاهانه در وقت عودت از دوره سیاحت شاهانه شان، از ترکستان بر همین راه خاوان تشریف آورده اند. و دیگر راه دره (صالح اولنگ) معروف به (سالنگ) است که یکه به (خنجان) میراید. دو راه دیگری که یکی از دره (غور بند) و دیگر آن به (بامیان) میرود نیز خیلی گذرگاههای مهمی شمرده میشوند.\n\nهیئت مجموعه این شهر مینو پهر دو گروه (۱) در سه گروه می آید ارک مبارک که در سراج الامصار است. و نزديك به اتمام رسیده در يك موقع مرتفع بسیار دلکشای بنا یافته که محتوى بريك قصر بسيار عالي بادشاهي، و يك دایره حرم سرای همایونی، و يك چونی عسکری که در وقت ضرورت تا دو هزار نفر عسکر را بمماحيه خانه و کدام بگنجاند و سی خانه های خصوصی دیگر برای نفری معیت شاهانه میباشد. دیوارها، بروج، چونی، خانه های خصوصی تحویلخانه ها، خزنيه، وميكزين وغيره این ارک مبارکه سراسر به انجام رسیده است. تنها نشیمنگاه ذات شاهانه هنوز اتمام نیافته.\n\nدیگر چیزی که مدار افتخار (کوهستان) گردیده، و برای شرق استقبال آن يك شهراه بزرگی را تأمین نموده همانا تأسیس یافتن کارخانه بزرگ برقیست که در (سراج الامصار) انشا میشود. زمان، زمان صنعت | صنایع در وقت حاضر بدرجه ترقى نموده که مدار حیات و حرکت عالم گردیده است. در هر مملکتی که دود کشهای بلند فابریکها یعنی کارخانه ها بیشتر و دودود انشانی شان افزونتر است. تروت، قوت عزت شان نیز بسیار ترو اعلاتر میباشد. هر انقدر که چرخهای ماشین ها در يك ملكي زیاده تر بدور افتد. همان قدر در کثرت نفوس آن ملک می افزاید. زیرا چرخ های یک ماشین، قوت دستهای یک جمع کثیری از انسانها را دارد که به این سبب ماشینها، خدمت صنایع را بجا آورده قوت نفوس بسیاری را حاصل میکنند. مثلا: يك قصبة تصور کنیم که بیست هزار نفوس را مالک است. يك فابر يكسان باقی در ان قصبه تصور کنیم که بقوت سه صد اسب در شبانه روزی حرکت کرده در ماه شش هزار توپ سانرا، که هر توپش صد گز باشد بعمل می آرد. اینقدر توپ سان، غیر از انکه احتیاج اهالی قصبه را تمامها دفع کند بعوض سانی که بخارج بیرون میرارد، زر و دینار وافری نیز به آن قصبه داخل کرده مدار ثروت و توانگری آن قصبه میشود. حالانکه اگر خود آن اهالی بقوت دستهای خودشان این شش هزار توپ سانرا بسازند به بیست مثل نفوس خود ساخته نمیتوانند. پس معلوم شد که فابریکها نفوس را بیست چند افزونی میدهد!\n\nیعنی اراضی کوهستان و کوهدامن، استعداد و قابلیت زیادی برای زراعت پنبه دارد. حتی اکثر پنبه کار آمد کابل را پنبه کوهستان مدارک میکند. وصنعت بافندگی بعضی چیزها نیز نایك درجه درین سرزمین ترقی دارد. مثلا: غیر از (کرباس) ناميك قماش كه پوشاك عمومی از ان ساخته میشود (کیش) ناميك قماشی که خدمت شانه پوشی شان را ایفا کنند نیز یافته میشود. برای مفروشات خانه ها که بعوض چندنی استعمال شود نیز بعضی قماشهای خوب و متینی\n\n(۱) گروه به مقياس مساحة مروجه افغانستانست. هر گروه چار هزار جريب - يعنى گز زراعى - افغانى است هر گز جريب مساوى با ٭ اينچ انگليسى ميباشد ٭"}
{"book": "adl0616", "page": 473, "text": "شماره ۷\nسال دوم\n\nساخته میشود. حالا نکه اگر فابريك ها باشد، و انجيزها خوت ماشين ها بکار افتد غیر از انکه در نفاست و خوبی آنها ترقیات بدیعی پیش شود — کثرت و سهولت وقیمت، ومبادله نیز بیشتر شده، مدار ثروت و توانگری اهالی، و ترقی و آبادی ملك میگردد.\n\nذات اعليحضرت پادشاه ترقی پرور ما که همه اوقات عزیز شاهانهٔ شانرا برای ترقی، و بهبودی ملك و ملت شان مصروف داشته اند هیچ یکی از نکات باريك اسباب ترقى و تعالى دولت علیه افغانستانرا از زیر نظر همایونی دور نداشته اند، فابريكها را اساس يگانه ترقی و توانگری ملك دانسته — غير از ماشين خانهٔ بزرگ دارالسلطنه بسی فابريكهای ديگری نيز برای پشمينه بافی و چرم گری و غيره در عصر فرخندهٔ حضور شاهانه بوجود آمده است. ولی چون مسئلهٔ حيات فابريكها به سوختی وابسته میباشد، و مادهٔ مهمهٔ سوختی زغال سنگ است که همان معدنهای غنی و توانگر آن دره درون آنوار نمون دور و حرکت ماشين های فابركها را بکار انداخته ميتواند. با وجودیکه سعیهای بلیغ در باب پیدا کردن معدن زغال سنگ بکار بردند يك معدن قابلی پیدا نشد. جنگلهای چوب بسيار غلو و توانگری در سمت جنوب و شرق شمال افغانستان اگرچه موجود است، ولی بسبب بعد مسافه، و لحاظ خراب و محو شدن جنگلها که آنهم يكی از مدار ثروت مملكت است چنانچه شايد و بايد از چوب استفاده نميشود.\n\nلهذا ذات اعلیحضرت پادشاهی طریق استفاده را از قوت برقی اندیشیده، در همین موضع جبال سراج از آن که از درهٔ ( منابع النك سالنك ) می آيد، و بشدت و کثرت تمام از زیر تانهٔ ( سراج الامصار ) جریان دارد تأسيس يك كارخانهٔ برق را مصمم آرزوی شاهانه فرمودند.\n\nعندالحساب معلوم گردید که قوت جریان آب این دره برای قوت ( ١٥٠٠ ) اسب يك فوت که بکابل بیاید کافی دیده میشود که این قوت غیر از انکه همهٔ فابريكهای موجودهٔ کابل را بدور و حرکت آرد مقدار بسیاری از قوت برای تحریرات شهر و تلفونها و دیگر فابريكهای که سر از نو تأسیس باید کافی و وافی میآید لهذا ارادهٔ سنيه همايونی بر عمليات جسيمهٔ انشای ديناموها، و توربينها، و ديگر آلات و ادوات لازمه آن بقيمت يك مليون يعنى ده لكروپيهٔ كلدار خريده شد که اشيای مذكوره پی هم در آمد است. امسال بکمال جوش و خروش کار در آن جاری بود، مشکل ترین عملیات آن تبدیل دادن برای شهر است که تفصیل آنرا انشاء الله بعد از اختتام عملیات آن بنظر قارئين عرضی خواهيم نمود. ما را راست که دعای عمر و اقبال و شوكت و اجلال اعلیحضرت پادشاه مقدس محبوب القلوب — خود ما را ورد زبان صداقت سازيم تا بسايهٔ عمران پايهٔ همايونی شان بنی آثار نافعهٔ عظيمه در ملك و ملت شاهانه بروی کار آید.\n\nحوادث داخله\n( هوای کابل )\n\nزمستان مهيبت نشان شهر عزيز دلپذير ما با ديديه و دارات برودت آيات خويش بكمال تمكين و وقار تشريف فرمای انجماد نثار گرديد! اول باول، کوههای بلند شامخهٔ هندو کوه که از مسافه های دوری بمنظرهٔ هيئت نمای خود ( کابل ) را رونق متانت می بخشد، ردای بيضای خود را که بسبب گرمیهای تابستان بعضی شقها، و خاك آلودی بهم رسانيده بود، و از طرف دامان يقدری بر قامت بلند بالايش كوتاهی كرده بود سر از نو تازه و سفيدی بی اندازه بخشيده هوای جهت شمالی شهر ما را به بسيار شادی و سردی پوزش در آورد! حيوانات، حشرات نباتات: ترسيدند! خزیدند! لرزيدند!...\n\nدر گرفته مصادمه ها، و دست و گريبان شدن هوا های گرم جهت شرق جنوبی با هواهای برف آلود جهت شمال شرقی آغاز نموده، و بادهای تندی را بوجود آورده و بادها نيز كتله های جسيم ابرهای غليظ نما را در روی سما بجولان آورده همه موجودات عالم طبيعت را بورود قهرمان شتابدار و هشيار ساخت!\n\nاول برفی که باريده يوم چارشنبه ٢٤ ذی الحجة الحرام مطابق ٤ دسمبر است که با باران مخلوط و ژاله های بزرگ بزرگی را حاوی بود. ولی بزودی آب شد. و در جاهای که از طرف مأمورين ريپورت درجهٔ هوای توقف سر دروازهٔ ارک مبارکه پيش داده است يك سوت بوده است.\n\n( تشریف فرمائی علیاحضرت سراج الخواتین )\n( بسوی جلال آباد )\n\nيوم يكشنبه ٢٨ ذی الحجة الحرام بساعت هشت و نيم صبح ذات عاليهٔ مقدمهٔ معظمه ( عليا حضرت سراج الخواتين ) بسواری عرابهٔ موتر از ارک مبارکهٔ دارالسلطنهٔ کابل حركت فرموده بکمال عز و اجلال عازم سمت ( جلال آباد ) گرديدند. همهٔ خدمه و جاريه گان معيت حضرت عاليهٔ مقدسه قبل از سه روز يعنی يوم چار شنبه بسواری موتر بجلال آباد فرستاده شده بودند. خود ذات عاليه معظمه و جناب عالی حضرت سردار اكرم نائب السلطنه صاحب افخم، و شهزادهٔ جوانبخت معظم معين السلطنه و شهزاده محرم عين الدوله و شهزاد محمد كبيرخان، و ديگر همه پرنسها و بانو های معتبرهٔ سرا پردهٔ عصمت در ده قطعه موتر صبا رفتار و صوب منزل مقصود رهسپار گرديدند. از درگاه پرور دگار صحت و سلامت و عزت و سعادتها با ايشان رفيق و همراه ميخواهيم."}
{"book": "adl0616", "page": 474, "text": "شماره ۷\nسال دوم\n\nحکومت بلغار میباشند بشنوید که ما آنرا از جریدۀ المؤید الغرا ترجمه و نقل مینمائیم : « در مملکت بلغارستان شش لك و پنجاه هزار نفوس مسلمان از رعایای بلغار موجود است که در وقت حاضر کار همۀ آنها بان گریه و واویلا میباشد ، و بيك حالی هستند که هرکس هم برانها دلش میسوزد : علناً خونهای شانرا به بسیار آسان میریزند . زنهای شانرا بزور و جبر بی سیرت میکنند . ازالۀ بکارت دختران شان امروز عادت یگانه عسکر بلغار شده است . حتی تاکید رسید که امروزه روز در شهرهای سلیتره ، وقورت بیکار ، و بالیکا هیچ یکدختر بکری از مسلمانان باقی نمانده است . « چند روز پیش ازین در میان راه عام بلاسبب سه نفر مسلمان را در (براوادی) مقتل رسانیدند . و در (پلونه) هشت نفر مسلمان بیگناه را سر بریدند . و يك مسجد مسلمانان رعیت خودشان را تماماً آتش زدند . و بر سرسرك عرابه رو شهر « شمنی » بصدها جسدهای کشته شده مسلمانان یافت شده که محضی بگناه مسلمان بودن کشته شده اند . در يك کشتی که عسکر بلغار از نهر ( طوله ) میگذشتند سه نفر مسلمان هم در ان کشتی بود . محض بسبب تعصب نصرانیت آن سه نفر بیچاره را برداشته به نهر انداختند . و همه این کارها در پیش چشمهای حکومت بلغاریه اجرا میشود و هیچکسی بران اعتراض نمیکند . چسان اعتراض بکند که خود او بیاتنك بلند میگوید که این محاربه صلیب است و مقصد ازین محاربه این است که اهل اسلام را از همۀ اوروپا بیرون برانند . و اگر ممکن باشد از همۀ آسیا و اوروپا بیرون کشند . عجبتر اینکه خود حکومت اهالی را بر قتل مسلمین بر می انگیزاند و افسران عسکر بلغار خودشان برناموس و عرض اهالی مسلم تجاوز میکنند . و هم يك قانونی نشر کرده است که هر کس از مسلمانان که هجرت کنند ملك و مالشان غصب میشود . به اینسبب مسلمانان مضطر میشوند که بیرون نیایند و بلغاریان بوجه دلخواه خود شان بر عرض و جانشان مسلط گردد . « در یکی از جوامع یکی از قصبه ها عسکرهای بلغار درآمده همه مسلمانان نماز خوان را ضرب و جرح نموده کشیدند که در میان آنها مفتی آن قصبه نیز موجود بود . و چون به افسرشان عرضی شکایت نمودند گفت : « شما مستحق همین معامله ها میباشید چراکه مسلمان هستید . » « در یکی از قصبه های دیگر که در زیر تصرف شان است چند نفر افسران بلغاری در خانۀ اشرف افندی نام يك مفتی درآمده بر (فاطمه) و (افروزه) نام دو دختر نوجوان باعصمت او حمله بردند . دختران تا جان داشتند بمدافعۀ نفس خود کوشش ورزیدند ولی آخرالامر مغلوب گردیده افسران بلغار تابکار پردۀ عرض و ناموس شانرا دریده و دست بسته بخانه خود بردند . » حالا شنیدید که نصرانیت چها میکند ! لعنت بران اشخاصی\n\n٥\n\n( خبر تلفون )\nاز جلال آباد بذریعۀ تلفون خبر رسیده که ذات عالیۀ معظمه و جناب عالی و شهزاده گان عظام و همه افراد عایلۀ پادشاهی و معیت شان بکمال عزو اجلال و سلامتی و اقبال بساعت شش شام یوم یکشنبه ۲۸ ذی الحجة بجلال آباد مواصلت فرموده در باغ کوکب شرف نزول فرمودند .\n\n( ذات اعلحضرت همایونی )\nبنا بر بعضی کارهای مهمی که در دارالسلطنه موجود بود ذات اعلحضرت پادشاه مهربان ملت و رعیت پرور سفر خیریت اثر شاهانه را بصوب (جلال آباد) یکچند روزی بتعویق انداختند . از مدت یکنیم ماه هست که هر روزه در بار عرض و داد ، و اصلاحات مهمۀ مملکتداری میفرمایند . به حبسخانه های دارالسلطنه يك توجه خاص همایونی را صرف فرموده بس اصلاحات مهمه در ان اجرا فرمودند . بندیهای که از بسیار مدتها گوشه نشین محبسها بودند هر روزه دربار حضور همایونی حاضر شده ، و یکان یکان فقرات شان که از محکمۀ اجلاس محبوسین مرسیل شده بود بحضور قرائت شده احکام همایونی بموجب عدالت ، و قوانین سلطنت اجرا گردید . قاتلها و جنایتکارانی که جنایت شان ثابت شده بود اعدام . و کسانیکه بنا بر دعاوی مختلفه محبوس بودند و احکام آن به ارادۀ سنیۀ همایونی موقوف بود فیصلۀ دیاری و کسانیکه آزاد شدنی بودند آزاد و کسانیکه ماندنی بودند بمدتهای مختلفه محکوم بحبس شدند . از جملۀ احکام مراحم انجام اعلحضرت همایونی یکی از بیخ وبن برکندن ( سیاه چاه ) نام حبسخانۀ جهنم نشانۀ بود که محکوم شدن بحبس آن بار بار بدتر از اعدام بود ! انشاء الله تفصیلات آنرا بعد ازین بدست آورده سرمقالۀ افتخار خواهیم نمود .\n\nحوادث خارجیه\n( به بینید که نصرانیت چه میکند )\nنصاری مسلمانها را بوحشت و خونریزی و عدم مدنیت همه دم و همه وقت میستانید . دولهای معظمه و غیر معظمه، تکلیفی که میکردند همین بود که در مکدونیا اصلاحات یعنی عدالت و مدنیت جاری گردد . یعنی حکومت نصرانیت برپا شود . به بینید که بمليونها رعیت عثمانی که از ملت نصارا است در چنین وقت محاربۀ صلیب نیز بکمال امن و آسایش در هر طرف ممالك عثمانی بکار و بار خود مشغول هستند ، و هیچ تعرض و آزاری به آنها نمیرسد . حالا\nیکقدری از احوال مسلمانانیکه در مملکت بلغارستان و رعیت"}
{"book": "adl0616", "page": 475, "text": "٧٠ سال دوم صحیفه ٦\n\nو بتوجب معاهده هجده هزار فوج برای امداد ترکی تیار کرده اند. اما لارد کچنر میگوید که اگر سلطنت مصر همراه یونان تعلقات سفارتی قطع نماید جهازات جنگی یونان بر بنادر مصری کلوله اندازی خواهد کرد و به تجارت مصر نقصان خواهد رسید اما حکومت مصر بجوابش میگوید که قوت بحری یونان نسبت قوت بحری ترکی کمزور است و ما بخوف جهازات یونان از سلطات شاهی خود هر گز دست بردار نخواهیم شد - لارد کچنر برین خیال دارد که اگر فوج مصری برای امداد ترکی فرستاده شود افسران اعلای آن که انگریز میباشند همراه فوج مذکور رفته نمی توانند و چون افسران اعلی همراهش نباشند فوج امدادی مذکور مفید و کار آمد نخواهد بود - این امر خالی از دلچسپی نیست که با تعالی حسب معاهده از مصر فوج طلب کرده است و حکم داده است اعلان قطع تعلقی بلقان و یونان در اخبار سرکاری مصر شایع نماید - و سفیر یونان را پروانه راهداری داده از مصر بدر کند مشیران انگریزی مصر به رونق افروزی خدیو المعظم در قسطنطينيه مشوش گشته اند و خیال کرده می شود که خدیو همی مصائب را بر خود گوارا خواهد کرد اما رفاقت سلطنت شاهی خود را ترك داده نمی تواند - الغرض بباعث احرار في التعلق لارد کچنر جوش عامۀ مصر ترقی پذیرفته است - و اگر مصر مجبوراً اعلان بی تعلقی نمود احتمال دارد که در مصر جوش مخالفت سخت بوقوع خواهد رسید بهر حال مسئله مصر صورت نازك اختیار کرده است امید که ارباب حل و عقد دولت بريطانيه تركان و مصریان را کشیده خاطر و بد ظن نخواهند ساخت.\n\nاز همعصر معزز پیسه اخبار - ١٤ نومبر\n\n( اعانت مجروحين ترك )\nاسلامیان هندوستان اهمیت موقع را دانسته از هر مقام امداد برای برادران مجروح ترك روانه میکنند - چنانچه يك لك و پنجاه هزار روپیه کاردار سرکریم بهائی از بمبئی ارسال نموده است و عنقریب دیگر مبلغ کثیر هم فرستاده میشود - از دهلی تا حال سی و شش هزار و نهصد روپیه و از مدراس بیست و پنج هزار و از کراچی سی هزار روپیه و از لکهنو سی هزار و از پشاور یازده هزار روپيه و يك رقم خطیر از کلکته فراهم شده است و از لاهور هم على هذا القياس انجمن های هلال احمر در هر جای قائم شده اند و بسر گرمی کار میکنند انگریزها نیز معاونت می نمایند چنانچه کمشنر لکهنو صدارت جلسۀ هلال احمر نمود و لفتنت گورنر ( حاکم کلان ) پیغام همدردی همراه اعانت مالی روانه کرد - علاوه بر این هنودان هم امداد مالی می نمایند. اهلیه وایسرای لیدی هاردنگ وعده کرده است که دهلی رفته وجه امدادی روانه خواهد کرد - يك غمخوار مخلص که نام خود را ظاهر ننموده است مبلغ یکهزار و نهصد روپیه عطا نموده و وعده کرده\n\nکه میگویند : - چه میشود که اجنبی برما تسلط بيابد ! زمينها و مزرعه ها ، و خانه های ما را خود به پشت کرده نمیروی .....\n\nوطن يحب وطن قایم است هم محفوظ\nکگفت حب وطن تيرسهمناك وطن\nز حق نیاز کند عاشق وطن ( محمود )\nکه دشمنان وطن با زير خاك وطن\n\n( تبريك )\nرفیق معزز و محترم ما اخبار گهر بار ( چهره نما ) به رفیق همزبان خود ( سراج الاخبار افغانیه ) به اینصورت تبريك ميگويد و تهانی خالصانه بدخول سال دوم گرامی نامه ( سراج الاخبار افغانيه ) منطبعۀ کابل که از او سراسر ثمر خامۀ مشكين ختامۀ یگانه فاضل از چند و فرزانه عالم برومند ( محمود بيك خان ) است میروده و طرفداران معارف و مطبوعات را بزرك بشارتی میدهیم که این روز نامه نامی از توجهات ذات ملکوتی صفات ( اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ) پادشاه معارف خواه افغانستان و از الطاف عوارف المطاف شاهزاده معارف پرور ساده ( معین السلطنه سردار عنایت الله خان ) و مجاهدت خالصانه همعصر محترم ما ( محمود بيك خان ) شروع بسال دویم کرده با چندین مزایای فائقه که یکی حروف سربی بسیار قشنك ممتاز ( همچون حروف چهره نما ) چاپ شده و به تمثال بی مثال اعلیحضرت فلك رفعت ( سراج الملة و الدين امير حبيب الله خان ) و سایر خانواده سلطنتی دولت خدا داد مستقله اسلامیه افغانستان به نهجی بی پسندیده زینت یافته الحق ( این طفل یکشبه ره صد ساله میرود ) آری ( این همه آوازها از شه بود ) اعضاء ادارۀ چهره نما ترقی و تعالی آن همایون نامه اسلامیه را عاجزانه از در گاه حضرت باری خواهانند ..\n\nاز همعصر معزز اخبار ملت؟\nيوم جمعه ٢٩ نومبر سنة ١٩١٢ ع مطابق ١٩ ذى الحجة الحرام سنة ١٣٣٠\nناظم باشا بذريعۀ تلگراف خبر میدهد که آن فوج بلغاريه که بطرف ميسرۀ مامور چل بسته جنگ میکرد در شب گذشته به پناه تاریکی مورچل های خود را خالی کرده فرار شد - بوقت صبح چون فوج ما برای تجسس غنیم میگشت نهصد نعش ها را بر زمین افتاده دید و از لباس لاش های مذکور معلوم شد که سپاهیان پلان نمبر اول صوفیه می باشند - آن بلغارها که گرفتار کرده آورده ایم بزبانی شان معلوم شده است که سپاه بلغار را از سه یوم خوراك میسر نشده.\nدر ملك مصر متعلق جنگ بلقان پیچیدگی ها پیدا شده اند - خدیو مصر ووزرای سلطنت بر امداد سلطنت عثمانیه آماده می باشند"}
{"book": "adl0616", "page": 476, "text": "سال دوم شماره ۷\n\nاست که اگر جنگ تا شش ماه باختتام نرسيد همين رقم بعد از هر شش ماه خواهم داد .\n\n~*~ قتل وزير اعظم هسپانيه ~*~\n\nچون وزير اعظم هسپانيه تنها براى صدارت مجلس ميرفت پيش دکان کتبفروش ايستاده شد - يك اناركت ( ابترى خواه ) چهار فير تفنگچه بر او سر کرد - و چون وزير مذکور مرد قاتل فى الفور خودکشى کرد !\n\nدر لشکر گاه شتاجه شورش جنگ برياست محمود مختار پاشا بر اهل بلغاريه حمله کرده ترتيب فوج شان را در هم بر هم ساخت و اگرچه خود هم نقصان برداشت اما بسيار توپهاى دشمن را بدست آورد. اهل بلغاريه بر قلعه حميديه حمله آور شده بودند با وجود گلوله بارى شديد شان فوج عثمانيه و کمک ديگر دشمن را پسپا نمود .\n\nبلغرها بکنار ميدان جنگ خندق ها کنده اند و شبانگاهان با روشن کردن نارنجک هاى روشنى موقع آنرا به ترکان نشان داده و از آنجا بجانب جهاز عثمانى که اندازى شروع شد و کار گر گرديد جهاز حميديه خوب مقابله کرد - يك ملازم سفارت فوجى اين چنين اظهار راى کرده است که آتشبارى بلغران ناقص بود - قريب من آنها سه صد گلوله انداختند اما يك متنفس را هم صدمه نرسيد - در سراى محمود پاشا يك گلوله در آمده بود که در يك دار الشفاى جرمنى کشيده شد .\n\n~*~ هديه به ترکى ~*~\n\nجماعت جاى که بشرکت تجارت ميکنند يکنهزار پوند جاى به انجمن هاى صليب احمر و هلال احمر عطا کرده است که در جنگ بلقان کار نکنند . مسلمانان بريتوريا ( افريقه جنوبى ) ٥٥٠ پوند امانت بدى مجروحين ترك داده اند -\n\nجهازات عثمانى بر بلغرها گله بازى کرده آنها را تا فاصله قريب هشت هزار ميتر پس با کرده اند -\n\nجيل اسوديان بربنه هاى سقوطرى يورش کرده بودند و يکسد نفر خود را مقتول گذاشته پس گريختند -\n\n( از اخبار مارننگ پوست )\n\nدو نفر انگريز مسترانج و مستر جانى سوى کابل روانه شده اند تا در رشته تيار کردن صابون و شمع قائم نمايند -\n\nتلگرافى به اخبار تايمز لندن رسيده که جنگ صعب در مواضع چاتالجه، واقع شده ترکان در مواقع توپخانه و خندقهاى خود از يورشهاى پى در پى مى باشد - پلان هاى بلفران دو بار پيش قدمى نمودند اما گلوله بارى\n\nمتاثر ترکان نشانه درست دريافته آنها را پس پا کردند - گلوله هاى بلگران بسيار بلند رفته به ترکان هيچ نقصان نميرسانند - آواز گلوله ها مثل رعد و برق زمين آسمان را پر کرده بود و مثل آن جنگ روس و جاپان بود که افواج محاصره نمايان بمقام لياو ينگ ، لشکر مؤخر جرنيل گرويكاف را ميده ميده ساخته بود - بعد ازان معرکه اين قسم گلوله بازى مهيب گاهى شنيده نشده -\n\nدسته هاى فوج دول اوروپا در قسطنطنيه فرود آمده اند و آنها در مقامات خود براى حفاظت بانك خانه ها و سفارت خانه ها و ديگر عمارات خارجه تا وقت ضرورت مقيم خواهند بود اين حرکت بين الدولى باستعجاب ديده شده است .\n\nيك وفد سرداران و عهده داران منگوليا در پيكن رسيده اعلان کرده است که منگوليا بواسطه روسيا خود مختارى نخواسته بلکه آن با چين بسته است .\n\nريوتر حالا خبر ميدهد که کيفيت نظامى ترکان يکمال استقلال براى بلگران معلوم شده اکنون پيش قدمى بلگران از بيم و هراس مسدود شده است .\n\nدر لشکر بلغار ياوباى هيضه سر کشيده است و شاه فرديناند داکتر را تهه جرمنى را طلبيده است .\n\n~*~ مارننگ پوست — ٢٢ نومبر ~*~\n\nخبر هاى جنگ شأنله بهادرى و شجاعت و خوش انتظامى ترکان را ظاهر ميکند - بلگران شکست خوردند - ترکان بر بعضى مقامات متصرف شدند - توپ خانه هاى بلغاريان بمقابله ترکان هيچ کار نميکند و توپهاى ترکان بهتر و دورتر ميزنند . جهاز حميديه دو کشتى تار پيدوى بلغار يا را که زير آب بر آن حمله کرده بودند غرق کرد - منصبداران ترکى در جهاز بشجاعت و استقلال کار بردند جرنيل شکرى براى شجاعت و حمايت خود که در ايدر با نويل ظاهر نموده بود و بلغاريان را بخوبى پس پا نموده بود . ايشان و خطاب غازى عطا کرده شده است .\n\nجنگ ترکى و بلقان\n\n~*~ همعصر معزز زمين دار مينويسد ~*~\n\nلندن ٢٩ نومبر - طبقه آخرى فوج بلغاريا که بر اطفال هفده ساله مشتمل است بعد از قواعد آموزى سه هفته در ميدان جنگ فرستاده شد - تحقيق رسيده است که درين جنگ يك لك سپاه بلغارى کشته شد - و اين نقصان جان بلحاظ آبادى قابل بلغاريه و به وسائل انتظامى آن کمى انديشه ناک است -"}
{"book": "adl0616", "page": 477, "text": "صفحه ۸\nسال دوم\nشماره ۷\n\nشکست بلغاریان و سرویان\nنامه نگار دیلی نیوز در اشاعت ۲۵ اکتوبر تحریر می نماید: افواج بلغاریا و سرویا را که از جانب اجرای پلانکا کوشش رفتن مقام اسكب میکرد متصل کمانو دا شکست کامل رسید فوج ترکی که سرعت تمام بمقام کانو دا فرستاده شده بود بر معرکه آرائی مجبور ساخت و نتیجه اش چنان شد که فوج سروپا که ما تحت شهزاده اسکندر بود پسپا گردید و اتواب بسیار سر و پا بدست ترکان افتاد —\nدرج کرده خواهد شد اینست که چون ترکان از مصطفی پاشا میگردند چنان قصد نمودند كه يك جسريكه بر نهر مارتزا واقع بود برباد سازند. درین بربادی پل هلاکت انجام دهنده کار نیز قطعی بود و هنوز گفتگو جاری بود که کدام شخص است که خود را قربان کرده راه دشمن را مسدود سازد که قائم مقام و حاکم مصطفی پاشا خدمت مهلکه مذکوره پیشقدمی کرده غنیم را دفعه خود گرفت و چون فوج عثمانیه باطمینان تمام از پل گذشت. حاکم موصوف دائنامیت بدست خود گرفته در وسط جسر ایستاده شد و در آنوقت که فوج بلغاروی اراده عبور کردن پل داشت حاکم موصوف جسر را بذریعهٔ دائنامیت منهدم ساخت و خودش نیز جان بحق تسلیم نمود —\n\nپیسه اخبار — یوم پنجشنبه ۲۸ نومبر مطابق ۱۸ ذی الحجة الحرام امداد عیسائیان و هنودان در اعانت هلال احمر\nقاضی کبیرالدین از جلسه مسلمانان بمبئی خبر میدهد که یک دوست هندو مستر دامودر داس گوردهن داس سكين والا اعانت هلال احمر مبلغ یکهزار روپیه کلدار میدهد نیز وعده می نماید که اگر مسلمانان هند بفرض شراکت جنگ بطرف ترکی روند یک حصه اخراجات سفر آنها ادا خواهد کرد مسترسكين والاهندوی نيك دل است و یقین است که در هندوستان لکها هنودان دیگر هم خواهند بود اما آنها را تا حال بطرف کار همدردی بنی نوع انسان متوجه ساخته نشده — در ین شک نیست که ضروریات هر شخص و هر قوم جداگانه هم می باشند اما در ین ضروریات همدردی انسان همه اقوام بلالحاظ مذهب و قوم شریک شده می توانند —\n\nجوش و خروش عربان\nتلگراف های متعدد از طرابلس به آستانه علیه بد مضمون رسیده اند که عربان تا دم آخرین جنگ خواهند کرد و به حکومت عثمانیه درخواست دارند که آنها را بر صلح مجبور نسازه آنها نیز دولت عثمانیه را درین امر معذور میدانند و می فهمند که حکومت ترکیه مبتلای مصائب سخت گشته است ورنه هرگز با ایطالیه مصالحت نمیکرد — اما آنها تا که جان در تن دارند ایطالیان را در طرابلس نخواهند گذاشت\n\nمثال نادرهٔ ایثار و حمیت ترکیه\nنامه نگار اخبار مانان فرانسه از مقدونیه خبر میدهد که اگرچه ترکان در بهادری و قربان کردن جان در میدان جنگ شهرت دارند اما یک واقعه تازهٔ حیت و ایثار شان که در تاریخ عثمانی به افتخار تمام\n\nحالت سنگینی یوروپ\nخبر وحشت اثر فراهمی افواج جنگی که در اخبارات آستریا و جرمنی شایع شده بود در اطمینان یوروپ باین سبب خلل انداز نشد که جمله فریق با ع سرویا ملاطفت و نرمی ورزیده بودند نیز معلوم می شود که سرویه بجهت حصول یک بندرگاه بحیرهٔ ادریاتک از مطابعت آستریا منحرف نخواهد شد — با اینهمه از اخبار کونگی زینگ در ضمن سخنان اطمینان بخشی صدای خفیف شورش انگیز شنیده می شود.\nشهزاده عزیز که از خاندان خدیو مصر است و مقابله بلغاریه از جانب ترکیه بطور متنوع جنگ میکنند روتر در خصوص شهزاده موصوف خبر داده بود که چونکه شهزاده عزیز از میدان فرار کرده بود او مجرم گریز از عدالت نظامی نشانه تفنگ ساخته شد اما بعد ازان تردید خبر مذکوره فوق نموده شد اکنون اخبارات مصری و سلامتی شهزاده مذکور اظهار تهنیت نموده بر خبرهای روتر مضحکه مینمایند و اهل مصر را مشورت میدهند که خبرهای روتر اعتبار و اعتماد نکنند —\n\nقسطنطنیه ۳ نومبر — نامه نگار الموید بذریعهٔ تلگراف خبر میدهد که در فوج ظفر موج ما و بلغاریان جنگ متواتر جاریست و در معرکه های آخری فتح و نصرت شامل حال ماست.\n\nدعوی روس و ترکی در عدالت نجات\nبقایای تاوان جنگ روس و روم سنه ۱۸۷۷ ع بعهدهٔ ترکی باقی است و حکومت ترکیه اکنون از ادا کردن بقایای تاوان جنگ انکار میکنند لهذا حکومت روسیه دعوی مذکور را در عدالت ثالثی هیگ پیش کرده است\n\nدرخوست بکلی امن است\nنامه نگاری سرحدی تحریر کرده است که اعلحضرت امیر صاحب خوانین قوم منگل را که در کابل زیر حراست بودند اجازت"}
{"book": "adl0616", "page": 478, "text": "شماره ۷\nسال دهم\n\nرفتن خوست عطا نموده اند — خوانین مذکور به اعلحضرت ممدوح اقرار کرده اند که در خوست وته نفری برای نظام مهیا خواهند کرد اکنون حالت خوست نهایت بهتر است و در آنجا بهر طریق امن و امان است. کمترین عبدالرحمن بیک مترجم\n\nرسیده اند این خبر خیلی خوشگوار و امید افزا میباشد که شیخ سنوسی در طرابلس اعلان خود مختاری نموده است و انوری را سپه سالار افواج طرابلس مقرر فرموده است. در قسطنطنیه خبر مذکوره بخور سندی و فراخ دلی شنیده شده است. اگر بدرگاه خداوند منظور باشد سلطنت قبایل سنوسی يك طاقت زیر دست اسلام ثابت خواهد شد و عجب نیست که دولت مذکوره فتوحات قرون تازه کرده عظمت ضایع شدهٔ اسلام را باز بدست آرد تاریخ ۱۷ نومبر در شتا به معرکهٔ خونریز بباشد ترکها فاتح اشتند و بلغا‌ران بتعداد هشت هزار اسیر گردیدند — اموال و امتعه شان بدست فاتحان افتاد و آنها پیش قدمی کرده میروند\n\nقسطنطنیه یکم دسمبر — برای مصالحت عارضی گفت و شنید جاری است و این توقف محاربت تا يك هفته خواهد بود که درین عرصه برای مصالحت مستقله عهد و پیمان بسته گردد\n\nقطعه تاریخ جنګ موجوده سلطانان روم با ریاستهای بلقان از منشی زین العابدین صاحب حاکم گنجوی عظیم آبادی متخلص بینیم\n\n( المرکل ماشین خانه های دولت علیهٔ افغانستان جناب میجر محمد روزخان )\n\nهمعصر معزز اخبار وطن دیده شد.\nخبر عجیب و اتفاق حیرت انگیز\nلندن ۲۷ نومبر — متمقام صوفی نیز از استانبول خبر حیرت انگیز رسید که دولت ترکیه خواهشمند شمولیت اتحاد بلقان میباشد و او اطلاع اراده خود به بلقان داده است — اگر چه خبر مذکور بوجود اغلب غلط نخواهد بود لاکن این امر محض غلط است که خواهش اتحاد از جانب دولت ترکیه نموده شده است — مقتضای فطرت انسانی این است که فریق مغلوب فرد باشد با قوم فریق غالب را بر ماثل نمودن خطا بخشی مینه ماله حیل و تدابیر این التماس این کار میگیرد که من آینده دوست صادق و دست و بازوی شما خواهم بود — ریاستهای متحدة بلقان مدای مشکلات ترکیه و از عندیهٔ همسایهٔ طاقتورا و بی بهره نیست پس یقین است که بلغاریه وغیره برای کلون خلاصی خود چنین حیله نموده باشد و امکان دارد که مدیران ترکیه برای محفوظ داشتن مملکت خود از تجاویز طامعانه روسیه و آستریا وایطالیه اتحاد مذکوره را چندان فضول نخواهد دانست .\n\nهمعصر معزز زمین دار مورخه ٢٤ ذی الحجة الحرام سنه ۱۳۳۰\nلندن ۲ دسمبر — بلغا‌ران در دری اناج سفاکی بسیار ظاهر کرده يك محله تركيه اميد میساختند و در کشت و خون بقصد نفر نصرانی هم ملت خود را نیز نه تیغ نمودند.\nلندن ۲ دسمبر — دولت روس به استریا اطمینان داده است که او ارادهٔ تائید همه تجاویز سرویه را ندارد. باین روش روسیه قدری سکوت در آستریا پیدا شده است — آستریا هیچ اعتراض ندارد که البانیا دولت مستقل ساخته شود و دروپا ما تحت آن يك بندر بساحل ويدرياتك ( اوفيا نوس ) حاصل نماید — نیز آستریا امید دارد که او روپا آن مطالبات را که در ان از جانب آستریا گنجائش کمی ممکن نیست بوجه احسن باتمام خواهد رساند. مسلم گزت لکهنو مینویسد که در اخبارات هفتهٔ هذا که از مصر\n\n—( قطعه )—\nکرده کفار حمله بر اسلام دل مومن نه چون دو نیم بود\nآتش شر فرو نخواهد شد تا نخون ریزی عظیم بود\nحق بدا زاد استوار ترا بصراطیکه مستقیم بود\nگوش کن این نصیحتم از دل گر ترا دانش سلیم بود\nرحم کن بر جراحت ترکان تا بتو رحمت کریم بود\nده به امداد زخمیان و نا زیور و زر بود که سیم بود\nدر شهید دنا کن از خان که زبون لشکر ضیم بود\nرحم اعدا شود زسنگ دنا منتشر کافر رجیم بود\nفوج بلغاریه بقهر خدا غرق دریای خوف و بیم بود\nفتح عثمانی شود یکسر شوکت و حشمت قدیم بود"}
{"book": "adl0616", "page": 479, "text": "محنه ۱۰\nسال دوم\nشماره ۷\n\nبهر تاريخ جنگ در همبری کر ترا فکر ای تقسیم بود\nچنین ابرهای مدعتی کثافت بیرا اظهار تعیب نموده غوطه خوان\nدر اعدا جدا کن و بنویس های با ماریا جحیم بود\nگرداب تفکر و تخیر میگردد و سبب انهمه تغیرات ناگهانی را خود\nبخود سوال میکند !\n\n۱۳۳۰\n\nاز زمین دار\n\nو بانه - ۳۰ نومبر - :\n(هزار آفرین ای در تقسیم سراج الاخبار افغانیه ) دولت آمتر یا حکمی صادر نموده است که بر آمدن اسپان از ملک ممنوع شود - نیز فرمان دیگر شائع شده است که مردم ها نیکه زیاده از نجاه سال عمر نداشته باشند برای خدمت نظامی آماده باشند .\n\nپس از زمانیکه الحال حيرت مال دوام نماید خطرات خاطر مطر، وتلمعات تحاول برق، وتحدثات تجادل رعد. وتتابعات تصادم ساعته ظهور و وقوع می یابد که وقوع این وقوعات خریده و حوادثات عجيبه بر تفکر و تحیر آن انسان متفکر مدقق میافزاید. پس باز خود بخود سوال میکنند که ایا ظهورات این ابرها و باریدن این بارانها، و تصادم این صاعقه ها از چه سبب و کدام حیثیت بعمل آمد ؟ اما حالا بیندیشیم که سوالهای این مرد سایل متفکر را که جواب میدهد ، وحل المسایل غامضه مشکله را که میتواند ؟ مگر انکه انسان در نجا ( هو فعال لما يريد ) گفته بوكمال عظمت و كبريائي ووحدانيت و يكتاني حضرت خلاق كائنات جل وعلى اقرار نموده بگوید که اثار غريبة خالق برحق وصنايع بديعة حكيم مطلق در حوصله و مدیر انسانی نمی کنید ، و انسان عاجز از درك انجنين اثار وحوادث بديعه عاجز است دگر چیزی نمیشاید . ول چون آن حکیم دانای یکتای باك ، قوه مفكره وادراك که موجبه عليم، وعليه جسیمی است مر این نوع شریف را مخصوص و مبذول فرموده، و بدین سبب او را از همه اشیا بر بر داشته است لاجرم آن مرد سایل متشکر به من ناقل قانع نگر دیده میگوید که عقل و فكر كه اعظم نعمای حکیم مطلقست ایا انسانرا نه برای آن اعطا گردیده که بواسطه آن درك حقايق مركب وبسایط اشیا را بوده بر مدارج معارج ( حکمت ) که مرتبة استحقاق (خلافت) بدانست عروج نماید، و بهدایت آن شمع نورانی کشف غطاء جهل و نادانی را نموده از حوادث، و تغیر و تبدل عالم ماديات درك قديميت وقيوميت او سیمانه را نماید و از نظم و نسق و تربيت مكونات حق حکیمیت، ومالكيت، وحاقيیت او را محقق شناسد ؟ . اس بجواب اینستن مرد سایل مدقق بجزانکه بگوییم که جواب استه ات را سرنامه مقاله ما يعني ( علم حکمت طبیعیه ) که نام دیگر آن حوادثات ماده ) میباشد جوابهای شافی و معلومات كافي اعطا میکنند دکر چیزی نیست !\n\nلندن ۳۰ تومیر\nنووی در پمیا از خیار روسیه مظهر است که فوج چين بدون جنك و مقدمه بر مقام كابد و قابض رديد و اهالی شهر و علاقه اسلحه های خود نهادند و برای فوج چین خیمه ها زدند و در خواطر و مدارات شان کوشیدند.\n\nپیغامی به اخبار تاثیر لندن از سلانيك بد مضمون رسیده است که در مقدونیه کشت و خون جاریست و بسیار بیگناهان از دست یونانیان و بلغران مختل میرسند و مسلمانان هم در ین غارت عام شراکت دارند ...\n\nلندن ۲ دسمبر\nیونان در تمهید مصالحت عارضی بارکان و ریاست های بلقان خود را کنار ه ساخته است و بر بلغران اعتماد ندارد و بلغران از طرف جبل اسود و سرویا وکالت میکنند.\n\nتصرف هوا\nاز برای ( با به تخت جرمنی ) خبر رسیده که در نجا تحريك برها شده است که دولت جرمنی يك دسته جهازات هوان ساخت زیلی تیار کند سرنا بر مملکت باد متصرف گشته انجام کار بر آب هم مسلط شود -\n\nعبد الرحمن بيك مترجم\n\nمقالات فقیه\n(حکمت طبیعیه)\n§\nآیا در خصوص جلب انظار دقت بشریه، بزرگتر و مهمتر از حوادث غريبة عالم طبیعیت که لحظه بلحظه در وقوع و تجدد است دگر چه چیزی خواهد بود ؟ مثلا حالا این سهای باصفای نظر رهای فیروزه رنگی که بعضیای شمس تورانی بغایت خود رنگی ، و نهایت قشنگی جلوه میکند می بینم که بعد از لحظه بظهور ابرهای مظلم قسوت انگیزی تیره گی و تکدر کلی پیدا میکنند که هم انسان باريك بين مدقق از مشاهده چنین تبدل و تغیر ناگهان هوای لطافت اداء ودفعه ظهور آن از ماهیت کره هوا وانقلابات مختلفه وحوادثات متنوعه آن با خبر کرده و از کم و کیف این باز جام های مختلف الاوان عجیبه اورها ، و چگونگی نزول امطار ، وزاله و برف ، وظهور باد ورعد وبرق، وضاعت، كه هر يك از آن يك پديده قدر نیست آگاهی حاصل نماید آب تا چه در چه محظو ظا ر و تا چه انه مبسوط خواهد شد ؟ بناء عليه علم حکمت طبیعیه از علوم بسيار كرانها و فنون بغايت معتنابها نیست که منافع و فوائد آن ، و تحصل و تعلم آن مرشايقين حکمت و راغبين معرفت را از حد افزونست . اولا قائده ظاهر ومنفعت با هر آن اعطای جواب سوالهای سالف الذكر است . مثلا اگر"}
{"book": "adl0616", "page": 480, "text": "صحیفه ۱۱ سال دوم شماره ۷\n\nاینست که علم حکمت طبیعیه ماهیت و کم و کیف این احوال غرایب اشتمالرا يكان یگان واضح و اشکار میگرداند . حالانکه این همه توضیحات مواد مذكوره تنها وظيفة شعبة ( كائنات الجو) من حكمت طبیعیه است . وگرنه بی شعبات دیگر نیز فن مذکور را شاملست که محیط بر توضيح وتعريف جميع احوالات وتكومات اجسام عضوی و غیر عضوى، وحوالات هوائيه ووقوعات الكتريقية، واحوال بصريه و خواص مقناطیسیه و ظهورات بركانيه وغير ذالك میباشد .\n\nحالا مادر نجا بدينقدر تعریف و توضیحی که در خصوص موضوع علم حکمت طبیعیه عرض و بیان نموديم اكتفا ورزیده انشاء الله از مواد و مباحث سائره آن در نمرهای آتی معلومات کثیری بر قارئین گرام عرضه خواهیم داشت . این مبحث مذکور دینیاچه و مقدمه فن مذبور است که هر گاه بعد ازین در تحت عنوان ( حکمت طبیعیه) مقالات بنظر قارئین کرام تصادف کنند بدانند که حکمت طبيعيه عبارت از چه علم است . انها\n\nشنیده ام که چون در شعر يك طرز نوی پیش گرفته اند از انسبب همین مخلص را انتخاب فرموده اند . در سنه ١٢٤٥ در شهر شهیر احمد شاهی قندهار از کتم عدم بعرصهٔ وجود گهواره پیرای عالم شهود شده اند . در اواخر سنه ۱۲۹۹ بنابر بعضی لزوم های سیاسی که از ایجابات زمان بود از راه قندهار بسوی کراچی و اخراج شده اند . در سنه ۱۳۰۲ از کراچی به بغداد شریف هجرت کرده اند . و بعد از ششماه به استانبول ، و از انجا با ارادهٔ سفيهه سلطان عبد الحميد خان با تنخواه و اعزاز در ولایت شام جنت مشام بعنوان ( مهمان خاص حضرت شهریاری) تا به آخر عمر شریف شان مقیم مانده اند که تاریخ رحلت شان شب جمعه ١٥ ماه شعبان المعظم ۱۳۱۸ میباشد . در مقبرهٔ حضرت ( دحداح) رضی الله عنه که بسمت جنوبی شهر شام شريف واقع وبسي اصحاب واهل بيت ومشاهير علما دران مدفونست دفين خاك عطر ناك میباشند . رحمة الله عليه رحمة واسعة .\n\nاگر بخواهیم که از همه تفصیلات ترجمهٔ احوال حضرت (طرزی صاحب) مرحوم بتکاریم صحایف اوراق اخبار ما گنجایش آنرا ندارد . لهذا بمناسبت درج شدن تصویر عالی شان بهمینقدر يك مختصری از تاریخ های ولادت ، اخراج ، هجرت ، وفات شان اكتفا ورزیده میگویم که حضرت طرزی در کمالات علميه وادبيه، و صنایع طیبه مانند رسامی ، و تذهیب و در فضایل روحانی چون زهد و تقوا . وكرم و سخا از مشاهیر خاندان افغانستان شمرده میشوند . در همه اقسام شعر مانند قصیده ، غزل، مثنوی ، ترجیع بند ، ترکیب بند، تخمیس، رباعی، قطعه اشعار مهارت برگزیده خوبی انشاد فرموده اند که کلیات اشعار شان در کراچی به اهتمام برادر زاده شان محمد انورخان ، و خط خوش یک پسر بزرگ و هوشمند شان جناب خازن الكتب محمد زمان خان در ( فیض محمدی ) نام مطبعه بسليقهٔ بسیار خوبی زیور طبع آراسته گردیده است . غیر ازین کلیات مطبوعه شان دیگر بعضی آثار غیر مطبوعه شان نیز موجود است که از انجمله بنام ( نغمهٔ آهنگ حجاز ) یک اثر چون \"گنجینه\" و \"رهبر\" شانست که از نظم و نثر مرکب میباشد . ادبی، لسان شوق، حکمی بک او بسیار گرانبهای گنجینهٔ ادب شمرده میشود .\n\n( نغمهٔ آهنگ حجاز ) از محصولات تجلیات جلال و جمال مصلای بر تلالای شاهد بيرنك عالم قدس است که هر لحظه برنگی وهر لمحه به بیرنگی بر آینهٔ دل بیرنگی منزل شان در ظرف شبانهٔ اعتکافی که در حضور حضرت کعبهٔ معظمه ومدينهٔ منوره کشیده اند بر توافکنده است . درینجا يك نفثهٔ علوی ملکوتی آن آهنگ های حجازی را در صباح سماع اهل راز میرسانیم که از پرتو تجلی جلال عظمت مثال احرام بند شدن کعبه در حریم حرم قدس حکایت میکند :\n\n( المشاهير سرداران افغانستان و شاعر مشهور سحر بیان مرحوم مغفور )\n( سردار غلام محمد خان طرزی صاحب )\n\n~*~ حضرت طرزی صاحب مرحوم ~*~\nسردار غلام محمد خان ، این سردار رحمدل خان، این سردار پاینده خان الله دران میباشند که در فن شعر (طرزی) را مخلص اتخاذ کرده اند . و وجه تسمیه این تخلص را خود این فخر زمان شان از زبان مبارک شان چنین حکایت میکنند :"}
{"book": "adl0616", "page": 481, "text": "صحیفه ۱۲\n\n(قطعه)\nدر معنی احرام بستن کعبه که در موسم حج برو میبندند\nرفتم چو بهر طوف در خانهٔ خدا\nدیدم که کعبه هم، چو من احرام بسته است\n\nرفتم ز عجز پیش و نهادم جبین بخاك\nزیرا که خاطرم ز غمش سخت خسته است\n\nگفتم خدای را بمن ای کعبه راستگوی\nزین سر سر نهفته که از طبع جسته است\n\nعالم برای طوف تو احرام بسته اند\nگرپای بسته است و ز از خویش رسته است\n\nآخر بگو تو بهر که احرام بسته\nبا آنکه خاطرت زد و عالم گسسته است\n\nگفتا خموش (طرزی) ازین سرسر نهفت\nاسرار این رموز در باز بسته است\n\nزان پس بر من گفت که طبع منم ز هجر\nچون پسته سینه چاك و چو بادام خسته است\n\nگویند مردمان که منم خانهٔ خدا\nمن خود ندیده ام، و نه با من نشسته است\n\nآن یار بینشان که نکنم بهر دو کون\nداری گمان مگر که برین تیغ دسته است\n\nمن خود ز هجر سوزم از ان یار بینشان\nاین تهمت وصال بمن خلق بسته است\n\nمن خود همیشه گرد درش میدوم پسر\nارکان من اگر چه تو بینی نشسته است\n\nمن کیستم که عرش به این عظمت و علو\nبا اشك حسرت از رخ او دست شسته است\n\nاز قوس چرخ و شست زمان وزه مکان\nيك لا مكان چو تیر پر از تاب جسته است\n\nگفتا که (طرزی) آن رب یکتای بینشان\nحسش ز روی هر که بود چشم بسته است\n\n—(عالم عسکری)—\n( برادران صنف نظامی ما بخوانند )\n( برنس بسمارك ) جرمنی که شهرتش مشهور آفاقت گفته است : « مظفریت را به المانها — یعنی جرمنی ها — تنها علم کمالی کرده است و بس » زنده گی بی علم چقدر يك بارگرانی است . جاهلانی که خواننده و نویسنده نباشند گویا هیچ یك سلاح مدافعه بدست ندارند .\n\nسال دوم شماره ۷\n\nدر اردو های اوروپا افرادی که بقرعه — یعنی به پشك — جمع میشوند و نا خوان و نانویس هستند در کندکها و غندها نوشتن و خواندن می آموزانند. زیرا عصر، عصر علم است . هیچ کاری بهتر از آن پیشرفت ندارد . از اثر و در وقت حاضر برای علم هر کار و اسباب های بسیار گوناگونی تدارك شده است. با وجود آنهم باز از روی حساب چنان معلوم میشود که در لشکرهائی که داخل منصب عسکری شده بقرعه گرفته میشوند بسیار نفری ناخوان و نانویس میباشند. درین حساب ذیل نظر کنید حقیقت بودن قول ( پرنس بسمارك ) جرمنی را برأی العین تصدیق میکنید:\nدر اردوی روس در ۱۰۰۰ ٦١٥ ناخوان\nدر اردوی ایتالیه در ۱۰۰۰ ۳۸۰ ناخوان\nدر اردوی اوستریا در ۱۰۰۰ ۲۲۰ ناخوان\nدر اردوی بلجيك در ۱۰۰۰ ۱۳۰ ناخوان\nدر اردوی فرانس در ۱۰۰۰ ٥٠ ناخوان\nدر اردوی اسویجره در ۱۰۰۰ ۲۰ ناخوان\nدر اردوی جرمن در ۱۰۰۰ ۱ ناخوان\n\nاین است که ازین ایستاتیستيك یعنی حساب جدولی بخوبی معلوم میشود که سبب یکانهٔ مظفریت اردوی جرمن پایهٔ علم و دانائی بود. برای مظفر شدن ، در راه علم و معارف کوشیدن لازم است. کوشش کنیم. آن اولادهای وطن که به پشك عسکری درآمده در بلوکهای ما، در کندکهای ما، در غندهای ما می آیند آنها را بدرجه که ممکن باشد بخوانانیم ، بنویسانیم . تا جنگ را علماً به آنها بیا موزانیم. و از نتیجه آن ما هم مظفر شویم .\n\nهر دولت برای نشر و تعمیم علم و معارف عمومی را در مملکت خود مخارج بسیاری صرف می کنند . حکومت اسویجره — یعنی سویزرلند — در هر سال از قرار بر هر يك نفوس مملکت خود ١٥ فرانك، حکومت جرمن ٨ فرانك ، انكليز ٦ فرانك، رومانيا ٥ فرانك، سويدن ٤ فرانك، اوستريا ٢ فرانك، ايتاليا ١ فرانك روس تنها يك ربع فرانك برای علم و معارف مملکت خود صرف و خرج میکنند. ازین حساب بخوبی معلوم میگردد که هر دولتیکه پیشتر مصرف برای علم نموده اند همانقدر در افراد عسکریه شان بیشتر خوانا و نویسنده بیشتر بوده است. چونکه عسکر از افراد رعیت گرفته میشود، و چون رعیت خواننده و نویسنده باشند، البته که افراد عسکری نیز بهمان نسبت خواننده و نویسنده خواهند بود. ازین مسئله معلوم میشود که تعمیم علم و معارف در ملك برای عالم عسکری چه فایده ها میرساند .\n\n( از آلماناق عسکری ترجمه شده )"}
{"book": "adl0616", "page": 482, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۷\n\nادبیات\n\nاین نشیده عاشقانه در دارالسلطنه کابل برای مدافعه نفس از ملامت خلق درباره آمدنم بوطن گفته شده و زیرا بعضی از رفقا رخصتم را بردیوانگی حمل نموده علامت میکردند.\n\n( عشق وطن )\n\nهر کی که دل بعشق وطن کرد مبتلا لطفت خاصه که خداوند لا يزال\nایمان وعقل ودین نشود هیچ ازو جدا فرق بشر نمود زحیوان باین کمال\nقول رسول بر حق ما این چنین بود اول کلام چون زدهان می شود بیرون\nحب وطن اساس به ایمان و دین بود نطق زبان اهل وطن گشته ره نمون\nحب وطن بخاك وكل و چوب و سنك نيست اول مشام هم ز وطن بوی عشق یافت\nزيرا بخاك وسنك قرار و درنك نيست ذوق از وطن بدایت لذات رزق یافت\nحب وطن بجوه وگزار و باغ نیست اول قدم بمشی چو آغاز می کنند\nحب وطن بكوه وبصحرا وراغ نیست از لمس خاك پاك وطن ناز می کنند\nحب وطن بنهر و به انهار و مزرعه اول نفس که باعث مدحیات بود\nنبود چرا که برشده دنیا باین همه از آن هو است کان وطنت را محاط بود\nاینها عوارضست و محبت نه عارضیست پس گر مراجعت سوی وجدان کنی مجد\nآن جو هریست خاص که از فیض معنویت وانگاه فکر این همه اسباب بیعدد\nحب وطن معانی دیگر بود و را - یابی زبهر عشق وطن خویش را مطیع\nکز حب خاك وسنك و درخت آمده جدا مجبور حب اوست شریفت گر وضیع\nاینچند چیز باعث حب وطن بود ای خانه پاك عاشق افتادهٔ توام\nگویم ترا که تجربۀ اهل فن بود یا جسم و جان فدائی دلدادهٔ توام\nتشکیل جسم و جان پدر زاب نطفه شد مجبور حب تست حواس و قوای من\nآن آب هم ز جوهر خون آب بسته شد عشقت زبهر هر مرض من دوای من\nخون از غذا و آب و هوا حاصل آمده بشنو که عشق از چه به انسان شود بلا\nاز امتزاج این همه آن کامل آمده تا گویمت زقول حکیمان پردها\nخاك وطن بود که پدید آورد غذا هر نقطه شبکه جمع در او شد حواس خمس\nخاك وطن بود که شدش آب و هم هوا سمع وبصر مشام و دگر حس ذوق ولمس\nخاك وطن بدايت تشکیل هر وجود معشوق نام مجمع این پنجگانه است\nکردست با هزار جد و جهد و تار و پود عاشق همان که جمع حواسش بهانه است\nخاك وطن به حکمت حی قدیم فرد معشوق من وطن بود از این سبب که او\nاز بدو جسم و جان بشر ابتدار کرد مجمع زبهر جمله حواسم شده است او\nحس بصر که نعمت عظمای خالق است عاشق از ان منم که جمیع حواس را\nاول بخاك پاك وطن در تعلق است کردم بخاك پاك وطن جمع و یکجا\nسمعت قوتی که سميع عليم حي عشق وطن حواس و دل و جسم و جان من\nاحسان نموده است به انسان نيك پی مربوط کرده است بخود با هزار فن\nاول صدا بكوش زحب وطن رسيد چون اصل و فطرت و نسب و قوم و ملتم\nصوتيکه بشنو دهمه زاهل وطن شنید چون جسم و جان و رنگ و زبان شکل و هیئتم\nچون آباء و جد و جده و مادر زهفت پشت\nاز تست و در تو بوده و در خاک تو نهفت\nچون جملهٔ حواس من از جملهٔ وجود\nکردست با تو رابطه از جمله تار و پود\nپس عشق تو حسان ز سر می بدر شود\nبا شير اندرون شد و با جان بدر شود\nشد سالها که داغ جدائی و فرقتت\nمیسوخت همچو شمع دل و جان عاشقت"}
{"book": "adl0616", "page": 483, "text": "سال دوم\nشماره ۷\nصحيفه ١٤\n\nمسعود باش و شاد زی تا ابد بمان\nدر حفظ و در ترقی و معموری و امان\nاز شر دشمنان شریر قوی و بد\nمحفوظ باد خاك تو در حضرت احد\nدر مسالک تمدن و عمران و برتری\nدر علم و در صنایع و در هر هنروری\nرشک آوری بلاد تمدن نشان شوی\nدر شرق همچو شمس درخشان عیان شوی\nابنا و اهل توز فیوضات اتفاق\nکردند بهره یاب و برایند از نفاق\nکردند يك وجود و نمایند دست يك\nنبندند جمله گی کمر همت و كمك\nاز بهر دفع دشمن و جذب علوم و فن\nاز بهر اخذ صنعت و هم عسکری شدن\nخلاق ذوالجلال عنایت کند ترا\nانواع عزت و شرف و نعمت و بهنا\nامنیت عمومی و حق و حقوق عدل\nآسایش و رفاه و مساوات و علم و عقل\nخیریت و سعادت و ثروت نظام و نظم\nقانون حرب و نظم سیاسی و جندرزم\nآزادی و تجارت و صنعت زراعت\nمال کثیر و راه وسیع و عمارت\nاز این همه توانگر و هم بهره ور شوی\nدر کرهٔ زمین به ترقی صدر شوی\nمحمود بینوا بشب و روز این دعا\nمیکرده است و باد اجابت زکبریا\n( در دارالسلطنه کابل ١٣٢٥ )\n\nشبها بیاد وصل تو بخواب مانده ام\nدر روزها بفکر تو در تاب مانده ام\nهر علم و فن که خوانده و تحصیل کرده ام\nنیت برای خدمت و نفع تو بوده ام\nنیت به از عمل جوی، حکیم گفت\nامیدم آن بود که همان نیستم برقت\nچه گناه وروسیه فی و بدی من\nپوشد خطا و جمله صفات ردی من\nالله ذوالجلال که علام غیبها است\nداند که فکر و نیت من خالص و صفا است\nباصد هوس هزار تصور زملك شام\nآن شام کو ز صبح سعادت شده بکام\nآن شام کو ز خلد برین میدهد نشان\nقدسیتش ز روح بزرگان و قدسیان\nهر گونه عیش و عشرت و راحت گذاشتم\nاز عشق تو دویده زیر پای ساختم\nاز جذب عشق بود که سویت پیامدم\nفی بهر جاه و ثروت و حشمت بیامدم\nگر صد هزار سنگ ملامت بسر خورم\nگر صد هزار طعنه و توبیخ و قهر هم\nگر صد هزار بار بدیوانه گی مرا\nتهمت نهند و عقل بداشتند ز من جدا\nمن جمله را قبول کنم با همه که هست\nاین آرزو که شهره کنندم وطن پرست\nای خاك پاك ای وطن خوش زمین من\nمعشوق من حبیب من و دل نشین من\n\nفاجعه ناپى پاريس\n( ما بعد از شماره (٦) سال دوم )\nبجز دقت و اعتناء و بدرستی پرستاری کردن دیگر چیزی بکار نیست. از من بهتر پرستار آیا برای شما خواهد بود ؟ شما روحاً و جسماً بسیار بسیار مضطرب شدید، لکن زمانهای اضطرابها گذشت. بعد ازین بلکه بختیارانه عمر خواهید گذرانید و احوال ماضی مدهش را فراموشی خواهید کرد. و این را هم بشما وعد میکنم که پدر شما نیز شما را قبول کرده محبت ضایع شده اش پس عودت کند. به این يك خبر شدم که بیوه مانده اید. بیوه کی شما ماضی شامت انگیز شما را بعدم آباد نیستی برد. من شما را چنانچه از اول دوست داشتم حالا هم همچنان دوست میدارم. و هم بعد ازین زیاده تر دوست خواهم داشت. و در خود این قوت را هم میبینم که چنان صداقها، و سعیها بکه که محبت شما را نیز بخود جلب کنم. تنها تنها همینقدر بگوئید که بسخن من موافقت میکنید یانی ؟ محاورهٔ ما و شما بسیار دراز خواهد شد. شما بسیار گفتها دارم حتی يك رجا و امید بسیار بزرگی نیز دارم که عرض کنم آبانك رجا ، اگرچه تا بحال هنوز نمیدانم که در جای شما چه خواهد بود اما باز هم از حالا سوگند میخورم که آنرا بدل و جان قبول کنم. منهم این سخن شما را سند برای خود داشته خاطر جمی تمام دارم که وعده خلافی نخواهید کرد. ایخادر پیش من بنشینید، نشوید. قسم بسیار خفیف است. و رفته رفته حقیقتر میشود. آیا میدانید که من میمیرم. چه میگوئید ؟ اینچنین چیز را بخیال و خواطر خود هم راه مدهید بسن تنها يك زن جان میمیرد؟ برای رهانیدن شما - آه ! که از کار گذشته است ... برای من امید بختیاری"}
{"book": "adl0616", "page": 484, "text": "شماره ۷ سال دوم صفحه ۱۵\n\n( سخنان هر رقم )\n( میکروب در شیر )\nموسيو ميكل نام يك حكمت شناسی میکروب – یعنی حیوانات هوام كوچك كه بچشم نمی آید – شیر را بقرار ذیل حساب کرده است : در يك شیشه شیری که بر هم خورد، بعد از يك ساعت ۹ ملیون میکروب موجود میشود، بعد از سه ساعت ۳۰ ملیون و بعد از چار ساعت به ۱۳۰ ملیون، بعد از بیست و پنج ساعت به ۱۳ ملیار و ٥٠٠ ملیون میرسد ! [ اگر کی باور ندارد حساب کند!... سراج الاخبار افغانية]\n\nفضاها و تهلکه های سیاحت\nچون هر روز در اوراق حوادث از قضاهای ریلها خبرها میشنویم چنان میپنداریم که سیاحتهای این زمان خیلی تهلکه ناك يك كاریست . حالا آنکه الریحانی که ( قله رو ) نام يك شخص مدققی اجرا نموده چنان معلوم میشود که تهلکه و قضاهای سیاحتهای همان قدیم ازینزمان بیشتر بوده است . در سیاحتهای قدیم، در ۳۵۰۰۰۰ نفر آدم يك شخص مقتول، و در ۳۰۰۰۰ آدم يك نفر مجروح میگردیدند . حال آنکه در سیاحتهای است وقت که باریل ها و راپورها اجرا میشود در ٢٦٧٢٠٠٠٠ نفر آدم يك مقتول، و در ١٠٦٠٠٠٠ نفر آدم يك نفر آدم مجروح میگردد . نظر به اینحساب است زمانهای قدیم ۷۵ بار کر قتل و ۳۵ بار کمتر جرح در سیاحتها بوقوع می آید .\n\nتاریخ ایجاد تکت داک\nتکت داک اولا در ملك ( اسلوجيا ) در شهر ( دونده ) از طرف ( جيمس جلمر ) نام يك مطبعه والا این ایجاد گردیده است . در سنه ۱۸۳۹ نخستین بار در انگلستان با يك بیاننامه رسمی استعمال آن قبول شده است . و بعد از یکسال به استعمال آغاز نحو کردید .\n\nکرده است . بعد از ان فایده و نفع آن در کم مدت در هر هر طرف ظاهر و آشکار شده بعد از انگلیس بيكسال جماهير متفقه امريكا، و بعد از ان سوئد، و بعد از ان باویر را، و بعد از ان بلجیم، و بعد از آن فراس، و بعد از ان دیگر دولتها استعمال و قبول کرده اند .\n\nقوت همه ماشینهایی که در کره زمین است » قوت همه ماشینهایی که در انگلستان موجود است ۷۰۰۰۰۰۰۰ است . قوت ماشینهای جماهير متفقه امريكا ۷۵۰۰۰۰۰۰ است، قوت ماشینهای عملیات جرمی ٤٥۰۰۰۰۰۰ ، اسب، و از فرانس ۲۲۲۳۰۰۰۰، اسب است . اما در میان این تعداد قوت ( لو قوموتیفها ) – یعنی انجنهای ریلها داخل نیست . عدد همه لو قوموتیفهای دنیا تقریباً ، ۱۲۵ ، هزار می آید که قوت همه آنها بهفت مليون اسب بالغ میشود . و چون دیگر قوتهای ماشینها روی زمین را نیز با این عددهای مافوق ضم و علاوه کنیم قوت همه ماشینهای روی زمین به پنجاه ملیون اسب و اصل میشود . [ از يك رساله فی الحقایق ترجمه شده ]\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۶) سال دوم )\n{ نظم }\nبارك الله فيك من غلام يا ابن الذى من حومة الحمام\nكجا بعون الملك المنام نژادى غداة الضرب بالسهام\nمائة من ابل سوام ان صبح ما ابصرت في المنام\nانت مبعوث الى الانام تبعت في الحل وفي الحرام\n\nبی اگر زنده میماندم شما را بسیار دوست میداشتم . این قلب منکسر بیچاره که از شما اعراض کرده بود و بناحق و غفلت میل خوده بود بکمال خواهش و آرزو بجانب شما پرورده میشد . شما مرا يك دوره سعادت و بختیاری نشان میدهید اما هزار افسوس که دیدن آن مرا میسر نمیشود ... دو رشعادت و من غیر قابل مرور يك مانعه هست که آنهم (مزار) میباشد . حقيقة اصیل و نجيب يك آدم خوش شکل و خوش شمایلی بود . قدش بلند ، تاب و توانائیش برجا ، در گوشت خود پر ، اوضاع و اطوارش بر ظرافت و نزاکت بود . هر حال و طور او اصالت و نجابتش را در نظرها عياناً جلوه میداد . سرش يكان يكان تار سفیدی پیدا کرده بود و چنان یک وضعیتی که لایق مغفرها و خود های اجدادش که (شوالیه) ها باشد بنظر جلوه مینمود . شانه های پر قوت، و سینه فراخش این مستعد پوشیدن جوشنهای آنها بنظر و میخورد .\n\nچنانچه هر شخصی که در طبیعت خود خیلی شدید و عالی همت باشد يك حلم طبیعی نیز داشته میباشد یقونت دوغرانایلو نیز حلیم الطبع يك آدمی بود . اما اين حلم مانع متانت عزم ، و شدت اراده اش نشده بود .\n\nدر حد ذات خود مالك يك زكاوت فوق العاده بود . و در تحصیل علم و فن نیز بر دیگر اقران و امثال خود فایق بود .\n\nمن میگویم که شما نمیمیرید ، زنده گان میکنید . الانکه پیش از شام میمیرم . و یقونت روی خود را در میان دستهای خود ستر کرده یک طرف زار زار بکریستن آغاز نهاد . و در اوتاق بجز فق فق گریه ذکر چیزی شنیده نشد . این ( آرمان روزه ) نام آدم که معروف به ( ویقونت دوغرانایلو ) میباشد و از اشخاص مهم این کتاب ما خواهد شد در وقتی که قارئین کرام ما او را دیده اند یعنی در ماه تشرین اول سنه ( ١٨٥٠ ) سن چهل و پنج ساله\n\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 485, "text": "صفحه ١٦ سال دوم شماره ٧\n\nتبعث في التحقيق والاسلام دين أبيك البرابر الهام\nفالله أنهاك عن الاستام أن لا تواليها مع الاقوام\nیعنی مبارک کرده است خدا را ای پسر که تو فرزند آن شخصی هستی که او را حضرت ملك منعام از مرگ شدید نجات داد بقرعة فدا کردن صدشتر (۰) معنی این سه بيت أول صنعت (تلميح) است که اشارت بحکایت میکند . و آن حکایت چنین است که جناب عبدالمطلب که جد حضرت نبوی صل الله عليه وسلم بود چاه زمزم را که از بسیار وقتها غایب شده بود بنا بريك خوابی که دیدند جای آرا پیدا کرده کار بیرون بر آوردن آرا خودش مستقل در عهده نمود باقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره (۹) سال دوم )\nتقویت یافت . علی الخصوص تنظیماتی که بنام ( زوراند و متریز ) در فرانس برای اصناف صنعتکاران تشکیل یافته بود تا به سنه ۱۷۷۶ میلادی دوام ورزیده تا آنکه ( تورگو ) نام وزیر فرانس که از ارباب علم ثروت بود با امر نامه مشهوریکه در تاریخ مذکور اصدار نمود آن تنظيمات الحصارا نه فسخ و باطل گردید . قبل از فسخ شدن آن تنظیمات که آن هم از اثر ( قولبر ) نام وزیر بسیار بزرگ فرانس بود که به نیت خالصانه اصلاح و احیای صنایع ساخته بود صنایع خیلی محصور مانده بود . ( قولبر ) چنان گمان کرده بود که اصلاحات و ترقیات مطلوبه صنایع به اصول و قواعد یکه از طرف حکومت تعين و مقرر شود حاصل میگردد . حالا نکه این چنین یک فکر سراسر خطا و غلط بود . و از نتیجه طبیعیه این خطا بود که بنی نظامات دقیقه و شدیده درباره ارباب صنعت وضع شده بود . در همه شهرهای فرانس اجرا کردن صنعت بيك چند نفر استا کار منحصر مانده بود ، و بجز اولادهای که از خود استاکارها میبودند دیگری آن صنعت را اجرا کرده نمیتوانستند . صنایع در زیر انواع قیودها گرفته شده بود هیچکس صنعت خود را قرار دلخواه خود بکار برده نمیتوانست هر چیزیکه ساخته میشد . اصول ساختن ، و مواد کار آمد آنچیز ، حتی شکل و صورت آن نیز از طرف حکومت معین و مقرر میشد . خوبی کار و اصلاح و درستی آن را کسی نمیپرسد . بلکه اصل مطلوب این بود که بر احکام قانون کار کرده شود . حق و صلاحیت کار کردن صنعتکاران بسمت خود شان از طرف حکومت توجیه و مقرر میشد . معمولات صنایع برای طبایع و مزاج مستهلكهان فى ، بلکه بر موافق قانون حکومت تابع بود . بهزار ها مفتشها ، نگرانها به تنفيذ احكام قوانين صنایع مامور بودند . در کارخانه های که به نظام و قانون حکومتی باقی دارد\n\nاعلان\n\nسياحت بر دورا دور كرۂ زمين\n\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص\nکه آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\n\nX-- بهشتاد روز --X\n\nاجرا شود ! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دورا دور کره زمین ) بهشتاد روز\n\nبقدر دوریه کابلی يك مباغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گویا با ( فلياس فوق ) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد .\n\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقی از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد . در مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوابخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) است زیور طبع آراسته شده است . این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فایده نخواهد بخشید .\n\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\n\nمحمود طرزی\n\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 486, "text": "صحیفه (۱)\nسال دوم\nشماره (۸)\n\nسراج الاخبار\nارنيك آقاسی ملکی حضور اما حضرت مایونی\nعلى احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات ذاك ١٤ روبيه كابلي\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات ذاك ۱۰ روپیه انگلیزی\nپهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی یکم صفر ۱۳۳۱\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nسراج الاخبار افغانیه\nمحمود طرزی\nاداره انجمن و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکمبانی است\nتاریخ شمسی ۱۹ جدی ۱۲۹۱\nتاریخ انگریزی ۹ جنوری\n\nدر ین اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسى مقالات مفیده درج میشود\n\n❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄\nفهرست مندرجات\nاعتذار\nاخلاقیات — ادبیات\nعينا ورة، تركيب مخمس\nسمنان هر رقم\nناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل\nقاچه های پاریس\n❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄\n\n( اعتذار )\nبسبب بعضی تعمیرات و اصلاحاتی که در زینگو گراف خانه لازم آمده این شماره ما بی عکس بطبع رسید . از مشترکین کرام خود یکمال افسوس معذرت میخواهیم، و هم امید میکنیم که اگر یک دو شماره ما در خصوص تصاویر بنا بر معذرتی که پیش آمده نقصان پذیره خورده نگیرند انشاء الله در شماره های آینده جبیره مافات کرده بدرج کردن بی مناظر لطیفه و تماثیل بدیعه جاهای با نزهت و صفای دار السلطنه که سر مقاله این شماره ۸ ما از ان بحث میراند به انبساط خاطر مشترکین کرام خود عرض خدمت خواهیم ورزید\n\nتجملات کابل\nجغرافيون ، تفريق مدينت، بدويت، وحشت انسانها را چنین کرده اند : مردمان وحشی همان افراد نوع بشر است که از صنایع و حرفت محروم اند . و لخت و برهنه در مغاره های کوهها وبا كاواکی درختها و یا در چقریهای شاخها و برگها زندگانی میورزند مردمان بدوی همان جمعیتهای نوع بشر است که در سیه خیمه ها وبا چپرها ، و پاخانه های دیواری خشتی خر پوشی زندگانی میکنند و صنعت و حرفت شان خیلی محدود و ساده است . مردمان مدنی همان جمعیتهای منتظمه بشر است که در علم و اذعان ، وصنايع و عرفان کوشش دارند و در خانه های از چوب و سنگ و آینه و آهن اقامت گزین تحمل میباشند . پس معلوم است که خانه های اقامتگاه منتظم یکی از علامات فارقه مدنیت شمرده میشود . اگر کسی تجملات شعشعه باز شهر های بزرك اوروپا را مشاهده کند و تفریق مدنیت را از بدویت به بناها وعمارتها بداند هیچ شبهه نیست که برین تفریق تصدیق خواهد کرد . و چون به احوال تاریخ بشریت نظر کرده شود نیز این معنی حقیقت میرسد که علامة مهمة مدنیت انسانها تزئینات و تجملات بناها و عمارتهای شان بوده است . چنانچه آثار باقیمانده بناهای بابلیها فنيقيها مصريها ، يونانيها ، رومانيها عربها مقياس یگانه درجه های مدنیت شان شمرده میشود . پایتخت سلطنت سنيه افغانستان صانه الله في الحفظ والأمان يعنى شهر شهیر صداقتخیز ، کابل ، قبل از زمان سعد اقتران خاقان جنت مکین اعلاحضرت ( ضیاء الملة والدین ) چنانچه از همه زینها و انتظامها محروم بود از عمارتها و بناهای باشکوه نیز بی بهره مانده بود . بعضی عمارات و بناهایی که در عصر شاهان سدوزائی و باز از طرف امرای محمدزایی ساخته شده بود هيچ يك رونق و شکوهی که زینت و هيبت شهر را بدان بیفزاید مالک نبودند که در زمان سعد اقتران مذکور از آنها هم هیچ اثری باقی نمانده بود . و پيشه اختلالات داخلی و استیلای دولت اجنبی همه را از بیخ و بن برافکنده بود .\n\nذات اعلى حضرت خاقان مغفور چنانچه در همه امور کشوری"}
{"book": "adl0616", "page": 487, "text": "۲ سال دوم شماره ۸\n\nتجددات عظيمه بکار بردند بعضی عمارات برگزیده بسیار عالی و محتشمی نیز بنیاد نهادند که مدار زینت و مفخرت شهر صفا تعمیر کابل شده است. ارگ مبارکه که یکی از معظمات امور تعمیر به دار السلطنه میباشد ( ارگ ) در اصطلاح فارسی عبارت از دایره و احاطه ایست که مقر اقامتگاه بادشاه و عملهٔ سلطنت با جملهٔ لوازمات پادشاهی شان باشد. از وقتیکه کابل مرکز حکومت افغانستان گردیده ( بالاحصار ) نام موقع مهم و مرتفعی که در سمت شرق جنوبی شهر واقعست مقر اقامتگاه بادشاهی و بلکه اکثر دوایر حکومت بوده ( ارگ ) شمرده میشد. حالانکه در انجا نیز مجز يك دوسه بنای معروفی که از پادشاهان قدیم مانده بود ديگريك ابنيۀ شايسته را مالك نبود، حتى بالاحصار يك صفت ممتازه ارگ را هم نداشت بلكه يك محله از محلات يك قدری ممتازه شهر شمرده میشد که آنهم در وقت استیلای انگلیز سراسر ویران و با خاک یکسان شده است.\n\nذات اعلحضرت خاقان جنت مكان طاب مثواه في الرضوان چون افغانستان را از چنگ غصب و تجاوز دولت انگلیز رهایی داده تاج استقلال و حاكميت موروثهٔ مشروعهٔ دولت خود مختار مستقله خداداد افغانستان را بحق بر سر نهاد اول لزوم یک مقر گاه سلطنتی را حس فرموده در جهت شمال شهر در يك زمین صاف و همواری که باغهای ده افغانان را تشکیل داده بود همین ارگ مبارکه موجوده را تأسیس و بنیاد فرمودند.\n\nارگ مبارک : اولا عبارت از یک قلعه بسیار مصنع و خوش ترکیب طرز جدیدیست که خواه از جهت مستحکمی و خواه از جهت زینت و مکملی يك بنای ما به الافتخاری شمرده میشود. حرمسراها سراچه ها خزینه صندوقخانه میگرین و غیره را در بردارد بنای معظم ( سلام خانه ) عام و عمارت بسیار ظریف ( سلام خانه خاص) و باغ ارم مبارکه از مشتملات خارجی قلعه ارك مبارکه است.\n\nاما چون از قواعد يك آهنگ ترقى وتكمل همین است که یکی آمده بك اساسی می نهد دیگری آمده بران اساس بنای میگذارد و رفته رفته ترقى وتكمل بظهور می آید. در همه عالم ماديات چون نظر کنیم جریان یک آهنگ این قاعده را دایما مسلسل می بینیم. بنابرین ذات اعلی حضرت خاقان مغفرت قرین اساس دولت را نهادند بعد از انکه دور سلطنت پر شوکت و سعادت تمدن آثار شهریار مکارم کردار اعلحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ( ادام الله دولته إلى مديد الزمان در رسید بران اساسها بسی بناها و بران بناهایی تجملها و ظرافتها علاوه گردید که اگر کسی حال سابق آنها را با هیئت حالاتی آنها مقایسه نمايد يك فرق آشکار و پدیداری در آنها مشاهده میکند.\n\nمثلا در جهت شمالی ارك يك قصر بسیار باشکوهی بنام ( برج شمالی) تعمیر یافته که در تحسينات تعمیرات و زینت و ظرافت پر تجملات از هر جهت لایق مسکن پادشاهی و سزاوار اقامتگاه ملوکی میباشد.\n\nدالانها : اوثاقها اكثره ها دهلیزها راهروهای این قصر باشکوه بهمه تزئينات ومفروشات پر تجمل مدنية حاضره تزئين وتفريش شده و از هر گونه آثار نفیسه که در خورد دالانهای بسیار محتشم ممالک متمدنه باشد در ان جمع آمده است. پرده جهت شمالی آن که بشكل نصف دایره میباشد نظاره بسیار بدیعی را مالک است که در مواجهه آن قصر عالی نمای شوکت احتوای ( دلکشا ) و منار ساعت اطافت اداین یافته است.\n\nگلخانه شاهانه و قصر شتوی دلفریبانه آن نیز از بناهای پر شوکت و تجملیت که از آثار اعمار یه عصر سعاد تحصر سراجیه میباشد. اصل گلخانه از سقف و جدار با آینه های بلورین مصفا و روشنی فرا گرفته شده است که عواید قایمه آن جمله از تلهای آهنین پر تجینیت که سقف بر انها بر پاست. کنداله های گلهای رنگارنگ، نغمه های مرغان خوش آهنگ، لوحه های تصاویر شوخ و شنگ ان حواس انسانرا بحسیات عالم مدینت تازه و بالیده میسازد، علی الخصوص حوض بازمين هموار يكباره سنك سياقى سبز رنگ خلقتاً منقش آن. وفواره نازکاف بیصوت و صدای شبنم شاداب افشان آن لطافتهای یکعالم بهار نشاطه آثاری را جلوه گر میسازد.\n\nجهت شمالی گلخانه شاهانه با عمارات قصر شتوی آن فرا گرفته شده است که به این قصر عالی هم از طرف خارج گلخانه و هم از نفس خود گلخانه داخل میشوند. جبهه آن بسمت گلخانه است که از دو صفه بسیار خوش نمای آن به دالان بزرگ آن در آمده میشود. این دالان از دالانهای بسیار ظریف بازیب وزینتی است که همه لوازمات تجمل را حائز است و الحاصل اگر کسی در عین زمستان زمہریر آسا دیدن یک بهار جان افزای فردوسی هوا را آرزو کند گلخانه شاهانه را تماشا کند !\n\nباغ ارك مبارك كه اطراف قلعه را احاطه کرده است از چنان باغهای بزرگ پر درختی خوش هوا و با فضا نیست که از باغهای بسیار عظیمی شمرده میشود. این باغ نیز در عصر سعاد تحصر سراجیه چنان تبدلات و تحولات بدیعه برخورده که از حال اصلی خود سراسر بدیگر هیئت تبدیل قیافت نموده است. در اوایل بهئيت يک جنگل مهیب پر درختی مینمود که در وقت حاضر غیر از انکه بعضی قصرهای عالی در ان بنا یافته در طرحها، و چمنها، وجاده ها، وگل كاريها نيز يك لباس بسیار دلا را و دلربائی در بر کرده است. علی الخصوص در شبهای بعضی جشنهای مسرت افزا منظره چراغان قصر بیقصور ( استور ) مبارک و چمنهای اطراف آن و ( صفه هشت رخ ) كه يك صفه بسیار واسع مثمن متساوی الاضلاعی میباشد، و با چنارهای بسیار بزرگ محتشم محاطه شده است آنچنان بك حشمت و تجملي بهم میرساند که انسان خود را در يك عالم صفا و سرور زینت موفوری می پندارد.\n\nاینها همه از آثار تمدن و ترقی شمرده میشود. بلی از قواعد"}
{"book": "adl0616", "page": 488, "text": "شماره ۸\nسال دوم\nصحیفه ۳\n\nلايدى مدنيت يكى تجملات آن است. در بقباب مثالهای واضح و آشکار آن شهرهای بزرگ دنیاست که هر انقدر در راه تمدن پیشتر رفته همانقدر تجملات تزینیه آن افزونی گرفته است. عصر سعادتخصر اعلحضرت خاقان مغفور ابتدای تأسیس دولت، و مظهر تجلی جلال بود که در هر هر طرف يك هيئت بك عظمت، يك شوكت در تجلی بود. عصر ترقیصر ذات اعلحضرت بادشاه معظم مقدس محبوب القلوب حالاتی ما اطال الله عمره وابقاه، يك عصر تمدن و تعالی ایست که همان شوکت و عظمت و هیبت را بيك تجلى جمال ترقى آمالی مظهر گردیده است ! چون درین شماره خود به اثر نمودن بعضی آثار عماريه بر تجمل و شکوه عصر شاهانه کامیاب آمده ایم سرمقاله خود را به تفصیل و تعریف همانقدر حدود در قید تحریر آوردیم ! حالانکه آثار اعماریه عصر شاهانه شان تنها منحصر و همین نی بلکه خيلى دائره وسیعی دارد که سراج الاخبار افغانیه انشاء الله تعالى پی هم از ان آثار با درج نمودن تصاویرشان بحث و بیان میراند: حالا بردو های خالی از ریای عمر و اقبال و شوکت و اجلال اعلحضرت پادشاه ترقى آمال بينهمال خود ختم کلام مینمایم.\n\nحوادث داخله\n\nتشریف فرمائی موكب سعادت موهب ذات - ( اعلیحضرت پادشاهی بسوی جلال آباد )\nذات شوكت سمات اعلیحضرت بادشاه معظم مقدس محبوب القلوب مالامال نسبت به سالهای دیگر سفر خیریت اثر شاهانه شانرا یکقدری از وقت و میعاد همه ساله آن به تعویق انداختند. و در ظرف اینمدت در امورات ملکی و عسکری بی اجراآت نافعۀ مهمه بکار بردند. و بعد از اتمام کارهای سلطنتی یوم شنبه ۱۱ ماه محرم الحرام سنه ۱۳۳۱ اهل دربار معالی باز همایونی را برای وداع بحضور شوکتمو فور شاهانه در قصر استور مبارك بار حضور داده، و بوداع شاهانه نایل و سرافراز فرموده یوم یکشنبه ۱۲ ماه على الصباح به ساعت شش و نیم صبح بكمال شوك واجلال، و تمام عن واقبال رهسپار سمت جلال آباد گردیدند. از درگاه خالق یکانه سموات و زمين جل ثنائه نیاز میکنیم که صحت و سلامت همعنان، وشوك وجلالت همركاب همایونی شاهانه شان بوده در هر جا و هر مقامی که باشند بکمال صحت و شادمانی و تمام مسرت و کامرانی جهان بکام شان و باده مرام بنجام شان باد آمین.\n\nمقام وكالت\nدر دار السلطنه کابل جناب شهزاده والاجاه نائب الحكومه\n\nتعیین مناسب نظامی\nقطغن و بدخشان ( سردار حيات الله خان ) وكالة به اداره امور مأمور فرموده شده اند.\n\nمنصبدارانی که از تحصیل یافته گان مکتب حربیه سراجیه در عندها مقرر شده اند.\n\n( اول در غندار دلی )\nغلام محمد خان پسر جناب سپه سالار امیر محمد خان بمنصب کرنیل، شاه علیرضا خان پسر نائب سالار سيدشاه خان، ومحمد صدیق خان پسر خواجه جان صاحبزادة، وحبيب الله خان پسر عبد الحكيم خان بمنصب نائب كرنيل، عبد القيوم خان پسر عبد الغيات خان، ونيك محمد خان پسر سکندر خان بمنصب کمیدان، محمد قاسم خان پسر محمد یوسف خان جوالشير، وعبدالرازق خان پسر ملا اويس الدين خان، ومحمد عمر خان پسر غلام بی خان بمنصب اجیدن به اراده سنيۀ اعليحضرت بادشاهی تعیین و مقرر گردیده اند.\n\nدوم در غندار دل\nمحمد اسمعیل خان پسر جناب سردار محمد یوسف خان بمنصب کرنیل، داد محمد خان پسر سپه سالار غلام حیدرخان ارگزرانی محمد اکابل خان پسر محمد افضل خان در وازی بمنصب کمیدان عبد الغفور خان پسر عبدالغیاث خان و احمد شاه خان اول واحمد شاه خان دوم بمنصب سر سلمشر، میر شهاب الدین خان پسر میراحمد شاه خان بمنصب اجیدن به اراده سنيۀ اعلحضرت پادشاهی تعين و مقرر فرموده شده اند.\n\nسوم درغند کو توالی\nامیر محمد عثمان خان پسر مير ابو طالب خان، وسید علی خان پسر سید امیر خان، بمنصب کمیدان، عبد الرحیم خان پسر عباس خان محمد زائی، محمد آصف خان پسر محمد يوسف خان جوان شیر، محمد توکل خان پسر سلطان محمد خان در وازی بمنصب سر سلمشر به اراده سنيۀ اعليحضرت بادشاهی تعین و مقرر فرموده شدند.\n\nچارم درغند دار السلطنه\nفضل احمد خان پسر لعل محمد خان بمنصب کمیدان، محمد اکبر خان پسر عبد الغني خان محمدزائی عبدالروف خان پسر حبيب بيك محمدزائی عبد الكريم خان نواسه مستوفى حبيب الله خان بمنصب سر سلمشر به اراده سنيۀ اعليحضرت پادشاهی تعین و مقرر فرموده شده اند."}
{"book": "adl0616", "page": 489, "text": "شماره ۸\nسال دوم\nصحيفه ٤\n\nپنجم متفرقه\nاعلیحضرت پادشاهی سلمشر بود با ارادهٔ سنیهٔ اعلیحضرت پادشاهی در غند دارالسلطنه کرنیل مقرر گردید .\n\nنشان صداقت\nعزت مند علی افندی که در مکتب حربیهٔ سراجیه معلم است بنا بر حسن خدماتش مظهر عواطفات جهاندریات شاهانه گردیده بیک قطعه ( نشان صداقت ) نایل و سرافراز شدند .\n\n( عفو و مرحمت اعلیحضرت شاهانه )\nاز انجا که مراحم وعواطف مالانهایهٔ ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس مکارم اکتناه ما بر همه خدام دولت قوی شوکت شاهانه شان دایماً مبذول و رایگانست کرنیل محمود سامی بیک که بنابر بعضی حرکات ناشایسته مستوجب مجازات گردیده بود مظهر عفو حیات بخشای ذات اعلیحضرت شاهانه گردیده سر از نواحیا فرموده شد ، و غیر از انکه بر گناهان سابقش رقم عفو کشیدند وظیفه و منصبش را نیز عطا فرموده بشرطیکه بعد ازین از اطاعت مافوق و نظامات مرعیهٔ دولت سر مو انحراف نورزد باز بهمان منصب کرنیلی و وظیفه ئیکه در مکتب حربیهٔ سراجیه داشت نایل و سرافراز گردید .\n\nجواد خارجيه\n\nاجتماعيات\nدرین هیچ شبهه نیست که بنی بشر از آغاز فطرت بر قتل و قتال همدیگر شیخ مخالفت کشیده اند، زیرا در خمیر مایهٔ سرشت آدمی دو خاصهٔ ضد همدیگر که عبارت از (خیر) و (شر) باشد بصورت خاصهٔ جذب و دفع از اول خلقت آمیخته شده آمده است. خاصهٔ (خیر) از خواص روحانیت اوست . خاصهٔ (شر) از اساس حیوانیت اوست . این دو خاصه مدار قوام قوا و حیات اوست . اگر نخورد ، ننوشد ، نخوابد ، نکوشد نه پوید ، نیامیزد حیات نوعیش پایدار نماند ، و اگر لجام فضایل جنبهٔ روحانی ، نباشد آن خوردن ، و نوشیدنش بدرجه میرسد که نهنگها و گاوها ، و اژدرها ، و اسبها در پیش آن به پشیزی هم نمی ارزند !\nدهندگی آهنین این لجام ( وجدان ) است در وقت حاضر از روش حال چنین معلوم میشود که اوروپا این لجام را بکمال جسارت از سر بر آورده ، و در خونریزیٔ بنی نوع خود چنان تیز و تند شده که هیچ چیزی مانع دویدن ، و فرو بردن شان نمیکردد !\nغلط کردیم ! ( در خونریزیٔ بنی نوع ) گفتیم !... حالا انکه اوروپارا کسانیکه دیده باشند به این گفتهٔ ما بر ما خواهند خندید !\n\nپنجم متفرقه\nعبدالغفور خان پسر سمندر خان دراز دلیان جناب نائب السلطنه صاحب افخم کمیدان ، وحبیب الله خان پسر میرزا عبدالله خان در تولی های ماشین خانه کمیدان، فقیر محمد خان پسر امیر محمد خان محمد زائی در تولی های چیه خانه کمیدان ، محمد نعیم خان پسر عبدالسلام خان در لمغان کمیدان مقرر فرموده شده اند .\n\nترفيع وترقى مناصب\nمنصبدارا نیکه در افواج نظامی بودند و به ارادهٔ سنیهٔ اعلیحضرت بادشاهی ترقی نموده اند :\nجناب عبدالوكيل خان كرنيل در غند اردل برگه مقرر شد . غلام نبی خان کرنیل در غند اردلی برگه مقرر شد . سید یاقوت شاه خان کرنیل به منصب قلعه بیگی و برکدی مقرر شد . محمد انور خان سر سلمشر در شی مت اردلی کرنیل مقرر شد . عبدالقادر خان کمیدان در منزنی مت کرنیل مقرر شد . عاشور محمد خان کمیدان در جلال آباد کرنیل مقرر شد . محمد عثمان خان سر سلمشر در جلال آباد کرنیل مقرر شد . محمد رحیم خان کمیدان در جبل السراج کرنیل مقرر شد . عبدالرحمن کمیدان در غند اردل کرنیل مقرر شد . فقیر محمد خان سر سلمشر در جبل السراج کمیدان مقرر شد ، محمد اکبر خان کمیدان به منزنی مت اردلی سر سلمشر مقرر شد . محمد اعظم خان کمیدان به شی مت اردلی سر سلمشر مقرر شد . ولی داد خان کمیدان به توپخانه های شی مت کمیدان مقرر شد . محمد شریف خان مهردار در کین مت اردلی سر سلمشر مقرر شد . داد محمد خان جمعدار کمیدان مقرر شد . فیض محمد خان صوبدار کمیدان مقرر شد . عبدالعزیز خان صوبدار کمیدان مقرر شد .\n\nمنصب جرنیلی\nجناب صالح محمد خان که بمنصب بر کدی سرافراز بودند با ارادهٔ شرف معتادهٔ اعلیحضرت بادشاهی در غند اردل جرنیل مقرر فرموده شدند .\n\nبرگد اعزازی\nبرگد غلام نبی خان پسر سپه سالار غلام حیدر خان مرحوم که قبل ازین منصب برکدی اعزازی داشت با ارادهٔ سنیهٔ اعلیحضرت پادشاهی بمنصب برکدی غند دارالسلطنه مقرر و سر افراز گردیدند .\n\nتبديل صنف\nمحمد اکبر خان که سابق در صنف عسکر - راوسهای ذات"}
{"book": "adl0616", "page": 490, "text": "شماره ۸\nسال دوم\n\nيك قطعه تصور کنید ؟ تي تي : يك خانه فرض کنید که مساحۀ سطحية آن ٩٧٧٢٤٥٩٠ ، کیلومتر مربع باشد . و برین قدر زمین ۳۹۹۹۹۹٥٠٠٠، مردم سکونت داشته باشد . و این همه زمین و مردم با همدیگر چنان مخلوط و آمیخته باشد که از بود و باش يك عايله بسیار بزرگی ، در يك حولی بسیار جسیمی هیچ فرق نداشته باشد ، يك قصر بسیار بلند خوشنما و مزین آن بریتانیا باشد که اقامتگاه مدیر امور جمهور عایله و خانه باشد ، جرمی ، اوستریا ، ایتالیا ، فرانس، روس يك يك دايره بسيار فاخر ومنتظمی باشد که مهمترین و معظم ترین اعضای بایله در ان سکونت داشته باشند . غیر ازین ها بسی دایره های کوچکتر مانند اسين پورتکال ، دانيمرك، هولاند، بلژيك، اسویدن ناروی، رومانیا، و بسی پیاده خانه ها مانند یونان بلغار صرب، مونتیکر و در طرف دروازه آن خانه موجود باشد . ورئيس های عایله جمله با همدیگر خویش و اقربا ، و مانند شیر و شکر بهم آمیخته و دایما یکی به دایره دیگری در رفت و آمد باشد ، و وکیلها و ناظرها و مدیرهای دایره های شان در باب اداره و تصرف و انتظام دایره ها همیشه محفلها ومجلسها تشکیل کند . پس چسان میشود که بر این چنين يك نظام و انتظام تهمت ( خونریزی بی نوع بشر را به بندیم ......\n\nبلی این تهمت است . افتراست ! اوروبا تنها اوروبا را ( بشر ) و اوروبا تياترا ( بي نوع بشر ) میگویند و پس : دیگر نوع بشر را بمنظر دواب، وموانی دانسته برای شکم پروری عایله های دایره های خودشان ذبیمه مطبخها میشمارند و برای خدمت های مختلفه دایره های خودشان اسیران مزدور کاری میدانند .... آیا کشتن و پختن ، و خوردن جانداران غير نوع خود را ( في نوع بشر ) جان (خونریزی ) خواهند شمرد .....\n\nدر يك گوشه این سرای جبرونی نمای نوع فی بشر (۱) آشیان يك غير نوع شان موجود بود ! بنی نوع بشر آنرا اجنبی دانسته و محل زینت و راحت برشته برای خود پنداشته بهانه وسعت دادن و فراخ کردن پیاده خانه های خود آن آشیا نرا برداشتن میخواهند ......\n\nچیزیکه خود این محرر عاجز در مدت یک چند سالی که درین آشیان محقر غير نوع بشر (۱) بچشم سردیده ام از روی حقیقت در نظر قارئین کرام عرض میکنم : از جنس بی نوع بشر - یعنی ملت نصارا - خواه در استاپتول و خواه در شام و بیروت و اناطول و روم ایلی بسیار بفوسی راحت گزین امن و امان بودند که راحت و رفاه ، و ثروت و جاه آنها را هیچگاه صاحبان آشیان نداشتند ، حتی که آنها مالک بودند هيچوقت ديگران مالك نبودند ، حقوق دينيه مذهبیه، مدنيه شان چنان محفوظ بود که هیچگاه بنی نوع بشر (۱) آنرا محافظه کرده نتوانند . چنان امتیاز ها ، و استثناهایی داشتند که دیگران، بران غبطه میبردند. پولیسها حارسها ، محافظها برای تکیهانی عرض ، و جان و مال آنها از دیگران\n\nبیشتر کوشش میورزیدند، محله ها ، کوچه های آنها را صفایی والا بيك اعتنای بیشتری تنویر و تنظف مینمود . اعضا گری محلها ماموريتها، وزارتها ، نظارتها از آنها بود . بر سر این همه از خدمتهای شاقه مانند عسکری و غیره نیز معاف بودند . تجارت، ثروت، حریت آنها را دیگر کسی نداشت . صاحبان آشیان با نوع فنی بشر (۱) و نوع بشر (۱) با آنها چنان مأنوس ، مألوف ، محشور بودند که بزیارت همدیگر ، بمراسم اعیاد همديگر نيز مشارکت میورزیدند .\n\nپس آیا گناه شان چه بود که آشیان شانرا میسوزند. و خود شانرا از همسایه گی خود راندن میخواهند ؟ دگر هیچ چیزی نیست مگر از نوع فی بشر نبودن آنها ازيرا في نوع بشر بودن ، به صلیب پرستیدن و به اعتقاد کردن بدار کشیده شدن حضرت مسیح عليه السلام از دست ادناترین خلق موقوف است. وجون صلیب را نه پرستیدند، و بقرآن ایمان آوردند که بردار کشیده شدن آنچنان يك وجود مقدس روح القدس را منافی قدسيت عظیم الشان آن دیده متجاسر آنرا بمعجزة روح القدسی به او تشبیه داده بعوضش بردار کشیده و حضرت مسیح علیه السلام را زنده و حی دانم در ملکوت السموات شناختانده به این گناه از نوع بی بشر خارج شمرده شدند :\n\nاما مسلمانان به اینگونه تجاوزات ، و اینگونه ترهات نه از نوع بی بشر خارج ، و نه از دنیا ضایع خواهند شد . نا امیدی و مأیوسی را مسلمانان بخاطر خود هم راه نمیدهند . چونکه آنها از نا امیدی منع شده اند. نه تنها این تشبثات صلیب پرستان، بلکه دوسه چهار بار هلاکوها ، جنگیز ها نیز قتلهای عامها نمودند ، حتی بعضی از جنگیزیان بر قطاع ذریت اسلامیان نیز بعضی کارهای وحشیانه اجرا کردند . اولی باز هم دنیا از اسلام پرو مملو ماند. و بعد ازان باز دولتهای عظیمه اسلامیه تشکیل یافته دنیا را بلرزاند !\n\nولی چیزیکه موجب خوف وانديشه مسلمانانست همانا بدیهای خلاقیست که در آنها سرایت کرده است، و از شهراه حقیقت دور شده رفته است. بسوی سه چار ساله وقوعات مملکت عثمانی بدیدۀ عبرت نظر اندازیم : یکبار دیدیم که نفوذ امر و تسلط سلطان را استبداد نام نهاده و سلطنت را به مشروطیت تبدیل داده از اتحاد و ترقی دم زدند. این کلمات بسیار بزرگ و مقدس تنها بر روی کاغذ نوشته مانده بجز بی اتحادی و نفاق ، و تنزل و انشقاق دگر هیچ ثمرۀ دیده نشد. بازيك حريت و ائتلافی ظهور نمود. از انهم بجز اسارت و اختلاف دگر هیچ نتیجه معلوم نشد . بی اتحادی و بی ائتلافی چنان آزادانه ترقی نمود که بر پاؤ سر و دست خود اره و تیشه و تیر زدند . خود را آله های شر قتل نفس خود ساختند ! بلی اینها همه بليك درس عبرتیست که ما ازان چشم بصیرت را نباید بپوشیم . و از حال دیگران پند و نصیحت گیریم."}
{"book": "adl0616", "page": 491, "text": "صحيفه ٦ سال دوم شماره ۸\n\n( حکایت برسبيل تمثيل )\n\nدرختان ، به اتفاق آرا با هم قرار دادند که از دست جور و تعدی اره و پیشه و تیر ، وبرمه ، ورنده ، واسكنه و غیره آلات تجاری بحاكم وقت شکایت حال و تظلم احوال نمایند. و همه مجمعیت بسوی دربار روانه شدند در اثنای راه بیک درخت زیتون خورده سال فرسود حالی برخوردند. گفتند باشید تا ازین بیر جهان خورده نيزيك استشاره نمائیم .\n\nپیر پرسید : - خبر باشد برادران ! کجا بخیر میروید ؟\n\nگفتند: میخواهیم از جور و تعدی اره و بيشه وغيره محاكم شکایت بریم که ما را از بیخ و بن بر میکنند و شق شق میسازند و جگرهای ما را میشکافند و گوشت و پوست ما را میتراشند .\n\nپیر گفت : - سراسر حق بدست شماست. البته از يشكونه ناروائيها و جگر خراشیها شکایت کردن واجب و لازم است حتی منهم با شما شریکم ولی اینقدر میخواهم که شما یکقدری از اوصاف اشکال و صورت این آلاتی که از جور آنها شکایت کردن میخواهید بیان کنید تا دانسته و بصیرانه عرضی حال کرده بتوانیم .\n\nرفقا از کیفیت اشکال مدعی علیهان خود بیان کردند یکی تیشه را تعریف کرده يك آهن بهن نیز سر فرو آورده گفت ! دیگری از تیر بحث بمیان آورده همان آهن نیز را طولا تعبیر کرد . آن دیگری ازاره ، و آن یکی از رنده و برمه بقرار واقع بیان نمودند .\n\nپیر پرسید : - آبا همین آهن پارهای که تعریف کردید تنها پسر خود کار میکنند با آنکه ديگر يك معاونی هم دارند؟\n\nگفتند: - فی تنها پسر خودکاری از پیش برده نمیتوانند . بلکه ( دسته ) نام یک چیزیست که اگر آن نباشد هیچ کار کرده نمیتوانند .\n\nپیر گفت: آن دسته از چیست، و از کیست تعریف نفرمائید .\n\nدرخت بلوط گفت: دسته تیر از من است . درخت جوز گفت دسته تیشه از منست از چه گفت همت رنده عبارت از منست : تنها یکباره کک آهن در انت، والحاصل هر يك از درختان از دسته بودن بر یکی از آلات قتل خودشان را بیان نمودند .\n\nپیر گفت : - پس حالا خود حاکم شوید و حکم بدهید که از کیست که بر کیست ؟\n\n( فاعتبرو ايا اولو الابصار )\n\n{ خبر های محاربه }\n\nاز اخبار غراى ( الموئد ) منطبعة مصر القاهره ترجمه میشود : اخبار مذکور در زیر عنوان ( وحشت کاریهای الم انگیز) مینویسد :\n\nاخبار ( دول كرونگل) يك مقاله در از نامه شکار حرب خود را که در لشکر گاه حرب یعنی سرویه بود نشر کرده است. و وحشت کاریهای الم انگیز عسکر صربی را که بکار برده اند وصف کرده است که ما خلاصه آن مقاله را برای اطلاع قارئین خود مینویسیم تا بدانند که چه اعمال و حشیانه در او روپا در پیش چشم دولتهای بزرگ اوروپا ارتکاب کرده میشود : نامه شکار مذکور مینوید صدها نفر عسکر و بسیاری از افسران و سوداگران صربي بمن حکایه کردند ، که صربی ها وحشتکاریهای بسیار الم انگیزی پر البانها اجرا کردند. و مقدار ۰ ۲۰۰۰ ، البانی بی گناه را در مابين ( كومانو وه) و (اسکوب) قتل رسانيدند. ومقدار (٥۰۰۰) البانی پیکناه را در (رشته) نه تیغ ذبح نمودند . و بعد از انکه شهر ( اسکوب ) را گرفتند غیر از اینکه در شهر بی بیگناهان رعایا را بقتل رسانیدند عسکر ها را در اطراف دهات و قصبات شهر فرستاده قریه ها و ده ها را با همه موجودی آن بیرحمانه آتش زدند . و هر انقدر مردان دهقان و عاجزی را که یافتند بکاه تفنگ باند ماری کردند . وجود افسران صربی در نزد من اعتراف کردند که روانی آبهای شهرهای براب از بسیاری لاشه های جثه های مسلمانان از جریان باز ماند.\n\nنیز کتان ( برسیوس ) جرمنی برای اخبار ( برایز تا غنیلات) نوشته است که افسرهای معتبر صربی بمن گفتند که ما از طرف حکومت خود بر همین کار مأمور هستیم که البانی ها را قتل عام کنیم وهيچ البانی را بروی زمین نگذاریم . [ البانيها همان البانیهاست که پیش از چندی بنا بر تحريك اغراض شخصی فرقه ها بدولت عصیان کردند، و دسته نیشه جنین بیخ کنی خودشان شدند . سراج الاخبار افغانيه ]\n\nنیز نامه نگار اخبار (سنترال نیوز) از وحشتهای عسکر بلغار بحث رانده مینوید که بلغارها مجروحین عثمانی را که بدست شان می افتاد انواع عذابها برانها اجرا میکردند که از دیدن آنها جگر انسان باره پاره میشد. در محاربه ( بینار حصار ) بسیاری از مجروحین عثمانی را بلغارها دست و پا بریده بر زمین میگذاشتند که از دیدن آنها موبر بدن انسان راست میشد. در محاربه ( لوله برناس ) در اثنانیکه عسکر بلغار از قریه های مسلمانان میگذشتند بچشم خود دیدم که اهالی بعضی قریه ها را سراسر بقتل رسانیدند. و پسران شانرا کشتند، و زنان و دختران شانرا بی سیرت کردند . فاعتبروا الآيه ]\n\nاخبار غراى ( الاهرام ) در ذیل تلگرافهای خصوصی خود مینویسد :\n\nقوماندان ( اشقو دره ) خبر داده است که عسکر عثمانی بر هفت كندك لشكر مانتیگرویی هجوم برده بعد از محاربه بسیار شدید دشمن"}
{"book": "adl0616", "page": 492, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ۸\n\nرا شکست فاحش دادند . طوب خانه وذخیره واموال بسیاری بدست عساکر عثمانی درآمد که در میان اموال البسهٔ جنرال (نشو رویش) نیز موجود بود .\n\nبعد ازین انطق شروع مجمع اعانه گردیده در ظرف دو ساعت مبلغ ۳۶۰۰۰۰۰ پوند جمع گردید .\n\nایضاً :— کشتیهای جنگیٔ هر دولت در استانبول آمدند ، و لشکر فرو آوردند . باب عالی به این سبب بالشکر فرو آوردن آنها اجازه داده است که مردمان اورپی که در استانبول بودند بدون سبب يك خوف ورعبی رانها مستولی شده بود لهذا برای تسکین یافتن او روپائیان مقیم استانبول این اجازه را داده است . ایضاً در موقع چنالجه محاربه شدت دارد . کشتیهای جنگی عثمانی بر طوبخانه های بلغار فیر نموده ، بسیاری از طویخانه ها را محو کرده است ، و بلغار ها هیچ کاری بر استحکامهای چنالجه پیش برده نتوانسته اند . گفتگوی متارکه و بعد ازان مصالحه در مابین دول بالقان و عثمانی جاریست . در مابین صرب و استریا اختلافات عظیمه پیدا شده و استریا از صرب ترضیه میخواهد که قونسل او را در پره زرین تحقیر کرده است . مرض و با بکمال دهشت در اردو های حرب بکمال شدت سرایت کرده و این نیست مگر از تعفن جسد های کثیرهٔ مقتولین . زیرا این محاربه از محاربه های بسیار عظیمه شمرده میشود که درین عصر ظهور آمده است . و بقدر يك و نیم ملیون عسکر با همدیگر در اویخته است .\n\n> دعوت علما بجهاد اسلام <\n( از طرف سیاحت حضرت شیخ الاسلام در استانبول از رفیق محترم ما (ترجمان حقیقت) منطبعهٔ استانبول ترجمه شده: دشمنانی که اطراف ما را احاطه کرده اند برای شوق دادن ، و دلاور کردن عسکرهایشان رئیسهای روحانی یعنی پادریهای شان صلیب بدست شده بکوشش افتادند . حالا آنکه از طرف علمای ما هنوز از بجا آوردن اینچنین وظیفه تغافل ورزیدن اصلاً و قطعاً جایز نبوده برای آنکه نصرت و مظفریتی که من عند الله موعود است يك آن اولی تر بجانب عساکر عثمانیه نمایان گردد از طرف علماء کرام نیز اجرای همچنین يك جهاد و تقویت و اعلای قوة معنویهٔ افراد عساکر عثمانیه که هر يك يك غضنفر میدان وغاست بمرتبهٔ فرض واصل شده است .\nبرای اشتراک کردن به این وظیفهٔ مقدسه بکمال اهمیت بر همه علمای دین اعلان میشود که برای انتخاب شدن و فرستادن شان بزودی بوکالت درس در باب فتوا اشتابان شوند . .\n\n( خبر مسرت اثر )\nاز مکهٔ مکرمه زاد الله شرفها مینویسند :\nاز شهر استانبول تلگراف رسمی برای احمد رشید پاشا والی مکه معظمه رسیده است که الحمد لله برای دولت عثمانیه در محاربه فتح یابی حاصل آمده و نقل تلگراف رسمی مذکور را جنساً بخدمت شما با لفظ عربی فرستادم : ( میرزا اسحق )\n\n( ترجمهٔ نقل تلگراف )\nعساکر عثمانیه سلانيك را به دادن هفت هزار تلفات پس گرفتند . و دوازده هزار نفر اسیر گرفتند . و نیز بلغارها را از خط مدافعهٔ چنالجه بمسافهٔ شش ساعت دور تر طرد و دفع کردند و سی قطعه طوب غنیمت گرفتند . و نیز سه کشتیٔ جنگیٔ یونان را غرق کردند . و صلح را رد کردند .\n\n>--< مجلس اعانه در مصر >--<\n( و جمع شدن سه لك و شصت هزار پوند در ظرف دو ساعت ) از اخبار المؤید الغرا خلاصه ترجمه میشود :— يك مجلس بسیار حافل و عظیمی در مصر برای جمع نمودن اعانهٔ هلال احمر در خانهٔ مدیر جمعیت (هلال احمر) منعقد گردید . و اکثر ذوات معتبر و توانگر اهالی در ان جمع آمدند . و جناب عمر طوسون پاشا که یکی از اعضای بزرگ عایلهٔ سمو خدیویست نیز در ان مجلس آمده يك نطق بسیار بلیغی ایراد نمود که خلاصهٔ مضمون آن این است :\n« ای سادات کرام — البته از خبر تعدی و ظلمی که بر دولت شما و برادران عثمانیٔ شما وارد آمده شنیده باشید . دشمنان شمشیر و آتش خود را بر انها کشیدند و پاشیدند . بسیاری از زنانرا بیوه ، و بسی اطفالرا یتیم کردند . اکثر مردمان بیچاره از ترس جان بدار الأمان پناه آوردند . کوچه ها ، مسجد ها ، عمارتها از بیخانمانان پدر و سامان برگردید . و بسیاری معروض همان مرگی که از ان میگریختند گردیدند . پس کیست که معاونت کند بر بر و تقوی ، و تیار کند زخم زخمها ، و تخفیف بدهد و اویلای بیوه ها را . . . . »\n\nترجمه از اخبارهای اردو\n\nکلیله دمنهٔ سیاسی تاجدار کابل\nهمعصر محترم ما زمیندار در زیر عنوان فوق چنین مینویسد :\nناظرین کرام واقعهٔ خوست را فراموش نکرده باشند که در ایام گذشته در دولت اید مدت اعلحضرت فرمانروائی افغانستان خلد الله ملکه و متعنا الله بطول حیاتهم يك جماعت شو دیده سر و قبائل گم کرده راه از اوامر سه گانهٔ اطیعوا الله و اطیعوا الرسول"}
{"book": "adl0616", "page": 493, "text": "صحيفه ۸ سال دوم شماره ۸\n\nواولى الامر منكم خالی الذهن کرده بود — آن کسانیکه بباعث اغوای بعضی ایلیسانه اشقیائی فتنه آفرین از جاده اطاعت بادشاه ظل الله خود منصرف گشته بودند برای چند ماه در امن و امان افغا نستان اندیشه پیدا شده بود — و چونکه اعليحضرت امیر عبد الرحمن خان خلد آشیان انجنين فتنه ها را به کشت و خون فرو می کردند بنابرین بعضی عاقلان بی بصر که افغانستان و اهالی افغانستان را هنوز یک خطۀ جاهليت وغير متحرك می پندارند چنان ذهن نشین خود کرده بودند که فساد خوست بموجب عادات افغانیه حواله خون و آتش کرده خواهد شد — چنانچه پايونير و دیگر خبارهای همنوای او که به معاملات افغانستان دلچسپی غیر معمولی دارند این امید ظاهر کرده بودند که اعلی حضرت سراج الملة والدين فتنه خوست را بآن جبر و تشدد که برای قوم وحشی و جاهل افغانان لازمی است فرو خواهند کردلاکی بادشاه خود مختار دولت مستقله افغانستان از حالات ملك و ذمه داریهای اسلامی رقومی و مصلحت اندرو في ملك خود کما حقه واقف بود لهذا اعلی حضرت ممدوح بجای درشتی از نرمی کار گرفت و عوض تلوار قرآن مجید را بکار آورد و بجای جرنیلها واعظ ها فرستاد و بجای توپ و تفنگ استعمال پند و نصیحت نمود و نتیجه اش چنان بظهور رسید که اگر چه بعض اخبارات انگریزی هندوستان که پیروی تائمز آف اندیانی نمایند و موقعه رخته اندازی تعلقات دوستانه روایتی برطانیه و افغانستان را از دست نمیدهند بالضرور صدمه رسیده باشد که آتش فساد خوست در حصص دیگر افغانستان چرا منتقل نشد. و اثر شراره آتش مذکوره در جلال آباد به سبب نرسيد.. لاکن فساد مذکوره بنهایت خوش اسلوبی فرو شد و قبائل شو ریده سر بسان ذلت و انفعال در کردن خود انداخته بدار السلطنه کابل حاضر شدند و اعتراف گناه خود کرده خواستگار عفو تقصیرات شدند — و اولاد خودها را بطور يرغمال پر قدوم پادشاه هم جاه خود انداختند — همعصر محترم سراج الاخبار کابل که نشانی ترقی های کوتاكون شاندار علمی عهد میمنت مهد اعلیحضرت سراج الملة والدین است و به اعتبار صوری و معنوی ترقی روز افزون دارد یک مضمون بسيط در اشاعت نومبر بعنوان حوادث مشکل زیر تحریر آورده اولا تفصیل حاصل نمودن شرف حضوری پسران مردم منگل واحمد زائى وطوطاخيل وتقرير دلپذير اعلی حضرت که برای اطفال اقوام مذکوره بطور نصیحت ارشاد فرموده اند درج نموده است و بعد از آن تذکره آستان بوسی آن سرداران قبائل علاقیات خوست و از گون و زرمت و گرديز و غیره داخل اخبار نموده است که بوقت بغاوت منگل بحمایت دولت علیه افغانستان سینه سپر شده بودند حضور ممدوح همراه سرداران علاقجات مذکوره فوق همکلام شدند و بعد از ان يك تقرير ارشاد فرمودند که هر يك فقره آن شارح حقيقت است.\n\nزرين كلام الملوك ملوك الكلام است - قبائل منگل و احمدزائی و طو طاخیل که در بغاوت خوست شريك بودند شرف بار یابی عطا نموده شد. علاوه برین اعلیحضرت تاجدار کابل که بوقت تشریف آوری عليگره کالج در تقریر کوهر بار خود که خود را پادشاه و هم سپاهی و هم ملا بزبان خود ظاهر نموده بودند هرگز از دل مردم فراموش نخواهد شد.\n\nچونکه ارشادات کهربار اعلیحضرت که در گنجينه نکات سیاسی و فلسفی و در لباس سلامت تمثیلی دل آویز و دلپذير نفيس الدنيا برین ما آنرا بلقب كليله دمنه سیاسی ملقب ساخته ایم.\n\nپسران اقوام منگل و احمد زائی که بطور يرغمال در کابل آورده شده اند بتاریخ ۱۸ شهر شوال المکرم در خیابان شرقی قصر مبارك بحضور اعلیحضرت تاجدار افغانستان پیش نموده شدند جلالتمآب ممدوح در پیرایه تلطف آميز بأنها مخاطب شده تقریر بلیغ و معنی خیزار شاد فرمودند.\n\nتیاری جنگ در روسیه و آستریا\n\nرفیق معزز همعصر محترم پیسه اخبار مینویسد بذریعه تلگراف های تازه مفهوم می شود که بعضی مدیران وبالخصوص توفيق باشا و کامل پاشا اندیشه جنگ عالمگیر بباعث جنگ بلقان ظاهر نموده بودند آثار آن اکنون هویدا شده اند — و نه صرف در ما بین بلغاریه و یونان در باب سالو نیکا بدمزگی روز افزون است بلکه رعونت سرويا دولت آستریا هنگريرا نهایت غضبناک ساخته است -- آستریا برای تادیب او و روسیه بحمایت او فراهمی و آراستگی افواج شروع کرده اند — جرمنی نیز عند الضرورت خود يك لك و سی هزار فوج محفوظ طلب نموده است — پس به امورات فوق الذکر گمان برده می شود که شاید بدست برد غاصبانه ریاستهای بلقان وریشه دوانی متعصبانه دول یوروپ برای شان از پرده غیب سزائی مقرر کرده شده است . ( مترجم اردو عبد الرحمن بيك )\n\n{حکمت طبيعيه}\n( منه اور لوژی )\n—(کرۀ هوا)—\n\nیکی از فنون معتنابهای عصر حاضر فن ( منه اور لوژی ) است که ترجمه فارسی آن ( علم احوال هوا ) وعربي آن ( علم الحوادث الجو) می آید. فن منه اور لوژی معتنا ترین شعبه ایست از شعبات حکمت طبیعیه که ما در بحسب التدريج چنانچه قبل ازین وعده نموده ایم از هر گونه علوم طبیعیه در تحت سرلوحه ( حکمت طبيعيه ) بنظر قارئين کرام عرض خواهیم نمود که از انجمله یکی نیز همین عنوان.\n\nمافوقست"}
{"book": "adl0616", "page": 494, "text": "صحیفه ۹\nسال دوم\nشماره ۸\n\nمدخل\nهیئت مجتمعة غاز بسیار لطیفی که کره ارض ما را از هر طرف احاطه داشته است بدین کشته غازیه (کره هوا ) تسمیه میشود. چنانچه اگر تخم مرغی را مثال اتخاذ نموده زرده آنرا کره ارض اعتبار نمائیم سفیدی که زرده را از هر طرف احاطه نموده کره هوا اعتبار خواهیم نمود. پس ازین تعریف چنان معلوم می شود که انجیز یکه ما بانش كرة هوا میخوانیم عبارت از يك قشر بسیار لطیفی است که کره ارض را از هر طرف احاطه نموده است . قدرت بالغه ، وحكمت نامه، حضرت حكيم على الاطلاق جل بحانه حيات و محصول کره ارض را موقوف ومنوط بركرة هوا فرموده که اگر این کره نمیبود کره ارض از حیات و محصولات محروم میماند .\n\n(کره هوا)\nهوا حاوی بر ماده ها نیست که حیات ، و نمای اجسام عضوی چون حیوان، و نبات جميعاً برو منحصر است تعدیل و تحفظ حرارت را کردن، و بخار را از کره ارض جذب واخذ نمودن و بعده آنرا بهیئت برف و باران بارانیدن از خصایص و مزیات نافعه مفيدة كره هو است که کره ارض را بدان زنده و سر سبز میدارد. فن ( مه نه اور لوزی ) یعنی علم ( حوادث الجو ) عبارت از علمیت که از کره هوا و تحولات و وقوع تیکه در کره هو اظهور میکنند با توضیح و تعریف قواعد آن بحث و بیان مینماید .\nماهیت ، مواد متشكله مقدار نقل . الت وزن اون . و خصایص سائره\n\n(اكرة هوا)\nهوا جسمیست که مرکب است از سه نوع غازه که عبارت است از ( مولد الحموضه ) و ( آزوت ) و ( حامض فم ) . و چون موزون بودن هر جسم طبعاً لا يد ولازم ميباشد لهذا هوا را نيز طبيعية موجودست که بنا بر حساباتیکه اهل من اجرا داشته اند چنان معلوم میشود که یک مقدار هوای خشکی که از قرار حساب مقياس الحرارة ( قهرمانهایت ) در شصتم درجه حرارت باشد. و حجمش نیز قدرده انگشت مکعب بود ثقلت آن معادل ثقلت سى ويك عدد حبه گندم میاید، و این یك را نیز باید دانست که این ثقلت هو المحض از همان سه نوع غازی که مذکور کردید نیست بلکه در کره نسيم خیلی الكتريك نيز موجود است که از تحلیل آن نیز بعضی غاز ها حاصل میشود.\nو ماعدا از ان در ثقلت هوا بعضاً در صدی چهار، و نادراً درصدی كمتر از يك بخار ، ورطوبت آنهائیکه از روی ارض بالتبخر حاصل میشوند نیز میافزاید. چنانچه اگر یک قدری هوا را کثافت ندهد بخار مذکور بحالت آب رجعت میکنند و در خصوص تجربه اینکه در هوا بخار و رطوبت نیز موجود است اين يك مثال کافی\n\nبنظر ميآيد ( مثلا لامیه های پترول، و با شمعدانهای خود ماترا وقتیکه روش کرده شیشه اش را بران می نهیم در میان شیشه همان لحظه بلدود میبیم ، این دود سفید عبارت از همان بیمار و رطوبت آیست که در هوا موجود است. یعنی وقتيكه بسبب حرارت جزءیکه در شیشه حاصل شد هوانیکه در درون شیشه موجود است بسبب حرارت انبساط نموده قرار نمود ، لكن بخار ور طوقی که در هوا موجود است بسبب ثقلت خویش همان لحظه قرار نتوانسته در اطراف شیشه باقی ماند تا آنکه بدوام حرارت آن نیز انبساط حاصل کرده بریدن گرفت .)\n\nحالا بنا بر تمقدمات چنان معلوم میشود که این هوانیکه از غایت ضعف دیده نمیشود .. و بلکه هستیش نیز انقدر بحس نمیاید يك جسمی بوده است .\n\nعلی هوا یکی از سه نوع اجسام موجوده ایستکه کیفیت جسمانیت آن نیز بدهی و اشکار است . حتی سنگینی ووزن آن نیز بواسطه آله که انرا ( پارو مترو یعنی میزان الهوامينا مندوزن کرده میشود. این آله را ( تور مجلل ) نام فيلسوف ماهر ایتالیانی ایجاد کرده است. اما اول کسیکه موزونیت هواراحي نموده فيلسوف مشهور ( ارسطاليس ) است . ولی موحزاً یعنی درین قرون جديده ( غاليله ) نام فيلسوفى بواسطة تجربة آلتي موزونات هوا را بدرجة ثبوت رسانیده :\n\nچنانچه - حکیم مشهور بر سطح جاه آبی بواسطة بعضي آلات مانند ( طولومه ) ثقلت هوار افشار داده ظولومه نیز اب جاه را بخارج اخراج داده است .\nبعده ( توریج الی ) مذکور که از شاگردان غالیله است پس از بسیار تجارب مجربانه ماهرانه آنه بار و مترو را در سنه (١٦٤٢) میلادی ایجاد و اختراع نموده که بواسطه آن تماماً وبداهة به ثقلت اثبات آن موفق گردیده است .\nاز قرار تيمينات فنيه که اهل فن اجرا داشته اند چنان استنباط میشود که هر گاه یک شخصی که سطح وجودش بازده قدم مربع تخمین کرده آید آتشخص در زیر تضییق تقات ( ١١٣٤٠ ) او هوا میباشد. وجون حساب وسطی سطح وجود مردم اکثر همین بازده قدم مربع تضمین میشود لاجرم هر شخص همیشه بزیر نقلت بازده هزار و سه صد و چهل او هوا افتاده میباشند. اما مایان که نقلت ا را حس نمیکنم سپیش اینکه هوا از هر طرف ما را احاطه داشته است. چنانی اگر انسان در قمر بحر غوطه خورد با وجود آنکه بر سر آن بهزاران خروار آب ایستاده میباشد باز هم بس بیکه آب او را از هر طرف احاطه نموده است آنهمه بار گرانرا هیچ حس نمیکند. و اینکه مایان هوارانه نمیبینیم بسبب غایت شفافی و نهایت حریفی جسم اوست. اما سبب اصلی ندیدن ما هوا را از است که چنانچه در من منافع الاعضا در مباحث ( رویت )"}
{"book": "adl0616", "page": 495, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\nشماره ۸\n\nو ( عین ) مفصلا مذکور است : که هر گاه یک چیزی از پیش نظر ما بيك بعد معلومی دور نباشد چشم ما انجیز را دیده نمیتواند. و چون کره هوا در پیش چشم ما بداندرجه نزدیک افتاده که با پرده های چشم ما تماس مینماید لهذا ديدن ان ممكن نمی شود. مقدار جسامت وارتفاع حقيقى كره هوا تايك وقتی در نزد بعضى حكماء إلى غير النهايه بنداشته شده بود. ولی موخر آمانند ( کی اوساق ) ، و ( هومبولت ) و ( لاپلاس ) نام مشاهير اهل فن به اثبات رسانیدند که کره نسیم خیلی محدود است. حتی به براهين قاطعه و دلايل مقنعه واضح نموده اند که از سطح بحر تا بلند ترین طبقه کره هوا در بین ٤٣ هزار تا به ٤٧ هزار متر و مرتفع میباشد . و بعضى از اهل فن چنين ميكونید : که قوه واقعه سطح فوقاني كرة هوا بايد كه با قوة جاذبة كرة ارض در يك نقطه مساوی باشد . پس این نقطه از سطح بحر بنابر قول بعض از حکماء در مسافه ۵۰۰ میل ، وبقول ۵۰ ميل کان میباشد. ثقلت هو ا ۷۷۰ دفعه از آب خفیف تر است. وتضييق ثقلت آن در هر طرف کره ارض بر یکمنوال نیست. چنانچه از خط استوا بطرفهای قطب شمالی هر قدر که رفته شود رو به تزاند مینهد تا انکه در بیست و دوم درجه بالتدريج تنزل نموده از انجا نیز تا به قطب باز رو به تزايد ميگيرد . و من حيث تزايد وتناقص رطوبت نيز هر روز در هر محل به تبدلات کوناکون گرفتار می آید . درجه کثافت هوا زیادی ارتفاع نیز تخالف میکند چونکه طبقات تحتانی كره هوا بسبب تضييق طبقات فوقاني ان كثيفتر وتقبلتر میباشد. چنانچه اگر کسی بر سر جبال مرتضعه برا یدخلت هوا را بداهه حس میکند . چونکه بر شواهق جبال مرتفعه از سببیکه هوای کثیف در تحت میاند لاجرم در انجا بواسطه میزان الهوا تناقص تطبيق هوا بخوبی مشاهده میشود . بناء علیه ارتفاع تقربي خيال و محال سائره بواسطة آلت مذكور باسهل وجود مفهوم و معلوم میکردد چنانچه اگر در استانبول و یا بلاد سائره بالونی را بهوا کنند وقتیکه در بالون مذکور سیاییکه در میان ستون ميزان الهوا موضوعت يقدر يك انگشت فرواید، در انوقت معلوم میشود که بالوان از سطح بحر ۹۱۷ قدم بالا برامده است. واگر پنج انگشت فروتر شود در انحال ٤٨٤١ قدم بالا بر آمدن بالون را اشعار میکند. وليكن بسبيكة تبدل درجه ارتفاع با تبدل کثافت هوا با یکتدریج نمیشود، وكذلك تأثير حرارت نيز ير يكقرار ويكمنوال نماند لهذا ارتفاع حقيقى يك محل را بواسطة ميزان الهوا معلوم کردن مشکلت. در کره هوا، عنصریکه مدخل زیادی در ترکیبات کیمویه بهم میرساند همانا عنصر مولد الحموضه میباشد که این عنصر در عالم طبیعی بغیر از عنصر ( فاورین ) با جميع عناصر بنهايت سهولت امتزاج میکنند، این ناز که عبارت از مولد الحموضه است از برای ماده احتراق و نيز من حيث تنفس از برای بقای حیات الزميت و اهمیت فوق العاده دارد، و از بسکه در اتحاد ، و ترکیبات كيمويه نهایت درجه میالت در مواد کره ارض تبدلات مهمی محصول میآورد . کره هوا نیز مانند کره ارض بشكل شبه کره میباشد یعنی کره تام نیست . و همچون کره ارض طرف قطبينش بحق تر است. نظر به اجرای عملیات رصد اتیکه کرده اند چنین بنظر میاید که اجرام سماویه سازه نیز همچون کره ارض بهوای نسیمی محاط باشد .\n\n( حرارة هوا )\nدرجه حرارة محسوسة، و تار ما متر ويعنى ميزان الحرارة ( حرارت محسوسه ) حرار تیرا میگویند که جسم آنرا حسن بتواند نمود. حرارت محسوسه ، بواسطه آله که انوا ( ترما ميترو ) یعنی مقياس الحراره مینامند معلوم میکردند، این آله را بنابرین اساس اعمال نموده اند : ( که هر جسمیکه کرم شود ا اترا انبساط . و چون سرد شود انقباض حاصل میشود ) لاجرم این مسئله را اساس اتخاذ نموده آله مذكور را ایجاد نموده اند. تار ما مترو ، عبارت از يك لوله بلورین به و فیست که سرتحتانی آن کروی الشكلست و این لوله مذكور بر يك لوحة كه منقسم بر اشارات درجات میباشد مربوط، وجوف توك كروى الشكل زیر پیش از سیاب معلو میباشد. سیمایی مذکور را وقتیکه گرم کنند البساط پیدا نموده بالا ميرايد ، و هوائیکه در داخل لوله باشد برداشته تا بدهن اوله میرسد. پس در انزمان دهن لوله را بند کرده بر لوحه مذکورش میبندند . بعده طرف کروی لوله مذکور را در میان پارچه های یخ گرفته سیماب آهسته آهسته روبه انقباض منیهد تا انکه انجماد کرده میایستند . پس در همان نقطه که سیاب توقف نماید بر لوحة مذكور اشارت درجة النجماد را مینویسند . و بعده در آب جوشانی گرفته سیاب آهسته آهسته رویدرازی مینهند . پس در همان نقطه که توقف نماید بر لوحة مذکور اشارت درجه غلیان ابرامینویسند . بعد از ان از برای درجات سائره حرارت و برودت نیز در بالاتر وفر وتراند ونقطة اشارات گذاشته تر مامتر و یعنى مقياس الحرارة را يعمل مبارند . كرة هوا، حرارت را چیزی از شمس ، وقسم اعظمش را از کره ارض که بسبب تاثیر حرارت شمس کرم کشته است. بوسائط ونشر وتماس اخذ وجذب میکند . بنابرین طبقات فوقانی کره هوا با وجودیکه به شمس نزدیکتراند اما مانند طبقات تحتانی آن که بارش نزدیکت حرارت ندارد. از تجار بیکه بواسطة باونها کرده شده است اجمعنی به اثبات رسیده که در هر ۳۵۰ قدم ارتفاع حرارت كرة هوا یکدرجه تناقص میکنند . و از نیست که پردروه های خیال مرتقه، برف و تلج آب نمیشود."}
{"book": "adl0616", "page": 496, "text": "شماره ۸\nسال دوم\nصحیفه ۱۱\n\nموقعیکه در سطح کره ارض، حرارت را زیاده از شمس اخذ و بسیط می کند همانا منطقهٔ حاره میباشد چونکه در آن منطقه شعاع شمس دائماً راست و عموداً میافتد، و سمتهای قطبی مناسبتی که از شعاع شمس مائلا استناره مینماید بالعکس آنست، لا جرم هوا نیز که سبب حرارتش از کره ارض است در سمتهای خط استوا بیشتر و در طرفهای قطبین کمتر است. چنانچه درجهٔ ثقلت هوا را آلت بار ومترو یعنی میزان الهوا تعیین مینمود، درجهٔ حرارت را نیز آلت ترما مترو یعنی میزان الحراره که تفصیلش مذکور گردید بخوبی توضیح مینماید، و چون شمس دائماً یعنی در هر موسم بر کره ارض بريك قرار پرتو نمی اندازد بلکه گاهی عموداً، و گاهی مائلاً تصادف میکنند لاجرم مواسم مختلفهٔ اربعه ازینسبب نشأت میکنند، چنانچه تفصیلات اینمسئله ( در جغرافیای ریاضی ) به اثبات رسیده است. حرارت هوائیکه بسطح بحر قریب باشد بمناسبتیکه با هوای بحر متناسبست هنگامیکه باد آن هوا را بسوی خشکه سوق میکند با الطبع معتدل و خوش میآید. لاجرم هوای سواحل و جزایر نسبت به محلاتی که از بحر دور باشد خوشتر و معتدلتر است. و این یکرانیز باید دانست: که محور محیطه در زمستانها حرارتش نسبت بخشکه ها بیشتر، و در تابستانها نیز سردیش بیشتر میباشد و سببش آنکه حرارت شمس بسبب متخلیل بودن آب تا به قدر آن تاثیر نمیکند و بسبب بزرگی حجمش آن حرارت در میان آن حل و ناپدید کردید. وقتیکه در زمستان آب سرد گردد حرارت محلوله مذکور بازپس میدان بروز مینماید. اما در خشکه حرارت شمس بسبب مصمت بودنش با قعر آن نمیرسد. لاجرم مجرد دیر کرم و دیر سرد میشود، و خشکه زود کرم وژو دسردی پیدا میکنند. و در فن ( زه مولوژی ) یعنی طبقات الارض اين يك نيز به اثبات رسیده: که حرارت داخلی کرهٔ ارض خیلی قسم جزءيش بسطح ارض واصل میگردد و ارض هر حرارتیکه دارد کلیاً از شمس سیانشار است. انها از رسالهٔ حوادثات طبیعیه و رسالهٔ موقوتهٔ فرق اباد، و جغرافیای طبیعی نقل و ترجمه کردید.\n\n( عالم عسکری )\n( جمل حکمیه عسکریه )\n\n۱ — دشمن یگانهٔ عسکر نا امیدیست\n۲ — قومندانها شان شمشیر را اعلا، وحق قلم را ایفا باید کنند.\n۳ — تو به ما فوقت اطاعت بکن، که مادونت بتو اطاعت کند.\n٤ — تها غلبه وظفر کافی نیست، بلکه دانستن راه استفاده را از غلبه وظفر لازم است.\n۵ — کسیکه دشمن خود را در خواب گمان کند، چنانست که خودش خواب بسیار شیرینی میبیند.\n٦ — شمشیری که بسرعت کشیده شود، کامیابی و موفقیت دایماً او را به شایانها استقبال میکنند.\n۷ — در هر اردو یی که اطاعت عسکریه کامل باشد، چنانست که آن اردو يك سیر آهنینی بدست دارد.\n۸ — در اردوهایی که ضبط و ربط عسکری آن مختل و برهم باشد، مطلق انهزام و اضمحلال آغاز میکند.\n۹ — اسرارهای موفقیت و کامیابی محاربه، در کلمهٔ (جرأت) مکنوز میباشد.\n۱۰ — عسکر در وقت تعرض و هجوم مانند تازی دشمن را پیش اندازد، در وقت گریز مانند روباه محیله دشمنرا بازی داده بگریزد، در وقت جنگ و مدافعه مانند گاوهای نرجنگی حرکت بکنند.\n۱۱ — روح عسکر، میباید که با بغض و عداوت دشمن و عشق و محبت وطن مخمر باشد.\n۱۲ — سلامت وطن، بدو چیز وا بسته است: یکی به اینکه اولاد وطن در راه محافظهٔ وطن مرگ را بسیار آسان و حقیر بشناسند. دیگر اینکه در دنیا مبغوض تر و دشمنتر از دشمن وطن کسی را ندانند.\n۱۳ — بقای هر ملت، به تیز بودن شمشیر آن ملت موقوف است. شمشیر ملت عسکر است. نیزی آن آموختن تعلیم و قواعد جنگ است.\n۱٤ — دانستن حرب، به دانستن اصول و قواعد جنك موقوفست. برای دانستن اصول و قواعد جنك عسكر شدن واجب است.\n۱۵ — عسکر، نگهبان وطن است. مکافات حقیقی عسکر نام نیکیست که در محافظهٔ وطن کمائی کند.\n۱٦ — محبت وطن از ایمانست. عسکر، میباید که ایماندار باشد. در عسکری که ایمان نباشد جرأت و جسارت هم نمیباشد.\n۱۷ — عسکر در ادب و نزاک، و رفق و ملایمت از مو نازکتر و در وقت کار زار از شمشیر تیزتر باید بود.\n۱۸ — شرف و ناموس شمشیر، تنها به این محافظه و اکمال نمیشود که آنرا با کریچ نیدهای زرین در از بر کمر بندند، و بر سر کها شراق شراق آنرا برارند. نی بلکه ناموس شمشیر بمهارت استعمال آن از طرف شمشیر بندان آنا کمال میشود.\n۱۹ — پنجهٔ عزم و متانت يك عسکری را که بر قبضهٔ شمشیر انتقام وطن فشرده شود، بجز خون دشمن دگر هیچ چیزی او را نرم کرده نمیتواند.\n۲۰ — قیمت و مزیت عسکر ها را از هر چیزی زیاده صبر و توانائی شان بمشکلات و زحمات عسکری نشان داده میتواند و بس."}
{"book": "adl0616", "page": 497, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۸\n\n۲۱ — عسکرهایی که موی خود را در راه وظیفهٔ عسکری شان سفید کرده اند بقدر عزت نفس افسران نوجوان شایان حرمت میباشد.\n۲۲ — عسکرهایی که مشقها و زحمتهای جنگ را خوار و حقیر بشمارند، فتح و نصرت مبارکباد گفته به آنها پیش می آیند. (از آلمانا تاق عسکری ترجمه شده)\n\n( اخلاقیات )\nسخنان حکمی در حسد\n۱ — در دنیا کسی که بسیار شایان مرحمت است همانا (حاسد) است. چونکه آن بیچاره در میان آتش بسیار شعله افزایی میسوزد، و سوزنده اش را هیچ خبری نیست.\n۲ — آتش حسد، در دل حاسد شعله میکشد، محسود خود را سوختن میخواهد. به بدگویی، به غیبت، به تحقیر محسود خود میکوشد، و به اینصورت یک آبی بر آتش سوزان خود ریختن میخواهد. ولی هزار افسوس که آنچیزها نفت، پترول، مواد الحوضه شده در نتیجه خودش را میسوزد.\n۳ — سر افسر حاسدان، ابولهب بود. هر کس که وبال حسد در دلش افزونتر، به ابو لهب نزدیکتر، و هر که به لهیب نزدیکتر، لهیب جهنمش قریبتر است.\n٤ — حسد، آتشیست که میسوزاند، ولی نمیسوزد. محسود آنست که نمیسوزد، ولی میسوزاند.\n٥ — حسد بر مال وبال است. حسد بر جاه گناه است. حسد بر دانش آتش است، حسد بر تقرب تلهب است. من حيث المجموع حاسدان، بمشیت و ارادهٔ ازلی در کفر و عصیان، و در دنیا و آخرت در آتش سوزان و لهیب تیرا نیست.\n٦ — حسد و غرور، از صفات ممتازهٔ شیطان رجیم است که همین دو صفت ملعونه سبب رجم و طردش گردید. اولاً بر علم آدم حسد برد. زیرا علم اشیا را او نمیدانست و حضرت آدم علیه السلام به ارادهٔ ازلی یگان یگان بیان نمود. ازین حسد بغض و عداوت تولد نمود. ثانیاً بر تقرب آدم به بارگاه الهی جل اسمه حسد برد. زیرا اول او آن تقرب را جایز بود و چون حضرت آدم مظهر تقرب ذاتی گردید، و اعلائمر از و شد آتش حسد بشدت هر چه تمامتر در دلش شعله ور گردید. ازین حسد کبر و غرور تولید یافت. بغض و عداوتش بران واداشت که آدم را فریب دهد. کبر و غرورش بران واداشت که او را به میان کالواکی وطینت خاکی تحقیر و تزئیف نماید. بسی حاسدان همان اشاخصیت که از پیروان ممتاز شیطان رجیم شمرده میشوند.\nبناء علیه از درگاه ذات اقدس حضرت مقلب القلوب والابصار رجا و نیاز میکنیم که ما را و جمله برادران دین ما را از آتش سوزان حسد، و شعلهٔ شرر افشان غرور محفظ و حمایت صمدانی خود نگهدارد. آمین\n\nادبیات\n\n※ غرور ※\nای جان مکن غرور به آنسو مرو مرو\nشیطان غرور کرد تو با او مرو مرو\nکبر و غرور خصلت دون همتان بود\nنفست عزیز دار پیر کو مرو مرو\nکبر و غرور دیگر و دیگر علو نفس\nبهر غرور خود به نگاپو مرو مرو\nهر جائی میشوی که نمائی غرور خود\nای خود نما چو مردم بی رو مرو مرو\nتحقیر میکنی همه خلق و نخود ببین\nخود بین شود، مشو! بی جادو مرو مرو\nباشد اگر ترا مرض سخت و مهلکی\nپیش طبیب تند تر شرو مرو مرو\n( محمود ) را بکبر مکن متهم که او :\nمرشد به او نموده که همسو مرو مرو\n\n( وطن )\nخوشت سیرو تماشای نو بهار وطن\nمکن زمینه برون داغ لاله زار وطن\nمشو ز علم و هنر غافل ای وطن پرور\nبهوش باش که آید همین بکار وطن\nمشو ز غیرت ناموس مملکت غافل\nمباش بیخبر ایدل ز ننگ و دار وطن\nرسول گفت که حب الوطن من الایمان\nرواست مؤمن اگر هست بیقرار وطن\nمکن باهل وطن در وطن نفاق مکن\nگرفته است بین خصم دین کنار وطن\nدهید هم وطنان دست اتفاق بهم\nبود امید که گردد همین حصار وطن\nبی حفاظت ملک و وطن سزد که کنند\nهمیشه اهل وطن جان و تن نثار وطن\nمکن زمینه برون حرف کین دشمن دین\nمکن بخصم وطن صلح دوستدار وطن"}
{"book": "adl0616", "page": 498, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۸\n\nسزد که خلق وطن پروری بیاموزند\nگشت بر باد به دستش همه میراث قدیم\nز عادل همه کشور ز شهریار وطن\nشد ز بی دانشیش مغرب اقصی تقسیم\nسراج ملت و دین آفتاب دولت و ملک\nز غم شاهی دگر و حفظ مسلمان دگر است\nکمت روز و شیش صرف کار و بار وطن\nسرنگون قوم شود پیش حریفان قدیم\nخوشت سرمه رخان دیار (مستغنی)\nهمت عالی اعراب کند کی تسلیم\nیلی خوشت از گلزار غیر خار وطن\nاهل اسلام درین معرکه با عزم صميم\nعرصه را تنگ نمودند به خصمان التیم\nخامی طبع دگر همت مردان دگر است\nیوسف دل شده از ریل بجاه امن\nهمه بهبودی ملک است براه اهن\nفوج گردد پی دشمن چو سیاه آهن\nراکب ریل دگر رهرو حیران ذکر است\nگر بود دولت افغان به پناه آهن\nبر عدو طرح ظفر یاده اهن افکن\nبخ نیاد حسودان ستمگر برکن\nاز من خانه نشین گوش کن ای شاه سخن\nنشود نقل عساکر ره دور از توسی\nسرعت دیل دگر سرعت اسپان دگر است\nدل من سوخت بدین حال تباه ایران\nیادم آید همه از حشمت و جاه ایران\nکرد معدوم مگر روز سپاه ایران\nعقل ایران زر ایران و سپاه ایران\nمجلس و بحث دگر فکر عزیزان دکر است\nخبر حرب زبلقان چه توانیست الیم\nرفت زو عالم اسلام به هیجان عظیم\nبهر حفظ وطن و دین شده از فضل کریم\nهمه مشتاق شهادت همه مشتاق نعیم\nغافل اغراض ذکر حسرت و حرمان ذکر است\n\n( عيناً ورقه )\n\nجناب من تسليم\nيك تركيب مخمس بسیار شیرنی آزاده طبع وقاد جناب نواب\nسید جهاندار میرزا صاحب که از خاندان حکومت اوده و بنكاله اند\nو ( غافل ) تخلص دارند بخدمت فرستاده شد توقع كه در يك\nكونه اخبار فواید آثارتان درج نموده ممنون منت و احسان\nفرمایند زیاده والسلام\nنیازمند\nسید محبوب عبد الجليل\n\n( تركيب مخمس )\n\nدست غارت به طرابلس چو مستانه زدند\nپرسنگ هوی شیشه و پیمانه زدند\nعرب و توك بهم کشته و شیرانه زدند\nخیره سر بود عدو گردن اسکانه زدند\nقصد اشرار دگر عزم مسلمان دگر است\nکشته شیخ بهایم بنی توان عرب\nپیرو بیمار عرب طفل دبستان عرب\nرشک خون رینه اسلام به حرمان عرب\nکرد ثابت به جهان حرب دلیران عرب\nجیه و مکرد گر شیوه مردان دگر است.\nزرو آذوقه و ملبوس به مسلم محدود\nفوج کم بودره داخل و خارج مدود\nتوب و بندوق جراز از پی لشکر معدود\nتنگ از جنگ اطالی شده شان معبود\nلشکر و زرد گر و رحمت یزدان دگر است\nبه اطالی جوهریت شده گفتار نماند\nفوج پامال شد و دعوی بیکار نماند\nکشن و بسته چنان شد در پیکار نماند\nپیش شمشیر مسلمان صف اشرار نماند\nجوش باطل دکر و جذبه ایمان ذکر است.\nدور از رحمت غفار بداندیش لثيم\nمملکت کرد به اسپین و فرانسه تقدیم\n\n( سخنان هر رقم )\n؟ میکروب ؟\n\nنظر محساب یکی از فنونشناسان در هر نفسی که انسان با\nهوا فرو میبرد . ٤٠٠٠٠ ، میکروپ جگرهای انسان میدراید .\nدر هر نفسی که بر میکشد از ان همه میکروبها تنها ( ٤٠ ) دانه\nآنرا بیرون میکند. باقی ۳۹۹۹۰۰ میکروپ در بیانی، و حنجره\nو جگر و دیگر اقسام بدن جایگیر میشوند. ولی هزار شکر که همه\nاین میکروبها مضر نیستند .\n\nکبوتر، وغبی -\n\nغچی از قطار راه آهن داند زودتر پریدنش واقع شده است."}
{"book": "adl0616", "page": 499, "text": "شماره ۸\nسال دوم\nصحيفه ١٤\nچندی پیش ازین برای تجربه نیز پروازی کبوتر و غچی در شهر ( آنوه رس ) که در باتر يك واقع است يك امتحان اجرا شد. از شهر مذکور يك چند کبوتر و يك چند غچی را که آشیان شان در انجا بود با ریل دان به قصبه ( کومیدن ) که ( ١٥٠ ) میل از ( انودرس ) دورتر واقع شده بردند. و بساعت هفت و ربع کبوتر ها و غچی ها را از انجارها کردند . غمی به آشیان خود از هشت بیست دقیقه گذشته رسید ، حالانکه سریع پرواز ترین کبوتران بعد از سه ساعت واصل گردید. به این معلوم شد که غمی در ساعتی ١٣٤ میل ، و کبوتر در ساعتی ٣٥ میل پرواز کرده توانسته اند .\n\nآله منع قضا زده گی ریلها\nدر راه های آهن غربی فرانس برای منع نمودن قضا رسیده گیهای قطارهای ریلها که از بهم خوردن شان بیکدیگر بوقوع می آید يك آنه اختراع و تجربه شده است که آله مذکور ما کیفیت - یعنی انجنیر ریل ران را پیش از وقوع تها که و قضا خبر میدهد معلوم است که این گونه فضاها و تهلکه ها اکثر از غفلت ماکینیست های ریل پیش میآید که بنا بر بعضی سبیها ما کیفیت اشارت وعلامه قضا وتهلكه را که عبارت از يك بيرق سرخ و بايك جراغ سرخ باشد نمی بیندوریل را بسرعت از ان میگذراند لهذا این آله در همان جایی که ریل از ان بناد بگذرد گذاشته میشود و مجردی که ریل میخواهد از انجا بگذرد آله مذکور مانند خود ريل صغيرها و صداهای پی هم میکشد و آتش و شراره ها می افشاند که بهمه حال ما کنیت از آن خبر دار میشود !\n\nخريطه - یعنی نقشه لندن\nخریماه یعنی نقشه شهر لندن و نواحی آن که در این وقتها به اتمام\n\nظفر خود اعمار و انشا نموده بود، یوان باپتیستا، که معمار این بنای برای مذکور را يشكل ( استفاده ) نام سینهای کباب که از آهن بشکل یک شبکه میسازند و يك دسته میداشته باشد و در یکطرف آن یک کاسه گلی هم داشته میباشد که روغن کباب در ان جمع می آید - نقشه و ترتیب کرده بود. بجای هر سیخ اسفاره صف بصف بناها و عمارتهای بسیار محتشمی ساخته و بجای دسته آن یک کلیسایی بنا کرده است این سرای دو هزار اوثاق و بقدر هفتهزار دروازه و نحره و هشتاد زینه های منتظم و هفتاد د و چشمه آیده را مالک است تنها برای تسکین حرارت تشنگی ساکنان این سرا چهل و هشت مخزن شراب در ان ساخته شده است !\n\nپوشاک در زابان\nدر مملکت زابان قماشهائی که برای زنان شوهردار ، و زنان بیوه، و زنان جوان ، و زنان پیر، و دختران مخصوص است جدا جدا و هر رقم زارا تماش خاص مقرر و معین است که هیچگاه زن شوهردار قماش لباس زن بیوه را وزن جوان لباس پیران را و دختر لباس زن را پوشیده نمیتوانند . بنابرین يك زنی که برای نمای خریدن پوشاك خود بيك دكانی میرود تنها بهمین قدر احتیاج دارد که از عمر خود و شوهردار با بیوه بودن، و دختر بازن بودن خود بدکاندار خبر بدهد بعد از ان دکاندار از همان رقم تماش برای او آورده انتخاب میکند .\n\n( يك سراى تجيب الشكل دنيا )\nبرای پادشاهی ( به سکوریال ) که در ( طلبطله ) نام شهر اسپانیا میباشد. از جهت عجیب الشکلی برای یگانه دنیا شمرده میشود. این سرای بسیار بزرگ عجیب الشكل را، فیلیپ دوم ، که از پادشاهان اسپانیا بود هنگامیکه پر دولت فرانس غالب آمده بود بنا بر یادگار\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره (۷) سال دوم )\nاگر آرزو میکرد خواه در امور عسکری و خواه در امور سیاسی موقعهای خیلی درخشانی برای خود حاضر کرده میتوانست ولی نقصان حرص و طمعش اور ایرین را داشته بود که واردات سالیانه سیصد هزار طلای خود را مانند سینیورهای بسیار بزرگی صرف کند و حیوانات اعلا و شکارهای خوب به پروراند و اجرا کند و در صنایع و کمالات هر گونه آثار حسنه و نافعه شبکه بوجود آید بدست آورده بدانصورت امرار ايام حيات نمايد. و يقونت آرمان دوغرانليو از دوستان صمیمی مارگی دو موقوب بود . از مداومهای خانه بولوار ( انوالید ) مارگی بود . پیش از نجال پر قلو تیلد عاشق شده از پدرش اور اطلبگاری کرده بود.\n\nمارکی دو موتوب به انیسخن خیلی راضی بود . ویکانه آرزویش همین بود که دختر یکدانه خودرا ( فونکس دو غرانبلیو ) به بیند اما نیایم و خود فلوتیلد - مرقومه نیز به آرمان دوغر الایو خیلی متمایل بود و با وجودی که فونت از خودش بقدر بیست سال بزرگتر بود باز هم بيك شوق فوق العاده في بلكه بيك ممنونيت صميمها نه اگرچه به ازدواج با فونت دوغر انلیوروی رضا میداد ولی چه فائده که یک چیزی به این رضا دادن مانع شده بود. و آنهم دلباختن او بود بر يك ديگرى - ما و موازل فلو تیاد ازان دخترانی نبود که چون یکبار بیگی دل بدهد باز آندل را واپس بستاند .\n\nمادگی دو موقوب از مدت مدیده بی زین مانده بود ، یعنی والده قلو تیلد را در وقتی که قلو بلد نجاله بود و داع ایدی دار آخرت نموده بود عمر مارکی هم از شصت افزونی گرفته بود. و خود آنهم اختلاط و انسیتش با افران و امثالش خیلی زیاد بود. قلو تیلد چون شانزده ساله شد. يك آفت دوران و يك مجسمة"}
{"book": "adl0616", "page": 500, "text": "صحیفه ۱۵\nسال دوم\nشماره ۸\nرسیده در ظرف بازده سال و بمبارج ۱۹ هزار پوند بوجود آمده\nاست هر طرف و هر ناحیه آن جدا جدا نقشه شده است که چون همه\nیک جا جمع شوند همه لندن و متعلقات اطراف خود لندن را مو موجب\nپوجب نشان میدهد اگر همه ارچه های این نقشه پهلو به پهلو آورده شده\nبرزمین هموار شود يك مسافه را که ۳۰ فوت طول و ۲۰ فوت\nعرض داشته باشد فرامیگیرد ولی برای آسانی این خریطهقات شده\nبشكل بك کتابی ساخته شده است .\n\nناموران نار جهان\n\n( ما بعد از شماره ( ۷ ) سال دوم )\nولی چون از قریش ممانعت دید به پیش خدا مناجات و نذر نمود که\nاگر جناب حق ده فرزند به او احسان کند که درین کار با او معاونت\nکند یکی از آنها را قربان میکنند و چون خدابه اوده پسر\nعطا نمود. و همه صاحب رشد شدند ایفای نذر واجب کردید. همه\nپسرانشان انقیاد و اطاعت کردند، لهذا قرار داده شد کا قرعه\nیعنی پشت بیندازند ، چون قرعه انداختند بنام (عبد الله ) که آرا\nاز همه بیشتر دوست داشتند بر آمد بنا بر تنسيب عقلا در ما بين عبد الله\nو خون بهای آن که عبارت از ده شتر باشد - قرعه انداختند.\nباز قرعه بنام عبدالله برآمد و بهمینصورت ده بار و در هر بار ده ده\nشتر علاوه نمودند. تا آنکه در دفعه دهم قرعه پرشتران برآمده\nحضرت عبدالله بصد شتر قدیه نجات یافت و بعد از ان قديه دم صد\nتا حسن و آن گردید. پدرش در هر جا شیکه میرفت دختر خودرانیز\nبا خود میبرد که به اینصورت دختر هنوز در سن صباوت خود از انکه\nدر میان گردبادهای پرجشن و سرور عالم خاندان كبار پاريس تنها پسر\nخود پویان گردیده مانده بود . از محبه های موسیو موقوب اگرچه\nنك زن يرى بمحافظه گری و سررشته داری دختر مأمور بود ولی\nاز انجان محافظه ها دقت مبادی و دیده بانی مخصوصة والدمها كما\nدیکانه مقصدش همین بود که یک زن توانگری که امیديك ميراث\nبسر می آید ؟\nو الحاصل قلونیله در صالونهای بزرگان و اسیلزاده کانی که متمادیاً\nدران دوام داشت بکشي بايك جوان تروتازه سی ساله تصادف نمود\nکه این نوجوان بسایه عنوان تو تی تیکه داشت و به قونت غونتران\nدور اندال، معروف بود در همه دالانهای عالم کبار پاريس رفت و آمد\nمیتوانست . ذاتاً حسن و ظرافتش نیز بدرجه فوق العاده بود که هر\nبیننده خودر انخود مایل میساخت .\nتنها همینقدر زبانزد بود که با اسرات قامجنونانه شیکه جلوگیری آنرا\nنمیتواند ثروت و توانگری خود را رخته دار کرده است حالانکه\n\nشتر مقرر و دید ازین است که یکی از اعراب حضرت رسول الله\nصلى الله علیه و آله و سلم را با این الله يعين، خطاب نموده است که معنی\nای پسر دو قربانی میباشد . از این دو قربانی یکی حضرت اسمعیل\nعلیه السلام و یکی حضرت عبد الله را مراد نموده است. این ترجمه\nو تفسیر سه بیت اول نظم ما فوقت در ابیات دیگر خودشان چنین\nایا میفرمایند (( بنابر دلیلها ونشانهای که مشاهده کرده اند پسرشان\nحضرت محمد صلى الله علیه و سلم محض رحمت شده بر عالم مبعوث میشوند.\nو بر مردمان حلال و حرام را بردین ابراهيم، وحق و اسلام را تعريف\nو بیان میفرمایند. و از طرف حقتعالى جل وعلا ايشان از جرعه\nپرستش بنان مصون و معصوم میانند .\nبعد از فرمودن این اشعار که بیان گردید این عبارت ذیل را بیان\nفرموده تسلیم روح نموده اند :\nكل حي ميت، وكل جد يدبال، وكى كثير يفي والنامية\nوذكرى باق. وقد تركت خير أو ولدت طهرا . )) يعنى هركي\nمیمیرد و هر نو کهنه میشود ، و هر بسیار فنا میشود . منهم میمیرم\nاما تا هم باقی میماند. ولد طاهر زاییده ام . و در دنيا يك خير بزرگی\nگذاشتم\n(حضرت آمنه ) نا بوقتیکه (حضرت فخر كاستات) عليه افضل\nالصلوة بسن شش سالگی میرسیدند بر حیات بودند. در باب محل\nوقات و مدفن شان اختلاف است بعضی میگویند که در مکه مکرمه\nو بعضی میگویند که در ( ابواء ) نام موقع که در مابین مکه مکرمه\nومدينه منوره میباشد وفات بانده اند و در انجا مدفون میباشند .\nدر باب ایمان ( حضرت آمنه ) ( و حضرت عبد الله ) در میان\nفقها اختلافت، ولی اصبح روایات همین است که بنا بر حرمت حضرت\nرسول الله صلى الله علیه و سلم ، در حق ابوین شان خوش گمان بودن\nحقیقت حال خیلی مافوق این گمان بود . زیرا مو سیو دور اندال غیر\nاز انکه همه ثروت خود را در عالم سفاعت محو و زیاد نموده در زیر\nبار قرض بیشماری نیز در آمده بود. قرضدارهایش به امید آنکه\nيك روزي بلكه بابك دختر توانگری ازدواج کرده پس توانگر\nبشود باز هم بقدر یکه گذرانش بشود فرض به او میدادند . موسیو\nدوراند ال نیز در دالانهای اکابر برای همین کار عرض اندام مینمود .\nدیکانه مقصدش همین بود که یک زن توانگری که امیديك ميراث\nبزرگی داشته باشد بدام آرد. حیا کر بد رنگ و من هم باشد.\nراضی بود .\nدرین اثنا بود که مادموازل دو موقوب بره راستش را بر آمد .\nهم جوان وهم مقبول و هم دختر بک مارگی تو انگری که بار بار\nصاحب میلیونها باشد و هم بعد از ان که بین رشد برسد میرت\nکلی مادر مرده خود را نایل بشود. آناموسیو دور اندال ازین\nبهتر چه میخواهد ؟ اما اینرا هم محقق میدانست که مارکی دو موقوب\n(باقی دارد)"}
{"book": "adl0616", "page": 501, "text": "صحفه ١٦\nسال دوم\nو نام شاترا بحرمت یاد کردن برای هر مومن فرض است ( حضرت عبدالله ) بغیر از ( حضرت آمنه ) با دیگر هیچ زنی ازدواج و مقارنت نکرده . و هم چنان ( حضرت آمنه ) نیز بغیر از ( حضرت عبدالله) با دیگر هیچ مردی ازدواج نفر موده اند . و بغیر از حضرت بی ذیشان دیگر هیچ اولادی بدنیا نیاورده است .\n(آمنه) - بنام دیگر (امیمه ) زوجۀ ( ابن الدمينه) که از شعرای مشهور عرب میباشد . آمنه مزبوره نیز در شعر و فصاحت خیلی مشهوره يك زيست . ابن الدمينه پیش از آمنه ( حماء ) نام داشتنی داشت که فاحشه بود . روزی این ادمینه حماد را با یارش یکجا بقتل رسانید . بعد ازان با آمنه ازدواج نمود . اما پیش از ازدواج نیز در مابین شان معاشقه موجود بود . آمنه در يك مجلس انسی در مقام سر زنش و عتاب اینچند شعر را خطاب به این دمینه گفته است :\nوانت الذی اخلفتنی ما وعدتنی و اشمت بی من كان فيك يلوم\nو ابرزتنی للناس ثم تركتنی لهم غرضاً ارمى و انت سليم\nفلو كان قول يكلم الجسم قديراً بجسمى من قول الو شاء كلوم\nیعنی : توبی آنکه وعده ات را خلاف کردی ، و مرا از بهر خودت مظهر شمالت ملامت کنندگان نمودی ، حال و را زمرار مردمان اشکار ساخته هدف طعنه رقیبان کردی و خود را بکنار سلامت کشیدی . اگر از سخن بر پوست وجود انسان زخمها پیدا میگردید این است که در جسم من نیز از سخنان رقیبها و عمازها بسی زخمها پدیدار گردیده است .\nاین دمینه نیز بجوابش این ابیات را سروده است :\nباقی دارد\n\nشماره ۸\nاز روی عدالت نیز غیر جایز شمرده میشود . آیا کدام عدالت جواز میدهد كه يك شخصی را از مسلك وطريقه كه آوا اختیار کنند منع نمایند، و نه قوۀ عقل، و نه زر نقد خود را بقرار دلخواه خود استعمال کرده بتوانند ؟\nبعضی امتیازهای که حکومت آنرا برای خود حصر میکند از دو حال خالی نیست یا بدار مقصد افزونی واردات یعنی مداخل و درآمد عمومیه وضع میشود که در انحال آن امتيازيك مالیه بوده فوق العاده گفته میشود . یا برای محافظه حقوق و منافع عمومیه وضع میگردد .\nآن امتیازاتی که برای درآمد عمومیه وضع میشود مانند انحصار نمك و تنباکو ، و کاغذ قطعه بازی که ساختن و فروختن آن بحکومت منحصر است . و یا آن امتیازاتی که برای صحت و محاسن اخلاق وضع شود بهر دو حال مقصد اصلی آن افزونی مداخل و درآمد حکومت است که علم ثروت در ان باب چیزی گفته نمیتواند . مثلا ساختن باروت ، و شوره و کشتیهای جنگی که بسبب بعضی اسبابی که به امنیت عمومیه متعلق است امروزه روز به حکومت منحصر است . باز هم اگر موافق به قاعده آزادی صنایع اجرا گردد البته كه موجب أهونيت وسهولت میشود که این را هم این مسئله به ثبوت میرساند که اکثر دولتها برای تدارک کشتیهای جنگی خودشان به فابریکهای کشتی سازی انگلستان مراجعت مینمایند . مع ذالك این گونه خصوصات چون برأی و تمیز اداره حکومت تعلق دارد مطلق قواعد علم ثروت تابع شمرده نمیشود .\nغیر ازین گاهی میشود که حکومت بعضی فابریکهای عادی نیز برای خود باز میکند . اما این يك از شبهه و ارسته است که برای ترقیات صناعيه واسطه و رهبر شدن حکومت از قواعد علم ثروت سراسر مخالف است . زیرا حکومت مأمورها و کاردارانی را که برای اینگونه تشبثات استخدام و مأمور نماید ، اگر هر قدر صاحب معلومات ، و با حمیت باشد باز هم بنا بر منفعت شخصیه خودشان مانند يك صنعتکاری که بحساب منفعت خود بکوشد کار را پیش برده نمیتواند\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره (۷) سال دوم )\nاولا مخالف یک چیز ساخته میشد . ماشین های آن فابريك شکستانده میشد، معمولاتش سوختانده میشد . صاحبانش به جزاهای سخت گرفتار میشد .\nاز ثمره همت ( تورگو ) و دیگر طرفداران آزادی اعمال ، و انتشار یافتن قواعد علم ثروت این اصولها و قاعده ها نیکه بیان گردید در ملک فرانس و در دیگر طرفها فسخ و لغو گردیده ترقیات صناعيه دفعةً در اروپا يك رونق دیگری پیدا کرد، و ثابت ساخت که اصول وقاعدۀ تنسيق وتنظيم صنایع سراسر باطل ومضريك چیزی بود .\nوالحاصل از خلل پذیرفتن آزادی اعمال ، و برهم خوردن قاعده رقابت هم اصحاب صنایع ، و هم مستهلکان یعنی خریداران و صرف کنندگان آن صنایع متضرر میشدند و غیر ازین اینگونه اصول و قاعدۀ\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 502, "text": "صحیفه (۱)\nسال دوم\nشماره (۹)\n\nايدينك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت همايونى\nعلى احمد\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمحمود طرزی\n\nاداره خانه و مطبعه\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپيه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ۱۵ روپيه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپيه انگليزی\nبهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\n\nدر ماشينخانه دار السلطنه (کابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل يکمپانى است\n\nتاریخ عربی ۱۵ صفر ۱۳۳۱\nتاریخ شمسی ۳ دلو ۱۳۹۱\nتاریخ انگریزی ۲۳ جنوری\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسی مقالات مفيده درج ميشود\n\nفهرست مندرجات\nعرفان پروریهای\nادبيات\nاعليحضرت همايونى\nناموران زنان جهان\nحوادث خارجيه\nعلم ثروت ملل\nمقاله مخصوصه\nفاجعه‌های پاريس\nمقالات علميه\n\nعرفان پروریهای اعلیحضرت همایونی\nبسوى كائنات يك نظرى بيندازيم ! در همه حيوانات ، نباتات ، خشكه ها ، بحرها ، هوا يك حيات ، يك فعاليت ، يك دور وحركت ، يك نشو و نماى بس عجيبى مشاهده ميكنيم ! آيا حضرت مسبب الاسباب ، سبب يگانه اين حيات و نمو و حركت را بر چه موقوف فرموده ؟ هيچ شبهه نيست كه واسطهٔ يگانه آن همانا خورشيد جهانتاب است . اين حركت وحيات كائنات را در هر بيست و چهار ساعت يكبار براى العين مشاهده ميكنيم :\nبغروب شمس جهان آرا يك پرده ظلمت تيره درون عتمات رهنمونى عالم را فراميگيرد . حيوانات مى خسبند ، نباتات مى پزمرند ، انسانها مى آرامند . انجماد ، افسردگى ، ممات همه كائنات را فراميگيرد !\nبمجرديكه پيش قراولهاى حيات همراه شهريار گردون اقتدار آفتاب زندگى توأم - يعنى سپيدهٔ مقدم به شيپور نفس نسيم سحرگهى از ورود آن سلطان زندگى رسان خبر ميدهد ، در همه موجودات كائنات زندگى وحركت پديدار ميشود . در دامانها ، صحراها ، كوهها ، جنگلها ، بيشه ها ، آبشارها ، گلزارها يكديكر جوش و خروشى آشكار ميكردد . بنفشه ها ميشگفند ، به بوهاى لطيف خود دلهاى سودازده ها را بزلف يار رهبرى ميكنند . يك جويان يك رمه بره هاى سفيد چون لكه هاى پنبه خود را در يك دامنهٔ سبزى بچرانيدن آغاز مينهد . يك آسيابان بلند زمزمه كرده دروازهٔ آسيا را باز ميكند . چرخهاى آسيا يکصداى پرغريوى ميرارد ، طفل نازنين طبيعت را بيدار ميكنند . در آن طرف يك جويبار صفاتبار به آب پر شرشر چون آبشار خود سبزه هاى اذيقه كنار خود را نوازش ميكنند ، در آنجا يك كول ، عكس طلوع صبح صادق يك سرو سيمينى در آن تشكيل داده درختهای لطیفه کنار آن يك سایه خیره و تیره در آب انداخته ، قازها و مرغابى ها در ميان آن در پى يكديكر بال افشانى شطارت دارند . دو فاختهٔ دلباخته كه از سرتخهٔ چنار بلند آن بال افشانى ها را مى بينند حسيات عاشقانه شان به پرواز آمده كوكو گويان مسرت صبوحى را تبريك ميگويند ! دم بدم طنابهاى بافته يك نور ، يك روح ، يك دور ، يك حركت مى افزايد ! افق يك رنگ لعل گونى پيدا ميكند . ابر پاره هاى ذره هاى كهربا رنگهاى قوس قزحى پيدا ميكنند . نوكهاى شاخسار تذهيب طلاكارى ميپذيرد . سياحرا ، دريا مستغرق بحر انوار ميشود . از دود كشهاى بلند فابريكها دودها ميپرايد ، از توله هاى شبان نغمه ها كشيده ميشود . دروازه هاى فابريكها شكل يك دهان عظيمى را ميگيرد . كارگرها عمله ها مانند زنبورهاى عسل كه شهد صنايع را حاصل ميكنند به قاريک ميدرآيند . پيردهقان ، كاوهاى قولبه رانى را به پيش انداخته بصحرا ميرود . يك پسر مكتبى را از خوابگاهش به عجله برميخيزاند ، زودى ميخيزد ، ميپوشد بكس كتابها را بگردن آويخته بسرعت از خانه ميبرايد . هماندم در مقابل يك لوحهٔ درخشان قدرت خود را مى يابد ، چشمانش به نقطهٔ افق"}
{"book": "adl0616", "page": 503, "text": "سال دوم\nصحیفه ۲\n\nشمارهٔ ۹\n\nشرقی دوخته مانده و ، آه! آفتاب برآمد !... گفته بسرعت میدود ......\n\nیلی آفتاب جهانتاب طلوع میکند حیات حرکت در همه کائنات رو نما میشود ، آفتاب کائنات ترقی و تمدن نیز انوار ( علم و عرفان ) است. معمر دیکه انوار عالمتاب آن بر يك ملك وملتي بتايد حيات حرکت در همه اطراف آن و همه افراد آن پدیدار میگردد .\n\nمعارف يك برق سعاد تست که دنیا را سراسر غرق انوار میسازد\n\nمعارف يك نسيم مجانست که بر هر زمینی بوزد آنرا کاشسرای عالم میکند. عندلیبان ترقی بر شاخسار آن نغمه پرداز افتخار میشوند. عالم را سرمست حیرت مینماید. رفاهیت حال سعادت استقبال بسا یه علم و معارف برنو افزای احوال میگردد صحراها بمزرعه ها و دشتها بكلزارها تبدل میکنند. خرابه زارها به شوکت سراها، سراها به انوارها مستغرق میشود.\n\nعلم و عرفان ، حیاتبخشای جهان، و غذای روح و افکار انسان است . در هر ملک و هر قوم که به شعشعه افشانی آید ملك راحیات می بخشد ، و قوم راملك صفات ميسازد . ملك صفاتی میسر نمیشود الا به اخلاق حسنه ، رهبر ومنهاج اخلاق حسنه قرآن عظیم الشان خالق کون و مکان است. از علم بی اخلاق هیچ فایده نیست .\n\nمعارف در ملک و ملت خود نبود پیدا نمی شود. مربی محرک مشوق میخواهد : مربی محرك مشوق آن بادشاه ملك و ملت است که خالق خیر و شر ، وطلوع دهنده شمس وقمر، ومدير كائنات بر بحر و بر آنرا از ملیونها نفوس بشر بر میگزیند. و زمام اداره خیر و شر آنرا بدست او میسپارد .\n\nبلی ! اين يك موجبة قدر تيست که از وقت خلقت بشر جاری آمده است. چون قدرت خالق مطلق هیئت فعال لما بریدی را بکار انداخته بخواهد که ملک و ملتی را بنور آفتاب عرفان منور سازد بادشاه عالم دانای ذی عرفان معارف پروری به آن مرحمت میفرماید . چنانچه يملك مقدس ما افغانستان وملت معززما افغانيان عطا و احسان فرموده است .\n\nآری ، آری ! وجود مسعود ذات شوکتسمات اعلحضرت ( سراج الملة والدين ) مد الله ظله في العالمين يك آفتاب درخشان تابان علم و عرفان است که افق تخت عالی بخت افغانستان بطلوع صعود مسعود پر سودش بپهنای پر تجلای متلالای علم و معرفت منور و روشن شده است .\n\nواقعا در زمان سعد اقتران اعلی حضرت خاقان مغفور جنت مکان حضرت ( ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان ) طاب متواه في الرضوان بی ترقیها و تجددات عظیمه در افغانستان بظهور رسید، ولی در خصوص نشر معارف مانند تأسيس مكاتب عمومی اصول جديدة عصر حاضر هنوز هیچ یك تشبت و اقدامی نشده بود. ذات عرفان صفات اعلیحضرت این بادشاه مقدس محبوب القلوب معظم ما از ابتدای جلوس همایونی شاهانه شان چنانچه بنی ابواب فیض و سعادت را بروی ملك و ملت باز نمودند تأسيس مكاتب ملکی و عسکر برا نیز اراده فرمودند ، تا آنکه امروزه روز افسران عسکری و کار داران ملکی از آن مکاتب به بیرون بر آمدن آغاز نهاده است .\n\nاین کیفیت خیلی مهم يك مسئله ایست که بحیات و ممات ملك و ملت تعلق میگیرد . بل علم معرفت ، دانائی توانائی سعی حرکت حیات است . خلاف آن شد آنست این اطلف حال العال همایونی موجب حيات پيشاني ملك شاهانه شانست ، باز میگوییم که از علم هیچ نمره حاصل نمیشود تا اخلاق حسنه نباشد. رهبر و منبع اخلاق حسنه قرآن عظیم الشان حضرت خالق زمین و آسمانست که ذات اعلی حضرت بادشاه مقدس ما اول در باب توسیع دایره علم قرآنی کوشیده در حالیکه یکان یکان حافظ قرآن بصورت مشار بالبنان در افغانستان پیدا میشد در وقت حاضر از مدرسه های حفاظ کلام مجید بصدها حافظ میراید، این دیانت پروری ذات اعلی حضرت پادشاهی حقیقتاً برای افغانستان يك آنحیاتی شمرده میشود .\n\nزیرا درین وقتها دو سه بار به اداره عاجزانه خود ما از استانبول و بیروت، و بغداد بعضی نامه های مطبوع و غیر مطبوع وارد شده مینویسند که از چندی میشود قرآنهای تحریف شده غلط در مطبعه های مختلفه بعضی ارباب غرض در موقع انتشار آمده ، و بهر هر طرف توزيع و تقسیم شده است . لهذا باخبر باشید . .\n\nپس ازین يك معلوم میشود که این مدرسه های حفاظ کلام مجید که بسایه فیوضات آیه حامی دین مبین حضرت سید المرسلين اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) در وطن مقدسة ما تأسيس و بنياد یافته تاجه درجه یک اهمیت عظیمه دینیه را در بردارد که قدر شناسان عالم اسلاميت البته آنرا تقدیر خواهند نمود .\n\nغیر از مکاتب ابتدائيه و عاليه ملكيه و عسکریه که در دار السلطنه بنیاد یافته در بیت العلوم) مبار كه يك (دار التاليفي ) نیز بسايه معارفوا به شاهانه تشکیل یافته است که اکثر کتب تعليميه مكاتب دولت علیه افغانستان در انجا ترجمه و تألیف میشود . بعضی ارهایی که از دار التأليف مذکور در فنون حاضره نظر حقیرانه در آمده الحق که خیلی پسندیده و برگزیده آثار است . خود این محرر احقر بالخال برابر نیز بنابر تشويفات معار فیروری اعلیحضرت بادشاه مقدس خود از زبان ترکی عثمانی يكجند ارادبي وفي ترجمه و بعضی تألیفات بوجود آورده است که از جمله یکی ترجمه پنج جلد کتاب ( تاريخ محارية روس و ژاپان ) است که بموجب فرمان واجب الادغان اعليحضرت بادشاه مقدس خود ترجمه کرده ام .\n\nعالم ، علم طلب است. دانا ، دانش خواه است . اعلی حضرت بادشاه مقدس ما عالم است. داناست . دین پرور ، مرحمت گستر . مدنيت خواه ، ترقى آگاه يك پادشاه عدالت پناهیست که بعلم و عرفان وعدل و احسان ملك وملكت شاهانه شاترا به انوار ترقی عرفان منور فرموده اند، و به شهراه تعالی و ایقان رهبر گشته اند. از درگاه ذات ذو الجلال طول بقا و دوام دولت و اجلال شاهانه شانرا نیاز میکنیم ."}
{"book": "adl0616", "page": 504, "text": "صفحه ٣\nسال دوم\nشماره ٩\n\nجواد خارجيه\nاجمال سياست\n\nدنیا بسیار کهنه و فرسوده ، و چرخهای تدویر آن ساییده شده است . لا بديك انطلاق و انشقاق عظیمی دران محتمل الظهور است !\nدیگ بخار ماشین خانهٔ روی زمین ( اوروبا ) است . چنان معلوم میشود که آلهٔ مقیاس البخار آنراخرابی پیش آمده است که از حد و اندازهٔ لازمی آن بیشتر اخره دران تراکم می کند ، و رفته رفته دیگ مذکور باستیعاب همه آن قوت تاب آور مقاومت نگردیده چنان يك انطلاق عظيمه ، و از هم ترکیدن مدهشه بوقوع آرد که پاره های انقاض آن از کوههای آلیمانی بلکه از کوههای همالایا و قره قورم نیز بالاتر برهوا گشته در بحر محیط کبیر بریزد ! آلهٔ مقیاس ابخار ماشین اوروبا حسیات انسانیت ، عدالت مساوات حریت ، حقانیت بود که برهمان آن بر ملیونها عرب ، بر ملیونها ترك و اکر ، بر ملیونها هندستانی ، و هندو ، و فارسی و غیره حاکم و مسلط گردیدند . در هرجا که رسیدند همین بیرقها را بر افراشتند ، و عالم را در زیر ظل حمایت آن دعوت کردند مردمان شرق چون از بسیار وقتها ماشینهای شان بسبب خرابی مقیاس البخار شان پاره پاره شده بود آن ورقها را يك سایبان سعادت دانسته بودند .\nسبحان الله ! کدام مدنیت کدام بشریت وبکدام حال و بکدام منوال دوام ورزید است ؟ اگر خاکهای طبقه های زمین را تا جاهای بسیار عمیق بکاویم ، و غربال نمائیم بجز آثارها ، و انقاضهای مدنیتها و اکمليتهای بشر چیزی نخواهیم یافت ؟ چنانچه بی مدنیتها و عدالت ها ، و مساواتها ، و حریتها و حقانیتها طعمهٔ حرصها ، و کینها ، و نفس پرستیها و اسارتها شده است ، همچنان مدنیت اوروپای را نیز همین اژدها ها و ناگوها واقعها چنان فرو برده اند که کمتر اثری ازان ها باقی مانده است ! همه اسیرهای دام احتیال شان آهسته آهسته به این پی میبرند که سخن چیست ، ولی نه چنان کابوسی برانها فرو آمده که مجال حرکت برای شان مانده باشد !\nاز جنگها ، و فتوحات آخرین اوروبا معلوم کردید که چه وحشی ، چه خونخوار ، چه درنده مخلوق میباشند . پیش ازین در هر جایی که میرسیدند قانون عدالت برپا میکردند . درینوقت عرف عسکری را اعلان داده قتل عامها ، معبد سوزيها ، تسلط بر عرضها ، بیگناها را بدار کشیدنها اجرا می کنند !\n\nچو خواهد فلك رنگوايش كند\nبه افعال بد رهنمونش كنند\n\nهمین سبب است که استیم دیگ بخار شان افزونی میگیرد ! حرص و طمع به شره و آز میکنند امقیاس البخارشان چون برهم شده از درجهٔ شدت و تراکم اخرهٔ افعال بدشان آگاهی نمی یابند ! دفعهٔ آن بخارهای کثیفهٔ متراکمه شان چنان از هم کفیدن مدهشهٔ هول انگیزی بظهور بیارد که آواز دهشت همر از آن ساکنان کرات سماوی را نیز بلرزه در آرد ! . . . .\n\n( ترجمه از اخبارهای )\nترکی و عربی\n\nاز سبیل الرشاد :\nظلمهای که اردوهای اهل صلیب ، در البانیا و روم ایلی اجرا کرده اند از جنایتهای انگیز بسیونها نیز در گذشت . بمليونها انسان از وطن شان رانده و آواره شدند . بصدها هزار معصوم در کوچه ها در میان گلهار پختند ، بی نهایه عرضها پامال کرده شد ، همهٔ مال و منال اسلام یغما و تاراج گردید ، بی آنکه بر زن و بچه رحم آرند قتلهای عام اسلام را بجا آوردند ، حتی بسیاری از معصومها را زنده زنده زمین دفن کردند ، بسیاری از بیچاره گانرا از گرسنگی کشتند . نان خوردن ، جای خوابیدن حتی برای دفع حاجت محل نماند . این مظالم وحشیانه به آندرجه ها رسید که هرچيك عایلهٔ مسلمان ازین مصیبت آزاده نماند . از احوال فاجعهٔ ( اندلس ) نیز در گذشت . ظلم و وحشت اردوهای اهل صلیب را جراید یومیه هم انقدر که مینویسند تمام نمیتوانند . مهاجرینی که می آیند حکایت کردن تمام نمیتوانند . ما اینها را زیر نظر انتباه و اگاهی عالم اسلام که قدر استقلال را نمیدانند عرض کردن میخواستیم . اما چه چاره که صحیفه ها محدود است و بجلدها کتابها نیز این را استیعاب نمیتواند . این است که چهرهٔ خونریز جلاد عصر بیست و یکم را همه کائنات به بینند که چیست ؟\nبواقعیکه اینقدر مظالم بی جزا نمیماند ، اما چه چاره بعد از اینکه ملیونها اسلام در کوچه ها ، و گلها در افتادند و صدها هزار ! معصومها محو گردیدند . و گرنه اینقدر وحشت آنها نیز بی جزا نمیماند . زیرا عدالت الهی هیچگاه به این مساعد نیست . اینقدر معموره های اسلام ، اینقدر بیگناه معصومان را او روز به کله های جانور های اهل صلیب محو کردند . آیا گمان میبرند که سینهای بار بار ازین روز سخت گرفتار نیایند ؟ انشاء الله عالم اسلام در قریب اوقات آنروزها را خواهند دید .\nکه میداند که چقدر بزرگ گناه ها ، و به او امر الهیه و قوانین فطرت چه مدهش عصیانها ارتکاب کرده ایم که به این درجهٔ فلاکت الیم و به اینگونه مصیبت عمومیهٔ عظیم دوچار گردیدیم . در تاریخها میدیدیم كه يك قوم بايك ديار در يك آن محو گردید ، ولی نمیدانستیم . این است که حالا اضمحلال الیم و افول جمیع يك قطعه را تمامها در یکماه مشاهده میکنیم . این کیفیت برای تمام"}
{"book": "adl0616", "page": 505, "text": "سال دوم شماره ۹\n\nجهان برای تمام عالم اسلام به عبرت بزرگیست که قوانین آلیه بیاس خاطر شریف مسلمانان حکم خود را تبدیل نمیدهد .\n\nاین را اعتراف باید کنیم که ما به اعمال و افعال خود به این حالها گرفتار آمدیم .. ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم، ما دیدنیهای خود را دیدیم . به انواع ظلمها و وحشتهای انگیز یسیونی دو چار آمدیم. حالا وقت آنست که نوبت مرتکبها و مشوقهای آن آمده است. آیا کمان میبرید که آه و انین اینقدر معصومها در فضا های لاهوتی محوشده میرود ؟ البته که برای این ملک و بلکه برای همه کره ها و برای همه انسانها يك صاحب حقيق موجود است، يك سلطان عظیم الشان ، يك حكيم عادل يك قاهر ذو الجلال موجود است . آیا کمان میبرید كه آن مالك الملك والملكوت جهنمهای اوروپای بار بار را باز پخودشان بر نکند ؟ برای اینکه آنها را در یک آن محو سازه اسباب آنرا بدست خودشان برای شان حاضر کرده است . انشاء الله فردا، فردا نباشد پس فردا بهمه حال دهشت انتقام آلمی را خواهیم دید .\n\nای مسلمانان ! بیائید که همه ما بيك زبان :\nمتى نصر الله ؟\nگفته رفع آواز بکنیم و بینیم که جهان لایتناهی از يك منبع و بیوی خالیست ؛ البته که نیست .\n\n(سیاست انگلیز بمقابل عالم اسلام و دولت عثمانیه )\nاقتباس از اخبار ( رأى العام ) منطبعهٔ بیروت به امضای (طه المدور)\n\nبسیار بارها است که در بعضی اخبارهای استانبول این فقره مصادف نظرم میشود که مینویسند : . مقصد یگانهٔ دولت انكليز تمامیت ملکیه و ، محفوظیت حاكمانهٔ دولت عثمانیه میباشد .!! من چون به اینگونه فقره های زراندودی که با يك غرور بسیار بزرگ و بی بصیرتی تمام نوشته شده است نظر میکنم از حیرت و تعجب خودداری نمیتوانم . زیرا من ازين يك آسوده و خاطر جمعیم که در عالم پوليتيكل هر انقدر انتريكه و حیله های سیاسی که بر ما دور میخورد همه آن یا از دسیسه های پنهانی دولت انگلیز و یا آنکه لااقل برضا و موافقت او بروی کار می آید .\n\nاین یک معلوم است که انگلیز تقريباً وصد مليون نفوس مسلمان اعلان حاکمیت میکند . اگرچه اداره داخليه اينقدر نفوس عظيمه مسلمانان در زير حكم و نفوذ لندن میباشد . ولی این راهم بگویم که معناً آنها را هنوز در زیر حاکمیت خود گرفته نتوانسته است . زیرا مسلمانان با معنویات خودشان بمقام معلای خلافت استانبول توجه و اعلان ارتباط میکنند .\n\nدولت انكليز هم انقدر که به اینحالت روحیه مسلمانها واقف میشود همانقدر بيك عصبیت دهشتناکی گرفتار می آید . گاه گاهی\n\nبخوبی باید دانست از بسیاری انفعال خود داری نتوانسته بصورت آشکار بر سر دولت عثمانیه بعضی مشکلات مدهشهٔ سیاسیه بوقوع می آرد ، و به اینصورت روز بروز مقام خلافت را بلرزه میدارد . تا باشد که يك روزی ( معاذ الله ) این دشمن بزرگ و این رقیب منفور خود را از میان بردارد ؛ و این صد مليون مسلمانرا هم معناً و هم مادهٔ بجز لندن بدیگر طرف علاقه دار و مربوط نگذارند . چونکه ایمپراطوری هند بدیگر صورت در زیرا منیت نامه گرفته نمیشود . دوات انگلیز اگرچه پیش ازین این انتریکه های خود را بصورت خفی اجرا میکرد، اما درین زمانهای آخر این پوليتيك خود را در محیط مصر وسوریه بصورت بسیار عالی و آشکار تجلی میدهد .\n\nه دولت انگلیز بسببی که از جرمن میترسد درين وقتها میخواهد که مشتملکات خود را با رابطه های بسیار قوی و متین یکسر به لندن مربوط نماید . و درينباب بسیار فعالیتهای بزرگ شان میدهد . اما این را هم فراموش نباید کرد که همانقدر از جرمن میترسد، دو چندان از افکار ( وحدت اسلامیه ) این میترسد . از فعالیت فوق العاده که در این روزها دولت انگلیز در پیشقدمی مسئلة ( وحدت اسلام ) در عالم اسلامی مشاهده میکند خیلی اندیشناك شده است . این است که دولت انگلیز در پیش روی ثمرۀ سعیهای اسلامها که بسوی وحدت گامهای بسیار فراخی میخواهند بیندازند، مانند يك دشمن بی امانی ایستاده شده هر انچیزی که عامل و برانگیزندهٔ مسلمانها را بوحدت به بینند آنچیز را بهر صورتیکه باشد از میان بر میدارند . و آنرا محو و پریشان می کنند . و چون عامل یکانه و برانگیزندهٔ فرزانهٔ این تشويقات وتحريكات (وحدت اسلام) اخبارهای اسلامی میباشد ازين سبب هر انقدر اخبار های که در مصر بزبان عربی طبع و نشر میشد، و همیشه در باب وحدت اسلام و بیداری و آگاهی مسلمانان قلم میفرسودند همه آنها را بنا بر بعضی اسباب واهی منع و تعطیل نمودند .\n\nه ازین عجیبتر اینکه دولت انگلیز بکمال سعی و کوشش برای تأسیس دادن يك خلافت جدید اسلامیه در مصر همه قوت و دسیسه های خود را استعمال میکنند که این فکر سیاسیهٔ دولت مشار الیها را این به اثبات میرساند که در محاربهٔ طرابلس غرب و بالکانیها اساس بیطرفی مصر را بر پا نهاد . .\n\n( مکتوب از پشاور )\nتشریف آوری وایسرای هند در دهلی به حیثیت نائب السلطنة هند و يك واقعه هائله\n\nجناب !\nچون درین ایام يك واقعه بسیار ناگوار هائله در هندستان بوقوع آمده است خواستم که برای اطلاع آنجناب تحریر دارم : البته آنجناب از کیفیت تبدیل یافتن دارالسلطنهٔ هندستان از کلکته"}
{"book": "adl0616", "page": 506, "text": "٥ سال دوم شماره ۹\n\nبه دهلی خبر خواهد بود . لاکن تا حال تکمیل آن عملی نشده بود . در ٢٣ دسمبر هز ایکسلنسی و ایرای هند برای رسم افتتاح پایتخت جدید رسماً بصفت شاهی بدهلی داخل گردیدند . در ١١ بجهٔ روز جناب وایسرای ممدوح معه لیدی خود بدریعهٔ ( اسپیشل ترین ) یعنی ریل داک به استیشن دهلی رسیدند . و از استیشن بعد همراهان خود و جمله را بمکان و توابان و غیره سواری پیلان روانه راندود ، و دیدبه و حشمت بسیار عظمت خود از راه باغ ملکه گذشته به چاندنی چوک رسیدند . در حالیکه مراسم جلوس بکمال دیده و احتشام از چاندنی چوک میگذشت دفعهً از یکی خانه ها از دست یک مجهولی پروانسرای ممدوح بمب انداخته شد . چمدار ویه رای که پس پشت وایسرای بر همان پیل سوار بود فوراً هلاک شد . و خود وایسرای را برد و جراحم رسید . یکی پر شانه و دیگری بر گردن . وایسرای از شدت زخم بیهوش شد ، و بعد از کمی بهوش آمد و رفتن جلوس را بسوی دربار اشارت کرده خود را بشفاخانه رسانیدند . میگویند که خانهٔ مذکور را فوراً پولیس محاصره نمود . و دروازه های شهر نیز در زیر ترتیب گرفته شد . لاکن فاعل هنوز معلوم نیست مستر قلیت و دولس درین وقت بجای وایسرای ممدوح کار دربار را انجام میدهد . باقی خیریت است ١٩ محرم سنه ١٣٣١\n\n( ترجمه از اخبارهای اردو )\nدر این ایام حالت جنگ بلقان به جنگ آخری روس و جاپان بسیار مشابه است — جاپان در جنگ های بحری و بری همیشه کامیاب بود اما چون شرائط مصالحت در پیش شد دولت روسیه سخی بکار آورده به غور نمودن مسئله تاوان جنگ انکار کرد درین وقت کل عالم متغیر بود که جاپان از مسئله تاوان جنگ دست بردار گردید — و سیاق همان بود که اگر چه روسی یکی بعد دیگری از هر مقام بپا کرده شده بود اما او نسبت به دشمن جنگ را با عرصه دراز جاری داشته می توانست — اکنون همان کیفیت در ترکیه پیش آمده است — یعنی بلغاریه از دشواری گذشتن نتیجه آگهی دارد و سرویا باحتمال جنگ استریا درستی وسائل خود میخواهد — مانتی نیگرو تسخیر سقوطری را از یاده از امید وقت طلب میداند — و او برسوال قبضه تهریس ترکان کمتر دلچسپی دارد بشرطیکه البانیه را اگر آزادی کلی عطا نشود خود مختاری اندرونی بالضرور داده شود — و هر چند که ریاستهای متحده خوار کامیاب بوده اند اما آن شرائط را که دولت ترکیه منظور نکند هرگز عاید کرده نمیتوانند .\n\n( دست درازی روسیه بر منگولیا )\nاین امر محتاج تصدیق نیست که روسیه بعد از صدمهٔ شکست که از جاپان خورده بود تحريك خفيه حاصل نمودن اعراض سابق\n\nمشرق وسطی شروع کرده از واقعهٔ عظیم الشان انقلاب چین فوائد کلی حاصل کرده است — چنانچه حکومت مرکزی چین را در مشکلات داخلهٔ ملک گرفتار دیده صوبهٔ منگولیا را سرکش ساخت و چون حکومت مقامی در صوبهٔ مذکور قایم شد مراعات کلی یعنی تعمیر ریل و تفتیش معادن و توسیل اسباب تجارت و غیره برای خود حاصل کرد — مراعات مذکوره آینده برای چین نهایت خطر ناک ثابت خواهند شد و مراعات مرقومه فوق گویا پیش خیمهٔ قبضهٔ روسیه است لهذا برای وزارات خارجهٔ برطانیه لازم است که اندازهٔ بد نیتی دولت روسیه کرده در معاملات ایران هوشیار باشد .\n\n( اشیای عجیب و غریب و قابل تعریف امریکا )\n١ - يك كمپنى شهر نيو يارك امريكه ۹۹۸ دکانها در شهرهای متفرقه امریکا دارد ما کیفیت یک دکان که در شهر نیو بارك واقع است بیان میکنیم — این دکان پنجاه و پنج منزل دارد و بلندی عمارت آنهائی آن ٧٥٠ فت بلند است و باخراجات يك كرور و بیست لك دالر ( دالر مساوی است به سته روپیه کلدار ) تعمیر شده است و وزن عمارت مذکور سی و شش کرور پوند است — عمارت مذکور در کل عمارتهای دنیا بلند است اگر همه حجره های پنجاه و پنج منزلهٔ دکان مذکوره بر تختهٔ زمین تعمیر کرده شود (٢٧) ایکر زمین را احاطه خواهند کرد چون کیفیت يك دکان از ٩٩٨ دکانهای کمپی مذکوره چنین باشد اندازهٔ آمدنی آن بآسانی کرده میشود .\n٢ - تجربه دیگر یک زن که پرنسس وکتور به نام دارد و همراه یک نمایش دوره میکنند — پرنس وکتوریه ٢٥ - انج بلند و ١٩ بوند وزن دارد . سن آن ٢٣ ساله است و مردم را به نغمه و سرودا مسرور می سازد .\n٣ - همراه نمایش مذکوره یک زن دیگر است که بلندی قد او مثل مردم عام است لاکن زیاده از حد فربه است وزن جسم او ٦٨٥ پوند است — مردم تماشائی یازده پینسه تکت خریده برای دیدن او میروند .\n\nتنخواه نامه نگاران جنگ\nبرای اخبار والاهای یوروپ و امریکا وقوع جنگ ناگوار ثابت میشود چرا که از وقوع جنگ در اخراجات اخبارات اضافکی فوق العاده پیدا میشود و معاوضهٔ اخراجات مذکور بآنها داده نمی شود — درین شک نیست که جنگ موجودهٔ بلقان بر اخبارات روزانهٔ لندن بار اخراجات بسیار خواهد انداخت — و هر قدر"}
{"book": "adl0616", "page": 507, "text": "سال دوم\nشمارۀ ۹\n\nبزودی خاتمه آن شود برای مالکان اخبارات موجب خوشوقتی خواهد بود .\n\nخرج دو اخبار در جنگ هسپانیه و امریکا\nاندازۀ اخراجات اخبارات جنگ ازین کرده میشود که چون در مابین هسپانیه و امریکا جنگ واقع شد دو اخبارات نیویارک را از ۸۰۰۰ هزار الی يك لك و پنجاهزار پوند سالانه منافع می شد در حالت جنگ بحساب يك لك و بیست و پنجهزار پوند سالانه خرج میکردند .\n\nمخارج يك اخبار روزانه\nيك مشهور روزانۀ اخبار لندن کشش نامه نگار او در میدان جنگ باشند هر یکی آنها را از ده پوند الی صد پوند ماهوار تنخواه داده میشود و رقم مذکوره تا شش هزار پوند سالانه میرسد و اگر دیگر اخبارات هم نامه نگاران خود را در میدان جنگ روانه کنند مخارج مذکوره تا پانزده هزار پوند سالانه میگردد نامه نگاران اخبارات در میدان کارزار بسیار مردم را مقرر می نمایند که آنها را بمعاوضۀ خبر رسانی رقم معقول داده میشود – علاوه بر ین دیگر نامه نگار هم دران پایه تخت سلطنت ها که در مابین شان جنگ میباشد مقرر میدارند تا که از آرای اخبارات و مدیران پایه تخت آگهی داشته خبرهای درست برای اخبارات خود روانه دارند .\n\nسفر خرچ نامه نگاران\nسفر خرچ نامه نگاران اخبارات بحالت جنگ نسبت به دیگر اخراجات شان زیاده تر می باشد – چرا که بوقت قال و حرکت شان ضرورت مخارج بسیار می افتد و آن اخبار که اخراجات سفر او زیاده از صد پوند نه باشد خود را نهایت خوش قسمت می شمارد – و اگر حاصل نمودن خبرهای جنگی بحری ضرورت افتد آنوقت مبلغ یکهزار پوند به کرایه کشتی دادن می افتد .\n\nمعاوضۀ جان نامه نگاران\nمالکان اخبارات نامه نگاران را که برای فرستادن خبر در میدان جنگ روانه میکنند با آنها قرار داد کرده می شود که اگر نامه نگار در میدان کشته شود برای گذران خاندان او معاوضۀ معقول داده خواهد شد – ازین ظاهر است که بدون آن اخراجات که بوقت جنگ مالکان اخبارات متحمل آن میگردند هر يك اخبار قریب بیست هزار پوند معاوضۀ زندگانی نامه نگار نیز ادا میکنند – اخبار اتیکه مشهور و معروف اند اخراجات شان نسبت به اخراجات مذکوره فوق زیاده تر است .\n\nخرج تلگرافات\nخبر هائیکه از میدان جنگ و یا از مقامات دیگر خبرهای متعلق جنگ خواسته می شوند محصول آنها به هزار ها پوند میرسد –\n\nدر جنگ روس و جاپان محصول کمتر خبرها يك شلنگ و یازده پنس یعنی قریباً يك و نيم روپيه گادار في يك كلمه بود . اما شرح محصول معمولی برای فرستادن خبرها في كلمه چهار شلنگ و ۱۰ پنس بود چونکه برای ضرورت بمطابق شرح معمولی خبرها فرستاده می شدند بنا برين بريك خبر که مشتمل بر یکصد کلمه می بود مبلغ ۲۰ پوند ادا کرده می شود — اما در خبرهای مفصل و مشرح که مشتمل بر یکهزار الفاظ می بود مبلغ ۲۵۰ پوند بدفتر تلگراف تحویل کرده می شد — اخبارات نصف در حین لندن در یکروز مبلغ ۱۰۰۰ پوند محصول برای فرستادن خبرهای جنگ مذکوره داخل دفتر تلگراف نموده بودند .\n\nمخارج خبرهای تلگراف جنگ افریقۀ جنوبی\nمحصول معمولی فرستادن خبرهای بذریعۀ تلگراف جنگ جنوبی افریقه در مابین برطانیه و بوئرها واقع شده بود چهار شلنگ في كلمه مقرر بود ويك اخبار برای حصول خبر کیفیت معرکه خاص زیر بار ۳۲۵۱ پوند می شد – محصول تلگراف خبر معمولی که ناظرین یکمرتبه مطالعه کرده آنطرف می اندازند ۲۵ پوند و محصول خبر مفصل ۳۲۵ پوند میباشد .\n\n§ اکثر خبرها بیکار هم میباشند §\nاكريك خبر طويل كه در يك اخبار شایع می شود و خبرهای دیگر بهمان قسم و بهمان مضمون در دفتر اخبارات میرسند آنهمه بیکار میباشند – چرا که در اخبارات خبرهای اهم ترین شایع کرده می شوند بعضی اوقات يك خبر که در اخبار دیگر از همه بیشتر شایع می شود آن نیز بیکار میگردد . بعض اوقات يك خبر که بر آن پنجاه پوند صرف کرده میشوند برابر قیمت آن کاغذ هم نمی باشد که بران تحریر کرده می شود – يك اخبار در جنگ هسپانیه و امریکا خبر هائیکه به مخارج ٤٠٠ پوند برای او رسیده بود بیکار ساخت – يك نامه نگار سر گرم در جنگ ترنسوال خبرهای که بمصارف ۳۰۲۰ پوند برای اخبار لندن فرستاده بود بیکار گردید .\n\n__________\n\nکشیده شدن ترکان از اروپا محال است\nاکنون اخبارات انگریزی هم اعتراف نموده اند که ترکان در زمین اوروپا خیلی مستحكم و ثابت قدم میباشند و اخراج شان از بر اعظم اوروپا مشکل است چنانچه تائمز آف اندیا رقمطراز است که هنوز توقعات مصالحت بسیار دور است و اگرچه دول یوروپ کوشش دارند که علاقۀ مفتوحۀ بلقان بطريق مناسب منقسم شود اما قوت مدافعانۀ ترکان بر خطوط دفاعی شتالیه بهمان قرار زیر دست است که پیش بود افواج اناطولیه با نجا رسیده روز بروز در تعداد فوج می افزاید – دیگر جانب بلغران هزیمت و نقصان"}
{"book": "adl0616", "page": 508, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ۹\nبسیار برداشته از اعلان فتوحات خود دست برداشته اند - و بهترین ثابت بود که بر اوروپا تکیه کردن غلط محض است. دولت برطانیه وعده کرده بود که اگر ریاستهای بلقان بر ترکیه حمله آور شدند مقبوضات حاصل کردند در نقشه بلقان تغییر و تبدیل نخواهد شد. بلکه دول عظمی مداخلت کرده علاقه ترکیه را پس به مالکان آن خواهند سپرد اکنونکه بلقائیان اول فتحیاب شدند دولت انگریزی حیران است که قول خود را چگونه بگرداند اما تغیر اقوال وخلاف وعده پیش اوروپا هیچ است فی الفور از انگلستان صدای برآمد که کنون چون بلقانیان بعد از صرف أموال و تالف نفوس بر بعضی مقامات قایش شده اند ضرور است که معاوضه محنت و مشقت شان داده شود - سپیش ظاهر است که اول دول اوروپا خیال کرده بودند که ترکان يقيناً ظفریاب شده بر علاقه بلقان متصرف خواهند شد و مایان ترکانرا برای پهل کردن آن مقامات عبور خواهیم کرد - اما چونکه ترکان آماده پیکار نبودند و غنیم افواج غیر مترقبه در میدان کارزار آورد و ترکان منهزم کشتند لاکی زود جمعیت خود را بسته رو مفتوحات نهادند و بی حمله آور انرا کشتند و بسپا ساختند و امید منصوریت شان هر جای ظاهر شد. دول اوروپا باز رنگ خود را تبدیل کردند و همراه ترکان هم توا داشت و بابندی اقوال خود میکرد .\nجانب ترکان گردانیده است باز هم این نتیجه مرتب میشود که ترکان از اوروپا خارج کرده نمی شوند بلکه آنها حقوق این مطالبه دارند که علاقه کلان یوروپ زیرنگین شان باشد .\nبعد ازین اخبارات انگریزی اقرار کرده اند که حسرت تاریخی مستر کلید ستون که ترکان بيك بيني و دو گوش از اوروپا کشیده شوند در کنج مرقدهم بتکمیل نرسیده و یوروپ برین امر کمر بسته است که با وجود شکست های بلقان ترکانرا برحصة كوجك یوروپ قانع گرداند اما آن خدائی که فتح و نصرت بدست اوست دول یوروپ را محروم و نا امید خواهد ساخت .\n\nمسئله البانيا\n\nعلم البانيا سرخ و بر آن عقاب سیاه است و در ( دور ازو ) بر افراشته شده است - در شهر هایی کلان البانیا اعلان خود مختاری شائع شده است و اسمعيل كمال بي صدر عارضى البانيا مقرر شده است.\nچه استقلال ! چه استقامت ! کاش که دول اوروپا شرم میداشت و بابندی اقوال خود میکرد .\nو کلائی مصالحت منجانب تركيه صالح إنشا وزیر محربه و رشید بی وزیر زراعت و نظامی بی نیر بران ( جرمنی ) میباشند - نظامی بی در ایام گذشته از بران مراجعت نموده با وزیر خارجه استریا و شاه رومانیا ملاقی شده بود و شرکت او در مجلس صلح هنگامی باعث طمانیت است .\nدر وزارت آستریا مستعفی شده است و جرئیل های نامعدود مشهور برای جک مامور شده اند و این تهدید خفیه برای سرویا است - روسیا به حمایت سرویا ایستاده است و آستریا فوائد سرویارا مخالف مفاد خود می پندارد و هر وقت در مابین آنها اندیشه جنیک کرده می شود .\nمسلمانان روس خیلی اعانت مالی با برادران ترك نموده اند و زیاده از وسع خود روپیه فرستاده اند نیز یکند مسلمان روس بخيال شراک جنگ در قسطنطنیه رسیده اند .\nمجلس سفرای دول که برای مصالحت ما بین دولت ترکیه و دول صفرائی بلقان منتخب شده است در لندن اجلاس خواهد کرد وا گر معاملات زیر بحث طول کشید اجلاس دیگر آن در پیرس خواهد شد.\n\nنقصان فرانسه در مراکو\n\nدر معرکه های خورد و بزرگ مراکو ۲۸۰ فرانسوی از دست اول مرا کو مقتول و ۸۱۳ فرانسوی مجروح گشته اند - منجمله آن ۱۲۹ افسران مقتول و ٤٠ زخمی بودند تعداد مقتولين و مجروحين مذكور از ماه جنوري الى ماء دسمبر بشمار رسیده بود و اگر تعداد مقتولین سال گذشته در ان شامل کرده شود در آنوقت شمار مقتولین فرانسوی ها ١٢٣٤ و تعداد مجروحین ٧٤١٢ می باشد.\nدر ایران متصل شیراز مردم قبائل لك كيطان الكرز كه در تعلق به رساله هند و سعی داشت قتل نموده اند .\nيك خاتون مسیحی رعیت عثمانیه بیان میکنند که در طرابلس مبالغ پنج کرور بوند خرج و بیسب هزار نفوس کشته شده اند. با وجود آن هنوز ایطالبه غیر از ساحل و دیگر جای ها متصرف نشده است و اگر دولت ترکیه روم ایلی را بر طرابلس ترجیح نمیداد و با ايطاليه صلح نمیکرد اطالیه هرگز بر طرا بلس متصرف نمی شد - ترکان بر دول اورو با اعتماد کردند حالانکه پیشتر\nزنان طالب حقوق لندن يك تجویز نو اختراع کرده اند. شبی شود و شریبا کردند که آتش در گرفت آتش در گرفت از صدای مذکور بسیار تشویش در اهالی شهر افتاد و زنیکه اعلان این خبر کرده بود او را بیست بوند جرم و قید دو ماه سزا داده شد. بعد ازان به افسران محکمه اطفای کار خطوط زنانه رسید که حقوق زنان میگیریم و آتش سعی ما را کسی کل کرده نمیتواند .\nهندوان و سکهان سپانگرت زیر صدارت حاکم انگریز به اظهار همدردی مسلمانان خود که بسبب برادران دینی ترك مغموم ومحزون میباشند عجلاس منعقد کردند و ترغیب اعانت بالفاظ پر زور دادند - انجمن"}
{"book": "adl0616", "page": 509, "text": "شماره ۹ سال دوم صحیفه ۸\n\n( خون بهائی کیطان آکفورد )\nایران از مدت دو سال در کشمکش حیات و ممات مبتلا است. و بران کوائف گوناگون به جان کنی میگذرانند – و اگرچه آن بظاهر زنده است اما از مرده بدتر –\nاز يك جانب شير انگلستان دندان تیز و ناخن دراز کرده نشسته است و دیگر جانب خرس روس دهن باز کرده ایستاده است – چونکه خرس صاحب حریص و طامع زیاده تر میباشد تا برین خرگوش ایران را بلا شراکت غیری و اعانت احدی غصب کردن میخواهد و برای فروبردن در شکم خود هر ساعت و هر دقیقه بیقرار است و دهن از او هر وقت پر از آب میباشد. اما مجبور است و چیزی کرده نمیتواند – در سال گذشته چون طاقت صبر و سکون از دست رفت مریدان خود را اشاره کرد که در تبریز و رشت رفته شکار بیارید – آنها بدون عذر و حیله در سرزمین ایران فساد های بسیار برپا کردند و وطن پرستان ملة الإسلام را بردار کشیدند و روضه مقدس حضرت امام رضا را به گلوله های توب ضرر رسانیدند – شیر انگلستان که در کمینگاه سیاسی هم حرکات و سکنات خرس را میدید دفعة برخاست و خرس را چشم نمایی کرد که خبردار برای این شکار زیاده سعی و کوشش نکنید – خرگوش این احسان شیر انگلستان گردید که از دست خرس خلاصی داد و چند روز دیگر هم او را در دنیا زندگان میسر شد –\n---\nاحوال ایران بعد از تاخت و تاراج روس چنان شکسته و ژولیده شده بود که چون در همان ایام سفير جديد ترکيه بسر زمین ایران رسید برای ادا نمودن رسم سلامی او پیش ایرانیان يك توب هم نبود – سفیر تر که خاموشی ایرانیان را موجب اهانت خود داشته بذریعه تلگراف بحکومت خود اطلاع داد با مالی باین خیال که چونکه ایران یک سلطنت اسلامی است و فرو گذاشت مخفیف او قابل در گذر است بنابرین سفیر خود را به رفتن طهران هدایت کرد – و چون ایران از واقعه مذکور وقوف یافت حواله یکنی خود را داده اظهار تاسف نمود – اکنون که از شوریده طالبی ایران بتاریخ ۱۱ دسمبر سنه ۱۹۱۲ کیطان آکفورد در علاقه ایران نشانه تفنگ ساخته شد. ارباب حل و عقد ایران افسوس جداگانه می نمایند و بعرفت سفیر متعینه لندن خود خوشامد و رثائی کیطان مقتول جدا می کنند – شاید که اراکین ساده لوح ایران آگهی ندارند که بلای قتل کیطان اكفورد از انجمن صده مسترد نخواهد شد و بذریعه خوشامد مراد حاصل نخواهد شد – اخبار سر برآورده انگريزان لندن ٹائمز قبل از چند ماه در يك مضمون اطلاع داده بود که کل مملکت ایران برابر يك قطره خون سیاهی فوج انگریزی قدر و قیمت ندارد – يعنى يك قطره خون سیاهی انگریز از مملکت ایران تقبل الوزن است – اکنونکه واقعة قتل\n\nهلال احمر کوهان شش هزار روپیه درين ايام عيدان جنگ روانه کرده است و در دیگر مواضع هندوستان هم تجویز مذکوره بجوش و خروش جاری است .\n\nاز اینهتز ( با یه تخت یونان ) خبر رسید که مابین ترکان و یونان جنگ شدید واقع شد و دوصد یونانی مجروح شدند - قريباً چهار ساعت گلوله باری شدید جاری بود و بعد از ان به سر نیزه کار گرفته شد.\n\nاز مقام برای (پایه تخت جرمنی) خبر رسید که يک جماعت افسران ترکی برای خریداری اسلحه حرب بمقدار کثیر بطرف ان رفته است .\n\nرومانیا با آستریا معاهده خفیه نموده است که اگر ریاستهای متحدة بلقان بخلاف عثمانیه کامیاب شوند رومانیا همرای ریاستهای مذکور مقابله خواهد کرد تا که ریاستهایی بلقان از کامیابی خود مستفید نگردند - بنا برین رومانیا افواج احتیاطی خود را طلب کرده در تیاری و تهیه جنگ بر گرم است .\n\nروسيا با وجود غير طرفدارئ جنك بك لك رويل تند و دولت تفنگ برای بلغاریا روانه کرده است و قبل ازین که امداد مجروحین بلغاری می نمود در آنجا از معاونت حربیه خفیه می نمود در مجلس شورای جدید روسیا منجمله ٤٤٣ اعضای مجلس هفت ركن مسلمان مقرر شده اند .\n\nداکتر محمد حسین - ایم - بی - همراه نفری خدمتکاران و سامان ادویه با اخراجات خود از مدراس سوی میدان جهاد روانه شده است\n\nتركها بر مقام جنینا قابض شده توبخانه کوهی یونانیان را بدست خود آوردند و یونانیان در آنجا هم شکست خوردند و پدر دانیال هم ناکام گشتند چرا که یونانیان بذریعه کشتیهای تاریید و بدر دانیال حمله کرده بودند و ترکان گلوله باری کرده آنها را پسپا ساختند .\n\nجنك بحرى تركان و يونانيان .\nجهازات ترکی در مایین در دانیال و امپروس همرای جهازات يونان تا يك ساعت جنگ كردند . ترك ميگويد كه چند گلوله توپ که بر جهاز جنگی جار جیو سیوراف یونان افتاد صدای اتواب چهازات یونان بند شد . بعد از ان جهازات يونان بطرف با پریس راه گریز گرفتند . درین جنك نقصان تركان مطلق نشد - اما یونانیان بیان میکنند که ترکان در حفاظت قلعجات پناه ورزیدند و بعد از ان بطرف در دانیال رفتند. و بعد از نصف روز جهازان یونان در بحر میکشتند و صرف یکنفر یونانی مجروح کشتند ."}
{"book": "adl0616", "page": 510, "text": "سال دوم\nشماره ۹\n\nيك كيمان بوقوع رسیده است نمیدانم که خونش چند آثار وزن داشته خواهد بود و چند قطرات از خون او ساخته خواهند شد و چون مملکت ایران برابر يك قطره خون سپاهی قیمت ندارد خون يك افسر که نسبت بدون سیاهی زیاده و غلیظ و شوختر است تاوان او را مملکت ایران بچه طریق ادا کرده می تواند قصه مختصر اینکه مملکت ایران طاقت و استطاعت ادا کردن خونبهای کیمان کفور ندارد – دولت ایران که خزانه او بکلی خالیست و پیش دولت روسیه و برطانیه بارها دست سوال دراز کرده است رقم خونبها هر چند که قابل هم باشد از کجا ادا خواهد کرد. اگرچه ایران اقرار ادا نمودن خونهای کیمان مقتول کرده است اما رقم مذکور از ان مبلغ که از دولت برطانیه مبلغ پانزده هزار پوند فرض خواهد کرد ادا کرده خواهد شد واگر از همان رقم قرضه چیزی مبلغ از ایران در خونبهای آکورد مقبول گرفت بعض مردم خیال خواهند کرد که حکومت برطانیه از ایران يك جزو کلان رقم قرضه در شکل خون بها میگرداند – این امر منافی جبروت و سطوت دولت برطانیه است. چنین واقعات در اکثر سلطنت ها وقوع پذیر می شوند و ارباب حل و عقد اقرار سزا دادن قاتلان بعهده خود میگرند و بعض اوقات خون بها نیز ادا میکنند – و چون که ایران بر قتل اکنورد تاسف می کند و معافی می طلبد و به سزا دادن قاتلان اماده است زیرا وعده ادا کردن خون بهای او می نماید بنابرین به برطانیه فرض است که تجهت برقرار داشتن شان و تفوق سیاسی چنان کار روائی بعمل خواهد آورد که برای ما مردم موقع اعتراض و حرف گیری پیدا نشود.\n(زمیندار)\n\n(جانبوی سیاسی روسیه)\nلندن ۱۸ دسمبر — موسیو کو کو داروف وزیر اعظم روس در حین تقریر دوما (مجلس شوری) بیان کرد که روس بحیثیت بودن يك دولت عظیم الشان و قدیم این امر را نظر انداز کرده نمیتواند که ریاستهای بلقان برای حفاظت سیاسی خود چنان اسباب پیدا کرده اند که تعلق آن با کار نامه جات جنگی و خونریزی وابسته است — ریاستهای مذکور باعث کارنامجات خونریز از پيش بينی های سیاسی آینده محفوظ شده اند — حکومت روس نمی خواهد که به مقاصد تاریخی و وقعت مقاصد اورا صدمه برسد نیز خیال ندارد که متعلق تأیید و وثوق آمیز دوستان در معارز عمل خاموشی خود تبدیلی نماید و دولت روسیه امید دارد که دول پروب چنان تصفیه خواهند نمود که در مطالبات جائز که ریاست های بلقان و مقاصد روسیه مطابقت و موافقت پیدا کرده بنابرین حکومت روسیه بصدق دل خیر مقدم کار راوئی برطانیه مینماید که برطانیه در بحث مسئله بلقان ابتدا کرده است.\n\nنامه نگار اخبار ڈیلی کرانیکل تحریر میکند که افسران ترکیه در جنگ جانلچه ثبوت مردانگی و شجاعت زیاده از تحریر داده اند. چنانچه افسران همیشه برای حوصله افزائی سپاه پیش صف بوده اند. و محمود مختار پاشا بهمان جوش مذکوره مجروح گشته است. اما پاشای موصوف که اختتام جنگ به مستعدی تمام بردشمان حمله میکرد و چون بوقت شب باافسران راه گریز گرفتند پاشای موصوف در قسطنطنیه رفته در معالجه مصروف شد – دوران بی پاشای موصوف گلوله رفته بود اما نهایت کامیابی بر آورده شد و اکنون محمود مختار باز در خدمت محوله خود رفته سرگرم پیکار است.\n\nوجوه پسپای ترکان\nيك مضمون بعنوان فوق در اخبار همعصر الموید شایع شده است. از ان تصدیق نقصان افسوسناك تركان می شود چنانچه هم عصر الموید بالفاظ صافی ظاهر کرده است که دولت علیه روعده های یوروپ اعتبار کرده تیاری چندی مطلق کرده بودند و چون دشمن نهایت نزديك رسيد قوت او را چنانچه سابق گمان کرده بودند بی حقیقت داشتند — حالا که ریاستهای بلقان از سال های دراز یاری جنگ میکردند و بعض دولت های کلان امداد شان حمايه ميكردند و سپاه بلقان مطمئن بود که اگر او فاتح گردید از اثمار فتح بهره مند خواهد شد و اگر شکست خورد دول عظمی او را از قاعده ملک کبری محروم خواهد ساخت – نیز سپاه البانی در میدان جنگ قدم به برداشت و نالایقی افسران ترکیه شجاعت سپاه را محو ساخت و بیداد انتظامی و سد رسانی ترکانرا شروع به پسپائی نمود.\n(مترجم اخبارهای اردو عبد الرحمن بيك)\n\nمقالهٔ مخصوصه\n(مبحث زبان)\nزبان افغانی اجداد زبانهاست\nمبحث لسان از مهمترین مسایل (انتوغرافى) يعنى (علم انساب بشر) میباشد که ما نظر مطالعه قارئین کرام خود را بمسايل جدیده و مواد مغلقه آن زحمت نداده تنها از بعضی مواد ساده و بسیط آن بحث مینمائیم:\nاول این را عرض میکنیم که از بسیار دلایل و براهینی که فلاسفه و حکما بیان شده این يك به ثبوت رسیده که بر خلاف بعضی مادیونی که بر تناسخ انسان از بوزینه یا دیگر حیوانات قایل شده اند انسان خلقتاً انسان خلق شده است، و از اول خلقت خود بهمین شکل و قیافت موجوده خود مخلوق بوده از دیگر حیوانات تناسخ نکرده است. و اگر درین باب به دلایلی که از هر دو طرف بیان شده و تردید همدیگر را"}
{"book": "adl0616", "page": 511, "text": "صحیفه ۱۰ شماره ۹ سال دوم\n\nنموده اند آغاز نهم کتابها تدوین نمودن لازم می آید . و هم چه حاجت ما چون مسلماً نیم و کتاب مبین ما نیز هم چنین ناطق است محقق میدانیم که انسان خلقتاً انسان خلق شده است و از يك زوج وزوجه كه حضرت آدم علیه السلام و حوا علیها السلام باشند ذریتها و سلاله های بشر بوجود آمده است .\n\nازین کیفیت انیهم به ثبوت میرسد که این همه زبانهای مختلفۀ متنوعۀ بنی بشر که امروزه روز در میان انسانهای ساکنان کرۀ زمین متداول است در اصل ابتدا يك زبان بوده ، و هر انقدر که افزونی گرفته اند ، و بر قبیله ها و طایفه ها ، و جنسها ، و رنگها تقسیم و تفریق شده اند اختلاف السنه ورنك ، و چهره ، و عادات ، و طبایع شان نیز بوقوع آمده است . لهذا پیش از آنکه از مبحث لسان بحث رانیم بکقدری اگر از تقسیم ، وسلاسل بشر بیان نمائیم برای اصل موضوع بحث خود يك زمين موافق و مساعدتری حاضر کرده خواهیم بود :\n\n( تقسیم ابنای بشر )\n\nمقصد ما از تقسیم بنی بشر این است که بکندری تحقیق و تدقیق نمائیم که همه طایفه ها و قبیله های که از نوع بشر در دنیا موجوداند آیا با همدیگر تا چه درجه نزدیکی و قرابت دارند ، و کدام کدام طایفه ها نسبت شان بيك جد ، قریب الاحتمالستر می آید؟ و در این خصوص این چند چیز را ملاحضه باید کرد .\n۱ - ( خاصه های جسمانی ) - مثلا : رنگ پوست هئیت موی قدو اندام .\nب - (زبان) ، مثلا : مشابهت کلمه های يك چند قوم بیکدیگر شان، و مشابهت ترکیب اجزای کلام شان .\nج - ( افسانه های کهنه پیره زنان ) - مثلا : افسانه ها و بعضى قال بنیها ، و بعضی اعتقادهای خرافت آلود و غیره .\nد - ( آثار عتیقه ) . مثلا : سنگهای کنده شده ، بعضی هیکلها و مجسمه ها ، بناهای قدیمه ، قبرها ، سلاحها ، اوانی که از زیر خاکها ظهور کند .\n\nاین است که هر انقدر در ین چیزها در مابین اقوام و قبایل نزدیکی و مشابهت باشد معلوم میشود که آن قومها و قبیله ها بيك جد منسوب میباشند . با وجود این هم از روی تمام صحت برین حکم نمیشود که سلسله ها و انسبای مختلفۀ بنی بشر در کجا ، و چه وقت ، و چگونه بظهور آمده اند . زیرا هیچ يك سلسله نیست که کم و بیش به آن سلسلۀ دیگر آمیخته نشده باشد . باز هم ( حکمای تاریخ طبیعی ) بسیار تحقیق و تدقیق بعمل آورده نظر بخصایص جسمانی قومهای مختلفه، تقسیم اقوام بنی بشر را بر پنج سلسله نموده اند .\n۱ - سلسلۀ کافکاسی - ۲ - سلسلۀ مغولی - ۳ - سلسلۀ زنجی - ٤ - سلسلۀ مالائی - ٥ - سلسلۀ امریکی که\n\nما درینها از دیگر سلسله ها بحث نمیرانیم، زیرا در کتابهای جغرافیا مفصل از آن بحث شده است. بلکه تنها برای حاضر کردن ( مبحث لسان ) از يك سلسله ( کافکاسی ) و باز در سلسلۀ کافکاسی تنها از شعبۀ ( آریان ) آن بحث میرانیم :\n\n( سلسلۀ کافکاسی )\n\nاین سلسله بسفیدی پوست ، و مو های صاف ، و پاتا نخورده و چهرۀ بیضوی ، و کشیده گی بینی ، و دندانهای عمودی ، و خوش ترکیبی قامت و اندام ، و چابکی حرکت از دیگر سلسله ها تفریق و تمیز می یابد .\n\nاین سلسله در جهت جنوب غربی آسیا و جهت شمالی افریقا . و اکثر اوروپا ، و درین اواخر در يك قسم بزرك امريكای جنوبی و شمالی ، و نیز در اوقات اخیره در بسیار جاهای اوسترالیا توطن کرده صاحب روی زمین شده اند : زیرا قو مهایی که متمدن ترین دنیا و صاحبان تاریخ مهم میباشند از همین سلسله بظهور آمده اند . ازین سبب این سلسله را فعال - یعنی ( بسیار کارکن ) و دیگر قومهایی را که تا بحال وحشی و یا نیم مدنی مانده اند مهمل - یعنی ( اهمال کننده ) گفته اند .\n\nوطن اصلی سلسلۀ کافکاسی در سمت غربی کوههای هیمالایا که بلند ترین کوههای دنیاست ، نزدیک به کوههای هندوکش در يك جایی بوده است . و از اینجا شعبه شعبه شده از دامانهای همان کوهپایه اطراف دنیا پراکنده شده اند که ما از دیگر شعبه های آن بحث نرانده تنها از شعبۀ آریان آن بیان میکنیم :\n\n( شعبۀ آریان )\n\nقومهائیکه بشعبۀ آریان منسوبند از نسل قوم ( آریا ) ی قدیم هستند که قبل از اطلاع تاریخ هنوز در جوار کوههای ( هندو کوش ) ساکن بودند . همه قبیله های اوروپا - بغیر از اقوامی که بسلسلۀ مغولیه در اوروپا منسوبند - و همه ایران ، و افغانستان ، و هندستان به این شعبه شامل میباشند . شعبۀ آریان سلسلۀ کافکاسی را در اصطلاح اوروپا ( هندو جرمانيك ) میگویند . اگر چه در خصوص احوال قدیم اساسی نشأت و توطن ( آریان ) هيچ يك معلومات حقیقی بدست ارباب فن نیست ولی بنا بر تتبعات و تدقیقات عمیقه که از طرف ارباب این فن اجرا شده ثابت کردیده است که جرمی ، وکلت ، و هندی و افغانی ، و ایرانی ، از نسل شعبۀ آریان سلسلۀ کافکاسی میباشند که این مسئله از شهادت زبانهای شان اثبات میشود . حالا چون به این جدول ذیل نظر فرمایند تا بدرجه مشابهت زبانها را برای العین مشاهده خواهند فرمود :"}
{"book": "adl0616", "page": 512, "text": "صفحه ۱۱ سال دوم شماره ۹\n\n۩ زبان افغانی ۩\n\nاز بیانهایی که در بالا بحث راندیم معلوم شد که اصل بسیاری از اقوام شرق و غرب از سلالهٔ شعبهٔ آریان سلسلهٔ جنس کافکاسی میباشند. و اصل منشأ شعبهٔ آریان و محل سکنای شان جبال هندوکش و اطراف آنست که از انجا فرقه های مختلفه تشکیل داده و به اطراف و اکناف عالم پراکنده شده قومها و ملل مختلفه را بوجود آورده است. در باب این انتشار و مهاجرتها نیز کتب فنیهٔ علم انساب بشر چنین بیان میکنند :\n\n۱- گرچه اين يك را هيچ كس تعيين كرده نميتواند كه قوم آريا به كدام زمانه و بچه سبب بر فرقه ها جدا شده و بعضی از آنها به اوروپا و بعضی از آنها به ايران و هندستان چه وقت هجرت كرده اند اما اغلب احتمالات و اصح قیاسات چنان نشان میدهد که هجرت فرقه های آریان از قرار ذیل شده باشد :\n\n۱- نخستین فرقه که از قوم آریا از طرفهای کوههای هندوکش جدا شده اند فرقهٔ (کلت) هاست که اجداد قومهای ایرلندیان و مردمان نال و بره تونهای فرانس میباشند کلتها از ساحل شرقی بحر خزر بشمال و از انجا یکسر بسوی غرب رفته به اوروپای وسطی رسیده اند !\n\n۲- فرقهٔ دوم از جهت جنوب سلسلهٔ کوههای قافقاس گذشته و بعد از انکه در سواحل دریای جه وندیک و بحر سیاه بسیار گردش کرده اند در شبه جزیرهٔ یونان و ایتالیا توطن ورزیده اند این فرقه یونانیها و رومانهای قدیم را تشکیل داده بر دو حصه جدا شده اند که با جمله قومهائی که درین وقت آنرا (رومانيك) میگویند یعنی با اجداد قومهای فرانسیس و ایتالیان و اسپانیول و غیره آمیخته یکجا شده اند !\n\n۳- سوم فرقهٔ آریان که هجرت کرده اند قوم (جرمانيك) است که از راه کانها به اوروپای وسطی و شمالی رفته و کلتها را که پیش از آنها در انجا متمکن شده بودند از انجا بسواحل غربی اوروپا و جزیره های بحر محیط اتلانتيك طرد و دفع کرده اند جرمنها انگلیزها دانمركها فلمنكها سويدن نارويها بسی که از نسل این فرقهٔ سوم مهاجرین آریان میباشند (قومهای جرمانيك) گفته میشوند !\n\n۴- فرقهٔ چهارم مهاجرین اقوام آریان قوم (صلاو) است که این قوم در صحراها و دشتهای بزرگ اوروپای شرقی سکونت پذیر گشتند روسها المها زجها، وسكنهٔ يك قدم بزرك شبه جزيرهٔ بلقان كه در طرف جنوب شهر (طونه) میباشند نسل این فرقهٔ چهارم هستند!\n\n۵- فرقهٔ (زند) است که قوم ایران قدیم و کردها و ارمنیها و بلوچیها از نسل قوم زند میباشند !\n\n۶- آخرترین اقوام آریا که در وطن اصلی خود مانده بودند بجز يك مقدار کمی که در همان وطن باقی ماندند دیگر همه شان بسوی شرق جنوبی وطن خود هجرت نمودند و از نهر ابتدوس پنجاب عبور\n\n| (جدول زبانها) | افغانی | فارسی | کردی | ارمنی | رومی | لاتینی |\n|---|---|---|---|---|---|---|\n| | پلار | پدر | باو | هایر | پاتر | پاتر |\n| | مور | مادر | دا | مایر | ماتر | ماتر |\n| | ورور | برادر | برا | یغپایر | فراتر | فراتر |\n| | خور | خواهر | خو | کویر | سورور | سورور |\n| | لور | دختر | دوت | دوستر | | |\n| | نوم | نام | انون | انون | نومن | نومن |\n| | شپږ | شش | وش | هکس | سکس | سکس |\n| | اوه | هفت | یوت | هپتا | سپتم | سپتم |\n| | نه | نه | این | انیا | نووم | نووم |\n| | لس | ده | تاسن | دکا | دکم | دکم |\n\nاگرچه غیرازین نیز بسی مثالها هست ولی ما بهمین قدر در يك جدول اکتفا نمودیم. ازین معلوم میشود که این قومها با وجودیکه از همدیگر خیلی دور افتاده اند، و در مابین شان هیچ علاقهٔ تجارتی و حرب نیز موجود نبوده باز هم این چنین کلمه های مشترك که هم بلفظ و هم بمعنا با هم بيك اندازه تحریفی مشابهت میرساند، و هم این که این کلمات از کلماتیست که در ابتدا به آن تکلم میشود آیا از چه سبب خواهد بود؟ هیچ شبهه نیست که اجداد قومهای مذکور در یکوقتی تنها يك دانه قوم بودند و بعد ازان فرقه ها و شعبه هائی که به این طرف و آنطرف رفته اند جدا جدا قومها شده اند و این مشابهت کلمه های ابتدایی همه گی از اثر میراث قوم آریاست که اجداد این قومها شمرده میشود و تنها يك قوم بود که اصل منشأ و مبداء آن قوم هم اطراف جبال (هندوکش) نشان داده شده است.\n\nما این سخنانرا از کتابهای معتبر این فن در اینجا درج نمودیم این روایات اگرچه بر حقایق تاریخیه مستند نیست زیرا قبل از ایجاد تاریخ و تحریر چیزها نیست که بر استدلالات و تتبعات عمیقهٔ فکریه بنا یافته است، احتمال دارد که چنین نباشد! اما اگر کیفیت همچنین باشد که ما از کتابها نقل کردیم آیا که انکار کرده میتواند که جبال هندوکش در (افغانستان) نیست و که میتواند که بگوید اجداد اصلی اقوام مذکور (افغان) نیست؟ ...\n\nمقصد اصلی ما از (مبحث زبان) این است که یکقدری از زبان افغانی بحث برانیم چونکه ازین زبان نسبت زبانهای دیگر خیلی کم بحث بمیان آمده است و بسبب محدود بودن آن در خود افغانستان با دیگر زبانها تا بسیار وقتها کمتر آمیخته شده است و قواعد اصلی خود را تماماً محافظه کرده آمده است"}
{"book": "adl0616", "page": 513, "text": "صفحه ۱۲\nسال دوم\nنمبر ۹۰\n\nکرده در صحراهای مثبت و خرم شهر ( کنک ) پراکنده شدند تا بحال درهندستان و بنگال باقیمانده بنام فرقۀ ( هندی ) موسوم شدند . اما در آغاز هجرت خودشان در انسرزمینها با بعضی قبیله های سیاه بعضی نسلهای دیگر برخورده محاربه های بسیار خونریزانه در مابین شان در گرفته است که حکایات آنرا ( مها بها را تاه ) و ( رامیانا ) نام کتابهای نظمی که بزبان ( سانسکریت ) نوشته شده است حاکی میباشد . ولی آخر الامر این قوم هندی آریان بران سپاههای نسلهای دیگر غالب آمده و آنها را بطرف صحراها و بیابانهای ( قائد ) دفع و طرد نموده تا بحال در قطعۀ مذکور پایدار مانده اند . این است روایاتی که در باب تفریق فرقه ها و مهاجرات اقوام آریانها در کتابهای ( فن انتوغرافیا ) یعنی ( علم انساب بشر ) بنظر حقیرانۀ این محرر عاجز برخورده ، و برای استفادۀ مطالعه کنندگان هموطن و هم قوم خود جمع و تدوین نموده درج صحایف تذکار ساختیم حالا اگر برین سخنان فن اعتماد کردن لازم آید چنین یک نتیجۀ بظهور می انجامد که اصل منشأ آریان اطراف خیال هندوکش بوده و چون کوه های هندوکش با همه شوکت و عظمت خود شهادت مجسم میدهد که در افغانستان است هیچ شبهه برین نمیماند که اصل منشاء و ماوای آریان افغانستان است . و اجداد اصلی همۀ تفرقه های آریان باز هم خود قوم افغان است . همان مقدار کمی که در وطن اصلی خود باقی مانده بودند همین قوم افغانست که از همان وقت تا به این ایام قومیت و زبان خود را محافظه کرده اند . و چون به اولترین تاریخ هایی که بعد از ایجاد نوشتن تحریر شده است مراجعت نمایم باز هم همین قوم را در همین بقعه موجود می یابم و چون به بعضی سنگهای نوشته که در بعضی سکلافهای گوشه و تنهای کوههای شاهقۀ افغانستان نظر اندازیم و از رقم خطهای سانسکریت منقرض بسیار قدیمه آنرا بیابیم باز مجبور میشویم که افغان را اجداد نخستین اصلی شعبۀ آریان سلسلۀ کافکاسی بتوانیم ، و چون باز طرز لهجه و اسلوب زبان افغانی بغور و تدقیق تمام دقت کنیم زبان بسیار ابتدایی و بسیطی که بعضی زبانها را پیشرو شمرده میشود می یابیم که اگر اجداد اصلی همۀ این زبانهایش بشمریم جا دارد . ولی چون زمان بسیار مدیدی مرور نموده و از احوال بسیار قدیم قبل التاریخ آن کمتر چیزی به اخلاف واصل شده ، و همیشه اوقات جولانگاه مراجعات و استیلای اقوام مختلفۀ همجوار خود مانده ازین سببها زبان افغالی اکتساب وسعت ننموده ، و تنها در میان همان دیوارهای خیال سر بفلک کشیده محصور مانده است . این بیانات ما را بعضی بر تعصب ملتی ما حمل کرده خواهند گفت که آقای اخبار والای افغانی ، این چنین زبان غلیظ و ثقیل طاقت فرسا را که کیفیت مکالمۀ آن عادتاً بصوت سنگهای میان دبه مشابهت میرساند میخواهد که اجداد زبانها ، و افغانهای به این کمی و کم عددی و ساده گی ، و کوهستانی و وحشی را میخواهد اجداد یک کتلۀ عظیمۀ بشریه بر قرار بدهد . حالانکه این بیانات عاجزانۀ ما مبنی بر یک مطالعات و تتبعات فکره ایست که بر فن مستند است . اگر کسی برین مقتدر شود که خیال هندوکش را از افغانستان برداشته بدیگر سرزمین نقل بدهد . برین هم مقتدر خواهد شد که افغانها را اجداد آریان نیز دارد همین ثقلت و غلظت زبان افغانی این دلیل اجداد بودن اوست . زیرا هر چیزی در آغاز و ابتدای خلقت ثقیل و کثیف بوده است و بمرور زمان و ترقی تمدن آنرا نازک و لطیف رشیده است . لهذا زبان افغانی بر همان حال ابتدایی خود قایم مانده است . سف بطول انجامید . این شمارۀ اخبار ما زیاده برین کنکایش صحت ندارد . همینقدر میگویم که ما حکم قطعی نمیدهیم که زبان افغانی اجداد زبانها و ملت افغانی اجداد اقوام آریانها باشند . زیرا چنانچه بعضی این سخن ما را بر تعصب ملتی ما حمل کنند ، همچنان بعضی که افغان را به بنی اسرائیل و یا عرب نسبت میدهند نیز بر ماستک اعتراض خواهند انداخت . اما چیزیکه ما بنظر مطالعین کرام عرض نمودیم یک تفکر و تتبع شخصی عاجزانۀ ماست که از مطالعۀ فن حاصل شده است . هر ملت را تعصب و حرص شان مانع شان اظهار و اشهار نموده است . پس اگر ما شان و شرف اجداد بودن ملت خود را بقوت ادله ثابت ساختن کوشش ورزیده باشیم چه باک دارد .\n\nوالله اعلم بالصواب\n\nمقالات علميه .\n\n( حکمت طبیعیه )\n\n( فن )\n\n( مته اورلوژی )\n\n( باد )\n\nپیشتر ازین در شمارۀ ( ۸ ) در خصوص کرۀ هوا و ماهیت . و کم و کیف سائرۀ کرۀ هوا معلومات کافیه بر قارئین کرام اعطا کرده بودیم و گفته بودیم که انشاءالله در نومره های آتی در خصوص دیگر حوادثات طبیعیۀ فوق العاده اورلوژی یعنی ( کائنات الجو ) نیز بحثها خواهم راند . این است که حالا وعد خود ما را ایفا کرده از کم و کیف باد و اسباب ظهور ، و اقسام ، و جریاتها ، و دیگر مواد سائرۀ آن بعرض معلومات ابتداء میکنیم :\n\nماهيت و اسباب توليد باد\n\n( باد ) عبارت از تموج و جریان هوا نیست که از ابتر شدن و خلل یافتن انتظام همان مادۀ هوایکه کرۀ هوا از ان متشکل است بظهور میرسد . در خصوص جریان در مایعین ( آب ) و ( هوا ) مناسبت بسیار بزرگی موجود است : آب چنانچه از برای املای هر خلا هجوم آورده یک جریانی حاصل میکند هوا نیز در داخل کرۀ خویش به همچنین جریانها"}
{"book": "adl0616", "page": 514, "text": "صحیفه ۱۳\nسال دوم\nشماره ۹\n\nبهوای سرد باعث احداث این تموج هوائی میگردد . و در وقت امتزاج الفصلين که باد بسیار میوزد سببش همین است که هوای سرد زمستان بهوای گرم تابستان ملاقات میکنند . چنانچه در گرمخانه های حمامها چون در را باز کنند از محل جامه کن فوراً نسیمی داخل گرمخانه میوزد . حالا آنکه منفذی از خارج ندارد پس باز هم سبب همان ملاقات هوای سرد بیرونیست با هوای گرم اندرونی .\n\nو وقت صبح و عصر نیز شدت رياح بهمین مناسبت است که هوای شب با روز ملاقات میکند . و در بلادی که برزخ در میان سرد سیر و گرم سیر باشد نیز سبب همین است که دائما بادهای تند میوزد و اکثر بادهای صرصر شدیدی که در موسم زمستان بظهور میرسد سببش همین است که در آنوقت هوا لمناسبت برودت فوق الحد منقبض است ، و چون ادنی گرمی بهمرساند فوراً انبساط زیادی حاصل و بشدت و هیجان تمامی تموج و هبوب میکند .\n\nو لهذا این سخنان معقول و مدلل که در خصوص تولید و ماهیت باد را نوشته شد موجب استكشافات جديده حکمای متاخرین است . و اما متقدمین در باب تولید ریاح قائل بصعود بخارات و جمرات ارضيه شده اند . و گفته اند :\n\nبواسطة اشعة شمسيه و اتصالات کواکب در مرکز زمین نقاط ناریه چندی احداث میشود ، و گاهی بسان باد قوی و تاثیر امتزاجات کواکب آن آتش سیال بجریان آمده از مسامات معادن و منافذ جبال . و سطح دریا احداث و تصعید ابخره و ادخنه چندی مینماید و داخل شدن آن ابخره یا ادخنه بهوای جوی سبب حدوث امطار ، ورياح و سائر حوادثات جویه میشود . و ازین جهت قدما كائنات جويه را مواليد ناقصه مینامیدند که ترکیب تام در آنها متحقق نگشته ، خلاف مواليد ثلاثه که ترکیب تام در آنها وجود شده است .\n\nاگر چه در بادی نظر میان مقدمات است و قول اختلاف سطحی مشاهده میشود اما بالمال والنتيجه هر دو بيك نقطه سر بهم میزند . اینکه در خصوص ماهیت و تولید باد تا بدینجا معلومات کافی و شمه‌ای اعلا نمودیم . حالا نیز لازم آمد که در خصوص ( جریان ) آن توضیحات لازمه بیان کنیم :\n\n( جریانهای باد )\n\nجریان هوائیکه انرا ( باد ) میخوانند منسوبست بجهتیکه از انطرف میآید . چنانچه جریان مجر منسوب بطرفیست که میرود . مثلا بادیکه از طرف شمال میوزد آنرا ( باد شمالی ) و جریان مجری که از طرف شمال میرود آنرا جریان شمال میخوانند .\n\nچنانچه قبل ازین در ذیل تعریف حرارت کره هوا در شماره ۸ گفته بودیم که سمت خط استوا بمناسبت عمودیت نزول شعاعات شمسیه از سمتهای دیگر حرارت را بسیاری میگیرد .\n\nطبعاً مجبور است که باد عبارت از همان جریان است . اما در نجا يك سوالی وارد میشود : که آن نیز خارج امکان بودن خلای هواست در داخل کره هوا . زیرا در داخل کره هوا غیر از محلاتیکه به اجسام صلبیه گرفته شده دیگر همه اطراف بدان مالا مال است . چنانچه اگر يك حوضی آبی را کره هوا فرض کنیم و در میان آن چند دانه سنگی بنهیم آب بجز همانجا ها تیکه سنگ در انجا موضوعیت ذكر همه جاها را برداشته است .\n\nحالانکه این سوال تائید و تاکید مقصد ماست . چنانچه بعد ازین کیفیت آن از بیانات آینده معلوم میشود . مثلا گفته بودیم که باد عبارت از نموج و جریان هوا نیست که از ابتر شدن و خلل یافتن همان هوا بظهور میرسند . پس کیفیت خلل یافتن هوا از اخذ حرارت مختلفه اوست که از محلات مختلف بصور متخالف اخذ و کسب میکند . یعنی هوا چون کرم شود کسب انبساط کرده خفت حاصل میکند و چون سرد شود منقبض میشود و هوای سرد و کثیف منقبض بآن يك موازنه با آن هوای کرم کشته متبسط حاصل کنند تا مجال خالی آن از هر طرف هجوم میکنند که ازین هیجانها و جریانها باد بعمل میآید .\n\nازین نیز قدری واضحتر بیان کنیم : چنانچه هر جسم به رودت منقبض ، و به سخونت منبسط میگردد هوا نیز بسبب شعاعات شمس که کره ارض را تسخین میکنند از تماس کره ارض کسب گرمی کرده انبساط پیدا میکند . و چون یکقسم كره هوا بدین صورت گرمی نمود در میان این هوای کرم کشته که بسبب گرمی و ثقلتش نقصان طاری کردیده هوای ثقیل دیگر که بسبب برودت و ثقالتش کما کانست بنا بر غیر ممکن بودن خلا داخل میگردد که ما همین جریان و تموج ملاقات هوای گرم را بهوای سرد (باد) میخوانیم .\n\nوالحاصل نتیجه این محاکمه بدان منجر شد که بگویم که ماهیت تولید باد از مصادمه و ملاقات هوای گرمست بهوای سرد و این ملاقات سبب میشود از برای هیجان و جریان هوا که باد نیز عبارت از همان هیمان و جریانست .\n\nو کشف این مطالب در جایی بخوبی معلوم میگردد که دو اطاق بهم متصله را هوای یکی را گرم بکنیم و هوای دیگر را سرد . چون در وسطی را باز کنیم محسوس میشود که از اطاق سرد بسمت سفلای اطاق گرم هوا بطور تطبيق و فشار داخل میشود . و همچنین از اطاق گرم بطرف علیای اطاق سرد هوای گرم داخل میشود .\n\nولا يتقطع در میان در وسطی این دو اطاق يك تموج شدیدی از هوا مشاهده میکنیم . بطوریکه چراغ را خاموش میکند ، و دامن جامه و یا پرده را بیکسو میافکند حالا آنکه از هیچ طرف بادی داخل اطاق نشده است .\n\nپس بخوبی معلوم گردید که سبب تولید ریاح خلل یافتن و ابتر شدن هواست که از مصادمه ملاقات هوای منبسط یعنی خفیف و هوای منقبض بظهور میرسد . و همین داخل شدن هوای گرم"}
{"book": "adl0616", "page": 515, "text": "صحيفه ١٤\nسال و دم شماره ٩\n\nثالثاً - دو جریان استوائی که از خط استوا راست بسوی\nقطبین میروند .\nو این یک را نیز باید دانست که اگر (کره ارض) بر محور خویش\nدوران نمیداشتی جریانهای قطبی و استوائی محض برد و اثر نصف النهار\nواقع میشدی ، اما حرکت وضعیه کره ارض جهات این جریانها را\nتغییر و بندیل میدهد .\nمبحث حرکت دورانيه كرة ارض و نتائجیکه از ان مفتتح میشود\nدر فن ( جغرافیای ریاضی ) واضح و باین است که اگر در انجا\nمهاجت شود معلومات کافیه حاصل میشود . در نجا چون مبحث\nجغرافی خارج از صدد بحث ماست لاجرم همینقدر میگویم که حرکت\nدورانیه ارض در خصوص استقامت جریانهای ثلاثه تاثیرات بس\nعظیمی اجرا مینماید .\nحرکت وضعیه کره ارض در مواقع سمتهای قطبین نسبت مواقع\nخط استوا کمتر میافتد . لهذا جریانهائیکه از قطب بسوی خط استوا\nدر آمدن اند بر استقامت دایره نصف النهار که معمر شانست باقی نمیمانند.\nزیر اسمهای خط استوا در ان حال از زیر جریانهای مذکور گذارش\nمیکنند. پس در انوقت چنان محسوس میشود که کو با باد از جانب شرق\nميايد ، لاجرم در انوقت جریانهای مذکور در نصف کره شمالی\n( باد شمال شرقی ) و در اسف کره جنوبي ( باد جنوب شرقي )\nتسمیه میشوند .\n\nلهذا از برای دانستن سبب جریان بادها که بر روی کره ارض\nدروزش و هبوب است اول بد انطرف دقت کردن لازم است .\nحالا ستار قاعده کلیه ما قبل که تولید باد عبادت از ملاقات هوای\nکرم و هوای سرد است لاجرم گفته میشود که هوای آنست چون\nکرم شود انبساط یافته کسب خفت میکنند. و هواهای سرد و کثیف\nطرفين قطبين مجاخالی آن از دو طرف بطور تضييق و فشار مجوم مینماید\nو هوای کرم کشته منبسط انجارا الطرف بالا سعود میدهد . اما اینقدر\nملاحظه باید نمود که دو هوائیکه از جانب جنوب ، وشمال بطرف خط\nاست و ا هجوم میکنند هوای دیگری نیز لازم است که جاخالی آن دو هو ارا\nمملو کند . و اگر چنین نشود تکمیل كرة هو المنطقه داره تجمع نموده\nموجب تخريب نظام و انتظام كرة ارض میگردد . لهذا حكمت حكيم\nمطلق جل و علا جنان اقتضا نمود که آن هو اینکه از سبب انبساط و انخفاف\nبسوی بالاصعود نموده است بعد از انکه درجه معین ارتفاع خودش\nرا بیاید بطرفین جنوب و شمال جریان نموده جاخالی هواهایی را که\nاز قطبین خروج نموده است معلوم میکنند .\nپس باین وقوعات مذکوره اس اساس کلی مهمه نقصاه جریانهای\nدها را بیان و نشان دادیم. حالا شمه از انواع این جریان ها نیز بیان\nکردن خالی از فایده نیست :\n\nانواع جريانها ، اسباب تغيير و تبديل -\n\nجريانها\n\nحرکت وضعیه کردارش تجرباتهائیکه بطرف قطبین عودت دارند\nحالا بنا بر قواعد کلیه ماقبل ، جریان بادهائیکه بر سطح کره ارض نیز بدینگونه تاثیر میکنند. چنانی جریانهایی که از قطب بسوی خط\nهیوب دارند و ( سه ) نوع است : استوا میابند وقتيكه واصل خط استوا شوند سرعت حرکت وضعية\nاول - جریانی که در خط استوا بدوی فوق صعود میکنند. هوای اینجا را مالک میشوند. و چون در انجا با جريانيكه بطرف بالا\nثانی - جریان قطبی که از قطبین راست بسوی خط استوا میایت صعود دارد منظم کرد دسرعت هوای خط استوا را سراسر شامل\n\nفاجعه های پاریس\n\n[ما بعد از شماره ۱۸ سال دوم]\n\nجواب داد که : سیبی که فونت دور ابدال را دوست دارم\nبه این ازدواج راضی نخواهد شد. ولی باز هما باز هم این مسئله را دست از دواج او را رد میکنم.. مارکی چون عشق دختر خود را\nیوقت آخر گذاشته در اول امر بر قرار داد که انظر عشق به فونت دور اندال مشاهده کرد مجبور شد که در باب احوال\nو محبت قلوسیله را نخود جلب نماید . خصوصية قونت دور اندال معلومات بدست آرد. حالا تکه\nتجربه ديده يك زنكه بازي که جوان و هم صاحب حسن و آن باشد نتیجه معلوماتیکه بدست آورد خیل شایان تأسف يك معلوماتی بود .\nو در چسبنده کی و گیرنده کی مهارت نام داشته باشد بر یکدختری چونکه موسیو دور اندال بی آنکه همه ثروت و سامان خود را بقمار.\nکه هنوز معصوم شمرده میشود بزودی ظفریاب شدنش آزاده و ناههای گوناگون محو و نابود گردانیده . الان نیز از قمار\nشبه و گمانست. چنانچه همچنین هم شد کمی نگذشته بود که قلو تبلد بازی و سفاهت دست بردار نیست و اینرا هم به تحقیق رسانید\nاو را بدرجه جنون دوست داشتن گرفت و عشق مجنونانه در دلش که با وجودی که تا بگردن در فرض غرق است بدو صورت وقت\nجایگیر شد. حتی ایندرجه عشق محدی رسید که پدرش مارگی خود را میگذراند. یک قسمی از اوقات خود را در سالون های\nدو موقو - چون از و پرسید که آیا چرا دست از دواج بزرگان و يك قسم دیگر را در جاهای بسیار مردار بمقارنت و مصاحبت\nموسیو فرانلپو را رد میکنی ؟ دختر بیمجابا به پدر خود چنین زنان فاحشه بسیار پس بایه و مردان شریر شقاوت پیشه بسر می آرد.\nاهذا هر انقدر اسیحت و وصیتی که برای یک پدر لازم باشد ، و مناسب\nگفتن پیکدختر نوجوان بوده باشد همه را بر قلوتين صرف نمود.\nو این را هم فهمانید که اگر دو فرانلیو را نگیرد پروزور نخواهد کرد."}
{"book": "adl0616", "page": 516, "text": "صحيفة ١٥\n\nسال دوم\nشماره ۹\n\nمیگردد . بعده در وقتیکه پس بطرف قطبین رجعت مینماید لاید به سمتهای\nمیرود که حرکت وضعی اش نسبت بسرعت سمتهای خط استوا کمتر\nباشد . بناء عليه جريان بيك سرعت زیاده تر از سرعت نصف النهار\nالسمنها بكربوی شرق حرکت میکنند .\nوالحاصل هر یک از جریانهای قطبی و استوائی در تحت تضییق\nدوقوت اند . و حرکات شان نیز از تاثیرایند و قوت حاصل میشود .\nجریانهای قطبی در ( نصف کره شمالی ) ( باد شمالی شرقی )\nو در نصف کره جنوبی ( باد جنوب شرقی ) تسمیه میشوند. و چون\nیکسر بسوی خط استوا در وزش اند در سمتهای مذکور بنام\n( تر دویند ) یعنی ( ریاح تجارت ) مسمی میشوند زیرا بسیر سفاین تجار\nخیلی سہولت میرسانند. و این تعبیر اکثر در دو جهت خط استوا تا به\n( ۳۰ ) درجه عرض مستعمل میشود . و نیز بر بادها شیکه بسطح\nکرد ارض خیلی قریب دروزش اند همچنین تعبیر اطلاق میشود .\n[ باقی دارد ]\n\nادبیات\n( غزل عاشقانه )\n\nدر وصف مکه معظمه زادالله شرفها\nاز نغمه آهنگ حجاز کلام حضرت طرزی صاحب مرحوم\nعجب معشوق بی پروا بعالم کرده ام پیدا\nبظاهر در میان خلق در باطن بودنها\nسیادامن کشان از طرز ناز جلوه می آید\nگرمیان جان و دست افشان و خندان آنه یکتا\n\nقیامت میشود تا یک قدم بردار از تمکین سرا بشور استغنا زناز بی نیازیها\nنکار شوخ و شنگ فتنه سازی سمر پردازی باب شیرین برخ رنگین بعد از عالم بالا\nزیر نگی زاس صدرتك طرق جلو ها دارد. ندانم قطره خوانم با گهر با موج با دریا\nبان کعبه معشوقی به پوشی نمی باشد. ولی در چشم ظاهربین بود چون خانه برپا\nتجلی حق از هر گوشه این خانه میریزد بظاهر گر چه در لفظ است پنهان صورت معنی\nجهانی از صفا در سمی طوفش میدود خود درسی طوفش میدود خود\nگهی نامروه و زمزم کمی تا عمره و مینا زیس از ناودانش آب رحمت میکه دایم\nز فرق تشتکان بکند رود و امواج او بالا نباید در بیان توصیف تمکین جلال او\nکه نامز کان کشایم بر رخش دل میرود از جا تعالى الله زشان و شوکت عزو علو او\nکه رو با پیش دستی میکنند در سه ده اش سرها صدای ذکر تسبیح خلایق بر درش هر شب\nبگوش ملا أ على رسد در سید اقصی بكفتن برنیاید نانه بینی روی زیبایش\nشنیده کی بود مانند دیده بشنو ای دانا رهنه بسروانى يطوقش هر طرف بینی\nغریب و منعم و شاه و کد او عاشق و شیدا ازین در هیچ کی نومیده طرزی بر نمیگردد.\nدر آغوش نما آورد دنیا و مافیها [از مکه مکرمه ۱۲ شوال ۱۳۱۷]\n\nولی به ازدواجش با غونتران نیز به صورت روی رضا خواهد داد بصورت خفيه شيكة مخلة في و ناموس باشد دید و بازدید نمیکرد ولی\nو برای آنکه جلوگیری وقعه را بکنند پای دختر خود را از سالونهای بواسطه خادمه اطاق خود همیشه با او کاغذ روی و کاغذ گیری داشتند.\nکرانیز منقطع نمود . دختر نوجوان بر رغم همه این اصلاح و تقیدات و بواسطه این مکاتبه و مخابره تعلیمات مکمله از و میگرفت .\nپدر خود روز بروز عشق غونتر ا را در دل خود افزون تر مینمود. نهایت بوم منتظری که مجار چشم اشتیاق ورود آنرا انتظار\nو همه این سینا نرا که در حق غونتران میشنید بر کذب و افترای خاندان میکشید در رسید که آنهم وقت اثبات رشد کردن او بود که بعد ازان\nحمل نموده قدر و قیمت غونتران در نگارش عالیتر میشد، و بادل در نظر قانون به افعال و اجرا آن خود صاحب ومالك میگردید .\nخود عزم جزم قدامی نمود که مجزا و بدیگری تن فرو ندهد زیرا پیش از یک روزیکه فردای آن بسن بیست و یک ساله کی قدم\nدختر نیز در ثبات قول و شدت عزم از پدر خود با کم نمی آورد. مینهاد یعنی بسن بلوغ قانونی واصل میشد بوقت صبح در نزد پدر\nو چون محقق میدانست که پدرش چون یکبار بر يك چيزی قرارداد خود درآمده و بی پروا از درجه شدت عشق خود به قونت دور اندال\nدوباره از ان بر نمیگردد از انرو به این معامله متحكماته پدر خود بیان کرده موافقت نمودن رضای پدر خود را به ازدواج خود\nهیچ مقابله نمود ، ويصبر واستقامت منتظر رسیدن فرصت شد. با اور جاونیاز نمود. پدرش از ینگونه جرأت و بیاکی دختر خودرم\nازین میان بقدر دو نیم سال یکمدت مرور نمود. قلوتید خورده گفت :\nدر حدت در ميان يك سکوت رخوت اتمالی که در خانه جسیم ازدواجت باقونت دور اندال يك مصيبت بسیار مدهشه\n( الواليد ) خود داشت ظاهراً ، ساکن ، تسلیمیت کار ، متبسم ایست که من به آن تحمل کرده نمیتوانم . سیبهای متعددی که در نظرم\nخود را نشانداده امرار وقت مینمود. و اگرچه با عاشق خود\n[ باقی دارد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 517, "text": "شماره ۹۰ سال دوم صحنه ١٦\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شهاره (۸) سال دوم )\n\nوانت التي قطعت قلبي حرارة و مزقت فرح القلب فهو كليم\nوانت التي كلفتي دلج السرى وجون القطاب الجلتين جنوم\nوانت التي احفظت قومى بعيد الرخى داني الصدود كظيم\n\nآمنه : - ( بنت الده مهوجي المحلى ) دختر شرف الدین موسى بن احمد بن محمد الانصاري الدمهوجی الحلی میباشد که شرف الدین از اعیان علماست ، و دخترش آمنه نیز از محدثات مشهوره، و از اشیاخ یعنی استادهای - امام سیوطی بود که امام مشارالیه از واخذ حدیث کرده است . ( محلی ) نام يك موضعیت از بلاد مصر .\n\nآمنة الرمليه : - یکی از خاتونهای اولیاء الله مستجابة الدعوات است که در شهر (رمله) که از نواحی بیت المقدس میباشد ظهور نموده اند در اواخر عصر دوم هجری بر حیات بودند. به علم وزهد و کثرت عبادت و ریاضت مشهوده بودند. در طبقات شعرانی مذکور است که ( بشر بن حارث ) که از اولیاء الله واجله علما بودند بیمار شده بود. جناب آمنه برای عبادت شان رفته بود در انجا حضرت ( امام احمد حنبل ) رضی الله عنه نیز برای احوال پرسی جناب ( بشر ) آمده بودند ، حضرت امام از جناب بشر از احوال آمنه پرسیدند که کیست، و چون دانستند که جناب ( آمنة الرمليه ) میباشند بطلب دعای شان عرض احتیاج نمودند که همين يك بر بزرگی آمنه دلیل بزرگی شمرده میشود .\n\nآمنه : - غیر ازین ها که بیان شد به این نام از نسوان عرب این چند نفر نیز مشهور است: آمنه بنت الارقم، آمنه بنت خلف الاسلميه ، آمنه بنت رقیش ، آمنه بنت سعد ، آمنه بنت ابی الصلت ، آمنه بنت عفان و آمنه بنت قیس از خانون های صحابیه ایست که پدیدار سعادت آثار حضرت رسالت پناهی صلى الله عليه وسلم مشرف شده اند از آل بیت رسول الله صلى الله عليه وسلم نیز دو خاتون به این اسم مسمیه میباشند که یکی کریه محترمه حضرت امام محمد باقر و ديگرى كريمة محترمة حضرت امام موسی کاظم رضی الله عنهم میباشند که مدفن هر دوی شان در مصر است .\n\nآنسلو : - در عالم ادبیات فرانس يك زن بسیار مشهوره ایست که درسته ۱۷۹۳م در [ دیژون ] نام شهر فرانس تولد یافته و با آنسلو نام ادیب مشهور فرانس ازدواج کرده به [ مادام آنسلو ] شهرت یافته است در نوشتن بعضی حکایات فاجعه انگیز ، و مضحکه آمیز با شوهر خویش معاونت قلمیه نموده است غیرازان خودش نیز بعضی [ باقی دارد ]\n\nعلم ثروت ملل\nما بعد از شماره [ ۸ ] سال دوم ]\n\nنمیتواند، فابریکهایی که خود دولت بسازد اولا مامورين وعمله بسيارتری استخدام میکنند. ثانیاً چون کار سرکاری میباشد مواد أصليه عام آن به ارزان ترین قیمتها خریداری نمیشود . ثالثاً اشيا و مواد كم و بيش تلف و ضایع میشود . رابعا چون دولت آنرا برای بعضی کارهای ضروری بکار انداخته ترقيات و اختراعات نو نو دران بظهور نمی آید. حالا آنکه اگر فابریکهای تجارتی صنعتگران اهالی از ناحية نظر تجارت و رقابت بکار افتد آن فابریکها تابع اینگونه محذور ها میباشد . دیگر اینکه احتیاجات و خواهشات مردم که دایما تحول و تبدل میکند آیا چسان در یک دایره رسمی محدود مانده میتواند؟ و ازین است که اشیا و معمولات فابریکهای دولتی اگرچه بسیار خوب و اعلاهم باشد ولی چون حساب شود در همه جا و هر وقت نسبت به فابریکهای تجارتی اهالی گرانتر تمام میشود. بکار انداختن . و کندن كانها نيز چون يك صنعتی از صنایع میباشد آن نیز از همین محذورها و عللهای که در فابریکهای دولتی و تجارتی بیان گردید خالی نیست. یعنی اگر خود دولت کان کی کند گرانتر و اگر يك شركت تجارتی در ان کار اندازد ارزانتر تمام میشود ولی این را هم بشرط آنهم بگویم که آن شرکت و کمپنی از خود اهالی و رعایای خود همان دولت باشد نه خارجی و اجنی .\n\n( فصل هفتم )\n( قاعدة تقسيم اعمال )\n\nتقسیم اعمال در صنعت این است که هر يك از عمله یعنی کاریگران هر يك هيئت بيك وتيره و یکرنگ هميشه بيك رقم وبايك چند رقم كار مشغول باشند. و چون اعمال یعنی کارها به اینصورت تقسیم شود کارصد آدم را یک آدم بوجود آورده میتواند . برای اثبات این مدعا ( ژان بایست سای ) که از مشاهیر علم ثروت میباشد این مثال را آورده است : در فابريكهای که کاغذ قطعه بازی در ان ساخته میشود بر هر قطعه هفتاد رقم کار اجرا میشود . سی نفر کاریگر در يك روز بازده هزار کاغذ قطعه بازی ساخته میتوانند . حالا آنکه تنها یک آدم اگر هر قدر ملکه و مهارت هم داشته باشد، و همۀ این [ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 518, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (۱۰)\n\nنگران\nايديك آقاسى ملكى حضور اعلاحضرت همايونى\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات داك ١٤ روبيه كابلي\nدر خارج مملکت بالاخراجات داك ۱۰ روپیه انگلیزی\nپهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی یکم ربیع الاول ۱۳۳۱\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\nتاریخ انگریزی ۸ فروری\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\nتاریخ شمسی ۱۹ دلو ۱۲۹۱\n\n☜ درین اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بسی مقالات مفیده درج میشود ☞\n\n( از مناظر باغ شاهی جلال آباد )\n( يك قسمی از مرتبۀ دوم باغشاهی : ذات اعلحضرت همایونی با افراد معیت )\n( سنيّة شاهانه بکنار حوض باصفای آن قدم میزنند )"}
{"book": "adl0616", "page": 519, "text": "صحیفه ۲ سال دوم شماره ۱۰\n\nفهرست مندرجات\nجلال آباد ناموران زنان جهان\nحوادث خارجیه علم ثروت ملل\nمقاله مخصوصه تاجه های پاریس\nمقالات علمیه\nادبیات\n\n§— جلال آباد §—\nیکی از ولایتهای حاکم نشین بسیار مشهور و معروف دولت قويشوكت متبوعة مقدسة ما ( افغانستان ) سلمه الله في الحفظ والأمان ولايت سمت مشرقی است که همه اراضی این ولایت را ( ننگرهار ) میگویند . مرکز عمومی این ولایت شهر معروف ( جلال آباد ) است که ۱۳۰ کیلو متر بجهت شرق پایتخت عالیه کابل واقع شده ، و شهر پیشاور نیز تقریباً بهمین قدر مسافه بسوی شرقی جلال آباد میباشد که به اینصورت ( جلال آباد ) در وسط راه کابل و پیشاور کاین است .\n\nهیئت عمومی این ولایت عبارت از يك وادی بسیار منبت و سبز و خرمیست که ( نهر کابل ) در میان این وادی از جهت غرب بشرق مانند شه رگ حیاتی جریان دارد . اراضی این ولایت شمالا با کوه های چترال و کافرستان ، جنوباً با سپید کوه، شرقاً با کوهها و دره های خیبر ، و باجهور ، و مهمند تا با آتك غرباً با کوه های تکاب ، و کابل محدود شده است . اگر چه هوای جهتهای شمالی این ولایت سرد است ، ولی هوای عمومی آن گرم و معتدل میباشد .\n\nدره های عجیب و غریب ، و وادی های بسیار لطيف و ظريف ، و کوههای مهیب و پر جنگلی را این ولایت مالک میباشد . غير از نهر جسیم کابل که از وسط ننگرهار و از نزدیکی جلال آباد میگذرد دیگر آبهای متعددی نیز این سر زمین را ارواء و اسقیاء میکنند که معروفترین آنها آب چترال ، و کنر ، و تیکری وغيره میباشد . همه این آبها با نهر کابل آمیخته از دره های مخوف مهمند و باجور افغانستان گذشته با نهر اټک می آمیزد .\n\nوادیهای واسع و فراخ این ولایت بزراعت برنج ، و نیشکر ، و پنبه ، و گندم و جواری و غیره مزروع و معمور است . جنگلهای بسیار مفید و توانگری در سمتهای شمال و جنوب این ولایت موجود است . کان ياقوت بسيار مشهور ( جکدلک ) نیز در منطقه همین ولایت میباشد . وادی لغمان و کنر ، و باجور ، و اسمار معمور و پر نفوس وادیها ئیست که خواه از زراعت و خواه از نفوس پر و توانگر میباشد . درین دره ها و واديها اقوام و قبایل مختلفه افغانيه سکونت پذیرند . و همه آنها مردمان دیندار و شجیع میباشند . مشایخ ، و مرشدین ، و علمای بسیار اهل حال و باصفایی درین سرزمینها موجوداند که اهالی را دایما بردینداری و اطاعت بادشاه ، و محبت وطن و عصبیت قومی و ملتی رهنمایی و ارشاد مینمایند . اهالی حتی حکومت نیز آنها را محترم میشناسند .\n\n§\n\nاز نقطه نظر تجارت ، و اهمیت موقع عسکری شهر جلال آباد خیلی مهم يك نقطه شمرده میشود . اگر چه خود شهر نه از جهت زینت عمارت ، و نه در حسن و رونق بلديت هيچ يك مزيت و حیثیتی ندارد . ولی چیزیکه رونق و شکوه ( جلال آباد ) را افزوده و مدار فخر و مباهاتش گردیده همانا بعضی باغهای روح افزا ، و سرايها و عمارتهای عالی بنائیست که نظرهای ناظرین ، و دلهای زایرین را بلطافت منظر ، و ظرافت پیکر درخشنده کی و سرور میبخشد !\n\nمثلا باغ و عمارتی که مسمی به ( باغ شاهی ) میباشد از چنان باغها و عمارتهای عالی شمرده میشود که نادر الامثال است . این باغ تقریباً ده بازده جریب زمین يك مسافه را در بر دارد که عمارت بزرگ بسیار خوشنمای آن در مرتبه نخستین و قسم اولین باغ بنیاد یافته است . همه باغ بر پنج مرتبه يك بر ديگر مرتفع ترتیب یافته که هر مرتبه آن يك منظره ديگر ، و يك لطافت مخصوصهٔ روح پروری بنظر جلوه میدهد . از دروازه بزرگ سمت شمال باغ عالی شاهی چون داخل شويم يك سرای مستقیم بسیار با صفایی که از دو طرف با دو قطعه چمن گلکاری بسیار بدیع المنظر ، و سر درهای بر جسته بهم برابر در بر گرفته شده ما را به پیش زینهٔ عمارت پرشکوه و خوش رونق شاهی میرساند . این قصر سعادت گستر از آثارهای تعمیریهٔ خانان جنت مکان اعلیحضرت ( ضیاء الملة والدین ) است که در متانت و جسامت و رونق و شکوه همه صالات معماری را حایز است . دالان عظیم وسطی آن که در زير يك قبة بسیار جسيم و عالی میباشد تقریباً نهصد چوکي را استیعاب مینماید . دایره ها و اوطاقهای متعدد اطراف آن نیز خیلی مکمل ، و برنده های فیل پایه دار دایراً مادار آن نيز يك رونق و شکوه بی اندازه به این قصر سعادت حضر بخشیده است .\n\nذات شوكتسمات بادشاه ترقى آمال مراحم خصال مقدس ما اعليحضرت ( سراج الملة والدين ) مد الله ظله في العالمين چون يك بادشاه طبیعت آگاه تجدد و ترقیخواه با علم و فن میباشند از اثر اصلاحات تعمیریه که در قصر و باغ موصوف بموافق هندسهٔ معماری بکار برده اند الحق که سزاوار هزاران تحسین و تمجید است . بی آنکه به هیئت اصلی و بنای اساسی آن چیزی تغییری حاصل آید بعضی علاوه ها ، و تنظیماتی در ان بخرج رفته که فرق محسنات آنرا ارباب نظر ، و از فن معماری با خبر بخوبی درك"}
{"book": "adl0616", "page": 520, "text": "صفحه ۳ | سال دوم | شماره ۱۰\n\nمیکنند که اول چه بود، و حالا چه شد ! دنیا ، در تجدد و نویت : حال بیست سال پیشتر انسانها به حال امروزی آن نمیماند، طرز معیشت و سکونت و رفت و آمد و حرکت سابق بالاحق هیچ مناسبتی نمیگیرد. مثلاً بیست سال پیش ازین در نجا این را کسی خیال و خاطر خود هم نمی آورد که طعام بر روی میز و بر کرسی و با کارد و پنجه خورده شود. و یا آنکه بعد از خوردن طعام دست با صابون شسته شود. علی الخصوص اگر کسی سر و ریش خود را با صابون در سابق می شست یک عیب بسیار بزرگی شمرده میشد. حالا اینکه زمان تبدل میکند، زمانه اول حکم تقویم پارینه را میگیرد ، معیشت و زنده گانی انسانها نیز تابع تبدلات مدنیۀ زمانه گردیده از حال کهنه کی بیک مجدد و تازه گی قدم میزند. ترقی و تمدن چنان يك شاهد رعنای دلفریب انظر ربانیست که ظرافت و لطافت و نظافت میبالد. در زمانی که یک دالان هم برای نشستن، و هم برای طعام خوردن ، و هم برای خوابیدن کفایت میکرد، درین وقت نه تنها برای این سه چیز که بیان شد بلکه برای وضو و شست و شو ، و دریشی ، و سگرت کشی، و پیانو نوازی و غیره جدا گانه او تاقهایی بکار می آید که یک عمارت متمدنین این عصر بیست و یکم از وجود آن ها چاره ندارد .\n\nاین است که ذات اعلیحضرت بادشاه ترقی پرور مدنیت گستر مقدس ما اصلاحات و تنظيمات دوایر عمارت عالی باغ شاهی را ازین نقاط نظر ترتيب و تنظيم فرموده جبهه سمت مشرقی عمارت عالی چنان يك هيئت ظریف دلکشی تحویل یافته که از نظارۀ آن دلها را يك مسرت و فرحت بی اندازه حاصل میشود . دالان های ایشان بسیار بالکلف و مزین جدیدی که به این سمت عمارت عالی موصوف از روی نقشه هند، وی ذات اعلیحضرت همایونی ملحق گردیده همه لطافت ها و ظرافت ها را در بر دارد .\n\nحالا ما بکندری از شکل و هیئت عمومی این باغ ارم مثال بیان مینمائیم: گفته بودیم که این باغ بيك وضعیت مرتبه داری تشکیل یافته است . مرتبه اول آن همین است که از دروازۀ سمت شمالی داخل ميشويم ، و عمارت عالی موصوف را تقریباً در آخر این مرتبه می بینیم ، جهت غربی احاطۀ این مرتبه اول را دیوار غربی باغ که بمعادی آن مسجد، و حمام ، و اوثاق های مخصوصۀ خدمۀ معیت شاهانه موجود است ، و يك نهر با صدای بزرگی از پیش روی آن جاری میباشد که این نهر و اوتاقها را و صحن های چمنهای لطافت پیرا از جهۀ سمت غربی عمارت شاهی تفریق نموده .\n\nازین میدانیم که قصر سعادتگستر شاهی بران بنا یافته از دو جهت به احاطۀ مرتبۀ دوم فرو آمده میشود: یکی از جهت جبهۀ جنوبی، و یکی از جهت جبهۀ شرق ، جبهۀ سمت شرقی\n\nقصر همایونی سراسر از تعمیرات مزینۀ عصر اعلیحضرت سراج الملة والدین است که عادتاً يك قصر بسیار دلنواز جدیدیست که بر اصل عمارت افزوده شده است ازین مواجهه شرق عمارت عالی شاهی از دو سرکه های بسیار خوشنمای سنگلیل فرش شده مایل بر دو سرك مستوى بسیار با صدائی که از بغل حوض بسیار بزرگ ممتد تا با آخر این مرتبه محدود شده است . ترتیب دومین فرومی آئیم.\n\nچیزی که مدار زینت و اشتهار یگانه این مرتبۀ دوم شمرده میشود همانا حوض بسیار بزرگ مسطحیت که نظارۀ آب با صفا و فواره های لطافت نمای آن با روایح گلهای عبیر آمیز درختهای نارنج و مالته وغیره در پشته‌ها و کنارهای مخصوصۀ ممالك حاره و معتدله آمیز، و یکان نغمه های مرغان رنگارنگ موسیقی آهنگ که مخصوص این منطقه است با آن دمساز آمده حواس خمسۀ يك شاعر متفکر باريك بين را که در يك گوشه این بستان جنت نشان بر يك دراز چوکی در فکرت صید می يا يك شب مهتابی نشسته باشد در سماوات عالم خیال، غوطه خوار گرداب حیرت میگرداند. چمنهای پرگل و درخت ، سرکهای با صفای خوش زینت این مرتبه خیلی لطافتها دارد. يك جوره چوبی بسیار مصنع خوشنما در يك گوشه این مرتبه بنا یافته آرام جوکهای منتظم در هر طرف گلستانها و برکهای این احاطۀ مرتبۀ دوم گذاشته شده است .\n\nازین مرتبه نیز باز دو سرکه مایل به بمعادی سرکهای اول بمرتبۀ سوم فرومی آئیم که این مرتبه نیز با قوسهای عالی گلها، و انواع درختان خوشنمای ده گونه میوه های گرم سیر ، و يك برج نمای طبقه بر طبقه گلدانه های انواع گلهای عطر بیز تزئین و تنظیم یافته، و در هر گوشه آن هزاران بارقه های لطافت و در هر بیشه آن صدها مسرت و شطارت مندرج گشته است .\n\nازین مرتبه باز بهمان کیفیت بمرتبۀ چهارم میخزیم کما طاقهای چمنهای پرگل و درخت آن نیز دلکشیها و نظر ربائیها دارد ، ولی ازین مرتبه يك منظره بديعۀ دیگر از مرتبۀ پنجم جلب انظار دقت ما را کرده همان دم بمرتبۀ پنجم فرومی آئیم . درینجا در پیش يك منظره با صفای خارقه نمائی خود را می یابیم که از نظارۀ آن در گرداب مسرت فرو میرویم .\n\nيك كول ، نى نى ! يك بحيرۀ خوش منظره که اگر از آب با صفای خوشگوارش سخن رانده شود قلم يك ناودان آب رحمت میگردد. و اگر بوضعیت و ترکیب هیئتش نظر کرده شود چشمۀ سر چشمۀ آنجهانی میسازد. این کول از مصنوعات طبیعت شناسی ذات اعلیحضرت پادشاه دانای حقایق آگاه ماست که در سنۀ ۱۳۲۹ همت جهانقیمت همایونی محفورات"}
{"book": "adl0616", "page": 521, "text": "شماره ۱۰\nسال دوم\nآن اراده فرموده در ظرف بک چند ایام معدودی به انجام رسانیده اند.\nاین کون خیلی فراخ و محدود و همه مرتبه آخری باغ ارم سراغ را محدود داشته است. کول صنی طبیعی زدنك باغ شاهی جلال آباد يك جزيره و يك شبيه جزیره را حاویت که لطافت های طبيعية آن هر صاحب طبیعت را تحسین خوان هزاران آفرین ربانی معدلت قرین آن میسازد .\nسراج الاخبار افغانيه نيز بكمال صمیمیت و تمام خلوصیت بدعای خالی از ریای عمر و اقبال و شوكت واجلال حامي معظم ترقی آمال ومتبوع مقدس مراحم خصال خود رطب اللسان کشته از درگاه الهی جل اسم نیاز میکند که تا سالهای بیشمار این اما کی صفائثار بوجود مراحم آمود شاهانه شان شرف بخشای همه بلاد و امصار جهان گردد . آمین .\n\nجواد خارجية\n\nاجمال سينا\n\nدر او ر و پاشش دولت بسیار بزرگ و برقوت معروف و نامداری موجود است که در وقت حاضر به دولت آنها به ( اتحاد ثلاثه ) و سه دولت دیگر آن به ( اتفاق مئات ) معروف و معنون شده اند. اتحاد ثلاثه جرمن اوستريا، ايطاليا، واتفاق مثلث روس، فرانس انگلیز است. کفه های میزان اعتدال عالم همین دول ست شمرده میشوند که تعداد قوتهای دربیه شان از قرار ذیل است :\n\n( قوت برية جرمن )\nموجودی عسکرش در وقت حضر - : ٦٠٩٢٠٠\nموجودی عسکرش در وقت جنك : - ۵۰۰۰۰۰۰\nموجودی عسکری سوراه اش : - ٧٠٤٠٠\nموجودی اسپهای طوپخانه و بارگیریش : - ١٠٧٧٤٨\n\n( قوت بحرية جرمن )\nعدد کشتیهای بزرگ در بد ناووت ١\nعدد کشت های زرهپوش ٢\nعدد کشتهای بی زده ٩٠\nعدد کشتیهای طور پیل ١٢٦\nموجودی عسکر تجربه اش ٤٠٦٠٠\n\n( قوت برية اوستريا )\nموجودی عسکرش در وقت حضر ٤٨٢٤٠٠\nموجودی عسکرش در وقت جنك ٢٨٧٢٠٠٠\n\nموجودی عسکر سواری و طوخی و تقلیه ٦٩٨٧٠\nعدد طوب ١١٦٠\n\n( قوة بحره اوستريا )\nعدد کشتهای زرهپوش ١٠\nعدد كرو وازور وغيره ٢٤\nعدد کشتیهای طور بیل ٦٤\nعدد کشتیهای بی زره ٢٠\nعدد طوب ٩٨٩\nعسكر مجری ٢٤٣٠٠\n\n( قوة برية إيطاليا )\nموجودی عسکرش در وقت حضر ٢٧٨١٠٠\nموجودی عسکرش در وقت جنگ ٢٣٥٣٤٠٠\nاسپای رساله و طویرانه و بارگیری ٨٧١٩٢\n\n( قوة بحريه ايتاليا )\nکشتهای زره پوش ٥٠\nدیگر کشتهای جنگی ١٥١\nکشتیهای طور پیل ١٧١\nعدد طوبه ای بخری ٢١٢١\nموجودی عسکر بحری ٥٣٣٠٩\n\n( قوه بو به فرانس )\nموجودی عسکرش در وقت حضر ٥٧٥٠٠٠\nموجودی عسکرش در وقت جنگ ٤٣٥٠٠٠٠\nاسبهای عسکر سواری و طونجی و بارگیری ١٢٣٣٨٥\n\n( قوة بحرية فرانس )\nکشتیهای زرهپوش ٦١\nکرد و ازور ٤٤\nدیگر رقم کشتیهای جنگی ٧٨\nکشتیهای طور پیل ٣٣٢٧\nعدد طوب بخری ٣٧٢٧\nموجودی عسکر بحری ١٠٩٣٧٠\n\n( قوة برية روس )\nدر وقت حضر ١٢٠٣٠٠٠\nدر وقت جنگ ٢٦١٦٠٠٠\nعدد افران ٤٢٠٠٠\nعدد طوب ٥٨٠٠\nاسپهای سواری و طویرانه و بارگیری ٥٦٢٠٠٠"}
{"book": "adl0616", "page": 522, "text": "۵۲۱ مقاله دویم\n\nجمیع دول متمدنه در هنگامهٔ رستم خیز، به چه تماشای دهشت افزا یعنی جمیع ملیون نفوس بتمامهم دیگر مصادمه نمیکنند، آسیا، اوروپا، افریقا بهمدیگر در می آویزد. دروازه های آتشفشان دریاهای آتش شان تا به سانفرانسیخکوبه وتوكيو سرایت میکند. اکره ارض را از جا بجا تا کجا بلقان يك در پای آتش و خون استیلا میکنید. دوده های عظیمه طوبها و تفنگها، و پوده ها، و دینامیت ها، و آتش افروزی شهرها، و قلعه ها انقدر بهوا میشود که کره نسیمی از تقلب و حرارت آن بشکل بخار ودمه حال ابتدائي خلفت زمین محول می یابد ! دفعه به آب تحویل یافته بر کره زمین میریزد. طوفان عظیم الشان عمومی كره زمین را بیکباره کی میشوید ! کره زمین را از ان آلایشها صاف وباك میسازد ! بازهمان طراوت و همان خضارت اولی آغاز میکند! وقول برحق، نیست ملک مگر از حضرت واحد یگانه قهار . حق میشود. و چون این بندگان بر عصیان طغیان نموده اند. البته آنها را محو کرده دیگر مخلوقی که او را به یگانگی بشناسند، وسفك دما نكنند خلق خواهد فرمود . ...\n\n(قطعه)\n( محمود ) چون بشر شده سفاک خون خویش\nوزراه حق برون شده اند و به ناحق اند\nلا بد كه مالك احد بجبل ستون\nبر دارد این گروه که گمراه و مزهق اند\nاوروب بحرص وكبر و طمع شد چنان بجوش\nکز آن خودش همه محروق مطلق اند\nیا رب تو محو ساز گروهی که در فجور\nعرق اند و دور از حق و با فحش ملصق اند\nیا رب تو مالك ملكوتي وارض وخلق\nمحفوظ دار قومی که بر دین بر حق اند.\n( آمین )\n\nترجمه از اخبارهای ترکی و عربی\n( چین )\nیکی از سیاسی شناسان چین که ( سون یات سه ن ) نام دارد برای رئیس جمهور چین ( یو آن شیفای ) يك مكتوبی نوشته گفته است که از واقعات تركيه يك درس عبرت گرفتن لازم است. زیرا بمجردیکه شرق قریب را تقسیم کنند هیچ شبهه نیست که به تقسیم شرق بعید یعنی چین وژاپن آغاز خواهند نهاد. لهذا لازم است که چین وژاپن نیز ما بين خودشان يك اتحاد تدافعی عقد نمایند. و مانند عثمانیان که به قوتهای ملتی خود\n\nکفایه ٥\n(قوۀ بحریه روسیه)\nکشتهای زرهپوش ۴۵۰۲۰۰\nکروو ازور وغيره ۱۰۳۳۳۵۰\nکشتیهای طور پین ۳۸۸۰۰\nعدد طوب بحری ۱۲۸۴\nعساکر بحری ۱۰۳۱۵۵\n\n(قوۀ بریه انگلیز)\nدر وقت حضر ۱۰۲۲۰۰\nدر وقت جنگ ۱۰۳۳۳۵۰\nافسران ۳۸۸۰۰\nعدد طوب ۱۲۸۴\nاسهای رساله و طویچی و بارگیری ۱۰۳۱۵۵\n\n(قوۀ بحریه انگلیز)\nکشتهای زرهپوش ۸۸\nکروو ازور ۱۲۳\nکشتیهای طور پیل ۲۸۱\nدیگر رقم کشتیها ۳۵۷\nعدد طوب بحری ۲۱۳۸۲\nعساکر بحریه ۱۹۲۰۰۰\n\nاین رقمهای حساب را چون در زیر نظر دقت بگریم و اندیشه نمائیم که اگر این قوتها یکبار با هم دیگر مصادمه نمایند آیا طوفانهای دهشت انتهای آن گوش ساکنان کرات او را کر خواهد کرد؟ درینهم هیچ شبه نیست که چون این دول شش گانه با هم بیاویزند دیگر دولتها را نیز با خود شريك مهاجمات ساخته و به آن جریان دریای مهاجمات خون آلود تابع نموده يك هرج و مرج رستاخیزی بر پا مینمایند که مریخ نشینان آتشین پوش آتشین سلاح از رشک این خونریزی ساکنان کره خاکی هلاک خواهند شد. ولی این امر درین وقتها بعيد الاحتمال مینماید. زیرا در بین دول اوروپا همه يك اتفاق و اتحاد مسلمی دارند که یک کار بسیار مهمی را میخواهند از پیش ببرند و آن را ( صباح مساح ) در میان خودشان نام نهاده تا آن مهمه را از روی خود بر ندارند بدیگر کار آغاز نخواهند کرد. اما ازین غافل اند که آن مهمه از چنان مهمه هایی نیست که به آسانی از پیش برداشته بتوانند تا با آن مهمه سر خودشان نیز برباد فرود. ذکر احتمالی نیست! (بيت المقدس ) ، ( استانبول ) از ان جاهایی نیست که در زیر حکم مذهب اورتودوقس درآید، و پروتستان و كاتوليك به آن راضی شود! یا آنکه کاتولیک بر آن بیرق برافرازد و پروتستان چشم آنرا داشته باشد که آنرا دیده بتواند : این صلح مسلح شان تا به آنوقت دوام خواهد کرد که سخن به اینجاها نکشد."}
{"book": "adl0616", "page": 523, "text": "صحيفه ٦\nسال دوم\nشماره ۱۰\nتکیه نکرده از موازنه سياسية اوروبا استفاده کردن خواستند به آنچنان استفادها امیدوار نباید شویم و به آنچنان خطای نوی بنام ( نشر معارف و اسلام ) تشکیل داده اند . مقصد این سیاسی که آنها برخوردند ما نباید بر خوریم .. فکر ( سون بانه ن ) این است که ( استاتو قوی اوروبا حسیات مليه و معارف عمومیه را وسعت دادن ، با تعصبهای هیچ اهمیت و اعتباری ندارد و انسئله را وقوعات ممالك تركيه جاهلانه پیشینه مبارزه و جدل کردن ، بفقرا و مساكين مدد ثابت ساخته است . لهذا اگر مقولها با یکدیگر خودشان اتحاد کردن و غیره میباشد . نکنند باز یک خطای مهلکی را تکرار خواهند نمود. در ( توکیو ( پایتخت ژابان نیز به انسئله اتحاد مغول بسیار انتظار وامیدواری دیده میشود .\n\n( نانكين )\n\nعدد اسلامهایی که در نانگین مقیم اند از عدد اسلامیاتی\n\nکه در ( یکین ) موجودند کمتر نیست. در يتوقتها يك جمعيت\nجمعیت اسلامیه این چند چیز است. رساله ها و کتابها قشر کردن\n( خلاصه حوادث محاربه )\n\nاز صلح هنوز هیچ تنبيه ظهور نمود . کارها مانند هوی\nزنگی بهم مجیده مانده است .\nظلمها و وحشتها ئیکه بلغارها و سر بها و یونانیها و کوهها بر مسلمانان\n\nاز مناظر باغ شامی جلال آباد .\n( صعود مسعود ذات شوکتیات اعلام حضرت شاهانه از مرتبه دوم باغ به مرتبه اول در اثنای قدم زدن صباحی)\n\nملکهای روم ایلی اجرا کرده اند تا بحال هیچ دیده و شنیده نشده\nاست . قتل عامها و بی ناموسيها كم نبود که بسیاری از مساجد\nو معابد اسلامیه را نیز بعضی خراب و بعضی را به کلیسا تحویل\nداده اند . در بوروی) نام محل دوصد نفر اسلام را در سلاخخانه\nآن شهر بوده مانند کوستند با کارد سر بریدند. تنها مردان\nرانی بلکه زنان اسلام را از از خانه های شان براورده بعد از انکه\nناموس و عرض شارا امال ساخته اند جد شارا گذاشته در\nشانرا بریده با خود برده اند. راه ها، سركها ، كودالها ، پیشه ها\nاز جندهای قتل عام شده زنان و مردان مسلمانان مالامان است .\n\n( حوادث رکستان روسی )\n\nاخبار ( توران ) که در بخارای تو طبع و نشر میشود در\nزیر عنوان ( آبادی وطن ) از فواید کشیده شدن یک نهری از\nدریای آمو به بخارا تحت رانده مینویسند که اهالی شهر عمارا\nو اطراف آن از کم آن بعضی سالها بسیار پریشان میشوند .\nو بسبب نوشیدن آبهای خراب دندها و خوش ها در هر سال نفوس\nبسیاری هلاک میشوند ."}
{"book": "adl0616", "page": 524, "text": "صحیفه ۷\nحال و دم\nشماره ۱۰\n\n( از سمرقند )\nاخبار توران از گزاف خرجها و بیهوده صرفیهای مسلمانان سمرقند در عروسها و جشنهای شان تحت رانده مینویسد که اگر مبلغ مذکور را بر اعمال خیر و منفعت آوری صرف نمایند بهتر خواهد بود .\n\n( سلطان عبدالحمید خان)\nیعنی اخبارهای عربی مینویسند که سلطان عبدالحمید خانرا به بسیار زحمت به آمدن استانبول راضی کرده و استانبول آوردند محتش خیل خوب بود و او میگفت که من از سلانيك نمیروم . چرا که با همین حبسمانه خود خوب انسیت پیدا کرده ام، و هوای انجا بر من خوب آمده . بدو نفر شهزاده که برای آوردن و قانع ساختن او فرستاده بودند جواب رد داد . و چون کتان کتنی جرمنی در نزدش رفت با اوراضی به آمدن شد . میگویند چون به استانبول رسید فریاد کشیده میگفت : که کجاست هشتاد هزار پوند من که برای جنگ بلغار نگهداشته بودم . این هشتاد هزار پوند همان پیسه بود که سلطان مشار اليه در وقت محاربه یونان از کیسه خود صرف کرده بود و چون محاربه ختام یافت . پس از خزانه گرفته در یک صندوق آهنینی انداخته و کلمه (بالغار) را بران نوشته در یک گوشه سرای بیلدیز گذاشته بود . وقتیکه خلع شده حکومت فرقه ها و پارتی ها بر پا گردید آن مبلغ را از انجا برآورده خرج رسانیدند . لهذا سلطان فریاد کرده میگفت که کجاست هشتاد هزار پوند من ! اینهم یک دلیلیست بر دور اندیشهای سلطان سابق ...\n\n( مكتوب )\nاز انطالبه ممالک ترکیه به دار السلطنه کابل .\n(اضافه ما!)\nمن از برادران هموطن شما یک درویش سیاح افغانی میباشم که مدت چند سال پیش ازین برای ادای فریضه حج برآمده در ممالك اسلامیه ترکیه بیابان گرد سیاحت درویشانه میباشم . البته درین وقها از فلاکت و مصیبتی که بر دولت عثمانیه وارد آمده خبر شده باشید . من عالم نیستم ، سیاسی شناسی را هم نمیدانم که چیست می تنها از چیزهایی را که بچشم خود به بینم و یا بگوش خود بشنوم همان چیز ها را کم و پیش فهمیده و نوشته میتوانم ، سبب این بلاها و این مصیبتها را من بعقل جاهلانه خود از کم دیاتی وسست اعتقادی افسرها و بزرگان آنها یافته ام . در استانبول از خانه خود سلطان گرفته تا بهمه پاشایان و وزرا و وکلا این چند کار است که بردمه ارمنیها و رومهای قصار است : اولا دایه های شیری ، دوم مربیه ها یعنی داده ها ولاله ها ، سوم آشپزها ، چارم قهوه چها ، در هر خانه باشا و وزیز و بزرگان و توانگران و معتبران ترک همین کارها را زنان و مردان نصارا بعمل می آرند . و به اینصورت از اول محبت نصرانیت باشیر در وجودشان میدراید و بهما نصورت تریه میشوند و خوراك شان که خون از ان حاصل میشود از دست آنها می خورند در استانبول ترك خالص و جاندى بالك كمتر پیدا میشود . ترک های خالص و مسلمان که با دیگر خون آمیخته نشده باشد در اناطول یعنی اسیای صغرا موجود اند که بسیار دیندار و بر احکام دینیه بپایدار میباشند حالا نکه در استانبول بسیار زنان شیردار مسلمان خودشان در کوچه ها گدایی میکنند . و دایی گرینی بلکه بك لب نانی هم به آنها کسی نمیدهد . و ازین بود که در سلانيك می هزار عسکر مکمل اسباب را باحیه خانه و استحکامات به بسیار آسانی تسلیم دست رومهای یونان نمودند . و از بعضی عسکر هائیکه از اناطول بجنگ بلغار رفته بودند پرسیدم که چرا گریختید و گفتند دشمن ما را میزد افسر ما ما را نجنگ امر نمیداد خورا که هم بما نمیرسید از گشتگی برگ های درختانرا می خوردیم . در موقع قره برون سه روز بما هیچ کس هیچ خورا که نداد بعد از سه روز بر هر دوازده آدم شش اب آرد خشک تقسیم کردند . هر گاه بما ارزاق و امر جنگ میدادند در ظرف یکهفته با تخت بلغار را ضبط میکردیم . این شنیدنیها نیست که بگوش خود از شکرها شنیده ام اما راستت در وقت نمیدانم دیگر چیزیکه در نماها میشنوم این است که میگویند اجر دیکه مسئله استانبول دا فیصله کنند روس و اکریز مسئله افغانستان آغاز میکنند . زیرا مقصد همه فریکیها همین است که در دنیا حکومتهای مستقل و ماندر از اسلام بگذارند ایران و مراکو را تقسیم کردند حال کار استانبول را تمام میکنند و بعد از آن بکار افغانستان آغاز میهند . اما انشاءالله تعالى برين مقصد خود کامیاب نمیایند تا این دیانت و محبت وطن و عدالت که در وقت حاضر بسايه اعله نصرت ( سراج الله والدین ) در افغانستان بایدار است . انشاءالله کا هی دشمنانرا بران ظفر نمیشود این را هم میشنوم که میگویند در همین فرصت باید که افغانستان در قوت و سلاح واستحكامات خود بیفزاید و نجساله چیده خانه و کدام خود را حاضر کند و کشتیهای هوایی از حالا خریداری کنند . و استحکامهای خاکی بسیار در هر هر جای پر حدها تیار کنند، اما از همه قوتها برتر غيرت ديني، وعداك وحب وطنی ست که الحمد لله افغانستان آنرا دارد . در بنظرفها ۱۶ مردمان که سعیها و اقدامهای اعلحضرت بادشاه معظم ما امير حبيب الله خانرا میشنوند بسيار شكرها و دعاها میکنند . باقی ما هم شب و روز دست بدعا میباشیم که خداوند عالم اعلیحضرت امیر ما را تا سالهای در از برما ملت پایدار و مستقیم بدارد و شهزادگان ووزراو و كلا و همه ما دعا يا را بر دیانت ، و اطاعت و اتفاق کامیاب بسازد آمین ( يك در ويش سياح افغانی )"}
{"book": "adl0616", "page": 525, "text": "شماره محله\n\nخبر است که ما بین بلغاریها و رومانیا کشمکش جاری است و گفته میشود که بلغاریا يك قطعهٔ ملك در بحيرة اسود به رومانیا به فوج رومانیا امر شده است که برای جنگ آماده باشد بلکه فوج مذکور برای قبضه نمودن يك علاقهٔ بلغاريا هم مأمور شده بود اما بسبب مداخلت روسیه و آستریا قبضه خود را برای در روز مانوی کرد، چون یکطرف رومانیا همراه بلغاریا این روش اختیار کرده است. و وزیر زراعت خود را به استانبول فرستاده است و آمدن فلیسکیو وزیر رومانیا در دارالخلافه البته مدعای رابطه با ترکان دارد.\n\nدر استانبول مجلس وزارت درباب مقرر کردن انوربی و فتحى پاشا بطور افسران شتابه یعنی آورد. جمعیت ترکان نوجوان برای جنگ کمر بسته اند و صلح نمی خواهند. دول ائتلاف ثلاثه حمایت این امر میکنند که جزائر رودس کیوس منی این کاس و جزائر قرب در دانیال در تصرف ترکی باشند تا موازنه قوت دول مختلل نشود. بعضی تلگرافات ظاهر میکنند که دول اوروبا بر این امر متفق اند که ایدریا نوبل به بلغاریا سپرده شود باین شرط که مساجد و مقابر سلاطین عثمانیه زیر حفاظت مجلس بین الدول باشد، دولت برطانیه این تجویز هم نموده است که ایدریانوپل در تصرف ترکی باشد\n\nسال در مان\n\nدرین اخبار های اخیر که از اروپا میرسد و در بارهٔ وقایع بالکان و مصالحت عثمانیه و دول بلقان است عثمانیه قرضه داده شود تا ضروریات خود را پوره کند ظاهر میشود که صلح رو به ترقی دارد. ناظم پاشا و نورا دنگیان پاشا در دریل خاص سوار شده برای ملاقات جرنیل سیواف رفتند تا دربارهٔ مصالحت با جرنیل بلغاری گفتگو کنند – خبر مشهور شده است که ناظم پاشا در باب رسید رسانی اندریا نویل و تصرف آن شهر مذاکره کرد اما این هر دو امر بمجلس لندن محول بوده تلاقی این امر جرنیلان و وزیران عبث رفت –\n\n(از مناظر باغ شاهی جلال آباد)\nيك سرك با صفای مرتبهٔ سوم باغ روحانی هوا\n\nاما مستحکمات آن مفقود شود و دیگر حد بندیها نیز کرده شود در قسطنطنیه بردول اتحاد ثلاثه یعنی روس و فرانس الزام نهاده میشود که آنها بلقانیان را اشتعالت میدهند. در ستنجی شاه جيل اسود تقریر نموده است که ما سقوطری پای تخت قدیم خود را اگر بصلح بدست آید و یا بجنگ میگیریم شاه جل اسود اشارت بجانب استریا هم کرد که او مخالفت ورزیده نمی خواهد که سقوطری وغیره در حدود صوبه خود مختار آب داخل شود.\n\n( روس و جنگ بلقان )\nوزیر اعظم روس در مجلس شوری بیان کرد که وقتی بود چون روسیا"}
{"book": "adl0616", "page": 526, "text": "٩٠٥\n\nروبها مخاطر پروانه ای جی کی ایمان رویے ایل کے خان با ملات و اسماء تعامل با تعداد برای خیلعات راها بکار است که رشوانی ها دگرگون شده است و روی دولتی و رحمت پر علت که خود را و خوبانك كشيد ومقابلة مردم بكثير التعداد نموده اکملی جای ها قائم خواهد داشت و در این امر امید از انگلستان و فرانس داریم خود را در معرض هلاکت بیندازد چنانی، تجربه جدا کور در اما این فیصله که ما بدبین چرک چه رو به اختیار کنیم و محاربه هندوستان بسیار شده است. اگر از ساحل تاشیراز و اصفهان فروانیم بایرون اهم تعلق به وزیر خارجه انگلستان دارد که او حرفي لشراء باقیمانده شود باز هم امیدر قاهیت است و قبائل بالی قوت برطانیه را دیده و از انتقام ترسیده بهوش خواهند آمد.\n\nهمعصر رمعزز زمیندار می نویسد\n\nامداد مجروحين ترك\nراجه کناتور از طرف خود و ديگر باشنده گان بمعرفت بنك مدراس چهار و نیم صد باوند به وزیر اعظام ترکی فرستاده است . حاجی آدم صدر مجلس تخفیف ترکی یکهزار باوند بسفایر رنگون روانه کرده است که مجروحین ترکان داده شود . تلگراف از لندن مظهر است که در یک عمارت عالیشان اعالیان کوتوالی در آمده قمار باز انرا که لباس فاخره در بر کرده بازی هزارها پونده یزدند گرفتار کرد – زنهای معتبره نیز با اوشان گرفتار شدند که مرصع بجواهر و زیورات بودند .\n\n( کیفیت اخفای اسلحه در بنگال )\nبعض نوجوانان بنگالی از مدت دراز بر خلاف دولت حکمران خود در نگاه داشتن اسلحه مصروف میباشند و از همین جماعت ها اکثریم افکن بر آمده و حکام انگیز تکرار حمید ها کرده اند ساز همین قسم يك واقعه دردها که وقوع یافت اینکه دو طالبعلم شب یکجا نشته همراه دیگر جوانان مشوره ها میکردند که مادر و برادر یکی ازین شب بیداری ها وقوف یافته آن طالبعلم را منع کردند که ازین خیال باز آید اما او مصر بود. چنانچه پدرش را که در يک شهر دیگر حاکم بود اطلاع داده شد. او چون در خانه آمد پسر خود را با دیگر رفیقهایش حواله کوتوالی ساخت چرا که پیش پسرش يك صندوق پر از کار طوس و ديگر كاغذات بغاوت انكيز و تفنگچه ها برآمد پدر انجنین بچه خود را به عدالت سپرده بخلاف او شهادت داده است .\n\n( تحقیقات حادثه بم دهلی )\nکار تحقیقات حادثه بم مذکور بابو عبد الله خان صاحب نائب منتظم صیغه کوتوالی سپرده شده است و چونکه کار و بار پنجاب نیشنل بنك ( سرمایه قومی ) دهلی از روز حادثه هم معطل است لهذا منتظمان سرمایه به حاکم کلان دهلی درخواست نموده اند که بآنها اجازت اجرا نمودن کار و بار عطا شود اما در خواست شان نا منظور گردید و حکم شد که کار اجرا دادن و یا معطل ساختن تعلق به اقدر ان کو توالی دارد وقتیکه افسران مذکور مناسب\n\nممالحت ترکیه\nدر طبقات سیاسی ترکیه این خیال است که اگر دول اوروپا ایدریا نویل را از ورودید به از عثمانیان گرفته قصد دادن به بلغران کردند و عزم خود را به اعلان قوت و نمایش بحری موید هم ساختند ترکان گاهی قبول نخواهند کرد که ایدر یا نویل از دست بدهند .\n\nبا تعالی یک فرمان بنام سفرای خود فرستاده است پاین امر که اگر شرائط مجوزه ترکان را بلقانیان قبول نکردند و کالای ترکیه از لندن رخصت گردیده در استانبول معاودت نمایند.\n\nبلغران با وجود تذکار مصالحت برای بریدن سیم تلگراف جمعیتی روانه کردند و متصل پنداب دو کاس در ما بین آنها و ترکان جنك واقع شد بلغران تاب مقاومت نیاورده پسپاندند سی نفر زخمی در استانبول رسیده اند\n\nدر بحرها هنوز تلاطم جاری است یك جهاز آستریا همراه تمام نفری غرق شد و دیگر جهازات با هم برخوردند و صدمه های جانی و مالی برداشتند در جهاز تبلی آستریا سی و سه نفر تلف شدند - يك جهاز دخانی از کلکته روانه شده به یه استکلاخ خورده خراب گردید و چون مسافران از جهاز مذکور بر آمده بر ساحل رسیدند جهاز مزبور بیکار گشته غرق آب گردید -\n\nمنظر ایران\nتا نمز لندن میگوید که حالت ایران از پدیدار شده است و بهر حال اگرچه برطانیه برای اصلاح قرضه هم بدهد و افسران سویان انتظام هم بکنند اما خرابی روز روز زیاده دیده میشود - هیچکس خیال ندارد که در یوروپ حالت موجوده مشوش سوی ایران حرکت فوجی کنند و برای سزای دهی قتل اگر فوج فرستاده شد ندارد که فوج مذکور های جستجوی بهرمان بگردد بلکه در آنجا م تیم خواهد شد و سرکهار ا مفتوح و مامون خواهد ساخت و احتمال است که جمعیت مذکور همیشه در ایران بماند و کاهی پس نگردد و اگر رطانیه، مداخلت فكر ديك دولت دیگر خواهد کرد چرا که جنوبی ایران بسیار مخدوش است و بهمین باعث برطانیه هم از خیال مداخلت میترسد -"}
{"book": "adl0616", "page": 527, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\nشماره ۱۰\n\nدانستند از عمارت بنك بهره برطرف کرده اجازت رفت و آمد و سیلون جلسه منعقد نموده بود و افسرهای کلان سررشته تعلیم\nعوام خواهند داد از شهر لاهوريك وكيل عدالت و يك نفر مدير در جلسه مذكور شريك بودند و از بچه رياضي دان مذكوره\nاخبار و يك بچه ويكنفر ای ای سی که بروز واقعه هم در عمارت سوالات چند کرده شدند و آزمونم جواب سوالات شائرا في الفور\nبنك مذکوره نشسته بودند بذریعه اطلاع تلگراف طلب کرده داد و یکی از سوالات شان این بود يك شخص متمول ۱۷۳\nشده اند و مهتمم نجاب بشكل بنك که از مردم هنود است نفر را مدعو ساخت و في نفر يك آثار انگریزی ( مساوی تیم بارك\nالمريق خاص زیر حر است است.\nکابل ) برنج تقسیم نمود. در هر آثار انگریزی ۳۲۳۱۲۷۲ دانه\nبرنج بود شخص مشمول گفت که اگر از برنج مذکوره ۱۷ فی\nصدی دانه برای معبد جدا کرده شود برای معبدها چند عدد برنج\nجمع خواهد شد از موکه مذکور در سه ثانیه جواب شانرا\n(همعصر معزز مخیر عالم در اشاعت ۸ جنوری تحریر می نماید )\nگفت اما یک ریاضی دان که سوال مذکوره فوق را از خانه\nطفل ریاضی دان قدرتی\nحل نموده آمده بود به بچه گفت که جواب شما غلط است در جواب\nبك يجة ساكي مدراس مسمی به ازمو که شهرت غیر معمولی\nمجانی ۷۰۹ دانه ۷۱۹ می شاید از موکم گفت که جواب من\nدر علم ریاضی حاصل نموده است در همین اياه يك شعبه انجمن رائل\nايشياتك سوسانی زیر صدارت سرمیو کلی فرد سکنتر نو آبادی مقام\n\n(از هم ناظر داخل ارگ مبارکه کابل )\n(حال مناظره یک قسمی از قصر سعاد حصر (برج شمار) ويك قسمی از کار از شاهانه و\n| تعرفانی در شماره (۸) دون عنوان محلات کمال به کور است |\n\nغلط نیست و چون عمل سوال مذکور مکرر نموده شد. جواب\nارمو کم صحیح بود .\n\n(افسران نظامی طرابلس )\n(حالت ایدر یا نوبل )\nنامه نگار اخبار دیل نیوز از میدان کار زار خبرداه است.\nبذريعة تلكرافات یوروپ مفهوم میگردد که افسران عثمانیه\nکه فوج القاعدة تمير بالماريا محاضرة ایدر یا تویل کرده نتوانست\nمقيم طرابلس با خیال که دشمنان در روم ایلی لشکر عثمانیه را\nاین محاصرین مذكور لوله و بارود لائق کفاف ندارند - علاوه\nاز هر طرف محاصره نموده اند طرابلس را گذاشته در نیونی\nترین فوج سايشته بالغار بالتقاء باباس پنه استقامت کرده نمی تواند\nرسیده اند وامید است که عنقریب همراه برادران مجاهدین خود\nچرا که گلوله اندازان عثمانیه لشکر بلغاریا را از مقام مذکور\nشامل خواهند شد.\nپسپا ساخت و همه کوشش لشکر بالغار يا عبث رفت - فوج عثمانيه\nمجمع آوری مال غنیمت مصروف است . اشكر بالغاريا هزيمت\nخورده بطرف يسار ايدر بالويل بفاصله چهار میل پس رفت\nو بوقت بپاشدن نهایت بی سروسامان بود .."}
{"book": "adl0616", "page": 528, "text": "صحفه ۱۱ سال دوم شمار ۱۰\n\nآن نیز محض خدمت بعالم انسانیت وصرفاقت را یکان من باب امانه سالیانه از برای ( قرائت خانه نجات اسنکران ) روزنامه می فرستادید در این باره موسسین قرائت خانه با کمال احترام ازین مهربانی انسانیت روزانه شما عن صميم القلب كمال امتنان و تشکر و عبودیت دارند از حضرت احدیت پاینده کی اداره مبارکه شما را مسئلت مینمایند .\nمدیر : قرائت خانه نجات ،،\nمیرزا آقا علی میرزا عزیز زاده علی اوف لنكراني\n\nمقاله مخصوصه\n\nفارسی زبانان قدر اخبارهای فارسی را بشناسند ! یکی از زبانهای بسیار مهمه عالم اسلامی زبان شیرین بیان فارسی میباشد که بعد از زبان دینی عربی مبين يك ركن بسيار عالى زبان اسلاميات را تشکیل میدهد . درین جا ما از زبانهای متداوله غرب بحث نمیرانم ، بلکه مقصد ما از زبانها ئی که در ممالک شرقیه و بالخاصه زبانهای که در میان مسلمانان متداول است . اولالین عربیست که از ساحل محر محیط اتلانتيك یعنی از انتهای مغرب زمین گرفته هم است شمالی ، و تا بسیار جاها از سمت شرقی افریقا، وهمه قطاء عربستان، وارض فلسطين وسوريه ، و عراق، و بحرین در زیر احاطه این زبان میباشد و متکلمین آن تقریباً به چهل ملیون نفوس میرسد . ثانیاً زبان ترکی عثمانیست که نهایت منحصر در خود مملکت عثمانیه است ولی من حیث اساس ترکی بودنش در همه ترکستان و ماوراء النهر متداول است که متکلمین آن نیز تقریباً به بیست سی ملیون نفوس میرسد . ثالثاً زبان فارسیست که در تمام قطعه ایران و افغانستان و من حيث شان ادبی بودنش در تمام ماوراء النهر و بخارا و هندستان معروف و متداول میباشد که زبان دانان این زبان از يك جمع کثیری از نفوس بشر میباشند . رابعاً زبان اردوست که منحصر در قطاع وسیعهٔ هندستان است و تقریباً به هفتاد هشتاد ملیون مردم آن هندستان به ان زبان متکلم هستند . حالا ما همین چهار زبانرا موضوع بحث نموده بعضی تتمات فکریه قاصرانه خود را در اینباب بیان مینمائیم : اولاً این را عرض کنیم که زبان عربی سببی که قرآن مجید و فرقان حمید حضرت خالق وحید جلت كلمته به این لسان مبین شرف نزول فرموده عند المسلمين اقدس واشرف زبانها شمرده میشود . غیر ازین شرافت و قدسیت معنوی در اصل ذات خود نیز لسان عربی يك وسعت و قوت و متانت عظیمی در قواعد و اسلوب کلام دارد که در کلمات بسیار کم معانی بسیاری را آماده و بیان میکنند و به این حیثیت اگر سرتاج زبانها شمرده شود جا دارد . و چون زبان دینی مسلمانها شمرده میشود از ان سبب برای جمله مسلمانان روی زمین حکم یک زبان عمومی را گرفته است، مسلمان اگر ترک است اگر فرس اگر افغانست اگر هند اگر چین است اگر جاوا بهمه حال میباید که\n\nدر ایام گذشته محاصرین بمقام قره غایج قابض کشته بودند اما بعد از يك جنگ سخت و خونریز راه فرار گرفتند— افواج سرويا وبلغاريا که بمقام ایدر یا نویل مقیم است دوازده هزار نفر آن کشته شده است .\n\n( همعصر معزز پیسه اخبار در اشاعت ۹ جنوری )\nر قطر از است\nالزام واقعه گلوله بم برهیچ قوم نهاده نمی شود . قبل برين برشاه هسپانیه و اهلية او حمله گلوله بم نموده شده بود بعد ازان واقعه همین قسم بررئیس جمهور امریکا در پیش شد و اکنون شنیده شده است که بر شهزاده جاپانى باما كانا حملة بزدلانه همین قسم کرده شده است اما همه مرتكب جرم يك شخص مجنون وفاتر العقل تصور کرده نظر انداز کرده می شود در ایران اکثر حوادث گلوله های بم واقع شده اند الغرض حادثه بم در ممالك مشرق و مغرب سخنان غیر معمولی نمیباشند - اما چون در هندوستان بر این چنین امور سخت رانده می شود ملزم های واقعات از فرقه سیاسی خیال کرده می شوند . در ممالک یوروپ بلحاظ مذهب و قومیت هیچ کس متهم نمیکرده و در هندوستان تحقیقات امورات مذکوره از قومیت و مذهب شروع نموده می شود .\n\n( اعتراف بهادران عثمانیه )\nاخبار فرانسوی موسوم به جرئیل در حین مذاکره که در مابین عثمانیه و سر بیا در مناستر واقع شده بود تحریر می کنند— امروز آن روز است که پیش بهادری سپاهیان عثمانیه و شجاعت دلیرانه افسران افواج مذکوره که در معرکه گذشته اظهار آن نموده اند سرتسلیم خم کرده شود .\n\n( عیناً مکتوب از بادکوبه )\n( اظهار تشکر )\nجناب معارف پرور ؟\nبا کمال احترام و ایستاده کی عرض میشود ؟ سابق در جریده، اقبال .. منطبعه بادکو به خوانده شد که در مملکت خداداد افغانستان : در دار السلطنه کابل پایه ترقی آیه اعلیحضرت پادشاه معارف خواهان ، روزنامه ، جديد موسوم به ( سراج الاخبار افغانیه ) در تحت مدیریت جناب معارف شیم محترم ( محمود طرزی ) طبع و توزیع میشود، به محض مطالعه این خبر بهجت اثر عالم عالم سرور و فرح حاصل گردید، و بواسطه این سراج منور قلوب پژمرده ملت نجیب افغانیان را تنویر و بلكه يك خدمت بزرگ به عالم معارف و انسانیت و مطبوعات کرده میشود ، فلهذا موسسین ( قرائت خانه نجات ) من باب افتخار و مباهات به اداره مبارکه شمار میانه اظهار داشته سرکار"}
{"book": "adl0616", "page": 529, "text": "مینه ۱۲\n\nکه قرآن کریم را تلاوت کننده با هیچ نباشد. نماز باید محمود الهه که نیاز زبان عربی از اشیای دولت عرب بر ایران یک زبان\nهم بعضی سور قرآنیه را قرائت کردن لازم السنة. لهذا الالیمه خالق و مستقل بود کل در زمان سابقه در همان حال اصلی خود\nمسلمانانی که خواه در شرق با عتلاء و هوان در غرب این زبان معجز الدوله الاله او ولی امر به ایران نمرود المان زبان\nبیان عربی مبین مفروی توشناس و اساس میان شان شمرده میخوان فارسی با زبان عربی امتزاج حاصل کرده، و فصاحت و بلاغت عربی سرا\nاز همه عجبتر که اساس تعلوم وفنون حمد مسلمانان که غیر از عرب بازاکن و المافت تهیه فارسی تطبیق داده یک زبان بسیار با سلامت\nو عربستان هم باشند. بر اسان عربه بنا یافته است. در ایران، ترکستان و اطاقت میری بوجود آمده است که آنرا و مزبان دری نیز میگویند\nهندستان ، افغانستان وغيره بالاهم ميلمان نشین اصول تحصیل علمیه اصل زبان فارسی از شعر نینتهایی آرمانی های سلاله کافکاری میباشد.\nرلسان عربی منحصر است. مؤلفین فریس و هند، و تو نیز همه اکثر که تفصیل آن در مقاله سابقه ماسبقت نموده است و از اصل زبان\nتالیفات وتصنیفات مهمة علمیه که علم گرفته اند زبان عربی نوشته اند فارسی قدیم ميبك اثرى و اخلاف نرسیده است مكريك كتاب ناتمام\nدر مملکت عزیز ما نیز اصول تحصیل مدرسه ها و طالبها از قاعده الفبای مقدس آتش پرستان زردشتی ایران که بنام [ زند] با [ زنداوستا ]\nبغدادی آغاز کرده بر صرف و نحو و منیه وكثر منتهی میشود، و اگر معروف است و زبان اصیل فرس قدیم نوشته شده است . و بعد از چندی\nعلوم عالیه را پیش بردن خواهند و علوم ریاضیه ، و منطقیه را تحصیل به زبان پهلوی [ کلمه؟] توجه شده که آن ترجمه را [ بازند ] مینامند .\nکردن گیرند، و یا در علوم فقهیه وحدیث وتفسیر وغيره قطع مراتب اصل کتاب ناتمام [ زنداوستا ] از طرف اوروپائیان بقیع رسیده\nآرزو کنند باز هم بزبان عربی باید بخوانند .\nاست. و بزبان شان ترجمه هم شده است و از ان سبب زبان قدیم ایرانرا\nازین هم عجبتر اینکه چون بدیگر زبانهای کانه یعنی ترکی عثمانی [ زند ] نام نهاده اند از قرار تحقیقاتی که اوروپائیان در زبان زند\nو فارسی ، وارد و نظر کیم در وقت حاضر هیچ یکه و سطر تحریر را بعمل آورده اند مشابهت آنرا از فارسی بیشتر به زبان سانسکریت\nبدون معاونت كلمات ولغات عربیه نمی بایم ، علی الخصوص تحریرانی یافته اند که از نیهم معلوم میشود که اقوام زند نیز از شعبه آریانهای\nدادن لازم است\nکه به ادبیات ، و حکمیات تعلق داشته باشد که آن چنان تحریر و تقریر هندوکش جدا شده در ایران قایم شده اند .\nهیچ یک زبانی ازین زبانهای چارکانه که موضوع بحث ماست بدون ما از زبانهای قدیم فرس که هیچ اثری از آنها پدیدار نیست صرف\nاستعمال كلمات ولغات عرب تحریر آن خارج اقتدار محرر است بنابرین نظر کرده باز و همین زبان فارسی متداوله که بعد از آمیزش بالسان\nمعلوم میشود که زبان عربی بمنابه روح فعال زبانهای مسلمانی میباشد عرب وجود گرفته، و بهزاران اثرها و تالیفهای کرابت های متنوعه\nاسباب یگانه این عمومیت و شمولیت زبان عربی را برد و چیز در ان زمان تحریر یافته بحث میرانیم :\nمی بایم : یکی سبب معنوی دینی آنست که آنهم معجزه قرآن عظیم این زبان ، بعد از انفراس یافتن حکومت عرب در همه سلطنتهای\nالثانت. دوم سبب مادی سیاسی آنست که در انباب چیزی تفصیل طوائف الملوکی که از اقوام مختانه در هر مر طرف آسیا تشکیل یافت\nزبان رسمی حاکمه کردید. حکومتهای سلیوقیه عراق و ایران و قونیه\nهنگامی که ظهور آفتاب بالمتاب دين مبين مقدس اسلام بوجود هم مکاتبات رسمی شان به مین زبان دایر و جاری بوده است. ساسانیان\nغزنویان، غوریان این زبانرا خیلی ترقی داده اند در عصر پادشاهان وبط جا طلوع درخشنده کی گرفت کمتری نگذشته بود که اکثر افطار كودكانية جغتای ایز زبان عمومی بسیار واسمی بود که ادبیات آن\nعالم را پرتو آن نور تیر درخشان منور ساخت، عساکر اسلامیه ایز دران عصر ترقیات بدیم نشان داده است زبان فارسی در هندستان\nدر هر مملکتی که در آمدند احکام دینیه و سیاسیه اسلامیه را نیز زبان\nعربی نشر دادند. دانا زبان عرب در اصل و اساس خود نیز یک زبان و ادین عمومی بود و در ایزمان بی آثار نفیسه ادبيه و حکیه بدیعی میدان\nبليغ و قصیح پر معانی بود که بران بلاغت و فصاحت اصليه بلاغت نهاده است. در دولت علیه عثمانیه این تا بسیار وقتها زبان رسمی وادبی\nرحمت آمود حضرت ( [ محمد ] ) على السلوة والسلام از مشرق يترب\nو فصاحت معجزه نمای فرقانیه این علاوه شده با انوار ایمان زبان نیز تصمیم گرفته است تا آنکه در زمان سلطتهای امویون و عباسیون حاکم مهمه آن زبان فارسی بود ! نبیاء علیه گفته میشود که بعد از زبان عربی مبین زبان فارسی\nهمه زبانه ای : [ ق ] زبان عربی گردیده بود . دوان عرب و عباسیون در آسیا به انجام رسید، اگرچه شیرین بک رکن بسیار مهم زبانهای عالم اسلامی شمرده میشود ولی\nبعد ازان طوائف الملوکی بظهور آمده اکثر از مردمان اثر اک مانند در وقت حاضر تنها زبان رسمی دولت علیه ایران و دولت علیه افغانستان\nسلجوقها ، و شعبه های آنها ، وغزنویها و عثمانیها وغيره الى يومنا زبان فارسی بوده بدیگر طرفها نیز جهت ادنی او دیگر شمولیتی ندارد\nهذا بظهور آمد، ولی حاکمیت زبان چنانچه دو معنویات ودینیت امدیم بر زبان ترکی عثمانی اولا این را بگوئیم که این زبان چنانچه\nبر زبان عربی باقی ماند. هم چنان جهت سیاسیات آن بزبان فارسی توارت زبان فارسی از آمیزش زبان سربی يك حسن و لطافت کامله حاصل کرده\nاست زبان عثمانی نیزار آمیزش و امتزاجش با زبان عربی و فارسی بك\nو انتقال نمود ."}
{"book": "adl0616", "page": 530, "text": "شماره ۱۰\nسال دوم\nصفحه ۱۳\nشیری و شیوه بسیار رنگین پیدا کرد که هیز همه میده این زبان را را تا نیاموزند نه الف میشوند و نه بی لهذا مجبوریت کلی برای تالیفات چون تجربه نمائیم یک حصه آنوا عربي، و یک حصده آنرا فارسی و یکمقدار و ترام انون جدیده دران دیده نشده است . اما ارباب قلم بر غیرت آنرا فراسوی ، و یکمقدار آزادگی می بارم، ولی چون زبان و فطانت از دو زبان در باب اصلاح و خوبی وجامع العلوم ساختن عثمان از بسیار وقت است که زبان کدولت بسیار بزرگ اسلامیان که آن خیلی سعیا و کوشتها بعمل آورده زبان اردو نیز در وقت حاضر مقام خلافت شمرده میشود و متمدن ترین و دولتهای اسلام گفته از زبانهای خوب شرق شمرده میشود .\n\nمیشود میباشد از اثر و یکی از زبانهای بسیار مهم و عمده عالم اسلام است و چون پایتخت ان آن در مرکز مدنیت حاضره یعنی قطعه یوروپ واقع شده و بعلوم وفنون جدیده زیاده تو احتیاج دیده از اثر و در تمام زبانهای موجود اسلامی در خصوص علوم وفنون جدیده توانگرتر میباشد این قدر آثار و تألیفات علوم وفنون عصر حاضر که از زبانهای اجنی به لسان عثمانی ترجمه و تالیف و طبع شده است. نه در عربی و نه در فارسی و نه در اردو شده است :\n\nحالا بیائیم بر اصل مقصد خودمان که این مقاله را برای آن تحریر میکنیم و آن عبارت از اظهار یک اسب و حسر نیست که تا از صمیم دل حسرت منزل ها بر میخیزد ، چون زبان شیرین بیان فارسی را که زبان ماست و زبان رسمی دولت متبوعه مقدسه ما افغانستان است به این بی بضاء کی و بیسرمایه گی علوم وفنون حاضره عصر و زمان می بینیم از جوش حسرت یک نا امیدی خودانه در دل خود حسن میکنیم این زبان که در یکونتی در تمام قلعه آسیا علم افراز جهانگیری بود در شوقت می بینیم که روز بروز در تنزل و فراموشی پویان میشود . در حالیکه در یک زمانی از شهر کنگ تا بدریای سیر و قطنطنیه این زبان حکمرانی داشت در من وقت تنها در خاک ایران و افغانستان خزیده یک قدم ، آند و نمی شود. همه آثار و تالیفاتی که از اسلاف به اخلاف باقیمانده از آثاری نیست که انسانهای\n\nبنابرین زبان عثمانی در میان زبانهای مسلمانی که در شکل احروقات الفبا با همديگريكي میباشند برای مسلمانان یک زبان لازم التحصيل عصر حاضر میباشد. زیرا علوم وفنون عصر حاضر برای مسلمانان شد لزوم را دارد، و برای تحصیل آن لا بد به آموختن زبان مجبوریت حاصل میشود. و ون زبان عثمانی بس اب یگانگی الفبا ، و آمینته گی آن بازبان فارسی و عربی نسبت زبانهای\n\n(از مناظر باغ ارگ مبارکه کابل)\n\nاین زمان از ان استفاده بتوانند . در این باب دولت ایران غفلت و کسالتی که روا داشت، شایان حیرت دیده میشود یک اثر ، در اثر بیست اثر چیزی نیست که بدر د احتیاج نداوی نماید. هزارها نوع اثر بکار است. انگاو پیدیهای پنجاه جلد متعدده بکار است ، تا به اید شمس اللغت و فرهنگ و غیره بدرد نمیخورد. از دیوانهای اشعارهای می و کل و ساده و بلیل و اطبالهای این عصر چه خواهند آموخت و به جلدها تاریخ سیاسی و کاربوهای حرب لاز است. یک دره دری و تاریخ فرشته تا یکی کار خواهد کرد و الحاصل این درد از چنان در ده این نیست که دو این بر باشد. و ازین است که ما رایک حسرت و نا امیدی در حال پیدا میشود . اما\n\nاجنبي آسانتر تحصیل میشود تا يك قسمی از حمله بهشت رخ صفا منظر ، و هیکل دو شیر مهابت گستر از اترو زبان عثمانی در زبانهای تریانش در شماره (۸) در زیر عنوان تجملات کابلی مذکور است ) مسلمانی زبان بسیار مهم و مفیدی میباشد\n\n(زبان اردو ) نیزیک زبان مهمیست که بسیاری از مسلمانها در یک قطعه بسیار وسیعی با آن متکلمند. این زبان نیز زبانیست که از ترکیب سانسکریت با عربی و فارسی و درین اوقات با کمی با نگلیزی بوجود آمده است . زبان اور دو نیز مانند زبان عثمان یک زبان میباشد ولی بدرجه زبان عثمانی در علوم و فنون جدیده توانگر است چرا که زبان مذکور به زبان حاكم في بلد که زبان محکوم است و زن حاکم هندستان زبان انگلیزیست تحصیل کنندگان علوم وفنون جدیده مجبور اند که زبان انگلیزی را تحصیل کنند. و زبان انگایزی\n\nکه میداند که استقبال بها خواهد کرد ! ..."}
{"book": "adl0616", "page": 531, "text": "الحقيقه ١٤\nسال دوم\nشمارهٔ ۱۰\n\nاز همه در گذشت، یکبار بسوی اخبارهای دنیا نظر کنیم : اخبارهای که درین السنهٔ جارکانه اشر میشود در هر زبان بعدها اخبارهای روزانه و هفته وار در معرض انتشار برای ارباب آن زبان میبراید حالانکه در همه دنیا بجز هفت هشت اخبارهای که بزبان فارسی مانند ستاره های درخشانی که در يك سهای بسیار برا رو مطلبی از بعضی گوشه ها و کنارها در درخشیده است دیگر هیچ اخباری نیز به این زبان پدیدار نیست . آه ا ... در خصوص بسیار گفته است . ولی افسوس که مخالف محدود، و شهراء قلم مسدود است . لهذا بر همین کلام ختم مقال مینمائیم که فارسی زبانان قدر همین چند اخبارهای فارسی خودشانرا بسیار بشناسند .\n\n( مقالات فنيه )\n( حکمت طبيعيه )\n( فن )\n( متاور لوژی )\n( باد )\nباقى مانده از شمارهٔ ۹\n\nجریانهای استوائی . که از ما فوق جریانهای قطبی یکسر بسوی قطبین جریان دارند در نصف کرهٔ شمال ( باد جنوب غربی ) و در نصف کرهٔ جنوبی ( باد شمال غربی ) گفته میشود که در سنتهای منطقهٔ حاره بنام ( رياح تجارت منعکسه ) تعبیر میشوند . لا جرم در میان جریانهای قطبی و استوائی دائماً بدینتوجه يك مبادلهٔ واقع میشود . اینست اسباب کلی تغییر و تبدیل جریانهای باد که از حرکت وضعیهٔ کرهٔ ارض بعمل میآید . اما جریان عمومی کرهٔ هوا را بعضی احوالات دیگر نیز هست که تغییر\n\nو تبدیل میدهد :\nمثلا در منطقهٔ حاره جریانهای استوائی که بالای جریانهای قطبی در وزیدن اند گاهی قبل از واصل شدن بمرجع شان در انتهای راه سرد و کثیف گردیده با جریانهای قطبی میآمیزد . و این آمیزش اکثر در ما بین خط استوا و قطبین بعمل میآید . پس جریانهای قطبی و استوائی فقط در منطقهٔ حاره بنام ریاح تجارت و ریاح تجارت منعکسه موسوم میشوند . ولی در مابین آن و خط استوا بسبب آمیزش به اسم ( رياح مختلف ) مسمی میشوند چونکه درین منطقهٔ ریاح مختلفه گاه یکی و گاه دیگری بر سطح کرهٔ ارض میوزد . و مانند ریاح تجارت بر يك نظام و يك نسق نیز نمیوزند چنانچه تفصیلاتش در ذیل منطقهٔ ریاح بیان می شود .\n\n( منطقة رياح )\n\nاز حرکات مذکورهٔ کرهٔ هوا (۷) منطقهٔ ریاح تشکیل میکنند\nاول ( منطقهٔ سکونت ) است . که این منطقه مطابق منطقه ایست که حرارت متوسطاً سنویش خیلی زیاده باشد . درین منطقه بادی که اجرای حکم خود را میکند همان جریانیست که از سبب حرارت منبسط گشته بسوی بالا صعود میکند . و بسببیکه صعودش بسهولت حس نمیگردد لهذا منطقهٔ سکونت گفته میشود . این منطقه از یکنیم درجهٔ عرض جنوبی تا به (۱۱) درجهٔ عرض شمالی امتداد می یابد .\nدوم و سوم – ( دو منطقهٔ ریاح تجارت اند ) که یکی در نصف کرهٔ شمالی ، و دیگرش در نصف کرهٔ جنوبی واقع شده است . که از منطقهٔ سکونت تا به (۳۰) درجهٔ عرض امتداد میکنند . در آنجا تنها جریانهای قطبی حس میشود چونکه بر سطح ارض\n\nفاجعه های پاریس\n[ ما بعد از شماره [۹] سال دوم ]\n\nدر باب عدم این ازدواج آشکار گردیده پیش از پیش است . به این ازدواج از اول زیاده تر مخالف میباشم . رجا میکنم دختر ! بعد ازین در غیاب من چیزی مگو زیرا قراری که در پنجاب داده ام غیر قابل تغییر و تبدیل است .\n\nقلوتيلد – ( بكمال جرأت ) آیا این را فراموش میکنید که فردا بمن بلوغ واصل شده اثبات رشد میکنم . و بنابران بر اراده و آزادی خود صاحب میشوم .\n\nمارگی ، ازین درجه جرأت و بیباکی دختر خود مبهوت مانده گفت – آیا بی اطاعتی و مخالفت خواهی کردها ؟\n\n– بلی ، بشما مخالفت خواهم کرد پدر ! میدانید که قانون درین کار همچنین حکم داده است .\n\nولی حکم قانون را میدانم ، لكن ابتدا هم میدانم كه يك دختر اصیل زادهٔ نیکه رعایت و اطاعت فرزندانهٔ خود را فراموش کرده و عار و حجاب را در زیر پای خود انداخته و احکام قانونیه را يك سپر مقاومت برای خود ساخته به پدر خود اعلان عصیان ورزد تا بحال دیده نشده است . آیا میدانی که این حرکت تا درجهٔ بی ادبانه و رذیلانه يك حرکتی خواهد بود ؟\n\n– آیا چنان يك کاری که قانون آنرا جواز داده باشد چسان بی ادبانه شمرده میشود ؟\n\n– يك قانونيكه شريك تهمت و جنایت عصیان و بی اطاعتی يك اولادی به پدرش گردد پایمال کنندهٔ حقوق مقدسه است که بسیار بد چیز شمرده میشود . لی تلوتیلد ! من هیچ امید نمیکنم که تو بر چنین کار جرأت بتوانی .\n\n– اگر مرا مجبور کنند جرأت خواهم کرد پدر . رجا میکنم پدر و این سخنان مرا به تهدید حمل نکنید بلکه بصورت طلب عاطفت بینگارید این است که بر پایهای تان می افتم مرحمت کنید ."}
{"book": "adl0616", "page": 532, "text": "۱۵\nسال دوم\nشمارهٔ ۱۰\n\nقریب وزیدن دارد . ولی جریانهای استوائی محسوس نمیشوند چونکه در طبقه فوقانی وزش دارند .\nسوم و چهارم — ( دو منطقهٔ مداراند ) که در مابین حدود تابستان و زمستان منطقه های ریاح تجارت که در نصف کرهٔ جنوبی و نصف کرهٔ شمالی واقع اند موجود میباشند . در موسم تابستان ریاح تجارت درین منطقه میوزد . و در موسم زمستان ریاح مختلفه درین خطه اجرای حکم خود را میکنند. بناءً علیه این منطقه برزخ است در میان ریاح تجارت و ریاح مختلفه .\nششم و هفتم — ( دو منطقهٔ ریاح مختلفه اند ) که از حدود منطقهٔ مدار تا بقطبین امتداد میورزند . در ین منطقه ها جریانهای قطبی و استوائی هر يك بنوبت میوزند . و چنانچه قبل ازین مذکور گردید که جریانهای استوائی گاهی در راه سرد و کثیف گردیده با جریانهای قطبی میآمیز و محل این آمیزش نیز همین منطقهٔ ریاح مختلفه است . درین منطقه جریانهای استوائی که از سمتهای فوقانی کرهٔ هوا نزول میکنند به ( باد غربی ) و جریانهای قطبی که در زیر جریانهای استوائی میآیند به ( باد شرقی ) تحویل میشوند . اما بسیار تر که میوزد باد غربیست که در نصف کرهٔ شمال به ( باد جنوب غربی ) و در نصف کرهٔ جنوبی به ( باد شمال غربی ) تحول میکنند .\n( باقی دارد )\n\nیکبار بحرف من وما گوش گذارید\nاز دیدهٔ عبرت همه یکبار ببینید\nیکبار ازین غفلت خود چشم کشائید\nما خواب جهانی همه بیدار ببینید\nاسلام جوان بود و چه شد زار بگریید\nبسیار و کنیم این کم و بسیار ببینید\nامروز کجا رفت و چه شد غیرت اسلام\nاز بهر خدا غیرت کفار ببینید\nاز بهر خدا یکنفس از صدق بکوشید\nتا غیرت این قوم ستمکار ببینید\nدر غار نهان بود ز اسلام نصاری\nاز غار برون آمده بلغار ببینید\nدر خانهٔ ما چند بود خانهٔ خدا غیر\nزین ننگ بمیرید و باین عار ببینید\nبستند یکا یک همه را دست بکردن\nچون چاره نجوئید بناچار ببینید\nغیرت نمائید که مشکل شود آسان\nهمت بگمارید چو دشوار ببینید\nدرد دل صد پارهٔ مستغنی بصدق\nاخبار بخوانید و باخبار ببینید\nگر در همی حالت اسلام نگردید\nاحوال من و طرهٔ دلدار ببینید\n\nادبیات\n( غزل )\n\nای هموطنان کوشش اخبار ببینید\nما غافل و ایشان همه هشیار ببینید\n\nمن قونت غونتران را دوست دارم . این صحبت از سالهاست که بر تمام دل و حواسم مستولی میباشد . از حیاتم زیاده تر او را دوست دارم ، اگر زوجهٔ او نشوم برای من سعادت میسر نمیشود . برحم شوید . او را بفرزندی قبول کنید .\n— هیچ وقت قبول نخواهم کرد !\n— رجا میکنم ، دل خود را نرم کنید پدرم .\n— ممکن نیست !\n— پس خود شما هم تسلیم میکنید که آخر کار شما بسیار بیرحمانه حرکت است . اگر مراجعتگاه آخری ما در دست این قانون نمیبود آیا من چه میکردم ؟\n— اگر جرأت و جسارت داشته باشی به آن قانون مراجعت کن که بینم .\n— چکنم مجبورم پدرم ، بر دل خود حکم کرده نمیتوانم . اگر ادنا يك امید بمن بدهید باز هم صبر خواهم کرد . اما شما حاصل نشدن القصد را قطعاً حکم میکنید .\n\nدروغ نمیگویم ، از من هیچ امیدی در خصوص مکن !\n— پس معلوم شد که آخر سخن شما همین است دگر گفتی نماند .\n— سخن هنوز سراسر تمام نشد . بشنو ای اولاد کافر نعمت عاقل قونت دوراندال را از تو کرده زیاده من خوب میشناسم . اويك آدمیست که بر هر گونه شناعت و شقاوت مقتدر است . ازینکه ترا زوجهٔ او بینم دیدن مرگ را اولیتر میدانم . اگر تو با او ازدواج کنی از يك مصیبت بدیگر مصیبت از يك هم بدیگر غم دو چار خواهی شد . ترا از بی راههای مرداری دور داده از سفاهت بشناعت و بدنامیها سوق خواهد کرد . تو باقوت قانون و خلاف رضای پدر خود با او ازدواج کرده خواهی توانست اما محقق بدان که باز برای رهانیدن تو دست معاونت خود را دراز نخواهم کرد . و به این هم آگاه باش که همان روزی که تو بدایرهٔ قانون مراجعت کنی، و مأمورین قانونیه بخانهٔ من قدم بگذارند، قسماً بنام يك دختری در دنیا برای من موجود نخواهد بود .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 533, "text": "صحیفه ١٦ سال دوم شمار ۱۰\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۹) سال دوم )\nآثار ادبیه بسیار شیرینی نوشته که آثارش مظهر بسیار حسن قبول گردیده است .\n\nآنه :— که در زبان نصارا مخفف ( حنا ) است و در حرف (ع) بیان میشود. به این نام در اوروبا بسی زنان مشهوره گذشته که یکی از آنها دختر ( الکسی قومیتیتوس ) امپرا طور روم است و در سنه ( ۱۰۸۳م ) تولد یافته ادیبه و محرره يک بزنی بوده است و تاریخ عصر پدر خود را نوشته که الیوم موجود میباشد. دیگر: دختر ( لوئی یکم ) و برادر ( شارل هشتم ) از پادشاهان فرانس است که در تاریخ ١٤٦٢م تولد یافته و در هنگام صباوت برادر خود بصفت نائبه حکومت مملکت را خوب اداره کرده است دیگر: دختر ( فرانسوای دوم ) که ديوك بریتانیاست میباشد. و در سنه ١٤٧٦م تولد یافته و چون به رشد رسیده با شارل هشتم پادشاه فرانس ازدواج کرده سبب الحاق ( بریتانیا ) بفرانس شده است و در وقتیکه شوهرش بمحاربه ایتالیا میرفت آنه را وکیلهٔ سلطنت مقرر نموده بود که مملکت را به بسیار خوبی اداره کرده است. بعد از وفات شارل با ( لوئی دوازدهم ) پادشاه فرانس ازدواج کرده، دیگر: دختر ( لاوپلاس ششم پادشاه مجارستان است که در سنه ۱۵۲۷ م تاج چیستان و بهارستانرا برای شوهر خود ( فرد نیاند ) اوستریایی مکان کرده است و در جنگها بسیار مردانه گیها نشانداده است. دیگر: دختر ( قلیب سوم ) پادشاه اسپانیاست که در تاریخ ١٦١٥ در فرانس با ( لوئی هشتم ) پادشاه فرانس ازدواج کرده است. دیگر: دختر ( زاق دوم ) پادشاه انگلستان است که در سنه ١٦٦٤ تولد یافته و در سنه ١٦٨٤ با ( پرنس جورج ) پادشاه دانمرك از دواج کرده، بعد از وفوت ( کیوم ) پادشاه انگلستان از طرف انگلیزها از دانمرك دعوت شده، در سنه ۱۷۰۲ بر تخت پادشاهی انگلستان جلوس نموده است. در زمان سلطنتش فتوحات عظیمه برای دولت انگلیس پیش آمده، دور حکومتش را يك رونق بی اندازه حاصل شده، و در معاهدهٔ ( اوترخت ) بر همهٔ دولتها نفوذ خود را انفاذ کرده است یکی از کارهای بزرگی این ملکه اینست که ( استوچیا ) را با انگلستان تماماً یکی ساخته است. ادبیات انگلیز در زمان ملکه آنه خیلی ترقی کرده است. دیگر: ملکهٔ روس « آنه ایوانوده » میباشد که در سنه ۱۷۳۰ بنا بر وفات پتروی دوم بر تخت روس جلوس نموده، و امور دولت را به ( ازان دوبیرن ) نام یکی از مقربین خود تسلیم کرده، با وجودیکه ملکه خیال مرحمتکار يك زنی بوده و بیرون مذکور بنام او انواع ظلمها در ملك اجرا کرده است.\n( باقی دارد )\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره (۹) سال دوم )\nعملیات را نها پسر خود بخواهد که اجرا کند در روزی از دو قطعه کاغذ زیاده تر ساخت نمیتواند ..\n\n( آدام اسمیت ) که او نیز از مشاهیر است چنین میگوید: « در يك کارگاه سوزنسازی ده نفر کارگر هجده رقم عملیات اجرا کرده در يك روز چهل و هشت هزار سوزن ساخته میتوانند که بر هر آدم چهار هزار سوزن می افتد و اگر هم این عملیات را تنها يك آدم اجرا کند به بسیار دشواری بیست سوزن هم بوجود آورده نمیتواند .. »\n\n« آدام اسمیت » این قوه غریبه قاعدهٔ تقسیم اعمالرا بر سه سبب حمل میکند: اولاً ، کاریگرانی که به اصول تقسیم اعمال کار کنند، بسببی که کارشان و آلات و ادوات شان، و جای و موضع شان تبدیل نمی باید دست شان و فکرشان بهمان يك کار عادت و مهارت پیدا میکنند به آسانی و در يك محل باقی نمانده وقت و زمان ضایع نمیشود. ثانیاً، دست و ذهن انسان، دایماً بر يك سياق و يك طرز بيك كار و يك عمل مشغول گشته چشم پوشیده هم همان کار را اجرا کرده میتواند. ثالثاً، تقسیم اعمال سبب یگانه کشف و اختراع بعضی کارهای آسانتر و کوتاه تر میشود. زیرا عمله و کاریگر دایماً وقت و زمان خود را بيك كار صرف و حصر میکنند. و از انرو هیچ شبه نیست که دایماً از جستجوی پیدا کردن واسطه هائیکه آن کار او را آسان و چابك بسازد هیچگاه فارغ نمیشود بواقعی که اکثر آلات و بعضی ماشینها از آن چیز ها نیست که عمله های دنی و بیعلمی آنرا اختراع کرده اند. برین سه سبب دو سبب دیگر نیز علاوه کرده اند که دعده تقسیم اعمال برای کار گرفتن از قابلیت و استعداد غریبه و کاریگران موجب آسانی ها میشود، و نیز برای تطبیق دادن قوت و سعی که صرف میشود به اصل نتیجه و ثمرهٔ کاری که آن قوت بران صرف شده رهنمایی میکنند. مثلاً در فابریکهای سنجاق سازی، مشکلترین کارها به ماهر ترین عمله و کاریگران محول میشود. و سنجاق ها را بر روی کاغذها خلائیدن، وصف بستن که آسانترین کارهاست به زنان و پسران حواله میشود که به اینصورت از قابلیت و استعدا ..\n\nو د . اگر همه این کارها بر خلاف قاعدهٔ تقسیم اعمال اجرا و بر يك آدم بار شود آدم صاحب مهارت و قابلیت کارهای مهم و عمده، مجبور میگردد که کارهای آسانرا هم اجرا کند، و اگر مهارت و قابلیت نداشته باشد به اجرای\n[ باقی دارد ]\n\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 534, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (۱۱)\n\nنگران\nايتيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت همایون\nعلى احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات داك ١٤ روبيه كابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات داك ١٠ روبيه انگليزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاریخ عربی ۱۵ ربیع الاول ۱۳۳۱\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\nتاریخ انگریزی ۲۲ فروری\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nمحل طبع\nدر ماشینخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل يك افغانی است\nتاریخ شمسی ٤ حوت ۱۲۹۱\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجیه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\nخروج شوکت عروج موكب سلطنت موجب اعلحضرت سراج الملة والدين\nبا شوک و هیئت عسکری از دروازه بزرگ ارك مبارك"}
{"book": "adl0616", "page": 535, "text": "صفحه ۲\n\nفهرست مندرجات\nعسکر روزیهای مقالات فيه\nذات اعلیحضرت همایونی ادبیات\nحوادث داخليـه ناموران زنان جهان\nحوادث خارجيه علم ثروت ملل\nباب التفسير فاجعه‌های پاریس\n\n( عسکر پروریهای ذات اعلیحضرت همایونی )\n\nدرین شماره خود به طبع و نشر چند قطعه وضعیتهای عسکری ذات شوکتمآب اعلیحضرت پادشاه مقدس معظم ، وسرافسر کل اردوهای ظفر پرچم خودمان کامیاب آمده ایم .\nخلاق عظيم الشان زمان و زمین چنانچه ذات ملکوتی صفات اعلیحضرت ( سراج المله والدین ) پادشاه محبوب القلوب عدالت آئین ما را به انواع صفات عالی که پادشاها را لازم است تزئین ذات و صفات داده ، همچنان فطرتاً بصفت جلیله عسکر و عسکر پروری نیز مفطور ساخته است . و چنانچه والد ماجد خالد آرامگاه شان ذات اعلحضرت خاقان مغفور ، تا از زمان طفولیت به امور عسکری و ملکی مأمور و موظف بوده اکثر عمر گرانمایه را برپشت گیت شجاعت ، وسیر و سفر شهامت به امور سلطنت بسر آورده اند همچنان خود ذات اعلحضرت پادشاه مقدس ما نیز تا از ایام سن صباوت شاهانه شان به امور کشور داری علی الخصوص بر تمام امور نظامی صنف عسکری از طرف اعلیحضرت خاقان مغفور به سر افسری عمومی مقرر و مأمور فرموده شده اند . و از آنزمان تا به این آوان چنان ترقیهای نمایان ، و موفقیتهای درخشان در عالم عسکری دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما افغا نستان ظاهر و عیان گردیده که در زمانهای سابقه دیده نشده بود .\nهمه تشکیلات ، و انتظامات اردوهای عسکری افغانستان در عصر ترقی‌حصر اعلیحضرت ( سراج المله والدین ) بروی کار آمده است . ما از اصول و قواعد تشکیلات و ترتیبات اردوهای منصورهٔ خود بحث راندنرا مناسب نمی بینم : زیرا آن يك چیزیست که به اسرار عسکری تعلق دارد . ولی اینقدر گفته میتوانیم که ذات اعلیحضرت بادشاه جسور غیور امور آگاه وطن بنام مايك نظر توجه خاص همایونی را در امور عسکری صرف میفرمایند که از فیوضات آن توجهات عسکری صفات شاهانه ، اردوهای عسکری دولت قویشوکت افغانیه در تعلیم و تربیه ، و نظم و نسق ، و لباس و سلاح ، و همه لوازمات عسکریه هیچگاه به عساکر ده سال سابق آن مشابهت نمیرساند .\n\nسال دوم شماره ۱۱\n\nذات اعلحضرت قوماندان اعظم و پادشاه پرشوکت و حشم ما به حرکت و سفر يك ميل و ذوق طبیعی دارند که اکثر زحمات و مشقات سفر را بر راحت گزینی عطالت حضر ترجیح میدهند . همه ممالك شاهانهٔ شانرا دور و سیاحت فرموده اند هیچ کهار و انهار ممالک شاهانهٔ شان نباشد که بران علم آوری نفرموده باشند . مثلا در هر سال تقریباً سه چهار ماه آن را بسفر جلال آباد بسری آورند که از انجا نیز همه ساله کهارها و وادیهای اطراف و اکناف ولایت سمت مشرقی ممالك شاهانه را گشت و گذار میفرمایند که از ان جمله شکارهای ( درهٔ نور ) ، و ( دره وایگل ) و ( پر بانه ) ، وغیره میباشد .\nاز قراریکه خود این محور احقر باختيار بر در سنوات سابقه يك دوبار بهمرکابی شاهانه به این شکارگاههای همایونی نایل و سر فراز بوده و بچشم خود دیده ام این شکارها را عبارت از يكيك ( مانوره ) (٥) یعنی قواعد های جنگی عسکری یافته ام . و در مانوره ها نیز آنرا يك اصول نو ایجاد بسیار عجیبی دیده ام . اولا این را بگویم که عسکر مهم افغانستان ملت افغانستانست که همه شان مسلح و نشان انداز و جنگجو و توانا يك عسكر دلاوری میباشد ، ذات اعلحضر پادشاهی در سال دو سه بار در جهات مختلفه بعضی شکارهای ترتیب میفرمایند که حقیقتاً شایان تماشا ، و در حقیقت يك مانورهٔ عسکری هیئت نمای شمرده میشود . مثلا يك مسافه بزرگی را که از اول نقشه شده میباشد در دایرهٔ احاطهٔ حرکات قرار داده اهالی همه آن نواحی را که دست شان سلاح گرفته میتواند بقرار امر و سررشتهٔ مخصوصه جمع آوری میشوند . بقدر يك طابور یعنی يك كندك عساكر نظامی بسیار معلم خاصه بهمراه افسران کارشناس براهالی جمع آمده که تعداد آنها به سه چار هزار نفوس میرسد تفریق و تقسیم مییابد . حرکات عمومی از طرف هیئت ارکان حربیهٔ معیت خود ذات اعلیحضرت شاهانه اداره میشود که درین شماره ما نمبر ٣ و ٤ منظرهٔ بعضی تعلیماتی را نشان میدهد که ذات اعلحضرت پادشاهی به ارکان معیت شاهانهٔ شان عطا میفرمایند .\nاین يك كندك عسكر نظامی تعلیم دیده بصورتی در میان این سه چهار هزار مردم رعیتی تفریق و تقسیم میشود که هر مانعه یعنی هر يك يك بلوك از اهالی را بموجب تعلیماتی که بدست دارند تحرکات نظامی خود پیرو ساخته از روی نقشه و پلان بر ضبط و استیلای نقاط لازمه که از طرف کوماندانها نشان داده میشود سوق میشوند . و همانقدر مسافه که دارالحرکات اتخاذ شده است از هر هر طرف در زیر انحصار و فشار حرکات عسکریه گرفته شده ذروه های کوهها ، دامانهای تپه ها کنارهای وادیها با سیلاب انسانها بيك جوش و حرکت می آید .\n_________\n(٥) مانوره قواعدهای جنگی بزرگ عسکری را میگویند که در زیر عنوان ( عالم عسکری ) انشاءالله بازان متصلا بحث رانده میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 536, "text": "صحنه ۳ سال دوم شماره ۱۱\n\nمدت یکهفته پایشتر و کمتری که در ینگونه ( مانوره ) ها بنام شکار افکنی میگذرد چنان لذت آور و چنان فرحت پرور روز ها نیست که بی فوائد مادی و معنوی دران مندرج است . على الخصوص در وقت انجام کار که ذات اعلحضرت بادشاه کرم کردار سينما شعار مقدس ما بريك موقع مرتفعی آرام گزين جود و عطا میکردند . و همه اهالی که بمحرکات عسکری اشتراک ورزیده اند بحضور همایونی صف بسته احترام میشوند . و زنان و طفلان و پیران شان جدا گانه صف کشیده به ترتیب می نشینند . حتی در بعضی موقعها که طایفه هندوهای رعایای صادقه شاهانه سکنا پذیر بوده اند زنان و مردان و طفلان آنها را نیز شامل عواطف شاهانه دیده ام . بعد از اینکه همه کان ترتیب یافته حاضر گشتند اعلحضرت پادشاه رعیت پرور فطرتاً عسکر عواطف گستر ما کنینه جود و عطایای شاهانه را باز فرموده فرا خورد احوال هر کس زرو دینار بسیاری پیشش و انعام میفرمایند . و تقسیم و توزیع این بخشش و انعام شاهانه بيك ترتيب و انتظام بسيار ساكتانه بحضور اعلحضرت شاهانه اجرایی یابد . بعد از انکه اینهم شد مخمنها ، و ممیزهای مخصوصی مقرر شده اراضی و مزروعاتی که اگر احیاناً در تحرکات عسكريه پامال و تلف شده باشد تخمین و تمیز نموده میشود . و حق آن یا از مالیه شان بصورت تخفیف دادن ، یا نقداً تسویه کردن و تضمین کرده میشود . بعد از انجام اینهمه کارها عودت فرمودن شاهانه بوقوع می آید . درین اثنا از همه صفوف اهالی يك غریوی می آید . صدای [ زنده باد بادشاه ما ] از پیر و برنا و زن و بچه ها و جمله عساکر ظفر همپا در فضای بلا انتها رفع بارگاه کبریا میشود که اگر ارواح قدسیان عالم بالا نیز آمین خوان این دعای به اجابت منتهی کردند هیچ شبهه نداریم . ما این بیانات احقرانه خود را بنابر مشهوداتیکه دو سه سال قبل ازین برای العین مشاهده کرده ایم ، و درينوقت هم انقدر که بخاطر آورده توانسته ایم بمناسبت امساله تشریف فرمایی موکب همایونی به ( دره نور ) درج صحایف فخر و سرور نمودیم که انشاءالله بعد از اینکه کیفیت این سفر خیریت اثر همایونی از طرف جناب نگران ما ايشيك آقاسی صاحب ملکی حضور همایونی برسد درج ستون افتخار خواهیم نمود . حالا بردعای خالی از ریای عمر و اقبال و شوكت و اجلال اعليحضرت بادشاه مراحم آمال عسکر و رعیت پرور ، و شهریار مكارم خصال ترقی و عدالت گستر مقدس خودمان ختم مقال صداقت مینمائیم .\n\nدیگر شکارها بسر آورده میشود به بینید که چه نمره ها و فایده ها نتیجه می بخشد : اولا یکمقدار بزرگی از اهالی به محرکات عسکریه که نمونه محاربه است عادت کرده اصول فنی محاربه های کوهی را بواسطه عساکر نظامی معلم می آموزند . ثانیاً عسکر با اهالی و اهالی با عسكر تماس يافته بك محبت و يكرنگی حرکات در میانشان پیدا میشود که در وقتهای محاربه فواید عظیمه آن برای افغانستان خیلی شایان اهمیت است . ثالثاً این يکنوع مانوره ایست که بمقدار کمی از عسکر نظامی مقدار بسیاری از نفر های رعیتی را بر اصول نظام مطابق بحركت آورده قواعد جنگ را می آموزاند . رابعاً در هر طرفیکه این مانوره ها اجرا می یابد براهالی آنطرف يك عید پر سروری میباشد و يك جشن شاد مانی برپا میگردد . موزیکهای عسکری با دهل سرناهای ماتی هم آواز شده قریه ها و قصبه های آن اطراف را بيك جوش خروش فرحت و سروری می اندازد . اهالی آن سمت از زن و مرد ، و پیر و برنا منتظر دیدار سعادت آثار متبوع مقدس خود میگردند . اردوی ظفر نمود همایونی دريك موقع مناسبی رفع خيام پر احتشام مینماید . اهالی با بیرقهای رنگا رنگ و سازهای میده خوش آهنگ شان صف بسته احترام میشوند . سواری ذات اعلیحضرت باد شاهی بشوکت و شکوه تمام می آید . ذات اعلیحضرت بايك دو نفر از معیت شاهانه در صفوف اهالی اسب می تازد . یکان یکان را دلجوی و خاطر نوازی فرموده از مشاهده دیدار همایونی بهره ور و کامیاب میسازند . عساکر نظامی بطرز و ترتیب مخصوصی در اهالی تقسیم شده محرکات آغاز میشود . زنان طفلان پیرانشان از بامهای ده ها به آوازهای شاباشها ، و تحسينها آنها را تشجيع و تحريك میکنند . يك مسافه بزرگی را بظرف یکشبانه روز مانند يک زنجیری احاطه میکنند . درین محیط هر انقدر كبك يا آهو وغيره حیواناتی که موجود باشند راه فرار را نیافته در دره ها و وادیها فرو می آیند . نشان اندازان معیت شاهانه فرقه فرقه شده در نقطه های معینی که از روی نقشه و پلان مقرر شده اند منتظر می نشینند . در وقت معين يك يتاقی بزرگی که مانند يك طوب جبهی فریاد میکند آتش داده میشود . از هر هر طرف به هجوم آغاز میشود . از دره های كوهها با هابهوها ، و دهلها و آتش افروختها ، و سنگ غلطانیدنها حيوانات محصور مانده را در شیله ها و دره هائیکه شکاریان در ان به نقاط معینه متفرق شده اند بفرو آمدن مجبور میسازند . بازبانها مرغان شکاری را مانند باز و شاهین و غیره را از دروه های کوهها بهوا كرده كبك و سیسی و غیره پرندگان را نمیگذارند که از احاطه برایند . و به اینصورت يك شكار بسیار وافری فراهم می آید . و ما نوره حركات عسكريه بی میوه مانده گی هم نمیماند . والحاصل این چند روزی که درین مانوره های عسکری بظاهر\n\n( منظومه )\n( از یاد کارهای ( درۀ پریانه ) سنه ۱۳۲۹ )\nپیش ازین شاعران خوش اقوال\nچون نمودندی بحثی از احوال"}
{"book": "adl0616", "page": 537, "text": "٤ سال دوم شماره ۱۱\n\nبن مضامين عالى شيرين\nبهر ه غنچه كنتي بس رنگین\nهر چه کنى مبالغه كني\nهر چه سنتی كبر همی سنتی\nمن عاجز که نظم و نثر مرا\nقدرو قیمت نباشدش بر جا\nساده كويم سخن ولی پر کار\nهر چه دیدم همان کنم اظهار\nنیست مضمون بكرو شيرتم\nفي عبارات نغز و رنگیم\nنظم و نثری که میکنم تحریر\nخالی زاغراق و ساده چون تصویر\nهر چه دیدم عیان همان گویم\nنه د روغی به رایگان کویم\nآنچه دیدم بملك حضرت شاه\nميكنم وصف تا شوی آگاه\nباغ و شهر و ممالك است جند\nروح آنها شه بزرگ خرد\nخرد و عقل و دانش و هم دین\nهست نور ) سراج مات و دین )\nشد حبيب خدا و ظل آله\nهست محبوب جمله خلق الله\nعدل او تازه ساخت عالم را\nكرمش شست نام خاتم را\nرزم و بزمش چو نارو نور بود.\nرزم تار است و زم نور بود\nقهر و رحمش بود چو آتش و آب\nقهر او ميكند ادب را عام\nليك رحمش شهر غالب یاب\nرحم او زنده کی دهد به انام\nهر صفاتش اگر کنم تحریر میشود تنك و سعت تقریر\nدر سخاو کرم چه پیش و چه کم ذهب وقته ملك و مال و درم\nبخش و احسان نموده بر مردم کرمش ابرو خلق چون کندم\nپیرو طفل و شباب و مردوزن صف کشیده به پیش شاه زمن\nاو نشسته تخت لطف وکرم کرده شادان یکان یکان پدرم\nمن بجان بنده صفات او\nمن بدل داعي حيات او\n\nجواد داخليه\nجناب حق و فياض مطلق ممالک محروسه شاهانه را از آفات و بلیات ارضی و سماوی محفوظ و در امان دارد. لیل سه شنبه شب بیستم ماه صفر بساعت (۹) از شب يك آتش خانمانسوز بسیار مدهشی در بازار شانه سازی مندهی ) شعله افروزی جهنم آسایی گرفته بقدر (۲۳) دکان و [ ۱ ] اصطیل و [٤] در بند خانه ، و [ ٤٢ ] شجره از کار با اسرای ناظر خیر الله را طعمه آتش بی امان نموده است. بازار مذکور در يك موقع بسیار مهم شهر عزیز ما واقعیت که از یک طرف به بازار [ بالا جوك ] و بازار [ چنه ] مربوط میباشد و از یکطرف به بازار [ مندهی ] كه يك دايره بسیار وسیع غله و از زاق فروشی و انواع حبوبات و سبزی کاری و غیره اشیایی که همیشه محتاج اليه بلد میباشد در ان خرید و فروخت میشود متصل است طبقه پایانی آن عبارت از دکانهای تجارها نیست که شانه میسازند . طبقه بالایی آن را کاروانسرای معروفی که به ( برای ناظر خیر الله ) مشهور است تشکیل داده است سرای مذکور عبارت از پنج شش پوشته بك بنائیست که چوبکاری بسیاری دارد. دکانهای زیر آن نیز همه شانه سازی بود که پر از چوب و برنج فروشی میباشد. از همه بدتر اینکه رای مذکور بازار بزرگ جهه که همه پوشش آن سراسر از چوبست اتصال دارد، و خانه های بهم پیوست پر جو بکاری علوی شهر نیز بر همین اطراف است. پس چون این چنین موقع بسيار نازك پرچوب شهر و آتش افروخته کی را زیر نظر دقت بیاریم فضل الهی را شامل حاله ، وسعی و کوشش مامورین حکومت را شایان تحسین می باییم. از قرار استخبارات موثوقه رسمی که بدست آورده ایم آتش ابتدا از دکان عبد الله نام شانه ساز که بر و سرای مذکور بود آغاز کرده بالا و اطراف سرایت کرده است. فوراً نائبان امين العس محمد قاسم خان وعبد العزيز خان، وركد غلام جیلانی خان برکه عند كو توالى ، و گرتیل دانه دشاه خان و دیگر منصبداران نظامی غند مذکو رہا بلوکهای نظامی آن ، و عبیدالله خان مامور صفایی و تقریهای صفایی و کوتوالی بهمراه بمبه های کوتوالی و بمبه های از لا مبار که در موقع حریق رسیده، و در اول امر علاقه محل حریق را از اطراف قطع نموده بقوت بيدها و سی و همت اطفائیان در ظرف سه چهار ساعت آتش مهیب پر لیب را خاموش نمودند، و تهل که سرایت آتش بدیگر اطراف مندفع گردید. اما اطفای همه آتشی که در زیر خاکها و آوارها مانده بود تا بساعت یک و نیم روز دیگر میسر کردید. از قرار را پوت دایره کوتوالی قیمت همه تلفات وضایعات مالي مصیبت زدگان این حریق دهشت طریق تقریباً مبلغ شصت و سه هزار روپیه کابلی میباشد . والحاصل این بلیه عظما و آتش دهشت آنها از فضل و عنایت پارتیعالی و توجهات مراحم آیات بادشاه مقدس ما ، وسعی و کوشش مأمورين"}
{"book": "adl0616", "page": 538, "text": "سال دوم\nشماره ۱۱\n\nو عساکر شاهانه بجلدی و تعجیل تمام به اصول و قاعدۀ درست متعالی گردید . از قرار مسموعاتی که شنیده ایم جناب نائب الحکومه صاحب مکرم بسبی انحرافی که در مزاج عالی شان عارض شده بود بشخصه اگرچه در موقع حریق حاضر شده نتوانسته اند ولی از آغاز تا به انتها بواسطة تلفون اوامر عطا فرموده باخبری تمام بکار برده اند . در خاتمه يك دو کلمه عرض کردن میخواهیم : این يك معلوم عموم است که انسانها اشرف واکرم مخلوقات ذات اقدس خلاق کائنات است این اشرفیت و اکرمیت نوع شریف انسان را سببهای بسیاریست که مهمترین آنها وجدان و حس شفقت و معاونت فی نوعی اوست یکسان ، و از همه ثروت و سامان ، و خانه و دکان ، در حسرت و حرمان میگذارد، و در حالیکه خودشان بفقر ا صدقه احسان ميكردند بيك لب ناني ، ويك جامه خوابی محتاج و حیران میشوند این است که در جنين وقتها حيات انسانيت وشفقت و معاونت فی نوعی انسانی بجوش آمده آن فلاکت زدگان بیدست و پاها را مدد میرسانند، و به اعانه آنها بطريق [ الجود بالموجود ] صرف همت مینمایند . این حس مخصوص انسانهاست، دیگر حیوانات ازین حس مقدس محروم اند. نشانه یکانه مدنیت نیز همین حس شریفت . علی الخصوص که دین مبین اسلام شفقت و ایثار را شرط اهم اخوت اسلامیه نشانداده است . بناءً عليه اگر همشهریان عزیز ما از یکشاهی گرفته تا به ده روپیه هرکس بقدر وسع و استطاعت خود يك اعانه باز کنند در اندک مدتی همینقدر یک مبلغی جمع آوری کرده میتوانند که بعضی از احتیاجات خانمان سوختگانرا آسانی بخشند ، و اگر همۀ آن مبلغ ضایع شده را تدارك كرده نتوانند نصف بالثلث آن نیز مدار آسانی بعضی احتیاجات آن مصیبت رسیدگان میشود که به این عمل نموده حس انسانیت و ایثار و شفقت حاصل آمده ثواب دنیا و آخرت حاصل میشود . والله موفق بالخير والصواب .\n\nبا همدیگرشان .\nچندر مدهش\nيك حاليست که\nيك تاجر مالدار\nيا يك كاسب\nصنعت کار، يا يك\nپائی دکاندار ، يا\nيك عيال دار، خانه\nدار، در حالیکه\nپيش از يك روز\nمالدار ، با کسب\nوكار ذى ثروت\nو یار بودند\nدفعةً يك شرر\nآتش آنها را با خاک\n\nتشریف فرمایی موکب همایونی بدرۀ نور\nدر باره از جناب سرنگران خودمان هیچ گونه حوادث و معلوماتی\nاز جلال آباد\nنگرفته ایم ، اما از\nقرار استخبارات\nخصوصيه كه\nحاصل کرده ایم\nیوم دو شنبه ۱۹\nصفر المظفر ذات\nقدسيت صفات\nاعليحضرت همایونی\nبشوکت و حشمت\nتمام بسمت شمال\n( دره نور ) که\nبمسافة [ ٧۵ ]\nکروه از جلال\nآباد بسوی شمال\n\nاز مناظر ماثوره های عسکری\n\nامروز شوکتموفور ذات اعلیحضرت پادشاهی از مواجهۀ عساکر ظفر مآثر شاهانه شرق واقعست در مرأی عز و جلال گردیدند . شب را در منزل [ شیوه ] که در کنار نهر [ کنر ] واقعست بسر آورده یوم سه شنبه ۲۰ صفر بدرۀ نور مواصلت فرمودند. و بقدر ده روز در ان اطراف مانده پس بجلال آباد عودت شاهانه بوقوع خواهد آمد . از درگاه الهی صحت و عافیت و شوكت و سعادت را همرکاب جلالت انتساب پادشاه حقایق آگاه مقدس محبوب القلوب خود مان نیاز میکنیم ."}
{"book": "adl0616", "page": 539, "text": "صحیفه ٦ سال دوم شماره ۱۱\n\nکیفیت جشن تولدی شهزاده جوانبخت\n(معظم جناب معین السلطنه)\n( سردار عنایت الله خان )\n\nاز قرار استخبارات خصوصیه که حاصل کرده ایم شب چهار شنبه که لیله ١٤ شهر صفر الخير سنة ۱۳۳۱ بود باليله ولادت پر سعادت شهزاده جوانبخت معظم دولت قويشوكت افغانستان جناب ( معين السلطنه سردار عنایت الله خان ) که فرزند دلبند اكبر وارشد ذات قدسيت صفات اعلی حضرت سراج الملة والدین خلد الله ملکه میباشند مصادف بوده بازاده و فرمان مرحمت رسان سعادت ردیف همایونی را ارزانی فرمودند.\n\nفرمودند، ذات مقدس اعلیحضرت نیز شکریه نموده مبارکباد فرمودند. جناب شهزاده معظم به قدمبوسي والله ماجد مقدس اعظم خود به بادای شکری، مبارکباد شان آداب تعظیم را بجا آوردند، وذات قدسی صفات اعلی حضرت بدیده بوسی قرة العين شاهانه شان خورسندیها فرمودند .\n\nبعد از ان ذات اعلیحضرت شهریار گردون وقار و شهزادگان عظام والاتبار، ومصاحبان ومعززين اهل میز حضور مراحم نثار در دایره جبهه شرقی عمارت شاهی شوکت آثار تشریف سعادت ردیف همایونی را ارزانی فرمودند. و باقی معززین دربار معالی بار در جوبتره خاص آرام و بر قرار مانده جشن مسرت و سرور برپا گردید.\n\nاز اینجا که مراحم اعلحضرت همایونی در باره همه رعایا وبرایا و خدام صداقت اتسام شان یکانت محضی برای دلجوئی ذوات گرامی\n\nاعلحضرت شاهانه در ( باغ شاهی) بك جشن بسیار با شکوه پر سروری ترتيب وتنظيم یافته است . به ساعت هفت شام، همه معزوين اهل دربار معالی بار. ومعتبرين اطراف از علماء و سادات و صاحبزادکان، و خوانین و ملکان در باغ شاهی بواسطه\n\n( از مناظر مانوره های عسکری )\nذات اعلى حضرت بادشاهی به نائب سالار حضور سردار محمد نادرخان نقشه و پلان حرکات عسکریه را اعطا میفرمایند -\n< بطرف راست همایونی بعد از نائب سالار حضور شاه ولی خان رکاب باشی بعد از و محمود خان خان اسپور بطرف چپ همایونی ايشيك آقاسی ملکی حضور\n< علی احمد خان در وسط شهزاده معظم سردار عنایت الله خان معين السلطنه - در پهلوی شان احمدشاه خان میراسپور منتظر اوامر شاهانه میباشند)\n\nايشيك آقاسی صاحب ملكي جناب علی احمد خان بنابر اراده و فرمان اعلیحضرت انشاء عدیم الاحسان در چوبتره خاص بار حضور همایونی را یافته به انواع تلطفات و عواطفات شاهانه نايل و سرافراز شدند. که در چوبتره خاص بودند ذات عالى شهزاده معظم معين السلطنه صاحب را فرستاده تا بوقت طعام در مجلس عالی مذکور بودند. و حاضرین را به انواع تلطافات و عنایات عالی شان نوازش فرمودند و هر چه که فرمودند در موضوع فواید اتفاق و اتحاد و همدردی نوعی و علی الخصوص از نتیجه های پر خیر و صواب امن و آسایش عمومی که محض به اطاعت رعیت به پادشاه که ظل آله و خیر خواه خلق الله است بیانها فرمودند، و بر دعای سلامتی ذات قدسیت صفات اعلیحضرت بادشاہ ترقیخواه عدالت آگاه خودشان عموماً رطب اللسان گردیدند .\n\nاعلیحضرت همايونی مد ظله العالی بزبان مرحمت ترجمان چنین کرامت عام فرمودند که : ( سراج العماره ) هنوز چنانچه شاید و باید بدرجه نرسیده که ما و تمام نفری معززین در يك مجلس نشسته جشن را میگذرانیدیم. درینجا بنابر عدم گنجایش موضع بعضی در چوبتره خاص، و بعضی در برنده خانه خاص عمارت شاهی این جشن را بمسرت و خوشی بسر می آریم ، جناب عالى نائب السلطنه صاحب افهم از طرف خود و حاضرین دعای توفیق عمر و اقبال شاهانه را با مبارکبادی این جشن سعید بیان فرمودند.\n\nجابجا ، ميوه ها طعامها ، شیرینها، سازها ، سرودها مبذول و رایگان بود. تا قریب ساعت دو از شب مذکور به انواع فرحت و سرور، والوان نعمت بمرحمت موفور بسر آمده ليله"}
{"book": "adl0616", "page": 540, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ۱۱\n\nجشن پر سعادت بینام انجامید . ( سراج الاخبار الغاليه ) باتمام فخر و سرور این لیله جشن بر عبور را که عبارت از قدم نهادن عمر شریف شهزادهٔ عرفان و ساده جواخت معظم دولت متبوعهٔ مقدسه ماست مرحلهٔ بیست و پنجمین سال فرخنده فال شان از صمیم قلب و جمله حواس تبريك ميگويد ، وطول عمر ، واقبال سعادت آمال عالى شارا ، از درگاه خالق یگانهٔ ذوالجلال جل اسمه نیاز میکنند و دعای سلامتی اعليحضرت متبوع مقدس اعظم و حامی اشفق وارحم خود را ورد زبان صداقت میسازد .\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سيما\nفرقه ها - پارتیها\n\nدر هر ملکی که فرقه ها و پارتیها افزونی گرفته - یعنی ( کند ) و کند بازی ها بسیار شده اختلافها ، و پراکنده گیها ، و پریشانیها نیز بیشتر شده است . زیرا معنی حقیقی پارتی و کند ( نفاق ) ، و ( انشقاق ) است که یگانه موجد خرابی ، و موجب بربادی میباشد :\n( دولت همه زاتفاق خیزد )\n( بی دولتی از نفاق خیزد )\nاتفاق واتحاد ، ترقی و آزادی بار میدهد . نفاق ، وشقاق تنزل و اسارت نتیجه می بخشد . ملتهای که با هم اتفاق میکنند جهانگیر میشوند . ملتی که در مابین خودشان آتش نفاق می افروزند خود را به آن میسوزند و محو میکنند\n( حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت )\n( آری به اتفاق جهان میتوان گرفت )\nبعضی ملتها در پارتی سازی و کند بازی يك میل مفرطی داشته میباشند . حتی اگر یکچند نفرشان در يك سرزمین بسیار دوری هم باشند باز از پارتی سازی و کند بازی در مابین خودشان فارغ نمیشوند . دین مبین اسلام اخوت واتحاد را اساس اتخاذ داده بران اساس بنای یکدولت عظیمه را وضع نمودند که از هزار و سه صد سال به اینطرف پایدار و استوار مانده است ، دولت عليه عثمانی باتفاق واتحاد عناصر يكدل و يك وجود شده بر صفوف اعدا زدند و از آسیا و اوروبا وافر قابسی ممالك را در قبضهٔ تسخیر در آوردند و تا بوقتی که اختلاف در عسکر و حکومت و ملت شان موجود نبود ، فتوحات ، و از کامیابیها کامیابی در افراز هایبت میشدند . و از وقتیکه نفاق و شقاق در مابین عساکری جری و ملت و حکومت\n\nشان پیدا گردید تنزل و خرابها نیز مرزده ظهور شد . در پنجاب بدالهیای تاریخی گذشته حاجت نمی بینیم . تنها وقوعات مختصر همین دو سه سال را در پیش انظار قارئین کرام معروض میداریم . ولی این را هم عرض باید کرد که هر کس خود را از دیگری بیشتر می اندیشد . ما نیز هر چه که در پنجاب مینویسیم بطریق اعتراض وسبیل لوم دیگران نمینویسیم . بلکه نظر غیرت و انتباه خود ما را میخواهیم باز کنیم و قدر نعمت آزادی ، و استقلال خود ما را بشناسیم . پارتی سازی و کند بازی - یعنی نفاق و بی اتفاقی - را بخیال و خاطر خود هم راه ندهیم .\n\nنوجوانان ترك در علم وفن وتحصيل زبانهای اجنبی و معاشرت و اختلاط سیاحتهای اوروپا بدرجهٔ مردمان پاریس وبرلین تحصیل یافته و تربیه دیده شدند ، و چون بطرف شعشعه های اوروپا میدیدند ، و وطن عزیز خود شانرا ازان شعشعه های نظیر محروم می یافتند ، بجوش و خروش حسرت و انفعال آمده یکانه سبب آن حرمانرا از استبداد میدانستند . همان بود که بصورت بسیار خفی تشکیل اتحاد و اتفاق نموده استبداد را برافکندند ، و مشروطیت و مجلس ملت را قایم و برپا نمودند . و چنان گمان کردند که مجلس ملت چون قایم شود ، همه آن شعشعه های درخشان تیره راون اوروپا را نایل خواهند شد .\n\nولی هزار افسوس که از سبب نقصان تربیهٔ سیاسیه وغلیان حرصها و غرضهای شخصیه که در عموم ملت سرایت کرده بود مجلس ملت يك جولانگاه احتراصات مأموریت ها و کارداری های دولتی گردید . هیچگونه يك ترقی ، دران دیده نشد . يك مجلسی که مركب از (۳۰۰) نفر اعضا باشد ، و این سه صد نفر هر يك از طرف يك غفیری از ملت وکیل شده باشد بجای آنکه در باب منفعت موکلهای خود ایشان از تجارت و صنعت و زراعت شان چیزی بیندیشند ، یا بگویند و حکومت را در زیر مراقبه بگیرند در عقب مأموریتها و کارداریهای دولتی افتاده از اصل مدعایی دور افتادند . در میان همه این مجلس به این عظمت که وکیل های حاکمیت ملیت شمرده میشوند یازده بیست نفری که حق مشروطیت و ادارهٔ حکومت را میدانستند بود ، ولی آن کفایت نمیکرد . رفته رفته احتراصات به رقابتها و کینها مبدل شد . در حاليكه يك حزب ، و يك فرقه بودند ، حزبها و فرقه ها بوجود آمد . ایکاش که فرقه ها و حزبها بازيريك خط حرکت خیراندیشی رفتار می نمودند . فی مقصد یگانهٔ حزبها و فرقه ها یکی آندیگری را از برانداختن و کابینهٔ حکومت را از حزب و فرقهٔ خود تشکیل دادن بود ، و بدیگر چیزی نمیپرداختند . بار بار سقوطها ، و سر از نو تشکیلهای کابینه بظهور آمد . والحاصل اختلافها ، و مبادله های فرقها و حزبها و پارتیها و کندها در به شدت و غلبان نمود که چشم های شانرا از دیرها و دینامیتهای که اوروپا و بالقانها از زمانها برای بر هوا کردن شان در روم یلی"}
{"book": "adl0616", "page": 541, "text": "سال دوم شماره ۱۱\n\nوضع و تمهید نموده بودند ندیدند . یا دیدند و هراس این کردند . عداوتهای دشمنان خارجی ، دشمنها و بی اتحادی های مملکت اسلامی بهر صورت تفرقه و نفاق الحاح و شقاق کار را بدرجه رساند که کاردها عثمان برطرف نشد . و تا به آخر نفس بر رقابت و عداوت همدیگر را کشیده جسم نازنین دولت ششصد ساله اسلامیه را پاره پاره کردند . خود جسورانه و ثابت قدمانه بی اتحادی و بی ائتلافی دوام ورزیده و مینمایند . کذالک چون بسوی ایران به بینیم باز ازان وقت تا بحال هیچ يك اتفاق و تعاونی در مابین اهالی و حکومت دیده نشد . لهذا برجال و مام عزیز خود ما هزاران هزار شکر و ثنایی آریم که در ظرف این مدت يك غايله ولوله انگیز عصیان قوم منگل که بسبب جهالت در يك گوشه وطن عزیز مقدس ما شعله افروز دهشت گردید بنظر بسیار فخر و مباهات دیدیم که بفیض تدابیر اعلحضرت\nسراج الملة والدین\nپادشاه مهربان ما\nبه بسیار اسلوب\nمستحسن فرو\nنشست . چیزیکه\nشایان فخر\nو شکرانست این\nاست که درین واقعه\nبك اتحاد و یگانگی\nکه بسیار\nروشن و آشکاري\nدر عناصر مختلفه\nملت نجیبه افغانیه\nدیده شد و يك\nصداقت و اطاعت عظیم ملت را به پادشاه و يك مرحمت و شفقت بسیار پدرانه رحیمانه پادشاه را به ملت مانند شمس تابان عیان دیدیم که اگر ملت نجیبه افغانیه درین عالم کشمکش بی اتحادیها و تزلزلها به این فقره فخر و مباهات نمایند سراسر حق بدست دارند .\n[ یکی از خوانندگان سراج الاخبار افغانیه ]\n\n(يك نظرية مختصرة سياسية)\n\nصاحب من !\nيك نظريه مختصره در شؤنات عالم بفکر قاصرانه رسیده این است که تقدیم نمودم هر گاه مناسب به بینند در یک گوشه اخبار درج فرمایند فقط در شماره (۱۱) سال اول اخبار گهربار ( سراج\n\nالاخبار افغانية)\nدر ذیل حوادث\nخارجیه در اجمال\nسیاسی عالم این\nفقره را خوانده\nبودیم : و در\nصفحه های اوراق\nعالم نظر میکنیم\nدنیا را در يك\nهرج و مرج\nپرفتنه و آشوبی\nمی یابیم که از هر\nهر طرف سیلا\nبهای دهشت\n\n{ از مناظر ما توره های عسکری }\nذات اعلیحضرت بادشاهی مواقع دارالحرکات را به هیئت ارکان حربیه همرکاب شاهانه شان نشان میدهند - ذات شاهانه بدست مبارک خط حرکت عساکر ملکی را به ایشیک آقاسی ملکی حضور که بطرف چپ اعلیحضرت نشسته نشان میدهند . در طرف دست راست اعلیحضرت ابتدا از حد دست همایونی ، اول شاه ولی خان رکاب باشی دوم نائب سالار حضور سردار محمد نادر خان سوم یادم محمود خان خان اسپور که تنها کلاهش پدید ارست پنجم شهزاده سردار عنایت الله خان معین السلطنه که تعلیمات همایوی را یاد داشت مینویسد ششم احمد شاه خان میراخور که در مقابل شهزاده معظم نشسته معاونت میکند\n\nانتهای دریای پرموج سیاسی بجوش و جریان آمده مانند بخارها و غازهای مواد آب و مذاب شده مرکز زمین هر هر طرف دنیا را بلرزه و زلزله در آورده است و بزر گترین منطقه که این زلزله پر غلغله دران اجرای خرابی میکند همانا ممالک اسلامیه دولت علیه عثمانی و ایران است .\n\nچون از ان وقت تا حالا که نظر میکنیم نیمه های از ارکان یکان ظاهر میبینیم و عالم اسلامی را در تهلکه های بسیار مهمی می یابیم چنانچه در همان اجمال سیاسی باز گفته شده بود ، که اعلان استقلالیت بلغاریا مسئله بر بحرانی است ، چنانچه درین وقت حاضر نتیجه آن کلام حکمت انجام آشکار گردید .\n\nولى بديده تأسف میبینم که از ان وقت تا بحال با وجود این همه\n\nم . ج\n\n( خبرهای اخیره فاجعه آمیز استانبول )\nخلاصه خبرهایی که در اثنای ترتیب و انتشار این شماره ما رسیده خیلی مهم و فاجعه آمیز و درد انگیز است : در لندن غیر از مرخصهای صلح که جمع شده بودند سفیرهای دولت معظمه زیر جمع آمده بودند"}
{"book": "adl0616", "page": 542, "text": "شماره ۱۱\nسال دوم\nبلقائها آخرترین قرار قطبی خودشانرا به وکیلهای ترکیه و سفیرهای دولها رسما بیان نمودند . مجلس سفيرها این قرارداد بالقانیهان را به استانبول فرستاده سفارش کردند که قبول باید شود . قبول شدن این قرار این نتجه می بخشید که دولت عليه عثمانیه از اور با طرد و دفع باید شود. این نوت رسمی چون به استانبول واصل شد . در سرای طولمه بانجه يك اجتماع فوق العاده تشکیل یافته اکثر اعضای مجلس اعیان وچند نفری از روسای روحانی و معتبرین جمع آمده در باب قبول کردن و نکردن توت مذکور به مذاکره و مشاوره پرداختند. درین جلسه صدر اعظم کامل باشا ، ناظر حربيه ناظم باشا . و ناظرهای خارجیه و مالیه نطقها بیان کردند و فهمانیدند که خودشان طرفدار قبول کردن آنست و در پنجاب بی دلیلها هم بیان نمودند. حتی ناظر خارجيه كه يك شیخ ارمنی میباشد در نطق خود این را نیز علاوه کرده گفت : ، دولت روس بما نوشته است. که اگر صلح را بهمین شرایط قبول نکنیم رعایت بیطرفی را نخواهند کرد.. والحاصل بعد از مناقشات و مجادلات بسیاری کابینه کامل باشانون مذکور را قبول کرده و به آنصورت - عقد مصالحه قرار دادند .\n\nمجردیکه این خبر در استانبول و اطراف شایع میشود هماندم مردمان فرقة ( اتحاد و ترقی ) به پروپاغانده ها ، وولوله ها ، وقيل و قالها آغاز میورزند، و روز دوم جمعیتهای بسیاری از مردمان در پیش باب عالی جمع آمده نمايشها بر پا کرده اند . و انور بك و ناجی بک را برای استفسار کیفیت به نزد صدر اعظم فرستادند . ويقوه خیریه باب عالی داخل شدند، یاور صدر اعظم نظيف بيك بر هجوم آورندگان با طپانچه آتش کرده است و یکنفر آدم را مجروح نموده پاور مذکور را هماندم بقتل رسانیده اند . درین اثنا باور ناظر حربیه نیز فیر کرده او را نیز همان لحظه بقتل رسانیدند . ناظم پاشا خود از او تاق هیئت و کلا برآمده و بر طلابهای غلیظ مردم را به آرام شدن و یا آنکه حکم فیر دادن تهدید نموده است که آن سر افسر بسیار بزرگ و مشهور را نیز هماندم بقتل رسانیده اند . يك عريده و ولوله خدا میداند !\n\n( قصيدة فارسيه )\nبهردم از قدم با از قلم امداد بنمائید\nپس از یاد خدا دانید ایندم یاد مجرو بن\nعدو دولت عثمانیه اعدای دین هستند\nمحب دین حق احفاد و هم اجداد مجرو بن\nبا نصاف و وفا باشید با اهل جفا دیده\nزاخوان الصفا دانید هر افراد مجروحین\nالهی و عده گردستی فریسم مهدی و عیسی\nفرست ایندم که دارد گوش بر فریاد مهر و حین\nزظلم ظالمان امن و امان بخشند عالم را\nشود دین خدا روشن رسند برداد مجروحین\nتیاره جرمیما برهذا قوم ميمارا\nنه جز رویش شود خرم دل ناشاد مجروحین\nبغیر از حضرت عیسی و مهدی کی نمیسازد\nدوائی درد حاصل مرهم اجساد مبرحين\n( تخلص خاکسار )\n\nاخبار ( اخوت اسلامیه ) کندر ( تو کیو ) با تخت دولت\nمعظمه ژاپان بلغت انگریزی از طرف يك هثيت اسلامي بسيار غیور دینداری نشر میشود ، و نسخه های قیمت دار آن ، مبادله ( سراج الاخبار افغانیه ) به اداره میرسید ، چندی بود که منع شده نمی آمد. در دانه این هفته همه نسخه های منتشره آن بیکبارگی به اداره عاجزانه ما رسید و کیفیت تعطیل آن نیز معلوم گردید . مگر در ژاران اخبار سیاسی نشر کردن به این موقوف است. که صاحب اخبار مبلغ ( ١٠٠ مهن ) محكومت بصيغة رهن تسليم کنند ، و اخبار اخوت اسلامیه چون یک اخبار دینی اسلامی بود ازین تکلیف معاف بود ولی اخبار (روتر) انگلیزی چون تأثیر عجیب آن اخبار را در عالم سیاسی مشاهده کرد در حق اخبار ( اخوت اسلامی ) انواع نشریات تهمت آلود غرض آمود را آغاز نهاد و یا آنکه حکومت ژاپان صاحب جریده را برین امر مجبور میکنند که با سراسر مقالات دینیه بنویسد ، و یا اگر میخواهد که مقالات سیاسی نشر کند باید که (۱۰۰) مان ) بدهد . اخبار ( اخوت اسلامیه ازین واقعات بتفصیل بیان کنند . و میگوید که بسبب بکنیم سال متمادياً نشر کردن اخبارة : مالية اخبار یکه در آسیا یگانه مدافع عموم مسلمانان شمرده میشود از هر جهت معاونت و مدد کاری مالی لازم است. مسلمان شده کان زاپانی صاحبش از دادن ( ۱۰۰ مدن ) عاجز مانده بود. بناء علی به این زیر اداره ( حسن هو نانو ) نام يك زاپنی نوجوان آتشین دماغ و نصف آن بلغت و خط ژاپانی میباشد نشر کردند که بدیدن يك اخبار دیگری بنام ( الاسلام ) که نصف آن بلغت انگریزی نسخه آن کامیاب شده ایم از خداوند يكانه عالم دوام موفقیت شاتر تمنی میکنیم .\n\n( قصيدة فارسيه )\nبرای امداد مجروحین ویتیمان عساكر دولت علیه عثمانیه امضای منشی\nعبدالله تخلص خاکسار از کشمیر باداره رسیده\nباستعداد خود باران کنید امداد مجروحین\nغنیمت این زمان دانید استعداد مجروحین\nبود و اجب بهر مو می کند احسان در ین دوران\nشیمان و شهیدا را و بر اولاد مجروحین\nبرای قوت دین قدری از قوت عیال خود\nيخرج غازیان بدهید بهر زاد مجروحین"}
{"book": "adl0616", "page": 543, "text": "صحیفه ۱۰ سال دوم شماره ۱۱\n\n[ حکایت از عریضه شکایت ]\n\nرفیق همعصر محترم ما اخبار ( مسلمان امرتسر) در اشاعت آمورخهٔ ۲۱ جنوری سنهٔ ۱۹۱۳ عیسوی خود بعنوان عریضهٔ شکایت از قرار ذیل رقمطراز شده اند :\n\nعريضهٔ شکایت\n\nبخدمت جناب محمود طرزی صاحب مدير سراج الاخبار كابل السلام عليكم ورحمة الله وبركاته - مدتی گذشت که در اخبار مسلمان يك مراسله بدين مضمون شایع شده بود که جلالت مآب امیر المومنین امیر حبیب الله خان دام بقاه مادام الملوان امر اجرا فرماید که در ممالک محروسهٔ افغانستان تا وقتیکه بچه ها و دختر ها ترجمهٔ قرآن مجید را در زبان مادری بخوبی کرده نتوانند کندا کرده نشوند در مضمون مذکور قواعد آن نیز تحریر نموده شده بود و از جناب امید داشتم که مضمون مذکور را بخدمت اعلیحضرت پیش نموده سر رشته آنرا نمائید بعد از ان مراسله صاحب رسید که انتشار تدبیر مذکوره مخلاف دستور افغانستان می باشد . و شما مضمون مذکور را فارسی ترجمه نموده بذریعهٔ مراسله روانه دارید چنانچه ترجمهٔ آن حسب منشای صاحب بذریعهٔ داک رجستری نموده بخدمت صاحب روانه نموده شد و همان مضمون در اشاعت مسلمان مورخه ۱۰ ستمبر سنه ۱۹۱۲ عیسوی نیز درج نموده شد امید که از ملاحظه گذشته باشد - اما هنوز مانند روز اول مضمون مذکور را درج صحیفه گرامی خود ننمودید - لهذا مکرر متوجه می سازم که در باب آن بزودی کار روائی اجرا نمائید - مضمون عريضة مذكور لایق تاخیر نمیباشد . لهذا امید است که کار هذا را خدمت سلطنت خود تصور نموده توجه مبذول نمایند . والسلام مع الاکرام .\n\n[ خاكسار ابو الوفاء ثناء الله مدیر اخبار مسلمان امرتسر ]\n-§-\nچون این تحریرات جناب مولوی صاحب فاضل محترم رأساً بما خطاب شده و عنوان آنرا ( عريضه شکایت ) نهاده اند و ما هیچوقت نمیخواهم که یک برادر دینی و ایمانی ما از ما شاکی باشد علی الخصوص که آن برادر ما با ما اخوت قلمیه و مسلک را هم داشته باشند لهذا مجبور شدیم که ما نیز صورت علنی از حقیقت این حکایت عريضة شکایت بحث رانده و کیفیت را در نظر عموم آشکار ساخته حق شکایت داشتن، یا نداشتن شانرا به آرای ارباب انصاف حواله نمائیم :\nراستست که در اخبار مسلمان پیش ازین بعنوان ( عريضة نياز ) يك عريضة مفصلی که خطاب به ذات اعلحضرت سراج الملة والدین بود بمضمونی که در شکایتنامه خود بصورت خاص از آن اشارت کرده اند درج فرموده ، در آخر آن ازین حقير استدعا نموده بودند که عريضه شانرا بحضور اعلیحضرت پیش نموده سر رشته آنرا نمائیم . در انوقت ما حیران ماندیم که این چه قسم عریضه ایست که بزبان اردو در اخبار نشر میشود و عرض شدن و پیش کردن آنرا بحضور يك پادشاه معظم يك دولت محتشم از يك اخبار والاى عاجزى استدعا میشود !\n\n( شهزاده مکرم سردار حیات الله خان )\nنائب الحکومه قطغن و بدخشان که درینبار بمقام وکالت بدار السلطنه کابل مامور فرموده شده اند\n\nچیزیکه ما آنرا ( عریضه ) میشناسیم این است که بر کاغذ مخصوصی نوشته شده و در يك پاکتی انداخته سر بمهر بواسطة داك سرکاری بنام هر آنی که نوشته شده باشد فرستاده میشود . اما عریضه که در اخبار نوشته شود و هم بیک زبان غير مروج ملك باشد صورت عرض و تقدیم کردن آنرا بعقل ناقص خود هیچ نیافتیم . آیا آنرا ترجمه کرده و بر کاغذ مخصوصی نوشته عرض و تقدیم میکردیم ؟ در ان وقت امضای شان را از کجای آوردیم؟ حالا آنکه دستخط و امضای"}
{"book": "adl0616", "page": 544, "text": "۹۹\nسال دوم\nخود صاحب عریضه در عریضه شرط است . فرض کنیم که اینهم میشد آیا تکلیف عریضه پیش کرد ترا به بادشاه بريك اخبار والا چه قسم تکلیف است ؟ حالانکه آن يك عریضه بود که در ان ادعای خدمت طلبی بود . و پیش شدن آنرا بحضور همایونی پرمانند ما يك اخبار والا بی تکلیف میکردند . لهذا هیچ چاره بجز سکوت در انوقت ندیدیم بعد از چندی باز در اخبار مسلمان بطریق یاد آوری این عاجز را خطاب نموده تسریع تقدیم عریضه را تأکید فرمودند لاجرم مجبور شدیم که بخدمت شان بواسطۀ يك نامه خصوصی از کیفیت بیان کرده عرض اعتذار نمائیم . این است که این مکتوب ذیل را برای شان نوشته بودیم :\n\n. نقل مکتوب نمبر ۲۹۹۸\nجناب فاضل محترم ایدیتر صاحب اخبار فواید ستار ( مسلمان امرت سر ) را زحمت عرض میدهد : شما در سه مورخه ۲۹ مارچ خود بعنوان ( عریضۀ نیاز ) يك مضمونی اثر فرموده بودید ، و در آخر آن بواسطۀ اخبار عاجزانه ما ارسال آن عریضه را بسمع مبارك اعلیحضرت پادشاهی اشعار نموده بودند و در ادیشن مورخۀ ٤ ماه چون خود تکراراً از نقل نمودن آن مضمون را در سراج الاخبار افغانیه ممانعت رانده اید ، لهذا لازم است که به این نامۀ عجز علامه خود آن فاضل محترم را زحمت افزا کردیم . اولا - این يك اصول و قاعدۀ جدیدیست که صحیفه های اخبارها واسطۀ اثر نمایی خصوصی مردمان گردد . و ما هنوز به این اصول و قاعده وقوف کامله پیدا نکرده ایم . اگر چه دیگر اخبارها این قاعده را مرعی هم بدارند ، ولیکن مسلک و روشیکه نسبت بموقع خود سراج الاخبار افغانیه پیش نهاد خود داشته قطعاً برای نشر عرایض مساعد نیست . و اگر چنین نباشد صحیفه های اخبار ما بهیچ صورت از عهده نشر عرایض بیرون برآمده نمیتواند . بنابران از عدم درج و نشر آن عریضه بکمال تاسف و انکسار از خدمت ان فاضل محترم عرض اعتذار مینمایم . ثانیاً هر گاه عریضه خود تانرا بخط و عبارت فارسی بنویسید و به امضای خود تان ممضی ساخته برای این عاجز بفرستید ممکن است که بيك ذریعه تقدیم حضور انور والا بتوانیم اینست که برین وعده و عفو تقصیرات خود ختم کلام مینمایم تحریر دوشنبه غرة رجب المرجب سنه ۱۳۳۰\n( محمود طرزی )\nحالا چون درین دو نامه – یعنی اعتذار نامۀ خصوصی عاجزانۀ ما که برای حضرت فاضل مشار اليه ، و عریضۀ شکایت علی ایشان که در اخبار خود اثر فرموده اند – یکقدری غور و ملاحظه شود معلوم میگردد که مترجم فارسی ادارۀ اخبار ( مسلمان ) عرض ما فی البال ما را بدرستی ترجمه نتوانسته اند . زیرا ما از روش و مسلک شخص خود بحث کرده گفته ایم « که صفحه های اخبار ما برای نشر عرایض خصوصی مردمان مساعد نیست » و سبب این را نیز بیان کرده گفته ایم « که اگر چنین نباشد صحیفه های اخبار ما بهیچصورت از عهده نشر\n\nشماره ۱۱\nعرایض بیرون بر آمده نمیتواند . . » حالانکه ترجمان ادارۀ اخبار مسلمان این بیانات ما را به این صورت ترجمه کرده اند : « بعد ازان مراسله شمار سید که انتشار تدبیر مذکوره بخلاف دستور افغانستان میباشد » . این است که در نهايت غلط مهمی پیش آمده که موجب نوشتن این ( عریضۀ شکایت ) بصورت علنی گردیده است .\n\nهر صاحب اخبار در نشر و عدم نشر مضامین اخبار خود آزادست . ما اگر عریضه های مردماد را که در خصوص استدعای خدمت و یا طلب سررشته های کارهای حکومت باشد و نشر نکنیم کسی چه حق شکایت بر ما خواهد داشت ؟ و اینکه رهنمایی شان را بنوشتن عریضه کرده ایم هم چیزی خطایی نکرده خواهیم بود . زیرا تحریرات شان مقاله نبود ، مستقل يك عریضه بود که در آخر آن ادعای خدمت کرده بودند ( عریضۀ نیاز ) شان که ما رسید به ایفای وعدۀ خود مسارعت ورزیده یکروز بعد بايك تحریرات از طرف خود به دایرۀ محکمه که مأمور عرایض خارجه میباشد ارسال نموده تقدیم آنرا به اعتاب سفیه همایون رجا کردیم . در نجا وظیفۀ ما انجام یافت .\n\nاین ممکنست که يك شخصی برای امور خانۀ يك شخص آخر بعضی تجویزات و سررشته هایی فکر خود اندیشیده آنرا بصاحب خانه عرض کند . ولی این نیز ممکن است که در باب اجرای آن حق اصرار و الحاح را داشته باشد .\n\nحالا آمدیم بر اصل مدعا : فاضل محترم ( ابو الوفاء ثناء الله ) صاحب تجویزی که نوشته اند بسیار دیندارانه ، و خیلی عالمانه يك تجويزيست و لی این را هم عرض کنیم که این تجویز هر گاه قانونی و جبری شود در ظرف یکچند سال باك مقدار کلی نفوس افغانستان ضایع خواهد شد . زیرا تا یکچند سالی که دختران و پسران افغانستان باصول تعلیم و قواعد تدریسی که خود فاضل مشارالیه آنرا نشان بدهد و قرآن کریم را بزبان مادری خود ترجمه بتوانند امر نکاح و توالد و تناسل سراسر منقطع گردیده وفیات بر حال خود خواهد ماند که به این صورت ضایعات کلی در نفوس وارد خواهد شد . آیا نتیجۀ مقصد از ترجمه قرآن شریف را بزبان مادری چه خواهد بود ؟ هر گاه مراد از دانستن معانی آن کلام مقدس عظیم الشان باشد تنها دانستن يك صرف و نحو کفایت نمیکند . همه علوم ریاضیه ، و حکمیه و طبیعیه و فلسفه ، و حکمت تاریخ ، و جغرافیه و تمام علم اشیاء ، و علم روح و غیره را دانستن لازم است تا به غوامض معانی آیات بینات آن کلام جامع الکائنات تا یکدرجه پی برده شود . مع ذالك ما بر فکر جناب فاضل مشارالیه اعتراض نمیکنیم . ولی ( عریضۀ شکایت ) شانرا نیز به نفس الامر مطابق نمی یابیم . باقی والسلام مع الاکرام ."}
{"book": "adl0616", "page": 545, "text": "شماره ۱۱ سال دوم صحیفه ۱۲\n\n( ترجمه اخبارهای انگریزی واردو)\n( مترجم عبد الرحمن بيك )\n( علم تاریخی ترکی )\nبر حسب حكم سلطان المعظم علم عثمانی که یادگار عهد حشمت مهد سليمان ذو القانون است بر جهاز زره پوش باربروس نصب شده است پیشتر ازین علم مذکور در محاربه کریمیا بر مدرع محمودیه منصوب گشته بود و الحال بر جهاز یکه یاد کار خیر الدین بار بروسه ساخته شده بود نمودار شده است انشاء الله النصير باعث نصرت خواهد گشت .\n\n( غيرت وحميت يك خاتون تركيه )\nيك دسته فوج بلغاريا قبل از رسیدن نتاجه در يك قرية اسلام رسیده بی پرده نشینان را پرده دری کرد و صبیان و پیران را تقتيل نمود بك افسر بلغاریه در يك خانه زجه را دید که طفل نو زائیده پیش او افتاده است - افسر قسی القلب بد باطن آن معصوم را شمشیر دو نصف ساخته به زن مذکوره مخاطب کردید و گفت که از امروز محبوبة من باش - آن تصوير غيرت خاموش ماند تا که آن شیطان قرار گرفت و ملبوسات و اسلحه خود را بر کشیده برای حاجت طبیعی بیرون رفت - خاتون ترکی موقع را غنیمت دانسته لباس بلغر مذکور را در بر کرد و اسلحه او را نیز با خود گرفته در انتظار او منتظر شد . چون آن لعين در خانه رسید خاتون مذکوره بهمان شمشیر که جگر گوشه او را دو نصف کرده بود بيك ضرب في النار والسفر گردانید . و براسب او سوار شده راه شاخه گرفت - افسران ترکی خاتون مردانه صفت را در آستانه علیه فرستاد و اکنون او زیر علاج است . شافی مطلق او را شفائی کامل و صحت عاجل عطا کنند.\n\n( عزل وزارت وقتل ناظم باشا )\nچون وزارت ترکیه بسرکردگی کامل باشا فیصله کرد که ایدریا تويل و جزائر يتصرف بلقانیان باشند در جمعیت های اتحاد و ترقی شورش پاشده در کل مردم غریو برخواست - و تجاه هزار نفر پر طوم دستخط کرده انور بی را روانه کردند که از وزراء استعفا ويرد - زیرا وزارت مذکوره حقوق ملی را پامال ساخته فيصله غیر آئینی داده است . انوربی جبراً در اول مه باغچه داخل شده با وزرا مخاطبه خواست درین وقت از دحام خلقت بیرون ایوان ایستاده بود که نظیف پاشا بر مردم تفنگچه سر کرد ازدحام مذکور جواب تفنگچه را بتفنگ داده نظیف باشا را هلاک کرد - بعد از ان يك افسر دیگر که ملازم ناظم باشا بود بر هجوم مذکور گلوله زد او نیز قتل کرده شد - اکنون ناظم باشا این کیفیت را ملاحظه کرده بطرف مردم بشتافت و آنها را سکهای بد اطوار گفت هجوم خلق شنیدن لفظ سک او را هم کشتند. علاوه برین يك شخص از پولیس خفيه و يك ملازم شیخ الاسلام نیز درین کشمکش کشته شدند - ارکان اتحاد و ترقی ناظم پاشا را بنظر وقعت و عزت میدیدند و قتل او را محض اتفاقی میگویند -\n\nچون ازین کشت و خون فراغت شد انور بی همراه نیازی و طلعت بی و دیگر منصبداران نظامی به کامل باشا گفت که با افراد حلقيه بنمائید که جنگ جاری خواهد شد و با مستعفی شوید - وزیر اعظم مذکور باطمينان استعفی پیش کرد و انور بی بحضور سلطان المعظم رفته برای تقرر محمود شوکت پاشا فرمان آورد . و علاوه بر وزارت عظمی قلمدان مارشلی (سپهسالار) نیز یافت اراکین وزارت سابقه تا دو عجه ظهر مقید بودند و بعد ازان رهای یافتند. درین وقت عموم مردم تقریرهای پرجوش کرده داد خواستند و اشعار حب الوطنی خواندند -\n\nدو نفر مسلمانان هندوستان هم در یک مجمع تقریر نموده بیان کردند که مسلمانان هندستان بدل و جان باترکی ريك می باشند و توقع دارند که جنگ تا آندم ختم کرده نخواهد شد که انجام آن بر فتح نشود - هر دو نفر مذکور تعلیق به هلال احمر داشتند که از هندوستان به قسطنطنیه رفته است -\n\n( منع خرید اسباب ساخت يوروب )\nمجلس سیاسی مسلمانان کل هندستان يك عريضه بسرکار انگریزی تقدیم کرده بود که جذبات کرور ها رعایای مسلمانان هندوستان را نگهداشت بر دولت برطانیه لازم است که مذلت ترکی را روانه داشته خواهان عزت او باشد چونکه برطانيه وضع مخالفانه شروع کرده است و با دول شريك شده در اهانت عثمانیه میکوشد لك جماعت سیاسی مجلس مذکور از مقام پریلی بالاتفاق فيصله نموده است که مصنوعات و دیگر اسباب ساخت انگریزی و یورپی را تمام مسلمان هند قطعاً متروك نموده اشیائی ساخت هند و یا امریکه و جاپانی را استعمال نمایند -\n\nاخبارهای جرمنی بحمایت ترکی\nكل اخبارات جرمنی بر خلاف حکومت خود مضامین شایع کرده اند که چرا همراه دیگر دول اوروبا شريك شده بر عثمانیان اصرار مصالحت می نماید - روس تهدید نموده است که اگر مصالحت نشد در ولایت های ایشیائی حمله خواهد کرد . و جر منی هم تائید آن کرده ترکان را بی سبب در شکنجه حیرت و کشمکش افکنده است -"}
{"book": "adl0616", "page": 546, "text": "صفحه ۱۳\nسال دوم\nشماره ۱۱\n\nپسر نوجوان يك وكيل بود در شب سه شنبه از دست يك شخص نا معلوم بذريعة گلولهٔ تفنگ هلاک کرده شد – و قاتل او تا حال ماخوذ نشده . معلوم شده است که مقتول مذکور در باب يك قزاقی سیاسی به پولیس اطلاع داده چند نفر را محرم قرار داده بود . ذهن غالب است که مقتول در انتقام همان افشای راز کشته شده است – انجنين واقعات در حق ملك نهایت مضرت رسان میباشند و هريك محب وطن آرزو دارد که پولیس سراغ بهرمان اینقسم پیدا کرده در نابود کردن سرگرمی مقویانه کامیاب گردد .\n\nمکتوب\nخدمت مدیر صاحب سراج الاخبار افغانيه\nجناب من – اوراق هذارا براه عنایت در جریده وسیع الاشاعت خود درج نموده ممنون فرمایند و حصه در خدمت برادران اسلام بگیرند .\nيك تجویز از خود حقیر است و دیگر از داکتر عبد الرحمن صاحب است و مدعای هر دو تجاویز فراهمی اعانت برای ترکان است فقط\nراقم محمد انیس الدین از کاسکه\n\nخلاصه تجویز محمد انیس صاحب ✠\nچونکه برادران ترک در حمایت و حفاظت بیت الله جانهای خود را قربان میکنند اگر برایشان مسلمانان هند امداد نمایند روح مقدس رسول الله صلى الله عليه وسلم صدمه خورده از ایشان ناراض خواهند شد – بنا برین ضرور است که در روزی چهار لك روپیه کله دار تا مدت یکسال از هندوستان جمع شود – باین حساب يكياني في نفر میباشد و باید که مسلمانان هندوستان از دعوی های خود باز آیند و در اخبارات و اشتهارات شور و شر بپا نکنند بلکه برای معاونت برادران ترك كريست، مبلغ چهار لك روبية گلدار روزانه برایشان ارسال کنند – مردم هر شهر و هر محله برای جمع نمودن این روپیه مقرر شوند و کتابهای رسید و جمله انتظام حصولی روپیه بدست علمی شهر و محله باشد و صدر آن همان شخصی باشد که روپیه زیاده ترین عنایت کرده باشد اگر ازین طریقه کار گرفته شد امید قوی است که خلیفهٔ اسلام برای محافظت خانه کعبه اسباب کافی بدست داشته خواهد بود – و اگر مسلمانان هند غفلت ورزیدند باید که از روح مطهرهٔ رسول اکرم خوف نمایند .\n\n( تجویز داکتر عبد الرحمن صاحب مدراس )\nچونکه در هندوستان هفت کرور نفوس مسلمان موجود است باید كه يك روپيه في شخصي في النور برای امداد برادران ترک روانه کنند و برای فراهمی این روپیه بزودی انتظام کرده شود و مبلغ هفت کرور روپیه کله دار بی تاخیر فراهم شده بخدمت خليفة اسلام برسد فقط\n\nسانحه غرق شدن حجاج\nقافله حاجیان که تعلق بهندستان داشتند ما بين مدني، و ينبوع بمقام الحمرا گرفتار سیلاب آمدند که ناگهان در نیم شب از کو معا فرود آمده سه صد و پنجاه حاجی را غرقاب ساخت و صرف پنجاه جانبر شدند -\n\nصحت یابی وایسرای هند\nلاردها ردنگ وایسرای هند در مجلس بر کرسی صدارت نشسته بابازوی بسته خود تقریر پر تاثیر کرد – که چون بعد از زخمی شدن و بیهوش گردیدن بهوش خود رسیدم اول خیال شکرانه قادر مطلق بود که یمن و عیال من از مرگ نجات بخشید – دوم خیال مراد آن نفری بود که در ادائگی فرض ملازمت خود جان دادند – پیغامات و مراسلات عبادت برسی و همدردی که از مردم هر فرقه و هر طبقه بمن رسیده اند ظاهر می شود که باشندگان هندوستان بر آن مجوم لعنت و ملامت می کنند که بخلاف مذهب و کیش خود این چنین جرم را اقدام نموده است و ایرای شکریه دلی این مردم نیز ادا کرد.\n\nجنگ ترکی و یونان\nدر نواح جنینا جنگ بزوروشور جاریست – یونانیان بسبب باران شدید از جای خود حرکت کرده نمی توانند – ولیعهد یونان اراده حمله تازه دارد و رخ به بیرونی نهاده است – ترکان بهر نوع كمك زیاد یافته اند و برای مقابله آمادگی تامه دارند –\n\nتعدی دول یوروپ برتر کیه\nنهایت افسوس است که دول یوروپ انصاف و اخلاق را بالاي طاق گذاشته دولت ترکیه در حمایت ریاستهای بلقان تعدی می نماید ويك تحرير متفقه در باب حواله نمودن ایدریانویل از طرف بلغاريه پیش می شد اما ترکان هنوز بمخالفت تجويز مذكور ثابت قدم میباشند و کلائی مصالحت عثمانی منتظر پیش شدن جواب آن نشسته اند و بريال شان از طرف حکومت ترکی یاد داشت متفقه مذکور منظور نخواهد شد یعنی جنگ باز اجرا خواهد یافت اما اندیشه آنست که حکمت عملی یوروپ کا صریحاً بخلاف ترکیه کار روائی می نماید خدا نخواسته باشد ترکا را از چنگ مانع گردد – و بجائی میدان کارزار تصفیه دردناک قسمت آخری آن در سفارتخانه صادر شود .\n\nسرگر می مغویانه\nجای افسوس است که به اکثر مقامات بشکل بعد از واقعه بم اندازی دهلی آثار سرگرمی انقلاب کوش نمودار شده است و بعد از در یافت شدن اعلان مغویانه در بیدن سکوئر کلکته یک اشتهار همان قسم در میمن سنگهه نیز دیده شده است . و دران بعد از مضمون باغيانه وحمله سم دهلى تحسین نموده شده است و در همان ایام نیز خبر رسید که مسترد بیندر و کمان گهوی نام که"}
{"book": "adl0616", "page": 547, "text": "شماره ۱۱ سال دوم صحيفه ١٤\n\nهو الموفق\n\n( باب التفسير )\n\nجريدة وطنية سراج الاخبار افغانيه چون جريدة اسلاميه ميباشد از آن رو لازم گرديد که از فوائد دينيه در هر عدد آن خوانندگان را حظ دينى برسد – و چون اشرف حظوظ ايمانيه واكمل اذواق اسلاميه همانا استفاده از قرآن عظيم الشان است درين عدد جريدة وطنيه ( باب التفسير ) را مفتوح نموديم – و برای آغاز اين اراده مبارکه چند آيه کريمه را برای تسلی مسلمانان وقت حاضر با ترجمه ساده نگاشتيم – و استخراج نكات بليغه و اشارات بديعه كلام مبين را که هر کی بقدر فهم خود از آن مستفيد ميتواند شد حوالهٔ همت خوانندگان عظام نموديم وشرح مفصل ( باب التفسير ) را بخوانندگان عظام در ما بعد وعده ميدهيم انشاء الله الكريم\n\n( اعوذ بالله من الشيطان الرجيم)\n( الذين استجابوا الله والرسول من بعدما اصابهم القرح للذين أحسنوا منهم واتقوا أجر عظيم ) ، سوره آل عمران جزء ٠٤ ترجمه — کسانیکه از روی صدق اجابت نمودند فرمان خدای و رسول را بعد از انکه رسيده بود پايشان جراحتهای زياد مر آنکسانی را که نيکويی کردند بوفای عهد و ترسيدند از غضب خدای تعالی مزد بزرگی است :\nاين آيه کريمه در وقتی نازل گشت که حضرت ختميت مرتبت عليه الصلوة والتحيت در سنه سوم هجرت از جنگ احد بر گشته وذات ملکوتی صفات پيمبری از زخم جان شکار اعدای دين مجروح گرديده روی مبارک زخمی و دو دندان درفشان شان از سنك كفار سنك دل شکسته حلقهای خود در سر مبارک در آمده و از زحمت جراحتها از اسب زير افتاده ابو بکر صديق و عمر فاروق و علی مرتضی همگنان مجروح گرديده و هم سيد البشر حضرت حمزه سيد الشهدا با تخميناً هفتاد نفر ديگر از کبار اصحاب بشهادت رسيده — و بعد از ختم محاربه بجانب مدينه عودت فرموده تا احوال در رسيد که کفار اشرار از زحمت آنحضرت و اصحاب اطهار اطلاع يافته باز لشکر خيانت اثر را ترتيب داده اراده نموده اند که بمدينه بازگشته باستيصال اسلام دوباره عودت نمايند — حضرت سيد البشر عليه الصلوة والسلام که به فتوح لاريبی و کشايش غيبی مطمئن الخاطر بودند بوضع ظاهری ضعف و ناتوانی لشکر اسلام در عزم مصمم شان هيچ فتور رخ نموده حکم فرمودند که فردا يعنی يکروز بعد از وصول مدينه آرام تا نموده همان افراد لشکر اسلام که در احد حاضر بودند خود را مهيا نموده در رکاب ظفر مآب پيمبری باز از مدينه بر آمده و بموضع حراء الاسد که ( هفت ميل از مدينه منوره دوری دارد ) برای جهاد اعدای دين حاضر و آماده باشند آن\n\nشيران بيشه حقيقت و نهنگان دریای طریقت بجان منت پذیرفته با وجود جراحات زیاد بدون تعطیل و امهال با حضرت ختمیت مرتبت حاضر خدمت گردیده و تا حمراء الاسد رفته برادرانی در ایشان موجود بوده است که از محاربه روز گذشته مجروح بوده و بنوبت یکدیگر را بر پشت خود برداشته می بردند — از روز شانزدهم شوال إلى نوزدهم آن اقامت فرمودند — واعدای نا بکار که خیال تا بود شان بسبب ضعف ظاهری لشکر اسلام وكثرت وقوت خودها بر استیصال اسلام رفته بود اطلاع یافته واقعه را ديگر گون ديدند و عزم خود را فسخ نمودند — و بمكة باز گشته ندا در دادند که با ( محمد صلى الله عليه وسلم ) و همراهانش مقابله دشوار است کيفيت خبر مذکور را خداوند علام در آيه ذيل چنين خبر ميدهيد : —\n\n( الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيماناً وقالوا حسبنا الله ونعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من الله وفضل لم يمسسهم سوء واتبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظيم) ترجمه — اجابت کنندگان مذکورين آنانند که برای تخويف مردمان ايشانرا گفتند که کفار متفق الكلمه گشته اند برای قتل شما پس بترسيد از آنها زيرا که شما را با آنها طاقت حرب نيست — پس زياده گردانيد اين قول مردمان ايمان ايشانرا و گفتند بس و کافی است ما را خدای — و نيکو کارگزار است او تعالی پس باز گشتند از حمراء الاسد بعافيتى تمام و ثواب مالا كلام و زيادتی حرمت از جانب خدای تعالی — نرسيد ايشانراهيچ مکروهی از قتل و جرح و هزيمت و پيروی کردند خوشنودی خدای را با طاعت رسول برحقش و خدای تعالی خداوند فضل بزرگ است بدفع مشرکان از مومنان —\n\n(انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم وخافون ان كنتم مؤمنين). ترجمه في الحقيقت آن تخويف وتحذير مسلمانان از جانب شيطان بود که دوستان و محبان خود را ترسانيد، وعبدالله بن ابی با سه صد نفر يهود و منافقان بعد از خروج بالشکر اسلام واپس عودت نموده و لشکر اسلام را که يک هزار نفر بودند و برای مقابلهٔ سه هزار نفر از کفار اشرار برآمده بودند بسبب تخلف خود ها اقل قليل گردانيده و به هفتصد رسانيدند با وجود اين همه ای مومنان تمام بترسيد از اوليای شيطان و بترسيد از من در مخالفت امر من اگر مصدقان وعدو وعيد من ميباشيد .\n\nای افراد مسلمانان از وقوعات محاربات کفر و اسلام که درين جزو زمان رخ نموده است و اعدای خدای جهان آفرين بر قلع و قمع افراد مسلمين متفق الكلمه گشته اند حزن و غم واندوه و حسرت را نخودراء مدهيد ليس هذا اول قارورة كسرت في الإسلام توحيدرا باشرك از آدم تا خاتم نزاع برپا است و اسلام و کفر را از اول تا آخر اختلاف وضديت بإرجا ( كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بأذن الله) کلام مبين حضرت ارحم الراحمين است (وجعل رزقى تحت ظل رمحى) قول متين خير النبين حضرت ارحم الراحمين باوجود قدرت تامه"}
{"book": "adl0616", "page": 548, "text": "سال دوم\nشماره ۱۱\nو خلاقیت نامه روی حبیب خود را در اعلای کلمة الله مجروح میگرداند اعتبار نموده اند و انرا به اسم ( منطقه رباح قطبیه ) مسمی کرده اند.\nو با وعدة ممتنع التخلف نصرت واعانت لشکر اسلام کاه گاه ابتلایی که درین منطقه چنانچه مذکور گردیده بود در نصف کره شمالی\nو امتحاني ميفرمايد - (سبحانك لا علم لنا أنك أنت العليم الحكيم) ( باد شمال شرق ) و در نصف کره جنوبی (باد جنوب شرق)\nاما واضح ولای است که نصرت الهی عاقبت یاور بند کان رب در وزیدن میباشند .\nالارباب است وفتح و ظفر موعود مسبب الاسباب است. كما قال اینست ترتیب اسامی و منظومه کلی منطقه های یاد پس در هر\nجل وتعالى شانه (فالذين هاجروا واخرجوا من ديارهم واوزوا نقطه گره ارض بهر کونه بادیکه‌ تصادف شود ان باد البته بدین\nفي سبيلي وقاتلوا وقتلوا لاكبرن عنهم سياتهم ولا دخلتهم جنت تجرى منظومه منسوب خواهد بود. ولا بد یکی ازین جریانها عائد\nمن تحتها الانهار ثوابا من عند الله والله عنده حسن النواب) ترجمه و راجع است. اما با وجود آن باز هم تعيين موقع مخصوص هر بادرا\nپس آنان که هجرت کردند از اوطان خود و خارج گردیدند از سراها مطابق این منظومه نمودن ، و جریان هر بادیرا بیکی ازین منطقه ها\nو منازل خود و رنجانیده شدند در راه طاعت من و کار زار کردند موافق ساختن کار هر کسی نی بلکه متفتنان فن منه اور لوژی\nبا کفار و کشته شدند در جهاد هر آینه در دارم از ایشان نیز از آن عاجز است. و اسباب صعوبت واشكال ان نیز المشكه\nبدیهای را و در آرم ایشان را ببوستانهای که میرود از زیر درختان در هر موقع وضعیت و مناسبت آب با خشکه دیگر کون افتاده ،\nو غرفه های آن جویها و این پاداش دادنی است از جانب خدایتعالی و امتداد و ارتفاع جبال ودامانها و وسعت مجاری و بیابانها و پست.\nو پاداش نیکی نزد خدا تعالی است. فقط و بلندی سائره کره ارض استقامت جریانها را تغییر و تبدیل\n( عبد الرب ) میدهد که ازین سبب تعیین موقع مخصوص هر بادرا نمودن خیلی\nمشکل است .\n\n( مقالات فنيه )\n( حکمت طبيعيه )\n( فن )\n( منه اور لوزی )\n( باد )\nما بعد از شماره ۱۰\n\n( اقسام بادها )\nچون اسباب مهمه و اساس کلیه ماهیت ، وجريان ، و منطقه\nهای ریاح مذکور گردیدا کنون شمه از اقسام ، و اسامی که برباد\nهای متنوعه اطلاق میشود بیان میکنیم :\n\n( بادهای موسم )\nبادها شیکه ارا ( باد موسم ) میخوانند چون از برای تبدیل\nپس منطقه اصلی ریاح عبارت از همین هفت منطقه ایست که استقامت جريانها بك متاليست، و نیز از برای جغرافیا اهمیت زیادی\nبیان گردیم . اما بعضی از جغرافیون مسافه را که از شمم درجه دارد لاجرم در خصوص تفصیلات آنی شایان وقت است\nعرض تا به قطبين امتداد میباید دو منطقه جنوبی و شمالی جدا كانه\nباقی دارد\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد شماره ( ۱۰ ) سال دوم )\nاز برامدن آنها مارکی نیز بر وعد خود ثابت قدم مانده فلوسيلد\nنام دختر خود را مرده فرض نموده لباس أس و ماتم آنرا در بر کرد.\nبعد از اتمام یافتن مهلت قانونی شبکه معین بود رسم نکاح\nقونت دور اندال با مادموازل دور اندال اجرا گردید غونتران\nو هم تروز وفات یافتن ترا محقق پنداشته علاقه پدری و دختری از در حالی که منتظر ملیون ها طلا يك ترونی بود دید که زوجه اش\nما بین من و تو بر طرف خواهد شد. این آخر سخن منست که تنها با سيصد هزار فرانك يك تروت مختصرة بدستش رسید .\nبنو گفتم . دیگر سخن ندارم .\nازین کم بودن ثروت مادموازل دو موقوب تعیب نباید کرد. زیرا\nمادموازل دو موقوب رنگش مانند يك مرده زرد شد ولی قلونیل به اعلان حریت و آزادی خویش نها به ثروت و سامانی\nعزم ومناقش بقدر يكدره خالید بر نشده بی آنکه یکمرف بگوید که از مادر به او میراث میرسید حق تصرف را داشت که آنهم\nبه پدر خود کردن خم کرده آهسته از سالون برامد .\nعبارت از همین قدر مبلغ بود ، و آنهم ازین پیش آمده بود که مارکی\nفردای آروز که روز واصل شدن سن بلوغش بود با خدمتکار دو موقوب نسبت به اصالت و ثروت و توانگری خود بابك زن\nاتاق خود از خانه پدر برآمده در یکی از خانه های راهبه هایکه فقیری ازدواج کرده بود.\nبه اجرت مسافر قبول میکرد در کشید. سه روز بعد دو نفر وقایع ما بعد این وقعه را بیکد و سخن اختصار میکنیم :\nمحرر مقاولات از طرف دایره قانونيه عدالت بخانه مارگی دو موقوب غونران چون دید که بواسطه این ازدواج مالك ثروت\nآمده بیكطور احترامکاران وظیفه قانونیه را بجا آوردند. بعد\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 549, "text": "سال دوم\nصحیفه ١٦\n\nادبیات\nهیچکس نشنیده در آفاق اخبار المجنين\nاز کسی کم دیده ام طرز شکر بار انجنين\n\nاینچنین کورا بود گلهای مضمون و نشر نك\nدر بهاران هیچگه نشکفت گلزار انجنين\n\nکام جان پر شکر از شیرین زبانیهای اوست\nدیده ام طوطی نمی آید بگفتار اینچنین\n\nسراسر آفاق را گردید در یکسالکی\nکودکی یکساله می آمد برفتار انجنین\n\nاز مضامین بلند و از خیالات بزرگ\nکی کما همت بلند افتاده کهسار اینچنین\n\nجام جم میگفتمش در صورت حال جهان\nجام جم هرگز نگردی کشف اسرار انجنین\n\nمی ربایندش بنقد جان روان از یکدگر\nباید این جنس گرامی را خریدار انجنین\n\nعادل کشور سراج دین و ملت بحر جود\nای که در عهد تو شایع گشت اخبار انجنین\n\nسایه حق آفتاب دهر شاهنشاء ملك\nای که در گیتی نمی بینم خبردار اینچنین\n\nرونق دیگر گرفت امروز از لطافت جهان\nدر جهان امروز یکی باشد جهاندار اینچنین\n\nگشته از فیض تو مستغنی جو بلبل نغمه سنج\nکیست تا گوید چو او نظم گهربار انجنین\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۱۰) سال دوم )\nآنی فاطمه خاتون : — از ادیبه های استانبول است . از نسل صاحب ( تاج التواريخ ) خواجه سعد الدين حسنجاني يك شاعرهٔ معروفه ایست که در سنهٔ ۱۱۲۲ ه در « بی شهر » وفات یافته است . صاحب ديوان يك شاعرة بليغة بود ولی بجز همین دوبیت ترکی که در تذکره های شعرا از و دیده شده است بدیوانش دسترس نشده :\nخیال یار شکله دیده صحن گلستاندر\nآجامش شرحه لر سینه مده نخل ارغوانمدر\n\nامید وصلنک ای قاشلری یاسینه دن کچمز\nخیال تیر غمزمك آنکا خاطر نشاندر .\n\nیعنی — بخیال عارضت دیده صحن گلستان من است . شرحه ها\n\nتتمه ١١\nیکه در سینه ام کشاده شده هریکی يك نخل ارغوان منست . ای کمان ابرو ! امید وصل تو از سینه ام هیچدم نمیگذرد ، خیال تیر غمزه ات خاطر نشان آنی بیچاره است.\n\nآئیس : — به این نام چند نفر زنان مشهوره ذکر شده است : یکی دختری بود که در جزیرهٔ ( سیپلیا ) در زمان ( دیوقلبس ) نام پادشاه روما بدین نصارا درآمده بود ، و چون بادشاء مذکور در انوقت بسبب دین بت پرستی نصارا را بقتل میرسانید آنیس را نیز بقتل رسانیده\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ( ۱۰ ) سال دوم )\nکارهای دشوار نیز مجبور میگردد و به این صورت هم اجرت کاریگران افزونی میگیرد، و هم مصارف و مخارج زیاد میگردد، و از قوه هایی که صرف شود نیز بتمامها فایده برداشته نمیشود . دیگر يك سببی که بیان کرده اند این است که اگر اعمال یعنی کارها بصورت خوب و درست تقسیم گردد همه آلات . و ماشینها و بنای تاریکه وغیره چیزها ئیکه از اصل سرمایه شمرده میشوند بیکار نمانده از همه آنها فایده برداشته میشود و اگر قاعدهٔ تقسیم اعمال نباشد نمیشود، چونکه اصول تقسیم اعمال در عالم صنایع کارها را بسیار ساده و آسان ساخته خوبی و سهولت از هر چیزی استفاده میشود، و به اینصورت مصارف از کمتر شده خوبی و نفاست و بیشتری و ارزانی محصولات را نتیجه میدهد . منشأ یگانه اصول تقسیم اعمال ( مبادله ) میباشد. اگر مبادله بنا بر هر سببی که باشد بوقوع نیاید تقسیم اعمال نیز وسعت نمی یابد و از نتیجهٔ آن حاصلات نیز محدود میماند. بنابرین برای سهولت یافتن تقسیم اعمال اولا میباید که جای مبادله — یعنی جای فروخت اشیا موجود باشد. مثلا چنانچه پیش ازین گفته بودیم که اگر سی نفر کاریگر به اصول تقسیم اعمال کار بکنند در روز یازده هزار کاغذ قطعه بازی تیار کرده میتوانند . پس يك فابریکی که در روز یازده هزار کاغذ را از روی قاعدهٔ تقسیم اعمال بسازد لازم است که آن صاحب فابریک در روز پانزده هزار کاغذ را فروخته بتواند و اگر لااقل ده هزار آنرا فروخته نتواند لازم است كه يك قسمی از عملهٔ خود را جواب بدهد، یا آنکه بر هر يك آدم رقم رقم کارها را اجرا کند\nباقی دارد\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 550, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nشماره ١٦\n\nاقتران السعدين (احوال داخلی) ذات همایون شاهنشاهی از طرف ارچکون و چمنستان [ILL]\nحوادث تاریخیه [ILL]\nباب اغراض [ILL]\nشکران علی قضای حضرت المنان بهترین مفاصل ـ و فروعهای آن که ـ سرود مسلمین ـ تکذیب ـ جوابها\nعالم عسکری\nمقالات فنيه تتمه عایدات شماره ۱۱ - از عرض الی سیاح [قشری؟]\nمطبوعات ( )\nادبیات احوالات مدارس اسلامی - تاریخ ولادت حسین ابن علی و شهادت حضرت حسن رضی الله عنهما\nناموران زنان جهان\nعلم ثروت مال\nقلمه های پاریس\nاعلان\nتصاویر امور الخلیفه ذات همایونی در راه هرات در قریه طاویلت بمیرزا دالان من مومند - امور زندگانی شاهی والاحضرت غازیان - تنویر و خیرآباد معظم الملک است - الاحضرت شاهزاده عنایت الله خان بهادر در میان عساکر ظفر شعار - انتخابات عسکری"}
{"book": "adl0616", "page": 551, "text": "کام جان\nسریر آفاق\n\nاعلان\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n(سراج الاخبار افغانیه) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان سایۀ فیوضات عرفان پروری از مضامین همایونی پادشاه مقدس مهربان ما در دارالسلطنۀ محروسۀ کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلک این مادۀ گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم، و حب دولت و وطن ، و توجه بسوى علم و فن ، دينى ، سياسى، ادبى، اجتماعى، فى يك اخبار فواید بسیاریست که در صفحه هاى معدود، فواید غیر محدودی مندرج دارد. (سراج الاخبار افغانیه) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یگانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که یک توجه صمیمی و یک هوس مطالعۀ باخلاصی بدوی را عطف نمایند. اداره در باب اشتراك مشترکین کرام نهایت ارزانی و آسانی را میداشته و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ و حسن طبع و درج اسباب و صور فداکاریهای بسیاری بکار برده، و تجارت را کمتر منظور داشته است درینصورت دوماه دو بار یعنی در غره و پانزدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار شود. و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا همانقدر که تعداد از مشتركين كرام، ورغبت خوانندگان عظام بیفزاید، البته بر ترقی او نیز خواهد افزود. قواعد اشتراك از قرار ذیلست :\n\nدر دارالسلطنۀ کابل قیمت یکساله اشتراك آن ۸ هشت روپیه کابل – ششماهه آن ۵ پنج روپیه کابل در ولایات پرداخته دولت علیۀ افغانستان یکساله ۱۴ چارده روپیه کابل – ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابل در ممالک خارجه چون هند و ایران و ترکستان روسی و ممالک عثمانی و اوروپا یکساله ۱۰ ده روپیه انگلیزی – ششماهه ۶ شش روپیه انگلیزی :\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار و گماشتۀ دولت علیۀ افغانستان . و در مشهد جناب عبدالله خان وکیل دار تجارت دولت علیۀ افغانستان در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره کلی دولت گرامی که هر که از اهالی ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما وجه اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع بدهند از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری میگردد. آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود، يك طلای پوند انگلیزی ۱۵ پانزده روپیه گلدار است."}
{"book": "adl0616", "page": 552, "text": "صحیفه (۱) سال دوم (شماره ۱۲)\n\nنگران\nايتيك آقای ملکی حضور اعلحضرت همايونی\nعلی احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات ذاك ١٤ روبيه كابلي\nدر خارج مملکت با اخراجات داند ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاريخ عربي بكم ربيع الثاني ۱۳۳۱\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nملاذ رؤسا و محررين\nمحمود طرزی\nالاداره او مطبعة\nدر ماشین خانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل یک آنی است\nتاریخ شمسی ۲۰ حوت ۱۲۹۱\n\nتاریخ انگریزی ۱۰ مارچ\n\nدرین اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\n( اقتران السعدين )\n( يك لوحة بديعة علويت منظر ، يك نظارۀ روح پرور سعادت مظهره )\n( صور فوتوگراف ذات اعليحضرت ظلال منت مكين ضياء الملة والدين امير عبدالرحمن خان وفاته قدسيت صلواته )\n( اعلحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان بعمر ٤ سالگی در سر زانوست (۱۲۹۴) )"}
{"book": "adl0616", "page": 553, "text": "صفحه ۳\nسال دوم\nشماره ۱۲\n\n(اقتران السعدين)\nالملة والدين امير حبيب الله خان ( طال الله عمره وابقاء در سن طفولیت بهمراه شان میباشند. این عکس فوتو گرافی ایست که در اثنای اقامتشان در سمرقند گرفته شده است . لهذا لازم آمد که باضي يك عطف نظر نموده يك دو صفیه از تاریخ افغانستانرا مطالعه نمائیم تا یکیفیت اینکه بادشاه افغانستان در سمرقند ترکستان چه کوه و چسان بوده تا یکدرجه آگاهی به رسانیم :\n\nبکدو صحیفه بسیار درخشان دیشان تاریخ افغانستان ) این شماره ۱۲ سراج الاخبار افغانيه بدرج نمودن يك لوحة بديعه علویت منظره شرف اندوز فخر و مباهات گردیده، که هیکل مجسمه غیرت ، و شجاعت ، و قهرمان ، و نمونه مكمله عدالت ، وسیاست و خردمندی را بیکنظر بنظر هر صاحب نظر جلوه کر میسازد . چه قدسی منظره ! دو وجود مسعودى كه يك مملکت جسيمه و يك ملت معظمه را یکی از معدومی محو و انقراض رهایی داده بنیاد هستی وجودش را گذاشته ، و جنانش مستحکم و استوار ساخته که در مقابل سیلابهای فلاکت اندوز ، و از درهای آتش افروز بکمال ثبات و استقامت مقاومت مینماید . و آن دیگری بران اساس نیاد چنان بك بناى مشيد الاركاني وضع نموده و آن را همچنان درخشنده و گیهای تمدن و تجدد شعشعه افروز گردانیده که برای حال واستقبال ملك وملت بك تحسنكاه اميد ، وبك آمال ترقى تو بدی حاضر و آماده شده است . چه علوی منظره ! دو بیگر مهر منظری که یکی خورشید نیا تاریست که بطلوع سعادت سطوع جهان افروزش ملك و ملت از انجماد افسرده کی اسارت رهایی یافته، حیات تازه سعادت و نشو و نمای حریت را اکتاب ورزیده و آندیگری به تحلیل طیفی آن سیای فیوضات ما آب کامیاب آمده به انوار رنكا ولك مديت وترقى، و آثار بسیار شوخ و شنگ شوكت و تعالى آرا درخشنده کی سراسر زنده کی بخشیده است. بلی ، پلی همین دو وجود مقدس است که افغانستانرا به نعمت آزادی و استقلال مظهر نموده و افغانيا ترا بعالم شناسایی داده ، یکی شمس است و آمدیگری انوار یکی مؤسس است و معمار ، یکی شهر است و آندیگری نمر یکی عنصر است و آمدیگری جوهر، یکی مرشد است و آندیگری رشید، یکی سعد است و آمدیگری سعید . این اقتران السعدين ، واين نيرين بي عيب وشین تصویر دلپذیر خاقان خلد آرامگاه اعلحضرت ( ضياء المسلة والدين امير عبدالر حمن خان ) طابه مثواه است که ذات تو کلمات اعلی شرت (سراج\n\n(محاربه شش گاو)\nدر نیا از تاریخ واقعات افغانستان که بعد از وفات امیر کبیر جنت مكان اعلحضرت ( امیر دوست محمد خان طاب متواه ظهور یافته تفصیلا بیان نمیکنیم، و نیز از اختلافات و تنازعاتی که در ما بین اولاد شان - که حضرت حافظ حقیقی دوباره افغانستان را چنان همدیگر می بینیم !\n\nروزهای بی اتفاقی و خانه جنگی را نشان ندهد . باز هم بحث نمیرانیم، تنها از آخر ترین محاربه هائیکه موجب حرکت اعلحضرت خاقان مغفور سابق بطرف سمرقند گردیده شده حرف میزنیم : تقریباً در اواسط سنه ۱۳۸۷ مجری هر گاه بسوی منطقه اراضی ( غزنين ) و نواحی آن يك نظری می انداختیم کوهها. دامانها ، تپه ها شینه ها را با یک ردای بیضای علای برف بسیار کثیف و تقبل مستور میدیدیم که زمینهای اطراف سراسر با يك طبقه برف که بکنیم متر کلفتی دارد پوشیده شده است . درین اراضی پر برف مقابل همدیگر ، دو اردوی عسکری همجنس و همقوم و هم دین و هم مذهب را که از طرفین تقریباً به شصت هفتاد هزار عسکر میرسد در مقابل همدیگر به و نریزی و کشتن یکدیگر مشغول می یابیم کوماندانهای بزرگ این دو اردوی مخاصم را برادر حقیقی همدیگر می بینیم ! چه دهشتها احوال : اما چه باید کرد؟ ظروف زمان همچنین اقتضا کرده بود . معایف تاریخ واقعات بشر، از ینگونه فاجمهای بر تیغ و خنهر بسیار با نشان داده است ! حالا مایی محاکمات فلسفيه ، وتحقيقات حكمية واقعه نگشت، از حوادث بیان میکنیم: اردو گاه عساکر اعلحضرت ) امیر محمد اعظم ) خان پر افسری برادر زاده شان ذات اعلمضرت ( امير عبد الرحمن خان ) در (روضه) نام موقع و اردو گاه اعلا حضرت ( امیر شیر علی خان) در ( شش کاو ( نام موضع نصب خيام خصام نموده بودند . نقشه جنگی که از طرف کوماندان بسالت نشان و سر افسر جرار دیشو كن وشان اعلحضرت امير عبد الرحمن خان کشیده شده بود. و منصوبه حربیه که از روی همان نقشه به حرکت می افتاد اگرچه در صدی بود و نه نتیجه پذیر موفقیت و کامیابی بود ... و مانند عاريات سابقشان يفتح و ظفر رهبر بود، ولی چه فایده که بنا بر بعضی حرکاتی که از طرف خود امیر محمد اعظم خان برخلاف نقشه حرب بوقوع آمد این محاربه با همه سامان فتح بشکست منیر کردید ."}
{"book": "adl0616", "page": 554, "text": "حیفه ۳\nسال دوم\n\nهمین محاربه موجب خروج ذات اعلیحضرت خاقان جنت مکین ضیاء المله والدین از افغانستان گردیده است که از راه ملك وزوی ويشتك، وبلوچستان، و سیستان به ایران و از انجا به راه درگز وطون، و اور کنج ( از ملك ( خيوه ) گذر نموده و به ( بخارا ) و از انجا به ( سمرقند ) تشریف فرمای سعادت شده اند.\n\n( سمر قند )\n\n( سمر ) نام يک شیعی بود از اجداد قديمه اراك ، و ( کند) بزبان ترکی قدیم شهر و قریه را گویند که به اینصورت معنی ( سمر قند) شهر سعر ، باده سفر میباشد | برهان قاطع ) ذات اعلحضرت خاقان مغفور بعد از انکه از اقتضای گردش چرخ دوار از وطن اصلی موروی شاهانه شان بیرون برآمده تا بسمر قند رسیده اند در همه حکومتهای هموار خود که رسیده اند به بسیار احترام و اکرام پذیرایی شده اند. دولت ایران با عرا به های دولتی به مشهد مقدمش رسانیده و اعلحضرت ) ناصر الله ین شاه ) مرحوم باسلام و احوال پرسی سمیانه دلجویی کرده اند و از انجا به احترام تمام بسوی ( خیوه) حرکت فرموده اند. جناب خان اعظم خیوه نیز غیر از انکه پذیرائی که در خورد شاهان لایق و سزاوار است اجرا نمود بهر گونه معاونت مالی و عسکری نیز از آماده بودن خود عرض المسائیت بجا آورد\n\nذات اعلحضرت خاقان مغفور در سواغ عمری شاهانه شان در اثنای سفر شاهانه از ( در کر) به ( خیوه ) چنین میفرمایند: ، روزی بيك قافله از ترکمانها بر خوردیم. آنها خیال اینکه ما ایرانی هستیم و می خواهیم به آنها حمله کنیم خود را پنهان نمودند. در نجا باید مذکور بشود که ایرانیها و ترکمانها با همدیگر دشمن هستند ۱۰ گرچه هر دو مسلمان میباشند ولی علمای جاهل آنها بهوای نفس خود رفتار نموده آنها را ترغیب مینمایند که یکدیگر خود را بقتل برسانند با فروشند و اینکار وحشیانه ایست. خدا میفرماید همه مسلمانان برادر و اجزای یکدیگر اند. هر چند هر دو طایفه خود را مسلمان میدانند لكن بسبب جهالت یکدیگر شار را چون مشرك می بینند. و از پنست که کنار بر اسلام غالب میشوند چرا که بین خودشان نفاق دارند . اما این عیب در دین اسلام نیست بلکه خود مان مملو معایب هستیم ...\n\nچون این کلام حکمت انجام اعلیحضرت ممدوح برای حال و مال عالم اسلامی یک درس عبرت آمیزی بود بمناسبت موقع از درج آن صرفنظر کرده نتوانستیم .\n\nوالحاصل ذات اعلیحضرت خانان جنت مکان از ممالك تركمان بتمام غزو شان برآمده به بخارا، و چون جناب بادشاه بخارا به ( حصار ) نام موقع برای تابع ساختن مردم آنجا رفته بود بنا بر دعوت مخصوصه به آنجا تشریف فرمای سعادت شده اند.\n\nشماره ۱۳\n\nدر اثنای این سفر شاهانه چیزی که شایان تذکار است این کلام حکمت انجام اجتماعی اسلامی شانست که پدرج آن کسب افتخار مینمائیم :\n\nچون وارد بخارا شدم، دیدم که پادشاه بخارا حسب الحكم دولت روس به ( حصار ) و (قلاب) رفته است که بامید (سهراب بيك ) جنك نمايد چرا كه مير مذكور اطاعت دولت روس را قبول نکرده است. چون با امیر بخارا سابقه آشنایی داشتم کاغذی به او نوشته از آمدن خود اطلاع داده پر سیدم که آیا میل دارید نا مراجعت شما در بهارا بمانم یا نزد شما بحصار بیایم زیرا که میخواهم زود تر عازم سمر قند شوم. مروت جواب نوشت که علاقات او بروم. علهذا اشر فيها نيكه خان خیوه بمن داده بود فروختم تهیه خود را دیده با با صد نفر عازم ( حصار ) شدم ، وغلامهائیکه خان خیوه یمن داده بود همه را آزاد کردم . مدت ده روز این مسافرت طول کشید . روزی در بین راه قطعه زمین مرتضی را دیدم که بجهت چادرها و خیمه گاه امیر بخارا مسطح کرده بودند. و این قطعه زمین با خون آلوده بود . اول خیال کردم این خون قربان ها نيست كه بجبهة النصرة وقتی که مجهت امیر بخارا رخ داده ذبح نموده اند. پرسیدم که چرا قربانیها را دور تر ذبیح نکرده اند که در پیش روی خیمه امیر ذبح کرده اند . مردمان آنجا آهی کشیدند. گفتند: این خون انسانست که از حیوان ! بعد معلوم شد که بازده روز قبل وقتیکه چادر امیر بخارا اینجا سرپا بود قلعه حصار مفتوج شده یکهزار نفر اسیری که تسلیم شده بودند نزد امیر آورده اند. فوراً حکم داده است در جلو روی او همه را کشته اند. از استماع این کار ظالمانه خیلی متاثر شده گفتم شاید اینها تقصیری داشته اند والا هیچکس اسرا را نمیکنند. مردم جواب دادند : امیر صدها آدم را بدون تقصیر با بازخواست جهت کشته است. از شنیدن انحرف تعجب نموده با خود خیال کردم که چون حکمرانان آنها از خدا و دین خدا غافل میباشند، و مسلما ناترا بغلامی میگیرند. و مخلوق خدا را بدون تقصیر میکنند، و امیر بخارا هم اعتنایی به احکام خدا و شرع پیغمبر ندارد، و علما که حامی و مروج این شریعت هستند اعتنایی ندارند. ازین سبب روسها را برانها مسلط ساخته ملیکهای شانرا استیلا نمودند ، ازین سبب خيلي مأيوس شدم که اهالی بخارا که به تدین شهرت دارند بر خلاف قانون اسلامیت و انسانیت رفتار مینمایند و ازین متألم شدم که روسها آنها را اینقدر جاهل ويخير، ومعاند يكديكر ديده ازین فقره منتفع و مستفید میشوند. از کشته شدن این اشخاص بيكناه كريستم ، و چند نفر سواران خود را مقرر داشتم کاخون آنها را با خاک پوشانیده صورت قبر را بران بسازند .\n\nدر نجا اگر از تفصیلات واقعات اجسافرت و ايام غربت اعلیحضرت شاهانه سخن را ایم کجایش اوراق ما از ان عاجز میماند."}
{"book": "adl0616", "page": 555, "text": "سال دوم شماره ۱۲ ۴\n\nلهذا بر اصل مقصد رجوع کرده میگویم که ذات اعلیحضرت خاقان مغفور مدت یازده سال تمام در سمر قند و تاشکنند بسر آورده اند. درین مدت با دولت روس و مردمان آنجا به بسیار سلوك مرغوب رفتار نموده اند. و از طرف دولت روس نیز اگرچه در اواخر بنا بر بعضی انتريكه ها کول خورده ذات شاهانه شانرا از سمرقند به تاشکنند نقل داده اند ولی من حيث الاجمال دائما در احترام و اکرام شان کوتاهی نشده است . اینست که این تصویر دلپذیریکه سرلوحه افتخار ما شده است محصولات آن اقامت زمان سمرقند میباشد، ذات اعلیحضرت خاقان مغفور درستهٔ ۱۲۸۷ بسمرقند وارد شده اند. و درستهٔ ۱۲۸۹ یعنی دو سال بعد ولادت پر سعادت ذات قدسیت صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) ادام الله دولته الی مدید الزمان بوقوع آمده است . تقریباً عمر شریف اعلیحضرت در وقت گرفتن این عکس پنج ساله بوده است . در خصوص گرفتن عکس ، يك فقره دیگری در سوانح عمری اعلیحضرت خاقان مغفور مصادف نظر گردید که بجهت غرابت از درج آن خود داری نتوانستیم : فرمانفرما گفت : امیر اطور عکس شما و چند نفر از سر کرده های همراهان شما را خواسته اند. جواب دادم حاضر خواهم نمود. روز بعد نایب فرمانفرما ما را بد کان عکاسی برد . ولی سر کرده های من از گرفتن عکس خودشان انکار کرده گفتند : هر کی عکس خود را بیندازد کافر میشود ، تا حال خیال میکردم که همراهان من عقلی دارند. ولی اینوقت دانستم که هیچ عقل\n\n(از یادگارهای شکار چناری)\n(ذات اعلحضرت بادشاهی با سه رأس آهویی که خود شکار فرموده اند)\n\nندارند. و بعد از ان در هیچ کاری با آنها مشوره نکردم ... سبحان الله ! پاکیست می پرورد کاری را که هر چیزی را تغیر میدهد و خودش هیچ تغیر و تبدلی ندارد. در وقت حاضر همین لوحة بدیعه که سر لوحه افتخar ماست از شکار خانه شاهانه بما رسیده است که در دارالسلطنه کابل محض بنا بر مقصد خیر مرصد يك صدقة جاري تأسيس یافته و آنهم این است که واردات صافی آن بر اولاد بیکس و یتیم مملکت در تقسیم خانه صرف میشود . و هیچ کس از سر کرد کان و بزرگ کان و اهالی نباشد که یکبار به این عکاس خانه يك عكسی دو عکسی نگرفته باشند. بین تفاوت راه از کجاست تا به کجا\n\nانب\n\nحوادث خارجیه\n\n(اجمال سیاسی)\n\n«دیار جهت قهقری میکند !» تاریخ ، يك آينهٔ قد نمای عبرت است . ولی چشم عبرت بین کجاست یکوقتی بود که پاپاها و پادرهای نصارا از جهالت اهالی، و مطاوعت بزرگان شان بعالم کلیسا راه استفاده را یافته برای رهایی دادن بیت المقدس را از دست مسلمانان مانند سیلابهای بلا از هر هر طرف بر ممالك اسلاميه هجوم آوردند. اما در انوقتها مانند (قلیچ ارسلان)"}
{"book": "adl0616", "page": 556, "text": "شماره ۱۳\nسال دوم\nسلجوقی و بعد ازان مانند سلطان ( صلاح الدین ایوبی، و بعد ازان مانند سلطان ( مراد خداوند کار ) عثمانی بهادران اسلام موجود بودند که در پیش قوت شمشیر آنها بجز فرو آوردن سر تسلیم دگر هیچ چاره ندیدند . رفته رفته در اور باحکها ، و فیلسوفان با عقل و ذکا افزونی گرفته و مردمان نیز بعلم و صنعت و حکمت آشنایی پیدا کرده قوت و نفوذ پاپاها و کلیسا را ازین برافکندند. و واهی بودن این گونه خونریزیهای دینی بر همگان ثابت گردید . اگرچه محاربه های سیاسی بوقوع آمده و می آمد ولی کسی نام محاربه های دینی و مذهبی را بزبان نمی آورد.\n\nفرقه ها کوشها را به اهتزاز آورد. آن مجالس بزرگ ملت که هر کس آرا مطرح اصلاح و اتحاد، و یگانگی عالم اسلامی اعتقاد کرده بودند محل و معدن اختلافات، و احترامات گردید . آن اختلافات چون بر منافع خیه شرعیه مستند گردید اتفاق به نفاق انقلاب یافت. اعتراضات بدرجه پیش رفت که سلامت مملکت حکماً منیا را گرفت. در ان و لوله ها يك فلفلة محاربة ايتاليانها برامد. زیاده از یک سال دوام ورزید. اعتراضات تشکیل دادن کابینه ها در میان فرقه ها بدرجه آتشفشانی داشت که آن آتشهای محاربه را بجز بعضی قهرمانان غیوری مانند ( انور ) بیگ و رفقایش که در انجا بودند دیگر هیچکسی حس کرده نمیتوانست . تا آنکه ان مملکت جسیمه نیز از دست رفت با وجودیکه حرکات خصمکارانه بلغارها و شرکای جنایتش از آغاز مسئله پدیدار بود ، ولی نفاق فرقه ها هیچ نمیگذاشت که تدارك واقعه پیش از وقوع کرده شود. ممبر دیکه حرب بالقانهای وحشی که چندی پیش از بن باج ده ناشیه ردوششان بود آغاز نهاد همه تواقعات وعدم حاضری شان میدان رامد . از مغلوبیت مغلوبیت گرفتار آمده در استانبول محصور شدند. با وجود اینهم اختلاقات ومناقشات فاق همه فکرها و تصورها در بی ترقی و تمدن، و صنایع . و توانگری زینت و عمارت مصروف شده اوروپا عروس دنیا و و معدن عرفان و ذکا گردیده بعدل و علم . و حریت . و مساوات مبتدا به اشد ... ولی بنابر منتشای ( کل شی یرجع الی اصله ) برزهم درین عصر بیست و یکم همه آن مدینتها و درخشندگها دفعه باز مجدداً يك شدت وحدت وحشیانه، بالقانیهای دوباره کا اعلان حرب ولیسه را نمودند که دولتهای زرد اوروپا را نیز حیران ساختند . چه عجب جمت قهقری .....\n\n(از منظره های شکار گاه چناری )\n(شهزاده معظم معین السلطنه سردار عنایت الله خان با محصول شکار شان )\n\nکذالك احوال عصرها بیشتر دولت علیه عثمانیه را در ین وقت باز بکمال دهشت می بینیم که رحمت نموده است. مسئله های زورباها ، وینیجرها بازبین لباس دیگری جلوه گر گردیده است. حرکان در ابتدا بران قیام نمودند چون برای کلمات عدالت مساوات حریت بود، و همین کلمات در تصویرها و اخبارها و همه آثار مطبوعه شان دیده میشد شنوندگان و بینندگان دور و نزدیک آنها بيك امید مسرت نوید محبی افتادند . و به اتحاد و ترقی بيك شوق رهوس غربی در خود حس نمودند . چونکه همه افکار و آمال ملیه را بر سلامت و سعادت مملکت منحصر میدیدند. کمی نگذشته بود که صداهای تشکیل یافتن انگیز فرقه ها از شدت و دهشت فارغ نگردید . تا آنکه دولتها و بالقانها برین قرار داند که همتروم ایلی و جزایر بحر سفید از عثمانی که تجزیه شود. و تنها در ولایت استانبول نماند . هیئت و کلاووزرای استانبول هم بهمین قسمت خود راضی شده کم مانده بود که برین شرایط امضا کنند که بناگهان فرصت طلبان جمعیت اتحاد و ترقی که در کمین بودند بر فره زعیم خود خروج نمودند . اما چه خروج ! خروجی که انسان را تا به سنه ۱۲۲۲ هجری تقریباً یکصد سال پیش ازین بیشتر جعت قهقری مجبور میسازد ... معلوم میشود که دنیا برجعت قهقری آغاز نهاده است. باز هم"}
{"book": "adl0616", "page": 557, "text": "صفحه ٦ سال دوم شماره ۱۲\n\nدولت علیه عثمانیه\nهیچ دل یک مسلمانی نباشد که ازین وقوعاتیکه در ظرف این دو سه سال اخیره در ممالک دولت علیه عثمانیه رخ داده متاثر نشده باشد. و انسان متاثر نشود و خون نگرید که در تمام کره زمین ازین دولت بزرگتر، ازین دولت قدیمتر، ازین دولت باشوکت تر دگر هیچ دولتی در مسلمانها موجود نیست از تاریخ ٦٩٩ هجری که اعلیحضرت ( عثمان خان غازی ) بعد از مندرس شدن دولت ( ساجوق ) بالا استقلال دولت علیه عثمانیه را تاسیس و تشکیل داده اند تا به این وقت. که مدت ٦٣٢ سال میشود در ایما بفتح بلاد ، و مقاومت با دولتهای قوی بنیاد کوتاهی نورزیده اند . اول قهرمان دلاوری که از آسیا به اوروپا با خیلها گذر کرده ، و قطعهٔ روم ایلی را فتح کرده شهزاده ( سليمان پاشا ) است که پسر بزرگ سلطان عثمان غازی و برادر بزرگ سلطان ( اورخان غازی ) میباشد . سوم سلطان شان ( مراد خان خداوندگار ) بود که در صحرای ( قوصوه ) اردوی بسیار جسیم اهل صلیب اوروپا را که بنا بر استمداد حکومتهای ( صرب - یعنی سرویه - و بوسنیا ) جمع آوری کرده بودند. همه را محو و پریشان ساخت، و خودش نیز در اثنایی که بعد از جنگ در میان کشته ها و زخمی ها اظهار افسوس کرده میگذشت بغیر عذر و ستم ( میلوش قابیلاویج ) ناميك مجروح صربی شهید شده است ، شهر شهیر قسطنطنیه را اعلیحضرت ( سلطان محمد خان فاتح ) به سعی و همت و جد و فدا کاری و غیرت فتح کرده است که مطالعهٔ تاریخ آن انسان را حیران میسازد ، ( یاوز سلطان سليم ) همان پادشاهیست که عنوان [ خلافت ] را احراز نموده بلقب جلیل [ خادم الحرمین الشریفین ] ملقب گردیده است . در زمان سلطنت پسرشان سلطان [ سلیمان خان قانونی ] شوکت و سطوت دولت علیه عثمانیه به قطعهٔ آسیا و اوروپا\n\nنا امید نیستیم. اینگونه کارها را بتاريخ حواله کرده واقعات سنة ۱۸۷۰ میلادی ملک فرانس و داخل شدن پروسها را به پاریس در زیر نظر آورده امسال بما مبرهن میشود که بعد از همه ان فلاکتها و مصیبتها باز هم دولت فرانس زنده است و یکی از اهمترین دولتهای دنیا شمرده میشود . اما اگر ملت عثمانیه نیز همان اقتدار مالی ، و غیرت ملی را داشته باشند که پنج ملیار (۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰) فرنگ تضمینات حربه را در اندك مدتی ادا ، و سر از نو شرف دولت خود را با پرچم آن برپا نماید و اینهم معلوم نیست که آیا ولایتهای ( الساس ولورن ) با قلمه روم ایلی و جزایر بحر سفید برابری کرده میتواند یا خیر ؟ بهر حال ما نجز اینکه از صمیم دل و همه حسیات درباره سلامتی و کامیابی و اعلا بودن دولت علیه عثمانیه که دولت معظمهٔ اسلام و مقام خلافت است بدرگاه حضرت مستجیب الدعوات دعا کنیم دگر چه خواهیم کرد.\n\n( از منظره های جلال آباد )\n( جناب سردار محمد یوسف خان مصاحب خاص اعلیحضرت همایون در باغ شاهی قدم میزند )\n\nما را طرقه های شما از شان سروکاری نیست بلکه به احوال و افکار و رویه های آنها نیز چندان معلوماتی نداریم. اما چون خوب نظر میکنیم اسباب یگانه این همه فلاکتها را از نفاقها و بی اتفاقیهای فرقه ها می یابیم که گویا برای حسن ادارهٔ مشروطیت بسر همدیگر زدند : ایران بیچاره از عثمانی پیشتر به این فلاکت مبتلا گردید. پس ملاحظه شود که برای مشروطیت چقدر حاضریها و توجهات و قابلیتها بکار است .\n\n( بیت )\nبه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست\nکلاه داری و آئین سروری داند\n\n❧"}
{"book": "adl0616", "page": 558, "text": "سال دوم شماره ١٣\n\nدافریقا بدرجه رسیده بود که در ان وقت از دولت عثمانیه هیچ قوتی دیگر موجود نبوده، ويكانه دولت ولى وتحرى عالم شمرده میشد و عزت و افتخار اسلام شمرده میشود. المهم المؤمنون المؤمنين و الحاصل از ان زمانها تایم این آوان این دولت معظمه اسلامیان کعبه آمال آنان است که دوام و برقرار بودن آن دولت معظمه اسلام است که الموجب قوت اسلام شمرده میشود. المهم المزمن المريدين محمد صلى الله عليه وسلم به القوية والمقياس در میان پنی سیلابهای دشمنان خارجی و داخلی موقع و مرکز ساعات خود شان را بکمال بهادری، و شان و شرف حیت پروری محافظه کرده آمده است، باین صورت يك حق عظیمی دارد که در چنین وقت فلاک و مصیبت شان که دولتهای بالفان مکسر امر از هر من طرف مانند دیوان و ددان برانها حمله آور شده اند، و دولتهای معظمه این طرفداری آنها را میکنند، و نهایسر خود آدولت با غیرت و حمیت اسلامیه با همه آنها مجادله میکنند و در حقیقت از طرف همه اسلامیان مدافعه مینماید همه ملتهای این دنیا را روا است که یکردم ، قلم ، قدم و درم با آنها معاونت کنند، و در اوقات خمسه\n\nاحوال حرب\nاز يشاور التاريخ ٩ ربيع الاولم براى ما مينويسند :\nجناب معظم محترم مدبرصاحب !\nحالا که وقت ۸ شب است کارهای خصوصی برای مردم پشاور که مشتمل برفتح عظیم برادران ترک ما میباشد رسید لازم دانستم که برای خوش خبری اهل اسلام برای آن جناب نیویسم :\nتار اول ۹ فروری — دريك جنانم عظیمی که در کرد و نواح\n\nادريا نويل يوقوع آمد آمار ها تلفات و نقصانات عظیمی رداشته رویکرز مایند .\nترکان تعقیب میکنند .\nفوجی که اوریانویل محمود بودید از قلعه ها رامده سنت مقابله با دشمن نمود .\nو بشمتوا هزيت سخت داد دشمن رو بگریز است .\n\nاز صمیم دل برای\nفتح و ظفر شان دعا،\nومناجات نمائید .،\nما مسلمانان\nافغانستان را هیچ\nسرو کاری با\nاختلافات فرقه\nهای سیاسی شان\nنیست . و هم لزوم\nآنرا نمیدانیم که در\nباب فرقه بازی\nآنها بیندیشیم .\nو طرفداری یکی\nرا کرده طرف\n\n(جمناستيك عسكرى در جلال آباد)\n(طلبای عند اردل حضور همایونی در این جناستيك هنرها بكار ميوند)\n\nدیگر دادم و تقبیح نماییم معیافیه چون این مصیبتها را سراسر از همین اختلافات مشاهده میکنیم از اظهار اسف خود داری نمیتوانیم . هر فرد مسلمان اتحاد و ترقی ملت اسلامیه خود را آروز میکند . جمعیتی که بحقیقت خادم این فکر بسیار عالی باشند هیچ شبه نیست که هر فرد مسلمان به آن فکر عالی گردیده میشود. كذالك جمعیتی که فکر افتخار و آزادی اسلام را پیش نهاد خود کرده باشند. واکر بحقیقت هم چنان باشند کیست که آنرا محترم نشمارد .\n\nتار دوم : هزاران جوان طاقتور و مستعد که از قوانین جنک بیوی با خبراند از آسیای کوچک برای مدد ترکان روانه شده اند. چند قطعه جهازات افزارها عسکر بار شده از قسطنطنیه بیات طرف تا معلومی روانه شده اند . محصورین ایدر یا نویل در نهم ماه ضروری از قلعه برآمده بفوج بلغاريه بجوش و خروش حمله اور شدند. و به مدد ایزد توانا، وبلا کی شمشیر شجاعت استوار فوج بلغاریا را در مقام ( دال دین ) هزیمت سخنی دادند و فوج غنیم بعد از مقابله سخت از مورچه ها و سپرهای خود گریختند. و نقصان کثیر برداشتند .\n\nسبحان الله : اگر این کلمات معظمه، اسبهای با مسمی باشد و ازا غراض شخصی، وو اوبلاهای وانفسی مبرا بوده بالاتحاد والائتلاف تحقیقت موضوع آن كلمات خدمت و کوشش ورزیده شود چه نتیجه های عظیمی برای عموم عالم اسلام بروی کار خواهد آمد بهر صورت مقصد اصلی و آرزوی حقیقی ما و همه مسلمانان بقاو\n\nتار سوم : - توجهای اسلامی از میدان اندریا نویل حمله آور شده بمقام ( با برناس ) همراه فوج اسلامی مثلجه ملحق شدند ، ومتفقاً بر فوج غنيم بسیار بجوش و خروش حمله آوردند."}
{"book": "adl0616", "page": 559, "text": "شمارهٔ ۱۲\nسال دوم\nآن صفحات بعزم جهاد از راه مصر عازم طرابلس غرب شدند . و يكدوست ما از مصر این خبر را برای ما نوشته بود که به بعضی از آنها معاونت هم کرده بود .\n\nدر پنوقت در اخبار مصور بسیار قیمتدار ( شهبال ) كه در استانبول بيك حسن وظرافت فوق العادة نشر میشود عكس يك صف داوطلبان افغانی را بقیانت و وضعیت عسکری طبع و نشر نموده است . از قرار مسموعات گویا افغانان در میدان محار به داد مردانگی و شجاعت را داده اند، و مظهر توجه و تقدير كوماندان بسالت نشان غازی انور بيك و ديگر افسران غیور عثمانی گردیده اند .\n\n❧ بو مباردمان ادریا نویل ❧\nبعد از برهم خوردن گفتگوی مصالحه اول آغاز محاربه با بومبارد مان یعنی کله باری اور یا نوبل ابتدا ورزیده است . بلغارها به آتش رزی شهر در چارم فروری ابتدا ورزیدند ، يك قسمی از شهر اور یا نویل از تاثیر آتش طوب در گرفته است مدافعین اسلام بدرجه شایان حیرت دلاوریها و جسارتها نشان میدهند .\n\nتلگراف کوماندان اور پانویل\nبتاريخ ٦ فروری کوماندان اور پانویل باتلگراف بی سیم این خبر را فرستاده است: « دشمن مارا یو مباردمان میکنند . ۱۳۸ کلهٔ طوب . . و ۱۱ گلهٔ : نيل بشهر افتاده است ۸ نفر مقتول و ۱۰ نفر مجروح شده اند ۵۲ خانه محروق شده است . هنوز هم گله زیری دوام دارد .\n\nدر شتاله\nصدر اعظم ( محمود شوكت ) بخط مدافعه شتاجه رفته است . بلغارها ده ها و قریه های اطراف شتالجه را ويلها وغيرها سوخته و خراب کرده قرار نموده اند .\n\nغازی انور بيك\nبنا بريك نقشه بسیار خوبی که برای حرکت حربه غازی انور بيك کشیده بود بقدر بیست هزار عسکر را در کشتیها انداخته از راه بحر بر جناح چپ لشکر بلغار براورده و از طرف بر نيز بك هجوم سختی برده عسکر بلغار را در کلیبولی و اطراف آن پریشان کرده است .\n\nکوهیهای چه میکنند ؟\nسیاه کوهها، بسیار پریشانند . مدافعین اسلام در مدافعات شیرانه خودشان دوام دارند . محرکتهای خروج خودشان از قلعه اشقو دره یعنی سقوطری ) کوهیها را پریشان میسازند و تلفات بسیاری از کوهیها بعمل می آید .\n\nدر کلیبولی\nدر کلیبولی که بر ساحل آبنای ( چناق قلعه - یعنی دارد نیلز\n\n۸\nو جمله دشمنانرا که در قرب و جوار بابا برغاس بودند یکان یکان بقتل رسانیدند و اسیر نمودند صرف ده نفر زنده کرختند . و بعد ازان فوج اسلام ( پی کادس؟ ) را قبضه نمودند .\n\nتار چارم : — خاتونهای ترک در استانبول بك عظيم الشان جلسه منعقد نمودند . و قراری که دران جلسه داده بودند به افسران فوج فرستادند، دران قرار داد چنین نوشته بودند که اگر کدام سپاهی یا افسر از بزدلی و نامردی از میدان جنگ کریته بهانه خود آیند او را هرگز بخانه های خود نخواهیم ماند .\n\nاین بود خبرهای تلگرافی که دیشب رسیده و امروز به دال خدمت شما فرستادم . اما درباب واقعهٔ بوده که در دهلی بر هزا کیلینی و پسرای انداخته شده بود اضافه حالات چنان بیان میشود :\n\nو ایسرای رو بصحت است . از بهرم هنوز هیچ اثری معلوم نشد . برای گرفتار کننده مجرم انعامیکه مقرر شده تعداد آن يمبلغ دولك روپيه رسیده . لكن محرم را هیچ کسی تا حال نیافته .\n\nمیگویند که بر دیوار بیرونی مسجد دهلی یک اشتهاری چسپان یافته شد که مضمونش حسب ذیلست : — این اشتهار از طرف مجرمیست که بروایسرای گاه بمب انداخته من همان آدمم که\n\nپارسال روی تصویر به سمه ملکه را سیاه کرده بودم . من همان ادم که\n\nاز مسجد دهلی جار روشنی را که امیر صاحب مسجد عطا فرموده بودند دزدی نمودم و من همان آدمم که در این روزها و ایسرای گوله عماد اختم لاکن افسوس است که زنده ماند . خیر آینده دیده میشود .\n\nحالا من اشهار میکنم که هر کسی که نشان مرا بیابد و مرا گرفتار نماید بغیر از انعامی که برای او مقرر است مبلغ یازده هزار روپیه من از طرف خود به او انعام مید هم فقط .\n\nدر کلکته نيزيك اشهار بد مضمون یافت شده که در ان اشتهار روانه تب خوشنودی ظاهر نموده شده ، و به زننده بمب بسیار شا\n\nباش و آفرین گفته و نیز نوشته است که این کار ما مردمان بنگالی میباشد . و انگریزان را باید که از ما مردم بیغم نباشند فقط .\n\nدر بن وقت بهمن قدر خبرها اكتفا ورزیده انشاء الله در دانه آینده باز مینویسم . باقي عرض احترام فقط .\n\n( * * * )\n\n( افغانها در طرابلس )\nقبل ازین در یکی از شماره های ( سراج الاخبار افغانیه ) نوشته شده بود که : بعضی افغانانی که در ممالك دولت علیه عثمانیه پراکنده میباشند به این مقصد که پادشاه مقدس ما چون در وطن\n\nعزيزها به اعانه مالی به برادران عثمانی ما همت چها نقیمت شاهانه را صرف فرموده اند مامان چون در نجا محرکات خود آزادیم چرا بمعاونت جانی کوشش نورزیم ، و به ایمقصد بسیاری از افغانان مقیم"}
{"book": "adl0616", "page": 560, "text": "شماره ۱۲\nسال دوم\n(واقعت ) عسکر بلغار مانده و خسته شده در مقابل عسکر تازه دم را که تورکیه به آن دو چار آمده سیاح موسی الیه بنظر بسیار\nترکان هیچ کاری از پیش برده نتوانسته اند .\nکوته بین خود بسیار غلط محاکمه کرده ، و بیک طرز دلشکنانه\nتحریر نموده است که بسبب ترک بودن خود بنام خودم به رد کردن\nآن مجبورم :\n\nترکیه قوت پیدا کرد.\nمعلوم باد که عناصر اسلامیه که در ممالک عثمانیه زندگانی دارند\nاستانبول از تاریخ ۷ فروری خبر مید هند که یک قوت بسیار\nهیچ یکی از آنها از دایه های نصارا اولاد خود را شیر نمینوشانند.\nعظیمی از اناطول جمع آوری شده و در زیر کان افسری انور بیگ\nدر پیش ما مسئله شیر بسیار مهم است، در خانه های بزرگان\nوكوه تكفور برآمده جناح بلغارها را فرا گرفته است . و به این\nاز زنان نصارا خدمتکار گرفتن یک امر مجبوریست . چرا که\nسبب بلغارها از اشتالجه عقب میکشند .\nاین زنها هم در بیرون و هم در حرم خدمت میکنند. آمدیم بر\nمسئله آشپزها : خواه در سرای همایونی ، و خواه در خانه های\nجمعیت مدافعة على\nوکلا و کبرا آشپزها همه گی مسلمان و از اهالی ( بولی ) نام شهر\nاز مصر و هندستان و دیگر بلاد اسلامیه پینه بسیاری جمع\nمیباشند. بروطنپروری، و جنگاوری افسران عثمانی این محاربه ها\nمیشود . فونلوس عثمانی در بمبی نیز در بناب بسیار کوشش\nو محاربه های طرابلس شهادت میدهد . ذاتاً درویش سیاح این\nمیورزد . پیسه که جمع آوری شده بيك مليون لیره انگلیزی بالغ\nمحاکمات خود را بر ملاقاتی که با نفریها و گروه عوام نموده استاد\nشده است .\nمیدهد. و اینهم در نزدکائنات مسلم است که طبقه عوام از ینگونه\nمسایل بخبراند . اگر سیاح اسباب این مصیبتها را در مسئله\nاورو پلانهای ترکیه\nهجومهای ( اهل صلیب ) اوروپائیان که در زمانهای پیش نیز\nدر استانبول يك فعالیت عظیم عسکریه دیده میشود، اور پلانها\nاجرا کرده اند جستجو میکرد ما گمانش تحقیقت نزدیکتر میبود.\nیعنی کشتیهای جوانی ترک رجعت کردن بلغار ها را از شتالجه خبر\nگر چه اینکونه سمنانی که عامیانه و مستند بر ملاقات نفریهای\nمیدهند.\nعسکری عوام میباشد به تنقید احتیاج ندارد ولی چون در نجا\nبنار دوری مساف، هنوز بر حیات عثمان وقوف نام حاصل نشده\nسرور المسلمين\nاحتمال دارد که به اینکونه سخنان تحسبات مودت کارانه و برادرانه\nاخبار غراء ( الشعب ) منطبع مصر در زیر عنوان فوق\nيك تغییر وتقصه وارد شود از انرو برای معلوم کردن حقیقت\nمینویسد :\nحال درج کردن این مکتوب مرا در اخبار محترم و معتبر خودتان\nاسترحام و تقدیم احترام مینمایم .\nانقلاب حاضری که در استانبول بوقوع آمد در دل هر مسلمان\nجدا گانه يك ور و فرحتی حاصل نمود ، وهر شخص مجدا گانه\n(جواب)\nيك طریقی باظهار مسرت خودشان اشتراک ورزیدند . بعضی\n( محمد فضلی )\nواسطة تلگرافات مبارکباد اظهار خشنودی و سرور نمودند .\nو بعضی برادران خودشان را بر جمع کردن امانه تشویق و تحریک\nچیزیکه ادر ما محمد فضلی افندی نوشته صحیح و در ستست.\nنمودند.\nدر اکثر کتابهای ( حفظ صحت اطفال ) که در زبان عثمانی\nنوشته شده و بنظر مطالعة عاجزانه ما بر خورده توصیه بكانه شان\nولکن حضرت حاجی غلام نقشبند افغانی کمال که از ساکنان\nهمین است که اطفائرا والده های شان باید شیر بدهد . ولی این\nمحله سیده زینب میباشند برای بیان مسروریت خود يك طرف\nرا هم عرض کنیم که درویش سیاح افغانی این چیزهایی را که\nدیگری استنباط کردند که آن هم عبارت از فرستادن حواله ۱۰\nنوشته از بغض و عداوت با دولت علیه عثمانیه ننوشته ، بلکه از\nپوند انگلیزیست بر سنگ المانی شرقی بنام یکانه بها در دایر اسلام\nسوز دل و درد حسرت بر شکستهایی که بمسا کر اسلام بی هم\n( انور بيك ) برای اعانه دولت، بارك الله به همتش ، و بسیار\nوارد آمده نوشته است زیرا چندی پیش ازین يك مكتوب او را\nکند امثالش .\nکه از دیگر شهر گرفته بودیم سراسر بر خلاف اینسمنان بود.\nو از بهادربهای عساکر عثمانیه در طرابلس غرب و مدح و ثناهای\nمكتوب\nقهرمان بسالت نشان ( انور بيك ) بحثها رانده بود. ما نیزا گر\nهمان اعتذار خود او را که در آغاز مکتوب خود نوشته بود .\nخدمت سر محرر ومدير محترم سراج الاخبار افغانیه زحمت\nو از عالم نبودن و سیاسی ندانستن خود بحث رانده بود نمیدیدیم از\nافزا میگردد .\nدرج آن فقره آن صرفنظر میکردیم و اما چون مینویسد که من\nدر شماره ۱۰ اخبار معتبر شما يك مكتوبى به امضای يك\n(سیاح درویش افغانی ) مندرج بود که از انطالیه فرستاده شده\nبود. در مکتوب مذکور اسباب بكانه فلاكتها ، وهزیمتهایی"}
{"book": "adl0616", "page": 561, "text": "شماره ۱۲\nهر انقدر چیزیکه به بینم با بشنوم نوشته میتوانم ، ظاهر میسازد انتساب مولوی اصغر علی روحی استاد بزرگ عربی و فارسی مدارس\nکه المسئله دایه های شیر را شنیده باشد زیرا آنچنان درویشهای اسلامی لاهور در جها (۷) شیر (۱۰) رساله ما هزاره الهدی\nسیاح به خانه های سلاطین و بزرگان کجا راه خواهند یافت که از اینگونه در حسرت این امر میفرماید که یکی از تعلیم یافته گان در سه اعلای\nمسئله های خانگی با خبر کردند و حسنیات برادرانه و مود نگارانه مدارس از من پرسید که حضرت عایشه صدیقه را با جناب رسول\nمسلمانم بینکونه چیزهای عرضی موقوف و منوط نمیباشد. آن خدا کدام رشته قرابت در بین موجود بود و همین ذات از بیان\nارتباط بر جامعیت کلمه مقدسه است که آنرا هیچ چیزی بر هم زده احوال مفصل نپولین بونا پارت گوش مراکز کرده افسوس\nنمیتواند مسئله شیر را اگر چه برادر ما محمد قلی افندی بسیار و حسرت من دلم را کباب کرد !!\nاهمیت داده اند. ولی اگر بکندری نظر تدقیق دیده شود آنقدر پس ماذا يحكم من لم يشكر الناس لايشكر الله اولا لازم است.\nاهمیت ندارد. زیرا در ماده غذایت شیر هیچگاه دین را جهنم که شکرانه وجود مسعود مرحمت آمود اعتا حضرت شهریار\nتعاقی نیست . دین به اقرار باللسان والتصديق بالقلب موقوفست دین دار خود را بجدم های بلاانها بدرگاه حضرت عزت تعالى\nکه آنهم بعد از سی عقل و شعور آناز میکنند. حتی اطفال غیر بجا بیاوریم که الحمد الله از احکام دینیه بنوعی با خبراند که در محافل\nدین نیز در نظر اسلام یک برزخ جدا گانه شمرده میشود . اگر رسميه ومجالس اعتياد وليال عيادات که علمای عظام و فضلای\nدین، یا محبت بشیر در بدن داخل میشد آن اطفالهائي كه بسبب ذوى الاحترام در محفل حضور الامع النور حضور داشته میباشند.\nخشک شدن پستان مادرشان بشیر زوکو و غیره حيوانات پرورش از تحقیقات علمیه و تدقیقات دینیه این شهر بار دین دار متعیب نموده\nمی باشند لازم بود که اطفال که آن حیوانات را از وانده های خودشان و شکر میکنند و علاوه برین تحصیل علوم دینیه و تکمیل عقاید\nپیشتر دوست میداشتند؟ حلال که همچنین بازی هیچ وقوع اسلام را در جمیع مدارس و مکاتب اصل منين وجزو لازمی املیم\nنیامده است و باقی از درگاه خلاق اعظم كانتات حول كنانة اتحاد وكان مقرر فرموده و در خطابات ملوکانه و انتهای شاهانه در نزد خویش\nکی والله وعيت مسلمانان یک گرشان بیان میکنیم\nو یگانه چنین میفرمایند ( همچو بر کاریم کادر شریعت مستقیم )\nوی دیگر بر هفتار دومت میکنیم ) اللهم ابد عيشه وايد حينه\nواحتل اعداء والسرامية آمین\n\nصحیفه ۱۰\nسال دوم\n\nهو الله المراق\n\nباب التراجم\nچون تفصیل تراجم اعیان امت در اعداد ما بعد منظور\nالفتبارك وتعالى چون اراده سعادت ملت با حمیت فعالیه مار خواهد شد. بنابران برگا و بنا بدی از حالات حضرت سید السادات\nانشاء الله تعالی ازلا فرموده است و شهران دیالت مدان علم دوست علیها السلوان والتسلیات بها متاح باب التراجم داشته و نقال فتوح\nهنر روز هدایت آئین اعلی درت سراج اللوالدین حمدالله ملکم دین و دنیا را نمود. این نام به آن قدر بدر و حبیب حضرت\nرا از ید و جلوس میمنت مأنوس به ترقی تعلیم و تربیت و تاسیس مدارس الحداکی مباحات و مفاخرات والتجان و دل پرورانیده و هزاران\nو مکاتب موفق و مؤید فرموده و علاوه بر آن زبان ملت و خطیب درود و هزاران سلام زمایر محمد علیه السلام كنت كسب شرق\nمملکت اعنی ماه دو هفته سراج الاختیار الفعالیه نیز از ترقی خواهی میمانیم.\nو سعادت طلبی شهریار عدالت مدار برهنم برآمده از آغاز اجرا هزار بار بشویم دهی به مشک و گلاب هنوز نام تو پردن کمال بی ادبیست\nتاکنون فوائد عدیده کوناگون وعوائد مفیده و نکا رنگ را حضرت خدیت دولت محمد مصعالی احمد مجنی علیه الصلوة والسلام\nبرای ملت ایشان فرموده است. از انرو اراده نمودیم که برای است شریف محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف\nبا خبری دنی افراد ملت خود عظمای اسلام و مشاهیر دین متین این فصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک\nحضرت بی خیر الانام را بهمت مردانه خرید نشر متوطنیه بشناسلام ابن فلتر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مقر بن نزار\nوزاحم کسانی را بنویسیم که در راه دین جانبازیهای رنگا رنگ ابن معد بن عدنان - تا عدنان کنجد بیستم آنحضرت است متفق\nنموده اند و با یقول و یا بفعل برای دین فائده رسانیده وما عاجزان علیه محدثین و ارباب علم الحساب میباشد و از عدنان تا اسمعیل\nاز برکات وجود آنان باش و نان رسیده تقلید ایشانرا موجب خلاص علیه السلام و از اسمعیل علیه السلام تا آدم علیه السلام مختلف فیه بوده.\nاز ایران و دخول جنان داشته به تجدید قواعد آنان جریان آب تمین شده اشخاص در روایت صحیح کمال از معارض باشد به ثبوت\nرفته را باز در جوی خواهانیم در مما لکیکه اختبار تعلیم و تربیت نه پیوسته و بنا بر ارشاد آنحضرت سکوت در آن اول است - اما\nدر تصرف افراد خیر خواهان اسلام نیست بهزار زبان از قلت یاد کردن و ضبط نمودن همین قدر از نسب اطهر و اعلمای دین از آداب\nاجرای امور دی لایل از عدم فهم افراد تعلیم یافته کان مدارس دین شمرده اند.\nبه بدیهیات و فرائض اسلامی شکوه ها نوشته میشود . جناب فضائل ولادت با سعادت آن حضرت در عام الفیل که سال چهلم از جلوس"}
{"book": "adl0616", "page": 562, "text": "صفحه ۱۱\nشماره ۱۲\nسال دوم\n\nنوشیروان ملقب به عادل بود. در وقت طلوع صبح صادق روز دوشنبه دوازدهم شهر سعادت پرور ربيع الأول وقوع یافته و بقول اصح پنجاه و پنج روز بعد از ولادت ایشان حضرت حق تعالى و تقدس به برکت مقدم ولی بلیه اصحاب فیل را که بعزم خراب بیت الله آمده بودند از مکه و اهالی آنجا دفع فرمود و باتفاق علما، این معنی داخل علامات خارق العادت نبوت میباشد منجمین ادعا دارند که ولادت پیغمبر در هنگام طلوع غفر که یکی از منازل بیست و هشتگانه قمر است بوده و اهل حساب آن روز را موافق بیستم یا بیست و هشتم ماه ایسان از شهور رومیه و هفدهم دی ماه از شهور فرس در سنه هشتصد و هشتاد و دوی اسکندر رومی و سنه ششصد عیسوی محسوب میدارند. ابو معشر بلخی که از مهره في احكام نجوم است طالع آنحضرت را درجه بیستم جدی و قمر را در اول میزان استخراج نموده است .\n\nدر چهل سالگی به وحی الهی سرفراز شده باعث مبحوث شده اند و سیزده سال در مکه معظمه ایذای مخالفان کشیده و ده سال در مدینه به تقویت و اثر دین کوشیده دین را ترقی داده و بجان و دل خدمت مولا تعالى و تقدس را نموده در این مدت بیست و سه سال که در آخر آن اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام ديناً نازل شده است. قرآن عظیم الشان به تکمیل رسیده و در روز دوازدهم ربيع الأول بعمر شست و سه سالگی در مدینه منوره بجوار رضوان حضرت رحمان پیوسته و بزبان لاخوتی ترجمان الوفيق الأولى في المدائح النبوية روح پرفتوحش باعلى عليين مقرون فرمود صلى الله عليه وعلى آله واصحابه وسلم .\n\nحضرت عايشة صديقه رضى الله تعالى عنها در زمان وقات ایشان این فقره را که بر اجمال حال شرافت منوال نبوی شمولیت دارد می فرمودند که ترجمه آن چنین است در آن پیشوائیکه فقرا را هذا اختيار کرد و آن دین پروری که از همه گناهان است هیچ شب کامل در بستر راحت استراحت مشغول نشد و هرگز از میدان صبر و تحمل المحاربة نفس فرار ننمود و چشمان او هرگز عملیات لذات ننمود و با وجود کثرت ایذا و اضرار کفار واهل ضلال گرد ملال بر روی اقبال وی نه نشست و در انعام و انفصال بر روی هیچ فقیر بی نوال نگریست و دندان در مصاف وی به سنگ جفا شکسته شد و بروی بعصابة حوادث روزگار بسته شد وشكم وی در ده روز پی در پی از نان جوین سیر نشد - شمایل نمونه چندانکه در بیان آید. منتجه وصف بگویم تو خود در آیه بین . وقایع عظیمه که در سنین هجرت برای تاسیس ترقی دین و اشاعت توحید حضرت رب العالمین از آنحضرت رخ نموده است اول آن تاسیس مسجد قبا است در بیرون مدینه منوره که اول مساجد مسلمانان است و خدای متعال درشان آن مسجد اسس على التقوى\n\nمن اول يوم احق ان تقوم فيه فيه رجال يحبون ان يتطهروا والله يحب المطهرين، فرموده است و اخیر وقایع تجهيز جيش اساميه ابن زید رضی الله تعالى عنه است بجانب روم که در عرضی موت میوانی فرموده شده است .\n\nغزوات حضرت سید السادات که به نفس نفیس خود دران حاضر بودند . قول اشهر بیست و هفت بوده و بعوث و سرا یا که یاران و لشکر اسلام را فرستاده و خود حاضر نبودند پنجاه و شش شمرده شده است که مجموع هشتاد و سه غزوه بوده در مدت ده سال با نجام رسیده است ( اهل اسلام شرق و غرب این فقره را بخوبی نظر کنند و تامل در از نمایند) اولاد حضرت خير العباد بقول اصح منقح سه پسر قاسم و ابراهيم وعبد الله ( که تفصیل شان در وعده داخل است) و چهار دختر فاطمه زهرا وزينب ورقيه وام کلثوم که بیان مفصل آنها در ناموران زنان جهان در جریده وطنیه خوانده خواهد شد اکنون از خوف طول کلام که موجب ملالت طبایع خواننده گان جریده میشود ختم مقال را نموده برای خواننده گان گرام عرض میشود که تفصیل غزوات و حالات آنحضرت را اگر بموجب ذوق ایرانی خواستگار باشند بقلم راقم آنهم نوشته شده و بنام سراج السیر مسمی نموده از مراجع اعلحضرت شهریاری قدر قدردان اعلی الله قدره بطبع رسیده و در تعلیم اولاد وطن داخل است شایقان سیر نبوی از دار التأليف ويا علوم حبيبه طلب فرمایند فقط .\n\nحرره الداعى على الله عنه\n\nشكر ان على نعمائ حضرت المنان جل جلاله\n\nحسرت ابدی آفریده کار عالیان چون میخواهد که از نعمتهای کامله خود ربك ملك و مانی ایشان سازد. زمام اقتدار آرا تائیدات ذات اقدس پیامهای خود بكتف كفايت يك مالك حكم دانا وبادشاه عادل باذل علما واحسان ميفرمايد :\n\nچنانچه افغانستان و اهالی آنرا مفوض بوجود فیض آمود اعلیحضرت ( سراج الملة والدین) پادشاه بزرگ با عدل و دین گردانید که آنرا نعمت بزرگی گفته میتوانیم که شکران آن بر ما واجب ولازم میگردد.\n\nازان است که از فیوضات ذات اشرف همایونی شان روز بروز آثار ترقی و عرفان پروری در دلهای اهالی می پروراند و دلهای شانرا منور علم و عرفان تازه می سازد :\n\nچنانچه اهالی افغانستان در زمانهای قدیم هیچ از واقعات گوشه عالم خبری و اثری نداشتند همان بود که از فیوضات بارکات عرفان پروری ذات اشرف احمد همایونی اعلیحضرت ( سراج الملة و الدين ) پادشاه بزرگ معظم در ملك افغانستان شایع شدن اخبار نیز ایجاد گردیده این است که بنام ( سراج الاخبار افغانيه ) این اخبار فوائد آثار و این نامه گرامی گهر بار به اداره و قلم حکمت رقم"}
{"book": "adl0616", "page": 563, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۱۲\n\nادیب فاضل خردمند جناب ( محمود طرزی ) صاحب انتشار پذیر، عالم مطبوعات کردید و اهالی ما را از صحرای بخیری در شهراه مدنیت با خبری انداخت که از ملاحظات آن کو یا در تمام ممالک عالم سیر کرده پرده های نابینائی چشم ما را دور ساخت تمام اطراف واکناف عالم را بنظر ما در آورد که هیچ حایلی و مانی در خود نمی بینیم و از منافعیکه بمطالعات آن ما را دست میدهد یکی حقوق شناسی پادشاء معظم عادل معارف پرور محبوب القلوب ماست که از فیض قلم آن ادیب خوش تقریر به این دانستن حقیقی رسیدیم . الحق که این نعمت عظمی و موهبت کبری موجب هزاران شکر و شناست .\n\nذات اشرف همایونی شان چنان حکمت بالغه به این عرفان پروری شاهانه بکار بردند که همه اهالی را يحب وطن پروری واخوت المومنين بك وجود ويك تن و يك جان و جسم گفته میتوانیم واگر بنظر تدقيق تكريم يك روح مجسم الحب اهالی با یکدیگرشان طعم شیر و شکر را پیدا کرده هر روز در افزونی است .\n\nاین است که بر همه اهالی ممالک خاك پاك افغانستان واجب و لازم است که شکران این نعمت را بجا آرند اتفاقی که از احسن اخلاقات حسنه است برای اهالی بتوجه ذات شاهانه شان فایض گردیده و تفاق که مذموم ترین خصلتهای ذمیمه است ، از اهالی ما دور کردانیده از درگاه خداوند جل و علی دوام عمر و بقای سلطنت اعلیحضرت پادشاه عاشق بسیار مهربان خود ما را ازدیاد ترقی دولت قويشوكت ملت نجيه افغانرا نیاز میکنم و از جمله اهالی ملت همین دعا را استدعا داریم آمین ثم آمین .\n\n(یکی از خوانندگان سراج الاخبار افغانیه )\nم . ج\n\n( عالم عسكرى )\n\n( مانوره ) های بزرگ عسکری و فواید آن\n\n( مانوره ) يك لفظ بيكانهٔ زبان فارسیست در زبان فرانسیسی این کلمه بر کارها و حرکتهایی اطلاق میشود که به پیش بردن ، و پس کشیدن و به اینسو و آنسو راندن يك چيزی متعلق باشد مثلا قطار ریل را كه از يك خط بر دیگر خط میبرند و می آرند تا بر خط اصلی برا بر سازند ( مانوره ) میگویند. یا عرابهٔ موتر را که میخواهند پس دور بدهند، و يا بريك سرك مطلوب خود برابر سازند گاه به پیش و گاه بعقب میبرند و می آرند آنرانیز ( مانوره ) میگویند . ولی عموماً برای قواعد بزرگی عسکری ، و جنگهای مصنوعی عسکری کلمهٔ ( مانوره ) استعمال میشود که ما از فواید و لازم بودن آن برای عالم عسکری در نجا یک قدری بیان میکنیم : این يك معلوم است که هر صنعت دو طرف دارد. یکی جهت علمی دیگری جهت عملی - جهت علمی آن که نظریات هم میگویند برای جهت عملی آن صنعت قواعد و معلومات لازمه را حاضر و تدارك میکنند. اینهم معلوم است که در دنیا هیچ چیزی بی علم میسر نمیشود، و نيز هيچ يك علمی نیست که بی عمل از ان فایده میسر شود . علم عسکری ، درین عصر حاضر در ذیل صنعتهای بسیار نازک يك موقع بسیار بلندی دارد. زیرا محافظة حيات وموجوديت دولتها و ملتها - حتى محافظ، صلح و آسایش - بوجود فنون عسكريه موقوفست . نوع بشر در وقت حاضر جنگهای روی زمینی را کافی ندیده بجنگهای زیر بحر، و روی هوا نیز آغاز کرده اند . گله هایی که قیمت هر يك ازان صدها پوند میباشد و بيك گله صدها آدم را تلف میسازد ایجاد میکنند . عالم عسکری در ین وقت بینه ماشین بسیار بزرگی میماند که بهزارها آلات و ادوات نازك وكانتی درین ماشین موجود است . این ماشین جاندار را خوب صورت استعمال و چالان کردن ، و از همه آلات كوچك و بزرگ آن بخوبی فایده بر داشتن به علم و تجربه و واقعیت نامه احتیاج می افتد . و به این سبب کار و وظیفهٔ افسران که ماشین کاران این ماشین جاندار شمرده میشوند بسیار نازک است . اگرچه قسم نظری یعنی علمیٔ عسکری در اول امر خوب خوانده و تحصیل میشود اما قسم عملیٔ این علم که عبارت از تطبیق دادن علم بعمل باشد هر وقت و هر زمان میسر نمیشود ، زیرا موضوع علم عسکری و جای تطبیق دادن آن جنگ و محاربه است که آن گاه گاهی بصورت نادر بوقوع می آید، و به این سبب قسم عملی و تطبيقات علم عسکری که بسیار ضروری و تطاول این علم شمرده میشود بسیار ناقص میماند بنابرین دولتها در ین باب يك چارهٔ دیگری اندیشیده اند که آنهم ( مانوره ) های بزرگ عسکری میباشد که در هر سال دوبار بمدارج و فداکاریهای بسیاری در اول بهار و تیر ماه آنرا اجرا میکنند. این مانوره ها اساساً بر نقشه ها و پلانهائی که برای جنگ و محار به کشیده شده میباشد ترتیب و تنظیم میشود . و هر حکومت نظریهٔ تعداد عسكر خود يك لك با كمتر يا بيشتر اردوی خود را برای مانوره حاضر میکنند و آنرا بر دو قسم تفریق و جدا میسازند . و نظریهٔ پلانی که کشیده شده میباشد یک طرف را دشمن فرض کرده به آنصورت محرکات آغاز میشود . طرف مقابل نیز حرکاتی را که مقابل همچنين دشمن لازم باشد اجرا میکنند. پلهای ساخته گی بر شهرها می بندند از گذرهای شهرها میگذرند استحکامهای خاکی ، و خندفهای شکاری می کنند. و الحاصل چیزیکه در محار به لازم باشد همه آنرا اجرا میکنند. و صنوف ثلاثه - یعنی پیاده ، و سواری ، و طوبچی بجا آوردن وظیفه های خودشان را می آموزند . حتی هئیت طبیه عسکری نیز بصورت ساخته گی مجروحین را میباشند ، و بر میدارند قسم اعظم فایده های این مانوره ها به افسران بزرك على الخصوص"}
{"book": "adl0616", "page": 564, "text": "حیفه ۱۳\nسال دوم\nشماره ۱۳\nپر افسرکل میرسد. چراکه ماكينیست یعنی ماشین کار کلان این رباح تجارت شمال شرقیست که از سبب حرارت شدیده وادی\nماشین جاندار همانا افسران بزرگت، لهذا افسران به واجبات ( ميسيسي ) بدانطرف انحراف میکنند . اینست تعریف بادهای\nمجاز به از سایه اینگونه ماتوره ها آگاه میشوند و بدادن امرهای موسم و سمت های آن .\nقطعی و سریع عادت میگیرند . غیر ازينها يك فايده دیگری نیز ازین\n\n( باد توبی ، و باد ساحلی و یاد ملتمی)\nمانورد ها حاصل میشود که چون در سال دوبار اردوها به اینگونه در منطقه حاره، بعد از طلوع شمس بسبب تسخن کره ارض\nماتوره ها بر آیند نقصانها و کمبود بهای اردو نیز بمیدان بر آمده از جانب بحر بسوی خشکه تا بوات غروب ، و بعد از غروب که\nاصلاح و اکمال میشود. دیگر اینکه در نتیجه کار سر افسر کل خطاها نسبت حرارت خشکه به محرکمتر گردد بالعکس از جانب خشکه\nو غلطهای افسران را دیده بعضی را سزا و بعضی را مکافات میکنند بسوی بحر جریان یادی ظهور میکنند که این بادها را در سواحل\nاگرچه در در خصوص مانوره ها همین قدر معلوماتی که عرض شد و شهرهای قریب بحر ( بادنوبی ) و ( باد ساحلی ) و ( باد ماتمی)\nغیر کافی میباشد ولی برای این شماره همینقدر بیانات را کافی دیده میخوانند.\nانشاء الله در آینده دیگر ملاحظات نیز عرض میشود .\n\n[۳۰ف]\n\n( مقالات فنيه )\n\n( حکمت طبيبه )\n\n( فن )\n\n( منه اور لوژی )\n\n( باد )\n\n( ما بعد از شماره ۱۱ )\n\n( بادهای موسم ) همان رباح تجار نیست که بنا و کسب حرارت\nمختلفه خشکه و آب کیفیت استقامتش تبدیل ورزیده هیوب و وزیدن\nاین بادها مخصوص منطقه حاره و جواز انهاست ، تعبیر باد موسم\nدر از منه قدیم مخصوص بادهایی بود که عش در ( او قیانوس هند )\nیعنی ( بحر محيط هندی ) در ایام معينه سال کاه از یکجهت و کاه از\nمقابل انجهت در وزیدن می آمد، اما در بتوقت پر کافه بادهائیکه\nدر وقت معین میوزد این تعبیر اطلاق میشود .\nسمت های وزش بادهای موسم (۳) سمت میباشد :\n۱ اول - [ سمت بحر محيط هندی ] بود که درین سمت\nبادهای موسم از ( استرالیای شمالی ) و از ( هند چینی ) و از شبه\nجزرة هندستان) میگذرند. حدود شمالی این سمت سلسله جبال\nهمالانه میباشد. اسباب ظهور یادهای موسم در سمت بحر محیط\nهندی گذشتن شمس است از مداری بمداری که بدین سبب گاه\nخشكه جانب شمالى وكاه خشكه جانب جنوبی خط استوا كسب\nحرارت ميكند. و این کیفیت موجب تغيير وتبديل استقامت\nرباح تجارت در بحر محیط هندی میشود.\n۲ دوم - [ سمت ساحل کینه شمالی ] بود. که در قطعه افریقا\nواقعت. حدود شمالی این سمت ( جبال فولفو ) میباشد.\nاین سمت بقدر سمت اول وسعت ندارد .\n۳ سوم - ( سمت بحرائيل ) و ( كور فر مكيفو بود. که\nدر قطعه امریقا واقعت. در نجا بادهای موسمی که میوزد هبوب\nاگرچه در منطقه معتدله نیز ازین بادهای نویی در مواسم کرما\nهای شدید ظهور میکنند ولی نسبت به منطقه حاره خیلی حقیف\nاست. در سواحل بحر سفید باد ساحلی از برای کشتی بانان خیلی\nسهولت میرساند .\nسبب ظهور این باد آنست که در وقت نهار چون شمس پر\nسمت رأس میاید هواگر می پیدا نموده انبساط میدهد . و هوای\nبحر بسبب برودت چون هوای خشکه را خفیف میبندند الطرف\nمجوم میکند و بعد از غروب شمس حرارت هوای بحر چون\nنسبت به حرارت هوای خشکه زیاده تر میکردد لاجرم هوای\nخشکه در انجا هجوم میکند چنانچه تفصیلات این مسئله سبقت\nمختلف دارد .\n\n( رياح قفر )\n\nبعضی رباح خيلي كرم وعديم الرطوبت شديد مخوف مهلك\nچولها و بیابانها را ( رباح فقر) میتوانند که پروجه آتی انواع\n۱ اول - پادسموم بود در عربی از لغت سم ما خود است .\nاز اسم این باد چنان مفهوم میشود که بوجود انسانی خیلی تاثیرات\nسیه اجرا میکند. این باد در سمنهای ( عربستان ) و ( توبه )\nو بعضی جاهای ( مجمستان) و در ( بر شام ) و بعضی جاهای\n( چین، هندستان ( در مواسم كرما هبوب میکنند که از شدت\nحرارت فوق العاده اش به اسم سموم موسوم گردیده .\n۲ دوم - ( باد خمین) بود که این باد در دیار مصر از سمت\nجنوب مدت پنجاه روز و کاهی کمتر نهایت گرمی دروزش میآید .\nو از بیستم ماه نیسان رو می تابد هم ماه حزیران دوام میکند . اگر\nچه مضرتش بقدر یاد سموم نباشد ولی باز هم خیلی گرم و بی\nرطوبت است.\n۳ سوم - ( سازمانان ) نام باد خیلی گرم و بیرطوبت بود که\nدر ماه های کانونین و شیاط از جانب ) برای کبیر) بكسر بوی\n( ساحل کینه ) میوزد ."}
{"book": "adl0616", "page": 565, "text": "شماره ۱۲\nسال دوم\nتحقیقه ١٤\nچهارم ( سیرونو ) و ( سولانو ) نام بادهای گرمیت\nکه در یونانستان و ایتالیا ، و اسپانیا میوزد ، و سبب ظهور آن نیز\nقربت صحرای کبیر عد میشود .\nه نجم ( با ماروس ) نام باد جنوب غربیست که مخصوص\nدر امریقای جنوبی در ممالك ( ارزانتین ) از سر کوههای پربرف\n( اندرس ) بنهایت سردی و نایت شدت میوزد.\nششم ( پوره ) نام باد شمال شرقیست که در سمت ساحلهای\n( شرق کور فزونديك ) در ایالت ( دالما جيا ) نهایت شدت\nمیوزد ، گاهی چنان بشدت میوزد که جوده کارهای اولیه را\nبرزمین میغلطاند .\nباقی دارد\n\nادبیات\n( خطاب بعالم اسلامی )\nحال اسلام است چون زلف کسی در هم چرا\nخون نگرید هر مسلمان زین الم زین غم چرا\nماتم اسلام باشد این زمان از دست کفر\nمازغنات سور بنداریم این ماتم چرا\nهم و ماتم دیدگان امروز می باید گریست.\nآه باشد چشم ماتم دیدگان بینم چرا\nربع مسکون بود از اسلام چندی پیش ازین\nمی شمارندش نخود اصرایان این دم چرا\n\nپیش ازین بسیار میگفتند عالم را وسیع\nتنگ شد بر ما زدست کافران عالم چرا\n\nعی و راحت ملک و دولت سیم و زر مال و منال\nجملگی بردند از ماما چنین بیغم چرا\n\nپرده است از پیش ما این قوم هر چیزی که بود.\nدین و ایمان مانده باقی مانده اند این هم چرا\n\nرایگان نتوان گرفتن یکمدی از دست کی\nرایگان از دست ما بردند یک عالم چرا\n\nمیرود از دست ما ملك جهان ما غیر\nدهر و غم ما چو طفلان شادمان حرم چرا\n\nسایه میگیرد جهان کم کم عیان است این نهان\nمیبرند از دست ما ملك این چنین کم کم چرا\n\nروز ما خواهد شدن چون شب سیاه از دست کفر\nصبح عیش ما نباشد همچو شام غم چرا\n\nیکنفس باقیست از بهر خدا اسلامیان\nدر تغافل بگذرانیم این نفس این دم چرا\n\nبود از دست شما جنگل نشین این دام و دد\nاین زمان محکوم دام و در بود آدم چرا\n\nاتحادی همتی سنگی و فنی غیرتی\nاز نفاق افتاده اید آخر جدا از هم چرا\n\nگشت هر غول نصاری آدم از تاثیر علم\nآدمیت را دهد از کف بنی آدم چرا\n\nبود چندی پیش جنگل مسکن این و حشیان\nاز تمدن این زمان گویند حیرانم چرا\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره ۱۱ سال دوم )\nبندیخانه رفتن را زمینه بشقیقه خود به تفکیه زده به ترك دغدغه\nحیات گفت .\nحالا چون از احوال سابقه فلوسینه تا یک درجه آگاهی حاصل\nکردیم باز در پیش تلوید و فونت آرمان دوغرانلیو در اوتاق\nخانه مادام آنغو در آمده به بینیم م که چه میگویند :\nو سامانی که تصور کرده بود نکردید از اترو قلوتید در نظرش قلو تیلد می بینی آرمان که خدا مراچان زده و هنوز در\nبیقدر و قیمت يك چیزی آمده بهمان سیصد هزار فرانك او يك زدنست ! به این عدالت حق چیزی گفته نمیتوانم ، اما خدا کند.\nچیز کمی بدهی قرضدارهای خود انداخته و مابقی ثروت موجوده که غضب الهی تنها بر سر می باشد ، و از جنون جنایتکارانه\nرا به مترسها و قمار بازیهای بزرگ و سفاهتهای بی اندازه بظرف مادرش این طفل معصوم نوزاد جزا دیده نشود ؛ آیا محبتی که\nیکدوسه سال صرف نمود.\nتا محال در حق من داشتی بعد ازین در حق این دخترك من عطف\nغونتران چون سراسر از توانگری محروم گردید به طراری خواهی کرد آرمان ؟ اگر لازم و ضروری بودن تسلیم این طفل\nو عیاری آغاز نهاد بعد از طراری یعنی حیله کاری به قایزی را توحس نمیکردم شما را تا به اینجا زحمت داده نمیخواستم . ولی\nپر دراخت ، و همین بود که پولیس از طراری های او و قایزنی های چون دانستم که شما مرا تا بحال بيك شفقت و محبت عاليجنا بانه\nاو آگاه کشته و او را عقب گیری کرده کرده تا آنکه در روز دوست داشته اید امید کردم آن محبت را بعد ازین در حق\nمذکور در او ناقش او را گیر کردند و او از برای آنکه رذالت اولادم اجرا بکنید. آیا بین وعده میدهی آرمان که دختر مرا"}
{"book": "adl0616", "page": 566, "text": "سال دوم\nشماره ۱۲\n\nمسعود باد یارب، در هر زمان و هر آن\nارواح قدسیانش باشد و را مصاحب\nعمرش دراز بادا، تا از کمال و فضلت\nگیرد فیوض عرفان، نبود و را متاعب\nاز فن و علم و صنعت ، از خلق خوب و رأفت\nو زهر کمال و حکمت، با بهره با دو صاحب\nآمدید هر جسمش ، تاریخ شد زاسمش\nنقش نگین رسمش باشد ( حسین راغب )\n\nصبح\n\nبهر هر کاری که داری زود شو بر خیز صبح\nچونکه وقت فیض باشد زود شو بر خیز صبح\nصبح خیزی شهیر پرواز اوج مدعاست\nگر تو خواهی سید مطلب زودشو بر خیز صبح\nمیخدم تأثیر انفاسی میش در بغل\nعبرتی گیر از بهایم زودشو برخیز صبح\nجمله طیرو وحش و برانه نباتات و هوام\nجان ز فیض صبح گیرد زودشو بر خیز صبح\nشب نشینی صبح خوابی را دهد بارای عزیز\nصبح خوابی شد فلاکت زودشو بر خیز صبح\nشب بخواب و صبح برخیز و خدا را یادگی\nکارکن در دین و دنیا زودشو بر خیز صبح\nصبح صادق فیض خالق را نمایان میکنند.\nبشنو ای ( محمود طرزی) زودشو بر خیز صبح\n\n( باقی دارد )\n\nقیقه ۱۵\n\nکرده انداز ما در اول روز تعلیم علوم\nاین زمان دانند از ما خویش را اعلم چرا\nدزدی علم و هنر کردند از ما این گروه\nمیخریم از دزد مال خویش را هردم چرا\nچند برما میفروشند آنچه از ما میخرند\nمن بهیچ این غیرت و این سنگ نفروشم چرا\nآدمیم آدم چه آموزیم علی از دام و ده\nطبع را زین وحشیان رام نبود رم چرا\nگر مخالف در نوای راستی باشد خط است.\nدوشی از دشمنان آیدزهی فکر محال\nدر مقام آخر نمیدانید زیرازیم چرا\nآشنای خویش میدانید هر بیگانه را\nزخم را داشته ایدای غافلان من هم چرا\nمحرم اسرار فهمیدید نا محرم چرا\nاین زمان آموخت باید علم کار از کافران\nای مسلمانان چه میگویم چه میگویم چرا\nچند غفلت پیشگی تن پروری بی همتی\nچون چنین باشید من خاموش بنشینم چرا\nاستراحت پرداز ما دانش و علم و کمال\nاینقدر باشیم در تن پروری محکم چرا\nخون نگرید زار مستغنی چرا ای همنشین\nهمدم صدغم نباشد آخر ای همدم چرا\n\nتاریخ ولادت ( حسین راغب ) فرزند ارجمند عن تمند محترم\nجناب ( حسن حامی ) افندی معرفت شیم\n(حامی) مبارکت باد، نوزاد خوش نژادت\nباقی بماند نامت گاهی نگشت غایب\n\nدوست بداری، وحمایه بکنی، و محافظه نمایی: اگر این وعد بیادم می آرم میترسم. و بعد از انکه روحم بدنم را ترک کنید\nرا می بکنی بسیار به استراحت بلکه نهایت بختیاری تسلیم روح چشم های مرا بدست خود بپوشید.\nخواهم نمود .\nآرمان فغان خفه شده جوش گریه خود را بزور ضبط\nوقوات دوغرا تالیو دستهای قومی فلوئید را گرفته کرده برای اجرا کردن او امر آخری فلوسیله از اتاق بیرون برامد.\nو بوسه داده گفت :\nحالا فلوتین را محالت جانکندن و آرمان دوغر انلیو را برای\nقلوتيله ! عزيز قلوتيلد، خاطر جمع باشید که دختر راهب آوردن گذاشت از زاجه دیگری که مادام آنغو در وقت\nنخواهد ماند . بشرف و اصالت خاندانی خود سوکند میخورم آمدن موسیو غراندیو بیان کرده بود یکقدری معلومات بگیریم\nکه من پدر او خواهم شد .\nکه آیا کیست و چیست ؟\n( آهسته دست و یقونت را فشرده ) تشکر میکنم دوست در همان شبی که قونت عنتران دور اندال یکچند پیسه برای\nمن ، منهم از شما همین را امید میکردم. بعد ازین بجز اینکه بخدای فلوسیله بر روی میز گذاشته و بسرعت از اوتاق برآمده برفت و باز\nخود توجه کنم دیگر کاری برایم باقی نماند. جناب حق شما را نیامد مکر روزی که پولیسها او ر اکبر کرده خود را بکشت در همان وقت\nمکافاتیکه مستحق آن باشید بدهد. حالا رفته برای من يك راهبی که او از خانه برامد یک دختر بدرنگ و چنلی که هم شاکرد .\nبیارید ، و مرا با او بکندری تنها بگذارید. و بعد از آنکه راهب و هم خدمتکار دایه ما دام آنمو بود در او تاق صاحبه خود\nبراید باز در پیش من بیائید. زیرا وقتیکه مرگ خود را در تنهایی در آمده گفت :"}
{"book": "adl0616", "page": 567, "text": "صحیفه ١٦\nسال دوم\nشمار ۱۲\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۱۱) سال دوم )\nو به این سبب در پیش نصارا در ذیل اعزمها داخل شده است . و بعضی هیکلتراشها هیکلش را ساخته و بعضی شاعر ها احوال او را انتظام کشیده است . دیگر دختر حاکم آکیتانه فرانس است که در سنهٔ ١٠٤٣ میلادی امپراطور جرمن ( هاری سوم ) ازدواج کرده و بعد از وفات شوهر خود نایبهٔ حکومت پسر خود مانده است . سوم دختر لؤی ( جوان ) که پادشاه مشهور فرانس است میباشد که در ۹ سالگی با امپراطور قسطنطنیه ازدواج کرده است . چارم دختر ( برتولد ) حاکم ( مرانیا ) است که در سنهٔ ۱۱۹۹ میلادی با پادشاه فرانس ( فلیپ او گوست ) که زن اول خود را طلاق کرده بود ازدواج کرده است . و چند اولاد هم از و بدنیا آورده است . ولی چون در آنوقتها نفوذ و تسلط پادریهای روحانی بسیار بود زن اولین فلیپ پادریها را بدام آورده پادریها فلیپ و گوست را مجبور کردند که زن اولی خود را پس بگرداند از انرو آنیس را طلاق داد و زن اول خود را پس گرفت ، و در سنهٔ ۱۲۰۱ میلادی آنیس از غم وفات یافته که بعضی شعرا احوال او را بصورت فاجعه نویسی تحریر کرده اند . پنجم دختر ( آلیت اول ) پادشاه اوستریاست که در سنهٔ ۱۲۸۰ میلادی تولد یافته و چون پدرش بقتل میرسید آئیس در سن بیست سالگی بود . به انتقام پدر خود ۱۰۰۰۰ آدم را قتل رسانید . و بعد از ان با پادشاه مجارستان ازدواج کرد و بعد از یکسال بیوه مانده يك معبد بزرگی بناء نموده و در میان آن بصفت راهبه گی تا به آخر عمر خود منزوی شده است . ششم آئیس سورله نام يك زن فرانسوی است که با حسن و جمال و عقل و ذکای خود مشهوره و معروفه میباشد . در سنهٔ ۱۴۳۱ میلادی با یکی از زنهای بزرگی به سرای ( شارل هشتم ) پادشاه فرانس رفته بود . پادشاه برو عاشق شده او را در خدمت ملکه مقرر نمود . و به این صورت رسماً او را معشوقهٔ خود ساخت اما آئیس سورله تسلطی را که بر قلب پادشاه حاصل کرده بود بخوبصورت استعمال کرده پادشاه را از سستی و کاهلی که در ان بود بیرون برآورد . و بر بیرون بر آوردن دولت انگلیز را از خاك فرانسه بشوق و حرکت آورده است . بعد ازان با پسر پادشاه ( شارل نخستین ) گذران نتوانسته گوشه نشینی اختیار کرده است . آئیسی يك زن ایتالیای ایست که در علوم ریاضیه صاحبهٔ ید طولا بوده است . و در دارالفنون ( بولونیا ) معلمهٔ علوم ریاضیه بوده یکچند تألیفها و اثرهای مقبول و معتبرش در علوم مذکوره باقیمانده است . در سنهٔ ۱۷۹۹ وفات یافته است .\n( باقی دارد )\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ( ۱۱ ) سال دوم )\nازین است که در قریه ها و ده ها می بینیم که يك دکاندار هم نان فروشی ، و هم قصابی و هم بقالی میکنند . و یا آنکه يك حکیم هم حکیمی ، و هم جراحی و هم دواسازی ، و هم دوا فروشی میکند سبب یکانهٔ این عدم تقسیم اعمال از همین است که مبادله و جای فروخت ندارد . و اگر قاعدهٔ تقسیم اعمال کار شود ، و هر يك از آن کارها را يكيك آدم در عهده بگیرد آنقدر مشتری که گذران معیشت هر یکی از ان اصحاب صنایع را در عهده بگیرد پیدا نمیشود . دیگر چیزیکه قاعدهٔ تقسیم اعمال را کم پایش میسازد (سرمایه) است . چونکه اگر اعمال را چنانچه شاید و باید تقسیم کردن خواهیم لا بد عمله ـ یعنی کاریگر ـ را افزونی بدهیم ، و عملیاتی که این عمله آنرا بکار اندازند فابريك بزرك ، مواد اصلیهٔ بسیار ، ماشینهای بسیار و الحاصل به سر مایهٔ بسیاری محتاج است . بسپبی که تقسیم اعمال از قواعد طبیعیهٔ واجبی ست از اثر و رحمهٔ افراد جمعیت ، و بلکه بر عموم هئیت بشریه شامل است . اما نتیجه های شایان استغراب آن در فابریکها نمایان میشود . و دره دیگر همه اعمال ، یعنی در زراعت ، و تجارت ، و ادارهٔ حکومت و در علوم و فنون متنوع ، و در تمام عالم مدنیت این قاعدهٔ تقسیم اعمال باقی دارد .\n\nاعلان\nیکدانه معلم مشاقی که هم خوشخطی و هم کاغذ نویسی با موزاند برای سرسوتی مندر ( مدرسه اهل هنود نمبر ۲ ) بکار داریم ، در روز پنج ساعت تعلیم میدهد . حالا ماه بیست روپیه کابلی تنخواه داده میشود . اگر لیاقتش ثابت شد تا بیست و پنجروپیه ترقی داده میشود . آرزو کننده گان پیش مشهر این اعلان ( بالکرشن داری ) سر مدرس سرسوتی مندر ( مدرسه اهل هنود نمبر ۲ در شور بازار کابل ) بیایند .\n\nاعلان\nکتابهای فارسی — انگریزی — اردو — گورو مکی — بهاشا و غیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد . المشتهر ( بالکرشن داری ) سر مدرس و رئسه اهل هنود نمبر (۲) در شور بازار کابل\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 568, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 569, "text": "سیاحت پرده را دور کر ناز مین                          ( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\nپشتاد روز                                                ( با حرف اعلا )\nکتاب اول از من انشاء طرز جدید در سیاست             دو کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیاچه باید کرد؟ )\nکه هم انشاء میشراند، و هم می آموزاندند              ( با حرف اعلا )\nدکان ملا غلام محمد ناجی کتب متصل مدرسه           در اداره موجود است. آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند.\nعالی بخش چاپ جنت (۲) دو روپیه کابلی              قیمت همه (۲۵) بیست و پنج روپیه کابلی\nفروخته میشود\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nبرای تاجران ، دوست گران که صنعت خود شارا در سراج الاخبار الافغانية اعلان و اشتهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر قسم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار که پنج بار نشر و شایع شود و در هر سطر يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار زیاده اشتهار کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه بدین ورق وقایع درج شود از یکبار که پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابل و اگر از پنج بار بیشتر اشتهار کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود ، طول سطر مثل متون اخبار ما (۳) اینچ ( تقریباً ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 570, "text": "شماره ۱۳\nسال ۲\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nمدنیت پروریهای اعلیحضرت همایونی\nا تشریف آوری موکب همایونی از دره نور — مراسم جشن ولادت ذات عالی جناب نائب السلطنه صاحب\n\nحوادث داخلیه\n— هوای کابل —\n\nحوادث خارجیه\nاجمال سیاسی — حوادث انقلاب استانبول — رئیس جمهور فرانس — کشتهای هوائی روس — در سرحد جرمن — دزدان موتر دار — تقرر ناظر خارجه روس — خبرهای محاربه — مکتوب از دهلی — يك تلگراف بسيار مردانه از طرف جناب شكرى پاشا — انور بيك اوروپا وابور حميديه — حريق استانبول — روس و استريا — رومانيا و بلغارستان — ايضاً برف آتش را توقف میدهد — فتوحات عثمانی در سقوطری — زنان حقوق طلب — اخبار چهره نما — اخبار افغان — ايضاً انوربيك — يك مجلس بزرگ زنانه\n\nمقالات فنیه\nما بعد از شماره ۱۲ — باد قصرته — خرطوم سحابی — باد میقاون\n\nکیفیت باد\n\nمکتوب شهر\n\nادبیات\n\nناموران زنان جهان\n\nعلم ثروت ملل\n\nفاجعه های پاریس\n\nاعلان\n\nتصاویر\nذات اعلیحضرت سراج الملة والدین با بعضی منصبداران محافظ معیت شاهانه بمصاحبۀ غیر رسمی — عيناً همان يك منظره مصاحبه غير رسمی دیگر کیفیت شهزاده معظم جناب معین السلطنه صاحب — ا شهزاده مکرم جناب عين الدولة صاحب — جناب منشى شاعر"}
{"book": "adl0616", "page": 571, "text": "اعلان\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانیه )\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسايه فيوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان مانو در دار السلطنة محروسه کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلک این نامه گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم ، وحب دولت و وطن ، و توجه بسوى علم وفن ، ديني ، سیاسی، ادبی ، اجتماعي، فی يك اخبار فواید کثیریست که در صفحه های معدود ، فواید غیر محدودی مندرج دارد .\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یکانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که یک توجه خاصی ويك هوس مطالعه با اخلاصی بسوی او عطف نمایند، اداره ، در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايت درجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ و حسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده و تجارت را کمتر منظور داشته است درین وقت در ماه دو بار یعنی در غره و پانزدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود. و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هر انقدر که تعداد مشترکین گرام، و رغبت خوانندگان عظام بيفزايد. البته در ترقی او نیز خواهد افزود - قواعد اشتراک از قرار ذیلست :\n\nدر دار السلطنة كابل قیمت یکساله اشتراک آن ۸ هشت روپیه کابلی — ششماهه آن ۵ پنج روپیه کابلی ، در ولایات داخله دولت علیه افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی — ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی. در ممالک خارجه چون هند و ایران و تركستان روسي وممالك عثمانی و اوروپا یکساله ۱۰ ده روپیه انگلیزی — ششماهه ۹ روپیه انگلیزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانه دولت علیه افغانستان - در مشهد جناب عبدالله خان کار دار تجارت دولت علیه افغانستان در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی ، ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراک اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما چون وجه يكساله یا ششماهه اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری میگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود. يك طلای پوند انگلیزی ۱۵ پانزده روپیه کلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 572, "text": "صحیفه (۱) سال دوم شماره (۱۳)\n\nنگران\nايتيك آقاسى مدنى حضور اعلا حضرت همايونى\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت با اخراجات داك ۱۰ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشين خانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه بنام مدير فرستاده ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يك عباسى است\n\nتاريخ عربى ١٥ ربيع الثانى سنه ١٣٣١ تاريخ انگريزى ٢٤ مارچ تاريخ شمسى ٤ حمل ١٢٩٢\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بعضى مقالات مفيده درج ميشود\n\nيك مصاحبۀ غير رسمى\n( ذات اعليحضرت سراج الملة والدين با بعضى منصبداران محافظ معيت شاهانه شان)\n( در باغچۀ ( يهاولى ) نام موقع باصفا بمصاحبۀ غير رسمى مشغول اند )\n( جناب معين السلطنه بدست چپ شاهانه يا ايستاده اند)"}
{"book": "adl0616", "page": 573, "text": "صحیفه ۲\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nمدنیت پروریهای اعلیحضرت همایونی \n\nيكد و صحیفه از تاریخ مدیت\n( مدنیت ) جه مجهول ، جه مبهم ، چه مغلق کلمه ایست هر انقدر که خیلی عالی و مقبولست همانقدر خيلى پيچيده ومجهول است . آیا مدنیت چیست ؟ و چند نوع است ؟ از کجا ظهور نمود وبکجا منتهی میشود ؟ آغاز و انجام آن چه خواهد بود ؟ این است يك گروه استفهاماتی که فهمیدن، و فهمانیدن، و بفهم گنجانیدن آن از امور بسیار دشواری شمرده میشود .\n\nچیزیکه معلوم است همین است که ( مدیت ) ضد ( بدویت ) است . لهذا اول میباید که بدویت را بشناسیم تا به مدنیت پی ببریم چرا که گفته اند هر چیزی بضد آن شناخته میشود . معنی لغوی ( بدوى ) صحرائیت که ( بدویت ) معنی حال صحرایی بودن را شرح و تفسیر میکند ، حال صحرایی بودن حال همان افراد انسانی ایست که علم و صنعت و هنر و معرفت شان محدود ، و از زراعت و صنایع محروم باشند . و در صحراها و بادیه ها در زیر سیاه خیمه ها گذران کنند، و از صحرا بصحرائی ، و از بادیه ببادیه گشت و گذار نمایند .\n\nجویانی ، وشير دوشي ، وروغن ، وپنير ، و قروت سازی ، ويك كمی بافنده گی که تنها سیاه خیمه های خود شانرا تدارک بتوانند از صنعتهای یکانه شان شمرده میشود لهذا ( باديه ) صحرا بدوى صحرائی ، بدویت صفات و احوال صحرائی گری میباشد . معنی لغوی ( مدنی ) شهریست که مدنیت معنی حال شهری بودن را توضیح و تفصیل میدهد . حال شهری بودن حال همان افراد انسانی ایست که از ثمره علوم و فنون و صنایع و تجارت تمامها استفاده میکنند وبسايه هنر و معرفت در میان شهرها ، وقصبه های معمور و آبادانی در میان خانه ها و کاشانه ها و سرایه های عالی و مزینی بکمال آسایش و راحت زنده گانی میکنند . لهذا ( مدينه ) شهر، مدنی شهری مدنیت صفات و احوال شهری گری میباشد .\n\nآیا باین قدر بیانات مختصره کلمۀ بسیار بزرگ و مهیب مدیت را شرح و تفسیر کرده توانستیم ؟ حاشا ! این کلمه آن قدر دامان وسعت دارد که دامان های صحراها و سواد های شهر ها از گنجایش آن اظهار عجز مینماید !\n\nبعضی حال مدنیت را چنین شرح داده گفته اند که انسان در ابتدای خلقت خویش تا یکمدت درازی بحال طبیعی بسیطی زندگانی کرده اند که از حال حیوانیت مافوق تريك حالی نداشتند . مثلا يك انسان لخت و برهنه بسیار قد بلند تنومند پریشم ژولیده موی یخن قوی ناخنها درازی را در يك جنگل درخت بهم پیوستی مهیبی تصور کنید که در پشت يك تنه درخت بسیار بزرگی برای شکاریکه سدر مقش شود بسخو و کمین کرده باشد، و چون يك حيوان كم زورتری از خودش از انجا گذر کند دفعهً بران حمله نموده با نچه های قوی کلویش را فشرده ، و با ناخنهای بلند شمکش و پوستش را دریده از گوشت و دلبندش سدر مق نماید . آیا اینگونه حالت را از حال حیوانیت چه برتری خواهد بود ؟ رفته رفته توالد و تناسل بظهور آمده ، و عایله ها تشکیل یافته ، ولغات وجود یافته انسانها به اجتماع و جمعیت ها آغاز نهادند، وقیله هایی که در اول تشکیل یافتند معیشت شان منحصر بصید و تخییر بود ، بعدازان آهسته آهسته زراعت و حراثت را آموختند . وشيئاً فشيئاً صنايع وعلم وفن را آموخته کسب تمدن نمودند و شهرها ، وقصبه ها ، وقريه ها تأسيس داده قوه عقلیه شان قوت پیدا نمود . و هیئتهای اجتماعیه عظیمه تشکیل یافته اخلاق و عادات کسب لطافت ورزيد .\n\nپس ازین تعریف چنان معلوم شد که انسانها در اول وحشی و بعد ازان بدوی و آخر الأمر مدنی شده اند . و در اول خشونت و در آخر لطافت پیدا کرده اند . چنانچه از حفریات و جستجوی ارباب فن از این معنی ظاهر شده که آلات ، وادوات ، واسلحه انسانهای از منه قبل التاريخ همه از سنك جافاق بود ، و نمونه های آنها را از زیر هزارها من خاکها کشیده در موزیم خانه ها نهاده اند ورفته رفته از آهن ، و دیگر فلزات اسلحه و آلات عتیقه پیدا شده رفته است . تا آنکه امروزه روز این آلات و ادوات و اختراعات واكتشافات محير العقول بمیدان بر آمده است .\n\nبعضی گفته اند که نوع بشر از حال وحشت بحال مدنيت انتقال طبیعی نموده است . و حال وحشت حال ابتدایی انسانها گفته نمیشود زیرا انسان اولینی که خلق گردید متمدن خلق گردید و اجتماع اولین را وضع نمود ، وبوحی الهی تعلیم دین و آداب انسانيه ، وترتيب ازدواج اساس تمدن را وضع فرمود . زیرا مدنیت عبارت از دین و نظامات مدنيه وسياسيه و اخلاق و صنایع و آداب و علوم میباشد که باین چیزها فطرتاً انسان مقطور است . هئیت اجتماعی نخستینی که تشکیل یافت تمدن اساسی را وضع نمود . و چنانچه هر چیز بتدریج و آهسته آهسته ترقی میکنند مدنیت نیز از حال ابتدایی خود به حال تکمل رسیده است . از آنرو انسان مدنی بالطبع است که مدنی بالطبعی عبارت از درك كردن لزوم جمعیت است . و تشکیل جمعیت از زمان ازدواج آدم و حوا آغاز کرده است .\n\nبهر حال نتیجه برین قرار میگیرد که ( مدنیت ) خواه از وحشت به بدویت و باز از بدویت به مدنیت انتقال یافته باشد ، و خواه از اصل مدنیت فطری ترقی و تکمیل کرده باشد بهر دو صورت مدیت يك حالیست که مخصوصی نوع انسان است . اگرچه بعضی معلم مدیت را زنبور عسل و غیره حیوانات نشان داده اند، ولی آنرا چندان اهمیتی نیست . معلم مدنیت خود انسانیت و بواسطة قوه عقل و ادراک اساسها و نظامهای گوناگون اخلاق و عادات و آداب ، و سیاسیات را وضع نموده اند ، وانواع قومها وقبيله ها"}
{"book": "adl0616", "page": 574, "text": "حیفه ۳ سال دوم شماره ۱۳\n\nو جمعیتها در اطراف و اکناف دنیا تشکیل داده بوجود آورده اند که چون بسوی تاریخ آن مدنیتها نظر کرده شود، و باز بسوی محو و انقراض یافتن آنها ، و - راز نو تشکیل یافتن دیگر مدیتها نظر اندازیم خود را در یک گرداب در پای حیرت غوطه خوار انباء وعبرت می بینیم، و اینهم در نظر ما مجهول میماند که آیا کدام مدنیت را بر کدام مدنیت ترجیح باید داد؟ و کدام مدیت را فاضله ، و كدام يك را غیر فاضله بگوئیم ؟ و کدام را عتیق و کدام را جدید بدانیم ؟\n\nقديمترين اقوام متمدنه مصریان قدیمت که ( ۳۰۰۰) سه هزار سال پیشتر از میلاد دینی و نجهزار سال پیش از این وقت صنایعی را که لايق يك قوم مدنی باشد بوجود آورده اند. از بعضی تصویرهای ح شده ۳۰۰۰ سال پیش که بدست انسانهای این زمان افتاده و در موزیمهای بزرگ این عصر حاضر موقعهای بلندی گرفته چنان معلوم میشود که زراعت و فلاحت در ان وقت به ترقی بوده است. و انسانهای شان خیلی خوش لباس و زنانشان خوش شمایل و بازپور وزیت بودند. و جشنها وسازها ، واسلحه شان مکمل بوده است. ریخته گری معدنیات مانند طلا و نقره و آهن و برنج سازی و غیره را میدانستند. جواهر سازی آینه و بلور و چینی و میناسازی و تماش باقی ، حتی سیم دوزی را نیز میدانستند از همه برتریک صنعتی دیگری از مصریان قدیم مانده است که مدینت عصر حاضر در پیش آن محیر است که آنهم اجساد مردگان را یک مصالحی میزدند که هیچ برهم نمیخورد و آنرا مومیا میخوانند. چندهای مومیایی شده چند هزار ساله یافت شده است. که انسان کمان میکنند که مردیست. بخوا برفته، آثارهای معماری و هیکلترانی مصریان قدیم نیز از آثار حیرت نمایی میباشد ( اهرام ) بزرگ مصر که در جوار ( منفیس ) نام موقع به بلندی ١٤٤ متر است مرقد یکی از حکمداران سلاله اول مصر قدیم است. دین مصریان قدیم بت پرستی بود که برای معبودهای متعددی که تصور کرده بودند جدا جدابتها ساخته پرستش میکردند بزرگترین معبودها آفتاب را اعتقاد میکردند و برای آن يك زوجه ، و يك ولد نیز مینداشتند .\n\nوالحاصل این مدنیت نجهزار ساله بیشتر را که بیان نمودیم مقصد هاشمه از نوشتن ( تاریخ مدنیت ) است که در نظر قارئین کرام عرض نموده برای کهنه گی مدنیت بک فکری داده بتوانیم از مدنیت قدیم، بابلها، وآثوريها، وفيكدها، و ایرانیها ، و یونانیها و رومانيها وغيره در نجا بحث راندن را لزوم نمی بینیم، چرا که تحت ما يطول می انجامد آخرترین مدينتها مدیت رومانیهاست که آنرا مدنت عربيه بر هم زده ( مدنیت اسلامی ) بجای آن قایم گردیده است که ازین مدیت فاضله حقیقیه یکقدری محت راند ترابی لزوم می بینیم :\n\nدین مبین اسلام چون همه احکامش بر عدالت و حقانیت و راستی\n\nمدیتهای مختلفى ومساوات ، ولغو اسارت ، ومحافظة حقوق وكسب علم و صنعت بود به بسیار زودی و سرعت جهانگیر گردید. در زمان خلفای راشدین اردوهای جسیم عسکریه بهر هر طرف سوق و ارسال شده عدالت و حقانیت را نشر نمودند. بعد ازان دولت امویه در شام و بعد از ان دولت عباسیه در بغداد و باز دولت امویه در اندلس تشکیل و تأسیس یافته جهانرا بعلم و معارف و صنایع ، وعدل ، و راست کاری آبادان کردند. در اندلس علم وفن و صنايع بدرجة ترقى نمود که مکتب خانه همه دنیا شمرده میشد. چنانچه لندن ، پاریس، برلن در نیعصر منبع علم وفن و صنعت و تجارت، وثروت ، وعمارت وزينت شمرده میشود، در انعصر شیرهای اندلس همین صفات را حایز بود عمارتها و سرایه هایی که بوجود آوردند معماران و مهندسان اینعصر را نیز در پیش صنعت معماری آن انگشت بردهان حیرت نموده است. اما رفته رفته خلفا بعيش وعشرت وذوق وصفا غرقه گردیدند عدالت را فراموش کردند. خوشامد گویی راه یافته از ترس کسی راستی را گفته نتوانستند، تا آنکه نصاراهای ناشیه بر دوش جزیه گذارشان بر انها غالب آمدند و خلفای عباسیه در بغداد همچنین شده بر هم خورد، ولی دیگر دولتهای اسلامی مانند سليم وقي، وغزنوى، وعثماني، ويمورى وغيره ظهور یافته بهمین صورت یکی پی دیگر محو و منقرض شدند ، و ميراث مدنيت یکان یکان به اوروپا انتقال نموده و مدنیت اوروبا وارث بكانه همه مدینها گردیده بعالم گیری آغاز نهاد که در وقت حاضر همه قطعات خمسه کره زمین در زیر تأثیر تابش شعاعات همین مدنیت اوروپایی مانده است و در میان همه این دریای حکومات عالم نصرانی از ادیان غیر آن نهاد و حکومت بودا و جنیفو فیوس چینی و زابانی و سا حکومت اسلاميه عثمانی و ایرانی و افغانی بمیدان مانده است .\n\nشعشعه های درخشان مدیت او روبانه چنان پر تو انشانیهای نمایانی از سبب اختراعات صناعيه و نظام و انتظامات ملكيه وعسكريه پیدا کرده که کسی از ان چشم پوشی بتواند ! مرکز و منبع همه صنایع و علوم وفنون اوروبا كرديد ، قوت وسطوت محرو بررا اوروبا مالک شد، به اختراعات و ایجادات محیر العقول خودشان همه عالم را بخود محتاج و منقاد نمودند ، ژاپان پیش از سی چهل سال بهوش آمده قدم قدم اوروبا را تقلید و پیروی نموده بیان سعی و کوشش خارق لعاده خود را بدرجه آنها رسانید ، و تایکدرجه از شرشان وارهید عثمانی نیز از جمعصر به این طرف آغاز انتباه نموده تا به بسیار جاها خود را رسانید، ولی نه بدرجه سعی و کوشش ژاپان ، ایران نیز اگر چه دست و پای بسیاری زد ولی خیلی عقب بود چین در این روزها سر بالا کرده زلفهای صدها هزار ساله خود را بریدند.\n\n§\n\nمقصد عاجزانه ما ازین همه تطویل و تفصیل این است که یک قدری نظر مطالعه كننده كان كرا. وطن عزیز خود ما را بر معانی مدیت"}
{"book": "adl0616", "page": 575, "text": "سال دوم شماره ۱۳\n\nو احوال سابقه ولاحقه آن جلب نموده برين مسئله نظر اندازيم كه ترقیات مدنيه آيا در وطن عزيز ما از كدام وقت پرتونگار ظهور گرديده است ؟ : مقصود ما را از ترقیات مدنیه درک فرموده باشند که مراد از ترقیات مدنية جديدة اورویاست . البته زیرا در حالیکه همه اطراف عالم خواه به اسلحه و خواه به تعلیمات عسكريه وخواه بفنون مدنيه ولباس و جمله حوایج ضرور به به اوروپا محتاج باشد پس دگر مدنیتی در کجا میماند ! اول تقلید مدنیت اوروپایی از امورات عسکریه به افغانستان آغاز نهاده است که آنهم بعد از اول بار آمدن اردوی انگلیزان به افغانستان است یعنی تقریباً هشتاد سال پیش ازین بعد از آنکه اردوی انگلیز بتمامها در کابل محو گردیده، سلطنت امير كبير جنت مكان اعلیحضرت امیر دوست محمد خان در افغانستان استقلال گرفت از تجربه هائیکه در ان محاربه ها حاصل شده بود لزوم قطعی تدارك كردن عساكر نظامی را ثابت ساخته بود . هر يك از شهزادگان معظم - یعنی اولادهای امیر مرحوم قندکهای مخصوصه جداگانه ترتیب و تشکیل میدادند، قواعد تعلیم عسکری بزبان انگریزی اجرا می یافت . معلم ها بعضی افسران نظامی عسکری بود که اسیر و با تسلیم شده مسلمان شده بودند . از آنجمله يك صاحب منصب انگلیزی که مستر ( کیمیل ) نام داشت و بشرف اسلام رسیده به شیر محمد خان موسوم شده بود بشرف خدمت معیت اعلیحضرت ( امیر محمد افضل خان ) جد امجد اعليحضرت بادشاء معظم ما سرافرازی داشت که خاقان مرحوم جنت مكين اعليحضرت (ضياء الملة والدين ) در سوانح عمری شاهانه شان از صاحب منصب مذکور\n\nيك مصاحبه غير رسمي\n( عيناً همان منظره بديگر كيفيت )\n\nبه اینصورت بیان می فرمایند : ه سپه سالار كل قشون پدرم يكنفر انگلیس شیر محمد خان نامی بود که مسلمان شده بود و در اصل نامش « کیمیل، بود این صاحب منصب در سنهٔ ۱۲۵۰ هجری در جنگ قندهار که با شاه شجاع شده بود بدست لشکر جدم اسیر افتاده بود، و مشار اليه يك صاحب منصب بسیار شجاع و به امور نظامی عسکری خیلی آگاه و هم طبیب خوبی بود من بسبب كمالاتش التفات زیادی رو داشتم او نيز يك محبت اخلاصانه بمن میپرورانید، این شخص یکی از اشخاص با کفایت زمان خود محسوب میشد رتبه سپه سالاری تمام قشون بلخ را دارا بود در حالت این قشون خیلی منظم بود زیرا که هر روز استمراراً آنها را مشق میدادند، روزی شیر محمد خان از پدرم خواهش نمود که مرا جهت تعلیم نظامی به او سپارد تا قبل از وفات خودش علوم و فنون خود را بمن آموخته باشد پدرم خواهش مشارالیه را پذیرفته بمن حکم داد که هر روزه بجهت دوسه ساعت نزد مشارالیه بروم و او هر قدر که ممکن باشد بدون ضیاع وقت بمن تعليم بدهد و من هم الطيب خاطر قبول نموده مشغول تحصیل شدم ، سه سال کامل مشغول تحصیل فی جراحی و فنون حربيه بودم .\n\nاین است که آثار مدنیه او روپیه در آغاز از امورات عسکری در افغانستان رخساره درخشان خود رانشان داد، روز بروز ترقی نموده است تا آنکه در زمان سلطنت اعلحضرت امیر شیر علی خان مرحوم قواعد"}
{"book": "adl0616", "page": 576, "text": "سال دوم\n\nتشریف آوری موکب همایونی از دره نور\nسابقاً از تشریف فرمایی موکب اردوی معلای همایونی از جلال آباد بسوی (دره نور) خبر داده بودیم . از قرار استخبارات موثوقه که نموده ایم ذات اعلیحضرت بادشاه معظم مقدس ما بتاریخ یوم پنجشنبه ۹ ربيع الأول از سیاحت دره نور بکمال و شوکت و تمام صحت و عافیت به جلال آباد تشریف فرمای عزت و سعادت گردیده اند .\n\n(سراج الاخبار افغانیه) با همه هستی خود از صمیم دل بر تشریف شوک ردیف اعلیہ ضرت بادشاه ول آگاه محبوب القلوب خود با شكران عظیم تبريكات بالكريم عرض و تقدیم میکنند .\n\nامر اسم جشن ولادت )\nذات عالى جناب فیامیاب سردار معظم نائب السلطنة صاحب اقتم لیله سلخ شهر صفر الخير سنه ۱۳۳۱ باشب ولادت پر فیض و برکن ذات عالی سردار معظم قیامت نشان (نائب السلطنه سردار نصر الله خان) صاحب اقدم مصادف بوده در جلال آباد مکمال دیدیه و دارات شایسته به جرانان ها و سازها و سرود های پر اطعمه و اثر به با حمله اشراف و اعیان اجرا بافته است . چون بر همه تفصيلات جشی مذکور دستیاب نشده ایم از وقوع کیفیت بیان نموده بکمال اخلاص و عرض تبریکات\n\nشماره ۱۳\nجواد داخلية\nتعليم عسکری نیز بزبان افغانی ترجمه شده، و صنایع طوب ریزی . و تفنگ سازی و تاقی سازی بر نایک درجه ترقی ورزیده در لباس وصنایع و امور عسکری مجددات نمایانی ظهور نمود ، اول رواج پوشیدن درینی و بیر کردن کلاه اوروپی نیز در آزمان آغاز شود تقریباً بقدر هشتاد هزار عسکر نظامی با تعلیم وقواعد دورینی و کلاه و تفنگ تنظیم یافت .\n\nبعد از انقراض حکومت امیر شیر علی خان و استیلای دولت انکلیز بار دوم بر افغانستان، وظهور ایر تابان عصر ضیا افشان اعلیحضرت ( ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان ) تجدات ترقيات مدینت عصر حاضره نیز در اصلاحات عمارات وتأسيس فابريك بخاری اسلمه سازی و غیره در خشنده کی گرفت . وجون اصلاحات داخلی مملکت بسبب سرکشها و طغیانهایی که در دو سه سال استیلای اجنی در همه اطراف افغانستان ظهور نموده بود لزوم فعلی داشت از ارو اکثر اوقات به استحصال امن و آسایش بلاد و اهالی ، ورفع یغاوتها و سرکشی مصروف شده است که عساکر منتظم دولت دایما به عملیات اشتغال ور زیده خیلی مکمل شدند . ولی حقیقت ترقی و توده مدیت در افغانستان در عصر سعادت حمر ذات قدسيت مامات اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان پادشاه با دانش و عرفان ما جاوه برای ظهور گردیده که (سراج الاخبار افغانیه)\n\nشهزاده معظم\nمعين المساعته سردار عنایت الله خان، فرزند اکبروار شد نخستین النتا حضرت سراج الملة والدين از آن آثار انوار نثار تا به حال صحت رانده و میراند. مقصد باجزائهما و دعای طول حيات ذات مكارم صفات عالى شان ختم مقال مينمائيم . از تحریر این مقاله عاجزانه محضاً تدارك كردن يك مقدمه وديباج ایست که برای تجددات ترقی در عصر سراحیه) که بعد ازین در شماره های آینده سرلوحه مقال اتخاذ نائم، وجون سخن بطول انجاميد حالا بردهای خالی از ربای عمر و اقبال و شوکت و اجلاب اعلی حضرت بإنشاء ترقى آمال قد سين خصال خودمان ختم مقال ميوريم اللهم النصر حيثه ، وابدعيته آمین .\n\n(هوای کابل)\nامال از فصل و عنایات خالق بجون برفها و بارشهای بسیار مكمل باریده زمینها کوهها چشمه سارها را شاداب و سیراب داشته است. شدتهای زمستان دهشت نشان رو به تنزل است"}
{"book": "adl0616", "page": 577, "text": "شماره ۱۳\nسال دوم\nاز هر هر طرف یگان یگان بشارتهای نو بهار پدیدار میگردد . مرغکان رنگارنگ خوش الحانی که از شدت شتابجاهای کرم کوچ نموده بودند آهسته آهسته برجعت آغاز می نهند . نونهالان اطفال حین چنانچه تو از خواب برخیزند گاهی بیدار و باز افسرده میشوند . یک مثل عوامی وطن عزیز ماست که میگویند: کابل بی زیر باشد ، بی برف نباشد و الحق که این ضرب المثل احکام مؤثری دارد. زمستانهایی که برف کمتر بیارد در تابستان خشک آبی رخ میدهد . و چون برف بسیار بیارد در تابستان چشمه سارها توانگر شده سیرابی کاملی بظهور می آید . لهذا برفهای زمستان امسال شهر عزیز ما بدرجه کافی و وفرت باریده موسم بهار فیض آثار از حالا با همه شادابی و فرخنده کی ظهور پرکن آثاری نشان میدهد .\n\nعائد خواهد بود. و اگر اینچنین یک حالى حادث شود حکومت سنیه عثمانیه به این مغرور نشود و اعتماد نکنند که برای وقایه و محافظه او بمقابل آن تهلکه ها که دول معظمه او را به احتراز از آن دعوت میکنند، والیوم هم نمیخواهند که به آن تهلکه ها معروض بمانند سعیها و گوشتهای شان به کامیابی و موفقیت نتیجه پذیر گردد . در هم حال بعد از اعاده صلح و حکومت عثمانیه برای تعمیر کردن مضرتهایی که از مجار به دیده است و محکم کردن موقع خود را در استانبول . و استفاده کردن از اراضی واسعه که در آسیا دارد ، و عمران و ترقی آن اراضی که قوت حقیقی ترین او را تشکیل میدهد به مظاهرت - یعنی پشتیبانی - دول معظمه اوروپا محتاج خواهد شد . پس برای تثبت به این امری الزام . و رسانیدن آنرا محمد نتیجه و تمره دار شدن مظاهرت خیر خواهانه دول معظمه حكومت سنية عثمانيه در انوقت انتظار کرده خواهد توانست که این وصایای دول معظمه را که مقصد منافع عمومية اوروپا و دولت علیه عثمانیه در میان آورده است حسین قبول بنماید . ناء عليه دول معظمه تکرار کردن این و ما با را مشترکا محکومت سنية عثمانيه وظيفه خودشان میشمارند که شهر اور نه را محکومتهای متنة بالقانها ترك كنند، و در حق مقدرات جزایر تحر سفید قرار دادی که اتخاذ بشود بدول معظمه تودیع و حواله بکنند . و بمقابل این مساعداتی که حکومت سنيه عثمانیه آنرا قبول بکند دول معظمه نیز در باب محافظه منافع اسلامیه که در ادرنه - یعنی\n\nجواد خارجیه\n( اجمال سیاسی )\nترجمة ( نوط ) یعنی یادداشت\nدول معظمه\nکه از طرف سفیرهای دولتهای\nمعظمه مقسیم استانبول به ناظر\nخارجية دولت عليه عثمانيه (نورادو\nنکیان ) افندی داده شده است :\nسفیرهای آوستریا مجارستان\nانگلستان ، فرانس روس جرمن\nایتالیا که واضع الامضای این توط\nمیباشند از طرف دولتهای خودشان\nمأمور شده اند که محضرت ناظر\nخارجية ذات شو كلمات حضرت\nپادشاهی این تبلیغات ذیل را انجا آرند\nدولتهای مذکوره چون\nجلو دیری آغاز کردن مخاصمات\n\nشهزاده مکرم\nعين الدوله سردار امان الله خان، فرزند برومند سومین اعلحضرت سراج الملة والدين\nرا آرزو دارند از انرو این را از واجبات میشمارند که نظر دقت اور پانویل - باشد و رعایت کردن جوامع شریفه و مبانی و املاک\nحکومت سنیه عثمانیه را برین جهت جلب کنند که اگر به وصایای دينية اسلامية شهر مذکور معاونت میکنند و مسئله جزیره ها را\nمایان مخالفت کرده به اعاده صلح مانع شوند مسؤلیت و خیمه را نیز بيك صورتی که به امنیت و محفوظيت ممالك عثمانيه هيچ يك\nدر عهده گرفته خواهند بود . هر گاه امتداد یافتن محاربه موضوع تهلکه نرساند نتیجه پذیر مینمایند .\nبحث شدن مقدرات پاتخت را و بلکه سرایت مخاصمات را پولانیهای\nآسیای عثمانی نتیجه به بخشد مسئولیت آن تنها بخود دولت مشار اليها\nاستانبول ۱۷ جنوری ۱۹۱۳"}
{"book": "adl0616", "page": 578, "text": "صفحه ۷\n\n[ امضاها ]\nباللا ويجبني — چه دار لاوتر — م . بومبار —\nگيری — والله نهايم — فاميللو غارونی —\n\n—§—\n\nما در بنياد اين نوط يعنی يادداشت بسيار مهمی را که شش دولتهای معظمهٔ عالم بدولت عليهٔ عثمانيه در باب صلح پيش کرده اند ازين سبب سرنامه ( اجمال سياسی ) خود نموديم که نظر غيرت ما يکقدری بر حال و احوال عالم باز شده به بينيم که در زير اين عنوان بسيار بزرگ ( معظمه ) چه دهشهای هول انگيز مهيای بهاست . در شمارهٔ ( ۱۰ ) خود سرلوحهٔ اجمال سياسی خود ما را از تعداد عساکر بری و بحری اين معظمه ها ترکيب داده بوديم . آن عدد های معظمه را يکبار در زير نظر آريم ، و اسلحهٔ آتشبار و آلات کشندهٔ جانشکار شانرا در سطح بحر و بر ، و روی زمين و جو هوا در پيش آئينهٔ تصور گيريم ، و افزونتر از نيم مليون ديگری از پيشکاران بالقانی آنها را که در ان تعداد اولی داخل نبودند علاوه کرده همه اشتهارا مشتركاً ومتفقاً ومتحداً بريك دولت اسلاميه تك وتنها و بيكس و بی پناهی تحمله آوری عالی و ضمنی برانگيخته به بينيم . آيا نتيجهٔ آزار چه منجر خواهيم يافت ؟ بر حسب ظاهر هيچ شبه نيست که بر مغلوبيت !\nولی مسلمانان دانا چون بهمچنين فيلهٔ قليله بر روی فيلهای کثيره شمشير شجاعت بر کشيده اند و باذن الله غالب هم آمده اند از ارو مسلمانان کامل الايمان اتحاد بنيان هيچ انديشه و پروای اينگونه فته های کثيره را ندارند . اين جهت معنوی کيفيت است اما چون بسوی جهت مادی آن نظر اندازيم ، و کلمات مغلقهٔ مجيدهٔ آن يادداشت منحوس را در زير نظر دقت در آورده به حل و تفسير عبارات آن کوشش و رژيم مسئله را خيلی دهشتناک می يابيم : چونکه دول معظمه به تهديدات مدهشه حکم ميکنند که دولت عليهٔ عثمانيه تنها به استانبول قانع شود، و تنها از اراضی آسيائی خود استفاده کنند . در باب تقسيم جزائر بحر سفيد خود نيز تن به تقدير اوروپا در دهد . حتی استفاده از اراضی آسيائی و ماندن در استانبول شانرا نيز بمظاهرت و پشتيبانی اوروپا محتاج نشان ميدهند . حالا اين را چه معنا بدهيم ؟ مگر اينکه بگوئيم موازنهٔ دوليهٔ اوروپا چنين اقتضا ميکند . بل ، دول معظمه يگانه استناد شان همين تول و ترازوی موازنهٔ دوليه است . و هر مطالبی که اجرا ميکنند بهمين نام اجرا مينمايند . اما جای تعجب اينست که در نوط خودشان عثمانی را نيز به عنوان ( حکومت سنيهٔ عثمانيه ) می ستايند . پس از چه چيز است که اين حکومت سنيه را به محو ساختن محکوم شمرده برای موازنهٔ دوليه آنرا از ميزان عدالت اسقاط ميکنند ؟ اگر ( معظمه )\n\nشمارهٔ ۱۳\nسال دوم\n\nنبودن آن و محو کردن کوچکانرا برای شکمپروری بزرگان مراد باشد حکومتهای بالقان به اين گناها زياده تر به محکوميت مستحق بودند آيا چرا محکوم نشدند ؟ خواهيم گفت که : چون آنها غالب و مظفر شدند از انسبب ! آيا محرک و مروج ظفرشان که بوده است ؟ و در وقتيکه عثمانیان در سنهٔ ١٣١٤ هجری بر يونان غالب آمدند چرا اين مراعات را نکردند ؟\nوالحاصل مسئله مانند شمس تابان عيانست : دولت عليهٔ عثمانيه بجز گناه ( دولت اسلام ) بودنش دگر هيچ گناهی ندارد که برای توازن يافتن سياست دوليه محو شدن محکوم گرديده است، شش دولت معظمه هم طرفداری حکومتهای محقر و کوچکی را می کنند که کار يگانه شان تا ارسال هنوز رهزنی و شقاوت پيشه گی بود . آيا چرا ؟ چونکه آن رهزنان شقاوت پيشه هم کيش صليب پرستی شانت ! اگر اينچنين نميبود ، و مقصد از نشر مدنيت و وجدان انسانيت ميبود آن معظمه ها چرا اينقدر کوچکی ها را قبول کردند که بهزارها نفوس بيگناه مسلمانانرا مانند گوسفند سر بريدند ، و بهزارها عرضها را پامال کردند و هيچيك معظمی برخواسته نگفت که چه ميکنيد؟ اگر معظمی همچنين است هزار بار شکر بر کوچکی ! ...\n\n* * *\n\n( از اخبارهای فرانسوی )\n( حوادث انقلاب استانبول )\nمخبر اخبار مائن فرانسوی از ٢٣ جنوری در باب انقلاب جديد استانبول که بر ضد ياد داشت دول معظمه بر پا گرديد از قتل و جنايت هيچ چيزی بحث نرانده بکمال آرامی و سکون از تبديل يافتن کابينه خبر ميدهد . نه از جمع شدن به هزار آدم و نه از کشته شدن ياورها ، و نه از قتل ناظم پاشا هيچ چيزی نوشته نيست .\nمخبر روتر نيز از تاريخ ٢٣ جنوری خبری که اشاعه نموده از قتل و جنايت چيزی دران نوشته است .\n\n( رئيس جمهور فرانس )\nرئيسهای جمهور فرانس در هر هفت سال يکبار تبديل ، و سر از نو انتخاب ميشوند . اهالی فرانس از يکماه به اينسو بمسئلهٔ انتخاب سرگرم اند . اخبار های فرانس که در هفته به اداره رسيده اکثر صحيفه های خود را از همين مسئلهٔ انتخاب رئيس جمهور جديد خود شان موسيو ( پو آنقاره ) که سابق رئيس کابينه فرانس بود و مفاخر مايهٔ خود شان مملو داشته اند .\n\n( کشتیهای هوایی روس در سر حد جرمن )\nبالونها ، و له روپلانها — يعنی کشتیهای هوایی — با آنکه طياره های روس در سرحد جرمنی هيچ حسن قبول نمی بينند ."}
{"book": "adl0616", "page": 579, "text": "صفحه ۸\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nحتى پاشا که سابق صدر اعظم بود برای یافتن يك زمین موافق برای مصالحه به اوروپا رفته است ، و درین وقت به لندن آمده است .\n\nاز قرار خبرهای روتر در بولار نام موقع که در مابین عساکر عثمانی و بلغارها مجار به شده بود مقتولين و مجروحين تركها پنجهزار مقتول و ده هزار مجروح تخمین شده است. ترکها در قوروطاغ نام موقع نیز به سه هزار تلفات دو چار شده اند .\nاز شصت هزار عسکری که در زیر كان افسرى انور بيك سوق شده بود هیچ یک خبری نرسیده است.\n\nمکتوب از دهلی\nخدمت جناب اديب محترم محمود بيك خان طرزی مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانيه كثر الله امثالكم واعلى الله درجاتكم في الدارين :\nبعدها معروض آنکه در اخبار ( پیسه ) منطبعۀ لاهور بعضی فقراتی مطالعه نمودم که از اخبارهای ( المؤيد ) و (الشعب) نقل کرده بود. از مطالعۀ آن هوش و حواسم بالکل از سر بدر رفت و خونم در میان رگهایم بجوش آمد . ظلمها و جلادیهایی که کفار نایکار بلقان بر مسلمانان رعایای آنجا کرده اند هیچ گاه چنگيزها، وهلا كوها و آئیلاها در آسیا و اوروپا اجرا نکرده اند. یقین است که بخدمت آن ادیب محترم نیز اخبار مذکور رسیده باشد. ولی از بسکه بر من تأثیر کرده بود با وجودی که زبان اردو را خوب نمیدانم باز هم ما حصل آنرا در فارسی عرض میکنم :\nاخبار مذکور در زیر عنوان ( يك حكم ناجائز ) از قتل عام مسلمانان شهرهای (اشتیب) و کوبریلی ، و سرفیچه تحت رانده مینویسد : که بمجردی که حکم قتل عام مسلمانان از طرف حکومت ( سرویه ) بر فوجی سروی آنجا رسید، افسران فوجی هماندم بر عسکر حکم داده بهزارها مسلمان رعیتی بیگناه را کله کله مانند حیوانات در سلاخخانه ها بوده سر بریده اند، و بر هیچ طفل معصوم و پیر محشوم بخشوده اند . باز اخبار مذکور در زير عنوان ( شهادت رأى العين يك ليدي ) از زبان يك زن اوستر یایی که در ( قوله ) مقیم بوده ، و بچشم خود هر آنچه دیده به برادر خود که در ( و اینا ) پایتخت اوستريا مقیم است نوشته ، و آن خط حالا در نزد حکومت استریا محفوظ میباشد چنین مینویسد :\nزن مذکور میگوید که : در شهر ( قوله ) اول با مارها به اینصورت قابض شدند که یکنفر دزد نخواه خوار بلغاری داخل شده و حاکم شهر را گرفتار کرده اعلان کردند که بر قوله حکومت بلغاریا قابض شد. بعد ظهر همین روز سی نفر دیگر\n\nبموجب قانون جدیدی که ناظر داخلیه جر من نشر کرده بر مأمورهای ولایتهای سرحدی جرمنی حکم قطعی داده شده است که هر گاه بالونهای روس بر هوای سر حد پدیدار شود یا از حدود بگذرد با کله های مخصوصی که برای خراب ساختن بالونها و نه و روپلانها ساخته شده است آنها را زده بر زمین فرو آرند .\n\n( دزدان موثر دار )\nقبل ازین از يك جنايت و شقاوت بزرگ دزدان موثر دار پاریس اخبارها تحت رانده بود و یکمدتی ولوله ها و حوادتهای عجیب و غریبی روایت میشد. حتی سراج الاخبار افغانیه نیز نقل و ترجمه نموده بود. درينوقت از قراریکه اخبار ماتن فرانسوی خبر میدهد گویا در شهر ( شيكاغو ) ی امریکا درینروزها دزدان موتردار اجرای شقاوت بسیاری بعمل می آرند .\n\n( تقریر ناظر خارجية روس )\nوزیر خارجه روس گفته است که بسبب مظاهرات بالقانها، و شورش داخلی ترکیه، و پریشانی که در احوال عسکریه و مالیه شان دیده میشود ضرور است که ( ادریانوپل ) را ترک کنند، و مصالحه را قبول کنند، و حال جزیره ها را برای و قرار داد دول معظمه حواله کنند . واگر بعکس این حال بوقوع آید به سیاست اوروپا ضرر میرساند که دولت روس این را کاهی آرزو میکند. و ازین سبب دولت روس مجبور است که از طرف آسیای عثمانی ولایتهای وان ، پتلیس ، ارضروم ، طرابزون عثمانی را ضبط و اشغال نماید و از طرف بحر سیاه آبنای های استانبول را در زیر تهدید در ارد. در آخر این را هم میگوید که حکومت روس چون به افکار عمومیه مخالفت کرده نمیتواند از ان رو به بسیار زودی يك جواب قطعی میخواهد. سفیر فرانس نیز بحکومت عثمانی توصیه میکنند که قبول کردن این نصیحت روس برای شان خیر مند است .\n\n( خبرهای محاربه )\nبموجب خبرهایی که از استانبول رسیده در ۱۳ ماه فروری در ( بولایر ) نام موقع محاربه بسیار شدیدی بوقوع آمده است. و از هر دو طرف تلفات وضایعات عظیمی داده شده است .\nحکومت عثمانیه بر طرد و تبعید همه افراد تبعه یونان که در اطراف وجوار چناق قلعه — یعنی دارد نیاز — ساکن هستند قرار داده اند از مطرودان مذکور بقدر پنجاه نفر به ( آئينا ) پایتخت یونان واصل شده اند. این مطرودان از گرفتار شدن دو هزار یونانی خبر میدهند .\nدر مجلس سفرا در باب مسئله که در مابین رومانیا و بلغار محدوت پیوسته نیز مذاکره شد. بهر دو طرف نصیحت کردند که بملایمت رفتار کنند، و درينوقت نازك تنازع نمایند ."}
{"book": "adl0616", "page": 580, "text": "صحیفه ۹\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nدر قوله آمدند . آنها نیز همین اعلان را کردند . بروز دوم افواج بلغاری رو بشهر کردند . در شهر و نواحی آن عسکر عثمانی نبود ، و از پیشتر عقب کشیده بودند . باشنده کان شهر به استقبال بلغاریان برآمدند . پیش روی شان يك پادری یونانی بود . زنهای نصرانیه کان دسته ها بدستها گرفته ، و ناقوسها را شور داده اظهار شادمانی میکردند . شب شهر را چراغان کردند . بروز دوم خانه يك عثمانی خراب کرده شد . و بحکم بلغاری تمام اهل خانه را از صغیر تا كبير قتل عام کردند . بعد از ان چند مسلمان یکناه را گرفتار کردند که آنها بجز مسلمانی دیگر هیچ گناهی نداشتند ، چون نصف از شب گذشت . آن گرفتاران بی گناه را بیدار کرده ، و جمله را عریان کرده بعذاب آتش هلاک کردند . نعوذ بالله ازین دعوی خدایی ) این درنده ها نه لحاظ پیر را کردند نه بمعصومیت اطفال رحم شان آمد . قريب قوله يك شهر است که آنرا ( سیروز ) میگویند . باشندگان مسلمان این شهر بسیار دیر مقابله بلغاریان کردند ، و دو آدم از انها را مقتول کردند . به این سبب يك افسر بلغاری دیروز تا چهار بجه بقتل مسلمانان شهر سیروز حکم داد . در ظرف ٢٤ ساعت ( ۱۲۰۰ ) نفر را به تیغ ذبح کردند . در شهر اکنان وقتی که بلغار ها حمله آور شدند مسلمانها از ترس جان بمسجد ها پناه بردند . مگر بلغاریان درنده مطلق پروای این را نکرده يكان يكان را از مسجد براورده بقتل رسانیدند . بعد از انکه کار مسلمانان را به انجام رسانیدند بسوی یهودیهای شهر رخ آوردند و توانگر ترین آنها را گرفته به کوه بردند ، و بقتل تهدید کرده از هر کدام ده ده هزار طلا فدیه نجات گرفتند . بعد از گرفتن پول پس آنها را بشهر آوردند . در انروز بارش بشدت میبارید . حال این قافله یهودیهای بیچاره بسیار رقت آور بود در میان آنها يك پير هشتاد ساله نیز موجود بود که افتان خیزان در میان کلها براه میرفت . ( دول معظمه اگر ازین کجرویهای محقرۀ برادران بلغاری خودشان حجاب کنند جادارد . ( سراج الاخبار کابل ) ) بلغاریان در شهر قوله بشرف محاصرۀ شهر استانبول يك جشنی در ۲۱ نومبر برپا کردند . چراغانها ، ساز ها ، سرود ها اجرا کردند . برای شرف این جشن قربانی ها هم ذبح کردند . و آن قربانیها ۹۸ نفر مسلمان عثمانی بود ؛ بعضی ثوابها و خیراتها هم کردند و آن این بود که تمام مسجدهای مسلمانان را ویران کردند . و بعضی را به گرچه تبدیل دادند ؛ بعد از ان بخراب کردن مکانات و زیارات و قبرستانهای مسلمانان شروع کردند . رفته رفته جشن شدت گرفت . عسکرهای بلغار چون درنده کان و حتی بدانهای مسلمانان ریختن گرفتند . مردان شانرا بخواری کشتند . بازنان و دختران شان روی خود را سیاه کردند . يك زن را اول عذابها کردند بعد از ان بحضورش یگان یگان بچه هایش را کشتند .\n\nاین است زشت کاریهای بلغاریان كه يك ليدي استر وی قلمبند کرده است . چون شما که حالا مردمان افغانستان را از خوب و بد عالم همیشه بذريعۀ اخبار مبارک خود بیدار میکنید حق تعالی وجود شما را بسلامت بدارد که بما مردم افغانستان غنیمت میباشید . اگر تکلیف نباشد محض برای آگاه ساختن برادران اسلامی این واقعا ترا در اخبار خود شایع کنید که عند الله مأجور وعند الناس مشكور خواهید بود . تا همه کان بدانند که نصارا با مسلمانان چه سلوک دارند . و چون بر وطن مسلمانان دست بیابند چگونه ظلمها و خون خواریها و بی ناموسیها اجرا میکنند ؛ باقی بجز حسرت ، و گرفتن عبرت چه عرض کنم ... ( ۰۰۰ )\n\n( يك تلگراف بسیار مردانه )\nترجمه و نقل يك تلگراف بسیار مردانه و دلاورانه ایست که از طرف قوماندان بزرگ و محافظ شهر ادرنه جناب شکری پاشا به کابینه کامل پاشا در روز سقوط کابینه کشیده شده است .\nيك سر افسری که مانند شهر ادرنه يك شهر مستحکم و مقدسی را بيك دشمن پست فطرت خونخواری تسلیم کنند در تاریخ شاندار عثمانی دیده نشده است . منهم همچنین يك جنایتی را ارتکاب نخواهم کرد . و همه عسکر خود را درین راه فدا کرده ، و نفری آخری که بماند آنرا با پانچه خود تاب ساخته ، وكاوله آخرین طپانچه خود را نیز بر شقیقه خود خالی خواهم کرد . هر وقت که دیدم در شهر امکان مقاومت نماند بقدر چهل هزار نفوس بلغاری را که در شهر با من بزیر محاصره میباشند تجرید کرده ، و عجزۀ نسوان و صبیان شهر را بزیر حمایه قونسلوسهای دولتهائیکه در شهر هستند تودیع نموده و بدستهای قونسلوسها يك يك چادر سفیدی داده از شهر بیرون میکشم . اگر بخواهند اینها را نیز مانند دیگر وحشتهای که تا بحال اجرا کرده اند در پیش چشمهای مدنیت خودشان محو کنند .... بعد ازین کارها طوبهای خود را بسوی آن بناها و مکانهای معززه که مشهور عالم است ، و بلغار بهائیکه آنرا تجرید کرده ام دور میدهم . و همه شهر را آتش زده بيك خرابه زاری تحویل میدهم . در انوقت عسکر بهادر من که در میان در شهر به آتش سوخته شدن ، و در بیرون به گله دشمن شهید گشتن بمانند . اگر دشمن زیاده از يك مليون هم باشد آنرا پاره کرده میگذرند . و به اینصورت یا بکمال دلاوری میمیرند و با پایتخت مقدس اجداد خود را به شان و شرف ترک میکنند ..\n[ هزار آفرین ای قوماندان شجاعت نشان . سراج الاخبار کابل ]\n\n( انور بيك اوروبا )\nاخبار ( نیووینه رز ورنال ) که در ویانه پایتخت اوستریا طبع و نشر میشود يك مقاله بسیار مهمه خود را با این فقره ختم میدهد:"}
{"book": "adl0616", "page": 581, "text": "۱۰ سال دوم شماره ۱۳\n\nامروزه روز مقدرات همه عثمانيت، وبلكه مقدرات همه اوروپا بدست اقتدار انور بيك است ..\n\n( واپوُر حمیدیه )\n( حمدیه ) نام کشتی جنگی عثمانی در بحر خمار به چنان دلاوریهای بکار برده که یکانه قهرمان در با شمرده میشود. دو کشتی یونانی را غرق کرد. يك شهر یو ناترا در زیر طوب گرفت. تا به بحر احمر رفت . از پور تسعید غله و ذنال گرفت. در بنوقت به بیرون آمد. از انجا که بر میکشت چارکشتی طور پیدوی یونان برو حمله نمود . کشتی حمیدیه دو عدد آنرا غرق و یکی را اسیر ، و تنها یکی از آنها بقرار کامیاب آمد .\n\n( حریق استانبول )\nدر ۱۸ فروری در استانبول بمحله جامع آيا صوفيه بك حريق خانمانسوزی بوقوع آمده زیاده از صدخانه و دکان سوخته و باخاك یکسان شده است. باران بسیار شدید میبارید باز هم حریق اجرای خرابی میکرد.\n\n( روس و اوستریا )\nروتر خبر میدهد که در مجلس دبیلو مانها به خبرهای ولوله انگیزی که در میان روس و استریا حدوث نموده هیچ اهمیتی نمیدهند. همه این مسایل در مجلس سفرا مذاکره شده است . و آرزوهای مخالف روسها معلوم گردیده. ولی استریا به این تهدیدها هیچ اهمیت نداده برین فکر خود اصرار میکنند که اشقو دره یعنی سقوطرى، وباقوه ، و دره، و بانیه که از ممالک عثمانیست به اداره خود مختاری حکومت از تاو ودها باید باشد .\n\n( رومانیا وبلغارستان )\nدولت رومانیا گفته است که من از سلیستره در میگذرم ولی در بحر سیاه بندر ( قالبا فرا ) را بالخارها باید یمن بدهند. افکار عمومية بلغار بشدت تمام مخالفت کرده اند. افکار هر دو طرف در هیمان تمام است .\n\n( ايضاً )\nبصورت رسمی خبر داده شده است که رومانیا و بلغارستان نصیحت دولتهای بزرگ را قبول کرده راضی بودن خودشانرا برهم قراریکه دولتها بدهد اعلان کرده اند .\n\n( برف آتش را توقف میدهد )\nبموجب خبری که از استانبول رسیده بسبب طوفان بسیار دهشتناک برف در هفته گذشته گویا محاربه و مخاصمه نشده است و بلغارها بدیها و ناگواریهای احوال را درک کرده اند .\n\n( فتوحات عثمانی در سقوطری )\nعسكر عثمانی فتوحات نما پاتی در سقوطری نموده اند و سیاه کوهیها را به تلفات عظیمه شکست داده اند . قوماندان اوریانویل برامدن اجنبی ها را از شهر قبول نکرده گرفته است که برآمدن آنها موجب كسر قوة معنويه عسکر میشود.\n\n( زنان حقوق طلب )\nدر شهر ادینبورغ انگلستان زنان حقوق طلب بخرابیهای بزرگ آغاز نهاده اند. ( ویرانین ) نام مصالح تاری را در بعضی جاهارونه خرابی رسانیده اند. مادام ويتغوت نام يك زن حقوق طلب در يك نطق خود بیان کرده است که مسئولیت بومبه گذاشتن در خانه ناظر بحریه نیز با ما بد است. این گروه زنان را ( سوفراجت) ها میگویند که دعوی حق انتخاب خود شان را در پرلیمانت میکنند که گروه زنان نیز حق انتخاب شده را داشته باشند .\n\n( اخبار چهره نما )\nدر هفته شماره نخستین سال دهم اخبار فواید آثار ( چهره نما) که بزبان شکر بیان فارسی در مصر به زیر اداراه جناب فاضل خردمند آقای ( عبدالمحمد ) ایرانی علی زاده نشر و شایع میشود به اداره رسیده ما را بی اختیار ساخت برینکه تبریکات خالصانه خود ما را به این نامه نامی و هم عصر هم قلم گرامی تقدیم نمائیم . و دوام انتشار آنرا از درگاه الهی مسئلت داریم .\n\nاخبار چهره نما شایان مطالعه، و موجب استفاده همه فارسی زبانان است. در شماره ( ۱۰ ) سراج الاخبار افغانيه يك مقاله مخصوصه در باب زبان فارسی نوشته و آغاز و انجام آنرا برین فقره موضوع نموده بودیم که : « فارسی زبانان قدر اخبارهای فارسی را بشناسند ! » و از ان اخبارها که قدر آن شناختنیست یکی ( چهره نما ) است .\n\n( اخبار افغان )\nهمعصر معزز اخبار (افغان) که زبان شرین بیان اردو و یکپارچه آن بزبان بسیار عزیز قومی ما افغانی در پشاور طبع و انتشار می یابد چندی بود که از طرف حکومت پشاور در زیر ضمانت نقدی گرفته شده بود. و تا بوقتيكه تدارك وجه را مینمود تعطیل شده بود. مکر از همت ارباب غیرت در کم مدت نقد ضمانت را بضمانت خواهان رسانیده در بنوقت یک رواق احسن و اسلوب مستحسن باز جلوه کر بازار مطبوعات کردیده است . دوام انتشار آن همعصر معزز را خواهانیم ."}
{"book": "adl0616", "page": 582, "text": "صفحه ۱۱\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nانور بیگ\nناپلیون بونا پارت ثانی\nاخبار سول ایند ملتری نیوز اودیانه مینویسد.\nانوربی برای برقرار داشتن عزت سلطنت ترکی و به قائم داشتن\nهمدردی مسلمانان روی زمین چنان کارهای اهم بانجام رسانیده\nاست که کل عالم حل آنرا نا ممکن تصور کرده بود - تمام عقلائی\nیورپ بازگشت فوج بلغار به را از مقام شتله عقده ما لا نحل خیال\nمیکرد اما حکمت انوربی به مردم بلغر چنان شکست داد که تا بفاصله\nچهل میل از مقام شتابه گرفتند قرار نگرفتند .\nاگرچه کامل پاشا و سعید پاشاءه بس هشتاد ساله رسیده اند\nو چند مرتبه بمنصب وزارت عظمی رسیده و به غین و رشوت دولتمند\nشده اند و کامل پاشا تجویز دادن ایدر یا نویل به مردم بلفر نموده بود\nاما چون انجمن اتحاد و ترقی از تجویز مذکور خبر یافت بصدارت\nانور بي لك مجلس منعقد نموده اتفاقی کرد که اشخاص غدار قوم\nاز وزارت معزول کرده شوند، و چونکه انوربی در طرابلس\nغرب شهرت خاص حاصل نموده بود اکنون بنظر ترکان يك شخص\nمعزز و تجربه کار تصور کرده میشود. المختصر جمله ترکان و همه فوج\nترك و تمام مسلمانان طرفدار انوربی گشتند و الوربي يخوف و سم\nبه دفتر وزارت خارجه رفته از کامل باشا است. نا گرفت بهمت جوان و\nبتدبير بير انور بی چند هفته در لشکر شنلبه قیام نموده و کیفیت افواج\nترکیه را دیده رای قائم کرد که فوج ترکی مقیم شنابه مقابله بلغاریان\nبوجه احسن کرده می تواند. سن انوربی در یت وقت صرف\nاست اما از گفتارش چنان شیری مترشح می شود که آنرا سحر\nگفتن مبالغه نخواهد بود.\nانور بی شخص پاكيزه اخلاق ولا طمع میباشد . نه از کسی خوف\nدارد به لحاظ کسی او را مانع می آید و قول سعدی در حق او صادق\nمی آید .\nدلیر آمدی سعد یا در سخن\nیکو آنچه دانی که حق گفته به\nعرب گوید الحق مر . اکثر مردم به حق کوئی او دشمن شده اند\nاما او در گوشش بقالی قوم و سلطنت خود مفروق است و به لوم\nلائم هراس ندارد. انور بی اوسط قد تيلگون چشم و لاغر اندام\nاست اما دلیران و بهادران و جنگ آوران که از مدت یکصد سال\nگذشته نام آور شده اند مثل انوری مردانگی آشکار نکرده اند.\nنامه نگار پایونیر از لندن تحریر کرده است که بخیال من بدون\nناپلیون اعظم احدى مانند انوربی دلاور و مدیر نگذشته\nقدم باید اندر طرقت نه دم که اصلی ندارد دم بی قدم\nانوری در ماه اگست سنه ۱۹۰۸ سر کردگی آن سه صد نفر را\nکه معزولى سلطان عبد الحميد خان وقیام حکومت شورائی را\nتجویز نموده بودند اختیار کرد. و بعد از ان بطرف کوهستان\n\nمناستر روانه شد. از ان بعد تمام افواج ترکیه را زور سیر کلامی\nمطبع خود ساخت و نتیجه اش چنان بظهور رسید که از اکثر\nقشون صوبه مقدو نيه تخدمت سلطان معزول مها سلات رسید\nکه در دولت عثمانیه مجلس شورای قائم کرده شود .\nسلطان عبد الحمید خان شمسی باشار ابا فوج جرار برای فنا نمودن مرد\nانقلاب پسند و گرفتاری انور بي متعین نمود . انوربی به شمسی\nپاشا پیغام فرستاد که اگر شما از مناستر قدم بیرون نهادید فوراً کشته\nخواهید شد اما شمسی پاشا پیغام انوربی را مضحکه تصور کرده\nو به تلگراف خانه رفته خبری بد نمضمون فرستاد که عنقریب انوربی\nرا ما خود نموده با مجولان روانه قسطنطنیه خواهم کرد ، وجون\nپاشای مذکور از تلگراف خانه پس گشت در حین راه کشته شد .\nانوربي موصوف محافظ فوج مناستر تركيه ما تحت تاثار عثمان\nپاشا بود روزی انور پی از جانب انجمن اتحاد و ترقى به عثمان باشا\nگفت که شما بعد ازین همراه سلطان عبد الحميد خان خط و کتابت\nقطاع كنيد واكر شما فوراً در انجمن اتحاد وترقى شامل نشديد\nو از تجاویز ما مخالفت کردید گرفتار بند خواهید شد ، اول عثمان\nباشا خیال کرد که شاید انوری دیوانه شده است اما چون پاشانی\nموصوف دید که پهره دار هم از اطاعت متحرف است دانست که\nکردش کردون انقلاب دیگر پیش آورده است و مجبوراً در\nاراکین انجمن اتحاد و ترقی شامل شد .\nنجاه هزار سپاه ترکی از فوج مقدونیه که میعاد مدت او\nسی ساله گذشته بود و بجای سه سال هشت امسال بر خدمت مامور بود و تنخواه\nدو سه سال و نکرده بود آماده بغاوت کردید ، انور بی بماء جولائی\nت ۱۹۰۸ نخواد همه سیاه ادا نموده رخصت داد و آنهمه سپاهیان\nنوجوان بر کلاه خودشان انجمن اتحاد و ترقی نصب کردند و بوقت\nسوار شدن جهاز نمره انوری انوری جوق بنا بلند کردند.\nحالانکه بر موقع همیشه صدای باد شاهم جودیشا یعنی خدا بادشاه\nما را همیشه سلامت بدارد بلند کرده می شد .\nانور بی گاهی خواهش منصب کلان نکرد و چند مرتبه او را\nموقع گرفتن منصب کلان حاصل شد اما بطرف آن متوجه نشد\nدرسته ۱۹۰۸ که در تجویز انقلاب کامیاب شد و منصب مجر مامور\nبود و اکنون در فوج ترکی انتت کرنیل ( نائب کرنیل ) میباشد\nباشندگان استانبول تجویز پیشکش نمودن تلوار مرصع بجواهر\nبه انوربی کردند، اما او غیور و يا حيت گفت كه من ضرورت\nشمشیر ندارم و مبلغیکه بر شمشیر صرف میکنید برای تیمار داری\nسپاه مجروح روانه دارید .\nالمختصر انور بی آشیمی است که درین عمر کم کارهای نمایان\nانجام رسانیده است و سلطنت عثمانیه از وجود او آینده نیز امیدهای\nبسیار دارد ."}
{"book": "adl0616", "page": 583, "text": "صفحه ۱۲\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\n(از اخبار ( الشعب الغرا ) منطبعه مصر)\nيك مجلس بزرك زنانه ☜\nديروز يك مجلس عظیمی از زنان مردانه صفات عاليات عثمانیات استانبول در زير رياست پرنسس ( نظيمه سلطان ) عاليه الشان كه همشيرهٔ برنس ( يوسف عز الدين ) وليعهد دولت عليه عثمانیه میباشند برپا گرديد ، درين مجلس ( ۷۰۰۰ ) هفت هزار خانم های عثمانیات بازپور وزينت جمع آمدند بسياری از اديبه های ممتاز زنان نطقها و خطبه های بليغه پرسوز و گداز با تاثيری خواندند اين نطقها چنان تأثير عظیمی حاصل نمود كه همه خانمات عاليات بيك شوق و هوس عظیمی مجمع آوری اعانه آغاز نهادند و جواهر بسياری جمع آمد ، تا بحال انجنين يك جمعيت عظيمه و انجنين يك غيرت و حماست نسويه هيچ ديده و شنيده نشده بود .\n\n☜ عساكر عثمانی بعد از انكه ( شارگوی ) را قبضه نمودند به پيش حركت كرده چار طابور يعنی كنده ك بلغاری را ديدند كه بسوی شمال عقب ميكشند . به يك سرعت خارق العاده خطر جهت اين چار كنده را قطاع نموده از هر طرف در زير محاصره گرفته آتش بسيار شديدی بر نها باز كردند . و همه آن چار طابور را تا به نفری آخری شان هلاك ساختند .\n\n☜ يك فرقه از عساكر عثمانی بر اراضی بلغار از طرف ( بحر سياه ) با كشتيها به فرو آمدن كامياب آمده ٦٠٠ بلغاری مجروح و تلف نمودند .\n\n☜ يك بی بی زن تركی از سلانيك از كرم اخلاق يك خانواده نصارای يونانی چنين حكايت ميكنند : وقتيكه بلغار ها در ( سيرس ) بنای قتل عام مسلمانانرا گذاشتند شوهرم مرا و دو دختران و دو پسران خود را به پيش انداخته بخانه يكی از دوستان نصارای رومی خود كه آشنای قديمی با او داشت پناهگزين كرديديم صاحب خانه و عيال و اطفالش ما را به بسيار حسن معامله قبول نمود ، و چون بلغاريان خبر شدند كه در خانه ما هستيم هجوم آوردند و از صاحب خانه ما را طلب كردند صاحب خانه از تسليم نمودن ما قطعياً ابا ورزيد بلغاريان گفتند يا مسلمانانرا از خانه خود بيرون برانيد يا آنكه شما را نيز با آنها تلف خواهيم كرد باز صاحب خانه رد كرد بلغاريان درين بار آلات و ادوات بر هوا كردن خانه را آورده گفتند با مسلمانانرا تسليم كنيد يا شما را با آنها يكجا بهوا ميكنيم ، بعد از ان صاحب خانه و عيالش ما را بسكون و آرام بودن در خانه تعبيه كرده خودشان در برندهٔ خانه بر آمدند ، و به بلغارهای خونريز و وحشی گفتند : كه اين يك امر محال است كه تا همه ما را نكشيد مسلمانان دوست خود را بشما تسليم كنيم لهذا مرا و عايلهٔ مرا نشانهٔ تفنك خود ساخته بكشيد و بعد ازان هر چه خواهيد بكنيد درين اثنا ديگر نصاراهای يونانی و رومی جمع آمده و عذرها و معذرتها نموده ما را و صاحب خانه را از دست آن قاتلان وحشی نجات دادند ولی صاحب خانه بچاره از هول و و و هم بسيار مريض شد . همهٔ ساكنان شهر ازين فداكاری اين جوانمرد كه بسب دوستی و رفاقت غير دين و غير جنس خود اجرا كرد اظهار حيرت كردند و ما هم بدعای شفا يافتن اين مجسمهٔ غيرت و شهامت دعا خوانيم .\n\n( مقالات فنيه )\n( حكمت طبيعيه )\n( فن )\n( مته اورولوژی )\n( باد )\n( ما بعد از شماره ۱۲ )\n{ باد قصرغه }\nاز اقسام رياح يكی نيز باديست كه آنرا ( قصرغه ) ميگويند . اين باد غايت شديد و مخرب ميباشد كه از مصادمهٔ بادهای مختلفه جهة بظهور ميرسد ، و بسيار كم مدت دوام ميكند . ولی بسيار خرابی ميرساند . و بفارسی آنرا ( گرد باد ) مينامند . ( قصرغه ) وقتيكه در جولهای ريكستان وقوع ميبايد خيلی مدهش و مهلك ميشود . چونكه ريگها را از زمين بر داشته مانند ابرهای سياه مخوف و مدهشی تجسم ميدهد . و كوهها و تپه های ساخته کی بظهور میآورد كه اگر قافلهٔ دوچار آن گردد خلاصی شان خيلی مشكلت .\n\n{ خرطوم سحابی }\n( خرطوم سحابی ) قصرغهٔ بحريست كه در بحر های محيط و يا كولابهای بسيار عظيم كه گاهی ظهور ميكند . و موجب تهلكهٔ عظيم بحر نوردان دريا نورد ميگردد . چنانچه باد های مختلفهٔ شديده بقدرغه بيكديگر پيچ و تاب خورده و با هم مصادمه ها نموده بشكل خرطومی بيك سحاب بسيار كثيفی متصل ميگردد . و همچون عمود مخروطی شكل معكوسی بنظر میآيد . اين شكل مخروطی بسوی چپ و راست ميل كرده كرده تدريجاً بسطح آب تمديد مينمايد . و چون به آب متصل گردد مانند بلای ناگهانی آبرا بشورش و دوران فوق العاده ميدارد ، و آب نيز بشكل عمودی بسوی بالا بر آمده با خرطوم مخروطی مذكور يكجا ميگردد . و همچون عمود راستی بسوی جو هوا صعود ميكنند و چنان معلوم ميشود كه بر محور خويش دوران هم مينمايد . و ما عدا از دوران محوريهٔ خويش بحركت ديگری نيز اجرا ميكنند كه آن عبارت از تبديل مكان كردن اوست .\nخرطوم سحابی بعد از كم مدتی كه برين حال بماند به انتظام مخروطی و دورانش شكست وارد آمده از آب جدا ميگردد ، و آبی كه با خرطوم متصل گرديده بود پس ميريزد . و بمقداری"}
{"book": "adl0616", "page": 584, "text": "صحیفه ۱۳\nشماره ۱۳\nسال دوم\n\nکه در سواب باقی مانده است مؤخراً بصورت یاران نزول میکند ماه تشرين اول روى وعلى الخصوص در ماه اغتوس بکثرت\nو گاهی ازین خرطوم بالعکس از سطح ماه ظهور نموده راست ظهور میکنند.\nبسوی ابرها تمدید مینماید. وابور هائیکه گرفتار این بلای اسمانی درسته (۱۸۳۱) میلادی در جزیره ( بارد بارد ) نام که یکی\nبیایند بغیر از غرق شدن دکر جاره ندارند مگر آنکه از دور از جزائر مجتمعه انتيل كوچك است افت مذکور بغایت دهشت\nخرطوم مذکور را به کلوله های توپ هدف نموده انتظامش را و نهایت شدت دفعه ظهور نموده در ظرف ده پانزده دقیقه از ابنیه\nاز هم بشکنند . واشجار جزيرة مذكور هيجيك اثری نگذاشته است و بقدر\nبیست و نجهزار نفس از نفوس موجوده جزيرة مذكور را هلاك\n(باد صيقلون) و بقدر نجهزار کس را نیز مجروح گردانیده است. و شدت اثرا\nباد مغرب مهلك ديگر كه انرا ( ميقلون ) میخوانند يكنوع الزين يك مقایسه باید نمود كه يك كليمه اسربی که بوزن هزار\nقصرعه بسیار مدهشی عظیمی است که نهایت شدت و دهشت و چار صد بارك بود به هوا برداشته بدوری مسافه ششصد مترو دور\nمانند دولاب بر خود میگردد. این باد در جهت خط استوا ترانداخته است. و همچنان بی جسم و عظیم پارچه های احجار\nو در حدود ریاح تجارت ظهور میکنند که ظهورش در بعضی جاها قويرا بهر طرف متزلزل و متحرك نموده است .\nموجب تهلكه ومضرت عظيم املاك ونفوس میگردد. در مرکز\nدائره این باد اکثر چكان برق، وزلازل رعد ، وتصادم\nصاعقه و باران بسیار شدیدی نیز باریدن میگیرد .\n\nباقی دارد.\n--------------------\n(مكتوب شهر)\n\nباد سیفلون از خط استوا اصلا گذشتن ندارد. اما نادراً\nاز ۸ الی ۱۰ در چه گذشتنش دیده شده است. و این آفت تا کهانی با حضرت الفاضل !\nگاهی در نصف کره شمالی از ۱۰ تا ۵۰ درجه عرض نیز گاه گاهی چون مطالعات اخبار معانی بار (سراج الاخبار افغانیه) میگرایم\nظهور میکنند. شدید ترین میقاون در قریب جزیره های قطعات و خدمات قلمیه شما را در حق برادران گرامی – افغانیان ووطن\nعظیمه ظهور میکند . مقدس افغانستان ملاحظه میکنم در حق شما یسی دعاها می نمایم لهذا\nبنا پر بعضی تدقیقات مدققين اهل فن چنان بوضوح پیوسته يك عرض عاجزانه بنا بر فواید مطالعه اخبار گهربار برای برادران\nکه باد آفتناك صيقلون عبارت از قصرفه جسیم بسیار بزرگیست اهالی وطن عزیز می نمایم اگر لازم بدانند در کدام گوشه اخبار معانی\nکه شکل و هیئت داره را دارد. قطر این داره از صد میل بار درج فرمایند. باقی بهمه باب سلامتی وجود فیض آمود پادشاه\nالى هزار میل وسعت و فراخی را مالک و مرکزش ساکن میباشد. مهربان خود را و محبان وطن افغانستان را از درگاه حضرت احدیث\nمرکز این دانه بر سطح ارض بر يك خط معینی بسرعت خواهانم آمین\nمختلفه در ظرف یک ساعت از دو میل تایسی، و چهل میل مسافه را چون حضرت فیاض مطلق ( نوع بی بشر را بالطبع خواهشگر\nقطع میکنند ، این قسم قصرغه ها یعنی صیقلون در نصف کره شمالی دانستن و فهمیدن آفرید ) و باز وقتیکه دلش را بنور علم و عرفان روشن\nاز طرف راست بسوی جب ، و در نصف کره جنوبی از طرف جب گردانید مدرکاتش بهر هر طرف سیران میکنند .\nبسوی راست دوران میکنند. تها که بسیار صیقلون در نقطه ایست. و چیزیکه نخست نظر حیرت انسان امیر باید این تماشا خانه جهان است.\nکه مرکز نزدیکتر باشد چونکه در انجا شدت دورانش بغایت سرعت که از مطالعات اخبار معانی بار ( سراج الاخبار افغانیه ) بما دست\nو دهشت میباشد. و ازین است که قبودانهای کار دیده ذی فن وقتیکه میدهد که از فیوضات این عصر منور مدنیت پرور حامی ملت و مربی\nکشتیهایشان گرفتار تجه قهر افت صیقلون بیاید دایما کوشش میورزند رعیت افغان و افغانیان اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) بإنشاء رحم\nکه خودشان را از مرکز این بلای سماوی دور و تبعید نمایند . آور بسیار مهربان ما در معرض انتشار جلوه گر گردید . که از برکات\nدر خصوص سبب ظهور این آفت مهلک از باب علم منه اور لوژی قلم معانی رقم جناب ادیب فاضل و کاردان کامل جناب ( محمود طرزی )\nبر يك سخن متفق يستند لهذا سبب حقیقی آن با محال مجهول مانده است. صاحب در معرض بیان می آید الحق که کلام حکمت بیانش هم انظر\nافت مذکور در جزیره های (انتیل) که در قطعه امریکا و اقمت بات و هم عملیات را شامل است و از افکار و تصورات نیز بحث میراند\nو در محر محیط هندی و در نحر چین کاه گاهی دفعه ظهور میکنند. وهر صاحب طبعیکه بران وقوف باید از صفحات در ربارش بسی\nو ضرر و خسارات بي اندازه بساکنان آنحوالی میرساند . فایده ها بر میدارد چه تماشاها میکنند! چه چیزها می شنود ! سبحان الله\nاهالی انقيل ، این بادرا به اسم ( هریفان) که در اسان شان اگر ما اهالی وطن افغانستان می شنویدیم که همچنین دانای کار آگاهی\nبمعنی بلاست تسمیه میکنند. این بلا در انست ها از ماه تموز تا به در یک ولایتی وجود دارد بتعجب ها می افتادیم ! و تحیرت ها میرفتیم!"}
{"book": "adl0616", "page": 585, "text": "شماره ۱۳\nسال دوم\nصفحه ١٤\n\nکه ای کاش آنرا میدیدیم حالا که چنین دانای خیر خواهی محب بادشاه\nواهالی وطن ووطن را در خود وطن عزیز خود می بینیم که آنهم\nاز توجه ذات اشرف اعلحضرت جهانیانی است باید در حقش دعائی\nنمایم و کلامش را تحقیقت در پاییم زیرا که ان ادیب فاضل و خیر اندیش\nکامل اوقات عزیز خود را از روی حب وطنی و هم ملتی برای با خبری\nما اهالی صرف می نمایند که ما اهالی ملت افغانستان باخیر گشته چشم\nبصیرت ما باز شده اطراف و نواحی عالم را به بینیم و حق بإنشاء ووطن\nو برادران وطن را بدانیم. لهذا اهالی وطن عزیز مقدس ما این\nاخبار فواید آثار وطن عزیز خود را غنیمت داشته و مطالعات آن\nآینه جهان بین شوقی بهم رسانیده فایده بر سر فایده ریزند.\nاما از مطالعه کنندگان چون خودی توقع چنان دارم و بلکه\nاز همه اهالی امیدوارم که کمی از اوقات شبان روزی خود را\nدر مطالعات اخبار معانی باروطن عزیز خود صرف نمایند بی فایده ها\nخواهند برد زیرا که این عاجز عقل قاصر کی از اوقات خود را\nمطالعات این اخبار گهربار مصرف می نمایم چه فایده ها بر میدارم چه\nلذت ها می بایم زیرا اگر ازین عبد عاجز از واقعات عالم بپرسند از فیض\nمطالعات اخبار گهربار ( سراج الاخبار افغانیه ) همه رایکان یکان\nمیگویم و دیگر فوایدی که از مطالعات آن حاصل می آید تجربه جات\nاست که شخص از حوادث عالم با خبر گشته شفقت پدرانه پادشاه معظم\nبزرگ خود را در حق اهالی و قدر وطان مقدس خود و حریت\nخود را میداند و بی فوائدهای دیگر نیز دارد که بیان ان یکان\nیکان موجب طول\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 586, "text": "صحیفه ۱۵ سال دوم شماره ۱۳\n\nبمیدان میبرارد که جواهر کلمات و مضامین را بيك رواق مرصع بسیار مصنع جلوه کر میسازد . چنانچه هر چین را بابلیست همچنان هر وطن را نیز شاعر است ! شاعر چمنستان کابل بركل و بلبل ما جناب ( مستغنی ) است که گفتار شکر بارش از وصف و ثنا مستغنی است اینست که این شماره سیزده هم ما بيك قطعه تصویر آن شاعر کابلی وطن تزئین مصایف مینماید فی شعر در اصطلاح ارباب فن از (صنایع تنقید) شمرده میشود. صنعت رسامی یعنی تصویر کسی - نیز از صنایع نفیسه است . در این لوحه نظر کنید که صنعت رسامی بواسطه زینکو گراف رفیق خود شعر را ، و شعر رفیق خود زینگو كراف را در ین لوحه زنده گی بخشیده اند، و همدیگر خود را مجسم ساخته اند:\n\nکیست این تصویر بجان کیست مستغنی است این\nکش بدین صورت روان داد و بقا زینگوگراف\n\n( شعر زینگو گراف را میستاید )\nجيدا زیگو گراف و مرحبا زینگوگراف لطف شاه کشور آورد از کجا زینگو گراف\nاز ترقی پروریها خسرو کشور کشای کرد در این ملت و دولت ابتدازین کو گراف\nشد هنر پرور سراج دین وملت کاتیلین شده رین کشور باین صدق و صفازین کو گراف\nمیرساند غالبی را در حضور دوستان می نماید بار باهر بينوا زينكو كراف\nمیبرد خود مرا در خدمت خانان ملی در جهان نماینده داری اینرا زینکو کراف\nصورتم را روشناس اهل معنی کرده است گشته با تصویر من تا آشنا زینکو کراف\n\n( زینگو گراف شاعر را می شناساند )\nمستقیم آن جان ندارم تکلیف دوستان ندارم\nای وای سلام این و آن را چون عرض کنم زبان ندارم\nتعظیم حضور دوستان را یاران چکنم توان ندارم\nاز خیر و شر جهانم آزاد اندیشه این و آن ندارم\nجان تحفه دوستان نمودم هر کز غم دشمنان ندارم\nحیران خودم برنگ تصویر هیچ آگهی از جهان ندارم\nخاموش نشسته ام بمدخل افسوس که همزبان ندارم\nنا در قدم بتان کنم صرف صد حیف که نقد جان ندارم\nبالاله رخان زمن بگوئید دل دارم و داستان ندارم\n\nعنوان داده حقیقتاً به این عنوان لایق يك آدمی بود. قامت این آدم از میانه بکندری بدرازی مایل ، و آثار نجابت و ظرافت از اطوار و سپایش پدیدار بود . عمرش اگرچه بسی سالگی تخمین میشد ولی اسپری رنگ پوست و موهای پزشکی سیاه و ریش تو برآمده دم بودنه منتظمش عمر او را زیاده ترازی نشان میداد . چشمهای بزرگ بیزی مایل، وبينى كشيده وكم قوسی آن بسپایش دگر گونه یک مهابتی همی بخشید. لبهای با ریکش بتأثير يك تبسمی که دایما در ان پیدا بود چون یک کمی از هم باز میشد صفهای دندانهای منتظم و سفیدش را به انظار بینندگان عرض مینمود . بدستهای بسیار ظریف و لطیف خود دستکشهای بسیار ظریفانه در کشیده بود. بوتهای چرم براق بسیار نازکتر لطافت پاهایش را پدیدار میساخت و تا تفرعات بسيار كوچك همه لباسیکه در بر داشت بصورت بسیار مکمل و منظم ترتیب شده بود که هر بیننده بر صاحب ذوق سلیم بودنش حکم مینمود .\n\nدر ظرف یک دو دقیقه تیکه در صالون مادام آنغو تنها مانده بود. مفروشات آنرا بيك نظر نفرت از تدقیق و معاینه کردن خالی نمانده بود.\n\nوقتيكه مادام آنغو بصالونی که آنرا مدار افتخار خود میدانست درآمد دانست که در پيش يك نيم با اهمیتی درآمده است از اترو بصورت بسیار احترامکارانه موسیور اسلام داده ، و موسیو نیز بلور خیلی نازکانه به او مقابله کرده گفت :\n— آیا بعلاقات جناب مادام آنغو شرفیاب میشوم ؟\n— بلی صاحب من ! زینكه شما فرمودید این كنيزك شماست.\n— آیا مادام آنغوشیکه دایه کری میکنند تی ؟\n— بلی، شاكره مكتب طبية صنف دایه کری ، اما این را بفکر مدح و خود ستائی نمیگویم بلکه بذات عالی شما میفهمانم که بحسن کامیا بهائیکه درین فن حاصل کرده ام شهرت بسیاری پیدا کرده ام\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 587, "text": "صحیفه ١٦ سال دوم شماره ۱۳\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ( ۱۲ ) سال دوم )\n\nآنا كوچك : - دختر شهزاده میرزا سیف الله است که از شهزادگان ایران میباشد. شاعره واديبه يك خاتون مقیمه ایست که این رباعی از اشعار اوست :\nگویند بهشت و حورو کوثر باقیست\nدر روز جزا دوزخ و محشر باقیست\nدوزخ چه بود بغض نبی و آلش\nجنت محبت حیدر باقیست\n\nآغاباجی : - از زوجات محترمه ( فتحعلی شاه ) بادشاه ایرانست . دید به وحشمت وافری داشت ، و بكمال تجمل و شکوه با خدام و جوار بسیاری محرم بادشاهی آمده بود . با وجودیکه لیاقت و شایستگی بزرگی داشت ولی بهم بستری شاه نایلی و سزاوار نگردیده تا آخر عمر با کره مانده است شب زفاف بيك چند کله سوال و جوابی گذشت ، صبح آغاباجی این شعر ترکی را بطور کله مخاقان نوشت :\nیارم گیده گلدی گیجه قالدی گیجه کندی\nعمرم گیده گلدی نجه قالدی نجه کندی\nه یعنی: یارم شب آمد و همان شب ماند و همان شب رفت ندانستم که عمرم چنان آمد و چسان ماند و چنان رفت ..\nوالحاصل آنا باجی صاحبهٔ طبع و کمالات بود و در نظام و نثر مهارتی داشت این اشعار ذیل از نتایج افکار اوست :\nخرم آن کو بسر کوی تو جایی دارد\nکه سر کویتو خوش آب و هوایی دارد\nبسفر رفت و دلم شد جرس ناقهٔ او\nرسم اینست که هر ناقه درایی دارد\nسوختم از آتش غم تا کجا تا کی ز منع\nمیزنی بر آتشم دامن برو خاموش باش\nتا حشر نویسند اگر می شود طی\nنی دفتر حسن تو نه طو مار فراقم\n\nآغابیگی : - دختر ميرزا ميرانشاه كوركاني وزوجهٔ سعد وقاص نام شخص از امرای ترکمانیه بود. در سال ۸۱۸ هجری که ( قره یوسف ) ترکمان از سلطان ( شاه رخ ) میرزا فرار نموده به تبریز میرفت ( اخی فرخ ) نام امیری را با یکدسته سوار به ( قم )\n( باقی دارد )\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ( ۱۲ ) سال دوم )\n\nواقع و شاملست . زیرا هر افراد هر جمعیت جدا گانه يك استعداد و قابلیتی دارد که در همان کار موافق به استعداد و قابلیت خود کوشش ورزیده ترقی میکنند . و آن کسانیکه استعداد بسیار وافر و خارقه نمائی را مالك باشند به اینصورت بر دیگر اقران و امثال خود تفوق و برتری کرده میتوانند . از سایهٔ قاعدهٔ تقسیم اعمال است که همهٔ اموالی که در بازار گاه تجارت بمیدان استفاده میبراید هر يك از آنها از دست گونه گونه صنعتکاران برآمده خوبتر و ارزان تر و آسان تر شده میرود . تنها يك ساعت عادتی که در جیب میگذاریم به صد نوع عملیات محتاج است که هر يك از ان جداگانه صنعتی میباشد . و اینکه ما البسه و پوشاك مناسب و ارزان یا گران به برابر احوال خود پوشیده میتوانیم سبب یکانهٔ آنهم همین است که هر جزو پوشاك را جدا جدا ارباب صنایع میسازند . تنها يك دست دریشی ما بصنعت و عمل بسیاری از ارباب صنایع توقف میکند . مثلاً اول بصنعت جوالی زیرا برای دریشی اول قماشی لازم است که درینی از ان ساخته شود ، حالانکه پرورش گوسفندان و گرفتن پشم آن بصنعت چوپانی موقوفست . و بعد از انکه پشم حاصل شد تا بوقتیکه بحال کشمیره در اید بهزارها صنایع مختلفه دیگر احتیاج پیدا میکنند که هر يك از ان صنایع بملیونها آله ها و اسبابها بکار دارد که برای هر اسباب آن باز بسی صنعتکاران مشغول کار میشوند . پس چون اینهمه کارها را در مد نظر آریم ، و تصور کنیم که اگر قاعدهٔ تقسیم اعمال نباشد و يك آدم بخواهد که پوشاك خود را تدارك كند چقدر محال يك امری مینماید .\nمانند دیگر صنایع عادتی که بقاعدهٔ تقسیم اعمال فیض و ترقی پیدا میکند ، علوم نیز در يك مملكت بسایهٔ تقسیم آن بر شعبه ها کسب فیض و برك میگیرد . مثلاً در مملکتها ئیکه علوم طبیعیه بسیار پیش رفته باشد\n( باقی دارد )\n\nاعلان\nکتابهای فارسی — انگریزی — اردو — گورو مکفی — پاشا المشهر وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد .\n( بالکرشن دازی سر مدرس مدرسۀ اهل هنود نمبر ٢ )\nدر شور بازار کابل\n\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 588, "text": "( اء )\n\nاز آنرو که حضرت کمالات مرتبت منور روشن ضمیر محب وطن دیانت مسلک در عدد ( ۹ ) سراج الاخبار افغانیه در تحت عنوان عرفان پروریهای اعلیحضرت والا فصلی را در باب تاسیس دار التاليف بيت العلوم حبیبه بیان فرموده و بنابر ذوق و شوق انسانی که در ترقی علوم و معارف دارند آثار قلمیهٔ عاجزانه را توصیف و تعریف این فرموده بودند — بنابران برای اطلاع ناظران گرام فهرست مولفاتی را که از ابتدای دار التاليف سنهٔ ١٣٢٥ الى الآن سنهٔ ۱۳۳۱ انجام يافته وبطبع رسیده در مکاتب دولت برای تعلیم اولاد وطن مقدس مقرر گشته اند تحریر داشتیم و اظهار میکنیم که این همه آثار خبر از توجهات ملوکانهٔ اعلیحضرت همایونی بوده بصرف مبلغ خطیر این آثار بانجام رسیده و چهاپ شده برای اطفال مکاتب دولت مفت و رایگان توزیع شده و میشود و اخراجات همه از عطیهٔ خسروانه که برای تعلیم و تربیت اطفال دار السلطنه مقرر شده است داده میشود و در ما بعد نیز آثار دیگر در علوم قديمه وجديده انشاء الله تعالی از دار التالیف بر آمدنی است — الله سبحانه و تعالى مربى حقيقى علوم و معارف را که اعلیحضرت سراج الملة والدين روحنا فداء میباشد با قبال و نصرت مستدام داشته باشد — اگر شائقین مطالعهٔ آثار وطن مقدس اراده کنند بعد از ادا کردن قیمت برای تحویلدار بیت العلوم مولفات مذکوره را بدست آورده میتوانند و قیمتهای آن که مطابق اخراجات آن بنرخ قلیلی مقرر شده است به سرکار عایدست نه بمولف فقط\n\nشماره | اسم كتاب | قیمت | كيفيت\n۱ | رسالهٔ اول دینیات | یکماسی | درین رسایل مسایل عقاید و اعمال دینیه بعبارت آسان و روشن نوشته شده و از کتب معتبرهٔ عقاید اهل سنت و جماعت وفقه شریف انتخاب شده است\n۲ | رسالهٔ دوم دينيات | پنج شاهی |\n۳ | رسالهٔ سوم دينيات | يكقران |\n٤ | سراج العقايد حصهٔ اول | سه شاهی |\n٥ | سراج الفقه حصهٔ اول | دو عباسی | مسایل فقیه و احادیث اخلاقیه برای درجهٔ وسطیه زبان عربی نوشته شده\n٦ | سراج الفقه حصهٔ دوم | ده شاهی |\n۷ | سراج السير احوالات حضرت سيدالسادات | یکروبیه | حالات حضرت رسول مقبول از ولادت تا وقت بطرز اجمال از کتب سیر و تاریخ انتخاب شده\n۸ | رسالهٔ علم طبيعيات | چهار عباسی | مقدمات ابتدائی فلسفهٔ طبیعات از انگریزی ترجمه شده و اصطلاحات عربی نوشته شده است\n۹ | سراج الحساب حصهٔ اول | دو روپیه | برای تعلیم حساب درجهٔ سبابه از کتب معتبرهٔ انگریزی ترجمه شده و به اوزان و سکه جات افغانستان حل مسایل شده است\n۱۰ | تحریر اقلیدس فارسی اول و دوم | یکنیم روپیه | بقرار قواعد جدید از اقلیدس انگریزی ترجمه و انتخاب شده و سوالات\n۱۱ | ايضاً سوم و چهارم | دو روپیه | هر مقاله علیحده به آن الحاق یافته\n۱۲ | مرآة الأرض مختصر جغرافيهٔ دنيا | يكروپيه | مختصر جغرافیهٔ دنیا می باشد\n۱۳ | احسن القواعد (صرف و نحو فارسی) | يكروپيه | قواعد صرف و نحو فارسی میباشد\n۱٤ | قاعدهٔ فارسی بطرز جدید (برای امجد خوانان) | يك صنار | الفبای مخصوص زبان فارسی میباشد\n۱٥ | رسالهٔ ضرب زبانی (برای تعلیم ابتدای حساب) | پنج پیسه | برای تعلیم حساب درجهٔ ابجدیه تالیف شده\n۱٦ | کتاب اول فارسی | یکماسی | ضروریات اخلاق و عادات حسنهٔ مفیدهٔ اطفال از کتب معتبره انتخاب شده\n۱۷ | کتاب دوم فارسی | پنج شاهی |\n۱۸ | کتاب سوم فارسی | دو عباسی |\n\nالمشهر يكى از اعضاى دارالتاليف بيت العلوم حبيبيه ( حقير عبد الرب )"}
{"book": "adl0616", "page": 589, "text": "سیاحت بر دورا دور کرهٔ زمین\nهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانهٔ طرز جدید بسیار شیرینیست که هم افسانه میشنواند، و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسهٔ شاهی با پشتی چاپی قیمت (۲) دو روپیهٔ کابلی بفروش میرسد .\n\n( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا )\nو دو کتابچهٔ ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند قیمت همه (۲۵) بیست و پنجروپیهٔ کابلی\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند . و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطر يك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 590, "text": "سال دوم\nشماره ١٤\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nمدنیت پروریهای اعلیحضرت همایونی\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سیاسی — اهل اسلام در چین — آثار اغتشاش در سوریه — خبرهای محاربه — تضمینات حریه — روس و اوستریا — شروط دول متفقه — از ناودها و صربها — تکذیب — تاوان جنك افسران ژاپان در لندن — مکسبکو وامریکا — خان حیوه — تافت شدن يك طیاره از غمد فوت ارتفاع — فاجعه بندر بوشهر — بیان اخبار طنین از اجتماع خانمهای عثمانی — صورت تلگراف اطلاعیه بانک ها — مکتوب از یت اور — مکتوب يك سیاح افغانی از مصر در باب گوشت گاو\n\nمقاله مخصوصه\nچیست — چرا — فلسفه — فیلسوف\n\nپل در نشه\nبیات\n\nمقالات فنيه\nمابعد از شماره ۱۳ — حیات و رود باده در اصلاح غریزه — ماده\nکیفیت باد\n\nادبیات\nدر بارهٔ این کلام مؤلف و مدیر سراج الاخبار افغانیه — غزل مستفی\n\nفاجعه های پاریس\nناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل\nاعلان\n\nتصاویر\nتمثال همایون قال اعلیحضرت سراج الملة والدین در کوه یمقان برای تماشای برف — تصویر قصر سعادت حصر سیل واقع بمقان — منظره پل سراج گلبهار که بر شهر نیلاب بسته شده که ذات اعلیحضرت همایونی با بعضی خواص حضور برای نظارت عملیات آن تشریف فرما شده اند — تصویر پل مهابت هیکل درسته که معلق بر هوا از آهن تعبیه شده — تصویر اعلیحضرت همایونی در شکار جنگل جلال آباد که برای فریضهٔ صلاة از فیل فرود می آیند جمعیت شاهانه ایشيك آقاسی نظامی شرفیاب میباشند"}
{"book": "adl0616", "page": 591, "text": "اعلان\n( شرايط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستين اخبار يست كه در مملكت پرفيض و بركت افغانستان بسايهٔ فيوضات عرفان پرورى اعليحضرت بادشاه مقدس مهربان ما نو در دارالسلطنهٔ محروسهٔ كابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك اين نامهٔ گرامى ، بيدارى و آگاهى اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم ، و حب دولت و وطن ، و توجه بسوى علم و فن ، دينى ، سياسى ، ادبى ، اجتماعى ، فى يك اخبار فوايد ناريست كه در صفحه هاى معدود ، فوايد غير محدودى مندرج دارد . ( سراج الاخبار افغانيه ) از هموطنان عزيز خود چشم اميد آنرا دارد كه چون اين اخبار يگانه اخبار وطن عزيز مقدس شان شمرده ميشود ميبايد كه يك توجه خاصى و يك هوس مطالعهٔ با اخلاصى بسوى او عطف نمايند . اداره ، در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايت درجه ارزانى و آسانى را مرعى داشته ، و براى خوبى مضامين مندرجه و خوبى كاغذ و حسن طبع و درج تصاوير فدا كاريهاى بسيارى بكار برده ، و تجارت را كمتر منظور داشته است درينوقت در ماه دو بار يعنى در غره و پانزدهم هر ماه نشر ميشود اميد است كه در آينده هفته وار بشود . و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زيرا هر انقدر كه تعداد مشتركين كرام ، و رغبت خوانندگان عظام بيفزايد ، البته در ترقى او نيز خواهد افزود . قواعد اشتراك از قرار ذيلست :\n\nدر دار السلطنه كابل قيمت يكساله اشتراك آن ۸ هشت روپيه كابلى — ششماهه آن ٥ پنج روپيه كابلى ، در ولايات داخلهٔ دولت عليهٔ افغانستان يكساله ١٤ چارده روپيه كابلى — ششماهه آن ۸ هشت روپيه كابلى ، در ممالك خارجه چون هند و ايران و تركستان روسى و ممالك عثمانى و اوروپا يكساله ١٠ ده روپيه انگليزى — ششماهه ٦ روپيه انگليزى .\n\n( اسامى وكلاى ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب ميرزا غلام حيدر خان سررشته دار داگمانهٔ دولت عليهٔ افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان كاردار تجارت دولت عليهٔ افغانستان ، در بخارا جناب حاجى غلام نبى خان مامور فروش پوست قره قلى . ذوات گرامى كه در ممالك خارج افغانستان آرزوى اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازين وكلاى ما چون وجه يكساله يا ششماهه اشتراك را بفرستند و از طرف وكيل ما به اداره اطلاع رسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانى كه داده باشند اجارى ميگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلاى پوند انگليزى ١٥ پانزده روپيه كلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 592, "text": "صحیفه (۱)\nنگران\nايتيك آقاسی ملکی حضور اعلحضرت مایونی\nعلى احمد\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت با اخراجات داك ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت با اخراجات داك ١٠ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nتاريخ عربي بكم جمادی الاول سنه ۱۳۳۱\n\nسال دوم\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\nتاریخ انگریزی ۸ اپریل\n\nشماره (١٤)\nمدير و مؤسس و محرر\nمحمود طرزی\nمحل الانشاء و مطبعه\nدر ماشین‌خانه دار السلطنة ( كابل ) همه امورات تحریریه به اداره‌خانه بنام مدیر فرستاده میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل یکعباسی است\nتاريخ شمسی ۱۹ حمل ۱۲۹۲\n\nدرین اخبار از حوادث داخلیه و خارجه و بسی مقالات مفیده درج میشود\n\n( علو اندر علو )\n( تمثال همايون فال ذات اعليحضرت سراج الملة والدين در كوه دلاويز توتکين پغمان که برای تماشای يک برف فوق العاده که در ۳۰ ماه جوزا مطابق ۱۰ ماه جون در خلاف موسم باريده بود تشريف برده بودند موقعيکه در زير برف است ( ١١٥٠٠ ) فوت از سطح بحر ارتفاع دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 593, "text": "صحیفه ۲ سال دوم شماره ١٤\n\n(مدنیت پروریهای اعلیحضرت همایونی)\n\nدر شماره سابق خود يك قدری از تاریخ مدنیت بحث رانده بودیم . و گفته بودیم که آثار مهمهٔ ترقيات مدنیه در وطن عزیز ما از زمان سعد اقتران سلطنت اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) ادام الله دولته الى مديد الزمان بظهورات آغاز نهاده است .\n\nاولا به تدارک کردن و حاضر ساختن ظروف مدنیت ابتدا گردید . زیرا تا ظرف نباشد مظروف در چه خواهد گنجید؟ ظروف مدنیت اول از ترتیبات و تنظیمات هیئت در بار سلطنتی و آداب لازمه در بار حضور پادشاهی و لباسهای رسمی و غیر رسمی ، و ترتیب مراسم جشنها ، و تصنیف صنفهای نظامی و ملکی و درجات رتبه و منصب ، و انتظامات دوایر رسمی و غیره از فرش خانه ها گرفته تا به پوشاک و خوراک در هر چیزی به تجددات ابتدا ور زیده شده است .\n\nدر زمان سابق - یعنی قبل از زمان اعلیحضرت خاقان مغفور جنت مكين حضرت ضياء الملته والدین نمیدانیم که از افراط شوق و ذوق به اسب بود یا از چه بود. نشیمنگاه دربار پادشاه عبارت از يك چوب ترهٔ مختصره بود که در وسط يك اصطبلی بنا یافته بود. دورا دور این احاطه که چوب تره در وسط آن بود آنخور های اسبها بود که اسپان صبا رفتار بسیار اعلا صفها صفها در پیش آن بعلف خواری مشغول بودند. غیر از ان در وسط احاطه نیز در هر هر جا بد کهای یکه میخ بسیار اعلایی دیده میشد که باسم زدنهای خودشان زمین ها را می کاویدند !\n\nمفروشات چوب ترهٔ مذکوره عبارت از يك قالیتی و زمین هموار شده بود که جای نشیمن بادشاه بايك كوريجة تفريق يافته بود. پادشاه از صبح تا بعصر بر همین کوریچه مربع نشین احکام حکومتی خود میکردید. در وقت طعام پیشخدمتها اولا آفتابه لگنها را آورده، و اول از پادشاه آغاز کرده تا به آخر مجلس دستهای مردمان دربار را می شستند. بغیر از پادشاه دیگر هر کس از جیبهای خودشان دستمالهای خودشان را کشیده دست خود شانرا خشك ميكردند. و بعضی که دستمال نمیداشتند بهمان دستهای تر طعام می خوردند. بعد از آفتابه لگن دسترخوان بمیدان می آمد چار نفر پیشخدمت يك دسترخوان بسیار ثقیل چرمی را دو نفر از یکسر و دو نفر دیگر از دیگر سرش گرفته از حد کوریچهٔ پادشاه تا به آخر در وسط چوب تره میگسترانیدند. و باز بهمان کیفیت يك دستر خوان سان سفیدی دیگری را بران دستر خوان چرمی پهن میکردند. و يك دو پیشخدمت در وسط دستر خوان نشسته و دیگر پیشخدمتها طعام ها را آورده بر دستر خوان می چیدند. و به اینصورت بدست طعام تناول میشد. بعد از ختام\n\nطعام باز به ترتیب اول طعام بر داشته شده آفتابه لگن آمده بی صابون دستها شسته می شد ، و با دستمالهای جیبی خشک میشد . لكن ، وای بر حال بی دستمالان !\n\nدربار ، عرض و داد ، احکام ، تماشای اسب ، شطرنج بازی ساعت تیری ، طعام ، کلام همه در همين يك چوبتره ! قیافهای پوشاکهای مردمان دربار این چوبتره نیز به اشکال و اوضاع رنگارنگ مختلف بود که فرق ارباب رتب معلوم نبود . مراعات آداب دربار نيز يك نظم و انتظامی نداشت . هر کس بصدای پست و بلند با همدیگر گفتگو میکردند . روزهای دربار رسمی و غیر رسمی نیز معلوم نبود . اگر چه نظامات عسکری ، و دریشهای نظامی شده بود . ولی دربار حضور پادشاهی که ضرف نخستین مدیت شمرده میشود هیچ یك انتظام و سر رشتهٔ درستی نداشت .\n\nدر زمان سعد اقتران اعلیحضرت ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان دیدبه و ادارات سلطنتي يك رونق و شکوه با هیبتی پیدا نمود . سرایها ، قصرها ، بناهای مکمل پادشاهی ساخته شد . برای هر دایره ، و هر سرایه مفروشات و تزئینات فاخره آماده گردید . سلام خانه در بار عام ، و سلامخانهٔ دربار خاص با همهٔ مفروشات و تزئینات شایسته و بایسته بنا یافت . سلام خانهٔ دربار عام يك دالان بسیار عالی باشکوهیست که تقریباً زیاده از یکنیم هزار آدم دران می گنجد . در نجا از وصول و قواعد دربارهای آنوقت بحث نمی دانیم . زیرا آن چیز ها نیست که مقید و مضبوط و در صحایف تاريخ محرر و مثبوت است . ولی بطریق اجمال اینقدر میگوئیم که از ان دربارهای چوبتره ئی تا آن دربار های پرشکوه سلطنتی فرق بسیار فرق عظیمی بود که هیچ نسبت قبول نمیکنند .\n\nذات شوكتهات اعلیحضرت (سراج الملة والدين ) در زمان اعلیحضرت خاقان مغفور نیز عهدهٔ دربار و احکام سلطنتی برذمهٔ درایت و فطانت شاهانه شان محول بوده در يك مقياس واسع اختیارات اجرای احکام دولت را می فرمودند . وقتا که نوبت سلطنت اعلیحضرت شاهانه شان در رسید آثار ترقيات مدنية عصر حاضره داد: اکثر امورات سلطنتی تطبیق دادن گرفتند .\n\nاولا از اصول و قواعد دربارها بیان کنیم : دربارها در وقت حاضر عبارت از چند دربار رسمی ایست که آنها همه ساله لابد الاجرا میباشد : اول دربار یوم عید فطر، دوم در بار عید اضحی ، سوم دربار ( جشن اتفاق ملت ) که این سه دربار دربارهای بسیار بزرگ پر جوش و خروش با کوکبه و دبدبه ای شمرده میشود ، علی الخصوص دربار جشن اتفاق ملت که مبعوثين و روءسا و ملکهای همهٔ ملت از اطراف و اکناف در ان اشتراک میورزند . و شب نیز جشن سرور و چراغان بعمل می آید. ایام دربارهای عیدین سعیدین معلوم است . دربار جشن اتفاق ملت عبارت از تذکار و یادکار انیقی ست که ملت به پادشاه خود عطا کرده اند. و این کیفیت در سنهٔ ۱۳۱۵ هجری مطابق"}
{"book": "adl0616", "page": 594, "text": "سال دوم\nشماره ١٤\n\n۱۹۹ میلادی در ۲۴ ماده است اول بار برای اعطای لقب ( ضياء الملة والدين ) بذات اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان پادشاه بزرگ دولت افغانستان از طرف ملت داده شده بود اجرا یافته، در زمان سلطنت خانان مغفور همه ساله این جشن در بیست و چارم ماه اسد شمسی بوقوع می آمده در جلوس میامن مأنوس ذات اعلیحضرت این پادشاه معظم، ملت باز اتفاق کرده و جشن عظیمی برپا شده لقب جلیل ( سراج الملة والدين ) را به پادشاه حقایق آگاه محبوب القلوب خود شان عطا نمودند لهذا این جشن بسیار مبارک که موضوع آن بر اتفاق ملت است و از ارو خیلی مقدس شمرده میشود در هر دوازده هم ماه سرطان بوقوع می آید.\n\n_________\n\nغیر ازین سه دربار و جشن مذکورین چند جشنهای دیگر نیز همه ساله اجرا میشود مانند جشن لیله نصف شعبان و جشن ولادت پر سعادت اعلیحضرت همایونی، و جشن ولادت جناب نائب السلطنة ومعين السلطنة وعين الدوله صاحبان معظم که بعضی ازینها تنها دربار شبانه دارد، و از جشنهای رسمی شمرده میشود.\n\nدربارهای رسمی دیگر نیز هست که آن در هر هفته دوبار، در روزهای شنبه و سه شنبه متصل اجرا میشد و درین اوقات در هر ماه یکبار دو بار اجرا میشود ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب ما قواعد مراسم تشریفاتی و قواعد و آداب این دربارها را در زیر نظم و نسق بسیار متمدنانه دلپسندانه در آورده به نظام و قانون مخصوص ربط فرمودند.\n\nمقصد عاجزانه ما چون توضیح این کیفیت است که مدنیت اوروپایی در افغانستان از کدام درها و راه ها دخول یافته، و از کدام نقطه ها شروع کرده ازانرو از مطالعه این دو مقاله عاجزانه ما قارئین کرام تا یکدرجه دانسته باشند که آغاز دخول آن اول از عالم عسکری، و بعد از ان از صنایع، و بعد ازان بفروعات ابتدا ورزیده دربارها، و مراسم حضور پادشاه، و راهها، و پلها، و تلفونها، و بناها، و ترتیب رتبه ها و منصبها، و تنظیم اونیفورم ها، یعنی دریشیها حتی بعضی بازیها و غیره دارج گردیده است. ولی این را هم بگویم که هر انقدر همتی که صرف شده در تقلید و پیروی اساسهای اصلی و حقیقی مدنیت او روپایی شده است که آنهم عبارت از امور عسکری، و صنایع مدنی میباشد. و بطرف فانتزیهای ظاهری بسیار درخشان در حقیقت خسران آن فالحمد والله هیچ میل نشده است. مثلا محرماتی که شریعت غرای اسلام آنرا قطعاً منع فرموده ابداً درین مملکت پاک راه نیافته، ذات اعلیحضرت شهریار شریعتمدار مقدس ما در باب شراب و زنا، و قمار، افیون و بنگ کنی و غیره منہیات چنان مجازات شدیده مقرر فرموده اند که احدی را یارای ارتکاب آنگونه قبایح در ضمیر هم نمیگنجد. کذالک در مواظبت اهالی بر نماز جماعت مساجد و جوامع و انتظام اوقات نماز جمعه در جامعهای مختلف شهر\n\nخیلی تقیدات و انتظامات فرموده اند که انشاء الله در آینده به تفصیل از ان بحث خواهیم داند.\n\nموضوع بحث ما چون آثار ترقیات مدنیت است درینجا همین قدر میگویم که دربارها، و جشنها، و مجلسهائیکه در عصر ترقی حصر پادشاه ترقی پرور مدنیت گستر محبوب القلوب ما اجرا میشود همه لوازم اسباب مدنیه را بغیر از محرمات شرعی تمامها جامع است که انشاء الله در شماره آینده بمناسبت جشن ولادت پر سعادت اعلیحضرت بادشاه مقدس معظم خودمان مفصلا از ترقیات شعشعه پاش آنها بحث و بیان خواهیم داند. حالا بر دعای خالی از ریای عمر و اقبال و صحت و شوکت و اجلال شاهانه شان ختم مقال مینمائیم.\n\nحوادث خارجيه\n\nاجمال سيما\n\n( تیغ - قلم )\n\nبازارهای ظلمت اندود طوفان انگیز مدهشی افق الم سیاسی را فرا گرفته است ! تیغ، و قلم خدمت برق و رعد این طوفانرا بجا می آرند ! تیغ چون از کار میماند، قلم بکار می افتد، و چون قلم از کار بیفتد باز تیغ کارزار مینماید. درین محاربه ترکی و بالقانهای وحشی این برق و رعد دوبار به نوبت میدان عالم سیاسی را بولوله انداخت. اول بار که محاربه آغاز نمود میدان میدان تیغ بود، و چنان معلوم میشد که تا به نفس آخرین که تیغ بر گلو رسد و بگذرد همین تیغ خواهد بود و بس ! اما هنوز کمی نگذشته بود که باز قلم خود را بردم تیغ انداخته کار آزمانی خود را بمیدان بر آورده ولی هیچ باقی نمانده بود که قلم بسبب ضعف و ناتوانی، و سرا سیمه گی و حیرانی سراسر از پا در افتد که بنا کهن باز تیغ بیک قوت و دهشت فاجعه آمیزی در میدان برآمده قلم را از خذلان و خسرانی که میخواست به آن گرفتار آید وا رهانید !\n\nدرین وقتها باز میبینیم که در تیغ یک سستی و رخاوتی پدیدار گردیده باز قلم آغاز محرکات نهاده است. چنانچه از خبرهای که در اوراق حوادث دیده میشود حتی پاشا صدر اعظم اسبق و توفیق پاشا سفیر دولت علیه عثمانیه مقیم لندن، و احمد رضا بیک رئیس سابق مجلس مبعوثان، و دیگر بعضی سیاسیون ارباب قلم عثمانی در اوروپا بجستجو و پیدا کردن راه صلح تثبنات و اقدامات بکار میبرند.\n\nاز بسیار علامات هوائی چنان استنباط میشود که این هنگامه طوفان انگیز رعد و برق تیغ و قلم که در اراضی روم ایل و بالقانها سرزده ظهور گردیده در تمام سمای دنیا از تاثیرات طوفانها خالی نشود، و یک هنگامه عظیمه رستاخیزی برپا کنند. از مثلث و ثلاثه\n\nنشود"}
{"book": "adl0616", "page": 595, "text": "سال دوم\nشماره ١٤\n\nاهل اسلام در چین\nدر چین یک حثیت بزرگی از مسلمانان از هر ولایتها جمع آمده\nاز حکومت چین خواهش کرده اند که در پایتخت دو لت چين يك\nشیخ الاسلامی از مسلمانان باشد، و جمعیت آن شیخ الاسلام يك امين\nنتوی مقرر شود، و يك مجلس تدقیقات شرعیه تشکیل باید ، و در\nهر ولایتهای چین يكيك حاکم شرع از مسلمانان باشد که عزل\nو اسب شان بدست شیخ الاسلام پایتخت باشد. و بمسلمانان حريت\nدینیه را بهمه معانی آن عصا نمايد. و مانند اینها تطبیق دادن بسیاری\nاز مواد اصلاحیه را طلب کرده اند .\n\nروس ، و اوستريا، جرمن، و فرانس ، انكايز و همه با همدیگر\nشان در غرش اند ! لقد جرب وشيرين ممالک عثمانیه را تقسیم کرده\nنمیتوانند. وازیم آنکه مبادا یکی لقمه افزونتری برباید بر دیگر\nمیخرند. اگر بالقانیها روم ایلی را بگیرند چنانست که کویا روس\nگرفته است آبار قیبان روس چون اوستریا و رفقایش به آن حسان\nرضا خواهند داد و انگلیز باروس کویا داخل اتفاق است ، آیا\nباز شدن آبنای بوسفور را برای کشتیهای روس چگونه بر نفس\nخود هموار خواهد نمود ؟ ممالك عثمانيه کیرم که بعوض و معاوضه\nتاین درجه در مابین شان تسویه بشود. ولی هندستان چیزی نیست\nکه معاوضه داشته باشد؛ غالب آمدن جنس اسلام در روم ایلی و اناطول\nتهلكة عظيمه مصر و هندستان است که میداند که بدیگر طرفی نیز\nسرایت نکنند ! تهلکه اختلالهای محتمله داخلی هندستان اگر\n\nآثار انغتشاش در سوریه\nیعنی جریده ها مینویسند که در سوریه و بلاد عربستان از نتیجه\nاختلافات و نفاق\nها و تفرقه های\nفرقه های\nسیاسی که فکر\nاللامركزية.\nرا مانند يك\nتخم فسادی در\nذهنهای مردمان\nکاشتند. در بلاد\nسوریه و شامات\nو غیره آثار خود\nمختار بها پیدا\nگردیده است .\nبعضی میگویند\nکه دولت انگلیز\n\nبا تهلكة منصورة\nخارجيه منظم\nشود چه سقوط\nمدهشة بوقوع\nخواهد آمد ...\nدولت فخیمه\nبریتانیا در هر\nپنج قطعه روی\nزمین از همه کان\nبیشتر مملک\nدارد. وسعت\nملكن بواركرة\nزمین است یعنی\nدر هر نقطه زمین\nيك بيرفكي از و\n\n( قصر سعادت حصر ( سهيل )\n( این قصر از تعمیرات عصر اعلحضرت همایو نیست که در ( بمقان) نام موقع فرحفزایی بنایافته است )\n( موقع قصر از سطح بحر ( ۱۰۰۰۰ ) فوت بلند است )\nبر افراشته است، ولی اینقدر وسعت را محافظه کردن نیز مقیاس از پس پرده مشوق و برانگیزنده این فکر است که به آنواسطه کو یا مالك\nبسیار واسعی لازم است. بمليونها عسكر بمليارها زر لازم است. سوریه و حجاز وغيره بلاد عربستانرا يك سلطانی مستقلی در زیر\nا گرچه در وقت صلح و آسایش محافظه و نگهبانی اینهمه ممالات حمایت خود تشکیل بدهد، و جناب خدیو مصر را سلطان عربستان\nواسعه آسان بنظر می آید. ولی تو یه از وقتی که بین دوسه مغلوبیت پی هم بسازد، وان مملكتها را در حوضه ممالك مصر ادخال نمايد . اللهم\nگرفتار آید در انوقت هیچ شبهه نیست که نقلت و بزرگی و جسامت احفظنا من الاختلاف .\nوجودش را از هم شکناند و اپور (جسیم بينتانيك ) : أثقلت و جسامت تي\nبه بسیار زودی غرق نموده . ...\nوالحاصل زمان زمان تیغ و قلم است. این دو داهيه عظما جهانها را تلگرافهای روتر و غیره خبرهاییکه از مجار به میدهند در پنوفها\nبلرزه در آورده و به نوبت رعد و برق طوفانهای پر رستا خیز را باز از منلو بینهای عساکر عثمانیه مینویسند . بموجب خبر هانیکه\nریا میکنند و نادیده شود که نتیجه یکجا منجر شود ..... از آتینا پایتخت یونان رسیده کويا وليعيد يونان يك نقشه جند\n\nخبرهای داربه"}
{"book": "adl0616", "page": 596, "text": "سال دوم شماره ١٤\n\nبسیار پرفنونی کشیده و از روی آن نقشه بحرکات عسکر به آغاز کرده آن شهر بسیار محکم و پرقوت پایه را بيك مظفريت شعشعه تاکی ضبط و تسخير نمود . كوماندان یعنی افسر ترکی که دریانیه تا بحال بكمال جسارت مدافعه و محاربه میکرد سپر انداخته شمشیر خود را به ولیعهد یونان تسلیم نمود .\n\nدران جنگ بصورت بیطرف و نامه نکار خود را میرساند . با بطریق مطالعه حرکات آنجنگ را تعقیب میکند ، بعد از ان بدرجۀ پهلوان میشود که در میدان حرب ، دريك خيمۀ كوچكی در پیش يك ميزى نشته ، و نقشۀ طبوغرافي موقع ميدان حرب را در پیش روی خود باز کرده و قوت دشمن را بواسطه استكشافات مکمله که اجرا داشته باقوت خود مقایسه کرده از روی آنها يك پلان یعنی یک نقشه میکند، و از روی آن نقشه بحركات عسکری آغاز میکنند، یکبار ممبینی كه بيك چند مانوره ، بمعنی ديگر بيك چند لوپ سپاهيدرى ، يک اردوی بزرگی را به تسلیم شدن یا محو کشتن مجبور و محکوم میسازد که این واقعه شهزادۀ یونان در محاربۀ پايه يك مثالی ازین پهلوانیهای این زمانه را بمیدان میرارد .\n\n( سراج الاخبار افغانيه )\n\nانشاءالله این خبر اصل و اساسی نداشته باشد. معما فيه درين باره يك نكته بخاطر فاتر رسیده از نوشتن آن خود داری نتوانستیم : در زمانهای سابق فن پهلوانی یک رواج عظیمی داشت. تربیه و تعلیم شهزادگان اکثر بر قواعد آن فن اجرا می یافت، و آن پهلوانی عبارت از تیر اندازی و اسب تازی ، و نیزه بازی ، و کرز زنی ،\nو کنده تابی ،\nو کشتی گیری\nو غیره بود .\nمحاربه های که\nجنكي بود يك\nپهلوانی دفعةً\nدر میان دو صف\nخود را پرتاب\nکرده مبادر\nمیطلبید و پهلوان\nدیگر مقابلش\nبرامده با هم\nمیجنگید ، هر\nکدام شان که\n\nتضمینات حربيه\nنظر به تلگرافها\nئیکه از صوفیه\nرسیده کویا ناظر\nماليۀ بلغارستان\nيك بياننامه نشر\nکرده است که\nدران بیاننامه\nمیگوید : بسببی\nکه دول متفقه\nیعنی با لقانيها\nمظفر میباشند\nو بهر صورت\n\n( ترقی و بربادی اعلیحضرت همایونی )\n( منظرۀ عملیات انشائيه ، پل سراج کابل ، که بر نهر جسم ( نیلاب ) بسته شده است و يك خير عظیمی در مملکت بوجود آورده است )\n( تفصیلش در شمارۀ ( ٢ ) سال اول ما سبقت نموده این عکس پیش از رسم افتتاح پل مذکور گرفته شده است که ذات اعلیحضرت )\n( با بعضی خواص حضور برای نظارت عملیات آن تشریف فرما شده اند . )\n\nفن پهلوانی را خوبتر میدانست غالب می آمد . درين وقت می بینیم که فن پهلوان بدیگر کیفیت ظهور نموده ، يك كوماندان — یعنی يك را افسر کلان و به اصطلاح قديم يك پهلوان درين عصر و زمان آنست که از سن طفولیت به آموختن فن عسکری یعنی دیگر فن پهلوانی — آغاز میکند سالها در پشت میزهای دراز که بر مکتب ها — بمعنی دیگر ورزش خانه ها ، بسر میآرد و چون از مکتب برامد . در هر جا كه يك مانوره — یعنی قواعد جنگ مصنوعی بشنود هماندم در انجا حاضر میشود ، عملیات را میآموزد ، اگر در هر طرف بك جنگ حقیقی پیش شود بالذات\n\nعلی الخصوص از جهت ماليه بسيار فدا کاریها کرده اند حق صريح دارند برینکه بصفت غالبیت تضمینات حربيه طلب کنند .\n\nروس و اوستريا\nنظر بخبرهای ویانه و برلین چنان معلوم میشود که کویا درین روزها دولت روس و اوستریا اردوهای خودشانرا واپس کشیده پراکنده کردند ، و بد گمانیهایی که در میان شان پیش آمده سراسر بر طرف گردید .\n( غالبا در عقدۀ زبان این دو معظمه با هم دیگر راست آمدند )"}
{"book": "adl0616", "page": 597, "text": "صحیفه ٦ سال دوم شماره ١٤\n\nشروط دول متفقه\nنظر بخیری که از روما رسیده گویا دولتهای متفقه مذاکرات صلحیه به این شرطها داخل میشوند : ادرنه ، اشقودره ، یانیه را عثمانی ترك كند، وحدود بلغار و عثمانی از کوه تکفور تا به خط مدیه باشد ، کلیپبولی را نیز ترک کنند ، و جزیره هایی را که یونان گرفته برای یونان واگذار شود ، و تضمینات حربيه یعنی تاوان جنگ را عثمانی بدهد ، و جزیره کرید نیز به یونان الحاق شود !\n( قوت چه عجب رجز خوانی هایی میکند ! . )\n\nارناودها وصربها\nنظر به تلگرافهایی که از ( تریسته ) رسیده است بمقابل استیلای صربها یعنی سرویه ها — ارناودها یعنی البانیها به آتش بسیار شدیدی مدافعه میکنند، محاربه های بسیار شدید و خونریزانه بعمل می آید\n\nتكذيب\nصدر اعظم دولت علیه عثمانیه شایعاتی را که در باب صلح نواثر یافته است در پیش يك اخبار والایی که با او ملاقات کرده تکذیب نموده است دولت ترکیه اگرچه وساطت دول معظمه را قبول میکنند ولی به این يك هیچ راضی نشده اند که با بلغارها در راست مذاکره نمایند .\n\nتاوان جنگ\nنظر بخبرهای جراید اوروپا کو یا دولت تورکیه به ترک کردن ادر نه راضی میشود ولی دادن تضمینات راضی نمیشود .\n\nافسران ژاپان در لندن\nسه نفر افسران بحری ژاپانی در لندن آمده اند، و کارخانۀ کشتی سازی ( پور تسموت ) را زیارت کرده اند و در مکتب بحریه نیز رفته اند، پذیرائی بسیار لایقی از آنها شده است .\n\nمكسيكو وامريكا\nخونریزی امسال تنها در بر عتیق نی بلکه در بر جدید نیز اجرای احکام مینماید، در اصطلاح جغرا فیون آسیا او روبا و افریقا را برعتيق ، وقطعۀ امريكا را بر جدید میگویند. این است که از چندی در بر جدید یعنی امریکا نیز در بین حکومت مكسيكو و امریکا آتش جنگ در گرفته است. در مرحله ما بین عسکر سواری امریکا و عساکر مکسیکو مجادلات شده است مکسیکوئیها را تفنگهای ماشیندار آمریکا برجعت مجبور کرده است .\n\nخان خیوه\nزار روس خان خیوه را لقب ( هر هانیس ) یعنی عنوان فخامته آب عطا کرده است .\n\nاز پنجصد فوت ارتفاع\nيك طياره باز که ( ژو فروی ) نام دارد در صحرای سالیبوری یکهزار فوت از زمین بالا برامد ، و در وقت فرامدن از ارتفاع پنجصد فوت سقوط کرده تلف شده است .\n\nفاجعۀ بندر بوشير\nبنابر خبری که از طهران رسیده است مستر ( قونستانس ) مدیر كمرك بندر بوشیر است چند روز پیش در اثنای که برای طعام خوردن با عیال خود بخانه می آمد در اثنای راه از طرف بعضی اشخاص مجهول وأنها تعرض شده است و از کله های تفنگی که برانها انداخته شده یکی برمیم صاحب مستر قونستانس برخورده میم مذکور وفات کرده و خود مستر قونستانس نیز بصورت بسیار سنگینی مجروح شده است .\n( بلای اکفورد کم بود که واویلای قونستانس نیز برامد ! )\n\nاز اخبار طنين\nمحترم ( طنین ) مدتی بود که طنین انداز آواز نمیکردید . در پتروزها صدای طنان بسیار شیرینش بازشنیده میشود : در نسخۀ نمبر ١٥٠٦ آن در زیر عنوان ( يك اجتماع معظم خانمهای عثمانی ) از تفصیلات مجلس بزرگ زنانه که در شمارۀ سابقۀ خود از اخبار ( الشعب ) غراقل نموده بودیم بحث رانده است . مجلس مذکور که مرکب از هزارها خانمهای آکار و اصاغر بود در دالان بزرگ ( دار الفنون ) بيك شكل مهيب و محتشمی بوقوع آمده است . حضرت پرنس نعمت خانم صاحبه بايك نطق مختصر مجلس اجتماع را باز نمودند. بعد از ان اول جناب ( فاطمه علیه ) خانم که یکی از ادیبه های عالمه و فاضله مشهورۀ دنیا شمرده میشود ، و پس ازان ( کلتوم) خانم که از خانونهای مسلمان ممالک روسیه و از طالبات دارالفنون آنجا میباشد، و در به وقت برای خدمت کردن در خسته خانه های هلال احمر به استانبول آمده ، و بعد ازان ( فهمیه نزهت ) خانم ، و پس از ان مدیرۀ مکتب اعدادی اناثیه ( تقیه ) خانم ، و از صنف ششم شاگردان مکتب اعدادی اناثیه ( زهرا خانم ) و از معلمه های مکتب مذکور ( ناجیه ) خانم ، و نیز از شاگردان مکتب اعدادی ( فردوس ) خانم ، و ( مبروكه ) خانم بنوبت برکرسی خطابت برآمده نطقها و خطابه های بسیار مؤثر و بلیغی برخواندند. تا آنکه نوبت خطابت به جناب ( خالده )"}
{"book": "adl0616", "page": 598, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ١٤\n\nخانم که یکی از ادیبه های زلۀ مشهوره است رسیده و به بسیار شایانها و تحسینها بر کرسی خطابت برآمده یک اطاقی که خیلی از نفیسی شمرده میشود قرائت نمود . بعد از انکه خالده خانم نطق خود را به انجام رسانید خانم مشار الیها از عموم اهل مجلس خواهش این چند فقره را نمود که اول به اردوی عثمانی بنام همه زنان ملت عثمانی يك تلگرافی کشیده شود، دوم به تمام زنان مسلمانان روی زمین از ظلمها ، و وحشهای بالقانیهای وحشی بیان نموده بهمه شان به اظهار نفرت کردن از آنها ، و اشتراك ور زیدن به امانه مدافعة عليه دعوتنامه تلگرافیه کشیده شود . سوم : در نزد همه ملکه های دولتهای اوروپا از ظلمهای که بالقانیها در روم ایلی اجرا کرده اند شکاشنامه نوشته در باب انجام دادن اینگونه تجاوزات و قتال صرف همت فرمودن و اجرای تاثیر نمودن شان رجا کرده شود . این خواهش خالده خانم به اتفاق آراء همه مجلس قبول گردیده این تلگراف نامه ذیل را از طرف همه زنان ملت عثمانی به تمام اردوی عسکر عثمانی کشیدند :\n\n( صورت تلگراف )\n\nای برادران ما عسکر !\nدين ما ، وطن ما ، ناموس ما در تهلکه است . اگر دشمن را زدید، و این چیز های مقدس را رهایی دادید رضای خداوندی و دعای مادران خودتارا کمائی کرده خواهید بود، و میراث اجداد شهید و یاد شاهان گذشته بزرگ وسعید ، و ناموس دختران خود تانرا رهایی خواهید داد .\nزنان مسلمانان در پنیار بجز آنچنان اردویی که ناموس مسلمانی، و ترکیت را رهایی داده باشند و دشمن دین و ناموس و وطن را مضمحل کرده باشند دیگر گونه از دویی را استقبال کرده نمیتوانند .\nاگر پشت خود را بدشمن بگردانید ذاتهای همه دنیا را بر مسلمانی و ترک بودن خود آوراده خواهید بود . اگر پشت بدشمن دادید به این يك محقق بدانید که تا همه زنان مسلمان را که برای خانه وطن خود، و دین خود، و ناموس خود بمردن حاضر کشته اند پامال ولکڑ کوب نکنید برگشته نخواهید توانست .\n( باقی الله و پیغمبر مددکار تان باشد )\n\n( تظلمنامه به ملکه ها )\n\nبی بی !\nبه ذات حشمتپناهی شما معلوم است که بر تورکیه که تا بحال هیچگاه محاربه دینی نکرده است حکومتهای بالقان يك حرب اهل صلیبی تشکیل دادند . پادشاه بلغار در بیانات خودش كه يك شيرت مشاوره گرفته این را علناً اعلان نمود : که این محاربه صلیب است مقابل هلال .\n\nاردو های بلغار، خود شارا عسکر حضرت عیسی . که در نزد ما هم بصفت يك پیغمبر بزرگی مظهر حرمت میباشند، و از طرف همه عالم انسانيت يك تمثال عدالت و حلم و ملایمت شناخته شده تعظیم میشوند اعلان کرده ممالک ما را استیلا کردند . این عساکر ساخته کی حضرت عیسی چه چیزها کردند ؟ این کردنیهای آنها را از نعشهایی که زنده زنده در میان کلاسها پوسیده شده اند باید پرسید .\nبی بی ! شما يك ملكه هستید بنا برین برای همه مجار كان و ضعیفاتی كه در وطن شماست مالك يك حس شفقت مادری میباشید . شما يك ملكه هستيد كه مالك آنچنان دلی میباشید که رحم و شفقت را بر هر چیز اقدم میشمارد . بر سر آن چون شما بيك خاندان بسیار اصیلی منسوب میباشید حس شرف و ناموس را به درجه بسیار بلندی صاحب هستید .\nپس بنام این ناموس ، و حیثیت اصالت ، بنام مرحمت نسرانیت ، بنام شفقت مادرانه لطف کنید، و این آواز های نومیدی و نفرتی که از دلهای شکسته بی والده ها، بی همشیره ها، بی دخترها میبراید بشنوید، و بجواب اینها صدای تاثرا که در پیش همه عالم محترم و مکرم است لطفاً بلند فرمائید .\nاین کله های وحشی را که آتش افروزیها ، و قتل عامها ، و ناموس پامال کردنها را که در بتعصر حاضر در هيچيك محاربه اوروپا دیده نشده است میخواهند که در زیر سایه صلیب آنرا پنهان کنند . لهذا این گروه وحشی را برای حرمت کردن به قانون حضرت عیسا، و حیات انسانها و ناموس زنها بخوانید ، و دعوت بفرمائید .\nبعد از ختام این ها اول خود خالده خانم که نواسه محمود پاشاست پیش شده همه جواهر های که بسر و بر داشت مانند گوشواره ها انگشتر، چوری ، ساعت، زنجیر که همه الماس و طلا قیمتدار بود بنام اعانه مدافعه ملیه بینداخت . بعد از ان همه خانمهایی که موجود بودند به انداختن جواهرات و وجه نقدی در صندوقهای اعانه ملیه آغاز نهادند . به عدد صندوقچه های اعانه مدافعه ملیه با این تبرعات جوانمردانه طایفه محترمه زنان لبالب و مملو گردید . غیر از ان سه عدد صندوقچه اعانه حلال احمر نیز بنام اعانه مدافعه ملیه نیز مملو شد . الحق که این همت و جوانمردی نسوان عثمانی در صحیفه های تاریخ حماست شان به حرفهای طلا نوشتن لایق و سزاوار است کثر الله امثالهم .\n\n(مکتوب)\n\n( یکدوست ما از پشاور مینویسد )\n\nدر باب کیفیت حالات سرحدی چه نویسم که چه چیزه است . بد انتظامی و خطر بحدی رسیده است که به تحریر نمیگنجد . قریباً از یکماه هیچ شبی نیست که در شهر پشاور ، و دورو پیش شهر از دا که"}
{"book": "adl0616", "page": 599, "text": "سال دوم شماره ١٤\n\nواز قتل و غارت خلاصی باشد. شب یکشنبه گذشته مورخهٔ ۲۱ ربیع الاول بعمل دوازده بجه که وقت آمدن ریل میایی میباشد به استیشن پشاور مقدار سی نفر افغانان مسلح تاخت آوردند مأمورین و بابوهایی که در استیشن بودند به سپاهیان پولیس محافظ همه را بستند و هر قدر روپیه و نکتهای ریل که در استیشن موجود بودند همه را گرفته روبراه خود آوردند لاکن کسی آنها را گرفته نتوانست. شب دوم بعمل ۱۱ بجاشب که هنوز همه بازارها باز بودند به محله که آنرا ( سر آسیا ) میگویند و متصل بچهاونی - یعنی عسکر گاه میباشد، و تهانه نیز در انجا موجود است افغانان بجمعیت پنجاه شصت نفر با تفنك و شمشير مسلحاً هجوم آوردند و خانه های مردم محله را تاراج کردند. دو نفر را زخمی و یکی را مقتول نموده و قریب پنجاه شصت هزار روپیه را نقد و جنس بدست آورده رو براه خود آوردند. جای تعجب این است که این طایفه قریب سه چهار ساعت در شهر تاراج نمودند لا کن از طرف حکومت انگلیز هیچکس بمحل واقعه نرسید. شب سوم بعمل ۹ بجاشب به استیشن ( خیر آباد ) ظاهر شدند. استیشن ماستر و بابوها را بستند و تلگراف را قطع نموده و روپیه و نکتها را گرفتند. و از استیشن بر آمده بخانه استیشن ماستر در آمدند، و از انجا نیز قریب ۱۰ هزار روپیه را نقد و جنس بردند. و از انجا بر تهانهٔ عسکری هجوم برده ۹ عدد تفنگ را نیز از سپاهیان آنجا در ربودند ۱۰ گرچه چهاونی نزديك بود ولی هیچکس به امداد نرسید. شب چهارم بر قصهٔ (کوهات) تاختند همه دکانها را تاراج و یغما نمودند، تنها سه دکان از چنگ شان رهایی یافت. شب پنجم به استیشن ( اکوره ) افتادند. همه بابوها را بسته هر چه که یافتند بردند. شب ششم که عبارت از دیشب باشد نیز به سر آسیا به ارادهٔ چپاو کردن خانهٔ غلام صمدانی ٹھیکه دار که در پشاور از جملهٔ دولتمندان کلان شمرده میشود قریب آ صد نفر مسلح بعمل يك بجه که خود منهم در آن وقت بیدار بودم و آواز تفنك شان را میشنیدم حمله آوردند. چون پیشتر ازان غیرها در پایاب خبر داده بودند عسکر آماده شده و مقابلهٔ شدیدی بوقوع آمده کاری از پیش برده نتوانستند. این است احوال پشاور . (..)\n\nاین گوشت گاو خودی را مخصوص یهود و نصارا دیدم و از مسلمانها همان مردمانی که آلا فرنکتر و اوروپایی مشرب تر بودند به گوشت کاو میل میکردند، مدتی در مصر ماندم. درین چنین شهر عظیم الشان که دوازده لك نفوس دارد بجز چار یا پنج دکانهای قصاب کاو را ندیدم که آنهم مخصوص مردمان نصار او یهود است، درین ۹ سال ندیدم که درین صفحات يك مسلمان يكپاو گوشت کاو خریده باشد. اگرچه در وطن عزیزم افغانستان گوشت کاو خورده میشود ولی در آنجا نیز ندیدم که کسی کاو تندرست توانا که لایق قوله رانی باشد بکشد. کدام کاوی که بسیار بیکار باشد و یا بیمار شده باشد، و یا کدام کاو ساله که مادرش مرده باشد و نگهبانی آن برای صاحبش دشوار باشد آنرا میکشند و گوشت آنرا نیز همان مردم بسیار غریبه و فقير میخورند. ولی مردم بزرگان و توانگران کاهی گوشت کاو را نمیخورند. اگرچه ایران را ندیده ام ولی چون نازك طبيعتی و لطیف مشربی شان دیده شود آنها نیز گوشت کاو را نمیخورند. مسلمانان ترکستان نیز يك قلم از گوشت کاو بیزارند. حالا آنکه در اوروپا قضیه بالعکس است. در انجا علی الخصوص در پیش مردمان انگلیز بهترین گوشتها و قویترین شان گوشت کاو است. هر قدر دکان قصابی که دیده شود بهمه حال در ان يك کاوی دو کاوی را بقلاب قصابی آویخته می بینیم. درین مسئلهٔ گوشت کاو من از وقتی بغور و تدقیق کردن مجبور شدم که پادشاه مقدس و مهربان ما اعلحضرت ( سراج الملة والدین ) بهندوستان تشریف آورده بودند. و در باب تبدیل دادن قربانی کورا به گوسفند و امثال آن همان نطق بسیار پر معانی و نکات را بیان فرموده بودند. و بعضی از متعصبین در اخبارها برین بیانات متبوع مقدس ما خورده گیری کرده بودند. این است که من از ان وقت چشم غور و تدقیق را به این مسئلهٔ گوشت کاو باز کرده دیدم که درین صفحات ممالک اسلامیه در میان مسلمانان خوردن گوشت کاو هیچ رواج ندارد. لهذا با بعضی مردمان دانشمند و عالمی که برخورده ام درینخصوص سوال و جواب کرده ام، از جمله درین اوقات با بعضی از علما و ارباب فن در يك مجلسی راست آمده.\n\n( مكتوب يك سياح افغاني )\nاز مصر\n( ای فاضل محترم )\n\nمدت ۹ سال میشود که این فقیر در ملك عربستان سکونت دارم. چار سال در ملك شام شریف در نفس دمشق بودم. درینقدر مدت بجز يك دكان قصابی که گوشت کو میفروخت دیگر هیچ دکان قصابی را ندیدم که گوشت کاو بفروشد. آن دکان هم در (سوق خیل) نام بازار بود که جز مردم نصارا و یهود هیچ مسلمان شامی يا ترك يا غیره را ندیدم که از دکان آن قصاب گوشت کاو ببرد، یا بخورد. بقدر دو سال مدت در اناطول و اسلامبول گردش کردم، در آنجاها در مخصوص سوال کردم یکی از علمای حاضر در جواب يك حديثى نقل فرمود که بسبب غلطی پیش نشدن لفظاً آنرا نوشته نمیتوانم ولی مآلاً آنرا مینویسم، مفاد آن حدیث شریف چنین است (گوشت کاو داء یعنی مرض است، روغنش دوا است، و شیرش شفاست.) عرض کردم که در ممالک هندستان خود بگوش خود شنیده ام که قربانی کاو و خوردن گوشتش را از دیگر حیوانات افضل میدانند. فرمودند که افضلیه در هندستان از سبب بعضی تعصب که از زمانهای پیش بجهت رقابت و منافرت از طائفهٔ هندو موجود بود پیش آمده و گرنه يك چيز مذهبی و دینی نیست. در آن وقتهای پیش علمای اسلام هندستان، و برهمنهای هند و دیگر"}
{"book": "adl0616", "page": 600, "text": "صفحه ۹\n\nکاری نداشتند مگر که این دو گروه را از همدیگر کنار بدهند . ولی در شریعت سیاست اسلامیه چنین اقتضا نمیکنند که در مسایل بسیار جزئیۀ فرعیه اختلافات و تفرقه های عظیمۀ بشریت را برپا کنند . چنانچه پادشاه معظم شما بر همین نکات را ملاحظه فرموده آن اطلق و حکم مهم را در هندستان اجرا فرمودند . و هم چه حاجت بآدین اسلام از عرب بدیگر طرقها انتشار نموده یا بر خلاف آن ؟ گفتم : از عرب و عربستان ، فرمودند که آن کدام مسئله دینی خواهد بود که ما آنرا ندانیم . و دیگران بدانند ؟ این است شنیدنهایی که از علما و سادات کرام اینطرفها شنیده ام ، و برای آن فاضل محترم و ادیب مکرم نوشتم . اگر راست عرض کنم این سخنان مرا از يك اندیشه و سودای بسیار بزرگی رهایی داد . و چون این سخنان شنیدنی را با دیدنیهای خود تطبیق نمودم ( صدق رسول الله ص ) گفته بر مرض بودن گوشت کاو هیچ شبه برایم نماند . زیرا در مدتی که بهندستان مانده بودم میدیدم که هر مریضی که به نزدیکی از طبیبهای مسلمان هندستان میرفتند اول چیزی که مریض را سفارش میکردند از خوردن گوشت کاو منع میفرمودند و هر دوایی که میدادند اکثر آنرا سفارش میکردند که با مکه مادۀ کاو با شیر آن خورده شود . دیگر اینکه خواه حدیث شریفیکه در بالا مذکور گردید برای گوشت کاو صحیح و سالم و تندرست و توانا میباشد . حالا نکه در ممالک شرق چون نظر کرده شود امور قوله رائی و زراعت را کاملاً برکار میبینم ، و بروغن خوری نیز آنها را زیاده تر مایل می یابم که استحصال روغن نیز از کاو میشود . لهذا کاورا اکثر برای این منفعتها نگاه میدارند و تربیه میکنند که این منافع آن از منفعت - راسر مضرت گوشت آن بار بار افزونتر است . و ازین سبب هيچ يك صاحب كاوى بهر صورت به این راضی نمیشود که کاو تندرست و سالم خود را ذبح کند . مگر که آن کاو ناجور و مریض شود . پس تصور بفرمائید که گوشت آن چنان کاو از نقطۀ نظر طب تا چه درجه مهلك و مضر است . هزار افسوس كه ما مسلمانان به شرب خمر ، و ربا و زنا و بیخ کنی همدیگر خود بکمال جرات اقدام میورزیم . و برای يك مسئلۀ جزوی قربانی کاو که در حقیقت بجز مضرت ذکر هیچ منفعتی ندارد در هر سال منازعه ها و خونریزی ها با هم وطنان خود بر می انگیزیم . و در مابین خودمان تخمهای عداوت و دشمنی را بر چنین مسئلۀ مضره در مزرعۀ دلهای خود میکاریم . حالا دست بدعا افراشته از درگاه حی قدیم لایزال نیاز کنیم که الهی این بادشاه مقدس دیانت و سیاست شناس ما را که پادشاهی و رهنمائی ما مسلمانان مشرق زمین را به او سپرده تا سالهای بیشماری سایبان سرما بداری ، و ما را پیرو و تابعدار خیر خواهیها و رهنمائیهای عدالت و مرحمتش داری . خدا یا تخت و بخت اعلحضرت سراج المله والدین را دایم و قایم سازی آمین ثم آمین .\n\n( يك سياح افغانی )\n\nشماره ١٤\nسال دوم\n\nمقاله مخصوصه\n\nچیست ؟ - چرا ؟\nدر بعضی چیز های دائرۀ پیشرو های کائنات چون اندیشه دوانیم از چیزی چیز ها ، و از حرفی کلمه ها ، و از کلمه کتابها میخوانیم که در هر نقطه يك سطر يك كتاب آن سالها در میانم از جمله آن کلمه ها یکی کلمۀ استفهامیه ( چرا ؟ ) و ( چیست؟ ) میباشد که همۀ حسیات تجسس و تفحص و تفقد انسانی در همین دو کلمه مضمر و مستتر کردیده است . از چیز های معلومی که بتأثیر آن انسانرا بر بسی چیز های مجهول رهبری میکنند یکی همین حس تجسس و تفقد است . انسان برای دانستن و واقف شدن بر چیز هایی که آنرا نمیداند فطرتاً يك ميل طبیعی دارد . در پیش هر چیزی که به آن پی نمیبرد ( آیا این چیست ؟ ) گفته حیران میماند ، و ( آیاچرا ؟ ) گفته در باب معلوم کردن آن مجهول مضطرب و نا آرام میشود . فطرتی بودن این احوال انسان تا از زمان طفولیت شان پدیدار میگردد . هر قطی و هر صندوقچه ، و هر اسباب بازی که بدست شان می افتد بجنان يك حس تفحص و تفقدی به آن می بینند که آن حس شان از هر موی شان آشکار میگردد ، و تا آن چیز را باز نکنند ، و عرابه ها و کدیهای بازیهای خود شانرا نشکنند ، و درون آنها را نه بینند راحت نمیگیرند . و چون بقدرى بزرگ شوند در پیش هر کس که میرسند از بسیار سوالهای چیست؟ و چرا؟ مخاطب خود را بعذاب میکنند . و در هر جایی که يك دو نفر را برای دیدن يك چیزی ایستاده به بینند هماندم به آنسو میدوند . این است يك چند مثال عادی حس تفحص و جستجو که بیان گردید . پس اگر نرد بان عروج همه علما و فها ، و دانشها ، و معرفتها همین کلمه چیست ؟ و چرا ؟ باشد جا دارد . اسم مصدر (آموختن) اگر از ضمیر مایۀ چیست و چرا بوجود آمده باشد هیچ کسی آنرا رد کرده نمیتواند . آرزو و خواهش آموختن در مدنیت بشریه يك مؤثر و محرك عظیمی میباشد که تأثیرات و تحریکات آن اساس مدنیت را که عبارت از علمها و فتها و دانشها باشد وضع میکند . دانش ، از آموزش بوجود می آید . حس تجسس و تفقد که مبدأ از کلمۀ چیست و چراست - انسانرا به آموزش رهبری میکند . چیست ؟ و چرا ؟ گفته انسان چیز های را که نمیداند می آموزد . و چون از مجهول به معلوم می برد - یعنی چیزی را که نمیدانست دانست - بيك نشه - روز سرمست نشاط میگردد .\n\nیکی از حکما در کیفیت ظهور ( باد ) بمرض چیست ؟ و چرا ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 601, "text": "صحیفه ۱۰\nشماره ١٤\nسال دوم\n\nگرفتار آمده بود. در حمام آنرا از اختلاط هوای گرم بهوای سرد پیدا کرد. آنقدر سرمست نشهٔ سرور گردید که برهنه بودن خود را فراموش کرده و « یافتم یافتم » گفته از حمام به بیرون بر جیده است. نهانه آن حکیم، بلکه هر ریاضی شناس متفکری كه يك مسئلهٔ ریاضی را حل کند، و هر كيميا كرى كه يك مادة کیمپوی را کشف نماید، و هر حکم شناسی كه يك قانون جدید طبیعی را پیدا کند، و هر سیاحی که یک جزيره بايك قطعة نو زمین را در نقشهٔ روی زمین علاوه سازد و الحاصل هر مدقق و محقق كه يك مجهولی را معلوم کنند بهمین نشهٔ سرور - مست نشاط وجود میشود.\n\nاین است که علمها وفنها و دانشها همه کی از همین آرزو و خواهش آگاهی و وقوف حاصل میشود. انسان از آغاز خلقت خود بهمین حس تفقد و تفحص چیست و چرا » مفطور شده است . و هر روز يك ذره از مجهولات بحد و بی نهایی که اطراف و اکناف او را احاطه داشته است فتح وكشف نموده بر مكشوفات روز پیشینه خود افزوده اند. و این دانشهای کوچک روزمره در ظرف هزاران سالها جمع آمده و با یکدیگر خودشان معاونت کرده در وقت خاصه ر بيك مقدار عظیمه بالغ شده است . آنچنان با تدار عظیمی که حوصلهٔ ذهن يك شخص از گنجانیدن همهٔ آن اظهار عجز میکند، و از انرو بر هزاران صنفها ، و هر صنف برهزاران شعبه ها، و هر شعبه بر هزاران قسمها تفریق و تقسیم یافته است که اختصاص یافتن بيك قسمی از اقسام آن و مهارت پیدا کردن یکی از ابواب آن نیز خیلی مشکل و زحمت آور يك امريست .\n\nحالا بینیم که این دو کلمهٔ چیست؟ و چرا ؟ ما را تا یک جاها پرواز میدهد ! همه ( فن ) را از همین جستجوی کلمهٔ چیست ؟ و چرا؟ پیدا می بینیم که رفته رفته ما را به ( فلسفه ) میکشد . به بینید که فلسفه چیست و از چه بحث میراند ) :\n\n( فلسفه - فيلسوف )\n\nتا بحال چون کلمهٔ ( فلسفه ) در صحایف سراج الاخبار افغانیه سرلوحهٔ عنوان نشده البته که بعضی از قارئین کرام ما از دیدن این عنوان ( چیست ؟ ) گفته بجستجو و تفقد معنی و مفاد آن خواهند افتاد، بعضی که فلسفه، وفلسفی، و فیلسوف را از دیگر نقطه نظر شناخته اند از کلمهٔ عنوان ( فلسفه ) اشمئزاز و تنافری حاصل کرده از مطالعهٔ آن رو گردان خواهند شد. ولی اگر قاعدهٔ ( العلم بشیء ولا الجهل به ) را پیش نهاد خود ساخته و ( خذ ما صفا دع ما کدر ) گفته بمطالعهٔ این مقالهٔ عاجزانهٔ ما که از تتبع بعضی آثار مهمه بقلم گرفته شده تنزل فرمایند در باب (فلسفه) که بعد ازین نیز در صحایف اخبار ما گاه گاهی بنظر خوانندگان کرام جلوه گر خواهد شد يك فكر اجمالی حاصل خواهند فرمود. فلسفه را بعضی بمعنی ( حکمت ) وفيلسوف را بمعنى ( محب (حکمت) تغییر کرده اند. و حکمت را جامع همهٔ علوم و فنون گفته اند. حالانکه اگر این چنین باشد پیدا شدن فیلسوف در عالم يك چيز مفقود و نایابی میباشد. زیرا آنچنان يك مغزی که همهٔ علوم وفنون عالم را در خود بگنجاند از نوادرات کالمعدوم شمرده میشود . یعنی فلسفه را کتاب کائنات، و فیلسوف را مطالعه کنندهٔ آن کتاب قرار داده اند. حالانکه این کتاب در پیش چشم هر کس باز است و هر کس از ان مطالعه و استفاده میتواند که به این حساب هر کی فیلسوف است! بلی هر کس فیلسوف است ولی فیلسوف مانند هر کس نیست، فیلسوف و به تعبیر دیگر حكيم ، كتاب كائناترا مطالعه میکند. ولی در پیش هر نقطهٔ آن خود را مسئول - یعنی در زیر باز خواست - می پندارد. فلسفه را دانش ، و فیلسوف را دانا نیز میگویند. بلی ، فیلسوف داناست ! ولی دانش او، دانش عامیانه نیست .\n\nهمهٔ دانشهای انسانها برسه شکل و صورت دیده میشود : یکی دانش عامیانه دیگری دانش فن ، سوم دانش فلسفه . دانش عامیانه همان دانشها نیست که یکانگی و توحید نکرده باشند . یعنی به جدا جدا چیزها منحصر مانده باشد و بدرجهٔ آگاهی بر وجود ووقوع آن چیزها قناعت کرده باشد. و هیچگونه چیست ؟ و چرا ؟ دران نشده باشد. مثلا باران میبارد فلان کوه اتشفشان به آتشفشانی آغاز کرده است روح موجود است . اما بر همین قدر معلومات و دانش باقیمانده چرا؟ و چيست؟ آنرا تدقیق و غور نمیکنند .\n\nدانش فن این است که با کلید های چیست ؟ و چرا ؟ هر گونه قفلهای سببها و علتهای هر چیز را گشوده حقایق ثابتهٔ آنرا به بیند و بداند و آن حقیقتها تکیه گاه یکدیگر شده همدیگر خود را واضح و روشن سازند و با همدیگر متسلسل و مرتبط گشته یکا نکی و توحید دانشها را بوجود بیارند. دانش فلسفه آنست که آخر ترین سببها وعلهای اشیا را جستجو کند . فلسفه دانش را از جایی آغاز میکند که فن در آنجا وظیفهٔ خود را به انجام رساند . یعنی فلسفه از قواعد اصلیه و اساسهای نهائیهٔ شعبه های فنون مختلفه بحث میراند مقصد آن پی بردن به علت غائی میباشد . لهذا فلسفه جامع همهٔ علوم گفته نمیشود بلکه علم اساسها نیست که قواعد اصلیهٔ آن علوم به آن اساسها تابع است. هر علم وفن اسباب و علل نزديك اشیارا ( چيست ؟ و چرا ؟ ) گفته تفحص وجستجو میکنند. و علم فلسفه آنست که دورترین و علویترین و آخرترین سببها و علتهای اشیا را در معرض میدان ( چیست ؟ و چرا ؟ ) می اندازد. و از علت بمعلول و از دلیل به مدلول و از سبب بسبب رهبری میکند که ازین حیثیت نایکدرجه علویت و عظمت فلسفه را قدر شناسان عالم علم و فن تقدیر خواهند فرمود .\n\nدانش عامیانه بر باریدن باران و روئیدن سبزه و غله ازان منحصر میماند. فن ، اسباب و علل باران را جستجو کرده حقایق"}
{"book": "adl0616", "page": 602, "text": "صحیفه ۱۱ سال دوم شماره ١٤\n\nثابته آنرا بمیدان میشهد، فلسفه، اساس وعلت غائى قوت عظيمة مدیر آرا جستجو میکنند که اگر از اینچنین علم بسیار عالی کاه کاهی بعضی مباحث در صحایف سراج الاخبار افغانيه بنظر مطالعه کنندگان محترم تصادف نماید جامعی خواهد داشت ! حالا بر همین قدر يك مجملی از تفصیل فلسفه برای شنواندادن موضوع این علم اكتفا ميورزيم، و در آینده انشاء الله بعضی مقاله های نافع و مفیدی از فلسفه درج خواهیم نمود .\n\nپل درنته\nای رهگذر بجانب این پل نظر خوشت\nگردی گر از حقیقت حالش خبر خوشت\n\nای رهگذر نظارۀ این پل غنیمت است\nاین رهگذر برایت ازین رهگذر خوشت\nرهرو دمی بین و ازین پل گذر مکن\nهر چند گفته اند که از پل گذر خوشت\nزنهار همچو آب روان نگذری از و\nبروی دمی درنگ نمائى اگر خوشت\nایدل برای دیدن این پل ازین وطن\nکر طالع اتفاق نماید سفر خوشست\nمحکم ( پل درنته ) که سدیست آهنین\nبستن برای دیدن این پل کمر خوشت\nچون او ز بحر کاش گذشتی میکردم\nیعنی گذر ز بحر چنین بخطر خوشت\n\n[ILLUSTRATION]\n\nترقی پروریهای اعلیحضرت همایونی\n\n( پل مهابت هیکل معلق درنته که از معظمات آثار پر حسنات عصر سراجیه شمرده میشود طول این پل که از رقم ( س ، س ، ین ) شن برج میباشد (۳۰۹) فوت عرض - مباح آن ( ۱۰ ) فوت است . همه پل از آهن میباشد تفصیلاتش در شماره ۸ سال اول )\n\nکردند بر دو پایهٔ آهن قرار از ابدل ثنای او شود آن یک از هزار\nباری باین قرار کمال پدر خوشت ذکرهای اوست که شام و سحر خوشت\nسر تا بپای اوست ز آهن چکویت یارب که باد طور جهانگیریش نصیب\nسر تا بپای این پل و پا تا بسر خوشت ملکش وسیع بیشتر از بیشتر خوشت\nاین سد آهنین که بنا کرد بر هوا در وصف پل به بحر گهر کردهٔ سخن\nاسکندر زمانه کرو این اثر خوشت این شعر آبدار تو کردن ز بر خوشت\nیعنی سراج ملت و دین آفتاب ملک نظمت چو نثر دلکش جان پرور مدیر\nشاهی که هر چه آید ازو سر بسر خوشت باری بلوح سیم نوشتن بزر خوشت\nبر کرده این بنای معلق بروی بحر ایدل چو زلف یار مطول شد این بیان\nگر خوانش یگانه شه بحر و بر خوشت کوته کنم سخن که سخن مختصر خوشت\nپیوسته تیغ مالک ستانش بکتف نکوست در مدح شهر یار ز طبع روان تو\nهمواره تاج مهر نشانی بر خوشت مستغنيا شنيدن این شعر تر خوشت"}
{"book": "adl0616", "page": 603, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ١٤\n( مقالات فنيه )\n( حکمت طبیعیه )\n( فن )\n( ت اور لوزی )\n( باد )\n( ما بعد از شماره ۱۳ )\nو كذالك درسته ( ۱۸۲۵ ) در جوار ( غوار دلوب ) نام محل مینامند. این پوصله دو گونه است که یکی برای معلوم نمودن\nيك صيقلون بسیار مدهش دیگر نیز ظهور نموده است که در لنگرگاه جهات و رهنمائی واپورها استعمال میشود که مبحث آن تعلق بدیگر\nمحل مذکور بسیاری از کشتهای آهنین لنگر شده را از میان آب شعبات حکمت طبیعیه دارد و دیگرش ( پوصله بادنما ) است\nهوا کرده بخشکه انداخته است .\nکه برای معلوم نمودن جهات ورود بادها مستعمل میشود .\nیکی از قبود آنهای واپورهای مذکور که زنده خلاص شده بود پس جهات ورود بادها را بحربون چنین تعریف میکنند :\n\nو الحاصل از جمله اقسام بادها مده ترین و مخوفترین همه باد\nسیقاو است .\nانست خلاصه اقسام و اسامی بادها، حالا شده نیز از خصوصات\nمتفرقه سائرة بادها بیان کرده ختم کلام میکنیم .\n\nجهات ورود بادها در اصطلاح بحربون\nدر میان واپورها يك التي موجود میباشد که آنرا ( بوصله )\nکه در سطح\nکره ارض انسان\nبر هر نقطه که\nبایستد آن نقطه\nمرکز افقی حساب\nمیشود که دائراً\nمادار او را از هر\nطرف احاطه کرده\nمیباشد . این افقی\nبنابر اقتضای فن\n( جغرافيا ) وفن\n(بوصله) بر (چهار\nجهت اصلیه ) که\nعبارت از شمال .\n\n( از مناظر شکار کاهرا )\nذات اعلیحضرت همایونی در شکار جنگل جلال آباد برای ادای فریضه صلوات از قبل فرومی آیند معیت اعلیحضرت\n( شاهانه ايشيك آقاسی نظامی جناب محمد سلمانخان شرفیاب میباشد )\n\nروایت میکنند که\nافت مذکور کشتی\nمرا از لنگرگاه\nبهوا برداشته بعد\nاز انکه در هوا\nپارچه پارچه کرد\nانیدش از ساحل\nعاده دو میل دور\nتر انداخته است .\nاگرچه از قبیل\nاینچنین خرابهای\nمدهش آفت\nسیقاون بسیار است\nولی مادر مجاهمین\n\nدو مثال اكتفا ورزیدیم .\nمدت ظهور صیفلون در بحر محيط هندی از تدرین ثانی تا بماه\nخرير النست اما در ماههای کانون ثانی و مارت زیاده تر حاصل\nمیشود. در کورفز ( سکانه ) اکثر در تشرین اول و ثانی و کاهی\nدر مایی نیز ظهور میکند. در بحر چین بلای مذکور که دران\nسمتها به اسم ( سيفون ) موسوم میشود از تموز تا به تدرین اول\nوقوع مییابد .\nدر بلاد ( افریقا ) تورناد نام يك باد مدهش دیگری نیز هست\nاگرچه از قبیل آفت سیقلون معدود میشود ولی بمناسبت عدم\nوسعت و دوامش همچون افت صیقلون مدهش و مهلک نمیشود.\n\nو جنوب و شرق و غرب باشد منقسم است. و ما بین هر یکی\nاز جهات اربعه اصلیه نیز بر چهار جهت دیگر که عبارت از\nجهات اربعة متوسط ) باشد تقسیم کردیده .\nحالا ازین هشت جهت هشت بادیکه در وزش آمد در نزد بحر\nیون بادهای اولیه اعتبار شده باد شمالی را ( بیلدیز ) و یاد جنوبی را\n( قبله ) و باد شرقی را ( شرق ) و باد غربی را ( باطی ) و باد شمال\nشرقی را ( پویراز ) و باد جنوب شرقی را ( کشیشلمه ) و باد شمال\nغربی را ( قره یل ) و باد جنوب غربی را ( لدوس ) نام نهاده اند.\nو باز در مابین این هشت جهت بك يك جهت ديگر نيز فرض کرده\nبادهای که از انجهتها بوزد آنرا بنام ( اور ته ) موسوم میکنند."}
{"book": "adl0616", "page": 604, "text": "صفحه ۱۳ سال دوم شمارۀ ١٤\n\nو چون جهات ورود بادها را یکبار شانزده جهت تقسیم کردند بعد ها میانه های این شانزده را نیز یکیک جهت دیگر اعتبار کرده اسم اثر ( گرنه ) میشود پس مجموع جهات ورود بادها را سی و دو جهت اعتبار کرده ازانقرار احوال جهات بادها را بخود معلوم میکنند !\n\n( خاتمه )\n\nاینستکه تا بدینجا در خصوص [ باد ] معلوماتی که بر قارئین کرام عرضه نمودیم از چند کتب و رسائل بسیار معتبر حکمیهٔ زحمت بسیار از لسان عثمانی بلسان فارسی ترجمه نمودیم . و از برای استفاده قارئین کرام تعب فکر ، و مشقت ذهن خود را که در راه تحریر و تقریر و ترجمه و تطبیق آن اجرا نموده ایم هموار ساختیم . و امید داریم که در خصوص کیفیت باد در منتج کتب حکمهای جدید ازین واضحتر و پیشتر معلومات حاصل نشود .\n\nاما این يك را نیز عرض کنیم که هر يك از فنون عالیه در حالتیکه به بعضی منابع معاونت میرسانیدند و فن مته اور لوژی نیز تا محال تنها بريك معاونت صنعت کشتیبانی منحصر مانده بود اما بعد از انکه کشت و گذار سیاحت روى هوا بواسطة [ بالون ] مرانسانهای اینتزمار مکشوف گردید ارباب بالون ، یا انکه ( سیاحان روی هوا ) دانسته از همه زیاده تر همین فن مته اور لوژی وعلى الخصوص شعبهٔ [ احوال بادها ] خیلی معاونت میرساند و موفقیت گوناگون در استقبال وعده میدهد که این کیفیت را مادر آینده انشاءلله شرح وبسط بسیاری در تحت عنوان [ بالون ] مینگاریم حالا از احوال باد بهمینقدر سخن اکتفاورزیده ختم کلام میکنیم و انشاءلله در خصوصات سائره حکمت طبیعی و مته اورلوژی بقیه نیز در محال مناسب سخنها خواهیم راند والله اعلم بالصواب\n\nانتها\nاز حوادثات طبیعی و جغرافیای ماربی ورسالهٔ فرق انبار بالترجمة والتطبیق به تحریر آمده است\n\nادبیات\n\nچار بیتی\nدر موسمهای اول بهار که دامانهای کهسار لاله زار ، و تپه ها سبزه زار میگردد، مردمان شهر عزیز ما که چار پنجماه را در زیر صندلیها از دست برد سرما به افسرد کی بسر می آورند رفته مانند مرغان در قفس مانده که پر وبال بگشایند بر کوهای خواجه صفا و آسامایی، و تپه های مرتجان و بی بی ماهر و برآمده هواهای تازه وطن را فرو می برند. و بر سبزه زارها می چند، و بپای درختان ارغوان می غلطند، و آبهای خوشگوار چشمه سارها را مینوشند و گلهای شکوفه را میبویند و بر نعمت آزادی و استقلال و مان خود شکرانه ها می سرایند .\n\nبعضی خوش آوازهای كوچك و بزرك وطني توا ، به نغمه های مجازی ادای صفاهانی صدا ، به آهنگ های مخالف راستی چا ، مانند باربد نهاوندی مأوا در هر دو گاه پگاه و مسا بلکه در هر روز سه گاه و چهار گاه ، در مقامهای لطیفتر از نسیم صبا ، قانون محبت وطن باصفا ، جنك اتحاد و امتزاج را به بربط دلها زده و شهباز شهنازی صدق وصفا رباب و داد را نواخته ( چار بیتی ) نام نشنیده های عاشقانه را می سرایند که این چار بیتی ها در اصل مرکب از چار مصرع است ولی چار بیتی زیبا نزد شده است برای نمونه یک دو چار بیتی وطن خود ما را درینجا لطیفه عرض میکنیم :\n\nمسلمانان به بینید شب چه وقتست\nکه بلبل مست و شیدای درخت است\nکه بابیل می برد شاخی شاخی\nجدایی مادر و فرزند چه سخت است\n\nدیگر\n\nمسلمانان درین شهر شمایم\nغریب و بیکس و بی آشنایم\nچلم بر کن بده بهر مسافر\nکه امشب اینجا و فردا کجایم\n\nيك صباح پر انشراح لطیفی بود . خواستم یکقدری صحرایی شوم . با ندیم صبحدم همدم شده راه دامانرا گرفتم ، دامان مرا بچمنزاری رسانید که از یکطرف کهسار ، از یکسو آبشار از دیگر جهت چمنزار ، از دیگر طرف درختان شکوفه باری پدیدار بود .\n\nآسمان صاف ، هوا لطافت اوصاف بود . نوکهای اشجار بلند چنار سفیدار را که نفس مسیحادم فصل ربيعي بيك رنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 605, "text": "شماره ١٤ سال دوم\n\nبسته نی دلفریی مزین ساخته بود فلم زرین رقم شمايات شمس شاهد وبرنك بمثال ، از تمثيل دو تمثال را بيك مثال ناز خاوری تو به طلاکاری ابتدا نموده بود ! غنچه های شکوفه ها استغنا دارد ! مانند دهنهای اطفال شیرخواره خوارشه مینمود که برای مکیدن عظیم تویی : جليل تويى الله !!! ..... شیر شیای حیات بخشای دایه زنده گی مایه آفتاب جهانتاب لحظه در دریای استغراق غوطه خوار كرداب حيرت بودم كه دفعة اول به اول به باز شدن رخ نهاده بود ! سبزه های نورسته کنار حال اسف اشتمال ( عالم اسلام ) در پیشگاه نظرم مصور کردید، جو پیار آنقدر بر طراوت بود و چنان یک رنگ سراسر لطافتی از ان استفراقم در ربود و در یک بحر حضرت واللى عر قاسم نمود. داشت که جو پیار نیز بران لطافت حیران مانده و آب خود را افکارهای چه بودیم، وجه شدیم ها، و تصورهای آیا چه باید به آئین: عکاسی تحویل داده متصل بگرفتن عکس آنها کوشش کرد، و چه خواهد شدها ؟ حواس خمسه ام را در محفظه دماغم میورزید اگلهای خود روی لاله ، وختمی و خبازی و غیره در زیر چنان تضییق و فشاری در آورد که مانند تطبیق یافتن برنگهای مختلفه بسیار خوش تماش خودشان اطراف را مینا کاری دیگهای بخار انجنها كه از يك مضيق توله آسایی صغیرها برارد : عجیبی نموده بود ! قطره های شبنم روی کلها و سبزه ها را شعاعات شمس تو طلوع بهاری برنگهای بوقلمون جواهر نمون قوس فرحی ، چنان یک درخشنده کی بخشیده بود که پروانه های کفته فغانها بر کشیدم ، عکس صدای ولوله انگیز حسرت رنكارتك ، ومرغ كان كوچك خوش آهنك و بينايانه و مشتاقانه انتهایم این چند ( چار بیتی ) ذیل را تشکیل نمود ، پیادکار برانها طوافهای عاشقانه مینمودند و باده های زلاله را از پیالهای احباب گذاشتم : لاله پسر میکشیدند و سر مست نشاء و سرور گردیده نغمه سرای مدابع حضرت سلطان بهار میکردیدند ! درین موقع روح افزا در پای يك نو نهال بکه و تنها نشستم . و در لوحه های مناظر مختاره طبیعت تصور بستم . یکباره زمینی دیدم که از يك آب آبیاری میشود ، و تابش شمس بيك سان بوان میتابد. هوای نسیمی بيك سان بران میوزد . باغبان بيك و تیره بران میکوشد. ولی يك درخت سیب، دیگری ناك . آن یکی آلو ، آن دیگری آلو بالو بار میدهد ! بلی ، بلی ؟ قلم معجز رقم صنع صالح بچون هيچ يك دو نقشی را بيك رنك و هيچ يك دو صورتی را بيك اورنك نمیکشد ! مجدد امثال آن\n\nآه اسلام !\n\n– ١ –\nمسلمانان شما بیدار بودید به بیداری جهانی را گرفتید\nبعلم و صنعت عدل و مساوات همه روی زمین احیا نمودید\n\n– ٢ –\nمسلمانان کجاشد اخوت تان پریشان شد چرا جمعیت تان\nشما بودید همچون جسم واحد نفاق و تفرقه شد صنعت تان\n\n– ٣ –\nمسلمانان بیابیدار گردیم بکار خویشتن هشیار گردیم\nبدور و پیش خود چشمی کشائیم زغفلتها بعبرت بار گردیم\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره ( ۱۳ ) سال دوم )\n\n- بلی یکی از دوستان من شهرت و اقتدار شمارا بمن مدح و ثنا کرده است. - اثبات بتوانم خود را خیلی بختیار مینمارم .\n- ممنون و متشکر شدم افندی من آیا نام آن ذات خبر خواه خود را پرسیده میتوانم ! - مهم امید میکنم که اثبات بتوانید .\n- آن ذات آرزو کرده که نامش گرفته نشود . - چنان معلوم میشود كه يك زاچه داشته باشید !\n- چون چنینست منهم نمیپرسم . ذاتاً صنعت ما همچنین اقتضا میکنند که از ادرار مشتریهای خود چیزی نپرسیم . و ازین است که الحمدلله تا بحال هیچ بدی ندیده ام . - بلی، همچنین یک چیزی ، آیا شما زنان شکم داری که میزایند در نجا به اجرت میزاانیدی ؟\n- بلی ازین خاصیت شما نیز معلومات دارم . حتی محض از همین سبب بشما مراجعت کرده ام . - بلی صاحب من ، هم به آنها بحسن صورت خدمت میکنم . یعنی اگر دقت و اعتنای که در باب زاچه های خود بکار میبرم بعنوان ( مادرانه ) توصیف کنم جادارد .\n- اگر لیاقت خود را به این امن و اعتمادی که در حق من پیدا کرده اید - آیا اتاقهای مناسب دارید؟\n- مناسب هم سخت صاحب اتاقهای ما خیلی مکمل و همه لوازمات راحت زاچه ها را جامع است . در خصوص اداره خانه ما با همه اقران و امسال خود بصورت غالبانه رقابت میکنند .\n- آیا این اتاقها را دیده میتوانم ؟\n- چرا دیده نمیتوانید ؟ بفرمائید که شما را نشان بدهم .\n- مادام آمو به طور مغرورانه در پیش روی مسافر خود افتاده"}
{"book": "adl0616", "page": 606, "text": "شماره ١٤\n\nصحيفة ١٥\nسال دوم\n\nخانه از قول صايب\nمن نميگويم زبان کن با تفکر سود باش\nای زفرصت بخیر در هر چه هستی زود باش\nده افغانان كابل في ١٥ ربيع الثاني سنه ١٣٣١\n\nغزل\n١\nمسلمانان زمین و کان و هم آب\nشما را هم عطا کرده است و هاب\nچرا آندیگران زین نعمت حق\nفوایدها گرفتند و شما خواب\n\n٢\nمسلمانان خدا باران ببارد\nطلا و نقره مرکز حق نیارد\nطلا و نقره و هم آهن و فهم\nشما را هست لیکن سود نارد\n\n٣\nمسلمانان اگر دنیا جحیم است\nزبیر کافران دار نعیم است\nگزاریدش به آنها و بگوئید\nطلا معبود کفار الثیم است\n\n٤\nمسلمانان اسف بر حاله مایان\nکم بهر زردهیم هر چیز ارزان\nولی کوئیم دنیا نیست از ما\nبود مخصوص دیگر نوع حیوان\n\n٥\nمسلمانان شما قر آن بخوانید\nبه رمز در آن فرقان بدانید\nکه وارث کرد او مردان صالح\nزمین را و جهان که نار دانید\n\n٦\nمسلمانان عباد صالحین کیست\nبغیر از مؤمن خالص دگر چیست\nجان اهل صلیب و بت پرستان\nشود وارث شما را غیرتی نیست\n\n٧\nمسلمانان بیاموزید عرفان\nگذارید این همه بطلان و حرمان\nمیا سائید یک دم زود بوئی\nبی علم و هنر تاچین و ژاپان\n\nمجين گل و گلزار بی اتفاقی\nبدل میخاد خار بی اتفاقی\nنیتی ذکر روی اقبال هرکز\nحذر کن از ادبار بی اتفاقی\nخار بدی دارد این می در آخر\nمتومت و شار بی اتفاقی\nدلا بر کن این نخل از باغ سینه\nکه حسرت بود بار بی اتفاقی\nندارد مجز زهر دارو فروشش\nمرد سوی بازار بی اتفاقی\nزیانت سودش حذر کی حذر کن\nنگردی دکاندار بی اتفاقی\nبرین بوی رسوائی آید زمشکش\nچه خواهی زعطار بی اتفاقی\nهلات آیدش مور چون بر برآرد\nنگردی هوادار بی اتفاقی\nنمیداندش هیچ افسونگر افسون\nچگویم من از مار بی اتفاقی\nغم و رج و افسوس و در دو خجالت\nبود حاصل کار بی اتفاقی\nحمد کینه و حقد و بغض و عداوت\nتمامیت آثار بی اتفاقی\nایا اهل اسلام و دین آنها فی\nمسلمان و اظهار بی اتفاقی\nمسلمان بي انه في جه لازم\nمسلمان و اطوار في اتفاقی\nمش کی خشی آه مستغنی اکنون\nچه حاصل از گفتار بی اتفاقی\nدلم سوختی بس کی آتش زبانی\nمگر دیگر اشعار بی اتفاقی\n\nاور ادر یکی از اتاقها نیکه پیش ازین حال و شان شان وصف شده بود مادرم در چشمهای مادام آنغو از نحن موسیو شعله حرص داخل نمود .\nو طمع درخشیدن گرفته گفت :\nمادام آلفو در حالی که منتظر این بود که موسیو اتاق را خیلی حالا خواهید دانست که من حسان یک زنی هستم صاحب من موافق یافته اظهار ممنونیت نماید موسیو گفت :\nبفرمائید. برای خشنود ساختن شخصی که می خواهید بیارید وای : اینهم اتاقی است ؟ در چنین اتاق آیا کدام زاده اتاق مخصوصه خودم را تخصیص میکنم . که شما هم بلا شبه آنرا خوابانیده میشود؟\nخواهید پسندید .\nلیهای خود را زیر دندان گرفته ) بسیار مشکلیسند\nاتاق مخصوصه خود مادام آلفو نیز مانند صالون آن مفروش شده معلوم میشوید صاحب.\nيك اتاق بود. و چون ازان بهتر اتاق در خانه مادام آلفو امکان وجود نداشت اکتفا کردن به آن یک امر مجبوری مینمود ...\nمادام آلفو بيكوضع غالبانه گفت :\nمشکلی ندی برای من نیست . من اگر ازین بدتر اتاق هم جان ۲ آبادرین اتاق هم چیزی گفتگوی دارید صاحب من؟ باشد در ان اقامت کرده میتوانم ، اما زاچه را که بدست اهتمام شما بسیار خوب ! این اتاق را میگیریم ، آیا میتوانم که بدانم که آرا تسلیم کردن میخواهم بسبیکه در جاها و خوابگاههای بسیار در پنجاب چه شرایط بیان میکنید ؟\nمكلف عمر گذرانیده انیچنین اتاق را طویله میشمارد. دیگر اینکه آیا چنه زدن و کوتاه کردن میخواهید ؟\nمن چون از ان ادمانی نیستم که از مصرف پیسه چندان اندیشه کنم\nاز اثرو مقابل یه تیکه میدهم چیز خوب و مناسبی میخواهم .\n\nباق دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 607, "text": "صحیفه ١٦\nشماره ١٤\n\nناموران بان جهان\n( ما بعد از شماره (۱۳) سال دوم )\nفرستاد که (آقابیگی) را بیارد. مشار اليها چون زنی عاقله بود و میدانست که قره یوسف دشمن خاندان اوست با غلامان خود مسلح شده ترکمانها را بگرفت و سرهای شانرا بریده نزد میرزا (شاهرخ) فرستاد، شاه رخ تشکر نامه به آنها یکی نوشته در عنوان این شعر عربی را نگاشته است :\nولو كان النساء بمثل آغا\nلفضلت النساء على الرجال\nیعنی اگر همه زنها مثل آغا یکی میبودند بهمه حال زنانرا بر مردان افضلتر میدانستم.\n\nآقابیگم :— از زنان ادبیه (هرات) میباشد که صاحبهٔ طبع موزونی بوده است. این شعر ازوست :\nآه از ان دامی که دارد رشتهٔ جان تاب از و\nوای از ان لعلی که هردم میخورم خوتاب از و\n\nآی ملك :— دختر ابراهيم بن خليل بن محمود و همشیرهٔ شیخ جمال الدين شرعی ست که محدثه و همعصر محدث مشهور ( ابن حجر عسقلانی ) بوده ، و با ابن حجر ملاقات و محادثه نموده در تاریخ ۸۱۵ هجری وفات یافته است.\n\n( حرف الف مقصوره )\n\nابال :— يك زن موهومه یست که شیخ ابو علی ابن سینا در اشارات خود در فصل ( مقامات العارفين ) قصهٔ ( سلامان و ابسال ) را ذکر کرده است و محقق طوسی شرح و توجیه آن را بیان کرده و در اسباب بدعی حکایات مصنوعه حکایت کرده است که ابال نیز از زنان موهومهٔ ان حکایات مصنوعه میباشد.\n\nابنة الحس :— دختر حس بن حابس الآزادی میباشد که از حکیمات وداحیات بیات عرب جاهلیه بود ضرب المثل های بسیاری ازو روایت شده است. نام اصلیش (هند) بود که انشاءالله در حرف (ها) از ان بحث میشود.\n\nابنة عقيل :— برادرزادهٔ حضرت على كرم الله وجهه ودختر حضرت ( عقيل بن ابيطالب ) رضى الله عنه است که از فصحای زنان ال هاشم میباشند. اصل نام علیه شان معلوم نیست و به ( ابنه عقيل) معروفه میباشند. این سه فرد عربی ذیل از اشعار مبارکه شانست که در لوم و توبیخ یزید و اعوانش در هنگامی فرموده اند که با عنوان اهل هاشم قافله پریشان و مظلومان سادات اهل بیت رضی الله عنهم را در خارج مدینهٔ منوره استقبال کرده بودند :\n( باقی دارد )\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره (۱۳) سال دوم )\nهر شعبه آن جدا جدا تقسیم شده و بهر شعبه آن جدا جدا اشخاص همه فکر و حواس خود را متوجه کرده يك مهارت و ملکهٔ زیادی در ان شعبه پیدا میکنند که به اینصورت دایره هر شعبهٔ علوم جدا جدا وسعت پیدا کرده سر از نو بر دیگر اقسام متعدده تقسیم میشود. مثلا در فن طبابت می بینیم که بعضی در امراض چشم ، و بعضی در امراض گوش و بینی و حلق و بعضی در فن ولادت ، و بعضى فن جراحی زیاده تر کوشش ورزیده، و در همان شعبهٔ اختصاص پیدا کرده دامان وسعت علم ، و ميدان ترقی آن خیلی از خیلی فراخی گرفته به احتیاج اهالی زیاده تر خدمت میکنند و نیز علم طبابت روز بروز پیشتر میرود.\nبناءً عليه در هر مملكت همانقدر که مدنیت ترقی بکند. اعمال مختاره یعنی کارهای رقم رقم نیز تشعب کرده قاعدهٔ تقسیم اعمال نیز بهمان نسبت تراقی میگیرد.\nحالا بیایم بر قاعدهٔ تقسیم اعمال از جهت تعلق آن به جمعیت انسانها : اولا این را بگویم که اقليم ، وحاصلات ، وقابليت ، و استعداد هر مملكت را حضرت خالق عظیم الشان بيك رنگ ويك رقم خلق نفرموده، بلکه هر جا بنا بر مقتضای طبیعت از همدیگر فرق دارند، و تأثيرات ارض وهوا در هر زمين ومأوا جدا جدا صورتها واقع شده است. و هر قطعهٔ زمين كانها وجنكلها ونباتات، وحيوانات مخصوصهٔ جدا گانه را مالك ميباشند. غير از بنها استعداد، و قابلیت و احتياجات اهالی هر مملكت نيز رقم رقم است که بنا برین سبب ها تقسیم اعمال ، درمابين ممالك مختلفه طبعاً جاری میشود. و هر قوم و هر ملت و هر مملكت بسايهٔ قواعد تقسیم اعمال از فایده ها و قابلیتهای همدیگر بهره ور شده میتوانند.\nپس به اینصورت هر مملكت کم و بیش بدیگر مملكتها محتاج است که چون به حقیقت نظر کرده شود مسئله ( تجارت ) نیز در مابین پیدا میشود.\nباقی دارد\n\nاعلان\nکتابهای فارسی - انگریزی - اردو - گورو مکنی -- بهاشا و غیره برای تعلیم ابتدایی فروش میرسد.\n( بالکرشن دازی سر مدرس مدرسه اهل هنود نمبر ۲ )\nدر شور بازار کابل\n\nهمه مقاله هائیکه دسخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 608, "text": "( ا ) __________ (الان )\n\nكتب دار التاليف بيت العلوم حبيبيه\n\nشماره اسم كتاب قيمت كيفيت\n۱ رسالهٔ اول دینیات یک عباسی درین رسایل مسایل عقاید و اعمال دینیه بعبارت آسان و روشن نوشته\n۲ رسالهٔ دوم دینیات پنج شاهی شده و از کتب معتبرهٔ عقاید اهل سنت و جماعت وفقه شریف انتخاب\n۳ رسالهٔ سوم دینیات یکقران شده است\n٤ سراج العقاید حصهٔ اول سه شاهی\n٥ سراج الفقه حصهٔ اول دو عباسی مسائل فقهیه و احادیث اخلاقیه برای درجهٔ وسطیه زبان عربی نوشته شده\n٦ سراج الفقه حصهٔ دوم ده شاهی\n۷ سراج السیر احوالات حضرت سیدالسادات یکروپیه حالات حضرت رسول مقبول از ولادت تا وفات بالموجز اجمال از کتب سیر و تایخ انتخاب شده\n۸ رسالهٔ علم طبیعیات چهار عباسی مقدمات ابتدائی فلسفهٔ طبیعیات از انگریزی ترجمه شده و اصطلاحات معرفی نوشته شده است\n۹ سراج الحساب حصهٔ اول دو روپیه برای تعلیم حساب درجهٔ سیانیه از کتب معتبره انگریزی ترجمه شده و به اوزان و سکوکات افغانستان حل مسایل شده است\n۱۰ تحریر اقلیدس فارسی اول و دوم روپیه بقرار قواعد جدید از اقلیدس انگریزی ترجمه و انتخاب شده و سوالات\n۱۱ ایناً سوم و چهارم دو روپیه هر مقاله علیحده به آن الحاق یافته\n۱۲ مرآة الارض مختصر جغرافیهٔ دنیا یکروپیه مختصر جغرافیهٔ دنیا می باشد\n۱۳ احسن القواعد (صرف و نحو فارسی) یکروپیه قواعد صرف و نحو فارسی میباشد\n۱٤ قاعدهٔ فارسی بطرز جدید ( برای امجد خوانان ) يك ستار الفبای مخصوص زبان فارسی میباشد\n۱٥ رسالهٔ ضرب زبانی ( برای تعلیم ابتدای حساب ) پنج پیسه برای تعلیم حساب درجهٔ امجدیه تألیف شده\n۱٦ کتاب اول فارسی یک عباسی\n۱۷ کتاب دوم فارسی پنج شاهی ضروریات اخلاق و عادات حسنهٔ مفیدهٔ اطفال از کتب معتبره انتخاب شده\n۱۸ کتاب سوم فارسی دو عباسی\n\nالمشهر یکی از اعضای دارالتالیف بیت العلوم حبیبیه ( حقیر عبدالرب )"}
{"book": "adl0616", "page": 609, "text": "( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا)\nو دو کتابچهٔ ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد؟ )\n( با جلد اعلا)\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (٢٥) پست و نصف روپیه کابلی\n\nسیاحت بر دورا دور کرهٔ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانهٔ طرز جدید بسیار شیرینست که هم افسانه میشنواند ، و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت (۲) دو روپیهٔ کابلی بفروش میرسد .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی ، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند . و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر هر سطر ١ يك روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قران يعنى نيم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قران يعنى نيم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما (۳ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 610, "text": "شماره ١٥\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\nسال دوم\n\nفهرست مندرجات\n\nليله جشن ولادتى اعليحضرت همايونى — مجلس جشن ليله پر سرور سعادت نشور در دالان بزرگ سلام خانه عام دارالسلطنه كابل — قصيده تهنيت\n\nحوادث داخليه — مراسم جشن مسعود سالگره همايونى در جلال آباد — تشريف آورى حضرت فخامت پناهى جناب نائب السلطنه صاحب افخم — دربار بزم سه شنبه بموجب امر حضرت نائب السلطنه صاحب — حركت اردوى اول از جلال آباد بدار السلطنه كابل — از ماوراى درياى آمو داخل شدن روسها — قياقهاى مختلف به افغانستان و مراجعت آنها\n\nحوادث خارجيه — اجمال سياسى — خبرهاى محاربه عموم نمودن بلغارها و صربها برادريانوپل و تسخير آن — در شناخچه محاربه بشدت دوام ميورزد — كشتى جنگى حميديه — قتل پادشاه يونان — محبوس شدن باشندگان در يبنى — مكتوب هاى يوميه دار — فلاكت زدگان قطب جنوبى — اخبار ترجمان — احوال ايران\n\nمقاله مخصوصه — حكماى قديم چه بودند؟ و حكماى جديد چه شدند؟\n\nعالم عسكرى — جاسوسهاى عسكرى\n\nادبيات — از تركستان مخمس مدح اخبار\n\nفاجعه هاى پاريس\n\nناموران زنان جهان\n\nعلم ثروت ملل\n\nاعلان\n\nتصاوير — يك بنيان قدسيت نشان مزار فيوضات آثار حضرت اسدالله الغالب على ابن ابيطالب كرم الله وجهه ومقبره اعليحضرت امير شيرعليخان مرحوم و جناب وزير محمد اكبرخان مغفور و عاليجاه لوى ناب شيردل خان ميرور — از يادگارهاى شكار چنارى شهزاده بلنداقبال مكرم جناب عين الدوله صاحب با محصول شكارشان — نظارهٔ يك درهٔ لطافت منظرهٔ نهر جوشان و خروشان كه معروف بهر نيلاب است در موقع كليهار — يك درهٔ لطافت منظرهٔ ديگر در استالف -- تصوير شكرى پاشا قوماندان شجاعت نشان تركى در ادريانوپل — تصوير قوماندان كشتى زرهپوش حميديه رؤف بيك — تصوير كشتى زرهپوش حميديه — تصوير كپتان اسكوت انگليزى كه براى كشف قطب جنوبى رفته بود و تلف راه هم گرديده ٠"}
{"book": "adl0616", "page": 611, "text": "اعلان\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بپایهٔ فیوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان مانو در دارالسلطنهٔ محروسهٔ کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك اين نامهٔ گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم ، وحب دولت و وطن ، و توجه بسوی علم وفن ، دينی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی ، فنی يك اخبار فواید نثاریست که در صفحه های معدود فواید غیر محدودی مندرج دارد . ( سراج الاخبار افغانيه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار يكانه اخبار وطن عزيز مقدس شان شمرده میشود میباید كه يك توجه خاصی و يك هوس مطالعه با اخلاصی بسوی او عطف نمایند . ادارهٔ در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايت درجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته ، و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ و حسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده ، و تجارت را کمتر منظور داشته است در ینوقت در ماه دو بار یعنی در غره و پانزدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود . و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هر انقدر که تعداد مشترکین کرام ، ورغبت خوانندگان عظام بیفزاید . البته در ترقی او نیز خواهد افزود . قواعد اشتراك از قرار ذیلست :\nدر دارالسلطنهٔ کابل قیمت یکساله اشتراك آن ۸ هشت روپیه کابلی – ششماهه آن ٥ پنج روپیه کابلی . در ولایات داخلهٔ دولت علیهٔ افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی – ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی . در ممالک خارجه چون هند و ایران و ترکستان روسی و ممالك عثمانی واوروبا يكساله ۱۰ ده روپیه انگلیزی – ششماهه ٦ روپیه انگلیزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانهٔ دولت علیهٔ افغانستان . در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیهٔ افغانستان . در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی . ذوات گرامی که در ممالك خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما چون وجه ششماهه یا یکسالهٔ اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند اجاری میگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ١٥ پانزده روپیه کلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 612, "text": "صحيفه (١) سال دوم شماره (١٥)\n\nنگران\nاينك آقاسى ملكى حضور اعليحضرت همايونى\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\n\nسراج الاخبار افغانيه\n١٣٢٩\n\nمديرٌ و مُحَرِّرٌ\nمحمود طرزى\nالادارةُ و المطبعةُ\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يك عباسى است\n\nتاريخ عربى ١٥ جمادى الاول سنه ١٣٣١ تاريخ انگريزى ٢٢ اپريل تاريخ شمسى ٢ ثور ١٢٩٢\n\n◀ درين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسى مقالات مفيده درج ميشود ▶\n\n( يك بنيان قدسيت نشان )\n\nمزار فيوضات آثار حضرت اسد الله الغالب على ابن ابيطالب كرم الله وجهه ميباشد كه در توابع شهر بلخ واقعست، دوقبۀ كوچكى كه متصل بناى مذكور است يكى مقبرۀ علحضرت امير شير على خان مرحوم وديگرى مرقد جناب وزير محمد اكبرخان مغفور وعاليجاه لوى ناب شير دل خان مزبور ميباشند."}
{"book": "adl0616", "page": 613, "text": "صحیفه ۲\nسال دوم\nشمارهٔ ۱۵\n\n( ليلهٔ مسعودهٔ جشن ولادتی اعلیحضرت همایونی )\nشب پنجشنبه گذشته ۲۵ ماه ربيع الثانی باليلهٔ مسعودهٔ ولادت ذی سعادت پادشاه مقدس معظم محبوب القلوب ما ذات شوکت سمات اعليحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ) ادام الله دولة الى مديد الزمان مصادف آمده بر همه ملت افغانیه يك عيد سعيد پر سروری کردیده بود. ملت بختیهٔ افغانیه این لیلهٔ سعیده را بهترين و مسعود ترين ایام سعادت خودشان می شمارند. زیرا همین شب فیروزی موهب است که نیر پر انوار درخشندگی نثار فیوضات آثار صبح سعادت ملت ووطن شرف طلوع - را در سطوع ارزانی فرموده است. مجلس جشن ليلهٔ پر سرور سعادت نشور مذكور در دارالسلطنهٔ کابل در دالان بزرك سلامخانهٔ عام انعقاد یافت. بساعت ۸ شب دالان مذکور از اهل دربار معالی بار و ارباب مناصب ملکی و عسکری که بالباسهای رسمی شبانه خودشان ملبس بودند خنجا خنج پر شده بود. ذات عالی شهزادهٔ مکرم نائب الحكومة ( سردار حيات الله خان ) يساعت مذكور بدربار تشریف آورده با يك نطق مختصری مجلس را باز فرمودند. و مراسم رسمی را انجام داده اهل دربار را به سرور و افراح آزادانه امر فرمودند . و تا ساعت یکنیم شب به انواع فرحتها و مسرتها بسر آمده محفل انس مذکور به انجام رسید . اهالی شهر عزیز ما دو شب مهتابياً شهر آئین اجرا نمودند رعایای صادقه شاهانه دکانهای خودشان را به انواع زینها و چراغاتها تزئین نمودند . موزیکهای عسکری - و سازهای ملی در هر هر طرف شهر عزیز مه يك ولولهٔ مسرت انداخته بود. در اهالى يك جوش و خروش عظيم مسرت مشاهده میگردید . بازارها روشن ، دلها چون صحن گلشن شده بود. هواهای اول بهار نیز سینه ها را يك انبساطی می بخشيد .\n\n§\n\nدر نسخهٔ سابقهٔ خود از مدنيت پر وریهای اعلیحضرت همایونی بحث رانده وعده داده بودیم که در شمارهٔ آینده خود از ترتیبات و تنظيمات مدنیه دربارها و جشنهایی که در دولت علیه افغانستان اجرا میشود بحث خواهیم داند. این است که درینجا حالا به ایفای آن وعدهٔ خود مسارعت می ورزیم : اولا این را بگوئیم که دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما تقريباً صد ساله یکدو نیست که آغاز آن از زمان ( احمد شاه بابا ) است . در زمان سلطنت شاهان صدو زائی قواعد دربارها سراسر به اصول و قواعد ایران تطبیق میبافت . سلطنت پادشاهان محمد زایی آن اصولها و قواعد افراط پروری را خیلی تعدیل داده وضع ساده گی را پیش گرفت که آنهم خیلی به تفریط نزديك بود. چنانچه در شمارهٔ سابق خود شمهٔ از ان بيان نموديم .\n\nذات اعلیحضرت بادشاه معظم محبوب القلوب ما سراج الملة والدين مدالله ظله في العالمين جشنها و در بارها را در زیر بك نظام و انتظام بسیار مضبوطی در آوردند. در اول هیچ کسی چوکی و میز را بیاد هم نداشت، در وقت حاضر کسی بر زمین نشستن را بخاطر هم نمیگذراند. در بارهای پادشاهی همه با چو کیا ، وطعام همه بر روی میزها اجرا میشود. در اوایل چون پدر بار داخل میشدند انسان کمان میبرد که در من معرض البسه های مختلفه در آمده است. بك ادنا پیشخدمتی بنظر بر می خورد که به البسه يك جنرالی ملبس شده بود. و نيز يك جرئيلی بنظر می آمد که لباس يك نفر عادتی را در بر داشت. در وقت حاضر رتبه ها و منصبهای ملکی و عسکری حد لایق ولازمی را گرفته هیچ کس از رتبه و منصب خود نه كم نه پیش چیزی پوشیده نمیتواند . نظام نامه البسه را خود ذات اعلیحضرت پادشاهی ترتیب فرموده و بعدها نسخه ها از ان بطبع رسیده بر ارباب مناصب توزیع گردید . اصول تشریفات دربارها مچنان رونق و انتظامی در آمده که سالخورده کان افغانستان آنرا بخیال و خاطر خودشان هم ندیده بودند. ترتیب و تنظيم شبهای جشنها بيك رونقي بعمل می آید که انسان خود را عادتاً در يك عالم دیگری تصور میکند. این جشنها اگر در زمستانها بوقوع آید در عمارتهای پادشاهی واکر در تابستانها باشد در میان باغهای پادشاهی تنظیم می یابد . اهل دربار و ارباب مناسب و رتب با دريشهاي يك رنك و يك نسقى که فرا خورد صنف خودشان باشد ملبس شده حاضر میشود. تنويرات وجراغان بيك شمشعهٔ بسیار خوش رونقی شعله افروز سرور میگردد چو کیها و میزها بيك ترتیبی وضع میشود که چار چار پنج پنج و شش شش نفر يك مجلس انسی بران تشکیل داده بتوانند. بر میزهایی که در محفل های انس تشکیل می یابد انواع شیرینيها ، وميوه ها، وسيكرت ها موجود است میزهای بزرگ طولانی چای و قهوه نوشى بيك ترتيب دلا را وضروف خوشنا بانواع بسكوتها، و چيقولاتها وغيره در موضعهای مخصوصی جيده و موضوع ، و جایدارها برای خدمت مدعوین در پیش آنها بیا ایستاده میباشند. میزهای کتابهای تصویر دار ، و آلبوم های پانوراما کار، در پیش انظار هوسکاران آن گذاشته شده است. میزهای شطرنج و قطعه و دیگر بازیها نیز در جاهای مناسب موجود است. سازنده ها و نوازنده ها و گراموفونها ، موزیکهای عسکری، سازهای ملی از هر هر طرف به تنشيط آذان سامعین خدمت میکنند .\n\nبهترین مزیتهای این گونه شبهای جشن ها همانا بك آزادی و بی تکلفی ایست که در دایرهٔ قاعدهٔ آداب اجرا میکرده . در اول افتتاح جشن که ذات اعلیحضرت پادشاهی در مجلس تشریف می آرند بقدر پنج ده دقیقه رسماً همه اهل دربار را در حضور همایونی شاهانه شان جلب ، ويك نطقى يتناسب حال و زمان ایراد فرموده"}
{"book": "adl0616", "page": 614, "text": "سال دوم شماره ۱۵\n\n۳\nهمه کان را به نشستن و ساعت تیری آزادانه امر و اجازه میفرمایند . بعد ازین امر و اجازه همایونی اهل محفل در هر طرف آزادانه بکردش و نشستن ، و خوردن ، و نوشیدن ، و بازی ، وصحبت مشغول می شوند . و مراسم تکلفات قیام ها و احترامهای رسمی از میان بر می خیزد . حتی اگر ذات اعلیحضرت شاهانه در پیش یکی از اهل محفل نزديك شده به تلطفات و نوازشات شاهانه شان تلطف فرمایند آنشخص را اجازه قیام اصلا نمیباشد . در وقت طعام میزهای بسیار مکمل طعام در مواضع مناسب ترتیب می یابد . و چون زنك طعام نواخته شود همه کان بر خوان نعمت الوان اعلیحضرت بادشاه ذى لطف و احسان خود شان جمع می آیند . بر میز حضور اعلیحضرت همایونی همان ذوات گرامی که به عنوان ( اهل میز حضور ) شرف سرفرازی دارند گرد می آیند . طعام بيك شطارت و مسرت فوق العاده به انجام میرسد بعد از صرف طعام باز تا به آخر شب محفل انس دوام ورزيده ليلهٔ جشن مسعوده ختام می یابد .\nان رقم جشنها و دربارهای که در عصر ترقي‌عصر بادشاه حقايق آگاه ما اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) مد الله ظله في العالمین بوقوع می آید از چنان آثار تمدن آثار شعشعه نثاری شمرده می شود که همه درخشنده‌گیهای ترقیات حاضره را بتمامها حاوی و جامع میباشد . از درگاه خالق عظيم الشان كون ومكان تضرع و نیاز میکنیم که وجود مسعود بهبود قدسیت آمود این بادشاه ترقی خواه با انتباه معظم محبوب القلوب مارا تا سالهای بیشماری بر اریکه پیرای سلطنت سنيه اسلامیه افغانیه بدارد تا بسایهٔ مرحمت پیرایهٔ شاهانهٔ شان ملت ووطن مقدس ما برفيع معارج ترقی ها و آگاهیها و بیداریها عروج نماید آمین .\n\n( قصیده تهنیت )\nشب دوشین نهادم سر ببالین که بالین سنك بهتر بي نكارين\nخیال خوابم اندر سرکه بربود خیال یارم از سر خواب شیرین\nهنوزم با خیالش بود پیوند جدا از خوابم این چشم جهان بین\nکه آمد ناگهان آن شوخ طناز که آمد بی‌خبر آن سرو سیمین\nپیاله بدست از ناز و گفتا که آه ای بی‌خبر برخیز و بنشین\nنمیدانی که فردا جشن شاهیست که گردد شادمان دلهای غمگین\nكدامين جشن جشن مولد شاه که باشد فرحت افزا عشرت آگین\n\nمبارك جشن مولودی که باشد مسرت توامان و عيش تضمين\nشود بازار و کوی آینه بندان بیاید از چراغان شهر تزئین\nچراغ و کاره مهتاب شب جشن زنند آتش بجان ماه و پروین\nچراغان میشود همچشم انجم زمین را آسمان گویم پس از این\nچراغ برقی رخشنده کوئی که خورشید آمد از بالا بیایین\nروان از هر دکان باید گذشتن که دل از کف رباید لعبت چین\nزهای و هوی مردم شهر پرشور که يارب تا جهان این جشن رنگین\nزین از چنك و طنبور بلند از هر دکانی شور شیرین\nبود فونوگرافی هر طرف كوك یا بنگر که گویا گشته ماشین\nگهی از شعر رنگین نغمه پرداز گهی ذکرش بود طه و یٰسین\nبهر سوی گران قولی تواسنج نوا زد نغمهٔ پاریس و بر لین\nچگویم حرف این گویای خاموش که او از هر زبانی شد سخن چین\nچگویم وصف این كنك سخنگوی که باشد بی سخن شایان تحسين\nچگویم بعد از ین زین جشن دلکش که کس یادش نداد از عهد پیشین\nچو اینها گفت گفتم ای شکر لب جواب اینها گفت گفتم ای نگارین\nنباید خفت امشب تا سحر گاه باید گفت زیبا شعر رنگین\nبمدح بادشاه جود گستر بوصف شهر یار عدل آئین\nسر شاهان مدار ملك و دولت شه دوران سراج ملت و دین\nبي ياجوج کفر از بهر اسلام بود رای رزینش سد روئین\nچوخشم او نمايد چين ابرو قد از بیم قهرش لرزه در چین\nدریغ از تیغ او دارد چرا جان بجان دشمن او باد نفرین"}
{"book": "adl0616", "page": 615, "text": "صحیفه ٤ سال دوم شماره ١٥\n\nمگر شد بادم تیغش مقابل که خون ریز است چشم خصم بد بین\nجو شاخ گل نماید در نظر ها شد از بخش زخون خصم گلچین\nننوشید از دم تیغ تو تا آب عدوى تشته لب کی یافت تسکین\nظفر دارد بشمشیر تو پیوند عروس ملك را تیغ تو كابين\nعدویت را پی قطع تناسل قضا بر روی کار آورد عنين\nسبك بردار از گردن سر خصم که مسکین برسرش باریست سنگین\nاگر تیر تو در پهلوی دشمن کمی ننشست کو بسیار بنشین\nتن بد خواه جاهت خار بستر سر پرشور خصمت سنك بالين\nترا خوانند در آفاق امروز زروی معدلت فخر سلاطين\nکه گوید شب نشاید مهر تابان نه انجم پیش خور شید جهان بین\nتو اينك مهر تابانی شب جشن جو انجم جمع بر گردن خوانین\nبطومار عدالت نامهٔ خلق نکو نام نوی زیب نخستین\nکم و بیشی نمی سنجد ترا زو بيك ميزان زعدل تست شاهين\nنهد هر روز برخاک درت روی قبای مهر ازان رو شسته زرین\nکرمهای تو پیش از لب کشودن دهد كام دل محتاج مسكين\nبیابان گر نمی آمد قوافی بو صفت صرف میکردم مضامین\nکنون دست دعا باید گشودن که در پر و از باشد مرغ آمین\nبدیوان قضا صد سال دیگر ترا عمر گرامی باد تعیین\nولی هر روز از ان صدسال خواهم بودشش ماه چون در عرض آسمین\nز نام نيك دايم باد روشن چراغت ای سراج ملت و دین\nترا نام نکو ماند بدوران ز مستغنى بنامت شعر شیرین\n\n( از یاد کارهای شکار چناری )\n( شهزاده بلند اقبال مکرم جناب عین الدوله )\n( سردار امان الله خان با محصول شکارشان )\n\nجواد داخليۀ\n( مراسم جشن مسعود سالگره همایونی )\nدر جلال آباد\n\nیکدوست مهربان ما از جلال آباد برای ما مینویسد :\n\nبعد از القاب\nبر خاطر عاطر والا گهران دانش و سر گروهان بینش مخفی و مستور نخواهد بود که ذات ستوده صفات جناب مرحمت آیات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) بادشاه با دانش و دین ما روحنا فداء آنچنان يك بادشاه خیر خواه حقایق آگاهیست که از یوم جلوس میامن مأنوس همایونی شان بر تخت عالیبخت سلطنت اسلامیهٔ مستقلهٔ افغانستان الى الآن شب و روز در ترقی و تمدن ملك و ملت شاهانه شان همت جهانقیمت شاهانه را مصروف داشته اند . و آثار ترقی و برتری که در امور زراعت و تجارت و آبادی تعمیرات"}
{"book": "adl0616", "page": 616, "text": "سال دوم\nشماره ۱۵\nو راهها و پلها و رباطهای سراحیه و حفظ دین و ناموس رعایای پدری دارم و همه ملت خود را با خود جسم واحد میندارم .\nصادقه افغا نستان بروی کار آمده است مانند شمس تا بان عیان و اگر حرفی از طرف دول خارج پیش شود تا صوابدید و صلاح\nو درخشا است که اخبار کهربار عالی شما نیز به اقسام اقسام ازان و مشورت شهادران نباشد جواب گفته نخواهد شد ..\nمون رانده و میراند، والحاصل اوصاف محاسن صفات اعلیحضرت ازین مرحمت همایونی همه مشکور و مفتخر گردیده مراسم تعظیم را\nپادشاه مراحم آثار خود مختار نکویی کردار ما از قدرت بشری بجا آوردند. بعد از ان بر همه کان اجازه آزادی و سرور و حبور\nبیرون، و ازحد وعد الزواست. بهتر آنکه برین نعمت عظمها را ارزانی فرموده هر صنف، وهي جماعه بموقعهای مخصوصه\nو دولت اعلا كما را برمایا کرمی ایجنین بادشاه تکوبی خواهی نایل خودشان مأواکرين فرحت و سرور ، و جانشین شادمانی و حبور\nو سزاوار فرموده درگاه حضرت باری جل جلاله حمد و ثنا گردیدند. ذات اعلیحضرت همایونی با نفری اهل میز حضور\nکونم، و دعای عمر و اقبال وشوكت واجلال شانرا ورد زبان در جزیره میان کول بزم طرب آراستند. سازها ، سرودها\nساخته بو تحور کیفیت جشن مبارکه آنیم :\nاز هر هر طرف نغمه پرداز بود. جوانان بسیار عجیب و غریب\nشب پنجشنبه ٢٥ ماه ربیع الثانی سال چهل و سوم میلادی رنگیی ترتیب شده بود که تا بحال هیچ چشم بیننده نظیر آرا\nاعلیحضرت بادشاه اسلام پناه ما این بود کارداران حضور قریب ندیده بود. عکسهای انوار چراغهای رنگارنگ در کول آینه\nیکماه سر رشته گرفته اسباب کار آمد آرا حاضر و آماده نموده مثال صفا آهنگ انعکاس شعشعه باشی نموده عالم را غرق دریای\nبودند . با قرطاسهای خبری د بقرار امر تحریری در یوم چهارشنبه انوار مسرت بازی نموده بود. اقسام مایده های نعمتهای خوردنی\nگذشته بوقت شش خود شام همه شهزادگان عظام و مرداران عالى العالم و نوشیدنیهای رنگارنگ مشروع و حلال در هر\nذي احترام و سادات وعلما ومشايخ كرام و خوانین و ملكان هر طرف گسترده شده همه جمعیت موجوده توانه چین اعمای\nوان مثالان ولایت ( نكهار ) بلباسهای تاخره مقرره بادشاء اور الامثال در پاوال خودشان میگردیدند. تا اینکه\nحسب التزمان اعلیحضرت همایونی داخل باغ رشک چنان شاهی به بسیار خوشی و خرمی شب را گذرانیده هر کدام منزل مقصود\nکردیدند. معززین حضور باد شاهی در عمارت باغ شاهی، و باقی خود مراجعت نموده اند.\nنفری بجوکهای اعلی آرام گرفتند. بعد از ان که مردم یک مدری شب ٢٦ شهر مذکور ذات قدسیت صفات بادشاه بزرگ\nاستراحت کردند موجب اصول وقواهد تشريفات همه حاضرین محبوب القلوبا باجناب صاحبة معظمة مكرمه ( عليا حضرت\nدر زیر ( چهاردره ) جدید که بعارف جنوبی کول مانا منقول سراج الحواین ) و تمام خاندان جلیل الشان سلطنت سفید ، در\nبيك لطافت و نظارت يديني مجدداً انشا الله به انتظار تشریف مراح العمارت ، كه يك بناي شرکت احتوای عظیم عصر\nآوری قدوم میمنت لزوم اعلیحضرت همایونی صف بسته احترام فرخنده گی در سراچه شمرده میشود جشن شادمانی و مسرت\nگردیدند . ذات قدسیت مانات علیه نبرت همایونی روانی انزی بر پا کرده تاصبح المسام سرور و حبور پسر آورده اند .\nچهار دره خاص گردیده در برنده تشریف آور شدند. حمله اس خام بدعا باید کرد : حق سبحانه تعالى وجود مسعود\nحاضرين به تحفة السلام عليكم وتبريك جشن مبار که بحضور اعلی حضرت بادشاه اسلام پناه ما را با شهزادگان جوانبختان\nپر نور پیش آمدند، وذات مقدس هما بوني يعليكم السلام بلند اقبال سالهای سال و قرنهای بیشمار بسرير اماره و جهانبانی\nو تبريك جواب مرحمت فرمودند . شادی بسیار و فرحت بیشمار بر قرار داشته باشد، و مانند این گونه جشنهای بیعد وحد .\nبرای دولت خواهان حاصل آمد. درین اثنا عربده صداقت بخیر و عافيه منقضی گردد و از درید خواهان در مهد امن و امان\nفرانه تبریکیه که از جانب جميع رعایا و را با معروض شده بود از و حفاظت حافظ حقيقى بداراد بحق محمد و آله الامجاد .\nطرف جناب عالی حضرت نائب السلطنة صاحب افخم به کمال فصاحت تحرير في يوم دو شنبه ۲۹ شهر ربيع الثاني سنه ۱۳۳۱\nو همه بلاغت قراءت فرموده شد. از همه حاضرین آواز آمین بلند.\nکردید . بعد از ختم دعا ، ذات اعلی حضرت همایونی جواب تبريك\nحاضرین را زبان مرحمت بیان عنایت و احسان فرموده يك نطق\nبسیار ترین علویت تمکینی بیان فرمودند که بطرف اجمال از مال آن\nبرای جناب مینویسم . ولی عیناً ضبط کرده نتوانستم :\nمن شکر گذارم به این ساعت و این صداقت شما اهالی\nافغانستان، از درگاه احدیث برای شما خبرهای دین و دنیا را\nمیخواهم به اینهم شما را آگاه میکنم که من براهالی خود شفقت\n\n)خ.ج(\n\nتشریف آوری حضرت فخامت پناهی\n( نائب السطنه صاحب افخم )\n\nيوم يكشنبه ٦ ماه جمادى الأول ذات عالى - دار اكرم\nحضرت فخامت مآب نائبا لسالانه صاحب افخم تشریف فرمای\nدار السلطنه کابل گردیدند و به انداخت ۲۱ غیر توپ سلام\nوصول سعادت موصول عالی شان بر همه کان اعلان کردید ."}
{"book": "adl0616", "page": 617, "text": "صحيفه ٦\nسال دوم\nشماره ١٥\n\nذات عالى افخمى شان يوم شنبه ٥ ماه مذکور بسواری مرا به موتر از جلال آباد حرکت فرموده اند، و در همان روز مواصلت عالی شان منتظر و مأمول بود، ولی چون بسبب بارانهای شدیدی که باشه روز قبل باریده بود رفتار عرابهٔ موتر را سکته وارد آورده بود شب را در راه گذرانیده روز دیگر بکمال صحت و عافیت و تمام عزو سعادت مواصلت فرمودند. یک روز پیشتر بنا بر امر على جناب نائب الحكومه صاحب مکرم از طرف سارجین مجهران ملکی و نظامی ارباب مناصب واهل دربار را خبر داده شده بود که در مقام عالی ( زين العمارت ) بلباس رسمی خودشان جمع آیند، ولی چون در روز موعود تشريف عالى افخمی بوقوع نیامد، و روز دیگر ناوقت تر خبر رسید اکثر ارباب مناصب بموجب امر عالى الفحمى به البسهٔ رسمى در زین العمارت حاضر شدند، تقريباً بساعت چارنیم و معززين اهل دربار و ارباب مناسب بموجب قاعده و سررشته صف بسته تعظیم و احترام گرديده ، ويك باند و موزيك عسكرى ويك بلوك از عساکر اردلئ حضور عالی در موقع سلام ایستاده بمجرد داخل شدن عرابهٔ موتر سواری عالی از طرف عسكر وغيره سلام عالی ادا گردید . خود ذات عالی نیز بلباس نیم رسمی ملبس بودند. از موتر فرو آمده و به تلطفات عالی همه حاضرین را احوال پرسی فرموده و از بشارت صحت و سلامتى ذات قدسیت صفات اعلیحضرت همایونی همه خدام صداقت کیش سلطنت سفید را مرور فرموده داخل عمارت دبسعادت گردیدند، و حاضرین را بار حضور عطا فرده، و به انواع تلطافات و نوازشات عالى مفتخر و مباهی ساخته بعد ازا کرام فرموده شدن جای اجازه انصراف عطا نمودند.\n\nسراج الاخبار افغانیه از صمیم دل تشریف آوری ذات عالی افخمی شانرا تبريك، وسلامتي ذات قدسیت صفات اعلیحضرت پادشاه معظم خود را با جمله خاندان جلیل الشان شان از درگاه حضرت خالق عظیم الشان جلت اله عن الزوال والنسيان نياز و استرحام مینماید .\n\nدربار\nيوم سه شنبه بموجب امر عالی جناب فخامت مآب حضرت نائب السلطنة صاحب افخم در سلامخانهٔ عام دربار تشكيل يافته همهٔ معززین اهل دربار ، و ارباب مناصب ملکی و عسکری بلباسهای رسمی تمام حاضر گردیده بودند . ذات عالی فخامت پناهی چون در روز تشریف آوری عالی شان بسبب عدم وقت و کم بودن فرصت همهٔ ذوات کرام معززین از حضور عالی شان بصورت رسمی پذیرایی نتوانسته بودند ازانرو بنابر تلطيف قلوب همه كان تشكيل وترتيب دربار رسمی یوم سه شنبه را مناسب دیده بکمال انتظام و تمام سررشته مالا كلام بدربار تشریف آوردند، و بدیدار سعادت آثار عالی\n\nو کلمات نوازشکارانهٔ فخامت پناهی آبیاری قلوب فرمودند ، و از نه بچه صبح تا به یکنیم بجه دربار معالی بار دوام ورزیده بقرار معمول به انجام رسید .\n\nحرکت اردوی اول\nاز قرار استخبارات که نموده ایم اردوی اول معیت سفیه همایونی در یوم یکشنبه ۹ ماه حال از جلال آباد بسوی دار السلطنهٔ کابل حرکت نموده است .\n\nاز ماورای دریای آمو\nبرای ما نوشته اند :\nاز چندیست که روسها بقالبها و قیافتهای مختلف به خاك پاك افغانستان داخل میشوند . و چون آسان ترین طریق راه مسلمانی را یافته اند بحیله های مسلمان شدن داخل میشوند، حالا انکه مسلمان شدن يك روس از محالات است . مفسد یگانه اینها همین است که از ترکستان تا بدرهٔ خیر راهها و گذرگاهها را ملاحظه و دقت نموده بگذرند و علم آوری که لازم باشد بیارند و به این مقصد خودشان بکمال آرام، کامیاب هم میشوند ، زیرا چون از دریای آمو میگذرند مأمورين حکومت افغانیه آنها رائحت الحمل میکایل میرسانند و از آنجا نیز از راه خیر به دستان میدارند که اصل مقصد آنها نیز همین است بعضی ازین ها چون یکبار این سیاحت خودشان را اجرا کردند به آن قناعت نکرده دوم بار باز به این سیاحت میبرآیند و محصولات معلومات خود را می آرند. حالا تکیه اگر مأمورین حکومت از سرحد آنها را پس بگردانند و نگذارند که داخل آن خاك پاك مقدس شوند بهتر خواهد بود .\n\nحوادث خارجیه\nالحق يعلوا\nمور چکان گر بکنند اتفاق شیر ژیان را بدرانند پوست\nچه جای آنکه گرگان درنده با هم متفق شوند !\nخبرهای فلاکت مغلوبیت برادران عثمانی ما نه چنان دهشتناک خبرها نیست که دنیای هر فرد مسلمان را پاره پاره نسازد ، و حواس شانرا زیر و زبر نکنند . شهر ( ادرنه ) یعنی ادریا نویل سقوط نمود . بلغارها و صربها متفقاً در شهر داخل شدند ، شکری پاشا که محافظ و کوماندان ادریا نویل بود همه وظايف عسكرى وقرايض منصبى خود را بجا آورد، و در غیرت و شجاعت و محافظت دقيقه فرو گذاری نکرد . يك شهری که از هیچ طرف به آن مدد نرسد ، و ارزاق و غله نداشته باشد بیشتر ازین چسان مقاومت کرده میتواند؟"}
{"book": "adl0616", "page": 618, "text": "سال دوم\nشماره ۱۵\nشهر ادریا نویل بی محاربه و بی مدافعه تسلیم شد. و شكرى باشا مانند جنرال استونل برضای خود شهر را تسلیم خود، بلکه تا به آخر نفس جنگید. اما جان جنگید با برابر قوت خود جنگید. اردوهای دول متفقه زور وقوت حرب هجوم نموده شهر را ضبط کردند. تنها دشمنان بیرون شهر نی بلکه در داخل شهر نیز دشمنان بسیاری داشتند. بقدر بیست می هزار رعیت فسارای بلغاری و روم و غیره که در شهر بودند همه دم و هر لحظه فتح و نصرت دشمنان خارج را آرزو میکردند. حتی در این روز های آخر پادریهای روم و ارمنی در نزد شکری پاشا آمده گفتند: که در شهر غله باقی نماند، و مضاعه مافوق تحمل گردیده لهذا با شهر را تسلیم کنید و با آنکه يك اختلال داخلی در شهر ظهور خواهد نمود. شکری باشا برای درس عبرت دیگران آن بادر بها را يكجا بقتل رسانيد، وبرمحاريه ومدافعه دوام ورزید. و چون دید که امکان مدافع باقى نماند چنانچه و بنده کرده بود شهر را آتش داد. و برحسب وعده خود میخواست كه يك حركت خروج اجرا نماید ولی فرصت نیافته عساکر دشمن در شهر در آمدند و ازین زیاده تو چه میتواند و غیرت و شجاعت فداکارانه همینقدر میشود.\n\nنماند ولی ما میخواهیم که یکقدری در اسباب ظاهری مشغول نمایم. وقوعات ظاهره ما را چنین نشان میدهد که بلغارها از چند ساله است که شب و روز سعی و کوشش کردند. در حالیکه عثمانیان آدمهای جاسوس ، و بد اخلاق و خوشامدگو پسر میرسانیدند. بلغارها بعدها نفر از اولاد وطن خود شانرا در اوروپا فرستاده علم وفن می آموختند و آدمان جدی راست کردار بسر میرسانیدند. در حالیکه مأمورين دولت عثمانيه مجز رشوت خوری ، و غین بیت المال ، و پر کردن صندوقهای خودشانرا از زر و مال دگر اندیشه و سودایی نداشتند بلغارها وصر بيها و كوهيها لحظه بلحظه در باب بدست آوردن استقلال وشرف و شان دولت خودشان اندیشه ها میدوا نیدند. در حالیکه عثمانیان بنام اتحاده و ائتلاف ، واللا مركزيه و غیره در باب بدست آوردن کابینه پسر همدیگر میزدند، وقوت مدافعه و محافظه مملکت خود شانرا برتر از اندازه حقیقی آن تصور کرده مغرور میشدند . بلغارها وصربها و کوهها و یونانیها در خصوص بر طرف کردن رقابتها و اکمال کردن توانسهای خودشان کوشش ورزیده در مابین خود شان تخم اتفاق و اتحاد را میکاشتند. این است که هر دو طرف کشته خود را درودند و دیدند آنچه دیدند، هزار افسوس که چشم عبرت بین نیست. در وقت حاضر مسلمانان بجز قوليات هیچ فعلیاتی ندارند . و اگر کار بگفتار است بر سر همه تاجم، وکر بکردار است به پشه و موری محتاج ! و همنشان از اتحاد و اتفاق بحت میدانند، ولی نتیجه آن بعني اتفاقی و بی اتحادی نتیجه پذیر میکردد . ان الله مع الصابرين .\n\nخبرهای محاربه\nشهرا در ته يك شهر بسیار قدیمیست که در اول بنام (اورستیاس) يك قصبه بود . در قرن دوم میلادی از طرف ( آدریان ) نام پادشاه روما بسیار وسعت وزينت بافته يك شهر بسیار بزرگ و معتبری شده است و بنام خود او نسبت یافته ( ادریا تو پو لیس ) تسميه نمودندش، در تاریخ ۷۹۳ مجری در زمان سلطنت سلطان مراد خان خداوند کار غازی ) فتح و تسخیر گردیده است، فاتح ادریا نويل ( لالا شاهین ) پاش است که یکی از سرداران نامدار و مردان جرار شجاعت مدار سلطان مذکور بود. بعد از فتح تا بوقت قع قسط به همین شهر با تخت دولت علیه عثمانیه شده بود . حالا ما در نجا در این مسئله کندری غور و ملاحظه تمائم که در انوقت که لالا شاهین بانشا ادر یا نوبل را فتح میکرد قوت دشمن مقابلش بازسه مقابل قوت او بود. زیرا همین دولتهای منطقه حالایی در انوقتها نیز متفق شده مدافعه میکردند، اسلحه و آلات حربية طرفين مخاسمین این با هم برابر بود، چنان نبود کما کر اسلام تنگ داشتند و دشمنان شان شمشیر، پس جنان شد که در الوقت فتح میکردند و در بنوقت شکست میخورند ؟ حالا که در پنوقت این عساکر اسلام در اسلحه از خصم خودا کم نی آرند ، و شکری انشا از لالا شاهین پاشا در شجاعت و وقدا کاری پس نمانده است .\nاسباب بكانه اين مسيتها وتلا كنهارا اكر يعود جستجو تمائم در چند چیزها می بایسم : تحت قضا و قدر خداست زیرا اگر مشورا به آن تحت بگردانیم حاجت بجستجوی سبب و موجب\n\nدر ۲۲ مارچ بوقت صبح بلغارها وصريه متلقاً برادريا نويل هجوم برده مدت مشرقی شهر را کهاشش استحکام و توپخانه های تکمل مجهز بود ضبط و تسخیر نمودند ، شکری پاشا شهر را آتش داد. اولا رسانه های سرب در شهر درامد ، بعد ازان ولیعهد بلغار با دیگر افسران و عسکر داخل شدند ، جنرال ایوانوف شکر خود را در شهر گردش داد. شکری پاشا با دیگر افسران معیت خود در کتب عسکری بودند. ولیعهد و سر افسر بلغاری شکری انشا به احترام پیش آمدند . پاشا نیز شمشیر خود را تسلیم. نمود، اما نظر به شجاعت و مردانی که ایر از نموده بود شمش برش را وایی بهار تسلیم کردند."}
{"book": "adl0616", "page": 619, "text": "سال دوم\nصحيفه ۸ شماره ۱۵\n\nملك سرويه ظهور نموده بر قرار گاه اردوی صرب بقدر يازده گله بينداخت . و بعد ازان ( من زوانى ) نام شهر صربستان را در زير كاطوب گرفت . و از انجا بسوى سواحل ايتاليا خود را كناره كشيد . اين حال صربها را خيلى پريشان و سراسيمه ساخته است . همه اركهاى عسكرى صربى را با كشتيهاى بار كشى كه در بندر بود احراق بالنار نموده است .\n\n( كوماندان كشتى زره پوش حميديه رؤف بيك )\n\n( كشتى زرهپوش حميديه )\n\nقتل بادشاه يونان\nدر شانزدهم مارچ در اثنای كه بادشاه يونان ( قرال جورجى ) بهمراه عيال خود بعد از پيشين براى هواخورى برآمده بود ، و در راه ميگذشت بقتل رسيده است . قاتل ( علقو شيناسى ) نام يك اوباش يونانى بوده است . از دو يازده مسافه بايك طبانچه هفت تيره برو آتش شده است . قاتل هماندم گرفتار شده است . قاتل چهل ساله يك آدمى بوده است ، و از سبب قتل انكار كرده است . كلهٔ وجود قرال را شكافته در گذشته ، و در بازوى ياور يعنى بادى گاردش كه در پهلوى او بود در آمده بند مانده است . قرال را به شفا خانهٔ عسكرى برده اند ، و بعد از ساعت وفات يافت . اين وقوعات در ( سلانيك ) بوقوع آمده است در سلانيك بغير از پرنس نيكولا پسر دومين قرال ديگر كسى موجود نبود . وليعهد ( قونستانتين ) در ايپر محاربه مشغول بود پرنس نيكولا بنام برادر خود قونستانتين از مردم بيعت گرفته است .\n\n( شكرى پاشا )\n( كوماندان شجاعت نشان ادريانوپل )\n\nدر چتالجه\nدر چتالجه محاربه بشدت دوام ميورزد . غالب از مغلوب هنوز معلوم نيست . يعنى اخبارها از فتوحات و غلبهٔ عساكر عثمانى و بعضى از غلبهٔ بلغاريان بحث ميرانند . بر حقيقت كدام يك باور بايد كرد البته نتيجه را انتظار بايد نمود .\n\nكشتى جنگى حميديه\nدرين محاربه كشتى جنگى حميديه شجاعتهاى نمايان ، و بهادريهاى بى پايانى نشانداد . اين كشتى در اول بر بندر هاى بلغار در بحر سياه گلوله ريزى بنانهاد . و در انجا به طور پيد هاى بلغارى سر دو چار شده زخمهاى مهلكى برداشت و از غرقش هيچ چيزى باقى نمانده بود در حاليكه از طرف سر سراسر در آب غرق شده بود بهزار مشقت خود را به استانبول رسانيد و در خليج در آمده تعمير يافت ، و بمجرديكه تعميرات خود را به انجام رسانيد از آبناى داردنيال برآمده بر كشتيهاى يونان حمله نمود و چنانچه در نسخه هاى سابق ما بيان شده بود كشتيهاى يونان را زيرو زبر ساخته يك بندر يونان را نيز آتش داد . و از انجا در بحر احمر و باز به بيروت ، و باز با كشتيهاى طور پيد يونان در آويخت . تا آنكه چندى احوالش پنهان و اسرار انگيز مانده در پنروز دفعةً بر بندر ( دراج )"}
{"book": "adl0616", "page": 620, "text": "سال دوم\nشماره ۱۵\n\nصفحه ۹\n\nمحبوس شدن يك كابلی در بمبئی\nدر اخبار همعصر معزز ( بلوچستان غزت ) نوشته است که يك کابلی که از پور تسعید با ( اولیبیا ) نام کشتی به بمبئی آمده و در پیتش يك دوره طبانجه و کار توس آن یافت شده مجزای دوماه حبس شدید محکوم کرده شده است. با کابلی مذکور عیالش و دو پسرش هم بوده است. در باب فرستادن آنها را بکابل از حکومت بمبئی رخصت خواسته است و حکومت نیز قبول کرده است .\n\nمکتوبهای یومیه دار\nدر دا کخانه کلکته یعنی مکتوبها ئیکه بومبه در ان تعبیه شده است ظهور نموده است. پس معلوم کردید که بواسطهٔ مکتوب نیز قتل کردن يك آدم ممکن میشود. چون پاکت مکتوب بزور پاره شود آتش میگیرد و تأثیر مدهش اجرا میکند و این بلا اول بار بر اخبار والاهای بیجاره اجرا گردیده . زیرا مکتوبهای مذکور که در داکخانه رسیده بنام چار مدیر های مشهور اخبارها نوشته شده است. ازین مکتوبها بعضی در اثنای مهر کردن باطل شد در داکخانه آتش گرفته است. از ما مورین داکخانه دوسه نفر بصورت مدهش زخمی شده است. معلوم شد که مدیرهای اخبارها بعد ازین در زیر تهدید که با بومبه پاره پاره شدن مانده اند ! .\n\nفلاکت زدگان قطب جنوبی\nکپتان ( ایسکوت ) نام انگلیزی برای کشف قطب جنوبی رفته بود، قبل از ان بچند سال کپتان ( اموند سون ) سویدنی نیز برای این خدمت سفر کرده بود، اما هیئت سفریهٔ سویدنی در وظیفهٔ خود موفق شده عودت نموده بود. این هیئت کشاف انگلیزی از يك راه دیگری سرد است بسوی محل مقصود روانه شده بود با نه نفر رفقا کپتان ایسکوت از قرارگاه زمستانی خود حرکت نمود ، اما چون دید که خورا که شان کفایت نمیکند سه نفر رفقای خود را واپس قرار گاه بر گردانید و خودش با شش نفر رفقای خود حرکت کرد و بهزاران گونه زحمتها و مشقتها سینه خود را سیر کرده در راه خدمت علم وفن کوها و جودیه های یخها را گذر نموده به نقطهٔ قطب واصل شده است و بیرق دولت متبوعهٔ خود را در انجا بر افراشته است. در وقت بر کشتن مشکلات عظیمه سر دو چار گردیدند . غیر از بلای انجماد بلای مدهشهٔ کرسنگی نیز بر انها وارد آمد. از رفقای شان يك اتنت اولا از رفتار مانده بیمار گردید . و چون دید که بیماری و بیقوتی او موجب فلاکت دیگر رفقایش میشود برای رهایی دادن دیگر رفقای خود را از عذاب خود و باقیماندن خود اگاهش برای دیگران يك روزی خود را در يك جنوری حمودیه انداخته هلاک ساخت. بعد ازین يك رفیق دیگر شان نیز همچنین کرد، بعد از انکه کوهای بلند و مخوف و مدهش تنهارا کفر نمودند بین صحرای یخ برامدند که هنوز مسافهٔ بسیاری با بقرار گاه شان مانده بود. تخمیناً بقدر ۲۰۰ میل يك مسافه باقی مانده بود که از گرسنگی و سردی در وجود هیچ یکی از انها قوت حرکت باقی نماند سفرهایی که کپتان ایسکوت در این حال فلاکت اشتمال نوشته است حقیقتاً بسیار الم انگیز است. این هیئت جرار انکار و فدایی راه علم و فن در میان يك کفن بسیار سرد و سفیدی چائیده شده بکمال شرف و شان همدیگر را در آغوش کشیده بخواب ابدی فرو رفتند. چون عودت آنها دیر شد رفقای دیگر شان که در قرارگاه مانده بود بجستجوی آنها برآمدند. و دیدند که بیچاره ها از سردی دکرستکی تلف شده اند. ضایع شدن این قربانیهای راه فن انگلستان را در يك ماتم عمیقی در انداخته است .\n\n( فدائی راه فن )\n( کپتان ایسکوت انکلیزی )\n\nاخبار ترجمان\nدرین وقت يك نسخه از اخبار فصاحت بیان ترجمان که به لغت ترکی بسیار ساده و فصیح در شهر ( باغچه سرای ) ممالک روس طبع و نشر میشود برای ما رسیده است این اخبار از سالهای دراز در راه اسلامیت و برای قومیت خدمتهای نمایان قلمیه ابراز نموده و مینماید در نمبر ۲۹ در زیر عنوان ( زور نالهای ملتی ) ما يك مقالهٔ خوبی نوشته که بعضی فقرات آن را درج صحیفهٔ افتخار میکنیم: مردمان اکثر در پی غزته و جریده هوس و خواهشی زیادی نشان میدهند حال آنکه به رساله ها اعنی ژور ناله ای که در ماه يك بار یا دو بار میبرآیند آن قدر دقت نه میکنند لاکن چون غزته یعنی گازت کار ژور نال را دیده نمیتواند میباید که اهل مطالعه ژور نالها یعنی رساله ها را در زیر نظر دقت بگیرند"}
{"book": "adl0616", "page": 621, "text": "صفحه ۱۰ سال دوم شماره ۱۵\n\nجریده بنام دیگر کثرت همان او را نیست که با حوادث روزانه و معلومات مختصره بر میباشد . این اوراق امروز نوشته میشود خوانده میشود، روز دیگر پراکنده شده فراموش میگردد . اما ژورنال این چنین نیست زیرا در ژورنالها حوادث یومیه، واقعات زنده گانی و اقتصادیه و اجتماعیه و معلومات فنیه و ادبیه و سیاسیه تفصیلا بحث کرده میشود و بشکل کتاب حفظ کرده میشود، کرت - ورق خبر آور است .\nژورنال ، پارساله ها - کتابیست که آن خبرها را تفصیل و تشریح میکند باز میگویم : به ژور نالهای خودمان بسیار دقت کردن لازم است .))\n\nبعد ازین فقرات ترجمان حقیقت بیان از ژور نالهای فنی و ادبی که در ممالک روسیه بزبان ترکی و غیره طبع و اثر میشود بحث و بیان رانده درباب اخبار یعنی ژورنال با جرائد ما چنین مینویسد :\n\nسراج الاخبار افغانیه\nنام ژورنالی که در کابل نشر میشود يك نسخهٔ آن به ادارهٔ ما آمد . این ژور نال تصویردار فارسی العباره در ماه دوبار نشر میشود . با حروفات استامبول بر کاغذ خوب چاپ شده است . از بسیار اخبارهای هندوستان که دیده ایم اعلانتر است . وجود (سراج الاخبار افغانیه) بر ترقی های سریعی که افغانیان در امور مطبعه و مطبوعات و دیگر کارها بکار برده اند دلالت میکند . در نسخهٔ که گرفته ایم این چند تصاویر درج شده است : - تصویر شکار گاه جناب امارت پناهی - قواعد عساکر پیاده - مدیر و سر محرر محمود طرزی - نگران اينك آقاسی علی احمد خان مندر جاتش خوب و هم مختلف است (سراج الاخبار افغانی ) را دیده ممنون شدیم، موفقیت آنرا تمنی میکنیم .\nما نیز ازین حسن توجه رفیق معزز و محترم خود عرض تشکر میکنیم و دوام انتشار فواید آثار آنرا نیازی نمائیم .\n\n( احوال ایران )\nانتخاب از جریدهٔ فریدهٔ همعصر معزز حبل المتین\nگفتهٔ یکی از درد مندان وطن حسب\n\n( حال وطن )\nجويك مانی از میان مال سیه بخت کرده بحکم ازل\nشود منحرف از طریق صواب فتد در مضیق خطاء و خطال\nنهد رو براهی که انته بجاه کند خبطها ئیکه باید مخل\nچو قوم عزیز من ایرانیان که بودند فخر تمام ملل\nکنون از نفاق و جهالت شدند همه خوار و زار و همه مبتذل\nدریغا که این ملت باستان فتاده بخط خطاء زلل\nنه در بند دین و نه در بند ملك که آنرا خطر هست و اینرا خلال\nنه فکری بدل نه بزار و لعب نه ذکری بلب غیر قول و غزل\n\nکه از حقد با همدگر در ستیز که از جهل با یکدگر در جدل\nجریدن نباشد سزاور ما بآسوده کی همچو جدی و حمل\nکه گرگان خونخوار از هر طرف در افتاده بر جان ما چون اجل\nبه بردن شاهد ملك ما رقیبان زهر سو گشوده بغل\nچنان گشته احوال ایران خراب که آنرا ندانند جز و دول\nممالك تباه و مهالك فزون سبل غیر مامون دزد و دغل\nنیابی یکی را در آن مملکت که باشد یکی قول او با عمل\nهمه در سخن پهلوانند ليك که کار کردن جولانند و شل\nچنان رفته جدیت از ملک چنان عقل ما را گرفته خیل\nکه باید بهر پینه دوزی نوشت جناب جلا لآب اجل\n\nمقالهٔ مخصوصه\n(حکمای قدیم چه بودند؟ و حکمای جدید چه شدند؟)\nاولا این را بگویم که (حکیم) آیا بچه حکیم میشود اگر بگویم به (عقل) هر کس که يك كلاه دارد البته يك عقلی نیز در ان دارد، پس به احتساب هر کس باید حکیم گرفته شود. واقعا هر آدم ذی عقل حکیم گرفته میشود، ولی باید دانست که عقل حکیم و غیر حکیم به آثاری که بمیدان میآرد، و رأیها و فکرهائی که در ان آثار بیان کرده باشد ظاهر و عیان میشود. چنانچه حکیم شیراز میفرماید:\nزبان در دهان خرد مند چیست کلید در گنج صاحب هنر\nچو در بسته باشد چه داند کسی که جوهر فروشت یا پیله ور\nيك انسان اگر هر قدر جامع العلوم والفنون باشد، لكن اگر از حکمت و رأیها و فکرهای او دیده و خوانده نشود حکیم بودن، و نبودن او مجهول میماند، مثلا اگر ما اثرها و رأیها و محاکمه های عقلیه حکمای قدیم را نمیخواندیم و نمیشنیدیم چون بر حکیم بودن شان حکم میتوانستیم:\nتا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد\nحالا درین بیندیشیم که آیا (حکیم رأی خود را بجهان میدهد، و اثر حکمتش وجه استناد یافته بمیدان میبراید؟) هیچ شبهه نیست که هر حکیم رأی و فکر خود را بدرجهٔ دانش و معلومات خود داده میتواند، و هر اثری که بمیدان میآرد ترجمان همان فکر و رأی او میباشد:\nفکر هر کس بقدر دانش اوست\nبلی ! این يك مسلم آنست که دانش خود بخود حاصل نمیشود بلکه بصورت دیدن و شنیدن حاصل میشود . طفل بدنیا که می"}
{"book": "adl0616", "page": 622, "text": "صحیفه ۱۱\nسال دوم\nشماره ۱۵\n\nآید هیچ چیزی نمیداند . هر انقدر که بزرگتر میشود همانقدر زیادہ تر چیزها می بیند و میشنود و بهمان درجه بر دانشش می افزاید. اگر يك طفلی را از ابتدای ولادتش در يك خانه بیندازند و اسباب زنده کانیش را بهر وسیله که باشد تدارک کرده هیچ چیزی به او نه پینانشد و هیچ چیزی به او نشنوانند در آخر کار آن طفل وحشی و نادان حتی از قوه تکلم نیز در حرمان میماند . بناء علیه دانش یک چیزیست که از دیدن ، و شنیدن، و تجربه حاصل کردن بوجود می آید . اما در نجا باز وارد خاطر میشود که به اینصورت هر کس که دو چشم و دو گوش داشته باشد باید ( حکیم ) گفته شود و چون هر صاحب کوش و چشم حکیم گفته شود افلاطونها ، ارسطوها را چه قدر وقیمت خواهد ماند ؟ هیچ ! ولی کم یاب بودن حکیم ازین است که حکمت حکیم مطلق ، و دست قدرت قادر بر حق بعضی دماغها را بچنان وضعیتی خلق میفرماید که محفظه ها و بیچتابهای بسیاری داشته در هر محفظ، و هر پیچ و شکن آن انواع امراز حکمت ، واقسام انوار معرفت را میگنجاند که اینگونه حکمت (موهی) و (قدرتی) میباشد، و در نما از صدد بحث ما خارج است. ما از علم و حکمت کسی و تحصیلی بحث میرانیم ، و يك مقايسه در مابین حکمای قدیم و جدید مینمائیم . کفته بودیم که حکیم به آثار آن و فکر و رأی شان شناخته میشود و رأی و فکر از دانش و دانشی از بسیار دیدن و شنیدن بوجود می آید . مقصد از بسیار دیدن و شنیدن، بسیار خواندن و بسیار تحصیلی کرد است. آلات و ادوات بسیار خواندن و خوب تحصیل کردن کتابها، مكتبها ، دار الفنونها ، سياحتها والمثال آنها میباشد . در وقت حاضر یک مهندسی که از مکتب هدست و یا یک طیبی که از مکتب طبيبه کامل التحصیل شده میراد برقیق خود میگوید که : « کجاست او قلیدس ، با بقراط که یک درسی از ریاضی یا از طلب به او بدهم » . . اگر چه اینگونه ادعا خیلی بلند پروازی و خودنمایی شمرده میشود ، ولكن چون يكنفدرى ملاحظات ذیل را ملاحظه فرمایند چنانچه گمان شده است . بلند پروازانه کته نمیشود : حاصلشدن دانش را از بسیار دیدن و شنیدن یافته بودیم. این دیدن و شنیدن بسیار ، دو صورت دارد: یکی آنکه بطریق سیر و سیاحت دنيا، وديدن انواع زمينها و انسانها ، و دانستن اشكال طبيعتها وخالها ، وتفيدن هزارها رقم سخنها وحوادتها ، دوه طریق بسیار خواندن ، و بسیار مطالعه کردن که مدار یکانه افزونی دانش بهمین دو چیز است . حالا بر اصل مقصد خود آمده به بینیم که دنیا در زمان حکمای قدیمه چقدر بود. و حالا چقدر است : از ملاحظات بعضی خریطه ها - یعنی نقشه های زمین - که ه دمای جغرافیون یونانیه کشیده و صورتهای آن قرناً بعد قرن تا به اینوقتها رسیده چنان معلوم میشود که در اتوقها همه دنیا از یونان تا ناصر و جزایر مغرب زمین از آفریقا، و از آسیای صغری گرفته تا به ایران از آسیا و از نهر طونه تا یک کمی از ایتالیا از او روبا عبارت بوده است. و چون دنیای به این بزرگی عبارت از همین جاهای مذکوره باشد هیچ شبهه نیست که دیدینهای مردمان آنوقتها نیز در داخل حدود همانقدر جاها بوده است. حالا نکه در همین قدر زمینهای مذکوره نیز بسبب نبودن راههای منتظم و آلات نقل و حمل محتشم از یک شهری بشهري ، يا ازيك قطعة بديكر قطعه سیر و سیاحت کردن کار هر بهادر جهان پیما نبود و از این سبب بود که از و هم و قیاس بسی مملکتها و انسانها ، ومخلوقات غرابت نما نقل و روایت کردند ، و مانند مجايب المخلوقات كتابها تصویر نموده از اسی کام کوشها، و در خانهای کله انسان و اقواقها وغيره بحثها رانده اند . حالا بك خرامه و نقشه كره زمين عصر حاضر را و سر میزتان انداخته ببینید که دنیا بار بار از دنیای پیشتر بزرگتر گردیده است. و سیر و راحت آن بدرجه آسان شده که تمام کره را با یک بکس کوچک دستی در طرف ۸۰ روز دور كردن يك ساعت تیری شمرده میشود (۱) بنز ایرین ثابت میشود که دایره حدود دیدینهای مردمان این دنیای جدید از دایره رؤيت مردمان قديم واسعمير و فراختر بوده است . آمدیم بر مسئله بسیار خواندن و بسیار مطالعه کردن درین يك هیچ شه نیست که بسیار خواندن بر بسیار کتاب و آثار بودن منوط است گروه ( مشائیون ) که عبارت از شاگردان ( ارسطو) است در رکاب معلم خودشان میرفتند و از حکیم از یاد درس میگرفتند که به این سبب آنها را ( متانیون ) یعنی ( ده روندگان ) میکنند، و این نبود مگر از بی کتابی ، هر حکیمی که در الوقتها بدر جود صفت معلمی میرسید هم اسرمايه علم و حکمتش در ذهن وسته اش محفوظ میبود، و شاگردان نیز معلوماتی که از و میگرفتند از یاد میگرفتند . وازين سبب كفته اند : ( العلم في الصدور ولا في السطور ) حالانکه هر سينه محیط همه علوم نمیکرده. مثلا خريطه يعني نقشه يك قطعه زمین با همه كره زمين را انسان در صدر خود نقش کرده نمیتواند ، بهمه حال وجود خریطه ن و راست ، اگر چه در از مانه ای حکمای قدیم ایز کتابها نوشته شده است. و اثرهای افلاطون و ارسطو تا به این زمانها علا بعد نقل رسیده است. اما آن کتابهایی که در انوقتها نوشت میشد بر يك رقم برگ درختی که آنرا ( با پیروی ) میکنند، و از مصر قیمت بسیار گرانی می آمد نوشته میشد که آنگونه کتابها را تنها پادشاهان و بزرگان مالک شده میتوانستند.\n\n(۱) ( سیاست پر دور را دور کره زمین بهش تا درود ) نام کتابی که در مطبعه مبارکه عنایت در دارالسلطنه کابل بطبع رسیده و در دکان ملا غلام محمد کتاب روش متصل مدرسه شاهی قیمت ۲ دو روپیه کایلی فروخته میشود. این کیفیت را بخوبی واضح میسازد و کتاب مذکور در نی مطبعه عاری در ده افغانان نیز بفروش میرسد ."}
{"book": "adl0616", "page": 623, "text": "صحیفه ۱۲\nسال دوم\nشماره ۱۵\n\nاز روایات موثرهٔ تاریخت که بسبب بی کاغذی و بی کتابی در میان شاگردان حکما چنان اشخاصی پیدا میشد که سبقهای خود شارا بر وجود خودشان مینویشتند، و تا بوقتی که حرف بحرف آنرا از بر نمیکردند وجود خود را نمی شستند . غیر از (ایروس) يك نوع ورق آهو نام کاغذی از پوست حیوانات نیز موجود بود که آنهم در گرانی از پاپیروس باکم نمیاورد. ارزانترین کتابها آن بود که ورقهای آنها از تخته چوبهای باریك بار یکی تشکیل یافته بود که آنهم بسبب سنگینی و کلفتی برداشتن و بردن و آوردنش خیلی به زحمت بود. بنابرین سبها حکمای متقدمین تدریس ! و تعلیم خود را زبانی میدادند، و شاگردان شان مجبور بودند که کتاب خودشانرا قوهٔ حافظهٔ خود بسازند. پس زهی شا کردی که مالك قوهٔ حافظه میبود !\n\nکه در دور و پیش شان میبود میشنیدند. حالا نکه حکمای جدیده ( مطبعه ) نام يك زبان عمومی را مالك شدند که بواسطهٔ آن سخن خودشان را بکائنات میشتوانند . حکمای قدیمه احوال زیر زمین را از روی زمین خالیا کرده تصورات میپرورانیدند. حالا نکه حکمای جدیده بواسطهٔ تنهای زیر زمینی کانهای زنان سنگ تابسیار طبقات عمیق زمین سیر و سیاحت کردند، و چیزیکه بچشم خود دیدند و بدست خود نمی کردند نوشتند . حکمای قدیمه اگر چه بر کرهٔ نسیمی علم آورده توانستند ولی آنرا بلا نها یه تصوور کردند. حالا نکه حکمای جدیده بواسطهٔ بالونها بر طبقات مختلفهٔ آن در میان ابرها سیر و سیاحت کرده حدود آنرا معین کردند .\n\nتحت ما يطول\nانجاميد، وهنوز\nبه نتيجهٔ مقصد\nنرسید. حالا خلاص\nاینقدر بگوئیم که\nچشمهای حکمای\nقدمه چیزهای\nبسیار کوچکی را\nدیده نمیتوانستند.\nحالات که حکمای\nجدیده ذره بین\nو ميكرسكوب نام\nآله را بر چشمهای\nخودشان نهاده\nعوالم بلا نهائيه\n\nحکمای قدمه\nکرویت زمین را\nبخيال تصور\nمیکردند. ولی از\nاثبات آن عاجز\nبودند. حالا نکه\nحکمای جدیده\nکرهٔ زمین را از\nغرب بشرق و از\nشمال بجنوب بار بار\nدور و سیاحت\nکرده مسئله کرویت\nرا مادة اثبات\nکردند.\n\n( نظاره يك دره اطاقت منظرة )\n\n( این نهر جوشان و خروشانیست که معروف به نهر ( نیلاب ) در موقع گلبهار در دامنهٔ کوه هندوکش درست شمالی کابل واقع شده است )\n\nمیکروب نام حیوانات صغیره را دیدند که از غایت کوچکی يليونها عدد آن بقدر يك لوك سوزن هم نمی آید. حکمای قدیمه چیزهای بسیار دور را هم دیده نمیتوانستند اما حکمای جدیده دوربین و تلسقوب را بردیدهٔ خود نهاده بسیر سیارات و بعد مسافات چشمهای شان ، کامیاب آمده است . گوشهای حکمای قدیمه واقعات کمتر جاهای دور را نیز بسیار دیر شنیده نمیتوانستند. حتی بسیار واقعات را هیچ نمیشنیدند. حالانکه حکمای جدیده ادنا يك واقعه که در هر نقطه از نقاط کرهٔ زمین بوقوع آید در آن واحد بواسطهٔ تلگراف و تیلفون میشنوند . کلامی که از دهن حکمای قدیمه میرامد آنرا تنها شاگردانی\n\nو الحاصل چون بسوی مطبعه ها ، ومكتها ، وكتبخانه ها . و آکادامی ها و باغچه های نباتات وحيوانات، ورصد خانه ها ، و هزارها اختراعها و آلات و ادواتی که در بن عصر حاضر بدست حکمای جدیده می بینیم نظر کنیم عشر عشیر آن بخیال و خاطر حکمای قدیم هم نگذشته بود . و چون حکمت حکیم از آثار ، و آثار از رأی و فکر و رأی و فکر از دانش و دانش از دیدنیها و شنیدنیهای بسیار حاصل میشود و آلات و ادوات دیدنیها و شنیدنیها چون عبارت از همین چیزهاست. و این آلات و ادوات چون در دست حکمای جدیده میباشد از انرو اگر يك مهندسی از مهندسان اینعصر به باز کردن کانال سویس یا پاناما و ریختن آبهای يك بحر را بدیگر بحر . و یا جزیره ساختن يك قطعهٔ بزرگ ادعا کند که : « کجاست اقلیدس"}
{"book": "adl0616", "page": 624, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۱۵\n\nبا او را یک درسی از هندسه بدهم ، آنقدر بلند پروزانه يك ادعای شمرده نمیشود . حالا چون این همه محاکمات را قارئین کرام مطالعه فرمایند در باب اینکه ، حکمای قدیم چه بودند؟ و حکمای جدید چه شدند؟ ، بك فكر اجمالی حاصل کرده خواهند بود . ولکن این راهم بگویم که ازین تفصیلات چنان مفهوم نشود که ما حکمای قدیمه را سراسر از قدر و حیثیت دور انداختیم . نی نی اقدر وقیمت حکمای قدیمه نه چندانست که آنرا انسان انکار کرده بتواند . قدما اساس نهادند، متأخرین بران بناها ساختند . قدما معلم بودند، متأخرین متعلم شدند، قدما تخم حکمت را کاشتند ، متأخرین حاصل برداشتند . لهذا چنانچه افضل بودن متقدمین انکار شدنی نیست ، همچنان اکمل بودن متأخرین نیز بدیهی و ثابت است . والله اعلم بالصواب . انها\n\n~*~ عالم عسکری ~*~\n( جاسوسهای عسکری )\nاز نام جاسوس همین معلوم میشود که چیزهای پنهانی را جستجو و تجسس کرده و به تحقیق و تدقیق رسانیده آنرا خبر بدهد . جاسوسها بردو نوع است : یکی آن جاسوسهای پست فطرت بی ایمانیست که برای ضرر و نقصان دولت ، وملت ، ووطن خود به بيسة چنل و مردار رشوت دشمن دین و وطن گرویده شده وجدان و ناموس و ایمان خود را بفروشند ، و اسرار های را که متعلق نفع دشمن و ضرر وطن باشد بدشمن برسانند که ما ازین نوع دنی های بی ایمان بحث نمیرانیم . و از نوع دوم آن حرف میزنیم که آنها هزاران تهلکه ها ، و مشقتها را بر خود گوارا ساخته و خبرهای را که برای نفع و فایده دولت و وطن و ملت شان باشد بدست آورده بدولت خود خبر میدهند که اصل موضوع بحث مادرين مقاله عبارت از همین رقم جاسوسها میباشد . اين يك معلوم همه کان است که هر دولت برای محافظهٔ موجودیت و هستی خود ، و برای بجا داشتن شرافت و حیثیت قومی و ملی خود يكانه واسطه که بدست دارند همانا اردوهای عسکری بری و بحری شانست . ازین سبب در وقت حاضر سعیها و کوششهای که دولتهای رقیب همدیگر برای حاضر ساختن و انتظام ، دادن اردوهای خود شان صرف میکنند خیلی شایان حیرت است . بمجردیکه در جرمن يك ادنا تبدلات عسکریه رخ نماید ، هماندم می بینیم که فرانس از ان باخبر شده آنرا بروی کار می آورد . و بمجردیکه انكليز يك كشتی جنگی زیاده کند جر من هماندم به کوشش آن میشود که دو کشتی بیفزاید ، بهمین منوال همه دولتها در وقت حاضر از ترس حرص همدیگر ، و با غرور انتقام یکدیگر خودشان بجنان مخارج و مصارفی گرفتار آمده اند که از عاقبت کار خودشان نیز به اندیشه افتاده در باب جلو گیری این زیادتی مخارج خود شان میخواهند که قوانین صلح عمومی ، و مراجعت نمودن به حکم ، و مقاوله های محدود ساختن تسلیحات را بروی کار اندازند . اما کجا! اینها همه صرف خیال است؟ هر دولت مجبور است که در وقت حاضر از مقدار قوت حربه و حرکات عسکری همسایه کان خودشان که امروز دوستند و فردا دشمن با خبر\n\n~*~ يك درهٔ لطافت منظرهٔ ديگر ~*~\n>> در ( استالیف) نام موقع کوه دامن زمین کابل واقعست <<"}
{"book": "adl0616", "page": 625, "text": "صحیفه ١٤\nسال دوم\nشماره ۱۵\n\nگردند، و بهمان نسبت خود را حاضر سازند. زیرا بادشمنی که قوت و قدرت آن معلوم نباشد در او نختن نجیه های بدیدی بظهور می آورد که به تجربه ها ثابت شده است. لهذا دولتها در باب بدست آوردن خبرهای قوت و حرکات حربی و عسکری دشمن رقم رقم جاسوسها دارند.\nاولا جاسوسهای رسمی و آشکار بست که اینها بهمراه سفیرهای هر دولت در پایتختهای دیگر دولتها میباشند، و آنها را آتشه میلیتر میگویند. اکثر این آتشه میلیترها از دارالفنون عسکری بدرجه اعلا ترین علم و فن برآمده میباشند، ولا اقل به سه چهار زبان بسیار ماهر و شاطر میباشند. این آتشه میلیترها در هر دولتی که بهمراه سفیر خود میباشند وظیفه یکانه آنها همین است که دایما حرکات عسکریه همان دولتی را که در نزد آن بصفت آتشه میلیتری نشسته است تدقیق کرده، و از نکته های باریک اردوی آنها معلومات بدست آورده بشعبة مخصوصة ( ارکان حربية ) دولت متبوعه خود منتظما را پورها میفرستند.\nاین آتشه میلیترها با افسران اردوی دولتی که در انجاست دوستی و آشنای پیدا میکنند، و بواسطه آنها به دانستن بعضی چیزها کوشش میورزند، و بوعده های منافع زیادی پلانهای حرب - یعنی نقشه های جنگ و یار سمها و نقشه های یک شهر و یا قله مستحکم را که ترتیبات تدافعیه آن چسانست بدزدی با بهر حیله که باشد بدست می آرند و آنها را مانند گنجهای گرانبهای بدولت خود میرسانند. و چون آتشه میلیترها در مانوره های عسکری - یعنی قواعدهای بزرگ جنگی - رسماً دعوت میشوند، به انسب نیز در باب تعلیم و تربیه اردوهای عسکری و مهارت و لیاقت افسران آن دول بخوبی معلومات بدست می آرند.\nثانیاً جاسوسهای غیر رسمی پنهانیست که آنها افسران کوچک عسکری ارکان حربيه يكدولت میباشند که به تبدیل قیافت و تغیر لباس به مملکت دیگر دولتی که زبان آنرا خوب آموخته باشد میروند.\n\nاین قسم جاسوسها همان عین مقصد را بصورت پنهانی و خفیه بدست می آرند و بهمان مقصد فرستاده میشوند بسیار بارها در اخبارها از گرفتار آمدن انجنین جاسوسها حوادث شنیده میشود که اکثر آنها همین افسران كوچك ارکان حربيه میباشند.\nثالثاً در جاهای مهمی که یک دولت برای آن يك فكر و مقصد پنهانی بدل دارد در چنان جاها قونسلوسهای که میفرستند اکثر در اصل عسکر میباشند و به تبدیل قیافت ملکی خو در اصنعتکار با تجار برقم داده باز وظیفه اصلی خود را نجامی آرند.\nرابعاً جاسوسها نیست که از اهالی خوديك مملكتیست که بدست استیلای دشمن درآمده میباشد واصل خدمت بسیار بزرگ از انها انتظار میشود اگرچه دولتهای حاکمه که بر چنین عنصرهای مختلفه زیر دست خودشان که در اول زیر دست شان نبوده و بعد ازان در زیر دست محکومیت شان در آمده بسیار سعيها و کوششها ، و حیله ها و ظلمها بکار میبرند که آنها را از دیگر هم عنصران و هم ملتان شان جدا سازند، ومليت ولسان شانرا غايب وضایع نمایند. وحيات شانرا از هم کیشان شان برگردانیده بسوی خود جلب و مایل کنند. ولی این سعیها و کوششهای شان بیهوده و رایکان میرود، وحیله ها و ظلمهای شان بغض و عداوت آنها را افزونی می بخشد. و همیشه در صدد آن میباشند و انتظار میکشند که چه وقت همچنان شان که که در انطرف سرحد میباشند بفریادشان رسیده آنها را از جنگ ظلم و استیلای غیر جنس شان رهای بدهند، این است که بيك ادنا معاونت از انها خدمتهای بزرگ بزرگی بدست آورده میشود. و چون آنها از نفس خود آن مملکت میباشند از جاسوسهائیکه به تبدیل قیافت فرستاده شوند بیشتر فایده حاصل میشود. اصل خدمت بزرگ ازین ها در وقت جنگ گرفته میشود. زیرا مجار به ها اول در سرحدها می چسید، و چون عسکر از سرحد بخاک دشمن تجاوز نماید هماندم آن اهالی محکومه بسبب جنسيت نشناسید. ایا همچنین نیست مادام !\n\nفاجعه های پاریس\n\n( ما بعد از شماره ١٤ سال دوم )\n\n- البته ، شما يك سخن بگوئید که به بینم .\n- چون چنینست ، نحصد فرانك ميخواهم .\n- بسیار خوب منهم نحصد فرانك ميدهم .\nمادام آنغو لبهای خود را خالیده و خود بخود ، آنچه خطا کردم باید که دو همینقدر طلب میکردم ، و موسپورا خطاب کرده گفت مادام .\n- آبازاچه تانرا چه وقت می آورید صاحب من !\n- فردا بوقت شام در مایین ساعت شش تا بهشت .\n- خیلی خوب ، منهم برای قبول کردن او حاضر میباشم .\n- اما اینرا هم با هم قرار داده ایم که بعد از زائیدن زنا کر او را یا مرا در دیگر یکجا پی تصادف کنید نه اور اونه مرا هیچ باید که\nاینمسحن حاجت سوال ندارد صاحب ! همه مشتریان من بعد از انکه از خانه ام برانید من دوباره آنها را نمیشناسم، من اگر مادامهای را که می شناسم در کوچه و بازار چون به بینم و با ایشان سلام علیکی کنم هیچ کس دوباره بطرف من چرخ هم نمیخورد . ده دوازده مشتریهای دارم که چون مرا در راه پابازار می بیند چنانچه یک ساری را دیده باشند همچنان ترسناك و اندیشه ناك ميكردند . ولی من تا انگاشته تیر شده میروم .\n- چون چنینست کار ما و شما قرار یافت، فردا ما هم می بینیم.\n\nاینرا گفته موسیو کلاه و چوب دست خود را گرفته میخواست که از اتاق براید که مادام انفو گفت :\n- عفو بفرمائید امايك چيزى میگویم. لكن رجا میکنم که از سخن من ترنجید .\n- چرا برنجم ؛ بگوئید ."}
{"book": "adl0616", "page": 626, "text": "سال دوم\nصحیفه ۱۵\n\nو همگینى فداکاریهای بزرگی برای مدد و خدمت همچنان هم عنصران خود بکار میبرند . چنانچه مثالهای این را تاریخهای حرب ما به بسیار بوضاحت نشان میدهد : مثلاً معاونت طونفوز ها در محاربهٔ روس و ژاپان به همچنان خودینی ژاپانها ، و معاونت و مددکاری جنسهای مختلفهٔ بلغارها ، و رومها ، وغیره که محکوم دولت عثمانیه بودند در محاربهٔ بالقانها به همچنان و هم عنصران شان . دیگر خدمتهای که از آنها گرفته میشود این است که در وقت جنگ جماعتهای کوچک کوچکی از آنها تشکیل داده و مسلح ساخته برای خراب کردن خطهای تلگراف ، و ریل ، ویرانیدن پلهارا بدینامیت ، و آتش افروختن ، و رهزنی کردن وغیره چیزها ئیکه موجب مشغولیت فکر و حیران ساختن دشمن شود ، و قوت اردوی او را کم و متفرق سازد . چنانچه درین محاربهٔ بالقانها بلغارها از ینگونه عملیات بسیار فایده ها برداشتند . همه این تدبیر ها ئیکه موجب مضرت دشمن شود در وقت حضر یعنی آرامی و پیش از جنگ حاضر و تربیت میشود ، و در وقت جنگ فایده از ان برداشته میشود .\n\nادبیات\nاز ترکستان مینویسند\nدر تعریف ( سراج الاخبار مبارکه افغانیه ) از طبع پریشان ناچیز شکسته دل ( عبدالعزیز ) متخلص به ( بسمل ) که تن خسته دارد و قلم شکسته نه تحریری لایق دیدن نه تقریری قابل شنیدن بد نام کنندهٔ نکونامی چند این عاجز هیچمدان کجا و شعر و بیان کجا از تلاطم جوش محبت و اخلاص مکنون ضمیر خود را بعرصهٔ بیان آورده اما چه بیان همه بی مضمون و پریشان امید است که جواهر اخلاص این حرف پاره ها را شایان التفات و قبول سازد و به نظر عاطفت جناب استادان کرام و اولوالالباب عظام بنوازد انشاء الله تعالى\n\nوقتیکه همراه مشتریهای خود کار را فیصله کردم عادت ماست که نیم مبلغ را پیشکی میخواهم ازین سبب عفو شما را طلب کرده از عادت خود بیان کردم .\n— بسیار خوب عادتیست . این حرکت شما را شایان تحسین می بینم . از جزدان خود يك بانكوط پنجصد فرانکی کشیده )) بنابرین مهم همه پیسه شما را پیشکی میدهم .\n— بکمال خوشی باقوطها را گرفته آیا به قابل آن يك رسید میخواهید ؟\n— نی مادام ، من برشما امنیت نامه دارم .\nمادام آنغومه بهان خود را بدفعات سلامها داده داده تا بدر زینه مشایعت کرد . حتی يك چند زینه هنوز پایان شده بود که باز هم از عقبش از سلام دادنها دست بردار نمیشد ، وقتیکه برامدن مهمان خود را از دروازهٔ خانه دیده واپس به اوثاق خود بکمال انشراح دل بر گشت خود بخود میگفت :\n— پنجصد فرانك ها ! هم پیشکی ! چه عجب لقمه ! هیچ شبهه\n\n(تخمس)\nدیده حیران سراج الاخبار دل تپاخوان سراج الاخبار\nخبربینان سراج الاخبار علم ارکان سراج الاخبار\nحب دین جان سراج الاخبار\n\nآرش قوت احیا دارد در دل سامعه ها جا دارد\nهست روشن ید بیضا دارد هر طرف موج تجلا دارد\nشمس تابان سراج الاخبار\n\nیافت در فن سیاسی جهان بهره خاص از و پیر و جوان\nظاهر است اینکه درین سعد آوان رونق تازه به افغانستان\nداد عرفان سراج الاخبار\n\nاهل اسلام همه یکتن گردید ملت و ملک چو گلشن گردید\nای بسا خلق که پرفن گردید ای بسا دیده که روشن گردید\nاز جوانان سراج الاخبار\n\nپرتو سایهٔ ظل الهی بر ملت از ترقی خواهی\nپرورانیده چنین آگاهی لاجرم آمده مدح شاهی\nعز عنوان سراج الاخبار\n\nشهر یاریکه به اخلاق نکوست خبر دین و وطن و قومش خوست\nای خوش آندل که از جیش معلومت شاه دیندار جوان بخت گروست\nرفعت شان سراج الاخبار\n\nآنکه ما را مدنیت آموخت هر طرف نور معارف افروخت\nهمه اسباب ترقی اندوخت غفلت و نخوت ما را سوخت\nنور رخشان سراج الاخبار\n\n(بسمل) هرجا که طپیدن دارد بی پر و بال پریدن دارد\nبهر سو دویدن دارد ذوق اخبار شنیدن دارد\nاز دبستان سراج الاخبار\n\nنمیکنم که در ین کار يك انتريكهٔ بسیار بزرگی دور می خورد . هم انتریکه ها و حیله ها در میان عالم کلاتخانه ها دور می خورد با این است که يك مادموازل یعنی دختر کدام کلانی يك خطای بزرگ و خیلی کرده ، با آنکه کدام شوهری را بازی داده زنش را حامله کرده اند . اما من این را زیاده تر آرزو میکنم که کدام شوهری بازی خورده باشد . حریف بی آنکه از چیزی خبر باشد و در خانهٔ خود بخواب راحت رفته باشد از دیگر طرف يك اولادی بخانه اش پیدا شود . بر اووو !! ( قهقهه خود بخود خندید ) حقیقهً چه عجب احوال ! بمن چه ؟ چون هیچ يك مردی تا بحال طالب ازدواج من نشده از آبرو بر سر شوهران هر گونه مصیبت و بلائی که بیاید خوش میشوم . به این مصیبت و بلاها مستحق هستند . جزاهای خود را بکشند .\nروز دیگر بعد از غروب بيك کمی ، یعنی در همان شبی که فونکس فلوتیند دور اندال از خانهٔ پدر خود مارکی دو موقوب باقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 627, "text": "صحیفه ١٦\nشماره ۱۵\nسال دوم\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ١٤ سال دوم )\nماذا تقولون اذ قال النبى لكم ماذا فعلتم وانتم آخر الامم\nيعترتى و باهلى بعد منتقدى منهم اسارى و صرعى ضرجوا بدم\nما كان هذا جزايي اذ نصحت لكم ان تخلفوني بسوء فى ذوى رحمى\nیعنی – آیا چه خواهید گفته توانست در وقتی که حضرت پیغمبر شما بشما بگوید که اینچه کردید به اهل و عترت من بعد از من و شما آخر ترین امتها انها بودند. بعضی را اسیر، و بعضی را مدهوش و بعضی را بخون غرفه ساختید. این نبود جزای این که بشما نصیحت کرده بودم که به ذوى الارحام من يدى مكنيد .\n\nابنة غيلان : – اصل نامش (بادیه) است که به ابنة غیلان مشهوره میباشد . از صحابیات عصر بر گزیده و سالت است که در میان صحابیات به فربهی و زینت و آرایش گری شهرت شعار يك خاتون با وقاری بود در انوقت از ابنة غيلان ، و ( قارعه بنت عقيل الثقفيه ) با زينت تر و آرایش تر هیچ زنی موجود نبود. همه زنان آنوقت پرورش میبردند. در تعریف و توصیف آن زنان عرب این عباره عربی را میگفتند :\nفعليك بابنة غيلان ! فانها هيفاء شموع تجلاء .\nان تكلمت تغنت ، وان قامت تثنت ، وان مشت ارتحت ..\nو ان قعدت تبنت . اذا اقبلت أقبلت باربع ، واذا ادبرت بثمان .\nیعنی – تر اسفارش میکنم بدختر غیلان ! چرا که او کشاده طبع ولطيف مشربت، و مانند يك شمعتان تجلاست ، وقتيكه تكلم کند نغمه سرای میکنند، و چون برخیزد قیامت برپا میکند و چون بخرامد میلرزد و دلها را میلرزاند و چون بنشيند يك برج حسن و جمالی بنا میکنند. اگر رو برو آید بچهار واکر پشت بگرداند به هشت است\n\nابنة كلمن : – يك خاتون عربيه فصیحه ایست که نامش مجهول است، و بهمین لقب مشهوره است و از زنان زمان ( شعیب ) عليه السلام است. در ( قاموس ) نوشته است که (ابجد) و (هوز) و ( حطى ) و ( کلمن ) و ( سعفص ) و (فرشت ) نامهای شش نفر بادشاهان اهل ( مدین ) است که (کلمن ) بزرگترین آنها ورئيس شان بوده است. و پدر همین زن صاحبة الترجمه میباشد وقتی که در ( يوم ظله) بعذابی که برقوم شعيب عليه السلام نازل گردید همه بزرگان شان هلاك كرديدند . ابنة كلمن در مرثية پدر خود این ابیات را گفته است :\n\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ١٤ سال دوم )\nمملكتها ، وولايتها ، ودولتها ، و ملتها از همین سبب بوجود آمده است . اما شرط یکانه فایده برداشتن از حاصل کردن ثروت ازین مربوطیت و مشاركت طبيعية ممالك مختلفه این است که مبادلات به امنیت و آزادی تمام جاری شود. ولی هزار افسوس که در مابین ملتها از زمانهای بسیار قدیم حرصها ونفسانيتها ودشمنيها موجود است که این کیفیت مانع آزادی و امنیت مبادلات میشود . هر ملت بهمین فکر است که از اندیگر ملت قطع علاقه نماید ، و به دیگری محتاج نشود، و تنها محصولات خودشان اداره و گذران کند . این است که برای حاصل شدن این مقصد در راه آزادی رفت و آمد مبادلات ، واخذ و عطای معاملات بسی مواقع بوقوع آورده و می آورند .\nاز مسئله آزادی مبادلات بعد ازین به تفصیل بیان خواهد شد. در نجا تنها همین قدر بیان میشود که در نظر علم ثروت ، اختلافها و دشمنیهایی که در مابین ملتها از سبب جنسیت ، و ملیت پیش آمده و روز بروز افزونی میگیرد سراسر مغایر حکمت و طبیعت دیده میشود و از هر جهت برای جمعیت بشریه موجب خسارت و مضرت شمرده میشود. زیرا هر مملکت برای دیگر مملكتها يك بازارگاه بزرگ اخذ و عطا میباشد که هر انقدر آن بازار وسعت گیرد، و داخل شدن به آن بازار آسانی باید برای محصولات آن همانقدر خیر و منفعت حاصل میشود. این بازار گاه طبیعت را سد کردن، خوبیهای تقسیم و شرکت اعمال را نشناختن، وجود را نیز ازان محروم ساختن است .\nاهمیت و فایده های قاعده تقسیم اعمال بدرجه در عالم انسانیت تأثیر دارد که اگر این قاعده در عالم نمیبود امروزه روز از بسیار لذتها وفایده هایی که به مخارج بسیار کم ازان مستفید میشویم سراسر محروم میماندیم. مثلا یک پیاله چایی را که قیمت دو پیسه در یک\n\nباقى دارد\n\nاعلان\nکتابهای فارسی – انگریزی – اردو – ورومکی -- بهاشا وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد .\nالمشتهر بالكرشن دازی سر مدرس مدرسة اهل هنود نمبر (٢) در شور بازار کابل\n\nهمه مقاله هائیکه دسخط ندارد از طرف مدیر و سر محور تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 628, "text": "( اء ) ——— ( الان )\n\n« کتب دارالتالیف بیت العلوم حبیبیه »\n\nشماره اسم کتاب قیمت کیفیت\n۱ رسالهٔ اول دینیات یکعباسی درین رسایل مسایل عقاید و اعمال دینیه بعبارت آسان و روشن نوشته شده و از کتب معتبره عقاید اهل سنت و جماعت و فقه شریف انتخاب شده است\n۲ رسالهٔ دوم دینیات پنج شاهی\n۳ رسالهٔ سوم دینیات یکقران\n٤ سراج العقاید حصهٔ اول سه شاهی\n٥ سراج الفقه حصهٔ اول دو عباسی مسایل فقهیه و احادیث اخلاقیه برای درجهٔ وسطیه بزبان عربی نوشته شده\n٦ سراج الفقه حصهٔ دوم ده شاهی\n٧ سراج السیر احوالات حضرت سیدالسادات یکروپیه حالات حضرت رسول مقبول از ولادت تا وفات بطرز اجمال از کتب سیر و تاریخ انتخاب شده\n٨ رسالهٔ علم طبیعیات چهار عباسی مقدمات ابتدائی فلسفهٔ طبیعیات از انگریزی ترجمه شده و اصطلاحات بعربی نوشته شده است\n٩ سراج الحساب حصهٔ اول دوروپیه برای تعلیم حساب درجهٔ میانه از کتب معتبرهٔ انگریزی ترجمه شده و به اوزان و سکات افغانستان حل مسائل شده است\n١٠ تحریر اقلیدس فارسی اول و دوم روپیه بقرار قواعد جدید از اقلیدس انگریزی ترجمه و انتخاب شده، و سوالات\n١١ ایضاً سوم و چهارم دوروپیه هر مقاله علیحده به آن الحاق یافته\n١٢ مرآة الارض مختصر جغرافی دنیا یکروپیه مختصر جغرافیه دنیا می باشد\n١٣ احسن القواعد (صرف و نحو فارسی) یکروپیه قواعد صرف و نحو فارسی میباشد\n١٤ قاعدهٔ فارسی بطرز جدید ( برای ابجد خوانان ) يك ستار الفبای مخصوص زبان فارسی میباشد\n١٥ رسالهٔ ضرب زبانی ( برای تعلیم ابتدای حساب ) پنج پیه برای تعلیم حساب درجهٔ ابجدیه تألیف شده\n١٦ کتاب اول فارسی یکعباسی\n١٧ کتاب دوم فارسی پنج شاهی ضروریات اخلاق و عادات حسنهٔ مفیدهٔ اطفال از کتب معتبره انتخاب شده\n١٨ کتاب سوم فارسی دو عباسی\n\nالمشهر یکی از اعضای دار التالیف بیت العلوم حبیبیه ( حقیر عبد الرب )"}
{"book": "adl0616", "page": 629, "text": "سیاحت بر دورا دور کرۀ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانه طرز جدید بسیار شرینیست که هم افسانه میشتواند، و هم علم می آموزاند در دكان ملا غلام محمد تاجر كتب متصل مدرسۀ شاهی با پشتی خایی قیمت (۲) دو روپیه کابلی فروش میرسد .\n\n( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا )\nو دو کتابچۀ ( علم و اسلامیت ) و ( آیاچه باید کرد؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند قیمت همه (۲۵) بیست و پنجروپیه کابلی\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند ، و با دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل مندرج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود پر سر هر سطر ۱ يك روپیۀ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنى نيم روپیۀ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن يعنى نيم روپیۀ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر به شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ۱ – سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 630, "text": "سال دوم شماره ١٦\n\nو قل رب زدنی علما\n١٣٢٩\n\nفهرست مندرجات\n\nبهار اندر بهار\nتشريف شوكت رديف موكب فرخنده کی موجب اعليحضرت همايونی\n\nحوادث داخليه\nتشريف فرمائی ذات عاليه صفات علياحضرت سراج الخواتين — عيناً مكتوب از محكمة اطلاعات\nامينی پرکرامات حضرت اسد الله الغالب كرم الله وجهه\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سياسی — جنگ — صلح — كاميابى مسرت آور تركان در شتالجه و تالف شدن روغند عسكر — خاصه بلمارى — يك افغان داوطلب در سقوطری جناب جعفر نام — ابيات در وصف جناب انور بيك — شادمانهای اسلاوها در پترسبورگ — جمعيت هلال احمر عثمانى — ايطاليا در طرابلس — ماچينكرو — واستريا حيله حربيه تركيه — استريا و مانتينكرو — نكولس شاه مانتينكرو — گرفتارى طيارهٔ جرمنى از رقم زيب لين در فرانس — اسرار طياره زبان — قهر و غضب جرمنها — ايمبراطور — دولت قوى صولت جرمن — قلق ايمبراطور جرمن\n\nمقاله مخصوصه\nهزار افسوس كه مربوط مأمن مسلمانی بيك چند تار مو و يك پارچه قماش گمان شده\n\nمونتسكيو\nنام اديب مشهور فرانسوی از زبان يك ايرانی\n\nمکتوب از شهر\nيك اثر ناطق رعایا پروری اعلیحضرت والا — قصیده\n\nاز بیت العلوم مبارکه\nبه اداره رسیده\n\nاخلاقیات\nاداب حضرت پیغمبری ترجمه از کنز الحکیم\n\nادبیات\nالغزل رشوت كلام مدير سراج الاخبار — غزل مستغنی — شعر ميرزا محمد عزيز — غزل مهذب\n\nسخنان هر رقم\nفاجعه های پاریس\nناموران زنان جهان\nعلى ثروت ملل\n\nاعلان\n( قيمت بوسه فروشی )\n\nتصاویر\nتشريف آوری اعليحضرت همايونی و فرو آمدن از عرابهٔ موتر و توقف بر زينهٔ قصر سعادت حصر استور — جناب انور بيك قهرمان شجاعت نشان دولت عثمانيه — تصوير اعليحضرت ايمپراطور جرمن — از مناظر باغ شاهی جلال آباد — مصاحبان خاص اعليحضرت همايونی عاليجاهان سردار محمد آصف خان و سردار محمد يوسف خان مكالمه ميكنند — ايضاً از مناظر باغ شاهی جلال آباد — قصر پادشاهی متصل ماشين خانهٔ دارالسلطنه كابل"}
{"book": "adl0616", "page": 631, "text": "اعلان\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسایه فیوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان مانو در دارالسلطنة محروسه کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك اين نامه گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم ، وحب دولت و وطن ، وتوجه بسوی علم وفن ، دینی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی . فی يك اخبار فواید نثاریست که در صفحه های معدود ، فواید غیر محدودی مندرج دارد . ( سراج الاخبار افغانیه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یگانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که يك توجه خاصی ويك هوس مطالعه با اخلاصی بسوی او عطف نمایند . اداره در باب اشتراك مشتركين كرام بنهایت درجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته ، و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ وحسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده ، و تجارت را کمتر منظور داشته است درینوقت در ماه دو بار یعنی در غره و پانزدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود ، و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هر انقدر که تعداد مشترکین کرام ، ورغبت خوانندگان عظام بیفزاید ، البته در ترقی او نیز خواهد فزود . قواعد اشتراك از قرار ذیلست : در دارالسلطنه کابل قیمت یکساله اشتراك آن ۸ هشت روپیه کابلی — ششماهه آن ٥ پنج روپیه کابلی ، در ولایات داخله دولت علیه افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی — ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی ، در ممالک خارجه چون هند و ایران و ترکستان روسی وممالك عثمانی واوروبا یکساله ۱۰ ده روپیه انگلیزی — ششماهه ٦ روپیه انگلیزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانهٔ دولت علیه افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیه افغانستان ، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی . ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله يا ششماههٔ اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همانوقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری میگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ١٥ پانزده روپیه کلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 632, "text": "صحيفه (۱)\nسال دوم\nشماره (١٦)\n\nنگران\nايديك آقای مدی حضور اعلیحضرت همایونی\nعلى احمد\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روبيه كابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nاداره و محل طبع\nدر ماشین‌خانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکعباسی است\n\nتاريخ عربی يكم جمادى الثانى سنه ۱۳۳۱ تاريخ انگریزی ۸ می تاريخ شمسی ۱۸ ثور ۱۲۹۲\n\nدرین اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بعضی مقالات مفيده درج ميشود\n\n« تشریف آوری ذات اعلیحضرت همایونی »\nذات اعلیحضرت پادشاهی از عرابه موتر فرو آمده برزینه قصر سعادت‌حصر استور مبارك توقف دارند."}
{"book": "adl0616", "page": 633, "text": "۲ سال دوم شماره ١٦\n\nبهار اندر بهار\nتشريف شوکت ردیف موکب فرخنده گی موهب\nاعلیحضرت همایونی\n\nچنانچه در فصول حیات انسانی، ربيع ريعان جواني يك نشاط و نشاه بار تازگی و طراوت نثاری دارد، همچنان در فصول چار گانه سال که قدمه های نردبان حیات انسانست فصل بهار را خالق عظیم لیل و نهار همین خاصیت مسرت آثار طرب نثار را عطا و احسان فرموده است .\n\nبهار يك آينه قد نمای تجلای صنع حضرت مولاست که اسرار بدایع آثار ، يحي الارض بعد موتها ، را ظاهر و آشکار میسازد.\n\nبمجرد رجعت شمس جهانتاب از سیاحت نصف جنوبی کرفارض صفا مآب ، و به تعبیر دیگر بعد از سیاحت خود کره زمین دلنشین ما از نصف مدار خود به نقطه اعتدال ربیعی، دفعةً يك حيات بك ، حرکت بك نشاءه ، يك نشاط همه عالم را فرا میگیرد . گویا از هر تار شعاع شمس خاوری میلابهای حرارت، قوت، برکت بر روی کره زمین جاری میشود که زمین را گرمی و زور و توانائی خارق العاده حاصل شده به اینار فیض و برک آغاز می نهد ! گویا از هر سر چشمه درخشان تارهای زرین کار آفتاب عالمتاب انهار خوشگوار حيات زندگی جاری روان میگردد که يك زنده گی عمومی همۀ زمین کوه دره، و ودیان دامن آنرا فرا میگیرد ! گویا خورشید ضیا پدید ، ساقی بزم محفل کائنات مسرت نوید گردیده که با پیاله های سر شارمی پرانوار خویش جمادات نباتات ، حیوانات را مست جام عشرت و شطارت میسازد !\n\nتابش مهر عاطفت چهر بر قلال جبال پر برف وبحرها ، ونهرها، و تالابهای ژرف تابیده انجماد را به انبساط تحویل میدهد ازین تحول بخار ماء بالا میراید، در آنجا تکاثف پیدا کرده صورت ابر را میگیرد، ابر را با باران حامله میسازد، و مأموریت دایه گری اطفال صغيره سبزه ها، و درختها و چمنها مأمور میفرماید. مشوقها، و محرکهای رعد و برق وظيفه لاله کری و داده کری را گرفته به تربیت و معیشت اجسام عضوی کره زمین آستین بر میزند .\n\nچه مسرت ! چه نظارت ! شاخهای خشک اشجار که از جماد مرده يك حيوان هیچ فرق نمیرسانید رفته رفته خون حیات معجونی در رگها و پیهایش دویدن میگیرد. آثار حیات در آن میاناً آشکار میگردد ، کفهای برفهای سفید را از روی کشتزارها میروبد و میشوید ، به تخمهای جهاد آسای عجایی که در خریف افشانده شده بود شیره نور ، و شراب پر سروری می چشاند. جماد را به نبات تبدیل میدهد. کره زمین روز بروز، ساعت بساعت، دقیقه بدقيقه ، نی نی ! بلکه ثانیه ثانیه که در هر ثانیه ۲۰ میل از مداری که بران در دور آفتاب دور میکنند بر سیاحت سفر ٣٩٥ منزله خود يقطع منازل دوام میورزد . گذر گاههای آن سلطان یکه تاز زندگی آغاز به انوار سرور و حیات پر جبوری سرسبز و شاداب میگردد.\n\nاین است که بهار زندگی آثار شهر شهير دلپذير ما با همه شوكت و حشمت رنگارنگ خود جلوه گر در رسيد. ميناها قمری ها بلبلها و ديگر مرغان رنگا رنگی که از شدت و صولات زمستان مظالم نشان مها جرت اختیار کرده بودند سیل سیل گروه گروه عودت نموده در شاخهای شکوفه بار درختان باغها وباغچه ها مأوا گزین امن و امان گردیدند . و بنواهای شیرین دلنشین مختلفه زمزمه پرداز مدایح خسرو شیرین کار حضرت بهار شدند . چنانچه زبان صداقت بیان ما اهالى صادق با تخت عالي بخت کابل نغمه سرای شکران تشریف آوری موکب سعادت موهب اعلیحضرت بادشاه ترقیخواه عدالت اكتناه محبوب القلوب معظم خودمان گردیده است .\n\nبلی ، حضرت خلاق عظیم الشان لا شريك ولا نظير ما جل وعلا در هر فصل ربیع دو بهار صفا شاری ما را احسان میفرماید که یکی بهار موسمی و دیگرش بهار دیدار اعلیحضرت باد شاهیست .\n\nبهار موسمی ، بر نباتات تأثیر حیات بخشی مینماید ، و بهار قدوم بادشاهی بر دلهای صداقت صفحات رعایا تأثیر نشو و نما میفرماید . بهار موسمی عالم را از زخیر بندی برفها و یخهای ثقلت فرسای شتایی میدهد ، بهار تشریف آوری موکب بادشاهی دلهای انجماد یافته رعايا را بتأثيرات رأفت و عدالت زندگانی میبخشد .\n\nجهان گلزار میگردد ز تشریف همایونی\nقلم چون شاخ گل گردد ز توصیف همایونی\n\nصبح يوم شنبه ۱۹ ماه جمادى الأول يك صبح روز فیروز صفا اندوزی بود که در همه اهالی پایتخت عاليبخت كابل يك جوش نشاط و يك خروش اخلاص بساطی ظاهر و پدیدار گردیده بود در هر چهره ، و هر چین چون نظر میشد يك ابتسامی ، در هر دل و هر سینه چون خور میشد يك سرور صفوت انسامی آشکار شده بود. طبیعت نیز باین هوای صفا افزای بهاری محیط کابل را احاطه نموده بود. اکثر مردمان شهر مینو بهر ما بيك سرور و شادمانی علنی بسوی سرکهای با صفای پل عیدگاه و صحن حضوری میشتافتند . شاگردان مکاتب ابتدائیه محله های شهر بلباسهای تازه ترین خود شان ملبس شده بچنان مسرت طفلانه ، و چنان فرحت معصومانه در راهها صف کشیده بودند که انسانرا بی اختيار يك شطارت عالم سیاحتی از نظاره آن دست میداد .\n\nبعضی معززین و اشراف و از ارباب مناصب عسکری تا برتبه بموجب رقعه های خبری که از طرف ذات عالی فخامت مآب نائب السلطنه صاحب یکروز پیشتر شرف تسطیر یافته بود در برنده دربار قصر بيقصور (استور) مبارك بلباسهای نیم رسمی جمع آمده بودند از صنوف مختلفة عساكر خاصه شاهانه با بیرق های بزرگ مقدسه و موزیک خاصه در همین سمت شمالی قصر مبارك صف بسته احترام بودند .\n\nذات شوکت آیات پادشاه حقایق آگاه پادشاه دانش و دین ما اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) مدالله ظله في العالمين يوم شنبه ١٩ ماه حال بعمل چهار شنبه صبح با همه عایله سلطنت سنیه و جمله ارکان معیت شاهانه از باغ کوکب جلال آباد حرکت فرموده اند . غیر از عرابه های"}
{"book": "adl0616", "page": 634, "text": "حصه ۳ سال دوم شماره ١٦\n\nموزی که پیش و بعد از حرکت اعلیحضرت شاهانه روانه شده بودند ده قطعه عرابه موتر بهمرکابی همایون شرفیابی حاصل داشت در منزل گاه (جکدلک) اشراقیه فرموده اند، و در منزل گاه (خاک جبار) طعام چاشت را تناول و صلوة ظهر را ادا فرموده بعمل سه قوه بعد از ظهر عرابه موتر اعلیحضرت بادشاه معظم ما از دروازه ارک مبارکه در باغ شاهی داخل گردید، و از طرف عموم عساکر شاهانه به امر و بولی ذات فخامتها بحضرت نائب السلطنة صاحب افخم سلام شاهانه ادا و بانداخت سی و یک فیر طوب وصول سعادت موصول اعلیحضرت بادشاه محبوب القلوب مقبول ما بر همه گان اعلان گردید.\nوقتا که عرابهٔ ذات شوکتمآب اعلیحضرت همایونی در پیش زینهٔ قصر سعادت حضر توقف نمود ذات شاهانه از موتر فرو آمده یکر بسوی جمی که عساکر نصرت مآثر شاهانه باسلام قیام داشتند حرکت فرمودند، و در میان صفوف عساکر گردش فرموده قلوب صداقت مجلوب آنها را به دیدار مراحم نثار شاهانه شان تلطیف و آبیاری فرمودند، و بعد از ان در مواجههٔ عسکر توقف فرموده امر کو مانده و بولی حرکات عسکری را برای رسم مرور بزبان فیض رسان همایونی به تمام قواعد و اصول عسکری اجرا فرموده باز بزینهٔ قصر سعادت حضر توقف فرمودند، و بعد از اینکه عساکر شاهانه از حضور همایونی رسم مرور را اجرا فرمودند نفری معتبرین که برای سلام اعلیحضرت بادشاهی حاضر شده بودند بموجب فرمان همایونی در برندهٔ دربار آمده صف بسته احترام گردیدند، و خود ذات اعلیحضرت همایونی از برندهٔ قصر به برندهٔ دربار تشریف آورده همه حاضرین را بشرف دستبوسی ذات شاهانه شان مفتخر و مباهی ساختند، و به تلطفات و عنایات پادشاهی نایل و سزاوار، و یک نطق مرحمت عنوانی بیان فرموده اجازهٔ الصراف عطا نمودند.\n(سراج الاخبار افغانیه) با همه هستی وجود، و جملهٔ حروفات و معانی کار و بود خود از صمیم روح و قلب پر نعمای بلا انتهای خالق بیهمتای خویش شکر و ثنا میگوید که جسد بی روح شهر عزیز ما باز به تشریف قدوم میمنت و سعادت لزوم اعلیحضرت بادشاه معالی پایگاه معظم محبوب القلوب ما سر از نو حیات تازه ها کسب نموده دلهای ما بر مبنای صادقهٔ شاهانه را بیک بهار نشو و نما باری بهار اندر بهار فرمود، لهذا دعای خالی از ریای صحت و عافیت، و شوکت و جلالت شاهانهٔ شانرا بکمال اخلاص و صداقت ورد زبان عبودیت مینمائیم.\n\nحوادث داخلیه\n\nتشریف فرمائی ذات عالیه صفات علیا حضرت)\n(سراج الخواتین ادام الله عنها و اقبالها)\nذات عصمت سمات قدسیت صفات (علیاحضرت سراج الخواتین) ادام الله عنها و اقبالها باهمهٔ عایلهٔ شریفهٔ شان بعمل پنج نجمه روز مذکور بکمال عز و اقبال و تمام شوکت و اجلال بسواری موتر تشریف\n\nفرمای دارالسلطنه کابل گردیدند، و چون در ارگ مبارکه داخل شدند به انداختن بیست و یک فیر طوب سلام ذات عالیهٔ مقدسهٔ شان ایفا گردیده دلهای عموم اهالی را یک مسرت بی اندازه و فرحت بلا نهایه استیلا نمود.\nاز درگاه الهی جل اسمه سلامتی ذات عالیهٔ مقدسهٔ شانرا (سراج الاخبار افغانیه) بکمال اخلاص و صمیمیت نیاز و استرحام مینماید.\n\nاز محکمهٔ مبارکهٔ اطلاعات\n( عيناً مكتوب )\nجناب مستطاب مکرم لازم الاحترام مدیر صاحب سر محور سراج الاخبار را حفظه الله تعالی همواره وجود ذیجود آنمحترم را از خداوند جهان آفرین محفوظ و مسلم تمنا دارم — اولین درخواست نیازمندانهٔ من از خداوند بی همتا مهربان بقای عمر و سلطنت اعلیحضرت سراج الملة والدین سرکار همایون والا است.\nدر مطاوی عرض میشود قراریکه از مزار شریف احوال بمحکمهٔ اطلاعات رسیده چنان است که بتاریخ لیل شنبه ۲۷ ماه ربیع الثانی یکنفر شخصی که از هر دو دست شل بوده بروضهٔ مطهرهٔ حضرت خلیفهٔ چهارم رضی الله عنه بصحتمندی هر دو دست خود کامیاب گردیده است — در لیل سه شنبه غرهٔ جمادی الاول دو نفر دیگر که یکنفر از مردم هزاره و یکنفر از طایفهٔ ازبک است و هر دو نفر از هر دو چشم اعمی بودند بدربار فیض نثار مشرف گردیده هر دو نفر روشنی چشمان خویش کامران گردیده اند — روز پنجشنبه ۳ ماه جمادی الاول یکنفر افغان از طایفهٔ مهمند که این شخص هم کور مطلق بود و باستان بوسی روضهٔ مطهره مشرف گردیده بود بینا شده است و نفری مذکور در ولایت موصوفه حاضرند کیفیت مذکور را بخدمت مکرمی تحریر نمودم که درج روزنامهٔ مبارکهٔ سراج الاخبار بدارند زیاده مستمندی و سلامتی افاضل محترم را از خداوند تعالی خواهانم فقط تحریر ۱۴ جمادی الاول سنه ۱۳۳۱\n( معروضه در رشته دار محکمه اطلاعات . )\n\nسراج الاخبار افغانیه\nاولیا را هست قدرت از آله تو برجسته باز گرداندز راه\n\nحوادث خارجیه\n\nاجمال سیاسی\nجنگ — صلح\nبعضی کلمه های مرادفی بنظر میخورد که لازم و ملزوم همدیگر شمرده میشود. مثلا جنگ چون ظهور کند صلح نیز در عقب آن وارد خاطر میشود. زیرا اگر جنگ باشد و صلح نباشد حیات بشریت در اندک مدتی خاتمه پذیر میگردد. جنگها و صلحها از آغاز حیات بشر آغاز نموده تا به آخر دوام خواهد ور زید. اگرچه از نقطهٔ نظر اخلاق و وجدان انسانیت جنگ یک چیز بد و ناگواری"}
{"book": "adl0616", "page": 635, "text": "صفحه ١٦\nسال دوم\n\nمیشود ولی چه فایده که بنا بر مقتضای خلقت انسانی این هجوم آرزو وقت هایلی و قابیلی را برای انسانها میراث مانده است . و حکم یکی از ضروریات زندگانی مادیهای بشری را گرفته است . در جمیع حیوانات بری و بحری و هوائی چون نظر کرده شود داعاً همین قاعدهٔ نافذ شدن ضعفها و ربودن ها از دست قویها و توانائیها مشاهده میشود . و چون حیات نیز همین قاعدهٔ آکل و ماکول بودن کائناتست . ضعیفها و زبونها زیر هجوم شمرده نمیشود . چرا که آنها نیز لا بد از خود ضعفترا اندر دم شکم پروری میسازند . اما چون انسانها اشرف مخلوقات شمرده میشوند و در هر چیز بر دیگر حیوانها سبقت و اشرفیت دارند می بایست که همدیگر خود شانرا میخوردند . حالا که بنظر بسیار افسوس دیده میشود که این نوع اشرف واکمل از وحشیترین حیوانها نیز خونخوارتر و غدارتر میباشند . از چه قدر زمانهاست که عضو زرنزی همدیگر کر بیته خاك كرهٔ زمین را باخونهای خود شان حبه ساخته اند .\n\nدر وقت حاضر خاك قطعهٔ روم ایلی حکم انبار خیری خونهای بشری را گرفته است . هیچ یکوجب زمین این سر زمین که اکنون انسان آغشته نشده باشد . بلغاریا با البانیا و اسلام از تجاربه های بسیار دهشتناك خونریزانه عظیمی شمرده میشود . بلغارستان يك حكومت دزدی شمرده میشد که همهٔ روانها رسماً او را به دزدی قبول کرده بودند . و پادشاهان و رقبای اخیره بهترین صنعت شان بود . تقریباً پیش از یازده دوازده سال ( من آل ستون ) نام يك ذفن قاصد امریکائی را که محض برای تمام و مدید کاری فقرا در صوفیا پایتخت بلغار اقامت داشت از سفارتخانهٔ ارقو نتل دولت امریکا که عمده و ده زار ریال امریکائی ندبه نجابتش را طلبیده . و اما مبلغ مذکور را از انقراض این يك مثالیست که نوشتیم . و گرنه بعدها از سکونه شناعتها و بد عهدهای ازین دزدان بروی کار آمده است که اگر به تفصیل آن بپردازیم يك مجلد کتاب نوشتن لازم است . تعجب این است که از سالهای سال دو لتهای بزرگ بوجود همچنین يك حكومت دزد چنان در انوقها که این حکایات من آن ستون در انوقها بزرگ چه مقصد داشت آنرا حالا دانستم که چه مقصود بوده یا ورای همین دیروز میبود را شدید که شیر را برای همین در صوفیا در ما بین شکاریان متفق سر زده ظهور کرده است . صربیا دعوی میکنند که هر کاری که کرده ایم ما کرده ایم . بلغارها میگویند ، من دیگر نیست . در ما بین بلغارها و یونانیا نیز در خصوص سالانيك رقبتها و کشمکشها بر پاست . حتی میگویند که پادشاه یونان نیز به تشویق و تحريك بلفارها بحال رسیده است . کوهها نیز از حمله ها و عنفهای خود\n\nجزئی صرفه ببرند . خود مختاری و استقلال البانی که عثمانیان در اعلان کردن در اینک تأمل و تردیدی میکشاند . دولت عثمانیه تلفات عظیمه که بلفارها به آن گرفتار آمده اند گرفتار را شکنند . واقعاً اعمال اگر چه موفق شده اند . ولیکن بفضل خداوندی امید واری کلی داریم که کامیابی آخری نصیب گردد .\n\nداخل در عثمانیان جنگ صلح يك چيز طبیعی و لابدیت . و اگر صلح نشود چنان معلوم میشود که صرات آتش جنگ هر ذیارا فرا گیرد . اینهم از امور آشکار است که دولت علیهٔ عثمانیه هیچگاه چنان يك صلحی که موجب کسر شان و شرف شان باشد قبول نخواهند کرد . اگر چه سراسر عثو هلاك هم گردند . بلکه هلاك شدن آنها موجب هلاك بي معظمه هایز خواهد گردید . آدول مظلوم و بیوه شان ماند . کرخون نبرد برنده را تیز کند\n\nکامیاب مسرت آور\n\nبلفارها در جنالقه به تلفات و ضایعات عظیمهٔ دوچار شده اند يك روزی که هوا بسیار ظلمت آلود بود . وعده و غبار بسیار کثاف آویزی هم آنرا فرا گرفته بود دو عثمانی از مردمان کلان خانه واصیل شهر ( صوفیا ) پایتخت بلغار تشکیل یافته بودند فرصت را غنیمت شمرده . و تاریکی هوا را روپوشی مقصد خود پنداشت . به آرامی و سکوت بسوی استحکامات خاطر حرکت نمودند . و به استحکامات خود را بسیار نزديك رسانیده بودند که دفعةً هوارا گشادگی حاصل شده شمس جهان آرا بشعشعه پاشی آغاز نهاد و عساکر بلغار را با همهٔ هستی شان نمایان ظاهر و عیان گردانید . همهٔ توپخانه های و تفنگهای آتش فشان عساکر ظفر مآثر عثمانی انتهای جهنم آسای خود شان را بر آنها توجه نموده از دو عثمانی مذکور فرد واحد رهائی نیافت . و همه را في النار والسقر کرده اند . لهذا ازین ضایعات عظیمه . که در ادرنا تحویل به آن گرفتار آمده اند را بشدت بر طلب صلح مجبور ساخته است . دیپلوماتهای سیاسی اوروپا احوال بالقان را خیلی از قبل تاريك و معكوس می بینند .\n\n( يك افغان داو طلب )\n( در سفر طغری )\n\nافغان بسیاری که در اطراف و اکناف را کشته بودند خود شان در امر جهاد با برادران عثمانی خود شان داو طلبانه مشارکت ورزیده اند . از آنجمله جعفر خان نامی از دلاوران افغان در عسکر گاه اشقودره با عساکر نظامی عثمانی بچنگ اشتراك ورزیده و مجروح شده بدست کوهسپا اسیر افتاده بود . افغان مذکور میگوید که من از خود خبر بودم . چون بهوش آمدم خود را در لشکر گاه دشمن در يك خيمه يافتم . و چون در وجود خود اظفر کردم تاب و توانائی خودم را بمجادیدم . کلهٔ دشمن چون گوش مرا در ربوده بود از انشب پیشوش شده بودم ."}
{"book": "adl0616", "page": 636, "text": "سال دوم شماره ١٦\n\nکشته محبوب خلق تصویرش ذات سامي او ابو البركات\nاو پروم است مدح او در هند نام و وصفش ببلخ و هم بهرات\nدید بلغاریان محرب و را حیدری ضرب و رستمی صدمات\nکافی ايطاليان نمايد قتل كاه بلغاريان کند قطعات\nگاهی از مربیان شکار کند که زیونان کنند فتوح جهات\nدر تواریخ شرق و غرب زمین ماند تصویر فرخش بمات\nگفت (طوطی) بگلشن کابل رستم روم را همین ابیات\n\n( شادمانیهای اسلاوها )\nدر پترسبورگ\nدر پنروزها از مظفریت بالقانیها طرفداران جنس اسلاو شادمانیها و نمایشهای بسیار برجوش و خروشی در پترسبورگ بعمل آوردند و میتینگها تشکیل داده و لوله ها انداختند . حتی در پیش روی سفارتخانه اوستریا که برند مانینگر و حرکت میکنند نمایشهای تجاوز کارانه و نطقهای دلشکنانه بیان کرده بودند . لهذا دولت روس عاقبت اندیشی کرده برای اینگونه نمایتها سد ممانعت کشیده است . و از طرف نظارت پولیس اعلانها و بیاننامه ها نشر گردیده که اگر بعد ازین کسی اینگونه نمایشهای هیجان آور اجرا کند بشدت جزا داده خواهند شد .\n\n( جمعیت هلال احمر عثمانی )\nبرای رفیق محترم ما اخبار ( کامرید ) مینویسند :\nو صاحب من ! از چند مدیست که بعضی خبرها شایع میشود که گویا جمعت هلال احمر استانبول از طرف نصاراها اداره میشود . حقیقت این مسئله را از قونسلوس عثمانی مقیم بمبئی استفسار کرده بودم . جوابی که قونسول مشارالیه لطفاً فرستاده اند برای شما ارسال کردم . هر گاه در اخبار محترم خودتان درج نمائید موجب فائده است . از رامپور مخلص شما قرشاه خان\n\nمبلی ۱۸ فروری\nعزيز صاحب من ! – بجواب مكتوب شما حقیقت را بیان کرده کسب فخر مینمایم : جمعیت هلال احمر عثمانی از طرف مأمورین حکومت بيك اراده مخصوصه تشکل کرده است . ارکان اداره از میان اعضای جمعیت انتخاب و معین شده است که همه شان مسلمه است . خبرها شیکه بر خلاف این گرفته اید قطعیاً راست نیست .\nمخلص شما\nجعفر ، جنرال قونسول عثمانی\n\n( سراج الاخبار افغانته )\nمقصد از نشر کردن اینچنین خبرها این است که در میان مسلمانها ترددها و شبهه ها بر انگیزانند . و مددکاری و معاونت مسلمانها را به برادران عثمانی شان سکته دار نمایند . قاتل الله غرض .\n\nر خود نفرین خواندم که این چه قدر بی جگری بود که بيك کوش های دادن از خود در گذشته ام . اما چه چاره قسمت همچنین بود . درین اثنا يك افسر ماینکرویی که تفنگچه بدست داشت در خیمه داخل شده و تفنگچه را بر من راست کرده گفت : ای بد بخت زود راست بگو که در تارا پوش نام موقع تعداد عسکر شما چقدر است ؟ با خود گفتم ای جعفر وقت فرصت فوت کردن نیست . از اسارت دست کفر مرد برایت اولتر است . جرءات لازم . پس بچالاکی هر چه تمامتر چنان يك مشت محکمی بر شقیقه اش حواله کردم که افسر بد کیر از شدت آن بر زمین غلطید . هماندم تفنگچه اش را ربوده به بیرون جهیدم بهره دار تا میخواست مرا بگیرد بيك كله بر زمینش انداختم . اسب افسر در انجا ایستاده بود بلا توقف بادر رکاب گذاشته بتاختم . سواران دشمن مرا تعقیب نمودند . و از هر هر طرف بر من فیر میشد . ولی چون اجلم نرسیده بود هیچ یکی بر جانم نرسید . اسب افسر مگر خیلی دوند يك اسپی بود . سواران عقب گیرنده مرا خیلی پس انداخت ولی يك سوار من نزديك رسیده بود . و کم مانده بود که نوك نیزه اش پشتم را بشکافه . لهذا يك كله تفنگچه را برو فیر کردم کله بر پیشانی اسبش بر خورده برزمین غلطید . بعد از ده دقیقه آوازهای دلنواز موزیکه عسکری عثمانی بکوشم خورده دلم را يك جان تازه پیداشد . تا آنکه بعسكر اسلام رسیدم ، و مظهر شا باشها و تحسینها گردیدم .\n\nجناب انور بيك\n( قهرمان شجاعت نشان دولت عليه عثمانيه )\nدر وصف انور بيك\nکلام جناب ملاطوطی افغانی که\nفاتح و ناصر و خجسته صفات حسن اسلامیان و حسن نجات\nعزت افزای روم انور بیک صانه الله عن شر الآفات"}
{"book": "adl0616", "page": 637, "text": "شماره ١٦ سال دوم صحیفه ٦\n\n( ایتالیا در طرابلس )\nعربها ایتالیها را در طرابلس براحت نمیگذارند . با هجومهای فی هم خودشان استالها را بعذاب دایمی گرفتار داشته اند . از معبوتهای طرابلس ( باروني بيك ) نام يك ذاتی در جهتهای داخل خاك طرابلس يك حكومت منتظمی تشکیل داده است .\n\n( مانتنگرو و استريا )\nاوستریا کوهها را از الحاق سقوطری بشدت ممانعت میکنند و به جمع آوری لشکر در سرحد ، و فرستادن کشتیهای جنگی بر سواحل تهدید میکنند . کشتیهای جنگی جرمن و دیگر دولتها حتى از انگایز و فرانس نیز درین نمایش بحرى اشتراك میورزند .\n\n( حيلهٔ حربيهٔ تركيه )\nشکری پاشا در ادرنه برای اینکه عدد طوب های استحکامات خود را به دشمن زیاده تر نشان بدهد، و به اینصورت محرکات هجوم آورى شان سد ممانعت بکشد از مقوا یعنی کاغذهای کلفت طوبهای بسیار بزرگی ساخته در جاهای معلوم استحکامات وضع نموده بود . وقتيكه بلغارها شهر را گرفتند این کیفیت را بکمال حیرت مشاهده کردند .\n\n( استريا و مانی نیگرو )\nدر جريدهٔ ستيسمين تلگراف ذیل شایع شده است : اگر حرکت افواج بحری موثر نشد و افواج مانی بیکرو على الرغم و دل برسقوطری متصرف شدند دولت استريا ١٥ بريكيد فوج بعد اتواب کوهی را بطرف سنجی گسیل خواهد نمود .\n\n( نگواس شاه مای نیگرو )\nشاه نکولس تا الحال پر انکار خود مصر است و چنان اظهار نموده است که تادم واپسین سلسلهٔ جنگ را قطع نخواهد کرد .\n\n( گرفتاری طيارهٔ جرمنی از رقم زيپلن در فرانس )\nيك طيارهٔ جرمنی از رقم زیپلن که سهواً در حدود قلم رو فرانس نزول کرده بود بدست اهل فرانس گرفتار آمد و بفور نظر و امعان نظر امتحان و معائنه کرده شد و ماهران فن فرانس را بر جميع اسرار غامض آن واقفیت تامه دستداد— اگر چه مردم عوام فرانس بوقت روانه شدن منصبداران طيارهٔ مذکوره در عقب شان سنگ ها انداختند و صداهای نامزا و دل آزار بلند کردند اما دولت جرمنی بتقاضای مصلحت ازین گونه حرکات عوام اغماض نموده دولت فرانس را درین باب معذور پنداشت— بهر حال دشمنان خود روس و ملت اسلاو را دانسته اند .\n\nمنصبداران نظام وصناعات فن فرانس از معانه و امتحان طيارهٔ مذکوره خیلی مستفید کردیده اند . اکنون دولت فرانس يك مسودهٔ قانون خاص در باب تجاوز طیاره ها از حدود ملك تجویز نموده است زیرا که قانون بین الاقوام درین باب که فی الحال نافذ و جاری می باشد محدود و غیر کافیست .\n\n( اسرار طيارهٔ زبيلن )\nنامه نگار اخبار ستيسمين مقيمة لندن در باب طيارهٔ رقم زبيلن که در حدود فرانس گرفتار آمده است حسب ذیل تحریر نموده است از یکه غبار روی آفتاب را گرفته بود طيارهٔ مذکوره حدود ملك خود را امتیاز نکرده در حدود فرانس نازل گشت و تا وقتیکه منصبدا وان نظامی فرانس که در فن طير مهات دارند انرا بوجه اكمل واتم امتحان نکردند طيارهٔ مذکوره را اجازت رخصت ندادند— ترقیات جدید که درین طیاره دیده شده است يك ماشين كن ( توب آتشفشان ) عجيب الصنعت وماشين بمب ويك تيل سوز خاص برای تلاش و تعین مقام غنيم و تلگراف بی سیم از قسم خاص میباشد— علاوه برین نیز معلوم شد که طیارهٔ مذکور تا ارتفاع خاص پرواز کرده و تا عرصهٔ ٢٤ ساعت اجرای پرواز داشته می تواند— و چون که فرانس پر اسرار نامض طيارهٔ جرمني وقوف تام حاصل نموده است دولت جرمنی را صدمهٔ عظیم رسیده است . و جرائد برلن برافشانی اسرار غامض که در نظر قوم از جواهر گران بها و عزیز تر بودند اظهار تاسف بسیار نموده اند و این قضیهٔ نامرضیه را برشومی بخت جرمنی حمل می کنند .\n\n( قهر و غضب جرمنها )\nاز سبب گرفتار کردن فرانسیس ها بالون جرمنی را افکار عمومية اهال جرمن بجوش و خروش عظیمی درآمده است .\n\n( امبراطور دولت قوى صولت جرمن )\nاعلیحضرت امبراطور گلیوم جرمنی از همه بزرگان و توانگران مملکت خویش برای تجهیزات حربيه اعانه جمع میکنند . همه ملت المان بكمال ممنونیت پیسه میدهند . به اینصورت برقوت اردوی حضری خود سه لك عسکر دیگر افزونی میدهد . سبب يكانهٔ این افزونی عسکر جرمن همانا این مظفریتهای آخرین جنس اسلاوهاست . چون که جنس اسلاوی که در اوستریا موجود است سرکشی پیدا خواهند کرد . و چون يك جنگ بزرگی در آینده پیش شود اوستریا که متفق اوست ضبط و ربط اسلاوها را به دشواری بدست خواهد آورد . لهذا ارکان سیاست جرمن دور اندیشی نموده افزونی قوت شائرا مناسب دیده اند . و به رقابت بحربه که با انکایز ها داشتند خاتمه داده مدهشترین دشمنان خود روس و ملت اسلاو را دانسته اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 638, "text": "سال دوم شماره ١٦ صفحه ۷\n\nزبان و دل ميرانيم و ميدانيم، و به آن بر همه اديان فخر و مباهات مينمائيم آنچنان دين متين قدسيت قرينيست که عقلای دانشمند همه دينهای غير اسلامی نيز حکمت، و معقوليت و مقبوليت او را تسليم کرده اند. جهان تسليم نکنند دينی را که طهارت، عبادت، عدالت علم و معرفت، اتحاد و اخوت، صنعت و تجارت، ايثار و شفقت کرم و شجاعت والحاصل همه فضايل اخلاقيه و مدنيه را امر ميکند، و از ظلم، و جهل، و غفلت و همه رذايل وحشيه بشدت منع ميفرمايد. سعی و عمل را برای انسانها رهبر، و برای استفادهٔ بشر بحر و بر، و خشک و تر را مسخر نشان ميدهد. مساوات حقوق را بچنان شدت اجرا ميکنند که خليفهٔ ذيشان اسلام بايك آدم بسيار عادی در پيش روی قاضی زانو بزمين مرافعه ميشود. رشوت، بغاوت، نفاق، دروغ را مذموم، محافظهٔ حقوق، امان، اتفاق، راستی را مقبول ميداند. اعمال شنيعهٔ فسق و فجور را منع، و اخلاق حسنهٔ صلاح و طاعت را تعليم ميدهد. چون بدل و جان، و تمام ايقان و وجدان برين ايمان آورده ايم که دين مبين مقدسی که ما پيرو و تابع آنيم معدن همه فضايل، و مانع همه رذایلست آيا چسان ميشود که آنرا بيکچند تار مو و يك چند پارچه قماشی مربوط بدانيم؟ حاشا، ثم حاشا! قدسيت، متانت، حقيقت دين مبين ما از تنزل ارتباط اينگونه اشیای خفيفهٔ رخيصه آنقدر دور افتاده که نسبت دوری شمس بزمين نسبت ذره را به آفتاب هم به آن نميگيرد! حالا چون حق بودن اظهار افسوس قارئين کرام را تسليم نموديم به تفصيل اظهار افسوس خود میپردازيم: از وقتی که اخبار ما مصور شده يعنی اعتراض نامه هائی در باب تصويرهای کلاه پيك داری که در اخبار ما نشر ميشود از بعضی طرفها گرفته ايم که کلاه مذکوره را کلاه فرنگستانی گفته، تنقيد نموده اند. در عين زمان برای عين مسئله بعضی تقدير و تحسين نامه ها نيز واصل دست عاجزانه ما شده که تصويرهای کلاه پيك دار ما را بسيار پسنديده اند، و بر ترقی و بيداری مملکت ما يك برهان قطعی انتباهش شمرده اند. حالا آنکه هم اعتراض کنندگان و هم آفرين خوانان هر دو از دانشمندان اهل اسلام اند نه از ديگر ملل. ازين است که ما را مجبور بر نوشتن اين مقالهٔ مخصوص عاجزانه گردانيد. و بر اظهار افسوس معلق ماندن مسلمانی بر يك پارچه قماشی که کلاه ازان ساخته شود نمود. عجبتر اينکه بعضی افنديهای معزز ترکی که بمملکت عزيز ما آمده اند، و يا بعضی تصاويری که از آنها در اخبار ها ديده شده است بسبب قطع نا کردن موهای بروتهای شان بسياری از هموطنان عزيز ما اعتراضهای شديدی برين عمل نموده اند. حتی بعضی خيلی افراط نموده حاشا مسئله را تا بدرجهٔ تکفير رسانيده اند. لاجرم،\n\nتصویر اعلیحضرت امير الطور جرمن ◄\n( نطق ايمبراطور جرمن ) ◄\nپادشاه جرمن اردوی عسکری خود را خطاب نموده ميگويد:\nای عسکر شان دار من !\nشاید يك روزی بر ما واجب شود که جاهای را که خونهای بسیار قیمتداری ریخته آنرا ضبط کرده ایم محافظه نمائیم، و شاید جرأت کننده کافی پیدا شود که بشرف و حیثیت جرمن دست درازی نماید، در آنحال برقوت خود اعتماد تمام داشته شادان و خندان بجنگ خواهیم رفت ! .\n\nمقاله مخصوصه\n\n( هزار افسوس که مربوط ماندن مسلمانی بيکچند تار مو و يك پارچه قماش گمان شده است . )\nاین افسوس عنوان ما را چون قارئین کرام ملاحظه فرمایند بسیار افسوس خواهند فرمود که محرر نا انصاف، اينچنين دين مبين متين جليل الاوصاف را بچه جرأت، و کدام جسارت بيکچند تار مو و یکچند پارچه قماش مربوط و معلق میپندارد !\nما افسوس خود را بعد ازین اظهار کرده و در اول امر قارئین کرام خود را در اظهار افسوس شان ذی حق دانسته میگویم که بلی این دین مقدسی که ما مسلمانان بشرف آن نايل فوز و نجاح و سزاوار سعادت و فلاح شده ایم و به اقرار باللسان و تصديق بالقلب كلمة طيبة مقدسة ( لا اله الا الله محمد رسول الله ) را بر"}
{"book": "adl0616", "page": 639, "text": "سال دوم\nشماره ١٦\nاگر ما را اینچنین دو بدگمانی بر اظهار تأسف مجبور کند قارئین کرام انصاف پسند ما تا یکدر چه ما را حق خواهند داد . جان حق ندهند! در چنین عصری که مسلمانان روی زمین از مدتی بسبب توجه شان بسوی فروعات و دور ماندن از اصول بدرجه متفرق و متشقت شده اند که با وجود کاه کویی و قرآن خوانی و بسوی کعبه سجده بری با همدیگرشان آشنایی نمیدند، بلكه بكفر همدیگر جرأت ورزیده بغض یکدیگر را بدل میپرورانند، و مثل اوروبا با وجودیکه به بیشتر فروعات گرفتار هستند ولی از مدیست که فروعات را گذاشته و تنها در زير يك صليب در آمده بمقصد بكانه شان که محو کردن و اسیر ساختن اهل اسلام است کوشش میورزند، و روز بروز کامیاب هم میشوند. پس چون اینچیزها را در زیر نظر آریم آیا چنان افسوس نکنیم بلکه خون نکریم که یکچند تار موی ریش و بروت، با يك پارچه قماش كلاه قومها و ملتهای عظیمه اسلامیه را از همدیگر شان متنفر ویزار سازد!\nاساس و بنیاد همه معتقدات، وطاعات وعبادات، وحسنات وسيئات ، در دین مبین ما بر ( بیت ) موقوفت ، حضرت رسول بر حق، و پیغمبر صادق خالق مطلق ( بیت ) امت را خیر از عمل فرموده . پوشیدن کلاه بيك دار را اگر ما بر مقصد تشبه به نصارا بر سر کنیم البته که مأخوذ و معاتب خواهیم بود ولی اگر به تجربه برما ثابت شده باشد که در وقت جهاد بيك کلاه خدمت سیر شمس را بجا آوروده برای خوبتر نشان گرفتن خدمت میکند و اگر دشمن بسوی شرقی باشد. تابش آفتاب چشمان ما را از گرفتن نشان مانع آمده مغلوبیت ما را احتمال میدهد و ما به این نیت آن کلاه را بر سر کنیم کمان میبریم که مستوجب مواخذه و عتاب نی بلکه مستحق تقدیر و ثواب شدن ما لازم آید. دیگر اینکه آیاما کدام کلاه را کلاه مسلمانی دانسته بر کنیم تا از لوم لايم وارهيم ، وبواسطة آن کلاه مسلمان خالص گفته شویم؟ برادران عثمانی ما ( فس) نام کلاه ماهوت سرخ پويك داری بسر میکنند. آیا آن کلاه را بر کدام دلیل و اسناد کلاه مسلمانی گفته بتوانیم ، قلباق قره قلی یا ما هوت سیاهی که ما یا برادران ایرانی ما بسر میکنیم آیا قزاقهای روسی و صریها و کوهیها را از پوشیدن آن که منع کرده میتواند ؟ آمدیم بر مسئله عمامه : واقعا عمامه بسر بستن يك عمل مسنو نیست که ما در ان باب چیزی گفته نمیتوانیم ، اما آن عمامه مسنون چمان عمامه بوده است، و از عصرها به اینطرف کدام مسلمان بسنت موافق و مطابق عمامه بسر کرده است ؟ عمامه زرکار و زرتان دو کره که علمای برادران عثمانی ما بر کلاه سرخ پولک دار خودشان می بجند ، و با عمامه های پانزده پیست کره قماش سیاه و یاسبز و سفیدی که در ایران و مملکت ما بسر می چند كدام يك بسنت موافق است لى الخصوص این لنگونه های تاب و پیچ یافته کاکه ها ، وبالتکونه های\n\nابريشمين، وبازری، و پاشالهای برج مانند، و بالخراطی کرده ملکهای خود ما را چنان بنت تطبیق داده میتوانم ؟ سبحان الله اکرا ایکبار در اثنای اسب تازی آن اشکوته باز شده در پاهای اسپما به عید در انوقت آنرا چسان جمع آورده خواهیم توانست؟ فرض کنیم که عمامه را بسنت سنبه پیروی کرده به سر کردیم : آبادیگر لباسهای خود را چنان تطبیق داده خواهیم توانست ؟ صندوقهای ما از درینهای رقم رقم می کند، از جای بک بوت و يك موزه بصدها زوج آنها را می اندوزیم ، برفرشهای اریشمین . و برفو میخوایم، بیست، بیست و پنج رنگ طعامهای چرب و شیرین میخوریم، رشوت میگیریم، با میایرانیم ، در عمارتهای عالی نشيمین میکنیم، براى يك لحظه هوا و هوس خود تنهاست را نی بلکه بسی فرضها را نیز پامال مینمائیم و هنوز چه چیزها . چه چیزها که از بیان آنها انسانرا حجاب می آید ! .\nو الحاصل مسلمانی را اگر در سر پوش ، و تن پوش و پاپوش جستجو کنیم به ذره بین هم يك مسلمانی نخواهیم یافت. مسلماتها چون مفتوحات ، و نشر دین قدسيت آیات آغاز نهادند در هر بلادی که رسیدند از آنها ایمان طلب کردند نه کلاه .\n\nدلقت بچه کار آید و تسبیح و مرقع\nدرویش صفت باش کلاه نتری دار\n\nهر گاه مسلمانی را در سر پوشی و تن پوشی و پایونی وریش و بروت جستجو کردن لازم آید میباید که از سه صد ملیون نفوس اسلامی که بر اقوام و ملل مختانه در عالم پراکنده شده اند مبعوثهای برگزیده در یکجا جمع آمده، و بسالهای دراز قیل و قالها بعمل آورده آخر الامر به اتفاق آرا بريك چيزی قرار بدهند که قیافت و پوشاک اسلامی عبارت ازین است و از همان قرار بعمل آورده شود. ولی هزار افسوس که وقت اینگونه چیزها برای مسلمانان باقی نمانده، و همین فروعات طلبی اسلام ها را از بنی چیزهای اصلی محروم گذاشته است .\n\n(مونتسكيو ) (۱) نام ادیب مشهور فرانسوی\nاز زبان یک ایرانی مینویسد :\nدر مزاج مردم باريس يك حس نجس و پرس و بالی موجود است که بدرجه جنون میرسد. وقتیکه در نجا آمدم بسوی من بيك نظری دیدند كه كوبا يك مخلوق دیگری هستم که از مردمان زمین کی بلکه از آسمان فرو آمده باشم . زنان و مردان ، بیران\n(۱) مونتسكيو از مشهورترین حکما و ادبای فرانسه میباشد . درسته ۱۹۸۹ در غریب شهر ( بوردو ) که از شهرهای مشهور فرانس است تولد ، و در سه ۱۷۰۰ وقات بافته است. در باب ترقی وزوال دولت روما بك كتاب بسیار مدخانه و حکیمانه نوشته است . بعد از ان بنام « محررات ايرانيه » يك اثر خیالی به تحریر آورده کسب شهرت نموده است. بعد از ان بعنوان «روح القوانين» یک کتاب بسیار معنیداری تألیف کرده شهرتش به اوج بالا رسیده است. تحریر و تقريوش خیلی منقع و مبین است ."}
{"book": "adl0616", "page": 640, "text": "سال دوم\nشماره ١٦\n\nمكتوب از شهر\n\nياحضرت الفاضل !\nحضرت حق تعالی - بنان بیان شما را از خدمت وطن پروری\nبری مداراد - چند سطری محرر شد اگر لازم بدانند.\nدر کدام گوشه اخبار معانی بارگذارند - باقی دوام های عمر و جاه\nاعلیحضرت جهانبانی پدر تاجدار اهالی را از درگاه حضرت باری\nخواهانم فقط .\nبهترین مقالی که سرخیل کاروان فنون محاورات گفته\nمیشود حمد یگانه ایست جل شانه .\nزبان در دهن غنچه فکر اوست\nسخن در نفس سبحه ذکر اوست\nسخن را ز دل همچو آب روان\nفرو ریزد از آبشار زبان\nروان کرد از نور نظاره ها\nز در یاچه دیده فواره ها\nو خوشترین کلامی که بشادانی یاد کرده می شود نعت حضرت\nرسالت پناهی و انتخاب اوست .\nره آورد آن شاه اقلیم جود\nندارم بکف تحفه چیز در و د\nوشیرین ترنمی که بلند آوازه میشود دعای اولی الا مریست\nکه روان کالزار حکمتش دایما در رعیت پروریست همانا\n( اعلیحضرت سراج الملة والدين ) است .\nسراج شبستان نام آوری مه آسمان هنر پروری\nاز آن است که از فیض توجهات ذات اشرف جهانبانی چراغ\nمعانی بدست هر فردی از افراد اهالی دادند - که اخبار آگاهی\nبار ( سراج الاخبار افغانیه ) است که از قلم حقیقت رقم حضرت\nفاضل جناب ( محمود طرزی ) صاحب در معرض انتشار میبر آید.\nبی تشریحات معانی را در بردارد -\nندیدم چنین مرد بیدار هوش\nفسون میدمد از زبانش بکوش\nپدیده زدیدن رسد روشنی شنیدن کشاید در خرمی\nشود کوش کان کهرهای ناب\nدهد چشم روشن بخورشید تاب\nالحق که وجدان برین گواهی میدهد که خدمت قلمیه ( سراج\nالاخبار افغانیه ) بقوت يك عسکر بسیار پرزوری برابری میکند.\nچنانچه ارباب معارف گفته اند .\nقلمزن نگهدارد شمشیر زن نه مطرب که مردی نباید ززن\nلهذا بر حسب این مقال از درگاه حضرت از دمتعال همه اهالی\nوطن را سخن ور و قلم آور محب وطن و دوستدار علم و فن خواهانم\nوسلامتي ذات اشرف اعلیحضرت سراج الملة والدين بإنشاء بسیار\n\nصفحه ٩\nجوانان ، طفلان همه کی به آرزوی دیدن من جان میدادند\nوقتیکه برای گردش و تماشا بیرون میبرآمدم هر کس برای تماشای\nمن به درو روزن خانه های خود میدویدند . اگر بيك طعام خانه\nو يا بيك باغچه ملتی میرفتم هماندم از مردمان در اطراف خود بيك\nدایره میدیدم، زمره زنان فرنگ هزار رنگ بدورا دور من\nيك قوس قزح رنگینی تشکیل میدادند . اگر به تیاتر میرفتم بعدها\nدورین بسوی من دور خورده و نیاز را ترک کرده مرا تماشا\nمیکردند . زنان بر مجهره یکی بدیگر مرا نشان میدادند والحاصل\nدر هر طرف که میرفتم بيك جم غفیری را در عقب خود میدیدم\nکه به این سبب بخوبی میدانستم که بدرجة من يك آدم دم دیده شده\nهیچ دیده نشده است. کاهی بعضی آدمها به من نزديك شده\nو مجهره من نظر کرده بيك بدیکر خودشان میشنیدم که چنین\nمیگفتند .. اعتراف باید کرد : نام يك سیمای ایرانی ..... از شنیدن\nانکونه كلمات خنده ام میآمد. بسیار عجب است تصویر های\nفوتوگرافي و قلمی خود را نیز در هر هر طرف میدیدم . در همه\nدکانها ، وقهوه خانه ها، و اوتلها خود را میدیدم . مردمان برای\nاینکه مبادا مرا شکم سیر به بینند به اندیشه می افتادند .\nاما اگر راست بگویم اینقدر اعتبار ، و به این درجه اشتهار\nبر من بيكبار گرانی مینمود . من هیچ گمان نداشتم که من به این درجه\nشایان تجس، و به این مرتبه نادیده یک آدمی باشم . اگرچه در حق\nخودم خوش گمانیم غالب بود، ولی این بيك بخیال و خاطرم نمیگذشت\nکه من چنین بيك آدمی باشم که در چنین شهر بزرگ اینقدر مردم را\nنا آرام بسازم، وفكر انقدر مخلوق را بخود مشغول گردانم .\nآخر فکرم گذشت که مبادا اینهمه شهرت و اعتبار من از جامه\nو کلاه ایرانی من نباشد : لهذا با خود گفتم که باش يك تجربه کنم.\nو این جامه ایرانی را کشیده به بینم که باز هم مردمان بروی من\nشایان حیرت و تماشا یک چیزی می یابند یانی ! به تجربه آغاز کردم:\nیکدست در یشی مکمل اسباب فیشن آخری آرا در بر ، وكلاء\nفرنگی بسیار خوشهایی برسر وعينك طلایی قیطانداری بر چشم\nو چوب دست لطیفی بدست گرفته به بازار بر آمدم . این تجربه\nقیمت حقیقی و اعتبار شخصی مرا بمن شناختاند . بخوبی دانستم که\nمکر من هیچ قیمت و بهایی نداشتم، هر قیمت و اعتباری که بود به\nآن قلیان بلند و آن ردا وقه ای در از ایرانی من بود .... زیرا\nدر يك آن در يك عالم هيچي و فراموشی دهشتناکی در آمدم . در همان\nجمعیتهایی که مردمان همه بسوی من میدیدند، و بمن متوجه و مشغول\nمیشدند داخل شده می نشستم. میدیدم که هیچکسی بروی من نظر\nهم نمیکند . لكن اگر از قضا یکی مجمعیت خبر بدهد که این آقای\nایرانیست هماندم مردم بسوی من میدیدند ولی هیچکس باور نکرده\nمیشیندم که یک بدیگر میگفتند : ، وای ! این آقا مگر ایرانیست\nبرانی که این يك چیز خارق العاده میباشد ؟ آقا يك انسانیت\nآیا یک انسان چسان ایرانی میتواند شد ؟ ."}
{"book": "adl0616", "page": 641, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\nشماره ١٦\n\nعزیز نوشته میشود که از برکات عرفان پروری اعلیحضرت یکی از اولاد وطن که سنش ۱۸ سال میباشد مدت ۸ سال در مدرسهٔ حبیبه تعلیم یافت و بخرج دولت بی معاونت پدر و باقی اقربا از آغاز تا کنون تعلیم یافته و در مضمون فارسی بدرجه شاعری رسیده و در عربی و انگریزی وغیره فنون حاضره درجه رشدیه را تکمیل رسانیده استعداد خدمت علمی دولت خود را تاحدی یافته است چون به سعی و همت استادان فارسی خود به تخصیص جناب ندیم صاحب که از شعرای زبردست وطن عزیز است طفل مذکور محمد خوب رسیده است و قصیده را در مضمون ترغیب بـدانش و تکریهٔ وجود مسعود اعلیحضرت انشاد نموده بود بخدمت مدیر روشن ضمیر که اوقات عمر عزیز شان وقف اشاعت دانش است تقدیم شد اگر پسند فرمایند درج صحایف جریده فرموده شود تا رعایا\n\nتزئد رحم آور مهربان خود ما را که باعث ارامی و امنیت ما اهالی افغانستان است از درگاه حضرت باری به همهٔ اهالی رجا میداریم آمین آمین آمین\n( یکی از خوانندگان سراج الاخبار افغانیه )\nج-ع\n---\nاز بیت العلوم مبارکه به اداره رسیده --»\n«يك اثر ناطق رعایا پروری اعلیحضرت والا»\nاگر چه مراحم ملوکانه و عواطف خسروانهٔ اعلیحضرت شهریار مقدس ما اعلی الله قدره زیاده از ان است که قلم شکسته رقم امال ما اظهار آنرا کرده بتواند مکرر برای با خبری افراد وطن\n\nاز مناظر باغ شاهی جلال آباد\n\nمصاحبان خاص اعلیحضرت همایونی عالیجاهان سردار محمد اصف خان و سردار محمد یوسف خان مکالمه میکنند\nپروری اعلیحضرت عین الیقین گردد این طفلك خوش نغمه كك پسر جناب ملا عبد الاحد آخند زاده طبيب قندهاری داعی زاویه نشین اعلیحضرت والا میباشد استادان او میخواهند که در جاه غبقیش بیندازند و بموی میان او را بیاویزند و طفل مذکور نیز ذوق جاه مذکور را دارد و غزلیات خط و خال میگوید مگر داعی شان میخواهد که اولاد وطن به علم وفن متوجه باشند نه بشعر وسحن این قصیده او چون مطابق مذاق داعی شان بود تقدیم نموده شد . ( حقیر عبدالرب )\n\n-- ✂ -- قصيده\nامروز روز دانش و دوران دانش است دست گدا او شاه بدامان دانش است\nاز برق علم روشنی در جهان فتاد هر سو که بنگرید چراغان دانش است\nگردید غرب شرق ز انوار علمها این مهر ز افتاب درخشان دانش است\nاین ثروت و ترقی قوم فرنگ بین از دولت سر هنر و زان دانش است\nوین جملهٔ مکاتب اعلای پر هنر از فضل عزو لطف فراوان دانش است\nاین ریلها و موتر و طیاره و جهاز از قبض های بیحد و پایان دانش است"}
{"book": "adl0616", "page": 642, "text": "صحیفه ۱۱\nسال دوم\nشماره ١٦\n\nاما چه موزیکه ز سرعت معاونش برقست و اختراع حکیمان دانش است\nطیاره ساخت زیرنگین ملك بادرا این ها همه زحکم سلیمان دانش است\nرستم روز جنگ چوزانی نمایدش این توپ خصم کوب زسامان دانش است\nوین نیز رو جهاز که بر آب آتشیست از سعی و اختراع ادیبان دانش است\nوين تلغراف ها كه بيك لحظه حال غرب آرد بشرق کار زباندان دانش است\nوین سازهای مختلف فونگراف ها ز ایجاد های نغمه نوازان دانش است\n\nوین روز نامهای پیاپی که دمبدم اخبار می دهد زدبستان دانش است\nعالم علم شده زین اخبار خوش بیان کانها همه زفيض ادیبان دانش است\nاما على الخصوص درین روز نامها يك روزنامه روح خردجان دانش است\nشاید که بر جراید عالم بشايد فخر نازد که بوستان و گلستان دانش است\nمصر معارف از انجا بیان او مطبوع طبع كل عزیزان دانش است\nباید که چون صدف شنویمش بگوش هوش هر نکته ای که قطره باران دانش است\n\n( ایضاً از مناظر باغ شاهی جلال آباد )\n\nدریای فضل و منبع بذل است دست او بحر سخا و جود و کرم کان دانش است\nگشت ز دست وی او عقل سربلند عالى شوكت قدمش شان دانش است\nاوصاف خسرویش بعالم فکنده شور دانم که پیشکارک خوان دانش است\nفرموده حکم طبع چنان روز نامه کز فضل و علم پوره دبستان دانش است\nباغی است این جریده پر از سوسن سخن وین آب و رنگش از مه تابان دانش است\n\nافغان از ولوای ترقی بلند کرد شهراه بینش و ادبستان دانش است\nدارد ملاحتی که زمینگو گرافها حقا که این جریده نمکدان دانش است\nگر بی بصر بچشم سبك ديد عيب بست منظور های نکته شناسان دانش است\nشاهی که داده حکم بدین طبع این اثر روح و روان علم و خرد جان دانش است\nخورشید رای ظل خدا حضرت امیر روشن دلی که مهر درخشان دانش است"}
{"book": "adl0616", "page": 643, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ١٦\n\nیعنی مدیر او که سریاست علم و عقل\nوز فضل و هوش دفتر و دیوان دانش است\nروزوشب است دست گرمیان وی سخن\nبسیار کاردان و سخندان دانش است\nبس کن ادای وصف چنین ذات از توکی\nآید که بحر علم و خردکان دانش است\nدست دعا برآر که یارب مدام دار\nاین شاه خیر خواه که کیوان دانش است\n( عبدالهادی )\n\n( اخلاقیات )\n( آداب حضرت پیغمبری )\n( عيناً ترجمه از (کثر الحکم) - او )\nپیامبر ذیشان ما حضرت « محمد صلى الله عليه وسلم » ما فوق دایرهٔ تصور مؤدب و موقر بودند . به نهایت فصاحت و ملاحت تکلم میفرمودند . تا ضرورت نمی افتاد تکلم نمیفرمودند . از سخن گفتن بیفایده به آخر درجه احتراز میفرمودند . کلام را بصورت بسیار نازکانه ابتدا ، وبطرز بسیار ملایمانه ختام میدادند . و به کلام بسیار کم مقصد بسیار افزونی را میفهمانیدند . آنقدر صاف و واضح تعبیرات استعمال میفرمودند که شنونده گان آن در فهمیدن و محافظه کردن آن مشکلات و زحمت نمیکشیدند . خندیدن شان عبارت از یک تبسمی بود . تواضع را بمرتبهٔ قصوی رسانیده بودند . سخن هیچ کس را بریده بسخن آغاز نمیفرمودند ، و چون با شخصی مصالحه میکردند تا او دست خود را نمیکشید دست مبارک شانرا نمیکشیدند . هر فقیری که ذات رسالتبناهی شارا بطعام دعوت میکرد اجابت میفرمودند . اگر خواهش طعام نمیداشتند تناول نمیفرمودند . چون بطعام آغاز میفرمودند « بسم الله الرحمن الرحيم » گفته بدست راست و با سه انگشت میخوردند . و بعد از طعام از حمد و شکر هیچوقت فارغ نمیشدند . احتیاج هیچ محتاج را رد نمیفرمودند مهم دیگرانرا بر مهم خودشان دايما تقدیم میفرمودند . هیچوقت طالب انتقام نبودند . در راه حق بذل وجود ، و در امور دين تحديد حدود میفرمودند . خوب را خوب میدانستند و به تقویت خوبی کوشش میفرمودند . بدرا بد میدانستند ، و ازان خیلی احتراز میفرمودند . با خلق مدارا وتلطف نشان میدادند . با امت خودشان بصورت مشفقانه معامله میفرمودند . لسان مبارک را از فحش ، وغیبت ، و بهتان و دیگر نقایص محافظه میکردند . بزرگانرا محترم میشناختند . واهل تقوا را تعظیم ، و کوچکان را دایما شایان مرحمت میدیدند . سر هیچکس را فاش نمیکردند . اهل تقصیر را سرزنش و خدمتکارانرا بشدت خطاب نمیفرمودند ، و یکجا با آنها طعام میخوردند . شیرین زبان ، خنده رو ، دايم التفكر ، كثير الحزن بودند . حيا وشرم شان زیاده و رعایت شان به آداب مجلس فوق العاده بود . بسيار وقتها سکوت میفرمودند و در اکثر ایام روزه دار میبودند . شب ها را بعبادت مخفی خالق و روزها را به صحبت علنی خلق پسر می آوردند . بیمارانرا عیادت و به ادا کردن قرض مردگان همت میفرمودند . بیکاری و بطالت را هیچ دوست نداشتند . حتی در خانهٔ سعادت شان در امور خانه به اهل بیت خود معاونت میفرمودند . سخاوت مجسمه بودند . از بخل ، حقد ، حسد ، حرص ، مکر ، عجب ، كبر ، ريا ، وسمعه كلياً بری بودند .\nصلى الله عليه واله وسلم ( از ترکی بفارسی ترجمه شده است )\n\nادبیات\n( غزل )\n( رشوت )\nرشوت بود آن ماده و میکروپ مظالم\nگردهشت آن لرزه بیفتد به عوالم\nرشوت چه بو دراشی و آن سرمنشیش کیست\nناحق کن حق گشته به این جمله مکالم\nرشوت درم و مال چه جنسی وجه نقدی\nراشی بود آن کس که بدادن شده عالم\nشد مرتشی گیرنده رشوت که کند زود\nحق باطل وباطل كندت حق بمظالم\nاز حق چه قدر فرق بود تا عدم حق\nاین است که رشوت دهد این علم بظالم\nظلم است بمعنای حقیقی همه رشوت\nعدل است که از رشوت ظلم آمده سالم\n( محمود ) گذر از سخن رشوت منحوس\nرشوت بسر راه ضلالت سلالم (۱)\n\n( غزل )\nای مسلمانان بود وقت مدد کاری هنوز\nهست ما را يك بدیگر فرصت یاری هنوز\nچشم بهبود است اگر مرهم نهید از اتفاق\nنیست زخم روم و ایران آنقدر کاری هنوز\nچارهٔ این کار باید ساختن پیش از وقوع\nنیست از بهر خدا چون وقت ناچاری هنوز\n\n(۱) سلالم جمع سلم است که بمعنی نرد بانهاست"}
{"book": "adl0616", "page": 644, "text": "صفحه ۱۳ سال دوم شماره ۱۶\n\nچون زنان در خانه روز و شب زغم خوردن چه سود کاش کردی کاشکی این دام ودد یکیک نبرد\nهست بازی فرصت مردانه همجواری هنوز گرچه شیر ترک دارد میل خونخواری هنوز\nمیتوان در فکر آزادی پرو بال زدن کافران بر کین ترکان بسته از هر سو کمر\nنیست در دام کسی ما را گرفتاری هنوز این عزیزا را چه باشد بیش ازین خواری هنوز\nآبیاری میتوان کردن بکشت آرزو بی سبب کشتند پیران بی گنه فرزند و زن\nاینقدر آب است در جوی توان جاری هنوز نیست در قوم نصاری مردم آزاری هنوز\nخواب غفلت نیست لازم در چنین روز مصاف سوختند ای وای در آتش مسلمانان ببین\nوقت بیداریست یاران وقت بیداری هنوز نیست در نصرانیان رسم شکاری هنوز\nچند باید بود مست بادهٔ بیغیرتی میتوان دادن بترکان دلیریها دوستان\nباشد ای ارباب غیرت وقت هشیاری هنوز بیدلیها چیست باشد وقت دلداری هنوز\nمیتوان بیرون نمودن دست همت زآستین پا برون نهاده از حد قوم بلغاری هنوز\n\nقصر بادشاهی\nمتصل ماشین خانه مبارکه دار السلطنه کابل\n\nیا نیاوردند کم ترکان پردل در مصاف دلخراشهای بسیار است گفتار مرا\nمیکند بسیار انوربی چکر داری هنوز من کمی گفتم کمی گفتم زبسیاری هنوز\nقبلهٔ دین را نگهبانند ترکان این زمان نیست پیدا بر عزیزان جایگههای سینه ام\nجان و مال و سر از ایشان صرفه میداری هنوز نیست خون از زخم پنهان دلم جاری هنوز\nقبلهٔ دین کعبهٔ اسلام از ما می رود\nچند گوئی ای مسلمان حرف دینداری هنوز\nبغیر از غیرت دین مسلمانی مباش\nچون بسوی قبلهٔ اسلام رو آری هنوز\nکشته مستغنی ز خود ز ظلم کافران\nای مسلمانان چه باشد جای خود داری هنوز\n\n( شعر )\nزادهٔ طبع بندهٔ ناچیز میرزا محمد عزیز کاتب ادارهٔ سراج الاخبار افغانیه که بطریق مناجات از در گاه قاضی الحاجات در حق برادران دین و ملت خود دعا کرده\n\nالهی مرهمی نه این وجود خستهٔ ما را\nبفضل خویشتن بکشا عقود بستهٔ ما را"}
{"book": "adl0616", "page": 645, "text": "صحیفه ١٤ سال دوم شماره ١٦\n\nکجا شد مهدی آخر زمان یارب تو امدادی ( کامرانیست حب دين ووطن )\nبطوفان بلا غرقاب کن قوم نصارا را ( زنده کانیست حب دین و وطن )\nزحد بگذشت ظلم قوم بلغاری و ایطالی ( در طربخانهٔ زمین و زمان )\nبه امداد مسلمانان رسان يارب مسيحارا ( جاودانیست حب دین و وطن )\nچه ظلمی کو نکردند این گروه عیاش يارب ( کور به سکته خوان لایعقل )\nچه خواهند گفت این گیران جواب روز فردا را ( که روانیست حب دین و وطن )\nلباس خیالی را به بر کردند این غولان ( بنگر امروز در خود فردا )\nنموده پیشه خود کشتن و تاراج و یغما را ( بیوفا نیست حب دین و وطن )\nبیائید ای مسلمانان که دستی اتفاقی را ( زینهار از غم دو این مگذر )\nبهم بدهیم و بفشاریم قوم بی سرو پارا ( شادمانیست حب دین و وطن )\nندارند این گروه ذرهٔ از خدا ترسی ( جوئیت عزت دو عالم را )\nبكذب و افترا بندند با خود دین عیسی را ( چه نشانیست حب دین و وطن )\nکجاشد حضرت عیسی که تا این قوم ملعون را ( من به ایما نموده ام تضمین )\nزند گردن کنند بیرون بگیرد روی دنیا را ( نه نهانیست حب دین و وطن )\nکجاشد احمد مرسل خدایا زود امدادی ( منتش را به نقد جان بپذیر )\nرسان یارب تو سردار و شفیع روز عقبی را ( رایگان نیست حب دین و وطن )\nمحبانیکه در جنگ اند با باغیان یارب ( شکر باید نمودنت شب و روز )\nخداوندا فتوحی ده تو آن مردان مولا را ( مهربانیست حب دین و وطن )\nالهی باد طوفانی رسان پر کشتی بلغار ( گرچه رفته هزار و سه صدوسی )\nبکن باك از وجود این خبیثان روی دربارا ( الف ثانیست حب دین و وطن )\nعزیز از سوز دل بادرگهٔ حق التجا میکی ( بست تفسير كرده ( مذنب ) )\nکه ای یارب بشهر خود سیه کن روی اعدا را ( آسمانیست حب دین و وطن )\n\nفاجعهٔ پاریس\n( ما بعد از شماره ( ١٥ ) سال دوم )\n\nبكمال بأس وحسرت بحال مرگ عودت نموده بود همانشب يك عرابه درانه در پیش دروازه خانه بابا وینیو نیز توقف ورزیده بود. مادام آنغو که بحسب وعده از پنجره خانه خود بیرون را به انتظار دیده بانی داشت دید که اول از عرابه موسیویی که پیش از یکروز با او ملاقات کرده بود برآمد و دست یک زن جوانی را گرفته به بیرون برآمدن از عرابه معاونت کرد و بعد از ان هر دوی شان در خانه در آمدند. و يك آدم دیگری را نیز دید که در پشت عرابه خود را پنهان چسپانیده بود و مجرديكه عرابه توقف نمود بكمال سرعت فرو آمده به آنطرف دیگر گریخت ، بنا برین دایه خدمتکار و شا کرد خود را آواز داده گفت : دورونه ! چابك برو شمع های شمعدان را بیفروز بر آتش بخاری یکچند چوب دیگر بینداز ، مهمانان ما آمدند . مادام آنغو بعد از انکه این امر را عطاء نمود برای روشن ساختن زینه يك لامپی بدست گرفته از اوتاق برامد که درین اثنا باین مکالمه موسيو و مادامیکه برزینه بالا میشدند فرصت شنیدن یافت : مادام — امان يارب مرا بچه سان جاها آوردی ( روبر ) ... ا ... میترسم . موسیو — مترس ، مستريح باش عزیزه ام ( ها ترييت ) اكرجه اینجا لایق آمدن توئیست اما چه چاره که از هر جا زیاده تر در نجا محافظه و تکیه ها نیست ممکن میشود از انسبب به آمدن درینجا مجبور شدم دایه چون اینسخنان شانرا شنید گفت : بیائید محترم مادام ! بالا بیائید . در حق تان بدرجهٔ فرانیچه ها حسن معامله میشود . بیرون هوا سرد است حالانکه اتاقیکه برای اقامتگاه شما تخصیص شده بسیار خوب کرم شده ،"}
{"book": "adl0616", "page": 646, "text": "صحیفه ۱۵ سال دوم شماره ١٦\n\nسخنان هر رقم\n\n( قیمت بوسه فروشی )\nارزان گمان نکنید ! ... قیمت بوسه بسیار بالا شده است . على الخصوص در امریکا درین اواخر قیمت این حرکتی که از پیش آمدن دو لب بريك دیگر تشکیل یافته و نام آنرا ( بوسه ) نهاده اند و شاعرها در انبیاب طوفانها کرده اند تا به چار پنجهزار دولار رسیده است . اما به بینید که چسان ؟ دو سه سال پیش ازین در شهر نیورک امریکا از طرف يك جمعیت خیرات ومبرات يك بازی تیاتر ترتیب میشود که هر قدر و جهی که ازان تماشا حاصل شود بفقرا و محتاجین تقسیم گردد . بواسطه این بازی پیشه بسیاری جمع می آید ولی یکی از ( آقتریس ) ها یعنی زنان رقاصه بازیگر تیاتر که در حسن و جمال و رعنایی و جوانی ممتازه بود برای افزونی حاصلات ، و حاصل کردن ثواب در راه خیرات ومبرات يك چاره دیگری می اندیشد و هماندم به اجرا کردن این تصور خود آغاز میکند ، و يك اعلان بوسه فروختن خود را ترتیب داده ، وقیمت بوسه خود را برای هر صنف اشخاص جدا جدا نوشته در بازیگاه می آویزد که آن ازینقرار است : از کسانیکه تا به ۱۹ سال عمر داشته باشند برای يك بوسه ( ۹ پنس ) گرفته میشود .\n\nاز ۱۹ ساله تا به ۲۵ ساله ( ۱ شلین )\nاز شاگردان دار الفنون ( ٣ شلين )\nاز ۳۵ ساله تا به ٤٠ ساله ( ٤ شلين )\nاز مردان پیر خود ده سال ( ٥ شلين )\nاز رئیسهای تیاتر ها ( ۸ شلين )\nاز ملیونرها یعنی کردریتی ها ( ۳۰ شلین )\nاز آفتورها یعنی مردان بازیگر تیاتر ( ٦ شلین )\nبه اخبار والا ها ( مفت و رایگان )\nاین آفتریس نو جوان با حسن و آن مجردی که این اعلان بوسه فروشی را می آویزد در میان چار پنج ساعت یکمدتی جمع و میزان حاصلات جمع آمده گی قیمت بوسه آن نازنین به چار پنجهزار دولار میرسد ، مبلغ مذکور را بتمامها خود جناب بوسه فروش در دسیال خود انداخته به دایره تقسیم کردن امانه فقرا و محتاجین شهر نيورك برده تسلیم میکند ، ولی چون اینخیر بدیگر جمعیتهای خیراتها و مبراتها میرسد از طرف آنها نیز جناب آفتریس بوسه فروش رجانامه ها تقدیم میشود که برای آنها نیز همچنین يك بازار بوسه فروشی را باز نماید .\nآبادخساره جناب آفتریس نثارده باشد .... - راج الاخبار افغانیه\n\nدر انجا از سه چار ساعت متمادیاً آتش افروخته شده ... زنی که آمدنی بود به امتحان مادام مقابله نکرد تنها بر بازوی موسیونی که ( روبر ) او را نام گرفته بود تکیه زده برزینه بالا برامد ، و رهبری مادام آنغو داخل اتاق شده و در پیش بخاری نشسته هماندم پایهای نازك و لطیف خود را به آتش به کرم کردن آغاز نهاد . روی زن بايك دسمال نقاب کلفتی مستور بود . لباس فراخی که در برداشت اگر چه شکم داری زیرا از نظر ناواقفان این آن پنهان میداشت ولی مانند مادام آنغو يك کاریگر این کار بیک نظر دانست که زن هم شکم دار است و هم آخر ترین پیام شکم داریش هست . اما مادام آنغو ازین هم به تعجب افتاد که این زن از چنان زنهای وجود دار تنو مندی نی بلکه نازك بنيه وريزه بيزه يك رنگیت . لهذا از زن پرسید که : آیا تا به ایندم مادام چیزی زحمت کشیده اند ؟ زن اگرچه جواب نداد ، ولی موسیو گفت :\n\nبلی يك کمی بیشتر که در عرابه می آمدیم بسیار درد و اضطراب کشید حتی بدرجه رسید که ترسیدم مبادا در خرابه بزاید . مادام آنغو حالا مادام مهربانی کرده سوالهای مرا بدرستی جواب بدهند تا بدانم که وقت زائیدن نزدیکست یا دور ؟ مادام حامله اگرچه جوابدادن سوالهای شما آسانست ولی در پیش روبرو گفتن آن نمیشود . رجا میکنم روبر : يك كمی بیرون برائید و مارا تنها بگذارید . روبر به این امر اطاعت کرده بیرون بر آمد . اما در وقت بر آمدن شانه های خود را بموضع تحقیر آمیزی از بالا کردن فروداری نکرد که يك چشم تیزیی معانی غدر و خیانت را ازان آشکار میخواند . زن حامله که نامش از زبان مرد ( هارییت ) شنیده شد چون با دایه تنها ماند دسمال نقاب خود را برداشته بسوالهای دایه جوابدادن گرفت .\n\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 647, "text": "صحیفه ١٦ سال دوم شماره ١٦\n\nناموران جهان علم ثروت ملل\n\n( ما بعد از شماره ١٥ سال دوم )\nكمن هدم ركنى ملكة وسط المحلة\nسيد القوم الامال حتى نار أوسط ظله\nجعلت نار عليهم دار هم كالمضمحله\nيعنى : - كمن كه در ميان شهر هلاك كرديد ركن خانمان مرا غلطانيد . كمن سيد ذيشان قوم بود . مرگ بصورت يك آتش سوزانى در ميان يك ابر مطلعى برو رسيد . و با آن آتش عذاب دار و ديارشان مضمحل گرديد .\nاسلاف عرب در اول حروف كتابت عربيه را بعده حروف همين شاهان مدين وضع و ترتيب نموده بودند . و بعد از بسيار زمانها ( تخذ ) و ( سطع ) را نيز پيدا كرده به آنها ضم و رديف ساخته حروف القيارا تكميل نمودند كه حروف تخذ و سطع در اصطلاح علم ادب حروف ( روادف ) ازين سبب گفته شده است .\n\nاخت حاذوق : - همشيره حاذوق خارجى ميباشد كه در نظم اشعار صاحبه يد طولا بود . مضامين بسيار غريبه در شعرهايش ديده شده است كه اين يك بيت از و مذكور است :\nاقلب عينى فى الفوارس لا ارى حزاة وعينى كالحجاء من النظر\nدرين بيت چشم خود را به حباب تشبيه داده كه در درياى اشك جولان دارد . الحق كه مضمون براى شمرده ميشود .\n\nاخت المقصص الباهلية : - همشيره مقصص نام مرد دلاور يست كه از قبيله باهله عرب بود . و در هنگام حكومت حضرت ( عبدالله ابن الزبير ) رضى الله عنه بدست جماعت ( فى منند ) بقتل رسيده است . يك دختر شاعر فصيح با كمالى بود كه اين دو بيت از مرتبه ايست كه در حق برادر خود گفته است :\nيا طول يومى بالقليب فلم تكن شمس الظهيرة تتقى بحجاب\nو مرجع عنك الظنون رأيته ورأيته قبل تأمل المرقاب\nدر بيت اول از درازى آن روزى كه در ( قليب ) نام موقع بحث مانده كه در ان روز از غم بسيار چنان گمان ميكرد كه هيچ شب نخواهد شد . در بيت دوم به برادر خود خطاب كرده ميگويد كه تو همان بهادرى كه در هر معركه چون در آيى مردمان به انديشه ميشوند كه آيا باز همان مرد ميدان و فا خواهد بود؟\n\nارجمند بانو بيكم : - در قاموس الاعلام نوشته است كه ارجمند بانو بيگم نام اصلى زوجه ( شاه جهان ) پادشاه است كه دختر وزير آصف خان بود . در سنه ١٠٠٠ هجرى تولد يافته و در سنه ١٠٢١\nباقى دارد\n\n( ما بعد از شماره ( ١٥ ) سال دوم )\nچايخانه بنوشيم تصور نمائيم : چاى آنرا در چين ميبايم كه آنرا در واپورها يعنى كشتيهاى بخارى بار كرده به بمبئ ، و يا كلكته مى آورند . و از انجا در ريلها انداخته تا به پشاور ميرسانند و از انجا بر شترها و يابوها باز كرده بكابل مى آورند . فنجان آنرا كه ميداند كه از خاك و فايريك كدام ملكها ، و قند آن را از امريكا و اوروپا بچقدر عملها و صنعتها و نقل كردنها تا بدكان سماوار چى رسيده است . كه اگر مخارج و مصارف آنرا با سعيها و كوششهاى ميليونها نفوسى كه در راه استحصال آنها بخرج رفته حساب كنيم حيران ميمانيم كه براى دو پيسه گپ چه چيزها در دنيا ميشود . اين عمليات گوناگون هر يك در جدا جدا ملكهاى دور دست اجرا شده است . پس ميبينيم كه براى يك فنجان چاى كه ما در يك دكان سماوار چى كابل مينوشيم اقوام مختلفه آسيا و امريكا و اوروپا وغيره جملةً كوشش ورزيده اند . و بنا بر قاعدة تقسيم اعمال بعضى زراعت ، و بعضى به فابريك ، و بعضى بكشتى سازى وغيره وغيره كار كرده اند تا نوشيدن آن يك پياله چاى ما را ميسر شده است .\nهيچ يكى از قواعد كليه نيست كه از محذور ، و مضرت سالم شده و ايراد گيرى و اعتراض بران نشده باشد . اين است كه قاعده تقسيم اعمال نيز از قرار ذيل اعتراضها را مظهر شده است : بعضى ميگويند كه اصول تقسيم العمال قوة استحصالية اشخاص را كوتاه و محدود ميسازد . يعنى يك شخصى كه قوت و استعداد حاصل كردن بسيار كارها را داشته باشد ، و بقاعدة تقسيم اعمال كار كند تنها بيك نوع و يك رقم كار عادت گرفته مانند يك ماشينى ميشود كه بغير از همان كار دگر هيچ كارى از دستش نمى آيد . و چون از آن كار محروم بماند تا بديگر كار ملكه و مهارت پيدا كند معطل مانده موجب معذوريت و پريشانى اش ميشود . حالا آنكه در مملكتهاى كه از راه مدنيت بسيار پس مانده اند ، باز هم يك دهقان عادتى را مى بينيم كه قلبه را خودش\nباقى دارد\n\nاعلان\nكتابهاى فارسى — انگریزى — اردو — و رومکهى -- پاشا وغيره براى تسليم ابتدائى بفروش ميرسد .\nالمشتهر\n( بالکرشن دازی سر مدرس مدرسه اهل هنود نمبر ٢ )\nدر شور بازار کابل\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\n\nدر چاپ خانهٔ حروفى دار السلطنه کابل طبع گرديد"}
{"book": "adl0616", "page": 648, "text": "( اء ) ————— (الان)\n\nكتب دارالتاليف بيت العلوم حبيبيه\n\nشماره اسم کتاب قیمت کیفیت\n١ رسالۀ اول دینیات یک عباسی درین رسایل مسایل عقاید و اعمال دینیه بعبارت آسان و روشن نوشته شده و از کتب معتبرۀ عقاید اهل سنت و جماعت وفقه شریف انتخاب شده است\n٢ رسالۀ دوم دینیات پنج شاهی\n٣ رسالۀ سوم دینیات یکفران\n٤ سراج العقاید حصۀ اول سه شاهی\n٥ سراج الفقه حصۀ اول دوعباسی مسایل فقهیه و احادیث اخلاقیه برای درجۀ وسطیه بزبان عربی نوشته شده\n٦ سراج الفقه حصۀ دوم ده شاهی\n٧ سراج السیر احوالات حضرت سیدالسادات یکروپیه حالات حضرت رسول مقبول از ولادت تا وفات بطرز اجمال از کتب سیر و تاریخ انتخاب شده\n٨ رسالۀ علم طبیعیات چهار عباسی مقدمات ابتدائی فلسفۀ طبیعیات از انگریزی ترجمه شده و اصطلاحات معرفی نوشته شده است\n٩ سراج الحساب حصۀ اول دو روپیه برای تعلیم حساب درجۀ مبانیه از کتب معتبرۀ انگریزی ترجمه شده و به اوزان و سکه جات افغانستان حل مسایل شده است\n١٠ تحریر اقلیدس فارسی اول و دوم روپیه بقرار قواعد جدید از اقلیدس انگریزی ترجمه و انتخاب شده و سوالات\n١١ ايضاً سوم و چهارم دو روپیه هر مقاله علیحده به آن الحاق یافته\n١٢ مرآة الارض مختصر جغرافیۀ دنیا یکروپیه مختصر جغرافیه دنیا میباشد\n١٣ احسن القواعد (صرف و نحو فارسی) یکروپیه قواعد صرف و نحو فارسی میباشد\n١٤ قاعدۀ فارسی بطرز جدید (برای امجد خوانان) يك ستار الفبای مخصوص زبان فارسی میباشد\n١٥ رسالۀ ضرب زبانی (برای تعلیم ابتدای حساب) پنج پیه برای تعلیم حساب درجۀ امجدیه تالیف شده\n١٦ کتاب اول فارسی یک عباسی ضروریات اخلاق و عادات حسنۀ مفیدۀ اطفال از کتب معتبره انتخاب شده\n١٧ کتاب دوم فارسی پنج شاهی\n١٨ کتاب سوم فارسی دو عباسی\n\nالمشهر يكى از اعضاى دارالتاليف بيت العلوم حبيبيه ( حقير عبدالرب )"}
{"book": "adl0616", "page": 649, "text": "( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا )\nو دو کتابچۀ ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (٢٥) بیست و پنجروپیه کابل\n\nسیاحت پر دورا دور کرۀ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانۀ طرز جدید بسیار شیرین است که هم افسانه میتوان خواند، و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی بایستی جای قیمت (٢) دو روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگران که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار اشتهار و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر اشتهار کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار پیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ - اينچ — ٤ — سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 650, "text": "سال دوم شماره ۱۷\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nعدالت پرویهای اعلیحضرت همایونی ( عدالت چه کلمه مقدس است :)\n\nحوادث داخليه\nدربار معالی بار یوم سه شنبه ۲۹ جمادی الاول سنه ۱۳۳۱ محتوی بر سخنان علمی و فنی و فواید صنایع و ماشین خانه اسلحه سازی کابل و مصرف چوب سوخت و بنیاد نهادن فابريك الكتريك در موقع جبل السراج وارادة سفر خريت اثر اعليحضرت همایونی در غزنین و بنياد شهر جديد وملاحظة بند سراج — مراسم امر مسنون نكاح ذات فخامت پناهی حضرت نائب السلطنه صاحب در جلال آباد — مراسم نامزدی حضرت صاحبة مكرمة محترمه همشيرة ذات شوکت سمات اعلی حضرت همایونی بجناب شجاعت نشان برگد محمد یونس خان — كمان افسری قندهار ترفيع منصب — زلزله —\n\nمکتوب از مصر\nکیفیت تشریف فرمایی حضرت صاحب چهار باغ جلال آباد به سر و حرکت نمودن شان به بیت الله شریف و مژده رسانی مبارکبادی دامادی شهزادگان جوان بخت جناب معين السلطنه صاحب و جناب عين الدوله صاحب بجناب مدير سراج الاخبار افغانيه —\n\nحوادث خارجیه\nاجمال سیاسی — آسیا باید از آسیانیان باشد — چهره نما زایون و نجات دول آسیا — افغانستان و بريتانيا — خلاصة اخبار ملت — تحريك مبارك انجمن خدام کعبه از اخبار زمین دار — نطق رقت امیز اعلی حضرت همایونی — مکتوب داکتر انصاری سر کرده وفد طبی هند از اخبار کامرید... — جنگ بلقان — تقریر وزیر خارجه جرمنی و مسئله سقوطری — جوش آستریا — پله — شکایت واهبه از سراج الاخبار الفضائيه —\n\nمقاله مخصوصه\nفن ژئولوژی — یعنی طبقات الأرض\n\nادبيات\n( کوشش )\n\nناموران زنان جهان\n( يك تشبث في سراج الاخبار افغانيه )\n\nعلم ثروت ملل\n\nفاجعه های پاریس\n\nیاد آوری\n\nاعلان\n\nتصاویر\nذات شوکت سمات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه باوقار کوه تمکین در کوه پرشکوه پغمان از ارتفاع ده هزار فوت مناظر طبیعت را تماشا میفرمایند — از مناظر جشن عروسی حضرت معين السلطنه صاحب در حین حضوری بيك رواق وشكوه عديم الأمثال بادوات بسیار بزرگ... — يك سپای اعلیحضرت میکادو امپراطور سابق ژاپن — اقتباس از هدایت العرائسيه ایران — معاینه تفنگها و مترالیوزها در ماشین خانه دار السلطنه کابل — منظره تعميرات پل سراج پغمان"}
{"book": "adl0616", "page": 651, "text": "اعلان\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسایهٔ فیوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان ما نو در دارالسلطنهٔ محروسهٔ کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك اين نامهٔ گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم، و حب دولت و وطن، و توجه بسوی علم و فن، دینی، سیاسی، ادبی، اجتماعی، فی يك اخبار فواید نادریست که در صفحه های محدود، فواید غیر محدودی مندرج دارد . ( سراج الاخبار افغانيه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یکانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که يك توجه خاصی و يك هوس مطالعهٔ باخلاصی بسوی او عطف نمایند . ادارهٔ در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايتدرجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته، و برای خوبیٔ مضامین مندرجه و خوبیٔ کاغذ و حسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده، و تجارت را کمتر منظور داشته است درينوقت در ماه دو بار یعنی در غره و یازدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود، و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هرانقدر که تعداد مشتركين كرام، و رغبت خوانندگان عظام بیفزاید، البته در ترقی او نیز خواهد افزود . قواعد اشتراك از قرار ذیلست :\n\nدر دارالسلطنهٔ کابل قیمت یکساله اشتراك آن ۸ هشت روپیه کابلی – ششماهه آن ٥ پنج روپیه کابلی . در ولایات داخلهٔ دولت علیهٔ افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی – ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی . در ممالک خارجه چون هند و ایران و ترکستان روسی وممالك عثمانی واوروبا يكساله ۱۰ ده روپیه انگلیزی – ششماهه ٦ روپیه انگلیزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانهٔ دولت علیهٔ افغانستان، در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیهٔ افغانستان، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی، ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما چون وجه يكساله يا ششماههٔ اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری میگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ١٥ پانزده روپیه گلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 652, "text": "صحيفه (۱) سال دوم شماره (۱۷)\n\nسراج الاخبار\nايدنك آقاسی مدير حضور اعلیحضرت همايونی\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابل\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل ) همۀ امورات تحريريه به اداره خانه بنام مدير فرستاده ميشود قيمت يك نسخه آن در كابل يك عباسى است\n\nتاريخ عربی ۱۵ جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱ تاريخ انگريزی ۲۲ می تاريخ شمسی يکم جوزا ۱۲۹۲\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه و بسی مقالات مفيده درج ميشود\n\n( علويت اندر علويت )\n\n◄ ذات شوكت سمات پادشاه باوقار كوه تمكين العالی حضرت سراج الملة والدين در كوه پرشكوه پغمان ) ازده هزار فوت ارتفاع مناظر طبيعت را تماشا ميفرمايند"}
{"book": "adl0616", "page": 653, "text": "صحیفه ۲\nسال دوم\nباره ۱۷\nعدالت پروریهای اعلیحضرت همایونی\nهمان باریست که هر دو طرف آن برابر باشد که یکمال آسانی\nمنزل میرسد .\n( عدالت ) ، چه کلمه مقدس ! هر انقدر که در تعریف\nشاهین ترازوی عدالت هرمات و جمعیت بادشاه آن ملت و جمعیت\nو توصیف آن سخن گفته شود باز هم سخن ناتمام میماند . از وقتیکه\nاست. چنانچه تراز و بدون شاهین آن از نشان دادن برابری\nدنیا خلق شده، و همانقدر علما و حکماتی که بدنیا آمده\nوزنها عاجز است همچنان ملتها وجمعيتها على الخصوص ملتها و جماعتهای\nهمه شان درین باب به جلدها کتابها نوشته و مخروارها سیاهیها\nاسلامیه بدون وجود بادشاه از عدالت محروم میاند .\nصرف کرده اند. لکن هیهات به آنرا بحق آن تعریف کرده توانستند\nمار است وقت شکر و ثنا پیش کرد کار\nو نه توصیف آرا به انجام رسانیده توانستند لاجرم این محرر عاجز\nیکبار تی هزار بصدها هزار بار\nبا وجود این همه بی بضاعه كي در يك مقاله مختصره چسان در باب تعریف\nخلاق ذو الجلال عنایت ما نمود\nو توصیف آن خامه جنبان جرأت شده خواهد توانست ؟\nيك بادشاء عاقل بافيض وعدل وجود\nآنانی که بهزارها از نفوس بی بشر را بزنجیرها بسته عرابه های\nروز جلوس او پسر تخت سلطنت\nخودشان را بردوش شان کشیدند نیز از عدل و حق بحث را ندند\nشد روز اول شرف و تخت مملکت\n(۱) : آنانی که به لكنها بنی نوع انسانی را قتل عام کردند باز هم\nالحق که شرف، سعادت، عدالت، ترقى تعالى ، ملت افغان\nعدل و حق گفتند (۲) : آنانی که بی زنان مرد آنرا در آتش\nو مملکت افغانستان از روز فیروز جلوس ميا من مأنوس ذات\nانداخته خاکستر ساختند باز هم از عدل وحق دم زدند (۳) : آنانی که\nقدسیت صفات پادشاه با دانش و دین ما اعليحضرت ( سراج المئة\nهزارها نوع اشکنجه ها و عذابها برای تعذیبات انسانی\nوالدین ) آغاز نموده است . از ان روز فیروز سعادت اندوزا بواب\nاختراع کرده عالمی را به آن محو ساختند باز هم آنرا نام حق و صواب\nمرحمت و احسان ، و شهراه عدالت و عرفان بروی ملک و ملت\nنهادند (٤) : آنانی که عملیونها نفوس را اسیر ساخته از حقوق\nافغان باز کردید که ما بعضی از ان عدالت پروزیها را درین شماره\nآزادی شان محروم کردند باز هم زمزمه عدل و انصاف سرودند\nخود سرلوحه افتخار مينائم :\n(٥)\nاولا این را عرض کنیم که زمان سعد اقتران اعلیحضرت پادشاه\nیکی در اوج عزت، یکی در حضیض مذلت ، يكي مالك مليارها\nبزرك ذي شوكت و شان خانان جنت مکان اعليحضرت ( ضياء المله\nثروت یکی سرگردان، يك لقمه نان معیشت ، یکی مشغول هوا\nوالدین امیر عبد الرحمن خان ) رحمة الله عليه بجنان يك وقت پرشورش\nوهوسات ، يكى محكوم تازیانه جفا وتشددات ، يكي مستغرق لذات\nو اختلالی تصادف نموده بود که اهالی افغانستان سرا سرار دایره\nوتنعمات، يكي مجبور احضار آن سفاهات، یکی در کلش ، یکی در کاخن\nنظم و نسق بیرون برآمده و همه مملکت در يك هرج و مرج\nیکی در گلزار ، یکی در بیکار! همه عدل ، همه داد، همه حق جمله\nطفیان سرکشی عظیمی در آمده بود اقوام و قبائل مختلفة\nانصاف ! ... بغیر ازین چه گفته شود. بجز همین چه نوشته شود.\nافغانستان بانواع خودسری ها و بی احجامها عادت گرفته در هر هر طرف\n.... حالا ازین گونه محاكمات محير العقول ، وانجنين حكميات معجز\nخانی ها ، و دره بیکی ها خود مختار انه تشکیل یافته بود که تا بوقت\nالفحول صرف نظر نموده از قدسیت و عظمت ( عدالت) چیزی\nآوردن آنها را در زیر دایره قانون و نظام ، وانقياد و اطاعت تمام\nبنگاریم :\nبه استعمال شدت وحدت مجبور شدند . و بمجازات بسیار شدیده\nعدل ، داد ، حق ، انصاف ، خوبی ، نیکونی ، احسان .\nکونا کوئی سرکشان و باغيان و عاصياترا بر جاده راستی و استقامت\nشرع ، قانون جمله کی عبارت از اصلاح و درستی می بذر است .\nبراه آوردند و به اینصورت رفته رفت، چنان يك امن و اماني ،\nعدل ، عبارت از يك حال و يك نظامیست که زندگانی جمعیت انسانهار\nو چنان بك آسایش تمامی در ملک شاهانه شان قایم فرمودند\nدر يك قوام وانتظام تمامی در آورده شیرازه جمعیت بشربه را از بی\nکه در هیچ طرف نام دزد و رهزن و باغی و عاصی را کسی نمی شنید .\nانتظامی شهر و ضرر وقايه و محافظه مینماید. و انسانها را در عقب\nوقتا كه ذات مراحم صفات اعلیحضرت بادشاء حقایق آگاه\nخيرها ونكوئی ها میدواند . عدل برابریست که ظلم ضد آنست ظلم\nعدالت آئین ) سراج الملت والدين حضرت امير حبيب الله خان )\nچیزیست که برابری دران نباشد و هر چیزیکه در غیر موضع\nایده الله بالنصر الى مديد الزمان تخت عالی بخت سلطنت سنيه افغانستانرا\nآن وضع شود ظلم گفته میشود . عدل خیر و احسان است ، ظلم\nبوجود قدسیت آمود معدلت نمود همایونی شاهانه شرف اندوز\nدر و خسران ظلم بارکج است که هیچوقت بمنزل نمیرسد . عدل\nعزو مباهات فرمودند ابواب رحمت و عدالت را باز فرموده و تجلی\nجلال را بجمال تبدیل داده عدل رحم ، عفو ، كرم ، رأفت .\nشفقت را پیش نهاد مسلک همایونی فرمودند .\n(۱) فرعونهای مصر ویز انسیها و غیره (۲) آئیلاها چنگیز ها هلاکوها\nتمور ها بلغارها و غیره (۳) بادشاهان ببود و رومانيهاء (1) انگیز یونها .\n(۰) انگیزها و روسها و غيره ."}
{"book": "adl0616", "page": 654, "text": "شماره ۱۷\nسال دوم\nصفحه ۳\n\nعفو عمومی را اعلان فرموده بصدها عایله های که از خانه باك وطن بادیه چهای غربت پر محن بودند باز به نعمت مراجعت وطن نایل و سزاوار، و آسوده نشین امن وامان خاك بالك فيوضات آثار گردیدند، و غیر از انکه مظهر عفو شاهانه شده بر جرایم سابقه شان رقم عفو کشیده شد باملاك و عقار و تنخواه نیز سرافراز شدند.\n\nدر ابتدای جلوس میامن مأنوس همایونی مبلغ خطیری از باقیات مالیات سنوات گذشته بردمه رعایای صادقه شاهانه باقیمانده بود. ذات اعلیحضرت همایونی شان از کمال عدالت و مرحمت پروری که در قلب سلیم بعدالت مستقیم شاهانه شان در حق تبعه و زیر دستان صداقت و عقیدت نشان همایونی شان داشتند همه آن باقیات مالیات را بخشیدند. و به اینصورت يك رفاهيت ، و ثروت و سعادت عمومی بر ملت عطا فر موده كمال عدل و احسان، و تمام جود و کرم بادشاهی را نمایان فرمودند.\n\nبعضی عوايد و قواعد پر كانت ، و سراسر بدعتی که در اهالی مرعى الاجرا بود و از اترو بی خدارتها و زبانهای کلی برانها وارد و عاید میگردید، و بسبی که از قدیم الایام عرف و عادت شده بود هیچ کس خود را از ان رهایی داده نمیتوانست : مثلا مهر وكايين عروسها آنقدر بالا بروازانه ، ومافوق الطاقه گذاشته میشد که انسانرا حيرت دست میداد و از امر ازدواج انسان را بیزار میساخت، و نیز مراسم فاتحه خوانی و مرده داری بدرجه پر کلفت و پر مخارج بود که غم تدارک اسباب ضیافتهای مکلف آن از غم مرگ مرده بار بار افزونتر بود. لهذا ذات اعليحضرت بادشاه مراحم اكتناه معظم ما این نقصان و زبان اهالی را در زیر نظر دقت گرفته قوانین منتظمی در بناب وضع فرمودند. و آن عواید را در يك حد معینی محدود نمودند .\n\nغیر ازینها بی مرحمها و عدالت پروریهای اجرا فرموده اند که زبان از تعداد آن عاجز است. على الخصوص لغو اسارت يعنى منع فرمودن خرید و فروخت غلام و کنیز - که یکی از بدعتهای بسیار ناگواری در عالم انسانیت شمرده میشد. آیا نوع انسانی که اشرف مخلوقات است چنان مانند دواب و موانی خرید و فروخت خواهد شد ؟\n\nوضع نمودن قواعد استنطاق ، ومنع فرمودن اشکنجه و عذاب نیز یکی از عدالت پروریهای عظیم عصر عدالت حصر اعلیحضرت سراج الملة والدین است. از زمانهای بسیار قدیمی در افغانستان برای اقرار مجرمین انواع اشکنجه ها و عذابها مانند فانه ، وروغن داغ و غیره چیزهای که یاد آن موهای انسا را برمیخیز اند جاری و دارج بود و این اصول غیر از انکه مخالف شریعت غرای اسلامی . و انسانی بود سبب اقرار مجرمین ایز نمیگردید. زیرا بسیار شده است که مجرم به آن عذابها تاب آور مقاومت نشده دیگر بیگناهانرا نیز با خود متهم مینمود یا آنکه مرگ را نسبت به آن عذابها آسانتر و اهونتر دانست. اگرچه مجرم نمیبود برای خلاصی جان اقرار میکرد. الحق که منع فرموده شدن این عمل ناگوار یکی از عدالت پروزیهای بسیار عظیم بادشاه عادل عاقل ذي جود و احسان ما شمرده میشود .\n\nاز زمانهای بسیار پیشتر (سیاه چاه ) نام يك حبس خانهٔ موجود بود که محکوم شدن به قتل و اعدام هزار بار بهتر از محکوم شدن مجلس سیاه چاه بود. ناول ( مونته کریستو ) را البته بعضی از قارئین کرام مطالعه کرده خواهند بود . آن حبخانهٔ مونته کریستو نسبت به سپاه جاه کابل جنت شمرده میشود. بريك به يك جاهی بسیار عمیقی کنده شده بود. داخل آن چاه را کنده کننده برداره ها و خانه های جدا کانه تفریق داده بودند. محبوس را از مدخل چاه باریسمان آویخته در ان می انداختند، و مأمورهای مخصوصه هر کدام را جابجا کرده سر و گردن شان را پزنجیرها می بستند. مأكولات ومشروبات شان از دهن چاه برای شان انداخته میشد. ذات مراحم صفات عدالت آئین اعلیحضرت بادشاه مقدس بادانش و دین ما این مجلس منحوس سیاه چاه را از بیخ و بن برانداختند. و نام و نشانی ازان نگذاشتند دیگر حبسخانه ها را نیز برداشته بعوض همه آنها يك حبس خانه بسیار منتظم بزرگی که بر دو ابر مختلفه نسبت به نوع محکومیت و مجازات تفریق شده بنانهادند. درین حبسخانه به آموختن صنعت و اصلاح نفس محبوسین کوشش ورزیده میشود . از نقطه نظر حفظ صحت ، وموافق عدل وحقانيت محال محبوسین پرداخته میشود . آنانی که جزای شان سخت تر باشد دایره حبس شان نیز فراخوره حال شان ترتیب یافته ، و آنانی که جزای شان خنیفر است دایره حبس شان نیز اهون تر تشکیل داده شده است الحق که این مرحمها و اینگونه عدالت پروریها از ان چیزهائی نیست که ملت افغانی از عهده شکران آن برآمده بتواند. سزاوار است که صحیفه های تاریخ ملی این حوادث عدل و داد اعلیحضرت بادشاه مراحم بنیاد ما را به آب زر بنویسد . و تذکار این اعدالتیروریهای شهریار معدلت مدار کرم کردار خود ما را براوحه های قلوب صداقت مجلوب خودمان تا به ابد حك نمائيم .\n\nحَوادِث داخِليه\n\n( دربار معالی بار )\nيوم سه شنبه ۲۹ جمادی الاول سنه ۱۳۳۱ هـ نسخة سابقة سراج الاخبار افغانيه تشريف موكب سعادت موهب همایونی را سرلوحهٔ فخر و مباهات خود ساخته کیفیت"}
{"book": "adl0616", "page": 655, "text": "شماره ١٧ سال دوم ٤\n\nورود شوکت مورود بادشاه دل آگاه مقدس معظم محبوب القلوب خود را بايك قلم بهاری رقم بصداقت توام بنظر قارئین کرام جلوه گر نموده بود ، حوادث داخلیه این شماره عاجزانه ما از کیفیت دربار معالی بار نخستینی که بعد از تشریف فرمائی همایونی تشکیل یافته تحت میراند .\n\nکیفیت دربارها را چون در اسناد های پیشتری خود به تفصیل بیان نموده ایم تکرار آنرا لزوم نمی بینیم. و تنها بعضی بیانات مراحم آیات اعلیحضرت بادشاه مقدس معظم خود ما را که هر یک آن جهان جهان حکمت و عالم عالم منفعت را در برداشت و درين دربار بیان فرمودند زيب صحيفه افتخار مینمایم اهل دربار در یوم سه شنبه ۲۹ ماه جمادی الاول به ساعت ۹ صبح بقرار سررشته وقانون مقرری در دالان بزرگ سلامخانه عام جمع آمده بر جوکهای مرتبه آرام گرفتند. همه سلامخانه از ارباب مناصب ملکی و عسکری و مردمان اعزه و اشراف بلباسهای رسمی پر و مملو گردیده بود. تقريباً بساعت ده ذات اعلیحضرت پادشاهی دربار را به تشریف قدوم مرحمت ملزوم همایونی شاهانه شان شرف بخشید، همه مردمان قیام وصف بسته احترام گردیدند. ذات شوکتسمات همایونی به احوال پرسی همه کاردارانوازی فرموده به نشستن امر نمودند برداشت سخن را از بعضی سخنان علمی و فنی نموده از منافع و فواید صنایع وتاريخها بیان و از ماشین خانه اسلحه سازی کابل بحث رانده فرمودند « این ماشین موجود شايد قوت دو صد اسبی است و در هر روز بقدر شصت خروار چوب مخرج میرساند که به این حساب سالیانه بیست یکهزار وشش صد خروار چوب برای آن مصرف میشود. واگر ما یکچند فابريك دیگر بسازیم ، و هر رقم صنایع را در مملکت خود بوجود آریم مخارج چوب آن بمقداری میرسد که چوب مملکت ما آنرا اداره نخواهد کرد، و هم قوة ماليه ما را رخنه دار میسازد و ازین است که ما را بر تشبث بسیار مهم و جسیم بنیاد نهادن فايريك الكتريك در موقع ( جبل السراج ) مجبور ساخت ازین ماشین سه هزار اسب يك قوتی حاصل میشود که برای روشنی شهر كابل و خود قلعة السراج جبل السراج ، و ماشين خانه های موجوده دار السلطنه و بسی فابریکهای دیگر که سر از نو تاسیس آن متصور است کفایت میکند .»\n\nاین بیانات مراحم آیات ذات شوکتسمات بادشاہ ترقی خواه معظم ما بر قلوب همه اهل دربار معالى باريك تأثير خيريت آمال عظیمی برای حال و استقبال وطن حاصل نموده زبانها بدعای سلامتی ذات شاهانه شان رطب اللسان گردید. ذات اعلیحضرت بادشاهی بعد ازین افادات شاهانه از تصور همایونی در باب سفر خیریت از غزنین بحث رانده فرمودند :\n\nانشاء الله خیال داریم که در همین روزها بغزنین برویم. بعضی كمان خواهند کرد که ما هنوز از سفر جلال آباد نو بدار السلطنه رسيده وراحت نکرده باز چرا سفر غزنین را اختیار کردیم حالا که کسانیکه بذکر و تصور شاهانه ما تا یک درجه آگاهی حاصل کرده اند بخوبی میدانند که ما راحت خود را برای راحت و سعادت و ترقى تمامات صادقه و مملکت شاهانه خود آرزو میکنیم مراد ما از رفتن غزنین این است که بند سراج غزنین را ملاحظه کنیم. این بند انشاء الله بك زنده گی و تازه کی نوی بغزنین خواهد بخشید مخارج آن پنج لك روبيه تخمین شده است ما آنرا به پنج حصه تقسیم کرده ایم سه حصه آنرا خود ما و يك حصه آنرا عبد الاحمد خان بركه ، و يك حصه آن براهالی که از آب بند فایده مند می شوند تقسیم کردیده است. ولی چون حصه که براهالی اصابت نموده برای آنکه تکلیف برانها نشود از وجه نقدی عوض خدمت بدنی تحویل دادیم. ذاتاً آبی که ازین بند حاصل میشود همه آن اراضی خود اهالی را آبیاری میکنند، و به لكها جریب زمین غیر مزروع را بزراعت آباد میسازد که آنهمه اراضی بر اهالی تقسیم گردیده موجب رفاهیت و ثروت شان میگردد و در عین زمان خزینه دولت نیز ازان مستفید میگردد و مقصد يكانه شاهانه ما که آبادی ملک و سعادت شئامات صادقه است حاصل میشود . ما هر نهضت نافعی که میکنیم برای شما میکنیم. نان ما ، دربار ما همه از خود شماست خداوند عزوجل چون به اراده ازلی خویش ما را بادشاه شما مقرر فرموده خود را مکلف میدانیم که همیشه بر خیر و سعادت شما کوشش ورزیم و اگر شما به این راضی نباشید به اراده ازلی پرور دكار عظيم الشان خود عصیان ورزیده خواهید بود ..\n\nاین کلمات حکمت آیات اعلیحضرت همایونی همه اهل دربار را بيك جوش و خروشی آورده از دلها و زبانها آوازهای دعا و صداقت و شکر گذاریهای نعمت و عبودیت غليان نمود . بعد از ان ذات شوکتسمات اعلیحضرت همایونی از تصور بسیار عالی شاهانه در باب بنا نمودن يك شهر جدیدی در غزنین ، و از خرابی و قابل نبودن شهر عتیق آن بیانات بسیار واضح و مدللی در میان آورده فرمودند :\n\nخواه در خصوص برقى جبل السراج ، و خواه در باب بنای شهر غزنين به خیال بعضی خواهد رسید که این تصورها از قبیل طول امل خواهد بود. زیرا چون این قسم کارها و نهضتها بصورت آنی و زودی از قوه بفعل نمی آید ممکن است که بعضی آنرا بر طول امل حمل نمایند. حالا آنکه طول امل غير مشروع عبارت از اینگونه تشبثات عالی که ما میگو نیم نیست ، بلکه این گونه اقدامات از قبیل حکایت همان بذرگریست که عمرش بهفتاد سالگی رسیده بود و تخم خرما را در زمین میکاشت پادشاهی در ان اثنا از انجا گذر کرده پرسید که چه میکاری . گفت تخم خرما میکارم گفت، عمرت به هفتاد رسیده، و درخت خرما تاثمر بدهد"}
{"book": "adl0616", "page": 656, "text": "سال دوم شماره ۱۷\n\nاست عالیجاه شجاعت همراه عبد الوکیل خان که قبل برین برکد تند اردل شده بود با فرمان و اراده اعلیحضرت همایون بادشاهی بهمان منصب پر کدی خود در افواج نظامی قندهار بعهده کمان افسری افواج نظامی قندهار سر افراز کردیده است .\n\nترفیع منصب\nبعوض برکد عبد الوکیل خان جناب عالیجاه شجاعت همراه محمد یونس خان که کرنیل رساله شاهی دوم بود در غند اردل بعهده منصب پر کدی مقرر و سر افراز کردید . سراج الاخبار افغانیه هر دو افسران مشار الیهما را از صمیم دل برتبه و منصبهای جلیله جدیده شان مبارکباد گفته موفقیت و کامیابی شانرا بخدمات محوله شان از در گاه باری نیاز میکنند . فقط .\n\nزلزله\nیوم چارشنبه ۷ ماه جمادی الثانی تقریباً به عمل پنج بجه صبح یک زلزله شدیدی وقوع یافت که حرکت یکسر از جهت شمال غربی بسوی جنوب شرقی محسوس گردید . لله الحمد والله هیچگونه تلفیات جانی ومال نرسید . و بخیر در گذشت .\n\nمکتوب از مصر\nجناب مکرم و ادیب الاصل محترم محمود بیک صاحب مدیر و سر محرر جریده فریده سراج الاخبار افغانیه اسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . خواستم از کیفیت تشریف فرمائی ذات پر فیوضات بابرکات حضرت مرشد کامل و عالم عامل فاضل جناب حضرت صاحب چارباغ جلال آباد حضرت ( نیا معصوم ) صاحب متعنا الله برکات انفاسه که درین روزها بمصر تشریف آورده اند برای انجناب محترم بنویسم : بتاریخ ۹ ماه اپریل از زبان جناب سیات داود میمن که از بزرگ تجاران هند در مدینه منوره میباشند شنیدم که ایشان و چار سیتان دیگر از مکه مکرمه تا به بیت المقدس بخدمت کاری حضرت صاحب مشار الیه شرفیابی حاصل نموده اند ، وازبيت المقدس جناب حضرت صاحب ايشانرا مرخص فرموده و خود حضرت صاحب با چندی از دوستان و خدام حضور خودشان بهمین روزها برای زیارات بعضی اهل بیت کرام در مصر تشریف آورده از راه سویس بجده و مکه مکرمه میروند . این فقیر از شنیدن این خبر مسرت اثر حالاً يك تلغراف به بيت المقدس بحضورشان کشیده رجا کردم که روز حرکت خودشانرا خبر بدهند . از مدیر تلگرافخانه جواب گرفتم که حضرت صاحب از قدس شریف دیروز حرکت فرمودند . تاریخ تشریف رسیدن شانرا بحساب کرده هماندم بذريعة مكتوبها و تلفون ها به بسیاری از احباب و اصحاب خود و محبین دین مبین از روز تشریف\n\nلا اقل هفتاد سال میخواهد . پس تو ثمر این تخمی را که میکاری چه وقت خواهی خورد ؟ پیر دهقان گفت : دیگران کاشتند ما خوردیم . ما هم میکاریم تا دیگران بخورند . این است که این قسم چیزها طول امل نی بلکه استقبال اندیش شمرده میشود که همه ترقیات مدنیه عالم ازان پیش آمده است . غیر ازین بی کلامات بسیار حکمی ، عقلی ، شرعی ، دینی ادبی مدنی صناعی بیان فرمودند که هر کلمه آن هزاران درس حکمت ، و جهانها فواید و منفعت را در برداشت و دلها و ارواح حاضرین و سامعین را بانواع آمال سعادت آمود و اقسام امیدهای مسرت اندود سیراب و شاداب فرمود . و دعاهای به اجابت مقرون پادشاه مقدس محبوب القلوب معظم مسعدت رهنمون ما ورد زبان همه کان گردید . والحاصل بعد از طعام اجازه انصراف عطا شده دربار به انجام رسید .\n\n( مهمترین حوادث داخلیه که در جلال آباد بوقوع آمده است )\n\nمراسم امر مسنون نکاح\nاز اهم حوادث داخلیه که در سفر خیریت اثر جلال آباد بوقوع آمده است یکی مراسم امر مسنون نکاح ذات مکارم صفات حضرت سردار اکرم نائب السلطنه صاحب افخم سردار امر الله خان صاحب معظم است با کریمه عالیه جناب کرنیل اور محمد خان حاکم کلان سابق ولایت جلال آباد که به کمال شکوه و عزت و سعادت بوقوع آمده است . چون برای ما خبر نرسیده بود از انرو بعرض تبریکات نه پرداخته بودیم ، و مصاحف اخبار خود را به آن تزئین نتوانسته بودیم . لهذا در پنوقت به درج آن کسب شرف نموده از صمیم دل بعرض تبریکات عاجزانه خود مسارعت میورزیم .\n\nمراسم نامزدی\nاز قراری که در بوقت اطلاع حاصل نموده ایم مراسم نامزدی ذات عالیه صفات حضرت بی بی جان صاحب المکرمه و المحترمه که همشیره ذات شوکتسمات اعلیحضرت بادشاه مقدس معظم ما روحی له فداء با جناب شجاعت مآب برکد محمد یونس خان با اراده مراحم عاده ذات اعلیحضرت بادشاهی در جلال آباد بوقوع آمده است از در گاه آلهی جل اسمه این امر مسنون میمنت مقرون را بسلامتی ذات اعلیحضرت پادشاهی و جمله خاندان جلیله شاهی از صمیم دلم مبارکباد میگویم .\n\nکمان افسری قندهار\nاز قراری که از طرف جناب عالیجاه عزت و سعادت مآب ایشیک آقاسی نظامی محمد سلیمان خان به اداره عاجزانه ما خبر رسیده"}
{"book": "adl0616", "page": 657, "text": "صفحه ٦\nسال دوم\nشماره ۱۷\n\nآوری شان آگاهی دادم. منسوبین و معتقدین آن ذات مقدس بزرگوار در مصر بسیار است. بساعت يك بعد از ظهر هم غفیری از ذوات معتبره، و علما و اشراف و طلبۀ علوم و یکها و افندیها در استیشن حاضر بودیم که ریل مانند تخت سلیمانی در استیشن رسید، و در درجۀ اول خانۀ ریل خود جناب مولانا حضرت صاحب با يك دو نفر از مریدان معتقد با اخلاص شان که از سینهای معتبر بمبئی در زیر امر و مظهر نظر فیوضات اثرشان بودند از ریل فرود آمدند. خود ذات روحانی صفات شان از بیت المقدس احرام بند کعبۀ معظمه شده محرم بودند. جمال با کمال شان مانند شمس تابانی همیدرخشید، و از حسن شان انوار معرفت همی باشید. از هر جانب آواز صلوات شریفه بلند گردید. مردمان بدست بوسی المبارك شان مسارعت ورزید. غیر از مردمان که مخصوص برای استقبال حضرت شان به استیشن حاضر شده بودند بسیار نفری دیگر نیز موجود بودند که برای استقبال دیگر دوستان آمدنی خود آمده بودند. جمال و کمال حضرت صاحب اوشان را نیز مدهوش ساخته، مانند پروانه برشمع بخود همی کشید، و از دوستان خود شان این دوست خدا را دوست تر دانسته بدست بوسی نشان سبقت مینمودند. یکی از محررین جریدۀ فردۀ المؤید الغراء، و خود مدیر معارف سمیر جریدۀ فارسی چهره نما نیز حاضر شده بودند. جناب مولانا حضرت\n\nاز مناظر جشن عروسی حضرت معین السلطنه ؟\nکه در سنۀ ۱۳۲۷ بيك رونق و شکوه عديم الامثالی در حين حضوری بوقوع آمده است\nاسامی اشخاص ابتدا از راست\n(۱) سردار کبیر خان – (۲) سردار حیات الله خان – (۳) سردار سراج محمد عمر خان – (٤) نایب السلطنه سردار نصر الله خان\n(٥) سردار غلام علیخان – (٦) معین السلطنه سردار عنایت الله خان بلباس عروسی – (۷) سردار مدافع امین الله خان\n(۸) ذات اعلحضرت سراج الملة والدین (۹) عین الدوله سردار امان الله خان – (۱۰) سردار عزیز الله خان\n\nصاحب در عرابه که خود این حقیر حاضر کرده بودم تشریف فرموده بغریب خانۀ فقیر خود تشریف آوردند. من عاجز که خود را هیچ لایق این شرف و سعادت نمیدانستم چون به این شرف نایل و سر افراز شدم از بسیاری فیض و برکت و سرور در يك حال استغراق بودم ذات بزرگوار مشارالیه به ۳ روز در مصر تشریف داشتند، و بعد از زیارات مقدسة اهل بیت بتاريخ ١٤ اپریل بسوی بندر سویس حرکت فرمودند خود این حقیر و دو نفر سیتان اخلاص نشان که بمعیت شان شرفیابی داشتند در درجۀ اول و دو نفر خدمتکاران شان بدرجۀ سوم سوار شده در ظرف شش ساعت بسویس رسیدیم، در ١٦ ماه اپریل بعد از ظهر باوا پور خدیوی بالاخطر و محفوظاً بسوی جده روانه شدند. چون آخر مرتبه با پابوسی مبارک شان شرفیابی حاصل نمودم چنان می پنداشتم که روح روانم میرود و جسد بیجانم می ماند. من که از سبب بدبختی خویش مدتیست که آماده کرد غربت مانده ام این چارپنج روز را مقدس ترین ایام غربت برکت خود میدانستم. چیزی که مدار تسلی قلب حزین این حقیر غمگین است همین است که چند بار از زبان گوهر افشان مبارک شان شنیدم که فرمودند: « یا فرزند اگر تو خود را در ظاهر از من دور می بینی مگر من ترا دایماً زیر"}
{"book": "adl0616", "page": 658, "text": "سال دوه شماره ۱۷\n\nنظر خود ميدادم . آيا برای اين حقير بهتر ازين سعادت چه خواهد بود الحمدلله هزار بار اسم الله برين نعمت عظما . در وقت وداع حقير سوال کردم که ، آيا خاك پاك وطن عزيز را کدام وقت از قدوم مبارك منور خواهند فرمود؟ فرمودند « به ديد مشرف شدن مکه مکرمه ديده شود. اختيار بدست صاحب اختيار است.» الحق که خيلی درست فرموده اند. زيرا : مردان خدا خدا نباشند ليكن ز خدا جدا نباشند . اين را هم عرض کنم که از يک خبر مسرت آور ديگری نيز درين باز آگاهی حاصل کردم که در عين فرحت و سرور بی اندازه که مرا دست داد يک شکايت و گله نيز از جناب شما مرا حاصل شده که با وجود اين همه التفاتی که در حق مخلص خود داريد درين در مدت مرا به اين خبر مسرت آور خبر نفرموديد. و آن اينست که شنيدم قبل از چهار سال گويا شما را شرف مصاهرت با جناب شهزاده جوانبخت معظم حدت ( معين السلطنه سردار عنايت الله ) خان صاحب انجم حاصل شده است يعنی حضرت شهزاده بزرگ دولت متبوعهٔ مقدمهٔ ما داماد شما شده اند، افسوس ازين سبب ميکنم که به اين مسرت و اين شادمانی عظيم آگاهم نفرموديد که در مبارکبادی مسارعت ميورزيدم بهر صورت هزاران تشکر ميکنم و از صميم دل شما را مبارک باد ميگويم . اين را هم شنيدم که بر سر آن نور نور ديگری نيز افزود که درين سال فرخنده فال نامزدی شهزاده مکرم بلند اقبال حضرت ( عين الدوله سردار امان الله ) خان صاحب ايربا ديگر کريمهٔ عصمت وسيدهٔ شما بوقوع آمده است . لهذا نور علی نور گفته به اين شرف و سعادت عظيم با تصاحب مهربان مکرم خود جهان جهان تبريكات عرض و تقديم مينمايم . باقی در جملهٔ دوستان خدا شمرده شويد و محفوظ باشيد والسلام .\n\nالفقير غلام نقشبند\nفي ١٥ اپريل سنه ١٩١٣\n\nحوادث خارجيه\nاحوال آسيا\n\nآسيا بايد از آسيائيان باشد\n( بعد از قطعهٔ (امريكا) بزرگترين قطعات پنجگانهٔ کرهٔ زمين قطعهٔ آسيا ) است که به انکاری آنرا ( ايشيه ) و فرانسوی ( آزی ) مينويسند و نافظ ميکنند . اما نام اصلی آن که حکمای يونان قديم بر قسم غربی آن که در انوقتها همان قدر آن به آنها معلوم بود نهاده اند ( آسيا ) بوده است . اين قطعهٔ جسيمه تنها از طرف غرب به قطعهٔ اوروپا چسپيده ميباشد و اطراف ديگر آن با بحر احاطه شده است که هيئت عمومی آن يك شكل مربع غير منتظمی را نشان ميدهد . و قطعهٔ اوروپا مانند يك جزيره نمای اين قطعهٔ جسيمه شمرده ميشود . جهت شمالی قطعهٔ آسيا با يخها و جموديه های بحر منجمد شمالی ، وجهت جنوبی آن ابحر محيط هندی و جزايز آن ، جهت غربی آن با کوهای اورال ، و قفقاس بقطعهٔ اوروپا، و جهت شرقی آن با بحر محيط کبير محدود ميباشد . درازی اين قطعه از ساحل غربی اناطولی تا به آبهای بهرنگ که نشيب و فراز آن داخل حساب نباشد ( ۱۱۰۰۰ ) کيلومتر يك مسافه ايست که تقريباً چار ماهه ، و اگر نشيبها و فرازها و کج و پيچهای آن نيز داخل حساب شود از پنج ماه نيز بيشتر راه ميشود . پهنای آن از دماغهٔ ( زاوسکين ) تا به دماغهٔ ( کومورين ) ۸۰۰۰ کيلومتر يك مسافه ايست که آنهم به ماهها راه ميشود . هم المساحهٔ سطحی آن ( ۴۵۰۰۰۰۰۰ ) چهل و پنج مليون کيلومتر مربع يك زمينيست که چار و نيم برابر قطعهٔ اوروپا ميباشد . در اين قطعهٔ عظيمه قدر ( ۸۰۰ ) مليون نفوس سکونت پذير است که تقريباً سه برابر نفوس قطعهٔ اوروپاست . مقصد ما از جغرافیه نويسی قطعهٔ آسيا و يا قطعهٔ اوروپا درينجا نيست، بلکه ما چون از مردمان آسيائی ميباشيم طبعاً آسيا را دوست ميداريم و آسيا را مقدس ميشماريم ، و آسيا را از آسيائيان ميدانيم و متغلبين آنرا غاصب و دزد آن ميشناسيم ، اوروپائيان تنها به اوروپا قناعت نکرده افريقا ، امريكا اوستراليا را نيز در زير نعلت حرص و طمع خودشان در آوردند. به آنهم قناعت نکرده از آسيای آسيائيان نيز بسی اراضی واسعه و ممالک جيده را بخرج شکم پروری خود رسانيدند حلاتکه مرض جوع البقرشان يوماً فيوم در تزايد است و ميخواهند که همه اين قطعهٔ جسيمه را يکباره کی فرو برند و هيچ چيزی از آن باقی نگذارند . در حق ايران و عثمانی هر انچه که کردند معلومست . ولی آنها را اين هنوز رويجهٔ دلخواه خودشان سراسر از کرهٔ زمين برداشته نتوانستند. به تعبير ديگر بنا بر بعضی ملاحظات تا يکچند گاه ديگر کار را بتدريج گرفتند. اما رقيب های بسيار مدهش و مخوف اوروپائيان در آسيا همانا دولت جيدهٔ پرتقوی ( چين ) و دولت قوی الشکيمه ( ژاپن ) است . علی الخصوص دولت ( ژاپن ) که يکی از معظمه های شانرا چنان كوچك و حقير و زبون ساخت که نه در بحر و نه در بر هيچ آبرويی برای او باقی نگذاشت اين است که اصل بلای مبرمی که اوروپ را در فرو بردن آسيا به انديشه دارد دولت ژاپن است . سبحان الله اگر چين هم بدرجهٔ ژاپن بيدار گشته ، و يك قوتی بهم برساند. و دست اتفاق را اين دو دولت عظيمه با هم يك كرد. در دم سيلاب اهل صليب اوروپا بمدافعهٔ آسيا به ايستند . عثمانی و ايران افغانستان نيز آسيا را از آسيائيان شمرده و هندستان و عربستان با ايشان نيز به دست و بازدن آغاز نهند هيچ شبه نيست که شيشهٔ آمال حرص و طمع اوروپا را چنان بسنگ نا اميدی بشکنند که اوروپا را نيز بلرزه در آرند ."}
{"book": "adl0616", "page": 659, "text": "شماره ۱۷ سال دوم هفته ۸\n\nمعزز همعصر ما ( چهره نما ) مینویسد .\n\n< ژاپون و نجات دول آسیا >\n\nدر این هفته که برید (پست) او رو با رسید و جراید و مجله های او روز خوانده شد مهمترین بحث آنها از افکار سیاسی بار جدیده درباره استقبال دول آسیا بود که ما هم محض خوانندگان گرام چهره نما بترجمه آنها میپردازیم . بنا بانتشارات اخیره ژاپونیان میگویند : انتهای مرام او روپائیان این است که به تشکیل یکقشون صلیبی که از ابتدا تا انتهای آسیا را فرو گیرد موفق آیند و سکنه این قطعه نمیشه را از تیغ بیدریغ بديار عدم رهسپار کنند ؟ و مقدمه این مقصود منحوس همین حرکت قشون بالکان بوده که با همینی فوق تصور به پشت گرمی دول اوروپا به نیات بالیه خود تعقیب کرده و با صدای زنگ کلیسیاها را با آواز در آورده اند! و با فضح فضايح مسلمانان آن مرز و بوم را کشتار میکنند چنانچه اینگونه نصایح وحشیه و کشتار مدهشه را بما تاریخ عهد حاضره نشان نمیدهد که در بازار های مکدونیا دول بالکان بملل اسلامی مرئی داشته و میدارند . و این حرکات وحشیانه در تمام ژاپون اثری بخشیده و بدلهای ناشکیب ژاپونیان المی ناشکیب نشسته این است که ژاپونیان بر اثر این مشاهدات مؤثره قیام عاجل کرده که تمام دول آسیا را دعوت کنند که برای حفظ اوطان مقدسه خود تحت سلاح آیند . ژاپونیان باضطراب شدیدی دوجار شده و متحدا برای يك مقصود مفیدی قیام کرده اند که بلا تاخیر بموقع اجرا گذارند و منتهای جد را در این کار مبذول داشته و مقصود شان این است که ابزار ژاپون و صاحبان غیرت و سیاست انجمنهای مهمه تشکیل داده باختصاص این مقصود و میخواهند ( مؤتمر آسیانی ) احداث کنند و فروعاتی در تمام بلاد ژاپون مفتوح دارند و سپس نماینده گان ماهر زباندان عالم سیاسی از ممالک ژاپون بممالک دول آسیا بفرستند که در تمام بلاد آسیا شعبه از ( مؤتمر آسیائی ) آنها دایر کرده و در این ضمن چون شعبه ازین مؤتمر در بلاد آسیا باز شد مراکز مهمی احداث کنند و او را باسم ( اتحاد آسیانی ) بنامند ( چهره نما ما باز ژاپونیان هم عقیده و بالغ بر پنج سالست در این زمینه سخن رانده ایم ) ( موسیو هایانو ) كه يك از محررین نامی مسلم ژاپونست برای مقدمه این مقصود که اذهان تمام اهالی آسیا را بدین مقصود نزديك کنند کتاب مهمی باسم ( آسیا در خطر است ) تالیف کرده و تمام نکات سیاسه اینکه راجع بدول و ملل آسیاست بیان کرده و از این کتاب هزارها طبع و باطراف عالم فرستاده اينك ( موسيوناكا ) ژاپونی که باسلامبول رسیده این کتاب را مشغول بترجمه است . مؤلف کتاب ( آسیا در خطر است ) یگان یگان از تواریخ معاهدات و تعدیات دول اوروپا را نسبت بدول آسیا و خیالات ممالک این ممالک آسیائی و تحت رقیت آوردن مردم مشرق زمین و علاج\n\nاین و مخاطرات قریب پوجهی بسیار متین ایضاح مینماید مقدمتاً میگوید: اعظم ممالک آسیا مملکت و دولت ژاپون و دولت عثمانی است و این دو دولت از حیث وسعت مملکت و کثرت فنون بسائرین سبقت دارند ( بجز دولت چین ) و باید اول معاهده محکمی میانه این دو دولت بست گردد و میگوید عثمانی و سایر دول آسیائی میتوانند بواسطه اتحاد با ژاپون خود را از مخاطرات آینده محفوظ دارند و ملیونها اتباع آنها در ممالک ابائی خود در زیر لوای حریت و آزادی زندگی نمایند و ممالکشانرا رو بتقدم گذارند و این دول و امارات آسیائی عبارت از دولت چین و عثمانی و ایران و افغان و هند و چینی و جاوه خواهد بود در انتها کاتب شهیر ژاپونی میگوید برای حاضر شدن اذهان اهالی آسیا باید ارباب جراید که ضامن روح حریت و قلم شان اثرات بالغه در نزد قاضین زمام داران امور دارد بانتشار این مقدمات اقدام نمایند و صفحات خود را به اثر این مقصود مقدس مملو نمایند .\n\nايك سيمای بزرگی و نجابت احتوا،\n( اعلیحضرت میکادو امپراطور سابق ژاپان )"}
{"book": "adl0616", "page": 660, "text": "سال دوم\nصفحه ۹\nشمار ۱۷\n\n( افغانستان بريتانيا )\nاخبار های انگریزی و اردو که در هندستان طبع و نشر میشود در این هفته از بعضی بیانات و رأی زنی های داکتر ( مرگ ) نام ماهر سیاسی انگلیزی خیلی قیل و قالهای دور و درازی نوشته است که ما در انخصوص با وجودی که جوابهای بسیار معقول و تردیدهای غیر قابل تنقید داریم ولی چون بسیبی که بر اخبار ما نام، نگران ايشيك آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی علی احمد ، نوشته شده میباشد، و از انسب رأیها و فکرهای شخصی خود ما را در خصوص سخن دولتی و رسمی کمان میکنند لهذا خنجر زبان خامه خود را مجبوراً در نیام خاموشی نهاده تنها همینقدر میگوئیم که داکتر مرکز تعلقات دوستانه افغانستانرا با برتانیا به تعلقات دوستانه انكليز بالبال نسبت و تشبیه داده است که حقیقتاً بريك تنبیه تجاوز کارانه جرأت ورزیده است .\n\nاین نسبت يك نسبت غير متناسب ، وتشبيه غير متشابه شمرده میشود حالانکه تعلقات ومناسبات دولت متبوعة مقدسة ما افغانستان با دولت متخمة بريتانيا خيلى عالية وشرفدارتريك مناسبا نیست زیرا دولت مستقلة متبوعة مقدمة ما دولت معظمه انگلیز را يك دولت مستقل و معظم میشمارد، و همه حقوق استقلال و حاکمیت او را در قلمرو ملك خود دولت مشارالیها تصدیق و قبول میکنند. و هیچگونه تجاوز و تعرضی بر حقوق حيثيت وشرف استقلال و حکمرانی و حاکمیت دولت بوده انکلیز بخيال و خاطر خود هم نمیگذراند. هیچ شبهه نیست که این تصدیق دولت مستقله متبوعة ما تا به آنوقت خواهد بود که از طرف مقابل خود در حق استقلال ، و حاکمیت، و حکمرانی خود معامله مقابله بالمثل را مشاهده کنند. هرگاه مجبوریت ملاحظه همان نام همچون لگام نمیبود. سراج الاخبار افغانیه، این ملاحظات و مطالعات خود را بدلایل بدهیة عقليه ومنطقيه ، وبراهين قاطعة تاریخیه و حقوقیه بنام شرف دولت و ملت و وطن خود بر همه كان ثابت مینمود ، اما چه چاره که قلم عاجزانه ما در شگونه مسئله ها بنا بر ملاحظة ما فوق آزادانه چیزی گفته نمیتواند . حالا بشنویم که بعضی اخبارهای اسلامیه اردو چه گونه ملاحظات در باب بیان مینمایند :\n\n( همعصر معزز اخبار ملت مینویسد )\nترجمان اردوی ما ترجمه کرده است که بطریق خلاصه درج نمودیم باید دانست که داکتر مرگ که صدا نپال را به آواز نرم کشیده است صدای مذکور افغانان را هدف شبهات وشكوك زیاده تر خواهد ساخت زیرا که حیثیت نپال مثل يك رياست ما تحت خود مختار است و تعلقات آن از دول خارجیه بدرجه نمی میباشند. لاکن افغانان زنهار رضامند نخواهند شد که سلطنت\n\nشان بحیثیت وبال موسوم گردد قوم افغان نه صرف خواهان قائم داشتن سیاست و آزادی است بلکه جد و جهد می نماید که در صف اقوام با اقبال و تربیت یافته عالم شرف عزت حاصل نماید — اگر حکمران افغانستان سرپرستی سیاسی برطانیه عظمی را قبول کند مملکت و حکومت او از اهمیت سیاسی هر قدم محروم خواهد شد. و اگر سرکار انگریزی خواهان قیام و بنای تعلقات دوستانه و امن مملکت هند است رام نمودن افغانان حرف سخت و دشوار نیست — و به افغانان یقین داده می توانیم که دولت برطانیه خیال الحاق افغانستان مطلق ندارد و نمیخواهد که در آزادی و عظمت سیاسی او صدمه برسد بلکه در ترقی و سرفرازی او همچنان شائق است که در حیثیت دوستانه می شاید —\n\nممکن است که ما مدعای خود را بطريقه قابل فهم ادا نكرده باشیم اما یقین داریم که افغانستان کار آمد هندوستان بهمانوقت خواهد بود که دامن بردار انگریز پاروس نباشد اگر افغانستان دار تعلقات خارجیه خود را از روی معاهده به يك سلطنت واحد محدود کند نامش از فهرست اقوام معزز و آزاد و خود مختار دنیا خارج کرده خواهد شد. آن حکومت که افغانستان را به امثال نپال مانوس میکنند مرتکب غلطی سخت خواهد بود. محل وقوع خیال جنایت که او بر حالت موجوده خود مجبوراً شاکر است اما محل وقوع افغانستان بمقابله نپال اختلاف کلان دارد و در بین دو سلطنت های پر قوت که در طاقت خود نظیر ندارند واقعست— بعد از ان از يك جانب به حدود هندوستان و از دیگر جانب از ان ممالک که در ان اسباب کشش و تحریص بالکل مفقود است محدود است— و همین واقعه چنان اهم و دشوار است که مطابق نظر انداز کرده نمی شود. طریقه بهترین حفاظت هند همانست که حفاظت آن بیرون حدود نموده شود و با آن اهتمام و انتظام کرده شود که کامیابی یقینی باشد و برای کامیابی یقینی نهایت ضروری است که اقوامیکه در ما بین روس و هند سکونت دارند دوست هندوستان باشند نیز ازین امر باخبر باشند که دار و مدار هستی و آزادی شان بحکومت انگرزی هند انحصار دارد.\n\nترجمه از اخبارهای اور دو معرفت رحمان اور دو\n\n( همصر معزز زمین دار می نگارد )\nتحريك مبارك انجمن خدام كعبه\nان أول بيت وضع للناس للذى ببكة مباركا وهدى للعالمين\nعالیجاء مستر شوکت علی بی ای که تعليم يافته مدرسة العلوم عليكده و یکی از متولیان مدرسة العلوم مذکور در اثنای سفر خود بمقام امر تسر ورود کرده بتاريخ ۳۱ ماسارج شمسی زیر انتظام انجمن اسلاميه در محل مدرسة المعلمين يك تقرير دلپذير و پرتاثير نمود که خلاصه آن حسب ذیل است : — تکالیف و مصائب که درین زمان به سلطنت های اسلام رسیده است و میرسد احدی"}
{"book": "adl0616", "page": 661, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\nشماره ۱۷\n\nمن الناس از کوالف آن بخبر و ناواقف نخواهد بود و هر يك مسلمان ذی علم به معرکه آرائی های ترکی و بلقان واقعیت نام دارد و من در نجا ضرورت تفصیل آن نمی بینم - كيفيت ممالك السلام بحالت افسوس رسیده است — در يك زمانه ما مردم فاتح گفته می شدیم و با فتوحات در ممالك نزديك و دور هيت خود انداخته بودیم و اکنون مقبوضات ما یکی بعد دیگری از دست می بر آید — ما ازین امر چندان مغموم نیستیم که مقدونیا از دست ترکان رفت یا خدا نخواسته استانبول از قبضه شان خواهد برامد. در ایام گذشته دولت روسیه که بر مشهد مقدس گلوله اندازی کرده بما مسلمانان صدمات رسانید ما مسلمانان چه کرده توانستیم و چونکه ماقبل برین خیال حفاظت روضه مقدس مشهد نداشتیم وروس بر آن کلوله باری کرده قدر حصه آنرا منهدم ساخت و ما روسیا را از حرکات ظالمانه و ناشائسته که در ایران زمین اجرا داشته بود منع کرده نتوانستيم - خير مضى ما مضى\n\nاکنون معامله مشهد مقدس را گذاشته متوجه شويد كه ما برای آینده چه سر رشته حفاظت و احتیاط کرده ایم خدانخواسته اگر همین روز بد باز پیش روی ما آيد يعنى اگر يك سلطنت جابريا بادشاه ظالم پرخانه کعبه کلوله باری کرده حرمتی مقام متبرك ترين اسلام نماید و بر دل های ما صدمه عظیم برساند ما در انوقت چه کرده می توانیم — اکثر الصحاب خبر دارند که سلطنت ایطالبه به دوران جنگ طرابلس جهازات خود را بهمان غرض نارك بمقام کامران فرستاده بود و اگر نفری جهازات مذكور بذريعة طياره ( خاکم بدهن ) برخانه کعبه كلوله بازی میکردند پیش ما اسباب مدافعت آنها چه بود — پس بر ما لازم است که اسباب مدافعت الجنين حرکات از الحال مهیا سازیم و بنابرین خيال بك انجمن بنام خدام کعبه قائم کرده شود و شاخهای آن در کل شهر های هندوستان و اراکین آن در هر شهر و هر قصبه و هر قربه و هر محله و گذر حتى كه هر يك خانه اسلام از ركن انجمن مذکور خالی نباشد و بهر مقام که یک مسجد هم باشد باید که شاخ انجمن مذکور در آن قائم نموده شود یعنی هر مسلمان خواه عالم باشد با امی ذکور باشد یاانات - صاحب جاه باشد با غریب — خورد سال باشد با کهن سال باید که در انجمن داخل باشد و هر واحد مبلغ یکروپیه سالانه بطريق اعانت اذا نمايد و مبلغ اعانت مذکور به حصه منقسم کرده شود — یعنی یك تلك بأن سلطنت اسلام داده شود که جاروب کش خانه کعبه باشد و يك تك آن در تعلیم مسلمانان و اشاعت اسلام صرف کرده شود و يك ثلث باقی به سلطنت هایی اسلام بوقت ضرورت بطور امداد داده شود\n\nتحريك مذكور نه سیاسی است بلکه خاص برای حفاظت خانه کعبه است که مقام مذهبی ماست و حفاظت آن بر ما فرض است باید که از قان حکومت تجاوز نکرده بدون اشتغال آنرا بانجام مسیر سانیم این یک کار دین است و به امورات مایکی و سیاسی تعلق ندارد —\n\nمستر شوكت على مذكور بوقت اختتام تقرير و بیان کرد که من في الحال بك بنائي انجمن خدام کعبه نهاده ام و امکان دارد که در ان ترمیم های فروعی وقوع یابند — آغاز الحمن مذكور بتقام لكنهو خواهد شد باید که همه مسلمانان برای رکنیت آن لبيك بگويند - حاضرین جلسه را خیلی مسرت باین سبب حاصل شد که بر سینه جناب شوكت على هلان سفيد نصب بود و در هلال محروف سرخ عبادت خدام کعبه تحریر بود که بچشمهای مسلمانان فرحت و تازگی می بخشید بعد ازان ابو الوفا مولوی ثناء الله صاحب تقرير دلچسب نمود و تائید کلام مستر موصوف نمود، تحريك مذكور را نهایت مناسب و ضروری ظاهر کرد اما گفت که در نام انجمن قدری تبدیلی باید کرد چرا که برای مسلمانان چنان که حفاظت بیت الله فرض است حفاظت روضة مبارك حضرت سرور کائنات از فرض عین است لهذا بهتر است که نام انجمن بجای خدام كميه خدام الحرمين موسوم شود -- جناب شوكت على بجواب مولوی صاحب گفت که ارشاد مولوی صاحب بجا و درست ميباشد اما انجمنيكه محافظ خانه کعبه رشد حفاظت مدينه منوره ترك داده نمیتواند و مراد از خدام کعبه خدام حرمین شریفین است امایک سبب در پیش است که باعث آن اسم خدام کعبه تجویز نموده ام اگر سبب آن بخدمت مولوی صاحب عرض نمودم امید است که مولوی صاحب ازین اسم نیز اتفاق خواهند کرد .\n\nپس از آن خانمها در شیخ غلام صادق صاحب رئیس و صدر مجلس شكريه جناب شوكت على نموده بتضرع وزاری برای اسلام و امداد مسلمانان در الفاظ عربی دا کرد و حاضرین آمین گفتند و جلسه برخاست شد —\n\nچونکه هر مسلمان به استفاده تحريك مذكور واقعیت دارد لهذا لازم است که مسلمان هر یاد ایران گفته در انجمن مشارکت نمایند —\n\nاثر تحريك شوکت علی در مردم چنان متاثر کشت که به اکثر مقامات از الحال فراهمی و جه اعانت خدام کعبه را بنا نهاده اند و این قال نيك است خداوند کریم تحريك مذکو را سر سبز و بار آور گرداناد —\n\nبه مدیران اخبارات اسلامی جمله عالم گذارش است که برای مهربانی و همدردی اسلام مضمون فوق را در جرائد خود اشاعت داده در حقوق اخوت اسلامی مشار کن نمانند — فقط\n\nزمیندار ۲۰ جمادى الأول\nنطق رقت آمیز ا عاید امرت همایونی\nبسبب جنك تركى وبلقان گرمجوشی و جذبه محبت در مردم اسلام از عوام گذشته به والیان ملك و پادشاهان اسلام رسیده است.\nمردم غریب و دنیا دار هندوستان در امداد ترکی سعی بلیغ"}
{"book": "adl0616", "page": 662, "text": "شماره ۱۷\nسال دوم\nصحیفه ۱۱\n\nجنك بلقان\nتمهید صالح - تلگراف ربوتر\nمینمایند اما این خبر زیاده تر دلچسب میباشد که در افغانستان حسب الأمر اعلیحضرت امیر صاحب وجه امداد فراهم کرده میشود. چنانچه بذريعه تلگراف جدید معلوم شده است که اعلیحضرت امير صاحب مذاكرة جنك تركيه وبلقان نموده تحريك اعانت نمودند و بوقت مذاكره جنك اشك از چشم مبارک جاری کشت. نظاره رقت آمیز کل دربار را بر گریه مجبور ساخت و برای اعانت ترکی مبلغ ده لك روبيه فوراً فراهم کردید - اکنون فرمان مبارك نافذ شده است که از کل علاقه جات افغانستان و جه اعانت فراهم کرده شود و باین طریق قریباً مبلغ نجاه لك روبيه الطور امانت به ترکی فرستاده خواهد شد فقط.\nمحمد معزز کامرید می نگارد\n\nمكتوب داكثر انصار على در كرده وقد طی هند\nداکتر انصار على\nدر مکتوب خود\nموروخة يكم ابريل\nسنه ۱۹۱۳ ع ممقام\nاستانبول حسب ذیل\nتحریر نموده است :\nاز خبر تسخیر ادریا\nتویل اهل اسلام هند\nخیلی ملول شده باشند\nلا كن شكرى باشا\nو افواج زیر دست وی\nبراوح خاطر جميع عالم\nاتش جرات و شهامت\nافواج عثمانی ثبت\nکرده است - انور بی\nاز دو روز بمقام شتلحه\n\nلندن ۲۳ اپریل - از جواب ریاستهای اتحادی بلقان دول یوروپ نهایت مطمئین شده اند و مدیران سیاسی لندن امید قوی دارند که عنقریب مسئله صلح حسب دلخواه تصفیه خواهد یافت -\nمورخه ۲۹ اپریل مسئله سقوطری انتخاب تقریروز بر خارجه جرمنی روتر بذریعه تلگراف اطلاع داده است که بوم گذشت، سفرای دول یوروپ در باب مسئله سقوطری مباحثه کردند و خلاصه آرای شان اجمالا این است که بصیر و استقلال حل این عقده خواهد شد. اما دول یوروپ باید که همه شان بلا استثنا در تصفيه مسئله مذكور متفق اللفظ ومتحد الرائی باشند - توقع آنست که شاه نکولس را عنقریب مجبور کرده خواهد شد که از قبضه سقوطری دست بردار شود و درین اثنا جهازات جنگی را كه بعرض مظاهرة حرب مامور می باشند اما کرده خواهد شد که داره محاصره مجری را وسیع تر سازند و دولت استريا جنان اظهار نموده است که مانی نیگر و ر ا صرف مهات ٤٨ ساعت داده شود -\nجوش آستریا\nوزير جنك آستریا همراه امپراطور استریا دیروز بوقت شام تا عرصه دو ساعت كامل شريك مشورت بود در حلقه سیاسی\n\nایران در ما بین خرس دو شیر\nبلوچستان و افغانستان\nجهالت و بی انعامی\nقفارس\nغفلت اهالی ایران\nانگلیس\n\nاقتباس از ( الهداية ) الغرا\n\nقافية مدعی را تنگ ساخته است و یوم گذشته تا مقام سلوری پیشقدمی کرده بر دو توپخانه بلغاریه متصرف کشت و مابین سه و تم هزار نفر شانو اهلاک کرد. جرات و حوصله افواج عثمانی بدرجه اعلی است و اگر مدد خداوندی شامل حال شان است انشاء الله مدعی را نقصان عظیم خواهند رسانید. در لیل گذشته دول یوروپ مسودة صلح نامه را تقدیم نموده اند و خط سرحد را از مید با الی نبوس تحریر کرده اندلا کن دول موصوفه در باب جزائر در ثانی تجویز خواهند نمود و امید اغلب است که در عرصه چهار پنج یوم مسئله صالح تصفیه خواهد یافت - مولوی ظفر علی خان مدیر ز میندار في الحال درين جا قيام دارد و از انجا که مجلس وزراء درین روزها بدرجة غایت مصروف میباشد مولوی مذکور تا حال به اکثر وزراتی عثمانیه ملاقات نکرده است .\n\nاستریا چنان اظهار نموده شده است که ۱ کردول یوروپ بالا تفاق از حل مسئله سقوطری تا روز دوشنبه قاصر بودند دولت مانها برای تصفيه مسئله مذكور خواهد کوشید - دولت جرمنی بهر کیف برای امداد استریا مستعد است - اگر آستریا مقصد خود کامیاب نشد و از تقریر سفرای دول اثری پیدا نشد بلا توقف طریق عملی اختیار کرده خواهد شد اگر دول یوروپ همراه آستر یا اتفاق رای نکردند استریا بر رای شان کاربند نخواهد شد و مدعایش اینست که سقوطرى رافي الفور ان افواج ماتى نیکر و خالی کرده شود و اگر شاه نکولس ازین امرا با کند مما تهیه حرب نموده او را بر قبول خواهش دول مجبور کرده شود و اگر دول یوروپ در این باب تساهل و تغافل و رزیدند خیلی موجب دل آزاری و تلخ کامی آستریا خواهد بود و این دل آزاری را دول موصوفه برای اغراض و مقاصد خودهم روادار نخاهند شد."}
{"book": "adl0616", "page": 663, "text": "شماره ۱۷ | سال دوم | کینه ۱۲\n\n( يك شكايت واهيه )\nاز سراج الاخبار افغانيه\nاز قرار یکه شنیده ایم گویا بعضی جهلای که از الف تا با را فرق کرده نمیتوانند و خودشان اعلم علما میشمارند. با آنکه چیزی جزی خوانده اند ولى بدى اخلاق ورداشت فطرت شان ماری شده پسرشان زده است در بعضی مقامات عالیه از سراج الاخبار افغانیه شکا بتنامه تقدیم کرده اند. این گروه لا يفلحون بجاره جون از مسلك قامية سراج الاخبار افغانیه که عبارت از خدمت عموم اسلامیان وعلى الخصوص حب بادشاه وطن و ملت افغان است آگاهی ندارند تقدیم اینگونه شکا بتنامه هزيان ختامه جرأت ورزیده اند . این شکایت بدان ماند که یک آدم نا خوان و نانویس بيك كاتب ادب انیس اصول کتابت را بیامو زاند و یا آنكه بك قبطی دار بازادهای فن تیراندازی را نماید. بهر صورت ما از اینگونه شکایتها پروایی نداریم . و از مسلکی که داریم این چنین هزبانها ما را باز نخواهد داشت . حالا هزبانها را برای هرزه گویان ترك کرده یکقدری از افکار بسیار عالی ارباب عرفان وذكا، واصحاب علم ودها بشنویم که در باب سراج الاخبار افغانیه چه میگویند و چه مینویسند :\n\nعاجزانه ما که در باب زبانها در شماره (۱۰) سال دوم خود درج نموده بوديم بيك لسان ستایش بحث دانده تنزلا تشکر نیز نموده بودند همچنان در نومره ۷۰۳ خودشان در زیر عنوان ( معارف مسلمین ) چنین مینویسند : رفيق ما ، سراج الا اخبار افغانیه ، که در کابل انتشار می باید از فلا کهتایی که درین محار به حاضره به آن دو چار شده ایم متأثراً يك مقاله درج کرده است که بعضی نقاط مهمه این مقاله را برای نمونه مثال مكنت و علویت روابط معنویه که در مابین مسلمین حکمفرما میباشد عیناً از قرار ذیل نقل میکنیم . بعد از این تمهید از اجمال سیاسی شماره (۵) سال دوم ما بحت رانده است که تکرار آن لزوم ندیدیم .\n\n(جریده اقدام)\nان اخبار دی .\nاعتبار حکمت نثار\nنیز یکی از جرایدر\nفواید بسیار معتبر\nاستانبول است\nکه از سالهای\nدر ازی در عالم\nمطبوعات اسلامیه\nمانند شمس در\nخشانی در تاشده\nکیست. اینهم مانند\nتصویر افکار\n\n( معاينة تفنگها ومترالیوزها )\n( در ماشین خانه مباركة دار السلطنة كابل )\n\n( جريدة تصویر افکار )\nیکی از اخبارهای بسیار فواید آثار قیمتداری که در استانبول يا تحت دولت عليه عثمانيه بزبان علم وفن بنيان تربى عثماني طبع و نشر میگردد جریده فریده ( تصویر افکار ) است . این جريده يك اخبار بومی ایست که در شش صحیفه بسیار بزرگ انتشار می یابد بعضی تصویرهای بسیار معنیداری نیز دارد. مؤسس این جریده اديب كامل وحكيم فاضل مغفرت رفیق جناب ( ابو الضيا توفیق ) افندیست که فضايل و كمالاتشان و تألیفات پر حکمیات شان مشهور آفاق است. جریده فریده مذکوره چنانچه یکبار از يك مقاله\n\nاخبار بومی و شش صحیفه ایست. جريدة برگزيده مذكوره نیز در شماره ( ۵۷۷۷) خود در زیر عنوان ، يك مطالعه فلسفی یک اخبار اسلامی، از اخبار عاجزانه ما تحت رانده اجمال سیاسی شماره (۹) سال دوم ما را نقل نموده است . اخبار حکمت وديانت بنياد ( سبيل الرشاد ) واخبار دلنشين ( طنين ) و اخبار حقیقت بیان ( ترجمان ) و دیگر اخبارهای اسلامی با تخت خلافت اسلامیه نیز گاه گاهی که از اخبار عاجزانه ما تحت رانده اند زبان ستایش و تقدير استعمال فرموده اند. اخبار گهر بار ( چهره نما ) واخبار حكمت قرين ( حبل المتین ) که بلغت فارسی نشر میشوند و اخبارهای ( پیه ) . ( زمیندار ) ، ( وطن ) ( ملت ) ، ( المشير ) ، ( مسلمان ) ، ( افغان ) و غیره که بزبان اردو زیور آرای عالم مطبوعات میباشند نیز از سراج الاخبار افغانیه"}
{"book": "adl0616", "page": 664, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۱۷\n\nگاهی تذکار فرموده اند خامه ران خوبی و نگویی شده اند. اخبار عاجزانه ما که هنوز دو سال از عمر خود را بسر نرسانیده است چون از چنین اخبارهای که سالهای سال در راه قوم و ملت گیر افشانی نموده و بخدمتهای قلمیۀ خود عالمی را احیا کرده اند در حق نامستحق خود خوبی و ستایش بشنود بجز عرض تشکر و افتخار چه خواهد توانست. و هم چه حاجت مادامیکه ذات عرفان صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه مقدس معظم محبوب القلوب ما وجناب نائب السلطنه صاحب افخم، و دیگر شهزادگان عظام وجمله عالیه سلطنات، وهمه مأمورين و بزرگان دولت، واكثر ارباب عرفان ملت نجیبه افغان به اشتراك و خریداری اخبار عاجزانه ما تواضع فرموده اند و پسندیده اند و ستایش میفرمایند هر گاه يك جاهل\n\nعلی، و يا يك بداخلاق ردی از آن شکایت نماید چه ضرری به آن خواهد رسید؟\n\nغول هر چند کنند عوعوه وش خراش\nآب جاری که بود بالا چه پروا دارد\n\nمقاله مخصوصه\nفن\nژه ولوژی\nیعنی\nعلم طبقات الارض\nاز فنون معتنابهای اعصار اخیره یکی نیز فن (ژه وولوژی)\n\nمنظرۀ تعميرات پل سراج المقال\n\nيعني ( طبقات الارض ) است. که موضوع و مقصود این علم نشان دادن اسباب موجبة تغيرات وتبدلات سطح کره ارض است که از زمان افرینش آن تا الی الان بچه گونه و کدام کیفیت که گاهی دفعة و بعضاً اهسته اهسته تغییر و تبدیل ورزیده و میورزد. و این تغییر و تبدیل آنرا سبب موجب چه چیز است. علم آوردن بر فن ژه وولوژی بسبب عالی بودن مبحث، و من حيث اهمیت معلومات مفیده اش مر انسانها را بعد از علم هیئت محتاج اليه درجه ثانی شمرده میشود. این فن از فنون قدیم نی بلکه فن جدید است. انسانها قبل از انکه حال و طبیعت سنگها، و خاكها، و مواد مرکبه زمین را بدانند به احوال و حرکات ستاره ها، و طبیعت و عادات حیوانها وغيرذالك کوشش ورزیده اند که در آن وقت ها در حق سنگها و معدنیات\n\nکره ارض معلومات بسیار کمی داشتند. پس ازین سبب در خصوص علم آوردن و دانستن اصل و ماهیت این کره ارض که مقر و مأوای ماست حکمای اعصار اخیره سعی و کوشش ورزیده اند. و حالا در جاه علویت آن خیلی معتنی گردیده است. ما که در نجا از فن ژه لوزی بحث میکنیم محض اعطای معلومات ابتدائی ایست که بر قارئین کرام عرض مینمائیم. در نه فن ژه لوژی خیلی علم جسيم وشعبات واقسام عديدة بیشماری دارد که صحایف محدوده این اثر ناچیزانه از گنجایش آن عاجز و قاصر است. و هم چه حاجت ! زیرا وظیفه سراج الاخبار افغانیه بر قارئین کرام بخوبی معلوم است که از هر گونه علوم و فنون معتنابهای عصر حاضر شده بصورت مقدمه واره بهیئت معلومات اساسیه بنظر مطالعه کنندگان عرض میکنند تا انکه از این اساس آن علم، و بعضی معلومات مفيده"}
{"book": "adl0616", "page": 665, "text": "شماره ۱۷\nسال دوم\n\nآن آگاه کردند. حالا ما از فن زه ولوژی در خصوص تبدلات سطح کره ارض، و اسباب موجبه آن تبدلات بعضی بیانات مفيده على طريق الايجاز عرضه میدارم :\n\nتبدلات جسيمة سطح کره ارض\nسطح زمینیکه ما بر آن گردش داریم، میآرامیم ، و بر آن زندگانی میکنیم. هرگاه بنظر تحقیق ، و ديده تدقیق بهر طرف آن يك نظر پیندازیم، و در شکل و هیئت آن يك تاملی بکار داریم . و در پستی بلندى ، وكوه صحرا، وتپه ودريا، وغير ذالك از عوارض آن ملاحظه مدققانه ، وتفكر عميقانه اجرا نمائیم بنی چیزهایی می بینیم که بداهة و ظاهراً دلالت میکنند برینکه این کره ارض از بدو خلقت، واول فطرت بدحال و هیئت حاضره که می بینیم نبوده است. بلکه قطعياً اثبات میشود که مانند گوئی در چوکانهای بی حوادثات، وانقلابات مهمه دو چار شده . وهزار تغيرات و تبدلات متنوعه دیده تا بدین درجه واصل گردیده است. و حالا تکه هنوز هم می بیند، و خواهد دید؟ مثلا بر قله های بعضی کوهها و ریگزارهای بعضی صحراها پوستهای بعضی حیوانات بحری مانند کودی، مديه و استرديه ظاهر میگردد. عجبا حیوانات مذکوره در حالتیکه در خشکه رفتن و معیشت شان غیر ممکن است در انجاها چسان رفته توانسته اند؟ و چگونه بدانجاها واصل شده اند؟ پس این يك دليل ظاهر و باهر يست بر اينكه : آن محل در يكوقت و زمانی با بحر بوده . و یا در قعر بحر بوده باشد. بسیار شده است - که در اثنای جستجوی معادن . و یا جستجوی آثار عتیقه از زیر زمین جنگلهای بسیار جسیم که در خاکهایش باقی دارد\n\nادبيات\nکوشش\nهر کس که بگوشش کند اظهار متانت\nشك نيست كه يك روز کند کسب سعادت\nاز باب همم محترم اهل جهان است\nاز سعی کمالات بیابی همه عزت\nممتاز بشر شو تو بعرفان و کمالات\nاز علم و هنر میشوی شایسته حرمت\nتحصیل معارف بکن ای نور دو دیده\nتا آنکه شوی مردمدیده رغبت\nبا کوشش و با سعی بشهراه ترقى\nمیوی و همیگوش و بشو حایز قیمت\nانوار هر لمعه نثار است بدنیا\nکوشش کن و هر دم بکشا چشم بصیرت\nبا علم و هنر سعی بجوشد منظم و همدم\nبی شبهه زآفات پیری وی بیفت\nکه نظم و کمی تر و کمی خوب و کمی زشت\n(محمود) همیگوید و قصدش شده خدمت\n\nفاجعه های پاریس\nما بعد از شماره ۱۹ سال دوم\n\nمادام آنغو چون رفع شدن نقاب را از روی زن بدید از حیرت بسيار يكقدم بعقب برجهيد\n-oo-\n-۹-\nدر حالتی که مادام آنغو امید میکرد که یک زن تنومند و رسیده را خواهد دید . دفعةً در پیش روی خود يك دختر نوجوانی را که هنوز بسن اثبات رشد نرسیده چون بدید فوق العاده بتحير گردید.\nهاريت اگرچه بسن هفده سالگی رسیده بود اما طراوت و لطافت رخسار، و درخشانی موهای طلایی رنگش دو سال کوچکتر یعنی پانزده ساله نشان میداد .\n\nهيچيك چهره یی بقدر سیای ملاحت نمای این دختر مه پیکر خوش منظر و جاذبه پرور دیده نشده است . شعشعه جمال با کمال این دختر را دردها و زحمتهای وضع حمل بيك آبرنك كلابي كلكون ساخته بود. و بچشمهای کبود رنگ او که همرنگ سهای صاف قطعه ایتالیا بود و مانند کوه آتشفشان ( ویژو ) در شعله فشانی بود يك لطافت و محموريت بخشیده بود . دابه چون این را بدید خود بخود همیگفت :\nیکدختر باکره ئیکه هنوز پس رشد و اصل نشده است. حامله شود ها ، البته که بیچاره را بازی داده اغفال کرده اند . اگر پولیس در ین کار مدا خله بکنند گمان میبرم که عاشق آنها به بسیار دشواری خود را وارهاند بین چه او میداند و عا شقش مرا از اجرای صنعتم هیچ چیزی منع کرده نمیتواند. چونکه در بنابر هر چه بکنم مخالف قانون و نظام حرکت نکرده خواهم بود. در این اثنا سوال و جواب دایه با دختر نیز به انجام رسیده بود . ( رو بر ) دروازه را آهسته زده گفت :"}
{"book": "adl0616", "page": 666, "text": "صحیفه ۱۵\nسال دوم\nشماره ۱۷\n\nناموران نان جهان\nما بعد از شماره ۱۹ سال دوم\n\nعلم ثروت ملل\nما بعد از شماره ۱۶ سال دوم\n\nبادشاه مشارالیها ازدواج کرده ، و درسته ١٠٤١ در ( زین آباد میراند، زمین را خودش کشت میکند ، کاوها را خودش میپروراند.\nدکن ) وفات یافته است . شاه جهان يک محبت مفرطی به از جمند با تو بعضی آلات و ادوات زراعیه را نیز خودش تعمیر میتواند .\nداشت که تفصیلات آن در تاریخها مذکور است. جنازه او را از اما این اعتراض در جایی وارد می شود که مدنیت در انجا ترقی نکرده\nدکن به (اگره) که به (اکبر آباد) معروفت نقل داده اند. باشد، و محال ابتدایی باشد. ولی در جاهایی که مدنیت مترقی\nويك بناو عمارتی بر قبرا و از طرف شوهرش بنیاد یافته که در تجمل و صنایع كثرت، و فابریکها افزونی داشته باشد اینگونه محذورها\nوزیت دیگر امثال آن در دنیا نادر و کمیابست، این تربه از جمند بانو و معذوریتها را میدان نمیماند، و نسبت به افزونی یافتن صنعتها فابریکها\nکه خود شاهجهان بادشاه نیز دران مدفونت بنام ( تاج محلی و نسبت به افزونی یافتن فابریکها قاعدة تقسيم اعمال وسعت\nو عمومیت حاصل کرده به عمله و کاریگرهای بسیاری احتیاج می افتد\nمعروف میباشد.\nوحاجت به این نمیماند كه يك شخص اگر از يك كار محروم بماند\nار جوان : - جارية ( ابو العباس ) پسر ( قایم بامر الله ) دیگر کار پیدا کرده نتواند ، و موجب معذوریت و پریشانیش شود.\nاست که قایم بامر الله بیست و ششمین خلیفه ایست از خلفای عباسیه که بعد ازین انشاءالله در بنیاب تعریفات مکمله داده خواهد شده .\nهنگامیکه (ابو العباس) پسر خلیفه وفات یافت خلیفه خیلی همگین و اند\nوهناك بود. زیر انجز ابوالعباس ذکر هیچ اولادی از وباقی نمانده\nبود. و چون او این بلاولد از دنیا در گذشت خلیفه را اندی قطع\nو فصل هشتم\nشدن ذریت عباسها خیلی پیشاب و در اضطراب انداخته بود . قاعده سرمایه و تصرف -\nاز جوان چون اضطراب خلیفه را مشاهده کرد از سه ماهه حامله ( سرمايه ) را يعربي ( رأس المال ) میگویند که اگر آن نباشد\nبودن خود از ابوالعباس بیان نموده خلیفه را از آن اندیشه و اضطراب تجارت نمیشود . ( تصرف ) اداره و صرفه جویی را میگویند که\nرهایی داد. بعد از مرور ششماه يك پسری بدنیا اورد که بعد ازان اگر آن نباشد سرمایه زود ضایع و تلف میشود . پیش ازین گفته\nبلقب ( مقتدی بالله ) بخلافت رسیده است. از جوان در اصل شده بود که سعی و عمل، و واسطه های طبیعی قدرتی مانند آب .\nدختر بك ارمنی بود که بلقب ( قرة العين ) ملقبه بود . بسيار وقت و زمين، وكانها وغيره سبب ها و واسطه های اجرای صنایع میباشد.\nزنده کانی کرده است.\nباقی دارد در اینجا از يك واسطه دیگر اجرای صنایع بحث میرانیم که بدون\nباقی دارد.\n\nآیا حالا در آمده میتوانم نی !\nدایه - یلی ، درآمده میتوانید . سوالهای محرمانه شبکه اندیشه و وسواس را بدل تان راه مدهید. به بسیار زودی\nپرسیده می بودیم پرسیده شد .\nو احتراما نه مادام تسلیم میکنم . از و از هر جهت خاطر جمع باشید\nرهایی میبایید. حالا بخدا سپردیم. باز بهم می بینم .\nروبر درامد . مادام آننو گفت :\nها زبیات - ( بكمال انديشه ) آه ، مراتون میکنید ها !\nيك احتیاط کاری بزرگی که کرده اید همین است حالا نکه من امید داشتم که امشب را یکجا با هم بگذرانیم .\nکه مادام را یک آن اولتر در نجا آوردید ، زیرا ا كريك کمی دیر روبر - در آنجا که میدانید .... بودنم لازمست که شما هم\nمیگردید کار از کار میگذشت\nاین لزوم را بخوبی تسلیم میکنید. چون در شبها عادت ندارم\nکه مخارج بگذرانم هر گاه امشب مرا به بند يشبهه\nیعنی معلوم میشود که وقت وضع حمل ......\nنخواهد افتاد . .... بعد از انکه بخواب برودا گر فرس\nیلی نزدیک شده امشب بهمه حال زائیداش را حکم میکنم باختم می آیم .\nبلکه به نیمشب نارسیده کار خلاصی شود. حالا مادام باید این است که رو بر با این مقدمات آنقدر سخنان عاشقانه و محبت\nبريستر بخوابد. و درد وضع حمل را انتظار بکشد. وضع حمل کارانه و خاطر جمعیتهای اطلعنا نكارانه بدختر صرف نموده\nچنانچه مادامها از ان میترسند چیز ترسناکی نیست. مادام که اگر بجای دختر یک زن بزرگ کار کرده مشاطه هم میبود\nاندیشه نکند. به بسیار زودی زیده رهایی میابند. به اینسختهای نوجوان فرشته و گرویده شدنش آزاده شبهه\nروبر به ها تربیت رو آورده گفت :\nدوست عزيزة من ! حالا شما را بدست اهتمام محبت کارانه\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 667, "text": "صحیفه ١٦\nسال دوم\nشماره ۱۷\n\n( یاد آوری )\nيك نسبت فنى سراج الاخبار افغانيه\n\nاین يك معلوم است که ( فن عکاسی ) در راه فنون و صنایع خدمتهای نمایان بسیاری میرساند اخبار ها و کتابهای تصویر دار بنسایهٔ فن عکاسی جاندار میشود . هر چیزی که علم تصویر کند فوتوگراف آنرا مجسم میسازد . مثلا نوك خامهٔ محرر يك كازاری . يا يك جزاری . يا يك كباری را قوهٔ تحریر تصویر میکند . با آن لوحهٔ فوتوگرافی فن عکاسی آن منظره را عیاناً نشان میدهد . كذالك يك عالم فن نباتات يا حيوانات ، هر انچیزی که قلم نویسد چون فن عکاسی با او مدد کار گردد و با لوحه های فوتوگرافی شکل و تصور آن نبات و حیوان را نشان دهد بآن فن و علم يك رونق ذهن نشین دیگری می بخشد .\nمقصد ما در نجا از بیان کردن خدمتهای مهمهٔ صنعت فوتوگرافی یعنی عکاسی در فنون و صنایع نیست لهذا بهمینقدر سخن اکتفا ورزیده بر اصل مقصد تشبثی که آنرا خیال کرده ایم بر میگردیم :\nخواستم که برای هوسکاران صنعت عکاسی يك ( مسابقه ) یعنی اسب تازی داوطلبانه ترتیب نمائیم . چنانچه بسایهٔ ترقیات والیهٔ اعلیحضرت همایون در همه کارهای علم و صنعت مملكت يك ترقی و تعالی آشکاری در ملك ظاهر و عیان شده است در صنعت عکاسی نيز يك ترقی سریع و تیز روی پدیدار آمده است . لهذا برای افزونی این ترقی . و بشوق آوردن هوسکاران این فن . مسابقهٔ مذکوره را تصور نمودیم . اصول و قواعد این مسابقه به تعبیر دیگر داوطلبی از قرار ذیلست :\n\n( مسابقهٔ اول در فوتو گرافهای منظره ها )\n۱ - تصویرهای فوتوگرافی منظره ها یعنی جاهای خوب ، و لطیف ، و ظریف را نشان بدهد .\n۲ - عکس منظره هائی که گرفته میشود میباید که بر کاغذ ( برومیت ) یعنی کاغذ بی جلا چاپ کرده شود .\n۳ - کسانیکه به این داوطلبی شريك میشوند عکسهای گرفتگی خودشان را بنام مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه میفرستند و نام جای و موضع عکسی را که کرده اند با نام و عنوان خود شان مینویسند .\n٤ - از عکسهایی که در میان پانزده روز بما برسد تا ده عکس دهمین در مسابقهٔ اول داخل میشود . و عکسهایی که بعد از عکس دهمین بیاید برای مسابقهٔ دوم گذاشته میشود .\n٥ - تصویر های عکسی را که به درجهٔ اول و درجهٔ دوم باشد سراج الاخبار افغانیه بكمال افتخار درج میکنند . و نام و تصویر صاحبان آنرا نیز نشر و اعلان مینماید .\nامید واریم که عکاسان و هوسکاران فن عکاسی وطن عزیز ما به این داو طلبی فى اشتراك ورزند .\n\n***\n\nاعلان\nکتابهای فارسی – انگریزی – اردو – و گورمکھی – بهاشا\nو غیره برای تعلیم ابنای فروش میرسد .\n( بالکرشن دازی سر مدرس مدرسهٔ العلی هنود نمبر ۲ )\nدر شور بازار کابل\n\nهمه مقاله هائیکه دسخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 668, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده میرسانم. و ترغیب مینمایم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعة عنايت\n\nکه بنیاد یافته همت عرفان نهضت شهزاده جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست زیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعه مبارکه مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ دوروپیه کابلی از نزد عبدالروف سرمرتب مطبعه عنایت خریداری کرده میتوانند."}
{"book": "adl0616", "page": 669, "text": "( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا )\nو دو کتابچۀ ( علم و اسلامیت ) و ( آیاچه باید کرد؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است ، آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (۲۵) بیست و پنج روپیه کابلی\n\nسیاحت بر دورا دور کرۀ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانۀ طرز جدید بسیار شرینیست که هم افسانه میشنواند . و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی پایختی جایی بقیمت (۲) دو روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطر يك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 670, "text": "سال دوم\nشماره ۱۸\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nفهرست مندرجات\n\nسیاحت غزنین\nکوائف آغاز عزیمت تا به انجام عودت اعلیحضرت همایونی و بیان مزارات پرفیوضات المزنین\n\nحوادث داخلیه\nعزیمت و عودت موکب سعادت موهب اعلیحضرت همایونی — دربار معالی بار یوم سه شنبه ۲۰ جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱ در سلام خانه عام — مواصلت نائب الحکومه قندهار بدارالسلطنه کابل — مواصلت حاکم کلان سمت جنوبی بدارالسلطنه کابل — حوادث خوست و منگل — غزل — جرنیل اردوی هرات — دزدی — وفات شهزاده روح الله خان فرزند دومین جناب معین السلطنه صاحب.\n\nحوادث خارجیه\nاحوال سیاسی با انتقاد — حکمت مفاد اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه معظم افغانستان در خصوص محاربه بلقان — وفد طبی هند در قسطنطنیه از اخبار کامرید — يك خطابه اصبحت — الگز عبرت آمیز بر لوحه های مقتولین مسلمانان ترك — جنگ بلقان تدابیر اسعد پاشا — سازشی — روسیه — مسئله البانيا — جنگ بلقان و بی صبری استریا — ايضاً جنگ بلقان — وضع ايطاليه — ايضاً جنگ بلقان — ترجمه اخبار مدنیه در بی اعتباری خبرهای با بو تیر — امداد روسیه برای مانتینگرو — حب الوطنی افاغنه — معاهده ترکی با انگلیس — معاملات ایران — استقلال مجاهدین طرابلس.\n\nمقالات فنیه\nا فن زه، ولوزی یعنی طبقات الارض — حرارت.\n\nادبیات\n( غزل )\n\nناموران زنان جهان\n\nعلم ثروت ملل\n\nفاجعه های پاریس\n\nیاد آوری\n\nتصاویر\n( در مسابقه فن عکاسی )\nذات شوكت سيات اعلیحضرت پادشاهی با ذوات خدمتکاران معیت شاهانه شان در خرما باغ نواحی جلال آباد — از منظره های شکارگاه ذات اعلیحضرت پادشاهی در جنگل جلال آباد سواری فیلها شکار میفرمایند — بلغاز و حتی یکبناه بیچاره را دست میبندند دو نفر بیچاره بیگناهی را دست بسته برای دار کشیدن میبرند — یکبناهانیکه بجز مسلمانی دیگر هیچ گناهی ندارند بریش خندها و حقارتهای وحشیان بدار کشیده شده اند — دیگر منظره شکار گاه جنگل جلال آباد — منظره يك حصه از باغ استالیف که از کوه پایه های خوش آب و هوای کابل میباشد — قصر شهر آرا که یکی از قصرهای عالی پادشاهی دارالسلطنه کابل میباشد."}
{"book": "adl0616", "page": 671, "text": "اعلان\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستین اخبار یست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسایۀ فیوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان مانو در دارالسلطنۀ محروسۀ کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك این نامۀ گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست براحوال عالم ، وحب دولت و وطن ، وتوجه بسوی عز وفن ، دینی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی ، فی يك اخبار فواید نثاریست که در صفحه های معدود فواید غیر محدودی مندرج دارد . ( سراج الاخبار افغانیه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یگانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که يك توجه خاصی و يك هوس مطالعۀ باخلاصی بوی او عطف نمایند ، اداره در باب اشتراك مشتركين كرام بنهایت درجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته ، و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ و حسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده ، و تجارت را کمتر منظور داشته است در شوقت در ماه دو بار یعنی در غره و پانزدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود ـ و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هر قدر که تعداد مشتركين كرام ، ورغبت خوانندگان عظام بیفزاید ، البته در ترقی او نیز خواهد فزود . قواعد اشتراك از قرار ذیلست :\n\nدر دارالسلطنۀ کابل قیمت یکساله اشتراك آن ۸ هشت روپیه کابلی — ششماهه آن ٥ پنج روپیه کابلی ، در ولایات داخلۀ دولت علیۀ افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی — ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی ، در ممالک خارجه چون هند وایران و ترکستان روسی وممالك عثمانی و اوروپا یکساله ١٠ ده روپیه انگلیزی — ششماهه ٦ روپیه انگلیزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانۀ دولت علیۀ افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیۀ افغانستان ، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی ، ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله یا ششماهه اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ها به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری میگردد ، آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ١٥ پانزده روپیه کلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 672, "text": "شماره (١٨)\nسال دوم\nصحيفه (١)\n\nمدير و سَر مُحَرِّر\nمحمود طرزی\nالادارةُ و المَطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل ) همه امورات تحريريه به اداره خانه بنام مدير فرستاده ميشود قيمت يك نسخه آن در كابل يك عباسى است.\nتاريخ شمسى ١٦ جوزا ١٢٩٢\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nنگران\nاينك آغاسى مدعى حضور اعليحضرت همايونى\nعلى احمد\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت با اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت با اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\n\nتاريخ عربى يكم رجب سنه ١٣٣١\nتاريخ انگريزى ٩ جون\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسی مقالات مفيده درج ميشود\n\nذات شوكتمآب اعليحضرت پادشاهی\n( با ذوات خدمتگاران معيت شاهانه شان در خرما باغ نواحى جلال آباد )"}
{"book": "adl0616", "page": 673, "text": "صحیفه ۲ شماره ۱۸ سال دوم\n\n❉❉❉❉❉❉❉❉❉\n( سیاحت غزنین )\n❉❉❉❉❉❉❉❉❉\n\nدر شماره ۱۷ خود در ذیل حوادث داخله کیفیت مراسم دربار یوم سه شنبه ۲۹ جمادی الاول سنه (۱۳۳۱) را در قید تحریر آورده، و از بعضی افادات حکمت آیات اعلیحضرت بادشاه ترقیخواه حقایق آگاه با دانش و دین خود بیان نموده بودیم. در انروز مسعدت اندوز این مدیر ومحرر عجز کمتر، وعبد احقر با خاک برابر شاترا نیز به التفات جهاندرجات همایونی مظهر فخر و شرف فرموده سعادت اندوزی همرکابی معیت شاهانه را درین سفر خیریت اثر اراده و فرمان نمودند. بنابرین خواستم که کیفیت این سیاحت پر سعادت را سر لوحه افتخار این شماره خود ساخته از آغاز عزیمت تا به انجام عودت یکان یکان مشهودات عاجزانه ام را در قید تحریر بیارم.\n\nیوم جمعه ۹ جمادی الثانی بوقت عصر از طرف ایشیک آقاسی حضوری حضور اعلیحضرت پادشاهی جناب نیک محمد خان یک قطعه تذکره رسمی خبری رسید که صورت آنرا عیناً در نجا میشکاریم: ( عالیجاه مشفق محترم محمود بیک خان مدیر سراج الاخبار افغانیه را حفظه الله تعالی یوم شنبه ۱۰ ماه حال بساعت ۹ صبح بلباس رسمی سواری در ارک مبارک حاضر شوید که بسواری عرایه موتر لیموزین که نگران آن محمد ولیخان است همرکاب اعلیحضرت والایه غزنین خواهید رفت فی لیل جوده جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱) ( نیک محمد )\n\nبعد از رسیدن این تذکره حاضری سفریه خود را دیده یوم شنبه بوقت و ساعت معین در ارک مبارکه حاضر شدم. عرابه موتر لیموزین مهیای حرکت بود. دیگر عرابه ها نیز آماده و حاضر بودند. عرابه های موتریکه جمعیت و همرکابی ذات اعلیحضرت شاهانه حرکت کرده اند. و ذواتیکه بهمرکابی همایونی دران موترها سر افراز بوده اند از قرار فهرست ذیل است :\n\n(۱) — در موتر سواری خود ذات اعلیحضرت شاهانه : مصاحب خاص ذات اعلیحضرت بادشاهی سردار محمد یوسف جان . نائب سالار حضور جناب سردار محمد نادر خان . ایشیک آقاسی نظامی جناب محمد سلیمانخان .\n\n(۲) — در موتر نمبر اول (۳۸) اسپه حضور که بصورت احتیاط موتر اعلیحضرت همایونی را پیرو میباشد : محمد یعقوبخان غلام بچه خاص . سکندرخان غلام بچه خاص .\n\n(۳) — در موتر سواری ذات عالی جناب معین السلطنه صاحب معظم غیر از خودشان : برادر کوچکشان سردار محمد کبیر خان . و مأمور خصوصی دائره عالی صاحبزاده خواجه جان .\n\n(٤) — در موتر سواری عالی جناب عین الدوله صاحب مکرم غیر از ذات عالی خودشان : محمد اسحق خان غلام بچه خاص ، داکتر عبد الحلیم خان .\n\n(٥) — در موتر لیموزین : محمد ولیخان سر جماعة غلام بچه های خاص ، خود این بنده حقیر، محمد شریف خان غلام بچه خاص، صالح محمد خان آبدار باشی، حاجی ملک خان غلام بچه خاص .\n\n(٦) — در موتر نمبر (۲) : مصاحب خاص ذات اعلیحضرت بادشاهی سردار محمد آصف خان، نائب سالار عند عما کردار السلطنه و کوتوالی جناب محمد نعیم خان . ایشیک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی جناب علی احمد خان ، ایشیک آقاسی خارجه جناب محمد عزیز خان ، سر سر اوس جناب محمد هاشم خان، رکاب باشی جناب شاه ولیخان .\n\n(۷) — در موتر نمبر اول شرکا : جناب سردار غلام علیخان . جناب محمد یونس خان برگد غند عساکر اردل. ایشیک آقاسی حضوری حضور اعلیحضرت همایونی جناب نیک محمد خان ، سرخان اسپور جناب محمود خان ، جناب عطا محمد خان . امین المعادن جناب میر غلام محیی الدینخان .\n\n(۸) — در موتر بزرگ شعبان که یک نوعی از ترام ریل میباشد ۳۰ نفر خدمه و عمله حضور .\n\n(۹) — در موتروین : سی نفر عساکر خاصه حضوری از سواری سراوس ورکانی .\n\nاینست عرابه های موتریکه از ارک مبارک از ساعت (۹) تا ساعت (۸) ی همدیگر جمعیت سراسر سعادت اعلیحضرت همایونی همرکاب حرکت نموده اند. عرابه موتر ذات عالی فخامتهاب نائب السلطنة صاحب افخم از دائره عالی فخیانه خود جناب عالی با افراد معیت شان عزیمت کرده است . اول موتریکه حرکت نمود لیموزین بود که از ساعت ٦ ده دقیقه گذشته از دروزاه باغ ارک مبارکه خروج نمود . حوضه خوش هوا و پر آب و درخت ( چهاردهی) را که یک نمونه بهشت برین شمرده می شود بیک سرعت برق مثالی مرور نموده ، و اراضی ارغنده ، و وادیهای لطیفه میدان ، و تپه ها و نشیب و فراز های قلعه قاضی ، و شش گاو وردکستان و غیره را بسرعت طی مکانی قطع نموده بساعت دو و نیم بچه روز در جوار قلعه غزنین در پیشگاه زیارت مقبره حضرت خواجه ملک یار پرنده ) رحمة الله علیه به انتظار تشریف فرمائی عرابه موتر سواری اعلیحضرت بادشاهی همه موتر های پیشتر رسیده کی توقف نمودند . بعد از چند دقیقه عرابه موتر شوکت مظهر همایونی مواصلت نموده همه عرابه ها در پی عرابه شاهانه روانه غزنین گردیدند .\n\nدر پیشگاه باغیکه مطرح خیمه گاه اعلیحضرت همایونی اتخاذ شده بود عساکر پیاده و سوار و طوپچی موجوده نظامی غزنین صف بسته احترام بودند و بغیر طوبهای متعدد مراسم سلام شاهانه را ایفا نمودند. خیمه گاه شوکت احتوای همایونی بر صده بزرگ"}
{"book": "adl0616", "page": 674, "text": "حیفه ۳\nسال دوم\nشماره ۱۸\n\nوسط باغ با صفای میرزا عبد الاحمد خان که نایب و معاون مستوفی الممالك و خان غزنین می باشد موضوع شده بود. قلعه بسیار جسیم و مکمل متصل باغ مذکور که نیز عمارت کردۀ خان مومى اليه می باشد برای اقامت شهزادگان و همرکابان معیت پادشاهی تخصیص یافته بود .\nخانها وملكان ومعتبرين وصاحب منصبان ولایت غزنین بواسطة ايتيك آقاسي ملكي وخان مومى اليه بحضور معدلت موفور اعلیحضرت پادشاهی شرف بار حضور یافته و مظهر تلطیفات جهاندرجات همایونی گردیده مرخص شدند .\nبعد از صرف طعام و یکچندی استراحت و آرام برای رفتن بزیارات مبارکه اولیای عظام که در اطراف غزنین برگ فرجام دفين خاك عطر ناك میباشند اراده و فرمان شاهانه در صدور یافته عرابه های موثر حاضر گردید .\n\n( در بیان مزارات پرفیوضات اولیاء الله غزنین )\nهمه غزنین از مزارات اولیاء الله عالی مقام مانند يك كنج شایکانیست که ما درینجا تنها از بعضی مزاراتیکه خود بزیارت آن در خیار از یمن توجهات اعلیحضرت پادشاه معظم محبوب القلوب خودمان مشرف شده ایم بحث و بیان مینمائیم . و تعریفات آنها را نیز از روی ( روضة الألواح ) نام کتابی که به اراده و فرمان ذات اعلیحضرت پادشاه مقدس ما از طرف ( شیخ محمد رضای هروی ) تألیف و تحریر یافته است، وحقیقتاً يك آئينه جهان ورهنمای حقیقت ابنای غزنین شمرده می شود بر وجه اختصار نقل مینمائیم :\n\nمزار حضرت حکیم سنائی: – اول بزیارت مزار فیوضات آثار غواص بحر معرفت ، وحدقة باصرة حکمت حضرت حکیم سنائی شرفیابی حاصل کردید که بقعه مبارکه حضرت حکیم بقدر ربع كروه بطرف غرب جنوبی شهر غزنین واقع است .\nاصل نام شریف شانرا در کتاب روضة الألواح مذکور مجدود الدین بن آدم غزنوی ، و در قاموس الاعلام نام لغات جغرافیه وتاریخیه حکیم ابو المجد بن آدم غزنوی نوشته اند که ملقب به سنائی بوده اند . تاریخ وفات شانرا در قاموس الاعلام ٥٧٦ هجری قید کرده، ولی از قراریکه در روضة الألواح از روی لوحۀ سنگ مزار مبارک ضبط گردیده است از قرار ذیل است: (هذا قبر الفقير الى رحمة الله مجدود الدين السناني غفر الله له ) بعد ازین عبارت اية الكرسي شريف، و در سنگ دیگر که در تحت این لوح است عبارت ذیل نوشته شده است : « كان وفات الشيخ العالم الفاضل شمس العارفين قطب المحققين طوطی شکرستان فصاحت بلبل بوستان بلاغت مظهر أسرار معانى بكريه مطلع أنوار الفاظ فكريه يعنى مجدود الدين سنائى خمس وعشرون وخمس مائة سنه ٥٢٥ هجرى »\n\nحضرت حکیم سنائی قدس سره در ابتدا به شعر سرائی مشغول بود ، و از مداحان سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود الى ناصر (۱) و بروایت دیگر بهرام شاه غزنوی بود . و بنابر بعضی سخنان حکمت امیز عبرت انگیزیکه از حضرت خواجه لایخوار يك مجذوب الهی شنیدند از دنیا دست کشیده دیوان اشعار خودشانرا سوختند . و بعد از آن تنها در تصوف و توحید شعر سروده اند . و او را کتابیست که حديقة الحقيقه نام دارد . و در نزد عرفا، گلستان حقیقت و بوستان طریقت شمرده می شود .\nدر قاموس الاعلام مذکور است که غیر از حدیقه بعنوان رموز الانبيا وكنوز الأوليا يك كتاب منظوم دیگری نیز دارند . بعد از ادای حج بحضرت یوسف همدانی که از عرفای نامدار مشایخ است انتساب رسانیده اند . حضرت مولانا جلال الدین رومی قدس سره در مثنوی شریف درباره حکیم به این بیت ایما فرموده اند :\nترك جوشی کرده ام من نیم خام\nاز حکیم غزنوی بشنو تمام\nو نیز حضرت مولانا در دیوان اشعار خودشان به این بیت از حضرت حکیم بحث رانده است :\nعطار روح بود سنائی دو چشم او\nما از پی سنائی و عطار آمدیم\nوالحاصل يك زیارت پر خضوع و خشوعی در مزار حضرت حکیم سنائی قدس سره بجای آورده عودت نمودیم ، این را نیز عرض کنم که مسقط رأس و محل ولادت این محرر بعجز مقر غزنين ، و در غزنین بجوار مزار فیوض آثار همین زیارت حکیم قدسیت قرین می باشد در سنه ۱۲۸۱ که والد بزرگوارم حضرت طرزی مرحوم با اعلیحضرت امیر شیرعلیخان مرحوم به محاربه جناب سردار محمد امین خان مرحوم در قندهار رفته بودند و عایله خود شانرا از کابل طلب نموده بودند در اثنای سفر مذکور در همین مقام ولادت عاجزانه ام بوقوع آمده است . و اینهم از مراحم پرمکارم ذات اعلیحضرت پادشاه دل اگاه مقدس ماست که هم بسیاحت و هم بزیارت و هم بدیدن محل ولادت خویش به مرکب شاهانه شان نایل و سزاوار گردیدم .\n\nمزار حضرت سید احمد مکی : – این زیارت شریف در میان یک دهی و در بین خانه ها بسمت شرق جنوبی غزنین واقع بود چون در بقعه شریفه شان يك سنگی که اسم و شهرت شانرا نشان بدهد موجود نبود احوال شان مجهول است\n\nمزار حضرت بهلول صاحب : – مزار این بزرگوار بطرف شمالی شهر غزنین در دامن کوه واقعست ، اگرچه احوال\n\n(۱) آل ناصر کل اولاده سبکتگین را میگویند چرا که آب سبکتگین ناصر الدین بود لهذا آل ناصر گفته میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 675, "text": "صحیفه ٤\nسال دوم\nشماره ۱۸\n\nشان به تحقیق نه پیوسته و روایات مختلفه درباب شان مذکور است ولی چون بزیارت شریف شان انسان مشرف می شود آثار روحانیت ، وفيوضات وبرکت از در و دیواران میورزد و انسانرا يك حالت وجد و استغراقی دست میدهد. کلمه بهلول برای همان اشخاصی اطلاق می شود که حالات مجذوبانه مستانه را مالك باشند. و به این صفت بسیاری از بهلول ها در امت ناحیه محمد مصطفى صلى الله عليه وسلم در گذشته اند که مشهور ترین انها حضرت بهلول داناست که در زمان هارون الرشید بوده اند . و در بغداد مدفون اند . در قاموس الاعلام از يك بهلول صحابی نيز مذكور شده که بهلول بن ذؤيب نام داشته اند از ترس گناهان خود همیشه گریان و نالان بوده بحال مجذوبیت پدر میاوردند . اخر الامر یکدست خود را در کردن خود زنجیر بسته وبدروازه مسجد حضرت نبوی صلى الله عليه وسلم آمده وطلب شفاعت نموده بيك سمت تا معلومی رفته ناپدید شده اند . پس يك احتمال بعیدی دارد که در همین جا امده مدفون شده باشند . والله اعلم بالصواب .\n\nمزار حضرت شیخ رضی الدين على لالا : بقعة شريفة على لالا قدس سره در طرف شمال شرق غزنين تقريباً به بعد نيم گروه واقع است زیارت بسیار بافیض و انواریست که صفای روحانی از هر خشت و کل آن در انتشار است . ایشان پسر هم حکیم سنائی و از مریدان حضرت شیخ نجم الدین کبرا میباشد . از مشایخ کار و بسیار بزرگوار يك ذات فيوضات آثاری بوده اند قدس سره العزيز .\n\nاز منظره های شکار که\n( ذات اعليحضرت بادشاهی در جنگل جلال آباد بنواحی فيلها شکار ميفرمايند )\n\nسلطان سبکتگین :- بعد از زیارت حضرت علی لالا عرابه ما رو به سوی دامنه نه هائیکه یکسر بسوی شمال شرقی محدود شده بود به تدویر چرخ عزیمت آغاز نهاد. تا اینکه در پیشگاه قبر مبارک امیر ناصر الدین سبکتگین که نخستین سلطانیست از سلطانهای غزنويه توقف نمود . در نجا از احوال تاریخ شان بحث راندن زاید است همین قدر میگو نیم قبر این سلطان عدالت نشان بدر چه مندرس شده بود که سراسر ناپدید مانده بود. ذات اعلیحدت بادشاه مراحم اكتناه مقدس ما سراج الملة والدين ادام الله ظل رافته في العالمين بنا فرمودن یک بنای بسیار خوشنمای باصفائی را بران اراده فرمودند و قبر سلطان مشارالیه را ظاهر و اشکار ساختند. در شماره های سابق سراج الاخبار افغانيه تصوير قبر مذكور را با بعضی تعریفات آن درج نموده بودیم . اما در انوقت بتاهنوز بران ساخته نشده بود . حالا که درین وقت يك قبه چار در مختصر بسیار پخته و متینی بکمال لطافت بران ساخته شده است که انسانرا در پیش لطافت و ظرافت ان حیران میسازد. نظاره مناره های غزنین و آثار عتیقه خرابه زارهای این مواقع بلسان حال لوحه های بسیار عبرت انگیزی در نظر جلوه میداد. یکدمی بکمال حیرت و دیده عبرت تماشای اطراف را نموده و فاتحه شریفه به ارواح صاحب مقام خوانده عودت نمودیم . سر مقاله این شماره ۱۸ خود را درینجا ختام میدهیم تا موجب ملال قارئین کرام نگردد ، انشاء الله در شماره اینده از دیگر کوایف این سیاحت پرفیض و برکت بحث خواهیم راند .\n\n❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖"}
{"book": "adl0616", "page": 676, "text": "شماره ۱۸\nصفحه ٥\nسال دوم\n\nحوادث داخليه\nعزمت وعودت موكب سعادت موهب همایونی\nاگر چه سرمقاله ما از سیاحت سفر غزتين بحث میراند . ولی چون تفصیلات آن سیاحت درین مقاله از ابتدا تا به آنها به انجام رسیده است از ارو اخبار کیفیت عزیمت و عودت ذات مراحم صفات اعلیحضرت شاهانه را در ذیل حوادث داخلیه از امورات لازمی شمرده مینویسیم که بوم شنبه دهم ماه جمادی الثانی موکب شوکت موهب اعلیحضرت باد شاه حقایق آگاه مقدس معظم ما بسوی غزنين حركت ، و بطرف سه و نیم ساعت بسواری عرابة موثر بغزنين مواصلت، و یوم چارشنبه چاردهم ماه مذكور بالخير والعافيه عودت شاهانه بوقوع آمده است تفصیلات آن انشاءالله در شماره آینده مفصلاً ذکر میشود .\n\nعطا فرموده شده بود با عرابه موثر جناب برگد عبد الاحمد خان یوم شنبه ۱۷ ماه جمادی الثانی بدار السلطنة كابل مواصلت نموده وبكر محضور معدلت دستور اعلیحضرت بادشاهی شرفیابی حاصل نموده مظهر تلطیفات و عواطفات جهاندر جات همایونی گردیده اند .\n\nجناب نائب الحکومه صاحب از قدمای مأمورین دولت علیه افغانستان، و غیره سردار نامدار مغفور محمد عظیم خان طاب راه میباشند، و برتبه نایب سالاری ملکی و سر داری درجه دوم تقریباً از مدت در یازده سال به نائب الحکومه گری قندهار از طرف ذات شوكت سمات اعلیحضرت باد شاه مراحم شعار ما قابل و سرافراز بوده در اداره ملك ، وحسن سلوك ، واقدامات عمران پروری بر موافق رضای اعلیحضرت بادشاه حقایق آگاه ترقیخواه مقدس ما تطبيق حركات نموده اند. جناب مشار اليه تا یکچند روز دیگر هنوز يشرف الدوزي حضور میمنت موفور همایونی مانده باز هر خاص خواهند شد.\n\nدربار معالی بار\nوم سه شنبه ۲۰ ماه جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱ با اراده و فرمان سنیه اعلیحضرت بادشاهی در سلام خانه عام مراسم دربار معالی بار تشکیل یافته همه سرداران واعزه و اشراف اهل دربار و ارباب مناصب ملکی و عسکری به ده نجه روز با لباسهای رسمی شان در سلامخانه عام جمع آمدند . وذات شوكلمات اعلیحضرت بادشاه معدلت دستگاه مقدس معظم محبوب القلوب مامانند شمس درخشانی دربار را نفر قدوم شوکت و سعادت ملزوم همایونی شرف اندوز عز و اجلال فرموده همه حاضرین صداقت اندیش و خدام فدویت کیش شاهانه شارا بدیدار سعادت آثار همایونی شان احیا فرمودند. و تا ساعت بکنیم بعد از ظهر دربار دوام ورزیده اجازة الصراف عطا فرموده شد.\n\nمواصلت حاكم كلان سمت جنوبی بدار السلطنة كابل )\nجناب دوست محمد خان ملقب به ناظم حضور اعليحضرت الوروالا که حاکم بزرگ سمت جنوبی یعنی خوست و نواحی آن است. مظهر عواطبات و توجهات جهاندرجات اعلیحضرت شهریاری گردیده محض برای شرفیابی خصور نيز بغزنين طلب فرموده شده بودند تا هم شرف دستبوسی اعلیم سرت پادشاهی اکتساب فیوضات نمایند، و هم اگر بعضی معروضاتی در باب معاملات حکومتی خود داشته باشند بعده سنيه همايونى بعرض رسانیده سروشده در ان به حاصل نمایند، جناب ناظم صاحب مشار اليه این بعد از تشریف موکب همایون بهزتين رسیده با جناب مستطاب نائب الحكومة صاحب قندهار يكجا به سوازی موثر بدار السلطنه مواصلت، و نایل باز حضور بادشاه پر مرحمت ذی شفقت گردیدند .\n\nمشارالیه از از مامورین بسیار چرار و کارگذار هوشیار دولت علية متبوعة ما شمرده میشوند که در بسی محاربات و ماموریهای مختلفه از بی سالهای درازی اثبات لباقت نموده اند .\n\nمواصلت نایب الحكومه صاحب قندهار بدار السلطنه کابل )\nاز انجا که مراحم ذات شو کنسمات اعلیحضرت شهریار مکارم شعار مقدس ما درباره خدمتکاران صادق دولت شان دايما مبذول و را يكانست قبل از تشریف فرمائی موکب همایونی بسمت غزنین در باب حاضر شدن نائب الحكومة ولایت قندهار جناب مستطاب سردار محمد عمانخان برای شرفیابی حضور همایونی در عزبین فرمان همایونی شرف تسطیر یافته بود تا هم از دیدار سعادت آثار اعلیحضرت بادشاهی بعد از مدت مهدی شرف اندوزی حاصل نمایند، و هر قد در باب سیر راه کابل تاعندهار بعضی مذاکرات اجرا فرماید، چون فرمان همایونی در قندهار واصل گردیده بود، جناب نائب الحكومه بسوی غزنین حرکت نموده است. و بعد از دوروز از عودت موکب اعلیحضرت پادشاهی بغزنين رسيده، و بموجب تعلیماتی که از طرف قرين الشرف همایونی\n\nحوادث خوست ومنكل )\nاین یک بر همه کان معلوم است که طایفه مردم مشکل بنا بر بعضی عوارضاتی که رخ داده بود، و ند انها نموده بود پارسال بدولت متبوعة مقدمه خود به میان مدنی افکار داره نخود مشغول نموده بود ، امانتا بر تدابیر مالبه که از طرف دولت اتخاذ گردید آن آتش فتنه و فساد در اندت مدتی از ایل گردیده آسایش عمومیه قرار یافت. در ید وقت بعضی اخبارهای اسلامیه اردو از قول نامه نگار سرحدی پایونیر که مبالغ نویسی و از چه قبه سازی"}
{"book": "adl0616", "page": 677, "text": "صحیفه ٦\nشماره ۱۸\nسال دوم\n\nرا یکانه شعار خود ساخته بعضی حوادث هیجان آمیزی نشر میکنند و نیز ظاهر شده است که دزدان مذكور يكنفر دو نفر تي بلكه\nحالانکه در ان نواحی از فضل و مرحمت الهی ، وتوجهات ذات يك جمعيت متفقه بزرگی میباشند که در اجرای شقاوت و یغما گری\nاعلیحضرت بادشاهی، و حسن سلوك و اداره مرغوب حاکم آنجا هیچ کمربسته اند. بسیاری از آنها گرفتار پنجه عدالت گردیده اند\nگونه آثاریخی و عصبانی به مقابل دولت موجود نیست . و از طرف محكمة عالية كو توالی تعقیبات شدیده در الباب اجرا می شود\nدر نباب خودما بالذات با جناب دوست محمد خان ناظم حاكم ما امید میکنیم که مأمورین محكمة عالية مذکوره در بخصوص\nسمت جنوبی که در پن وقت با ارا دستیه اعلیحضرت بادشاهي مأذونا سعى بلیغی اجرا نموده این جمعیت خبینه را از بیخ و بن بردارند .\nبدار السلطنه آمده اند ملاقات کرده در خصوص احوال آنطرف و اهالی شهر عزیز ما را از اثر هگزر آسوده و مطمئن سازند .\nاستعلام کیفیت نمودیم. از بیانات حاکم مشار اليه جنان معلوم کردید\nکه اقوام مختلفه کودبند علاقه خوست از جهالت و بدبختی خود\nدر مابین خود شان کشت و خون و اختلاف ورزی دارند.\nو اعلیحضرت باد شاه اسلام پناه بشار حواری رعیت اسلام\nروا دار نمیباشند که رعیت سرگردان باشند. و به اصلاح شان\nمیگوشیم که بی زحمت به اصلاح بیایند .\n\nپس بنارین بیانات حاکم مشارالیه به تحقیق می پیوندد که مردمان\nآن علاقه مقابل دولت متبوعة مقدسه خود هیچگونه اثر تمرد\nو عصبانی که مغایر دین و ایمان مسلمانی است ندارند . و هر چه که\nدارند از روی نادانی و بخبری در بین خودشان دارند که اینهم\nاز زمانهای بسیار درازی در مابین اقوام آذر زمين يك چيز طبعی\nو عادی شده است .\n\nوفات شهزاده روح الله جان\n\nبكمال بأس و حسرت و تمام حزن و کدورت از خبر غم آوروفات\nشهزاده روح الله خان دومین فرزند جناب شهزاده جو اسخت معظم\nحضرت معين السلطنه سردار عنایت الله خان به تحرير حزن تصویر\nمجبوریم که صبح یوم شنبه بیست و چهارم شهر جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱\nمطابق ۳۱ ماه چون ۱۹۱۳ به پنج بجه صبح بعمر دو نیم سالکی\nطاير روحش بشاخسار بهشت برین پرواز و با عالم ارواح ملکوتی\nدماز کردید، صلواه جنازه در مسجد متصل دایره عالی اداو در\nحالیکه برادر عالیشهر شان شهزاده بلند اقبال عین الدوله سردار\nامان الله خان ، و سردار صنایع جناب سردار محمد عمر خان ، و شهزاده\nسردار محمد كبير خان، وجناب سپهسالار صاحب امیر محمد خان و\nو جذاب نائب الحكومة قندهار سردار محمد عثمانخان، وجناب\nامين العسس فتح محمد خان، وديگر بعضى ذوات كرام، ويك بلوك\nماکر نظامی اردل معیت خود ذات عالی معظم حاضر بودند.\nجنازه آن معلوم ملکوتی رسوم را به تمام احتفالات لازمه در مقبره\nمخصوص خاندان جلیل الشان سلطنت سنیه که در بستان سرانجوار\nمزار فیس آثار پادشاه مقصور جنت مکین اعلیحضرت ضیا الملة والدين\nواقع است رسانید. دفین خاك عطر ناكش نمودند .\nحاضرين كرام مراسم تعزيت و رواسم خاطر داری و تسلیت را\nمجناب عالی بجا آوردند. ذات عالی شهزاده عرفان وسادة معظم\nما اطال الله عمره وادام الله عزه واقباله بكمال متانت و تمام\nاستقامت يك نطق دعائیه بسیار مؤثر و معنیداری نجواب حاضرین\nگرام بیان فرمودند که خلاصه مضمون حکمت مشحون آن قرار\nذیاست :\nما این را غم و مصیبت نمیشماریم . بلكه مصيبت عظيمة عمومية\nرا که در شوقها از هر گوشه و کنار و عالم اسلامی وارد آمده\nاصل غم و مصیبت میشماریم و به این یک خود را و شمار ایاداوری میکنیم\nکه مایان بر حال خود شکر عظیم حضرت رب کریم خودمان جل\nو علارا در شب و روز بجا آریم که مملکت مادر وقت حاضر از همه\nگونه تسلط و مداخلات اجنبى اسوده حال است. و جناب حق\nنمایان چنان بك بادشاه مقدس خير اندیش ترقی خواه پر مرحمت\nو شفقتی احسان فرموده که شب و روز در تقویت دین و ملت\n\nعزل جرئیل او دوی هرات\n\nعبد الرحیم خان که سابقاً بمنصب بر کدی در دار السطنه کابل\nسرافراز بود و از مراحم پر مکارم ذات شو کلمات اعلی حضرت پادشاهی\nمنصب جليله جنرالى و كمان افسری اردوی همایونی هرات نایل\nو ممتاز کردید بود. بنا بر بد سلو کی و کج رفتاری و خلاف کاریهایی\nکه در مدت ماموریت خود اجرا نمود وشكايات متعددة اهالى\nو عسکری که بحضور اعلیحضرت بادشاه رعیت پرور عدالت گستر\nفرموده حاضر شدنش را بدار السلطنه اراده و فرمان نمودند تا بعد از\nتحقيقات مجازات عمل و کردارش در کنارش گذاشته شود .\nرسیده بود جرئیل مذکور را از منصب جرئیل عزل و موقوف\nباعث عزل جوئيل مذكور اخلاق نامرضیه و کردار ناپسندیده خود\nجرتیل شد که بنیاد عزت و نام خود را بخاک مذلت يكسان نمود .\nفاعتبر والا اولى الابصار .\n\nدزدی\n\nاز قرار یکه شنیده ایم چند شب پیش ازین در خانه میرزا افضل احمد خان\nکه مأمور دفتر امور خارجه میباشد. دزدان فرصت دخول یافته\nاز نقد و جنس هر انچیزی که یافته اند سرقت نموده اند. از طرف\nاداره ضابطه یعنی کوتوالی به تعقیبات و تحقیقات لازمه پرداخته شده\nدزدان را گرفتار و بعضی از اموال مسروقه را استرداد کرده اند."}
{"book": "adl0616", "page": 678, "text": "صفحه ۷\nسال دوم\nشماره ۱۸\n\nووطن کوشش میورزند، و ما را بر خبرها و سعادتها رهبری و تشویق میفرمایند بر ما واجب است که دعای سلامتی ذات اقدس و اشفق شانرا از درگاه الهی جل و علی نیاز کنیم، و نفسهای خود ما را اصلاح نمائیم، و رهبریها لائق و خیر پادشاه مقدس خود ما را خضر راه حقیقت خود شمرده، از احوال عالم عبرت گیریم، و بیداری وسعی و کوشش را در راه خدمت دین و دولت خود پیش نهاد خاطر نمائیم . باقی توفیق الهی را شامل حال خود و همه شما برادران اسلامی خود میخواهیم ..\n\nبعد ازین افادات حکمت آیات در مقبرهٔ مبارکه فیوضات نشان مرحوم مغفور جنت مکان اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان علیه رحمت و غفران، بجمعیت رفتند، و يك سورهٔ شریفهٔ قرآن کریم را يك حافظ حید تلاوت و فاتحهٔ شریفه قرائت شده، و خود ذات عالی شهزاده معظم از اوصاف و محامد جدامجد مرحوم مغفور شان و خدمات عظیمه وطنیه و دینیه شان بك تقرر دلپذیری فرموده پس مقام عالی خودشان عودت و از حاضرین کرام اظهار شکر گذاری و معنویت نموده رخصت فرمودند .\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) بکمال خشوع و خشوع دعای سلامتی ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس معظم خود را و همه خاندان جلیل الشان سلطنت سنیه متبوعهٔ خود را تضرع و نیاز میباید. و بذات مکارم صفات شهزاده معظم خود بکمال اندوه و حسرت به ایفای مراسم تعزیت پرداخت، سلامتی خودشان را و ایمن و عائله کریمه شان را از پایگاه الهی مسئلت مینماید.\n\nجواد خارجيه\nاجمال سيا\n\nيك انتقاد حكمت مفاد اعليحضرت سراج الملة والدين ، بادشاه معظم ،\n( افغانستان در خصوص محاربة بالقان )\nدر آغاز اعلان حربی که حکومتهای متفقه بالقان با دولت علیهٔ عثمانیه نمودند و دولتهای معظمه بیطرفی جعلی خود شانرا اعلان کردند . دولت معظمهٔ انگلیز نیز بواسطةٔ سفیر شان که در پایتخت سلطنت اسلامیه ( کابل ) مقیم است از اعلان بیطرفی خود در محاربهٔ مذکوره به ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس ما خبر دادند . ذات شوکت سمات پادشاه معظم ما این اعلان بیطرفی دولت مشار الیها را به حقوق مناسبات و معاملاتی که دولت معظمهٔ انگلیز با عالم اسلامی آسیا دارند سراسر منافی دیده و رسماً انتقاد و اعتراض فرموده به این ملال بیان فرمودند : قبل از این که\n\nدولت ایتالیا در باب طرابلس غرب با دولت علیهٔ عثمانیه اعلان حرب نمود و شما اعلان بیطرفی کردید اگرچه ما آن بیطرفی دولت دوست و متفق خود ما را منافی منافع شان دیدیم ولی گفتیم که از ایجابات سیاسی شان خواهد بود. و چون درینبار که باز اعلان بیطرفی میکنند چنان گمان میبریم که به این بیطرفی دلهای نفوس بسیاری از اسلامها را از خود بیطرف بسازند . زیرا دولت معظمه انگلیس آنقدر نفوس رعیتی که از اسلام در هندستان و افریقا دارند هیچگاه در اوروبا ندارند. بناءً علیه بنا بر دوستی که با شما داریم این بیطرفی شما را سراسر مغایر منافع شما دانسته شدیداً جرح و انتقاد مینمائیم .. حقیقاً که این انتقاد و اعتراض اعلیحضرت بادشاه مقدس معظم ما آنقدر بر حق وصواب، و بدرجهٔ قرین عقول اولی الالباب است که هیچ کس از ان انکار کرده نمیتواند . دولت بهیه انگلیس همانقدر نفوذ و تسلطی که در هندستان و سودان وغیره حاصل نموده است و هم انقدر موفقیتها و کامیابیهای که در ممالک اسلام نشین بکف آورده است چون بحقیقت نظر کرده شود اسباب یکانه آن همانا بنام دوستی و اتحاد دولت علیه عثمانیه بوده است . چون تاریخ ضبط و استیلای هندوستان شان بغور بنگریم مثالهای بسیار مجسمی در خصوص بنظر برمیخورد. حتی در بعضی موقعها در زیر بیرق ماه و ستارهٔ بنی کار روائیهای شان نیز مشاهده شده است.\n\nدر مملکت عزیز خودما افغانستان نیز در زمان اعلیحضرت مرحوم امیر شیرعلی خان مرحوم بواسطهٔ دولت علیهٔ عثمانی، از راه نصایح و وسایای لازمه طمع باب مداخلات داخل شدند. در قطعهٔ اوروبا تنها (٣١٤٣٣٩) کیلومتر زمین و تقریباً چهل و دو ملیون نفوس دارند. حالا آن که در آسیا و افریقا و جزایر اوقیانوس (١٨٧٧٤١٠٠) تقریباً نوزده ملیون کیلو متر زمین، و تقریباً سیصد و چهل ملیون نفوس را مالک میباشد که اگر این نفوس عظیمهٔ مدهشه را ملل اسلام و دیگر ملل غیر صلیب پرست تشکیل میدهد. این هم معلوم است که حال امروزه مسلمانان، و بودائیان، و براهمنان و غیره بحال چند عصر پیشتر شان قیاس قبول نمیکند. چشمها، ذهنها، عقلها فکرها باز گردیده، حقوق آزادی، و استقلال در دماغها آتش فشانی ها دارد. در انوقتها بخواب شکار شده بودند. درین وقتها بیدار شده میروند و چون خود را اسیر دام می بینند بمجادلهٔ نجات خود می افتند، و اینهم نیست که جادهٔ آنرا هم نیابند البته يك روزی خواهد آمد که مانند کبوتر زیرکی که بواسطهٔ آشنائی با موش خیل کبوتر بدام افتاده را برهانی داد همچنان با زیرکی بکار برند (۱) . آسیائیان را مرده نباید پنداشت. اگرچه دولتهای عثمانی و ایران را تا یک درجه مضمحل نمودند ولی سراسر محو نشده اند. اگرچه كوچك تر شدند. ولی چون بلغارها و سانتیکروها را به بینیم\n\n(۱) تفصیل حکایت این دام و کبوتر را در آوار سونی بخوانند ."}
{"book": "adl0616", "page": 679, "text": "سال دوم \t\t\t\t\t\t\t\tشماره ۱۸\n\nبر کوچکی چندان اعتمادی نباید کرد . حالانکه مانند ژاپان و افغانستان دولتهای زنده و بیداری نیز در آسیا موجود است توبه از اژدهای افسرده شده چین که اوروپا بردم آن بنهاده بیدارش کرده اند . یومیه بازیها ، و تهیه اسباب اتفاقها و اتحادها درمابین مخالفها چیزهای نیست که موجب اندیشه نباشد ! علی الخصوص رقیب بسیار مدهش آسیائی او که عبارت از دولت معظمه روس است هیچ گاه از فرصت جویی و بلا انگیزی در باب بجا آوردن وصیت بادشاه دور اندیش استیلا تدبیر متوفی بتر کبیر فارغ و غافل نشده ، و نمیشود ، و نخواهد شد . پس چون اینچیزها را در زیر نظر دقت دراریم ، منافع و فواید چهل پنجاه ملیون نفوس اوروپای دولت مشارالیها را نسبت بمنافع سه صد چارصد ملیون نفوس غیر اوروپای شان خیلی دور از نسبت می یابیم . و انتقاد حکم مفاد اعلیحضرت بادشاه مقدس خود ما را از حد زیاده نافع حال و طرز بسیار دوستی ما که می بینیم ، چونکه اگر دولت معظمه انگلیس در باب وحشتهای سفاکانه سیاعانه بالقانها که در ممالک عثمانیه اجرا نمودند بنظر بیطرفی نمیدید و آنها را در اینگونه کارهای ناحق و ناروای شان آزاد نمیگذاشت به صدو کسور ملیون نفوس مسلمانان را دفعه گرویده خود میساخت که نتیجه ها و فایده های آن در حال و استقبال برای دولت مشارالیها آزاده شرح و بیانست . این راهم بگوئیم که دولت بهیه انگلیس در اوروپا يك دولت تک و تنهای بی یار و مدد کاری مانده است . اولا موقع جغرافی شانرا چون نظر کنیم طبیعتاً يك علحده گی در ان مشاهده میشود . ثانیاً چون در وضع سیاسی شان به بینیم که در اتفاق مثلث . و نه در اتحاد متنایش داخل می یابیم . اگرچه گاهی به آنسو و گاهی به آنسو میل میکنند ولی يك اتحاد و اتفاق جدی شان دیده نمیشود . بنابرین دولت مشارالیها به استمالت قلوب آسیائیان میباید که خود را یکدولت آسیائی بسازد و با دولت های آسیان متحد شده ، و آنها را تقویت نموده از ان رهگذر استفاده عاید تا نتیجه های آنرا در مآل برای العین مشاهده کند .\n\n( همعصر معزز کامرید در اشاعت ۲۹ اپریل می نکارد )\n\nو قد طی هند در قسطنطنیه\nمشعر بمانیكه :\nمراسله داکتر انصار على منتقام عمرلى ( الحال موسوم به هند کوئی شده است) مورخه هفتم اپریل در دانک گذشته موصول شده است برادران وطن تا حال از واقعه تسخیر ادریا نویل آگاه شده باشند لاکن شجاعت شکری پاشا را که در مدافعت غنیم ظاهر کرده است کل دول یوروپ و مبصران نظامی عالم تسلیم کرده اند اگر چه تسخیر ایدریانوپل در مشیت ایزدی بود لاکن کنون علاوه ازینکه سکه شجاعت و مردانکی آل عثمان و افواج عثمانی بر لوح خاطر یوروپ نقش شده است و از افواج بلغاريا و سرويا چند هزار نفوس در معرض تلف آمده اند – بتاريخ ۲۱ ماه مارچ بوقت ۸ بجه شب که نفر از تعلقات و قدطی ما صدای توپ و تفنگ را شنیده بشوق تمام بر سلسلهٔ تپه های کوه که بطرف شمال عمرلی واقعست بالاشدند حتی که بحیرهٔ مارمورا و جهازات عثمانی و اردوی بلغاریه را دیده می توانستند والات تنویر عثمانی در جهازات عثمانی تعبیه کرده شده بودند بر بلند ترین تپه های سلسلهٔ مذکوره روشنی می انداختند درین اثنا از طرف جهازهای عثمانی و توپخانهٔ بری معاً بر افواج بلغاريا گلوله باری آغاز شد – علی الصباح فوج قلب بلغار آنطرف پل نتاجه جمع آمده بشدت تمام حمله نمود تا که میسرهٔ فوج عثمانیه را از قلب لشکر قطع کنند اما فوج عثمانیه را بخت میمون یاوری کرد و غبار که روی آسمان را گرفته بود دفعه رفع گردید – و از توپخانهٔ عثمانیه گله باری شدید شده باستقلال بلغاریه متزلزل شد و رو بگریز نهادند و چنان حالت اضطراب و سراسیمگی هزیمت یافتند که تفنگ ها و کلاه های خود را هم برده نتوانستند و تخمیناً مابین شش و هشت هزار نفوس شان درین معرکه هلاک گشتند اکنون افواج عثمانیه ازین فتح خیلی دل پرشده اند و عزم مصمم دارند که اگر بلغاریه بار دوم بر حدود نتاجه یورش نمودند ماتا که نفس در آن است در مدافعه و مقابله خواهیم کوشید – مولوی ظفر علیخان مدیر اخبار زمیندار درین روزها از جملهٔ مهمانان معزز ما می باشد – من بخدمت مولوی موصوف برای ملاقات عزت بشارفتم و پاشای ممدوح بکمال شفقت ما را در کمر خاص طلب نمود – تا چند دقیقه جرنیل عظیم الشان موصوف خاموش بود و چشمهای پر آب و چهرهٔ مغموم وی دلالت بر اضطراب خاطر وی میکرد و از همدردی مسلمانان هند خیلی متاثر بود ما را هم رقت آمد و چیزیکه بخاطر ما گذشته اخبار آن ناممکن است – وقت رخصت پاشای ممدوح برای قبول دعوت فردا التماس نمود نیز وعده فرمود که من موتر خود را خدمت شما خواهم فرستاد – روز دیگر ما بر طبق منشای میزبان محترم خود بسواری موتر در فرود گاه وی رسیدیم و در اثنای طعام پاشای موصوف در بابت حالت سیاسی مسلمانان هند و جدیات و خیالات و تعلیم شان سوالات بسیار نمود و بر ترقی اهل اسلام هند اظهار تعجب کرد – بالآخر خواهش خود را ظاهر کرد که من بنفس خود ارادهٔ سفر هند دارم که حالت برادران دینی خود را در وطن اصلی شان مشاهده نمایم – در موتر پاشای موصوف سوار شده ما اکثر استحکامات عثمانیه را مشاهده نمودیم که سپاهیان اناطولیا و کرد و عرب در انجا مقیم بودند و همه شان بلا اشتباه مسرور و بحالت جوش قومی و مذهبی بودند و انتظام رسد رسانی به احسن وجوه کرده شده بود و برای حمل و نقل آذوقه يك ريل مختصر ساخته بودند که در هر اردو بسهولت تمام آذوقه وغیره ما یحتاج به را میرساند – علاوه از ریل مذکوره، سلسلهٔ موترها مابین هادم کوئی و دیگر موقف های افواج عثمانی جاری است – الغرض صورت حال خیلی تسلی بخش است فقط\n( ترجمه ترجمان اردو )"}
{"book": "adl0616", "page": 680, "text": "صفحه ۹ سال دوم شمار ۱۸\n\nبلغار وحشی بیگناه بیچاره را دست میبندد • دو نفر بیچاره بیگناهی را دست بسته برای دار کشیدن میبرند •\n\n(بیگناهانی که بجز مسلمانی دیگر هیچ گناهی ندارند بريشخند ها و منارتهای وحشیان بدار کشیده شده اند)\n\nای اخوان دین و وطن\n\nازین لوحه های پر حسرت عبرت بگیریم. بینیم که ارنؤدگان دین و وطن بر ما دست بیابند چه میکنند. فرعون میشوند: اولاد و اطفال را ذبح میکنند، ناموسها را بی سیرت میکنند، اموالها را بغارت میبرند، املاکها را پایمال میکنند، معبدها را تحقیر میکنند، مسجد ها را به کلیسا تحویل میکنند. و میکنند آنچه از دست شان می آید. شکر آزادی وطن را بجا آریم، و از اتحاد و یکانگی یک آنی نورزیم. در محافظه دین و دولت و شرف ملك و ملت خویش مانند بنیان مرصوص شویم."}
{"book": "adl0616", "page": 681, "text": "شماره ۱۸ سال دوم صحیفه ۱۰\n\nاز اخبار های اردو و انگریزی ترجمان اداره ترجمه کرده است.\n(جنگ بلقان)\n(تدابير اسعد باشا)\nستنجى - اسعد باشا محافظ ومدافع سقوطری خود را بمقام ايلسيو بادشاء البانيیا مشهور کرده است.\nدر دفتر اخبار دیل تیلگراف بذریعه تلگراف احوال رسید که سفرای دول مقيم ستنجى يك قطعه یادداشت مشتر که در باب خالی کردن سقوطری تقدیم نموده اند لاكن مديران مانی نیکرو در باب عدم غور یادداشت مذکوره عذر کرده اند که فی الحال مادرین باب غور کرده نمی توانیم.\nمقام تعجب و تحیر است که سفیر وانا مقيم ستنجى دفعةً به واننا\n\nپس آمده است حالات که مراجعت وی تا ماه می متوقع نبود.\nبعضی جرائد یوروپ چنان اظهار نموده اند که موجب طریق عمل اسعد باشا سازش خفية او همراه سرویا و مانی نیکرو بوده است. یعنی حمله ریاستہائی مذکوره برسقوطری و تفويض سقوطرى قبل از وقت فیمابین قرار داد شده بود.\n(سارش روسیه)\nاز بلگرید خبر تلگراف به جریده دیلی میل رسیده است که اسعد باشا همراه مانی نیکر و رشته اتحاد بدین شرط قائم کرده است که بر علاقه کارا بوش و وادی بویانه خودش متصرف خواهد بود. وسقوطری تعلق به البانیا خواهد داشت -\nاز واننا خبر رسیده است که در برده حركات وطريق عمل اسعد باشا سازش روسیه میاشد و در بصورت اغلب است که صورت معاملات\n\nدیگر منظره شکار گاه جنگل جلال آباد.\n\nزیاده تریجیده گردد - دول یوروب يك پاداشت متفقه به ستنجی فرستاده اند مشعر بر اینکه سقوطری بلا توقف مزید حکماً خالی کرده شود وفی الفور بكمان افسران مجرى دول متفقه تفویض نموده شود لاکن ماتی میکرو از قبول این حکم پرستم انکار و برانکار خود اصرار میکند.\nبذريعه تلفراق سرکاری معلوم شده است که ولیعهد مانی نیکرو مع افواج خود از سقوطری بر آمده است و صرف پنج دسته افواج پیاده در سقوطری مانده است.\n(مسئلة البانيا)\nرای عامه رعایای پرطانیه بدین قرار است که دولت برطانیه باید که همراه جرمنی و استریا اتفاق نکنند و در كمك دول مذکور بقوت نظامی خود را صرف نکنند و مانی نیکرورا مجبور نكند كه از ثمرة فتح خود محروم شود لاكن وضع متخاصمانه روس بدرجه غایت ار سیده است و بتایران دولت برطانیه بحالت مجبوری چنان وضع اختیار خواهد کرد که معامله قطعاً یکسو شود.\n\n(جنگ بلقان و بی صبری استریا)\nتاریخ یکم ماه می مجلس سفرای دول از برای تصفیه این امر منعقد خواهد شد که اگر شاه نکولی از قبول خواهش دول بلا عذر و حیله انکار کند در آنحالت کدام دولت از جمله دول یوروپ بخلاف مانی نیکرو همراه استریا متفق خواهد شد.\nاز رومه بديعه تلغراف اطلاع داده است که اکثر از دول یوروپ در معامله ماتی نیکر و عزم ندارد که زور قوت نظامی بر ریاست مذکور انداخته شود اگرچه آنها بظاهر آماده هستند که بر بلاد ساحل قبضه کرده شود.\nجراید استريا وضع بی صبری بدرجه غایت اختیار کرده اند حتی که جریده نظامی استریا چنان اظهار نموده است که اجلاس کانفرنس بکلی موقوف کرده شود - مزید بر آن خبر رسیده که دولت استریا بلا تأخیری عزم پورش بر مانی نیکرو نموده است."}
{"book": "adl0616", "page": 682, "text": "شماره ۱۸ سال دوم صحيفه ۱۱\n\nسنجي بقرار تيلكراف ريوتر – ماتی نیکرو دول یوروپ را بذریعه تحریر اطلاع داده است که من جواب قطعی مراسلة متفقه شما را که در باب خالی نمودن سقوطری نوشته اید تا انقضای ایام تعطیل کلیسای یونان داده نمیتوانم .\nاگرچه صورت معاملات قدری امید افزا شده است زیرا دولت استریا حرکت افواج را تا انعقاد مجلس سفرای دول که فردا خواهد شد ملتوی کرده است لاکن از جمع آوری افواج استريا وتيرة مدافعت مانی نیکرو صورت حالات نازک مینماید ۱۵ هزار سیاسات نيكرو في الحال بمقام ابنى داری موجود است وافواج ديگر هم يوماً فيوماً میرسد و برای حفاظت شهر سررشته نظامی بکمال سر کرمی کرده میشود.\n\nدولت استريا عزم بالجزم نموده است که اگر مدیران ستنجی وضع متخاصمانه را تغیر نکنند مانی نیگرو را بر خالی کردن سقوطری بشدت تمام مجبور سازد —\nامروز سفير استريا مقيم لندن تا عرصه ادو ساعت همر ام وزیر خارجه لندن بعد از ظهر خلوت داشت. من بعد سفير روسيه ووكيل ما قا نيكرو هم در دفتر خارجه لندن همراه سر ایدورد گری ملاقات کرد.\n\nجواب مانی نیکرو امروز بعد از چاشت در مجلس سفرای دول تقدیم نموده شد. بعضی جرائد استريا چنان اظهار نموده اند که بعد از ان که تصرف مانی نیکرو از سقوطری برداشته شود ما گفته نمیتوانیم که دولت استریا چه خواهد کرد. این امر از امکان خارج است که باز اسعد باشا را جبراً رسقوطری متصرف کرده شود — بعضی جرائد لندن چنان خیال دارند که تا مدت مدید که دولت استرية واطاليه، بالاشتراك در سقوطری قابض خواهند بود.\n\nجنك بلقان\nتلغرافات ريوتر — لندن يكم می — منتقام والتايمز ولندن احوال آمده است که اگر مانی نیکرو جواب مراسله دول را حسب دلخواه و اطمینان بخش نداد دولت استریا در اجلاس امروزه سفرای دول اظهار خواهد نمود که من تنها طریق تشدد اختیار خواهم نمود. و دیگر دول یوروپ را بعد از ان اختیار است که با من شريك شوند یانه .\nلارد مارلی یوم گذشته در مجلس دار الاماره لندن اظهار نمود که مسئله سقوطرى چنان شکل عجيبه اختیار کرده است که مدیران سیاسی مسئله عجيبه این قسم را شاذ و نادر دیده اند.\nاكرجه بذریعه سر کاری اظهار کرده شده است که دولت\n\nاستر تا حال تصفیه نکرده است که چه طریق عمل اختیار خواهد کرد اما به جرائد و اثنا مظهر است که انتظام کلی از برای یورش ستنجی یا سقوطری نموده شده است — بعضی اخبارات واننا اظهار نموده اند که مدعای استریا در عرصه یکماه حاصل خواهد شد —\n\n( وضع اطاليه )\nاگرچه دولت استريا بدون اتفاق رای الطالبه چیزی کرده نمیتواند لاكن وضع الطالبه تا الحال در پرده تعویق است و مثل يك سر غامض میباشد —\nبعضی جرائد وانا چنان اظهار نموده اند که اطالیه بر علاقه جنوبی البانيا متصرف خواهد شد و استريا بطرف سقوطرى حرکت خواهد کرد —\nيك اخبار اطالیه به ایمای دولت خود چنان اظهار نموده است که اطالبه دولت آسترا را نخواهد گذاشت که تنها تصفیه مسئله البانيا نمايد بلکه استریا را باعث خواهد شد بر اینکه بقرار شرائط معاهده قدیمه کار بند باشد —\nبموجب بیان بعضی اخبارات لندن سفرای دول در اجلاس امروزه يك تدبیر با اعتدال خواهند انديشيد - یعنی اینکه افواج مشتركه الطالبه و برطانيه و استریا برای واری و دليكنو متصرف خواهند شد بشر طیکه استریا تا عرصه دو هفته از کار روانی یکطرفه و مستقل احتراز کنند —\nكل عالم بشوران تمام انتظار نتيجه اجلاس امروزه سفرای دول دارد و امید اغلب است که در اجلاس مذكوره تصفية صلح و امن عام یوروپ خواهد شد —\nاخبار تايمز بعنوان ... حالت نازك .. چنان اظهار نموده است که غالباً استریا بند مثقالهٔ دول را قبول نخواهد کرد واکر تنها وضع متخاصمانه را عملاً اختيار نمود ذمه دار خلل امن عامه یوروپ خواهد گردید\nاین امر تقریباً تصفیه یافته است که وکلای مصالحت بلقان در لندن باز اجلاس خواهند نمود و در اجلاس مذکوره دول یورپ مسوده شرایط صلح را بفرض دستخط تقدیم خواهند نمود\n\nجنك بلقان\nتلگراف های ریوتر - واثنا وینی – همه اخبارات واننا برین امر متفق اند که از اجلاس فردای دول یوروپ زنهار این نتیجه نمی براید که دولت آستریا بر تصفية دول که تا حال نموده شده است اتفاق ندارد —\nانتخاب وقت در باب طریق عملى ونوعيت ووضع أن لا محال باید که از برای قبضه آن دولت گذاشته شود که زیاده تر از کل دول در این باب تعلق دارد این عبارت از آستریا است —"}
{"book": "adl0616", "page": 683, "text": "صفحه ۱۲\nسال دوم\nشماره ۱۸\n\nچیزیکه دول استريا واطاليه در باب معاملة البانيا بالاتفاق خيال دارند اصولا با هم قرار داده شده است و یقین غالب است كه يك معاهده كامل ومستقل قرار داده خواهد شد. — يك اخبار نیم سرکاری اطالبه اگر آستریا در البانیا بنای جنگ بماند لا محال الطالبه همراه او شريك خواهد شد و بناء عليه وزير جنك اطالیه احکام نافذ کرده است که افواج لازمه را حرکت داده شود تا که بوقت ضرورت مستعد باشد —\nبرلن — بعض اخبار نیم سرکاری جرمنی چنان اظهار نموده اند که قبل از وقت پیشکوئی کردن که دول یوروپ از رسوخ و اقتدار خود در باب سقوطری قائر المرام خواهند گردید از امکان خارج است بنایران لا محال دولت آستریا و اطاليه بالاتفاق ته نظامی خواهند نمود —\nمنتجي — در يك مجلس شورای مدیران جنگ که خود شاه نیکولی صدر مجلس مذکور بود تصفیه شده است که خواهش دول در باب خالی کردن سقوطری قبول کرده شود —\nكارفو — افواج سرویا به تمام و کمال از البانیا بر آمده است و بقيها فواج تاحال مانده بود یوم گذشته بوقت صبح قبل از داخل شدن اسعد باشا نیز بدر رفت —\nپیرس متمقام ستنجی بذريعه مراسله خبر رسید که روز جمعه متصل در از و ما بين افواج اسعد باشا و جواد باشا تا عرصه چند ساعت هنگامه کارزار کرم بود و جواد باشا هزیمت یافته افواج او بهر طرف منتدي و پراکنده شد و افواج سرویا برای افواج اسعد باشا راه خالی کرد. و بيش نفری از افواج مذکوره بفتح و نصرت داخل شهر شدند — اکنون چنان معلوم میشود که اسعد باشا بالاستقلال در ولایت وسط البانيا متصرف وقابض می باشد.\nصوفيا — حسب تحریر اخبار نیم سرکاری بنام دولت روسیه آماده است که در باب اختلافات با همی رومانیا و بلغاریا محاکمه کنند —\n\nقسطنطنیه — با تعالی در جواب مراسله دول یورپ نوشته است که ما بقرار خواهش دول سلسله جنك قطع نموده ایم — نیز اینکه ما چند نفر وکلا را مامور کرده ایم و خواهش داريم كه يك مجلس برای تصفیه امور در لندن منعقد شود و توقع چنان است که اجلاس اول این مجلس بتاريخ ۱۲ ماه روان منعقد خواهد شد\n\nاخبار مدينه ۸ جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱\nچونکه اخبار پایونیر همیشه خبرهای نا قابل اعتبار در باب افغانستان مشهری نماید و اهل هند خبرهای او را معتبر نمی دانند.\nاما افسوس آنست که ما بغير از پایونیر دیگر جریده نداریم که خبرهای جدید یومیه ما دستگیری کنند. سراج الأخبار افغانیه که در ماه دو دفعه نشر و شایع میشود در جريده خود حوادث کلی داخلیه تحریر نمیکنند وما مجبوراً بطرف بايونير وغیره رجوع میشویم — کاشکی سراج الاخبار افغانه خبرهای قلمرو افغانستان را به بسط بسيط تحریر نماید که ممالک غیر از ان خبرها مستفید گردند و برای خریداران مقامی این منفعت حاصل شود —\n\nامداد روسیه برای مانی نیکرو\nسبنت بيتر زبرك ١٦ ملى — موسیو سازو ناف در مجلس شواری روسیه تجویز پیش کرده است که برای امداد باشند کان مانی بیکرو ۹۰ هزار پوند منظور کرده شود —\n\nحب الوطنی افاغنه\nدر اقوام افغان این صفت بنظر تحسین دیده می شود که هم و غم آن خیر خواه قوم و ملک خود می باشد — و دنا بازی و بدنیتی و حرس وطمع او مانند ایرانیان و ترکان زنهار برین امر مائل نمی کنند.\n\nمنظره يك حصه از باغ استاليف\n( که از کوه پایه های خوش آب و هوای کابل میباشد )"}
{"book": "adl0616", "page": 684, "text": "صحیفه ۱۳ سال دوم شماره ۱۸\n\nکه امر پر قومی را بر دشمنان خود ظاهر سازد و برای قطع ذاتی در معرض خطر اندازد — و عیوب و نقایص مملکت خویش به وجوه مختلفه به دشمنان اظهار نماید بنابرین عیوب افغانستان مدام مخفی بوده اند و رعب و داب شجاعت و بسالت و وطن پرستی شان بر دیگر ممالک چنان اثر قوی انداخته است که هیچکدام دولت در معاملات افغانستان پایه فرمانروایی افغانستان و یا به حکام افغانی بلکه با رعایای افغانی هم جرات گفت و شنید ندارد — ( پیسه اخبار )\n\nو جر منی ترتیب یافته است بنظر خطر می بینند و علی الخصوص طرز عمل ریل بغداد را که همراه جرمنی منسوب کرده میشود در حق فرانس مضر می پندارند — و بیان میکنند که اغراض فرانس در ملک شام نسبت به دول دیگر زیاده تر وابسته است. نامه نگار بایوتیر از لندن اطلاع داده است که مسوده عهد نامه انگلیس و ترکی طیار شده عنقریب تصدیق آن خواهد شد از روی معاهده هذا هر قدر حصص ریل بغداد که تعلق به ترکی داشتند بنام برطانیه منتقل شده اند — اخبار فرانس مسمی به کالونی فرانس تائید گفت و شنید معاهده نموده است زیرا که معاهده مذکور در ملك شام برای حقوق فرانس نهایت مضر است و اخبار جرئیل بطرف اتحاد انگلیس و جرمنی اینما کرده می نگارد که معاهده هذا را آغاز\n\n( قصر شهر آرا )\n\nکه یکی از قصرهای بسیار عالی بادشاهی دار السلطنه کابل میباشد — اندرونی طرابلس سعی بلیغ می نماید اما تا امروز در اراده خود کامیاب نشده و مطابق حالات موجوده و آینده هم کامیابی ایطالیه نا ممکن است.\n\nتقسیم ایشیائی روم تصور باید کرد .\n\n( معاملات ایران )\nطهران ١٥ می معلوم شده است که سالارالدوله اطاعت حکومت ایران قبول کرده محکومت رشت رضامند شده است زیرا که روس با و اطلاع داده بود که حمایت سالارالدوله نخواهد کرد —\n\nاستقلال مجاهدين طرابلس\nاستقلال که مجاهدين طرابلس بمقابله اطالیه می نمایند کل یوروپ انگشت دندان نموده است سپاه اطالیه برای قابض شدن علاقجات\n\n( مقالات فنيه )\nفن\nژه، ولوژی\nیعنی\nعلم طبقات الارض\nهمه کی فرسوده و پوسیده گشته است ظهور و بروز نموده ... و در میان آن جنگل به استخوانهای بعضی حیوانات برخورده اند."}
{"book": "adl0616", "page": 685, "text": "صحیفه ١٤ سال دوم شماره ۱۸\n\nپس ایمسئله بدهى محل انکار نمیگذارد بر اینکه : آنجل در یکوقتی بر سطح زمین نبوده باشد . و باشده است که در اثنای حفریات تپه ها و سوراخ کردن کوهها برای گذار ایدن ریلها به بی استخوانهای انسان و حيوان حتی به ینی شهرها و خانه ها تصادف نموده اند . پس کر ابارا که انکار کنند برانکه در اینجاها در یکوقتی مانند شهرهای ما بلدان، و مانند خود مایان انسان موجود نبوده باشد ! در خصوص اثبات تغیر و تبدل کره ارض از بعضی کتب تراجم احوال مشايخ رحمهم الله اخته را نیز بنده بخاطر دارم : چنانچه روایت میکنند که یکی از مشایخ کبار وقتی در شهر (هرات) با حضرت خضر ( عليه السلام ملاقی گشت . شیخ مذکور از خضر سوال نمود که از غرائب عالم شمه حكانه فرما . خضر گفت آیا ازین غریب تر چه بگویم که من قبل از اعصار بیشماری برین محل گذر کرده بودم، جمیع الحدود را عبارت از يك كول بسیار عظیم و عمیقی دیده بودم که خطه که حالا در انجا قبه جرسوی شهر را مشاهده میکنی عبارت از یک گرداب بسیار مدهش و مخوفی بود. و بعد از چند عصر دیگر چون باز گذرم بر موقع بیفتاد، نه از ان که لاب آبی دیدم و نه از ان گرداب کردتی بلکه همه انموقع را عبارت از یک صحرای خشك و بی علفی یافتم و حالا اینست که شهر بدین جسامت، و اینهمه انهار و بساتین با وسعت را مشافهه می بینم . آب ازین اغرب چه بگویم ؟ والحاصل مانند این مسئله بدهية مذكوره بی چیزها است که محل انکار برای ما نمیگذارد که این وطن ما یعنی سطح زمین بسیار انقلابات جسیم . و تبدلات عظیم گوناگونی ندیده باشد پس اگر بموازنه و تماشای غرائب طبیعت شوق و ذوق داشته باشیم میباید که به تحری و جستجوی اسباب موجبه این تبدلات واقع شتابی ورزیم : سبب هائیکه موجب تبدلات سطح زمین میشود. اسبابی که موجب این تبدلات جسیمه میکردند ، و آلانیکه باعث اینهمه تغیرات مهمه میشود چنانچه گاهی شهر را بحالت برو بر را بهیئت بحر تحويل ميدهد وبعضاً جبال عظيمه را محو ، و بجای آن دیگر را انشاء میکنند. چنان مخوف ، وباقوت، و دهشتناك اتیانیست که در اثنای وقوع و ظهور آن انسانها را تبلرزه ممات میکرد. مانند زلزله های عظیمه و صدمات جسيمة وولفاته . که در مدت بسیار قلیلی تغیرات و تبدلات بی کثیری بعمل میآرد. ولی چون این صدمات و وقوعات مدهشه بصورت دایمی و مستمری اجرای حکم خود را نمیکنند لاجرم از اسباب مهمه و آلات معظمة تبدلات و تغيرات معدود نمیشوند . بلکه آلات و ادوات تبدلات سطح کره ارض که همیشه و دایماً به تخریب و تغير كرة ارض ساعی و مشغول میباشند عبارت از بعضی اسباب كوچك بسيار بي قوت و بی اهمیتی میباشد که از بس بی اهمیتی و بی قوتی انسان انرا در بادی امر استخفاف و استحقار میکنند ولی اگریک دفعه در آثار و امثال آنها یک قدری دقتی رود در انحال انسان در پیش مهارت و چابکدستی آله های خراب کننده آن محیرت میرود . این آلات تخریبیه که اسباب تبدلات کره ارض اند و در ظاهر حال كوچك و بی اهمیت معلوم میشوند عبارتست ( از حرارت ) و (باد) و (آب) که با وجودیکه تاثیرات تخریبیه ایشان خیلی کم حس میشود و مانند صدمات وولقانيه دفعة وقوع نمى يابد ولی مانند سوهان که آه مظلومان را بدان تشبیه داده اند در خصوص تخریب و تبدیل سطح ارض خدمتهای مالا نهایه ، و یا یکدستیهای خیلی ماهرانه اجرا میدارند .\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره ( ۱۷ ) سال دوم )\n\nو گمان بود. حالا آنکه ها تربیت بر عاشق خود فوق العاده امنیت و اعتماد دارد. از ارو این سخنان زیاده تر و دلش کار کرتاثیر آمده مجردیکه رو پرسخن خود را به انجام رسانید بك تبسم شیرینی کرده گفت :\n– راستت دوست من ! باید بروی ! تو هر چیز را خوب می اندیشی و خوب اجرا میکنی، بروید او را به انتظار مگذارید.\n– قریباً باز بهم می بینیم عزیزه من ! این را گفته و از جبين معشوقه خود که از حرارت تب درد زه مانند آتش گرم شده بود ببوسید و بعد از آن از اتاق برآمده مادام آنغورا نیز اشارت کرده هر دوی شان از اتاق برامدند ، روبر در خارج اتاق از دایه پرسید که :\n– آیا محقق میدانید که برای حامله يك تهلكه موجود نیست !؟\n– در يتوقت هيچ يك مهلکه نمی دانم . زن تو جوان چون در راستای شکم داری زحمت و اضطراب ندیده امید میکنم که بسیار به سهولت وضع حمل نماید\n– آیاشما از پیسه خوش میشوید ؟\n– بلی در بنیاب با هر کس برا بریم. کیست که از پیسه بد میبرد؟ اما ازین سوال عجیب مقصد جناب موسیو چیست ؟\n– پیش ازین بشما یکصد فرانک داده بودم، آیا هزار فرانک دیگر گاهی میخواهید؟\n– آی ! اینهم چیز است که پرسیدن میخواهد ؟\n– بسیار خوب چون چنین است هرگاه در ظرف چار روز ، اما میدانید در ظرف چار روز این زن نوجوان اگر از خانه شما بیرون بر آمده بتواند شما را هزار فرانك ديكر انعام ميدهم ! ...\n– این مسئله اگرچه یکقدری مشکل مینماید اما چکنم که اینقدر عالیجنابانه انعام برای هرگونه کارهای فوق العاده"}
{"book": "adl0616", "page": 686, "text": "صحیفه ۱۵\nسال دوم\nشماره ۱۸\n\nمثلا بر سر سنگ مر مر بسیار سختی هر گاه يك قطره آبی چکیدن گیرد انسان از ضرر آن چه توقع خواهد نمود ؟ اما اگر همان قطره آب بصورت دائمی و لا ینقطع بر آن مرمر بچکد می بینیم که بعد از مرور زمان بسیار دراز آن مرمر بدان سختی سوراخ کردید .\n\nپس ما حالا قبل از انکه از اسباب تبدیلیه معظمه که تاثیرات تخریب ایشان دفعهً دیده میشود بحث رایم از این آلات مخربه سه گانه بطرز بسیار مختصر بعضی معلوماتی در میان میآریم :\n( حرارت )\nاگر بنظر امعان دیده شود (حرارت) چنان مخلوق بدیع و چنان جوهر نفیس حضرت خالق بصیر سمیع است : که حیات جميع عالم بدان مربوط است اگر حرارت نمیبود در حیوانات و نباتات اثر حیات و نمایش دیده نمیشد .\n\nادبيات\nهست مذموم بهر ملت و هر دین غفلت طرز معشوق تغافل بود ای ساده دلان\nتا در اسلام رواشد بچه آئین غفلت هیچ شایسته نباشد بشما این غفلت\nغفلت ای فرقه اسلام خدارا تا کی آنچه باشد یکسان دشمن جان و سرو مال\nچیره شد چیره بما کفر زبون زین غفلت هست بسیار بلا ها و نخستین غفلت\nآن اسلام و همان بود و جهان گشت کنون مرگ بهتر بود از خواب کسی را که چنین\nآفرین کرد بما مایهٔ نفرین غفلت سر نهد همره او بر سر بالین غفلت\nوای بر حال گروهی که زنا سازی بخت باش هشیار اگرت قصد بود صید مراد\nسازدش راحت بیفایده دیرین غفلت کرده کی صید یلی کرده چو شاهین غفلت\nچرخ گهواره صفت ساخت بما طفل وشان آسیا گشت چه سرگشته ز بیداد یوروپ\nآه چون خواب سحر گاه چه شیرین غفلت آسیا بر سر ما گشت ز چندین غفلت\nشور محشر بود آفاق و کس از خواب گران\nسر نبرداشت بنازم بتو مسکین غفلت\nنالها رفت بر افلاك و کس از جای چو کوه\nرود هیچ بین شد بچه تمکین غفلت\nانجنین دولت افغان نشدی روز افزون\nگر نمودی نفسی شاه جهان بین غفلت\nشاه بیدار جوان بخت سراج ملت\nآنکه بیداری او ساخته غمگین غفلت\nروز و شب از پی بیداری این دولت و ملک\nکرده این شاه دل آگاه کدامین غفلت\nشاه کشور نبود اینهمه بیدار چرا\nکه سزاوار نباشد بسلاطین غفلت\nحذر از غفلت بسیار حذر ( مستغنی )\nبرد از دست اگر دولت اگر دین غفلت\n\nنیز آدم را جسارت میدهد . لهذا از حالا خاطر جمعی شما میدهم که آرزوی شما بسر میرسد بیغم باشید .\nعاشق ها تربیت چون از دایه این جواب اطمینان کارانه را گرفت از دائره مادام آنغو بر آمده بيك حمله خود را به کوچه رسانید . و قدر صدقدم در سرك براه رفته ، و يك عرابه خالی پیدا کرده و عرابه چی را تمیز خانه کوچه (ویل له ومك) را داده بسرعت روانه شد . و در ظرف يك چند دقیقه عرابه در پیش دروازه بزرك يك خانه بزرگی توقف نمود .\nاین خانه در مابین يك حولی و يك باغچه ساخته شده خیلی واسع و بزرگ با بنای قدیمی بود که درین اوقات به اینچنین خانه های زرد كم تصادف میشود . والحاصل روبر نوجوان چون در پیش خانه مذکور واصل شد ، يك دروازه كوچك را دق الباب کرده هماندم دروازه باز گردید . روبر از دروازه مذکور در يك حولی یکه بسیار روشن بوده در آمد .\nاین خانه یک خانه سه طبقه تی بسیار بزرگ و و اسعست که در زمانهای\nباقی دارد\n\nلویی سیزدهم الشاشده، در دو جناح آن يكيك دايره دو طبقه ئی مستقلی دیگری نیز موجود دارد، دربان به بسیار احترام روبر را سلام داده و روبر به او هیچ التفاتی نکرد بی آنکه چیزی بگوید از حولی گذشته برزینه عمارت بالا بر آمدن گرفت . وقتیکه از دروازه دالان در آمد یک خدمتکار پیری كه در يك طرف دالان بريك كوچی بخواب رفته بود به بسیار عجله و سرعت برپاخواست و به اوضاع بسیار احترام کارانه ، که در عین تعظیم بانك طرز لا ابالیانه آمیخته بود گفت:\nآمدید موسیو قوتون اگر بدانید که چقدر خوب کردید!... چونکه موسیو ( دور به ریو ) کمال تلاش شما را انتظار میکند . امشب بر خلاف عاداش خیلی مضطربست ، با هیچکس بحسن معامله و زبان خوشی حرف نمیزند . هر کس که در نزدش میدراید دشنام و تعذیر میشود ، تا بحال سه بار است که زنگ نواخته مرا در نزد خود خواسته و از شما جویا شده است ، منهم بسیار راحت شده ام .\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 687, "text": "صحیفه ١٦ سال دوم شماره ۱۸\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ( ۱۷ ) سال دوم )\nغیر از خلافت پسر خود مقتدى بالله خلافت نواسیه اش ( مستظهر بالله ) و کواسه اش ( مستر شد بالله ) را نیز دیده توانسته است .\n\nارسلان خاتون : — دختر برادر ( ركن الدوله طغرل بیگ ) است که از پادشاهان سلجوقیهٔ عراق بود در تاریخ ٤٤٨ هجری با يك ديديه وطنطنهٔ بسیار فاخری با قایم بامر الله که پیش ازین بیان گردید تزویج شده است . اصل نامش ( خدیجه ) است که انشاء الله در حرف خا تفصیلات داده خواهد شد .\n\nار نواز : — همشیرهٔ ( جمشید ) است که از ملوك فرس قدیم میباشد وقتيكه ( ضحاك ) بر دولت جمشید مسلط گردید ار نواز را با همشیره اش ( شهر ناز ) که بعد ازین انشاء الله در حرف شین ذکر میشود یکجا در حبالهٔ از دواج آورده بود . بعد از نشانه هر دوی شان به ( فریدون ) رسیده است .\n\nاستطراد : — جمع بين الاختين — یعنی که يك مرد دو خواهر را در حبالهٔ نکاح آرد — در زمانهای سابق رواج بود . در شریعت غرای اسلام به آيه كريمهٔ « وان تجمعوا بين الاختين » الآيه منع و حرام فرموده شد . در دین مقدس ما يك ادم به رابط معینهٔ مشروعهٔ چند زن به نکاح گرفته میتواند ولی دو خواهر را یکجا نکاح کرده نمیتواند . و نیز با بسیار جاریه های ملک خود جمع شده میتواند ولی با دو جاریه که خواهر همدیگر باشند نزديك شده نمیتواند .\n\nاروى بنت انيس : — يك خاتون صحابیه ایست که به دعای بدی که از عشرهٔ مبشره حضرت ( سعيد بن زید ) رضی الله عنه در حق او نموده بود از هر دو چشم کور شده است . و آخر در يك چاهی افتاده وفات یافته است .\n\nاروى بنت الحارث : — دختر حارث بن عبد المطلب است که عمزادهٔ حضرت فخر كائنات عليه افضل الصلوة والتسليمات میباشد و از جملهٔ صحابیاتست که بعد از وفات حضرت ( على ) كرم الله وجهه هنوز زنده بوده است . و بحضرت معاویه ، و مروان بن حکم ، و عمر و بن العاص يك گفتگوی بسیار درشتانه و شدیدانهٔ صحابیهٔ مذکوره وقوع یافته است که آنها را از معاملات شان به اهل بیت حضرت رسول (ص) شدیداً ملامت و تقبیح کرده و حضرت معاویه به حلم و عفو معامله نموده مبلغ شش هزار طلا به او عطا نموده است .\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ( ۱۷ ) سال دوم )\nآن استحصال ثروت — یعنی پیدا کردن توانگری امکان ندارد . و آن واسطه عبارت از محصولات است که از ثمرهٔ اعمال حاصل شده باشد، و باز برای حاصل کردن ثروت جمع و ذخیره شده باشد . این است که هم اینگونه اشیایی که برای این مقصد و به اینصورت جمع و ذخیره شود آنرا ( سرمایه ) میگویند .\nلفظ سرمایه در میان مردم عوام مخصوص برای زر و دینار نقد سکه شده استعمال میشود . حالا آنکه علم ثروت چنانچه پیشتر بیان گردید، ثروت را از جملهٔ توانگری نمیشمارد، همچنان سرمایه را نیز منحصر به وجهٔ نقد نمیداند . حتی وجهٔ نقد در اکثر اوقات خدمت مخصوصهٔ سرمایه را تنها بسر خود بجا آورده هم نمیتواند یعنی سزاوار است برای حاصل کردن ثروت استعمال شده نمیتواند . بلکه وجهٔ نقد آنوقت در راه ثروت بکار میاید که به دیگر اشیا تبدیل بیاید . مثلاً سرمایهٔ يك بذار گر زیر نقد نیست . چرا که در نقد نه کاشته میشود نه قوبه کرده میتواند . فی الجمله سرمایهٔ حقیقی دهقان تخم و گاو و آلات زراعت و یکمقدار هم زر نقد است که آن مقدار زر نقد تنها برای اجرت و مزد عمله و مزدور کاران هم خرج و صرف میشود، و اگر به دیگر صورت بخواهند که آن زر نقد را واسطهٔ ثروت بسازند بهمه حال باید که به دیگر اشیا آنرا تحویل بدهند .\nباقی دارد\n\n( یاد آوری )\nدر شمارهٔ ۱۷ از مسابقهٔ فن عکاسی « سراج الاخبار افغانیه » نوشته بودیم . هوسکاران فن عکاسی « وطنی » ما اگرچه عکسهای منظره ها را برای ما فرستادند ولی چون عملیات « زینگو گرافی » آنها را تمام کرده نتوانستیم از انرو از درج آنها درین شماره خود داری طلب عفو مینمایم . انشاء الله در شمارهٔ آینده درج خواهد شد .\n\nهمه مقاله هاییکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 688, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانم، و ترغیب مینمائیم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار بديك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچینند ۰\n\nدر\n\nمطبعة\nعنایت\n\nکه بیاد یافته همت عرفان قیمت شهزادهٔ جواخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست بزیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ دو روپیه کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد ۰"}
{"book": "adl0616", "page": 689, "text": "سیاحت پر دورا دور کره زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانه طرز جدید بسیار شیرینیست که هم افسانه میشنواند، و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بایشتی جایی بقیمت (۲) دو روپیه کابلی فروش میرسد کتاب مذکور در نفس مطبعه عنایت در ده افغانان نیز بفروش میرسد .\n\n( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( بأجلد اعلا )\nو دو کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است. آرزوکنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (۲۵) بیست و پنج روپیه کابلی\n\nاعلان\nکتابهای فارسی - انگریزی - اردو - و گورمکھی - بهاشا وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد .\nالمشتهر\nبالکرشن داس سر مدرس مدرسه اهل هنود نمبر (۲) در شور بازار کابل\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانی که در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابل و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 690, "text": "سال دوم\nشماره ۱۹\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nیک روش نمودن جناب ایشیک آقاسی صاحب ملکی حضور اعلیحضرت همایونی خود را از نگرانی سراج الاخبار افغانیه سیاحت غزنین\nما بعد از شماره ۱۸ حوادث داخلیه\nمراسم جشن عروسی — واقعه سیلاب در خنجان\n\nاجمال سیاسی — یک جمعیت مسلمان در امریکا — بزر کی سلطنت افغانستان — انجمن نگهبانی خانمهای ترک و عثمانی در استانبول — ترجمه از اخبارات انگریزی و اردو — قسطنطنیه ٢٦ می موافق ۱۹ جمادی الثانی نارضائی افواج ترکی مقیم نتیجه از افسران — نامه نگار اخبار لاجرنل فرانسیسی از قسطنطنیه ظهور آمدن یک مناظره در میان اوربيك وضعي بيك — لندن ۲۹ می رسیدن افواج بلغاری در صوفیه — ساویا ۲۳ می موافق ١٦ جمادی الثانی کوشش نمودن جمعیت بلغاریان در داخل شدن علاقه یونان — روما ٢٥ می وزیر خارجۀ ایتالیا — جهان حمیدیه — اخبار مارننگ پوست — واقع شدن مناظره در میان افسرهای سروپا و مای نگرو — ۱۸ می خبرهای تارهای مقرره — اهالی ماتی نکرو و سقوطری — اخبار الحق احواله کیورینا — يك تار برقی قسطنطنیه — دول بالدار از سلطنت ترکی تاوان جنگ میخواهد — خبر فرحت اثر مجاهدین نهایت منظر طرابلس — بر عسکری ایتالیا — تلفات و نقصانات فوجی بلغاریه — اتحاد سرویا و یونان — بلغار و یونان — قرار داد و معاهده ترکی و بریطانیه — نقل از اخبار محیله حرکت فوجی بلغاریه — اسوی مغرب متحدین بالغان کوان — سفر بحریۀ أمور — اخراجات بلغار سارنکهات — تأسف از جامع سلیم — خبر فیض از امداد مسجد — تولد پسری بعد از گذشتن ١٥ ماه در رحم مادر — ظهور يك شهر غرق شده — ملاقات یاور پاشا با شکری پاشا — حوادث خارجیه\n\nترجمه حال حکیم رحمت ایتمان احمد مدحت افندی مرحوم احمد مدحت افندی\nان زه تولوزی — یعنی علم طبقات الارض — ما بعد از شماره ۱۸ مقالات فنی\nغزل توصیف ادبیات\nناموران زنان جهان\nعلم ثروت ملل\nتاجه های پاریس\n\nيك سياق علویت احتوای مؤسس بنيان سلطنت سنيه افغانستان مغفور جنت مكان اعليحضرت ضياء الملة والدين امير عبدالرحمن خان مرحوم — يك منظره نفرت اور در سلاميك — جمعيت چهار هزار خانهای استانبول در دارالفنون — مرحوم احمد مدحت افندی — شهزاده خليل الله خان فرزند نخستین شهزاده جوان بخت حضرت معین السلطنه صاحب وجناب مدير سراج الاخبار افغانیه متوجه بتعليم شهزاده خليل الله خان تصاویر"}
{"book": "adl0616", "page": 691, "text": "سیاحت پر دورا دور کرۀ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانه طرز جدید بسیار شرینیست که هم افسانه میشنواند. و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی پائینشی جایی قیمت (۲) دو روپیه کابلی بفروش میرسد کتاب مذکور در نفس مطبعه عنایت درده افغانان نیز بفروش میرسد.\n\n(کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه)\n(با جلد اعلا)\nو دو کتابچۀ (علم و اسلامیت) و (آیاچه باید کرد؟)\n(با جلد اعلا)\nدر اداره موجود است. آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند.\nقیمت همه (۲۵) بیست و پنجروپیه کابلی\n\nاعلان\nکتابهای فارسی - انگریزی - اردو - و گورمکھی - بهاشا و غیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد . المشهر\n( بالکرشن داس سر مدرس مدرسۀ اهل هنود نمبر ۲ )\nدر شور بازار کابل\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيۀ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ - اينج - ٤ - سوت ) میباشد."}
{"book": "adl0616", "page": 692, "text": "صحيفه (۱) سال دوم شماره (۱۹)\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپيه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ۱۵ روپيه کانی\nدر خارج مملک\nبا اخراجات داک ۱۰ روپيه انگليزی\nبهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\n\nسراج الاخبار الافغانية\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره خانه و مطبعه\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( کابل ) همه امورات تحريريه به اداره خانه بنام مدير فرستاده ميشود قيمت يک نسخه آن در کابل يک عباسی است\n\nتاريخ عربی ۱۵ رجب سنه ۱۳۳۱ تاريخ انگریزی ۲۰ جون تاريخ شمسی ۳۰ جوزا ۱۲۹۲\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسی مقالات مفيده درج ميشود\n\n( يك سيمای علويت احتوا )\n( مؤسس بنيان سلطنت سنيه افغانستان ، اعلا كننده شان وشرف ملت ووطن افغان )\n( جنت مكان اعليحضرت ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان )"}
{"book": "adl0616", "page": 693, "text": "صفحه ۲\nسال دوم\nشماره ۱۹\n\nعالیجاه دوست مرید محبت همراه محمود بيك خان مدير وسر محرر سراج الاخبار افغانيه محفظ الهی باشند.\nچون سراج الاخبار اتفاقى يك اخبار ملی میباشد و هر کاری نیست در اول نشر اخبار مذکور که شما برای سر نگرانی مرا تکلیف کردید خیال من بود که قبول نکنم چون شروع اخبار بود هر گاه قبول نمیکردم البته خلل در شیوع اخبار موصوف پیدا میشد الحال كه مدت يك سال و نه ماه از نشر اخبار گذشته و بفضل الهی کار آن رونق پیدا نموده من خود را از منصب سر نكرانى سراج الاخبار افغاني سبك دوش کردم و نمیخواهم که منصب سر نگرانی سراج الاخبار را بعد ازین قبول کنم تا حال هم بغیر از قسم اعزازی که اسم من سر نگران بود دیگر کاری باخبار موصوف نداشتم و الحال خود را از منصب سر نگرانی سبک دوش کردم مهربانی کرده عیناً نوشته مرا درج سراج الاخبار كنيد تحرير يوم جمعه ۸ شهر رجب سنه ۱۳۳۱\nعلى احمد\n\nسياحت غزنين\nمکتوب اتمام رسیده اگر خیر این شهریار کامکار مراحم شعار ما برصينة روز کار باقی ماند :\n\nما بعد از شماره ۱۸\nدر شماره ۱۸ تا زیارت سلطان سبکتگین از کیفیت سیاحت خود نوشته بودیم ، و وعده داده بودیم که در شماره آینده انشاء الله از دیگر کوایف بحث خواهیم راند. این است که درین شماره از باقی زيارتها وغيره بعرض کیفیت میپردازیم :\nسلطان محمود غزنوی : – مرقد مبارك سلطان طاب ثراه يك و نيم كروه بطرف شمالی شهر غزنین واقعست، و آنجا در زمان خود حضرت سلطان بعمارت فیروزه مسمی بوده، و اکنون بروضه اشتهار دارد. هنگامی که عرابه های موز همرکاب اعلی حضرت همایونی از زیارت سلطان سبکتگین بسوی روضة سلطان محمود روانه میشد تقریباً دو ساعت بغروب مانده بود. مزار حضرت سلطان در يك قصبه كه روضه مسمی است کاین بود. در میان کوچه ها و خانه ها که همه آن از خشتهای پخته قدیمه بنا یافته بود و هيچ يك رونق و تزئینات معماريه دران دیده نمیشد رفته رفته دروازه مقام مبارك رسيديم .\nدر زمانه های پیش از فراریکه تاریخ بما نشان میدهد شهر غزنين وعلى الخصوص همين موضعی که بعمارت فیروزه معروف بود چنان عمارتها و زينتها و بناهایی آراسته و پیراسته گردیده بود که عقلها را بگرداب حیرت می انداخت، و چون از زمان آبادی آن تا بحال تقریباً نه صد و چند سال مرور نموده و هیچکسی بعد از سلاطین غزنویه به تعمیرات آن نپرداخته بدرجة نهایت ویران و مندرس شده بود . تا آنکه در سنه ١٣٢٤ چون ذات شوكتسمات بادشاء حقایق آگاه آبادی خواه مقدس معظم ما اعلی حضرت سراج الملة و الدين تشریف فرمای غزنین شدند، و مرقد آن سلطان ذیشانرا به آندرجه خرابی مشاهده فرمودند فرمان همایونی را به تعمیر آن شرف اصدار فرموده و مبلغ بسیاری بران صرف نموده در کم وقت مانند روضه جنت دلگشا و چون باغ ارم روح افزا بطرز خوب ووجه\n\nمقام مبارك و روضه حضرت سلطان محمود غزنوى در وقت حاضر پر دو دایره منقسمت اول که از دروازه در آمدیم یک دهلیزی بود که در دو طرف آن يك يك اوتاق بلند مرتبه موجود بود . در یکی ازین دالانها بقدر دوازده نفر طلبه علوم مطالعه کتابهای درس خودشان مشغول بودند. ازین دهليز بيك حويلى برامديم که از آثار باقی سنگها و مجسمه بعضى شيرها و غيره معلوم میشد که در زمانهای سابق خیلی مهم يك موقعی بوده باشد . ازین حولی باز بواسطه يك دهليز طولاني واسعى به يك احاطه فراخ و دلکشای باغچه دار دیگری داخل شدیم که اصل مرقد و مزار سلطان در یک طرف ان احاطه موجود بود. اکثر این ابنیه از تعمیر ایست که بفرمان اعلی حضرت بادشاهی ساخته شده است. دروازه که بمقام مرقد از آن در آمده میشود در اوایل از چوب صندل بود که انواع نقوش غریبه و صنایع عجیبه دران بکار برده بودند . و گویند که سلطان آنرا از بتخانه سومنات آورده بود . در سنه ١٢٥٥ که اول بار انگلیسان برافغانستان تسلط نمودند دروازه مذکور را بر کنده بهندستان بردند .\nعباراتی که در لوح بالای مرقد و اطراف آن مرقوم است همه کی بخط کوفی همان عصر چهارم هجری نوشته شده است که در روضه الالواح همه آنها به تفصيل وعيناً بهمان طرز و ترتیب که در اصل آنست نقل و تحریر گردیده که ما در اینجا تنها به نقل و تحریر نوشته لوحی که بالای قبر است اکتفا میورزیم:\n» غفرانا من الله للامير الاجل السيد نظام الدين «\n» ابي القاسم محمود بن سبکتگین غفر له . توفي «\n» رحمة الله عليه ونور حفرته وبيض وجهه «\n» عشية يوم الخميس لسبع بقين من شهر ربيع «\n» الآخر سنة احدى وعشرين واربعمائة . «\nسلطان محمود بلقب يمين الدوله وامين المله ملقب بود. در سنه ٣٥٧ تولد ، و در سنه ۳۸۷ در غزنین بر تخت سلطنت جلوس ."}
{"book": "adl0616", "page": 694, "text": "شماره ۱۹\nسال دوم\nو درسته ۱۲۱ در غزنین بجوار رحمت ایزدی پیوسته است. یک پادشاه و خوشگواری نیز از زیر مقام روحانیت بکام مذکور در جریان غيور وجود و دیندار هوشیاری بود در زمان سلطنتش بود که تشنه لبان زایرین خود را اسفا ، و با نمچه وو دایهای دلنشین همه افغانستان، بلوچستان، خراسان ، ماوراء النهر عراق عجم تحت آرا اروامینمود. قرص فرانوار مظهر تمام شمشته باشی فارس ، و نابسیار جاهای هندستان در زیر تصرف حکومتش بود طلوع نموده بود. نماز شام بيك خلوص پر حالی به امامت اعلی حضرت دوازده بار بابت پرستان هند غزا کرده و بسی، بخانه ها را بجوامع بادشاه مقدس دیندار ما ادا کردیده از انجا عودت نمودیم . شریفه تحویل داده و بنى جواهرها و اموالی را که از نخانه های در ریاض الالواح چیزیکه در خصوص صاحب این زیارت با برک هندستان بدست آورده بود محرمین شریفین هدیه کرده است. نوشته شده از قرار ذیلست : و مطلع انوار فیوضات کرد کاری و در هندستان عادات مكروهه سوختاندن زنان زنده را با جنازهای خواجه ابوبکر بلغاری قدس سره از فرزندان حضرت صدیق شوهران مرده شان که مغایر انسانیت و مدنیت است منع ويساق رضی الله تعالى عنه و در طریق معرفت صاحب تحقيق بك سالك نموده است . شهر غزنین در زمان سلطنتش در جسامت، وزينت مسالك طريقت و عارج معارج حقیقت بوده ، پیوسته ابواب و عمارت، و مدنیت بی مثل آفاق بود. با وجود اینهمه فتوحات معارف بر روی طالبان میکشوده و او معاصر حکیم سنایی و بهرا جهانگیرانه بسیار محب علماء و اولیاء و ادباء وشعراء و صحيح العقيده مشاه غزنوی بوده است و این است که روز اول سیاحت ما با ینصورت یک بادشاهی بود . خودش نیز طبیعت شعر به را مالک بوده این رباعی مرور نموده حالا از کوایف روز دوم این سیاحت پر سعادت به زاده طبیعت شاهانه شانست :\nتحریر کیفیت آغاز میکنیم :\n\nرباعی\nآئینه خویش را بصیقل دادم روشن کردم به پیش خود نهادم\nدر آینه عیب خویش چندان دیدم که عیب دگر کسان نیامه یاده\nرحمة الله عليه رحمة واسعة\n\nبند سراج غزنين )\nیوم یکشنبه ۱۱ ماه جمادی الثانی اراده مراحم عاده اعلیحضرت همایونی رفتن تماشای و بند سراج و شر فصدور یافته بشش و نیم مجد صبح خرابه های موثر بسوی شمالی شرقی محرکت افتاده و در طرف نجاه و شش دقیقه نشیها و فرازها وواديها و ده ها و قصبه ها را بسرعت برق آسایی طی نموده در موضعی که بشد در انجا در دست اننا و تعمیر است مواصلت نمودیم . در نجا خود را در پیش یک منظره خارفه نمایی یافتیم که قوت پر عظمت علم وصنعت، مقابل هیئت و عاويت طبيعت بمجادله و مبارزه افتاده بود. سنگها را میرانیدند. در مابین دو کوه طبیعی سر بفلک کشیده ، يك كوه مصنوعی علم و صنعت دیده بوجود می آوردند، جریان شدید السیلان مجرای آب شهر را بند و سد مینمودند، و ازان يك بحيره دریا مثالی حاصل میکردند یعنی بر راه بحر تحویل میدادند . آیا چرا ؟ برای کشایش رزق خلق الله ، برای آبادی ملکها ، برای آبیاری زمینها و مزرعه ها برای رفاهیت و سعادت ربايا وبرايا . زمی بادشاه خیر اندیش آبادی پرور، زهی شهریار عدالت نماز کیش مرحمت گستر که برای سعادت و عمران، وراحت و رفاهيت سبعه وزیر دستان شاهانه شان تا بچه درجه صرف همت جهانقیمت ما و كانه میفرمایند، و چه اعمال خیریه جسیمه بروی کار می آورند حقیقتاً که این کار بند سراج غزنین یکی از عملیات جسیمه بسیار معظمه این عصر فرخنده کی حصر اعليحضرت سراج الملة والدين ادام الله ظل رأفته على المسلمين شمرده میشود . در همین موقع در زمانهای سابق نیز یک بندی ساخته شده بوده است که بيك روایت بانی آن عمر بن الليث، و بدیگر روایت سلطان محمود غزنوی بوده است، بعضی آثار آن بند نیز پدیدار است . این بند جدید\n\nحضرت خواجه بلغار صاحب : -\nچون از زیارت حضرت سلطان بر آمدیم موثرها اولا بسوی غرب و بعد ازان یک ریست شمال بردامنه يك كوهى رو بالا حرکت کرده تا آنکه در نزدیکی زیارت پرفیض و برکت حضرت خواجه قدس سره توقف نمود. این زیارت در يك موقع بسیار مرتفع خوش هوای وسیع النظارة واقع شده بود. این مقام مبارك را قبه وقعه نبود. يك جار دیواری داشت که بر دو مرتبه تقسیم شده بود در مرتبه دوم آن يک صفه بسیار باصفایی بود که قبر مبارک در انجا موضوع بود. دیگر بعضی قبور نیز مشاهده میشد. در جهت قبله يك محراب سنگی کوچکی موجود بود. از سنگهای مرمر محراب داری که در سطح فرش شده بود . و بعضی سنگهایی که در دیوارها و اطراف مشاهدة میشد چنان استنباط میشد که در سابق خیلی بازینت و نزهت یکم وقعی بوده باشد. الحق كه فيوضات معنوی و برکات روحانی از هر هر طرف این مزار پر انوار بر قلوب زارین عمیر بخت عمر مسافرانه را در انجا ادا ، وبروح باك صاحب مقام بك فاتحة شريف خوانده بیرون شدیم . ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس ما در خارج زیارت شریف دريك موقع با صفایی مکت و آرام فرموده، صناديق جای نوشی که در هر موثر برای نفری آن موثر مخصوص و موجود ست باز گردیده به جای نوشی بسیار بالطافت و پر شطارتی اجرا کردید . لطافت خوش نظارت الموقع باصفا ، و منظره های بدیمه اطراف وسيع الفضا نظر ربائيها داشت . يك چشمه آب سرد"}
{"book": "adl0616", "page": 695, "text": "سال دوم\nشماره ۱۹\n\nبقدر ٦٠٠ فوت پایانتر از بند سابق در تنگنای مابین دو کوه برداشته شده است . موقع بند در يك جای بسیار لایق و مناسبی از طرف مهندسین آن انتخاب گردیده است که از طرف شرق و غرب آن کوه، و مجرای آب در مابین آن است. دیوار بند بر يك خط مستقیمی در مابین دو کوه مذکور بدرازی یکهزار و دو فوت، وعرض اساسی یکصد و شصت فوت محدود شده است. ارتفاعش غیر از تهداب از سطح مجرای شهر یکصد و بیست فوت است. اساس یعنی تهداب دیوار بند شانزده فوت کنده شده و بر ریشهٔ کوه تصادف نموده بران ریشه کار بنا شده است . که به اینصورت اساس آن خلافتاً خیلی متین و استوار است. اساس را از عمق شانزده قوت بعرض یکصد و شصت فوت بر داشته تا بر سطح مجرا رسانیده اند، و بر محاذی سطح آب تل های فولادی بسیار متین و مستحکمی که بصورت مخصوصی فرمایش داده و ساخته شده است موازی بعرض دیوار بند وضع و ترتیب شده است که خدمت مجرای جریان آب را ایفا میکنند. ازين تلها بك مجرا بکنار مشرقی ، و يكى بكنار مغربی بند گذاشته شده است و بالای هر دو نل کمانها از کنده سنگ زده شده و بران کار دیوار آغاز شده است. ازین تلها كه تقريباً يك متر مربع قطر آنست. دهنه های آن تلها با شیر دهنهای فولادی بسیار بزرگ و متینی بسته و باز میشود که در هر وقت و هر زمان بدرجهٔ ضرورت وقت و زراعت آب از ان مصرف میرسد . حوضه یا کاسه که آب بند در ان جمع می آید قرار جمایش مستر ملی اسکاتلندی که مهندس بند سراج میباشد ازینقرار است که چون یکبار از آب پرشود سه لك و شانزده هزار جریب (۱) زمین را آب میدهد که الحق بك حيات بخشی عظیم زمینهای مرده بی آب شمرده میشود . در شوقت که جمعیت ذیعادت و مفخرت اعلیحضرت پادشاه رقیخواه مقدس خودمان به تماشای این بند سراسر کشایش و جمله کی فیض و بخشایش نایل و سزاوار شدیم دیوار بند از گنج مشرق ناصفه که در وسط دیوار ساخته شده کاملاً به اتمام رسیده بود که طول آن ششصد فوت و عرض آن در بعدی جانگاه فوت و بعضی جا کمتر است . زیرا که بنیاد کار از سنگ کوه گرفته شده . و چون افتاد كوه بعضی جا بلند و بعضی جایت واقعت از اترو کار تعمیر نیز بموازی آن رفته است. و جای که دریا خانه بوده قویترین حصه دیوار نیز همان جاست که یکصد و شصت فوت عرض در ته دای، و یکصد و بیست فوت عرض از سطح مجرای آب دارد . ازين حصه بطول دوصد فوت و ارتفاع سی و دو فوت رسیده بود. از قرار فعالیت و سعی و غیرتی که در اجرای کار دیده میشد چنان معلوم میگردید که امسال تا بموسم تیر ماه که وقت کاشتن کندم\n\nولایت غزنین است دیوار بند به بلندی شصت فوت برسد ، و تا اخیر ماه سال دوم سراسر به انجام برسد . و نیز از قرار یکه تخمین کرده اند امسال بقدر يك لك جریب زمین از آب بند انشاء الله استفاده خواهد کرد .\nاصول و در رشتهٔ عملیات بند بتوجهات جهاندرجات اعلیحضرت بادشاه قدست صفات معظم ما قاعدهٔ بسیار پسندیده و درستی گرفته شده است . چنانچه سنگی که در دیوار بند بکار میرود از سنگهای پرخچه با سرنگ برانده شده بخرج میرود پخت چونه خرج آن نیز به قاعده های بسیار منتظم بعمل میآید . کرات بسیار سنگین سنگی بقوت ماشینهای آبی بر چونه وريك دور خورده يك مخلوط بسيار پخته و ممتزجى بوجود میاورد . يك پيمانه چونه و يك پيمانه ريك پخته شده باسنگ پرخچه در تعمیر دیوار بخرج میرود. نفری مزدور کارانی که در بند سراج کار میکنند بخوشی و رضا و رغبت خود میکوشند. زیرا به اصول بیگاری نی بلکه به اجرت نقدی یومیه بقرار رواج ملك كار ميكنند . امايك قسم مردمانی که در ساختن بند سراج شرکت ورزیده اند ، بعوض وجه نقدی خدمت بدنی را قبول کرده اند از آنها مستثناست .\nخلاصه عرض کنیم که این خبر جاری عظیمی که ذات قدسیت صفات اعلیحضرت بادشاہ ترقیخواه رعیت پرور بزرگ ما بنیاد فرموده اند از چنان اعمال حسنة كثير المنفعة على شمرده میشود که غزنین و غزنین را سر از نويك زنده گی و آبادی و تازه کی و فرخنده گی به آن احسان فرموده اند . در چهره مردم غزنین این حال ظاهراً و علناً مشاهده میشد که گویا بيك داء لا دوایی گرفتار بوده اند، و يك طبيب مسيحا نفس قدسیت اثمانی بسر وقت شان رسیده به تداوی مشغول شده باشد، و حالا نويك عرق شفائی کرده امید حیات حاصل کرده باشند . پس ما راست که برخود بتازیم، و برانیم، و بدرگاه حضرت مستجیب الدعوات بنالیم . و جبین نیاز برزمین عجز نهانیم و دعای دوام عمر و اقبال این بادشاه خیر خواه معظم ترقی آمال خود را بخواهیم .\nدر مهندس این بند سراج غزنين مستر مار ناميك انكليز اسكا تلندی میباشد که در دولت علیهٔ افغانستان موظفاً مستخدم است اما ناظر و کار پرداز و سررشته دار عمومی بند موصوف از طرف قرين الشرف ذات اعلیحضرت پادشاهی جناب ميرزا عبد الأحمد خان برگد مأمور و مقرر میباشد که بکمال جد و جهد و تمام نظام و اهتمام و مطابق رضای همایونی درین خدمت مهمهٔ محولهٔ خود کوشش میورزد .\nو الحاصل در حالیکه دلها بيك جوش و خروش فرحت و دیده ها یک انوار مسرت از نظارهٔ این اعمال حیات بخشا بر خود میبالید و میدرخشید از انجا عودت نمودیم ، و بقدر سی دقیقه سرعت موتر طی مسافه نموده در يك موضع باصفایی رسیدیم که در کنار يك نهر خوش جریان باصفا و جوزار زمردین نام فرح افزا خرگاه\n\n(۱) يك جريب شصت ذرع مربع است و هر ذرع ۲۹ اینچ میباشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 696, "text": "صحيفه ٥ سال دوم شماره ۱۹\n\nحوادث داخليه\n\n﴾ مراسم جشن عروسی ﴿\n\nدر هفته گذشته یکی از حوادث مهمة بسیار مسرت آور فرحت پروری که وقوعیافته همانا مراسم جشن عروسی جناب عالیه مکرمه محترمه عصمت مآب (بی بی جان صاحبه) یگانه همشیره ذات اعلیحضرت پادشاه مقدس محبوب القلوب معظم ماست که با جناب آقای برکده محمد یونس خان فرزند ارجمند سردار (محمد یوسف) خان ابن امیر کبیر جنت مکان اعلیحضرت (امیر دوست محمد خان) بکمال دید به و طنطنه سلطنتی بوقوع آمده است.\n\nشب دوشنبه ۲۹ ماه جمادی الثانی سنة ۱۳۳۱ به شش و نیم بجه وقت شام همه شهزادگان عظام و سرداران کرام و مأمورین معزز ذوی الاحترام و ارباب مناصب بموجب تذکره های رسمی خبری که گرفته بودند در صحن صفاء من حیث شمالی قصر سعادت حصر استور مبارك جمع آمده بودند. اطراف صحن مذکور، و برنده های قصر فرخنده کی حصر علی الخصوص صفه هشت رخ با چراغهای رنگارنگ انوار آهنگ، و میزها، و سفرها، و اقسام فرشها و زینتها مانند نگار خانه چین آراسته و پیراسته شده بود.\n\nاز غروب ذات شوکنیات اعلیحضرت بادشاهی در صحن صدا مأمن تشریف شاهانه را ارزانی فرموده، و همه حاضرین در مدخل صحن مذکور صف بسته احترام و تعظیم کردیده یکسر بر میز سفره طعام تشریف فرما شدند. و بعد از طعام در صفه هشت رخ بمسرتها و شادمانیها تا به یازده بجه امرار یافته بوقت معین بقرار قاعده و اصول مردی که جاریست جناب داماد را بالای والای لازم، و موزيك های خوش نغمه تا بدروازه حرمسرای شوکت احتوای ارگ مبارکه بهمه جمعیت رسانیدند.\n\nدر اصطلاح وطن عزیز ما این شب را (شب حنا) میگویند که بعد از ایجاب و قبول که پیشتر بوقوع آمده میباشد اجرا میگردد.\n\nبعد از مراسم لازمه که در باب حنا بندی، و شربت خوری، و یکقدری قرائت قرآن شریف و غیره در حرمسرای شوکت احوا اجرا گردید باز داماد با شهزاده گان عظام بمحفل جشنی که در صفه هشت رخ بود تشریف آورده، و تا بده سه بجه بکمال نشاط و سرور بسر آمده همه گان رخصت شدند.\n\nروز دیگر بساعت ده روز همه ذوات معتبره در عمارت قومی باغ، که از عمارتهای بسیار عالی و جدیدیست و این اول بار است که رسم افتتاح آن برای همچنين يك مسرت عظيمة قوم\n\nعلویت همراه بادشاهی برافراشته شده بود. میزهای سفره طعام و سازنده های خوش انغام و همه اسباب طرب انجام حاضر و آماده شده بود. تا بوقت عصر بکمال فرحت و سرور جمعیت اعلیحضرت بادشاه مکارم نشور خودمان بسر آورده عودت نمودیم. در انتهای راه بزیارت پرفیض و برکت شیخ الاجل حضرت محمد سروری قدس الله سره العزیز که یکی از اولیای عظام است، و يك زيارت بزرگوار دیگر شرفیابی حاصل کرده بوقت شام پس در منزل گاه غزنین مواصلت نمودیم.\n\n❉\n\nروز دوشنبه ۱۲ جمادى الثانى ارادة مراحم عادة ذات شوکتسمات اعلیحضرت بادشاهی برای رفتن بسوی قلعه جان مراد که در نواحی مقر واقعت، و تقریباً سه منزل قافله از غزنین بعد مسافت دارد شر قصد و ریافته به هشت و نیم صبح موترها حرکت افتاد. سرك بسيار صاف و هموار بود. تقريباً بيك و نيم ساعت در انجا رسيديم يك صفه بسيار بزرك مدورى كه يك پنجه چنار عجیب الخلقت بسیار خوشنما و مدوری بر آن سایه افکن بود از طرف صاحب آنجا پسر نایب سالار سابق مرحوم شیر محمد خان مفروش شده بود مطرح اقامتگاه اتخاذ گردیده. وذات اعليحضرت شهریاری با افراد معیت شاهانه شان یکقدری بشکار ماهی در کار ریز نزديك قلعه مشغول گشته و تا بوقت عصر در انجا به بسیار انشراح و سرور گذرانیده عودت نمودیم.\n\n❉\n\nروز سه شنبه ۱۳ ماه ذات اعلیحضرت پادشاهی برای تماشای موقعی که تصور آبادی یک شهر جدیدی را فرموده اند تشریف فرمای سعادت گردیدند. و بعد از ظهر واپس تشریف آوردند وقت عصر آن روز همه فقرا و محتاجين و بيوه و در مانده، وكور و لنك وعجزه شهر غزنين را كه بصدها نفر میرسید جمع فرموده و همه را صنف صنف نموده، و يك مبلغ خطیری که بهزارها روپیه بالغ میشد بيك انتظام واصول بسیار درستی در حضور همایونی شاهانه شان امر به توزیع و تقسیم فرمودند که بادعاهای پرجوش و خروش آن دل سوختگان از پا در افتادگان ارواح علوی فرشتگان نیز اگر آمین خوان شده باشد هیچ شبهه نخواهد داشت. باقی دیگر کاری در غزنین نمانده یوم چهارشنبه ١٤ ماه جمادى الثاني بسوى دارالسلطنه عودت موكب شوكت كوكى همایونی به ترتیبی که در وقت تشریف فرمایی همایونی بود بوقوع آمد.\n\nاین است که تا بدینجا احوال سیاحت غزنین را به انجام رساندیم و بسی که موجب تطويل كلام نشود بعضی چیزها را بصورت بسیار اختصار بیان نمودیم. انشاءالله در شماره آینده از احوال جغرافی و تاریخی و آثار عتیقه این شهر نیز تحت خواهیم راند."}
{"book": "adl0616", "page": 697, "text": "صحيفه ٦ سال دوم شماره ١٩\n\nو ملت اجرا میشود جمع آمدند . و بعد از يكساعت ذات اعلیحضرت بادشاه قوم پرور لطف گستر مقدس ما دالان بزرگ عمارت پر شوکت را قدوم میمنت لزوم همایونی شرف الدوز عز و مباهات فرموده مراسم نکاح شرعی اجرا گردید . وظيفه شهود را جناب عالى شهزاده معظم حضرت معين السلطنه، وجناب شهزاده مكرم حضرت عین الدوله صاحبان ايفا نمودند . بموجب شهادت حضرات مشار اليهما ذات قدسيت صفات اعلیحضرت همایونی وکیل نفس همشیره عصمت وسیمه عالیه شاهانه شان گردید . بيست و يكروبية کابلی مهر شرعی را تعین و از طرفین ايجاب و قبول اجرا شده جناب امام حضور اعلیحضرت همایونی عالیجاه حافظ محمد حسن خان عقد نکاح را بستند، و خطبه و قرائت قرآن كريم وادعية خير را بجا آوردند . و حاضرين بمراسم تبريك و تهنيت پرداختند . ذات شوكت مآب شاهانه يك نطق دعائيه که مشحون بجواهر حکمت، و معرفت بود بيان فرمودند .\n\nنطق همایونی چون سراسر مبنی بر آزادی حقیقی وطن مقدس ونجاح وصلاح قوم وملت ، وفوز وفلاح مسلمين بود چنان يك تأثير وتوفيرى در دلها القا نمود که تعریف آن به بیان نمی آید . چون در انوقت فرصت قید وضبط همه کلمات حکمت آيات آنرا نداشتیم، اجمالا همینقدر نوشته توانستیم .\n\nو الحاصل بعد از طعام بسياری از معززين و ارباب مناصب ملکی و عسکری در ارگ مبارکه بسلامخانه عام جمع آمده بالالای والای بسيار محتشم و مدبج هودج عروس مجلله نشين پرده عصمت و عفت و در ثمين صدف نجابت و سلطنت را همراهی نموده بخانه داماد اصالت نهاد عالی نژاد که در خوابگاه، نام محله شهر واقعست رسانيدند و مراسم اين عروسی سعادت مأنوسی به انجام رسيد .\n\n(سراج الاخبار افغانيه) بكمال صميميت و تمام فرحت و مسرت اين شادمانی عظيمه را مبارکباد ميگويد و از دل و جان دوام سعادت و سلامت شانرا از درگاه ايزدی نياز ميكند .\n\nواقعه سيلاب در خنجان .\nبموجب خبری که از محکمه اطلاعات به اداره رسيده: ليل سه شنبه سلخ شهر جمادى الاول از فراخ دره محال خنجان و غيره دره های محال مذکور بدون واقف شدن مردم سيل عظيمی آمده بود از محال مذکور بسيار خانه ها را همه مال و مواشی آب برده است که موازی يازده نفر مرد و زن مهتر و کهتر فوت شده از قريه دوشی محال غوری يکصدوده نفر گم و مفقود است بعضی مرده اوشان را يافته اند و برخی يافت نشده است و از قريه پياز خوردوشی مذکور موازی بيست و چهار نفر را آب برده است که مفقود الاثر است —\n\nبجوار خارجية\nاجمال سياسى\n\nدر يکی از اجمالهای سياسی نسخه های سابق خود پيشينگويى کرده گفته بوديم که : لقمه چرب و نرم و شيرين ممالك دولت عليه عثمانيه چنان چيزی نيست که درندگان متفق لقمه ربا را در مابين خود شان ساز کار گذاشته موجب بر سر زدن همديگر شان نگردد . اين است که نتيجه آن آهسته آهسته بظهورات آغاز نهاده است . يونانی با بلغاری در مسئله سلانيك، و صربی با بلغاری در باب تويى و منى ، و کوهی با استريا در خصوص سقوطری چون موی زنگی بهم در افتاده اند ، حتى چنانچه از خبرهای اوراق حوادث مستبان ميشود بلغارها و يونانيها زد و خوردی نيز در مابين خود شان نموده تلفات بسياری نيز در مابين شان بوقوع آمده است . عساكر بلغار و صرب نيز من بودم و تو بودی گفته مناقشات دارند .\n\nاز يکطرف در باب صلح بلقانها و عثمانيها کوشش ور ديده ميشود . کوشش کنندگان صلح از دو هيئت مرکب اند که يکی در لندن و يکی در پاريس ميباشند . در مسئله های صلح يونانى و روس بيکطرف است که پشتيبانى بلقانها را ميکنند . دولتهای اتفاق مثلث برای منفعتی که برای خود در زير نظر دارند منافع عثمانی را پيشرفت ميدهند . دولت انگليس درين کار از نقطه نظر جرمن نظر ميکند . اما چيزی که سياسيون را زياده تر مشغول داشته است مسئله البانيا ميباشد . درين مسئله رقابتها و کشمکشهای همه معظمه ها ديده ميشود . على الخصوص اوستريا در يك موقع بسيار مشکلی مانده است .\n\nزيرا مانتنگرو كه بسيار عجيبى سقوطری را ضبط نمود . حسن رضا پاشا که بکمال شجاعت و مردانگی شهر سقوطری را مدافعه مینمود از طرف اسعد پاشا که او هم رفيق مساعى حسن رضا پاشا بود و از جنس البانی بود قتل رسيد . و با کوهها يك مقاوله عقد کرده سقوطری را تسليم دست دشمن نمود . اوستريا ازين معامله دوچار گرداب حيرت شده ترک کردن سقوطری را تکليف کرد . و تکليف خود را بدرجه تهديد رسانيد . مانتنگرو که همه نفوسش از زن و مرد و پير و برنا به سه صد هزار نميرسد بمقابل آندولت چهل پنجاه مليونه نفوس پايدارى و ثبات ورزيد . و چون همه دولتها کشتيهای جنگی خود ها را فرستاده بندرهای او را در زير محاصره گرفت مجبوراً سکوت نمود .\n\nوالحاصل حاكميت عثمانيه در روم ايلى منقرض گرديد . و اين از چنان مصيبتهای عظيمی شمرده ميشود که قلم در اثنای تحرير آن"}
{"book": "adl0616", "page": 698, "text": "سال دوم\nشماره ۱۹\n\nخون بیاید گریست . ظلمها و خون ریزیها و بدعتهای ناروایی که بالقانیها در النسر زمین اجرا کردند خیلی نفرت آور است . و برای همه مسلمانان روى زمين يك صحنة عبرت پرور است . مسجد عظیم سلطان سلیم که در ادرنه نوبل بود و در حسن معماری و زینت و عظمت بینظیر آفاق بود به کلیسا تحویل یافت . بسیار زنان و مردان مسلمان را بزور وجبر نصارا ساختند وعرضها ناموس ها پامال گردید . ای کاش نتیجه بی اتفاقی تنها در روم ایلی همین بلاها را برمی انگیخت و برای دیگر طرفها این چیزها یکدرس عبرتی میشد . در طرفهای سوریه و شامات مردمان اصلاح طلب برپا خواسته اصلاحات میخواهند . در اناطولی شرقی روسها در میان کردها و ارمنیها به کاشتن تخم نفاق و نشو و نمای اختلال کوشش میورزند . تأثیر نفوذ فرانس در جهتهای سوریه بفعالیت شدیدی اجرای حکم دارد . انگلیس و جرمن در کویت و بصره و عراق در پیش رفت مقاصد شان کوشش میورزد . مردمان آنسر زمینها غافل جاهل كاهل ، اوروبائیان بیدار ، هشیار ، کار گذار ، علم صنعت ، تجارت ، سعی و کوشش گویا در آنها از بدعتها و کارهای ناروا شمرده میشود ، واعظان نامتحان خطیبان هر انچه میگویند از ترک دنیا . و جيفه بودن دنيا ، وترك كردن دنیا، و دست برداشتن از دنیا میگویند . آنها نیز بران عمل کرده برای دیگرانش میگذارند . هزار افسوس که دریدنات سازی را نیز نمیدانند که خشکه ها را ترک کرده بحر نشینی را اختیار میکردند، هزار افسوس که طیاره بازی و بالون برانی را نیز نمیدانند که عنصر خاکی و عنصر آبی را برای آنها واگذار شده عنصر هوائی را مالک میشدند . چه باقی ماند ! عنصر ناری ! ... حالا نکه آن عنصر را نیز از ازل آنها وارث حقيق، وخالدین دایمی میباشند ..... والأسفا ! چنان يك قوت روحانی و معنوی نیز دیده نمیشود که این کره ارض را گذاشته یکی از کره های بعیده فضای لایتناهی پرواز میشد ! .... والحاصل اوروبائيان دولت ترکیه را از اوروبا براوردند ولی باز هم از دنیا محو کرده نتوانستند . هنوز هم مانند اناطولى و عربستان ، وعراق ، وسوریه و غیره اراضی واسعه خوبی را مالک هستند . نا امید نیستیم . امید میکنیم که این فلاكتها بسعادتها مبدل گردد . و در آسیا که ذاتاً مأوای اصلی شان بود يكدولت معظمه بسيار با شوکت و شانی بوجود آرد . و غیره های مافات موفق و کامیاب آید .\n\n( يك جمعيت مسلمانان در امريكا )\nهمعصر معزز ما اخبار ( ترجمان ) که در باغچه سرای ( قریم ) ممالک روس بلغت ترکی طبع و نشر میشود بعنوان فوق يك خبری نوشته است که ما آنرا عيناً ترجمه و نقل مينمائيم :\n\nدرین روزها به پتر سبورك - پاتخت - روس - از امريكا يك آدم مسلمانی وارد شده که نامش ( امازار خوشحال خان ) واصل و نسلش ( افغان ) است . این شخص بزبان فارسی و انگلیزی تکلم میکند . در پتر سبورك بخانه جناب موسی افندی بیکیف مهمان شده . و بواسطه او از مقصد سیاحتش معلومات حاصل شده است . این ذات از شهر ( او فلاند ) که در ولایت ( قاليفورنيا ) در آمریکا میباشد آمده است . مسلمانان روشن خیال عالی دماغی که در شهر او فلاند اقامت دارند حال فلاكت و ظلمت امروزی مسلمانان را در زیر نظر دقت آورده به این فکر افتاده اند که تا بدرجه که از دست شان بیاید در روشنئ فکر برادران اسلامی خود مدد رسانی کنند . بنابرین يك جمعیتی بنام ( انجمن حمايه اسلام ) تشکیل داده اند . و سر کاتب جمعیت مذکوره را که خود جناب (خوشحال خان افغان ) است بولایت های مسلمان نشین وکیل کرده فرستاده اند که مسلما نا ترا به تحصیل علم تشویق بدهد، و برفتن امریکا ترغیب بکنند ، خوشحال خان میگوید که برای بیدار شدن و چشم باز کردن مسلمانان لازم است که دیگر مملکتهای ترقی کرده شده را گردش کنند ، و از انها عبرت بگیرند . علی الخصوص از حیات و کار و صنعت امریکائیان که در تمام دنیا از همگان پیشقدمی کرده اند . ژاپانیها نیز از امریکائیان درس عبرت گرفته ترقی کردند . بسیار مردمان دنیا از هر طرف زمین به امریکا آمده علم و صنعت و توانگری حاصل کردند . این است که مسلمانان امریکا میخواهند که این فکر را به همه مسلمانان تلقین بکنند . و برای آسانی مسلمانانی که به آمریکا بیایند این جمعیت معاونت و مدد کاری را باز کردند . این جهت نظری جمعیت مذکوره است که ذکر کردید و جهت عملی فکر جمعیت مذکوره از قرار ذیلست : اولا مسلمانان در هر جا مخصوص برای خودشان جمعیتهای مددکار خوانندگان باز کنند . این جمعیتها به دو صد روبله شاگردان را به آمریکا بفرستند . هرشا کرد به آدرس یعنی به پته و نشان مامی آید ما چون خبر آمدن شاکرد را تلگراف بگیریم او را استقبال کرده میگیریم ، یگانه كار و وظيفه جمعیت ما این است که آن شاکرد را بمكتب جابجا کنیم، پروگرامها برای او بسازیم کسانیکه مداخل نداشته باشند برای او کار و خدمت پیدا کنیم، و هر گونه مددکاری واعانه به آنها نمائیم . هر مسلمان توانگری که در شهر ( او فلاند ) موجود است مخارج شش نفر شا کرد را بر عهده میگیرد . و این شش نفر شا کرد میباید که تاتاری، و ایرانی و افغانی، و مرا کویی باشند . خوشحال خان مذکور بعد از انکه یکچندی در پتر سپورکی اقامت نموده از راه با کو و باطوم به افغانستان رفته است و بجای خوديك رفيق دیگر خود را گذاشته است که هر کس آرزوی رفتن امریکا را داشته باشد باو مخابره کرده میتواند . مکتوبها بهر زبانی که باشد قبول میکنند . لکن اگر زبان انگلیزی یا عربی یا فارسی باشد زیاده تر مقبول است ."}
{"book": "adl0616", "page": 699, "text": "صحیفه ۸\nسال دوم شماره ۱۹\n\nو سراج الاخبار افغانيه )\nما از آمدن همچنين يك ذاتی به افغانستان تا بحال يك معلوماتی نگرفته ايم. ولى چون از تشكيل يافتن اين چنين يك جمعيت اسلاميه در دنياى جديد شنيديم. و در ان جمعيت نام خوشحال خان افغانى خود ما را ديديم جداً خوشحال ، و مسرور شديم.\n\nحبيب الله خان چون جلوس فرمود تمام وطن خود را متفق و متحد يافته همه قوه و استعداد خدا داد خود را به تازه گى، و زنده گى، و شوكت افزونىٔ دولت خود صرف كرده بواقعى كه به كاميابيهاى بزرگ و موفقيتهاى حقيقى نايل هم شدند. اخبار ( صداى حق ) بعد ازين بيانات مافوق از تفصيلات ترقيات داخلىٔ افغانستان واصول ماليه، وصنايع وغيره بحث ها رانده است كه چون آنها چيز هاى معلوميست بهمين قدر اكتفا ورزيم.\n\nبزر کی سلطنت افغانستان\nهمعصر معزز ما اخبار ( صداى حق ) كه در ( با كو ) ممالک روس بلغت تركى طبع و نشر ميشود بعنوان ما فوق يك مقالهٔ درج نموده كه ما بعضى فقرات آنرا ترجمه كرده درج مينمائيم: نظر دقت عالم اسلام شرق را ( افغانستان ) روز بروز بخود جلب ميكند. يكى از گپهاى روس مينويسد: بعضى كسانيكه افزونىٔ اهميت اين سلطنت را به پريشانىٔ ديگر دولتهاى مسلمان شرح و تفسير كرده اند درست نيست. بلكه به بزرگ بودن ذات\n\nانجمن نگهبانى خانمها\n(ى تركى و عثمانى)\n( در استانبول )\nدرين هفته يك بيانامه، ويك نظامنامه از طرف يك جمعيت بسيار پر خير و بركتى كه در استانبول از طرف زنان مردانه همت عثمانى تشكيل يافته به ادارهٔ عاجزانه ما ورود نموده است كه ما آن بياننامه را عيناً ترجمه كرده درج صحایف افتخار خود ميسازيم و چون در آخر بياننامه مذكور براى بى بى هاى محترمه\n\nيك منظرة نفرت آور در سلانيك .\n( عسكر يونانى دستهاى يك نفر عسكر تركى را از عقب گرفته، وعسكر بلغارى بر سر آن نقش صليب را ميكشد. اين واقعه را )\n( يك افسر انگليزى بخشم ديده و فوتوگراف ارا گرفته. اى دوستداران دين و ايمان به بينيد كه صليب پرستان كه بر ملك )\n( مسلمانان دست بيايند چه ميكنند، فاعتبروا يا اولى الابصار )\nDimitri Vamilli\nسلانيك\n\nخود اين دولت شرح كردن راست تر و درست تر است. علاوه برين اين سلطنت بكمال سرعت روز بروز به تمدن نزديك شده ميرود كه اين هم يكى از سببها نيست كه افزونىٔ توجهٔ مسلمانان را به آنطرف باعث ميشود. بيست و پنج سى سال پيشتر مسئلهٔ يگانه ساختن و اتحاد دادن اقوام و طوايف افغان كه از طرف اعليحضرت امير عبدالرحمن خان مرحوم آغاز شده بود تا بوقت جلوس وليعهد شان امير حبيب الله خان حالا بر سرير سلطنت ميباشند تمام شده بود. اعليحضرت امير\n\nاسلاميه، عموماً در خصوص معاونت و همدروى شان يك فقره درج شده بود از انسبب بجهت خير خواهانهٔ اسلاميه درج آنرا ضرورى ديديم تا باشد كه بى بى هاى محترمه و قارئه هاى مكرمهٔ وطن عزيز ما نيز به آن همشيره هاى اسلاميهٔ درد ديدهٔ دلشكستهٔ خود شان يك مددى برسانند. و به ابيارىٔ لطف و مرحمت خود آتش مصيبتهاى پى در پى كه بر خانمان شان از دست وحشيان بالقان وارد آمده اطفا نمايند. و هم براى بى بى هاى وطن عزيز ما نيز يك درس عبرت، ويك نمونهٔ مثال همت شود كه همشيره هاى"}
{"book": "adl0616", "page": 700, "text": "سال دوم شمار ۱۹\n\nعثمانی شان تا چه درجه برای وطن و ملت خودشان فکرهای خیر آور منفعت پرور پسر میپرورانند .\n\n. ترجمهٔ بیاننامه .\nاین همه فلاکتها و مصیبتهای بی نهائی که بر جنس زنها از قربان شدن شان در میدانهای جنگ برای محافظهٔ دین و وطن وارد گردید مگر کافی نبوده، که بسبب بی عرفانی، و بی صنعتی، و بی تجارتی، و بی زراعتی و بی رغبتی به این چیزها، و فرومایگی دانستن این چیزها اسیر و زبون دشمنان خود گردیده ایم، سبب یکانهٔ این فلاکتها و این درمانده گیهای ما همین است که زنها و دختران\n\nخود ما را نخواناندیم نداناندیم، مادرهای دانا و زیباپسر نرساندیم معرفت، تجارت صنعت، زراعت را بخودمان، و اولاد های مان دوست نساختیم، و این چیزها را بنظر حقارت دیدیم، خواننده گی و نویسنده گی را برای خود و دختران خود عیب شمردیم، به اولاد های خود حس دین و وطن و ملیت را برنینگیختیم. بمال و متاع و محصولات صنعتکاران ملک خود میل نکردیم. اولاد های خود را محبت قومیت و وطنیت را نچشانیدیم. آناهای قدیم ما چنان اولادهایی پرورش کردند که در پیشگاه قلعهٔ ویانا — پایتخت اوستریا در کوهستان قاس و مراکو، در بحرهای هند قهرمانی و شجاعت\n\n( جمعیت چار هزار خانمهای استانبول )\nدر دار الفنون\n\nمسلمانی و ترکیت خود را نشان دادند. و ما چون آنچنان اولادها پسر رسانیده نتوانستیم وطن خود را، دین خود را، اولوس خود را از فلاکت، فلاکت، از مصیبت بمصیبت سردوچار کرده و میکنیم. و اگر ما بر همین حال دوام ورزیم در کم وقت هیچ شبهه نیست که مصیبتهای بزرگتر ازین مارا استقبال خواهد کرد. این است که ما این انجمن را برای این برپا و قایم کردیم که جلو گیری این فلاکتها را بکنیم. و وظیفهٔ زن گریٔ خود را بجا آریم، دین خود را وطن خود را از زیر پاهای دشمن رهایی بدهیم، اولادهای خود را ناموس ملی خود را از پنجه های مردار دشمن خلاص کنیم. لهذا همه زنان ترك و عثمانی و مسلمان را درین مسئله دعوت میکنیم که برای مقصد مقدس انجمن ما بصورت خواهرانه، و وطن پرورانه دست يك کرده کوشش ورزند، و در هر هر جا و هر هر\n\nطرف مانند انجمن ما شعبه ها باز کنند. کارهای کردنی انجمن ما عبارت ازین چند چیز است که در ذیل بیان میشود:\n۱- برای دختران شهیدان، و مهاجران، و فقیران، و بیکسان خودمان که آنها را بخوانانیم مکتبها باز کردن، و دران تربیه و تعلیم مسلمانی و ترکیت را دادن.\n۲- برای این اطفال دختر وامانده و در مانده برای آموزانیدن صنعتهایی که بزن کری عاید باشد صنایع خانه ها کشادن. و به اینصورت صنایع خود ما را از دست نصارا رهایی دادن، و عایله هایی را که از بی صنعتی محکوم فقر و سفالت شده اند خلاص کردن.\n۳- ابتہارا، و بلکه همه زنان و دختران مسلمان و ترک را حس محبت تجارت، صنعت، زراعت را دادن.\n٤- در ما بین خودمان داد و ستد کردن، و امتعه و محصول"}
{"book": "adl0616", "page": 701, "text": "صحیفه ۱۰\nسال دوم\n\nوطنی خود ما را رواج دادن .\nه در دایره نظامنامه انجمن خودمان در هر چاشمبه ها کشادن (۱)\n\nای بی بی صاحبه های محترم .\nاز فضیلت نسوانیه شما ، از صلابت دینیه و نجابت اصلیه شما امید داریم که برای دردهای طاقتفرسای دینی وطنی اولوی ما که با هم در انباب همدرد میباشیم چاره ساز بشوید، و با انجمن ما سعی و کوشش خود تارا شريك سازید به حمیت شما و جواب شما منتظر هستیم . باقی عرض احترامات خود را بخدمت شما تقدیم میکنیم ای همشیره های محترم ما .\n\n§ این بود بیان نامه انجمن نگهبانی خانمهای ترک عثمانی) که به ترجمه آن پرداخته بنظر قارئین و قارئات كرام خود عرض نموديم ذات معزز و محترمی که این بیاننامه و نظامنامه آنرا برای ما از استانبول ارسال داشته در مکتوب خود این را نیز علاوه کرده مینویسد :\nاین محاربه ایتالیا و بالقان از همه زیاده تر موجب بیداری زنان مسلمان مملکت ما گردید . حسیات مشفقانه از مردان ما بیشتر در زنان رو نباشد . و این انجمن را قایم ساختند . البته این انجمن معاونت ارباب حمیت محتاج است . برادران افغان ما به تشويقات بادشاه اسلام پناه خودشان به این مصیبتهایی که بر ما وارد آمد قبل ازین ابراز حمیت فرمودند ، و يك مبلغ خطیری برای اعانه یتیمهای شهدا و زخم پیچ زخمیهای ما فرستادند . و به این لطف و مروت خود همه مسلمانان را منتدار فرمودند ، پس اگر در بنیار به این انجمن همشیره های عثمانی شان همشیره های افغانی شان يك مدد کاری بکنند چه بعدی خواهد داشت .\n\nترجمه اخبارات انگریزی و اور دو\nدر اداره از طرف عبدالهادی و عبد الرحمن ترجمه شده\n\nقسطنطنیه ۲۶ می مطابق ۱۹ جمادی الثاني\nدر میان افواج ترکی مقیم شتلجه بسبب نارضائی از افسران شان يك تنازع بوقوع آمده است .\n\nنامه نگار اخبار الاجرنل فرانسیسی از قسطنطنیه يك خبر فرستاده که در میان انوربيك وفتح بك يك مناظره بظهور آمده بود خواستند که دو تللو کنند یعنی مسئله را بشمشیر قطع نمایند ولی محمود شوكت باشا تا اختتام جنگ بلقان آنها را منع نمود .\nماشا الله به این اتحاد ! سراج الاخبار افغانيه\n\nلندن ٢٦ می\nاز صوفیه يك خبر برای اخبار تائمز در تار رسیده که ۸۰ هزار فوج بلغاری که قبل ازین مقابل شتلجه افتاده بودند اکنون در صوفیه رسیده اند و حکام فوج تجاویز بی شمار براى يك جنك ممكن الوقوع مینمایند\n\n(۱) نظامنامه انجمن شان عبارت از ۲۶ فقره یک نظام نامه ایست که یک نسخه مطبوعه آن نیز برای مارسیده است .\n\nما شیار ۱\n\nسالونیکا ۲۳ می ١٦ جمادى الثاني\nجمعیت بلغاریان بسیار کوشش کردند که در علاقه یونانی داخل شوند ولی یونانیان مانع آمده جنگ آغاز کردند که تا حال جاریست اگرچه یونانیان کلوله باری کردند ولی چونکه کم بود هیچ بلغاری کشته نشد .\n\nروما ۲۵ می ۱۸ جمادی الثانی\nوزیر خزانه ایطالیا در مجلس عام گفته است که در خزانه شش و نیم کرور پوند انگلیسی موجود است چهار کرور و ۲۰ لك ليره در اخراجات جنك طرابلس محسوب وتقريباً دو کرور برای استحکامات قوه بحریه صرف خواهد شد.\n\nجهاز حمیدیه که اکنون در بحر احمر لنگر انداز مهابت است مجده و حدیده رفته بود میگویند که « هدرا » نام جهاز جنگی یونان و دو جهاز جنگی دیگر کمی دورتر از پورت سعید منتظر جهاز حميده اند.\n\nاخبار مار تنک پوست می نویسد .\nلارد کیچنر در ربورت سالانه خود اشاره بطرف جنك بلقان و ترکی کرده میگوید اگر يك بد انتظامی در فوج ترکی نمیبود در کل دنیا مثل شان بهادر و محارب پیدا نمیشد .\n\nبه مخبر سلطنت عثمانیه خبر رسیده است که در میان افسرهای سرویا و مانی نیکر و چیزی مناظره واقع شده سخن بجنك و كارزار کشیده است از طرفین مقتول و مجرح بسیار میدان کار زار را پر ساخته است .\n\n۱۹ می مطابق ۱۲ جمادی الثانی\nاز خبرهای تارهای بصره معلوم میشود که اعراب بصره ما تحت غالب پی آزادی میخواهند و بعضی قبایل دیگر هم حامی شان هستند .\n\nاهالی ماتی نیکرو سقو طری را خالی نموده وفوج بحرى بین الاقوامی بران قبضه کردند .\n\nاخبار الحق مینویسد که به اخبار ( لا ترکی ) معلوم شده است که یونان به وساطت سفیر جرمنی باب عالی را اطلاع داده که اسرای عثمانی را بان شرط پس می فرستیم که آنها بار دوم شريك کار زار نشوند و دیگر کسانی را که آنها را تا به اینجا میرساند هیچ تعرض رسانده نشود باب عالی قبول کرده است و بازده هزار نفر درین اوقات از ترکان خواهند رسید و این آن نفری استند که در سالونیکا گرفتار شده بودند .\n\nاحوال كليفورينا\nكيلي فورنيا يك رياست ممالك متحده امريکه است و مانند دیگر ریاستهای امریکه پارلیمنت و قوانین علیحده دارد ریاست مذکور خوب زرخيز و بطرف شمال مکسیکو واقع است و سلطنت شان جمهوریت مساحه آن ١٥٦٠٩٢ مربع میل است و ٢٤ لك نفوس دارد و بسیار جاپانی ها در ان جازراعت و سکونت و زمین"}
{"book": "adl0616", "page": 702, "text": "صحیفه ۱۱\nسال دوم\nشماره ۱۹\n\nهای خرید گی دارند کیلی فورنیا اعلان یک قانون کرده است مردم غیر دولت که کیلی فورنیا را وطن خود قرار نداده باشند و هم آنجا زمین های خرید گی دارند حق تصرف و ملکیت در آنها ندارند ) دولت جاپان برقانون کیلی فورنیا اعتراض کرده گفته است ۲ هر چیز که در مما هدات پیشینه نوشته باشد درست است وقانون هذا خلاف عهد نامه پیشینه است باید که فسخ شود و اهالی کیلی فورنیا برین هیچ گوش نگرفته قانون خویش پاس کردند بنایران جاین فقره مذکوره را گوشزد ممالک متحده ساخت که این قانون را نسخ نما بند ممالک متحده جواب گفتند کما اختیار فسخ و نسخ قوانین ریاستها را نداریم بنابران جابان باز اعلان کرده که با تعمیل معاهدات پیشینه کنید و یا از طرف ما فرمان جنگ جاری خواهد شد از بن خیر دهشت اثر آمریکا و یوروپ ربحر ظلمات تشويش و تخير افتاده اند دیده شود تاچه شود .\nيك نار برق قسطنطنه بیان میکند که دو هزار فوج از افواج جاوید پاشا که چهار و زخمی بودند از داونا برا دریا این جا پس آمدند زیرا در هیچ مجار به نیست که از دوازده هزار کم تلفات فوجی بلغاریه نشده باشد. چنانچه در معر که اخیر بر قتل و جرح دوازده هزار نفری این سپاه قریب بود که از گرسنگی بمیرند بلکه در راه ۲۰ نفر از گرسنگی و کمزوری فوت شدند انا لله وانا اليه راجعون .\nدول بلقان از سلطنت ترکی ۹۰ کرور روپیه تاوان جنگ میخواهند روس مؤید این است مکر دیگر دول عظام به بسیار کم رقم راضی هستند.\nاخبار الاجرال فرانسیسی می نویسد که از اتحاد برطانیه و جرمن تقسیم روم ایشیای آغاز شد .\n\n( معاهده ترکی وبرطانيه )\nقسطنطنه ١٤ می - بذرایع معتبر اطلاع رسیده است که خلاصه معاهده ترکی وبرطانیه بر خلیج فارس اینست که دولت عثمانیه جزره کویت را به برطانیه تسلیم می نماید و از بصره تا كويت سرك راه ريل را هم منظور نموده که بدره آخرین استيشن بغداد شود، در اداره از اخبارات مختلفه ترجمه شد\n(عبدالهادی)\n\n( خبر فرحت أثر شجاعت مظهر مجاهدین )\nمهایت منظر طرابلس و عسکر ايطاليا و غنیمت نمودن توپها از غنیم مورخه ۱۹ م - ...\nدر مقامات سیدی عزیه ور اس العین افواج ایطالی بر سنگرهای مجاهد من محافظين ناموس و دین یعنی عربان دی تمکین حمله شدید نمودند اما غازيان شجاع بكمال استقلال مدافعه و مقابله نموده هفت افسر و هفتاد و دو نفر سیاهی ایطالی را پسر و پیست و به افسر و دو صد و نجاه نفر سپاهی افواج غنیم را آماج گلوله های توپ و تفتك نموده در میدان جنك مجروح ساختند و از مشاهده این حال و معايته این احوال ایطالیان هزیمت خورده و تاب مقاومت نیاورده مغلوب\n\nشدند حتی عربان شجاع حمله های بهادرانه و تهور غضنفرانه نموده بر چهار ضرب توپ و باقی جیاخانه عدو قابض و در محاربه فایز شدند و ازین نتیجه سنك باس و حرمان پرشیشه حرص و طمع ایطالیان زده شد و از الوجه و آن هزمت جرئیل را کنی که یکمان افسری فوج ایطالی کاشته شده بود استعفا نمود و جانشینش جرئیل گیربگونی ذمه وار و عهده برار گردید ( اللهم ابد مجاهدين الاسلام بنصرتك )\n\nتلفات و نقصانات فوجي بلغاريه\nزمیندار\nتلفات و نقصانات فوجی خود را بلغاریه از قرار اعلان صوفیه چنین اشهار نموده اظهار مینماید که سی هزار و چهل و يك نفر هلاك و نجاه و هزار و نم صد نفر مجروح و سه هزار و یکنند و نورسه نفر مفقود الخبر شده اند لیکن اعلان مذکور محض غلط می نماید زیرا در هیچ مجار به نیست که از دوازده هزار کم تلفات فوجی بلغاریه نشده باشد. چنانچه در معر که اخیر بر قتل و جرح دوازده هزار نفری فوجی خود خود افراد میکند و از داکتر اخبارهای معتبر نقصانیکه در جمیع محاربات برای او واقع شده زیاده از سه لك نفر می باشد.\n\nاتحاد سرویا و یونان و خلاف بلغاريه وباعث و نتیجه آن یونان و سر یا عهد نامه مخفی بر مخالفت بلغار یا نموده اند که اگر بلغاریه از حدود خود اضاف طلبی کند و تجاوز نماید در تدافع آن معاونت همدیگر محاربه کنند و یونان از راه بر با عسکر خود قریب سالونیکار سیده و بلغار به نیز جمع آوری افواج خود ر امع جميع ما محتاج آن . نموده جانبین برای حرب آماده و تیار میباشند و اگر روس به تعجیل این اختلافات را دفع و این تنازعات را رفع نمود البته حرب شدید فيما بين اتحاديان بلقان واقع خواهد شد و باعث این تنازعات و اختلافات قبول نداشتن بعضی شرائط و به آن وجه دستخط نکردن سرویا پر صلحنامه است زیرا سروپا میخواهد كه يك بندر گاه بر ساحل بحر ادرياتيك و اجازه سرك ريل كه به البانيه الحاق يابد. برای او داده شود و از آمدن یونان بر سلونيك وخيال قابض شدنش رخصه جنوبي البانيا ويعنى جزائر بحرانجن ایطالی نیز مشوش شده و نمی خواهد که مانند بندر گاه سالونیکا در تحت تصرف یونان باشد. و دول معظمه نیز اراده دارند که سالونیکا را در تحت تصرف اتحادیان نگذارند و میخواهند که بندر مذكور را في الحال بك حكومت بلا مداخلت غير و مستقل نمایند و باز برای اینده در تجارت آن خود دول معظمه مداخلت نمایند و در تحت تصرف خودها بیاورند واگر سرویا برانکار دستخط کردن صلح نامه مسر شد البته برسالونيكا يك آثار حرب شدید نمودار است که واقع خواهد شد وبناء عليه بلغاریه از دول معظمه درخواست نموده که صلحنامه را جبراً بر سر و یا دستخط کنند"}
{"book": "adl0616", "page": 703, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۱۹\n\nمحاربة بلغاريه و يونان\nسالونیکا بتاريخ ۲۲ می ...\nدر مقام والتمنا بوقت شام جنك موقوف شد و على الصباح بوقت پیشین بتاریخ ۲۳ ماه حال بمقام سمالتن دو کمپنی بلغاری بر يك كمپنی یونانی حمله نمودند لیکن مغلوب شدند و درین محاربات جدید تا حال دو صد و غجاه نفر یونان مقتول و مجروح شده اند.\n\n( خدا شری را نگیزد که خیر ما در آن باشد )\n\nقرار داد و معاهده ترکی وبرطانيه\n( تاثز ) لندن — خلاصه قرار دادی را که فیمابین عثمانی و برطانیه شده شایع نموده اگر صحیح باشد ظاهر و با هر است که در تجارت بصره و خلیج فارس برای برطانیه کامیابی واضح واقع شده زیر اتر کی قرارداد نموده که در معاملات و حرکات داخلی کویت هیچ مداخلت نخواهد کرد سر رشته و حکومت آن برطانیه تعلق خواهد داشت و در حکومت جزیره نمای القطر ومسقط نیز سلطان المعظم دست درازی نخواهد کرد و سررشته سرک دیل بغداد الى بصره نیز در تحت مناظره يك افسر برطانوی خواهد بود و از همه برتر و بهتر نظم و نسق نمودن شط العرب برای برطانیه راه تجارت خلیج فارس و بعد مرا بکلی صاف نموده و بلا مراحت و مدافعت در دریاهای جنوبی عراق عرب جهاز رانی کرده می توانند و ازین معاهده ترکی سرايا غرق دجله ندامت خواهد کردد .\n\nشرائط وفرايض انجمن خدام كعبة\n۱ - حرمت و عزت حرم محترم را نگاه داشتن و خدمات هر گونه انرا بجا آوردن و محافظت آن از شر کفار\n۲- برای حاصل نمودن این مقصد تدابير ودستور العمل ذیل را ملحوظ نظر کرده معمول باید داشت\n( الف ) لازمكة جماعة جان نثاران كعبة و حامیان توحید از صدق دل در خدمت کعبه صرف جان و مال را دریغ نمایند\n( ب ) اجرای تبلیغات اسلامی را در هر مقام نمودن و در هر حصه زمین برای اشاعت کلمه توحید وتلقين دين متين حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه واله وسلم فرستادن و تقریر نمودن وعاظ\n( ج ) در هر جامدرسه های اسلامی و دینی را قایم نمودن و یتیم خانه های اولاد یتیم اسلامی را بر پا داشتن\n( د ) ترغیب و تشویق دادن مسلمانان را برای محبت بیت الله شریف و آسان و سهل نمودن ذرایع وصول و رفت و آمد مبارکش را به سعی و کوشش\n( ه ) جميع نفوس عالم اسلامی مرد یازن خواه غريب يادولتمند باشند ر کن این انجمن شده میتوانند و آنها را خادم کمیه گفته می شود.\n( و ) از هر خادم بوقت داخل شدن در انجمن عهد و حلف گرفته می شود تا فرایض انجمن و شرایط انرا از صدق بدرستی اجرا نمایند\n\n( ز ) اشخاص و زوانیکه از جمله خدام کعبه برای خدمت گذاری انجمن زنده کی خود را وقف نمایند آنها را شیدایان کعبه گفته می شود و ازین ها نیزیك خلف خاص گرفته می شود. و شیدایان کعبه تا یکمدت محدود اگر خواهش شان باشد خدمت کرده می توانند و تا هر وقت که باشند خرج و نفقه عیالداری شان بردمه خدام کعبه فرض وواجب الاداست .\n( ح ) برای خدام کعبه لازم است که نشاقی را که بران نام خدام کعبه نقش شده و زرد میباشد برجامه خود چپانیده باشند. و برای شیدایان کعبه عبای سبزی مع نشان که بران نام شیدا یان كعبه تحریر یافته لازمکه همواره بپوشند فقط\n\n( نقل از اخبار صحيفه مورخه ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ می )\n( تقبل وحركت فوجي بلغاريه بسوى مغرب )\nمدت دو هفته قبلبرين افواج بلغاريه مع جميع ما يحتاج حرب از ۸ می الی ۱۲ می بسوی غرب به بسیار تعجیل از سرحد مقدونیه همراه توپ خانه عبور و مرور نمودند و از گفتگوی سپاهیان چنانان معلوم می شد که بسوی یونان عزیمت داشتند.\n\n( متحدین بلقان تا آن جنگ را از ترکی مطالبه مینمایند )\nمتحدین بلقان بمصابحت روس مبلغ هفت و نیم کرور دو پیه در عوض عزم حربی خود از ترکی مطالبه مینمایند و دول معظمه نیز مطابق خیال روس میگویند که لازم چیزی تاوان جنگ هم از ترکی گرفته شود و این سخن بر بی انصافی و بی پروایی دول معظمه دلالت میکند. زیرا بدون این برترکی بسیار ظلم شده و این امر ناجایز و استحصال بالخیر است که هم مونجات یورپی وی از تحت تصرفش خارج شوند و هم باز تاوان حرب برذمه و رقبه اش انداخته شود اگرچه مبلغ قلیل باشد و تا حال دو ارب و بیست و پنج کرور روپیه ترکی مقروض شده و هنوز\n\n( دیت از کشته میخواهند مزد شبت قاتلها )\n\n( سفر بذريعة موتر از بمبی تاكلكته )\nاز کلکته خبر رسیده که یک انگریز بسیار شکاری مشهور بذريعه موتر کار از بمبی تا کلکته که بعد و مسافه ۱۸۳۹ میل است در عرصه ٦٥ ساعت و ۲۵ دقیقه طی و قطع نموده\n\n( اخراجات پل سارا گهات )\nدر مقام سارا کهات بر دریای کنک يك پل و معیر جدید مسمى بنام محل مذکور بصرف مبلغ سه کرور و نود و سه هزار روپیه تكميل يافته\n\n( خبر تاسف از جامع سليم )\nدر ادر نه يك مسجد عظیم الشان که در عصر اعلیحضرت سلطان سلیم ساخته شده بود و يك جامع مبارك و يك آثار عتیق بود و بنام جامع سلیم معروف بودیگرچه متبدل کشت . فاعتبروا ."}
{"book": "adl0616", "page": 704, "text": "سال دوم\nشماره ۱۹\n\nتحیفه ۱۳\n\n( يك خبر فيض اثر امداد مسجد واقع سینت بیترس برک )\nحاجی زین العابدین كه يك مسلمان باهمت ويك وجود بابرکت است و در خیرات مذهبی از حاتم طائی کوی شهرت ربوده مبلغ بیست و هشت هزار روپیه برای صرف بنای مسجد ماجدیکه مسلمانان سینت پیترزبرگ بنا نموده اند عنایت و مرحمت فرموده\n\n( تولد پسری بعد از گذشتن ۱۵ ماه در رحم مادر )\nدر ضلع رنگپور زن حامله بعد از انقضای پانزده ماه حمل او پسری بوجود آمد که جمع اعضایش یعنی دست و پاو گوش هایش مطابق قاعده دو دو بودند و اما چشم هایش شش بود و زیاده از یکروز نزیست و مردم از تطویل این قدر مدت حمل و شش بودن چشمهایش در حیرت بودند و قبلبرین واقعه در ضلع بینه زن بکملاح چار پسر پیهم و متعاقب زائیده بود لكن بعد اندك مدت هر چهار پسر پی هم لقمه اجل گردیدند .\n\nظهور يك شهر غرق شده در پویان\nیکوزارت بحریه یونان چنین بیان میکنند که لفتت بکر بولوس وزیر بحر برای نجا آوردن فرض منصبی خود بجانب مشرق جزیره ایمونوس در زیر بحر از ٥ کیلومترالی ٢٥ کیلومتر بك آثار عهد عتیق بنظرش در خورد که آن يك شهر تباه شده مستغرقی بود و دو را دور و محیطش قریب ٥٠ میل معلوم می شد و وزیر مذکور در تحقیقات آن بسیار به تعجیل و کوشش احکام جاری و صادر نموده —\n\nملاقات یاور پاشا با شکری پاشا\nشکری پاشا در صوفیه اظهار خواهش ملاقات یاور پاشارا نمود که در نومبر گذشته گرفتار شده بود و یاور پاشا را اجازه ملاقات شکری پاشا حاصل شد و ملاقات این دو سپه سالار فوجی نهایت دلگداز بود ابتداءً با یکدیگر معانقه نموده هر دو زار زار بر حال و مصایب وطن عزیز خود میگریستند و شکر حقتعالی را بجا آورده خاتمه کلام نموده و در انجام ملاقات از در گاه عجیب الدعوات مدد و یاوری اهالی وطن خود را در خواست نمودند\n( يارب دعای خسته دلارا قبول کن )\nآیا هنوز هم مسلمانان ازین چیز ها عبرت نخواهند گرفت ؟\n\n[ سراج الاخبار افغانیه ]\n\nدر اداره از اخبارات مختلفه ترجمه شد ( عبد الرحمن )\n\nمرحوم احمد مدحت افندی\nسبحان الله ! این مدیر و محرر ما جزيك مرد افغانی ، احمد مدحت افندی يك ترك عثمانی ! از غرب تا بشرق يك مباعدت ، از زبان ترکی تا بزبان افغانی يك مبايت ! نه او مرا دیده نه من او را، نه او شخص مرا شناخته نه من شخص او را ! پس چه شد که از\n\nشنیدن خبر وفات او که در استانبول بوقوع آمد ، سرتاپا وجود مرا در کابل بلرزه انداخت ؟ اصلاً با هم اقربا بودیم ؟ نی ! شخصاً با هم آشنا بودیم ؟ نی ! آیا چه بود که خبر فراق ابدی آن ادیب وحکیم محترم مرا اشکریز حسرت والم نمود ؟ اگر رسالهٔ فواید اساله ( شهبال ) تصویر آن ادیب حکمت تمثال را بمن نشان نمیداد ، شکل و شمایل سیمای آن محترم نیز تا به ابد در نظرم مجهول میماند . حضرت مولانا جامی علیه الرحمه میفرماید :\nنه تنها عشق از دیدار خیزد بساکین دولت از گفتار خیزد\nبلی ! مرا گفتار آن حکمت پژوه مفتون و مجذوب خود ساخته بود . نی نی ، بلکه از بادیهٔ خبری بشهراه باخبری آثار قلمیه او ارشاد و رهبریم نموده بود .\nبسن پانزده ، شانزده بودم که بجز بعضی کتابهای نثر و نظم ادبی و اخلاقی مروجهٔ فارسیٔ ملک خودم را دگر هیچ چیزی نخوانده بودم . در بغداد زبان ترکی را بدرجهٔ که عبارت خوانی توانم آموختم ، ولی از علوم و فنون ادبیه و حکمیه که آنزبان به آن مشحون است بیخبر بودم ، غیر از بعضی کتابهای قرائت و حکایت دیگر آثار فنی ، ادبی حکمیٔ آنزبان با من سخن نمیگفت . در استانبول ( خواجهٔ اول ) نام يك اثری بدستم آمد . بمجرديكه باز کردم علم و فن با من بسخن زدن آغاز نهاد ، هر چه که گفت فهمیدم هر چه که خواندم هوسم افزونی گرفت . اول نام ( احمد مدحت ) را نیز از زبان خواجه اول خود شنیدم . زیرا صاحب آن اثر او بود . پس برای من دیگر کاری نماند : يك ( طيراق ) (۱) سیاحتی بگردن آویخته ، و از ( چهل مخزن ) (۲) انواع زاد و ذخیره را در ان اندوخته ، به ( سودای سعی و عمل ) (۳) مانند ( حسن ملاح ) (٤) در اوروبا يك جولان ) (٥) نمودم . ( در اوروبا يك ترك ) ( ٦ ) را ملاقی شدم . مرا به دور و سیر ( کائنات ) (۷) بصورت بسیار ( مفصل ) (۸) رهبری نمود ...\n\n(۱) ( طغارق ) نام مجموعهٔ فنی و ادبی و حکمی احمد مدحت افندیست که ترجمهٔ ( مفارق حق ) در فارسی یعنی طویره یا طراق می آید . (۲) ( فرق اباد ) نام مجموعه چون گنجینهٔ جواهر حکیم مشارالیه است که معنی ( چهل تخون ) را در بر میگیرد . (۳) ( سودای سعی و عمل ) نیز يك رسالهٔ اقتصادی مشارالیه است . (٤) ( حسن ملاح ) يك ناول بسیار شیرین و دلچسپی است که خود حکیم مشارالیه آنرا تصویر و تصنیف نموده . (٥) ( اوروپاده برمولان ) یعنی در اوروپا يك جولان تاريک سیاحتنامه جسیم خودمشارالیه است که در سنه ۱۳۰۰ هجری مرخصی از طرف دولت علیهٔ ثانیه به مجلس کنکاش جمعیت مستشرقین به شهر ( استوكهولم ) سوان ناروی رفته و همه اوروپا را سیاحت کرده و همه مشهودات علمی و فنی خود را در قید تحریر آورده است . (٦) ( اوروپاده بر ترك ) نام ناول بسیار علمی و حکمی است که بوده کیم مشارالیه مصور و محرر آنست . (۷) ( کائنات ) در دوازده جلد يك تاریخ عمومی اوروپاست که از تالیفات مشارالیه میباشد . [۸] مفصل تاریخ قرون جداه نام تألیف کرده شانست که از آثار بسیار پر حکمت و معرفت شانست ."}
{"book": "adl0616", "page": 705, "text": "۱۹۰\nسال دوم\nوالحاصل ( تقبلن ) (۹) و کاهلی را ترک کرده در و راع علم افتادی از چنان خریده هایی بود که هر مالی که مالک آنچنان باشه ودين ) ( ۱۰ ) ( منافعه ) (۱۱) ها نمودم ، آن که به محرری میبود به آن افتخار میکرد . بعد از انکه او را در قعر اور ) بشار صدق نبوت محمده) (۱۲) قلب و روح و حواسم نهادیم در بهای عمران خود زیاده تر پاك خالت ایره گی حس منور ، وفيوضات مادی و معنوی ام رهبر گردید.\nاحمد مدحت افندى بك وجود مبارکی بود که به آثار و تألیفات برگزیده و مشهوره خود به ملت و وطن و دولت خود خدمات لا بعد ولا تحصی رسانیده است. قریب صد جلد کتاب از قلم این فیلسوف دانشمند برآمده است که ما بعضی از آنها را که خودما خوانده و از ان استفاده کرده ایم ذکر نمودیم. در هر شعبه هر فن آثار نشر نموده است و هر چه که نوشته معقول و مقبول بوده است. و چنان يك شيوه تحرير، واصول تقرری داشت که هر کی به بسیار آسانی از آثارش استفاده میتوانست .\n\nالحق که این بیانات دقیق محترم ما شهبال بسیار راست است . عالم مرده پرست اند، تا بوقتی که زنده باشی همه فضل وکالت بلا و وبالت میگردد. مظهر حمد خندان، هدف سکریزی حاملان میشوی بعد ازان که در خانه سیاه باران شد : و هی هی ! چه خوب آدم بود. گفته اظهاراً سلف و حضرت میکنند. حكيم مرحوم درسته ۱۲۹۰ مجری از يك عامله مفلس و بی تو انگری در استانبول توند کرده است با وجودی که در ازمان اسباب تحمیل بسیار ناقص بود محض بسمی و غیرت فتور ناپذیر خود\n\n(شمال ) نام\nرسالة مصوره\nفوائد مال در\nخصوص ترجمه حال\nحكيم برحمت انتقال\nچنین مینوید :\nه خزینه های\nعلم وكمال ، مانند\nخزینه های نقدی\nو مال نیست که چون\nیکبار در خانه\nمدفون شود از\nامید\nبیرون و\nآوردن آن باشد .\n\nبه تحصیل بسیاری از علوم و زبانها کامیاب آمد. درس ۱۲۸۵ با مدحت پاشای مشهور به بغداد استانبول عودت نموده بر محوری جريدة عكروا در عهده گرفته است . درسته ۱۳۹۰ که کمال یک مشهور تفی و اخراج گردید.\n\nمرحوم احمد مدحت افندی\nتی فی، بلكه خزاین علم و معرفت چون یکبار در خانه پنهان شد از طرف انسانها تا به اید به بیرون نیرامدن محکوم میگردد. چه قدر شایان افسوس است که ما قدر وقیمت خزینه های خود مانوا أكثر بعد از دفن شدن آن میشناسیم، این است که احمد مدحت\nاحمد مدحت افندی از به جزیره رو دوس ها می شده ، درسته ۱۲۹۳ مظهر عنو بادشاهی شده پس به استانبول آمده بمدیری اخبار تقویم وقایع و مطبعه عامر، مأموره گردیده ، در سنه ۱۳۰۰ سر کاتب مجلس فزاینه و درسته ۱۳۱۲ رئیس آن مجلس شده است. بعد از اعلان مشروطیت خانه نشین گردیده، ولی در دار الفنون عثمان ها در ایه را نام یك بتعلمی تاریخ عمومی دوام ورزیده است . و امسال ارتحال دار بقا نموده است. رحمة الله عليه ، ماشا کردی معنوی این حکم ذی فنون افتخار میورزیم و بر روان پاکش از صمیم دل رحمتها میفرستم.\n[۹] تبك معنى تقلى نام بله رسالة تأليف مشارالیه است . [۱۰] الزراع علم و دین ابن کتاب درسی علمی فی مشارالیه است ها در ایه را نام یك بتعلمی تاریخ عمومی دوام ورزیده است . و امسال ارتحال دار بقا حکیم امریکایی دین را با علم منافی و منازع ثابت ساخته ، وحكيم مشار اليه تصديق قول او را در منافی بودن دین اما را با علم ومن تصديق، وبدلال حکمی وفی قول خود درایه و علم و فن را با دین مبین اسلام تطبیق داده است . (۱۱) ( مدافعه در سه جلدی تالیف مشارالیه است که در رد نما را بهتر و خوبتر ازان هیچ کتابی تالیف نشده است . (۱۲) | بشار صدق نبوت محمدیه از تالیفات بسيار محمدة حكيم مشاراليه است که بر منکرین بوت محمد صلى الله عليه وسلم بجنان دلایل حکمی و عقلى بوت شارا ثابت ساخته که اگر اسلام به آن افتخار کند جا دارد ."}
{"book": "adl0616", "page": 706, "text": "صفحه ۷۶\nسال دوم\nشماره ۱۹\n\nمقالات فنيه\n( فن )\nژۀ ولوزی\nعلم طبقات الارض\n( ما بعد از شماره (۱۸) سال دوم )\nولی حرارت همچنین است! ولی در راه تبدلات، و تغیرات سطح ارض نیز از مخلوق غریب بی خدمتهای نمایان بعمل میآید و درجه اعلای خدمات حرارت را تالابهای عظیم خشکیده نشان میدهد. مثلاً در بعضی کتب عتیق قدیمه دیده میشود که در فلان موضع همچنين يك تالاب وسیع عمیقی بود. ولی درین وقت همان موضع را ما يك صحرا و بیابانی می یابیم که اگرچه از قرار دقت علامات تالاب از انجا معلوم میشود ولی نه از تالاب اثری و نه از آبش ذره مییابم . پس معلوم شد که ان تالاب خشکیده است . حرارت اجرای عملیاتش را آنقدر آهسته و متانتی اجرا میکند که اصلا محسوس نمیشود . اما در يك مدت غير محدودی دیده میشود که يك كولاب بسيار كبيريرا مانند بیابان بی آبی خشك كردانيد.\n\nباقی دارد\n\nشهزاده خلیل الله خان\n( فرزند نخستین شهزاده جوبخت معظم معین السلطنه سردار هدایت الله خان را )\n( مدیر و محرر سراج الاخبار افغانیه محمود طرزی با آشنا ساختن شان )\n( با کتاب کوشش میورزد . )\n\nفاجعه های پاریس\nما بعد از شماره ( ۱۸ ) سال دوم\n\n- ( بابك تبسم مزيانه ) معمائی از خوابکردن راحت نيزيكم نياورديد پهلوان ( روزهف ) ؟\n- کی خواب نبودم موسیو لو قونت، تنها درین کوشه یکقدری چرت میزدم .\n- شما راحت کنید. من رفته موسیو ( رو به ریو ) را خاطر جمع میکنم .\nاین آدم که (هانریوت ) او را ( روبر ) و خدمتکار او را ( مسیو لو قونت خطاب کرده در طرف چپ صالون توجه کرده و یکدروازه دوبله ئی را باز کرده از يك رهرو كوچك و من فى داخل او تاقی گردید که زمین آن با قالینهائی که از طرف بادشاء فرانس\n\nبمسیو دو پهر بو تحفه گویا عطا شده بود. مفروش بود. و سقف آن با قلم ( استانی دوسوتور ) نام استادیکه از مشاهیر نقاشانست تزئین شده بود ازین خانه در گذشته بيك سالون کوچکی که لامیهٔ بزرگی روشن و بایک آتش مکملی بخاری آن گرم شده بود داخل گردید . در نزديك بخارى ويك ارام جوكي بسیار درازی یک پیر مرد باهیت و وقاری که در يك لباس شب فللين سرخ ملبس بود در از افتاده بود..\nضیای شدید لامیه که از زیر کلاه بزرگ خیره آن بر ریشهای پیرمرد مذکور افتاده بود موهای چون ابریشم سفید سرش را، وجهرهٔ رنك پر مرده خیلی مقبولش را با دو حقهٔ برون، سفید بسیار در ازش را منظر جلوه گر مینمود. تنها چشمهای آبی تیره رنگ او . با ابروهایش که سیاه مانده بود با چهره او که سراسر سفید بود يك ضديت غریبی تشکیل میداد .\n\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 707, "text": "صحیفه ١٦ سال دوم شماره ١٩\n\nادبیات\n\nبوصف حضرت شاعر مستغنی\nمرحبا حضرت سالار سخن مستغنی مرحبا بلبل گلزار وطن مستغنی\nدر جهان چون تو شناسای سخن نیست دگر نتوان وصف تو کردن بسخن مستغنی\nجمله منقاد و مطیع تو بود در گفتار شاد باش از اثر طبع حسن مستغنی\nهست در دولت افغان چه ادیب کامل کیت آن کیست بگویم بتو من مستغنی\nوصفت ای ناظم اعظم نتوانم که کنم ای سخنهای خوشت در عدن مستغنی\nآب از شرم سخنهای نکویت گوهر طبع رنگین تو شد رشك چمن مستغنى\nطوطی چون تو ندارد شکرستان سخن کی شود مثل تو این زاغ و زغن مستغنی\nای نوبختای زمان از اثر طبع بلند همزبان تو نباشد بر من مستغنی\nمن عاجز نتوانم که کنم وصف خوشت کر شود سوده چو کلکم همه تن مستغنی\nنتوان وصف تو گفتن زبانی که مر است چون زبان تو ندارم بدهن مستغنی\nسیزده سال بود عمر من امروز يقين سیزده ساله چه و حرف زدن مستغنی\nالسلام ای سرو سالار سخن مستغنی مرحبا بلبل گلزار وطن مستغنى\nاسلامبول در یک ترکی محمد نور الدین افغانی این شیخ ولی محمد افغانی\n\nعلى القياض شبيبة ذى المعالى ابيك الكبير ليس له كفاء\nطويل الباع املس شيظمي اغر كان غربه ضياء\nاقب الكشح اروع ذي فضول له المجد المقدم والثاء\nابي الضيم ابلج هبرزي قديم المجد ليس له خفاء\nو معقل مالك و ربيع قهر وفاضلها اذا التمس القضاء\nوكان هو الفتى كرماً وجودا ويا ساحين تنسكب الدماء\nاذاهاب الكماة الموت حتى كأن قلوب اكثر هم هواء\nمضى قدما بدي رأى حسيب عليه حين تبصره البهاء\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شمارۀ ( ۱۸ ) سال دوم )\nخدمت سرمایه در بدست آوردن توانگری این است که اجزای اصلیه را - یعنی مصالح هائیکه در اصل اشیای کار آمدی که در صنایع بکار آید، مانند بنای کار خانه ها ، و آلات و ادوات ماشینها وغیره را تدارک کند، و مدار گذران و معیشت عمله و کاریگران گردد که اصل خدمت سرمایه و مقصد و مدعا ازان همین است. ولی آن پیسه که در راه خوراك ، و پوشاك وفرش و ديگر كونه زینتهای خانه ها صرف و خرج شود، و برای بدست آوردن توانگری خرج نشود آن پیسه سرمایه شمرده نمیشود. و پیسه هایی که عموم اهالی، و صنعت کاران بر معیشت و گذران اخود شان خرج کنند نیز سرمایه گفته نمیشود. بناء علیه اگر سر از نو برای حاصل کردن دیگر ثروت استعمال شود و یا ثروت برای آن مقصد حفظ شود سرمایه است . واگر برای حوایج ضروریه صرف گردد سرمایه نیست . سرمایه بر دو قسم تقسیم میشود: یکی ( سرمایه ثابت ) دوم ( سرمايه متداول ) است . سرمایه متداول آنست که هر انقدر برای حاصل کردن ثروت صرف گردد از حال سرمایه گی بیرون میآید. یعنی باز بمقام سرمایه در همان کار استعمال نمیشود که همه مواد اصلیه ازین قبیل است. مثلا چرم که برای ساختن بوت بمقام سرمایه میباشد، چون یکبار بر بوت صرف شود باز برای بوت ساختن صرف نمیشود. و یا نخ که برای ساختن سامان سرمایه میباشد، چون یکبار بر سامان سازی صرف گردد، دو باره بر سامان سازی صرف نمیشود .\nباقی دارد.\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ( ۱۸ ) سال دوم )\nاروى بنت عبد المطلب : خاله حضرت نبی اکرم صلى الله علیه وسلم ، و دختر جدشان حضرت عبد المطلب است که صاحبه طبیعت شعر به يك خاتون با فضیلت عرب است . این چند شعر ذیل از مرثیه ایست که در حق پدر خود نظم و انشاد کرده اند :\nبكت عينى و حق لها بكاء على سمح سجيته الحياء\nعلى سبيل الخليفة ابطحي كريم الخيم بنيته العلاء\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\n\nمحمود طرزی\n\nدر چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 708, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانم، و ترغیب مینمائیم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار، يك نسخهٔ بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند. و از هر چمنی سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعهٔ عنایت\n\nکه بنیاد یافتهٔ همت عرفان قیمت شهزادهٔ جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست بزیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ دورو په کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 709, "text": "اعلان\n\n( شرايط اشتراك سراج الاخبار افغانيه )\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) نخستين اخباريست که در مملکت پرفيض و برکت افغانستان بپايهٔ فيوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان مانو در دارالسلطنهٔ محروسه کابل به انتشار آغاز نهاده است . مقصد و مسلك اين نامهٔ گرامی بيداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم ، وحب دولت و وطن ، و توجه بسوﯼ علم وفن ، دينی ، سياسی ، ادبی ، اجتماعی ، نيز يك اخبار فواید شمار يست که در صفحه های معدود ، فوايد غير محدودی مندرج دارد .\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) از هموطنان عزيز خود چشم اميد آنرا دارد که چون اين اخبار يگانه اخبار وطن عزيز مقدس شان شمرده ميشود ميبايد که يك توجه خاصی ويك هوس مطالعه با اخلاصی بسوی او عطف نمايند . اداره در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايت درجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته ، و برای خوبی مضامين مندرجه و خوبی كاغذ وحسن طبع و درج تصاوير فدا كاريهاى بسيارى بكار برده ، و تجارت را كمتر منظور داشته است درينوقت در ماه دو بار يعنی در غره و يازدهم هر ماه نشر ميشود اميد است كه در آينده هفته وار بشود ، و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زيرا هرانقدر كه تعداد مشتركين كرام ، ورغبت خوانندگان عظام بيفزايد . البته در ترقی او نيز خواهد افزود . قواعد اشتراك از قرار ذيلست :\n\nدر دارالسلطنهٔ کابل قيمت يكساله اشتراك آن ۸ هشت روپيه كابلی — ششماهه آن ٥ پنج روپيه كابلی ، در ولايات داخلهٔ دولت عليهٔ افغانستان يكساله ١٤ چارده روپيه كابلی — ششماهه آن ۸ هشت روپيه كابلی ، در ممالك خارجه چون هند و ايران و تركستان روسی و ممالك عثمانی و اوروپا يكساله ١٠ ده روپيه انگليزی — ششماهه ٦ روپيه انگليزی .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب ميرزا غلام حيدر خان سررشته دار داگمانهٔ دولت عليهٔ افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان كارپرداز تجارت دولت عليهٔ افغانستان ، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی ، ذوات گرامی که در ممالك خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشند بهر يك ازين وكلای ما چون وجه يكساله يا ششماههٔ اشتراك را بفرستند و از طرف وكيل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داده باشند جاری ميگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگليزی ١٥ پانزده روپيه كلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 710, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۲۰\nسال دوم\n\nفهرست مندرجات\n\nصنایع\nحوادث داخليه\n}\nصنایع و افغانستان — ماشین خانه — مکافات — ترفیع منصب — نقل فرمان مبارك همایونی\nمکتوب — تشکر نامه\n\nحوادث خارجيه\nخوشحال خان افغان — ترجمه اخبارات از دو و انگریزی — مجار به یونان و بلغاريا — حالت یوروپ — مخدوش است — تكذيب يك خير — در بصره آرامیت — بلغاريا و سالونیکا — بلغاريا و يونان — تقریر وزیر فرانس — اتحاد و خلاف بلغاريا — فتح اراده بلغاريا — تاثیر تسخیر ادریا نوبل — انهز ۲۹ می — فرانس وروم — نقصان بلغاریا در ادریا نویل — جهاز حمیدیه — خبريك — محاربة عليه مجاهدين طرابلس وعسكر ايطالي — ترکی تاوان جنگ را نخواهد داد — حالت موجوده ایطالی در طرابلس — حالت خسته و آشفته خليج فارس — حالات متحدين فى بين خودشان — نويد صلح و اميد حرب — اتفاق آرای ترکی و بلغاری در یک فقره معاهده — انسداد و امتناع تجارت افیون هندی و احتراز از خوردن آن در چین — لندن ۲۷ می — یونان و اتفاق ثلاثه — تجارت و محصول سرحدی افغانستان متعلق سرحد چمن و قندهار — بعد ازین بلغاریه در جميع واقعات معاونت ترکی را خواهد کرد — اتحاد جديد و اختراع عجیب یعنی توپ کاغذی — الزام جاسوسي وبك القدر جازاني — لندن ۲۸ می صحت شهنشاه جاپان — پیغام دختر شهزاده مصطفی پاشا.\n\nمقاله مخصوصه\nخواب در تاریکی\n\nمقالات فنيه\n}\nما بعد از شماره ۱۹ -- فن زه نولوژی -- یعنی طبقات الارض\n\nادبیات\n( غزل میرزا شیر احمد مخلص )\n\nناموران زبان جهان\nعلم ثروت ملل\nترجمه های پاریس\n\nتصاویر\nمسابقه فوتوگرافی\n}\nدریای پغمان از منظرهای لطیفه کابل — يك لوحة عبرت آمیز که پادری بلغاری عسکر را برضد هلال و اعتلای صلیب تشویق میکنند — پل گذرگاه و دیوار باغ بابر بادشاه در مدخل چهاردهی کابل .\n( )"}
{"book": "adl0616", "page": 711, "text": "سیاحت پر دورا دور کرهٔ زمین\nبهشتاد روز\nکتاب ناول یعنی افسانهٔ طرز جدید بسیار شیرینیست که هم افسانه میشنواند ، و هم علم می آموزاند در دکان ملا غلام محمد تاجر کتب متصل مدرسهٔ شاهی پاینتی چاپی قیمت ( ٢ ) دو روپیه کابلی بفروش میرسد کتاب مذکور در نفس مطبعه عنایت در ده افغانان نیز بفروش میرسد .\n\n( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه )\n( با جلد اعلا )\nودو کتابچهٔ ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه ( ٢٥ ) بیست و پنجروپیه کابلی\n\nاعلان\nکتابهای فارسی — انگریزی — اردو — و گورمکهی — بهاشا وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد ۰\nالمشتهر\n( بالکرشن داس سر مدرس مدرسهٔ اهل هنود نمبر ٢ )\nدر شور بازار کابل\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاری که باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ یک روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن يعنى نيم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن يعنى نيم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 712, "text": "صفحه (۱) سال دوم شماره ( ۲۰ )\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كالى\nدر خارج مملكت\nبا اخراجات داك ۱۰ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكپايى است\n\nآئینهٔ عرفان\n١٣٢٩\n\nمُدِير وَ سَر مُحَرِّر\nمحمود طرزی\nاَلادَارَةُ وَ المَطْبَعَةُ\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ عربى يكم شعبان سنه ۱۳۳۱ تاريخ انگريزى ٦ جولائى تاريخ شمسى ١٥ سرطان ١٢٩٢\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسی مقالات مفيده درج ميشود\n\n( در پای پغمان )\nاز منظره های لطیفهٔ کابل"}
{"book": "adl0616", "page": 713, "text": "سال دوم\nشماره ۲۰\nصفحه ۲\n\nصنایع ؟\n\nیکی از انها ، حسناى جليلهٔ خالق يكانهٔ بيهمنا جل علا اسم جليل ( صانع ) است . پاکیست آن صانع قدیم حکیم را که بحكمت بالغهٔ ذات تمثيل بي مانند خويش کارگاه ماشین خانهٔ کائنات بحد و نهایت را بچه کونه حسن خلقت و چه در چه اتقان صنعت تخليق وتكوين فرموده ! عظمت و توانائیست آن خالق بديع السموات والارض را که اينهمه اجرام لا بعد ولا تحصى را در جو فضای بی انتها برجنان دوار عظیمه و محرکهای جسیمه و محورهای پدیده شان بدور و سیر سریع السیری در آورده که عقلها در پیش آن دور و به رعت و ابعاد و عظمت سر گردان بادیهٔ حیرت میماند !\n\nدر کائنات نظر میکنم هیچ چیز را عاطل و بیکار نمی یابم آسمان در گردش آفتاب در تابش ، ابر در بارش ، زمین در پرورش ، جو بار در روانی ، بحر در موج افشانی ، كوه در نك غلطانی ، انسان در سرگردانی !\n\nكائنات يك ماشين غير محدود است که صنع صانع قدیم علم موجد حقیقی و طبیعت نام مخلوق بديع حضرت سميع حکیم بر مهندسی و انجنیری آن مأمور است . یک کار گاهی از کار گاههای بود و بیشمار این ماشین خانه بدایع آثار ( عالم شمس ) است که خود شمس شمشه نثار ديك انجن بخار آنست ، و سيارات دور کنندهٔ اطراف آن هر كدام يكيك دائرهٔ عظيمه ماشینیست که از ابتدای ایجادش تا بحال بلکه تا به ابد از دور و حرکت باز نیامده است . از جملهٔ آن دوایر ماشینها یکی ماشین خانهٔ سيارة كرة ( زمین ) است که مهندسی این ماشین، و اعمار این زمین دلنشین را حضرت مدیر اعظم واقدس كائنات طبيعاً بر عهدهٔ نوع شریف انسان که اور ا مظهر اسم جلیل صانعیت ذات اقدسش کردانیده حواله فرموده است .\n\nچنانچه افتاب جهانتاب بشعاعات زرین طناب خویش بر عالمه مرکزی خود نشر انوار حیات مینماید و خدمت ديك بخار انجن ( عالم شمسی) را اینجا میآرد ، همچنان صنایع ماشین خانهٔ دماغ بشر كره زمين را احیا ، و خدمت آبادی و زنده کی کرهٔ را سر فرخند کی مارا ایفا مینماید .\n\nصنایع چنان يك جوهر تابندهٔ درخشندهٔ برضیا نیست که جهان و مكان و زمان را منور میسازد ، و چنان قوت عظیمهٔ مهیبه ایست که بسی قوای طبیعیهٔ جسیمه را مطبع و منقاد مینماید . اگر موجد واجب الوجود جل و علا محفظهٔ ماشين دماغ انسان ضعيف عجز بیما را بفكر ايجاد صنایع مظهر عواطف ذات الوهیت خود نمیفرمود ، آیا نا خن شش هفت سوت كوچك او با ناخن های يك انچه و دو انچه شیر و پلنك ، و يا دندانهای گرگ و کفتار ، و یا شاخهای گاو دشتی ، و کر کدن و يا خرطوم يقوت موسوم فیل چه میتوانست بکند ؟ آیا با موجهای کوه نمای بحرها ، با بعد های مصافه صحراها و قطعه های واسعهٔ از هم جدا ميجز عجز لنگی پاچه کاری از پیش برده میتوانست ؟\nعلى الخصوص از شر کین و حرص و طمع وبغض وعداوت\nهمچنان خود که مد هشترین فلاکتها و مصیبتهای بشریست خود را\nبچه چیز مدافعه میکرد ؟\n\nبلی ، بلی : فکر ایجاد ، وقوت صنایع که حضرت صانع سمیع عليم جل جلاله انسانرا عطا فرموده آراسبب بكانهٔ زنده گانی اش ساخته ، و به آن قوت ممکن او را که کرهٔ ارض است آباد ساخته ، وبر جميع حيواناتش مسلط و حاکم نموده ، و بر و بحر را به او مطبع و منقاد داشته !\n\nصنایع جمع صنعت است و صنعت پیشه وریست ، انسانها و ملکهایی که از صنایع محروم مانده اند ، مانند زمینها نیست که از تابش آفتاب محروم است ، و هیچ نشو و نمایی درو نیست . انسانها و ملکهایی که صنایع و فکر ایجاد و اختراع را مالك شده مستغرق بنور وحیات است . متلذذ به لذایذ مدنيت صفاتست . مستفید از همه جهات است ، مستفیض از جمله نعمات است .\n\nذات اقدس ذو الجلال بي ذوال ، نعمت عظیمهٔ صنایع را بر همه افراد بي نوع انسان بصورت مبذول و رایگان عطا واحسان فرموده ، حتی مردم بدوی و وحشی را نیز سراسر ازین نعمت محروم نگذاشت . زیرا حرمان از ان حرمان از جانست . از يك کله که با آن آب بنوشد ، بايك خيمه و خرقه که به آن مدافعهٔ حر و برد را نماید ، يك خنجر و فلاحنی که آرا برای سد رمق و حافظ جان استعمال کند هیچ قومی از اقوام بشر محروم نیست .\n\nاما آن قسم نوع بشر که بهمینقدر صنایع اكتفا ورزیده در پی افزون صنایع نگردیده اند آنها از مظهر شدن به اسم جلیل صانع چشم پوشی و ابا ورزیده محروم نعمای بی پایان خالق اکوان گر دیده اند . و در کریوهٔ تقیلی و کاهی مانده از حیات انسانی ، و حسن معيشت وزند گانی ، ومصنوعات بی پایان آگهی هیچ استفاده نکرده اند . حتی به اظهار بدایع و صنایعی که در زیر اسم جلیل صانع مضمر و مستتر است نیز هیچ خدمتی ابراز ننموده اند .\n\nبیاد دارم که فونوگراف در سنه ۱۳۱۳ در بازارهای شهر دمشق شام تو رونق افروز سامه نوازی شده بود . در انوقت ماشینهای کوچک فونوگراف که لوله های را بری داشت ، و شنونده آنرا در گوش میگرفت وصوت را میشنید ببازار آمده بود یکی ازین فونوگراف ها را با دو سوزنی که یکی برای گرفتن صدا و یکی برای شنوانیدن صدا داشت خریده بخانه بردم . در همانروز بوقت صبح والد مرحومم حضرت ( طرزی صاحب ) يك غزل جديدي در شب گذشته انشاد نموده بودند و در وقت چای نوشی صبح برین بندهٔ عاجز خواندند که این دو فردازان غزل بخاطر مانده است :\nتصویر بار صورت انديشة منست\nصورت کنی نقشهٔ او پیشهٔ منست"}
{"book": "adl0616", "page": 714, "text": "صحیفه ۳\nسال دوم\nشماره ۲۰\n\nمایند حقیقتاً که هر انسان وطن دوست دولتخواه را مستغرق دریای مسرت و امتنان مینماید . ذات اعلیحضرت همایونی از ایام شهزادگی شان توجهات جهاندارجات شاهانه را در امور صنایعیهٔ دولت خداداد قدسیت بنیاد ملوکانه شان معطوف فرموده فابريك يعنى ماشینخانهٔ بزرگ دارالسلطنه کابل از فیوضات برکات انظار اعلیحضرت همایونی بچنان يك رونق و شکوه صنعت انبوهی رسیده که همه گونه صنایع رزم و بزم و جزوی و کلی ما یحتاج دولتی ازان بظهور میآید .\nصنایع در افغانستان در زمانهای سابق خیلی کم نشو و نما بود . حالانکه مردم افغان يك استعداد و قابلیت فطری خدادادی در خصوص کسب هنر و معرفت دارند . ولی چون مانند ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین يك مربی مرحمت پروری ، و يك حامی روشنگر ایشانرا نصیب نشده بود همچنان در حجاب زنگ مانده بودند . و چون پادشاه عرفان بناء معظم مقدس محبوب القلوب مادر باب آبادی ملك ، و صنعتگری و عرفان پروری همت جهان قیمت همایونی را صرف فرمودند جوهر ها روشن و عیان گردید .\n\n❁ ماشینخانه ❁\n( و تشریف آوری ذات اعلیحضرت بادشاهی )\nدر خصوص ماشینخانهٔ دارالسلطنه کابل سراج الاخبار افغانیه در یکی از شماره های سابقهٔ گذشته تفصیلات مکمله عطا نموده بود . و از مصنوعات و معمولات آن نیز به تفصیل بحث رانده بودیم، لهذا درین وقت از تفصیلات زیاد آن صرف نظر نموده از يك مرحمت و عاطفت عال العال اعلیحضرت پادشاهی که در حق ماشینخانه . و احد متکاران و اهل صنعت و حرفت دارند يك نبذه بیان میکنیم .\nچندی پیش ازین بموجب ارادهٔ سنیهٔ بادشاهی در قصر سعادت احتوای ( شهر آرا ) يك اکسپوزیشن یعنی نمایشگاهی برای آثار صناعیهٔ ماشینخانه برپا گردیده از نمونهٔ هر رقم کارها و صنعتهائی که در ظرف یکسال بوجود آمده بود در انجا در يك دایرهٔ بسیار واسعی به ترتیب و انتظام تمامی چیده و حاضر ساخته بودند .\nآثار صنایعیه که درین اکسپوزیشن بمعرض عرض رسیده بود اولا عبارت از اسلحهٔ ناریه مانند نمونه های طوپهای صحرا ، و طوپهای جیل و طوپهای ماشینکن یعنی متوالیوز، و چند رقم تفنگ و از اسلحهٔ جارحه مانند کریچ ، و تیغ ، و حربه ، و برچه وغیره، و از نوع جبه خانه مانند اقسام بارونها و کلاه های بمب ، و درون فیوز . و کار طوسهای هر رقم وغیره بود که بیننده کار اینخوبی ساخت، و رونق و زینت و متانت آن حیران میساخت، و چون دیده میشد که همه آنها ساخت خود وطن ، و بچیره دستی کاریگران خود وطن بظهور آمده هر فرد وطن دوست را این اختیار بدعای اعلیحضرت بادشاه وطن پرور ترقی گستر رطب اللسان مینمود .\n\nزان باد غیر میرمد از نقش صورتم\nپرشیر سرخ داغ غمش پیشهٔ ماست\nهمان شب این محرر عاجز همین غزل را که هشت بیت بود بصورت بسیار فصیح و واضح در فونوگراف خوانده و در اسطوانهٔ آن ضبط نمودم، و تا به نیمشب به آن مشغول بودم تا آنکه حضرت طرزی بقرار عادتی دایمی که داشتند در نیم شب از اوطاق خود برآمده و بر لب حوض حولی سرا وضو گرفته مصمم رفتن جامع نوراللامع حضرت یحیی علی نبینا و علیه السلام گردیدند . بنده از اوطاق تابستانی خود که آنرا ( قلعه ) میگویند برآمده عرض کردم که يك اختراع جدید بسیار عجیب عصر حاضر را امروز گرفته ام . هرگاه از روی ملاحظه افرا داشته باشند بقدر پنج دقیقه به اوطاق بنده تشریف بیاورند .\nتشریف آوردند، فونوگراف را كوك كرده و مسمع را بروی آنرا حضرت مرحوم مشار علیه بگوش گرفت، غزل انشاد فرمودهٔ صبح خود شانرا مفسر و موضح از زبان يك جسم بیجان چون صوت انسان استماع فرمودند . بعد از لحظهٔ تفکر بنده را خطاب نموده چنین فرمودند :\n« فرزند ! مخترعان این عصر و زمان خدمتکاران اسم جلیل ( صانع ) میباشند، خالق و صانع چوب و آهن و جمله جمادات و نباتات و حیوانات آفریدگار یکانه است . چوب در جنگل بود ، آهن در قعر زمین ، رابردن در نبات پنهان بود شیشه در سنگ خاک نشین ! مخترع پیشه ور ، همه را جمع نموده بيك آله بوجود آورد که آن آله بزبان فصیح تکلم میکند و میگوید : اگر شما ما را حامد میدیدید . و صامت میپنداشتید . به بینید که حضرت صانع حی قدیم حکیم در ما قوهٔ حیات و گویائی را مستتر داشته بود . پس این پرده را از روی کار که برداشت ؟ و این اسرار مصنوعات صانع حقیقی را اظهار که نمود ؟ مخترع پیشه ور ! لهذا مخترعان و پیشه وران این عصر و زما را اگر خدمتکاران اسم جلیل صانع حقیقی بگویم هیچ مبالغه نخواهد بود ! » * * * *\nوالحاصل صنایع و اختراعات است که بشریت را مظهر افضلیت و اکملیت نموده و حکم بالغه و مصنوعات بدیعهٔ خلاق اعظم جل و علا را از پس پرده های خفا آشکار و برملا میگرداند .\n\n( صنایع و افغانستان )\nدر وطن مقدس ما افغانستان چنانچه همه آثار مدنیت و جمله ابواب خیر و سعادت در عصر ترقی عصر اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه حقایق آگاه عدالت آئین ما بروی کار آمده صنایع و پیشه وری نیز بيك شعشعهٔ بسیار درخشانی به قدر انوار خیانتار آغاز نهاده است .\nاقدامات و تشبثاتی که این بادشاه مراحم همراه مقدس مادر باب روی صنایع ، و تشویق صنعتکاران و پیشه وران فرموده و میلر"}
{"book": "adl0616", "page": 715, "text": "سال دوم\nغیر ازین اسلحه تدافعیه که حیات وطن به آن منوط است اسی اشیا و آلات و ادوات کار آمد عسکری وملكي مانندزين، و موزه و بوت ، واقسام اونیفورم یعنی در پشیهای عسکری و افسرى وكلاء وكمرند و خیمه و اسباب اصطبل ها و غیره بود که بسیار بهتر و مفید تر از چیزهایی که از خارج آورده شده بود بنظر بر میخورد. از قسم مفروشات، و اشیای مطبخ ، وزینت خانه ها و غیره نیز بسی چیزهای نفیسی موجود بود که تفصیل آنها موجب تطویل کلام میشود .\n\nدر روز دوشنبه یازدهم ماه رجب ذات اعلیحضرت همایونی در قصر فرخندگی حصری که متصل ماشین خانه بيك حسن و زینت مقبول منی میباشد تشریف سعادت ردیف شاهانه را ارزانی فرمودند.\n\nمکافات\nمکافات، یعنی سزای عمل تيك ، مجازات، یعنی جزای عمل بد در همه چیز، علی الخصوص در امور پیشرفت صنایع دو شهپر پرواز اوج ترقی شمرده میشود که اگر این دو چیز نباشد هیچ ترقی در هیچ چیزی دیده نمیشود. لهذاذات اعلیحضرت بادشاه دل آگاه مقدس ما در روزی که در نمایشگاه شهر آرا که قبل ازین مذکور کردید تشریف فرمای عز و اجلال شده بودند کارهای اسلحه سازی ماشین خانه زیاده تر جلب انظار مراحم نثار همایونی شاهانه شانرا نموده امر فرموده بودند که فهرست نام نویس صنعتگرانی که درین کار مشغولند با مقدار تنخواه شان بحضور همایونی آورده شود. لهذا در روز مذکور مقدار تنخواه و نام نویس نفری مذكور از طرف جناب برکد ( محمد سرورخان ) سرافراز ماشین خانه های دارالسلطانه کابل بحضور همایونی عرض شد .\n\nذات اعلیحضرت پادشاهی همه صنوف طوب سازان و تفنگ سازان را در مواجههٔ برندهٔ قصر سعادت حضر محاضر ساختن فرمان داده همه شان صف بسته تعظیم و احترام کردیدند . وذات اعلیحضرت همایونی در برندهٔ قصر برآمده، صنعتگران مومى اليهم را كه يك هم غفیری بودند خطاباً فرمودند :\n\nچون شما در کار و خدمت خودستی و کوشش نموده اید که امروز از فضل الهی کارهای شما از قرار سابق بسیار خوبی و بهتر شده و منظور حضور شاهانهٔ ما گردیده لهذا از قرار لیاقت شما که برکد کار خانجات بحضور عرض نموده افزونی تنخواه شما را منظور نمودیم .\n\nکاریگران و صنعتگران مومی الیهم از شنیدن این التفاتات مراحم آیات ذات اعلیحضرت حامی مقدس معظم شان بدعاهای صمیمانهٔ طول عمر و بقای اعلیحضرت پادشاهی رطب اللسان گردیدند. و صداهای ( زنده باد بادشاه مقدس ما ) گفته فریادهای مسرت و فرحت شانرا به فلك دوار رسانیدند .\n\nمبلغ دو هزار روپیه بر تنخواه صنف تفنگ سازان و نهصد روپیه\n\nشماره ۲۰\nبر نخواء صنف توپ سازان ضم و علاوه گردید که به این مکافات بلكه ذوق و سرور مدیرت آبائی همه صنعت گران ماشین خانه را استیلا نمود .\n\n§\n\nترفيع منصب\nاز انجا که مراحم و عواطف اعلیحضرت بادشاه بنده پرور و شهریار شفقت گستر مقدس ما بر جميع خدمتکاران صادق دولت شان مبذول و رایگانست ، و راستی و درستکاری و صداقت و جان نثاری چاکران آستان شاهانهٔ شان بی مکافات نماند. بعد از اینکه مراتب شاهانه در باب ضم و علاوه کی تنخواه مستشکاران ماشین خانه شایگان گردید برکد کارخانجات جناب ( محمد سرور خان ) که از بسیار سالها بخدمت سر افسری همه فابریکها و ماشین خانه های دولتی سرافراز بود . و درین دراز مدت در وظایف محوله اش بجز صداقت ، وسعی و غیرت جانفشانانه دیگر چیزی دیده نشده بود . و دائماً در فریضهٔ منصبی خود بر حسن رضای اعلیحضرت همایونی تطبیق حرکات نموده ، و بحسن سلوك صادقانهٔ خود همیشه بر استحصال رضای ولینعمت مقدس اعظم خود موفق و کامیاب آمده بود از اینرو منصب ورتبهٔ شانرا از برکدی به جرنیل ترفیع فرمودند .\n\nذات اعلیحضرت بادشاه مقدس مايك قطعه امر نامچه شاهانه را بدستخط آفتاب نمط همایونی تحریر فرمودند و بدست عالیجاه ( محمد سلیمانخان ) ايشيك آقاسی نظامی حضور مبارك عطافرمودند . ايشيك آقاسی صاحب فرمان مبارك را زیارت کرده و حسب الارشاد همایونی بجناب میرزا عبد الرشيد خان منشى حضور مبارك دادند که علناً قرائت نماید . نقل فرمان همایونی را عیناً درج مینمائیم :\n\n( نقل فرمان مبارك همایونی )\nامین نظام و دوم دفتری نظام را واضح باد : چونکه از حسن خدمتکاری محمد سرورخان برکد کارخانجات رضامند هستم چنانچه خدمت او ظاهر است لهذا از تاریخ امروز او را بمنصب جرنیل کارخانجات سرفراز نموده جای نشست او در دربار سلامخانه بعد از جرئیل حضور و جرئیل اردل خواهد بود سیاههٔ تنخواه او را نیز حاضر دارید باز آنچه لازم بود امر کرده خواهد شد بقرار فرمان علیحده فقط\n\nامضا\nسراج الملة والدین\nیوم دوشنبه ۱۱ ماه رجب ۱۳۳۱\n\nسراج الاخبار افغانيه بدرج کردن اینگونه مراحم پر مکارم اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب خود افتخار مینماید و به این صنایع پروری و ترقی پروریهای ملوکانه عرض شكران بی پایان نموده، و دعای دوام ترقی و اعتلای دولت مقدسهٔ متبوعهٔ خود را ورد زبان"}
{"book": "adl0616", "page": 716, "text": "سال دوم\nشماره ۲۰\n\nعبودیت میسازد. و نیز جناب جرنیل را به این نیل عواطف همایونی بارضا نامه و تصدیق حسن خدمتگذاری او بدستخط مبارك رقم\nکه حسن خدمت و صداقتش کلمۀ مقدسة رضامندی شاهانه را عنایت نمودند الحق که ما یشکر این دو نعمت که یکی زیادت تنخواه\nکه از همه رتبه‌ها و منصبهای جهان افزونتر و عالیتر است درباره او قلم و دیگر رتبه جلیله جرنیل کارخانه جات و رضا نامه را که به افسر کلان\nعواطف رقمه همایونی آورده از صمیم دل تبریک میگوید و درباره خود ما احسان نمودند هزاران هزار شکر و ثنا بجا می آریم و علاوه بران\nو جميع خدمتکاران دولت صداقت و راستی، و حسن خدمت تشکر میداریم که افسر کلان ما حسن خدمت و صداقتش برضا\nو درستکاری را از درگاه احدیث نیاز میکنند. مندی ذات جهاندر جات اعلیحضرت همایونی پدر تاجدار بسیار\nمهربان ما اهالی خدام کارخانه جات بود و نیز حسن سلوک را با مایان\nبدرجة مشفقانه بکار آورده بود – لهذا ختم سخن را بر دوام بقای\nعمر و جاه اعلیحضرت سراج الملة والدين إنشاء معظم ترقيحواء\nمهربان خود ما ختم مقال مینمائیم و برین نعمت شاکر میباشیم و زیاده\nبر زیاده توفیق خدمت و اطاعت را از خداوند خویش\nمیخواهیم والدعاء\n\nخواد داخليه\n\n( ۱ مكتوب )\n\nعالیجاه عزت همرا، محمود بيك خان مدیر و سر محور سراج\nالأخبار افغانی را همواره تصحیح الوجود میخواهیم و زبان\nستایش بر الطافهای پادشاه بزرگ معظم مقدس خویش گشاده\nمیگویم از آنجا که مرحمتهای جنتهای خسروانه پدرانه بادشاه\nمعظم مقدس اشفق بزرگ بسیار مهربان خود ما را که ذات مراحم\nصفات جهاندرجات اعلیحضرت سراج المسلة والدين است ما اهالی\nخدام کارخانه جات دولت مستقله خداداد افغانستان در حق خودها\nاز حد و در بیرون می بینیم – لهذا تشکر این نعمت بر ما واجب\nو لازم میکردند اگرچه ادای شکر آنرا کجا بجا آورده بتوانم\nباز هم يك تشکر نامه عاجزانه تحریر نموده خدمت شما فرستادیم\nور جا میکنیم که درج مخایف اخبار معانی باز سراج الاخبار افغانیه\nمیدارید زیاده مجردهای دوام بقای عمر و جاء اعلیحضرت همایونی\nپدر تاجدار اهالی چه بر زبان آریم فقط\n\n( أمن )\n\nاسامی هائیکه مهر و دستخط نموده اند .\n\nنويسندكان\nکمترین خدمت کاران میر محمد هاشم دفتری کارخانه جات دولت علیه\nمستقلة خداداد افغانستان حاجی میرزا محمد اکبر\nمیرزا قربان علی میرزا شیر احمد میرزا عبد الغفور میرزا امیر سلام الدین\nمیرزا شیر احمد میرزا محمد علی میرزا سلطان محمد میرزا پیر محمد\nمیرزا امیر الله میرزا امام الدین میرزا امیر محمد میرزا پاینده محمد\nمیرزا سید محمود میرزا محمد یعقوب میرزا خواجه محمد سعید\nمیرزا محمد امان میرزا میر سلیمان میرزا عبد العلی میرزا نظر محمد\nمیرزا عبد المجید میرزا محمد اعظم میرزا محمد امان میرزا آقا بابا\nمیرزا عبد الظاهر میرزا میر شمس الدین میرزا محمد قاسم\n\n( تشکر نامه خدام اهالی کار خانه جات )\n\nچون حضرت حق تعالی جل شانه – ظهور جمال و کمال صفات\nاسهای ذات اقدس امجد بیهمتای خویش را برملک و ملت افغان\nو افغانیان در تابش آورده عنان اختیار میرا بکف کفایت اقتدار\nبادشاہ ترقیخواه دانای کار آگاه زر کی اشفق رحم اور بسیار\nمهربان ما را گذاشت که ذات مراحم صفات جهاندرجات اعلیحضرت\nسراج الملة والمدين است ) ذات ابو الحسنااش عرفان پروری\nدانهای اهالی میکنند - وفیضان مرحمان فواد اهالی خدام را تازه\nو شادان می سازد شکر این نعمت را چه سان بجا آریم که ذات\nجهاندرجات - اعلیحضرت همایونی از مرحمتهای خسروانه که\nدر حق خدام کارخانه جات دارند هیچ گاهی ما خد متکاران را از\nخاطر ناطر مبارک شاهانه شان فراموش نکرده شفقت پدرانه\nمراحم کارانه را دریغ نمودند – چنانچه در بوم دوشنبه ۱۱ رجب\nسنه ۱۳۳۱ بقدوم میمنت لزوم ما اهالی کارخانه جات را سرافراز\nساختند پس مرحمتهای خسروانه ترجمانه پادشاهانه خود را نیز\nنقل و احسان نمودند که زیادت نخواه ما خدام کارخانه جات را\nسرور ساختنه ورته جلیله جرئیلی کارخانه جات بالقدر کلان ما\nک ( جناب عالیجاه محمد سرورخان جرئیل کارخانه جات ) است\n\nمرین چهایه خانه\nمحمد حسن افندی محمود ندیم افندی میرزا غلام غوث مرتب\nمیرزا غلام حیدر مراتب میرزا ابو سلف علی مرتب میرزا عبد الحمید مرتب\nمیرزا محمد حسین مرتب ملا عبد الجبار مصحح ملاطوطی مصحح\nمیرزا غلام رسول مرتب میرزا عبد الغفور مرتب\n\nکاتبان چهایه خانه\nمیرزا محمد جعفر قندهاری ملا عبد العلی مصحح میرزا شیر محمد\nمیرزا غلام قادر میرزا غلام سرور میرزا عبد العزیز میرزا\nمحمد اکرم منشی عبد الرحمن بيك ملتى عبد الرحيم بيك\n\nافسران ماتحت\nامیر محمد خان محمد ناصر خان حیدر قلیخان قیس محمد خان\nشهسوار خان محمد عزیز خان احمد خان عبد الرحمن خان\n\nلگرانی ها\nاستاد محمد عظیم خان نگران استاد سید محمد نگران استاد محمد\nیوسف استاد گل محمد استاد الله بخش استاد ولی محمد استاد محمد\nسرور استاد محمد بی"}
{"book": "adl0616", "page": 717, "text": "صحیفه ٦ سال دوم شماره ٢٠\n\nهای استانیون برای ما رسیده در (تنویر افکار) رفیق معزز خود يك مقاله مفصل و عبرت انگیز آن همشهری عزیز فاضل خود را مطالعه نمودیم که از ترجمه و نقل آن خودداری نتوانستیم :\n( فريد بك مسافر افغانی به برادران عثمانی خود !)\nای برادران عثمانی من ! مملکت شما که مقر خلافت عالم اسلام است و بمرکز های مدنیه اوروپا بسیار نزدیک است از اینرو چنان لازم بود که در علم و معرفت ، صنعت و تجارت ، اخلاق و ملیت چنان مرتبه کمالی رسیده میبود که بدیگر بلاد اسلامیه هیچ نسبت قبول نمیکرد . و چون از آمریکا برآمده در مملکتهای آسیا ، افریقا، اوروپا گردش کردم و پس ماندن ، و عدم ترقی که در تمام ممالك اسلاميه دیدم چنان امید میکردم که بمشاهده ترقیات مدنیه که در مملکت شما به بینم همه آن تأسفاتی که مرا از دیدن خرابی و تدنی دیگر مملکتهای اسلام حاصل شده بود اميد من سراسر بيهوده و خالی رفت ، نخستین چیزیکه در مملکت شما بنظر دقت من بر خورده این است که يك قسم مهمی از جوانان شما که در اوروپا تحصیل کرده اند از اوروپائیان بیشتر از چیز هایی که به تحصیل علم و افزونی توانگری، وهنر و معرفت متعلق باشد، چیزهایی را که به لباس وزينت و فیشن متعلق است بملک شما داخل کرده اند. این را نمیگویم که این جوانان شما از اوروپا از جهت علم و معرفت\n\nبانی ها\nبرکت الله خان استاد فتح محمد استاد خدابخش استاد حسین بخش استاد وزیر\nمحمد پله محمد استاد محمد بن استاد میر یوسف استاد لعل محمد استاد سید\nمحمد استاد محمد نصیر استاد کا کو استاد غلام حیدر استاد شير على\nاستاد عبد العزيز استاد محمد ابراهيم ميرزا عبد السميع خان زركر\n( استادان کارخانه از توپ و تفنگ و آهنگر و زرگر )\n( و باقی اصناف و صنعتگران )\nاستاد عبد الله استاد\nفضل حق استاد محمد\nعمر سوفى عبد الحق\nاقا بابای نقاش عبد\nالغفور عبد الرشيد\nاستاد محمد قاسم فیض\nمحمد عبد العزيز غلام\nمحی الدین محمد زمان\nعبد المجيد غلامي سول\nبها و الدين صالح محمد\nمحمد غوث محمد كاظم\nعبد الغيات اقاجان\nفیض محمد محمد زمان\nفخر الدين محمد اكبر\nمحمد عظيم على محمد\nغلام محمد ميرزا محمد\nفقير محمد عطا محمد\nعبد الله محمد عمر شير\nمحمد استادطور عبد\nالرؤف محمد حسين\nمحمد اعظم محمد صادق\nعلی احمد استاد خان گل\nغلام محی الدین استاد محمد یوسف سید فقیر استاد مسجدی عبد الله\nنور محمد عبد القیوم عبد الرشيد كل احمد شير محمد\n\nاز تصوير قلمی غلام محمد خان مصور زينگو گراف شده\n\n( يك لوحة عبرت آميز )\n( پادری بلغار با استاده ، و مستر ردیف بلغار را برضد هلال و اعتلای صلیب تشویق میکند . پس اگر محاربه صلیب نیست چیست )\n\nحوادث خارجيه\n( خوشحال خان افغان )\nدر شماره گذشته خود از اخبار ( ترجمان ) منطبعة قريم يك فقره در خصوص خوشحال خان نوشته بودیم. در نهفته که اخبار"}
{"book": "adl0616", "page": 718, "text": "شماره ۲۰\nسال دوم\nتهی دست آمده اند. هیچ شبهه نیست که اکثر آنها در هر فردکانی که خود شانرا مدنی حقیقی میگویند به این ظلمهای شعره علم وقتی که به آن انتساب کرده اند بصورت مكمال تحميل وحشیانه تنها چشم پوشي في بلكه آلوحشيا ترارين وحسنها تشويق هنر و معارف کرده اند، اما این جوانان از هر چیزی بیشتر نقطه هم کردند. با وجود اینهمه ، به بسیار افسوس میبینیم که قسم اعظم بقای اسلامیت را باید که بیندیشند. بقای اسلامیت ، با بقای دولت شما تحت تان و درست بودن تان بافرنگان افتخار میکنید . البوم عليه عثمانیه ممکن میشود. به این سبب در اول امر بقوت دادن شب و روز از همیزم شدن بالوانی های آن ها امتیاب میشوید . حيات عليه اسلاميه خودمان کوشش ورزیدن لازم است. محصولات و معمولات آنها را بر هر چیزی ترجیح میدهید . و از تقلید تجملات وزینتهای ظاهری بي فايدة فرنكا اجتناب ای برادران عثمانی از هندوهای هندستان عبرت بگیرید : باید کرد. ما را چون از حسیات ملتی ما محروم یافتند از هر طرف پیش از هزار سال مسلمانان هندستان را ضبط و هنده ها را مغلوب به هجوم کردن بر ما جرأت ورزیدند. و به انواع دردهای الم کرده بودند. در ازمان ظلمهایی که در موقت در ما که نیار وادید. انگیزی بمحو کردن ما کوشیدند. صدها هزار عفت و عصمتهای شده هیچ یکی از آنها بر هندوها از طرف مسلمانان ارتکاب نشده بود همشیره های ما را بر باد فنا دادند. يقدر يك مليون اهالي اسلامية اما با وجود آنهم بسبی که مسلمانان مملکت شائرا از دست شان روم ایلی را بعضی را زنده زنده دفن کرده و بعضی را زنده براورده بودند با مسلمانان چنان دشمن شدند که تا بحال هنوز هم زنده به غاز و آتش در دادند . و بعضی را سر پایان بدار کشیدند . بعضی زنان و مردان را زور نصارا ساختند . و این چیزها نیست که در مملکت شما ، در پیش چشمهای شما بوقوع آمده و از کذب وانترا عارى ومحص حقیقت است. ازین خارها نه تنها مسلمانان اینجا، بلکه هر فرد مال و متاع مسلمانانرا با فوت میکنند. یعنی بیع و شرا نمیکنند زیرا هندوها تنها ماده مغلوب شده اند. ولی اخلاقاً مغلوب نشده بودند . و به این سبب تا امروزه روز مذهب و ملیت خود شاترا محافظه کرده اند . و تا به اید هم خواهند کرد. امروز در میان اهالی هندستان توانگر ترین\n( توتو ، سراج الاخبار القايه )\n\n( پل گذرگاه و دیوار باغ بابر بادشاه در مدخل چار دهی کابل )\nمسلمانی که در هر گوشه دنیا هستند متاثر شدند. اما بهزار افسوس آنها هندو ها میباشند ...\nمیگویم که مرا در نجا یک ا یک چیز دیگری ازین احوال وحشیانه زیاده ای اهالی پایتخت : بدانید که تنها مقتدای اسلام هستید . ترقی تر متأثر و متأسف کرده که آنهم سقوط اخلاق یعنی محو شدن حس کنید. چرا که ترقی اسلام به ترقی شما وابسته است . اگر ملتی ایست که در اینجا مشاهده کرده ام. در حالیکه صدها هزار نجیزهایی که لازم وقت و زمان است توسل بکنید همه اسلامیان که برادر و همشیره های ما در زیر وحشتهای دهشان التوظلمهای خونریز در اقطار جهان هستند شما را تقلید و پیروی خواهند کرد. این بالقانيها بصورت بسیار ذلیلانه و حقیرانه مال میشدند و این مسئله ظلمها و وحشتهای فاجعه انگیزی که بر مستورات و مقدسات ما موهای بی حسترین آدمان را نیز بر بدنش راست میکرد یکمال افسوس در ما کدوئیا ارتکاب کرده شد در دلهای تان چنان نقش بکنید که میدیدم که يک قسم مهم اهالی با تخت در میخانه ها و بیرا خانه های بعد از مردن و خانه شدن تان نیز آن خط زایل نشود. در مکتهای یک ادخلی نام موقع فرنگستانی استانبول سرمست ذوق وحدنا خودتان به اولادهای خودتان صحیفه های خونین این ظلمها بودند . حقیقتا که دیدن انتحال مراخیلی دلخون نمود . و وحشتهای فرنگان را بخوانامید. تا که الى الابدحس انتقام در بخوبی میدانید که این هجومهای بالثانيها بنها تنها از طرف دلهای اولاد و احفاد و ذریت تان جایگیر بماند . یکمال اطمینان خودشان کی بلکه به تشویق و اتفاق همه فرنگان شده آن شما را تأمین میکنم که ما افغانیان این ظلمها و وحشتها را تا که"}
{"book": "adl0616", "page": 719, "text": "شماره ۲۰\nسال دوم\n\nدنیا باقی باشد فراموش نخواهیم کرد. ما افغانیان که اصلاً و اساساً از چنین مردمانی که در زیر نام مدنیت آتشهای وحشت می افشانند نفرت داریم در بنوقت آن نفرت خود را زیاده تر تشدید میکنیم. دوست و دشمن تانرا بشناسید، از معدوم شدن ملیت تان اندیشه ناك بشوید ، امید میکنیم که این معروضاتم نتیجه های نیکی بخشد برادران ...\nامضا\n\n( خوشحال خان افغانی )\n\nما این تقریر دلپذیر این هموطن هم زبان جهان دیده عرفان چشیده خود را به بسیار شوق و دلجمی ترجمه و نقل نمودیم. و همه بیاناتش را موزون ومقبول يافتيم، و همه سخنان دین دار انه حسبات پرورش را نیز تأیید کرده میگوئیم : بلی بلی مار است که بزینهای ظاهری و شعشعه های جسمانی آنها گرویده نشده در بین هنرها و معرفت ها و صنعت های شان از سرپا ساخته مجد و جهد تمام بیونیم و در هر جا که آنرا بیایم بجوشیم و بدست آریم . مرا انقدر که از تجملات و زینتهای ظاهری بی فایده آنها اجتناب ورزیدن و از وحشتهای مدینت لباس آنها نفرت ورزیدن ما لازم و ضروریست. همانقدر به صنایع و هنرهای شان نزديك شدن و به علوم وفنون آنها رغبت ورزیدن و آموختن ما لابدی و مجبوریست. با این حسیات هموطن عزیز خود نیز متحسس و مشترکیم که ما افغانیان تا جهان جهان باشد و در بدن روان این ظلمها و بدعتهای وحشیان بلقان را فراموش نخواهیم کرد ، و بدل و جان از انها نفرت و برکارهای مخالف انسانیت و مدنیت آنها لعنت خواهیم نمود. و نیز دعای اجابت نویدی در باب امید بسیار سعید همشهری خود بدرگاه کبریا میکنیم که معروضاتش برای برادران عثمانی ما نتیجه بخشای نیکی ها و خوبیها گردد .\n\nخوشحال خان افغان را اگرچه ماشخصاً ورسماً نمیشناسیم و در خصوص هویت و کیفیت ماهیت او هیچ معلوماتی نداریم . ولی چون اول در اخبار ترجمان بك تثبت خیر خواهانه او را . و باز در اخبار تصویر افكار يك تقرير دلپذیر او را مطالعه نمودیم. بسبب نام افغانی و حب هموطنی بی اختیار يك تأثير شکرانی در دل خود حس نموده به ترجمه و درج و نشر آن مسارعت ورزیدیم .\n\nاز اخبارات اردو و انگریزی در اداره ترجمه شده است.\n\n( محاربه یونان وبلغاريا )\n\nيك اخبار سرکاری شایع شده است که در یونان و بلغار یا بر مقام بان كيان جنك وقوع یافته که در ان ٥٩ نفر یونانی مقتول و ۱۲۷ نفر مجروح گشته است.\n\n( حالت یورپ مخدوش است )\n\nدر یوروپ اختلال و اختلاف بنابر تحريك حرص و طمع يوما فيوم\n\nرویترقی و تزاید است هر چند شرايط صلح دول بالقان با تركي منظور شده است ولی محاربه دول مذكور بالمذكر ممكن الوقوع معلوم می شود چنانچه بعضی جنگ های شان را اخبارات در همین ایام ذکر می کنند و طیاری شانرا برای جنگ های مسلسل هم می نگارند و می گویند که بعضی از دول متحده يعني يونان ياسرويا با بلغاريا باترکی اراده اتفاق دارند چنانچه بلغاريا بنابر همین دعایت بر صلح نامه از همه زودتر دستخط کرد اخبارات در باب روس و استریا همه بحث می دانند که دور نیست اگر در میان هر دو محاربه واقع شود و اگر عمل جنگ اول از طرف استریا باشد هیچ محل تعجب نیست\n\n( تکذیب یکخبر )\n\nرويتر بيك ذريعه معتبر خبر رسیده است که تسلیم جزیره قبرس به برطانیه غلط محض است .\n\n( در بصره آرامیست )\n\nقبل ازین ریوتر خبر داده بود که در بصره شورش و فساد است سفیر ترکی مقیم پینی تردید آن می نماید\n\n( بلغاريا وسالونيكا )\n\nيك لك فوج سرویا از سر نو در مقام ( وبلس ) جمع آمده اند دیروز ولیعهد سرویا جایزه هم گرفته و جمعیت کثیر بلغاری از ایدری نویل و شتلجه آمده در نگرینا ولا جانه جمع شده اند. خیال می کنند که بر سالونیکا حمله خواهند کرد\n\n( بلغار و یونان )\n\nدر میان بلغاريا ويونان بازيك محاربه بوقوع آمده که ۳۰۰ یونانی کشته گشته اند و همین قدر باغاری هم تلاف شده اند بلغاریان از ساحل قواله بر جهازات جنگی بوتان گلوله باری نمودند مگر چونکه جهازات جنگی یونان دور بودند هیچ نقصان نرسید. و بعد از ان جنگ موقوف شد .\n\n( تقرر وزیر خارجه فرانس )\n\nوزیر خارجه فرانس موسیو پجن دیروز در شوری گفته است مشکلات شرایط ابتدائی مصالحت بالقان که پیش شده بود. بر طرف شد مگر اکنون سخن تنها بر حد جنوبي البانيا بنا بر اعتراض یونان مانده که به سبب آن مخالفت یونان و ایطالیا هم پیدا خواهد شد. باز موسیوی موصوف گفته که دول بالقان در میان خود بهم برآمده اند که صورت معامله شان بسیار صعب شده است امید است که این حال خوب و اطمینان بخش کرده و ر نه ما نالتانه مداخلت خواهیم نمود - در آخر تقریر خود موسیو موصوف این هم گفتند که ما گو ارانی بینیم که تصفیه مقبوضات ایشیائی عثمانی فی شراکت ماشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 720, "text": "صفحه ۹ سال دوم شماره ۲۰\n\n( اتحاد برخلاف بلغاريا )\nاز بلگرید به اخبار ( مانان ) خبر رسیده است که در نجا در تمام حلقه ای سیاسی این سخن مشهور است که سرویا – یونان – رومانيا بر خلاف بلغاريا عهدها بسته اند .\n\n( فسخ اراده بلغاريا )\nاخبار (طان) می نویسد که در مجلس های سیاسی سینت پيترزبرك مشهور است که بلغار یا خیالی که در باب گرفتن سالونیکا داشت فسخ نموده است .\n\n( تاثير تسخير ادريانوپل )\nاز برلن خبر آمده است که اگرچه اخبارات سرکاری می گویند که از تسخیر ادرنه هیچ اثر بر قرارداد دول نشده ولی اخبارات غیر سرکاری مینکارند که بسیار حالت پر خطر است در میان روس و استريا محاربه خواهد شد و دور نیست که عمل اول جنك از طرف آستریا باشد.\nانهز ۲۹ می خبر رسیده که در و اینا این خبر مشهور است که آستریا افواج جنوب مغرب خود را برای آماده بودن یک حمله حکم داده است .\n\n( فرانس وروم )\nاز خبرهای پيرس معلوم ميشود كه فرانس سفير مقيم صوفيه خود را گفته كه بوزير اعظم بلغاريا بگويد كه تضمينات جنگ از ترك گرفته نشود ميلان فرانس درين ايام باروم زياده معلوم ميشود و اگر ترك راضى باشد فرانس قرضه هم خواهد داد.\n\n( سلام روستانی بی طمع نیست )\n\n( نقصان بلغاریا در ادریا نویل )\nاخبار، خوشيه مى نويسد، يك جرمنى كه در ادريانوپل بود در ( دده اغاج ) آمده است ميگويد كه در ادريانوپل ده هزار بلغارى كشته شده است .\n\n( جهاز حميديه )\nاز خبرهای برندزی معلوم میشود که جهاز مهابت نشان حميديه بار دوم برشانگین حمله کرده است.\n\n( ترجمه عبدالهادی )\n\n( خبر يك محاربة غلبه مجاهدين طرابلس وعسكر ايطالي )\n( همعصر معزز المشير در مورخه چهارم جون خود مينكارد ) اگر ما بنظر توجه و تعمق بسوى حالات و قوه هاى فوجى و آلات و ادوات حربى يورپى ايطالى معاينه نمائيم و باز بالمخالف آن بسوى بى هنرى و بى خبرى و بى اسبابى عربان بدوى بنگريم گوسفندى را در مقابل گرگ خواهيم يافت ولى چون در دل عربان جوش ايمانى و جوهر عقيده اسلامى و حب الوطنى موجود\n\nو مشدد است لهذا بنص آيه ( لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا ) معنى ( هيچگاه خداوند تعالى كفار را بر مومنان مظفر و منصور نميگرداند ) اين امر ظاهر و باهر است كه تا هر زمانى كه مسلمانان كدام مملكت از عقيده اسلاميت منصرف و از جاده شريعت منحرف نگردند غير ممكن است كه بر آنها كفار غالب شوند و يا در چنگ دشمنان دينى و وطنى خود گرفتار آيند الا هنگاميكه كارهاى خلاف دين متين اسلام را اجرا نمايند و از صراط مستقيم شرع مبين حضرت خير الانام انحراف و انحنا ورزند پس آنوقت نعوذ بالله غضب الهى شامل حال شان گرديده بدست دشمنان خون خوار و اعداى تظلم شعار گرفتار مى شوند و اين نه از تنزل اسلام است كه واقع و عايد بران قوم و آن مملكت ميگردد بلكه از بغاوت و عصيان و شقاوت و طغيان خود به بلا مبتلا ميشوند و فى الحقيقت ( اسلام بذات خود ندارد عيبى - هر عيب كه هست در مسلمانى ما است ) اكنون از قارئين كرام آرزو داريم كه توجهات شريف شانرا به شنيدن يك خبر ظفر و نصرت اثر مجاهدين طرابلس بر عساكر ايطالى مبذول فرمايند چنانچه اخبار گهربار تصوير افكار اين معركه را چنين فراتر از ورقه طراز گردانيده كه بتاريخ ۲۹ جمادى الاول سنه ۱۳۳۱ هجرى در مقام بنغازى ايطالى با بيست هزار نفر فوجى پياده و يك هزار سوار و سى توپ معركه آرا گرديده بود و عربان مجاهدين نيز چهار هزار نفر مرد جنگى و چهار صد نفر نظامى با چهار توپ خورد صحرائى بفاصله دو و نيم ميل از بنغازى تيار و آماده گرديده تا عرصه ٢٤ ساعت مقابله و مجادله نمودند و بجمال شجاعت و تهور در عرصه كارزار خصم را از سه طرف احاطه نموده ايطاليان را ششدر ساختند حتى توپ هاى دشمن بيكار شدند و آخر الامر بيك حمله تهورانه افواج ايطالى هزيمت خورده بيست و پنج توپ از اقسام آتش فشان و متراليوز و دو صد اسب و باقى جبه خانه و سامان حرب قابض گرديدند و درين معركه يكهزار نفر از فوج غنيم را بكلوله هاى توپ خصم كوب خود دونمود و ٦٠٠ نفر را مجروح ساختند و از باقى هم يك و نيمى اگر جان سلامت برده باشند و از جانب مجاهدين ۱۸۰ نفر شربت شهادت نوشيدند ۱۲۰ نفر مجروح شدند اميد است كه بجام آب صفاى شفا سيراب گرديده باشند.\n\n( تركى تاوان جنگ را نخواهد داد )\nاخبار فواید آثار ( طنين ) چنين مينويسد كه تركى چنان اظهار مينمايد كه هرگز تاوان جنگ را نخواهد داد و ميگويد كه اگرچه ادرنه از تحت تصرف و قيد ما خارج شد ليكن با وجود آن عساكر ما عزم بالجزم و اراده مصمم نموده اند كه تا دم و واپسين نفس آخرين با دشمن جنگ خواهيم كرد و اگر ميخواهند قريب فصيل هاى شتلجه با ايشان رزم آزمائى و معركه آرائى خواهيم نمود و طرز جنگ را به ايشان نشان خواهيم داد."}
{"book": "adl0616", "page": 721, "text": "صفحه ۱۰ سال دوم شماره ۲۰\n\nخداوند تعالى توفيق خدمت وطن و محافظت آنرا از شر کفار مستجاب و مستكمل گشت البته در افزونی محصول ترکی از دول برای عساکر ترکی عنایت و مرحمت فرماید ) مگر اخبار حقیقت شمار غیر منظوری گرفته خواهد شد.\n\n( حالات متحدين في بين خود شان )\nبالگرید ۲۹ می - دیروز در پارلیمنت رویا - موسیو پیسیکسی در باب اتفاق و اتحاد سروی و بلغار به چنین تقریر نمود که در فروری گذشته سرویا از بلغاریه درخواست نموده بود كه يك عهد نامه مخفی فی مابین شان کرده شود که در تقسیم فتوحات شان دول غير مداخلت نمایند لیکن بلغار به انجاب این معاهده را نکرده جواب انکار داد واکنون باز سرویا میخواهد که با بلغاریه معاهده دوستانه مخفی نماید و بلغاریه نیز خوهنش را که بندر گاه ساحل بحرا درياتيك است منظور فرماید ولی چون دول معظمه سروپارا از خواهشش محروم و از مطلبش ناکام گردانیدند لهذا سرویا بر معاوضه گرفتن آن از بلغاریه مستحق است و اگر تعاملات و واقعات حرب نظر انداخته شود ضرور است که رویا با یونان متفق و متحد شده باين اشتراك موقع وصول خود را به علاقه مشرقی سالونیکا بیاید و چون بلغار به برعلانه مذکور قایم و مصر گشت و یونان از سرویا مطالبه امداد نمود لابد برای معاونت یونان در فوج خود بك لك نفر مزید نمود و جبراً به امداد یونان فرستاد والا از قرار عهدنامه یونان حق امداد فوجی بره رویا نداشت.\n\n( نوید صلح و اميد حرب )\nآخر الأمر وضع خشونت مصلحت آمیز سراید و رد کری بریونان و رویا کاریگر شده اثر کرد و فریقین بر مبادیات صلح دستخط کردند و اکنون از مابین دولت عليه عثمانیه و متحدين بلقانيه فتنه برخاست ولی عنقریب است که فیمابین متحدین فتنه برخیزد ( میر ) اخبار نیم سرکاری صوفیه نیز اظهار خیال واقع نشدن ملاقات مقرره وزیر اعظم های بلغاریه و سرویا را نموده و علاوه برین ولی عهد سرویا برای تیاری حرب در مقام دیلیس انتظام و درستی سامان يك لك فوج را نموده از صورت واقعات چنان می نماید که بلغار به رسالونیکا حمله خواهد کرد.\n\n( اتفاق آرای ترکی و بلغاری در یک فقره معاهده )\nبر اصل دستخط نمودن معاهده صلح في مابين دولتين عليه عثمانيه و متحدين بلقانيه صرف چند دقیقه صرف شدند لیکن بر ضمیمه های مختلف و مسودات ابتدائی تا عرصه نصف ساعت مباحثه شد وبالآخر داکتر دينيف اين تجویز نمود که حاجت انتظار تصدیق نباشد و معاهده فورا نافذ العمل شود - و وکلای ریاست های دیگر بلقاني بدون بلغاری مخالفت این تجویز را کردند و از دستخط کردن برین فقره انکار نمودند ولی وکلای ترکی و بلغاری في الفور وتحرير مذکور دستخط نمودند.\n\n( انسداد و امتناع تجارت افیون هندی و احتراز از خوردن آن در چین)\nسلطنت با مهابت مشرق زمین یعنی دولت قوى صولت چین\n\n( ترجمان حقیقت ) مینویسد که مرکز ممالك تركى یعنى دار السلطنه قسطنطنیه در معرض خطر است و محیطش به تنازعات و معرکه ها محاط است و اخبار مذکور بر مصالحت و منازعت هر دو مصلحت میدهد و میگوید که بعد از صلح لازمست که سررشته و انتظام استحکامات شناجه و بولير بدرستی کرده شود تا دشمن از دار السلطنه دور شود و قسطنطنیه نجات يابد\n\n( حالت موجوده ایطالی در طرابلس )\nاخبار مانان چنین بیان میکند که عربان شجاع به بسیار نهود و دلاوری با ایطالیان مقابله و مجادله مینمایند و مدعای اصلی و حقیقی شان اینست که ایطالی را در مقام بنغازی یک شکست فاش داده از سر حدوطن عزیز خود خارج نمایند و برای حصول این مقصد و وصول این مطالب چند جماعه های بهادر و فرقه های دلاور تجویز شده اند که بومیه و چهره های جهازهای ایطالی حمله آورده و بهره داران و محافظين آرا کشته و مال و اسباب شانرا به یغما می برند و پرسنگرهای ایطالی حمله های دلیرانه و متهورانه می نمایند و درین چند روز بموجب يك تار حاجي جمال امير موجوده طرابلس را شایع نموده بودیم و حال نيزيك تار امير مذكر بر حسب ذيل بمارسیده که از ان ثابت میشود که در میان مجاهدین عربان طرابلس وعساكر ايطالي بك معركه دیگر موقوع آمده که از ان ظاهر میگردد که عربان بر توپخانه های ایطالی قابض شده اند و بخوبی و بدرستی کار آنرا میدانند و مضمون خبر مذکور چنین رسیده که دیروز بر شهر عجلات حمله شدید نمودیم و کیفیت آن چنان است که فوج ما داخل شهر شده و تا بازار رسیدیم و جمع کثیری را از دشمن مقتول و مجروح گردانیدیم و مبلغ خطیری را از غنایم در تصرف خود آوردیم و بر ذخایر و جبه خانه عدو قابض شدیم و درین معر که صرف بیست نفر ما بدرجه شهادت رسیدند بیست نفرما مجروح شدند و از کفار نفری بسیار و نفوس بیشمار را از دم تیغ بیدریغ خود بی دم نمودیم\n\n( حالت خسته و آشفته خلیج فارس )\nسراید ورد گری متعلق خلیج فارس چنین بیان میکنند که از قرار معاهده كه با دولت عليه عثمانیه نموده ایم هنوز حکومت و مداخلت تركي بركويت ما باقی و نافذ است و تا حال در ان تغیر و تبدلی واقع نشده و باین امر ترکی هم اتفاق نموده که حکومت و انتظام ملكي شيخ كويت اليده برقسم سابق و نهج گذشته معا سابق باشد و امید کلی است که این سررشته و معاهده که ترکی نموده ایم کامیاب خواهیم شد و در ینصورت برای ما در جهاز رانی و تجارت بغداد و خلیج فارس نه صرف ممانعت بلکه هنوز استحكام و وسعت يابد و ترقی تجارتی حاصل خواهد شد که در ضمن آن فواید اصلی و مقاصد حقیقی انگریزی مضمر و مستتر میباشند و اگر معاهده فوق"}
{"book": "adl0616", "page": 722, "text": "صحنه ۱۱ حال دوم شماره ۲۰\n\nاز افیون خواری و مایا و نظامی خود چین به چنین کشته برای کور تمنت انگریزی قسم دولتی چنین اطلاع داده که کور تمنت موصوف تجارت افیون هندی را که در صونجات شنتونگ وانهونی و هونان می آید موقوف و مسدود نماید و در علاقه های فوق الذکر پر زراعت و خوردن افیون از جانب سالنت ممانعت سخت و برای صعب مقرر شده و کور تمنت انگریزی هم اطلاع خبر مذکور را شایع و تجار افیون را مانع نمود .\n\n( یک هوا باز که بهوای جهاز هوای بهوا می پرید از هوا تحت الثرى موصلت نمود )\n\nلندن ۲۷ می\nنفت آر تهر که برای آموختن دمشق هوا بازی بذریه، بالون بهوا پریده بود از سر ماشین به قعر جهنم افتاد\n\n( يونان و اتفاق ثلاثه )\n\nصحیفه روزانه\nرو دوس - اخبار یونانی چنین می نگارد که وزیر خارجه فرانس که برای اشتمال جنازه شاه مقتول یونان در انهنیز ( پای تخت یونان ) آمده بود با شاه جدید یونان کالستن تاین و وزیر اعظمش ونی رولس ملاقات کرده این مسئله با ایشان مکالمه نمود كه في الحال یونان هم در اتفاق ثلاثه یعنی ( روس فرانس برطانیه ( شامل شود و بعد از اختتام جنگ و اتمام حرب علانية در اتفاق ثلاثه داخل خواهد شد ولهذا دول متفقه حال برای معاونت یونان کوشش خواهند کرد و عنقریب است که یونان از بنک های پیرس مبلغ چارصد مليون فرنك بطريق فرس برای تکمیل مصارف روز مصارف خود مطالبه کنند .\n\n(تجارت و محصول در حدی افغانستان متعلق حد چمن و قندهار)\nهم عصر معززینه اخبار در مورخه یکم جون خود چنین می نگارد چون مقام من قريب علاقه قندهار یک ایستگاه آخری دبل است و باز از انجا تاقندهار و از قندهار تاجین بذریعه باز کیر شتر و خرواستر اشیای تجارتی انگریزی و افغانی برده و آورده میشوند و اسباب انگریزی در علاقجات قندهار و باقی حصص داخلی افغانستان بصرف میرسند و هم چنین میوجات هر قسم خصوصاً (انگور و کشمش) و پشم و تمباکو که از قندهار داخل علاقه انگریزی میگردند و فروخت میرسند بر محصول انگریزی و افغانی آن یک نظر باید انداخت هر اسب ایی که از هندوستان خارج میشود و بندگی چین داخل میشود محصول انگریزی آن فی یکرو پیه اصف پی گرفته میشود و هم چنین چیزیکه از خارج بداخل هندوستان برود. این همان محصول گرفته میشود. حال چون بسوی محصول خارجی افغانستان نظر اندازیم مثلا اجناس و اسبا بیکه از علاقه انگریزی برای تجارت داخل علاقه افغانی در مندنی چین می شوند برای یک خوب کالا\n\nمبلغ ۷ روپیه محصول گرفته میشود کموجه محصول آن را بر قیمت خرید هندوستان میباشد و از آن جمله ۳ روپیه را عاملان و کار داران افغانی خود میخورند و ۵ روپیه آنرا تحویل حزانه افغانستان مینمایند و تخمیناً به این حساب سالانه بیست و پنج لك روپیه بخزانه افغانستان نمیرسد و مبلغ مذکور در میان عاملان افغانی تقسیم میشوند و هم چنین در محصول داخلی از قسم انکور و کشمش و تنباکو که از علاقه قندهار داخل مندنی حین میشود مبلغ پنج روپیه فی بار از انگور و مبلغ ده روپیه قی بار کشمش وعلى هذا القياس مبلغ بسیار از تنباکو محصول گرفته می شود و با وجودیکه در قندهار انکور بچندان کثرت است که زحمت جمع کردنش از باغ ها از قیمت فروختش بسیار است ولی جمیع این محصولات لقمه عاملان و کار داران سر حدی افغانی میگردد و جزئی از انهم به خزانه افغانی نفع نمیرسد و از ظلم شان رعایای مظلوم و غروب که مال و اسباب خودها را داخل و خارج مینمایند از راه های گوشه و پنهانی میروند که حکام برانها هیچ واقف نمیشود لهذا اگر سرشته و انتظام سرحدات مذكور بدرستی کرده شود و در محصول همچیزی تخفیف منظور شود هر کی از هر بشوق خود محصول مقرر را ادا خواهند کرد و این صرف نقصان يك بندر چمن بود که بیان نمودیم والله اعلم که از محصولات در حدات دیگر که به نسبت این بزرگ و اهم که مانند دکه و غیره میباشند سالانه چقدر نقص بدولت افغانستان میرسد و حالانکه دول كل دنیا درین اوقات روپیه بکار دارند و محتاج روپیه میباشند خصوصاً داشتن و جمع کردن روپیه برای افغانستان بسیار ضروریست و چون این مشتهر هم خود را خیر خواه پادشاه اسلام و برادران افغانی خود و خزانه شان ميدانم لهذا درج اخبار نمودم که اگر در رشته و انتظام سرحدات افغانستان بخوبی کرده شود المشاءالله سالانه اقل مبلغ محصول تجاهلك روبيه برای خزانه افغانستان باید خواهد شد و رعایای افغانستان هم خوشدل خواهد شد و خود من بالذاتی از هیچ عامل و کار دار افغانی شاکی نیستم فقط\n\n( بعد ازین بلغاریه در جمیع واقعات معاونت تکی را خواهد کرد )\nبعد از انجام صلح بلغار به در جمیع واقعات و محارباتیک آینده بر دولت علیه عثمانیه واقع شود در تدافع آن بلغاریه نیز معاونت خواهد کرد و این سخن را بر خود فرض عین کردانیده .\n\n( ایجاد جديد و اختراع عجیب یعنی توپ کاغذی )\nکروپ کمپنی - توپ ساز مشهور جرمنی اکنون اختراع و ایجاد یوپ کاغذی را نموده زیرا توپ فولادی از سبب ثقالت به سهولت به جاهای مرتفع و بلند بالا نمیشود لهذا بعوض فولادی توپ های کاغذی مستقل و بکار آورده خواهند شد .\n\nالمترجم عبد الرحمن"}
{"book": "adl0616", "page": 723, "text": "مسابقه فوتوگرافی\n\n(دروازه مدخل باغ شاهی جلال آباد)\nاز فوتوگرافی حضرت معین السلطنة صاحب افخم\n\n(این فوتوگرافیها در مسابقه درجه اول را گرفته اند)\n\n(عمارت باغ نمله که دو منزل از جلال آباد است)\nفوتوگرافی سرخان اسپور جناب محمود خان"}
{"book": "adl0616", "page": 724, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 725, "text": "سال دوم\nشماره ۲۰\n\nو آنرا به اصطلاح اطبا (توم سیاتی) میخوانند و آن يك خوابیست که بیداری ندارد ، و اگر بمعالجه و مداوات آن نکوشند شخص خوابرفته را سور اسرافیل در روز محشر بیدار میکند . چون محال امروزی مسلمانان روی زمین بنظر غور و تحقیق دیده شود اکثر شانرا مبتلای همین درد صعب الدوامی بینیم که بعد از يك بيداري و فعالیت و کار گذاری خارق العاده که از آغاز ظهور خودشان تا يك چند عصری نمودند رکها و پی ها و قوای دماغیه شانرا يك سنتی و رخاوت عظیمی حاصل آمده ، و تاریکی شب دیجور غفلت و نادانی ، و تیرہ کی ظلمت نشور عدم بصيرت و عبری روز بروز افزونی گرفته تأثیرات آن ظلمت جهالت برگها و پی های شان مرض اختناق دماغی را نچنان دهشت مسئولی ساخت که با وجودیکه بهزارها سیر خونها از آنها گرفته شد ، و از طرف بطرق اول داده شدند ، و بار بار چار دست و پا گرفته از بالا ببیابان و از پایان ببالا انداخته شدند باز هم ادنا حرکتی در ان ها دیده نشد . بلی ، تاریکی خواب را می افزاید . تاریکی ، عبارت از بی علمی خبری ، نادانی ، بی صنعتی ، بی زراعتی ، بی تجارتی میباشد . در هر طرف دنیا که نظر کنیم این چیزها را در مسلمانان بیشتر می یابیم . سبب يكانه محرومیت خود ما را ازین چیزها از خواب رفته کی قوة مفکره خود باید بدانیم . زیرا بیداری حقیقی ، بیداری فکر است . و خواب حقیق ، خوابرقه کی فکر است . فکرها هم انقدر که بیدار شود سعادتها نیز همانقدر ملت ها را استقبال میکنند . چنانچه تاریکی پر تیرہ کی خواب را می افزاید ، همچنان روشنی بسیار نیز نیز خواب را میرباید . روشنی عبارت از علم و معرفت است . چون یکبار روشی علم و عرفان درملت ها پدیدار گردد فکرها بیدار میشود . فکرها چون بیدار گردد ، صنعت تجارت ، زراعت محصول می آید . انسان هرقدر تندرست و توانا و قوی باشد چون فکرش بیدار و تربیه دار نباشد هیچ فایده به نخود و نه دیگری رسانیده میتواند . همه اختراعات محير العقولی که در دنیا دیده میشود ، همه ثمره و نتیجه بیداری فکرهاست فکر چنان يك بخار قوت آثار است که چون یکبار در ديك ماشين دماغ در زیر تطبیق و فشار در آید همه قوتهای طبعیت در پیش قوت آن سر تسلیم فرومی آرد . هر ملت از قوه فکریه خود استفاده کرده میتواند . اگر قوه فکریهٔ دیگر ملتهای بیدار فکر عرض احتیاج ورزد هیچ فایده بر نمیدارد .\n\nصحیفه ۱۲\n\nبريك القدر جاپانی الزام جاسوسی\nسليت پترز برك ٢٦ می — اخبارهای سپاستوپول معلوم میشود که جاپانی میجر لانک که در روس می بود از بلقان چون بسوی پترز برك واپس می آمد به الزام جاسوسی گرفتار شد . اگرچه میجر مذکور را تلاشی گرفته شد لاکن هیچ چیزی قابل اعتراض بیرون نشد . و حکام معافی خواستند دیگر از خبرهای برقی ظاهر می شود که میجر موصوف در وان تکران فوجی ثابت شده و ازین سبب رهائی یافت و این حکم رفتن برای نامبرده از مقام سپاستو پول داده شده است .\n\nلندن ۲۸ می صحت شهنشاه جاپان — صحت شاه جاپان رویه بهبودی است .\n\n( پیغام دختر شهزاده مصطفى باشا )\nدر حال كه يك مفخره خاتون مصری مسمی ( نازلی افندی هانم ) دختر مصطفی پاشاه مصری به همدردی اسلام و صدق حمیت آن به نهایت جوش بذریعه تلگراف ثبوت داده در حقیقت قابل عزت و شایان فخر است که این شهزاده بيكم نيك باطن بعد تسخير ( يانيا ) برای محمود شوكت پاشا حسب ذيل بذريعه تلكراف خبر داده ای محمود — چونکه من نيز يك فردی از اسلام میباشم لهذا برخود فرض میدانم که برای شما چیزی بگویم — کجا و در کدام خزانه است آن کرورها پوند که برای کار آمد روز مصیبت خود ذخیره کرده بودند انسوس — آیا شما ازین سبب بر مسند وزارت نشسته بودید که سلطنت ما را باین حال برسانید و خیانت چهار کرور پوند مال و املاك عبد الحميد خان و اعانت جنده غریب مسلمانان را بکنید .\n( المترجم فيض محمد )\n\nمقاله مخصوصه\nو خواب در تاریکی\nانسان را در تاریکی خوب خواب میبرد . حتی بعضی چنان عادت گرفته اند که اگر ادنا روشی بچشم شان برابر آید خواب شان میپرد . بعضی ناچشمهای خودشانرا باشت منديل شان ، يا يك دستمالی به بندند از خواب لذت نمیگیرند . خواب از مانده شدن و سستی رگها و پی ها حاصل میشود . رگها و پی ها چون چند ساعت پی هم کار گذاری و فعالیت خود را اجرا نمود يك رخاوت و سستی برای شان پیش میشود . بخار طعام ، و تاریکی شب نیز بان علاوه شده خواب بظهور می انجامد که این خواب طبیعی و از لوازمات ضروری زنده کانی انسانست ، و در هر بیست و چار ساعت نسبت به سن و سال هر شخصی از شش تا به هشت ساعت لازم ولابد است . غیر ازین خواب طبیعی ، يك خواب غير طبيعي نیز هست که آن از مرض و بیماری دماغ و اعصاب حاصل میشود .\n\nصایب اصفهانی میگوید :\nبدوش توکل منه بار خود را\nوليتعمت خویش کن کار خود را\n\nحضرت طرزی افغانی میگوید:\nچو نخاله بردار خود بار خود را\nميفكن بدوش کسی کار خود را"}
{"book": "adl0616", "page": 726, "text": "صحیفه ۱۳\nسال دوم\nشماره ۲۰\nزی وقیافت خود آن مردم درآمده اقامت نموده است. و درباب\nاحوال آن مملکتها بجلدها کتاب تألیف کرده با خود برده اند .\nحتی روایت میکنند که در زمان اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم\nیک مرد روسی صفت ایلچی فوق العاده به کابل آمده بود آن شخص\nدر کابل بدرجه واقفیت و بلدیت داشت که گویا از مردم خودانشهر\nشمرده میشد. ایلچی مذکور میگفت که مدت ده سال من در مسجد\nسرجوك بلباس و عمامة طالبة علوم افغان بود و باش کرده ام .\nمقصد عاجزانه ما از نوشتن انتقاله مخصوصة ( خواب\nدر تاریکی ) این است که نادانی و بیخبری تاریکی و زیره کیست که بر مثلا\nشده کان آن درد سیدوا خواب ابدی را مسئولی میگرداند . هنر\nمعرفت روشنی و درخشنده کیست که تابش آن خواب را ربوده\nبیداری افکار را نتیجه میبخشد و درین عصر حاضر آن نور\nو درخشنده کی را مادر اوروپا ، و امریکا ، و ژاپان می بینیم . مراد\nاز نور صنایع و اختراعات و هنرهای آنجاست ته دین و مذهب شان\nزیرا انوار دین و مذهب در ممالک اسلامیه در درخشید است که شهراه\nآخرت ما را روشن داشته است و اگر بخواهیم که دنیای خود را\nآباد و روشن سازیم مجبوریم که در پی انوار دنیایی به اوروپا و امریکا\nو ژاپان بتازیم . اولادهای وطنی را در انجاها فرستاده کان شناس\nماشین سازه مهندس ریلساز، مخترع موجد ساخته بدست اریم .\nاین نیست که در ملکهای مسلمانان آهنگر ، نجار ، کشتکار .\nو غیره موجود نیست. بلی هست ولی گر هزار سال آهنگری\nبکنند چنان آهنی که رای ریل ، والانجن آنرا بسازد تامینند\nو نیاموزند ساخته میتواند از آهنگر ، کان شناس ، مهندس .\nو غیره صنعتکاران، و با معلمان علوم و فنون متنوعه سكانه كان غير دين\nو غیر جنس خود بجز ضرر هیچ فایده دیده نخواهد شد .\nو الحاصل نور علم که ضد آن ظلمت جهل است انسانها\nمملكتها، زمینها، کوهها، دریاها صحراها را غرق انوار میسازد\nو ضد آن فکرها جهانها را میمیراند . بشنوید که جریده فریده\n( سبیل الرشاد ) که در استانبول طبع میشود از مقدمه کتاب\n( از ظلمت به نور ) چه می نویسد :\nبلی - منابع یکانه جمیع امراض اجتماعية ما جهل ، سبب حقیقی\nهمه سفالت و بیچاره گی ما جهل ، مؤثر ترین همه فلاکتهای ما\nجهل است. تا بوقتیکه ذهن ملت روشن نشود، فکر مردمان\nکشایش پیدا نکنند جریانهای غلط جلوگیری نشود امید فلاح\nو نجاح سراسر عبث است .\nآیا بسبب جهل نیست که مانند اناطول بك ملکی که منبت\nترین و محصول خیزتر دنیاست، و فیاض ترین شهرهای جهان\nدر ان جاریست امروزه روز بيك حال خرابه زار سفالت میباشد؟\nآیا بسبب جهل نیست که در بندرهای بحری ما که استعداد\nمرکز تجارت بحریه تمام دنیا را دارد. بجای اینکه برقهای\n\nيك افغان زبان افغانی میسراید :\nخپول همت در ته ولا رزین کری آن دی\nته به فکر دیول آن و د زین مه شه\n\nژاپان ها ، هیچ چیزی نداشتند، در ظرف یکچند سال هر چیزی\nرا مالک شدند ، ریل ساز تلگراف ساز، درید ناوت ساز کان\nشناس ، پولینیکل شناس، حرب شناس شدند. آیا چه کردند، صدها\nصدها اولاد وطن خود را بهر هر طرف دنیا برای آموختن این چیزها\nفرستادند. آنها مانند زنبورهای شهد در کازارها و هزارهای\nدنیا پراکنده شده مواد شهد صنایع را حاصل کردند و از ظلمت\nبه نور برامدند. یعنی فکرشان بیدار گردیده علم و هنر آموختند\nو از قوای فکریه خود وطن خود را مستفید ساختند. تا وقتیکه\nاز بیگانگان مهندس و ماشینکار ، و کان شناس و دیگر ارباب صنایع\nرا آوردند بجز آنکه بیگانگان پیسه های شانرا خوردند و اشیای\nشانرا تلف ساختند و بر عقلهای شان ریشخند کرده ای برامدند\nذکر هیچ فایده از آنها ندیدند. و چون خودشان از جنس خود\nارباب آنرا بدست آوردند هر چیزی را مالک شدند .\nاستانبول بمرکز عنوان مقام خلافت عظمی را حاز بود و مقام\nمشیخت اسلام هم دران بود، و بعدها جوامع شریف و مدارس\nو تکایا را حاوی و بهزارها علما، وسادات و مشایخ طریقه ها\nو صوفیون ، و سوفی ها را محتوی بود صفت یک مقام معنوی\nاسلامی را داشت و به آن سبب اکثر مردمان آنجا تا بسیار وقتها\nصنایع و معارف اوروپا و امریکا کمتر رغبت میورزیدند . حتی\nصنعت و تجارت را چندان چیز مقبولی شمرده هر انقدر سعی\nو کوشتی که داشتند در پایاب صرف میکردند که اولادهای شان\nکاتب یعنی میرزای دفترهای سرکاری بشوند. و منصبها و رتبه های\nدوانی برسند، و قلمدانهای منصبی شان دام جر مفتم گردیده ازا\nترهگذر توانگر شوند. این حال در همه حکومتهای اسلامی دیده\nمیشود. اهالی هر چیز را بر دوش حکومت می اندازند، و هر چیزی\nرا از حکومت امید میکنند. به اوروپا و آمریکا رفتن و صنعت\nو معرفت آموختن را کفر و بدعت میشمارند و این سخن در دهانهای\nشان جایگیر شده که هر کس چون به آنطرف ها برود کافر و بیدین\nشده پس می آید . کافری و بیدینی را نیز بر کلاه و لباس حمل مینمایند\nو یا به تعبیر دیگر مدنیت و ترقی را تنها از پوشیدن آنها میشمارند.\nدر زمانهایی که مصر و اندلس و بغداد منبعهای علم و عرفان بود\nفرنگها به عمامه و طیلسان در ان دارالفنونهای اسلامی داخل شده\nو تحصیل هنر کرده پس بملک خود میرفتند. حالا تکه او راهیچ کس\nمسلمان نمیگفت، و نه خود او به آن عمامه وجبه مسلمان میکردید\nمیشنویم که یک انگلیزی ، پایک روس بعد از انکه زبان عربی یا فارسی\nرا بخوبی تحصیل کرده در مکه مکرمه یا کابل با طهران سالهای سال"}
{"book": "adl0616", "page": 727, "text": "شماره ۲۰\nسال دوم\nعثمانی موجه ها بزند سفینه ها و بیرقهای دولتهای بیگانگان و دشمنان کشیدن انها وساختن الات وادوات مدافعه، وسرعت وغير گشت و گذار میکنند ؟ ه ایا باز هم از روی کابوس بالای همین دشمن دهشتناک یعنی جیلی در شناوری بخرها در شنیدن آوازها را از هزارها کیلو مترها نیست که در سینه متروك انا طول یا وجود یکی بسی کانهای قیمتدار و وافری و هنوز چها و چها می باییم ، ما هم راه سازی ، آهنگری . و بی خزینه های بی پایان و توانگری مدفونت گروه گروه تجاری ، زراعت تجارت میکنیم. ولی در تاریکی میکنیم . این مردمانی که بر روی آن زمینها زیست دارند از گرسنگی تلف میشوند. چیزها همه در انطرف بحر های محیط است اگر از انجاها در باب بلی ، بلی، ما هم با همه هستی خود این سخنان ( سبیل الرشاد ) بدست آوردن ارباب آنها تشبت ورزیم با میباید که هستی و هو رفیق معزز خود را تصدیق و تأیید میکنیم ولی به این هم مجبوریم جودیت خود ما را برای آنها واگذار شویم ، و یا آنکه یکچندی که خود از خود سوال بدنیم که آیا آن چیزی که ما آنرا جهل خود را بازی داده و مال خود را نیز تالف کرده هیچ استفاده میگو نیم و ضد علمش میشماریم کدام چیز است ؟ آیا اینهمه مدرسه ها نکنیم . بنا برین ، کس نخارد پشت من جز ناخن و انكشت من گفته و هر قسم فدا کاری که لازم باشد اجرا کرده يك آن و تكيه ها، وزاويهها، ومسجدها، و خانقاه هایی که در هر هر طرف ممالك اسلاميه موجود است و با هزاران هزار ملاها اولتر در پی آن نور بسازیم ، و خود را منور کرده بیائیم وطالبها ، و آخندها وشيخها ، ودرويشها ، وصوفيها، وذاكرها ووطن خود را مستغرق انوار بسازیم . والسلام .\n\n(علم طبقات الأرض )\n(ما بعد از شماره ( ۱۹ ) سال دوم )\nو در نزدار باب ) فن نباتات ( اين يك نیز روشن و مبرهن است : که حرارات، در خصوص محو کردن و ناپدید ساختن جنگالهای جسیمه ایشروترین اسباب تخریبیه میباشد .\n\nباد\nدر خصوص آلات تبدلات سماح ارض ( باد ) نیز از جمله قوای تخریبیه بی عظیم شمرده میشود که روی زمین را همیشه با کفچه پر قوت خویش لیسیده لیسیده از یکحال بدیگر حال تبدیل میدهد . این آلت بخر پایه از پیروان و تابعان قوة تخريبية حرار تست . مثلا حرارت، در اول امريك كوم خاکی بسیار بزرگی را بمدت بسیار مدیدی چنانچه آتشی مواد سائره را خاکستر میسازد باق دارد\n\nحيفه ١٤\nفاجعه های پاریس\n(ما بعد از شماره ( ۱۹ ) سال دوم )\nاز شهادت بسیار خفیفی که از باز شدن و بسته شدن دروازه حاصل شد پیرمرد بسیار آهست که گویا حرکت بسیار خفیفی نیز برای او موجب اضطراب عظیمی میشد سر خود را بسوی دروازه دور داد، چینی که در میان دو ابروی او بر پیشانیش پیدا بود بر بی صبری و قهر و عضوش دلالت میکرد. اما چون آدمی را که بدرون در آمده بود بخوبی دید و شناخت علایم سیمایش یکی یکبار تبدل نمود و چینی که رجبینش حاصل شده بود هماندم زایل گردید. در لبهایش اتريك تجسم مهمی پیدا شد. دست راستش چون یکصورتی که گویا از روح خالیست بیکطرف آویخته شده بود از انرو دست جب خود را بهیار زحمت بسوی نوجوان در از کرده گفت\n- فونت ، اگر بدانی که ترا چقدر انتظار داشتم !\n- رو بر به نزد پیر مرد تقرب کرده ، و دست رعشه دار او گرفته و بیکصورت بسیار احترام کا رائه فشار داده كنت :\n- میدانستم که بسیار به بیصبری بمن منتظر بوده اید . اما اگر زود آمدن در دائره اختیار خود من میبود یکدقیقه نیز تمدید آنرا میدان نمیدادم . حالا چون اسباب تاخر خود را بیان کنم شما هم حکم خواهید کرد که قباحت بر من نیست، اما در اول امر از مادموازل ( ها تربیت ) بحث کنیم ...\n- ير ) در چهره اش بسیار يك علایم محبت پدیدار کشته )\n- بلى ، بلی، از دخترك من يمن احوال بدهيد ...\n- جوان وظیفه و خدمتی که بمن سپرده بودید بخوبصورت بجا آوردم ماده و ازل ها تربیت و خادم او ناقش با قطار راه آهنی که از ساعت پنج پیست دقیقه گذشته، حرکت نمود بسوی ( اور له آن عزیمت کردند. خودشانرا در واغون درجه اول مخصوص زنانه بالذات جابجا کردم و تا بوقتیکه ترن حرکت نکرده بود از استاسیون جدا نشدم ."}
{"book": "adl0616", "page": 728, "text": "صحیفه ۱۵\nسال دوم\nشماره ۲۰\nآدبیات\nحیف صد حیف است بر حال مسلمانان روم / چند دولت از نصارا متفق شد بهر او\nناله وا حسرتا بر خواری و خذلان روم / از کمین برجست ظاهر دشمن پنهان روم\nدر بلاد روم آشوب قیامت قایم است / کی کند و عهد و بیان نما را اعتماد\nقتل عام افتاده است از فرقه نصرا بیان / هر که این بد عهدیش را دید در بیان روم\nاز جفا و ظلم بی اندازه خصمان روم / ای مسلمانان بجای آب خود با گریست\nبرزن و مرد و جوان و پیر و بر طفلان روم / بر جنین حال خراب و وضع سرگردان روم\nاکثری را زنده در آتش چو هیزم افکنند / مومنان در هر وطن از فرط اندوه و حزن\nاین چه بیدادی و بیرحمی است بر ترکان روم / دل فکار و سینه بریانند و حسرت خوان روم\nیا الهی آب لطفی ریز و تیران روم / هر کجا آید خرابی ها از اسباب نفاق\nشد زمین آتش زجور کفر و اسلا میان / کاش با هم اتفاقی داشتی با ران روم\nدل گر از کافر ور از مومن بود رحمی دروست / ای برادر های دین هستیم چون ما وشها\nسنگ ها در جای دل دارند خیاران روم / در عمو شادی شریک و نیز همدردان روم\nآه آه از جور این کفار سنگین دل که هیچ / بر قریب کافران باشم باید هوشیار\nرحم جنسیت نشد زیشان مظلومان روم / عبرتی حاصل کنیم از حالت اخوان روم\nکودکان را در حضور مادران یک یک کشند / این بلا امروز در روم است فردا پیش ما\nبنگرید ای مومنان ظلم ستمگاران روم / نیست تنها از حسودان و بد اندیشان روم\nبا زنان و دختران بی سیرتیها می کنند / مملکت های وسیع مومنان رفت از نفاق\nخود دیده یارب زای جدید خواهان روم / اتفاق کفر دست افکند تا دامان روم\nهیچکس نشنیده بود اینگونه بیداد و ستم / غیرت و مردانکی و اتفاق و علم و دین\nکرج های کافران جاری است در اوطان روم / بود سابق پیشه ما و مسلمانان روم\nدر میان خال و خون افتاده هر سو لاشها / باز باید تنگ اسلامی کنیم و اتفاق\nاز سمی سیروان سیم اندام و مهرویان روم / بهر دفع خصم خویش و هم زیردستان روم\nرونق اسلامیان بشکست در اسلامبول / وزیرای حفظ دین و دولت و ناموس خود\nسخت آشوب و دوری یافت شهرستان روم / با خبر باشیم باید نی چنین حیران روم\nگر اصول و اتفاق دین ما بر جا بدی / قدرت اقدام کی بودی بید خواهان روم\n\nپیر - (بسوی ساعتیکه بر در بخاری برد نظر کرده) حالا ساعت ده و نیم شده است. این خاطره ها برای من مؤلم نیست . بگو ببینم : این حیاتی که من دارم از زنده کی شمرده میشود ؟ چیزیکه مرا بازندگی\nجوان - ما دموازل تابحال حكماً بمحل مقصود خودش واصل شده است . دو روز بعد از و در باب احوال تحیه (قونس دونا نقره) مكتوب خواهید گرفت . يك رابطه داده همانا دخترك محبوبه كلك من (ها تربیت) است که اگر او نمی بود از جناب حق نیاز میکردم که فردا روح مرا قبض کند. حالا از خود همینک در بحث کردن پس است . یکی کمی از احوال شما نیز گفتگو کنیم : خوب به این میدانستید\nا. بیچاره همشیره حکم (دونا نفره) : او را دوباره نخواهم دید .. که من چندر بیصبرانه انتظار خبر عزیمت ها تربیت را داشتم .\nکه میداند که میبینید ؟ می بایست که بهمه حال بوقت طعام شام در خانه میبودید . آیا چه شد که اینقدر دیر آمدید ؟\n(بصورت افسوس کنانه سر خود را جنبانید) من و او آدمها که از ده سال بهم نه بینند مواصلت و دیدن ممکن نخواهد شد. ماداو بعد ازین در عالم لاهوت با هم خواهیم دید. حالا تکه بسیار نگذشته خواهد بود که آنهم ممکن شود . يك قضایی پیش شد از انسب . (به بسیار هول) آی ؛ بر سر شما ایا کدام حال بدی پیش آمد ؟\nبرای چه به اینگونه خیالات اسف انگیز پویان میشود . بلی ...\nرجا میکنم این گونه خاطره های پرالم را از ذهن خود دور کنید . موجب و خامت یک چیزی نباشد. زود بگوئید !\nموسیو . باقی دارد."}
{"book": "adl0616", "page": 729, "text": "صحيفه ١٦\n\nباد شاه من سراج ملت و دین نام اوست\nکز رقبا گرفته دولت او شان روم\nدر نگهبانی ملك و دولت و ناموس ما\nروز و شب ساعتی هم دلسوز بر اخوان روم\nبروجود امجدش ای مومنان شکری کنید\nکو سراج ملت و دین است و از اعوان روم\nمگسلید از دامنش يك لحظه دست اتفاق\nگر نفاق افتاد چندین فتنه در دوران روم\nگر خدا خواهد قلیل ما کثیری را زند\nنص قرآنی است ظاهر بر خردمندان روم\nطول شد ایدل کلامت بایدش کن مختصر\nدر دعای شاه خویش و همت اخوان روم\nیارب این آفت اگرچه از شرور نفس ماست\nزانکه شاید جرم ما بیش است و هم عصیان روم\nليك چون بخشایشت بر کفر و اسلام است و عام\nجرم ما را بخش با جرم گنهکاران روم\nرومیان پامال گردیدند و کس غمخوار نیست\nروح پاك مصطفى را ساز پشتیبان روم\nنصرت ایشان عطا فرمای و توفیق هدی\nکا فران را ساز مغلوب مسلمانان روم\nدولت افغانستان را از خلل محفوظ دار\nوز وقوع آنچنان شوری که شد مهمان روم\nاز پریشان حالی جمعیت اخوان روم\nدیده ( شیر احمد مخلص ) شده گریان روم\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شمارۀ ( ۱۹ ) سال دوم )\nخلاصه ابیات اول چنین است که : چشمم گریست ، وحق دارد بگریستن بران صاحب سیاحت که حیا در خلقتش بود ، وطبيعتش نازك وشريف المنش، وكريم الخصله ونيك نيت بود . لفظ (شيبه) را ازین سبب ذکر کرده که بر سر جناب عبدالمطلب از وقت ولادت یکچند موی سفیدی موجود بود ، و ازین سبب (شیبه) نام و یا لقب شان شده است . در دیگر بیتها نیز اوصاف و محامد آنها را تعداد نموده است . نظر بیکی از روایتها گویا این مرثیه را صاحب ترجمه در زنده گی پدر خود عبدالمطلب بنظم آورده است . زیرا عبدالمطلب در مرض موت خود شان دختران خود را که یکی همین اروی ، وام حکیم ، وامیمه ، وبره ، وصفیه ، وعاتکه بودند در نزد خود خواسته گفت که میدانم بعد از سر من مرثیهٔ مرا خواهید گفت . چرا که صاحبهٔ طبع شعر هستید،\n\nسال دوم\nشماره ٢٠\n\nلهذا میخواهم که پیش از مرگ خود آن مرثیه ها را بشنوم . و آنها نیز مرثیه های خود را بنظم آورده اند که مرثیهٔ فوق از انجمله است . و انشاء الله در حرف هر نام دیگرها نیز بیان خواهد شد .\nباقی دار\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شمارۀ ( ۱۹ ) سال دوم )\nو به اینصورت از حال سرمایه گی برون میشود . و نیز پیسهٔ نقدی که برای مزد مزدور کاران سرمایه شده است . چون یکبار بر مزدوران صرف گردد ، دوباره باز بر همان کار صرف نمیگردد . اگرچه کتانی که از نخ ساخته میشود در دست جامه ساز چون بیفتد باز سرمایه شمرده میشود ، و یا آنکه پیسه که به مزد مزدور کاران بینند باز برای خود آنها سرمایه اعتبار میشود . لکن به اینصورت آن قماش ، یا آن پیسه يك سرمایهٔ نوی میگردد که این گونه اشیا را ( سرمایهٔ متداول ) مینامند .\n( سرمایهٔ ثابت ) آنست که کم و بیش دوام و بقا داشته باشد . مثلا بنای فابريك ، و آلات ، و ماشینها و امثال آنگونه چیزها سرمایهٔ ثابته گفته میشوند که با وجود استعمال آنها در راه استحصال ثروت حال سرمایه گری خود را غائب نمیکنند ، و هنوز در بسیار معاملات استحصالیه استعمال شده میتوانند . كذلك بکار انداختن یک معدن ، و باز کردن يك كانال ، و یا کشیدن يك راه ، و یا نهر و بکار انداختن ریل ، و موتر ، وغیره نیز جمله از سرمایهٔ ثابت رقم میرود که در استعمال ثروت استعمال میشوند و صفت سرمایه بودن شان ضایع نمیگردد .\n( آدام اسمیت ) که ازو بهرهٔ علمای علم ثروت است ثروات عمومیهٔ هر ملت را از قرار ذیل تقسیم کرده است :\nاولا : آن ثروتی که راه براه در راه معیشت عموم ملت استهلاك میشود — یعنی بخرج ، میرسد ، و هیچ مداخلی و ایرادی حاصل نمیکنند . مثلا ذخیره ، و ارزاق ، وما كولات ، ومشروبات و مفروشات و اقامت گاه ، و نقود ، و مداخل آن که بر اسباب آسایش مردمان آن ملت خرج میرسد .\nثانياً : سرمایهٔ ثابته که بی تبدل و نرسیدن يك ايراد ، و يك منتفع تمتع حاصل میکنند . و نخستین بر چهار قسم اشیا تقسیم میگردد :\nباقی دارد\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنهٔ کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 730, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانیم، و ترغیب مینمائیم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پراز ازهار، يك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعۀ عنایت\n\nکه بنیاد یافتهٔ همت عرفان آیت شهزادهٔ جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست زیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ دورو پیه کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 731, "text": "( یاد آوری )\n\nبعضى اخبارهای معزز ما که از هندستان مبادله سراج الاخبار افغانیه میرسد وکیل ما میرزا غلام حیدر خان را که در رشته دار داکخانه دولت علیه افغانستان در پشاور است المدير إخبار گمان کرده سرنامه و عنوان را ایدیتر گفته بنام میرزای موصوف مینویسند. لهذا یاد آوری کرده رجا میکنیم که در نامه و آدرس بنام مدیر و سر محرر یعنی ایدیتر سراج الاخبار افغانیه محمود طرزی نوشته شود. و نیز لفظ مبادله نوشته شود تا در اداره موجب شبه و غلط فهمی نگردد.\n\n-::- اعلان -::-\n\n( شرایط اشتراك سراج الاخبار افغانیه )\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) نخستین اخباریست که در مملکت پرفیض و برکت افغانستان بسایه فیوضات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه مقدس مهربان ما نو در دارالسلطنه محروسه کابل به انتشار آغاز نهاده است. مقصد و مسلك این نامه گرامی بیداری و آگاهی اهل وطن مقدس ماست بر احوال عالم، وحب دولت و وطن، و توجه بسوی علم وفن، دینی، سیاسی، ادبی، اجتماعی، فى يك اخبار فواید شایانیست که در صفحه های معدود، فواید غیر محدودی مندرج دارد.\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) از هموطنان عزیز خود چشم امید آنرا دارد که چون این اخبار یگانه اخبار وطن عزیز مقدس شان شمرده میشود میباید که يك توجه خاصى ويك هوس مطالعه با اخلاصی بسوی او عطف نمایند. اداره در باب اشتراك مشتركين كرام بنهايتدرجه ارزانی و آسانی را مرعی داشته، و برای خوبی مضامین مندرجه و خوبی کاغذ و حسن طبع و درج تصاویر فدا کاریهای بسیاری بکار برده، و تجارت را کمتر منظور داشته است درينوقت در ماه دو بار یعنی در غره و یازدهم هر ماه نشر میشود امید است که در آینده هفته وار بشود. و آنهم به همت دانشوران معزز هموطن منوط است زیرا هر انقدر که تعداد مشتركين كرام، ورغبت خوانندگان عظام بیفزاید، البته در ترقی او نیز خواهد فزود، قواعد اشتراک از قرار ذیلست:\n\nدر دارالسلطنه کابل قیمت یکساله اشتراک آن ۸ هشت روپیه کابلی - ششماهه آن ٥ پنج روپیه کابلی در ولایات داخله دولت علیه افغانستان یکساله ١٤ چارده روپیه کابلی - ششماهه آن ۸ هشت روپیه کابلی، در ممالک خارجه چون هند و ایران و ترکستان روسی وممالك عثمانی واوروپا يكساله ١٠ ده روپیه انگلیزی - ششماهه ۹ روپیه انگلیزی."}
{"book": "adl0616", "page": 732, "text": "سال دوم\nشماره ۲۱\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nاتفاق ملت\nچه کلمهٔ مقدسیست\n\nحوادث داخليه\nمراسم پرمکارم جشن اتفاق ملت — دربار يوم پنجشنبه ۲۸ ماه رجب ۱۲ سرطان سنه ۱۳۳۱ — ليلهٔ مسعودهٔ جشن مبارکه — شهر آئین — آتش بازی و ضیافت سفیه در شب دوشنبه — ۲ ماه شعبان — خرابه های موثر شرکا — امر مسنون نکاح — مقرر شدن عالیجاه ابراهیم خان غلام بچه بمنصب پیشخدمت باشی حضور اعلیحضرت همایونی —\n\nحوادث خارجيه\nتکذیب بيك ياوه سرائی مجیب — عبرت نامه — اجمال سیاسی — نقل از اخبار چهره نما — اتفاق انگلیس با عثمانی : — نقل از اخبار پایونیر در ساختن باروت بیدود — پرواز جهاز — جنك مصنوعی بحری — اتفاق ترکی قتل محمود شوکت پاشا — منازعات اتحادیان و سرزنش و تنبیه شدید از زار روس — نقل از اخبار آزرور تکالیف مشکلات ترکی — اخبار وطن عبائی شدن ایرانیان — شجاعت لشکر مظفر جاوید پاشا — طوفان باد و باران در کانپور — شورش در ماکو — ژاپان و امریکا — شهادت نیازی بيك — خیال پلاو و تقسیم نمودن ملك بلغاريه — حمیت مذهبی و غیرت فطرتی چهار نفر دختر مسلمانان روس — تسلط ابن مسعود من الاحساء و قطيف — اشخاصی که در ممالک روم ایشیائی رعیت را بر خلاف دولت علیه می انچزانند — اصل و نسل کامل راشا\n\nمقالهٔ مخصوصه\n( يك كمكى دير )\n\nمقالات فنيه\nمابعد از شماره (۲۰)\nفن ژه ئولوژی — یعنی طبقات الارض\n\nناموران زنان جهان\n\nعلم ثروت ملل\n\nفاجعه‌های پاریس\n\nتصاویر\nنظارهٔ سمت شرق قصر سعادت حصر استور باغ ارگ مبارك کابل — لوحهٔ عبرت — يك منظرهٔ لطيفهٔ پغمان کابل — نظارهٔ دریای شتل گل بهار به حد پل جدید\n\nمسابقهٔ فوتو گرافی"}
{"book": "adl0616", "page": 733, "text": "اعلان\nسیاحت بر دورا دور کره زمین\nچقدر فائده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود ! آرزو کننده کان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب (سیاحت بر دورا دور کره زمین)\n\nبهشتاد روز\nبقدر دو روپیه کابلی يك مبالغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را فویلها ( فلیاس فوق ) سياح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد . و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند . مؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقست . از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد . در ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوا بخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معين السلطنه سردار عنایت الله خان) است زیور طبع آراسته شده است . این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخه های آن زود تمام خواهد شد . و افسوس فائده نخواهد بخشید .\n\n( کتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه )\n( با جلد اعلا )\nو دو کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیاچه باید کرد؟ )\n( با جلد اعلا )\nدر اداره موجود است . آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (٢٥) بیست و پنجروپیه کابلی\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانيه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ یک روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطری یک قران يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه در این ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطری یک قران يعنى نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطری یک ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 734, "text": "صحيفه ( ١ )\nسال دوم\nشماره ( ٢١ )\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا مراعات ڈاک ۱۰ روپيه كابلى\nدر خارج ممالک\nبا مراعات ڈاک ۱۰ روپيه انگليزی\nهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يکعباسی است\n\nسراج الاخبار افغانيه\n١٣٢٩\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره و انجمن و مطبعه\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ عربی ١٥ شعبان سنه ١٣٣١\nتاريخ انگريزی ٢٠ جولای\nتاريخ شمسی ٢٩ سرطان ١٢٩٢\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه و خارجيه و نيز مقالات مفيده درج ميشود\n\n( نظاره سمت شرقی قصر سعادت حصر استور باغ ارك مبارك كابل )\nاز فوتوگرافی مرخان اسپور زينگوگراف شده"}
{"book": "adl0616", "page": 735, "text": "شماره ۲۱\nسال دوم\n\n( اتفاق ملت )\n\nاتفاق ملت ( چه کلمه مقدسیست که از گرفتن نام آن هم:\nحواس و وجدان انسان را لرزه بجلی آسای شوق و وجد فرامیگیرد\nدرباره ای عام و مجلسهای خاص اول نطق افتتاحی که فرموده\nاتفاق ملت که گفته شد، هماندم حیات، سعادت ، عظمت ، شوکت\nملت در پیشگاه نظر تجسم میکند. اتفاق ملت که بر زبان آورده شد\nهمان لحظه ترقى ، تعالی ، مظفریت ، غالبیت ملت در حواس نقش\nپذیر میگردد. اتفاق ملت که در تصور آمد ، همه خوبیها ،\nفرخنده کیها ، فیروزيها حالاً بفعل ميرايد .\n\nاتفاق است که فیله قلیله را رفیقه کثیره غالب آورده است.\nاتفاق است که از یکمشت انسانها دولتها تشکیل داده است . اتفاق\nاست که بر افراد متفرق بسیاری از انسانها عنوان ملت و هیئت\nاجتماعیه را نهاده است. ملت باتفاق ملت گفته میشود . اگر\nاتفاق نباشد ملت وجود نمی یابد، هستی و موجودیت از ووداع\nابدی میکنند ترقی و اعتلا ، شرف و ارتقا از ورو گردان میشود\nانواع مصيبتها ، فلاكتها ، خرابیها او را استقبال میکنند . برور\nضد اتفاق اختلاف و شقاق است که دنیاها را بر هم میزند و\nملت ها را پاره پاره میکنند و عدم محض میگرداند. صنایع معارف\nو ترقی را از میان بر میدارد. زیرا مردمان بالجيزها دقت و فرصت\nنمی یابند. همه اوقات شان بخرج بیخ کنی ، و خونریزی ، وازیا\nدر اندازی یکدیگر شان صرف میشود ، تجارت ، زراعت را\nهم محو و نابود میسازد. چرا که اینچنین چیزها باتفاق سعی و کوشش\nواتحاد محبت و نوازش افراد با یکدیگر شان بعمل می آید . امنیت\nعمومیه - یعنی اسوده حالی و خاطر جمعی عام - نیز از بی اتفاقی\nو اختلاف ملت ، از ملت بر میخیزد زیرا هر کس بقید نگهبانی\nجان و مال خود از شر دیگر همچنان و هم ملتان خود افتاده\nآسوده کی منساب میگردد.\n\nجواد داخليه\n\nمراسم پر مکارم جشن اتفاق ملت\n( دربار )\n\nيوم نجشنبه ۲۸ ماه رجب المرجب ۱۲ سرطان سنه ۱۳۳۱\nباروز فیروز سعادت اندوز ( جشن اتفاق ملت ) که یکی از ایام\nعمده و مهمه اعیاد ملت افغانیه شمرده میشود مصادف آمده شهر\nعزيز مينو بهر مارا يك مسرت وفرحت عظیمه از هر طرف\nاستیلا نموده بود. نه تنها در پایتخت سلطنت متبوعة مقدسة ما\nبلکه درین روز مسرت اندوز در هر هر طرف و همه ولایتهای\nپر شرف افغانستان يك جشن پر مسرتی برپا گردیده بود که ما\nدر نجا تنها از جشنهای فیروزی همراه با تخت عالي بحت كابل بحث\nو بیان میرانیم :\n\nدر روز چارشنبه تذکره ها و نکتهای خبری از طرف ایشيك\nآقاسیان ملکی و عسکری بر همه ارباب مناسب ملکی و عسکری\nاشراف و اعیان مملکت و جمله اهل دربار معالی بار تقسیم گردیده بروز\nنجشنبه به هشت بجه صبح همه کان در سلامخانه عام حاضر شده بودند.\nپرنده ها و صحن احاطه سلامتخانه و دالان بزرگ آن خنج خنج\nبا مردمان پر شده بود. ساعت ده تشریف شوک ردیف\nذات اعلیحضرت پادشاهی اسلامی موزیکهای عسکری اخبار\n\nشاهانه خود شانرا به ملت ، ومات مخيبة صادقة شانرا بخود جنان\nنزديك ساختند که همه ملت وجود مراحم آمود شاهانه را پدر\nاشفق وارحم ، ومحبوب القلوب اعظم شناختند ، و آن پدر محبوب\nالقلوب، ملت را بعنوان اولاد، ووجود خود خطاب فرموده\nبار بار خود را يك فرد واحدی از آنها بشمار آوردند. در اکثر\nدرباره ای عام و مجلسهای خاص اول نطق افتتاحی که فرموده\nدعای آزادی، وترقى و سعادت حال و استقبال ملت خود را بر\nزبان مبارك آورده اند. ودايما ملت صادقه شاهانه شانرا به این\nیادآوری و تأمین فرموده اند که در مسائل وغوايل خارجيه بدون\nاستحصال رأی و مشورت عموم ملت صادقه شاهانه خود هیچ\nجوابی و حرکتی نخواهند فرمود .\nاین اتفاق ملت که حضرت خالق کائنات جل وعلا افغانستانرا\nعطا فرموده شایان شکران بی پایانست ، و از جنان قوای تدافعیة\nوطنیه شمرده میشود که در پیش روی قوت آن هیچ قونی تاب\nو توانایی نمیاورد . لهذا بر همه افراد ما ملت افغانيه واجب است\nکه شکر این نعمت را بجا آریم، و دوام از داد آنرا از در گاه\nواجب الوجود جل و على نياز نمائيم. واعليحضرت بادشاه ملت\nبرور خیرخواه ترقی آگاه خود ما را بدل و جان دوست داریم .\nو دعای دوام عمر و اقبال و شوکت واجلال شاهاند رحيمانه\nشانرا ورد زبان صداقت نمائیم .\n\nعلى الخصوص في اتفاقي ملت ضررها و زبانهایی که به حکومت\nمیرساند حد و حساب ندارد . ذاتاً حکومت که گفته شد مراد از ان\nاتفاق ملت است . اگر اتفاق ملت نباشد حکومت چسان تشکیل\nمی باید ؟ یک آدم چار آدم بیست آدم حکومت گفته نمیشود :\nهیئت اجتماعی ملت . ه نام او سلطنت شد و دولت .\nهزاران رحمت حق برروان باك خاقان جنت مکان اعلی حضرت\n( ضياء الملة و الدين أمير عبد الرحمن خان ) باد که به تأسیس\nو بنیاد سلطنت و اتفاق و اجماع ملت کامیاب آمد و\nمليونها تحسین و آفرین برذات قدسیت صفات بادشاه دل آگاه\nموجوده ما اعلیحضرت ( سراج الله والدين امير حبيب الله خان\nیاد که بران اساس و بنیاد بناهای رسین و متين ترقی و تمدن را وضع\nنمودند . و اتفاق ملت را بدرجة علویت و قدسيت بخشيدند وذات"}
{"book": "adl0616", "page": 736, "text": "سال دوم شماره ۲۱\n\nگردیده ذات شاهانه مانند طلوع شمس خاوری با زینت سلامخانه را بقدوم معدلت لزوم همایونی مشرق انوار ساطعه فرمودند. ذات اعلیحضر بادشاهی بر سدره ستیه که گرمی سلطنت بران موضوعت برآمده در حالیکه همه اعیان و اهالی دربار بها احترام قیام داشتند همه کانرا مظهر تلطیفات و عواطفات شاهانه فرموده و از قدسیت و مزایای این روز فیروز جشن اتفاق ملت بحث و بیان. و دعای آزادی و استقلال و سعادتها و ترقیهای دولت و ملت ووطن شاهانه شانرا آورده لسان فيوضات بستان فرموده آرام کرین تحت سلطنت شدند و حاضرین را امریه نشستن فرمودند. ذات عالى جناب نائب السلطنه صاحب الفخم يك تقرير دلپذيري مبنی بر تبریکات این جشن مبارك وتشكرات نعمای اتفاق ملت افغانیه و ملت پروریهای اعلیحضرت شاهانه از طرف عموم بیان فرمودند. بعد از ان بقرار سررشته و قواعد معموله همه ساله مبعوثين و فرستادگان اقوام و قبايل مختلفه ملت افغانیه گروه گروه وصنف صنف از طرف اینک آقاسی ملکی حضور اعلیحضرت همایونی جناب على احمد خان بحضور مراحم موفور اعلیحضرت شاهانه عرض و تقدیم میشدند و هر گروه و هر صنف سلام شاهانه را ادا و دعای پادشاهی و عرض صداقت و اطاعت خودشانرا ایفا نموده ومظهر التفات وعواطفات جهاندرجات جهانبانی گردیده در موضعها و موقعهای مخصوصه خودشان جابجا میشدند. شیرینیها، طعامها بر همه اهل دربار معالی بار ، و افراد اصناف ملت دیندار صداقت شعار بخش و احسان کردیده بساعت یکنیم این مراسم دربار جشن مقدس ملتی ختام پذیر گردید.\n\n( ليله مسعوده جشن مباركه )\n\nشب همان روز فیروز در باغ بادشاهی ارگ مبارك يك چراغان بسیار با رونق و پرشکوهی ترتیب یافته ، و همه گونه اسباب فرحت و مسرت مشروعه حاضر و آماده گشته همه ارباب مناصب و اصحاب مراتب واعزه واشراف واعيان مملكت بموجب اراده سینه همایونی بساعت هفت شام در باغ مذکور جمع آمدند. دو قطعه چمن صفا پیرامن جهت شمال قصر بیقصورا ستور که با دو سرک متوازی خوشنما از همدیگر تفریق یافته برای نشستن مدعوین تخصیص یافته بود که ابتدا در همین دست چپ همه خوانده شده گان جمع آمده و بعد از تشریف فرمائی ذات اعلیحضرت بادشاهی به چمن مذکور و ادای صلوة عشایه به امامت اعلیحضرت شاهانه از چمن موصوف بدیگر چمنی که بايك انوار شب افشار و ترتیبات شعشعه بازی تنویر و تزئین یافته بود رفته دلها را يك نورو تازه گی فرا گرفت. در مواجهه چمن يك دیواری از نور بر افراشته شده بود که انوار آنرا اگر از محلول قوس قزح تعبیر کنیم بالجواهر مذاب شده رنگا رنگ آبداری تشبیه دهیم جادارد، آراسته گی\n\nدالان بزرگ بسیار و پیراسته کی چمن خواه از جهت چراغان و خواه از دیگر ترتیبات و تزئینات خیلی نظر ربایی داشت. والحاصل تا بساعت سه از شب به التفاتهای جهاندرجات اعلیحضرت بادشاه محبوب القلوب اعظم و انواع نعمها و مسرتهای متوالی بی هم قلوب حاضرين ومدعوين کرام مالا مال سرور و جبور گردیده شب جشن موصوف به انجام رسید.\n\n( شهر آئین )\n\nاهالی شهر عزيز ما بشرف قدسیت این عید مسرت پدید جشن اتفاق ملت دو شب متمادياً مراسم شهر آئین را اجرا نمودند. بازارها و دکانها بچراغانهای پر انوار وزینتها و رونق های مسرت بار آراسته و پیراسته گردیده بود. موزیکه های عسکری ، ساز های ملتی ، گراموفونهای خوش تغنی در هر طرف سامعه نوازی ها اجرا می نمود. گاه گاهی که يك جمعیت قبایل مختلفه افغانیه با آوازهای پرجوش و خروش شان يك نشيدة ملتي افغاني رابيك آهنگ بلندی بسرودن آغاز میکردند انظار را غرقه لجة وجد و مسرت میساخت.\n\nذات شوکتماب اعلیحضرت بادشاه ترقی خواه ملت پرور مراحم گستر ما با همه شهزادگان عظام و افراد معيت ذوى الاحترام شان با این فرحت و مسرت ملت صادق شان اشتراك ورزیده در هر دو شب بشهر گردش فرمودند و به این صورت یک اخذ و عطای بزرگی در عالم تجارت بازار و انتفاع اصناف وتجار بعمل آمد. در شب دوم ضیافتی که از طرف جناب امین الحس در دایره ضابطه یعنی کوتوالی ترتیب یافته بود نیز تشریف همایونی بوقوع آمده است.\n\n( اتشبازی وضیافت سنیه )\n\nدر شب دو شنبه ۲ ماه شعبان المعظم یک تماشای آتشبازی در ( چمن حضوری ) ترتیب یافته همه اعزه و اشراف و جمله اهالی برای تماشای آن دعوت شدند. بعضی ذواتی که آرزوی تماشای گلف بازی، و لانتنس بازی و غیره اسپور ها را داشتند از ساعت چار عصر به کلوب چمن قومی باغ رفته هم تماشا کردند و هم فالوده خوری و میوه خوری نمودند، بعضی که در انجا حاضر نشدند. بوقت شام در چمن حضوری بر چوکیهای که حاضر شده بود آرام گزین راحت شدند. اهالی شهر در حاليكه هر يك بدست شان يكيكت شمعدانی گرفته بودند فوج فوج بسوی چمن مذکور آمده در اطواف منتشر میشدند که حقیقتاً يك منظره بدیعی تشکیل میداد. تقریباً به ساعت هشت ذات اعلیحضرت بادشاهی به چمن تشریف فرما عادت شدند بعد از کمی به در دادن آتشبازی شروع شد انواع آتشبازیهای رنگارنگ شوخ و شنگ شعله افروزی انوار مختلفه نموده فرحت بر فرحت مسرت بر مسرت افزود. بعد از انجام یافتن"}
{"book": "adl0616", "page": 737, "text": "سال دوم شماره ۲۱\n\nتکمله\nآشیازی ذوات كرام مدعو شدگان جمعیت - امر شرف و سعادت اعلیحضرت همایونی سواری موترها و عرابه ها در باغ ارگ مبارك رفته از نظارهٔ چراغان بسیار بدیع الالوانی كه بيك وضع و ترتیب دلفریب تزئین یافته بود، و يك سرو سیمینی از چراغهای ملون در وسط محفل موضوع شده بود فرحتها و سرورها حاصل کردند . و از خوان نعمای عواطف نمای اعلیحضرت پادشاهی نواله چین انواع مائده های لطف و احسان گردیده، و تا به دوازده بجه شب به انواع مسرتها و شادمانیها بسر آورده جشن مقدس اتفاق ملت به انجام رسید . ( سراج الاخبار افغانیه ) این جشن مقدس و معظم شرافت عنوان سعادت بنیان قدمیت نشان اتفاق ملت افغان را از صمیم دل و جان و با تمام هستی و جدان بر پادشاه و ملت و وطن خود تبريك میگوید . و دوام اتفاق و روز افزونیٔ ترقی و برتریٔ دولت و ملت و وطن مقدس خود را در زیر سایهٔ مراحم وافيهٔ اعلیحضرت پادشاه رقیبخواه محبوب القلوب خیراندیش عدالت کیش خود از درگاه رب السموات والارض جل و علا نیازودعا میکند . این دعا از من و از جملهٔ ملک آمین باد .\n\nحوادث مختفه\nعرابه های موتر شرکا\nقبل ازین از تفصیل تأسیس ( شرکت موتر ) در یکی از نسخه های خود بحث رانده بودیم . درین وقت بدیدهٔ مسرت و افتخار می بینیم که عرابه های موتر شرکا بکمال فعالیت در هر هر طرف مملکت بروی کار آمده است . و در مابین کوهستان دکابل و پغمان و کابل ، و دیگر اطراف و نواحی در حمل و نقل اموال و اهالی رفت و آمد دارد .\n\nامر مسنون نكاح\nدرین ماههای مبارک جشنهای عروسی زیادی در شهر عزیز ما بوقوع آمده و می آید . در روز سه شنبه ۲۹ ماه رجب امر مسنون نکاح جناب محمد على خان کرنیل رساله شاهی دوم که از افسران معیت اعلیحضرت شاهانه، و پسر جناب سردار محمد یوسف خان مصاحب خاص حضور اعلیحضرت همایونی میباشند با صبیۀ عصمت و سمیه جناب فتح محمد خان امین النس در عمارت ( قومی باغ ) بيك صورت بسیار شمشعه داری اجرا گردید، ذات اعلیحضرت پادشاهی از کمال لطف و مرحمتی که در بارهٔ خدمتکاران و تبعه و زیردستان شاهانه شان دارند محفل نکاح را بقدوم میمنت لزوم همایونی شرف بخشای عزو مباهات فرموده مراسم نکاح بکمال فرخنده گی و رونق بقواعد و اصول مرعیه به انجام رسید . سراج الاخبار افغانیه این مراسم مسنونهٔ فرحت و مسرت آگین را از صمیم دل بر اهل عریس و عروس مبارك باد میگوید .\n\nپیشخدمت باشی\nچون خبر تعین و مقرر شدن ابراهیم خان که سابق در صنف غلام بچه های اعلیحضرت همایونی شرف - رفرازی داشت و قبل از چند ماه تناسب پیشخدمت باشی گری حضور اعلیحضرت همایونی مقرر گردیده بود و از قلم مانده بود لهذا درین وقت بدرج و قید آن پرداخته حسن توفیقات و کامیابی شانرا در وظیفه و خدمات محوله شان نیاز میکنیم .\n\nحوادث خارجیه\nتكذيب يك ياوه سرائی عجیب\nهمعصر معزز ما اخبار ( وطن ) و دیگر همعصرهای همدرد اردو زبان ما بعضی هرزبانهای يك شخص یاوه سرای معنائی را از اخبار ( ستتسمین ) اقتباس ، و در اخبار های معتبر خود مندرج ساخته اند ، و نیز اظهار همدردی و دلسوزی خبرنانه کرده نوشته اند : که اگر حالات مندرجۀ اخبار ( ستتسمين ) صحیح و درست باشد محافظ و نگهبان دولت اسلام باقیمانده حافظ حقیقی باشد ! .\nبنا برین ما میخواهیم که همعصران معزز اسلام دوست خودد تسلی بدهیم ، و به این آسوده خاطر سازیم که اگر این سخنان را يك آدمی میگفت که هیچ غرض شخصی و نفسی نمیداشت شایان افسوس و حسرت شمرده میشد . ولی چون ما گویندهٔ آن سخنانرا از طرز سخن او و کوتی نشیمن او که خود او بیان کرده شناختیم که بچه قیمت و چه حیثیت آدمیست از انسیب برای رفع شبهه و تسلی خاطر محبین اسلامی خود لازم دانستیم که قدری از اغراض شخصی و نفسی این هرزه سرای فضول بر قارئین کرام خود بیان نموده محاکمه و فیصلهٔ آنرا به انصاف و تمیز خودشان حواله نمائیم .\nاین آدمی که در کونیٔ هفتهزار فوت بلند از سطح بحر در کنار دریای کابل سکونت پذیر اعزاز و انعام بوده ( مالت ) نام يك انگلیسی است که در کارخانهٔ چراغ قوت برقی دولت افغانستان ملازم و مستخدم بود . و در ماه دو هزار و چار صد روپیه کابلی بمقابل يك خدمت بسیار جزوی از دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما افغانستان تنخواه میگرفت . هر گونه عزت ، اکرام ، انعام محافظات خدمت دربارهٔ او اجرا میشد . در حضور مبارك اعلیحضرت بادشاه مقدس ما گاه گاهی که شرفیابی حاصل میکرد مظهر لطف عنایت ، التفات میگردید .\nحالا بشنوید که بمقابل اینهمه احسان ها آن نمکحرام غابن چه يك دولاب دغاباز برادر کابل میخواست بدور آرد: ذات اعلیحضرت پادشاه ما آرزو فرموده بودند که از کابل تاقندهار يك خط تلگرافی تأسیس و تمدید یابد ، و ( مالت ) را امر فرمودند که از"}
{"book": "adl0616", "page": 738, "text": "سال دوم\nشماره ۲۱\n\nکابل تاقندهار بسنجد و معلوم کنند که این کار بچه قیمت تمام میشود . مالت يك سياهه ساخته قیمت سیم تلگراف مذکور را شش لك روپيه نشان داد. چون این کار یک عملیات مهمی شمرده میشد با دیگر کمپنی ها نیز حرف زده شد. يک کمپنی دیگر عملیات مذکور مرا کمتر از سه لك روسیه در عهده گرفته طبعاً به او محول گردید . با وجود این هم از انجا که مراحم ذات شاهانه و همه خدمتکاران دولت عليه شان بدون تفريق مذهب و جنسیت رایگان و شایگانت برای مأیوس نشدن او خدمت تأسیس دادن تلگراف بی سیم را در ما بین بعضی نقاط مملکت فرمان نموده بمبلغ پنجاه هزار روپیه کلدار آلات و ادوات تلگراف بیسیم و غیره را از و طلب فرمودند که رفته اشیای مذکوره را خریداری نموده بیارد. بعد از انکه آن ناسپاس حق ناشناس از دار السلطنه کابل مبالغ را گرفته برفت پیش از انکه اشیای سفارش شده را بیارد هنوز مال نرسیده از هندوستان استعفا نامه خود را روانه کرد. و علاوه بران در اخبارها نیز متقابل آنهمه لطفها و احسانها این تقوهات نالایق و ناسزا و این هزبانهای با در هوا را نشر نمود. هر كاه مال دو نيم لك روپيه بشش لك روپيه كه او گفته بود بواسطة او خریده میشد و مبلغ سه و نیم صد هزار روپیه در کیسه حرص و طمعش میدرامد در انوقت از افغانستان بهتر ملکی در عالم نمیبود، و بادشاه افغانستان بهترین پادشاهان عالم میبود، وقتیکه بگفته دروغ او عمل نشد، وسنك در كاسه طمع او خورده شکست هوای افغانستان، ملک افغانستان، کوه افغانستان، مردم افغانستان، پادشاه افغانستان جملة بنظر بی بصرش خراب آمد. قارئین کرام و همدردان اسلام ما حالا خود ملاحظه و محاکمه کنند که اقوال اینچنین شخص نفس پرست طماع را چه قدر و قیمتی خواهد بود دولت متبوعة مقدمة ما بقدر لازمه كار خود به استخدام ملازمین یوروپی مجبور است. گاهی که کار بیشتر باشد نفری هم بیشتر میشود چون کار کمتر باشد نفری هم کمتر می شود. و اصل مقصد از استخدام یوروپین در افغانستان این است که مردم افغانستان از آنها تعلیم کار طرز جدید را بیاموزند. و سبب بیشتر بودن مردم یوروپ در اوایل، و کمبودی شان در اواخر ازین است که در اول از خود مردم افغانستان کاریگران و صنعتگران کمتر بود و حالا بساية ترقيوايه اعلیحضرت بادشاهی چون افغانان پیشه ور بیشتر است و يوماً فيوم بیشتر شده میروند از انرو اگر تعداد یوروپین نیز کمتر شده باشد چه عیبی خواهد داشت ، افسوس است که گاهی در بین این یوروپین اینچنین اشخاص فضول كونه بین نیز پیدا میشود . لكن صد شکر که همه یکسان نیست . مثل مشهور است که : پنج انگشت برادر است اما برابر نیست و مانند داکتر (والتر سایز) آدمان با هوش و حقیقت بینی نیز از یورو بین به افغانستان آمده موجود است که هر چیزی را بنظر حکمت و دور بین راست کوی حقیقت دیده و نوشته است حالا قارئین کرام ما بکندری از داکتر والتر سایز بشنوند که او در باب افغانستان و پادشاه افغانستان چه میگوید :\n\n( از اخبار تایمس )\n\n(ترقی و تعالی افغانستان)\n\nداکتر ( والترسانز ) یکی از اعضای جمعیت آسیاست که در لندن تشکیل یافته است اخیراً به ( افغانستان ) يك سیاحتی اجرا کرده و پارسال در باب سیاحت خود در جمعیت مذکوره يك قونفرانسی داده در ان قونفرانس چنین گفته است :\n\nافغانستان را هر کس یک مملکت عادتی شرق میداند و آن مملکت را در زیر اداره یکی از امرای شرق میشناسد پیش از انکه به افغانستان سیاحت کنم من هم آنچنان میدانستم و بهمان فکر بودم . اما وقتیکه به افغانستان رفته احوال آنجا را برای العین مشاهده کردم چنان مناسب دیدم که برای تصحیح و توسیع کردن حسیات و معلومات هموطنان خود را در باب افغانستان این قونفرانس را ترتیب و وعظ نمایم :\n\nای هموطنان : افغانستان همان افغانستان قدیم نیست ، شمارا تامین میکنم که سر اسر تبدیل یافته است و اگر آنجاها را بچشمهای خودتان ببینید هیچ باور نخواهید کرد که این يك مملکت شرق باشد .\n\nدر افغانستان هر چیزی موجود است . اعلیحضرت امیر سابق مرحوم عبد الرحمن خان چاره های فایده برداشتن را از مدنیت حقیقیه او روپا اندیشیده و تهداب های ترقی و تعالی افغانستانرا وضع کرده بود .\n\nمشار الیه در اینجاب به آخر درجه جهد و غیرت کرده است . درین خصوص شب و روز کوشیده است . خواب و راحت ، و صحت عافیت خود را برای حصول این مقصد فدا کرده است .\n\nاعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان مرحوم در وقتی که میخواست ثمره های این مساعی خود را بردارد وفات یافت و وارث بزرگ شان اعلیحضرت امیر حبیب الله خان چون بعد از وفات آن امیر عالی خیال بر تخت سلطنت جلوس نمود به اثر پدر مرحوم خودشان اقتدا و اقتفا کرده مملکت خودشانرا احیا نمودند. امروزه روز در افغانستان کارخانه های طوب، وتفك ، و كار طوس و سازمه حربيه موجود است . عسکر افغانستان کاملا منتظم و مجهز، و با اونیفورمه های ملیس میباشند :\n\nدر حالیکه پیش از بیست سال یکوجب راه شوسه یعنی سرك در افغانستان نبود امروزه روز شوسه ها مانند شبکه خانه جولا هر هر طرف را فرا گرفته است. ملت افغانستان که در اول با یغما گری ، و چپاولی مشغول بودند امروزه روز زراع تاجر ، کاسب شده اند . در افغانستان حرف و صنایع خیلی ترقی کرده است. مکاتب ابتدائیه بسیار است در کابل سراز نو یکچند مکتب اعدادی ويك دو دار الفنون تأسیس شده است ، افغانها در حالتیکه از يك اروپایی"}
{"book": "adl0616", "page": 739, "text": "صحيفه ٦\nسال دوم\nشماره ٢١\nنفرت میکردند امروز در رحله تدریس معلمهای اروپای جان می اندازند. اعلیحضرت امیر به اینهم اکتفا نورزیده برای ترجمه کردن علوم وفنون جديده اروپا را زبان فارسی که زبان رسمی افغانستان است در کلکته یك دارالترجمه احداث کرده، و نگرانی آرا نیز به وکیل سیاسی افغانستان مقیم کلکته حواله و تودیع فرموده اند. بعد از انکه آثار مترجمه طبع میشود به کابل فرستاده شده در موقع استفاده وضع میگردد. اعلیحضرت امیر به اینصورت به ملک و ملت خود در یک مقیاس و اسمی خدمت کرده و نام خود را ابدیا احیا و ایفا نموده اند. برای امور زراعیه افغانستان ماشینهای توسیستم زراعت طلب کرده به اهالی قیمت مناسبت در فروختن است. و بدل قیمت آن از زراع قسط به قسط گرفته میشود در کابل چون کارخانه های الكتريك پشمینه بافی و نساجی بافی، و کاغذ، و آلات جارحه را دیدم حیران شدم. عادتاً در اسويجره یعنی سویزر لند گمان کردم. بعد از ده سال افغانستان در عمران و مدنیت هندوستان را عقب خواهند گذاشت اعلیحضرت امير علماء و فضلاء وادباء و ارباب تجارت و صنعت را دوست میدارند و با اینها دید و بازدید کرده تشویق و تقدیر میکنند نها شهر کابل رانی، بلکه همه اونتهای را که تابع و خرچگذار حکومت افغانستانست نیز ردش کردم، و از نظر گذرا بیدم. در هر جا هر چیز تو است. روز بروز به فضل و معرفت اهلى تنویر فکر میکند. از حرفت و صنایع استفاده میکنند. شهر غزنین با این فعالیت عمران وقت نخستین خود را خواهد یافت بلی، احتمال دارد که باز به درجه کمالی که لایق مدح و ستایش شاعر شهر ایرانی یعنی ( فردوسی ) گردد واصل خواهد شد فردوسی این مملکت را بهشت تشبیه داده بود تحقیقات که اینجا مانند يك بهشتی است و الحاصل ملك افغانستان و ملت افغان خیلی از خیلی تبدیل یافته و در طریق مدنیت به سرعت تمام قطع منازل میکند..\nاگرچه ما این گفتنهای داکتر ) والتر سایز را در شماره\nاول سال دوم خود از ( سالنامه ثروت فنون ( که از اخبار معتبر و\n( تایمس ) به ترکی ترجمه کرده بود به فارسی ترجمه نموده درج\nمحایف کرده بودیم، ولی چون مناسبت آمد باز تکرار آثر از\nفایده عالی نیافتیم. لهذا به این بیت ختم مقال نموده میگوئیم\n(سایز) آمد دید و رفت و (بالت) آمد دید و رفت\nهر دو انكليز اند اما این کجا و آن کجا\n\nطنتیست که از بام افتاده و آواز وحشت همرازان سامعه‌خراش همه ساکنان روی زمین گردیده است . اما چیزیکه موجب غرابت و شایان حیرتست این است که این رساله ( عبرت نامه) به زبان قومی و ملتی ما ( افغانی ) در استانبول تحریر وطبع و نشر شده است. اگرچه نام و شهرت محرر و مؤلفش در رساله تصريح نیافته، و به جای امضا تنها ( مترجم ) نوشته شده، ولی چون زبان بسیار فصیح افغانی مینویسد ، و در دیباچه کتاب نیز افغانی بودن خود را بیان کرده هیچ شبهه نیست که افغانست، و بسیار دیندار و با غیرت و بیدار و هوشيار يك افغانست. و محرر چون در آخر کتاب خود شدیداً التماس کرده که هر مسلمانی که این کتاب را بخواند میباید که دیگر مسلمانان را نیز به آن خبر دار بسازد، و اگر اینچنین نکنند در روز جزا از و باز خواست شود خود را از انسب ما که کتابرا خواندیم مجبور شدیم که در اخبار خود آنرا نشر کرده برادران دینی و وطنی خود را به آن با خبر سازیم و چون اخبار ما به زبان فارسیست مجبوریم که از زبان مانی افغانی خود زبان فارسی آنرا ترجمه کرده پی در پی در هر نسخه اخبار خود شایع نمائیم. این است که درین شماره خود عیناً به ترجمه دنیای کتاب آغاز نمودیم :\n\nدیباچه\nای افغانان بیائید و به روم به بینید\nکه اما را به مسلمانان چه کارها کردند\nمن يك افغان و از باشندگان استانبول هستم . این کتابرا من از خطاها و ریونهای فرنگهای جرمنی و استریانی و فرانسیسی زبان افغانی ترجمه کردم محلیاقت آن چیزهای که من به چشم خود دیده ام و به من معلوم است آن خیلی زیاده تر ازین است ، اما چون سخنان مرا مسلمانان مبالغه خواهند دانست از انساب من از دستخط های خود فرنگیان و گواهی آنان ترجمه کردم تا از خواندن آن یقین کنند که هیچکس هیچکا، بدی قوم خود را پوره پوره راست راست بیان نمیکنند. پس شما خیال بکنید که خود فرنگیان چون به زبان خود اینقدر میگویند آیا به راستی و حقیقت چندر از ظلمها شده باشد و بیانهای خود مسلمانان انجنان دلسوز و حسرتنا کست که موهای بی آدم را بر بداش راست میکنند مطلب من از نوشتن این کتاب این است که به افغانان معلوم شود که فرنكها مسلمانان چه چه رنگ کارها کردند . مقصد بكانه فرنكها گم کردن مسلمانا نیست اما بسیار افسوس است که مسلمانان به سبب علمى و عبری غریب فرنگها بازی میخورند و تحقیقت مقصد آنها نمیدانند. و از حال همدیگر خودشان به خبر هستند . به سبب نادانی و بی علمی در خانه خود نیز بی اتفاق هستند. و از سیب این بی اتفاقی فرنگها همه شانرا زیر کردند .\n\nعبرت نامه\nدر هفته برای ما از استانبول به عنوان فوق يك رساله مطبوعه ايهم افسوس است که در میان مسلمانان افغانان از همه زیاده تر رسیده است که از وقایع بر فجایع ظلمها و وحشتهای بالقان بحث به علم و به خیر هستند. از حال دنیا اکثر شان بالکل تا واقلت میراند . بلی . این مسئله چندان غرابی ندارد. زیرا آن بدعتها که وحشیان بالفان بر مسلمانان آن طرف اجرا کرده اند يك"}
{"book": "adl0616", "page": 740, "text": "حیفه ۷ سال دوم شماره ۲۱\n\nعلم ما افغانان همینقدر است که بچشم خود چیزی به بینیم. از حال گذشته دنیا که به کتابهاست نیز بیخبریم. چرا که کتاب خوانده نمیتوانیم. از حال موجوده دنیا نیز نا واقفیم چرا که از خانه خود بیرون نشده ایم. بما دنیا همینقدر معلوم است که از يك كوه آفتاب براید و به پشت دیگر کوه پنهان شود. ما میگوئیم که دنیا همین است که در ما بین همین دو کوه است. سبب این همه از بیخبری و بی علمی ماست عموماً همچنین است ولی بعضی خواص از آن مستثناست. ملاهای ما نیز از حال دنیا بیخبر هستند. به آنها همین قدر معلوم است که آبدست بچه رنگ گرفته شود، و روزه چه وقت افطار شود. از حال گذشته دنیا به آنها هیچ چیزی معلوم نیست.\n\nاگرچه از حال زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم واصحاب رضى الله عنهم به آنها معلوم است اما از زمان اصحاب تا به امروز که چه حالها تیر شده است مطلق بیخبر میباشند خدا و رسول که بر ما سیر و سیاحت حکم کرده است ازین است که علم پیدا کنیم و از حال دنیا باخبر شویم. حج هم بر مسلمانان ازین سبب فرض شده است که در سال یکبار همه مسلمانان دنیا در مکه معظمه جمع شوند. و از حال همدیگر خود با خبر گردند. لیکن بسیار و بحد افسوس است که مسلمانان ما بسبب بیعلمی به این مطلب هیچ پی نبرده ایم. از ملک خود تا به عربستان سفر کردیم. ولی به اصل مطلب نرسیدیم. یعنی خود را بر حال مسلمانان دنیا خبر نکردیم.\n\nلوحه عبرت\n\n(یکی از شهیدان میگوید : - ما میشنیدیم که این اورپا که کتاب انسانیت را بدست دارد بسیار عادل و انسانیت پرور میباشد)\n(لكن در مقابل . این جنایتهائی که در ماکدونیا اجرا شد هیچ انسانیت پروری شان دیده نشد . آن دیگر شهید)\n(جواب میدهد : - بلی، هر گاه در چین يك نصرانی کشته شود در انوقت آن انسانیت پروری حسیات خود را)\n(اظهار میکند . اما اگر ملیونها اسلام در يك روز به آتش بسوزند هیچ حس انسانیت در آنها پیدا نشود . فاعتبروا ...)\n\nدر مکه مکرمه از چین از مراکو از ترکستان از ایران از مصر از سودان از ملایا از شام از زنگبار از الجزایر از قبرس از تونس از یورپ همه مسلمانان حاضر و موجود اند. حالانکه ما از انها تفحص نکردیم و نه پرسیدیم که ای برادران شما چه حال دارید آیا راحت هستید، یا اسیر میباشید، آیا بشما ما يك مددى رسانیده میتوانیم؟ پس اگر ما از مطلب اصلی حج باخبر میبودیم دران وقت ما خود را بر حال تمام برادران مسلمانان عالم باخبر کرده بوطن خود گشته می آمدیم و اهالی وطن خود را از آنها باخبر میساختیم مگر ما\n\nبسبب بیعلمی و بیخبری تا مکه رفتیم ولی هیچ آگاه نشدیم که سخن چیست. چشم بسته رفتیم و همچنان چشم بسته پس آمدیم. افغانان ! شما خبر شوید که انصارا همه دنیا را گرفتند و همه ملکهای مسلمانان را زیر کردند و همه مسلمانانرا غلام خود ساختند. مایان مانند يك گله گوسفندی هستیم، فرنگها چون قصابان ما هستند. يك یکی از ما را میگیرند و میخورند. و مایان می بینیم و هیچ گفته نمیتوانیم. مراکو يك ملك كلان مسلمانان بود، آنرا فرنگها گرفت مصر رفت، ترکستان رفت، هندستان که هشتصد سال در زیر حکم"}
{"book": "adl0616", "page": 741, "text": "شماره ۲۱\nسال دوم\nصفحه ۸\n\nمسلمان بود رفت. امروزه روز نصارا بر ایران و عرب و ترك دست بالا کرده اند. چیزهایی که در روم امروزه روز فرنگها کرده و میکنند بخواندن و مطالعه کردن این کتاب بشما معلوم خواهد شد. ده لك مسلمان بیگناه بقتل رسید بهزارها دختران جوان و زنان پیر مسلمانانرا فرنگها بزور نصارا ساختند و زن کردند به لکها معصومان را کشتند، بستند، سوختند، زنده بدار کردند. بزور کریشتان نمودند. وقتی که این کتابرا بخوانید به تفصیل بشما معلوم خواهد شد که نصارا چه کارها و چه لو بها کرده اند.\nافغانان! شما ازین عبرت بگیرید، و ذهن نشین خود بکنید و بفهمید که يك روز و از ما هم خواهد آمد و بر ما هم ازین کارهای ناروا صرفه نخواهند کرد. ازین سبب برما افغانان لازم است که در وطن خود با همه گر اتفاق کنیم و از کشت و خون مابین یکدیگر خود دست بردار شده خونداریها و ستانداریها و هم چشمیها را بیكونهم. تا میتوانیم در پیشرفت تجارت، و زراعت و صنعت وطن خود کوشش ورزیم، و شرکتها و کمپنی های تجارتی و صنعتگری عقد کنیم و کرباس ملك خود را بهتر از شال کشمیری ملك غير بدانیم. شرف دولت، ناموس مات حق وطن خود را محافظه کنیم و بشناسیم. و به پادشاه خود ما سراج الملة والدین امیر المؤمنین اعلیحضرت امیر حبیب الله خان تابعداری کنیم. و خدمت قوم و وطن خود را بجا آریم. باقی از درگاه خداوندی نیاز میکنیم که اینسخنان من بر دل شما اثر کند.\n\nاجمال\n\nاز حوادث عمده و وقوعات مهمهٔ که در این ایام بظهور انجامیده، خیر قتل مرحوم (محمود شوکت) پاشاست که بعد از قتل ناظم باشا و عزل کامل باشا بعهده صدر اعظمی و نظارت حربی رسیده بود. محمود شوکت پاشا همان ذاتی بود که قاید و سرافسر (اردوی حرکت) شده از روم ایلی به استانبول آمد، و سلطان عبدالحمید خان غازی را خلع نمود. باز از طرف کمپنی اتحاد و ترقی ناظر حربیه شده بود. و چون کمیتی حریت و ائتلاف بروی کار آمد عزل شده بود. و باز چون اتحاد و ترقی برپاخواست و ناظر حربیه ناظم باشا را در نفس دایره باب عالی مقتول و کامل پاشا را مقرول نمودند منصب صدر اعظمی را احراز نمود.\nاز هنگامیکه حکومت مشروطه در دولت علیه عثمانیه قایم و عنوان (خلافت عظمای اسلامیه) بعنوان (حکومت مشروطه عثمانیه) تبدیل، و بجای طغرای غرای همایونی يك عمارت سنگی و چوبی برنکتها و غیره چاپ گردید نیز نگهای عجیب و تغیرات غربی در انفسر زمین پاك بصورت بسیار المتساكي جلوه پذیر ظهورات شد. غیر زانکه بسیاری از ممالك جسيمه مانند ولایت طرابلس غرب افریقا\n\nو قطعه روم ایلی اوروبا، و جزائر بحر سفید آسیا، و بمليونها نفوس ضایع و غایب گردید. بسیاری از آدمهای نامدار و قیمت داری نیز طعمهٔ آتش حرص و کین غرض و نفس پرستی کردید. مقصد ما از ان نامداران تلف شده آتش دشمن که در میدانهای کارزار تلف شده اند نیست. زیرا آنها را مرده نی بلکه زنده اید میشماریم، و همه عالم آنها را تقدیس میکنند. مقصد ما از ان ضایع شدگان و تلف شدگانیست که از دست همدیگر شان یاحياً مفقود، و یا غدراً مقتول شده اند، و شایان حسرت و افسوس این است که بعضی از افراد ملت شان آن بادیه پیمایان راه عدم را نفرین و لعنت میخوانند، و بعضی آفرین و رحمت میگویند.\nدر میان این ها ادیبها، محررها، سیاسیها، افسرها، وزیرها ناظرها، سرکرده ها صدر اعظمها، ناظر حربیه ها، حتی پادشاه و شهزاده ها نیز موجود است. اینها همه کی فدا شدگان نفس پرستی پارتیها و فرقه ها شده است، بصدها هزار نفوس اسلام بیگناه قتل عام شدند، به آتش سوختانده شدند. جبراً نصارا شدند، عرضها ناموسها شرفها پامال گردید. مسجدها معبدهای اسلامی بکلیسا تحویل یافت. بجای صدای آذان آواز ناقوس بلند کردید. بجای برق هلال برقهای صلیب بر افراشته شد. نهایت الامر جنك هم انجام یافت. چونکه شد بباشد. مطلبها حاصل گردید. چیزی باقی نماند. ولی ما هنوز خوش که این اول قدمه های نردبان ترقی ماست.\n\nدفتر تمام گشت و به پایان رسید عمر\nما همچنان در اول وصف تو مانده ایم\n\nیعنی در اول وصف بی اتفاقی فرقه ها و اختلاف پارتیها! هنوز هم از قتل همدیگر، و ریختن خون یکدیگر سیراب نشده ایم. و میگویم که همچنین لازم است تا هدیات حقیقیه فرانسها و روماه و قا رطاجيها! و غیره برسیم! ...\nهزار افسوس که ما احوال این عصر و زمان را میخواهیم که به احوال عصرها پیش ازین ارجاع نمائیم. نمی بینم که درین وقت اوروپا حكم يك خانه و يك عایله را دارد. دولتهای شش گانه روسا و دیگرها افراد عایله آن سرا یعنی اوروپا شمرده میشوند. قونفرهٔ صلح عمومی را برپا کردند. نتیجه آن برین قرار گرفت که در مابین خودشان يك صلح و اتفاق قایم و دایمی تأسیس نمودند. و برین قرار دادند که به این صلح و اتفاق دنیا را در مابین خود برادر وار تقسیم نمایند. و این است که به تقسیم کردن از چندیست که آغاز کرده و بخوبی و آرامی موفق هم میشوند. بر این، پاریس ویانه، روما، لندن، پترسبورك هر يك يكيك دالان بزرك و مشعشعی شمرده میشود که در هر گاه و بیگاه روسای عایله که همه کی از يك سلاله و يك نمیره میباشند در ان دالانها جمع می آیند، و با همدیگر عهد و میثاق شانرا تازه میکنند.\nاز ما کار گذشته، چرا که ما اتفاق و اخونی که دنیایران مأمور،"}
{"book": "adl0616", "page": 742, "text": "تحیقه ۹\nسال دوم\nشماره ۲۱\nبودیم برای آنها ترک کردیم و نفاق و بغضای آنها را پیروی بالکان از جهتی و هم چنین ابدی این مسالمت بين وليعهدها ووارث\nنمودیم . چرا کهما سمی وغيرت وتشبت واقدام ، وعلم ، و کسب و جانشینان پادشاهان فوق برقرار خواهد ماند .\nحلال یعنی صنعت و هنر را که تصایران مجبور بودیم بکاهلی و تن\nپروری ، وهوسات مالا یعنی و عبری و نادانی مبادله کردیم. این (۲) اعلیحضرت سلطان عثمانی منازل پادشاه متحالفه میفرماید\nاست که جزای آنها را باید بکشیم. واگر پرسیده شود که جميع ممالک و اراضی واقعه خود را در او روهای غربی که ابتدا\nآیا ازین لوحه های عبرت عالم اسلام چشم بصیرت باز کرده میشود از اینوس) و کنار بحرانجه نامید یاو دریای سیاه بغیر از قطعه\nهوش میآیند و ديده بيناو كوش شنوا میکشاند. و برای حفظ پسر از نا تو دستان اما تعیین خطوط محدوده از اینوس تا میدیا انجمنی\nاستقلال استقبال خود و ممالك و آئین خود فکری میکنند و تجهت تعیین و مرتب خواهد کرد.\nعيته الباقية ممالك اسلاميه دربي جاره می افتند ) ، بجواب گفته\nمیشود که اسلامها را چنان خواب سنگین و عمیق در نر بوده که (۳) اعلیحضرت سلطانی و پادشاهان متخالفه تسریع مینمایند.\nچشم باز کرده بتوانند، و چنان شراب غفلت و بخبری ننوشیده اند که تفویض میکنند با علی حضرت امپراطور آلمان و امپراطور تمسه\nکه بهوش آمده بتوانند. در حالیکه از بعضی حدیث خوانان و رئیس جمهوری فرانسه و پادشاه انگلیس و پادشاه ایتالیا و امپراطور\nو تفسير دانان محول بشنویم که برای ما صنعت کار نیست، ترقی روسیه مسئله تعیین حدود ارنانو دستانرا وتسوية جميع مسائل\nلازم نیست ما بفلاخن، وسونه بر کافران غالب آمده و باز خواهيم متعلقه قطعه از ناتو دستانرا .\nآمد ، آیا بعد از شنیدن اینچنین نفوهات چه امیدی برای بیداری\nخواهد ماند؟\n(٤) اعلیحضرت سلطانی تصریح میفرماید که تنازل میکنند\nمع ذالك هزار شکر است که رفته رفته بیدار مغزان و منور بدول متحالفة بالسكان جزيره کرید ر او هم چنین تنازل مینماید از جمیع\nفکران است نیز افزونی میگیرد، و دنياتها بر همچنین فكرها باقی حقوقی که بر سر جزیره کرید دارد حتی سیادتی که بر سر این جزیره\nنمیماند . و زمان خود بخود واجبات لازمه خود را نشان میدهد. داشته .\nترقیات عصر اگر هیچ نباشد برای جرمغنم ما را بسرعت عرابه\nموثر میتواند که میداند که هنوز جا چیزها روی کار نیاید. (0) اعلیحضرت سلمان عثمانی و پادشاهان متحالفة بالكان\nتفویض میکنند بامپراطور آلمان و نمسه و رئیس جمهوری فرانسه\n( همعصر معزز اخبار چهره تا مینویسد ) و پادشاه انگلیس و ایتالیا و امبراطور روسیه مسئله حكم جزایر\nپس از اجتماع فرستاده گان دون بالسكان و عثمانی در لندن عثمانی که واقع در سواحل بحرانجه با کوه اتوس ( بغیر از جزیره کرید )\nو حضورشان در وزار تخارجه انگلیس مراد وارد گری وزیر اعلیحضرت سلطان عثمانی و پادشاهان متحالفه تصریح مینمایند.\nخارجه انگلیس که سرعت سیبای امتیازات ذیقمت از عثمانی کنگره مالیه دول که دعوت شده اند در پاریس تسویه تصفیه\nبود با تشددی فوق تصور سفرای دول بالكارا نهیب داد که اگر جميع مسائل مالیه که متعلق بجنك بوده و منازل از املاکی که\nشرایط مصالحنامه که پیشنهاد میشود در امضایش تعال دارید شده است و هر يك از طرف خود نماینده برای شرکت در کنگره\nفوری از پای تخت بریتانیای عظمی بیرون بروید که دول معظمه مالیه در پاریس باید بفرستند .\nاوروبا را وقت ومجال بايتكونه امورات رسیدن نیست ! و هرگز\nنگران خیالات طمعکارانه شماها نخواهد شد. دولت عثمانی و بلغار عد مسائل متعلق بمبادله وتسلیم اسرای دول پنج گانه\nمقدم و همه حاضر برای توقیع معاهده با مصالحه شدند و سفرای یونان و مسائل قضایای شرعیه و جنسیه و تجاری تسویه مییا د باتفاق خاصه\nو سرب كه ديك هو سنا كانه آنها از جوش هل من مزید فرو نمی نشست که فراهم خواهد شد. این بود شرح خونين جنك بالكان وتسليم\nتشدد ثانویه سر ادواردگری آب سردی بحرار نشان ریخت و آنها هم این همه بلاد و عباد مسلمانان و غفلت و نادانی ماها وعبرت وتنبيه\nتسلیم گردیدند و همکی متفقار ام و سر اطاعت خم کردند؟ شدن تمام مسمانان دنیا !!\nچون وزیر خارجه انگلیس ( مصلح مشهور ) سفرارا\nمستعد دید در نگرا جایز ندانسته هریکرا جدا گانه طلب کرد اتفاق انگلیس با عثمانی : با غنایم او بر سر\nو شرایط را بامضاء رسانید که مانس آنها را در ایجاد کر مینمائیم ( جنگ بالکان از عثمانی )\nدر شماره گذشته (۹) چهره نما از اتفاق جدید انگلیس\n( شرایط مصالحة عثماني ودول بالسكان ) و عثمانی اختصاراً اشاره کردیم و نگاشتیم برخی امتیازات سری\n(۱) از تاریخ امضاء این معاهده معاودت خواهد کرد صلح هم انگلیس از عثمانی حاصل نموده ! ولی تفاصیل این اتفاق که از\nوسلم فيمابين اعلیحضرت سلطان عثمانی از طرفی و پادشاهان متحالفه اثر مسافرت حتى باشا صدر اعظم اسبق عثمانی به لندن مجهت صلح\nعثمان بادول بالکان باشد زود اشکار کردید ، که ما اينك مع الاسف\nبرای افسرده کی خاطر خوانندگان چهره نما می نگاریم . تا بدانند\nکه ذلت و مسکنت و مصائب متراکمه اسلامیان همه از سایه جهالت"}
{"book": "adl0616", "page": 743, "text": "صحیفه ۱۰ سال دوم شماره ۲۱\n\nبایه خود غرضانه آرای جاهلانه مهامداران امور دول اسلامیه بوده که دول اوروپا محض خوش آمدهای ابله فریبانه که هردم به نیرنگی مخرج سياسيين دول آسیا داده امتیازی حاصل کرده تا صاحب خانه از همه چیز بی نصیب کرده و این است تفصیل اتفاق نامه جدیده که انگلیس محض حق الوساطه با دلالی از عثمانی گرفته است .\n(۱) اعتراف مینماید دولت انكليس بحقوق شرعية دولت عثمانی در مقاطعه کویت .\n(۲) دولت عثمانی از حقوق قضوات شرعیه خود در داخله کویت تنازل مینماید بدولت انگلیس و اعتراف عثمانی مینماید با تفاقیکه ما بين انگلیس وشیخ کویت شده و مال این بند چنین است که مسائل خارجيه کویت تمامی راجع با نگلیس خواهد بود.\n(۳) دولت عثمانی تنازل مینماید از جميع حقوق مشروعه خود در جزیره قطار و امتیاز میدهد انگلیس را که بنایه چراغهای دریائی در خلیج بصره نمايد و تامين دریائی خلیج بصره با انگلیس باشد.\n(٤) انگلیس کفایت مینماید بکشیدن راه آهن تا بصره و وامیگذارد راه آهن تا کویت باداره راه آهن بغداد و دو مدیر انگلیسی انگلیس معین مینماید بجهت شرکت راه آهن بصره !\n(٥) دولت عثمانی امتیاز میدهد با نگلیس برای دجله و فرات و تامین وسایل تجارتی او در بلاد عربيه !\n(٦) دسته از انگلیس و عثمانی بنام هيئت تفتيشية وفنيه معین خواهند شد از برای سیر کشتیها و پاك نمودن نهرها و انشاء چراغهای تجربه در عراق عرب !\n(۷) باید حقوق امیر محمره ابدی بر محمره باقی باشد ( چهره نما ) هیچ معلوم نیست محمره و حقوق شیخ محمره چه دخلی باتفاقنامه انگلیس و عثمانی دارد .\n(۸) اختلاف اراضی متنازع فيه عثمانی و ایرانی با قرب وقت\n\nباید تسویه و تصفیه کردد .\n(۹) دولت عثمانی تنازل مینماید از حق مراقبتیکه دایماً عروض مصری دارد .\nاین است اتفاقنامه ایکه از طرف سفير فوق العاده عثماني حتى پاشا باوزير خارجه مشهور انكليس جناب ( سر ادوار گری ) بتازہ کی بسته کردیده در واقع انگلیس در این وساطت خود پیش ازدول بالكان حق غنيمت برد زيرا بالكانيها مال و جان دادند والكليس حرف وهوا !!\nاينك دولت انگلیس قبل از رسیدن راه آهن بغداد به بغداد و دست و گريبان شدن با آلمان به با امتيازات مالكانه نائل آمد و میتوان گفت امروز در عراقی عرب امتیازاتش بیش از آلمان کردیده بلکه مقدم و صاحب اختیار کل گردیده .\nاز اخبار های انگریزی واردو\n( اخبار پایونیر مینویسد )\nنامه نگار سرحدی ما از قطرغان است که در کوشش ساختن بارودیی دود در کار خانه کابل هیچ کامیابی حاصل نشده است فقط\n( سراج الاخبار افغانيه )\nنامه نگار سرحدی غلط قطرازی کرده\nپرواز جهاز\nيك جهاز هوائي جرمنی موسوم به زیپلین در ظرف ۸ ساعت از برلين الى ويانا یعنی ٤٣٥ میل فاصله را طی نموده است فقط\n\nيك منظره لطیفه پغمان کابل\nفوتو - سراج الاخبار افغانيه\n\nجنگ مصنوعی بحری\n٣٤٣ لنگر جهاز در مانوره بحری یعنی در جنگ مصنوعی بحری در ماه جولانی شرکت خواهد ورزید فقط\n\nانقلاب ترکی\nقتل محمود شوكت پاشا\nقسطنطنيه — بر خلاف كميتي اتحاد وترقى تركى يك عداوت شدید بوقوع آمده است و محمود شوكت پاشا وزیر اعظم قتل کرده شده است ( انا لله وانا اليه راجعون ) حسین حامی پاشا انسپکٹر جنرل ( نكران كل ) ولایت سوریا مقرر کردیده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 744, "text": "صحیفه ۱۱ سال دوم شماره ۲۱\n\n(تكاليف ومشكلات تركى)\n\nمحمود شوکت پاشا سواری موتر به باب حالی میرفت که دو نفر او را به فیر تفنگنچه ها شهید کردند فقط\n\nبدظنی و بی اعتباری پیدا شد چنانچه بر خلاف او يك سازش بر پا کرده شد و غالباً از قتل او خاتمه طاقت مجلس اتحاد وترقى معلوم میشود فقط\n\nتنازعات متفقين\n\nو سرزنش و تنبه شدید از زار روس\n\nزار روس در يك وقت بادشاه بلغاریه و سر ويارا بذريعه تلگراف از نتایج و خطرات جنگ با همی بالفاظ شدید و سخت تنبه ساخته است - زار روس اظهار تاسف مینماید که اولا در سالونیکا و ثانیاً در سنت پیترز برگی تا حال بعمل نه آورده شده است.\n\nمضمون تلگراف\nزار روس بقرار\nذیل بود دول\nاتحادیان برای\nجنگ را در\nکش نیاری هائی\nغیر معمولی\nکرده میروند.\nجنگ مذکور\nآن فتوحات\nشاندار را که\nآنها متفقاً حاصل\n\nهمعصر آزور مینویسد.\n\nخبر جانفرسای قتل محمود شوکت پاشا وزیر اعظم ترکی ظاهر میکنند که در ملک ترکی بد نظمی و بدنسق بدرجه اتم رسیده است و بهی خواهان دولت عثمانیه را از حد مایوس و ناامید ساخته است — دولت عثمانیه بظاهر بريك كنار خطر ناک کوه آتش فشان ایستاده میباشد و يك لغزش در این عصر حاضر و بر موقعه نازك در حق آن این قسم تباهی و بربادی خواهد آورد که در تواریخ عثمانی بی مثل خواهد بود و در این چنین قعر مذلت خواهد افتاد که برامدن آن تا حشر ناممکن خواهد بود — تاریکی و ظلمت که درین ایام برکره هوائیه دولت عثمانیه طاری و محیط کردیده است اکنون چنان\n\nاندیشه کرده می\nشود که سایه آن\nتاریکی و ظلمت\nبر استقبال ترکی\nزیاده وغیره\nو تار خواهد\nبود - تکالیف\nو مشکلات بیرونی\nملك تركي تا حال\nحل نشده بود و\nمعاهده صلحنامه\nتکمیل نرسیده\nبود که از شومی\n\nو نظاره دریای شتل گل بهار به حدیل جدید .\nمولو ، سرمان اسپور\n\nکرده اند پایمال وضائع خواهد ساخت برین موقعه نازک این را حق و فرض خود دانسته من بحضور پادشاهان هر دو ملک در خواست مینمایم که بر قرار داد و مواعيد خود ثابت قدم ومستقل بمانند و برای تصفية تنازعات با همی بطرف روس مراجعت کنید من این را هم بخوبی میدانم که کار ثانی چیزی قدر و منزلت ندارد بلكه يك فرض ناخوشگوار می باشد - من این را از فرائض منصبی خود میدانم که اگر ما بین اتحادیان کدام جنگ بوقوع آمد من هرگز مرکز خود را خاموش و قرار نخواهم ساخت - من به الفاظ صریح شما را مطلع میسازم که جنگ اتحادیان باعث خراب و بربادی اقوام ایسلاوی خواهد بود و روس بوقت جنگ وحشیانه اتحادیان هر طرزی که اختیار کرده آنرا حق و کار روائی جائز خواهد شمرد\n\nقسمت معبود جنگ درمان عثمانی خانه جنگی ها و کشت و خون با همی را آغاز داد و محمود شوکت پاشا وزیر اعظم قربانی اول مناقشات موجود میباشد — از قتل وزیر اعظم مذکور سراسر تباهی و بربادی قوم ترك متصور می شود — این وقوعه در اسباب تنزل دولت عثمانیه به الفاظ خوفی تحریر یافته علاوه اسباب تنزل مذکوره خواهد بود و این بلای عملی باز دیگر و افق سیاسیات ترکی مسئولی و محیط گردیده است — اگر دست مجلس اتحاد و ترقی در خون ناظم باشا سپه سالار تجربه کار آلوده گردیده بود دشمنان مجلس مذکوره در قتل محمود شوکت پاشا و نیازی بی انتقام خود بجنسه یافته اند این دو نفر مرحوم و انوری روح و روان تر كان نوجوان بودند از همین سه نفر دو نفر قتل کرده شده اند و باقی مانده نفر از ترس جان خود هراسان و لرزان میباشد — معزولی سلطان عبد الحمید خان به جبر و تشدد تمام وقوع"}
{"book": "adl0616", "page": 745, "text": "مسابقه فوتو گرافی\n\n«پل شاه دو شمشیره بر دریای کابل»\n( فوتو : سراج الاخبار افغانیه )\n\n(این دو قطعه عکس در مسابقه درجه اول احراز کرده اند)\n\n«شلاله های پغمان»\n( فوتو : سراج الاخبار افغانیه )"}
{"book": "adl0616", "page": 746, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 747, "text": "سال دوم صحیفه ۱۲ شماره ۲۱\n\nآمده بود — حاصل کردن اقتدار مجلس اتحاد و ترقی بعد از قتل ناظم پاشا و متمکن شدن محمود شوکت پاشا بر منصب جلیله وزارت عظمی ترکی برای حفاظت دولت عثمانیه از دست برد اتحادیان بلقان در خیالات عوام الناس — تبدیلی عظیم پیدا کرده است و دشمنان مجلس اتحاد و ترقی از آنها متاثر شده این چنین جان های پیش بها ضائع کرده اند که باعث ضرر اسلام و ترکی شده است — ایا این کشت و خون کجا ختم خواهد شد و این کشت و خون تا کجا خواهد رفت، این سوالات میباشد که قدرتاً در دل هر انسان پیدا می شود — لاکن جواب دادن آنها کار آسان نمی باشد — از عرصه چند ترکی در نظر دنیای بیرونی يك قسم معمه بوده است و واقعات و انقلابات ترکی باین طریق بغتةً بوقوع آمده است که هیچ کس نه در باب استقبال ترکی چیزی گفته می تواند و نه بر واقعات گذشته ترکی چیزی روشنی انداخته میتواند — این امر در تواریخ عثمانی مخفی نمیباشد که سلاطین ترکی یا مقتول شده اند یا معزول کرده شده اند اکنون چنان معلوم میشود که همراه معتبرین دولت عثمانیه همان قسم سلوک کرده میشود که بیشتر بسلاطین کرده می شد و کسیکه در قسطنطنیه اقتدار حاصل میکنند برای او لازمی است که از جوی های خون بگذرد — سازش های حرم بدستور سابق در اشکال انقلابات سیاسی ظهور میباید لاکن سوال این است که آیا ترکان از حالات ماسبق چیزی نصیحت و سبق حاصل خواهند کرد یا نه، آیا از آنها کشت و خون ناحق که باعث مذلت ترکی شده است دست بردار خواهند شد یا نه، و برای آینده بازی قتل و غارت باهمی را ترک خواهند کرد یا نه، از واقعات جدید ترین چنان معلوم میشود که ترکان از واقعات گذشته هیچ سبق و نصیحت حاصل نکرده اند و این نفرت و حقارت و آتش حد و بغض در میان آنها این قسم بیخ محکم حاصل کرده است که کندن آن از طاقت انسانی بیرون میباشد .\n\n( از بیت العلوم به اداره رسیده )\n\nمحصل معزز وطن مینویسد\nمسلمانان ایران گروه گروه دین عیسائی اختیار میکنند چنانچه ازین عیسائیان جدید بك جماعة در شهر لکهنو آمده اند و این گروه نوجوانان ایرانی در کالج رید کرسچين لکهنو تعلیم میگیرند — من با آنها ملاقی شده کوشش نمودم که خوبیهای دین مبین اسلام را دانسته شان نمایم لیکن هیچ فایده نه بخشید در سال گذشته همین نفری ماه رمضان مبارك روزه دار بودند و افسوس که امروز خلقه ایشان عقاید مذهب نصرانیت هستند.\nمبادا دل آفرومایه شاد که از بهر دنیا دهد دین بیاد\n\nدر کانپور طوفان باد و باران\n\nشدید باد و باران واقع شده است که بسیار صدمه ها و نقصانات بشهر مذکور رسانیده\n\nشورش در مرا کو\n۳ جون — در مقام طيطوان يك حال خوفناك پديدار گشته که قبائل کوهستانی با هم اتفاق نموده شهر مذکور را محاصره کردند و بر خلاف هسپانیه بك محاربة شديديرا بر پا نموده اند — سرك طنجه مسدود گردیده — از مقام سیوتا افواج هسپانوی برای مدد می آید — به پیشروی طيطوان در بحر سه جهاز لنگر انداز است — و اهل کوهستانی بیرون شهر طيطوان برسويلنو حمله کرده اند و هر شب بر مردمان غیر تفنك ميكنند و مردمان شهر بر تسائل حکومت هسپانیه اظهار بی صبری مینمایند خیال کرده میشود که این شورش بوجه ناقابل اطمینان بودن وزارت هسپانیه بر پاشده است\n\nجاپان و امريکه\nواتیکونت چند اسفیر جاپانی به مستریرين يك خبر منظوری امنت عمومی را به قسم رسمی اطلاعداده است\n\n( شهادت نيازي بيك چگونه واقع شد؟ )\nاخبار ( تصویر افکار ) از زبان ناظم بيك رفيق راه و حاضر وقت بموت نیازی بیک چنین استفسار نموده اشتهار میکنند که بتاريخ ۳۰ ماه اپریل با نیازی بیک و ۶ نفر همراهانش به ایستگاه ولو نیاز سیدیم و شب را در هوتل بسر بردیم و علی الصباح مردم برای رفتن بمستقر جهازی رخ نمودند ولی معلوم شد که جهاز مذکور جانب یونان قدم انداز بود لهذا انتظار جهاز دیگر کشیدیم که بعد از دو نیم ساعت مرحله بیهای منزل مقصود میکشت و نیازی بيك يك همراه خود را برای خرید تکت فرستاد که درین اثنا از مجمع هجوم و انبوهیکه قریب ستیشن بودسه کاوله فیر کرده شدند و نیازی بيك را با صبری بيك از حوایج جهان و سواری جهاز بی نیاز گردانید ولی فیر کننده معلوم نشد انا لله وانا اليه راجعون\n\n( خیال بلا و تقسيم نمودن ملك بلغاريه )\nاخبار ( مالی جزل ) که در بلغراد پای تخت سرویا نشر و شایع میگردد این تجویز را پیش کرده که ساوین دول ( ترکی و جرمن و سرویا ) با اتفاق و اتحاد لازمست که در تقسیم اراضی بلغاریه تعجیل نموده بدین قسم راضی کردند که تراقبه و ادرنه ) برای دولت علیه عثمانیه و ( بلغاریه مشرقی ) برای دولت قوی صوات جرمن و ( وباقی بلغاريه ) برای سرویا داده شود\n\n۳۰ می — شب به عمل یازده و نیم بچه در شهر کانپور يك طوفان"}
{"book": "adl0616", "page": 748, "text": "محنه ۱۳\nسال دوم\nشماره ۲۱\n\n( حمیت مذهبی و غیرت فطرتی )\n( چهار دختر مسلمانان روس )\nباما چنين خبر رسیده که منجله شصت نفر دختر که در دار العلوم سرکای سینت پیترز برگ ( ای تخت روس ) بمدارج علم ممتاز و بمعارج فنون سرفراز بودند چهار دختر با فن و هنر ممجرد شنیدن حالت برملات مجروحين ومظلومين ترك ترك وطن نموده و كمر مردانگی بسته از همت عالی و حمیت مذهبی خود در معالجت شان به بسیار معاجات عازم استنبول کردیده اند که اسمهای این مستورات پرده عصمت و عفت قرار ذیل است\n(۱) کلثوم بنت كمال (۲) مريم بنت راستو جدون (۳) مريم بنت يعقوب ( ٤ ) رقیه بنت یونس\n\nاخبار اوده\n\n( تسلط ابن مسعود بر الاحساء وقطيف )\nالأحساء يك شهر عرب است که قدر دوازده منزل از بصره تباعد و تفاصل دارد لیکن سالك جهاز بدو روز با آن واصل میشود این شهر را ( احمد مدحت پاشای مرحوم ) از مدت چهل و سه سال بمعاونت و امداد مشایخ کویت متقاد و مسخر گردانیده بود و در سال ۱۳۳۰ هجری از طرف دولت علیه الثمانيه ( سید طالب بك ) حاكم آن مقرر کردید سید موصوف به اقسام روابط و انواع ضوابط برین شهر كامل متسلط گشت و انجا انتظام تعليم و تدریس و تهذیب را نمود و بسی شوارع و سرك ها را ساخت و اكثر قبایل سرکش و مردمان سر شوخ را مطیع گردانید و از طرف سلطنت چهار پلتن برای محافظت و تجارت شهر مذکور اضافه شده بود ولی بعد از تقرر سلیمان قطیف بک این امواج را والی مذكور كم نمود ويكمقدار قلیل برای مدافعه و مقابله قبل دشمن باقيماند و عبدالعزيز ابن مسعود که مدام در کمین چنین موقع بود فرصت را غنیمت شمرده و در هفته گذشته بمقابله قليل و مصادمة خفيف حریف را شکست داده بر شهر مذكور ومقام قطيف قابض گشت و بسیار محل تاسف است که از سواحل غربی خلیج فارس هم بیرق عثمانیه کنده شد و جمیع این نا کامی ها و بدنامی ها که برای ترکی واقع شده اند و می شوند از افعال قبیحه و اعمال زمیمه شان است والا هیچگاه کفر بر اسلام غالب نمی شود بشر طیکه اطوار و اوضاع آن قوم حسنه و صالحه باشند زیرا که حق سبحانه تعالی در کلام پاك كريم خود فرموده ( وعد الله الذين امنو منكم وعملو الصلحت ليستخلفهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم ) وعده فرموده خداوند تعالی با مومنان و کسانیکه اعمال صالح کنند که بادشاه و خلیفه خواهند کردانید ایشان را در زمین چنانچه خلیفه کردانیده بود آن کسانی را که پیش ازین ها بودند و این در محل دیگر مؤيد ايه كريمه فوق ایت شریف هذا وارد کردیده که ( ان الأرض يرثها عبادي الصالحون ) یعنی بدرستی که وارث زمین بندگان صالح من خواهند گردید و تاقومی اخلاق و اوضاع خود را تغیر دهد و فرایض مذهبی و دینی خود را ترک نماید گاهی مغلوب نخواهد شد. چنانچه این آیه شریفه تأیید آن میکنند ( ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم ) معنى خداوند تعالی حال قومی را بدل نمی نماید تا خود شان آنرا تغیر ندهند -- خداوند برادران ترکی ما را هدایت دهد .\n\nایضاً اخبار اوده می نویسد\n\n( اشخاصی که در ممالک روم ایشیائی رعیت را )\nرخلاف دولت علیه می انگیزانند\nدر این ایام که در بلاد شام بر خلاف دولت عليه عثمانیه شورش برپا است و وکیل دول مسیحی یورپ که بظاهر خود را مصلح و در باطن رعایا را مقابل دولت مسلح میسازد با این مفتن چندی از مفسدین وان راز مانند رشید رضا مالك ومدير رسالة ( المنار ) وكامل باشا سابق صدر اعظم هم داخل و شامل اند خداوند تعالى از شر این اشرار اسلام و مسلمانا را رستگار کرداند و محب ملت و محی دولت امیر شکیب ارسلان بيك منشی مشهور مصر معارف است درین اوقات ازین سبب سیاحت بلاد شام را اختیار کرده تا عوام الناس را از شر این اشخاص محفوظ و مردم را از گرفتاری این دام غریب خلاص نموده از آسیب عواقب فتنه خايف و از شرارت مفسدان واقف کرداند و نیز از حالت مشکلات جدید دولت عليه مزید آنها را آگاه نماید\n\n( اصل و نسل کامل باشا )\nهمه اخبار اوده مینویسد والده کامل پاشا سابق صدر اعظم یک زن نصرانی مذهب یونانی مشرب بود که در عهد بغاوت یونان قید کردیده و تا وقت موت بردین ابائی و آئین یونانی خود قائیم بود و پسران ماما و دیگر اقربای کامل پاشا تا حال در یونان زنده و موجودند که آنها را پاشای مذکور خوب می شناسد و اغلب همین سبب است که کامل جانب هموطنان خود یونانیان مایل بود و کاهی مسموع نشد که از تسلط یونان برسلا نيك برای او حسرت و حیرت واقع شده باشد بلکه هنوز برایش فرحت و مسرت عاید و حاصل گردیده و این واقعه در عوام معروف است که بعد از موقوف شدن از عهده و سقوط وزارتش چون مصر رسید و جهازیش برسد ( پیر ) که در تصرف یونان است توقف ورزید در یونانیان آثار فرحت نمودار و آواز مسرت انباز شنیده شد و اکنون بنا بر تعصب قومی پاشای مذکور در پی انهدام و استیصال دولت عثمانیه است\nعاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود\nمترجم عبد الهادي وعبد الرحمن\n\n( مقاله مخصوصه )\nتصویر افکار\nیک کمکی در\nبه بینید که یک کمکی دیر ماندن چه نتیجه ها میبخشد :"}
{"book": "adl0616", "page": 749, "text": "صحیفه ١٤ سال دوم شماره ۲۱\n\nچرا؟ چونکه : یکی از جرنیلهایش یک کمکی دیر مانده بود !... یکی از کمپنی هایی که در عالم تجارت يك موقع ممتازی داشت . اما از چندی بود که نهلکهٔ افلاس برایش پیش آمده بود . طلبدارانش پیسه میخواستند. برای وعده ادا کردن پیسه یکچند روزی باقی مانده بود . کمپنی در کالیفورنیا بسیار پیشه طلب داشت و امید میکرد که تا بروز و عده ادا کردن طلب دارانش شريك او که در کالیفورنیا بود پیسه را بفرستد. برای وعده و برای رسیدن داك كاليفورنيا یک روز باقی مانده بود. دالر رسید، ولی پیسه نرسید . کمپنی در مقابل طلبداران خود بجز اعلان افلاس دگر چاره ندید . شرف و اعتبارش پامال گردید ، سلامت حال و استقبالش محوشد .\n\nجرا ، چونکه شريكش يك داك دیر مانده بود .....\n\nيك شخصی بقتل متهم شده بود. او را برای کشتن بپای دار میبردند ولی آن شخص فعل قتلی که مرتکب آن شده بود مبنی بر یک کاری بود که هر کی میبود از آن کار بغضب بسیار شدید می آمد ازین سبب بهزاران آدم برای تخفیف جزاى قتل او يك استرحامنامه نوشته و مهر کرده بحضور حاکم بردند که یا که جزای قتلش محبس چند ساله یا دیت تخفیف یابد. همه کان عفو نامه را انتظار میکشیدند. صبح بيك انتظار آتشینی گذشت. آوان مدهش حکم اعدام محکمه در رسید محکوم را بیای دار آوردند. ریسمان را بکلویش دراوردند. بعد از يك دقيقه جسد بی روح و مستکره بدار کشیده شده را باد در هوا میجنبانید . درین اثنا بود كه يك سوازی که اسپش و خودش غرق عرق شده بود جار زنانہ در رسید . فرمان عفو را بدست داشت . لكن شدنی شده بود آن بدبختی که حقیقت معذور ، وقانونا محكوم بود بمراء هولناك وكراهت آورى مرده بود .\n\nوزده شده گی نبود. ولی يك ضعف و حالی عظیمی وجودم را استیلا کرده تا آن مندفع میشد یکقدری وقت گذشت ، سبب تأخرم عبارت ازینست که عرض شد .\n\nمن هم نشسته شما را به بی اهتمامی و تکاهل اتهام میکردم .\n\n: اگر به تأثیر آن ضربه تلف میشدید .... راستی که چون این چیز بخاطرم می آید موهایم راست میشود . لكن راست بگوئید حالاچه طور هستید ؟ آیا هوش تان بسرتان آمد ؟\n\n- بلی چنان بهوش آمده ام که گویا هیچ چیزی نشده باشد.\n\nبلكه محتاج استراحتيد ؟\n\n- خاطر جمع باشید هیچ محتاج استراحت نیستم. بقرار عادت خود اخبارهای شام را خوانده میتوانم .\n\nرو بر اینرا گفت و اخبارهای ( غازت دو فرانس ) و ( لا پتری ) را که هنوز فیته شان باز نشده بود میخواست بگیرد که پیر مرد گفت:\n\n- نی ... نی امروز نمیشود . اگرچه میدانم که تو برای خاطر من فدا کاری کرده راحتت را خراب میکنی ولی مهم از ان\n\nيك قطار ريل بسرعت برق آسایی حرکت میکرد. راه پیش روی ريل يك قوسی داشت که در آخر گوشه آن قوسی يك استيشن کوچکی بود که خدمت تبدیل دادن خطهای راه آهن را بجا می آورد یعنی قیچی كه يك قطار را از خط بر خط دیگر نقل میدهد در انجا بود يك ما كينيست یعنی ریل ران یک قطار از رسیدن به این استیشن کمکی دیر مانده بود از انسبب همه سعی و غیرت خود را صرف کرده شتاب میورزید که بمحل معلوم زودتر برسد. بمجردیکه از قوسی گذر نمود بناگهان قطار دیگری که از مقابل می آمد پدیدار گردید. مصادمه یعنی بهم خوردن مدهشه در يك آن بوقوع آمد. فریادهای هول انگیز، جسدهای پاره پاره شده خون آمیز عرابه های جزوی جزوی شده ریزه ریز منظره دهشتناکی نشان میداد ...\n\nچرا ؟ چونكه : بك ما كینیست کمی دیر مانده بود !\n\nيك محاربه بزرگی برپا شده بود دولتهای متفقه با ( ناپولیون ) در ( واترلو ) نام موقع محاربه میکردند. از هشت ساعت به اینطرف كندك و كندك ، عندرپی عند بردشمن هجوم و حمله میبردند. آفتاب تابستان برای پنهان شدن در پس پرده افق غربی حاضر شده بود. يك موضع سختی بود که ضبط کردن آن لازم و ضروری بود. وگرنه همه امیدهای غالبیت محو میشد. سرافسر بزرگ يعنى نابوليون ازين يك خاطر جمع بود که جنرال معتبر او (گروشی ) از عقب او به امداد میرسد ، از انسبب قوای احتیاطیه خود را نیز با قوای هجوم کننده خود مزج کرده امر هجوم - یعنی بولی یوریش را داد. ولی هزار افسوس که قوه مددرسانش بوقت و زمان لازمی نرسید. عساکر خاصه اش از طرف دشمن مغلوب گردید و به اینصورت محاربة ميدان ( واترلو ) را بای داد، ناپولیون در جزیره كك ( سنت نه لن ) در پنجه اسارت وفات یافت .\n\nفاجعه های پاریس\nما بعد از شماره ( ۲۰ ) سال دوم\n\nفی ، يك چيز بی اهمینی ! وقتی که از استاسیون میرامدم آن بهر صورتیکه بود دقت نکرده بايك عرابه ناگه از انطرف بسرعت می آمد مصادمه کردم ، و تیرچوب عرابه بسینه ام خورده بقدر ده قدم به انسو افتادم .\n\nامان ! بازچه شد !\n\nضربه ئیکه به آن دو چار شدم اگرچه بسیار شد تكانيك ضربه بود که مانند يك زن هماندم بیهوش گشتم. اعتراف و اقرار کردن این سخن اگرچه يك كمي موجب شرمساز پست ولی چه باید کرد ؟ والحاصل مرا بر داشته بیک دواخانه بسیار نزدیک آن حوالی برده اند. در انجا نامرا بهوش آورده اند بسیار زحمت کشیده اند . نهایت چشم خود را باز کرده توانستم. شکر در هیچ جایم يك شکستگی"}
{"book": "adl0616", "page": 750, "text": "صحیفه ۱۵ سال دوم\n\nچرا؟ چون که : فرمان حيات يك كمکی دیر مانده بود !! پس به بینید كه يك كمكي دبری چه چیزها روی کار می آورد . آیا کمان میبرید که نتیجه های وخيمة بك كمي در ماندن بهمین سه چار مثالی که بیان کردید تمام شد ؟ نی نی ، بلکه بی ترونها ، و شرفهای اشخاص ؟ بی استقلالهای دولتها و بی استقبالهای ملتها در راه همين يك كمكی دیر ماندن قربان شده رفته است . هزار افسوس بر حال آن اشخاصی که ترقی و تجدد را ناشرع و ناروا دانسته روز بروز، ماه بماه، سال بسال، در عقب افتادند، وجون ترقی را نشناختند که کیست، و قواعد آنرا هم نفهمیدند که چیست از اثر و با ترقی دشمن شدند . نهایت الامربی آنکه وقت ندامت هم برای شان نماند در کندها، ولاشهای عدم تولیدند و غلطیدند ! این است که آنها را ( در ماندگان ابدی ) باید گفت . در چنین وقت بحران، و در چنین حال نزع روان پنج دقیقه بقدر سالها قیمت دارد. آرزو کنندگان مظفریت از هر چیزی زیاده تر میباید که این را عادت کنند و این قدرت را مالک شوند که هر چیزی را بوقت آن اجرا بکنند. و از دیر ماندن اجتناب ورزند و تنها از دیر ماندن ابدی نی بلکه ( از يك كمكي دیر ماندن ) این بترسند، و بسیار بترسند . حالا يك قدری اینهمه فلاکتهای احوال، وزیر وزیر شدن افکار و خیال خود ما را در زیر نظر تصور آورده خود از خود سوال کرده میتوانیم : که آیاما يك كسکونی ، بلکه چندها سال دیر مانده ایم ؟ .....\n\nادمهای خود کامی نیستم که اینرا قبول کنم. رجا میکنم محترم قونت، به دایره خود بروید. و بر بستر خود افتاده راحت بکنید جونکه تا شما راحت نكنيد من مستريح نميشوم . بخواب رفتن من ممکن نیست .\nروز – (تبسم کرده) تا وظیفه خود ر ا بمقابل شما بجا میآورده ام.\nپیر – معلوم میشود که بهمه حال وظیفه خود را بجا آوردن میخواهید ؟\n– بلی بهمین آرزو هستم .\n– چون چنینت عرض تسلیمیت میدنم ، بخوانید ، اما زیاده از جماعت نمیشنوم، مهمترین حوادثها ، وشئونات مجترین آنها را بخوانید . دیگر اقسام آنرا فردا میخوانید .\nبعد ازین سخن روی اخبار ( لا پاتری ) را باز کرده بایفا کردن وظیفه خواندن آغاز نهاد، نیمساعت نگذشته بود که پیر مرد مفلوج قلیل المزاج سرخود را بر تکیه پشت چوکی نهاده بخوا رفت.\nروبر بملاحظه اینکه اگر خواند را یکی یکبار قطع کنند مبادا بخواب\n\nشماره ۲۱\n\n( مقالات فنيه )\n( زه مولوژی )\n( یعنی علم طبقات الأرض )\n( ما بعد از شماره (۲۰) سال دوم )\n\nبحالت غبار نرمی تحویل داده و بعد از آن باد آنرا از آنجا آهسته آهسته برداشته بجای دیگر تفریش و اعتلا میدهد . این مسئله در نزد منتسبین حکمت بدرجة ثبوت پیوسته و در خصوص اثبات آن دلائل قاطعه و براهین ظاهره بدست دارند على الخصوص در امر تبدلات بعضی جاهائیکه تربه خاك و باریکستان باشد خدمت و مهارت چیزیکه زیاده سبقت میکنند همانا رباح است در قطعه ( بریتانیا ) محليكه اوا ( له تون ) میگویند دست پر معرفت جناب باد يك قرية بسیار بزرگی را تا بناهای كليسايش زير خاك مدفون نموده است. و در بعضی جاهای مختلفه سطح ارض از شگونه معرفهای استادانه باد مشهود است.\n\nآب\n\nچیزیکه در ظاهر حال همانا بغایت مطیع و منقاد بنظر ميايد و در پیش قوه تخریبیه اش هیچ چیزی مقاومت نمیآرد همانا (آب ) است . مثلا اگر بگوئیم که ( قطعه مصر سفلی ) را حضرت آب نیل مبارک از ریکها و خاکها (افریقای داخلی ) تشکیل داده است یعنی یک ایالت بسیار بزرگی بظهور آورده هیچ کسی این سخن ما را تصدیق نخواهد کرد. ولی اگر کسی جغرافیائیرا که حکمای قدیم نوشته گذاشته اند از نظر دقت بگذرانند البته اینسخن ما را تصدیق خواهند کرد. زیرا در جغرافیای قدیم حكما ایالت مصر سفلی را هیچ ذکر ننموده اند بلکه انجا را به بحر، وحدود خطه مصریه را از نهایت مصر علیا نمودار کرده اند.\n\nپير يك خللی برسد صدای خود را بتدریج آهسته آهسته کرده بخواندن خود ختام داد بعد از ان برنوکهای پنجه پایهای خود براه رفته از اتاق برآمد و دروازه را باز گذاشته ، خدمتکار را نیز برخیزانیده برای خوابدادن بادارش را پرخوابگاهش فرستاد . در دالان یکی از شمعدانها ئیکه بر میز افتاده بود در داده از زینه های سنگ مرمر تالاری که با قالین سرخی فرش شده بود بالا بر آمد از يك راهرو تنگی یکی از دائره های جناح واصل گردید . جائیکه مخصوص اقامتگاه روبر است در طبقه اول دائره جناح عبارت از يك دهليز ، و يك صالون ، ويك اتاق كار ، وبك او تاق خواب، ويك توالت خانه میباشد . این دائره این بصورت بسیار مكلفة تزیین و تفریش شده است. قالیها و جوکها و کوچها و لوحه های تصاویر بسیار اعلا، وتحف و تحایفی که در آنست آنجا را بشكل يك موزه خانه در آورده .\n\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 751, "text": "شماره ۲۱\nصحیفه ١٦\nسال دوم\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره ( ۲۰ ) سال دوم )\n\nاروا بنت کریز : – دختر دختر عبدالمطلب ام حکیم البیضا ، وخاله زادهٔ حضرت فخر کائنات علیه السلام و والدهٔ حضرت عثمان ابن عفان رضی الله عنه، ونیز والدهٔ صحابی ولید بن عقبه رضی الله عنه میباشند که خودشان نیز صحابیه است.\n\nارینه : – از شاعره ها و حکیمه های بسیار جوان و خوش شمایل یونان قدیم است . هم معشوقه، و هم شاگرد حکیم مشهور ( سافو ) میباشد. بعضی آثارش پیدا شده ، وطبع و نشر گردیده است . بعمر ۱۸ سالکی وفات یافته است .\n\nاستا تیره : – همشیره (داراست) که از پادشاهان مشهور ایرانست و بنا بر روایت مکروه آنوقت دارا او را بزنی نیز گرفته است. در وقتی که دارا در (ایاش) نام موضع بدست اسکندر مغلوب گردیده، کشته شد استاتیره بدست اسکندر امیر افتاد. و از طرف اسکندر معاملهٔ بسیار انسانیت کارانه و نوازشانه دیده است . يك دختری نیز بنام ( استاتیره ) داشت که اسکندر بعد از سفر هند او را در حبالهٔ نکاح خود در آورده است. و بعد از وفات اسکندر از طرف ( رو خانه ) نام انبساقش بنابر رشك و حسدیکه با او داشت قتل رسیده است .\n\nاستایل : – از محوره های مشهور ترین فرانس میباشد که در تاریخ ۱۷٦٦ میلادی در ( پاریس ) تولد ، و در سنهٔ ۱۸۱۷ وفات یافته است . دختر ( نکر ) نام يك مرد فرانسوی میباشد ، و در سنهٔ ۱۷۸٥ با ( بارون هو لستان استایل ) ازدواج نموده به ( مادام استایل ) معروفه شده است. بارون مومی الیه از طرف دولت فرانس بسفارت ( سویدن ناروی ) مقرر شده مادام استایل نیز با او به آنجا رفته است. ولی بعد از کم مدتی با همدیگر امتزاج نتوانسته جدا شده اند . در سنهٔ ۱۷۸۸ در حق فیلسوف مشهور ( ان ژاق روسو ) یعنی محریات نشر نموده با آن شهرت پیدا کرده است . در هنگامهٔ اعتشاش بزرگ پاریس از طرف حکومت جمهوریه از پاریس طرد و اخراج گردیده به ( جرمن ) رفته است. در انجا با حکما و ادبای مشهور جرمن مانند ( گوته ) و ( شیلر ) ملاقات و معارفه پیدا کرده زبان جرمی را آموخته است. و چون باز پس به پاریس عودت کرده در حق جرمنها يك کتابی نشر کرده موجب آزرده گی ( ناپلیون بوناپارت ) گردیده در خانهٔ خودش او را نظر بند داشته است . ولی استایل بقرار کامیاب آمده اکثر پایتختهای اوروپا را گردش کرده ، و برضد ناپلیون بوناپارت محررات باقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شماره ( ۲۰ ) سال دوم )\n\nا – ماشینها ، دستگاهها و همه نوع آلات و ادواتی که اعمال صناعیه – یعنی کار های صنعتگری را آسانی بخشد .\n\nب – همه گونه بناها و انشاآتی که برای صاحب خود ، و یا اجاره دار خود ایراد و تمتع بیارد ، مانند دکانها و مغازه ها ، واویلاها ، و قهوه خانه ها، و کاروانسراها و خانه های کراهی و غیره .\n\nج – اصلاحاتی که در اراضی یعنی زمینها – اجرا شود.\n\nد – هنر ، و معرفتی که افراد ملت کسب و تحصیل کنند .\n\nثالثاً : سرمایهٔ متداوله – یعنی سرمایه که در میان مردمان دست گردان باشد. و آنهم بر چهار قسم شاملست :\n\nا – مسکوکات – یعنی نقدینهٔ زر و دینار سکه شده – که واسطهٔ تداول – قسم اشیای دیگری که ذکر میشود میباشد.\n\nب – ارزاق ، و ذخیره ، و غله که در دست سوداگران آن است، و حاصل شدن تمتع و ایراد از ان انتظار میشود .\n\nج – مواد و اشیای خامیست که برای ملبوسات و مفروشات ، و عمارات مخصوص است. و هنوز کار از ان گرفته نشده است . و یا کم و بیش کار شده است. و در دست سوداگران و فابريك والاها و چوبفروشها و نجار و آهنگر و بنا و دیگر صنعتکاران میباشد .\n\nد – اشیا و اموالیست که از حالت خامی برآمده ساخته و حاضر شده باشد. ولی هنوز بدست استهلاك کنندگان یعنی بدست مخرج و مصرف رسانندگان نرسیده باشد ، و هنوز بدست فابريك والاها و سوداگران آن باشد. مثلا اشیا و اسبابهای که در دکانهای آهنگران، وزرگران، وتجار و دیگر اصناف در زیر نظر خریداران در جلوه گریست .\n\nبعضی از ارباب این فن سرمایه را بر دو قسم تقسیم و یکی را ( سرمایهٔ مادی ) و دیگریرا ( سرمایهٔ معنوی ) توسیم نموده اند سرمایهٔ مادی همین سرمایه هایی بود که مذکور گردید . اما سرمایهٔ معنوی مانند علوم و فنون و اخلاق و آداب چیزهایی میباشد که اگرچه بقواعد علم ثروت جهت شمول و تعلق ندارد ولیکن چون کشفیات و اختراعات صنایعه از علوم و فنون بظهور می آید ، وسعی و عمل و تصرف و اداره از اخلاق و آداب بهم میرسد از انرو این سرمایهٔ معنوی مدار افزونی سرمایهٔ مادی میشود ، و الحاصل در اقوامیکه سرمایهٔ معنوی آن منقرض شده باشد\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 752, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانیم. و ترغیب مینمائیم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعهٔ\nعنایت\n\nکه بنیاد یافتهٔ همتِ عرفان قیمت، شهزادهٔ جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست زیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ روپیه کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 753, "text": "اعلان\n\nکتابهای فارسی — انگریزی — اردو — و گورمکھی\n— بهاشا وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد .\nالمشهر\n( بالکرشن دازی سر مدرس مدرسة اهل هنود تمبر (۲) )\nدر شور بازار کابل\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانهٔ علیه افغانستان و در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیه افغانستان، در بخارا جناب حاجی غلام بی خان مامور فروش پوست قره قلی، ذوات گرامی که در ممالك خارج افغانستان آرزوی اشتراك اخبار ما را داشته باشد بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله با ششماهه اشتراك را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همانوقت اخبار ما به همان آدرس و عنوانی که داشته باشند جاری میگردد . آدرس و عنوان واضع و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ۱۵ پانزده روپیه کندار است"}
{"book": "adl0616", "page": 754, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره ۲۲\nسال دوم\n\nفهرستِ مندرجات\n\nرمضان فیض رسان | موعظه\nحوادث داخليه | شب برات بر بركات — احوال هوائيه — آفت سيلاب—ميلهٔ سراسيا—آغاز اصلاحات مهمه در امورات معارف — معاينهٔ مكاتب مكتب فنون حربيهٔ شاهانه — مكتب فيوضات مكتب بيت العلوم حبيبه — افزون خواه — وکلای اعزازی — نقل فرمان اعليحضرت همايونى — استفتا\nحوادث خارجيه | احوال سياسى — حكومت مراكو چنان خراب شد — تفصيلات صدر اعظم قبل محمود شوكت پاشا — محمود شوكت پاشا كه بود؟ — محمود شوكت پاشا بجان بقتل رسيد — قاتلش كه بود؟ — آقاى ميرزا محمد رحيم بابايان — ترجمهٔ اخبارهای اردو وغيره — فتح يونانيان — ادعاى كاميابى بلغاريه — تقطيع تعلقات سفارتى يونان و بلغاريه خبرهاى برقى — جنگ بالقان — پيش قدمى افواج تركى — حركت مذبوحى بلغاريان — بيان سفارت تركى مقيم لندن كاميابى رومانيان — اراده هاى سرويا و يونان — شاه بلغاريه دچار بسترى است — خيانت بلغاريان — بلغاريان مقابله تركان را كرده نميتوانند — جهازات و كشتى هاى بلغاريه در علاقهٔ روس ملتجى ميباشند — مسلمانان اين را بنظر توجه وغيرت بينند — قتل شاه بلغاريه — سيكسى بلغاريه — بلغاريان پيش رومانيان اسلحه انداختند — يونان سيرس را گرفته اند — طوقان قبض و غضب در يونان — بلغاريان وحشى از فهرست اقوام مهذب بايد كشيده شوند — تركان بسوى ادريانوپل روانه شدند — حكم فوجى حكومت بلغاريا — خبر فرحت ابراز پشاور قبضه نمودن انوربى ايدر يانوپل را دوباره\nتصاوير | منظرهٔ سردروازهٔ ماشين خانه — جناب مدير و سر محرر سراج الاخبار افغانيه محمود طرزى صاحب با معلم مدرسهٔ زينكو كراف محمد فضلى رسام شهير در باب تصاوير اخبار مذاكره ميكنند — هيئت ادارهٔ سراج الاخبار افغانيه — هيئت مدرسهٔ زينكو كرافى — وزير نامدار و سرافسر با اقتدار مرحوم محمود شوكت پاشا — نقشهٔ روم يلى و جنگ متفقين در لقمهٔ زيانى"}
{"book": "adl0616", "page": 755, "text": "اعلان\nسیاحت بر دورا دور کره زمین\n\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد؛ علی الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\n✒ به هشتاد روز ✒\nاجرا شود؛ آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب (سیاحت پر دورا دور کره زمین) بهشتاد روز\nبقدر دو روپیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند. این سیاحت را کویلا (فلیاس فوق) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود! محل خریداری این کتاب دکان (ملا غلام محمد) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد. و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف ستر مرتب نیز خریداری میتوانند. مؤلف این کتاب (ژول ورن) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقت از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد. در (مطبعه عنایت) که از مؤسسات شهزاده جوا بخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) است زیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخه های آن زود تمام خواهد شد، و افسوس فایده نخواهد بخشید.\n\n(كتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه)\n(با جلد اعلا)\nو دو كتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آياچه بايد كرد ؟)\n(با جلد اعلا)\nدر اداره موجود است. آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (۲۵) بیست و پنجروبیه کابل\n\nاعلان\nافغان يك اخبار هفته وار اسلامیست که در پشاور زبان پشتو و اردو شایع میشود. در صوبه سرحدی یگانه محافظ جایز مسلمانان است. شکایات و معروضات شان را بگوش حکام میرساند، بعلم و اخلاق و پاس دين مذهب آنها را ترغیب میدهد. این اخبار در هر طرف دنیا يك رغبت عمومی حاصل کرده است در افغانستان، بخارا، امریکه، افریقه، چین، ژاپان، مدینه، مکه روس، نتال، لندن، مصر، وغیره بلاد مشتری دارد. قیمت عام برای هندوستان ۶ روپیه سالانه معه محصول डाक و برای ممالک غیر ۱۲ روپیه کلدار است.\n✒ المشهر ✒\n(منیجر افغان)\n\n( شرايط درج كردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانيه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روبيه كاملی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قران يعنى نيم روبية كابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما (٣ – اینچ – ٤ – سوت) میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 756, "text": "صحنه ۱\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملک\nبا اخراجات ڈاک ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات ڈاک ١٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكعباسى است\n\nسال دوم\n\nسراج الاخبار افغانيه\n۱۳۲۹\n\nشماره (۲۲)\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nادارة و مطبعه\nدر ماشين خانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ عربى يكم رمضان سنه ۱۳۳۱ تاريخ انگریزی ٤ اگست تاريخ شمسى ۱۳ اسد ۱۲۹۲\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسى مقالات مفيده درج ميشود\n\n( رمضان فيوضات رسان اسراج الاخبار افغانيه بر همه برادران مسلمان خود )\n( که در روى زمين هستند مبارکباد ميگويد )\n\n( موعظه )\nاز مدرسه مبارک شاهی به اداره رسيده است\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nماه نو روزه بر اوج افق ابروى خود است رئیتی شق ميكند اما که لب از بهر ما مهر کن اى مهر ثبت مهر ما ای عزيز قارى اخبار — کلمات چند در باب اشرف الصيام اختيار و ابراز که روژه ماه مبارک رمضانست بگوش جان بشنو — و درکار بستن و عمل نمودن بدانها براه صدق دل و رسوخ عقيدت رو — حق تعالى در محکمات آيات کتاب خود ميفرمايد يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون اياما معدودات، يعنى اى کسانیکه ايمان آورده ئيد نوشته و فرض کرده شد بر شما روزه داشتن چنانکه نوشته و فرض کرده شده بود بر آنانکه پيش از شما بودند باشد که بپرهيزيد از بديها و گناهان و احتراز کنيد از متابعت نفس و شيطان چون روزه عبادتيست شاق و دشوار چنانچه در کتاب در المختار است که روزه از اعظم ارکان دينست و محکمترين قوانين شرع متين که نفس اماره بدان مقهور و مغلوب ميگردد و روزه مرکب است از اعمال قلب و منع بدن از خوردنى و نوشيدنى و شهوة متعلقة نکاح و آن از جميلترين خصالات لکن بر نفوس از شاقترين و سختترين تکاليف است پس در باب مکلف ساختن بندگان حکمت الهى چنان تقاضا نمود که تکليف سبک را در ابتدا فرض سازد مانند نماز تا مکلف بکشيدن تکاليف شريعت عادت بگيرد باز تکليف اوسط را فرض سازد مانند زکوة و در نوبت سوم که نفس مکلف فى الجمله عادتى بر داشت تکاليف الهيه گرفته و خو گر شده باشد تکليف سخت ترين را که روزه است مقرر فرمود — و در کتاب در مختار است که روزه بعد از يکنيم سال از هجرة مقدسه بعد از ده روز از حکم برگشتن قبله بسوى حضرت کعبه از بيت المقدس فرض گشته — لهذا در آيه کريمه بجهت تسلى خواطر عابدان اين امت فرمودند که اين عبادت مخصوص به ما نيست بلکه هيچ امت از تکليف اين عبادت آزاد نبودند و از عهد (حضرت آدم على نبينا وعليه الصلوة والسلام) تا آخر شرائع سابقه منسوخه که شريعت (عيسى على نبينا وعليه الصلوة والسلام) روزه داشتن فرض بود — اما نصارى چون گرفتن روزه را در فصل تابستان و گرمى هوا بر خود دشوار شمردند"}
{"book": "adl0616", "page": 757, "text": "۲۲ سال دوم شماره ۲۲\n\nاوقات روزه داشتن خودها را باختیار خود بی نازل شدن وحی در پایاب در فصل بهار که موسم اعتدال هواست پسندیده عدد ایام روزه خود را برای فکر خود عوض پنجاه مقرر داشتند — و چون تفصیل اجمال کلام الله در احادیث الرسول است لهذا بعضی از مناقب روزه و ماه آنرا از احادیث صحیحه نبویه علی صاحبها الصلوة والتحیه نقل نموده معروض رای دیانت پیرای قاریان کرام سراج الاخبار میگردد — در صحیح بخاری و صحیح مسلم از ابو هریره رضی الله عنه روایتست «کل عمل ابن آدم یضاعف الحسنة بعشر أمثالها إلى سبع مائة ضعف قال الله تعالى الا الصوم فانه لي وانا اجزى به يدع شهوته وطعامه من اجلى للصائم فرحتان فرحة عند فطره وفرحة عند لقاء ربه ولخلوف فم الصائم اطيب عند الله من ريح المسك والصيام جنة واذا كان يوم صوم احدكم فلا يرفث ولا يصخب فان سابه احد او قاتله فليقل اني امرؤ صائم،» يعنى آن حضرت صلى الله عليه وسلم فرمود که هر عمل نيك آدميزاد مضاعف کرده میشود بدین گونه که اجر و ثواب يك نیکی را بده چند آن میدهند تا بهفصد چند آن بر حسب شدت ریاضت و اخلاص بمحضرت ربوبیت وبحسب فضل او تعالى — و حقتعالی فرموده است مگر روزه که جزاء آن حد و اندازه است و من جزا میدهم بآن هر چه می خواهم و چندانکه میخواهم از حد حصر و شمار بیرون زیرا که روزه محض برای منست اگرچه همه چیز برای اوست تعالی و تقدس و همه عبادات برای اوست روزه را دران میان تخصیص نمود و تکریم و تشریف خاص امتیاز داد از جهت آنکه این عبادت از ریا بعید است و از چشم دیگران پوشیده است و از جهت آنکه نفس را دران حقی نیست چنانکه فرمود «و يدع طعامه وشهوته لاجلى» یعنی روزه دار خواهش نفس خود را خصوصا طعام خود را که احتیاج با آن اکثر است برای من و طلب ثواب و رضای من ترك میدهد — و گفته اند هیچ معبودی بجز حق سبحانه و تعالى بروزه پرستش نشده است و تعظیم کفار معبودان خود را در هیچ عصری بصوم نبوده اگرچه بصورت صلوة وسجود و قربانی بوده است — و بعضى گفته اند استغنای از طعام وشراب و سائر شهوات از صفات پروردگار است ( تعالی و تقدس ) و چون بنده بدرگاه او تعالی با آنچه موافق و مشابه صفات اقدس او تعالت تقرب جست بدینوسیله نسبت تناسبی باو تعالی برای خود صحیح ساخت\n\nدل نسبتی بحضرت اعظم درست کرد\nنسبت درست کر دو چه محکم درست کرد\n\nلهذا او تعالی این عبادت را بذات اقدس خود نسبت فرمود — و موافق سیاق و روش حدیث البته آنست که این نسبت شریف از جهت آنست که او سبحانه بمقدار ثواب و تضعیف آن عالم است و بعلم مقدار این ثواب یکانه و منفرد است که دیگرانرا بآن خبرداری نیست — و امام بیهقی روایت کرده است که شخصی از سفیان بن عیینه که از کبار طبقه تبع تابعین است پرسید که معنی این حدیث قدسی چیست که، «كل عمل ابن آدم له الا الصوم فانه لي وانا اجزى به،» ايشان گفتند که این صحیح ترین احادیث و محکم ترین آنهاست و معنیش آنست که چون روز قیامت در میان مسلمانان و خصمان وی مخاصمه واقع شود آنچه برذمه وی از حقوق خلق میبرآید در عوض آن از اعمال نيك وی خواهند داد تا آنکه هیچ عمل نيك باقی نماند و چون نوبت روزه رسد حقتعالی روزه را در عوض مظلمه نخواهد داد و باقي مظالم آن بنده را خود متحمل خواهد شد و اهل حقوق را بثواب راضی خواهد ساخت بعد ازان روزه همراه آن روزه دار شده او را بهشت خواهد برد — و ايضاً بمضمون آيه كريمة، «ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا» . و حديث شريف «ان الشيطان يجرى من الانسان مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع» معنى آیه کریمه آنکه بدرستی که شیطان برای انسان دشمن آشکار است و معنی حدیث شریف آنکه شیطان در بنیه وجود آدمی مانند خون جاری و روان است لهذا افکندن و انداختن خطرات و اندیشهای بد در دل و سینه انسان بروی آسانست و در اغوا و لغزانیدن انسان برای وی مانع و دافعی نیست پس شما مجاری شیطان را بگرسنگی تنگ سازید تا آثار تردد وی و آمد و رفت وی در وجود شما کمتر شده خطرات و اندیشهای ردی را بشما کمتر بیندازد — و بعبارت علما و مشائخ عظام این مطلب را اینچنین بگویم که میدانیکه در وجود آدمی محل جریان و جولان شیطان شهوات است وقوت شهوت شکست می خورد مگر بصورت گرسنگی و مجاری میدان شیاطین مسدود نمیگردد مگر بریاضت صوم بنابران تا آنکه طالب سعادت ابدی میدان سینه خود را از ظلمات وساوس شیطانی و نجاسات شهوات نفسانی بصیقل تشنگی و گرسنگی و بیخوابی و بیداری باوصافی نگرداند قابل فیض اسرار صمدیت جل شانه که نمونه از مضمون « الم نشرح لك صدرك » است نگردد — و خاصیت روزه آنست که راه شیاطین که موانع این سعادت اند بر بنده میبندد و مار خبیث نفس اماره که دشمن دین است بتازیانه گرسنگی و تشنگی سراسیمه و سرکوفته میگردد و قوای غضبی و شهوی که غولان و رهزنان نور عقلند بقوت این ریاضت مقهور و مغلوب میگردند — بدین سبب است که حق جل و علا این رکن را از جمیع ارکان اسلام بشرف اختصاص بخود مخصوص گردانید\n\nبیت، هر چه بدان شرع بشارت دهست از همه حرفی انا اجزی به است .... و دیگر از فضائل روزه آنست که بوی متغیر دهان روزه دار در نزد حضرت صمدیت از بوی مشك بهتر است — باید دانست که حق جل وعلا بكمال حکمت خود دو نوع ادراك را در وجود انسان تعبیه فرموده است یکنوع را ادراك صوری خوانند چون ادراکات حواس پنجگانه ظاهری و این نوع ادراك ثمرة لطائف عناصر است — نوع دوم ادراك معنویت چون قوت قلب وروح وباقي لطائفی که اهل تصوف که بر گزیدگان امتند از ادراکات آنها بهره یابند — و هر قوتی را ازین قوتها بر حسب خاصیت وجود او از ادراکات خود لذتی والمی هست و چون قلب"}
{"book": "adl0616", "page": 758, "text": "صفحه ۳ سال دوم شمارۀ ۲۳\n\nو روح و باقی الطائف باطن و حقیقت انسانی بمضمون ، قل الروح من امر ربی وما اوتیتم من العلم الا قلیلا، از عالم امر اند و از ادراك حواس جسمانی و عقل ظاهری بلند تراند و در تنزه و تقدس نسبت بعالم جسمها فی محضرت صمدیت مناسبة لهذا انچه از جمله مدرکات معنوی مقبول درگاه حضرت صمدیت مشاهده و ادراک آن سبب استقوای قوای معنوی میگردد و هر چه مردود درگاه حضرت صمدیت سبب تالم و عذاب آن قوتها میگردد — ملخص کلام آنکه آثار طاعت را عطریست که رائحه آن مرغوب ملائکه گرام است و سبب مرغوبی ایشان همانست که همان اثر مقبول بارگاه کبریا است چه ملائک گویا حاجیان و دربانان جلال وكبرياء الهی اند — وازين جمله است حدیث شریفی که در باب خون زخمی و شهید حرب جهاد در صحیح بخاری و صحیح مسلم از ابو هریره رضی روایت شده است که « ما من احد یکلم فی سبیل الله والله اعلم بمن یکلم فی سبیله الا جاء یوم القیمة و جرحه یثعب (۱) دماً اللون لون الدم والریح ریح المسک » یعنی نیست هیچیکی که زخمی شود در راه خدای و خدا میداند کسی را که زخمی میشود در راه وی ( یعنی که بجز رضای الهی غرضی دیگر در مقابله ندارد ) مگر که میآید روز قیامت و زخم وی آنچنان تازه و نمایان که خون ازان بجوشش روان میباشد رنگ آن رنگ خون و بوی آن بوی مشک — درینجا نیز از مقبولیت همان عمل بیوی مشک تعبیر شده است\n\nکار فضل تست مشک افشانی اما عاشقان\nمصلحت را تهمتی بر آهوی چین بسته اند\n\nترجمة باقی حدیث شریف اول آنکه روزه سپر و پناهست از رسیدن شر شیطان در دنیا و سپر است از آتش دوزخ در آخرت — بنابران چون باشد روز روزه داشتن یکی از شما پس باید که تکلم بكلام قبیح نکنند و فحش نگوید و آواز خود را بجنگ و جدل و خصومت بلند نسازد پس اگر دشنام دهد کسی روزه دار را یا با او مخاصمه کنند باید روزه دار او را دشنام ندهد و با وی خصومت نورزد و در جواب وی بگوید که من مردی ام روزه دار — و در روزه فرض زبان بگوید و در نفل در دل بگذراند تا از ریا دور باشد فقط\n\nاکنون حدیث شریف دیگری مشتمل بر فوائد اخروی و منافع تمدنی روزه و ماه مبارك روزه معروض رای قاریان سراج الاخبار میگردد وبالله التوفیق — امام بیهقی در کتاب شعب الایمان از حضرت سلمان فارسی رضی الله عنه روایت میکنند « و قال خطبنا رسول الله صلی الله علیه وسلم فی آخر یوم من شعبان فقال قد اظلکم شهر عظیم شهر مبارك شهر فیه لیلة خیر من الف شهر جعل الله صیامه فریضة وقیام لیلته تطوعاً من تقرب فیه بخصلة من الخیر کان کمن ادی فریضة فیما سواه ومن ادی فریضة فیه کان کمن ادی سبعین فریضة فیما سواه وهو شهر الصبر والصبر ثوابه الجنة وشهر المواساة وشهر یزاد فیه رزق المؤمن من فطر فیه صائماً کان له مغفرة لذنوبه وعتق رقبته من النار وکان له مثل اجره من غیر ان ینقص من اجره شی قلنا یا رسول الله لیس کلنا نجد ما نفطر به الصائم فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم یعطی الله هذا الثواب من فطر صائماً علی مذقة لبن او تمرة او شربة من ماء ومن اشبع صائماً سقاه الله من حوضی شربة لا یظماء بعده ابداً حتی یدخل الجنة وهو شهر اوله رحمة واوسطه مغفرة و آخره عتق من النار من خفف عن مملوکه فیه غفر الله له واعتقه من النار » یعنی گفت سلمان فارسی رض که آنحضرت صلی الله علیه وسلم در روز پسین ماه شعبان برای مایان خطبه خواند و فرمود ای مردمان سایه افکند بر شما ماهی بزرگ ماهیست که دران برکت کرده شده است ماهیست که دران شبی است بهتر از هزار ماه —\n\nبقدری ما چون نشود فانی بسالم\nماهی که شب قدر درو بود نهان رفت\n\nروزه داشتن آنرا حق تعالی فرض گردانیده است و نماز را در شب وی نفل و سنت — کسیکه نزدیکی جوید درینماه بدرگاه حق تعالی بخوئی و عمل که نفل باشد میباشد مانند کسیکه فرضی را در غیر این ماه ادا کرد ( و معلوم است که ثواب فرض از نفل بمراتب و درجات بیشتر است ) و کسیکه فرضی را درینماه ادا کرد میباشد مانند کسیکه هفتاد فریضه را در غیر این ماه ادا کرد — و ماه رمضان ماهیست که دروی صبر است از شهوات نفس و ثواب صبر کردن بهشت است — و ماه رمضان ماهیست که دروی غمخواری فقرا و گرسنگان باید کرد — و ماهیست که رزق و روزی مسلمان دران میافزاید و دران برکت داده میشود و نیز توسیع طعام و مواسات که در وی امر کرده اند سبب وسعت رزق فقرا و محتاجان میگردد — کسیکه روزه روزه داری را درینماه بگشاید باشد سبب آمرزش گناهان وی و سبب آزاد شدن ذات وی از آتش دوزخ و باشد مر او را مزد آن روزه دار بی آنکه از مزد وی چیزی کم شود — ما گفتیم کلنا رسول الله همۀ ما آنقدر چیزی نداریم که روزه روزه داری را بآن بگشائیم آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود که حق تعالی این ثواب را کسی میدهد که روزه دار را بمذقی از شیر آمیخته بآب یا بیکدانه خرما یا بدمی از آب روزه گشاید و کسیکه شکم روزه دار را سیر گرداند او را خدایتعالی از حوض من که حوض کوثر است آبی بنوشاند که بعد ازان هرگز تشنه نگردد تا آنکه به بهشت در آید و در انجا همه نعمتها حاصلست — و ماه رمضان اول آن سبب افاضه رحمت است از جناب حق که روزه داران بدان مستعد و قابل ظهور انوار گشته از ظلمات گناهان و کثافت معصیت می برایند ... و میانۀ وی سبب آمرزش گناهان است و آخر ماه رمضان آزاد شدن است از آتش دوزخ — چون طاعات میسر شد و معاصی مغفور گشت روزه دار مهیا و مستعد\n\n(۱) (یثعب) یعنی مانند چشمه بسیاری روان میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 759, "text": "صفحه ۴\nسال دوم\nشماره ۲۳\n\nدخول بهشت کردید — و کسیکه از کنیز و غلام روزه دار خود تکلیف و مشقت خدمت را سبك سازد او را حق تعالی بیامرزد و از آتش دوزخ او را آزاد سازد — و نیز در مختار از فتاوی بزازیه نقل نموده که هر گاه شخصی آنقدر ضعیف و ناتوان بود که هرگاه روزه میگرفت از قیام در نماز عاجز میگشت و نماز را ایستاده نمیتوانست آن شخص روزه را ترك ندهد و نماز را نشسته بخواند تا هر دو عبادت برای وی جمع شود — و در حدیث شریف بروایت ترمذی و ابن ماجه از ابو هریره رضی الله عنه آمده است که در جمله فضایل ماه رمضان آنحضرت صلى الله عليه وسلم فرموده است ، ولله عتقاء من النار وذلك كل ليلة ، یعنی و هر خدا را آزاد شدگان از آتش دوزخ هست یعنی در رمضان و آن آزاد کردن در هر شب است مخصوص بشب قدر نیست — و در جواهر التفسير ملاحسين واعظ کاشفی قدس سره است که هر شبی در وقت روزه کشادن ششصد هزار بنده عاصی را که استحقاق جحیم داشته باشند برات آزادی بخشند و هم وی از کتاب لطائف التقرير آورده که رمضان میدانیست منور بشعله مصابيح — دریا نیست مزین بگوهر تراویح — فرخ اثری — خجسته اخترى — شیطان بندی — فردوس کشائی — بالا سرشتی — پاكيزه لقائی — معصیت گدازی — عباسی نوازی — عالی منظری — مشتاق پروری — غم زدائی — اندوه ربائی — دیوان از و در هراس — مبتدعان از و در وسواس — عاقلان را از جمال او شادیی — عاصیانرا از برکت او آزادی — مطیعانرا از و نوید رحمت — مؤمنانرا از و امید مغفرت — دلهای عابدان از و در عین نزهت — جانهای عارفان بسبب او در گلشن راحت — چون جمال شرف این ماه آشکارا گردد شب محنت عاصیان را صبح اقبال پدیدار آید رایت اظلكم شهر عظیم در میدان رفعت او منصوبست — ورقم أوله رحمة وأوسطه مغفرة و آخره عتق من النار بر اوراق دولت او مكتوب —\n\nمیشد دهان از نان کام د شکر روزه\nدیدی هنر خوردن بذکر هر روزه\n\n( وصلى الله تعالى على خير خلقه محمد و آله واصحابه اجمعين برحمتك يا ارحم الراحمين آمين )\n\nفقير مخلص عبدالرؤف مدرس\n\nحوادث داخله\n\n( شب برات پربركات )\nشب یکشنبه یازده هم ماه شعبان المعظم گذشته ليله مباركه برات بود که یکی از اعاظم شبهای مقدسه اسلامیان شمرده میشود. بشرف این شب مبارك يك جراغان و ضیافت سنیّه همایونی در باغ ارك مبارك ترتيب يافته واعزه و اشراف حضور و ارباب مناصب و مراتب دعوت شدند . ذات قدسيت صفات بادشاه معظم محبوب القلوب ما اعلیحضرت سراج الملة والدین ادام الله ظل عاطفته في العالمين همه مدعوين كرام را در پیش صفه برنده قصر استور مبارك تجمع آمدن فرمان نمودند و خود ذات اعلیحضرت شاهانه در برنده مذکوره تشريف شوکت ردیف همایونی را ارزانی فرموده يك خطابه بسیار مفید و موثری در خصوص فضیلت و مزایای شب برات پر برکات بیان فرمودند. و دعای ترقی و هدایت و اتفاق عموم مسلمانان ، و دوام آزادی و استقلال و سعادت حال واستقبال دولت و ملت افغانستانرا آورده زبان فیضرسان نموده و بعد ازان در حین نشاط مأمن مواجهه قصر استور مبارك كه با چراغان و تزئینات بدیعی ترتیب و تنظیم شده بود تشریف برده و بعد از تناول طعام تا به دوازده بجه شب بكمال فرحت و سرور برآورده شده و حاضرین کرام مظهر تلطیفات و عواطفات شهریاری گردیده رخصت انصراف عطا فرموده شد .\n\nاحوال هوائيه\nاز قرار را پورتهایی که از سر دروازه ارك مباركه بتوسط مأمورين مخصوصه تعیین درجه هوا در هفته گذشته یعنی در ۲۲ ماه شعبان المعظم به اداره ماجوانه ما رسیده درجات حرارت هوای بلاد مختلفه از قرار ذیلست :\nمزار شریف — از اول ماه سرطان مطابق ۱۷ ماه رجب تابه ۱٤ سرطان سلخ رجب در چهار بجه روزها از ۹۲ تا به ۹۵ درجه کرمی هوا بمقياس الحرارة قاهرانهايت نشان داده است . باران و باد شدیدی هم نباریده و نوزیده .\nدار السلطنت هرات — از ٤ ماه سرطان مطابق ۲۰ ماه رجب تابه ۱۰ و ۲۹ ماه های مذکورین در چهار بجه های روزها حد اصغر درجه گرمی هوا ٨٥ و حد اکبر آن ۹۲ درجه نشان داده شده است. بادهای موسمی شهر مذکور نیز بصورت دایمی و گاهی به بسیار شدت دوام ورزیده است .\nاحمد شاهی قندهار : — از ۲۸ جوزا ۱۳ رجب تابه ۱۱ سرطان ۲۷ رجب در چاربجه های روزها حد اصغر درجه گرمی هوا ۱۰۰ و حد اكبر آن ۱۰۵ قمر نهایت نشان داده شده است.\nجلال آباد : — از ۲۱ سرطان ۷ شعبان المعظم تا ۲۷ سرطان ۱۳ شعبان در چهار بجه های روزهای مذکو حد اصغر درجه گرمی هوا ۹۲ و حد اكبر ۹۹ درجه نشان داده شده است.\nدار السلطنه کابل : — از ۲۷ سرطان ۱۳ شعبان تا به ۳"}
{"book": "adl0616", "page": 760, "text": "شماره ۲۲\nسال دوم\nماه اسد ۲۰ شعبان در چار بچه های روزها حد اصغر کرمی هوا میآورد با یوهای نباتات مختلفه و سیاهی و تیره ی سیل دلها را مالا\n۸۲ وحد اکبر آن ۹۶ نشان داده شده است که اگر انحساب مال خوف وخشیت مینمود .\nدپورتها درست باشد هوای شهر عزیزما تقریباً بدرجة کرمی ذات اعلیحضرت بادشاه مراحم کستر ما از آغاز ورود سیلاب\nهوای جلال آباد پهلوزده است. و از روی انحساب ها گرمترین بواسطه تيلفون از سپول بحر هر طرف که دردم مجرای سیلاب بود.\nبقعه ها شهر احمدشاهی قندهار را می بیاییم که از جلال آباد هم کوی بسرعت تمام پیغامها فرستادند . و تا بدرجه که ممکن بود مردمانرا\nسبقت را در کرمی در ربوده است . آگاهی بخشیدند .\n\nآفت سیلاب\nاز فضل و مرحمت خداوندی این سیلاب بلاما آب نسبت بشدت\nو دهشتی که داشت خسارت و آسیبی به نفوس قطعاً وارد نیاورد .\nجناب حق ممالک شاهانه را بوجود مراحمی آمود ذات جزوی مال و مواشی و اراضی که دردم مجرای آب بود خسارت\nاعلیحضرت همایونی از همه آفات و بلیات محفوظ دارد . نوم جمعه یافت . سرك ما بين چنار باغ وسهيل و بعضی سرکهای دیگر را\n۱۳ ماه شعبان المعظم هوا يك كثافت و تیره کی پیدا کرده بوقت خراب کرد. وکمتری اراضی و مزروعات را نیز ضرر رسانید .\nظهر يك باد شمالی بسیار شدیدی بوزیدن آغاز نهاد ، بدرجه که ذات اعلی حضرت شاهانه بسبب خرابي راهها مجبوراً يكتب را\nبعضی درختان قوبرا نیز ازین برافکند ، حتی دو نفر در ده افغانان در پغمان بسر آوردند روز دیگر موترها از شهر آمده و یکمقدار\nکابل در زیر آوار درخت تصادف نموده مجروح گردیدند . در راه را بنواری اسب و بعد از ان بمرابه های موثر بکمال عافیت\nشهر اگرچه باران بسیاری نشد ولی در دره های کوه پغمان و اجلال بدار السلطنه تشریف فرمای عزو اقبال کردیدند .\nکه میرزا ها آرایقان مینویسند غالبا حاله بسیار شدید و وافری اعلیحضرت بادشاه رعیت پرور مراحم گستر مقدس ما خارت\nباریده بود که تقریباً به سه نوه روز مذکور در حالیکه ذات شوکت یافتگان این سیلاب را بمعاونت تقدى وجدى وتخفيفات ماليات\nسمات العاب حضرت بادشاهی زیر در انروز به یغمان تشریف همایونی را و غیره دستگیری و نوازش فرمودند ، و به اینصورت کمال مرام\nرزانی فرموده بودند از دریای دره پغمان یک سیلاب دهشت مآب ملت پروری بادشاهانه را ظاهر و عیان ساختند . ما بر سلامتی\nعظیمی نزول نمود که مردمان سالخورده یغمان در مدت عمر خود پادشاه مهربان تمیم الاحسان مقدس خود شکرها و ثناها میگونیم.\nهمچنین سیلابی را مخاطر ندارند . و دعای های عمر و اقبال شاهانه شانرا ورد زبان صداقت میداریم.\n\nکیفیت دهشت و شدت این سیلاب طوفان نشا را به بی دوانی\nميله سر آسیا\nکه بچشم خود دیده و ما از آنها شنیده ایم از قرار آنی در پیشگاه شهر عزیز ما در هر سال بعضی میله هایی دارد که عموم اهالی\nانظار قارئین کرام خود وضع مینمائیم : به آن اشتراك میورزند. از انجمله یکی ( میله سیر آسیا ) است که\nذات مراحم صفات اعلیحضرت همایونی تقریباً به ۹ نوا روز در هر سال بهمین موسم در سر آسیا نام موقعیکه در حوضه جنت\nبواری موثر با بعضی خواص حضور همایونی به یغمان تشریف نمونه ( چاردهی ( واقعت اجرا می اید . یوم جمعه گذشته همه\nبرده بودند . تا به يك بچه در چنار باغ نام موقع با صفایی که در قریب همشهریان عزیز ما در جنگلها و پیشه های میوه دار پرگلزار خوش\nقصبه برکنار دریای دره پغمان واقعیت اسرار اوقات ماهانه را جویبار چاردهی منتشر شدند. و در هر گوشه و کنار ، در لب هر\nنموده، و نماز جمعه را در جامع قصبه اذا فرموده بسواری موثر جو بار و آبشار ، در سایه هم بید و چنار ، انجمنها جمعيتها زمنها\nبسوی قصر علویت حصر ( سبيل ) که تقریباً هزار فوت از موقع تشکیل دادند. نغمه های غزاد براتیهای ملی ، و سازهای گوناگون\nبلندتر و دو هزار قوت از کابل و ده هزار فوت از سطح بحر بلندتر وطنی از هر هر طرف بر میخواست ، على الخصوص در سر آسيابك\nواقع است تشریف فرمودند. ازدحام عظیم اهالی دیده میشد. کاو جنگی دوبها ، پهلوانی\nدر اثنانیکه ذات شاهانه شان در برنده قصر همایونی باند ما پهلوانها ، ودیگر انواع بازیها و ساعت تبریها اجرا میشد . ذاتاً این\nو مصاحبان حضور همایونی صحبت مشغول بودند باد شدت ورزید میله اساساً بمينه دوبی ها - یعنی کازرها - معروفت که در\nو از طرف وادی بعضی صداهای مهیب و دهشتناکی ممنوع گردید. زیادت (خواجه طواف صاحب که در انجا میباشد بوقوع می آید.\nتخلیق پیوست که در دره سیلاب نزول نموده ، میگویند که نظاره و همه اهالی به آن اشتراك میورزد و نما شای مهم آن نیز عبارت\nسیلاب چنان بنظر می آمد که کوبا کوههای ابرهای سیاه و تیره از کاو جنگی است که دیگر تماشاها نیز با آن ضم و علاوه میشود .\nدر دره به جریان افتاده باشد. چون موقع سهيل خیلی مرتفع ذات مراحم صفات اعلیحضرت شاهانه با شهزادگان عظام\nو دورتر از دره بود برای تماشا تا به نزدیک رفتند. صداهای سنگهای و معدودی از همرکابان معیت شاهانه درین میله رعایای صادقه\nبسیار جسم جسیمی که فوت آب آنها را از جاهای بلند غلطانیده شاهانه خود بصورت غیر رسمى اشتراك ورزيدند ، و يك سايباني"}
{"book": "adl0616", "page": 761, "text": "سال دوم\nشماره ۲۳\n\nاعظم دولت علیه افغانستان جناب معين السلطة، سردار عنایت الله خان اولا بمكتب حربيه الشريف عالی را ارزانی فرمودند . از قراریکه نامه نگار خصوصی ما برای ما تحریر نموده کیفیت تشریف آوری عالى مكتب مذکور از قرار ذیل است :\n\nدر يوم مذکور که موعد تشریف عالی بود شاگردان شاکر الاحسان مکتب حربيه و شاگردان مکتب ملکزاده های مشکل و دو بلوك شاگردان مکتب عسکری با موزيك عسکری از در وازه تا به عمارت مكتب صف بسته احترام بوده منتظر تشریف فخيانه شان بودند. بعمل نه یجه حضرت نظار پناهی شان بواری عرابه موثر تشریف فرموده از طرف عموم شاكردان ، وعساكر با موسيقة مكتب رسم سلام و تعظیم بجا آورده شد. در پیش بنای عمارت از طرف نگران عمومی مکتب جناب نائب سالار سردار محمد نادر خان ، و مفتش مكتب برکه غلام جیلانی خان وهيئت معلمين استقبال شدند. ذات معالي صفات فخیانه شان از عرابة مور فرو آمده به دالان مكتب داخل . وبعد از یکچند دقیقه که استراحت فرمودند به\n\n) منظره سر دروازه ماشینخانه مبارکه )\n\nو در سخانه عمومی که همه شاگردان مكتب حربية شاهانه در ان مجتمع بودند تشریف فرما شده شاگردانرا به تلطیفات عالی نوازش فرمودند. مچند نفر از طلبه از طرف معلمان شان یکچند سوال علمی اجرا شده جوابهای موافق مطلوب عطا گردید . بعدازان ذات عالی نظار تبناهی عموم را مخاطب نموده يك اطقی که دلهای آهنین را نیز بگدازد بیان فرمودند که مال نطق مذکور مبنی بر نصایح و مواعظ بود که در اول امرا حوال امروزه عمومية اسلامیه را و گرداب فلاکت و مصیبتی را که امروزه روز مسلمانان در ان افتاده اند یکصورتی که در پیش چشم نابینا نیز مجسم شود بيك صدای مؤثری تشریح و تفسیر نمودند . بعدها در حالتیکه از چشمهای مبارک شان اشک حسرت جاری بود یکمال تاثر بیان فرمودند که : هدان فلاکتها از جهالت و غفلت ، و عمل نکردن\n\nدر موضع میله اسب فرموده با اهالی تماس فرمودند ، و به بعضی احسانها و انعامها دلهای اهالی را شاد نمودند، و تا بوقت عصر در انجا بوده مینه مذکور الله الحمد والله بدون سبك وقوعات بکمال فرحت ها و مدرتها به انجام رسید .\n\nو آغاز اصلاحات مهمه در امورات معارف)\n\nاین یک از امورات بدهی و آشکار است که همه ترقبها و سعادتهای ملكها وملتها به علم و معارف منحصر است. در این باب هر قدر سخن که گفته شود زاید است. در وطن عزیز ما انتشار علم و عرفان از روز فیروز جلوس میامی مانوس ذات شوكليات اعليحضرت امير المؤمنين سراج الله والدين امير حبيب الله خان ادام الله دو لته الى مدید زمان به تاسیس و بنیاد یافتن مکینهای اصول جدیده آغاز نهاده است .\n\nاول مکنی\nکه برای تحصیل\nعلوم وفنون\nجدیده با صول و\nطرق تو بنیاد بافته ز\nمكتب فيوضات\nمكتب مدرسة\nحبیبه است که\nبسايه هر فانواية\nذات اعلیحضرت\nشهریاری مجدداً\nور دار السلطنه\n\nکابل تأسیس گرفت، و يوماً فيوم از فیض حمایه مکارم بایه شاهانه در زیر نظارت ذات عالى فخامتها ب جناب ( نائب السلطنه سردار نصر الله خان ) اكتساب ترقی نموده رفته رفته هئيت يك دار الفنونی را حاصل کرد. ولی بنا بر کثرت اشتغالات مهمه ذات فخامت پناهی شان نظارت امور معارف را بعهده درایت و فطانت ذات عرفان صفات شهزاده معظم جناب ( معين السلطنه سردار عنایت الله خان ) محول فرمودند . چون قبل ازین نظارت چایسه مکتب فنون حربيه شاهانه با اراده سنبه اعلیحضرت بادشاهی نیز به عهده حضرت مشارالیه محول بود این علاوه وظیفه همه امور معارف را بذات عالى جناب معين السلطنة صاحب راجع نمود .\n\nو معاينة مكاتب )\n\nمكتب فنون حربيه شاهانه\n\nبتاريخ يوم دوشنبه ۹ شهر شعبان المعظم حضرت شهزاده"}
{"book": "adl0616", "page": 762, "text": "سال دوم شماره ۲۳\n\nبه احكام عنيفة دين مبين اسلام و بدالمتین معنای حقق حب وطن پیش آمده است . برحمهما واجب وضرور است که این موانع را از خود دور نمائيم ، جهل وغفت را به یشه بیداری و علم از بیخ و بن بركنيم حب وطنی ، شرف مانی خود را بهمه معانی حقیقی آن بدانم . و در راه حفظ ناموس دولت و ملت و وطن خود حیات خود را خیلی حقير و كم بها يك چيزى بشماریم . بعد ازان شاگردان مكتب توجيه خطاب فرموده به آنجیات نصایح دلارا و تشویقات ترقی افزای فخیانه شان مرده دلا را احیا و تشنه لبان را القا فرمودند. بعد ازان به در سخانه مکتب عسکری که شاکردان آن از اولادهای مردم جدید الاسلام میباشند که از مدت سه جار سال جناب نایب سالار سردار محمد نادر خان آنها را یک صنف جدا کانه برای تعلیم تشکیل داده اند انتشریف فرما شده درجه التحميل و تعلیم آن نورسیدگان وطن را که پدرها و اجدادشان کافر بودند. و بایه دیانت سرمایه اعلیحضرت شهریاری به دین اسلام مشرف شده اند. ملاحظه فرم و داند و بر تحصیل علم و عرفان تشويق وتحريس فرمودند، و به انواع لطف و نوازش فخیانه خودشان دلهای معصوم شان را شاداب فرح و مرور فرمودنده به دازان به در سخانه های ملکزاده های مردم مشکل شریف عالی را ارزانی فرموده آنها را این به الطاف و نوازش عالی عراق بود مسروریت فرموده د و درسهای یک چند طفل معصوم آنها را استماع فرموده دلشاد گردیدند. در انشایی که ازین در خانه خروج می فرمودند مایکهای مشکل که برای دیدن اولادهای خود آمده بودند صف به احترام گردیده اسلام دادند ، ذات عالی نظار تپناهی آنهار التقاطیف و نوازش فرمودند و به بی انصایح حکیمانه ترغیب و ترحيب و به انواع نوازشات فخيانه قلوب شائرا تلطيف وتطبيب نمودند. از جمله کلمات عالی یکی این بود که فرمودند: کمان میرید که لبنان ما و شما را از همدیگر فرق و جدایی بخشد ما که این در بنیها را پوشیده ایم محض از برای آنست که یک شوک و هیت دولتی خود را بنظریار و اغیار نشان بدهیم . حالانكه اخوت دبي ، ويكانكي ماني ووطني ما و شما را چنان بك و جودی و یکجهتی بخشیده که تفریق آن غیر ممکن است . اگر شما تفرقه و خلاف را با دولت خود از دل بدر کنید رضای خدا و پیغمبر خدا و پادشاه خود را حاصل کرده خواهید بود که موجب سعادت دینا و آخرت شماست . وحق وطنیت و شرف ملیت خود را محافظه کرده خواهید بود. و اگر بر خلاف آن حرکت کنید حق خدا و رسول و پادشاه و وطن و ملت خود را پامال خواهید کرد که نتیجه آن پامال شدن آزادی و استقلال و اسارت نفس وملك و مان شما خواهد بود. امید میکنم که با یه دیانت و شفقت پیرایه اعلی حضرت پادشاه بسیار مهربان ما بعد از دوره سال انشاء الله این اوردهای شما عالم و باخبر شده شما را از نتیجه های جهالت و عدلت منه و با خیر خواهند نمود . و تمکن است که تواسطه آنها اصلاح حال و احوال کنید .. بعد ازان از طرف عموم حاضرین دعای نمادی عمر و الجلال و دوام عن واقبال اعليحضرات إنشاء مقار فيرور و شهنشاه عبدالت كمتر امير المؤمنين متراج المسالة والدين رفع بالركاء الحديث كرديده وذات عالی نظار پناهی مو تر سوار عزو اقبال در باز مكتب حربية شاهانه عزیمت فرمودند، و از طرف دو بلوك عسكر مكتب وموسيقة نشان رسم الشيع انجا آورده شد.\n\nمدير وسر مجرد سراج الأخبار العالمية محمود طرزي بدست راست با معلم مدارس زینکو گرانی را ساعتیر محمد فاشن در باب تصاویر اخبار مذاکره میکنند.\n\nمكتب فيوضات مكتب بيت العلوم حبيبه\nکيفيت التشریف آوری ذات عالی نظار بين اهي را مكتب موصوف برای ما تفضلات ذیل معلوم شده است که عیناً مینکاریم : بتاریخ یوم روشنه به شهر شعبان المعظم حضرت شهزاده اعظم دولت عليه الفغانستان جناب معين السلطانه برای معاینه مدرسه و انتظامات آن قدوم میمنت لزوم عالی را در مدرسه ارزانی فرموده در وقت ده نجه روز بسائره مدرسه تشریف فرما شده با همه عمله تعلیمیه و انتظامیه مدرسه که صف بسته احترام بودند تلطيفات عاليه و نوازش كثيره اجراء فرموده و پیشروی همه پا ایستاده چند کا مختصر در کیفیت تشریف آوری خود و تشویقات عمله مدرسه در جهد بایغ به تکمیل تعلیم و تربیب بعبارت ذیل بیان فرمودند."}
{"book": "adl0616", "page": 763, "text": "شماره ۲۲\nسال دوم\nصحیفه ۸\n\nاستادان ومعلمان وباقي عمله مدرسه :\nامروز اول دفعه است که من باین مدرسه آمده ام و جناب عم معظم محترم حضرت نائب السلطنة صاحب الفخم بسبب کثرت کارهای مهمه حضور عالی شان نظارت این مدرسه را بمن مفوض فرموده و اراده دارم که با بانت الهى جل اسمه بر طبق اراده سنية متبوع مقدس دیانت آگاه و قبله گاه حقايق بناء اقدس خود اعلیحضرت سراج الملة والدين روحي فداء ازين مدرسه فوائد كونا كون بدولت و ملت عائد کردد\n\nشعار عواطف کردار خود را مینمایم که ماوه ما در ظل عاطفت ما و کانه شان یکمال آرامی و اطمینان بوده و از فیض وجود بهبود شان برقی عا و تربیت رسیده و میرسیم\nشاگردان !\nشکرانه آلهی را بر خود لازم گیرید که پادشاه ما و شما از فرط دیانت آگاه و قبله گاه حقايق بناء اقدس خود اعلیحضرت مرحمت و رعایا پروری برای ترقی شما توجه زیاده فرموده و بخرج مبالغ عظیمه استادان و معلمان خارجه و داخله را برای شما مقرر فرموده ترقی و تعالى شما را برذات ستوده صفات خویش لازم گردانیده و آنچه فرض دمت خود مایان است اعلیحضرت شهریار قدردان مهربان ما آرا فرض دمت خویش گردانیده است.\n\nاستادان و معلمان :\nهر يك در کار محوله خود کوشش ورزید و نجان و تن در خدمت دین و دوات خود می کنید من توجه خود را کاملاً مبذول اصلاح این مدرسه خواهم کرد و بار بار مدرسه انشاء الله تعالى خواهم آمد و مكافات و مجازات خواهید دید لازم و واجب است که در خدمت محوله خود کوشش ورزید و از مراحم ملوکانه تاجدار مهربان مقدس خود بمدارج ترقی و عزت برخورید. بعد از ان بکمال اطمينان و دقت نظر همه اطفال مدرسه را که تعداد آنها در یوم مذکور ۱۳۹۶ نفربود ملاحظه فرموده در همه جماعات تعلیم جدا جدا رفته در هر مضمون که در آنوقت اطفال مدرسه بآن مشغول بودند و طرز تعلیم علم آورده و چند سوال مختصر بزبان معلم از آنها فرموده و ترغیب و تشویق همه کانرا به تحصیل علم نموده و تالیف خانه سراحیه را از ملاحظه عالی گذرانیده و همه مسودات کتابهای علوم دینیه و ادبیه و علوم جدیده که مهیا بودند علم آورده و کتابخانه مدرسه را از نظر گذرانیده باز جماعة قراءت و تجوید را بنظر غور ملاحظه فرموده و از قراءت صحیحه و نغمه های خوش الحان اولاد وطن که کلام الهی را میخواندند همه سامعان محظوظ ایمانی محظوظ گشتند. بعد ازان شفاخانه مدرسه تشرف برده و دواه خانه و باقی اجزای آرا معلوم کرده بعد ازان بر کتابهای فهرست کارهای سنوات گذشته و او امر اعلیحضرت والا واجرا آن جناب عالی افخمی نایب السلطنة علم آورده و همه کتابهای کارهای مذکوره را برای مطالعه مفصل با خود گرفته در اخیر به جمع نمودن همه اطفال وجميع عمله مدرسه حكم عالی صادر شده بعد از آنکه همگی اطفال و معلمين و محررين و غیره اعضای مدرسه بالتمام والكمال در مسجد مدرسه موصوف مها و آماده شدند. حضرت عالی متعالی تشریف فرما شده و بعد از ادای رسم تعظیمات همه اطفال را به نشستن امر فرموده خطابه بلیغه فصیحه را بعبارت ذیل بیان فرمودند:\nشاگردان وتلاميذ مدرسه مبارکه حبيبيه :\nمن امروز از دیدن شمایان و ملاحظه تعلیم و تعلم شمایان خورسند کشته اولا دمای مزید عمر و اقبال اعلیحضرت شهریار تاجدار مراحم\n\nای اولاد وطن مقدس !\nمیدانید که در ممالک اسلامیه چه حالت است و مسلمانان بچه بلاها گرفتارند و یکانه سبب همه این بلاهایی اتفاقی و از دست دادن اصول مذهب مقدس اسلام است ؟ شمار الازم است که بحبل المتین دین مبین اسلام جنگ در زده و عقائد و اعمال خود را برطبق شریعت مطهره اسلامیه استوار نموده در حصول علوم دین و تکمیل المو میکه در جزو زمان موجب ترقی ممالک دیگر میباشند و از انها فوائد رنگارنگ حاصل نموده اند و بدریده همان ترقیات علمی و صنعتی اسلامیان را خوار و زبون ساخته اند و اکنون به قلع وقع آنها کمر بسته اند متوجه گردیده و بر طبق ارادهنيه شهریار مقدس خود رفتار نموده بفوائد دین و دنیا خود را واصل دارید و این امر ر ایخوبی بدانید که تا زمانیکه خود شما که اولا د وطن میباشید ترقیات علمی را برای خود حاصل نکنید و صنایع را یاد نگیرید از شاگردی میکانکان به نتیجه حقیقی نمیرسید. استا دان خارجه شما چون الحمد لله مسلمان میباشند والبته بحكم اخوت اسلامی در تعلیم شما کوشش میکنند اما این امکان نه دارد که ایشان را افغان گفته شود پس شما کوشش کنید که خود را بعلوم وفنون آراسته کنید و در خدمت دین و وطن کامیاب کردید .\nشاگردان !\nقواعد دینیه را بکمال دقت ملا حفه کنید و در تعمیل آن جد وجهد بليغ نمائید و در اطاعت او امر الهی غفات را نخود راه مدهید که اساس جمع ترقیات برای مسلمانان محکم داشتن دین مبین اسلام است اگر ما و شما اصول اسلام را که استوار داریم از بلاهای زمین و آسمان در پناه خواهیم بود .\nای اولاد وطن !\nمملکت شما که افغانستان است الحمد الله والمنه در يتفرصت مستقل و خود مختار و آزاد است شهر باز مقدس اعظم اکرم ما مهربان و قدر دان ورعيت پرور و هنرکستر است - وقت خود را ضایع مکنید که برای ملت خود قائده برسانید و باين درجه حالیه غره مشوید زیرا که اگر صاحب علم شوید و کمال آموزید بدرجات رفیعه و مناصب بزرك خواهید رسید - من از ملاحظه"}
{"book": "adl0616", "page": 764, "text": "صفحه ۹\nسال دوم\nشماره ۲۲\n\nفهرست حاضری شما افسوس زیاد میکنم و دانستم که حاضری اطفال این مدرسه خیلی ناموزون است و هر کس چند وقت رفته و آمده است از پترو در مدت هشت سال بدولت قائدۀ کامله نرسیده است محقق بدانید که من باین امر راضی نمیشوم و نظام نامه های درست برای حاضر شدن شما و باقی انتظامات مدرسه انشاء الله تعالى اجرا نموده شما را آگاه کردم که بعد ازین غفلت روا مدارید - شهریار مقدس شما از دول خارجه برای ترقی علمی و صنعتی شما بهزاران جد و جهد معلمان و استادان طلب میفرمایند شما را لازم است که در رفع احتیاج خود کوشش کنید و از همان معلمان کمال ایشانرا آموخته و ملت را از احتیاج برآورید و معلمان و استادان خود را نیکنام گردانیده تا از دولت افغانستان به فوائد رنگارنگ رسیده بوطن مألوف خودها رفته و نام شما در اطراف زمین برآید - و در محبت دین و حب وطن راسخ قدم باشید و این را محقق بدانید که نقصان جزوی وطن هلاکت حقیقی است و ادنی زحمتی برای وطن از سر زدن سخت تر است والحمد لله ما و شما بهزار درجه مرگ و هلاك خود را از ادنی ضرری که بوطن مقدس عاید گردد بهتر و گوارا تر میدانیم پس جهد کنید و علوم و فنون را حاصل دارید و به تعلیم مقرره خود با اطاعت کامل معلمان خود حاضر باشید.\nزیاده برین تطویل لازم نبوده ختم مقال را بر دعای دوام ترقی دولت مقدسة افغانيه وطول عمر واقبال اعلیحضرت شهریار کامکار مقدس خود مان مینمایم و از در گاه ایزد بیچون نیاز و استرحام میکنیم که ترقی و تعالی ملت و وطن افغانیه حسب الخواهش اعلیحضرت متبوع مقدس ما بوده این اجراآت خیریه منتج نتائج حسنه گردد و ما و شما را توفیق خدمت دولت عطا فرماید !\nهمه شما را بخدا سپردیم !\n\nافزونی تنخواه\nچون در شماره (۲۰) سراج الاخبار افغانیه گفته بودیم که ذات مراحم وعواطف صفات اعلیحضرت پادشاه بنده پرور شفقت گستر مقدس ما بر جميع خدمتکاران صادق دولت شان مبذول ورایگان است و راستی و صداقت و حسن خدمت چاکران آستان شاهانه شان بی مکافات نماند ازان است که جناب عالیجاه محمد سرور خان جرنیل کارخانه جات را در رقم مبارکی که برای رتبه جلیله اش از طرف پادشاهی عطا و احسان فرموده شده بود وعده افزونی تنخواه را نیز لطف و احسان فرموده بودند از انجا که ذات جهاندرجات شاهانه شان دائما در شفقت گستری و عواطف پروری و ایفای وعده ثابت و راسخ اند و خدمتکاران را همواره نوازش پدرانه می نمایند در یوم یکشنبه ۱۵ شهر شعبان سنه ۱۳۳۱ که ذات جهاندرجات اعلیحضرت همایونی جهت امورات کارخانه جات دولت متبوعه مقدسه افغانستان در ماشین خانه شرف اجلال ارزانی فرمودند بر حسب ایفای وعده که کرده بودند در ماه دوصد روپیه و اصل تنخواه و وظایف مقرری جناب عالیجاه محمد سرور خان جرنیل کارخانه جات ضم وعلاوه نمودند که فی ماه یکهزار روپیه وظایف مقری شان می شود که بحساب سالیانه مبلغ دوازده هزار روپیه ضرب ممالک دارالاسلامی افغانستان است.\n\nبرگۀ اعزازی\nچون ذات عواطف صفات اعلیحضرت جهانبانی همواره در صدد مکافات خدمتکاران دولت متبوعه مقدسه افغانستان میباشند و میخواهد که خدمت و صداقت و راستی خدام دولت که بدولت متبوعه مقدسه کرده باشند ناامید از منصب و رتبت باشند لهذا جناب عالیجاه غلام حیدر خان کرنیل کل خزانه جات دولت علیه مستقله افغانستان را که از سالهای بسیار که حسن خدمت و صداقتش و راستی و دیانتش در دولت متبوعه مقدسه افغانستان ظاهر گردیده بود چنانچه در عهد اعلیحضرت خاقان مرحوم به امانت داری صندوقخانه عین المال و بر جماعۀ کی غلام بچه های حضور خاقان مغفور بخدمات موصوفه مأمور بود بجز حسن خدمت و صداقت از وی چیزی دیده نشده بود و نیز در اوایل جلوس میمنت مأنوس اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه مقدس بزرگ افغانستان به کرنیلی کوتوالی دارالسلطنه مأمور گردیده بود چون حسن خدمت و اخلاصش هر روزه بدولت مقدسه خدا داد افغانستان ظاهر میکردید مومی الیه چون بدیانت و صداقت و راستی و امانت دیده شد ذات اعلیحضرت همایونی کار امانت داری دولت را یعنی کرنیل کل خزانه جات دولت مقدسه را بوی مفوض داشت درینقدر سالها بمنصب کرنیلی خزانه جات سرافراز و مفتخر بود از مومی الیه موصوف خدمت و صداقت و راستی و دیانت که بر وفق رضای اعلیحضرت همایونی بود دیده شد ازانرو از رتبۀ کرنیلی کل خزانه جات - بمنصب وکد اعزازی کل خزانه جات ممالک محروسه افغانستان سرافرازی حاصل کرد و فرمان دستخطی مبارک از حضور اعلیحضرت همایونی بوی عنایت گردید که ما آرا عیناً درج تحایف افتخار خود مینمائیم و جناب میرزا عبدالرشید خان ملتجی حضور از حضور مبارک نیز امر فرموده شد که تنخواه عالیجاه غلام حیدر خان بر که خزانه جات را بحضور حاضر بدارید."}
{"book": "adl0616", "page": 765, "text": "شماره ۳۲\n\nنقل فرمان اعلیحضرت همایون\nیوم یکشنبه ۱۰ شهر شمال المعظم سنه ۱۳۳۱\nاز تاریخ امروز غلام حیدر خان خزانه دار که کونیل خزانه جات بود منصب او بر که خزانه جات مقرر گردید فقط\nسراج الملة والدین\nاجازۀ پوشیدن کلاه و بر همی با و داده شد\n\nکرد و بعد که اگر این کار را نکند زنش بر او جنه سنك طلاق باشد، و آن شخصی که رو تکلیف شده آن کار را نکنند و بام ساخت خود را در آن کار نه بندد و نکند آن طلاق برو واقع میشود یا نه میشود، فقط تحریر فى ۱۹ شهر شعبان سنه ۱۳۳۱\nهو المستفتى\nمدراونت محور سراج الاخبار افغانية -\n( محمود طرزی )\nجواب محكمة شرعة ريف\nبمجردا امر شرع اور تا خود همان شخص طلاق نکنند و يا تعليق طلاق نکند نگاه شخص دیگر و تعلیق نمودن شخص دیگر طلاق واقع نمیشود فقط تحریر ۱۷ شهر شعبان المعظم سنه ۱۳۳۱\nالراقم قاضي القضاء\n\nاز درگاه احدیت\nرجا میدارد و جناب\nجرنیل را با فزونی\nتخواه شان و برکه\nرا به ترفیع منصب شان\nمبارك باد ميگويد .\nاین را هم یاد آوری\nمیکنند که رفیع\nمناصب مأمورين\nدولت عليه متبوعة\nمقدسه حاضر و راست\nکه در ایف سراج\n\nقارئین کرام ما\nاز مطالعه این استفتاء\nعاجزانه ما وجواب\nباصواب محكمة شرع\nشریف خدا تعجب\nخواهید کرد، که\nآیا مقصد و مدعای\nمدیر از نشر این\nاستفتا چه خواهد\nبود ؟ فهذا يرفع\nشبهه و تعجب شان\nبه پرداخته میگویم که\n\nهيئت ادارۀ سراج الاخبار افغانيه\n[ نفر اول از دست راست ، ۱ عبد الهادی خان ترجم ، اردو - ۲ میرزا غلام نقیب خان خوشنویسان ( ۳ عبد الرحمن خان ترجمان اروبی، مدیر مطبعه، ايضا الراست ، ۱ ملا عبد اولیخان سرنامه نویسی ) ( ۲ میرزا عبد الله خان مامور مكتوب نویس - ۳ میرزا محمد عمر خان مأمور راهیات )]\n\n(سراج الاخبار افغانيه قيد و ثبت شود) هم از کیفیت همه کارا آگاهی حاصل شود و هم برای خود ارباب مناصب يك تاريخ ثبوت و مظبوطی در اوراق اخبار بماند، بسیار افسوس میکنیم که از توقیع مناصب مامورین نه از دوایر رسمی و نه از طرف خود از باب مناصب ما بوقت و زمان معینش خبر نمیرسد و تا خود ما سعی و کوشش نکنیم معلوماتی گرفته نمیتوانیم، لهذا از جناب جرنیل بطور خصوصی تشکر میکنیم که این دو خبر مافوق را بنا بوقت و زمانش رسانیدند .\n\nدر هفته يك مكتوب غرايب اقوال عجایب مآلی از يك شخص مجهول الاحوالی که از نوشتن نام و شهرت خود خودش را بی حجاب آمدم مکتوب خود را بی امضا و دستخط فرستادن مجبور شده است بواسطة جناب سفير شاه بيك خان بما رسیده است که در آخر مکتوب خود این عبارت ذیل را تحریر فرموده :\n« اگر این نوشتهٔ عاجز را سفیر با لحاظ خدمت خود مدیر ، سراج الاخبار روان نکند زنش به سنك طلاق باشد .\nو اگر مدیر برسد و او این نوشتهٔ مرا درج سراج الاخبار ، نکند و جواب مرا بدلیل نگوید زن او به سنك طلاق ، باشد فقط » ..\n___\nهي ما شاء الله به این عقل و فراست ! ... هي بارك الله به این فکر و کیاست ! ... کمان میبریم که آقای مکتوب نویس خودر\n\nاستفتا\nاز حضور عالى محكمة دير عشريف\nهر گاه يك شخصی بر شخصی ديگر يك كاری را تکلیف کند ."}
{"book": "adl0616", "page": 766, "text": "بهینه ۱۱\nسال دوم\nشماره ۲۲\n(ملك الطلاق ) زنان مردم قیاس کرده است و وابسته را و تکامل دران نور دیده در صدد فایده برداشتن از آن فرصت بیفتند\nاز اهم وظایف خیر خواهی برادران اسلامی خود شمرده است. هی در جداگانه قواعدی دارد که متوغلین آن بر قواعد آن به بیروی\nلی، ممکن است كه يك شخص صورت پرست که تنها بصورت مجبوراند. مثلا در اخلاق چنانچه عهد و میثاق را يك چيزي بسيار\nبه بند و جمالی نظر نکنه در خیال خانه تصورات خود يك وظيفة معنا بهای دانسته عهد شکنی را خیلی مکروه و بد می بیسند .\nملك الطلاق ) برای خود بتراشد، ولی این ممکن نمیشود که اما در عمر پولیت بنا بر قاعده از فرصت استفاده اغیز ها را\nآنچنان بك صورت بين حقیقت مین را خیر خواه برادران هیچ اهمیت و اعتباری نبوده بمجردی که فرصت فایده دست دهد\nاسلام ) عنوان داده شود. زیرا اولاً او به احکام شهیر است برای پایمال کردن عهد و جهان از چیزهای لازمی شمرده میشود که\nاسلام واقف نیست که آیا همچنین یک تکلیف و انجنين تحابق مثالهای آن در تاریخ سیاسی بسیار است .\nشرعاً جایز است پانی ؟ خودش از یکطرف از حدیث نبوی در باب مصورين بحث میراند ، و از یکطرف حديث ( أبغض الحلال إلى چون درین وقت بوی احوال و حوادث بالقان به بینیم این\nمسئله از فرصت استفاده را بکمال گرمی جاری می بایم . بعد\nالله الطلاق ) (۱) را فعلاً پامال مینماید .\nما بدرج این استفتا و نقل نوشته ناحق و ناروای آن شخص از ساسی که در مابین عثمانی و بالفانيها بواسطه قاعده از فرصت\nمجهول پر و پا هیچ لزوم نمیدیدیم ولی چون برای مدیر ها و محورهای استفاده دولت انگلیز بوقوع آمد قاعدة شر بر انكلين وتمرة\nاخبارها يك ايجاد خیر خود را ازان\nبدعت جدید در بر داشتن که نیز\nالاختراعی شمرده یکی از قواعد معتنا\nمیشد از ارو درج یهای علم پولتیک است.\nنمودن آن استفتا بروی کار آمده\nو جواب شرعی آن بالقانها در مارین\nرا واجب دانسته خودشان بهم در\nمعيار حقيقي عقل آویختند . به تعبیر\nو فراست آن مکتوب دیگر در آویختانده\nنويس بي دستخط شد .\nو امضا را نيز بميدان باید همچنین میشد.\nبر آوردیم تا فار این زیرا روم ایلی در\nگرام ما به بینند که زیر حکم یکدولت\nدر دنیاچه عقلها بود. آیا بی آنکه\nوجه فکرها موجود است .\n(هیئت مدرسة زيت كو كراني )\n(صف اول ابتدا ارراست ۱۰۰ سید احمد - ۲ عند التي - ٣ خالق داد )\n(صنف دور اذا ارز است / عبد الحكيم - ۲ بار محمد - ۲ سید اور اگر )\nدیگر شکم بزرگان از ان يك استفاده بتوانند چسان میشود که تنها\nاین را هم بصاحب مکتوب بی امضا یاد آوری میکنیم کها کر شخص سه بار دولت روده کوچکی آنرا فرو برده بتوانند ؟\nخود ر ا یما بشناساند ما بجوابهای مدال خود هر وقت حاضر و آماده هستیم دولت علیه عثمانبه باز محرکت آغاز نهاد، و بنای پیشقدمی را\nمد نظر نمود. چرا نکنند از فرصت کدام کسی استفاده نکرده\nکه او نکنند، هم چه فرصت؟ فرصتی که باز بدست آوردن آن\nخیل مشکل است. دشمنانی که با هم اتفاق کرده بودند و بواسطه\nآن اتفاق کار روائیهای محیی بعمل آورده بودند بحرص و طمع\nتو بسیار خوردی و من کم خوردم در افتاده بر سر همدیگر\n\nبجوار خارجية\n\nاجمال سیاسی\nاز فرصت استفاده\n\nیکی از دستور العمل های بسیار معتنا و عمده امور سیاسی همین زدن گرفتند. بلغاری بخیال شاهنشاهی در افتاده دیگر متحدین\nجمله ( از فرصت استفاده ) میباشد. معنی از فرصت استفاده در خود را به کام و مرام خود تابع نمودن میخواهد. سرویه میگوید\nپولتیکل این است که فرصت مناسب چون دست بدهد هیچ اهمال که تو کیستی که من نیستم ، تو چه کردی که من نکردم .\nالبته به این سخن حق هم دارد، زیرا نامدد کاری سر بیانه\n(۱) حلالی که الله تعالی از باده تر به آن بغض میکنند طلاق است ."}
{"book": "adl0616", "page": 767, "text": "صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ۲۲\n\n(حکومت مرا کو چسان خراب شد)\n\nدر وقتی که سیاسیون دولتهای جرمن و فرانس نقشه ها و پلانهای تقسیم کردن و از میان برداشتن آرامی میکشیدند در همان روزها بادشاه مراکو با ندما و همنشینان ظریف طبع خود در باب آور دن مغنیه ها و سازنده ها و رقاصه های مصری و فرانسوی نقشه ها و اندیشه ها داشتند . در وقتی که از طرف فرانس و از دیگر طرف اسپین آدمهای کار گذار فنون شعار خود را در باب نقشه گرفتن سرحدات و راه ها و معبر های عسکری ملك مراكو بهر هر طرف منتشر میساختند سرحدات ملك مراكو بدرجه بی قوت مدافعه و برهم و در هم بود که کارتوس های زنگ زده نم کشیده در خاك توده ها پنهان شده عسکر بی انتظام لخت و گرسنه آن سرحدات به تفنگهای شان برابر نمی آمد، و تفنك ديگر نمير و كارتوس از دیگر نمبر بود . اگرچه حکومت مراكويك چند دسته فوجه منتظمی خوش دریشی داشت ولی آن فوجها محض برای آرایش و نمایش سرای والای سلطان مخصوص بود که دیگر کاری از آنها گرفتن متصور نبود . دیگر فوجی که منتظم گماشته شود موجود نداشت این است که به این سببها و امثال این گونه سخنها و بی پروائیها و غفلتها و جهالتها و ندیمهای بد ملك مرا کو خراب و بدست اجنبیها درامد .\n\n( تفصیلات قتل صدر اعظم محمود شوکت پاشا )\n\nچقدر اسف انگيز احوال ! يك وزير اعظم يكدولت بسيار معظم و محتشم شهید غدر و خیانت چه اشخاص پست فطرت لئیم میگردد ؛ این مصیبت قتل محمود شوكت پاشا چنان يك فلاكت مدهشه بود که فلاکت محاربه را بر طاق نسیان گذاشت . درین هفته اخبارهای استانبول که برای ما رسیده اکثر وقوعات همین جنایت و تفصیلات همین خیانت ستونهای معارف خود را مملو نموده اند که از قرائت آن مو بر بدن میخیزد ، و گریه در گلو میپیچد ، و بر احوال ممالك دولت عليه عثمانیه خروارهای حسرت والم ، و بارهای کدورت و غم بروجود مسلمانان غم شريك شان می نشیند . واقعیکه ما مردم افغان بسبب اخوت مسلمانی خود را غم شريك برادران عثمانی خود میدانیم. به شادی شان شاد ، بغم شان غمناك میکردیم. بخوبی و بدی ، وحتى و ناحقی فرقه های سیاسی شان هیچ سروکاری نداریم، و نمیدانیم که كدام يك فرقه برصواب ، و كدام يك بر خطاست. چرا که بدانستن این چیزها لزوم نمی بینیم. ولی چون به تجربه برما ثابت شده ، و بگوش و چشم شنیده و دیده ایم که همه این مصیبتها و فلاکتها از همین اختلاف و نفاق و شقاق فرقه ها و پارتیها بظهور انجامیده و می انجامد ازان سبب دوام این اختلافات ، و خانه جنگیها را طبعاً خیلی مكروه و منفور می بینیم . و رفع شدن این بلا را از میان برادران عثمانی خود از درگاه باری نیاز میکنیم .\n\nنمیبود ادرنه را که میتوانست فتح کند. از طرف دیگر بلغاری یونانی را نیز با اینهمه فدا کاریهایی که کرده میخواهد از پی جاها صفرالید بکشد، کوههای عیاره را کسی بحساب هم نمی آرد لهذا لازم و ضرور است که اینها در مابین خودشان مسئله را فیصله نمایند و بر سر همدیگر زده غالب را از مغلوب فرق دهند، و قوتهای خودشان را در نظرهای عالم نشان بدهند. بلغارها چنان يك روشی گرفته بودند که در ظاهر دولتهای متفق خود را وعده ها و منفعتها نشان داده در باطن همه منافع ، را برای خود تأمین کنند. حتی نه تنها متفقین خود را بلکه دولت رومانیا را نیز بهمین حیله ها ساکت ساخته بود در انجام کار به این دامهای تدویر بلغارها همه شان دانستند. لازم شد که وجود او را از میان بردارند، و ازین است که یونان و سرویا حمله های شدیده بر بلغار نموده کامیاب هم شده اند . دولت علیه عثمانیه را ضرور است که ازین فرصت استفاده نماید و هیچ غفلت و اهمال نورزیده، و خود کشیها را ترك نموده ، و اختلافها را برای وقت دیگر گذاشته بکار آغاز کند، و یکدقیقه فرصت را فوت نکند عدل خداوندی نیز هیچ شبهه نیست که خونهای آن همه بیگناهان جور و ستم بلغاریا را پامال کردن نگذارد درینوقت و متفقینش نیز ظاهر گردید که بلغارها چقدر وحشی و چقدر خونریز هستند. از بعضی روایتها معلوم میشود که رومانیا با بلغار رسماً اعلان جنك كرده ، وعسكر رومانيا از سرحد بلغار عبور نموده، زد و خورد سرب و یونان نیز با بلغار باز در پیش است معلوم است. ترکیه نیز ازین فرصت هیچ چشم پوشی نخواهد کرد و اگر بکند از قاعده از فرصت استفاده خیلی دور خواهد ماند مردمانی که در امور سیاسی استقاده را مراعات نکرده اند خیلی خسارت دیده اند. مسلمانان در هر هر جا هیچگاه از قاعده از فرصت استفاده فایده نگرفته اند حالا که جهت مقابل شان قدم قدم این قاعده را پیروی کرده اند. حافظ شیرازی اگرچه به این بیت که:\n\nهر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار\nکی را وقوف نیست که انجام کار چیست\n\nقاعده از فرصت استفاده را بیان کرده ولی هزار افسوس که ما آن وقت خوش را یعنی فرصت را برای عیش و راحت طلبی و به امورات مهمه نپرداختن و به لهو و لعب و مالا یعنیات صرف اوقات نمودن مخصوص پنداشته بیت مذکور را چنین تخمیس و تفسیر نموده ایم :\n\nجانا چهار فصل بود دور روز کار\nفصل دی و تموز و خزانست و نوبهار\nدر هر چهار فصل بود عیش خوشگوار\nهر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار\nکی را وقوف نیست که انجام کار چیست"}
{"book": "adl0616", "page": 768, "text": "صحیفه ۱۳\n\nبهر صورت : چون کیفیت قتل این وزیر اعظم يك فاجعه درد انگیزی شمرده میشود از اخبار های ترکی ترجمه کوایف آنرا برای اطلاع قارئین کرام خود خالی از فائده ندیدیم اولا این را باید بدانم که :\n\nمحمود شوکت پاشا که بود )\nبغدادي الاصل بود که پدرش سلیمان بيك نام داشت و در يك وقتی متصرف یعنی حاکم ولایت بصره بود. بعد از تحصیل ابتدایی که در بغداد کرده بتاریخ ۱۲۸۹ به استانبول آمده در مکتب اعدادی عسکری داخل شده است. در سنهٔ ۱۲۹۸ بمنصب یوز باشی یعنی سلمشری ارکان حرب از مکتب حربیه برآمده در فرقهٔ عسکری که در جزیرهٔ گرید برای رفتن مصر جمع آوری شده بود مأمور گردید و بعد از چند ماه پس به استانبول آمده در مکتب حربیه به معلمی علم جبر، وهندسهٔ حليه مأمور گردید. و چون ( فون در مواج ) پاشای جرمنی در مکتب حربیه مقرر شد محمود شوکت پاشا را به معلمی فن اسلحه مامور ساخت . و بقدر یکسال زیر دست او کار کرد. بعد از ان در سنهٔ ۱۳۰۳ ه برای معاینهٔ تفنگهای ماوزر به جرمن رفته بقدر ده سال در بسیاری از مانوره های عسکری ، و تجربه های خوب کارخانهٔ گروپ ، و دیگر کارخانه ها و بی تجربه ها در برلین و پاریس بسر آورده است. در سنهٔ ۱۳۱۷ بعمليات خط تلگراف در مابین حرمین شریفین مأمور گردیده است . در سنهٔ ۱۳۲۱ بمنصب فریق تقریباً نائب سالار بوالبكرى ولایت قوصوه مأمور شده است و تا زمان مشروطیت در آنجا مانده است. بعد از اعلان مشروطیت پسر افسری اردوی سوم سامور و با اردوی حرکت به استانبول آمده در خلع سلطان فعالیت عظیمه نشان داده است. بعد از ان ناظر حربيه، و بعد از سقوط کابینهٔ سعید پاشا از نظارت حربیه دست بردار شده است. تا آنکه درین اواخر بعد از سقوط کابینهٔ کامل پاشا و قتل ناظم پاشا بنا بر ابرام و اصرار رفقایش مسند صدارت را قبول کرده است .\n\nمحمود شوکت پاشا غیر از زبانهای ترکی و عربی که زبان مادر زادش بود زبان فرانسوی و جرمی را نیز بصورت بسیار مکمل میدانست در فنون عسکری بسیار اثرهای مکمل نیز نوشته است. حالا به بینیم که این چنين يك وزیر اعظم و سرافسر مفخم مانند :\n\nمحمود شوکت پاشا\n( جان بحق رسید )\nدر ۹ ماه رجب صدر اعظم و ناظر حربية جناب محمود شوكت پاشا بقرار عادت معروفهٔ خود صبح به نظارت حربیه که در جوار مسجد سلطان بایزید بنام ( باب والای سر عسکری ) معروفست رفته، بعد از فراغت کار خود از امور حربیه به سواری عرابهٔ\n\nشماره ۲۲\nسال دوم\n\nموثر بسوی ( باب عالی ) می آمد در اثنایی که عرابهٔ موترش از میدان بایزید بسوی جادهٔ دیوان یولی دور میخورد از طرف ديوان يولى يك جنازه بايك حجم عظیمی می آمد رفت و آمد ترام ریلها و خرابه ها و موترها در موقع بسیار و راه هم تنك بود. يك عرابهٔ موتر دیگر نیز در یک بغل ایستاده بود ، موتر وان محمود شوکت پاشا مجبور به توقف دادن و بر گردید . توقف همان و چند تیر از طرفهای مختلف همان بود. هفت گله بر وجود پاشای مشار الیه خورده بود که سه گلهٔ آن بشقیقه ها و عمود فقری تصادف نموده چار گلهٔ دیگر در دیگر جا های وجودش خورده است. جسد مجروح محمود شوكت باشا را به نظارت حربیه بردند اگرچه بسیاری از اطبا بمعالجه کوشیدند هیچ ثمرهٔ حاصل نشده و بعد از انکه بقدر یکساعت تنها حركت دانش مشاهده میشد آنهم معطل مانده رحلت دار بقا نمود ...\n\nوزیر نامدار و سر افسر با اقتدار مرحوم ( محمود شوکت پاشا )\n\nو قاتلها که بود ؟\nقاتلهای یک بارگی فرقهٔ بزرگی بود که بعضی از آنها گرفتار آمده اند. و بعضی در يك خانه متحصن شده و بعد از جنك و قتل و قتال گرفتار آمدند، بعضی فرار نمودند ، یعنی پنهان شدند . از جمله اینها بعضی بدار کشیده شدند . بعضی بجزاهای قید عمری و بعضی به نفی و اخراج، و بعضى غياباً محکوم گردیدند. در میان اینها قمارباز ها، زنا کار ها، اوباشها، افسر ها، ژاندرمه ها، از افسری مطرودها، مأمور ها، پاشاها وزیرها ، سلطانه زاده ها شوهر سلطانه ها وغیره موجود هستند. داماد صالح پاشا با دوازده نفر دیگر بدار شدند، سلطانه زاده پرنس صباح الدین فرار نموده و غياباً محکوم شده، شریف پاشا رشید پاشا اولاد و تعلقات کامل پاشا"}
{"book": "adl0616", "page": 769, "text": "شماره ۲۲ سال دوم صحیفه ١٤\n\nنیز در حال فرارند . آیا نتیجه چه خواهد شد و غیر از انکه روز بروز فرقه بازی و پارتی سازی قوت بگيرد وقتل و قتال همدیگر شان روز افزونی کند دگر چه خواهد شد ...... مانجز اینكه بكمال مجزو نیاز و تمام سوز و گداز از درگاه خالق بینیاز رفع این مصیبت عظما را از برادران اسلامی خود و بهوش آمدن همه مسلمانان را تضرع نمائیم دگرچه خواهیم توانست .\n\n﴾ آقای میرزا محمد رحیم بلبله نی ﴿\nیکی از مسلمانان باغیرت معارف خواه و خیر خواه برادران اسلامی جناب آقای میرزا محمد رحیم بلبله یی با گونی میباشد که در نجف اشرف به تأسيس مكتبها ، و كتابخانه ها، و تاليفها ويني مؤسسات علم و معرفت موفق و كامياب آمده و درین راه علم و عرفان اولاد های برادران اسلامی خود از کیسه همیت و انسانیتیروری خویش تقریباً مبلغ شهزار پوند صرف نموده است که حقیقتاً يك فدا كارى بزرگی شمرده میشود .\nبك تأليفى بنام ( عزت دروز وذلت امروز ) زبان فارسی نیز از جناب مشار اليه برای ما رسیده که حقیقتاً احوال سابق ولاحق اسلامیان را به بسیار وضوح و معلومات كافي جغرافی و تاریخی تصویر و تعريف نموده است. ما از صمیم دل خدمات این فاضل معارف خواه را تبريك . و اثر و گزیده شاترا تحسين وتقدير ميكنيم . كثر الله امثالهم .\n\n---\n\nنفر شان را اسیر نموده اند\n( تقطيع تعلقات سفارتی یونان و بلخارید )\nلندن - ٦ جولائی - سفرای یونان و بلغاريا بالترتیب از صوفيه و ابتهنيز روانه کردیدند و حسب الاستعداد کور تمنت های شان خواسته شدند از يك پیام برقی سرویا منیین می گردد که یکحصه فوج سرویا در مقام كريملك محصور شده بودند و آخر کار بعد از مقابله شدید و مقابله سخت شکست خورده و بسیار سامان جنگ و بی قیدیها در تصرف بالغاریان آمد و قالب سرویا آنرا از کوه ها ویشهای متصله دیده مناظره می نموده ولی دم زده نمیتوانست\n\n( خبرهای برقی )\n( جنگ بالقان )\n( پیش قدمی افواج ترکی )\nقسطنطنيه ١٤ جولائی - افواج مقیمه (نتاجه) و بلیر به بسیار سرعت اقدام ورزیده اند و بلا مزاحمت کا (چور لو ) مواصلات نموده اند.\n\nاز تصویر افکار اقتباس شده که\n[ILLUSTRATION]\n( نقشه روم على وجنك متفقین در لقمه ربانی )\n\n( حرکت مذبوحی بلغاريان )\nبلغاریان ( رودستو ) را ل نموده اند و از راهیکه منهزم شده اند جميع مواضع آن را خراب و منهدم کردانیداند در قسطنطنیه به بسیار تعجيل تكميل تهيه سامان حرب و فوج کرده می شود. و معاونين فوجی و توپ خانه و كدام يوماً فيوم بعد از ایشیای كوچك ميرسد\n\n( ترجمه اخبارهای اردو و غیره )\n\n( فتح یونانیان )\nلندن - ٥ جولائی - در ایته نیز بقدم سرکاری اعلان کردیده که یونانیان در مقام کلکیش و بلغاریان غالب گردیده اند و ۹۰ توپ از بلغاریان را غنیمت نموده اند که ۱۷ از ان توپ های حصار انداز و حصین شکاف میباشند\n\n( ادعای کامیابی بلغاریه )\nصوفيه - ٥ جولائی - در نجا بطور سرکاری اعلان شده که بلغاریان سرویان را جانب ایکری بالنگا هزیمت داده اند و ۲۰۰\n\n( بیان سفارت ترکی مقیم لندن )\nلندن - ١٤ جولائی - سفارت ترکی ازین امر قطعاً انکار می نماید که اراده ترکی جانب ادرنه با تجاوز از خط سرحدی اینوز میدیا برای گرفتن و مسخر نمودن موضعی مصمم گردیده باشد\n\n( کامیانی رومانیان )\nرومانیان جانب مشرق بر مقامات (برداريش) و (والنشك) قابض کردیده اند و بیان کرده شده که آنها بر لب دریای دینیوب تا مقامات ( رسجك ) و ( كورابيه ) رسیده اند"}
{"book": "adl0616", "page": 770, "text": "صحیفه ١٥\nسال دوم\n\n( اراده های سرویا و یونان )\nچنان معلوم می شود که سرویا و یونان فی الحقیقت مظالم بلغاریا را در قرار دادن بقسم يك اساس اعظم فیصلهٔ آینده خودها بطور نیم سرکاری بیان می کنند که سرویان و یونانیانی که باشندگان مقدونیه میباشند. آینده لازمکه بر هیچکدام رعیت بلغاریه رحم نکنند و ازین ظاهر می شود که هوس سرویا و یونان در ملك كبرى بسیار شدن وحدت نموده و هر دو ریاستها از جانب بلغاريه چنان سنگين دل گردیده اند که بدون میدان جنگ در هیچ محل دیگر فیصله نخواهند کرد\n\n( شاه بلغاریه بیمار بستری است )\nبیان کرده می شود که فردیننده شاه بلغاریه که در صوفیه بمرض وجع المفاصل گرفتار است بهار بستری کردید. زمیندار – امروز ریوتر شاه بلغاريارا صاحب الفراش خبر داده و هيچ تعجب نیست که تا فردا خبر موتش را هم شایع کنند و خبری را که مولوی ظفر علی خانصاحب از قهره فرستاده بودند صحیح معلوم می شود و حال مصلحتاً بران پرده انداخته شده که از وجوه سیاسی و موجودی حرب بعمل آمده باشد.\n\n( خیالت ، الغاريان )\nسالونيكا ١٤ جولائي - يك اخبار یونان خبر عملیات زشت بلغاریان را که در مقام (میرس) اجرا نموده بودند بیان کرده از ان ظاهر می شود که بلغاریان پیش از آتش دادن (میرس) اول تمام شهر را غارت نموده اند و با وجود اعتراضات وکیل استرنا هم کونسل خانه مذکور را سالم نگذاشتند و زیورات زن وکیل کونسل خانه هم در دیده شد و صرف وکالت خانه ایطانوی از ینب محفوظ ماند که وکیل آن در ابتدا زروزیور تملیک خود را ادا نموده بود.\n\n( بلغاريان مقابله وکان را کرده نمیتوانند )\nبر شکست ناگهانی بلغاریه و تباهی عسکرش بسیار خیالات ظاهر کرده شد ولی سبب اصلی آن اینست که بلغار یا دشمن خود را حقیر دانست و بازیرین خیال خود متیقن و مطمئن بود که یونان و سرویا با او بمجادله پیش نخواهند شد و اضافه ازین در بین اعیان واهل مناسب بلغار با هم اختلاف واقع شد و اعداد فوج غیر منتظم که هنوز بر دانستن قواعد و تربیه عسکری واقف نبودند نهایت بسیار در صنف عسکر داخل نموده شدند و حال این سخن قابل توجه است که در قسطنطنیه تجاوز فوجی که از طرف حکومت ترکی در خصوص دوباره قبضه و استیلا نمودن ترك بر مقام (تهريس) و دور نمودن و پسپا ساختن بلغاریان را تا سر حد قدیم شان حال کارگر می شود زیرا بلغار یا در نوقت مقابله شدید ترکی را کرده نمیتواند (جهازات و کشتی های بلغار به در علاقه روس ملتجی میباشند)\n\nسواستوبول - ١٤ جولائی - از خوف حمله کرکان رومانیان يك جهاز توب بردار مع شش کشتی ( نار بیدو ) ی بلغاریه\n\nشماره ۲۲\n\nدر نجا پناه کرین گردیده اند\n\n( مسلمانان این را بنظر توجه و عبرت بینند )\nالمعصر سراج الاخبار جهل مينويسد : افسوس که مسلمانان هند از سبب تغافل و تساهل خودها در میدانهای علمی از هندوان هم عقب می مانند و از نتیجهٔ امتحان الترنس بين العلوم حجاب همانقدر طلبای که از اهل هنود کامیاب کر دیده اند طلبه مسلمانان به نسبتیکه تملک در آرد مخلوط باشد. بلکه کمتر از ان کامیاب شده اند یعنی تعداد کامیاب شد كان طلبة مسلمانان به بسیار مشکل قریب ثلث هنود هم نمی آید حالانکه مسلما نان در وقت حقوق طلبی راهل هنود خودهار التقدیم می نمایند و لحاظ سرکاری را برای خودها می طلبند و رعایت میخواهند ولی در تحصیل علوم وفنون زحمت و محنت بر خود نمیگیرند و با آنکه در تجاب نفوس اهل اسلام از هنود اضافه و بیشتر موجود است ولی چون ما مشاهده کنیم در هر سال از مدرسه اعلای ضلع راول پندی نفر از ۱۵ نفر کامیاب میشوند ما را ازین ناکامی های مسلمانان بی شرم و خشم می آید و وجه این غالباً ازین دو سخن خالی و عاری نیست که یا در مدارس طلبای نالایق داخل می شوند و با عمله معلمین برای تعلیم و تدریس شایق نمی باشند و الاچه سبب است که دیگر مدارس مقامی پس نمانند و مکاتب اسلامی مدام نا کام میباشند این بی باکی و غفلتنا کی مسلمانان شایان هزاران افسوس است وای کانی را که معززین و اعیان اسلام این نقایص را رفع نموده طلبه مسلمان را جانب محنت و زحمت در تحصیل مدارج علوم و تکمیل معارج فنون ترغيب وذلاك نمايند.\n\n( مترجم عبد الرحمن )\n\nترجمهٔ اخبارهای اردو\n\n( قتل شاه بلغاريا )\nالمعصير معزز زمیندار مینویسد ذاهره ۱۳ جولائی - فردیدند پادشاه بلغار یا قتل کردید، زمینداره چونکه کار هذا بعد از طبع و نشر زمیندار رسید دیروز سخنی ازین در اخبار نوشته نشد لهذا امروز نوشته کردیم با وجودیکه خبر تصدیق آن از ریوتر هم معلوم نشده است.\n\n( یکسی بلغاريا )\nلندن ۱۲ جولائی - بریکسی بلغاریا که او را دشمنان محاصره کرده اند نظر ترحم و هم دردی انداخته می شود لیکن اخبارات ناکامی او را از لغزیدن او در حالهای سیاسی خود او می پندارند\n\n( بلغاریان پیش رومانيا )\n( اسلحه انداختند )\nاز يك تار بخارست ( پایتخت رومانیا ) مفهوم می شود که بطور سرکاری اعلان میشود که رومانیان و سلیستریا قابض کردیده اند"}
{"book": "adl0616", "page": 771, "text": "شماره ۲۳\nسال دوم\n\nاست که آنها با سپه سالار عثمانی ملاقات کرده - علاقجانی را که بموجب صلح حواله ترك شده اند از افواج بلغاروی خالی نمایند ( مترجم عبد الهادي )\n\nو خبر فرحت او از پشاور )\n( عيناً مكتوب )\nجناب مشفق محترم مهربان محمود بیگ خان طرزی صاحب مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه را سلمه الله تعالى ، بعد از دعای مزید عمر وجاه اعلیحضرت سراج الملة والدين سركار اشرف والا مكشوف ميدارد انكه از قرار خبر تار که از طرف مدیر اخبار زمین دار لاهور دیروز در پشاور رسیده و از طرف مسلمانها جهر هم کشانده شده معلوم شد که غازی انور بی ایدریا نویل را دوباره قبضه کرده است اطلاعاً برای انجناب تحرر شد زیاده والسلام تحریر چهار شنبه ۱۸ شهر شعبان المعظم سنة ١٣٣١ دستخط كمينه غلام حيدر\n\nبشارت بر بشارت\n( عيناً مكتوب )\nجناب مشفق محترم مهربان محمود بیک خان طرزی صاحب مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه را سلمه الله تعالى - بعد از دعای مزید عمر وجاه اعلیحضرت سراج الملة والدين سركار اشرف والا مكشوف ميدارد انکه - اليوم باز در شهر پشاور جهر کشانده شد که اعلیحضرت سلطان المعظم جميع شهرهای مقبوضات ممالک عثمانیه را که ضبط اعداء شده بود کامل واپس متصرف شدند منادی برای خوشی مسلمانها در کوچه و بازار پشاور کشانده شد احتمال دارد که امشب چراغان هم در پشاور خواهد شد - از برای خوشی انجناب هم اطلاعاً تحریر شد زیاده والسلام تحرير نجشنبه ۱۹ شعبان المعظم ۱۳۳۱ مکرر انکه رای امشب تیاری چراغان در پشاور کرده شد فقط دستخط كمينه غلام حيدر\n\nسراج الاخبار افغانيه\nاین دو مکتوب بسیار فرحت اسلوب در وقت طبع اخبار ما رسید. هزارها شكر ! عدالت خدا وندى البته اجرا شدنی بود. زیرا بلغارها بسیار ظلم کردند ظالم دوام ندارد نتيجة افكار عاجزانه خود را انشاء الله در شماره آینده خود بیان خواهیم کرد .\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید\n\n***\n\nحیفه ١٦\n\nبلغارویان که روند پاسه صد نفر بودند پیش افواج رومانوی اباحهای خود را انداختند افواج رومانوی ده پانزده کیلومتر در علاقه بالماریا داخل شدند که مسلمانان و رومانويها خير مقدم های پر مسرت گفته اند.\n\n( یونانیان سیری را )\n( گرفته اند )\nاز يك تارا بشهر ( پایتخت یونان ) معلوم میگردد که یونانیان بمقام ( سیرس ) قابض گردیده اند و از اینهتر بطور تیم رسمی بیان می شود که در جواب دول یوروپ یونان اظهار کرده که بر معاهده صلح در میدان جنگ دستخط خواهد شد.\n\n( طوفان غیض و غضب در یونان )\nدر یونان حسب الأمر پادشاه بطور سرکاری این خبر ها شایع شده است که چون بلغارویان میر حصار را خالی کرده بودند یک راهب اعظم يوناني و ديگر پادريها و اشخاص قابل را قتل کرده بودند و از سیرس نیز چنین احوال ها گوشزد شده که از ان در یونان اظهار غیض و غضب بسیار می شود\n\n( بلغاریان و حتی از )\n( فهرست اقوام )\n( مهذب باید )\n( کشیده شوند )\nلندن ۱۳ جولائی - در صوفیه بغیر از تذکره پیشقدمی رومانیا هیچ ذکر خبر نیست مگر در پیغامات برقی بلغراد و اینهاز تفاصیل درد ناک مظالم بلغاریان مندرج است و در باب پیشقدمی رومانیان بیان میشود که ( شیفتگوی ) و ( دو برج ) را گرفته اند و بناء کرستان جوق جوق وفوج وفوج در صوفیه می آیند شاه قسطنطین وزیر خارجه یونان در باب این معامله بكتار بدین مضمون فرستاده است که نام مرا گرفته بر قایم مقامان دول مهذب اعتراض در باب این مردم مخالف افعال انسانیت کنید که من نهایت افسوس کرده بر انتقام گرفتن مجبور شده ام از ان بد کرداران که ثابت کرده اند که آنها در شمار اقوام مهذب نیستند\n\n( ترکان بسوی ادریانویل روانه )\n( شدند )\nدیروز شام افواج ظفر امواج ترك بطرف ادرنه پیش رفتن آغاز نمودند این نقل و حرکت تركها البته بسبب روش ناصلح جوی بلغاريا بعمل آمده خواهد بود و نیز آنها یونان را و کل ساحل بحيره ایجین تصرف نخواهند داد\n\n( حکم فوجی حکومت )\n( بلغاريا )\nلندن ۱۳ جولائی - حکومت بلغاريا بحكام فوجی حکم داده"}
{"book": "adl0616", "page": 772, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده میرساند، و ترغیب مینمایم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعۀ\nعنایت\n\nکه بنیاد یافتهٔ همت عرفان قیمت شهزادهٔ جواهر بخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست بزیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ روپیهٔ کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 773, "text": "اعلان\n\nکتابهای فارسی - انگریزی - اردو - و گورمکھی\n- بهاشا وغیره برای تعلیم ابتدایی بفروش میرسد .\nالمشهر\n(بالکرشن دازی سر مدرس مدرسۀ اهل هنود نمبر ٢)\nدر شور بازار کابل\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\n\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانهٔ علیه افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیه افغانستان ، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی . ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراک اخبار ما را داشته باشد بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله یا ششماهه اشتراک را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داشته باشند جاری میگردد . آدرس و عنوان واضح و روشن نوشته شود . يك طلای پوند انگلیزی ١٥ پانزده روپیه کلدار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 774, "text": "امان افغان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۲۳\nسال دوم\n\nفهرست مندرجات\n\nموعظة رمضان\n\nحوادث داخليه\nاستقبال هلال رمضان فرخنده فال و مراسم ختم شريف نكولى آمال — تحريرات محكمة اطلاعات — تحریرات که از طرف جناب میرزا عبدالاحمد خان برکه ملکی و خان غزنین و سمت مغربی به اداره رسیده — احسان نشان — اعتذار — یادآوری\n\nحوادث خارجيه\nاجمال سیاسی — ترجمه اخبارهای انگریزی و اردو که از ترجمان بیت العلوم به اداره رسیده — عيناً مكتوب از يشاور\n\nمقاله مخصوصه\nواعظ — ناصح — مرشد —\n\nادبیات\nتبريك رمضان كلام جناب ملا طوطی —\n\nفاجعه های پاریس\n\nناموران زبان جهان\n\nعلم ثروت ملل"}
{"book": "adl0616", "page": 775, "text": "اعلان\n\nسیاحت بر دورا دور کره زمین\n\n(کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه)\n(با جلد اعلا)\nو دو کتابچهٔ (علم و اسلامیت) و (آیاچه باید کرد؟)\n(با جلد اعلا)\nدر اداره موجود است . آرز و کنند کان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (٢٥) بیست و پنجروپه کابلی\n\nاعلان\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\nافغان يك اخبار هفته وار اسلامیست که در پشاور ، صوبه سرحدی بزبان پشتو و اردو شایع میشود . دره يكانه محافظ جایز مسلمانان است . شکایات و معروضات شارا بگوش حکام میرساند . بعلم و اخلاق و پس دین مذهب آنها را ترغیب میدهد . این اخبار در هر طرف دنيا يك رغبت عمومی حاصل کرده است در افغانستان ، بخارا ، امریکا ، افریقه ، چین ، ژاپان ، مدینه ، مکه ، روس ، نتال ، لندن ، مصر ، و غیره بلاد مشتری دارد . قيمة عام برای هندوستان ٤ روپيه سالانه معه محصول डाक و برای ممالک غیر ١٢ روپیه گلدار است .\nالمشهر\n(منجر افغان)\n\n(شرایط درج کردن اعلانها)\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شارا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك قران يعنى نيم روپيه كابلى اجرت گرفته میشود اعلانیکه در بن ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطر يك قران يعنى نيم روپيه كابل و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهى اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد . هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری شش اجرت گرفته میشود .\n\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود! آرزو کننده کان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب (سیاحت بر دورا دور کره زمین) .\n\nبهشتاد روز\nبقدر دو روپیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گویا با (فلياس فوق) سياح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان (ملا غلام محمد) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد ، و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند . مؤلف این کتاب (ژول ورن) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقست از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد . در (مطبعه عنایت) که از مؤسسات شهزاده جوابخت معظام دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) است بزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخه های آن زود تمام خواهد شد . و افسوس فایده نخواهد بخشید ."}
{"book": "adl0616", "page": 776, "text": "سمينه ( ١ )\nسال دوم\nشماره ( ٢٣ )\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا خرابات ڈاک ۱۰ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا مراعات ڈاک ۱۰ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يك عباسى است\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمدير مسئول\nمحمود طرزى\nالادارة و المحابرة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ عربى ١٥ رمضان سنه ١٣٣١ تاريخ انگریزی ١٨ اگست تاريخ شمسى ٢٧ اسد ١٣٩٢\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبس مقالات مفيده درج ميشود\n\nموعظه رمضان\nسبحان الله ! چه نعمت، چه سعادت ! حضرت خلاق عظيم الشان ما در سالى يکبار پيروان دين مبين حبيب برگزيده و رسول مقبول پسنديده خود محمد مصطفى صلى الله عليه و آله وسلم را به يك خلعت بهشتى رداى سعادت افايى ، و يك ضيافت فيوضات احتوای علويت انتهايى به تشريف ماه مبارک رمضان نايل و سزاوار ميفرمايد . يکى از قسمتهاى عظمایی که پرور دگار جمله مخلوقات ، امت ناجيه محمديه را به آن ممتاز فرموده همين است که در سال سى روز ما را مظهر بجا آوردن امر جليل روزه داشتن فرموده است . غير از فضيلتهاى شرعى و معنوى که درين ماه مبارک موجود است و در شماره ٢٢ سراج الاخبار الغانيه از بيانات فاضل تحرير عرفان الوف جناب مولوى عبد الرءوف درج صحايف افتخار نموده بوديم، بسى منفعتهای عرفى و مادى نيز درين سى روز فيوضات افروز مضمر و مستتر است که ما به بعضى از ان منفعتها به استجلاب انظار دقت اخوان دين و هموطنان ديانت مکين خود مان کوشش ميورزيم و چنانچه جناب استاد از جهت معنويات فضايل اين ماه مبارک را ايمانشان داده بود ، ما نيز بکندرى از جهت فوايد مادى و اجتماعى که درين شهر فضيل موجود است بحث ميرانيم : اين يك معلوم است که درين ماه مبارک دلهای مسلمانان را يك جلا و صفايى حاصل ميشود، حال بشرى انسانها بيك احوال ملكوتى تحول ميابد . خوردن، نوشيدن که از صفات يکانه\n\nبشريت شمرده ميشود دفعهً معطل ميماند، در روزها هيچ فرد بالغ ومكلفى را نمى بينيم که بر فرو بردن يك لقمه نانى و نوشيدن يك جرعه آبى قادر گردد . بعضى بى پروايان لاابالى که در کدام آبدستخانه يا پس خانه در آمده يك لقمه يا جرءه از هر روز قوم نمايند داخل بحث ما نيست . ولى احوال عمومى از همين قرار است که بيان شد . حالا بايد انديشيد که آيا اين عدم اقتدار اكل وشرب که از لوازمات حيات بشر است از چه پيش آمده است ؟ هيچ شبهه نيست که اين حال از تابعيت با حکام قانون الهى پيش آمده است . و چنانچه از فقرات قانون بشرى انسان تجاوز کرده نميتواند چسان ميشود که با حکام قانون الهى عصيان ورزيده بتواند . مثلا قانون بشر بريك لوحه پاره مينويسد كه ( بدست چپ خود مرويد ) (۱) انسانرا بعد از مطالعه آن مجال آن نميماند که بدست راست خود برود . واگر برود از خوف جزا و سزاى قانون چون بيد بر خود ميلرزد . لهذا چون درين ماه مبارک احکام قانون الهى پيکسورت بسيار عالى اجراى حكم مينمايد، و عباد الله بكسورت بسيار عاجزى و شکستگى با حکام رب معبود خود طوعاً انقياد ميورزد ، باين سبب درين ايام سعادت انجام دلها را يك انجلا ، روحها را يك اعتلا و حسها را يك صفا فراميگيرد . هر فرد مسلمان از عالم دنيا تجرد کرده به عالم بالا توجه ميکنند . هر کس بيك تهالك تامى در جامعها و مسجدها روى آورد ، عبادت، طاعت، تلاوت يگانه مشغله عالم ميشود .\n(۱) از هنگاميکه در سرکهاى دارالسلطنه کابل رفتار عرابه ها و موترها افزونى گرفته براى آنکه وقوعات و صدمات حاصل نشود بموجب اوامرات اعليحضرت پادشاهى در هر چهار راهى و بر سرکها يك لوحه آويخته شده که اين عبارت بران نوشته شده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 777, "text": "شماره ۲۳\nسال دوم\n\nاحوال عمومی درین ماه مبارک همین است . لهذا حضرات ملایان ، وواعظان وخطیبا را واجب است که ازین انجلای روح و این صفای دل گروه عوام که در عمان بیابان جهالت ، و عمالت در خانه شدن ، و دست و پا زدن هستند وقت را غنیمت شمرده و از فرصت استفاده کرده بموعظه های حسنه بخطبه های بیدار کننده ، به صحبتهای بکار آورنده دماغهای اهالی را پرورش دهند، تربیه کنند. ولی افسوس است که در جامعها و مسجدها ما از واعظان و ناصحان خود بپاره ئی حکایتهای سه چار هزار ساله قدیم زمانهای بنی اسرائیل را میشنویم. با بزرگ دنیا ، و گوشه نشینی وانزوا ، و توکل و فقیری، وعدم رغبت بسعی و کوشش گری تلقین و ترغیب میشویم .\nحاشا که ما بگوئیم این چیزها بدست . ولی مقصد ما این است که مواعظ دینیه، و تبلیغات شرعیه به امزجه و احتیاجات عصر و زمان متناسب باید بود، حضرات پیران عظام نیز ملاحظه این نکته دقیقه را فرموده نظر باحتیاجات عصر و زمان خود امت شانرا ارشاد و رهبری فرموده اند. حفر خندق را بر گرد اگرد مدینه منوره باحیات وقت و زمان موافق یافته بنفس نفیس رسالتپناهی با اصحاب کرام خود در کندن خندق کوشش ورزیده اند. تیراندازی را برای مقابله اعدا از لوازمات عصر دانسته تعلیم آنرا امر فرمودند معنی حقیقی ترک دنیا نه این است که انسان دنیا را برای دشمنان دین و وطن خود ترك كند . بلکه مقصد فراموش نکردن آخرتست. توکل این نیست که انسان بگوید : « توکل وطن ما و خدا، خدا ملك ما را محافظه میکند» حاجت ساختن استحکامات و تقویت سرحدهای خود نداریم، بلکه مقصد از توکل این است که همه حاضری خود را بیند و بعد از آن توکل بر خدا بکند . « با توکل زانوی اشتر به بند» . آیا فقر همین است که انسان فارغ صنعت ، و تجارت، و زراعت کوشش نکرده همه محصول عرق جبین خود را در پیش پای صنایع و تجارت دیگران نثار کند؟ و خود را فقیر و ذلیل و حقیر ساخته دشمنان خود را توانگر بسازد ؟ از فضیلت علم ، و خوبی علم ، و ضروری بودن علم هیچ ملا هیچ واعظ هیچ مرشدی آسوده نمیشود که انکار بتواند. پس چرا انجنیری ، مهندسی ، کان کنی ، الکتریکی ، توپ اندازی ، عسکری و امثال اینچنین چیزهای که ترقی و تعالی عصر حاضر بر آنها موقوفست خارج علم شمرده بگوئیم : که این چیزها محسوس مردمان غیردین است. برای مسلمانان معارف و ترقی لازم نیست، مگر پروردگار ما بما نفرموده است که بر و بحر ، وخشک وتر و جدید و خیر و غیره را برای شما مسخر ساختیم ، مگر آفریده کار ما بما نفرموده است که برای شما هیچ چیزی نیست مگر اینکه سعی و کوشش کنید . بل اگر عادات و درمانده گی را از خود دور ساخته جد و جهد را پیشه کنیم جمله اشیا را تسخیر خواهم نمود. هر کسی که کوشش کرد پیدا کرد، هر کسی که بر آن افتاد ناکام رسید.\n\nاز خوبی اخلاق حسنه، از علویت اخلاق حسنه هیچ ملا هیچ واعظ ، هیچ ناصح انکار کرده نمیتواند پس چرا از حب وطن . از لزوم اتحاد و اتفاق از مذمت خانه جنگی و پدیداری و خونخواری، و خون طلبی، و رقابت و سیاداری، و اسرافات بجای عروسیها . و فاتحها وختانها وغیره بشدت منع نمیشویم . در حقیقت ما يك واعظ، يك ناصح يك مرشد داریم که آنهم پادشاه خیرخواه ترقی آگاه ماست. بر همه چیزهای نافع و بافایده ما را ارشاد میفرماید. براه های ترقی و تکمل برای ما میکشاید به پند خیرها و خوبیهای ترقی ملك وملت ما را رهبری میکنند، ولی فساد اخلاق آنقدر بر ما مستولی گشته که بجز پرورش نفس خود بر هیچگونه ترقی و تعالی ملك اقدام ورزیده نمیتوانیم .\nاین است که درین ماه مبارك كه يك استعداد طبیعی برای شنیدن وعظ و نصیحت در دلها و جسمها و روحها ، پیدا میشود واعطان و خطیبان ما راست که در تصحیح اخلاق ما ، در تشویق صنعت و تجارت ما در تحصیل علم و معرفت ما ، در حب وطن وعسكر شدن ما پند و اندرز را پیشه گیرند . بهترین مردمان آنست که نفعش بمردمان برسد يك آدم اگر هر قدر عابد ، زاهد ، مصلی . تارك دنیا ، صاحب تقوا شود نفعش بخودش میرسد . بهشت های برین را برای خود کمائی میکند. برای جلب انظار دقت بهمینقدر یک موعظه که خواه خوب بدانند خواه بد نوشتیم . باقی\nتو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال\n\nحوادث داخليۀ\n\n( استقبال هلال رمضان فرخنده فال ، و مراسم ختم شریف )\nتگویی آمال\n\nامسال هوای شهر عزیز ما بیک گرمی مفرطی بهم رسانیده بود. حتی چند روز قبل از ماه مبارک رمضان درجه حرارت از صد بالا رفته بود که برای دار السلطنه کابل از حرارتهای فوق العاده شمرده میشود . چون ماه مبارک روزه تقریب میورزید این شدت حرارت در دلها يك خوف و خشینی القا مینمود ولی فضل خداوندی همین که ماه مبارك شرف ورود ارزانی نمود دفعةً آن حرارت مفرط بیک هوای معتدله تبدیل یافت .\nاز قراری که جنتریها نشان میداد ماه شعبان المعظم ۲۹ روز و غره ماه مبارک رمضان میبایست که یوم دوشنبه میبود. ولی چون در روز یکشنبه ۲۹ شعبان رویت هلال شرعاً ثابت نگردید ازالتسبب ماه شعبان المعظم سی روز کامل بحساب آمده اول ماه مبارك رمضان فردای آن روز سه شنبه تصادف نمود . در نسخه های سال اول سراج الاخبار الافغانیه از مراسم استقبال هلال و ختم"}
{"book": "adl0616", "page": 778, "text": "سال دوم شماره ۲۳\n\nشریف سعادت امال تفصیلات مکمله داده بودیم این است که امسال باز این مراسم شریف در همان چمن اطریف از قرار تفصیلات ذیل اجرا گردید : ساعت پنج روز یکشنبه ۲۹ شعبان المعظم ذات شوكتسبات پادشاه دیانت آگاه معظم مقدس ما اعلیحضرت سراج الملة والدين مدالله ظله في العالمين با همه شهزادگان عظام و اعیان و ارکان دولت و صاحب منصبان نظامی و ملکی، و اشراف و وجوه مملکت که بلباسهای فراکیت رسمی ملبس بودند، در صحن صفا پیرامن حضوری که اوصاف آن بار بار مذکور گردیده تشریف شرکت ردیف همایونی را ارزانی فرموده بودند و بهزاران افراد ملت با دیانت نیز در اطراف چمن و جامع نورالامع عیدگاه تمام آن احاطه را پر و کلو نموده بودند .\n\nخیمه گاه همایونی بقرار سنوات گذشته بکمال دیدبه و احتشام برپا گردیده و میزهای سفره های طعام بقرار سابق حاضر ومهیا شده بود . در هر طرف یک جوش شادمانی ، يك انتظار ایمانی دیده میشد . قبل از غروب همه دیده های دیده داران بسوی سما متوجه شده برای دیدن هلال یک آرزوی عجیب و يك شوق غریبی در دلها مستولی شده بود. ولی انتظار همه گان را یکان رفته برای جمع آمدن فردا جمعیت استقبالیه امروز پراکنده گردید .\n\nروز دوشنبه ۳۰ ماه شعبان المعظم باز به ترتیب روز گذشته همه اعيان و اشراف ورعايا و برايا با پادشاه دیانت همراه مقدس خود برای استقبال رویت هلال و بجا آوردن اوامر ایزد متعال در چمن مذكور تجمع نمودند. اما امروز ماننده پریروز جهت مأيوسی سال بوقوع نیامده نظرها را وصال هلال ماه مبارك فرخنده کی مثال احبا فرمود. تقریباً نیمساعت بشام مانده هلال غرة رمضان فيوضات احسان باشاره ابروی محبوبی نموی خود از رسیدن آوان فرمان خالق كون ومكان برای قرینه صیام سعادت اقتران مسلمانان را ارشاد کرده به بشارت این اشارت بر قدسیت هماندم از طویخانه سلطنت سنيه اسلامیه افغانیه به انداخت ۳۱ فیر طوب اظهار شادمانی، و تبلیغ امر فردا روزه داشتن عالم اسلامی اعلان گردید.\n\nابتدا از همین شب اول ماه مبارك يختم قرآن مجید حضرت خالق وحيد در جامع فيوضات لامع کبیر عیدگاه که متصل چمن حضوری میباشد بصلوة تراویح آغاز گردید، و در ده شب تا به اول ماه مبارک بيك صورت پرفیض برکتی بانجام رسید. در چمن موصوف باز بقرار سال گذشته در پنج موضع سفره های خوان نعمت ارزان پادشاهی گسترده شده بود . اول سفره ميز حضور ذات اعلیحضرت شاهانه است که بوجود مقدس خود ذات پادشاهی و شهزادگان عظام و دیگر نفری معززی که به ( نفری اهل میز حضور ) معنون اند تزئین یافته ، دوم سفره میز امراء واشراف و علما و ارباب مناصب و مامورین ملکی و عسکریت ، سوم سفره میز خدمه چهارم مایده بزرگیست که برای سه چهار هزار نفوس اهالی برزمین چمن صفا پیرا منبسط و گسترده شده ، پنجم نيز يك مایده بزرگیست که برای عساکر ظفر مآثر همایونی مخصوص است. و غیر ازین ها در خارج احاطه نيز يک دایره وسیعی برای غربا و مساكين و ابناء السبيل تخصيص شده که در انجا وان بیکسان بی خانمان از خوان نعمت بادشاه تمیم الاحسان طعام فراوان بذل و احسان میشد .\n\nاز ابتدای سلخ ماه شعبان المعظم تا به آخر ده روز اول ماه مبارك رمضان از شش بعد شام همه صحن چمن صفوت و أمن و سرور و گرما و اطراف جامع کبیر با هزاران مردمان شهر و اطراف پرو مالامال میشد. ارباب مناصب ملکی و عسكري وعلما واعزه و خوانين درباری و غیر هم با لباسهای فراکیت مزین خود شان صحن احاطه آن را رشك كلشن مینمودند .\n\nبه نماز شام تقریباً ده دقیقه مانده خرما و یا نقل افطار برحاضرين تقسیم کردیده همه مردمان خاص و عام در نماز گاهی که در خارج احاطه حاضر شده بود برای ادای صلوة مغرب جمع می آمدند و صفوف جماعت مسلمین نمونه بنیان مرصوص را بمنظر جلوه گر میساخت. مجرد انداختن طوب افطار ، و بانک آذان سیدالابرار علیه صلوات الله من مالك الجبار هركس بيك چيزى روزه خود را افطار کرده بین جماعت عظیمه که مرکب از هزاران افراد مسلمان است نماز مغرب ادا میگردند. بعد از ادای نماز ، فرقه اهالی از طرف دروازه شرقی ، وصنف ارباب مناصب و اشراف و اعیان از دروازه جنوبی در احاطه داخل شده هرکی در موضعهای مخصوصه خود شان برسفره میزهای خوان نعمتهای الطاف و احسان پادشاه معظم مهربان وولینعمت ذى شفقت كثير الاحسان خود به تناول طعام آغاز مینمودند . و بعد از تناول فوج فوج ، گروه گروه ، انبوه انبوه خلایق بسوی جامع کبیر عیدگاه برای ادای عبادت یزدان عظیم الشان وختم قرآن خالق كون ومكان بايك پادشاه ذي شوكت وشان اسلامیان جریان میگرفت که حقیقتاً در پوشش عظمت و شوکت و جلال این احوال سعادت آمال دلها مستغرق شكران بپایان نعمتهای ذات اقدس خلاق ذوالجلال میگردید .\n\nاین است که به اینصورت و این کیفیت در ده روز اول ماه مبارک رمضان ختم قرآن کریم ایزد منان بکمال سعادت و سرور به انجام رسید. در شب دهم که شب ختم شریف بود شیرینی ختم شریف در دستمالهای حریر برحاضرین تقسیم گردید ، ويك آتشبازی بسیار عجیب و غریبی برای تفریح قلوب أهالى و انوار نشانی نمود. وجوه اهالی که از خوان نعمت بیدریغ حضرت پادشاه در پاتوق در این ده شب مبارك انعام شده بودند بواسطه ايشيك آقای ملکی جناب علی احمد خان که مأمور این ضیافات عظيمة سنیه پادشاهی بودند بحضور همایون برای ایفای اوامر و عرض تشکر تقدیم کردیده مظهر التفات جهان در بیانات شاهانه شدند ."}
{"book": "adl0616", "page": 779, "text": "سال دوم\nشماره ۲۳\n\nتخمیناً در ین ده شب چهل پنجاه هزار نفر از افراد رعایا بر مائدهٔ سنیه بادشاهی حاضر شده اند که چنین يك ضیافت مکرمانه شاهانه حقیقتاً شایان افتخار اوراق تواریخ است. این راهم بطرز خصوصی تذکار باید کرد که وظیفه امامت و قرائت این ختم شریف را جناب حافظ جید بینظیر، وقارئ بی بدل شهیر حافظ (محمد حسن) خان ادا نمودند، حافظ مشارالیه بمنصب امامت حضور اعلیحضرت همایونی سرافراز، و در حسن قرائت و محاسن اخلاق ممتاز يك ذات پسندیده صفات میباشند. در لیلهٔ ختم مبارك بخلعت حیه ابره، و عمامهٔ شال و بنی التفاتهای شاهانه نایل و سزاوار گردیدند. جناب ايشيك آقاسی صاحب ملکی، و دیگر مأمورین ضیافت سنیه که در زیر نگرانی شان وظیفهٔ میزبانی را بجا می آوردند به بسیار خوبی و سررشتهٔ درست بر ایفای وظیفهٔ خودشان کامیاب آمده اند.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) دعای دوام عمر و عافیت اعلیحضرت (سراج المله والدین) بادشاه دیانت آگاه ترقیخواه مقدس خود را نیاز میکند تا بسایهٔ مراحموایهٔ همایونی شان بسی سالهای درازی به تذکار اینچنین لیالی پر شرافت و سعادت تزئین صحایف افتخار نماید.\n\nایزد سبحان جل ذکره مشغول بود بدعای ترقی دین و دولت اسلام و سلامتی اعلیحضرت قبلهٔ انام معطف می باشند وهی سعادت مندی ملت افغانستان — وهی بهره مندی رعیت افغانستان — آیا پدران عینی را در بارهٔ فرزندان صلبی شفقت و مرحمت ازین اضافه خواهد بود که اعلیحضرت شهریار رعیت پرور ما در بارهٔ دعاهای خویش دارند — مدرسه ها برپا — معلمان مقرر — خوراکه پوشاکه حاضر — مفتش ها و نوازشها موجود — مدارس حفاظ کم یازده مدرسه و یکصد و هشتاد و هشت نفر معلم و طالب مقررند اخراجات تمامی این مدرسه ها از خوراکه و پوشاکه و میوه پلی و غیره از طرف دولت مقرر میباشد ما باخان طبخ خودا که شب و روز ایشانرا می کنند فراشان بحضور ایشان میرسانند و خیاط های سرکاری لباس های دوخته برای ایشان آورده به تن ایشان می پوشانند وجه میوه پلی از خزانه ها بدون یکقدم زحمت کشیدن خود حفاظ نقد نقد برای ایشان میرسد مقری این نوازش ها برای ایشان تا انوقت است که طالب حافظ کامل شود بعد از انکه حافظ کامل می شوند و امتحان حفظ نمودگی کامل خود را میدهند بقدر اخراجات شخصی خود او در صورتیکه ناتوان باشد و به نقد علیحده و غله علیحده از طرف دولت تا زمان حیات او بطور مستمری سالیانه برای او داده میشود آیا کدام يك پدر را محبت اضافه برین با اولاد او خواهد بود. جناب من یکصد و شانزده نفری که حافظ کامل گردیده از مدرسه ها خارج شده اند قبل برین جزووار بخدمت آنمهربان تحریر نموده بودم و عرض کرده بودم که سی نفر دیگر تا آخر سال حافظ کامل خواهد شد اکنون بقراريکه ربوت ما رسیده و ملاحظه شد همان است که از حسن توجه و مهربانی های خسرو دره پرور ما چهل و سه نفر دیگر حافظ کامل شده اند که جملهٔ نفری حافظ کامل شده گی مدرسه ها یکصد و پنجاه و نه نفر می شود از مدرسه ها با دولت حفظ قران شریف خارج شده اند و تعداد نفری مذکور را بقرار ذیل معروض میدارم که خالی جناب گردد.\n\n(تحریرات محکمه اطلاعات)\n\nجناب فضایل اکتساب فیض مآب لازم الاحترام مدیر و سر محرر سراج الاخبار سعادت آثار افغانیه را همواره متمکین کرسی ادارهٔ شیرین سخنی و مسند نشین هودج شیرین زبانی خواسته و صفحات روز نامهٔ اوقات شباروزی اینشلق مکرم را در بلاد و امصار کامرانی و شهد کامی مزین مقبولات و مرقومهٔ عزت و صحت و سر فرازی و نیکنامی خواهانم — بتاریخ ۹ ماه رجب سال گذشته سجقان ئیل شمه از نوازشات و مراحمات اعلیحضرت سراج الملة والدین پدر مهربان ملت و رعیت دولت خداداد افغانستان در خصوص طلبای مدارس حفظ قرآن شریف و اینکه یازده مدرسه بدار السلطنة و ولایات قرار همان جزوی که بتاريخ مذکور بخدمت آنمهربان عرض شده بود و تعداد شاگردان و استقرار مدارس و منظوری معلمان و حفظ کردگی یکصد و شانزده نفر طالب مدرسه های موصوفه را در خط مذکور مفصل تحریر نموده بودم و عرض کرده بودم که تا آخر سال سجقان ئیل سی نفر دیگر هم حافظ قرآن شریف از مدرسه ها خارج خواهد شد جناب من چون ربوت مدارس ولایات تا بحال کامل بر این نرسیده بود بنابران در اول نوروز عرضی نتوانسته اکنون بخدمت عرض میکنم اینکه در یازده مدرسهٔ موصوفه در شب و روز یکصد و هشتاد و هفت نفر طالب و معلم به تدریس و تلاوت قرآن عظیم الشان\n\n١٥٩\nداخل عریضه سابقه — تا آخر سال حافظ کامل شده اند\n١١٦ نفر\n٤٣ نفر\nاز مدرسه دار السلطنه کابل\n٤٥ نفر\nسابق عرض شده بود بعد ازان که کامل شده اند در مدت نه ماه\n٣ نفر\n۷ نفر\nاز مدرسه دارالنصرت هرات\n٢٥ نفر\nسابق عرض شده بود تا آخر سال کامل شده اند\n٢٢ نفر\n۱۳ نفر"}
{"book": "adl0616", "page": 780, "text": "سال دوم شماره ۲۳\n\nاز مدرسه قندهار\n۱۹ نفر\n\nحفاظ معروضی سابقه کامل شده کی الی آخر سال\n۱۳ نفر ٦ نفر\n\nاز مدرسه مزار شریف\n۱۸ نفر\n\nنفری که سابق کامل شده بودند ثانی کامل شده اند\n١٤ نفر ٤ نفر\n\nاز مدرسه میمنه\n١٥ نفر\n\nنفری سابقه نفرى لاحقه\n۱۰ نفر ٥ نفر\n\nاز مدرسه بدخشان\n۱۳ نفر\n\nنفرى ماقبل نفرى ما بعد\n۱۰ نفر ۳ نفر\n\nاز مدرسه خانه آباد\n۲ نفر\n\nدر اول در ثانی\n۱ نفر ۱ نفر\n\nاز مدرسه جلال آباد\n٦ نفر\n\nمعروضی اول تا آخر سال\n۲ نفر ٤ نفر\n\nاز مدرسه قراء جدید حافظ کامل شده گی ندارد\nکه در سابق تحریر شده است\n۱ نفر\n\nمدرسه پشت رود\nهمان یکنفر سابقه بعد ازان ندارد\n۱ نفر\n\nمدرسه غزنین همان چار نفر که اول عرض شده جدیدی ندارد\n٤ نفر\n\nندیده و نشنیده ام که هیچ سلطانی از سلاطین ما قبل در تعظیم و احترام قرآن شریف بچنین طرزی که سلطان جوان بخت ما از طریقه مسلمانی و دینداری اقدام فرموده اند ثبوت اخلاص خود را نموده باشند بلکه نيك امر علمی که از نزد ایشان بزمین مانده بود همین در رشده مبارک مدارس حفاظ بود که اعلیحضرت سرکار همایون والا باخلاص زیاد آنرا اجراء فرمودند — پس خسرو جوان بخت ما را سزاست که فخر کسب سعادت مندی پیروی و دوستداری قرآن عظیم الشان برحق را بر جمع سلاطین نمایند و ملت قوى سطوت ما را است که بهزارها زبان ادای شکر گذاری ایزدجان آفرین را بجا بیاورند وجود فایض الجود شهریار جهاندار خود را آنحیات داشته يك عطای عظیم خداوند تعالی جل اسمه بشمارند و با استاد — مهربان من هرگاه خادم وصف مخدوم ونوكر توصیف بادار و غلام اوصاف خداوند و رعیت صفت سلطان خود را نمایند حق دارند اما آنان که از طریقه علم و دانش بی خبر بوده گرفتار طبع مجهول خویش میباشند بعضی بخوش آمد و برخی بمداهنت و جمعی بغرض وطمع واكثرى بخوف وترس حساب وحواله می کنند و بهره ورانیکه از عقیده اسلامی و عز دین و اخلاص دولت و سوز محبت ملت و وطن خود آگاه بود از امر الهی جل جلاله و حکم شریعت رسالت پناهی صلى الله عليه وسلم با خبر میباشند میدانند که ذات شریف همایون پادشاهان اسلام و عموم اهالی اسلام که داخل سلسله اظهار کلیمه طیبه شریف خود را میگویند چقدر صاحب حقوق و واجب التعظيم ولازم التکریم میباشند و وجود مسعود همایون ایشان چقدر عطای بزرگ خداوند جهان آفرین و چقدر واسطه امنیت و رفاهیت و آسوده حال عموم اهالی اسلام می باشند خصوصاً بر رعایای دولت متبوعه خویش نخستین در دعای دولت خداداد و ملت قوی بنیاد ما را واجب است که اناً فاناً با طهارت صدق و اخلاص جبین عجز و نیاز بر زمین عبودیت گذاشته بر نفس شکر خداوند تعالی را بجا برسانیم و دعای بقای شاه جهاندار جوان بخت خود را بنمائیم — مشتمل بر کیفیت مختصری که از نوازشهای اعلیحضرت شهریار همایون والا در باب سر رشته و تكميل مدارس و نظری حفاظ قرآن شریف خداوند سبحان جل اسمه که بخدمت آن مهربان مرقوم نموده ام يك جزوی از کارهای تعلقه سررشته داری شخصی خود من در تحت نظارت جناب امین الاطلاعات صاحب می باشد که از صدها جزو مهربانی های شهریار ذو الاقتدار و الاعتبار همایون اشرف اعلى يك جزوی خواهد بود که عرض کرده، بدفعه ثانی اگر عمر وفا کرد نیز برخی از مراحمات و ذره نوازی های اعلیحضرت سراج الملة والدین شهریار والا را که درباره عموم رعایای دولت فرموده اند و ملاحظه نموده ام بطور اختصار خواهم نوشت — ختم کلام خود را بدعای خالی از ریای سلطان جهاندار جوان بخت خود میکنم که یارب بعزت مقربان درگاهت\n\nمهربان من هرگاه الطاف خداوندی شامل احوال بنده ناقص گردیده و از اراده خداوندی رفته باشد كه يك جمی از بنده كان او بسعادت دارین فائز گردند پس در عالم ظاهر آن سعادت مندی را از در عیون جل جلاله بواسطه يك رهنمائى يايك مقتدائى يايك پيشوائى بأنها میرساند — به یقین ثابت گفته میتوانم که ملت افغانستان را سعادت ابدی جاوید یابی و اراده ازلی اسباب آمده است که شهریار چنین غمخواری رعیت پروری را رغبت آمده اند"}
{"book": "adl0616", "page": 781, "text": "سال دوم\n٦٩\nشماره ۲۳\n\nو بحرمت پادشاه كان بارگاهت وجود قاضی الحاجات درود محمود حرمت به سبب همین خدمت شهر که بند و بست آن بذریعهٔ نمایندگان\nسلمان مرحمت میان جوان بخت ما را با ادوات خداداد از آفات بشما عنایت و مرحمت شده است — لهذا از کیفیت نقل عريضهٔ\nو بلیات و مکروهات ارضی و سماوی محفوظ و مسلم و از پرتو انوار وکلا و از ثبت فرامین اعليحضرت والا که بیست و چهار قلعه برای\nو تجلیات خدای همایون ما سایه‌اش ظله مردم چشم ما اهالی بیست و چهار محال صادر شده نقل يك قطعه آنرا که همه بيك\nافغانستان را روشن و منور داشت و بد خواهان سیه‌دل سیاه بخت مضمون اید و از نوازش و خامت که وکلا به آن سرافرازی یافته\nسیاه روز کارش را سیاه و روسیاه نام و کور و کر بداری بالنون و از مرحمت و لطف شهریار والا گندوی را به شدن حرمت پادشان\nوالماء اللهم آمین این دعا از من از جملهٔ جهان امین باد روز ساخته لازم اطلاع دیده برای آن عالیجاه مفصل نوشتم و از خدای\nخوشهٔ ۸ جمادی الثانی سنهٔ ۱۳۳۱ میر یوسف در رشتهٔ دار محکمهٔ تعالی برای پادشاه خود عمر دراز میخواهم که سایهٔ مراحموایه شان\nاطلاعات و مدارس حفاظ قرآن شریف . ترقی ما به دولت روز افزون باشد آمین با دستهٔ ۱۳۳۱ برمضان المبارك\nدستخط عبد الاحمد برگه ملکی و خان علانه غزنین و غیره\n\nتحریرا نیست که از طرف جناب میرزا عبد الأحمد خان\nو دعای و جان فزاین و سمت مغربی به اداره رسیده است\nعالیجا عزت همراه اخوی محمود بيك خان مدیر و سر محرر\nسراج الاخبار افغانی را خداوند حافظ و ناصر باد — چون از جریدهٔ\nمبارکهٔ سراج الاخبار افغانیه يك نوعه باخبری عمومی از برای\nملت افغانستان حاصل و فایده شده و بواسطهٔ آن از احوال ملك خویش\nو از احوال جهان از کم و بیش با خبر میشویم شکر این ترقی هائیکه\nبداء الیحضرت والا سراج الملة والدین یوماً فیوماً به روی کار می آید\nواجب و لازم هر فردی از افراد مسلمانان افغانستان است — و چون\nبر همهٔ متفکران و خیر خواهان دولت لازم است که اگر بر بعضی\nاجرا آن مدنیتکارانه و احکامات مصلحانهٔ اعلیحضرت انور والا\nآگاهی داشته باشند یا آگاه شوند شما را نیز اطلاع بدهند تا بواسطهٔ\nجراید اخبار عموم اهل وطن از ان آگاه گشته دعای دوام عمر\nو اقبال شاهانه را ورد زبان سازند . لهذا خواستم که از کیفیت\nدربار ۲۸ شعبان شما را معلومات بدهم . به این يك خود شما\nاین خبر دارید که ذات اعلیحضرت انور والا تعمیر يك شهر جدیدی\nرا در غزنین آرزو فرموده اند چنانکه کیفیت آن از نقل های عرایض\nاهالی و فرامین همایونی که نقل آنرا برای آنجناب مینویسم\nمستیان میشود . بتاریخ ۲۸ شعبان المعظم سنهٔ ۱۳۳۳ همه وکلای\nطوایف تاجيك و غلجایی و هزاره و غیره محالات و مضافات غزنین\nو یا اطراف آن که همه اشراف و اعیان قومهای خودها بودند\nبلا استثنا به نام شرفیاب حضور پرنور اعلیحضرت والا گردیده\nهدیهٔ خود شانرا تقدیم حضور انور نمودند و بحضور انور قبول\nگردیده فرامینی که هر نکتهٔ آن یکجهان قیمت دارد — زیرا\nکه دعای پادشاه اسلام انشاء الله در حق رعایای صادق نشان مقبول است\nو برای همه طوایف عنایت شد و خلعت های فاخره بهمهٔ خانان و ملکان\nمرحمت شد و رخصت شدند و شروع کار شهر مذکور که بشهر\n(غزنین سراج آباد) موسوم شده به سال آینده در اول بهار میشود\nبندو بست آن حال شد — و از خوانین و ملکان را که خلعت داده شد\nقدری دولت را از حضور انور بيك قطعه نشان ذیشان (حرمت)\nسرفراز فرمودند و اعلیحضرت والا مرحمت فرمودند که این نشان\n\nسمت مغربی\n\n( نقل عريضه و کلای رعایای سمت مغربی )\nحضور موفور السرور پادشاه دیانت آگاه اعلیحضرت سراج\nالملة والدین بدر مهربان پادشاه خود مختار دوان خداداد خودها\nرا فدا شویم فدویان خوانین و ملکان که از جانب عموم رعایای علاقهٔ\nغزنین و مقرور زمت و کنوار وارگون و وردك و جاغوری\nو مالستان و بهسود و اجرستان و چرخ و خروار و جمله بالای آب امو کرده\nوکیل شده با خطوط وکالت شرفیاب حضور انور ظل الله شده ایم\nو حال همه حاضر در بار معلی میباشیم اول زبان عجز به دربار خالق بیچون\nاستدعا و در خواست میکنیم که این نعمت عظمی را که مراد از ذات\nابدی شاهانه باشد سال های دراز از زوال نگه دارد زیرا که\nوجود مسعود بموجب آب و حیات میان و جمیع اهالی دولت خدا\nداد میباشد و از روز جلوس میمنت ماوس همایون یوماً فیوماً ترقی\nو بهبودی دیده و مشاهده می شود — ثانی به خانه های مبارك نصوصاً\nاز طرف خودها و عموماً و وکالتاً از جانب اقوام خودها که در ذیل\nاین عز الله نام نویس شده معروض میداریم اینست که قطاع فرمان مرحمت\nترجمان اعلیحضرت والا که اسمی بالیجاهان امیر محمد خان برگه\nملکی حاکم غزنین و میرزا عبد الاحمد خان برگه ملکی محرر دور\nیافته بود که اعلیحضرت والا خیال يك شهر لایق را بغزنین\nدارند زیرا که بند سراج قریب تمام رسیده و غزنین يك مملکت\nوسیع و عریض و پر حاصل و پر آدم است و تجارت درست هم دارد\nبك شهر جدید خدا بخواهد در خیال است که آباد کرده شود تا برای\nدولت و ملت کار آمد باشد اما دو صورت دارد صورت اول اگر\nمردمان تعلقهٔ غزنین و چهار اطراف غزنین کهمان شوند بالشهر\nلایق و کلان تعمیر خواهد شد زیرا که دولت و ملت هر دو معاون\nيك دیگر می شوند اگر مردمان رعیت عدد بیاورند و كمك نکنند\nصورت دوم که در حال چه اونی نظامی و بارك شاهی و جای حکومتی\nو محکمه و دفتر و غیره باشد بنا خواهد شد و ساخته می شود تعمیر شهر\nبه سال خواهد بود تا دیده شود اما این فقره اصلاح و رضای نامهٔ مردمان"}
{"book": "adl0616", "page": 782, "text": "شماره ۲۳\nسال دوم\n\nتعلق دارد که وکیلان درست معین و منتخب کنند و وکیلان با اقوام خودها حرف زده بعد باثر حضور شوند بعد از انکه حرف معلوم شد خدا بخواهد بند و بست ان بيك اصول درست فرموده خواهد شد جانها فدایت همه مایان که وکیل شده آمده ايم بيك اتفاق و يك زبان از جانب خودها و اقوام خود ها عرض میکنیم که در اول جاوس به ذات شاهانه همه به طیب خاطر و رغبت خود به صدق دل بیعت کرده ایم و عهد نامه ها داده ایم که بهمه حال و مال و جان و اولاد ماها از بر رضای پادشاه محسن ما اعلی حضرت والاخواهد بود بوقت خدمت که به خارج پیش شود به جان و مال در بع نداریم و بموقع که خدمت داخلی پیش آید بگوشش بدنی و مالی مضایقه نمیکنیم هر آینه پادشاه ترقی خواهد ما که این همه معموری ها به این حرسه سیزده سال جلوس خود به روی کار آورده اند مثل بند سراج غزنین که یک کار عمده و بزرگ و با عظمت و پرفایده است و شهر سراج قندهار که يک مملکت تو آباد شد و دیگر انهار و معموری ها و پل ها و راه ها و غیره و غیره از برای نفس خود نکرده اند برای ترقى ملت و دولت کرده اند و یا انتظامات نظام و اسلحه لايق و کوشش های که بقوه حربی سلطنت کرده اند و برای حفظ دین و ناموس ملت نموده اند پس این بنای خیر را که خیال دارند برای خیر دولت و رعیت و آبادی ملت ملاحظه دارند والانشيمن ذات شاهانه رايك قصر استور که ادنارین قصور دولت است کفایت است لهذا به بسیار خوشی کهمان و مدد درکار شهر مذ کود میکنم و همه طوايف يك اتفاق و یکدل پی تکلف عرض میکنیم که انچه کار که مناسب دولت باشد از دولت خرج خواهد شد و انچه ار قسم نفری مردکار که برای تعمیر قله شهر و چهاونی و ارك باشد قدر لازم بقرار تقسیم نفوس همه طوایف حصه حصه معين می کنیم و مرد کار نبويت كهمك وحته ميدهم وسوق وكاروان سراءها و دکان ها و حمام ها يك اصول از حضور معین خواهد شد که هر تاجر و کسبه بقرار نقشه خواهد ساخت و خرج از خود خواهد کرد و از ده یکه گرامیه را بدولت خواهند داد و یا است که از دولت نظری و مصالح خرج خواهد شد گرامه و امدنی ان بدولت تعلق خواهد گرفت - حویلی و سرای و بیوت کار داران و تجاران و عادة رعايا بقرار نقشه هر طایفه و مرقوم و هركسي برای خود به خوش رضای خود خواهد ساخت الحاصل كهمك نفری اوسی به درستی و خوشی و به سر رشته درست مینمائیم و میکنیم طرح و اصول کار را اعلی حضرت بهتر میدانند هر کار را که اول لازم بدانند مایان در کهمان نفرى مضايق و دریغ نداریم این عرض ما ان که تفریق صنف کار را نشان دادیم بقرار فکر خود مایان ات چونکه فکر پادشاه پادشاه فکرها است بهر کار که ضرور تر و بهتر سركار والابدانند كمك مایان رامایان کهمان و مدد ميکنيم انشاء الله تعالی زیاده از خداوند میخوانیم که همه نیکنامیها\n\nبدنیا از پادشاه ترقی خواه ظاهر شد يك شهر لایق و اهل هم يادكار بنام اعلیحضرت والا صفحه روز کار باقی خواهد ماند اللهم امين باد زیاده والدعاء عمرت از خواهش ما افزون باد تحرير في يوم چهار شنبه ۲۵ شعبان المعظم سال او دائیل سنه ۱۳۳۱\n\n( دستخط و مهر وکلای مردم اندری )\nملا سلطان جانخان ولد شیر دل خان قوم لكن خيل طائفة الدرى\nکمیدان ملكي ملا محمد غوث خان ولد جلال خان قوم موسى خيل\nطابعة الدرى احيين ماكي. عبد الفخار خان ولد عبد الظاهر عن\nقوم مرجان خيل طابقة اندرى کمیدان ملکی ، خداداد خان ولد\nعبد العزيز خان قوم جلال زائي طايفة اندری ، حاجی عبدالرحمن\nخان ولد حاجي يطال قوم مرجان خيل طايفة اندرى . ملك دين\nمحمد خان ولد سلطان محمد خان قوم موزائي لكن خيل طاعة اندري\n\n( دستخط و مهر و کاری رعایای متر )\nمحمد عزیز خان ولد مرحوم محمد صدیق خان قوم فیروز خیل مطابق ترک\nکمیدان ملکی . عبد الرشید خان ولد محمد حسين خان قوم فيروز\nخيل طایفه ترمكي احيدن ملكي - محمد رفیق خان ولد نظار محمد مان\nقوم فيروز خيل طايفة و مكى - نامه دارخان ولد مهردار خان قوم\nعلی خیل خودرانی ، باز محمد خان ولد غلام محمد خان قوم ما تجر خيل\nعلى خيل اجيدن ملکی، محمد عثمان خان ولد احمد خان قوم بدين\nخیل طابقة تركي ، محمد افضل خان ولد داد محمد خان قوم بدین مخيل\nطايق تروك ، عبد الله خان ولد بهلول خان قوم گر ز خیل ده کی خود\nاو در کوهستان بار بود پسر عموی او حاضر هستم کیطان ملکی .\nپیر محمد خان ولد حاجی عبدل قوم سهول خیل طاقه ترکی - حاجی\nغلام محمد خان ولد ایشان دوست محمد خان قوم گر برخیل طابق ترکی\nمحمد علی خان ولد باز محمد خان قوم سهول خيل طايفه تركي\n\n( دستخط و مهر وکلای رعایای تاریکه غزنین )\nمیرزا محمد علی خان ولد مرحوم غلام حیدر خان ، نائب محمد افضل\nخان ولد نصر الله خان ساكن منكور - ملك جلال الدين خان ولد\nشمس الدین خان ساکن آرروز\n\n( دستخط و مهر وکلای دارای قوم وردك )\nعبد الغيات خان ولد محمد عثمان خان قوم نوری وردك كيدان ملكي\nغلام قادر خان ولد میر افضل خان قوم معيار وردك كيدان مليك.\nمحمد سرور خان ولد غلام حیدر خان قوم معيار وردك - محمد عثمان\nخان ولد سردار خان قوم معيار وردك . ملك غلام نبي خان ولد\nمیرزا محمد خان قوم ميرخيل وردك ساكن تشكل احيدن ملكي .. مطلبه\nجمعه خان ولد ملك عبد العزيز خان ساكن ببالي وردك طايفة\nمیرخیل ، جهان خان ولد رحیم خان ساكن تكيه وردك قوم تورى\nکيطان ملكي، محمد علم خان ولد نعمت خان ساکن خلیلی خوات\nملك يار خيل . حبيب الله خان ولد ملك شيرجان خان قوم دولت\nخان جمال پور دلاسا کن او که راز، عبد الكريم خان ولد جان محمد"}
{"book": "adl0616", "page": 783, "text": "شماره ۲۳\nسال دوم\n\nدر خط و مهر وکلای رعایای اقوام جاغوری و مالستان هزاره\nعبد العليخان ولد سردار شیر علیخان ، میر علی ارباب ولد میر محمد اعظام على حسن من كيفان ملكي وعلى أكبر خان مالبستاني .\n\nیهود هزاره\nمحمد حیدر خان ولد ميرايام بيك أوم قبطان ، غلام شاخان ولد خان جان خان قوم دولت پائی\n\nملا خیل او جرستان\nصد وخان ولد محمد عالم قوم ملاخيل قلندر خيل وكيل طاينه انی وردك نوری\n\nد خط و مهر وکلای قوم هزاره تعلق غزنین\nمیرزا محمد حسين خان ولد امام قلی خان، محمد یوسف خان جغتو\nملك محمد نعیم خان خواجه میری، جانمايخان وكيل جغتو .\nعلى محمد خان ولد غلام حسین خان وكيل محمد خواجه کمیدان ملکی .\nساجی باز محمد خان ساکی قره باغ خزاین وکیل چهار دست .\n\nمتفرقه\nغلام سرور خان وکیل مردم جایی افغانية منفرة: قره باغ ، حاجي دوست محمد خان مهی خیل کوجی ، سرباند خان ولد قاسم خان خرونی کوچی، نور خان سلام خان دفتانی کوچی تجار\n\nد خط و مهر وکلای رعایای اقوام لهو کرد و چرخ و خروار\nخراج، حسن ولد محمد جه نو خان تاجك برکی را جان ، شاه مند خان ولد قلندرخان تاجك بركى راجان، غلام جان خان ولد عطا محمد خان شاهمزاری، ملك محمود خان چلور زالی ، ملك عبد المجید خان وريا خيل خروار ، محمد انور خان ولد حاجی محمد عمر خان يوسف خيل خروار ، عظیم الدین خان ولد محمد نظر کهای خیل خروار ميرزا محمد صدیق خان برکی را جان - میر باقر شاه خان چرخی برادر زاده با نوت شاه خان ، غلام محی الدین ولدخان شیرین خان قوم تاجک ساکن چرخ منكرانه وكيل تعلقه فيض محمد خان و د محمد خان\n\nدسخط و مهر وکلای ررای اقوام زرمت و کردز\nعبد الغفور خان ولد دوست محمد خان قوم نموزانی فتح خیل زرمت\nملك خال محمد خان ولد محمد علم خان قوم يوسف خيل - طره بازخان ولد محمد بان قوم احمدزانی ، ولی محمد خان ولد سعد الدین خان قوم ماجك ساکن کرمانی های کردیز .\n\nدسخط و مهر و کلای رعایای اقوام سلیمان خیل\nو کتو از و سر روشه\nمحمد يعقوب خان ولد حاجي محمد الیاس خان سلطان خیل خان کشواز\nحيات خان ولد سردار خان قوم جلال زائی سلیمان خیل ، حاجی عرض یکی و حیدر خان پسر او ولد آدم خان قوم ادین خیل\nتور محمد خان ولد ميا خان ساکن شرن قوم منزائی ، شایسته خان ولد ظهر خان قوم على خيل ساكن موسی خیل کتواز ، عبد الرحیم خان ولد عزیز خان ادین خیل سلیمان خیل کتواز - ملا عبد الرحمن والد فضيات بناء قاضی ملا عبد الله - سیف الدین خان سر روضه واسبه خروني انا محمد خان تعلق از کون وفتن\n\n( سواد فرمان مبارك )\n( که برای وکلا هر طوایف بموجب عريضه شان )\n( فرامین جدا گانه از پیشگاه حضور مبارك )\n( اعلیحضرت الوروالا مرحمت شده )\n( چنانچه نقل يك فرمان این است )\nعزت و صداقت همراه هان خوانین وملكان وریش سفيدان وعامة رعایای طوایف اندری ناجانی به الطاف بادشاهی امیدوار بوده بدانند قبل ازین از حضور اعلی حضرت والای ما اسمی عالیجاهان عزت همراهان امیر محمد خان برکۀ ملکی حاکم غزنین و میرزا عبد الاحمد خان برکۀ ملکی خان سمت مغربی فرمان امداد بالله بود که اعلیحضرت والا خیال آباد نمودن شهر جدید سراج آباد غزنین را دارند هر گاه کل اقوام برای مشوره بحضور خواسته شوند برای رعایا تکلیف می شود بهر قوم خبر بدهید که از طرف خودها وکیل های دانسته بگیرند و وکیل های هر قوم بحضور حاضر شوند که بحضور در باب آبادی شهر جدید غزنین همراه وکلا، شان حرف بزنند لهذا درینولا خانان و ملکان که همه وکیل از جانب اقوام خودها بودند از طوایف تره کی و اندری و علی خیل متر و سلیمان خیل کتواز و تاجکیۀ غزنین و افغانیۀ و تاجکیۀ زرمت و افغانیه و تاجکیۀ اکون و قطن و سررود، و خروتی و اوهانی و خروتی و دفتانی تعلقۀ غزنین و طوایف وردک و طوایف هزارۀ بهسود و جاغوری و مالستان و طب، ملا خیل اجرستان و تاجکیه و افغانیۀ چرخ و خروار و چکۀ بالای لهو کرد و مردمان جغتو و افغانیه و هزارۀ قره باغ غزنین عرایض خط های شما این بمعرفت عالیجاه میرزا عبد الاحمد خان برکۀ ملکی شرفیاب حضور انور والا شده و در ذیل آن يك قطعه وکالت خط از جانب شما طوایف اندری از مورخۀ شهر جمادی الثانی سنه ۱۳۳۱ هجری و اهالی محکمۀ شرعیۀ غزنین و ملکان و خوانین و نام نویس و چهره نویسان بود به تاریخ یوم چهار شنبه ۲۵ شعبان المعظم سنه ۱۳۳۱ از ملاحظۀ حضور ما گذارش یافت اقرار و اظهار داشته بودید که جمهوری میان از طرف خودها هر يك ملا سلطان جان کمیدان ملکی قوم لکن خيل وملا محمد غوث خان قوم موسه خیل و خداداد خان"}
{"book": "adl0616", "page": 784, "text": "سال دوم\nشماره ۲۳\n\nقوم جلال زائی وعبدالعمار خان قوم مرجان خیل کیدان ملکی و حاجی عبدالرحمن خان قوم مرجان خیل و ملاک دین محمد خان قوم ممو زائی لکن خیل را وکیل خودها گردانیدیم که وکلاء مذکورین بحضور مبارک اعلیحضرت والا حاضر شوند و در باب آباد نمودن شهر موصوف هر حرفی که اعلیحضرت والا سوال کنند و حرف وانند همان عرض و کلاه مایان عرض مایان است لهذا وکالت خط و وکیل های شما و دیگر طوایف مذکور فوق به حضور مشرف شده همراه همه شان حرف زده شد و آنها همه عریضه علیحده تقدیم حضور داشتند ( چون نقل عرينه اهالی عیناً نوشته شده بود به کرار آن از هم دیده نشد )\n\nصداقت همراهاناعریشه و وکالت خط های همه طوایف فوق سرا ملاحظه حضور والا رسید از حسن نیت و اتفاق و اخلاص شمایان که رعیت صادق دولت هستید و طرق، غیرت و دین داری و همت شمایان خاطر خدیو والا را خودسته ی زیاد دست داد زیرا که خیال اعلیحضرت ما و مضامین معروضه و کلای شما موافق آمد در صورتیکه نیت پادشاه و رعیت بیک کار برابر افتاد اگرچه کلان و عمده باشد خدای تبارک و تعالی آن را سهل و انجام خواهد داد و نیز بهمه شمایان و جمیع اهالی افغانستان معلوم شده است که هیچ کاری از حضور والا بوده ای صادقه خود تکلیف نمی فرمایند تا عاقبت بینی و ملاحظه خیر ملت و دولت پیش نهاد خاطر نباشد اگرچه این کار عمده و بزرگ است اما برای یک روزی کار آمد خود ملت و دولت خواهد شد و اصول آن مد نظر چنان خواهد بود که برای یک روز مبادا کار آمد دولت و ملت بوده همه وقت تجارت و سکونت و جمعیت جمع و جوش آبادی لایق بدولت شما باشد و این کار مذکور آنچه شایان دولت باشه دولت خواهد کرد و آنچه کمک ملت باشد شمایل طوایف فوق الذکر کمک و حدثر تقرر خواهید داد و تقسیم آن از هر محال از روی تقوی و گنجایش آن خواهد شد و بر شما این تکالیف شاق هم نمی شود زیرا که اینقدر طوایف زیاد که شامل شده همت و اتفاق اینقدر مردم و توجه سلطنت و پادشاهی بیک وضع درست تکمیل می خواهد انشاء الله تعالی و نوع استکار در حال نیست نقشه و اساس آن سال آینده برات باز گشت جلال آباد خواهد شد و کار آن انشاء الله تعالی سال آینده ۱۳۳۲ شروع شده امرصه چند سال که ممکن باشد اتمام خواهد شد انشاء الله تعالی مطلب ازین شرح و بیان این است که همه شمایان والف بوده به مطلب و مقصود این کار که روی کار می آید دانسته و حالی باشید زیاده از خداوند عالم خواسته در خواست مینمائیم که از برای شمایان و اولاد شمایان و جمیع اهالی افغانستان خیر و برکت و عمر با ایمان نصیب کند و شما و جمیع اهالی افغانستان را از زخم چشم زمانه و دست برد اعداء در حفظ و حمایت خویش مصنون و مامون داشته باشد و از بلاها و پریشانی ها محفوظ داراد چون\n\nلازم بود که از رسیدن و کالت خط و وکیل های شما و معروفی ایشان و شرفیابی و مرخصین آن مفصل خبر داده شود اکنون بذریعه فرمان هذا شما را خبر داده شده و و کیلان شما به خامت فاخره سرافراز شده مرخص شدند ازین طرف قرین الشرق خاطر خودها را آسوده دارید که خیریت کلی حاصل و الطاف خداوندی شامل است فقط تحریر یکشنبه بیست نهم شعبان المعظم سنه ۱۳۳۱ دستخط و مهر مبارک ( سراج الله والدین ) بیست و چهار قطعه فرامین همه بدستخط و مهر مبارک برای طوایف که در عریضه جدا جدا معلوم است برای هر طایفه یک فرمان به مضمون فوق عنایت شده است فقط\n\nاحسان نشان\n\nقبل ازین از طلب فرموده شدن نائب الحکومه (قندهار) نائب سالار ملکی و سردار درجه دوم جناب ( سردار محمد عثمان خان) نوشته بودیم و گفته بودیم که ذات مشارالیه یکی از مأمورین با اقتدار و کار گذار دولت متبوعه مقدسه ما میباشند. خدمات لایق و صداقتهای فایق که از ایشان در مدت مدیده مأموریت شان بدولت علیه خداداد سرزده و فعالیتی که در باب حضریات و عمارات ( شهر سراج قندهار ) ، و ساختن پلها و سرکها ، و حسن اداره ولایت موافق بر رضای اعلیحضرت متبوع مقدس خود بکار برده مستوجب حسن توجهات جهانداری اعلیحضرت پادشاهی شده بیک قطعه نشان ذیشان ( استور ) که از نشانه ای عمده دولتی شمرده میشود از طرف ذی شرف اعلیحضرت پادشاهی نایل و سزاوار گردیدند. جناب نائب الحکومه از حضور اعلیحضرت همایونی مرخصی فرموده شدند، و چنانچه قبل از چند روز فرزند ارجمند خود شانرا بسواری عرابه موتر بقندهار ارسال نموده بودند خود شان نیز در همین دو سه روز بسواری عرابه موتر عازم محل مأموریت خودشان میشوند که اینهم دلیل واضحی است که سرک قندهار بدرجه کامل برای رفت و آمد موتر مهیا و آماده و قابل گردیده است . توفیق رفیق شان باد .\n\nدیگر\n\nاز طرف قرین الشرف ذات اعلیحضرت پادشاهی سینه صداقت دقیقه جناب ( دوست محمد خان ناظم ) حاکم سمت جنوبی نیز بیک قطعه نشان ذیشرف و شان ( استود ) مفتخر و مزین گردیده بصوب مأموریت شان رخصت شدند. حاکم مشارالیه نیز در اثنای سفر سعادت اثر ذات اعلیحضرت پادشاهی بسمت قزوین از خوست طلب فرموده شده بود، و در دارالسلطنه کابل شرفیاب حضور همایونی گردیده و در مدت بعضی سررشته های مهمه در باب اصلاحات آن سمت حاصلکرده در همین دو سه روز بصوب مأموریت خودشان حرکت میکنند. امید میکنیم که جناب ناظم در بازار در خصوص اصلاحات و انتظامات آن سمت و نواحی بفضل"}
{"book": "adl0616", "page": 785, "text": "شماره ۲۲ سال دوم صحیفه ۱۰\n\nوکرم ذات اقدس الهی و سایهٔ توفیقات آیهٔ اعلیحضرت پادشاهی محسن صورت و درستی موفق و کامیاب آیند .\n\n( وقات اسف انگیز )\nبکمال افسوس و تمام حسرت از خبر وفات اسف انگیز کریمهٔ جناب مستوفی الممالك میرزا محمد حسین خان نائب سالار ملکی او نظامی شنیدیم . چون ذات مشار الیه يك شخص بسیار لایق ويك خدمتکار صادق دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ماست به این کدورت و مصیبت شان جداً محزون و مکدر شدیم . از درگاه خدا وندی صبر جمیل شان را استدعا کرده بیان حزن و تعزیت مینمائیم .\n\nاعتذار\nچون كاغذيكه سراج الاخبار افغانیه بران چاپ میشد تمام گردیده ، و برین کنند موجوده تصاویریکه چاپ شود هیچ يك رونقی نمیگیرد لهذا تا موجود شدن کاغذ این ماده و شمارهٔ آیندهٔ ما بدون تصویر چاپ میشود .\n\nیاد آوری\n( سراج الاخبار افغانیه ) بکمال مسرت و افتخار مشترکین کرام خود را یاد آوری کرده عرض میکند که سال دویم ما با نسخهٔ شمارهٔ (٢٤) که میعاد انتشارش در غرهٔ ماه شوال المکرم است ولی بسبب تعطیلات ایام عید مجبوراً بعد از چند روز از وعدهٔ خود میبراید به انجام میرسد . البته ذوات محترمی که در خارج ممالك آرزوی اشتراك ارسال سوم این روزنامهٔ خادم اسلام و ومان داشته باشند قیمت سالیانهٔ آنرا پیشکی بر کار کن خارج ما فرستاده اسامی شانرا در دفتر مشترکین قید و ثبت خواهند فرمود .\n\nاحوال خارجیة\n\nاجمال سیاسی\nدنیادار انتقام است . بلغارها مجازات کردنیهای خود را دیدند ظالم دوام ندارد . ظالمهائیکه این طایفه بر مخلوق خدا روا داشته اند تا محال هیچ دیده و شنیده نشده است . آن با غارهایی که در اول امر بیرق صلیب را برداشته اعلان کرد که من برادران دینی ما کدونیایی خود را از ظلم تر کها رهایی میدهم و به آن اب صرب و یونان و کوهها را نیز با خود شريك ساخت ، بیچاره ها چه میدانند که در زیر این کاره برادری بیم کاسه برادر کشی پنهانست ! حتی اوروپا نیز این نهضت صلیب پرستانهٔ اخوتکارانهٔ بلغار ها را بنظر تقدیم و استحسان دیده با وجودیکه هزار رقم بدعتها و کاروانهای آنها را دیدند و شنیدند هیچ صدای خود را بالا نکردند . تا آنکه مسئله فیصله یافت . و به ملیونها نفوس زن و مرد و طفل و بر اسلام مقتول مصلوب محروق زنده مدفون گردیدند . اگر مقصد همین بود شده کرد . قینی ، مقصد همین نبود . بلغارهای خام طبع افکار زهرداری دیگری داشتند که بزودی بمیدان برامد ، یعنی بعد از انکه بقوت و معاونت متفقین خود دولت ترکیه را مغلوب و مشهور ساخت چشم طمع و حرص را بر خوردن همه ماکدونیا دوخت که مقصد یکانه اش از اول هم همین بود . نه تنها ماکدونیا بالکه البانیا را نیز فرو بردن ، و از بهر سیاه تا به بحر ادریاتيك يك دولت بلغارستان بزرگی تشکیل دادن بود . از ان بود که از یکطرف یونان و صربستانرا از حدود اراضی که در وقت اتفاق در اسباب هیچ کشکویی نداشت پس زنیله کردن گرفت و از دیگر طرف بر خط حدودی که توسط دول اوروپا در مابین میدیه و اینوز با عثمانی کشیده بود قناعت نورزیده بیشتر اراضی طلب مینمود . همان بود کا صرب و یونان به این حرکات حقوق شکنانه و این حرص و آز طمع کارانهٔ متفق خود تحمل را خارج دایرهٔ امکان دیده با او در آویختند . بلغار و نقشه که از اول کشیده بود همین بود که چون قوت بازوی صرب و یونان عثمانی را محو کند اول کارش همین باشد که کار صرب و یونان را تمام کنند . تا به آنوقت در زیر حمایهٔ روس بران مقصد خود کامیاب گردید . چون آن کار تمام شد برای پایمال کردن صرب بطرف حمایهٔ اوستریا دوید چرا که اوستریا نیز بودن صرب را در دنیا آرزو نمیکرد ، ولی چون آن دلك خیال پلو شیریانش بر سر خودش بچه شد یعنی همان میترال ( ساروف ) پهلوان شان که می گفت در ظرف دو سه روز به پایتخت یونان و صرب میدرایم از پیش عسکر صرب مانند روباهی که از تازی بگریزد تا به صوفیه فرار نموده در غار درآمد . از روش احوال بخوبی معلوم گردید که بلغار هیچ مردی نبود هر مردانگی که داشت بقوت متفقانش بود . این هم معلوم میشود که در بتعصر و زمان یکدولت اگر هر قدر پرقوت هم باشد با دو سه دولت مشفق کاری از پیش برده نمیتواند . یعنی زمانهای ناپولیون بوناپارت به این زمان قیاس قبول نمیکنند . دولت علیهٔ عثمانیه درین گیرودار متفقها تماشایین مانده نمیتوانست . چرا که اینهمه خونریزیها در خانهٔ خود او ، و برای خانهٔ خود او بوقوع می آمد . دولت رومانیا که در اول امر به بی وعدهای بلغار ساکت ماند بود مؤخراً آن وعدها را نقش بر آب و بر آن شاخ آهو یافت . از انرو به نیم دست برد . پس دولت عثمانیه اگر در چنین فرصتها استفاده نمیکرد تا به ابد عجز ضرر هیچ سودی"}
{"book": "adl0616", "page": 786, "text": "۱۱ سال دوم در ۲۳\n\nنمیدید. همین بود که بيك سرعت عظيمه بکار آغاز نهاده ادرنه و قرق كلیسا و غیره را پس اثر داد نمود که سراسر حق بدست داشت . عهد و بیانی که با دول منطقه نموده بود تا به آنوقت بود که آنها متفق بودند، و چون اتفاق آنها بر هم خورده بیکدیگر دشمن شدند عهد و پیمان این طبعاً بر هم خورده پس جنگ باید در بگیرد . چنانچه در هم گرفت و خوب در گرفت . از دست رفتن ادرنه حقيقتاً همه مسلمانا را جگرخون نموده بود . هزاران شکر که در جامع سلمیه صوت ناقوس باز به اذان محمدی مبدل گردید . درین بساط سطرنج بازی بالغان که بازی کنندگان آن در حایات دول معظمه میباشند چالهای بسیار پخته و نافعی که رفت، همانا دولت انگلیس است . هنوز نتیجه معلوم نیست که چه خواهد شد .\n\n( حالات محاربه با انسان وغيره )\n\nاز ترجمه های اخبارهای انگریزی و اردو که از طرف ترجمان بیت العلوم به اداره رسیده است.\nصوفيا - موسيو كاديف وزیر خارجه جدید در باره استقلال بلغاریه بیان نمود که من یقین کامل دارم که دول یوروب ترکان را اجازه عبور نمودن از حدود معینه که دول مذکوره مقرر نموده اند نخواهند داد.\nقطنطنیه - يك حصه سواران رساله ترکی بسر کردگی ابراهیم بن بدر و معاونت آن حصه فوج متحرك پیاده برایدر با توپل قابض گردید - کماندان افسر فوج متحرك پیاده انور بی بود . اوری مسافت ۵۰ میل را در ظرف ٢٤ ساعت طی نموده بود.\nاز لندن خبر آمده است که از تیره و تاريك ماوسی و افسردگی رصوفیا محیط گشته است اگرچه ازین تیقن که دول یوروپ وی را مجبور خواهند کرد که معاهده لندن را بنظر احترام بینند قدری تسکین پیدا میشود و از تلگراف زار روسی که به شاه فردیند بان مضمون فرستاده که روی متحمل تذلیل بلغاریه هر گز هر گز شده نمی تواند زیاده تر تسلی حاصل میشود .\n\nانتشار مرض هيضه\n\nاز خبر های مخفیانه چنان معلوم میشود که مرض هیضه بشدت تمام در افواج بلغاریه انتشار یافته است - مرض مذکوره در افواج یونان نیز سرایت کرده است - منظر حدهٔ ملک که در آن جنگ جاری است از حد خوفناک و وحشت انگیز معلوم میشود - کل علاقه از تباهی آتش زدگی و شمشیر زیاد شده است - هزار ها مردم خانمان برباد و آواره گردان و سرگردانها افتاده اند و جنگ بدوند تمام جاری است .\n\n( اظهار تشکر و شادمانی )\n\nقسطنطنیه از سبب تسخیر ایدریاویل در جمع مساجد قسطنطنیه امروز نماز دوگانه بفرض شکر الحرب ذوالجلال والاکرام ادا نموده شد و عوام الناس مسرت و شادمانی فراوان کردند و در باب مسئله\n\nاندريا نويل يك جلسه عظیم الشان برپا نموده ما بين جميع فرق قسطنطنیه اتفاق و یکانگیت قائم کرده خواهد شد -\n\n( روس واستريا واتحاديان )\n\nایتهتز - روس و استریا یونان و سر و پارا از حد ترغیب میدهند که چونکه حالت زار بلغاریه نا گفته به است بنابراین لازمی است که معامله التوای جنگ بدرعت تمام طی نموده شود -\n\n( اخبارات جرمنی )\n\nاخبارات جرمی از آن تکلیف وعید کی که بوقت اختیار کردن دول پوریب تجاویز عاجلانه بر خلاف ترکی پیدا خواهدشد خبر کلی دارند - آنها اشاره بیان میکنند که ممکن است که تصفیه مسئله حدود بندی در حق ترکی مالا زیاده تر مفید ثابت خواهد بود.\nقسطنیه - در قسطنیه بطور رسمی شایع گردیده است که بلغارها قبل از پس پاشیدن از کرلا کلیسا ذخائر سامان حرب جهالونی ها و عمارات سرکاری را بربادیده بودند - باوجود کش مکش و گیر و دار باشندگان باینقدر جوش و خروش اظهار مسرت و شاد مان نمودند که از احاطه تجرید بیرون میباشند زنان از فرط مسرت گریه کنان بر عساکر عثمانی گل افشانی میکردند -\n\n( روانکی وکلای مختار )\n\nوکلای مختار دول الحاديان بطرف بخارست روانه شده میروند . وزیر بلغاریه موسیو توک چیف و وکیل مختار یونان موسیو رانس نیز روانه شده اند - موسیو و ایز ملوس قبل از روانکی المرق بخارست برای ملاقات پادشاه یونان در سالونیکا رفته است.\n\n( مسقط )\n\nخبرهای مسقط مظهر است که در هفته گذشته بر قله اسماعیل يك حمله بی سود کرده شده بود . سلطان یمن کامل دارد که او بناوت موجود را در افواج زبر دست خود فرو کرده میتواند .\nقططیه - مال غنیمت که بعد از تسخیر اید ریا نویل بدست عساکر عثمان افتاده است بقرار ذیل میباشد .\n۱۵۰ عراده توپ که ٧٥ عراده توپ خالصاً از بلغاریه میباشد و یکصد هزار تنک از قدیم موزر - يك مليون حواله گندم و دو هزار جواله آرد .\n\n( اخذ انتقام )\n\nپایمال به عساکر عثمانی احکام سخت فرستاده است که از اخذ انتقام باز آیند مگر در آخری مذکور از شنیدن قصه های جوروستم لا تعداد باداریه آتش غیظ و غضب شعله زن شده است - دو نفر مسلمانان را در جرم قتل بر مقام ملگراور دو دستور سزای موت و هشت نفر دیگر را سزای حبس مابین سه و هفت سال داده شده است .\nسارنیکا - اهل یونان از استحکامات كريسته بزور بازو"}
{"book": "adl0616", "page": 787, "text": "صفحه ۱۲\nعبور نموده بر یلغارها و تیم دره حماه نمودند بلغارها مجالب جومانیه سه مراده توپ را نداشته فرار نمودند.\n\nمورخه ۲۸ ماه جولائی\nشاه کواستاتین تجویز مهلت جنگ برای سه روز باز مسترد نموده است و بنابرین جنگ بدستور جاری خواهد ماند. امی در زمان انعقاد مجلس بخارست جنگ نیز جاری خواهد ماند.\n\nمحاربه کردنه\nجنگ که برده هانه دره گریسته بوقوع آمده از شدید ترین جنگ ها گفته می شود جنگ مذکور دو روز متواتر جاری مانده بود.\n\n( تورکان در اندریا نویل )\nقسطنطنیه — ولیعهد ترکی معء پسر سلطان المعظم بطارف ایدریانوپل روانه گردیده اند — در آنجا استقبال شان بجوش و خروش کرده خواهد شد و در پرید من هم بایشان نظامی اشتراک خواهند ورزید — دیگر افسران از برای سر رشته انتظام ملک روانه اند.\n\n( آمد و رفت ریل مخصوص )\nآمد و رفت قطار ریل مخصوصه مابین قسطنطنیه و ایدریانوپل بروز نشده باین غرض جاری کرده خواهد شد که مسلمانان نماز فریضه جمعه المبارک در مسجد سلیم واقع ایدریا نویل ادا کرده بخوانند.\n\nسالونیکا مورخه ۲۹ ماه جولائی\nجنگ بلغاریه و یونان\nبلغارها بتاريخ ۲۷ ماه جولای برسیدن کان جرأت داری بانه بهمراه فوج یونان که در تعاقب آنها روانه شده بود متقابل گردیدند و بر مقام جومیه یک جنگ شدید و خون ریز بر پا گردید — بلغارها از یونان که طاقت آن سه چند بلغاریه بود یک استحکام را بزور پرچمه تفنگ گرفتند مگر بالآخر بلغارها بعد از برداشتن نقصان عظیم در عقب نشستند.\n\nچونکه در فن محاربه جنوب مشرقی یوروپ تغیرات بوقوع آمده است بناءً علیه آستریا هنگری در تعداد افواج خود یک اضافه معقول خواهد نمود.\n\nمباحثه برحالات ایران\nدر حین بحث دار الامرا در باب حالات ایران لارد کرزن بیان کرد که در حصه جنوبی ایران علاوه از ترتیب و قیام چندارمه دیگر اصلاح این ضروری میباشد عنقریب سرکار برطانیه در باب تقرر افسران انگرزی هند در ایران پر غور و خوش مجبور خواهد شد — لارد مارلی جواب داد که تجویز فرستادن افسران\n\nسال دوم شماره ۲۳\nهندی در ایران از عرصه سه سال زیر بحث میباشد مگر از غور و خوش مزید ثابت شده است که این تجویز کار آمد و مفید نمیباشد فقط.\n\nترکان در ادریا نویل\nقسطنطنیه — ولیعهد عثمانی دیروز در شهر ایدریانوپل داخل شد و افسران ملکی و نظامی و هادیان دین متین استقبال او به بسیار گرم جوشی نمودند.\n\nولیعهد موصوف بجواب خطابه خیر مقدم بعد از بجا آوری تشکر ایزد تعالی بیان کرد که ایدریانوپل دار الخلافه ثانی ترکی است از سیب دلیری و شجاعت عساکر عثمانی باز در تصرف ترکی آمده بعد از چاشت باشندگان اندریا نویل انعقاد یک جلسه عمومی نموده بر این امر قرار دادند که جمیع اهالی ایدریا نویل متمنی و خواهان این امر هستند که زیر سایه عاطفت ترکی حیات مستعار را بسر ببرند.\n\nقسطنطنیه — ولیعهد عثمانی بذریعه اعلان ظاهر کرده است که ، من یقین کامل دارم که یورپ در حقیقت نمی خواهد که ایدریا نویل را از ترکی غضب نماید اندریا نویل امروز نسبت به سابقی نزد ترکی زیاده تر مقدس و عزیز میباشد فقط.\n\nعيناً مكتوب\nفرحت مسلمانان پشاور\nاللهم انصر من نصر دين محمد واخذل من خذل دين محمد الخ اگرچه عموماً خبر فرحت اثر دوباره قابض شدن ترکان برایدریانوپل در دنیای اسلام طوفان جوش و مسرت بر پا نموده است لاکن خصوصاً اظهار مسرتیکه در این باب باشندگان پشاور نموده اند بالخصوص قابل ذکر است.\n\nیوم چهارشنبه چون خبر فتح ایدریانوپل بذریعه تار موصول شد، شخصی نبود که از فرط مسرت و شادمانی از خود بیخود نباشد و از شور مبارکباد در زمین و آسمان یک همهمه محیر العقول نه پیچیده باشد — شب جمعه بازارها و خانه ها و مساجد پشاور از باعث چراغان یک بقعه نور گشته و از وادی ایمن یاد میدادند، و جا بجا مجالس ختم قرآن و درود و محافل وعظ و نصایح ترتیب رفته و در مساجد جهت ادای نافله شکریه اجتماع عظیمی بنظر می آمد.\n\nبساعت نه شب اکثر اهالی بلده از کوچک و بزرگ و وضیع و شریف بیرون کابلی دروازه در وکتوریه هال گرد آمده اظهار ترویج در تهیج می نمودند و انعقاد و انحصار این مجلس بر آن بود که از طرف سائر مسلمانان هند عموماً و از جانب مسلمین سرحدیه خصوصاً عرضداشتی تلغرافاً بحکومت هند فرستاده شود که دولت انگلیس در این باب مسلک بی طرفی و غیر جانبداری چنانکه از اول اختیار کرده است معمول دارد و از هیچ طریقی بر مداخلت"}
{"book": "adl0616", "page": 788, "text": "سال دوم\nشماره ۲۳\nاندام نماید چنانچه بعد از اتفاق آراء سائر الناظم و عمائد مجلس امضاء بر آن داده و ختم مجلس بردهای ترقی و از داد قوت و شوکت اسلام و مخذولیت و منکوبیت آبادی دین حضرت خیر الانام اتمام پذیرفت.\nبجز این که خوابشان برد دگرچه کاری خواهند کرد ؟\nوعظ و نصیحت موافق برواجبات و لوازمات زمان باید بود. و عظهایی که پیش از نجصد سال وضع و ترتیب شده باشد برای دمان این عصر هیچ ثمره نخواهد بخشید . لهذا در نجا وعظ و نصیحت ( خالده ادیب خانم ) نام بك فاصله ادبیه عثمانیه را از ترکی بنارسی ترجمه کرده در نظر قارئین کرام عرض میمانیم که در دالان بزرگ دارالفنون استانبول بعد از فلاکتهای متوالی که بر ملت عثمانیه در ین وقت وارد آمده در یک مجمعی که چهار هزار زن دران جمع آمده بودند تقریر نموده است . خواهند گفت: که محور دیگر مثالی در وعظ نیافت که وحظ يك ضعيلة در برای ما بیان میکند ؛ لكن مقصد ما از مثال آوردن وعظ ( خانده خانم ) این است که مردان واعظ ما از آن يك درس عبرتی بگیرند. و به بینند که زنان دنیا تناست وقت و زمان و ایجابات عصر و اوان تاچه درجه دانا و بینا کردیده اند و نسبت به حال و احوال ملت و احتياجات وطن خود چگونه تقریر های پر تیرت بیان میکنند و همچنسان بنی زنان ملت خود را که ما آنها راه ضعیفه . عنوان داده از جنس بشر هم یک درجه پست تر میشماریم حسان ارشاد و بیدار میسازند ؟\n\nمقالة مخصوصة\nواعظ - ناصح - مرشد\nاین هر سه کلمه عربی است که در فارسی یعنی اندرز کننده ، بند دهنده ، رهنماینده مستعمل میشود، واعظ همان اشخاصیت که در مسجدها مردم را نصیحت و بند میدهند . ناصح هر شخص نصیحت کننده را میگویند، مرشد آنست که در طریق تصوف به اسرار حقایق رهنمایی کنند. و پیر طریقت باشیخ طریقت نیز گفته میشود .\n\nوعظ، اسبحت، رهنمایی از احتیاجات ضروریه جمعیتهای شریه است زیرا همه افراد جمعیت بهمه چیزها واقف و باخبر نیستند و بهمه خبرها وشرها آگاهی ندارند . لهذا همان مردمانی که با خیر تر و آگاه تر باشند ضرور است که دیگر افراد بخیر و ناواقف را بدرجه با خبری و آگاهی خود به اندرز ویند رهنمایی کنند. و از امور خیر و شر واقف ساخته بو طريق حق و صواب رهبری نمایند . و از نست که حضرت فخر کائنات پیغمبر گزیده صفات ما صلى الله عليه وسلم دین را عبارت از نصیحت فرموده است . پس به این صورت هر مرد دیندار با خبر بدرجه آگاهی خود از خیر و شر برای دیگر اخوان دین خود واعظ، ناصح، میشد شمرده میشود.\n\nوعظ، نصیحت، ارشاد نسبت بمقتضای زمین و زمان و احتیاجات عصر واوان برای هر انسان لازمت. واعظ، ناصح، می شد میباید که مقتضیات وقت را در زیر نظر دقت گرفته به اندرز ویند و رهنمایی صرف نقدینه همت نماید. و برای هر صنف و هر گروه ملت نسيت عملك وكار و صنعت شان به پند و اندرز کوشش ورزد. مثلا و اعمالی که در مسجد های چونی های عسکری وعظ میکنند و اکثر شنوندگان آن از ان صنف میباشند هر گاه از فضایل گوشه نشینی و ترک دنیا و شکسته کی و انشاده کی و ناتواني و امثال آنگونه سخنانی که موجب ضعف دل و عبکری باشد وعظ و نصیحت کنند بجز ضرر هیچ فایده بران مرتب نمیشود و ایزاکر برای تجار و زمینداران از چیزهایی که به تنبلی و کاملی رهنمائی کنند وعظ و نصیحت شود بجای فایده ضرر میرساند .\n\nوعظ و اسبحت زبان قومی و ملتی هر قوم و مات لازم است. مثلا واعظی که بر منبر پراید ، و دریای منیر نشسته کان همه افغان با فارسی زبان باشد و ولاحظ زبان عربی وعظ کنند آیا چه نمره حاصل خواهد شد؟ و بالعکس اگر واحظ زبان افغانی با فارسی بر مردمان عرب بارك بوعظ و نصیحت آغاز کند آیاشنوندگان آن\n\nخطابه خالده خانم -\n\nو بی پی ها :\nيك ضرب مثل مشهور است که میگویند و هر انچه فکر در ویشت، ذکر در و پشت .. این ضرب مثل تنها برای در ویش نی . بلکه برای هرکی همچنین است. انسانها همیشه با همان حسها و اندیشه هایی مشغولند که در دانها و فکرهای شان حاکم شده باشد. قوت گرفته باشد. دايمايك وسیله میجویند که از همان فکر و اندیشه که در دل شانست بحث و بیان نمایند . چنانچه در انسانها همچنین است، در ملتها نیز همچنین است. ملتها هم مانند يكيك شخصیت، هر انجیزی که ملتها را بیشتر بخود علاقه دار میسازد. افراد آن ملت را نیز همان چیز علاقه دار میکنند. علی الخصوص در زمانهای فلاکت ملت . زيرا فلاكت مات فلاكت همه افراد مات جدا جدا میشود . همه کی با همان مشغول میشوند. از همان چیز سخن میگویند، همان در درا هر آن با ناخن میکاوند. چشمهای خود را یک آن از ان بر نمیدارند . این است ، که ملت ما یعنی همه ما در مقابل همچنین يك فلاکتی که بر تمام هستی ما حاکم شده میباشیم از است که در خانه ها در قهوه خانه ها ، در حمام ها در واپورها، و دیگر همه جاهای عمومی از همین فلاک سخن گفته میشود. از همین در دزمزمه میشود . و چون يك مجلسی و محالی برپا کردد همه ما منتظر میشویم که آدمی که برگردی خطابت براید از همین فلاکت ما تحت راند ، سیبهای این فلاکت را ، چاره های این فلاکت را نداری این فلاکت را بنا بگوید . از قدیم"}
{"book": "adl0616", "page": 789, "text": "صحیفه ١٤ سال دوم شماره ۲۳\n\nالايام در میان ما بك سخنی جاری آمده است که در چنین زمانهای فلاکت ملی میگویند : « زنها بکارهای بزرگ تعلق ندارند » . این است که زنهای ملت ما بسبب این فکر و نیز بسبب جهالت به همچنين چيزها بيگانه مانده‌اند . مثلا انا کلانهای ما که محاربه های روس را دیده اند در میان آنها هیچ یکی را نمی بینیم که فلاکت آروز ها را تشریح کرده بتوانند ، با ماهیت آن فلاکت را بفهمند حتی بسیار پیره زنان سالخورده ما که در ان محاربه ها جوان بودند نامهای آن محاربه ها را هم ضبط کرده نتوانسته اند . اگرچه به این شبه نداریم که آنها نیز در ازمانهای خود شان همینقدر دانسته و حس کرده باشند كه يك فلاکت و مصیبت پیش آمده است . اما آن دانستن و حس کردن شان بیکصورت مهمی بوده است که حقیقت و ماهیت آنرا نداشته اند . هزار شکر که در ما بین حس آنها در انوقت و این حس ماها درینوقت يك فرق بسیار بزرگ و نمایانی موجود است . آنها ، آن فلاکت را یکچیز خارج از خودشان - مثلا مانند يك طوفان و آفت سماویی که در دور جا بوقوع آمده باشد - دریافت کرده اند حالانکه امروزه روز ما آن فلاکت ملی خود را تا اندر درون دل خود در تمام وجود و هستی خود حس میکنیم . درد و سوزشی که این فلاکت بما داده عبارت از يك ترس ، و حیرت خشك و خالی نیست . بلکه این درد از چنان دردها نیست که يك پدر اولاد خود را گم کرده باشد . يك خاندان خانمان شان سوخته و محو شده باشد . يك والده از جگر پاره خود جدا مانده باشد . اين است كه ما اين فلاكت را به اينگونه حسيات حس ميكنيم . و اين اول بار است كه زنان ملت ما مانند مادران حقيقى ملت به اين فلاكت مشترك ميشوند . به اين فلاكت متحسس ميگردند . براى چاره يافتن درد آن در يكجا كرد ميآيند . بی بها ! هزارها شکر که ما امروز وطن شناسیم . امروز وطن عبارت از يك ملكيت است که در دل ما ، در روح ما بنا یافته است . اگر بوطن دکه داده شود گویا بدل ما دکه داده میشود ، اگر یکوجب زمینی از وطن ما گرفته شود گويا يك پارچه از دل و جگر ما ربوده ميشود . چون چنیناست ، ای بی بها به اين يك باور كنيم و بدانيم كه در ميان اين اشكهاى چشمى كه امروز ميريزيم سنگ نخستين تهدابهاى وطن را بصورت بسيار محكم و متينى انداخته ايم . زيرا آن ملتى كه وطن را در دل خود جا داده است در تاريخ هيچوقت نمرده است . اين يك حقيقت تاريخى و فنيست . فلاكت و مغلوبيت ، آن جمعيت ها و خرمهاى انسانها را پراگنده و منقرض ساخته كه از دلهاى شان وطن بيرون بوده است . اگرچه بسيار مدنى و بسيار پرقوت هم بوده اند ولى چون وطن در دل شان بنا نيافته بوده باز هم زير و زبر شده اند . اما آن ملتهايى كه وطن را در دل هاى خودشان جاداده اند هيچ فلاكت هيچ مغلوبيت آنها را خراب نتوانسته ، اگرچه ميده ميده شده اند ولى آن ميده شدن براى يك زمان جزوى و موقتى بوده كه بعد از ان باز بهمان قوت وطن دوستى براى شرف و شان ملت خود موقعهاى بلند بلندى بنا نموده اند .\n\n§\n\nشنيديد اين وعظ يك ضعيفه را ! ما كمى از بسيار و مشتى از خروار موعظه خالده خانم را ترجمه كرديم . ولى آن وعظ تنها عبارت از همينقدر نبود . رفته رفته بسى مثالهاى تاريخيه ثابته در توضيح بيان نموده ، و مسئله را چنان واضح و ثابت ساخته كه هر شنونده را به اين قانع ميكند كه ملتهايى كه سنگ نخستين تهدابهاى وطن را در دلهاى خودشان وضع كرده اند هيچگاه خراب\n\nفاجعه نای پرایس\nمابعد از شماره ۲۲ سال دوم\n\nروبر ، زود البته خود را از بر كشيده و براى خواب كردن حتى بلكه براى اينكه فردا چون به بينند بدانند كه مدت مديدى برين بستر صاحب بستر خوابيده است بر خوابگاه خود دراز كشيده انتظام بستر را ابتر نمود ، بقدر يك ساعت مستغرق بحر خيالات خود بماند . با وجوديكه چشمهايش باز بود از لذت خواب بسيار شيرين كه ميديد در سيماى لطيفش يك نور مسرت و فرحتى پديدار ميشد . از چشمانش چشمه انوار سرور و كاميابى همى درخشيد . بعد از انكه يكدمى بهمين حال بماند يكى يكبار از جاى خود برخاسته جبراً خود بخود گفت . — بلى ، هان .... خيلى مسافه قطع كردم . به اين حق دارم كه خودم از خود خشنود باشم . اگرچه هنوز براى رسيدن بهدف مقصود بسيار مشكلات ديگر هنوز مانده اما ، از بزرگترين تهلكه ها برهيدم . براى كارهايكه بعد ازين در پيش رو دارم از موافقت طالع ، و جرأت و جسارت محروم نيستم . بالاشده بالاشده آخر به ذروه اقبال واصل ميشوم . آرى، صاحب مشروع و يگانه اين اقامتگاه شاهانه شدن چقدر خوب و چقدر مرغوب يك چيزى خواهد شد ! اين است كه طالع برائيدن ها و بهجت اين سعادت را براى من حاضر ميكند . بعد از انكه اين سخن را گفت نوجوان از خوابگاه خود برخاست باز دريشى خود را در بر كرد . و يك طبانچه شش تكه كوچكى را در جيب انداخته از اتاق بر آمده، آمدنش از راه راست هر وقته نى بلكه از زينه پنهانى كه در اتاق توالت موجودست بوقوع آمد . در پهلويش دو كليد موجود بود كه با يكى ازينها دروازه را كه از عمارت شمولى ميراند باز نمود ، و چون كليد و قفل مذكور را خوب چرب و چال داشته بود بى آنكه ادنى تكانى حاصل كند باز شده بسهولت برآمد . با كليد دوم دروازه حولى را كه بکوچه ميرآمد"}
{"book": "adl0616", "page": 790, "text": "شماره ۲۳\nسال دوم\n\n( ادبیات )\nتبريك رمضان كلام جناب ملا طوطی افغانی\n( شکر الله که ماه رمضان باز آمد )\n( رحمت حق طرف کون و مکان باز آمد )\n( جام انوار تجلی بضیافت گه روح )\n( از کف ملهم غیبی بجهان باز آمد )\n( راح روحانی صفت از آدم منبع فیض)\n( بهر تفریح دل پیر و جوان باز آمد )\n( پرتوش بسته شوق مرافق عرش برین )\n( لامکانی طرف اهل مکان باز آمد )\n( ملک از کنگره عرش بغفران نیاز )\n( بهر هر صائم ماه رمضان باز آمد )\n( عالم خلق نه تنها که همه عالم امر )\n( به نشاط ابد از قدس نهان باز آمد )\n( مستی عالم لاهوت بناسوت فتاد )\n( غمزه زیروی هلال رمضان باز آمد )\n( روزه اشکنجه جسم ست و عذاب تن ليك )\n( صیقل و نورده روح روان باز آمد )\n( روزه کی لیلی و سلمی و نه عذرا آمدن )\n( بل همان یوسف و اسمش رمضان باز آمد )\n( کوکب بزم حقیقت همه مانور افشان )\n( موکبش زبده بگشته عنان باز آمد )\n( خسرو غازی آفاق حبيب الله خان )\n( که بسجاده لاهوتی روان باز آمد )\n\nنشده اند، و محو و منقرض نگشته اند... بلی بلی! هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق، یعنی عشق وطن. بلی، بلی! عشق وطن است که بر جریده عالم دوام ماها را ثبت میکنند. و محو و منقرض ساختن شانرا عدیم الامکان میگرداند. وطن محب وطن قایم است و هم محفوظ. که هست حب وطن تیر سهمناک وطن، بلی، بلی! سلاح یگانه محافظه و مدافعه وطن همین است که وطن را انسان در دل خود بگنجاند. وگرنه هزار ها طوب و تفنگ، و صدها قوتهای رنگارنگ بر محافظه آن مقتدر نمیشود. و چو گشت حب وطن جای در دل ملت، عدو بلرزه تند میشود هلاك وطن، بلی، بلی! دشمن وطن در پیش مالی که وطن در دلشان گنجیده است بر ناکامیابی خود قانع شده اگر هجوم هم کند لرزان و ترسان هجوم خواهد کرد و موفق هم نخواهد شد.\n\nهزار افسوس که ما هیچگاه درینباب يك كلمه وطن هم نمیشنویم هر چیزی که میشنویم از ترک کردن آن، و دل نه بستن بران، وفانی بودن آن، و کناره جوئی ازان میشنویم. حالا آنکه دنیا و مافیها عبارت از وطن است. حفظ شرف، حفظ ناموس، حفظ دین موقوف بر حفظ وطن است. وطن چون برود همه اینچیزها یکجا با آن میرود، نه طاعت میماند نه عبادت، نه آزادی میماند نه ملیت نه وجدانها و بی ایمانهایی که بوطن خود خیانت میکنند، و بدشمن وطن خود کار دوانی و جاسوسی مینمایند هزاران بار ملعون تر ازان بدبختهای بی ناموسیست که دانه ی نان خود را میخورند، افسوس است که عرض و ناموس را در موضعه های نجاست پنداشته اند، و از حقیقت ناموسی که عبارت از وطن مقدس است غافل مانده اند. بهر حال.\n\nرحق نیاز کند عاشق وطن ( محمود )\nکه دشمنان وطن باد زیر خاك وطن\n\nباز کرده بی آنکه دربان خبر شود بدرك بولوار برآمد. اینوقت قطع مسافه نموده تا میخواست که به دروازه دراید یکی یکمرتبه در پیش شیشه های توانگران و معتبران شهر پاریس در پیش رویش يك سیاهی پیدا شده با يك صدایی که به صدای آدم درشتی در ما رسیده میماند این سخنانرا گفت: عرابه پیدا میشود، چونکه عرابه چی های پاریس در شب در خانه های عمله های آگاه با يك دیگر برای رفتن خود دیرتر مانده، و با آنکه بيك زنکه دیرتر از زن \"معشوقه\" خود عابر ورود ناگهانی شوهر زن بسیار مجبور میشوند، بهر حال بسیار دیر شد که با بخشه ای زیادی از عرابه های خود کباب میشوند. لهذا همیشه درین اوقات فارغ نمیشوند، روبر وقتیکه بکوچه رسید که یکی از همان عرابه ها بر خورده یکچند قدم پیش رفته، و مقابل یکچند فرانک برای محله (باینبول) رسانیده و کار گذار و پول را گرفته، و برای آنکه مبادا کار آخر بجای است باده زده روبر خود را بدست کرانه بدرفتار آمده تا خانه دایه یکدو دقیقه. صاحب! بدرون درآمدن تانرا یاد آوری میکنم. نوجوان ازین تصادف ناگهانی رم خورده، و یکقدم بطلب جاده وره وره خود را بر گشته، سخن مذکور بالا کرده گفت: زود پس میشوی از ره راست من، و یا آنکه همیندم مغزهایت را میپاشانم. به این حرفها لزوم نیست صاحب من. آدمی را که شما نصیحت خوبی بدهد از چه وقت این شرف یاد گرفته اید. آقای من! قسم است که این حرکت شما مرا بحدت می اندازد. آیا مثل تانرا ضایع گردید موسیو (روبر).\n\n(باقی دارد)"}
{"book": "adl0616", "page": 791, "text": "صفحه ۱۶ شماره ۲۳ سال دوم\n\n( بچه آمد بتراویح و بخشی قرآن )\n( قیام شی وان شاه شهان باز آمد )\n( دانش چیست رضای حق و اعتزاز خلق )\n( که بگلزار جهان آب روان باز آمد )\n( شیوه اش چیست سخا و کرم و فیض عمیم )\n( که بجهان او خان جهان باز آمد )\n( چه دهد در رمضان بهر مساکین هم شام )\n( آنچه برجستی از باغ جنان باز آمد )\n( هست بر خوان او از عرب و ز ترک و عجم )\n( که ببیت کرمش طالب کان باز آمد )\n( عیشش با که بود همره ارباب علوم )\n( که بفراش همه از بعد مکان باز آمد )\n( عسکرش زلزله افکنده در انظار زمین )\n( شه افغان بچه سامان کیان باز آمد )\n( شوکتش میشکند طنطنه قیصر و جم )\n( آشنائیست که بر چرخ عیان باز آمد )\n( وه چه دادی که به فصل بهار چراغان و جا جمع )\n( که برش هر کسی خوش خنده کنان باز آمد )\n( میزد خیمه زند مردم افغان بفلک )\n( که برش شاه ملک و صف و نشان باز آمد )\n( طوطی ) در گلشن کابل بشکست توبه خویش )\n( بعد ده سال باشعار روان باز آمد )\n( باد این کشور و این ملک باین جاه و جلال )\n( تا که گویند همه ختم زمان باز آمد )\n\nناموران جهان\nمابعد از شماره ۲۲ سال دوم اثر کرده است. بعد از سقوط بوناپارت) پس به پاریس بر گشته از طرف (لونی هجدهم) دو ملیون (۲۰۰۰۰۰۰) فرانک به او احسان شده است. بنامهای (ولفینه) و (قورین) دو ناول بسیار مشهوری تحریر نموده است و غیر از انها بسی اثرهای فایده مندی نگاشته که کلیات آثارش بر ۱۸ جلد مرتب شده بطابع رسیده است. استر اتو سیکه: — این زن در تاریخ قدیم يك حکایت غیرت آمیزی دارد، دختر (دمتریوس) نام پادشاه (ماکدونیا) بود که در حسن و جمال بیمثال بود. از پادشاهان ملك (سوریه) (سلفقوس نیقا نور) نام یاد شاه پخته سالی قرینه اوازه حسن و جمالی گردیده، و از پدرش اور اطلبکاری کرده در زیر ازدواجش کشیده بود این پادشاه (سوتیر) نام يك پسر نوجوان از دیگر زن داشت که پدرش محبت مفرطی به او میرو رانید.\n\nاین پسر مبتلا بمرض حزن گرفتار آمده بود که روز بروز زرد و پژمرده شده بمرك نزديك تر میشد. اما از یافتن دوای این بیماری عاجز ماندند. پدرش بدرجهٔ در اضطراب و اندر تب و تاب افتاده بود که از غم پسر خود قصد خود کشی خود را نمود، زیرا وارث یکانه او پسرش سویتر بود که غیر از و دیگر وارثی نداشت. و چون میدید که جگر پاره اش در عنفوان جوانی به اینچنین يك مرض دوا نا پذیری گرفتار آمده بهمه حاله میمیرد نمیخواست که بعد از و زندگانی کند. در میان طبیبانی که به تداوی شهزاده مأمور بودند (آراز پیترات) نام يك طبیبی بود که از دیگر اطبا ماهرتر و تجربه کار تر بود همه علامتهای بیماری شهزاده را بيك فطرت موشگافانه تدقیق کرده اصل ماده مرض را کشف نمود، مگر درد عشق بود، ولی چون شهزاده این اسرار خود را بهیچ فرد آفریده افشا نکرده بود معشوقه اش را نمیدانست که کیست و کجاست. باقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\nما بعد از شماره ۲۲ سال دوم سرمایه مادی آن نیز افزونی نمیگیرد: و منابع ثروت آن نو بنو آهسته آهسته رونمایی مینماید. حاصل شدن سرمایه به تصرف — یعنی صرفه جویی، و حسن اداره — یعنی بخوبی دور دادن کار موقوف است. صرفه جوی و اداره این است كه يك آدم همه ثروت را که حاصل میکند بر نفس خود و عایله خود صرف نکرده حاصلات خود را پس انداز کرده و بصورت قیده مندی آنرا استعمال کرده یکمقداری نیزاید، و حفظ کند، واکر اینچنین نشود، و هر کس همه حاصلات خود را صرف و استهلاك نماید سرمایه محصول نمی آید. سرمایه که به اینصورتهای صرفه جویی و اداره حاصل میشود اشکال مختلف دارد که آن نها عبارت از زر نقد نیست. يك دهقانی که هشت خروار تخم بردارد، چون دو خروار آنرا ذخیره کرده برای کاشتن سال دیگر نگه ندارد کار دهقانیش بر هم میخورد لهذا آن گندم والات واداوات زراعيه دهقان سرمایه شمرده میشود. هنر و معلومات كه يك ادم بدست آرد نیز سرمایه شمرده میشود، مزدور کاری که از مزدوری خود يك مقداری را برای دیگر صنعت پس انداز کند انهم سرمایه میباشد. و اینکه سرمایه اکثر بشکل زر نقد دیده میشود\n\nباقی دارد.\n\n---\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\n---\nمحمود طرزی\n---\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 792, "text": "اعلان\n\nاَزْ هَر دَهَن سُخَنی\nوَ اَزْ هَر چَمَن سَمَنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانیم، و ترغیب مینمائیم که از ین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمنی بچنند.\n\nدر\nمطبعهٔ عنایت\n\nکه بنیاد یافتهٔ همت عرفان نهضت شهزادهٔ جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست زیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعهٔ مبارکهٔ مذکوره که در ده افغانان واقعست قیمت ۲ روپیه کابل از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعهٔ عنایت خریداری کرده میتوانند، کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسهٔ شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 793, "text": "٦٧٠\n\n( اعلان )\nصد ( ۱۰۰ ) روپیه انعام\nساعتی که وقت را درست نشان دهد، و در وقت چیزی\nفرق داشته باشد هر کس که آنچنان ساعت را درست بتواند\nانعام فوق به او داده میشود و اگر در ان ساعت دست بزند\nو درست نتواند مبلغ بیست (۲۰) روپیه از و گرفته\nمیشود فقط .\n\n( دیگر )\nهر کی که در هر صنعت گری ، و کاریگری ، وفن پیشه\nوری ، و کسب تجارت از من معلومات بخواهد و پرسان کند.\nبتوفیق خدا کوشش کرده به او رهنمایی میکنم و میفهمانم .\n\n( المشتهر هر دو اعلان فوق )\n( تهكر ناران دهی منی ) سند دار انجنير هنرور و كاريگر\nمعروف به ( ابو تيلفون والا ) سرای عزیز در کابل ( ک )\nمدت سکونت دارم)\n\nاعلان\nکتابهای فارسی - انگریزی - اردو - و گورمکھی\n- بهاشا و غیره برای تعلیم ابتدائی بفروش میرسد .\n\nالمشهر\nبالکرشن بازی درمدرس مدرسة اهل هنود نمر (۲)\nدر شور بازار کابل\n\n( اسامی وکلای مادر خارج )\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سروشته دار داکخانهٔ علیه افغانستان . در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیه افغانستان . در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی . ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراک اخبار ما را داشته باشد بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله بابت بهاء اشتراک را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع رسد از هما وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داشته جاری میگردد ، آدرس و عنوان واضع و روشن نوشته شود ، یک طلای پوند انگلیزی یا پانزده روپیه کلدار است .\n\nدر پشا"}
{"book": "adl0616", "page": 794, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره ٢٤\nسال دوم\n\nفهرست مندرجات\n\nمبارکبادی عید فطر - موعظه عید\n\n( ختام سال دوم )\nسراج الاخبار افغانيه\n\nاجمال سیاسی — پابندی شریعت اعلیحضرت امیر صاحب از اخبار المنیر معرفت ترجمان اداره ترجمه شده عيناً مكتوب از پشاور واقعهٔ کانپور — ترجمه اخبارهای انگریزی و اردو که از ترجمان بیت العلوم به اداره رسیده — ايضاً عيناً مكتوب\nاعتذار\n\nحوادثه خارجيه\n\nفی ده ولوزی یعنی طبقات الارض\nمقالات فنيه\n\nغزل\nادبیات\n\nچهار صد عروسی در يك شهر بيك رول — موجد ساعت — مصاحبه مابین دو رفیق — زن و شوهر — زن با کتاب فروش — يك اخبار والا بايك بيوه — يك دواساز و چار\nسخنان هر رقم\n\nفاجعه های پاریس\n\nناموران زنان جهان\n\nعلم ثروت ملل"}
{"book": "adl0616", "page": 795, "text": "اعلان\nسیاحت بر دورا دور کرۀ زمین\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد! علی الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\n❧ به هشتاد روز ❧\nاجرا شود! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب\n(سیاحت بر دورا دور کره زمین)\nبهشتاد روز\nبقدر دور بیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را کویلا (فلیاس فوق) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود! محل خریداری این کتاب دکان (ملا غلام محمد) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند.\nمؤلف این کتاب (ژول ورن) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقت از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول فی بلکه در ناول فی جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد.\nدر (مطبعه عنایت) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) بزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایابرا ازو بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخه های آن زود تمام خواهد شد. و افسوس قاعده نخواهد بخشید.\n\n(کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه)\n(با جلد اعلا)\nودو کتابچۀ (علم و اسلامیت) و (آیاچه باید کرد؟)\n(با جلد اعلا)\nدر اداره موجود است. آرزو کنندگان خریداری کرده میتوانند\nقیمت همه (۲۵) بیست و پنجروپه کابلی\n\nاعلان\nافغان يك اخبار هفته وار اسلامیست که در پشاور او بزبان پشتو وارد و شایع میشود. در صوبه سرحدی یگانه محافظ جایز مسلمانان است. شکایات و معروضات شانرا بگوش حکام میرساند. بعلم و اخلاق و پاس دین مذهب آنها را ترغیب میدهد. این اخبار در هر طرف دنیا يك رغبت عمومی حاصل کرده است در افغانستان و بخارا، امريكه، افريقه، چین، ژاپن، مدینه، مکه روس، تالند، لندن، مصر، و غیره بلاد مشتری دارد\nقیمه عام برای هندوستان و روسیه سالانه ۱۰ محصول دانه و برای ممالک غیر ۱۲ روپیه گلدار است.\nالمشتہر\n(محرر افغان)\n\n(شرایط درج کردن اعلانها)\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاری که باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما (۳ – اینچ – ۴ – سوت) میباشد\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك ساله نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 796, "text": "صحيفه ( ١ )\nسال دوم\nشماره ( ٢٤ )\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپيه انگليزی\nبهر پانزده روز يکبار نشر ميشود\nقيمت يک نسخه آن در کابل يک عباسی است\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ عربی يکم شوال سنه ۱۳۳۱\nتاريخ انگریزی ۳ ستمبر\nتاريخ شمسی ۱۱ سنبله ۱۲۹۲\n\nدرين اخبار از حوادث داخليه وخارجيه وبسى مقالات مفيده درج ميشود\n\nآزادی میباشیم که همه حقوق دینیه ، مدنیه، سیاسیه ما آزاد است بادشاه مقدس خیر اندیش ما در محافظه آزادی و حاکمیت مليه ما همیات بلانهايات همایونی شانرا مصروف میفرماید، و در دربارهای عام بزبان فیض رسان مبارک خود برای آزادی ما دعا میکنند. باسان مبارک خود مارا وجود خود اولاد خود خطاب فرموده در مقابل مدعيات ومطالبات اجانب اشتراك رأی و افکار ملت خود را اهم میشمارد. این از چنان نعمتهایی نیست که قدر و قیمت آن در حیز حساب در آید. دیگران به تیغ بازی و خون ریزی بر چیزی که موفق نشده اند برای مایان خود بخود میسر شده است. ای برادران وطن! به بینید که ذات اقدس آفریدگار ما چه خوش وطن صفايي آئين ديانت مأمنی بما احسان فرموده، کهسار های سربفلک کشیده بر کردا کرد وطن مقدس ما استحكامات طبيعی خارقه نمایی تشکیل داده، نهرها آبشارها، چشمه سارهای خوشگوار لطيف الجريان جوشان و خرو شانی هر هر طرف مملکت ما را سیراب و شاداب نموده، اراضی ما از همه نوع زراعت گرم سیر و سردسيريا محصولات میبخشد، جوز، پسته، بادام، صنوبر، سيب، انجير، انار، امرود، آلوها، انگورهای رقم رقم از میوه های سر درختی ملک ماست که زمین بلند وطن مقدس ما بصورت بسیار مبذول و فراوانی بهزارها خروار خروار بر ما می افشاند. گندم، نیشکر، برنج، جواری، و جميع بقولات و حبوبات از محصولات زمینی ماست که دست پر کرم خلاقت زمینهای ما را با آن مستعد و آماده داشته، معدنها و کانهای توانگر و ثروتی که خاك وطن مقدس ما در سايه ثروت خفيه خويش بوديعت نگهداشته بسياری از ملتهای ديگر ممالک حسرت کش آنهاست. اهالی ما\n\nسراج الاخبار افغانيه\nعيد سعيد ميامن پديد و قطراً بر همه برادران اسلام و قارئين كرام خود مبارکباد گفته، کسب فخر و شرف ميورزد.\n\n( موعظة عيد )\nحمد بيحد ثنا و ثنا بذات اقدس يگانه بی همتا جل و علا که ما را پيروی شريعت غرای احمد مجتبی محمدن المصطفی عليه افضل الصلواة والتحايا نايل و سرافراز فرمود، و درينجا آوردن فريضه صوم صيام مغفرت انجام موفق و کامياب نمود . و بمکافات آن بيك عيد سعيد ميامن پديدی مبشر و مباهی ساخت. ای ملت نجيبه شجره افغان، وای قوم غيور بادين و ايمان بدانيد و آگاه باشيد که فضل و کرم ذات اقدس پروردگار ما بر ما از حد افزونست که شکر آن نعمهای بی منتها از حوصله طاقت ما سراسر بيرونست. اولا به نعمت اسلام مشرفيم . ثانياً همه ما يك قوم، يك دين، يك مذهبيم . ثالثاً آزاديم نه اسير. رابعاً عزيزيم نه حقير. پادشاهی داريم که از قوم ما، از جنس ما از ذات ماست. ملکی داريم که از حال خود ما، و از آبا و اجداد ماضی ما، از اولاد و احفاد استقبال ماست. پادشاه ما را برای عبادت رب معبود ما دعوت و ضيافت ميکند، و ما به آن دعوت اجابت کرده رسماً حسناً معناً طاعت ميکنيم . ما مالك آزادی وطن خود هستيم . ماليات ما که"}
{"book": "adl0616", "page": 797, "text": "سال دوم\nشماره ٢٤\n\nچنان استعداد و ذکای خلقی و طبیعی را مالک است که از هیچ ملتی پس نمیاند . دین مقدسی که پیرو آئیم ما را بر همه خوبیهای دنیا و آخرت سابق و رهبر است. پادشاهی که به تابعیت و رعیتی آن مفتخريم بجز خوبی ما و آبادی وطن ما ذکر آرزویی ندارد. چون چنینست : آنها چرا بی مال بی ثروت بی کمال بی صنعت مانده ایم ؟ تاجرا از زمینها، وكانها، وغيره محصولات و معمولات ملك خود بدرجة عشر عشیر ملتهای دور و نزديك خود استفاده نمیتوانند ، آیا آنها چهار چشم دارند و ما دو ! آیا آنها چهار دست دارند و ما دو ؟ آیا آنها دو کله دارند و ما يك ؟ آیا آنها دو مغز دارند و ما يك ؟ نی نی ، چیزی که آنها دارند ما هم داریم. چنانچه آنها انسانند ما هم انسانیم، پس ما چرا از سوزن يك اینچی گرفته تا بیسیم تلگراف هزارها کیلومتری بهر چیز به آنها محتاجیم ما هم زراعت میکنیم، بلکه اراضی ما نسبت به اراضی آنها قابل تر و مستعدتر است ولی هزار افسوس که ما از زمین خود نصف محصول آنها را برداشته نمیتوانیم. ما هم تجارت میکنیم. ولی چه فایده که بجای تنفع بوطن خود ضرر میرسانیم. ما هم معدنهای توانگر داریم ولی نه آنرا میشناسیم، و به دست زده میتوانیم. و اگر دست بزنیم مفقودش میگردانیم. از اینرو بقول اشخاصی که بگویند معدن در ملک شما نیست قانع گردیده تسلی خاطر میکنیم و ای هم وطنان دانش قرین ، ای هم ملتان همدین و آئین : بدانید که اینها نیست مگر از بی علمی ، و بد اخلاقی و بیخبری و كاهلي، و غافلي ما ! ديگران بعلم مال و ثروت پیدا کردند، زیرا علم است که فقیر را توانگر میسازد. بعلم هنر و صنعت آموختند. زیرا هیچ هنر و صنعت بیعلم پیش نمیرود ، ما یا کاهل و سست رفتار قول به میرانیم علم است که ماشینهای زراعت را ایجاد و اختراع کرده پیکان آهنین آنرا بقدر يك كر در خاک فرو میبرد و تا ما با کجریب زمین خود را قابل زراعت سازیم علم ده برابر زمین های ما را قابل زراعت ساخته محصولاتش را ده چند میسازد. بدی اخلاق ما را با علم دشمن ساخته کاهلی و غافلی ما را از سعی و کوشش واداشته، پادشاه ما برای تحصیل و تربية اولادهای ما مکتبها باز میکنند. ما اولادهای خودرا بکره دران داخل میکنیم. توان گران مانها اندوختن زر و دینار را در صندوقها توانگری میدانند هيچ يك جوانمردی پیدا نشد که یکچندی ازان اندوخته کیهای خودشانرا پر کشادن يك باب مکتبی يا تأسيس دادن يك كتبخانه يا فیروزه ساختن يك چند اولاد وطنی صرف نمایند. عجب وطنی غیرت ملی همین است که ما داریم ؟ حاشا ! حب وطن این است که ما وطن خود را از دستبرد دشمنان وطن خود که مترقب فرصتند نگاه داریم. نگاه داشتن آن میسر نمیشود مگر به آلات مدافعه، بعساکر منتظمه، بعلم و هنروری بمال و توانگری کشیدن معدنها از زیر هزاران من سنگها، ساختن ریلها و اور وپلانها بسیار گناه است که ما بگویم : اینچیزها را خدا فرنگها را مخصوص نموده مسلمانان نمی تواند آیا چرا میتواند مگر آنها انسان و ما هم حیوانیم اگر چنین میبود چرا در اول مسلمانان متمدن مانند مشمول بودند. و فرنگها نبودند؛ یکبار تاریخ تمدن اسلام را بنظر غور ملاحظه نمائید به بینید که اسلامها چه بود که نداشتند . عساکر منتظمه را اسلام مالک بود . حق و عدالت و اخلاق حسنه را اسلام مالک بود. عمارت صنعت، زراعت، تجارت، در اسلام بود ، علوم وفنون بدرجه در اسلام شایع بود که هیچ مالی از مال نداشتند ، هر چیزیکه دیگر مال گرفته از اسلام گرفته . پس چرا چنین شد که ما حالا هیچ نداریم و دشمنان دین و وطن ما هر چیزی دارند ؟ آيا اين يك درد جانگاهیست که اسباب حقیقی آنرا صاف صاف گفته نمیتوانیم ! پارسال ( بنام علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ) يك دو رساله ناچیزانه هدية سراج الاخبار افغانیه گفته طبع و نشر نموده بودیم و از بعضی اسباب الحالها بصورت اجمالی بیان کرده بودیم . ولی جهود ! در حالیکه از دوسه عصر به این طرف هر چه که شنیده باشیم همه کی عبارت از القای خوابانیدن ما بوده باشد بيك آواز و دو آواز چنان بیدار خواهیم شد ! ... ای برادران دین و ایمان وای هموطنان با عقل و اذعان ! این است که بعد از يك رمضان پرفیض و احسان يك عيد سعيد نورافشان درخشانی را نائل و سزا وار گردیدیم . با پادشاه مهربان محبوب القلوب خود روزه گرفتیم ، افطار کردیم ، نماز خواندیم ، ختم قرآن عظیم الشان نمودیم ، حالا نماز عید فطر را باين دبدبه و سطوت و شوکت اسلامی ادا میکنیم ، قدر و قیمت این نعمت را بدانیم . چنین شکر و ثنا را بدرگاه ایزدی بسائیم . هم دیگر خود را بسلهای بیغش و باصتها در آغوش کشیم، مصالحه ها و معانقه های همدیگر قوة جاذبه الكتريكي محبت ووداد ، و اتفاق و اتحاد را در دلها و جگرها و حواس خود قایم و دایم نمائیم . اتحاد و اتفاق اقوام و قبائل وعشاير مختلفه ملت نجیبه ما در وقت حاضر از اهم امور ضرور به میباشد. زیرا یک جاده مهمی که در محافظه وطن مقدس از تسلط دشمنان وطن باشد همین است . ما هیچگاه از شر دشمنان شمالی و شرقی خود ایمن نباید باشیم ، و اگر تفرقه و اختلاف در ما باشد دشمنان ما زود برما دست خواهند یافت. پادشاه خودرا وطن خود را، شرافت ملی خود را بدل و جان و ایمان و وجدان دوست نداریم، بادشاه ، وطن، ملت را وجود واحد . بدانیم . بادشاه محکوم و مشروط در اسلامیت دیده نشده، و علی الخصوص به امزجه و طبایع ملل شرقی، هیچ توافق نمیکنند حکومتهای اسلامی که برین کار اقدام کردند هیچ بهبودی ندیدند. آنها را درس عبرت داشته بادشاه ، وطن، ملت را وجود واحد و حاکم مطابق بشناسیم، اصلاح و خوبی و هدایت آنها را از درگاه الهی نیاز کنیم در اخلاق حسنه کوشش ورزیم. از نفاق ، رشوت کارهای ملا یعنی اجتناب کنیم . هم يك وجود گشته به ترقی و صنایع و تجارت"}
{"book": "adl0616", "page": 798, "text": "شماره ٢٤ سال دوم نمره ۳\n\nباحالبدریش خود ساخته ، و یا آنکه برای مساله دین خودازان پوریا بافته . بعضی که خوانده اند هم و این نیست خوانده اند که باش بینیم که چه نقصان و قصوری دران پیدا کنیم با سنگهای ایراد و انتقاد سنگسارش کنیم. بعضی ( هر دلعزیز نیست ) گفته بیکسویش افکنده اند. ولی آنچنان صاحبان عرفان را هم دیده ایم که از میانه اول آن تا بسمار صحیفه آخرین آن به بسیار شوق و رغبت و کمال خواهش و دقت مطالعه کرده اند ، و از هر مقالات آن يك جهان استفاده نموده اند. و از يك نسخه آن تا بميعاد نشر دیگر نسخه ای به انتظار بسیار شدیدی مانده اند . مع ذالك مانه از عدم رغبت کنند گان آن مایوس شده ایم . و نه از هوس راغبان آن خشنود ، بلكه دايما وظیفه را مقدس دانسته دران میدان کمیت خامه را در جولان داشته ایم . و به نیت خالصانه دیندارانه و سعی و کوشش صيانه وطن پرورانه تا بحال بر ایفای وظیفه خود کامیاب آمده ایم. و اینهمه نیست مگر از اثر فيوضات عرفان پرورى ذات الميحضرت بادشاء ترقیخواه دیانت اکتناه معظم ما که این احقر با خاک برابر ازین آرزوی عرفان پروری شاهانه شان استفاده فرصت نموده امتیاز انتشار آن روز نامه وطنی را بدست آوردیم، و دو سال کامل به نشر آن موفق کردیدیم و امید است که بسايه مرا آیه معارف پیرایه همایونی اگر ما بمانیم با نمانیم این روز نامه مبارك تا بسیار سالها در وظيفه خدمت دولت و ملت ووطن پایدار بماند . با نسخه های سال اول خود دو کتاب یکی بنام ( علم و اسلامیت ) و ديگر بنام ( آنچه باید کرد ) هدية للقارئين گفته تقديم النظار أولى الإبصار نموده، ودرباب تأثیرات آن منتظر بودیم که آیا بر طبایع خوانندگان کرام ماچه گونه تأثیری خواهد بخشید ؟ آیا مقبول ، یامنفورش خواهند پنداشت ؟ چون هیچ صدایی و ندایی در اینباب نشنیدیم با خود گفتیم که چون طبایع هموطنان عزيز ما اكثر بشعر و آثار منظوم میل و هوس دارد ، حتى تحصيل ابتدایی نیز از کتابهای شعر و غزل آغاز میکند لاجرم در بنياديك دیوانچه غزلیاتی بنام :\n\n( ادب در فن )\n\nدر عالم مطبوعات وطنیه در پیشگاه انتظار شایقین عوالم ادبيه وقتيه بمعرض عرض رسانیدیم . ( ادب در فن ) ادبیات را با فنيات آمیزش داده يك خليطه غير متزجی از ان بوجود آورده که در کوچه در فن ادب يك جرأت گستاخانه شمرده میشود، ولی بنا بر فحوای ( الجود بالموجود ) خزانه طبع افلاس آمود محمود بجز همین حزنباره ها ذکر موجودی نداشت . لاجرم هر چه بادا باد گفته . و نواقص خطایای آنرا به خطا پوشی نظر ارباب کمال حواله کرده عرض و تقديم نموديم ، ومن الله التوفيق .\n\nو زراعت و عسکری کوشش کنیم، و بهمه اسلحه که دشمنان وطن ما بدست دارند مسلح شویم. این است که با وجودیکه نه واعظ نه خطیب و نه عالم نه ادیب عيد سعيد فطر را وسیله حسنة اتخاذ کرده سرنامه این شماره ( ٢٤) سال دوم خود ما ترا که قدم آخرین دو ساله شدن این روزنامه خدمتكار وطن مقدس ماست بهمینقدر يك موعظه که خواه خوب بدانند باید املاء نمودیم، وجنانجه وظيفة علما وخطبا و وبال ما همین است که ملت را از احکام دین و اخرویه آگاهی دهند و پند و نصیحت کنند همچنان وظيفة قلمیۀ يك روز نامه نكار وطنی نیز همین است که ملت را بر حب وطن بیدار نماید. و منافع و مضرات وطن را تا میتواند بملت نشان بدهد. اگر همه چیز را گفته نتواند همانقدر چیزی که گفته میتواند باید بگوید بعد از ان الله كريم عليه توكلت وهو رب العرش العظيم .\n\nختام سال دوم *\n( سراج الاخبار افغانيه )\n\nروزنامه وطنية ( سراج الاخبار افغانیه ) با این شماره بیست و چارم خویش سال دوم عمر خود را به انجام رسانیده سر از شماره آینده سال سوم قدم مینهد . دو سال کامل شد که قلم عجز رقم شکست کی توأم ( محمود طرزی ) وظیفه خدمت قلمی خود را بسايه عرفان پیرایه ذات معارف صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) بادشاء معظم ترقیخواه عدالت آئین خود بانجامی آرد. و برین ایفای وظیفه خود شکر و ثنای باری عز وجل را ادا مینماید .\n\n( وظیفه ) مقدس است . وظیفه را در اصلاح وطن عزیز ما ( فرض منصبی ) میگویند که به اصل موضوع كله وظیفه چندان مطابقتی ندارد. اگرچه برای کارهای دولتی تعبیر فرض منصبی صحیح است. ولی وظیفه يك شرط و عهدیست که انسان وجداناً آنرا برخود لازم گرفته باشد. وظیفه مقدسة قلم عجز رقم (محمود طرزی ) که دنیا و وجداناً خدمت آگاهی و بیداری ملت نجيبه خود را در باب حب وطن، وحال و احوال زمن بر ذمة عاجزي علامه گرفته است اگر چه بسیار مؤدبانه باشد باز هم تا یک درجه انشاء الله بر ایفای وظیفه خود کامیاب آمده خواهد بود .\nدر طرف این دو سال هر انچه نوشته ایم از قدسیت دین خود وطن خود ، بادشاه خود نوشته ایم هر انچه گفته ایم از ترغیب و تشویق ملت خود بر قایم داشتن دین ، بر تحصیل علم و هنر بر محبت پادشاه و وطن گفته ایم . اگر چه به اینهم دانسته ایم که بجز بعضی خواص هیچ کس بخواندن این روزنامه خادم و مان رغبت هم نموده و اکثر همچنان چیده در گوشه های طاقها فرسوده شده مانده و بی آنکه کسی بران يك نظری بیفکند"}
{"book": "adl0616", "page": 799, "text": "شماره ٢٤\nسال دوم\n\n( مقاله )\n\nدرین آوان سعادت توامان که عصر ترقی حصر اعلیحضرت\nامیر کردون مسير سراج الملة والدين دام ملکه که بسی ویرانها از فیض\nتوجه مرحمتش آباد و بسیار بناهای ظالم به در پنجه معدلاتش برباد\nو پی بنیاد گردیده است و طن امن ما من سعادت مسكن ما ( افغانستان )\nبترقيات مادي و معنوی ورفاهيات کلی و جزوی سر دو چار\nگردیده است و چونکه اهالی وطن عزیز ما هنوز باین مجددات مدنیت\nپرورانه نوع نوع آشنا شده اند ذات شوکت سمات اعلیحضرت\nبادشاهي يحكم محكم الناس على دين ملوكهم بنفس نفیس شاهانه خود\nاجرای عملیات آن نموده رعایای صادق خود را آهسته آهسته\nباین جانب راغب میسازند چنانچه اگر درین ایام بوقت عصر کسی\nطرف دشت قومی باغ رفته نظر اندازد چه خواهد دید؟ دشتی\nکه سالها بجز چشمه مهر روشنی چهر سرایی هم بچشم ندیده بود.\nامروز از آبیاری عدالت اعلیحضرت آفتاب جناب سیراب کشته\nکردی از غبار اندوه و ملال بر خاطرش نمانده است.\nممکن عالم عالم فرحت - مأمن جهان جهان رفاهيت بدو طرف\nدشت و متصل سرد است جوکهای چهار نفری برای اهالی وطن\nمقدس نصب گردیده و طرف دیگر هوتل رفاهيت منزل و يك خيمه\nعالی پایه برای ذات مقدس صفات شاهنشاهی برپا کردیده است.\nپیش روی این دو جای با صفای برای بازی تیاس ساخته شده است بعضی\nمشغول بازی نینس و برخی مصروف بازی گالف که در ان خود\nاعلیحضرت جهانیان کامکار نیز چوکان مدنیت بدست گرفته گوی از\nحریف بردن اصل سلسله کارشان است ؟\nاکريك خود غرض هرزه درانی زبان طعنه کشاده این اوضاع\nانسانیت پرور اند را تعبیرها دهد از عقل دور می نماید زیرا که این\nاوضاع اعلیحضرت بادشاء محبوب القلوب ما از اعتماد کامل بررعایای\nصادقه خودشان میباشد که الهی یوماً فیوم در تزاید باد برب العباد\nواكر بغاوت ها را ازین باعث می پندارند دلالت بر خفت عقل\nاو می کند زیرا آب در عهد امیر کردون مهد حضرت ضیا الملكه والدین\nهیچ بغاوت سر نزده بود آیا هیچ فسادی پریانشده بود ؟\nبسیار ! .. - پس چه جای یاوه کوئی ......\nاعلی حضرت قلب مربت امیر بنظير حضرت سراج الملت والدين\nآنچنان پادشاه دیانت آگاه اند که بجای نشتر تمر هم معالجه می نمایند\nچنانچه بغاوت مشکل که اکنون الحمد لله هیچ بی اطمینان در آنجا\nمعلوم نمی شود شاهد قول ماشده میتواند\nپس بسخن یاوه گویان خود غرض کوش نگرفته دمای عمر\nو های این خدیو کامکار و خسرو نامدار که ذات سامیش موجب\nترقى وتعالى دوات عليه افغانستان است از صمیم دل نمائیم\n\nتو خیر اندیش خلقی پس دعای تو چنین باید.\nالهی هر چه بهر خلق اندیشی همان بانی\nاز محروین اداره ( عبدالهادی)\n\nاعتذار\nچون کاغذی که سراج الاخبار افغانیه بران چاپ\nمبتد تمام کردند. و برین کاغذ موجوده تصاويريكه\nشود هیچ یك رونقی نمیگیرد لهذا نا موجود شدن\nکاغذ این شماره و شماره گذشته ما بدون تصویر چاپ\nگردید .\n\nجواد خارجية\n\nاجمل السيكا\nحق به حقدار رسید، در چشم بر حق تجاوز کنندگان خاك\nکوری کنید . یعنی ( ادرنه ) بنام دیگر ( ایدر یا نویل ) از طرف\nصاحب ومالك حقيقي آن فتح و استر داد گردید . ( سراج الاخبار\nافغانیه ) نیز با عموم برادران اسلامی خود همزبان و هم آواز شد.\nبرادران عثمانی خود را از صمیم دل تبريك ميگويد .\nبا غارها قم بدکرداریهایی که کاشته بودند در ویدند . هر فلاکت\nو بلاهایی که بر مسلمانان آورده بودند به اشتعترین آن گرفتار\nآمدند. برای خرابی دولت علیه عثمانيه يونان وصرب وقره\nطاغ را بازی داده و باغهای زرد و رخ به آنها نشانداده مادر\nو خیانت با خود متفق و بجنایتهای خونریزی و سفا کی با خود شريك\nنمود .\nجنايت يك شجره خینه ایست که هیچگاه مانند اتفاق يك\nتمرة حسنة لذيذه را باز نمیدهد . نتيجه اتفاق بر جنايت ، لابد\nبه شقاق و نطاق پردهشتی منجر میشود. دزدانی که بردزدی .\nرهزنانی که پرهزنی ، قاتلانی که بر قتل انسانی در اول با هم متفق\nمیشوند علی الاکثر در آخر کار اتفاق شان به نفاق و انشقاق تبديل\nیافته است. این بود که این جنایت کاران نیز بعد از قتلها و ر هزنیهایی\nکه در سرقت ممالک عثمانی بکار بردند در وقت تقسیم با هم راست نیامده\nبر روی همدیگر تیغ کشیدند، زیرا مالی که بدست آورده بودند\nخیلی گرانبها و قیمتدار بود . محرك يكانه جنایت یعنی بلغار را\nحرص و طمع بهیچ صورت نمیگذاشت که برخوردن دیگران قابل\nکرده. آنها نیز برین قایل نمیشدند که بعد ازین همه جانکنها\nآن لقمه نرم و شیرین را تنها برای او واگذارند . رومانیا که\nاز آغاز جنگ مترقب فرصت لقمه زبان بود این اختلاف راعين\nمدعا دانسته از کمینگاه دفعه برجست . و يك نيرنکی بکار برد که\nاز هر جهت برای خودش نافع وسود مند بود .\nبلغار اگر ترقی و وسعت باید بسبب هم حدودی مضرتهای بیشمار\nبرای رومانیا بوجود می آورد، از انر و اندیشید که این فرصت"}
{"book": "adl0616", "page": 800, "text": "سال دوم شماره ٢٤\n\nاختلاف متفقین را از دست نباید داد. در بساط این طریخ بازی شاه بلغار را در چار خانه یافت. دواسپهٔ یونان، دورخهٔ صرب بیدن رای ما پشنگروه را به آن متوجه یافت. فرزین عثمانی که ذاتاً شاه بلغاری را قبل بند داشت شه جل رومانی را تسهیلات اغلائی بخشیده هماندم بحرکت آغاز نهاد، و بيك راندن پیاده و يك كشت دو اسپه چنانش مات نمود که از حیات در او باقی نماند. به این حرکت دل متفقین او را نیز بدست آورد. عثمانی را نیز ممنون معاونت خود ساخت. در عین زمان ممالک مهمه و اراضی زیادی نیز بدست آورد. و اصل مقصد و مدعا که بزرگ نشدن بلغاریاست حصولپذیر آمد که قاعدهٔ از فرصت استفاده را رومانیا به بسیار مهارت و حسن صورت درین بازیگاه بر مینای اداره توانسته است.\n( سراج الاخبار افغانیه )\n\nمجلس العقاد صلح نیز در ( بکرش ) بنام دیگر (بخارست) پایتخت دولت رومانیا منعقد گردید. و یکصورت تدویر چرخ مذاکرات سیاسیه بعمل آمد که تا بحال هيچيك اتفاق مهم و معلومداری در ان دیده نشد. اگرچه بلغار و واویلای بسیار در باب خالی کردن عثمانی ادرنه را بر تمام عالم نصرانیت برپا نمود ولی تا بحال هنوز کسی بر ان اویلاها گوش نهاده است. دول معظم هر چه که گفته اند مهم و غیر معین گفته اند. ذاتاً اگر دول معظمه درینباب فعلاً اشتراك قطعی نمایند بر پاشدن يك هنگامهٔ بزرگی در ان منصور است که نتایج و خیمه خواهد بخشید. و الحاصل در وقت حاضر چیزیکه موجب فرحت و مسرت مسلمانانست همانا تسخیر و استرداد ادرنه است که دولت علیهٔ عثمانیه به سرعت و مهارت تمامی آنرا پس بجنگ آورده است و ولیمه در سلطنت حضرت یوسف عز الدین افندی، و پسر بزرگ اعلیحضرت سلطان المعظم شهزاده ضیاء الدین افندی در انجا عزیمت نموده در جامع بزرگ سلیمیه که از عصرها به اینطرف ببانك آذان محمدی (صل) ملیونها نمازها در آن خوانده شده بود و موقتاً صدای ناقوس در ان نواخته شده بود، سردوباره بايك جماعت عظیمه اسلامیه نماز خوانده شد. اللهم انصر من نصر دین و اخذل من خذل المسلمین آمین\n\n( پابندی شریعت اعلیحضرت امیر صاحب افغانستان )\nهمعصر معزز و محترم ما اخبار ( المشیر ) بعنوان فوق چنین مینویسد:\nدر تمام هندوستان بالعموم و در اکثر اضلاع صوبهٔ ما بالخصوص این رسم قبیح و این طرز شنیع رایج و جاری است که در موقع مناکحت مقدار و مبلغ مهر چنان بسیار متعین میشود که در وقت ادای آن نه صرف عریس کی بلکه اگر ورثای فریقین هم متفق شوند تکمیل آنرا کرده نمی توانند مثلا اگر اوقات مشاهده می شود که شخصی که ماها نه بیست روپیه نفع داشته باشد در وقت نکاح مبلغ مهر پنجاه هزار لک و یکنیم لک روپیه مقرر می شود و مردمانیکه هنوز خودها را قدری مهذب و اصلاح یافته می پندارند با وجود تقریر بیست یا بیست و پنج هزار روپیه به مبلغ مهر احسان عظیم و منت کثیر بر فریق عریس میگذارند - ولی محترم هم قلم سراج الاخبار افغانیه تفصیلی را که در باب مناکحت همشیره محترمهٔ اعلیحضرت امیرالمعظم با مدیرهٔ اعلیحضرت امیر دوست محمد خان مغفور جناب سردار محمد یونس خان شایع نموده از ان متیقن می گردد که اعلیحضرت امیر صاحب مقدار مهر را صرف مبلغ بیست و یکروپیهٔ کابل مقرر فرموده اند. آیا در چنین فریقین جلیل القدر بمبلغ حقیر بیست و یکروپیهٔ کابل کدام درجه شمار و امتیاز را مالک میشود؟ و از قرار مقدار و درجهٔ مهر رسم هندوستان شایان و سزاوار شان این چنین زوج و زوجهٔ جلیل القدر لازم بود که مقدار مهر مبلغ بیست و يك ارب روپیه و جواهرات و املاک بیشمار مقرر میشد مگر اظهار شان امارت با مهر واسطه و رابطهٔ ندارد و ازین سبب درین موقع صرف بر مهر شرعی اکتفا ورزیده شد - ای کاش مسلمانان بخیر از شریعت که در هندوستان میباشند از پابندی شریعت اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیرالمعظم پند گیرند و رسم بد زیادتی مهر که رواج یافته آنرا ترک نموده از قرار مهر شرعی مقدار و مبلغ آنرا مقرر نماید فقط.\n( از محررین اداره محمد عبد الرحمن مترجم )\nاین بیانات رفیق قلم معزز و محترم ما ( المشیر ) بسیار صحیح و با صوابست پیش ازین در وطن عزیز خود ما نیز همان عادات بد و ناروای افزونی مهر نکاح همچنین افراط طلبی های غیر شرعی مربوط بود ولی ذات اعلیحضرت پادشاه معظم مقدس مالك قانون نامهٔ بسیار متینی در پنجاب وضع نموده مهر ها را بيك درجهٔ معین و مقرری تحدید فرمودند که در این وقت حاضر هیچکسی از همان حد معین در مهر تجاوز کرده نمیتواند. انشاءالله در شمارهٔ آینده خود مفصلا ازین مسئله بحث و بیان خواهیم راند.\n\n( عیناً مکتوب از پشاور )\nواقعه کانپور\nپشاور ١٥ رمضان سنه ١٣٣١\nجناب محترم والاشان من امید است که آنصاحب از واقعهٔ جانگاه و انهدام مسجد محلی بازار کانپور و قدا کشتن چندی فدائیان اسلام بذریعهٔ اخبارات واقف خواهند بود - چنانچه در این باب در هر قریه و هرده و هر شهر هندوستان آبادی اسلامی است اظهار نفرت و ناراضی می نمایند و جانجا بتائید و همدردی شهدای کانپور جلسها منعقد می شوند و بندی و پس ماندگان شهدا و مجروحین و خرج مقدمه جانجا مردم مسلمان چنده میکنند و برای مدد شان میفرستند و بر گورنمنت هندی و ایسرای بذریعهٔ"}
{"book": "adl0616", "page": 801, "text": "٧ شماره ٢٤ سال دوم صفحه ٦\n\nتار برای توجه نمودن بطرف این معامله عرض میکنند . همچنین در پشاور از یک جلهٔ عظیمی همدرین باب بیوم جمعهٔ گذشته منعقد گشته که رویداد آن بنابر اطلاع آن مکرم و مسلمانان آنولا معروض می نمایم یوم جمعه گذشته ۱۲ شهر رمضان المبارک سنه ۱۳۳۱ بعد از اختتام و ادای نماز جمعه در مسجد کنجه علیخان یک جلهٔ عظیمی بتائید و همدردی شهدا و مجروحین واسیران کانپور و بنابر اظهار نفرت و ناراضی و بدسلوکی و کوتاه اندازی کورمنت صوبه جات منعقده شد — درین جله تعداد مسلمانان تقریباً پنج شش هزار بود بعد از تقریرهای متعدد پرجوش که مبنی بر اظهار همدردی همرای مسلمانان و شهدا و مجروحین واسیران کانپور و نفرین برحکام آنولا بود این تجویز قرار یافت که از طرف مسلمانان صوبه سرحدی بخدمت وایسرای هند یک عرضه داشت نموده شود که جمله مسلمانان هند عموماً و مسلمانان صوبهٔ جاری خصوصاً بواقعهٔ هائلهٔ کانپور و بغلط کاری و بیوقوفی و بی انسانی و نظام و تجبر کورمنت موجبات مشوره سخت اظهار تاسف و نا راضی می نماید و عرض میکنند که این همه فساد و خونریزی و بیحرمتی مسلمانان نتیجهٔ غلط کاری و کوتاه اندیشی حکام زیر دست می باشد — مسلمانان سرحد صوبه به بسیار ادب جناب وایسرای ممدوح را به این طرف توجه میدهند که درین باب عدل و انصاف را منتظر اند . تا ظلم و زیادتی که حکام کانپور بهمراه مسلمانان بعمل آورده اند تلافی آنرا نمایند و امیر اینکه بیگناه درین وقت مبتلا شده اند رها نموده شوند و مجروحین و پس مانده گان شهدا را دلجوئی شان کرده شود و حکام زیر دست از انشأت گوریلا کرفت تاینتریت یا ازین صوبه تبدیل شوند و یا موقوف . فقط بعد از ختم تار این فقره اضافه نموده شد که اگر کورمنت هند باین عرض ما گوش نگذاشت باعث ناراضی سخت و دلکن مسلمانان دره در حد و الدین افتاده نام خداور بود و ایشان لاجرم براه راست کورمنت برطانیه بلندن برای چاره جوئی عرضداشت خواهد کرد . بعد از اختتام کار روان جلسه برای پس ماندگان شهدا و مجروحین و برای خرج ماده چنده نموده شد چون مردم از فرط جوش و غم و غصه از هم رفته بودند اگری که چیزی نداشتند جامه های خود را بطریق چنده تقویس نموده و در ان واحد مبلغ کثیری جنده جمع شد لیکن این فقره بسیار بافسوس تحریر میشود که درین باب مردمان دون رتبه و بزرگان را هیچ دخلی نیست و گاهی در چنین مجالس و مجمع از ترس وقوفی مناسب خود و بنا بر چاپلوسی و خیر خواهی سرکار حاضر میشوند البته ایشان در چنین جلسه ها حاضر می آیند که باعث خیر خواهی سرکار و بدخواهی و خواری قوم باشد زیرا که ایشان آرا باعث ترقی مناسب خود می دانند افسوس است بمالک بدی چنین بیدین کنندم نمای قوم فروش که بعوض دنیا عقبی را فروشند و در اوقات تنك بخدمت قوم معروف نمیشوند\n\nدرین جله تابه ای که نظر کار میکرد همه مردم تجار و پیشه ور و غربا بودند یکی مقبول و اهل منصب بنظر می آمد افسوس است که خود را از خو شاهد و نور چنین افراد قوم فروش دنیاوی اسلام را میفروشنده رمان دهند و برای خود چنان افراد قوم پیدا کنند که باعث ترقی دین و همدردی و وابستهٔ ملک و ناموس شان باشند فقط والسلام .\n\n***\n\nسراج الاخبار الافغانیه\nانشا\n\nاز زمانها است که این فکر و اعتماد در ممالک عزیز ما زبانزد و معتمد شده آمده است که قانون دولت انگلتر نسبت بقانون دولت روس عادلانه تر و مفیدتر است و چون پرسیده شود که چرا میگویند که قانون دولت انکار در امورات دینیّه و احترام جوامع اسلام و معابد غیر دین شان خیلی مساعده کارانه و ملایمانه و دور از تعصب رفتار می نماید و دولت روس درین باب بشدت و درشتی و تعصب زیادی حرکت میکند — بسیار های افسوس است که درین اوقات قضیه را بالعکس مشاهده میکنیم . یکبار میشنویم که مسلمانان ممالک روس اتفاق کرده و بالاتفاق جمع نموده در پترسپورگ که پایتخت دولت روس است یک مسجد بنا نمودند . دولت روس به آنها اجازه حتی مساعده هم نمود . باز می شنویم که در فلان شهر روس دولت روس برای مسلمانها مکتب باز کرد . درین روزها شنیدیم که مسلمانان شهر (کوستنجه) که در زیر ادارهٔ حکومت رومانیا میباشد یک جامعی در انجا بنا نمودند خود پادشاه رومانیا با ملکه و بسیاری از اعیان برای رسم افتتاح آن حاضر شده به احتفالات تمام رسم افتتاحیه را اجرا نمودند هزار افسوس که دولت انکار در باب مسجد کانپور بر خلاف مسلکی که پیش نهاد خود داشت حرکت نمود . و تمام مسلمانان را به انحرک ناهنجار خود واداشته و مأیوس نمود . ولی هیچ شبه نیست که این معامله از سوء ادارهٔ حاکم ورئیس بلدیهٔ آنجا بوقوع آمده باشد . زیرا به اینچنین یک خطای سیاسی که برای یک پیچ و تاب سرك ملیونها نفوس رعیت خود را از خود متنفر کردن خلاف عقل دیده میشود . ای هموطنان عزیز از ینگونه مثالها عبرت گیرید . هر موی بدن خود را زبان ساخته شکر آزادی وطن خود را ادا نمایید . به بینید که اسارت چه نتیجه ها باز میدهد .\n\n( ترجمه اخبارات انگریزی که از طرف )\n( ترجمان بیت العلوم باداره رسیده )\nانتشار افواج بلغاریه خلاف توقع دلیل این امر میباشد که آن بر دول یورپ اعتماد کلی دارد که آنها ترکان را برای خودت از خط اینوس و میدیا لاین مجبور خواهند کرد ."}
{"book": "adl0616", "page": 802, "text": "سال دوم شماره ٢٤\n\n( سراج الاخبار افغانيه )\nسبب بوقوع آمده است که اقوام وزیرستان در این ایام لفات طرق جدید و کثرت دارند فقط\n\nسراج الاخبار افغانيه\nتنه انگیزان از ینگونه خود کشیها سود میبرند . بازی خورده کان غافل و جاهل پی نمیبرند که بر انگیزنده شده کیست و برای چیست و به این خوش که ما بهادری کردیم ، لعنت بر این وجهالت باطل میباید\n\nحالات مسقط\nاز مسقط حالات جدید ترسیده است و نمیدانم که سلطان در فرو کردن بغاوت عمان تا یکدام حد کامیابی حاصل کرده است سرکار هند بسبب معاونت مستحق تشکر خاص سلطان مسقط میباشد چرا که او از سبب مدد و معاونت سرکار هند در باب دار السلطنه و شهرهای ساحل خود حالا چندان متفکر نمیباشد يك لنگر جهاز انگریزی در بندر کصب و دیگران در بندر گاه مسقط لنگر انداز میباشند و دو صد و پنجاه نفر از قبیله بنی عمر ۱۲۵ جهة طرف مغرب مسقط رفته بر مدخل دره خود را مستحکم کرده اند باین طریق راه آمد بامیان و ارزاق مسقط و مطره کاملاً مسدود گشته است - موجودگی جهازات و فوج انگرزی دار السلطنه سلطان و شهر ساحل را بالکل محفوظ ساخته است - اکنون افواج سلطان برای مدافعت یاغیان در هر مقام رفته میتوانند - سرکار انگریزی برای معاونت او باین سبب مجبور شده است که سلطان در مسدودی تجارت اسلحه حسب الخواهش سرکار انگریزی سعی بلیغ نموده بود .\n\nسراج الاخبار الثانیه\nبلی اینهمه در و شور و قال ولما برای این بود که اسلحه از اطراف به اشرارها نگذرد ، ولی ناقل ازینکه غیر از راه مسقط دیگر راهها هم هست .....\n\nمعاهده بخارست\nعزل و نصب دول\nاخبارات فرانس امید واثق دارند که این مصالحه قطعی خواهد بود و پادشاهی دارند که وی بخاطر دعاوی بلغاریه بر کولا چندان مصر نخواهد ماند چرا که کولا زاده به تصرف روم تعلق دارد نه بهمراه بلغاریه - این امر قابل ذکر است چنانکه اخبارات ایتالیا امید دارند که معاهده بخارست بدون مداخلت دول یورپ بهمین طور که فیصله شده است بحال خود قائم خواهد ماند (خبر اصابه صلحنامه در ستنجی و بالکرن کمال طمانیت) و خورسندی وصول کرده شده است - قیصر جرمنی به ولیعهد یونان عمده بهادری اعلی عنایت کرده است چونکه این امر بوضاحت ظاهر شده است که بر معاهده بخارست نظر ثانی نکرده خواهد شد بنا برین اخبارات مو\n\nصفحه ۷\n\n( سراج الاخبار افغانيه )\nبکدام حق و انصاف مجبور خواهند کرد ؟ آیا در وقت تجاوز بلغاریه بر خاك عثمانی چرا کسی او را برجعت از این ناحق مجبور ننمود .\n\nاخبار لودوبدا میگوید که فرانس پیروی توهمات و خیال و مساعده روس و فرانس را با کمال میکنند .\n\nضرور یست که بر شرایط معاهده مذکور نظر ثانی کرده شود .\n\nاخبار وقیع روسی میگوید که فرانس در باب حکمت عملی مجبور دوم پیروی خیالات داخلی و وهمی را نموده ما را تنها گذاشته است فقط\n\nاظهار مسرت و شادمانی یونان\nشاه کواستنتائین موسیو وینز بلوس را تنها بهادری اعلی عنا کرده است و حکم داده است که به افتخار خوشی بر خانه صاحبنامه در جمیع قلاعه جات یونان بکنند و يك فير توپ کرده شود جوش و خروش و اظهار مسرت و شادمانی در این شهر از حد و اندازه ندارد .\n\nایضاً شاه کواستنتائین حکم داده است که جمیع قلمرو حیات یکطرف از دره دانیال الی سالونیکا و طرف ثانی از جنینا الی بحر اوقیانوس ۱۰۱ بار فیر توپ بکنند .\n\nاخبارات یونان از اظهارات صادقانه و دوستانه معلوم میباشد و شاه کواستنتائین را فاتح عظیم الشان میگویند - استقبال او وقتیکه او در دارالسلطنت واپس خواهد آمد بجوش و خروش و سر گرمی تمام کرده خواهد شد .\n\nکوائف ــ حد\nاز وزیرستان ربورت عجیب و غریب جنك بين الاقوامی سرحد در حال رسیده ربورت مذکور بیان میکند که بتاریخ ۳ ماه اگست محمود سینگاه و توری خیل برای تصفیۀ تنازعات با همی انعقاد يك جرگه نمودند و قتیکه نفری قوم محمود در قرب آباد توری خیل رسیدند اشخاص محارب موخر الذکر برای حفاظت قریه جات خود روانه شدند چرا که اندیشه پیدا شده بود که قوم محمود بر قریه جات آنها حمله خواهند کرد ــ چنانچه آنها گلوله بازی را شروع کردند و جنگ کل شب الی صبح جاری ماند ــ برای امداد توری خیل میره خیل و مدد خیل از قریه جات قرب و جوار رسیدند چرا که آنها نیز بهمراه محمود سینگاه دشمنی و عداوت داشتند اگرچه اندازه تلفات تا حال معلوم نمی باشد مگر تقریباً ۲۶ نفر کشته و چند نفر زخمی شده اند ــ این نقصان عظیم غالباً باین"}
{"book": "adl0616", "page": 803, "text": "سال دوم\nشماره ٢٤\n\nاز حد مایوسی و نا امیدی ظاهر میکنند. اخبارات مذکور خصوصاً پرتو افکن دارد تا ابناء وطن عزیز ماذا فرداً فرداً\nمیگویند که معاهده موجوده باعث بدامنی دائمی خواهد بود حس نوعیت حاصل و دولت ارتقای ابدی و اصل گردد چه عمده\nو عنقریب در علاقه مقدونیه جویهای خون جاری خواهد شد. مطالب وزيده مقاصد مان درین زمان که تمامی افراد در اطراف\nواكتاف عالم از آوازه حسیات بهوش آمده در مواد ترقی و اعلاء\nكلمة واحده اتفاق انی و گوشانند و هر قومی تا اندازه در اکتساب\nکمالات بی بجائی برده پس ما راست که در سایه چنین باد شاهی\nکه امروزه وجود مقدست از برای ما بمنزله آیه رحمت وذات\nرافت سمالش بمرتبه لوای رفعت دین و مات است نفسی از کتب\nفضائل علويه معنويه و حصول شرف ظاهریه و باطنیه غافل نبوده ای\nطلب از راه جلب منافع باز نگیریم باشد که بعدد مساعی طالبانه\nفرصت فخر بر افران حاصل داشته بر استقبال خود بنازیم و در میدان\nمباهات چار اسبه بتازیم – خلص عمریست که آرزو داشتم که\nسواد دیده و مدرسیده را به مطالعه جریده که زاده طبع ابناء وطن\nعزیز باشد منور سازم فرد الله الحمد هر آنچیز که خاطر میخو است\nآخر آمد زيس برده تقدير بديد الحمد لله ثم الحمد لله كه بتوجه ذات\nاقدس ما و کانه پدر تاجدار ملت افغانیه اعلی حضرت ظل الله في الأرضين\nسراج الملك والملة والدين روحنا وارواح امثالنا الفداء شاهد\nمقصدر و نما كريده موجب فرحت و انبساط خاطر این بنده عقيدت\nکیش شد و زیاده امریکه موجب فرحت فوق العاده کردیده آنست\nکه ابراز همیچه فضیاتی که ابناء نوع مار ایدان فخر باید کرد از نتیجه\nطبع و قاد یکی از سلاله و دو دمان کمال است که در حسن فطرت و صفای\nطينت وجودت طبع أباً عن جد سرا آمد ارباب فضل و کمال بوده\nو هستند زیاده چه نویسم مجز دعای بقای وجود اهل کمال اکراین\nهیچندان قابل آن نیست که هفواتش قابل درج جراید کمالیه باشد.\nاما با این بی بضاعتی از توجه آن نور حدقة خاندان كمال وكل حديقة\nپوستان شرف و جلال متوقع میتونداشد – ریاضی ضمیرت از آبیاری\nلطف خدای خبیر شاداب باد . احقر العبد\nامنا\n( ميرحسين موسوی)\n\nخير من بعد\n\nرومانيا\n\nروملينا بدون ضائع شدن يك نفر خلاف توقع و خواهش در علاقه جات خود توسیع نموده است – آن در این وقت دولت غالب در اتحاد بان بالقان شمرده میشود – از تبادله تلگراف ما بين قيصر جرمنی و شاه رو مانیا چنان ظاهر میشود که رومانیا از اول إلى آخره بموجب هذا بات قيصر جرمنی عمل درامد کرده است.\n\nفرار\n\nیونانی و مسلمان باشند کان علاقه بات که به بلغاریه تسلیم کرده شده است کلیسه ها و مساجد و عمارات را در داده بطرف علاقه جات یونانی قرار شده اند –\n\nترکی و ایدر یا نوبل\n\nجواب به دول\n\nترکی بجواب عرضداشت دول یورپ میگوید که آن حتی الوسع سی کرده بود که به شرایط معاهده لندن کاربند بماند مكرجور وستم بلغاریه آن را برای این کار روائی جابرانه مجبور کرده است چرا که حفاظت مسلمانان باقی مانده ضروری خیال کرده شده بود نیز ترکی میگوید که آن خود را باز در تصرف آوردن آن علاقه جات که برای حفاظت دار السلطنه ترکی از حد ضروری خیال کرده میشد محدود مانده است. در جواب آن در باب اندريا نويل هیچ مذکور نشده است. از ذرائع مختلف معلوم شده است که ترکی برای تکه کردن اندر بانویل در قبضه خود عزم بالجزم نموده است ترکی افواج كثير التعداد در آنجا تکه کرده است مگر بلغاریه برای انتشار افواج خود راضی شده است فقط\n\nسومالي لبند واقع افريقه\n\nچونکه یک دسته فوج انگریزی مقیم سومالی لیند را مجاهدین درویش کاملا تاتيغ نموده اند بناء عليه سه صد نفر از عدن الطرف پر برا روانه کردیده است –\n\nمقالات فقیه\n\n( من زه نولوژی یعنی طبقات الارض )\n\n( ما بعد از شماره ( ٢٢ ) )\n\nعيناً مكتوب\n\nمحمود را عاقبت محمود باد حق جل و على امثال ترا در مملکت هر یزمان روز افزون داشته ظل خلیل پر حجم دولت متبوعه و سایه همایون پایه اعلی حضرت قدر قدرت پادشاه دل آگاه معارف پرور مارا بر مفارق عموم مسلمين عموماً وبرطالبان شرف اعتلای ملت ونوع\n\nو این نیز از قوه مخربه آیست که بعضی قریه ها و ناحیه ها یکه برساحل بحر واقع شده باشد گاهی میشود که آب بحر بمروز ایام از بر آنها کاویده کاویده و دفعه غرق نموده است و مانند این پسی صنعت و معرفتهای دیگر نیز ازین مغرب جا یکدست بعمل آمده و میآید. و بعضی اسباب دیگر که از معاونت این سه قوت نشأت میکند."}
{"book": "adl0616", "page": 804, "text": "شماره ٢٤\nسال دوم\nصحیفه ۹\n\nچون این سه قوت با هم دست اتفاق رايك كنند و يك باديگر معاونت نمایند بعضی اسباب مخربه دیگر تولد میکنند که انها نیز در خصوص تبدلات عالم خیلی خدمتها میکنند ..\n\nمثلا در يك كولاب بسیار عمیق و بزرگی بمرور ایام بواسطه همت حرارت بنی علفها ، و كارته ها ، نی ها، و نباتات سائره پیدا میشود. ورفته رفته نیها و کارته ها کثرت پیدا کرده تالاب را به یک هزاری تحویل میدهد، و جناب صنعتگر باد نیز بمرور ایام لحظه بلحظه خاك و غباری زیادی بر سر آن ریخته میرود . تا اینکه آنمحل را بصورت زمینی بسیار سختی تبدیل میکند. و قرناً بعد قرن برین زمین قریه ها و قصبه ها تشکیل مییابد. پس اگر عمق آب آن تالاب بسیار بود در زیر آن قریه ها و قضیه ها آب موجود مانده بعد از مرور زمان بيك زلزله و يا يك حوادث سائرة ديگر این زمین بك تبدل دیگر بوقوع میآورد. و قصبه های بسیار بزرگی را همه موجوداتش غرق و ناپدید میگرداند. واگر آب كول كمتر باشد درختها ونباتات آنسرزمین آب کول را کشیده و جذب نموده از آب و تالاب هيچ يك اثرى هم نمیگذارد .\n\nو بسیار میشود که بالعکس امثله تبدلات ظهور مینماید یعنی به يك زمين است خاک و ریگزاری را بمرور ایام رفته رفته بقدر يك كولاب بسیار بزرگی عمق میدهد، و بعد از مدتی آب باران و یا آب شهری در ان جا فراهم آمده در حالتیکه صحرا بود کو لاب میشود .\n\nو این نیز از صنعتهای آلات سه گانه است که در بعضی جاها که آب از خاك مدهنی شله و دره ها فرو میآید پارچه های بسیار جسیم جمیعی از خاك تشکیل میدهد که آن پارچه ها را حرارت در یکمدت مدیدی خشك و غبار ساخته بدست معین بی همت خود یعنی باد تودیع میکنند. و باد نیز آنرا برداشته بطرفهای دیگر پشته و تپه ها و دامنه ها بظهور میآورد .\n\nاینست اسباب و آلات غیر محسوسه تبدلات كرة ارض اما اسباب محسوسه ومدهشه که دفعه ظهور میکند و جهانرا بيك لحظه از يك حال بحال ديگر تغییر وتبديل ميدهد عبارت از صدمات دهشتناك عظیمه ) و ولقانیه ) میباشد که این صدمات در خصوص تبدلات سطح کره ارض از همه زیاده تر خدمت میکنند . و چون مبحث صدمات و ولقائیه از مباحث عظیمه فن ژئولوژی است در اینجا تحت اساسی محتاج شرح وابسط زیادیست لاجرم در اینجا بصورت بسیار مختصری از ان بحث میرانیم و انشاء الله در خصوص صدمات وولقانیه در اجزای آینده معلومات کافی بیان خواهد شد .\n\n( صدمات وولقانيه )\n\nو چنانکه بر ارباب ( ژئولوژی ) مخفی و پوشیده نیست که در طبقات داخلی و مرکزی کره ارض بی معادن ، و مواد مشتعله\n\nمحترقه ، و گازات و ابخره ناریه موجود اند که این مواد مذکوره در جوف طبقات داخلی کره ارض دائما بجوش و خروش اند .\n\nو بخار اینکه خواه ازین مواد مشتعل بظهور میآید، و یا آنکه از آبهای داخلی کره ارض که قوت آتش مرکز به بجوش میایند حاصل میشود. والحاصل بهرصورتیکه باشد باشد این ابخره مذکوره در انجا به تحت تضییق و فشار بی قوتی در آمده مطلقاً به جستجوی جای فراری مجبور میگردند، و از برای اندفاع و برون برآمدن روی زمین را بجنبش و حرکت در آورده زلزله های شدید و وخیم بی مدهشی را سبب میگردند. و گاهی شواهق بعضی کوه ها را از هم شكافته و مواد مذاب شده و ولقائیه که آنرا ( لاو ) میگویند از انجا خروج و باطراف و جوانب جبل جریان یافته ، و پس از انجماد سر از نو در اطراف و اکناف تبه های جسیم ( گرانید ) تشکیل میدهد و شراره های دوزخ مانند آن بذلك سر کشیده و خاكستر را باد به اطراف و اکناف برده قصبه های جسیمه را در زیر آن غرق مینماید و اگر شهر وقصبه در جوار آن باشد دران واحد از تخم و بذر رویش چه می کنند .\n\nو بزرگترین صدمات و ولقانیه است که کاهی در زیر طبقات بعضی جزیره های بحر مواد مشتعله ناریه تراكم نموده و دفعه از هم کفیده جزیره را جمیع شهر و قصبات و موجوداتش غرق و ناپدید میگرداند. و بعضا دیده میشود که بنا بر اسباب صدمات و ولقانیه سر از نو جزوه های دیگر از میان بحر ظهور مینماید. والحاصل صدمات وولفانيه در خصوص تغیرات و تبدلات کره ارض آنقدر مثالهای مخوف مدهشی نشان میدهد که انسانرا در گرداب حیرت القا میکند .\n\nپس ما حالا در اینجا از بعضی تبدلات و تغیرات مهمه که از معایب تواریخ بنظر در آمده بسط و تمهید میدهیم . که اغلب انها نیز جزیره های نو ظهور بحر است :\n\nجزائر نوظهور\n\nصورت بزرکترین و کیفیت مهمترین تبدلات عالم در جزیرها اینست که مجدداً از قعر بحر بظهور آمده است . ازین رقم جزایر در وهله اولی که بنظر میخورد همانا جزیرهای (سیوارد ) است . جزیرهای سیوارد، عبارت از ده پانزده قطعه جزیرهای كوچك و زنگی است که در میان ) بحر سفید ) وقريب قسم بحر یونان كائن و موجود میباشند .\n\nدر جزيرها چون انسان بسوی خاك وسنك وهيئت سائره آن با نظر دقت ملاحظه کنند چنان می پندارد که گویا حالا آب اینمحل جذب شده بحالت خشکها تبدل نموده است. حتی برخی قایل خیال جزیرهای مذکوره نیز از پوست های حیوانات بحری مانند کودی و صدف ، وغير ذالك نیز دیده میشود . وسنكها ومواد ارضية آن نیز از ریکهای زیر بحر تشکیل یافته است .\n\nپس هر يك ازين چیزها دليل واضح و برهان قاطع است بر اینکه"}
{"book": "adl0616", "page": 805, "text": "۱۰ سال دوم ۲۱\n\nالفحلات قبل ازین در زیر بحر بوده باشند. جزیرهای (رودوس) و (استانکوی) و (قالتمیوس) از جزیرهای بزرگترین این جزایر نوبرآمده میباشد.\n\nلیکن مع هذا ما این جزیرها را هنوز بر اثبات مدعای خویش دلیل اتخاذ نمیکنیم. بلکه دیگر جزایر يستكه انرا جزائر (سانتورین) میگویند که چند عصر مقدم از قعر بحر بيك صدمه وولقانیه برون برآمده است. ولی جزائر سیوارد بمناسبت خیلی مقدم بودنشان بر اثبات مدعا دلیل کافی شمرده نمیشوند.\n\nجزائر سانتورين، از جزائر ممالک یونانیه می باشد که بنهایت حدود جنوبيۀ ارض یونان واقعست. بزرگ ترین جزائر سانتورین (جزیره تیرا) است که در اطراف آن بعضی جزایر کوچک نیز موجود میباشد.\n\nاز بعضی مخالف تواریخ در خصوص جزیره تیرا چنین استنباط میشود که قبل المیلاد به ۲۳۷ جزیرۀ تیرا بيك صدمۀ بسيار شديد وولقانیه از میان دو پاره گردیده (جزیرۀ تیراسیا) را تشکیل داده است. و بعضی از تواریخ قدیمۀ یونان روایت میکنند که قبل ازين صدمه بيك صدمۀ اشد ديگر اصل جزیرۀ تیرا نیز از قعر بحر مجدداً ظهور نموده است.\n\nو در صحایف تواریخ این بلاد نیز ثبت است که قبل از میلاد به ۱۸۴ سال مقدم (جزیرۀ هلیه را) نیز به يك دفعه از قعر بحر مانند يك نهنك بسيار جسيمی بروی بحر ظهور نموده است. و چند جزیرهای کوچک دیگر نیز در اطراف آن بهمان روز ظهور نموده است.\n\nو نیز در زمانهای بسیار قریب — یعنی در سنه ۱۴۲۷ میلادی جزیره (ماسیه را) بيك صدمۀ دیگر زیاده تر از آب برون برآمده دو برابر خود جسامت پیدا کرده است. و کسانیکه این واقعه را برای العین خود مشاهده نموده و تحریر نموده اند چنین روایت میکنند: که هنگام بر آمدن جزیره چنان پنداشته میشد که گويا يك حيوان بسیار عظیم الجثه برای تخلیص جان خویش شناوری کرده کرده سعی به بر آمدن دارد که از شناوری این جزیره عقول انسانیرا حیرت دست میداد.\n\nو كذالك در سنه ۱۵۷۳ جزیرۀ (میفرو قامیا) که در قریب جزیرۀ سانتورین واقعست از قعر بحر ظهور نموده است که مسئله معلوم و مشهود جهان گردیده است.\n\nوالحاصل اگرچه ازین قبیل جزائر نو ظهور در صحایف تواریخ خیلی مذکور است ولی ما درینجا بنابر اثبات تبدلات کرۀ ارض بدینقدر امثله اکتفا نمودیم.\n\nک:\n\n( جبال قديد كشته )\n\nاین نیز بر تبدلات سطح کرۀ ارض دلیل قوی شمرده میشود که بعضی جبال را انسان می بیند که مانند لاشه های انسان و حیوان که گوشت و پوست شان رفته و استخوانهای شان باقی مانده باشد همچنان از ایشان نیز گوشت و پوست رفته تنها سنگهای سرتیز و درازی باقی مانده است که در اصطلاح ژه و لوژی انجنین خیال را خیال قدید شده میگویند.\n\nازین قبیل جبال قدید شده اول که به انتظار دقت میخورد همانا جبال عتیقه (و یا بارت) است که در جانب شمال قطۀ اوروپا و در مملکت (اسو بجره) کاین میباشند.\n\nمشاهدۀ منظرۀ این جبال خیلی شایان ذات و عبرت است مثلا دیده میشود که از قلۀ کوه های پارچه های خاکهای بسیار جسیم و درختهای بی نظیمی فرو آمده در اطراف جبل منتشر گردیده اند. و سنگهای عظیمی سر تیز و درازی که بمقام عظام رمیم خیالات مانند استوانه های قدير وطويل، وعواميد صغير وكبيرى جانجا باقی مانده است. و از وضع و هیات جبل مذکور چنان معلوم میشود که گویا سیلابه ای ابری عظیمی از سر خیال مذکوره فرو آمده جمیع پوست خاکی جبل را فرو آورده باشد. ولی کیفیت اصلی و واقعه حقیقی این جبل را یکی از مقیمین محل مذکور چنین تحریر و بیان نموده گذاشته است: کوه دیارت در سنه ۱۷۱۳ میلادی دفعه بیکبارگی از هم پاره پاره گردیده سقوط نمود. بر سر کوه هم انقدر خاك و سنگريزه و اشجار و نباتیکه موجود بود در ان واحد از هم فرو ریخت. جهان و جهانیان از صداهای مخوف و دهشت انگیز سقوط آن مانند روز محشر در هم اوفتاد. هنگامیکه التوائه، وقوع یافت نیمروز یعنی افتاب جهانتاب در سمت الرس واقع بود. ولی از کثرت دود و غباریکه از تابیدن کوه بظهور رسیده شعاع شمس در زیر پردۀ ظلمت درآمده روز روشن مانند شب تاری گردید و بقدر چهار مترو زمین در زیر انقاض کوه درآمد. گوسفند و حیوانات سائره که ازین حادثه تلف گردید خارج حسابات. ولی چون عمرانات در ان حدود کمتر بود تلفات انسانی انقدر بظهور نرسیده.\n\nو همچنین در سنه ۱۷۵۱ میلادی در ایالت (ساوا) که در (فرانسه) کان است نیز همچنين يك كوهى دفعه از هم پاره پاره گردیده یکبارگی سقوط نموده است. و بوسعت شش ملیون مترو قطعات ارض را بصدمۀ خویش برزمین فرو آورده است. و جای تعجب اینست که انقدر خاك و غبار از کجا حاصل شده که مدت مدیدی مانند ابر بلای ضیای شمس جهان آرا را در استر مستور نموده بود.\n\nپس از مثال های سابق الذکر چنان معلوم میشود که اینهمه سنگهای سرتیز و درازی را که در کوهها مشاهده میکنیم البته در يك وقتی بر سر شان خاكها وجنكلها وحيوانات موجود بوده است. و بمرور ایام بسبب صدمات بركانيه وغير ذالك بدين هيئت تحویل نموده اند."}
{"book": "adl0616", "page": 806, "text": "صفحه ۱۱ سال دوم شماره ۲۴\n\nاراضی سیار\nاین یک نیز دلیلیست واضح بر تبدلات و تغییرات کرۀ ارض : که بعضی محلاتی که بر دامنۀ کوهی و یا بر پشت پشته واقع باشند گاهی میشوند که بنا بر صدمه از صدمات مخربۀ أرض موقع و مأوای خود شانرا تبدیل کرده از جایی بجای دیگری تحویل مکان میکنند.\nاز انجمله اینچنین حوادث یکی درست ۱۸۰۴ میلادی در جوار ( ماقوه ) در محل ( صولو تره ) وقوع یافته است. کیفیت این وقوعات این چنین است : که درسته مذکور بعد از ان که یک باران شدید بسیاری نزول نمود، قشر ارضی که بر سر کوه صولوتره واقع بود بیک صدمۀ شدیدی دفعةً حرکت آمده و بعد از انکه بقدر چند صد متر مسافه را قطع نموده پس توقف ورزید. فرای وقایعی که بر آن قشر یعنی پوست موجود بوده است اگرچه بسیار متزلزل گردیده ولی با وجود آنهم هیچ يك سقط و خسارتی بحال شان رو نداده است.\nو ازین غریبتر است حرکت جبال ( قوعا ) که در ارک ( ونديك ) كائن است. چنانچه يك شبی در حالتیکه اهالی ساکنان مرکوه به خواب بودند قدر ترایی سرکوه بحرکت آمده با استرای که در ان جوان واقع بوده است فرو آمده است. چون فردای آن اهالی از خواب برخاسته خود را در میان صحرا یافتند یکهان انکه بدست معنونی آمده ایشانرا در يك مملكت مجهول انداخته است. خیلی مخوف و هراس افتادند. ولی چون کشف مطلب را نمودند گرفتار کمال حیرت شدند.\nو اين يك را از چشم خویشتن دیده ام که درسته ۱۲۹٤ هجری در شهر ( کابل ) که مرکز امارت افغانستانست يك زلزلۀ عظیم و حرکت ارض اس و خیمی ظهور نمود که از صدمۀ آن بسی قرا وقصبات و اهالی تلف گردید. علی الخصوص در محلی که آنرا ( کهستان ) تعبیر میکنند تلفات و خسارات مالی و جانی از حد حساب بیرون بود و الحاصل در محلی که آنرا کوهستان فوقانی می گویند یکدهکده را دیدیم که مع ابنیه و اشجار و تقوی در حالی که قبل از ان در مرتبه واقع بود از صدمۀ حرکت زیر تپه فرو آمده بود. این است چند امثله در خصوص ارض سیار. حالا که در خصوص این امتها دیگر نیز موجود است که ما بهمین چند امثله اکتفا نمودیم. و يك دو مثال دیگر نیز در خصوص تبدلات جبال آورده سخن را ختام میدهیم.\n\nمثلا بسا میشود که یک حرکت ارض وولقانیه سلسلۀ جبال اس کیری را از میان برده پاره میکند. و مرور ایام بواسطۀ نزول بارانها، و جریان سیلها و نهرها محلات پست و بلند آنها تصحیح و تسلیح گردیده دره ها و در بندهای بسیار منتظمی تشکیل این است.\nاز ان جمله درسته ۱۷۷۲ میلادی در ایالت ولديك كوه ( باير ) چنان صدمه شدیدی دفعةً از میان دوباره گردیده است. و یکپاره بسیار جبل بطرف شرق نزول و سقوط نموده چند قریه زندگی را با اهالی و اشیای موجوده اش در زیر القان خویش مدفون نموده است، و یکپارچه دیگرش مجرای نهر کوچکی را که از انحوالی در گذر بود مسدود نموده از ان سبب در ظرف دوسه ماه آبهای نهر مذکور بالا برآمده چار پنج قریه را مستغرق و طغیانا نموده است. و يك كولاب بسیار جسیمی بجای آنها انشا کرده. و بعد از مرور ایام از محلی که دوباره گردیده بود چشمه های كوچك كوچكي ظهور نموده، و رفته رفته آن چشمه ها بزرگ شده، و مجرای خود شان را پاره کرده، بدرۀ بسیار با آب و اشجار و انهاری سبز و خرم خیر خوبی بظهور آورده است. که نظیر این چنین مثالها در روی زمین خیلی از خیلی موجود میباشد.\n\nخاتمه\nپس ازین قدر اسباب تخریبیه که بصورت بسیار مختصری در خصوص تبدلات ارض عرض و بیان نمودیم چنان معلوم شد که این کرۀ ارض مانند گویی در جوگانهای این قدر حوادثات و بتدلات گوناگون غلطیده غلطیده بدین پایه رسیده است که می بینیم. و هنوز علمش بخداست که تا چه قدر هنوز خواهد غلطید؟ لاجرم چنانچه علمای محقیقین رحمه الله تعالى اجمعين بقواعد منطقیه در صدد اثبات حدوث عالم میبر مایند که : العالم حادث لان العالم متغير وكل متغير حادث فالعالم حادث بنابرین سخنان حکمی فن ( زه ولوژی ) بغایت اثبات روشن و مبرهن میگردد. و چنانچه حضرت خالق کون و مکان، و آفرینندۀ زمین و زمان این جهان چهار را با مريك كن از كتم عدم بعرصۀ وجود ظهور داده چه خواهد بود از افساعتی که بيك صدمۀ مدوته ( اعدم ) همه زمین و زمانرا بر هم زده مصداق آیۀ جلیل ( لمن الملك اليوم لله الواحد القهار ) را ظاهر و بیان سازد.\n( سبحان من يغير ولا يتغير )\n( الخ )\n\nتبدلات جبال\nتبدلات جبال عبارت از حرکت ارض میباشد. و آن تبدلات و تغییرات کرۀ ارض دلیل این عطیمی شمرده میشود خیلی سیار است."}
{"book": "adl0616", "page": 807, "text": "صحیفه ۱۲\nسال دوم شماره ٢٤\n\nادبیات\n\nغزل مذنب\n( مرغ عشرت بدام اسلام است )\n( دین و دنیا بکام اسلام است )\n( ششدر امروز کی توان گفتن )\n( عیب بر تنگ و نام اسلام است )\n( باده شادمانی نوش کنید )\n( همه مصروف جام اسلام است )\n( سحر اندر سحر تماشا کن )\n( صبح حیران شام اسلام است )\n( ابرش تخت از ازل اینجا )\n( تا ابد گوئی رام اسلام است )\n( همچنین هفت پرده دنیا )\n( هشت جنت مقام اسلام است )\n( اينكه از با فشاد نصرانی )\n( دوستان از قیام اسلام است )\n( همه اسلام از سر رغبت )\n( خیر خواه تمام اسلام است )\n( مذنب ) از اتفاق تا محشر )\n( دستگاه دوام اسلام است )\n\nپر گفته ام از کوش نگیرند عزیزان از گفته خود میکشم آزار چگویم\nنشنید کسی درد دل خون شدهٔ من پاش که کنم درد دل اظهار بگویم\nبر حال پریشانی اسلام درین روز بگذار کنم گریهٔ بسیار چگویم\nاطوار پریشانی اسلام چه پرسی داری خبر از طرهٔ دلدار چگویم\nهمچون دهن یار نباشد بمیان هیچ از هیچ نباشم جو خبر دار چگویم\nچون رشك عزیزان شودم شعر جو گوهر باران پس ازین شعر در اخبار بگویم\n( مستغنی ) ازین پس نکند شعر سرائی چون رشك عزيزان شو د اشعار چگويم\n\nسخنان هر رقم\nچار صد عروسی در يك شهر بلند روز هندستان يك ملکیست که از عادتها و رسمهای عجیب و غریب معلوم میباشد. در شهر ( سورت ) يك قومیست که آنرا ( لیواری ) میگویند. عادت آنها این است که در هرده یازده سال يك بار پسران و دختران قوم را عروسی میدهند. در میان بازده هم ماه فروری ۱۹۱۳ روز عروسی شان تصادف نموده در يك روز چار صد عروسی بعمل آمد . یعنی هر انقدر پسران و دخترانی که در ظرف دوازده سال بوجود آمده اند همه را در يك روز عروس و داماد کرده اند . غرابت در اینجاست که در تمام این چارصد عروس و داماد بزرگترین شان ۱۳ ساله بوده است. باقی عروسها و داماد ها از یکساله تا به ۱۱ ساله بوده اند. بعضی ازین عروس ها و دامادها برزانوهای مادران و پدرانشان نشسته بوده اند. بعضی را بشیرنی و بازی ها از گریه کردن باز میداشتند. حتی بعضی را والده های شان به شیر دادن آرام میکرده اند !\n\nاز جور و ستمکاری کفار چگویم نگذاشت نصاری و مجز دو سه کهسار\nبر روم و بایران چه نکردند و شنیدیم از روس چه پرسید و زبلغار چگویم\nاسلام جو در خواب بود پیش که نالم زین خواب نکردند چو بیدار چگویم\nافسون محبت نکنند در دل کس کار یهوده چرا گویم و بیکار چگویم\nکردار نه بینم جو زیادان زمانه سودی ندهد این همه گفتار حکویم\nگویم که نکردیم درین دام گرفتار آنگاه جو کشتیم گرفتار چگویم\nاکنون که سر رشته بدست است بکوشید از کف چورود رشته این کار چگویم\n\nموجد ساعت که بود\nشخصی که از هم بیشتر ساعت ایجاد کرده است خلیفه هارون رشید عباسی است ساعتیکه او ساخته بود نهایت خوشنما و طلاقی بود. و چرخها و غیره ساعت عجیب و غریب بود ساعت مذکور زنگ هم میزد. در سنه ۸۰۰ ع ساعت مذکور به شاه شارل میکن تحفةً فرستاده شده بود — و قبل از ایجاد ساعت مذکوره بذریعهٔ ساعتهای آفتابی و آبی وقت معلوم کرده می شد علاوه بران اوقات روز بذریعهٔ حرکت مستمرهٔ آفتاب و ساعات شب را بذریعهٔ کواکب معلوم میکردند —"}
{"book": "adl0616", "page": 808, "text": "شماره ٢٤\nسال دوم\n\nدر باب شاه با فرد اعظم بیان کرده میشود که او شمع دومی کار ساعت گرفته بود یعنی بر شمع علامات و تمیر باین طریق انداخته بود که از ساعت تفاوت نمیکرد — درصدی سیزده هم بان مسلمان عرب ساعت کمان دار ایجاد کرد که قیمت آن مبلغ سی هزار رپیه نقد شده بود و همین ساعت به فريدريك ثانی شهنشاه جرمنی تحفه داده شده بود — ساعتهای مذکوره در ان زمان بهر قدر و منزلت که دیده شده باشد باندازهٔ آن بخوبی کرده میشود اما امروز دانایان فرنگ در ایجاد ساعت با آن درجه کمال پیدا کرده اند و چنان سهولت بدست آورده اند که ساعتیکه در ان وقت به سی هزار رپیه فروخته می شد اکنون ازان بهترین به بیست و بیست و پنجروپیه بدست می آید — و ساعتهای معمولی به دو روپیه و یکنیم روپیه هم فروخته میشود و دو سه سال بخوبی کار میدهد —\n\n(در مابین دو رفیق)\nدو دوست با هم دیگر مصاحبه میکردند. یکی از احوال بیماری خود بیان کرده گفت:\n— برادر چه عرض کنم. بسیار سخت بیمار شده بودم پانزده روز تمام بموجب سفارش حكيم بجز شیر دیگر هیچ چیزی بلم نرسیده است.\n— شکر که صحت یافتید. اما از احوال من خبر ندارید که من بیچاره در يك وقتی چنان يك مرضی گرفتار آمده بودم که هیچ از جایم بر خاسته نمیتوانستم. و مدت یکسال بجز شیر هیچ چیزی نخورده ام.\n— سبحان الله! این چه وقت بود که من هیچ خبر نشده ام.\n— وانی بود که من در گهواره بودم.\n\nدیگر\n— رای بیماری شما داکتر چه گفت؟\n— گفت ندانستم.\n— باز بکدام داکتر خود را نشان خواهید داد؟\n— بهیچ داکتر. چرا که ازین داکتر ماهرتر و دانا تر هیچ داکتری نخواهد بود که ندانستن خود را اعتراف کند.\n\nپیره زن و بقال\nيك پيره زنى بدكان بقال رفته دو پیسه را زردک خرید. وقتیکه از دکان میبرآمد بقال را گفت:\n— آیا چیزی سرانه مهربانی نمیکنید.\n— چرا نمیکنم: دو سیر کچالو، يك سير سيب، و نيم سير شلغم ده دوازده دانه مالته، و اگر این سرانه را کافی نه بینید اسپ و گادی بار کنی، خود را نیز بسرانهٔ دو پیسه زردک شما پیشکش میکنم. و اگر آنرا هم بسرانه قبول نفرمائید همهٔ دکان را نیز گرفته با خود ببرید.\n\nزن و شوهر\nشوهر — خوب! حالا هر چه که تو گوئی باید همان شود.\nآیا حکم من هیچ جاری نخواهد شد؟\nزن — چرا نشود! البته حکم تو هم جاری خواهد شد: در هر کاری که رأی و فکر هر دوی ما بر اجرای آن متفق باشد همیشه در ان کار حکم تو، و در هرکاری که رأی و فکر ما مخالف باشد دايما سخن من اجرا شود؟\n\n(يك زن با کتاب فروش)\nدر اوروپا عادت است که زنان چون روز ولادت شوهر شان بیاید يك كتابی انتخاب کرده میخرند، و بشوهر خود تحفه گویا میدهند. يك زن برای خریداری اینچنین يك كتابی بدكان كتابفروش رفته به کتابفروش میگوید:\n— برای هدیهٔ یوم ولادت شوهر خود يك كتابی میخواهم.\nبرای این کدام کتابی که داشته باشید زود نشان بدهید، چرا که کار ضرور دارم و بسیار وقت چنه زدن ندارم، اما این را هم بگویم که کتابی که بمن میدهید نه ارزان باشد و نه گران، فهمیدید؟\nاین را هم بدانید که شوهر من نه ملایم نه درشت يك آدمیست از بازیها ساعت تیریها چندان خوش نمیشود لهذا از ان طور کتابها باید باشد. از کتابهای حکایتها و ناولهای بی مزه هم نمیخواهم.\nتاریخی فی کتابها هم نباشد چرا که شوهرم علم را چندان نخوانده است اما زود شوید که بسیار کار دارم، و قتم ضایع میشود. اگرچه شما شوهر مرا نمیشناسید ولی بسیار خوب آدم است بسیار کم سخن يك شخصیت مهم بسیار کم سخن هستم که از این سبب خوب باهم گذران میکنم، فهمیدید؟ این را هم بدانید که همه این احوال را زينب برای شما مختصراً بیان کردم که شما باحوال واقف شده يك كتاب مناسبی را تخمین کرده انتخاب کنید، فهمیدید؟\nاین را هم بدانید که ....\nکتاب فروش بیچاره بجان آمده و سخن آنرا بریده گفت:\n— دانستم، دانستم! برای شوهر شما این کتاب كوچك بسیار مناسب است: نام این کتاب (قواعد اداره ماشین سخن) میباشد.\n\n(يك اخبار والا بابك بيوه)\nدر اوروپا چون یکی از مردمان معروف که در يك صنعتی شهرت یافته باشند وفات یابد نامه نگار اخبار والاها هم برای تعزیت و هم برای پرسیدن سوانح عمری و ترجمهٔ احوال مرد متوفا بخانهٔ او رفته احوال و کیفیت او را از زن او میپرسند. لہذا یکی از نامه نگاران اخبار بخانهٔ یکی از مشاهیر که وفات یافته بود رفته زنگ دروازه اش را نواختن گرفت زن متوفا دروازه را باز کرده چون سبب آمدن و نامه نگار بودن زنگ نوازنده را دانست بشدت دروازه را بر روی نامه نگار بسته کرده پس به اطاق خود بالا بر آمد اما زنگ نواختن نامه نگار هیچ قطع نمیشود زن نیز..."}
{"book": "adl0616", "page": 809, "text": "صفحه ١٤\nسال دوم\nشماره ٢٤\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۲۳) سال دوم )\nاما طبيب برای آنهم يك چاره اندیشیده شب و روز در پیش بستر جوان دلباخته رخت اقامت انداخت . و چون زنانی که در سرای پاد شاهی بودند به دیدن پسر می آمدند و میرفتند طبیب به شکل و سیمای پسر نظر دوخته از نشانیهای خارجی استدلال علایم باطنی او را تدقیق کردن گرفت . بسیار زنان در اوتاق شهزاده رفت و آمد میکردند ولی در سیمای شهزاده هیچ علامتی پدیدار نمیشد تا آنكه يك روزی يك زن نو جوانی که تا بحال در ان اوتاق داخل شدن او را طبیب ندیده بود به اوتاق شهزاده داخل گردید . بمجردیکه شهزاده را نظر برو افتاد طبیب دید که در سیمای شهزاده نداده بعضی تحولات نمایانی ظاهر گردید . طبیب چشمهای دقت خود را زیاده تر باز کرده دید که هر وقت چون همان زن در نزد پسر می آید همه اضطرابهای محبت از هر بن موی شهزادهٔ بیمار بدرد غم گرفتار پدیدار میگردد . مگر این زن مادر اندرش ( استرا تونیکه ) بود ؛ طبیب این تجربهٔ خود را سه روز پیاهم اجرا نمود . چون در پیش حکم ثابت گردید که هم مرض را کشف نمود ، و هم سبب مرض را پیدا کرد به استنطاق و استجواب شهزاده پرداخت . شهزاده در اول امر انکار نمود و چون طبیب دلایل ثابته و براهین واقعه برو عرض کرد شهزاده به اعتراف عشق و اقرار محبت مجبور گردیده گفت :\nـ بلی ! نجما هست که بر حسن و ملاحت استرا تونیکه مفتون و مجنون شده شب و روز بدرد و الم جانکاهی گرفتارم .\n\nیکجا نیست که هر کس در انجا بوده میتواند .\nـ های بد بخت های ! من ترا برای چه کار مقرر کردم و تو در کجاها میکردی ! مأموریتت را ترك کرده در نجا آمدی ها !\nـ بلی همچنین است نی ! ... این است که در نجا آمدم .\nـ معلوم است که کار خراب شد .\nـ هیچ اندیشه مکنید هیچ کار خراب نشده ، چونکه هر گونه تدابير احتیاط کارانه بخوبی بکار برده شده، شما از انره کذر غم مخورید .\nـ بسیار خوب تا به اینجا زحمت کشیده برای چه آمدی ؟\nـ با شما چیزی سخن گفتن میخواستم . دیگر سببی نیست .\nـ آیا این ملاقات را بيكوقت دیگری انداخته نمیتوانستی ؟\nـ چون می بینید که تا به آمدن اینجا مجبور شده ام معلوم است که انداخته نمیتوانستم . هم آمدن ما در نجا برای شما خیلی خوب شد شما شکر کنید که من آمدم اگر نمیبودم بيك تهلكهٔ بدی گرفتار میشدید\nـ آیا چه تهلکه بوده ؟ مرا چرا از در آمدن خانه مانع شدید ؟\n\n***\n\nهیچ جواب نمیدهد ولی نواختن زنگ دمبدم افزونتر شده از درجهٔ تحمل میبراید . زن برخواست از پی را باز میکند . و از بالا نامه نگار را مخاطب کرده میگوید :\nـ شما چه طور آدمی هستید : یکبار بشما گفتم که من در باب شوهر خود بشما معلومات نمیدهم . باز چرا ذلّك مینوازید .\nـ بی بی ! اگر رفته میتوانستم از وقت میرفتم . ولی هزار افسوس که رفته نمیتوانم .\nـ چرا رفته نمیتوانید ؛\nـ ازین سبب رفته نمیتوانم که در وقت بستن دروازه تونك بالاپوش من به دروازه بند مانده است .\nبرای که همچنین شده بود . لهذا زن طلب عفو نموده نامه نگار را رها نمود .\n\n( يك دواساز و بیمار )\nيك اجزاجی یعنی دواساز يك دوائی ترتیب کرده در اخبارها چنین اعلان نوشته بود : [ هر کس که این دوا را استعمال کنند پاهایش از رطوبت محفوظ مانده هیچگاه به ریزش و سرفه گرفتار نمیشود . ] يك مردی این اعلانرا خوانده يك شيشه از ان دوا میگیرد . و بعد از سه روز به پیش دوا ساز آمده میگوید :\nـ از دوائی که تنها اعلان کرده بودید با وجودی که يك شيشه آنرا بتمامها نوشیدم از ریزش و سرفه هیچ رهایی نیافتم .\nـ برای خدا چه میگوئید ، آیا نوشیدید ؟ حالانکه آن دوا نوشیدنی نبود . آن دوا محلول رابر بود که در زمستانها آنرا بر کف بوت و یا پوش مالیده رطوبت را از پا منع مینمود .\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره ( ۲۳ ) سال دوم )\nـ ( بحيرت ) وای ! نام مرا و خود مرا مگر میشناسید ها !\nـ بلى ، يك كمتركی میدانم عموجان : آبانها از صدای من مرا نشناختید که کیستم ؟ اینهم غریب است ها !\nـ جانم تو کیستی بگو نی ؟\nـ صاربيول ! حالا فهمیدید یانی ؟\n\nـ ١١ ـ\nروبر ـ ( پای خود را بر زمین زده ) آیا صاربیول ؟\nصاربیول در نجا باشد ها ! ...\nصاربیول ـ شما چسان در نجا هستید آقا جان ؟ بولوار پانینیول"}
{"book": "adl0616", "page": 810, "text": "صحیفه ۱۵ سال دوم شماره ٢٤\n\nو چون اندیشیدم که این عشق تا چه درجه مذموم و مقبوح يك عشقی ست از انرو همه جهد و کوشش خود را بر محو کردن آن عشق را از دل خود صرف، و روزها در اتباب سعی نمودم، اما هزار افسوس که من هم انقدر از عشق دور شدن خواستم ، آن درد جانگذار همانقدر بر من مزحم نمود . و از بیم آنکه مبادا این اسرار قلبی من آشکار گردد، و موجب طعن و دشنام خلایق گردم بر فاق ساختن نفس خود قرار داده از طعام و شراب دست کشیدم تا به اینصورت ازین در دی که علاج آن غیر ممکن . و فراموشی آن از انهم غیر ممکن است رهایی یابم اینست که از ان سبب به این ضعف و ناتوانی دو چار آمده ام که می بینی .\nبعضی بیماریهایی هست که با وجود کشف آن ، یافتن دوای آن محال میشود . طبیب بیماری را کشف نمود . دوارا هم دانست که چیست . ولی در پیش مدوات آن عاجز آمد .\nروز دیگر چون بادشاه طبيب را مانند هر روز بحضور خود خواسته از احوال جگر پاره خود سوال نمود طبيب بيك طور نا امیدانه بسخن آغاز کرده چنین عرض نمود :\n– بادشاه من ! برای بیماری شهزاده تدبیر کردن غیر ممکن است . زیرا شهزاده بريك زن عاشق است که بهیچصورت دستش نمی آید .\nبادشاه – چه معنا دارد ، در حوزه مملکت من کدام دختری باشد که حیات پدر من به او بسته باشد، و آرا از من کسی دریغ کند، واکر به کدام دختر پادشاه همجوار ما دلباخته باشد باز هم اگر برضا نشود بزور آرا خواهم گرفت .\nطبيب – بادشاه من ! اگر محبوبهٔ پسر شما دختر باکره میبود غیر ممکن شمرده نمیشد ، مکربلا اینجاست که محبوبهٔ شهزاده يك زنیست که شوهر دارد .\n\n– برای اینکه در خانهٔ مأمورهای پولیس هستند ....\n– ( بيك صدای متغیری ) آیا مأمورین پولیس ؟\nعلى ال : قوميسر ، مفتش ، خفیه های پولیس ، عسکر همه در درون خانه جمع آمده اند هیچ یکی شان کم نیست . اما شما خاطر جمع باشید . این تشریف آوری شان درینجا بقصد زیارت شما نیست . دیگر يك شخصی را گرفتار کردن میخواستند . حالانکه آن حریف خودکشی کرده از گرفتاری رهایی یافت . در چنین احوال میدانید که چه خواهد بود دروازه و زینه بالطبع در زیر دیده بانی پولیس گرفته شده ، قومیسر از بنا بر وظیفه و صنعتی که دارد البته بتدقیق و تفتیش مائل میباشد . پس اگر شما در چنین وقت داخل این خانه میشدید چون قالب و قیافت تان شما را نشان میدهد که از مردمان اینگونه خانه ها و محله ها نیستید از السبب بشبه افتاده در پی تحقیقات احوال تان می افتادند که آنهم بدر دنیا در چنین وقت نازک نمیخورد .\n– حق داری سایبول . اقرار میکنم که بین يك خدمت نزاری کرده .\n\nبادشاه – آیان کیست ؟\nطبيب – زن بنده شماست !\nبادشاه – وای شما اینقدر بی انصاف خواهید بود که برای رهای دادن پسر حکمدار خود را از مرك از يك زوجه خود نگذرید آیا من حق این را نداشته باشم که مانند شما یکدوست و محب خود امید رهای دادن جگر پاره خود را بکنم ؟ آیا شما اینقدر بی مروتی خوا هيد كرد كه بيك ولینعمت يك بادشاه یک دوست خود را هلاک کنید ؟\nطبيب – بادشاه من ! بندهٔ خود تارا را اینقدر به بیرونی متهم نفرمائید . یکقدری قیاس نفس کرده خود را بجای من ، و مرا بجای خود قیاس فرمائید . مثلا خدا ناخواسته اگر پسر شما بر ما در اندر خود عاشق شود . آیا با وجود اینکه به این بدانید که حیات فرزند شما به ازدواج با او مربوط است آیا برضای خود حرم خود را به ثمرهٔ فواد خود تان ترک کرده میتوانید ؟\nپادشاه – آه ! ایکاش حیات پسر من به اینگونه بك فداكاری موقوف میبود ؛ خدا شاهد است که اگر زوجه ام استراتونیکه باشد و همهٔ سلطنتم باشد جمله را برای حیات پسر خود ترک میکردم .\nطبيب – بادشاه من چون چنین است . علاجی و دوائیکه برای زنده گانی پسر شما لازم است خود شما آنرا بیان فرمودید و یافتید . زیرا شهزاده مفتون حسن و آن ملکه استرا تونيك میباشد .\nبادشاه بمجردیکه این سخن را شنفت هماندم استراتونیکه را در نزد خود طلب کرده ، و درد دل خود را به او گفته و رأی و رضای او را استحصال کرده و او را طلاق داده به پسر خود نکاح نموده است .\nاين يك مثال تاریخی ایست که ضررهای ازدواج پدران پیری را که مالک اولاد جوان باشند و زن نوجوانی که به سن و سالشان مناسب نباشد بگیرند ظاهر و عیان میسازد .\n\n– چون چنین است منهم خود را بختیار میشمارم، تا بوقتیکه پولیسها بیرون نبرآمده اند داخل خانه نشوید . دانا به اینقدر عجله کردن لزوم هم نیست . آیا شما برای خبر گرفتن نیامده اید ؟ این است که من بشما اعلاترین خبرها را میدهم . هم والده و هم پسرش بسیار خوب وجود و تندرست هستند .\n– ( از خبر دار شدن او ازین سر لرزیده ) چه گفتی ؟ هم والده و هم پسر تندرست هستند گفتی ؟\n– بلی همچنین گفتم ، از کم وقت نیست که من درینجا انتظار میکنیم حتی از بسیار انتظار دقیقه شده بدرون خانه هم در آمدم و خدمتکار مادام اندو را پیدا کرده از واحوال گرفتم پنج ساعت از نصف اللیل گذشته بسیار يك پسر بسیار شیرین بدنیا پیداشده راستی اگر این وارثت مانند خودت شود بسیار کارها خواهد کرد . زائیدن هم به بسیار آسانی بوقوع آمده است . مادموازل خورد ترك يك چرتك كمی که عادت زنها را بجا آرد کشیده بچه ات را فرد آورده .\nباقی دارد"}
{"book": "adl0616", "page": 811, "text": "شمارۀ ٢٤\nسال دوم\n\nو ذخیره کردن داشته اند. و به این سبب از معنی حقیقی تصرف تعرف یعنی صرفه جویی دور افتاده اند. حالا در نجابك مسأله دیگری ظهور میکنند که آیا اصراف و امساك چيست ، و مصرف وممسك کدام است. در ظاهر حال میباید که مصرف همان کسی باشد که بسیار صرف کند، و ممسک همان شخص بود که هیچ صرف نکنند. و اینهم معلوم است که مسرفان اسراف کننده را زیاده تراهل ثواب میشمارند و این ازین سبب است که مصرف تها نفس خود را می اندیشد، و هر چه که خرج میکنند بر ملا و ظاهر میشود، و مردمان تصرف کار از ین فان کرده بسیار تر صرف میکنند، ولی چون بر کارهای صنایع تقسیم میشود آنرا طعنه کار میگویند . حالانکه از اسراف مشرف عجز ضایع شدن ثروت دگر نتیجه حاصل نمیشود ، و از مصریانی که در راه صنایع مخرج میرود از او هگذر موجب کامل شون نقصانهای بعضی عمله صنعتکاران گردیده در نتیجه ثروت موجوده افزونی میکردند.\n\nفصل مهم\n( یعنی تفصیلات در باب سرمایه )\nاين يك معلوم شد که معاملات هر اهل صنعت همین است که بعضی اشیا و آلات مخصوصه استعمال کرده و از اعمال خود و اعمال ديگر اشخاص ، وديگر وسایط استفاده کرده لااقل بمقابل همانقدر قیمتی که صرف کرده باشد يك محصولی پیدا کنند . بنابرین سرمایه دایما از یکطرف صرف میشود، و از دیگر طرف سر از نو تولد و تجرد میکنند. مثلا ثانیا هر روز آرد و هیزمی که صرف میکنند. مقابل آن نان بعمل آورده هر روزه آنرا بفروش میرساند، و به اینصورت سرمایه اش که عبارت از آرد و هیزم و تملک است در سال صد و شصت و پنج بار صرف شده سراز نو پدستش می در آید.\n\nدر جا يك سوالی وارد می شود: چنانچه اگر قیمتی که سر از نو حاصل شود و آن قیمت باز برای سرمایه ادا شود به انحساب چنان معلوم میشود که یک قیمت زایدی حاصل نمیشود ، و معاملات صناعیه بیهوده اجرا میشود. جواب این سوال این است که یک صنعتکار در ظرف یکسال اگرچه همان سرمایه خود را بدست آورده بتواند و چیزی زایدی بدستش هم نماند. باز هم چون در یکسال گذران معیشت خود را و گذران دیگر مستحصلانی را که به آن کار داشته اند بجا آورده و در آخر سال اصل سرمایه خود را نیز بدست آورده است که به این صورت قیمت چیزهائی که صرف کرده است گویایس بدست آورده توانسته است. باقی دارد.\n\nاین مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\n\nصحیفه ١٦\n\nاستیر – یک دختری از بنی اسرائیل بود که بحسن و علم مشهوره بود. در وقتی که بنی اسرائیل در بابل اسیر بودند ( شیرویه ) نام پادشاه ایران با او ازدواج کرده است ( هامان ) نام وزیر پادشاه مذكور با هم استیر و قبیله او دشمنی و قصد داشت استیر سبب رهایی دادن قبیله خود از شر و قصد او گردیده است . در کتب مقدسه بنی اسرائیل حکایه این دختر مشهور است از طرف ( راسين ) نام شاعر مشهور فرانسوی حکایت آن بصورت يك كتاب نیاز تحریر شده است .\n\nاسماء بنت ابی بکر – كريمة محترمة حضرت ابوبکر الصديق رضى الله تعالى عنه میباشند که بلقب ( ذات النطاقين ) مشهوره بودند. اسماء دختر بزرگ حضرت مشاراليه و همشیره اندر حضرت عایشه رضی الله عنهاست . والده حضرت اسماء (قتیله) بنت عبد العزا نام دارد ، حضرت اسماء باز و چه محترمه حضرت (زبير) بن العوام رضی الله عنه و والده حضرت ( عبد الله بن زبیر رضی الله عنه است) که بعد از اینکه مدت نه ماه در مکه مکرمه خلافت نمود در سنه ۷۳ هجری در درون کعبه مکرمه از طرف حجاج ظالم شهید شده است. حضرت عبد الله بعد از وفات یزید در مکه مکرمه اعلان خلافت نموده بودند. چون عبدالملك بن مروان در شام بر تخت خلافت جلوس نمود حجاج ظالم را برای ازاله آن وجود مبارک با عسكر انبوهی بوی مکه مکرمه فرستاد . حجاج مکه مکرمه را محاصره نمود و از جبلی قيس دريت شريف منجنيقها انداخته ويقوت عسكريه خود هجوم های شدیدی برده با وجودیکه حضرت عبد الله به بسیار شجاعت و مردانگی مقاومت ورزید و لكن آخر الامر شهید کردید در ین مجار به والدنشان حضرت اسماء در باب استقامت و ثبات پدر خود عبد الله و تسلیم نشدن ، و سرفرونیاوردن بدشمن نصایح حکیمانه و وصایای بسیار دلیرانه و مردانه نموده است. در همانروزی که پسرش عبد الله شهید میشد حضرت اسماء به ایشان فرمود: ای فرزند مبادا که از ترس هیلا چنان بک کاری را که\nباقی دارد\n\nعلم ثروت ملل\n( ما بعد از شمارۀ (۲۳) سال دوم )\nازین سبب است که تا بوقت صرف کردن آنرا در راه استحصال ثروت قداً نگاه میدارند ، و اگر همان زرنند را ثروت داشته نگه دارند سراسر مخالف موضوع هم ثروت است. مقصد از جمع آوردن سرمایه آنست که آنرا صرف کرده دیگر ثروت از ان حاصل شود. معنی تصرف این در حقیقت همین است که سرمایه را برای کارهای نافعی که توانگری از آن حاصل شود ، صرف کنند . بناء عليه قاعده صرفه جویی در حقیقت و معنای صرف شامل است، اما میدان امی عام ثروت تصرف را بمعنى جميع\n\nمحمود طرزی\nدر چه پاپ خانه حروفی دار السلطنه، کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0616", "page": 812, "text": "اعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده میرسانم، و ترغیب مینمائیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمن سمنی بچینند.\n\nدر\n\nمطبعه عنایت\n\nکه بنیاد یافته همت عرفان قیمت شهزاده جواهر بخت معظم حضرت معین السلطنه سردار عنایت الله خانست بزیور طبع آراسته گردیده، و در نفس مطبعه مبارکه مذکوره که در ده افغانان واقعست بقیمت ۲ دوروپیه کابلی از نزد عبدالروف سر مرتب مطبعه عنایت خریداری کرده میتوانند کتاب مذکور در دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل بمدرسه شاهی نیز بفروش میرسد."}
{"book": "adl0616", "page": 813, "text": "٢٠٧٣ ١٩١۴ ع\n\nو از انجمن نعمانية لاهور\n( جلسه سال بیست و ششم انجمن نعمانیة لاهور )\n\nجناب ( السلام عليكم ورحمة الله وبركاته .\nبعون و نصرت الهی و امداد بارگاه مصطفائی در دارالعلوم نعمانیه به سرپرستی و اهتمام انجمن نعمانیه لاهور که از ماه مارچ سنه ۱۸۸۸ ع مطابق ماه رجب ۱۳۰۵ ھ جاری گردیده محض تعلیم دینیات بزبان عربی مع علوم توابع که آنهم مقید به عقاید حنفیه میباشند خالصاً لوجه الله تعالی درس داده میشوند . و بامور پولتيك ( سیاسی ) هیچ تعلقی ندارد البته برای بهبودی مسلمانان هند و ترقی معاشرت شان بغرض آمد او سرکاری بخدمت کورنمنت تقدیمات و گذارشات کرده میشوند. مگر کل اخراجات طلبۀ دارالعلوم از قسم خوراك و پوشاك و كتب و محل اقامت از جانب انجمن مهیا میشود و بفضل و توفیق خداوند تا حال صدها طلبه این دارالعلوم علمای کامل شده برآمده اند که در اکثر حصص مملکت بتعلیم و تدریس اشتغال دارند و خداوند تعالی درین خیال و اراده نيك چندان برکات نهاده که تا حال در چند مقامات دیگر هم مکاتب و مدارس تعلیم دین جاری گشته اند و مجالس بزرگ بغرض این کار خیر منعقد گردیده اند و خداوند تعالی یوماً فیوم برکن توفیق عطا فرماید و متعلق این دار العلوم ( یتیم خانه ) هم است که در ان طلبه یتیم از ابتدا بتعلیم و تحصیل علوم دینیه مصروف و مشغول بوده میشوند و درس قرآن امجد علحده جاری است که در ان جماعات حفاظ هم برپا هستند و سالانه دوسه نفر حفاظ نتیجه میدهد و يك کتابخانه بغرض وسعت نظر و مطالعۀ طلبا و علما هم مجتمع گردیده که از ان برای طلبا استفاده کثیر حاصل میشود دیگر رساله ماهوار هم جاری و منكشف میشود که بلا قیمت بتعاونین انجمن داده میشود و ازان کوایف دخل و خرج دار العلوم علی التفصیل مفهوم میشود .\n\nبا وجود نبودن کدام آمدنی مستقل ( که به حسب زمانه مستقل گفته میشود) بر صرف مبلغ چند صد روپیه تا حال سال بیست و شش از عمرش گذشته که در رجب گذشته پوره شد هنوز بتوفیق الهی رو بترقی و تعالی است .\n\nدرین دفعه جلسه سالانه بتواریخ ۶ و ۷ و ۸ ذیقعده مطابق ۷ و ۸ و ۹ اکتوبر سنه ۱۹۱۳ به ایام سه شنبه و چهار شنبه و پنجشنبه منعقد میشود که از بارگاه حق سبحانه و تعالی امید مشاغلت و مساهمت بهی مشاهیر و فضلا و علما و صلحا را داریم چنانچه تا سال وعده های کثیر موصول گردیده اند .\n\nفی الحقیقت از همدردان اسلام ارتجا مینمایم که درین جلسه دینی و مذهبی امداد قدمی و قلمی و درمی خودها را حتی الوسع دریغ نفرمایند و ذخایر ثواب دارین را برای خود ها بیندوزند .\n\nضروریات و حاجات دار العلوم و انجمن بوقت و موقع جلسه بذوات گرامی که داخل و شامل این جلسه باشند معلوم و آشکار خواهد گشت .\n\nاگر فرستادن کدام مضمون تحریری کسی خواهش داشته باشد قبل از تاریخ ۳۰ ستمبر ارسال فرماید و هر کس که تشریف آوری خود را مع امداد رفقای خود قبل از تاریخ مذکور اطلاع بدهد\n\nجواب را بزودی تحریر فرمائید\n\nخاکــــــــــــــــــــــار\nتاج الدین احمد چشتی سلیمانی پلیدر چیف کورت سکرتری انجمن نعمانیة لاهور .\n\n( اسامی وکلای ما در خارج )\nدر پشاور جناب میرزا غلام حیدر خان سررشته دار داکخانه علیه افغانستان ، در مشهد جناب عبدالله خان کاردار تجارت دولت علیه افغانستان ، در بخارا جناب حاجی غلام نبی خان مامور فروش پوست قره قلی - ذوات گرامی که در ممالک خارج افغانستان آرزوی اشتراک اخبار ما را داشته باشد بهر يك ازین وکلای ما چون وجه یکساله باشتراک را بفرستند و از طرف وکیل ما به اداره اطلاع برسد از همان وقت اخبار ما بهمان آدرس و عنوانی که داشته باشند جاری میگردد - آدرس و عنوان واضع و روشن نوشته شود . یک طلای پوند انگلیزی ۱۵ پانزده روپیه کلدار است"}
{"book": "adl0616", "page": 814, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 815, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 816, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 817, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 818, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 819, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 820, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 821, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 822, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 823, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 824, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشماره اول\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nآغاز بنام ایزد بخشنده مهربان ( دیباچه زبان خالص فارسی\nیکدو کلمه عرض )\nحوادث داخلیه | مراسم دربار معالی بار عید سعید فطر و بیانات اعلیحضرت همایونی — افغانستان و اهمیت موقعیه و سیاسیه آن —\nحوادث خارجیه | افغان — خبرهای جنان — نامه نگار ما از ترکستان مینویسد — ترجمه های اخبارات انگریزی پتر جهانی کریم بخش خان ترجمان و جمله های داخلهٔ قوس معترضه از طرف سراج الاخبار افغانیه — جنك عمومی خبر های محاربه — وعده امداد — لندن ۹ اگست خالی شدن بحیره روم از جهازات — اخبار لندن خبرهای جنگ بر کاغذ جدا گانه شایع میکند — مستر السکویت — اعلان نمودن ترکی — دولنگر جهاز عثمانی — جرمی بر خلاف برطانی اعلان جنگ کرده — اعلان غیر جانب داری — حمله جرمی و بلجیم — جنك روسی و جرمی — گلوله بازی جرمی — غیر جانب داری رومانیا — سینت پترزبرك — ماستر بیت — اهل بلجیم — مقابله شدید — برای — کوایف — درحدی افغانستان — تلفات حرمی — کذا تلفات حرمی — جنك بحری شکست جرمنی — پیشقدمی — رویا — حالت جنگ در هالیته — مال غنیمت التی متیم جرمی به ایطالیه — اعلان جنك — غیر جانب داری — اخبار دیلی نیوز — عجیب و غریب در بوران — تمدن افغانستان و بیدار مغزی اعلیحضرت — بیان حمله لیگ تلفات قرانی — جنگ شدید — حصین الماس تراشان — مقاله سیاه بیشمار — بلقان تقریر قیصر جرمنی — داکتروان بتهمين هوولث — ووزو بريس — يك نفر ملازم بنك — اجتماع افواج روسی — بحیره روم — پیش رفت استریا و سرویا — حمله عجیب و غریب مادیات جنك عظیم الشان — ریوت — در پایتخت مشهور است — خبر تلگراف — کامیابی های فرانس — التی متیم جانان مجرمی — جنك بحری در بحیره ایدریانك — خود مختاری پولید ایماطه — بلقان — کوپین ورسلا — آغاز جنك عظیم الشان — فرود آمدن سپاه برطانوی وساحل فرانس — ولیعهد جرمی — جنك شبانه — معاملات مشرق بعیده — غیر جانبداری ايطاليه — ترغیب بیانات جرمی ،\nتصاویر | تمثال ذات اعلیحضرت ضیاء الله والدین مرحوم جنت مکین غفر الله له — تمثال ذات اعلیحضرت سراج الملة والدین خلد الله ملکه — تمثال ذات اعلیحضرت همایونی و شهزادگان عظام — تمثال ذات اعلیحضرت پادشاهی و مصاحبان خاص — مقام صدارت عظما حضرت نائب السلطنه صاحب شهزاده جوان بخت حضرت معین السلطنه صاحب — شهزاده بلند اقبال جناب عین الدوله صاحب — کره ارض ،"}
{"book": "adl0616", "page": 825, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آنچه باید کرد ؟ ) و ( ادبدر فن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست . ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هفت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهرجائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود.\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی و جمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جای دیگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنین بيك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانی که در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه در ورق جداگانه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه یک ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری سنار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 826, "text": "شماره (۱)\nسال چهارم\nصحيفه (۱)\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nو اقطاعات تابعه ۱۱ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nيا اعتبارات خارجه ۱۰ روپيه انگليزی\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكپايی است\n(اوراقی كه درج نشود آماده نميشود)\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nسراج الاخبار الافغانيه\n۱۳۲۹\n\nتاريخ عربی ١٥ شوال المكرم سنه ۱۳۳۲\nتاريخ انگريزی ۹ ستمبر\nتاريخ شمسی ١٤ سنبله ۱۲۹۳\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\nبآغاز بنام ايزد بخشندهٔ مهربان\n( ديباچه بزبان خالص فارسی )\nسپاس و ستايش بيرون از شمار می آفریدگاری را سزاست كه خامهٔ دوزبان را توانائی گويائی بخشيد، درود بر روان پاك پيغمبر برگزيده او است كه پيروان كيش خوب خود را آموزش دانش بدميد، خاندان و ياران او را دوستی و فروانی بجاست كه كارهای پسنديده هر كدام شان رهبر بختياری و نكوئی مايان گرديد. پادشاه بلند پايگاه بادار و دانش بزرگ ما | اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان را خداوند زمين و آسمان تا سالهای درازی بر اورنگ جهانبانی شان پايدار و آرام دارد تا گروه پرشكوه افغان و خاك افغانستان بسايهٔ دانش پروريها و دادگستريهای شاهانه شان برتريها و بختياريهای بی اندازه را سزاوار گردد، و مردمك ديدهٔ روی زمين و زمينيان شود. سپاس پروردگار بزرگ خود را اينجه زبان بجا آورد، خواهيم توانست كه ما را توانائی داد تا سال سوم اين نامهٔ گرامی، چراغ پيامهای افغانی، را به انجام رسانيده سال چهارميش آغاز نموديم، و اين نيست مگر سايهٔ دانش پيرا به شهريار دانای نكوئی خواه فرخندگی همراه بزرگ ما. درين سه سال بسيار چيزها گفتيم و نوشتيم. آرزوی يگانهٔ ناتوانانهٔ ما همين بود و همين خواهد بود كه در راه بيداری و آگاهی راهروان هم زمين و هم آئين خود يك كوششی بجا آورده باشيم اميد است كه يك كمكی برين آرزوی خود كامياب هم آمده باشيم. با اينهم از ناتوانی و زبونی خامهٔ شكسته كی چغانه، درين نامه باری ترانه، همواره كوششی ورزيده ايم، و چنانچه شايد و بايد نه نوشته نگاشتيم و نه گفته كنيم. از درگاه ايزد دانای بينای توانا اميدوار آمرزش، و از خوانندگان فرهنگ منش آرزومند پوزش ميباشيم. (۱)\n\n✽ يکدو کلمه عرض ✽\nفيوضات توجهات جهاندرجات ذات شوكتسمات پادشاه گزيده صفات معدلت آئين اعليحضرت ( سراج الملة والدين ) پادشاه بزرگ خود مختار دولت قويشوكت مستقلهٔ خداداد افغانستان صانه الله فی حفظ و امان، جريدهٔ وطنيه ( سراج الاخبار افغانيه ) سه سال كامل از مراحل عمر گرانمايه را طی نموده باول مرحلهٔ سال چهارمين خود گام انداز قلم فرسائی گرديد. مسلك تحريريهٔ اين روزنامهٔ وطنيه را قارئين كرامش دانسته خواهند بود كه بجز يكخدمت ناچيزانهٔ قلميه در راه دين و دولت و باخبری و بيداری وطن و ملت دگر چيزی نيست گاهی از سياسيات عالم، برخی از علوم و فنون فوايد منظم، نبذه از اخلاقيات و ادبيات منافع رسان، شمه از واقعات و حوادثات زمان و جهان اختيار نموده و ميراند. اما مقصد اعلام و مراد قصوايش همانا محامد و مناقب اعمال حسنهٔ ترقی روزانهٔ خير انديشانهٔ ذات اعليحضرت حامی مقدس محبوب القلوب خودش است كه نيكبادشاه دل آگاه بزرگی است كه از روز فيروز جلوس ميمنت مأنوس همايونی شان هزارها باب رحمت و هزارها شهراه علويت بر روی ملك و ملت شاهانه شان باز فرموده اند، على الخصوص بازار فيوضات آثار علم و عرفان درين عصر ترقی عصر شاهانه رواج و گرمی حقيقی خود را پيدا كرده است.\n\n(۱) درين ديباچه، بيت كه عربی بجز اسم ذات اعلیحضرت همایونی که عبوری بود و در قوس معترضه کرده شد، هرگاه، قارئین کرام یابند به کتابت اندرين جلد کرده شده، به او مکافات داده میشود. آخر وعده پایگاه."}
{"book": "adl0616", "page": 827, "text": "شماره ۱\nسال چهارم\nاین است که ( سراج الاخبار افغانیه ) نیز یکی از امتعه تازه وزنده این بازار فیض آثار عرفان نثار است که از اول بود انتشار خود تا به ایندم از برکت حسن توجه حامی مقدس معظم خود ر وز روز در افزونی محاسن صوری و معنوی خود تا بدرجه که ممکن بوده است.\nکوشش ورزیده است.\nسراج الاخبار افغانیه در خصوص ممنون بودن و توجه و رغبت مشترکین و قارئین کرام خود را افزودن از هیچگونه فداکاری رو گردان نشده است . ملاحظه خوبی کاغذ . خوبی تصاویر - تنوع مضامين بر همه آنها علاوه يكان کتابچه های هدیه و بر همه همه آن هم ارزانی قیمت را دایما مراعات نموده است. حتی بدرجه که برای بریدن کنارهای ورقها را از یکدیگر ضایع شدن وقت قارئین کرام خود روا دار نشده بواسطه ماشین برش همواره کنارهای صحیفه ها را بریده بتوزیع و تقسیم اخبار خود پرداخته است. اگرچه اوجود اینهمه فداکاریها به استجلاب حسن توجه و رغبت قارئین کرام خود موفق نشده است. و تعداد مشترکین خوش خرید خود را از عدد ده بارده افزونی داده نتوانسته است. حتی در نفری خواه دارانی که تشخیص شان در دفترهای سرکاری میباشد تربی اختلاسها و كتمانها بوقوع آمده است باز هم سراج الاخبار افغانیه اسباب حقیقی این کمبودی مشتری، وعدم رغبت پروری را در قلت علم و عرفان عمومی یافته هیچ فتوری و قصوری را بخود راه نمیدهد، و هیچ لحطان در راه ایفای وظیفه مقدسه خود که عبارت از خدمت وطن عزیز است ناجان در بدن باشد کوتاهی نمیکنند.\nدر بنیار سال چارم این روزنامه وطنيه با وقوعات و حوادثات يك جنك رستاخيز آمیز خونریز دهشت انگیز بسیار بزرگی که در میان دولتهای منظمه اوروپا پریاشده است آغاز نهاد. لهذا تا بوقتيكه این جنك دوام ورزد سراج الاخبار افغانيه اكثر مصايف خود را به خبرهای مجار به حضر میکنند و اگر لزوم دیده شود صحیفه ها را هم بیشتر خواهد کرد زیرا شوق و آرزوی خوانندگان و مشترکین کرام خود را نیز در شنیدن خبرهای حرب ملاحظه و حس مینماید ۱۰ گرچه برای مشترکین کرامی که در خارج وطن داریم خبرهای محاربه که درج کنیم از قبیل اعلام معلوم شمرده میشود . ولی هیچ شبه هیچ شبه نداریم که ایشان بنا بر پاس خاطر مشتركين داخل وطن عزیز ما برما خورده نگیرند. تاریخچه داخلی و خارجی یکساله را نیز که درین دو سال در نسخه اول جریده خود درج میکردیم بنابر همین ملاحظه موقتاً ملتوی نمودیم. باقی در هر حال و قاطبه احوال دعای خالی از ربای افزونی عمر واقبال، ودوام شوكت و اخلال اعلیحضرت بادشاء ترقى امال مراحم خصال خود ما ترا ورد زبان صداقت نموده توفیقات ایزد ذو الجلال لا يزال جل سبحانه را درباره خود نیاز و استر جام مينمائيم . من الله التوفيق .\n\nتجوید داخلیه\n\nمراسم دربار معالی بار عید سعید فطر\nماه مبارك فیض رسان رمضان در یوم دو شنبه به انجام رسید در لیله سه شنبه رویت هلال غره ماه شوال المکرم ثابت کردیده به انداختن بیست و يك توب عيد سعید ميامن پدید قطر پروزه شنبه بر همه كان اعلان کردید .\nبموجب رقعه های خبری که از طرف ايشيك آقاسیان ملکی و نظامی توزیع و تقسیم شده بود بهشت بجه صبح يوم مذکور ارباب مناسب ملکی و عسکری ، و سرداران عظام و علما و اشراف و خوانین کرام در قصر معالي حصر ( استور ) همایونی بلباسها و اونیفورمهای بزرگ درباری خودشان جمع آمده بعد از صرف جای و ناشتا جمعیت ذات فخامت بات جناب عالى نائب السلطنة صاحب افحم در گلخانه مبار که بشرفیایی سلام ذات شوكسيات اعليحضرت ( سراج الملة والدين ( بادشاه حقایق آگاه بادانش و دین خودشان قابل و سزاوار کردیدند، و به الثفات جهان درجات همایونی مظهر گردیده بموجب فرمان همایونی در عرابه های مکانی که در بیرون دروازه ارك مبارک به ترتیب تمام توقف داشتند سوار شدند. بعد از آن که عرابه سواري ذات اعلیحضرت پادشاهی از داخل ارك مبارك خروج نمود دیگر همه عرابه ها بهمر كابي شاهانه حركت نموده بيك الاي والاي ذي احتشامی\n\nمجامع نور لامع كبير عبد كاه تشریف شوک ردیف مو کی همایونی بوقوع آمد .\nدر بنیان از کمال مرحمت و دیانت پروری که ذات الناقدس الهی جل سبحانه در نهاد بادشاه مراحم بنیاد مقدس ما توديع فرموده عساکر ظهر ما گر شاهانه را که سابق از دروازه ارك مبارك تا به جامع کبیر عید گاه در دو طرفه عمر کاه مو ک همایونی صف پروزه بسته احترام میشدند برای آنکه در ادای نماز عبد شان تعطیل و تعویق نیاید صف آرائی شانرا در داخل صحن جامع شریف ازاده و فرمان نموده بودند که ذات عالى شهزاده جوانبحت معظم همه حضرت معین المساطنه صاحب افخم از صبح وقت برای نظارت تنظیم و و افسران نظامی انتظام یافته بود مجامع شریف رفته و باز عودت نموده بودند .\nنماز عید سعید بنك جماعتی که متجاوز از بیستهزار مسلمین عسکری و رعیتی بود ادا کردید و در وقت خروج ذات اعلیحضرت بادشاهی برفهای مقدس و بزرگ عسکری در دهن دروازه جامع شریف از دو طرف مانند يك قوسی تشکیل شده ، ذات اعلی حضرت همایونی از زیر آن گذشتند. از طرف عموم عساکر ظفرما کر با موسیقه های شان مراسم سلام ایفا کرد .\nبعد از ادای صلوة در سلامخانه عام مراسم دربار معالی باز انتقاد يافته و همه شهزاد كان عظام و سرداران و منصبداران کرام و همه اهل دربار علویت نشار در مقامهای مقرری خودشان"}
{"book": "adl0616", "page": 828, "text": "نمره ۳\n\nخانجا گردیده ذات قدسیت صدات اعلیحضرت بادشاهی سلام خانه دربار را به تشریف شرکت ردیف همایون شاهانه رونق افروزی و اجلال.. وهمه كارا به التفات و توجهات جهاندرجات همایونی قرين من ومسار عالى العال فرمودند. بمبار کبادی عید سعید و دعای دوام ترقی و آزادی وطن و ملت که از لسان الهام بيان اعلیحضرت بادشاه مقدس در فصدور یافت قلوب صداقت مجلوب نهمه حاضرین دربار معالی بار را يك وجد و سرور پرجوشی استیلا نمود ادعية خيرية تمادى عمر و اقبال و شوک و اجلال بادشاهی ندکار کردید، جابها شيريتيها طعامها العام و اطعام فرموده شده دربار علویت آثار عید سعید فطر به انجام رسید.\n\n( بيانات اعلیحضرت همایونی )\n\nواد خصوص حزب حاضر موخط حرکت دولت افغانستان ہے درین دربار عام عید سعید، ذات شوكتسبات بادشاه بزرك دولت مستقله خداداد افغانستان اعلیحضرت ( سراج المله والدين امیر حميد الله خان ) وفق الله بالنصر من الرحمن از و قومات جاريه این محاربة مدهشه حاضره دولتهای بزرگ و كوچك اوروبا تحت و بیان فرمودند که مال بعضی نقاط مهمه بیانات همایونی را که جهت تعلق آن بدولت متبوعة مقدمة ما افغانستان دارد در نجا تذکار میهانم .\n\nبعد از انکه از برهم خوردن صلح و آسایش عمومی اظهار تأسف فرمودند ، و بعضی اسباب مهمه این شعله افروزی نابرة جنك وجدال عمومی را در انظار حاضرین دربار معالی باز توضیح نمودند از رسیدن خط جناب و ایسرای هند جلالتماب لارد ( هار دينك ) و نوشته شدن جواب از طرف قرن الشرف ذات اعليحضرت شاهانه شان تحت بیان آورده فرمودند :\n\nتحریرات و ایس ای صاحب هند در خصوص اخبار کیفیت حزب عمومی دول اوروبا، و داخل بودن دولت معظمه برسانه درين حرب بحضور شاهانه ما رسيده و ضمناً اطور اشعار دوستانه نوشته اند که چون دولت علیه اقف استان از زمان اعلیحضرت ضياء الملة والدين مرحوم با دولت معظمه بریتانیا عهد دوستی و پیمان مودت داشته و دارد، و در مهمات و معطیات امور خارجه رسیدن رأی و استشاره دولت بریتانیا ، از جمله مواد عهد نامه قرار داده شده تجدید هم شده است از انرو بیطرفی دو لت عليه افغانستان را درین حرب حاضر، مناسبتر و موافقتر دانسته به اشعار دوستانه و اظهار مخالفت کارانه استدار ورزیده شد.\n\nه مال و مفهوم تحریرات دوستانه جناب و ایسرای همین بود. که گفتیم اما جوابیکه از طرف شاهانه ما نوشته شده مال آنرا نيز وشها اهل دربار بیان میکنم تار کیفیت آگاه باشید. بعد از بعضی تمهیدات دوستانه برای دوست خود جناب و ایسرای نوشتیم که : واقعا دولت عليه ما با دولت بهية شما - تا وقتیکه يشرف و حيثيت ، واستقلال و حریت آن هیچ امرضی از هیچ\n\nسال چهارم\nشماره ۱\n\nطرفی بوقوع نیامده باشد. و شرایط دوستی معهوده خلل پذیر نشده باشد کماکان بر عهد و پیمان دوستی خود پایدار و استوار است و كذالك تا هنگامیکه بر منافع حاكميت و حقوق ملكية او از هیچ طرف هیچ تجاوزی بوقوع نیامده باشد از ملك بيطر في انحراف نخواهد ورزيده\n\nاین بود نقاط مهمه افادات حکمت آیات اعلیه مرت همایونی که مالا و اجمالاً در باب خط حركت سياسية دولت مقبوع: مقدر نما بدربار نام روز عید در حاليكه سفير دولت بهية انكليس ايز موجود بود بیان فرمودند، و ما محض برای اطلاع قارئین خود درج مضايف اخبار نمودیم . تا همه کان را معلوم باشد که خط حرکت سیاست دولت متبوعة مقدمة ما افغا نستان درین حرب حاضر بشرایط مسروده مسلك بی طرفی میباشد .\n\nافغانستان\nو اهمیت موقعیه و سياسية آن\n\nيك سیاحی که از اقصای غرب شمالی مثلا از لندن برای سیاحت آسیای شرقی روپیهای عزیمت شود ، و بنجر های محیط را غیور . و قطعة فسيحة هندرا غرباً شرق مرور کرده بخواهد که بسوی شمال شرق وسط آسیا عنان سیاحت خود را دور بدهد در پیش رویش یکی یکبار دیوار يك نام بسیار بلند سر يغلب كشيده تصادف میکنند که ( خروج برفقك سروری بدشوار بست ) گفته مجبور بر توقف میشود .\n\nاین بام بلند معظم ، قطعه بك ( افغانستان ) برومند محتشم است ؟ يك قطعه بزرگی از آسیای وسطی میباشد . این نام دی احتشام از طرف شرق شمالی با دیوار عظمت مدار ( هندو کوه ) که زبانزد به ( هندو کش ) شده است . و با ( کو منایا ) که یکسر طرف غرب ممتد شده رفته است و با کوهستان ( غور ) مربوط است. شرقاً بالتدريج فرو آمدها ( کوه سلیمان ) که از شمال یکر بسوی جنوب تند شده است کسب ارتباط میکنند، جنوباً تابه ( بلوچستان ) و از انجا تا ساحل بحر يك سطح ما يلى تشكيل میکنند. در طرف غرب رفته رفته یك نشبی پیدا کرده و در اطراف کول ( هامون ) لك حوضه داخلي ، و در جهت جنوب غربی یک مهرای تشکیل داده و داران باز بطرف کوههای (خراسان) بلند شده میرود در جهت غرب : الى تدريجاً تا بصحرای (مرد) و حوضه ( جیحون ) سرراست فرو میآید.\n\nبلند ترین مواقع افغانستان ، همانا جهتهای شرق شمالی آنست. که با کوههای بارف دایمی مستور بسیار بلندی در بر گرفته شده است . بعضی از زروه های این کوهها بقدر ( ۹۰۰۰ ) شش هزار متر و بعضی بیشتر از انهم از سطح بحر بلندی دارد. حتی بعضی دره"}
{"book": "adl0616", "page": 829, "text": "صحیفهٔ ع سال چهارم شماره ۱\n\nتمثال فرخ فال هيکل مجسم شجاعت و سياست خاقان مغفور جنت مکين اعلیحضرت امير عبدالرحمن خان ضياء الملة والدين غفر الله له\n( فوتوگرافی : عکاسخانه شاهی ، زينگو گرافی : سيد ابوبکر )"}
{"book": "adl0616", "page": 830, "text": "شماره (۱) سال چهارم ضمیمه ؁\n\nتمثال فرخ فال\nذات شوکتسمات پادشاه مستقبل دولت خداداد افغانستان اعلیحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ) خلد الله ملکه"}
{"book": "adl0616", "page": 831, "text": "سال چهارم\nشماره ۱\n\nحوادث خارجيه\nافغان\n\nمقصد ما ازین عنوان ( افغان ) در نما توضیح کیفیت قوم نجیبی که به دینداری ، دلیری ، غیرت ، ناموس معروف و مشهور ، و بحی استقلال قومیت ، ومباخرة شرافت ملیت خود شان موصوف ومغروراند نمیباشد . بلکه ما میخواهیم ماهیت حقیق ( افغان ) نام ورقپاره را که بغیر حق این عنوان شریف را تلویت نموده بنام ( اخبار افغان ) در شهر ( پشاور ) طبع ونشر میشود بر همه اهالی اسلامیه و علی الخصوص وقوم نجیب افغان و باز علی الخصوص تر و برادران دینی مردم پشاور ، و افغانان سرحدی بهادر خود میدان بر آورده بشناسانیم که در زیر پرده این نام و عنوان مقدس چه مقاصد مضرة اسلام شکنانه در حق اسلامیت و مسلمانی در دل می پرورانند . از بسیار وقتها میشنیدیم که اخبار افغان بنام دیگر اسم بلاجسم – یا اسم بی مسمی یک اخبار پست که بمعرفت بدخواهان عالم اسلامی برای اغوای مردم افغان سرحدی طبع و نشر میشود ولی ما باور نمیکردیم . یا چسان باور کرده بتوانم : افغان باشد و ننگ قوم و ملت فروشی را برخود گوارا نماید خیلی بعید مینماید ! افغانانی که ننگ خیانت وطن و باز ملت فروختن را برخود گوارا کرده باشند هیچ شبهه نیست که در ره افغانی نشان گمراه رنگ بدر کی اجنبی شامل بوده است . ما بسیار افسوس میکنیم که شنیده ای های ما در حق اخبار افغان به دیدنی های رأی العین تبدیل یافته به تحقیق پیوست که این ورقپاره خسیسه که ناصب یک اسم شریف گردیده است حقیقتاً میانجی کار خیر دشمنان اسلام است . اگر کسی باور ندارد نسخهٔ مؤرخه نجم ماه اگست سنهٔ ۱۹۱٤ او را خوانده به بیند که در حق اسلام چه مینویسد :– ورقپاره مذکوره در نسخهٔ ٥ ماه اگست خود در زیر عنوان ( حالت موجوده افغانستان ) از قلم کدام ( نامه نگار ) ایمان فروش خود بعد از تحریر یک دیباچهٔ غیر معقول چنین مینویسد : | اگر چه مسلمانان بتعداد کم و بیش در هر ملک زیر حکومت غیر هستند لاکن اعداد کثیر آنها زیر حکومت برطانیه میباشد و اگر بنظر انصاف دیده شود همان مسلمانان خوشحال و آزادند که زیر حکومت انگرزی هستند . | به این فقره خود علناً اعلان میکند ، و منادی میگرداند که ای مسلمانان سرحدی افغانستان ، وای افغانان دولت مستقلهٔ افغا نستان ! ! اگر میخواهید که خوشحالی سودانی ، و ازادی زندگانی را مظهر شوید . هیچ درنگ مکنید . زود بدوید . طوق غلامی غیر دین را زیب گلو سازید تا مسعود و بختیار دارین گردید ؟ چقدر دعوت با ثواب ! عادتاً دعوت مسلمة کتاب ! . . . .\n\nصفحه ٦\nهای این کوهها که گذر میدهد از کمتر از چهار هزار متر نمیباشد . زروه های ( سفید کوه ) نیز در نزدیکیهای جلال آباد تا به ارتفاع ( ٤٣٨٠ ) متر میرسد که دایماً با برف مستور است . زروه های با برف دائمی مستور ( کوه بابا ) که در محل التصاق سلسلهٔ ( هندو کوه ) ، و سلسلهٔ ( کوهستان غور ) واقع است نیز تا ( ٤٩٠٠ ) متر بلندی دارد . در ما بین این کوهها و سلسله ها چنان دره های صعب المرور تین پر پیچتاب و دهشتناکی موجود است که خیال را نیز از گذشتن آن در اضطراب می اندازد . از انهم بگوئیم که این خاک پاک تنها عبارت از همین کوههای بلند پر برف سربفلک کشیده ، و همین دره های مدهشه که مذکور گردید نی ، بلکه بی واد یهای برایشان طاقت نشار ، و بی زمینه ای بر انجام محصولداری را از مالکیت که از هر گونه ثروتهای طبیعیه بدرجهٔ کمال العمال بفیض و بزرگ است .\n\n* * *\n\nدر خصوص اهمیت موقعیهٔ این خطهٔ پاک بهمینقدر اکتفا کرده بگذری از اهمیت سیاسیهٔ آن بحث میرانیم . ولی از همه اول تر این را میگوئیم که این بحث ما محض از روی افکار جریده نویسی بوده بسیاسیات دولتی هیچ جهت تعلق ندارد . ذاتاً اخبار ما یک جریدهٔ رسمی دولتی نیست که از رسمیات سیاسیهٔ دولت متبوعه خود دم زند . ( افغا نستان ) یک دولت با هیبت و ذی اهمیت اسلامیهٔ قارهٔ آسیاست که درجهٔ اهمیت سیاسیهٔ آنرا باریک بینان عالم سیاسی بخوبی درک و تقدیر میتوانند . برای دانستن درجهٔ اهمیت آن اولا میباید که جهات اربعهٔ آن یک عنف نظر بکنیم : جهت شمالی قطعهٔ افغانستانرا ممالک وسیعهٔ ترکستان روسی یعنی ماوراء النهر ، وجهت جنوب آنرا ( بلوچستان ) ، وجهت شرق آنرا قطعهٔ ( هندوستان ) وجهت غرب آنرا ممالک دولت علیهٔ ( ایران ) در بر گرفته است . این تحدید حدود افغانستانرا که کشیدیم هر جغرافیا خوان خریطه بین میداند و می بیند ولی مقصد ما درینجا این است که از نقطهٔ نظر سیاست اسلامیه درین حدود یک امری بعود کنیم تا معلوم شود که اگر افغانستان بخواهد چه رولهای عجیب و غریبی در عالم سیاسی ، و چه استفاده های مادی و معنوی عظیمی از فرصت و وقت بدست آورده میتواند . بلوچستان تقریباً با سه سه و نیم ملیون نفوس اسلام که همه یک جنس و یک ملت اند مسکون میباشد . ترکستان با یازده ملیون مسلمان خالص و در هندوستان بقدر صد ملیون نفوس مسلمان جاندی و ایران یکدولت مستقلهٔ اسلامی میباشد که همین مسئله تا یکدرجه ما را به بعضی چیزها رهنمایی میکند . حالا چون برای نشر اخبار ما وقت نمانده انشاء الله سرشمارهٔ آینده ما را این بحث مهم به تفصیلات بسیار واضحی تشکیل خواهد داد .\n( باقی دارد )"}
{"book": "adl0616", "page": 832, "text": "سال چهارم\nشماره ١\n\n۷\nدر خصوص خوشحالی و آزادی مسلمانانی که در زیر حکومت غیر دین هستند ما هم هیچ گفتگویی نداریم. آیا خوشحالی و آزادی ازین جا بهتر و وجه برتر خواهد بود که بغیر از در کردن طوق غلامی را از گردن، دگر هر چه که خواهی بکن. در هر شهر بهزار ها فاحشه خانه ها، نانکها، سازنده ها، خوشخوانها، شرابخانه ها و هنوز چه ها و چه ها که عقل حیران میشود، از همه این خوشحالیها هر فردی از افراد طوق نکردنه ای احکام حکام غیر دین بکمال آزادی و تمام خوشحالی استفاده میتوانند. هر گاه مقصد از خوشحالی و آزادی همین چیزها باشد البته که افغانان افغانستان و افغانان سرحدیهای کوهستان اینچیزها را بخواب خود هم ندیده اند. اما باید دانست که اینچنین خوشحالیها و آزادیها در مسلمانان زیر حکومت حکام غیر دین نیز مخصوص همان عوام الناس بی وجدان و هواپرست که مانند نامه نگار افغان اشخاص باشند. حالانکه دران مسلمانان نیز چنان بیدار مغزان با ایمان و وجدان هم موجود اند که این خوشحالیها و آزادیها را عین ذلت و نکبت شمرده و عدم آزادی و خوشحالی حقیقی خود شان خون میگریند. چنان خون نگریند! بکرورها کرور مسلمانان، در هند و ماوراءالنهر و غیره از قرنهای ممتد و پایان ساکن و متمکن باشند، و دول غیر جنس، و غیر مذهب شان برخواسته، آزادی حقیقی، استقلال ملی، حکومتهای سیاسی، مال و ملك، ادبیات، اخلاقیات و الحاصل همه قوای مادی و معنوی شانرا محو و منقرض ساخته طوق غلامی خود را بگردن شان بیندازد، و خود ها را مالک، و آنها را مملوك قرار داده حق مساوات را یکقلم از میان بردارد، آیا این چیز هایی نیست که ارباب وجدان و ایمانرا خون نگریاناند! ایکاش که نامه نگار آن ورقپاره بیمار، تنها به اغوا و اضلال افغانها، و دعوت نمودن شانرا بطوق غلامی غیر دین شان اکتفا میورزید. نی نی! این وفادار صداقت شعار مرا کو بیان ترکان ایرانیان را نیز بسایی که در زیر حکومت غیر جنس و غیر مذهب شان نذر آمده اند به انواع قباحتها متهم ساخته مینویسد: حال حکومتهای آزاد اسلامی بر هر کس واضح و روشن است: باده نوشی و حسن پرستی سلاطین آنها، میپرسی و قوه فروشی و رشوت ستانی ولا مذهبی ترکان روم؟ و عیش پرستی و ناموس فروشی و نامردی ایرانیان را کیست که نمیداند.\n\n٨\nنکردن داری چرا به اینهمه بلاها گرفتاری؟ قوم فروش نیستی؟ هستی: زیرا نامت را افغان نهاده، و قوم افغانرا به اسارت غیر جنس و دینت میخواهی بفروشی، رشوت ستان نیستی و هستی چرا که اگر رشوت نمیستادی این ترهات را نمیسرودی، آیا برلا مذهبی ترکان بچه حکم میکنی؟ همه عالم میدانند که مذهب رسمی ترکان (حنفی المذهبی) است. شیخ الاسلام، و مفتی الانام استانبول دایماً بر مذهب حنفی فتواها میدهد. مسجد هایی که هر کدام آنها بدرجه يك قریه وسعت دارد از نماز خوانان پر است. مکه مکرمه مدینه منوره، مقامات انبیا، اصحاب اهل بیت، اولیا در ملك شان معمور آباد روشن خرم است. آیا لامذهبها چرا آنها را تعظیم و خدمت کرده و میکنند؟ حکم عام کردن برلا مذهبی يك ملت معظمه اسلامیه که مقام خلافت و صفت خادم الحرمین الشریفین را هم حایز باشد الحق که بجز جرأت و جسارت نامه نگار اخبار افغان دیگری را نمیشاید. آیا ناموس فروشی و نامردی ایرانیان را آقای نامه نگار به تجربه کرده است؟ و واقعاً ایرانیان به افیون کشی مبتلا شده اند، و از اسباب يك رخاوت هدیه برای شان حاصل شده خواهد بود؟ اما بدرجه که نامه نگار اخبار افغان خبر دارد نخواهد بود...\n\nبعد از انکه همه ملل اسلامیه آزاد و غیر آزادی را که خارج طوق غلامی غیر جنس و مذهب هستند از شمار انسانها بیرون برآورده و بلا مذهبی و نامردی و بی مروتی و بی معیوبات مهم ساخته بر اصل منویات ضمیر نحوست تخمیر خود که در حق دولت متبوعه مقدسه ما افغانستان دارد سخن را دور داده هرزه سرائیها و ژاژخائیهایی کرده است که همه آن مبنی بر اغراض دلسردی و رو گردانی برادران دینی هندوستان زمین ما، و علی الخصوص برادران هم ملت و هم دین افغانی ماورای سرحد نشین ماست از حکومت اسلامیه افغانیه، چنانچه میگوید: البته در باب افغانستان در عوام الناس غلط فهمیها موجود اند و در مسلمانان در باب این سلطنت خورد اسلامی حسن ظن باقیست لهذا ما برای آگاهی ناظرین در باب این سلطنت بیان خواهیم کرد تا غلط فهمی مردم دور شود و بالخصوص افغانان بدانند که حالت این سلطنت در چه تنزل است.\n\nبعد ازین مقدمه برسی تفوهات بالای، و کلمات قبیحانه بی ادبانه در حق اعلیحضرت پادشاه مقدس ما جرأت ورزیده است که تفصیل آن تفوهات نالایق باطل را لایق همان ورقپاره نابکاره دانسته اوراق جریده اسلامیه وطنیه خود را به آن حرفهای چون خرفها سزاوار ندیدیم. اگرچه بر روش يك حكومت و اصول قواعد يك دولت خورده گیری و اعتراض میشود. ولی بذات پادشاه يك دولت کلمات بالاعله صرف کردن مخصوص بی تربیه گان و بی ادبانیست که مانند نامه نگار افغان باشد.\n\nاین بیمار نابکار از نوشتن این نوشته های اسلامیت براندازانه دیگر هیچ مقصد و مدعایی ندارد مگر اینکه يك جمیله حسنه، و يك خدمت وفاکارانه بطوق نهندگان خود نشان بدهد. زیرا درین اوقات میداند که طوق نهندگان شان چه اندیشه ها و چه"}
{"book": "adl0616", "page": 833, "text": "صحیفه ۸ سال چهارم شماره ۱\n\nذات شوكتمآب اعليحضرت سراج الملة والدين\nطرف دست راست شاهانه معين السلطنه سردار عنايت الله خان\nطرف چپ عين الدوله سردار امان الله خان\n[ فوتوگراف : عكاسخانهٔ شاهی ، زينكو گراف : يار محمد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 834, "text": "شماره ۱ سال چهارم صحیفه ۹\n\nذات اعلیحضرت بادشاهی\nو مصاحبان خاص بدست راست شاهانه جناب سردار محمد آصف خان و بدست چپ جناب سردار محمد یوسف خان\n[ فوتوگرافی : عکاسخانه شاهی ، زینکو گرافی : یار محمد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 835, "text": "٢٠\n\nافکارهای خیالی و تصوری از دولت اسلامیه افغانیه و مال اسلامیه در ضمیر خودشان محتمل الحصول میپندارند. بنابرین این وفا کیش عقیدت اندیش بعضی احتمالات بعیدة متصورة واهیه را در مد نظر پی کرده همچنین يك همهمه پرولوله را در میان مسلمانان و خصوصاً در افغانان سرحدیان انداخته ، و آنها را از دولت علیه اسلامی افغانستان دلسرد ساختن از وظایف مهمه و فاشعاری دانسته به نوشتن این هزبانها جرأت ورزیده است . قاتله الله الغرض . ( سراج الاخبار افغانیه ) و همه عالم اسلامیت اعلان میکند که ( افغان ) نام اخباری که در شهر ( پشاور ) زبان اردو ، گاهی يك روائیه آن زبان افغانی طبع و نشر میشود يك اخباریست که محرک و حامی آن خلل اندازان عالم اسلامیت میباشد . و یگانه وظیفه آن جز اینست : – اول تمامی ملت اسلامیه عالم را از محبت برادرانه اسلامیه باهم بددل نمودن دوم آنکه دایماً در مابین طایفه مسلمانان و هندو بی اتفاقی انداختن سوم مردمان افغان سرحدی را از حکومت افغانستان دلسرد نمودن . لهذا همه مسلمانان را بدین رمز نهفته این ورقپاره که در زیر پرده نام شریف ( افغان ) قوم فروشی را رواج میدهد آگاه و بینا میسازیم تا حقیقت و ماهیت اصلیش بر همه کان آشکار گردد.\n\nخبرهای جنگ\n\nنامه نگار ما از ترکستان مینویسد که دولت روس از بندرات آب دریای آمو مثل بندر ترمذ، و پته کیسر و غیره همه عساکر خود را جمع نموده راه پایتخت خود حرکت داده . و اينك البلد سپاهی تقریباً صد صد و دو صد نفر جهت محافظت آنجاها در هر بندر گذاشته است . و این در بین طرف اقوام است که دولت ژاپان سر گرمی دولت روس را با جرمن و اوستریا فرصت دیده میخواهد که پای روس و جرمن را یکقلم از خاک اقتضای شرق بیرون کند . میگویند دو شهر کلان روس را از آنها تصرف کرده اند . و نیز با جرمنی در باب بر آمدنش از خاك چین گفتگو دارد . کذا – دولت روسی بنك نقدی خود را از بنکی در حرکت داده برده است . و مردم تجار و رعیتی خود روسی و رعایای دولت غیره کاغذهای سود را جمع کرده بدولت روس واپس داده اند که کاغذهای خود را گرفته و جه نقد نماها بدهید از بواسطه نهایت پریشانی و بی اعتباری برای دولت روس پیش شده است . کذا – در مزار شریف کاغذ سود روسی بسیار بی اعتبار شده است و هیچکس نمیخرد و کسانیکه کاغذ سود دارند به بسیار آزادی بفروش میرسانند و مشتری هم کم پیدا میشود این است که اینچند فقره که بتواتر درینجا مسموع شده برای شما اطلاعاً نوشتم . فی ٢٦ رمضان سنه ١٣٣٢ ( عبدالاحد )\n\nسایر خبرها\n\nترجمه های اخبارهای انگریزی [ترجمان کریم بخش خان جمله هائیکه در آخر خبرها درقوس معترضه گرفته شده از طرف خود سراج الاخبار افغانیه میباشد]\n\n✽ جنگ عمومی ✽\n✽ خبرهای محاربه ✽\n\nچون این جنك عمومی يك اهميت فوق العادة دارد لهذا سراج الاخبار افغانیه برای اینکه قارئین کرام خود را سلسله وار از وقوعات محاربه باخبر سازد اکثر صفحات خود را به حوادث محاربه منحصر ساخته از درج کردن ( ناموران زنان جهان ) و ( علم ثروت مال ) و ( تاجه های پاریس ) در دم حاضر صرف نظر نمود . انشاء الله بعد از ختام حرب باز سلسله آنها را جاری خواهد ساخت این است که حالا روزنه وار واقعات حربه را بنقل قارئین کرام جلوه گر میسازد . این را هم میگوئیم که این حوادث را ما از ترجمه های اخبار های انگریزی که مولوی ( کریم بخش خان ) ترجمان اخبار های انگریزی ترجمه کرده برای ما میفرستد درج میکنیم . وانشاء الله از اخبار های ترکی و عربی که خود ترجمه کنیم این بعضی حوادث مهمه را جدا گانه خواهیم نمود ومن الله التوفيق .\n\nو عدم امداد\nاکثر مهاراجگان هند ( کشمیر و راجپوتانه وغیره ) افواج خود را باصلاح و مرضی سرکار هند گذاشته اند ـ فقط [ اگر نگذارند چه کنند ؟ ]\n\nلندن مورخه ٦ ماه اگست ـ در پیرس یقین کرده شده است که ذخیره زغال از جهازات آبروی خالی شده است و ذخیره فرانس و برطانیه در هند و این آمده است فقط [ آیا نچه صورت و چگونه خالی شده است ؟ ]\n\nاخبارات لندن خبرهای جنگ بر کاغذات جداگانه شایع میکنند ـ و در حجم اخبارات کمی واقع شده است چرا که اندیشه قحط کاغذ پیدا شده است ـ فقط [ هنوز چه قحطها که پیدا نشود؟]\n\nمستر اسکوثه از وزارت جنك مستعفی شده است و لارد کچنر بجای او مقرر گردیده است فقط\n\nساعت ۷ بجه و ٣٥ دقیقه شام ـ ترکی اعلان نموده است که آن اجتماع افواج بطور حفظ ما تقدم بعمل آورده بود فقط [ آیا کذا حفظ ما تقدم؟ ]\n\nدو لنگر جهاز عثمانی و دو لنگر جهاز چلی در بندر گاه برطانوی مقیم اند و بالكل مکمل اند فقط [ حیف آن جهازها : ]"}
{"book": "adl0616", "page": 836, "text": "۱۱\nسال چهارم\nشماره ۱\n\nغیر جانداری رومانیا\nتجارت بطور رسمی شائع شده است که رومانیا غیر جانبدار خواهد ماند فقط\n\n۱۹ لنكر جهاز جنگی جرمی و میمل\nوليدوا رسيده اند فقط\n\nماستر جت —\nحد بلجیم جاریست صدای توب و تفنك شنيده ميشود و جهازات هوای در هوا بالای سر دیده میشوند فقط\n\nاهل بلجيم وسپاه جرمی که در دریای میوز پل عارضی بسته میکردند کاوله بازی نموده سپاه مذکوره را نقصان شدید رسانید مگر سپاه جرمنی در عبور نمودن دریای مد کور کامیاب شد —\n\nمقابله شدید\nاهل و یا مقاله شدید استريا بر مقام بالكريد نموده میروند فقط\n\n[ قرن ]\nرسمی شائع شده است که جهازات آهن پوش جرمنی بخیره روم بعض قدیه جات مستحكم ساحل الحيريرا مهدم کرده اند فقط | الجيريا از مستملكات فرانس است در افریقا ] بك لنگر جهاز هوای بلجیم بر مقام ليك بريك جهاز هوای جرمنی در هو احمله کرده ا را دو نصف کرد - پرواز کننده جرمی گفته شده است فقط\n\nکوائف سرحدی افغانستان\nاز پشاور ریون آمده است که تاریخ ٤ ماه روان بوقت صبح يك دسته فوج خير بهمراه يك گروه بد معاشان سرحدی در قرب جمرود متقابل کردید از بد معاشان یک نفر کشته و يك نفر زخمی شده است و از فوج خير يك نفر مجروح شدید گشته است بدمعاشان در امداد شش نفر از قوم ذ کا خپل خیر و شنواری بودند فقط\n\nتلفات جرمنی\nلندن مورخه ۷ ماه اگست —\n\nمحول به نوه شب\nبرسلز عمل پنج و نیم بچه شام — جنگ شدید و خونریزی در قرب فلورین برپا کردیده است — سپاه جرمی شکست فاش خورده است تا به این حد که بازوليك حمله کرده توانسته است — وهكذا بلجيم ، اما الجرمن ! ]\n\nمورخه ۹ ماه اکسنت عمل دونچه و ۲۰ دقیقه صبح — رسان - اعلان رسمی مظهر است که بلجیم مقابله شدید حمله حات جرمنی نموده است و سپاه جرمنی را از کرد و نواح ليك کشیده است قاعه جات لیشرا صدمه نرسیده است پادشاه البرد کان افسری سپاه بلجیم را گرفته در عرصه کار قرار رفته است بك اعلان باین مضمون شائع شده است که همسایه مغرور و متکبر ما\n\nمورخه ۵ ماما كست عمل ۱۲ نجد و ۱۰ دقیقه جاشت — جرمنی بر خلاف برطانیه نیز اعلان جنگ کرده است فقط\n\nاعلان غیر جانبداری\nاضلاع متحده امریکه و سویدن و ترکی اعلان غیر جانبداری نموده اند فقط\n\nحمله جرمی وبلجيم .\nعمل . نجد و ۵۰ دقیقه صبح\n\nرسان افواج جرمی از مقاماتته گیمی تک و هنری جل وولهم ديروز بعمل نه خوه صبح در حدود بلجيم داخل شده اند فقط آنم اول در و پنی رسیدن و در کناره راست دریای میوز اقامت نمودند - اهل بلجيم محافظت کناره چپ میکردند و جرمی از بسته کردن پل عارضی بر دریای مذکور باز داشتند و اهل بلجیم را از قامه ليك كمك می رسید جرمنی مطالبه نمود که اهل قلعه ليك اطاعت آنرا قبول کنند این مطالبه آن مسترد کرده شد. است بك حصه فوج که از شهر جیل بر قاعه مذکور تاخته بود از افواج بلجمی پسپا کرده شده است فقط | عجب داخل شدن، عجب پس با شدن ! )\n\nموزان روسی و جرمی\nسفيت يترزيرك— افواج روسی بهمراه افواج جرمی براکتر خصص سرحد متقابل کشته اند. افواج جرمنی بر مقام بیانه بود زمین در عقب نشسته اند - مگر اکثر دیهات را در داده اند فقط | عجب عقب نشماس ، عجب در دادن ! |\n\nمورخه ۵ ماه است عمل ٥ بچه و ٥٠ دقيقه صبح - ليك در نهضت اهل جرمنی از سبب شکستن پل ها و سر كل ريل تعویق واقع شده است . آنها بطرف شمال رفته تبلورك علاقه هالین در اتاخت و تاراج کرده اند — و دریای میوز از مقام ایسدن عبور نموده اند — حصه دهم فوج جرمی برایدن وحصه هفتم در و رونیزر و حصه ششم بر مقامات نا معلوم میباشد . ويسى وایکین تو را در حالت آتشزدگی میباشند - ریوت آمده است که افواج جر منی که بر قصبه جات مذکور کاوله بازی کرده بودند باشندگان و پسی را به تیغ نمودند بكلك نظر سپاهيان جرمنی بطرف ليك پیشقدمی کرده اند - یک نفر پرواز کننده جرمی هلاك شده است فقط\n\nکلوله باری جرمنی\nبرساز دیوت آمده است که سپاه جرمني برليك وعور كقوله بازی شروع کرده است فقط وساز باشندگان ویسی بطرف میستر رو فرار نموده اند. و اهل جرمنی دریری و پیمتر و ریمو جیمین داخل شده اند بعض قلعه ها که بر دریای میوز واقع اند در حالت آتشزدگی شعله زن میباشند فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 837, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم شماره ۱\n\nمقام صدارت عظمی\nحضرت فخامت مآب نائب السلطنه سردار نصر الله خان\nفوتوكرافي : معين السلطنة زينكو كرافي : يار محمد"}
{"book": "adl0616", "page": 838, "text": "صحیفه: ۱۳ سال چهارم شماره: ۱\n\nفرزند اکبر و ارشد اعلیحضرت\nشهزاده جوانبخت معظم سردار عنایت الله خان معین السلطنه صاحب الفخر\n[ فتو گرافی : عکاسخانه شاهی - زینکو گراف : یار محمد ]"}
{"book": "adl0616", "page": 839, "text": "صحیفه ١٤\nسال چهارم\nشماره ۱\n\nشکست جرمنی\nيك دسته رساله جاسوسی جرمنی از يك دسته رساله فرانس هزمت خورده در سوزرلیند پناه حاصل کرده است. اسلحه از آنها گرفته شده است فقط [ شاید بالعکس باشد ! ]\n\nباشقدمی سرویا\nدر وانا بطور نیم رسمی شائع شده است که دیروز بر بلگرید گلوله باری شروع کرده شد - بالادستی اهل سرویا از خبر تلگراف از پیش ظاهر می شود که متطوعین از دریای سبوی گذشته و برق سرو پارا بر ساحل استروی نصب کردند فقط ا عجب است که برق را بر قلعه واننا تاحال چنان نصب نکرده اند ....\n\nحالت جنگ در هالیند\nهيك - ملكة ويلهلمينا بك حصه ها لیند را در حالت جنك قرار داده است فقط\n\nمال غنیمت\nمال غنیمت بی شمار از جرمی در بندر برطانیه واقع بحر شمالی آورده شده است فقط [ آیا کلاه شاه جر من در میان آن مالها نبوده باشد | ]\n\nالتی متیم جرمنی به ایطالبه\nمورخه ۹ ماه اکسنت عمل ٤ بجه و ۳۰ دقیقه صبح اخبارات پیرس رپوت شائع کرده اند که جرمی به ایطالبه التي متیم فرستاده است و تهدید جنگ داده است چرا که او از معاونت جرمی انکار کرده فقط [ آیا حق ندارد : | ]\n\nاعلان جنك\nاستریا اهنگری بر خلاف روس اعلان جنگ نموده است فقط\n\nغیر جانبداری\nهمپانیه اعلان غیر جانبداری نموده است فقط\nاخبار دیلی نیور مینویسد که ۱۹ لنگر جهاز جرمنی در بخیره شمالی تباه و ماخوذ نموده شده اند فقط [ که ما خود کرده ما خود کننده مکر روئین تن بود که بخودش هیچ یک ذره تباهی نرسیده ..... ]\n\nنظاره عجیب و غریب در برلن\nبرلن مورخه ۷ ماه اگست وقتیکه اعلان جنگ مابين جرمنی و برطانیه شایع کرده شد یک گروه بر سفارتخانه بر طانوی حمله نموده دریچه ها را شکستاندند چهل نفر رعایای انگریزی در قامه گرفتار کرده شده اند فقط\n\nاز پیسه اخبار مورخه ۹ ماه اگست سنه ١٩١٤ عیسوی مطابق ۱۳ شهر رمضان المبارك سنه ۱۳۳۲ هجرى\nتمدن افغانستان و بیدار مغزی اعلیحضرت\n\nخلاف ورزی مشاهده نموده است و بر ما حمله کرده است چرا که ما از ناموس فروشی انکار کرده بودیم - ما یقین داریم که سپاهیان ما در ادائیكه فرض مقدس بالضرور کامیاب خواهند شد فقط\n\nتلفات جرمی\nعمل ۱۲ بجه و ۱۰ دقیقه شب بر ساز اخبارات میگویند که تلفات و ضائعات جرمی به هشت هزار نفر و هفت عراده توپ رسیده است - هفتصد نفر مجروحین جرمنی در برساز رسیده اند فقط [ آیا از طرف مقابل چقدر | ]\n\nعمل ۱۲ بجه و ۱۵ دقیقه شب\nليك صد ۱۲ مجروحین جرمی از عرصه کارزار برداشته شده اند. اهل جرمنی در علاقه نقب ها داخل شده بودند نقبها پریدند و كل بتالين ( فوج ) جرمنی را هلاک کردانید [ مگر جرمنها هم چقدر حرب نا اشنا بوده اند : | ]\n\nبرسان امروز بوقت چاشت سپاه جرمني يك حمله شديد برليك نموده کاوله باری کل شب گذشته جاری ماند ( و هلانس و جرمی ) امروز باز کوشش دلیرانه نموده در قصبه داخل شدند مکر از دست اهل بلجيم زهر هلال چشیدند فقط [ چقدر زهرناك جانور | ]\n\nرسلز - در وساز بیان رسمی مندرجه ذیل شائع شده است. ۲۵ هزار نفر سپاهیان جرمی بتاريخ ٥ ماه حال در میدان جنك برای مقابله دشمن آمدند و استقلال غیر معمولی ظاهر کردند و دفعیه حمله جات جابرانه دشمن را بوجه احسن نمودند بعد ازان اهل بلجیم رسپاه جرمی حمله شدید کردند در ین حمله آنها از حد کامیاب شدند - سپاه جرمنی در هالیند داخل شده بناءً حاصل کرد | هاله بیطرف چنان آنها را لخت نکرده | اهل بلجیم شش صد نفر مجروح را برداشتند.\n\nجرمنی امشب متوقع است - اخبارات مینویسد که يك كلوله از قلعه ليك بروز چهارشنبه يك دكر جهاز زبلین را برزمین انداخت\n\nجنك بحرى\nعمل ۱۰ بچه و ١٥ دقيقه شب خبر تلكراف از کرکوال مظهر است که جنك بحرى بر ساحل انتر نیز بر پا کردیده است. صدای کلوله باری الى ظهر شنیده میشد کیفیت مفصل تا حال نرسیده است فقط [ اگر خوب نتیجه میداد البته میرسید !]\n\nمورخه ۱ ماه اکست عمل ۱۱ بجه و ۵ دقیقه شب کرمان جهاز اورینهم فواصل بر طانوی را اطلاع داده است که او بذریعه تلگراف بیسیم از چها بوسینیا باین مضمون رپورت حاصل نموده بود که دو لشکر جهاز جرمی که در تعاقب آن روانه شده بودند از جهازات برطانوی تعاقب کرده شده بودند و غرقاب کرده شده اند - فقط [ ماهیان دریا را ضیافت | ]"}
{"book": "adl0616", "page": 840, "text": "صحیفه ۱۵\n\nسال چهارم\n\nشماره ۱\nدر بودن افغانستان ملک من دن و در بودن اعلیحضرت جناب که کردا کرد شهر واقع اند دخل وقبضه نیز یافته است - اکنون\nامیر المعظم بك بادشاه بیدار مغز هیچکس کلام ندارد افغانستان آن برای تسخیر قامه جات جد وجهد میباید نه فقط بذریعه كلونه\nبازی بلکه بهمراه حمله جات شدید اهل قلعه داد مردان کی داده اند.\nاز عرصه قدیم يك ملك مهذب و متمدن است چند عراده توپ که\nدر زمانه امیر شیر علی خان صاحب مرحوم مغفور در کابل ساخته و مدافعت حمله آوران بوجه احسن نموده اند تلفات جان از حد\nشده بودند در قلعه لاهور موجود اند از ملاحظه آنها در باب خوفناک بود.\nافغانستان چنین کرده می توانیم که آن در زمانه سابق چه قدر ترقی\nحاصل کرده بود\n\nيك عراده توپ موسوم بتوب بنگیا نوایی که پیشروی\nعجائب خانه لاهوری اسب است آن نیز در زمانه ماضی در کامل\nساخته شده بود هر قدر اصلاحات و ترقیات که در عهد حکومت\nخلد آشیان جنت مكان حضرت ضیاء الله والدین و در زمان\nحکومت امیر صاحب حال اعليحضرت سراح المله والدین شده است\nبعد ازین اگر کسی افغانستان را غیر متمدن و غیر مهذب الكويد\nقصور معلومات خود او خواهد بود. در دوران حکومت\nاعلیحضرت سرکار همایونی جناب امیر حبیب الله خان صاحب هر\nقدر ترقیات که شده است از حد حیرت انگیز میباشد طبع\nونشر سراج الاخبار افغانیه بده تصاویر درجه اعلى التجة توجهات\nروشن ضمیرانه اعلیحضرت در کار اشرف والا میباشد فقط\n\nمصبات الماس تراشان\nلدن ۱۱ مذاکت - چهار هزار نفر الماس تراشان در ایمستردم\nواقع هالبند از سبب جنگ بیکار میکردند - دیگر کارخانه جات هالبند\nاجر بسته شده اندفقط . | تنها گریه کنند .... ]\n\nمقابله سیاه بی شمار\nبا هم متقابل شدن افواج دیوها در هر لحظه متوقع است ۲۲ فرقه\nافواج جرمنی که در هر فرقه تقریباً چهل هزار نفر میباشد در بلجیم\nوالساس لورین المقابل ٢٣ فرقة بالجيم و فرانس خواهند آمد افواج\nمتخاصمين كاملاً مجتمع شده اند و نیار میباشند - سپاه فرانس\nپیشتر در بلجیم رسیده معاونت افواج بلجیم مینماید فقط\n\nبیان حمید لیگ\nلندن مورخه ۱۱ ماه است عمل ٤ نجه و ٢٠ دقيقة صبح\nبك نامه نگار انگرزی که بوقت حمله اول جرمنی در لیگ موجود\nبود میگوید که گلوله باری از توپ خانه جرمنی مکمل و به اصول\nرا بر بود - کلوله ها بین پرسنگر های قامه جات میکنیدند\nو کاری های معدوم شده اتواب نامه فیرون را تکه تکه کردند.\nاز قلعه مذکور هیچ صدای توپ نمی آمد سپاه جرمنی نزدیک تر بوند.\nرسید حمله می کرد بر زبان هم باشنده لیگ همین سوال بود که\nكمك برطانیه آیا کی خواهند آمد | آیا حق این سوال را ندارند |\n\nباقال\nالندن مورخه ۱۱ ماه اکست\nاز سبب حك و جدال .. ويا وماني ميكرو بر خلاف استريا معاملات\nامانرا از حد اهمیت داده میشود - بالخصوص اجتماع افواج عمان\nاز حد پر اسرار گفته میشود . اگرچه مؤخر الذكر ( ترکی )\nهیچ علامات ظاهر نکرده است که از آن تحولیت آن در جنگ عمومی\nیورپ متصور شود فکر وزیر اعظم بوقت اعلان نمودن در باب\nغیر جانبداری خود بیان کرده است که بلغار به بعض تجاویز باین غرض\nيعمل خواهد آورد که مبادا کدام فتنه و فساد بر حد آن بر پا شود\nیک فرمان شاهی در ترکی باین مضمون شائع شده است که مبلغ ملیون\nمرض مصارف جنك تفويض وزير جنگ كرده شود رومانیا\nخاموش است فکر آرا درمان ملت از حد مختلف اند فقط\nدر برطانیه کلان در باب حالات جنك محرى برقسم مطلق أخرى\nشائع نخواهد شد تا وقتیکه ( مطبع بوریو) که جدید قائم شده است\nچیزی شائع نکند | بسیار کار عاقلانه : البته که مطبع بوریو\nخبرهای منحوس را نشر نخواهد کرد ! ]\n\nعلامات فرانی\nدر پیرس مشهر شده است که بر مقام الشكرج از سپاه فرانس\nیکصد نفر مقتول و مجروح شده بودند فقط | چقدر بسیار ! ]\n\nملاقات فرانس\nدر پیرس مشهر شده است که بر مقام الشكرج از سپاه فرانس\nیکصد نفر مقتول و مجروح شده بودند فقط | چقدر بسیار ! ]\n\nجنك شديد\nالله مورخه ۱۱ ماه اکسنت عمل ٤ نجه و ٢٠ دقيقة صبح\nافواج جرمی شب یکشنبه بر قلعه سيرالك واقع ليك حمله شدید نمودند\nمکن بیا نموده شدند اندازه کرده شده است که هشتصد نفر\nجرمی در جنگ مذکور تلف شده بودند و آیا از طرف مقابل ) |\nلندن مورخه ۱۱ ماما كنت عمل انجه و ٤٠ دقیقه ظهر -\nتفصیلات جنك ليك يكي بعد دیگری میرسد .. اهل حرمني بلاشك\nو شبه قضیه را بدست خود آورده است. و در حلقه قلعه بات\n\nقرر قیصر چرمی\nبوقت افتتاح بارايات قيصره و دیگر شهزاد كان موجود بوداد\nدر تقریر افتتاحی قیصر ولیم بیان کرد که خواهش توسیع و تسخیر\nعلاقه جان مارا برای جنگ مجبور انساخته است . ما برای قیام امنیت\nکه خداوند کریم بخشنده است استفاده خواهیم کرد. اکنون\nاز اراده مستقل ملهم شده و بر او یعنی خدا بصفای دل اعتماد نموده\nبدست صاف وإن شمشير گرفته ایم بعد از تقریر قیصر ولیم بهمراه\nفرق مختلف مصالحه کرد و سر دو قومی خوانده شد.\nقیصر سر وهنه ایستاده گوش میکرد -"}
{"book": "adl0616", "page": 841, "text": "صحیفه ١٦ سال چهارم شماره ۱\n\nشهزاده بلند اقبال سردار امان الله خان عين الدوله صاحب\n[لوړو گرانى : عکاسخانه د مى : رنګو گران بر محمدی] \""}
{"book": "adl0616", "page": 842, "text": "شماره ۱\nسال چهارم\nصفحه ۱۷\n\nتخمیس برای\nسراج الاخبار من اخيه\n\nکره ارض میگوید - سرم درد میکند\nطبیب شرقی میگوید: - عملیات جراحی لازم است ! ...\n\nلوحۀ فوق العاده\n\nرسام شهیر شهر عزیزما عزتمند غلام محمد خان که معلم رسامی مکتب حربیۀ سراجیه ومکتب حبیبیه میباشد این لوحۀ بدیعه را خاص برای سراج الاخبار افغانیه ساخته واهدا نموده است. مع الممنونیه قبول کرده علاوةً هدیۀ تقدیم انظار قارئین کرام خود نمودیم. بعضی کوته نظرانی که ( فن رسامی ) را هیچ اهمیتی نداده عبارت از یکساعت تیری میشمارند به این لوحه يك نظر امعان انداخته بیفتند که چه جهان معانی را در بر دارد. سر کرۀ ارض اوروپاست که بایک دسمالی بسته بازگشت به آن اشارت شده است که درد در نجاست. دهنش بطرف شرق است که آواز توصیۀ لازم بودن عملیات جراحی بيك شكل طبيب پژمرده قیافت شرقی تجسم نموده ازان بر میآید الحاصل قریحۀ ماهرانهٔ رسام، جهت روحانی و معنوی حرب حاضره را درین لوحه تصویر نموده است هزار آفرین"}
{"book": "adl0616", "page": 843, "text": "صحیفه ۱۸\nسال چهارم\nشماره (۱)\n\nداکتروان بتهمين هو لون بیان کرد که ما بعد از پورا شدن ارادات فوجی خود فی الفور باتلاقى نقصانات بلحيم خواهم نمودهر شخصیکه ترسانیده باشد یا برای ادائیکه فرض مقدس مصروف جنگ بوده باشد بالضرور رای پیدا کردن راه نجات جد وجهد مینماید او نیز بیان کرد که اگر برطانیه غیر جانبدار ماند جرمی بر جهازات فرانس حمله نخواهد کرد فقط\n\n( یورو پریس ) بطور رسمی عوام الناس لندن را تنبیه میکنند که در باب رسیدن مجروحین و جهازات ناقابل کار در انگلستان شهرت نمایند - همچنین خبرها بالكل في اصل و اساس میباشند اخبار مذکور میگوید که خبرهای فتوحات با شكست وغيره في الفور بطور رسمی شائع کرده خواهند شد فقط | یورو پریس ، ناقله رحمت میکند خبرهای خوب چرا پنهان شود ) |\n\nمورخه ١٤ ماه اكست عمل ٤ بچه و ٤٠ دقیقه عصر بت نظر ملازم بنك كه از نمور الى تسلز بسواري بالشكل رفته است حالت لیگ را بدی موجب بیان میکنند او میگوید که جرمنی قصبه لیگ را زور بازو در تصرف خود آورده است و همراه باشندگان آنجا حسن سلوک کرده میشود جرمنی افواج خود را برای حرکت پیشرفت صرف سینت تروند و سایت از راه پل عارضی وليت عبور نموده جمع کرده میرود فقط | یورو پریس با این ملازم بنگ چه خواهد کرد :)\n\nاجتماع افواج روس\nاجتماع افواج روس بسرعت خلاف توقع بوقوع آمده است . نقل و حرکت افواج روس قدر تا از حد مخفی نگه کرده شده اند . مکر از کنایات معلوم میشود که سپاه روس بتعداد كثير حركت شروع کرده است از سبب این حرکت سپاه روس و مزاحمت ها که به جرمنی در بلجیم حاصل شده است اغلب امید است که کل پروگرام ( نقشه تجاوز ) جرمنی منقلب خواهد شد فقط | اما چه انقلاب ؟ وای بر روی ! ]\n\nتخبره روم\nازین حقیقت الامری که از کوبین و رسلا تاحال سامان جنك و غیره جدا نکرده شده است ظاهر میشود که ترکی خلاف ورزی اصول غیر جانبداری نموده است بنابرین اتحادبین و ايطاليه برای تقسیم تجاوز غور و خوض مینماید که از روی آنها ترکی براصول غیر جانبداری قائم و مستقل بماند یونان ازین سبب پريشان و متوحش است که مبادا هر دو جهاز مذکور در بحیره روم بر خلاف آن استعمال کرده شوند فقط [ باید بترسد ! ]\n\nپیشرفت استريا برسرويا\n۱۵ ماه اکست عمل ۹ تجه ۵۰ دقیقه روز - نیش - مراسله رسمی مظهر است که بروز پنجشنبه چهارتنك فقط |\n\nسپاهیان آستروى بركل سرحد سرويا يك شيخون زدند مگر بعقب از جنگ شدید در عقب نشستند و متحمل نقصان عظیم شدند . دشمن با وجود این در عبور نمودن دریای سیوی و در تصرف آوردن قصبه شنیز کامیاب شده است . دشمن بعد از جنگ خوارز دریای در نیارا نیز عبور نموده است - اهل سرويا براى جنگ عظیم الشان مجتمع شده میروند آن جنك امشب متوقع است . اهل آستریا دریای در نیا را از مقام تود نیتزا عبور نموده اند مكر مقام مذكور تاحال پر مدافعت قائم است ( عجب - دروغ گو را حافظه نمیباشد . در یک خبر چه عجيب و غريب اختلاف است هر فقره ضديك ديگر ميباشد ترجمان | آفرین بورو پریس | چه خوب ماهیت سخنانت را بمیدان میکنی .. |\n\nتحفه تجيب وغريب\nاقوام و فوج در خیبر برای شمولیت در جنگ یورپ خدمات خود به سرکار هند پیش کرده اند ازین معلوم میشود که افریدیان از سبب افغایت خود ثبوت آن و قاداری را داده اند که آنها به سرکار انگریزی دارند باین طریق ثابت شده است که کل هندوستان برجاده و فاداری قائم میباشد فقط | این خبر آفریدیها هیچ اصل و اساس ندارد .)\n\nمباديات جنك عظيم الشان\nلندن مورخه ١٦ ماه اگست عمل ٤ بجه و ده دقیقه صبح - سپاه فرانس به بسیار تزک و احتشام افواج پوریا (جرمی را ) پر مقامات ایوری کورت و سری که بر سرحد نورین واقع است . شکست داده است دشمن مجرو حین و مقتولین و محبوسین را در عرصه کارزار گذاشته رو فرار نهاد سپاه فرانس پیشرفت خود را بطرف دو سنجر والساس شمالی جاری و ساری تکه کرده است پوتین را باز در تصرف خود آورده است | پورو پریس این خبر را بچه شد و بعد اظهار داده ؟ |\n\nربورت که جرنیل را تفكيك افواج جرمنی بر ليك كشته شده است بالکل بی اصل و اساس میباشد .\n\nدر پست مشتهر شده است که سپاه جرمنی بطرف از سيجوت پیشقدمی کرده میرود بروز شنبه در قریب لندن و ترلمونت جنك هاي خفيف بوقوع آمده اند و مابین جرمنی و فرانس برکناره دریای میوز نیز جنگ ها برپا کرده اند . این جنك ها مباديات جنك عظيم الشان میباشند فقط | خدا کند که پورو پریس بخیلی نکنند ! ]\n\n۱۷ ماه اگست عمل يك نجه شب خبر تلگراف تازه ترین برسلز مظهر است که هیچ فوج دشمن بالمقابل افواج بلجیم نمی باشد مگر این تعطیل عارضی معلوم میشود. فقط [ عجب معما ]"}
{"book": "adl0616", "page": 844, "text": "۱۹\nسال چهارم\n\nکامیابی های فرانس\n۱۷ ماه اکست عمل ۱۲ بجه و ۳۵ دقیقه روز — پیرس — بیان رسمی میگوید که اهل جرمنی بر دینات بهمراه دودسته رساله و متعدد بلتن ها و انواب آتش فشان حمله نمود — ( دینانت در جنوب نمور واقع است ) رساله فرانس دشمن را پس پا نموده و دشمن به بسیار بی تربیتی طرف کناره راست دریای میوز فرار نمود — [ از بی ترتیبی بسیار مبادا راه را کم کرده طرف پاریس نزديك شده باشند ! ]\n\nحالت\nسپاه فرانس افواج پوریا را در سری پس پا نمود — حالت در الساس شمالی از حد خوب میباشد — و دامن کوه و دستجر را بزور بازو در تصرف خود آورده است — [ آفرین برشت و ریاز ویتو ! ]\n\nدر جنگ دیروزه و بر روزه دو ستجر فرانس یکهزار و نهصد نفر سپاهیان جرمنی را محبوس نمود — و متعدد انواب کلان بدست خود آورد فقط — [ متحمل است که در مقابل دو ستجر همین یکهزار و نهصد نفر بوده باشد ! ]\n\nپور بریس بیان میکند که جرمنی از سبب قلت اسپان از حد مشوش میباشد هزارها اسب یا کشته شده است یا به دست اهل بلجیم افتاده است و جرمنی يك راس اسب پیدا کرده نمی تواند فقط\n\nداخله روس در آستریا\nاهل روس در آستریا از راه دریای بك وستر داخل شده اند نیز آنها بر خلاف تهارن و گر او نیز طرز حمله آورانه اختیار کرده اند — اهل جرمی برای معاونت افواج خود مقیم سرحد ۱ مذکوره دیگر افواج بسرعت تمام فرستاده میروند فقط . [ عجب بطالت، عجب سرعت ! ]\n\nالتي متيم جانان به جرمنی\n۱۷ ماه اگست —\nتوکیو — جاپان جرمی را التي متيم داده است در آن مذکور میباشد که ازین سبب که در مشرق بعیده کدام فتنه و فساد برپا نشود چنانکه معاهده برطانوی تصور می کند — جاپان جرمنی را نصیحتاً میگوید که کل جهازات مسلح را از محور چین و جاپان واپس بطلبد یا از آنها اسلحه را فرود بیاورد وكيا وجورا في الحال باين مفهوم به جاپان تفویض کند که بالاخر به چین داده شود — جاپان جواب این را الى جات مورخه ۲۳ ماه اگست می طلبد — اگر این نصیحت بدون شرائط منظور نکرده شد جاپان تجاویز ضروری بعمل خواهد آورد [ جاپان فایده خود را می اندیشد چرا که فرصت نقد است ! ]\n\n١٦ ماه اگست عمل ٩ بجه و ١٥ دقیقه شام\nدر بلغاريه صورت محاصره بطور رسمی شائع کرده شده است--\n\nجنك بحرى در بحره آيدرياتك\nشماره (۷)\nلندن مورخه ۱۷ ماه اگست عمل ٥ بجه ۱۰ دقیقه صبح — یک بیان رسمی آستریا با این مضمون شائع شده است که بیزه جهازات فرانس دیروز صبح بر جهازات استریا در ساحل بود و او حمله نمود که لنگر جهاز اهن پوش استروی را غرقاب و يك ديگر را در داده است و جهاز چهارم بطرف شمال فرار نمود — جنك تقریباً یکساعت جاری مانده بود فقط [ اینهم باید علاوه میشد که جهازهای فرانس را هیچ سببی نرسید ! ]\n\nخود مختاری پولیند\nلندن مورخه ۱۵ منه اگست عمل ٥ نجه و ۱۵ دقیقه عصر — زار روس پولیند را خود مختاری داده است و این برای پولیند عنقریب مقرر خواهد شد — [ آیا بعد از جنگ هم این خود مختاری باقی خواهد ماند ؟ ]\n\nدر اعلان خود مختاری پولیند که زار شائع کرده است خود مختاری پولیند جرمنی و استروی نیز درج میباشد . [ بدشت آهوی نا گرفته میخش ! ]\n\nايطاليه\nاز روزیکه برطانیه کلان برخلاف استريا اعلان جنك نموده است در عوام الناس ايطالبه جوش و خروش مثل تب شدید منتشر شده است و انتظار واقعات مزید به بسیار بی صبری میکشند فقط [ آیا بیصبری برای چه ؟ ]\n\nبلقان\n١٦ ماه اگست\nیونان از ترکی سبب اجتماع افواج پرسیده است — یونان نیز اجتماع افواج خواهد نمود بشرطیکه جواب نانسلی بخش آید فقط\n\nکوبین و رسلا\nبود و پریس بیان میکنند که در ان هیچ شک و شبه نیست . که ترک عنقریب بجای افسران واهل جهاز جرمنی کو بین و برسلا افسران و اهل جهاز عثمانی مقرر خواهد نمود . ازین بیان رسمی معلوم میشود که ترکی بالضرور جهازات مذکور را خریده است فقط\n\n١٦ ماه اکسنت عمل ۱۲ بچه و ٤٥ دقیقه چاشت\nخبر تلگراف پیرس مظهر است که دول متفقه از ترکی مطالبه خواهند نمود که آن اسلحه و سامان حرب از کوبین و برسلا فرود بیاورد و متوقع است که ترکی این مسأله را منظور خواهد کرد — فقط [ اما اگر خریده باشد ؟ ]"}
{"book": "adl0616", "page": 845, "text": "شماره (۱)\n\nسال چهارم\n\nآغاز جنگ عظیم الشان\nنکه خواهد کرد و کار روای پراهمیت را اگر وقوع حمد الى كياؤ\nصدای توپ موقت به سه روز شنبه بر مقام ترامونت شنیده چو محدود خواهد کرد التي میثم حیوان در حلقه های سرکاری\nمی شد صدا از سمت قریه جات کرد و نواح بوست و هو کردی چین از حد جوش و خروش پیدا کرده است - بیان می شود که\nمی آید یقین کرده می شود که جنان عظیم الشان شروع شده است - فقط چین بواسطة ذرائع خود خیال حصول قبضه کی و جو دارد فقط\nحالت فصول جرمنی از حد خوب میباشد و بیان می شود که\nجرمنی دخار خوراک برای یک سال موجود داشته میباشد و این\nقسم افواهات که جرمنی از سبب قلت خوراك وغيره مبتلاء مصیبت\nمیباشد سراسر لغو و دروغ است .\n\nفرود آمدن سپاه برطانوی بر ساحل فرانس\nلندن مورخه ۱۷ ماه اگست عمل ۱۰ بچه و ۱۵ دقیقه شب -\nبورو پریس بیان میکنند که سپاه مهمی برطانوی بر ساحل\nقرانی به بسیار اطمینان و بدون کدام واقعه و حادثه فرود آورده\nشده است لارد کیر و پریس مذکور در باب اخفای راز در حق\nاخبارات رطب انسانی میکنند . فقط | معلوم است که به کمک\nمحتاج بودند .\n\nغیر جانبداری ایطالیه\nلندن ۱۷ ماه اگست\nخبر تلگراف که فی الحال از روما رسیده است. بیان میکند که\nوزیر خارجه و ایطالیه در حین گفت و شنید بهمراه سمراء جرمنی\nو استریاییان کرده بود . که از هر انا و از هر فقره معاهده اتفاق\nثلاثه غیر جانبداری ایطالیه مترشح می شود .\n\nولیعهد جرمنی\nلندن ۱۸ ماه اگست عمل چهار و هم بچه صبح\nاراکین خاندان شاهی بلجیم ماسوای پادشاه که در عرصه کارزار\nموجود است و سفارتخانه ها و ده تر سرکاری و غیره بطرف برساز\nحرکت کرده اند برای حفاظت برساز از جمله ناگهانی سنگرها و غیره\nبسرعت تمام تعمیر کرده می شوند حمله اهل جرمنی را بلجیم و فرانس\nبه بسیار کامیابی دفع نمودند. در باب آغاز جنگ عظیم الشان نیز اطلاع\nرسیده است. اهل چرمی خود را در خندق ها مقیم کرده اند فقط\nایطالیه در جنگ بر خلاف برطانیه مرکز مرکز شریک شده\nمیتوانند چرا که آن بهمراه برطانیه از کردهای تواریخی و روانی\nبسته و مربوط میباشد فقط\n\nتردید بیانات جرمنی\nمدارس ۱۷ ماه اگست\nنزد کورتو باندی چری ( مقبوضه فرانس در هند ) از طرف\nوزیر خارجه فرانس اطلاع رسیده است در آن تردید خبرهای\nغلط مشتهره جرمنی نموده شده است حالت دول متفقه ( انگلیستان\nو بلجیم و فرانس وروس ) از حد خوب میباشد. آیات کا حال مسخر\nنشده است و اهل جرمنی پس نموده شده اند فقط | مردم\nباندیجری راحت کنند ! |\n\nخادم دولت اسلام الاحقر کریم بخش ترجمان\nیوم پنجشنبه : شوال المكرم سنه ۱۳۳۲ هـ\nدر چاپ خانه حروف دار السلطنة کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحر و یافته\nمحمود طرزی\n\nصفحه ۲۰\n\nولیعهد جرمنی\nلندن ۱۸ ماه اگست -\nدر پریس ربوت رسیده است که وایمه د جرمی که بهمراه حصه\nاول رساله جات بودر خمی نموده شده است و در شما خانه ایکلا\nجیل آورده شده است و امپراطور ولیم نیز به آن طرف رفته است\n\nجنگ شیتر\nمقادریت سرویا\nلندن مورخه ۱۸ ماه اگست عمل ۱۰ نجمه و ۵۵ دقیقه روز\nاهل سرویا آستریا را در قرب شییر شکست فاش داده اند آنها سه\nرجمنت آستروی را نیست و نابود ساخته اند ١٤ عراده توپ و سامان\nحرب بي شمار بدست خود آورده اند آنها در تعاقب دشمن\nروانه شده اند فقط [ درین چه شك ! ]\n\nمعاملات مشرق بعیده\nلندن ۱۷ ماه اگست -\nجاپان اعلان نموده است که آن عظمت چین را اصولاً برقرار"}
{"book": "adl0616", "page": 846, "text": "اعلان\n\nOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO\nسیاحت پر دورا دور کرۀ زمین\nOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ؛ على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت ✂ به هشتاد روز ✂ اجرا شود ؛ آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دورا دور کرۀ زمین ) هشتاد روز بقدر دو روپیه کابلی یک مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را کوبانها ( فلباس فوق ) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ؛ محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد ، و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند .\nمؤلف این کتاب ( زولودن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقت از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول کی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد .\nدر ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوابحت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی ( معین السلطنه سردار عنایت الله خان ) است زیور طبع آراسته شده است . این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسختهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فایده نخواهد بخشید .\n\nاعلان\n\nاز مرد هر سخنی\nو از چمن هر سمنی\n\nهوسکاران مطالعۀ آثار ادبیه را مژده میرسانیم ، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار ، و ازین گلزار پر از ازهار یکیک نسخه بدست آورده، از مرد هن سخنی و از هر چمنی سمنی شوند. در مطبعۀ عنایت زیور طبع آراسته کرد . قیمت ۲ روپیه\n\nاعلان\n\nحيات در جو هوا\n\nيك ناول فنی بسیار عجیب و غریست که در مطبعۀ عنایت بزیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتبخانه مطبعۀ عنایت ) را تشکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسوی است که در فن ناول نویسی فنی شهره آفاقت از زبان ترکی بفارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\nاین همه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارک و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك بقیمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد .\nکتابهای مذکور در نفس مطبعۀ عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعۀ موصوفه نیز خریداری میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 847, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابم ممکن نشد لهذا با ڈاکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده ڈاکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای ڈاکخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nروضة العلم\n( از آثار مطبوعهٔ جدیدهٔ مطبعه عنایت )\nاین کتاب اخلاقی، دینی، ادبی، يك اثریست که از احادیث شریفه و فقرات مفیدهٔ اخلاقیه مانند يك گنجینه جواهری میباشد و درینروزها زینت بخش عالم مطبوعات کردیده است در نفس مطبعه عنایت از نزد عبدالرؤف خانی سرمرتب و در بازار ارك از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت دو روپیه کابلی هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰ فرسخ\n۰۰\nسياحت در زير بحر\nدر حالیکه دو گز در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود. بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر آن جان ممکن خواهد شد هر گاه درین باب شبه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب ( ۲۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر ) سهل انگاری نکرده قیمت آن چهار روپیه کابلی از ده افغانان از نفس مطبعه عنایت، یا از باز محمد از بازار ارك، یا از دکان غلام محمد از بازار متصل مدرسه شاهی زودی خریداری کنید. و بخوبی بخوانید، و تضاد و آراء را بدقت تماشا کنید تا بر شما ها ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور، چیره با شکن، پذیر ممکن است"}
{"book": "adl0616", "page": 848, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nسال چهارم\nشماره ۲\n\nفهرست مندرجات\n\nافغانستان ما بعد از شمارهٔ اول سال چهارم و اهمیت موقعیه و سیاسیه آن\nحوادث داخليه مکتوب از شهر\n\nحوادث خارجيه\nاحائل سیاسی اجرای تاچگذاری شاه ایران -- هدایای امیر اطورها و پادشاهان او و دول\nمخدرات فاضلات ایران -- تاریخ حزب و ترقی و اشاعت فن آن -- رای يك كيمان يك جهاز\nامپر شده جرمن اخوت هندوستانها و جاپانها در توکیو -- اخراجات ماهانه جنك -- افواج هندی\nچرا در یورپ مجنكند -- جنك يوروپ و مسلمانان هند -- اجمال احوال -- خبرهای جنك\nاز تنگه خصوصی ما از سر حدهای شمالی مینویسد -- ترجمه اخبارهای انگریزی که منشی محمد کریم بخش خان\nترجمه کرده بیان فرانس در باب میدان جنك -- راه دریای میوز -- انسانیت در عرصهٔ\nکارزار مشرقی اهل جرمن در پروسیا -- عرضهٔ کارزار مشرقی اهل روس و اهل استريا -- محاربات\nبحری و جنك -- داخلة مجروحين در لندن -- فتح پاریس --\n\nتصاویر\nشهزاده والاشان سردار حيات الله خان نائب الحكومة قطغن و بدخشان -- چارمین فرزند ذات\nاعلیحضرت همایونی شهزاده محمد کبیر خان -- حضرت طرزی صاحب مرحوم سردار غلام محمد خان\nجناب مدیر و سر محور سراج الاخبار افغانیه محمود طرزی صاحب -- رسام شهر غلام محمد خان\nمصور بار محمد زینکو گراف باشی --"}
{"book": "adl0616", "page": 849, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچۀ ( علم و اسلامیت ) و ( آپاچه باید کرد ؟ ) و ( ادبدران ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست . ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگیزی قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جايد يگر جا بروند و بیایند میباید كه بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درين ورق وقايه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطر يك قران يعنى نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود .\nطول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد .\nهر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق وقايه بابت هر سطرى سناً اجرت گرفته ميشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 850, "text": "صحيفه (۱)\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا جراحات डाकخانه ١٤ روپيه کابلی\nدر خارج مملکت\nبالخرابات डाकخانه ١٨ روپيه انگليزی\nپهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در دکان یک آنه است\n(اوراقی که درج شود اعاده نمیشود)\n\nسال چهارم\nافغان\n۱۳۲۹\n\nشماره (۲)\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و مطبعه\nدر ماشین‌خانهٔ دار السلطنة ( کابل )\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ جریده\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ یکم ذیقعده سنه ۱۳۳۲\nتاریخ انگریزی ۲۲ ستمبر\nتاریخ شمسی ۳۰ سنبله ۱۳۹۳\n\nافغانستان\nما بعد از شمارهٔ ۱ - سال - ٤\nاهمیت موقعیه ، و سیاسیه آن\nاگرچه بعضی خام خیالان را خیال این است که بمناسبت رقابت سیاسیه که دولتین روس و انگلیس در آسیا دارند (افغانستان) بسبب حد فاصل بودن خود موقع خود را محافظه کرده توانسته است . حالاتیکه اگر عکس این قضیه ادعا کرده شود، نتیجه آن صحیحتر کیفیت میبخشد. مثلا اگر گفته شود که مدار موازنه صلح و مسالمت آسیا افغانستان است، چه گفته میتواند ! بلی افغانستان همانگو چك مادهٔ خيلى زرنك يك دولت آسیایی میباشد که در موازنهٔ دولیهٔ شرقیه اهمیت عظیمه را دارا است . تنها محافظ موقع خود را بسایهٔ رقابت سیاسیهٔ دولتین روس و انگلیس نی . بلکه دولتین مشارالیهما محافظهٔ آسایش و آرامی ماوراءالنهر و هند ستارا بسایهٔ صلحپروری افغانستان محافظه کرده توانسته اند . این ادعای ما را بعضی مردمان پر بلند پروازی و مبالغه کوبی حمل خواهند نمود . اما چون در اهمیت موقعیهٔ افغانستان نظر کرده شود هیچ شبه نیست که حقیقت در همین نقطه ظاهر خواهد نمود . افغانستان از جهت غرب با پانزده شانزده ملیون نفوس برادران ایرانی خود مربوطست ، و از جهت شرق نیز با قریب صد ملیون برادران هندستانی ، و از جهت جنوب با سه چهار ملیون نفوس برادران بلوچی، و از جهت شمال با بیست سی ملیون برادران\n\nکه نشان خود التصاق دارد . پس اگر دولت علیهٔ افغانستان جهت صاحبپروری را التزام ننمود، و بحرکات فعالانهٔ اختلال اندازانه در هرگاه و بیگاه گاه به اینسو و گاه به آنسو به توزیع اسلحهٔ متنوعه، و پروپاغاندهای پرولونه و تفصیل و رقم رقم حرکات مزعجانه بثبوت و قیام میداشت چنان گمان میشود که بآسیب غوایل هایل همان مکان خود را از راحت و حضور دور میتوانست نمود . علی الخصوص در ایام فرصت ، و اوقات فترت !... با اینهم دولت افغانستان همیشه جهت صلح و مسالمت و عهد و پیمان مودت را مراعات کرده آمده است . حتی در این هنگامه های حال حاضر که هر کس بفکر ربودن کالای همی افتاد . و هر دو در انتهاز فرصتی برآمده باز هم مسلك بیطرفی را پیش رفته است . هیچ شبهه نیست که این طرز روش دولت مقدسهٔ ما را علاقه داران شرق و شمالش با آنکه تقدیر بکنند ، ابراز تشکر را نیز از لوازمات همسایه داری بشمارند . اقوام افغان که در جهت شرق و جنوب که در علاقه غیر هستند در هر وقت و هر زمان استعداد تشکیل يك حكومت ممتازهٔ جداگانه را جایز میباشند که اطراف و جوار خود را تهدید بتواند نمود . حکومت های كوچك شمالی و غرب که ما ورای دریای آمو هستند بر علی هذا القياس ، قومیت ، عصبیت ، جنسیت ، مذهب ، لسان تأثیرات عجیبی دارد . اینهمه هنگامه های رستاخیزانه که دریاهای خونرا در وقت حاضر جاری نموده آیا غیر از دعوای عصبیت اسلاوی و جرمان دگر چه چیز است ؟ افغانستانرا که یک حکومت کم زور و کم قوت نشان میدهند بنا بر بعضی اغراضی است که آنرا قصداً جزم کرده اند . حال آنکه افغانستان در حدذات خود چنان قوتهای بسیار عالی ولی بسیار حق مضمر دارد که کمتر کسی آنرا تعقب نموده باشد . مثلا بسیاری از"}
{"book": "adl0616", "page": 851, "text": "شماره ۲\nسال چهارم\n\nنمیشود، صلاحیت ملت افغانستانرا در امورات مهمۀ دولت . و خیر اندیشی حکومت را در مهمات عمدۀ ملت از نقرات آنی خوبتر استنباط کرده میتوانیم :\nو اپسرای - امروز سایۀ تحقیق و ثبوت رسیده است که روس در فنقاز و مرو برای تجاوز برخاك افغانستان لشكر تيار میکنند، وليكن شما را تأمينات ميدهم که اگر این کار اقدام بکنند. در هر طرف دنیا با او جيك آغاز خواهد شد . شیار دولت ما باید اعتماد کام داشته باشید .\nاعلیحضرت – اگرچه شخص خود من اعتماد کرده میتوانم لاكن اعتماد مات افغانستان آنوقت حاصل خواهد شد که به ایر از دوستها و مما و نتهای متواتر شما دهشت و دل زده که آنها که از خونریزیهای چندی پیشتر ازین در دل شان جایگیر شده بر طرف کردد .\nو الحاصل از همه محاوراتی که در مابین خاقان جنت مکین ذات اعليحضرت ضيا الله والدين مرحوم، و جناب لار د دوفرين و اپسرای هند که در باب مذاکرات روانی در راول پندی اجرا شده و يك كتاب مستقلی میباشد ، صاف واضع میشود که حکمت سياسية دولت عليه متبوعة مقدمة ما افغانستان صرف برشورای ملتی مینی بوده ملت و بادشاه وجود واحد شمرده شده است .\nحالا از محاورات اعلیحضرت خاقان مغدور بهمین چند فقره فوق براثبات مدعا اكتفا ورزیده از بعضی کلام های حکمت پیام سراسر الهام ذات دو کتبات بادشاه مقدس موجوده خودمان اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان بادشاء علمت ودولت مستقله افغانستان خلد الله ملكه الى مديد الزمان در تخمدعا بیان کنیم :\nذات مکارم صفات همایونی در سنه هزار و سه صدو بیست و چهار مجری محض بعزم سیاحت تشریف فرمای هندستان شدند که این تشريف شاهانه مبنی بر مذاکرات سیاسی و بند و بست دولتی نبود زیرا آن مذاکرت و بند و بستها بیشتر ازان در دار السلطنه کابل با کومیسیون ( کو میشن ) که از طرف حکومت هندية الكلية آمده بود فیصله شده بود. و چون جناب و ایسرای هند ذات اعلیحضرت پادشاهی را دعوت نمود بهمین شرط اجابت فرمودند.\nکه تشریف شاهانه شان محض مبنی بر سیاحت و ملاقاتهای دوستانه دور از سیاست باشد . معماقیه در بعضی مجالس و محافل بد ر بارها ازین رهگذر تحتها التزاماً در میان آورده میشد\nحتی در یکی از محافل رسمی ذات اعلیحضرت بادشاه مقدس ما از قرار ذیل یک تقریری بیان فرموده اند كه حكمت سياسية حكومت متبوعة سفية مارا واضح میسازد در نجا تنها يك فقرة آن تقرير دلپذير بادشاه مقدس خود ما را که دلیل اثبات معما میشود تذکار مینمائیم . بعد از اینکه از لزوم قطعی دوستی\n\nمال عالم در مسئله شورای مات ، و استبداد حکومت جا نگینها کرده و خون جگرها خورده اند ، حال آن که شکل حکومت افغانستان خافتاً وطبيعاً حکومت مانی تقرر یافته است و در مابین حکومت ومات يك جزو استبدادی که تفریق داده بتواند وجود ندارد . ملت ، خلاصه وجوه وجود خود بادشاه خود را میشنا شد . پادشاه ، هستی موجودیت خودمات خود را میداند . و به این صورت ملت وبادشاه يك جزء واحدی شمرده شده غیر قابل انفكاك يك وجودی تشکیل یافته است . از هنگامیکه افغانستان تأسیس استقلال نموده همین قاعده جاری شده آمده است . ملت ، داء اشیرازه کتاب وجود خود را بوجود بادشاه ملت منحصر دانت . وطبعاً بوجود آن شیرازه خود را به اشد لزوم محتاج یافته ، بادشاه دایما خود را مكلف انتظام را بدله اجزای ملت داشته است .\nاین قضیه با بعضی مثالها ثابت میشود : مثلا درسته ۱۳۰۴ مجری که روسها از جهت مرو بر بالا مرتاب پیشقدمی کرده بودند . و هنوز اوایل استقلال سلطنت افغانیه بود که بوجود مسعود اعليحضرت ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان جعل الجنة عنوان تشکل یافته بود و بنابر دعوتی که از طرف نورد دوفرین وایسه ای هند بوقوع آمده بود ذات اعلیحضرت خاقان مغفور بهندستان تشریف برده بودند که در پنجا بعضی فقرات مذاکراتی که در مارین اعلیحضرت مغفور و اوردمذكور جریان یافته است .\nمثالاً درج مینما تیم :\nو ایسرای - مثال خود شما امروز مرد شجاع دانا کمتر خواهد بود . ومثل ملت شيا قومی قوی و دلیر در عالم کم است .\nاعلیحضرت – شجاعت من برخود من معلوم نیست . و از دانایی خود امی هستم که آن دانانی من تا امروز بکار قوم و ملت من آمده، و خیر و بهبود آنها را اختیار کرده و باز هم امید بخداوند دارم که خوبتر بکار ملت من خواهد رفت .\nو ایسرای - دولت افغانستان ، در میان دو دولت قوی و کلان افتاده لازم است که با یکی ضرور دوستی داشته باشد .\nاعلیحضرت - منهم اجمعی را داشته برای نفع ملک و ملت خود دوستی دولت شما را اختیار کرده ام\nو ابسرای - تشریف آوری شما بدولت مادلیل ظاهر دوستی ویکانگیست .\nاعلیحضرت – علی ، دوستی دولت شما را برای منافع ملت و وطن خود نافع و مفید دانسته اختیار کرده ام و امید میکنم که از برای منفعت ملت خود باز با دولت شما ملاقات کنم و دوستی پردوام باشد .\nازین فقرات محاوره که مذکور کردید بخوبی ثابت میشود که اساس استقلال دولت افغانستان بر اصول و قواعد شورای مات مبلی میباشد . و بادشاه بامك ، و ملت با پادشاه جزو واحدى شمرده شده هیچ چیزی بجز منافع مشتر که از هیچ طرف اندیشیده"}
{"book": "adl0616", "page": 852, "text": "صفحه ۳\nسال چهارم\nشماره ۲\n\nدولتین افغانستان و انگلستان بیانات واضحه، وبراهین قاطعه بیان فرمودند گفتند: «من از دولت شما هیچگاه عزت و احترام شخصی خود را منظور ندارم و به آن ممنون نمیشوم. شما میباید که هیئت عمومی دولت و ملت مرا معزز، محترم بشمارید. زیرا بادشاه افغانستان هم یک فردی از افراد ملت افغانستانست. دوستی و دشمنی شخص واحد خودم رای شما هیچ ثمر و ضرری نمیبخشد. اما اگر شما به ابراز دوستها و معاونتها، و صمیمیتهای روز افزون خود باستجلاب امنیت و محبت هیئت عمومیهٔ دولت وملت صادقه من کوشش ورزید و موفق شوید در انحال از دوستی و اتحاد دولت افغانستان امین و خاطر جمع شده خواهید بود.» غیر ازین چیزها که بیان شد جشن اتفاق مانی) که هر سال در تمام دولت علیهٔ افغانستان اجرا میشود نيز يك مثال واضح و جاندار اثبات مدعای ماست. پارسال ذات شوکت کلیات اعلیحضرت بادشاه مقدس ما در جلال آباد در لیلهٔ شب جشن مبارکهٔ مولودی بر همه اعیان و اشراف و رؤسای قبایل و عشایر ملت رسماً بيان فرمودند که هیچگاه در امورات مهمهٔ خارجیهٔ دولیه بی استشاره و استضياء رأى ملت نسبت و اقدامی نخواهد شد. مقصد یگانهٔ ما ازینهمه بیانات این است که درجهٔ قوت و شوکت اقتدار دولت متبوعهٔ مقدسهٔ خود را با یکدرجه بر نظر یار و اغیar نشان بدهیم. آیا یکدولتی که اینچنین يك اتحاد ملت و حکومت را حایز باشد برتر از آن قوت و بهتر از آن هیئت پرهیبت چه تصور خواهد شد؟ به اینصورت در هر دقیقه و هر لحظه میلیونها عسکر برای دولت افغانستان حاضر و آماده ایستاده است در هر لحظه همه ثروت و توانگری ملت باخزینهٔ دولت الحاق میشود، هر دشمن خارجی که علی الخصوص غیر دین هم باشد چون خیال خام قدم برداشتن را بسوی این خاك پاك مقدس در سر آرد چنان يك كتلهٔ عظیمهٔ مدهشه، و يك هیئت مجتمعهٔ محتشمه را مقابلهٔ خود حاضر می بیند که اگر کره هم باشد بلرزه اش میدرارد. این سخنان ما را بر رجز خوانیهای مبالغه آمیز حمل نباید کرد. (افغانستان) حقیقتاً يك قوت عظیمهٔ فوق العادة مادی و معنوی را مالكست. اتفاق مانی، عصبیت دینی، شجاعت جبلی، استقلال، پروری قومی، و بدرجهٔ افراط وطنپروری و بادشاه دوستی شان از قوای معنوی غیر متزلزل شانست. مسلح بودن عمومی، سلحشوری و جنگجویی طبیعی، محبت مفرطه به اسلحه، نشان انداز بودن با کثرت محارب بودن از روی طبیعت، بر سر آنهمه تقریباً دوسه لك لشكر معلم مسلح به اسلحهٔ جدیده، و قدر هفت هشتصد طوبهای کوهی و صحرائی و قلعه کوب سریع الحرکه از چنان قوتهائی نیست که انسان آنرا بنظر استخفاف دیده بتواند.\n\nافغانستان، نقصانی که دارد تنها از جهت علم و عرفان عمومیست که در ان خصوص نیز در ینعصر ترقی‌حصر صراحه جداً سعی و کوشش ورزیده میشود. این بود که در باب اهمیت موقعیه و سیاسیه وطن مقدس خود برای ناقصانه و مشهودات بدیهیه همینقدر قلم جنبانیده توانستیم، اما اینقدر يك سوال شبهه آمیزی در فکر عاجزانهٔ ما باقی ماند که: — آیا سیاست خارجیهٔ دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما كه عهداً مبنی بر رقابت و عدم ائتلاف دو همسایهٔ شرقی و شمالی ما بود، بعد از اتحاد و ائتلاف آنها تا چه درجه حکم استواری و پایداری را جایز خواهد بود؟ انشاء الله در شمارهٔ آینده آنرا نیز تدریج میکنیم. (باقی دارد)\n\nحوادث داخليۀ\nجریده اتحاد مشرق افغانستان کابل\n\nاز شهر\nحضرت ادیب فاضل محترم مدیر صاحب مکرم را زید برکاته در بین ایام که جناب محمد نادر خان سپه سالار مقرر شده اند در هر جا صدای مارچ عساکر ظفر مأثر افغانیه سامعه نواز و آواز موزیکه های افغانیه با ظفر و نصرت هم آوازند. روز سه شنبه ۱۰ شوال المکرم در پیش باغ چرمگری، قریب مکتب حربیه، چه دیدم که از هر چهار فند عساکر مقیمهٔ دار السلطنه صاحب طنطنهٔ کابل، شی موت، آنها را آورده بود که سپه سالار شهامت آثار شجاعت دار امتحان عساکر فیروزی مظاهر میدیدند. حقیقتاً خیلی موثر يك منظره بود. افسر افغان، سپاه افغان موزیکه افغان، سربین افغان همه افغان. هر صدای موزیکار است در دلم جا میگرفت و نغمه های آن برای محو مخالف آوای:\nرواندا، على الكفار باش خاک اندر دیده اغیار باش\nبر سر کفار چون شمشیر باش هین مکن روباه بازی شیر باش\nبلند می نمود. هر تار موسم برای بلند نمودن نام اسلام، افغان پادشاه، راست ایستاده بود. انتظام نظام ترانه های ملی موسیقه ها در درخشیدن برجهای دشمن کش (برج زاد) افسرها، دارا بودن، رفتن چشمم را حیرت، گوشم را سامعه نوازی میفرمودند. در بروزها در عالم عسکری يك جدیت، و رونق و نشاط دیگری معلوم میشود. گروهی در یکطرف شهر به مشق زدن آماج مشغول اند و طایفه در دیگر جانب به تعلیم قواعد حربی مصروف شنیده شده که به شنبه دیگر امتحانهای منزلی عساکر نصرت مآب گروه، پسه شنبه دیگر امتحانهای کین است و بعد ازان خود حامی ملت افغانیه، یکانه رعیت دوست نظام نواز"}
{"book": "adl0616", "page": 853, "text": "٢٠٤ سال چهارم\n\nوطنخواه ملت پرور اعلیحضرت همایونی روحنا فداء امتحان جمع عساکر و غیر هم را میگیرند .\n\nجناب سپهسالار صاحب بنا بر ارشاد ناظر شجاعت مظاهر حربيه جناب سردار عنایت الله خان معین السلطنه ، و اقتران اراده مراحم شاهانه قوماندان اعظم و متبوع مقدس عواطف شیم ما اعلیحضرت سراج الملة والدین تمام ضعفاء و ریش سفیدهای عسکر را کشیده جوانان تنومند دران داخل کرده است . وطنخواها : - عسکر در عصر حاضر نگهبان وطن و ناموس میباشد اهمیت عسکریه در هیچ ملازمت پیدا نمی شود خواه از روی دین خواه از روی دنیا در حدیث شریف منقول است که نگاهداشتن یکشبه در حد از دنیا و مافیها بهتر است و افضل صحابه بعد از عشره مبشره اصحاب بدر رضی الله عنهم می باشند که من حیث عسکریت با حفظ وطن و اعلای کلمة الله افضل می باشند . هر فرد مسلما را لازم است که خطاب «عسکر» را بخود قبول فرماید .\n\nمعافی خواست گستاخی می نمایم که در جریده وطنیه ما قبل ازین بسی سخنان عسکری بسیار جوش دار مفید در تحت عنوان عالم عسکری می یافتیم اگر بعد ازینهم با آن قایل شدیم چقدر بختیاری ما خواهد بود زیاده خدا مقاصد شما را درجه کامیابی دهد . بك اهميت دان عسكريت\n\n( سراج الاخبار افغانيه )\n\nما از آغاز اخبار خود بقصد خير مرصد استفاده برادران عسکری خود یک باب مخصوصی در باب معلومات عسکری باز کرده بودیم . اما چون هیچ آرزو و خواهشی ندیدیم نافله داشته سکوت کردیم . این مکتوب خوش اسلوب باز تازیانه شوق ما گردیده انشاء الله بعد ازین باز از مقالات و معلومات عالم عسکری خود داری نخواهیم کرد .\n\nحوادث خارجيه\nاجمال اوضاع\n\nصفت ( لا يخفى ) بودن برای نوع بنی بشر به هیچصورت جایز نیست . بعضی سیاسیون میگویند که سپر ادوارد کری ، در مسئله ائتلاف با روس بخطای عظیمی برخورده است . ما نمیدانیم که این سخن تا چه درجه صحت خواهد داشت ، ولی چیزی که ظاهر است همین است که روس ازین ائتلاف پیشتر از انگلیس استفاده توانسته است . یکوقتی بود که سعی و کوشش سیاسیون لندن برین بود که مجرای این سیلاب مدهش را که از دوسه عصر پیشتر رخ بطرف کنر لایتنای هند نهاده بود بواسطه سدها و بندهای متعدد دیگر طرفهای بسیار دور بگردانند ، و مجال نزدیکشدن را به آن نگذارند همان بود که باغ های زرد و سرخ چین و مانچوری را به او نشانداده سرش را تا به اقصاهای شرق بر کشید . و همین که دید در بحر جین\n\nو ژاپان بنای آبریزش را گذاشت از بیم آنکه مبادا از بحر اصفر به خرچین و از انجا بمحیط هندی بیامیزد بواسطه دولت نوجوان ژاپان سرش را کوفتید حایلی برویش در کشید .\n\nروس بعد از محاربه با ژاپان خطای خود داشته رقیب خود را در پولیتیکش غالب و خود را مغلوب یافت ، و به این یقین بود که با حیله نجز حیله کاری از پیش نمیرود . لهذا دم از دوستی و ائتلاف زدن رایش نهاد و به اینصورت نفع ها حاصل کرد . در ایران مایکهای خوب و منطقه های مرغوب آنرا در زیر منطقه نفوذ خود در آورد . و حریف خود را بصحراهای خشك و خالی سمت جنوبی آن قانع ساخت . هیچ شبه نیست که دوست بسیار صمیمی خود ( افغانستان ) را که خود بقدر جدها و جهدها اعتماد و امنیت خود را حاصل کرده بود نیز ازین اختلاف بشبهه ها و حیرتها انداخته باشد علی الخصوص نتیجه های بسیار ناگوار این درین حرب جو تر زاله عمومی حاضره بشدت سرزده ظهور گردید .\n\nآیا برای دولت انگلیس درین حرب کماهی فائده متصور خواهد بود؟ چیزیکه ظاهر است بجز ضررهای مالی و جانی دیگر هیچ چیزی دیده نمیشود . اینهم معلوم است که اساس این حرب از رقابت جنسیب اسلامی و جرمانی بظهور پیوسته است حالا آنکه انگلیسها بعرق جرمانی منسوب ، و از اسلاوی خیلی دور است . این است که این ائتلاف منحوس روسی نجسیت عرقی شان نیز انتاج ضرر نمود ، و هم، منسوبان آن عرق را از انگلیها دل سرد ساخت . در خود ملت انگلیس که میداند که چند نفر آدم به این حرکت بیراد وارد گری راضی و شامل خواهد بود؟\n\nفایده این حرب نیز خیلی مبهم و مشکوک است . اگرچه خبرهای صحیح جنگ شایع نمیشود ، و نیز همان خبرهای که از نظر سانسور یعنی جاسوس مطبوعات یکنفر دوحك و اصلاح شود . ویور برلین از لندن آنرا نشر کند دیگر خبری از بحر محیط به اینسو نمیرسد باز هم از همان خبرها این صاف ترشح میکند که دولت المان یعنی جرمن تاحال از هر جهت غالب است . معلوم است که تنها بمقابل اوستريا و جرمن شش دولت كوچك و بزرگ برپا شده است . تنها روس برابر اوستريا و جرمن عسکر دارد با وجود اینهم می بینیم که جرمن جواب روس را هم میدهد . و یکی از آن دولتهای ششگانه مقابل خود را که يك باشد سراسر محو و منقرض ساخته و خاکش را بمال نموده ازان میگذرد . و لشکر انگلیس را هم به - اعرابی خودشان - شکست داده بصدها میل در خاک فرانس هم داخل شده است . حتی در پنوقتی که ما این اجمالرا مینویسیم – ۱۸ ماه شوال – علامات محاصره شهر پاریس نیز پیدا است و طیاره های جرمن کله های بم بر شهر پاریس نیز انداخته است پس اگر این چیزها را غالبیت نگوئیم چه نام خواهیم داد . در جنگهای بحری چیزیکه شنیده میشود سراسر شکستها"}
{"book": "adl0616", "page": 854, "text": "شماره ۲ سال چهارم صفحه ۵\n\nبعنایت ایزدی در سفر بخارا گرفته شد\nسنه ۱۳۲۷ هجری\nاین تصویر برداشته شد\n\nشهزاده والا شان سردار حيات الله خان نائب الحكومة قطغن و بدخشان\n[ فوتوگرافی : عکاسخانهٔ شاهی ، زینگو گرافی : عبدالحکیم ]"}
{"book": "adl0616", "page": 855, "text": "صحیفه ٦ سال چهارم شماره ۲\n\nچارمین فرزند ذات اعليحضرت سراج الملة والدين شهزاده محمد كبير خان\n[ فوتوگرافی: عکاس خانهٔ شاهی زینکو گرافی : یار محمد . ]"}
{"book": "adl0616", "page": 856, "text": "مجله ۷\nو افسانه ای جرمن شنیده میشود مثلا میشنویم که اینقدر در بدناوت و انقدر کرو و ازور جرمن را کشتهای انگلیس غرق یا اسیر نمود ولی چون می شنویم که کشتیهای انگلیس هیچ دود و آسمانی رسید آن خبر هم مشكوك ومشبوه میماند ...\n\nدل انسان که میسوزد ، بریاره بازيک میسوزد . زیرا آن دولت که حجماً كوچك ، و از روی آبادی ، و توانگرى ، وعلم وصنعت خیلی زرا یک دولت تاریخی بود آنرا فرانس و انگلیس قديمة نجات موقعی خود ساختند . بیچاره ها در انتهای آتش بازی جهنم آسا ، و مهاجمات مدهشه دیوهای جرمن فریاد میزدند که : کجاست انگلیسها که با وعده کمک کرده بودند ..\n\nایتالیا نیز به این اعلان بیطرفی و دم جنبانی بسوی ضد معاهدين خود میں عہد و جان اور وبائیان را خوب بمیدان کشید ، و معلوم شد که عهد اتحادشان در میان خودشان هنوز چقدر بی بنیاد است . اما اینهم محتمل است که اگر ایتالیا بطرف روس و انگلیس و متلقین شان در اید عامان محاربه را زیاده تر وسعت خواهد داد در الحال ممکن است که دولت ترکی یونان بادار رومانیا نیز دودو سه بيك بكطرف شده در هنگام جنگ عمومی داخل شوند . شراره این نابره قتال از ملتهای غرب تا به اقتضای شرق نیز پریده دنیا را آتش خواهد گرفت و هیچ شهره نیست که زانها استفاده کنند . و بای غریبان را سراسی از شرق کوتاه کردانند ، امریکا نیز ممکن است که از انقاضها و آوازهای این ویرانیها بی استفاده نمانند.\n\nالحاصل محل ملتهائیکه خونهای شان در رکهای شان افسرده شده باشد، و پی های شان مانند کارهای سازهای تاکوک شده ستی ور خلوت گرفته باشد دیگر همه ملتهای دنیا دربی استفاده ازین و لوله و علاله افتاده اند . اساساً بدیگران چندان سرو کاری نیست افسوس با برادران دوست ما انگلیس است که اینهمه فلاكتها وصیتها را از نتیجه الثلاث نحوست انصاف روس پر خود دا کرد و هنوز هم نتیجه نا معلوم است که چه خواهد شد و بعضی تها که ها هم ملحوظ است زیرا دولت بهية انكلين بك جماعت بن انداره را مالک شده است که اگر یکچند عدد بی اهم دیگر رو وارد شود بزرگی و جسامت خودش او را خواهد شکست. وجمع آوری خود را بسیار مشکل خواهد توانست بهتر آن بود که از ملک قرية خود انحراف نورزیده رقبای خود را نکردن همدیگر انداخته خودش بیطرفی و سیری را پیشه میگرفت و ازان گیرودارها طریقه های استفاده را می اندیشید. اینهم معلومت که اگر دولت انگلیس ملت بی طرفی را اتخاذ میکرد ممکن بود که جلوگیری حزب را نیز بزودی کرده میتوا است. اما حالا دایره وسعت این حزب خیلی فراخ، وطول مدت آنرا نیز بنی در از می بینیم. هنوز هم وقلت اكريك نقرى خود را کناره کشیده و در صدد بعضی استفاده ها بیفتند بهتر و اولتر است ...\n\nدولت متبوعه مقدمه ما افغانستان در تجاربه بیطرفی و غیر\n\nسال چهارم\nشماره ۲\nجانبداری را البته مراعات خواهند فرمود . ازین جهت دولت بهية انكليس تمامها امين وخاطر جمع شده میتوانند . ولی هزار افسوس که مسئله اختلاف باروس الساترا از شبهه های کوتاکون وتصورات و خیالات بوقلمون نیز وارسته نمیتواند . و هم این ائتلاف بدرجه صمیمیت پیدا کنند که حیات خود را هم در انراه به تم اسکه نمیدارد البته که شایان اندیشه یک چیزیست .\n\nخیر های مختلف\n( از جریده فریده چهره ها )\nاجرای تاجگذاری شاهنشاه ایران به\n( ! )\nه بهترین نوید حیات بخش ایرانیان .\nیزد صلای بشارت همی زمین و زمان\nکه بر نهاد پسر تاج خبرو ایران\n\nجلوس کرد شهنشاه شاه احمد شاه\nهزار و سیصد وسی دو آخر شعبان دیده های نگران و کوشهای مستعد جهانیان عموماً . و عالم اسلام خصوصاً، وايرانيان بالأخص ، به تلاقى تلكرافات در امر بشارات تاجگذاری شاهنشاه ایران ، وارث بالاستحقاق تاج و تخت کیان، مسترد سازنده عظمت و شوکت ساسانیان . و عدالت کمتری نوشیروان ، برگزیده ملت تجربه ایران ، و حامی اساسی مشروطه و ماحی ریشه ظلم وعدوان ، ويحي بساط علم و عمران و معصوم جوان و جوان بخت نام دار اعلیحضرت شهریار ایران مدار ( السلطان احمد شاه قاجار ) خلد الله ملكة وسلطانه، وإبدالله حيث واعوانه پادشاه معارف خواه دين بناء كل عالان مخروبه ایران صانه الله عن الحادثان روشن کردید - وخاطر جامیان مظلومان و طرفداران ملهومان از این بشارت مراد ربداشت خودمند گردید. - و بکلی شیشه آمال دسیسه اشتمال ظالمانه گروهی نکرده که در زوایای تیره اندیشه پرورانه خود فرمانه خیالات عداد تکارانه در دماغهای مقدانه می پختند بمحض حسرت خورد. و در امر نوید دنیا دنیا امید آروی مرتجعین خرج و مرج طیرا بكجا بود .\n\nخلاصه : جوهر الكرافات این دوره مزبوره روز این بود که روز ۲۷ شعبان که عید همین مرحله معصومانه ذات شاهانه بالغ بود. قبل از ظهر در حالتی که اجتماع وکلا کامل و مجلس دار الشورای ایران منتظمها مفتوح شده بود موکب خسروانه اعلیحضرت ملائک فطرت شاهنشاهی ( السلطان احمد شاه ) بمعیت ولیعهد گردون مهد و نایب السلطنة ناصر الملك وتمام شاهزادگان خانواده سلطنتی ووزراء و امراء کشوری و لشکری و همه مامورین و مستخدمين اوروپائی از عمارت سلطنی طرف بهارستان با طنطنه شاهانه و طمطراق خسروانه حرکت فرمود - - افواج پیاده و سواره"}
{"book": "adl0616", "page": 857, "text": "سال چهارم\nشماره ۲\n\nوازان و پلیس و ژاندارمه بالباسهای فاخره از طرف خیابانها صف ارائی کرده و طاقهای نصرت در کمال آیین و زینت در مواقع عالی آراسته و بسته کردیده بود، و اتصالاً صداها بشاباش و بانکهای زنده پادشاهنشاه ایران بآسمان بلند بود.\n\nاعلیحضرت شهریار ایران مدار بدار الشورای ایران ورود فرموده و مراسم تحليف و يمين محافظت قوانين مشروطه را حسب الأصول بحضور تمام وزراء و وكلا و علما و نمايندگان بجای آورده که در این بين يكصد و يك تير توپ شليك كرديد و موزیك چیان بنواختن نغيمات كوناكون مشغول گردیدند - سپس اعلیحضرت همایونی از بار امانت تشریف فرما بمسجد ( سپهسالار ) شده و دو گانه بدرگاه ملك الملوك يگانه ادا نموده .\n\nبعد از ظهر ساعت سه از جاشت گذشته اعلیحضرت همایونی در عمارت سلطنتی بحضور والا حضرت وليعهد و نيابت سلطنت و تمام وزراء و امرا و علما و وكلا و نمايندگان سیاسی و قناسل دول موجوده به تخت شهریاری بر آمده و دیهیم کیانی و تاج جهانبانی بر فرق خسروانی گذارده صداها تبريك و تهنيت از هر جا بلند و خطبا و شعرا خطابها و قصاید فرا خوانده و شبها چراغان مفصل و آتش بازی و ضیافتهای گوناگون دولتی و حکومتی و ملنی شده این بود خلاصه تذکرات مسرت علامات تاجگذاری که این دو سه روزه از اوروپا رسیده - و ما خوانندگان گرامرا وعده باخبار مفصله موثقه وقایع نگار خاص اداره جریده چهره نما در طهران میدهیم که بزودی رسیده منتشر خواهیم کرد.\n\nاينك اعضاء اداره چهره نما كه خادمان واقعی ایران و ایرانیان بوده با قلبی مالامال از مسرت و انبساط عموم ایرانیان را از تاجگذاری و جلوس ميامن مانوس اعلیحضرت همایونی خلد الله ملکه تهانی خالصانه سروده و امیدواریم در ظل سعادت مدل این پادشاه معصوم ایرانیان از هر چیز محروم بسعادات گوناگون و خوش بختیهای از حد احصا بیرون نائل آیند ( این دعا از من و از روح الامین آمین باد .\n\nهدایای امیر اطورها و پادشاهان اوروبا بجبهته شاهنشاه ایران در موقع تاجگذاری\n\nبمناسبت تاجگذاری اعلیحضرت اقدس سلطان احمد شاه شاهنشاه ایران دول معظمه اوروپا هريك بانضمام اعتماد نامه سفرای خویش که در تنویج شاهنشاهی تشرف حاصل نموده اند هديه ملوکانه بدین قرار فرستاده اند .\n\nاعلیحضرت سلطان عثمانی نشان مرصع ( خاندان آل عثمان ) که از اولین نشانهای دولت علیه عثمانیست و امير اطور آلمان يك چهل چراغ ممتاز و تحفه دیگر و امير اطور تمسه يك دسته تفنك مختلف شکاری و رئیس جمهوری فرانسه يك گنج ظروف چینی دوانی کار فرانسه و پادشاه ايتاليا يك تمثال ) بروزر ) از روی مجسمه های قدیمه که ملکه ایتالیا کشف کرده و پادشاه اسپانیا نشان اقدس مرصع ( كرولوس سيم بزرك ) و ياد شاه بلزيك نشان\n\nمرجع ( ليولوليه بزرك عسكرى ) والجه امريكا وروس و انگليس هم فرستادند بعدها بنظر قارئین چهره نما میرسانیم .\n\n( این نیز )\nمخدرات فاضلات ایرانی\n\nآرتیکل ) ترقی زنان مغرب زمین یا خمودگی زنان مشرقزمین ) را در نامه مقدس چهره نما با کمال دقت خواندم لازم دانسته شمه از ترقیات تدریجی مخدرات ایرانی عرضه بدارم مثل است مشهور که شهر ظریف پاریس در یکروز بنانشده بلکه سالهای درازی خواست تا بر شالوده صحیحی بنایش را گذاردند و بتدریج عروس دنیا شد امروز ایران اگرچه بقدر کوچکترین ممالک اروپ مدرسه دوشیزگان ندارد ولی اینچه بنظر بصیرت در این چهار پنج ساله که در ایران بوده و دیده ام مدارس دختران در طهران رو بترقی فوق العاده گذارده با وجودیکه موانع عدیده داشته یکی از آنها نبودن مدارس معلمات و معلومات درس دادن علم مخصوصی دارد که زبان فرانسه او را ( پراکوزی ) مینامند و در ایران بکلی یافت نمیشود .\n\nدر سنه ۱۳۱۵ در تهران پنجاه صاحب سواد یافت نمیشد مگر در زنهای اکابر و وزراء انهم چند نفری هشت یا ده نفر فرانسه دان در آنها بیشتر نبود که از مثل مرحوم مشير الدوله و حاجی میرزا محسن خان و امين الدوله و مشير الملك و صنيع الدوله و دوسه نفر دیگر الحال در ایران تقریباً شصت هزار فرانسه دان هست مدارس متعدد انچه در این چهار پنج ساله دیده شده ترقی در زمان فوق العاده بوده بلکه عرض میکنم محیر العقول بوده در اینجا توضیح مینمایم آنچه خوانین عالمه که معروفند بیان مینمایم یکی صبیه مرحوم حاجی میرزا محسن خان مشیرالدوله که خود خانمهای اوروپائی بعلم و دانش این خانم معترفند دیگر صبیه مرحوم ميرزا النصر الله خان مشير الدوله همشیره مشیر الدوله حالیه که مخصوصاً در فن ( پیانو ) سر آمد همعصران خود بوده - دیگر نوابه عليه عاليه ابتهاج السلطنه که در فن ادبیات فارسی و خوش اسلوب نویسی معروفند دیگر صبیه حاجب الدوله که معروف است به ( مادموازل حاجب ) که ازبان فرانسه و انگلیسی در نهایت صحت و فصاحت تکلم میکنند و مینویسند با وجود صغر سن ، دیگر صبيه ظهیر الدوله که در فن نقاشی مشهور و ممتاز است - دیگر عصمت خانم متخلصه به ( طایره خانم ) که در ادب و سخنوری سرآمد مخدرات این عصر بوده و مقاله و ارتیکل های ادبی در باب سلوک زنان ایرانی و معیشت آنان در روزنامه ایران نو مندرج داشت و در نثر و نظم کوی مسابقت را از مردان ربوده - دیگر قدسیه خانم اشرف زاده که بسکه عاشق علم بود بطرف آمریکا سفر کرد و در آمریکا مشغول تحصیل شده - مدیره دبستان دوشیزه گان وطن با دو نفر همشیره هایش و مدیره مدرسه حسنات سرآمد معلمات بوده و در زبان انگلیسی و فرانسه دانستن این خواهران علماً و عملاً باعث استعجاب فضلات و بهره کافی از"}
{"book": "adl0616", "page": 858, "text": "٩\nسال چهارم\nشماره ٢\nادبیات و علوم حدیثه و حساب و هندسه و تاریخ و نقاشی و جغرافی دارند\nشنیده شد. خواهر بزرك زروزیور خود را فروخته مصروف تربیت\nدوشيز كان مینماید و تا امروز امتحانات خوبی مدرسه اش داده است .\nدیگر مرحومه ( علویه ) همشیره آقا سید حسین ابراهیم زاده\nزوجه جناب حاجی میرزا حسن رشدیه که واقع مادر روز کار\nچنین دختر معلمه فاضله عقیقه پرورش نکرده بود دیگر ( خانم افندی)\nصیه مرحوم رضا خان سرتاب توپخانه وغيره واگر بخوا هم\nاز مخدرات فاضلات ایرانیان اسلامبول و مصر و قفقاز بنویسم شاید\nمدیر محترم اداره جریده چهره نما محض ملاحظه مندرج فرمایند\nولى البته مقالات ختم عالیه افندی در جراید ترکی و ( خانم نمازی)\nرا در جراید مصری دیده اید ولی در اسلامبول و مصر مدارس\nدخترانه مدتها بوده لیکن در ایران تانه سال قبل ابداً مدرسه دخترانه\nنبود و باین مدت که این قسم مخدرات ایرانی ترقی کرده اند.\nچنانچه یکی از دوستان بنده صبه او که سناً ١٤ میباشد تحصیلات\nعقد مائي و ثانویه را تمام کرده و الان خود معلمه است زبان\nانگلیسی را از بنده بهتر میداند و سال انکه بنده دو زبان فرانسه\nو انگلیسی را بخوبی تحصیل کرده ا. .\nاما در باب بازیهای ریاضیه که او را ( سپورت ) مینامند مثل\n( لون نيش ) و غیره . . اگر امروزه این نوع ریاضیات بدنی در\nایران یافت نشود در سه چهار سال دیگر هم پسران و دختران\nخواهند آموخت قدری صبر میباید که عنقریب دوشیزگان و مخدرات\nایرانی همچون فاضلات ممالک متمدنه در تالیف و تصنیف اشهار\nبهم رسانند عجالتاً خوانندگان روزنامه مقدسه چهره نماذا بتعرفه\nمخدرات فوق و مدارس و معلمات ایران بهترین بشارتی بود که دادم\n( رئیس مترجمین اداره كمرك ومالیه جنوب محمد على شيباني\n\nمتولد کشت و وبتقريب روز ولادت این مولود غضب آلود\nقربانی انسان اجرا کرده شد .\n\nنخستین حادثه ی که برکره ارض در اولاد آدم از نتیجه رشك\nوحد به ظهور پیوست همانا واقعة فاجعة قتل قابيل هابیل را\nبود و تاریخ تولد و حدوث حرب از همین وقت مأخوذ و محسوب است.\nدر عصرهای اول آلات فن حرب چندان وجود نداشتند.\nوجنك اكثر به چوب وسنك اجرا میشد و پس از ان هرمانی که\nدر دنیا ترقى كرد حتی المقدور من حرب را هم ترقی داد تا نیرو کمان\nو شمشیر و کارد برای هجوم جارخانه بر روی کار در آمدند و بر\nخلاف آن از بهر حفظ تدافعانه خود و سیر وزره ساخته\nشدند، چنانچه مال این آیه حکمت وايه ، وألتاله الحديد وعلمناه\nصنعة البوس لكم لتحصنكم من أسكم ، که درشان حضرت داؤد\nورود یافته بر قدیم بودن من حرب و ترقی آن در ازمان دال ويك\nگواه این مقال است .\n\nایرانرا ترقی قدیم این فن شهرت داده برجميع ممالک دنیا او را\nمالک سطوت و جبروت ساخته بود، داستانهای رستم زال و امثال\nآن بر ترقی این فن در آن وقت يك مثال است. فیلهای هندی آله\nهای جاندار حرب شده عظمت و شوکت راجه کان هند را دوبالا\nنموده بود. از همه اول این فن در بر اعظام آسیا بسرعت برق\nآسا ترقی کرد و فن حرب از شرق تا غرب اشاعت یافت ، و پس از\nاسیابه اروپا منتقل شد و در انینه و یونان و اسپارتا، تا یکمدتی\nخوب عروج نمود و باز رومیان آنرا بدرجه کمال رسانیده\nفن اسلحه سازی را مالك يك رواج وشهرت عظیمی ساختند .\nاما قریب بود که بعد از چند مدت از اوج ترقی در موج بحر ندنی پنهان\nشود که تا کلاه در سال ۱۵۰۰ از ایجاد بار و د بازار آن که مدتی مسدود\nبود مجدداً كرم شد و يك انقلاب دهشت مآب زرگی در فن جنك\n\nتاریخ حرب و ترقی و اشاعت فن آن\n\nبه بوقوع پیوست که این آتش سوزان بارود جوهر و آبداری اسلحه\nقدیمه را برباد داده با خاک یکسان نمود و نام تیغزن وزره پوش .\nاز خیال ها فراموش ساخت، وفن جنك را از چوب و سنك\nدفعتاً به توپ و تفنك ترقى بخشيد .\nدرصدی هند هم کار نامهای جنگی اروبايك شهرت خارق العادة\nرا افاده نمود و فن قلعه بندى واستحكامات سديد بك ترقى جدید\nدر ان حرب وارد ساخت و ازین وقت يك سلسله وسيع بعضى\nجنگهای وقیع که تذکار خواهند یافت قایم شد .\nو در صدی هزدهم ، فريدرك اعظم ، ( بإنشاء جرمن ) فن\nحرب را خوب وسعت داد و چنان اصول و قواعد وضع نمود که فوج\nخود را به اندک زمان به اوج کمال رسانید و پس ازان و نابوليون\nاعظم ، عسکر خود را در وقت حرب به حصه های بزرگ منقسم\nنموده به آنها اداب این چنین جنگ را تعلیم کرد .\nاروپا از آغاز در خصوص جنگ های دور و در از پردیگر بر اعظم ها\nصاحب امتیاز است. هیچکدام جنگ معتنابهای آن بكم از هفت\nهشت سال به انجامیده سالها سال در میان اقوام جنگها دوام ورزیده"}
{"book": "adl0616", "page": 859, "text": "الحبله ۱۰\nسال چهارم\nشماره ۲\n\nحروب مذهبی و مالی در آنها وقوع یافته که بعضی از آنها تا یکصر ( یعنی صد ساله ) هم پایداری کرده اند. چنان که در ذیل اجمالاً از بعضی جنگهای قدیم و مشهود اروپا بحث مینماییم:\n\nاول ( سلسله خانه جنگها نیست ) که مابین دو قوم پررویی به سببیکه یک قانون مانع و اصول جامع در اروپا نبود در عصر های اوسط بغرض اخذ انتقام از همدیگر تا چند پشت بطول انجامید و تا عصر جهاد دهم عیسوی قطعه زمین مابین جرمن و فرانس از خون انسانیت رنگین گشت. اگرچه، شارلامان، در دوران سلطنت خود برای دفع این جنگها و رفع این خونریزیها یکباره اندیشید اما در مقصد خود ناکام شده، لویس، یک قانون حکمی تاسیس کرد که از روی آن تا انقضای مدت ۴۰ روز از قابل قصاص و انتقام هیچکس حاصل نمیتوانست.\n\nدوم ( جنگ دو فرقهٔ مذهبه ) این بکعرصه وسیعه را از ۱۶۱۸ سال تا سال ۱۶۴۸ مالکیت ابتداء این حرب مابین فریق اجرای کیتولک و فریق امرای اصلاح جرمنی قایم شد و سبب حقیقی آن این بود که فردیناند، ثانی جمع قوانینی را که منبع آزادی مذهب بوهیمیا، بود منسوخ ساخت فریدک خامس که سانی بزرگ، مذهب پروتستانت، بود از همه اول در مخالفت استاده شد و از سال ۱۶۱۹ تا ۱۶۲۳ ع بازار کار زار گرم شد بالآخر فرقهٔ روتستانت، مهزوم گردیده و قوت فریدک تاب گشت پس از ان پادشاه دمارکه در معاملات جرمن مداخلت ورزیده و نیز از سال ۱۶۲۳ تا سال ۱۶۲۹ جنگ قایم ماند و بالآخر، کرسچیان راج، شاه داینمرک هم آب مقاومت نیاورده در کوپنک، بصلح کردن مجبور شد. پس ازین از سال ۱۶۳۰ع تا سال ۱۶۳۵ع عرصهٔ کار زار باز یکرونق گرفت و « شاه اسویج » بر « شاه جرمن » در سال ۱۶۳۱ و ۱۶۳۲ فیروزی یافت اما افسوس که در معرکهٔ اخیر کشته شد، فرقهٔ پروتستانت، بعد از فتح و مظهریت خود مکرراً مغلوب گشت. اخیراً « شاه کاردینل ریشیو » به سالاری فوج را بر عهدهٔ خود گرفته در حمایت « مذهب پروتستانت » علم جهاد کرد اگرچه تا یکحدی در ارادهٔ خود کامیاب شد مگر در معرکه های اخیر او را یک عهد نامه نوشتن لازم شد که در سال ۱۶۴۸ تحریر یافت و بران این ( جنگ سی ساله ) اختتام پذیرفت.\n\nسوم ( حرب هسپانیه ) که از سال ۱۷۰۱ ع تا سال ۱۷۱۳ع امتداد یافت، و یک خاندان اوستریا که مدعی تخت هسپانیا بود این حرب را برپا ساخت چنانچه اوستریا، انگلیس، هالند، روسیا و پرتگال و خلاف فرانس درین جنگ با هم اتحاد کردند. اگرچه در ابتدا میدان به دست فرانس بود لیکن چندی نگذشت که در ایطالیا و جرمن شکست خورده، مضمحل و متزلزل گشت. اما در هسپانیا دوباره تهیهٔ حرب نمود، و معاهدهٔ سال ۱۷۱۳ ع این جنگ را انجام داد.\n\nچهارم ( حرب هفت ساله ) این جنگ از سال ۱۷۵۶ ع تا سال ۱۷۶۳ ع دوام ورزید. این حرب بر دو شعبه منظم است. در قسم اول آن جنگ « فریدک ثانی » با پادشاه پروشیا برین بنا که انگلیس تائید روس و فرانس و استریا نموده بود شامل است مگر با وجود حسن تدبیر خود بالاخر، فریدک، شکست خورد، و اگر بر جای دشمن او ( ملکهٔ الیزابت )، « بطرس ثالث » بر تخت روس جلوس نمی نمود در سال ۱۷۶۲ ع حال فلاکت اشتمال او قریب بهلاکت رسیده بود. قسم دوم این جنگ است که انگلیس در مقابل فرانس و هسپانیا قایم کرده بود، و خاتمهٔ این ( حرب هفت ساله ) بذریعهٔ معاهدهٔ سال ۱۷۶۳ که در پاریس تحریر یافت کرده شد.\n\nپنجم ( حرب صد ساله ) این جنگ متصلاً تا یکعصر مابین انگلیس و فرانس نهری از خون را جاری ساخت و سبب امتداد مدت و طول زمان خود یک یادگار دوران سلطنت پادشاهان متعدد فرانس و انگلیس است و این همه حروب دور و دراز از نتایج بد شگون و محنت انسانها بود.\n\nاینست که بر نظم اروپا باز اخلال و واقعات مادی را استقبال کرده است. انگلیس با روس و فرانس معاون و متحد گردیده تنها با المان ( جرمن ) آویخته اند و هر یک جداگانه برای منافع عسکری و تجارتی خودشان جهد دارند، و تا کنون هم از صورت واقعات چنان معلوم میشود که مظاهریت و فیروزی از آنِ آنها است. و از حال استقبال کسی واقف نیست که چه خواهد شد، آیا فتح و نصرت تا اخیر نصیب آنان خواهد ماند یا به متحدین روس، فرانس، انگلیس انتقال خواهد یافت؟ و آیا این حرب چند مدت دوام خواهد ورزید. اینست که این مسئله ها پیش از انکه بوقوع بیایند در اشکال و عدم انحلال خواهند بود زیرا که اخیر مقابله کردن و فیروزی یافتن یک دولت بر سه دولت بزرگترین دنیا هم چندان سهل نیست و بر خلاف آن مطیع و منقاد ساختن یک ملت واحد مترقی مانند المان آنهم در خانهٔ خودش نیز عدیم الامکان می نماید محتمل که این جنگ هم مانند حروب قدیم اروپا بطول انجامد. والله اعلم بعواقب الامور . . .\nعبدالرحمن\n\n( رای یک کپتان یک جهاز اسیر شده جرمن )\nاز اخبار وکیل\nبوجهٔ ظهور جنگ مابین جرمن و انگلستان بسی از جهاز های جرمن که در بندر کلکته بودند گرفتار کرده شدند. از جملهٔ این جهازها یکجهاز « کارل » نام دارد. مارین کپتان این جهاز و نماینده گان بعضی اخبارها در خصوص واقعات حالات گفتگو شد. که از ان اندازه حسیات و جذبات اهل جرمن بخوبی درک کرده میشود. کپتان مذکور گفت که جنگیدن جرمن با روس، فرانس، انگلستان لازم شده است. و حالا هیچ قوت در دنیا او را از اراده های خودش باز داشته نمیتواند، عسکر جرمن از عسکر های"}
{"book": "adl0616", "page": 860, "text": "صحيفه ١١ سال چهارم شماره ٢\n\nحضرت طرزی صاحب مرحوم\n\nاز سرداران نامدار افغانستان سردار غلام محمد خان طرزی صاحب افغان این سردار رحمدل خان این سردار پاینده خان غفر الله لهم ، شاعر ادیب ، جواد ، صالح ، متورع ، شجیع بذاتی بود که در سنه ١٢٤٥ هجری در قندهار تولد ، و در سنه ۱۳۱۸ هجری در شام شریف وفات یافته اند رحمت الله علیه\n\n[ فوتو گرافی : سلیمان الحکیم در شام . زنیکو گرافی : سیدابو بکر در کابل ]"}
{"book": "adl0616", "page": 861, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم شماره ۲\n\nمدير و سر محرر سراج الاخبار افغانيه\n\nمحمود طرزی ابن سردار غلام محمد خان طرزی صاحب مرحوم [ فوتو گرافی : معين السلطنة ، زينگو گرافی : يار محمد ]\n\nرسام شهیر ( غلام محمد خان ) مصور معلم فن رسامی در مکتب حربیه و مکتب مدنیه\n\n( یار محمد )\nزینگو گراف باشی زینگو گرافخانهٔ کابل\nدر ماشینخانه مبارکه"}
{"book": "adl0616", "page": 862, "text": "صحیفه ۱۳ سال چهارم شماره ۲\n\nفرانس وروس بدرجه ها برتر است . اگر عسکرهای هر دوی آن متفق شوند انوقت هم جرمن به آسانی مقابله آنها را میتواند عسکر جرمن آنقدر صاحب تربيه و تعلیم یافته است که اندازه تیاری و درستی آنرا کسی تخمین و تقدیر میتواند که در جرمن رفته آنرا دیده باشد . دسته جنگی جر من نهایت مکمل است . جهازهای او همکی طرز واصول جدید ساخته شده اند . و آلات حربیه که در ان جهازها موجود و مصنوع است از جهازهای کدام قوت دیگر قیاس نمی آرد . و چنان دسته طیاره ها را که او مالکست نزد هیچ ملتی از ملت های دنیا موجود نیست و انگلستانرا پس از تحمل نقصان معلوم خواهد شد که این مسئله ، جنگ باجر من . چنان واقعه ایست که کاهی به انگلستان پیش نیامده باشد . انگلستان دارای يكفوج قابل الذكر بری نیست . مائد قوت بحری او پس اگر دسته جهازهای انگلیزی در خلیج ، في لاند . در آمد پرخچه هایش برانده خواهد شد . و باز کار دوم جرمن این خواهد بود که عسکر خود را در انگلستان خواهد در آورد . واکر عسکر استريا نيز مانند جرمن مرتب و مكمل باشد . پس از حالا نتیجه را یقینی بدانید ؛ لیکن از بد قسمتی در استريا مثل جرمن يكنقوم آباد نیست بلکه اقوام متعددند . و این گفتن نهایت دشوار است که در بعضی حالات نتیجه چه خواهد شد و در جنگهای این زمانه بسیار سخنهای خلاف توقع پیش می آیند . مانند معامله روس و ژاپان . لیکن این مسلم است که جرمن نیز چنان خلاف توقع ثابت خواهد شد . مثل ژاپان، باز کیطان مذکور گفت که از زیاده شدن جنگها و شمولیت ریطانیا هیچ افسوس بهیچکدام ما نخواهد بود و با وجود جميع سحتها در باب جرمن بكرأى بأس الكيزانه نداره .\n( مترجم عبد الرحمن )\n\n( اخوت هندستانیها و جازنيها در تو کیو )\nدر تو کیو پایتخت ژاپن حالا بسیار هندستا تها اقامت مستقل اختیار کرده اند و پهلوی مسرت انگیز آن اقامت اینست که تعلقات آنها باژاپنیها بسیار خوب معلوم میشود . اخبار انگلشمین وجه این تعلقات خوشگوارا این نشان میدهد که درین دو قوم امتیاز رنگ نیست و در هر دو نصب العین اخوت بکچیز است و در تقویت این اخوت طرز معاشرت مشترک ایشان را دخل بسیار است . آنها یکجا با هم نشسته نان خورده میتوانند برنج غذاى لديد وكثير الاستعمال شانست اگر در هندستانیها کدام بتکالی موجود است او چنان شایق ماهی است مثلیکه یکژاپنی باشد . در جای نوشی هم هندستانی و ژاپنی یکسان مشترك اند .\nدر توكيويك انجمن بنام ( اندوژاپنيز اسوسی ایشن ) قایم شده است که اعراض و مقاصد آنرا در پیش نظر داشته این خیال و اندیشه بجا نخواهد بود که توكيو عنقريب يك مركز بزرك اخوت ژاپاني و هندستانی خواهد شد در روزهای گذشته جمعیت مذکور در اعزاز\n\nدو مهمانیها جلسه دعوت منعقد کرد که از آنها یک ژاپنی و دیگر هندستانی بود نام اول آنها کرمستر فروز کری است که مهتمم شاخ يك يك ژاپنی بمبئی است که ۲۰ سال در هندستان بود غالباً دیگر هیچکدام جاپانی مقابل مستر موصوف دعوای واقفیت حالات صحیح هندستانرا کرده نمیتواند جنتلمین هندستانی مقتل مشهور بنكال ايم سي ملك است که در حلقه های قانونی و دوایر حکومتی انگلیزی نام بزرگ پیدا کرده است مستر موضوف در علم ادب انگریزی و هندی مهارت خاصی را مالکست، در جاپان تا بسیار مدت گذران کرده و متعلق حالات جاپان کتابهای متعدد نوشته حال آنها برای اقامت دایمی به ژاپان رفته اند .\n\nضرور است که اهالی هند به توجه غیر معمول جانب جاپان رخ کنند و برای اموختن صنعت و حرفت ژاپنی کوشش های کامیاب اجرا کنند . همچنین برای عوام ژاپنی هم لازمست که روادی و فیاضی با ایشان پیش آیند که برادران هندی شان بقرار واقعی از اخوت و همدردی ایشان مستفید شوند . بعلاوه ژاپنان این هم لازمست که عادت عزت و احترام حسيات و جذبات ملكي و مذهبی ژاپنیانرا بگیرند خواه هر چند در نظرهای شان نامانوس باشد .\n\nزمیندار\n\n( اخرا جات ماهانه جنك )\nچند سال شده که مستر اکت بیل متوفی تخمین این امر کرده بود که اخراجات ماهیانه جنگ آینده فرانس و جرمن پانزده کرور پوند خواهد شد واکر برطانيه واستريا وايطاليا وفرانس در بن جنك شریک باشند پس مقدار خرج ماهانه به ۲۰ کرور پوند خواهد رسید خیال کرده میشود که از فرانس و جر من هیچ کدام زیاده از سه ماه متحمل نتایج اقتصادی جنگ شده نمیتوانند اگرچه این ممکن نیست که پیمانه هر دو در آن واحد لبريز شود چونکه این جنك بر رویه نقد و غله موقوفست لهذا میدان در دست کسی خواهد ماند که در باقاعده ادا کردن تنخواه عسکر از حریف خود سبقت ورزد\n\n( افواج هندی چرا در یورپ بجنگند )\nبه اخبار\nاز اخبارات متواتر ميدان جنگ معلوم میشود که فوج الخيری فرانس هم در مقابل افواج جرمن خوب داد مردانگی داده اند . وقتا که فرانس عربهای الجیریا را در میدان جنگ خواسته است. که در جنگ ناموری حاصل کرده اند . پس چرا انگلستان بعضی افواج چیده اقوام بهادر مسلمان هند را بر سر زمین فرانس در مقابل جرمن موقع نبرد ارزانی نمیدهد . اگر این معاهده دول یورپ باشد که اقوام غیر یورپی در میدان کارزار نجنگند پس در حق سپاهيان الخيري هم لازم لتعميل بود ، جرمن بر خلاف معاهده گلوله های ( دمدم ) را استعمال کرده و نیز دیگر بدعت ها هم میکنند"}
{"book": "adl0616", "page": 863, "text": "حيفه ١٤ شماره ۲ سال چهارم\n\nوجنك و رب و مسلمانان هند .\nدر هندوستان در یت وقت بر زبان هر شخص داستان جنك يورپ جاریست و این خیال در هر دماغ پیدا شده است که خدا میداند که در نجات عالمكير چقدر نفوس هلاك خواهند شد و چقدر ملكها و خاندانها تباه خواهد کشت . شکر است در هندوستان هر مرد جان نثار و خیر خواه شهنشاه وكور تمنت خود است . و خطرهٔ يك لحه هم نیست که رعایتی هند ازین محبت ذاتی و احسان مندی حکومت برطانیه رو کردانی کرده خودشان را در معرض ذلت و بد نامی بیارند . خصوصاً برای مسلمانها این جنك عمومی حین قابل تردد و انتشار است . تا حدی که دیده میشود میلان طبایع نوجوانان ترك جانب جرمن است ، واتحاد قديم بريطانيا را که چند دفعه انها را از مهلکات دهانیده فراموش کرده اند . اگرچه ترکی به هیچ طرف نیست و غیر جانبدار است و دعای ما همه این همین است که خدا او را برهمین حالت بیطرفی داشته باشد . اما بفرض محال اگر ترکی بیطرفی خود را نگاهداشته نتواند و در جنگ مداخلت کند پس الوقت طرز عمل مسلمانان چه خواهد شد و این بك سوالت که هر مرد دور اندیش از دل خود می رسد .\nمن بلا خیال تردید وبلا خوف اختلاف صاف صاف میگویم که مسلمانان باید که در دادن این جواب هیچ دقت و پس و پیشی نکنند و آن جواب این است که ما را باید که به بریطانیا مدد کنیم و در وفاداری بانگلستان جان خود ما را نثار کنیم ...... سلطان تركى بيشك سلطان هم مذهب ما و محافظ حرمين شريفين است و از این خیال مستحق همدردی ما هست لیکن محض هم مذهبی و هم قومی ما را ازین سبکدوش ساخته نمیتواند که محیثیت رعیت بودن انگلستان پرمافرش است . و آن کور تمتیکه به ما آزادی مذهبی داد و ما را تعلیم آموخت و بهر طریق ما را از دولت علم مالا مال ساخت . این که همیشه لحاظ حقوق ما را کرد و ما را زیاده از حصهٔ ما انتظام ملک و نوکری های برتر از اندازه ما بخشید که بدولت آن مالایق آن شدیم که بازگی همدردی شروع کردیم . و فاداری و معاونت همین کور تمنت ؛ مذهب و اعان است !\nاز ترکی هیچ فایده بما نرسیده و نه در معاملات سیاسی او ما را دخل و غرضی است . خیال هم مذهبی یک خیال محدود است هم مذهب های مادر مرا کو نیز هستند در جش هم هستند در افرطه هم هستند ما برای همه کی امن و اسایش خود ما را قربان نمیکنیم . هیچ وسمه نیست که ما خود را به اقتدای ترکی در راه غلط بندازیم . اگر خدا نه خواست انوقت بیاید که در تعلقات ترکی و انگلستان کشیده کی واقع شد ما را باید که به ترکی صاف صاف بگوئیم که ما همراه شهنشاه عادل خود هستیم اگرچه او عیسائیت اما او در امور\n\nپس آیا انگلستا را اختیار خلاف ورزی این چنین معاهدات مذهبی ما هارج نیست . و در امن و اسایش عامه ما میباشد . ازین سبب ما از وفادار و جان نثاری در رضای شاهنشاه خود قدم پس نمیگذاریم . مفروضه نیست ؟\n\n( عزیز الدین احمد از دهول پور )\n[ وادواء مسلمانی ! ... ]\n( مترجم عبد الرحمن )\n\nاجمال احوال\n\n٢ ستمبر\nيك اروبلان جرمنی بر پاریس ظاهر شد و يك بامب قريب گیرنت ليرز و دیگر ماعب قريب او بيرا انداخت ، فایرهای تفنک ها برار وبلان شد ولی او بطرف شمال مشرق غایب شد همه اشارات ظاهر می کنند که توجه جرمن محاصره و هم انداختن با یکتوری هم زور دارد .\nدر برسلز و کردا کرد او قامه ها بنا و قامه بندیها می شود . در پرسان کم فوج جرمنی مقیم است و جرمی به پیسه هر چیز ما همه می خرند .\n\nيك خیر فرانس مظهر است که یک ایروپلان نظامی فرانس ه بلندی ۱۸۰۰ میتر برخط دشمن بود که بيك كلوله زده شد و انجمن آن خراب شده استاده شد .\n\nاز ٥٠٠٦ گفته\nيك زیبان برایتورب ظاهر شد و مر بوقت صبح آنها سخت آتش فشانی و کله بازی میکردند مغل خانها قرمزی شده اند . نظاره کار زار شرقی\n\n١ ستمبر لندن\nيك پیغام روما مظهر است که آسترویها برای گرفتن مونت لاوین سعی کردند لکن شکست خورده ١٦٠ کشته و ٥٠٠ زخمی گذاشتند .\n\nله سالونيكف جرئیل افواج روسی کشته شده است .\n\nلندن ۲ ستمبر\nروسی ها قريب لمبرك در كيلا لها بسیار کامیابیها یافته اند . جرئیل رونی مذکور را جرمنی ها کشته است .\n\nخبر های جنگ\n\nو نامه نگارهای خصوصی ما به\nاز سرحد های شمالی مینویسند در بشكل سريك كدام غلهٔ روس را آتش گرفت، بعدها خروار غله را توده خاکستر نموده ، غله مذکوره را در همین روزها میخواستند که بدرونهای ملک خود ببرند لکن بناگهان آتش آنرا مخونمود بقدر دوسه صد دکان نیز با آن در گرفته محو"}
{"book": "adl0616", "page": 864, "text": "صحیفه ۱۵ سال چهارم شماره ۲\n\nمیشود. خبره ی راست را کی گفته نمیتواند فقط\nامضا\n\n( م . ع . خرونی )\n\nترجمه اخبار انگریزی که عزتمند کریم بخش خان ترجمه کرده\nبیان فرانس در باب میدان جنگ\nکارروائی جنك برميمنه\n\nلندن ۳۱ اکت —\nدر پیرس شائع شده است که برمیمنه بعد از مزاحمت های خفیف ما طرز حمله آورانه اختیار کرده ایم و دشمن پیشروی مایوس پاشده میرود در قلب عرصه کار زار کاهی فتح و کاهی مزاحمت نصیب شده است مكر يك جنك عمومی باز شروع شده است افواج دول متفقه با وجود تلفات کثیر شکسته دل شده اند کمبودی افواج از چهاونی ها پورا کرده شده است.\n\nعرصه دو روز گذشته است که افواج فرانس برود سنجر و لووین حمله نموده بودند این حمله بدستور بهمراه کامیابی جاری است مگر رفتار ترقی قدری سست میباشد هر مقام گرفته را فی الفور مستحکم کرده شده است افواج فرانس که در عرصه کارزار سپین کورت و لونگوی بر سر پیکاراند مزاحمت افواج ولیعهد جرمنی را در کرد و نواح نیوفیتجو و وپالیسوئل واقع فراس بخوبی نموده اند.\n\nبرعکس آن افواج ما را نیز مزاحمت های خفیف رو داده اند. باین سبب افواج ما برای عودت و اطرف میوز مجبور شده بودند. ازین قبل مشهور شده بود که ولیعهد جرمنی زخمی شده است. اکنون شائع میکنند که او بر سر پیکار است ) ترجمان [ وقس عليه البواقي )\n\nراه دریای میوز\nدر ظرف چند روز گذشته دشمن برای عبور کردن دریای میوز بتعداد کثیر از حد جد و جهد نموده بود مگر از سبب مراحمت و حمله جات بالمقابل پس پا کرده شده است و نقصان شدید نیز برداشته است با وجود این مزاحمت سپاه جرمنی از راه اراکوری (قلعه فرانس است ) پیشقدمی کرده است . جنك بريمانه وسیع در این علاقه شروع میباشد در حالات موجوده در باب نتيجة جنك پيشين گوئی کردن ناممکن میباشد —\n\nبیان می شود که چونکه سپاه جرمنی روز شنبه در قرب کیوت (قلعه فرانس است ) دریای میوز را عبور نموده است بنابراین افواج دول متفقه برای گذاشتن خط مدافعت اصلی یعنی خط دینانت و جار لیردی و مواز مجبور شده بودند علاوه بر این دیوت آمده است که عودت افواج دول مذکوره برمیمنه سپاه جرمنی\n\nکردید اما این معلوم نیست که کسی بفرض در داده باشد.\nدر گرفته است.\n\nكذا : - همساله بعضی مردم هزاره جات از رعایای دولت افغانستان باشند کان در تصوف که از علاقه ترکستان افغانی میباشند برای کسب و کار تجارت و مزدوری در علاقه جات روس میرفتند و بعد از چند ماه که از کسب و کار خود فارغ میشدند و اپس مراجعت میکردند . امسال نیز نفری مذکور رفته بودند . دولت روس در پتروزها همه آنها را از علاقه ملک خود بیرون کرده و این بخاک افغانستان فرستاده است و نگذاشته است که کار و کسب خود را بکنند و ازین سبب ضرر و زبان به آنها وارد شده است فقط فی ۱۰ شوال سنه ۱۳۳۲\n( عبد الأحد )\n\nكذا :\nعرض میشود که در بین دولت روس وجر من نار حرب زبانك ميزند يوم جمعه ۹ شهر حال عمل یازده موم شب برای افسران روس که در (کرکی ) بودند تلگراف رسید مضمون آنکه یوم پنجشنبه ۷ شهر حال يكجنك خونریزی در مابین عسکر روسی و عسکر جر من که از حدود پویند بخاک روس در آمده بودند. بوقوع امد نفری زیادی از عسکر روی تلف شد.\n\nكذا : - بموجب تلگرافی که از پتر سبورک رسیده در تمام ترکستان روسی عسکر کیری جاری گردید . حکومت روس از همه افراد رعیتی خود از قوم روسی ، واردنی ، و نوعی و غیره از بیست ساله تا چهل و پنجاله اگرچه نوبت عسکری آنها گذشته بود یا هنوز نیامده بود بلا استثنا عسگر گرفتند. بنابرین درین دوسه روز هرچه نفری که اگر بدکان بودند یا باجگر خانه خدمتکار بودند کامل را بلباس عسکری داخل کردند. و يك هرج و مرج عظیمی درین ملکها بریاست . اهل و عیال این عسکرها و خودشان در يك و اوپلاست ، عسكرها خوفناك و هراسانست. عسکرهای منتظم معظم او خود را همه کی از ترکستان کشیده به اوروبا برده اند و از همین عسکرهای نوکی در شهرها گذاشته اند، وانهم بدرجة ضرورت میباشد که اکثر آنها را هم سوق میکنند . از قراین چنان معلوم میشود که دولت روی بسیار پریشان است .\n\nكذا : - یک خط از ملازم رسیده نوشته است که از یوم شنبه ۱۰ ماه حال تا اليوم هیچ داد و گرفت در بین مردم تجار روسی و غیره نمیباشد . معاملات بکلفلم بند است . هر کس بجان خود گرفتار است. خریداری اسب و دیگر بازگیر به بسیار سرگرمی اجرا میشود حتی از خود کرکی دو هزار اسب و یکهزار شتر خریداری میشود خرید پشم و دیگر اشیای تجارتی مالیان که همیشه بطرف شهر مسکو میرفت سراسر کساد یافته، زیرا برخوت و ریاها کاملا به بار برداری عسكر والات حربيه گرفتار است و دیگر چیز را قبول نمیکنند. و ازین سبب ضرر و زیان بسیار به تجار ما وارداننده ، کارخانه های آنجاها همه بند است و عمله آنها را بلباس عسکری در آورده اند. اقواه است که دوسه شهر مشهور روس را جرمن گرفته است"}
{"book": "adl0616", "page": 865, "text": "صحيفة ١٦ سال چهارم شماره ٣\n\nنیز بوقوع آمده است در این مقام بهترین سپاهیان جرمنی جمع بودند . فقط\n\nانسانیت در عرصه کارزار\nلندن ۳۱ اگست\nبا وجود شدت جنگ در فرانس واردات های سلوک محبانه برادرانه که عمله های طی جرمنی و انگلستان بابک دیگر کرده اند نیز شنیده می شود در بعض مقامات داکتران و جراحان برطانوی به امداد جراحان جرمنى علاج و معالجه مجروحين حرمی را کرده اند فقط\n\nاهل جرمی در رساز\nفراهمی ذخاير خوراك بطرز سنگدلانه\nلندن یکم ستمبر عمل ۱ بچه شب\nاهل جرمنی فراهمی ذخائر خور الا در برساز باین شدت نموده اند که اندیشهٔ قحط پیدا شده است - فيصد يك نفر كوشت و شير یافته میتواند از يك نواح ، صد بوتل شراب وازيك نواح ديگر چهل هزار بار گوشت روزانه بزور جمع کرده می شود .\nنان پزهای پر سفر هفتاد هزار پوندنان یومیه مهیا می کنند .\n\nعرصه کارزار مشرقی\nاهل روس و اهل استريا\nلندن ۳۱ اکت -\nحمله جات روس برکل سرحد استریا جاری اند اهل استر یا در جنوب لیلن طرز حمله آورانه اختیار کرده اند ) لیکن در پولیند روسی واقع است ) آنها رپوت می کنند که مرده های استروی در کل ملک منتشر میباشند آنها بوقت پیشرفت است یا کشته شده بودند. [ معلوم است که استریا پیش رفتن را هم یاد داشته اند . ]\n\nمحاربات محرى\nجرمنی تعریف برطانیه می کنند.\nلندن يكم ماه ستمبر -\nبیانات رسمی جرمنی در باب بهادری و دلیری سپاهیان برطانیه که آنها بوقت نجات دادن مجروحین در جنك هيلى كوليند ظاهر کرده بودند رطب السانی میکنند بیانات مذکور مظهر اند که برطانوی ها بجای اینکه تدابیر حفاظت خود بعمل می آوردند آنها لاسف بوت ( کشتی محافظ جان برای مجروحین جرمنی در آب انداختند\n\nبرطانیه وجنك\nنظاره در پار لیمنت\nجدو جهد برای خاتمه منازعات\nلندن ٣١ اگست عمل ٦ تجه و ٤٠ دقیقه شام\nامروز وقت شام میز السكونهه در دار العوامه تجویز کرد که انعقاد بارلیمنت إلى نهم ماه ستمير موقوف نموده شود و گفت که من امید میکنم که قبل از انعقاد پارلیمنت تصفيه تنازعات هوم رول بذریعه خط و کتابت کرده خواهد شد مستر بورلا گفت که اگر تنازعات باز آغاز یافت هر ملك و ملت اينقسم ذلت نازل\n\n---\n\nخواهد شد که در دنیا باذکار خواهد ماند .\n\nمستور بدهند برای ملاقات فریق مخالف خواهش ظاهر کرده است نیز او گفت که من در این باب از حد متفکرم که مسوده هوم رول باز در معرض بحث آورده شود مستر بیلفور استفسار نمود که در پنوقت مسئله هوم رول را در معرض بحت آوردن چه مصلحت دارد ازین قسم کار روای در اراکین از حد کشیده کی از سر تو آغاز خواهد یافت فقط | بلای سفر به ته در خانه جنك ) .\n\nداخله مجروحین در لندن\nسه صد نفر مجروحین در لندن رسیده اند مردم استقبال آنها کمال سرگرمی نمودند - فقط .\n\n********************************\nفتح پاریس\n********************************\n\nدر آخر طبع اخبار ما افواهی خبر رسید که شهر شهر پاریس را عساکر جرمن فتح نمودند . درین حزب اگرچه خبرها از طرف ( پورو پریس ) لندن خیلی پنهان گرفته شد، و از حقیقت جانفشانها و فدا کاریهای بهادرانه جرمنها کسی بخوبی واقف نشد ولی این خبر فتح باريس ثابت ساخت که جرمن در فنون حربية عسكره يك قوت و هيبت خارق العاده را مالكست. این خبر تصدیق طلب میباشد.\n\n[ILLUSTRATION]\n\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنة كابل طبع کردید.\nهمه مقاله ها شیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 866, "text": "اعلا\n\nسیاحت پر دورا دور کرۀ زمین\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود. آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دورا دور کره زمین ) بهشتاد روز قدر دو روپیه کابلی با مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را کوبا با ( فلیاس فوق ) سیاج و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود. محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد، و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند.\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فی مشهور آفاقت، از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است، کتاب مذکور تنها ناول کی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد.\nدر ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنه سردار عنایت الله خان) است زیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد وافسوس فایده نخواهد بخشید.\n\nاعلان\n\nاز مُردۀ سَخَن\nو از زِندۀ سَخَن\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مزده میرسانیم، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند، و از هر چمنی سمی بچینند.\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته کرد، قیمت ۲ روپیه\n\nاعلان\n\nسياحت در جو هوا\nيك ناول فنی بسیار عجیب و غریست که در مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته شده، و سومین کتاب ( کتبخانه مطبعه عنایت ) را شکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسوی است که در فن ناول نویسی فی شهره آفاقت از زبان ترکی بفارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد.\n\nاین همه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارک و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك بقیمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد.\nکتابهای مذکور در نفس مطبعه عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعة موصوفه نیز خریداری میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 867, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچه ( عز و اسلامیت ) و ( آنچه باید کرد ؟ ) و ( ایدبرون ) جمع کرده شده در اداره برای فروش حاضر و میباست ، و باقی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از مدیر طلب نمایند\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه ولایت داخل افغانستان در خارج افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی سالیانه چارده روپیه کابل هر جائی که باشد با اجرت پوست\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی ششماهه هشت روپیه کابل قیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی . قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nنسیه به نام اشتراء قبول نمیشود .\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جابجا و بدو بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و بر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنین يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی . و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری ساز اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 868, "text": "شماره ٣\nسال چهارم\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nافغانستان و اهميت موقعية وسياسية أن ( ما بعد از شماره (۲)\n\nحوادث داخليه\nامتحان عسکرى — عيناً مكتوب — مکتوب از کوتوالی دارالسلطنة کابل — مرقومه واقعه نکار دارنگی — واقعه رق از دفتر جناب نائب السلطنة صاحب — نگارش واقعه شکار میمنه — نوشته واقعه نکار هرات — سیلاب از مرقومه واقعه نکارمتر — از دفتر ایشیک آقاسی ملکی\n\nادبيات\nمخمس\n\nحوادث خارجيه\nتاریخ حرب — احوال حرب — تبدیل نام پایتخت — لهستان — يك آله جديد الاختراع جرمن — رأیها در خصوص تبدیل های تخت فرانس — اجمال احوال — مكتوب از شهر پاریس — ترجمه اخبارات اردو — مخبران جرمن در لندن — يك كرووازور جرمن ٥ جهاز تجارتي انگليز را در خليج بسکال غرق کرد — اثر جنگ بر بیلی — آخر ترین خبرها — التوماتم را جرمن ها گرفتند .\n\nتصاوير\nبرادر ذات اعلیحضرت همایونی جناب سردار امین الله خان سردار مدافع — برادر ذات اعلیحضرت همایونی جناب سردار محمد عمر خان سردار صنایع — برادر ذات اعلیحضرت همایونی سردار غلام علیخان — جناب سردار عزيزالله جان فرزند جناب فخامت مآب نائب السلطنة صاحب افخم"}
{"book": "adl0616", "page": 869, "text": "( اعلان )\n\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد؟ ) و ( اَلدُّر فن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست، درخواهان که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از اداره مدیره طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\n\nولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابل ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگریزی قیمت ششماهه | شش روپیه انگریزی\n\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nبان طلای پوند انگاری یازده رویپه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبه همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود: اگر از يك جابدیگر جایروند وبیایند میباید که بيك رقعه به مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بوده وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنین بيك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود و سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج باری بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قَران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قَران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ - اینچ - ٤ - سوت ) میباشد. هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق متنی بر هر سطری سار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 870, "text": "صحيفة (۱)\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا خرابات دان ۱۵ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا خرابات دان ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکسانی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسال چهارم\nافغانستان\n۱۳۲۹\n\nشماره (۳)\nمدیر مسئول و صاحب امتیاز\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعه\nدر ماشین‌خانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ ذیقعده سنه ۱۳۳۲\nتاریخ انگریزی ۹ اکتوبر\nتاریخ شمسی ۱۳ میزان ۱۳۹۳\n\nافغانستان\nو اهمیت موقعیه و سیاسیه آن\nما بعد از شماره ۲\n\n*\n*\nدوستی و اتفاقی که دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما افغانستان با دولت معظمهٔ انگلیس دارد صمیمیت و جدیت آن مانند عهدهای دوستی و پیمانهای اتفاق زبانی دیگران نیست؟ زیرا در سیاست و پوليتيكت افغانستان در زیر کاسه نیم کاسه ها، و در زیر پرده پرده ها گنجایش دخول را ندارد. صاف ساده، و به اصطلاح خودما؟ (افغانی) يك پوليتيكت. لهذا دولت دوست و متفق افغانستان یعنی انگلیس ازين يك مطمئن و خاطر جمع شده میتوانند که در هر وقت و هر لحظه که دولت روس خیال تجاوز را بهندستان از راه افغانستان یا از کنار ملك افغانستان مصمم کند. هماندم افغانستان را با همه قوت و هستی اش، سدراه ممانعت خود خواهد یافت. در عین زمان افغانستان نیز بکمال آسوده گی مطمئن است که اگر دولت روس چشم زخم خیالی را در حق او متصور بگذراند همانلحظه دولت دوست و متفق خود انگلیس را با همه قوت و هیبتش معاونت و مددکاری خود حاضر و آماده خواهد دید. چنانچه این مدعا را باز بگفتن فقره سوال و جواب ذات اعلیحضرت خاقان مغفور جنت مکین اعلیحضرت ضیاء الملة و الدین، وجناب لارد دوفرین وایسرای اسبق هندوستان اثبات مینمایم:\n\nاعلیحضرت – در باب حملهٔ روسی بخاك افغانستان، و این پیشامدی که حال بر سر حدات هرات کرده و لشکر ما با لشکر او مقابل شده اند، از قرار اقرار نامه که دولت بهیهٔ انگلیس بما داده و در\n\nز دما موجود است ذمه دار دفع آن میباشند. پس در نوقت آنچه تدبیر اندیشیده اند.\n\nوایسرای – جميع دولت و ملت ما آماده و مستعد اند که در حملهٔ روسی بخاك افغانستان، محاربات سخت و شدید در بر و بحر با او سرکنند. و نیز دول دیگر از هر طرف گریبان گیر او خواهند بود.\n\nازین فقرهٔ مافوق بخوبی واضح میشود که اتفاق و یکانکی دولتین افغانستان و انگلستان برضد دولت روس تا بچه درجه شدت و حدت را حایز میباشد. دولت بهیهٔ انگلیس با همه هستی دولت و ملت خود بمدافعهٔ دشمن خالد افغا نستان اکتفا نمیکنند، بلکه معاونت و گیرودار دیگر دولها را نیز در آراء به او وعده میدهد. این است که به ایندرجه صمیمیت ها به استجلاب دوستی صمیمی دولت افغانستان موفق آمده اند، و دولت افغانستان نیز در صمیمیت دوستی، و درستی عهد و پیمان خود ثابت قدم است.\n\nاین دوستی و اتفاق اگرچه دیگر سببها هم داشته باشد ولی سبب اهم و یگانهٔ ظاهر و باهر آن همانا تضاد منافع اقتصادی و سیاسی اسیایی روس و انگلیس میباشد. روس، يك سطوت و قوت بزرگی را در اسیا مالک است. و از سه صد سال به اینطرف خیال پیش قدمی را بسوی هندستان در پیش گرفته، و در وسعت ملك و كثرت نفوذ و اقتدار سیاسی و اقتصادی خود در آسیا روز بروز از سعی و کوشش باز نیامده و خواهد آمد. و همان وصیت پتر کبیر را که به اخلاف خود برای گرفتن هندستان سفارش کرده هیچگاه فراموش نخواهند کرد. انگلیس، که عروس نازنین مدعا — یعنی هندستان قیمت بهارا — در اغوش کشیده، این آر زو و هوس حریصانه، و این دست درازی حیرتکارانهٔ آن رقیب دیو سیرت خود را دیده ملاحظه و تعقیب کرده آمده است. و در هر جا و هر بار پنجه درازش دیده"}
{"book": "adl0616", "page": 871, "text": "صحیفه ۲\nسال چهارم\n\nار کتاب داده و پایهای او را از رفتار مانع آمده است. ولی آن رقیب دیو سیرت در هیچگاه از نیرنگ بازی و حیله پردازی غافل نمانده و نخواهد ماند. حتی بعضی را رأی بر اینست که همین محاربه حاضره پر از نیرنگهای اوست که بعد از انکه انگلیس را خوب میده و مانده حرب بسازد. باز خود را بيك تقريبي و بيك نيرنگي از حرب واپس کشیده براصل مدعای خود پیشقدمی کنند. اگرچه این پیکار آی خیالی و تصوریت، ولی باز هم خارج امکان یک چیزی شمرده نمیشود. روس شایعاتی را که از حرب زیان یافته بدیگر هیچ چیزی تلافی کرده نمیتواند مگر به قبضه نمودن بر هندستان حالانکه برای نایل شدن باین گوهر مقصود در اول امیدها و سانه های ایران و افغانستانرا تسویه نمودن ایجاب میکرد. و اینهم میسر نمیشد مگر به همین ائتلاف نحوست او صافیکه انعقاد پذیرفت، و چون امروزه روز قوتهای دماغیه که از زمان ( و پایا می بیت ) تا با ( سالیسبری ) ها و ( کلادستون ) ها یکدیگر خود را استخلاف کرده آمده بودند موجود نبوده روسها به بسیار آسانی برین مقصد خود نایاب آمده اختلافنامه را بر انگلیس ها تصدیق گرانیدند. اگرچه از عدم تصدیق و تمرير افغانستان بر آن نیم بوده روس آب - بردی ریخت اما باز هم بسبب تصدیق ایران تا بسیار جاها کار را پیش برده توانستند. حالا اصل مسئله مهمه که موضوع بحث ما را تشکیل میدهد این است که آیا بعد از ائتلاف روس و انگلیس برای عهد و پیمان دوستی و اتفاقی که برضد روس در بین دولتین افغانستان و انگلستان منعقد است تا چه درجه اهمیت و قیمت باقی مانده باشد؟ درینخصوص اگرچه ما را حق و صلاحیت سرد مطالعات و بیان محاکمات نیست ولی چون جریدۀ ما بهیچ وجهی من الوجوه صفت رسمیت و یا نیم رسمیت را ندارد چیزیکه مینویسیم محض از نقطۀ نظر نامه نگاری مینویسیم، مع ذالك درینباب باز هم همۀ تبادلات افکار خود را بنابر بعضی ملاحظات نمینویسیم. و این نانوشتن ما ازین نیست که اخبار ما آزادی تحریری فکر در ممالک نیست نی نی! سایه مدنیت پیرایۀ ذات قدسیت صفات اعلیحضرت متبوع مقدس معظم و پادشاه محبوب القلوب مکرم خود جریدۀ ( سراج الاخبار افغانيه ) بر همه حقوق شخصیه خویش که عبارت از تحریرات اوست همۀ آزادی تام را حایز است. اما باز هم. ( والی الطبیب اشاره ) گفته بر همینقدر تفصیلات ختم مقال مینمائیم. و دعای خیرها و سعادتها و ترقیهای دولت متبوعۀ مقدمۀ خود را ورد زبان صداقت نموده سخن را بدین وادی دور میدهیم که درین زمان فترت و فرصت که دولت متبوعۀ مقدمۀ ما ملك بطرقی را اعلان فرموده اند ما ملت صادقۀ افغان را لازم است که بسکونت و اعتدال دم به انتظار نتیجۀ انقلابات و تبدلات عظیمۀ عالم سپری نمایم تا ببینیم که چه میشود؟ هیچ شبهه نیست که دولت مقدسۀ ما این فرصت را غنیمت دانسته از تدارکات و استحضارات اسباب تکامل و ترقی لحظۀ چشم پوشی\n\nشماره ۳\n\nنخواهند فرمود. ترقی معارف عمومی و پیشرفت منابع داخلی تنسيقات و تنظیمات امور عسکري، وضع قوانين و نظامات ملكي و لشکری تحکیمات و ترمیمات و تجهیزات استحکامات سرحدی، سررشتۀ امور نقلیه و بار برداری، استفاده از همۀ ثروتهای طبیعی و غیره و غیره از وظایف مهمه ایست که در همین فرصتها بدست می آید. زیرا اگر برای اقتطاف ثمرۀ های ائتلافها باز فرصت بدستشان بیاید کار از کار گذشته خواهد بود.\nانبأ\n\nحوادث داخله\nامتحان عسکری\n\nدر ظرف این دو هفته در حین حضوری، و در حین نظامی امتحانات مهمۀ عسکریه اجرا گردید. ذات شوکتمآب شهریار عسکر و رعیت پرور مقدس ما يك امتحان عمومی عساکر نصرت مآب از ملوکانه شانرا اراده و فرمان فرمودند، در هفتۀ گذشته امتحان صنف پیاده ( عند اردلی ) یعنی عساکر خاصۀ همایونی در حین حضوری اجرا گردید. ذات اعلیحضرت همایونی با همه شهزادگان عظام و مصاحبان و سرداران کرام به تزئین رسمی عسکری در حین شوکت پیرامن تشریف فرمای عز و اجلال گردیدند. عساکر ظفر مآب همایونی در زیر کمان افسری جناب سپه سالار محمد نادر خان به ترتیب بسیار منتظمی صف آرایی نموده بودند تشریف موکب همایونی بسواری عرابۀ موتر وقوع یافته بود بعد از اینکه از عرابۀ موتر فرو آمدند در حالیکه شهزادگان عظام و یکی از مصاحبان خاص همرکاب بودند بسواری اسپ و همۀ صنوف عساکر مرور فرموده، از طرف عموم عساکر شاهانه سلامی بزرگ ایفا گردید ذات اعلیحضرت پادشاهی عساکر شاهانه را به التفات و نوازشات همایونی مظهر سعادت فرموده در وسط حین در زیر بیرق بزرگی که مخصوص پادشاهیست عودت و توقف فرمودند. اولاً امتحان ( شیفت ) و بعد ازان ( متزقی مت )، و بعد ازان از ( کین مت ) اجرا گردید که هر يك از مت های مذکور از چند رقم گان تفنگ، و گان قدم را بکمال مهارت و اتقان صنعت بحضور شوکتمآب قوماندان مقدس اعظم ذات اعلیحضرت شاهانه ابراز نمودند. و باز همه منهما غندیت شده ( مارچ پاس ۱ ) – یعنی به رسم کچه دو بار از حضور همایونی گذشتند بار اول کمپنی است و بار دوم مت است گذشتند که این مارچ پاس به رسم کچه مت بست از مشکلترین کار های امتحان مذکور شمرده میشد، و عساکر شاهانه کمال درستی آنرا اجرا کرده توانسته مظهر تقدیر شاهانه گردیدند. سرداران ذات اعلیحضرت پادشاهی يك تقریر دلپذیری در باب اهمیت امور عسکری و سعی و غیرت در راه وظیفه شناسی بر عموم افسران نظامی بیان فرموده، و از طرف خاص به دعای سلامتی پادشاه و فتح و فیروزی عسکر و سپاه ظفر کار گردیده مراسم امتحان به انجام رسید و ذات اعلیحضرت پادشاهی بسواری عرابۀ موتر با همرکابان حضور بقصر شاهانه عودت فرمودند."}
{"book": "adl0616", "page": 872, "text": "شماره ۳ سال چهارم صحیفه ۳\n\nدرین هفته در حین نظامی امتحان عساکر طویجی و بطاریه های طوب گرفته شد که انشاء الله در شماره آینده از تفصیلات آن با بعضی لوح های تصاویر آن تزئین صحایف اخبار خواهیم نمود از درگاه خالق متعال جل و علی ترقی روز افزون دولت متبوعه مقدسه ، وظفر و نصرت عساكر ظفر ماثر شاهانه را در زیر ظل ظليل عواطف دليل بادشاء محبوب القلوب مقدس خودمان نیاز و استرحام میکنیم .\n\nعنایت مکتوب\n\nمورخه شنبه ۲۲ رمضان المبارك ۱۳۳۲\nجناب مستطاب فاضل معظم وذى كمال محترم مدیر روشن ضمیر سراج الاخبار مبارکه افغانیه را السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، ودام اشفاقه — اکنون که جناب محترم نه ليل و نهار زحمت از حد افزون را بخود گوارا نموده اید، و در بن ترقى وتعالى دولت و ملت اسلامية خود بكمال خلوص نیت عظيم للجزم داشته پویان می باشید . بنده جناب ادیب شما را مژده میرسانم و بشارت میدهم که در ماه صفر المظفر سه گذشته او دی ئیل از طریق چکنی تحت جناب مستطاب ناظم صاحب حضور حاکم کلان سمت جنوبی در خوست میرفتم و در خوست که وارد شدم بكدانه سنك از رقم الماس نماء بسیار شفاف در نزد یکنفر به نظر بی چاره ام برخورد معاینه کرده جویا شدم، چنان استنباط گردید که در حدود جگنی دستیاب کرده بود، بعده عرض آن جد و جهد کرده از برای ملافضل الدین نام ساکن جاجى وملك محمد شاه خان ساكن حصارک چمکنی که از اشناء و شناخته كان بنده بودند بجهه شان ارقام داشتم و تاکید نوشته بودم که بهر صورت میشود همین رقم سنگ را برای بنده دستیاب کرده بذريعة دال و یا ملازم خود در خوست ارسال دارید همان بود که هر دو نفر مذکوران از رقم حجر مذکور چندانه میده قسم نگينه و يكعدد سنگ که بقدر سه پاو تخمیناً می شد از حصارك جکی دستیاب کرده در سال نمودن زمانیکه اصل حجر مذکور را ملاحظه نموده دو قسم سنگ سیاق مرمر سفید که در روی آن از قسم بلور بسیار اعلی و در جوف حجر مذکور که شکستانده شود از قسم الماس نماء بسیار شفاف خارج می شود، و معدن مذکور را قابل مفتوح دانسته تاریخ یوم چهار شنبه ۱۲ رمضان المبارك بحضور فيض ظهور مبارك جناب فخامت و سعادت مآب حضرت شهزاده جوان بخت معظم و حضرت عالی متعالى افخم ( معين السلطنه ) صاحب دام اقباله وطول عمره تقديم نمودم و حضرت عالی مکرم بكمال مرحمت منظور نظر عاطفت ظهور مبارک خویش فرمودند و هجرهای مذکور را تحویل عالیجاه شیر جانخان مرحمت نمودند و زبانی امرو اجازه عنایت کردند که انشاء الله تعالى بك كان شناس درست مقرر کرده فرستاده می شود . بنابران بنده بی چاره به جناب معارف خواه شما مطلع نموده تحریر نمودم که تا جناب ترقی خواه شما مسرور گردیده رقیمه ناچیزه هذا ر ا داخل سراج الاخبار فوايد نثار افغانیه نموده که تماما فیه برادران دین واهل وطن مقدس عزيز ما که در اطراف و اکناف وطن مالوف خویش به امورات مختلف المامور و موظف می باشند یادآوری شان گردیده حتی المقدور بقدر وسع بشریه خودها مهربانی کرده تجسس و تفحص نمایند باسکه خداوند عالم جل سبحانه يك وسيله خبر سازد که برای دولت و ملت اسلاميه مالك نتيجه استفاده ترقى بعمل و روی کار آید...... ثانی از زبان حضرت قبله گاه صاحبم که درسته لوی تیل ماضی سر رشته دار هزاره جات و ارزگان بود اظهار میدارد که یعنی در ارزگان معدن توانگر ( صرب ) نیز موجود است و در آن هنگام افتتاح گردیده بود. حالا نمیدانم که حاصل آن باید بدولت اسلامیه می شود یا خیر ؟ ای غمخوار ملت اسلام بنده بعقل قاصری خویش می پندارم که بزرگ ترین معدنیات دنیا، در مملکت مقدسة عزيز ما امکان پذیر خواهد بود. زیرا در اکثریه خیالات اوطان مقدس ماهر رقم سنك وخاك كونا كون اسود واصفر ، وابيض ، واحمر و آبهای هر رقم خوش طعم - بوقلمون و آب تله و یکه و شور وز سخت تجيبه عجیبه غریبه آب ها موجود است مگر تجربه و زحمت میخواهد که انسان در ماهیت آن عارف گردد . حالا ازین نوشته ناچيزه يك چيزی وارد خاطر من بی چاره گردیده. مجبورم که خلاصه بنگارم. آیا اهالی اروپا که در ابتدا عمل معدن شناسی را عارف نبودند و در ثانی معارف حاصل کردند آیا خود سر بدون تجربه حاصل کرده باشند. یا از روی تجربه استخراج این چنین اسرار را کرده باشند ؟ هرگاه از روی تجربه استنباط معدنیات را کرده باشند بفکر قاصری بنده - تجربه اشکال نخواهد داشت و هر گاه بدون تجربه بوجود آمده باشد فن و عقل از مستحیلات شمرده می شود ؟ زیاده از حضرت حق جل و علا سلامتی وجود ذی جود ذات بابرکات قدسيات صفات پدر حقیق و ترقی خواه تحقیقی ما اعلیحضرت ) سراج الملة والدين ) معه دودمان شاهی مبارکشان را بخشوع و خضوع نیاز و تضرع دارم که تا سال های بی شمار سایه هما پایه بادشاه عدالت مدار خیر و خدیو نامدار مارا كم و كوتا نگرداند، و جناب ادیب لبیب ما را نیز صحبت با عافیت نصیب داراد که تا سال های در از در وظیفه فريضه خویش که مدعا از ایقاظ ملت و ترقی دولت با سعادت اسلامیه است بکمال مسرت اجرا دارند والسلام کمینه، نجم الدين .\n\n( مکتوب از کوتوالی دار السلطنه کابل )\nعالیجاه عزت همراه اخوی محبت بنيان محمود بيك خان مدير و سر محرر سراج الاخبار را معزز میخواهم در قیل دوم ماه شوال المکرم حال عمل دوازده بچه از طرف مطبخ دیوان جواهر ستانه هم سایه"}
{"book": "adl0616", "page": 873, "text": "سال چهارم \t\t\t\t\t\t\tنمره ۳\n\nواقعه برق\nاز دفتر مبارکه جناب مستطاب افخمی\nمحمد مشکی خان فوجدار قریه کلانی و بابر خط فرستاده که در قریهٔ مذکور صاعقه و باران آغاز نموده بوقت از ظهر بدو جا برق افتاده یکی به کنار دریاب قبض الدین نام که قریب آن بود از آثار برق مذکور فوت شده تمام بدن آن سیاه و سوخته کی پیدا کرده بود دوم در قریه کمانی و سید محمد نام را آثار آن رسیده مثل فیض الدین نام سوخته و سیاه شده فوت شد لیکن برق از سر مذکورہ گذشته هر دو نفر مذکور حرف زده نتوانستند\n\n( واقعه نکار میمنه مینویسد )\nدر محال میمنه در علاقه قیصار در قشلاق خواجه کند وار ۲۲ شهر شعبان المعظم تا به ۱۳ شهر رمضان المبارك در بین مردم قشلاق مذکور امراض مختلف پیدا شده امراض مذکور روز اول برای هر آدم تب و بی دردی پیدا می شد. روز دویم و سیم از شکم آب و از دماغ قسم خون دماغ خون جاری می شد و خون مذکور هم استاده نمی شد. در یوم مذکور یا فردای آن جان بحق تسلیم میکردند و نفری مذکور که فوت شده از مرد و زن و پسر و دختر موازی بیست و هشت نفر میباشد و مرض مذکور از تاریخ ۲۲ شهر شعبان المعظم تا به ۱۳ شهر رمضان المبارك بود بود از تاریخ مذکور بالکل قطع شده سال بفضل خداوند خیریت است فقط تحریر یوم شنبه ۲۹ شهر رمضان المبارك سنه ۱۳۳۲ محمد رحیم واقعه نگار میمنه\n\nواقعه نکار هرات مینویسد.\n\nگردباد مدهش\nشهریار بيك واقعه نگار هرات از يك واقعه مدهش يك گرد باد بسیار عجیبی خبر میدهد که باور کردن آن بقدری مشکل مینماید . ولی چون آفت بهاری گردباد بسیار واقعه های مدهشتر ازین بروی کار آورده و می آورد چیزی بعید الاحتمال نمی نماید زیرا گردباد چنان آفت مدهشه ایست که فوت دایره دور مرکزی آن کاهی شده است که کشتی های بخاری آهنین بزرگ را از دریا برداشته بقدر نیم میل مسافه در خشکه انداخته است .\nواقعه نگار مذکور مینویسد که در موضع ( شهدان ) علاقهٔ ( فراه رود ) يك خيل از مال داران طایفه اسحاق زائی در يك شبه فرو آمده سیاه خیمه های خودشان را نصب نموده بودند در وقت خفتن شب يك گردباد شدیدی پیدا شد قوهٔ مرکزیه گردباد در خیل سیاه خانهٔ مذکوره تصادف کرد مال و مواشی و خیمه و انسان را حمله بهوا کرده است . حتی صدای جوجه شتر را در يك دهی که از انجا بسیار دور بوده بعضی اشخاص از روی هوا شنیده اند . روز دیگر که باد آرام شده بود بعضی چوپانهای دیگر خیلها در میان شیله ها و کندها و پشته ها بعضی جسدهای انسان و حیوان را یافته اند . و یکی از چوپانها حکایت میکند که در يك شیله صدای نالش يك شخصی را\n\nدیوان بهکوانداس برادر دولت پناه دیوان نرینداس سر دفتر وجوهات و عین المال آتش بلند شده شعله آتش مذکور بخانهٔ مهتایی بهکوانداس مذکور رسیده در انجا قدری بارود و کارطوس بوده آتش گرفته و آتش مذکور بدیگر خانه های او سرایت کرده چون اجزای کلی خانه های اهل هنود از چوب ارچه و متصل بهم دیگر میباشند دفعتاً شراره کرده این فدوی دولت باتفاق تاییان خود و برکه صاحب قند کوتوالی و کرنیل ها و کپیدان های خند مذکور و نفری مقرر صفائی باغچه ها و نفری سیاهی ها در همان وقت خبر شده در موضع مذکور رفته متوجه خاموش شدن آتش مذکور شدیم — در همین ضمن عالیجاه محمد انورخان قندهاری کپیدان نفری سر مینا که از واقعهٔ مذکور خبر شده بود نیز با نفری خود رسیده و بحسن اخلاص و صداقت با تفاق نفری مذکور از چهار طرف خانه مذکور را بریده و آب زیاد رسانیدند. چیزی آتش بذریعه آب و چیزی بواسطهٔ خاك بفضل و مرحمت حضرت ایزدیاری و به یمن اقبال خورشید مثال اعلیحضرت شهریاری بعمل چهار بجهٔ صبح خاموش گردید در حقیقت باعث خاموشی آن مرحمت خداوندی بود والا خانهٔ مذکور که در بین خانه ها بود خاموش نمودن آتش آن عقلاً از امکان بیرون بود والحمد لله والله بدیگر نفری اهل هنود که مطیع و زیر سایه همایهٔ اسلام میباشند ضرر و آسیبی نرسیده بدون این که سنج های بام هشت خانه دور آن را بریده و با آتش مذکور انداخته بودیم از قراریکه از دفتر صفائی علم آورده شد قیمت خانهٔ مذکور که کامل سوخته چهار هزار و چهار صد و بیست و هشت روپیه ده میباشد و از قراریکه از خود صاحب خانه علم آورده شد اسباب فرش و ظروف و زیور عیالانه و غیره ماله آن که سوخته تخمیناً مبلغ سی و چهار هزار و هفت صد و سی روپیه پخته می باشد احوالات سوختگی خانه بهکوانداس مذکور قرار فوق مفصلاً برای آن اخوی محبت بنیان مرقوم گردید فقط باقی والسلام مورخه یوم مذکور سه ۱۳۳۲ دستخط امین المس .\n\nواقعه نکار دایزنکی مینویسد\nقاسم نام دهقان در موضع دایزنگی ملك داری داشت — خرسی در هر لیل آمده گندم او را می خورده چونکه قاسم مذکور بزراعت خود نظر کرده دل مذکور بدرد آمده در شب رفیق خود را واقف نموده که با هم شب که زراعت را نگهبانی میداریم همان بود که قاسم مذکور از شريك خود پیش شده رفته و شريك مذکور از عقب بوده در بالای زراعت که رسیده خرس از بین زراعت بیرون شده همین قاسم از عقب مذکور در کوه رفته با خرس روبرو شده قاسم مذکور را از کوه غلطانیده در پایان کوه افتاده استخوان مذکور خورد خورد شده بعد که رفیق مذکور آمده او را نجس کرده مرده او را از پایان کوه پیدا کرده دفن نموده اند. ۱۹ شوال المکرم سنه ۱۳۳۲ دستخط محمد شفیع واقعه شکار دایزنگی صحیح است ."}
{"book": "adl0616", "page": 874, "text": "صفحه ۵ سال چهارم شماره ۳\n\nسنه ۱۳۴۰ هـ\nبطریق برادر برای برادر جانم امان الله خان - ۱۲ رمضان\n- و راقمه امین الله سردار مدافع -\n\n✽ برادر ذات اعلیحضرت همایونی ✽\n( جناب مستطاب سردار امین الله خان سردار مدافع )\nفوتو گرافی آستانهٔ حضور زینگو گرافی بار محمد وسید ابوبکر"}
{"book": "adl0616", "page": 875, "text": "٦ سال چهارم شماره ۳\n\nثبت عکس من اینقدر زیب و زیور داده شد بنده سلطانعلی\n۱۳۳۰\n\nبرادر ذات اعلیحضرت همایونی که\n( جناب مستطاب سردار محمد عمر خان سردار صنایع )\nمونو گرافی عکاسخانهٔ حضور زنگوگرافی بار محمد وسید ابوبکر"}
{"book": "adl0616", "page": 876, "text": "سال چهارم\nصفحهٔ ٧\nشماره ۳\n\nشید، چون نزدیک شدم يك آدمی را دیدم که دستها و پاهایش شکسته بحالت نوع پرو افتاده است به امداد آن شتافته و يكنقدری آب به حلقش چکانیده از احوالش پرسیدم او گفت که ما يك خیلی بودیم که با مال و مواشی خود در موضع شهدان فرو آمده بودیم بوقت شب گردباد مهیبی پیدا شده همه خیل ما را بر هوا کرد این است که من در همین جا افتاده ام و از دیگران خبر ندارم .\nاین خبر چون بجناب نائب الحكومه صاحب رسید هماندم بعضی مامورین را برای تحقیق کیفیت در موضع مذکور و جواران فرستادند. انشاء الله نتيجه تحقیقات را در ثانی خواهم نوشت .\n\nمحتکران، ونائب سالار هرات\nنیز واقعه نگار مذکور مینویسد که چندیست محتکرهای خدا ناترس بازار قیمت گندم و روغن و گوشت و دیگر چیزها را گران کرده اند و به این سبب عساکر شاهانه را زحمت و عسرت پیش آمده است. جناب نائب سالار محمد نعیم خان کلانترهای بازار را طلب کرده در باب گرانی قیمت ارزاق تحقيقات وتفتيشات لازمه را اجرا نمودند . ولی چون بعد از تحقیق معلوم شد که هیچ بالنسبی که موجب گرانی باشد پدیدار نیست حكماً تنزیل قیمت ارزاق را خود معین آن بر کلانتران امر نمود. حاجی ابراهیم نام شخصیکه کلانتر روغن فروشانست مبلغ هزار روپیه کابلی را در يك دسیال بسته بواسطه یکی از ملازمان نائب سالار بصيغه رشوت پیش میکند که ازین حکم صرفنظر نماید . نائب سالار مبلغ مذکور را نگاه داشته همه کلانتران و خود حاجی ابراهیم را در پیش خود میخواهد. و آنها را خطاب کرده میگوید : — شما مرا خيال همان افسرهای سابق نکنید که من بنابر مدعای تنفسی خود باز خواست میکنم. مدعای من آرامی سپاه و رعیت پادشاه است .. بعد ازان مبلغ مذکور را پس به آنها اعاده کرده حکم را زیاده تر تشدید کرده است .\n( سراج الاخبار افغانيه ) — آفرین نائب سالار صاحب ) ایکاش دیگران را نیز يك سرمشق عبرتی بشود !\n\n❖ سیلاب ❖\nواقعه نگار مقر مینویسد در تاريخ يوم پنجشنه ٢٤ ماه شوال المکرم بعد از نماز صبح پیش از بر آمدن آفتاب آسمان صاف و روشن مردم بوظیفه و اوراد خودها آرام نشسته بودند که ناگاهان از طرف رود کندلان که سرحد رود مذکور دره تمسکی علاقه جاغوری هزاره جات میباشد يك صدای غرش پروحشت و گرد سیاهی پیدا شد که کل مردم قریب رود مذکور در بامها و بلندیها بالا شدند که آیا این صدای پروحشت و این گرد سیاه در این آسمان صاف و روشن چه خواهد بود و چونکه از قریب دو گرو راه دور صدا و گرد می آمد که قریب رسید دیده شد سیلاب عظیم است از قرار گفته مردم ریش سفید های مذکور که در این سالها و زمانهای گذشته این طور سیلاب عظیم ندیده بودیم — و صدها درخت سبز همرای ریشه و شاخ و صدها چوب تیرخشک و مارهای کلان و خورد و ماهی های کلان و خورد مرده بسیار و گوسفندان و گاوان مرده را پیش رو کرده سیلاب مذکور رسید و آب مذکور در رود کندلان جانشد ویل سرک پادشاهی که برود مذکور بود از بیخ برداشته برد و آب مذکور در زمین و کاریزها چه شد تمامی مردم که قریب رود مذکور بودند کلامهای شریف را بدست ها گرفته بودند يكارنه قلعه رحمانی که قریب محکمه بود از سنگ و خشت پر کرد و یکنفر دختر ده ساله را برد که در ثانی مرده دختر مذکوره را از زمین ها پیدا کردند و درخت های سبز و تیرهای خشک بسیاری را مردم مقر کشیدند و در بعضی کاریزها که آب در آمده نقصان رسانید. کیفیت همین بود که بخدمت صاحب عرض شد که این طور عجایب سیلاب در مقر کسی ندیده است. فقط تحرير يوم شنبه ٢٤ ماه شوال المكرم سنه ١٣٣٢\n( واقعه نگار خالد )\n\nاز دفتر جناب ايشك آقای ملکی به اداره رسیده واقعه نگار سیغان و کهمرد و بامیان دو فقره معروض داشته است اول اینکه در محل کهمرد مرض زرد تب واقع گردیده که هر شخصی دو سه روز بشدت تب مذکور گرفتار بوده بعد فوت می شود. در هر روز دو سه نفر بهمین مرض فوت میکند فقط فقره دوم در لیل سه شنبه ۱۸ ماه رمضان المبارك در باميان انچنان سر ما شدن کرده که در اکثر سرهای کوه و دره برف باریده که الی ده بجه روز مذکور برف مذکور بوده بعد آب گردیده و در بعضی موضع بدر شرشف را سرما خراب کرده است فقط تحریر فی ٦ ماه شوال المكرم سنه ١٣٣٢\n\nادبيات\nبسم الله الرحمن الرحيم\nمخمس قصیده فضایل همراه ملاطوطی کابلی که در اخبار بشارت و فرحت آثار سراحيه ماه مبارك رمضان مندرج بود چون قصيدة مذکوره پسندیده کی و دلربائی داشت بنابران کمترین مسلمانان عبد الرحيم محرر دفتر محال جلال آباد پسر میرزا عبد الغفور مرحوم میرزایانی سرخ رودی جواهر آبدار ابیات مذکور را در رشته مخمس کشید. از جناب مجمع الكمالات منبع الفيوضات محمود خان طرزی سر مدیر اخبارات سراحیه توقع اینکه این مخمس را در اخبار آینده درج نماید تا موجب فرحت و افتخار برادران دین مبین و ملت بیغلت ما گردد انشاء الله تعالى\n\nانچه اخبار است یارب کاندرین اوان رسید\nکز اشاراتش بشارتها باین و آن رسید\nپازلال زندگی از چشمه حیوان رسید\nآفتاب اوج ثریا كوكب ايمان رسید\nبا فروغ عرش و کرسی با چراغ جان رسید\nنثر سردار مدیر و نظم طوطی در نظر"}
{"book": "adl0616", "page": 877, "text": "شماره ۳ سال چهارم صفحه ۸\n\nمي نمايد في المثل با هم جو شیرو چون شکر\nآن بمعنی پر سرور و این بصورت براثر\nبلکه نثر او چو لعل و نظم این همچون گهر\nهر دو تا عیده با هم در یکی اعلان رسید\n\nماه صوم است این ندانم یامه تابان عرش\nکش فرود افکنده بر ما حضرت سلطان عرش\nرشد از نورش زمین با طارم اركان عرش\nمشرقستان ریاضت با طلوعستان عرش\nکوکبستان شرف با مشعل ایمان رسید\n\nچون شب قدر طلب یا چون صفای روی خود\nبا مثال ليل مقصد يا جو صبح پر سرور\nبا طلوع شمس رحمت با تجلی های طور\nبا فروغستان فضل و یا بهارستان نور\nبا شعاع الامكان در عرصه امکان رسید\n\nشکر این نعمت کجا آید ز دست بندگان\nزانکه هست این نعمت عظما از شاه الامكان\nباز کرده اندرین شعبه همه باب جنان\nصحبت روحیان و خصلت کروبیان\nسیرت قدوسیان در صورت انسان رسید\n\nگوش دل بکشای و بشنو اصطف رب العلمین\nکاندرين دم فخر دارد برفلك من زمین\nزانکه این نعمت ندارد اهل افلاك برين\nنکہت اثمار طوبي باشميم حور عين\nيا گل گلزار عفو از گلشن رحمن رسید\n\nقدرت یزدان ببین و رحمتش را کن نگاه\nکر کرم یکجو نماند روزه دار ا را کناه\nروزوشب تسبیح کوی و بلکه هر شام و پگاه\nیعنی ماه روزه آمد با هزاران عزو جاه\nمزده از فرقان اعظم فتح از سبحان رسید\n\nاز وفور رحمت دادار باك كبريا\nپس که هست این روزها ماتم زدانی جانفرا\nخوشتر از صد جان بود در نزد ارباب صفا\nيا مه عشرت فزا يا كوكب برج وفا\nبا نگار خوش لقا با سرعت و جولان رسید\n\nاندرين ماه مبارك جرمی با قوم روس\nدر جدال افتاده از شوق زر و ذوق فلوس\nبر مسلمانان بود این ماه تو چون نوعروس\nآسمانش پایگاه و آفتابش پای بوس\nهر که ماه روزه دارد در صف خاصان رسید\n\nفاسق و نادان چه داند قدر جاه روزه را\nمتقی داند طریق رسم و راه روزه را\nکی ندارد طاقت باز گناه روزه را\nهر که او بی امر شرعی خورد ماه روزه را\nاز د حق مردود گشت و در صف شیطان رسید\n\nگشته بین آسمان ها جمله کی پیراسته\nحوريان اندر طرب از هر طرف برخاسته\nارغوانی شان جو طبع نازك من كاسته\nذروه های عرش باصدها علم آراسته\nدور ماه روزه بهر مغفرت خواهان رسید\n\nبسته دارای بوالهوس در وی زید گوی زبان\nتا نکرده روزه ات مستوجب نقص زبان\nاز خدا نازل شد است این تحفه نغز گران\nبا همه چندین مجمل خوشتر از صد جسم و جان\nليلى ملك عرب با یوسف کنعان رسید\n\nمیرسد ایندم بگوش مردوزن افغان عدل\nکر سراج دین ملت کشت روشن جان عدل\nباد يارب همچنینش دیدی و دوران عدل\nسیه بنیاد ظلم و حامی ارکان عدل\nعالم ارباب فقر آن دجله احسان رسید\n\nتاج صد کاوس وکی اندر وهش با دا جوخان\nوقف نام القدسش صد كوه كوه درزو ضحاك\nصدهزاران همچو من از عشق رویش سینه چاك\nداور اسلامیان سلطان حبيب الله باد\nآنکه صیت عدل او تاجر من و جابان رسید\n\nیی که هست این خضر و بادل بحق دلباخته\nقدر ماه روزه را از جان و دل بشناخته\nزان جهت شبدیز عشقش در جگرها تاخته\nباز بر طرف چین شد صحن عشرت ساخته\nوقت جود و طاعت شاهنشه افغان رسید\n\nهست ذات او سراج الملل و دین در لقب\nبا همه علم و عمل با یک جهان علم و ادب\nاز طریق بندگی آمد بپاس حکم رب\nبهر تسبیح و تراویح وقيام نیم شب\nچون ملك از بهر ختم خواندن قرآن رسید\n\nباد يارب همچنین پیوسته کار و بار او\nهم فروغ روی خوب و پرتو دیدار او\nبا حبيب اللهوش یکسان بود کردار او\nخرس و خوك وسك بود هر کو کند انکار او\nزانکه نور خلق او تا طارم کیوان رسید\n\nاز خدا خواهم که باشد تخت و بختش بر قرار\nتا بود دوران انجم تا که باشد روز کار"}
{"book": "adl0616", "page": 878, "text": "صفحه ۹\nبا تمامی فوج عسکر کان نباید در شمار\nبشکند سد سکندر ك كرش ياجوج وار\nگر بسوی شارژ شه ایدی یک فرمان رسید\nهر شب از بعد تراویح خنچه های برغم\nفری و آیاز ها بوده و نوا که هم\nنیست یک نعمت که آنجا بوده باشد متعدم\nاز برای اکل و شرب افغان ترکان عجم\nهمچو مود از هر طرف پر کرد دسترخوان رسید\nاز کرم هر امتی را بی که ارزان ساخته\nخوان دعوت را بهر محفل پریشان ساخته\nصد چو خانم را به هر معموره مهمان ساخته\nجمع عيد و مصلی را چراغان ساخته\nهمچو موران هوا از سوی او انسان رسید\nاز سر پیمان گذشتن نیست شرط نام و ننك\nورنه در یکدم بر آرد شیون قوم فرنك\nهیچ سلطانی جواو نگذشت تايمور لنك\nو ماگر این شهر این شوکت دهد فرمان جنگ\nدر دمی بینی که چون مور و ملخ افغان رسید\nبا همه شهزاده کان و با همه چندین غلام\nبا تمامی شوکت و سامان و افواج نظام\nبا همه شاغاسیان و جمله کی خپل خدام\nکوکیش تابنده باد و دولتش بادا مدام\nتا که عقل کس بدرك آسمان نتوان رسید\nگرچه من افتاده ام دور از جناب آمورش\nغایبا گردیده ام بی سیم و بی زر جا کرش\nاز رحیمی این کهر قربان تاج و افسرش\nطوطی اندر کاشن کابل دعا کوی درش\nاین سخن بر هر کس و بر زمره یاران رسید\nهر قدر من خسته دل اندرتوا چون بقیلم\nبا وجود آن مريد طوطیان کابل\nوز شراب نالۀ شان همچو جام پرعلم\nطالبا از شوق شان چون شیشه اندر قلفلم\nزانکه در گوشم فغان طوطی افغان رسید\nاز چنان اخبار خوش کامد زماه روزه دوش\nرفت از مضمون او از من قرار و صبر و هوش\nنیست همدردی که با من سر کنند یکدم خروش\nخود به خود ديك خيالم آمده این که بجوش\nتا که اخباری چنان در ملک مرزایان رسید\nاز عنایت خدا آن پادشاه ذو الجلال\nکوست سلطان قدم کشور قدیم لازال\nیکهزار و سه صد است و سی و دو تاریخ حال\nکان مخمس دلربایی یافت با این قیل و قال\nهر سخن در خاطرم از لطف او آسان رسید\n\nسال چهارم\nنمره: ٣\n\nغزل افغانی محذف حروف افغانی\nشکر شکر باغ مو خپل باغبان مو خپل دی\nگل مو خپل بهار مو خپل بستان مو خپل دی\nمرو خپله بلبل خپل چمن مو خپل دی\nلاله خپل ارغوان خپل دامان مو خپل دی\nنشاء خپله خمار خپل پیاله مو خپله\nبزم خپل ساقی مو خپل دوران مو خپل دی\nکلی خپل بازار مو خپل وطن مو خپل دی\nزمکه خپل رود مو خپل دهقان مو خپل دی\nشه مو خپل گدا مو خپل قاضی مو خپل دی\nسپه خپل رعیت خپل دیوان مو خپل دی\nغل مو خپل قاتل مو خپل مقتول مو خپل دی\nعسس خپل مفتی مو خپل زندان مو خپل دی\nږدی استه کرد خپل پوشکری و کی\nملک خپل امیر مو خپل سلطان مو خپل دی\nشکر شکر بیگانه به میان کی استه\nمدیر خپل اخبار مو خپل دوران مو خپل دی\nعجب عصر دی (افغان) نظر و که\nتر به خپله قلم خپل بیان مو خپل دی\n( جمعه تونسمه دیجی اختر سنه ١٣٣٢ )\n( س - م )\n\nحوادث خارجيه\n( تاريخ حرب )\nاين جنك عمومى اول جهان آغاز نهاد؟\nمعلوم است که اول شرارۀ حرب از صرب برجهيد و بخرمن اوستريا زده در داد، از انجا بروس، و از روس بجرمن، و از جرمن بفرانس و از فرانس به بلژيك و از بلژيك به انگليس سرايت كرده مانند درخت آتش بازى سر تا بيا شعله ور گرديد اما چه شعله؟ شعله هاى سرخ خون آلود!\nلہذا ميخواهيم كه قارئين سراج الاخبار افغانيه را از وقوعات حربيه سلسله وار آگاه بسازيم. و وقوعات يوميۀ جديده هم است كه از ترجمۀ اخبارهای انگریزی نوشته ميشود. و اين سلسلۀ تاريخيۀ حربيه را از ديگر ذرايعى كه خود بدست آورده ترجمه ميكنيم در نظر قارئين كرام خود در هر شماره عرضه ميداريم تا در اخريك تاريخ حرب مكمل اين جنك بوجود آيد:\nشرارۀ نخستين جهان برجهيد؟\nشررۀ اول اين حرب، يك آدم بود كه نامش ( نابرينوويچ ) و از ملت صرب بود. اين ( غار ينوويچ ) بيك جمعيت پروبا كاند"}
{"book": "adl0616", "page": 879, "text": "۱۰\nسال چهارم\nشماره ۳\nوالاهای صرب منسوب بود که قتل ولیعهد اوستریان ابر دمه گرفته و عداوت اوستريا مجارستانت مساحه ها و چشم پوشیها کرده است. ر خان صربستان به ( پوسته و هر سك ) يعني وسينا هر زكوين نتیجه های مشئوم این حرکاتر اواقعه خیمه ۲۸ چون در نظر همه آمده بود. و چنانچه معلوم است بضرب كلوله طباليه وليعهد عالم به اثبات رسانید . با وجود آنهم حکومت قرائی صربستان اوستريا و زوجه اش را در عرا به قتل رسانید . بنابرین دولت این مسامحه و چشم پوشی که موجب مسئولیت اوست ترك نمود . اوستريا مجارستان محكومت صربيه بيك ( نوت ) پیش کرد . از افادات و اعترافات علیهای و قصد جانیانه ۲۸ جون معلوم و برای جواب آن ۱۸ ساعت مهلت داد که اگر در ینقدر مدت شد که جنایت پوسته در نفس بافراد ترتیب شده بود، و اسلحه شرایط توت مذکور را ضربه قبول نکند هر چه که به بیند از خود و بوسه هانیکه خانی ها به آن مجهز بوده و استعمال کرده اند از طرف خواهد دید. نوت مذکور چون همه احوالات و واقعات مابین این افسران و مأمورین ضرب که مجمعیت ( نارود تا او برانا ) منسوب دودول - را واضح میسازد عیناً ترجمه آنو الازم دانستیم : بوده اند داده شده و برای گذشتانده شدن آن از خاک ضرب از طرف مأمورين حدود صربی تسهیلات و آسانیها نشان داده شده است.\n\n( نوت )\n\nوانه ۲۳ جولای نه ١٩١٤\nاز نتیجه های این تحقیقاتی که بمیدان برآمد ، حکومت آوستریا ، حکومت اوستر با مجارستان مجبو ریت حس کرده است که مجارستان به انحرکاتی که از سالها به اینطرف در بافراد ترتیب یافته در روز پنجشنبه ۲۳ ماه مذکور بواسط سفیر خود که در ( بلغراد ) و می باید و به اراضی اوستر یا هم سرایت کرده است زیاده برین دارد محکومت صربستان ( نوت ) ذیل را تقدیم کند . وضعیت انتظار و صبر و تحمل خود را محافظه و ادامه کرده نمیتواند تاریخ ۲۱ مارچ سنه ۱۹۰۹ سفیر صربستان که در و بانه بلکه نهایت دادن باین حرکاتی که برای آسایش و حضور آوستریا بود به امر حکومت متبوع خود ، بحکومت او ستريا مجارستان مجارستان يك تهدید دایمی تشکیل میکنند برای حکومت اوستیا از قرار ذیل چنین بیان کرده بود : حكم بك وظيفة ضروري الاجرا را گرفته است .\n) از امر واقعیکه در پوسته همرسان بوقوع آمده است (۱) بنابرین حکومت اوستريا مجارستان مجبوریت حس میکنند اگرچه حقوق حکومت صربستان دو جار خلال نشده است، باز هم که از حکومت صربستان طلب کنند که از اله کردن این پروپا کاند مقررات فقر ۲۳۰ م معاهده بر این بو صایای دول معظمه پیروی میکنند . با ستظرف از وضعیت اعتراض و مخا لفتی جانیانه و مخربانه را بهر وسایل و وسایطی که میشود تعهد بکنند . و از تیر ماه سال داشته که بسبب الحاق پوسته و هرسك با حکومت اوستریا و مجارستان پیش و برای آنکه یک ماهیت رسمیه به این تعهد خود بخشد میباید که گرفته بود دست برداشتن را تعهد و قبول میکنند، و بعد ازین در صحیفه نخستین ) جريده رسميه ) خود از تاریخ ۱۳ تا یه تاریخ برای تأسیس مناسبات حسنه هم جواری این سیاستی را که امروز ۲۹ جولایی این بیانات ذیل را درج بکند ؟ مقابل اوستریا مجارستان پیش گرفته است تبدیل دادن آنرا نیز حکومت قرالیه صربستان همه پرو با کاند هایی را که بمقابل عهد میکنند .) آوستریا مجارستان در باب تفریق بعضی از اراضی او اجرا میشود\nه پس این است که حکومت ضرب با وجود این عهد و بیانی شایان تقبيح و باعث محکومیت و نتایج اسف انگیز این حرکات جا که کرده بود بران ایستاده کی نکرده است. زیرا تاریخچه یکساله میانه را سزاوار تاسف و تأثر ميت بارد و این حکومت قرالی صرب وعلى الخصوص واقعة قيمة بالتأثير ۲۸ جون (۲) به اثبات رسانیده بسبیکه افسران و مأمورین او به این برو یا کاند اشتراك ورزیده است که در صربستان برای جدا ساختن بعضی اقسام امپراطوری اند، و به اینصورت حسین مناسباتی را که حکومت ضرب با حکومت اوستريا مجارستان يك جريان مخربانه موجود است . اوستریا مجارستان در بیانات ۳۱ مارچ ۱۹۰۹ رسماً تعهد کرده ه این جریان که در پیش چشم حکومت ضرب وجود یافته ، بود خلل پذیر گردانیده اند نیز بیان تأسف میکنند ، حکومت در خارج قرالیت صرب نیز بدرجه رسیده است که با بعضی افعال مخربانه فرالی صربستان بعد ازین در حق آن کسانیکه به اینکونه حرکات ويك سلسله جنایات مدهشه تظاهر میکنند . تصدی بکنند شد تناکترین قوانین خود را تطبیق خواهد کرد حکومت قرالیه صربستان غیر از انکه تعهدات قطعیه را و حکومت برحمة افسران ومأمورين و اهالی ضربتان اخطار که در بیانات ۲۱ مارچ ۱۹۰۹ خود بیان نموده بود اینا و انفاذ کردن این امر را واجب میداند که این حرکات نا گوار را نکرده است، برای ازاله این جریان هم هیچ چیزی بعمل نیاورده با همه همت خود منع منع و تشکیل خواهد کرد .]\nاست بلکه برای فعالیت و کار گذاری کومیتی ها و جمعیتهای جنایت این بیانات که مذکور کردید غیر از انکه در صحیفه اول کارانه و پروپا کاند های حضرت آورانه که همه کی مبنی بر بغض | جریده رسمیه صربستان درج شود، میباید که بایت امر نامه قرانی به تمام اردوی صربستان تبلیغ شود، و در جریده رسميه عسكريه\n(1) می اداز امر واقع مسئله اعلان الحاق پوسته و هر يك است .\n(۲) والله ۲۸ عبارت از قتل وليعهد وزوجة اوست\nاین نشر کرده شود ."}
{"book": "adl0616", "page": 880, "text": "حصهٔ ۱۱ سال چهارم شماره ۳\n\nاین عکس برای یادگاری تقدیم شد\nغلام علی\n\nبرادر ذات اعلیحضرت همایونی ༻\n( جناب مستطاب سردار غلام علیخان )\nفوتوگران عکاسخانهٔ حضور زینگوگرافی بار محمد و سید ابوبکر"}
{"book": "adl0616", "page": 881, "text": "شماره ۳ سال چهارم صحیفه ۱۲\n\n( جناب سردار عزیزالله خان فرزند جناب فخامت مآب نائب السلطنة صاحب افخم )\nفوتوگرافی نگاشته حضور رنگوگراف بار محمد و سید ابوبکر"}
{"book": "adl0616", "page": 882, "text": "صحیفه ۱۳\nسال چهارم\nشماره ۳\n\nو غیر ازین چیزها که ذکر شد. حکومت قرالیه صرب این ده مطالبات دیگر حکومت ایمیر اطوری آوستر یا مجارستان را نیز باید ايفا واجرا نمايد :\n\n۱۰ - همه نشریاتی را که مقصد عمومی آن مبنی بر حاصل کردن بغض و عداوت اجميرا طوری اوستريا مجارستان باشد، و به اخلال تمامیت ملنكية اوستريا معطوف بود منع والفا کردن .\n\n۲۰ - ( زو رودنا او برانا ) نام جمعیت را بزودی فسخ و الفا کردن و جمله وسايط نشریه آرا ضبط و مصادره کردن ، و بمقابل همه حبتهای که بر علیه اوستريا مجارستان پروپا کاند میکنند اینه بهمین صورت حرکت کردن ، و تدارك لازمه را در باب کار گذاری جمعيات منسوخه که دیگر نام و دیگر شکل دوام ورزه اتخاذ کردن .\n\n۳۰ - از طرف معارف عمومیه صربستان همه عواملی را که خواه در هیئت تعلیمیه و خواه در وسایط تعلیم به برای ترتیب پروپاگاند در حق اوستريا و مجارستان خادم باشد بلامدت می و طرد کردن .\n\n۴۰ - همه آن افسران و ما موریتی که به اجرا کردن پر وبا کاند منهم هستند و افعال و اسامی شان را حکومت اوستريا مجارستان تبلیغ نکند از خدمت عسکری بلکه از همه خدمات دوانی تبعید کردن .\n\n۵۰ - برای ازاله کردن حرکات مخربانه که برای خلل رساندن تمامیت ملکه ایبرا طوری آوستریا مجارستان ترتیب کرده شده است کوشش ورزیدن مأمورهای اوستریا را بامأمورهای صربستان یکجا قبول کردن .\n\n۶۰ - در حق فاعل های مشترک جنایت وسوء قصدیکه در ۲۸ جون وقوع آمده است بزودی زود به تحقیقات عدلیه آغاز کردن در باب این تحقیقات مأموریتی که از طرف حکومت اوستریا مجارستان تعین و اعزام میشوند این اشتراك میور زند ] .\n\n۷۰ - از کرنیلها ( وتيرا تانكزيك ) و از مأمورها ( ميلان زیمانویج ) نام شخصها را که در تحقیقات واقعه جنایت وسوء قصد پوسته مهم میباشند مستعجلا گرفتار کرده و بندی نمودن .\n\n۸۰ - تجارت اسلحة غیر قانونیه و مواد انغلاقیه که در حدود بمعاونت مامورهای صرب میشود به تدابیر مؤثره سريعه منع کردن . و ( لوسينقا ) و ( شاباج ) نام مأمورهای حدود را که فاعلهای سوء قصد بوسنه را از حدود گذشتانده اند عزل و شديداً مجازات کردن .\n\n۹۰ - در حق اکابر مأمورين صرب که خواه در صربستان و خواه در محالات اجنبه هستند، و پیش از واقعه سوء قصد ، وبعد از انهم دایما در حق اوستريا مجارستان يك زبان ناروا و کلا مهای خصومت بیرا استعمال کرده اند ایضاحات دادن .\n\n۱۰۰ - حکومت اوستر یا مجارستان نهایت تا به ساعت ۹ شام ۲۵ ماه حال یعنی در ظرف چهل و هشت ساعت بجواب حکومت قرانی ضرب المظار میکند ..\n\nاین است نقل و صورت نوت که بعد از قتل ولیعهد اوستر یا و زوجه اش، دولت اميرا طوری اوستریا مجارستان به حکومت قرآن صربستان پیش کرده است و همین نوت که عبارت از یک تجاربه تلمبه شدیده میباشد. منتوجب این ه نامه حول انگیز و محاربه خونریز هشت دولت از عظمت و هیبت تبریز گردیده است. چون آغاز بر اور دن تیغها را از نیام ، همین اثر قلم دهشت پیام نموده بود ترجمه آ را از فایده خالی نیافته محض برای اخیری قارئین کرام خود از آثار نخستین حرب در قید تحریر آوردیم . و امید میکنیم که در شماره آینده از نتایج این نوت ، وشعلة افروزی نایره حرب معلومات كامله عرضه دهیم . تا قارئین کرامنا سلسله وار و کوایف حربیه آگاهی حاصل نمایند (۴) باقی در شماره آینده )\n\nاحوال حرب\n\nخبرهای خصوصی که از راه خشکه بما رسیده است\n\nدو در بدنوت جدید عثمانی\n\nدوات عليه عثمانیه دو درد ناوت جدید از دولت الانیا خریداری نمود که نامیکی ( غوين ) و نام دیگر آن ( رساو ) میباشد که این دو درید بوت در بحر سفید بود. هنگامیکه زرهپوشهای مذکو رئین به استانبول و اصل میشد يك استقبال با احتفال بسیار درخشانی اجرا شد. همه کشتیهای جنگی عثمانی با بیرقهای رنگا رنگ آراسته شده آنها را استقبال نمود . و بعدها کشتیهای نقل و حمل که بهزارها اهالی از زن و مرد را حامل بود بيك شوق و شاد مانی بزرگی به پیش باز شناختند ، موسیقیهای بحری از همه کشتیهای جنگی نواخته میشد. بر کشتی ( خوین ) نام ( یاور سلطان سلیم ) و بر کشتی ( پرسلو ) نام ( مدالی ) را نهادند. به وجود این، دو کشتی درید ناوت زرهپوش بزرگی كه دولت عليه عثمانيه مالك گرديد يك تفوق و برتزی بزرگی برای دونما - یعنی دسته های کشتی جنگی عثمانی در بحر سفید حاصل شد . کشتی (خون) بنام جديد ( یاور سلطان سلیم) از طرز ( سوبر درید نوت ) است که ( ۲۳۰۰۰ تن ) حجم آن ، و در ساعتی ( ۲۸ ) و نیم میل سرعت آن میباشد. باده قطعه طوب بزرك (۲۸ سانتيمتره ق)، و با ( ٢٤) طوب كوچك مسلح است، سرعت زرهپوش (رسلو) بنام ديگر ( مدللی ) نيز بدرجة غوين وعدد طوبهای آن نیز همانقدر است . ولی قطر کنه های آن (۱۰) سانتیمتره ق ، وحجم استیعابی آن ( ۲۰۰۰ تن ) میباشد .\n\nتبدیل نام پایتخت\n\nنامه نگار سرحدی شمالی ما مینویسد : - دولت روس اعلان کرد که نام پایتخت خود را از ( پترسبورك ) به ( پترو کرائید) تبدیل"}
{"book": "adl0616", "page": 883, "text": "صحیفه ١٤ سال چهارم شماره ۳\n\nداد . این خبر در میان مردمان اینجا همهمه های عجیبی بر انگیخته بسیاری را فکر برین است که این از ترس و بیم روس است بعضی این را يك شآمت و بدفالی میگیرند . زیرا در پطر سغرقها ضرب المثل است که یکی دیگر میگوید اگر این کار همچنین شد (نام مرا بگردان) و این نام گشتاندن در مقام حقارت و استهزا مستعمل است .\n\nلهستان\n\nدر پولیند - لهستان - اگرچه روسیها اعلان خود مختاری آنرا کرده اند ولی شنیده میشود که يك قيام و بلوای بزرگی بر علیه روسها در ان قایم گردیده است .\n\nبك آلهٔ جديد الاختراع جرمن\n\nدولت المان - جرمن - درین محاربه يك آلهٔ بسیار مدهشهٔ بسیار عجیب و غریبی استعمال کرده و میکنند که تابحال دیگر دولتها ازان بیخبر بودند ، و اكثر فتوحات خود را بواسطهٔ همین آله پیش برده اند . و آن عبارت از موتر کارهای آتشفشانست . اینهم معلوم است که در فنون حربیه و تعلیم عسکریه هیچ دولتی را پرو همسر جرمنی نیست . يك كام عسكر جرمن برابر يك و نيم ، دو كام ، عساكر دیگر است . وقتی که فتح کردن يك قلعه يا شکست دادن يك فرقهٔ دشمن را عزم بالجزم نمایند از تلفات و ضایعات كثيره هیچ اندیشه و پروا نمیکند . و چنان هجوم سخت و شدتنال میبرند که بجز کامیابی دیگر چیزی نتیجه نمی بخشد . و همینکه عسکر دشمن را شکست دادند موتر کارهای آتشفشان از روی زمین ، و طیاره ها از روی هوا چنان آشیاری شدیدی در تعقیب آنها بکار میبرند که بجز محو و هلاك و يا اسير و بالتسليم شدن دشمن دیگر هیچ ثمره نمیدهد . در محاربه که با فرانس در اول نموده بود هم تفنگهای جدید الاختراعی ساخته و پنهان کرده بود . که فرانس و دیگر دولتها از آن محروم و بیخبر بودند ، و جرمن دفعةً با آن اسلحه بر فرانس اعلان حرب کرده مغلوبش ساخت . این است که در بینار نیز با این موتر کارهای آتشفشان خود کامیابی های عجیب و غریب حاصل کرده است .\n\nرأیها در خصوص تبدیل پایتخت فرانس\n\nمعلوم است که دولت فرانس ، پایتخت نازنین خود پاریس را به جرمن ترك كرده دارالحکومهٔ خود را به شهر (بوردو) که بسمت جنوب غربی پاریس بر قریب سواحل بحر محیط اطلس واقعست نقل داد . درینطرفها در خصوص بس رأی زینها میشود . آشنایان فن حرب میگویند که فرانس فراخی و وسعت دادن میدان جنگ را منظور داشته میخواهد که اردوی جرمن را از حد (اینورپ) تا به (بوردو) پیت کنند . و چون از یکطرف تنها جرمن و از یکطرف دو سه دولت بمقابل اوست بلکه پریشانی برای جرمن داده بتوانند . اما از قراریکه شنیده میشود جرمن نیز بمجرديكه نقل و حرکت پارلیمنت فرانس را به طرف بورد و دید هماندم مانند عقابی که در پی شکار خود بیفتد خط حرکت رفتار خود را به آنطرف دراز نمود . بعضی را رأی این است که به این حرکت خود فرانس خیلی غلط کاری کرد . چرا که اولا پاریس که پایتخت بسیار عالی دنیا شمرده میشد برای فتح آن بدست جزمتها آسانی پیش آمد . دیگر اینکه برای تمام عسکر و ملت فرانس ازین حركت يك بيدلى و نا امیدی پیدا شد ، وقوهٔ معنويهٔ عسکریه را سراسر شکست اند . بعضی میگویند که فرانس از انسب به پوردو رفته که اگر زور بر سرشان بیاید بزودی پارلیمنت و دفاتر حکومت را در کشتیها انداخته به بحر محيط بخشند . اما بعضی شوخ مشربها میگویند که شراب بوردو مشهور ترین شرابهای دنیاست از انسب پایتخت به آنجا نقل داده شده ! ! ! ...\n\nاجمال احوال\n\nچنانچه دولتها در مابین همدیگر بجنگ و جدال در آمیخته اند و تا بحال غالب از مغلوب معلوم نیست خبرهای اخبار ها هم همچنین است . و هيچ يك خبر صحیحی که دل را مطمئن سازد پدیدار نیست از هر دهن يك سخنی میراید هم خبرهای که از منبعهای انگلیس ، روس ، فرانس ترشح میکند از کامیابیهای خودشان ، و نکبت و فلاکت اوستريا و المان بحث میدانند . ذاتاً از طرف مقابل نه راست و نه دروغ هیچ خبری به اینطرفها نمیرسد . از کدام راه و کدام طرف پرسد ؟ مگر هر چه کامیابیهای انگلیس و فرانس را بر المان که میشنویم در خاك فرانس و بلژيك میشنویم . یعنی المان در خانهٔ بازيك و فرانس هستند اما کامیابی بطرف انگلیسها و فرانسویها و بلژیکیها ... چنین نیست که فرانسویها و انگلیسها در خاك المان هستند و کامیابی بطرف المانهاست ! عجب معها ! وقایع حربیه اسرار آلود است . در خبرها شتر گربه های عجیبی دیده میشود . افراطها و تفریطها بدرجه ایست که بر هیچیکی از انها باور کردن انسان جرأت نمیتواند کرد . مثلا یکبار میشنویم که روس اوستریا را چنان شکست فاحشی داد که ده لك لشكر آرا اسیر گرفت . آن همه عسکر اوستريا ده لك نخواهد بود چون ده لك اسیر گرفته باشد آبا کشته و زخمی آن چقدر خواهد بود ؟ و چون ده لك اسیر گرفته باشد ممکن است که بجز یکچند نفر ژاندارمه دیگر عسکری در تمام ملکش نمانده باشد . پس روسها چرا صربیه کرده اند . و تابحال چرا در و یانه قرار گاه عمومی خود را نیاورده اند ؟ باز میشنویم که المانها پاریس را فتح کردند . آیا در پاریس چیست که المانها آنرا فتح کنند ؟ پایتخت به بوردو نقل یافت ازینکه تلفات و ضایعات بیشماری داده، پاریس را فتح کنند . چرا در باب فتح بوردو حرکات عسکریه را جاری نکنند ؟ باز میشنویم که يك جنك های بسیار شدید و خونریزی بعمل آمد، و مدت ده روز دوام ورزید ، و بشکست خوردن المان نتیجه پذیر گردید ."}
{"book": "adl0616", "page": 884, "text": "صحیفه ۱۵\nسال چهارم\nشماره ۳\nو چون سخن بر ضایعات و تلفات می آید می بینیم که از المان محد سوداگران و دکانداران المانها رایغها و تاراج کردند. شب و روز و حساب تلفات وضایعات و اسیر نوشته میشود و از انگلیس تنهایه قافله ها قافله ها از عساکر ردیف سوق میشوند. این سوقیات عجب تماشای سيصد نفر تلفات اکتفا میشود، و از همه تجهت است که در هر جنك عدد دارد. گریه ها و زار نالیهای زنان و دختران پر مجهر کان فنان پاریس مفقود الخبرها از کشته ها و زخمها و اسيرها بیشتر نشان داده میشود که هر کدام با یکی از ان عساکر ردیفیه دوستی و معاشقه دارند . خلاصه اینقدر گفته میشود که برهیچ خبری از خبرهای وقت وصفها صفها همراه آن عسکرها برای مشایعت میروند انسانرا حاضر که در اخبارها نشر میشود باور کردن جایز نیست. چرا که بگریه میآورد آن باریس پر ذوق و سروری که از هر گوشه و کنار آن خبرهای راست و صحیح از مجر به اینو نمیشود. هر کس بنا و منفعت بجز صدای جنگ و جفانه دگر چیزی شنیده نمیشد. و در هر طرف آن سیاست خود خبرها نشر میکنند. شایان افسوس این است که از چنین بجز عیش و عشرت مرفه انه دگر چیز دیده نمیشد. و سراسر غرق جنگ بزرگ میبایست که انسان بخوبی و راستی و درستی از همه واقعات انوار ، ويك شوق و نظارت عظیمی در ان پدیدار بود در بنوقت و كيفيات آن خبر میشد و از جریده ها و اخبارهای طرفین محاربين من طرف آنرايك حزن وماتم مظلم وقسوت انگیزی فرا گرفته معلومات ميگرفت لكن هزار افسوس که هر چه شنیده میشود تنها از است. سبحان الله ! بشريت مگر چقدر سفيل مسكين يك جيزى یک طرف شنیده میشود. حتی اخبار های استانبول که یکدولت بیطرف بوده است! برای ذوق و نشاط و رفاه و انبساط خودشان مجقدر است نیز از وقتی که جنگ شروع شده است بسیار کم به اینطرفه امیر فداکاریها و جانکنها چه بناها ، چه زینها چه فانتزیها بوجود می آورد. و از دریا به اینو نمی شود . دفعه می بینی که اسیر و مغلوب حرص ، وطمع و غرور نفس اماره دیگر چاره نیست . کردید. همه آنها را به آتش میدهد و در نجا مقاله مخصوصه که والحاصل بجز اینکه انتظار خاتمة حرب را بکشیم تا بعد ازان اهها باز شود و احوال کم و کیف این محاربة عظيمه معلوم کردد بعنوان ( لازم بودن اتفاق بی بشر بمحاربه قوای طبیعیه ) مكتوب و در غیر بانزدهم سال اول سراج الاخبار افغانیه به اسلوب بسیار حكيانه، و قلم ادبیانه بسیار عبرت آورانه تحریر فرموده بودید بخاطر آورده بردشمنان داخلی بشریت امنت و نفرین خواندم ، باز مقاله مخصوصه که بعنوان ( ضروری بودن جنك عمومی ) در شماره نوزدهم سال اول پیشینگویی کرده تحریر آورده بودید نخطر نموده با خود گفتم که اگر اینچنین پیشینگویی را کدام شیخ و ملائی میکرد هیچ شبهه نیست که بر کشف و کرامت او حمل میکردند اما چون بخوبی میدانم که شبانه شیخید که منجم به کاهن از انرو دانستم که آن پیشگویی سه سال پیش ازین و نتیجه بخشیدن آن در پنوقت از چه پیش آمده است ام.. این را هم بکریم که این تفکرات و تخطرات در کجا و درجه حالت فکرم رسیده و این مکتوب را در کجا مینویسم و عرض کنم: درین اوقات برای اجازت دادن اقامت مردمان بیگانه را در پاریس لازم است که از دایره بلدیه یعنی حاکم شهر بنام صاحبة يا صاحب خانه که در ان میخواهند اقامت كنند يك رخصتنامه مصدق بدست داشته باشند وگرنه صاحبه خانه کسی را قبول نمیکند این است که درین دو سه روز از صبح تا بشام در دایره بلدیه میروم و نادرپیش حاکم برسم ساعتها را ایستاده با میگذرانم تا آنکه بعد از هزار مشقت برای اقامتم در پاریس یک اجازه نامه بدست آورده توانستم. در اثنای این انتظارها تفکرات و تخطرات مذکوره بیادم آمد. و بریکی از کوچهای تخته ی نشسته این سطرها را نوشتم ، تنها من به این بلا مبتلا نیستم ، بلکه مانند من صدها هزار آدمانی هستند. که از ممالک مختلفه با برای آموختن علم یا برای ساعت بری در پاریس میباشند. همشاها به همین عذابها و ذکر خونبها گرفتار آمده ایم. هر روز به استیشهای زبانها میرویم ، وساعتها انتظار میکشیم تا به پیش مأمور آن میرسیم و جواب میگیریم که ، بغیر از عسکر دار هیچکس قبول نمیشوده این جواب یاس آور را گرفته محزون محزون\n\nاز شهر پاریس\nعزیز محترم ، اديب مكرم السلام عليكم :\nبعد از اینکه در استانبول بعضی مطبعتها ، و کتبخانه ها و مکتها و دار الصناعه ها را ملاحظه کردم به بیت آنکه نمایشگاه رسانی و مطبوعات شهر ( لا يبيغ ( المانيا را به پیتم، و مطبعه های بزرانه وزينكو كرافخانه های جسیم شهرهای اندن و پاریس را ملاحظه کنم اول بشهر پاریس آمدم . هنوز دو سه روز نگذشته بود که اعلان حرب آغاز نمود. و هنوز یکه نگذشته بود که تجاوزات المانها برخان فرانس، وخبرهای فتوحات المانها در بلز یک افکارها را پریشان ساخت. در ظرف یک هفته حال هر باريس بك منظره بسیار بدرنگی پیدا کرد. در اهالی یك ترس و بیم بزرگی مسئولی کردید. آن کو چهها و بازارهای درخشان پاریس بعد از ساعت شش شام حال يك مزارستانی را میگیرد. در نجا محل محاصره مانده ام. هر قدر کوشش میکنم راه بیرون برامدن را نمی بایم . حتی راه لندن نزدیکتر است این بند است همه ایستگاههای راه که از آهن، و قطارهای آن بسبب سوقیات عسكريه تنها به حمل و نقل عسکر منحصر مانده است. همه بانکهای واریس مورا توربیوم یعنی به ندادن را اعلان کرده اند . قیمت اشیا و ارزاق نیز بلندی گرفته و روز بروز گران شده میرود. بسیاری از دکانها و مکاره های"}
{"book": "adl0616", "page": 885, "text": "صحيفه ١٦\nسال چهارم\nشماره ٣\n\nخواند كه يك كرو و ازور جرمن ، ايمدن ، نام كه بتلاش و ستریت میتانمت ، يك جهاز جنگی انگلیزی بر آمده بود. در خلیج بنگال قریب بندر کلکته در مابین تاریخ ١٠ و ١٤ ستمبر پنج جهاز های تجاری که از مال مالا مال بودند غرق کرده. مگر مسافر و ملاحان آزارهایی داده که چنانچه بالفعل رسماً اعلان شده که بعد ازین کدام جهاز بدون ذمه واری و عهده داری از رانگون به خلیج بنگال نیاید.\n\n( ارجنك برتيني )\n\nاز قلم نامه نگار اخبار بيمه :\nاین جنگ بر خطر و انديشناك در تمام هندوستان خصوصاً در بندر بمبئی بسیار پریشانی و سراسیمگی را منتشر ساخته است . قبل از دو سه هفته شنیده شده بود که ، کولایو ، نام یکجهاز جنگی جرمن خود را نشان داده که عزیمت بمبئی را دارد . ازین خبر دهشت از جمع اهالی بمبئی از خورد و نوش و کار و بار ماندند که بعد از چند روز در تمام بمبئی بازار کشت و خون و آتش زده گی گرم خواهد شد. زیرا آن جهاز ، شیل ، نام يك قسم گلوله بم می اندازد که از فاصله ١٥ میل رفقانده میشود و چون بر بالای مستعمرات و آبادی میرسد فی الحال میکفد و دفعتاً دو هزار کارتوس نومیه دار ازان می براید و بمجرد انتشار آنها يك دود كثيفي بايك مواد آتشگیری میراند که دود آن بدماغ هر کس که برسد فی الحال از ماده مسمومی که در ان موجود است هلاک میشود ، و آن ذرات دیگر که بهر جا میرسد آتش میگیرد. که البته آن به آب گل نمیشود مگر شکر خدا که بعد ازان معلوم شد که این جهاز جانب عدن رفت و در بحر احمر ناپدید گشت ، واهالی بمبئی از شر شرر آن مأمون و ممنون شدند. خبرهای جنگ را شنیده دکاندار ها و سوداگران بمبنى جميع اشیارا گران قیمت ساخته بودند. مگر حکومت آنها را برقيام نرخ قدیم مجبور کرد . و نايب الحكومة بمبئی بالذات ببازارها آمد و دکاندارها و تاجرا را به ارزانی نرخ تنبیه نمود. استحكامات شهر هم بخوبی کرده شده اند . علاوه بر جهازها شبکه بردو را دور بینی پهره داری و حراست میکنند قلعه های زیر بحر و سواحل را نیز قایم بندی کرده اند و در بحرهای بحری مرانکها پوشیده شده اند. درین هفته و ایسرای هندرسها به بمبئی آمدند و خير جميع سنكرها وقلعه ها را گرفته بمدراس رفتند.\n\nپس میکردیم. از همه بالاتر اینکه از احوال بیرون پاریس هم کسی خبر ندارد که چه میشود. خبرها را سانسور بشدت پنهان میگیرد. و هیچ معلوم نیست که چه میشود و چه میگذرد، اما بزرگترین مصیبت که دامن وارد آمده این است که چون از استانبول می آمدم نقد موجود خود را به کاغذهای بانکنوت انگلیسی که در هر جا و هر طرف دنیا بحرمت داد و ستد میشود تبدیل داده بودم. چرا که برداشتن پیشه نقد مشکل بود. و از دیگر لونها لوت انگلیسی را معتبر و رواج یاب تر دانستم . مگر بسیار غلط کرده بودم . يك دانه آنرا بهزار مشکلات بيك يون نفسان صرف کرده توانستم. يعنى يك بانكنوت ده پونی را به نه یون اما هزار زحمت شکستاندم . حالا گویانه پوند را مالک میباشم کا گر تبدیل آن کاغذها دشوار شود، و همین نقد موجودم نیز تمام شود. در حالیکه صدها پوند کاغذ نجیم باشد. بهانه اینکه گرسنگی معروض خواهم ماند . از حالا بنان و بر خوردن قناعت ورزیدن گرفته ام . هر کس میگوید که این مجاز به بسیار در از خواهد شد. حالا همینقدر نوشته توانستم. اگر بدانم که مکتوبم بخدمت شما واصل میشود باز خواهم نوشت. اگرچه از قبول شدن مکتوب بهدا کخانه ها اعلان شده است اما از رسیدن این مکتوب خاطر جمع نیستم. ممکنست که این مکتوب را هم باز کنند و چون به بینند که فارسیست پاره کرده بیکسو خواهند انداخت. همه تلگرافها اگرچه خصوصی هم باشد تا به رئیس پولیس محله والتصديق نشود تلگرافخانه قبول نمیکنند. باقی سلام احترام\nبادیس فی ١٤ أكت - ١٩١٤ (٢)\n\nترجمه از اخبارات اردو عالم عبد الرحمن\n( خيران جرمن در لندن )\nاز وقتیکه اعلان حرب شده است بی مخبرهای جرمن گرفتار و مأخوذ شده اند که امدادشان از صد زاید است و بیان کرده میشود که مخبران جرمن بسیار حرکات شورش خیز و اشتعال انگیز اجرا کرده اند. در یک اصطبل عسکری نزد عمارت هالیون هال که در راه رسد رسانی و بار برداری افواج لندن خدمت میکرد تمامی اسپهای آن زهر داده شده. یک باهی که بر یک حصه راه آهن ما بين لندن و بريتن ، و ، ساوت کوست، معین بود بكلوله هلاك شد يك قطاری که مخصوص سیاحها بود و از « ردهل » به « امستر هام » میرفت سه دفعه بضرب گلوله ها تصادف ورزید. اگرچه چند نفر بشبه منع کرده شده اند. مگر معلق واقعات مذکور تا حال کسی را گرفتار نکرده اند. پولیس در اسباب یکسپاهی بحری جرمن که در بنوقتها به جرمن رفته بود ، نقشه های متعددی را بدست آورده که در اکثر آن خط ها و حصه های سواحل شرقی انگلستان نشان داده شده و دران اشاره شده که جر من برین حصه های انکلستان هجوم خواهد آورد.\n\nآخر زن خبرها\nانتورب را جرمها گرفتند. جرمن از وضعیت تجاوزی بوضعیت تدافعی در آمد و میخواهد که جبیره مافات تلقیات خود را به تلفیات دشمن بکند. کشتی جنگی ( ايمان ) نام جرمنی که پنج جهاز انگلیزی را در خلیج بنگال غرق کرده بود در مدراس ظهور نموده بکاوله باری پر به مدراس راه افتاد، تفصیلات در شماره آینده .\n\n( يك كرو وازور جرمن ٥ جهاز تجاری انگیز را در خلیج بنگال غرق کرد )\n\nيک اخبار :\nاز اخبار امروزه مردم این خبر را به بسیار تعجب خواهند\n\nدر چاپ خانه حره في دار السلطنة كابل طبع كرديد\nهمه مقاله های که دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 886, "text": "اعلان\n\nاَز مُرْدَه سُخَنِی\nوَ اَز چَمَن سَمَنِی\n\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مزده میرسانیم، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكبك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند و از هر چمنی سمنی بچینند.\nدر مطبعه عنایت زیور طبع آراسته کرده - قیمت ۲ رویه\nمطبعهٔ عنایت\n\nاعلان\n\nسَيَّاحْ دَرْ جَوِّ هَوَا\n\nيك ناول فی بسیار عجیب و غریبیست که در مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( گنجخانه مطبعه عنایت ) را تشکیل داده، اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی فنی شهره آفاق از زبان ترکی بفارسی ترجمه شده.\nقیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد.\n\nاعلا\n\noooooooooooooooooooo\nسیاحت پر دورا دور کرهٔ زمین\noooooooooooooooooooo\nچقدر فایده ها و شیرینها دارد ! على الخصوص\nکه آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\n☞ به هشتاد روز ☜\nاجرا شود ! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه رای خریداری کتاب\n( سیاحت پر دورا دور کره زمین )\nبهشتاد روز\n\nبقدر دو روپیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را کو بابا ( فلباس فوق ) ـ و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسهٔ شاهی میباشد . و در نفس مطبعهٔ عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتواند.\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاق ، از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول فنی نیست بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد.\nدر ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معین السلطنة سردار عنایت الله خان) است زیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسختهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فایده نخواهد بخشید.\n\nاین هرسه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارک و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك بقیمت دو روپیه کابلی بفروش میرسد.\nکتابهای مذکور در نفس مطبعهٔ عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعهٔ موصوفه نیز خریداری میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 887, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nبقدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار ما را که بهمهٔ مشتركين کرام ما رساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داکخانه نخود شان میرسد.\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰۰ فرسخ .\nسیاحت در زیر بحر\nدر حالیکه دو گز در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود آیا بیستهزار فرسخ سیاحت در زیر آن چنان ممکن خواهد شد؟ هر گاه درین باب شبهه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب (۲۰۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر) سهل انگاری نکرده قیمت او چهار روپیه کابل از ده افغانان از نفس مطبعهٔ عنایت، یا از دکان باز محمد از بازار ارك، يا از دکان ملا غلام محمد از بازار متصل مدرسهٔ شاهی زودی خریداری کنید، و بخوبی خوانید، و تصاویر آنرا بدقت تماشا کنید، تا بر شما قناً عقلاً ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور و شیرین و یا ممکن، یا غیر ممکن است !\n\nاعلان\nروضة\n(از آثار مطبوعهٔ جدیدهٔ مطبعهٔ عنایت)\nاین کتاب اخلاق، دینی، ادبی، يك اثريست که از احادیث شریفه و فقرات مفیدهٔ اخلاقیه مانند يك كنجينه جواهری میباشد و درینروزها زینت بخش عالم مطبوعات گردیده است در نفس مطبعهٔ عنایت از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و در بازار ارك از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت دو روپیه کابلی هر کس خریده میتواند."}
{"book": "adl0616", "page": 888, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nشماره ٤\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخليه\nمراسم دربار شوکت آثار و بیانات اعلیحضرت همایونی – امورات مهمه عسکریه عسکر پروریهای اعلیحضرت همایونی – نقل مکتوب جناب سپه سالار صاحب –\n\nترديد\n{ در خصوص وعده امداد\n\nحوادث خارجيه\nاجمال احوال – تاریخچه حرب عمومی – کامیابهای بحریه المان – شکست روسها – تکذیب – وطن پروری المانها – این را هم شنوید – زنها در روس – تلفات در مجار – عليه المان – مدافعه زنان در لیه ژ – روسیه و بلغارستان – عثمانیانی که در برلین اند – عصیان در اوده سا – و حشیگری روسها – مظفریت مولهوز – کامیابیهای اردوی استریا – ترکیه – اسلاوهای غرب – قراریهای صرب – تركيا ، بلغار ، رومانیا ، یونان .– مشکلات و اختلال در قفقاز و ديگر ممالك روس – وعده رشوت سیاسی به ایتالیا – مردم انگلستان – و علیه این حرب چها میگویند – اسیرهای عسکر فرانس – فراریهای روسی – روسها شکست میخورند – يك غلبه مهمه المانيها برروس – اردوی ماکینگرو کاملا منهزم – حالت روحیه – المان – المان – زابان – بیانات سفیر آمریکا – بیطرفی بلژيك را که خلل رسانید – بیطرفی ایتالیا – توسل بنفس بسمارك – زخمی شدن پر اس صرب – اشتراك أسوج بحرب – وضعيت رومانيا – کامیابهای بحری المان – تركيا – انكليز – عید بزرك المانها – غلبه بسیارشان دار المان – تلگراف ایمپراطور المان – تفصیلات مظفریت مج – بیانات یکی از اخبارهای المان – مطالعات اخبارهای ایتالیا – تفصیلات مغلوبیت فرانسینها – طوبهای جدید الاخترع المان – مسرتها وشاد مانها در برلین – ایستانتيك – خبرهای داک پشاور – روس يك اطلاع شایع کرده است – سه عدد طیارهای جرمن – افواج بحرى جرمن – کارستانهای جهاز ایمدن –\n\nتصاوير\nاز مراسم دربار عید سعید فطر ذات اعليحضرت همایونی با ارکان معیت شاهانه از دروازه جامع شریف عید گاه داخل شده بنمازگاه تشریف میرند – عيناً همان منظره قریب تر نماز گاه – از مناظر مراسم دربار عيد سعيد فطر ذات اعلیحضرت با ارکان معیت شاهانه شان نماز گاه داخل میشوند. از مناظر دربار عید سعید فطر بعد از ادای نماز عودت ذات اعلیحضرت بادشاهی از نمازگاه –"}
{"book": "adl0616", "page": 889, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچهٔ ( علم و اسلامیت ) و ( آینده چه باید کرد ؟ ) و ( اپیدرفن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست . ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند .\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابلی\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\nدر خارج افغانستان\nهر جاییکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول میشود\nیک طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند .\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود . اگر از يك جا بديگر جابجا و بدو بیایند میباید که بيك رقعهٔ مدیر وسر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هرگاه همچنين يك رقعهٔ شان برای ما نیاید واخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند . ویا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطر يك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد .\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری ستار اجرت گرفته میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 890, "text": "(صحیفه ۱)\nسال چهارم\nشماره (۹)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک و ادویه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکپائسی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ غره ذی حجه سنه ۱۳۳۲\nتاریخ انگریزی ۲۱ اکتوبر\nتاریخ شمسی ۲۸ میزان ۱۲۹۳\n\nحوادث داخلیه\nمراسم دربار شوکت آثار\nروز شنبه گذشته ۱۲ ماه ذیقعدة الحرام مراسم دربار شوکتمدار معالی باز در دالان سلاحخانه عام بوقوع آمده بقرار سررشتهٔ مقررهٔ دربار همه شهزادگان عظام وسرداران کرام و ارباب مناصب ملکی و عسکری و خوانین درباری در یوم مذکور بساعت موعود در دالان عالیشان سلاحخانه جمع آمده بودند ساعت ۱۱ ذات مراسم صفات پادشاه مقدس محبوب القلوب معظم عدالت آئین اعلیحضرت سراج الملة والدین، ادام الله بقاءه الی مدید السنین محفل دربار علویت آثار را به تشریف قدوم میمنت ملزوم همایونی شان شرف افزای عز و اجلال فرمودند.\nچون تشریف آوری ذات اعلیحضرت شاهانه از طرف ايشيك آقاسيان حضور اعلیحضرت همایون به اهل دربار اخبار گردید، همه حاضرین قیام نمودند، ذات اعلیحضرت همایونی از دروازهٔ غربی سلاحخانه داخل، و بر سرير سلطنت خروج، وبعد از مراسم سلام بر کرسی امارت اسلامیه افغانیه جلوس، و حاضرین کرام را نوازشات احوالپرسی و عواطفات خاطر نوازی ملوکانه غریق من و مسار فرموده به نشستن شان اراده فرمودند. ذات شوکت آیات اعلیحضرت پاد شاه مقدس ما درین دربار معالی بار در خصوص بیطرفی دولت علیهٔ مستقلهٔ افغانستان باز بعضی بیانات حکمت آیانی فرمودند که در نجا قید و ثبت آنرا از جملهٔ لوازمات دانستیم :\n\nبیانات همایونی\n... به دربار سابق شما از ورود نامه دوستانه و اپرای هند\n\nو مضمون جواب نامه خود ما شرح داده بودیم. حالا باز برشها بیان میکنیم که ما بر مسلك بیطرفی خود بهمان : ایطی که گفته ایم ثابت قدم خواهیم بود. و هم درین بیطرفی منافع دولت خود را بیشتر ملاحظه کرده ایم. و هیچ ضرر و خطری در ان ندیده ایم بنابرین دولت افغانستان در حرب حاضر موجوده بیطرف است و هیچیک از دولتهای محارب جانبداری ندارد. و چنانچه خیال معاونت و مدد کاری را با هیچیکی از دولهای محارب ندارد. همچنان فکر تجاوز و حمله آوری را نیز بر ملك هيچيكی از دولتهای محارب ندارد.\nاین بود بیانات حکمت آیات ذات مكارم صفات اعليحضرت پاد شاه مقدس محبوب القلوب ما که رسماً دربار یوم شنبه ۱۲ ذیقعده سنه ۱۳۳۲ مطابق ۱۳ اکتوبر سنه ١٩١٤ رسماً بر عموم بیان فرموده اند. الحق که این مسلك بیطرفی و غیر جانبداری حالا و مآلاً و معاشاً ده برای دولت متبوعهٔ مقدرهٔ ما عین خیر و سعادت و سراسر مملو از حکمت و سیاست شمرده میشود. اگرچه بعضی مردمان درین هنگامه ها بعضی ولوله ها انداخته اند که گویا دولت علیهٔ افغانستان خیال تجاوز را بر ماورای دریای هامو دارد، ولی این سخنان عامیانه دور از حقیقت است که هیچ اصل و اساسی ندارد. تحفه تر اینکه بعضی اینچنین آوازه انداخته اند که گویا سفیر جرمنی به دار السلطنه کابل آمده و دولت افغانستان را بطرفداری خود شان جالب و دعوت میکند. آیا خنده آورتر ازین گونه خبر چه تصور شود؟ آیا از کدام راه آمده و بر کدام منفعت مبنی آمده؟ دولت افغانستان از جرمن و جرمن از افغانستان چه منفعت دارد؟ والحاصل اینگونه روایتها و حکایتها همگی افسانه های عوام ترانه هاییست که سراسر دروغ بیفروغ است.\nاین است که کلام های حکمت پیام ذات اعلیحضرت همایونی"}
{"book": "adl0616", "page": 891, "text": "صحیفه ۲\nسال چهارم\nنمبر ٤\n\nکه در فوق مذکور گردید دوم بار مسلك و روش بیطرفی دولت متبوعة مقدسه ما را اظهر من الشمس نمود ، و روایتهای بی اصل و اساس عوام را از بیخ و بن برافکند. لهذا سراج الاخبار افغانیه بر همه اهالی افغانستان اعلان میکنند که روش حکومت متبوعة ما در بن جنك عمومی اوروبا سراسر بیطرفی و غیر جانبداری میباشد یعنی با هیچیکی از دولتهایی که با همدیگر خودشان بجنگ در آمیخته اند بهیچ وجه من الوجوه مشاركت ندارد . بهیچکدام از دولتهای محارب نه امداد مالی و نه امداد عسکری میکنند. و برملک هیچ یکی از دولتهای متحارب تجاوز نمیورزد. اما این شرط تا بوقتیست که از طرف آنها نیز بر منافع خصوصية دولت افغانستان تجاوز و تماسی بوقوع نباید .\n\nبر ما رعایای صادقه و ملت نجیبه افغانیه واجب و لازم است که درین هنگامه رستخیز جنگ عمومی دولتهای اوروپا بيك سكون و آرامی تمامی سیربین شده تماشا کنیم. و به نتیجه آخری آن انتظار بكشيم. ذات مراحم صفات اعلیحضرت بادشاه مقدس محبوب القلوب ما خير دولت و ملت شاهانه شانرا از هر جهت در مسلك بيطرفی دیده اند که الحق عین حکمت است . پیروی افکار قدسیت نثار پدر اشفق و ارحم، وبادشاه متبوع مقدس و اعظم ما بر همه افراد ملت نجیبه افغانیه واجب، بلکه فرض عین است و السلام .\n\nو امورات مهمه عسکریه\n( عسکر پروریهای اعلیحضرت همایونی )\n\nحقوق دول ، بسيار معنا ، ومهم ومستقل يك علميست که از چهار صد سال به اینطرف در زیر بحث و مناظره علمای سیاسیه در آمده است. ولی از دو عصر است که علمای حقوق در الخصوص سعيها وجهدهای بلیغی بکار برده بسی تالیفات و کتابهای مهمه دران علم بوجود آورده اند. و قواعد و اصولات آنرا مبین و آشکار ساخته يك نظم و نسق بدیعی به آن بخشیدند که معاملات، ومناسبات، وعلاقات دولها را با یکدیگر شان در زیر قانون و قاعده گرفتند. عقلا و دیپلوتهای دولتها نیز از مدتیست که در خصوص تطبيقات قواعد وقوانین آن علم کوشش ورزیده دولتها را پابند مراعات قواعد موضوعه و نظامات مضبوطه آن گردانیدند. در باب موضوع و اساسی ، علم حقوق دول ، خلاصة الخلاصه در نجا همینقدر گفته میتوانیم که مقصد هر دولت از قوانین و نظاماتی که برای امور اداره ملک خود وضع میکنند همین است که حق و حقوق هر فردی از افراد رعیتی، و هر حکمی از احکام حکومتی خود شانرا معلوم و هویدا گردانیده حق را از باطل به آن تفريق بدهند، و هر کس حد حق خود را شناخته در دایره همان حقوق خود زیست نمایند . حالانکه برای خود دولتهای بزرگ يك قانون نامه که حقوق شانرا در مقابل همدیگرشان تعیین و تحديد كند هيچ يك استنادی نداشت. و وجود یافتن آن نیز خارج دایره امکان می نمود. حالانکه از وقتیکه ، علم حقوق دول ، بسمی و همت علمای بنام این علم تدوين وتكوين نمود، وعقلا و اذکیای رجال دولتها در تطبيقات آن بمعاملات ومناسبات دوليه سعی و غیرت ورزیدند علم مذكور ، حكم يك قانوننامه متینی را گرفت که دولتها در مناسبات و معاملات خودشان خواه در حال صلح باشند خواه در حال حرب مراعات فقرات قواعد مندرجه آن در مابین خودشان پابند و مجبور گردیدند. (۱)\n\nجای افسوس است که این علم به شرافت و عظمت درین آخر ها سراسر پامال گردید، و دولتها احكام آنرا كان لم يكن پنداشته مقتضای منافع نقدی و شخصی خود حرکت ورزیدند . اول بار حکومت ایتالیا در محاربه طرابلس غرب برخلاف احکام حقوق دول حرکت ورزید، باز در محاربه بالقانها بسیاری از قواعد آن پامال کردید. درین محاربه موجوده نیز کسی به احکام و قواعد آن کوش نگرفته هرکس کار خود را پیش بردن گرفت .\n\nاما میدانید که بعوض احکام قواعد حقوق دول چه چیز قایم گردیده است : عرض کنیم : قاعده ، الحكم لمن غلب ، که از زمانهای وحشت انسانها جاری آمده بود ، و از دو سه عصر به این طرف قواعد حقوق دول آنرا فسخ ولغو نموده بود سر از نو تجدد یافت . قاعده، ايقاع مضرت نوعی برای جلب منفعت شخصی ،، وعلى الخصوص قاعدة ( تقدم قوت برحق ) اشد و مد تمامی مرعی و اجرا کردید .\n\nقوت ، عسكر وافر منتظم تعليم يافته ، وطوب وتفنگ مجدد وحساب قايق القوه ، وديگر وسایط حربية متنوعه میباشد . پس درین وقت هر کس که مالك اینچیزها بود حق ، غلبه ، منفعت و هر چه که بخواهی ازوست، و محروم اینچیزها از همه چیز محروم است. زندگانی حکومتها در وقت حاضر قوت شان وابسته است. از نان و غذا ، زیاده تر بقوة عسكريه واسلحه ناريه محتاج اند. وازین است که از هر چیزی صرفنظر نموده بقوت خود افزودند . اکریکی يك درید ناوت ساخت آندیگری حالا دو دانه آنرا تدارك نمود. و هیچ شبهه نیست که درین خصوص المانها از همه زیاده ترکوشش ورزیدند که حالا نمره های خوبی و منافع آنرا بر میدارند. دولت ترکیه زیورهای عیالهای خود را فروخته کشتی جنگی می خرند. آیا چرا؟ چونکه میدانند که بدون قوت امکان جان سلامت بردن نیست. آیا چقدر کوششها و فدا کاریها کرده باشند که با وجود اینهمه صدمه های سختی که برایشان وارد آمد باز هم در وقت حاضر برای سلامتی زندگانی خود بقدر نیم ملیون عسکر تعلیم یافته را در زیر سلاح نگاهداشتن توانسته اند ؟ این نیم ملیون عسکر چقدر طوب، آنقدر طوب چقدر اسب ، آنقدر\n\n(۱) این مدیر عاجز کتاب بسیار مکمل «حقوق بین الدول» را که از تالیفات یکی از وزرای دولت علیه عثمانیه حسن فهمی پاشا بود در سنه ۱۳۱۰ در شام شریف از زبان ترکی بزبان فارسی ترجمه کرده بحضور خاقان مغفور اعلیحضرت ( ضیاء الملة والدین ) بيداك عرض و تقدیم نموده بودم ."}
{"book": "adl0616", "page": 892, "text": "سال چهارم\nشمارۀ ٤\n\nتتمه ۳\nاسب چقدر خورا که، چقدر افسر، چقدر پیشه بکار دارد ! حالا به بینید که نه تنها برای جنگ، بلکه از جنگ رهایی یافتن نیز بره قوت، موقوف و منوط مانده است !\nچون این نکات مهمه را ذات گزیده صفات بادشاه مقدس معظم دولت مستقله خداداد افغانستان، اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان، صان الله ملکه عن الزوال والنقصان هیچگاه از نظر اکسیر اثر همایونی دور نداشته و نمیدارند لهذا دايماً يك توجه خاصی در امورات مهمهٔ عسکر پروری، و ترقی روز افزون لشکری مبذول و رایگان فرموده و میفرمایند. حتی درین اوقات با وجود بسیاری کارهای دولتی در هفته يك روز منحصر بر رؤیت و تمشیت امورات مهمهٔ عسکر به داشته اند. چنانچه در دربار روز شنبه زبان مبارک فرمودند که سبب تبدیل دادن ایام دربار که بروزهای سه شنبه مقرر بود ازین است که روز سه شنبه را برای ملاحظهٔ امورات عسکریه مقرر فرموده اند.\nناظر درایت و فطانت مظاهر حربیه جناب شهزادهٔ معظم سردار عنایت الله خان معین السلطنه، و سپه سالار بیدار هوشیار جناب سردار محمد نادر خان،، و دیگر همه نائب سالار ها و جرنیلها و افسران نظامی اردوهای عساکر شاهانه نیز بنا بر پیروی افکار قدسیت نثار قوماندان اعظم، و متبوع مقدس مکارم شیم خودشان از جد و جهد دایمی وانمی ایستند.\nدرین دوسه هفته نمایشها و امتحانهای مختلفهٔ عسکریه در حین حضوری و حین نظامیه از حضور میامن موفور ذات اعلیحضرت پادشاهی گذارش یافته، و موفقیتها و کامیابهای کامله از ان محصول انجامیده است. چنانچه در هفتهٔ گذشته امتحان رسم مرور و انداخت طویخانه ها در حین حضوری بعمل آمده درجهٔ انتظام عساکر طوبچی، و نظم و نسق طوبخانه ها پدیدار گردید. علی الخصوص طوبهای میدان و کوهی که در ماشینخانهٔ دارالسلطنه بمعرفت کاریگران وطنی ساخته شده موجب افتخار و مسار بیشمار دیده میشد. درجهٔ مقاومت و متانت این طوبها را ازین قیاس باید کرد که بعضی ازین طوبهای وطنی خود ما پنج شش هزار کله انداخته توانسته است که حقیقتاً شایان شکران بیشمار يك چیزیست. این نمایشها و امتحانها که اجرا میشود محض برای اینست که نواقصات لوازمات عسکریه ظاهر گردیده در باب اکمال آن سعی شود. چنانچه بنابر استفساری که از جناب سپه سالار صاحب سردار محمد نادر خان در خصوص سبب و چگونگی نمایشهای مذکور از طرف عاجزانه ما واقع شده است ذات عالی شان از قرار ذیل معلومات عطا فرموده اند که عیناً مکتوب شفقت اسلوب عالی شانرا درج نموده بردهای خالی از ریای افزونی عمر و اقبال و تمادی شوکت و اجلال اعلیحضرت باد شاه فرخنده خصال ترقی آمال خود مان ختم مقال مینمائیم :\n\nنقل مكتوب جناب سپهسالار صاحب\nیوم یکشنبه ۷ شهر ذي قعدة الحرام سنه ۱۳۳۲\nعالیجاه مشفقی عزیز محمود بيك خان مدیر سراج الاخبار افغانیه در حفظ الهی باشد چون آن مشفق کیفیت نمایش عسکر را که روزهای سه شنبه های گذشته بحضور مبارك اعلیحضرت بادشاه معظم گذارش یافته از بنده جویا شده بودید بنابران حقیقت آنرا برای آن دوست دانشمند تحریر نمودم اینکه چون همواره نظر و توجه ذات همایونی اعلیحضرت والا به ترقی ملت و دولت افغانستان است و اساس ترقی دولت وابسته به انتظام و آراستگی عسکر است بنابران باد شاه معظم اعلیحضرت والا در هفته یکروز از اوقات قیمتدار شاهانه را که روز سه شنبه باشد برای اجرای امورات عسا کر دولت علیه شان معین فرمودند که در روزهای مذکور جمله امورات که در باب ترقی عسکر باشد بحضور مبارك گذارش داده از حضور سررشته تکمیل آن نموده می شود بنا بران حسب الامر همایونی بروزهای مذکور شروع از غند اردلی نموده ملاحظه جمله عسکری خود های تخت را انشاء الله تعالی فرموده و سر رشته تکمیل شان را از جمله لوا زمان سفری و حضری که بکار باشد میفر مایند – جمله افسران و سایر عسکر و افراد افغانستان از درگاه خداوند کریم استدعا داریم که وجود مبارك باد شاه معظم را که باعث ترقی ملت و دولت افغانستانست از سر جمله رعایا و عساکر افغانستان کم نکند و جمله خدمت کاران دولت را توفیق عنایت نماید که خدمت گذاری باد شاه معظم و دولت علیه افغا نستان را به صدق دل نمایند و کاهلی و سستی را از خود دور نموده در خدمت خودها جد وجهد بی اندازه نمایند که باعث نجات دنیوی و اخروی شان است فقط\nامضای سپه سالار\n(محمد نادر)\n\nردید\nدر خصوص وعدهٔ امداد اعلیحضرت امیرافغا نستان )\nدر میان خبرهایی که به داک پشاور رسیده يك فقره دیده شد که خیلی عجیب و غریب بنظر آمد خبر مذکور را بشنوید که این است : « وزیر و وایسرای هند اظهار کرده است که اعلیحضرت امیر افغانستان نیز وعدهٔ امداد داده اند »\nاولا ما این را هیچ باور کرده نمیتوانیم که وزیر و وایسرای هند همچنین يك اظهاری کرده باشد و اگر کرده باشد از دو حال خالی نیست یا این است که در ما بین خود جناب وایسرای و وزیرشان چنان بیگانگی که از اظهارات همدیگر خوشان با خبر باشند موجود نخواهد بود یا این است که وزیر صاحب يك اسبابی در قوهٔ حافظه شان موجود خواهد بود ! زیرا در حالیکه خود جناب وایسرای بطریق استشارهٔ دوستانه افغانستانرا بر بیطرفی تشویق کرده باشند و ذات اعلیحضرت"}
{"book": "adl0616", "page": 893, "text": "شماره ٤\nسال چهارم\n\nبادشاه افغانستان هم بیطرفی دولت افغانستان را اعلان فرموده باشند. آیا (وعده امداد) را چه معنا خواهیم داد؟ لهذا این خبر را بشدت تردید کرده میگویم که ذات شوکت کلمات اعلیحضرت پادشاه دولت مستقله افغانستان بر مسلک بی طرف جداً ثبات دارند و هیچگاه، وعده امداد را که منافی بیطرفیت به طرف از دول محارب نداده اند.\n\nجواد خارجيه\nاجمال احوال\nهر دعوای که بحضور محکمه می آید تا مدعی و مدعی علیه هر دو حاضر نشوند و دعوای طرفع دعوا کنندگان شنیده نشود. و شهود و ادله و براهین مدعیان میدان نباید آیا حاکم در حل و فصل دعوا چه کرده میتواند و البته که هیچ! بناء علیه لا محال در خصوص جنگ هر چه که شنیده ایم و خوانده ایم تنها بر خبرهایی مشخص بوده که از منابع مدنی - یعنی انگارها و روسها ترشح کرده است، صد شکر که در توقت بعضی اخبار هایی بدست ما رسیده که سراسر از سخنان طرف مقابل - یعنی آلمان و اوستریا تاخیر میدهد. لهذا محض برای اطلاع خوانندگان کرام خویش زحمت ترجمه آنهارا بالذات بر خود وار نموده تاریخ و از آنها را یومیه عربیه که غیر از ذرایع اخبارهای انگلیسی وارد و از دیگر اخبار ها بدست آورده ایم به عرض معلومات میپردازیم. این را هم بگویم که این ذرایع از تاریخ ۲۲ رمضان و ١٤ اگست نمادست داده و ما هم سر از همان تاریخ حوادث را می‌نگاریم تا قارئین گرام و نهایتاً که سر از تاریخ مذکور در ترجمه های اخبارهای انگلیسی دیده اند با همدیگر تطبیق داده در اقوال مدعی و مدعى علیه محاکمه نتوانند.\n\nتاریخچه حرب عمومی\n(خلاصه)\nدر شماره سابق خود از آغاز سیاستهای جنگ که عبارت از قتل ولیعهد استریا و زوجه ای از دست حرب باشد نوشته و صورت تویی را که از طرف دولت استریا مجارستان بدولت صرب داده شده بود و ۲۴ ساعت مهلت برای جواب آن بود نیز در نظر گرفته بودیم، حالا مختصراً میگویم که ضربه بعد از بیست و چهار ساعت بحری جواب نداد، استریا با او اعلان حرب کرد. روی معاونت صرب بسبب جنسیت اسلامی روخواست فرانسه و کثیر بسبب عقد ائتلافی که با روس داشتند به روسها پیوستند. آلمان که با اوستریا و ایتالیا اتحاد ثلاثه را عقد کرده بود به امداد دولت معاهد خود اوستریا شتاب ورزید، ایتالیا به معنی کرده با وجود عقد اتحادی که داشت‌های خود را واپس کشید و به اینصورت در تاریخ عالم یک عهد شکنی که تابحال مثل آن دیده نشده بود اتحاد نمود دولت بلژیک که نظام کوچک و معنا بزرگ یک دواني : دواني شمرده میشود چون در میان راه فرانسه و آلمان واقع شده، و انگلیس و فرانسه آن را از وقت‌های وقت بنا بر نقشه و پلانی که برای هجوم بر آلمان\n\nکشیده بودند آماده و مستعد برای گذشتن خودشان بحال آلمان ساخته بودند در بنیار با وجودیکه در اول امر آلمان او را بسیار اصبحت و وعدها و وعیدها داد ولی سودی بخشید. 16 آنکه باز یک نیز با دولت الکثیر یکجا بدولت آلمان اعلان حرب نمودند. قره داغ یعنی موشگر و نیز بسبب عرق اسلامی با ضرب متفق شده بالاستریا و آلمان اعلان حرب نمود. دولت ژاپن که در اقصای شرق بود نیز بسبب بعضی منافع شخصی خود بدولت آلمان اعلان حرب نمود که به احتساب در وقت حاضر به دولت کوچک و بزرگ تقریباً باده میلیون جیوش رطوبت و نقل و حرکت خود با هم در آویختند. از یک طرف تنها آلمان و استریا از دیگر طرف شش دولت ازین جنگ عظیمی که تا بحال در عالم بشریت مانند آن مظهور نیامده نتیجه‌هایی که بروی کار آید هنوز معلوم نیست که تا لیست تمام و مغلوبیت کامله کدام طرف خواهد بود اما چیزیکه ظاهر و آشکار است همین است که میلیونها جانها قربان و شهود و ادله و براهین مدعیان میدان نباید آیا حاکم در حل و فصل دعوا چه کرده میتواند و البته که هیچ! بناء علیه لا محال میشود. صدها هزار آثار مدین و عمرانی که مدار افتخار تمدن او روز میباشد محو و ویران میگردد. خریطه ها و نقشه های روی زمین سرادر امیر و تبدیل میباید نتیجه طبیعی آن هم این است که اروپا تا بسیار سالها محال فلاکت و سفالت عظیمی بماند. و ممکنست که سال مصرع وجه: مصایب قوم عند قوم فواید. نیز با همه معانی خود مظهور آید. علا بهمینقدر خلاصه احوال ابتدایی اکتعاور زیده از وقوعات تاریخ و از آنها را یومیه عربیه که غیر از ذرایع اخبارهای انگلیسی وارد و از دیگر اخبار ها بدست آورده ایم به عرض معلومات میپردازیم. این را هم بگویم که این ذرایع از تاریخ ۲۲ رمضان و ١٤ اگست نمادست داده و ما هم سر از همان تاریخ حوادث را می‌نگاریم تا قارئین گرام و نهایتاً که سر از تاریخ مذکور در ترجمه های اخبارهای انگلیسی دیده اند با همدیگر تطبیق داده در اقوال مدعی و مدعى علیه محاکمه نتوانند.\n\n8\nکامیابیهای محربه المان\nاولین ۱۲ اگوست: حرکات کشتی‌های جنگی آلمان که در میدان‌های مختلفه جنگ‌ها اجرا کردند ثابت ساختند که افراد با کمال ما در حرکات تعرضیه یعنی حمله بردن لیاقت‌ها و مزیت‌های فوق العاده را مالک میباشند. اوگسبورگ، و سایدبورگ، نامبرد و ازورهای ما (میر) لیباو نام بندرگاه روسی حمله بردند به کامیابی تمام نتیجه پذیرفته گردید، شهر و بندر مذکور را در آتش‌ها غرق کردند. روسها را به یک خوف و تلاش عظیمی دو بار ساختند. از دیگر طرف استحکام‌های، فیلیپ ویل، و، بولون. نام فرانسه را زیر بومباردمان - یعنی گلوله‌باری - نرفته، سوقیات عسکریه فرانسه را مشکلات زیادی گرفتار آوردند. حرکت بسیار دلیرانه و کونیکی لوئیز، نام کشتی جنگی آلمان که تا به آبریزش که شهر تایمز لندن پیشرفته و. آمفیون، نام گرو وازور انگلیسی را غرق، و طورپیلوها - یعنی تنه های دریایی را در بندر"}
{"book": "adl0616", "page": 894, "text": "صحيفه ٥                      سال چهارم                      شماره ٤\n\n* از مراسم دربار عید - عید فطر *\n( ذات اعلیحضرت پادشاهی با ارکان معیت شاهانه از دروازه جامع شریف عیدگاه داخل شده )\nبه نماز گاه تشریف میبرند"}
{"book": "adl0616", "page": 895, "text": "صحيفه ٦ سال چهارم شماره ٤\n\n﴿ عيناً همان منظره ﴾\nقریب تر به نمازگاه"}
{"book": "adl0616", "page": 896, "text": "شماره ٤ سال چهارم صفحه ۷\n\nپایتخت اوستریا اقامت گزین بوده است به اخبار ( فرایه پرسه ) يك مکتوبی درج کرده است که بعضی فقرات آن از قرار ذیل است :\nبسیار جای افسوس است که کائنات امروزه روز شاهد يك منظره بسیار حزن آوری میشود . ملتهای بزرگی که تا به امروز در میان يك آهنك اتفاق و وفاق نامی به زندگانی کردن موفق شده بودند ، در حال حاضر مقابل همدیگر خودشان بيك محاربه بسیار بی امانی در آمیخته اند . درین تجربهٔ بسیار تلخ و ناگوار امیدواریم که حکومتهای انگلیز والمان منافع حقیقیه خودشانرا بخوبی تقدیر خواهند کرد و محکومت انگلیز خوب ظاهر خواهد شد که المان دشمن انگلیز نیست دشمن بزرگ طبیعی و حقیقی انگلیز روس است روس ، جناب حق حشمتها بان امیر الطور المان وامیر الطور اوستریا مجارستان را به انعام خود مظهر بفرماید و موفقیت کامله عطا نماید تا انتقام ما را از روس بگیرد ، و ان دشمن حقیقی ما را محو سازد .\n\n§\n\nزنها در روس\nسن پتر سپورك ۱۲ اگست : – در پتر سپورك بسبب سفر حرب در دواخانه ها و دیگر دوایر حکومتی که مردان برای جنگ رفته اند زنها بجای آنها مقرر شده اند .\n\nتلفات در محاربهٔ مولهوز\nروما ۱۲ اگست : – در محاربهٔ ( مولهوز ) یازده هزار تلفات از طرفین مخاصمین بوقوع آمده است . عدد اطبا نظر بمقدار مجروحین کافی نیامده است . در محاربه و محاربهٔ ( لاکارد ) به غیر از مجروحها بقدر ٢٥١٣ نفر اسیر از فرانسیسها بدست المانها درآمده طوب و تفنگ و ده نفر افسر و سی عرابه های غله و خورا که وجه خانه زیر اغتنام کرده اند .\n\nمدافعهٔ زنان در لیه ژ\nکوپنهاك ۱۲ اگست : – وقتیکه لشکر المان بر فابریکهای اسلحه سازی لیه ژ هجوم بردند زنهائی که در ان کارخانه ها کار میکردند آبهای داغ بخار را در سطل ها پر کرده بر عسکر المان از بالا ریختند و به این صورت فابريك خود را محافظه کردند .\n\nروسیه و بلغارستان\nبرلین ۱۳ اگست : – حکومت روس حکومت بلغار را رهنمائی و نصیحت میکند که با صرب یکی شده به اوستریا و المان اعلان حرب کند . ولی بلغارستان این تکلیف روس را رد کرده است .\n\nعثمانیانی که در برلین اند\nبرلین ۱۳ اگست : – تبعهٔ عثمانی که در برلین میباشند يك بيا ننامه نشر کرده اند که در ان بیانامه از حسیات دوستانه\n\nهای شان افشاند تمام انگلستانرا از یکسر تا بدیگر سر بدهشت در آورد . ه دره سدن ، نام کرد و ازور ما که تک تنها در بحرهای بیکرانه مانده بود و مورو تانیا ، نام کشتی انگلیزی را تا به بندر گاه هالیفاکس ، پیش انداخته گریختاند . کشتیهای جنگی بحر شمال ما تا بحال چند بار حرکات خروج اجرا نمودند . ولی دشمن جرأت مقابله آنها را نتوانستند . غوبن ، و ، برسلاو ، نام کشتی های جنگی ما بعد از انکه بر سواحل ، جزایر ، نام ملك فرانس آتشباری نمودند به بندرگاه ، مسینا ، ملك ایتالیا که بیطرفمت داخل شده از دیگر وا پورهای تجارتی المان که در اینجا بودند زغال کامل برداشتند و با وجودیکه بندرگاه مسینا از طرف کشتیهای جنگی انگلیزی در زیر ترصد گرفته شده بود باز هم غوبن و برسلا بكمال جسارت از مسینا برآمده بر راه خود دوام ورزید . کشتیهای تحت البحری ما این همه ساحلهای انگلستان را تا بجزیره های شتلاند ، گردش کرده اند . و به استکشافات مهمه کامیاب آمده اند که درینوقت بنابر مصلحت از ان استکشافات بحث کردن جایز نیست\n\n§\n\nشکست روسها\nبرلین ۱۲ اگست : – روسها از وارشا و ، [ مرکز لهستان است که آنرا پولیند مینویسند ] بصورت بسیار پریشانی از پیش روی عساکر المان و اوستریا فرار نمودند .\n\n§\n\n( تکذیب )\nبرلین ۱۲ اگست : – از پاریس بسیار خبرهای دروغ در باب کامیابیهای فرانس نشر و اشاعه میشود که گویا فرانسیسها المانها را در ( مولهوز ) شکست داده اند . این خبرها هیچ اصل و اساس ندارد . فرقه های عسکریهٔ فرانسیسها که بطرف الساس جنوبی پیش میآمدند . عساکر ما آنها را در جهت غرب ( مولهوز ) سراسیمه ساخته و راه گریزشان را کم کرده به اسونجره – یعنی سویزرلند پناه گزین شده اند .\n\n§\n\n( وطنپرستی المانیها )\nبرلین ۱۲ اگست : از وقتی که در المانیا سفر بجنك اعلان شده است تا بحال بیشتر از ۱،۲۰۰،۰۰۰ نفر داو طلب وجود شانرا در سلك عسکری داخل کرده اند .\n\nاین را هم بشنوید\nما در دو سه بار در شماره های سابق خود نوشته بودیم که ائتلاف انگلیز و روس منحوس است . حالا چون این سخنان ذیل را بشنوید میدانید که حق بجانب ما بوده است . چرا که انگلیز ها هم اعتراف دارند\n\n( هاروی لاف ) نام يك انگليز معتبری که بسیار سالم ادر ( وبانه )"}
{"book": "adl0616", "page": 897, "text": "سال چهارم\nشماره ٤\n\nبرای بعضی مذاکرات در ( بکرش ) پایتخت رومانيا رفته اند . اخبارهای استانبول بسبب قلت کاغذ حجم خود را كوچك كرده اند.\n\nاسلاوهای غرب\n\nويانه ١٤ اگست : - یکی از اخبارهای غربی روس مینویسد : - زار روس همه اسلاوها را بخرب دعوت میکنند . اما عالم اسلاوی غرب این دعوت زار را بکمال نفرت رد میکنند چرا که زار مالك يك اداره وحشيانه و ظالمانه میباشد . زار در حرکات خود تا به درجه تنزل کرده که حمایه قاتلها را در عهده گرفته است. و به این صورت در نظر همه کائنات نام روسها زالکه دار کرده است. لهذا درین مجادله عظما برای او سلاوهای غرب که فکر او مدیناً بار بار از زار روس عالیتر میباشند مقدس ترین وظیفه ها همین است که این لکه سیاه بد نامی را که زار بر دامن عالم روسی گذاشته بالا سازند. و برای اینکار بهتر و طبیعیتر ازین چیزی نیست که طرفداری همان مردمی را بکنیم که مدنیت و حریت ما را مدافعه میکنند .\n\nطوبهائیکه المانها اغتنام کرده اند\n\nبرلين ١٤ اگست : - طوبهای بحرانی که المانهادر ( مولهوز) از فرانسیسها ضبط کرده اند به « استراز بورك » نقل داده اند . اهالی شهر مذكور بنشور و شغف و يك سورو طرب فوق العادة در آمده طوبها را در پیش روی سرای ایمپراطوری نهادند . و طوبهائیکه از روس ضبط کرده اند در حولی دایره سر افسر کل در « آل لانشتاین » تشهیر کردند .\n\nفراریهای صرب\n\nبوداپشت ١٤ اگست : - بسیاری از عسکرها و افسرهای صرب که از جنگ فرار نموده اند از حدود بلغار مرور نموده در بلغارستان می آیند. حکومت بلغار اسلحه شانرا گرفته اند . در صربستان يك هیجان عمومی برپاست. اهالی ملکهای تو گرفته گی صرب همه کی از عسکر شدن انکار کرده اند، و بکوهها فرار میکنند هم میگویند که همین وقتست که خود را از نظر حکومت صرب خلاص کنیم.\n\n( تركيا ، بلغار، رومانيا ، يونان )\n\nاخبارهائیکه بدان در روز آمده از لازم بودن عقد ائتلاف در ما بین تركيا، بلغارستان، رومانيا ، يونان بحث میرانند . و میگویند که رجال سیاسیه این دولتها در باب همچنين يك عقد ائتلافی کوشش دارند. زیرا در مقابل این احوال امروزه روز حاصل شدن همچنين بك ائتلاف و اتفاق فایده های بزرگی در بر دارد .\n\nمشکلات و اختلال در قفقاس وديگر ممالك روس )\n\nاز مکتوبها و مسافرانی که از جهت قفقاسیه می آید. معلوم میشود که در انطرفها روز بروز دایره اختلال مردم برروسها وسعت میگیرد. از خبرهای آخری که رسیده پل بسیار مهم\n\nصفحه ٨\n\nخود به المانها بحث رانده اند. و برای اعانه زخمها مقدار بسیاری به هم صلیب احمر داده اند .\n\nغلبة المان\n\nمونیخ ۱۳ اگست : - در میدان حرب جهت غربی محاربه که بوقوع آمد در حالیکه شهزاده ( باویه را ) برغند ، خود موجود بود بردشمن تعرض نموده يك مفرزه از عسکر دراغون فرانس را کاملاً محو و پریشان نمود .\n\nوحشیگری روسها\n\nبرلین ۱۳ اگست : - روسها سفارتخانه المان را که در پتر سيورك بود خراب و تاراج کردند. هنگامیکه هیئت سفارت المان از پتر سبورك ميبرامد موسيو ( فانته ر ) نام يك مأمور خود شانرا كه يك پير مرد بسیار محترمی بود و از مدت سی سال در سفارتخانه خدمت کرده بود در همانجا گذاشته بودند. یک جم غفیری از وحشیان اهالی شهر پتر سيورك بر سفارتخانه هجوم بردند و آن پیر مرد بیچاره را بحال بسیار فجیعی بقتل رسانیدند و سفارتخانه را آتش زده بخاک یکسان کردند . حکومت هیچ اقدامی در منع اهالی نکرد . معلوم شد که حکومت روس هنوز در راه مدینت و انسانیت خیلی پس مانده اند .\n\nمظفریت مولهوز\n\nبرلین ١٤ اگست : ایمپراطور کیلیوم بعد از مظفریت ( مولهوز ) به سر افسر کل اردو های المان این تلگراف ذیل را فرستاده است : - « بلطف و عنایی که جناب حق از ما دریغ نفرموده حمد و ثنا میکنم . ازین مظفریت نخستینی که بر فرانسیها احراز کرده اید بشما و عسکرهای قهرمان خود تشکرها میکنم . بهمه عسکرهایی که در محاربه اشتراك ورزیده اند محفوظیت حکمداری مرا بنام وطن تبلیغ بکنید . »\n\nکامیابیهای اردوی استریا\n\nویانه ١٤ اگست : - عسکرهای ما قوتهای دشمن را که در پیش روی شان بود عقب نشانده از منطقه های مختلف شمال صرب داخل شده اند. تا به این وقت عسکرهای ما در جمله حرکتهای خودشان کامیاب آمده اند . موقع ( شاباخ ) درید ضبط عسکر های ماست .\n\nعصیان در اوده سا\n\nاخبار ( استاندارد ) که در لندن نشر میشود بموجب خبريكة از او ده سا ملك روس گرفته میشود که در اوده سا مردان محال عصبانند و به اوامر حکومت در باب عسکر شدن گوش نمیدهند . حکومت روس فقیر و جیرانها را بعسکری داخل میکنند ولت و کوب کرده بسیار برا تلف میکنند .\n\nترکه\n\nناظر داخليه طلعت بيك ورئيس مجلس مبعوثان خليلي بيك"}
{"book": "adl0616", "page": 898, "text": "صحیفه ۹\nسال چهارم\nشماره ٤\nو جسیمی که بر نهر ( ارس ) میباشد ، و همین پل ریل قفقاس را به ایران ربط داده است از طرف اختلال کنندگان پرهواشده است. عسکرهای روس جمعه اسلحه و تجهیزات خود از اختلال کنندگان گریخته بخاك تركيا بناه كرین شده اند. جلوگیری این اختلال روز بروز مشکل شده میرود. قیمت مأكولات وغيره نسبت بسابق بچهار مثل آن بالارفته . تنها در قفقاسنی بلنکه در هر هر طرف ممالك روی اختلال ها و شورشها بریاست . در اوده سادستگاهها و انشا آن تجربه روسها در میان آنشها در سوختنت. يك كشتي جنگی روس به نقب دریای که خودشان گذاشته بودند برخورده پاره پاره کردیده است . از غدر و خیانت کدام داران روس عکرشان بسبب تم غذایی بسیار پریشان و در حال طغیان میباشند . بعضی از امرای حربیه نقل میکنند که عسکرها اکثر از سبب گرسنگی میکریزند. قزاقها مجتمعاً فرار میکنند ، و اسپهای خود شارا به ده ده روبله میفروشند . قزاقها از کمبودی ارزاق و صولت و مهابت عسكر المان قوة معنویه خودشان را سراسر غایب کرده اند. رئیس لوازمات روس در شهر ، و یبورغ ، در ارزاق و لوازمات خورا که عسکری خورد و برد بسیار غدارانه بکار برده است. و چون حکومت روس خبر شده میخواست که بسزا برساندش خود کشی کرده است .\n\nاست، ما همان خونی را که المانها در بدن خودشان دارند در رگهای خود داریم و بحسباتی که آنها منحسی هستند منحس هستیم . ما میباید ٦٥ مليون نفوس المانرا که در علم و تجارت و صنایع آزادانه پیش میروند، بر ١٧٥ ملیون نفوس اسپروزیون روس ترجیح بدهیم. جنگی که بنا بر طرفداری روس اجرا شود چنانست که برضد مدیت اجرا میشود ...\n\n( اسیرهای عسکر فرانس )\nاسپرهای فرانس که بدست المانها افتاده اند پوشاک شان بطرز بسیار سفیلانه و خراب و ابتر بوده است . قدیم اعظم این اسیرها به البسه های طرز بسیار قدیم ملبس بوده اند. و بعضی از آنها موزه هم ساند اشتاد.\n\n( قراریهای روس )\nعدد قزاقهای روس که از غاليجيا - يعني كليشيا - خاك المان فرار کرده می آیند روز بروز افزونی میگیرد . يك درید ناوت بزرگ روس در آبهای فنیلاند از نادانی کستان آن در کل بند مانده غرق شده است.\n\n( روسها شکست میخورند )\nیعنی روس\nالبرك ۱۹ اگست : محاربه هائیکه در نزدیك ( زالوسه ) بوقوع آمده است به هزیمت کامله روسها نتیجه پذیر گردید. است. عساکر روس بحال بسیار پراکنده کی و سراسیمه کی بر گریخته اند. روسها قبل از انکه همه عساکرشان از شهر بگذرند از ترس بسیار پل شهر ، زمیریق ، را برانیده اند . يك مفرزة روس که به اینطرف مانده بودند کاملا محو کرده شده است . و دیگر عسکرهایی که خود را به تهرانداخته به آب بازی میگذشتند یكان یكان نشانه كله نفنك شده ، و بعضی غرق شده اند. اسير های بسیاری بدست المانها و استریاها در آمده است .\n\nوعده رشوت سیاسی به ایتالیا\nصوفیه ۱۵ اگست : دولتهای ائتلاف مثلث - یعنی روس، فرانس ، انگایز -- به دولت ایتالیا وعده کرده اند که اگر سيطر في قايم بماند تمام ملك ارناوود يعنى البانيه وتريسته و دالما چیارا به او خواهند بخشيد، المانيا و اوستریا نیز به او تشویق میدهند كه اگر با ما در جنك : بريك شوى بمقابل آن ایالت ساووا ، و نما و قطعة تونس، ويك قسم بزرك جزایر را تو خواهيم بخشيد . بدولت عثماني ، ورومانيا ، و بلغار نیز از هر دو طرف همچنین وعده های رشوت سیاسی بعمل میآید . [ بیطرفی شود بکار داردها !... ]\n\nمردم انگلستان بر علیه این حرب چها میگویند ؟\nبشنوید :\nدر یکی از بیانامه هائیکه در انگلستان بر علیه این حرب نشر شده است این سطرهای ذیل محرر است و ما چرا برای منفعت روس جنك بكنیم ؟ ما اگر با روسها متفق شده جنك بكنیم. برای حاکم شدن روس بر او روپا خدمت کرده خواهیم بود . ما همان مردمی هستیم که برای مغلوبیت روس در محاربه فریم پنجاه ملیون پوند انگلیزی صرف کرده ایم. روسیه یکدولتیست که مملکت ما را و منافع ما را از روی حقیقت تهدید میکنند. روسیه يك حکومت است که یکچند هفته پیشتر ازین هنوز مردمان صلحیر ورزاد: میان کوچه ها نشانه تفنگ کرده اند. روسيه يك حكومتيست که دشمن افكار روشن، وخصم بكانه حقوق و منافع الكايز\n\n( يك عليه مهمة المانها برروس )\nبراین ۱۸ اکست: در حدود روسیای شرقی در ( استالوین ) نام موقع يك محاربه خونریزی در مایین عسکر المان ورس در گرفت. روسها شکست فاحش خوردند. زیاده از (۳۰۰۰) اسیر و بی طوب ومتراليوز وبيرقها بدست عساکر المان درآمد. در نزديك ( بيالا ) نام يك موقع يك كندك المان بحماية طوبهای خودشان بايك نند عسکر روس محاربه کردند. و روسها را برار مجبور ساختند و دوازده طوب از آنها بدست آوردند .\n\n( اردوی ماشینگر و کاملا منهزم )\nصوفيه ۱۸ اگست : از بحر و خشکه عساكر استويا بشدت تمام رمانتينكرو هجوم بردند وعما كرمانيكرو را کاملاً منهزم و پريشان ساختند و طوبهای شانرا خراب کردند. همه سواحل مانتيكرو را کشتیهای جنگی استریا بزبر طوب گرفت. خراب نمود ."}
{"book": "adl0616", "page": 899, "text": "سال چهارم شماره ٤ صحیفه ۱۰\n\nحال روحية المانها\nولین ۱۸ اگست : – موسیوه بيونه راسون ، نام عاقل سویدنی میگوید : – « هر گاه دورنگها و زبان بازیهایی که روسیه اظهار کرده است در زیر نظر دقت گرفته شود ، آنوقت سیبهای یگانه اینهمه قهر و انفعالی که المانها بمقابل روسها در دل میپرورانند دانسته میشود . زار روس در تلگراف نامه های صلحیره رانه خود که بناموس قول داده بود ایستاده کی نکرد . ازین سبب این حربی که المانها بمقابل روس اجرا میکنند آنرا يك حرب مقدس و مشروعی میشمارند » بعد ازین موسیو ( بيونه راسون ) از انتظام عسکری المان بزبان شایش بحث کرده میگوید : – « حقيقتاً اينمسئله خيلى خارق العاده يك چيزيست . در روی هر فردی از افراد عساکر المان که بسوی میدان محاربه میرفتند علایم سرور میدرخشید . در اردو چنان مسرت ، چنان شادمانی که گویا بيك چمن درخشانی میروند . ضبط و ربط ، انتظام و نظام بدرجه مکمل که انسان حرکات شانرا چنان گمان میکنند كه يك ماشين متحرکیست . در مابین حالت روحيه يك عمله بايك توانگر هيچ فرق ندیدم . مقدار دشمنان هر انقدر که افزونی گیرد ، آرزوی جنگ کردن با آنها در المانها همانقدر بیشتر میشود . هر فردی از افراد المانی به این یک قناعت تامی دارند که حق بطرف دولت المانیست ، و به این سبب بيك اعتماد قوی و متینی توشه دان بدوش وثقتك بدست پسر حد میدود . در هیچکس آثار ناامیدی دیده نمیشود . در هر طرف يك سکونت با وقاری پدیدار است . الحق که المانها يك ملت بزرگیست ، اینسئله در تاریخ عالم شایان ثبت و تذکار است که المانها در عین زمان از چند جبهه بر سر دشمن هجوم میبرند . و در هر طرف که رخ میآرند نامحال کامیابی هم به استقبال شان می آید » .\n\nالمان – ژاپان\nبرلین ۱۹ اگست : – « نوسیته جایتونغ » نام اخبار المان در باب اولیتها تومی که ژاپان به المان داده چنین مینویسد : « محاربه که با اون بوقوع بیاید اگرچه مقدار دشمنان ما را تزئید میکند ولى اينچنين حادثه در طرز جریان وقایع حربية ميدان اوروپا هیچ تاثیری نمیبخشد ، مؤثر يكانه نتیجه قطعیه همان وقایعی خواهد بود که در صحنه حرب اوروبا جریان میکنند . يك اعلان حرب زیاده تر بر انها ما را به صورت انديشناك نمیسازد . بر غلبه کردن اردوهای خود اطمئنان و اعتماد لا يتزلزلی داریم . اردوهای ما بعد از انکه در اوروبا احراز مظفریت کردند خبرهای دروغ و ساخته گی که دشمنان ما اشاعه میکنند زیروزبر خواهد شد ، و ژاپانها همه خواهند دانست که المانها چیست و کیست » .\n\nبيانات مهمة سفير امريكا\nبرلین ۱۹ اگست : – محرر اخبار ( بر اینه رنا غبلات )\n\nزيارة ٤\nبا موسیو ( وینه ) که قبل ازین در پاریس از طرف حکومت امریکا سفير بود يك ملاقاتی کرده از زبان سفیر مذکور در باب اوالتیها قوم ژاپان این بیانات ذیل را نشر کرده است : هیچ شبه نیست که حکومت متحده امریکا این تبدل جدیدی را که در احوال نو محصول آمده بابك اعتنای مخصو صی تعقیب خواهد کرد . حکومتهای ژاپان و روس اگر به ضرد المان در اقصای شرق تزئید قوت و شوکت بکنند حکومت متحده امریکا ازین قوت و شوکت آنها هیچ مانعی ندارد .\n\nبيطرفي بالزيك را که خلل رسانید ؟\nافشا آن مهمه\nویانه ۱۹ اکسنت : – « سیر ادوارد کری » بیان کرده است که المانیا چون بیطرفي بلز يك را خلل رسانید از انسیب الگانسان نیز مجبور گردید که به المانیا اعلان حرب بکنند . حال آنکه تحقیقت چون نظر شود اغجنین نیست : درسته ۱۹۰۵ که لارد ( لاندوون ) ناظر خارجية انكليس ، وموسبو ( دلكاسه ) ناظر خارجية فرانس بود يك معاهده اتفاقیه و مقاوله عسکریه در ما بين دولتين انكليز و فرانس عقد گردیده بود که حکومت انکار بموجب آن معاهده در عهده گرفته بود که برای هجوم کردن بر المانیا دولك لشكر خود را بمعاونت فرانس بخاك بلزيك ميراند و به اتفاق فرانس از حدود بلژيك بر المانيا هجوم میکنند . پس معلوم شد که حکومت انکلیز هنوز پیش از نه سال برای هجوم بر المانيا حاضر و آماده بوده خلل رسانیدن بیطرفی بلژيك را خودش در عهده گرفته است ، موفوقیت این واقعه تاریخیه را المانها در هر وقت به اثبات کردن حاضر و آماده میباشند .\n\nبیطرف ایتالیا\nولین ۱۹ اگست : – اخبار « نه قود و پاری » اعتراف میکنند که فرانس هر قدر سعی و کوشش کرد که ایتالیا را از بیطرفی بگرداند و بطرف خود مایل بسازد کامیاب نشد .\n\nنواسه پرنس بسمارك\nبرلین ۱۹ اگست : – نواسه پرنس بسمارك مشهور ، قونت نیکولا بيسمارك ، بصورت داوطلب در صنف عسکری داخل شده است .\n\nزخمی شدن پرنس صرب\nویانه ۱۱۹ گست : – ( پرنس زورو ) بچه بادشاه ضرب بيك تفنك از سر خود زخمی شده است .\n\nاشتراك اسوج بحرب\nروما ۱۹ اگست : – حکومت « اسوچ » – یعنی سویدن میخواهد که از بیطرفی برآمده با الما نیا متفق شود .\n\nوضعیت رومانیا\nبرلین ۱۹ اگست : – حکومت رومانیا قرار داده است که"}
{"book": "adl0616", "page": 900, "text": "صحیفه ۱۱\nسال چهارم\nشمارۀ ٤\n\nاز مناظر مراسم دربار عید سعید فطر\nذات شوکتبات اعلیحضرت پادشاهی با ارکان معیت شاهانه شان به نمازگاه داخل میشوند\n۱ - ذات اعلیحضرت - ۲ - نائب السلطنه سردار نصر الله خان - ٣ - معین السلطنه سردار عنایت الله خان"}
{"book": "adl0616", "page": 901, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم ٤ ذیقعده\n\nاز مناظر دربار عید سعید فطر\nبعد از ادای نماز عودت ذات اعلیحضرت باد شاهی از نماز گاه"}
{"book": "adl0616", "page": 902, "text": "صفحه ۱۲\nسال چهارم\nشماره ٤\n\nاگر روس نخواهد از اراضی بغدان بگذرد قوت سلاح مانع روسها بشود . ( موسیو فیلیه سمو ) که اور جان سیاسی رومانیا میباشد در برلین با ناظر خارجية المنان شایان ممنونيت يك ملاقاتی کرده است .\n\nالمتورب محصو ر ساخت . على الخصوص مظفرت بسیار شاندار (میچ) یعنی میشنر که دیروز بوقوع آمده و تقویت کلی فرانسها منجر شده با عید بزرگی برای المانها و منفقش اوستریا بود .\n\nکامیابهای بحری المان\nبرلین ۱۲۰ گست : و استرا زبورگ، و استرالسوند، نام دو کرو و از ورالمان در طرف جنوبی بحر شمال پیش رفته اند.\n\nعليه بسيار شاندار المان\nولين ۱۲۲ کست : در سایر سلسله کوهستان ( ووز ) و شهر ( عج ) با هشت قول اردوی فرانس عسکرهای بهادر المان محاربه بسیار شدید و خونریزانه نموده فرانس صورت بسیار پریشانی و سراسیمه کی شکست فاحش یافت . عسكر المان بشدت آنها را عقب گیری میکنند. ده هزار اسیر و پنجاه قطعه توپ بدست عساکر المان درآمد .\n\nکرو و از وراسته اسبورک در نزدیکیهای سواحل انکلیز باد و کشتی تحت البحر الكثير تصادف نموده یکی از آنها را غرق کرده است. کرو و ازور استرالسوند نیز از مسافه بسیار دوری یکچند کشتی محرب طور پیدوی انگلیز را دیده بر آنها کله بازی کرده و دو عدد کشتی طور پید انگلیزی را غرق کرده است. یکی از پاپورهای قابل سوق المان خبر داده است که در آنها وسواحل المان هیچ اثری از کشتیهای دشمن پدیدار نیست .\n\nتلكراف اعبر الطور المان\nبرلین ۲۲ اگست : - ایمپراطور کیلیوم برای دختر خود ه روشی دو رو تسویق و از قرار ذیل تلگراف کشیده است : ه جناب حق عسکرهای قهرمان دلاور مرا به تقدیس و فیض ربانی خود مظهر ساخته مظفر فرمود. همه افراد ملت باید که برای اردو دعاهای حرارتناکی بکنند. و به اینصورت وظیفه شکران را بجا بیارند ، جناب حق تعداد بهم بالم و با تمام ملت المان خواهد بود. ...\n\nتركيا - انكليز\nخبرهای تلگرافی که دیروز رسیده در دلهای ملت عثمانی يك جريحه بسيار عميق بوجود آورده و در عالم الاسلام يك تأثر بزر کی حاصل کرده است. خبرهای مذکور عبارت از ضبط کردن (سلطان عثمان ) و ( رشادیه ) نام کشتیهای جنگی درید ناوت شانست که به کار خانه های کشتی سازی انگلستان ساخته شده بود و انکثیر آنرا در بیوقت ضبط نمود. اخبار های استانبول ازین ناحقی انکار زبان شکایت را باز کرده میگویند : که این درید ناوت ها پذر ما حیات مقیمدار بود، ماز پور ها، واشیا های قیمتدار مادرها همشیره ها، زنها، دختر های خود ما را فروخته ، حتى یادگارها ومتروكات اجداد خود ما را داده ، وهنی و حتی خود را پیدا کرده آن درید ناونها را خریده بودیم . مقصد ما از خریدن آن این بود که برای سلامت خود آنها را يك لك مدافعه نسازیم . در یکدقیقه که بسیار به آن محتاج بودیم انگلیستان آنها را از ما غصب نمود. تلاقی آن بوعده و عبد ممکن نمیشود . اگر حکومت انگلستان میخواهد که ما را مسرور و عالم اسلام را دلشاد گرداند کشتیهای ما را جابك بالسلیم باید بکنند. عدالتیر وری و دوستی انکار را آنوقت تسلیم خواهیم کرد که همین دم کشتیهای ما را بما تسلیم کنند و در پنجاب انتظار داریم .\n\nاعتراض مطبوعات انكليز بين حرب\nاین را هم شنوید: يك قسم بزرگ اعضای قاره عوام لندن درین اعلان حربی که دولت بریتانیا کرده بکمال شفت پروتست میکنند. اخبار ( دیلی نیوز ) لندن چنین مینویسد : - يك مجادله که رای روس در اوروپا يك موقع مظفرانه و بلندی حاصل کنند، هیچ شبهه نیست که رای انكليزها نتیجه های مدهش و نکبت آوری بازدهد . و بر دولت انكليز واجب است که نمیتواند کوشش ورزد تا مدنیت اوروپا در زیر موزه های نخی فراقها پامال نشود. محاربه که المانيا بمقابل روی اجرا میکنند يكحرب تدافعی میباشد. روس میخواست که طالع خود را بر استانبول يك تجربه بکنند ، از اروپای اختلافی که تنها جهت سر ( طوبه ) منحصر بود آنرا بشكل يك حرب اوروپی در آورد. حرب انگلستان مقابل المانيا مغاير اخلاق و مذهب يك حركتیست این طرز حرکت انگلستان بحق شیروری انگلیزها یک اهانت بزرگی شمرده میشود. ... در لندن یک کومیتی بزرگی تشکیل یافته است که مدعای این کومیته این است که دایماً در باب بدی اشتراك انكليز باين حرب پروپاگاندها کرده دایره این اشتراك را محدود و کوتاه سازند. در میان اعضای این کومیتی رئيس بلدية ، ما يخستر، ومتعدد ذوات سياسيه وعلما و معتبران موجود اند. این كوميته يك بياننامه نشر کرده در ان بیاننامه نوشته اند که اگر دول منطقه درین حرب والمان و اوستريا غلبه کنند. حکومت روس بر تمام اوروبا و آسیا حاکم خواهد گردید. حال آنکه مضرتر و بدتر ازین هیچ چیزی برای منافع ملت انگلیز\n\nعيد بزرك المانها\nفرانسیها میگرزند - المانها در پی شان میدوند از وقتیکه محاربه آغاز کرده تا بحال در همه جا کامیابی بسوی المان دیده میشود در طرف شرق اوستريا و المان بی آنکه روس را یکقدم از حدودش به این سو نمانند خودشان در خاك روس تاخت شده کارستانها میکنند. صرب و مانتیگرو را اوستریا پامال کرد. بلژيك را المان زیروزبر کرده تنها در قامه ( آنوه ری ) - یعنی"}
{"book": "adl0616", "page": 903, "text": "صفحه ١٤\nسال چهارم\nشماره ٤\n\nالمان بشدت تمام و حمله های مردانگی انجام تعقیب نمود .. و چون این تعقیب تهلکهٔ قطع کردن خطر جهت اردوهای فرانس را در برداشت در ۲۱ اگست همه اردوهای موجودهٔ فرانس بيك حال بسیار بی ترتیبی و بی انتظامی فرار نمودند اینحرب بدرجهٔ صولت و هیبت آور بود که در میان محاربه های اردوی المان که تاریخ آنرا ثبت و قید کرده است امثال آن کمتر دیده میشود . درجهٔ شدت و صولت عساکر المان را ازین قیاس باید کرد که غیر از کشته و زخمی نهاده هزار نفر از عساکر فرانس اسیر گرفتند . دیگر اینکه انجنین محاربه های بزرگ میدان که اینقدر عساکر فراوان از طرفین دست و کربیان شود ، لا اقل چند روز برای نتیجهٔ قطعیهٔ آن لازم است حال آنکه محاربهٔ میدان « مچ» در ظرف يك روز به نتیجهٔ قطعیه واصل گردید که امثال انجنین حرب خیلی نادر و خیلی جالب حیرت يك کیفیتست . استحصال انجنین بك نتیجهٔ عجیبه بوردو سبب عاملی مبنی شده است : یکی آنکه جناح راست فرانسیس ، از طرف قوتهای المان به هجوم جبهه معروض ماندند . دوم آنکه فرانسها از طوبه ای بزرگ آتشفشان جدید الاختراعی که المان مالك بود محروم بودند . احتمال کلی میرود که یادداشت این صولت دهشتناك المان قوهٔ معنویه فرانسیسها را دوچار تزلزل کرده در محاربه های آینده نیز مقاومت نتوانند .\n\nبیانات یکی از اخبارهای المان\nهر طرف ما را دروغهای گوناگونی پیچانیده بود . فرانسیها عادت شانست که دایما خودشان را در میان خیالات کاذبه خواب میدهند . فرانسیها و انگلیزها از بنقدر دروغ بافیهایی که در حق فتوحات و بهادریهای خودشان ، و نا کامیابیهای المان میکنند يك چیزی امید دارند که آنهم افکارهای مملکتهای بیطرف را بسوی خود جلب کنند ، و بر المانها بحركت آرند . حالا نکه کامیابهای المان چیزی نیست که آنها اترا پنهان کرده بتوانند .\n\nمطالعات اخبارهای ایتالیا\nجریده های ایتالیا بعد از انکه مظفریت عظیمهٔ اردوی المان را در مچ اهمیت و ستایش مینویسند از جنرال « ژوفره»(۱) فرانسوی تحت بیان آوده میگویند که خط حرکت نقشه و پلانی که جنرال ژوفر آنرا تعقیب کرده است هیچ مقصد و مدعای آن فهمیده نمیشود که چیست . و بغیر از انکه سیگار در دهن گرفته در میان عسکرها گردش کند هیچ کاری از دستش نمیآید .\n\nفرانسیها از هر طرف شکست میخورند .\nبرلین ٢٤ اگست :- تلگرافهائیکه از ارکان حربیهٔ عمومیهٔ المان رسیده از قرار ذیل معلومات بیان میکند : اردوی المان که در زیر قومانده و سر افسری ولیعهد ( باویه را ) بود دشمن را مغلوب ساخته خط « لونه ویل — پلامون — سیره ی » را مرور کرده است . قول اردوی ۲۱ م المان امروز به ( لونه ویل ) درآمد .\n\nتصور نمیشود . پس واجب و لازم است که بهمه حال برای بوقوع نیامدن چنین حال مانع بشویم . سِر « زون بورنز » که پیش ازین در حرب ناظر امور نافعهٔ دولت انگلیز بود ، و طرفدار بیطرف ماندن انگلیز درین حرب بود و از انسبب استعفا کرده بود يك مقاله نوشته در ان بیان کرده که حکومت انگلیز به آمیختن این حرب خود را بيك تهلکهٔ عظیمی معروض کرده و در نتیجه اینکار عالم انگلیز بمشکلات بسیار مهم اجتماعی دو چار خواهند شد .\n\nه سراج الاخبار افغانیه\nدر شمارهٔ دوم سال چارم خودمان يك اجمال سیاسی نوشته دران بیان کرده بودیم که سیرا دورد کری در باب ائتلاف باروس بخطای عظیمی برخورده است . حالانکه در وقت نوشتن آن اجمال ازین حوادث مافوق هنوز هیچ آگاهی نداشتیم . مگر ظن و تخمین خودما نیز با افکار مردمان انگلستان مطابق بوده است . باز هم میکوشم که هنوز وقت است اگر در اوروپا این خطار العمیر نتواند ، باری از جهت آسیا بواسطهٔ دولت افغانستان اگر در تعمیر آن بکوشد ، هیچ نباشد در بارهٔ محافظهٔ منافع هندستان خود از دستبرد آن سیلاب تا یکدرجه حرکت عاقلانه کرده خواهد بود ....\n\nتفصیلات مظفریت مچ\nکه آنرا در اخبارهای اردو « مهنز » مینویسد را پوریست که از طرف ارکان حربیهٔ عمومیهٔ المان در باب محاربهٔ مچ تنظیم یافته است .\n\nفرانسیسها ، بسی که خودشانرا در جناح راست خود زیاده تر باقوت فرض و تخمین کرده بودند ، به امید اینکه از جهت جنوب ( الساس ) و المانها مظفریت مهم حاصل خواهند کرد بحر کن هجوم حمله آور شدند . خط هجوم فرانسیسها حوالی ( ساربوغ - مورکینن ) بود . قوای عسکریه شان زیاده از هشت قول اردو بود . [ هشت قول اردو تقریباً پنج لك لشكر میشود ] در اوایل حرب بسبی که قوت فرانس نسبت بقوت المان بیشتر بود قوای عسکریهٔ فرانس تا یکدرجه پیش آمده توانستند . اما در ۲۰ اگست المانها دفعةً در وضعیت هجوم درآمده فرانسیسها به اجرای حرکات تدافعی مجبور شدند . فرانسیسها برای خط مدافعهٔ خود از « شاتو سالین » تا تپه های ( ووژ ) موقعها را انتخاب کرده بودند که این موقعها بسبب کوهسار بودن شان خیلی مناعت طبیعیه را حایز بود . المانها به فرانسیسها از جهت ( استوار بورغ ) يك هجوم جبهه اجرا نمودند . برای تطبیق و اجرای این هجوم باقتحام کردن مشکلات و موانع بیشماری مجبوریت دستداده است . زیرا میدان حرب بسبی که از اراضی سنگلاخ و کوهستان متشکل بود برای سوق و استعمال طوبهای بزرگی مساعد نبود . اما در نتیجهٔ سعیها و کوششهای جانبازانهٔ مردانه که صرف گردید مظفریت به اردوی المان توجه نمود . اولا جناح راست اردوی فرانس شکست خورد عساکر\n\n(۱) در اخبارهای اردو جرئیل ( جافری ) مینویسه ."}
{"book": "adl0616", "page": 904, "text": "صحيفه ١٥ شماره ٤ سال چهارم\n\nاز تعقیبی که عسکر المان پردشمن اجرا میکنند نتیجه های مهمه و موفیقتهای کامله حاصل میشود. جناح جب المان که در سلسله ( روز ) در پیشرفتنت تابحال مقدار کلی اسير و يكصد و پنجاه طوب از دشمن گرفته اند. اردونی که در زیر قومانده و سرافسر وليعهد المانياست امروز بر استقامت « لولغوی » سر راست بعقب دشمن شتاب میورزد. اردویی که در زیر قومانده و سر افسری دوق « آلبره خت دو وورتمبرغ » از دو قول پیش میرود در حد هفده مواد يك اردوی فرانسیس را کاملاً منهزم و پریشان کرده است. عسکرهای مادر وقت حاضر به تعقیب عسکرهای مغلوب شده دشمن شتاب دارند. بهزارها اسیر وصدها طوب و بیرقها بدست عسکر ما در آمده است. در میان اسیرها متعدد افسرانی که رتبة جنرال را دارند نیز موجود است. عسکرهای ما امروز بر موقع « موپوژه » که در جهت غربی شهر « موزه » میباشد پیش میروند. عسكر ما که بر موقع « موبوژ » پیش میرفتند يك لوا رساله انگلیز را منهزم و پریشان ساخته گذشتند. [ يك لوا تقريباً دو تند نفری دارد ].\nامضا : قوماندان قرارگاه عمومی : فون اشتاین\n\nتفصیلات مغلوبیت فرانسیسیا در ( ووز )\nیکی از ارکانهای حرب سیربین بیطرف مینویسد : محاربة « ووز » يك حادثه بزرگترین دنیاست. تقريباً پنج لك لشكر فرانس میخواستند که شهر « مچ » را احاطه کرده بر استر از بورغ هجوم نمایند. محاربه در داخل نجاه کیلومتر يك میدانی آغاز نموده رفته رفته تا صد كيلومتريك ساحة را اشغال کرده است. در نتیجه این محاربه که سه شبانه روز متصلاً دوام نمود مكملترين و ممتنازين خندقهای اردوی فرانس بسوی خط استحکامات « تول ایتبال » سرد است قرار نمودند. فرانسیسیا امید میکردند که در این خطوط يك نقطه استنادی خواهد یافت. بیچاره ها نمیدانستند که وجب وجب زمین این اراضی به هر افسر بسيار كوچك و بزرك المانها معلوم، و برای هر وجب آن يك نقشه و پلانی عجیب داشتند. اردوی المان فرانسیس ها را بلا آرام شب و روز تعقیب کرده عاجز و زبون ساختند. عسکر فرانس برای آنکه به آسانی گریخته بتوانند تفنگها ، بکس ها بوجه های خود را انداخته میگریختند. مواقع مهمه که بدست فرانسیسها بود یکی پی دیگر به دست المانها میدر آمد موقع بسیار مستحکم « دونون » بيك هجوم بسيار شديد المانها ضبط نموده شد.\n\nطوبهای جدید الاختراع المان\nطوبهای جدید الاختراع المان سلامهای نخستن کله های جانسوز خود را برای دشمن فرستادند. بمقابل این سلام هیچ کسی جواب مقاومت داده نمیتواند. این سلاح مدهشه بموجب هیجان داخل و خارج شده است. واقعیکه طرز ساخت و جنس و ماهیت این سلاح مدهش به آخر درجه پنهان گرفته شده بود، حتی در داخل ملک خود المان نیز بسیار کم مردم ازین اختراع خبر دار بودند. کیفیت ساختن این طوبها از مجلس مبعوثان المان نیز پنهان گرفته شده بود. این است که تجربه های اول این اختراع جدید\n\nدرین محاربه اجرا کردید، و نتیجۀ آن چنان دهشت انداز قلوب دشمنان کردید که بجز واله و حیرت دیگر چیز نتوانستند. مگر اینقدر دل خود را اتسلی دادند که بعالم ولوله انداختند که المانها کارهای وحشیانه میکنند و کله های طوبهای شان تاثیر ندارد. چه عجب افترای خنده آور آیا وقتیکه با تفنگهای دنباله پر، بر مردمان تفنك چاقماقي وسونه بدست هجوم میبردند، و تا یکی از خود شان کشته شود صدی از آنها را میکشتند کسی به آنها گفت که این کار وحشیانه است؟ والحاصل اردوی المان با این سلاح جديد الاختراع مسلح و مجهز میباشند که عدد آنهم از حد افزه است. غیر ازین طوبهای جدید الاختراع دیگر طوبهای ( ها وان ) را نیز اردوی المان مالک اند که هر یکی از آنها شش هزار کله انداخته میتوانند. این سلاح های مدهش المان از روز جمعه به اینطرف در افاق ( نامور ) و اطراف آن در خاک فرانس و در ( لیز ) تا به بروکسل و اطراف آن در خاک بلژيك ولوله انداز تخریبات میباشد این است که اردوی المان با این وسایط ناریه خود سرد است بسوى يك آماج در کام زدنت که آنهم : ( فتح و ظفر ) است . . . .\n\nمرتها و شاد مانیها در برلین\nبرلين ٢٤ اگست : – خبر مظفریت اردوی المان که در زیر قومانده سر افسری ولیعهد بود امروز بوقت پیشین از طرف جریده ها نشر گردید. این خبر در اهالي برلين يك جوش و خروش سرور و شاد مانی برپا نمود. يك روز پیشتر که جاده مشهور « اونته رلینده ن » و دیگر جاهای مشهور بسبب خبر مظفریت « میچ » بابرقها و چراغانها آرایش و پیرایش یافته بود امروز رسیدن این خبر مسرت آور زیاده تزئین داده شد. و در دیگر هم هر طرف شهر جاده ها و بازارها و سرایها با بیرقهای المان و اوستريا وکلپ و چراغها آرایش داده شد. در مردمان انبوهیکه که در جاده ( اونته رلینده ن ) جمع آمده بودند درجه شوق و مسرت خارج دایره تعریف است. در ان اثنا عرابه موثر ایمپرا طوریچه که برای دیدن زوجه ولیعهد میگذشت اهالی اطراف عرابه را گرفته صداهای مبارکباد وزنده باد را بعیوق رسانیدند و اطراف موتر ایمپرا طوریچه را گرفته مارشها و غزل سرائیهای وطنپرورانه، ورقصهای مسرت آورانه اجرا کردند در وقت عودت امپراطور بچه نیز بهمین قرار مسرتها و شاد مانیها اجرا شد این مسرتهای وطنپرورانه روز بروز بشنیدن خبرهای فتح و فیروزی که پی هم میرسد افزونی گرفته میرود.\n\nابنا تنيك\nدر باب ملتهائی که با هم جنگ میکنند جريدة ( نویه فرایه پره سه ) در خصوص مقدار نفوس ملتهائی که با یکدیگر جنك ميكنند يك جدول ایستانستیکی نشر کرده که از ان جدول معلوم میشود که الیوم ( ٧٦٠ ) مليون خلایق از نوع بنی بشر با یکدیگر خودشان بخونریزی کمر بسته اند. جریده مذکوره در خصوص نفوس ملتهای محارب از قرار ذیل تفصیلات میدهد :"}
{"book": "adl0616", "page": 905, "text": "١٦\nسال چهارم\nشماره ٤\n\nلندن\nكشتى هاى زره خر جرمن ٣ جهاز بزرگ انگليس را در بحر انگلستان غرق كردند . (١) جهاز ، آبو كير ، ١٢٠٠٠ تن (٢) جهاز ، كرلير ١٢٠٠٠ تن (٣) هوكى ١٣٠٠٠ تن . در جهازهاى فوق ٢ توپ ٩ انچه قطر و ١٢ توپ ٦ انچه قطر و ديگر قسم توپ هاى خورد بسيار نصب بودند .\n\n( كارستانهاى جهاز آمدن )\nدر ٢٣ ستمبر از مدراس خبر رسيده كه ، ايمدن با رفيق خود جهاز ، ماركو مانيا ، كه او را از خليج بنگال با خود برده بود وقت ٩ نيمه شب گذشته قريب ساحل نمودار گرديده بالاى بندر مذكور گلوله بارى شروع كرد و اولين گلوله كه بر بندر انداخته در كدام تيل مل ، برهما ايل كمپنى ، افتاده كه بمجرد افتادن آن كدام تيل مشتعل شد و آنقدر روشنى شد كه گوئى روز روشن است . و در وقتيكه ، ايمدن ، در گلوله بارى بود جميع چراغهاى خود را روشن ساخته بود كه از شدت روشنى آن عمارتهاى مدراس فرداً فرداً براى كپتان و طايقه هاى جهاز معلوم ميشد . و در افسرهاى جهاز مذكور يك شخص است كه در حالت امن بارها با همين نام جهاز كمپنى جرمن به مدراس آمده است كه از جميع حالات بندر مفصلاً واقف است و وقت هجوم جهاز مذكور وقتى بود كه تمام چراغهاى شهر روشن و ريلها و سركها جارى و اهالى مصروف كار بودند . پس از انكه ، ايمدن ، كدام تيل را برباد داد رخ توپ خود را جانب عمارت شهر دور داده به آتش فشانى و گلوله اندازى آغاز نهاد . عمارت عالى و بنك اول برهما ، و نشنل بنك اوف انديا ، را مسمار نمود و نيز بنگله هاى افسران بندر را هم خالى از نقصان كثير نگذاشت . چون اين خبر گلوله بارى ، ايمدن ، كشتى جنگى جرمن در تمام مدراس خصوصاً در خارج تون ، كه يك بازار بزرگ بندر است اشتهار يافت . تمام مردم بر موترها ، يكها ، موتر سايكلها و بايسكلها سوار شده و بعضى پياده با دويده رويكرد نهادند . و از پوليس هاى بندر كه ايفاى وظيفه ميكردند بسى مقتول و مجروح گشتند ، و نفرى بسيارى از جهاز ، چوده نام كه در سوقت در بندر توقف داشت كشته و زخمى شدند و خود جهاز نيز مهمل شد . ايمدن ، پس از گلوله بازى بر شهر جانب قلعه جنگى بندر رخ نموده دو دو گلوله در آن انداخت و قلعه بندر را نيز از ورود گلوله هاى خود محروم نساخت ولى از خاموش ساختن چراغ قلعه كه افسران داخلى آن زودى به آن كامياب گرديدند گلوله سوم انداخته نتوانست و بدون جهاز چورى ، جهازهاى ديگر هم در بندر موجود بودند مگر آنها انقدر متحمل نقصان كثير نگرديده اند ولى باز هم يكچند نفر انگليزهاى كه در هر جهاز بود نشانه گلوله گرديده مقتول و مجروح گشته اند . تخمين ديگر نقصانات تا حال تقدير شده بدون ٣ لك روپيه ، برهما آيل كمپنى ، كه معلوم شده است . اين همگى نقصانات و گلوله بارى در ميعاد نيم ساعت از طرف ، ايمدن ، اجرا يافت . پس از آن ، ايمدن ، جانب جنوب رفته قريب ، پانديچرى ، ( مستعمرات قرانى در جنوب هند ) نمودار شد مگر در اينجا بى آنكه نظر خلايق را بجانب كارستانهاى خود جلب نمايد يك ايك بطرف جنوب روانه شده است .\n\nمقدار طوس\n٥١٠٤٠٠٠٠٠\n٦٦١٨٠٠٠٠٠\n۱۹۷٠٠٠٠٠٠٠\n٤٣٣٠٠٠٠٠٠٠\n٣٩٠٦٠٠٠٠٠\n٧٠٤٠٠٠٠٠\n٤٠٥٠٠٠٠٠\n٣٠٠٠٠٠\n٨٠٥٠٠٠٠٠\n\nنام ملل\nآستريا - مجارستان\nالمانيا\nروس\nبريتانياى بزرگ\nفرانس\nبلژيك\nصربستان\nمونتيكرو\nژاپان\n\nاثر مستملكات هم داخل حساب باشد . الحرب كويا بهر پنج قطعهٔ روى زمين شامل است. زيرا هر يك از دولتهاى زير مانند المان ، روس ، فرانس الكثير در هر پنج قطعهٔ دنيا اراضى نفوس را مالك ميباشند . از ديگر جهت چون ملاحظه كنيم كه دولتهاى بطرف هم استى كه اردوها خود شانرا بحال حاضر باش در آورده اند و از جهت تجارت و اقتصاد از روى اين حساب كويا همه روى زمين ها بحرب شامل شده ميباشند . لهذا از روى يك حساب سماجى تجارتى مخارج الحرب بصد مليار ١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ فرانك ميرسد كه در تاريخ عالم تا بحال اينچنين يك مسئلۀ اقتصاديه بزرگ ثبت وقيد شده است .\n\n§§§\n\nی اين است معلوماتى كه تا به اينجا از غير اخبارهاى انگريزى ترجمه و درج صحايف نموديم ، اگرچه تاريخ هاى ١ مانسيت تاريخ نشر اخبار ما خيلى پيشتر و كهنه شمرده ميشود .\nاز اقتحام نمودن زحمت ترجمه اين حوادث يكى اين است چه آغاز سخن گفته ايم كه محاكمه و تطبيق روائيهاى جاسين كرده شود . ديگر اينكه سلسلۀ تاريخ الحرب عمومى بر هم نخورده براى تاريخ حرب نويسى سرمايه بدست آورده شده باشد . [ باقى دارد ]\n\nاز پشاور\nآخرين خبرها كه در ماه ذيقعده به اداره رسيده روس يك اطلاعى شايع كرده است كه دره روسياى شرقى ، افواج ما بسيار قليل بودند و به آن علت برعنا كر جرمن حمله نتوانستند ، و اراده ما آنست كه يك فوج كافى در علاقه ، كليشيا ، جمع كنيم . و بسبب حركت محلى كه جرنيل جرمن انديشيده بود كه عساكر خصم افواج ما را احاطه كنند مجبوراً سپاهيان ما مقام خود را گذاشته عقب نشستند .\n\nلندن :\nسه عدد طياره هاى جرمن تا دو ساعت بر پاريس بم اندازى كردند و عمارات بزرگ بسيار را مسمار كرده بزمين هموار ساختند و يكهزار نفر از افواج انگليس را مجروح نمودند .\n\n١٩ ستمبر\nافواج بحرى جرمن بر اطراف شرقى ، پترس بورغ ، حمله نموده ٣ جهاز روس را گرفتار كرده با خود بردند .\n\nدرچهاپ خانهٔ حروف دارالسلطنهٔ كابل طبع گرديد\nهمه مقاله هائيكه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر تحرير يافته"}
{"book": "adl0616", "page": 906, "text": "اعلا\noooooooooooooooooooooo\nسیاحت پر دورا دور کره زمین\noooooooooooooooooooooo\nچقدر فایده ها و شیرینها دارد : على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود ! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دورا دور کره زمین ) بهشتاد روز بقدر دو روپیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گویا ( فلیاس فوق ) با سائر رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود . محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد . و در نفس مطبعهٔ عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند . مؤلف این کتاب ( زولورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقست . از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرق افسانه نشان میدهد . در ( مطبعهٔ عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی ( معین السلطنه سردار عنایت الله خان ) است بزیور طبع آراسته شده است . این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فایده نخواهد بخشید .\n\nاعلان\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\nهوشکاران مطالعه آثار ادبیّه را مژده میرسانیم . و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار ، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند ، و از هر چمنی سمنی بچینند . در مطبعه عنایت زیور طبع آراسته گردید . قیمت ۲ روپیه\n\nاعلان\nسياح در جو هوا\nيك ناول فی بسیار عجیب و غریبیست که در مطبعهٔ عنایت زیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتبخانهٔ مطبعهٔ عنایت ) را تشکیل داده انهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی فی شهرهٔ آفاقیت از زبان ترکی بفارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\nاین هرسه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارك و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك قیمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد .\nکتابهای مذکور در نفس مطبعهٔ عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعهٔ موصوفه نیز خریداری میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 907, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنهٔ کابل خود رهایی یابم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار ما را که بهمهٔ مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنهٔ خود را مُخَبَّر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داکخانه بخود شان میرسد .\n\nاعلان\nروضة العلم\n( از آثار مطبوعهٔ جدیدهٔ مطبعهٔ عنایت )\nاین کتاب اخلاقی ، دینی ، ادبی ، يك اثریست که از احادیث شریفه و فقرات مفيدهٔ اخلاقیه مانند يك گنجینه جواهری میباشد و درینروزها زینت بخش عالم مطبوعات گردیده است در نفس مطبعهٔ عنایت از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و در بازار ارگ از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت دو روپیهٔ کابلی هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰۰ فرسخ\nسیاحت در زیر بحر\nدر حالیکه دو کره در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود، آیا بیستهزار فرسخ سیاحت در زیر آن چسان ممکن خواهد شد. هر گاه درین باب شبهه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب ( ۲۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر ) سهل انگاری نکرده قیمت آن چهار روپیهٔ کابلی از ده افغانان از نفس مطبعهٔ عنایت، یا از دکان باز محمد از بازار ارك ، يا از دکان غلام محمد از بازار متصل مدرسهٔ شاهی زودی خریداری کنید، و بخوبی بخوانید، و تصاویر آنرا بدقت تماشا کنید تا بر شما فضلاً ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور و شیرین ممکن ، یا غیر ممکن است"}
{"book": "adl0616", "page": 908, "text": "سال چهارم\nشمارهٔ ٥\n\nامان افغان\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nمبارك باد عيد سعيد اضحى ( )\nهمت جهان قیمت اعلیحضرت همایونی ( در خصوص ترقی صنایع داخلی )\nحوادث داخله ( مراسم روز عید سعید اضحی )\nعالم عصری ( )\nمكتوب ( منظوم از راول پندی )\nحوادث خارجيه اجمال احوال — تاریخ حرب عمومی — واتر لو — واقعه عبرت نما — غوین و برسلاو — تانی عون و رسلاو رمات عثمانیه — حوادث مختانه — موقع استفاده را از دست نباید داد از اخبار ارشاد — تبریکات تاجگذاری —\nدر تهنیت عید سعید اضحی ( کلام شیر احمد خان مخلص تخلص )\nتقریظ ( شاعر شهر جناب مستغنی )\nخلاصه آخر ترین خبرها دولت عثمانی با دول متحده — کشتهای جنگی دول متحده در رزمگاهای مشرقی و مغربی — دولت ژاپن — جهاز آمدن —\nاز خیلهای اردو\nتصاویر بعد از ادای صلوة عيد تشریف فرمائی اعلیحضرت پادشاهی از جامع — از مناظر نمایش عسکری ذات اعلیحضرت همایونی در زیر بیرق شاهی باشهزادگان عظام — مرور ذات اعلیحضرت پادشاهی از مواجهه صفوف عساکر ظفر مآثر شاهانه — دیگر منظره رسم مرور عساکر ظفر مآثر قند اردلی از پیش گاه حضور شاهانه —"}
{"book": "adl0616", "page": 909, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه و کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ ) و ( الدردش ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست ، ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد از نزد مدیر طلب نمایند\n\nشرایط خریداری\nدار السلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابلی\nدر خارج افغانستان\nهر حیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالانه ده روپیه الکبری | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همهٔ کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: که اگر از يك جاید که جابرو بودند و یا باشند بیاید که بيك رقعه مدر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بوده و سال در فلان جا میروم اخبار مرا در آنجا بفرستید. هرگاه همچنین بيك رقعه شان برای نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه خارج از متن اخبار نشر شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطر يك ستون اخبار ها ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را مهادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق وقایه فی سطر بطریق ستاد اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 910, "text": "صفحه (۱)\nسال چهارم\nشماره (٥)\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ٢٠ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكعباسى است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nدارالتحرير و مطبعه\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ ١٥ ذی الحجه سنه ۱۳۳۲\nتاریخ انگریزی ٤ نومبر\nتاریخ شمسی ۱۲ عقرب ۱۳۹۳\n\nسراج الاخبار افغانيه عيد سعيد ميامن بديد اضحى را برجمله مؤمنين و مؤمنات مبارکباد میگوید . و به برکت این روز فیروز سعادت اندوز خيرها و سعادتها و ترقيها و بختيار يهاى جمله امت ناجيه محمديه و همه دول اسلاميه را عموماً و دولت و ملت افغانیه را خصوصاً از بارگاه خالق يكانه كائنات تضرع و نیاز میکند آمین\n\nهمت جهانقیمت ذات اعلیحضرت پادشاهی\nدر خصوص ترقی صنایع داخلی\n( مقدمه )\n\nازين يك هيچكس انكار كرده نميتواند كه ترقى صنايع داخلى مدار كلى ثروت و توانگرى و سعادت و بختيارى ملك و ملت است ملتهائى كه صنايع داخلى شان ترقى كرده غير از انكه حوائج ضروريه خود شارا تدارك كرده توانسته اندجهانرا هم به آن صنايع خود تسخير وجهانيانرا هم بواسطة محتاج بودن شان بمحصولات آن صنايع خود اسير ساخته اند . نمونه مجسم وزنده اين مسئله اوروپاست كه بقوت صنايع و اختراعات خودشان همه عالم را بخود شان محتاج وخود شانرا محتاج اليه شناختانده اند . و حق هم بدست دارند . چرا كه از وحشيان افريقا گرفته تا باديه نشينان خيمه بدوش صحرا همه عالم بشريت در وقت حاضر بدرجات مختلفه محتاج محصولات صنايع آنها گرديده اند . هيچ مملكت ، و هيچ ملتى در دنيا تصور نميشود كه از صنايع داخلى سراسر محروم باشند . وحشيان جنگلى ، افريقا نيز سبد بافى ، چپرى سازى ، تير و كمان سازى ، فلاخن تابى و غيره را یاد دارند ، اما چون علم و عرفان ندارند، وقوه عقب و ده اى شان محدود است در ترقى آن چيزها صرف ذهن نتوانسته همچنان بحال طبيعى ابتدائى مانده اند . كذلك مردم باديه خيمه نشين نيز بسببى كه احتياجات مادى شان خيلى محدود و محصور است مجز بعضى صنعت هائى كه دافع حوائج ضروريه شان باشد در پى ديگر ترقى صنايع نيفتاده اند . بلكه تنها بيك كمى بافندگى و اكثر بجويانى و ماست و پنير و روغن و قروت سازى و امثال آن اكتفا ورزيده اند . فكر ايجاد و اختراع در خصوص صنايع و ترقى آن مخصوص عالم ( مدنيت ) است . هر انقدر كه مدنيت ترقى كند احتياجات بشريت هم بهمان نسبت افزونى ميگيرد ، و هر انقدر كه احتياجات بيفزايد بهمان نسبت فكر ايجاد صنايع ميزايد ، رفته رفته تجملات ميبالد ، تجملات هم اختراعات را ميدان ميدهد . ازين سبب يك ترقى برق آسائى در صنايع جلوه گر ميشود . پس هر ملك و ملتى كه در مدنيت پيش رود ، چنانچه همه چيزهايش ترقى ميگيرد امور صنايعش نيز يوماً فيوم پيش ميرود .\n\n( ماشين دماغ انسان )\nاعظم و اكمل جميع ماشينهايى كه در دنيا موجود است همانا ( ماشين دماغ ) انسان است كه صانع آن و بوجود آورنده آن ذات اقدس خلاق عظيم الشان است جل عظمته . مثلا چنان ماشينهاى عظيمه در دنيا مى بينيم كه مانند كشتيهاى زرهپوش دريد ناونها را بوجود مى آورد كه هر يك بكشهر سيار آهنين آتشباريست كه در ظرف يكد و ساعت بكشهر بسيار بزرگى را با خاك يكسان ميسازد . چنان ماشينهايى ميبينيم كه مانند زپلينها ، ايروپلانه‍ا طياره هايى بوجود مى آورد كه بهزارها متر در جو هوا بالا رفته ، بر ساكنان روى زمين آتشبارى ميكنند . چنان ماشينهايى ميبينيم ."}
{"book": "adl0616", "page": 911, "text": "سال چهارم شماره ۵ صفحه ۲\n\nکه کشتیهای تحت البحر - آبدوز - را میدانی کشد و کارستانها میکنند . چنان ماشینهایی میبینیم که ماشینهای عظیمه جراثقال را میسازد که به تحريك يك سرانگشت بعدها خروار نقلترا بالا میکشند چنان ماشینهائی میبینیم که آلات و ادوات تلگراف بی سیم و باسیم را بوجود میآورد که خبرهای کره زمین را در لمحه بصر از غرب بشرق و از جنوب بشمال ميرساند. ماشینهایی می بینیم که انجتهای بخار ريلها و اپورها را باقطارهای آن میسازد که در حمل و نقل انسانها واشيا خدمت لكنها اسب را نجامی آورد . والحاصل بلکها ازین گونه ماشينها و ماشینخانه های بدنیا دیده و شنیده میشود . که در پیش صنعت و اتقان آن انسارا حیرت دست میدهد . حالا اندیشه کنیم که آیا اینهمه ماشینهای محیر العقول از کدام کار خانه بظهور آمده است؟ هیچ شبیه نیست که جواب این سوال را هر فرد ذی شعوری که باشد همین را خواهد داد که آن کارخانه و ماشین دماغ انسان است! بلی ، بلی ! همین ماشین است که چون بخارهای حواس را در زیر تشبیق و فشار درارد ملیونها بدایع حیرت آور بروی کار می آورد ! بحر ، بر ، کوه صحرا ، حیوان ، نبات ، حماد همه کی در پیش فوت آن بخار پر اسرار سرتسلیم خم میکنند . زمین، همه ثروتهای پنهان و اشکار خود را در پیش پایش با انداز مینهد. بحر ، جمله اسرار خفایی خود را برونتار کرده در زیر چرخهای اختراعاتش سينه خود را فرش میسازد. هوا، از جناح عجز و تسلیم را در پیش لوحه های مایل و مستوی و پروانه های سریع الدور او فرو می آرد . همین ماشين بديع التكوين که چون یکبار جهانی استیم بخار دهشت کار خود را بسوی امورات معظمه سلطنت و سیاست تاب دهد چه جهانگیرها ، چه صاحقرانها، چه داهیه ها، چه مؤسسها بمیدان میکشند که دنیا ها را بلرزه میآرد. و الحاصل هر انقدر بدایع و صنایع و عجایب و غرایی که در دنیا دیده و شنیده میشود کارگاه مصنوعات آن همین ماشین بدایع سراغ دماغ است. حالا باز بر موضع بحث خود رجوع نموده ببینیم که :\n\n( صنایع داخلی چسان ترقی میکنند ؟ )\n\nآیا اینرا كمان خواهید کرد که اینهمه صنایع عجیبه و غريبة اور وبائیان که امروزه روز چشمها را میدرخشاند و عقلهار المحيرت می اندازد از آغاز کار بهمین ترقی و رونق امروزینه خود بوده باشد و نی و نی : انجنین نیست : اور پانیان هم در اول امر کر پاس بوش نمد بدوش بودند. رفته رفته کرباس را بسان کوره سان کوره را بسان سفید و نمد را بكشميره و ماهوت تحویل دادند. اسباب یکانه ترقی صنایع را در چند چیز می بینیم : یکی از ادای كامله پیشه وران یعنی دایره را بر صنعتگران و پیشه وران تنك نگرفتن و ممکن را برای اجرای صنعتش آزاد گذاشتن ، دوم از طرف حکومت به تشویق و مکافات صنعتگران کوشش ورزیدن و هر گونه تسهیلات و آسانیهاشان دادن . سوم، هر صنعت و پیشه که از طرف صنعتگران و پیشه وران پیش شود ، و شدت احتیاج هم به آن باشد همان وقت از طرف توانگران و سوداگران مملکت يك شركتي تشكيل يافته ، و سرمایه برای پیشرفت و رواج آن وضع شده در ترقی آن سعی و جهد بعمل آوردن . والحاصل مانند این دیگر بی اسبابها هست که موجب ترقی صنایع داخلی میشود که چون ماشینهای دماغها در انباب صرف ذهن نماید . و افکار ها با هم مصادمه کند خیلی برقهای فواید و منافع از ان بر میجهد که موجب روشنائی مملکت گردد ، جای هزار افسوس است که جوهر گرانبهای بخار ذی اقتدار این ماشين بديع التكوين مقدس برچیز های لایعنی غیر لایق آن هباء منثورا گردد .....\n\n( ضروری بودن ترقی صنایع داخلی )\n\nاین محاربه حاضره که معدن و سرچشمه صنایع جمله عالم یعنی ( اوروپا ) را از بیخ و بن بلرزه در آورد ، بر همه ما واضح و روشن ساخت که ترقی دادن صنایع داخلی وطن عزیز ما از اهم لوازمات ضروریه میباشد. زیرا این جنگ خانه خراب کارخانه های اکثر اشیا و حوائج او روپارا که مایان به آن محتاج بودیم معطل نمود . راه ها بندشد داد و ستد منقطع گردید. به آن سبب نرخ آن اشیا برتری گرفت هنوز که میداند که سراسر قحط و مفقود هم نشود! پس در حال فقدان آنها ما چه خواهیم کرد ؟ یا میباید برهنه بنشینیم ، یا آنکه به کرباس وطن خود مراجعت کرده تن خود را به آن بپوشیم . بلی ! چون یکبار در وازه سان کوره وسان سفيد ملك غير بروی ما بسته شود دگرچه چاره داریم که کرباس نپوشیم؟ حال آنکه اگر در زراعت پنبه ترقی ندهیم . وكرباس بافان ملك ما هم بهمين حال عطالت و فلاکت بی سرمایه کی و بی اسبانی بمانند کرباس مانيز نسبت به احتیاج مملکت کافی نیامده نتیجه باز به برهنه ماندن منجر خواهد شد. همچنانست حال کشمیره ها و دیگر قماشهای اعلایی که قیمتهای گرانبهایی از خارج خریداری کرده مدار زینت مفتخرانه فیشن وجود خود قرار داده ایم . چون یکبار حرمان از ان حاصل آید بلاشبهه به کشمیره های جار خانه و راهدار و برك وكرك مملکت خود عرض احتیاج خواهیم کرد پس اگر از حالا سوداگران و توانگران وطن عزیز ما سرمايه وافری جمع آورده در صدد ترقی و اصلاح و فراوانی آنها کوشش ورزند بجز منفعت هیچ ضرری نخواهند دید از همه بدتر مسئله تیل خاك، وشمع ، وقند ، وكاغذ وشيشه و امثال آن گونه لوازمات ضروریه مبرمه ایست که بهیچ صورت استغنا از ان ممکن نیست. آیا اگر کارخانه های اینچیزها با بومبه های آتش ریز هوائی ، وكله های صدمنی بحری و برى با خاک یکسان کردیده ما را محروم عواطف خود سازد چه خواهیم کرد ! هیچ شبهه نیست که به تیل شرشف ، و باشمعهای چربونی پنجاه شصت سال پیش ازین خود محتاج خواهیم شد حال آنکه تیل خاند و شمعه ای کافوری فرنگستان"}
{"book": "adl0616", "page": 912, "text": "صحیفه ۳ سال چهارم شماره ۵\n\nاز بسیار وقتهاست که ما را بخود مغرور ساخته در کشت و کار تخم شرشف و ساختن شمع چربو سراسر ما را به اهمال و غفلت رهبری نموده است. تپل شرشف در قیمت از تپل خاله با کم نمی آرد. شمع ریزان چربو معدوم کردیده اند آیا چه باید کرد؟ هیچ شبهه نیست که بتاریکی نشسته نمیتوانیم. ضرور يك چيزی باید کرد. اولاً این را باید کرد که از صحیفهٔ کتاب ذهنها و فکرهای خود کلمهٔ « غیر ممکن » را محو و حک بکنیم. ذاتاً از معتقدات ماست که کلمهٔ « غیر ممکن » بجز « شريك باریتعالی جل و علی » بر دیگر چیزی اطلاق نمیشود. کائنات همه ممکناتست، پیدا شدن معدن تیل خان يك چيز غیر ممکن شمرده نمیشود. در جهت های هرات و آب ایستاده موجود بودن این معدن بتواتر شنیده شده است. اهل کار آنرا از باکو و قفقاز بدست آوردن و استفاده کردن غير ممكن يك چيزى نیست. ولی این یک چیزیست که بوقت محتاج است. دم نقد در کشت وزراعت تخم شرشف، واصلاح وترقى معصر ها — یعنی جواز خانه ها — ی آن کوشش ورزیدن لازم است. شمع ریزی هیچ يك كار مشکلی نیست، بجرأت تمام میگویم که اگر همان شمعهای چربوئی پنجاه شصت سال پیش ازین، از همان وقت تا بحال در باب اصلاح وترقى أن يك تشويق وتحريك وجدوجهد جدى وحقيقي میشد هیچ شبهه نیست که از وقتهای وقت درجهٔ شمعهای خارج را پیدا میکرد. قند کابلی از قند اروسی در شیری چه با کم می آرد اگر مقصد سفیدی، و براقی، و بزرگی آن باشد ممکن است که بيك کمی توجه و صرف همت حاصل آید. اساس شیشه سازی در وطن عزيز ما مبذولست. برای شفاخانهٔ ملک شیشه ها در معمل — یعنی دستگاهای شیشه سازی کابل ساخته شده است. پس اگر در اصلاح و ترقی و وسعت دادن آن معملها، و تشویق و تجسير کاریگران آن و وضع سرمایه و تشكیل شركت سعی و غیرت بکار برده شود — اگرچه بدرجهٔ بلورهای اعلای اوروپا نباشد — باز هم بدرجهٔ دفع احتیاج برای ارسی و در وازه ها شیشه بروی کار خواهد آمد. در خصوص کاغذ درینجا چیزی نمیگویم. زیرا چون تصور عدم و جود آنرا بخاطر می آریم حیات خود را — یعنی زندگیٔ سراج الاخبار افغانیه — را در تهلکهٔ ممات می بینیم. ازانرو دست ما میلرزد، حواس ما ابتر میشود، قلم ما میگیرد! در خصوص انشاءالله مقالهٔ مخصوصهٔ جدا گانه خواهیم نوشت. والحاصل ترقی صنایع داخلی بسیار ضرور والزم واهم شمرده میشود. این حرب عمومی اوروپا هم يك درس عبرت، و هم يك میدان استفاده و فرصت است، درس عبرت از ین است که محتاجان صنایع آنها بدانند که اگر بك وقتی از اوقات، بنابريك سببی از اسباب هرگاه اموال و اشیای ما يحتاج ما از انطرف ها نیاید چه خواهیم کرد. میدان استفاده و فرصت این است که چون در چنین وقتی که دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما اعلان بیطرفی فرموده و باهیچ طرف هیچ سروکاری نداریم، و دیگران هم بجان خود گرفتارند. هیچ نباشد چنگ نسبت به اصلاح و ترقى صنايع داخلي و انتظامات ملکی زدن ضرور است. روی سخن ما در خصوص ترقی صنایع داخلی بسوی توانكران ملك ماست که انها را بر تشکیل شرکت ها و وضع نمودن سرمایه ها در باب اینگونه کارها تشویق میکنیم اگرچه بعضی کنه عقلان موجود خواهند بود که این سخنان ما را از جملهٔ خرافات و هذیان میشمارند. و ناشدنی میدارند، واگر وجدان شان تا یک درجه قبول هم بکند، ولی غرور نفسی شان از تنزل بقبول آن باز میکند. البته عار باید بکنند ! يك اخبار والا چيست که سخن او باشد .!.....\n\nاما هزاران شکروثنای خلاق دانا و توانای خود را از بن هر مو بر زبان می آریم که افغانستان را در زیر ظل ظليل مراحم دلیل چنان بادشاه ترقيخواه بیدار مغز تیز هوش مدبر پروری مانند ذات شوکتات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ) ادام الله دولته إلى آخر الدوران مفتخر و مباهی داشته که بجز فکر ترقی و اصلاح وبغير از انديشهٔ تمدن وفلاح وطن و ملت شاهانه شان ذکر چیزی نمی اندیشند، و برغم بدخواهان ترقی و تمدن شب و روز در پیشرفت اصلاحات مدنيهٔ عصر حاضره همت جهانقیمت شاهانه را صرف میفرمایند. حالا یک شمه از:\n\n( ترقی های صنایع داخلی )\n\n( در عصر فرخنده گی عصر سراجیه )\n\nمختصراً بیان کنیم تا بر همه گان معلوم گردد که این بادشاه مقدس محبوب القلوب و این پدر اشفق به ترقى مجلوب افغانستان و افغانیان تا چه درجه ساعی خیرها و سعادتهای ملک و ملت شاهانه نشان میباشند.\n\nاسلحه و آلات ناریه که در عصر حاضره بدرجهٔ نان گندمی برای حیات دولت لازم و ضرور شده است. در عهد ترقی عصر این بادشاه معظم افغانستانرا در این خصوص از احتیاج خارج مستغنی ساخته. از ماشین خانهٔ مبارکهٔ اسلحه سازی هر نوع تفنگها و طوبهای عصر حاضر را بدرجهٔ کافی حاضر و آماده میسازد، بارود سیاه بدرجهٔ اعلا اصلاح یافته، بارود سفید تأمین شده، مسالهٔ پتاقی اصلاح تمام یافته، هر رقم طوبهای مترالیوز آتشفشان، وطوبهای کوهی و میدان با جملهٔ لوازمات جبه خانهٔ آن از رقم کرپ، وفيوز و بمب در کار خانهٔ اسلحه سازی کابل بدرجهٔ اوروپا ساخته میشود.\n\nکارخانهٔ چرمگری اعلاترين پوتها و موزه ها و دستکش وزین ويراق اسب و عرابه وغیره را از چرم خود افغانستان خیلی خوش ساخت تر و منتظمتر و ارزانتر از خارج بوجود می آورد.\n\nاز دیگر چيزها صرفنظر تنها از فابريك يشمينه بافی که امسال بنیاد یافته. و از مدت سه ماه هست که بکار آغاز کرده یکقدری بحث کردن ميخواهيم:\n\nذات اعلیحضرت بادشاهی چون کثرت پشم مملکت، و به هبا رفتن آنرا ملاحظه فرمودند بنیاد نهادن يك فابريك يشمينه بافی را برای استحضارات البسهٔ عسكريه الزم شمرده بتأسيس و بقيادت بريك"}
{"book": "adl0616", "page": 913, "text": "سال چهارم\nمذکور اراده و فرمان نمودند . قبل از سه ماه همه اسباب و بنای آن تکمیل یافته چنانچه در شماره های سابق خود بیان کرده بودیم ذات شوكتسمات اعلیحضرت شهریاری رسم افتتاح آنرا اجراء و بدست مبارك همایونی ماشین آنرا تحريك و جالان نمودند . و مبادیا در هفته یکبار ماشین خانهٔ مبارکه تشریف فرموده خواه در باب این فابريك و خواه در دیگر خصوصات ترقیٔ صنایع توجهات جهاندرجات همایونی را مصروف فرموده و میفر مایند . بكمال مسرت و افتخار شنیده ایم که از وقتی که ماشین پشمینه بانی بروی کار آمده است یعنی در ظرف این سه ماه برای البسه دوازده هزار عسکر قماش حاضر کرده توانسته است که الحق شایان شكران و امتنان يك كاميابی شمرده میشود . از درگاه ایزد منان نیاز میکنیم که اعلیحضرت بادشاه مقدس ما را تا سالهای در از اریکه پیرای سلطنت سفیه اسلامیه افغانیه بداراد تا در سایه ترقی روزبهای شاهانه شان دولت و ملت و وطن برخوردار کردد آمین .\n\nحوادث داخله\n\n( مراسم روز عید سعید اضحی )\nهر چند تقویمات ایرانی و ترکی روز عید میامن پديد اضحى را روز جمعه نشان میدادند و ماه ذیقعده را ناقص گفته روز چهار شنبه را که حقیقتاً سلخ ذیقعده بود بغرهٔ ذیحجه تحویل داده بودند . مگر در وقت شام شب موصوف رؤیت هلال تحقیق به پیوست . علاوه بران رعایت این قاعدهٔ معمولهٔ مجربه که در هر ساله روز عید اضحى بلحاظ اسامي و ايام الأسبوع ، باروز اول ماه رمضان پرفیضان همان سال ضرور موافق و مطابق میباشد، نیز منظور بوده از ارو روز عید سعید اضحی روز شنبه تصادف در زیده ثابت کشت . روز جمعه که « عرفه » بود و به اصطلاح وطن عزیز ما آنرا شب عید میگویند قریب غروب در حالیکه هر طرف شهر شهید عزیز ما را یک سرور و فرحت عمومی استیلا کرده بود . به انداخت ۳۱ ضرب توپ خصم كوب خير ورود سعادت اندود مسرت نمود عيد بر همه اهالی اعلان و ابلاغ کردید . فردای آن که روز فرحت اندوز عيد سعيد ميامن بديد اضحى بود ساعت ۹ بقرار اعیاد سابق حاضری رفتن برای ادای صلوة العيد از طرف عموم کرده شد و بسبيكه در شب يك باران شدیدی باریده گل ولای مدهشی بعمل آورده بود از ارو قرار اجازهٔ رسمی در داخل شهر نیز در بعضی مساجد مقدس وسیع نماز خوانده شد ولی با وجود آن اکثر اهالی در مسجد بزرگ عید گاه برای ادای صلوة حاضر شده قریب نصف احاطهٔ مسجد را با همه حصهٔ داخلی آن پر و مملو ساخته بود . ساعت ۱۰ ورود موكب سعادت موهب اعلیحضرت همایونی را به نمازگاه، آواز دلنواز « لاره ، سلامی » که از طرف\n\nشمارۀ ٥٤\nموزیکه های عسکری یکمال هیت وجد آورانه نواخته شد . بر حاضرین مسجد اشعار کرد و پس از ان صلوة العيد با خطبه عربیه مخصوصه که از طرف امام قرائت شد ادا کردید .\nبعد از انکه صنفی از عساکر سواره ، میراسپورها ، و درکا بها که با یونیفورمه های بی خوشنمائی ملبس بودند مقدمهٔ گذر نمودند ، ساعت ۱۱ بود که کوکبهٔ برديديهٔ متبوع اعظم و مقدس ما اعلیحضرت سراج الملة والدين ، بادشاه بزرگ دولت خداداد افغانستان ، صانه الله عن حواث الزمان ، که در عرابه های بسیار خوبصورت منظم مخصوص روز عيد ترتيب يافته بجانب ارك مبارك سمت عزیمت وا مينمود پدیدار و آشکار کشته فرحت بخش عيون اولو الابصار كرديد .\nاز مردم رعایای تماشائی بیکه پیش از حرکت اعلیحضرت همایونی از نماز کاه که از همدیگر به بسیار سرعت و اشتیاق در پیشقدمی پیش دستی کرده برای دیدار چهرهٔ عطوفت نثار تاجدار محبوب القلوب و پدر مهربان خودشان بر اطراف سرك اخذ مقام نموده جمع آمده بودند، صداهای « سلام » که به آوازهای بسیار شوق آورانه که از ان حسیات محبت پروری صمیمانه در حق بادشاه مراحم اکثناء خودشان بخوبی مفهوم میکشت بعيوق میرسید . و در مقابل این آواز های « سلام » از طرف ذات اعلیحضرت نیز بجواب آن اکتفا ورزیده شد .\nدرين عبد نیز حسب معمول سه روز پیشتر از طرف ایشیک آقاسیان ملکی و نظامی حضور همایوئی اوراق تکت های رسمی اذن شمولیت در بار عید در سلامخانهٔ عام ، بر جمیع خوانین و علمای عظام واهل مناصب ملکی و عسکری توزیع و تقسیم شده بود . و بعد از فراغ نماز و مراجعت از عید گاه هر کس از شهزاده کان عالی تيار وعلما و خوانين وارباب مناصب به جاهای مناسب بر چوکی های مخصص خودشان نشسته تشريف شوکت ردیف ذات اعلیحضرت همایونی را انتظار میکشیدند .\nساعت ۱۱ ذات شوكتات بادشاه معظم دولت عليه افغانيه از دروازهٔ جنوب غربی سلامخانه داخل شده پس از انکه قیام احترام و استقبال عمومی از حاضرين بعمل آمد متمكن مسند عزو اجلال گردیده همه کارا باحوال پرسی و تلطيفات شاهانه مفتخر و مباهی ساختند . وسپس بر جميع حاضرین دربار اقسام شیری ها که در دستمالهای بسیار خوشرنگ مختلف اللونی بسته شده بود . توزیع کشت . درین اثنا ساعت بزرك سلا مخانه ساعت يك را نواخت و قریب شدن وقت طعامرا نشان داد . پس از فراغ طعام میوه های تازه از قسم ناک و سیب والنكور باسبكاره ها نيز بهريك تقدیم شد . و اخيراً ساعت ۲ ذات ستودهٔ صفات اعلیحضرت همایونی حاضرین را امر رخصت عطا فرموده بعد از اینکه جميع نقری سلام واپسین را بعرض رسانیدند دربار مسرت نثار عید سعید اضحى اتمام یافت ."}
{"book": "adl0616", "page": 914, "text": "شماره ٥ سال چهارم صفحه ٥\n\nبعد از ادای صلوة عيد\n\nتشریف فرمائی ذات اعلیحضرت پادشاهی از جامع ١ - ذات اعلیحضرت سراج الملة والدين ٢ - فخامتمآب نائب السلطنه سردار نصرالله خان ٣ - شهزاده معظم معين السلطنه سردار عنایت الله خان"}
{"book": "adl0616", "page": 915, "text": "٦٤\nسال چهارم\nشماره ٥\n\nاز مناظر نمایش عسکری\n\nذات اعلیحضرت همایونی در زیر بیرق شاهی با شهزادگان عظام سواره ایستاده رسم مرور عساکر شاهانه را نظارت میفرمایند. ارباب مناصب ملکی و عسکری درباری نیز در عقب صف بسته احترام ایستاده تماشای رسم مرور عساکر شاهانه را مینمایند."}
{"book": "adl0616", "page": 916, "text": "صفحه ۷ سال چهارم شمارهٔ ۵\n\nعالم عسكرى\n\nبرادران نظامی ما بدقت مطالعه کنند در سالهای اول « سراج الاخبار افغانیه » از عالم عسکری گاه گاهی بعضی بحثهای میراند که مقصد خالصانه از ان محض استفاده خوانندگان گرام صنف نظامی ما بود ، ولى كثرت تحرير ، و عدم تشويق و تحريك مرا بر صرف نظر نمودن از ان مجبور ساخت ، حالا نکه از عالم عسکری بحث راندن و مقالات عسكريه نوشتن برای سراج الاخبار افغانیه ضروری شمرده میشود، زیرا اکثر مشتركين كرام ما از صنف جلیلهٔ عسکریه میباشند ، و چون مقالات عسکریه را در صحایف سراج الاخبار افغانیه به بینند هم موجب استفاده شان میشود ، و هم چون از مسلک خودشان سخنی بشنوند يك شوق و رغبت افزونتری برای شان حاصل میشود ، اما مقالات عسکری را طبعاً عسکر باید بنویسد . در اول که باب بحث عسکری را باز کرده بودیم چنان امید میکردیم که افسران با کمال نظامی وطن عزيزما البته مقالات فنون عسکریه برای ما نوشته خواهند فرستاد ، و ما هم درج کرده از عهده وظیفه مبحث ( عالم عسکری ) خواهیم بر آمد ، اما هزار افسوس که در ین ق در مدت هیچ کسی هیچ چیزی برای ما ننوشت . این است که در توقف این وظیفهٔ نوشتن مقالات عسکریه را رئیس باشی ارکان حربيه عالیقدر محترم ( خيرالدين خلوصى ) بيك كه معلم فنون حربه در مکتب فیوضات مکتب حربیهٔ دارالسلطنه کابل میباشند در عهده گرفتند .\n\nاین است که سر ازین شماره به ترجمة يك مقالة عسكرية بسيار بلند مشارالیه ابتدا میورزیم . این مقاله چنانچه گفتیم بسیار بلند است ، و مخصوص صنوف عالیه ارکان حربیه است که سیاسیات دولیه نیز دران مدنظر گرفته شده است . اما بعد ازین انشاءالله از هر رقم مقالات نافعهٔ آسانتر ازین بحث خواهیم راند بعضی اصطلاحات فن عسکریه را در قوسهای متعرضه گرفته شرح میدهیم . ومن الله التوفيق .\n\n( كيفيت )\n( حاضر شدن دولتهای متمدنه )\nبرای جنگ\n\nاردوهای دو دولت متمدن با یکدیگر دشمن که از روی قیمت عسکری یا عدد با هم مساوی باشند یا بسیار با هم فرق داشته باشند علیه یکی بر دیگرشان به این ممکن میشود که در خصوص حاضری حرب پیش قدمی بکنند . یعنی هر طرفی که بدار الحركات در کم مدت و بسیارتر قوت جمع آورده بتواند ، و بر دشمن مقابل خود يك ضربهٔ چَکَری فروآرد طبعاً همانطرف میدانرا میبرد .\n[ شرح : - «اردو» در اصطلاح مملکت عزیز ما اگر چه عسکر در آن باشد هم يك قطعهٔ ارك سرکاری را میگویند ، اما در اصطلاح عسکری صرف اردوی عسکری را میگویند . «قیمت عسکری» عبارت از علم ، تربیهٔ قواعد دانی ، خوب اسلحه ، و نظام و انتظام آنست . «دار الحركات» همان جای و موضع و زمینی را میگویند که جنگ در آن بوقوع می آید . ]\n\nسرعت – یعنی چابکی – در حاضر شدن حرب آنقدر فایده ها و منفعتها دارد که گاهی تفاوت و فرق عددی را نیز تلافی میکند . بکدولت بزرك و جسيم . . در يك دار الحرکاتی که از مملکت آن دولت بسیار دور باشد . نسبت بیکدولت کوچکی که بدار الحركات مذكور نزديك باشد ، دیرتر عسکر جمع آورده میتواند که به این حساب ، قوت ان دولت بزرگ دور ، با برابر قوت دولت كوچك نزديك میشود ، با ضعیفتر از ان میگردد . چنانچه در حرب روس و ژاپان شد .\n[ شرح : - مثلاً در حرب مذكور دار الحركات قطعهٔ « مانچوری » بود . دولت روس که از دولت ژاپان خیلی بزرگتر بود ، بسبب اینکه مملکتش خیلی دور از دار الحرکت واقع شده بود ، و دولت ژاپان که کوچکتر بود و مملکتش نزدیکتر بدارالحرکات بود از آن سبب زودتر عسکر بدارالحرکات رسانیده توانست با قوت دشمن قوت خود را برابر کرده توانست ، بلکه در « پورت ارتر » قوت روس ضعیفتر گردید . ]\n\nحکومتهای کوچک ، یا میانه که با دول معظمه همسایه و همجوار باشند مسئلهٔ یگانهٔ حیاتیهٔ شان این است که «سرعت» نام عنصر طبیعی را ، بجای افزونی و بسیاری عسکر قایم بسازند . حاضری حرب به آن درجه دور اندیشانه اجرا باید بشود که بعد از اعلان سفر جنگ ، هر چیزی و هر کاری مانند ساعت منتظماً جریان بگیرد .\n\nبعضی شرطهائیست که برای ظفر و غالبیت از لوازم غیر مفارق آن شمرده میشود : مثلاً تعلیم و تربیهٔ بسیار مکمل ، مجهز و مسلح بودن با همه واسطه هائیکه امروزه روز فن حرب آنرا بعالم عسکری بخش و احسان نموده است ، مالك بودن به شبكه های خطهای راه آهن و امثال اینگونه چیزها ، اما غیر ازین چیزها که بیان شد ، يك قسم وظیفهٔ حاضریهای دیگری هم هست که هیئت عالیهٔ قوماندان به آن وظیفه مکلف میباشند .\n[ شرح : - «لوازم غیر مفارق» چیزهائیست که جدائی نداشته باشد . «واسطه های فن حرب» طوپها ، تفنگها ، و دیگر همه رقم یراق و اسلحهٔ طرز جدیده که در اینوقت دول متمدن به آن مسلح میباشند و کشتیهای هر رقم جنگی ، و طیاره ها ، و تاپونها ، و تلگرافها هم دران داخلست . «هیئت قوماندان» افسرهای بزرگی که امر و نهی عسکری به آنها راجعست . «وظیفه» به اصطلاح مملکت ما دعوا خوانده است . اما در حقیقت وظیفه همان کاریست که انسان به تصور از آن باشد . و به هر حال بر اجرای آن مکلف باشد . و وظیفه را در بهاء فرض منصبی هم میگویند . ]"}
{"book": "adl0616", "page": 917, "text": "سال چهارم\nشماره ۵\n\nآیا آن وظیفه کدام است ؟ آن وظیفه این است که صورت مدافعه مملکت را دروقت حضر -- دروقت صلح -- اندیشه و تصور کنند . یعنی بسیار پیشتر از انکه جنگ آغاز کنند، کرده و هیولای تند و پلان دفع کردن دشمن را از مملکت ، ترتیب و تنظیم کرده باشند . ) نقشه این اندیشه و تصور را ، لائحة حركات حربيه ، ميگويند . نه تعرض ، بشرطیکه اجر آت و عملیات آن ممکن باشد، بهترین اصول ، مدافعه ، شمرده میشود. یعنی ، تعرض ، يك مدافعه تشبثکارانه وفعالانه است. وه مدافعه ، يك مقاومت اطاعت کارانه ایست که بمقابل ضرب اجرا شود. تعرض الملها بفرانس وروس، ماهیت يك مدافعة متعدیه را در بر دارد . [ شرح : - لائحة حركات حرب ، يك نوشته ایست که يك امور و ترتیبی را که در باب حرکات حربه بخاطر آمده باشد پیش از واقع شدن و قبول شدن آن در قید تحریر بیاید . - تعرض ، حمله بردن ، هجوم کردن تجاوز او دست که یعنی پیش از دشمن، اول بجنگ آغاز کنند. و مدافعه ، دفع مری است، دور کردن رو کردن، یعنی دشمن چون بقهر هجوم کنند آنها دفع و هجوم داده کنند و بگرداد - مدافعه متحده» یعنی مدافعه کردنی که هجوم و حمله بودن را در بر گرفته باشد ] این لائحة حربيه که گفتیم، چنان نیست که همه احوالی را که تا به آخر حرب جریان کنند بیک کرامت کاهنانه مناقشه و موضوع بحث کرده بتواند . زیرا بعد از مصادمه نخستینی که با اردوی دشمن بشود، نظر به نتیجه غیر معلومه که از احوال آن مصادمه بوقوع می آید لائحة مذکوره متبدل میشود اما کسانیکه عسکر نباشند چنان گمان میکنند که اینچنین لائحه قابل ترتیب خواهد بود حالا نکه اینچنین لائحه از احوالیکه تا به مصادمه نخستین با اردوی اصل دشمن ۱ بوقوع میآید . وعلى الخصوص از تجمع سفر حرب اردو تحت و بیان میکنند . [ شرح : - یعنی لائحة حربيه كه پيش از وقوع جنان از طرف سران بزرگ ارکان حرب نوشته میشود و آنرا شبيه با پلان هم میگویند که بعد از ان پیش آمد نیست یکایک بیان کرده بتواند چرا که هیئت این چیزیست که هر دم به احوال دیگری پیش می آرد. و آن پیشینگو را که در لائحه شده باشد تبدیل میدهد اما بازهم نوشتن لائحه ضرور است که با یه آغاز جنگ احوال جمع آوري لشكر و غيره را ذا معلوم سازد . ] لائحة حركات حربية تقريباً به ترتيب و سياق ذيل علم گرفته میشود لیکن نظر بحال مملکت و مقصدی که مدنظر باشد متبدل میشود یعنی بيك شكل معینی ندارد .\n۱ - مناقشه در خصوص وضعیت سیاسیه .\n۲ - حساب کردن قوتهای خود را و دشمنرا با تعیین مدتهای اجتماع .\n۳ - معلوم کردن استقامتهای تعرض دشمن .\n۴ - ترتيبات مدافعه .\n۵ - ترتیبات استقامتهای تعرض بردشمن ، اما بشرطیکه مدافعه اختیار نشده باشد. بانها در نجاشده باشد. و نیز ترتیبات مدافعه .\nاین است که تقریباً برای این گونه چيزها لائحه یعنی نقشه و پلان ساخته میشود که هر یکی از ان تفصیلات و شرح وبسط زیادی میخواهد، و این لائحه یعنی پلان ازاد از عسکر به شمرده میشود ، افشا کنندگان این اسرار به اعدام محکوم میشوند . - یعنی حکم کشتن برو اجرا میشود، بنابرين اين يك بخاطر وخيال ما هم نمیگذرد که در نجا بگویم که برای اینچیزهایی که در فوق مذکور گردید. آیا چه رنگ لائحه و پلان برای افغانستان تنظیم کرده میشود ؟ مقصد ما در نجا این است که در باب صورت تنظیم لائحه يك روشنی فکر حاصل شود ، ( باقی دارد )\nخبر الدین خلوصی\n\nمنظوم منمقام کار — راول پندی\nای مبارك هد هد فرخ پی و فرخنده پر\nدر حضور حضرت محمود این مکتوب بر\nآن نکو محضر که طرزش هست محمود و پسند\nدر ره تهذیب آمد قوم خود را راهبر\nرهنمون ملت است و ناصح قوم خود است\nروز و شب تنبیه کنان اهل وطن را از خطر\nمدح خواند بر ملا وقدح كويد برعان\nشیوه اش دم ستمگر هست و مدح داد گر\nکرو را میخوانم لسان الملك میر سید از آنکه\nمیکند ساکت زبان مدعى لايه كر\nمدعی هرزه کورا فصل در آتش کند\nخواه انكلشمين باشد خواه باشد پاینر\nدشمنان دین و ملت را بسازد تلخکام\nاز مقالاتی که شیرین است چون شهد و شکر\nغازی میدان فرطناس است با تیغ و قلم\nيكقلم برد زبان طعنه هر خيره سر\nطرزی ما را خدا با عاقبت محمود باد\nهر نهال آر زوی وی دهد شیرین ثمر\nای مکرم قوم را کن رهنمونی با سراج\nبا چنین شمع هدایت قوم را شورا هیر\nقوم را آگاه کن از من به بند سود مند\nبه که نویسند این بند مرا با آب زر\nاز خدا یاری بخواه ای قوم وكن صبر و ثبات\nثبت اقدامی بکو يارينا شام و سحر\nزين بيان حاشا وکلا شاعری مقصود نیست\nمخلصانه عرض دارم چند بند مختصر"}
{"book": "adl0616", "page": 918, "text": "سال چهارم شمارۀ ٥\n\nنحیفه ۹\nاز ترقی های ابنای زمان آگاه شوند بر سیاه روس رعب جرمنان طاری شده است\nکام شان در عرصۀ تهذیب باشد نیز تر پیتر اندر کور لرزان آئیون زیر حجر\nجوشن شان باشد از تقوی سلاح باشد صلاح آتش قهر خدا افتاد در انبار ها\nتیغ شان باشد همیت غیرت دینی تبر صاحب خروار ها بود و نماندش بار خر\nاشتراك رنج و راحت جمله شانرا شیوه باد قوت لشكر شكست و لشکری بی قوت شد\nهمچو فرزندان دلبندان يك مادر پدر لاجرم گشت جفا را اینچنین باشد ثمر\nتوبه از سفاکی و خونریزی و غارت کنند هر که جو کارد همان حاصل کند وقت درو\nاتحاد با همی کردند چون شیر و شکر کی بدست آید ز تخم تلخ غیر از تلخ بر\nدست همت کی دراز ای قوم و هم کوتاه کن منتقم ذات خداوند است و بطش وی شدید\nدامن عیش و طرب بهر خدای بحر و بر اهل طغیا را کنند در قعر بحر پر خطر\nکاهلی را مطلقا بگذار و چستی پیش گیر اتفاق ملتی کو مایهٔ فخر فرانس\nناخکامی را تحمل کن اگر خواهی شکر بود اما شد همه جمعیت وی منتشر\nروز کاری بگذران در محنت و رنج و تعب لشکرش را در مصاف جرمنان شد کارزار\nآنچه میداری بدل آخر فراز آید ز در گرچه انگلیس است باوی یاور و سینه سپر\nلیس للانسان الا ما سعی را یاد کن کیفر کردار خود را میرسد از عدل حق\nسعی کن تا مسند عزت ترا باشد مقر هی جزا کار ستمگر کل کذاب اشر\nسعی را مشکور فرماید خدا وند شکور از پی دنیای دون دین مسیحی باخته\nپیشتر باشد هر آنکو سعی دارد بیشتر هر یکی مناع للخیر است و امار بشر\nشکر ایزد را بجا آرید کز لطف عمیم گرفتاری بر رخت زد عالم از روی جفا\nمر شما را داد شاه دین پناه و دادگر هست فرما مسیحا پیش کی روئی دگر\nآن سراج دین و ملت خسرو والا مقام جمله شان منحرف گشته از فرمان مسیح\nغمگسار قوم و ملت مهربان و مهر ور مقصد شان نیست جز خونریزی نوع بشر\nاز تو موت و از هیبتش نتوان رسید زار را شد حال زار و هیچ شد فر فرانس\nجبه شیر ژیان و گوسفند و کود خر لشکر جرار جرمن برده میدان ظفر\nقطع از قتل و غارت دست قطاع الطریق خون و ناموس مسلمانان که در بلقان ریخت\nهر مسافر میکنند قطع منازل بیخطر این همه پاداش آن جور و جفا باشد مگر\nيا الهى اختر اقبال او تابنده باد آتش آه یتیمان و ارا مل شد تجرخ\nتا که تابان است بر اوج فلك شمس و قمر گشت در طیاره های جرمن اکنون جلوه گر\nدشمنانش را بود بستر پر از خار و خسك این نصیب شان بدنیا از عذاب اصغر است\nدوستان را متکا از بالش آکنده پر هست در عقبی مقرر بهر شان نار سقر\nبحر مواج سیاسی در تلاطم آمده است پای تخت زار شد محصور شد کارش زبون\nدر فرنگستان هزاران تن جدا گشته ز سر قصر وی از دست قیصر می شود زیر و زبر\nنیر اقبال یورپ راست هنگام افول جنت دنیا که شهر خوشنمای بروس است\nسعی کن تا بر سپهر مهتری باشی قمر برجهایش گشته اکثر مورد برق و شرر\nمشتعل شد آتش پیکار در هر چار سو هر طرف بارد بکثرت کله توپ و تفنك\nحق نگهدار تو باد از فتنه و آشوب و شر با چنان شدت که گوئی بارد از آتش مطر\nآستریا هنگری و جرمن و روس و فرانس کشته شد مردان جنگی صدهزار اندر هزار\nبلجسم و انگلیس را آب بلا رفته ز سر صدهزاران طفل و دختر را برفت از سر پدر\nهر طرف در طیر در جو هوا طیاره ها صد هزران مه جبینان پری تمثال را\nکرگس آسا حیفه دنیای دون مد نظر در فراق عاشقان زار گشته دیده تر\nروس را با آن شکوه و شوکت و شانی که داشت عازم میدان جنگ اند و بحسرت میدهند\nقافیه بس تنك گشت و در وحل مانده است خر بوسه ها بر دیده گریان شان وقت سفر"}
{"book": "adl0616", "page": 919, "text": "صحیفه ۱۰\nسال چهارم\n\nآن یکی بر چهره اش آثار حسرت ظاهر است ... پاس و نومیدی نمایان است بر روی دکر\nاکثری زین خود بان ترك وطن فرموده اند ... زانکه می بینند این فردوس خود را در خطر\nپر دل مردان رعنایاس و حرمان طاری است ... داغ فرقت یکطرف خوف اجل طرفی دگر\nصد هزاران غرفة مخرفا كنته هنوز ... نعرۀ هل من مزید آید ز هر سوی سفر\nمشکلیت اطفای نار جنگ از روی قیاس ... خير ما يارب بود در پرده شر مستتر\nاز خدا از صدق دل خواهم که بر اوج خروج ... اختر اقبال شاه ما شود باز پید فر\nبر خلوص نیت من ذات باری شاهد است ... نیست زین اظهار آهو مدعا حاشا وشر\nنیست اندیشه بجز خير مسلما كان بدل ... خاصه آن قومی که دارد در خراسان مستقر\nمن دعا گوی توام چه در خلا چه بر ملا ... من بهی خواه توام هم در فضا هم در حضر\nنیستم افغان مگر ذا بنای اسلامم یکی ... پر معاصی عاصی ام از امت خير البشر\nاز قضای ایزد سبحان بدار الحرب هند ... روز کاری از حیات مستعارم شد پسر\nتخته مشق جفا هر جا که پایم مسلم است ... من کجا مسلم بود سنك بلا آيد بسر\nبر دهانم مهر خاموشی و دستم کوته است ... می برآید آه آتشبار از خواتین چکر\nلاجرم در موضعی گمنام دارم بودو باش ... مسکنم بندی میانی مولدم باشد ککر\nالراقم یکی از قاریان سراج الاخبار\n۲۸ شوال سنه ۱۳۳۲\n\nحوادث خارجیه\nاجمال احوال\nخلاصه از اخبار بصره\nاحوال حاضرة حرب وقتال عمومی اوروپا را هر قدر که اجمال كنيم ، ومختصر و مجمل بسازیم نتیجه بر همین قرار میکرد که اما به این تاریخی که اجمال را مینویسیم — یعنی تا بتاريخ غرة ذی الحجه — هر چیزی که میشنویم فتح وفيروزي و غلبه را بطرف جرمنها میبینیم . اوستريا از حق صرب وما نتيكرو وروس بمعاونت متفق خود جرمن بخوبی میبرآیند . یعنی اوستريا وجر من متفقاك\n\nشماره ۵\nروس داخل شده جنگ در خانه روس مشتمل است . قطعه پولیند یعنی لهستان روسی که يك ملك بسیار بزرگ روس بود ، و شهرها و آبادیها بسیار دارد، و در اوائل یک مملکت آزاد و مستقلی بود و روسها در زمان حکومت امیر اطو ریچه ( قاترینا ) حريت و استقلال آنها را پامال کرده بتملك روس الحاق نموده بودند درینوقت مرکز حرکات عسکریه جرمن است . از طرف بحر بالتيك نیز در هر کاو و كام يك كشتی، دو کشتی جنگی روس را کشتیهای جنگی جرمن غرق میکنند يك بندر دو بندر شانرا نیز در زیر گلوله باری میگیرد. اما در وقت حاضر نقشه و پلان جرمن در طرف شرق — یعنی باروس وضعیت تدافعی را گرفته است . و بهمینقدر اکتفا میورزد که روس را نگذارد که از حد خود تجاوز نماید . مقصدش این است که اول کار بلژيك و فرانس وانكليز را انجام داده بعد از آن بخاطر جمعی تمام کار روس را بسازد . از سه دولت متفقه که در جهت غرب مقابل جرمن استاده بود یکی از آنها را که بلژيك باشد سراسر محو و منقرض گردانید شهرها و قلعه های بسیار مستحکم ، و آباد ، و توانگر آنرا مانند لیژ - بيك - . و روكل - برسلز - ، والومرس - انتورب و استاند، وغیره را یکی در پی دیگر ضبط وتسخير نموده پادشاه ودار الحکومت بلژيك بفرانس انتقال یافت. و در انجا قدر و اعتبار یاب که در ملک ایتالیاست باقی ماند . محرك واغوا کنندگان بلژيك دول متحده بود. بسیار افسوس است که هيچيك معاونت و مدکاری جدی و حقیقی به آن بیچاره نرسانیدند، و بمقابل جرمن تنها ماندندش .\nوالحاصل مقصد فرانس و انكليز درباره بلژيك همينقدر بود که او را تا بوقت حاضری خودشان قضیه نجات خود بسازند، و هم ساختند . در خاک فرانس پیشقدمیها المانها هم يك چيزيست معلوم . اگرچه اخبارهای متحدین یکان بار از ترقیهای خفیف خود شان گاهی در قلب و گاهی در میسره و میمنه دم میزنند . اما افسوس که این قلب و میمنه و میسره در جاها نیست که از صد تا صد و پنجاه میل فاصله بر گرد و نواح پاریس میباشد . جای اندیشه و حیرت این است که تا بحال یکان کامیابی و ترقی که هم میکردند ازین بود که همه اردوها و طوبخانه های دهشت احتوای جرمن برای محاربه های خاک فرانس فارغ نبود . زيرا يك قسمی از طوبخانه ها و عسکر شان در بلژيك مشغول بود . و چون حالا از انطرف فارغ شده همه قوای شان به اینطرف متوجه شود کار حریفان خیلی مشکل خواهد شد"}
{"book": "adl0616", "page": 920, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم شماره ۵\n\nمرور ذات اعلیحضرت پادشاهی از مواجههٔ صفوف عساکر ظفر اثر شاهانه"}
{"book": "adl0616", "page": 921, "text": "صفحه ۱۲\nسال چهارم\nشماره ۵\n\n﴿ دیگر منظره ﴾\nرسم مرور عساکر ظفر مآثر عند اردلی از پیشگاه حضور شاهانه\n۱ - ذات اعلیحضرت ۲ - معین السلطنه ۳ - سپه سالار"}
{"book": "adl0616", "page": 922, "text": "صفحه ۱۳ شماره ۵\nسال چهارم\n\nتاریخ حرب عمومی\nمابعد از شماره ٤\nخبرهاییکه از اخبارهای ترکی و عربی ترجمه شده\nدر ظرف سه عصر اخیر چند محاربه اوروپائیان کرده اند ؟\n\nجریده صباح مینویسد در بن سه عصر اخیر — یعنی از سنه ١٧١٨ تا به این سنهٔ ١٩١٤ يکهزار و هفتصد و دو جنك بوقوع آمده است . در از ترین این محاربه ها ، محاربهٔ دولت عثمانی با حکومت « ونديك » است که از سنهٔ ١٦٤٤ تا بسنهٔ ١٦٦٩ دوام نموده است . این محاربه نام پنجاه و پنجسال شعله افروز بوده است . کوتاه ترین شان محاربهٔ « شارل آلبرت » است که با اوستریا شده است . این محاربه تنها شش روز دوام ورزیده است ، در ظرف این سه عصر اخیر دولتی که بیشتر محاربه کرده است همانا دولت فرانس بوده است که هزار و هشتاد بار جنگ کرده است . درین هزار و هشتاد بار جنگهای خود نهصد و هشتاد چار بار مظفر شده ، و چار صد و نود و پنج بار مغلوب گردیده است . محاربه های فرانس در میان همه محاربه هائیکه درین سه صد سال بوقوع آمده، نسبت شصت و چار را بصد میگیرد . اوستریا در صدی چهل و هشت ، و انکالیز درصدی بیست ، و روس درصدی نوزده ، و المان درصدی هجده ، اسپانیا در صدی شانزده ، و ترکیه در صدی دوازده نسبت را بهمهٔ محاربه های سه صد ساله میگیرند . المان و انکليز در صدی شصت و پنج مظفر ، و در صدی چهل مغلوب شده اند . فرانس از سنهٔ ١٩٠٠ تابحال با پانزده دولت در تواریخ مختلفه جنگ کرده است . و تنها با اوستریا دو صد و شصت و دوبار جنگیده است . انکلیز یکصد و بیست بار از فرانس شکست یافته است ، و یکصد و پنجاه و پنج بار غالب شده است . فرانس در محاربه هائیکه با اسپانیا کرده یکصد و نوزده بار مظفر ، و چهل و پنج بار مغلوب شده است . حالا از وقائع حربیه دو نیم صد ساله صرفنظر کرده تنها بهمین نیم عصر اخیر یعنی در ظرف پنجاه سال چون نظر کنیم چارده محاربه می بینیم که سوقیات عسکریه آن از اورپا بوقوع آمده است : — اول محاربه که در سنهٔ ١٨٧٨ در مابین ترکیه و روس شده ، دوم محاربه که در سنهٔ ١٨٨٥ فرانس بر تونکین اجرا کرده است . سوم سوقیات عسکریه که در سنهٔ ١٨٩٥ فرانس بر ( مادانا شقار ) کرده ، چارم محاربهٔ فرانس با تونس که در سنهٔ ١٨٨١ بوقوع آمده است . پنجم محاربهٔ ترکیه و یونان که در سنهٔ ١٨٩٦ اجرا شده ، ششم محاربهٔ ایتالیا و حشبستان که در سنهٔ ١٨٩٧ بوقوع آمده است هفتم محاربهٔ اسپانیا و امر یکا که در سنهٔ ١٨٩٨ شده ، هشتم محاربهٔ انگلیز و ترانسوال است که در سنهٔ ١٨٩٩ بوقوع آمده است ، نهم محاربهٔ دولتهای اوروپاست که در سنهٔ ١٩٠٠ بر بوکسرها در چین سوقیات عسکری اجرا کرده اند . دهم محاربهٔ روس و ژاپانست که در سنهٔ ١٩٠٥ ولوله انداز اقطار جهان گردیده است یازدهم سوقیات عسکریهٔ فرانس است برفاس که در سنهٔ ١٩٠٨ اجرا شده ، دوازدهم سوقیات عسکریهٔ اسپانیاست برفاس که در سنهٔ ١٩٠٩ بوقوع آمده است . سیزدهم در سنهٔ ١٩١١ محاربهٔ ترکیه و ایتالیا ، و چاردهم در سنهٔ ١٩١٢ محاربهٔ بالقان ، و درین سنهٔ ١٩١٤ همین محاربهٔ مدهشهٔ عمومی اورپاست که سر همه محاربه ها را خاریده است.\n\nواتر لو\n١٨١٥ — ١٩١٤\nواقعهٔ عبرت نما کذا\nدر ٢٤ اگست در نزدیکیهای واترلو « نام موقعیکه در بلژيك است ، و از ( بروکسل ) یعنی — پرسلز — پایتخت بلژيك ١٨ کیلومتر بسوی جنوب واقع است در مابین رسالهٔ اوهلانهای المان و رساله های انگلیزيك محاربهٔ شدیدی بوقوع آمده رسالهٔ انگلیز برجعت مجبور شده است » اخبار صباح به این مناسبت چنین مینویسد : — « بعد از ٩٩ سال يك سکونت ، سر از نو شنیده شدن صدا های تفنك در « واترلو » از چنان واقعه ها نیست که انسانرا به تفکرات عجیب و غریبی می اندازد . پیش از ٩٩ سال در همین موقع واترلو المانها و انگلیزها دوش بدوش ایستاده با فرانسویها جنگ میکردند . حالا نکه درین وقت بعکس آن است . یعنی انگلیزها و فرانسویها دوش بدوش ایستاده با المانها می جنگند . نواسه ها و کواسه های جنرال « وه لینکتون » انگلیزی ، بانواسه ها و کواسه های جنرال « بلوخیر » المان بر خلاف نیه های خودشان بروی همدیگر تیغ میزنند . در سنهٔ ١٨١٥ « بروکسل — بروسلز — » و از طرف انگلیزها برای جنگ با فرانسویها استعمال حرکات گرفته شده بود . حالا که درین وقت المانها آنرا برای همان کار مقابل انگلیز و فرانس استعمال میکنند . در سنهٔ ١٨١٥ واترلو برای دفن شدن ادعای جهانگیری « ناپلیون بونا پارت » يك مزارستانی گردیده امید های تفوق و برتری دولت فرانس دران مدفون شد حالانکه درین سنهٔ ١٩١٤ برای امید های تفوق و برتری المان يك میدان امتحانی تشکیل داده امید های جهانگیری دیگران در آن دفن کرده میشود » .\n\nغوين، وبرسلاو کذا\nنام کشتیهای جنگی المان کجا بودند . و چسان به استانبول رسیدند ؟ هنگامیکه حرب آغاز نمود . این دو سفینهٔ حریه در پیشگاه « برندیزی » بودند . [ برندیزی در ملك ایتالیاست ] از انجا حرکت کرده به « مسینا » رفتند . [ مسینا هم در ملك ایتالیاست ] در ٤ ماه اگست بوقت شب . پناهنده که دشمن را بوی پر کنند از مسینا حرکت کرده بهسپار سواحل افریقا گردیدند ، و شهرهای « فلیپویل » و « بون » نام شهرهای فرانس را که در مستملکات"}
{"book": "adl0616", "page": 923, "text": "thought-- I'- I'm not sure what to do here. I need to transcribe the text from the provided image. The image contains a page from a book. The page has two columns of text in Arabic script. I need to transcribe the text as accurately as a human transcriber would, following the user'ax's instructions.\n\nHere's my process for transcribing this page:\n\n1.  **Identify the page number:** The page number is clearly visible at the top left corner of the right-hand page, which is page - ١٤ - of the document. The left-- page number is not visible.\n2.  **Identify the main text blocks:** There are two columns of text on each page. I will transcribe the right column first, then the left column.\n3- **Transcribe the right column first, from top to a decorative line, then the left column from top to the same line.**\n4- **Right column, first paragraph:**\nThe text starts with \"جزائر - الجرباء داشت بزیر گله باری گرفته خسارتهای بزرگی به آن رسان-یدند. در وقتیکه آن شهرها را بومباردمان یعنی گله بازی میکردند در بندرگاه شهرهای مذکور کشتیهای متعدد بار برداری فرانس برای حمل و نقل عساکر جزایر ایستاده بودند. غوین و پرسلا و بعد از انکه در شهرهای مذکور خسارتهای بزرگی رسانیدند بسرعت برق از نظر نهان شدند. در ۵ اگست این دو سفینه مذکوره باز به بندر مسینا آمدند که بعد از کمی کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز بندر مذک-وره را احاطه کردند، و راه فرار را برغوین و برسلا و گرفتند. و بسببی که کشتیهای جنگی دولتهای محارب در بندر گاه های دولتهای بیطرف در یکمدت بسیار کوتاه و محدودی ایستاده شده میتوانند از ارو غوین و برسلاو از مسینا برفتن مجبور شدند. آمیزال المان با دیگر افسران معیت خود به قونسولخانه خودشان که در مسینا بود رفته وصیتنامه ها و اشی-ای قیمتدار خودشا را با مکتو بهائیکه برای عایله های خود شان نوشته بودند به قونسل تسلیم کردند، و بوقت شام هر دو کشتی لنگر برداشته از بندر برامدند، هزارها مردم از اهالی زن و مرد شهر مسینا برساحل جمع آمده حرکات سفینه های حربه المان را تماشا میکردند در اثنای خروج موثیقه - باجه خانه - کشتی امیرال مارش الم-ان را ترنم میکرد و افسران و افراد کلاهای شان را بدست گرفته بر سطح کشتی به احترام ایستاده بودند. صداهای « هورا » های المان سه بار بکمال مهابت و ساحل عکس نمود. اهالی مسینا که بر ساحل بودند از بنقدر جرأت و جسارت عساکر بحریه المان که بچقدر خاطر جمعی و اعتدال دم بجنك ميرفتند اظهار حیرت میکردند. غوین و بر سلاو در روشنی مهتاب از بندر گاه برامدند. بعد از انکه از ساحل دور شدند در مسینا از طرف بحر صداهای شدید طوب شنیده شد و این صداهای غرش طوب، قدر بازده بیست دقیقه دوام كرده يك سكوت عمیق حاصل کردید. اهالی شهر چنان گمان کردند که کار غون و بر سلاو را کشتیهای متعدد فرانس و انگلیز تمام کرده خواهند بود. اما چون در بحر برآمده دیدند که تخته پارها و بعضی دکلها و شکست و ریختهای یک کشتی جنگی انگلیز بر روی بحر شناوری دارد، و از دیگر کشتیها اثری بمیدان نیست به تحقیق پیوست که غوین و بر سلا و صفهای کشتیهای دشمن را در انده و يک کشتی را هم غرق کرده گذاشته اند. بعد ازان به تحقیق پیوست که کشتی غرق شده انگليز، «ووريور» نام کرو و از ورزرهپوش بود. این کروو ازور پدرازی ١٤٦ متر ، و در ساعتی ۲۲ میل سرعت داشت، و باشش قطعه طوب ۲۳ سانتیمتری، و ٤ عدد طوب ۱۹ سانتیمتره یی و ۳ عدد طوب آتشفشان جابك انداز مجهز بود. مرتبات یعنی عسکر و عمله آن ۷۲۰ نفر است که از کرد و ازورهای بسیار بزرگ انگلیز شمرده میشد. اخبار « نویه فرایه پرسه » مینویسد که این حرکات غوين و برسلا و از حادثه های بسیار مهمی شمرده میشود، زیرا اولا شهرهای\"\n5- **Transcribe the left column, from top to the decorative line:**\n\"بون و فلیپوبل افریقای فرانسوی را که در زیر طوب گرفت لشکر های الجربای افریقایی فرانس را پیدل ساخت ، و هم فرانس را به این مجبور نمود که بسیار عسکر از انجا نکشد تا محافظه انجا ها را بتوانند. دیگر به اثبات رسیده که دسته کشتی جنگی فرانس پیکاره و غیره مکمل بود که در جلو گیری کلمه باری غوین و برسلا و چیزی کرده نتوانستند . دکر باین محاربه ثابت ساختند که اقتدار و مهارت ادارة بحرية المانها بوانكليز ها فایق میباشد. زیرا بعد از انکه از افریقا کشتیهای جنگی المان بر کنند دسته های کشتی انکلیز که در جزیره « مالتا » بودند آنها را عقب گیری کردند. و کشتیهای المان به سینا رفتند. از کشتیهای خودشان که در انجا داشتند زغال گرفتند. و در حالیکه راه را برانها گرفته بودند بچنان مهارت و استا کای از میان صفهای کشتهای دشمن برامدند که دشمن را نیز حیران ساختند .\"\n6- **Transcribe the decorative line:**\nThere is a decorative line separating the two main text blocks. I will represent it with a line of tildes.\n7- **Transcribe the right column, below the decorative line:**\n\"تاثير غوين ويرسلا ورملت عثمانيه\nجريدة ( الأقبال ) الغرا منطبعة بيروت مينويسد :\nدولت علیه عثمانیه از مدت سه سال است که به فداکاریها و جانفشانیهای بسیاری دو عدد کشتی جنگی دریدناوت را بکارخانه های کشتی سازی انگلستان سفارش کرده بود. و قیمت آنرا نیز داده و درین وقتها به اتمام رسیده افسران بحری خود شارا برای آوردن آنها به لندن فرستاده بودند ، نام یکی از آن کشتیها را ( رشادیه ) و دیگر آنرا ( سلطان عثمان ) نهاده بودند . وزن و مرد و توانگر وفقير و خورد و کلان ملت در اعانه خریداری این کشتیها از نقد و جنس شریک شده بودند، و به ورود آنها چنان منتظر بودند که روزه دار بهلال عبد باشد . دفعه خبر ضبط و غصب شدن آن دو کشتی از طرف دولت انگلیز مانند صاعقة برملت عثمانيه رسيده . وزن و مرد و فقير و توانكر ملت بحالت صاعقه زده در آمدند ، و شعله های آتش غیض و غضب در دلهای شان برافروخت . بر همه ملت عثمانیه ظاهر و آشکار کردید که دولت بریتانیای عظیما به این دو کشتی هیچ احتیاجی نداشت.\n................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................-\n8- **Transcribe the left column, below the decorative line:**\n\"ملت هنوز به این غم و اندوه عظیمه اشکریز حسرت بودند. که دفعة سر جليل ، ان مع العسر يسرا ، سرزده ظهور گردید خبر فرحت ارراضی شدن دولت آلمان بفروختن کشتیهای جنگی « غوین » و « برسلاو » که از درجه اول کشتیهای جنگی دنیا شمرده میشوند مانند يك الهام لاهوتی بر مسرنی واصل کردید .\"\n9- **Final check:** I will review the entire transcription against the image to ensure accuracy, including the page number, column separation, and the decorative line. The page number is \"١٤\" (14). The text is Persian. The layout is two columns. I will combine the text from the two columns into a single flow, separated by a line break, as per the instructions. I will also add the decorative line. The final output should be clean and follow all the specified rules.[Persian]\nصحیفه ١٤\nسال چهارم\nشماره ۵\n\nجزائر - الجرباء داشت بزیر گله باری گرفته خسارتهای بزرگی به آن رسانیدند. در وقتیکه آن شهرها را بومبار دمان یعنی کله بازی میکردند در بندرگاه شهرهای مذکور کشتیهای متعدد بار برداری فرانس برای حمل و نقل عساکر جزایر ایستاده بودند. غوین و برسلا و بعد از انکه در شهرهای مذکور خسارتهای بزرگی رسانیدند بسرعت برق از نظر نهان شدند. در ۵ اگست این دو سفینه مذکوره باز به بندر مسینا آمدند که بعد از کمی کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز بندر مذکوره را احاطه کردند، و راه فرار را برغوین و برسلا و گرفتند. و بسببی که کشتیهای جنگی دولتهای محارب در بندر گاه های دولتهای بیطرف در یکمدت بسیار کوتاه و محدودی ایستاده شده میتوانند از ارو غوین و برسلاو از مسینا برفتن مجبور شدند . آمیزال المان با دیگر افسران معیت خود به قونسولخانه خودشان که در مسینا بود رفته وصیتنامه ها و اشیای قیمتدار خودشا را با مکتو بهائیکه برای عایله های خود شان نوشته بودند به قونسل تسلیم کردند، و بوقت شام هر دو کشتی لنگر برداشته از بندر برامدند، هزارها مردم از اهالی زن و مرد شهر مسینا برساحل جمع آمده حرکات سفینه های حربه المان را تماشا میکردند در اثنای خروج موثیقه - باجه خانه - کشتی امیرال مارش المان را ترنم میکرد و افسران و افراد کلاهای شان را بدست گرفته بر سطح کشتی به احترام ایستاده بودند. صداهای « هورا » های المان سه بار بکمال مهابت و ساحل عکس نمود. اهالی مسینا که بر ساحل بودند از بنقدر جرأت و جسارت عساکر بحریه المان که بچقدر خاطر جمعی و اعتدال دم بجنك ميرفتند اظهار حیرت میکردند. غوین و بر سلاو در روشنی مهتاب از بندر گاه برامدند. بعد از انکه از ساحل دور شدند در مسینا از طرف بحر صداهای شدید طوب شنیده شد و این صداهای غرش طوب، قدر بازده بیست دقیقه دوام كرده يك سكوت عمیق حاصل کردید. اهالی شهر چنان کمان کردند که کار غون و بر سلاو را کشتیهای متعدد فرانس و انگلیز تمام کرده خواهند بود. اما چون در بحر برآمده دیدند که تخته پارها و بعضی دکلها و شکست و ریختهای یک کشتی جنگی انگلیز بر روی بحر شناوری دارد، و از دیگر کشتیها اثری بمیدان نیست به تحقیق پیوست که غوین و بر سلا و صفهای کشتیهای دشمن را در انده و يک کشتی را هم غرق کرده گذاشته اند. بعد ازان به تحقیق پیوست که کشتی غرق شده انگليز، «ووريور» نام کرو و از ورزرهپوش بود. این کروو ازور پدرازی ١٤٦ متر ، و در ساعتی ۲۲ میل سرعت داشت، و باشش قطعه طوب ۲۳ سانتیمتری، و ٤ عدد طوب ۱۹ سانتیمتره یی و ۳ عدد طوب آتشفشان جابك انداز مجهز بود. مرتبات یعنی عسکر و عمله آن ۷۲۰ نفر است که از کرد و ازورهای بسیار بزرگ انگلیز شمرده میشد. اخبار « نویه فرایه پرسه » مینویسد که این حرکات غوين و برسلا و از حادثه های بسیار مهمی شمرده میشود، زیرا اولا شهرهای\n\nبون و فلیپوبل افریقای فرانسوی را که در زیر طوب گرفت لشکر های الجربای افریقایی فرانس را پیدل ساخت ، و هم فرانس را به این مجبور نمود که بسیار عسکر از انجا نکشد تا محافظه انجا ها را بتوانند. دیگر به اثبات رسیده که دسته کشتی جنگی فرانس پیکاره و غیره مکمل بود که در جلو گیری کلمه باری غوین و برسلا و چیزی کرده نتوانستند . دکر باین محاربه ثابت ساختند که اقتدار و مهارت ادارة بحرية المانها بوانكليز ها فایق میباشد. زیرا بعد از انکه از افریقا کشتیهای جنگی المان بر کنند دسته های کشتی انکلیز که در جزیره « مالتا » بودند آنها را عقب گیری کردند. و کشتیهای المان به سینا رفتند. از کشتیهای خودشان که در انجا داشتند زغال گرفتند. و در حالیکه راه را برانها گرفته بودند بچنان مهارت و استا کای از میان صفهای کشتهای دشمن برامدند که دشمن را نیز حیران ساختند .\n\n~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~\n\nتاثير غوين ويرسلا ورملت عثمانيه\nجريدة ( الأقبال ) الغرا منطبعة بيروت مينويسد :\nدولت علیه عثمانیه از مدت سه سال است که به فداکاریها و جانفشانیهای بسیاری دو عدد کشتی جنگی دریدناوت را بکارخانه های کشتی سازی انگلستان سفارش کرده بود. و قیمت آنرا نیز داده و درین وقتها به اتمام رسیده افسران بحری خود شارا برای آوردن آنها به لندن فرستاده بودند ، نام یکی از آن کشتیها را ( رشادیه ) و دیگر آنرا ( سلطان عثمان ) نهاده بودند . وزن و مرد و توانگر وفقير و خورد و کلان ملت در اعانه خریداری این کشتیها از نقد و جنس شریک شده بودند، و به ورود آنها چنان منتظر بودند که روزه دار بهلال عبد باشد . دفعه خبر ضبط و غصب شدن آن دو کشتی از طرف دولت انگلیز مانند صاعقة برملت عثمانيه رسيده . وزن و مرد و فقير و توانكر ملت بحالت صاعقه زده در آمدند ، و شعله های آتش غیض و غضب در دلهای شان برافروخت . بر همه ملت عثمانیه ظاهر و آشکار کردید که دولت بریتانیای عظیما به این دو کشتی هیچ احتیاجی نداشت.\n................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................-\nملت هنوز به این غم و اندوه عظیمه اشکریز حسرت بودند. که دفعة سر جليل ، ان مع العسر يسرا ، سرزده ظهور گردید خبر فرحت ارراضی شدن دولت آلمان بفروختن کشتیهای جنگی « غوین » و « برسلاو » که از درجه اول کشتیهای جنگی دنیا شمرده میشوند مانند يك الهام لاهوتی بر مسرنی واصل کردید."}
{"book": "adl0616", "page": 924, "text": "حيده ١٥ سال چهارم شماره ٥\n\nبهیه روس که بخلاف همه انتظار ها ما را دچار یأس و حرمان میسازد وافق يلتيك اين دو دولت همجوار را تیره رنگ می نمایاند هم ایرانی حساس را مجبور می کند از اینکه تعمق نموده و برای آتیه ایران و ایرانیان فکری تازه اندیشیده و باین جواب ( بی نزا کتانه لن ترانی ) قانع نشده بل هم کی همدست و همفکر در صدد دادن یاد داشت ثانوی برامده و حیات پلتیکی و استقلال ملی خود را باین حرفها از دست ندهند . خاصه دريك چنين موقع مهم تاریخی که بواسطه شروع به جنگهای موعوده مغربی و اعتشاش شهرهای داخلی دولت مقتدر همسایه ما بخود مشغول واکر ایرانیان موقع استفاده را درک کنند باید حقوق مغصوبه چندین ساله دولت قاجاریه و صفویه را استنقاض و استرداد نموده و با وجود يك پادشاه جو ان صافي القلب پاک نژادی که بدون هیچ آلایش وری برای پیشرفت امور ملکی و جلب اقتدارات مسلوبه اسلامی و جذب قلوب اهالی ایران حاضر وبدون اتكاء و تمايل بهيج طرفی اجرای ترقیات مملکت را ساعی و جاهد است وقت را غنیمت شمرده و دقیقه را از دست ندهند بعقیده قاصر ما برای پیشرفت این مقصد مهم و استفاده از چنین موقع تاریخی بدوا وجود کار کرانی لازم است که با کمال صمیمیت و پاکی نیت و ایران دوستی و وطن خواهی از شهوات نفسانی و عواید شخصی صرف نظر نموده پروانه وار خویشتن را بانش عشق ایرانیت بزنند و بسوزند تا بوصال معشوقه مقصود برسند\n\nايضاً\n\nاز اخبار مذکور\nتبریکات تاجگذاری\nاز با یعالی — اعلیحضرت امیر اطوری شاها بران بانهایت شغف موقع سعید تاجگذاری ان اعلیحضرت را مغتنم شمرده تبريكات صادقانه خود را اظهار و ادعیه خویش را برای سعادت ان ذات عالى وشوكت سلطنت ایشان تقدیم میدارم و در این موقع از ان اعلیحضرت خوا هشمندم مراتب دوستی صادقانه و صمیمانه مراقبول نمایند ( محمد خامس )\n\nاز طهران — اعلیحضرت امیر اطوری سلطان از تمنیات و تبريكات جميله که اعليحضرت امپراطوری اطفا در موقع تاجگذاری من اظهار داشته اند نهایت امتنان را حاصل نموده قلبا تشکر مینمایم و از طرف خود ادعیه صمیمانه خویش را برای سعادت ذات عالی و شوکت مملکت امیر اطوری ایشان تقدیم میدارم در موقعیکه تمام امور مملکت را در دست میگیرم اولین سعی و اهتمام من این خواهد بود که در حفظ و نشید بهترین روابط و دادپه دیرینه این ملتين اسلام که انهمه روابط معنويه ومنافع حياتيه ان دورا بیکدیگر متصل مینماید کار کنم ( سلطان احمد شاه قاجار )\n\nو هنوز کمی نگذشته بود که معامله رسمیه بیع و شرای آن اتمام یافته و خوین، را « سلطان سلیم اول » و « برسلاو » راه « مدالی » نام نهادند . به اینصورت زخم بسیار کاری که انگلیزها برجکر گاه منت عثمانی زده بودند ، المانها بمرهم مدد کاری خود شان مدوات نمودند .\n...................................................................................................................................\nاگر بگویند که المان بفروختن این دو کشتی از این سبب راضی شد که آنها را از دست کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز رهایی دهد این عذر مقبول شمرده نمیشود . چرا که همین دو کشتی المان بود که در میان صفوف کشتهای جنگی فرانس درآمده شهرهای ، بون ، وه فيليب قيل ، الجريا دا کله باری نمود و باز همین کشتیهای بود که از مسینا صفهای کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز را پاره کرده و يك كشتي انكليز را غرق کرده همچون برقی در گذشت . و اگر میخواست که به استانبول نباید میتوانست که بقوت و سرعت و کمالات خود خورا بهرصورت که باشد رهایی بدهند مثلا میتوانست که به بحر ادرياتيك كه قریب مسینا بود در آمده با دسته های کشتی اوستریا که متفقش بود منظم شود . لهذا گفته میشود که این نبود مكريك نيكویی و خوبی بسیار دوستانه که المانها بما نشانداد . این خوبی و نیکویی شانرا تا ابد عثمانیان، فراموش نخواهند کرد .\n\nدر جمعه گذشته قدر تحصد نفر خانمهای استانبول که همه زر و زیور خودشان را برای اعانه خریداری « رشادیه » وه « سلطان عثمان » داده بودند . از بسیاری قهر و حسرتی که در دلهای شان بسبب ضبط شدن آنها از طرف حکومت انکلیز پیدا شده بود با هم اتفاق و جمع آوری کرده سر راست بسفارتخانه انكليز رفتند . و بشدت تمام بر دولت انکالیز پروتست و احتجاج کردند . ترجمان سفارت در پیش روی آنها برآمده بزبان ملایم عذرهای لنک بیان کرده ، امالانها آن عذر ها را جوابهای معقول داده و قبول نکرده بقهر و غضب تمام از سفارتخانه برامدند و از انجا سرد است بسفارتخانه المان رفته در بالحجة سفارتخانه جمع شدند « زنده باد ، فیروز باد دولت المان ! » گفته فریاد براوردند ، عبال سفیر در پیش روی آنها به استقبال برامد . خانها شکر گذاری دولت المان را بیان کردند و اشکریز حسر تشد عبال سفیر با آنها اشکریز شد . و تسلیها و نوازشها ابراز فرمود . حقیقتاً که این منظره خیلی مؤثريك منظره بود .\n\nحوادث مختابه\n\nموقع استفاده را از دست نباید داد.\n\nنقل از اخبار ( ارشاد ) منطبعهٔ طهران مورخهٔ ۱۲ رمضان\n\nوصول جواب یاد داشت دولت علیه ایران از طرف دولت"}
{"book": "adl0616", "page": 925, "text": "صحیفه ١٦ سال چهارم شارة ٥\n\nدر تهنیت عید سعید اضحی\nکلام شاعر خوش مقال شير احمد خان مخلص تخاص\nروز عید سعید قربان است دل حجاج نيك شادان است\nحاجیانند مشتغل بطواف طوف ایشان به بیت رحمان است\nما بدار الخلافة كابل که در و منظل سبحان است\nبادای نماز مشغولیم ظل سبحان امام مایان است\nگرچه دوریم زانتقام شريف ليك اينهم ولطف یزدان است\nکا مشرف بخدمت شاهیم گوشریف جميع شاهان است\nدین اسلام را حمایت از وست مو متاثر انجسم چون جان است\nمقتدای همه مسلمانان خبر و جمله اهل ایمان است\nذات پاکش در جهان امروز ملک اسلام را نگهبان است\nروشن از یمن اوست شرع بی ملت از وی جو مهر تابان است\nمریکا مومنی است در همه دهر داعی عمرش از دل و جان است\nلقب او سراج ملت و دین میوه باغ عبد رحمن است\nاسم خاصش بود حبيب الله شده محبوب نوع انسان است\nعزت و اقتدار و شوکت او چون دم تیغ او نمایان است\nدل کفار از مهابت او دایما همچو بید لرزان است\nنام افغان که رفته در عالم او شهنشاه جمله افغان است\nشرد تیغ او بجان حسود بی تکلف چو برق سوزان است\nگرچه شاهان ملک اسلامی هم سلاطین روم و ایران است\nليك از اختیار بیرون اند حکم ایشان بدست ارکان است\nالله الحمد كاين شه اسلام خویش مختار و صاحب شان است\nهمه ارکان دولتش جو غلام سر نهاده بخط فرمان است\nبی حکم خدا و امر رسول حکم او در نفاذ و جریان است\nانتظام امور سلطنتش جاری از حکم شرع و قرآن است\nخاص و عام و رعیت یکسر بسته با او بعهد و پیمان است\nهمه قومش ز راه صدق و خلوص جانفشان در حضور سلطان است\nدست جود و کف سخاوت او ابر نیسان و بحر عمان است\nبا سپاه و رعیتش دایم شیوه لطف و طرز احسان است\nیارب این عید را همایون کن بوجودیکه ظل سبحان است\nشب او قدر باد روزش عید ثانی زعید قربان است\nروز و شب با کمال صدق و نیاز ورد مخلص دعای سلطان است\n\nاین نه اخبار که آینه دیدار جهان این نه اخبار که گنجینه اسرار است این\nشير مرغش بدکان باشد و جان آدم چه گران مایه متاع و چه دکاندار است این\nشد شکر آب ازین خجلت و طوطی است خموش که چسان منطق شیرین شکر بار است این\nبیخبر زین ادب آموز نباید بودن که زهر چیز که برسد خبردار است این\nکند این ماه جهان گرد بهر ماه دوبار سیر آفاق جهان کوکب سیار است این\nکامل از عمر گرامی درش امسال سه سال در چهارم سنه عمر برفتار است این\nبعد یکسال شدی شعر سرا ( مستغنی ) شادم از کم سختیهای نو بسیار است این\n\nخلاصه آخر ترین خبرها از اخبار های اردو\n— دولت عثمانی با دول متحده فرانس، روس، بريتانيا اعلان حرب نموده از یکطرف کشتیهای جنگی شان سواحل بحر سیاه روس را گلوله باری میکنند، و از دیگر طرف از راه عقبه و سویس بر مصر حاضری هجوم را دارد. دولت بهیۀ بريتانيا ازین حرکت دولت علیه عثمانیه بسیار افسوس میکند. و مسلمانان هندستان را تسلی میدهد که بر اماکن مقدسه اسلامی تجاوز نخواهد کرد.\n— کشتیهای جنگی دول متحده دره دانیال را زیر طوپ گرفتند ولی از طرفین هیچ ضایعاتی بوقوع نیامد.\n— کر و وازورهای عثمانی چند عدد کشتیهای جنگی و تجارتی روس را در بحر سیاه غرق، و بندر گاههای اودیسه، و فیودوسیه و باطوم را در زیر گلوله باری گرفتند.\n— در رزمگاه های مشرقی و مغربی در بین جرمن و روس و فرانس و بريتانيا دایره حرب شدن دارد. خبرهائیکه از منابع دول متحده است از ترقیات خود و پسپائی غنیم خود، از جهت مقابل بعکس آن نشر و اشاعه میشود.\n— دولت ژاپان سينگتاو نام قلعه جرمنی را که در چین است فتح نموده است.\n— جهاز ایمدن يك كشتى جنگى روس و يك كشتى جنگی فرانس را در سواحل چین باز غرق نموده. تجارت هند و دریاها از کارستانهای ایمدن در خطر و بی امنیتی است.\n\nتقریظ دلپذیر شاعر شهیر\nجناب مستغنی\nنوبهار آمده پر گل همه گلزار است این باز از معنی رنگین شده اخبار است این\nاین چه اخبار دلآویزو چه الفاظ متين این چه مضمون شکر ریز و چه گفتار است این\nچه چراغیست درخشنده سراج الاخبار که چو خورشید زهر شهر نمودار است این\n\nدر چاپخانه حروف دارالسلطنة كابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 926, "text": "اعلا\n\noooooooooooooooooooooo\no سیاحت بر دورا دور کره زمین o\noooooooooooooooooooooo\n\nچقدر فایده ها و شیرینها دارد ! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\n\n❧ به هشتاد روز ❧\n\nاجرا شود: آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه رای خریداری کتاب ( سیاحت پر دو را دور کره زمین ) بهشتاد روز بقدر دو روپیه کابلی یک مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را کوبابا ( فلياس فوگ ) سياح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد، و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند .\n\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای بس مشهور آفاقست، از فرانسوی به ترکی و از ترکی فارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول تفریحی بلکه در ناول ضمن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد .\n\nاعلان\n\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانیم، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از مزهٔ آن سخن را بچشند، و از هر چمن شمهء بویند. در مطبعهٔ عنایت بزیور طبع آراسته کرده، قیمت ۲ روپیه ❧\n\nاعلان\n\nسياحت در جو هوا\n\nيك ناول فی نفسه بسيار عجیب و غریست که در مطبعهٔ عنایت زیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتبخانهٔ مطبعهٔ عنایت ) را تشکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی فنی شهره آفاقست از زبان ترکی فارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی فروش میرسد .\n\nاین همه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارک و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر یک قیمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد . کتابهای مذکور در نفس مطبعهٔ عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعهٔ موصوفه نیز خریداری میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 927, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین گرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده حمیت خود قبول نمود . مشترکین کرام دارالسلطنه خود را بتشهیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فرداً فرداً بواسطه آدمهای داکخانه بخود شان میرسد .\n\nاعلان\nالمصور روضه\n( از آثار مطبوعه جدیده مطبعة عنايت )\nاین کتاب اخلاقی، دینی، ادبی، یک اثرست کم از احادیث شریفه و فقرات مفیده اخلاقیه مانند يك كنجينه جواهری میباشد و در اینروزها زینت بخش عالم مطبوعات گردیده است در نفس مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خانی سر مرتب و در بازار ارک از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی بقیمت دو روپیه کابلی هر کسی خریده میتواند .\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰۰ فرسخ .\nسیاحت در زیر بحر\nدر حالیکه دو کر در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود . آیا بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر آن چنان ممکن خواهد شد ؟ هم گاه درین باب شبهه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب ( ۲۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر ) سهل انگاری نکرده قیمت چهار روپیه کابلی یا ده افغانی از نفس مطبعه عنایت ، یا از دکان باز محمد از بازار ارك ، یا از دکان غلام محمد از بازار متصل مدرسه شاهی زودی خریداری کنید ، و بخوبی بخوانید ، و تصاویر آراسته آنرا بدقت تماشا کنید تا بر شما قاطعاً ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور و مرده ممکن ، و غیر ممکن است"}
{"book": "adl0616", "page": 928, "text": "سراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره ٦\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخليه\nاهتدا - مرقومه از دایرنکی - حسن مآل وطن عزیز ما افغانستان - مکتوب در کیفیت عدل و انصاف در قندهار -\n\nادبيات\n(مکتوب و اشعار) - خطابه منظومه افغانی - تقریظ - ایضاً تقریظ -\n\nحوادث خارجيه\nمکتوب از اوسترالیا - ایضاً مکتوب - داخل شدن دولت علیه عثمانیه بمحاربه - شمولیت دولت عثمانی در جنگ - کلوله بازی پردره دانیال - وقت قربانی بولشارک داک وکیل انگریزی و جواب آن - سراج الاخبار افغانیه - زمیندار و سول ابتد ملتري کرت - از خبرهای مبالغه آمیز پرهیز باید کرد - خبر رسانی مابین لندن و هندوستان - شرایط مصالحه مابین روس و بیانات امپراطور المان - کلوله بازی من بیطرفان و دولتهای اوروپائی - عقب نشینی روسها از سرحدات عثمان - خاتمه یافتن آخرین خبرها - اخبارها و حکومت هند - بی لحاظی روسها به بیطرفی دولت علیه ایران و روس - وکسکمود - تجاره بحری - سواحل -\n\nبرای خاطر دیدن عسکری فرود آمدن اعلیحضرت پادشاهی از نصرالله مورش - از مناظره پادشاهی با عساکر لشکری - مراجعت اعلیحضرت همایونی ما از چقچر - نطق اعلیحضرت همایونی به انواع و ملاحظه عسکری - عودت اعلیحضرت همایونی از چمن حضوری پائین باغ -"}
{"book": "adl0616", "page": 929, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچهٔ ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ ) و ( ادیدرفن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست . ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\nولایت داخل افغانستان | دارالسلطنه\nسالیانه | چارده روپیه کابل | قیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی\nششماهه | هشت روپیه کابل | قیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جاییکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول میشود\nيك طلای پوند انکلیزی یازده روپیه کلدار است . . از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد آوری\nبر همهٔ کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستيد . هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از يكبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری چهار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 930, "text": "صحنه (۱) سال چهارم شماره (٦)\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطة كابل ۸ روبیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nالغرامات ذاك ١٤ روبیه کالی\nدر خارج مملکت\nبا الخراجات دانه ۱۰ روپیه انگلیزی\nبر بازده روز یکبار نشر میشود.\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکمبانی است.\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير وسن بحجة\nمحمود طرزی\nاداره الريحان و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاريخ بكم محرم سنه ۱۳۲۳\nتاریخ انگریزی ۲۰ نومبر\nتاریخ شمسی ۲۸ عقرب ۱۲۹۳\n\nحوادث داخلية\n\nعطر سنك ولد آيه سنك زركر قوم است که اسم ثانی او غلام محمد\nگذاشته شده العام نقدی و جنسی او\nنقدی ٦٠٠ روبيه\nجنی چونه ۷ متقاله يك تون\nکلاه قرص زرى يك طاقه للكي\nزری می و مجروبيه كي يك تخته\n\nمورخه چهار شنبه ۸ ماه ذي الحجة الحرام\nاز کوتوالى دار السلطنة کابل )\nمینویسند\n\nاهتدا\nعالیجاه أخوى محبت بنيان محمود بيك خان مدير و سر محرر سراج الاخبار مبارکه را حفظ الله تعالى از انجا که پرتو نور دین متین حضرت سید المرسلین عالمتاب است و بهر نره که شاید چون کمبازر میسازد الحمد لله والمنه درین اوان سعادت اقتران پرتو نور عالم افروز پر عقل و هوش دو نفر ذكور و يك نفر انات جزو حاشيه طابقه اهل هنود رسیده و از دین باطله خود بیزار و دین مبین حضرت خاتم النبيين صلى الله عليه وسلم را قبولدار گردیده و بتاريخ ٤ ماه حال که از طرف عالیجاه جناب صاحی ام محمد سرورخان نائب الحکومه محضور جناب شهزاده والاخاء معين السلطنه صاحب مشرف و به دار النصرت هرات تجهته محافظت راه که بهمرای شان مقرر کرد. خلعت و انعام مقرره جزو حاشیه سر افراز گردیدند این نقره را بود در علاقه محال دایزنگی واپس رسیدند و شکر این نعمت عطها باعث مسرت و خورسندی برادران دین خود لازم دانسته مرقوم را بجا آوردیم که زهی سعادت این رعایای که همیشه بسایه هم پایه نمودیم که انشاء الله درج سر الاخبار مبارکه میکنید باقی بعزت باشید حضرت ظل الله اسوده حال بوده و میباشیم خداوند عالم وتحق حضرت رسول اکرم و آن و انتخاب کنار آن حضرت که وجودی حضرت فیله عالم را از آقات ارضی و سیاوی در حفظ و آمان خود نگه دارد بحق نون والصاد .\n\nميان را دو نامه که دیوان کاور\nعمله محمد نام پسر جهان\nستك که ثاني اسم مذکوره اسلام\nالدین نامه گذاشته شده قوم سك\nانعام نقدی و جنسی او\nانعام نقدی دارد\n\n( از دایزنکی مینویسند )\nموازی شش صدخانه از علاقه محال دارنگی که در زمان سابق قرار شده طرف مشهد مقدس رفته بودند در تاریخ ۲۹ ماه رمضان المبارك همان شش صد خانه که عبارت از یکهزار و یکصد و نودوشش نفر د کوروانات نفوس شان میشود از عدالتیرور می همایونی اعلی حضرت بادشاه مسلمين سراج الله والدين بواسطه دو بهره سوار رساله حال که از طرف عالیجاه جناب صاحی ام محمد سرورخان نائب الحکومه دار النصرت هرات تجهته محافظت راه که بهمرای شان مقرر کرد. بود در علاقه محال دایزنگی واپس رسیدند و شکر این نعمت عطها را بجا آوردیم که زهی سعادت این رعایای که همیشه بسایه هم پایه حضرت ظل الله اسوده حال بوده و میباشیم خداوند عالم وتحق حضرت رسول اکرم و آن و انتخاب کنار آن حضرت که وجودی حضرت فیله عالم را از آقات ارضی و سیاوی در حفظ و آمان خود نگه دارد بحق نون والصاد .\n\nنقدی ۳۰۰ روپیه جدی ندارد\nنقدی ٤٠٠ روپیه جنسی\nچونه ٥ مثقاله يك نوب لنسکی\nبیست و پنج روپیه کی یک تخته\nکلاه فرس زری یک طاقه\n\nحسن مآل وطن عزیز ما افغانستان و با نتیجه آنیه آمال برادران\nوطن پرست نجیب ما افغانیان\nمدیر روشن ضمير و ناصح ذی شرف سعادت تخمير\nروز دو شنبه ۲۹ شهر شوال تموجب دستوریکه از حضور\nشهزاده جوان جوانبخت جناب معين السلطانه صاحب باحضار"}
{"book": "adl0616", "page": 931, "text": "صحیفه ۲ سال چهارم شمار ٦٠\n\nقاضي القضاة صاحب واهالى محكمة شرعيه و علمای میزان التحقيق و چندی از ثقات علمای دارالسلطنه شده بود در عمارت خاص که اقامت گاه عالی شان است حضرت علما جمع و بعمل ۱۱ بجه روز که تعین پروگرام باریان بود بحضورشان مشرف گردیده پس از تعقدات موفوره با جناب قاضي القضاء صاحب وسائرين اذن جلوس فرمودند - موضوع این ارادة سامى شان تحقیق مسئله شرعیه بود که بواسطه اختلاف روایات و تشتت آرا و تباين افکار علما در پرده قيل وقال ملفوف کردیده در تعویق افتاده بود - پس از تدقیق مسائل و تفریق حق از باطل بزبانیکه شرحش در بیان نکنجد و بیانیکه توصیفش را زبان بر نسنجد روی سخن را بطرف علما معطوف فرموده بكلمات حق سباط ذيل انجنين رطب اللسان کردیدند .\n\nو همکنان مبرهن است که من کاهی از امر کتاب الهی تجاوز ندارم و بر تغیر حکم خداوندی در هیچ محل از هیچکس بقدر سر موئی روادار نیستم پس اگر علم من برسد که فلان اندکی از جاده حق انحراف ورزیده است از مجازات و کیفر آن نیز خودداری نمی توانم اینهم پوشیده نیست که من ذاتاً علما را دوست میدارم بنا بر روابط دینی که نسبت به شخصی شان پس بر شما نیز لازم است و ضرور که همه وقت از اظهار کله حق تجاوز نکنید چون دین ماوشما یکی است و حکم یکی نکته لطيفه حق را دست خوش هواجس نفسانی خود نموده عرض شخصی خودها را ایران ترجیح بدهید اغراض شخصی انسا را رسوا میکنند و بفضیحت خلق و سیاست پادشاه که خادم شرع و حافظ حدود آنست مبتلا میسازد از سوء این افعال می شومه خود غرضی و جهالت و تكامل و تنبلی اهالی اسلام است که از اوج ترقی و عزت تخصیص پستی و ذلت افتاده از پیشرفت شرف و افتخار خود رجع قهقری نمودند . بصفحه تاریخ که آینه رو نما و شاهد خالی از کذب و ریاست اگر نظر بدارید خواهید دید که قرون ماضیه پایگاه شما در عزت و وقار و تمدن شما با یکجهان شوکت و افتخار در چه پایه ترقی بوده است . ووضع فلاکت اشتمال کنونی شما در چه پیمانه تدنى في الجمله از بدو جلوس جد امجدم اعلیحضرت خلد مكين ضياء الملت والدين انار الله برهانه که اولین دورۀ مجد و افتخار و خلاصی دوباره سیاست از اسارت کفار تا زمان انقراض حیات شان همچنان سعی در بهبود حال و ترقی مال شما شده است و از اوائل جلوس اعلیحضرت قبله معظمم تا حال چه غمخواری پدرانه است که از ذات شاهانه شان بحال ملت مروی نمیشود . وجه جهد طاقت براندازانه است که از شخص خودشان بصرف دقت و دماغ در راه ترقی دولت در نظر خودی و بيكانه صرف نمیکردد که از یکی از جمله نتائج انهمه کوشش مدرسه مبار که حبیبیه است . در بدایت تشکیل این دار التعليم جلیل چه نا گفتنیها بود که زبان جهل نمیسرود و چه ناشنیدنیها بود که سامعه عقل نمی شنود . فله الحمد در حاضر زمان پیشرفت آرا همه شما بر دروه توقی می بینید که یکصد نفر از طلاب ساعی او و موصول با کمال است . پس از صمیم قلب شما را بکوشش سفارش میکنم و باز میگویم بدل و جان و مال کوشش کنید کوشش کنید کوشش شما منوط است بر اتفاق و بیزاری از نفاق و آنصورت نمی پذیرد جز بحسن اخلاق پس میگویم بدست یاری حسن خلق و قربان نفاق عروس خوش سیمای اتفاق را در کنار آرید تا از ثمره کوشش بهره حاصل کنید فقط\n\nسخن عالی شان درین محل انتهی پذیرفته یکجوش و تاثیری در حاضرین مشهود بود و بنده نگارنده که از سماع این کلمات حکمت سیاست همه تن وجدانم در وجد ! و ظاهرم خوش و خون بعروقم در جوش و سر حواسم در زمین حسن مآل افغانستان ! و زبانم بشكر خالق انس و جان رطب اللسان عجيب كيفيتي و غريب حالتی با من دست و گریبان بود ! بلی چرا نباشد در حالی که صفحه تاریخ برای ما اخلاق و اطوار جوانی های یک جهان شهزاده های زمانه گذشته را بايك دنيا غفلت و مستی ووو ...... نشان میدهد و شهزاده جوان جوانبخت خود را که ریعان شبابشانرا اولین فصل بهار و ایام جن عمر گرامی شان را نیکو ترین زمان از هر ارادت در طهارت عفت بیدار مغزی عدالت پروری سلطنت کمتری با بخت جوان و رای پیر قدم بر قدم قبله اكرم و جد اعظم خود نهاده آنی غفلت نمی ورزند محل اهتزاز طبیعت و جای هزاران شکر است بلی چنان بود پدری اش چنین بود فرزند چنان بود عرضی اش چنین بود جوهر اش چنین ( امضا ملا عبد الشكور قائم مقام ابن قاضي القضاة )\n\nمکتوب\n( در کیفیت روز عید سعید )\nدر قندهار\n\nروز شنبه ۱۰ ذی حجه الحرام كه روز فیروز عید سعید میامن به دايمی بود بساعت ۷ صبح برآمدم، عیدگاه قندهار از شهر بیرون بطرف شمال واقع است و مردم از دروازه شمالی شهر که آنرا ( دروازه عیدگاه ) می گویند برآمده و بر سرک راست رفته بعیدگاه میرسند . منکه برآمدم دیدم که مردم شهر برلب سرك مذكور دو طرفه انتظار کنان ایستاده اند من هم در ان حدود توقف نمودم بعد از (۲۰) دقیقه صداهای موزیکه های عسکری هوش و حواس و نگاهم را بطرف خود جلب نمود بعد چند لمحه هیئت سراسر هیئت عسکر از دور معلوم شد . آهسته آهسته عساکر فیروزی ما تر که بدریشی های ملون ملبس بودند از پیش رویم گذشتند سر افسر با اقتدار اردوی قندهار جناب برکة عبد الوكيل خان بر اسب سوار بوده جمعیت عساکر میآمد . بلباس رسمی و کلاه بردار ملبس بود . .\nبعد ازان مردم رعایا در عیدگاه درآمده و جناب جلالت مآب"}
{"book": "adl0616", "page": 932, "text": "حصه ۳ سال چهارم شماره ٦\n\nنایب الحکومه صاحب تشریف آورده نماز خوانده شد پس از ادای صلوة عيد سعید نفری نظامی بر جای معین بیرون عيد گاه صف آرای احترام بودند تمام مردم شهر هم به تماشای عساکر در نجا جمع شده بودند. جناب مستطاب نایب الحکومه صاحب در صحن عيد كاه مع ديگر خوانين ملكی ایستاده بودند و فرمان مهر لمعان همایونی که برای تبريك عید رعايا عن صدور یافته بود از طرف نایب الحکومه صاحب خوانده شده بعد از ان از عیدگاه برآمده نایب الحكومة صاحب بوعساكر تشریف آوردند و از طرف قوماندان و همه عساکر بقرار سررشته مقرره مورد سلامی گردیدند و باز باتفاق قوماندان مذکور برتوب خانه ها و كندكها وسپور و خاصه داران نظامی و سفرمینا کردش و احوال پرسی و مبارکباد عید نمودند و پس از ان جناب نايب الحكومة صاحب يك فرمان مهر لمعان را که قوماندان مذکور برای قرائت بایشان داد و از طرف قرين الشرف اعلیحضرت همایونی اسمی برگد و سایر عساکر شرف صدور ارزانی فرموده بود با و از بلند خواندند که مضمون آن تبريك عيد سعيد اضحی بود بعساکر و افسران آنها باختتام این فرمان حیا توسان از عسکر تا افسر سرهای خود را برهنه کرده بعد عجز و نیاز طول عمر پادشاه خيرخواه و بقای سلطنت شانرا از درگاه خداوندی مسئلت نمودند. بعد ازان سلامی اعلیحضرت والا را به فیر سى ويك ضرب توب وباجه بجا آوردند و بعد از ان عساکر به طرح ( چلور سی ) از حضور نايب الحكومة صاحب گذشته مرخص شدند جناب نایب الحکومه صاحب از حسن انتظام و تكميل نفری نظام از نزد برکه و قوماندان صاحب مذکور نهایت خورسند و رضامند شده بالاتفاق رو بشهر آوردند اولاً جمعیت منصبداران نظامی و خوانین ملکی زیارت خرقه مباركه مشرف گردیده و باز بسلامخانه عام رفته و پس از اکل اطعمه و اشربه مقرره منصبداران ملکی و نظامی در وسط سلامخانه مذكور صف بسته ثانياً سلامی اعلیحضرت همایونی را بجا آورده مرخص کردیدند\nامضا\nع ٠ ه\n\nادبيات\nحضرت مدير کامل فاضل زاد اشفاقه و دام بركاته — گرچه دوریم از بساط قرب همت دور نیست بنده شاه شما ثم وثنا خوان شما فقیر ندیم هر چند از رهگذر كم سعادتی خود از شرافت صحبت كثير المنفعت صوری محروم است — اما الحمد لله تعالی از فوائد روحانی انجناب که امروز عالمی از ان متلذذ فيوضات میباشند سرشار عوائد فوائد کردیده و میگردد — و سلامتی ذات با برکات را از ایزد متعال درخواست مینماید—\n\nالمعروض - پینی چند از قلم عاجزانه ندیم صداقت شمیم سرزده خدمت فرستادم - هر گاه لازم دانند داخل جریده فریده اخبار مبارک گردانند باقی بمزت دارین و سر افرازی کوئین شامل باشند\nعريضة داعي مخلص عبد الغفور نديم\nتحرير في يوم يكشنبه ۱۳ ذی قعده سنه ۱۳۳۲\n\nچیست مردی و مروت حب کشور داشتن کینه و بغض برادر را زدل بر داشتن\nبا همه يك روى و یکدل زیستن آینه سان خوب و زشت خویش را با هم برابر داشتن\nبردن از آینه دل سر بسر زنكار كين وز کدورت خاطر خود را منور داشتن\nاتفاق و اتحاد آئین اسلام است و بس کفر باشد چشم ای مطلب زکافر داشتن\nراست کویم راستی بر مؤمنان لازم تر است زانکه زیب تیغ بران است جوهر داشتن\nنیست فرق مردم و حيوان بجز تهذيب خلق بایدت این نکته را از بنده باور داشتن\nآدمیت کو مراد از خوردن و خوابیدن است چشم این معنی توان از گاو و از خر داشتن\nمعنى انسان زلفظ انس پیدا گشته است هر کرا لازم بود این نکته از بر داشتن\nانس با همجنس خود لطف و مدارا کردن است نی که او را در نظر خوار و محقر داشتن\nداشتن پیوسته در دل پاس هم آئین خویش حفظ ناموس وفا از هر چه بهتر داشتن\nکوه رخشنده اسلام را چند از نفاق تیره روی و گرد آلود و مغبر داشتن\nچند خورشید جهان افروز دین بالا را بهر نفس شوم خود از دره کمتر داشتن\nچند در صورت مردم چون ملك كردن سلوك در حقیقت وانگهی از دیو رهبر داشتن\nظاهر ا خود را مسلمان خواندن از دستار و ریش وانگهی در باطن خود خوی کافر داشتن\nچند در دل بیخبر بودن ز احکام خدای بر زبان آیات حق را وانگه از بر داشتن\nچند از تکریم روح پاك بودن بیخبر رتبۀ نفس دنی را زو فراتر داشتن\nتا بکی دادن قماش دين شيطان لعين شمع روشن را چرا در راه صر صر داشتن\nچند کردن با وطن دعوای مهر مادری خون او را وانگهی چون شیر مادر داشتن"}
{"book": "adl0616", "page": 933, "text": "سال چهارم\n\nصفحه ٤\nاز برای خدمت دین چند بر بستن کمر\nچشم خود را وانگهی برسیم و برزر داشتن\nای مسلمان معنی اسلام میدانی که چیست\nعادت عمر کردن خوی حیدر داشتن\nاز دل و جان محو احکام خداوندی شدن\nپاس دین احمد و شرع پیمبر داشتن\nیکقلم آزاد کردیدن زبند نفس خویش\nخویشتن را والهٔ دین مطهر داشتن\nنماند اعتبار يثرب و بطحا بجای\nعزت محراب کردن قدر منبر داشتن\nکشتن اول جملکی با خویشتن همداستان\nنکته حب الوطن را ازی کر خوانده\nپاس او را بر تو میشاید سراسر داشتن\nخود چه حاجت تا بگویم زان وطن مطلب چه بود\nنیست تنها احتیاج خانه و در داشتن\nآن وطن اول ولای دین اسلام است و پس\nخویش را یعنی مطیع شرع انور داشتن\nباز مهر هر مسلمان را بحکم اتفاق\nدر دل خود روز و شب همچون برادر داشتن\nدشمن دین را ز دل پنداشتن خوار و ذلیل\nکافران را در نظر پیوسته احقر داشتن\nوز برای سجده کردن بر حریم شرع باك\nپای تا سر ناصیه کردیدن و سر داشتن\nوانگهی بر صدق بی پایان و اخلاص تمام\nاز اطیعوا الله کام دل میسر داشتن\nچیست معنی اطیعوا الله پس از احکام حق\nروی دل بر درگه شاه مظفر داشتن\nرهبر شرع پیمبر پور دین آنکه هست\nکار و بارش حرمت شرع پیمبر داشتن\nشهریار عادل و بادل و حبیب الله ء خان\nآنکه او را میسزد بر تارک افسر داشتن\nآنکه چون بیرون کند شمشیر کین را از نیام\nدشمن او را نباشد چاره جز سر داشتن\nمیسزد از بوی خلق او دماغ عیش را\nچون نسیم روضه رضوان معطر داشتن\nمیتوان گر وصف نطق او بخاطر بگذرد\nچیست فکر و دامن دل پر ز کوهی داشتن\nهمت والای او بر همت خود مانده است\nروز و شب تعمیر ملك ونظم لشكر داشتن\nمیسزد افغان ستان را هم بعهد رافتش\nخنده از تعمیر خود بر چرخ اخضر داشتن\n\nصفحه ٦\nسر فراز از فکر کار ما بعالم شد پلی خواجه کرده سربلند از فکر چاکر داشتن\nچیست حاجت خود به تشهید مدیح حضرتش نام دارا بردن و یاد سکندر داشتن\nخلق میداند زدارا و سکندر بهتر است هر کرا ز انصاف باشد نظم کشور داشتن\nبر دعایش نکته سر برود از فکر ندیم کآسمان را میسزد آن نکته از بر داشتن\nزينت شاهان عالم تا بود تخت وكلاه ذات او فرخنده باد از تخت و افسر داشتن\n\nخطابه منظومه افغانی\nچه احوال دی پر دنیا عبرت واخه ای دانا رنگا رنگ انقلابات دی فيها قسم اختلافات دی\nهر ملت و هر دولت اخی قطع د فرصت چه فرصت پیدا کی یاده انتقام اخی بی واره\nنبردر و کالونه نظر که به احوال به جان خبر که چه فرصت موندو و کفارو حی و نکره په موږ خوارو\nبیا په خود مسلما تا تو خه ونکره کافرانو زړه مو خود په مړا کړودو چه وروم په شه بازو و و\nپر مصر يا تو موږ راه دوره ويشه مو خور له چه تا که ایطالیا تو پورش بوو پر طرابلسیا تو\nزړه توکر نوکر بدې و و زشکی رشکی سره برې و و چه دا څه وشوه نا که فضل له ولی الله\nيو وار نرخ سو چه روسيانو چاو بود پر ايران تو په زرو عالم په مرګی په ظلمت په ملك ككركي\nپه سود سري په مري کړي څه په نور يزي په برې کړي روزخی زرو مالکی پاش سوی رې موغوشی لکه آش سوی\nپه ګرداب کې و حيرت ټوله ډوب سو په حسرت چه يارب چه احوال سو چه علاج په دېر محال سو\nموږ بدې ناورين اخته وو فکر زن جګر سوخته و و چه دا څه وسوه رحمن ته قادر يې اى سبحان\nطرابلس مو بالكل هير سو چه دا خرس روسی را نپرسو مړا کو او مصر دواره خَم په مخوره داو زړه نه\nچه و موږ نه را نژدې سو د حبل طناب په پرې سو موږ په دې غمو اخته وو فکرون او دل سوخته و و\nچه دا څه بلا سوه پيشه الامان دادى له بيشه بيا نارې سوې چه بلغار سوه را پورته ديل غار\nپر زرکاتو په حد کړه نې په خپل جا نواخته کړه سر پيا تو پونا پيا تو هې بورش بود پر تورکانو\nخو دولت سره يو سوه دېر ترکان په ميان کې لوسوه الحاصل چه په اضرار رسيو لې پيشمار"}
{"book": "adl0616", "page": 934, "text": "صفحه ٥ سال چهارم شماره ٦\n\nاز مناظر نمایش عسکری\nفرو آمدن ذات اعلیحضرت پادشاهی از عرابهٔ موتر و حرکت فرمودن بسوی حین حضوری بسواری اسپ\n(۱) ذات اعلیحضرت همایون — ۲ — جناب معین السلطنه — ۳ — جناب عین‌الدوله"}
{"book": "adl0616", "page": 935, "text": "صفحهٔ ٦ سال چهارم شمارهٔ ٦\n\nاز مناظر نمایش عسکری\nمراسم سلامی عساکر بحضور اعلیحضرت همایونی\n۱ – ذات اعلیحضرت – ۲ حضرت معین السلطنه – ۳ جناب عین الدوله – ٤ جناب نائب الحکومه – ٥ مصاحب خاص"}
{"book": "adl0616", "page": 936, "text": "شماره ٦\nسال چهارم\n\nلا هنوز متوجه دی به مطلب متنبه دی\nخیل نه دای محکمویت چه اسلام وز وینه\nبدی زرنده همیشه دعا وار ندی\nو تخریب نه د اسلام توجه لری مدام\nزره می نه آوری د ترک له و ساله\nخيله لو گوله به بولی بوله بله سره بولی\nجو چیچلی ی ده زلف و به مار ندی\nای (افغان) دواره لاس پورته که نه به اخلاص\nمستغنی زدی مین به خپل گفتار کرم\nو خپل رب ته دی زاری که بیا زاری به عاجزی که\nستا یشان کفتار ده هیچ جا کفتار ندی\nچه ای خدا به نه قهاری که رحمن بی بیا جار بی\nمستغنیم زما نوم عبد العلى دي\nکفار در توحد تیری که شبه و ورز برموز بری که\nزه يشنون به به بل قوم می کار ندی\nتی به خیل میان کی اخته کی عداوت به شده پخته کی\nفارسی شعر می مشہور دی به جهان کی\nچه به موز سو بالكل هير به خيل جان اخته وی در\nبه پشتو زبه می شعر شمار ندی\nموز د دوی گورو سیلونه دوی همیش کوی جنگونه\n(تقریظ شاعر خوش کلام غلام حیدر )\nاو وموت به توفیق را کی به اخلاق به را عطا کی\nجه طاعت دی پرشتیا کو عبادت دی بی ریا کو\nبه خیل میان کی متفق ہو یو پر بل سره مشفق سو\nته همت و غیرت راکی ته قوت و نصرت راکی\nته موشه کی که معیوب و بری راکی که مغلوب یو\nآمین\n\nمذنب تخلص\n( روشنی بخش دل و دیده بیدار است این )\n( صفحه بر صفحه ورق پرورق انوار است این )\n( لاله را خون نکند نقطه اش از رشك هنوز )\n( کر بلندی جوفلك صاحب سیار است این )\n( اندک افتاده دماغی که به نگهت سازد )\n( ورنه از معنی رنگین چه بازار است این )\n( جو هزاران نسرايد بصد آهنگ چرا )\n( سطر به سطر همه صورت منقار است این )\n( زوادش نتوان یافت بجز عنبر تو )\n( نقد فطرت بکف آرید که عطار است این )\n( مصدر علم و فن و صنع و سیاسی و ادب )\n( چقدر از همه احکام خبر دار است این )\n( نکته با نکته زاحوال جهان میگوید )\n( بیکرگونیش امروز سزاوار است این )\n( نفخه روح فزا صرصر عشرت انگیز )\n( باغ الفاظ متین و کل بی خار است این )\n( جو سکندر اگرت شوق رسانی باشد )\n( چشم بکشای که آئینه اسرار است این )\n( آه ازین جار که چل ساله ندارد سخنش )\n( عقل مع اول بفرما که چه گفتار است این )\n( روز و شب در همه جا جلوه نما میگردد )\n( آفتاب سحر و ماه شب تار است این )\n( مژده من اهل سخن را که بمضمون الحب )\n( چند لفظ کم و معنی بسیار است این )\n( میتوان قاصد اصناف جهانش گفتن )\n( انچه تقریر خدا را و چه اخبار است این )\n( مذنب ) آموخته ام درس فصاحت گوئی )\n( که بشیرین سخنی نظم شکر بار است این )\n\nتقریظ\nم.س\nزبان افغانی کلام جناب مستغنی\nدا اخبار و تکین کازاردی اخبار نه دی\nچه هزاری زه یم ولی گلزار نه دی\nعلم زده کره گوره جهل به کار نه دی\nکه دی بلاردی چه جاهل دی په لار نه دی\nکه بی علمه خبر دار دی خبر دی\nکه خود سود خواری ده علی سوداشه ده\nکه هشیار ده زمان دی هشیار نه دی\nبه گرمی ده دی بازار بل بازار نه دی\nکه سودا کری دکاندار ده علم کوده\nبا اضافه بوده بل دکاندار نه دی\nخوار همه شی چه ده علمه به ناقل شی\nچه د علم دولت مومی بیا خوار نه دی\nکافران توره به علم جهانگیر شول\nما و تازه دانستک و را باز به دی\nمره ویده دواره پورتک وي په غفلت کی\nمیر به یون هی سری چه بیدار به دی\nنه غذات پورته خوانخواره بلا نشته\nکه زمری حوله خونخوار بولی خونخوار نه دی\nموافق ده زمانی سره رفتار کره\nمخالف ده زمانی که رفتار ندی\nزمانه وی کے گروہ کی مرده\nتل ترنه به حسن کی بہار ندی"}
{"book": "adl0616", "page": 937, "text": "صفحه ٨\nسال چهارم\nشماره ٦\n\nبودند . و بعد از اختتام جلسه باز برای اعلیحضرت سراج الملة والدين دعا خواستند .\n\nبرای وعظ وصلوة التراويح و نماز عبد الفطر این بنده را طلب نموده بودند. بعد هر ختم نماز و وعظ بنده بجوش برای اعلیحضرت سراج الملة والدين باجميع مسلمانان هم آواز گشته از خداوند کریم دعا میخواستیم.\n\nفى الحال بنده را مسلمانان افغانی که تخمیناً دوصد نفر میباشند و کمی عیالدار هم هستند . و در شهر « بروکن هیل » نیو ساوت ويلز اوستراليا ، اقامت دارند طلب نموده اند، و شهر « بروکن هیل » از شهر « کانکاری » ۱۵ روزه فاصله دارد که سه روز براه دریا و ۱۲ روز بذریعهٔ ريل طی میشود و برای حرکت من مبلغ ۲۵ پوند کرایهٔ درجه اول را انتظام کرده اند و امید که نماز عید اضحی آنجا خوانده خواهد شد یکم ذیقعده سنه ۱۳۳۲ ھ امضا\nوالسيد جلال شاه )\n\nاگر کسی خیال پرسیدن محل اقامت سيد صاحب مذكور باشد وهو هذا :\nتولدشان در شهر کراچی هندوستان در سنه ۱۳۰۱ هجری واقع شده هم والد ماجد وجد امجد شان السيد حسن مرحوم ابن السيد میر احمد مرحوم که تربت های شریف شان در بمبائی است و مزار والده شان در کراچی است و والده شان دختر سید میوه شاه مرحوم است که تربت شریف شان در کراچی واظهر من الشمس است که اینها در اصل از افغانستان آمده اند و ما مسلمانان اوسترالیا يك محبت و اخلاص جدی به جناب سید صاحب داریم\n( بركت الله )\n\n( داخل شدن دولت عليه عثمانيه بمحاربه )\nمهمترین حوادثهائی که سرا از نو درین جنگ عالمگیر سرزده ظهور گردیده و تأثیرات آن بر تمام عالم اسلام شامل شده همانا اشتراك ورزیدن دولت علیه عثمانیه است درین محاربهٔ خونريزانهٔ اوروپا، در خصوص بنابر بعضی مصالح از زیاده گوئی رأی خود اجتناب ورزیده تنها به حوادثاتی که دیگر اخبارها درین باب بیان کرده اند اکتفا ورزیده آنرا لازم دانستیم .\n\nجريدة فريدة ( حبل المتين ) كه يك اخبار اسلامی فارسی ، و سالهای سال در امور جریده نویسی صاحب رأی رزین و نکات رنگین متین میباشد از قرار ذیل مینگارد :\n\n( شموليت دولت عثمانی در جنگ )\nمتأسفانه برخلاف آرزوی ما بلکه آمال تمام مسلمين هندوستان عاقبت دولت عثمانی در این جنگ خونخواره شامل ، يا شموليتش دادند. از زمان سلطان مخلوع عبدالحمید خان یعنی از وقتیکه جنك يونان ومناقشة جزيره ( كرید ) پیش آمد ، دولت عثمانی در اتخاذ رابطه سیاسی با المان کوشید و این رابطه همه روزه\n\nحوادث خارجيه\n\nاز اوستراليا\nالحمد لله رب العالمين الصلوة والسلام على حبيبه سيدنا محمد و آله وصحبه اجمعين أما بعد :\nاز فضل رب العلمين مسلمانان شهر « کلنکاری » ضلع « کنج لبند » اوستراليا، سيادت بناء مولانا السيد جلال شاه صاحب را بکمال اخلاص و محبت خدمت کردند و برای ادای صلوة التراويح و نماز عبدالفطر جناب سید صاحب را مقرر نمودند . بعد هر نماز و وعظ دعای خیر برای ترقی اسلام علی الخصوص برای اعلیحضرت سراج الملة والدين و اهالی افغانستان کرده میشد و پس از صلوة العيد سيد صاحب يكوعظ پرجوش قرائت فرمودند که اکثر مضمون آن متعلق به اشاعت و تبلیغ اسلام و همدردی با سلطان خادم الحرمين الشرفين واعلیحضرت سراج الملة والدين بود درينوقت پسی از باشندگان مسلمان شهر « پرو کن هیل » ممالك « نيو ساوت ويلز اوستراليا » سید صاحب را طلب نموده اند و بمسببیکه ما بین « کاشکاری » و « بروکن هیل » فاصله ۱۵ روزه است و علاوه برزیل به عبور دریا هم انسان دران مجبور است. لهذا مسلمانان مذکور مبلغ ۲۵ پوند اجرت درجه اول را برای حرکت سید صاحب انتظام کرده اند . و خیال افغان سودا گر و مسلمانان ساکنان اوستراليا برينست که جناب سید صاحب در تمام سر زمین اوستراليا برای اشاعت اسلام سیاحت بفرماید . الله تبارك وتعالى توفيق رفيق كناد و دین اسلام را قوی کرداناد ! سبب آمدن سید موصوف در اوستراليا اينکه ما مسلمانان اوستراليا از گورنمنت استدعا کرده بودند که جناب شانرا اجازه بدهد که برای اشاعت اسلام یکدوسال در اوستراليا باشند امضا\n( بركت الله )\n\n( ايضاً از اوستراليا )\nاز فضل رب العالمين بتاريخ يكم ماه شوال بعد از ادای نماز عبدالفطر در شهر « کانکاری » ضلع « کتر لاند » اوسترا ايا . باشندگان مسلمانان افغانستان به بسیار جوش برای ترقی دولت خداداد افغانستان و اعلیحضرت سراج الملة والدین دعای خیر کردند . و هفت شبانه روز مراسم جلسه مبارك عيد بجنان خوبی و درستی کرده شد که اکثر اروپائیان از ممالک دور نیز برای تماشا آمده"}
{"book": "adl0616", "page": 938, "text": "شمار ۹\nسال چهارم\n\nدر ازدیاد بود تا امتیاز راه آهن بغداد را که ما لا ماحی عثمانی بود آلمان جلب نمود و سبب گردید که يك جماعتی به اسم ( زون ترك ) که بعد از مدحت پاشا پیدا شده بودند و عمده نشو و نمای آنان در هوای آزاد فرانس و انگلیس می شد بر خلاف عبدالحمید خان قوت گرفته عاقبت سبب خلع وی گردیده عنان حکومت را به کف گرفتند بدون شبه در آغاز مشروطیت عثمانی این جماعت میلان و رجحانشان بجانب فرانس و انگلیس بود خصوصاً وقتیکه رکن اول دول اتحاد ثلاثه آستریا هرسك و بوسینارا الحاق نمود فقط روی التجا ، ترکان به انگلستان بود چون به این فشار جوانان ترک روی از انگلستان نه پیچیده فشار دیگر به ایشان وارد آمد ، یعنی رکن دوم اتحاد ثلاثه طرابلس غرب را غصب کرد در آن موقع هم عثمانیان التجاه شان منحصر بفرانس و انگلیس بود ، چون از این طرف ها بر مرام خویش چنانچه میخواستند آواز همدردی نشنیده و روز افزون روابط دولت انگلیس پاروس نظر بمعاهده سال ۱۹۰۷ افزونی گرفت مأیوسانه بطرف آلمان رخ نمودند . بمجرد توجه آنان به آلمان فتنه بالکان تولید و نتیجه اش آن شد که لازم به بیان نیست این نکته را هم در انجا نا گفته نمی توان گذارد که نظر منازعات ومناقشات یکصد و پنجاه ساله روس با عثمانی حسیات آماد ملت عثمانیه از زن و مرد صغیر و کبیر برخلاف روسیان بود و بهیچ وجه نمی توان در این مسئله آنانرا ملوم قرار داد چرا که تاریخشان مملو از منازعات باروس بوده و برعکس نظر به همراهی های صد ساله دولت انگلیس در منازعات شان باروس تمام حسیات ملت عثمانیه معطوف به همدردی و همراهی انگلستان بود و تا کنون هم رجال عمده عثمانی بجانب انگلستان نظر دارند . فقط چیزیکه رفته رفته این توجه را کم نمود و برخی از عثمانیان را متوجه آلمان ساخت همانا معاهده سال ۱۹۰۷ انگلیس با روس بود . و آلمان هم موقع یافته بجاب قلوب جوانان ترك كوشيد و به وعد وعيد وسيم وامید آنرا بطرف خود کشانید . . تا آنکه پس از جنگ بالکان و آن نتایج و خیمه که برای عثمانیان پیش آمد مصمم گرفتن فایده از المان شده و برای اصلاح حال قشونی افسران المانی را به اسلامبول جلب نمودند و این نکته سبب اعتراض دول اتفاق ثلاثه خاصه روس آمده بی نتیجه ماند . و ما مکرر خیر خواهانه نگاشته ایم که از صد سال به این طرف به همان پایه که افراد اسلامی دولت و ملت انگلیس را هوادار خویش پنداشته روس را مخالف خود دانسته اند ، چه طور میتواند سریعاً نقشه صد ساله را معاهده ۱۹۰۷ از قلوب عامه زائل سازد، واکر جوانان ترك شبهه بر ایشان از دوستی انگلیس پیش آمده و مجبوراً متوجه به دشمن وی که آلمان است شده اند فقط و فقط برای دوستی وی دار و سیه بوده فد به ملت اسلامیه هیچ وقت جز نظر محبت و حسیات صمیمی نسبت بدولت و ملت انگلیس نداشته و ندارند .\n\nاز آغاز این جنگ عالم سوز آلمانیان موقع یافته که در اسلام پول به از دیاد نفوذ و رسوخ خویش به پردازند و عثمانیان را بهر کونه وعد ووعید و بیم وامید بعیت خویش سوق دهند ، درین مدت عثمانیان هم موقع یافته در پرده مجلب منافع خویش از آلمان کوشیدند و از تلکرافات هم ظاهر میشود که تا آخرین موقع نیز عثمانیان مائل بجنك نبوده و اگر مقرون صواب باشد عذر خواهی رئیس الوزراء در وقعه بخوا سود که آن را هم اقدام ابتدائیش را نسبت به روس میدهند دال است بر اینکه رجال بزرك عثماني وذات سلطانی بگسته شدن روابطشان با اتفاق ثلاثه مائل نبوده اند . اگر سبب شمولیت عثمانی در این جنك عمده ای دسائس آلمان باشد باز هم تصور می توان کرد که تايك اندازه روسیان مورث قهر و غضب انگلستان نسبت به عثمانی گردیده اند . علی ای نحو کان شد آنچه را که ما از آن متأسف و عموم مسلمانان هند متألم اند ، چه از يك طرف حسیات مذهبشان بجانب سلطان میکشاند، و از طرف دیگر خیرخواهی صمیمیشان بطرفداری انگلستان سوق میدهد مسلمانان هندوستان موقعی بس نازك يافته اند .\n\n(كلوله بازی بردر دانیال)\n\nزمیندار ۹ نومبر :\nبروز سه شنبه گذشته کلوله باری که جهازهای جنگی انگلیزی و فرانسوی کرده بود متعلق آن اخبار ، سول ایند ملتری گرت ، لاهور اظهار خیالات ذیل را کرده است :\nدسته متحده جهازهای انگریزی و فرانسوی مستعدی بزرگی برای اثبات وجود خودها به ترکان نشان داده است . لیکن ازینقدر دوری کاوله باری کردن بر در دانیال باعث يك نقصان کثیر شده نمیتواند هنوز پیش از آمدن توپهای جرمن در خصوص این قلعه ها چنان مشهور بود که آنها از طرف بحر دفاع جمیع حمله های گوناگون را کرده میتوانند چه جاییکه حالا توپهای جرمن نیز در استحکام آنها افزونی داده است . درین هیچ شبهه نیست که دسته بحری انگریزی در ماتحتی امیر البحر ، دکورت و زبر دستی در در دانیال در آمده بود . ولی این واقعه یکعصر پیش ازیناست . و در ین وقت در صورت حالات بسيار تغير وتبديل واقع شده وقوة مدافعه این قلاع بس افزونی گرفته است . در دوران جنك بالقان دسته بحری یونان با قلعه های در دانیال هیچ تعرضی نکردند تنها به مروفیت بادسته بحرى تركى اكتفا ورزيد . در جنك سنه ۱۲ – ۱۹۱۱ع دسته بحرى ايطالی به کلوله باری بر در دانیال کوشش کرده بود و آنرا تا یک حدی نقصان هم رسانیده بود . بلکه یکدفع بعضی کشتیهای تارپیدوی ارسالی تیز ترین اینها حمله آور شده بودند ولی پیش از اینکه توپهای قلعه ها بستای آتش فشانی را بگذارند آنها از انجا فرار جستند ."}
{"book": "adl0616", "page": 939, "text": "صفحه ۱۰\nسال چهارم\nشماره ٦\n\n(وقت قربانی و ایثار)\nهمعصر معزز اخبار وکیل امرتسر بمناسبت قربانی عید سعید چنین مینویسد :\n۳ روز بعد از امروز عید اضحی است و وقت قربانی قریب است بنظیر آن قربانی و ایثار عظیم الشانی که حضرت ابراهیم خلیل الله در پیشروی دنیا پیش کرده بود اسلام از هر فرزند خود همان توقع را دارد ، ولی بعضی چنان مسلمانهای هستند که جزبات نمود و نمایش را گذاشته به پیروی سنت ابراهیمی اقتدا ورزیده بحسبات خود و درست آرام میکنند خدا بگوشت و خون و استخوان حیوانات محتاج نیست و از تجویز بی نیاز است او تعالی اینهمه کارها را برای بهبودی و بهتری خودما مقرر کرده که در دین و دنیا فلاح یابیم . مگر حیف که ما اونها بوقوفیت از علت غائی آن کوشش نمیکنیم . برای فرزندان اسلام و پیروان قرآن تنها قربانی مادی ضرور نیست . بلکه برای بهتری معاش و معاد دنیا و عقبی برای شان ایثار و قربانی بسیار مهم لازمست ، و روح مقدس پیغمبر اسلام ء صلى الله علیه واله وسلم ، درین امتحان شما را می بیند .\n\n✠ داك وكيل انگليزی ✠\nهمعصر سراج الاخبار چهام ۱۹ اکتوبر .\nانتظام گود تخت ما برای وکیل انگریزی مقیم کابل بسیار درست است ، دانه آنها از پشاور بسته شده میرود و باران افغانی امیر صاحب هیچ واسطه بستن و و از کردن آن نیست کات ها ولفافه های شان مانند هندوستان برابر میرود یعنی همان محصول دا کی که در هندوستان از ان گرفته میشود در داخل افغانستان نیز به آن کفایت میشود و محصول افغانی از ان گرفته نمیشود تکت رویه را چسبانده برای وکیل انگریزی مقیم کابل بفرستید و صرف نام دا کخانه بشاور را بران تحریر دارید در روز دهم منتظم برای آنها خط خواهد رسید ولی اگر بر لفافه اسم دال خانه افغانی پشاور نوشته شود محصول آن جار چند میشود . لهذا خطی که برای و گیلی انگریزی کابل فرستاده میشود تنها لفظ دا کخانه کابل نوشتن لازمست . این لفافه را مأمور دان خانه انگریزی علیحده بسته همراه داد افغانستان خود خواهد فرستاد و مأمورين ذاك خانه افغانی آن خریطه ها را بلا جست ویال به کابل میفرستند .\n\nما حق هیچگونه انتظامات را ندارد . این انتظامی را که همفلم محترم ما از ان بحث میراند ، محض يك معاملۀ تراكت پرورانه خاطر نوارائه خواهد بود که از طرف دولت مستقله خداداد افغانستان درباره وکیل دولت بهیه بریتانیا ابراز فرموده شده است . درینهم هیچ گفتگویی نیست که خریطه های دان و کیل انگریزی بدون تفتیش و بالیدن همچنان سربسته بکابل بیاید . ذاتاً هیچ یکی از داکخانه های دنیا - بغیر از بعضی اوقات مستثنا حق باز کردن و بالیدن اوراق ومکاتیب کسی را ندارد ، اما مسئله که ما آنرا جالب انظار دقت اولیای امور دولت متبوعه خود میبینداریم این است که چون مکتوبهای هندستان بدویه تکن محصولی آنجا بکابل بیاید آیا مکتوبهای کابل بيك عباسی تکت محصولی اینجا چرا بهندستان نرود ؟ آیا نکتهای دالت دولت خداداد افغانستان از نکتهای دان دیگران چه کبودی دارد ؟ حقیقاً احلة شايان نمود وتدقيق است . زیرا داك يك چيزيست كه غير از مسایل سیاسیه مدارکلی امور تجارت بران موقوف میباشد . حالا آنکه اگر يك تاجر کابلی برای يك نگاشته خود که در بمبئی حاضر دارد اگر بخواهد يك مكتوبی بنویسد داکخانه کابل آن مکتوب را تنها تا به پشاور ذمه بردار رسانیدن میشود . دا کخانه دولت خداداد که در پشاور است مجبور است که آنرا به داکخانه انگلیزی بشاور تسلیم کند دا کخانه انکاری بدون نکت انگلیزی آنرا قبول نمیکند . آیا قیمت آن نکت دوینه کی انکاری را تاجر کابلی بچه ذریعه به بشاور خواهد فرستاد ؟ واگر قیمت تکت انگلیزی را داکخانه اسلامیه پشاور از مرسل استاند ، بامیاد از جیب خود بیندازد که در انحال موجب ضرر دا گلخانه میگردد . یا باید مکتوب مرسل را پاره کرده بیک و افکند که این کار بعضی اوقات موجب فلاکت شدن لك تجارتخانه بزرگی را احتمال میدهد . واکر گفته شود که داکخانه اسلامية بشاور مکتوب مرسل کابل را بذريعة ببرنك بدا كخانه انگلیزی پشاور تسلیم کند ، و دا کخانه انکازی هم قبول کنند باز هم تکت محصولی افغانی از حکم جلش در خارج ساقط گفته میشود که اصل شایان دقت و تدبیر ، و سزاوار اندیشه و تعمیق همین نکته مهمه میباشد .\n\n(زمیدار وسول ایند ملتري كزت)\nزمیندار ۹ نومبر :\nاز نقطۀ خیال حاکم ومحکوم ، حالت موجوده مقتضی آنست که در چنان وقتیکه زباندرازی افواه برای عوام مانند قوه کشش مقنا طیسی کار میکند در باب اشاعت خبرها خاص احتیاط را ملحوظ باید کرد . چند روز شد که مستر تانین دینی کمشنر لاهور بعضی اردو اخبار نویس ها را خواست آنها را بر احتیاط در اشاعت خبرها تنبیه کرده بود ، ما بار بار برای گورنمنت اظهار کرده ایم که مدیرهای اخبارهای اردو از فرایض خودشان بخوبی آگاهند\n\nسراج الاخبار افغانیه\n\nاین فقره مافوق شایان ملاحظه و جالب نظر دقت اولیای امور دولت متبوعه مانده است . اولا این بیانات همعصر معزز خود را به تصحیح کردن مجبوریم که : گورنمنت بهیه شان در هیچ گونه اموری از امورات دولت علیۀ مقدسۀ مستقلۀ متبوعۀ"}
{"book": "adl0616", "page": 940, "text": "صحیفه ۱۱\nسال چهارم\nشماره ٦\n\nأطلق اعلیحضرت همایونی بعد از فراغ ملاحظهٔ عسکری\n۱ - ذات اعلیحضرت - ۲ - عین الدوله - ۳ - ايشيك آقاسي ملكي"}
{"book": "adl0616", "page": 941, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم شماره ٦\n\n( عودت اعلیحضرت همایونی از چمن حضوری )"}
{"book": "adl0616", "page": 942, "text": "صحیفه ۱۳ سال چهارم شماره ٦\n\nو آنها از طرف خودهیچ خبر را نوشته نمیتوانند و چیزیکه مینویسند از اخبارهای انکریزی هندستانی نقل میکنند لهذا تنبیه و تهدید بر اخبار های انگریزی لازمست نه اردو . قارئین ما ازين يك بخوبی واقف خواهند بود که ما چند روز پیش ازین بعضی خبرها را از نقطه نگاه جرمن در زمیندار درج کرده بودیم . و با وجودی که ما در تمهید آن ظاهر و آشکار نوشته بودیم که اینها مبالغه آمیز میباشند و اینها را هیچ وقعت نباید داد ولی کورنمنت اشاعت آنها را نا گوار دانست حالانکه « استیتسمین » و « پایونیر » و دیگر اخبارهای انگریزی اشاعت خبر های جرمن را آرایش اخبار خود میدانند و تا به امروز به هیچ یکی از چنین اخبارهای انگریزی از طرف کورنمنت تنبیه نشده . اخبار حکومتی هندی مقامی ما همعصر « سول ايند ملترى گرت » در اشاعت ۹ نومبر خود در جمله خبرهای جرمن از راه اوسترالیا که درج کرده خبر ذیل قابل توجه است :\nفدیهٔ يك بادشاه .\n\n۱۹ اکتوبر :\nيك جمعیت جرمنی در امریکای جنوبی این اعلارا شایع ساخته که یکدسته طیاره های زبان پایان شده شاه خارج را به حیثیت اسیر جنگ برده است و برای رهائی دادنش مبلغ ٥٠ لك پوند قدیم طلب کرده است .\n\nپیسه اخبار ۳۰ اکتوبر :\n( از خبرهای مبالغه آمیز پرهیز لازم است )\nبه ۱۱ بجه صبح ۲۹ اکتوبر دیتی کمشنر لاهور مدیر های شش اخبار مقامی ، په اخبار، دیش ، وطن ، ديبك ، شیر پنجاب و بجلی را طلب کرد. و در خانه فیصلهٔ عدالت در جائیکه مدیرها منتظر بودند مستر تالنتین دیتی کمشنر آمده نشست و این چنین بسخن آغاز نهاد که در بعضی اخبارها خبرهای مبالغه آمیز فتوحات جرمن چاپ میشوند که یکلی دور از مناسبت میباشند چنانچه در يك قطعه بك اخبار اردو يك خبر مخصوصی را نشان داد و متعلق آن بعضی از اخبار نویسان مذکور گفتند که این خبر در اخبار « برمنگهم پوست » انگلستان طبع شده و از ان دیگر اخبارهای رسمی هند اقتباس نموده و باز از روی آنها در اخبار های اردو نقل شده است. زیرا ما میدانیم که علاوه بر روتر خبرهائیکه متعلق جنك در اخبارهای رسمی هند شایع میشوند هیچ باسی ندارد. بنابرین دیتی کمشنر گفت که مدعای کورنمنت اینست که خبرهای راست و درستیکه بذریعه روتر می آیند نوشته شوند ولی از اشاعت جميع چنین خبر هائیکه از ان در دلهای عوام الناس اندیشه غلط فتوحات جرمن پیدا شود پرهیز کردن لازمست . و اگر چه در لاهور قريب يك و نيم صد مدیرهای اخبارها میباشند ولی من تنها شما ۹ انتخاب را طلبیدم شما به همه اینها این منشأ کورنمنت را تبلیغ کنید که از اشاعت خبرهای مبالغه آمیز و جوشدار همه شان حذر کنند. در مقابل آن از طرف یکی از مدیرهای مذکور گفته شد که شما کورنمنت را یقین بدهید که درین روزها نیت همه ما اینست که کورنمنت را امداد کنیم و پریشان نسازیم و بعد از بنقدر گفتگو ملاقات اتمام یافت . میگویند که در پشاور نیز در پنجاب صرف نفوذ و نقود بعمل آمده است . فسبحان الله !...]\n\n( خبر رساني ما بين ایمدن و هندستان )\n\nهمدرد ٤ نومبر :\nازين يك بمشکل انکار میتوان کرد که جاسوس های جرمن در هر ملك موجودند و علاوه بران پس از آغاز جنگ نیز جرمن اراده فرستادن جاسوسهای خود را در ممالک غیر ظاهر کرد . که از انسب کورنمنت هند را برای نگرانی واردین و اجی ها صدور قانون هنگامی افتاد، حالا از بیانات بعضی مردم گرفتار شده دست ایمدن این بخوبی معلوم میشود که ایمدن عموماً در خصوص هندستان و خصوصاً متعلق آن چه از هانیکه برای تعاقب وی فرستاده شده اند معلومات کامله دارد این دو امر که یکی خبرهای هندوستان به ایمدن میرسد و دیگر که خبرهای ایمدن بهندستان میرسد ضرور معنی خیز میباشند. چنانچه همعصر ، الدین دیلی نیوز کانکته ، در اشاعت جدید خود نوشته است که « خبرهای گرفتار نمودن ایمدن جهاز ها را در کلکته مردم پیش از واقعه بیکذریعة نا معلومی معلوم بود و همچنین خبر رفتن ایمدن بر مدراس پیش از ظهور حادثه در کانکته اشتهار داشت و این یکطريقه دیگر خبر رسیدن بهندسته است و در حال عوام چیزیکه متعلق محفوظ بر آمدن ایمدن میگویند ما آرا شنایع کرده نمیتوانیم ، این امر حقیقتاً حیرت انگیز است که این خبرها در عوام چگونه انتشار می یابد. لهذا بدون این دیگر چیز گفتن بعید از صواب خواهد بود که « ایمدن به جاسوسهای خود خبر نقل و حرکت خود را میدهد و در عوض آن از آنها خبرهای هندوستا را می ستاند. و اینست که به اينقسم تا بحال خود را محفوظ داشته توانست است . »\n\n( شرايط مصالحة جرمن )\n\nزمیندار ۲ نومبر :\nپاریس ١٤ اکتوبر :— موسيو كليمنشو ، بابريك ذريعة معتبری رپورت يك گفتگو را شایع میکنند که در حال در مابین سفیر جرمن متعین، واشنگتون ، و يك متمول امریکایی واقع شده . امریکانی پرسید که در اختتام جنگ جرمن با فرانس چه سلوك خواهد کرد؟ سفیر جرمن جواب داد، که جرمن تمام آن علاقه و مستعمرات فرانس را که به طرف : رقی ، لاثين سينت والرى ایکس میوتز ، واقع است در حکومت خود ضم خواهد کرد و ۱۰ کرور بوند تاوان جنگ را بر فرانس حواله خواهد کرد و جرمن فرانس را بر دستخط کردن یک چنان معاهده که از روی آن تا ۲۵"}
{"book": "adl0616", "page": 943, "text": "صحيفة ١٤\nسال چهارم\nشماره ٦\nلفظ آلمان ، و آلمانی ، آگنده نما . چرا که این کلمه بر گوشهای آنان کردن نیست، بلکه سبب جذب قلوب آنان شده آرزوی حب حيوة و استقلال در نفوسشان جای گزین میگردد . افراد قشونی را آگاه کن که آلمانیان از بهترین اسم ارض و آب و خاکشان از بهترین ممالک، روی زمین است. سپس آنا را مرخص و در خاتمه باین کلمات ایشان را وداع کرد که آینده ما در پیش داریم . اگر هر يك از شما بوظائف خود رفتار کنید آینده ما بخیر است . بدانید که من با دست شما حمله کرده بر دشمنان سخت میگیرم و اعتماد من بشما و تاریخ نكران و محاسب العمال ما و شماست، آگاه باشید ! که حیات ما متوقف برسه چیز است (۱) لشکر و آلات دفاعیه (۲) مدارس و معارف ( ۳ ) محاكم عدليه ... جای تعجب است این حکمی را که امپراطور ولهم وسلاطين اصول پیشرفت و اساس سعادت و ترقی قرار داده اند. در هزار و سیصد و سی واند سال قبل پيغمبر ما حضرت خاتم النبيين عليه الصلوة والسلام ، بخوانم واكمل همین اصول را سبب استحكام و ترقی دین اسلام دانسته و فرمود. نفي الإسلام على اربعه، على الصبر. واليقين، والجهاد والعدل وهم الخير كله في السيف . وما قام هذا الدين الابالسيف .. وهم .. الجنة تحت ظلال السيوف.. وهم .. الملك يبقى مع الكفر ولا مع الظلم .. فرموده و ما پيروان آن بيغمبر باک این اصول را از دست داده مسیحیان دو دستی گرفته پیشرفت خود قرار داده اند بالاخره قبل از اینکه امير الطور ولهم امر محرکت اردو بدهد یکروز در قصر امپر اطوری نشسته عده کثیری در نزد وی بودند. بالغ بر صد هزار نفر آلمانی در اطراف و - امیر اطوری نمایش ملی داده و امیر اطور را بر مقاصدش ترغیب میکردند و علی العمد امیر اطور توجه بانها را طول می داد. برای اینکه هیجان ملت بالا و تعصبات ملیه شان گرم تر گردد، تا این که آن جمعیت از کثرت ابراز دلیری و خروش روش دیوانه کان گرفتند در آن حال امپراطور با سپاه غربی که رزانت و تعقل هم از او متر شح بود از دریچه سر بر آورده دست بلند ، و ملوکانه سلام داده . بلند کرد . که ای قوم دلیر آلمانی .. امروزه بر ما آلما نیان روز دردناکی است . چرا که دشمنان ما میخواهند آن چیزیرا که پدران ما بریختن خونهای پاک بدست آورده از ما قطع کرده بگیرند، میخوا هند اهانت کنند قبر ( فرد ريك ) کبیر را . میخواهند درخت عار بر قبر ( بسمارك ) خرسی کنند، بدرستیکه استخوان فدا کارانی که در راه این آب و خاک جان داده و این خانه آن استخوانها را در بر گرفته میخواهند از سم مراکب پایمال نمایند با گوش دل صدای آنها را میشنوم : ما را می خوانند که بر احترام و حفظ مقام آنها کمربنديد ، و من بشما اطمینان می دهم که بقوه سال بدون کدام شرط مبادلانه اسباب جرمن بلا محصول در فرانس بروند مجبور خواهد ساخت و نیز تا ۲۵ سال فرانس را نباید که فوج بگیرد. و فرانس بدون کدام شرط مبادلاته ٣٠ لك تفتك و ۳ هزار توپ و ٤٠ هزار اسب به جر من باید تقدیم کند. و فرانس باجر من بر معاهده اتحاد دستخط خواهد کرد و باز جرمن برای پامال ساختن انگلیز روس را با خود متفق خواهد ساخت . ( مترجم عبد الرحمن )\n\nبیانات ایمیر الطور المان\nنقل از جريدة فريدة حبل المتين :\nتوصیه و خطابات امپراطور ولهم نسبت بزرگان مملکت و رؤساء إدارات و افسران لشکری را جرائد المان چنین بیان میکنند اميرا طور ولهم در سومین مرتبه که بزرگان مملکت را اندرز گفته تمام توجه و طرف توصیه خویش را برئيس مدارس بزرك ورئيس عدليه بزرك و سپهسالار لشکر قرار داده است. در اول رئیس مدارس را پیش خوانده فرمود که من آمال و آرزوهای حال و آینده امیر اطوری خود را بدست تو می سپارم مقام منبعی را که بعهده گرفته با كمال حديث حسن عمل بخر جداده و جوانان مملکت امپراطوری ما را که مایه سعادت حال و اقبال اند. از جانب من بگوئید که امیر اطور آلمان محتاج به آبادی عامله و جوانان تربیت یافته، وطن خواه حق شناس است . سپس کلمات بزر كانه وزیر عظیم الشأن ما ( بسمارك ) را كه فرموده است . بواسطه مدارس بر همسایه خود (فرانسه) غلبه یافته و خواهيم يافت و بر آنان بسیار بخوانید . پس ریاست محکمه عدلیه اعظم را مخاطب ساخته و فرمود .. از این بعد هر مظلمه که درین ملک واقع گردد . و هر قوی که حق ضعیفی را غصب نماید شخص شما زد خدا و نزد انسانیت و نزد من مسؤليه .. چه واضح است که عدل اساس بقاء عالم و ظلار تيشه سنك شكنانه است که احجار آن اساس را خرد و در هم می شکند پس اگر آلمانی آزاد وطن خواه نوع دوستی میباشی در میانه مردم بعدل و داد رفتار کرده و حقوق ایشا را باز داشته، داد مظلوم از ظالم صدا بكير ، بترس از اینکه اگر سوای این کنی وطن عزیز و نوع تو منقرص خواهد گردید .. سپس به سپهسالار بزرگ نگران گشته و بالهجه مهيجانه فرمود ای سپهسالار دلیر من بیدار باش و با چشم کشوده بر مصالح وقت نگران شو . بدان که حيوة وطن در زیر سایه شمشیر تو است. من در مقام توميه تو بر آمده، می گویم که اصول پایداری و ثبات وصیر را از دست مده. بر افراد قشونی خطابات دایری و شهامت رخوان و از مفاخر تاریخی گذشته و حالیه، آنان را حکایت کن از شجاعت و دایری پدران آنان بر شمار ، کوشهای آنان را از"}
{"book": "adl0616", "page": 944, "text": "شماره ٦ سال چهارم صحيفة ١٥\n\nو مساعده و اراده خداوندی نصرت و غلبه بجانب ماست چه در راه راست و حقا نینیم ....\n\n❖ گلوله پنجهزار تومانی آلمان ❖\n( كذا )\nجریده دلی می بیان میکند که یک سرباز آلمان که زخم برداشته و بدین سبب بوطن خود معاودت و فعلاً در سویزر لند است اطلاعات خود را در خصوص توپهای هو تیرز ۱۷ اینچی (۱۷ انج دهن توب است ) المان چنین اظهار میدارد . که هر توپخانه آلمان ۲ عدد از این توپها دارد و این توپها فقط وراه آهنی که سر بازها گذارده و وصل میکنند حرکت می کنند از هر یک از آن تو پها در هر ده دقیقه یک تیر خالی می شود . تویچی های آن که انجنیر های باهوشی هستند فاصله معینی دور از توب ایستاده و قوه الكتريك آتش میدهند قیمت هر كلوله ان يكهزار لیره ( که متجاوز از پنج هزار تومان است ) می باشد.\n\n، توحید ،\nحضرت فاضل جليل ومنشى نبيل جناب ، محمود طرزی ، صاحب مدير سراج الاخبار افغانيه ( کابل ) در یک نظر دلپذیر از زبان مواليد ثلاثه ( جمادات، نباتات حیوانات ) به یکطریق بسیار دلچسب توحید باریتعالى را تعریف کرده اند. برای خوبیهای معنوی و لفظی اعم نام نامی جناب طرزى يك ضمانت زیاده بر کفایت است این نظم به تقطیع خورد در ۳۷ صفحه چهاپ شده است و تقریب شروع جلد جديد سراج الاخبار حسب معمول برای قارئين هديه داده شده است. و در آخر در يك قاريقاتور خیال اشرفیت انسان صنعیف البنيان پردیگر مخلوقات به بسیار درستی تصویر شده است . و علیکده انستیوت گزت .\n\n( مشرف به اسلام شدن سه خاتونهای اروپایی )\nوكيل : روز عبد العطر بعد از خطبه، در مسجد و وکنگ ، لندن يك خاتون اعلان قبول اسلام کرد. و بعد ازین بهمان شامیکه فردای آن جناب خواجه کمال الدین صاحب مبلغ اسلام عازم حج بين الله میشدند یک خاتون دیگر در دایره طاهره اسلام درآمد و بعد از رفتن خواجه صاحب يك خاتون سومين نيز مشرف به اسلام شد. نامهای اصلی و اسلامی این هر ۳ خوانین از قرار دیلت:\n(۱) مس رودا نام اصلی - رضیه نام اسلامی\n(۲) مسز کارتز ٠ ٠ ٠ جنت\n(۳) مس مار گرید ٠ ٠ ٠ حليمه\nو علاوه بران دیگر حضرات متعددی از تعلیم اسلامی متأثر شده اند و امید است که بعد از یقین کامل علنی در دایره مسلمانی داخل شوند. بتاريخ ٦ ستمبر تقرير جناب مولوی صدر الدین صاحب بود که در ان برین امر تفصیل بحث شد که قرآن رکیم چقدر محافظه حقوق زنانرا میکند. عقیده عموم عیسائیان است که زنها و بچه ها فطرتاً کناه کارند ، مولوی صاحب به دلایل ساطع و براهین قاطع تردید مکمل این عقیده را کردند و ثابت فرمودند که زنان نیز مثل مردان فطرتاً نيك پیدا میشوند و این محض از سوساتی است که آنها را عقیقه با غیر آن میسازد و همین طور مولوی صاحب علاوه بر انبیاء علیهم السلام پسران را نیز معصوم ثابت کرد و احکام مختلف اسلامی را بیان کرده فرموند که اسلام محافظ حقوق ربها ونجه ها و مدرس احترام و عزت انبياء است عليهم السلام .\n\n( عقبه )\nهمدرد ۸ نومبر : پیش از چندی خبر رسیده بود که بکحصة عسكر عثماني جانب خلیج عقبه افزونی گرفته است و پس از ان معلوم شد که ، متروا ، نام جهاز المنکلیزی بر عقبه تقوله بازی نموده طول خلیج عقبه قريب ۱۰۰ ميل و عرض آن ۱۹ میل است و نفس شهر ، عقبه ، بمسافة دو نیم میل از ساحل برکنار سرقی خلیج واقع میباشد . عقبه يك اهميت بزرگ تاریخی را بسبب قدیم بودن خود مالکیت در عهد سلطنت، روما، رومانیان انجار امقام عسکری خود ساخته بودند و باز در زمانه های خلفای اسلام بسبب تجارت خود کسب شهرت ورزیده بود و در عصر ۱۲ عیسوی سلطان صلاح الدين ایونی بران حمله برده و پس از ان مروج این شهر اختتام یافت ... در سال ۱۹۰۹ع ترکان در نجا ساختن یک راه آهن را آغاز کرده بودند تا با راه آهن قطار حجاز ریلوی آنرا ربط دهند . عقبه بر سر حد مصر واقعیت و براه خشکی فاصله آن از ، سوزو ، ۱۵۰ میل میباشد کلوله باری که در حال بر عقبه اجرا شد از ان آغاز جنك بر سر حد مصر مفهوم ميگردد .\n\nكذا ( تهیات عثمانی )\nنامه نکار، تیر ایست، از قسطنطنیه در خط ۳۰ ستمبر خود مینویسد که و ایمان باشا در در دانیال مسدود شده میباشد و در انی توپ های جدید مشهور جرمن و دیگر توپهای خورد قسم جدید نصب نموده اند. ولی تنها مسئله اسلحه از نقل و حرکت عسکرها و جهازهای عثمانی یکقدری اهمیت دارد، و از تحریر همین نامه شکار معلوم میشود که تا با خیر ستمبر ۵ هزار عسکر ترکی و ۹۰۰۰ عسکر بدوی در « غازه ، که قريب ، العريش ، است جمع شده بودند و همچنان در عقبه نیز عسکر ها جمع شده بودند که تا از خبرهای ما بعد معلوم کشته و نیز نامه شکار مذکور بیان میکنند که برسم حد، ممتاز بی ، پاسبان ، انور پاشا ، موجود است .\n\n( خاتمة ايمدن )\nپسة اخبار . آخر کار، سدنی، نام کرو و ازور اوسترالیائی، ایمدن ، را قریب جزایر کوکوس، از گلوله باری خودشگستاند و ایمدن"}
{"book": "adl0616", "page": 945, "text": "صحیفه ١٦\n\nسال چهارم\nآتش گرفته پر ساحل برامد ایمدن و متجمل نقصان کثیر شد و ، سدنی ، را هم کمی نقصان رسید. ایمدن، برای شکستاندن نار بحری ، کو کوس ، آمده و سدنی بران موقع یافته تارحیات خودش را برید . و جونکه ایدن، عرفانی بلکه شکسته است. لهذا امید کرده میشود که کیطان با افسرها و طابقه هایش غرق نشده باشد و بلکه اسیر شده باشند حالا، ایمدن ، روز خود را بر آورد ولی سبب لیاقت کیانش نامه ایدن و در تاریخ این حرب تادیر خواهد ماند - اخبارهای انگلستان انقدر تعریف دبیری و کامیابی ایمدن را کرده اند که بقول ، پایونیر ، اخبار ، لو کل اینسایکیر ، برلین همه این تفریق ترابنا بر خدعه ومكر انكليزها میداند .\n\nآخر ترين خبرها\n\nاخبارها ، وحكومت هند\nمدیر اخبار زمیندار مستر ظفر علیخان كه يك داد مرد نيك نهاد و صاحب افکار مستقل و آزادی بود از طرف حکومت پنجاب نظر بند گردیده است .\n\nاخبار کامرید، و همدرد که از اخبار های بسیار معتبر و هر دلعزیز هند بودند و در زیر مدیریت مستر محمد على طبع و انتشار می یافت از طرف حکومت هند بند کردید .\n\nاخبار بسیار شاندار ( الهلال ) که بحروف تیب و مصور در کلکته انتشار می یافت و يك جريدة اسلامية بسيار بديعة بود در تهلکه ضمانت گرفتار آمد. سراج الاخبار افغانیه از صمیم دل کال افسوس و حسرت این همعصران محترم خود را تعزیت و تسلیت میدهد .\n\nد کمود\nموقع ، د کموده برای دول متحده از اهمترین مواقع شمرده میشد. برای محافظه و مدافع آن جد و جهد بلیقی عمل میآوردند . با وجود آنهم المائها تلفات بسیاری داده موقع مذکور را ضبط نمودند ، در پنوقت همه سواحل غربی بازيك كه مقابل سواحل ان گلستان واقعت بدست اما است .\n\nکذا\n\nمحاربة بحرى\nاز آغاز محاربه تا به حال يك محار به میدان بحرى بوقوع نیامده است. اما در نوقت از تلگرافهای وارده معلوم میشود. که در سواحل و شیل ، که در طرف غربی امریکای جنوبی در بحر محيط كبير واقعت ما بین پنج کر و و از ور بريتانيا والمان يك مجار به میدان بحری بوقوع آمده نیجه بر غرق شدن دو گروو ازور التكليز وغليه و ظفر کتابهای المان منتج شده است .\n\nکذا\n\nسواحل\nدر همه سواحل بحر احمر ازحد باب المندب تابه عصر محاربه بشدت دوام دارد . مصر در تها که است .\n\nدر چهاب خانه حروفی دار السلطنة كابل طبع کردید\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر مجرد بافته\n\nمحمود طرزی\n\nشماره ٦\nآمده سبب یکانه آن روس بوده است . همه ملکهای که از دست او بر آمده است از نتیجه دشمنی روس شده است حتی مغلوبیت بلقا ترا نیز عامل یکانه روس است. در فلاکت بالقان بجز المان هیچکسی بك آواز همدردی با او بالا نمود. چون به اینهم میدانست که اگر این فرصت جنگ عمومی را از دست بدهد باز هیچ وقت شمشیر انتقامش از تیام نخواهد برامد ، لهذا بادولت غالب المان دست اتفاق يك كرده بمحار به اشتراك ورزيد . و در يتوقت هم از جهت بحر اسود و هم از طرف خشکه غالب و منصور است. قوای بحربه روس را در بحر اسود سراسر مضمحل ساخته . و از طرف خشکه اگرچه در اول امر که هنوز قوای کلیه عثمانی رسیده بوديك كمكي روسها بيتقدمي توانستند ولی بعد از رسیدن قوای كلية عثماني روسها را بماوراء سرحدتان طرد و دفع نموده حالا محاربه در خاندروس مشتعل است. در عین زمان رای منفقش المان نيز فواید کلی حاصل کردید. زیرایک قسم کلی از قوت روس بطرف عثمانی متوجه کردید. و در حالیکه همه قوايش بطرف المان متوجه بود باز هم چیزی کرده نتوانسته بود. پس چون حالا قوتش اسب شده باشد آیا باد وقوت حسيمة المان و اوستريا چه خواهد کرد و آنجا که عیانست چه حاجت به بیانست .\n\nد کمود\nموقع ، د کموده برای دول متحده از اهمترین مواقع شمرده میشد. برای محافظه و مدافع آن جد و جهد بلیقی عمل میآوردند . با وجود آنهم المائها تلفات بسیاری داده موقع مذکور را ضبط نمودند ، در پنوقت همه سواحل غربی بازيك كه مقابل سواحل ان گلستان واقعت بدست اما است .\n\nبی لحاظی روسها به بیطرفی\n\nاخبار نصره الحربي مینویسد:\nمعلوم است که حکومت سویدن اعلان بی طرفی کرده است. يك مهندس، يك دا كتر، ويك معلم، و يك شخصی که چیزی قرابت به بعضی خاندانهای بزرگ سویدن هم داشت و همه شان از مردمان حرمني الاصل بودند و از مدت هفت سال است که در حکومت سویدن مستخدم بوده قبل از اعلان حرب رحمتی بوطن خود رفته بودند و در پروزها و ایس اسر خدمت خود میآمدند روسها آنها را از راه کشتانده محبوس نمودند. حکومت سویدن این مسئله را بي الخاطئ شرف شکنانه بیطرفی خود شمرده بشدت بر حکومت روس پرواست کرده است. احتمال میرود که اگر آدمهای مذکور را را کنار نشود اعلان حرب شود.\n\nدولت عليه عثمانيه وروس\n\nاخبار الزورا ، الفرا مينويد\nدولت عليه عثمانيه يك انتقام شدیدی از سالها است که در حق روس در دل میر و رائید زیرا همه فلاکتهایی که بر او وارد"}
{"book": "adl0616", "page": 946, "text": "اعلا\n\nسیاحت بر دورا دور کرۀ زمین\n\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص\nکه آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت\nبه هشتاد روز\nاجرا شود ! آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت بر دورا دور کره زمین ) بهشتاد روز بقدر دور و بيه كابلى يك مبلغ کمکی را صرف نمایند این سیاحت را گویا با ( فلیاس فوق ) سیاح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر کتب متصل مدرسه شاهی میباشد . و در نفس مطبعهٔ عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند . مؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقست . از فرانسوی به ترکی و از ترکی فارسی ترجمه شده است . کتاب مذکور تنها ناول نی بلکه در ناول فنی جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد . در ( مطبعهٔ عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی ( معین السلطنه سردار عنایت الله خان ) است پزیور طبع آراسته شده است . این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فایده نخواهد بخشید .\n\nاعلان\n\nاز هر چمنی سمنی و از هر خرمنی خوشهٔ\n\nهو سکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده میرسانیم، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینهٔ پر از جواهر آبدار ، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی نغز ، و از هر چمنی سمنی بچینند .\nدر مطبعهٔ عنایت زیور طبع آراسته گردید . قیمت ۲ روپیه\n\nمطبعهٔ عنایت\n\nاعلان\n\nسياحت در جو هوا\n\nيك ناول فنی بسیار عجیب و غریبیست که در مطبعهٔ عنایت پزیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتبخانهٔ مطبعهٔ عنایت ) را تشکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی فنی شهرهٔ آفاقست از زبان ترکی فارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\nاین هرسه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارك و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك قيمت دودو روپیه کابلی بفروش میرسد . کتابهای مذکور در نفس مطبعهٔ عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعهٔ موصوفه نیز خریداری میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 947, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 948, "text": "شماره ۷ سال چهارم\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخليه\n{ يك عروسی ابدی ثمر — شکار چناری — در بار معالی بار\n\nعلوم وفنون\n{ حکمت تاريخيه\n\nحوادث خارجيه\nاشتراك عثماني بجنك — و افكار اهل هند — نقل جریده نوبهار — اولتیماتوم روسی با ایران — اولتيماتوم المان بايران — قشون عثمانی در خوی — قتل سام سون آف — کلیسای شهر درس — توب قلعه شکن جرمن — خبرهای دلچسب جنك — آخر ترین خبرها از اخبارهای اردو و انگریزی — متملكات جرمن در مشرق افریقه — تنقیض خبرها — نا کامی مونی نیکرو — جبل اسود — دو مملکت از ممالک امریکا جرمن را امداد میکنند — سفیر جرمن در روما\n\nتصاویر\nسردار نامدار جناب مستطاب محمد یوسف خان پسر امير كبير جنت مكان دوست محمد خان طاب ثراه — از نائب الحکومه های با استقامت و تدبیر دولت علیه افغانستان جناب مستطاب محمد سرور خان نائب الحكومه هرات — نائب سالار با اقتدار جناب محمد نعیم خان که پسر افسری اردوی همایون ظفر مقرون هرات مامورند — جناب جرنیل امیر احمد خان مرحوم که در آغاز جلوس خاقان فردوس مكين اعليحضرت ضياء الملة والدین از طرف دولت افغانستان بسفارت برطانيه مقرر بود — جناب كرنيل ولی احمد خان پسر جرنیل امير احمد خان مرحوم."}
{"book": "adl0616", "page": 949, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچۀ ( علم و اسلامیت ) و ( آیاچه باید کرد ؟ ) و ( ادیدرفن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست، ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\n| دارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هفت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است ، از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همهٔ کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود: اگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان واشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قران يعنى نيم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قران يعنى نيم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری سنار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 950, "text": "صحيفه (۱) سال چهارم شماره (۷)\n\nقیمت ساليانية\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nالخرابات داد ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر بازده روز یکبار نشر میشود.\nقیمت يك نسخه آن در کابل کمپانی است.\n(اوراقی که درج نشود آماده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدیر و محرر\nمحمود ارزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنه (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ محرم سنه ۱۳۲۳ تاریخ انگریزی : دسمبر تاریخ شمسی ۱۲ قوس ۱۲۹۳\n\nخواد داخليه\nیك عروسی ابدی نمر\nاز انجا که افکار مراحم آثار ذات مراحم صفات اعلیحضرت\nبادشاه مقدس ما دایما در پی خیر و سعادت ملک و ملت شاهانه شان\nمعها و فست آن نیت خیر خواهانه شاهانه يك تأثير عمومی ایثار نموده\nمراسم عروسی شهزاده بلند اقبال مكرم عین الدوله سردار ( امان الله )\nخان دام اقباله بيك كيفيتى اجرا كردید که ثمره نیکویی آن در\nمصايف تاريخ افغا نستان يك يادكار ابدی باقی گذاشت ، از مدتی\nهمه کان را خیال این بود که آیا این عروسی بچه دید به ها و سازها و سامانها\nوطنطنه های فوق العاده، و مخارجهای بی اندازه بوقوع خواهد\nآمد. واقعیکه تدارکات و تهیات عظیم ایز در انباب دیده میشد .\nآنکه آنهمه انتظارهایی که برای اسرافهای بی سود\nکنیده میشد بيك طرز بسیار مستحسن و پرسودی جلوه گر ظهور\nکردید : تفصیل این کیفیت چنین است که شهزاده مکرم مشارالیه\nبابك عريضه مخصوصه از حضور میمنت موفور والدكتير المحامد\nشان ذات اعلی حضرت ، سراج الملة والدين، استر حام واستدعا\nنمودند که اگر اراده مراحم عاده اعلیحضرت هما يو تي شر فتعلق\nذیرد که همین مبالغ مخصصه مراسم عروسی برای تأسیس یافتن یک باب\nمكتب الاتيه ، بايك باب ، شفاخانه الثانيه ، يخرج برسد ، وملك\nو ملت از ان مستفید شده يك تذكار ابدی و یادگار دایمی برای این\nمراسم بماند و از اسرافات بیهوده بی ثمر صرفنظر شود عین مرحمت\nخواهد بود.\nذات شوكشيات اعلیحضرت همایونی که افکار علویت آثار\n\nشاهانه شان همیشه در ترقی و بهبود ملک و ملت شاهدانه شان\nمصروفت این رأی و خیال خیراندیشانه فرزند ارجمند شاهانه\nشانرا به افکار قدسیت آثار همایونی موافق و مطابق یافته و شهزاده\nمکرم بلند اقبال را مظهر تحسین و نوازشات برافرین همایونی\nفرموده مبلغ جسیمی را که برای مراسم عروسی تخصیص شده بود\nبرای آن مؤسسات فواید اثرایدی تمرتعیین فرمودند ، و اجرای\nمراسم شادمانی عروسی را بیک ترتیب دلنشین ساده سنگینی اراده\nو فرمان فرمودند .\nهر گاه بنظر اممان و دیده ایمان به ان واقع انسانيتكارانه\nملاحظه شود ، يك شهراه امید گاه بسیار علوی در پیش روی مات\nنجیبه افغانیه مفتوح دیده میشود ، و آمال يك استقبال بسیار\nدرخشانی دلهای اهالی افغانستانرا کشایش میدهد .\nهمین گزاف خرجهای اینگونه رسومات عروسها ، ختنه\nسوریها کابینهاست که بر مردمان ممالك اسلامية شرقيه مانند يك\nبلای مبرمی نازل شده اگرچه بظاهر آنرا خانه آبادی و شادمانی\nنام نهاده اند، ولی موجب بی خانه خرابها و ناکامیها کردیده است.\nمسلمانان آسیای وسطا و آسیای صغرا ، و ایران وهندستان .\nوافغانستان عموماً از روی این گونه گراف خرجهای اینچنین مرا\nسم ها دایما مبتلای فلاکتهاه قرضها، افلاس ها شده اند . از دیگران\nصرفنظر تنها جون بواقعات گذشته و حاليه اهالی مملکت عزیز\nکردیم به بسی واقعات بسیار ناگواری بر میخوریم که از اظهار\nافسوس خود داری نمیتوانیم ، مثلا بسیار وقتها شده که برای\nيك جمعیت نکاح مردمان جمع آمده اند، و همه سامان و لوازمات\nعروسی میباشده است ، ولیکن بنابر مشاجره و منازعه شیکه در\nمارین اهل عروس و داماد در خصوص مهر و جهاز"}
{"book": "adl0616", "page": 951, "text": "صحیفه ۲ سال چهارم شماره ۷\n\nو مخارجات پیش آمده است آن جمعیت شادمانی بيك فلاکت ناگهانی نتیجه پذیر کردیده امر نکاح به استعمال سلاح تبدیل یافته است . بسیار وقتها شده که برای مراسم یک عروسی ملك ، مال ، مواتی داماد خیل بفروش رسیده، و بازهم بنابر ناقص ماندن یکی از خواهشات بسیار جزوی عروس خیل آن عروسی معطل مانده است . حال آنکه چون بنظر حقیقت دیده شود هیچ دینی از ادیان نیست که بدرجهٔ دین بالغ حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم در باب امر نکاح و ازدواج آسانیها و تسهیلاتها نشان داده باشد ، و در خصوص ازدواج او امر قطعی صادر فرموده باشد . حضرات خلاق عظیم الشان در قرآن عظیم خود پیروان دین محمدی ( س ) را امر میفرماید :\n\nو انكحوا الايامى منكم و الصالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم )\n\nكلمة « ايامى » جمع مقلوب « ايم » است که بمعنی « مجرد » یعنی کسانیکه ازدواج نکرده باشند می آید . خواه زن باشد خواه مرد . و خواه دختر باشد و خواه بیوه همه داخل همین کلمه « ایامی » میباشند . پس تفسیر این آیهٔ کریمه چنین است که : کسانیکه در میان شما بی زوج و بی زوجه باشند و از غلامان و کنیزان شما کسانیکه صالح باشند پیکدیگر شان نکاح بکنید اگر فقیر باشند الله آنها را بفضل و کرم خود توانگر میکند . الله کتابش دهنده و دانا ست . . .\n\nاین است که به این آیهٔ کریمه خداوند بیشريك و بی نظیر ما جل و علا ذات ناحیهٔ محدبه را صریحاً به نكاح و زواج امر قطعی میدهد حتی فقر و فاقه را هم مانع ازدواج نمیداند . نه تنها حر و حره ها را ، بلکه ازدواج گراندن غلامها و کنیز ها را نیز امر میکند . حضرت فخر عالم صلى الله عليه و آله وسلم نیز به بی احادیث شریفه امت اسلامیه را به ازدواج و نکاح اوامر شدیده فرموده اند . در يك حدیث نبوی وارد شده است که : « النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی » یعنی نکاح سنت من است ، و هر کس که از سنت من رو گردان شود از من نیست . در دیگر حدیث شریف فرموده اند که : « تزوجوا الودود الولود فانی مکاثر بکم الامم . » یعنی - زاینده های محبت افزا را ازدواج بکنید . زیرا به افزونی شما من بر امتها غلبه میکنم . » باز فرموده است : « من تزوج فقد حرز شطر دینه فلیتق الله فی الشطر الثانی » یعنی - کسیکه تزوج میکند نصف دین خود را از فساد نگهبانی کرده خواهد بود . در نصف دیگر از مخالفت بجناب حق حذر بکند .\n\nحالا به بینید که دین بالغ ما تا چه درجه ما را برین امر جلیل نکاح و زواج امر فرموده است . حال آنکه این امر میسر نمیشود مگر به آسانیها و سهولتهائیکه از طرفین عروس خیل و داماد خیل نشان داده شود . پس ما نمیدانیم که مسلمانان آیا از چه رهگذر در نکاح و ازدواج اینهمه سخت گیریها و اسرافها و مخارجها را پیشه گرفته اند ؟\n\nما ملت افغانیه باید شکر الهی را بجا آریم . و دعای اعلیحضرت بادشاه خیر اندیش خود را ورد زبان سازیم که در خصوص آسانی امور نکاح و زواج قوانین سهولت بخشی وضع فرمودند . و به الصورة بدعتهای ناگوار بسیاری را که در امورات شرعی منا که بوقوع می آید جلو بری فرمودند .\n\nعلى الخصوص این عروسی شهزاده بلند اقبال محتشم عین الدوله صاحب مکرم بك ثمرة ابدى و نتیجه بسیار مفیدی دیگری برای ملت و وطن سربراه نمود . سبحان الله ! يك شهزاده جوان برومند ما که هنوز در عنفوان جوانی میباشد و هزاران هوسات شادمانی و کامرانی در سر دارد، می بینیم که همه آن هوسات را برای خیرات و میرات ملت و وطن فدا میکنند ، يك قبله گاه دل آگاه و پادشاه ار قیخواهی می بینیم که این عرض و استدعای فرزند برومند خود شایان استحسان و در راه اجرای آن پروا و احسان میفرماید .\n\nدر عین زمان حسن نیت سراسر علویت علیا حضرت سراج الخواتین صاحبة معظمة مقدمه نیز انکار شدنی نیست که با وجود والده بودن شان از همه خواهشاتی که هر والده در باب مسرتها ، و شاد مانیهای پردبدبه و طنطنهٔ عروسیٔ فرزند دلبند خود داشته میباشد از ان همه سازها و سامانهای اسراف کارانه با وجود اقتدار پادشاهانه صرفنظر فرمودند ، و مبالغ آن صرفیاترا بصرف شدن خیرات و میرات راضی شدند . بجا است که شکر خدا را بجا آریم و دعای خالی از ریای باد شاه مقدس و خاندان جلیل الشان شانرا ورد زبان نمائیم .\n\nمراسم این عروسی ابدی نمر در یوم چار شنبه ۲۲ ماه ذی الحجة الحرام مطابق ۱۹ عقرب سنة ۱۳۳۲ و ۱۱ نومبر سنة ۱۹۱۴ بوقوع پیوسته که شب پنجشنبه لیلهٔ مسعوده زفاف بوده است . قصر و باغ دلارای « شهر آرا » که در جهت غربی شهر واقعست مرکز عروسی قرار یافته از انجا تا بدروازهٔ حرمسرای شوکت احتوای ارک مبارک که در جهت شرقی شهر است و تقریباً يك کیلومتر مسافه را دار است بر همه آن جادهٔ پهنای باصفای سایه دار دوراسته عساکر ظفر رهبر نظامی شاهانه از صنوف مختلفه پدریشهای منتظم صف بسته وضعیت عسکری ایستاده بودند بوقت ظهر هیئت محتشمهٔ « اوراه » یعنی جمعیتی که برای آوردن عروس میروند — از ارك مبارك حركت ، و بسوی شهر آرا عزیمت نمود این هیئت محتشمه از قرار ذیل ترتیب یافته بود:\n\nاول : - قریب چهل و پنج عرابه های بسیار مکمل و مکلفی بود که عرابه نخستین آن با گلها و زینهای بسیار نظر ربائی آراسته شده ، و مخصوص نشیمن ذات عالیه علیا حضرت سراج الخواتین بود و باقی عرابه ها که جمله خاتون های خاندان جلیل الشان سلطنتی و اعزه و اشراف قومی را حامل بودند آن عرابه نخستین را پیروی میکردند . در بین هر عرابه از عرابه دیگر چهار چهار سوار رساله شاهی — یعنی عسکر سواری دراغون — رفتار داشت ."}
{"book": "adl0616", "page": 952, "text": "شماره ۷\nسال چهارم\nحیفه ٣\n\nاز دو روز پیشتر بقرار نقشه که تنظیم شده بود اطراف و جوانب موقع تخجیر گاه از مسافه چند گروه از طرف عساکر نظامی و اهالی در زیر احاطه و انحصار در آورده شده ، و رفته رفته دایره احاطه را محدود لازمی آن رسانیده آهوان بسیاری در موقع تخجیر گاه جمع آورده شده بود .\n\nذات شوكتسمات اعلیحضرت همایونی بوقت صبح روز یکشنبه در موقع تخجیر گاه تشریف برده ، و برای جناب مستطاب نائب السلطنه صاحب افخم، وديكر شهزاد كان عظام ، ومصا حيان كرام، وايشيك آقاسيان و سایر معيت شاهانه مواقع شکار تعيين گردید. بعد از انکه متخصصین شکار جابجا شدند بتاقی زرك سفری که قدر يك طوب بزرگی اواز دارد نواخته شده احاطه کنند کان اطراف بهیاهوها و او ازهای دهل ، و آتش افروختن آهوانرا از هر طرف روادی که ذات اعلیحضرت همایونی و افراد معین شاهانه در کمینگاه شکار بودند فرو آوردند و همینکه پر شکاریان کمین کرین کله آهو میرسید از هر کمینگاه فیرهای تفنگ میشد . تا آنکه مقدار هشتاد خود آهوی برشکار کردید . ذات اعلیحضرت بادشاهی چارده رأس و باقي شكاريان نيز بيك يك دو دو سه به سه رأس آهو زدند .\n\nاین شکار بسبب مساعد بودن هوا ، و مناسب بودن وقت به بسیار فرحت و مسرت و کمال کامیابي و موفقيت بدون اندیشه و تشویش سرانجام و به انجام رسیده یوم سه شنبه موکب فر خنده کی کو کب همایونی بشهر عودت فرمود ، شکار های مرغابی نیز درینروزها که عین موسم شکار آنست در جمن های مخصوصه آن تمام سرور و نشاط اجرا میشود. از در گاه خداوندی سلامتی وجود مسعود اعلیحضرت بادشاهی را با نشاط و انبساط روز افزون شاهانه شان نیاز میکنیم .\n\n◈ در بار معالی بار ◈\n\nروز شنبه ۹ محرم الحرام جميع خوانین و منصبداران ملکی و نظامی بوقت ۱۱ بجه در دالان بزرك سلامخانه عام جمع آمده منتظر تشریف آوری ذات اعلیحضرت همایونی بودند تا ساعت ۱۲ ذات شوكتبات بادشاه معظم مقدس ما اعليحضرت سراج الملة والدين بوجود سعادت نمود شاهانه شان تخت عالی سلطنت سفیه افغانیه را زینت بخش عن واجلال فرموده پس از انکه حاضرین را به شرف احوال پرسی و عواطف خسروانه نایل و مفتخر ساختند چنین به کلام ابتدا ورزیدند : که جنك يورب همچنان جاریست یعنی تا به حال هیچکدام ، يك نتيجه فیصله کنی بمیدان نه بر آمده و درین وقتها دولت عليه عثمانیه نيز به جنگ اشتراک ورزیده است . از اخبارات جدیدیکه وارد شده اند چنان معلوم میشود که دولت سرویا که بترکی آراء صرب میگویند و مانند بلجيم يك دولت خوردی بوده است نیز سقوط یافت این همان دولتیست که نخستین بار باعث این حرب اوروبی\n\nدوم : – چهار عدد فیلهای کوه پیکر مجهز به هود جهای مکلفی بود که فیل اول مخصوص سواری خود داماد فرخ نهاد وقيل دوم مخصوص جناب عالی شهزاده والاجاه سردار حیات الله خان بود. و در فیل سوم جناب شهزاده سردار محمد کبیر خان . و در فیل چهارم جناب نائب الحكومة كابل لوى ناب صاحب سوار بودند .\n\nسوم : – موكب سعادت موهب سواری ذات شوكتسبات اعلیحضرت پادشاهی بود که بسواری اسپ فیلها را تعقیب مینمود پدست راست شاهانه جناب مستطاب ذات عالى نائب السلطنه سردار نصر الله خان صاحب الفخم و بدست چپشان ذات عالی شهزاده جوانبخت معين السلطنه سردار عنایت الله خان صاحب معظم و در صف عقب مصاحبان خاص حضور همایونی سرداران کرام محمد آصف خان و محمد یوسف خان و بعد ازان ايشيك آقاسیان و منصبداران همرکاب همایونی و دیگر سرداران و ارباب مناصب و انتصاب مراتب و اعزه و اشراف درباری به ترتیب بسیار با انتظامی در حرکت بودند .\n\nاین است که هیئت محتشمة ( او را ) بهمین ترتیب و انتظام بسیار دلنشیی از ارك مبارک در میان صفوف عساکر نظامی تا بشهر آرا تشریف فرمای عز و اجلال کردیده، و بعد از مراسم لازمه مقرره عروس حجله نشین پرده عصمت و حشمت راذات عالى صفات عليا حضرت صاحبه مقدسه در عرابه خودشان همدوش سعادت فرموده بهمان ترتیبی که آمده بودند بارک مبار که داخل حرمسرای شوکت احتوا کردیدند .\n\nبعد از عودت همه اهل دربار معالی بار در دالان سلامخانه عام بطعام دعوت فرموده شده بعد از تناول طعام رخصت شدند. و مراسم این جشن عروسی به اینصورت با نجام رسید .\n\nه سراج الاخبار افغانیه ، دعای تمادی عمر و اقبال و روز افزونی شوکت و اجلال اعلیحضرت پادشاه مراحم خصال مقدس خود را ورد زبان صداقت نموده از صمیم دل عرض تبریکات خالصانه خود را تقدیم مینماید. و امید میکنند که عنقریب صحایف افتخار خود را به کیفیت تأسيس و بنياد مكتب پشفاخانه ياديكر مؤسسة خيريه که یادکار ابدی این جشن عروسی تصور فرموده شده است تزئین دهد.\n\nشکار گاه چناری\n\nهمه ساله در خموسم در « چناری » نام موقعیکه تقریباً دوازده ميل بجانب شرقي دار السلطة كابل واقعست يك شكارگاه جميعی برای تخجیر اهو ترتیب می باید که تفصیلات آنرا با تصاویر در سالهای گذشته خود درج کرده ایم. امسال باز بر قرار قواعد و سررشته سالهای ، سابق ترتیبات و انتظامات تخجیر گاه مذكور اجرا كرديد. وبتاريخ يوم شنبه ۲ ماه محرم موكب اردوی ذات اعلیحضرت پادشاهی بدانسمت حرکت فرمود . شب را در منزلگاه « نخاك » پسر آورده على الصباح بسواری اسپ بسمت چناری تشریف فرمای شوکت و اجلال گردیدند."}
{"book": "adl0616", "page": 953, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 954, "text": "سال چهارم شماره ۷\n\nو كدام افعال واعمال تدنى وقنا يافته اند . وعلماء وادبا، وحكما و مشاهير سائرۀ بكدام سبب و كدام جهت شهرت و قبوليت يافته اند . و كسانيكه بنا مقبولى، وبدنامى، و سيه كارى مشهور كشته اند اسباب موجبه آن چه بوده است . وهلم جراً . پس اكر مطالعه تاريخ بدينصورت وقوع يابد، البته نورسيدگان و جوانان را بمنزله پيران و تجربه كاران واصل ميگرداند . و اگر اسرارات خفيه و لدنيات مكنونۀ تاريخ در مد نظر عبرت گرفته نشود ، و تنها بر استلذاذ حكايات ، وافسانهاى آن اكتفا رود در انحال هيچ ثمرۀ و نتيجۀ حاصل نميشود . و كسانيكه بسن كمال واصل ، و تجربه و معلومات شان نيز كامل باشد استفاده لانيكه از مطالعۀ تاريخ بر ميدارد نه است كه بسوى حكايات جنك آورى ، و قلعه گيرى و فتوحات ، و موفقيت بي اندازه قهرمانان ، و پاد شاهان از منه متقدمه بمنظر حيرت و ديدۀ استغراب اماله نظر نمايند فى : بلكه آن حكايات ، و فتوحات را در تحت نظر دقت ، و محاكمۀ فكرت در آورده اسرارات مخفيۀ انرا درك و غور كنند كه آيا آن همه فتوحات و موفقيت ، از چگونه اسباب معقوله ، و چسان حركات مقبوله حصول پذير گرديده ، و ترقى و اعتلا و شرف و شان ، و اعمار وطن ، و سعادت ملل و دول ماضيه از استعمال كدام تداير حكيمانه ، و نتيجه كدام افكار مدققانه محصول انجا ميده است . و محويت استقلاليت فلان دولت ، و خرابى و تدنى فلان ملت از نتايج آثار چگونه اعمال ناشايسته ، و اتخاذ چسان افعال غير ممدوحه بظهور پيوسته است . پس اينست كه مطالعه كنندگان تاريخ كه خواه شيخ باشد و خواه شاب ميبايد كه ادنيات مدققه ، و اسرارات مخفيۀ تاريخيه را محاكمه و دقت نمايند ، و به اطراف و تحريات و ملاحظات بسيارى اجرا نمايند ، و هر ازان حصه و فائده گرفته ميشود در ان تحقيق و تدقيق بكار دارند . پس اگر از اهل سياست ، و اجزاى حكومت باشد ان ملاحظات و محاكمات خودش را با حال و احوال دولت و سياست و زمانۀ خويش تطبيق نموده در راه دولت و ملت خويش يك خدمتى و منفعتی\n\nبرساند . و اكر از سائر ناس باشد آن احوالات و وقوعاترا آئينۀ عبرت نماى براى خود قرار داده به تهذيب اخلاق ، و تنسيق اطوار نفس خویش بكوشد تا آنكه نتيجۀ قضيه مافوق كه عبارت از ( قول مؤرخ ) است محصول انجامد . و گرنه همچنين وقايع ماضيه را بى آنكه انسان جهات حكميه و لدنيات خفيۀ آنرا جستجو و تفحصى نمايد از مطالعۀ محض آن هيچ ثمرۀ حاصل نميشود . و تحصيل حقيقى علم بى اعتناى تاريخ عبارت از آن نيست كه انسان در محافل و مجالس مانند قصه خوانان ، و افسانه گويان بسخن سرائى ، و حكايه بردارى مبادرت نمايد و از براى اظهار معلومات خویش خود نمائى و خود ستائيها فروشد . انسان كه در يك علم و فن صرف ذهن ، و ضياع عمر مينمايد البته استفادۀ معنويه مد نظر بايد گرفت . اينست كه در تصوير وقايع تاريخيه نيز آن استفادۀ معنويه موجود افتاده است كه هر گاه در ادبيات و حكميات آن تعميق فكر كرده شود قواى عقلية انسانرا تربيه و توسعۀ فوق الحدى حاصل شده چشم انتباه انسان و نيك و بد جهان گشاده ميگردد . و اوضاع ، و اطوار انسان بر خط مستقيمى برابر گشته تحصيل قضيه معتنابهاى ( حس اخلاق ) كه علت عالى انسانيت نيز محصول مى انجامد . ملل متمدنۀ اعصار ماضيه ، و ايام حاليه از منافع و فوائد مطالعۀ تاريخ بر وجهيكه تفصيل نموديم با خبر گرديده در طريق پيشرفت اين مقصد خيلى صرف همت نموده و مينمايند . و درين زمان از جملۀ علوم و فنون جديده بنام ( حكمت تاريخيه ) يك فن جليل مخصوصى نيز ظهور كرده است . ما نيز در تصور آنيم كه درين رسالۀ خويش گاه گاهى از فن حكمت تاريخيه بعضى وقايع را شرح و بسط دهيم . پس بنابر مقدمۀ اين مقصد نمونه بمباشرت اين مقالۀ تاريخيه از قصۀ قرون عتيقۀ تاريخ مبادرت ورزيديم .\n* سميرا ميس *\nواقعه نويسان جرائد اثار ، و مورخين شهرت شعار صداقت گفتار چنين روايت ميكنند : كه در ازمنۀ عتيقه يعنى تخميناً دو هزار و يكصد سال قبل از ميلاد عيسى عليه السلام كه تقريباً\n\nسردار با مدار جناب مستطاب محمد يوسف خان پسر امير كبير جنت مكان دوست محمد خان طاب الله ثراه كه از قدماى رجال دولت خداداد افغانستان و خيل معزز و محترم يك ذات ستوده صفاتى ميباشند"}
{"book": "adl0616", "page": 955, "text": "حيفة ٦ شماره ۷ سال چهارم\nبسیار هزار و دوصد سال از زمان ما میباشد در قطعه عراق مذکوره را تبدیل و تحویل داده از زیر آن توئیل یعنی طریق\nعراب ) . و موقعیکه انرا جغرافيون ( الجزره ) مینامند دولت ششك بند سنگی بسیار منظمی کشیده است .\nبسیار قوی باشکوه ( بایل ) که انرا ( آنوریه ) نیز تعبیر میکنند. و ماعدا از تعمیرات و توسیعات پای تخت و حدود ممالک خودش\nتأسيس وتشكيل يافته بود . الموقع مذکوره را یونانیان قدیم را تا بهندستان ، و بحر احمر تمدید داده بود . و طرق مواردات\nمسو بوتاميا ) يعنى ( ما بين النهرين ) وعريها ( الجزيره ) تسميه واسباب تجارت، ومعموريت ممالك خويشتن را بغایت انتظام .\nکرده اند . و احسن و جود اماده کرده بود. و چون خطه انور از غایت\n( جزره ما بين النهرين ) ، عبارت از یکداره در از رخیست معموريت و نهایت آبادی قبائل وحشية متجاوزه را همیشه مطمع\nکه در قطعه آسیای عثمانی، و درمابين نهر فرات و شهر ( دجله ) نظر میبود. لهذا بر اطراف شهر بابل بغایت مثانت ، و نهایت\nواقع شده است که تفصیلات تحدید حدود و توضیحات سائره رضانت بكسوری کشیده بود که بر پهنای آن هفت عرابه بسهولت\nآن در کتاب های جغرافیا قرار واقعی مذکور است . گذشته میتوانست و در وسط شهر يك يرج بسيار عظيم وجسيم\nوالحاصل این جزيرة ما بين النهرين در ازمانهای قدیم برد و قسم کی بلند دوازده طبقه نیز بینهایت صنعت و غایت مهارت انشا نموده\nمنقسم بود . یکی ( شمالی ) و دیگری ( جنوبی ) . در قسم شمالی بود و مقدار صد عدد دروازه مصنع جسیم آهنین برسور مذکور\n( اتوریان ) و در قسم جنوبی ( بابلیان - بانکه - کلدایان ) وضع کرده بود بود. و در نزد جسیمترین آن دروازه مدفن یعنی قبر\nاقامت پذیر بودند . خود شرا ساخته بود. و برسنگ مرمری که برروی و رفتن اسب\nدرمان انور په اول کسیکه تاسیس و تشکیل دولت و حکومت نموده بود این عباره ذیل را نوشته بود :\nنموده همانا ( آثور ) نام پادشاهی از اولاد\n( سام ) بن ( نوح ) عليه السلام بود.\nو در با بلیان اول کسیکه تأسیس حکومت\nنموده ( نمرود ) بن ( کوش ) نامیست\nکه از اولاد ( عام ) بن ( نوح عليه السلام\nاست. ولی بعد از مدتی ( پلوس ) نام یاد\nشاهی از اولاد اور عسکر فراوانی جمع\nآورده دولت بابلیه را از پا دراند اخته است.\nوبابل واتور را یک دولت بسیار جمیعی\nتشکیل داده است .\nدر معایف تاریخ از حکمداران دولت\nمذکور حکمداری ( سمیرامیس ) نام زنی\nمشهور است که ازین سمیرامیس خواه از نائب الحکومه های با استقامت و تدبير\nاساطير ملل مختلفه ، وخواه سكنه قديمه دوات علیه افغانستان جناب مستطاب\nنفس آتوریه بی آثار خیریه و نیکیهای محمد سرور خان نائب الحكومة مرات\nعديده مشاهده نموده اند و از این سبب اسمش را کتابه از عقل\nوفطانت سمیرا میں نهاده بحکم ضرب المثل استعمال مینمودند .\nبا تخت و مركز دولت حکام آتوریه اگرچه قبل ازین شهر\nمشهورة ( نی نوا) بود ولی چون آن شهر از سواحل مخر بعید\nو از طرق تجارت جدا افتاده بود لهذا سمیرامیس را خوش نیامده\nحکومت شهر بابل را اتخاذ نموده است. و در تعمیر و توسیع شهر بابل\nدرجة غايت والنهايه سعی و کوشش ورزیده است. شهر فرات چون\nاز وسط شهر در جریان میبود لاجرم پلهای متعدد جسیمه بر آن\nالشانود. وجوبها ، و قتالهای بسیاری از ان برآورده اراضی\nو ممالك و سیعه را بدان معمو ر و ابادان ساخته و مجرای شهر\nعباره\n[هرگاه از حکمداران بایل کسی بدر هم\nو دینار محتاج شود این مدفن مرا کشاده\nخیلی دقیه حسینی خواهد چست ! ]\n\nو الحاصل بعد از وفات سمیرامیس دولت بابل رو به انقراض نهاده نهایت الامر از دست اخلاف آن پید ضبط و استیلای ( کیحرو) نام حکمدار کیانیه نجم در آمد که این واقعه رصد و سی و هشت سال قبل از میلاد عیسی عليه السلام وقوع یافته است. و چون کیخسرو بر مرقد مشار اليها امده عبارة مذکوره را بخواند باو جودیکه او را بعضی کسان بر شکافتن و تحری نمودن مدفن مذکور تحريك و تشویق زیادی نمودند . ولی کیخسر و از علو همتی که داشت گفت : چندباره در هم و دینار پس خسیسی آنقدر حیثیت و منزلتی ندارد که مقبره شاهان پس عزیزی را برای ان تخريب باید نمود . ولی در زمان حکومت ) دارا ) نام حکمداری که از سلاله کی رو است اهالی بابل حکومت ایرانیه عصیان نموده دارا بیز بسوق عسکر شهر بابل را در تحت محاصره کشید . و بنا بر تدبیر یکی از امرا شهر بابل را ضبط و استیلا نمود . دارا چون شخص طامع مال پرستی بود هنگامیکه در شهر مظفرا داخل گردید عبارة که بر قبر سميراميس محكوك بود بنظرش در آمده همان لحظه تخریب مقبره، و جستجوى دفينة موعوده شتاب ورزید. امامی قدر حفریات و تخریبا تیکه اجرا نمود نه از دفینه اثری جست و نه از"}
{"book": "adl0616", "page": 956, "text": "ساله چهارم\nشماره ۷\n\nخربته خبری، تا انکه در اخر امريکباره سنك ديگر ظهور نمود شود بخوبی معلوم میگردد که (خرستوف قولوب) که کاشف دنیای جدید است بجز اینکه همان بخار مجیبه فکریه را در ماشین دماغ در خصوص آن امر منهم در تطبیق داشته دگر هیچ چیزی نیست؟ که بران این عباره آتیه محكوك بود: (ای طامع ناپکار که اسیر حرص و از کشته هر گاه مملوک چند خزفاره بیوفای دنیا میبودی هیچگاه وزیر وزیر نمودن قبور مردگان جسارت نمپور زیدی.) ایا انسان ضعیف ناتوانیکه بر سطح زمین نشته از احوال میای نامتها، وحركات الحجم، وكواكب مثلالا، ودوائر هيئت عالم ها خبرها میدهد. و سخنها میراند از چیست؟ این این همه سرعت سیر وايتهمه بابک رفتاری که برینهمه عوالم مالانها به سیر و دور کرده او را از چه حاصل آمده است؛ هیچ شبهه نیست که مجز همان قوه محرکه زیرعت بس تیزیکه به بخار ماشینش تشبیه نمودیم دكر هیچ چیزی نیست. پس معلوم شد که سمیرامیس این حیله را محض از برای تجربه و عبرت دنیا پرستان طامع بروی کار آورده بود هیچ دفینه و خزینه بغیر از چند خویش در انجا نگذاشته بود.\n\n§\nيسوى اثار خيريه، وماتر مرضية كه سمیرامیس نهاده است هر گاه منتظر حكمت وديدة عبرت تكه كنيم اسارا حقيقتاً خیلی غيرت و عبرت دست میدهد مومی الیها با وجودیکه از قسم زن که ضعیف ترین نوع بشر بوده است ولی با ضعف خلقیت بر چنان حرکات عاقلانه وافكارات حكمانه، واعمالات جيمة مديرانه موفق و کامیاب آمده که صیت جهانگیری، و شهرت ملك روری خود شرا بدرجه مردان شحمان ظفر توامان واصل کردانیده است. مانند ما كان مدير وحكيان معمر رجلب قلوب، وجذب نفوس تبعه وزیر دستان خویش موفق گردیده است. آیا شاعران نکته پرداز سخندان که اینهمه مضامین عنقا مثال بری تمثالرا از کوه قاف معدومی پر میکشند و شیرازه دیوان شاترا ازرك كل، صریر خامه شانرا از اواز بلیل قرار میدهند آلة اینهمه کشش و اسباب اینهمه کوشش شان چه چیز است و محققت که بجز تطبيق وفشار همان بخار مخزن الاسرار دگر هیچ چیزی نیست.\n\nو الحاصل اكر عينك دوربين دقت و ملاحظه را بردیده خویشتن بهم، و بسوى ايهمه کشفیات، و اختراعات محیر العقولی که از اول زمانهای قدیم تا بحال از دست و بازوی نوع فی بشر بظهور آمده و ميآيد يك نظرى بكنيم البته يك حكم لا يتغيري خواهيم داد برانکه عجز همان تضييق و فشار بخار قوة مفكرة ماشين دماغ دكر هيچ چیزی پیست! احوال، و افعالیکه از سمیرامیس در محایف تواریخ تسطیر یافته اگرچه از قبیل اساطیر اولین است، ولی از برای اخذ عبرت و اقدامات همت اشخاص ذی اقتداریکه رتق و فتق امورات ممالک و اقوام بدست شان است مثال بس قويست.\n\nسبحان الله! قدرت صانع قديم لا يزال، وحكمت بالغه حكيم ذو الجلال این محفظه بدیعه، دماغ، و اين جوهر نفيسه عالية «عقل» ا را تا چه درجه مقدس و تاچه پایه مکرم جوهری خلق فرموده که انسان ضعیف ناتوانرا بواسطه آن بر اقسام معارج علویه عروج و بر انواع مدارج عالیه خروج میدهد! انسانیكه وجود ضعیف ناتوانش نسبت عجرهای محیط بی پایان مناسبت قطره بسار کوچکی را هم نمیگیرد می بینیم که بواسطه همین قوه بدیهه آلتی اختراع میکند که بقوت و جسامت و سرعت سینه انهمه محیط های اعظم را شکافته، و دائراً مادار انرا کردش نمود مانند شهری آرامی رامش میسازد. (قوة مفكرة) انسانی به ابخرة تجمع نموده دیگهای (ماشین) بی آب و بادیه های پر سراب که تنها بای رفتار انسان ناتوان از قطع مسافه آن سالهای در از لنك و عاجز می گردد بلکه وهم و خیالش نیز از تو هم طی مسافه انهمه ابعاد بعاد مانده و خسته می ماند می بینم که بقوت همان جوهر غریبه بر ایجاد چنان از در صحرانوردی موفق میشود که به تیزی رفتار و سرعت سیران برائهمه ابعاد بی پایان به آوازدی اهتزازی خندها میزند. كما نيكه ضعف و ناتوانی را بهانه و حکومت و سلطنت را عبارت از عیش و عشرت اتخاذ نموده اند باید بد مقوله اثار که نترئین دهنده مصایف تاریخت نظر کرده در خصوص اعمار مملکت و ترقى مدنيت و ثروت و سعادت رعیت، وتنسيق وتعظيم عسكريت وغير ذلك غيرت و همت نمایند، و تن پروری و کاهلی خود شانرا برطرف سازند و ملاحظه کنند که غیرت و همت، وسعی و اقدام چیزیست که زنرا بمنزله مردان جهانستان میرساند سمير اميس اینهمه اعمال جسيمه فوق العاده را که مجراهای شهرهای بزرگ را تبدیل داده و کوهای جسیمه ز اشکان طرق موارد اترا از ان بیرون کشیده است ایا بغیر از سمی و همت، و تطبيق عقل و فکرت دگر چه چیز است؟ جنگلهای ذی وسعت و حراهای ذی فسحت، و بیابانهای ماکنه ها، و واپورها، و شمند فرها مشابهت نامی بهم میرساند که آن قوه قوه بخاریه را هر قدر در تحت تطبیق و فشار در آورند قوه مدافعة وعمليات واقعه ای بهمان نسبت میافزاید. ولی آن قوم دا اثبات نمودن و از قوه بفعل آوردن به اراده جزئية متوقفت که مثالهای تاریخ از برای آن مدار کا نیست.\n\nکاشف دنیای جدید یعنی (قطعة امريكا) بر چنین امر مهمی که برابر دنیای اول یک دنیای دیگر را میدان براورد و اصف کره مجهول را معلوم نمود آیا بر چنین امر مهم از چه موفق گردیده است؟ هر گاه بنظر تدقيق وديده تحقیق در متحایف تاریخ ملاحظه انسان ضعيف ناتوانيكه قدرت يك لمحه توقف برروی هوا خارج قياس و کمان او ست می بینم که بواسطه همان تضییق بخار مخزن الاسرار عقل و فکر در ماشین دماغ چنان آنتی میسازند که بقوت"}
{"book": "adl0616", "page": 957, "text": "سال چهارم\nشماره ۷\n\nصحنه ۸\nتسهیلات آن مانند مرغ بر روی هوا بریدن میگیرد، و روز های در از بر روی هواسیر و سیاحت میکنند، والحاصل اگر در بخصوص هر قدر دائره سخن را تمدید نمائیم و امثله های مجسمه ایراد کنیم باز هم مر سخن بهمان نقطه بدهية ( بخار فکر ) و ماشین دماغ منتهی میشود.\n\nپس مباهات و افتخار کسانیرا سزاوار است که قدر وقیمت این عطية عظما ، و این جوهر گرانبها را دانسته استعداد و قابلیتی را که در آن مکنوز است بروی کار در آورند. واسرارات بديعة ، مخفية آن بخار غرايب الآثار را از قوه بفعل آورده هیئت و مملکت خویشتن را از آن مستفید سازند. و برحال اسف اشتمال آن قوم و ملت باید گریست که این عملیه عظمای دانای یکتار ا بیکار و بی غمخوار گذاشته از فعل و عمل مستعده خودش باز دارند. و در حق آن سوء استعمالهای ناهنجاری روا سازند .\n\nابنای وطن ما چنان کمان نبرند که ما اینهمه سختها را از برای توصیف و تعريف فرنگان ایراد میکنیم ، في بلكه مقصد عاجزانه ما انقاض و تحریکیست که ایشانرا بر اعمالات ، واختراعات غريبة مدهشه ایشان که محض از برای ضبط و استیلای سطح زمین بر پاداشته اند اخباری دهیم . تا باشد که قبل از انکه کار از کار بگذرد يك چاره کاری کنند ، وعقل وفكر خود شارا تضيق و فشاری دهند ؟ وعلم ، وصنعت ، واتحاد ، و مدنیت را شعاری گیرند، و از جهالت و بطالت ، و خونریزی و بی اتحادی و داعی گویند، و علوم و صنایع و ثروت امنیت را تحری و جستجوئی نمایند، و از برای آسایش ، وطن ، ومحافظه دشمن چاره جوئی جویند .\n\nهيهات ! سخن کجا بود و ما کجا افتادیم . در بابل بودیم بکابل رفتيم اگر قوة حادة جاذبة الكتريقية ( وطن ) نميبود از بابل بکابل ما را که میکشید ؟ ای محمود .... ترابدينهمه واعظی و ناصحی چه کار : وطن کجا ! و تو در چه هوا ! خاموش باش که خموشی بکار است نه کویانی !\n\nحالا ما باز بر صدد بحث خویشتن رجعت نموده به تکمیل احوال سمیرا میس شروع نمائيم :\n\n§\n\nوقتيكه ( اسکندر رومی ) قطعه اسيارا ضبط و تسخیر نمود در ممالك ( الثوريه ) نيز قدم ضبط و استیلارا نهاد و چون در شهر بابل مظفرانه داخل کردید در انجا از زمان سمیرامیس بك لوحه ستکی یافت که برسنك مذكور بدستخط مومى اليها ابتعبارة آنيه نگارش یافته بود :\n\nاگرچه من بكيفيت ( زن ) که اضعف نوع بنی بشر است ( بروی دنیا ) ( تولد یافته ام ولی در ممالک بابل مردانه و قهر ما ناله حکمرانی کرده ام. از برای استحصال سعادت حال زیر دستان خویش بغيرت مردانه ، و همت ، دلاورانه اطراف ممالكم را غرباً تا بسواحل بحر احمر ، وشرقاً تابکنار دریای خضر توسیع دادم در بحر احمر، وبحر خضر، و بحر عمان و ساحل هندستان بندرگاهای\n\nتجارت کشادم، خیالهای جسیمه را شکافته از آن راها و دربند ها کشیدم مجراهای انهار جسیمه را تبدیل دادم ، عمارات جسيمه و بناهای عظیمه بنیاد نهادم ممالکیکه به بيشة وحشت و بدويت خراب افتاده بود بدست معمار معرفت پیشه مدنيت اعمار نمودم . و چون مقصد کلی و مرام اصلی ام از اینهمه کارها راحت و رفاهیت احوال تبعه ورعيت وتبديل حال وحشت بمدنیت بود لاجرم بر خود مینازم وسر مفخرت بذلك ميسايم . )\n\nپس املاحظه باید کرد که این تفاخر تا چه درجه مردانه و تا چه پایه عالی جنابانه تفاخر یست ! در حالتیکه ماهیتش زن بود ولی چون در راه ملک و ملت خویش مردانه خدمت نموده افتخار میکند؟ من حيث خلقت اگرچه در زمره ضعفا داخل بود. ولی چون عجوانمردی و دلاوری همتها نمود مغرور میشود !\n\nحضرت شیخ سعدی میفرماید که : ( عقل پسر است به سال) حقیقت حال بهمين منوالست . بی عقل و فکر آنچنان كوهر كران بهائیست که در هر سر جادارد قوى وضعيف ، وصغیر و کبیر را ملاحظه ندارد. در خلوص تحدید و تعيين فرق جسم ، وفكر مطالعه کنند کان تاریخ بهیچ مشکلاتی بر نمیخورند، مانند این بسی مقولات در مصایف تاریخ بنظر میخورد که بسیار کسان اگرچه خلقهً ضعیف و ناتوان بوده اند ولی چون فکر و عقل شان قوی و توانا بوده وقوت و توانائی انرا بیکار و بطی نگذاشته ، و همیشه آن قوه بدیعه را حسن استعمال نموده لاجرم بربنی اعمال، واشغال جسیمه موفق آمده اند .\n\n( طيعون ) که ( هیولا ) را عرض انقياد نموده اند . وفكر و روح را هیچ اهمیتی نمیدهند هر گاه بسوى محاكمات تاريخيه بك نظری بیندازند هیچ شبهه نیست که بر بطلان ادعای خودشان اعتراف ورزند .\n\n( سمير اميس ) تنها تمثال غیرت و همت معاصر بن خویش اکتفا نورزیده - بلکه اخلاف مستقبله را نیز درسهای عبرت بسیار مکمل جليل الاعتباری نهاده است. و آن یاد کار فوائد آثار نیز عبارت از نوشته محکو که روی سکه است .\n\nبنگر که آن عباره محمل بسیار مفصل که بر روی مزار خویشتن نوشته بود مذمومیت حرص و طمع را بچگونه مثال مجسمی تجسم داده بود .\n\nدارا که بادشاه عظیم الشان ، ومالك اتهمه ممالك وسيعة براز سامان بود ولی چون پدام حرص و طمع گرفتار آمده بود بدان همه مال و منال و غیره اکتفا نکرده از برای یافتن دفینه مقبره مرد کارا نیز زیر وزیر نمود. آیا الجنين فعل گربه مستكره منافی شان و شرف شاهان ذیشان نیست ؟ کیخسر و همانقدر که عالی همتی نموده ، دارا نيز بمقابل آن همانقدر دون حصانی کرد .\n\nاما از دارا روایت میشود که بعد از دیدن عبارة محكوله که سمیرامیس کو یا مخص از برای تربیه تنبیه او گذاشته بود چون این عمل"}
{"book": "adl0616", "page": 958, "text": "صحیفه ۹\nساله چهارم\nشماره ۷\n\nناشایسته خود را بوجدان حواله نمود نفس خودش را خیلی ولوم نموده است. و بردکا و درایت سمیرامیس افرتها خوانده و بنابرین اخطار دی منفعت كثير الفوائدی که از سمیرامیس ملاحظه نمود - بنابر قول بعضی مورخين - در خصوص وقایه نفس خویش از بلیه افت حرص و طمع تابنهایت حکومت خویش خیلی کوشیده است. و دلیل علی آن نیز اینکه بعد ازین واقعه تا اخر ايام سلطنتش شهر بابل را از هرگونه بده و مالیات و تکالیف سائره معافی داشته است. و گفته است: که سمیرامیس بر وعده خزینه که داده بود در حق من وفا کرد ایا در دنیا از بنعبرت و نصیحت کدام دفینه بهتر خواهد بود ؟\n\n§\n\nاینست که در نجا در خصوص حکمت تاريخيه مقدمة بدنچند محايف تاريخ قديمه اكتفا نمودیم . انشاء الله بعد ازین نیز در تحت عنوان ( حکمت تاریخیه ) بعضی چیزها خواهیم نوشت وبالله التوفيق انها\n\nاحوال خارجیه\n\n( اشتراك عثماني بجنك و افكار اهل هند )\n\nجريدة عين الكمال و الهلال ، منطبعة كلكته يك مقاله غرای بسیار مفیده در خصوص نوشته ومحاكمات عقلية منطقية بسيیار بدیعه بیان کرده که ترجمه آنرا از فایده خالی نیافت\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 959, "text": "سال چهارم\nصحیفه ۱۰\nعبارة ٧\n\n( مسئله اول )\n\nمسئله نخستینی که در پیش روی این سلسله میآید همانا جستجو کردن اسباب جنگ و پیدا کردن محرک اصلی آنست . در انجا ما از مباحث تاریخی مسئله مشرقیه که به بسط و تفصیل زیادی محتاج است بحث نمیکنیم. ما از دورهای مختلف اثرات تاریخی دولت عثمانیه و انگلستان و جرمنی نیز بیان نمیکنیم. و نه از زمان سلطان عبد الحمید خان گرفته تا به این عهد نوجوانان ترک احوالها را ذکر میکنیم که از بیانات تاریخی این حالات کیفت تاریخ دوستی عثمانی و جرمنی بخوبی واضح میگردد، و نیز تمام آن حالات و حوادثی را در پیش نظر میآرد که بعد از معاهده سنه ۱۹۰۷ پیش آمده است. و برهمان فرقة اتحاد و ترقى كه ايام مصیبت خود شانرا در سرزمین آزادی مانند لندن و پاریس پسر آورده بودند. و محبت آنرا با خود یکجا به قسطنطنیه آورده بودند، بسب همان معاهدة مذكوره بطور قدرت تأثير نفوذ ( جرمنزم ) حاصل کردید نیز بیان نمیکنیم. چرا که اینهمه مطالب بحث های بسیار تفصیلی میخواهد که بعد ازین آنرا ایمقاله مخصوصه واضح خواهیم نمود. در نجا ما از واقعات بسیار نزدیکی بحث میرانیم که یکی در پی دیگر سیبهای جنگ موجوده شده است. واقعه بسیار اهم و نخستینی که در ین مساله بدید از است مسئله دو جهاز جنگی ، غوين ، و ، ریسلاو ، جرمنی میباشد. پیش از انکه جنگ او روپ اعلان میشد دولت عثمانی دو درید ناوت جنگی بکارخانه های کشتی سازی انگلستان سفارش داده بود. و در وقت اعلان جنگ آن دو درید ناوت که یکی را ( عثمان اول ) و دیگری را ( رشادیه ) نام نهاده بودند تیار و حاضر شده بودند. و همه افراد ملت عثمانیه ورود آنها منتظر بودند. بعد از جنگ بلقان حکومت عثماني نقصان قوة بحرية خود را چنانچه شاید و باید حس کرد. و از انسیب به بسیار جد وجهد تمام در صدد ترقی قوه تجربه خود افتاد. چرا که هنوز يك جنك بحری در مابین دولت عثمانی و یونان باقی مانده بود و اولیای دولت عثمانیه خود را از یک جنك محرى با یونان ناگزیر میدانستند و چون خزانه دولت از قوه آن برآمده نمیتوانست همه ملت عثمانیه از زن و مرد و توانگر وفقير به اعانت نقد وجلس اشتراك ورزيده حق دو دريد ناوت را جمع آوری کردند و آنرا بکارخانه های انگلستان برای دو عدد درید ناوت دادند و به اینصورت آن سفارشی را که یونان برای کشتیهای جنگی خود به امریکا داده بود بی اثر ساخت. لیکن در عین زمانی که آن دو در بدتاوت در انگلستان تیار شده بود. دفعه جنگ او روی شعله زن کردیده انگلستان آن دود. ید تاوت عثمانی را برای ضرورتی که به آن داشت ضبط نمود. حالانکه بعد از يك برعة قليله دوم هار غوين و پرسلا و المانی از دره دانیال کذر نمود که به این سبب دول متحده اعتراض کردند. این اعتراض قانونا سراسر صحیح هم بود چرا که موجب معاهدة بين الدول هيچ يك جهاز جنگی و محارب هیچ دولی گذر کرده نمیتواند .\n\nاما دولت عثمانیه بجواب آن اعتراض اعلان نمود که آن دو جهاز را به تشهزار پوند خریداری کرده و نام یکی را ( سلطان سلیم ) و نام دیگرش را ( مدتمی ) نهادند . بعد از اعلان جنگ اوروب این اول موقعی بود که برای پیدا کردن از جر من يك فرصتی دست داد، زیرا بطور قدرتی این دو جهاز را ترکها بسیار غنیمت شمردند، چونکه بسبب خوفی که از جهازهای جنگی یونان داشتند خود را بسیار محتاج آن دو جهاز میدیدند .\n\nبعد ازین واقعات يكرنك ديگرى بمیدان برآمد که آنهم مسئله افسران جرمنی آن دو جهاز بود. دول متحده اعتراض میکردند. که اگر این دو جهاز صحیحاً مال دولت عثمانیست افسران جرمنی در ان چه کار دارند تا آنکه آخر بیا بعالى يك نونی فرستادند که افسران جرمنی را جدا کنند.\n\nچناني گورنمنت آن انديا در لائحة که شایع نمود این نقصانات را بخوبی تشریح داده است . حتی گفته است که انگلستان دولت عثمانی را اطمینان داده که آن دو جهاز شانرا که ضبط کرده بودند و اپس میدهد .\n\nو غیر ازین حالات بیشماری متعلق ترقی بیان کرده است که از انجمله حاضری و تیاری بسیار عظیم الشان عسکری عثمانی را در پیش آورده که در يك جمانه بسیار وسیعی بوقوع آمده است. تحقیقت که این جمع آوری فوجی در تاریخ عثمانی بینظير يك واقعة شمرده میشود از تمام ممالك تركيه ، عراق ، عربستان ، حجاز و شام بلا استنا جنك آوران ملت را جمع نمودند .\n\nحقیقت این است که دنیا برای مسئله ، تنازع الابقاء ، يك میدان کارزاری میباشد . در دنیا کسی که میخواهد حکومت کنند. آن حکومت پر قوت ، منحصر است . میدان عملی حق و باطل ایز همیشه در دست همین چیزی که آنرا قوت میخوانند میباشد. این سخن صاف و واضح را نوجوانان ترك بخوبی درک کرده اند البته چنانچه ما درک میکنیم خودشان چسان درک نکرده باشند . اما این ضرور نیست که خیال شان صحیح باشد یا غلط ، مگر ازین حقیقت هم انکار نمیشود که ترکان این جنك اوروب رايك عهد فرضی دانستند .\n\nيك مسألة مستقل، تعلقات مسلمانان هند با دولت علیه عثمانیه است. در نوقت هیچ لزوم نداشت که این مسئله در پیشگاه گورنمنت و عوام در معرض بحث آید، زیرا درین عصر گذشته آنقدر واضح و روشن گشته که حقیقت غیر متزلزل آن بر جمیع دنیا آشکار کردیده است.\n\nقسط بانيه حالا نیز همان قسطنطنیه است که پیش از یکم تو میر بریا سفورس آباد بود و مسلمانان هندوستان به آن تخت مقدسیکه در انجا قایم است همان قسم عقیده دارند که پیش ازین داشتند .\n\nمکر با آن سخت افسوس است که آن مردمانی که کور تمنت دمه دار اعمال مفسدانه و شر انگیزانه شان نیست و از فساد دوستی"}
{"book": "adl0616", "page": 960, "text": "حیفه ۱۱\nسال چهارم\nشماره ۷\nآنها گور نمنت و ملک هر دو را ضرر میرسد بمجرد اعلان جنك اتر کنند به زبان گوتی بر آمده مسئله ( خلافت اسلامیه) را دوباره این مسئله را از سر بالا کرده اند و آن شیطان لعین فتنه و فساد مرتفع ساخته اند و اینرا وفاداری کور تنت پنداشته و متاع ایمان که در درونهای شان مدام مترصد فرصت میباشد انقدر گستاخ شده خود را نیز درین راه قربان کرده اند . حالانکه به این وفا داری که بلباس خیر خواهی گور نمنت باعث مشکلات خطر ناكي و نه خیر خواهی است . بل هي فتنة ولا كنا كثر الناس لا يعلمون . برایش میشود . ولی گورتت را واضح باد که هر که با خدا و شریعت خود چنانچه بعضی چنان روحهای خبیث با آلات حيث و فساد خود و فاداری نداشته باشد. باوی نیز نخواهد کرد کور تمنت تنها بر یکچند مسلح شده بیرون برآمده و بی آنکه از طرف گور تمنت برای شان تفریکه برای اختیار نمودن راه فتنه و نفاق آماده اند حکمران نیست بك ادنا اشاره شده باشد مانند یک مریضی که حرارت بردماغش بلکه حاکم آن هفتاد مایون مسلمانان هند است که تبدیل عقاید\n\n( نائب سالار با اقتدار جناب محمد نعیم خان )\nکه بر افسری اردوی همایون ظفر مقرون هرات مامورند\n\nشان محال وحسيان شان بس مختلفت لهذا مرورا لازمست که بنشینیم از اختیار کردن صورت اول این مسئله قرار لازمی چنان طرف عملی را پیروی کنند که از ان حقیقت حال جذبات هفتاد وسیع میشود که در بنوقت وسعت دادن آن مناسب دیده نمیشود. مليون نفوس منکشف شود. ولی با آن در طرف مقابل نیز هیچ قلب مؤمن بالله اكتفا ورزيده در وقت حاضر چون این مفسدان وفتنه انگیزان مصلحتهای میتواند ، زیرا چون غلط فهمی را وسعت داده شود و بدعات حقیقی و رتمنت و ملک را فراموش کرده این مسئله را انگیخته اند. و زواید کدام مسئله شرعیه را مشتبه بسازند پس بر هر مسلمان پس بر روی ما تنها دو راه گشاده است : یا باید که مطابق ادله شرعاً فرض است که بقدر ع و استطاعت خود در تصحیح عقاید شرعيه برین مسئله بحث کرده قلع و قمع آن هفوات و ترهاتی را و اعلان حقايق بكوشد زيرا، والساكن عن الحق شيطان اخرس . که این جمعیت اشرار شایع کرده بکنیم و با سکوت کرده خاموش در چنین حال ظاهر است که این نا عاقبت اندیشان چقدر مشکلات"}
{"book": "adl0616", "page": 961, "text": "صحيفة ١٢\nسال چهارم\nشماره ٧\n\nدر راه قوم و ملت پیدا کرده اند . اگرچه نه گورنمنت از کدام طرفی به این مسئله متعلق بود و نه او در خصوص از ما طالب کدام تبدیل کر دیده بود . بهر صورت درین موقع ما مهر و ضبط رای و کار برده تنها به اظهار حقیقت اکتفا خواهیم ورزید. و اگر این فتنه خوابانده نشد و این ظالمان مفسد بر حال ملت رحم نخوردند هر آینه این مسئله وسیع خواهد شد و نتایج امر خطر ناك آن منتشر خواهند گشت ولی در پیش گورنمنت و قوم آن چند نفر مسلمانی که بیضرورت در احیای این مسئله کو شیده اند مسئول خواهند بود.\n\nاین بنده كان جهل و فساد که از کدام طالبعلمی حديث «الائمة من قریش» را شنیده اند مگر ازين يك بكل بی خوف گشته اند كه الحمد لله تعالى هنوز شريعت تا بحال زنده و حاملان آن باقی هستند، و بالفرض اگر این جمله کدام مدتی باشد معنای آن تنها همینست که برای ما حق فهمیدن آن زیاده مسلم است نه که برای آن ملاحده و متفرنجینی که از علوم دینیه مانند مدير يك اخبار ( المكلو اندين ) نا واقفند. پس آیا اینها لایق این هستند که مسئله خلافت اسلامیه به اینها فهمانده شود ؟ ازینهم انسان به آن مردم زیاده حیران میشود که خلافت جلالتماب امير المؤمنين حضرت سلطان محمد خان خامس را از سببیکه او را نوجوانان تولسز بر آرای سلطنت نموده میسر نمیدانند. حالانکه از خلافت جلا لتماب سلطان المعظم محمد خان خامس بهیچصورت انکار نتوان کرد. زیرا آنها اولین خلیفه دستوری میباشند که به اتفاق ارباب حل وعقد وبيعت عموم ملت و عالم اسلامی خلیفه شده اند . بلکه اگر بگویم که در تاریخ اسلامی بعد از\n\nاز باد کاری های تاریخی جناب جرنیل امیر احمد خان مرحوم که در آغاز جلوس میامن مأنوس خاقان فردوس مكين اعليحضرت ( ضياء الملة والدين ) از طرف دولت افغانستان بسفارت دولت بهیه برطانيه مقرر و صداقت و ديانت و امانت داری مشهور بود .\n\nجناب کرنیل ولی احمد خان پسر جرنیل امیر احمد خان مرحوم که بعد از وفات والدشان از طرف خاقان منظور بسفارت مذکور مقرر شده بود و در وقت حاضر حاکم دیره جات میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 962, "text": "تجارة ٧ سال چهارم صحیفه ۱۳\n\n( خلفای راشدین ) رضی الله عنهم وحضرت ( عمر ابن عبدالعزیز ) اعلیحضرت سلطان المعظم نخستین خلیفهٔ است که مطابق اصول حقیقی ، شورای اسلامی، بر تخت مقدس خلافت اسلامیه متمکن گشته اند جادارد و سواى يك شمرده قليله مبتدعين و مخالفين ، جميع عالم اسلامي شرقاً وغرباً بلا استثنا اعتراف خلافت ایشانرا کرد.، ولا خلافت الا بالمشورة ،،\n\nبهر حال در مخصوص ما تنها اینرا ظاهر کردن میخواهیم که مسئلهٔ خلافت اسلامیه يك مسئلهٔ جدا كانه ومستقليست و در بتوقت بلند کردن آن بهیچصورت موزون دیده نمیشود ، تعلقيكه مسلمانان هند با ترکان دارد آن بالکل قدرتی است و هر که ازین انکار میکند یا منافق است و یا بکلی مسلمان نیست ۱۰ كريك مسلمان هزار بار تركا ترا ناسزا بگويد مكر تا وقتیکه مسلمانست هیچ عقل و وجدان اینترا قبول نخواهد کرد که دل او از محبت برادرانش خالی شده میتواند .\n\nپس کور نمنت را یقین داشتن لازمست که جمیع مسلمانان هند اعتراف خلافت اسلامیه را میکنند و بران شرعاً وديناً مجبورند. و عقیدهٔ دینی شانست که هر مسلمانی که از خلیفه و اولی الامر عبد خود انکار ورزد نماز و روزه ای بیفایده است و بهیچقسم او را مسلمان نتوان گفت . موافق این خود را ساختن خواه خوب باشد باید ولی جمیع مسلمانان همچنان عقیده دارند و بر خلاف این کوشش کردن و يادرشان حضرة خليفة المسلمين ناسزا نوشتن و یا ترکا را دشنام دادن دلهای مسلمانانرا سخت جریحه میرساند و اگرچه بظاهر آنها چیزی نگویند ولی در دلهای شان يك اثر پر خطر ضرور پیدا میشود .\n\nاگر معنای خیر خواهی همان باشد که مفهومت و راستی چیز برا گفته شود که درست باشد و برای مشوره دادن امانت شرط باشد پس ما کور نمنت را مشوره خواهیم داد که او آن مردمانی را که باعث تولید اضطراب در خصوص مسئلهٔ خلافت اسلامیه در دلهای مسلمانان میشوند بکلی منع کنند .\n\n(۳)\n\nپس ازین دو مسئله مسئلهٔ سوم حالت داخلی مسلمانان هندستان را تشکیل میدهد .\n\nاین مسئله نیز بالکل صاف و ساده است و با مسایل سابقه هیچ تعلق ندارد و موضوع آن تنها اینست که آن تعداد عظیم الشان مسلمانان که در هندستان در زیر حکومت برطانیه سکونت دارند آیا آنها حقیقتهای اصلی امن و سکون را بسبب ظهور این واقعهٔ جدید برای خود متغیر بخواهند یاف؟ جواب آن تنها همین یکجوابت یعنی ، نی ، اسباب جنك خواه هر چیزیکه باشد و مسلمان بحیثیت مسلمان خواه هم اعتقادی که در ضمن اعتقاد مذهبی نیز داشته باشد . ولی هیچ تصور نمیشود\n\nکه کدام شبهه که منافي قيام امن وسکون هندستان باشد در حق آنها کرده شود. آنها نماز میخوانند و وفادار گورنمنت هستند. روزه دارند و کور تمنت برایشان اعتماد میکنند به حج میروند و در خصوص امن پسندی شان هیچ شك آورده نمیشود و مقابل آن ایشانرا يك اعتقاد مذهبی در خصوص مسئلهٔ خلافت اسلامی نیز هست و علایق قدرتي ودني با تمام عالم اسلامی دارند . اگر اعمال دینی و اعتقادات مذهبی متذكرة صدر منافی امن پسندی شان نباشد پس این اعتقاد و تعلق داخلی نیز منافی آن شده نمیتواند .\n\nهندوستان یک مملکتیست که در ان مسلمانان سکونت دارند و در درون خانهای آن زنانشان و در کوچه و بازارهایش کودکان و اولاد شان میباشند و میکردند پس آیا کدام صاحب عقل این را باور میتواند که مسلمان از سبیکه باترك اعلان جنگ شده دشمن امن هندستان شوند .\n\nاگر کور تمنت از سبیکه هندوستان در زیر حکومتش هست خواهان امن آن است پس هر مسلمان ببیکه آمایش خود او با اهل و عیالش برا من آن سرزمین منحصر است بیشتر خواهان امن عامة الست .\n\nپس از این انقلاب جديد جنك اوروب برامن خواهی ، ووقا داری و سکون قابل اعتماد مسلمانان هند هیچ اثری نمی افتد . آنها مسلمانند « و مسلمانی ، چنان يك جوهریست که در همه وقت حامی امن وسكون ودشمن شر و فساد است آنها همچنانکه پیش از اول تو میر مستحق اعتماد کور تمنت بودند حال نیز به آن استحقاق مستحقند ، نقشه جنك اوروب تبدیل یافت نه که نقشه امن وسکون ایشان . ما از طرف جمیع مسلمانان هند یقین داده میتوانیم که در ین وقت در جزیره نمای هندستان یک مسلمانی نخواهد بود که خیالش در صدد افروختن آتش فتنه و فساد باشد .\n\n( خلاصه مطالب )\n\nاین مطالب ضروری هستند که ما برخلاف عادت تحریر خود صاف صاف و به طريقهٔ اختصار ظاهر نمودیم تا به بسیار سرعت نتیجه آن براید . امروز از ان شخصی که برین مسایل بمناسبت خلافت تحت نماید و احکام مستقل آنرا با یکدیگر لازم و ملزوم بداند برای کور نمشت و ملت بدتر دشمنی نخواهد بود .\n\nجریده نوبهار\n\nكه يك اخبار و هر بار ثمر دار بسیار شیرنی بود ، و در مشهد مقدس بزبان فارسی طبع و نشر میگردید و نسخه های آن همیشه از راه ایران به ادارهٔ ما می آمد در وقت حاضر مسدود کردید آخرین نسخهٔ آن که رسیده بايك مقالهٔ وداعية بسيار بديعة تزئين يافته است . نامه نکار مشهد در خصوص بسته شدن اخبار تو بهار چنین مینویسد که این روزها قونسول انكليز وروس مدیر روز نامه نوبهار را طلب نموده به او گفته اند که در روز نامه خود از عقب"}
{"book": "adl0616", "page": 963, "text": "سال چهارم ١٦\n\nنوشتن و شکست خوردن قشون دولت روس وانگلیس وفرانس کمتر بنویسید . مدیر روز نامه نو بهار بجواب گفته که روز نامه خود را نمیتوانم بسخنان غلط از اعتبار خارج بسازم ازین اظهار مدیر مذکور قونسول روس و انگلیس بدشان آمده و متفقاً در نزد قوام الدوله والی ایالت خراسان تشبثات بکار برده درب اداره نوبهار را بسته کردند .\n\nسراج الاخبار افغانیه ازین خزان یافتن رفیق قلم محترم خود و بهار اظهار افسوس کرده بعضی حوادث را از نسخه های آخری آن برای تذکار یاد آوری قرار ذیل درج صحایف مینمائیم:\n\nاولتیماتوم روس بایران\nاز صبح امروز [۱۰ شوال] تا کنون که خبر فتح پاریس در افواه معروف شده، یک خبر دیگری ضمیمه شده است که اولتیماتوم روس است بایران ، مبنی بر اینکه ، دولت ایران هر چه زودتر باید تهیه قوه نموده و در سرحد آذربایجان بگمارد ، تا بكمك قشون روس از مجاوزات عثمانی جلوگیری شود .\n\n— تهران —\nخبرنگار ما مورخه ۷ شوال مینویسد :\n\n— اولتیماتوم آلمان بایران —\nدر اینموقع که جنگ اروپا خیال همگان را مشغول داشته است (مگر خیال هیئت دولت ایرانرا که کهکشان نمی کرد) معروف است که دولت آلمان و عثمانی متحداً اولتیماتوم بیاد داشتی بدولت ایران تقدیم نموده و درخواست کرده اند که دولت ایران راه عبور بقشون عثمانی از آذر بایجان داده که بقفقاز حمله نماید — بدیهی است دولت عثمانی از راه دیگر هم میتواند بدولت روس حمله نماید ولی بواسطه بودن استحکامات در سر حد قفقاز این راه اسهل طرق وصول مقصود است بهر حال اگرچه تا کنون بطور رسمی معلوم نشده که این یادداشت تقدیم شده ولی از خبر ذیل صحت انرا میتوان معتقد بود .\n\n— قشون عثمانی در خوی —\nچهار هزار نفر از عساکر عثمانی بمحلات اذربایجان ورود نموده اند — سپهبد رعثمانی متوقف خوی شرحی بسفیر کبیر عثمانی مقیم تهران تلگراف کرد و تقاضا کرده است که دولت ایران به رئیس قشون آذر بایجان امر نماید که باقشون عثمانی مساعدت نموده و باره پیشنهادات که از طرف رئیس قشون عثمانی میشود قبول نماید این مسئله فعلا از دولت ایران خواسته شده و در تحت مذاکره است بعد چه شود عرض خواهد شد .\n\n✽ قتل سامسون اف ✽\nسامسون اوف : جنرال کوبور ناتورترکستان و سر کرده قزاقان مامور ( براشیا ) در موقعی که با المان ها حمله میکرده است در\n\nمقابل خدعه دشمن بادو صاحب منصب دیگر کشته شده و یکصد و سی هزار سوار روس نیز دران حمله تلف شده اند . از قرار معلوم دشمن در زیر زمین تنها کننده و با دینامیت و باروت انباشته و عقب نشسته اند — روسها حمله برده و در بالای تنها رسیده بودند که آتش آنها را برانیده و این تلفات در انجا صورت گرفته است !\n\n✽ كليا شهر (ريمس) ✽\nکلیسای تاریخی قدیمی در شهر « ریمس » هر آنی را آلمانیها شروع به بمباردمان نمودند . چون موقعیت این بنای عالی در عالم تاریخ نادر و وجودش از برای حفظ آثار قدیمه عالم بهترین گواه عالی مقداری بود و بعلاوه آثار و اشیاء نفیسه و زیورهای عتیقه گرانبها در ان کلیسا پیرو محال موجود بود . فرانسویان نخواستند این هیکل تاریخی مفقود شود . لهذا عده کثیری از تبعه آلمان را که در شهر اسیر بودند در زیر طاقهای کلیسای مزبور جای داده و گفتند بالمانها که حالا شما نه تنها کلیسیا را خراب میکنید ، بلکه صد هزار تبعه آلمان را معدوم خواهید ساخت . ولی توپخانه آلمان گویا چشم و گوشش را بسته بود ، و این ترانه ها را نمی شنید ، زیرا بلا فاصله توپها بفرش آمده و آواز محبوسین در زیر هوارهای کلیسیا شنیده شد ، و پس از قدری فاصله دیگر نه از ان عمارت اثری باقی و نه از محبوسین نام و نشانی بر جای ماند !!\n\nسراج الاخبار افغانیه :\nچندی پیش ازین در بالغان بسیاری از مسجدهای مسلمانانرا خراب کردند . آتش زدند . اصطبل ساختند ، فحشیات در ان اجرا نمودند . در مشهد مقدس مقام بسیار باقدسیت و احترام مسلمانانرا با گله های طوب خراب کردند چه خونها بود که ریخته نشد . چه زنها بود که بیوه نشد چه اطفال بود که یتیم نشد ! . . . .\n\nیکی از اسهای حسنای ذات اقدس کبریا جل علی اسم جلیل منتقم است . این است که تأثیر سر جلیل آن کله قدسیه با هیبت در طوبهای المان ، در یتوفت اثر ظهور نمود او گندم از گندم روید جوزجو ، از مکافات عمل غافل مشو . .\n\n✽ توپ قلعه شکن جرمن ✽\nزمیندار ۲۰ نومبر :\nهرچند شهر انتورب با چنان چهارده قلعه جنگی متین بلند خود که هر کدام بريك يك كوه بچه جدا گانه بنا یافته و از السبب جميع انجنیرهای عالم فتح آنرا خیال محال میدانستند مستحکم گردیده بود ولی گلوله های مدهش توپهای قلعه شکن جرمن پرخچه های این قلعه ها را برانده شهر انتورب را فتح کرد . این توپهای قلعه شکن تا مسافه ۱۰ میل هر چیزی را که در راه انداختش مصادف کرده بکلی تباه و برباد میسازد . درین توپها"}
{"book": "adl0616", "page": 964, "text": "شماره ۷ سال چهارم . صحيفة ١٥\n\nكلوله عادتي ، شل ، ويم هر دو استعمال میتوان کرد . به کاوله يم در آن وقت پر کرده میشود که فوج مقابل در پیشقدمی باشد این کلوله چون از دین توپ می برآید به بسیار بلندی رفته بر سر افواج اقدام کننده خصم میکند که بمجرد کشیدن آن جمیع آن فوج مقتول و مجروح کردیده برا کننده میشود و از پیش قدمی وامی ایستد . و کاوله و شل ، در انهدام و شکستاندن سنگرها و قلعه ها بسیار بدرد میخورد و هر چند قلعه و پاستکر مستحکمی باشد در پیش این کلوله تاب مقاومت آورده نمیتواند . در وقتیکه توب قلعه شکن صدا میکنند توپچی های آن بر گوشهای خود یک آله را می چسپانند که بذریعه آن آواز هیبت دمسازش که طبقات هوائیه را یکمال شدت پاره کرده طنین انداز میگردد محسوس نمیتوانند زیرا اگر این آله ها چسپانیده نشوند ممکن است که از صدای بسیار تیز و مدهش آن پرده های کوش بکنند .\n\nمتعلق انتورب که آنرا جرمن ها به برکت این توپهای خود فتح کردند، ناپولیون، گفته بود که « این مقام به حیثیت بك نکچه ایست که دل و جگر بریطانیا را نشان گرفته است » . نامه نگار لندنی اخبار « سول ایند ملتری کرت» رقمطراز است که « بی شبهه « اینتورب» برای انگلستان حكم بك تفنگچه را دارد . مگر درین وقت این تفنگچه خالیست و تا وقتیکه « هولاند » بر بی طرفی خود قایم باشد همچنان خالی خواهد بود .\n\nاخبار « مورنینک پوست » لندن پس از تسخیره اینتورب دريك مضمون خود این خیال را ظاهر ساخته است : « که فرستادن بك مهم بحری را برای مدافعه انتوربيك غلطي بسيار خرد رسان « مستر چرچيل » ناظر بحريه برطانیه بود . زیرا در قلعه های انتورب چنان توبها وجود نداشتند که مقابله توپ های قلعه شکن جرمن را میتوانستند و علاوه بران بلجیکیان نیز بمدافعه ایستاده نبودند و بلکه برای شان این يك مناسب هم بود که « انتورب » را خالی کرده بکدام جای دیگر میرفتند . بهر صورت در چنان وقت اخیر یکه دشمن صف اول قلعه ها را شکستانده و هر لحظه پسپا ساختن آن مشکل شده میرفت فرستادن مهم بحری انگريزي يك تجويز بسیار بیفایده بود . واكر وعده امداد فوجی برای مدافعه « التورب » باهل بلجیم نمیشد . يكوقتی سپاه بلجیم « انشورب» را گذاشته و اهالی شهر نیز از عذاب کلوله باری خود را خلاص کرده بکدام طرقی میرفتند . اخیرا « مور نینک پوست » از کورنمنت سوال میکنند که « این مهم بحکم که فرستاده شده بود؟ و آیا این مهم فوجی بود یا بحری؟ اگر فوجی بود . آیا این تجویز را لارد کچنر و سرجان فرنج کرده بودند ؟ واکر بحری بود . پس آیا اراكين محكمة بحرية كاملا منظوری آنرا کرده بودند؟ و آیا این تجویز مکر نتیجه رأی و خیال مستر چرچیل ، نبوده است اه » .\n( مترجم عبد الرحمن )\n\nاخبار پیسه ۱۳ نومبر :\n( خبرهای دلچسب جنك )\n\nبلزيك ؟ در سالی تنها ٢ لك و ٤٠ هزارتون شکر میدهد .\n\nدر روس از وقتیکه حرب آغاز شده قطعاً می نوشی منع کردیده و این ممانعت رسماً نیز اعلان کردیده .\n\nعلى کولاند، که از مستعمرات بحری جرمن است درین وقت تنها دو نفر زن که آنها هم تیمار دار هستند باقی مانده .\n\nبوردو ، پایتخت جدید فرانس علاوه بر دیگر شهرت های خود مولد « رچارد ثانی » شاه انگلیسان نیز هست .\n\nبومیه که از طیاره «زیلان» جرمن انداخته میشود بزرگترین آنها قریب ٤٦٠ او یعنی از ۳۰ سیر کابل کمی کمتر موزون میباشد .\n\nدر انگلستان ؛ تاثیر حرب بيكنوع دیگر نیز نمایان شده یعنی مردم بر بعضی حیونات اهلیه خودشان نامهای بعضی شهرهای کلان فرانس ويلزيك ومشاهير جنك را نيز گذاشته اند مثلا نام يك بشكرا « نامور » قلعه مستحكم بلزيك : ونام بك سك را « جوفري » جنرال فرانس: که در میدان جنگت نهاده اند .\n\n[ جرنیل فرانس بچاره درین نام نهادن انكليزها بسیار نقصان کشید ! ]\n\nبرای ریل ، فرانس یکهزار نفر انگریزهای مشاق و ماهر ریل رانی برای انتظام قطارهای فرانسوی از انگلستان برای استعانت خواسته شده اند .\n\nزنان ، امرای جر من همه شان زیورها و جواهرات خودشانرا به جمعیت فراهم كننده كان اعانه جنك تقدیم کرده اند و در عوض آن از طرف دولت يك يك انگشتری آهنین که بران این کلمه « که کسیکه طلا و آهن را ترجیح داده » کنده شده بهر کدام آنها داده است .\n\nجهاز جنگی تیزترین قوه بحریه انگلیز « سوفت » ۳۹ میل فی ساعت سرعت دارد ولی جهاز جنگی جرمن « غوين » نام که حالا در تحت تصرف دولت علیه عثمانیه است از ان هم سریع تر است و بلکه گفته میشود که از جمیع جهازات روی زمین نیز و چالاکتر است .\n\nبر شهر اسیتر واقع فرانس جرنیل جرمنی ۱۰۰۰۰ پوند تاوان جنك حواله کرده بود و این مبلغ تنها از باشند کان شهری آن وصول شد .\n\nحکومت فرانس ، تصاویر طیاره های جرمن را بر شقه های کاغذ چاپ کرده بر فوج خود تقسیم نموده تا آنها در وقت تصادف طیاره ها طیاره های دشمن را شناخته و بغلطی بر طیاره های بلژیکی و انگلیزی فیرنکنند .\n\nدر ساختن درید ناؤت، نام بزرکترین جهاز های جنگی ۱۲ لك بوند صرف میشود . بر پروانه ها و دیگر ماشین های آن"}
{"book": "adl0616", "page": 965, "text": "صحیفه ١٦\nسال چهاره\nشماره ۷\n\nقریب ٣ لك پوند خرج میشود . و تنها برماشين الكتريكي آن قريب ٥٠ هزار پوند . وتنها ویکتوب آن ۱۰ هزار پوند . بر اسب نمودن يكتوب ۱۲ انجه با همه اسباب آن مع قيمت توبيك لك پوند صرف میشود .\n\n( مترجم عبد الرحمن )\n\nآخرترین خبرها\nخلاصه از اخبارهای اردو و انگرزی\nبسبب سرماهای شدید در رزمگاه مشرق و مغربی نسبتاً جنك آرام تر شده است .\nرئیس جمهور فرانسه برای دیدن و دلداری افواج خود فرانس آمده است .\nخبرهای بسیار باشد و مدی که در باب پسپایی و شکستهای فاش جرمنها از روس ها از چندی اشاعت می یافت اخبارهای آخرین انگریزی وارد و آنرا مبالغه آمیز نوشته اند واصل و اساسی دران ندیده اند .\nامپراطور جرمن کاهی در میدان رزمگاه مشرقی و کاهی در میدان رزمگاه غربی اثبات وجود میکنند .\nجرمنها از هیچگونه خدعه های حربیه خودداری نمیکنند . و همه عباری و طراریهای جنکی را بکار میبرند : مثلا مهرهای ساختگی داکخانه پاریس را ساخته اند که برپاکتها میچسبانند تا بدانانند که جرمنها در پاریس میباشند . دیگر اینکه به تبدیل لباس وتغيير صوت وتقليد لهجه و شکل باربار به بازی دادن غنیم خود کامیاب می آیند . از همه عجیبتر که در نزدیکی خندقهای فوج دشمن خود يك جنازه میگذرانیدند که در پیش روی آن جنازه یک پادری انجیل بدست گرفته میرفت و چند نفر سوگواران از عقب جنازه بلباس ماتم میرفتند . افسر برطانوی که یک افسر نرم دلی بود از دیدن آن حال پر تأثر خود حکم داد که برپاشده جنازه را سلام و احترام کنند . پادری را سلام کرده هاندم جنازه رزمین گذاشته شد، و از جنازه يك طوب سریع آتشی ظهور نموده بغیر آغاز نهاد ، و تا به آخر ترین نفری را که در خندق مذکور بودند طمعه آتش ساختند .\nاز امستر دام ٣٠ نومبر : - نامه نکار اخبار هنداز مینویسد که درین وقت در میان دریای ازر، و پس جنگ بسیار خونریزی وقوع پذیر میشود . جرمن يك لك لشكر تازه دم به پتروگراد روانه کرده است که در باب حاصل کردن فتح بردشمن به آخر ترین درجه کوشش نماید .\nاز لندن ١ دسمبر : - از خبر رسمی پاریس معلوم میشود که توپخانه های دشمن کار گذاری بسیار شدیدی اجرا میکنند و لشکرهای شان حمله های پی هم از جهت شمال ایوس پر سپاه اتحادیان می آورد .\nامستردام ١ دسمبر : - خبرهای رسمی برلین شایع میکنند که جرمها کامیابیهای نمایانی در پولیند حاصل کرده اند و ٩٥ هزار اسیر و ٤٨ توب وكله و بارود بسیار و بسی سامان حرب بدست آورده اند .\n\n( متملكات جرمن در مشرق افريقه )\nنیر اعظم مراد آباد :\nوزیر هند درین وقتها در هاوز اوف لورد .. دار الامرا . اعلان کرده بود که در مستعمرات جرمنی مشرق افريق مابين ٩٥ هزار جرمن اقامت داشتند و دران عسکرهای زیر دست بحری را از مشرق بعید و دیگر حصص دنیا آورده اضافه کرده که از ان يك عسکر بسیار مدهش که با توپ های سریع النار مسلح میباشند . بوجود آمده .\n\n) تنقیض در خبرها (\nهمعصر تريبيون ٤ دسمبر :\nاز وقتیکه حرب آغاز شده خبرها آنقدر نقیض همدیگر می آیند که مثل آن در هیچوقت دیده نشده اگر از يك تلگراف خير عقب نشستن جرمن میشنویم از دیگر تار خبر تهاجمش را بر کاله . ملاحظه میکنیم واکر یکی تصدیق فتح روس را میکند دیگر قید شدن چند هزار روسی را بما اطلاع میدهد . حالا انسان حیران میشود که کدام را غلط و کدام را حقیقت و کدام را باور و کدام را ناباور خیال کند و از اشاعت چنين خبرها خبرهای یقینی را هم انسان اعتبار داده نمیتواند که از ان خواندن و نخواندن خبرها یکسان است از اروپا باید که آدمی به اروپا رفته کیفیت اصلی را بخود معلوم کند و یا آنکه خود را از خواندن اینقدم خبرهای متضاد منزوی سازد\n( كذا ) ( ناکامی مونتی نیکرو ، جبل اسود . )\nدر هفته گذشته از عقب نشستن سرویا خبر داده بودیم درین هفته اینست که مونتی نیکرو ، جبل اسود ، نیز در مقابل استريا عاجز و نا کام شد و با پاتريك به دولت خود شدند که آنها در مقابله اتحاد ثنائی تسلیم کرده و میکنند .\nکذا ( دو مملکت از ممالک امریکا جرمن را امداد میکنند )\nایکودور ، و ، کولومبيا ، دو علاقه آمریکای جنوبی جرمن را معاونت میکنند استیشن های تلگراف بی سیم خودها را رایگان بدست جرمنها سپرده اند که از ان جمیع حوادث و حالات برای شان معلوم میشود این استاسیون های تلگراف بیسیم سال گذشته در نجاها نصب شده اند و از بسکه بسیار کلان اند خبرها به بسیار اسانی از ، چیلی، و امریکای شمالی به جر من ها میرسد ، از اینرو برطانیا ازین دو دولت جواب طلب کردیده و از حکومت جماهير متفقه نیز توصیه آنها را رجا کرده است .\nپشاور دیلی نیوز : ( سفير جرمن در روما )\nلندن ٥ دسمبر :\nتلگراف روما مظهر است که جانشین سابق جرمن ، پرنس وان بیلو، در روما پایتخت ایطالیا سفیر جرمن مقرر شده که زوجه او از یک خاندان بسیار معزز ایطالیا است . از اینرو خیال کرده میشود که مدعا از تقرر او اینست که ایطالیا را از معاونت دولتهای متحده باز دارد .\n\nدر چاپ خانه حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 966, "text": "اعلا\noooooooooooooooooooo\nسیاحت پر دو را دور کره زمین\noooooooooooooooooooo\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود ! آرزو کننده کان این سیاحت خارق العاده هرگاه برای خریداری کتاب ( سیاحت پر دو را دور کره زمین ) بهشتاد روز بقدر دو روپيه كابلي يك مبلغ کمکی را صرف نمایند. این سیاحت را کو بابا ( فلياس فوق ) سياح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود: محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد، و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند.\nمؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقست. از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول کی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد .\nدر ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت علیه افغانستان جناب عالی (معين السلطنه سردار عنایت الله خان) است پزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد وافسوس فائده خواهد بخشید .\n\nاعلان\nاز هر چمنی سخنی\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده میرسانیم، و ترغیب میدهیم که از این گنجینه پر از جواهر آبدار ، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هرد من سخنی بشنوند ، و از هر چمنی سمنی چینند .\nدر مطبعه عنایت زیور طبع آراسته کرد . قیمت ۲ روپیه\n\nاعلان\nسیاحت در جو هوا\nيك ناول فی بسيار عجيب و غریبیست که در مطبعه عنایت زیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتبخانه مطبعه عنایت ) را تشکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی انی شهره آفاقست از زبان ترکی بفارسی ترجمه شد. است قیمت ( ۲ ) روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\nاین هر سه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارک و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هر يك قیمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد .\nکتابهای مذکور در نفس مطبعه عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعه موصوفه نیز خریداری میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 967, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد از این اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای ما کخانه به خود شان میرسد.\n\nاعلان\nروضية\n(از آثار مطبوعة جديده مطبعة عنایت)\nاین کتاب اخلاقی ، دینی ، ادبی ، يك تريست که از احادیث شریفه و فقرات مفیدهٔ اخلاقیه مانند يك گنجینهٔ جواهری میباشد و درینروزها زینت بخش عالم مطبوعات گردیده است در نفس مطبعهٔ عنایت از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و در بازار ارك از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت دو روپیه کابلی هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰۰ فرسخ .\nسیاحت در زیر بحر\nدر حالیکه دو کره در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود. آیا بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر آن چنان ممکن خواهد شد. هر گاه درین باب شبهه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب (۲۰۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر) سهل انگاری ننموده قیمت چهار روپیه کابلی از ده افغانان از نفس مطبعهٔ عنایت ، یا از دکان باز محمد از بازار ارك ، یا از دکان غلام محمد از بازار متصل مدرسهٔ شاهی بزودی خریداری کنید. و بخوبی بخوانید ، و تصاویر آنرا بدقت تماشا کنید تا بر شما فناً عقلاً ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور پسر وها ممکن ، یا غیر ممکن است"}
{"book": "adl0616", "page": 968, "text": "سراج الاخبار الافغانية\n۱۳۲۹\n\nشمارة ٨\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخليه\nتعویق سفر خیریت اثر جلال آباد - مکتوب از دفتر مکتوب نویسی - سیلاب - ايضاً مكتوب از دفتر مکتوب نویسی - مراسم هزار تحسين\n\nادبیات\nهوای کابل - در سردی زمستان و تعریف پوستین - غزل افغانی - غزل کلام جناب مستغنی\n\nمكتوب منظوم\nاز راول بندی -\n\nتقریظ\nکلام جناب مسلم -\n\nاهمیت تاریخی وفنی\nصنعت رسامی فن تصویر -\n\nحوادث خارجيه\nایران و جنگ کنونی - المان و عالم اسلام - تلگرافی امیر الطور المان - عملیات هوائی المانها - آسمان پاریس - عدد طیارهای دول جنگجو - عثمانی و ژاپن - و پای بم - ایران و روس - عثمانی وحجاج - توپ بی صدای جرمن - حکمت عملی ایطالی - تسخیر شهر شهیر لیچ واقع بلجیم - آخر ترین خبرها - فتح لودز - خط حرکت عثمانی - عثمانی ومصر - تقرير بر خلاف دولت بریتانیا - گلوله باری جهازهای جنگی جرمن - اثر جرمن ها در چین - تاثیر جنگ بر امپراطور جرمن -\n\nتصاویر\nجناب شاه ولیخان رکاب باشی حضور همایونی - عبد الهادی خان وعبدالرحمن خان محرران ادارة سراج الاخبار افغانیه - از یاد کارهای تاریخی جناب میرزا حبیب الله خان مرحوم که در عصر اعلیحضرت امیر شیر علیخان مغفور مستوفی الممالک بود - کرنیل بنین بیک خان مامور جباخانه عبدالکریم خان سر سلختر عند دار السلطنة کابل -"}
{"book": "adl0616", "page": 969, "text": "( اعلان )\nکتاب سال اول و کتاب سال دوم سراج الاخبار افغانیه با کتابچه ( علم و اسلامیت ) و ( آیا چه باید کرد ؟ ) و ( ادب در فن ) جلد کرده شده در اداره برای فروش حاضر و مهیاست. ذواتی که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند از نزد مدیر طلب نمایند.\n\nشرایط خریداری\nدار السلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | یازده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هفت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انکلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد اوری\nهمهٔ کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جابر و بدو بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسودا گرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ها ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا ننماید در ورق پشتی که بر سطری سنار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 970, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nسال چهارم\nشماره: ۸\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخليه\nتعویق سفر خیریت اثر جلال آباد — مکتوب از دفتر مکتوب نویسی — سیلاب — ايضا مکتوب از دفتر مکتوب نویسی — مراسم هزار تحسین\n\nادبيات\nهوای کابل — در سردی زمستان و تعریف پوستین — غزل افغانی — غزل کلام جناب مستغنی\n\nمكتوب منظوم\nاز راول پندی — —\n\nتقريظ\nکلام جناب مسلم —\n\nاهميت تاريخى وقتى\nصنعت رسامی فی تصویر —\n\nحوادث خارجيه\nایران و جنك كنونی — المان و عالم اسلام — تلگرافی امير الطور المان — عمليات هوائی المانها — آسمان پاريس — عدد طيار های دول جنگجو — عثمانی و ژاپان — وبای م. ایران و روس — عثمانی و حجاج — توپ بی صدای جرمن — حکمت عملی ایطالی — تسخیر شهر شهیر لیچ واقع بلجیم — آخر ترین خبرها — فتح لودز — خط حرکت عثمانی عثمانی و مصر — تقرير بر خلاف دولت برتانیا — گلوله باری جهاز های جنگی جرمن اثر جرمن ها در چین — تاثير جنگ بر امپراطور جرمن —\n\nتصاوير\nجناب شاه ولیخان رکاب باشی حضور همایونی — عبد الهادی خان وعبدالرحمن خان محرران اداره سراج الاخبار افغانیه — از یاد کارهای تاریخی جناب میرزا حبیب الله خان مرحوم که در عصر اعلیحضرت امیر شیر علیخان مغفور مستوفی الممالك بود — كرنيل بنين بيك خان مامور جياخانه عبدالکریم خان سر سلشکر عند دار السلطنة کابل —"}
{"book": "adl0616", "page": 971, "text": "حيفة ٢ سال چهارم شماره ۸\n\n◄ از دفتر مکتوب نویسی نوشته اند\nمحمد حسین خان نائب حاکم مرغاب نوشته است که از تاریخ یوم چهارشنبه غره الى روز پنجشنبه ۹ ماه ذى الحجة الحرام روز و شب سه ساعت الی چهار ساعت اندك اندك باران شده، روز پنجشنبه ۹ ماه مذكور بعمل پنج و نیم بجه طرف عصر ژاله باریده بقدر يكجهارك ژاله محدود پنيرك مرتاب افتاده بعمل هفت بجه شب جمعه ۱۰ از ناوه کوه سیلاب جاری کردیده از قشلاق ملك ولى محمد وملك حاتم قوم موسى زانى ساکنین موضع مذکور یکنفر رهگذر — و یازده نفر ذكور و اناث كبير وكبيره وصغير وصغيره را هلاک کرده است و بیست و چهار خانه پلاس را معه متروکات آن و چهار صد روپیه پخته نقد — و هشتاد خانه دیواریل پوش — و سه راس اسب و — و هشت راس مادیان — و شصت راس عوامل — و هفتصد و پنجاه راس گوسفند نر و ماده — و هشتاد جوال گندم که در هر جوال از بازده آثار الی بیست و پنج آثار کندم بوده — و يكميل تفنك يغل بر — و دوميل تفنك دهن پر — و يكميل تفنگچه شش تکه — و پنج حجر طاحونه را سیلاب برده است — و مقدار پنج و نیم خروار کابل تخمریز اراضی را آب برده و سنگلاخ ساخته.\n\nسیلاب\nتحرر يوم جمعه ۱۷ شهر ذي الحجة الحرام سنه ۱۳۳۲ : از محال چچکتو علاقه میمنه مینویسند :\nقریب ۱۲ یوم میشود که در ین جا کم کم بارش میبارد در یوم پنجشنبه ۹ ماه حال عمل ٥ بجه تا هشت بجه شب چنان بارش شدت تمام بارید که درین مدت سه ساعت زمین زمان را آب و سیلابهای پرخوف و رهبيت هولناك كرفتند — در موضع پنيرك علاقه بالامرغاب از خیل ولی محمد نام موسی زائی مال دار یازده نفر ۳ مرد و ۸ زن برده اند از حیوانات اشتر ۳۰ فرد اسپ ۹ راس کاو ٤١ فرد و گوسفند ها را نیز از هر هر جا خیلی برده اند غیر از خیل ولی محمد نام مذکور در دیگر جا آدمی زاد را نبرده اند و از اسباب های خانه طرف و غله و مغزی ها و پوشاک چیزی برای مردم مال دار های کوچی علاقه میمنه و علاقه بالامرغاب نمانده کامل سیلاب ها برده اند و زمین و باغيات وغيره مزرعات کلی سیلاب ها خراب نموده اند این قسم سیلاب در هیچ ایام کس دیده و نشنیده بود — الحال هوا خیلی خوش میباشد تمام روی زمین سبز گشت گوسفند و بره ها به علف های سبز است —\n\nشنبه ۲۳ محرم الحرام سنه ۱۳۳۳\nاز دفتر مکتوب نویسی مینویسند\nقرار اطلاعدهی حاجی محمد امین خان نائب حاكم قلعه نو در باب حدوث باران و ژاله بتاريخ ٩ ماه مذكور بموضع من بور بگاشته است — از ناشلاق، بکر اس مرکب و دو فرد عوامل و از خوشه مرغ سه فرد عوامل، و از پسر حاجی جهان مشوانی دو نفر اشتر، و یکمیل تفنگ، و از خیل امیر غلجائی باشنده ستلقن و کلالی، اشتر هفت نفر بواسطه طغیان سیلاب ضایع و تلف گردیده — و آب رود قادس طغیان کرده جوی افغانیه را در سطور خراب و پرريك کرده — ساکنین انجا آب خوردن ندارند — و نیز در علاقه قادس سیلاب بسیار آمده چشمه سار ها را برريك و خاك نموده راه جریان آب مسدود کردیده طاحونه ها از گردش مانده — از قوم عبدالمقيم كوتل طوخانه هفت باب و از قوم لودین مقیم آبشاره، دوخیل تلف کردیده — و درخت های طوایف برنفری را انداخته اراضی مزروعی و محوطه های رشته و دیوار مردم بویه را خراب نموده — بعضی دیوارهای طایفه کندلان مقيم كوك چایل را انداخته، بفضل و مرحمت الهی آدم ضایع نشده.\n\n◄ مراسم هزار تحسین\n( اسلام علیکم ) ورحمة الله وبركاته مورخه لیل ۲۹ رمضان المبارك ١٣٣٣\nجناب ادیب محترم فاضل معظم مدير و سر محرر سراج الاخبار فواید اظهار افغانیه را خداوند حافظ و ناصر باد — جناب بنده از قرار جراید اخبارات عالم که حالا مطالعه و مشاهده میشود تجسم يك تقرير دل پذير ( مقاله مخصوصه ) و تصوير بي نظير ( جنك عموميه ) كه بتاريخ ١٥ ماه رجب ۱۳۳۰ مطابق شهادة ۱۹ سال یکم سراج الاخبار فواید نثار افغانیه از ضروری بودن جنك عمومیه تحت و بیان فرموده بودند و خلاصة الخلاصه، آن این بود که اوروپا ازین قدر سال های سال که این همه اختراعات محير العقول قتل وقتال و جنگ و جدال را که بروی کار آورده اند هم چنین معطل و بی کار بگذارند، و هیچ تجربه نکنند که دسته های کشتی جنگی درید ناوتها و زرهپوش ها و کرواژورها و طورپیدها و قوت انجنیر هائیکه دولتهای اوروپا بمبلغ های عظیمه و خون جگر خوردنهای بدیعه حاضر و آماده ساخته اند در بحرهای عظیمه چه نتیجه ها می بخشد — اروپهلان ها، بالونها، بومبه های روی هوا بر قوای بحریه و بریه آیا چه تاثیرات اجرا می کنند آیا نقشه ها و پهلانهای ارکان حرب هر دولت که هر کدام شان میگوید منم و دیگر نیست در میدان امتحان نباید و اصول تعلیم و تربیه فنون تعبیه این قدر اردوهای مکمل و منظم اروپا معلوم نشود، که کدام يك بهتر است؟ و اگر بگویند که این همه قوای بریه و بحریه و هوائیه شانرا برای استعمال کردن بر ممالك شرقیه غیر مقاوم حاضر نموده اند این سخن هیچ فایده و ثمره ندارد زیرا درجه شدت و قوت از درجه شدت مقاومت بظهور می آید. مثلا اگر کله های ۳۵ و ۲۸ سانتمتره نی را بر قلعه های خشت خام بلادو شرقیه بیندازند درجه شدت"}
{"book": "adl0616", "page": 972, "text": "شماره ۸ سال چهارم صفحه ۳\n\nآن طوب ظاهر واشکارا نمی شود بهمه حال آنرا بر فولادهای بر مقاومت زرههای در بناتها استعمال باید کرد تا درجه قوت آنها پدیدار شود بلی علی يك جنك عمومی اور وپا بسیار ضرور است و هم لابد شد نیست ضرور باید شود. از صلح عمومی چه کنی هرزه سرائی، ای نوع بشر صلح نباشد بنهادت، از جنگ عمومی سختی گوی جو محمود. تا آب حیاتی بشناسند مدادت ... ] سبحان الله، ويرحمكم الله، اى جناب محترم، الحق که هر کلام حکمت انجام جناب شما محقق در عرصه جولانگاه تحقیق بظهور درآمد با وجودیکه اکثریه سیاسی دانان عالم تجریده های خودها بالعموم از صلح عمومی رای مینمودند و راه می پیمودند، وتصور وتفكر باريك فهم ذى ذكاء جناب شما بمنصه شهود موافق کشت باقی قارئين کرام و برادران ذوى الاحترام وطن مقدس ما افغانیان را ضرور می باید که از مطالعه جریده سراسر فایده مملک عزیز خویش خودها را محروم نمانده بكمال حرمت مواظبت و مداومت نماییم که تا از داخل خانه خود که عبارت از مملکت مقدسه خودم است و خارج خانه مملکت غیر اشنا و دانا کردیم، زیاده از جناب حضرت حق جل علا سلامتی ذات خجسته صفات قبله گاه حقیقی و ترقی خواه تحقيق ما مسلمين اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) نياز و تمنا دارم، و صحت مندی جناب ادیب کمال آمود شما را نیز التجا دارم فقط كميته نجم الدين دفتری ناظم حضور معلى مخلص شما\n\nبخاطر میآورد در نجا چند شعر چون سحر حلال والد ماجد مرحوم حضرت طرزی صاحب مرحوم بخاطر آمده تبرکاً تذكار میشود:\n\n( نتائبه )\nرسید موسم دیماه و از بست نقاب\nکنون نه وقت درنگست ساقیا بشتاب\nبرغم لشکر در ما یکسر ساغر می\nبدفع باد مخالف بنوش باده تاب\nشکوفه بار چوشد برف و در فشان باران\nزمان زمان می است و اوان اوان شراب\nز سرد مهری فصل شتا و شدت برد\nچنان کسی که شود گرم زانش می تاب\nهو از کثرت برفت همچو قلزم زرف\nزمين زموجه یخ شد جو لجة سحاب\nزمین ز برف شده همچو زمهریر از یخ\nجهان ز آب شده چون حباب خانه خراب\nزبسکه برف ببارید ز آسمان زمین\nکه شسته ابلق ایام را ز پشت و کاب\nکراست طاقت دیدن کنون که از سرما\nنقاب دار شده آفتاب هم زسحاب\nزبس تموج ابرو تلاطم باران\nاز آب خانه بدوش است عالمی چو حباب\n§\n\nادبيات\nهوای کابل\n\nهوای شهر عزيز ما دفعةً يك تبدلات غريبي بکار برده عوالم عضوی و غیر عضوی را زنجیر بند اسارت برودت نمود. از آغاز داخل شدن آفتاب به برج قوس سرما نیز تیر شدت قوت سردی خود را پره نموده عالمی را آماج دل افسردگی ساخت. از قرار رپورت سر دروازه ارك مبارك درجه حرارت هوا از قرار ظاهر نهایت در ۹ ماه قوس مطابق ۹ محرم بدوازده بجه روز ۵۳ درجه نشان داده شده است که بعد از یکهفته یعنی در یوم شنبه سیزدهم ماه قوس دفعه تا به ٣٤ و ۳۲ درجه تنزل نموده است. ابرهای کثیف بادهای مخالف از اول ماه قوس بوزیدن و باریدن آغاز نموده چند روز بارانها و یخ بندی دوام ورزید. تا آنکه یوم چار شنبه ۱۰ قوس و ۱۲ محرم الحرام باریدن برف شروع نموده دوسه روز متمادیاً بارید و هشت نه انچ و در بیرونها زیاده دوازده انچ برف بر روی زمینها و پشته ها و دامانها تراکم نمود. شدت سردی آنها را منجمد کرده از جریان بازداشت، و بعضی شلاله ها و آبشارها را بيك بالورستانی تحویلداد که ستونها و شمعها و آویزه های بلورین عجیب و غریب آن نظر ربائی ممالک قطبیه را\n\nامسال از قراین چنان معلوم میشود که زمستان بر خلاف پارسال خیلی سخت گیری بکار برد. زیرا در اول پیاله درد بار آورد. غالبا آتشهای سوزان طوپها و تفنگها و بومبه های بری و بحری و هوایی که در هر طرف دنیا شعله افروز خون آشامی نوع بشر شده است برکره نسیمی تأثیر طبیعی خود را اجرا نموده که هوا را به بخار ماء منقلب و یبوست را سراسر منبسط ساخته است. و آن بخار ماء از خوف و هراس آن آتشباریها تا به طبقات بسیار بلند کره زمهریر فرار کرده در انجا به پنجه قانون انجماد گرفتار و کیفیت برف بر روی زمین نزول نموده است.\n\n( دمه دم فروبست چون چشم گرگ )\n( شده کار گر کینه دوزان بزرگ )\n\nاین فقره جناب مولانا نظامی گنجوی رحمة الله عليه بدرجة يك معمایی مطلق افتاده است. حالا آنکه شدت برودت وقت حاضر کسی را یارای کشودن اینچنین معماها را نمیدهد، در اینوقت شعری باید بشنویم كه يك فقره ذوق دستبرد برد را از ان استنباط بتوانیم. اگر میخواهید که زبان يك شعری بشنوید که ندری به شاعر شیرین بیان از تصنع مفلس بدیهی مجلس شیر احمد خان مخلص گوش دهند که چه میگوید:"}
{"book": "adl0616", "page": 973, "text": "صحيفة ٤ سال چهارم شماره ٨\n\n( در سردی زمستان )\n( و تعريف پوستين )\nوقت گرمی رفت آمد روز کار پوستین\nشد هوا سرد و ترقی کرد کار پوستین\nدر چنین عهد و زمان خرم کسی کورا بود\nمنزل و ماوا باوطان و دیار پوستین\nهمچو بید از شدت سرما همی لرزد تنم\nکرد می دوشم سبک باشد ز بار پوستین\nایدل از نقدی بکف داری ده بازار گیر\nنقد خود را بی توقف کن نثار پوستین\nاز شبیخون سپاه بر دگر خواهی پناه\nما من خوش نبودت غیر از حصار پوستین\nاطلس و کمخواب در کابل بهنگام شتا\nقیمت و قدری ندارد در شمار پوستین\nاین زمان کشمیره و ماهوت يا كرك و برك\nگشته اند از صدق دل خدمتگذار پوستین\nجامه های پنبه دارو پشمی و شال و پتو\nچون غلا مانند پیش شهر یار پوستین\nاهل کابل در خزان گويند يك باديگرى\nموسم گل رفت و آمد نو بهار پوستین\nرونق زلف بتان را برده در ایام دی\nکا کل ژولیده تا تابدار پوستین\nدر زمستان وقت ما و پوستین با هم خوش است\nاوست غمخوار من و من غمکار پوستین\nوصل معشوقانه هر شام و سحر دارد بمن\nاو در آغوش من و من در کنار پوستین\nاغنیا گر از سمور و فاقم و سنجاب و خز\nمیکنند از بهر خود نقش و نگار پوستین\nمن مجلد گوسفند و بره دارم اکتفا\nنیستم در بند زیبد افتخار پوستین\nکشور غزنین و کابل خرم و معمور باد\nکاین دو شهر آمد بگیتی نامدار پوستین\nهر که ترکیبش زاول کرده روحش تازه باد\nمیرسد او را ثواب و فیض کار پوستین\nپوستین دوزا شنو پند مرا و یکدمی\nدست و سوزن را مکن خالی زکار پوسته\nپوستین لغز را از بهر شیر احمد بدوز\nکاندرین سرما شود او کامکار پوستین\n\nکه دی چه هم دستار توی او په بشودی بیزار توی\nخوراشه او لوى تلتك په رغڅوی دصندلی\nکه دی چه خونه کی وی او پشت به او پشت دا کمکی وی\nلس به لس کی اوی نفری به جوړوی دصندلی\nله اول به دقوس و آخر د حمل\nپیره میاشتی به کامل تعظیم کوی دصندلی\nشکوه به کوه (افغان) سندلی عظیم نعمت دی\nڅه شه خوند که نوری شپی او مرکی دصندلی\n\nيك غزل غراى فواید نمای جناب مستغنی\nچونکه از بی هنران شخص هنر ور خوبست\nپیشه کن علم و هنر جان برادر خوبست\nخوبی شخص بود علم و ادب عقل و خرد\nخوبی آن نیست که گویند بکوهی خوبست\nخوبی مملکت از اهل کمال است و هنر\nچون شوند اهل هنر پیش بکشور خوبست\nظلمت جهل کند خانهٔ دولت تاری\nاگر از نور معارف شود انور خوبست\nکرد ازین روی بهر گوشه مدارس جاری\nآن کسی از نور خرد سینه منور خوبست\nآنکه اقبال باو خادم و چاکر نیکوست\nآنکه فتح و ظفرش همره لشکر خوبست\nشاه بیدار جوان بخت سراج ملت\nکه خیالات نکویش همه یکسر خوبست\nهر چه او میکند اندیشه سراپا نیکوست\nهر خیالی که کند پیشه سراسر خوبست\nخواهمش هر نفسی دولت و اقبال مزید\nآخرین منزل او بر لب کوثر خوبست\nاینچه شعر است و چه گفتار نکو (مستغنی)\nگر نمایند غزلهای تو از بر خوبست\nخواندن شعر تو هر چند مکرر خوشتر\nآری آری چو بود قند مکرر خوبست\n\nمنظوم از راولپندی\nالا ای حضرت محمود طرزی الا ای زادهٔ مسعود طرزی\nبحمدالله که در دست سراج است سراجی روشنی بخش و وهاج است\nشده موسوم این فرخ جریده بنام باد شاه بر گزیده\n\nغزل افغانی کلام صالح محمد خان از معلمان مدرسهٔ حبیبه\n◀ دصندلی غزل ▶\nپه کابل کی چه استیزی یار به وری دصندلی\nکه له لوږی یو کیزی غم به خوړی دصندلی"}
{"book": "adl0616", "page": 974, "text": "شماره ۸ سال چهارم ۵\n\nسراج دین و ملت باد شاهی\nکه باشد دین و ملت را پناهی\nشه عالى كبر والا مناقب\nرفعه الله الى اعلى المراتب\nمحب اهل علم و علم پرور\nد اهل فضل و دانش یار و یاور\nجو بگرفتی بکف شمع هدایت\nيكن شرط هدایت را رعایت\nز علم و فن و حكمت نغمه سرکن\nهمه افراد ملت را خبر کن\nبعلم أهل وطن را راهبر باش\nپیام علم را پیغامبر باش\nزمن این پند پیرانه نیوشند\nپی تحصیل علم از جان بکوشند\nکه این دور است دور علم و حکمت\nبحكمت تکیه دارد ملک و دولت\nبعلم و فن مسلمان بود بانی\nنبودش کی عدیل و مثل و ثانی\nچرا این راهبر کردید گمراه\nچرا در پوزه گرشد این شهنشاه\nچرا تا کرد شد استاد عالم\nچرا خود صید شد صیاد عالم\n\n( جناب شاه ولیخان و کتاب باشی حضور همایونی )\n\nرواج علم باید عام باشد بهر کس جرعه زین جام باشد\nمسلمانان چرا کشتند مدبر مسیحان را شده اقبال پاور\nبود لازم که در دار الامارت شود قایم عظیم الشان عمارت\nچرا کفار در جامه جلال الله مسلمانان زنکیت باعمال الله\nبى تعليم هر علم و کمالی حبيبه بود روشن مثالی\nخران را طوق زرین زیب کردن زبانان کشته مجروح اسیدا من\nبامصار و قرا و هم بديهات شود تعلیم و تدریس کمالات\nچرا بلبل بكل نغمه سرایست چرا طوطی بگلشن در نوانیست\nبود تعلیم بر وفق طبائع زعلم و حکمت و فن و صنائع\nچرا شد آشیان ویران همارا چرا باز است بوم بدلقا را\nپهر شاه و گدا باید نصیبی رسد از حسن تعلیم و ادبی\nچرا در سفته من با صدر محفل شریفان را شده بانا به منزل\nکه تا هر کس ز اشراف و ارازل کنند از علم و فن طى منازل\nچرا تیک دری را نیست رفتار چرا داغ سیه نازد بکوهسار\nرزیل از علم می باید شرافت بدل کرده کثافت بالطاقت\nچرا کفار را بهره زید است چرا حال مسلمانان بعسر است\nبداند هر کس از احکام داور حقوق بنده و هم بنده پرور\nچرا کفار را شهد است در جام چرا پس تلخکام اند اهل اسلام\nبداند نفع خود را هم ضرر را تواند امتیاز خیرو شر را\nمسلمان را چرا در کیسه زر نیست چرا بر سفره اش مشتی شکر نیست\nشناسد دوست را از دشمن خویش تواند کرد فرق توش از نیش\nچرا در کنج کافر زر بانبار پر است و شکرش باشد بخروار\nعدورا نشمرد عجاره و خوار باقوّتش نکردد غره زنهار\nمسیحی را چرا صید است در دام مسلما را چرا آهو نشد رام\nترقيات عالم را بداند قدم از سعی در میدان بماند\nز وصل یار مسلم ماند نا کام مسیحی راست اندر بردلارام\nبچیند اسپ همت را براند بکام خویش تا منزل رساند\nعدو الله زیبایش لباس است محب الله قیمتش از پلاس است\nبداند چیست اسباب تنزل شد چرا جای ترقی\nچرا بر اوج عزت رفت جاپان چرا در فقر و ذلت شد خراسان\nچرا اسلام در هر جا غریب است چرا مسلم ز دولت بی نصیب است\nچرا از غیر مستغنی است جاپان چرا محتاج غیر آمد خراسان\nارازل را در مقصد بدامان چرا اشراف در پاس اند و حرمان\nچرا قصر مسیحی از رخام است مسلما را سرا از خشت خام است\nچرا بی بهره اند از اختراعات مسلمانان زایجادات و صنعات\nبخوان دشمنان مرغ منقجن ندارد دوست غیر ازنان ارزن"}
{"book": "adl0616", "page": 975, "text": "شماره ٨ سال چهارم صحیفه ٦\n\nمدار عشرت دنیا بعلم است مدار راحت عقبی بعلم است بهر حرفش همی گویند احسنت بهر لفظش همی خوانند صدقت\nمدار عزت و دولت بعلم است مدار ثروت و شوکت بعلم است زهر گوشه صدا آید سمعنا بود بر هر زبان انا اطعنا\nبعلم آمد مدار کامرانی بخشد علم لطف زندگانی همان قومی که در علمش قدم پیش بود میدان برد از دشمن خویش\nکسی کو فارس میدان علم است دلش را بهره از فیضان علم است دیارش را بود کورنقه کم بود کیفش دو صدره پیش از کم\nبود بر مسند عزت مقامش زنندش سکۀ دولت بنامش بعلم و حکمت و تدبیر لاریب کند کاری که گوئی آمد از غیب\nپهر محفل که باشد صدر باشد بهر مجلس رود با قدر باشد برآرد سد روئین راز پایش بحکمت آفرین بر حسن رایش\nقدم را رنجه فرماید بهر جا زدیده فرش راه سازند او را بحکمت می زند تیغ قلم را برد از مدعی تاج و علم را\nفشانندش بحرمت بر سر و چشم برندش ناز و بردارند روختم بحکمت زان چنان کاری برآید که از صد لشکر جرار ناید\nپهر راهی که بنماید پیوند بصدق دل رضایش را بجویند بحکمت کوهی از کان می برآید بحکمت در ز عمان می برآید\nکمر بندند بهر خدمت او به تعظیم و ادب در حضرت او بحکمت سنك كرده آبگینه زمان آید برون گنج دفینه\nچو از تقریر افشاند درر را به بندد از بیان سلك گهر را بدین فی الحال در دور زمانه که تیر حکمت آمد پر نشانه\n\nعبدالرحمن خان\nاز محرران ادارة سراج الاخبار افغانیه\nکه در مکتب حبیبه اکمال تحصیل کرده است\n\nعبدالهادی خان\nاز محرران اداره سراج الاخبار افغانیه\nکه در مکتب حبیبیه اکمال تحصیل کرده است\n\nستیم و برق و گیس ایجاد علم است در دنات و کروز رداد علم است شعاع ایکس ریز انداخت بر تن شد احوال روان جسم روشن\nو علم اندر هوا طیاره ها شد در آن طیارها خمارها شد به تشریح بدن چون شد رجوعش اصولش کرد قائم بالفروعش\nبيك ساعت شود طی راه یکروز سفر کوتاه شود بی محنت و سوز جو هر عضو بدن را کرد تشریح ز اجمال آمد امراضش به تصریح\nعجب اسپی که کاه و جو نخواهد نگردد لاغر و در تن نکاهد بعلم طب چنان تنقید کرده که جالینوس را تردید کرده\nزعم این آدم خاکی چها کرد ز خاك اندر هوا پروازها کرد امکانی را که مشکل بود در حل بحاش طی شده جمله مراحل\nبه بحر علم و حکمت چون شنا کرد از ایجادات طوفانی بپا کرد پی از عقدهای پیچ در پیچ نماند اشکال در وا کردنش هیچ\nیکی کشتی و موتورا بنا کرد یکی طیاره را اندر هوا کرد طبیبان این زمان معجز علاج اند ز بقراط و ارسطو بر دماغ اند\nکروزر تارپید و سب مرائن همه درهای حکمت را خزائن ز امراضی که سابق لا دوا بود مریضان را شود حاصل شفا زود"}
{"book": "adl0616", "page": 976, "text": "سال چهارم\nشماره ۸\n\nدر وقتهائیکه هنوز رسم الخط ایجاد نشده بود اسلاف بنی بشر بذريعة بدیعه همین فن صورت حال ماضی خود را به پذیرائی و استقبال زمانه اخلاف شان می فرستادند، چنانچه از مشاهده بعضی تصاویر آثار عتیقه عصرهای پیشین شام و مصر قدیم ، انسان بر ترتیب دادن يك تاریخ مکمل و مسلسل مقتدر میتوان شد . این فن در اوایل به مانند ترین نقاط اوج عروج واصل گشت و بالآخر از بسکه در ان مهارت کامل بهمرسانیدند. آنقدر شیفته و واله این مجسمه ها و هیکلهای بي روح و روان تراشیده شده دست خودشان گشتند که پایه الوهیت و معبودیت را به آن اجساد سرا با جماد بی بنیاد پر فساد نهاده پرستیدن و ستایش کردن شان گرفتند، چنانکه اکثر امم مقدم را که غوطه خوار قعر دریای پرزهر قهرالهی بوده آنها را در رجعت قهاری می بینیم از انست که همه شان پرستش اصنام را بر عبادت رب الانام مرجع دانسته آواره گردباد ضلالت و جهالت گردیدند . ابتدای بت پرستی از زمان رسالت توأمان پرفتوح حضرت نوح (ع) آغاز میشود.\n\nاهل فارس و یونانیان و مصریان قدیم این فن را بس ترقی داده توانسته اند چنانکه تصاویر محکو کیکه از آثار عتیقه این جاها برآمده اند برخوبی و حسن توجه به این صنعت در ان وقت دال و شاهد حال این مقالست، علاوه بران توجه اهل عرب را در ایام جاهلیت بعضی آثار عتیقه که در یمن درین اعصارا خیره از طرف حکمای فن و آرخیولوژی و کشف شده اند نیز بدینصوت اشعار میکند. بسببکه این فن باعث گمراهی بسی از امم سابقه گردید آنها را از شاهراه هدایت و سعادت منحرف ساخته بسیاه چاه مذلت و شقاوت افکنده است، از اینرو دین مبین اسلام از این صنعت اجتناب و حذر را اولی و بهتر دانست. ولی چون اصل مقصدما در نجا تعریف و توصیف دادن اهمیت و حیثیت تاریخی وقتی تصویر است ! لهذا بنا بر رعایت قاعده خروج از بحث نکرده و از ملاحظات دینی بران صرف نظر نموده تنها به تشريح وتصريح بعض خدمات مهم و نمایانی که فن رسامی و تصویر کشی در راه ترقی معارف کرده و میکنند در ذیل اکتفا میورزیم :\n\nاولین خدمت يكانه و همت مردانه که فن رسامی به عالم انسانیت ابنا نمود. همانا در ایجاد اشکال وصور حروف تهجی ، رسم الخط که از ان جميع عالم جسیم علوم و معارف بعمل آمده معاونت کلی نموده است زیرا فن رسامی بود که انسانها را به آن شوق بر از ذوق خود برواج قلم و سیاهی محتاج ساخت و نیز همین بود که در دل انسانها حظ عظیم ماندن احوال خودشانرا برای مطالعه آنسال آینده شان پنداخت، چنانچه اثبات این آرزوی خود را بذريعة تصوير وترسيم ناقص و مشکل یافته او را بر ایجاد و انشای حروف خوشهای « تهجی » که « صورت انطق انسانی » است مجبور کردانید .\n\nغرض عالم بدنيا شادکام است بعضی نیز فائز بالمرام است\nمعاشش را صلاح مینی است بر علم معادش را فلاح مینی است بر علم\nزعلمنا است تاجی بر سر او ذکر مناست خلعت در بر او\nشرف دارد بشر از علم و عرفان و گرنه هست آن هم مثل حیوان\nتلاش علم شد فرض مسلمان حدیث اطلبو العلم است برهان\nيعلمنا ست تعریف تمامش شده طغرای فضلنا بنامش\n\nمسلمانان براه علم پوئید\nمرادو کام دل از علم جوئید\n\nغره محرم الحرام سنه ۱۳۳۳\nالحق .\nمنمقام کلر - راول پندی - پنجاب\n\nتقریظ\nکلام جناب مسلم\n\nبشنو ای صاحب خرد سطری از اخباری چنین\nگر ندیدی در جهان فکر گلزاری چنین\nمیزند موج سخن از علم و از صنع و ادب\nدر سیاسی میدهد بی بحر اسراری چنین\nصفحه اش آئینه رخسار اهل معنوی است\nجوش حیرت میزند از دل از گفتاری چنین\nظلمت دلها منور می شود از نسخه اش\nفي الحقيقت ماه و خور را نیست انواری چنین\nمیرود در مصر و در انکلیز در ایران و روم\nباد صر صر منفعل در نزد رفتاری چنین\nقيمتش اندك فوائد بی شمار از وی ظهور\nزود در پایید باران در شهواری چنین\nآن مدیر صاحب تدبیر را صد آفرین\nکو ز مضمون معانی کرده اظهاری چنین\nاو نهال معنی و اخبار مر او را ثمر\nالله الله زين ثمر وه وه از اشجاری چنین\nگر کنند منظور طبع مسلما آن محترم\nمیفرستم بهر او گه گاه اشعاری چنین\nتا کند درج همین اخبار بر فیض و اثر\nبشنوند اهل خرد از بنده تذکاری چنین\n\nاهمیت تاریخی و فنی\nصنعت رسامی فن تصویر\nفن تصویر قدیم ترین فنون مترقية بسیار معتنابهای زمانه پیشینه دینارا تشکیل میدهد ، انسانها که نخستین بار به فنون و صنایع بذل توجه و صرف ذهن نموده، همانا صنعت هيكل تراشي وفن تصویر کشی را خواه از جنس حیوان، سائر مناظر لطیفه بوده اند برقی داده و بتدریج در اصلاح و ترویج آن کوشش و سعی وافر ورزیده اند"}
{"book": "adl0616", "page": 977, "text": "شماره ۸\n\nپس ازین خدمت گرانقیمت عمومیه اش از وظیفه مخصوصه اش\nکه دارد هیچ کام صاحبان عقل و اذعان و مالکان فکر و ادمان به\nآسانی انکار نمیتوانند که و فن تصویر و ترسیم یاد کارهای بس کهنه\nفرسوده تاریخی را کاهو در نظر انسان جلوه گر میسازد، بار\nو دور افتاده را از دیدن یک قطعه عکسش در دیده محبت دمیده تجسم\nمیدهد ، عالم صباوت را در شباب و شیخوخیت به نگاه عبرت و آه حسرت\nتشکل مینماید، فراموش را به خاطر و غایب را حاضر میگرداند\nبا آن که در اسلام به فن تصویر هیچ پایه تقدیر نهاده و هیچ و قرو\nاهمیتی به آن نداده اند ولی باز هم مسلمانان از استعمال بعضی اسباب\nمصوريكه صنعت مال غیر بوده دست باز نداشته اند. چنانچه\nدر بسیار خانهای مسلمانان چنین ملبوسات و مفروشاتی که بران\nتصاوير حيوانات، وانسانها و بافته یکمیدان محار به ثبت و نقش\nبوده یافته شده اند. چنانچه میگویند که در عهد خلافت و خلیفه\nمقصر ، عباسی در دار الخلاف بغداد يكفرش منقش بالتصوير\nموجود بود که بر آنصورت بزیدین ولید اموی و شیرویه شاه\nایران نیز ثبت بود و همچنین فرشی که نزده ام المستعین ، نام زنی\nمنقش و ملونی که با تصاویر مزین میبودند نیز رواج داشتند .\nتصاویر زمانه گذشته که از طرف حکمای فن ادراك واكشاف\nکردیده اند اکثر عبارت از صورتهای میباشد که بردیوارها و لوحه\nهای سنگین حک شده باشند و با هیکل های مجسم بعضی ذی روح\nمیباشند که بر معبدها و یا کدام عمارتهای شاندار اسب کردیده باشند\nوبايك نقش و نگار رنگین بافته شده میباشد که مراد از آن توضیح\nوتصوير نمو من بعضى واقعات و مناظر باشد تا حدی که تاریخ اسلام\nما معلومات میتوان داد هیچ گاه تراشیدن چنان هیکلهای مجسم که\nاز ان بحث راندیم در مسلمانان رواج و رسم نداشت وله در یکی\nاز معابد و مساجد مقدسه شان منصوب نمودن چنان مجسمه و اتصاویر\nشنیده و یا دیده شده ولی از نقطه نظر تاریخ اینقدر ثابت است.\nکه مسلمانان در عهد خروج و ترقی خودها که دور تهذیب و تمدن\nشان گفته میشود در شهرهای بسیار شهیر ممالک خود شان مانند\nو قرطبه ... عز ناطه . . . طليطله ، ، و اشبيليه ، و و بغداد »\nمجسمه های حیوانات و هیکلهای سوار انرا جانجا نصب کرده بودند\nچنانچه در اوایل عصر چارم اسلام قصر برا كه خليفه و المقتدر بالله\nعباسی ساخت بهمچنین زیب و زینت مزین بود. و به سببیکه در ان\nدرخت مصنوعی بیا ایستاده و بالای شاخهای طلائی آن پرندگان\nبسیار خوشصورت وضع شده بودند بنام و قصر دار الشجره\nموسوم بود که بر یک طرف آن درخت عالی پخت تصویر های سوارا\nنیکه عقدهای طبیعی شان تشکل داشتند موجود بود. وقبل ازین\nخلف خلیفه، هارون رشید، ( صندال ها ) یعنی کشتهای کوچکی\nکه برای تفریح و تفرج سیر دریای و دجله ، ساخته بود به اشکال\nحيوانات مختلف آنرا تصنيع و تشکیل داده بود. و همچنان قصر\nزیت حصر براه که خليفة الناصر ، تعمیر نمود نیز به مارها و از درها\n\nسال چهارم\nصفحه ۸\n\nو کنجشکهای طلائی مزین کردیده بود و محلات شاهی ، عرباطه\nو « اشبیلیه، نیز بانواع تصاویر آراسته و پیراسته\nبود و بعد از ان می فاطمیه و در قاهره، این را تقلید و تعقیب نموده\nتصویرهای مجسم بار قبل از عنبر و طلای احمر ساختند و به این مصرف\nمسرفانه خود شان بسیار کسب غرور و فخر نموده و به این طریق\nهمکنان را روت و توانگری خود نشان میدادند. نقل است که\nوالامر بالله . نی فاطموی براب حوضی یک عمارت تفریحی ساخته\nبود که از ان جا منظر صفا کستر حوض بخوبی معلوم میشد و در ان\nبی تخته های چوبین روغن داده شده که سطح دیوار ها را پوشیده\nو برای تصویر های هر یک از شعرای موجود آ زمان ثبت و قید\nگردیده بود کار شده بودند و روزیکه، آمر، به قصر مذکور داخل\nشد و شعرا قصاید مدحبه خود شانرا به حضور تقدیم کردند\nامر فرمود که بك يك محفظه سر بمهر نجاء نجاه اشرفی را بر تخته\nکه در پهلوی صورت هر شاعر خلانده شده گذاشته و هر يك رفته\nاز تخته مذکور محفظه العام خود را بردارد. همچنین از دیگر\nبسیار مفروشات و پرده های زریفت عهد سلطنت و خاندان فی فاطمیه\nو ذکر میشود که نام زنی وان تصاویر سلاطین و مشاهیر کار شده\nو برهر تصویر اسم صاحب وجود داشت نيز بالتصاوير رنگين ملمع\nو مرصع بود ظروف تصویر و ایام حکومتش درج میبود. قدیم ترین\nیاد کار های زمانه اسلام را که از بعضی آثار عشیقه اسلامی\nدستیاب شده اند همانا هیئت يك ، مجلس قضاء ( محكمة قاضی )\nاست که پریک دیوار خرابهای قصر، الحمرا، که در هر نامه کاین\nبود مثبوت است. غیر از تصویرها و یا مجسمه های انسانی و حیوانی\nرا که بیان کردیم بسی از تصاویر دیگر مانند خریطه های جغرافی\nو یا مناظر میدانهای محاربه در کتابهای قدیم عهد اسلام یافته\nمیشوند چنانچه در يك كتاب استخری که بنام ، کتاب الاقاليم ،\nمسمی و در فن جغرافیا و تصنیف عصر چهارم هجرت است بسی\nتصاویر خریطه های ممالک و دریاهای عالم موجوده است و همچنان\nکتاب تعبية الحيوش. که از فن حرب و عسکری بحث میراند نیز\nمتعلق ترتیب صفوف ونقل وحركن عسكر ويعنى آلات حرب تصاویر\nو نقشه های متعدديرا مالک است [ این کتاب در سال ۱۸۸۰م\nاز عربی بزبان الماني ترجمه و شایع شده است ] علاوه بران در\nکتابهای علم طب وتشريح وتصوير نمودن حكايات وقصص تاریخی\nو غیره نیز که در عصرهای ابتدائی اسلام ساخته شده اند متعلق\nهر فن تصاویر مناسب آنها یافته میشوند\nبهر صورت فن تصور ورسامي بات صنعت بسیار با اهمیت\nو معتد بهای عصر حاضر نیز شمرده میشود در منوقتها نیز این فن را\nاهل غرب بس ترقی داده و در راه سهولت و صحت آن کوشیده\nفن عکاسی و زینکو گرافی را ایجاد و استنباط کرده اند که بعالم\nمعارف يك نفع و فایده کثیری از ان رسانیده توانسته اند درین\nوقتها اخبارهای که در عالم قابل قدر وقیمت دیده میشوند همانا\nاخبارها ورسائل مصور است و تصویر با اخبار بس لازم و ضرور\nاست زیرا تصویر نیز یکنوعی از خبر است که انسا نرا از دیدن خود\nریک منظره منظور صورت يك شخص مشهور که در عمر خود\nآنرا ندیده باشد واقف میگرداند ( عبد الرحمن محرر اداره )"}
{"book": "adl0616", "page": 978, "text": "صفحه ۹ سال چهارم شماره ۸\n\nحوادث خارجيه\n( ايران وجنك كنوني )\n\nهمعصر محترم اخبار « حبل المتين »، در زير عنوان فوق يك مقاله طولانى در باب بيدارى ايران بر وقوعات و نتايج حرب حاضر نوشته است كه بعضى اقسام آرا اطلاعاً درج صحايف مينمائيم : و خبر غير رسمى كه از منابع موثوقه بما رسيده دولت ايران بهيچ وجه از دسايس خارجى متزعزع نيامده و به بيطرفى خود قايم است. ولى هر آن و هر ساعت و هر روز كه ميگذرد مشكلات ايران افزونى جسته و خطرات وى نزديكتر ميگردد. صرف نظر ازينكه در اين بيطرفى ممكن است متخاصمين ايران را به شدائد دچار و خطرات بسيار در تبديلات سرحدّى كه از اين جنگ محتمل است براى او پيش آرند ايران امروزه سرحداتش بچهار دولت متصل از جنوب خطى كه ممتد ميشود از كوه ملك سياه بلوچستان و خالاسند، تا برسد بخليج فارس براً وبحراً با دولت انگليس همخاك و هم آب است. از طرف شرقى از دهنه سيستان ورود ( هيرمند ) تا برسد به هرات و سرحدات خراسان بافغا نستان و از سرحد هرات تا منتهى شود به تركستان و ماوراى بحر خزر و آذربايجان و آسياى صغير با دولت روس هم خانه آمده و از دهنه آذربايجان تا نقطه ( قو ) سرحدات وى با دولت عثمانى متصل است، مسلماً هر دولت بمقتضاى موقع و حيثيت همسايه خود استعداد و استحكاماتى براى سرحدات خویش معين نموده و هر گاه آن سرحدات او به دولت ديگر تبديل شود خواه مخواه آن دولت مجبور است كه استحكامات سرحدّى خود را تبديل و استعداد خويش را بر حسب مقتضى كم و بيش سازد مثلا هر گاه سرحدات ايران بجاى دولت عثمانى با روس ممتد شود نقشه جان سرحدى ايران استعداد واستحكاماتش طبعاً بايد تغيير كند و همين قسم اگر سرحدات روس تبديل به عثمانى گردد باز هم تغييرات عظيمه او را لازم مى آيد همين قسم است سرحدات او با افغانستان و هندستان و اين نكته ميرساند خطرات ومشكلات عظيمة دولت ايران را چه در جنگ و چه بعد از جنگ چه در تغيير سرحدّى مصارف فوق العاده براى ايران از گذار دن قشون ساخلوی واحداث استحكامات مقتضيه پيش آيد و هر گاه سرحدات خویش را بحال كنونى رها كند و بمقتضاى وقت تغيير و تبديل سرحدّى ندهد بعد از صلح بخطرات عظيميه دچار خواهد گرديد و اين خساره و نقصان بزرگ براى ايران منصور بلكه مى توان گفت حتمى و بايد ايران فقط براى حفظ بى طرفى خود از اين جنگ متحمل بشود — چنانچه گفته ايم عمده منافع بى طرفى ايران در اين جنگ راجع بدولتين انگليس و روس است ورنه باتفاق مبصرين از آغاز جنگ نمايندگان عثمانى و المان همان قدر\n\nايران را به شموليت در جنگ تشويق مى كنند كه دولتين فرانس و انگليس ويرا به بيطرفى از جنگ تحريص مى نمايند . البته ايران بايد بى طرف از جنگ بماند ولى نبايد صرف نظر از مخاطرات آينده خويش هم بكند. ايران بايد در خصوص سرحدات خويش قبل از خاتمه جنگ با دول متحارب گفتگو نموده نقصانات خود را نمايد و مطالبه حقوق سياسى و جغرا فيائى خويش را بكند تلگرافات ميرساند كه از يكطرف قشون روس در خاك آسياى صغير عثمانى كه تمام متصل بايران است تا برسد به ( ارض روم ) وارد شده از طرف ديگر هم عثمانيان در صوبه قفقازيه يعنى صوبه باطوم كه قرب تفليس است در آمده، هر گاه روس فاتح آمد و آسياى صغير عثمانى را قبضه كرد بايد حق السكوت ايران را بدهد يعنى آن اراضى كه متصل به سرحدات ايران است به ايران واگذار شود تا لازم به تبديلات سرحدّى براى ايران نگردد همين قسم اگر دولت عثمانى قفقاز را قبضه كرد آن حصه از قفقاز كه متصل بسرحدات ايران مى شود بايد حق ايرانيانش قرار دهد. ورنه طبعاً ايران مشكلات عظيم را دو چار خواهد گرديد از وقتيكه ايرانيان عنصر شده در حقيقت حيات رقابى داشته اند و همينكه يكى از دول متخاصمه در سرحدات ايران بر حريف غالب آمد آن حيات رقابى طبعاً خاتمه مى پذيرد و ايران جداً بايد به تحفظ خویش بکوشد. و مليون ها صرف استحكامات نموده صد هزاران قشون در سرحدات خویش بر قرار دارد در هر جنگ فتح و شكست توام است هيچكس نميتواند حكم كند كه در اين ميدان كدام يك از كروب حريف پيش خواهد برد ولى در بشكه نقشه عالم پس از اختتام اين جنگ تغيير پذير است احدى شبهه ندارد. ايران راست كه به اصول علاج واقعه قبل از وقوع حالا كه آغاز جنگ است مسئله حيات استقلالى خويش را تصفيه نمايد، فرضاً اگر دولت انگليس استيلا بعراق جويد نبايد حقوق ثابته مسلمه ما را فرموش كند عراق عرب اهم بر اينكه مركز روحانيت ايران است وضع ادبى و اخلاقى و معاشرتى انجاهماره تابع ايران بوده و هست و صد هزاران نفوس ايرانيه در عراق عرب نشو و نمايى نمايند، از همه بالاتر مركز تجارتى ايران بشمار است اگر درين نقطه تغيراتى پيش آيد و قبل از وقت ايران محفظ حقوق خويش قيام نكند و با دول متحارب از در صفت كو بيرون نيامده از روى معاهدات حقوق خویش را مسلم ندارد بعد از خاتمه جنگ دو گروپ دول هيچگونه حقى را براى ايران تسليم نخواهند نمود اين نكاتى را كه گفتيم هيچ گونه نزاکت سياسى ما را با دول متحاربه متزعزع نتواند ساخت بلكه بى طرفى ما را تقويه تواند داد ؟ معنى دوستى و نزاکت سياسى ان نيست كه ما صرف نظر از حقوق مسلمه خویش نمائیم. ايران در صورتى مى تواند منافع عمده به همسايگان خويش برساند كه مقتدر بر حفظ استقلال خود باشد و هر گاه رجال دولت كنونى ما صرف نظر از حقوق استقلاليه خويش بمناسبت نزاکت سياسى كه همارا"}
{"book": "adl0616", "page": 979, "text": "صحيفة ١٠ سال چهارم شماره ۸\n\nآلمان ، و عالم اسلام\nاز اخبار ارشاد منطبعۀ طهران :\nامروز که ۱۳۳۲ سال از هجرت حضرت محمد ابن عبدالله هاشمی خاتم النبیین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و سلم می گذرد اسلام بدرجۀ خوار و مسلمانی بی مقدار شده و بواسطۀ يك نفاق کلمه که فیمابین خودشان تولید کردید هر قطعه از قطعات مقدس اسلامی در چنگ دولتی و هر قسمتی از خاک پاکش دستخوش سلطنتی کردید. همان اسلامی که در هزار سال بعد از هجرت بیشتر از ۲۸ ملیون فرسخ مربعی در تحت تصرف ۲۵ تاجدار مسلمان داشت امروز دول اسلامی متحد بعثمانی و ایران و افغانستان و بیشتر از سه هزار فرسخ مربع در تحت تصرف ایشان نیست آنهم (يك سره ذلت و مکنت) در قش اسلامی که بعد از فتوحات بلکیر بر آسمان افراشته شد هدف تیر بیگانگان با دستخوش تطاول دیگران میگردد.\n\nامت حال تفرقه قوای اسلامی و تشتت عالم اسلامیت . ولی در این احوال دیرگاهی است زمزمه شنیده میشود که : امیر اطور آلمان در بحبوحه عالم مسیحیت غمخوار و خیر خواه عالم اسلامیت نامیده شده .\n\nاین مسئله را از چه نقطه باید نگریست و با کدامین کوش هوش می توان اصفا کرد و برای نفی و اثبات آن چه ادله را باید اقامه نمود، بعضی از ارباب فراست را عقیده بر آنست که اولین تمایل محبتی که از طرف آلمانیان نسبت بملل اسلامی بروز نمود تهدایت بیزمارک بود که ملت و دولت آلمان را بافتتاح باب مخالفت و مودت با ملل اسلامی توصیه و از آروزيك مراوده صمیمی فیمابین با تعالی که مرکز اسلامی بود با دولت آلمان شروع شد\n\nبھی گویند که چون غالباً مسلمانان تابعۀ دول عیسوی دچار انواع اتضیفات و تقییدات بوده و کمتر وقتی روی آزادی و آسایش را دیده و از هر يك از دول مقتدره بالنسبه مسلمانان تا يکدرجه فشارهایی رسیده و تضییقاتی وارد شده جز آنکه از طرف دولت المان کمتر مزاحمتی رسیده بل در مواقع مختلفه بروز مساعدت و خیر اندیشی نیز می شود .\n\nبعضی دیگر را عقیده و این است که چون المانیان تمدن اسلامی را و نقطه نظر فلسفه اسلامی محترم شمرده و از همه جای دنیا در آلمان حکماء الهی بیشتر و کتب اسلامی و الهی ما را غالبا ترجمه و منتشر ساخته اند شاید همین وسیله خیر خواهی آنان نسبت به اسلامیان شده .\n\nبعضی دیگر چون مناسبات دولت آلمان را با دولت عثمانی که مرکز خلافت اسلام است مناسباتی دوستانه و ودادکارانه و روابطش را يك محور و رابط مستحکم با يك يگانگی و مودت با دولت امپراطوری المان مربوط دیده از نقطه نظر جامعۀ اسلامی دولت آلمان را خیر خواه خود شان دانسته اند .\n\nزلف یار بر خورد و اندك مورث کدورت شود نمایند نه تنها استقلال خود را از دست داده بلکه خود را محو نموده اند ایران در این جنك تخیلی مخاطرات عظیمه دو چار تواند شد و از حالا باید جلوگیری از آن مخاطرات بشود فرض محال محال نیست اگرچه ما قائل نیستیم که افغانستان هم در این جنگ شامل خواهد شد.\n\nو همچه تصور می کنیم که مانند ایران به بیطرفی خود باقی خواهد ماند ولی باید تصور کرد که اگر از يك طرف عثمانی و از طرف دیگر افغانستان از جای روس و از جانب دیگر انگلیس مشغول زد و خورد شوند حیثیت و وضعیت ایران چه حالی پیدا خواهد کرد و شعلات جنگ که مانند حلقه انگشتر ما را احاطه کنند چه حالی خواهیم داشت احدی انکار ندارد که ماورای تحر خضر و کلیه ترکستان هماره تحت شاهنشاهی ایران بوده فقط از زمانه ناصر الدین شاه به اجارۀ ایران روسیان تصرف کردند حالا اگر بنا شود و افغانستان با عثمانی بر آن استیلا جویند ایران دچار چگونه مشکلات خواهد آمد نباید پشینکوئیهای امروزه ما را قبل از وقت تصور کرد چه کلیه سیاست علی و ترتب اثر بر آن طنبات شده و میشود و می توان گفت آنچه میگوئیم پیشینگوئی نیست بلکه پیش آمدهایی است که منتظر نتائج آن باید بود و علاوه امروزه احدی از همسایگان ایران تمنیات وی را چون واقعات قبل از وقوع است رد نتواند نمود ولی بعد از پیش آمد و گذشتن این موقع مهمه اعتنا بمسند عیان ما نخواهند کرد اگر امروزه همسایگان ما یعنی دول متحار به تمنیات ما را قبول نمایند برای هر یک آنان بدون نقصان است مثلا دولت روس اگر بنا شود آسیای صغیر عثمانی را قبضه کند یقیناً عثمانیان قبضه ما را بر آن نقاط مائل تر خواهند بود و همین قسم است اگر عثمانیان قفقاز و ترکستان را متصرف آمدند دولت روس از تصرفات مادر آن نقاط خوشنود تر خواهد بود یا دولت عثمانی و در حقیقت مراعات و پیش بندی امور قبل از وقت صورت همراهی و همدردی با خود متخاصمین هم هست\n\nالبته به يك نکته می توان به ما ایراد نمود که\nعروس ملک کسی نشود در بغل گیرد که بوسه بر لب شمشیر آب دار زند\n\nچه طور دیگران [مجتک؟] در آمده خساره برده تلفات داده حصه از نتایج زحمات خود را بشما سپارند جواب این امر همان است که دولت رومانی به امارات بالکان داد که من حق السکوت خویش را در این جنگ طلب می نمایم و علاوه بر این حفظ حقوق سیاسی و باتیکی لازم اوفتاده باید تحصیل شود اگر به بیطرفی از جنگ حاصل شد نعم المطلوب و اگر نه تهدید بشمولیت در جنگ برای حصول مقاصد به منکرین حقوقش کافی است تصفیه امور یا باید بطوریکه ما نوشتیم دوستانه بشود و با تسویه حقوق خود را بقوه شمشیر و شرکت در جنگ بنماید حالا که دولتین انگلیس و روس سائل به بیطرفی ماشده و ما هم دوستانه تسلیم نموده و بیطرفی خود را پیشگاه میداریم لازم است که آنان هم حقوق ثابتۀ مسلمۀ ما را که برای آنان زیانی ندارد تصدیق نمایند ."}
{"book": "adl0616", "page": 980, "text": "صفحه ۱۱ سال چهارم شماره ۸\n\nبا آنکه مسافرت امپراطور آلمان کیلیوم دوم را در دو از ده سال قبل با سلامبول بخاطر اورده که بسلطان عبدالحمید خان خلیفه مسلمین میگوید : انجانب مساعی کامله خود را در ترقی مسلمانان و تمدن ایشان و حمایت آنها از خطرات خارجی بکار خواهم برد. از اعلیحضرت سلطان تمنا دارم به سیصد مليون مسلمانان کره ارض یاد آوری فرمایند که امپراطور آلمان دوست حقیقی آنها خواهد بود .) و گویا نظر بهمین وعده بوده که امپراطور آلمان در مواقع مختلفه که مسلمانان بدو متوسل شده اند مساعدت نموده و از خیر اندیشی مضایقه نکرده چنانچه وقتی مراکشیان در سنه ۱۹۱۰ دچار تطاول فرانسویان گردیده و بدو متوسل شدند امیر اطور المان کشتی جنگی خود را بدالجزائر فرستاد و حمایت آنان اقداماتی نمود [ گویند، اجیر یعنی ضربت آکادیر در دفاتر دیپلو ماسی دول خارجه ثبت و فراموش نشدنی است ] یا در این جنك عالمكير و مقاتلات فرانسه با المان با انکه سربازان مسلمانان فرانسه حربه گرفته و با دولت آلمان جنگیدند پس از مغلوبیت و اسارت آنها امیر اطور آلمان بوعدۀ سابقه خود وفا نموده و امرای مسلمانان را اختصاصاً تامین داده و بمرکز خلافت اسلامی ( عثمانی ) روانه نموده و با نسبت محصلین ایرانی در بروکسل که بیرق ایرانیت خود را بلند نموده فرمانده كل قشون آلمان بانها امنیت داده و با مخارج کافی و کشتی مخصوصی برایشان روانه نموده ما نمی خواهیم عقاید مختلفه هر طبقه را در این موقع تحت مباحثه و مقایسه اوریم و در نفی و اثبات آن تفصیل دهیم ولی می بینیم که همین مسائل جزئيه وسيله يك نوع بروز احساساتی در میانه مسلمین عالم شده که با وجود قلت علاقه استملاکی دولت آلمان در ممالک اسلامی مورد توجه ملل اسلامی واقع شده و سایر دول معظمه که علایق استملاكي وتبعه آنها در ممالک اسلامی بیشتر است کمتر مراعات این مطالب و نکات را نموده اند پس از هر نقطه نظری که بوده باشد عالم اسلاميت بايك نظر محبت آمیزی بدولت آلمان می نگرد و تصور میکند که اگر يك قوه در خارج از عالم اسلامی پیدا شود که بتواند در حصول مقاصد حقه این ملت بزرگ خبر اندیشی کنند همان دولت آلمان است. بالجمله سوابق و لواحق عمليات دولت آلمان خاصه مناسبات دوستانه آندولت با دولت علیه عثمانی از نقطه نظر جامعه اسلامیت يك نحو توجه مخصوصی در قلوب نوع مسلمانان عالم تولید نموده که با کمال سادگی و خلوص از کلیه عوارض پلتیکی منزه و مبرا است. و بنا بر این هر يك از امپراطوران معظم عالم که همين روش و مسلك انسانيت كارانه امیر اطور آلمان را تعقیب کنند محبت و مودت آنان در قلوب عموم مسلمانان عالم جاری و مستقر خواهد شد.\n\nاز یاد کارهای تاریخی\nجناب میرزا حبیب الله خان مرحوم، که در عصر اعلیحضرت امیر شیر علیخان مغفور، میرزا مستوفی الممالک بودند.\n\nفریدون فرخ فرشته نبود .\nز مشک و ز عنبر سرشته نبود .\nبداد و دهش یافت این فرهی .\nتو داد و دهش کن فریدون نی .\n\nتلگراف امیر اطور آلمان\nبه مسیو ویلسن رئیس جمهوری آمریکا آقای رئیس جمهوری وظیفه خود میدانم که این مطلب را بشما که نماینده عالی ترین اصول انسانیت هستید اطلاع دهم که پس از انکه قشون من قلعه لونکوای فرانسه را فتح نمودند هزاران گلوله دمدم در اینجا کشف گردید که در کارخانجات مخصوص دولت فرانسه ساخته شده بود . از همین قسم گلوله ها نیز نزد سربازان مقتول و مجروح و اسیر شده فرانسه و حتی نزد سربازان انگلیس یافت شدند. البته شما از جراحت خطرناك و درد هولناکی که این گلوله ها باعث می شود اطلاع دارید و میدانید که در جنگ بر طبق اصولی که عموماً در قوانین بین الملل همه دول تقبل کردند استعمال این گلوله ها جداً ممنوع است . بهمین علت است که برضد این رویه جنگی که بواسطه مسلك بربریت رقیبان ما یکی از وحشی ترین حرکاتی است که تاریخ بخاطر داشته باشد رسماً پروتست خود را بشما عنوان میکنم . نه فقط خصمان ما از این نوع اسلحه های ظالمانه استعمال میکنند بلکه دولت بلژيك از مدتها باین طرف اهالی شهرها و مردمان غیر نظامی را تهیه و تحريك بجنك می نماید ."}
{"book": "adl0616", "page": 981, "text": "صحیفه ۱۲\nچنانچه اینکه در این مدت جنك دسته جات حتى توسط قوان و کشیشان که خویش را عیسوی میدانند نسبت بسربازان مجروح و مجروحین وارد شده ( همین اندازه حکایت میکنم که اطبا را کشته و با تفنك بمريضخانها حمله نموده اند) باندازه رسیده که عاقبت الأمر سرداران ما مجبور شدند که با اقدامات شدیده متوسل شوند برای آنکه من تکبین را تعبیه نموده و اهالی ظالم را از تعقیب کردن قتل و جنایات فجیمه جلوگیری نمایند. بهمین جهت بود که بعضی قراء و شهر قدیم لیون را باستثنای دار الحكومه مجبور به متهدم کردن شدند و این اقدام نه فقط برای محافظت و حراست قشون بود بلکه برای حفظ اطباء و پرستارای مجروحین و سربازان عجاره بود که در میدان جنگ مجروح شده بودند. قلب من از تصور این اقدامات اجباری و صدماتی که تمام مردم یکتاهی که بواسطه حرکات پر بریت آن اشخاص در پرو بد کردار وارد شده است مجروح وخون الود است\n\nگریل بنین بیان\nمأمور جیا خانه ها\n\n( ويلهلم )\n\nسال چهارم\nشماره ۸\nچند دقیقه خیاره های آلمان شروع به گلوله ریزی بهمان نقطه که جرقه های موشک دیده شده بود میگردند و متدرجا عادت ما بر این شده بود که اخباراً شبها چراغ و آتش روشن نکنیم .\n\nآسمان پاریس\nسلسله ماتورهای بالونهای جنگی و اروپلان های آلمان در آسمان پاریس تقریباً همه روزه مجری میشود و با وجود انکه در برج ایفل و سایر نقاط مرتفعه دیده بانها قرار گرفته و طیاره های فرانسوی مشغول حفاظت هستند معهذا بالون های المان از ابرومه هوای پاریس استفاده کرده و غالبا در ابر پروازی مینمایند که دیده بانها نمی توانند آنها را کشف نموده و تیر طرف آنها خالی نمایند. اخيرا چندین فقره بمب به پاریس افتاده شده که از این ویلان هایی که در میان ابرها پرواز میکرده اند انداخته شده است و اهالی غالبا در خيابانها وميدانها با عينك ودوربين مشغول تماشای آسمان هستند که آیا آپروپلان آلمانی پیدا می شود یان\n\nكذا\n\nعده طیاره های دول جنگجو\nعده طیاره ها و طیارچی های دولی كه فعلا در جنگ مشغولاند بقرار آتیه احصاء شده است\n\nاسر بالون جنگی طیاره طیاره چی\nآلمان ٦٥٠ ٢١ ٤٥٠\nاطریش ٢٤ ٨ ١٠٠\nفرانه ١٣٠٠ ٣٥٠ ١٠\nروسیه ١٢ — —\nانگلیس ٧٠٠ ٧ ٢٠٠\n\n(۲۲۰ هزار اسیر در آلمان)\nبرای ذی قعده\nعده اسرای که فعلا در آلمان هستند بالغ بر ( ۲۲۰ هزار ) نفر که بطریق ذیل از دول فرانسه انگلیس وروس وبلژيك گرفته شده :\n\nعمليات هوائي آلمانها\nمارسيل - مخبر مخصوص مائل خبر داده است که ترنهای مملو از مجروحین میدان جنگ وارد شده و بعضی از آنها تفصیلات جالب توجهی از جنگ و حركات جهازات آسمانی و ایروپلانهای آلمانی حکایت می نمایند. حکایت یکی از آنها قابل ملاحظه است. و میگوید : المانها در مدت جنگ هیچ مارا راحت نمی گذاردند از دست آنها نه روز و نه شب آسوده بودیم . همه روزها که جنگ داشتیم و همینکه شب ميرسيد و هوا تاريك می شد بدون فوت وقت ارپلان های آلمانی بنای طیران بالای سرما و اردوهای ما می گذاردند و چنانچه منازل ما را کشف میکردند فوری يك قسم موشك آتش بازی از بالامی انداخته که پشت سر او یکرشته طولانی جرقه های نورانی باقی می ماند . وقتی که این رشته جرقه های تورانی دیده می شد بایستی فورا از انجا برخواسته معجلا به نقاط دور دست برویم زیرا که طولی نمیکشید یعنی بعد از\n\nعبدالكريم خان مر سلمتي\nکه در مکتب حربه مراحل اکمال\nتحصیل کرده و منتصب سر سلمتری\nدر غند دار السلطنه مأمور است."}
{"book": "adl0616", "page": 982, "text": "صفحهٔ ۱۳ سال چهارم شمارهٔ ۷\n\nاسم دولت سرباز صاحب منصب ژنرال\nفرانسه ٨٦٧٠٠ ١٦٨٠\nروس ٩٤٤٠٠ ١٨٣٠ ١٥\nبلژيك ٢٠٢٠٠ ٤٤٠\nانگليس ٧٣٥٠ ١٦٠\n\n(ایران و روس)\nسیارهٔ ٤ دسمبر :\nحضرات علمای اصفهان در مسجد شاهی اجتماع نموده رعایا را وعظ و وصیت کردند که اسباب ساخته شدهٔ روس بر ما قطعاً حرام است و هر شخصی که اشیای روسی را استعمال کنند از اسلام خارج گفته میشود و حشر آن یکجا با مسلمانان نخواهد شد . عموم تاجران تبریز از بر آمدن عسکر روس ممنون و مسرورند و با آنها جميع تعلقات تجارتی خود شانرا قطع کرده اند . علمای نجف اشرف و کربلای معلا جميع سرداران قبایل ایرانی را بدیعهٔ اعلان نامه های خود شان خبر داده اند که امروز چون ما از اثرهای دولتهای اجنبی آزاد شده ایم میباید که در تکمیل قوای خود بکوشیم تا بعد ازین روطن عزیز ما کدام بی انصافی حمله و توهین نتواند . واقعهٔ فاجعهٔ تبریز و گلوله باری بر گنبد مشهد مقدس هیچ از صفحهٔ قلوب و لوحهٔ وجدان ما محو نخواهد شد . و امروز بر شما فرضست که اطاعت احکام حکومت خود را بکنید و بر خلاف آن هیچ کاری اجرا نکنید .\n\n(عثمانی و حجاج)\nزمیندار ۹ دسمبر :\nصورت مکتوبیست که از طرف مستر حفیظ الله شیدائی مقیم کراچی به خدمت جناب مستر شوکت علی صاحب سکرتری انجمن خدام کعبه رسیده است :\nبعد الالقاب : — از عنایات الهی امسال زمانهٔ حج قریب الاختتام است بعضی حجاج بوطن خود شان نیز مراجعت کرده آمده اند و این خبر بشارت او را نیز آورده اند که با وجود جنگ آزما بودن خود با برطانیا دولت عثمانی در راه مراجعت حجاج هندی هیچ تکلیف و مزاحمت نکرد و جهاز های برطانوی که قریب بندر جده لنگر انداز بودند آنها را حکام ترکی اجازهٔ داخل شدن بندر را برای بردن حاجیان داد و این چنین نکردند که از روی قواعد جنگ جهازها را گرفتار کنند و یا غنیمت گفته بگیرند و علاوه بر آن آنها از مأمورین جهازهای مذکور درخواست کردند که دوباره آمده حجاج باقیمانده را نیز ببرند . حقیقتاً که این طرز عمل حکام عثمانی شایان آن شان و شوکت اسلامی که سلطان المعظم را ثابت است میباشد و عیناً مطابق خواهشی که وایسرای در اعلان ۲ نومبر خود اظهار کرده بود بعمل آمد .\n\n(توپ بی صدای جرمن)\nلندن ٢٥ نومبر :\nمحکمهٔ اخبارات از زبان يك گواه چشم دید صدر مقام جنگ این بیان را شایع ساخته اند که گلوله باری توپخانه هیچ بی نمیشد و در ایامیکه متعلق آنها بیان شده که هیچ واقعهٔ بعمل نیامده به پیستها مردم ضایع شده اند . گواه مذکور در بیان خود در يك\n\n(عثمانی و ژاپان)\nوکیل ۲ دسمبر :\nدر تاریخ سرزمین مطلع الشمس و دولت عثمانی غالباً پیش ازین چنان یکوقتی نیامده خواهد بود که در دل این دولتین در حق یکدیگر کدام خیال معاندانه باشد بلکه بر وقت جنگ روس و ژاپان همدردی عثمانی را با دولت ژاپان خواهیم یافت و در محاربهٔ طرابلس الغرب و بالقان متعلق ژاپان خیال عمومی این بود که ژاپان یگانه معاون و مدد کار عثمانی است . ولی جریده های این جنگ عظیم یورپ استواری تعلقات با همی ایشان دو دولت را نیز رخاوت داده و ژاپان حق رفاقت بر برطانیا را ایفا نموده خواست که با دولت عثمان قطع تعلقات سفارتی بکنند . در چنین وقتی که در تمام حصص دولت عثمانی آتش جنگ مشتعل است عزم قطع تعلقات ژاپان که تا به سال بعمل آمده باشد برای عثمانی در تشویشش خواهد افزود . این چقدر يك سخن عجیب است که آن ملکی که روس در میدان جنگ چنان سخت شکست داده بود حالا با او دوست و مدد کار گردیده با چنان دولتی بمخالفت استاده که با او در هیچ وقتی پرخاش نداشت ولی خدا میداند که هنوز سیاسیات چه تبدیلات دیگر را از پردهٔ مخفی خود بیرون خواهد برآورد .\n\n(وای بم)\nکذا :\nاز نتایج مقدمهٔ سازش و بم دهلی چنان معلوم میشود که مرض و بای بم برای همیشه مستاصل شد . ولی خبرها شیکه در خصوص بم اندازی جدید از کلکته رسیده این خیال را باطل ساخت . کیفیت واقعهٔ مذکوره چنانست که در کوچهٔ يك مدتی سیر تند نت محکمۀ تفتیش جرایم بشکل از راه کلکین هم کشانده شد ۱۰ گرچه دزد مذکور با چند نفر پولیس مذاکره داشت و بخیر نگذشته بودند ولی قدرتی محفوظ ماندند . يك پولیس پنجابی که اردلی دزد بود تعاقب بم انداز را کرد مگر او هنوز چندان دور نشده بود که یکدیگر نوجوان بشکل يك بم دیگر گشانید که ازان اردلی مذکور هلاك گشت و دو نفر سپاهی دیگر هم مجروح گشتند يك بشكل مجروح به شبهه محبوس گردیده اما اضافه بران دیگر اجرا آن تحقیقات هنوز بعمل نیامده از روی تحقیق معلوم شده که شکل این بم که انجا انداخته شده مشابه نیست که در دهلی بر وایسرای انداخته شده بود . ازین معلوم میشود که اگرچه دستهای بم کشان مختلفند ولی آلهٔ محرکهٔ آن از یکماشین مخفی است .\n\nيك"}
{"book": "adl0616", "page": 983, "text": "صحیفه ١٤\nسال چهارم\n\nتوپ بی صدای جرمن را میکنند که نه در وقت برامدن کلوله و نه وقتیکه کاوله در رفتار خود باشد از ان صدامی براید مگر تنها وقتیکه کلوله بر محل افتادن خود میرسد انجا صدای ترقیدن خود کلوله بیرون میشود.\n\nدوصد مترو رفت و توپخانه جرمنی را حکم آتش فشانی داد . این گلوله باری مسلسل تا به دو ساعت دوام ورزید و تونجی ها به بسیار صحت بر هدف کلوله را می انداختند. بعد از تاریخ نیم ساعت با توپهای ٣١ سانتی متر و دهانه باز تجدید محجوم کرده شد. جرمنیهای تمام شب بجزيكو فقه دم دقيقه بوقلمه ها کلوله و شیل ، و بی سیم ، را می افکندند که از ان نقصان شدید واقع شد و قسم دمدمه پیشروی برجها بکلی منهدم کشت و فصیل قلعه نیز افتاده بود دروازه آهنی در بچه های قلعه شکستند و ازا سابت این نفسان يك سختی دیگری محسوس شد که جمیع دمدمه های خارجی از دود شیل پرشدید و دود های زهرتان در گونه ها رفت و آمد را محال و به اشکال آورده بود .\n\n( حکمت عملی ایطالی )\n\nپشاور دیلی نیوز :\nلندن ٤ دسمبر\nتقریر های وزراء در مجلس انتظامی در روما اجلاس ، چیمبر اوف دیپوتیز ، ( مجلس و کلا ) شده است . که دران وزیر اعظم، سگز سلندرا ، تصریح حکمت عملی کور تمنت ایطالی را در تقریر خود کرده گفت که بیطرفی مار الازمست كه يك شكل مستعدی بگیرد. و باید که به مضبوطی مسلح شده برای مقابله هر كار غير متوقع حاضر باشیم . سبقیکه تاریخ بما آموخته و وقایعیکه امروزه روز ظهور پذیر کشته اندازانها همینقدر برای ما لازمکه ذهن نشین خود بسازیم که اگر قوت راستی بر دنیا اثر خود را انداخته نتواند پس تنها زور وقوت بازو محافظ امن و امان رعایای خود شده میتواند وزیر اعظم از بار لمینت دعا کرد که او کور تنت را برای محافظه مفاد موجود خود به تدابير اعلا مدد کند تا مفاد مستقبل ملك را مدنظر داشته کار روانی مناسب بعمل آورده شود . رای بسیاری از وکلای دول آنست که مدعای این تقریر آنست که ایطالیا میخواهد که به بسیار زودی در جنگ داخل شود .\n\nاین دود جنرال را با عسکر محافظ قلعه بر رفتن به امر وسوف مانند با کدام مقام مستحکم دیگر مجبور ساخته بود مکر وا اسفا ! که این دود کلو کیر پیش از انکه اینها بانجا تبدیل مکان کنند رسیده اثر كان روائي عسكر محافظ قلعه را قوی ضعیف ساخت ، قسم سوم کلوله هاری بصبح ١٥ اکست ابتدا نمود که نهایت شدت فيهم تا دو بچه دوام ورزیده باعث نقصان کثیر شد کونه افسران کو مانده که در ان من با عمله خود موجود بودم کلوله ها بسیار متضرر کشت که از اثر آن تمام محاده نزازل كرد يديك كلوله شيل بر روشندان گونه اصابت نمود که از ان خانه را یکدود کثیف کلو گیری استیلا نمود و آله رسانیدن هوا و اسباب روشتی برقی سراسر تباه شد و اینوقت عسکر قلعه را پدر دادن چراغ تیلی احتیاج افتاد پس ازین کیفیت قسم چهارم کلوله باری را که از ان جميع قلعه ها مسخر شدند جنرال دالیان اینچنین بیان کرده است !\n\n( تسخیر شهر شهير ، ليج ، واقع بلجيم )\n\nزمیندار ۷ دسمبر :\nانتفت جنرال و ليمان و مدافع قلعه ، ایچ و یکداستان دلپذیر کیفیت کلوله باری و تسخیر قلعه ، لونين ، را در اخبار ، واسیش زينك ، شایع ساخته و پس از اینکه حال مفصل قلعه مذکور را بیان کرده چنان تحریر داشته است :\nبتاریخ ۷ اکسنت جرمنی ها بر تمام شهر قبضه کرده بودند ولی چون خط استحكامات داخلی موجود نبود از آن سبب جرمها در حمله کردن از عقب بر قلعه ها شیکه بطرف کناره راست دریای موز ، نه برای خود سهولت می کردند و در آنوقت کوله باری از طرف قلمه های دست چپ دریای ، میوز ، ممکن مینمود. قلعة ، أونسين ، جانب شمال مغرب ، ليج ، بران برگ زریکه راست به ، برسلز ، میرود کاین است . این قلعه از طرز تعمیرات اخیره وجديدة اينعصر بود . بروز ۱۱ اگست بتوپهای پنج و ده سانتی مترو دهانه بران کلوله باری شروع شد در ۱۲ و ۱۳ اگست توپهای سی و یک سانتی متر و دهانه در گلوله باری اشتراک ورزیدند و به ١٤ اگست به آن توپها کاوله باری کرده شد که آنها قلعه ها را یکلی تباه و برباد ساخته با خاک یکسان ساختند .\nجنرال ، لبان، این کاوله باری را به جاد قسم تقسیم نموده است اول کاوله باری که به ساعت چهار و نیم روز شروع شد. چون يك افسر جر من بيرق اشاره دهنده را گرفته از قلعه ها بمسافه\n\nبه ساعت دو به چنان شدت که در خیال هیچ فردی نمی آمد. گلوله باری آغاز شد در ابتدا ما کان کردیم که توپخانه جرمن شلیک میزنند مگر بعد از آن بنا معلوم کشت که چرمنها بر سرما به توپهای قلعه شکن مدهش ٤٢ سانتی مترولى كه يك تون كلوله. وزنی را می اندازد قوله بازی میکنند و کلوله های مذکور با قدر شدت فوق العاده می ترفند که مثل آن دیده و شنیده نشده در ابتدا آواز آمدن این کلوله ها را حس میکردیم و باز در جو هوا یک غلغله پرواوله را میشنیدیم و پس از ان یکصدای دهشت انتهای صاعقه نمای بگوش ما بر میخورد ، و کمی بعد بك آواز بسیار تیز و مهيبي تا به جاهای دور طنین انداز خوف و دهشت کردیده و زمین را لرزانده و یک ابر کثیف خالد ورود بنظر جلوه کر میساخت . در دوران این کلونه بازی هولناك من دوباره تراجعت کردن کونه خراب دار عزام کرده روانه شدم و یکچند قدم رفته بوده که بنا کهان یکد مانند هوا در سوق آمد و مرا بر زمین انداخت اكرج من برخاسته برای رفتن کوشیده مگر طوفان کدود کلو کبری که هر چیز را استیلا نموده بود مرا باین اراده خودم با کام ساخت. اين يك مجموعة مركب دود و کیس و بارود سوخته شده و اثر آتشی که در کل این چه های سپاه را در گرفته بود بود."}
{"book": "adl0616", "page": 984, "text": "صحیفه ١٥ سال چهارم شماره ۸\n\nاگرچه ما بعقب جلکه داده شدیم ولی برای ما بنفس نمودن خیلی دشوار و صعب گردیده بود وقتیکه، حصه امدادی، دریچه را باز کرد که دود بیرون برود من کوشش محفوظ ماندن عسکر قلعه را کردم و بردمدمه های خندقهای قلعه بر آمدم مکر وقتا که دیدم که قلعه بکلی منهدم کردیده که از ان اثر خندق تا برجهای قلعه سراسر هموار شده و از یکسر تا بدیگر سر يك پشته خاك تشكيل یافته، بسیار خوف زده و مدهوش گشتم . درین اثنا دیدم که بسیار سپاهی ها به حالت بسیار پریشانی بیکطرف و دیگر طرف میدوند . من آنها را باز یکی پنداشته آو از هم دادم ولی همین وقت بیهوش شدم. وقتیکه بهوش آمدم در نزد خود يك كبطان جرمنی را دیدم که مرا کیلاس آب داد، ساعت شش و نیم شام بود که مرا در خسته خانه انداخته به لیج آوردند. من درینوقت اسیر شده بودم ولی هنوز سلاح را تسلیم نکرده بودم و بعد ازین به من معلوم گشت که بوقت ساعت چار و ۲۰ دقیقه قلعه بکلی سوخته و منهدم کردیده است و این در آنوقت که من بیهوش شده بودم بعمل آمده بود و جمعیت خبر كبر جرمن برای محافظه نمودن سپاهیان ما آمده.\n\nبا دیگر افسران خود معاً به « میبد کوارتر » و صدر مقام جرمن آورده شدم، و سرعسکر جرمن در صله ابراز بهادری شمشیرم را دوباره بمن داد که تابحال در نزدم در قلعه « میکدی برگ » موجود است که از انجا به ۲۳ اکست به « کولون » فرستاده شده ام . ( اخرین )\n\nفتح لودز\n\nیکم دسمبر از امستر دام : شهر « لودز » را که یکی از شهرهای مشهور پولیند روس بود از طرف جرمنها گرفته شد، محاربه های بسیار خونریزی از چند روز جاری بود. خط مدافعه روس بمیلها مسافه را به بسیار استحكام وقوت را در بر گرفته بود. جرمنها بعد از کارزار های زیادی بيك حمله بسیار شدیده خونریزانه خط مدافعه را از قلبگاه شکستاندند و خط رجعت میسره روس را در تهلکه انداختند . در عین زمان میمنه شان از طرف اوستریا تطبیق میافت که به اینصورت عساکر روس بيك انهزام كلى دوچار آمده به بسیار بی ترتیبی شکست فاحش یافتند، و بقدر شصت عراده طوب و ۵۱ هزار اسیر و مقدار کلی جباخانه و ارزاق و اشيا و اسباب باشهر لودز ، و بسی قرا و قصبات بدست جرمنها در آمد . این افتخار روسها را خیلی پریشان و رهم و در هم نموده است .\n\nخط حرکت عثمانی\n\n۲۸ نومبر از بغداد : دولت علیه عثمانیه پیش از انکه اعلان حرب کند در باب بندر گاه های خود چنان اندیشه کرده بود که چون اکثر بندر گاهها قوة مدافعه کامله ندارد خط حرب خود را دور از زدگاه طوبهای\n\nکذا :\nکشتی جنگی دشمن تشکیل میدهد. یعنی دشمن میتواند که شهرها و بندرهای سواحل را در زیر طوب بگیرد ولی همین که بخشکه قدم نهد با قوای کلیه دمار از نهاد شان بر میآرد . چنانچه در بصره برین تصویر خود بخوبی کامیابی آمده دشمن بك خطوه از ساحل به آنسو نتوانسته است بگذرد .\n\nعثماني و مصر\n\nمعلوم است که دولت برتانیا مصر را برای یك میعاد معینی عاریتاً از دولت عثمانیه گرفته بود، و حق سیادت عثمانی بران قایم بود اما چند بار که وعده خالی کردن آن در رسید خالی نکردند. از همه بدتر که در وقت اعلان حرب برتانیا هم مصر را بیطرف نگذاشته بجنك داخل ساخت که این مسئله بیطرفی عثمانی را که در اول جنگ اعلان کرده بود خلیل رسانید . لهذا عثمانی ازین فرصت بهتر وقتی برایش میسر نمیشد که مصر خود را از بریتانیا بازستاند این است که بمحرب آغاز نمود . همه عربهای مصر و سودان با عثمانی متفق اند .\n\nتقرير برخلاف دولت بريتانيا\n\n۳ دسمبر از امتر دام داکتر تمان که یکی از مشاهیر است يك تقرير بسيار مفصلی بیان کرده گفته است که از هر جهت ذمه دار این جنگ انگلستانست زیرا انگلستان به این واقعات به بسیار خوبی با خبر بود و اینکه میگویند دولت جرمن بیطرفی بلژيك را خلل رسانیده صرف غلط و چمن است . بیطرفی بلژيك را پیش از ده سال فرانس و انكليز بسبب نقشه که در باب هجوم برجرمن کشیده بودند پامال ساخته بودند . جرمن در هیچ باب به بلژيك از وعده تضمینات و تاوان قصور ننمود ولى بكانه محرك و مشوق بلژيك بمحرب انكليز بود . ( مترجم عبد الرحمن )\n\nپیسه اخبار ۱۹ دسمبر :\n( کلوله باری جهازهای جنگی جرمن برساحل انگلستان )\n\nلندن ١٦ دسمبر : محكمة جنك مظهر است که قوماندان قلعه مغرب قصبۀ هارت پول ، رپورت میکند که جهازهای جنگی جرمن در بین ساعت ۸ و ۹ صبح با قلعه هذا سرگرم بیکار شدند دشمن پسپا کرده شد و یکجهاز خورد جرمن بر « سکار برو » و « هوتهی » نیز کاوله بازی کرد .\n\nبوقت ۸ بجه صبح بر « سکار بارو » آتشفشانی شروع شد. و درینوقت دهه کثیفی نیز سطح بحر را استیلا نموده بود مردم بکمال اضطراب از خانه ها بر آمدند و بعضی از ایشان بر قطار سوار شده به « مل » روانه شد اند چنانچه ایشان بیان میکنند که از کلوله باری مدهش جهاز دشمن نقصان کثیر وارد آمده"}
{"book": "adl0616", "page": 985, "text": "سال چهارم\nشماره ۸\n\nيك ماكينست ريل میگوید که کلوله ها به بسیار کثرت در اطراف ما افتاده بودند. چنان معلوم گشته که يك جهاز جنگی جرمن قریب قلعه « كالف » لشکر انداز بود سقف کلیسای « سان مارتین » از اصابت گلوله ها سوراخ شده و در يك کلیسای دیگر نیز یکرخنه بزرگی کشاده شده است . چند اطفال و زنان در لباس های خواب بکمال سراسیمگی بهر سو میدویدند . از ضرب گلوله ها یی سقوف خانه ها افتادند و قريب پنجاه کلوله فیر شده بودند .\nاز خبر « هارت پول » چنان معلوم میشود که بمجرد گلوله باری سه جهاز جرمن چار کشتیهای تباه كن انگليزي بمقابلة شان بر آمدند و آنها را با خود مشغول پیکار ساختند .\nر پور تیکه از « وردکار » آمده مظهر است که از دور صورت سه جهاز بنظر میخورد درخشندگی در گرفتن توپها از عرصه کار زار خوبی معلوم میشد و از صورت کلوله باری چنان منکشف شد که جهازات بر قلعه های « نیاز » هجوم برده اند صدای کلوله باری بالتدريج ضعیفی شده میرفت در هر دو دقیقه یکدر جن شعله آتش گرفتن تو پها بنظر بر میخورد و در « وردکار » اضطراب عمومی پیدا شد .\nدر بین ساعت ۹ و ۱۰ صبح دو گرو وازور جرمن بك كلوله باری بسیار شدیدی از مسافه ۳ میل بر قصبۀ « و تهی » کردند که ازان چند نفر متضرر کشتند و يك نفر هلاك و بعضى عمارات نيز مهدم و یکقسم عمارت تاریخی « این » بکلی تباه شد . کروو از ورهای مذکور کلوله بازی کرده به جانب شمال مشرق غایب کشتند رپورت هلاك شدن به نفر گرده میشود .\nتلگراف « هارت پول » خبر میدهد که در نجا از کلوله باری بسیار نقصان شديد رسيده يك كلوله بر مخزن « کیس » اصابت نمود که از ان کیس شعله زن گشته است عدد کرو و از ورهای جرمن مابین دو و شش تخمین شده که تا به ۲۵ دقیقه نمایان بودند.\nسکار بار و . : يك شخصيكه كيفيت لوله باری را به چشم خود دیده بیان میکنند که در چوک متصل ایستگاه ريل عمارات متعدد افتادند ظاهر دشمن پر استاسیون تلگراف بیسیم نیز حمله کرد فوج و توپخانه هر دو آماده و سپاهیان پیاده در خندقها بودند با وجود آن من اندازه صحیح نقصان جان را نمیتوانم ولی دو نفر زخمی دیدم که بر جاریانی ها برداشته میبردند .\nمحكمة اخبارات از جنگ مظهرست که چند کرو وا زور جر من که بر ساحل «بارک شایر» مظاهره کردند در دوران این مظاهره بر «هارت پول» و «وتهی» و «سکار بروه» کلوله باری کردند برای مظاهره و گلوله باری، جهازهای بهترین جرمنی مامور کرده شده بودند و تا یک ساعت بر ساحل دوام ورزیدند و بمجردی که جهازهای گرمه انگلیزی را بر وجود این کرو و ازورها علا آمد دفعهً بسوی آنها عزیمت کردند ولی جهازهای جرمنی بکمال سرعت در دمه کثیف فرو رفته غایب گشتند.\n\nمحکمه مجربه این مظاهره بحری هیچ اهمیت حربی را نداده است .\nامشب معلوم شد که از کلوله باری نقصان بسیار رسیده و خصوص، سكاربار و متحمل تلفات کثیر گردیده است . در بندر گاه های « سکار بارو » و « ویتهی » بعضى ملكي ها هلاك وزايد از صد نفر مجروح کشتند. خبر رسمی ظاهر میکنند که در «هارت پول» ۷- یا ۸ مقتول و ١٤ مجروح و ۲۲ شهری مقتول و ۵۰ مجروح کشته اند . [ باقی خیر خیریت ] .\n\nسیاره\n( اثر جرمنتها در چین)\nدر یکین و با تخت چین، جرمنها برای اشاعت دادن افواه غلط بر خلاف برطانیه بسیار کوشش کرده اند. چنانچه این مساعی شان مثمر نیز کردیده اند. و یکدلیل کامیایی شان آنست که مدیر انكليز اخبار، يكين غزيت ، مستر جارج وو دهيد تجرم مخالفت جرمنها از عهده اش علیحده کرده شده است . و حالا میخواهند که مدیر اخبار « یکین دیلی نیوز » که (بزبان چینی طبع میشود) را نیز بر طرف گردانند زیرا او هم بر خلاف جرمنها و تائید انکلیسها مقاله ها میدهد .\n\nتاثير جنگ بر امپراطور جرمن)\nمستره ديليوايم دك دورت ، از کوین هیمن از قرار ذیل اطلاع میدهد که : از آغاز حرب تابه حال امپراطور تنها یکدفعه آنهم در اثنای مراجع از میدان رزمگاه مشرقی به « برلین » آمده بود و در اقامتگاه عادتی خود توقف نورزیده بانکه در يك محل خورد قیام خود ر امناسب پنداشت. مجلسرای شاهانه بند شده و بر دروازه آن بهره نیز مزین نیست پردهای عمارت شاهی گردالو دو سرنکون و غرفه ها محتاج جارو بند بر چهره اش وضعیت سپاهیانه استیلا نموده موهایش سفید سیمایش را پیش از عادت بیری گرفته است . از استقبال بسیار پرجوش و خروشیکه در سال از طرف اهالی برلین بتقریب تشریف آوریش اجرا شد چنان معلوم میشود که امپراطور تا به حال در رعایای خود بس محبوب القلوب است. درین وقتها بذریعه یک پادری در میدان رزمگاه به سپاهیان خود این پیغام را فرستاده است از طرف من بآن همراهان بهادر من که بر مجاز جنك داد مردانگی و شجاعت داده اند سلام برسانید و به ایشان بگوئید که به ذات خدا وندی تو کل کنید که او تعالی به بسیار زودی شما را مظفر و منصور خواهد ساخت ! . . .\n\nدر چاپ خانهٔ حروفی دارالسلطنهٔ کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محمود محور یافته\nمحمود طرزی\n*********************"}
{"book": "adl0616", "page": 986, "text": "اعلا\n\nسیاحت پر دو را دور کره زمین\nچقدر فایده ها و شیرینیها دارد ! على الخصوص که آن سیاحت با آن بزرگی و وسعت به هشتاد روز اجرا شود : آرزو کننده گان این سیاحت خارق العاده هرگاه رای خریداری کتاب (سیاحت پر دو را دور کره زمین) بهشتاد روز چقدره روپیه کابلی يك مبلغ کمکی را صرف نمایند. این سیاحت را کوبا ( فلياس فوق ) سياح و رفقایش یکجا اجرا کرده خواهند بود ! محل خریداری این کتاب دکان ( ملا غلام محمد ) تاجر كتب متصل مدرسه شاهی میباشد. و در نفس مطبعه عنایت که در ده افغانان است از نزد عبد الرؤف سر مرتب نیز خریداری میتوانند . مؤلف این کتاب ( ژول ورن ) فرانسوی است که در نوشتن ناولهای فنی مشهور آفاقت . از فرانسوی به ترکی و از ترکی بفارسی ترجمه شده است. کتاب مذکور تنها ناول فنی بلکه در ناول فن جغرافیا و جغرافیای ریاضی را نیز بطرز افسانه نشان میدهد. در ( مطبعه عنایت ) که از مؤسسات شهزاده جوانبخت معظم دولت عليه افغانستان جناب عالی (معين السلطنة سردار عنایت الله خان) است بزیور طبع آراسته شده است. این کتاب نایاب را زود بدست آرید و فرصت را فوت مکنید که نسخهای آن زود تمام خواهد شد و افسوس فائده نخواهد بخشید .\n\nاعلان\n\nاز هر دهن سخنی\nو از هر چمن سمنی\n\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده میرسانیم ، و ترغیب میدهیم که ازین گنجینه پر از جواهر آبدار ، و ازین گلزار پر از ازهار يكيك نسخه بدست آورده از هر دهن سخنی بشنوند . و از هر چمنی سمنی بچینند .\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراست گردد . قیمت ۲ روپیه\nمطبعه عنایت\n\nاعلان\n\nسياحت در جو هوا\n\nيك ناول فنی بسيار عجیب و غریبیست که در مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته شده و سومین کتاب ( کتیبخانه مطبعه عنایت ) را تشکیل داده اینهم از تألیفات ( ژول ورن ) فرانسویست که در فن ناول نویسی فنی شهره آفاق است از زبان ترکی بفارسی ترجمه شده است قیمت (۲) روپیه کابلی بفروش میرسد .\n\nاین هرسه کتاب در دکان باز محمد در بازار ارك و در دکان ملا غلام محمد در جوار مدرسه شاهی هريك بقيمت دو دو روپیه کابلی بفروش میرسد . کتابهای مذکور در نفس مطبعه عنایت واقع ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب مطبعه موصوفه نیز خریداری میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 987, "text": "اعلان\n\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم\nهرقدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حیث خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nروضة العلم\n( از آثار مطبوعهٔ جدیدهٔ مطبعهٔ عنایت )\nاین کتاب اخلاقی ، دینی ، ادبی ، يك اثریست که از احادیث شریفه و فقرات مفیدهٔ اخلاقیه مانند يك گنجینهٔ جواهری میباشد و درینروزها زینت بخش عالم مطبوعات گردیده است در نفس مطبعهٔ عنایت از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و در بازار ارک از دکان باز محمد کتاب فروش و از دکان ملا غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسهٔ شاهی بقیمت دو روپیه کابلی هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nمصور\n۲۰۰۰۰ فرسخ،\nسیاحت در زیر بحر\nدر حالیکه دو کره در زیر بحر فرو رفتن موجب هلاك شود. آیا بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر آن چنان ممکن خواهد شد؟ هر گاه درین باب شبهه دارید در خصوص بدست آوردن کتاب (۲۰۰۰۰ فرسخ سیاحت در زیر بحر) سهل انگاری نکرده قیمت و چهار روپیه کابلی از ده افغانان از نفس مطبعهٔ عنایت، یا از دکان باز محمد از بازار ارک، یا از دکان غلام محمد از بازار متصل مدرسهٔ شاهی زودی خریداری کنید. و بخوبی بخوانید، و تصاویر آنرا بدقت تماشا کنید تا بر شما فناً عقلاً ثابت شود که سیاحت در زیر دریاهای شور چهرو را ممکن، یا غیر ممکن است"}
{"book": "adl0616", "page": 988, "text": "شماره ٩\nسال چهارم\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nفهرست مندرجات\n\nصنائع - بدایع { الكتريك كارخانه برقى جبل السراج - تشریف فرمائی ذات اعلیحضرت همایون بجبل السراج رسم افتتاح - عودت همایونی ...\nحوادث داخليه { از محکمه واقعه نگاران — واقعه نكار قندهار — واقعه نکار پشت رود ...\nادبیات ( كلام غلام حيدر مذهب تخلص —\nسیاحت ( از کابل تاقندهار —\nعلوم و فنون { معلومات — در خصوص فحم — وداء الفحم —\nتاریخچه لهستان بنام دیگر - پولیند — ()\nحوادث خارجيه { اجمال احوال — خبرهاي جنك — جنك ده لشكر — واقعه عجيبه — صدمه تمامت ایران — جنرال والهند وك — اداره سلطاني — اشاعت اراده سلطانی تحريك جرمن — انتظامات جدیده در بالفان — کلوله باری جهازهای جرمن وساحل الكلستان —\nتصاویر { به منظره از تشریف فرمائی ذات اعلیحضرت سراج الملة والدین برای ملاحظه کارخانه برقی جبل السراج - يك كروب جناب نائب الحکومه ترکستان سردار عبدالوهاب خان با ارباب مناصب ملكي وعسكري - قیافت مردمان بلوچستان —"}
{"book": "adl0616", "page": 989, "text": "از صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و مساعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات و ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنهٔ کابل علاوه بر ابقای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nرقم | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ | تا حال ساخته نشده | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ\nقیمت | ۷ روپیه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه | | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه | ٦ روپیه ۲۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ٣٥ پیسه کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها | (۳) تکمه های جرمی محراب و منبردار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٤٥ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | زین باف کتابی دوکره در باره زه باف يك اسپه دوکره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دوالپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه يك بار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٥ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٥ روپیه و ٣ پیسه\nرقم | قبضه رکینی کلیت نقره دوغانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو کاره رکابی\nقیمت | ٣ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ برمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | تیغ بری كمك دار | چرم باف مابین بست يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ١٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | کل جرین | گل نافرمان | گل برینه | کل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ۹ روپیه و ۳ پیسه\nقسم | شکوفة نارنج | کل یاسمن | کل لستون | جنیل\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شکوفة سیب | کل گلاب | کل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n⚜ المشتهر ⚜\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 990, "text": "صحیفه (۱)\nسال چهارم\nشماره (۹)\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة كابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکپایسی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشینخانهٔ دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ صفر سنه ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۲ جنوری\nتاریخ شمسی ۱۱ جدی ۱۲۹۳\n\n❊ صنایع پر بدایع ❊\n\nالکتريک = کارخانه برقی جبل السراج — اندر حضرت مأمون عجيل السراج — در افتتاح\n\nیکی از مخلوقات غرایب آیات ذات اقدس خلاق کائنات جل جلاله قوت خارقه نمای «الکتريک» است که آنرا به اصطلاح ملك عزيز ما «قوت برقی» ميگويند. الکتريک يکمادهٔ سيال فعاليست که ماهيت حقيقی آن را عقل و ذهن بشر هنوز کما حقه هو ادراك نتوانسته است. بلی ! بمليارها چيزهای خارقه نمای در ارض و سما، و عوالم سفلا و عليا موجود است که عقل قاصر بشر از ماهيت حقيقی آن نی، بلکه از موجود بودن آن نيز هنوز خبر ندارد. ماده پرستانی که تنها عقل و استدلال را پيروی کرده، و در هر چيزی ماده را فعال مطلق شناخته، و از آثار فعال لما يريدیٔ مالك الملكوت عظيم الشان چشم پوشی کرده اند - اگرچه باستدلالات عقليهٔ خود شان با يکدرجه بر حقايق اعراض اشياء علم آورده توانسته اند - ولی هيهات که آنهمه استدلالات تنها در عوارض بادر کل ماده بکنه ماهيت حقيقی آن يکقدم از قدم برداشته نتوانسته است.\n\nاين است که الکتريک نيز چنان يك سيالهٔ غرايب اساله ايست که از تأثيرات خارق العاده آن بسی چيزهای محير العقول پديدار گشته و ميگردد، و عالم مدنيت استفاده های عجيب و غريبی نيز از ان نموده و مينمايد. ولی باز هم ماهيت حقيق آن هنوز سراسر مجهول مانده، و مانند ماهيت حقيقی «ضياء» و «حرارت» طبيعيون را به پسی فرضيات و استدلالات در انداخته است. مثلا يك پارچهٔ كهربا، بايك پارچهٔ لاك، بايك پارچهٔ بلور وغيره را چون بر يك قماش پشمی بماليم و بر ريزهای کاغذ و خاشاك نزديك کنيم ميبينيم که آن ريزه های خس و خاشاك با پرزه های کاغذ بسرعت و شدت تمام بآن لاك باره يا كهربا يا بلور می چسبد. با آهن پاره امل مانندی که آنرا «آهن ربا» میگویم چون بسوزن يا پرزه های آهن نزديك سازيم می بينيم كه بيك قوت عجيبه آن سوزن يا پرزهٔ آهن به آن آهن ربا ميچسبد. آيا آن اجسام دست و پنجه پيدا کرد که آن چيزها را در ربود؟ آيا كهربا و آهن ربا مرغی شد که بمنقار خود آن چيزها را برچيد؟ نی. نی؟ اين همان قوت سيال جوال فعاليت که آنرا قوة الکتريکيه، يا رقيه، يا مقناطيسيه ميخوانند.\n\nاين قوت نه رنگ دارد، نه جسم دارد، نه بو دارد، نه وزن دارد که به آن چيزها ديده شود، يا شناخته شود يا بدست گرفته شود. حالانکه اين قوت در همه اجسام طبيعيهٔ صلب مايع، غاز موجود است، و تأثيرات خوارقه نمای آن بواسطه های ذلك و تماس و حرارت و معاملات کيميويه بحركت آمده ظاهر و هويدا ميگردد که باز هم سبب اصلی اين مسئله را هيچ کس نميداند که آيا اينواسطه ها بچه صورت موجب تحريك الکتريک ميشود و خود آن قوت نابود موجوده چه چيز است؟\n\nششصد سال پيش از ميلاد عيسی عليه السلام هيچ اثری ازين قوة بديعة الکتريکيه بساکنان کرهٔ زمين معلوم نبود اول بار کسيکه به اين قوت پی برد «ارسطاليس» نام حکيم يونان بود که از عقلای سبعهٔ حکمای يونان شمرده ميشد، و قبل از ميلاد عيسی عليه السلام به ٦٤٠ سال در «فنيکه» تولد يافته بود. و پيش از ميلاد به ٥٤٨ سال وفات يافته است. حکيم مشاراليه يك پارچه كهربائی داشت که يکروزی برای پاك کردن آن را از يك لكه که بران حاصل شده بود با پلاس پارهٔ پشمی که در بر داشت مالش داده بر زمين گذاشت. ديد که بعضی خس و خاشاك بسوی آن كهربا دويده با آن چسبيدن گرفت. ازين حال حيرت وراد ستاده"}
{"book": "adl0616", "page": 991, "text": "حیفه ۲ سال چهارم شماره ۹\n\nباز تجربه کرد. خواص جاذبه را در کهربا به تحقیق رسانید. ولی این تحقیقات حکیم مشارالیه همینقدر نتیجه بخشید که خواص جذب شدن، که در همین سنگ معدنی که آبراه کهربا میگونیم موجود است. و دیگر استفاده و کنج و کاوی در انباب بعمل نیامد وجه تسمیۀ ، الكتريك ، هم از هما توقت است. زیرا بعد از آنکه خواص ربودن ، که، در جسم معدنی مذکور کشف کردید. یوناتها نام آن معدنرا ، الکترون ، نهادند که عیناً معنی ، که ، و ، ربودن ، را در بر میگیرد رفته رفته لفظ الكترون را فرانسويها به الكتريك تبديل دادند که همین تلفظ ، الكتريك ، از طرف هر کس قبول شده زبانزد زبان فی همه جهان گردیده است. در سنه ١٥٦٥ میلادی ، ژیلبرت ، نام حکیم انگلیزی که داکتر ملكۀ مشهورۀ انگلستان ، اليزابت ، بود ، و در تشیعات فن و حکمت طبیعیه ، فرید عصر خود بود در بسیاری از مواد معدنیه و نیانیه مانند کو کرد ، لاك ، رچنه ، بلور و غیره نیز همان خواص جذبیه را که در کهربا موجود است کشف نمود. اما اول کسیکه با الكتريك عمليات اجرا و در برق هوا نيز خواص الكتريك را کشف و پیدا نموده است. فرانقلن ، نام حکیم امریکایی بوده است که به این کشف خود بر اختراع ، سپر صاعقه ، کامیاب آمده یک خدمت بزرگی در راه انسانیت نموده است. رفته رفته ارباب عاود که در خصوص این قوۀ غریبۀ الکتریک تجربه ها ، وتطبيقات کوناکونی اجرا نموده، و شب و روز در راه استفاده از ان و کشفیات اقسام آن از کوشش و کشش بازنه ایستادند که در نجا از اقسام کوناکون، و کیفیتهای بوقلمون آن بحث و بیان نمودن لزوم ندارد. بلکه تنها از بعض آثار بسیار نافع و سودمند آن که در عالم مدنیت بمیدان ظهور را آمده است و انسانها از ان استفاده های عظمی کرده اند بیان میدنم اول - یک اثر بسیار نافع آن ( تذکراف ) است که فایدۀ آن عام است. و خبرهای غرب و شرق تمام کرۀ زمین را از یکسر تابدیگر سر میرساند و همه عالم مدنیت فایده های عظیمی از ان بر میدارد. دوم - تلفون ) است که چنانچه تلگراف آلۀ رسانيدن اشارات مخابره میباشد، تلفون آلۀ مخابرۀ صوت و صد است که بواسطة الكثر يك عيناً آواز انسانرا تایجا های بسیار دور بکوش شنونده میرساند. چارم - و تلگراف زیر بحر است که بواسطة الكتريك خبرها را از زير بحر نقل داده بساکنان روی زمین میرساند. پنجم - « تلگراف بیسیم » که بواسطة الكتريك بدون سيم بذريعۀ اهتزازات ذرات اثيريه خبر رسانی میکند و از مهمترین و جدید ترین خوارق الكتريك ميباشد. ششم - « زنگها الکتریکی است که در عمارتهای خصوصی و عمومی خدمت خبر دادن را نجامی آرد. اینها که ذکر شد خدمتها نیست که در راه خبر رسانی عالم السانيت الكتريك بجا می آرد. حالا به بینیم که در راه طبابت و جراحی از الكتریك چه فایده ها گرفته میشود : - اولا این را بگویم که جریان الکتریکی برای بسیاری از بیماریها علی الخصوص برای امراض و اوجاع عصبیه فایده می بخشد که جهاز ها و آلات متعدده در انباب ساخته شده ، و در طبابت استعمال میشود . و برای داغ کردن و غیره نیز بعضی آلات طبية الكتريكية اختراع شده است که عالم طبابت برای حیات بشر خدمتهای عجیبی با آنها ابراز میکنند علی الخصوص شعاع ، رو نشکن ، چنان يك اثر خارق العادة الكتريك است كه عالم طبابت را يك شعشعۀ نورانيت جديدي بخشیده است. این آلۀ حارقه مما غیر از عالم طبابت در کشف حقایق بی اسپانیز خدمات بديعة الكتريك را هوید امیا زد. مقصد چون نوشتن جهات في این ماتر تمجیده و غریبه نیست تنها به تعداد اسامی بعضی از بدایع این مخلوق بديعة حضرت خالق بديع السموات والارض اكتف اور زیدیم. حتی از تأثیرات کیمپویه آن که آب ، هوا ، ضيا ، و بنی اجسام را تحلیل کرده عناصر اصلیه آنها را جدا جدا به انسان معلوم میکرداند، و از تأثیرات مقناطیسیه آن كه مانند « سپر صاعقه » وعلى الخصوص مانند ( قطب نما ) آنها را که بدون آن سیر و سفر دریاها و هواها ممکن نمیشد ، و از تاثیرات روشنی بخشی آن که عالمی را به انوار ضیا نثار چراغهای الکتریکی شعشعه بار ، و مانند « پروژه کشور » ها نورهای فوق العاده در خشا را بروی کار آورده. و مانند « رو نشکن » شما عالی که اجسام کثیفه را پاره کرده میگذرد و امثال آن مانند شماعات رادیو سکوپی ، و « رادیو گرافی » که خارقه های نجی نشان میدهند. و از تاثیرات حرارت آن که غیر از کرم کردن خانه ها بخار بها و دیکدانها مانند « داش مؤسسات » و دانشهای عظیم الحراره را که مؤسسان نام کیمیا کر فرانسوی بواسطۀ آن داش زلال سنگ را به الماس تحویل داده توانسته بود. و دیگر تاثیرات عجایب و غرايب اين قوۀ سياله بديعة الكتریك که از صد یکی از انرا بیان نکرده ایم بحث و بیان نمیرانیم. تنها از اهمیت و منفعت ماشینهای اندوکسیون - ایند بکشین ، بک قدری بحث و بیان میرانیم. تا در خصوص « ما شینخانۀ برقی جبل السراج » که بسايۀ ترقبوابة ذات اعليحضرت « سراج الملة والدین » بادشاه مقدس عدالت آئين ما تأسیس و بنیاد یافته تا یک درجه يك فکری حاصل کرده بتوانیم. ما شینهای اندوکسیون - با - ایندیکشین « از نقطۀ نظر تطبيقات ، مهمترین ماشینهای الكتريك شمرده میشود. تطبيقات عظيمة مدنية وصناعية الكتريكي ، همه کی بسایۀ همین ماشینها بمیدان برآمده است. چونکه این ماشینها به آسانی قوت الکتریک بسیاری حاصل میکنند و ان قوت را بهر جائيكه دل انسان نخواهد بواسطة سیم نقل داده استعمال کرده میتواند. در ماشینهای اندیکسیون جریان های الکتریکی بر دو قسم است. یکی متناوب « - یعنی نوبتی - و دیگری « متمادی » - یعنی"}
{"book": "adl0616", "page": 992, "text": "صفحه ۳ سال چهارم شماره ۹\n\nدایمی - . اول آن را ، مانیه تو ، . و دوم آنرا دنیامو ، نیز میگویند . این ما شينها چنانچه بواسطة حركت الكتريك حاصل میکنند همچنان بواسطة الكتريك حركت نيز حاصل میکنند که به این سبب بواسطه این ماشینها هر رقم ماشینها و آلات ها بکار انداخته میشود . مثلا بمجردیکه ماشینهای دنیامو ، و مایه تو یک جریان الكتريكي بگيرد بحرکت آمده هر انقدر آله ها و ماشینهایی را که به آن مربوط باشد بکار می اندازد . بنابرین ترام ریلها ، او قومومبیلها ، لوقوموتیفهای انجنهای ریلها . چرخهای هوائی موتر بوطیها ، اوسقور های زینها و او رو پلانها ، و آسانسورها یعنی جراثقالها ئیکه آدمها را از زیر بطبقه های بلند عمارتهای عالی بالا میکنند و همه نوع جرهای اثقالی که چیزهای بسیار سنگین را بالا کنند ، بادبزنهای جسیمی که والانهای بسیار بزرگ را هوا بدهد ، هر نوع پمپهای بسیار جسیمی که برای آب باشی بحرکت آید ، با ماشینهای زراعت مانند ماشین قولبه کشی ، ماشین درو ، ماشین خرمن کوبی و غیره ، برمه های بزرگ كان شكافي والحاصل هرگونه آلات و ماشینهایی که در خانه ها ، مغازه ها ، کارخانه ها ، معدنها ، فابريكها استعمال میشود . خواه كوچك باشد خواه بزرگ همه کی بواسطة ، محرکهای الكتريك ، بکار می افتند . جریانهایی که برای این ، محرکهای الكتريك ، بکار می افتد و جریانهایی که برای این محرکها لازم باشد . بوقت لزوم آن از آکوموتورها و یا از ديناموها و مانیه توها استحصال وسوق میشود . و این دینامو و مانیه توها بواسطة ماشینهای بخار یا ، توربین ، های آب دور میخورند .\n\nدر خصوص بکار انداختن ماشینها و آلات را با الكتريك خیلی آسانیها و خوبیها دیده میشود . زیرا برای بکار انداختن هريك ماشینی که انسان آرزو کنند در محرک آن سوق كردن يك جريان الکتریکی کافی دیده میشود . در فابریکها و ماشین خانهایی که با الكتريك بکار انداخته میشوند از تسمه های چرمی دور و دراز ، و زنجيرها و چرخهای دندانه دار ، و از صداهای کوشخراش ، و از تکانهای الم انگیزی که گاه گاهی از ان بظهور می انجامد هیچ اثری دیده نمیشود ، بلكه قوة محركه و وسائط نقليه و توزيعيه و تحويلية أن جملة باسيم اجرا میشود . نقل دادن قوه محرکه را به واسطه های الكتريكيه از يك جا بديكر جا هم بسیار آسانست ، و هم تا بسیار مسافه های دور رسانیدن آن ممکن است . زیرا برای آن بجز تنها دو ماشين « انديكسيون - الديكتين » ، و يك سيمی که از ان ماشین تا بجایی که لازم است کشیده شود بدیگر چیزی حاجت نیست . قوه محرکه که نقل دادن آن لازم است بواسطه يك ماشين اندیکسیون حاصل شده ، به تعبیر دیگر - قوة محركه بجريان الكتريكي تحویل یافته این جریانها بواسطة سيم تا بدیگر ماشین میرسد که در انجا باز جريان الكتريكي بقوة محركه تحویل میابد و به اینصورت قوة محركه از يك ماشين تا بدیگر ماشين بواسطه سیم نقل داده میشود که باین اصول نقل دادن قوه محرکه تا به دوصد بلکه سه صد کیلومتر مسافه ممکن میشود . بنابرین از جریانها و شلاله های آبهای روان که در جاهای بسیار دور هم باشند بکمال سهولت استفاده میشود .\n\nدر خصوص استفاده از قوه محرکه آبهای جاری و شلاله های قوی از بسیار وقتها سعی و کوشش میشد . اما نسبتی که این چنین شلاله ها و جریانها اکثر در میان کهسارها و جاهای تنها و صحرا موجود میشد راه استفاده از آن خیلی محدود ، و تنها بر آسیابانی منحصر مانده بود . از وقتیکه اختراعات الكتريكيه بمیدان برآمد . قوة محركه بجاهای دور نقل شدن گرفت که عالم مدنیت بسایه آن استفاده های عظیمه از شلاله ها و جریانهای آبهای روان حاصل نموده است روشنی اکثر شهرها ، و بکار انداختن اکثر کارخانه های ممالک متمدنه از سایه همین ماشینهای الكتریك كه بقوت آنها و شلاله ها بکار می افتد بروی کار آمده است . در وقت حاضر در اکثر احوال ماشینهای الکتریک ، بجای ماشینهای بخار قایم کردیده و جریانهای آنها و سقوط شلاله ها جای ، زغال سنگ ، را گرفته است که این مسئله در حيات عالم مدنيت يك تحول و تبدل عظیمی بروی کار آورده است .\n\nاین است که « کارخانه برقی جبل السراج » از بهر استحصال همین فواید و منافع تأسيس و بنیاد یافته است که اگر ملت صادقة افغانستان همه تن زبان کردند تشکر این لطف و عنایت اعلیحضرت پادشاه ترقی پرور مدنیت کستر خودشان را ادا کرده نمیتوانند . قوت الکتریکی که از کارخانه مذکور بعمل می آید تقریباً از قوت ششهزار اسب بیشتر تخمین شده است . برای بکار انداختن فابریکهای موجوده حاضره و تنويرات شهر ، با صرفيات وضایعاتی که از جبل السراج تا بكابل بعمل آید بیشتر از هزار اسب قوت بکار خواهد رفت که تقریباً چار هزار اسب قوت بدست میماند . ممکن است که اول به اول تمديد يك خط راه آهنی برای بکار انداختن يك ترام ریل برقی از جبل السراج تابکابل از حالا سر رشته و شروع شود . و چون انجنين يك واسطة نقليات بدست آيد بنیاد یافتن دیگر فابریکها در نفس جبل السراج خیلی سهولت پیدا می کند . زیرا اگر فابریکها در نفس جبل السراج ساخته شود ( مثلا بسبب كثرت پنبه که در انفس زمینه زراعت میشود فابریکهای قماشهای نخی ) قوت الکتریک هم ضایع نمیشود ، و هم شهر قلعة السراج را نیز یک رونق و آبادی زیادی حاصل میگردد .\n\nذات شوكتهات اعلیحضرت شهریار مکارم آثار ما اعلیحضرت ه سراج الملة والدين ، ادام الله دولته بالغزو التمكين در خصوص این مؤسسة مفيده شاهانه شان که اهمترین آثار عصر سعادت بار همایونی شان شمرده میشود سعی و اقدام و توجه تمامی مبذول میفرمایند . حتی در هفته گذشته موكب سعادت موهب اعليحضرت شاهانه بجبل السراج تشریف سعادت ردیف را ارزانی فرمود ، و کارهای آنجا را از نظر فیوضات مظهر شاهانه گذارش داده بعد از سه چهار روز واپس عودت فرمودند ."}
{"book": "adl0616", "page": 993, "text": "سال چهارم شماره ۹\n\nاز درگاه خلاق بيزوال کائنات تضرع و نياز میکنیم که عمر واقبال و شوكت و اجلال پادشاه مقدس نيکوئی آمال ما را تا سالهای بيشماری اريکه پيرای سلطنت سنيه اسلامية افغانيه بدارد تا بسايۀ ترقيا توانه همايونی شان اين ملك و ملت عاجز که از همه ساز و سامان ترقی و تمدن در گرداب حرمان مانده بعلم ، صنايع ، قوت ، ثروت اوج ترقی و اعتلا عروج کنند ، آمين بجاه سيد المرسلين .\n\nحوادث داخلية\n( از محکمه واقعه نکاران )\n\nاز دفتر ايشيك آقاسی صاحب ملكي\nواقعه نكار قندهار بعريضه مورخه غره ذي الحجة الحرام ارسالی خود معروض داشته که در ۱۵ ماه ذي قعدة الحرام قريب نماز خفتن بخانه ملا خير محمد نام قوم سين ساكن محال معروف آتش افتاده مال وغيره اسباب او را سوخته لاکن مدعی خود را می گويد که از علاقۀ غير ميباشد فقط\n\nاز دفتر ايشيك آقاي صاحب ملكي\nواقعه نكار پشت رود بخط مورخه ١٤ شهر حال ارسالی خود معروض داشته که فقره ماه مذکور باران شديد شده و از سرحدات هزاره جات سيلاب آمده جسر دريای هيرمند را بسرعت قدرتم گروه راه برده و در آنجا يك شبه آب بود کشتی ها در آنجا ايستاده شده غواص ها عقب کشتی ها رفته واپس آوردند و جسر مذکور بسته نشده مردمان عبور کننده از دريای مذکور بذريعه کشتی می گذرند و رنگ آب تغير پيدا کرده مردمان مذکور به آب چاه گذران خودها را می کنند - اگر آب سلاب مذکور در اسباب برسد رنگ گرفته مطلق نمی رود فقط\n\n( من و عرض دعای پادشاهی )\n( که دارد از عدالت دستگاهی )\n( بگردون عزت شمس خاور )\n( باوج آسمان عقل ماهی )\n( وجود او دعای خلق شاهد )\n( بلطفش حسن خلق او گواهی )\n( سراج ملت و دین است نامش )\n( همیشه ساغر عشرت بکامش )\n( زهی شاهنشهی با عقل و باقر )\n( مبادا از سرش کم تاج و افسر )\n( طفيل احمد و هر چار يارش )\n( ابابكر و عمر عثمان و حيدر )\n( سری کز خط فرمانش برآيد )\n( بخون و خاك گردد او برابر )\n( شهی چون او بخوبی کی نديده )\n( تو گوئی ايزدش کم آفريده )\n( گهی در فکر کار عسکری ها )\n( گهی اندر رعيت پروری ها )\n( چه می پرسی ز ملك و انتظامش )\n( چه می گوئی ز يوسف برتری ها )\n( زهی تدبير و رأی و فهم و دانش )\n( زهی شاه و عدالت گستری ها )\n( منور آفتاب عز و جاهش )\n( فلك باشد زمين دستگاهش )\n( شب و روز است در کار ترقی )\n( پی گرمی بازار ترقی )\n( زند در ملك دلها تخم صنعت )\n( که حاصل آورد بار ترقی )\n( چو خورشيدی که بيرون آيد از ابر )\n( منور گردد انوار ترقی )\n( ز تأسيساتش آدم در ميانه )\n( کنون بکشمه از چاپ خانه )\n( چه محفل عرصه گاه کامرانی )\n( مقام عيش و جای زندگانی )\n( چو صوت بلبلان بطرف گلش )\n( مرتبها ست گرم نکته خوانی )\n( به ترتيب خبرها موج تقرير )\n( نباشد کمتر از گوهر فشانی )\n( کلام هر يکی قند مکرر )\n( چو طوطی جامه های سبز در بر )\n\nادبيات\nکلام غلام حيدر مذنب تخلص\n\n(دگر مذنب حدیث از مو نگویم ) (کلام از نرگس جادو نگویم)\n(سخن از غنچۀ خوبان نرانم ) (تکلم از دهان او نگویم )\n(ز حرف زلف و خال و خط چه حاصل ) (بوصف عارض و ابرو نگویم )\n(ز بحث این و آنم دلتنگی بس ) (بکف کآهست نقد زندگی پس )"}
{"book": "adl0616", "page": 994, "text": "شماره ۹ سال چهارم\n\nسه منظره\n\nاز مناظر تشریف فرمائی ذات اعلیحضرت سراج الملة و الدين برای ملاحظه کار خانه قوت برقی واقع جبل السراج ٢٦٥ گروه از کابل طرف شمال واقع است و مهندسی ( مستر جویت ) کار آن شروع شده و هنوز تمام نکرده. اینکه انشاء الله تعالى تمام شد قوت مذکور بکارخانه های ماشين دار السلطنة كابل آورده خواهد شد و کار گرفته خواهد شد برای روشنی خود شهر کابل هم بکار می رود"}
{"book": "adl0616", "page": 995, "text": "سال چهارم شمارۀ ۸\n\n( نه تنها کار اخبار است آنجا ) ( هم شاعر به بحث از شعر رانم )\n( کتب هر گونه بسیار است آنجا ) ( نه میگویم چنینم یا چنانم )\n( ز صرف و ز تواریخ و مسکوکات ) ( ندارم من تمنای غزل را )\n( سخن رانی و از کار است آنجا ) ( سخن ور نیستم بیجا نخوانم )\n( همانش باغ صنعت میتوان گفت ) ( برین عرض دعا کو نیست اینجا )\n( کل معنی پایدار است آنجا ) ( بهر مضمون دهد دل بر زبانم )\n( ز هند و کابل و ز مصر و ایران ) ( الهی باد افزون عمرو بختش )\n( بخدمت هر یکه و فرمان ) ( بقای دولت و اعزاز و تختش )\n\nيك گروپ\nجناب مستطاب نائب الحكومة ترکستان سردار عبدالوهاب خان با ارباب مناصب ملکی و عسکری ولایت ترکستان"}
{"book": "adl0616", "page": 996, "text": "صفحه ۷\nسال چهارم\nشمارهٔ ۹\n\n﴿ سیاحت ﴾\nاز کابل — تا — قندهار\nمحررش : عبدالهادی\n‹ کام نخستین ›\n( فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين )\nيوم جمعه ۲۷ شوال المکرم ۱۳۳۲ هجری به (۳) بچه روز پس از ادای صلوة جمعه با جمعیت دوستان و عزیزان مشفق و معیت خیال ترك مولد و موطن به تبعیت آفتاب رو بمغرب نهاده تا به جای كه هذا محل فراق بيني وبينك از شانش پیدا بود رسیده آنجا برای اجرای يك امر رقت انگیز یعنی ‹ جدائی › توقف لازم گردید؟ نمیدانم احوال لحظه وداع ولعة فراق رایحه الفاظ تحرير و اضطرار دل دوستانرا چگونه تصویر نمایم الحقه از سنك تاله خير دوقت وداع یاران ‹ صد بنایی دل معانقه یاران جانی بر کردن گرفته و داع نمودم.\n\nآغاز\n\nبعد ازان پراسپ سوار شده و از یاران ثانياً بيك لفظ ‹ يامان خدا › و رخصت آخری گرفته رو براه و دل پر سفر نهادم.\nاز کابل تاقندهار سرك موثر موجود و نیاز است، مگر بعضی پلها و جاهای سرک که بسبب سیلهای مدهش افت رسیده است.\nما هم بر همين سرك رفتار داشتيم. من ذاتابك جدائی مولدم را حس کرده دلگیر می شدم زیرا هر کامی که میبرداشتم و هر قدمی که می نهادم از وطن مأنوس مایوس میشدم، قدری راه رفته قریب ‹ مهتاب باغ › که اسم آن مقصد تعمیرا نرا ( که سیر مهتاب است در انجا ) اشعار و اظهار می دارد و بر لب درك مذكور واقع است رسیدیم.\nدر نجا دیدن يك چيز برق آسا تاثیر الکتریکی در دلم پیدا نمود که چشم از دور بر موتر بشارت آور سعادت اثر اعلیحضرت رعیت پرور عدالت کستر همایونی افتاده دیده ام یافت نور سینه سروره بعد از چند ثانیه پدیدار ضیا نثار بشاشت بارش مشرف کردیدم و خوش شدم که سلامت ، سعادت ، فرحت، اقبال ، هم. الحمدلله پیش رو آمد.\nبنابرين نيك فالي باطمينان تمام و مسرت مالا کلام برهسپاری آغاز نمودم لحظه بلحظه قطعه و سیمه خصبه ‹ چاردهی › را که شاعران قدیم خیال به قطعه بهشت تشبیه میکنند . وجدید خیالان لوحهٔ بديعة طبيعيه اش میخوانند بعقب بهشتم .\nاین قطعه وادیی است دلکشا ، و سرزمینی است بهجت افزا، معموریت کابل ثمر اشجار و بار کشت زار اینجا است . خاکش زرخیز است . هوایش دلاویز و آبش بس مسرت انگیز ، چنانچه اعلیحضرت همایون برای سیرابی تشنگان زلال عاطفتش و آبیاری طبایع مستسقیان عطوفتش کوه ها را کنده راه ساخته بذریعه تلنها آب ‹ يقان › که مشهور به ‹ پغمان › و از جاهای معتنابهای همین جاردهی است و آب ان نهایت خوشگوار و باصفا و محصول برف های کوه های همین قطعه فرحت افزاست، برای دار السلطنه\n\nبا طنطنه کابل امروز اراده فرموده اند که عنقریب به تکمیل خواهد رسید.\nدر میان شهر مینو بهر کابل و ، چاردهی ، يك كوه باشکوه مسمی به شیر دروازه و دیگر کوه با تمکین آسمان سای و آسمانی ، مانند دیوار باغ واقع است راهی که میان دو کوه است دروازه غربی کابل شمرده میشود. و همین راه بسوی قندهار میرود . این راه که بصورت دره کوتاهی است آنرا « دروازه چیه » هم میگویند زیرا چون ازین بگذرند میدانی وسیع که دامن کوه آسمانی شمرده میشود محل (۱) میله چه است و بعد از ان « ده مزنگ » میباشد و بعد ازان زمین های مزروعه که پر دو لب سرك واقعند میباشد که همین سرک مرز است بجانب غربی رفته بقندهار منتهی میشود .\nرهسپاری امروزه ماسر امر در همین سرزمین « جار دهی » بود چون افتاب بخط زرین شماعی اعلان نمود که\nرسید عمر بآخر بیا که بنشینم )\nما هم برباط « قلعه قاضی » رسیده طرح اقامت افکندیم کویا بسته ساعت و ساعت (۹) برباط مذکور که فاصله « گروه » از شهر دارد رفتار اوسط اسپ های باردار رسیدیم.\n\n۲\nرباط\n\n( رباط ) عبارت از يك مرحمت بی نهایت و علامه رعیت و ترقی روری های اعلیحضرت ترقیخواه ملت پرور است . رباطها فواید بی شمار و منافع بسیاری در بردارند . امنیت راه و آسود کی مسافران، کثرت رفت و آمد دو شهر ترقی تجارت هر دو شهر و غیره و غیره همه مربوط بوجود رباط بر احتیاط میباشد هر مسافر بدرجه آرام میباشد که کویا خانه اوست .\nقدر این رباط ها را ا آن کی میداند که پیش ازینها مسافرتها کرده اند و تمام شب را مانند ستاره از ترس دزدان و سیم برف و بادان و مشقت برودت هوا نچشم باز گذشتانده است ، نیز برای پیدا کردن آب و نان و کاه وجو بمجرد بمنزل رسيدن بدهات آنجا رفته کاهی چیزی یافته و کاهی نیافته است ، پس این مشقت های کونا کون را که انسان فکر میکند خواهد دانست که حفاظت حیات ، مال ، وابسته رباط با برکات است و بس پیش از رباطها خطرهای سفر بسیار بود لهذا مردم کمتر به سفر میرفتند و کمتر از احوال يكديگر خبر میشدند و اگر بسالی قافله روانه شهری میشد بك اهميت بزرگی میداشت و بسیار مردم بود اغش می آمدند زیرا ظن غالب قتل وسرق مال او بود لهذا فراق ابديش وداعها میکردند و آن شخص هم مغرور میشود که ( منم ) که بسفر میروم\n\n(۱) این چیه نام میله های است که هر سال در چهار جمعه ماه حوت از طرف دولت و ملت افغان اجرا میشود برای تفرج و سیر است که عوض دلتنگی ها و فسرد کیهای زمستان و برف های کابل می باشد"}
{"book": "adl0616", "page": 997, "text": "۸ سال چهارم\n\nو هلاك را ديده بان حمله می نمایم ! و استقبال میکنم ! ازین بود که راه ناهموار خوف دزدان بسیار و شب در کهار میبود .\n\nاکنون از رعیت پروریهای پدر اشفق ارحم مهربان رعایا آنهمه خطرها کم کردیده راه معلوم ، شب در رباط ، آذوقه مهیا ، خوف دزدان معدومست لهذا رفت و آمد بسیار است چنانچه قافله که من همراه شان بودم قافله تجارتی بود ، که اشیای کابل را به قندهار می رسانیدند و اول اشیای قندهار را به کابل آورده بودند و فروخته بودند که حال یکبار هم چنین می آیند و میروند .\n\nالغرض تعمیر رباط بصورت قلعه های حربی ساخته شده است . تیرکشهای بسیار دارد و بر چهار کنج چهار برج بزرگ را مالک است درون آن بهر چار طرف متصل دیوار رباط خانهای مستحکم و پیش روی خانه برنده ها که در آنهم پوشیده است تعمیر شده است . در صحن رباط مسجد هم هست و همه جاهای ضروری را حاوی میباشد و يك سرای دیگر علیحده در میان همین قلعه بیکطرف برای ایستادن و بستن اسب ها و باقی بارگیرها ساخته شده است .\n\nاز طرف حکومت برای رباط ، سرایدار و امداد دوکاندارها مامورند و سررشته است که آنچه مسافران بدان احتیاج داشته باشند آنها در دکانهای خود داشته میباشند و با مسافران خرید و فروخت میکنند .\n\nدر دهان دروازه رباط اشتهار ها که شهرهای اعلیحضرت همایون روحنا فداه مزین است آویخته است که در ان بدین مضمون نوشته است « ما رباطها را با برخی رعایای صادقه خود ساختیم تا مشکلات بی امنی و بی خوراکی و غیره گرفتار نباشند و در افسر ایدار کدامدار و دکاندار مقرر کرده ایم . تا مسافران هر چه بخواهند از قسم روغن ، کاه ، جو ، گوشت ، مرغ ، حاضر باشد . و برای کدامدار هرماه نرخنامه داده میشود که از قرار همان نرخنامه ، با مسافران خرید و فروخت میکنند و دکاندارها مقرر کردیم که بهر قیمت که دکاندار و خریدار راضی شوند هر چیز خرید و فروخت شود . و سرایدار برای حفاظت سرای و مال مسافران مقرر شده است اگر مال مسافریکه درون سرای مسکن گرفته شب بگذراند کم و ضایع شد از سرایدار مذکور میگیرد و اگر درون سرای ندرآمد و مال او کم شد سرایدار با کسی دیگر تاوان ده آن نیست ، چون این نفری بی تنخواه باین ملازمت راضی نمی شدند لهذا تنخواه آنها را ازین درک مقرر کردیم که قافله ها و مسافران چون داخل سرای رباط شدند و شب گذشتاندند في هر يك پيسه ، في اسب ۳ پيسه في خر ۲ پيسه في شتر ٥ پيسه في گوسفند ۱ پيسه به سرایدار می دهند ، تا درینصورت مسافران بامان و مأمورین هم بکار خود مشغول و فرحان میباشند ،\n\nباقی دارد\n\n***\n\nشماره ۹\n\n[ILLUSTRATION: vignette with text \"علوم و فنون\"]\nعلوم و فنون\n\nمعلومات\n\nدر خصوص قحم ، وداء الفحم\nاینسخن بر همه کس معلوم است که در وقت سوزانیدن ( زغال ) يك رائحة كريهة بس شدیدی باطراف الحدود انتشار مییابد که خارج تحمل انسانیست .\n\nاسباب این رایحه کریمه را نیز ارباب فن ( کیمیای جدید ) عبارت از بعضی بخارات معفنه ، و گیس های مهلکه میدانند که زغالها آن بخارها و غازها را حاوی میباشند .\n\nبواسطة این گیس مهلکهٔ زغال پاشده است که در موسم زمستان بعضی کسانیکه در خانهای سنگ بست بی منفذ اقامت داشته اند از عدم دقت و اعتنا به ترك دغدغه حيات گفته راهی بادیهٔ عدم گشته اند . مرضیکه از گیس های زغال مر انسان را عارض میشود به داء الفحم میگویند که در لسان عوام ( زغالی شده ) تعبیرش میکنند .\n\nگیس های مهلکه که از زغال حاصل میشود بر دو نوع است که در اصطلاح ارباب فن یکی را ( حامض قاربون ) و دیگریرا ( حمض قاربون ) مینامند و ایندو گیس از برای تنفس غیر صالح و برای سبب وقوع احتراق و اشتعال بنها بتدرجه مانع میباشد . و فرق و مباينتيکه در میان شدت ایندو گیس موجود است نیز بر ارباب فن ظاهر و عیان است .\n\nاز گیس های مذکور (حمض قارون) آنچنان يك سم شديد التأثير يست که اگر در صد جزء هوا چهار جزء ازین گیس موجود شود همان لحظه بادی انقطاع تنفس می گردد .\n\nو کسانیکه بمرض داء الفحم یعنی زغالی شدن گرفتار آمده مسموماً وفات میباشند پيش از انکه گیس حمض قاربون، هوای خانه را استیلا نموده بادی انقطاع تنفس ، و موجب انقطاع رشته حیاتش میگردد . پس در خصوص این سیه روی به روزگار که زغالش میخوانیم به نهایت درجه دقت و اعتنا لازم است که قبل از اینکه پخته نشود و سرخ نگردد منقال آتش را در خانه داخل نکنند . عوارض و امارات مسموم شدگان زغال از قرار ذیل میباشد :\n\nاولا يك دردسر بسیار شدیدی حاصل میشود . و رفته رفته تضييق شقيقه ها ، و دوران سر ، و سخت شدن ، و صدا کردن گوشها با آن منظم میگردد . و بعد ازان بر وجود انسان رخاوت و بیهوشی عارض شده قی کردن نیز ظهور میکند . و رفته رفته تضییق تنفس ، و ضربان قلب شدت میکند . ولی بعد از کمی ضربان"}
{"book": "adl0616", "page": 998, "text": "سياره ۹\n\nقلب کمتر شده قوای عقلیه انسان سراسر زائل میشود. پس چون در نیزمان یک دردسر بسیار بیطاقی بر من عارض شد، چشمانم از\nیکچندی این عوارض و امارات دوام نماید بر مرد مسموم يك اشك مملو گردید وجودم را نیز من بد حالتی بسیار عجیبی استیلا نمود.\nخواب سنگین بخبری و بیهوشی افتاده بعد از چند ساعت انقطاع تيضم نيز بسرعت و شدت تمامی در طیش افتاد .\nتنفس، و اکمال رشته حیاتش بعمل میآید که اینچنین موت از نتایج چهل دقیقه از ساعت ده گذشته بود که شمع منطقی گردید .\nآثار سمیه حمض قاربونست .\n\nدر خصوص تاثیر سمية حمض قاربون اين يك مثال بس بدرجه از هم پاره پاره شدن در پرش افتاد . بعده در دلم يك شورش\nغربی را حکایه میکنیم : که\nو خفقانی پیدا شده الرقی زدن ظهور نموده معده ام را نیز مرتبه\nدرسته ١٨٤٣ میلادی در شهریار پس یکی از جوانان فابریقه چی که اصلا طاقت نشود يك آلام و اوجاع مدهشه استیلا نمود. نبضم\nیعنی صاحب کارخانه - که ( ده آل ) نام داشت جميع ثروت در هر دقیقه نجا مرتبه برش میزد .\nو سامان سرمایه خودش را بهوای تزئید روت ، و توسیع شهرت ده دقیقه برای ساعت یازده باقی بود که علامات خفه شدن و نفس\nبريك فابريقه بسیار جسیمی صرف و تلف نمود. تا آنکه از جميع ما بملکش گیری ظاهر شد. و در افکارم خیلی عجیب و غریب خیالاتی پیدا\nلك حبه باقى نماند ، ولی مرام و مقصدی که در ذهن خویش تصور کردید و در شعورم نیز شورش و اختلال کلی طاری کردند . در\nنموده بود بالعكس نتیجه بخشید . یعنی بجز ضرر و خسارت دیگر اتحالت بدشواری نام و اضطراب مالا کلا می تنفس میکنم . بانحال\nهیچ نمره و نگرفت .\nو اضطراب چون يك كمي تحمل نمودم در خود علامات جنون و امارات\nلا يعقلى حس کردم .\n\nبناء علیه چنانچه در مردم اوروبا عمل شنیع انتحار یعنی قتل در ساعت یازده در دست و قاسم طاقت نوشتن سرنوشتم نمانده\nنفس خیلی سهل شمرده میشود ده ال نیز محالت فقر وضر ورت لامیه ام نیز خاموش گردید . اینست که شعله شمع حیاتم نیز بدرجه\nطاقت نیاورده اتحارینی قتل نفس خویشتن را با خود مصمم نمود. منطقی شدن واصل گردیده است .\nاما این اتجار خویشتن را بدود زغال یعنی حمض قاربون اجرا نموده از ساعت یازده ده دقیقه گذشته که ..\nاست ، و حالات نزعيكه از تاثرات سمية حامض قاربون در هرده\nدقیقه بر او وارد میشد تا وقتیکه دست و قلمش کار میکرد یکان یکان\nتحریر و تجربه کرده است .\n\n.......\n§\nاینست که ده آل متجر احوال فلاکت اشتمال خودش را که\nانمشکه ما نیز آن تجربه های محرره دمال را در تجارجمه میکنیم از تاثیرات حامض قاربون رو وارد آمده بود تاند محل چنانچه\nده آل مذبور تجربه های تاثیر حمض قار بو را که بر قتل نفس مسطور است نکاشته است. و بعد از این قلمش که ترجمان احوال\nخویش اجرا نموده چنین مینکارد :\nاوست از کار افتاده و بعضی خطوط و حروفی که هیچ خوانده\nنشود کشیده و در پیش کرسی که بران نشسته بوده است افتاده\nو تسلیم روح کرده است .\n\n[فاعتبروا يا اولو الابصار]\n\nانها\n\nسال چهارم\n\nای اخوان ! من یکی از کار خانه والاهای شهر پاریس ده ال\nنام شخصی ام که از مصائب این سپهر بوقلمون بجان آمده بقطع\nرشته جان شیرین خویش قیام نموده ام. ولی با وجود آن باز هم\nخواستم که یک خدمت کو چکی در راه منفعت جمعيات طبيه بعد\nاز من بماند. و آن خدمت نیز تجربه تاثيرات سميه حمض قار بون\nاست که بر نفس خویش از قرار آن اجرا کرده ام . و این غم خانه\nعالم فانيرا بكمال يأس و حسرت ترك نموده رفتم .\n\n§\nاولا اوطاق نشیمنگاهم را از هر طرف خیلی مضبوط نموده\nهیچ يك منفذی از براى ادخال هوا و اخراج دخان نگذاشتم . وبر\nسرميزيك لاميه بايك شمعدان ، و قا و دوات خودم را نهاده آداب\nدینیه خودم را نزیك حالت بسیار سوزناکی اجرا نمودم ، و بعده\nزغالها خام برد و دیرا که از پیش برای این عمل آماده نموده بودم\nدر متقال کبیری بر تختم و بساعت ده زغالهای مذکوره را آتش زدم\nزنالها بدشواری تمام ابتدا بسوختن کردند .\nدر ساعت ده و نیم تبضم از حالت طبیعی خویش قدری کمتر در\nپرش بود. در تحالت یکدود بسیار کثیفی نیز درون خانه ام را\nاستيلا نمود و شمعيكه بر سر میز بود قوت سوختنش خیلی کم کردید\n\nتاريخيه\n\nالهستان - بنام دیگر - پولیند\n[مصائب قوم عند قوم فوائد]\n\nمال این مصرع برجسته مافوق عربی که و مصیبتهای بعضی\nقومها در نزد بعضی قومها موجب فایده ها میشود ، درین محاربه\nحاضره بحال مردمان قطعه ، لهستان، که آرا در اخبارها ، پولینده\nمینویسند بسیار موافق و مطابق آمده است . چون که تقریباً بعد\nاز دوصد ساله اسارت ها و مصیبتهای کونا کونی که از روسها دیده\nو کشیده بودند، در آغاز حرب که طوبهای جنگ بفرش آمد\nآواز بشارت آزادی را بکوش آنها رسانید.\nاول که اردوی اوستریا و المان از خاک لهستان که حصه خود\nشان بود میگذشت. بیان نامه های بشارت آورانه آزادی تها را"}
{"book": "adl0616", "page": 999, "text": "شماره ۹\n\nقرار داد اجرا نمیشد. و اراده نبود قرار دادهایی که به اتفاق آرای خانها و اصیلز ادها داده میشد اجرا میکردید، و آنهم بيك صورتی اجرا میشد که اگر یکی از خانها و اصیلز ادم ها به آن قرار داد مخالفت میکرد آن بادشاه هم از طرف خانها و اصیلزاد ها انتخاب میشد که اینهم برای پیشرفت مقاصد حر صبر روانه حکومتهای همسایه اش یک میدان و اسمی تشکیل میداد. در هنگام انتخاب پادشاه انتریکهای رقم رقم و فسادهای عجیب و غریب برپا میشد. در آن هنگامه ها ملکه فاترينا يك قسمی از اصیلزاده ها را قوت پیسه و رشوت بدست میآورد. و آن رشوت گیرنده ها در میان مردمان منازعه ها، و منا نشه ها، حتى قتل وقتالها برمی انگیختند. این است که درین هنگامه ها ملكه، قارینا، فرصت جسته به بهانه اینکه بر فرانس حمله میبرد بقدره و سه هزار قزاق و ده هزار عسکر روس را به لهستان در آورد. لکن باز هم لهستانیها را سراسر در زیر اداره خود آورده نتوانست.\n\nبعد از آنکه زار الکساندر بر تخت حکومت روس را مد با وجودیکه درسته ۱۷۹۲ بابک اردوی جمیعی که يقدر يك لك لشكر بود لهستانرا از یکسر تا بدیگر من یغما نمود باز هم مجبور شد که لهستا را بك حكومت مستقلى بشناسد، ونها عنوان قرال زرك الستار ا بر خود بگذارد که به اینصورت اول ضربة برحيله اسارت را برانها حواله نمود. در انوقت لهستان نظام و مؤسات خود را محافظ میکرد. در مکتبهای شان بلسان خود شان تدریس میشد. مأمورها امها از خود لهستان میبود. اما در، وارشاو. با تخت لهستان بك وكيل خود زار روس بنام، معاون قرال. می نشست.\n\nدرسته ۱۸۱۵ یک مجلس ماتی بازشد. زار الکساندر دران مجلس به این سخنان ذیل اهالی لهستانرا خطاب نمود: و این مجلس برای این جمع آمده است که احکام مرا تدقیق و اجرا بکنند.. از اینسخن معلوم میشد که زار بالفعل به محو نمودن استقلال لهستان کمر همت را بسته بود. چنانچه بعد از کمی مطبوعات - یعنی اخبارها وكتابها وتأليفات الهستان در زیر، سانسور. - یعنی عدم آزادی شدیدی نابع گرفته شده هیچ بك كلمه که مخالف استبداد روی و موافق آزادی لهستان باشد طبع و نشر نمیشد. تحكم وأغلب مستبده روس در هر هر طرف لهستان ظاهر و علانیه شده میرفت که این مسئله افکار حریت پروزهای ملت لهستا را رفته رفته بيك جوش و خروش بلیغی در آورد، چنانچه در سنه ۱۸۱۵ حریت پرورهای ملت یک عصبانی ترتیب کرده عالی اختلال را برای آزادی خود برافراشتند. زار روس مقابل این اختلال آنقدر شدت و جیر نشانداد که در یک مدت کمی غیر از ان که عصبان و اختلال را بر طرف نمود استبداد و ظلم را نیز به اشد ترین صورتها جاری و قایم ساخت.\n\nصحیفه ۱۰ سال چهاره\n\nنشر نمودند که روسها نیز مجبور کشت همچنان بیاننامه آزادی نوید نشر کردند. لهذا مناسب دیدیم که بر قارئین کرام خود در باب مصیبتهای لهستان که از زمان گرفتار شدن آن به نجه روس بران وارد آمده بعضی معلومات تاریخیه عرض کنیم: لهستان، در اول يك مملکت آزاد و حکومت مستقلی بود که حکومت روس از سنه ۱۷۰۰ میلادی برای محو نمودن آزادی و استقلال و استیلای ملک و مال آن چشم حرص و طمع دوخته منتظر فرصت میبود. پترکبیر برای استیلای لهستان خیلی خواهشگر بود. لمسان يك قطعه بود که عبارت از زمینها و داما نهای صاف و همواری بود. و به این سبب مدافعه آن از دست استیلای دشمن خیلی مشکل مینمود. زیرا در داخل مملکت چنان کوههای بزرگ و نهر های جسیمی که اس الحركات شده بتواند موجود نبود. بعد از انکه پرارد وی حکومت سویدن را در پیشگاه و بولتا وا مغلوب ساخت برین بك قانع شد که حالا هنگام تقسیم لهستان در رسید. از اثر و بکار و مقصد خود آغاز نهاد. اولا زر كان و بعضی سرداران لهستان را که بسیار وقتها در ملک روس بنام مهمان و بابناء كرين نمک خوار روس شده بودند. و زبان و عادات روسها را خوب آموخته يك صداقت و محبت قلبی محکو مت روسی بهمر سائیده بودند آنه شر و فساد خود ساخته به لهستان کسیل ساخت. آن خانتان ملت ووطن حقوق مقدسة وطنية خود شانرا فراموش کرده، و بوعده های مهربانی روس باور کرده ارزیر گاه آبهای فساد جاری کردند. وقو ماندانی اردوی لهستان را بدست آورده قوت از دورا که در اصل نابیت بکنیم لشکر بالغ میشد به هجده هزار تنزیل دادند. این حیله ها و رسید های ماهنشکا را به زرك زادگان لهستان که در باب ضعیف ساختن اردوی عسکری بکار میرفت تأثیرهای بسیار نا کواری نتیجه بخشید. در هر هر طرف ملك اختلا لها. و عصيانها ظهور آمدن گرفت. و چون عسکر کافی موجود نبود ه دره بيك، ها یعنی خانها و کلان شونده ها فرو نشاندن آتش اختلا لها را بعهده میگرفتند و در میان آنها هم رقابتها و همچشمها پیش آمده ملک در يك هرج و مرج مرعبی مانده بود و روس از غالها استفاده میکرد. درین اثنا پتروفات یافته بود. و در روسیه سر از نوعلامتهای ارتجاع بظهور رسیده بود و به این سبب حرکات استیلا جوبانه حکومت روس در البستان توقف پذیر کردیده بود. اما بعد از کمی روس به ملکه ( كار نيا ) انتقال یافت. این ملکه تحصیل و تعلیم مکملی یافته بود، و بمطالعه آثار فيلسوف مشهور، مونته سكيوه تهذیب افکار و روشن دماعی بسیاری برایش حاصل شده بود از ارو برای اعلای شان و شوکت دولت روس، وتوسيع ممالك يك شوق حرص پرورانه پسر داشت. درین هنگام لهستان در یک بحران تهلکه ناکی درآمده بود. حکومت مالک هیچگونه قوت"}
{"book": "adl0616", "page": 1000, "text": "صحیفه ۱۱\nسال چهارم\n\nدر سنه ۱۸۳۰ لهستانیها باز يك عصيان و اختلال بزرگی ترتیب دادند . زیرا طرز اداره حکومت روس بیچاره لهستانها را از زندگانی شان بیزار کرده بود . حریت پرورها بخون روسهای ظالم کشته شده بودند که در شوقت بر تخت حکمرانی روس نیکولای اول و حالی بود .\n\nدر سنة ١٨٢٥ يك جمعيت اختلالية دیگری بنام « سرخ ها » تشکیل یافته بود. و در سنه ۱۸۳۰ یک جمعیت دیگری بنام « سفيدها » با آن ملحق کردید . این جمعیت ها مجلس « دیمت » را تشکیل داده اعلان کردند که همه لهستان یعنی پولیند را از اسارت روسها باید وارهایم . کوتاه ترین راهها برای رسیدن منزل مقصود بجز جنك و جدال دگر چیزی نیست . . زار روس بمقابل این اعلان وطنپروران لهستان چنين يك بياننامه نشر کرد که : هر کس که مقابل دولت روس قیام بکنند جزای آن مرگ است . و در سنه ۱۸۳۱ مجلس دیمت بموجب مقاوله نامه که در کانکره « ویانه » در دولت اوستریا قرار یافته بود بیان کردند که : «استقلال لهستان از طرف دول معظمه در زیر کفالت گرفته شده است. لهذا از تمام دولتهای عادل معظمه استمداد میکنیم که ما را از پنجه اسارت روسها برهانند . » لاردة پالمرستون « انگلیز » به این ندای استمداد لهستانیهای بیجاره جواب داد که « هرگز استقلال لهستان را دولتهای معظمه تکفل نکرده اند . »\n\nاین جواب یأس آور دولت انگلیز لهستانیهای وطنپرور را اگرچه بگرداب ناامیدی غرقه نمود ولی باز هم از نشینات استقلال جویانه خود باز نیامدند . دولت روسی چون دانست که لهستان بیکس و بی جانی ماند . و كس بفریاد او نمیرسد سر از نو قوتهای عظیمه خود را به لهستان سوق نمود . لهستانیها در سنه ۱۸۳۱ پنج محاربهٔ بزرك ميدان با روسها نمودند که صفحات جگرخراش این محاربه ها با مناقب بسیار سوزناك وطنپرورانه معلومیباشد . اگرچه لهستانیها داد مردانکها و شجاعتها را در مدافعة ناموس ملت و وطن خود میدادند . ولی چه فایده که روسها دمبدم عساکر تازه دم به میدان محاربه می آوردند . و از هماگر لهستان آنچیزی که تلف میشد جبیرهٔ مافات آن محصول نمی آمد . تا آنکه شهر « وارشا » که پایتخت شان بود با گله های طوب روس با خاک یکسان کردید . و عساکر لهستان گریان گریان گریزان گردیده به خاک اوستریا پناه گزین گردیدند .\n\nزاره نیکولا ، در سنه ۱۸۳۵ در وارشاويك امر نامه صادر نموده استقلال لهستان الغو نمود . این امر نامه از قرار ذیل بود : « لهستان يك ولايتيست که تابع ایمپراطوری روس است . و لهستانیها بجز رعایای روس دیگر چیزی نیستند ، هر چه که روس است لهستانی هم همانست . اگر لهستانها پردعوی استقلالیت خود عناد بکنند بدبختی شان خواهد بود . بخوبی بدانند که اگر ادنايك فتنه و فسادی برپا کنند ، این قلعه و شهرهای لهستان را بر سر آنها خواهم غلطانید ، و وجود های شانرا در زیر سنگها و آوارهای آن محو و دفن خواهم نمود . . . .\n\nبعد از انکه حکومت روس ، استقلال و آزادی لهستانرا به اینصورت محو نمود ، بنای روان ساختن اهالی لهستانرا نهاد . مذهب كاتوليك لهستانرا در زیر تطبیق و فشار گرفت ، بدرجة که در کلیساهای شان زور و جبر آئین اورتودکسی که مذهب روس است داخل میکرد . کلیساها ناچار آئین اورتودوقسی را اعلان میکردند ، اما مردم لهستان این مذهب را بهیچصورت قبول نمیکردند که پاپاس ها و پادریهای روس بقوت و معاونت حکومت از شکنجه ها و عذابهای انکیزیسیونی براهالی بیچاره خود داری نمیکردند . تنها در باب مذهب نی ، بلکه عادات و زبان مانی لهستانیهای بیچاره را نیز به عادات و زبان روسی تبدیل دادن گرفتند . این اصولهای نا گوار ادارهٔ حکومت روس باز وطنپروران لهستانرا از زندگی بیزار ساخته سر از نوبنای عصیان و اختلال را نهادند . نوجوانهای بیدار مغزشان به اوروپا میرفتند ، و در انجاها در باب حمایت و معاونت استقلال و آزادی لهستان مداخله کردن دولتها را تحريك میکردند . و از یکطرف بصورت پنهانی سررشته های اختلال را ترتیب مینمودند . اما درینبار حال و موقع برای کامیابی لهستانیها هیچ موافق نبود . چونکه مأمورها و کاردارها همه کی روس پرست بودند . ارباب اختلال سرحدهای اوستریا را قرار گاه اتخاذ نموده و از انجا دسته ها و مفرزها تشکیل داده به لیستان میدر آمدند ، و با روسها رزم دو خورد نموده باز خاك اوستريا التجا میبردند . مركز جمعيت اختلال در وارشا و بود از انجا به پنهانی بیا تنامه ها نشر میشد ، و مردم را بحرکت میآوردند . تا آنکه دفعهٔ آتشی اختلال شعله ور گردیده خونریزی آغاز نمود ولی هزار افسوس که روسها باز بقوت بسیار افزون عسکری خود شان آتش اختلال را فرو نشاندند ، و درینبار جزاهای بسیار شدیدی برای وطنپروران لهستان ترتیب دادند . اکثر شانرا اعدام کردند و به سیبریانی و اخراج کردند ادارهٔ حکومت را از وارشا و به پترسبورغ نقل دادند ، و چون دانستند که سر منشاء این چیزها مکتبها و کلیساهای ملی لهستانست از اینرو مکتبهای شانرا در زیر تطبیق و فشار شدیدی آورده نیز زبان و تحصیل علوم روسی دیگر چیزها را برداشتند کلیساها را بند کردند . پادریها را نفی کردند . و قانون روسی شدن ، و رواج دادن مذهب اورتودوقسی را جبراً جاری نمودند . و تا بحال بر همین قوانین دوام میورزند . و همین پولیتیقه را تطبیق میکنند .\n\nاین است که جنك كنونی روس والمان و اوستریا در همین خانه شعله زن میباشد . پس قیاس باید کرد که لهستان و لهستانیها تا چه درجه طرفدار روس خواهند بود ! . . . .\n\n( انتها )"}
{"book": "adl0616", "page": 1001, "text": "صحیفه ۱۲\nسال چهارم\nشماره ٩\n\nسراج الاخبار\n\nاجمال احوال\nگفتنهای بسیاری است ، اما از گفتن چه سود ! ظاهر همین است که خونریزی در میان نوع بشر بکمال شدت دوام دارد ، هم در میان متمدن ترین عالم بشریت ! آن متمدنانی که خود شانرا ناظم نظام عالم ، معلم مدنیت بنی آدم قرار داده بودند : آن متمدنانی که خود شانرا واضع قانون صلح وصلاح عمومی ، وخمیرمایهٔ فوز وفلاح نوع بشری می پنداشتند ؛ آن متمدنانی که اوروپا را خانهٔ مدنیت و خودشانرا خانه نشین عین انسانیت دانسته و باقی عالم را بادیه گرد عوالم بدویت و وحشت میشناختند ؛ آن متمدنانی که خودشانرا مستحق حاکمیت ، ودیگر ارا مستوجب محکومیت میدانستند ! آن متمدنانی که خود شانرا بهمه معانی آن حق سیادت ، ودیگر ارا بهمه مفهوم آن حق اسارت می بخشیدند ؛ آن متمدنانی که خودشانرا من طرف العیسی مأمور اصلاح واعمار دنیا مقرر کرده بودند ! آن متمدنانی که آسیائیان را حشرات مضره مؤذیه نسبت داده خود شانرا برای پاک کردن دنیا را از وجود آنها انسانیتاً مأمور می پنداشتند ! آن متمدنانی که صنعت و معرفت بر ذروهٔ کمال عروج نموده عالمی را واله و حیران و اطفال سبق خوان خود ساخته بودند ؛ آن متمدنانی که بصنایع و اختراعات خود همهٔ عالم را خودشان محتاج ، و خودشانرا ولینعمت عالمیان شناختانده بودند ؛ آن متمدنانی که تنها به تسخیر هوا ، بحر ، بر ، را اکتفا نورزیده در صدد استیلای بعضی کرات دیگر عوالم نیز بلند پروازی را خیال داشتند ؛ این است که آن متمدنان درجه وحشیان مردم خوار و سباع خونخوار تنزل نموده اوروپا را به يك بخيره خوبی تحویل دادند ! در وقت حاضر ده دولت كوچك و بزرك بخورزی همدیگر کمر همت مدنیت را تنک و میان بسته اند . از یکطرف هفت دولت ، و از دیگر طرف سه دولت : روس ، انگلیز ، فرانس ، بلژيك ، صرب ، مانتینیکرو ، ژاپن یکطرف اند . المان ، اوستریا عثمانی بدیگر طرف اند .\n\nقیافت مردمان بلوچستان\n\nهیئت مجموعه قوای عسکریه این دولتهای محارب تقریباً به يك كرور لشكر مسلح معلم بالغ میشود . از جمههٔ دولتهای هفتگانه دو عدد آن مراد محو و مضمحل گردیده از صحیفهٔ هستی بدر شدند که آنهم بلژيك و صرب است بازيك را المان ، و دومی را اوستریا پامال ساخت . از مانتی نیکرو نیز هیچ آوازی شنیده نمیشود . غالبا به حالت نزع است . چیزیکه شایان تأسف است مداخلت عثمانی و ژاپن است در جنگ ، زیرا این دو دولت آسیا را نیز داخل این جنگ دهشت آهنگ نمود . حالانکه آسیا میبایست تماشا بین این هنگامه های اوروپا میبود . اما این جنگ از چنان جنگها نیست که آنرا « جنك جهان » میگویند . خیلی مشکلست که کسی ازین آتش خرمن خود را محافظه بتواند ! ... فعلاً هر پنج قطعهٔ روی زمین به جنگ اشتراک ورزیده است . قطعهٔ اوروپا معلوم است که مرکز جنگ شده است . قطعهٔ آسیا بسبب اشتراك عثمانی و ژاپن فعلاً داخل است . قطعهٔ افریقا به سببیکه در ترانسوال طغیان ظهور نموده ، و بر مصر جنگ برده شده ، و در مستملکه های دولتهای متحارب که در ان قطعه موجود است نایرهٔ جدال مشتعل میباشد آنهم فعلاً داخل حرب است . قطعهٔ اوسترالیا که اکثر آن مستملكهٔ انگلیز است ،"}
{"book": "adl0616", "page": 1002, "text": "صحيفه ١٣\nسال چهارم\nشماره ٩\n\nو از انجا برای محافظه مصر عسکر آورده شده است آنهم داخل مستملکه انکلتراست و عسا کر آنجا بمیدان حرب مشغول پیکار حرب شمرده میشود . آمدیم بر امریکا میباشد آنهم داخل حریت حالا نکه از خبرهای آخرین معلوم میگردد که دولت امریکا نیز درین اوقات برای تدارکات و حاضریهای جنگ با کمال نوانس میپردازد. که میداند که درین روزها صداهای تویهای آن دنیای جدید را مردمان دنیای قدیم اشنوند ....\n\nدولتهائیکه در وقت نوشتن این اعمال ما از حرب خارج افتاده اند ولحظه بلحظه اشتراك شان ملحوظ است از قرار ذیل میباشند - ایطالیا، رومانیا، بلغاریا ، یونان، اسپانیا، پرتکانه، سویدن ناروی، سویزرلند، هولاند، دانمرك ، که اینها در اوروبا میباشند . چین، ایران، افغانستان که اینها در آسیا هستند. ایطالیا در یکموقعی افتاده که خارج ماندن آن از جنگ يك امر بسیار دشواری معلوم میشود . علی الخصوص که از خبرهای آخرین معلوم میشود که سفرای خود را نیز از لندن و باريس طلب کرده است و اینهم يك مسئله معنیداری شمرده میشود ، رومانیا و بلغار را بیطرف مطلق شمردن خیلی دشوار است . زیرا توپ ، وافسر و دیگر معاونتهای که المان بعثمانی کرده و میکند بجز راه رومانيا وبلغار آیا دیگر از کدام راه خواهد بود ؟ یونان چون در ملك البانیا از بعضی حرکات خود داری نتوانسته است البته که به صرب هم چیزی وعده های معاونت به جا آورده توانسته است اسپانیا آرام است. ولی از بستوی ربودن کدام کلاه باقبا چیده که در پیش رویش افتاده هیچگاه از انتظار فارغ نیست ! پورتکال یکان باشکهای ر آمدن را از دایره بیطرفی نواخت ولی هنوز فعلا از پرده بیرون نه برامد. سویدن و ناروی دهن ماهی بالینه مانند خود را باز گرفته که باس که کدام پارچه از خرسهای سفید شمالی سه حلقش بشود سوزرلند بیطرف است ولی آنقدر نزديك به جنگ است كه كله های توپهای دول متحارب گاه گاهی کوشخراش راحت شان میشود هولاند را در این روزها اتحادیان به پروتستهای شدید مؤاخذه کرده اند زیرا بسیار دست آویزهای عدم بیطرفی را بر او ثابت کرده اند هیچ شبه نیست که اگر از بیطرفی اخراجش کردند دانمرك نیز ازان متاثر خواهد شد !\n\nاز سه دولت بیطرف آسیائی اولا، چین، بسبی که زایان سکتا، و را از المان بنام چین ضبط نمود و بعد از ضبط در وقت حاضر از تسلیم نمودن آنرا به چین اباور زيد شيشه آمالش بسنك برخورد . دولت امریکا نیز از بعضی پیشرفت مقاصد در آن سرزمینها چشم پوشی ندارد. زیرا ترقى فوق العاده زایان در اقصای شرق از احتمالات خطر برای کانال پاناما پدر نیست. از قرار اشاعت اخبار های هند ( ایران ) بیطرفی کامله خود را اعلان کرده است.\n\nولی بسببی که عثمانی و روس و انگلیز در قریب ترین حدات او جنگ میکنند بیطرفی دولت ایران خیلی خطر ناک دیده میشود محافظه کردن بیطرفی آنوقت میسر میشود که قوت بدست باشد. و اسحتكامات سرحدها بدرجة اكمل بود و اگر اینچنین نباشید. و یکنوای کلی عثمانی از راه آذر بایجان و ممالك قلقاس ، باقوای کلی روسی از راه ایران برانا طوله عثمانی ، یا از عثمانی از راه عراق عجم پر بلوچستان ، باز انگار از همان راه بر عراق عرب هجوم کند بچه چیز جلوگیری آنرا خواهد توانست و حتی در این روزها به ی اخبارهای هند يك تلگراف وزیر هند را که بو ایسرای هند کشیده شده است نشر کرده اند که گویا ترکها بر ( باد کوبه ) به گله باری دوام دارند پس ترکها به جز اینکه از راه ایران به باد کو به رسیده باشند دیگر کدام راهست ؟ افغانستان بیطرف است و هیچ خطره هم از اخلال بیطرفی خود ندارد . از دیراه میدان جنگ هم بسیار دور افتاده، روس و انگایز چون آش آشتی را پخته اند از سرحد های این دو سمت خود به کمال آسوده کی میباشند . اما اگر ایران به جنك اشتراك ورزد. با آنکه دولتهای جنگ آور ایران را جولا نگاه ترکتازی خود سازند. با آنکه بالفرض والتقدير دولت عليه عثمانیه از راه قفقاز بمرو، با از راه سواحل خلیج فارس به بلوچستان تقرب نمايد البته كاريكرنك ديگري خواهد گرفت که در آنوقت دایره جنك نا محدود افغانستان نزدیک خواهد شد .\n\nحالا می بینیم که این جنك عالمكير ، بالاکش جهان سوز روز بروز لحظه به لحظه دایره شعله افروزی خود را وسعت میدهد . و مانند يك پشه زاری كه از يك سمت آن آتش بگیرد دمیدم در هر هر طرف پیشه سرایت میکنند . افسوس که از هیچ طرف هیچ خاموش کننده این آتش هم پدیدار نیست ، نادیده شود که از پرده غیب چه بظهور میرسد .\n\n{ خبرهای جنگ }\n\n( از ذرایع و وسایط مختلفه خبرهای جنگ )\nاولا این را بگویم که ذرایع و وسایطی که خبرها را از ان گرفته میشود خیلی محدود مانده است. خبرهائیکه از راه هندستان میرسد عين فقرات، عین نغمات را مینوازند که آنهم عبارت از حمله های متوار و پسپاشدن متكاثر جرمنها، و قدر قدری ترقی کردنهای اتحاد بها میباشد. هر گاه همه آن پسپا شد نها را و ترقیهایی که از آنها حرب نوشته شده جمع نماییم جرم نها را باید از رزمگاه مغربی در اقصای شرق و از رز مکاه مشرقی به آن کنار بحر محیط اطلسی میدیدیم . اگرچه هر کسی بشنیدن موسیقی ما يلست اما اكرد ايما يك نغمه و يك مقام شنیده شود البته ملل می دهد ، و حکایت شیر و مصور بخاطر آمده هیچ اهمیتی بشنیده کیهای خود نمیدهد و به حقیقت امر هم هیچ یی نبرده احیاناً اگر کدام خبر راستی هم بشنود د آرا هم دو قس على ما سلف ، گفته هیچ باور کردن نمیخواهد . پس بهتر آن بود که خبرها صاف صاف و بدون سانسور نوشته میشد تا هر پسپاشدن و ترقی کردن را انسان باور میتوا است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1003, "text": "صحیفه ١٤ سال چهارم شماره ۹\n\nنقل از جريدة فريده حبل المتين كلكته\nجنك ده لشكر\nمهمترین نکات تاريخي اين جنك عالم سوز این است که از سه ماه باین طرف که مراجعه به تلگرافات روزانهٔ جنك شود جز مکررات هیچ دیده نخواهد شد و جز اینکه در میادین شرق وغرب المانيان حمله کرده مارد کردیم و ترقی نمودیم و یا دشمن نا کام شد و مجدد فلان نقطه را قبضه کردیم و یا به ذراع معدوده پیش قدم شدیم، چیز دیگر دیده نمیشود . در این جنگ بزرك كما هي جميع جنگهای سابقه اش باید گفت و زاید برسی میدان بزرگ، جنگ آراسته و چندين مليون لشکر همه روزه در زد و خوردند. این درجه استتار و تا این پایه اشاعات ضد و نقیض از نوادری است که قدرت انتظامیه دول متجار به را در استتار این واقعات تاریخی بخوبی ظاهر میدارد. مکرر نوشته ایم که تنها ما از استتار اخبارات جنگی شاکی نبوده بلکه روز نامه طمس لندن هم که تا امروز میدان دار جنگهای شرق و غرب بوده مکرر همین شکایتها را نموده است در پارلمان انگلستان هم این مطلب مطرح مذاکره آمده رئيس الوزراء مستر اسکویت جواب داد که ما حصه کوچکی بیش در این جنگ نداریم و نمی توانیم بر خلاف رفقای جنگی خود اخباری انتشار بدهیم و در حقیقت رشته عمده اخبارات جنگی قبضه شرکای ماست .\nما سابقا همچه تصور میکردیم که پس از ختم جنگ در تاریخ اخبارات حمیده را خواهيم ديد ولی حالا که تا اين درجه قدرت نمائی دول را در استتار واقعات ميادين جنگ ديده و از هر طرف بدون رووريا و خجالت اخبارات ضده فيض اشاعه می يابد معلوم ميشود که هر قوم و ملت در آينده هم تاريخ اين جنگ را عذاق خود خواهند نگاشت\nکذا\n\nواقعه عجيبه\nروز هشتم شهر جاری که روز دوشنبه بود واقعه عجيبه پديد آمد که خيلی حيرت انگيز و شگفت آور است - از صبح تا بعد از ظهر روز مذکور کلاغ زيادی با صداهای مهيبه در مسجد گوهر شاد جمع شده بالای گنبد مسجد برابر گنبد مطهر حضرت ثامن الائمه النجباء حجة الله الكبرى ( على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية والثناء) نشسته و از اطراف هم جمع می شدند . تا اينکه با وضعی غريب مثل اينکه خصمی قوی آنها را تعقيب کرده حرکت و مردم بالای بامها متعجبانه نگران بودند که آن کلاغها مجتمعاً بطرف ارك هجوم آورده بيرق قونسل خانهٔ دولت روس را که بانشان عقاب بود با منقارهای خود پاره پاره کرده بزمين ريختند در حالتيکه بيرق ايران و انگليس و ساير دول هم در همان نزديکی در اهتزاز بود و بکلی رخ به آن طرف نکردند اهالی ازين واقعه و از اين اقدام غريبه کلاغها مأسف شده و تأسفات خود را از اين حرکت اظهار\n\nمیداشتند اگرچه برای دفاع از آن حرکات اقدامات شد ولی اثرى نه بخشیده و سودمند واقع نگردید\n\nنقل از جریده فریده ارشاد طهران\n( صدمه به تمامیت ایران )\nقبل از اينكه جنك عثمانی و روس شروع شود و کوس مخاصمت بين اين دو دولت کوفته کرده مامورين روس در آذر بايجان برضد اتباع آلمان و اطريش که در اوروپا خصم او میباشند بانتريك و دسيسه کاری پرداخته و چنانکه شنيديم نسبت به قنسول آلمان از طرف يکی از اتباع روس سوء قصدی ابراز و کار ضدیت و خصومت آن نسبت به قنسول آلمان بجائی رسيد که مشاراليه برای صيانت و حفظ جان خود متوسل بامر يكاتبها شده و در پناه اقتدار آنها جان خود را محفوظ داشت .\nملت ايران که اخلاقا در مهمان نوازی و پذيرائی اجانب ساعی و جاهدند پر واضح است که از رؤيت اين احوال چقدر متأثر شده و تا چه اندازه بر آنها ديدن اين واقعات که جز به توحش و ظلم بچيز ديگرى تعبير نميشود ناگوار و دشوار است. اوليای دولت ايران که محفظ جان و مال ساکنين اين خاك را بعهده گرفته اند معلوم است که تا چه درجه از تماشای اين واقعات شرمسار و چه سعی ها کردند که شخص مرتکب را مورد سياست و مجازات قرار داده و برای عدم تکرار اين نوع واقعات در آتيه آنهائی را که از قاعده و ترتيب معموله خارج می شوند تنبيه و مجازات دهند\nمتاسفانه سعی و کوشش اوليای دولت که اقلا بايستی جلوگيری از نظاير اين واقعات می نمود منتج به نتيجه مطلوب نگرديده . و زور گوئی دوست شمالی ما بهيچوجه اعتنائی به کلمات محقانه و تمنيات مستمرانه اوليای امور ايران نموده و به عکس ترصد و انتظار هيئت دولت بعد از اينكه جنك عثمانی و روس هم شروع گرديد فورا مامورين نظامی روس در آذر بايجان برخلاف مقررات عالم در داخل خاك مملکت ايران درجه ظلم و تعدی را بالاتر برده و برای اجرای مقاصد خصمانه خودشان قنسولهای اطريش و عثمانی را بعنوان اسارت گرفته و به تفليس فرستاده اند و پس از آن باين مسئله هم اکتفا نموده موافق اطلاعاتی که تحصيل شد است نسبت باتباع اطريش و آلمان هر گونه زحمت و اذيتی را روا ميدارند .\nراستی بايد گفت که تمام آن اظهار ملاطفت های دولت روس که خود را دوست قديم ايران ميداند موردی نداشته کله آن بذل مساعدتها و همراهی فوق العاده ما نسبت بدولت روس بهدر رفته .\nکذا\nاز طرف سفارت کبرای عثمانی ابلاغ گرديده است"}
{"book": "adl0616", "page": 1004, "text": "سال چهارم\nزيارة 9\n\nروسی را چنان یک شکست درستی دادند که من حقيقة خورسند گشتم در افواج منهزم سه جیش عسکر های ، سایر های شرقی . در عقب نشستند و از سبیکه به بسیار بی ترتیبی فرار نمودند متحمل نقصان کثیر کشتند .\n\nسيس جرئیل بعضی سخنان اهم دیگر را نیز به نامه نگار بیان نمود که نامه شکار از اهمیت فوق العاده آنها احتراز ور زیده اظهار آنرا مناسب ندید . بعد آن نامه شکار مینویسد : که . جنرال هند تبرك مداح اوستر با بیان است نزد او می اوستر پانی مستقل المزاج واولو العزء وبابند عقیدت میباشد . بر کله باری توپخانه روسی بدرجة اعلی معترف است ولی میگوید که با آنکه روس ها خوب که بازی میکنند ولی مقدار کثیر کاله و بارود را نیز با آن تلف وضایع میسازند عسکر پیاده شان نیز خوبست مگر\n\n(رساله روسی بی ضعیف و کمزور است)\n\nبعد از ان که جنرال کمی دیر در تعریف عسکر های خود رطب اللسان گشت طیار و بازان جرمنی را نیز بی توصیف و ستایش کرد و اخیراً متعلق خود این سخنان را بر زبان راند و من بکمال حت و عافیت میباشم و بتمام استراحت به خواب میشوم ، ملاحظه باید کرد که من پیش از چند هفته در و هانو دور ، يك عسكرى خشن خواری بودم وقتی که اعلان حرب شد من طبعاً خدمات خود را به حضور امپراطور تقدیم کردم که برای من این جواب آمد که در وقت ضرورت من خواسته خواهم شد پس از ان تایکمدتی بمن هیچ احوال از هیچ طرفی رسید و از پس منتظر و مفترس بودم مكر بالآخر برين بك بفکر خود امضا کردم که من بکار نیامدم و بکلی از حاضر شدنم در میدان حرب مایوس کشتم که در ين أننا ناكهان بك تلكرافي بدین مضمون برای من رسید که اعلیحضرت امیر اطور مرا به قوماندانی عسکر های میدان رزمگاه مشرقی نصب و أمين فرموده اند . بنابرين بمن تنها همینقدر فرصت دست داد که برای خود بعضی کالای کرم بخرم و لباس کهنه خودم را تبدیل دهم. حالا برای من بك قطار مخصوصی که در ان شماره خواب و طعام من موجود بود حاضر شد. و من به حیثیت يك شهزاده به پروسیای شرقی با موریت خویش روانه شدم و تا کنون جميع کارهایم حسب المرام الصرام یافته انده.\n\n(جنرال وان هند بترك )\n\nیکی از نامه نگاران اخبار ، نیشنل زينك که در میدان رزمگاه مشرقی اسباب آرایش را برای عسکرهای جرمن میبرد . با صدر مقام عسكري جنرال وان هند تبرك تصادف ورزیده است.\n\nنامه شکار اخبار مذکور مشاهدات خود را چنین در قید تحریر آورده است.\n\nدر پیشروی ما فاتح محاربات ، تيان برك ، و عذیرهای ماسوری استاده بود سینه اش فراخ از سپایش مروت و فتوت هويدا . از روی قد و قامت وقوت جسمانی و همکنان فایق ، از چهره اش حلم و فرخندگی ترشح مینمود مختصراً ما این جرئیل جرمنی را در چنین فرحت و انبساط دیده بس محظوظ و مسرور گشتیم.\n\nناظر معارف پروسیا ، جرمن ، از روی یک حکمی که در بنوقها صادر کردانیده شمولیت وقایع مهمه حزبیه در فهرست دروس مکاتب قومی لازم شده است. رئيس تعليم برين يك تاكيد نموده که هر مكتب لابد در حك کردن و نقش نمودن واقعات بزرك زمانه را بر لوحه دل اطفال كم سن مكتب همت و غیرت ورزد\n\nصفیحه ۱۵\nتشرين ثاني سنه ۱۳۳۲\n\nدر تمام آوای دفعه دویم باز انگلیسها خواسته بودند که در عقبه عسکر پیاده نمایند ولی بواسطه معاوتی که قبایل آنجوار نیز اشتراک با اندار مهای عثمانی نموده اند با حملات فدا کارانه انگلیس ها را عقب نشانیده ويكنفر صاحب منصب انكليس مقتول و از عثمانیان بهیچوجه ضایعاتی رخ نداده است.\n\nایضا از طرف سفار تکبرای عثمانی تبلیغ میکردد نصف شب\n\nتشرين ثاني ١٩١٤\n\nدر حینی که سوار نظام عثمانی بحوالی فاغزمان (جنوب فارس) هجوم می برد اردوی مرکزی عمانی روی قوای کلیه روی محوم و پس از دو روز و دو شب محاربه شدیده دشمن مغلوب و مجبور برجعت کردیدند و مواقع آنها از طرف عثمانیان اشغال کردیده نسرین ثانی با وجود مه و ابریکه در هوا بوده از دوی عثمانی نیز با آن تلف وضایع میسازند عسکر پیاده شان نیز خوبست مگر محمد الله مظهراً بطرف قفقاز در یورش است -\n\n(به سالار عساکر عثمانی که بر حمله مصر متعین است )\n\nزمیندار :\n\n. جمال پاشا ، سر عسکر افواج ترکی که بر هجوم مصر مأمورند يك شخص بی اهمیت و از مردمان عادی نیست بلکه پیش از این بر عهده ها و ما موریتهای متعدد انتظامی نیز مقرر گردیده است و قبل از تحصیل عهدة جليلة نظارت تجربه در هیئت وزارت جدید عثمانی در محاربه بالقان نیز کارهای نمایان به انجام رسانیده بود .\n\nكذا\n\nیکی از نامه نگاران اخبار ، نیشنل زينك که در میدان رزمگاه مشرقی اسباب آرایش را برای عسکرهای جرمن میبرد . با صدر مقام عسكري جنرال وان هند تبرك تصادف ورزیده است.\n\nاین همان جرنیلیست که از طرف جرمنيها انتظام و اهتمام میدان رزمگاه مشرقی را ردمه کفالت خود گرفته است که در اواخر ماه اگست بر مقام و شيين بوك ه در و بروسیای شرقی و فتح حاصل کرد و ازان وقت این جرئیل به سر عسکری افواجیکه به جانب ه وار سو ، اقدام ورزیده مأمور است.\n\n(تعليم وقایع حربية حاضره در دار العلوم های جرمن )\n\nكذا\n\nاوباما بكمال محبت پیش آمده و ابتدا بکلام ور زیده گفت و جمیع کار های من تا به حال به حسن مرام انجام یافته اند دیروز عسکرهای من تا به نزدیکهای وارسو، تغرب ورزیده جيوش"}
{"book": "adl0616", "page": 1005, "text": "صحيفة ١٦ سال چهارم شماره ٩\n\nوزیر موصوف از کسانیکه معذوراً به میدان حرب رفته نتوانسته اند. این استدعا را کرده است که آنها از فرض تشکر آن اشخاصیکه برای برقرار داشتن شرف و حیثیت وطن خونهای گرانبهای خودشانرا ریخته و میریزند به این یک خود را مبرا توانند کرد که در ابنای وطن اشاعت قصه های بهادری و حب الوطنی آنها را بکنند . و هر ولد مکتب را لازم که نهال خیریت مآل حب وطن را در زمین محبت آگین دل خود بنشاند تا برای استقبال بسیار آوری و برومندی آید .\n(كذا)\n\n( اداره سلطانی )\nهمدرد ۲۹ دیسیر :\nامستردام ١٤ تومير :\nانور پاشا ناظر حربيه عثمانی اعلان ذیل را بنام عساکر عثمانی شایع کرده است :\nبرادران ! مرا عزت اشاعت دادن ارادۀ سنیه سلطانی مرحمت فرموده شده است. عساکر ما بیاری خدا و رسول (ص) و به طفیل نماز ها و دعاهای مخلصانه اعلیحضرت سلطان المعظم بر دشمنان مظفر و منصور خواهند کشت . و عبارت ما بعد آنرا محکمه سانسور اخبارات انگلیزی حک کرده است ، مظفریت و فتحمندی اقدام ورزند . فتح و بهشت در پیش رو و موت و ذلت در عقب انتظار میکنند. خدا بادشاه ما را سلامت بدارد ! . . .\n(كذا)\n\n( اشاعت ارادۀ سلطانی بتحريك جرمن )\nصوفيه ۲۱ نومبر :\nاز قسطنطنیه خبر رسیده که بتاریخ ۱۲ ماه حال یک اعلان سلطان المعظم وانور پاشا بنام عساکر بری و بحری عثمانی شایع شده است که با بسیار الفاظ فخر و ناز پر است در ارادۀ سلطانی دولتهای متحده انگلیستان ، فرانس ، روس را باعث جمیع آن مشکلات و مصایبی که تا به حال بر عثمان نازل شده نشان داده شده اند و سپس بیان کرده شده که درین جنگ عظیم الشانی که ما در تحت آن شامل گشته ایم بتوفیق الهی خاتمه جمیع آن سازشهای که بر خلاق احترام حکومت و حقوق و حیثیت خلافت ما بر پا شده اند بکنیم . و درین اعلان سپاهیانرا هدایت شده که به کمال دلیری و بهادری پر دشمن هجوم برند. زیرا تنها بقای ملت خود ما نی بلکه مسئلۀ بقای سه صد ملیون اهل اسلام بفتح ما منحصر است. انور پاشا این یک را نیز در اعلان گفته است که « عسکرهای بری و بحری ما از اثبات بهادری و شجاعتی که درین حال داده اند برین سخن یکدلیل روشن و واقعیت که افواج غنیم بکلی تباه و برباد خواهند شد. سه صد ملیون نفوس اسلامی و هموطنان گذشته ما رای مظفریت و کامیابی ما دست بدعا هستند. پیش بروید و همیشه پیش بروید ! زیرا در پیش زمین همواره فتح و نصرت ما را استقبال خواهد کرد.»\n\n(انتظامات جدیده در بالقان)\nویس ۲۱ نومبر :\nاخبار « يوفری پریس» ورتلنا بتکمیل باقی بك معاهدۀ جدیده در مابین دولتهای جرمن ، اوستريا ، عثمانی و وسعت میدان جدید جنگ را از بحر سیاه تا به مصر بسیار اظهار فرحت و مسرت کرده مینویسد که اگر یکی از نها چیزی اصابت کنند بالضرور اثر آن بر دو سلطنت دیگر نیز خواهد افتاد .\nامروز يك فرمان سلطانی شایع شده که از روی آن در جمیع مکاتب عثمانی آموختن زبان جرمنی لازمی قرار داده شده است .\nدر اخبار های « ورتلنا» خبرهای ساختن یک راه آهن جدید از بودا پست تا قسطنطنیه شایع شده اند که از بخارست ، کیو ، رسچك ، و ادرنه ، خواهد گذشت . زیرا خط آهن ریل سرویا به سبب جنگ بند شده است .\n(كذا)\n\n(كله بازی جهازهای جرمن بر ساحل انگلستان)\nاز آمدن این خبر چند روز شده که بره اسکار بارو و دهارت پول، چند جهازهای جرمن که بازی کردند و در مقامات تلفات مالیه و انسانیه نیز بوقوع آمدند ولی جهازهای حمله آورنده از کثافت دمه استفاده نموده محفوظ بر آمدند، تایمز « لندن» در يك اشاعت جدید خود این سوال را کرده بود که جرمن از چنین حمله های بی نتیجه امید کدام نفع و فایده را دارد ،، نارتهه جرمن گفت . جواب این سوال « تایمز» در اداده مینویسند که : « تایمز» دريك مضمون جدید خود که در حال اشاعت یافته سوال کرده که جرمن در سواحل انگاری چه میخواهد ، در دوار تجربه جرمن برین سوال اظهار رأی از قرار ذیل کرده شده است. که تایمز جواب سوال خود را خود به آسانی داده میتواند ، چونکه تایمز و مستر چرچیل بیان کرده بودند که جهازهای جنگی جرمن مجبور و در بندر گاه های خودشان بند میباشند . لهذا سپه سالار با حکومت خواست که ، موشی ( چنانکه به جهازهای ما نسبت کرده شده ) معروف که فرصت یافت بدون استحصال اجازه از تایمز و جناب مستر چرچیل خود به خود از سوراخ خود میبراید ، پس آیا هنوز هم قدر معلومات برای جناب تایمز معصوم کفایت نمیکند؟ ..\n\nدر چاپ خانهٔ حروف دارالسلطنهٔ کابل طبع گردید\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1006, "text": "شرایط خریداری\n\nدار السلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابلی\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هفت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی ، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بمصر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ها ( ٣ — اينچ — ٤ — سوت ) میباشد\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق وقایه پنتی بر صد از روی تخفیف ستانده اجرت گرفته میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1007, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را\nياد آورى ميكنيم\nهر قدر سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خود رهائى يابيم ممكن نشد لهذا با كتابخانه مركزى دارالسلطنة كابل يك مقاوله نموده و كتابخانه مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار ما را كه بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده حميت خود قبول نمود، مشتركين كرام دارالسلطنة خود را تبشير و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطة غير فرداً فرداً بواسطه آدمهاى كتابخانه بخود شان ميرسد .\n\nاعلان\nاز اداره\nكتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nكتاب سال دوم ٠٠٠ مصور مجلد\nكتاب سال سوم ٠٠٠ مصور مجلد\nعلم و اسلاميت\nآيا چه بايد كرد؟\nادب در فن\nتوحيد\nاين كتابهاى فوق در اداره موجود است، هر كس كه آرزوى خريدارى آنرا داشته باشند به اداره مراجعت كنند .\n\nاعلان\nاز مطبعه عنايت\nسياحت پر دورا دور زمين بشش روپيه مجلد\nسياحت در جو هوا مجلد\nسياحت در قعر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنى و از هر چمن سمنى مجلد\nروضة حكم مجلد\nهر كس كه آرزوى خريدارى اين كتابهاى مافوق را داشته باشند از خود مطبعه عنايت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان مرتب و از دكان باز محمد كتابفروش در بازار ارك بقيمتهاى معينى كه در پشت هر كتاب نوشته است خريدارى كرده ميتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوى خريدارى كتابهاى ما فوق را بكنند با مدير سراج الاخبار افغانيه مخابره كنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1008, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nسال چهارم\nشماره ۱۰\n\nفهرست مندرجات\n\nمقاله ملکی          ( و عملیات مهمه جراحی آن )\nحوادث داخلیه       ( وفيات - مقررات - شدت سرما - )\nادبیات             ( محاربهٔ بهار و خزان کلام جناب مستقی - ابیات کلام جناب مسلم )\nحوادث خارجیه       اجمال احوال - تقرير لارد کردن - مصارف بارود وغيره بر جهازهای جنگی - يك مرده ایستاده - تاوان جنك روسها - جرمها در قری وارساو هم انداختند - غرقابی يك جهاز انگاری - عثمانی در قفقاز - تباهی و ویرانی عرصه رزمگاه - میلان ایطالی - عصیان مراکو در حرب حاضر - عثمانی و ایران - ايطاليا - بغاوت مرا کو - مدافعت شهر سویز - حکومت عثمانی با رعایای خصم - دعوای فتح پروسیان - فتوحات عثمانی - حال فلاکت اشتمال ماتی نکرو - ملاحظه حدود بیطرفی در فضا - بهترین کشتی های تحت البحر جرمن - حرکت عسکری عثمانی ، جهاز مسعودیه - بلند زن فرانسوی در حضور امپراطور جرمن - جرمن سخنان هر رقم جنك - اجرا همدرد - مناسبات امريكا و انگلستان - گلوله باری بر بلغراد - قبضه ترکان بر کیبدی - بلژیکیان در عثمانی - معجون مرکب - هندوستانیان چرا از سلاح محرومند - امريكا ومكسيكو - خواهر امدن در رویان انگلستان - حليف جديد جرمن - باعث غرقابی جهاز فارميدبيل - بیان جرمن در خصوص غرق شدن فارميدبيل - اعلان غرق شدن دو جهاز -\nتصاویر             تمثال فرح فال ذات اعليحضرت سراج الملة والدين پادشاه ترقیخواه دولت علیه خود مختار افغانستان - عملیات جراحی - پای از قلم بریده شده و التیام یافته - بموجب ارشاد داکتر در ماشین خانه دارالسلطنه کابل مصنوعی پایش ساخته شده - پای که زخمش خراب شده پای از قلم میبرد - بوقمه قبل از عملیات - بعد از عملیات - لب چاك - قبل از عملیات و بعد از عملیات - عبدالحمید نام شخصی که دو نیم فوت روده اش بریده - بوقمه قبل از عملیات و بعد از عملیات - جناب محمد ايوب خان غلام بچه حضوری اعلیحضرت همایونی -"}
{"book": "adl0616", "page": 1009, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و یونیفورمه های عسکر شاهانه وغیره و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش ان صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبد الله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فونه مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسنده\n\n| قسم دوم | قسم اول | اقسام |\n|---|---|---|\n| درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شده | درجه دوم | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول | درجه ها |\n| رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رقم |\n| ۶ روپیه ۱۰ پیسه | ۶ روپیه ۲۰ پیسه | ۶ روپیه ۴۲ پیسه | ۶ روپیه ۱۸ پیسه | تا حال ساخته نشده | قیمت |\n| ۷ روپیه | ۷ روپیه ۱۰ پیسه | ۷ روپیه ۱۱ پیسه | ۷ روپیه ۹ پیسه | ۷ روپیه |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه چیست پیسه\n\n| (۲) | تکمه های جرمی محراب و منبردار | جراب ها |\n|---|---|---|\n| خورد فی درجن | میانه فی درجن | کلان فی درجن | معمولی زوج | راهدار زوج | تکبانکه زوج | رقم |\n| ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۴۰ پیسه | ۱ روپیه ۶۰ پیسه | ۳۹ پیسه | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | قیمت |\n\n| (۳) | کروره های جدید ساخت |\n|---|---|\n| یک اسپه چار تاره نخی | چرم باف یک اسپه | چرم باف یک اسپه دو کره سه تاره | رقم ادوات یک اسبه دو کره مدور تازه |\n| ۶ روپیه و ۱۱ پیسه | ۸ روپیه و ۴۲ پیسه | ۹ روپیه و ۲۴ پیسه | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | قیمت |\n| چرم باف عمرکانی | ازین سواری دولایه یک اسپه | دسته دولانه یکی باد اسپه | رقم چرم باف دسته بادامی دولایه |\n| ۴ روپیه و ۱۳ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ۴ روپیه و ۴۶ پیسه | ۴ روپیه و ۴۸ پیسه | قیمت |\n| زه باف دو تاره رکابی | زه باف رقم سواری سامی کلیت | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | رقم قبضه برنجی کلیت سرۀ توپخانه |\n| ۵ روپیه و ۵۴ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه | ۴ روپیه و ۵۷ پیسه | ۳ روپیه و ۵۵ پیسه | قیمت |\n| زنانه ابریشمی خیاطه | ازرین سواری تیغ چرمی | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | رقم رکابی از نخ |\n| ۵ روپیه و ۸ پیسه | ۵ روپیه و ۸۱ پیسه | ۵ روپیه و ۸۱ پیسه | ۴ روپیه و ۴۵ پیسه | قیمت |\n| چرم باف مابین بیت یک اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کوچک دار | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | رقم |\n| ۸ روپیه و ۱۴ پیسه | ۴ روپیه و ۵۹ پیسه | ۴ روپیه و ۴۵ پیسه | ۴ روپیه و ۴۹ پیسه | قیمت |\n\n| (۴) | اقسام گلهای مصنوعی سر |\n|---|---|\n| گل جربین | گل نافرمان | گل شبو | قسم |\n| ۵ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۶۹ پیسه | ۹ روپیه و ۳ پیسه | قیمت |\n| شکوفۀ نارنج | گل یاسمن | جنیل | قسم |\n| ۷ روپیه و ۴۵ پیسه | ۶ روپیه و ۵۸ پیسه | ۹ روپیه و ۸ پیسه | قیمت |\n| شکوفۀ سیب | گل گلاب | گل سوسن | قسم |\n| ۹ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه | قیمت |\n| | | گل پرینه | قسم |\n| | | ۹ روپیه و ۷ پیسه | قیمت |\n\nالمشتهر\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1010, "text": "صحيفه (۱)\nسال چهارم\nشماره (۱۰)\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات ذاك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات ذاك ١٠ روپيه انگليزی\nهفته دو روز یکبار نشر میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل یکآنی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشین‌خانه دارالسلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاريخ غرة ربيع الاول سنه ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۱۷ جنوری\nتاریخ شمسی ۲۶ جدی ۱۲۹۳\n\nشفا خانه ملکی\n( و عملیات مهمه جراحی آن )\nیکی از مايهٔ پرور حسنات سراسر خیرات و مبرات ذات شوکت سمات بادشاه عمیم الاحسان ما ( اعلیحضرت سراج الملة والدین ) ادام الله دولته بالعز والتمکین . ( شفاخانهٔ ملکی ) دار سلطنه کابل است که همه روزه رصدها نفر از اهالی مملکت بمعاینه طبیبه ، و مداوات صحیه را رایگان اجرا میشود . غیر از معاینه طبیبه ، و دوا دادن یومیه و برای خوابانیدن چهل قریب مریضهای مزمنه، قشوشهای یعنی او تاقهای ... ی بسیار منظم و هوا داری را نیز حاویست که در هر اوتاق شش شش چار پایی های آهنین مفروش با رختخوابهای بسیار پاک و لطیف با جملهٔ لوازمی که در وقت حاضر برای یک شفاخانهٔ ممالک متمدنه لازم باشد موجود دارد . حمام ، لباس ، خوراک ، دواخانه ، عملیات خانه ، آشپزخانه و سایره آن از نقطهٔ نظر فن به اصول بسیار درست و خیلی مکمل میباشد . سررشته دار و سرطبیب شفاخانهٔ ملکی جناب عزتمند ( داکتر عزت مدیر بیک ) خان است که در فن داکتری و جراحی صاحب ید طولا و مهارت عظما میباشد . بدست مهارت پیوست داکتر مشار الیه در شفا خانهٔ مذکور در ظرف اینچند سال چنان عملیات عجیبهٔ جراحی پر چنان امراض سخت صعب العلاج اجرا شده که انسانرا حیرت دست میدهد . مثلا بسیار پاها که بسبب شکستگی استخوان قوزک پا و پارچه شدن استخوانها از اصابت گلوله یا دیگر عوارض گنده و پوسیده شده و خوف تأثیر زهر ناکی آن بر دیگر اعضای وجود ملحوظ بوده ، از بند بازانو بپائین عملیات بریدن اجرا گردیده است . بسیار غدود ها و پونمه ها بعمليات جراحی تداوی و شفا یاب گردیده است که بعض از آن پونمه ها بدرجهٔ یک خربوزه بزرگی بوده است . عملیات کشیدن سنگهای مثانهٔ متعدده بعمل آمده است که بعض از آن سنگها تقریباً یک پوکابل وزن داشته است که به سیصد درهم پهلو میزند . عملیات بسیار مهمه بر علت « فتق » یعنی چره نیز اجرا شده است که بعضی ازین عملیات اهمیت فوق العاده را دارا است . از جمله عملیاتها یک عملیات بسیار عجیبی ست که درین روز ها اجرا شده ، و بقدر دو قوت از رودهٔ داخل شکم که خراب شده بود ، و درد کانی مریض آنرا به تهلکه انداخته بود بریده شده ، و مریض شفا یافته است .\nاین عملیات چون از کارهای بسیار دشوار و خیلی مهم فن جلیل طب شمرده میشود و بنا بهٔ فیوضات آیهٔ اعلیحضرت پادشاهی در شفاخانهٔ دارالسلطنهٔ کابل اجرا شده است از قرار راپور خود جناب داکتر مدیر بیک خان که عملیات مذکوره را بعمل آورده است تمثیلاً در نجرائد کار مینمائیم تا یک نمونه از عملیات مهمهٔ جراحیهٔ شفاخانهٔ ملکی واضح گردد . راپور مذکور چون به اصطلاحات فنی نوشته شده ، بعضی از ان اصطلاحات بشرح محتاج است که ما نیز شرح و تفسیر آنها را در قوسهای معترضه نوشته ایم .\n\n( راپور طبی )\nعبدالحمید ولد محمد عظیم نام شخص ، از بسیار سالها بمرض فتق – یعنی چره – مبتلا شده بود . روزی از روزها این فتق او اختناق – [ خفه گی ] – پیدا کرده بیچاره را بحالت مرگ نزدیک ساخته بود . این اختناق فتق – [ خفه شدن چره ] – با تدبیرهای نامعقول بعضی عقلا ، ومتطببها – [ متطبب آن اشخاصی را میگویند که علم طب را نخوانده و شهادتنامه نداشته باشند و طبابت کنند ] – تا سرحد محال"}
{"book": "adl0616", "page": 1011, "text": "سال چهارم\nشماره ۱۰\n\nخود مانده بود. و چون درد و الم مریض بیچاره را قریب الموت نمود او را برداشت به شفاخانه آوردند. بعد از معاینه دانستم که هیچ صبر و درنك بكار نیست. چرا که اگر یکروز دیگر بهمین حال بماند مریض هلاک میشود. بنابرین در همان روز عملیات آنرا اجرا کردم، بعد از پاره کردن دیدم که قدر ۷۵ سانتیمتر – یعنی قرباً بیشتر از دوفوت – روده مریض عماره کننده و پوسیده شده سراسر بیکار شده است. لاجرم همان مقدار روده خراب شده را بریده بیکسو افکندم لكن مریض ماچون از تجروز بیشتر به اختناق فتق گرفتار آمده احوالش بسیار ابتر و تهلكه آور شده بود. از انسبب دونوك آخرى روده را که بریده بودم در همانروز دوختن و در اندرون شکم در آوردن ممکن نبود. زیرا اگر چنین میشد هم مدت عملیات دراز میشد، و هم زندگانی مریض در صدی نودونه به مرگ نزدیک میشد. از اینرو عملیات شرح حرقفی صنفی را ترجیح داده اجرا کردم. [شرح حرقفي صنعی یعنی مقعد ساخته گی ـ یعنی دو توك روده بریده شده را به پوست بیرون شکم دوخته و مجرای مزخرفات را از راه مقعد اصلی نی، بلکه ازین راه جریان دادن است.] – روز دیگر، درجه حرارت مريض ما بحال طبيعي و اشتهاءش باز شده بود. بعد از یکهفته خیاطه هائیکه زخم به آن دوخته شده بود برداشته شد. احوال مریض صحت رو نهاد، اما نسبی که افعال طبيعه یعنی فضلات و مزخرفات | از مجرای طبیعی یعنی از مقعد] - نمی آمد. و از شرج صنعی - [یعنی از مقعد ساخته گی که از حد شکم ساخته شده بود] - بیرون میآمد. طبعاً اينچنين منظره كريه و نفرت آور دیده میشد. با وجود اینهم بیمار بیچاره از حال خود خشنود بود، و چون از ان دردها و حال های مرککی خود را خلاص میدید شکر خدا را بجا آورده به استراحت تمام بسر می آورد. بعد از یک و نیم دو ماه که زندگانی بهار از مهلکه خلاص شد و خوب قوت و صحت گرفت. وزخمی هم که بتمامها التیام پذیر گردید قرار دادم که عملیات، ناسور غائطی معنی، را اجرا کنم. این عملیات خیلی مشکلتر و دوم بار عملیات شمرده میشد که تفصیلاتش از قرار ذیل است: اولا: آله که ارا، مخترع امعاء. - یعنی پاره کننده روده ها مینامند. و اختراع کرده و دو پویترن، نام جراح میباشد از هر دوفتحه مقطوعه امعاء - یعنی از هر دو شکاف بریده شده روده در آورده و از داخل، هر دو روده را با آن آله بهمدیگر التصاق داده آنه را بحال خود وا گذاشتم. بعد از یکهفته آله مذکوره هر دو روده را با یکدیگر از داخل چپانیده خود بخود بیفتاد. اما چون دیدم که مسافه اشتراك دوروده خیلی کوتاهست برای آنکه مبادا بعد از یکمدتی سرد و پاره يك تشنگی و فشاری حاصل شود، و موجب تهلکه گردد از آن سبب باز آله مذکوره را دوم بار از التصاق داخلی در آورده تطبیق نمودم. بعد از یکهفته آله مذکوره باز مانند اول کار خود را کرده بیفتاد. درین بار دیدم\n\nکه جای اشتراك بدرجة كافی بود. لهذا قسمة جلديه - | يعنى سوراخی را که بر پوست شکم برای شرح صنعی یعنی مقعد ساختگی باز کرده بودم بصورت دوقانه محکم دوختم که به اینصورت جریان طبیعی امعاء - [یعنی جاری شدن مزخرفات از راه مقعد اصلی] - باز بحال اصلی خود بر گردید. و اینهم به این ثابت شد که وقت شام همان روز از مجرای طبیعی - | یعنی مقعد نارات معائی - [یعنی با دروده ها] ظهور نمود. و در روز دوم از مجرای اصل دفع طبیعی بعمل آمد. ولی چون محل جرح - | یعنی جای زخم که برای مقعد ساختگی پاره شده بود... نسبی که بخوبی و درستی پاک شدن آن امکان نداشت از انرو باز در ان زخم دوخته شده یک شکافی پیدا شده مزخرفات از انجا برامدن گرفت. لکن باز هم برای ما همینقدر منفعت حاصل شد. که زیاده از نصف زخم التیام پذیر گردیده بود. بعد از چند روز باز آن شکاف را دوختم، دیگر بار اگرچه باز نصف همان شکاف التیام یافت ولی باز هم يك شكافك کوچکی باقیماند، اما چون دانستم که این شکاف بنابر قاعده، تقلص ندبات. - [یعنی کشیده شدن و بهم پیش آمدن گوشتها] - خود بخود التیام میباید بنابر عباره خود را که دوسه ماه از دیدن خانه و تعلقات خود محروم مانده بود رخصت کردم که بخانه خود برفت، شکاف مذکور تا یکمدتی باقیماند و روز روز كوچك شده رفت. تا آنکه قاعده تقلص ندبات بتمامها احکام خود را اجرا کرده در این روزها سراسر التیام پذیر گردید. بسیار شکر میکنیم که اینچنین مرض مهلکی که در صدی صد موجب مرك مريض دیده میشد امروزه روز در شفا خانه ملکی دار السلطنة اسلامية كابل شفایاب گردید. و این نیست مگر از فیوضات مكارم غايات ذات شوکت و مرحمت سمات اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان، ادام الله دولته واقباله که بانی حقیقی و حامی مشفقی شفاخانه ملکی شاهانه شان میباشند. و يك توجه و مرحمت خاصی در حق آن ایشان میفرمایند. حتی از کمال مراحم و اشفاق شاهانه نجل نجیب شهزاده معظم حضرت معين السلطنه سردار عنایت الله خان افخم را به نظارت و باخبری آن تعیین فرموده اند که از سعی و هممات متوالیه این شهزاده بمحاسن مفطوره و پرتوی غیور شفاخانه ملکی کابل از شفاخانه های بسیار مکمل منتظمی شمرده میشود که مانند اين كونه عمليات جراحية نازك و مهلک در ان به آسانی اجرا میشود. بنابرین عرض شکران و منت داری را از واجبات دانسته هم از طرف خود و هم از طرف آن بیمار بیچاره خود مان که از يك مرگ محققی رها رفته و شب و روز شکر از مسرت و شکران میباشد دعای واجب الاداى ذات اعلیحضرت پادشاهی را تذکار و تکرار میکنیم. چون اين عمليات جراحية مذكوره از عملیات بسیار مهمه فن جلیل طبابت شمرده میشد از انرو درج شدن آنرا در جریده"}
{"book": "adl0616", "page": 1012, "text": "سال چهارم\nشماره ۱۰\n\nفريده ، سراج الاخبار افغانیه و از مناسبت خالی نیافتم ، زیرا عملیات قطع امعاء - یعنی بریدن روده - در حد ذات خود از عملیات دشوار جراحی معدود است. اما تا چهل سانتیمتر - یعنی تقريباً يكکنیم فوت بريدن روده بسیار بوقوع آمده و مریض آن شفایافته است . حالانکه ۷۵ سانتیمتر - یعنی بیشتر از دونیم فوت بریدن روده از نادرات است. باقی توفیقات آلهی را دایما در حق خود نیاز و دوعای پادشاهی را ورد زبان دارم .\nتحرر في ١٢ صفرسته ۱۳۳۲ داکتر منیر عزت\n\nقندور توابع خان آباد شش فرد كرك او را دو چار شدند در آنوقت دو نفر سوار پیدا شده نامبرده را از محل هلاکت مذکور نجات دادند - همچنین یکنفر دلکی خوشوقت نام از شور آب علاقه خان آباد خطوط ملک را بخان آباد می آورد در حین راه چهار کرا بنامبرده برابر شدند - تقدیراً که سه سوار از یک طرف پیدا شده نامبرده را از هلاکت نجات دادند.\n\nادبیات\nمحاربه بهار و خزان\nکلام جناب مستغنى\n\nخزان آمد که کرد و بار دیگر\nخزان آمد که سازد باز خالی\nخزان آمد که مستان را کند باز\nخزان آمد در مید از من دکر بار\nخزان آمد که دیگر بار چونیار\nخزان آمد که باز از سرد مهری\nخزان آمد تاراج گلستان\nخزان آمد سپاه دی بدسال\nخزان بارنگ زرد آمد که میگفت\nخزان و مروت آن که در باغ\nبه در شد سد راه او نه دیوار\nسیاه آورد پیش از برف و باران\nچنان کافور باريد ابر بهمن\nزمین را پنبه پوشانید از برف\nزر اله سنك باران بیایی\nفکند او با کل و سرو پیاده\nکست آسان کمند زلف سنبل\nشقایق را ربود آن سرخ دستار\nزیای سبزه بیرون کرد شلوار\nیکی نگذاشت از تیرگی تو کس\nدهان غنچه گل کرد پرخون\nچنار بوستاترا پنجه بر تافت\nدرین ایام سرما بیمرون\nپردازیم اور نك از رخ کل\nچنان احوال کلشن شد د کر کون\nریاحین زاده کان نازك اندام\nهمه غنچه دهان ولاله رخسار\nسراسر کلرخ و نسرین بناكوش\nچو نرگس آن یکی با چشم شهلا\nحین رویان که میدیدی سرابا\n\nکاستان بوستان بی برگ و بی بور\nکنار از ساده و از باده ساغی\nبطعی خالی از خون کبوتر\nجو کل آنغنچه لی سر و سمنیر\nرا کل را زند از خار نشتر\nرباید از عروس باغ زیور\nاثات البيت كلشن بر دیگر\nفي جنك بهار آورد الشكر\nکه این بیماری خیز وز بستر\nبخون ناحق کل بست خنجر\nندانم از کجا زد این بلاسر\nنه کوه از برف خالی ماندونی در\nکه گر می دور کرد از طبع اخکر\nکه شاخ کل کنند عربان و بی بر\nگلستان زاده ها ز از پخت بر سر\nسواران همین بی کرد یکسر\nحريرين جامه کل کند از بر\nهم از ترکی گرفت آن زرد مغفر\nزفرق غنچه برد آن سبز معجر\nنمودش خسته و حیران و ششدر\nتو کوئی ریخت دندانش سراسر\nلباس بید بیرون کرد از بر\nکشید از کل قیا از غنچه چادر\nگلستان کشت از وی رنگ ديگر\nکه بی دیدن نخواهی کرد باور\nحین پرورده کان ناز پرور\nهمه سو سن زبان و استرن بر\nتمامی سرو بالا و سمن بر\nدکر چون سنبلش زلف معتبر\nسمن بویان که میدانی سراسر\n\nجواد داخلية\nوفيات - مقررات\nمیرزا سید محبوب خان كه يك ذات پاك نژادی بوده از مأمورین و کارداران صادق و راست کردار دولت شمرده میشدند، و پسر رشته داری سابقه قطعن و بدخشان مأمور بودند داعی اجل را ليك اجابت گفته بعوضشان جناب میرزا قمر الدین خان سررشته دار ولایت مذکور مقرر کردیدند.\n\nجناب عالیجاه عزت همراه غلام محى الديخان نائب نائب الحكومة صاحب قطفن و بدخشان بتاريخ ۱۱ محرم بجوار رحمت ایزدی پیوسته ، بعوضشان جناب عالیجاه عزت همراه ناظر محمد صفرخان امین الاطلاعات از حضور اعلیحضرت ظل الاهی مقرر فرموده شدند.\nجناب محمد اختر خان پسر بزرك ناظر محمد صفر خان بجای پدر خودشان امین الاطلاعات مقرر فرموده شدند .\n\nشدت سرما\nاز قراری خبری که از شهر خان آباد علاقه قطعن بمحكمة اطلاعات در باب برودت هوا رسیده است چنین میباشد که بتاريخ نجشنبه ۱۳ شهر صفر باریدن برف ظهور کرده الی نماز شام روز شنبه ۱۵ شهر مذکور مداومت داشت در خود خان آباد تخمیناً بکنیم بارك و در اطراف آن نیم زرع برف شده بود بعد از ان حنك و برودت هوا آغدر شدت نموده بود که اندازه نداشت در روز شنبه ۱۵ غلام محی الدین خان باغبا نباشی که بیرون شهر خان آباد سکونت داشت بیان نمود که بیوم مذکور از خانه بر آمدم بسرك تالقان دو نفر شخص را دیدم که بسرك افتاده مرکب هایشان استاده بود هر دو نفرشان را بمرکب سوار کرده بخانه شان برده انداختند پس از عبور یکشبانه روز بهوش آمدند معلوم شد که بکوه عقب چوب چیدن میرفتند محد مذکور از شدت سرما بیهوش شدند و در یکشنبه غره شخصی از طرف حال به بنگی علاقه خان آباد می آمد در حین راه از اضافه کی از مرکب غلطیده های مرکب خود را محكم گرفته هم چنان موت شده بود ساکنان نورجی مذکور پیش آمده بودند متوفای مذکور را که دیده اند میت او را بخانه اقوام او برده سپردند و نیز بروز مذكور يکنفر شخصی از مزار شریف بخان آباد می آمد در حد"}
{"book": "adl0616", "page": 1013, "text": "سال چهارم شماره ۱۰\n\nشدند از دست ظلم این ستمکار چگویم تا چه کرد این نا مسلمان چه خونها خورد بیان انجفا جو هنوزش زعفران رنگت دخان چنان در وقت او شد باغ بی برگ چنان بی آبشد گلزار امروز چنان شد طالع فواره معکوس فتاده آبشارش زان بلندی لب جو خشکتر کرد از لب من نباید بازش آب رفته در جوی بهار آید که باز اندر گلستان خزان کرده ازین هنگامه آگاه بهار آید که از هر گوشه باغ بهار آید که باز آن سروسیمین\n\nیکی بردیگری در سبقت جنگ صنوبر را که میگوید دلاور کنند چین چین کنند خویش سليل كمان كينه بنده شاخ نور زره در بر کنند شاخ از شکوفه نهاد سوسن کلاه خود پرسر عمود خویش گیرد غنچه در هشت فتد در دست ترکی باز ششیر سیر پرپشت بنده کابین از کل بكنف شمشیر گیرد سبزه تو چنار از آستین بیرون کنند دست براده روك بوك بيد خفجر بپوشد جامه صدای صدرك بر جنگ آزما این شیوه خوشتر شوند این جمله در گلزار چون جمع بي جنك خزان آماده يكسر نسیم صبح گاهی این حکایت چو بند يك بيك از پاى تامر بكويد هرکجا کلشن گلشن رساند جابجا کشور بکشور\n\nبهار آید که اذا ترشک طاؤس خرامانسوی باغ آید زه نظر\nبهار آید که با من از سر لطف رودسوی چین آن ناز پرور\nبهار آید که سازه باز ترکی زروسیمی که دارد صرف ساغر\nبهار آید که از عطر ریاحین دماغ عالمى كردد معطر\nبهار آید که خواهد باز قمری بلند اقبالی سرو و صنور\nبهار اید که خواند باز بلبل وكل شرح كل كلستانو اسر امر\nبهار آید که کرد در سبزه تو خیز بهار آید که کرده شاخ نوبر\nجواید نو بهار ای نور\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1014, "text": "سال چهارم نمبر ۱۰\n\nدانش از الطاف بی پایان جل شانه اوست نزهی بر قلب می بخشد هوای کاشتش\nای خوشا طفلی که دائم در کنار دانش است در حقیقت این چمن یکسر بهار دانش است\nزود باش ای خامه بر اوصاف آن شاه جهان آن ادیب کامل الاطوار را زیبا نگر\nزانکه مدح حضرت او افتخar دانش است قابش از جوش معانی لاله زار دانش است\nشهریار پر صفات و عزو تمکین و وقار در سرا پایش نمی بینم بجز علم و هنر\nزانکه اعداش برومند سبزه زار دانش است لاجرم ز انفاس معنی سر دو چار دانش است\nدوستانش فرق عزت بر فلك افراخته گرچه مسلم از کمند عقل بیرون مانده است\nدشمنان در قید رأیش سنگسار دانش است گفتگوی نکته اش عیناً فشار دانش است\nگویم از اوصاف این اخبار برفیض و اثر زانكه اين فرحت بعالم اشتهار دانش است\n\nفقط تحرير يوم سه شنبه ۲۷ ماه محرم الحرام سنه ۱۳۳۳ دستخط حقير خدايار بيك تخلص مسلم\n\n«تمثال فرخ فال»\nذات شوکتسمات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه خود مختار افغانستان که در همین روزها عکس گرفته شده"}
{"book": "adl0616", "page": 1015, "text": "صفحه ٦ سال چهارم شماره ۱۰\n\nاز عملیات پای بریدن\nپای که زخمش غلغرن - یعنی خراب شده و بجز بریدن چاره ندارد\n\nپای از قلم بریده شده و التیام یافته\n\nپای را از قلم میبرد\n\nبموجب ارشاد داکتر ، در ماشینخانهٔ دارالسلطنه کابل پای مصنوعی برایش ساخته شد\n\nمولده : قبل از عملیات | بعد از عملیات"}
{"book": "adl0616", "page": 1016, "text": "۷\nسال چهارم\nپاره ۱۰\n\nحوادث خارجيه\n\nاحوال\n\nهران قدر که احوال محاربه را مجمل کنیم مفصل آن همین نتیجه می بخشد که این جنگ جهان نه فتح آن معلوم است ، نه شکست آن ، همه مجهول ، خبرهای حقیقی سراسر مفقود إلى ، اگر خبرها از هر هر طرف ميرسيد يك مقايسه ، و معادله در آسیاب کرده میشد ، و ارچند مجهول يك معلومی پیدا میشد . افسوس که همه خبرها از يك منبع ترشح میکنند . و معلوم است که ناسمند زمانه در روش است : کسی نگوید که روغ من ترش است .. باور شدن اینچنین گفتها مشکل است . و چون با وجود اینهمه پنهان گرفتن خبرها، وبيانات يتقدمها وترقيها باز هم يك خبری که از يك فتوحات نمایانی بر کدام شهر معروفی شنیده شود مفقود است اتحاديها دايما ترقی کردند . پیش پاشدند اما در کجا و بر کدام شهرها و قصبه ها : تجز بعضی تپه ها و خندقها ذكر هیچ ..... ملا از خبرهای رسمی پرو گراند با تخت روس معلوم میشود که روسها از جرمها وتركها بهزارها اسير وطوب وافر وغيره اسیر گرفتند . و انها را شکستهای فاش دادند . اما در کجا و این است که آن و کماه در خاک خودروی میباشد . چرا که انکار آن محال است ، وگرنه از اشاعه گرفتن برلين و قسطنطنیه نیز خود داری نمیشد : لهذا اگر از ادای نشر خبرها معبود حقيقت والحر شده هر چیز را انسان باور کرده میتوانست حالانکه در توقت بار و شدن خبرها محالست لاجرم از اخبار ها نیکه به آن دسترس میشویم که آنهم عبارت از اخبارهای هندستانست هر انچیزی که ترجمه شود برای استحضار قارئین کرام خود نشر میکنیم (۱) تمام خبرها بقلم عبدالرحمن خان محرر اداره از اردو فارسی ترجمه شده است\n\n(تقریر لارد کردن)\nلندن ۷ ماه جنوری\nجرمنی تا حال بر کل ملك بلجيم واكثر حصة فرانس قابض میباشد و در ان حائر خوراك و سامان حرب و توب وتفتك بظاهر هيچ قلت واقع نشده است و در تعداد سپاهیان بر هیچ کمی محسوس نشده است اگرچه حالات متوحش و مایوس کن نمیباشد لاكن دليرى وعزم بالجزم و دور انديشي بكار است — بهادری سپاهیان و ده انت جرنیلان و ذرائع بهم رسانیدن سپاه و سامان حرب ملك قابل تعریف میباشد لاكن سوال این است که امداد افواج تسلی بخش است علاوه از افواج که حفاظت وطن عزیز ( انگلستان ) خواهند نمود جیش جدید بکار است برای این غرض ضروت است و سی لك نفر است حیران هستم که اینقدر نفری از کجا بهم خواهد رسید —\n\nزمیندار :\n( مصارف بارود وغيره بر جهازهای جنگی )\nاگر ۲۷ دریدناووت ها تا به ۸ ساعت بلا توقف حرکت کنند قریب ٤٣٢٠ تون زغال سنگ که قیمت آن معادل به ۳۰۰۰ پوند باشد در آنها سوختانده میشود . و اگر بکدته تجری ۸ درید ناووت ها برفتار مکمل تا ٢٤ ساعت بهم حرکت داده شوند و از جمیع نو بها و کشتی های خودشان يك يك كله و يكيك تور بيد و صرف کنند قريب ٤ لك پوند وان خرج خواهد شد درین حساب شکست و ریخت جهازها و آلات حربيه داخل نیست .\n\n( يك مرده ایستاده )\nداکترهای عسکری فرانس یک واقعه بسیار عجیب میدان جنك را بیان کرده اند که در يك حملة دليرانه يك مرده ایستاده دیده شد که تفنك خود را به چنان بكوضعیتی گرفته بود که کویا حالا بر سینه کدام جرمنی آرا خالی خواهد کرد و از تحقیقات چنان معلوم شد که در حالیکه او میخواست که رهدف فیر کند که نا کاه گله دشمن بجانش رسیده بجایش کرخت استاده ساخته است . در جنك افغان نيز چنان بكواقعه بظهور پیوسته بود که یک سپاهی بلغاری در اثنای که می خواست که تفنگ را آتش دهد که از طرف مقابل گله بر سینه اش خورده خانجایش استاده کرد .\n\n( كذا )\n\n( تاوان جنك روسها )\nاخبار « استروبول » « الکتورب » رقمطر از است که روس بدین مضمون يك اطلاعی به جر من فرستاده است که روسی اهر چند شهر را که در قبضه خود بیاورند از آنها دو برابر تاوان جنگی که جرمنی ها از شهرهای بلحیم گرفته اند تاوان خواهند گرفت . [ یعنی از شهرهای پولیند که جرمتها و با شهرهای قفقاز که ترکها گرفته اند ]\n\n(كذا)\n\n( جرمها در قربی، و ارساو ، بم انداختند)\nلندن ۲۷ دسمبر :\nتلگراف « و ارساو » مظهر است که ٥ طیاره جرمنی بر مقام « ساوجاز او » که در نزدیکی و ارسا و بعد چند میلی کاین است ٤٠ بم انداختند که از اثر آن مقام های چوبین آتش گرفتند و يك بازار با بعضی کوچهای ملحقه خود بکلی تباه شد . يك بم بريك جمعیت نفری که در حال فرار بودند افتاد که از ان ۸ نفر هلاك و ۲۹ نفر مجروح گشتند .\n\n( كذا )\n\n( غرقابی کجهاز جنکی انگلیزی )\nلندن یکم جنوری :\nمحكمه اخبارات اعلان کرده است که « فارمی دبیل » نام جهاز جنگی در رودبار انگلستان اغراق کردید است : از خبر ما بعد معلوم میشود که هنوز این يك محقق و مصدق نگردیده که آیا « فارمی دبیل » بايك سرنك بحرى مصادم شد و يا كدام کشتی تحت البحر اور اغرق ساخت بهر صورت يك كرووازور انکاری ۷۱ نفر از عمله آن را نجات داده توانست ، جهاز مذکور ١٥ هزار تون موزون و در سال ۱۹۰۱ م ساخته شده بود و در سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ دوباره با اسباب و آلات لازمی حربيه مجهز گشت ."}
{"book": "adl0616", "page": 1017, "text": "صحيفه ۸ سال چهارم شماره ۱۰\n\nزميندار :\n\n( عثمانی در قفقاز )\nلندن ٣٠ دسمبر :\nاطلاع رسمی پیتروغراد مظهر است : که از رپورت صدر مقام قفقاز ، روس ، معلوم میشود که عسکرهای ما حرب تجاوزی اختیار کرده اند و ما بر ، علاقۀ ناروتسك ، قبضه کرده ایم . و يكدسته عسكر غنیم را قریب مقام ، ساری کیشو و به کامیابی با خود مصروف پیکار ساختیم ترکان از سمت ، سوکومی ، و « خراسان » حمله های شدید بر ما کرده اند ولی ما نیز بمدافعة جسارت ورزیده آنها را پسپا ساختیم . ترکان بر ساکنان پرامن مظالم قسماقسم اجرا می کنند و در قریه های بی غرض و سالم قتل عام میکنند . کروو ازوره ایکوند ، در قربي ، العريش ، که به معترق پورت سعيد وقوع دارد بر عساکر ترکی کاوله بازی کرد . نیز يك كشتی دخانی که در قریب ، بیروت، وظیفه کرداوری اشتغال داشت بر فوج عثمانی قیر کرد که از انطرف سپاهیان ترکی نیز غير تفنك جواب دادند .\n\n( كذا )\n\n( تباهی و ویرانی عرصۀ رزمگاه )\nدرین روز ها آن علاقه که آتش جنگ در ان مشتعل است علاوه بر ویرانی که قبل از این داشت از افتادن برق و کله باری غنیم نیز پیشتر تباه و برباد شده است . حصه بزرگ این قطعه که قدرتاً هموار است و درین روز ها به صورت یکدلدل مدهشی تحویل یافته در بعضی مقامات بکلی صعب المرور کردیده است . بعضی قریه های قرب و جوار از آتش فشانی توپخانۀ دشمن نقصان شدید اصابت نموده ، مردم طبعاً کارخانه ها وغیره را ترك داده رفته اند و وقتیکه در اثنای برفباری و دمه مسئولیه برین علاقه نظر افکنده شود يك منظره دهشت آور و لوحه نفرت كنتر مجسم بربادی و تباهی را در آینه خیال انسان جلوه میدهد . این قطعه از يك سر تا بدیگر سر کاملاً از خندقها و کندها و کل ولای تلو گردیده که در چنین حالت حفر خندق ها در ین علاقه محض سهل بك كاری نیست زیرا خاک اینجا آنقدر نرم و پاشان شده که بدفعات میباید که با پیل از درون خندق برآورده شود . در بعضی جاهائیکه براه سیل معروفند خاک آنقدر کسب نرمی کرده میباشد که دیوارهای خندقها همانکه کنده میشوند پیاپی آن می افتند .\n\n( میلان ایطالی )\nوكيل امرتسر :\nاين يك مسئله دلچسپی است که درينوقتها نظر دقت عموم مبصرین حربی را بسوی خود جلب کرده است و مادر پنجا پدرج کردن یکان رأی که بعضی از همعصران ما در بخصوص داده اند قناعت میورزیم همعصر « انگلشمین » کلکته از بعضی طریقه های\n\nعملی ایطالی از نتیجه را که بر اسناد ذیل بنا یافته استنباط کرده است که ایطالی بطرفداری جرمن و اوستریا مایلست :\n(۱) فريق « گاو اسوريتو » ایطالی مصر است برینکه اگر ایطالیا در مظاهرۀ جرمن و اوستريا بعد از اینکه با این دو دولت از یکمدت مدیدی رشتۀ اتحاد را محکم ساخته تبراید البته يقين كه يك كار غير مشروعی کرده خواهد بود .\n(۲) آن وزار تیکه در ابتدا به طرفی ایطالیا را اعلان کرده بود حال مستأصل و در عوض آن وزارت جدیدی که قائم شده طرفداری اتفاق مثلث را تائید و تلقی میکنند .\n(۳) زوجۀ سفير کنونی جرمن مقیم ایصالی از يك خاندان معتبر و بزرگ ایطالیا است .\n(٤) پادریهای عیسائی طبعاً طرفدار اوستری میباشند .\n(٥) ايطالی بهانه انعقاد قونفرانس سفرای خود را از پایتخت های دولتهای متحده انگلیز ، روس ، فرانس طلب کرد حالانکه سفرائی اوستریانی و جرمی خود را نه خواست .\nپس در ین هیچ شایبه ریب و شبهه نیست که اگر ایتالیا مسئلۀ شرکت جنك خود را فیصله کرد بالضرور با متخالفان قدیمی خود همدست و متفق خواهد شد .\nمگر در یتوفتهای اخیر بعضی وقایع جدیده که بظهور پیوسته اند میل ایطالیا را به تائید دولتهای متحده نشان میدهد . . والله اعلم بالصواب . !\n\n( عصيان مرا كو )\nهمدرد از « مانچستر کاردین »\nمرا كو : سلسلۀ بغاوت تا به حدود الخبرای جنوبی توسیع یافته باغیان بر محل حركات حربی فرانس قبضه کرده اند . خیال کرده میشود که چند قبایل دیگر نیز با باغیان هم دست گردیده بقوت متفقه بطرف شمال حرکت خواهند کرد .\n\n( كذا )\n\n( شهر سویز )\nبرلين ٢٥ نومبر :\nروما : — بطریق غیر رسمی اعلان این امر کرده شده که عثمانی یقین داده است که شهر سویز را برای رفت و آمد جهازها گشاده خواهد داشت .\n\n( كذا )\n\n( عثمانی و ایران )\nاز قسطنطنیه خبر رسیده است که کور تمنت عثمانی از مدتی است که با سفیر ایرانی در باب مرتب شدن يك معاهدۀ جديد فيابين عثمانی و ایران مذاکره کرده است . حاکمۀ « بوشهر » از بسکه اطراف انگريزان مایل است يك فريق الفلانجوی را اخراج نموده است و يك جمعیت به این مقصد تشکیل داده شده تا بر حکام طهران احتراز را از شرکت در چنگ مقدس مذهبی تکلیف کنند و یکجهاز"}
{"book": "adl0616", "page": 1018, "text": "سال چهارم شماره ۱۰\nصحیفه ۹\n\nانگلیزی برای حفاظت باشند. کان انگریزی و فرانسیسی به بندر عباس رسیده است .\nكذا\n( ايطاليا )\nاز خبرهای ، روما ، پاتخت ایطا لیا چنان معلوم میشود که در کاربکران قریه های شمالی ایطالی بسبب تصرف کردن بر مس و سرب از طرف عموم اظهار مخالفت انگلستان کرده شد . امسال در ماه اکتوبر تقابل همین ماه پارسال در تجارت صادری برطانیه ٤٠ فیصد و در تجارت واردی آن ۶۰ فیصد نقصان آمده است .\nكذا\n( بداوت مراكو )\nاز خبر های ، مادرد ، پاتخت هسپانیه معلوم میشود که فرانسیسیان قریب ، کتیفرا ، از باغیان هزیمت برداشته اند و ٢٤ افسر و ۹۰۰ سپاهی شان هلاک گردیده اند .\nكذا\n( مدافعت پر سوز )\nانگیزان بکمال تعجیل در مدافعه نهر سویز کوشش میورزند که در حال زیر اثر ترکان آمده است .\nكذا\n( حکومت عثمان باز مایای خصم )\nصوفیه ٢٤ نومبر :\nطریق وقتی که عثمانیان بردیده بانی رعایای خصم اختیار کرده اند دران هیچ تحقیق هنوز بعمل نیامده و در حال دوباره اعلان کرده شده که رعایای دولتهای متخاصم نمی توانند که از جابهای سکونت خودشان بدر بروند . و نیز جمیع کسانیکه مورد شبهه شوند از مملکت اخراج کرده خواهند شد . کوئی های ممالک خارجی در تحت تحفظ کور تمنت در آمده برآمد طلا حکم شدید ممانعت صادر کردید . کلید های یکسهای روپیه بانکهای ممالک خارجی نیز به حکام ترکی تسلیم شده اند . و چنانکه کان میرفت مینازی را که مناسبت یاد کار معاهدهٔ روس و عثمانی در « بنکاس » کابن کردیده بود بعد از صدور فتوا بچه های مکتب مستاصل و خراب کردند . و نیز خبر رسیده است که برکنار باسفورس در مقام یک یونانی بعضی المها و اسباب تلگراف بیسیم یافته شده و صاحب خانه پیش از ان فرار جسته است .\nكذا\n( دعوای فتح بر روسیان )\nدر خبر های رسمی ترکان دعوای فتح یابی پر روسها و انکلیزها کرده شده که روسها را تا به سرحد کوه قاف هزیمت داده اند و در معرکهٔ قرب وجوار ، لین ، نیز نقصان کثیر پروسها عاید کرده شده که در انجا آنها را تا بدریای ، پروچک ، پسپا کرده اند . و بعضی قبائل کوهی ایران نیز در سرحد روس در آمده دشمنانرا به نقصان و تافات کثیری معروض ساخته اند .\nكذا\n( فتوحات عثمانی )\nخبرهای حربی ذیل با « تیلگراف بیسیم » در جرمن مشتهر\n\nکرده شده اند که باز بکومپانی ، مارکونی ، موصول گشته اند : اطلاع موصولی صدر مقام مظهر است : که ترکان دروادی « بسوم » کار روانی هجوم روسها را پسپا کرده محصره روسی را هزیمت دادند . اگرچه توپهای قلعهٔ « باطوم » در جنگ مشارکت ورزیدند ولی کامیاب نشدند عسکرهای ما تا ۱۰ کیلومتر و در ضلع « وین جورا » در جنوب مشرق باطوم در آمده اند . روسها در بیانی که در رپورت خود ها کرده اند که عسکر های متفرق کرده شدند و از ارض روم دوباره مراجعت ورزیده اند بکلی غلط بیانی و دروغکوئی راه به کار برده اند . عسکر های ما بیشتر برای حاضری جارحانه بر خلاف دشمن مجهز کردیده اند دشمن از سنکر بست خود بیرون هیچ ترقی نتوانسته است بلکه بر عکس آن در مقابل عساکر ظفر ما گر ما در میدان کشاده از تمام خط تصادم در عقب نشته است .\nكذا\n( حال فلاکت اشتمال مانی بیکرو )\nپیترو غراد ۷ دسمبر :\nشاه مانی نیکرو در يك تلگرافي بنام اخبار « بورش کرت » بیان کرده که يك ثلث فوج مانی نیکرو در میدان جنك هلاك و تلف کردیده و جميع ذرایع مملکت خوردن ما قطع گردیده اند . امداد روپیه و آلات حربه هر قدر که از طرف هر کس باشد بکمال منت و شکر گذاری قبول کرده میشود .\nكذا\n( ملاحظة حدود بیطرفی در فضا )\nبغرض هم اندختن بر کار خانه « زبیان » فره در یکس هیون جهاز های هوائی فرانسی و انگلیزی که رفته بودند در جو هوا از سر مملکت سویسره گذار شان افتاده بود که بنا بران دولت سویسره ، سویزرللند ، كميك مملکت بیطرف است برین اعتراض کرد و سفیر های دولتهای متحده را گفت که این اعتراض او را به حکومتهای خود شان تقدیم کنند . در جواب این پروتست دولت سویزر لند مستر « و تسنن جرجیل » وزیر بحریهٔ برطانیه گفته است که طیاره بازان انگلیزی و فرانسی که برای هم انداختی بر کار خانه « زیبان » فره در یکی هیون رفته بودند برای آنها صاف گفته شده بود که از بالای مملکتهای بیطرف نگذرند . و در نقشه که بدینفرض برای آنها حاضر شده بود علاقه سوزر لند یکلی از خط حرکت آنها کشیده شده بود . ولی در وقتیکه طیاره به ارتفاع کثیری در پرواز باشد ، رانحال بدون يك طياره باز ما هر هر کسی نمیتواند که سمت حرکت طیاره را خود معلوم کند . علاوه بران در قونفرانس منعقدهٔ سال ۱۹۱۰ م « پاریس » مسئلهٔ گذشتن کدام جهاز هوائی دولتهای متحارب از بالای کدام مملکت بیطرف نیز در زیر بحث نیامده است . ازین ظاهر است که بنا بر حالت کنونی قوانین بین الملل فضای هوا بر خلاف زمین و آب بیطرف مانده نمیتواند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1019, "text": "۱۰\nساله چهارم\nشماره ۱۰\nکذا ( بهترین کشتی های تحت البحر جرمن )\nدر زیر قومانده عزت اشا هستند در علاقه دشمن نارت کرده اند .\nيك نامه نگار امریکائی مینویسد، که در حال بکنقسم اعلای برکان يك ریل میدانی را در نخلستان و النخيل و ساخته اند .\nاور\nکشتی زیر بحر در جرمن ساخته شده که جرمن ها بران بس\nمعتمدند و غالباً این کشتی از همان رقم جدیدی خواهد بود که آنرا\n( یهودیان میخواهند که خودشا را رعیت عثمانی بسازند )\nقبل از مدت قلیلی موجدين جرمن ساخته بودند . وصف زرك\nامستردام ۳۰ تومير :\nو شایان دقت آن اینست که در مقابل کشتی های تحت البحر سابقه\nيك كار قسطنطنیه مظهر است که کور محنت عثمانی شار\nدیرتر در زیر آب مانده میتواند که اقصای حدود سفر آن در زیر بحر\nدر خواست ( دى بزرك ) ، پیشوای مذهبی یهودیان ، یهودیان\nتا به ۸۰۰ میل است یعنی در آن آنقدر مصالح را گنجایش میتوان\nغير ملكي و بالخصوص یهودیان روسی که در ترکی آباد هستند برین\nداد که بعد از سفر ٤٠٠ میل دوباره به مستقر اصلی خود مراجعت\nشرط رعیت خود تسلیم میکنند که بعد از جنگ نیز قومیت خودشا را\nکنند . متعلق این کشتی زیر بحر طرز جدید هنوز معلوم نشده که\nنگذارند. و این نیز بیان کرده شده که اهالی سومالا بفرض هجوم\nدران چقدر تور پید و خواهند بود ولی این این است که عدد\nبطرف مصر اقدام ورزیده اند .\nتورید و های آن نیز از تور پیدوهای تحت البحر حالاتي بالضرور\nاضافه خواهند بود. از طرف جرمنها در جنگ زیر مجمر تا به حال\n( جهاز مسعودیه )\nپیش از قیاس مرکز می نشانه اده شده است. یکی از کار نامه های سول ایند ملتزی نیوز :\nبزرگترین این رقم کشتی آن بود که تاریخ ۲۲ ستمبر گذشته ابوکره\nمسعودیه ، جهاز جنگی عثمانی که آنرا کشتی زیر بحر برطانیه\nوه کریسی وه هوك . سه چهار جنگی انگلیزی را در ۱۵ دقیقه\nدر داینال غرق کرد یکجهاز بسیار کهنه و تا کاره ترکی بود .\nدر بحر شمال تباه ساخت، بهر صورت شنهای تحت البحر درین\nاز ساختن این جهاز ۳۸ سال شده بود حالانکه از روی حساب\nجنگ از جهان های هوائی و جنگی سطح شهر بشیر مدهش و مرلك\nامروزی عمر کا ریگر جهاز جنکی تنها ۲۰ سال اندازه کرده شد..\nثابت شده اند و غالباً موجدين جرمی نیز ازین منفعت تحت البحرها\nدر سال ۱۸۷۹ این جهاز در انگلستان ساخته شد و در سال ۱۹۰۷\nمتاثر شده جمیع توجه خودشان را در ساختن رقم جدید این کشتیها بذل\nکور تخت ترکی آنرا به شهر ، جنوا، واقع ابطالی برای ترمیم\nو صرف میکنند تا تلافی نقصاناتی که در جاهای مختلف به آنها اصابت\nفرستاد برین جهاز ۲ نوب ۹ انجی و ۱۲ توپ ۶ انجی و ۹ دیگر\nنموده بکنند . بالفعل دنیا منتظر است که حالا او در میدان بحر\nتو بهای خورد خورد منصوب بودند و رفتار آن می ساعت ۱۷\nبر آمده بکدام کار نمایان خود انظار مردم را بسوی خود جلب\nکوس بحری بود.\nخواهد کرد ؟ این اول توتی است که کشتیهای زیر بحر در میدان\nعمل حزب در آمده تا به حال جهازهای بسیار زن بزرگی را غرق\n( يك زن فرانسوی در حضور امپراطور جرمن )\nکردا بده اند. ولی آن رأی که پیش از وقوع جنك امير البحر\nهمدرد\nو اسکان ، متعلق آن داده بود درست و برآمد .\nپاریس ۲۹ نومبر :\nبا امیر الطور جرمن ملاقات يك زن فرانسوی که در\nخبرهای سابقه\nقریب ، سیدان ، بايك كادی زخمیان اسیر گفته بود واقع شد .\n( حرکت عسکری عثمانی )\nو چونکه از سبب الزام بخیری که رو باید شده بود از طرف افسر\nکذا\nهای جرمی همواره تهدیدات قتل میشید، لهدا حضور امپراطور\nپیترو مراد ۳۰ نومبر :\nعریضه نکار کردید. نابالآخر در ، شار لیویل ، مرورا شرف\nيك تلگراف بیسیم رسمی که دیروز از برلین رسیده است\nباریابی شاهانه حاصل شد. موسیو ها زیلان ، در اخبار ، فرانس\nبیان میکند که در و قسطنطنیه درسا اعلان شده است که عسکر\nدیدی مین، داستان این ملاقاترا چنین شایع کرده است .\nهای عثمانی بعد ۶ میل در قربی با طوم رسیده اند و تردید این\nدر همان ساعتیکه این خاتون فرانسویرا ، میجروان پلیس .\nدعوای روسیان که ترک از و ارض روم ، و این شده اند بشدت\nافتر همرکاب شاهانه بحضور امیر اطوری تقدیم مینمود در آن\nکرده شده بترکان به جانب شهر سوز در اقدام دیده میشوند .\nوقت اعليه مرت امیر اطور در یکی از محل های که قریب و شار\nلیویل ، برای ذات شاهانه مخصوص بود اقامت داشتند و خانون\nامستردام ۲۸ نومبر :\nفرانسوی مجردی که در دالان استقبالیه داخل شد در پیشروی\nاز يك تار و برلین و که بنام و تیلیگراف ، موصول شده\nیک میز یک افسر را دید که در ینی سبزی در بر دارد و نقشه های\nطاهر میشود که از قاهره خبر رسیده که فوج انگلیزی مرکی را\nکثیری بر اطرافش هموارند. افسر مذکور در حال که خاتون\nکه از ، فیوم ... چرهاد، میرود به خندق های بسیار در از\nفرانسوی داخل دالان شد چنانچ، عادت جرمنیها است پایهای\nو شکر های توپخانه ها بسته است.\nاز یک تار این هم معلوم میشود که ۷۶ هزار عسکر عثمانی که\nانگلستان عذار است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1020, "text": "گزينه ١١ سال چهارم شماره ۱۰\n\nليميات : - قبل از عمليات وبعد از عمليات\nعبدالحميد نام شخصى كه دو نيم فوت روده اش را بريده\n\nورمه : - قبل از عمليات وبعد از عمليات"}
{"book": "adl0616", "page": 1021, "text": "صحیفه ۱۲\nسال چهارم\nشماره ۱۰\n\nخود را بهم متصل نموده برخاست و گفت « من سلام میرسانم. گوینده این الفاظ مگر خود امپراطور بود ، اگرچه در اول امر به خاتون فرانسوی در شناختن شان قدری دقت دست داد، ولی بعد ازان بکمال تعجب دید که ریش شان رسیده و غير مخلوق ، ورنك شان قدری زرد ، و سیمای شان بحیثیت مجموعی خود یا فوتو های شان که قبل ازین گرفته شده بود هیچ يک مشابهت و موافقت کلی بهم میرسانید . چون خاتون کمی دیگر هم بیشتر آمد به شتنش امر فرمود وسپس این چند سو ارابهم و بكمال تیزی خود بخود آزاد کرد که « فرانس بر خلاف ما چرا جنك کرد؟ » ولی آنکه بشنیدن جواب آن يك معطلی و توقف ورزند متصل سوال دیگر برخود عرض فرمود که «مگر شما نمیدانید که از همه اول فرانس اجتماع افواج کرده بود ؟ » و در تجاویش به آهسته کی بسوی حملهٔ بلجیم اشاره کرد . امپراطور از شنیدن لفظ بلجیم فهمیده گرفت که آنها همیشه حملهٔ بلجیم را بمن یاد دهانی کرده الزام میدهند .... کمی سخن مرا بشنوید! » و در بر سیاز ثبوت کلی این امر بما معلوم شد که در بین دولتهای انکار ، فرانس و بلحيم جنان يك معاهده بتكميل رسیده بود که از روی آن انگلیس و فرانس از راه بلجیم بر جرمن هجوم تواند کرد ، درینبار خاتون فرانسوی گفت که « حضور مرا عضو بفرمایند ؛ من برای اظهار ناراضی بر خلاف الزام مخبری که بمن راجع کردید، آمده در پیشگاه صاحب اجرای نفس از ان تهمت میکنم » . ولی امیر هیچ توجه نکرده و غير متأثرانه چنان وانمود که کویا نشنید و بيك لهجهٔ بسیار غصه آمیزی این کلمات را زبان راند که « من خیالی که در خصوص انگلستان خوب صورت شما پرورده ام اینست که او همیشه با هر کس غدر کرده ، و او عبارت از حیلهٔ مجسم است . اگر حالا من بخواهم ... او فردا برای بازی دادن و خراب\n\nساختن فرانس کار خواهد بست . حیف ! که شما هیچ خود تارا به آن درجه شهرت تاریخی خود که میبایست مستحق آنشوید رسانیده نتوانستید ، کمی فکر و ملاحظه کنید که حتی های خونخوار از اجزای فوج شما محسوب میشوند . در نجا خاتون فرانسوی بیکطريق مشکرانه گفت که « هر چند شکرهای سیاه ما خونخوارند ولی گاهی شنیده نشد که آنها با اطفال را بقتل رسانیده باشند و باربیران کهن سال ضعيف غير کرده باشند و یا مقابر را ویران و کلیسا ها را آتش داده باشند » . امير الطور بجواب این سخنان الزام نما فراغت نداشت بلکه این هم مشكوك و مشبوه است که « ایا این سخنان را شنید هم پانی ؟ زیرا نام بر همین وقت ، میجروان پالیسن ، در وازه دالان ملاقات رانیم باز کرد » . شهنشاه كمان آخرين ابن ملاقاترا به بسیار زودی گفت که « خوب ! برای من چنان معلوم میشود که بونها کدام انهامی وارد آمده است ، من شمار ا آزاد کردم ولی در ظاهر نمودن این سخنان که با شما گفتم استر و کم گونی را دریغ دارید » .\n\nجناب محمد ایوب خان\nاز خدمه حضوری اعلیحضرت همایونی که اشرف شاگردی اعلیحضرت در فن عکاسی سرفراز و ممتاز میباشند\n\n( جرمن در حرب حاضر )\n( سياره )\nيك مضمون شکار امریکائی هر « دلی تیلیگراف » مینویسد : که من وقتیکه از انگلستان عزیمت جر من را کردم من برين بك عقیده داشتم که جميع ملت جرمن سوگوار و مغموم خواهد بود . و تمام آبادی آنجا ازین يك بسيار دلشکسته شده باشند که عسکرهای آنها با دادن تلفات کثیر نیز بر حاصل کردن فتح فیصله کن در مقابل متحدین کامیاب نشدند . ولی چون من به « برلین » داخل شدم جميع خیالاتی که قبل ازین قایم کرده بودم کلی غلط ثابت شدند . من به احوال « برلین » قبل ازین هم واقف بودم و حالا چون مشاهده کردم در حالت طبیعی آن يك فرق بسيار کمی محسوس نمودم، اوتلها وطعامخانه ها کشاده اند و به بسیار درستی و انتظام مانند سابق در آنها سودا میشود على هذا القياس تياتروها و تماشا كاهها نيز برهمین منوالند."}
{"book": "adl0616", "page": 1022, "text": "۱۳۴\nسال چهارم\nشماره ۱۰\n\nالبته از همه بیشتر فرقی که دران مشاهده میشد آن بود که بر سر کها عدد كثير عسكرها بنظر بر میخوردند. من درین خصوص ها به کمال احتیاط تفتیش حال کردم که بعد از ان بمن معلوم شد که این جمعیت ۷۰۰۰۰ نفر سپاهی ، لاندو هير ، ( متطوع ) میباشد که عمرهای شان از ۳۰ قدری متجاوز است و در حال داخل عسکر کرده شده اند تا جائیکه من تحقیق کردم تا به این وقت یکی از انها هنوز شريك جنك نشده بودند. من پیش ازین در برلین کاهی اینقدر عدد عسکرها را ندیده بودم به سبب امریکائی بودنم جرمنها با من بيكوضع بسيار شريقانه و انسانیتکارانه پیش می آیند . محبوب القلوبی که در وقت امپراطور و ولیعهد را حاصلست در هیچ زمانه مثل آنرا نتوان یافت . واثر روحانی که درین وقت امپراطور بر رعایای خویش دارد نیز مثل آنرا کمتر توان دید. تا به حدیکه فرقه ، سوشلست های انتهای پسند و نیز مبارزان بروسیانی در کامیابی جنگ متحد و متفق شده اند. در جمعیت های مختلف جرمن دلچسپي جنك بطريق عمومی مشاهده میشود. و ازین یک مخاصمین را باید که بکلی مأیوس شوند که اهالی بویریا و یا ، سکسنیا ، و یا ، ورتمبرك ، میخواهند که خود را از زیر حکومت ، پروسیا ، آزاد سازند . در دلهای عمومی ملت جرمن این سخن راسخ گردیده که این جنك جيراً برانها کرده شده است و آنها در شهادت آن نامه ها ومکتوبهای سیاسی را پیش میکنند که فرانس با بلجیم در خصوص کشیدن فوج خود را از ان ملك يك مشوره کرده بود ولی برین واقعه مطلقا توجه نمیکنند که ازین قسم مشوره برای عساکر جرمن استحقاق تعرض بر بیطرفی بلجیم از چه چیز حاصل شد . آنها این را نیز بربریت خودشان یکدلیل میگیرند که پیشتر از اعلان جنك دسته بحرى انكریز مكمل فراهم آورده شده بود که برای جنك بكلی نیاز بود . و اینکه اگر ما در اول میدانستیم که جنك بالضرور واقع میشود البته ما بعضی چیزهای مایحتاجی که در ملک ما پیدا نمیشوند از پیش تدارک میکردیم نیز بر اثبات معصومیت و بیگناهی خودها استدلال میکنند .\n\nجوان من که قبل ازین شما آنها را دیده بودید دو نفر هلا و سومین را زخمی از میدان حرب آورده اند. من تنها بر همین یک افسوس میخورم که ای کاش من ۳ پسر دیگر هم میداشتم که آنها نیز بر حفاظت و حیثیت وطن خویش را فدا میساختند . . بینید شدت غیرت و علو همت را ] بیانات نامه نگار مذکور بسیار است که از باقی آن صرف نظر نموده در نجا بدرج کردن همینقدر اکتفا ورزیده شد .\n\n( سخنان هر رقم جنك )\n\nبر قیمت دریشی مکمل یک سپاهی جرمنی مبلغ ۲۷ پوند که معادل به ۸۱۰ روپیه شود صرف میشود .\n\nدر راه حمل و نقل و دیگر کارهای عسکر جرمن زیاد از یکصد موتر کار خدمت میکنند. این ها علاوه بر تریلها هستند .\n\nامپراطور جرمن حکم کرده است که هر جند سپاهیانی که بر تو بهای دشمن قابض کردند برانها في ۱ عدد توپ ۳۷ پوند بطريق انعام تقسیم خواهد شد .\n\nشهر بروکسلیز را حالا مستملكات جرمن باید دانست تا به حال هر قدر بچها که در شهر تولد یافته اند اسمهای شان در فهرست رعایای جرمنی ثبت کردیده است. [ بروکسلیز پایتخت قدیم حکومت بلجیم بود .]\n\nبر ساحل مشرق انگلستان بغرض تجارت شکار ماهی کرده میشد در یکدفعه از سبب جنك ٤٠ مليون ماهی کم گرفته شده ، در سال گذشته قريب ۱۰۳۶۰۰۰۰ ماهی بگیر آمده بود .\n\nماهیان از هرکس بیشتر در ین جنك فایده برداشتند . غیر از انکه شکار شوند شکارهای تازه گوشتهای چرب انسانها هم طعمه شان شده است ! ...]\n\nو همراو کول . نام كه يك رسام شهیر مناظر ولوحه های حربی است به حکم امپراطور جرمن در میدان رزمگاه مغربی برای تصویر نمودن هیئت ها و حال های جنگ رفته است . این مصور مشهور بفرض ساختن آثار پر جنگی در جنگ چینیان و ژاپانیان، و ترکان و یونانیان نیز رفته بود\n\nاجرای همدرد\n\nاخبار فواید آثار حقایق بار ( همدرد ) که همدرد اهل اسلام و هم نبرد تجاوز و تعرض کننده کان دین حضرت خیر الانام است ... که خیراً مدت ۲ هفته را در تعطیل كشيد بالآخر غيرت و همت افراد ملت خود جزای نقدی تدارک کرده بتاریخ ۲۹ دسمبر به تقسیم و نقد سخن با چهره فرحت بار خود دوباره زینت بخش عیون قارئین بطبع شعار خویش گردیده و :\n\n( باز آمدم که سجده آن خانه با کنم )\n( گر طاعتی قضا شده باشد ادا کنم )\n\nگفته کمر خدمت قوم و ملت چست بر میان همت بسته در عرصه ایفای وظیفه قومی ووطنی درآمد\n\n* سراج الاخبار افغانيه ، عموم برادران هندستان خود را در"}
{"book": "adl0616", "page": 1023, "text": "صحیفه ١٤ سال چهارم دائره ٩\n\n( معجون مركب )\nما اکثر ازین یک شکایت کرده ایم که سلسله خبرها از قیمی محکمه احتساب چنان بی ربط میشود که بهم آوردن و سر خوردن آن با یکدیگر و ازان اخذ نتیجه کردن قریباً غیر ممکن است . و از نسیب اکثر چنان واقع میشود که همان نقشه مخصوصه میدان رزمگاه را که ما یک صورت در دماغ خود تصویر نموده باشیم ناگاه از آمدن يك خبر متضاد بکلی تغیر یافته بصورت دیگر تحویل مییابد و هنوز آنهم كما حقه در فکر ما جایگیر شده نمیباشد که دوسه سطر دیگر روتر آمده اثر آن نیز محو و نابود میسازد فرضی که از این تماشای تصاویر متحرك يك معجون مرکبی می بر آید. خبرهای محصولی ذرایع جرمنی در داك لندن گاه گاهی بنظر ما میخورند آنها اکثر در مقابل خبرهای سرکاری و روتر قابل وثوق نمیباشند و اين يك مسئله نجیبی است که در خبرهای داك لندنى و روتر نه تنها اختلاف بلکه اگر یکی سپید باشد دیگر سیاه مینماید . و درين قدر اختلاف تفحص حقيقت يك كار عبث و بیهوده است . متعلق نقل و حرکت افواج رومی و ترکی در قفقاز همچنان حالت غیر یقینی با محال موجود است و در اول امر شنیدیم که عسکرهای روسی بکمال نیزی تا به ارض روم رسیدند مگر بعد ازان این سلسله بر هم خورد و تا یک مدتی خاموشی بود و پس از ان دفعتاً تار ۳۱ دسمبر پیتر و غراد از لندن شایع شد که برخلاف قشون عثماني معركة ساری کمیش جاریست ، و كه ، يك حصه از عساكر عثماني روادی اولاً از جمال فراهم کردیده و بر مقام اردهان پیشقدمی کرده اند. این خبر جدید گویا نقشه دماغی مارا که پیش ازین تصور نموده بودیم بکلی تغییر داد و به جای آنکه ما قشون روسی را در قربی ارض روم قرار داده بودیم حالا مجبور شدیم که بین یک معترف شویم که جنگ در خاک روس واقع شده .. ساری کمیش ، قریباً ۲۰ میل اندرون سرحد روسی میباشد . تار ۲ جنوري يك چيزك دیگری هم بران می افزاید که در قفقاز، روسیان برده در کوی که در قریبی ساری کمیش کاین است کله بازی کردند و ترکان در انجا مدافعت شدیدی نمودند .... بر اردهان جنگ جاریست . اگر چه تا به حال هيچيك چنانی خبری نرسیده بود که از ان معلوم میشد که عساکر عثمانی بر مقامات روسی قابض گردیده اند ولی ازین تار ضمناً چنان معلوم شد که در کوی ، در تصرف ترکان بود. و بنا بران آنها در نجا مدافعت روسیا را کرده بودند. اگر این اوراق پریشانرا انسان یکجا بکند پس از ان يك شکل عجیبی پیدا خواهد شد یکطرف خواهیم دید که روسیان تا به ارض روم رسیده اند و دیگر طرف ترکان را ۵۰ میل در سرحد روس تا به اردهان ، خواهیم یافت ازین اجزای متضاديك چنان مرکبی می بر آید که از درجه فهم وادراك ما يقيناً بلندتر است .\n\nتار ٤ جنوری باز تصدیق این امر را میکنند که جنگ در علاقه روسی واقع شده اگرچه ترکان در انجا پس پا کرده شده اند .\n\nچنین تشبتات انسانیتکارانه و جوانمردان که در اجرای دوباره (كذا) همدرد) و احیای بعدا لموت بکانه هواخواه خودشان، زمین دار . بکار برده اند نظر استحسان می بیند و از صمیم دل و جا دارد که حق سبحانه تعالی زیاده پر زیاده توفیق رفیق شان گرداند .\n\nهمدرد ٤ جنوری : ( مناسبات امريكة و انگلستان )\nيك معما .\nترک روتر به بمبئی يك تلگرافی داده است که نتیجه کدام تلگراف دیگر معلوم میشود که باو از لندن فرستاده شده تار مذکور از قرار ذیلست :\nلندن ۳۱ دسمبر : - سفیر امریکه در باب یک نوت دولت امریکا با سراد وارد کرای مذاکره کرد.\nبریس بوریو ، مظهر است که در مسأله گرفتن تحرير دولت امریکا، از طرف کورتملت انگلیزی هیچ مخالفت واقع نشد. ویلکه جواب آن بزودی بچنان طرز دوستانه به امریکا داده خواهد شد که در نوت دولت مذکور مضمر است .\nدر اخبارهای امروزینه ، نيورك ، بسیار رای زنها متعلق این نوت کرده شده اند . اخبار ، نيورك تایمز، مینویسد که هیچ يك اراده که منافی دوستی باشد یافته نمیشود و هیچ کدام لفظی که از ان تهدید مأخوذ و مطلوب باشد استعمال نشده .. تربیون . مینکارد که این یک مسئله است که به بسیار صفائی و درستی آنرا می باید کرد و بر خلاف آن بطریق دوستانه اظهار نارضائی و نا خوشنودی باید کرد .\n\n(كذا ) (کله باری بر بلغراد )\nچند جهاز جنکی اوستریا بروز سه شنبه از کنار دریای دينيوب ، دوباره بر قلعه و شهر، بلغراد، پایتخت سرویا گله بازی کردند .\n\n( كذا ) ( قبضة تركان بر کبدی )\nبرلين 9 دسمبر :\nاز خبرهای رسمی قسطنطنیه معلوم میشود که ترکان بر کبدی که ۱۲ میل دور تر بطرف مشرق با طوم است قابض کردیدند و کارخانه برق باطوم را نیز یکلی تباه و برباد کردند ..\n\n( كذا ) ( بلژیکیان در عثمانی )\nكوين هيك ٣ دسمبر :\nاز يك تار مخصوص، بر این ، معلوم میشود که در کورتخت جدید در دولت عثمانی این اعلان کرده شده که بارعایای بلژیکی در عثمانی چنان سلوکی کرده نشود مثلیکه بارعایای فرانسی روسی و انگلیزی کرده میشود بلکه بسببيكه در حال و بلژیک جرمن قابض کردیده از انرو با ایشان چنان سلوك مرعی باید داشت که با جرمنیان ملحوظ است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1024, "text": "حيفة ١٥\nسال چهارم\nشماره 4\n\nیک تارہ جنوری از مصدق این خیالست با آن تردید هم میکنند این مملکت را مضبوط ولی در حالت نفاق یافت و آنها را محتاج بی، روسیا نرا در اردهان و ماورای کوه قفقاز يك فتح مهمی وضعیف گذاشت، حقیقتاً برای هندستان و انگلستان ازین برتر حاصل شد که در ان ترکا را به بسیار پریشانی و سرا سیمکی شکست دیگر چه سختی خواهد بود که هندستان که بلحاظ کثرت نفوس داده شد. این کار پیتر و فراد است ولی در ان ذكريك اعلان تركي وعقيدتمندى بدرجة كافى مضبوط و محکم است در رفع کردن مشکلات ایز کرده شده که مضمون آن اینست که برار دهان بعد از يك و خطرات در برابر انگلستان شرکت ورزد و هر دو تحفظ اغراض معركة شديده قبضه کردیم. خود را نکنند. این الفاظ پر جوشیکه بر صداقت و واقعیت در این تار آخر الله کریتر و غراد این نیز بیان کرده شده مینی هستند که برین بك دلالت میکنند که وفاداری مسلمه است که و در قربی های ساری کمیش جنگ شدید جار بست و ترکانرا هندستانیها هنوز برای کور تمت كاملا قابل اعتبار نیست. والا نعمان کثیری رسیده است. هیچ وجه نیست که هندستانی ها از حقوق شهری های عام هم محروم نمانند. ولی حالا که برای کور تمنت بخوبی معلوم شده که از طرف وزیر هند خبرهای که برای و ایسرای آمده اندورانها وفاداری هندستانها تنها زبانی نیست بلکه عملی نیز هست و آنها نین الفاظ ذیل لایق خواندن میباشند یعنی ترکان در قفقاز دعوا برای اثبات آن در هر وقت و هي حال آماده اند وفي الواقع در یکنند که ماه اردهان، را گرفتیم. مکر از اعلان رو می چنان میدان جنگ برای برقرار داشتن عزت ووقعت تاج برطانيه وسرا معلوم میشود که، در اروز قریب اردهان هيچ يك معر که بوقوع زیر نشدن بيرق و يونين جيك سنيه سپر شده اند. لهذا يقين داریم نیامده بلکه در قربی، سارى كميش، جنگ خونريزى بظهور که این مطالبه تا به بسیار مدت ما را در انتظار نخواهد انداخت آمده است.. بهر صورت ما متجبریم که آیا محکمه خبر رسانی را و بلکه به بسیار زودی آن وقت خواهد رسید که یک بچه او رویی عجیب تهیم و یا که بر کوتاه نظری خودما يتالم ...... را و يك مرد ۵۰ ساله تجربه کر و قدار هندی ترجیح داده نخواهد شد.\n\nوکیل امرتسر : ( هندوستانیان چرا از سلاح محروم اند (1)\n\nسیاره ۱۱ جنوری : (امريكا ومكسيكو)\nاین يك سوالیست که در دل هر يك هندستانی در به وقت موجزن قریب یکسال گذشت که در مکسیکو شورش شدیدی بریا میباشد متعلق آن، میز ای پینسنت و در اخبار و نیواند با دی شده بود که بنایران دولت امریکا عسکرهای ری و بحری خود جود که مینوید قانون اسلحه بر دامن و فاداری مسلمه اهل هنديك را برای سرکوبی باغیان انجا سوق نموده بود. پس از ان خبر لكه خجالت آوریست و علاوه بر این معاون شیران و کر کان آمد که در منجنه باغیان یعنی حاكم مكسيكو مأخوذ شد و باز جلا و خصوصاً دزدان و جانی است، زیرا دهقان های غریب را دزدان وطن کردید و دوباره خبر رسید که در ان جا حسب المرام دولت غیر مسلح یافته بی باکانه بر آنها می افتند و بلکه در اکثر اوقات امريكا يك نائب الحكومة جديد مقرر شده است که او خاص خورزی هم میکنند، میز موصوفه پس از يك كمی بحث مینویسند عاصیان را بسرا رسانیده و دیگر انرا عفو نموده در تمام مملکت که این امر کم تعجب آور نیست كه يك بچه جارده پانزده ساله امن و امان قایم نمود. بهر صورت بروقت آغاز جنك اوروب اوروبی که یکی ناتجربه کار میباشد مسلح میکردد ، و يك هندستانی اگر بو روتر اعتماد کرده شود پس هیچ شورشی در مکسیکو ٥٠ و ٤٠ سالة العلیم يافته ، بارها امتحان و فاشعاری آن گرفته شده باقی نبود، ولی دفعتاً در پایونیر ، این خبر بنظر بر خورد که بك کاردی هم با خود گرفته نمیتواند تا در هنگام مجبوریت به دولت امریکا به جنرال وبلاء حاكم مكسيكو اولتیماتوم فرستاده آن حفظ جان خود را بتواند. بر همین موضوع بحث کرده میر است. درین هیچ شبهه نیست که جنگ او روپ برای خبرهای مجلس و اندین نیشنل كانكريس ، به يك لهجه بسیار پر حسرتی حیرت انگیز و دور از قیاس خود نظیری ندارد ولی این معامله گفت که ، اینچنین حقوق مانند اسلحه داشتن، و در فوج عهده را بظاهر با جنگ او رو روپ از هیچ طرف هیچ مناسبت و تعلق یافتن و برای تحفظ ملکی خود را بطريق عسکر تقدیم نمودن و از نیست ۱۰ کر دولت های جماهیر متفقه نیز و مکسیکو در دول اوروپ قبیل اینها تابکی هنوز به هندستانیها داده نشود و تابکی هندستان محسوب میشدند پس چنانچه ما این خبرها را قبول میکنیم که با نسمه های اب اس انگلستان بسته بوده به زانو خواهد رفت. حالا و روسيها بك فوج كامل تركانرا باجترال آن اسیر نمودند ، و ياه دو وقت آن رسیده که او به خاطر خود و انگلستان بیا ایستادن را بیاموزد و پلان مکمل اوستریائی مسلم در دست روسیان افتادند، و با این که برای هندستان و انگلستان ازین افسوسناک تر دیگر چه خواهد یگر رمنت لوره ایطالی در زیر ریاست و جنرال در بیالدی ، در بود که مانند و رومه الكبری، در اثنای کدام خطره عظیم ، فرانس از طرف دولهای متحده داد شجاعت داد ، البته این انگلستان برين بك مجبور شود که هندستا را برای شکار شدن حکومت ۱۵۰ ساله را نیز مانند آنها بی چون و چرا قبول میکردیم . ولی چنانکه تفرقه با همی و حمله های خارجی بگذارد. متعلق حکومت ۱۵۰ ساله گفتیم که امریکا را تا به اینوقت ما هنوز ملك عجايبات نميدانيم انگلستان بر هندستان این رأی چگونه قرار توان داد که او مردم"}
{"book": "adl0616", "page": 1025, "text": "حصه ١٦\nسال چهارم\n\nزيرا تا به سال او طرفدارى يکى از محاربين را نکرده است که از اقطب تا اکنون در جنگ او روپ داخل و شامل نگرديده . ازين بيان اگرچه مراد ما اين نيست که ، گرفتار شدن کامل يک فوج ترکى باجنرال آن ، و يا ، اسير شدن دو پلتن مکمل اوستريائى و يا ، شريك جنگ شدن يك رزمنت ايطالى ، غير ممکن و دور از قياس است ولى با آن در مسئله ، التى ماتوم امريکا به مکسیکو ، براى ما اينقدر حيرت بى اختيار دست ميدهد که در ما بين دولت جماهير متفقه وجنرال ويلا حاکم مکسیکو چه وقت و بر کدام سخن ناساز کارى واقع شد و اين کدام معامله که بود اينقدر طول کشيد که بالآخر دولت امريکا به اولتى ماتوم دادن خود را مجبور ديد ؟ .\n\n( خواهر ايمدان در رودبار انگلستان )\nدر يتوق تنها در رودبار انگلستان يك كشتى تحت البحر جرمن چنان يك شور و شرى برپا ساخته که اگر بزودى چاره آن کرده نشود عنقريب مانند « ايمدن » کسب شهرت فوق العاده خواهد کرد . در چند روز گذشته دو جهاز انگليزى يکى ميلاشيت نام که زغال گرفته به « هيور » و ديگرى « برايماوو » که آنهم زغال برداشته به « هروئين » ميرفت در قربى سواحل فرانس غرق کرده شدند . و از سببیکه در هر دو جهاز مسئله تحفظ مسافران بيطرف ملحوظ گرديده بود از ارو اين نتيجه مأخوذ ميگردد که در هر دوجا همين يك تحت البحر سر انجام مقصد نموده بود . معلوم ميشود که اين تحت البحر از رقم بزرگترين بوده است . و در اصل چنان تورپيدو شبکه در زير آب نيز از ان حصول مطلب ميتوان کرد خالى ميتوانست . براى سوار شدن افسران و ملاحان هر دو جهاز بر کشتى هاى خورد ، ده دقيقه مهلت داده شد . و چون کشتى هاى مذکور تا به يکحدى دور رفتند آنوقت جهاز دشمن بر جهازهاى تجارى کامارى کرد تا زمانيکه آنها را يکى در زير آب نشاند . و پس ازان کشتى تحت البحر غايب گشت ، و ملاحان انگليزى عزيمت ساحل فرانس را کردند . اولتر عملهٔ « ميلاشيت » رسيده سر گذشت خود را بيان کرد و بعد از چند روز کشتى که بران عملهٔ « برايماو » بود ٣٠ ميل دورتر در شمال مغرب بمقام « فيکامب » رسيد ، و چون آنها نيز ماجراى خود را بيان نمودند . پس کشتيهاى تباه کن فرانسوى در تعقيب کشتى تحت البحر جرمن بر آمدند ولى بالآخر چنان معلوم شد که بر بدست آوردن مطلوب خود کامياب نيامدند . مسئله دور کردن و طرد ساختن کشتيهاى تحت البحر جرمن را از رودبار انگلستان براى محکمهٔ مجربه از جميع مسايل ديگر فراختر و اوليتر ديده ميشود . زيرا اگر اين مسئله بزودى حل کرده نشود عيناً که ذرايع رفت و آمد ما بين انگلستان و فرانس مسدود خواهند شد . و از همه بيشتر مرکز اين کشتيها را که اينها از انجا اخذ ذخيره ميکنند بايد يافت و بهر کيفيت راه رفت و آمد ان کشتيها را معلوم بايد کرد تا راه بر ايشان بسته شود . با آنکه\n\nعدد کشتيهاى تحت البحر انگليزى و قرانى از عدد تحت البحرهاى جرمن بيشتر و افزونتر است ولى اين يک را اعتراف بايد کرد که جرمنيها تا به حال از تحت البحرهاى خودشان به بسيار درستى کار گرفته توانسته اند . در حرب حاضر مسئله کشتيهاى تحت البحر بس نا گوار افتاده است . فرانسوى ها ازين يك بخبر که يکچنان زمانهٔ در پيشروى شان آمدنى است که آنه ساخته شده دست خودشان که نه تنها بر خلاف حقيقاتش بلکه در مقابل خودش نيز استعمال کرده شود . اين کشتى زير بحر را ايجاد کردند .\n(كذا)\n\n(خليف جديد جرمن )\nلندن ١٠ دسيمبر :\nنامه نگار « ديلى کرانيکل » مقيم بيل رقطراز است که بقول اخباره برلينز تا تخيلات ، چين ميخواهد که حليف جرمن بشود . فى شبهه که اين همه از اثر پوشيده کار گذارهاى خفيه امپراطور جرمن است .\n\nپشاور ديلى نيوز :\n( باعث غرقان جهاز فارميدبل )\nلندن ٨ جنورى\nدر « دار الامرا » لارد کريو گفت که اين رأى قطعى است که جهاز « فارميدبيل » را از يك كشتى تحت البحر دو نورپيدو رسيده غرق کرده شد . و اين را نيز بيان کرد که کيطان جهاز مذکور ديگر جهاز را تار داد که « هشداره اينجا نزديک نشوى که خطرهٔ نور پيدو موجود است و اين کار در تاريخ بحرى ما قابل يادگار است » نمره هاى مسرت ؟!!!\n( كذا )\n\n( بيان جرمن در خصوص غرق شدن فارميدبيل )\nلندن ٧ جنورى :\nبقول اخبارهای جرمن يک کشتى تحت البحر جرمن بذريعه تلگراف بيسيم خبرداده است که جهاز « فارميدپيل » را اغراق نموده است . جهازهاى انگليزى او را تعاقب کردند ولى نا کام شدند .\nكذا\n\n( اعلان غرق شدن دو جهاز )\nلندن ٨ جنورى\nامروز اعلان کرده شده که دو جهاز و يک ترانر و جهاز خورده انگليزى در بحر شمال ياسرتك مصادمه نموده غرق گرديدند که ٢٥ نفر آن غرق وباقى اکثر مفقود الخبريد اااه .\n\nدر چاپخانهٔ حروف دارالسلطنه کابل طبع گرديد\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1026, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | یازده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشند با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کادار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید كه بيك رقعه بمدير و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید، هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسودا گرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قران يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درين ورق وقايه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قران یعنی نیم روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اينچ — ٤ — سوت ) میباشد. هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری سنار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1027, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم\n\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهائی یابیم ممکن نشد لهذا با ڈاکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده با ڈاکخانه مشار اليه تقسيم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده حيث خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فرداً فرداً بواسطه آدمهای ڈاکخانه بخود شان میرسد .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد ؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره مو جود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز مردهی سخی و از مردمی سخی مجلد\nروضه حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشند از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار الفغانیه مخابره کنند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1028, "text": "شماره ١١ سراج الاخبار افغانستان ١٣٢٩ سال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nصنایع داخلیه ( صنایع پروریهای ذات اعلیحضرت شاهانه\nحوادث داخلیه ( ترقی در مناسب — تصحیح يك خبر از هرات — مكتوب از دفتر ايشيك آقاسى ملكى — ايضاً مكتوب — ولادت نجيبه —\nادبیات ( تشويق علم وهنر كلام راقم\nعلوم وفنون ( جغرافيه نفسيات جمعيات بشريه حالات ثلاثه\nحوادث خارجیه اجمال احوال — ترجمۀ اخبارهای از دو و اخبارات شاستری — خواب ارام جرمن — سخن های دلچسپ جنك حمله های جرمن وساحل انگلستان — بحريه بريطانيا آرزومند است — سیر دستۀ انگلیز — خوف از کشتیهای تحت البحر جرمن — جرمها را ممانعت کردن محال است — اهمیت تاریخی کیلی ودنكرك — مكتوب يك توپ چی — حمله جرمن بود — چسان فرصت دست میدهد؟ — درید ناوت حمله اور جرمن — امکان حمله جرمن — سبب تاخت جرمن — تعجب نباید کرد — جرمنها بیرون بر آمده میتوانند — انواع کرد و ازور های جرمن — جرمن خواهش مند طریقۀ جارحانه — ما را به قسم جهاز در کار است — دسیسه های حربیه جرمن — سلوك نيك حكومت استریا با اسیران هند برای خطره آینده نیاز بودن لازم است — ریل شهر سویز — افکار عباس حلمی پادشاه خدیو — جراید آیر لاند در حرب حاضر — ترکان کاسکها را شکست دادند — قبضۀ عثمانی در تبریز — يك زلزله مهیب در ایطالیا — عدد تلفات — کلیساها نیز سلامت نماندند — خبرهای جدید متعلق زلزله — طیارهای جرمن در فرانس — عثمانی و بلغار — عثمانی ومصر — فوج نو عمر جرمن — غرقاب يك جهاز انگلیزی و سه جهاز فرانسوی — جنك جبار خانه ترکان — استیصال یونانیان در آسیای صغرا — ردنكرك دوباره بم افکنده شد — شريف پاشا و فرانس — تبلیغ اسلام در لندن\nتصاویر از مناظر استانبول ذات اعلیحضرت سلطان المعظم برای نماز جمعه بجامع شریف — از مناظر استانبول چشمۀ سلسبیل سلطان احمد — از مناظر استانبول غلطه نام بازار استانبول — از مناظر استانبول سفارت خانه دولت بريطانيا —"}
{"book": "adl0616", "page": 1029, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پیشینه بافی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فونه مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسند\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پيسه زیاده شد\nرقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nقیمت | تا حال ساخته نشده | ۲ روپیه ۱۱ پيسه | ۲ روپیه ۹ پيسه | ۱ روپیه ۱۸ پيسه | ۱ روپیه ۹ پيسه | ۱ روپیه ۱۸ پيسه | ۱ روپیه ۱۰ پيسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پيسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پيسه\n\n(۲) جراب ها ◈ ۳ ◈ تکمه های جرمی محراب و منبردار\nرقم | تکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پيسه | ۴۵ پيسه | ۳۶ پيسه | ۱ روپیه ۴۰ پيسه | ۱ روپیه ۱۰ پيسه | ۵۰ پيسه\n\n(٤) وره های جدید ساخت\nرقم | زه باف تانبه دو گز مده ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پيسه | ۹ روپیه و ۲۴ پيسه | ۸ روپیه و ۴۲ پيسه | ۶ روپیه و ۱۱ پيسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ۶ روپیه و ۸۹ پيسه | ۶ روپیه و ۴۶ پيسه | ۸ روپیه و ۲۳ پيسه | ۴ روپیه و ۱۳ پيسه\nرقم | قبضه ریخی کليت مرة توپخانه | قبضه کليت نقره از چرم سه لايه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کليت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ۵۵ پيسه | ۶ روپیه و ۵۷ پيسه | ۵ روپیه و ۹ پيسه | ۵ روپیه و ۵۴ پيسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف ميانه چوب بيت زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ۴ روپیه و ۱۰۵ پيسه | ۵ روپیه و ۸۹ پيسه | ۴ روپیه و ۵۸ پيسه | ۵ روپیه و ۸ پيسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه نامی برنجی کليت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كجك دار | چرم باف ما بین بيت يك اسپه\nقیمت | ۴ روپیه و ۱۹۹ پيسه | ۴ روپیه و ۱۰۵ پيسه | ۴ روپیه و ۶۸ پيسه | ۸ روپیه و ۱۲ پيسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل نافرنان | گل پرپینه | گل جیرین\nقیمت | ۵ روپیه و ۳۹ پيسه | ۶ روپیه و ۷ پيسه | ۵ روپیه و ۳۶ پيسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | گل باسمن | گل لکشن | جانیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ۴۵ پيسه | ۶ روپیه و ۵۸ پيسه | ۵ روپیه و ۳۸ پيسه | ۶ روپیه و ۳ پيسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۶ روپیه و ۳۵ پيسه | ۷ روپیه و ۱۲ پيسه | ۶ روپیه و ۵۴ پيسه | ۶ روپیه و ۵۴ پيسه\n\n﴿ المشتهر ﴾\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کپتان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1030, "text": "صحیفه (۱) سال چهارم شماره (۱۱)\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داك ١٤ روپیه کابل\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکپایسی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و مؤسس\nمحمود طرزی\nالاداره و المطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنه (كابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۰ ربیع الاول سنه ۱۳۳۳ تاریخ شمسی ۱۱ دلو ۱۲۹۳ تاریخ انگریزی ۳۱ جنوری\n\nصنایع داخلیه\nو صنایع پروریهای ذات اعلیحضرت شاهانه در خصوص ترقی صنایع داخلیه و استفاده از آن تا بحال بار بار تحت بحث و بیان رانده ایم، و از هر در و هر رهگذر درین باب حرف زده ایم. درین شماره خود میخواهیم عواطف برادران وطن عزیز خود را بسوی فواید و منافع صنایع وطنیه نموده تشویق و ترغیب دهیم که تا ممکن باشد: « بکهنه خود بسازند که نو مردم گرانست ». قارئین کرام و برادران ذوی الاحترام ما البته اعلان بعضی مصنوعات ماشینخانه مبارکه دار السلطنه کابل را در شماره سابقه ملاحظه و مطالعه فرموده باشند. و هیچ شبهه نیست که هر صاحب وجدان وطن دوست از خواندن آن اعلان يك مسرت بی اندازه در دل خود حس کرده خواهد بود. اگرچه اعلان مذکور بر حوایج مایحتاج کلی بسیاری محتوی نیست، ولی باز هم مسئله پوشاك را که از مهمترین حوایج ضروریه میباشد در بر گرفته است. قماشهایی که از فابريك پشمینه بافی بسایه توجهات ترقی آیات اعلیحضرت پادشاه مراحم اکتفا بروی کار آمده است، خواه از جهت خوبی و متانت، و خواه از جهت داشت داری و ظرافت بر بسیاری از قماشهایی که از خارج می آید برتری و تفوق میکند. و چون ارزانی قیمت آن هم در پیش نظر گرفته شود، و باز هم انسان از خریدن و پوشیدن آن صرفنظر کرده به قماشهای بی بنیاد گران قیمت خارج عرض احتیاج ورزد الحق که ظلم و بی انصافی بزرگی شمرده میشود. بنا بر این، یکبار اینجسته را هم بنظر باريك بين دقت ملاحظه کنیم که این قماشهائیکه در فابريك پشمینه بافی دار السلطنه کابل\n\nساخته شده و در معرض استفاده درآمده است. پشم آن از همان حیواناتی حاصل آمده که در خاك پاك وطن عزیز خود ما پرورش یافته است، در مرعاها و چزار ها و دشتها و کپه های همین خاك پاك چرا نموده، و از شینه ها و دره ها و چشمه سارهای همین خاك پاك صفاناك آشامیده، و در آغلها و غزدیها و زمینهای همین وطن آسودگی مأمن آرامیده، و پشم شان با قیچیهای مخترعه عجیبه خود اهل وطن بریده شده، بدستهای مالداران وطن جمع آمده، بر پشت شتران وطن بار شده بماشینخانه وطن رسیده، و از طرف عمله و کاربگران وطنی شسته شده، رفته شده. با آلات و ادوات ماشینهای فابريك وطن در خود وطن بدست اولاد وطن رشته شده. بافته شده ساخته شده است. آیا کسیکه دعوی وطن دوستی کند، وقماش خارج وطن را بر چنین قماش اصلی وطن ترجیح دهد در محکمه عالیه سلطان عظیم الشان، وجدان، بجزای خجالت و شرمساری محکوم نخواهد گردید؟ البته خواهد گردید! معنای حقیقی وطن دوستی همین است که انسان خاك روبه وطن خود را بر زر مبنای دیگران شرفتر بداند! خاشاك وطن خود را از کافور و صندل خارج برتر شناسد! کرباس وطن خود را از اطلس و دیبای غیر بهتر بداند! اگرچه در حقیقت همچنین نباشد، ولی چون یکبار در دل و حواس اهل وطن همچنین يك اعتقاد و اعتمادی درباره وطنش راسخ شود: هیچ شبهه نیست که همان جاذبه کشش حب وطن رگ های غیرت، و پی های حمیت شانرا بحرکت بجلی آسایی در آورده، و سعی و همت، دو چرخ موتور فعالیت شان گردیده، و اتحاد ملیه و اخلاق حسنه انجن حرکت شان شده خاك روبه خود را به زر مبنا، و کرباس خود را به اطلس و دیبا تحویل خواهند داد."}
{"book": "adl0616", "page": 1031, "text": "شماره ۱۱\nصحیفه ۲\nسال چهارم\nآیا به این یک پی برده باشیم که ذات شوكتمان بادشاء ترقیخواه آن عاجز است. زیرا هر ملکی که صنایع آن ترقی کند ثروت\nمقدس ما اعلی حضرت ، سراج الملة والدين، از اوقات قیمت دار سعادت، تجارت آن نیز ترقی میکند، و غیر ازین دلیل کوششمندی\nشاهانه شان در هفته دو روز بایک روز را چرا منحصر به تشریف و غیرت و حمیت آن ملت نیز شمرده میشود. مار است که دعای\nفرمانی ماشین خانه فرموده به نفس نفیس ملوکانه در راه ترقی صنایع دوام عمر و اقبال وشوكت واجلال اعلیحضرت پادشاه تکوین آمال\nو تشویق و ترغیب اهل کار آن همت جهانقیمت منعمانه را صرف خود ما را ورد زبان صداقت ساخته از درگاه خلاق عظیم الشان\nمیفرمایند و هیچ شبهه نباید کرد که این نیست مگر از کمال مرحمت جلت عظمته نیاز و تضرع نما تیم که وطن مقدس ما را از شر دشمنان\nپروری که در باره ملت و وطن شاهانه شان دارند. بلی ذات دین محفوظ و مصون دارد آمین .\nاعلیحضرت بادشاه دل آگاه ما بكانه دوستدار حقیق وطن خود\nهستند، بكانه ترقیخواه جدی ملت خود هستند، دایما در باب\nرقى و سعادت ملت و وطن شاهانه شان جدوجهد دارند. ازین\nاست که فابريك تماش باقی را تاسیس فرمودند ، وبعون الله تعالى\nانواع قماشها از ان فابريك بكمال کامیایی بروی کار آمده احتیاج\nپوشاک اهالی را تأمین فرمودند .\n\nپس چون ایمسئله راهم بر ملاحظات سابقه خود علاوه کنیم خود\nما را بايد برین بك وجدانا مجبور بیایم که تا میتوانیم من خود را\nبهمین قماشهای وطنی خود بپوشانیم . تا هم بوطن خود ابراز\nمحبت کرده باشیم . و هم به امال مقدمه بادشاه خود پیروی کرده\nباشیم، و هم ثواب معنوی از ان حاصل کرده باشیم .\nسبحان الله ! چقدر فخر و مروری برای ما حاصل خواهد\nشد که چون بیای خود نظر کنیم جراب و بوت یا موزه وطنى ما\nخود را به بینیم ، چون پدریشی خود به بینیم آن خود را با ماشهای\nوطنی خود پوشیده بایم. چون پسر خود نظر کنیم کلاه وطنی\nخود ر ایسر بینیم، هرگاه براسپی با عرابة سوار باشيم قجين وكرورة\nوطنی خود را بدست كيريم. حتى زين والجام وجوت وغیره آنرا\nهم از معمولات وطنی خود بیایم پلی بسايه ترقیا نواية اعليحضرت\nپادشاهی کار خانه چرم سازی دار السلطنه کابل نیز بدرجه رسیده\nاست که هر نوع بوت و موزه و گیتس و زین و براق و لوازمات عسکریه\nرا از پوست حیوانات خود وطن به بسیار خوبی و صفاتی که بهیچ\nچیزی از معمولات اور و پی یا کم نمی آرد با که در آقان صنعت و داشتداری\nبار بار از انگونه اشیای خارجی برتری دارد. حتی در بنوقتها عن\nه قادر بخش خانه که مامور کارخانه : مذکور است بر اختراع بعضی\nضروريات عسکر به مانند بستره بندی که عسکر در وقت سفر\nگر پشت می بندند، و بعضی خیمه های بسیار مفید خفيف وكم حجمی\nکه کم نقلت و بسیار منفعت است نیز کامیاب آمده است که انشاءاله\nبعد ازین در ذیل بیانات و کار خانه چرمکری ، ازان مفصلاً\nبحث خواهیم راند .\nوالحاصل بنظر بسیار شكران ودیده امتنان می بینیم که الحمد لله\nثم الحمد لله وطن عزیز مقدس ما افغانستان سایه ترقیا نواية اعليحضت\nبادشاء ترفیعواء محبوب القلوب ما يوماً فيوماً در شهراه ترقى و تقدم\nدر پیش رفتنفست ، على الخصوص ترقی صنایع داخلی از چنان منابع\nروت و سعادت ملک و ملت شمرده میشود که افراد وطن از شکران\n\nجواد داخليه\n\nاز دفتر ایشیک آقاسی نظامی به اداره رسیده است.\n(ترق در مناصب)\n\nاز حضور مبارك اعليحضرت والا بتاريخ ۲۱ ماه ربيع الثاني\nسنه ۱۳۳۳ بمناصب نجنفر ذیل ترقی داده شده در فرازی یافته اند\nبدینمو جب\n\nعاليجاء عنن همراه عبد العزيز خان برکه عند كو توالى بمنصب رفیعیه\nجرنیلی سرفراز کردیده مقرر افواج قندهار کردیدند و عبد الوکیل\nخان برکه آنجا واپس بدار السلطنه کابل از حضور طلب شد\n\nما يجاه امیر محمد خان کرنیل منزلی من عند دار السلطنه بمنصب\nبر کدی سرفراز کردیده مقرر افواج قلات کردید و محمد صدیق خان\nبرند نیز طلب حضو رشد\n\nعبد الغني خان سراوس پسر عبد العزيز خان بكندك نورزان\nقندهار عوض كمبود کریل - کرنیل مقرر شد\n\nعطاء الحق خان سراوس پر خواجه جان صاحبزاده عوض\nامیر محمد خان کرنیل که جدید قلات مقرر شده بكنندك منزلى من\nغند دار السلطنه كرئيل مقرر گردید\n\nنور محمد خان پسر عبد الوکیل خان نائب الأرمرحوم بكنندك عراقي\nتمند مقیمه قندهار عوض کمبود کرنیل - کرئیل مقرر شد\n\nتصبح يك خبر از هرات\n\nدر شماره ۶ سال چهارم سراج الاخبار افغانيه يك تحروات\nواقعه نگار دازنگی را درج کرده بودیم که خلاصه ما که آن از\nقرار ذیل بوده موازی شدهند خانه از محال دازنگی که در\nزمان سابق قرار شده طرف مشهد مقدس رفته بودند. بودند در تاریخ\n۲۹ رمضان همان ششصد خانه بواسطه دو بهره سوار رساله که\nنائب الحكومة مرات به جهت محافظت همراه شان مقرر کرده بود\nدر علاقه دازنگی واپس رسیدند ... در ینوقت از هرات رای\nما مینویسند که حقیقت همچنین نیست که واقعه تکارد از نیکی نوشته است.\nبلکه این مسئله از قرار ذیل باید تصحیح شود : و ششصد خانوار"}
{"book": "adl0616", "page": 1032, "text": "صحیفه ۳\nسال چهارم\n\nمذکور از تعدیات و پیغوری حاکم های آنجا در توقها فرار را اختیار کرده مجموعاً از راه هرات اراده مشهد و علاقه ایران را داشتند. و چون نائب الحکومه هرات را از رسیدن شان به هرات آگاهی حاصل شد سرحد دارانرا اطلاع دادند که آنها را از سرحد نگذارند که بگذرند. سپس آنها را نزد خود خواسته همه شانرا نصیحت و تسلی و نوازش فرمودند ایشان بجز از ظلم و بیغوری کارداران دایزنگی دیگر شکایتی نداشتند. لهذا نائب الحکومه آنها را خاطر جمعی داده باد و بهره ملازم رساله عازم خانه و علاقه شان نمودند . چون تحریرات واقعه نگار دایزنگی سراسر از حقیقت دور بود اصل حقیقت را نوشتم فقط سراج الاخبار افغانیه : . اللهم اصلح ولاة امورنا ، آمين .\n\n( از دفتر ایشيك آقاسی ملکی )\n\nمورخه ۱۱ ماه ربیع الاول سنه ۱۳۳۳\nعالیجاه عبدالرحمن خان حاکم قراء تحریر داشته است که قبل برین مسموع شد که از طائفه تیموری سکنه قریه خواف فراه محمد کل نام ولد جمعه کل شخصی است که بسن بیست و سه ساله گی رسیده در ضخامت جثه وطول قامت وزور قوت هیچکس باو مانند و برابر نمیباشد - از خدمت کار دولت نامبرده را بدربار حکومتی فراه خواسته مشاهده نمودم فی الواقع تعریف و توصیفی که درشان او شنیده بودم مقرون بصدق آمد چنانچه هر فردی از مردم اینولا که در قامت بلند ترین افراد و عظم جثه قوی ترین اجساد بود همراه او مقابله شد در جنب او بسیار حقیر و قصیر می نمود . چون پیکر مهیب و هیکل عجیب او از غرائب روز کار می نمود لازم دانسته کیفیت ضخامت جد و طول قامت او را مرقوم نمودم -\n\nاز دفتر ايشيك آقاسی ملکی\n\nحاجی شیر دل خان حاکم چخانسور نوشته است که در این روزها جانوری مشهور بموش خرما و راسو ظاهر گردیده بعضی اشخاص را گزیده چهل روز بعد و کمتر از ان بمرض داء الکلب گرفتار گردیده دیوانه شده اند و تا حال موازی ده نفر بمرض مذکور فوت شده اند و بعضی حیوانات را که جانور مذکور گزیده است نیز دیوانه شده\n\n( ولادت عجيبه )\n\nاز قرار خبریکه بمحکمه اطلاعات در ظهور کیفیت عجیبه رسیده چنین است از زوجه شیرو نام المقاتی ساکی چهار باغ المقان سه نفر فرزند تولد گشته که دو نفر آن پسر و یکنفر آن دختر میباشد زهی قدرت حضرت خالق بیچون جل مجده -\n\n~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~\n\nشماره ۱۱\n\nادبیات\n\nتشويق بتعليم وهنر و گریز بمدح پادشاه معرفت پرور اثر خامه عجز ختامه ناظم آئم المتخلص براقم که یکی از خوانندگان روز نامه مقدسه سراج الاخبار افغانیه است\nای مسلمانان کنون وقت تن آسانی گذشت\nزود بشتابید کا یام گران جانی گذشت\nعالمی در هر طرف مصروف علمندو هنر\nحیف عمری کو به بیعلمی و نادانی گذشت\nگشته طوفان خیز هر جا جو تشنهٔ علم و کمال\nتا که موجش از تلاطمهای عمانی گذشت\nصنعت و حرفت بهر سو همچو دریا موج زن\nآنچنان کاو سافت از حد سخندانی گذشت\nاهل علم از جمله اشیای جهان زر میکنند\nوقت اکسیر آوری و کیمیا دانی گذشت\nآب و آتش جمع و زانها برق حاصل کرده اند\nبنگرش ظاهر به شرحش از قلمرانی گذشت\nسیم آهن تار برقی گشت و آمد در سخن\nتیلفون شد تا از او آواز انسانی گذشت\nتلگراف برق می آرد خبر از غرب و شرق\nنکته اش از یکجهان قالب مجزائی گذشت\nمن چگویم برق را کاندر چراغ افروختن\nزینت و زیبا بیش از هر چه میدانی گذشت\nدر سرائی گر فروغی باشد از برق چراغ\nظلمت شب گویا چون روز نورانی گذشت\nاز بخار آب و آتش ریل و مو ترشد روان\nبا چنان سرعت که از مرغان طیرانی گذشت\nریل در یکدم جهانی را بملکی می برد\nبگذر از اشتر که هنگام شتر بانی گذشت\nصد جهاز همچو کوهی را برد چون برگ کاه\nدر جهاز از بحر اعظم هر بیا بانی گذشت\nهر جهازی با چنین عظمت و تاثیر بخار\nتا نظر بکشانی از صد موج طوفانی گذشت\nتار پیدو موشك دفع جهاز مدعی است\nزیر آب از برق دارد رو به پنهانی گذشت\nنقب دریائی دگر چیز است در بحر محیط\nآنهم از برق است و نتوان زو بآسانی گذشت\nهر دو را یکجز و از برق است و جزوی دانمایت\nهست بارودی و اسمش اینکه میخوانی گذشت\nخاصه اکنون گر جهازات هوایی دم زنند\nکار انسان ایندم از رشك پرافشانی گذشت"}
{"book": "adl0616", "page": 1033, "text": "صحیفه ٤ سال چهارم شماره ۱۱\n\nعالمی اندر هوا ملكي بملکی میروند سوزن غیر از نباشد جامه نبود ترا\nزانکه پرواز جهازات از پریشانی گذشت پس بیاید روز و شب عمرت بعریانی گذشت\nبا جهازات هوا صد کار چنگی می کنند ای برادر چند به مهملات زیستن\nآنچنان گر صد مقشر با فوج نتوانی گذشت فکر کاری کن که از وی هیچ نتوانی گذشت\nکردش ماشین هزاران در هزار است از نژاد زندگی هر گز نمی ارزد بهیچ\nچنانچه اسباب معاش است از فراوانی گذشت الخوش العمر یکه اندر سعی ایمانی گذشت\nقوت ماشين بهر جا کوه را سوراخ کرد هر که کرده در پی علم و کمالات جدید\nتا که ریل و موتر و مردم بآسانی گذشت نیست انصاف آنکه کوئی کز مسلمانی گذشت\nاختراعاتیکه اکنون در جهان دارد رواج مر گرفتاران عالم را ازین ره چاره نیست\nاز هزاران یک درین نظمیکه میخوانی گذشت غیرازان کو در حیات از عالم فانی گذشت\nجمله اینها نه افسون و به خرق عادت است گرچه در عصر شد عاقل امیر با خرد\nبلکه چیزی هست کاندر فکر انسانی گذشت حالت این مملک از یم و یرانی گذشت\nفي المثل چون زرگری سازد یکی انگشتری خسرو عادل شه با دل خدیو دین پناه\nدر خیال دیگری بهتر نگین شانی گذشت آنکه عمرش روزوشب در سعی عمرانی گذشت\nآنچه بود اندر خیالش نيك ظاهر کرد و ساخت هر طرف از منبع فیضان او نهری روان\nآنچنان کز درک او اول بچندانی گذشت کشت و آبش تشنگان را زاب حیوانی گذشت\nثالثی چون دید فکری کرد و سعی بر کماشت هر کجا نهر عظیمی سد راه خلق بود\nدر نکوئی فکر شخص ثالث از ثانی گذشت نهرها بل یافت تا مردم بآسانی گذشت\nهمچنین ای جان بهر کاری اگر فکری کنی در ترقیات ملک از موتر و ماشین و برق\nبا علو همت از هر کی بتوان گذشت کرد موجود آنچه در فکر جهانیانی گذشت\nقوت اسلام را ای زمره اسلا میان راههای پر ماشینش در همه اعضای ملک\nمستعد باشید کز حد کفر ظلمانی گذشت چون شرائین و عروق جسم انسانی گذشت\nدر جراید خوانده باشید اینکه چندی پیش ازین از فیوضاتش می روید ماشین خانها\nتا چه حد ظلم عدو بر ترك عثمانی گذشت کز بیانش خامه بالتحریر حیرانی گذشت\nمن چگویم زان ستمهای که از اهل صلیب کار اقسام تفك و توپ و اسباب معاش\nتا کدامین حد چهار حزب قرآن گذشت آنچه ماشین خانه را هست از فراوانی گذشت\nليك غافل بود از آثار اسم منتقم پادشاهی کاندرین ملک از شهان ماسلف\nانتقام حق بدو با نام المسلمانی گذشت در عدالت در حمیت کی ورا ثانی گذشت\nاین زمان هنگامه اقسام توپ است و تفنك سعی او تهذیب اخلاق است و ترغیب کمال\nاز جهان عصر کمان و تیر بارانی گذشت انچنین شاه مهذب کی بافغانی گذشت\nتابکی باید خرید از ملك غير اسباب حرب حضرت حق از وجودش تا چراغی بر فروخت\nهمتی باید که کار از روی گردانی گذشت شام یلدای وطن باصد درخشانی گذشت\nنگذرد عمر کسان در کوشش علم و کمال ظلمت طبع وطن را یک چراغ روشن است\nعمر مایان در تغافل بالحيراني گذشت کز فروغش جملکی آثار ظلمانی گذشت\nوای از ان روزی گرین غفلت پشیمانی کشیم کیست آنکورا (سراج دین و ملت) شد خطاب\nباز گوئیم این زمان کار از پشیمانی گذشت دوره دین عمرش اندر سعی ایمانی گذشت\nسازو سامان معیشت نیست غیر از ملك غير کرده خالق از حبیب اللهيش محبوب خلق\nحیف عمری کو باین بی ساز و سامانی گذشت زان بعلو پروری از هر که میدانی گذشت\nمرده ات تاکی زملك ديگرى پوشد كفن یارب از لطف عمیم خود بحق مصطفى\nغیرتی باید نباید از مسلمانی گذشت آنکه در ملک نبوت فرد لا ثانی گذشت\nاز حدوث انقلاب دهر و باد حادثات\nوز سوانح آنچه اندر عالم فانی گذشت"}
{"book": "adl0616", "page": 1034, "text": "صفحه ٥\nسال چهارم\nنمره ١١\n\nدار محفوظ این چراغی را که خود افروختی\nبر اسبزی چون ز تعریفات صنعت دفتری است\nاینکه لطفت از شمار آید نی و جانی گذشت\nپس که بتوان از ثنای ذات سبحانی گذشت\nآنچه دیدی در عیان با اینکه بشنیدی بیان\nمن کیم نادر صفاتش نامه انشا کنم\nجمله در اثبات قدرتهای یزدانی گذشت\nصد هزاران همچو من زین ره بحیرانی گذشت\nموجد کون و مکان پروردگار انس و جان\nشکر لله ( راقم ) دلخسته را از کلک شوق\nکانهای صنعتش از فهم انسانی گذشت\nاین بیان در ذکر مصنوعات ربانی گذشت\n\nاز مناظر استانبول\nذات اعلیحضرت سلطان المعظم برای نماز جمعه بجامع شریف ( والده ) که در نزد یکی قصر پادشاهی واقعست تشریف آورده اند .\n\nعلوم و فنون\nجغرافيه\nتقسيمات جمعيات بشريه\nحالات ثلاثه\n\nبر طالبان روشن دلیل ، و ساعیان راه تحصیل پوشیده نماند که نوع بنی بشر در بدو فطرت، و اصل جبلت مدنی بالطبع و معاونت و جمعیت با یکدیگر مجبور و محتاج اند. و همچون حیوانات سائره منفرد آزیست نتوانند. چونکه ایشان اولاً در بقای نوعی خویش محتاج غذا باشند و غذای انسانی بی تدبیر صناعی چون کشتن و درودن و خورد کردن و سرشتن و پختن مهیا نشود پس تمهید این اسباب جز بمعاونت و مشارکت صورت نبندد .\n\nانسان بحسب طرز خلقت اعضای وجود و کثرت احتیاجات و لوازمات موجوده خودش نیز نمیتواند که منفرداً بالرأس واحد زیست نماید . زیرا اگر منفرداً بالرأس واحد باشد بر رفع و دفع کافه ما یحتاج خویشتن مقتدر نکرده و از تاثیرات و تعرضات خارجیه"}
{"book": "adl0616", "page": 1035, "text": "صحيفه ٦\nسال چهارم\nشماره ۱۱\n\nجسم و حيات خودش را محافظه نتواند. بخلاف حيوانات ديگر که چنگ و دندان و سرعت سير و طيران و در آن طبيعه متخلقند که احتياج که قوت وقوت ايشان طبيعيت و صناعت را در آن مدخلی نيست بوسايط و آلات صناعيه ندارند. اما بخلاف ايشان انسان ازينگونه چونکه تدارك واستحضار اسباب معيشت مر ايشانرا باسهل وجود وسايط تحفظيه خلقه محروم، وصورت عيش و مسكن و لباس ميسر است و برای تحفظ نفسيه خودشان که خواه از تاثيرات طبيعه ما يحتاج بايشان مكلف و ملزوم بود که همچون حيوانات سائره و خواه از تسلطات عربيه باشد بايد بخواص و آلات چون بماكل و مساكن خفيفه اكتفا كردن خلاف فطرت حقيقت اوست.\n\nاز مناظر استانبول\n(چشمه سلسبيل سلطان احمد) که از نفیس‌ترین صنایع معماری شمرده میشود و در جوار (سرای برونی) نام موقع استانبول واقعست\n\nاين حضرت باری تعالى جل و على بحكمت بالغة خويش مر اين حالا از تطويل انهمه كلام اصل مقصد و مرام آنست كه نوع بشر نوعرا قوه ادراك اعطا فرمود تا بواسطه آن جمعيت حاصل نمايند مبنى بر اسباب مشروحه سابق الذكر فطرةً مجبور و مجبولند و در مدنيت، و معاونت و معاضدت و مشارکت همنوع خود بادل بر اجتماع و معاونت همدگر، اما اين اجتماع در تمام ربع مسكون منوط و مبادل باشند و چون بدين كيفيت يعنى جمعيت متكيف کردند بواسطه بر يكمنوال نباشد. بلكه هيئت اجتماعية اين نوعرا انواع عديده قوه مفکره ايشانرا چنان قوا و ملكات حاصل آيد که اکثر وجودات و مراتب مختلفه ايست كه على طريق الايجاز مرقوم و رقم تدوين و مسطور عضوی و غير عضوی اورا خادم و تابع گردد و بر اقسام ملكات عاليه قلم تعيين می گردد. فايق شود. از قرار ايستاتستق اخيره که محاسبان انجمن معارف ممالك"}
{"book": "adl0616", "page": 1036, "text": "شماره ۱۱\n\nمعتمد له تخمين نموده اند اليوم در تمام کره ارض يك مليار و ششصد مليون — (١٦٠٠٠٠٠٠٠٠) نفوس نوع بنی بشر موجود است که هیئت اجتماعیۀ اینقدر نفوس حاوی هر سه حالت است که عبارت از ( وحشت ) و ( بدویت ) و ( مدنیت ) باشد . اینست که از قرار ذیل هر يك از ان حالات مذکور می گردد .\n\nحال وحشت\nدر مجاری ( افریقا ) و بعضی جزائر (اوقیانوسیه) وعن الخصوص در ( استرالیا ) وجبال قطعه ( امریکا ) بعضی انسانهای کائن اند که از جمیع مصدورات، ومخترعات قوۀ مفکره چون علوم و صنايع وفنون وحرف محروم مانده اند، و در حال وحشت مانند حیوانات وحشیه سائره امرار اوقات حیات میکنند . التنوع انسانها در مغاره های بغلهای جبال و اجواف تنه های اشجار و کلبه های که از غصون و اوراق اشجار ساخته اند اسکان پذیر و آرام گيراند و مدار تعیش شان بر عقاقیر واوراق و اثمار اشجار ناشه خدائی و صیدری و بحری منحصر است . این وحشیان عبارت از عائلات متفرق و در تحت اصول و قانون نباشند . اکل لحم انسان و سائر عادات وحشیانه مخصوص ایشانست هدر دادت کیفیت و طراز خلقت بدترین نوع بنی بشر ایشان باشند اینست که در نقطۀ نظر من جغرافیا حالت این نوع انسانها را ( حال وحشت مینامند که در وقت حاضر خیلی کمترکی از مردمان اینحال باقیمانده است .\n\nحال بدویت\nبعضی انسانهای دیگر نیز موجود اند که حال ایشان از حال وحشت اعلی و از حال مدنیت در مرتبۀ اوتار واقعند که در حال ( بدویت) عمر میگذرانند . مساکن اینقسم انسانها اکثر از خیمه ها ئیکه اکثر از پشم معمول بوده و در بعضی بیوت بیونی که از گل مصنوع بوده باشد سکنا دارند تعیش شان بگوشت و شیر است که از حیوانات مربیۀ خودشان و یا از صنف صیادی حاصل کنند . انسانهای بدوی که کوچی تعبیر می شوند همیشه در یکجا قرار ندارند بلکه در موسم صیف در مواضع صیفی و در ایام شتا بمواقع شتوی قل خیمه میکنند . جمعیت کوچک این نوع انسانها را ( عشیرت ) و بسیاری و هجوم ایشانرا ( قبیله ) مینامند و هر يك از عشائر و قبائل را شیخی و یا رئیسیست که در میان ایشان متنفذ و صاحب امر و نهی میباشند. در اصطلاح من جغرافيا حالت اين نوع انسانها را ( حال بدويت ) مينامند .\n\nحال مدنيت\nانسانها را كه از حال وحشت، و بدويت تخلیص و سعادت و رفاهيت را دو تاسیس مینماید حالی است که فن جغرافیا آنرا (حال مدنیت ) تسمیه میکند . لاجرم کسانیکه در تحت جمعیت منتظمه زندگانی دارند ایشان مدنی تسمیه میشوند . جمعیات مدنیه را قوم و ملت میگویند .\n\nسال چهارم\n\nمدنها از روی هنر و صنعت ، و علم و معرفت پیش قدمترین نوع بنی بشراند . محل اسکان ایشان در خانه ها نیست که از سنگ و چوب و آهن و آینه معمول و بنابر دانستن فن هندسه فوق العاده مزین و منظور میباشد. پوشاک شان از نمرۀ صنایع نفیسه از اقمشۀ بسیار عالیه مانند ابریشم و پنبه و پشم وغيره معمول و مدار تعیش شان از اطعمه واشربۀ لذیذه ایست که بنا بر قوۀ مدرکه که خالق عالم مر ایشانرا اعطا نموده حاصل نمایند. بنابر مقتضای قلت و کثرت خانه ها، جای سکونت هیئت مجموعۀ انسانهای مدنی اسامی مختلفه دارد. چنانچه اگر هیئت مجتمعه حاوی درخانه ها و بازارهای بسیار باشد شهر و پایتخت، واگر کمتر بود قصبه و قریه اش میگویند. انسانهای مدنی در تحت حکومات و قوانین و نظامات منتظمه با هم جمعیت و زندگانی دارند . پس بحسب مخترعات عقلیه وكشفيات وجدانيه عالی ترین نوع بنی بشر انسانهای مدنی است و انسانهای مدنی نیز همه بريك منوال مدنیت ندارند. بلکه در مابین ایشان نیز کلی و جزءی فرقی هست که تفریق مدنیت شان را میکنند . ذاتاً مدنیت نامۀ حقیقیه مختلف فیه است و هرکس بدیگر رنگی آنرا تعریف و توصیف کرده است که واضح ساختن آن بر روی تفصیلات و تحریرات زیادی منوط است .\n\nحوادث خارجه\n( اجمال )\n\nجنك متمدنها بشدت دوام دارد. روز بروز دایرۀ تازه جنك فراخی میگیرد. خلاص کننده هم پیدا نیست. خبرهای جنگ مانند موی زنگی بهم پیچیده، شانه باز کردن آن هم مفقود مگر که همه زدوده و سترده شود! هر خبری که از منابع اتحاد یون ترشح میکند کف بيكف ضد آن از جهت مقابل شنیده میشود . زودترین و بسیار ترین خبرهائی که بما میرسد از راه هندستانست، از دیگر طرفها اگر میرسد هم خیلی دیر و خیلی کم است. حال آنکه خوانندگان اخبار ما از هر چیزی بیشتر و بیشتر آرزومند شنیدن و خواندن خبرهای جنگ میباشند. لهذا مجبوریم که بیشتر و زود تر خبرها را نشر کنیم و آنهم بجز ترجمۀ اخبار هائی که بیشتر و زود تر بما میرسد دگر چیزی نیست .\n\nخلاصه و اجمال احوال از قرار ذیل است . در جهت عراق هيچ يك ترقی نمایان اتحادیون شنیده نمیشود . بلکه درین اواخر از يك شكست فاش اتحادی ها وفتح ترکها در نزدیکیهای شهر فرات نیز خبر رسیده است. از طرف افریقا ملای سومالی و از طرف عربستان امام یحیی و ترکها باب المندب را تهدید میکنند . تحدیدات عساکر عثمانی از جهت شرق ، و تهدیدات غربهای سنوسی"}
{"book": "adl0616", "page": 1037, "text": "سال چهارم شماره ۱۱\n\nاز جهت غرب، و اختلافات اعراب سودان و مصر از داخل، و خطۀ مصریه را در تهلکه انداخته، حتی روایتهای حمله های متواتر با کامیابی نیز در شایع شدن است. حالانکه خبرهای بور و پریس عکس آرا ادعا میکنند، حقیقت مجهول ! در جهت قفقاز دوات ترک از چند جهت عسکر سوق میکنند: از باطوم، از ارض روم و ارزنجان، از کردستان و تبریز که به این صورت از سه طرف قفقاز را احاطه کرده است. اگرچه خبرهای شکستهای فاحش ترکها را اشاعه میکنند اما چون پرسیده شود که در کجا؟ میبینیم در قفقاز ! تعجبتر اینکه قوت ترکها را نیز بدرجۀ غیر متناهی در ان حدود می بستیم، مثلا میشنویم كه يك يك فرقه و يك يك از دو را با جرنیلها و افسرها و صدها طوبها همه را یکجا روسها اسیر میکنند ولی باز هم خبر بیرون کشیدن شان از قفقاز شنیده نمیشود. از عجائب چنان معلوم میشود که ترکها عملیونها عسکر و طوب در ان جاهد دارند که هیچ تمامی ندارد !\n\nدیگر هنگامه های رزمگاه مشرقی و مغربی ست که احوال حقیقی آن رزمگاه ها در میان کیها و دودها و بخارهای آلات تاریه چنان پنهان مانده که هیچ حقیقت آن پدیدار نیست. از میان آن ابرهای مظلم و دمه های تیره و تاريك يكان برقی که میدرخشد آنهم منحصر بر حمله های متواتر جرمها و پسپاشدن شان و از کمکی ترقیهای اتحادیان میماند. لکن افسوس که هنوز از رزمگاه مشرق خير وامدن جرمها از پولیند روسی و در رزمگاه مغربی از ملك فرانس هنوز شایع نشده است؟\n\nاز محاربه های بحری یعنی جنگهای دریایی - چنان یک حرب میدانی که حقیقت قوت بحری دولتهای متمدن را بمیدان برارد هنوز بوقوع نیامده است. تنها دوسه محاربه شنیده شده که آنهم دارای اهمیت فوق العاده نمیباشد. دو محاربه که در بحر های چیلی امریکای جنوبی بوقوع آمده یکی از ان بفرق شدن يك كروو ازور و خسارت یافتن دو کروو از ور دیگر انکلیز از طرف کرووازور های جرمن نتیجه پذیر کردیده بود که درین محاربه قوای طرفین با یکدیگر برابر بود یعنی پنج کشتی از یک طرف و پنج کشتی از دیگر طرف با هم جنگیدند. باز يك محاربة دیگر در همان بحرها وقوع آمد که در بنیار بسبب معادل نبودن، قوا کشتیهای جرمن مغلوب کردید. باز در دیروزها يك محاربه ديگر در بحر شمال بوقوع آمده است كه يك كرد وازور جرمني ويك کرو وازور انگلیزی غرق کردیدند. دیگر محاربة بحريه وجهاز های هوایی بود که پیش ازین محاربۀ آخری در آبهای خود المان بوقوع آمده يك نتيجة معلومداری از ان پدیدار نکردید. کارستانهای ایمدن و کشتیهای آبدوزی که بی کشتیها را غرق کرده و حمله های کشتیهای جرمن پر سواحل انگلستان نیز از چنان محاربه های بحری نیست که عنوان « حرب میدان بحری » بر ان اطلاق شود. لهذا گفته میشود که هنوز يك محاربة قطعی نه در برونه در بحر بوقوع آمده است که حرب را یک نتیجه قطعی داده بتواند، بناءً علیه باید بگویم که حالا هنوز آغاز حرب است و انجام آن هنوز خیلی دور افتاده است.\n\nاز اخبار پرتاب هندی کانپور مورخه ٤ جنوری سنه ١٩١٥ع\n\nخواب ارام جرمن\nبعنوان بالا در اخبار پرتاب کانپور که زبان هندی بخط شاستری طبع میشود نقلاً از اخبار امریکن که در امریکا نشر میکردند ..... مضمونی شایع شده است ترجمه آن بفارسی حسب ذیل است : - جرمنها وثوق تام و یقین کامل دارند که ایشان عنقریب بر انگلستان حمله خواهند کرد – و این حمله را بعد از تسخیر بندر کیلی ( بسرحد فرانسي بطرف ملك انگلستان واقع است ) خواهند نمود – قیصر جرمنی برین امر آماده است که برای تسخیر و قبضه کردن کیلی سه و نیم لك سپاه جرار خود را قربان کند – بمجرد تسخیر کیلی توپهای خوفناک ٢٤ انج دهانه بمحاذ دوور ساحل انگلستان نصب کرده خواهد شد پس از يك جانب پردو در کلوله باری این اتواب مهلکه آغاز خواهد کردید – و از دیگر جانب آن سرنگهای جهاز شکن را که جهازات انگریز در رودبار انگلستان منتشر نموده اند تباه کرده و راه را برای جهازات حمله آور جرمن ساخته خواهد شد – مزیدبران دو صد جهاز هوائی و چندین جهازات زیلین بر انگلستان پرواز کرده کلوله هایی هم خواهد انداخت – و جهازات جرمن بحساب فی ساعت ده هزار مبارزان جرمنی فرود آورده خواهند رفت و در ظرف يكروز دو نيم لك سپاه جرمني بتخت تمام و لندن حمله کنان به نظر خواهد آمد.\n\nمترجم احقر العباد غلام محی الدین افغان\n\nترجمه از اخبار شاستری پرتاب کامپور مورخه ۱۸ جنوری سنه ١٩١٥ ع\n(۱) در بندر های ایطالیه ممانعت فرستادن چرم و مس شده بود. چرا که او این اشیارا بجرمنی میفرستاد، بعده او احتجاج کرده گفت که من همین اشیارا صرف بسویتزر لیند ارسال میکنم، و بجرمنی از ان چیزی نخواهد رسید از این سبب فرستادن اشیای مذکوره فوق باز جاری کردید. و بعد از ان معلوم شد که این اشیارا، سویتزرلیند از ایطالیه و جرمنی از سویتزرلیند می خرید، ازین سبب برای آینده جهت ایطالیه مال ارسال کرده نخواهد شد.\n(۲) در خصوص ترکیب رازی منکشف شده، که به پاشمیر از جرمنی بنزد انور بی پیام رسیده بود که حالا وقت حمله مصر است. در جواب آن انور بی و طلعت بی مشوره کرده و بر عهد نامه دستخط نموده به پیش قیصر جرمنی فرستاد و از و مطالبة رقم کثیر نمود. و جرمنی آن رقم مطلوبه را به ۲۱ اکتوبر بنزد انوربی روانه کرده است."}
{"book": "adl0616", "page": 1038, "text": "شماره ۱۱ سال چهارم صفحه ۹\n\n(۳) مسرز پارکر خواهر لارد کچنر در افتاح انجمنی گفت : که مرا از اخبارات برادر خود معلوم میشود که جنگ بسیار طول خواهد کشید ، و برای آن حاجت بسیار مردم خواهد افتاد . احقر العباد غلام محی الدین افغان\n\nترجمه از اخبار زمیندار هفته وار\n\nسخن های دلچسب جنگ\nهمه ترجمه خبرها بقلم عبد الرحمن محرر اداره میباشد\n\n(۱) يك لك كالسكه های جنگی ، میگویند که نزد جرمنی کم از کم يك لك كالسكه های موتر موجود است که آنها محض برای اغراض جنگی استعمال میشود .\n(۲) فوج رومانيه ، دوست رومانيه يك سپاه زبر دست دارد که از سازوسامان هر قسم مهیا و تربیت یافته است . و تعداد نفوس آن به شش و نیم لک میرسد .\n(۳) عمله را کخانه هایی فوجی در داکخانه های افواج بری و بحری برطانیه در این روزها زائد از بیست هزار نفر کار میکنند .\n(٤) وکلای قانونی در جنگ تقریباً ۳۵۰ نفر رسترايت لا ( وکلا ) در میدان جنگ اشتراک دارند ، و مجلس قانون چنان سررشته کرده است که در دعواهای که ایشان پیروی میکردند ، بعوض آنها دیگر وکلا مقرر کردند ، تا که در صورت غیرشان پیشه وکالت را ضعف نرسد .\n(٥) باغ وحش انتورب ، در باغ وحش انتورب صرف يك راس پیل زنده است . که در اغراض جنگی استعمال میشود یعنی از ان خدمت بار برداری میگیرند .\n(٦) فوج مسلح زنان ، تجویز شده است که جمعیتهائی مسلح زنان فراهم آورده شود . این تحريك بزور و شور در ملك منتشر شده میرود ، مقام کفر هيدلك انجمن در ان خصوص منعقد شده ، که در آن ۱۵۰ زن نام خود را در عرصه يك هفته و یاده روز پیش کردند ، و حالا سوال دریشی شان زیر غور است .\n(۷) جزیره هلی کولیند . انگلستان جزیره هلی کولیند را در سنه ۱۸۹۰ع به تبادله زنجبار واقع افریقای مشرقی جرمنی تفویض نموده بود .\n(۸) اخبارات در میدان جنگ . سپاه برطانوی میدان جنگ را اکثر اخبار جنك ميرسد . يك اخبار نفيس وعمده وقتاً فوقتاً طبع شده در افواج برطانوی شائع میشود ، و اهتمام آن در دست رائل انجنیران ( مهندسان شاهی ) میباشد .\n(۹) ۹۸ زخم بر بدن يك سپاهی . در پیرس بعد عمل جراحی معلوم گردید که بر جسم یک سپاهی زخمی کم از کم ۹۸ مختلف زخم است . و اکثر این زخمها از گلوله های تفنگ و اجزای گلوله توپ بود ! و عجب تر این است که زخمی مذکور غالباً صحت خواهد یافت .\n\nهنوز تا به حال معلوم نشده که جرمنها چگونه قابل هجوم آوردن بر « هار تپول » و « و سکار بارو » شدند ؟! . و عوام هر چند که ازین تاخت بحری جرمنها دهشت زده نیستند ولی بهمه حال بضرور متعجب میباشند . زیرا این امر هیچ فکر شان نمیرسد که دسته بحری جرمن چسان بساحل مملکت ما رسید و عجب تر که صحیح و سالم هم بمراجعت و معاونت کامیاب آمد ؟ : اهالی بران چنین استدلال میکنند :\n\nبحرية بريطانيا آرزو مند حمله جرمن بود . قوة بحرية بريطانيا هميشه ميگفت که « ای کاش دسته بحريه جرمن میدان براید » چنانچه جرمن ها دو دفعه آمده و بر شهرهای ما گاه بازی کرده و سلامت عودت کردند . حالا زیاده برین قوه بحریه هنوز چه میخواهد که کرده شود . !\n\nاین سوال حقیقتاً بسیار معقول و جواب دادن آنهم لازمست . مگر بنابر ملاحظه احتیاطهای لازمی موجود ما به این طریق جواب آنرا میگویم که با صورت آرزوی قوه بحریه ما نه چنان است که ایشان پنداشته اند ؛ بلکه مقصد اصلی قوه بحریه برطانیا آنست که دسته بحریه جرمن رای مصاف و نبرد آزمائی در مقابل او بدراید . ولی از وضع موجوده آن چنان معلوم میشود که از چنین تثبت محترز است . دسته بحریه جرمن تنها در خفیه راه رفتن جزوی و گله باری بر مردمان غیر مصافی که عباره کان در جواب آتش فشانی وی به هیچ چیز مقابله نمیتوانند مشغول است . و قبل از انکه تا بسویش کدام اقدام جزوی کرده شود فرار میکنند . هر چند اداره بحریه اراده دارد که آنرا در وقتیکه میخواهد که مراجعت کند گرفتار نماید . ولی باز هم این یک کار سهل و آسانی نیست ! این خیال عموماً انتشار یافته که دسته بزرگ ما در قربی بندر گاه های جرمن در گشت و گذار است . مگر بکلی یک غلط و همی است . زیرا اگر همچنان واقع میشد تا به حال اثری نیز از دسته بحرية عظيم الشان ما (!) نمیماند و هنوز بگونه کشتیهای تحت البحر دشمن جهازهای بزرگ ما را در زیر بحر میرسانید !\n\nسير دستة بحرية الكبير\nدسته بحریه ما در هر حالیکه باشد مگر در يك محل مخصوص و ورقه محدودی مانده نمیتواند بعضی اوقات در بحر شمال دوره میخورد ، و در ین اثنا قوه بحری جرمن ها از بندرگاه های محفوظ سرنگ دار خود می برآید . یکان زمان به سمت دیگری عطف همت میکنند وظیفه اصلی دسته بحریه ما اینست که در هر آن آماده و حاضر باشد و در وقت ضرورت برای يك هجوم مفید اجتماع قوا بتواند . کار بهتر و اولترش آنکه دسته قدیم را بكل مستأصل و عاجز سازد نه که که حفاظت سواحل مملکت ما را انجام دهد زیرا به آنصورت ضمناً محافظة اطراف وطن میشود ، سکار بارو ، مارا محفوظ داشته نمیتواند ولی در ید ناوونها میتوانند !\n\n❁ حمله های جرمن بر ساحل انگلستان ❁\n« تایمز » در اشاعت ۱۸ دسمبر خود مینویسد ، که این يك"}
{"book": "adl0616", "page": 1039, "text": "صفحه ۱۰\nسراج الاخبار شماره ۱۱\n\n( خوف از کشتیهای تحت البحر جرمن )\nازین چنین نباید فهمید که شکرانی و كشك غنیم کرده نمیشود بلکه این کار شب و روز جاریست مگر ما برای انجام دادن آن جهازهای جنگی اعلای بزرگ خود ما را استعمال نتوانیم کرد زیرا خوف و خطار عظیمی که از کشتیهای تحت البحر غنیم متصور است ما را از اقدام بر چنین امر باز میدارد، و حتی جهاز هالیکه ما آنها را برای ایفای همین وظیفه متعین کرده ایم نیز در نزدیکیهای هلی گولاند، و بورگم، همیشه توقف کرده نمیتوانند والا به بسیار زودی از دست تحت البحر های دشمن تکمیل حیات کرده غرق خواهند شد !!!\n\n( جرمها را چنان فرصت دست میدهد ؟ )\nدر شبهای در از و سیاه و یا در پرده ستیفه دمه جرمتها دسته سریع السیر بحری خودشان را برای کله بازی بر مردمان شهری به جانب انگلستان حرکت داده میتوانند و زمانیکه برین مقصد خودها کامیاب بیایند آنها از هم خود این را جنگ قرار میدهند. و با آنکه جهازهای هجوم آورنده نهایت سریع الحركة میباشند. مگر زیاده از ساعتی در یکجا توقف کرده نمیتوانند. و اگر ایشان را از آموزش با جهازهای ما باسی نمیبود. حالا ، سکار بارو و را گشوده خانه می یافتیم، و جهازها نیکه برای اینکار منتخب میشوند. علاوه بران اینقدر قوی میباشند که اگر بعضی جهازهای خورد در مقابله شان آمده مانع مرام شان کردند به بسیار زودی و آسانی آنها را پیدا کرده خوانند:\n\n( درید ناؤلت حمله اور جرمن )\nاداره حربیه میگوید که درین چهارهای حمله آور جرمی درید ناؤلت نیز شامل بود. و هرچند که ترس اسیر شدن و گرفتار آمدن بس عظیم است ولی جرمتها این خطره ها را جداً تحمل میکنند و قبل ازین در یکدو موقع دیگر نیز همچنان کرده اند که دران هیچ نقصان و عدم کامیابی به ایشان وارد نیامده.\n\n( امکان حملۀ جرمن )\nحالا باید که متعلق امکان حمله جرمن این چیزی بیان کنیم اگر جرمتها واقعی بر مملکت ما حمله آور کردند یقیناً که برای شان خطرات بس عظیمی پیش خواهند آمد زیرا در پیاده ساختن فوج از روی جهازها بر ساحل انگلستان یک مدت مدیدی صرف میشود، و برای انجام دادن اینکار لا محاله جرمها را به بر آمدن جميع دسته بحریه خود شان از کمینگاه خویش احتیاج می افتد، و آنوقت به بصورت از جنگ بحری بهلوی نتوان کرد بود. بوقت ماتیز یک منظره آخری و واقعه اتفاقی از دو چار خواهیم شد.\n\n( سبب تاخت بحری )\nبر اسباب این تاخت بحری جرمها بس رای و ریبها کرده شده است، چنانچه در ضمن آن اغراض متعدد جرمنها مضمر بود، ولی شبهه از جمله اعراض مذکور این يك هم محسوبت که در مملکت ماچنان یک اضطراب و پریشانی عمومی منتشر شود که ناچار حکومت دسته بحری خود را از مقامش حرکت داده به چنان یکجان بیاورد که در ان مقصد بحری جرمها حاصل شود. درین هیچ شک نیست که شهرهای ساحلی را از خوف کله بازی شدید مزید مشکلات بسیاری پیش خواهند آمد و من ساکنان ساحل شرقی را این امر ین تسلی بخش خواهد شد. که یکدانه درید ناوونی در پیشروی جایهای ایشان لذکر انداز باشد. ولی امارت تجربه بکمال هوشیاری و عاقبت اندیشی که دارد این را اعلان کرده است که از هیچگاه از این طریق عملی که تا به حال بران تعمیل کرده انحراف نخواهد ورزید.\n\n( تعجب نباید کرد ! )\nبعد از این نامه بکار بحری، نائیز، مینویسد که بعضی مردم را تعجب دست داده باشد که جهازهای جرمن از کمینگاه های خودشان چنان می برایند مگر اینها را از صورت حالات و کیفیات جنك زمانه حال وقوف و اطلاع مکملی نیست !\n\n( جرمها بیرون برآمده میتوانند !! )\nهر چند ما را در یشونت در تمام بحر شمال عمل و دخل است ولی مفهوم آن این نیست که جرمها از بندر گاه های خویش بدر آمده نمیتوانند و درین ایام چون شما در از میباشند از ابر و از سیاهی و درازی شب استفاده کرده فرصت نقل و حرکت جهاز های خود را میابند. و پیش از اینگاشها اینقدر در از نبود اینها را چنین موقعی دست میداد. از هلی گولاد و تا به و قلمرو عید، یا هارتلبول، بعد ۳۰۰ میل واقع است بلکه از مقام و بورکم ازین هم کمتر است پس جهازهائیکه رفتار آنها فی ساعت ۲۰ میل بحری باشد این فاصله را در عرصه ۱۵ ساعت قطع میکنند. لهذا اگر جهازهای جرمنی به ساعت ٥ شام که خوب تاریکی میباشد از مستقر خودشان حرکت نمایند بساخت ۷ صبح میتوانند که بر ساحل مملکت ما عرض دیدار کنند ؟\n\n( انواع کروو ازور های جرمن )\nدر دسته بحریه جرمن ۳ قسم کرو وازور هستند که درین مسافه بعیده رفتار سرعت ۲۰ میل فیساعت رفته میتوانند. در صنف اول ٥ کروو ازور از قسم خون شام است و در صنف ثانی ٥ کرووازور از قسم، شارن هور است، و در صنف سوم کروو ازورهای هلکی داخل میباشند که از دو صف اول دو چند بزرگتر و ثقیل تر اند.\n\n( جرمن خواهشمند طریقه چارخانه )\nکشتی های تباه کن جرمن با کروو ازور های حمله آوریدین غرض فرستاده شده بودند که اگر بالفرض جهازهای انگلیزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1040, "text": "صحیفه ۱۱\nسال چهارم\nشماره ۱۱\nکرد و از ورهای هجوم کننده را به جانب بندرگاه های برطانوی غلیم حمله کنند هر چند در عدد بسیار و در جسامت بزرگ باشند.\nتعاقب نمایند آنوقت دفعتاً کشتیهای تباه کن جرمن بر جهازهای برای ما نفع میرسانند. و اگر رفتار کله آنها بیشتر از کاله های\nانكليزي بجنك پیش دستی کرده بتوانند .\nنویه ای دشمن نباشد بالضرور لازمست که برابر به آن باشد .\n\n( ما را چه قسم جهاز در کار است )\nدر مقابله کروو ازورهای بیان شده کی بالا بریطانیان صنف\nاز معرکه های متعدده بحری که تا به حال بوقوع آمده اند کروو ازور را مالک است که بصفات مختلفه هر کدام موصوف\nاین یک ثابت شده است و که توپهای جهازهائیکه بر جهاز های\nمیباشند.\n\nاز مناظر استانبول\nغلطه نام بازار استانبول که متصل چر است\n\n( جر منها را ممانعت کردن محالت ! )\nاگر چه چنان یک پیشبندی کردن ، که جهاز های جرمنی\nواپس به ساحل خودها مراجعت نتوانند، و یا از کرده جهاز\n( كذا )\nهای انگلیزی محفوظ نشوند با انکه در برده تاریکی در بحر\nشمال آمده نتوانند يك امر محالت ولی با آن ممکن است که در\nاثنای مراجعت بابک دسته گرمه جهازهای انگلیزی که قوتمند\nتر و برتر از بشان باشد سر دو چار شوند که آنوقت قرار واقعی\nولازمی جزایشان را خواهد داد.\n\n( اهمیت تاريخي كيلي ودنكرك )\nکیلی و و و دیگری نیز شهرهای بس قدیم اند ولی بمقابل\nپیرز، آبادی آنها بسیار کثیر است ، دنكرك ، در شمال ، مقام\nساحلی فرانس است و بندر گاه های آن صرف مبلغ ۲۰ لك بوند\nبعمل آمده اند. این بندر از بنا در محفوظ ، فرانس محسوب میشود .\nدر مقام در زمانه جنگ فرانس كرا مول به ۸۰۰۰ عسکر امداد"}
{"book": "adl0616", "page": 1041, "text": "شماره ۱۱ سال چهارم صفحه ۱۲\n\nفرانس را کرده بود و در صلهٔ آن وقتی که هسپانیه برآمده در مقبوضهٔ فرانس درآمد پس او این شهر را به انگلستان داد مگر بعد از گذشتن چار سال آنرا انگلستان به مبلغ ٥ مليون فرانك بر فرانس فروخت و نتیجهٔ آن این شد که چون در مابین فرانس و انگلستان جنگ واقع شد سپاهیان «دنكرك» و دنكرك، از تصرف رفت و آمد جهازهای انگلیزی را مسدود ساختند . در مابین « کیلی » و « دوور » تنها بعد ۲۱ میل است و این هر دو مقام بتوسط تلگراف تحت البحر متصل گشته اند که در سال ١٨٥١م قایم شده بود در تیار کردن بندرگاه « کیلی » ۲۷۰۰۰۰۰۰ پوند صرف شده است .\n\nاز مناظر استانبول\nسفارتخانه دولت بریتانیا در طرابه ، نام موقعی که در بوغاز\nبوسفور واقعست\n\n( سیاره ) : ( مكتوب يك توپچی )\nهمعصر ما بقرار زیر خط یک افسر توپچی را که از محاذ جنگ نگاشته است شایع میکنند : ه درینوقت من دريك محل يك عمارت فرانسوی در پیشروی آتش نشسته این مکتوب را نوشته ام، من تمام روز را به استعمال يك نقشه و يك پنسل و يك كمپاس صرف کرده ام، زیرا من کوشش داشتم که موقع بعضی ازین توپهای قلعه شکن را پیدا کنم که از يک هفته به اینسو ما را بسیار پریشان ساخته بودند. روز اول برما بس دهشت انگیز و خطرناک گذشت و حالا امید تکرار آن نیست . این توپهای قلعه شکن و با يك انداز حیرت دمسازی کله می بارانیدند. بخيال من کم از کم هفت عدد ازین توپها بود که در پیش رو و عقب و جوانب ما کله های « شیل » می افکندند."}
{"book": "adl0616", "page": 1042, "text": "صحیفه ۱۳\nسال چهارم\nشماره ۱۱\n\nاین کله ها که بهر جا اصابت میکرد در انجا غارهای کلان کلانی ساخته میشدند و چنان يك آواز دهشت طراز صاعقه انباز از ان ابراز میکرد که تا مسافه ۱۰۰ گز زمین را بلرزه میدر آورد. از حسن اتفاق ، ما خندقهای خود را خوب مستحکم و درست کننده بودیم مگر خوف رسیدن نقصان شدید صرف در انوقت ملحوظ میبود که کله بر هدف میخورد ولی از خوش قسمتی ما تنها یکدفعه همچنین اتفاق افتاد که در ان مرتبه کله بر توپ اصابت نموده گادیهای آنرا پاره پاره کرده انداخت و پرخچه و پرزه های گوشت توپچی ها را بهوا رانید که از انجمله تنها دو نفر توپچی محفوظ ماندند که این سلامت ماندن آنها هم محض قسمتى وتقديرى بعمل آمده است، مگر با آن نفری مارا خوف و هراس استیلا نکرد و با که بکمال جدیت با دشمن مقابله میکردند ..\n\n( كذا )\n\n( دسیه های حربیه جرمن )\nيك نامه نكار يك جريده، انگلستانی، رقطر از است که : متصل شهر ، هنریدلوچ ، وقتی که روسها هجوم برده رسیدند پس قوماندان جرمنی به باشند کان شهر این تهدیدات داد که جرمن ها عمارت بزرك مشهور شهر را که بطرز تعمیر «فلورنا» ساخته شده بود با کلیسای ۹۰۰ سالهٔ آن نذر آتش خواهند ساخت ساکنان شهر الحاج وزاری آغاز کرده و اعانه فراهم نموده ۵۰۰ کراون را نذرانه به سپاه جرمنی تقدیم کردند قوماندان عسكر مبلغ مذکور را گرفته گفت که حالا عمارت و کلیسای شما را ضرری نخواهد رسید مردمان شهر خاطر جمع شده رفتند که بعد از پانزده دقیقه شعله های آتش از «هال» هوشها و ۲۰ دقیقه بعد از کلیسای سالخورده در زبانه زدن و شرر افشان گشتند و پس از ساعتی عمارت داریا و کلیسای کهن بیا هر دو خاکستر شده برباد شدند. در اخبارها افسانه های حیله کاری های حربی جرمنیها پیوسته اشاعت می یابند. آنها لباس زنانه را پوشیده دشمن را بسیار بدبازی میدهند. روزی سپاهیان جرمنی مردانه وار بلباس زنانه در آمده در يك گشت زار قربی برای آلوچیدن رفتند و در یکجای دیگر نیز در پیشروی کاری ها بهمان لباس گشت و گذار داشتند ولی چون فرانسویان از بسکه بدفعات به حیله ها و دسیسه های ایشان بازی خورده اند و حالا به ان بلد گشته اند درین بار آنها را شناختند و کله باريدن برایشان گرفتند. درین وقت از پشت پردهای لطیف و نازک لباس زنانه اونیفورمه های درشت عسکری نمودار شدند . اگرچه در خرج بردن خدمه های حربیهٔ جرمن ها هیچ فرو گذاشت نمی نمایند ولى اين يك معلوم نیست که آنها را با کلیساها کدام عداوت و حد مخصوصی است که بهر جا میرسند اول کلیساها را مسمار میکنند ؟ ..\n\n( کذا ) ( سلوك نيك حكومت اوستریان با اسیران هندی )\nاز رپورت قونسول آمریکایی زیست معلوم شده که با اسیران\n\nهندی اوستریا از طرف حکومت خوب سلوک کرده میشود و لحاظ حسیات مذهبی انها خاصتاً رعایت میشود و چونکه عدد بیشتر اسیران مسلمانند از انرو حکومت اوستریا بزهای زنده را به آنها میدهند که آنها را خود اسیران بدست خود حلال کرده و در اشپز خانه خودها خود پخته میکنند. نان و برنج نیز برای شان به افراط داده میشود .\n\n( كذا )\n\n( برای خطره آینده نیاز بودن لازمست )\nکلکته ٢٥ دسمبر :-\nبرای اخبار، سنتمین ، از لندن تلگراف ذیل رسیده است : مبصر عسکری اخبار تایمز تخمین کرده است که در جرمن تا بحال ٤٠ لك عسكر تازه دم دیگر برای موسم بهار آینده حاضر و آماده خواهند شد. فرانس و انگلستانرا لازمکه به کوششهای متحده خودها بمقابله این خطر آماده شوند .\n\n( كذا )\n\n( ریل تا شهر سویز )\nلندن ٢٤ دسمبر :\nكوين هاك : - يك تلگراف، برلین ، مظهر است که ترکان در تحت نظارت جرمنها در جنوب بحر احمر از «مان» تا به شهر سوزه ساختن يك خط آهن ریل را شروع کرده اند . و حال نزديك بتمام رسیده است .\n\nالمیزان : ( افکار عباس حلمي پاشا خديو مصر )\nنامه نگار استانبولی اخبار ، فرانيك فورتيشه زيتونك ، جرمني خیالات ذیل را به عباس حلمي پاشا خدیو مصر منسوب میسازد : این طريق عمل النكلستانرا من بكمال سكونت واعتدال ديدم که او مرا بی استحقاق و غیر حق از مراجعت وطنم منع کرد . این وضع نامناسب را چون از طرف انكليزها در حق خود مشاهده کردم آئینه دل من با دولت عليه عثمانيه بكلي صاف ومتحلى گشت و پس از یتواقعه من از شنیدن جميع آن تجاوزیکه بر صلاح انگلستان انجام پذیر میشدند جداً انکار ورزیدم ، و فرایض و امور دینی مهمی مرا بدین آورد که در قسطنطنیه به خدمت مالک حقیقی مصر بمانم. درین وقت عثمانی و انگلستان برسر پیکارند . و يك عسكر جراری برحملهٔ مصر متعین گردیده تا قبضه و تصرف عارضی انکلیزها را بکلی از ان مملکت مستاصل ساخته و از سر نو در ان حالتی که قبل از سال ۱۸۸۲ م بود قایم کنند . مرا در کامیاب آمدن این مهم عسکری هیچ شائبه ریب نیست و نيز همچنان من یقین دارم که هر طبقه رعیت به بسیار جوش و خروش عساکر شاهانه را استقبال و پذیرائی خواهد کرد مصر على التواتر و خصوصاً در مجاربه بازنان این کیه را ثابت کرده است که تعلقات وی با حضرت خلیفه یکمال و فاداری و عقیدتمندی مربوط و مضبوطست\n\nاز واقعهٔ عتبه مدت ده سال گذشت که در ان عساکر مصری وفا"}
{"book": "adl0616", "page": 1043, "text": "دارة ١١ سال چهارم صحيفه ١٤\n\nشماری خود شانرا با دولت علیه عثمانیه اظهار نمود و چون انگلیزها جبراً خواستند که سرحدها را استحکام نمایند افسرهای ایشان بالاتفاق گفتند که ما هیچگاه در مقابلهٔ آقای خود نمی ایستیم. من ورعا بایم مطابق اصول مذهبی با هم شیر و شکر میباشیم و این يك بهمه ما معلوم است که در حق خلیفه مذهبی خود ما را تأسی کدام امور و وظایف از واجباتست، من درین وقت برای حرکت کردن جمعیت عساكر عثمانی بطرف مصر بکلی تیار و حاضرم و از فضل الهی امید دارم که در حصول این مراد خود به بسیار زودی باز گردیم. من این خبرهای انگلیزان را که آنها پرنس حسین کمال را سلطان مصر ساخته اند هیچ پایهٔ وقعت و صحت نمیدهم زیرا ما كايم حسين كمال از غدر و خیانت ورزیدن با خاندان و ملت ووطن ومذهب بس کناره جو و کرزنده است. بهر کیف تقرر او خلاف قانونست. من برای انجام دادن امور موجوده خود يك شخص لایق را با اختیارات کامل از طرف خود وکیل و کفیل ساخته در مصر گذاشته آمده ام.\n\nجراید «آیرلاند» در حرب حاضر)\nاز اخبار سیاره\nدر نیوقت اکثر جراید «آیرلاند» در از اطاعت حکومت محلی انگلیزی خود یافته در مظاهره المان و شکست یافتن انكليزها مقاله ها و افکارها نشر میکنند چنانچه درین داک بعضی از اخبار های هندی چند فقره یکی از اخبار های «آیرلاند» را که بنام «آیوش فریدم» موسو مست درج کرده اند که ما نیز اقتباس آرا خالی از دلچسپی نیافتیم، اخبار مذکور چنین رقمطراز است که:\n«اکره آیرلاند» در زیر اثر جرمها بیاید حالش به بسیار استراحت منجر خواهد گشت زیرا جرمن در راه تهذيب و تمدن از انگلیز در پیشقدمی بس پیش دستی کرده اند.\nاگر دسته بحرى برطانیه از دسته بحری جرمن شکست خورد کار، عنقریب جهازهای دوست خودمان جرمن را سیاحت کنان در بحر ایرلاند خواهیم دید. ما را با «تومی انکسن» انگلیزها، یکعداوت عندي نیست ولی اگر این مردم از ملک ما براه مهربانی برآیند از رفتن شان «آیرلاند» چنان صاف و پاك خواهد شد كه يك آدم تندرست از دور شدن یکمریض غلیظ ممنون میتوان شد.\nدرین حربیکه ما بين جرمن و برطانیه برپاشد، آیرلاند با آن هیچ یکتعلق شخصی ندارد ولی محض اینقدر که مصیبت انگلستان راحت «آیرلاند» است:\nاین اعلان، رد ماند، که پلان های آبرلاندی از طرف کورنمنت انگلیزی خدمت محفظ آیرلاند را انجام خواهند داد نهایت ملك دلیل ساختن والایك اعلان بود.\nمرد مانیکه از شرافت وقوت و جلال جرمنيها بخوبی واقفند یقیناً این جنگ را بنظر نفرت می بینند و معلوم شانست که انگریز غدار سجیل بريك قوم نهایت متمدن اروپ حمله ناروا کرده اند.\n\nعلیحده شوید و انتقام خود را بگیرید ؛ زیرا انگلستان بدون آیرلاند در مقابل جرمن آنچنان هزیمت خواهد خورد، که در محاربهٔ ترانسوال اگر در افریقای جنوب آیرلاندیان در معاونت شان داد شجاعت و مردانگی را نمیدادند.\nهی آیرلاندی که دعای ظفر برطانیه را بکنند و در حمایت آن دستهای خود را بالا کنند در نزد ملك و قوم خاین ثابت خواهد شد.\nدر تمام دنیا اگر ما را دشمنی موجود است آن انگلستان است. ما روز بروز از آلات حرب وقوف حاصل کرده میرویم.\nما را باید که «از فرصت استفاده» کنیم و نگذاریم که روز حساب فهمی ما با برطانیه بیاید و ما تیار نباشیم.\n\n(ترکان کالسکها را شکست دادند)\nهمدرد ١٤ جنوری :\nامستر دام ١٦ دسمبر :\nدر يك اعلان رسمی عثمانی بیان کرده شده که یکدسته ترکان در ایران قریب آذر بایجان بطرف «شوماس دلمان» پیشقدمی کرده است. قریب سیلدوس برکنارهٔ جنوبی تالاب «اورومياه» رساله های ترکی ایرانی يك رزمنت کا سکها را شکست داد که ٤٠ فرازان زخمی و بسی مقتول گشتند. در اعلان اینهم بیان کرده شده که بطرف «پوره مياه» تعاقب روسیان کرده شد و در داور و میاه پریکجهاز روسی و کدام رسد رسانی نیز قبضه شد و بعد جهاز مذکور شکستانده شد. در اعلان مذکور این نیز درج است که ایران با عثمانی متفق گردیده و خلاف دشمن قدیم خود روی می جنگد.\n\n(قبضهٔ عثمانی بر تبریز)\nپشاور دیل نیوز :\nلندن ۱۳ جنوری :\nترکان بر تبریز هجوم برده آنرا متصرف کردیده اند.\n\n(يكزلزلهٔ مهیب در ایطالیا)\nلندن ١٤ جنوری :\nروما ، پایتخت ايطاليا مظهر است که از «ارکونا» تا به «نیپلز» یکحرکت شدید ارض محسوس شد که از اثر آن در اکثر شهرها بصدها و هزارها مردم هلاك گرديدند. عدد مجروحین نیز بیشمار است. خبر رسیده است که قصبهٔ «ایوزنیو» که در راه زلزله معروض بود بکلی تباه و برباد گردیده و بهزارها نفر دران تسلیم جان کرده اند يك بت ۲۰ فوته بزرگی که بربام کلیسای «سن جان» شهر «روما» بود از شدت زلزله به پایان افتاده تکه تکه شد !\nلندن ١٤ جنوری : (کیفیت مزید تباهی «ابوزنیو»)\nقصبهٔ «ابوزنیو» بکلی تباه کردیده و از علاقه های همجوار آن مردم فرار کرده اند از ساکنان این شهر بزرگ تنها ۸۰۰ نفر زنده مانده اند و بقیه آن همكى هلاك كردیده و از جمله این ۸۰۰ نفر نیز اکثراً زخمی میباشند.\n\n(عدد تلفات)\nروما : - ازین زلزله ۱۲ هزار نفر هلاك و ۲۰ هزار نفر زخمی کردیده اند."}
{"book": "adl0616", "page": 1044, "text": "شمارهٔ ١١\nسال چهارم\nصحيفهٔ ١٥\n\nاست مقرر گرديده است . ازين يك ظاهر و آشكار است كه تركان بر سر حد مصر تنها مظاهرهٔ عسكرى را نكرده اند بلكه با يكقوهٔ مكملى بر مصر حمله آور گشته اند . جمال پاشا يكى از اركان تزرك انجمن اتحاد و ترقى است . در ابتدا نائب الحكومه « اوانيا » و سپس قوماندان فوج « كواپنا » مقرر شد و بعدازان در مجاربهٔ بلقان كمان افسرى يك فوج مكملى به او تفويض شد . در مسايل سياسيه حق مداخلت خصوصى را مالكست . اگرچه تا به حال اندازهٔ لياقت حربى او كرده نشده مگر درين هيچ شبهه نيست كه جمال پاشا يك شخص بسيار پرجوش و دلدادهٔ ملك و ملت است . در وقتيكه سفير جرمن در قسطنطنيه به او اطلاع داد كه بريطانيا اراده و تهيهٔ الحاق مصر را كرده است در جوابش فى الحال اين تجويز را تقديم كرد كه يك مهم عسكرى فورى بمصر فرستاده شود و اين را هم فرموده « كه حالا از انگلستان عوض دو جهاز خود ما را كه در نزد خود نگهداشته بخوبى خواهيم گرفت » !\n\n( فوج نو عمر جرمن )\nاز « كوين هيك » پايتخت « دانمرك » خبر رسيده است كه ١٢ هزار طالب العلم كه سن شان در مابين ١٥ و ١٧ سال است در برلين در عسكر برتى شده اند ازين بچه ها ٢٠ كپنى ساخته شده و تعليم عسكرى شان نيز بكمال عجلت جارى است در ابتداى موسم بهار آينده در ميدان رزمگاه فرستاده خواهند شد كه انوقت عمر اكثر شان به ١٨ رسيده خواهد بود . در علاقهٔ « براندن برك » كه دران برلين نيز شامل است قريب ٦٠ هزار طالب العلم در عسكر برتى شده اند .\n\n( غرقابى يكجهاز انگليترى و سه جهاز فرانسوى )\nلندن ٥ جنورى :\nو همدردى انسانى جرمها ، « او ناوس » نام جهاز جرمنى ٩٣ نفر ملاح سه جهاز فرانسوى و يك جهاز انگليترى « بيليو يو » نام را بر داشته به « لاس پالماس » رسانيده است . اين هر چهار جهاز را كرو وازور ، كراؤن پرنيز و يلهلم، جرمنى غرق كرده بود .\n( كذا )\n\n( جنگ جارحانهٔ تركان )\nلندن ١١ جنورى :\nدر پيتر و فراد رسماً بيان كرده شده است كه براى نجات دادن سپاه باقيماندهٔ جيش دهم تركان طريق جارحانه بس شديدى اختيار كرده اند .\nكذا\n\n( استيصال يونانيان در آسياى صغرا )\nلندن ١١ جنورى :\nبه شركت روتر معلوم گرديده كه از كارهاى رسمى « آتينه »\n\n( كليساها نيز بسلامت نماندند )\nاز خبرهاى جديد معلوم ميشود كه مقام « وتكين » را كه در قريبى روما يك جاى كوهستانى است كه بران كليساها و محل اقامت « پوپ » روما ، و ديگر عمارات مذهبى كاين است نيز نقصان رسيده است . و بعدها گلكين هاى كليساى « سن پيرز » از شدت زلزله شكسته و ريخته اند .\n\n( خبرهاى جديد متعلق زلزله )\nاز علاقه هاى مختلف خبرهاى بسيار تلفات رسيده است . از اطلاع ١٤ جنورى « روما » معلوم ميشود كه ازين زلزله هايه در تمام شهر يك اضطراب عمومى نمودار گرديده . و اگرچه نقصان جان بعمل نيامده ولى بسيارى از عمارتهاى تاريخى را ضرر رسيده است . دخترانيكه براى خدمت تيلفون مأمور بودند همگى از خوف زلزله گريخته و پنهان شده اند كه ازانرو سلسلهٔ تيلفون هم بكلى مسدود گرديده است .\nسياره :\n\n( طياره هاى جرمن در فرانس )\nلندن ٣ جنورى :\nديروز طياره هاى جرمنى بر مقامات مختلف فرانس دوره كردند درين مقامات « نيانسى » نيز محسوبست ولى از هر جايسپا كرده شدند .\nسياره :\n\n( عثمانى و بلغار )\nپايونير در اشاعت يكم جنورى خود در قطراز است كه نامه نگار اخبار « نووى روبرت متى » از قسطنطنيه اطلاع ميدهد كه سفير عثمانى فتحى بى متعين صوفيه پايتخت بلغار در حال به قسطنطنيه واپس مراجعت نموده است . در دوران تقرير بابك مدير اخبار گفت « كه اهالى بلغار حالا اين يك را بخوبى دانسته اند كه در اتحادشان با عثمانى آنها را - اسر فايده است و از جنگ اين هر دو مملكت ديگران استفاده ميكنند و پس از برداشتن نقصان عظيم براى هر دو مملكت اين سبق حاصل شده است . و چونكه پس از تحمل مصايب شديد و مصاعب كثير اين تجربه بدست آمده ازانرو اميد كه در بين اين هر دو مملكت براى هميشه صلح قايم باشد . و پس ازان فتحى بى بيان كرد كه « ايران » و « افغانستان » هر دو بحمايت عثمانى آماده اند و از براى امداد ازين ممالك عسكر آماده است و اين « اتحاد اسلامى » عثمانى را بس قوت بخشيده است لهذا مارا لازمكه از در گاه حق سبحانه تعالى اميد كامل داشته باشيم كه ما را درين حرب مظفر و منصور گرداند\nكذا\n\n(عثمانى و مصر)\n« تايمز لندن » مينويسد كه اين خبر بكلى درست است كه جمال پاشا وزير بحر دولت عثمانى قوماندان عسكرى كه بر هجوم مصر متعين"}
{"book": "adl0616", "page": 1045, "text": "صحیفه ١٦\nسال چهارم\n\nتخت یونان مفهوم است که حال یونانیان در آسیای صغرایی غیر متحمل گردیده است حکام عثمانی در واقعات قتل و غارت گری باشنده گان یونانی نه تنها اغماض بکار می برد بلکه در ارتکاب آن معاونت میکنند و برای استیصال عنصر یونانی از او پاشان مشهور کار میگیرند . در سال گذشته بموسم زمستان قریب يك لك و بيست هزار یونانی از اسیای صغرا اخراج کرده شدند که از آن پس حال موجودین نازک شده و کور تخت یونانی را مقابله نمودن با یکصورت مدهشی افتاده است .\nآینه : – باب عالی جمیع رعایای دولتهای ائتلاف متأث و یونانرا در جلب جمع کرده است .\n\nكذا\n( رد ذكرك دوباره بم افکنده شد )\nلندن ۱۱ جنوری :\n۱۲۰۱۰ طياره جر من بروز یکشنبه بردنكرك و جوار آن یکدوره هوایی زده خاص بر شهر قریب ۳۰ بم انداختند مگر وجهه حفظ ما تقدمی که قبل ازین بوقوع آمده بود چندان نقصان عظیمی را باعث نشد .\n\nكذا\n( شریف پاشاو پرنس صباح الدين )\nشریف پاشا در دور استبداد سلطنت عثمانی و عهده جلیله سفارت فرانس مامور بود . و بعد از انقلاب ۹۰۸ از حکومت عثمانی بر خلاف سلطنت بروی شبیه سازش وارد آمد . و چنانچه اخبار و طنین ، قسطنطنیه خبر بدست آمدن بعضی کاغذهای که مفهوم آن این بود که ، پاشای موصوف میخواست که دولت عثمانی را بدست دول او روپ بفروشد و نیز شایع کرده بود . بالمقابله خودش نیز دل و دماغ و قلم را در نوشتن مضامین خلاف سلطنت عثمانی وقف کرد . وقبل از جنگ يك اخبار خصوصی را از « پاریس » محض بدین عرض شایع ساخت که انور بی، جاوید بی حسین جاهد بی و مرحوم محمود شوکت پاشا را در رو بروی عالم بصورت يك جمعيت بدترین بشریت تقدیم کنند .\nشهزاده پرنس صباح الدین افندی خواهرزاده سلطان محمد خان خامس خلد الله ملكه، و فرزند رشید محمود پاشای مرحوم داماد سلطانی میباشند باشای مرحوم به الزام و با کردن سازش بر خلاف سلطنت عثمانی قریباً مدت العمر را در جلا وطنی بسر کرد . و فرزندش شهزاده موصوف نیز از ممالک محروسه عثمانی غریب الوطن میباشند بعد از انقلاب ۱۹۰۸ م يك مرتبه رونق افروز استانبول گردیده بودند که در انجا خواستند که تعلیم اصول موضوعی خود شارا که برای دولت عثمانی ، لا مرکزیت ، بهترین صورتها است جاری کنند یعنی جمیع علاقه ها و اضلاع عثمانی را خود مختاری و استقلال داده شود و چون این طرز عمل شان بر خلاف سلطنت بود از ارو دوباره به هجرت کردن از بلاد عثمانی به ممالك اوروبا مجبور شد . چون در غرب عثمانی در اکثر جاها نام شریف پاشا و پرنس صباح الدین ذکر میشود از ارو تعارف نمودن اینها را به چند کلمات فوق خالی از مناسبت نیافتم )\n\nشماره ۱۱\n\nبدست قدرت خود می فرماید چنانکه از مدتى بايك خانون خط و کتابت را شروع کرده بودم و رسالهٔ « تبليغ الاسلام » را با بعضى كتب دیگر نیز برایش فرستادم و تا اسلام را قبول کرد و سبب قبول آنرا اثر رساله و وعظهای من نمیداند بلکه آنرا به کشف و القای الهی حواله کرده میگوید که دو چند سال شد که من بخواب دیدم که از میان یک ابر کثیفی هلال به بسیار ضیا نثاری و شمشه باشی بر آمده است در انوقت من از اسلام خبر نداشتم ولی حالا دانستم که آن هلال چه بود؟ اسلام بود که برای نورانی ساختن دنیا واقع ظلمت کفر بر آمده بود و مرا در انوقت القا شد که جمع پریشانی ها و کلفت های تو از ان دور خواهند شد . پس ازین وقتاً فوقتاً در وقت مصیبت عالم خواب هلال را میدیدم حالا من باز هلال را به خواب دیدم و دانستم که اسلام مرا از مصایب و آلام نجات می بخشد ، خود وتنا الهی را میگویم . و در دلم يك تاثير و جوش فوق العاده است که کدام روزی بمسجد حاضر شده همراه تنها یکجا حظ عبادت الهی را بردارم . اسلام جميع رنج و محن مرا رفع کرده است در قلبم اطمینان و تسکن پیدا شده است . من همیشه به غم ها و آلام طاقت فرسایی معروض بودم ولی الحمد لله کنون مستريحم و خودم بحيرت افتاده ام که این تبدل یکبار کی چنان در احوال من واقع شد . بمن تلقین شده که همواره بیدار باشم و دعا بخواهم و نیز بمن الهام شده بود که اگر تو وفادار بمانی ترایتور واصل خواهند ساخت و يك شخصی پیدا خواهد شد که باعث هدایت تو شود . و بروقت ملاقات انشاء الله من به شما مفصلاً بیان خواهم کرد که من چه چه نظاره ها دیدم و چه چيزها بمن القا شد . يك حال عجیبی بر من طاری میشود و دروازهٔ تکلم کشاده میگردد و اکثر به زیارت هلال مشرف میشوم . يكدفعه من در خصوص اسلام تفکر کردم كه يك حالت غریبی حواصی را استیلا کرد و حکم آمد که این همان نور موعودیست آنرا قبول کن و پیش برو و بدنبال منكر ا يكتب من خود را بیرون يك مسجدی یافتم که از سنگ سفیدی ساخته شده بود و بيك صورت بسیار لطیف و دلکشی میدرخشید . من در توقت با خود صلاح میکرد، و تردد داشتم که بمسجد داخل شوم یانی؟ که نا گهان یکزن رفیع سفیدی از بند دستم گرفته و پیشرفته در مسجد داخل شد و گفت که این راه و این دروازه است . يك مرتبه دیگر باز این زن را دیدم که مرا گفت که « ایمان بیاور » و بکمال صداقت اسلام را قبول کن !! و در ینوقت بدست این زن قرآن عظیم بود و من در عالم بیداری او را میدیدم او گفت که نام من « نور » است و برای نشاندادن نور بتو مأمورم . من یکروزی با تو رفته راه را نشان خواهم داد . . نام این خانون بمناسبت کیفیت ها و خارقه های عجیبی که بروی گذشته کشف خاتون گذاشته شد ، فقط و السلام\n[ صدر الدین امام مسجد ووكنك لندن ]\n\nدر جواب خانهٔ حروفی دار السلطنة كابل طبع گردید\n\n( تبلیغ اسلام در لندن )\nبرادر : السلام عليكم ورحمت الله وبركاته . ۱ شمارا تبرك و تبشیر میدهم که حق سبحانه تعالی به فضل خویش تبلیغ اسلام را\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1046, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشند با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود.\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه گلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی وجمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگران که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشند از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\n۱ اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ بك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطری يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطری يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود ، طول سطر يك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر هر سطری ستار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1047, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را ياد آورى ميكنيم\nهر قدر سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خود رهايى يابيم ممكن نشد لهذا با داكخانه مركزى دارالسلطنة كابل يك مقاوله نموده داكخانه مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار ما را كه بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده حيمت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنهٔ خود را مجدد ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطهٔ غير فردا فردا بواسطه آدمهاى داكخانه بخود شان ميرسد.\n\nاعلان                                                                   اعلان\nاز مطبعه عنایت                                                          از اداره\nسیاحت بر دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد                     کتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد                                           کتاب سال دوم ۲۰۰ مصور مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد                                    کتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nاز مرد هن سخی و از هر چمن سمنی مجلد                       علم و اسلامیت\nروضة حكم مجلد                                                    آیا چه باید کرد؟\n                                                                        ادب در فن\n                                                                        توحید\n\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را          این کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی\nداشته باشند از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد       خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند.\nعبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتاب فروش\nدر بازار ارک قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته\nاست خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی\nخریداری کتابهای ما فوق را داشته باشند با مدیر - سراج الاخبار افغانی\nمخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1048, "text": "شمارهٔ ١٢\nسراج الاخبار الافغانیه\n١٣٢٩\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nهوای کابل و میمنه چه ( )\nحوادث داخليه ( حوادث قندهار — )\nعالم عسکری ( )\nعلوم وفنون ( تعريف فن ايستانستيق — )\nمقالهٔ مخصوصه ( عمر انسانی، حیات جاودانی )\n\nحوادث خارجيه\nاجمال احوال — نقل از جریده فریده چهره نما کار خانهٔ توپ ریزی و اسلحه سازی کروب — کذا عزای گرگان آدمی کش — ترجمه اخبارات اردو — يك غلطی مدهش توپخانه انگلیزی — مسافه های بین الحدود رزمگاه های سالانی اوروپ — معلومات معينه — همدردی با ترکان — در جزیره جاوا — امپراطور جرمن نان سپاهیانه میخورد — شورش ترکان در استرالیا — عدد اسیران جنگ در جرمن — روانگی اسیران مسلمانان در قسطنطنیه اظهار مسرت — احتیاج به اعداد زابان نیست — التوای جهاز رانی — کشتی تحت البحر در بحر ایرلاند — نقشه های افغانستان وبلوچستان — در يك شب سه دزدی — دزدی در علاقه بنون — سلطان حاضر مصر باقی قرار داده شد — اتحاد عثمانی و جرمن — مسلمانان قفقاز بمعاونت ترکان — جنرال وان در کولنز مقابلهٔ روسیان و ترکان در قفقاز — همت و غیرت انور پاشا — فتح ترکان محمره — رفتن جرمن ها بر سر روسیا — حالت زار پولاند — امپراطور جرمن و يك دختر فرانسوی — تلفات افواج انگلیس — توپ بزرك جرمن به بحر سویز — غرق شدن جهاز اوریل — کیفیت غرق شدن جهاز تو کومارو — يك انكشاف جديد — در مصر استعمال کلام انگلیزی بجای کلام ترکی — ترجمه از اخبار زمین دار — در خصوص آمدن هزهای نس پرنس اغاخان — جهاد — میدان رزمگاه شرقی —\n\nتصویر\nاز مناظر استانبول دروازهٔ مصنع برای شوکت احتفای طوپه بالچه — از مناظر استانبول جامع شریف توپخانه و بازار آن — پر از مناظر استانبول قصر دلارای سلطانی در بیکلر بیکی — از مناظر استانبول چشمه و مقبرهٔ سلاطین در جوار جامع ایاصوفیه —"}
{"book": "adl0616", "page": 1049, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسعی و همت جناب جرئيل\nکارخانه جات و ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ابقای خوانج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اویکو رمه های\nعساکر شاهانه وغيره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی\nحکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبد الله من در بازار ارا ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانکایزی ۳ قوله مشخص شده در صند و خانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nاقسام\nقسم اول\nقسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت\nرنکه | خودرنگ | رنکه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنکه | خودرنگ | رقم | تا حال ساخته نشده\nقیمت | ٧ روپیه | ١٨ پیسه | ٩ روپیه | ١٠ | ٩ روپیه | ١٨ پیسه | ٩ روپیه | ١٠ | ٩ روپیه | ١٨ پیسه | ٩ روپیه | ١٠ | قیمت ١٠ په زیاده شد\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار کر انگریزی کشمیره چه از خانه ٧ روپیه ٣٠ پیه | کشمیره زهدار هر رقم ٧ روپیه پیست پیست\n\n(۲)\nجراب ها\nنکته های جرمی محراب و منبردار\nرقم | تکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی در جن\nقیمت | ١ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ په | ١ روپیه و ٢٤ به | ١ روپیه ٤٠ پیسه | ١ روپیه ١٠ پیسه | ٥٥ په\n\nوره‌های جدید ساخت\n\nرقم | نداف تاپ دو گز دو ناره زه باف يك اسپه و يك اسپه دو کره سه تاره | جرم باف يك اسه | يك اسية جار تارة تحى\nقیمت | ٨ روپیه و ٣٣ په | ٨ روپیه و ٤٢ په | ٨ روپیه و ٤٢ په | ٦ روپیه و ١١ پیسه\n\nرقم | میرم باف دسته بادای رواب | چرم باف دسته دولانه يك اسه | دسته دولانه یکی بار اپ | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پینه | ٤ روپیه و ٤٨ پینه | ٤ روپیه و ٤٨ پینه | ٤ روپیه و ١٣ پیسه\n\nرقم | قبضه برنجی کلیت نمره نویخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه نویخانه | زه بالی رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکان\nقیمت | ٣ روپیه و هه پسه | ٤ روپیه و ٥٧ به | ٥ روپیه و ٩ به | ٥ روپیه و ٥٨ به\n\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خياطة\nقیمت | ٤ روپیه و ٥٥ پیسه | ٥ روپیه و ٨ به | ٥ روپیه و ٥٨ به | ٥ روپیه و ٨ به\n\nرقم | دسته بادامی شیخ چرمی | دسته دولانه سامی رنجی کلیت نقره | از ترین سواری دولایه | چرم باف ما بين بيت يك اب\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پینه | ٤ روپیه و ٤٩ پینه | ٤ روپیه و ٤٩ پینه | ٦ روپیه و ١٢ پیسه\n\n(٤)\nاقام گلهای مصنوعی سر\n\nقسم | گل جربین | گل نا فرمان | گل پر بینه | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ په | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه\n\nقسم | شکوفة نارنج | گل یاسمن | گل تستون | جيل\nقیمت | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٣٨ پیسه | ٦ روپیه و ٨ پیسه\n\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٩ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ١٢ به | ٦ روپیه و ٥٤ په | ٦ روپیه و ٥٤ په\n\n« المشتر »\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1050, "text": "صفحه (۱)\nسال چهارم\nشماره (۱۲)\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ٤ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nباخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nباخراجات داك ٨٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكماسى است\n(اوراقى كه درج نشود آماده نميشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\nمدير و مؤسس جريده\nمحمود طرزی\n\nالآراءُ مُختلِفةٌ وَالطَّبيعةُ واحِدةٌ\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ غره ربيع الثانى سنه ۱۳۳۳\nتاريخ انگریزی ۱۶ فروری\nتاريخ شمسی ۲۷ دلو ۱۳۹۳\n\nدرین سال فرخنده فال «میلهٔ چیه» را يك رونق و شکوه بی اندازه حاصل گردیده است. ذات شوکتمآب پادشاه دل آگاه محبوب القلوب ما اعلیحضرت «سراج الملة والدین» ادام الله دولته بالعز والتمکین چون امسال بنا بر بعضی محذوراتی که در شمارهٔ اسبق خود بیان نموده بودیم تشریف فرمای جلال آباد نشدند و پایتخت سلطنت سنیه بوجود مسعود همایونی رونق افروز عزت و سعادت ماند، لاجرم میله های چیه که از بسیار سالها در محرومیت از موجود بودن ذات اعلیحضرت پادشاه مقدس ما در حرمان مانده بود درین سال فرخنده فال بيك رونق و شکوه عالی العالی جلوه افروز عز و اجلال گردید.\n\nاولا موقع وضع شدن تماشا گاه این میلهٔ مسرت وسیله از «ده مزنك» بسمت «سیاه سنك» نام موضع باصفای شهر که خیلی دلچسپ و موزون است تبدیل موقع نمود. ذات شوکتمآب اعلیحضرت پادشاهی که بر افراد ملت صادقهٔ شاهانه شان مرحمت و شفقت پدری دارند، و از همه جهت در پی رفاه و سعادت شان مساعی جمیلهٔ دایمی مصروف میفرمایند در خصوص انتظام این میله های ملی چیه نیز درین سال نکود مآل يك توجه خاص پادشاهی را صرف فرموده الحق که امسال میلهٔ مذکور بيك رونق و شکوه بسیار بدیعه ترتیب یافت.\n\nدرین دو جمعه که میلهٔ اول و دوم بود از وقت صبح بهزار ها نفری از اهالی چمنها و سرکها و دامانهای میله گاه را پر و مملو نموده در هر طرف و هر گوشه و کنار مرکزهای سرور و نشاط تشکیل یافته بود. هواها هم بسیار مساعد و موافق بوده هر برك سبزه و هر شاخ خشکیده ورود حیات بخشی بهار پر ازهار صفا بار را تبشیر مینمود. خیمه گاه اعلیحضرت پادشاهی، و شهزادگان عظام رونق و شکوه میله گاه را بيلزيب و زینت و شکوه و عظمت بی اندازه بالا\n\nهوای کابل *\nو میله های چه؟\nدرین سال فرخنده فال هواهای شهر شهیر عزیز ما پایتخت عالم رخت کابل نیرنگهای مخالفت آهنگی بکار برده است. در آغاز درامد موسم دی، لشکر سرما با همه قوای مسلحه خود بشدت تمامی هجوم آورده عالی را در اضطراب انداخته بود و چنان گمان میشد که امسال زمستان خیلی طوفانها خواهد نمود. ولی آن شدت و حدت بسیار دوام نورزید. در اوایل ماه عقرب برف بازی و هواهای پر سردی یکچند روز بصورت مکملی دوام نموده بعد ازان هواها کسب اعتدال ورزیده چند روز متمادیاً بی بارندگی گذشت و از سردیهای شدید چیزی باقی نماند، باز در آخر های ماه دلو و اوایل جدی برفباری، و خنك شاری یکچند روزی ظهور نموده باز به اعتدال و بی بارندگی آغاز نهاد. والحاصل تا به اینوقت که اوایل ماه حوت است در تمام زمستان سه بار در شهر عزیز ما برف باریده و در سرحد ها و اطراف بدرجه کافی بارندگی شده، از هر جهت علامات خیرات و برکات سال فرخندگی مآل آینده را نشان میدهد.\n\nبهار صفا نثار فرحت بار با تخت عالیبخت کابل با میله های چیه آغاز میکند. این میله های چیه از زمانهای بسیاری در مردمان شهر عزیز ما دایر آمده است که از جمعهٔ اول ماه حوت در هر روز جمعه شروع شده در جمعهٔ آخرین آن انجام می یابد. در زمانهای سابق موقع میله های چیه در سمت شرقی شهر در جایی که آنرا دروازهٔ چیه میگویند برپا میکردید. در زمان خاقان جنت مکین اعلیحضرت «ضیاء الملة والدین» در دامنهٔ کوه آسامایی در عقب ماشینخانه، و باز در آغاز جلوس میامن مأنوس اعلیحضرت پادشاه مقدس ما «سراج الملة والدین» در درهٔ مزنك نام موضع دلگشای مدخل چاردهی اخذ موقع نمود."}
{"book": "adl0616", "page": 1051, "text": "صحیفه ۲ سال چهارم شماره ۱۲\n\nپرده بود، علی الخصوص سایبانهای عالیشانی که برای ادای صلوة جمعه بپاشده و بيك جماعتی که از ده هزار آدم بیشتر بود نماز با نیاز جمعه را بمعیت پادشاه بزرگ اسلام ادا کردن از چنان چیزهایی نبود که زبانهای عموم ملت بشكران بی پایان آن رطب اللسان نکرده. غیر از سازهای ملی و موزیکهای عسکری که برای تنشیط دلها در هر طرف نغمه پردازی داشتند برای ساعت تیری و تماشا بازیهای متنوعه نیز ترتیب یافته بود. علی الخصوص میدان مدوری که برای مسابقه اسب دوانی ساخته شده بود، و مسابقه مذکوره خیلی شایان تماشا یک چیزی بود . دار بازی ، پهلوانی هم از تماشا های معنا شمرده میشد .\nو الحاصل میله های جبه امسال پرونق و زینت بسیار غربی جلوه گر شده و خواهد شد . از درگاه ایزد تعالی جل و علی نیاز میکنیم که عمر و اقبال و شوكت واجلال اعليحضرت بادشاه نكویی آمال محبوب القلوب ما را تا سالهای بیشماری اریکه پیرای سلطنت سفية اسلامية افغانيیه بدارد تا بسایه ترقیا توایه شاهانه شان ملت ووطن بسعادتها و مسرتهای مادی و معنوی نایل و شادمان شوند . آمین\n\nحوادث داخله\n\nشنبه ١٤ ربيع الأول ١٣٣٣\n( حوادث قندهار )\n\nدر قندهار در همین زمستان، زمین صاف ، هوا شفاف اهالی شهر وقت عصر ( مانند عصر چهار کابل ) بسير مشغوف و متفرج اند که مانند کابل زمین از برف قائم پوش ، به آب از دست انجماد عاجز و بیهوش ...\nچون زمستان زمهریرنشان کابل را بیاد آرم آن برف های ژرف و آن برد پر درد آن آب منجمد ، آن هوای سرد ، میلرزم و در پوستین می درایم در هوای کابل و قندهار تباين وتباعد زمین و آسمان موجود است !! ...\nدرین ایام جميع ساکنان و مقيمان این بلده خلد آثار و همه صاحبان مزروعات مانند صدف تشنه يكقطره آب اند و چون ماهی از پی آبی بیتاب مانند گیاه همه سریسوی آسمان اند و دست بردعا در خواهش باران . امروز روز ششم است که بوقت شام [مطابق عادت] اطفال نا بالغ بربامهای سرای خود ایستاده بشوق و ذوق تمام در شهر مینو پهر قندهار با آواز و صلوات، ولوله انداخته ، و خود ها را مورد رشك ملايك تسبيح خوان افلاک ساخته اند . ه صلوات ، بادل است که حین خسوف و كسوف و قحط باران با کثرت آن اطفال جميع شهر با آواز های بلند دل پسند تحیات وافره و صلوات متکرره بارواح مبارك انبياى كرام خاصة حضرت محمد عليه الصلاة والسلام میفرستند . و علاوه از ان اهالی قندهار هم اعانه ها کرده گذر به گذر محله به محله خیرات ها کرده اند و می کنند .\n\nبیرون\n\nگدا\nبیرون از قندهار مجانب مغرب يك محلی است خضب و سرسبز و شاداب که آنراه محل نجات ، میگویند و مشهور به «مالجات» است یک دهی از دهات این که قريب يك ميل از شهر دور و بنام «ده محسوس» مشهور است، در انجا یک زیارت است که آنرا «پیر برنده» می گویند در همین هفته که عشره اول ربیع الاول است. یکشب متولی زیارت مذکور کشته شده است صبح چون مردم آنجا متولی را مقتول یافته اند بقندهار آمده عرض کرده اند. از طرف قندهار یک مفتی و پولیس ها و کوتوال رفته اند ، و چون متولی را دیده اند به ضرب تير مقتول شده است. درین اثنا شخصی رسیده و سبب اجتماع پرسیده بعد ازان پیش مفتی و غيره گفته كه ديروز من و مانك با هم ديديم ، مانك يعنى متولى بعد ساعتی نشستن برخاست ، گفتم کجا میروی ؟ گفت فتح خان مرايك قرآن داده که شام گوشت پخته کنم که ایشان دو نفر می آیند نان خورده يك چلم کشیده خواهند رفت .... گفتم خوب برو من اینقدر خبر دارم .\nبعد ازان پولیس ها که آنها را در قندهار ( میرشب ) می گویند تحقيقات وتفتيشات کرده و خانه فتح خان نام را تلاشی کرده اند در انجا کالای خون آلود و بستر و قبا و خسته و چپن متولی شامل او را یافته اند و او را بندی ساختند و می گویند قاتل قائل شده می گوید که چون يك ( ٦٠٠ ) روپیه قندهاری پیش او دیده بودیم . من ورفيق من رفته لكن من او را نه کشته ام بدکاره رفیقم او را کشت. من پاهای متولی را گرفته بودم پیش او ۲۷ قند هاری که قریب ۱۹ کایلی می شود. يافتيم و آنرا نصف کردیم ......\n\nدر این ایام قریب ۲۰ نفر از افواج اشکالیز که مسلمان هستند فرار نموده آمده اند ، آنها را من خود دیدم ، دریشی های دراز و لنگ و دستار های یکرنگ دارند. میگویند ایشان همه با خود تفنگ آورده اند و در قلعه جدید، که قلعه سرحدی افغانستان است کارداران افغانی تفنگ های شانرا نگه داشته ایشان را فرستاده است. ایشان می گویند ما از کلاچی براه جنگلها آمده ایم یك جهاز در کلاچی زخمی ها را فرود آورد ما از بعضی پرسان کردیم که چه دیدید ؟ گفتند یکبار در هوا فر فر شده یک چیز روشنی بخش در میدان می افتاد و بعد از ان یک چیز مانند بم صدا کرده برما می ریخت و بهر عضو ما که میرسید قطعه میشد چنانچه بعضی را پاها و دست ها قطع بود. از ین سبب چون ما دانستیم که ما را می کشند و گریختیم. اخبار شماره ۸ دیروز که عبارت از یوم چهار شنبه ۱۱ شهر ربيع الاول میباشد رسید ، فرحت بخش گردید. عبد الهادی\n\n(۱) در تاریخ مذکور است که دیر قدیمی قندهار که سال آنرا ( زور شهر ) می گویند و آنرا نادرشاه خراب کرده چون آباد بود و بانهایت کثرت داشت لهذا همین محل نجات را باغ و درخت زار ساخته و بیدها نشاندند. در موسم گرمی مردم شهر به چینه های آمدند لهذا نام آنرا محل نجات گذاشتند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1052, "text": "صفحه ۳ سال چهارم شماره ۱۳\n\nخدمت مديريت عليه سراج الاخبار افغانيه آنچه صاحب گرامی فرموده اند . در باب اینکه مقالهٔ سابق خارج از دائرهٔ وقوف بعضی افسران خورد نظامی است . عین حکمت است . فی الحقیقه بر موجب قاعدهٔ « تقدیم الاهم علی المهم» برای توسیع ملکه و معلومات همین افسران کوشش باید ورزید . بنابراین بعدما همین مقصد در همهٔ مقالات عاجزی مدنظر خواهد بود . از مهربانی صاحب گرامی توقع دارم که غلطهای زبان عاجزی را نظر بشیوه و قاعدهٔ فارسی تصحیح فرمایند .\n\nمحاربه های اشقیا\nدر حرب ، خواه منصبداران خورد و خواه کلان ، برای هر حال خصوصی بیافتن جارهٔ بهتر مکلفند . هر افسر در باب کشف تدابیر مناسبترین و اعضای قرار مناسب صاحب ملکه و مهارت باید بود . تفرعات خدمت اساساً وظیفهٔ منصبداران خورد است . بنابراین باید که بذریعهٔ تطبيقات مفید همین افسران خواص فوق را کسب کنند چون محاربه های اشقیا برای نشو و نمای همین اوصاف يك ساحهٔ جولان واسع تشکیل میدهند در انجا از همین محاربه ها بحث رانده خواهد شد . همین بحث از دیگر جهت در وقت حضر برای منافع دولت خداداد افغانستان نیز خدمت میکنند با وجود آن ، چون قطعهٔ مبارکهٔ افغا نستان اکثر کوهسار است ، خدا ناکرده اگر در مستقبل يك اردوی اجنبی خیال خام استیلای افغانستان بندد . افراد لشکری و رعیتی که در عقب اردوی دشمن بطرز جماع های داره مانند اجرای جهاد خواهند کرد و افسرانی که بسوق و ادارهٔ آنها کاشته خواهند شد از همین مقاله بك فكر می توانند گرفت . برای استفادهٔ کلی تفرعات خرد ترین نیز موضوع بحث خواهد شد . فریدریق کبیر جد امیر اطور جرمان حشمت مآب ویلهم گفته اند که « بتفرعات گوش کنید ، چرا که آنها کام اول اند که بظفر میرساند » ..\n\n( صورت حرکت در مقابل جماعه های اشقیا )\nیعنی داره ها\nاشقیا یا در محال مسکونه مانند ده ها پنهان و یا در کوهها در حال جولان میباشند . هر گاه یکی از همین دو حال بسمع افسری که مأمور عقب گیری آنهاست برسد باید که فقره های ذیل را بنظر مطالعه گیرد :\n\n۱- تحقیق کردن درجهٔ صدق و حقیقت افادهٔ مخبر [ زیرا که در بعضی وقت مخبرها معلومات بسیار خالی و بی اساس میدهند . برای اینکه ایشانرا کار گذار بکوبند و در بعضی وقت نیز بمنافع اشقیا خدمت کرده مفرزهٔ تعقیب را بعکس جهت اشقیا و محل های دور میبرند و به جستجو های بیهوده مشغول میکنند برای اینکه اشقیا آزاد بشوند ]\n۲- مقدار حقیقی و با تخمینی اشقیا .\n۳- حال و کیفیت تجهیزات و تسلیحات آنها .\n۴- آیا در محل اشقیا و یا در جوار آن این چنین دهقان ها و یا اشرای دیگر میتواند بود که بامداد اشقیا بدوند .\n۵- بعدیت مسافه ما بین موقع مصادمه و مراکز عسکر به چقدر است؟ آیا وقت اللزوم در باب قوت و مالزمه نائل معاونت شدن ممکن است یا نه ؟ و هر گاه ممکن باشد، در چقدر زمان و در چه مقدار و چگونه استفاده خواهد شد ؟\n۶- آیا اشقیا از موقع مصادمه بکدام جهتها قرار و التجا میتوانند کرد ؟ آیا در آن استقامتها مراکز عسکری هست یانه ؟ [ هر گاه مراکز عسکری باشد باید که بآنها نیز معلومات داده وقت و صورت حرکت مقرر شود . ] افسر تعقیب بعد از انکه فقره های فوقرا تحقیق و مطالعه کنند . نظر بان اجرا آن ذیل را بکار میبرد :\n\n( صورت حاضر ساختن و سوق کردن قوهٔ مسلحه )\n۱- افسر احضار این چنین يك فوتی را قاعدهٔ اساسی باید دانست که از مجموع قوت اشقیا و افرادیکه معاونت ایشان بآنها محتمل است افزون تر و بزرگتر باشد [ زیرا که لزوم واقفیت عددی آن طرفیکه اجرای مانوره و تعرض را در عهده میگیرد مستغنی ایضاح است ]\n۲- افسر این چنین افراد را طلب و ترتیب باید کرد که حتی الامکان بی بیماری و بی سرفه و نیز رو و توانا و بیدار باشند .\n۳- برای اینکه باشقیا یکامیابی هجوم ناگهانی اجرا کرده بزودی گریبان گیر آنها بشوند میباید که حرکت را بسیار پنهان باید داشت . تا اشقیا را غافل و بیخبر بدست آرند و بعد از بیرون آمدن باید که اولاً این چنین حرکتهای (ساختگی) اجرا کرده شود که آنها را بی غلط بدهد و بعد از ان بر استقامت لازم توجه کرده شود .\n۴- هر گاه حال موجب استعجال نباشد باید که بالترجیح مفرزه از اقامت گاه خود شبانگاه تا وقت برآید و قبل از فجر بمحل مطلوب رسیده ترتیبات بگیرد\n۵- شبانگاه بجای آنکه افراد از گونه های خودشان منتظماً برآمده بقطار رفتار در آیند باید که در بیرون محل مسکون يك محل مستور را تجمعگاه انتخاب کرده يك يك دو دو منفرداً و بقسم قطار دوریه یعنی گرمه و از راههای"}
{"book": "adl0616", "page": 1053, "text": "صفحه ٤\nسال چهارم شماره ۱۳\n\n٦- کوچه های جدا جدا قطعه های خورد تشکیل نموده حرکت کنند و در آنجا یکجا شوند .\nهمین حرکت افراد بی سخن بی صدایی غافله و بی دربه و درب باید بود کارتوس و کیپس خود شانرا که علامت سفرند . تا که بیرون بر آیند نشان نیایند داد در جای تجمع باید پوشید\nتا که بآن موضع عملیات که جای مصادمه خواهد شد مواصلات کرده شود هیچ یکنفر فکر افسر واقف نباید شد. و نباید دانست که کجا میروند. حتی هر گاه مخبر و راه بلد را با خود یکجا میبردند باید که تا از دقیقه که اینها با افسر سخن نخستین گفته اند و خبر داده اند از اختلاط منع کرده شوند. و برای اینکه افراد اهالی این مقوله رهنما و مخبر ها را دیده از مخبری اینها مشتبه نشوند باید در آغاز حرکت و رفتار دریشی رسمی عسکری به آنها بپوشانند.\n٩- بمجرد یکه افسر به افراد امر آمادگی دهد حرکت باید کرد . و در همین اثنا اجازه نباید داد که در بازار بافراد اهالی سخن گویند و در حال حاضری سفر گردش کنند.\n١٠- آن کسانیرا که در اثنای راه تصادف خواهند کرد و همین حرکتهای خود شانرا خواهند دید بحسن معامله بهمراهی خود گرفته تا بمواصلت بموقع مقصود و شروع کار ترک نباید کرد .\n١١- دو نفر را که بزبان اشقیا واقف میباشند به قیافت چوپان و دهقان پوشانیده یکی را بفاصلهٔ ممکن در مقابل پیشدار و دیگر را در مقابل جانبدار و یا کشاف جانب به ترصد باید کاشت\n١٢- همین نفرها ما بین خود و در قطعه بذريعة يك چند نفر محافظه ارتباط باید کرد .\n١٣- نظرهای ارتباط بی سلاح بوده پاکت ایشان را چه پوشیده دستمال و یا دستار بسر بسته صفت فوجی ایشان آشکار نباید بود اگر رهنما بی آنکه خود را نشان دهد یک رهنمای اشقیار چند فی الفور استاده پنهان باید شد و تجسس شروع باید کرد. در همین اثنا نظرهای ارتباط و سر قطعه نیز استاده و زیر خس و خاشاک در آمده و یا دراز کشیده منتظر نتیجهٔ حال باید بود. در همین زمان باید که قوماندان مفرزه پیشتر به قسم پنهانی رفته احوال را خود دیده بسرعت يك قرار بدهد .\n١٤- ما بين رهنماها و قطعه بعضی اشاره های دیگر مقرر باید شد ليكن انجنین اشاره ها انتخاب باید شد که در وقتیکه اشقیا رهنما را بینند فرق و تمیز نکنند که رهنماست و يك اشاره داد رهنمای مفرزه همین اشاره ها را — در وقتیکه اشقیانین در عین زمان آزادید — استعمال باید کرد اما اگر رهنمای ما ایمن باشد که اشقيا هنوز او را ندیده است فی الفور دراز باید کشیدن آن موافقتر است . نظرهای ارتباط نیز اشاره های رهنما را عیناً تکرار باید کرد و نظرهای ارتباط فی الفور دراز باید کشید . خواه طرف اشقیا آنها را دیده باشد و خواه نباشد چنانچه در از کشیدن و پنهان شدن آنها لازم است همچنان خدمه های پس پشت نیز خود شانرا پنهان باید کرد. برای اینکه تا که ترتیبات گیرند آشکار نشوند. اما برای اینکه اشارت و حرکتهای رها و نظرهای ارتباط ترصد بتوانند باید که یکنفر چشم تیز از افراد نوك پیشدار به دیده بانی کاشته شود و همین نظر هم اشارت و حرکت رهنما و افراد ارتباط را فی الفور قوماندان نوك پیشدار اعلام باید کرد .\nما بعد دارد\n\nقوماندان مفرزة مختلط حربه و منقش تربیه\nو تدريبات عسکریه افسر ارکان حرب\nخير الدين\n\nعلوم و فنون\n\nتعريف\nفن استالدقيق\nبسیار کسان تاحال از معنی لفظ (ایستا استیق) اگاهی ندارند و بلکه اسم انرا نیز نشنیده اند چه جای اینکه منافع و فوائد انرا در خصوص امورات سیاسیه اداره دولت وحكومت حس ودرك نمایند . پس چنین اقتضا نمود که نبذه تعریف در این فن مفيده درج این صفحات نمائیم تا نورسیدگان شایقین وقوف احوال علوم وفنون العصر جدیده را از چگونگی آن اطلاعی حاصل آید. ایستا تستيق - لفظیست از لغات اجنبية اهل اوروپا و آن علمیست که احوالات طبیعیه و اجتماعية وسياسية تمام كرة ارض و يا از يك قطعه ارض و يا ازيك دولت و یا از يك مزرعه و یا از یک خانه را بواسطه ارقام و جداول افاده و معلوم گرداند. موضوع و مقصود این فن عبارت از اطلاع و اگاهی دادنست انسانرا بكمال سهولت وغایت سرعت براحوال ، و حرکات ، وطبیعت و اجزای مرکز هیئت اجتماعیه .\nمثلا در يك دولت و يا يكولايت چقدر حیوانات و موانی اهلیه، و چقدر انهار و طرق، و اراضی مزروع و اراضی خالینه ، و در هر سال چقدر تولدات و چقدر وفیات و چه مقدار آن ذکور و چه مقدارش اناث و به امثال این هر چه که باشد از جزئی تا کلی همه را در قید تحریر آوردن و انهمه معلومات مهم را بكمال سهولت و غایت دقت توضيح و تبيين نمودن وظيفة فن ايستا تستيق است .\nموجود بودن علم ایستا استیق در ازمنه قديمه خالی از شایبه ديب وكانت . چه بدون اینعلم السویه امور اداره صورت نبندد و اما در ينعصر جديده فن مذكور مالك اسم خاص ، واهميت ولزوم آن خارج از حد و قیاس کردیده ."}
{"book": "adl0616", "page": 1054, "text": "صفحه ۵ سال چهارم شماره ۱۲\n\nهر کسی که یک مزرعه ، و يك جفت گاو و ديگر لوازمات زمیندار را مالك باشد و خواهد که امور اداره و گذران خود را بحسن تسويه التزام کند مجبور است برانکه جميع امورات زميندارى و ذخائر ، ومقبوضات ، ومدفوعات خويشتن را دفترى ساخته از روى آن عمل نمايد ، واگر چنين يك دفترى ندارد مطلع بر دخل و خرج اراضى خويشتن نگردد و زود باشد که سر رشته کار از دستش گسیخته خسارات کلی بحالش عارض گردد . و هم چنین ست حال مردم كسبه و تجار، وحال صاحب خانه وعيال . پس حال دولت در خصوص محال يك عائله مشابهت تمامى دارد. چنانچه اگر حکومت از مقدار مساعی تبعه و مقدار نفوس و بيوت و طرق و معابر و تجارت و زراعت و سپاه و رعيت وقس على هذا جميع امورات مملکت خويش را بفن ايستاتستيق تطبيق و موافق نسازد\n\nاز مناظر استانبول\n( دروازه بسيار مصنع سراى شوكت احتواى ( طولمه باغچه ) )\n\nماليات و بدهیکه از افراد نفوس بگیرد بنابر عدم اطلاع ايستاتستيق مقدار مساعی ایشان ثروت تبعه را تخریب نمايد. و هر مملكتى را که ثروت اهالی قليلست اعمار آن نیز در تقلیل بود و دیگر امورات سائره را نیز برينقياس باید نمود . لاجرم دولتى و خواه صاحب بيتى اگر احوال منابع حاصلات خويشتن را نداند مصارف را زیاده از مداخل نماید و چون چنین شود نهایت الأمر حالش بهلاك منجر گردد . و چنانچه اين اساس اکثر علوم عالیه از جانب شرق بسمت غرب نشأت نموده و در اعصار اخیره حکمای غربیون بر آن اساسها استحكامات محكم و تعميرات منتظم بنا نموده اند و ازان"}
{"book": "adl0616", "page": 1055, "text": "شماره ۱۲\nسال چهاره\nاساسها شعبات عدیده و ترقيات جديده استخراج و استنتاج کرده بسیار منتظمى ترتيب و تنسيق داده بحضور خليفه تقدیم نموده و میکنند من ایستاتسقیق نیز از ان قبیل است. چونکه از روایات اند . حالانکه در آزمان ( شارلمان ) نام حکمداری که از اعاظم هو توقه تاریخیه چنان مفهوم می شود که حکمای حکمت انتهای ملت حمکرانان قطعه اور و با بود و همعصر خليفه مشار اليه بود اصلا وقطعا بیضای اسلامیه در عصر حکومت ) عبدالرحمن ثالث امونه ) که خواندن و نوشتن نمیدانست . خطة اندلس را بسبب ترقيات علميه وتأسيسات صناعية بعنوان اما جای افسوس و محل تعجب این است که بعضی مردم بخیر دار التعليم عالم مظلم نموده بود ایشا تشیقهای از احوال زمان از فوائد و نتایج سود مند بسیاری از علوم عالیه وفنون غریبه خود شارا محروم گذاشته مجردیکه اسم انرا بشنوند باشد دکر تداخل مذهبی نصار ا را در آن چه مد خلست ؟ بلکه اینهمه توهم واستنكاف میورزند مانند جغرافيا، و ژوولوژی، و قوزمو عامست و علم امریت کلی که هر کس به اطلاع و تعلم آن مامور . غرافيا ، ومنه اور لوزی، وسائره که وجه تحصیل وتعلم كردن و ندانستن وعدم اطلاع از ان عموماً منفور بود . اوانیز بر تبعیت نکردن قصار احمل مینمایند که از انجمله یکی نیز فن والحاصل در ينزمان بمرتبة ثبوت و تحقق رسیده که استعلام ایستانستیق است. و بدین سخن پی نبرده اند که منبع اینهمه از کجا هر دولت متمدنه و نشریات هر گونه مواد مفیده مدنيه متعلق بر دانستن و منشاء آن از کدام ما است . ايا بجز انكه اسم ان بلسان اجنبيه علم استا تستيق است. چونکه در خصوص حسن اداره دولت\n\nجامع شریف طویخانه و بازار آن\nاز مناظر استانبول"}
{"book": "adl0616", "page": 1056, "text": "شماره ۱۲\nساله چهارم\n۷\n\nو حکومت چند چیز معتنابها مادون ایستانستیق صورت بنده : اولا – احوال اهالی که منبع قوت و ثروت ، و مقصد شان و شرف مملکت است به استانستیق داشته میشود . ثانياً – احوال قوة الباتيه ، وطرق مواردات ، ومواقع مدافعات ، ومداين ، وصحارى ، وجبال وانهار هر مملکت از روی قواعد صحیحه به استاتسقیق دانسته میشود . ثالثاً – صورت تنسيق مدنيه واهليه متینی بر قواعد صحیحه به استانستیق دانسته میشود . رابعاً – نفوس اهالی چقدر است . و از چقدر نفوس چه مقدار عسکر حاصل میشود ، و در هر سال چقدر توالد وتناسل ، و چقدر تضاعف و تناقض در مملکت بظهور میرسد . و منشاء تناقص از چه باشد جملگی به استا تسلیق دانسته میشود . خامساً – اهالی را تا کدام درجه تحمل تکالیف مالیه باشد . و بعد از انکه مالیه بصورت مستحسنه کرد آید چاره توزیع و تصریف آنرا بصور محقه نمودن به استانستیق داشته میشود . سادساً – مقادير وقيم محصولات صناعیه وزرعیه به استانستیق دانسته میشود . سابعاً – احوال تجاريهٔ مملکت و وسائط ترقی و توسیع این مادهٔ مهمه به استانستیق دانسته میشود . ثامناً – اصول تعميم وتوسيع معارف و دانش عموميهٔ تبعه که مدار کلی اعمار وترقی مملکت است به استا تسقیق دانسته میشود . تاسعاً – روابط وضوابط تنسيقيه و اصلاحیه امور ضابطه به استانستیق داشته میشود . عاشراً – چارهٔ تعميم قواعد مؤسسات خیریه به استا تستيق دانسته میشود ، والحاصل محتاج الیه بنی مواد مفيدهٔ معتناً بها فن ایستا تسقیق است . این است مختصری از تعریف و تبيين آن علم . وانشاء الله من بعد ازین گاه گاهی از بعضی ایستا تستیقات عمومیه مواد های مفیده درج خواهیم نمود .\n\nمقاله مخصوصه\nعمر انسانی؟ حیات جاودانی!\n\nطی میشود این ره بدر خشیدن برقی\nما بیخبران منتظر شمع و چراغیم\n\nآیا برق آسمانی چابکتر است یا عمر انسانی؟ در ظاهر برق، در حقیقت عمر! برق در آن واحد میدرخشد و محو میشود . حال آنکه عمر انسانی از یک روز تا بهفتاد و هشتاد ، بلکه نادراً تا بصد سال دوام دارد . برق الکتریکی ، در يك ثانيه از شرق بغرب سیر و دور میکند . حالا نکه عمر انسانی با وجود وسایط نقلیهٔ سریعه که بدست دارد بماهها آن مسافه را نمی پیماید !\n\nبلی ، ظاهر همین است که گفتیم . اما اگر یکبار مسئله را از دیگر نقطهٔ نظر ملاحظه کنیم سرعت برق را نسبت بسرعت عمر مانند خر در گل مانده می یابیم : اولا عمر طبیعی انسانی را بعمر کائنات عمرانی يك مقایسه و نسبتی باید بدهیم . عمر طبیعی انسانرا اگر صد سال و عمر کائنات را – صرفنظر از غیر محدود بودن آن – لا اقل يك مليون عصر تخمین بکنیم ، نسبت عدديك را به ملیون خواهیم یافت که در انحلال آن دوام را نسبت به این بیثباتی از درخشیدن و محو شدن آنی برق کمتر خواهیم دید ! عمر برق بالعمر كائنات یکجا دوام ورزیده و میورزد ، حالا نکه عمر از حد محدود مقدر خود يك خطوه بیشتر انداخته نمیتواند !\nسرعت سیر عمر را از بیت بیدل کابل را از ، حضرت خواجه حافظ شیراز نیز تا یکدرجه استنباط باید کرد . چنانچه میفرماید :\n\nبنشين لب جوى وكذر عمر ببين\nكين نصيحت ز جهان گذران ما را بس\n\nهر گاه در کنار یک جویبار تیزرفتاری در يك چمنزار لطافت آثاری بقدر يك ساعتی نشسته بسوی جریان آب نظر بدوزیم ، وقوة مفکره را دران پیندوزیم سرعت سیر عمر را عياناً مشاهده میکنیم . بلی ، نظارهٔ جریان آب جاری برای گذر عمر فانی يك آینهٔ عبرت بسیار معلومداری میباشد . هیچ چیزی گذر عمر را که بدرجهٔ جریان آب تیز رفتار بچشم تجسم داده نمیتواند . زیرا انسان بچشم می بیند که عمر بسان جریان گذشتن دارد . از رفتار آب ، رفتار اوقات و ساعات عمر در يك آن واحد بچشم جلوه کر میشود . آری دو سر دم در کشیدن و دم فرو بردن نیز اگرچه برای از پا در افکندن نهال زندگانی در هر دم و هر نفس در پیش دهن افتاده ولی باز هم بدرجهٔ روانی آب روان گذران عمر را بسان اعیاناً نشان نميدهد !\nاز نتیجهٔ این محاکمه همین حکم داده میشود که عمر را هیچ وفایی نیست . برق ، شرر ، حباب ، جریان آب ! .... دراز ساختن آن هم از حد طبیعی آن محال ! حدود طبیعی آنرا از نود تا به صد و بیست مقرر کرده اند حال آنکه صد و بیست حتی دو صد هم نسبت بدهی برق و شرر شمرده میشود و هم انقدر که مراعات قواعد حفظ صحت با همه شاید و باید آن بدرجهٔ نهایت کوشش ورزیده شود باز هم درازی عمر امکان امتداد را ندارد زیرا بمرور ایام عروق و شرائين به درایك كلفتی و ستیزی حاصل میشود که جریان خون از فعالیت طبیعی خود در میان آنها عاجز میماند . اعصاب یعنی پی ها را نيزيك شخی و کرکی پیدا شده از حال طبیعی خود در می افتد . حجیرات دماغیه را خشکی و فشاری پدیدار کردیده حواس از اجرای کار دران در میماند . دل را چاقی و بزرگی پیدا شده ، و دهنها و تجويفهای آنرا خشکی و فشاری دستداده وظیفهٔ تقسیم خون را بخوبی بجای نمی آرد . باینصورت رفته رفته همه تار و پودی که قماش زندگی را بوجود آورده پوسیده کی و کهنه کی واری"}
{"book": "adl0616", "page": 1057, "text": "صفحه ۸ سال چهارم\n\nآمده ره بهای بادیهٔ تا پایان عدم گردیدن ضروری و لایدی شمرده شود . این تعریف و تصویریكه نمودیم برای آن کسانیست که بچگونه عوارض گرفتار نیامده و جولان ناز مراحل عمر طبیعی شاده بمنزل برسد . هزار افسوس که چنین مرحله بیایی برای هر کس میسر شدن از نادرالحدوث امراض گوناگون ، و عوارض مهلك و آفات قلمونی که دمبدم زندگی را تهدید میکنند هیهات که کسی را بگذارد که بمنزل طبیعیش برسد !\nآه ! چه نا امیدی ، چه حسرت ! باین زندگی بخروزه چه وابسته کی ، و چه خاطر جمعی !! ...\nحیات جاودانی لازم است ، زندگی ابدی بکار است ! و گرنه ازین عمر برق نمای شرر آسا چه فایده !!\nبسیار خوب ، اما حیات جاودانی ، زندگی ابدی کی میسر میشود ، کی آنرا دست میدهد ! هر کس حضرت ، خضر ، زنده جرات نمیکرده که در ظلمات بچشمهٔ آب بقا ، دسترس یابد ! بدون حضرت خواجه شیراز دل زنده چنان عشق پاکی میشود که هر گز سر مردن نداشته باشد ! ...\nآیا حیات جاودانی ، زندگی ابدی ، چشمهٔ آب بقا ، عشق مردن زیاده چه چیز است ؟ بدانید آگاه باشید که آن چیز است :\n\nنام نيك .\n\nکه انسانرا هیچگاه نمیمیراند ، و زندگی جاودانی میبخشد . مرور اعصار و دهور آنرا محو نمیسازد . ورق گردانی ایام در سینه صحیفه های خود آنرا باحترام نگه میدارد . زبانها آنرا بعنوان ورد صبح و شام خود میگرداند .\nپادشاهانی که بعدل و انصاف و کارهای بزرگی اوصاف گذاشتن و نام نيك و كامياب آمده اند ، و بهادران و صاحبقرانانی را که بفتوحات و جهانگیری شهرهٔ آفاق شده اند ، صاحبان عزم و حزمی را که ملتهای اسیر شده دست غیر ملت شانرا از اسارت ظلم و استبداد اجنبی رهایی داده استقلال و آزادی قومی و ملتی شانرا بایشان بخشیده اند آیا مرده میشمارید ؟ حاشا ، حاشا ! آنها زنده کی ابدی ، حیات جاودانی را نایل شده اند .\nهزار ساله يك عمری که به انواع عيش و شادمان ، و اقسام مسرت و کامرانی بسراید آنچنان عمریست که دوام آنرا از درخشیدن برق هم کمتر باید دانست ، يك روزه عمری که به ایفای نام نیکی بگذرد آنچنان عمریست که آنرا جاودانی و ابدی باید فهمید .\nخوش بخت آنکه از بهر استحصال چنين يك عمر ابدی فرصت یاب باشد و چون آن فرصت دست دهد منتظر شمع و چراغی نشده هماندم چون برقی بدرخشیدن آغاز نهد و در طی مسافه فوت نمودن فرصت را جنایت بشمرد .\n\nشمعیم که جامد شده شعله و داغیم\nمردیم چو کافور ولی در دسراغیم\n\nشماره ۱۲\nحوادث خارجيه\n◀ اجمال احوال ▶\nنغمه همان يك نغمه ، ترانه همان يك ترانه ! او تاری که رود روز آنرا کوک میکنند بورو ریس آنرا به نغمه های مخالف راست کرده آهنگهای زیروبم را در دوگاه و چهارگاه بساز و نواز می آورد ! اما چیزیکه درین طنبور نغمه دیگری افزوده همانا دمدمه و زمزمه ایست که از موزيک امریکا نواخته میشود . این يك معلوم است که امریکا با ژاپان از بسیار وقتها يك رقابت و همچشمی دارد . چون درین جنگ حامی و معاهد یگانهٔ رایان یعنی دولت بریتانیا عجان خود گرفتار است آمریکا از فرصت استفاده کرده را مناسب یافته میخواهد که اگر بتواند نفوذ و اقتدار ژاپانرا از چین و دیگر اطرافی که ضرر آن به امریکا ملحوظ باشد دفع کند . از یکطرف هم بر دولت بریتانیا نیز بعضی بانکها میزند و در باب باشیدن دانهٔ جنك بهانه جویی میکند . و چنان معلوم میشود که آخر صداهای طوب دنیای جدید سامعه خراش دنیای قدیم بشود . و نیز از بعضی علایم چنان استنباط میشود که اینصداها وضد دول متحالفين بلند شود . زیرا چنانچه از یکطرف به بهانهٔ خریداری جهازهای تجارتی اعانهٔ نقدی بدولت المان میرساند ، از دیگر طرف خیال قرضه دادن پدولتهای المان و اوستریا و عثمانی دارد . علی الخصوص تونل جنگی که در ین اواخر در مابین امریکا و بریتانیا در خصوص تفتیش جهازهای تجارتی پیش آمده نزدیکست که رازها از پرده بیرون افتد !\nدر میدانهای رزمگاههای غربی و شرق بجز همان يك نغمهٔ حمله آوری متواتره و پسپا شدنهای متکرره که انسانرا از شنیدن آن يك ملالی حاصل شود و رفته رفته بمقابل اهمیت دادن از يك بی پروایی پیدا کرده دیگر چیزی شنیده نمیشود ، آخرترین حوادثی که رخنموده و يک کمی نغمه را تبدیل داده اعتراف روسهاست بر شکست خوردن شان از جرمنها در رزمگاه مشرقی . چون هم بقدر اعتراف از طرف خود شان بشود معلوم است که این شکست خیلی با اهمیت خواهد بود !\nاز محاربات بحری هیچ يك اثر با اهمیتی پدیدار نیست . مگر اینکه از خبرهای اخیره باز غرق شدن جهازات متعددهٔ تجارتی انگلیز و فرانس از دست کشتیهای تحت البحر جرمی شنیده میشود در باب جنگهای قفقاس و مصر بازيك سكوت تامى حکمفرماست . ولی سکوت هم از معانی خالی دیده نمیشود . هیچ شبه نیست که در پنهان داشتن خبر ها و سخت گیری سانسور و حك و اصلاح خبرها از فایده بیشتر ضرر متصور است . اگر خبرهایی که نشر میشود راست هم باشد اطمینان بر راست بودن آن حاصل نمیشود . و اگر دروغ هم بود دروغ آنرا بچه ثابت باید کرد ؟ هر چه که هست همین است ! نتیجه را انتظار باید کشید . البته بهمه حال بك نتيجهٔ روز خواهد نمود که پنهان ماندن آن غیر ممکن خواهد بود !.."}
{"book": "adl0616", "page": 1058, "text": "صحيفة ٩\nسال چهارم\nشماره ۱۲\n\n( از جریده فريده جهره نما )\nآنانی از انجمله است که بارتفاع هشت تا ده کیلومتر ( سه فرسخ ربع ) بهوا میرود و این توپ مختص شکستن کشتهای هوانیست و اغلب توپها را اتوموبیل باید حمل و نقل کنند پاشش تا ١٤ اسب باید بکنند علاوه کارخانه کروپ انواع اسلحه ها و تارپجکها و سرنگهای دریائی باسرار دارد که هیچکس بغیر از مهندسین مخصوص کارخانه علمش احاطه بانها نخواهد شد و بتدریج از این کارخانه در ساحتهای جنك با مخترعات محیر العقول که قابض ارواح و هادم عمارات است بعرصه ظهور خواهد پیوست .\nکذا\n\nکارخانه توپ ریزی و اسلحه سازی کروپ -\nاین اوقات بیشتر جراید انگلیسی و فرانسوی بختشان از کارخانه مشهور کروپ آلمانی و از این کارخانه عظيمه و ادوات ناريه و آلات جهنميه كبيره او سخن میرانند ما هم لازم دانسته شده از این کارخانه المانی بیان نمایم تا خوانندکان چهره نما آگاهی حاصل کنند . در شهر ( اسن ) آلمانی کارخانه باسم ( کروپ ) که اسم صاحب کارخانه باشد در صد سال قبل ساخته شد. و عبارت از ۹۰ دستگاه اسلحه سازیست و اینها تمامی پاراه آهن بهم متصل و طول راه های آهن او ۵۰ میل ( ۱۳ فرسخ ) میباشد بفاصله ۳۰ میل راه منازل و انبارهای بسیار او میباشده و میدان بزرگ هست برای امتحان توپها و هرزمان که بخواهد امتحان توپی کند ( شاه قوت ) کشیده و صدا شیکه از قوه بخار بلند میشود بنام شهر میرود و ده بار میگوید ( حذر کنید و بترسید ) و چون از امتحان فارغ کردد صدا میکنند ( خطر نیست ) در کار خانه ۵۰ هزار کار کر و چهار هزار خدمت کار و ١٥ هزار عمله ممدن و هفت هزار فعله دیگر که جمله ۷۶ هزار نفرند موجود بوده و این کارخانه هیچکسرا اذن دخول و بسرار اعمال اورا یافتن نمیدهد .\n\n( عزای گرگان آدمی کش، با عروسی گرگان آدمی خود )\nتلكرافات خبر داد که حوالی قشون روس و آلمان دسته ، دسته گرگان مهيب نمايان كشته ، و اتصالاً کشته های طرفینرا طعمه خود میکنند و قناعت باجساد کشته ها نکرده بمجروحین جاندار که رمقی باقی دارند هم حمله میبرند، و آنها را غفلتا میربایند . بدین سبب عده از قشون ناجار شده که دایماً با گرگها میجنگند . و انها را دور می نمایند . لاکن گرگها تازه با طعمه لذيذه از لاشه های تازه آدمیان را بطبیعت رسیده با صداهای فرح انگیز کوتاکون همیشه از جسدهای کشته ها و زخمیها شکار مینمایند و این حادثه برای مردم خیلی متاثر واقع شده چونکه گرگها در کوهها و دره ها و زیر برف و مغاره ها جادارند و بر طرف کردن آنها از محالاتست .\n\nتوپهايکه این اوقات این کار خانه بیرون بر آورده و در محاصره ( لباج و نامور ) وغیره بنای گلوله اندازی و آتش فشانی نموده مخير العقول بوده قسميكه جراید تمس لندنى و کان و ديبا ، فرانسوى شرحها از آنها مینگارند که خلاصه اش اینست توپ آلمانی عیار ٤٢٠ التي است جهنمی قوی ضخیم و هیچکس نمیتواند اورا حرکت بدهد و سوار نماید بغیر از مهندسین خصوصی کارخانه کروپ وشليك گلوله های او توسط قوه كبر بايست بمسافت بسیار دور که تقریباً دوفر سنك ووزن گلوله او ٩٥٠ كيلو كرام و چون بنای گلوله ریزی میگذارد حرکت دوری گذارده و تا ۱۰۰۰ ذرع رو ببالا گلوله او رفته و پائين ميآيد و قرب زمین گلوله متلاشی شده ودودی اول از او در آمده و متفرق بسرعت میشود و بدماغ هر کس وقت فوری او را بیهوش مینماید و ریزه های گلوله متلاشی شده بجسم هر کس نشست او را از پا در میآورد - همچنین توپ دیگر به عیار ۲۰ توپهای ( زرنج آهسته ) و ( برنده دونده ) که لیاج مفتوح کردند .\n\nترجمه اخبارات اردو که عبد الرحمن محرر اداره ترجمه کرده\n( يك غلطى مدهش توپخانه انگلیزی )\nبتاريخ ۱۰ دیسمبر در میدان رزمگاه مغربی در علاقه شمال شرقی فرانس يك افسر پلتن ، توپخانه انگلیزی را حکم داده بود که اگر از همان بلندی مخصوصه به آنطرف کسی را در حرکت بیند في الحال بر آن فیر کنند ، چنانچه پس از کمی در قریب آنجا چند صد نفر در محل مذکور گردش کنان بنظر برخورد ، که بنا بران توپخانه انگلیزی بکمال نشانه بندی برانها بگلوله باری آغاز نهاد و بسبب بعد مسافه دیدن و شناختن مردمان زیر فیر نیز هیچ ممکن نمیشد که بازی همچنان دوام داشت که رئیس توپخانه محل انداخت کلاه را به دوربین دقت کردن گرفت چون نيك نظر كرد یکقدری به شبهه افتاده با یک لفتنی ، ( منصبدار ) گفت که چه سان شما باور میکنید ، که اینها جرمنی میباشند !؟ اگر حقیقتاً جرمنی باشند خوب ! والا خدا با مداد شان برسد ، زیرا من آنها را بکلی تباه کردم. منصبدار مذکور نیز بعد از انکه تفتیش حال کرد این را نیز دیده گفت که مردمانیکه در زیر گلوله گرفته شده اند جميع شان دریشی خاکی پوشیده اند، فرقی که شبیه تقویت گرفته میرفت تا میجر به توقیف که بازی حکم داد و اینوقت قريب نصف نفری زیر هدف هلاك و فنا گردیده بودند ، بعد خبر رسید که مردمانیکه بر آنها باینقدر شدت و حدت گلوله بازی شده بود همکی از خود بودند. اصل سهو ازین دو سخن واقع شده بود، یکی\n\nروز نامه ( نان ) از مخبر روزنامه ( نیورو ترام ) هو الندى که مقیم شهر ( اسن ) کارخانه کروپ بوده نقل میکنند که آلمانیها با توپهای دیگر دارند که هنوز موقع کار فرمائی آنها نرسیده چنانچه کروپ آلمانی توپی ساخته که هر گاه در ساحل دریای ( مانش ) در شهر کاله فرانسه نصب کند گلوله او میافتد در انطرف ساحل ( مانش ) در شهر دوفر انگلیسی ! ! ! و توپهای کروپ"}
{"book": "adl0616", "page": 1059, "text": "صفحه ۱۰ سال چهارم شماره ۱۲\n\nآنکه قاصديكه خبر گذشتن و حرکت کردن افواج انگلیزی را در همین تپه کله خورده می آورد در راه بکلهٔ دشمن هلاک گردیده خبر مذکور به توپخانه نارسیده ماند ، و دیگر آنکه سپاهیهای زیر کله بسبب بارش بار انکونهای خود را پوشیده بودند که بالباسها و بالا پوشهای عساکر دشمن پس بهم مشابهت میرسانید .\n\n( جادو ) : ( یک تماشای عجیب در يك تياتروی شهر نيورك )\nدر یکی از تیاروهای شهر شهیر «نيورك» واقع تخت ممالك متفقة امریکا بتاريخ ۱۷ ديسمبر يكواقعه عجیبی بظهور پیوست تياتروچیها میخواستند که ۳ شیر را از يك قفس بدیگر قفس نقل دهند که ناگاه هر سه شیر از در قفس بدر جسته در میان تماشاچیها افتادند . مردمان چون شیر ها را کشاده دیدند هر کس بکریختن و دویدن شتاب ورزیده يك شور و غوغای عمومی دالارا استیلا کرد حتی شیر ها نیز ازین هایهوی مردمان ترسیده بی آنکه باعث ضرر و زحمتی شوند بیرون از محوطه تیاتر و گریختن خواستند . در متوقت بر دروازه يك منظره دهشت نمای عجیبی نمودار بود انسانها بجای های خود شیرها بجای خود ساکت و از همدیگر خوف کنان به رامدن سعی میکردند . هر چند پولیسها برای دلداری مردمان دور دست فریادها بر اوردند که اینها شیر نمیباشند بلکه یکنوعی از گربه ها هستند ولی کسی بان التفات ننمود ، شیرها بعد از انکه خودشانرا از انبوه انسانها کشیدند در يك خانه درآمده بناء کرین کشتند که این حرکت شانرا پولیس ها برای خودها يك موقع فرصت دانسته دروازه خانه را بدنبال شان بسته کردند شیرها به حدث آمده و دروازه را شکستانده بمقابلهٔ پولیسها برای اخذ انتقام بیرون شدند و در میان شيرها و پولیسها مقابله و مجادله در گرفت از طرف پولیسها يك شير بکله های غیر کشته شد و چند نفر پولیس هم از طرف شیرها زخمی کرده شدند . در انتهای این رفتار مجادله شیرها را با يك نان بائی تصادف افتاد که این نان بائی هر روز به آنها نان میداد چنانچه بمجرد دیدن آن بائی شیر ها دم جنبانی گرفتند و حدت حیوانی شان کسب سکونت ورزید . مردمان سیربین حالا از تهاکه محفوظ مانده از کثرت مصادف و مهاجمه يكديگر سروپا کوفته به بد حال بخانه رسیدند .\n\n( كذا ) :\n( مسافه های بین الحدود رزمگاه های حالای اوروپ )\nسرحد جرمن ، از «هولانده» تا به «سوید» ۰ ۲۵۰ میل\nاز «لیج» تا به «بروکسل» پایتخت سابق بلجیم ۰ ۵۵ =\nاز «برلین» تا به «پاریس» ۰ ۶۵۰ =\nاز «برلین» تا به «پترو مراد» ۰ ۱۱۵۰ =\nاز «برلین» تا به «وار ساو» ۰ ۳۳۰ =\nاز «برلین» تا به «مونش» بکشهر جرمن دره بوریه ۰ ۳۱۵ =\nاز «بروکسل» تا به «کولون» ۰ ۱۱۵ =\nاز «بروکسل» تا به «دوور» ۰ ۱۶۰ =\n\nاز «کيل» تا به «دوور» ۰ ۲۱ =\nاز «ویلهلم شيفن» تا به «لندن» ۰ ۲۰۰ =\nاز سرحد بلجیم تا به «پاریس» ۰ ۱۱۵ =\nاز سرحد جرمن تا به «پاريس» ۰ ۱۷۰ =\nاز «ویانا» تا «بلغراد» ۰ ۳۱۰ =\nاز «وسئولا» سرحد پروسیای شرقی ۰ ۱۷۰ =\n\n( معلومات مفيده )\nدر سال ۱۸۷۰ و ۷۱ م جرمن فرانس را شکست داد و حکومت حاضر جرمن تأسیس یافت .\nدر سال ۱۸۷۲ م ، جرمن برای غلبه یافتن بر جمیع دولت های دنیا بنای تیاری و حاضری را گذاشت .\nدر سال ۱۸۷۷ ، ۷۸ م ، از جنگ عثمانی و روس کمزوری جرمن معلوم شد .\nدر سال ۱۸۷۹ م ، جرمن با اوستریا و ایطالیا اتحاد کرده اتفاق ثلاثه را تشکیل داد . تا روس را غلبه حاصل نشود .\nدر سال ۱۸۹۴ م در مقابل این اتفاق مثلث روس و فرانس حلیف گشته اتحاد ملی تأسیس یافت .\nدر سال ۱۸۹۹ م ، از جنگ بو بریانی ها از طرز سیاست بعضی سلطنتها انگلستانرا یکشبه پیداشد .\nدر سال ۱۹۰۳ م جرمن ساختن جهازهای جنگی را زیاد از احتیاج آغاز کرد .\nدر سال ۱۹۰۴ م مابین فرانس و انگلستان اتحاد قایم شد .\nدر سال ۱۹۰۵ م امپراطور جرمن بهانه سیاحت به «طنجه» مراکو رفت .\nدر سال ۱۹۰۶ ، قونفرانس «الجزراس» قایم شد که در ان جرمن کوشش ناکام دست می انداختن ما بین فرانس و انگلستان کرد .\nدر سال ۱۹۰۷ م ، مابین روس و انگلستان معاهده شد که از روی آن مابین روس ، و فرانس ، و انگلستان اتحاد ثلاثه قایم شد .\nدر سال ۱۹۰۸ ، ۹۰۹ م ، اوستریا بر دو علاقه «بوسنه» و «هرزیکونیا» ی عثمانی قبضه کرد . این وقت اتفاق مثلث کامیاب شد . و برای شکستاندن اتحاد دوباره یک کوشش بی ثمری اجرا کرد .\nدر سال ۱۹۱۰ م ، متعلق مرا کو ما بین جرمن و قرانس معاهده شد .\nدر سال ۱۹۱۱ م ، در واقعهٔ «آغادیر» مراکو ، جرمن اتحاد ثلاثه را آزمایید و انگلستان کمی نیز دستی خود را بوی نشان داد و طرفداری فرانس را کرده در حمایت احتمال جنگ را با جرمن ظاهر کرد . جرمن در زیادت دسته بحریه خویش کوشیدن گرفت .\nدر سال ۱۹۱۲ م ، عثمانی در جنگ بالقان هزیمت برداشت و اقتدار اتفاق مثلث را نقصان رسید . و جرمن در ساختن جهاز های جنگی بیشتر اظهار مستعدی نمود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1060, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم شماره ۱۲\n\nدر سال ۱۹۱۳ م ، جرمن برای بحالی رعب و اقتدار خود در عسکروی و بحری خویش افزود . در سال ۱۹۱۴ م . اوستریا برای اخذ انتقام قتل وليعهد خود ره و یا فوجکشی کرد و روس را جرمن و اوستريا بر بیطرفی تهدید میکردند روس، فرانس، انگلستان بنابر معاهده خودشان اتحاد کرده بمیدان برآمده جنگ حاضر شروع شد .\n\n( كذا ) : ( شورش ترکان در اوسترالیا )\nسدنی، دو ترك بمقام ، سلورتن، بريك كادی سياحان فير کردند که از ان چند نفر مقتول و مجروح گردیدند . هر چند پولیس تعاقب این دو نفر را کرد ولی آنها به کوه بالا شده خود را از چشم مردمان غایب ساختند. اینها پیش ازین فيريك سوار رساله راهم زخمی کرده بودند .\n\n( همدرد ) : ( همدردی بالکان در جزیره جاوا )\nيتويا ، اخبارات اینجا برای اعداد آن تحريك عمومی که در باشنده گان این جزیره به این غرض که در مقابل اتحادیها امداد عالی ترکان کرده شود کوشش میکنند .\n\n( كذا ) : ( عدد اسیران جنگ در جرمن )\nجر من عدد اسیرانی را که بتاريخ يكم ماه جنوری بذريعه تلگراف بی سیم شایع ساخته تفصیل آن از قرار ذیل است .\n\nاز مناظر استانبول\nقصر دلارای سلطانی در ( یکتریکی ) نام موقع بافضای بوغاز بوسفور\n\nفرانس ٣٤٥٩ افسر ٢١٢٩٠٥ سپاهی\nروس ٣٥٧٥ ״ ٣٠٦٢٨٠ ״\nبلجیمی ۹۱۲ ״ ٣٣٨٥٢ ״\nانگلیزی ٤٩٢ ״ ١٨٨٢٤ ״\nجمع کل = ٨١٣٨ ״ ٥٧٤٨٦١ ״\n\n( كذا ) ( امپراطور جرمن نان سپاهیانه میخورد )\nاخبار، لو كان زيجر، را به ذرایع معتبر معلوم شده که امپراطور ویلهلم حکم داده است که برای خود شان نیز بعد ازین نان معمولی سپاهیها آورده شود .\n\n( كذا ): ( روانکی اسیران مسلمان به قسطنطنیه )\nتار امستردام مظهر است که قریب ۲۰۰ نفر مسلمانی که در فرانس و بالجيم بدست جرمنها اسیر شده بودند جرمنها آنها را در مقام ه زوسن ، به قربی، برلین، فرستاده اند که با دیگر نفری اسیران مسلمان یکجا شده قسطنطنیه فرستاده شوند .\n\n( سیاره ) : ( در قسطنطنیه اظهار مسرت )\nاگرچه روترتايم خبرها داده بود که ترکان در قفقاز شکستهای شدیدی برداشته اند مگر برخلاف آن در قسطنطنیه اعلان فتح ه سرای کمیش کرده شد و در تمام قسطنطنيه برين فتح يك جشن"}
{"book": "adl0616", "page": 1061, "text": "شماره ۱۲ سال چهارم صفحه ۱۲\n\nعمومی اجرا شد. نزدجله وزرای عثمانی از میدان جنك تلگرافات رسیدند که مضمون آن این بود که ماپرو از دهان قبضه کردیم بمجرد اشاعت این تلگراف بر عمارات های حکومتی قسطنطنیه در هر جا بیرق ها نصب و کشاده شدند و در اخبارهای ترکی به بسیار جوش و خروش مضامین جوشدار و مقالات سياسية همت افزا طبع و النشر شدند ، و كونت ریونتلو ، در جلسه ، روشی توجزیتنک و بیان کرد که ازین فتح عظیم الشان عثمانی در تمام محروسه گفته شود. آرای اخبارهای روسی که برین مسئله صرف شده اند همه را اخبار « کچی نجی » ژاپانی بذریعه تلگراف گرفته درج کرده است آنها میگویند که از روی عهد نامه که ژاپان را با انگلستان است او جرمن را از « کیاو چاو » کشید ولی او را با روس هيچ يك چنان معاهده نیست که انسان بر آن چیزی گفته\n\nجرمن اظهار مسرت و خوشنودی کرده شد . از فتوحات قفقاز این سخن بیپایه تحقیق پیوست که در مصر نیز عنقریب چنان مظفریت دست خواهد داد . ( هذا ) : ( احتیاج به امداد ژاپان نیست ) سوشیل پچن ، سابق ناظر خارجه فرانس این تجویز را پیش کرده بود که به ژاپان در خصوص جنك با اوستريا وجرمن کرده بتواند. در صورتیکه ژاپن با کدام دولت دیگر غیر از جرمن و اوستریا جنگ کرده میتواند، و علاوه بر آن افراد ژاپن در رزمگاه اوروپی دولتهای متحده را باعث بدنامی است و مردم خواهند گفت که زمانیکه ژاپان به آنها مدد کرد آنها جرمن و اوستریا را شکست دادند و پیش از آن نمیتوانستند . حالا که ما نمی خواهیم که مردم\n\nاز مناظر استانبول چشمه و مقبره سلاطین در جوار جامع ايا صوفيه"}
{"book": "adl0616", "page": 1062, "text": "سال چهارم\nشماره ۱۲\n\nچنین سخنها در حق ما بگویند و بجز آن در وقتی که اگر خود ما عاجز می ماندیم بزاران در بنیاب مشوره کردن مناسب بود حالانکه تنها دولت بريطانيا اكر جميع قوه معنوى خود را استعمال كند براى شكستاندن جرمن كافى است .\n\nپشاور دیلی نیوز\n( التواى جهازرانى مابين جزيرة بزرك بريطانيا وإرلاند )\nلندن ٢ فرورى :\nآمدورفت چند جهاز با قاعده در مابين جزيرة بزرك بريطانيا و آيرلاند بند كرده شده است . ولى در « لورپول » هيچ خطره از هيچ طرف نيست چنانچه جميع جهازات حسب معمول در انجا رفت و آمد دارند . جهازهاى مسافران نيز تابه لورپول منتظم ميروند و يقين كامليست كه محكمه بحريه قلع وقمع حمله آوران را خواهد كرد .\n\n( همدرد ) ( كشتى تحت البحر در بحر آيرلاند )\nلندن يكم فرورى :\nبظاهر دو كشتى تحت البحر جرمن نمبر ( يو ٢٣ ) و ( يو ٣١ ) در بحر آيرلاند بودند وقتيكه ابتداءً يكى از آنها ديده شد بران يك برق خورد انگليزى بلند بود بموجب روايتهاى زبانى آدم هاى كه نجات داده شده بودند، افسر كشتى نمبر ( يو ٣١ ) گفت كه « ما از نا آرامى شما بس تاسف ميكنيم مگرچه بايد كرد زيرا ما را حكم غرق ساختن جميع جهازهاى انگريزى رسيده است » .\nدوبلن يكم فرورى :\n« لينستر » نام جهازدان از « هولى هيد » بوقت ديگر روانه شد و در قريب منار روشن رهنما آرايك تحت البحر جرمن تا به يكميل تعاقب كرد . « السترلك » كشتى مسافر بردار داك نيز ديروز شام بوقت معين خود مسافران را برداشته روانه شد . « جمعيت بيمه كنند كان جهازها از خطره جنگ » در حركت جهازها بطرف لورپول هنوز هيچ مانع نيامده اند .\n\n( كذا ) :\n( نقشهاى افغانستان و بلوچستان )\nدر يكى از اوتل هاى « رنفون » چند روز قبل از اعلان جنگ يك بكس يك جرمنى مانده بود و درين چند روز كه گشاده شد از مابين آن بقدر بيست و دو نقشه مكمل افغانستان و بلوچستان و سرحد شمال غربى هندوستان بر آمدند . بكس مذكور بتوسط پوليس به حكام عسكرى سپرده شد .\n\n( المشير )\n( در يكشب سه دزدى )\nاز ضلع « على پور » براى پوليس خبر رسيده است كه در مقام « باراست » در يكشب ٣ جاى دزدى واقع شده است . در جاى اول دزدان با برچه ها و سوتى ها مسلح بودند . آنها به خانه « بيدهو موندله » واقع « باغن كاجى » بوقت شب افتادند و او را با زنش دست بسته آنقدر زدند كه نيمجانش ساختند و بعد ازان كليدها را گرفته صندوق ها را كشاده و صندوق هاى آهنى را شكستانده قريب يكهزار روپيه زرو زيور بردند\nدر محل ثانى نيز همچنان ٣٠ نفر رهزن مسلح عين بر همان وقت به خانهء استهاى موندل واقع جاپترا هجوم بردند دزدان ديوار احاطه را سوراخ كرده بدرون در آمدند و اهل خانه را بيرون كشيده ببونه ها آنها را خوب زدو كوب دادند بعد صندوق ها را شكستانده مبلغ ٥٠٠ روپيه را زر و زيور از ان گرفته قرار كردند .\nدر همين شب يك دزدى ديگر در خانهء ستاين رويداس واقع رام نگر مقام « باراست » واقع شد . در نيم شب در وقتيكه جميع اهالى بخواب بود بقدر ٢٠ نفر رهزنانى آنها بر چه ها و شمشير ها مسلح بودند افتاده و بازنان بدسلوكى كرده قريب ٨٠٠ روپيه را مال نيز با خود بودند .\n\n( دزدى در علاقه بتون )\nاز بنون خبر رسيده است كه ٤٠ نفر محسودان شاهى شائى خيل و پيشانها در شب سه شنبه گذشته برده شاهين قليحان افتادند دهكانها ٤ نفر رهزنان را كشتند و يك را زنده گرفتند و از طرف اهل ده ٢ نفر زخمى شدند .\n\n( كذا ) :\n( سلطان حاضر مصر باقى قرار داده شد )\nروما ٣٠ دسمبر :\nدر يك خبر رسمى قسطنطنيه بيان كرده شده است، كه سلطان المعظم بر خلاف حسين كامل سلطان مصريك فتوائى (فرمان) شايع كرده است كه در ان بر حسين كامل بر خلاف دولت عثمانيه جرم بغاوت وارد گردانيده شده، حسين كامل از جميع اعزازات عثمانى محروم كرده شد . و در فتوا اين حكم نيز درجست كه كودت مارشال جيش چهارمى كه بمصر رفته تصفيه و فيصله مسله اش را خواهد كرد .\n\n( كذا ) :\n( اتحاد عثمانى وجرمن )\nيك نامه نگار اخبار « تريبونا » تلگرافى كشيده كه در ان اظهار نموده كه جرمن و عثمانى برين معاهده دستخط كرده اند كه شرايط آن از قرار ذيل است :\n(١) جرمن براى عثمانى روپيه، گه، بارود، اسلحه، توپخانه، افسر قدر لزوم و احتياج مهيا خواهد كرد .\n(٢) جرمن عثمانى را حصهء پنجم آن تاوان جنگى كه بعد از صلح از دولتهاى متحده بگيرد خواهد داد .\n(٣) جرمن جدا گانه از عثمانى صلح نخواهد كرد و آينده هر مسالمت نامه كه بر دول يورپ نگاشته شود يك فقره در ان چنان"}
{"book": "adl0616", "page": 1063, "text": "حیقه ١٤\nسال چهارم\nدار ۱۲۰\n\n( فتح ترکان )\nخواهد بود که از روی آن منبعد برای تقسیم نمودن دولت عثمانی هیچ دولتی جسارت نخواهد توانست .\n(٤) عثمانی بر خلاف روس و انكليز جنك خواهد كرد و جدا گانه از جر من با حریفان خود صلح نخواهد کرد .\n\n( کذا ) :\nاز قسطنطنیه خبر رسیده است که در سال جدید بعد از جنك شدید عساکر عثمانی را بر مقام و ساری کمیش و کامل فتح حاصل شد. بعد در قری، گرا ، ۲۰۰۰ روسی ۸۰ توپ بزرگ و ۱۳\nتوپ خورد و مخزن کله و بارود و غیره بدست ما اسیر و گرفتار شدند. در یکجای دیگر ۲۰۰ سیاهی رومی کشته شد و ۶ توپ عظیمت گرفتیم. روسها خواستند که بر جانه عسکر پیاده کنند مگر به کله بازی پسپا گشته شدند ...\n\n( مسلمانان قفقاز تعاونت ترکان )\nدر دوار عسکری ، برلین، حالت ترکان در قفقاز بسیار خوب خیال کرده میشود ، و از سباب شریک شدن جمعیت های بزرگی مسلمانان قفقاز با ترکان، ترکها کامیاب شده اند .\n\n( سیاره ) :\nدر محمره از فتوحات عساکر عثمانی اضطراب و پریشانی عمومی شدیدی پیدا شده است ، ساکنان محمره رسخن والی خودشان کوش نمیگیرند. شیخ محمره بس پریشانست زیرا اگر جوش اهالی اضافه شد باعث نتایج خوفناک خواهد شد .\n\n( محمره )\nعمره بکشهر عراق ایرانی است که از سال ۱۸۵۷ م بعد از کشاکش دولت برطانیا و ایران در زیر اثر انکلیز آمده شیخ محمره از طرف انكليزها حاكم اینجا است ]\n\n( کذا ) :\n( مقاله روسیان و ترکان در قفقاز )\nامستردام : - از صدر مقام عثماني يك راپورت طويل و مفصل بذريعة تلگراف رسیده است. که در ان بیان کرده شده که ما\nه ارغان ، و انه قریب ٤٠ میل اندرون سرحد روسي بكوشة شمال غربی فارس واقع است. تصرف کردیم . بعد از ان بیان حال يك معركه شدیدی کرده شده است که در ان به نزدیکهای غروب روسیها هزیمت برداشته خوب عقب نشسته اند. نامه نکار\nه پریس ایسوسی ایشن ، مینویسد که درین رپورت بحث و قصه های دور و دراز مظالم روسیها کرده شد مثلا مال و اسباب مردها و زنهای غیر مسلح را بزور گرفتند و پیش از تخلیه و ارمان ، چشمهای اکثر اهالی آنرا کشیدند. در رپورت اینهم گفته شده که عسکرهای ما که چند فریق ایرانی هم با آنها شامل بودند ۸۰ میل دور از تبریز ، بمقام ، میان دو آب ، قریب جار هزار روسی را که با خود ۱۰ توپ هم داشتند یک شکست بسیار درستی دادند . چارصد نفر شان مقتول و بسیاری شان مجروح کشتند و ۶ توپ خود را هم ضایع کردند .\n\n( همت و غیرت انور پاشا )\nمیصر حربی اخبار و نووی ره میاه ی رومی در دوران حرب حاضر که با وجود خرابهای شدید موسمی در شوقت در قفقاز شده است. تعریف بهادری ترکا را میکند. او میگوید از همه چیزها صرفنظر کرده تنها اگر نقشه هجوم ترکان ملاحظه شود انوقت معلوم میشود که این نقشه بچه هوشمندی و دلاوری ساخته شده بود و از ان نشان طبیعت عالی همت و خود اعتمادی انور پاشا که دایما شایق شمولیت در کارها و معاملات خطر ناك است قدری یافته میشود. برای کامیابی این نقشه دادن بسیار تلفات لازم بود و هم از کمی نا کامی تباهی ابدی منصور .\n\n( جنرال وان در کولتر )\nامستردام : - اخبار ، پرلپز تیج بلات، بیان میکنند که فیلد مارشال وان در کولنز در میدان رزمگاه قفقاز رفته است .\n\n( کذا ) :\n( رفتن جرمها بر سرویا )\nتار شهر ، بان كيا، واقع مرحد ایطالیا مظهر است که مسافرانی که در حال از اوستریا وارد شده اند بیان میکنند که قریب ۹۰ هزار جرمن برقطارها سوار شده بسرعت تمام بعلاقة پوسته برای سرکویی سروپا رفتند ، سپاهیهای جرمنی میکنند. که افواج اوستریانی بمقام و مرا حیوو ، باما کجا خواهد شد .\n\n( کذا ) :\n( حالت زار پولاند . )\nيك نامه نگار از پیترو فراد اطلاع میدهد که مسترد اگنف معاینه ۳۲ موضع پولاند را کرد که از جمله آنها ۱۳ ده بکلی ویران و برباد شده بودند. اگر بیکنظر عمومی دیده شود تمام پولاند نذر آتش شده است و در جایهائیکه آتش تاثیر و کاریکری نتوانسته آنجا بابار و دیرانیده شده مختصر أبد قسمت پولاند بصورت يك خرابه دهشت آوری تحویل یافته است .\n\n( کذا ) ( امپراطور جرمن و یکدختر فرانسوی )\nيك اخبار پاریس بیان میکنند که در ماه گذشته تمبر امپراطور چندبار بمیدان رزمگاه مغربی تشریف آورده بود . و تا یکچندی در بیل، نام دهی اقامت داشت. در همان ده بایکدختر الله کاشتکار فرانسوی یکدفعه فوتوی خود را هم گرفته بود . یکروزی امپراطور از دختر پرسید که تو چه میخواهی و دختر بجواب عرض کرد که یکانه آرزوی من آنست که این ده را جرمتها آتش نزنند و خراب و برباد نسازند ، امپراطور جرمن در پنجاب با دختر وعده فرمود ویرايش يك امرنامه تحریری نوشته"}
{"book": "adl0616", "page": 1064, "text": "شماره ۱۲\nسال چهارم\nصفحه ١٥\n\nداد . بعد از ان چند دفعه که جرمنها اراده سوختاندن این ده را کردند در هر مرتبه فرمان شاهانه را دیده از ان باز آمدند .\n\nپشاور دیلی نیوز\n( تلفات افواج انگلیزی )\nلندن ۹ فروری :\nامروز در دار الامرا ، مستر ایکوویت وزیر اعظم ريطانيا اعلان کرد که تا تاریخ ٤ فروری جمیع نقصان عسکری انگلیزی که در میدان حرب بوقوع آمده عدد آن يك لك و پنجهزار نفر است.\n\n( كذا :\n\n( توب بزرك جر من بر شهر سويز )\nلندن ۸ فروری :\nنامه نگار خصوصی ، تایمز، از قاهره اطلاع میدهد که در محاربه شهر سویز خبر استعمال كردن يك توپ بزرك جرمن رسیده است که از طرف ترکان فیر کرده شده .\n\n( كذا ) :\n\n( غرق شدن جهاز ، اوریال .)\nلندن ۹ فروری :\nاداره بحریه مظهر است که به تاریخ ٦ ماه حال در قریبی، رانی ، دو عدد کشتی احتیاطی جهاز، اوریل دستیاب شدند . جهاز مذکور ملکیت شرکت « ستیم سیویکیشن » بود که بتاريخ ۲۹ جنوری از لندن حرکت کرد و دو روز بعد لازم بود که به « هیوری » میرسید. بدین جهاز نیز غالباً همان کشتی تحت البحر جر من تور پیدوزده باشد که جهازهای، تو کومارو ، و « اکاریا » را در نزدیکی، هیوری، غرق نموده بود. بر « اوریل » قریب ۲۱ نفر تاجر سوار بودند.\n\n( كذا ) :\n\n( کیفیت غرق شدن جهاز، توکو مارو ، و ۱۰ کاریا ه )\nلندن ۸ فروری :\nاداره بحریه رپورت های افسرهای جهاز ، توکو مارو ، و « اکاریا » را شایع ساخته است. اینهر دو جهاز چنانکه معلوم است بتاريخ ۳۱ جنوری در نزدیك هبوری ، غرق کرده شده بودند. افسر جهاز اول الذکر میگوید ، که بوقت ۹ بجه صبح روز ۳۱ جنوری جهاز ما ۷ میل دور تر از هیوری در سیاحت بود و جهاز خورد کمی پتریاوی آهسته آهسته حرکت داشت که در همین اثنا از طرف بندر گاه بران يك تورپید و حواله شده . من از نشیب دانستم که تورپید و بود که از زیر بحر کف بر آمده ، طرف سر جهاز زیر آب نشستن را بنا گذاشت و از زیر برآمدن دود شروع شد. حالا چون جهاز را در بحر بدور خوردن دیدم اهل جهاز را امر کردم که بکشتیها بنشینند. برداشتن کاغذهای جهاز هم از عدیم الفرصتی ناممکن شده بود و در کوته من آب به بسیار\n\nشدت ریختن گرفت و جهاز تا در پیشروی ما آهسته آهسته غرقت . به ساعت ده و نیم ما را یکجهاز فرانسوی که بر بریدن - تکها مأمور بود نجات داده با خود برداشت .\nافسر جهاز « اکاریا » بیان میکنند که، بتاریخ ۳۱ جنوری به وقت دوازده و نیم روز ۲۵ میل دور تر در شمال مغرب ، هیوری، بر پل کمر جهاز ایستاده بودم که ناگاه آمدن يك تورپیدورا از بعد ۳۰ فوت دیدم که بر جهاز حواله شد درینوقت جهاز به انتظار يك کار ضروری ایستاده بود که بعد از يك ثانية بر حصۀ پیشینۀ جهاز تورپید و تصادف نمود و دران آتش در گرفت. موجه های بحر تا به ٦٠ فوت بلند شده آب بر سطح جهاز ریختن گرفت و جهاز نیز فوراً غرق شدن را آغاز نهاد .\nاهل جهاز در کشتی های ملحقه سوار شده انتظار خاتمه را میکردند. خودم و انجنير، و بعضی از طایفه ها دوباره بر تخته جهاز رفتیم بعد از یکساعت آهسته آهسته غرق شدن جهاز را حس کردم و کشتی های کوچک ما را تا به ساحل ، هیوری ، رسانیدند .\n\n( سياره )\n\n( يك انكشاف جديد )\nيك نامه نگار از لندن مینویسد که در اخبار های انگلستان بريك انكشاف جدید قلم فرسائی های بسیاری شده است و تا به حال این قاعده بود که برای بالیدن و معلوم کردن گلوله که در جسم مجروح پندی میبود يك آله شعاعی بنام « رانتجن » استعمال ، کرده میشد. این آله بعد از مرکوز ساختن اشعه قدرتی را بريك نقطه مخصوص چیزهای غیر مرئی را منکشف میساخت و کنون این وظیفه را تیلفون بگردن گرفت، با پرده های آهنی تیلفون دو تار آویز آن میباشند و اینهر دو تار را با دو چوبك اتصال داده میشود بعد يك جريان خفيف ايلكتريك ببتار ها داده میشود این هر دو تار در سمت های مختلف حرکت می کنند و بهمین سلسله كونك تيلفون هم چسپانیده شده میباشد داکتر تیلفون را بکوش خود چسبانده و نشتر مفتش را در حصۀ زخمی مجروح انداخته وقتیکه با گلوله تصادف میکنند فی الحال در تیلفون صدای آن محسوس میشود و داکتر میداند که در جسم زخمی گلوله در کدام حدبند مانده است که بعد فوراً آنرا بیرون میکشد.\nاین طریقه بنام موجدش، هكز بيلنين ، مسمی است. نامه مذکور مینویسد که به خیال خود من این طریقه از « رانتجن ریزه » بسیار آسان تر است .\n\n( پچه اخبار ) :\n( در مصر استعمال کلاه انگلیزی به جای کلاه ترکی )\nدر مصر از علامات سیادت عثمانی تا به امروز این يك هم باقی بود که افسران انگلیزی که در ملازمت مصر بودند به جای کلاه انگلیزی کلاه ترکی را در اثنای که به ایفای وظیفه خود در دفاتر و غیره دوایر"}
{"book": "adl0616", "page": 1065, "text": "سال چهارم شماره ۱۲\nصحفه ١٧ صحفه ١٦\n\nحکومتی می رفتند می پوشیدند ، ولی حالا معلوم شده است که سرآرتهر میکموهین های کشتر در قاهره جميع افسران انگلیزی کلاه ترکی را که قبل ازین می پوشیدند ترک داده کلاه قوس انگلیزی خود شانرا پوشیدن گرفتند .\nمترجم عبدالرحمن\n\nترجمه از اخبار زمیندار هفته وار\n\n( ١ ) ایا تو اغا خان هستی ؟\nدر خصوص آمد هزهای نیس اغاخان ، در مصر ، مکتوب نامه نگار اخبار كبيتل ، مقيم قاهره مورخه یکم جنوری ، بالخصوص دلجلب است ما آنرا برای ضیافت طبع ناظرين درج میکنیم : چون باشندگان قاهره صورت هزهای پس را دیدند ، حیران و شش در ماندند . باشندگان مصر و آن انگریزان که از وضع و قطع اهل عرب واقف هستند . در خصوص شخصیت هزهای پس این تصور کرده بودند . که او يك بزرك معمر و مقدس اسلام خواهد بود . که ریش او سفید و لباس او شرقی عربی ، خواهد بود . ولا كن ايشان بجای آن يك شخص و جوان جنتال مين ( فيش ) را که در لباس اروپانی ملبوس بود ، و يك كلاه دراز انگریزی بر سر داشت و در زبان انگریزی به فصاحت تمام گفتگو کرده دیدند . عوام این وضع اغاخان را دیده ، اولا ، با واز بلند گفتند ... الألوفى الحقيقت اغاخان هستی ، یا کدام دیگر کس را می بینیم ، ازین واقعه صاف معلوم میشود ، که مردم عام مصر لباس انگریزی را ، به نقطه خیال اسلامی پسند نمی کنند . این امر صحیح است ، که ترکان لباس اروپایی را اختیار کرده اند . لاكن كلاه سرخشان يك چنین علامت ممتاز قوی است که در هزارها مردم اروپائي . يك متنفس ترك هم فوراً شناخته میشود . اگر امتیاز کلاه هم نمی بود ، در میان مسلم و غیر مسلم تمیز کرده نمیشد . در قاهره حیثیت هزهای نیس نیم سرکاری بود . شاید . بهمین سبب ، او هیچ پروای جذبات عامه مسلمین نکرد . اگر او کلاه ترکی بر سر میداشت ، در آنصورت مسلمانان قاهره ، شاید . در خصوص حیثیت اسلامی او هم هیچ مایوس نمیشد .\n\nجهاد\n\n( ٢ ) در اخبار انگریزی بیند ، چیزی از احوال حضرت رسول کریم ماهم نوشته بود . دران ، در خصوص جهاد این جملات مرقوم است : – فرض مقدس ترین مسلمانان جهاد است که متعلق آن تعلیم خاص حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم این است : –\nالجهاد ماض الى يوم القيامة لا يبطله عدل عادل ولا جور جابر )\n( جهاد تا روز قیامت قایم خواهد ماند ، که نه آنرا عدل عادل و نه ظلم ظالم باطل کرده میتواند . ) حقیقت جهاد چیست داکتر دبليو لانتر در رساله کوارتر ریویو در خصوص آن این جملات نوشته بود : از مطالعه بی تعصبانهٔ کتاب مقدسه اسلام هر کس برین نتیجه وارد شده میتواند که کل آن مردمان که قاتل توحید و اعمال صالحه نجامی آرند نجات خواهند یافت .... در سوره حج صاف نوشته است . که مدعای جهاد این است که مساجد و عبادت گاهای نصارا و یهود و خانقاهای زاهدان و عابدان را از بربادی و انهدام محفوظ داشته شود . و مایان تا به امروز از يك مجاهد نصرانی هم واقف هستیم که مقصد او حفاظت مساجد و عبادت خانهای جهودان بوده باشد .\nمترجم غلام محی الدین افغان\n\nمیدان رزمگاه شرقی\n\nاز میدان رزمگاه شرق تا بحال هر چه که شنیده میشد از فتحهای روس شنیده میشد ، و آن شنیدنیها هم منحصر بپریش رفت روسها بود . درین هفتهٔ اخیره روسها خود اعتراف شکست خود را کردند . از پروشیای شرقی لشکر روس رانده شده خط حرب را المانها در عقب لهستان یعنی در عقب پولیند بداخل ممالک روس وسعت دادند و مقصد شان اینست که راه آهن وارشاو ویتر و گراد را قبضه نموده بقدر دو تیم ملیون عسکر روس را در میدان جنگ محصور دارند . در صورت پیشرفت این نقشه معلوم است که روسیان خود بخود به خالی کردن وارشاو مجبور میشوند و به ترك كردن كريكا و بيكوونيا ناچار می آیند اگر این نقشه جرمن و استریا پیشرفت کرد دولت روس بمغلوبیت کلی دوچار میشود .\nکذا : بموجب تلکراف امستردام اخیر الطور جرمن با جنرال « وان هند نبرك » در المستر يرك يك فتح بسیار بزرگی بر روسها حاصل کرده اند . به بشارت این فتح نمایانی که موجب مغلوبیت کلی روس شده است تمام مردم برلین شهر آنها و شادمانیها کرده اند و يك روز همه شاگردان مدارس آزاد شده اند .\nکذا : دولت استريا و جرمن « آرشدبوك » را که از سلسلهٔ پادشاهان لهستانست به پادشاهی کل لهستان نامزد نموده است . مراسم تاجپوشی او در کریکا بشد و مد تمام اجرا شدنیست . و این تدبیر برای متفق ساختن اهالی لهستان بر خلاف روس است .\nکذا : خبر رسمی جنگ كه بفرمانفرمای هندوستان رسیده ظاهر میگردد که عساکر جرمن در پولیند پیشقدم شده و عساکر روس را از پیش برداشته اند و بداخل ممالک روس هم قدم جلادت را نهاده اند ، درین موقت سعی دارند که خود را به « کانوو » برسانند . در برلین بمناسبت پیشقدمی جرمن در خاک روس خیلی اظهار شادمان مینمایند . دو دستهٔ بزرك عساكر روس با بسی ذخیرهٔ جنگ و توپهای متعدد اسیر دست عساکر جرمن شده است .\n\nدر چاپ خانهٔ حروفی دار السلطنة کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1066, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیری\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nيك طلای بوند انگلیزی پانزده روپیه گلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جا بديگر جا روند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنین يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه در این ورق وغیره درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبارها ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد. هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پيشكى ادا نمايد از وجه مزبور هر ده روپيه دو سطرى ستار اجرت گرفته ميشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1067, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه فردا فردا بواسطهٔ آدمهایی که برای خودشان میرسد.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nسیاحت بردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضة حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشند از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك بقیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ، ، ، مصور مجلد\nکتاب سال سوم ، ، ، مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوجه\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1068, "text": "شماره ١٣\nسال چهارم\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nمراسم جشن ولادت اعلیحضر پادشاهی ( )\nتهنیت جشن مولود اعلیحضرت شهریاری (کلام میرزا شیر احمد شاعر)\n\nحوادث داخله\nاز دفتر ایشيك آقای ملکی — مرقومه واقعه نگار هرات — مرقومه واقعه نگار غزنین — تحریرات دفتری ناظم حضور معلی — وفات —\n\nعلوم وفنون\n( سیاسیات حکمای قدیمه — تعریف و تقسیم علم حقوق على العموم )\n\nحوادث خارجیه\nاجمال — ترجمه اخبارات اردو — جنرال وان هند نبرك — سالارالدوله در قریهای تبریز — امپراطور جرمن در رزمگاه مشرق — بالای سیاوی — چین در طرفداری المان — کوشش جرمن در ایران — عثمانی و جرمن — توهین لباس شاهی — يك ماتم پر باشد — ایجاد حیرت انگیز — حالا آغان را نماینده مسلمانان هند نباید گفت — تهیات جرمن برای حمله انگلستان — تیاری حمله لندن — زیورهای امپراطور یچۀ جرمن — يك آله دیگر هلاکت — بم در کتب دهلی — تقرير امبراطور — كه مورينتك بونكارى — كمك عظيم جرمنها و پسپائی روسها از پروسیای شرقی —\n\nتصاویر\nاز مناظر استانبول کشتیهای بخاری — از مناظر استانبول يك محلهٔ طرز قدیم در اسکدار نام موقع — از مناظر استانبول از بازارهای طرز قدیم در جهت اسکدار — از مناظر استانبول قبرستان مسلمانان —"}
{"book": "adl0616", "page": 1069, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات العالیهٔ حضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالامارهٔ کامل علاوه رایفلهای افواج دولتی و عسکری مانند آلات حربهٔ دفاعیه و اونیفورمه های صاحب منصبان و عساکر و شماله و پاپوش و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه با رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فونه مشخص شده در صندوقخانهٔ جنسی هم بفروش میرسند.\n\nاقسام\nقسم دوم | قسم اول\nدرجه دوم | درجه اول | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول | رقم\nرنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ\n۹ روپیه | ۹ روپیه | ۶ روپیه | ۶ روپیه | ۷ روپیه | قیمت\n۱۰ پیسه | ۱۰ پیسه | ۱۸ پیسه | ۱۱ پیسه | ۱۱ پیسه | قیمت\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی کشمیره چهارخانه ۷ روپیه (۳) پیسه کشمیره راهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیست\n\n(۲) جراب ها\nتکمه های چرمی محراب و منبردار\nخورد فی درجن | میانه فی درجن | کلان فی درجن | معمولی زوج | راهدار زوج | شکل بانکه زوج | رقم\n٥٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۳۶ پیسه | ٤٥ پیسه | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | قیمت\n\n(٤) وره های جدید ساخت\nیک اسپه چار تاره نخی | چرم باف یک اسپه | زرباف یک اسپه دو کره سه تاره | زرباف یک اسپه دو فرد در تاره | رقم\n۹ روپیه و ۱۱ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ۸ روپیه و ٣٣ پیسه | قیمت\nدسته دولانه یکی باز اسپه | چرم باف دسته دولانه یک اسپه | چرم باف دسته ادامی دولایه | رقم\n٤ روپیه و ٣ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه ٤٨ پیسه | قیمت\nزه باف دو تاره رکان | زه باف رقم سواری سامی کلیت | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | رقم\n٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٤ روپیه ٥٧ پیسه | ٣ روپیه و ٥٥ پیسه | قیمت\nزنانه اریشمی خیاطهٔ | ارزین سواری تیغ چرمی | چرم باف میانه چوب پیت زنانه | رکاب از نخ | رقم\n٥ روپیه و ٨ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٥ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | قیمت\nچرم باف مابین پیت یک اسپه | ارزین سواری دولایه تیغ چرمی گلنگک دار | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | دسته ادای تیغ چرمی | رقم\n۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ٤ روپیه ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | قیمت\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nگل جرین | گل پرپینه | گل شبو | قسم\n٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه | ٦ روپیه و ٣ پیسه | قیمت\nشکوفهٔ نارنج | گل یاسمن | گل لکنت | قسم\n٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٣٨ پیسه | قیمت\nشکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن | قسم\n٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ١٢ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | قیمت\nجلیل | گل گندمی | قسم\n٩ روپیه و ٨ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | قیمت\n\n﴿ المشتهر ﴾\n( میر محمد هاشم دفتری کارخانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1070, "text": "صحیفه (۱)\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داک ١٤ روپیه کالی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکسانی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسال چهارم\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشماره (۱۳)\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۰ ربيع الثاني سنه ۱۳۳۳ تاریخ انگریزی ۲ مارچ تاریخ شمسی ۱۱ حوت ۱۲۹۳\n\n( مراسم جشن ولادت با سعادت اعلیحضرت باد شاهی )\nشب جمعه ٢٥ ماه ربيع الثاني باشب فيوضات مكسب ولادت با سعادت ذات مكارم صفات اعلیحضرت ، سراج الملة والدين ، بادشاه مقدس عدالت آئین دولت عليه مستقله خود مختار افغانستان صانه الله من آفات الزمان مصادف آمده قلوب بصداقت مجلوب همه ملت صادقة افغانيه، وجمله خدمتکاران و ارکان سلطنت سنيه را بجوش و خروش فرحت و شادمانی در آورده بود . ذات شوكتمآب بادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ، ادام الله دولته و اطال الله عمره در سنه ۱۲۸۹ هجری، در شهر « سمرقند » زینت آرای عالم شهود گردیده اند که با این جشن امساله ولادت باسعادت شاهانه ٤٤ سال از عمر گرانمایه شریف ملوکانه همایونی را اکمال و به قدمه چهل و پنجم نردبان قصر علویت حصر حيات بابركات قدم نهاده شوکت و اقبال شده اند . از درگاه ایزد متعال بعد العجز و نیاز ، و هزاران سوز و گداز تمادی عمر و اقبال بادشاه فرخ فال نکوئی آمال خود را نیاز و استرحام میکنیم . چند سال است که مراسم جشن ولادت با سعادت همایونی بيك وقتی تصادف میکرد که موکب سعادت موهب بادشاهی در جلال آباد شرف افزای اقبال میبود . امسال مراسم مذکور در دار السلطنة کابل اجرا گردید ، در روز چارشنبه تذکره ها و تکت های خبری از طرف ايشيك آقاسيان حضور انور والا بر مدعوين كرام تقسیم گردیده در شب جمعه ٢٥ ربيع الثاني همه شهزادگان عظام و سرداران و علما و خوانين ذوى الاحترام و از ارباب مناصب عسکری تا بدرجه منصب کرنیلی در سلام خانه عام حاضر شده بودند . اطراف احاطه سلامخانه به انواع زیب و زینت چراغان شده و عساکر شاهانه با دوسه دسته موزیکهای خاصه صف بسته احترام بودند . داخل دالان عالیشان سلامخانه نیز با انواع زیب و زینت چراغان شده سفره ها و میز های اطعمه و اشربه و میوه و بازی و صحبت بطرح ها و طرزهای بسیار با ظرافت ترتیب یافته بود . ساعت موجود نواختن موزیکهای سلامی تشریف شوکت رديف ذات اعليحضرت بادشاهی را بر حاضرین سلامخانه اشعار نموده بنا بر امر و اشارت جناب مستطاب سردار اکرم حضرت « نائب السلطنة » صاحب افخم همه مدعوین کرام در پیشگاه تخت عالی بخت اعلیحضرت باد شاهی صف بسته تعظیم و احترام شدند . درین اثنا در وازه خصوصی سلامخانه باز شده ذات مکارم صفات اعلیحضرت باد شاه مقدس محبوب القلوب ما سلامخانه را به تشریف قدوم میمنت لزوم همایونی قرین عزو اجلال فرمودند . و سر راست بر تختگاه بادشاهی شرف عروج فرموده و حاضرین را مظهر التفات جهاندرجات همایونی نموده بر کرسی سلطنت جلوس فرمودند . جناب مستطاب نائب السلطنة صاحب افخم از طرف عموم حاضرين كرام يك نطق مهمی که متضمن بر تبريك و شکر گذاری بود قرائت کردند . ذات شوكتمآب اعلیحضرت شهریاری قیام فرموده بجواب آن يك نطق بسيار بليغ حکمت پیامی بیان فرموده و مراسم رسمی را انجام داده حاضرین را به نشستن آزادانه و مصاحبه های بی تکلفانه اراده و فرمان نمودند . در هر هر طرف دالان صفانشان جمعیتها و انجمنهای حفظ و نشاط تشكيل يافته جايها شيرينيها سگرت ها مبذولاً بصرف ميرسيد . و در دل هر يك از خدمتکاران صادق دین و دولت گلهای فرحت و مسرت میدمید ، زبانها بدعای افزونی عمر و اقبال بادشاهی مترنم ."}
{"book": "adl0616", "page": 1071, "text": "سال چهارم\nشماره ۱۳\n\nو حواسها به ترقی استقبال درخشان دولت اسلام متحس میبود مسرت همدوش تا بصباح اجرای آهنگ سرور و شادمانی نمودند. بعد ازان همه حاضرین برخوان انعام اعلیحضرت بادشاه کثیر الاحسان عمام دعوت شده به تناول أنواع اطعمهٔ نفیسه همه گان دلیر نعمت و احسان گردیدند . و تا بدونجه شب این مجلس الوصفا به انواع فرح و سرور بی انتها دوام ورزیده با امر و ارادهٔ اعلیحضرت بادشاهی ختام پذیر گردید . در حالیکه دعای خالی از ریای ترقی و اجلال دولت ، و تمادی عمر و اقبال اعلیحضرت پادشاه مراهم حصلت ورد زبان همه گان بود رخصت شدند .\n\n— § —\n\nفردای آن که روز جمعه ۲۵ ماه ربیع الثانی بود در میله گاه جبهه همه مدعوین کرام بلباسهای نیم رسمی بشرفیابی بار حضور همایونی نایل و سزاوار آمده بيك نشاط و سرور بی اندازه بر آمد .\nدر خصوص میله‌های جبهه در شمارهٔ سابقه خود بعضی معلومات نگاشته بودیم . در این بار چون آخر ترین میلهٔ مذکوره بود . و با مراسم جشن ولادت با سعادت همایونی مصادف آمده بود يك رونق و شکوه فوق العاده را حایز شده بود که تفصیلات آنرا جدا گانه درج صحایف اخبار مینمائیم، عجالةً همینقدر میگویم که درین میلهٔ جبهه که بشرف جشن این عید سعید مولودی همایونی يك شرافت بی اندازه حاصل کرده بود، مافوق تماشاهای سایره عساکر خاصهٔ شاهانه نیز عمیلهٔ اشتراك ورزیده انواع و اقسام ادغانهای جیمناستیکی را همچنان مهارت و صنعت اجرا کردند که حیرت بخش عقول گردید .\n\n— § —\n\nشام همان روز سعادت اندوز یعنی شب شنبه در چمن صفا پیرامن که در مقابل قومی باغ واقع است یک تماشای آتش بازی بسیار مکمل و مطنطن عجیبی برای تسریر و تفریح قلوب صداقت مجلوب افراد اهالی ترتیب یافته فواره بازی ، و رنگ آمیزی اشکال و الوان اقسام مختلفهٔ صنعتکارانهٔ آتشبازیهای عجیب و غریب و نگارنگی که بشعله افروزی بود انظار سیر کنندگان و دلهای بیننده‌گانرا از مسرت بمسرت و از فرحت بفرحت القا مینمود . حتی از کمال مراحم شاهانه فشنگهای هوائی بسیاری بر سر کوه آسامائی نیز ترتیب شعله افروزی یافته از تماشای ستاره ریزی رنگ آمیز بوقلمون آن عموم اهالی شهر عزیز ما استفاده تماشای بشادمانی رهنمون نمودند .\n\n— § —\n\nشب یکشنبه اهالی شهر عزیزما، بشرف جشن ولادتی ذات شوکت سمات اعلیحضرت بادشاه عدالت و مرحمت همراه مقدس محبوب القلوب خود شان يك شهر آئین بسیار مکمل و بازیب و زینی ترتیب داده همه دکاکین بازارهای شهر را به انواع زینت و اقسام چراغانها آراسته و پیراسته کردند، و بيك جوش و خروش\n\n( عمرت دراز باد که نادور مشتری )\n( ما از تو بر خوریم و تو از عمر برخودی )\n( آمین ثم آمین )\n\nتهنیت جشن مولود اعلیحضرت شهریاری\nنو بهار است و هوای باغ و صحرا دلکش است شش جهت گینی زموج گل چو روضات صفاست\nاز وصال سبزه و گل با کمال اشتیاق کبک در کهسار و بلبل در گلستان خوشنواست\nعطر ریزیهای باد صبحگاهی در جهان غیرت افزای شمیم نافه چین و خطاست\nمنکه از درد فراق یار خارم بر دل است با خیال او مرا دایم بهجران اکتفاست\nدی روان گشتم پی نظارهٔ گل سوی باغ کاندرین موسم چمن چون حسن دلبر جانفزاست\nتا به بینم سنبل تر را بیاد زلف دوست سرو مانند قد و گل همچو روی دلرباست\nبر در گلشن رسید آن ماه پیکر گفت خبر چیست مقصود ضمیر و در دلت عزم کجاست\nگفتم از شوق قد و رویت بسیر سرو و گل داشتم عزمی روی گلشن ولی لطف خداست\nگر جمالت یافت چشمم روشی دیگر بدل غیر دیدارت مرا نی مقصد و نی مدعاست\nگفت از من تهنیت بادت که جشن خسروی در خلافت گاه شاهی امشب و فردا بیاست\nچونکه لیل بیست و پنجم از ربیع الثانی است جشن مولود جناب حضرت سلطان ماست\nپنج بر چل شد فزون از سال عمر فرخش وز جلوسش چارده هم سال از فضل خداست\nبر تماشای بهار و گل مرو اینجا بیا کاین بهار جشن را آب و گل و رنگ جداست\nصد هزاران پیش این عشرت کده در حیرت اند وز هزاران بوستان افزون ترش نشو و نماست\nشاه بنشته تخت سلطنت مسرور و خوش بندگانش را به زرین کمر بند و قباست\nافسران فوجی و ملکی و ارکان عظام حاضر درگاه شاهنشاه با عدو علامت\nجمله از شهد نوازشهای سلطان کامیاب رتبه هميك بقدر خدمتش در اعتلاست\nهر طرف بساط انبساط است و طرب جام عشرت در کف اهل محافل جانجاست\n\nجام عشرت"}
{"book": "adl0616", "page": 1072, "text": "صحیفه ۳\nسال چهارم\nشماره : ۱۳\n\nمردمان را داده باریابم بر در گاه خویش\nعالمی از خوان لطافش صاحب برك و نواست\nاز جرانان نجوم آیا زمین همچون فلك\nزینی بگرفته وز انوار شان کیتی سیاست\nنقل و حلويات و نعمت های افزون از قیاس\nبهر خاص و عام موجود و مهیا بی ریاست\nخسرو صاحبقران را جشن مولود است از ان\nاین شب و این روز میمون و سعادت التماست\nشاه نيك اختر رعیت پرور و ایزد پزوه\nآنکه از خلق جمیلش خوش گیتی بر صد است\nآن سراج ملت و دین شهریار نامدار\nکز وجودش ملك و ملت نوریاب و برجلاست\nباور دین رسول اکرم است از صدق دل\nدولت اسلام را دانش معین و مقتداست\nدر زمان او نکو کاران همه بس خرم اند\nدل فکار از هیبت او زمره اهل جفاست\nگرچه فرق عزت و جاهش بگردون میرسد\nسرفرو همواره او را در جناب کبریاست\nنعمت و دولت که حق کردش عطا از صدق دل\nشاکر نعمات سبحان بهر صبح و مساست\nیاد این جشن مبارك بر وجود او سعید\nتا که در ایام آثاری از انوار وی است\nدایما شیر احمد مخلص باخلاص ضمیر\nشاه و هم شهزاده گان را داعی عمر و بقاست\n\nجناب محترم شفقت گستر مدیر صاحب را بعد از تبلیغ دعا و تعظیم عرض پردازم که نقل تهنیت نامه جشن مولود اعلیحضرت ارسال شد انشاء الله تعالی درج سراج الاخبار مینمائید .\nدستخط بر احمد شاعر حضور انور والا\n\nحوادث داخليه\nاز دفتر ایشيك آقاسی ملکی\n\nواقعه نگار هرات مورخه ۲۸ شهر ربیع الاول مینویسد که یکنفر هندو - در پست گازرگاه شریف رفته حضور میر صاحب گازرگاه کلمه شهادت را ادا کرده - میر صاحب موصوف نامبرده را بحضور عالیجاه نائب الحکومه صاحب فرستاد نائب الحکومه دفتریان و اهالی محکمه عالیه را طلب کرده از نو داو پرسان نمودند باز هم کلمه شهادت را بیان کرده بدین حضرت سید المرسلین صلى الله عليه وسلم داخل شده - یک توپ چوخه هجده مثقاله و یکطاقه کلاه زری و لنگی زری و مبلغ هشت صد روپیه پخته نقد کابلی برای او خلعت و انعام قرار سررشته سرکاری داده اسم او را دین محمد گذاشته بعد از آن بالای اسب سوار کرده پنج شش نفر ملاها و جماعه مسلمین همراه او رفته در میانه شهر گشتانده — و کلمه طیبه را بجهر گفته جوش و خروش از برای اهل اسلام پیدا شده دعای ترقی دین مبین حضرت خاتم النبیین و ازدیاد عمر و اقبال اعلیحضرت انور والا را نموده نائب الحکومه صاحب دار النصرت هرات دین محمد خان جدید الاسلام را سپرد تجار باشی سمت مذکور فرمودند که محافظت و سر رشته او را قرار سررشته سرکاری بدرستی نماید .\n\n(کذا)\nواقعه نگار غزنین بعریضه مورخه ۲۹ ماه ربیع الاول مینویسد که در یوم پنجشنبه ۲۹ ماه مذکور یکنفر گنگه نام پسر دیوان هیره قوم کوتری هندو — بمسجد داخل شده بحضور چند نفر طالبان علم کلمه شریف و آمنت بالله را بخوشی و رضای خود خوانده بعد ازان او را نزد حاکم غزنین آورده حکمران مذکور و اهالی محکمه شرعیه از نزد او استفسار کرده نامبرده بیان نمود که حاکم مرا بخوب وجه محافظت کرده بمثل فرزند خود بداند حاکم قبول کرده نامبرده بزبان خود جهراً کلمه مبارکه را بزبان خود جاری نموده بشرف دین اسلام مشرف شد — لباس سابقه او را عوض کرده دریشی و لنگی زری بسیار خوب برای او قرار سررشته مقرر شد و برای او خلعت و انعام داده — نامبرده را در بالا حصار حضور خود نگاه کرده اسم او را عبدالله گذاشته و یکنفر معلماً مقرر نموده او را یومیه درس میدهد الحمد لله والله از راه غلط برادر است دین مبین حضرت سید المرسلین صلی الله علیه و سلم داخل شد فقط .\n\nالسلام علیکم ورحمة الله و برکاته .\nمورخه لیل جمعه ۲۷ ربیع الاول\nجناب ادیب فاضل خردمند و لبیب کامل دانشمند مدیر و سر محرر سراج الاخبار فواید نگار افغانیه را حضرت ایزدی جل علا در پناه حقیقی صحت پر مسرت داراد اکنون در شماره پنجم سال چهارم اخبار گهربار بقلم ادیبانه و رقم هوشمندانه، از طریقه خیر خواهی دولت و ترقی ملت اسلامیه خود از ( ضروری بودن ترقی صنایع داخلی ) که عبارت از اصلاح ترقی شمع ریزی و قند سازی و صحن بافی و کاغذ جوری و شیشه ریزی و غیره بحث و بیان علوی امتنان فرموده بودند اینکه | کائنات همه ممکنات است پیدا شدن تیل خاك یکچیز غیر ممکن شمرده نمی شود در جهت های هیات و آب استاده موجود بودن این معدن بتواتر شنیده شده است . اهل کار آنرا از بادکوبه و قفقاز بدست آورده و استفاده کردن غیر ممکن یک چیزی نیست | جناب مشفق بند الحق که هر کلام حکمت پیغام جناب ادیب شما سراسر صحت و مملو از منفعت است . علی عقل قاصر و فکر ناقص بنده در هر امر از امورات و در هر وجود از موجودات بسی [ ليس للانسان الا ما سعى ] موقوف ومنحصر است ، اما بعضی عتیقه تخیل ها در جهان پیدا خواهد شد. این که"}
{"book": "adl0616", "page": 1073, "text": "صحیفه ٤\nشماره ۱۳\nسال چهارم\n\nنوشته ها را از قبیل اسطوره و مبالغه پنداشته و به هیئت اصطلاح مادی ماضی پیروی تقلید نموده چنین ترقیمه ها را از اسلوب مستحیلات در حساب آرند — ولاکن الحمد لله تعالى ثم الحمد لله تعالى تشکر میکنیم و حمد مینمائیم اگرچه شکران این نعمت حضرت باری تعالی جل علی را به هیچ لسان و هیچ عنوان ادا نمیتوانیم، که حضرت آفریده کار برحق و خالق حقیقی مطلق جل سبحانه بچنان نعمت گران و مرحمت فراوان عظیم الشان خود مایان اهالی افغا نستان را چنان باد شاه دل آگاه محبوب القلوب ترقی خواه عدالت کیش و رعیت پرور اعنى بادشاه و سلطان المسلمین اعليحضرت ( سراج الملة والدین ) طول عمره وبقاء سلطنته ، مفتخر و سرافراز فرموده که لیل و نهار از نهایت دیانت و کیاست در پی ترقی و تعالی ملت اسلامی خود بکمال صمیمیت مستعد اند. چنانچه مالکان ذی اذهان اوطان مقدس ما هر گاه به نظر امعان از زمان سی و چهار سال ماضی را به آوان حالاتی تطبیق نمایند چه مقدار فرق های عظیمه و تفریق های بدیعه استنباط خواهد جستند، خلاصه والحاصل قبل از سی و چهار سال رسم کارخانه های ماشین خانه که مبنی بر ترقی وسعت حرفت وصنعت ، و مسجدهای باصفای بزرگ سفید کاری پخته طرز اصول جدید که مؤسس بر عبادت معبود برحق ، وسرك های بزرگ متین و پلهای جسیم آهنین محض از جبهه سهولت عبور و مرور رعیت ، و رباطهای سراچه سترگ متین ، و در هريك كروه مستحفظان امین از سبب استراحت و محافظت رعايا وغرباء ملت ، ومكتب ها و دار الفنون و مدرسه های دار العلوم محض از برای تحصیل علم و معرفت سایر مملکت ) و هم چنین اسلحه های ناریه و جبا خانه های واسلحه از اسلوب یکرونق کار آمد دولت و ملت، كذلك حفر نهر های جسیم و بنداب های متین اساس آن بر ترقی افزونی زراعت و کثرت نفوس اسلامیت وبنياد دار الشفاها ودار اليتاما بجهة صحت وجود و معیشت بی پدر و بی مادر موجود ملت ، و اتباع موترهای سریعه و آله های جدیده گوناگون و اسباب های ماشین دار والكتريك، بوقلمون یقین است که قبل از سی و چهار سال در خواب احدی هم خطور نکرده باشد. سبحان الله هر قدر که تعریف کنیم و تشکر کنیم قلمم این همه گرانبها و این لطف و عنایت های بی منتهای پادشاهی که مبنی بر ثروت مندی ما ملت اسلامیه بذل و احسان نموده در حوصله تحریر و تقریر گنجا نیدن از طریقه نا ممکنات . بلی نا ممکنات .... ای محب اسلام حالا خلاصه همین قدر دعای خالی از ریا طول عمر و بقای دولت قوی صولت محبوب القلوب معظم خود را شعار خود ساخته به اصل مطلب خود مراجعت نموده يك یاد داشت بی چار کی خود را در نظر قارئین عظام و برادران اوطان مقدس اسلام خود جلوه گر عرض مینمائیم – مخصوص معدن تیل خانه در سنه تخاقوئیل ۱۳۲۷ که بنده بیچاره در بخا را بودم از زبان چند نفر رجال هراتی که در خود شهر شهیر دار النصرت هرات سکونت پذیر بودند و در بخارا آمد و رفت داشتند چنین استماع کرده بودم، که در آوان جناب قاضی سعد الدین خان نائب الحکومه صاحب سابقه محال موصوف وقاضي القضات صاحب رحال دار السلطنه مبارکه کابل ، در تحت جوار [ پل مالان ] هرات يك چشمه بزرگ تیل خانه ظاهر گردیده بود ، و يك شخص نمونه آنرا از برای جناب قاضی صاحب تقدیم کرده بود و جناب موصوف بهره ارسال کرده بود. همان بود که خواه از بهره دار مقدم و خواه مؤخر مردم بادیه نشین آنجا از راه جهالت خفیه چشمه تیل خانه ظاهر شده را مسدود و مخلوط با دریاب مالان بسیار و نایاب گردانیده بودند. چنانچه یادداشت همین حکایت در یک جلد کتاب یادداشت بنده بدار السلطنه مبارکه موجود است. ای محب اسلام اگر چه جناب مستطاب محمد سرور خان نائب الحکومه و حال هرات رو شناس بنده نخواهد بود الحمد لله تعالى تشكر میکنم که هر واحد مردمان رعایا و غرباء آن ولا که در بخارا می آمدند از جناب نائب الحکومه صاحب اظهار رضامندی و دعاگوئی مینمودند و تصورشان در بیشی ترقی دولت و ملت با سعادت اسلامیه شان بکمال هویدا در کار است. و در سنه ایت ئیل ۱۳۲۸ که بهادر خان نام ملازم جناب میرزا محمد سرور خان دفتری هرات در بخارا آمده بود و دفتری موصوف روشناس بنده میباشد ظاهرا شخص رجال خیر خواه ملت اسلام مشاهده میشود از جهتیکه دفتری آشنای بنده بود ملازم دفتری مذکور را زبان تا کید کرده بودم که دفتری صاحب را ازین فقره ترغیب و آگاهی داده جد و جهد را شعار نماید بلکه خداوند كريم جل على شانه يك وسیله خیر سازد كه يك استفاده ترقى بظهور انجامیده دولت و ملت اسلامی از ان مستفید گردیده از محتاجی اجنبی رهائی یابیم – و بدون از تیل خانه مسموع کردیده ام که در هرات و بدخشان معدن توانگر (چودن ) موجود است بنابران عجالة آن مهربان همین قدر می نگارم که دول و ملل اروپا که مستفید زیاد کردیده اند ومالك قوت و حشمت سراسر روی شده اند ظاهراً از همین دو چیز مملو از منفعت است زیرا از چودن ریختگی تمدید راه آهن و آله ماشین هر رقم از ( سر آوردن ) همین چودن میامن معدن تولد و تشکل پذیرفته وغیر از اسباب ماشین ها ، نلهای آب ، جبرکت های چوب ، ستون های متین سیم تیلیگراف و پایهای دریاب، از برکت همین خزائن مملو از دفائن است . و محرك ماشين مذکور بقوه شعله فضله همین جوهر قیمت دار تیل خاك است. که رقیق آن بجهة تنویر وتزئین چراغ های شهرها و دیارها ، و غلیظ آن مصارف تائید سوخت ماشین ها و [ لاکامتیف] ها بکار می آید .... زیاده از حضرت قادر بر حق و خلاق مطلق جل قدرته التجا و نیاز دارم که تا سالهای دراز و قرنهای بیشمار سایه سعادت آیه مبارکه پدر حقیقی وترقی خواه تحقیق ما مسلمین اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) معه دودمان مبارك شان را کم [؟]"}
{"book": "adl0616", "page": 1074, "text": "صفحه ٥ سال چهارم شماره ١٣\n\nو کوتاه شکر داناد ، و جناب ادیب لبيب ما ، که عالیترین وصول انسانیت و اشعار اکراميت شان مانند اظهر من الشمس هويداست تا سالهای بیشمار صحت با عاقبت نصیب داراد که از تقریر قلم ادیبانه و تحرير رقم خردمندانه عاليه شان ماملت اسلامیه را انتباه کردیده.\n\nباكتناه حقیقت پی برده پویان شویم وسعی و کوشش را شعار خود نمائیم، تا موجب فلاح دنیوی و نجاح اخروى مايان ملت اسلام گردد و من الله توفیق آمين كمينه نجم الدين دفتری ناظم حضور معلی فقط.\n\nاز مناظر استانبول\n(کشتیهای بخاری شرکت خیریه که برای سیرو سیاحت مردمان از يك محله)\n(بدیگر محله در بوغاز بوسفور گشت و گذار میکنند)\n\nوفات\nكل من عليها فان ❁\n\nیوم چار شنبه ۲۳ ربیع الثانی سنه ۱۳۳۳ حضرت مستطابه معظمة بي بي صاحبه صبية محترمة ، میر جهاندار شاه، که یکی از زوجه های بسیار محترمه و معززة ذات غفران سمات خاقان فردوس مكين اعليه ضرت ، ضياء المسلة والدين، رحمه الله بود از بیماری که از بسیار وقت به آن گرفتار شده بودند تخلیص گریبان نموده داعی اجل را لبيك اجابت گفته عازم کشور جاودانی گردیدند . بي بي صاحبة متوفية مشار اليها از امرای ازادگان بسيار اصيل و نجيب بدخشان بود. والدماجد مرحوم شان جناب ، میر جهاندار شاه ، امارت مستقله بدخشان را حايز بود که بعد از انقراض استقلال حکومت خود مع عائله بسمر قند نقل نموده بودند . و چون ذات اعليحضرت ضياء الملة والدين مرحوم بسمرقند تشریف فرما شده بودند در انجا با بي بي صاحبة مشار اليها ازدواج شان بوقوع آمده بود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1075, "text": "٦ سال چهارم شماره ١٣\n\nاین ضیاع ابدی بیبی صاحبة مشار الیها برذات اعلیحضرت صاحب افخم و جناب عالی شهزاده معظم معین السلطنه صاحب پادشاه مقدس ما وجمله خاندان سلطنت سفیة افغانیه خیلی تأثیر افخم و جناب عالی شهزاده مکرم تائب الحکومه صاحب قطغن اندوهگینی اجرا نمود. جنازه مشار الیها با اراده سنیة ذات اعلیحضرت و بدخشان و دیگر شهزادگان عظام و سرداران کرام و مأمورین ذوی پادشاهی بکمال دبدبه و احتشامی که لایق شان و شرف شان بود الاحترام و ارباب مناصب ملکی و عسکری و یک فرقه عساکر در حالیکه ذات عالی جناب فخامتمآب سردار اکرم نائب السلطنه شاهانه موجود بودند از قلعه باقرخان برداشته شده در قول چکانو نام موقع دفن خاك عطرناك گرديد.\n\n( از مناظر استانبول )\nيك محله طرز قديم در اسكدار نام موقع\n\nمراسم فاتحه گيرى و عزا دارى شان بامر و اراده اعليحضرت پادشاهى در جاى جناب مستوفى الممالك صاحب در زير رياست جناب عالى شهزاده سردار حيات الله خان نائب الحكومه صاحب قطغن و بدخشان و برادر والاكبر متوفيه مشار اليها جناب ( شهزاده جهانگير ) اجرا گرديد .\n\n( سراج الاخبار افغانيه ) بكمال مسرت و اسف مراسم تعزيت را بذات شوكتسيات مراحم صفات اعليحضرت پادشاه مقدس و جمله خاندان سلطنت سنيه متبوعه خود عرض و تقديم نموده دعاى تمادى عمر و اقبال اعليحضرت پادشاهى را ورد زبان عبوديت ميدارد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1076, "text": "صفحه ۷ سال چهارم شماره ۱۳\n\nعلوم و فنون\n\nسیاسیات حکمای قدیمه\nعناصر اربعه دولت\n\nعلوم سیاسیه که در زمان حاضر در اوروپا متداول است یگانه دلیل متانت و رسانت نظامات و قوانین آن از انتظامات و ترقیات حكومات موجودۀ عالم پدیدار است . اما کان نشود که حکماء و سیاسیون شرقیۀ قدمه از علوم سیاسیه بی بهره بوده اند، و چیزی دران نگفته و نه سروده اند . سیالۀ برقیۀ همه علوم وفنون وصنایع بدیعۀ غرایب نمون از شرق بغرب جریان یافته است . همچنان است علوم سیاسیه و ملکداری .\n\nاین است که درینجا برای تمثیل یک فقرۀ سیاسی را که در یکی از آثارهای مطهره شرف مطالعۀ گذار عاجزانه شده بود در نظر قارئین کرام عرض میداریم :\n\n§\n\nچنانچه حکمای متقدمین قوام و استحکام حیات اعتدال امزجۀ عالم را از امتزاج عناصر اربعه مقرر نموده اند استحکام تمدن و سیاست نیز بر چهار چیز بود که بمنزلۀ عناصر اربعه واقع شده است که من حیث المشابهة والمطابقة کاحقه مماثل بدانست . و چنانچه اگر در عناصر اربعۀ کائنات که عبارت از ( آتش ) ( و باد ) و ( خاك ) و ( آب ) است اعتدال بر کمال نباشد صلاح فساد منجر گردد . همچنان عناصر اربعۀ دولت نیز اگر اعتدال نه پذیرد نظام ملک و دولت وقوام مدن و مدنیت منظوم و مسبوق نیفتد پس عناصر اربعۀ دولت از قرار این تقسیم و مطالعه کنند کارا فیهم میشود .\n\nاول از عناصر اربعه از کانیه عنصر ( آتش ) بود و در عنصر چهار کانۀ دولت ( مدافع و لوازمات حربیه ) بمنابه آنست . چه مناسبت این دو با همدیگر من حيث الحر و الحرق اکمل واتم است . و موقوف بودن مصالح مملکت و محافظۀ دولت وملت وانفاذ حکم محکم شریعت و دیگر امورات سائرۀ ذی منفعت برینعصر نافع بدیهی است .\n\nدوم از عناصر اریعه از کانبه عنصر ( هوا ) است . و در عناصر چهار گانه دولت مثال آن ( صناعت و تجارت ) بود که تشبه ایندو این نهایت مناسبت است . و منافع صنعت و تجارت مر اعمار ملك و ملت را بدرجه ایست که در عدم آن اعدام مدنیت لازم آید چه زر و دینار که حکما انرا عادل متوسط گفته از برای آنکه وجود آن مربعا وقت و مشارکت نوع بنی بشر را امری ضروریست . پس اگر دینار مفقود گردد نسبت امور مختلفة الماهية ورشتۀ امور جمعیت بشرية مدنى الطبيعيه نيز نابود شود ... و مدار تكثر مال و دينار نيز مبنی بر تجارت و صنعت بود ...\n\nسوم از عناصر از بعد از کانیه عنصر ( خاك ) است و در عناصر چهار گانه دولت قرینۀ آن ( زراعت ) باشد و بر فطن لبیب کمال مشابهت ایندو عنصر نیز معلن و مبرهن است و چنانچه وجود آدمی از خاک است حیات نفسش نیز بر حرث و زراعت است چه جميع ما كل موقوف بزراعت وحیات انسان نیز موقوف بر اکل بود . پس معلوم شد که زراعت نیز از عناصر نافعۀ دولت میباشد .\n\nچهارم از عناصر از کانیه عنصر ( آب ) است که در عناصر چهار کانۀ دولت نظیر آن ( وزرا و وکلا ) باشد . اغفال اگرچه در وهلۀ اولی نسبت به امثال مذکوره قدری بعید تر بنظر میآید اما اگر ملاحظه نمایند بکمال موافقت و مطابقت خواهند یافت . چنانچه آبرا خاصیت آنست که در وقت اروا نمودن اشجار وازهار در جمیع اوراق و عروق آن ساری و منتشر کرده بمرتبه که هيچيك از اجزای آنرا محروم نگذارد و اگر در یکی از ان اجزا جزرسی نماید طراوت و نظارت آن ازالت یابد . و همچنین است حال وزرا و وکلای دولت که ایشانرا وظیفه آنست که از جمیع امورات کلی و جزءی ملک وملت باخبر، وقوۀ مفکرۀ ایشان بهمه احوال داخلی و خارجی منتشر باشد و نادیۀ عدلرا بهر جزءی از اجزای دولت و رعیت و تجار و زراع و سپاه اجراء نمایند تا نظام دولت منتظم ماند و گلستان حکومت از طراوت نیفتد .\n\nپس از سیاق کلام چنان معلوم شد که تقسیم عناصر از بعضها عناصر چهار گانه کمال موافقت و مشابهت را دارد و اگر در مملکتی یکی ازین عناصر خللی و سکته عارض آید آعملکر اسلیم کی بلکه سقیم باید گفت . حالا چون ترکیب دولت بر ترکیب و امتزاج عناصر متخالفة الكيفيات و السالم ایشان حادث میشود و در اصول حکمت مقرر شده که مزاج کیفیتی بسیط است و منظور از ترکیب و السالم اجزا مزاج است لاجرم چنانچه عناصر از بعد از کابه را مزاجی هست عناصر اربعۀ دولت را نیز مزاجی لازم است که مزاج ان عبارت از عدالت است و اهم وجوه عدالت و اهم آن عدالت ( سلطان ) است که احاطه بر تمام وجوه عدالت دارد چه بیعدالت پادشاهی هیچکس را مدنت رعایت عدالت نبود .\n\nسیاسیات حکمای قدیمه را شنیدیم . حالا یکقدری از علوم سیاسیۀ حکمای جدیده نیز بشنویم اگرچه علم حقوق بین الدول را درین وقت اخیره حکم « تقدم قوت برحق ، و حکم و الحکم لمن غلب » به آب شسته ولی باز هم ما درج نمودن مقدمات این علم را از فایده خالی ندانستیم :"}
{"book": "adl0616", "page": 1077, "text": "شماره ۱۳ سال چهارم صحیفه ۸\n\nاز فنون سیاسیات\nتعریف و تقسیم علم حقوق علی العموم\nحقوق بین الدول علی الخصوص\n\nمقدمه\n( علم حقوق دول ) يك علم معتنابها نیست که درین اعصار جدیده اگر دول وحكومات عالم از قواعد و اصول آن آگاه و دانا نیوند محال دولت ، واحوال مدنیت و اسباب راحت و اسایش ملك و ملت آن خسارات عظيمه ، و نتایج وخیمه عائد و وارد کردیدن بدهی و اشکار است .\n\nقواعد ، واصول اساسیه ( علم حقوق ) در میان هیئت اجتماعیهٔ بنی بشر از هنگامیکه بمحاسن و مزایای تشکیل حکومت وتأسیس دولت با خبر کردیده اند اساس و بنیان نهاده است . ولی چنانچه مدنیت ، وسعادت ، وراحت، ورفاهيت انسانها رفته رفته تا بدین درجه که حالا مرئی و مشاهد است ترقی نموده ، همچنان علم حقوق هم مانند علوم وفنون سائرهٔ ديگر حالا بدرجهٔ اعلى وابهى بالاثر خروج نموده است .\n\nاتم واكمل علم حقوق در شریعت غرای دین مبین محمدی علیه افضل الصلواة والسلام موجود میباشد .. و محاكمات ، و معاملات عامهٔ نوع بنی بشر موقوف و منوط بر شرایط اجرا و دانستن این علم معتنابهاست لاجرم دول وحكومات متمدنه در پیشرفت و توسیع علم حقوق خیلی ساعی و جاهد میباشند و مکاتب عدیدهٔ مخصوص از برای تعلیم و تدریس علم حقوق تأسیس و تهیه نموده اند .\n\n( اما علم حقوق دول ) که معتنا ترین شعبه از شعبات علم حقوقست در قطعه اوروپا قبل ازین بچار عصر مقدم موضوع بحث و مناظره کردیده است . علی الخصوص مدت دو عصر میشود که از یکطرف مدققين ، و متفننين اهل این فن هزاران کتب نافعه، و قواعد مفیده که در مناسبات دوليه ، و معاملات علیه مرعی داشتن آن مردول و ملل را بدرجهٔ نهایت الزم واهم است وضع و تألیف میدهند . و از یکطرف عقلای ارباب دول در خصوص مرعیت احکام و اجرای تطبيقات آن قواعد موضوعه بغایت قصوی سعی و غیرت مینمایند . لهذا درینعصر حاضر علم حقوق دول حكم علم مخصوص مستقلى را گرفته و اهمیتش بدرجه رسیده که اگر از قواعد اصليه واساسية آن ملك و دولتی با خبر نباشند ، و یا آنکه از قواعد موضوعه آن کرنکشی نمایند دو چار خسارات عظیمه و فلاکت وخیمه میکردند.\n\nتعريف وتقسيم علم حقوق\nعلم حقوق تعریف دهنده، و دلالت کننده بر قواعد علمیست که حق را از ناحق یعنی چیزیکه حق باشد از چیزیکه حق نباشد فرق و تمیز بدهد برای تفریق و تمییز حق از ناحق اساس تطبيق قواعد بر دونو عست : یكی ( قواعد طبيعيه ) وديكرش (قواعد موضوعه)\nقواعد طبيعيه، همان قواعد يستكه بقدرت كامله الهی،\n\nطبیعت مربوعهٔ بشر را تعلیم و نشان داده است . که آن عبارت از مدنی بالطبع بودن و جمعیت زندگانی کردن انسان ها است . این قواعد چونکه در فطرت انسانی مركوز و مودوعست تغییر و تبدیل نمیپذیرد .\n\nوقواعد موضوعه همان قواعدیست که از قواعد طبیعیه بعضی قواعد را بطريق دستور العمل گرفته القواعد دارای دوام ، و انتظام وتحكيم وتقويم قواعد طبيعه که عبارت از مدنیت است وضع میکنند .\n\nو چون عقول وادراك جميع بنی نوع انساني بريك حدو يك قرار نميباشد لهذا اتحاد و اجتماع نوع انسان براصول قواعد طبيعيه بيك طرز و يك منوال نمی آید . که ازین سبب بوضع و تأسیس قواعد موضوعه احتیاج لا بد و لازم آمده است .\n\nپس در علم حقوق به اعتبار ماهیت، یعنی به حیثیت قواعد مبحوث عنهايش بر دو قسم منقسم کردید که يك قسمتش (حقوق موضوعه) و بدیگرش ، حقوق طبیعیه گفته میشود. و حقوق موضوعه حسبیکه يك جزءی از حقوق طبیعیه میباشد لاجرم کسب وقوف و آگاهی کاملهٔ آن متوقف بتشغل وتوغل حقوق طبیعه ضروریست .\n\nموضوع، وغایت در حقوق\n( موضوع علم حقوق ) مناسبات متقابلهٔ افراد انسانست با همدیگر که در داخل دائرهٔ جمعیت بهم زند کانی دارند . وظایفش نیز آنست که این جمعیت بشربه حسن انتظام ، ودوام ، وامنيت ، وراحت و رفاعیت پذیرد .\n\nمعاش و زندگانی هیئت مجتمعهٔ انسانی موقوف و منوط بروجود تشکیل حکومتی بود بسکه این حکومت افراد را متبوع ، و افراد او را تابع باشد . پس این کیفیت تأسیس حكومت ، وحسن انتظام هیئت اجتماعیه و مناسبات افراد با حکومت ، ووظائف حكومت با افراد مستند بر قواعد و قوانینیست که بیان کننده و نشان دهنده آنقواعد وقوانين همانا ( علم حقوق ) میباشند .\n\nو دیگر اینکه : نوع بنی بشر سببیکه همه کی در يك جمعیت و در زیر حکم يک حکومت زندگانی ندارند بلكه باسم دولت ، وملت و جمعيت سیاسی متعدد هیئت ها تشکیل کرده اند . و این هیئت ها با یکدیگر بعضی مناسبات و معاملات پیدا کرده اند . و مثلا کاهی محرب و کاهی بصلح بسر میآرند . و افراد هر هیئت نیز برای تجارت ، و معاملات سائره بممالك يكديگر رفت و آمد دارند . لهذا قواعد وقوانين و نظاماتیکه در بخصوصها مستند باشد دلیل و رهبر آن باز هم علم حقو قست .\n\nپس موضوع علم حقوق عبارت ازین بود که بیان کردیم . اما این نکته را نیز از مد نظر دقت دور نباید داشت که ترقی و انتظام ایندرجهٔ علم حقوق همانا در اعصار اخیره ظاهر و نمایان کردیده است .\n\nاقسام علم حقوق\nحقوق موضوعه بنا بر حیثیت موضوعش اساساً بردو قسم بزرگى"}
{"book": "adl0616", "page": 1078, "text": "۱۳                                                                                                 سال چهارم\n\nحقوق عمومية خارجيه                     منقسم میکردد که هر قسم آن باز بر اقسام دیگر منقسم است .\nيا انکه                                  اول از دو قسم اساسی علم حقوق ( حقوق خصوصیه ) میباشد\nحقوق بين الدول                         که انرا ( حقوق بين الأشخاص ) نیز میگویند . وظیفه این قسم\nدوم قسم از اقسام حقوق عموميه ( حقوق عموميه خارجيه)     نشان دادن ، وتحديد نمودن معاملات ، ومناسبات افراد است\nمیباشد که ( حقوق بین الدول ) عبارت از همین است .     با همدیگر شان\nمهمترین شعبات علم حقوق حقوق بین الدول است . و آن      دوم ( حقوق عمومیه ) میباشد . که این قسم باحث و ناطق\nبعضی قواعد و قوانینی است که دولتها وحكومتها در مابین همدیگر  از قواعد تشکیل حکومت و دولت ، ومناسبات ومعاملات افراد\nخودشان وضع نموده بر اجرا و تمسك آن مجبوراً عمل میکنند .    با حكومت ، ومناسبات وحركات حکومتها و دولتها با یکدیگر میباشد .\nو مناسبات و معاملاتیکه در میان دول و ملل مختلف در جریان است    حاصلش انکه غایت ( حقوق خصوصيه ) وقاية منافع خاصه ،\nتحديد کننده و تعین نمانیده آن قواعد وقوانين موضوعه حقوق      ونايت ( حقوق عموميه ) تأمين و محافظهٔ منافع عامه است .\nدول است .\n\nاین حقوق دولرا حقوق ملل نیز مینامند که از خود مستقل      حقوق خصوصیه و اقسام آن\nاقسام متعدده دارد .                          ( حقوق خصوصيه ) برسه قسم متقسمت که قسم اول انرا\n                                        ( حقوق مدنيه ) وقسم ثاني انرا ( اصول محاكمة مدنيه ) وقسم\n❖ اقسام حقوق بين الدول ❖                 ثالث انرا ( حقوق تجاریه ) میگویند .\nعلم حقوق دول يا ملل بردو قسم منقسم است که بکیرا ( حقوق    حقوق مدنیه، تعیین کننده، و تحديد نمانیده قواعد و قوانینی\nعمومية دول ) و دیگرش را (حقوق خصوصیه دول ) مینامند .     است که افراد اهالی انرا در مابین خودشان مرعى الاجرا\n                                        میباید داشت .\nحقوق عمومية دول : عبارت از همان قواعد و قوانین عمومیه     حقوق محاكمة مدني همان قواعد و قوانینی است که افراد اهالی\nایست که جميع دولتها بر تمسك و اجرای آن در حق یکدیگر موظف   انرا در خصوص استحصال واثبات حقوق خودشان در حضور محکمهٔ\nو مکلفند و از احکام آن هیچ گاهی کردن کشی نمیتوانند .     حکومت مجبور مرعى الاجرا باید داشت .\nو حقوق خصوصية دول : عبارت از همان قواعد و قوانین      حقوق تجاریه نیز شعبه از شعبات حقوق مدنیه میباشد که\nخصوصیه ایست که در میان افراد و اشخاصیکه اجزای جمعیت دولتها  شامل بر قواعد وقوانين معاملات تجاریهٔ اهالی میباشد .\nاز آن ترکیب یافته جاری و متمسك باشد .\n\nو چون حال صلح و حال حرب در مابین دول طبعاً موجود      حقوق عمومیه و اقسام آن\nاست لاجرم علم حقوق بين الدول حائز دو قسم دیگر نیز میباشد    ( حقوق عموميه ) بردو قسم منقسم است که هر قسمی ازان\nکه بکیرا ( حقوق صلح دول ) و ديگرش را (حقوق حرب دول)     نیز بر اقسام متعددة ديگر انقسام يافته.\nعنوان داده میشود .                          قسم اول انرا ( حقوق عمومية داخليه ) ميكوبند وقسم ثاني\nحقوق صلح دول – همان قواعد و قوانینی است که دولها آنرا    انرا ( حقوق عمومیه خارجیه ) مینامند . که ( علم حقوق دول )\nدر هنگام صلح در مناسبات و معاملات جاريهٔ شان بمقام دستور   عبارت از همین قسم آخر است .\nالعمل برخود واجب دانسته اند .\n\nو حقوق حرب همان قواعد و قوانینی است که در ایام حرب دولها حقوق عمومية داخليه\nمرعيد اشتنش را لازم داشته اند .                ( حقوق عمومیه داخلیه برسه قسم تقسیم میشود : اولاً\n                                        ( حقوق اساسيه ) ثانياً ( حقوق ادارة ملكيه ) ثالثاً ( حقوق\nخاتمه در علم حقوق                        جزائيه .)\nان معلومات مختصر و سطحیکه در خصوص ذی اهمیت         حقوق اساسيه مشتمل بر قواعدیستکه صورت تاسیس حکومت\nو معتنا بهای ( علم حقوق ) بر قارئین کرام عرضه نموديم عبارت    و مناسبات افراد تابعهٔ جمعیت را با حکومت متبوعه اش تعین میدهد .\nاز يك ( فهرست ) اجمالی ایستکه تا قارئین کرام از موضوع ،   حقوق اداره ملكيه ! تعین دهنده و نماینده قواعد و قوانینی ست\nو اقسام آن تا یکدرجه آگاه گردند . ورنه این علم بمعنای بسیار   که در ماین منافع خصوصية افراد اهالی با منافع عمومیه هیئت\nاعلی نه انقدر مفصل و مکمل علمیاست که اوراق محدودهٔ مختصره   دولت باشد .\nاخبار ما به استیعاب آن کفایت کند . در هر قسمی از اقسام این علم  حقوق جزائيه ! همان قواعد و قوانینی است که از برای تامین\nمفصلا و مستقلا كتب بلكه محاكمه ها موجود میباشد . لهذا     وتكفيل حسن انتظام و ابقای جمعیت بشر به وضع شده باشد\nایستکه از علم حقوق على العموم واز علم حقوق بين الدول     که مخالفت کنندگان انقواعد بحکم همان قوانین موضوعه گرفتار\n                                        مجازات مختلفه و متفاوته میگردند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1079, "text": "صفحه ۱۰ سال چهارم شماره ۱۳\n\nعلى الخصوص بدينقدر معلومات مختصر کفایت ورزیدیم .\nأنها\n\nحوادث خارجيه\n\nاحوال\n\nچون یکنفر سرسری بسوی این جنگ جهانسوز فلاکت الدوز انداخته شود نتیجه آن برای عالم مدنیت بسیار وخیم دیده میشود. و مدنیت ، را یک چیز جدیدی نباید پنداشت و عالم حادث است. چرا که متغیر است و هر چیزی که متغیر باشد حادث است بلی ، این مسئله منطقیه صحیح است، و در حادث بودن عالم هیچ شك وشبه نيست. اما تعيين اين حدوث که آیا از کدام وقت حادث شده است؟ باز هم قضایای منطقیه خارج ادراك بشر شمرده میشود. چیزیکه ما را بر اعتقاد حدوث آن مجبور میسازد همانا تغیر وتجدد است .\n\nاین تغیر و تجدد از آغاز حدوث خلقت توام آمده است از جمله تغیرات و تبدلات که در عالم پدیدار آمده است ، یکی کیفیت، تمدن . و ، توحش ، است. انسانها وحتى فطرت چرا که مستعد ا کتاب مدیت است، و چون مستعد بمدنیت باشد اصل آن راجع بوحشت است . اگرچه این برهان از قبیل سفسطه باشد . باز هم می بینیم که درین جنك قضية ، كل شي يرجع الى اصله ، بكمال وضاحت سرزده ظهور گردیده است . اور و پایانی که فطرتاً وحشى بودند. وطاهراً اكتساب تمدن نموده همه دنیا را به آن مدیت ظاهری خود واله و حیران ساخته بودند بازیچنان رجعت قهری رجوع به اصل خود کردند که موجب وله وحيرت عالميان گردیده است .\n\nچنانچه عالم يك حادث غیر معین الحدوث است مدنیت نیز بدرجه کهنه و عتیق است که تحدید حدود کهنه گی آن نیز خارج امکانات از تدقیقات ، آر جیوولوژی - یعنی فن آثار عتیقه - آشکارا میکردد که مدیت صدها هزار بار پیدا و پنهان شده است. چون بسوی بعضی آثار مدنية انقراض پذیرفته که از زیر خاکها و آوارها وقتی بعد از وقت ظهور می یابد. و یا مانند خرابه زارهای « بعلبك » و « تدمر» و امثال آنها که پدیدار مانده است بنظر غور دیده شود تا یک درجه بکهنه گی مدنیت پی برده میشود . خدا داناست که چقدر مدينتها در عالم بظهور آمده ، و باز ناپدید گشته، و باز پیدا و باز ناپیدا شده است.\n\nاین است که این محاربه عالمگیر جهانسوز نیز چنین تخمین میشود که مدنیت اوروپا را برجعت قهقری وحشت مجبور نماید و آنهمه آثار شعشعه بار بدایع نثار را در زیر خاکها و آوارها پنهان سازد، و وجود مدنیتها را از میان بردارد، و آن قطعه مدنیت وثیقه را وحشت زار بخاری و بیزاری مخوفی بسازد. پرستان ها را\n\nدیوستان و دبستانها را بازیگاه غولهای بیابان گرداند و اختراعات محير العقول مدنیه که خود شان بروی کار آورده اند بلای جان شان گردد . قهرمانهای بهادر اخلاق ردیه مانند حرص و طمع و حسد، رقابت چنان شدت وحدت بر آنها هجوم کنند که همه آن اسلحه بديعه عجيبه وغريبه را که بخونهای جگر ، و خوردن مغز سر بايجاد آن کاميابی حاصل کرده اند از دستهای شان ربوده بر مغز و جگر کله شان حواله نمايد .\n\nهم حواله کرد ! چمان حواله ؟ حواله چالستان ! . . .\n\nهيچ فرد انسانيت دوستی نخواهد بود که اين جنگ خونريز تباه کن عالم بشريت را بنظر استحسان ديده بتواند از شنيدن اين خونریزیها ، و ديدن اين خرابها محبان انسانيت ، و مدنيت را مو بريدن راست ميشود اما چه چاره که اين جنگ عظيمه از مقتضيات طبيعت شمرده ميشد . بسياری نفوس ، و افزونی عمارات . قطعه اوروپارا از استيعاب و گنجايش آن عاجز ساخت ! اگر حرب نميشد . بايد که يک وبا و طاعون مدهشی به تعديل آن دستگیری میکرد.\n\nاز قراین چنان معلوم میشود که این جنك به این زودیها تمام نشود. وقت آن در رسیده است که انقلاب تمدن حاضره بوقوع آيد. تأثيرات عالم علوى يوسفى تمام فعالیت خود را جاری سازد و چنانچه آثارهای مدنیت نمرودها در بابل و از فرعونها در مصر در زیر خاکها و آوارها پنهان گردیده. و درین وقتها که بعضی از آنها ناگهان پدیدار میگردد موجب حیرت و آگاهی این عصر و مدنیت آن عصرها میشود همچنان بعد از قرنهای بیشمار ظهور این آثار همین اعصار بر بینندگان آینده تأثیرات اجرا کند !\n\nجنك بكمال شدت دوام دارد. رزمگاه مشرقی و مغربی دریای خون و مستور با جسدهای بوقلمون است. همه عالم گوش به آواز ورود نوبهار است. هر نوبهار مژده رسان حیات تازه عالم اجسام است . اما این نوبهاری که در آمد است خبر دهنده ممات عام است . زیرا جرنیلها چار ملیون عسکر تازه دم خود را برای باران آتش همین بهار نگهداشته است .\n\n« سالیکه نکوست از بهارش پیداست »\n\nوزير جنك انكليز، محاربه را تا سه سال، ووزير بحر تا يکده سال . ويك وزير ديگرش الى نهايه تخمین میکنند. از جهت مقابل المانها بانك بلند میگویند که خاموشی و گریه در المان بماند جنك دوام خواهد ورزید. هر يك از طرفین مقابل حیات و بقای خود را در فتح خود و شکست مقابل خود می بینند که به ایجاب تعیین نمودن خاتمه جنگ را بیرون از دایره قیاس باید شمرد .\n\nاعضای محکمه صلح عمومی که در « لاهی» برپاشده بود چون داخل کومیشن جنگند صلح دهنده هم پدیدار نیست .\n\nبرای کسيکه امتداد يافتن جنك فایده شمرده میشود همانا دولت عثمانیست. زیرا این دولت اسلامیه از طرف دولتهای روس و رفقایش"}
{"book": "adl0616", "page": 1080, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم ١٢٠١٠\n\nبه اعدام محکوم شده بود . پس هر آنقدر که مجاربه امتداد یابد آن حکم اعدام هم تعویق می ماند . حال آنکه در حقیقت این حکم شامل احوال همه عالم اسلام بود . بعضی کوته نظران ترکیه را در جنگ بر و حماقت ترکی ، حمل میکنند . ولی چون به سرای افکار و امورات آنها در باب تر کی پی برده شود ، و تحقیقت نقشه و گرده پلان شان در الخصوص علم آورده شود این اقدام تر کی را طبعی ضروری مجبوری دیده و می بینند . شخصی که مرك محكوم شده باشد آن میان چه بدار و جا به کله و چه به آتش همه یکسان است . و الحاصل این محاربه از چنان محاربات نیست که در صحایف تاریخ امثال آن کمتر دیده شده ، والبته نتيجه آن بمحو شدن بی ملتها و دولتها ، وحادث شدن عوض آنها منجر شدنیست . نادیده شود که دنیای کره حادث چه تغیرات و تبدلات بظهور می آورد؟\n\nترجمه اخبارات اردو که عبد الرحمن اداره ترجمه کرده ( همدرد ) : ( جنرال وان هندتبرك )\n\nاز مناظر استانبول\nاز بازارهای طرف قدیم در جهت اسکدار\n\nیکی از جراید جرمنی در باب لیاقت شخصی و جنرال وان هندتبرك كه از طرف جرمنها مقابل روسها در میدان رزمگاه شرقي مأمور است مینویسد که : موجود است که در ان جمیع این صورتها بنظر می آیند ، او يك انسان کامل و از همه برتر حکمران خصایل و شمایل خود است. بعضى عادات وحركات هند تبرك به ، فريدريك كبير و بعضى اطوار با وقارش به ، نابوليون اعظم و يكان يكان افکار عالیانه اش به مولتکی ، فاتح محاربة سال ۱۸۷۰م خیلی موافقت و مشابهت بهم میرساند ، در کار هایش چنان يكروح و جوهری میباشد . خمیرش از همان خمیر مایه که از ان ، لوتهر ، بانی مذهب پروتستانت و سیاسی عظیم الشان و بسماركه ترکیب یافته بودند بهمرسیده است، مختصر هندتبرك يك مجسمۀ ذى حيات فطانت و تدبر ، وعزم واستقلال میباشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1081, "text": "سال چهارم شماره ۱۳\n( عسکر های عثمانی )\nکه در صورت اتحاد عساكر عثمانى والمانى وحركت متفقه شان بطرف میدان محاربه جلوه کر کردید . در عرصه ۱۲ ماه گذشته ما بخوبي عساکر عثمانی را آماج زدن آموختیم . این امر شایان تحسین و آفرین است که بعد از انحطاط عمیقی که از جنك بالفان بدولت عثمانی وارد آمد ترکان بهادر وكمان اعتدال و استقلال آنرا تحمل کرده و به بسیار سرعت فوق العادة حالت داخلى مملكت چنان از عظمت تاریخی خود شانرا دوباره بدست آوردند .\n\n( كذا): ( سخن راست متعلق جنك )\nبعنوان فوق اخبار هفته وار « وستردی ریویو » ی لندن در اشاعه ۲ جنوری خود مقاله نشر نموده است که در ان ابنای وطن خود را وصیت نموده که خودها را از باور کردن خبرهای باد هوای\n\nصحیفه ۱۲\n(كذا ) :\nبیان های جنرال ایمان باشا را اخبار و تاثيز ، متعلق عساكر عثمانی در اشاعه ۷ جنوری خود به حواله يك اخبار جرمنی از قرار ذیل اشاعت داده است : افسرهای وفد عسکری جرمن بعد از انکه يکسال کامل تكاليف و محنتهای شدیده را بر خود گوارا کردند به این اسوه حسنه رسیدند خود شانرا اصلاح و سر از نو با دادن قربانهای عظیم قوه حیه خودها را ترقی داده توانستند ملت عثمانی حالا این امر را از مال اندیشی سیاسی خود بخوبی میداند که وجود آنها برروی دنیا با هستی جرمن و اوستريا مربوطست. در این جنگیکه دشمنان سیاسی شان بذمۀ ایشان اجباراً بار کرده اند به کل دنیا معلوم خواهد شد که آن ترکانی که پیش از چند صد سال تخریب عالم را فتح کرده بودند\n\nاز مناظر استانبول\nقبرستان مسلمانان"}
{"book": "adl0616", "page": 1082, "text": "۱۳\nسال چهارم\nشماره ۱۳\nیفه ۱۳\nبعضی اخبارها و مضمون نكارها شیکه کمزوری فرضی دشمن و ترقی\nو کامیابی خود را نشان داده و میدهند دور دارند .\nآغاز سال نو و ابتدای ماه ششم جنگ، خوب موقعی است\nکه در ان برحال واقعی امروزه خودها بكنظر بیفکنیم : -\nچند ماه قبل برین در عموم مردم این افواه اشاعت یافته بود که\nجرمن بسبب دقهای اقتصادی و معطل ماندن کارخانه ها و بیکار\nشدن اهل کسب خود اضافه از ۹ ماه بار قبل این جنگ را تحمل\nنمیتواند . ولی ما این سخن را در وستردی ریویو، هیچ وقعت\nو صحت نداده از آن بکلی صرفنظر کردیم. گوینده گان این پیشنیکوئیه\nیک چنان مردمانی هستند که در مابین خانه های خود ها پادراز\nو خاطر جمع نشسته از جنگیکه در خارج جاریست هیچ خبر ندارند\nویش ایران اقوال فلسفیانه را که در زمان این گفته میشوند برین\nجنگ مطابق میسازند. هم چه سان جنگ و که بر خلاف چنان\nمك ملتی که قوه متفکره ماه تنها از فهمیدن بلکه از تصور کردن\nپالیسی و طرز عمل ، آن هم قاصر و منظور است . لہذا اگر\nبكمال بشاشت اين يك را كه جرمها به برکت قوه اقتصادی که\nدر زمان امن بدست آورده بودند تا مدت های مدید ما بعد نیز\nبا ما بر سر پیکار خواهد ماند اعتراف کنیم هیچ کسی ما را عیب نخواهد\nنهاد . و بدون آنکه تقریر فاخرانه و مباهيانه صدر بانك تورك\nسرکاری جز من را باور نمائیم این یک را باید بالضرور تسلیم کنیم\nکه حقیقتاً ازد جرمتها آنقدر مبلغی موجود است که تا مدت\nدر از از عهده مصارف و مخارج حربی آنها برآمده میتواند بدهیم\nدر ین وقت دو چیز مردم را به غلط فہمی انداخته است اول کثرت\nاقواه های دروغ و بی اصل و اساس که بومیه در مابین مردمان\nجریان دارد و دوم از پن قسم آوازه های که در نزد جرمها گدام\nکله ، بارود تقلك ، آدم وغيره عنقریب ختم شدنی است بهزارها\nدر کوچه ها و بازار ها گفته و شنیده میشوند . حالانکه این ها\nهمه هفوات و ترهای میباشند که یکی از ایشانرا هم باور کردن لازم\nنيست . و تنها يك عقل ساده و عاميانه نيز وكذب اينها حکم کرده\nمیتواند . هر چند که درین هیچ شبهه نیست که جرمنها درین جنك\nمتعلق بعضي چيزها مانند فتح قلعة ، ليج، وشمولیت بريطانيا\nبه جنگ در تخمینات خود به خطا رفته اند ولی باز هم نه اینقدر که\nدر فراهم آوردن ما يحتاج ابتدائي مانشد مهیا نمودن کدام\nوآلات حربيه وغیره از ایشان فرو گذاشت کلی واقع شده باشد\nچه جائيكه مثل جرمن یک ملتی که از سالها ، و نسلها به شهرت\nحربی مخصوص است ! از آغاز ، مایلزم حرب خود را بیندیشیده\nباشد!\n\n(كذا ) : ( سالار الدوله در قریهای تبریز\nنامه نگار اخبار و نیرایست و رقطر از است که سالار الدوله\nباز در نزدیکیهای تبریز موجود است، ولی در بنیار بر خلاف سابق\nبی آنکه با ملت پرستان برای حاصل کردن تاج و تخت پدری خود\nبجنگد. در مقابله روسها برای جنگ كردن بندهای آماده کی\nو حاضری را گذاشته است. چنانچه سردار رشید نایب الحکومه\nجدید آذربایجان را حکم فرستاده است که فراهمی عسکری خود را\nبزودی بکند که عنقریب هر هایی بر روسها در تبریز اراده حمله\nرا دارد .\n\n( سیاره ) : ( امپراطور جرمن در رزمگاه مشرقی)\nدر میدان رزمگاه مشرقی از وجود امپراطور یکجوش عمومی\nدر مکزهای جرمن پیدا شده است و شاید بهمین سبب در سرحد\nهای مشرقی علاقه ، لودر، در این روزها خبرهای کامیابی حرمتها\nرا میشنویم ، در محاربه ، هاهون ، روسها شکست فاشی برداشتند\nبقول جرمها در یمر که ما از جار طرف دشمن را محصور کرده\nو از یکطرف بر از حمله میکردیم و توپخانه بزرك ما از کله بازی خوف\nمان خود دشمن را نقصان کثیری رسائید ، و بعد از انکه عسکر\nپیاده ما یکهجوم شدیدی بردند روسیان تاب مقاومت نیاورده\nنا اگر رو قرار نهادند ، درین جنگ و ۱۹۰۰ ١٦٠٠ اسرو ۱۰۰۰ مقتول را\nدر میدان گذاشتند .\n\n( كنا ) : ) بلای مهاری )\nقارئین کرام ما فراموش نکرده باشند که چند روز قبلبرین\nخبرهای یکزلزله هیتناکی را که در ایطالیا آمده بود. درج کرده\nبودیم حالا میخواهیم که مضمون بعضی از ان تلگرافها را تفصیل\nبدهیم و این بلای آسمانی که برایطالیا نازل شده است در نوعیت\nخود بی میتال است تار ۱۵ جنوری ، روما، مظهر است که\nعدد تقوس شهر و اپوزینو ۸۰ هزار بود که از جمله آنها تها\nصد نفر زنده مانده اند که آنها هم از صدمه زلزله دیوانه شده اند.\nسیاحان که برای تماشای ابوزینو رفته اند بیان میکنند که از شدت\nزلزله عالم را يكطوفان خاك و تاریکی استیلا کرده بود . نماد ابهر\nدر پنوقت بیک زار ستانی تحویل یافته است عمارتهای کلان کلان\nمسمار شده اند بر یک وقعی از زیر یک مهارت افتاده کالج آواز های\nحزین یک چند دختران زنده در کوری بلند شد که میگفتند که\nبزودی به امداد ما برسید که ما ۱٤۰ نفر دختر بکلی قریب جاندادن\nرسیده ایم سپاهی ها بکمال سرعت عمارت متهدم را کندن گرفته اند\nتا آن دختران باره را بکشند و کم بختها را از دستر دیجه موت\nنجات بدهند ، بعد از کمی صداهای دخترها خاموش شد ولی امید\nاست که هنوز عدد کثیر آنها زنده باشند ، بر نماء علاقه برده\nتباهی و بربادی افتاده است و از سبب افتادن سنگهای بزرگ\nو ثقیل در کار حفر بسیار دقت ها پیش می آیند تنها از یک غار ۲۰۰\nجسد مرده و ۱۸۰ بسملها کشیده شده اند از نشان چهاوتی\nبه حساب ۹۵ فیصدی نقصان عسکر محافظ بوقوع آمده است.\nو در تحت نظارت شاه ، ویکتر ایمونل و کار نجات دادن جان های\nانسانهای مفلوک جاریست ."}
{"book": "adl0616", "page": 1083, "text": "شماره ۱۳ سال چهارم صحيفه ١٤\n\nبسازند و جرمن برای دادن مصارف جنك و لوازمات حربية ایران حاضر است .\n\n( كنا ) : ( عثمانى وجرمن )\nاخبار « امپایر » در اشاعت ۹ فروری خود عقد مؤاخات عثمانی و جرمن را بر ملاحظات و مطالعات ذیل مبنی ساخته چنین رقمطر از است :\n« ما از شركت جنك دولت عثمانی این نتیجه را اخذ کرده بودیم که جرمن عثمانی را فریب داده است ولی .. خود غلط بود آنچه ما ابتدا شنيديم ، زیرا حالا سراغ حالت اصلی قوم جرمن یافته می شود و اکنون آن اسباب حکم و طشت از بام ، را گرفته اند که از روی آن اتحاد عثمانی و جر من بعمل آمده است . یکی از جراید اوستریا مینویسد که اتحاد جرمن و عثمانی يك امر فطرتی است زیرا ، قوای ذهنی و دمایی این هر دو ملت با یکدیگر متحدند و تاریخ آن گواه است ، و نتیجهٔ لازمی این اتحاد آن بود که در میدان ترقی اسب های اینهر دو سلطنت یکجا دوش بدوش همدیگر بدوند . قوم جرمنی از دل فریفتهٔ کرشمه دارهای تزک و احتشام مشرقی میباشند ، ناولها و افسانهای جرمی اگر دیده شوند در ان ها جلوهٔ خیالات و تصورات مشرقی منظر خواهند آمد . حسن خیالی زنان چادر پوش چنانکه ترکا را بسوی خود میکند جرمنها را نیز طبعاً مجلوب میسازد . دیدن نقش و نگار و زینت محلها و قصرهای عالیشان برایشان بسیار تاثیر میکند . از افسانه ها و قصص جرات و شجاعت مجاهدین اسلام جرمنها بسیار خوش میشوند ، ممکن که اسباب اتحاد اینها هم باشند ، ولی چه میدانیم که ترکان این را تسلیم کنند . اخیرآ جریده نویس آستروی مینویسد ، که ترک و عثمانی پهلو پهلو بر صفحهٔ هستی ترقی خواهند کرد و واقعات زندگی آنها به رنگ خون و فولادی شمشیر بر صحایف تاریخ نوشته خواهند شد » .\n\n( كذا ) ( توهين لباس شاهى )\nشخصی « ادون کلارک » نام را پولیسها به این جرم مأخوذ کرده آورده اند که او از یونیفورمهٔ شاه خارج را بلا اجازت پوشیده بود که از ان لباس شاهی تحقیر کرده شده است . برای ملزم جزای نقدی ۲ پوند و باقید یکماه تجویز شد ولی اجازهٔ گرفتن اونیفورمهٔ ضبط شده برایش حاصل نگشت .\n\n( كذا ) ( يك ماتم پريشد )\nبذرایع موثق معلوم شده است که چون زار روسی حکم اجتماع افواج را صادر گردانید ، لهذا حکام باکو خواستند که مسلمانان جیده جیدهٔ آنجا را انتخاب کرده بجانب سرحد روسیا بفرستند ، وقتی که آنها برای رفتن به استیشن رسیدند عیال و اطفال شان برای مشایعت آمده بودند . افواج را نمیگذاشتند که بروند و يك شور ماتمی بر پا کرده و این را گفته که ما مسلمانان را گاهی آرام و قرار نصیب نمیشود زار زار میگریستند .\n\nتار دیگر ناقل است ، که همان قدر مساحه که در اول از زلزله خراب و تباه گردیده بود روز بروز افزونی و اضافگی میگیرد و این خط از سرحد اوستریا تا به حدود جنوبی ایتالیا تمدید یافته است در جوار ابوزینو ۱۸ شهر بکلی تباه و برباد گردیده اند و ۲۰ شهر دیگر بصدمات شدیده معروض گشته اند . از تار ۷ جنوری دوما معلوم میشود که تنها در علاقهٔ « او برزی » ۳۰۰ هزار نفر هلاك گردیده اند . شدت و اهمیت زلزله را ازین يك قیاس توان کرد که « بريك كادی » که وسرك حركت داشت که ناگهان يك عمارتی که ۳۰ فوت بلند از بیخ جدا گردیده و از فاصلهٔ ۵۰ گز بریده برخورد . مختص را تمام شهر ابوزینو مسمار گردیده است . و مردم برای امداد مجروحین زیر زمین در تگ و دو میباشند در وقت آمدن زلزله در کلیسای « نوستاری » قریب ۱۰۰ نفر برای تجهیز و تکفین يك مردهٔ آمده بودند که ناگاه زلزله آمده آنها را یکجائی بملک عدم فرستاد .\n\n( كذا ) : ( چين در طرفدارى المان )\nيك انگریز از « پکین » رقمطراز است که واقعات این طرفها بکلی قابل بیان نیستند ، و بلحاظ سکونت و معاشرت حالا انجا برای رعایای انگلیزی مناسب نمیباشد زیرا انجمن های چینی طرز معاندانه را تلقی میکنند و جرمنها برین کامیابی های خودشان اظهار مسرت میکنند ، و نیز افسانه های مظالم خودها را شنیده بسیار خوشحال و شادمان میشوند . ساکنان انگلیز انجا اوستریا را به نظر همدردانه می بینند زیرا آنها خیال دارند که برطانیا بر خلاف اوستریا داخل جنگ نشده است . برای من خبر رسیده که بسیاری از حکام چینی دم از موافقت جرمنها میزنند و بر خلاف حکومت برطانیا میباشند . آنها به سببیکه ژاپان را دشمن چین و ما را دوست ژاپانیان میدانند دولت ما را نیز به نظر نفرت و غضب می بینند و آنرا هم مانند ژاپان دشمن مفاد سیاسی خودها قرار میدهند . چینیان یقین دارند که جرمن بالآخر درین جنك مظفر و منصور خواهد گشت انشاء الله .\n\n( كذا ) : ( كوشش جرمن در ايران )\nچنان معلوم میشود که جرمن ها برای داخل ساختن ایران را به جنگ تیز سعی کرده اند . و میخواهند که ایران را هم مانند عثمانی فريقه بدايرة جنك شامل بسازند . و بر خلاف برطانیه آنها دولت های آمریکا و ایران را برای جنگیدن اغوا کرده اند . به ادارهٔ اطلاعات پیترو گراد يك نامه نگاری از « بکرش » خبر داده است که تلگرافات قسطنطنیه مظهرند که بعضی از ارکان انجمن اتحاد و ترقی با نوجوانان ایران چند بار مجلسه ای سیاسی کرده اند و مدعای انعقاد این قونفرانسها این بود که دولت ایران نیز در جنگ داخل شده و بر خلاف روس و انگلیس اعلان جنگ دهد . جرمنها بر نوجوانان ترك این سخن را تاکید کرده اند که بهر صورتیکه ممکن شود آنها کورننت « طهران » را حلیف خود"}
{"book": "adl0616", "page": 1084, "text": "صفحه ۱۵\nسال چهارم\nشماره ۱۳\n\n(كنا) : (ايجاد حيرت انگيز)\nاخبار « آوُو » رقمطراز است كه مشهور سائنس دان مستراديسن يك چنان آله ايجاد كرده است كه اگر لازم باشد بذريعه آن تحت البحر تا يكماه در زير آب مانده ميتواند ، و در همينقدر مدت او را به گرفتن هوا از روى زمين هيچ حاجت نمى افتد زيرا فايده اين آله آنست كه در زير بحر اوكسيجن را فراهم ميكند .\n____\n(كنا)\n( حالا آغاخان را نماينده مسلمانان هند نبايد گفت ) متبعد كور تحت را لازمست كه آغا خان را نماينده سياسى مسلمانان هند نداند زيرا براى آغاخان از راى ۷ كرور مسلمانان هند مخالفت از جمله نماينده گان واجب التعظيم وبالأثر مسلمانان هندستان نواب وقار الملك ، مولانا عبد البارى ، راجه محمود آباده مستر مظهر الحق ، مستر محمد على ، ومستر سيد حسن بلگرامى چنان اشخاصى هستند كه ترجمان صحيح خيالات مسلمانان هند ميباشند . پس ما از كور تمنت آرزو داريم كه حالا بر مشوره هاى همين اشخاص اعتماد خواهد كرد .\n\n( كذا ) : (تهيأت جرمن براى حمله انگلستان )\nلندن ٥ فرورى :\nيك نامه نگار خصوصى « ديلى كرانيكل » از هولاند اطلاع ميدهد كه امپراطور ويلهلم « زبيرك » را معاينه فرمود كه در ان جا در يتوفت ٩ عدد كشتى تحت البحر و دو عدد زبيلن موجودند و هر دو طياره قسم زيبيلن بغرض حمله انگلستان روانه شدند و در مقام « فيرزن » بكطياره سومين نيز اينها را ملاقات خواهد كرد .\n\n( تيارى حمله لندن )\n\n( وكيل )\nنامه نگار خصوصى اخبار « شکا کو تريبيون » متعين شهر « جنوا » ى سويسره كيفيت آن زيپلانهاى هيمنان را نوشته است كه بقول خود او بغرض حمله لندن در شروع سال ساخته شده اند . تاريخ خط نامه نگار ٢٠ نومبر است و تا آنوقت ۷ طياره از همين قسم تيار شده بودند او مينويسد كه ، جرمن به معاونت قوه بحريه خود به آهستگى ولى بمستعدى در تيارى حمله هوائى بر « لندن » مصروف است .\n\nدران كار خانه كه بر تالاب « كانستنس » كائن است از وقت آغاز جنگ ۱۰۰۰ نفر دران شبانه روز بساختن طياره ها مشغولند و پيش از جنگ در زمان امن انجا تنها ٥٠٠ نفر كار ميكردند كه فى روز ۸ ساعت را بشغل خود شان صرف مينمودند . ولى از ابتداى حرب به اينطرف اين انتظام كرده شده است كه از ٢٤ ساعت شبانه روزى ١٢ ساعت ، نصف اول نفرى و بعد ازان ١٢ ساعت ، نصف ديگر نفرى كه به اينطريق ٥٠٠ نفر همه وقت مصروف كار ميباشند نوبت بنوبت كار كرده بروند . حصه هاى مختلف طياره ها\n\nاز ديگر علاقه هاى مملكت به اين كارخانه ميرسد و وظيفه اين كارخانه تنها تركيب دادن و ربط نمودن آنها است و به اينصورت مكمل يك طياره در سه هفته طيار ميشود قبل ازين طياره هاى قسم ژيپلن كه ساخته ميشدند آنها را بعد از تكميل پيش از انكه بمنزل مقصود رسانيده شوند امتحان ميكردند . ولى ژيپلن آخرين كه هم از ديگران بيشتر مضبوط و متين بود بى انكه امتحانى از آن بگيرند بيكباره گى به جانب شمال روانه كرده شد .\n\nاين زيپلن ٤٠ گز طول دارد يعنى از جميع زيپلنهاى سابق دراز تر و بزرگتر است و عرضش نيز ١٤ گز ، وقوت ٣ موترى را كه در هر كدام آن طاقت ۸۰۰ اسب باشد مالكيت و عمله آن بر ٣٠ نفر افسر و ديگر طابقه ها مشتمل است .\n\nبروقت روانگى ٥٠ گلوله كه در يك بكس بزرگ بودند ، بران گذاشته شدند كه متعلق آنها گفته ميشود كه هر كدام آن باعث آنقدر نقصان ميتواند شد كه از يك گلوله توپ ١٩ اينچ دهانه متصور است . در قريبى مقام « فره دريج شيفن » يكى از ان گلوله ها افتاد كه ناله گز عميق زمين را بر كنده بهوا برانيد . جميع زيپلنهاى كه از آغاز جنگ تا كنون ساخته شده اند همچنين گلوله هاى بزرگ مدهش مسلح ميباشند .\n\n٥ عدد ، دريد ناوت زيپلن « بيهم » بتاريخ ١٥ اگست و ٣ و ٢٤ ستمبر و ١٥ اوكتوبر و ٥ نومبر روانه شدند و علاوه بران دو عدد ديگر نيز پيش ازينها در اوایل اگست فرستاده شده بودند كه عدد مجموعى آنها ٧ ميشود و گفته ميشود كه اين طياره هاى مهيب بكمال كاميابى حمله يك « ايروپلان » قوى ترين را مدافعه كرده ميتوانند و قريب ٣ تون بار را با خود گرفته در طبقات هوائيه بخوبى طيران كرده ميتوانند ، و قريب ۱۸ خانه هاى « گيس » دران موجود ميباشند و ساخت و تركيب شان چنان است كه اگر بخواهند بر سطح بحر فرو آيند هم ميتوانند و اگر بخواهند كه واپس بر هوا شوند نيز پريده ميتوانند . در كارخانه « قره دريك شيفن » كه اينها ساخته ميشوند به نام «طياره سطح البحر» مشهورند و به حروفهاى باريك بر هر كدام آن اين الفاظ نوشته ميباشند كه « براى حمله لندن ساخته شد » .\n\nدر جرمن ٣١ زيپلن ساخته شده اند ولى بقول بعضى افسران عسكرى تنها آن ١٢ عدد آن كار آمد ميباشند كه از همه اخير تيار گرديده اند . رأى اداره حربى جرمن و خوده كاونت ژيپلن « در پنجاب » اينست كه براى حمله لندن بايد كه كم از كم ۱۸ يا ۲۰ عدد زيپلن قسم جديد مهيا كرده شوند ، و در شروع سال نو اين ها همگى لازمكه مكمل شوند . هر كدام اين طياره هاى قسم جديد علاوه بران گلوله هاى مدهش با يكچند توپ خورد و يكعدد توپ بزرگ نيز مسلح هستند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1085, "text": "سال چهارم شماره ۱۳ صحیفه ١٦\n\nكذا ( زيورهاى امير اطوريچه جرمن )\nتنها زنان آسیانی دلداده زر و زیور نیستند بلکه در اوروپ از شوق آرایش در زنها اضافه شده است . یک نامه نگار انگلستان مینویسد که در بعضی جشنها و شادمانی های خانگی ، امپراطور یچه جرمن از دونم لك بوند كم قيمت زیورها را نمی پوشد ، و يكدفعه در يك جشن بزرك ملتى ملكه ، ماركريت ، امپراطوريجة سابقة ايطالي از امير الطوريجة جرمن پیش نیازپور در بر داشت . چون امپراطور جرمن خوشد و ملکه خود بسیار بغضب شد که چرا زیورهای او از ملکه ایطالیا که قیمت تر بود و حکم داد که بعد ازین همواره باز پورهای پیش بهای لعل و جواهر متحلی باشید . بیان کرده میشود که از حملهٔ زیورات ملکهٔ جرمنی یک زیور آن بسیار پیش قیمت است که در ان یک دانهٔ معدنی که اترا، ناپولیون و اعظم در افسر خود نشانده بود و در محاربهٔ ، واترلو ، بدست یکسیاهی آمد، موضوع میباشد ، و غیرازان جواهرات کرانهای دیگر نیز در حلیه های امیر اطوریچه جرمن میباشند و مگر لباس ملکه بکلی ساده و شکل و شمایل شان به لیدی های فرانسوی مشابهت دارد .\n\nكذا ( يك آلة ديگر هلاكت )\nجرمها در حاليك آله جديد ديگر تباهی و بربادی را ایجاد کرده اند که بلحاظ آرهای مهلک خود مستحق است که در صف اولین آلات جديدة مدهشة حربه جا داشته باشد چنانچه متعلق آن نامه نگار اخبار « مورننگ پوست » از پتر و غراد خبر میدهد که ، جرمنها يك آله جديد آتشگیر را بنام « تورپیدوی بزرك » ساخته اند که با متحقیق عهدهای حکومت های قدیمی یونان و بر طیفی خیلی مشابهت بهم میرساند . « تورپیدو » بسیار بزرگ میباشد و به مجردیکه به یک چیزی برخورد نهایت شدت می ترقد . و وقتيكه ترقيد تکلها و توبه های آن به هر طرف هوا شده می افتند ن تنها جوانب را یک تباهی و بربادی استیلا میکنند ، بلکه یکجنان دود کثیف و مسمومی از ان منتشر میشود که بهر سونا مسافهٔ ۲۰ کو هوا را چنان زهر آله میسازد که از اربوی آن انسان و حیوان سلامت مانده نمیتواند . این آلات بکمال آهستگی کشانده میشوند و گاه گاه کراتها بشدت میروند فی الحقیقت اینها صورت ترقی یافته آن بم های است که جرمنها بر وقت حمله کردن خنده ها از آنها کار میگیرند این آلات بذریعهٔ حرکت دسته تورپیدو های خود را می اندازند اینها را سپاهی های جرمنی در جنگ قری دست بدست که آنجا تفنك عاجز میباشد استعمال میکنند .\n\nكذا ( هم در كتاب دهلى )\nبتاریخ ۱۰ ماه حال در احاطه « کتب دهلی » بوقت ۸ بجه شام بما انداخته شد که آواز آن یکمال شدت تا جاهای دور شنیده . ولی از ان به هیچکی نقصان نرسید . شخص بم انداز گرفتار شد مگر از بیانات و روایات معلوم میشود که در نزدیکی شام یک آدم سفید پوش برسرك قريب دروازهٔ باغ دیده شده بود . که بدستش\n\nيك چيزى بود و اكثر كاديها از کثب رفته بودند و از همه اخير يك موتر كار برسرك میگذشت که آن شخص هم را انداخت . سيما سيم لب مرك تصادف نموده و به آنسوى مرك در ما بين جنگل افتاد که بعد از مشتمل ماندن چند ثانيه بكمال شدت ترقيد .\n\n( تقرير امير الطور )\nسياره كوان گفت، رپورتور است كه ، بتقريب جشن سال نو امبراطور جرمن ۹۹۰ افسر را در صدر مقام جنگی خود دعوت کرد و در دالان های آراسته و بازینت همه اشیای خوردنی ترتیب و تنظیم داده شده بودند و بر سر سياهي ، كيك ، و ميوه وغيره خوردنی بانکس های سیکاره و تمباکو تقسیم کرده شد . قیصر تقریری را که کرد از قرار ذیل است :\nما همیشه این روز مسرت را در ملك و وطن خود ها بكمال آرامی میگذرا نیدیم ولی امروز نیز همان روز است که در میدان جنگ در میان آواز هما و دمه های توپ و تفنگ میگذرد . بالای ما بزبر دستی حمله آورده شده است و منیز جواب آنرا میدهیم و به این سبب خدا ضرور امداد ما را خواهد کرد . ما بميدان جنك ایستاده ایم و حالت آنست ، که دل های ما با خدا و تیغ های ما بر فرق دشمنان افتاده اند !\n\nكذا: (كه مور نيست، پوانكارى،)\nپاریس ۱۳ جنوری :\nوقتیکه طیاره های جرمن بر « دنكرك » حمله کردند ، به چند دقیقه بعد آن ، مسيو پوانكارى ، صدر جمهور فرانس آنجا رسید . طیاره باز جر من که غالباً اور ادر تشخیص وقت آمدن صدر جمهور غلطی واقع شده بود در شهر يك پتاق کلامی را انداخت که بران این الفاظ نوشته بودند که . « كدمور نينك پوانكارى ، ۱ كدمور بينك | سلام وقت صبح نصارا است .\n\n( كمك عظيم جرمها ويسيانى روسها از روسياى شرقى )\n( زميندار ) :\nلندن ۱۱ فروری :۔ مکتوب رسمی پتر و غراد ه ظهر است که این یک تحقیق معلوم شده است که در میدان بروسیا مشرقی جرمها را كمك عظيم رسیده است ، و علی الخصوص که به طرف لكو وسكى ، و و لك ، طريق جار خانه را شروع کرده اند . از علاقهٔ وسطى جر من نيز عسكر جديد بطرف « پولاند » پيشقدمى نموده اند و سپاه روسی از خط محاذ تالابهای « ماسوری » به جانب سرحد پسپا شده ولی با وجود آن پیشقدمی عظیم را باز داشته توانسته است . و در كنارهٔ مشرقی دریای « وسجولا » و از « پرميشتره تا « اوسترو لفکا » « سرپيتا » و دریای « سكوار » در مابین فریقین جز دعواى که بظهور پیوست . مگر بر كنارهٔ مغربی دریای « وسجولاه تنها مقابلهٔ توپخانه ها واقع شد . روسیان در کوهستان « کارپی تین » بعضی حمله های شدیده دشمن را پسپا کردند .\n\nدر چاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائيكه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محور تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1086, "text": "شرایط خریداری\n\nدار السلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | دوازده روپیه کابلی\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هفت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر مملکتیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود.\nقیمت طلای پوند انگلیزی و از روی روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در آنجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعۀ شانی برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر قسم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه در بن ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر يك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد.\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی و در هر سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1087, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را يادآورى ميكنيم هر قدر سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خودرهائى يابيم ممكن نشد لهذا با داكخانهٔ مركزى دارالسلطنه كابل يك مقاوله نموده داكخانه مشار اليه قسيم و توزيع اخبار ما را كه بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده حيث خود قبول نمود، مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشير و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهاى داكخانه به خود شان برسد.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضة حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشند. از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک بقیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1088, "text": "شمارۀ ١٤\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nشکوفه\n{ موسم بهار شد هوا رایحه نثار\n\nحوادث داخله\nمکتوب از محکمه عسکری تقان — از اعلامۀ واقعه نگاران از دفتر ایشیک آقاسی ملکی — واقعه شکار قراء — واقعه نگار لهوگرد و حاجی و چمکنی — از محکمه اطلاعات — از بدخشان مرقوم داشته — از دارالنصرت هرات نگاشته —\n\nمقاله مخصوصه\n{\n\nعلوم وفنون\n{ تاریخ ترقیات اسلامیه\n\nحوادث خارجيه\nمنقول از جریده نوبهار منطبعه طهران کیفیت ورود عساکر عثمانی به تبریز نقل از جریده وطن منطبعه طهران ابلاغیه سفارت کبرای عثمانی — از جریده رعد طهران — اتحاد عثمانی — مقدورات انگلیس در مصر — طبع روزنامه فرانسه در المان — تخریب بنای یادگاری روس در قسطنطنیه — ژنرال زکی پاشاه اجودان مخصوص قیصر توقیف راه اهن فرانسه در شام — تفریح عساکر المان و فرانسه در خندقها — آخرترین خبرها ترجمه از اخبارات انگریزی — نیویارک یک جهاز جرمنی ۸ جهاز را غرق نموده — زخمی شدن جرنیل های افواج فرانسوی — غرق شدن یک کروو ازور امدادی انگریز —\n\nتصاویر\nذات عالی جناب شهزاده جوانبخت معظم حضرت معین السلطنه صاحب افخم با فرزند ارجمندشان شهزاده خلیل الله جان — از منظرهای بهار کابل پر گل — حوض و آبشار حرمباغ — نهر صفۀ دلبر حرمباغ — آبشار صد انشار جنگل باغ"}
{"book": "adl0616", "page": 1089, "text": "اعلان\nاز صنایع پیروزیهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقي خواه دولت عليه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنه کابل علاوه بر ابقای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و یونیفورمه های عسکر شاهانه وغیره، و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل (دکان عبدالله خان در بازار ارك) میباشد.\n\n(۱) سرخ های پشمینه پانی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگلیزی ۳ فوته مشخص شده، در صند و فخانهٔ جنسی هم بفروش میرسند\n\nاقسام\nقسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ چه زیاده شده\nرقم | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ | رنگه خودرنگ\nقیمت | ۷ روپیه و ۱۱ پیسه تا سال ساخته نشده | ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | ۶ روپیه و ۱۰ پیسه | ۶ روپیه و ۲۵ پیسه | ۶ روپیه و ۱۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشیده چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها\nتکمه های جرمی محراب و منبردار\nرقم | شکل بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۴۵ په | ۳۶ په | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۵۵ په\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف به انبه دو قره در باره | زه باف یک انبه دو قره سه تاره | چرم باف یک انبه | یک انبه چار تاره نفی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ۲۴ پیسه | ۸ روپیه و ۴۲ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه\n\nرقم | چرم باف دست بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه یک انبه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ۶ روپیه و ۸۹ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه | ۶ روپیه و ۱۳ پیسه\n\nرقم | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ۵۵ پیسه | ۴ روپیه و ۵۷ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه | ۴ روپیه و ۵۴ پیسه\n\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ۴ روپیه و ۵۰ پیسه | ۵ روپیه و ۸۹ پیسه | ۴ روپیه و ۵۸ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه\n\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی گجک دار | چرم باف ما بین بست یک انبه\nقیمت | ۴ روپیه و ۴۹ پیسه | ۱ روپیه و ۴۵ پیسه | ۴ روپیه و ۵۹ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جربین | گل نافرمان | گل بربینه | گل شیو\nقیمت | ۵ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۶ پیسه | ۹ روپیه و ۷ پیسه | ۶ روپیه و ۳ پیسه\n\nقسم | شکوفه نارنج | گل یاسمن | گل استون | جنیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ۴۵ پیسه | ۶ روپیه و ۵۸ پیسه | ۵ روپیه ۳۸ پیسه | ۶ روپیه و ۸ پیسه\n\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۶ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۹ روپیه و ۵۴ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه\n\n⟨المشتهر⟩\n(میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات)"}
{"book": "adl0616", "page": 1090, "text": "مجیده (۱) سال چهارم شماره (١٤)\n\nمدیر و سر لحمه\nمحمود طرزی\n\nالادارة و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابل روبیه کامل\nدر اطراف داخله مملکت\nاخراجات ذاك اا رویه کالی\nدر خارج مملکت\nالخراجات دارد ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر بازده روز یکبار نشر میشود\nقیمت که نسخه آن در کابل یکسانی است.\n(اوراقی که درج نشود آماده نمیشود)\n\nتاریخ بكم جمادى الأول ۱۳۲۳ تاریخ انگریزی ۱۷ مارچ تاریخ شمسی ۲۹ حوت ۱۲۹۳\n\nشکوفه\nموسم بهار است، هوا رایحه نثار است و درختها شکوفه است. لهذا - مقاله این شماره خود را بيك قصيده بر از مضامین بدیعه شرق تزیین می بخشیم که در مدح و ستایش خلیفه رسول الله (ص) على التحقيق حضرت ( المبكر الصديق ) رضى الله تعالى عنه به نقمة بليلة ليلى مروده شده است. از اشعار در زبار جناب غفران مآب سردار غلام محمد خان المتخلص به ( طرزی ) صاحب افغان طاب الله متوام\n\n(مطلع)\nپیاغ آمده شاخ نور شکوفه زده تاج الماس پرمر شکوفه\nبطرف سپهر گلستان نماید افق شاخ گل مبهر انور شکوفه\n\nغزل\nحمین از کل ولاه خانه چین در و لعبتان سمیر شکوفه پیادرخت چون کبوتر شکوفه وارد و پهلوی خود پر شکوفه\nکی شاخ بادام توری بکشن نماید جو چشم بستان در شکوفه زکاشن برون کو بیائی سیادت بخاك افكنند تاج از سر شکوفه\nسپهر است گلشن جو ما هست ترین گل لاله خورشید و اختر شکوفه زشوق تماشای کلزار حسنت کند سرز چوینه منظر شکوفه\nهوا میدهد آیس از شیر شتم چو طفل است بر دوش ما در شکوفه طراوت زباغ جمال تو دارد نباشد چرا تازه و تر شکوفه\nین خواب راحت بگهواره شاخ شهد زیر سر بالش پر شکوفه نشرم کل رویت ای باغ خوبی کند بر رخ خویش جادر شکوفه\nبرد باز شوخی دل میلان را نماید رخ از زیر چادر شکوفه صفای رخت در خم زلف مشکین نماید چو در سفیل تر شکوفه\nردنا که خوابش از تو از پاول گندیده در کوش خود در شکوفه زرخ بوده بردار اینه بکشن که باشد بهتاب خوشتر شکوفه\nکل تو بر تو بهار است دارو گرفته از کل برایه بر تر شکوفه کنند تأشار قدوم خيال کشید است در رشته کو هر شکوفه\nز طوفان جوش طراوت بکشن کرو بسته همچون شناور شکوفه نها ليست كلك كل افشان طرزی که کل کرده از پای تا سر شکوفه\n\nگریز\nتجوی محر روی ناشته شسته که چون صبح آمد منور شکوفه\nحمن کشته طوفانی موج تنها که افکنده از شاخ لنگر شکوفه نور صفا مر وكلها وارد چوه بو بکره ز انتخاب دیگر شکونه\nبگلشن سرشاخ چون گاه باران کنند نامه بازی بسافر شکوفه باغ صداقت ، محمد باشه دین بود نخل وہ صدیق اکبره شکوفه\nرخ از کودره تا که پوشیده شوید کننده سر شاخ چادر شکوفه عصادر کف دست و عمامه بر سر چود بوبکره بر روی منبر شکوفه\nعصا بر کف از شاخ بگرفته زارو که شد از غمت زاد و لاغر شکوفه بپایش مگر سوده سرشاخ گلشن که شاخش دهد بار و هم پر شکوفه"}
{"book": "adl0616", "page": 1091, "text": "سال چهارم\nشماره ١٤\nمکر دیده نور صفای دلش را که چون صبح آمد منور شکوفه و نظامی بتاریخ یوم چهار شنبه ۱۱ ماه ربیع الاول تهداب پل\nبه پیش صفای دل باصفایش بود از سر صدق جاکر شکوفه مذکور را بنا کردیم بروز اول مذکور نظری نظامی برضامندی\nبردباد اگر بوی خلقش بگلشن زهر سیزه روید کل تر شکوفه خودها بهمراه با چه خانه و منصبداران نظامی که رفته تهداب پل را\nکنند تا ادا و صف خلق نکویش دهن گشته از پای تا سر شکوفه ماندند و علمای گرام و سادات عظام جمع شده دعا حق بادشاه اسلام\nشبیخون زند تا بر اعدای جاهش زهر و پیاز است لشکر شکوفه ادا کرده بخانه های خود مرخص شدند بعد از روز دوازدهم ماه\n\nخطاب\nشما سرورا بادشاها جنابا تویی کرهوای تو زده ر شکوفه مذکور که بوم الوقات بود مردم رعایا اتفاق کرده تخمیناً موازی\nزور بخشی دست جود و سخایت شقایق زده تاج و افسر شکوفه یکهزار نفر رضا مندی خودها جمع شده کاریل را جاری نمودند\nز جیب های نوای خر احسان کف و آستین کرده پرور شکوفه بمدت میویکروز کاریل مذکور بانجام رسید پایه سمت مشرقی\nجو هم از غاری و هم بار حجره ازانی در انتخاب نو بر شکوفه طول آن هشتاد فوت و عرض آن هفتاد و دوفوت و ارتفاع آن\nبصدق از همه پایه برتر گرفتی می بیشتر میدهد بر شکوفه بدون دندانه ها دوازده فوت میباشد و طرف سمت غربی آن مثل\n\nعرض حال\nبه پیش توه طرزی کی عرض دارد که ارباغ دل دسته این تو شکونه باب ایل سنک پخته اصلی میباشد مگر گنجایش دندانه ها را که در بین\nو لطف تو خواهم که مهم بکشن زنم تاج زر چون تو انکر شکوفه سنگ اصلی بود دندانه ها مانده شد بالای دندانه ها سنك وعاده ها\nدر این فصل چون شاخ خشکم رهنه بود جامه صوف در بر شکوفه مانده شد و پایه طرف مشرق کامل از سنگ های جدید برانه شدند\nچنانم تو انکر کن ای ابر احسان که پیشم بود دست بی زر شکوفه که هر سنك آن قدر يك خانه کلان بود به خیل ها اول داده زیر زیر\nرسد عید و خواهم چنان عیدی از تو که کرده زغیرت مغیر شکونه دل و سرسر دل مانده شد. ازین رهگذر فراوان سنگ ها اگرچه\nبده صله شعر چون کوهرم را که دارد ز توجب پرزو شکوفه خام است چونه وحشت کاری نشده لاکن از پل پخته کرده به نظر\n\nدعائيه\nکند تا که از املاف باد بهاری بهر سال از شاخ سریر شکوفه انسان محکم آمده چون داندانه های هر دو طرف پل مذکور\nحمد تار شاخ کهن در کاستان زلطف هوا تازه و از شکوفه موازی چهل و هشت دندانه ها میباشد في جوب دندانه طول آن\nيفرق سر دشمنان تو دایم کند کارتیغ دو پیکر شکوفه از بیست و پنج فوت الی می قوت میباشد ولیکن آن چهار فوت\nشهد رسم دوستانت همیشه و الماس ووزکوه افسر شکوفه میباشد و دندانه های آن از هر طرف به سه درجه مانده شده فی درجه\nوصلى الله على محمد و آله وبارك وسلم ورضى الله تعالى عن انتصاب مجده موازی هشت دانه چوب دندانه است برآمدن آن از سنگ بطرف\nرسول الله اجمعين . اللهم ارحم قابله برحمتك الجزيل، واستر على كاتبه دریاب سه فوت میباشد که هر سه در چه دندانه های هر دو طرف\nيسترك الجميل آمین . فوت شود و چوب های سراند از موازی هشت دانه میباشد.\nطول آنها چهل و چهار فوت ولکی آن سه فوت بر آمد چوب ها\nکه بالای دندانه ها مانده شده بهر طرف دو فوت میباشد و چهل\nفوت بدون دندانه ها متن پل است که دندانه ها و سر اندازها که\nبالای دریاب گذاشته شده حمله نجاه و هشت فوت میباشد و عرض\nبل بدون کناره یازده فوت میباشد و ارتفاع پل از متن دریاب\nإلى سر اندازها می قوت میباشد - بواسطه نصب شدن این پل\n\nجواد داخليه\nبا ایجاء عزت و سعادت نشان مشفقی كرام محمود بيك خان مذكور بسیار مردم خداورعیت و نظام پادشاه اسلام آسوده حال\nمدير و سر محمد سراج الاخبار افغانیه را سلمه الله تعالى و آرام گردیده همه وقت بدعا کوئی دولت اسلام و اعليحضرت\nبعد از شرح دعا کوئی دولت اسلام و عزت جونی آن گرامی همایونی اشتغال دارند بنابران خدمت آن مشفقی اطلاعداده می\nاینکه چون قبل ترین در قریب اردونی معلی مقیم منکوه تلقان بل نگارم که کار جدید و مرغوب ونيك نامي خدمتکاران دولت\nنبود و مردم رعایا و نظامی تردد زیادی بدریا میکردند از کثرت اسلام بوده از روی مهربانی درج ایف سراج الاخبار بدارند\nآب و عدم پل چندین نظری را به مال و اسباب شان آب میبرد الطاف خواهد بود و از حد چهاون الى بل مذکور بقدر یکیم\nچون در سنه گذشته او دى تيل عالیجاهان عزت نشانان عبد الظاهر گروه راه است زیاده احوالات سلامتی خودها ر امدام نویسان\nخان حاكم وعبد الخالق خان نائب حکومتی المان سررشته چوب باشید که باعث خاطر جمی باشد فقط مؤرخه ١٦ ربيع الثاني سنه\nهای سر انداز کرده بودند لاکن از کثرت امورات سرکاری ۱۳۳۳ مکرر اینکه دو دفعه که نظامی همراه غلام سرکار والادر\nالا هذه الاستمارس ليل معطل مانده بود در هذه السنه مذکور این غلام پل مذکور رفته بودند بهر دو دفعه نان برای شان عالیجاه عبد الظاهر\nخانه زاد خاص سركار والا باتفاق عاليجا هان موصوف در حد خان حاکم محال مذکور دادند فقط\nقريه بركوت توابع قریه شاهی به سبب رفاهیت و آرامی مردم رعایا عبد القادر كرئيل نظامی الملقان محمد نعیم کمیدان نظامی"}
{"book": "adl0616", "page": 1092, "text": "یقه ۳\nسال چهارم\nشماره ١٤\n\nتحرير في ٢١ ربيع الثاني سنه ١٣٣٣\n( از محکمه واقعه نکاران ) از دفتر ایشيك آقاسی ملکی واقعه نکار محال فراه نوشته است که یکنفر نیاز نام قوم یهودی ساکن دار النصرت هرات حکومتی فراد آمده از دین باطل خود رو گردان شده بشرف دین مبارک اسلام مشرف گردیده است اسم او را انور محمد گذاشته اند و عمر مذکور تخمیناً هفتاد ساله می باشد فقط\n\nتحرير في ٢١ ماه ربيع الثاني سنة ١٣٣٣\nاز محکمه واقعه نکاران ( از دفتر ایشيك آقاسی ملکی واقعه نکار محال لبو گرد و حاجی و چمکتی نوشته اینکه بتاريخ ۲۰ شهر ذي الحجه الحرام در قریهٔ چمکتی باران می بارید در وقت نماز شام در قریه بابوخیل در مابین قامه ملك اكرم خان محال مذکور صاعقه هوائ یعنی برق در قلمه مذکور افتاده و دور اس اسب که یکی زبان و دیگری مادیان بود بایکر اس اسب کره یکساله آن و موازی بیست راس بزها کاملاً بسبب صاعقه سوخته اند و دو نفر مرد و یک نفر زن را نیز آثار برق رسیده بود لیکن از فضل ایزدیاری و مرحمت کرد کاری هر سه نفر ایشان تماماً صحت شدند فقط\n\nاز محکمهٔ اطلاعات\nاز بدخشان رسیده\nلیل شنبه ۲۱ ربیع الاول بوقت نماز شام در موضع جرم باد شدید برخاسته بعد از آن باران و بعد ازان برف شروع نموده باریدن گرفت بوقت صبح صادق که علم آوری شد مقدار نیم ذرعه برف بر زمین خوابیده بود و برودت هوا بحدی رسیده بود که حرکت مال و مواشی هم دشوار شده بود بقدر سه صد گوسفند از محمد نسیم بای ولد معصوم بای جرمی که در یوم گذشته بوقت اعتدال هوا برای چرایش بدشت متفرق بودند از دشت بذریعهٔ خود محمد قسیم بای مذکور و دو نفر چوپان او در موضع سکونت او آورده میشد در بین قشلاق فرغامیرو که بهمراه گوسفندان رسیده اند دفعتاً برف کوچ مثل اژدهای رسیده محمد نسیم بای و دو نفر چوپان و سه صد راس گوسفند او را فرو برده که ناپدید گردیده اند بعد از تلاش بسیاری مرده محمد نسیم بای بدست باز ماندگان او رسیده چوپان ها و گوسفندان هنوز در کی ندارند و بهمان روز مذکور از دره بشکان نیز برف کوچ پردهشتی از کوه واقع گردیده تخمیناً سی راس آهوان جابك رفتار را تعاقب نموده فرو برده بقدر چهار راس آهوی بیم جان رهایی یافته باقی معدوم الاثر گردیده اند فقط\nکذا\n\n( دارالنصرت هرات )\nاز ۱۹ محرم الی ۱۹ ربیع الاول کامل دوماه می شود و در حدت آثار برف و باران بهرات و توابعات آن نزول نکرده همواره خلق از خداوند خود درخواست نزول برف و باران را دارند روز پنجشنبه ۱۹ ماه ربیع الاول پوره بچهار بجه عصر دفعتاً از هر هر طرف سما ابرهای تیره بی هم نمودار گردیده بکم فرصت رخساره سما را پوشانیدند و بعد رعد و برق ظاهر گردیده قطرات امطار سرازیر کردند همه عالم را معمور گردانید بعد از روز دوشنبه ۲۳ ماه مذکور برودت بهوا پیدا شده بحدی که قریب يك انچ یخ بروی آبشار ها منجمد گردیده و میزان الهوا یا الحراره برودت هوا را ۲۰۳ درجه معلومدار نموده است فقط .\n\nمقاله مخصوصه\n\nهو هو الله الاحد *\nو يريدون ليطفؤا نور الله بافواههم والله متم نوره *\n( ولو كره الكفرون )\nاز يك قرن بدینطرف علی الاستمرار میشنویم که نویسندهای جفا کیش و کاتبان خطا اندیش کاهی به رمز و ایما و کاهی بی پرده و هویدا بوساطت جرائد ملی و مولفات از حقیقت خالی خود تهمتی را بردین مبین اسلام نهاده با همت بیفرهنگ نوامیس فن و حذاقت در نغمه که دین متین اسلام مانع تمدن و عایق راه ترقی بلکه باعث ذلت و عسرت و تدنی اهالی آن گردیده است : این سخنان ابله فریبانه را در انظار خودی و بیگانه بنوعی در پرده شیطنت و مزورانه — و قسمی بی شرف و ملعنت کارانه می سرایند که عوام الناس باشتباه بر میخورند و خانه تعصب پیشرفت خراب که چه پرده مظلمی در دیده اهل غرض کشیده که یکباره روز روشن را بشب تار حکم کردن اکتفا فی بلکه بر اثبات آن ادله و براهین نیز میخواهند اقامه کنند !! هر گاه پدیده انصاف در فلسفهٔ تاریخ رجوع شود معلوم است که بانی مبانی بروج مشیده تمدن فکر رزین اسلام است و برازنده نهال برومند تهذیب و اخلاق دین مبین اسلام : چگونه این کذب از حقیقت مبرا و این تلفیق سراپا افترا در حق دین حقه اسلام صادق تواند شد . ... که مبنای آن بر تهذیب اخلاق و تحریص علی و ترغیب کسب صنائع و تحصیل معاش از وجه حلال گذاشته شده است ! آیا در صدر اول و ( مابین ) خیر القرون که صفحه یورپ یکباره در ظلمت جهل و وحشت مستور بود و کتب فلسفه مصر و یونان و روم در مدارس بغداد و قرصه و اشبیلیه که حیات تازه یافت از فکر و سعی حکمت التوای اسلام نبود ، آیا دین مبین اسلام چه ممانعت از تعلیم و تعلم آنها نمود ؟! — معلوم است که هیچ ؟ اما چه هیچ ؟ بلکه بادله و براهین وحدت و اثبات نبوت و تزکیه نفس و تربیت اخلاق و تدوین علی کلا، و آداب علی اسوف پیرایهٔ دیگرش داد ! — آیا از فیض مکرمت مدارس اسلامی نبود که طلاب یورپ استفاضه جسته بهزاران هزار ( که از جمله آن"}
{"book": "adl0616", "page": 1093, "text": "صحيفه ٤\nسال چهارم شماره ١٤\n\nهمه واقعى - دلوتار - نامان انگليسى و - روزن نام فرانسوى است ) درين مدارس صاحب كمال ومشتهر بصيت اجلال كرديدند - آيا مورخين با انصاف فرنك ( چون ادوارد كين مولف تاريخ روم و كار لايل و جرجى زيدان وغيرهم ) برين مقال چه سخن سرائى و چه حق پيرائى نكرده اند !؟ بلى همچنين است كه تا قرن پنجم كه كوكب عزو شرف اهالى اسلام در سهاى ايست و ضرورى مبتلا بود — اسلام نه تنها بعلوم دينيه تكميل عوالم روحانى را متكفل بود — بلكه بر علوم عقليه و امور سياست عالم ورفاهيت بنى آدم و تعمير بلدان وتعليم و تربيت انسان - وتهذيب اخلاق - وتامين آفاق ظل مجد وشرف كسترده عالم وحشت آباد را بالفت تحويل داد. پس از انكه صر صر حوادث چند بزيان از مجراى وحشت التواى شمال در اهتزاز آمد ! و بهار گلشن اقبال اسلاميان تحويل بخزان گرديد ! — واز طرف دگر پيروان مذهب صليب ( كه هميشه مشهر اينگونه فرستند ) محركات وحشيانه وسوقيات ناموس شكنانه در خاك سوريه ومصر وفلسطين اظهار كين وابراز عداوت ديرين نموده — باقى مانده اهل اسلام را مشغول داشته بودند محقق است كه در دو قرن متوالى مدارس خراب وسواد اعظم ممالك اسلامى سراب وديده عالم انسانيت از فقدان آنهمه مشئون مدنيت واعدام آنهمه مربيان جهان انسانيت پر آب گرديد !!! .. با اين همه بنازم دين رزين اسلام را كه با آن ضعف واضمحلال وارده كه نفس آخرينش توان گفت از طرفى فاتحين شمالى را كه هنوز حرارت ظلم جهانگيرى شان فرو نشته ومخيال انهدام ميان اسلام در رقصهاى وحشيانه بودند ! دفعتاً اسير دين مبين وبقتاً مقهور اوامر حضرت سيدالمرسلين نمود واز طرف دگر نور الدين وصلاح الدين نامان دو قهرمان خود را پاسى از اعقاب شان بتهديد قوم صليب كه هيئت اجتماعيه وحشت را تشكيل داده بودند بر كاشت كرده !!! - زلازل حوادث را در بنيان مرصوصش دست تصرفى نيست ومخالفان كليم را در نمايش اظهار كلمة الحق وبراهين متين توحيدش مجال تخلق !! جهد طاقت فرساى دعات مسيحيه در تنفر قوم بت پرست افريقا وبمقابل براهين رزين اسلام عقيم ماندن و آن گوى زرين هدايت نوع خود را از ميدان شان ربودن چيزى نيست كه وجودش منحصر در نوك قلم معجز رقم ماست بلكه عالم نصرانيت را در چنان تب لرزه مدهشى در انداخته كه اندكى از تاثير كثيرش اين هزبان هاست سر رشته مطلب از دست نرود بهيات استفهامى سائليم كه از لفظ ترقى وتمدن آيا كدام معنى اتخاذ نمودن منظور است ؟ هرگاه آزادى از قيود دين - ومخالفت از اوامر ونواهى حضرت الهى وسنن مرسلين چنانكه متمدن ترين دولت فرنك ( مانند ملت فرانسه و ......) را مسلك اينست بوده باشد ؟ پس بايد از خرسهاى غابات شمالى و بوزينه هاى جنگل هاى جنوبى پيروى نمود ! چرا كه درينصورت متمدن ترى از رواب بى شعور ومهذب ترى از حشرات از فراست مهجور نميايم : وهى تمدن !!! حتى ترقى !!! در حالتيكه تمنى انسان واميد وارى وجدان وشفقت ايمان تمامى نوع بشر را بشاه راه الهى يكسان مستقيم ميخواهد بد بختانه بكمال افسوس بارادة وحشيانهٔ دعات مسيحيه دفعتاً بر ميخورد كه يكسر مى نوع انسان را در لباس تمدن وترقى تازيانه احتيال ناويانه يكسر بدين وحشت سرا سوق دادن ميخواهند !!! آفرين بدين هادى وجدا ازين هدايت چند گوئى سخن از سرور و آزادى او مگر از بندگى حضرت او بجزى — واگر مراد ازان تهذيب اخلاق ومعرفت مخلوق از خلاق وتنزيه ونظافت طهارت وعفت رحمت واخوت ناموس وجدا محكومى نفس بمحاكمة وجدان — ومطلوبى معاصى از غلبه ايمان وغيره ووو.... محامدى كه ذكر آن همه را اين ورقپاره تحمل نيارد — بوده باشد ، دين مؤيد اسلام براى پيروان خود آنهمه را آمر است ... وابلاغ بلاغت فى ما بين متوسلان اين عروة الوثقى داير واگر ازان علوم عقليه ( كه صعود بمدارج ترقى منوط بران است وعروج بر سهاى ابديت وسرورى مربوط بتواصل ازان ) اراده باشد ، تأخر آن از نبودن ارادهٔ مصمم — و نداشتن پروغرام منظم اهالى است نه از ممانعت دين وما انشاء الله تعالى علت العلل آنرا در مسألهٔ ديگر كما كانه ( تحت عنوان علم واسلام ) مى نگاريم واز برادران اسلامى خود چشم اميد آن داريم كه اگر بر دامن عطوفت بعضى ارائها گرد جسارت اصابت كند حمل برضيق حوصله وفشار نفس از مطاعن مخالفين هرزه هرس كرده محاكمه را حواله وجدان — ومقدار موجه ما را با مضمون اين نكته حكميه ايشان فرمايند خوشامد سرايان نه يار تواند ملامت كنان دوستدار تواند برغم من آنكى نكو خواه است كه گويد فلان خار در راه است و بالله التوفيق وعليه التكلان\n\nامضا ( يكى از خوانندگان سراج الاخبار افغانيه )"}
{"book": "adl0616", "page": 1094, "text": "سماره ١٤ سال چهارم صفحه ٥\n\nو اخبار آثار فتوحات اسکندر یونانی ، و حکایات مخافت آیات تكبير وتجير فراعنه مصر، وترقيات مادی ملل قرون اولین ، هر يك يك دليل ساطع و برهان لامعيت ، و نیز اثبات میکنند که هر فرد این نامداران مقتدر با تمام قوة معنوية سعی شخصی ، و همت فطری خودها مسلح و مجهز کردیده بعد از ضبط و استملاك قطعات كبيره ، واملاك كثيرة عالم ، گوهر گرانمایه ترقی را بدست آورده توانسته اند، و برای عصرهای آینده اسامی سامی خود شانرا و صفحات تاریخ ترقيات بشريه بطريق يادكار نقش و ثبت نمودند، و بعضی ازین افراد چون بمنتهای حدود کمال و اقصای منازل اقبال اتصال یافته اند و لهذا از فرط جاه و جلال خودها مخمور باده فخر و غرور گردیده، و بند كان الهي را در زير قهر و تشدد گرفته و خود از تعمیل احکام سلامت انجام مهاوی عصيان و تمرد ورزيده، اعلان الوهيت باطل، وسعوديت عاطل خود ها داده مرد ما را پرستیدن و ستودن خویش امر و اغوا کردند که بدان سبب دریای پر غیظ و غضب غيرت خدا وندی به جوش و خروش آمده، جمیع آثار و آیات حیات آن ارباب كفر وطغيان، و اصحاب ظلم و عدوان را در قعر پر قهر خود اغراق و افنا نمود .. أولم يسيروا في الأرض ، فينظر واكيف كان عاقبة الذين كانوا من قبلهم كانوا هم اشد منهم قوة وآثاراً في الأرض ، فاخذ هم الله بذنوبهم ! وما كان لهم من الله من واق . سالها ، قرنها ، عمرها ، عصرها میگذرند و حكومتها ، سلطنتها ، دولتها، ملتها از صفحه وجود و هستی بکلی محو و نابود میشوند ، عمارتهای عالی قصرهای عظیم الشان ، آبادانی های جسیم، شهرهای بزرگ و همچنین هر یک چیز دیگر از سوء اخلاق وشامت اعمال اهالی و ساکنان آن در زیر هزارها خروار خاک سیاه نیست و ناپيدا كرديده حكم يك طبقة سفيله ارضيه را ميگيرند . فكان من قرية أهلكناها وهي ظالمة ، فهي خاوية على عروشها ، وبئر معطلة ، وقصر مشيد، ، مگر نامهای معماران و مهندسان قصور و قصور تهذيب و مدنيت هيچگاه از صحايف تاريخ اعمار عالم حك پذير نيست، و حروف آن برياض فلك سيار ياد کار کارستان انسانی به حیثیت ستار كان إلى يوم القيام تابان و درخشان ثابت خواهند ماند . وقایع مهمه و جزئية دنيا را اكر با آينه ميكروسكوب ذهن خود ما بدقت ببینیم در هر يك امر خفيف هر چند که حرکت ذرات هم باشد ، بالضرور يك انتظام تواتر و اطرادی موجود خواهیم یافت و همه وقت و هر زمان ترقی و تنزل و ترفع و تدنی را در تمام ملل و اقوام در تسلسل و تداول خواهیم دید، چنانچه گاهی نظر ما به چنان ملتهای تقابل و تصادف خواهد کرد که عین بر اوج عروج ساكن و متمكن بوده ، و دیگرانرا به تحشم و تجمل خودها واله و حيران ساخته بر همه کان کسب فخر و مباهات میکنند، و باز چون يك كمتركى به اینطرف میشویم تبدلات و تلونات زمانه مارا دفعهً به چنان يك منظره رقت آورى\n\nذات عالی جناب شهزاده جوانبخت معظم سردار عنایت الله خان معین السلطنه صاحب افتخار باقر ندارجمند\nوالاشان شهزاده خلیل الله و کریمه اخترنشان بی بی (زینب) محترمه\n\nعلم و فنون\n\n( تاريخ ترقيات اسلاميه )\n( وتلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون )\nابطال العثمانى\n\nثبت است برجريده عالم دوام ما نظام تسلسل عروج و هبوط ، وصعود ونزول اقوام و ملل دنیا از آغاز تشكل جمعيات بشريه بروجود مجاهدین و ابطال موقوف ومنوط است. چنانچه اگر یکان یکان، ملتهای قرون سالفه را در زیر نظر دقت آورده احوال و اسباب ترقی و تنزل آنها را محققانه و مفتشانه تفحص کردن بگیریم. اخیرا باز بهمین نتیجه متوسل خواهیم گشت که ابطال و شجعان ترقی قوم و وطن را ضامن و باعث اند، و مثلا ملتهای عتیقه فارس و یونان و مصر را می بینیم که در اعصار قدامت دثار نخستین تکوین عالم آنقدر به اوج کمال ارتقا و اعتلا نمودند که تا به سالهای دراز آواز دهشت انباز خوف و هراس هیئت اساس شوکت و عظمت شان دنیا را بلرزه در آورده بود. داستانهای قوت و شجاعت رستم زال،"}
{"book": "adl0616", "page": 1095, "text": "شماره ١٤ سال چهارم صفحه ٦\n\nکه سراسر مخالف و منافی آن دیدنیها و مشاهدات سابقة ما میباشد تلقی میکنند، یعنی آن ملتهای که چندی قبل ازین آنها را بر معراج ترفع و تعالی صاعد و جاهد دیده بودیم، اکنون اکثری از انها را در قطع منازل سرازير رجعت قهقری، و بعضی از ایشانرا در چاه ها و مغاره های مضيق تیره تاريك ذلت و ادبار، و بلکه یگان یکان شانرا از روی دنیا بکلی محو و مطرود می یابیم، و بالمقابل آنها با يك ملتهای جدیده نو خيز حيرت انگيز ترقی شبدیز دیگری بر میخوریم که بعضی از شانرا در نهایت لوازم این سفر متابعت امر و بعضی ازینها را در نوشتن و پیمودن این طریق فواید دقیق، حتی يكان يكان شانرا در مسابقه رسیدن بنقطة آخرين منزل مراد این سفر عافیت کمتر مصروف و مشغوف می بینیم ... كذلك اورثنا قوماً آخرين فما بكت عليهم السماء والأرض، وما كانوا منظرين ..\n\nلهذا بناءً بر مطالعات بالا اين يك ثابت شد که جميع امم عالم بذريعة ابطال و انتجاع و جهاد شخصی خود ها مقام منبع ترقی را بدست آورده توانسته اند. و چون که چندی در همین حال سیر صعود و تا به حدود موعود پیشرفت مقصود خود ها متوسل گشته اند، پس بالآخر بشایر قواعد طبيعيه مانند ريح عيش و استراحت در ایشان ترویج گرفته حسن وجدانی وطن پروری و ملتخواهی شان به عادات حیوانی شکر رستی و تن پروری تحويل و تبديل يافته، تمام حسنات جدیتکارانه از قالب اجسام شان سراسر غایب و محتجب، و قوای متانت احتوای جد و جهدشان بآرزوهای استراحت طلبانه منقلب گردیده اند، چنانکه اگر تنها اسباب ترقی و تنزل دین متین خود ما اسلام را تحقیق و تفتیش کردن بگیریم چنانچه ما چنان نتائج عظیمه سر دو چار خواهیم شد که تلافی کلی ضوایع وخیمه ما را توان کرد، اسلام ابتداءً در عهد خلافت، که مرحله نخستین عمرش بود در يك مدت اندك بمن و برکت دستهای پرفیض وقوت، وصرف مساعى جميله مجاهدانه باهمیت حضرات خلفای راشدین رضی الله تعالى عنهم اجمعین تمام عالم را از صولت و هیبت خود مرعوب، و قلوب جميع عالميان را پروانه وار با سراج وهاج صداقت و حقانیت خود مجلوب ساخته کمی نشد که منادیان با ایمان آن سایر ادیان دیگر را در مقابلش مغلوب و محجوب گردانیده\n\nاز شرق تا غرب انتشار يافته اعلاى كلمة الله و تبلیغ شریعت غرا فرمودند که از اثر هدایت ثمر آن به هزاران قبایل و عشایر در دین اسلام داخل و شامل گشتند، و رایت الناس يدخلون في دين الله افواجا و بعد چون عصر ابتدائی اسلام منقضی شد و خاندان اموی عهده جلیله خلافت اسلامی را نااهل و متکفل گردید، باز هم به کمال ممنونیت می بینیم که دست متانت پیوست خلیفه « وليد » دائرة عامره توحید را شرقاً تا بممالك قربی هندستان، وغرباً تا به حدود ممالك مغربي افريقا، و هسپانیا وسعت و فسحت داده و اسلام را بکمال شتاب از سن صباوت به عهد شباب رسانیده قریب قسم کلی تمام دنیای آنوقت را از شرق تا غرب بالجمله مقدسه حکومت اسلامی ربط داده و اینهمه ممالک عظیمه را از یکسر تا بدیگر سر بنام اسلام و توحید ضبط نمود، و سپس چون عنان عظمت نشان خلافت در قبضه اقتدار خاندان ذیشان عباسی بیامد، دوران حکومت هارون، و مامون، و معتصم هم ما را دیدن و معاینه کردن ترقیات علمی و عملی و اقتصادی مسلمانان در الوقت کامیاب میسازد. و بطرف مقابل آن حکومت اموی اندلس را نیز\n\nاز منظره های بهار کابل پرگل خوش و آبشار ، حرم باغ .\n\nمی بینیم که بنا بر رقابت و همچشمی که با دولت عباسی بهم میرساند در اوروپا، هسپانیا، را منبع تمدن و مطالع تهذيب ساخته به چنان آثار و صنایع فی آنرا آراست و پیراسته اند. که بهیچ صورت و در هیچ باب از سلطنت عباسی اسپانیایس نمیگذارد و این زمانی بود که قریباً همه دنیا در زیر اثر اسلام و تسلط مسلمانان آمده بود، و اغراض جمیع ملتهای عالم یکسر بر صوابدید رای و افکار اهل اسلام فصل و حکم می یافت. نصف بزرگ قطعه آسیا، و قطعات کبیره معموره افریقا، و ممالک شاندار اوروپا درینوقت در تحت الطاف و عنایت اسلام در آمده بودند، و حکمداران ممتاز ورؤسا ممالک اجنبیه به دوستی و تعلق اسلام بر همگنان فخر و ناز میکردند. دولك الايام نداولها بين الناس .. مگر چندی بر همین سیاق نگذشت که اسلام رو به هبوط و انحطاط نهاد، و دمه کثیفه ذات و نکیب تمام عالم اسلامیرا فرا گرفت، و در هر جا نفاق و شقاق پیدا گردید، و بهر طرفی که مسلمانان رخ کردند"}
{"book": "adl0616", "page": 1096, "text": "٧\nسال چهارم\nشماره ١٤\nخواری و ادبار ایشان را استقبال کرد. زیرا در ایشان مجاهدین عهده عرض و تقدیم نظیر آن برآمده میتواند.\nو ابطال وجود نداشتند و از سالها به اینطرف به سبب نبودن مد\nمقابل و بیکار ماندن قوه مدافعه در یک تخار حسیات جهاد قومی\nو سعی ملی شان یک افسرده گی و انجماد و سکونت عمومی حکفرما\nگردیده بود. تاتاریان در آسیا ظهور نمودند و خلافت بغداد را\nبرباد ساختند ، خوارزم را از صفحه وجود و هستی نیست و نابود\nو محو و مطرود گردانیدند . شهرهای بزرگ اسلامی را مانند بلخ\nو مرو و غیره بصورت یک مزارستان تحویل دادند و عملیونها\nمسلمانان و مشایخ و سادات از دست سفاک چنگیز و هلاکو هلاک\nگردیده شربت شهادت نوشیدند، و قریب بود که خدا نخواسته\nنور اسلام از روی دنیا یکلی منطفی گردد. مگر که صداقت\nو حقانیت اسلام بر تمام دنیا ثابت کرد که تا مدام قیامت این دین منیف\nو ملت حنیف را کسی از صفحه هستی حک کرده نمیتواند .\n\n. يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم ، والله متم نوره ، ولو كره\nالكافرون ! ، حتی آن تاتاریان که چندی قبل برین ماحی اسلام بود\nگفته میشدند حالا برضای خود بدین اسلام داخل گردیده حامی\nو محی آن گشتند ، و زیر اعظم اسلام دوره اولین زوال خود را\nبه انجام رسانیده دوباره از اقصای شرق کمال درخشانی و شعشعه\nیاتی بطلوع شروع کرد و باضیای صداقت و هدایت ادای خود\nممالک مظلمه تاتار را نیز تنور فرمود.\n\n( خاندان عثمانی )\nهمچنان در انتهای عصر هفتم و در ابتدای عصر هشتم هجرت\nیک خاندان دیگر اسلامی بنام خاندان عثمانی ، در ممالک آسیای\nصغری ظهور کرد که بلحاظ عزم و استقلال ، و فتوحات عظیمه\nو استقامت دیرینه که مجاهدین با حمیت، و سلاطین با همت آن در\nمقابله حریف دهشت ردیف عالم اسلامی، دولتهای مسیحی او روپ\nابراز فرموده اند. از خاندانهای جلیله نبیله اسلام محسوب\nمیشود، عثمانیان در اوایل مراحل خروج خودها تا مدت دو\nصد سال بهم بر عیسائیان هجوم برده ، و قوت قویم قدیم مشهور\nسایلنت پزشتین، را که همواره ممالک اسلامی به دست را تهدید\nمینمود سراسر محو و مضمحل گردانیده ، و مانند قسطنطنیه سد\nسدیدی که از مدتهای مدید ، بقرض منع و دفع سیلاب شدید\nفتوحات مسلمانان قوای متفقه دولتهای او روپ مستحکم گردید.\nو از زمانه های انتخاب انجاب به اینطرف چند بار در زیر\nمحاصره - ربازان اسلام آمده و فتح آن میسر نشده از ان دوباره\nبتراجمت مجبور شده بودند . بالآخر بدست بهادران عثمانی\nمفتوح و مسخر گشت ، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و ، خاندان عثمانی\nباعث فتوحات و مقاومت هفتصد ساله که تا کنون در مقابل\nقونهای غیر مذهبی اوروپائی یکمال مثانت اذا و اتقا نموده، خطاب\nشرافت انتساب و لقب عظمت اکتساب خلافت اسلامی را جلب\nو استحقاق کرده است. و حقیقتاً : اگر از نقطه نظر خدمات\nعظیم الشانی که عثمانیان برای مستقبل اسلام انجام داده اند .\nدیده شود، این یک را منصفانه تسلیم باید کرد که بعد از خلفای\nعظام از همه برتر و بیشتر سلاطین عثمانی را حق خلافت مسلم است.\nلهذا مادر ذیل برای تشریح و تصریح این مدعای خود که ، ترقی\nو حیات جاودانی یک ملت و مملکت به افراد بطل و باسل ، و بحرکت\nآوردن و استعمال نمودن قوم مدافعه، و جهاد شخصی اهالی آن\nموقوف و منحصر است ... شده از احوال فتوحات مجاهدانه که\nفرمانفرمایان عثمانی بذریعه آن کشتی ملت خود شا را در بحر متلاطم\nعالم به اوج موج خروج اصعاد داده اند ، بحث و بیان میرانیم ، و هی\nتجرى بهم في موج كالجبال . :\n\nسلطان عثمان خان غازی\nخاندان عثمانی در اصل از قبل اتراک خراسان است که در آغاز\nعصر هفتم هجرت، سیلاب دهشت مآب چنگیزی آنرا از وطن\nو مسکن خودش پرکنده بر هجرت بجانب مغرب مجبور ساخت\nدر سال ٦٦١ سلیمان شاه جد امجد و مورث اعلام ترکان عثمانی\nاز خراسان ، به آرمینیا، و از آنجا به و قونیه ، واصل شد .\nو بسبب یک امداد کلی مناسبی که به شاه سلجوقی قونیه تقدیم کرد.\nاعتبار و اعتماد بزرگی در ممکنان بدربار شاهی کسب و جلب نمود\nو همیشه فرمانروای سلجوقی او را بنظر استحسان و ممنونیت فوق\n\nعلاوه بر خاندان اموی و عباسی ، در قرون ترقی مقرون وسطی\nاسلام دیگر، بی خاندانها خروج نموده اسلام را بینهای مدارج\nعروج رسانیده ، شوکت و عظمت قدیم از دست رفته آنرا دوباره\nرجال و برقرار ساخته اند. و بذریعه جد و جهد ملی و مذهبی خودها\nاضافه بر سابق ممالک دیگر را هم در حکومت اسلامی لاحق نمودند\nخاندانهای سلاجقه، و زنگیه ، و ابونیه ، و غزنویه و جلتائیه و غیرهم\nهر یک از چنان خاندانهای است که در تاریخ ترقیات اسلامیه هر کدام\nشان بالمناسب، شایان اهمیت و خصوصیت عظیمی میباشند؟ تشبثات\nمجاهدانه طغرل بیک ، و البارسلان، و ملکشاه ، شاهان سلجوقی\nکه سر بسر قوت قیصر قسطنطنیه و عیسائیان آسیائی را شکستانده\nآنها را در مقابله جذبات مذهبی مسلمانان یکلی عاجز و ضعیف\nگردانید ) اقدامات غازیانه عماد الدین، و نور الدین زنگی که\nعبدالیا را بهم بحمله های دلیرانه و مظفرانه خودها متبدل و مضمحل\nنموده ، جوش جهاد مدهی که از سالهای در او به اینطرف از دلهای\nاهل اسلام مفقود گردیده بود مکرر در آنها وجود ساخت مدافعات\nغیورانه سلطان صلاح الدین ایوبی که بکمال کامیابی مهاجمات\nحروب صلیبی را مغلوب نموده قوای مجتمعه دولهای او روپ\nرا از هم پاره و پراکنده کرد. تجاوزات بت شکنانه سلطان\nمحمود غزنوی که قریب به هجده دار هندستا را نهب و تاراج کرده\nو از چرک شرکش صاف ساخته اسلام را در ان نشر و اشاعت\nداد : - هر یک از چنان خدماتیست که آنها عهد خلافت اولی از"}
{"book": "adl0616", "page": 1097, "text": "شماره ١٤ سال چهارم صحیفه ۸\n\nالعاده تلقی میکرد . چون سلیمان شاه وفات یافت پسرش از طغرل باعث شهرت خدمات عسکری خود بعهده جليله صاحب طبل و علم نصب و تعیین کرده شد . و پس از ارتحال طغرل فرزند هوشمند عام پسندش عثمان خان بنابر لیاقت ، و قابلیت شخصی خود بمنصب پدری فایز و نایل گشت . و به سبب حركات مجاهدانه و مبارزانه که در مقابله عثمانیان تکرار ابراز نمود از طرف همه کان بلقب مقدس و مبارك « غازی » مخاطب گردید ، و در سال ٦٩٩ چون علاؤ الدین سلطان قونیه در مدافعه شدید تاتاریان شهید شد ، پس عثمان خان به اتفاق آرای امنا و امرای دولت سریر آرای تخت قونیه گردید ، و این نخستین سلطان خاندان عثمانی است که تمام ترکان حالاتی بنام وی موسوم و منسوبند .\n\nسلطان عثمان غازی مجردیکه از انتظام داخلی مملکت فراغت یافت برای امتحان جوهر تیغ عثمانی خود اطراف و جوانب حکومت خویش را بدقت دیدن گرفت از یکطرف نظرش با سلطنت سلجوقی و بديكر پهلو بممالك اسلامی مماليك مصری تصادف کرد . این سلطان مهذب آویختن با این دو فریق را خلاف مذهب و انسانیت دیده ، بهتر از اضمحلال سلطنت عيسائی « بزنطین » يك نهضتی که باعث منافع دینی و دنیویش گردد ، دیگر کار با نوایی نیافت . لهذا بنای تهیات لوازم و مایحتاج حربی را گذاشته علاقه آسيائی حكومت عثمانی را در زیر تهدید گرفته اکثر اقطاع و قلاع ایشیای کوچک را از قیصر قسطنطنیه سلب وضبط نموده در مقبوضات اسلامی افزود، و پایتخت خود را نیز از « قونیه » بقلعهٔ مفتوحهٔ « فراحصاره » تبديل و تحويل داد . و مادام الحيات اوقات عزیز خود را بتقلید صحابهٔ کرام در جهاد فی سبیل الله و اعلای کلمة الله صرف و وقف فرمود . بهر مهمی که اقدام میورزید ، عزم و استقامت ، و توکل و استقلال را در ان بکار می برد که بدان سبب همیشه فتح و ظفر او را استقبال میکرد « ان الذین قالو اربنا الله ، ثم استقاموا ، فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون » . بالآخر در سال ۷۲۹ ه بعد از انکه پسر خود « اورخان » را بفتح « بروسه » گذاشت در عمر ٦٩ سال ۲٦ از جلوس خود راهی فردوس برین شد ( انالله وانا اليه راجعون )\n\nسلطان عثمان ١ شجاع، عادل ، صالح ، رحیم، خليق بكذائی بود زهد و تقوایش بدرجه بود که گویند. وقتی در اثنای سفر شب را بخانه یکی از دوستان خود آورد و در اقامتگاهی که از طرف میزبان برایش تخصیص یافته بود بعد از فراغ نان و نماز چون خواست که بخوابد و از مانده گی راه قدری استراحت یابد ناگاه نظرش به یکی از طاق های او تاق افتاده دید که کلام الله را در انجا گذاشته اند پس خواب را در پیشروی کلام الهی دور از آداب یافته برای تعظیم آن با وجود ماندگی سفر دست بسته تا به صبح استاده ماند ... و چون رحلت فرمود پس از مرك خود تنها ، يك شمشير ، ويك اسب وبك قبا ، و يك دستار بميراث گذاشت . « ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم واموالهم بأن لهم الجنة، يقاتلون في سبيل الله : فيقتلون ويقتلون »\n\nسلطان اورخان .\n\nپس از وفات غازی عثمان خان پسرش ، اور خان ، بر تخت اسلامی جلوس فرموده و شهر « پروسه » را فتح کرده پایتخت خود ساخت و در یکمدت قلیل سلطنت خود را تا به حدود در دیتال توسیع داد . و در عوض يك امداد عسکری که به شاه قسطنطنیه بنا بر ارزویش به او روپ فرستاد و حصه بزرك ممالك آسياى كوچك او را در قلمرو خود شامل کرد . و نيز بندرگاه مشهور « کالی پولی » را با بعضی دیگر قلعه های ملحقهٔ آن در تحت قبضهٔ تصرف و اقتدار خود بیاورد . و این اولین فتحیست که ترکان را در خاک اوروپ دستداد .\n\nاز آثار عظمت و تاریکه این سلطان سعادت نشان در تاریخ عثمانی بیاد کار گذاشته است : سه کار ذیل بس اهم وقابل ذکر میباشند .\n\n(۱) يك عسكر بسیار پرجوش و منتظمی بنام « ینیکچر » ترتیب داد که تا به چند عصر بکمال فداکاری و صداقت شعاری خدمات اسلامی را ایفا کرد .\n(۲) در یورپ رخته فتوحات را کشاد ، وعنان توجه حكم داران اسلامی را به اینسو عطف داد . و دوباره در مسلمانان روح پرفتوح جهاد را دمید .\n(۳) يك قوة مكمل بحری را حاضر کرد که بذریعه یکدسته که از ۳۸۰ جهاز ترکیب یافته بودبندرگاه « کالی پولی » را با علاقه جنوبی قیصر قسطنطنیه فتح کرد .\n\nبالآخر در سال ٧٦١ به عمر ٨٣ سالکی بعد از حکومت ٣٥ سال وفات یافت .. رحمة الله عليه رحمة واسعة ....\n\nسلطان مراد خان اول .\n\nسلطان مراد خان بمجرديكه بر تخت سلطنت جلوه افروز گردید پایتخت خود را از « پروسه » [ واقع آسیا ] به « ادرنه » [ واقع اوروپا ] منتقل ساخت . و تمام ولايت « تریس » و علاقه های قربی کوه « بالقان » را مسخر کرد . ازین ترقی روز افزون ترکان جميع شاهان او روب على الخصوص قيصر قسطنطنیه به خوف و اندیشه عمیقی افتاد و بی آنکه بقوای متفقه خود ها مقابله نمایند بدیگر قسم نفی و اخراج ترکان را از خاك اوروب ممکن ندیدند . لهذا مجاهدین صلیب در تمام اوروب اعلان جهاد داده بايك عسکر گرانی بر ترکان حمله آور کشتند . ولی در بن حرب ، ضرب شمشیر غازیانه سلطان مراد خان ثابت کرد که بر آمدن ترکان از او روپ خیلی مشكل بلكه يك تصور غير ممكن است . و بالاخره افواج متحده منهزم کردیده بهزارها اسپرو قتیل در میدان جنگ گذاشتند و قیصر روم بصلح مجبور کردند . و ممالك « البانیا » و « مكدونیا » را بقسم تاوان جنك يتركان تسلیم کرد . مگر کمی نگذشت که دوباره دولتهای همسایهٔ مسيحى بازيك اتحادی بهم تشکیل داده بر علاقهٔ عثمانی تاختند و با وجودیکه ترکان از روی عدد از ثلث شان هم کمتر"}
{"book": "adl0616", "page": 1098, "text": "شماره ١٤\nسال چهارم\n\nاز حریف رو بر یافته منهزم کشتند . مگر سلطان غیور از مشاهده این حال بجوش آمده و تیغ از میان نیام برکشیده بر قلب فوج جموری خود را حواله نمود ، که در همین اثنا اسپش کدری خورده و از بالای زین برزمین افتاده عسکرهای تیموری این شیر عثمانی را بذریعه کنندهای جنگی خود اسیر ساختند و تا در همین حال اسارت از دست تیمور شربت شهادت نوشید ازین حرکت و حشیانه خود تیمور صریحاً بك معاونت و امداد بسیار بروقتی به دولتهای عیسائی اوروپ که جمله شان با دولت اسلامی عثمانی بر سر پیکار و برای ضعیف ساختن یکنفوت کلی اسلام ، در مظاهره همدیگر خودشان میکوشیدند و رسانید ، سلطان بازید، به سببیکه در حرکات و مهاجمات حربي خود بسیار تیزوتند بود ، و پردشمنان به بسیار سرعت و شدت می رفت تركان ، بلدرم، عرفش کردند که فارسی معنای آن ، برق ، است که یعنی به سرعت و تیزی مانند برق پردشمن می افتاد .\n\nه سلطان محمد خان جامع .\nبعد از بازید پسرش محمد اول دوباره در آسیا اقتدار پیدا کرد و در یورپ هم آمده بکمال متانت با عیسانیان دوباره تجدید عهد و تحدید حدود نمود، و چون از همه طرف خاطر جمع شد و به بسیار زودی همه برا کننده کی ها و پریشانیهای که از جرحه قصیحه تیموری به سلطنت رسیده بود جمع کرد که از ارو بنام و سلطان محمد خان جامع، شهرت یافت و بعمر ۲۸ سالگی بعد از حکومت ۷ سال رحلت فرمود .\n\nه سلطان مراد خان ثاني .\nسلطان مراد خان همانکه بر تخت سلطنت جلوس فرمود. برای تهدید قیصر قسطنطنیه که نقض عهد کرده بود، يك عسكر فراوانی با خود گرفته قسطنطنیه را محاصره کرد و عنقریب بود که قلعه فتح شود، که ناگاه از شنیدن خبر آمدن مصطفی را در خورد سلطان ! عسکرها را به و داشتن محاصره و مراجعت امر داده شد . و سلطان خود را برای رفع ساختن فساد خانه جنکی اولتر مجبور دیده و عودت نموده بغاوترا فرونشاند . و چون ازین مهم نراعت یافت دوباره بميدان مقابله عیسائیان برآمده جزیره و زمینی را از حکومت وینس ، ضبط نمود ، وحصه جنوبی یونان و و علاقه سلانيك، و موريا را نيز فتح کرده در مقبوضات خود افزود، وولایت ، تراز ولی نیا ی حکومت مجارستانرا نهب و تاراج داده با ۷۰۰۰۰ اسپرازان واپس شد. و با عیسانیان عهدنامه کرده چندی از اهل دنیا از واکرین کردیده در حاقه درویشان در آمد . ولی اخذ انتقام نقض عهدی که بنابر اشتغال پوپ روما از دولتهای عیسانی همسایه اش سرزد دوباره سلطانرا برامدن بمیدان کارزار مجبور ساخت در اول امر سلطان سایر مراعات شرایط انسانیت ، عهدنامه شانرا بولوك نيزه بلند کرده بدیشان و انمود که مکر ار کند. ولی دید که عیسائیان هیچ بان التمات\n\nصحيفة ٩\n\nبودند لیکن از غیرت قومی، و جوش مذهبی خودها برایشان غالب آمده عیسائیان را چنان یک یک شکست درستی دادند که جميع آرزوهای شان که قبل ازین در باب بیرون کردن ترکان از یورپ می پرورانیدند با طوفان پاس و حرمان سر دو چار گردیده باخاك يكسان شد ، كم من فئة قليلة ، غلبت فئة كثيرة باذن الله .. در جمله اسيرانيكه درين جنك بدست ترکان افتادند قرال صربستان نیز شامل بود ، و نتیجه این جنگ عظیم آن شد که علاقه های ه بلغاريا ، و ه صربستان ، و ، بوسینیا ، در زیر اقتدار ترکان آمدند . مگر وا اسفا ! که سلطان مراد خانرا بك اسير عیسانی به خدعه و غدر بیاهایش افتاده شهید ساخت که بنایران قرال صربستان و خود آن غدار نابکار را پاداش این حرکت و حشیانه نامردانه رسانیدند. و اینواقعه فاجعه در سال ۷۹۲ بوقوع پیوست .\n\nسلطان مراد خان شجاع ، زاهد، عابد ، مجاهد يك وجودی بود که به عمر ۹۵ بعد از سلطنت ۳۰ ساله بدرجة فيض مندرجة شهادت فایز کشت. و پسرش بایزید بجای پدر تخت نشین شد .\n\nه سلطان بایزید یلدرم .\nهر چند بایزید در اخلاق خود بعضی نقصانات جزئی داشت که بدان سبب به اجداد خود رسیده نمیتواند، ولی در شجاعت وعزم، واستقلال ذاتی خود فرد بود حتی در زمان حیات پدر خود از احراز شجاعت و بسالتی که در مقابله کفارا بر از مینمود کسب شهرت عظیمی کرده بود. متجر دیکه بر تخت جلوس فرمود بهر طرف بنای تجاوز و پیشقدمی را گذاشت و از همه اول قیصر قسطنطنیه را که در بنوقت بك حصة جزئی و مختصری در نزدش باقی مانده بود با چگذار خود ساخت، و هم در قسطنطنیه برای مسلمانان حقوق و مراعات حاصل کرده برای عبادت شان يك مسجد تعمیر و برای فصل مقدمات و دعاوى شان يك نفر قاضی تعیین کرد و برقوای متفقه دولهای فرانس، جرمن ، ايطاليا ، اوستريا . وغيره كه بيك لك عسكر بالغ میشد ؟ بمقام نکو پولی در قری دریای ، دانوب ، فتح مکمنی حاصل کرد. و بسی از مأمورها و سپه سالار های بزرگ شانرا اسیر و دستگیر نموده مگر افسوسکه پیش از انکه به اتمام دادن این اراده خود اقدام ورزد. اولتر دفع مهم جموری را که از جانب آسپار مقبوضات مشرقی وی هجوم آورده بود لازم و واجب دید و در حالیکه اکثر عسکرش در فتوحات اوروپی ومحاصرة قسطنطنیه و غیره اشتغال داشت، خودش بايك جمعیت قلیل بمقابلة تمور بطرف رحد آسیا شناخته بمقام ، انگوریه، توقف ورزيد و چون سپاه تیموری پنج چند عسکر وی بود، و اکثر تا جداران اسلامی که قبل ازین از بعضی بدسلوکی های سابقه اش رنجیده بودند ه نمود پیوستند، و علاوه بران تیمور خفيتا به ذریعه جاسوسها یکانکیت جنسیت و قومیت خود را به عسکرهای بازید ابلاغ نموده بود. لهذا چون يوم الملحمه برسر آمد و تصادم قوا واقع شد بنا كمان بيك مقابله خفيف عسکرهای عثمانی ضعیف کردیده"}
{"book": "adl0616", "page": 1099, "text": "١٠٤\nسال چهارم\nشماره ١٤\n\nنموده بر عساکر عثمانی حمله آوردند و يك معرکه بسیار شدیدی ما بين فرقين واقع شد که نتیجه آن بقتل شاه مجارستان وفتح عمومی ترکان منجر گردید . بعد ازین جنك دهشت آهنگ سلطان یکبار دیگر در مقام « کسورا » بعد از محاربه بهم سه روزه عیسائیان را شکست داده همان که از میدان جنگ به ادرنه رسيد بعارضة مكنته به سال ٨٥٦ بعمر ٤٩ وفات یافت و در اواخر ايام حيات خود بر فرزند خویش « محمد » فتح قسطنطنیه را سفارش کرده بود .\n\nو سلطان محمد خان فاتح .\nمحمد خان ثانی، بعمر ۱۹ سالکی بر تخت عالی بخت سلطنت جلوس فرمود، و از برای تکمیل و ایفای وصیت پدر خود عزم و ارادة فتح قسطنعتی را بدل مصمم ساخت و توطية جنك را گذاشته از قیصر چنان یک مطالبه عویصی کرد . که سراسر مخالف و منافی مفاد سیاسی و حزن وی بود، چنانچه قیصر بدون دادن اعلان جنگ ديگر باره برخود حضر دید . و طرفین بنای حاضری و نهیات لوازم حرب را گذاشتند . قیصر از دولتهای یورپ معاونت و ام داد خواست که بعضی از آنها چیزی چیزی قبول کرده بمظاهره اش فرستادند . از این طرف سلطان محمد خان نیز با بك شکر جراری که علاوه برخوبترین آلات حربی به جوش قومی و مدهی نیز مجهز و مسلح گردیده بود حرکت کرده به بعد مساقه ه میل از قسطنطنیه عساکر را صف داد، و ان الله يحب الدين يقاتلون في سبيله صفاً ، كانهم بنيان مرصوص .. درين عسکرها بك عدد كاف مشايخ، وعلما ، واصفيا محض بنا بريش كه نطق ها و خطابه های مؤثر آنها در دل عسكرها بك تلاطم جذبات، ويك طوفان خوش حسیات مجاهدانه پیدا میتواند برداشته شده بود و در ماه جمادى الأول سال ٨٥٧ هجری قسطنطنیه را افواج بهنا در عثمانی محاصره کردند در اول مرحله مدافعین خوب جوه جرأت و جهارت خود شانرا نشاندادند و تا قریب اضافه از یکماه مقاومت نموده شهر را تسلیم نکردند مگر بالآخر چون دیدند که قوه مجریه عثمانی نیز به بندر گاه برای کله بازی حاضر است از حفاظت قلعه مأیوس شده شهر را برای ترکان گذاشتند که فی الحال عساکر عثمانی مظفر و منصور داخل شهر تردیده و در نام شهر برای ربودن مال عقیمت منتشر شدند « فجاسو اخلال الديار وكان وعداً مفعولاً » سلطان از همه اول کلیسای « ایاصوفیه » را به مسجد تبدیل داده حکم فرمود که در ان اذان بگویند و بجای تثلیث ۱۲ صد ساله ترویج توحید، نموده نماز ظهر را در همان جا ادا کرد، و بنابر فتح قسطنطنیه به نام « سلطان محمد فاتح » معروف کشت . سلمان محمد خان فاتح غیر از قسطنطنیه، اسی شهرها و تمالك ديگر را نیز مفتوح ساخته است . انينه پایتخت بونان وممالك البانيا ، و صربستان ، و پوسته ، و الابرز و ولیسیا و کریمیار انیز در حکومت\n\nخود الحاق داد . و در سال ۸۹۷ هجری فتح ایطالیا را در زیر نظر گرفت، و برای پسر رساندن آن يك ذخيرة عظام آلات و اسباب ما يلزم حرب را بايك عسكر منتظم فراهم آورده بود، چنانچه بندرگاه « او ترانتو » ی ایطالیا را فتح نموده و عسکر کثیری با ما يحتاج حرب بران پیاده ساخت، و عنقریب بود که آرزوی دیرنیه جدا محمد خود بایزید در اینجا آورده مکر که تقدیر به این نرفته بود و سلطان را رفع کردن بعضی مشکلات دیگر ازین اراده اش باز داشته به سرحد اسیانی عودت نموده ملک خود را از ترکتا زایرانیان و بعضی سلطنتهای اسلامی دیگر نجات داد . و در سال ۸۸۹ هجرى بعمر ٥١ سالکی بعد از سلطنت می و یکنیم سال در انتهای سفر که برای سر انجام دادن مهم شاه ایران میرفت روحش به اعلامی علیین شتافت .\n\nه سلطان بازید ثانی .\nپس از وفات سلطان محمد خان فاتح پسرش بایزید بعد از انکه برادر خود شهزاده هم را یکچند میدان سرپسر شکست داد بالاخر مستقل سلطان شد . و یکچند غزوات هم بر خلاف عیسائیان کرده علاقه کثیره « ابولونیا » را در حکومت خود شامل کرد ، و نیز بعضی شهرها و قلعه ها را مسخر ساخت ، مكر به سبيكة طبعاً صوفي مشرب بود خوريزي في نوع بشر را دل وقت منزلش چندان نمی پسندید، و در عهدوی علوم و معارف بس ترقی و اشاعت یافتند و مکتها و در سخانهای کثیری تأسیس گردید ، و بعد ها شفاخانها وعائقاء ها و مهمانسراها تعمیر نمود که از انها جمع خالق الله استفاده میکردند و در اخیر ، سلطنت دارك داده به پسران خود گذاشت و بعمر ۹۲ سالکی در سال ۱۸ ها بعد از حکمرانی ۳۱ سال از دار فانى به سرای جاودانی رحلت فرمود .\n\nه سلطان سلیم اول .\nاین سلطان بلحاظ، علو همت، شجاعت ، فتوحات، رعب سیاست ، عزم ، ولیاقت ذاتی خود سز او از آنست که تمام خاندان عثمانی به آن فخر کند همین سلطان عظمت نشان است که سلاطین عثمانی را به خطاب مستطاب « خادم الحرمین الشريفين » ولقب شرافت انتساب خليفة المسلمين « نایل و مفتخر » گردانید ، در سال ۹۲۳ « از الحاق مصر مملکت عثمانی را بسیار وسعت داد ، و چون خاک مقدس در زیر حراست سلاطين مملوكية مصر بود از آنرو از فتح مصر طبعاً در تحت حفاظت سلطان سلیم آمد . بدیگر طرف باعث فتح ماپانیکه برشاه اسمعیل صفوی شاه ایران حاصل کرد قسمه بزرگ علاقه ایرانی و دیار بکر را در تصرف خود آورد . و به این فتوحات عظيمه ال خليفه آخرین خاندان عباسی لقب خلافت را نیز به او ارزانی فرمود که از ارو تاکنون سلاطین عثمانی حق خلافت را بر عالم اسلام دارند . سلطان سایم در راه وسعت و فسحت خاندان عثمانى حقيقةً خدمات گرانقدری بجا آورده است . و از همه برتريك فضيلت روحانی از حصول « لقب خادم الحرمین الشريفين »"}
{"book": "adl0616", "page": 1100, "text": "سال چهاره ۱۱ شماره ١٤\n\nبرای اخلاق و افعال ما بعد خود کسب نمود که از روی آن بر تمام عالم اسلام تعظیم و معاونت شاهان عثمانی واجب است ... سلطان سلیم ، صاحب عقل سلیم ، پابند مذهب ، عالم ، مورخ ، جفا کش يك ذات نيكوئی صفائی بود ، و طبیعت شعر هم داشت . و علما و مشایخ را به تعظیم و تکریم فراوانی تواضع میفرمود ، و در سال ۹۲۶ ه بعمر ۴۹ سالکی بعد از حکومت ۹ سال وفات یافت،\n\n( از منظره های بهار کابل پر گل )\n( نهر صفا پهر ، حرم باغ ٠ )\n\n٠ سلطان سلیمان اعظم ٠\n\nحالا نظر مطالعۀ ما را أن قدم تاريخ عثمانی بسوی خود جلب ميكند كه از روى عظمت و اجلال ، و شوكت و اقبال ، و نظم و نسق داخلى ، وفتوحات خارجى ، و وسعت ممالك و وضع قوانين از جميع دولتها و ملتهاى حاضره وقت خود بزرگتر و شاندار تر بود اين سلطان عظيم الشأنرا در كثرت فتوحات و توسيع مقبوضات اگر از وليد اموى و در انتظام داخلى و ترقى اقتصادى از هارون الرشيد عباسى بدرجه دوم بگيريم هيچ مبالغه و اغراق نكرده خواهيم بود . زيرا دولت عثمانى در دوران ترقى توأمان وى عرضاً از « بودا پوست » الى خطيكه صحراى كبير افريقا را از تملك شمالى آن تفريق ميدهد . و طولاً از « جبل الطارق » منهاى جنوبى اراضى هسپانيا و نقطۀ آخرين « ترابيزن » الى ساحل شمال غرب هندوستان بر أو بحراً تحديد و تمديد يافته بود . و سليمان اعظم ، تنها مناسبت فتوحات و توسيع مستملكات خود لقب « اعظم » را حق نكرده است بلكه بيشتر به اينسبب كه در عهد چنان باد شاهان با اقتدار مانند امپراطور جارلس نجم شهنشاه هسپانيا، وفر الديس اولشاء فرانس، واليزابت وليوى دهم، و در پیشروی چنان مديرين نامدار مانند « کورتیس کولومب » و « وریله » عظمت و هیبت خود را غیر متزلزل ساخته بکمال آسوده کی و بی پروائی از ممالک هنكرى ، مجارستان ، احتیاج و خراج مینمود . این لقب به او انسب است این سلطان ترقی توأمان در سال ۹۲۳ بعمر ٢٦ سالکی بعد از وفات پدر نامدار خود تخت عالی سلطنت عثمانی را زینت بخش کردید. و بمجردیکه از انتظام داخ مملکت فراغت یافت، شوق وذوق جهاد في سبيل الله دامنگیر عزم و استقامتش گردیده قریب ۲۰ بار بر یورپ حمله برد و در تمام یورپ تیغ بیدریغ ترکان بها در در خشیدن و بیرق اسلامی افراشتن گرفت . وجون تشريح دادن تمام واقعات وغزوات حیات پر ترقیات وی تنها وظيفه کتب ضخیم فن تاریخ است از اثر و ما در ذیل تنها از بعضی فتوحات عظيمه مهمه این سلطان عظیم الشان على الاختصار قارئين گرام خود را اخطار میکنیم :\n\nدر سال ۹۲۷ ه شهر شهیر « بلغراد » [ پایتخت حالا تی صربستان ] را فتح کرد که از سالها به اینطرف بقوة قوية عيسائيان مستحکم گردیده بود و مانند سلطان محمد خان فاتح مدیری از فتح آن ناکام بمراجعت مجبور کردیده بود .\n\nدر ۹۲۹ ه جزیره « رودوس » را که از طرف عیسائیان به عسکرهای مسلح بحری استحکام یافته بود بذریعه ۲ لک عسکر بحری و ٤٠٠ جهاز جنگی محاصره کرده بعد از ۶ ماه فتح کرد . و این چنان يك جزیره مستحکمی بود که اکثر سلاطین عثمانی از فتح آن عاجز آمده بودند ، ماده تاریخ فتح این جزیره « بفرح المؤمنون بنصر الله » بر آمد .\n\nدر ۹۳۲ ه - فرانس از دست «چوروستم» دشمنان خود به پایگاه سلطانی بعرض رسانید که به این استغاثه وی پرداخته و روی استعانه اش را قبول فرماید . که بنابراین یکدسته مکمل بحری خود را در مظاهره فرانس مقابل اسپانیا در زیر ، نظارت امیر البحر بها در خود خیرالدن فرستاد ، که وی اجزای « پایا » را فتح کرده و شهرهای جنوبی فرانسی را که اسپانیا نصب نموده بود دوباره استرداد نموده به فرانس تسلیم کرد . و این حرکت قیاس خود فرانس را تا به ابد ممنون خود ساخت .\n\nدر ٩٣٤ ه سلطان براى فتح « كون » هنگرى ، مجارستان و عزیمت سفر کرد ، و بعد از يك مقابله شديد «مورتى» را هزيمت داده شاه مجارستان بكوله توپ مقتول شد . و بعد از انکه تمام علاقه را نظم داد و اپس مراجعت فرمود .\n\nدر ۹۳۵ ه جرمن ، و اوستريا با هم اتو كرده و بالاتفاق بر اى سلطانى دست درازى كرده و شهر « هاون » را از مسلمانان گرفتند كه به اينسبب سليمان براى تأديب شان به جانب اوستريا نهضت فرمود و شهر ، هاون ، را كه عيسائيان ازان قيد كرده بودند"}
{"book": "adl0616", "page": 1101, "text": "شماره ١٤ سال چهارم صحیفه ۱۲\n\nبعد از محاصره شدید فتح کرده، در اثنای مراجعت یکچند قلعه های جنگی که قریب شهر، ویانا ، پایتخت اوستريا بودند فتح کرد .\nدر ۹۳۷ ه يك لك و ۲۰ هزار عسکر جرار را با ٤٠٠ توپ با خود برداشته بعزم فتح ، ويانا ، روانه شد. عسکرهای عثمانی ویانا را محاصره کردند و قریب بود که فتح شود. که ناگاه بک سیلاب ، دهشت انتسابی رسیده برخیمه های عساکر ترکی آب بر آمد و از آنرو سلطان بعد از انکه از ارج دیوک فردیناند . باد شاه اوستر یا باج گرفت مراجعت فرمود و در انتهای راه بعضی علاقه های غیر مفتوح اطاعت ورزیدند.\n\n( از منظره های کابل برکل )\n( آبشار صفائثار و جنگل باغ . )\n\nدر سال ۹۳۸ ه جرمن و او ستريا ، و غیر بعضی دولتهای او روپی با هم اتحاد کرده و نقض عهد نموده و علاقه سلطانی حمله کردند. عساکر ظفر مآثر عثمانی رسیده به بسیار زودی بعضی قلمه ها و شهرهای جنوبی جرمن را فتح کرده يك علاقة بزرك ديواوروب در زیر نگین سلیمان عظمت نشان در آمد. به جانب دیگر امير البحر احمد پاشا در محاربه بحرى بعضی قلعه ها و جزیره را استملاك نمود .\nدر سال ۹۳۹ ه بعضی شهرها و قلعه هاى بزرك و مستحكم صربستان را فتح کرد.\nدر ٩٤٠ ه شاه ایران را شکست داده و از علاقه خود کشیده عراق را کامل مسخر ساخت و بعدا تبریز از تحت تصرف ایرانیان سلب نموده در مملکت خود شامل ساخت ، و تاریخ این فتح از « فتحنا العراق » استنباط میشود .\n\nبعد ازین ما بین قوای متفقه بحری دولتهای ایطالیا ، و اسپانیا و جنوا ووينس ، و در جزیره سلمانی جنك بحرى بوقوع پیوست که بالآخر از مهارت کامله امیر البحر خير الدين نتيجه آن به فتح دسته بحری عثمانی و شکست دست های متفقه منجر شد، واکثر جهازهای متحدین اغراق و فنا نموده شدند و درین جنگ بر ۲۵ جزیره و ٣٤ قلعه تسلط عثمانیان قایم شد . و علاقه غربی ساحلی ايطاليا نيز از سبب هجوم متواتر خیر الدین تباه و بر باد گشت.\nدر ۹۴۴ ه علاقه پوسته ، را تاراج کرد، شهرها و قله های بزرگ آنرا ضبط نمود .\nدر ۹۴۸ ه شاه اوستریا را هزیمت کلی داده بکوه هایش فرار ساخت و قلعه های اسطونی و ورشور را فتح کرد.\nدر ۹۵۰ ه بعضی قبایل سرکش عیسائی را که در قطعه رومیلیا بودند تهدید نموده اسلام را بیشتر در ان رواج داد . وولایت و استولین، را در علاقه اسلامی افزود.\nبعد دسته بحری پرتگیز که سواحل غربی هندوستان را تهدید میکرد، بنابر استدعای شاه گجرات سلطان امیر البحر خود سلیمان پاشا را برای سرکوبی آن تعیین فرموده بمقابله اش فرستاد، که بالآخر دسته بحری سلطانی بحرهای هند و ستا را از وجود پرتگیزیان پاک ساخت .\nدر ۹۴۷ ه دسته بحری ایطالیا را که برای حمله طرابلس تیار شده بود در قرب جزیره جربه شکست داده اکثر جهاز های آن غرق و بعضی که باقی مانده بودند به بسیار زحمت تا به ایطالیا خود را رسانیده توانستند .\nدر سال ۹۷۳ قیصر و دوک جوان جرم و سیکسمین ، و تخت نشین عهده نامه را بالای طاق نسیان گذاشته چیزی علاقه سلطانی را نهب و غصب نمود لهذا باوجودیکه سلطان از شدت مرض نقرس و کبر سن بسیار ضعیف و نحیف شده بود برای استخلاص علاقه خود میدان کار زار رفته آردو را باز هم ضبط نمود و درین اثنای مراجعت بیک قلعه مستحکم غیر مفتوح را محاصره کرد مگر هر چند توپخانه بهادر کوشیدند فتح آنصورت پذیر نشد. بالاخر سلطان از شدت مرض از حیات مایوس شده برای فتح قلعه دعا خواست که بعد از کمی ديرك برج بزرگ آن قلعه بسرنگون بریده عساکر ظفر مآثر در ان داخل شدند و همان که قلعه فتح شد. روح پرفتوح حضرت ، شهنشاء سلیمان عظیم الشان نیز به اعلای علیین شتافت ، يبشرهم ربهم برحمة منه ، و رضوان وجنات لهم فيها نعيم مقيم . خالدين فيها ابدا ! ان الله عنده اجر عظيم .\nبعد از سلطان سلیمان اعظم دولت علیه عثمانیه آهسته آهسته رو برفتار معکوس و رجعت قهقری گذاشت ، زیرا از جای نشینان وی کسی چندان صاحب عزم و شایق رزم پیدا نشد که همان عظمت"}
{"book": "adl0616", "page": 1102, "text": "صفحهٔ ۱۳\nسال چهارم\nشمارهٔ ۱۴\n\nسلطنت را برقرار داشته بتواند، و عثمانیان بدون مدافعه از طرف خود يك اقدام و تشبثی در توسیع دادن حدود مملکت درینقدر مدت نکردند، مگر درین حرب حاضر که متجاوزانه اشتراك ورزیده است.\n\nاینست که دولت علیه عثمانیه را همین ابطال و شجعان بحثهای اوج خروج رسانید و نام هر يك ازین سلاطین مجاهدین بالتمکین، و اساطین دین متین حضرت سیدالمرسلین تا مادام القیام بر صفحات تاریخ عالم ثبت و نقش خواهد ماند باعث ترقی هر قوم و ملت جد و جهد ذاتی خود آنست. و انسان تا خود به يك امری اقدام نورزد ظاهر است که آن کار خود بخود سر انجام نمییابد. ملا این مقالهٔ عاجزانهٔ خود را بنا بر ملاحظهٔ کاکثراهالی وطن عزیز ما از تاریخ ترقیات برادران دینی خود عثمانی، کمتر وقوفیت و اطلاع دارند نوشتیم تا از بعضی تشبثات مهمی که ترکان بهادر در اعلای کلمة الله و دین حضرت خاتم الانبیا علیه افضل الصلوة و التحایا کرده اند با خبر شوند. «هذه تذکرة، فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا».\n(عبدالرحمن محرر اداره)\n\nحوادث خارجیه\n\nقبل ازین گفته بودیم باز هم میگویم که زنده گی اخبار به خبر است. ذرایع خبر رسانی تلگرافها، تلفونها، داکهای منتظم است. مملکتهای مجزا و تنها که در میان کهسارها محصور و محفوظ مانده، و از ذرایع هم محروم باشند چه خواهند کرد؟ مقصد از مملکتهای مجزا و تنها آنست که از بندر دریائی محروم باشند. آنچنان مملکت بيك خانه میماند که از چار طرف دیوارهای ماف و يك سقف آن در راست باند شده هیچ يك روزنه، و منظره، و پنجره را مالك نباشد که از ان به بیرون خانه خود يك نظری انداخته بتواند. چه مدهش حال! علی الخصوص که راه رفت و آمد، و اختلاط و ارتباط هم خیلی محدود و بسبب بی اسبابی و کم آلاتی مفقود مانده باشد! هرگاه از جهت بلوچستان يك منظره و پنجره را مالك میبودیم البته دنیا را دیده میتوانستیم!... ما این نظریهٔ خود را از جهت سیاسیات دولتی محاکمه کرده نمیتوانیم. زیرا آن يك چیز است که با وجودیکه یگانه سرمایهٔ بسط مقال، و فرزانه مشاجرهٔ قبل وقال اخبار نگاری باید شمرده شود. ولی چه فایده که خامهٔ عجز علامه قوت و قدرت تحریر را در آسیاب در خود نمیتواند ببیند!... این اظهار افسوس و حسرت ما محض منحصر به اخبار ما و فقدان خبرها برای آنست و بس. قبل از محاربهٔ منحوسهٔ حاضره اخبارهای گوناگون عربی، ترکی، امریکایی و غیره برای ما میرسید که از انسب خبرهای مختلفه و متنوعه رنگا رنگی بنظر\n\nقارئین کرام خود عرض کرده میتوانستیم، حالانکه از آغاز حرب آن اخبارها بما نمیرسد. و تنها به ترجمه های اخبار های اردو و بعضی انگلیزی که از هندوستان می آید قناعت مجبوریم. اینست که درینیاز به بعضی اخبار های ایران دستیاب شده، و «کل جدید لذیذ» گفته عیناً به نقل خبرهای آن پرداختیم. اگر چه یکقدری کهنه تر است، اما چون حمامهای مرجع و مساله دار سانسوری را خورده خورده دل زده کی حاصل کرده ایم از آرو بيك طعام جدیدی که اگر به یکقدری باسی هم باشد - باز اخبار خود را محتاج یافتیم.\n\n• تنقل فقهات الهوا في النقل •\n\nمنقول از جریده نوبهار\n\nمدیعة طهران\n\nکیفیت ورود عساکر عثمانی به تبریز\nشب روسها از کنار عالی عالی حرکت کرده رفتند سه ساعت بغروب پیشقراول قشون عثمانی بدین ترتیب وارد شدند:\n(بدون اینکه از طرف ایالت خبر پیشواز بدهند) ملت با کمال شوق و شغف يك پیشواز و استقبالی نمودند که تا کنون کسی ندیده بود و از عهده تقریر من خارج است کاش خواننده میبود و میدید و غبطه میبرد ارامنه بی دست و پا که در شهر مانده بودند جمعیت نموده با بیرق سه رنگ ایران و يك بیرق هلال احمر و با فرانی استقبال نمودند)\nابتداء مکرم الملك و ابراهیم پاشا در کالسکه ایالتی نشسته پس ازان مختار بيك در يك قایتون و متعاقب آنان یکهزار و دویست نفر قشون که نظامی بوده و مابقی اکراد بودند ورود نمودند هنگام ورود ملت از شادی دست بهم میزدند قشون عثمانی سلام و صلوة صدرا بلند مینموده و ملت هم تأمین می کردند. در واقع باندازه باشکوه و اجلال استقبال شده و وارد شهر شدند که هر بیننده از کثرت شعف میخواست بگرید. ارامنه بالای بامهای خودشان تمام بیرق ایران نصب نمودند ابراهیم پاشا مستقیماً منزل ایالت رفتند و شب هم مهمان بودند سوارها در کاروانسراها منزل نموده اند. در هر حال هر چه میخواهم شغف ملت تبریز را در این موقع مختصر نموده و کمتر بنویسم قلم خودش بی اختیار این شغف را مینویسد، و در واقع امروز عید دوم ملت بود (رفتن دشمن - آمدن دوست) قزاقهای ایران که روز پنجشنبه به نماز آمده بودند و ایالت آنان را به باسمنج فرستاده بود عصر روز همه بر حسب اخطار ایالت وارد شدند ولی کلاهشان نشان دولت ایران داشت - اداره نظمیه را که روسها نشسته بودند حالیه یکتریکی بیرق دولت ایران را نصب نموده و خودش در انجا نشسته است امروز آذربایجان آذربایجان تازه بود.\nروز گذشته چنانچه عرض شد جمعیت زیادی در شاه در خانه"}
{"book": "adl0616", "page": 1103, "text": "صحیفه ١٤ سال چهارم\n\nاجتماع نموده و مختار بيكها كالسكه ايالت وارد شده و روی سکونی ایستاده نطق مفصلی باین مضمون کرد : ه باید امروز که دولتین اسلام با هم اتحاد و اتفاق نموده اند. ماها هم اتحاد نمائيم محمد الله قشون كفر از خانه ایران با کمال خواری خارج شدند . ما مسلما نان امروز باید متحدا کفار را که در صدد ایذاء و اذیت ما بر آمدند از میان برداریم و آنان را گوشمالی سختی بدهیم آیا بخاطر دارید که رو سها با شما چه کردند و با ما چه کردند و ایا میدانید که درباره شماها چه میخواستند بکنند و با ما چه؟ بخاطر بیاورید که بدست خود شماها نیکان شما را در حوض های آب خفه کردند و آنان را چوبه های دار به بیرحمی آویختند، میدانید چه پلتيكها برای نفاق دول وملل اسلام بکار بردند که نزديك بود بكلي رشته الفت و محبت اسلامی که از دیر باز پیغمبر اكرم ( ص ) ما بين مسلمين ودیعت گذاشته بود از میان ببرند . الحمد لله که باین آرزو نایل نیامدند و بگوری چشم دشمن اتحاد اسلام را كما كان محكم ديدنده دو نفر دیگر نیز نطق مفصلی ایراد کردند سپس موزيك مترنم شد - امروز عصر قريب بانصد نفر از اکراد جار دولی و امیر فیروز پسر سلیم خان نیز وارد شدند و استقبال شدند - قشون نظامهم گویا فردا وارد میشود. امروز مختار بيك يك اعلان نموده که مضمون آن اینست : ه اعلیحضرت سلطان محمد رشاد و اعلیحضرت سلطان احمد شاه با هم برادر شده اند، بعضی مردم از ورود قشون عثمانی و اهمه دارند . در حالتیکه نباید واهمه داشته باشند چرا که ما هم برادر و برابر و يكسانيم و بحمد الله خاک ایران را از کفار پاک نمودیم.\n\nمنقول از جریده ( وطن )\nمنطبعه طهران\n\nابلاغيه سفارت کبرای عثمانی\n\nجواب ابلاغیه انگلیس که در دویم نومبر ١٩١٤ ( ١٣ ذيحجه ١٣٣٢ ) در روزنامه رسمی هندوستان اشاعه داده و ۱۵ ذیحجه هم در جریده رعد طهر آن نمره ۱۹ نشر نموده بود ذیلا تبلیغ میکنیم تا بر همه معلوم شود که حملات دولت انگلیس برضد دولت عثمانی واقع شده و دولت مشارالیها در ابلاغیه که بوسیله اعلان جنك مابين دولت عثماني والكليس ومتفقين شر نموده تمام وقایع را بدون احساس الم وجدان تغییر داده است . چون مقصود از این ابلاغیه این است که عالم اسلام را باشتباه میندازند خواستیم وقایع را آشکار در صحت انظار عالم بگذاریم تا ثابت شود که بحد و اندازه دولت انگلیس دشمن خلافت اسلاميه بوده و می باشد دولت انگلیس دولت عثمانی را مقصر میکنند بعلت اینکه دولت عثمانی از دولت آلمان دو کشتی جنگی خریده است ولی در خصوص اسبابی که دولت عثمانی را مجبور باین خریداری نموده است هیچ سخن نمی راند في الحقيقه چندی پیش از اعلان جنگ دولت انگلیس دو کشتی زره پوش ما را که در کار خانهای خودش ساخته شده بود بدون اعاده وجوه آنها که قبلا داده شده بود توقیف نمود در صورتیکه این دو کشتی جنگی موجودیت سیاسیه دولت عثمانی خیلی لازم بود بيك صورت ظالمانه از او غصب و یکی از ان دو کشتی که ( سلطان عثمان ) نام داشت نیم ساعت قبل از افراشتن بیرق عثمانی دران غیر محقا نه تصرف نمود و ندادند بدین سبب دولت عثمانی در عوض این دو کشتی مغصوبه دو کشتی زره پوش دیگر که دولت آلمان با کمال دوستی تقدیم میکرد بالطبع به قبول انها مسارعت نمود. دولت انگلیس برای بسته شدن بوغاز دار دانل شکایت میکنند. تناسب بسته شدن بوغاز مذکور را به تفصیل ذیل اظهار میدارد : در حالت بیماری دولت عثمانی دولت انگلیس به بهانه اینکه در خدمت دولت عثمانی چندین صاحب منصبان آلمانی هستند رسماً اعلان نمود که کشتی های جنگی خودش که در مدخل بوغاز دار دانل لنگر انداز بودند. سفاین حربیه عثمانی را بنظار کشتی جنگی دشمن گرفته و حمله خواهند نمود در مقابل چنین اعلان خصمانه دولت عثمانی مجبور بود که برای تامین اسباب مدافعه برای تخت خود دار دانل را مسدود نماید چنانچه معلوم و مبرهن است استخدام صاحب منصبان آلمانی در خدمت عثمانی جزامور داخله چیز دیگری نیست لهذا محل اعتراض به يك دولت اجنبی نمی شود. اما در خصوص تمامیت ملکیت عثمانی که انگلیس میگوید همی تامین کرده است ما در حقیقت بخوبی میدانیم این تامینات چیست ایا انگلیس نبود که این تمامیت ملکیه را که در جنگ بالکان از طرف دولت عثمانی همراهی از او خواهش شده بود و بر عکس برای تخریب ممالک عثمانی همیشه کارها را مجری داشت ؟ حقيقة دولت انگلیس بتوسط ( بافتون ) وسایر خصمای اسلام اتحاد دول بالکان را بر ضد عثمانی آماده ساخت و در اثناء جنگ تمام فعالیت سیاسیه خود را بتامین واگذار نمودن اراضی عثمانی که در اروپ واقع شده بود بدول متفقه بالسكان استعمال نمود معهذا همين انكليس بود که قبل از اعلان جنك مسارعت باعلان نمود كه نتيجه جنك هر چه بشود ( استاتو قو ) مرعی خواهد شد و وقایع در انجا بخوبی گواهی میدهد که مقصود انگلیس ازین بیانات متقلبانه این بوده است که در حال مغافرت دولت عثمانی را از ثمره فتوحاتش محروم بگذارد. حقیقه در زمان استرداد ادرنه از طرف عثمانی اسکویت رئیس الوزرای انگلیس بلا تردد دولت عثمانی را تهدید میکرد که اگر عساکر خلیفه این شهر را تخلیه نکنند به صاعقه اروپا مبتلا خواهند شد. حیل و تقلبات انگلیس فقط باراضی اروپائی عثمانی محدود نشد ما او را دیدیم بخیال اینکه در خلیج فارس تمامیت ملکیت عثمانی را اخلال کنند و درين قسمت ملك عثماني بیکباب دخول بعربستان که از"}
{"book": "adl0616", "page": 1104, "text": "صفحه ۱۵\nسال چهارم شماره ١٤\n\nمدتهای مدید آرزو میکرد بدست بیاورد نقشه را که از طرف رجال دولت خودش کشیده شده بود تعقیب مینمود دولت انگلیس برای جاب نمودن رؤسای قبایل این قطعات از هیچ اقدامی کوتاهی نکرد ولی بعون و عنایات خدای متعال تمام اقداماتش بی نتیجه و همه این رؤسا و شیوخ امروز مثل نفس واحده برای دفاع کردن از منافع اسلام زیر بیرق سلطان و خلیفه خود قیام مینمایند. دولت انگلیس به پلتيك خصمانه خود چسپیده بهر اقداماتی که دولت عثمان برای اصلاح داخله خود مینمود ممانعت میکرد با دولت روس اتفاق کرده تمام نفوذ خود را در نزد دول اروپ استعمال نمود برای اینکه پهیچ يك از متخصصین مملکت خودشان اجازه ندهند که داخل خدمت عثمانی شده به امن اصلاحات و تشکیلات جدیده كمك كنند فقط اعليحضرت امپراطور آلمان باین تقلبات بدخواهانه اهمیت نداده و لطف فرموده جناب ( لیمان ساندرس پاشا ) را مأمور اصلاح از دوی عثمانی که امروز با خواست خداوندی با قوای متحده خصماء مبارزت میکند مأمور فرموده برای بخوبی آشکار نمودن پلتيك انگلیس برصد اسلام کفایت نمیکند که تنها وقایع برجسته پلتيك خصمانه او را برصد عثمان به فقط بیان کنیم تمام دول اسلام هدف تیر خصمانه او شده اند فقط برای یاد آوری ازين پلتيك حركات او را در مسئله مراکش ذکر خواهیم کرد في الحقيقه بعد از ينكه بامبر مراكش بشنبان شد و او را در دفاع استقلال مملکتش از طرف خود تامینات برحسب مقاوله ١٩٠٤ بتجهة تضمين بيطرفي فرانسه از امور خط مصر امیر مشارالیه را دندان حرص و آز فرانسه واگذار و با امضاء کردن این مقاوله نامه دو حکومت اسلام را که عبارت از مصر و مراکش باشد امضاء نمود چند سال بعد از آن با اشتراك روس متضمن همين معنى يك مقاوله نامه متعلق به خاك پاك ایران عقد و بالله منطقه نفوذ مقاصد استیلا کارانه خود را ابراز نمود ازان ببعد درجه شمول حقیقیه این مقاوله مشئومه که پایمال کننده حقوق اقوام و ملل است ظاهر شد. و هر یکی از این دو دولت ناصبه در خصوص حقوق حکمرانی اعلیحضرت شاه ایران ناصبانه رفتار نمودند معلوم است که غلادستون قر آن مجید را دست گرفته بیان نمود که تا مدتی که این کتاب در روی زمین وجود دارد عالم روی صلح نخواهد دید دولت انگلیس که غلادستون در نطق فوق الذكر ترجمان حيات ونيات صمیمانه اوست يك قرن تمام است که با وسائطی می توان اعتراف نمود یا نمود کوشش میکنند که از جدول ممالک آزاد دنیا ممالک اسلامی را محو و نابود نماید بخيال تهیه نمودن مزرعه استفاده جبهة تجار حریص خود دولت انگلیس که ممالک اسلامی را کینه جویانه در حال تعقیب است به پلتيك خود يكرنك مذهبی میدهد که محبت ويشتيباني ملت متعصبه انگلیس را بخود جلب نماید حمد و سپاس خدا برا که چنان وسیله بما عطا فرمود تا در مقابل دشمنان غدار انگلیس وروس و فرانسه از منافع عالیه اسلام انشاء الله رحيم دفاع کنیم .\n\nسفارت کبرای عثمانی\n\nمنقول از جریدهٔ ( رعد )\n( منطبعه طهران )\n( اتحاد عثمانی )\n\nصدر اعظم آلمان پس از تمجید جان فشانی مشتاقانه عامه مردم نطق خود را به بیانات ذیل ختم نمود : « رایون برای اینکه خواست در شرق اقصی از آثار علوم آلمان غنیمتی بجنگ آوردید شمنان ما ملحق شد از انطرف ما دولت متحدی مانند عثمانی پیدا کردیم تمام مسلمین میخواهند قلاده اطاعت انگلیس را از کردن خود بردارند و بنیاد قوه مستعمراتی انگلستان را در هم شکستند مادر تحت بیرق قشون خود و زیر سایه علم جهازات جنگی مظفر و منصور خواهیم شد » . صدر اعظام دفعه دیگر تجدیت در عهده گرفت و وعده داد که آلمان دست نخواهد کشید تا اسباب اطمینانی بدست آورد که احدی جرات نماید که صلح آلمانرا برهم زند ترجمه از تیمس\n___\n\nمقدرات انگلیس در مصر\nعقيده جریده « کربردلاسرا » این است که پیش آمد امورات در مصر برای انگلیس نامساعد خواهد بود زیرا قشون ترك كه برانجا حمله مینماید از هر حیث مزیت و برتری دارد . در یکی از انجمن های تجارتی « ژنو » قویاً برضد الكليس وفرانسه اعتراض کردند که چرا کشتی های تجارتی ایطالیاز تفتیش و توقیف مینمایند .\n___\n\nطبع روز نامه فرانسه در آلمان\n« کارت دوکانی » خبر میدهد که آلمان تصمیم نموده است که از این به بعد یک روز نامه جدیدی به زبان فرانسه طبع و نشر نموده و این روز نامه برای ولایات بازيك و فرانسه است که فعلا در تحت تصرف آلمان هستند که اهالی آن نقاط از اوضاع عمومی وجنك بي اطلاع باشند.\n___\n\nتخریب بنای یادکاری روس در قسطنطنیه\nبموجب تلکرافاتی که از قسطنطنیه رسیده است یک اجماع کثیری عبارت از چندین هزار نفر که نمایند كان كميته « اتحاد و ترقى » پریاست آنها بودند. از محلات و نواحی مختلفه اسلامبول حرکت کرده و در میدان معروف « کلا تاریا » در مقابل بنای یادکاری روسیه که در سال ۱۸۷۹ ساخته بودند آمده و آن بنا را از بالا تاباتين يك سره خراب کرده و آثار آن را محو نمودند قبل از تخریب انجا اشیاء مقدسه کلیسیا و ناقوس برج نماز خانه را به اداره پلیس تحویل دادند و از طرفی هم کلیه ایشاء نقيسه مخصوصاً"}
{"book": "adl0616", "page": 1105, "text": "سال چهارم شمارۀ ١٤\n\nظروف طلا و غيره که در انجا بود قبلا کشیش های روسی که در ابتدای اعلان جنگ عثمانی باروس از « سان استفانو » عزیمت کردند همراه خود برده بود ند.\n\nژنرال ركن پاشا اجودان مخصوص قيصر\nاز قسطنطنيه به برلن رسماً اطلاع داده شده است که ژنرال وکی پاشا که اخیراً از طرف قیصر اجودان مخصوص شده بود از مقر خود عزیمت و يك سره به اردوگاه عمومی امپراطور میرود\n\nتوقيف راه آهن فرانسه در شام\nاداره کمپانی راه آهن فرانسه شامات در « بيروت » و « دمشق » و « حما » از طرف مامو رين دولت عثمانی به مدیر راه آهن حجاز تفویض گردید .\nاخيراً يك كميسيون تحقيق « لبنان » و « دمشق » و « ديار بكر» اعزام شده که در خصوص ساختن راه های آهن جدید که برای حوائج و اقدامات نظامی و حمل و نقل بار و اذوقه و غیره لازمست تحقيقات لازمه نموده و اقدام بان بنمایند .\n\nتفريح عساكر آلمان و فرانسه در خندقها\nمطابق ابلاغیه ها و اطلاعات واصله بواسطه شدت باران و استیلای برودت چکهای شمال فرانسه اندر چه تخفیف یافته و بعضی نقاط بکلی متروک شده و همانطوریکه سابقاً هم اشعار شد سنگرها و مقر اقامت طرفین قشون آلمان و فرانسه درغالب از خطوط بيشتر از ٥٠ متر مسافت ندارد\nدر اين جنت بر متحرك يعنی جنگی که طرفین در نقاط معينه خندقهای خود داشته و غیر از گاهی تیر اندازی کار دیگری ندارند افراد عساکر بالنوع تعيش و زندگانی منظمی نسبت بحالت خود ترتیب داده و غالباً مشغول پاره تفریحات میشوند زیرا که انسان همیشه نمیتواند تیراندازی را پیشه خود سازد\nقشون آلمان برای آنکه در خندقهای خودشان راحت مانده و حمله غافلانه خصم را ملتفت باشند يك نوع اختراع ساده کرده اند بدین طریق که جعبه های خالی مرباجات و غیره را که خورده اند و خالی شده است هر چند قدم فاصله دویده و جعبه های خالی را به سیمهای مقابل خندقها بسته اند و از یورش ناگهانی طرف راحت شده شب و روز میتواند مشغول تفریح باشند چونکه اگر کسی بخواهد به طرف آنها رود بسیم بر خورده و جعبه های خالی بهمدیگر میخورند و صدا میکنند و آلمانها فوری ملتفت میشوند که بطرف آنها می آیند\nاین تعبيره سربازان آلمان باعث شده که پاره اوقات فرانسه ها با آنها شوخی نمایند\nيك شب تاریکی چند نفر از سر بازان مشهور فرانسوی يك نخ محکم با خود برداشته و باشکم و چهار دست و پا بطرف خندقهای آلمانی رفته باهسته کی نخ را بسیم بسته و بخندق خویش مراجعت کرده\n\nصفحه ١٦\n\nو نخ را تکان داده جعبه های خالی علی بهم خورده صدا می کنند و آلمانها به خیال آنکه با آنها حمله کرده اند بنای آتش بازی و تیر اندازی بطرف دشمن خیالی گذارده و فرانسه ها از این شوخی خود تفریح مینمایند\nيك نوع شوخی و تفریح دیگر آنست که يك آدم مقوائی درست کرده لباس نظامی باو پوشانیده و بچوبی وصل کرده از خندق بالا میکنند و طرف مقابل گمان آنکه آدم است تیر بطرف او انداخته و از هر طرف که تیر می آید آدم مقوائی را این طرف و آنطرف برده و مدتها تیراندازی برای همین صورت بی جان میشود\nخصوصاً سربازان جوان خیلی از این شوخیها دارند. مثلاً وقتی که چغندر برای خوراک آنها میرسد چغندر های درشت را به منبت کاران و کسانیکه مجسمه سازی میدانند داده و آنها کاریکار درست کرده و صورت امپ\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1106, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جا که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ] ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه] شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین\nقرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلانی و خیر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید كه بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اينچ — ١ — سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی به هر سطری سنار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1107, "text": "اعلان\n\nعموم مشترکین کرام خود را\nیادآوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنهٔ کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با ڈاکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده ڈاکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ حيث خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای ڈاکخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nسیاحت پردو را دور زمین بهشاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضة الحکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشند از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1108, "text": "سراج الاخبار الافغانیه\n١٣٢٩\n\nنمبرهٔ ١٥ سال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nاز ترقی پروریهای ذات اعلیحضرت همایون ( کار خانهٔ چرمگری . )\n\nحوادث داخله ( مه چه ـ قتل ـ فریاد از دست اجازه دار ـ )\n\nادبیات ( حسن حال )\n\nمقالهٔ مخصوصه ( عذر و اسلام )\n\nحوادث خارجیه احوال ـ ترجمهٔ اخبارات اردو ـ وسائل و ذرایع جرمنی ـ کبوتران نامه بر ـ کشتی های تحت البحر جرمن ـ ملتان بله از باب مثل غنیمتی که جرمنها از فرانس بدست آورده اند ـ جرمن ورومانيا ـ تهديد بحرية المان ـ يك استيمر غرق کرده شد ـ کارازو و پنج جهاز را غرق کرد ـ غرقابی جهاز ساحلی ـ بندش جهازرانی در بحرهای انگلستان ـ غرقابی ستيمر ريجن ـ غرق شدن جهاز مسلح تجارتی ـ دو جهاز برطانوی در مصیبت ـ دو جهاز دیگر در بحر انگلستان ـ ستيمر برطانوی رانده شد ـ غرق شدن دو جهاز دیگر ـ يك جهاز امريكا غرق کرده شد ـ دولت امريكا به رانند کرد ـ جهاز تجاری دولت امريكا غرق کرده شد ـ غرق شدن استيمر ناروی ـ غرقابی یکجهاز فرانسوی ـ يك جهاز زخمی دولت سویدن ـ غرقابی جهاز پرنسز ويكتوريا ـ غرقابی يك جهاز دیگر ـ غرق شدن جهاز تشکستن ـ غرقابی یکه جهاز فرانسوی ـ طیاره زیپلن بر کیل ـ طیارهٔ جرمنی بر وارساو ـ متقدمی جرمن در فلندرز ـ غرقابی جهاز جنگی انکلایز ـ غرقابی یازده جهاز تجارتی ـ دوازده جهاز مفقود الخبر ـ جهاز جنگی انگلیزی غرق شد ـ چهل و هفت جهاز ماهی گیر مفقود الخبر ـ جهاز کل انگلیزی غرق کرده شد ـ يك بانو جهاز فرانسوی غرق شد ـ چهار جهاز دیگر غرق کرده شد ـ جهاز فورازن غرق کرده شد ـ غرقابی جهازهای رندیل ـ نبود جبهه بر لندن ـ آخرترین خبرها راجع به اخبارات انگریزی وارده ـ در دانیال ـ خرابها در پولیند ـ نقصانات بحری ـ قلعهٔ برزیل ـ\n\nخبرهای هندوستان\n\nتصاویر\nاز منظرهای هندوستان ـ يك حصه قلعهٔ آگره از طرف شهر جمنه از بناهای پادشاهان اسلام ـ\nاز منظرهای هندوستان ـ ( موتی دروازه ) در قلعهٔ آگره از بناهای پادشاهان اسلام ـ\nاز منظرهای هندوستان ـ محل خاص و انگور باغ در قلعهٔ آگره از بناهای پادشاهان اسلام ـ\nاز منظرهای هندوستان ـ مقام اعتماد الدوله در آگره از بناهای پادشاهان اسلام ـ"}
{"book": "adl0616", "page": 1109, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين پادشاه ترقیخواه دولت عليه افغانيه وسعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات ، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورم های عسکر شاهانه وغیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ، ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه بانی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ گونه اقسام شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم\n| | | | | قیمت آن ۱۰ به زیاده شد\nرنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nرقم | تا حال ساخته نشده | | | |\nقیمت | | ۷ روپیه ۱۱ پیسه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگلیزی کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۳ پیسه / کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها | (۳) تکمه های چرمی محراب و منبردار\nرقم | نکپانک زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پینه | ٤٥ پینه | ٣٦ پینه | ۱ روپیه ٤٠ پینه | ۱ روپیه ۱۰ پینه | ٥٥ پینه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف کتابه دو فرم در باره زه باف يك اسپه دو گره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ٨ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دوانیه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت مرة برنجی | قبضه برنجی کلیت مرة توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | ارزین سواری شیخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٢ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٨٥ پیسه | ٤ روپیه و ٢٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سانی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بین بست يك اسپه | تیغ چرمی کجك دار\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ۸ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل خیرین | گل نافرمان | گل برینه | گل شبو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦٩ پیسه | ٤ روپیه و ٧٠ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\nقسم | شکوفه نارنج | گل یاسمن | گل استون | جبیل\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ۹ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل کندی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ۹ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n♦ المشتهر ♦\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کندان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1110, "text": "صفحه (١)\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخلهٔ مملکت\nو اخراجات داك ١٠ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داك ١٠ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکپای است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسال چهارم\nشماره (١٥)\nمدیر و مؤسس\nمحمود طرزی\nالاعلانات و المطبعة\nدر ماشینخانهٔ دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nتاریخ ١٥ جمادى الأول ١٣٣٣\nتاریخ انگریزی ٣١ مارچ\nتاریخ شمسی ١٠ حمل ١٢٩٤\n\nاز برق پرودیهای ذات اعلیحضرت همایونی؟\nکارخانهٔ چرمکری\n\nجرم، يك چیزیست که سبب مدنیت و اهمیت و درجهٔ لازمیت آن هیچکی در بی کنج و کاو اهمیت و درجهٔ لازمیت آن نیفتاده است. حال آنکه این جنس بی اهمیت بسیار با منفعت، يك جزء خیلی مهم احتياجات عالم انسانيت ومدنیت را تشکیل میدهد. در اول امر چون یکبار بالای برهنه پائی را در پیش نظر آریم و اندیشه کنیم که بغیر از چرم فواید حزم دیگر هیچ چیزی نیست که ما را ازین درد بیدرمان رهایی بدهد درجهٔ اهمیت و قدر و قیمت بن جنس محتاج بها را تقدير و تسلیم خواهیم کرد. بلی، دیگر اهیچ چیزی نیست که قایم مقام چرم در حباب خواند شد. حال آنکه هزارها لوازمات دیگر است که بوجود چرم موقوفست. اگر گفته شود که چرم در وقت جنك بدرجهٔ طوب و تفتك ضرور ولابد شمرده میشود مبالغه نباید انگاشت. هر گاه يك اردوی تصور شود که بهزارها توپهای بسیار اعلا و مکملی را مالك باشد، و بلکها مساكر جرار، و بهزارها رسالهٔ خونخوار هم داشته باشد، و هرگاه قحط الجرم بوقوع آيد، حوت ها و انجامه های ابهایی که توپ را بکشد نایاب مانده همه طویها برزمین میاند، كذالك كمر بند کارطودان بوط عساکر مفقود گشته از اسلحه ناکامیابی حاصل میشود، از زین و لجام و موزه رساله را حرمان پیدا شده رساله عبارت از يك جسم بلا اسی میگردد! تنها امورات عسكريه، اسکه ساختاج بسیاری از امورات صناعيه وزراعيه بوجود جرم موقوفست اما این را هم نگوئیم که هر چرم، چرم گفته نمیشود. در وطن عزيز مقدس ما قبل از جلوس میامن مأنوس بادشاه ترقیخواه محبوب القلوب ما ذات اعلیحضرت، سراج الملت والدین، ادام له دولته الى مد الدهور\n\nوالسنين چنانچه از دیگر آثار ترقیات مدنية حاضرة بوجه اتم واکمل چیزی پدیدار نبود چرمهای ملك ما نیز به اصول ترقی في وعلمی این، بر حاضر ساخته نمیشه، و چرمهای اعلای رنگارنگی که عالم مدنیت از ان استفادها میکنند وجود نداشت، يكنوع چرم سرخی بود که تنها برای « بیزار » و نام پاپوشهای وطني استعمال میشد، حالا تکه آنهم از خود يك فابريك و كار خانه مخصوصی نداشت، و هر کس در هر جا که دلش میخواست پوست حیوانات را بيك اصول وقاعدهٔ مخصوصه که داشتند بيك ترتیب نادرستی آن داده و تربیه کرده چرم میساختند، و آن چنان جرم البته که بدفع احتياجات كافي نميآمد، و بغیر از بیزار و بعضی چیزهای بمقدار بدیگر درد نمیخورد. ذات اعليحضرت بادشاہ ترقیخواه دل آگاه ما اعلیحضرت سراج الملة والدین که حضرت حی لا یزال جل جلاله وجود مراحم آمود همایونی شانرا موجد فوز و فلاح وسبب ترقی و اصلاح این ملک وملت خلق فرموده، چنانچه بسیاری از ابواب ترقی و تعالی را روی مملکت باز فرموده اند. و در باب ترقیات مادی و معنوی ممالک شاهانه شان همان بیغایات شاهانه را صرف فرموده اند. و از یوم مسعود بادشاهی شان بسی کار خانه ها و دستگاه ها برای اعمالات گوناگون صنایع و حرف بروی کار آمده است که از انجمله یکی « کار خانهٔ چرمکری » میباشد. در این شماره خود خواستیم که بعضی معلومات لازمه در خصوص این کارخانه به فواید درج صحایف افتخار نمائيم. لهذا عبدالرحمن خان محرر ادارهٔ عاجزانهٔ خود را مخصوصاً به کارخانهٔ مذکور ارسال داشته از سر رشته دار آن جناب عطا محمد خان و مهندس و کاربکر بسیار ماهرا آن جناب عزتمند قادر بخش خان هر انچه معلومات دیدنی"}
{"book": "adl0616", "page": 1111, "text": "مجلد ٦\nکه بدست آورده ایم عرض انظار قارئین کرام خود مینمائیم محرر ما از قرار ذیل مینویسد :\n\nمشهودات عاجزانه .\n\nروز شنبه ۱۸ ماه خلاق بنا بر مأموریت خود به کار خانهٔ چرمگری رفته بعد از انکه يك تعارف و مکالمهٔ مختصری با جناب قادر بخش خان مدیر کارخانهٔ مذکور بعمل آمد جمعیت شان از همه اول بجائیکه ابتداءً پوست های خام حیوانات در انجا نرم و تر کرده میشد رسیدیم و این احاطه که برای این کار مخصوص است عبارت از یکچند حوض مستطیلی است که تا به یکحد معلوم از آب املا شده اند . و چون این پوستها درین حوضها رطوبت وافری را کسب و جلب میکنند از اینجا به يك کارخانه نقل داده میشود که از دیگهای حوضه مانند پر آب گرم متعددی متشکل است . این پوستها در میان این دیگهای پر آب و چونه انداخته شده و با چوب های دراز درازی بدست انسانها حرکت داده میشود . و درینجا مو بهای طبیعی که بر پوست می باشد از تاثیر چونه سراسر محو و سترده شده حکم چرم خام را میگیرد . و باز ازین دیگها اخراج گردیده بدیگهای متصلهٔ دیگر که مخصوص پختن چرم میباشند انداخته میشود که بالتدریج در آنها پخته شده اتخاذ رنگ میکنند و بعد ازین دیگها کشیده شده در پیشروی آفتاب تا به يك مدت معینی برای دفع رطوبت کثیری که دارند گسترده میشوند و چون خشک شدند در حالیکه يك تمناکی ادائی را مالک میباشند به ماشینی که برای هموار کردن چرم مخصوص است آورده میشود و این ماشین بیک حرکت بسیار سریع و سنگین خود تمام آن جملکی های را که از اثر حرارت آفتاب به جزء اصابت نموده است، دور ساخته از يك گوشه تا به گوشهٔ دیگر روی چرم را یکسان مسطح و هموار میسازد و همان نمناکی جزئی آنهم در زیر فشار این ماشین خشک میشود . و پس از انکه چرم هموار شده ازین ماشین رهایی مییابد برای دور ساختن و حک نمودن بعضی خراشیده گی های طبیعی که در پشت و روی خود یافت میباشد بماشینهای صفائی معروض میشود که این ماشینها به کمال تیزی و طیبهٔ خود را ادا میکنند و مانند نجارها که بذریعهٔ رنده ، چوب را صاف میکنند همچنان این ماشینها نیز بصفت دنده چرم را از خراشیدگی ها و بعضی درشتی هایش پاک ساخته ملین میگرداند ، چرم ازین ماشینها چون فارغ میشود بيك ماشین دیگری که برای درخشان ساختن و تجلی دادن آن مخصصت نقل مییابد ، و قسم کار آمد این ماشین که به شکل رول مالیدن سیاهی چاپ خیلی مشابهت میرساند به بسیار شدت بر سطح چرم تماس نموده آنرا فت میکنند و يك جلا و درخشانی فوق العاده به آن می بخشد ، از نجا پیشتر رفته بین ماشین بزرگی رسیدیم که چرم را روغن میداد ، و در همین موقع این کارخانه که بر ماشینهای گوناگون و مختلف ، همواری ، و صفائی ، و درخشانی ، و روغن دادن چرم مشتمل بود انجام یافته بدستگاه پاپوش دوزی که دالان\nماشین\n\nسال چهارم\nشماره ۱۵\nماشین دوار بزرگ ۱۰ ترا با کارخانهٔ سابق ربط میدهد داخل شدیم .\n\nاین کار خانه ، دوختن بوت و موزه ، و بوت موزه ، و سیلیپر و غیره را تعهد کرده است . بعد از انکه آواز های مختلف ماشینهای آن گوشهای مارا به شنیدن خود مشغول ساخت از همه اول بماشین برش بوت که بيك پهلوی خود بر دیواری انواع و اقسام مختلف قالبهای برش ، پنجه ، و اطراف ، ویسه کی و تلی ، و کری را بالای میخهای خلیده گی آویزان داشت ، تصادف کردیم چنانچه هر يك ازین قالبهای آهنینی که بر سطح چرم نهاده میشد به یکدو فشاری که بهم ماشین بران اجرا مینمود مثل قالب پونه جرمی جدا میساخت ، از نجا گذشته بماشینهای دوخت رسیدیم که مشابهت کلی با ماشینهای عادتی کالا دوزی خیاطها میرسانید در مقابل هر کدام این ماشینها کاریکرها نشسته پنجه ، و اطراف و ویسه کی بوت را با یکدیگر ربط داده میدوختند . و چون روی بوت کامل میشد آنرا به نفری دیگری میدادند که آنها قالب های چوبین های را در ان در آورده و اطراف زیرین روی بوت را بر تل قالب هم پیش آورده كوك ميكردند و باز قالبها را از طرف دهان بوت کشیده ، روی بوت که بصورت يك مسحی تحویل می یافت ، برای ارتباط تلی به ماشینی برده میشد که در انجا باقی بریده گی تیار شده بعد از برش از زیر فشار ماشین دیگری نیز برآمده و استوای سطح خود را گم کرده وضعیت طبیعی کف پا را گرفت میبود بذریعهٔ یکنيم باریکی که در قسم زیر ماشین در يك محفظهٔ موضوع بود خام كوك شده و متصلاً ازین ماشین بماشین دیگری نقل یافته در انجا با پیچ برنجی کانتی میخ زده میشد که بنا بران روی بوت يك اتصال و ارتباط کلی با تلی پیدا میکرد . و سپس بماشین دیگری که کری را با قسم منتهای آلی انضباط میداد رسیدیم ، این ماشین بیکصورت بسیار عجیبی از طرف دهان بوت در آمده و بیکحرکت دفعتاً کوکه ها را بطرف کری بوت بکمال قوت و شدت کوفته کری و تلی را با هم بك ارتباط و انضباط مکملی میداد ، و چون از مشاهدهٔ عملیات این ماشین فارغ شدیم بوت را تماماً بصورت و وضعیت اصلیش دیدیم که بعد از ان بفرض صفائی اطراف تلی و کری خود بماشینی معروض شد که بکمال صحت بعضی برآمد گیها و ناهمواری های جوانب تلی و کری آنرا حک و اصلاح نموده بماشین آخرین دیگری که وظیفهٔ روغن دادن و لشم ساختن اطراف تلی و کری را ایفا مینمود رفته و از انهم استفاده نموده حکم حقیق يك بوت مضبوط و مکملی را گرفت ، و بهمینکه این کار خانه در همین جا منتهی شد نظریات مارا نیز طبعاً با خود انجام داد ، حالا می خواهیم که شمهٔ از احوال کارخانهٔ مذکور را علی الاجمال در ذیل بنویسیم :\n\nکارخانهٔ پر منفعت چرمگری و فابريك فواید شريك بوت دوزی که یکی از آثار ترقی دثار عصر تمدن حضر اعلیحضرت همایونی است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1112, "text": "صحیفه ۳\n\nبه هشت سال قبلبرین در تحت نظارت فنی « نارتین » نام يك نفر انکلیزی بنیاد و تأسیس یافته بود . و در انوقت كار خانهٔ مذكور خیلی كوچك و محدود يك چيزى بود . و بدون بوتهای کلفتی که مخصوص عسکرها میباشد دیگر اقسام پاپوش و غیره را مهیا کرده نمیتوانست ، و سپس چون « نارتین » مذکور از طرف دولت بنابر خواهش خودش برای خریداری بعضی ماشینها و آلات ما يلزم جر مکری و بوت دوزی فرستاده شد ، بر وعدهٔ خود وفا نکرده دوباره نیامد و از همانجا استعفا نمود ، و در عوضش جناب کمالات اکتساب حرفت آگاه صنعت دستگاه قادر بخش خان که فن مذکور را در ممالک متمدنهٔ مترقیهٔ عالم مانند ایران و امريكا ، و فرانس ، و جرمن ، با فنون معتنابه ای دیگری مانند علم المعادن ، و کیمیا ، و غیره تحصیل و تکمیل کرده است از تجال به اینطرف برای مهندسی و مدیری کارخانهٔ جرمکری و فابريك بوت دوزی خواسته شده اند که از آنوقت تاکنون ترقی نمایانی که کارخانه را دست داده است بر اخلاص مندی و صداقت شماری غرتمند قادر بخش خان و حسن خدمات لایقهٔ جناب عطا محمد خان سر کردهٔ کار خانهٔ مذكور يك دليل و برهان روشنیست .\n\nدر ین کارخانه هر رقم بوت ، و موزه ، و بوت موزه ، و ساییر وزین ، و غیره ، اسباب چرمین علاوه بر صنف عسکری برای هر کس از افراد رعایای صادقهٔ شاهانه باجرت و فرمایش ساخته میشوند و غیر از ان يك دكان مستقلی در بازار ارك که برای فروش مصنوعات داخلی معین است در آنهم بوتها و غیره پاپوشهای وطنی اعلائی که در استحکام ، و لطافت ، و صفائی از بوتهای اجنبی انکریزی هیچ واپس نمیگذارند بقیمتهای بسیار ار زانی بفروش می رسند .\n\nلهذا بر هر شخص منتخواه وطن دوست وجداناً فرض میشود که مصنوعات وطنی را بکمال ممنونیت در استعمال آورده ازان استفاده کنند و پوشیدن اسباب ممالك خارجيهٔ اجنبيه را ترك داده باجناس ممالك خود قناعت ورزیده دعای خالی از ریای دوام عمر و اقبال ذات مراحم صفات بادشاه ترقیخواه خود را بر زبان راند .\n\nحوادث داخله\n\nمیلهٔ جبه\nدر بخبار میلهٔ جبه بلحاظ سیر و تماشا بر تمام میله های سابقه تفوق داشت علاوه بر اسب دوانی و پهلوانی و داربازی يك تماشای فرحت بخشای دیگری که عبارت از نمایش جمناستيك عسکری باشد نیز دران اضافه شده بود . بساعت ۱۰ ذات شوکتیاب اعلیحضرت همایونی بسواری موتر میدان میله کاه داخل شده در خیمهٔ خصوصی شاهانه تشریف فرمای عزت و اجلال گردیدند . و بعد از يك کمی وقفه که در دیدن پروگرام اوقات اصناف تماشا بعمل آمد از همه\n\nاول به جمناستیک ابتدا ورزیده شد . و از دو صف عسکری ها یکه برای جمناستیک انتخاب کرده شده بودند اولتر صنف نفری کلان سال به احاطه که برای تماشا تخصیص داشت با اونیفورمه های مخصوصهٔ جناستيك و موزيكه به ترتیب و قواعد عسکری داخل شد . و پس از انکه سلامی ذات شاهانه را موزیکه اشعار کرد نفری مذکور بنابر اشارات معلومه که به « اشپیلاق » فهمیده میشدند به کار سیم آغاز کردند و اقسام دورها ، و معلق های دشوار و عجیبی در ایران اجرا کردند و از پشت اسب و شتر ایستاده هم خیز زدند که حقیقتاً شایان تحسین يك منظره بود . بعد از ان که این صنف کارهای خود را به انجام رسانید ، صنف خورد سال عسکر جناستیکی بمیدان بر آمد . این صنف خورد سال عبارت از بچه هائی میباشد که بغرض تکمیل غند اردلی حضور از اقوام جدیدی در عسکر برتی کرده شده است و به سبب خفت جسم های خودشان در جمناستيك شهرت و مهارت فوق العاده را کسب و تحصیل کرده اند .\n\nاین بچه ها علاوه بر صنف نخستین تماشائی که نشان دادند هما بست های خوشنمائی بود که بر چوب های متوازی تشکیل دادند ، و در آخر از همه نفری صنف مذکور که به صد نفر بالغ میشد بالای متوازیها وارد بان متوازی يك تماشای تعجب افزای دیده شد که علاوه بر بست های سابق به دو طرف دو برج مخروطی بجواب همدیگر ترتیب دادند که ارتفاع آن قریب به ۹٫۵ گز قیاس و تخمین کرده میشد . به ساعت ۱۲ توپ نیمروز انجام تماشای جمناستيك و تهیهٔ وضو و نماز جمعه را بر همگان اعلان نمود ، بعد از فراغ صلوة دوباره مردم برای اخذ مقام شتافته محوطهٔ تماشاگاه پهلوانی را احاطه کردند و پهلوانها به نشان دادن فن خودها جوره شده با همدیگر زور آزمائی مشغول شدند . و چون پهلوانی تمام شد ، مسابقهٔ اسب دوانی آغاز شد . درین دفعه اسب دوانها را در ریشی های بسیار چست با کلاه های چسبی از طرف سرکار مرحمت شده بود که با الوان مختلفه خود شان صاحب اسب را از دری های دور مردم تعارف میکرد . در اثنای اسب دوانی داربازها نیز ضمناً کار خود را انجام دادند . و قریب به ساعت ۳ بود که مردم از تماشا فراغت یافته به عودت آغاز نهادند .\n\n( قتل )\n\nاز قندهار مینویسند :\nاز شهر قندهار با بعد ۱۰ میل یکجای است که آنرا « پروان » می گویند درینجا اقبال خان نام که خالی است بزرگ از قوم نورزائی قتل شده است .\n\nمرده قندهار و حرامی گویند که او را دو تا پسرهای ارکه با او خفه بودند بوقت خلال قتل کرده است ولی پسرهای او می گویند که ما در خانه نشسته بودیم یکبار صدای تفنگ شد ما بیرون جسته راحتی او را در سرای دیدیم که کوله خورده آفتیم ."}
{"book": "adl0616", "page": 1113, "text": "سال چهارم\nصحيفه ٤\n\nکه بود بابا گفت، دیر اوتی، بود یعنی مقیم دیراوت بود، هنوز فیصله نشده.\nخان مذکور خالی بود زرك مردم تعریف سخاوت و شجاعت اورا می کنند اللهم اغفر له\n[ افسوس این تفنك ها و تله ها که بر سینه خود آنرا خالی می کنیم ]\n( فریاد از دست اجازه دار )\nچندی قبل در این اکثر تجار قندهار از دست بسیار گیری اجاره دار شك شده به نائب الحکومه صاحب قندهار یکمرتبه مكتوبی در تنبیه اجاره دار مسمی به عبدالرحمن خان کرده بودند و نایب الحکومه ایشانرا تسلی داده باجاره دار سرسری گفته بود که ایشان عریضه کرده اند ولی اجاره دار چندان اهمیت نداد پشت گوش انداخته بود باز تجار یکجا شده پیش نایب الحکومه قندهار آمده و یاددهی عریضهٔ خود کرده گفته اند که اگر بازخواست ما می شود خوب ورنه به اعلیحضرت عریضه نگار میشویم. بعد ازان نایب الحکومه باز اجاره دار را خواسته و گفته ایشانرا راضی بساز. بعد ازان اجاره دار همه سودا گرها را که در عریضه دست خط داشته خواسته به تکتک و شیر چای برای شان کرده با ایشان سوال و جواب کرده که من با شما چه کرده ام یکبار یکی برخاسته يك رقم گفته و دیگری دیگر بعضی از آنها را می نویسم\nیکی گفته صاحب ! دو يتم فى بار -- قرآن میگیرید که يك لك بار می شود و یکنیم لك روپیه از چه بابت ؟\nدیگری گفته مال که می آریم نرخ فروش آنرا آنقدر می گذارید که با قیمت کسی نمی خرد و اگر بگویم با شما میگوئید به همین قیمت از من باشد ما نمیدانیم که شما سودا کر هستید یا اجازه دار\nدیگری گفت از در و ازه يك من قندهار ( که از سیر کابل کمتر است ) کشمش میکشیدم و بخانه می بردم آدم شما يك كابل گرفت آیا شما همین قدر حق دارید دیگری گفت ما میدانم که شما کوتوال هستید نایب الحکومه هستید یا اجاره دار که زدن و بندی کردن هم در اختیار شما است .\nاین شمه ایست که بیاد من ماند هنوز بسیار ها گفتند\nبعد ازان اجاره دار گفته بسیار خوب است هر چه شما بگوئید من قبول میکنم و ایشان را راضی ساخته است\nدر پنجا روزی نیست که ۲ پاڼه نفر افواج مسلمان انگلیز وارد قندهار شود دو سه روز قبل ١٤ نفر را یکجا نایب الحکومه به کابل فرستاده است .\nدر قندهار پول سیاه قحط شد است مردم به روپیه ها و قرآن خرید و فروخت می کنند .\nدر مدتی که من آمده ام سه بار قافله تفنك های كوتا كون مانند ناوه بر ندیل مچکی دهان بر ، دنباله پر ، بغل پر می آید اکثر بطرز ناوه انگریزی ناوه تیرانی می آید به ٨٠٧٦٠ تومان پخته فروخته میشود مردم کهرا و شهر خریداری تفنگ می کنند . غ . ه\n\nشماره ۱۵\n\nادبيات\nحسب حال\n\nرفت امنیت زعام وقت خون ریزی رسید\nساعت هول است هول ساعت آسایش رمید\n\nرفت آرام شبانه عصر خون ریزی است خیر\nدر سحر که از شفق این نکته در گوشم رسید\n\nخامهٔ بالتيك دولتها چنان مستبدید کند\nگر برای تیزیش تیغ جهانی در کشید\n\nگشت چون پیمانه آسایش شان لب بلب\nلاجرم در دور آخر غشی و مستی شد پدید\n\nهر یکی را فکر برتر بودنش دامن گرفت\nهر یکی را دعوی بالائی بر گردون رسید\n\nروس گفتا عسکره سیار و خوف از چه چیست\nتیمه گفتا ضرب ضرب دست و تیغ کی چشید\n\nگفت جرمن نیست جز من مرد میدان وغا\nخصم من امید روس از برق قهرم تا پدید\n\nانکلیز از قوه بحری فرانس از فر خویش\nفتح و فیروزی نصیب خویش می کردی امید\n\nليك پير چرخ رنگی دیگری در خم و پخت\nکان نه بوزینه کاری بدید و نی وزیر از سکته شنید\n\nآن خیالات سیاسی از سر ایدر ورد کرایی\nهمچو مرغ رنك او زينوا قعه وقتی پرید\n\nادعای امن عام و محفل ليك بوریب\nحمله شد زیار عصر قتل و قتالی رسید\n\nگشت خاك خوشهوای او رو با آتش فشان\nخوف غرق عالمی از لاو (۱) هایش شدیدید\n\nبسکه شد دود تفنك و توپ و یورپ بلد\nابر ظلمت پرده بر خور شید امنیت کشید\n\nه جاه کن را جاه در پیش است، گوش هوش کو؟\nخانه ویران گشت یورپ راختراعات جدید\n\nپیش ازین در خاك و آب از بود جنك عالمی\nرفت اکنون تاهوا این شعله اتش رسید.\n\nبحر احمر گشت دریای که خون خلق ریخت\nای بسا انسان که جوناهی بقعر آن رسید\n\nکشته باب المندب اندر وقت رفتن در مصاف\nهر سیاهی را در خانه زنگریان سدید\n\n§\n\nکر بسوی حرب با چشم بصیرت بنگری\nزان میان کاری برای خویش می آری پدید"}
{"book": "adl0616", "page": 1114, "text": "صحيفة ٥ سال چهارم تارة ١٥\n\nنیست حرب این هست يك آینه بهر اعتبار دولت انگلیز را دامن از آن پس بند شد\nهر که را چشم سر است احوال خود در وی بدید دولت عثمانی آخر خویش را ناچار دید\nروشن است از طرز رفتارش كه سوز عالمی در ميان حمله بلجيك شرقی پامال شد\nاز زبان شعله گويد هر دمی هل من مزيد از ميان سنگ و آهن چون شراره برجهيد\nاول اندر آستريا سروپا بنهاد پای مانی تكرو با وجود كوچكی اعلان نمود\nشعله اش زان بعد اندر دولت روس اوفتيد هيچ كس در انجمن اين آتش نخواهد آرميد\nبعد از ان اندر دماغ ويلهلم انداخت جوش يكسر الحرب ژاپون كانتهای مشرفت\nباز بر ملك فرانسه از غضب عسكر كشيد و ان سر ديگر بآخر نقطۀ مغرب رسيد\n\nيك حصه قلعه آگره از طرف نهر جمنه از بناهای پادشاهان اسلام\nاز منظره های هندستان\n\nاین بود رفتار حرب و آن بود تأثیر او ه كز كردی قيس در وقت سحر حاصل بدان *\nای مسلمانان اگر داريد كاری پس كنيد ه ميرسد عمر بزوال و ميرود صبح اميد *\n\nع\n\nیا یکی فوج از سر شك ديده حاضر ساختن\nيا ز شور دل دو سه صندوق بارود آوريد (١) دلاو ، مواد گداخته كه از گرمی درونت آتشفشانی می راند و\nیا یکی ریلی سریع السیر از دود قلوب باعث خرابی مقامات و شهرهای قریب می شود *\nیا کدامی نیر از آه سحر یکجا کنید\n\n-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~--~-~-~-~--~-~-~-~-~-~--~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-`"}
{"book": "adl0616", "page": 1115, "text": "صفحه ٦\nسال چهارم\nشماره ١٥\n\nمقاله مخصوصه\n( علم و السلام )\nعلم در لغت دانستن و ضد او جهل است.\nو در اصطلاح فلاسفه و متکلمین چیز است که وجود او مستلزم حضورش در ذهن و مطابق است باین عالم معلوم در ذهن.\n\nو این لفظ چنانکه مطلق است بر تفصیل فوق — نیز اطلاق میشود برانچه مرادف اوست — و آن اسمای علوم مدونه است چون نحو — و فقه و ریاضی و طبیعی ووو..... — تفصیل اینکه آیا چقدر مرادف دارد؟ و اطلاقاتش بر چند موضوع میشود ؟\n\nاز منظره های هندستان (دهلی دروازه) در قلعه آگره از بناهای پادشاهان اسلام\n\nاینست که توضیح اینهمه از حیز تحریرها بیرون است و از موضوع صحت ما خارج چه — این ذات قدسی صفات مرجع جمیع حسنات و تمامی قدرت شامل است — و برهمه ادارات طبیعی و وضعی عامل — و فیض فرهنگ جهانگیری را آب و رنگ با نمک ازوست و معاملات سیاست الامرا رونق صلح و جنگ ازو — قلم سعادت رقم فیلسوف خرد در بنان اوست و مدار مهام قانون بشریت و حیات ناموس انسانیت بر فرمان او — گاهی خدمت احادیث را دامن بر کمر زده با محدثین متکلم است — و گاهی با متکلمین در منطق — گاهی منطقیانرا"}
{"book": "adl0616", "page": 1116, "text": "سال چهارم\nشماره ١٥\nغوامض حکمت الهی میاموزد و دهی پرده ظلمت اشتباه الهيين اختراعات جدید و رونق تازه که در قوه متخیله از تحصیل حاصل\nرا در رواق دماغ از نور شارق روا من اشراقیه میسوزد - زمانی کرده است از تحصیل حاصلش بدر میکنند ! - پسر دهقان علی\nبا جغرافیین دریا نورد و بادیه چاست و وقتی با تيلگراف بی سیم فلاحت میا مورد با نمره قبض آن از فلاحی فلاحی بیستند ! -\nو طيارات مستقياً برهوا - كاهي بانحو صرف اوقات دارد تا ادب كذا هر صنفی از ابعالی و ادان در پی علمند و مبنای جمیع حرکات\nرا از عقل بشرف صحت آرد و گاهی با طب همت میگذارد تا مغرب و سکنات شان بر علم - تارونق کارشان روز افزون و قوه دماغی\nعلت بر مشرق طبیعت عاصیانه چشم طمع اختلال و تصرف ندارد جميع ملسل عالم در مقابل اقدامات محير العقولانه شان زبون\nخلاصه در ممکنات فرمان روا هم تم است و فعال ما یشاء گردیده است.\nبين الأرض والسمة على -- المسارا يشاه راه الهی رهنما علم است دوم تعلیم و تعلم در جمیع مثل فرنك بطور اجباری است تا\nو نمره حاصل دنیا و ما فيها علم - علم است که مجهول النسب درجه تعلیمی که مقرر گردیده پسر پادشاه و اولاد گدا در مکاتب\nرا بمدارج اعلام معارج اعتلا براورده تا با همه تبختر و وخيلا بر جندين ومدارس بالمساوات تحصيل علم وتعليم ادب میشوند تا در اکثر\nمليون نفوس ذكية حرو ازاد با خوار نا واجب فرمان روانی میکنند ملل مغرب درصد بود نفر از نعمت قراءت و کتابت مستفید اند\nعلم است که ملت ژاپون دولت روس را با آنهمه چیروت و !! صد آه !!! که در ما ملت اسلامی اثری ازین دو ماده\nخوت زبون میسازد و از دمشمه ورقیات در اقصی شرق بر همکنان موجود است :\nمینازد :\n( اولاً ) تحصیل علوم عقلی و نقلی را یکجا علمای روحانی\nاس چرا این افتاب تابان که بی خار و کل یکسان میشاید از میکنند و پس از تحصیل علی الرسم رفته در جای خود می نشیند\nاهل ما چهره در نخاب بی آزر می کشیده و چگونه این ابر و کسب معاش را از حرفت و صنعت برای خود کار میدانند\nمکرمت ایزدی که برخی وسایل یکدست میبارد از ما ملت مصیبت و استخفاف خود را از عوام الناس کفر میشمارند ؛ نه از علوم\nنزده قحط ساله نادانی و تاراج گردیده تر كان نفاق وبغارت رفتة دينية كم كشته كان بادية ضلالت راهدایی !! وله از علوم عقلیه\nو اماند کان ابنای وطن را حمانی دارند. اگر قطعه زمینی از پدر\nدوى شقاق بالمره دا من الفت جيده ١٢؟\nدرین محل هر کی سختی دارد - و هر صاحب رأی قطف میراث یافته باشند از پی مولائی کوثیر میکردد - وازپی موالاتی\nالزهور نقادی را از چینی - خیال آزاد است خیال را کسی باشیر - ابنای حضرات که تأسی بابای خود هم ندارند زمانی چند\nنمیتواند که در قید ادارت کرد لاجرم بنده نگارنده نیز که علت باسم آخند زاد کی به بی عاری تمام روزی را بشب میآورند و به\nالملل این تدنی را در مقابل ترقی و تعالی دیگران فکر عاجزانه قبلی و بیکاری شی را بروز و از جاده انصاف نباید گذشت بهداد\nخود در دو ماده میشومه احساس نموده اگر جهراً سرايد - العلم فريضة على كل مسلم ومسلمة ) اكر تمامي عالم اسلامي تعمیل\nو برای رسوا نمودن این دو علت منحوسه فحوای ( ولا تخش این فریضه را نمايند و بكوشة تقدس بنشینند پس باید که من وسلوا\nالله لومة لايم ) از حمله خموشی بی پرده براید کسی نمیتواند بگوید از آسمان نازل شود و بارضوان از بهشت مایده برای حضرات حمل\nکه ترا این سخن نميرسد لذا متهماً برین نکته حکمیه که که کنند والابدن ما تحلل كه مستلزم حیات است در کرده ماه و خوشه\nمیباید گیفت و لوار بخشد ) اقدام میشود.\nپروین نیز که وجود ندارد !\nپوشیده نیست که ملت مغرب زمین در را بر دو حصه قسمت ای کاش اگر تنها علمای روحانی برای مناظره چنانکه می\nکرده اند که یکی علوم دینی وان دیگری علوم دنیوی که ما آنها را گویند قدری ازین علوم را میخواندند مگر خوش بختانه فرقه\nباسم علوم ( على وعلى ) أمبير ميكنيم (۱) فرقه علمای نقلی که دیگریکه روی سخن ما بكسر طرف آنهاست طرفه صرف اوقات\nتعلق بکلیسا دارند و آنها را باسم علمای روحانی میگویند دارند چه بعضی را می بینیم که ابداً صفحه از علوم دینیه نخوانده\nپس از تحصیل علوم درقی خود بعضی در زوایای تجرد ترهب حاصل و مسئله از فنه حنیف و احادیث شریف ندانسته اوراقی چند\nمیکنند و برخی برای ترویج مذهب خود دامن پر کمر زده دقیقه ازین مقالات را چون طوطی ورد کرده خود را در زمره\nاز فرض منصبی خود فرو گذار نمیکنند انجمن ها (میشتری ) علمای روسان كثر الله امثالهم کنید. تکیه بر بالش نقدس میکنند.\nبریا میدارند ایانه ها فراهم میکنند دعات باقطار عالم میفرستند اگر سوالی کنند که این منطق و ووورا برای چه تحصیل میکنید\nملت نیز ایرانی تمجید و ترجیب بر کمان دارد و از معاونت و معاضدت که این ربطی بعلوم دین و عقاید ستیه ندارد و فایده معلومی نیز برای\nخود داری نمیکنند\nنوع بشر نشان نمیدهد - آنگاه سرزده میفرمایند که این آلتی\n(۲) سایرین باس علوم عقلیه پرداخته و سردی آن ابر رحمت است برای دفاع خصم !!! ماشاء الله جناب ازین جواب باصواب\nحین صنایع را سیراب و نو باوکان روضه ملت را شاداب میدارند - رنجه نشوید این نه آزمان است که مخالفان دین و ملت با شما براهین\nدر تجار پس از تحصیل رجوع کسب پدر میکنند - واز شمشه منطقی و مناظره علمی مقابله کنند این زمان آگه اصلی دفاعی همنا"}
{"book": "adl0616", "page": 1117, "text": "صحیفه ۸\nسال چهاره\n\nتوپهای کوه کوب و تفنگ های ماشین دار کروپ و بمبه های خانه برانداز و طیاره های هوا پرواز شناخته شده است شما که حرکت را از جای خودکار میدانید باین چند تلفیق خالی از تحقیق چگونه دفاع میکنید اگر به آئینهٔ مصفای تاریخ رجوع کنیم خواهیم دید که زمانیکه ما در مدرسهٔ نظامیه و مستنصریه بغداد باین مقولات ( لم ولا نسلم ) داشتیم وقوهٔ دفاعیه را که رجال با کمال صدر اول اسلام رضوان الله عليهم الأيوم القيام برای ما ودیعت گذاشته بودند بر طاق نسیان گذاشتیم امت رذیلهٔ شامان ( مغل ها) با وصف وحشت و نا انسانی چه سیل بلا نبود که بر ما نیاوردند - و چه ظلم بر ملا نبود که بر ما نکردند ! - اگر قوهٔ دفاعیه را که نکرده بودیم البته دفع آن بلیه را با سانی مینمودیم لااقل دیوار خلافت را از صدمهٔ آن وقایه میکردیم بلی اگر قوهٔ دفاعیه را نباخته بودیم سیادت افریقائی ما را اجانب برادرانه مابین خودها قسمت نمی نمودند : واکر قوهٔ دفاعیه را میشناختیم سطوت و جلال خود را در ماوراءالنهر برايکان نمی باختیم وا گر قوهٔ دفاعیه را میداشتیم سلطنت هند و مملکت اندلس را بی هیچ نمیگذاشتیم ! وا اسفا !\n\nخبرت هست که هیچت خبری نیست ز خویش\nآه اگر بگذردت زين سپس ایام جو پیش\n\nخوب هر گاه برای چند ورق تطویل الا طابل که الهٔ دفاع تصور گردیده نیمه از عمر گرامی صرف این اباطیل میشود چه ضرر دارد که قدری از علوم حرفه و صنایع جدیده نیز تحصیل کنیم که بسایهٔ ترقی پیرایهٔ آن فابريك های توپ سازی - تفنگ سازی - بارود سازی - تشکیل دهیم تا در وقت لزوم دفاعی از دشمنان دین و دولت کرده باشیم لااقل بسایهٔ آتعلوم کار خانه های نساجی و کاغذ سازی و طباعی داشته باشیم تا اوراق مصاحف شریف و کفن اموات مطهرهٔ خود را از دست اجانب که مخالفان دین و ملت ما هستند نگیریم !\n\nشرم دار آخر خدا را تا بچند\nخویش را داری بعالم ریشخند\n\nساز بهر خویشتن در روز کار\nقیمتی پیدا در بن دار العبار\n\nچون حریفان ساز کسب معرفت\nدر صناعات از زبان سلطنت\n\nپرشد عالم از صناعات بدیع\nنیست فکر تو ولی دی وسیع\n\nسیر تو جز مبحث تجرید نیست\nحیف در توقوت تنقید نیست\n\nنی ادب شد حاصل توئی کمال\nکرد ضایع عمر تو ملا جلال\n\nدرس اینفن صدر شیرازی نگفت\nبلکه خود علامه رازی نگفت\n\nتا زدرد مفلسی یابی نجات\nواگذار این منطق و این ترهات\n\nدرد نکبت را نمی بخشد دوا\nصدره از خوانی اشارات و شفا\n\n( دوم آنکه ) متاسفاً در هیچ نقطه از نقاط عالم اسلامیت تعلیم اجباری وجود ندارد ملت اسلام روی هم رفته هم بی علم و بی سواد چون حشرات در شوارع و معابر مرور دارند نه از اساس اسلامیت خبری و نه از اخلاق و انسانیت ثمری دارند زندگی را منحصر در خور و خواب میدانند و مسلمانی را در لفظ ( مسلمان و مسلمان\n\nشماره ۱۵\n\nزاده هستم الحمد لله ) محدود می شمارند : اگر روزی چند طفلی را مکتب سپارند پیش از انکه استقامت المدال استفاده اش شود و نظاره اش از عین عنایت کمال بهره برد پدرش که از لذت علم و ادب بی بهره ندارد برای دست یازی حرفهٔ خود پدرش می کند و چشم از تربیت پسر می پوشد و بالفاظ منحوسهٔ ( روبانا مفتی خویشوی قاضی که نمی توانی شد ) در جهالت پسر می کوشد ؛ گویا عمراً منحصر در قضا و افتا میدانند و ماداء الحیاة در کوری و جهالت می مانند آه ازین حیات سرا و پا پر از فرین زنده کی ابله شعار !!!\n\nزنده کی که این بود نه بر سر این زندگی\nزنده کی در کنده کی نگذشت هی شرمنده گی\n\nزیاده درین محل ناطقه کاو گیر است و پای از سلاسل غم در زنجیر ؟\nربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب - انتهى امضا ( یکی از قارئین سراج الاخبار ) .\n\nحوادث خارجيه\n( اجمال )\n\nدر دنیا جنگهای بزرگی که بوقوع آمده بسیار است. چنان محاربه هائیکه تنها در مابین دو دولت بوده است ، و چنان محاربه هایی که در مابین چند دولت با همدیگر بوده است و چنان محاربه هایی که از یکطرف يك دولت و از دیگر طرف دو ، و یا از یکطرف يك و از دیگر طرف سه چهار دولت بوده بسیار واقع شده است که صحایف تواریخ آنها را یکان یکان به نشان میدهد . گاهی این محاربه ها تنها از سبب غرور و نفسانیت شخصی پادشاهان با یکدیگر و گاهی از حرص و هوس جهانگیری ، گاهی بنا بر طمع تاراج و یغما ، و گاهی از سبب مشکلات لا تحل سیاسی و گاهی بنا بر رقابت و مقاصد تجارتی و اقتصادی ، و گاهی محض بر منازعات دینی و مذهبی شعله افروز عالمسوزی گردیده است .\n\nحال آنکه این محاربهٔ منحوسهٔ حاضره را اگر جامع الصفات بگوئیم جادارد. چنانچه غرور و نفسانیت شخصی امپراطور ها در ان شامل است. طمع و رقابت جهانگیری ، و مشکلات لا تحل سیاسی ، و مقاصد اقتصادی و تجارتی نیز اساس آنرا تشکیل داده است . اما چیزیکه شایان افسوس و حسرت ، و در عین زمان موجب اندیشه و دهشت عالمیان میگردد این است که رفته رفته محاربه رنگ محاربهٔ مذهبی و دینی را پیدا میکند .\n\nاز معلومات بعضی اخبار ها ظاهر میشود که رئیس روحانی بزرگ انگلستان ، لارد بشپ ، با همه قسیسها و هیئت روحانی انگلستان بمیدان حرب رفتی میباشند که انصورت جنگ اوروپا از جنگ تمدنی بجنگ دینی و مذهبی تحویل خواهد یافت . اما اینرا نمیدانیم که آیا این رئیس روحانی انگلستان تبدیل مذهب کرده بمیدان جنگ خواهد رفت یا آنکه بر مذهب « پروتستان » باقیمانده خواهد رفت؟ اگر پروتستان بوده برود جهت مقابل او که المانست"}
{"book": "adl0616", "page": 1118, "text": "صحیفه ٩٠ سال چهارم\n\nنیز پروتستان است. هیچ شبه نیست که چون پایها و رؤسای روحانی انگلستان بجنك بروند، بايها و رؤسای روحانی فرانس که مذهب كاتوليك، وبادر بها و رؤسای رو حانی روس که مذهب اور تو دوقس دارند نیز میدان جنك بطريق اولى حاضر خواهند شد . عجب هنگامه ! آیا میدانهای رزمگاههای مشرقی و مغربی را نمایشگاه اجرای آئینهای مذاهب مختلفه نصارا خواهیم دید چه عجب واقعه ایست مجترش اینکه اگر محار به در مایین دو ملت مختلف المذهب - یعنی تنها در مابین پروتستان و كاتوليك ، يا اور تو دوقس و پروتستان میبود محاربه مذهبی نصارا گفته میشد . اما چون حرب در مایین هر سه مذهب مختلفه نصار است انسانرا حیرت دست میدهد که این زحمت کشی هیئت روحانی انگلستانرا بمیدان محاربه چه معنا داده بتواند : نخستین مذهبهای معلومدار و معروف نصارا که دولتهای معتبر و معظمه اوروبا بدان متدین اند همین سه مذهب پروتستان . كاثوليك و اور تو دوقس است که از دولتهای متحارب ، انکلیز و المان پروتستان، روس اور تو دوقس، فرانس کاتولیک میباشند. اگر انکلیز پروتستان نمیبود و تنها المان پروتستان میبود در حال گفته میشد که آن دو مذهب دیگر بر مذهب پروتستان عقد اتفاق کرده میخواهند که آنره از دنیا بردارند. اما چون انکلیز و المان هر دو پروتستان اند و اوستریا کاتوليک است این آمدن هیئت روحانی انگلستان با رئیس روحانی شان بمیدان جنك چنان يك معما نیست که حل آنرا خود روحانیان خواهند توانست . از بسکه مسئله مشکل است گاهی چنان وارد خاطر میشود که مبادا براستی المانها مسلمان شده باشند، وگرنه پروتستان با پروتستان چسان محاربه مذهبی خواهد کرد ! ها ! یکچیزی دیگر هم هست، مثلا متفق المانرا به بینیم که غیر از اوستریا کیست ؟ این است که این مسئله خیلی دهشتناکست، خیلی !! اتفاق و اشتراك دولت عثمانی را با المان ، درین محاربه خانمانسوز جهان برای عموم افراد مسلمان يك چيز سهل و بی اهمیتی نباید پنداشت، و المانها با این نیرنگ خودشان که عثمانی را با خود شريك جنك ساختند محو و انقراض خود را با محو و انقراض تمام عالم اسلام مربوط نمودند . اگر المان غالب بیاید دولت عثمانی هم يك حيات تازه را مالک میشود ، واگر کار بالعکس نتیجه بخشد اگرچه از المان يك آثار کمکی در دنیا باقی هم بماند ولی از دولت عثمانی نام و نشانی هم در دنیا نخواهد ماند. چون دولت عثمانی لا سمح الله محو و منقرض شود تصور شود که حال عالم اسلام بچه منجر خواهد شد ؟ در ين هيچ يك شك و شبهه جایز نیست که شرف و شان و افتخار هر ملت به این است که دولتهای حاکمه و مستقله از ان ملت در دنیا موجود باشد . و چون چنین نباشد آن قوم اسیر ذلیل حقیر و به سلک حکم آن ملت هایی میشوند که قوه حاکمه را مالک باشند . چنانچه قوم ملت یهود بنی اسرائیل در وقت ما يك مثال روشن و مبرهن این مسئله شمرده میشود. پس چسان مسلمان خواهد بود که بمغلوبیت عثمانی و جدانش راضی شود بلی غیر از دولت علیه عثمانی دولتین علیتین ایران و افغانستان نیز در ملت مبینه اسلام موجود است . و انشاءالله تا به ابد همه دولتهای اسلامی موجود خواهند بود. اما چون نقشه و گرده تصورات همسایگان با هم متفق شده را در خصوص تقسیم این دو دولت در پیش نظر گرفته شود انسانرا دهشت و حیرت استیلا میکند ! پیش از حرب حاضر ابزار ایتام ، منطقه خود در سا پر دو قسم تقسیم برادرانه کرده بودند . اگرچه در باب افغانستان نیز این تصور را در خیالخانه خود بر روی کاغذ نقشه کردند . ولی به اینم ایمان و ایقان آوردند که تا يك نفس متنفس درین خاك موجود باشد کامیابی شان هم مفقود خواهد بود.\n\nاین است که بسبب شنیدن خبر تبدیل یافتن جنك مدنى اوروپا بجنگ دینی و مذهبی، سیاسی سیاسی را فراموش کرده و از فکر خوردن زلف یار اندیشه نکرده به استماع اندیشه های دور و دراز سوق فکر نموده شد. حالا از تجویز ها در گذر : یکقدری احوال را اجمال کرده بگوئیم : - که حرب هنوز بر همان حال است که بود. چیزیکه نوظهور نموده همانا هجوم چهل پنجاه کشتیهای جنگی فرانس و انگلیس است که برای فتح استانبول بر آبنای چناق قلعه - یعنی دره دانیال - هجوم برده اند . و با وجودیکه از یکماه متجاوز است که این کشتیها متمادياً بر استحکامات آبنای مذکور گلوله باری دارند، و بار بار از خاموش کردن و خراب ساختن قلعه ها و مستحکمه های آن اعلان هم کردند، ولی هنوز هم از مرور نمودن آبنا و فتح استانبول چیزی اثر و خبری معلوم نشد . حتی خبرهای آخرترین رویتر ایجنسی که از لندن بتاريخ ١٩ مارچ در زیر عنوان [ واقعه افسوسناك معرکه دره دانیال ] نشر شده مشعر برین است که چند کشتیهای معتبر جنگی فرانس و انگلیس بضرب گلوله ها و طور پیلهای عثمانی با بسیاری از نفری کشتی نشینان شان غریق بحر نایاب گردیده و حمله مذکور به ناکامیابی منجر شده است. چنانچه تفصیل آن در ذیل آخر ترین خبرها مذکور خواهد گردید .\n\nترجمة اخبارات اردو المترجم غلام محی الدینخان افغان\n\nوسائل وذرائع جرمنی\n(۱) اخبار بھی کرانکل رقم طراز است . - در ماه سابقه اقتصادیات ناگزیر تسلیم میکنم ، که ذرائع علم هنوز اختتام پذیر نشده، برعکس از ابتدای جنگ تا بحال، جرمنی را چنین مواقع غیر معمولی میسر شده ، که از جهت آنها - آنقدر فراهم آوردن ذخائر اشیای خوردنی ، و دیگر اسباب و سامان ، که برای سپاه و سائر مردم غیر مصافی ضروری است ، کامیاب گردیده ، معلوم کردن این امر نیز نهایت اولی است . که چندی پیش از پاشدن جنگ، از جهت پیش بینی، سر گرم طرف داران جامعه المانیه ایشان اینقدر اشیای خوردنی - طلا - مس - ادویه کیمیاوی ذخایر بارجات و سامان حرب فراهم کرده بودند که برای جنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 1119, "text": "شماره ۱۵ سال چهارم ۱۰\n\nیکساله مکفی شده بتواند، حالا از ابتدای جنك مهيب عرصهٔ هفت ماه گذشته است، و آن ذخایر که در ان صرف شده تلافی آنها را غنیم در علاقه جات مفتوحه پولیند -- فرانس — بلجیم کرده. داکتر دان که در معاملات خارجه نظر دقيق وعميق وفكر معامله رس دارد ، میگوید : - تنها در بلجیم ٤٠ هزار مزد و رکان کن در معادن شارلسرای - ليج وسوميتز باجرت بسیار کار میکنند . و حصه بر آمد در وطن ( جرمنی ) فرستاده میشود . تلافی آن کمی که در ذخایر جرمی رو نما شده بود . از فیکسوریها و کارخانجات معدنیات و اشیای علاقه مفتوحه جدید چرمی - کرده میشود . آهن بسیار موجود است ، طلا در خزانهای سرکاری فراهم کرده شده از آغاز جنگ امبيريال بنك ( بنك شاهی ) دو صد و نود و دو كرور وده لك فرانك موصول شده . در اوائل دسمبر رقم سيال بنك مذکور دو نیم صد کرور بود در يك علاقه فرانس فرساً کل پیداوار غله را جرمنان بیدار مغز پیش از جنگ قرض خریده در وطن خود فرستاده بودند. هنوز نوبت میعاد ادای قیمت آن نرسیده بود . که جنگ برپا شد . مزید بران دوکر و رو هفتاد لک جرمن که در ممالک غیر بودند، در از دیار ذخائر وطن اصلی خود مبالغی بلیغ نمودند. دولت جمهوری امر کا امداد این مساعی شان را ثابت قدمی میکنند و جائز می پندارند و در تصدیق ان طرز عمل خود، وقتاً فوقتاً ، احترام عهد نامجات و حقوق آقایان تکذیب غیر جانب داران را پیش میکنند در موجودی این بیان قابل اعتبار ، ما اندازه عدد کی صورت حالات کرده میتوانیم، و هرگز این تصور نکنیم که چنانکه از بیانات نادرست اخبارات ظاهر میشود، که در جرمی نوبت فاقه کسی رسیده باعتبار مالی، حالت جرمنی هم ابتر نیست . حالانکه در آن از بیرون آمد سامان خوراک سد است. در ماه گذشته، در ان جا مخارج زيت ، نسبت به لندن قريب ده في صدى كرانتر بود . خیال کرده میشود که بآخر ماه اکتوبر ، مصارف حرب ۲۰ لك پوند بود. ولا کن کم از کم دو ثلث همین رقم از قیمت تونها وصول کرده خواهد شد.\n\nبا اینهمه در حله های مالی ، از قلت سامان خوراك و معدنيات قلت نقدی بیشتر محسوس خواهد شد. چرا که غنیم را در قرض گرفتن از ممالک غير سخت مشکلات روی خواهد داد. درین وقت، ازین اگر دیده شود. برلن - واننا وقسطنطنیه را مبالغ مطلوبه داده میرود . ۰۰۰\n\nدر خصوص ذرایع و سامان فوجی جرمی ، داکتر دان میگوید در وطن اصلی با خواه هر قدر قلت سامان محسوس شود. لاکن قلت سپاه هرگز رو نما خواهد شد. در جرمی قریب ۳۶۵۰۰۰ کس نوجوان هر سال در فوج جدید داخل کرده میشوند . اگر عدد مذکور را در ۲۸ ضرب بدهیم. چرا که همین اوسط عمر او ٤٥ سال است. عدد این نو ملازمان ۱۰۲۲۰۰۰۰ میرسد .\n\nکوبیا این قدر اشخاص برای ملازمت فوجی دستیاب شده میتواند اگر از جمله عدد مذکور مردمان مرده یا نارکان وطن یا مردم نا قابل ملازمت نظام خارج کرده بخواهيم يك ربع آن كم بكنم . ازین امر ها دانسته میتوانیم که در میدان جنك عدد سپاه غنیم قريب هفتاد و پنج لك خواهد بود . لا من در ین تعداد کثیر فوج بحرى و سپاه محافظ ساحل شامل نیست ، با الفاظ دیگر ما بگویم که ذرایع و وسایل جرمنی هنوز بآن حد نرسیده ، که برای آن موجب تشویش شود چنانکه در ابتدای جنگ بود . درین وقت نیز حصول فتح را بر قابلیت و کار گذاری افواج خود و حلیفان خود خواهیم پنداشت .\n\nترجمه شده از اخبار پرتاب هندی کانپور\n(۱) در جرمن بك بجکاری استعمال می کنند. که بذریعه آن کدام تیزاب محرک را بر سپاه روسی میباشند، و چهره شان ازان می سوزد.\n(۲) روز جمعه يك نويسنده بشکالی کلکته بردکینی، برای توزیع خواه مجالس مزده هزار و چها رصد روپیه را در کادی نهاده بکار دن ریج میرفت، در آن باغ قریب نهانه کوتوالی ، چند نفر کالی راه او را گرفتند و کادی را ایستاده کرده همه مبالغ را تاراج نموده و بر موتر آنرا نهادند ، ولاكن موتر وان از راندن موتر ابا نمود. دزدان او را زدو کوب کرده فرود آوردند و خود آنها موتر را راندند. و گفته میشود که دو نفر شکالی بده نچه روز باستاسیون ریل کالسکه موتر را بكرایه گرفتند. و یکروفر بسیار در سرک سر کولر کار دن ریچ رود رسیدند. درین با دیگر ٤ نفر بنگالی با ایشان ملحق شدند ، و قدری پیش رفته بدکان شراب فروشی رسیده شراب خریدند بعد ازان دو نفر دیگر بشکالی بایشان پیوستند. این ده کس ، متحمله شان نه کس در لباس بنگالی و يك نفر در لباس اروپائی است و بیان کرده میشود که دو نفر آنها را محکمه کوتوالی گرفتار نموده، ولاکن به پیش شان هیچ اسباب قابل الجزاء یافته نشده - تجسس و تفحص آن کالسکه موتر جاریست.\n\n(کبوتران نامه بر)\n\nدر انگلیستان یک اطلاع سرکاری شایع شده است . که دولت برطانیه نیز به تقلید فرانس و جرمنی کبوتران نامه بر را استعمال کردن میخواهد. مرد فرانس بسیار معترف و مداح این قاصد ها هستند، و از يك مدت دراز به تعداد کثیر، در پاریس پرورش آنها کرده میشود . و درین وقت نیز در پاریس بسیار کبوتران موجود هستند ، که در صورت محاصره آنها استعمال کرده خواهد شد در محاصره سنه ۷۱ - ۱۸۷۰ ع پاریس آنها زائد از يك لك"}
{"book": "adl0616", "page": 1120, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم شماره ۱۵\n\nپیامهای فوجی از شهر پاریس بیرون برده بودند، از ان اندازه قدر و قیمت آنها کرده میتوانیم .\n\nاز چند سال گذشته برای اغراض جنگی کبوترها را باصول طبعی تعلیم داده میشود . اولا چند کبوتر نو جوان منتخب کرده میشود ، و از آنها مشق پرواز ۸ یا ۱۲ میل کنانیده، که ازان بازوهای آنها قوی میگردد، رفته رفته فاصله آنها افزوده نموده تا انکه آنها فاصله ٤٠٠ میل بحساب ٤٠ میل فی ساعت طی کرده میتوانند .\n\nکبوتران نامه بر جزء لا ينفك جرمنی است . و این امر ثابت شده است که همین کبوتران در میان بعضی شهرهای انگلستان و جرمنی که فاصله آنها زاید از ۳۰۰ میل باشد ، بیایی میبرند هر گاه میخواهند که رقعه را ارسال کنند هما را مثل فتیله ساخته و در یک پرابط ۱۳ انچ طول رشته باند ، داخل نموده در پر کبوتر می بندند .\n\nاین کبوتران چنان تعلیم داده میشود که ، بمجرد اشاره برتن می آیند . بعد صلح پاریس شهزاده بسمارك وزير اعظم جرمنی حکم پرورش آنها کرده بود الحال به تقلید آن ، هر دولت اروپا کبوترهای تعلیم یافته نگاه میکنند تا که در آوان جنگ بذریعه آنها لامها فرستاده شود .\n\nعکس مجلس وانگوری باغ در قلعه آکره از بنا های پادشاهان اسلام در هندوستان\n\nترجمه اخبار های خارجه که عبدالرحمن ترجمه کرده\n( کشتی های جدید تحت البحر جرمن )\n( همدرد ) .\nکوپن هاك ٢٤ جنوری :\nتلگرافات برلین مظهرند که امتحان کشتی های تحت البحرهٔ م جدید جرمن که در قربی جزیرهٔ هلی گولاند اجرا شده بود حالا به انجام پیوست . و متعلق این کشتی بیان کرده میشود که در انتهای"}
{"book": "adl0616", "page": 1121, "text": "شماره ۱۵ سال چهارم ۱۲\n\nطوفانها به بسیار خوبی چهارهای تجاری را تعاقب میتوانند و بایسته ماه به برداشتن هیچ چیزی محتاج نیست . ( ميلان بلغاريا )\n\nو الغاز در خصوص يك مفاهمت با همی دولتین از چندی در نجا شبهه پیدا شده بود. در حال تصدیق آن ازین واقعه بخوبی معلوم میشود که بعضی جمعیت های ترکی، و بلغاری متحد شده میخواهند که بر حد المند و به حمله کنند که در تحت تصرف صربستانست . نامه نگار صربی از پیش مینویسد که و از مدتیست که در مابین بلغاريا وصربستان مبادله تذکرانات شده است که برای صربستان اتحاد ، واتفاق با همی را رجا و تمنا کرده بود. مگر هيچ يك نتيجة مفیده از ان درنیامد. و چنان معلوم میشود که حالا بلغار میخواهد که بعضی شرایط ناموانو را به ضرب تقدیم کنند که آنوقت سرویا را برای تردید آن دادن قربانی های بسیاری لازم خواهد شد . نامه‌نگار صوفیه مینویسد که رومانيا طریقه های جنگجویانه را یه که عنقریب میخواهد شروع کنند. بظاهر بسیار قابل اهمیت میباشند مکر این یک محلی است که بین کارها بنا بر مخالفت بلغار با اجرا کرده نشده اند .\n\n( كذا ) : نامه نگار آینده در کتاب خود میتواند\n\nاز منظره های هندستان مقام اعتماد الدوله در آکره از بناهای بادشاهان اسلام"}
{"book": "adl0616", "page": 1122, "text": "صحیفه ۱۳\nسال چهارم\n\nنامه نگار رومانیائی حالت سیاسی را به الفاظ ذیل اظهار نموده است که : در واقعات و احوال سياسي انجا نسبتاً سكوت است . مسایلیکه از همه بیشتر در زیر بحث گرفته میشود . همانا طرز رفتار سیاسی ايطاليا، و تعلقات بلغاريا و سروپا است و این یک سخن مسلم است که ایطالیا عنقریب در جنك بمظاهره اتحادیون خواهد برامد.\n\n( كذا )\n\n( مال غنیمتی که جرمنها از فرانس بدست آورده اند )\nيك ريپورت نيمرسمى ظاهر ميكند که از وقتی که جر منها در فرانس داخل شده اند تا کنون مال غنیمتی که از بعضی علاقه های تجارتی آن مانند ، رونی و لیل، بدست آورده اند قریب به ٤٠ ملیون پوند بالغ میشود. یکی از مهره فن تجارت پشم که از كورتمنت ، بوريا، به علاقه شمال فرانس بغرض اخذ معلومات رفته بود در ايوان تجارت، مونج، بیان کرد که جرمنها يك مقدار کثیری از پشم ، و پوست، و معدنیات وغیره را طریق غنیمت از مقیم گرفته اند . و این گفت که در نزدیکیهای لیل جرمنها بريك عدد کثیری از کالای فوجی قاینی گردیدند که سپاهیها آنرا بریده فرش زیر پای خود ساختند دكتور شرار در تقریر خود گفت که در وقت ضرورت جرمن از علاقه های مقبوضه بلجيم وفرانس آنقدر من حاصل میتوان کرد که تا به ۳۰ سال ما بعد هم اگر جنك را طول داده شود کفایت کند .\n\n(كذا )\n\n( جرمن ورومانيا )\nاز يكرش يك اطلاع نيمرسمى رسیده است که روما یا برای جرمن يك مقدار بسیار غله مهیا خواهد کرد. و جرمن برای حمل آن کاریها بار برداری را حاضر خواهد ساخت .\n\n( تهديدات بحرية المان )\nجرمنها بتاريخ ٦ ماه فروری یک اعلانی شایع کردند که باید پس از تاریخ ۱۸ فروری جمیع جهازهای تجارتی انكلايز غرق کرده شوند، و تمام دولتهای بیطرف را نیز خبر داد که لازمست که بعد ازین تاریخ به طرف بحرهای انكايزى جهازهای خود را نفرستند زیرا محتملست که در بنصورت به جهازهای دولتهای بیطرف هم نقصان برسد. و گورنمنت جرمن مجبور است که در مقابل دولت بریتانیا همچنین پیش آید زیرا دولت بریتانیا از همه طرف و سایل و وسایط رفت و آمد را بروی بسته است . و میخواهد که هفت كرور نفوس مهذب جرمن را از فاقه کشی هلاک سازد، لهذا وجميع دولتهای بيطرف واضح باد که تاریخ ۱۸ فروری را یاد دارند ، و منبعد جهازهای خود شارا از حدود متعین به اینطرف نفرستند ، و ، پس از تاریخ مذکور جهازهای تجارتی دولتهای متحده که از طرف کشتی های تحت البحر و جهازهای جنگی جرمنی اغراق گردیده اند. تاکنون از قرار ذیل می باشند . بعضی جهازهای ممالک بیطرف هم سهواً غرق کردیده اند :\n\n( يك استيمر غرق کرده شد )\nلندن ۲۰ فروری :\nامروز يك كشتى تحت البحر جر من بخيره جهاز ، كيمينك ، ببعد ۵ میل از خلیج ، آلموج ، تورپيدو حواله کرد. این جهاز رهنما را با خود برداشته به جانب لیورپول اشارت حرکت برافراشته بود .\n\n( کار از رو پنج جهاز را غرق کرد )\nلندن ۲۱ فروری :\nجهازهای پوتارو ، و ، هايليند برى ، و ، هیستیر ، را با دو جهاز بادهای دیگر غالباً جهاز ، كارلازروى ، جرمنی در بحر او قیانوسی غرق نموده است .\n\n( غرقابی جهاز ساحلی )\nلندن ۲۱ فروری :\nيك كشتى تحت البحر جرمن جهاز ساحلی ، داوون شاير ، را که ۳۰۰ تون وزن داشت در قربی ساحل ، کافی آف مین ، اغراق نموده است. برای بر آمدن اهالی آن تنها ۵ دقیقه مهلت داده شد .\n\n( بندش جهازرانی در بحرهای انکاستان )\nلندن ۲۳ فروری :\nاعلان اداره بحربه مظهر است که در ما بين رودبار ، ایرلاند ، ورود بار شمالی انکاستان جهاز رانی مجبوراً بند شده است .\n\n( غرقابی ستیمر رنجن )\nاز خبرهای ما بعد معلوم میشود که بر جهاز ريجن ، يك تورپيدو انداخته شده بود که بعد ۱۰ دقیقه غرق گردیده است.\n\n( غرق شدن جهاز مسلح تجارتی )\nلندن ٢٤ فروری :\nمحكمه اخبارات اعلان میکنند که جهاز تجارتی كمبرين ماشين از چندی مفقود الخبر است و خیال کرده میشود که در طوفان واردی ۳ ماه حال غرق گردیده است. از خبرهای مانده معلوم میشود که ۲۰ افسر و ٢٩٠ نفر نیز با آن غرق شده اند .\n\n( دو جهاز برطانوی در مصیبت )\nلندن ٢٤ فروری :\nبه بعد ۲۰ میل از ، بیچی هید ، ستيمر ، برنك سم چاين ، با بارجهاز تحت البحر اصادم ورزيده و بر ان تورپيدو انداخته شده است بهر صورت رخنه بزرگى در ان باز كرده شده و عمله جهاز در نيوهيون ، پياده شد. يك جهاز بزرك ديگر نيز در نزديكی همين جا گرفتار مصيبت است .\n\n( غرقابی يك جهاز دیگر در بحر انگلستان )\nاز جمله آن دو جهاز فلاکت زده که ذکر آنها در خبرهای دیروز آمده بود، جهاز ، او کی ، که از لندن بکار دون میرفت و در راه زخمی شده بود. امروز وقتی که آنرا کشیده بجانب ساحل"}
{"book": "adl0616", "page": 1123, "text": "صفحه ١٤\nسال چهارم\n\nمی آوردند در اثنای راه غرق شد . و عمله اش در « ريمز گيت » ، « دوور » پياده شد .\n\nلندن ۲۵ فروری . عملۀ «او کی» قبل از اصابت حملۀ تورپيدو حرکت آرا در آب ديدند . از ضرب تورپيدو يك جنبش ولرزۀ هولناکی محسوس شد شهتيرهای فولادی جهاز از هم شكستند . و پرده های آهنين آن نيز هر يك جدا شده بهوا پريدند . و جهاز بعد از ۱۳ ساعت كه بحالت فلاكت حركت كرد غرق شد .\n\n( ستيمر برطانوی پرانده شد )\nلندن ۲۵ فروری :\nديروز در قربی « سكار بارو » جهاز « دبيت فورد » لندن پرانيده شد و در ۲۰ دقيقه غرق گرديد . عملۀ جهاز بر سطح بحر در شنا بود تا بالاخر يك جهاز مسافر بردار آمده آنها را با خود برداشت .\n\n( غرق شدن دو جهاز ديگر )\nستيمر « رايو پرانا » که بطرف بحر ابيض ميرفت ، وجهاز « هار پوليون » که بجانب « نيوپورتا ميوز » عزيمت داشت هر دو از صدمۀ توريد و در رودبار انگلستان غرق شدند و بدون ۳ نفر جنانی که از ضربۀ توربيدو هلاک شدند باقی جميع عملۀ آن سلامت ماند .\n\n( يك جهاز امريكا غرق كرده شد )\nلندن ٢٤ فروری :\nديروز ستيمر « كرب » امريكان قريب سواحل جرمن غرق كرده شده است كه بران ٤٦٠٠ بار پنبه بود و از طرف محكمۀ سرکاری دولت امريكا بيمه كرده شده بود .\n\n( دولت امريكا بيمه را بند كرد )\nنيورك ٢٤ فروری :\nاعلان كرده شده است كه گورنمنت قانون بيمۀ جهازها ويامال و اسبابی كه بدولتهای فريقين جنگ رود برای چندی بند كرد كه به غرق شدن جهاز « ايولن » ، و « كيرب » منسوب ميشود .\n\n( جهاز تجارتی دولت امريكا غرق كرده شد )\nلندن ٢٢ فروری :\nاخبار « لو كانز مجر » مينويسد كه جهاز تجارتی « ايولن » دولت امريكا كه از نيورك به « بريمن » جرمن پنسبه می آورد ، در شمال « بوركم » با سرنك تصادم نموده غرق شده است يكجهاز جرمنی عملۀ آنرا نجات داده با خود برداشته است .\n\n( غرق شدن استيمر ناروی )\nلندن ٢٢ فروری :\nستيمر « ريژن » ناروی كه از « شيلدز » به « پردو » ميرفت امروز بوقت ساعت ۹ و نيم صبح در نزديكی دوور غرق شد .\n\nصفحه ١٥\n\n( غروبی يك جهاز فرانسوی )\nلندن ۲۷ فروری :\nجهاز تباه کن فرانسوی «ديك بالك - رنك» استرالی برخورده غرق شده است رسماً بيان كرده ميشود كه جهاز «ديك» بايك جهاز كدام بطرف موقعی ديگر وميرفت و در اثنای رفتار بايك سرنك تحت البحر دولت استريا مصادمه نموده غرق شد و ۳۸ نفر آن نيز مفقود الاثر ميباشند .\n\n( يك جهاز زخمی دولت سويدن )\nلندن ۲۷ فروری :\nيك تلگراف از «پودن» معلم است كه ستيمر «سوارتن» سويدن درينجا رسيده است . و در حصۀ مخروطی جهاز مذكور يك رخنه بزرگ واقع شده كه با سرنك تحت البحر برخورده و يا توربيدو بران انداخته است .\n\n( پشاور ديلی نيوز ) ( غرقان جهاز پرنسز ويكتوريا )\nلندن ۹ مارچ :\nبه بعد ۱۸ ميل از درسی بر جهاز «پرنسز ويكتوريا» توربيدو حواله شد . و هرچند كه او ميخواست كه خود را از انداخت توربيد وى تحت البحر بشمال احتياط بكشد مگر ممكن نشد . حتی بساعت ۹ و نيم صبح بهره دار قسم پيشين جهاز خبر آمدن توربيدو را رفقای خود ابلاغ نمود كه آنوقت هيچ فرصت بچپ شدن از محل انداخت توربيدو نمانده بود . توربيدو بر جهاز اصابت نمود و يك مصادمۀ بسيار مدهشی بعمل آمده جهاز غرق شد . و عمله آن بعد از انكه ۵ ساعت بر سطح بحر با كشتی های خورد خود سراسيمه ماندند بالآخر يك جهاز خورد آمده آنها را برداشت .\n\n( غرقان يك جهاز ديگر )\nلندن ۹ مارچ :\nيك كشتی ماهی گير ملاحان جهاز «بليك وود» را در «نيوهيون» فرود آورد . که بوقت ۹ تجه صبح بر جهاز مذكور وار توربيدو خالی شده بود . اهل جهاز را پيش از انكه ديگر جهاز امدادی بردارد تا دو نيم ساعت در كشتی های خورد خود بر سطح بحر شناوری داشتند . كشتی تحت البحر بعد از زدن توربيدو بر سطح بحر برآمد ولی هيچ يك امدادی برای نجات دادن عملۀ جهاز ننمود .\n\n( غرق شدن جهاز تنگستن )\nلندن ۹ مارچ :\nامروز بوقت ۱۲ و نيم ساعت بر جهاز «تنگستن» توربيدو حواله كرده شد و با تمام عمله و دمله خود دفعتاً بلامهلت غرق شد .\n\n( غرقان يك جهاز فرانسوی )\nلندن ۱۰ مارچ :\nدر نزديكی «هچی هيد» يك كشتی تحت البحر جرمنی ملاحان يكجهاز «ترار» فرانسوی را اشاره كرد كه از جهاز فرو آيند . و به"}
{"book": "adl0616", "page": 1124, "text": "صحیفه ۱۵\n\nاز انکه اهالی جهاز فرود آمدند بر « ترازه » مذکور تورپیدو انداخته شد . که بعد از کمی دیر غرق کردید .\n\n( زمیندار ) :\n( طیاره زبیلن بر کیلی )\nلندن ۲۳ فروری :\nامروز صبح يك طياره زیبلن ۱۰ بم بر کیلی انداخت که از ان ۵ نفر هلاك و چیزی زخمی شدند ، و مال و اسباب را نیز کمی نقصان رسید .\n\n( طیاره جرمی بروارساو )\nبعد از توقف چند هفته باز طیاره های جرمنی بروارساو حمله کردند . يك زیبلن مهیب حرمتها به بلندی ۳۰۰ فوت بر شاه راه وارساو پرواز میکرد . درین اثنا يك بالون روسی تعاقب آنرا کرد ولی ناکام شد . و در همین اثنا زیبلن بر شهر يك چند بم انداخت که از ان در تمام شهر شور و اضطراب برپا شد هرچند که کسی هلاك نشد ولی بسی عمارت ها را ضرر رسید توپخانه روسی هم بران گله باری کرد مگر افسوس که همه آن بخطا رفت شب همین روز سه عدد طیاره دیگر جرمی هم برای تشخیص مقامات برشهر دور خوردند .\n\nپیشقدمی جرمن در فیندرز\nلندن ۱۳ مارچ -\nنامه نگار اخبار دیلی مل از را ترده خبر میدهد که جرمن به سعی بلیغ پل های جویهای این حصه را مضبوط نموده است تا توپ های وزنی و سنگین از بالای آنها برده بتوانند - جرمن ها بطرف دریای یسر به سرعت حرکت میکنند و از چند روز گذشت دسته های فوجی از کهنت بطرف برو کی برده می شود تا این زمان دشمن ما از سبب ضعف توپخانهٔ خود همراه ما مقابله نمی توانست لاکن حالا توپ دراز دهن دور انداز در سنگرهای خود نصب نموده است و افواج خود را بذریعهٔ موتری می برد - تا در بنو شیل حالات باو موافقت کند -\n\nهمدرد : (غرقابی جهاز جنگی انگلیز )\nسیکرتری اداره بحریه بکمال افسوس اعلان میکنند که جهاز جنگی « کنتر » که از چند روز به اینطرف مفقود الخبر بود حالا چنان معلوم میشود که با جمیع افسران و ملاحان خود غرق گردیده است . اسباب غرقابی آن هنوز معلوم نیستند ، ولی تخته های آنرا موج بحر بساحل شمالی ایرلاند انداخته است .\n\nکذا : ( غرقاب یازده جهاز تجارتی )\nیکی از خبر هائیکه بذریع جرای رسیده اند آنست ، که جهاز جنگی « کارازدو » ی جرمی در ۱۵ روز گذشته ۱۱ جهاز تجارتی انکلیز را اغراق نموده است .\n\nسال چهارم شماره ۱۵\n\nکذا : ( دوازده جهاز مفقود الخبر )\nدر خبر های رسمی جرمن اینهم شایع شده است که ، اخبار پتان ، و فرانسوی اطلاع میدهد که ۱۲ عدد جهاز های انگلیزی و فرانسوی که وزن مجموعی آنها به ۹۸۰۰۰۹ تون بالغ میشود در بنوقتها بکلی مفقودالخبر میباشند . اغلب آنست که اینها را کدامی از کروازور های جرمنی غرق ساخته است .\n\n( پشاور دیلی نیوز )\n( جهاز جنگی انگلیزی غرق )\nلندن ۱۳ مارچ :\nاداره بحریه اعلان کرده است که جهاز جنگی « بیانو » که برکومه مأمور بود غرق شده است بتاریخ ۱۱ ماه حال تخته های جهاز و جسد های اهل آنرا بحر به ساحل انداخت . از صورت حالات آن معلوم میشود که جهاز مذکور را کدام تحت البحری تورپیدو زده است . ۴ افسر و ۲۰ نفر سپاهی آن نجات یافته اند . و متعلق نفری دیگر آن خیال کرده میشود که همگی غرق و هلاك شده اند .\n\nکذا : ( چهل و هفت جهاز ماهی گیر مفقود الخبر )\nلندن ۱۳ مارچ :\nرسماً اعلان شده است که از آغاز جنگ تا بحال ۴۷ عدد جهاز های ماهی گیر مفقود الخبر میباشند که غالباً غرق گردیده اند . این عدد علاوه بر جهاز های تجارتی و جنگی میباشد )\n\nکذا : ( جهاز کیل انگلیزی غرق کرده شد )\nکرووا زور ، در سدن ، جرمنی جهاز « کیل » انکار را غرق کرده است ، و اهل جهاز را در « والبریزو » فرو آورده اند .\n\nکذا : ( یکجهاز فرانسوی غرق )\nلندن ۱۳ مارچ :\nاز « پیو نمبرز » خبر رسیده است که در جهاز « چرچیل » ملاحان و ۱۶۷ نفر مسافر جهاز « کاو لوپ » فرانسوی به مقام « برمیگو » رسیدند که جهاز مذکور را کرو وا زور « گراؤن پرزو باسهلم » جرمنی در قری « فرنیندو پوزوتاه » غرق کرده بود .\n\nکذا : ( چهار جهاز دیگر غرق کرده شد )\nلندن ۱۴ مارچ :\nکشتی تحت البحر « یو نمر ۲۹ » جرمی جهاز های « هند لندز » و « السین » و « اندین ستی » و « ایدنیون » را توربیدو زده غرق ساخته است .\n\nکذا : ( جهاز فورازن غرق کرده شد )\nلندن ۱۳ مارچ :\nبر جهاز « فورا زون » انگلیزی در رودبار « برستل » و تور پیدو و از کرده شده غرق گردیده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1125, "text": "سیاره ۱۵\n\nسال چهارم\n\nعدد ١٦\n(عرفانی جهازها رندیل)\nدر دانیال مشغول پیکار بودند گلوله‌های استحکامات ترک رسیده\nزده و زخمی نموده و کشتی جنگی، انگلیز، نام انگلیز شکسته\nو بیکار شد است. تخمیناً نود و نه لک پوند ازین رهگذر به انگلیز\nو فرانس نقصان وارد شده.\n\nلندن ۱۵ مارچ:\nدر قری بلفاست وقت ساعت پنج صبح یک کشتی تحت البحر جرمنی بعد\nاز تعاقب مسافة کثیر وجهازه هار تدبل، انگلیسی نور پیدو انداخت\nاهل باز پر کشتی‌های خورد ملحنه سوار شده جهاز غرق گردید.\nوکیل:\n(به همه پرلندن)\nنامه شکار خصوصی اخبار (شکاگو تریبیون) مقیم جنیوا\n(واقع سویسره) کیفیت با هیت آن ریپلن‌های مهپیدا که برای\nحمله لندن در آلمان ساخته شده است بدیشان و قطر از است.\nدولت آلمان عدد قوه تجربه خود به آرامی و مستعدی در تهیه\nحمله کردن براندن بذریعه جهازهای هوائی مصروف و مشغوف\nبود، در جمیل اکانتنر یک کارخانه بزرگ زیبان سازی ساخته بود\nاز آغاز جنگ یکهزار هر درین کارخانه مصروفند. پیش از حرب\nدر آنجا (٤٠٠) نفر کار میکردند فیروز ۸ ساعت، ولی از آغاز\nحرب این انتظام کرده اند که در ۲۴ ساعت شبا روز (۱۲)\nساعت (۵۰۰ نفر کار میکنند و محمد آرام و در دوازده دیگر باز\n(۲۰۰) آرام و (۵۰۰) کار میکنند یعنی ۵۰۰ نفر هر وقت کار\nمی کنند. حصه های مختلفه جهاز هوائی در دیگر کار خانجات\nجرمنی ساخته شده بذریعه دیل این کارخانه می آرند کار اینجا فقط\nمرتب ساختن و پیوند کردن است. باین نوع در سه هفته یک جهاز\nهوائی کامل میشود. پیش ازین هر قدر زیان ساخته میشد قبل\nاز رفتن منزل مقصود امتحانا بهوا پرانده دیده میشد. مکربک ربیان\nآخری که از همه زیاده تر مضبوط و بزرگ است و به و تو میر مکمل\nشده و پس از تکمیل بی امتحان فوراً بطرف شمال روانه کرده شد.\nطول این زیبان چهل گر است یعنی از همه زیبان‌های پیشینه\nدر از است عرض آن قریب ١٤ گر است و قوت آن برابر (۳)\nدور ۸۰۰ اسپه قوت میباشد همه آن ۳۰ فرافسر و دیگر کارکن‌ها\nمیباشد. وقت رفتن نجاه کوله در آن جهاز گذاشتند که هریک آن\nباعث نقصان کثیر میشود هر کله آن مانند توب مشهور ۱۹ انج دهانه دار\nنقصان رسانده است چنانچه قریب فریدرج شیدن یک که افتاد کده کردر و\nزمین حفر کرد و تمام زبیان‌های دیگر آن بهمین قسم گلوله‌ها مسلح اند.\n\nخرابیها در پولیند\nپتروگراد ۲۲ مارچ: - بسبب حمله‌های پیاپی و باران گلوله‌های\nجرمنی در لهستان - یعنی پولیند نود و پنج شهرهای کلان روسی\nو چهار هزار و نهصد ده ها و قصبه‌های ملک روس ویران و تباه شد\nکه اندازه نقصان آنها ده کرور پوند تخمین میشود.\n\nنقصانات بحری\nلندن ۲۳ مارچ: - رسماً خبر میدهند که تاکنون نجاه و چهار\nکشتی تجارتی انگلیز یا غرق شده یا گرفتار آمده، و دوازده\nکشتی بسرتک بر خورده غرق گردیده است و بیست و دو کشتی\nرا کشتیهای آبدوز جرمنی غرق کرده است. و علاوه بر آنها\nچهل و هشت جهازات ماهیگیری بادی هم غرق و ضایع شده است.\n(قلعه پر زیمل)\nپتروگراد ۲۲ مارچ: - رسماً خبر رسیده که قلعه پر زیال را که\nدر سر حدروس و مال اوستریا بود روسها فتح و تسخیر کرده اند.\n\nو خبرهای هندستان\nکلکته ٢٥ مارچ: کورتنت هندستان یک قانون بسیار\nمستبدانه و جابرانه بسیار شدید مارشل لا را در هندستان سر از نو\nجاری کرده که موجب این قانون همه حقوق رعایای هندستان را\nدر زیر انحصار در آورده است که بموجب این قانون هیچکس از رعایای\nهند بهمراه خارج ملک هنرستان خط و کتابت کرده نمیتواند.\nو اگر کسی ادنا سختی که موجب خوف و هراس مردمان شود.\nو سد راه کامیانی دولت متحده کرده بگوید بایکند به قتل میرسد\nو بر هر کس که ادنا شبهه وارد شود خانه و سرای و قلعه او را حکومت\nضبط میکنند و خود او را حبس میکنند، و در نزد هر کس که اسلحه\nو بارود و دیگر اشیای حربیه ظهور نماید موجب هلاکش میگردد.\nحکومت خانه و دکان هر کس را که دعوی بخواهد بالا پرسان و بازخواست.\nتلاشی میگیرد، و هر کس که بر خلاف دولت بریتانیا سخنی بشوید\nو یا موجب خوف و هراس فوجی شود، و یا کسی را منع کنند که\nدر ملازمت دولت بریتانیا داخل نشود و با کسی گفت که این\nقانون خوب نیست و بر خلاف این قانون حرکتی کرد و با سختی\nگفت او را گرفتار کرده روی بروی سه نفر افسر که مأمور\nاجرای این قانون هستند پیش کرده قرار جرمی که از دست\nبابک او سر زده باشد با برای قتل با هفت سال حبس و یا کاله وان\nمیرسانند. از اعلان این قانون اهالی را یک تب و تاب نا امیدی\nو طپیدن بسملی پیدا شده است...\n\nآخر ترین خبرها\nنقل از اخبار های انگریزی و اردو\nدر دانیال\nلندن ۱۹ مارچ: محکمه بحری دولت بریتانیا اعلان نموده\nکه در هنگام گلوله باری بر در دانیال دو کشتی درید ناوت دولت\nانگلیز که یکی، اوش.. و یکی، داری استیل و نام داشت بابک\nدرید ناوت، سوویت، نام دولت فرانس بسرنگهای متحرک بحری\nعمان برخورده غرق و ناپدید گردید. سپاهیان و عمله جات کشتی\nدر دلاوت فرانس تماماً غرق شده اند حال آنکه تمام سپاهیان کشتیهای\nانگلیزی را دیگر کشتیهای شان از غرق نجات داده اند. و نیز\nکشتی، کولوی، نام فرانس را از کانونه بازی استحکامات ترک نقصان\nو دید رسیده و نیز بر تمام کشتیهای جنگی فرانس و انگلیز که در\n\nدر چهاب خانه حروفی دار السلطنة کابل طبع گردد.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1126, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعهٔ ممهور و محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هرگاه همچنين يك رقعهٔ شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك قران يعنى نيم روپيهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قران يعنى نيم روپيهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد . هرگاه شخصی اعلان خود را مبادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1127, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهرقدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده، داکخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود، مشترکین کرام دارالسلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای داکخانه خود شان میرسد.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار الافغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰ مصور مجلد\nدرر و اسلامیت\nآنچه باید کرد؟\nادب در فن\nترجمه\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nسیاحت پر دورا دور زمین هشتاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضة حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشند از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهایی مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1128, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nسال چهارم\nشماره ١٦\n\nفهرست مندرجات\n\nبهاریه )\n\nحوادث داخليه\nاز شفاخانه ملکی دار السلطنه کابل - ایسنا تستيق - عجایب خلقت - از محکمه واقعه نگاران - از کوتوالی دار السلطنه کابل مرقوم شده - سیاحت از کابل تا قندهار\n\nادبیات\n( بزبان افغانی\n\nعلوم وفنون\n( حکمت تاريخيه\n\nحوادث خارجيه\nاحوال - نقل از اخبارهای ایران - ورود قوای امدادیه عثمانی - عثمانیها در کروس - دلایل آلمان در صحت اعمال خویش عید را در آلمان چگونه باید گزرانید - در مراکش - عزیمت پادشاه انگلیس - در مصر - برق عثمانی در مصر - شورش در تونس - قلعه زرك اسلامی - دزدی در مشهد - تنبیه انگلیسها از تجربه خود - آخرین خبرها از اخبارهای اردو\n\nتصاویر\nاز منظرهای استانبول قصر دلارای پیکار بیکی - از منظرهای استانبول ( الا طولی حصار ) نام قلعه جنگی قدیم در بوغاز بوسفور - از منظرهای هندوستان ( تاج محل ) کارنمائی بسیار عالی مصنع در اکره - از منظرهای هندوستان ( لاهوری دروازه قلعه دهلی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1129, "text": "از منابع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانيه وسعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات ، ماشین خانهٔ مباركه دار السلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربيه دفاعیه و اینفورم های عسکر شاهانه وغيره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حكم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ، ذيل ( دكان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه بانی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انکریزی ۳ فوته مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\nقسم اول | قسم دوم\nدرجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nرنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nقیمت | تا حال ساخته نشده | ۷ روپیه | ۶ روپیه ۱۰ پیسه | ۶ روپیه | ۵ روپیه ۲۰ پیسه | ۷ روپیه | ۶ روپیه ۱۰ پیسه\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انکریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۰ پیسه | کشمیره دهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲)\nتکمه های جرمی محراب و منبردار\nجراب ها\nرقم | نکلبانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ۱ روپیه ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه و ۱۰ پیسه | ۱ روپیه | ٥٥ پیسه\n\n(٤)\nکروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف یک اسپه دو کره دو ناره | زه باف یک اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بارانی روا سیه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دست دولانه بكل چار اسپه | چرم باف همرکابی\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٤ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۲۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت مره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب پیت زنانه | ارزین سواری سیخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی سیخ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بين بيت يك اسپه | از زین سواری دولایه ، سیخ چرمی کجکفتان\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥، ٦)\nاقسام گلهای مصنوعی سر\nکل جرین | کل پرپینه | کل نافرمان | کل شبو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٩ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | کل لشتن | کل یاسمن | جنیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | کل سوسن | کل گلاب | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\nالمشتهر ﴾\n( میر محمد هاشم دفتری کارخانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1130, "text": "صحیفه (۱) سال چهارم شمارة (١٦)\nبسمه تعالى شأنه\nافغانستان\nمدیر و سر محرر\nمحمود طرزی\nالافغان و مطبعه\nدر دار السلطنة کابل ۱۲ روپیه کابل\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nاشتراکات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nپر بازده روز اکثر کمتر میشود.\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک آنی است.\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ یکم جمادی الثانی ۱۳۳۳ تاریخ انگریزی ١٦ اپریل تاریخ شمسی ٢٦ حمل ١٢٩٤\n(بهاریه)\nکلام ادب پیام دیانت انجام حضرت طرزی صاحب مرحوم\nتوگویی از سر تو خون کوهکن زده جوش\nجهان چنان شده گلزار از نسیم بهار زین دمیده شقایق از دامن کهسار\nکه موج گل انجمن بر گذشته از دیوار بخیر تم چه ادا کل بکار بلبل کرد\nاز اعتدال هوا بسکه باغ شد مرطوب که یک زمان نشیند خوش از گفتار\nزسبزه آینه آب باشه زنگار ربوده طاقت و صبر و قرار از مستان\nدوان پای درختان صحن بستان آب فغان بلبل و\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1131, "text": "صفحهٔ ۳ سال چهارم شمارهٔ ۱۶\n\nزصنع قدرت او آیه ایست هفت فلك\nوجود رحمت او قطره ایست هفت بحار\nنمونه ایست از لطفش بهشت و حور و قصور\nشراره ایست ز قهرش حجیم و دوزخ و نار\n\nه احوال قیامت .\nچو نفخ صور سرافیل بانگ بر دارد\nشود ز هیبت او محو از جهان آثار\nکه خطبهٔ لمن الملك را جواب دهد\nبجز خدای که لله واحد القهار\nکا ئنات حیاتی نماند از ذیروح\nبروز کار شماری نماند از جاندار\nبساط سبع سماوات را بهم پیچند\nبسان صفحهٔ قرطاس و کاغذ طومار\nهمه زوال پذیرند غیر ذات خدای\nقدیر و قادر و پرور دگار لیل و نهار\nز ترس و بیم پدر را نه شفقتی به پسر\nز خوف و رعب نه معشوق را امید از یار\nفغان و ناله کنند انبیا که وا نفسا\nبخویشتن همه مشغول ز امتنان بزار\n\n. کیفیت شفاعت .\nدران مقام کسی را نه رحمتی برکس\nبغیر احمد مختار (ص) و عترت اطهار\nز يك طرف حسنين و ز يك طرف زهرا\nز يك طرف سر اخیار چار یار کبار\nهمه گرفته بکف گیسوان مشک افشان\nهمه کنند بجان لفظ امتی تکرار\nگشاده دست شفاعت نزد خالق خلق\nکه رحمتی نما سوی امت ای غفار\n\nه نعت شافع روز جزا عليه افضل التحايا .\nاگر چه مدحت ذاتت نه حد همچو منیست\nقدر دانش خود شمه کنم اظهار\nمحمد عربی شاه خطهٔ لولاك\nکه هست بر همه پیغمبران سرو سردار\nمحمد عربی باعث وجود جهان\nکه بود همچو پدر بر مهاجر و انصار\nمحمد عربی آنکه از کمال شرف\nبود شریعت او قد کون را معیار\nمحمد عربی آنکه از رهٔ معنی\nبر انبیاست مقدم بر اولیا سالار\nمحمد عربی آنکه خاك نعلینش\nبود ز روی شرف سرمهٔ اولی الابصار\n\nمرا که هست چنین سرور شفاعتخواه\nجه باك ز آتش سوزان و خوف روزشمار\n\nو مناقب چار یار کبار رضوان الله اجمعین .\nز بعد حمد خدا نعت خواجهٔ دوسرا\nشنو مناقب و اوصاف چار یار کبار\nپس از مدایح صدیق و حضرت فاروق\nکنم محامد عثمان و حیدر کرار\nچهار کان سخا و چهار بحر عطا\nچهار راهنما و چهار شرع مدار\nیکیست هادی ایمان یکیست جان جهان\nیکیست جامع قرآن یکیست فخر کبار\nچهار رکن حطیم و چهار عرش عظیم\nچهار در یتیم و چهار شرع مدار\nیکیست صاحب غار و یکیست عدل شمار\nیکی سپهر وقار و یکی شهٔ کرار\nازین چهار یکی گر کسی خلاف کند\nسیاه باد رخش نزد خالق جبار\n\n. اعتراف عجز ودعا .\nچو نیست حد تو «طرزی» مدایح ایشان\nخموش باش و بعجز و قصور کن اقرار\nبمصطفای معلی و آل و اصحابش\nدرود و رحمت حق باد تا بروز شمار\nهمیشه تا که بود در چمن بفیض نسیم\nز شیم سحری بر عذار گل اقطار\nمحب آل نبی سرخ روی و خندان باد\nچنانکه گل بچمن بشکفد بفصل بهار\nعدوی دولت اسلام زار و غمگین باد\nبسان نرگس بیمار دایما بردار\n\nجواد داخليه\n\nاز شفا خانهٔ ملکی دار السلطنة کابل\nایستانستیق ـ یعنی جدول حساب ـ است که از نوروز سنهٔ گذشته ۱۳۳۲ تا باین نوروز سنهٔ ۱۳۳۳ عدد مریضانی را که به شفا خانهٔ ملکی مراجعت کرده اند نشان میدهد :\n(۱) ـ مریضانی که هم روزه سردستی تداوی شده اند ٣٥٣٥١\n(۲) ـ مجروحینی که هم روزه سر دستی تداوی شده اند ١١٨٦٦\n(۳) ـ اطفالی که در ظرف یکسال خال چیچک زده شده اند ٤٣٢٧\n(٤) ـ مریضان خواباندنی که برای تداوی در ظرف یکسال بشفا خانه قبول شده اند ١٧٤"}
{"book": "adl0616", "page": 1132, "text": "صحیفه ۳\nسال چهارم\nشماره ١٦\n\n(٥) مریضانی که شفا یافته و از شفاخانه بیرون کشیده شده اند ١٤٥\n(٦) – مریضانی که هنوز در زیر تداوی میباشند ١١\n(٧) عملیات جراحیه مهمه وکلانی که در شفاخانهٔ ملکی اجرا شده است ٥٥\nجمع کل همه تداوی شده گان ٥١٨٢٩\n§\nوفيات\n(۱) بیمارانی که بعد از عملیات فوت شده اند ٤\n(۲) – بیمارانی که از دیگر مرضها فوت شده اند ١٤\nجمع کل همه وفات یافتگان ١٨\n§\n\nتفصیلات وفیات\nازین چار نفر مریضی که بعد از عملیات فوت شده اند دو نفر آن چنان حالی که وجود ش زهر ناک شده بود بشفاخانه مراجعت کرده بود . اگر چه عملیات اجرا شد ولی حیاتش رهایی نیافت . يك مريض دیگر نیز بسببی که از سالهای زیادی از مرض مثانه مشکی بود ، و گرده هایش به التهاب متقیحه ، و مثانه اش بعلت سرطان مبتلا شده بود . بعد از انکه مثانه اش باز کرده شد و دیده شد که قابل عملیات نمیباشد پس بسته شد . بعد از عملیات در ظرف ٥٣ ساعت از سبب تسمم بولی وفات یافته است . بهار جارمین ، يك مردی بود که جاغور بسیار بزرگی برایش پیدا شده بود . عملیات فوق العاده آن به بسیار کامیابی و خوبی اجرا کرده شد ، و آمرض بوغمه جاغورش التیام یافته نزديك بخوبی رسيد ، اما دفعةً بمرض ذات الریه گرفتار آمده بعد از عملیات به ١٤ روز وفات یافته است . عملیات خورد و ریزه که بدون نوروفارم – یعنی دوای بیهوشی – اجرا شده است درین حساب داخل نیست .\n\nدر خانهٔ حاجی ، صدر الدین ، نام شخصی از ساکنان قریهٔ ده مزنك ، كابل تولديك پسری بوقوع آمده که طفل مذکور از منفذ طبیعی - یعنی مقعد - سراسر محروم بوده است . چنانچه عادت و اصول انجاست بيك دلاك رو آورده چاره آنرا طلب میکنند . دلاك آغا نیز هماندم پاکی خود را از کمر کشیده از يك جایی که خیلی دور تر از مقعد طبیعی بوده باشد تمام بهادری و دلاوری پوست را پاره میکنند و چون از سوراخ مقعد هیچ اثری پیدا نمیشود پس گردن خود را خاریده بی کار خود میرود . این عایله از ان مردمان عجاره هستند که بخانه شان اولاد نیامده و اگر آمده بسبب های مختلف ضایع شده ، و بی اولاد مانده اند . در بنیاد که صاحب اولاد شده اند چون دیده اند که بسبب این عارضهٔ بی مقعدی آنهم بيك مرك محقق معروض میباشد درجه غم و اندوه پدر و مادر عجاره را قیاس باید که چه درجه خواهد بود . همچنین غمها را آنکسانی درك و قیاس کرده میتوانند که پدر و هم اولاد دلشان کباب شده باشد ؛ مصیبت دیگر این بیچاره گان را به بینید که از موجود بودن يك شفاخانه که از بنقدر سالها بسایهٔ مرحمت پیرایهٔ ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) بصدها هزار عمار در ان تداوی شده و میشود نیز خبردار نبوده اند . نمیدانم که آیا بر چنین خبری خنده باید کرد . با افسوس ؟ بهر صورت : یکی از دوستان حاجی صدر الدین که از متعلقات شفاخانه ما میباشد حاجی مذکور را بر موجود بودن شفاخانه خبر داده ، و او را سفارش و تشویق نموده طفل مذکو را که از تولدش پنجاه ساعت نگذشته بود برداشته بشفاخانه آوردند . چون دیدم که این مسئله خیلی شایان اهمیت است . و زودی و تیزی در ان بکار است همان ساعت بیدرنگ عملیاتش را اجرا کردم . چنانچه اولا از پوست آغاز کرده نسج حجروی تحت الجلده و « صفاقات » - یعنی پرده های نازك عنکبوتی که گوشتها را پوشیده است . و « عضلات » - یعنی گوشتها را طبقه به طبقه پاره کرده ، تا به « پروستات » - و پشت مثانه ، تخمیناً زیاده از چار سانتیمتر و به قدر به انگشت می آید در يك نقطه بسیار عمیقی آخر روده را پیدا کرده توانستم . شكم طفلك پنجاه ساعتهٔ بیچاره طبعاً از جمع آمدن غازات یعنی گیسها برباد و آماسیده شده بود ، و از درد بسیار بر گریه و ناله دوام میورزید ، در جایی که روده را یافته بودم مجبور شده روده را پاره کردم . از شکافی که حاصل شد مقدار بسیاری از گیسها و يك مواد سیاه رنگی بیرون برامد . آماسیده گی شکم فرو نشست ، و طفل بیچاره نیز از گریه آرام گردید . بعد ازان این کار باقیماند که مقصد را اصلاح و درستی داده برای اجرای کار طبیعی آن کار آمد بسازیم . لهذا التصاقات - یعنی چسپیده گی هایی را که از ان نقطهٔ عمیق به اطراف حاصل شده بود گاه با انگشت و گاه با آلات جراحی باز کرده ، روده را بدرجهٔ که لازم بود بیابان کشیدم ، و نوکهای آن را به پوست دوختم .\n\nخلاصه\nعدد مریضانی که بحساب وسطی هر روزه بشفاخانه می آیند ) ۹۷\nمجروحینی که هر روزه می آیند ۳۰\nجمع کل روزانه ۱۲۷\nجمع جمله مریضانی که در ظرف یکسال برای تداوی بشفاخانه ملکی روی آورند ( ٥١٧١٨ ) نفر است . بیمارانی که بصورت رسمی – یعنی سر کاری – رفت و آمد دارند داخل إلحساب فوق نمیباشند فقط .\n\nعجایب خلقت\nتحریراً نیست که از طرف مترجمان دو فتور منير بيك خان سر طبيب و افسر شفاخانه ملکی بهمراه انستانستیق فوق بمارسیده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1133, "text": "صفحهٔ ۹\nسال چهارم\nشمارۀ ١٦\n\nبعد از بیست و پنجروز زخم بتمامها التیام پذیر گردید و امروز قریب دو ماه میشود که آن طفل نوزاد بکمال صحت بوده فضلاتش نیز از مجرای صنعی که حال طبیعی را گرفته است مخارج دفع میشود، و همچنين وقوعات یعنی همچنين ولادتهائی که طفل نوزاد به این کیفیت تولد یابد از نا درات نیست، ولیکن محصور ماندن روده در منقدر جای عمیق از وقوعات بسیار اندری شمرده میشود، اگر شفا خانهٔ ملکی نمیبود برای این طفل بحسب ظاهر زنده گانی محال مینمود. لهذا این مرحمت عام و حیات بخشی اعلیحضرت پادشاه کثیرالانعام است که بانی حقیقی و محیی اعظمی شفاخانهٔ ملکی میباشند. آبادیاها و نیازهای دلسوزان دلخستگان که بدرگاه حضرت پروردگار عظیم الشان در حق اعلیحضرت پادشاه با مرحمت و پدروی شفقت خود شان رفع بارگاه کبریا نمایند چنان مظهر حسن قبول نخواهد شد ..\n\nدر نها چيزيكه بحصهٔ من میرسد این است که سبب جلب کردن دعاهای خیریت انتهای رعایا و برایای شاهانه برای ذات اعلیحضرت ملوکانه شان میشوم که برای این عاجز بزرگتر ازین فخر و مباهات تصور نمیشود، و من الله التوفیق،، تحریر فی یوم پنجشنبه ۲ شهر جمادی الاول سنه ۱۳۳۳\n\nاز محکمه واقعه نگاران\nواقعه نگار کهمرد و سیغان مورخه ۲۲ ذی حجة الحرام ارسالی خود نوشته است — لعل محمد نام ولد اکرم ساکن باشگاه را مرضی واقعه شده که بروز سه شنبه ۲۱ ماه حال بعمل به تجد روز دفعتاً از زبان گنگ گردیده و گوشهای اندام های خود را بدهن می کنند صبح روز مذکور فوت شد عمر آن تخمیناً سی ساله بود —\n\nواقعه نگار مزار شریف مورخه ۲۹ ذی الحجه الحرام ارسالی خود نوشته است — از تاریخ ٢٤ ماه ذیقعده الحرام الی ۲۲ ماه ذیحجه باران های زیاد و متواتر باریده خرمن های گندم و غیره غله یاب همه بدشتها بود رو خراب شده از باعث باریدن باران ها نقص زیاد برای مردم زراعت کار صفحه ترکستان رسیده است فقط\n\nواقعه نگار هرات بعریضه مورخه ۲۵ ذیحجه الحرام ارسالی خود نوشته است که یوم شنبه ۱۸ ماه حال بعد از نماز شام الی نه بجه شب باران بسیار شدید باریده صبح آن در شهر انجیر و جوی نو سیلاب آمده بخانه های رعیتی آب درآمده خود نائب الحکومه هرات همراه نفری زیاد رفته آمد سیلاب را بزودی بسته نمود که مخلوق خداوند از ضرر آب فارغ گردیدند والا نقص و خرابی زیاد می نمود فقط\n\n__________\n\nمورخهٔ یکشنبه ۱۲ ماه جمادی الاول سنه ۱۳۳۳\n\nاز کوتوالی دارالسلطنه کابل مینویسند\nاینکه عالیجاه محمد قاسم خان کلانتر گذر مراد خانی برپوت اطلاعدهی یوم شنبه ۱۱ شهر حال خود تحریر کرده که یوم جمعه\n\n۹۰ شهر مذکور در کوشهٔ دیوار خانه حسین بنیه گر — و سنج بام و طاق خانه شربت نام در کر برق سهائی رسیده بعضی جاهای خانه های مذکور را اندك اندك سوخته کی و خراشه شده — و از صدمه برق مذکور خود حسین صاحب خانه — و سرور نام هزاره ولد غلام رسول نام دو ساعت بیهوش کردیده — بعده بهوش آمدند بدیگر جاها فضل الهی ضرر و نقصانی واقع نشده — فقط\n\nسیاحت از کابل بقندهار\n( مابعد از شمارۀ ۹ )\n[ — ۲ — ]\n( ارغندی — میدان )\nشب در رباط با نجات با امن و امان بودیم، مرا خواب نمی آمد. افکار پیاپه حواسم را افکار میساخت، ترب ترب اسپان محل سکون شب می شد. این شب زمین سخت گذشت، زیرا شب اول سفر اول منست. چون بیدار و در انتظار بودم کشب دراز شد و شب فجر دامادگان را یادم داد - خلاصه در خیالات شاعرانه بر من صبح شد. این روز قیامت است شب نیست.\n\nعلی الصباح بعد از ادای صلوة در مسجد رباط بوقت طلوع آفتاب معادل ساعت (۹) باز قافله بسته شده رو براه آوردیم و از رباط خود را تأسرك رسانیده، بازیر همان سرک رفتار داریم. من گاه گاه روی خود گردانیده، درختها، عرف های بلند را بعضی حصص جار دهی را نظاره میکردم. قدری راه رفتم که پشتهٔ سنگی سنگ پشت مانند چون سنگ تفرقه فلك در میان افتاده چهاردهی از نظرم مستور و مرا مهجور ساخت. ...\n\nامروز چیزیکه در راه جلب نظر ما می کند، همانا قطعات سبز و قلعه جات «ارغندی» است. که درخت غلو و سبز آن از دور اظهار آباد بودن آنرا می کند.\n\nاز عندی چهار گروه از «قلعهٔ قاضی» مسافه دارد. قبل از اینکه ملجأ مسافران یعنی رباط خوش بساط ساخته شده بود، اکثر مسافران از قلعهٔ قاضی گذشته در بقعاء ارغندی قریب دهات شب میگذرشتاندند.\n\nبر سر راه اینجا يك مقام «خرج گیری» واقع و مشهور به «چوکی ارغندی» میباشد. کمی گوش نهیم در حد چها می شنویم: چون صدای درای قافله بکوش «لازمان» (خرج گیری) درآمد، فی الفور از درون «کونه» بر آمده با هیئت عجیب و صدای غریب، باشید! ایستاده باشید! که معنی توقف را اعلان مینمود از چار پنج دهان یکبارگی خارجشده قافله مجبور بایستادن شد.\n\nراستی که اگر همچنین پنج صدای متواتر بکوش قافله نمیرسید گاهی نمی ایستادند، زیرا چون از قلعهٔ قاضی بر آمدیم در قافله همین ذکر بود که در چوکی ارغندی چه خواهیم کرد؟ و چسان خواهد شد؟ زیرا ایشان در خرجین ها بعضی اشیای تجارتی پنهان و بی پته (۱) دارند !... لهذا مشوش میباشند !!..."}
{"book": "adl0616", "page": 1134, "text": "سال چهارم شماره ١٦\n\nاز فریقین حرکات وسکنات غریبه مشاهده افتاد . مردم قافله ساعی كه يك بارگیر را بگذرانند و ملازمان خرجگیری جهد میکنند که بارگیری نگذرد لهذا طرفین باطوار غریبه صداها و گفتگوها می کنند . پس از گفتگوهای بسیار یك شخص از طرف قافله گفت چه سخن است؟ شما هم شیری خود را گرفته قافله را\n\nبگذارید تا رود، ایشان گفتند خوب است چه گفتگوی باقی می ماند بعد از ان دو سه نفر سوداگر از قافله به و کونه خرجگیری . داخل شده بعد از ساعتی توقف پس آمده همه قافله گذشت ما را هار دیدند . به خورجین ها را پالیدند ! .... حقيقه که\n\nاز منظر های استانبول\nقصر دلا رای بیکلر بیکی از بناهای سلطان عبدالعزیز خان مرحوم\nدر جهت ساحل اوروپای بوغاز بوسفور\n\nشیری عجیب مزه دار چیز بود !! .....\n§\nامروز هم در دامن کوه ها و دره ها رفتار داریم ولی آهسته آهسته میرویم کمی راه رفته بودیم که یکبار زمین وسیعی سراسر خضرا ، انهارش روان ، بارش فراوان، چنارش پنجهٔ سرو در آزادی تافته و باغهایش یاد از خود داده از دور همین صفحه\n\nلوحة نگاشته رسام شهر قدرت با زیب و زینت بوده و از نزدیک در صفائی و خوشهوائی بوی از ( میدان ) جنت ربوده ......\nپرسیدم این کدام جای است ؟\nگفتند : - آیا نام « میدان » را شنیده اید\nحقیقه که خوش میدانی است ! .... ولی\n\n( مظهر )"}
{"book": "adl0616", "page": 1135, "text": "شماره ١٦ سال چهارم صفحه ٦\n\nبایست فرصت چه حظ باشد زیر کلستان ما را قلعه از آن است که چون از قدیم ایشان به نزاع های ماینی و خانگی که رفتن لازم افتاد است چون آب روان ما را مشغول بودند و شب و روز به کشت و خون خود ها مشغول بطرف غرب و شرق آن دو کوه عظيم الشكوه واقع است طول میبودند اریم شیخون بکدیگر چند خانه ما را محاط بيك جار میدان از شمال بجنوب است . مردم میدان زبان اصلی افغانی دیواری ساخته دروازه آنرا شب می بستند و دفع حمله « تربور » خود تکلم میکنند ، و گذران آنها در قلعه ها میباشد و این رسم (۱) های خود میکرده است که تا حالا همان رواج ساختن قلعه ها\n\nاز منظره های استانبول ( اناطولى حصار ) نام قلعه جنگی قدیم در بوغاز یوسفور\n\nدر انها هست که هر قلعه بنام شخص مشهور آنجا معروف میباشد میگویند واقع است. بر هر دو سر قبر سنگهای باریک بسیار در از ما در دامان کوه شرقی رفتار داریم که جمیع میدان را بی کم و کاست بر خلاف مزارهای شینه که دیده بودم میدیدم و تعجب میکردم مشاهده میکنیم. رو بطرف جنوب داریم ، ۱ ارف دست چپ قبرستانهای مردم میدان که به اصطلاح افغانی آنرا « هدیره »\n\n( باقی دارد ) . ع .."}
{"book": "adl0616", "page": 1136, "text": "صحیفه ۷ سال چهارم شارة ١٦\n\nادبیات\nبزبان افغانی\n(بحالت امروز دنيا يك نظر عبرت)\n\nته کره را ته مکی ګوره نظر وکه زما وروره چه عجب ښه فرصت دی خدای راکړی غنیمت دی\nچه عجیبه آوازی دی رنګا رنګه ننداری دی همت کړه درکانو — درو میانو عثمانیانو\nعالم ټوله دی په شور کی مرد و زن په شور ماشور کی بیدار مغز کاملان دی باعبرت عاقلان دی\nد بعضو مخ ترقى له — د بعضو داو پستی له د سلطان همت ته ګوره — مردانه غیرت ته ګوره\nځنی نور ملکونه نیسی ځنی خپل ساتلای نیسی د همت توره په کټلی د غیرت په لاس نیولی\nبعضو نوی تهدای کنیشو و بعضو خپل رهنمای پریښود آفرین دی پر همت وی صد تحسین دی پر غیرت وی\nځنی وا لوله هوانه ځنی شوه بر زمکه بانه چه فرصت په کی پیدا و روان سو په بریتانیا\nیو عجب رنګه احوال دی شوه منشور او ول مقال دی غربی وکی اور وهی سو مقابل هم د روسی سو\nدنیا ده پر شور راغلی تو بدلی قهر بدلی ځنی وی نیوی قفقاز په مطلب سو سرفراز\nلوی دول چه پر دنیا دی په یورپ که په ایشیا دی هم پر مصری حمله کړی هم په سویز په چه وری\nتول په جنګ کښی اخته دی په سرو و وینو آغشته دی بلی بلی ښه فرصت دی خدای راکړی غنیمت دی\nپر (دنیا) ترخپل سرتیر دی خان و مان به بالکل هیردی عطا سوی دی له پاسه وقت به مه باسی له لاسه\nپه یورپ کی زلزله ده سینه روز به نور شبه ده ای زما برادرانو ! ای جمله مسلمانانو !\nد جرمن پر غلبه ده — زمکه سره ددوی پر شپه ده شه فرصت دی خدای راکړی شه نعمت په عطا کړی\nبل دی هر ځای اورونه د توپو ګیزی وارونه چه کفار سره اخته دی په سرو وینو آغشته دی\nپه هوا دی جهازونه په اوبو کی آبدوزونه دښمن وژنی چه بی حده کافران بی توله مړه\nهم په ځمکه دی ریلونه — په دشتو کی موترونه همیشه ښه فرصت نه وی بل بری پر ګمان نه وی\nد توپو نور در بهار دی د سرو کریجو در بهار دی کافی کافی مه پیدا — بیداد په وی دنیا —\nد پکو ټکه هار دی د مردو کو شرکه ها دی تیر کلونه که نظر په احوال که ځان خبر\nهم د پاسه عمان اوری هم کښتی بلادی توری چه پرواز باندی چه حال وو پریشان زموږ احوال وو\nلوی عظیم مهلک توپونه ډیر مدهش آوازونه د کفارو غیر غربی وی شپاو و روز رموز عمری وی\nپر دشمن کوی وارونه ورانه وی هر یو شهرونه تر خوله تیری یی کټلی لافی شانی یی وهلی\nپه لکو عالم قتلیزی — په لکو هم امیر بزی و حرم ته بی نسبت — دوی کاوه په جمعیت\nد قرنو لوی دولتونه — د عمر و سلطنتو نه خدای اخته کړه اوس په خپله سره وژنی یو له بله\nپه یوه آن کښی برباد — د دشمن په زده می شاد داد خدای مهربانی ده د خالق نگهبانی ده\nشه برباد قوم په خرابی پیش عظیم لوی اضطراب دی چه په موږ ګروه نه خلاص شکری وکی په اخلاص\nیوسه بل راسته — می خپور بل ایشا ده ولی ولی مهربان دی د مظلو و نگهبان دی\nد بلجیم و حال ته ګوره له دی حاله دی خدای ساته له ظالم انتقام — اخلی دی همیش مدام\nپه یوه آن شوه برباد — د جرمن زړه شوه په شاد ای باری پرور دګاره ای قادر ای غفاره\nیو عجیب رنګه احوال دی یو غریب منقلب حال دی خوار ( افغان ) تانه زاری که بیا زاری په عاجزی که\nجرمن دی خدای ګمارلی روس انګریزی ښکار لی موږ ټکه کښی له آقانو له جمله افلاطونو\nروسیان ژاړی (زار) زاری کی جرمن خاندی خوشالی کی په سایه کی موده شاه زموږ امیر حبیب الله\nانګریزان په ویر آخته دی ډیر مغموم خو راځی آسوده لری ای خدایه ای هادی او رهنمایه\nپه فرانس کی و لوله ده — د جرمن پری غلبه ده\nالحاصل چه په احوال دی چه تعبیر به ډیر محال دی\nخوشحال دی سامانان خصوصاً بیا افغانان\n\nبحرمت د مصطفی\nمحمد مجتبی ( ص )\n\nسه شنبی اومه د ربیع الثانی سنه ۱۳۳۳\nپه مدرسه شاهی کی ( صالح محمد )"}
{"book": "adl0616", "page": 1137, "text": "سال چهارم\n١٦٠٩\n\nدر آخرهای عصر ششم میلادی قطعهٔ عربستان با ممالك دو دولت بسیار با شوکت و عظمت و قوت و هیبتی همجوار بود که يكى دولت ایمپراطوری « رومه غربی » و يكى دولت شهنشاهی ساسانیان ایران بود. لکن ملل این هر دو دولت بواسطة حركات ناشایسته و اعمال سفلانهٔ امرا و حکام خودشان یکسر بسوی يك گرداب نایاب مدهش محو و انقراض غلطان غلطان همیرفتند. اقوامی که در زیر حکم این دو دولت عظیمه بودند بازیچهٔ دست هوا و هوس پرستی حکام خود شده بودند. اگرچه این هر دو حکومت معظمه در ظاهر حال خیلی با شوکت و بر حشمت دیده میشدند، و مالك قصرهای زرنگار و کاشانه های شعشعه نثار بودند. دبدبه ها و طنطنه های شان، داستان عالم شده بود. اما در حقیقت حال این هر دو دولت پوسیده گی، و تعفن پیدا کرده بودند. اعالی و رعایای هر دو حکومت در زیر بار جهالت و سفالت میزیستند و کوفته شده بودند. میکروبهای پنهانی مرض جود و طمع و خیانت و اساس آن هر دو ایمپراطوری جسیمه را بحدی خورده بودند که مانند يك چناری اجوف و کاواک کن ساخته بود. هر هر طرف ملك از اثر ظلم و مال مردم خوری حاکم های بی درد و کلان بيك حال خرابه زاری درآمده بود، افراد رعایا در زیر بار مظالم و احتیاج بدرجهٔ محو و اضمحلال رسیده بودند، مال، جان، عرض و ناموس حتی همه زندگی تبعه و اهالی در پنجه های خونریزی بعضی کار داران بی وجدان مانند بازیچه مانده بود. داد بیداد جهالت و بیخبری با همه قوت و شدت خود دماغهای اهالی را تخدیر کرده و خوابانیده وقوهٔ فکریه و معنویات شانرا از بیخ و بن برکنده بود. در میان اهالی هیچ کسی نبود که به این يك بداند – یا نمیخواستند که بفهمد – که آیا چه میشود، و چه خواهد شد، و بکجا میروند، و برای چه زندگانی میکنند؛ همه کس به این مسئله راسخ الاعتقاد شده بودند که حاکمها صاحب ملكند و خودشان غلام و اسیر آنها میباشند. و در خصوص چنان نهایت و عرض تسلیمیت کرده بودند که این احوال حاکمها و خودشانرا از مافوق حقوق طبیعیهٔ لازمی و لایدی میشمردند !\n\nدولت « ساسانیان » که قبل از هجرت نبوی صلى الله عليه وسلم به ۲۹۶ سال تأسیس یافته، و بعد از هجرت تا به ۳۰ سال دوام ورزیده بود آخر ترین دولتهای ایرانی است که در قرون وسطی تشکیل یافته است. آغاز آن به حکومت « اردشیر » و انجام آن حکومت یزدگرد است که بعد از محاربهٔ « قادسیه » از دست عساکر اسلام بقتل رسیده استقلال دولت ایران را خاتمه داده است.\n\nبرای تمثال عبرت در دولت ساسانیه از حکومت « بهرام » پنجم که مشهور به بهرام گور بود چیزی چیزی بحث میرانیم:\n\nبهرام کور، چاردهم بادشاهت از پادشاهان دولت ساسانیه که در ایران حکومت رانده اند، بتاریخ ۳۸۱ میلادی بر تخت\n\nصفحه ۸\n١٦٠٨:\n\nعلوم وفنون\n\n( حکمت تاریخیه )\n\nيك نظر بسوی اوایل قرون وسطی !\n\nدر شماره ۸ سال چارم خوديك مقاله در زیر عنوان « حکمت تاریخیه » در قید تحریر آورده، وعده کرده بودیم که بعد از اینهم گاه گاهی در زیر این عنوان بعضی معلومات تاریخیه در پیشگاه نظر قارئین کرام عرض خواهیم نمود. لاجرم چنانم در باب از قرون اولی چیزی چیزی بیان نمودیم در اینجا از اوایل قرون وسطی بعضی احوالات تاریخیه را مینویسیم. اما قبل از انکه بمقصد شروع نمائيم يك دو کلمه در باب « تقسیمات تاریخی » بیان میکنیم تا معلوم شود که مقصد ما از ( قرون وسطی ) کدام مدتست:\n\nمؤرخین این اعصار جدیده « تاریخ عمومی » را برسه قسم تقسیم کرده اند:\n(۱) – از زمان خلقت عالم – یعنی از زمانهای مجهولی که تاریخ آن ضبط و ثبت نشده است – تا به انقراض دولت ایمپراطوری « رومه غربی » مدتی را که مرور نموده است « قرون اولی » بنام دیگر « ازمنه متقدمه » میگویند.\n(۲) – از زمان انقراض دولت ایمپراطوری « رومه غربی » تا به انقراض دولت امپراطوری « رومه شرقی » – یعنی تا بوقت فتح قسطنطنیه از طرف دولت عثمانی – « قرون وسطی » بنام دیگره « ازمنه متوسطه » میگویند.\n(۳) – از فتح قسطنطنیه تا به این زمانی را که ما دران موجودیم « قرون جدیده » بنام دیگر « ازمنه متأخره » میگویند.\n\n« قرون » جمع « قرن » است. يك قرن يا يك عصر عبارت از همان مدتیست که از یکصد و یکم سال تا به یکصد و یکم سال دیگر مرور نماید – يعنى يك قرن، بايك عمر عبارت از يك صد سال است.\n\nفن تاریخ از مهمترین فنون و علوم متداوله شمرده میشود. ولی شرط اعظم آن همان است که در مقالهٔ سابق بیان شد یعنی انسان نخواندن بربرى، و مطالعه سرسری آن اکتفا نورزیده بدیده حکمت وعين بصيرت محاكمه کرده بخواند، و از خبرهای این مخبر احوال عالم – يعنى علم جليل تاريخ – به تطبيق احوال سابق را با حال کوشش ورزد، و ازین مجموعه مدنیت ارشاد و خدمات صادقه ما کدره را پیروی کرده سخنان عبرت آور حکمت پرور آنرا رهبر نجاح و سعادت سازد. حال بهمین قدر يك مقدمه اکتفا ورزیده باصل مقصد رجوع مینمائیم:"}
{"book": "adl0616", "page": 1138, "text": "صحیفه ٦ سال چهارم شمارة ١٦\n\nسانت جلوس کرده ، و مدت ۱۸ سال بکمال دیدبه و طنطنه و تمام عیش و عشرت پادشاهی کرده است. فردوسی در شاهنامه ، و نظامی در هفت پیکر نام آثارا دبیه گرانیهای خودشان بایسی مباغات شاعرانه، و نکته پردازیهای ادبیانه از ان بحث را هده اند که ما ازان همه تفصیلات صرفنظر کرده تنها بصورت اجمالی همینقدر میگونیم که عامل یکانهٔ خرابی دولت ساسانیهٔ ایران همانا عیش پرستی و شکار دوستی ، و محبوبه خواهی بهرام گور گردیده است. بهرام در حدذات خود يك پادشاه با عدالت و حقانیت ، و صاحب قوت و جسارت بود. ولی بسببی که هوا و هوس و عشرت پرستی به طبیعت غلبه نموده بود همهٔ امور سلطنت خود را بدست چند نفر وزیران بی وجدانی که بر انها از دل و جان اعتماد کرده بود تسلیم نموده خودش هیچ دماغ سوزی در امورات مهمهٔ سلطنت نمیتوانست نموده آن چند نفر وزرا و وکلا يك شركت مال پرستی برای نفس خود تشکیل داده ملك و رعیت را پامال و خراب نمودند همهٔ منافع و مداخلات خزینه در مابین همان چند نفر شرکا تقسیم گردید. یکمقدار بسیار جزیٔی بخزینه داخل میکردید که آنهم اله بمخارج هوسات پادشاه کفایت میکرد. ذاتاً مقصد یکانهٔ آن کومپانی خاین همین بود که ملکها را بمقابل رشوتهای معین و مقرری که برای هر حاکم نشینی تعیین کرده بودند بطریق اجاره گویا میدادند و آنها که با هر انجا رفته اول کار شان همین میباشد که محاصل کردن رشوتی که داده بودند کوشش ورزند. بعد از ان در پی سه چهار مثل آن مبلغ را برای کمائی کردن خود میکوشیدند و باز از برای آنکه عزل نشوند تدارك ديگر رشوت برای کومپانی مرکزی میپرداختند که به اینصورت اهالی مانند کالبدهای بیجان گردیده قریه ها قصبه ها بحال خرابه زاری تحویل می یافت.\n\nبهرام در اصل فطرت چون يك پادشاه با معدل و داد ، و محب ترقی و سداد بود اگرچه این ناگواریها را حس میکرد اما عیش دوستیش اصلاحات را بتعویق می انداخت . تا آنکه بنده یکی از مؤبدان موجب بیداری غفلتش گردیده، و دفعةً به ترك عيش و عشرت گفته کمر همت اصلاحات ملك را تنگ بر میان بربست. خاینان دولت را یکان یکان بعقوبات شدیده مجازات نمود ، خرابیها را به آبادی تبدیل داد ، بعد از اصلاحات داخلی بفتوحات خارجی آغاز نهاد ، و تا بهندوستان توسیع ممالک نمود .\n\nدر خصوص بیداری بهرام از غفلتش از قرار ذیل روایت کرده میگویند که یکروزی بهرام با مؤبد سیر و سفر میکرد بعضی قلعه ها و قریه های خرابه زاری بنظر بادشاه برخورد که آوازهای بومها از ان بسیار می آمد. از مؤبد پرسید که آیا این آواز هاست؟ مؤبد گفت : — این قیل و قال جمعیت بومهاست که برای جشن يك عروسی گرد آمده اند. و بسبب نزاعی که در خصوص کابین در مابین شان پیش آمده با هم گفتگو دارند ! پادشاه گفت : — آیا در میان بومها هم رسم کابین جاریست ؟ مؤبد گفت : بلی. کابین بومها خرابه زار هاست . عروس خیل صد قریه مانند این قریهٔ خرابه به کابین عروس طلب میکنند ، داماد خیل میگویند که : « مگر ملک این است و همین شهریار » \" زینده ویران دهمت صد هزار ! »\n\nاگرچه اواخر سلطنت بهرام به بسیار خوبی مرور نمود. ولی اخلاقش باز بهمان مسلکهای عیش و خیری و ظلم و ستمگری رفتار نمودند. تا آنکه ، انوشیروان « نام پادشاه عادل و هما » فیروزی قبل از هجرت ۱۳۰ سال بر تخت دولت ساسانیه جلوس کرد. شرف و شان دولت خود را به عدل و فتوحات بلند گردانید و چنانچه امین و امان داخلی ملك و فتوحات خارجی را وسعت داد همچنان در باب اصلاح اخلاق اهالی نیز غیرت و سعی نمود ، پیغمبر ذی شان حاصلی الله علیه وسلم در زمان انوشیروان گهواره پیری عالم وجود گردیده اند. بعد از انوشیروان ایران باز در هرج و مرج عظیم ستمگری و انسانی در آمد . « هرمزداد » خالف انوشیروان آنقدر يك شخص ظالم و سفاکی بود که اهالی بعضیان مجبور شده در زندانش کردند . و بدست پسرش « خسرو پرویز » بقتل رسید . حالا اینکه خود خسرو پرویز نیز در عیش پرستی و بیخبری بدرجهٔ ترقی نمود که بر بهرام گور صلواتها فرستاد تا آنکه او نیز بدست پسرش « شیرویه » بقتل رسیده در زمان خلفش « یزدگرد » دولت ساسانیه را انوار شمشه بار عدالت و حقانیت شاد آفتاب عالم اسلام محو و ناپدید گردانید .\n\nحالا یکقدری بسوی دولت ایمپراطوری « رومهٔ شرقی » نظر عبرت افگنیم : — ایمپراطوری رومهٔ شرقی از ایمپراطوری رومهٔ غربی جدا شده در « بیزانس » که مرکز آن « قسطنطنیه » است تأسیس حکومت نموده است. از احوال سابق ، و کیفیت تأسیس آن صرفنظر نموده تنها از احوال اخیرهٔ آن : بیک دو مثال مختصراً اکتفا میورزیم :\n\n« هراکلیوس » که در زبان عربی به « هرقل » مشهور است اگرچه يك ایمپراطور جسور و غیوری بود . اما بعد از او در دولت رومه چنان ناگواریها و رذالتهای ظهور یافته که انسانرا از نوشتن آن شرم میآید . مثلاً ایمپراطور « میخائیل دوم » چنان رذیل يك ایمپراطوری بود که از « هیپو دروم » نام تماشا گاه نیاتر و مانند هیچ جدا شدن نداشت، حتی يك روزی که در هیپو دروم به تماشا و ذوق و صفا مشغول بود یکی از مأمورینش دویده باو خبر فرستاد که لشکر دشمن از حدود قسطنطنیه تجاوز نمود . ایمپراطور بمجرد شنیدن اینخبر شمشیر برهنه از هیپو دروم به بیرون جسته و خبر آورنده را خطاب کرده، گفت : — ای بی ادب بیوقوف! در چنین وقتیکه من مشغول حظ و سرور خودم به اینچنین سخنان بیهوده چسان پریشان کردن ذهن من جسارت میورزی ! » این را گفته و شمشیر را برو حواله نمود .\n\nدر حالیکه از یکطرف این دو ایمپراطوری معظمهٔ فرس ، و روم در زیر پنجهٔ خرابی بیداد و استبداد ، و آقاهای مدهشهٔ سفالت"}
{"book": "adl0616", "page": 1139, "text": "شماره ١٦\nسال چهارم\nصفحه ۱۰\n\nو جهالت اینچنین زار و زبون مانده بود . از طرف دیگر اراضی خشك و خالی آتشین حجاز ، برای يك انقلاب بسیار واسعی حاضری میدید . تا آنکه در سنهٔ ٥٧١ میلادی از يك بقعۀ بلند سکستان حجاز نیر درخشان اسلامیت طلوع کرده در ظرف سی و سه سال ریگستان بیابان عربستان را بنور عدالت و معرفت غرق نمود . و بعربهای بدوی يك روح معالی ، ويك حيات عرفان و کار گذاری بخشید ، سر ازین تاریخ سیاهی و تیرگی جهالت که جهان انسانیت را فرا گرفته بود تدریجاً از عربستان گرفته تا ماورای افقهای شرق و غرب در زیر پرده ها محجوب مستور ماند . اساسات عالیه و متین قرآن مبین يك قدم بزرك به آسیا و افریقا و بعضی اقسام اوروپا را به انوار عدل و علم و عرفان منور ساخت . خرابه ها را به معموره ها ، بدویها را به مدینها جهان وحشت را بگلزار معرفت تحویل داد . نتيجة حكمت ، و خلاصهٔ عبرتی که ازین بیانات حاصل میشود این است که اگرچه آن ذوات قدسی صفاتی که این اساسات متینه را بنای نشر کردند در گذشته اند ولی هزار شکر که فرمان حمید تا ابد باقیست . هرگاه انوار حیات نثار اتحاد وعدالت و معرفت و سعی و کوشش و غیرت و شرف و غیره که قرآن بران آمر است در هر حرك گرفته شود — با وجودیکه در يك بقعهٔ محدودی باشد و اطراف، باهزار گونه حیوانات وحشیه مانند خرسها و غیرها و دیوها و ددها و بلاها و بترها فرا گرفته شده باشد . باز هم سلاح مدونهٔ اتحاد و اخوت اسلامی که مسله بان شرق و غرب را يك وجود ساخته ، و اخلاق حسنهٔ عالی که جوشن صبر و اقدام و استقامت را به آنها پوشانیده ، و غیرت و شجاعت که همه دنیا را در پیش جرأت و جسارت آن سر فرو کرده تسلیم نموده بردهٔ آنها غالب می آورد ، علی الخصوص در وقتیکه ظلمها و بیداد ها و بی اتفاقیها چنان كاواك و متعفن و پوسیده شان کرده باشد که درجهٔ حیوانات مفترسهٔ درنده شان رسانیده باشد . حتی قوهٔ افتراس شان نیز بدرجهٔ هیئت شیرهای قالی و تصویر خرس ها و اژدها های خیالی تنزل یافته باشد ! .\n\nحوادث خارجيه\n( اجمال )\n\nاین جنگ خونریزی آهنگ را هیچ تاریخی بیاد ندارد . به بینید که در چند جاها کدام ها جنگ دارند :\n(۱) — محاربة دولت المان با بلژيك در خاك بلژيك كه بمحو و منقرض شدن دولت بلژيك به انجام رسید . (۲) — محاربة دولت المان با فرانس در خاك خود فرانس، (۳) نیز محاربهٔ دولت المان با فرانس و انگلیز در سواحل غربی خاك فرانس . (٤) — محاربهٔ دولت المان با روس در پروسیای شرقی . (٥) محاربهٔ دولت المان با روس در لهستان . (٦) محاربهٔ دولت المان با دولتین فرانس و انگلیز در جاهای مختلف افریقا . (۷) محاربة دولت المان با استرالیا و نیوزیلندیها در اوقیانوس کبیر (۸) محاربة بحری دولت المان با دولتین فرانس و انگلیز در بحر شمال و مانش . (۹) محاربة بحری دولت المان با انگلیز در بحرهای امریکا . (۱۰) — محاربة بحرى دولت المان با انگلیز در بحر محیط هندی . (۱۱) — محاربة دولت المان با دولتین ژاپن و انگلیز در اقصای شرق . (۱۲) — کار زار دولت اوستریا با دولت روس در غالیچیا . (۱۳) — کارزار دولت اوستریا با دولت روس در لهستان (١٤) کارزار دولت اوستریا با دولت صرب در خاك صرب . (١٥) — کارزار دولت اوستریا با قره طاغ — یعنی مانتینیگرو در خاك آن . (١٦) — کارزار دولت اوستریا با صرب و قره طاغ در بوسنه و هرسك که بفتح اوستریا و خرابی آن دو حکومت منجر شده . (۱۷) کارزار بحری دولت اوستریا با دولتین فرانس و انگلیز در سواحل بحر ادرياتيك . (۱۸) — محاربهٔ دولت عثمانی با دولت انگلیز در حدود مصر (۱۹) — محاربهٔ دولت عثمانی با دولت انگلیز در حدود عدن . - (۲۰) — محاربة دولت عثمانی با دولت انگلیز در سواحل خلیج فارس . (۲۱) — محاربهٔ دولت عثمانی با دولت روس در قفقاز ، (۲۲) — محاربة دولت عثمانی با دولت روس در ایران ، (۲۳) — محاربة دولت عثمانی با دولت روس در بحر سیاه ، (٢٤) — محاربهٔ دولت عثمانی با دولت انگلیز و فرانس در درهٔ دانیال . (٢٥) — و نیز محاربة بحرى دولت المان با دولت روس در بحر بالتيك . (٢٦) و نیز محاربهٔ مجاهدین مراکو با دولت فرانس در سرزمین مغرب .\n\nبه انحساب اکثر نقاط کرهٔ زمین از تأثیر این جنك متاثر دیده میشود . و يك هرج و مرج خونریزی در تمام عالم احکام اجرا میکند . متمدنترین انسانها مانند سباع و حشیهٔ درنده یکدیگر خود شانرا بکمال بیرحمی میدرد . پاره پاره میکنند . محو مینماید ! محیر اشک در این زمان دانشمندان شان بجان میکوشند که قباحت و مسئولیت این فتنهٔ عالم آشوب را بيك پردیگر انداخته خود را معصوم و بری الذمه برقم دهند ! مثلاً اوستریا میگوید که ولیعهد شانرا صربها بقتل رسانید و بر همه جهان ظاهر و اشکار کردید که این نبود مگر بتحريك خود دولت صرب ، بناءً علیه باید هر کس بمن حق بدهد که او را يك كوشمالی بدهم . اول کسیکه این حق او را تسلیم کرد المان بود . حالا آنکه در عین زمان روس خود را به بسی دلایل و براهین حامی و معین صرب نشان داد که المان نیز مجبور شده هزارها دلیل برای كمك معاهد و متفق خود اوستریا بیان نمود . از انطرف فرانس دلایل معاونت خود را به روس ، و از طرف دیگر انگلیز در باب حمایت بلژيك دلایل و براهین بمیان آورده هر يك ازینها خود را بر حق و صواب ، و طرف مقابل خود را متعدی و مورد عتاب نشاندادند که چون انسان"}
{"book": "adl0616", "page": 1140, "text": "تحفه ۱۱ سال چهارم شمارۀ ١٦٠\n\nیکان یکان اوراق کتابهای آبی و تاریخی و سرخ و سفید و زرد شانرا مطالعه کند در پیش جبهه های منطقیه شان حیران میماند و متردد میشود که آیا كدام يك راحق بطرف و كدام شانرا از حق منحرف برقم دهد !\n\nچیزی که اظهر من الشمس و ابهر من الامس است همین است که سبب یگانه این جنایت خوارگی عمومی بجز حس رقابت تجارتی دو دولت که انكليز والمنان باشند دیگر هیچ چیزی نیست. انگلیزها بقوت صنایع و تجارت توانگر ترین و قوتمند ترین دنیا بودند. و در وسعت اراضی و نفوس یگانه عصر خود شمرده میشدند. حالانکه از چند گاهی به اینطرف دولت المنان در صنایع و تجارت بدرجه رسیدند که تقریباً خود شانرا با انگلیز ها یکسر و کردن هم دوش ساختند. و در حالی که قوة بحریه دولت انگلیز برهمية دولتها برتری داشت.\n\nاز منظره های هندستان\n( تاج محل ) نام بنای بسیار عالی و مصفع درا کره از بنای پادشاهان اسلام\n\nدولت المنان قوای بحریه خود را نیز قریب به آن رسانید که اینچیزها دولت انگلیز را جداً به اندیشه و هراس عظیمی در انداخت. و تنور حسد و رقابتش را شعله افروز حرارت نمود. حال آنکه قوای بریه و انتظامات عسکریه المنان هم نمونه امتثال عالم عسکری جهان شده بود. و بسبب اتفاق مثلث بودن المنان با اوستریا و ایتالیا متفوق قوای عظیمه را بانی شده بود.\n\nدولت انگلیز که تنها يك رقیب در دنیا داشت. و آنهم عبارت از دولت روس بود که آن رقابت هم تنها در رقابت جهانگیری و توسع اراضی منحصر مانده بود. وقتیکه این دهشت مدهشه رقیب جدید خود – یعنی المان – را دید فکر توسع اراضی و حتی"}
{"book": "adl0616", "page": 1141, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم شماره ١٦\n\nتفوق جهانگیری از یادش رفته با رقیب جهانگیر هندستان آرزوی تا یک درجه جلوگیری کرده توانست . ولی از راه فارس و شهر آمو خود — یعنی روسی — عقد ائتلاف و رفع اختلاف را مناسبتر و چترال و غیره بريك سد ممانعت متین و مشیدی چندان اعتماد ولاره تر دانست ، ذاتاً دیگر چاره هم بجز ائتلاف و موافقت واطمئنانی نداشت ، لاجرم مجبور گردید که با رقیب جهانگیر خود در مقابل آن رقیب مدهش جهانگیر خود در خود نمیدید. زیرا طرح مواخات و مماشات انداخته ممالک آسیای وسطای باقیمانده اگرچه از جهت اقصای قفقاز پیشرفت آنرا واسطهٔ دولت واران جنك استيلا كرانه رقيب جهانگير خود را برادر وار در مابین\n\nاز منظره های هندستان\n(لاهوری در واژه) قلعه دهنی از بناهای پادشاهان اسلام\n\nخود و او تقسیم کند. تا ازین رهگذر خاطر جمعی کامل حاصل مظهر حسن توجه و اعتماد دولت فرانس هم خواهد گردید ، و چون کرده، و رقیب دهشتناک قدیم خود را حبیب منافع اشتراك در مسئله مرا کو بدولت فرانس برضد دولت المان مظاهرت جدید خود ساخته دهشت و مصیبت ملحوظهٔ دشمن جانستان و مساعدت نمودار کرد آن حسن توجه و اعتماد را از هرجهت تازه دم خود — یعنی المان — را به آن دفع کنند. و چون تأمین و تأیید نمود، و نیز در هنگامهٔ طرابلس غرب چون در خیلی به اینهم میدانست که اگر باروس عرض و داد و اتحاد نماید ، لابد چیزها باری و دمسازی ایتالیا را باروس یکجا بعمل آورد به این\n\nخود"}
{"book": "adl0616", "page": 1142, "text": "صحيفه ۱۳ سال چهارم شماره ١٦\n\nعمليات دولت ایتالیا را نیز از متفقینش کمتری دلزده و به ائتلاف ثلاثه اش مایل ساخت که در عین زمان هنگامهٔ بلقان را نیز بر پا کردند. هیچ شبهه نیست که آتش افروزندهٔ خونریزی بلقان بجز دها و باد زنهای ائتلافیون ذکر هیچ عامل و مؤثری نداشت. حالا دیده میشود که این هنگامهٔ حرب موجوده یک چیز نا گهانی و دفعةً نبوده، بلکه از سالهای بسیار درازی اسباب آن تهیه و آماده گردیده بوده است. حتی از وقتیکه در محاربهٔ روس و ژاپن، ژاپن ضمناً مدد کوریها میشد نیز برای این محاربه وقت حاضر یک تهیه و حاضری بود. حال آنکه دولت آلمان هم از ان غافلها ولی اندیشه های نبود که از تدارکات حال و مآل خود چشم پوشی کنند. او هم شب و روز در تزیید قوای بری و بحری و اختراعات و ایجادات حربیهٔ ناری خود کوشش ورزیده بدرجهٔ خود را حاضر و توانا ساخت که امروزه روز با وجودی که در مقابل بزرگترین و قویترین دولتهای دنیا تنها مانده است باز هم بغیر از غلبه و فتوحات متواتره شان دیگر چیزی شنیده نمیشود. اما این را هم بگوئیم که دولت آلمان در انتریکه های سیاسی یکبک رقیب خود رسیده توانسته است، و هر چه که کرده است اعتماد بر نفس خود کرده رفته است. از اتحاد ثلاثه تنها یک اوستریا برایش ماند که باقی جزو مهم آن که ایتالیا بود به انتریکه های سیاسی رقیبانش پیوسته به طرفی را پیشه گرفت. حال آنکه از جهت مقابل مانند دولت فرانس یک دولت معظمه که بصنعت و ثروت و دلاوری و نظام و انتظام و قوهٔ بریه و بحریه شهرهٔ آفاق شمرده میشود، و مانند روس یک دولت جسیمهٔ قوی الشکیمه که تقریباً نصف کرهٔ شمالی زمین را بو سمت اراضی مالک، و تقریباً دو صد ملیون نفوس بنی آدم را صاحب میباشد، و مانند انگلیز یک دولت محتشمه که در هر یک از پنج قطعهٔ روی زمین بهزارها کیلومتر اراضی و بصدها ملیون نفوس انسانی را مالک و حاکم است، و مانند ژاپن یک دولتی که روس را چون موشی بغار نموده بود، و دیگر دولتهای خورد و ریزه که با وجود کوچکی مانند یک یک آتش پاره شمرده میشوند به انتریکها و نیرنگهای رقیبش چنان با هم یک وجود گردیدند و چنان کورانه و نادانسته بر رقیب و محمود دولت انگلیز حمله آور شدند که عالمی را انگشت بر دهان حیرت ساختند. همین المان است که در مقابل اینهمه بلاها سینه کشای همت و استقامت کردیده توانسته است.\n\nدولت المان، دولت علیهٔ عثمانیه را بهر نیرنگ و افسون و آهنگی که بود با خود متفق و شریک جنگ ساخت، و چنان گمان میکرد که به این وسیله سه صد ملیون نفوس اسلام را بهیجان آرد و محرک اتحاد شان گردد. زیرا در وقت محاربهٔ طرابلس غرب و محاربهٔ بلقان هیچ فردی از مسلمانها در هیچ ملکی از ملکها نبود که اظهار همدردی و به اعانه دستگیری دولت عثمانیه را نکرده باشند. جم غفیر و مقدار کثیر جمعیت اسلامیه در هندستان، و ماوراءالنهر است که این هر دو کتبهٔ عظیمه اسلامیه اسیرانی هستند که دست و پا و چشم و زبان شان بسته شکسته کور گنگ شده مانده اند. در وقت محاربهٔ طرابلس وبلقان هیجانها و فغانهای مدد کارانه که از هندستان بر میخاست طنین انداز آذان عالمیان میکردید. چرا؟ چونکه از اقتضای پولیتیک حکومت متبوعهٔ شان بود! در پندار با وجودیکه مسئله بحیات و ممات دولت عثمانیه - بلکه بحیات و ممات تمام عالم اسلامیه - تعلق میگیرد کسی چال کرده نمیتواند و بعضی ارباب وجدان و ایمان که کمی غیرت دارند: چه دیدنی شدند. با درجه محو شدن مجرم گرفتار آمدند، چرا چونکه دولت عثمانیه با حکومت متبوعهٔ شان می جنگد، او از روی محو کردن آرا پیشنهاد خاطر استبداد مظاهر فرموده است. چیزیکه بسیار شایان تأسف و حسرت دیده میشود همین است که درین جنگ محو و اضمحلال جرمی بالمره و اضمحلال دولت علیه عثمانیه و مقام خلافت عظمی اسلامیه مربوط گردیده است که به این سبب هیچ فرد مسلمانی در دنیا تصور نخواهد شد که به این محو و اضمحلال دلش مایل و وجدانش قابل گردد. و اگر از دست و پا و زبانش چیزی نیاید، هیچ شبهه نیست که در خواستش بدرگاه الهی و تضرع و نیاز پرسوز و گداز، نیست و نابود شدن محو و اضمحلال طلبان عالم اسلام را آرزو نکند.\n\nنقل از اخبارهای ایران\nدر آذر بایجان که از ماه ربیع الاول تاریخ دارند.\n\nورود قوای امدادیه عثمانی\n\nاینها خبر خصوصی\nنظر یک خبر خصوصی که در موقع طبع روز نامه باداره رسیده هیجده هزار قشون عثمانی اخیرا وارد آذر بایجان شده اند یک عده از این قشون بریاست نصر الله خان موردجی بسمت اردبیل اعزام گشته که شاهسونها را بر علیه قشون روس وادار نمایند و يك عده هم بسمت تبریز عازم شده اند.\n\nعثمانی ها در گروس\nعده از عساکر عثمانی با یکنفر صاحبمنصب باروس وارد شده آنچه معلوم است در این دو روزه ها کردی زیادی از عثمانی از خاک کردستان وارد گروس میشوند که بسمت تبریز حرکت نمایند.\n\nاز جراید انگلیس\n\nدلایل آلمان در صحت اعمال خویش\nجراید انگلیس مقاله مفصلی را که کارت دوکانی (روزنامه تایم رسمی آلمان) اخیرا انتشار داده نقل می نمایند و جریده مزبور چنین می نگارد.\nبواسطه پیش آمد و اوضاعی که اکنون در معرض نمایش است دولت آلمان آزاد است که از تمام معهدات بین المللی جنگی یعنی قرار داد های که عملیات متخاصمین را در موقع جنگ محدود می نماید صرف نظر کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1143, "text": "صحيفه ١٤ سال چهارم شماره ١٦\n\nاولا بواسطه آنکه دولت انگلیس خودش درا زمنه گذشته بقدری معاهدات و قرار دادهای بین الملل را نقض کرده که امروزه دیگر حق ندارد که مطالبه در خواست کردن و تقاضای ایفای آنها را بنماید\nثانيا بعلت آنکه مفاد معاهده کنفرانس ، لاهه ، راجع به عبارتمان شهرها و مسائل راجعه به جنك مشعر بر این است که در صورتیکه تمام دول متخاصمه امضای آن معاهده را کرده باشند بایستی مقررات آن را مراعات نمایند .\nنظر باینکه دولت عثمانی و هم چنین سربستان آن قرار داد را امضا نکرده و آلمان هم فعلا دوست متحد عثمانی می باشد بر حسب مفهوم قرارداد مزبور حق دارد که مواد آن را مورد ملاحظه قرار ندهد .\n\nعید را در آلمان چگونه باید گذراند ...\nدر موقع عبدو نوبل، یکی از جراید بران به تمام رجال بزرك و اشخاص معروف آلمان مراسلات متعدد المالی نوشته و از آنها تقاضا نموده است که هر يك عقیده خود را بروز نامه او بنویسند که برای گذراندن عید نوبل چه حال خوبست و بهترین حالت ها کدام است که انسان عید خود را بگذراند .\n\nبعضی از جوابهائی که از اشخاص بزرگ آلمان بوی رسیده ازین قرار است. مارشال دون در کولتز نوشته است « با شرف ترو عالی ، تبرای گرفتن عید نوبل چیزی به از این نیست که در مقابل خصم در خندق جنك زير يك باران هولناك گوله ها مانده وعيد را بسر برد »\nه اعضاء مارشال ون در کولتر .\n\nجواب پروفسور ، ون هارناك ، بدین مضمون است. عقیده مرا در خصوص بهترین وضع گذراندن عيد ، نوبل . استفسار کرده اید باعتقاد من عالی ترین شکلی که این عید را می توان گرفت این است که قسم یاد نماییم که جنگ خواهیم کرد و اینقدر جنك وفدا كارى نمائيم تا آنكه بتوانيم بك صلح باشرف و افتخار و يك نوع صلح قابل دوامی برای مملکت خويش تحصیل نمائيم )\nامضای پروفسور ، ون هارناك .\n\nدکتر ژوهانی کامیف، رئیس ، ریخشتاك ، مجلس ملی آلمان اینطور جواب داده « عظمت و افتخار این روزهای تاریخی را بایستی باطفال خویش که زیر درخت ( میوه بندان ) نوئل جمع می نمایم کاملا القاء کرده و در مزرعه قلوب آنها مانند تخم بنشانم زیرا که اطفال و اعقاب ما هستند که از نتیجه ثمرات این جنگ عظيم هولناک بهره مند شده و در آتیه میوه آن را خواهند چشید»\nامضاء دكتر ، کامف .\n\nمسيو ، ارتورون كويتر ، مدير كل بانك مملكني آلمان چنين نوشته است « بیشتر از پیشتر در عملیات و مشق محبت و انسانیت باید کوشید »\nامضاء ون كويتر .\n\nد کره ون جا کو ، رئیس پلیس برای عقیده خود را چنین اظهار کرده است ، « بگذاریم که قلوب ما متوجه و اعتماد به پروردگار و مشتهای ما در اجسام دشمنان خود مشغول زدن و کار خود باشند »\nامضاء ، رئيس نظمیه بران .\n\nدر مراکش\nاز مراکش خبر میرسد که دایره جهاد وسعت یافته مجاهدين بسر کردگی امیر عبد المالك قصبة ( فضل الله ) و ( يوزنيكا ) را که در ساحل و شهر ( دار اولاد هادی ) را که در داخله مراکش واقع است تحت تصرف آورده اند .\n\nعزیمت پادشاه انگلیس\nاخیراً خبر داده میشود که پادشاه انگلیس عازم است از لندن با خانواده خود بطرف ایالت شمالي حركت نمايد زيرا يك تلكرافي از یکنفر آسمان پیماهای آلمانی دریافت کرده است که محض ورود بلندن اون بمب قصر سلطنتی فکنده خواهد شد .\n\nدر مصر\nاز مصر خبر رسیده است که ده نفر صاحب منصب انگلیسی برای تفتیش وارد اداره روزنامه ( الشعب ) گردیده اند پنجاه نفر کارگرانی که در اداره مزبوره بوده اند صاحب منصبان را گرفته و حبس کرده اند انگلیسان جمعی باداره میفرستند بعد از ورود می بینند متجاوز از هزار نفر جوانان مصری در اداره مجتمع هستند ناچار انگلیسان بستای ملایمت گذاشته و زحمت صاحب منصبان را مستخلص می نمایند - مصریان صدا را بزنده باد قشون عثمانی وزنده باد ملت اسلامی و زنده باد سلطان ما خليفه مسلمين بلند کرده اند .\n\nبیرق عثمانی در مصر\nامراء وأغلب اهالی مصر بیرقهای عثمانی را بالای عمارات خود نصب کرده اند من جمله اداره روزنامه ( الشعب ) يك بيرق از حریر بارتفاع ١٥ متر برافراشته و پهلوی آن يك علم سبز ديگرى نصب کرده که بسیاری از ايات قراني من جمله ايه ( هو الذي انزل السكينة في قلوب المؤمنين ) بر آن نقش است .\n\nشورش در تونس\nروز نامه صدای مادرید مینویسد. اهالی تونس از امضای فرمانی که فرانسویها دایر بر تجمع آوری و اعزام بجنك با تونسیها در ( وادای ) نوشته بودند امتناع ورزیده و باین واسطه فرانسویها او را حبس کرده اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1144, "text": "صفحه ١٥ سال چهارم شماره ١٦\n\nتلگرافی از میلان خبر میدهد که تونی ها رقشون فرانسه مقیم تونس غالب شده و تمام را اسیر کرده اند کشتی های جنگی فرانسه تهدید کرده اند که فرانسه و پها را مستخلص نمایند والا سواحل تونس را خراب خواهند نمود ولی شورشها اعتنائی باین تهدیده نکرده اند .\n\nللمة ورك اسلامى\nبا شهادت یکی از علمای بزرگ عرب خبر تأسف آور ذیل از منابع مختلفه رسیده و تفصیل آنرا بآتيه وعده میدهیم شهید مظلوم ، آقاسید مهدی آل حیدر که یکی از علماء صمیمی با حرارت و از کبار پیشوایان عرب و عجم ساكن کاظمین بودند در جنك ( كرنه ) بدرجه رفیعه شهادت رسیدند ! این شهید رشید و این پیرمرد غیور پس از اشتهار حرب در عراق عرب و حمله انكليسهار ) بصره ) و ( كرته ) تاب شکیبائی نیاورده و بنفس شریف با ضعف پیری حرکت فرموده و بعزم دفاع مقدس و تهيج اعراب بطرف گرنه روان میشوند . ومع التأسف در یکی از مقابله های اخیر ، تیر دشمن اصابه نموده و آن وجود بزرگوار و عالم ربانی را بدرجه رفیعه شهادت میرساند . جنازه مطهر ایشانرا وارد بغداد نموده و باهیجان شدیدی بكاظمين حمل مینمایند . آری این است حقیقت مردی و مردانگی - این چنین است نتيجه علم و فقاهت و پیشوائی، باين قسم بايد نام خویشرا عالم و مقدس و پیشرو مسلمین گذاشت . وبالاخره بصرف حرف نمیتوان روح دیانت اسلامیه را از خود خوشنود ساخت رحمه الله و من معه و نسئل الله التوفيق ( تو بهار )\n\nدزدی در مشهد\nروسها در مشهد دزدی میکنند : در لیله غره شهر ربیع الاول شش نفر دزد ( ! ) یکساعت و نیم از شب گذشته میروند درب خانه کربلای رضای علاق ساکن محله عیدگاه ، و در زده یکی از دزدها میگوید که من كميسر محلم وبإدارة تحديد ترياك را پورت داده اند که در این خانه ترياك قاچاق است . بموجب حكم اداره من با چند نفر مفتش اداره برای تفتیش آمده ایم . صاحب خانه بیچاره در را باز کرده آقایان مصنوعی را بجهة تفتيش بمنزل دعوت نموده آقایان پس از ورود بمنزل وارد اطاق شده مشغول تفتیش میشوند - صاحب خانه میبیند که حضرات اموال مرغوب از قبیل قالی و قالیچه را تفتیش مینمایند نه ترياك را با کمال سادگی میگوید گمان نمیکنم شماها كميسر و مفتش باشید ( آقایان تا آن زمان فارسی شکسته است صحبت میکردند و بیکی که کمیسر و مفتش خطاب مینمودند پس از اظهار صاحب خانه فارسی را مبدل بروسی می نمایند ! و پس از انکه میفهمند که صاحب خانه از مسئله مطلع شده فوری دستهای او را بسته و با اسلحه تهدیدش مينمايند - ومطالبة اشياء نفیسه از او میکنند بیچاره هم حاصل زحمات مدت عمر خود را که عبارت از سیصد و کسری اسکناس و سی و چند تومان پول سفید و قریب هزار و پانصد تومان النكوى طلا وانكشتر ياقوت و زمرد وغيره که از دیگران در نزد او رهینه بوده در طبق اخلاص گذارده تقدیم میدارد : کمیسر مصنوعی باتفاق همراهانش دست کربلائی رضا و عیالش را بسته خدا حافظی کرده تشریف میبرند ! ( نو بهار )\n\nتنقید انگلیسها از بحریه خود\nاهمیت دخول عثماني در جنك\nمخفی داشتن عده تلفات\nروز نامه تيمس یومیه در مقاله اساسی خود از وضع بحریه تنقیدات سخت نموده و معلوم مینماید که داخل شدن عثمانی در جنگ عمومی اروپا چه قدر اهمیت دارد و شاید موجب مخاطرات بزرگ گردد . از انجمله می نویسد در عصر جمعه گذشته صورت مفصلی از بقیه تلفات دیویزیون بحری انگلیس که در انورس واقع شده باداره مارسید که تقریبا از سه ستون و نیم روزنامه تیمس با حروف خیلی ریزه تجاوز نمود چندین نکته در این صورت بنظر ما رسید که بهیچ وجه بنظر ما رضایت بخش نیست . ما میفهمیم که چرا در روز جمعه بان دیری منتشر شد که تنقید و ایراد بان ممکن نمیشد و همچنین نمیفهمیم چرا بدون توضیحات لازمه ارباب المطبوعات داده اند يك عده معدودی را از آنهمه اسامی مفقودین علامت گذاشته اند یعنی صاحبان این اسامی بطور غیر رسمی فرض شده است که جزو اسرای جنگ در المان می باشند . پس انهمه اسامی که علامت روی آنها گذاشته نشده چه شدند ) آیا اداره بحریه نمیداند که بر سر آنها چه آمده است و اگر میدانند چرا باطلاع عموم نمیرسانند ) انورس در ۱۷ کشور از قشون متحدين تخلیه شد و چندين هفته است که تقریبا تمام مملکت بلزيك بدست دشمن افتاده دیویزیون بحری ما یعنی انچه که از آنها باقی مانده بود فوراً بانگلستان برگشته ممکن بود که در يك هفته عده آن ( دیویزیون که از انگلستان خارج شده و عده که بر گردیده وعده تخمینی تلفات و سببهای مختلفه که باعث گردیده تماما ذکر شود تا امروز هیچ ثبت و رقمی منتشر نشد ما بدون تحقيقات عميق اطمینان رسمی که از طرف بحریه داده شده بود قبول کردیم لکن این سکوت اداره بحريه در باب تلفات و دزدانه انشا کردن بعضی از انها توليد يك نوع حتی در ما می نماید که کلیه در این امر عدم صمیمیت موجود بوده باید بخاطر آورد که اعزام قوای بحرى باستاد مقدمة الجيش میباشد"}
{"book": "adl0616", "page": 1145, "text": "١٦٠\nمخاطرة انورس بود و مستقیماً باعث تلف شدن به کشتی شد این مقاله خود میگوید نظری هم بقشون در میدان جنگ افكنده\nناجعه نیز با سکوت پذیرفته شد ولی این سکوت بايك سوء ظن بدی و در صورتیکه از وضع فرانسه و بلژيك چيزي بملت گفته نمیشود\nآلوده بود که آیا اگر اداره بحربه این احترام به بازيک را بایک دیگر نباید تقصیر را با قشون دانست و هم چنین قشون نباید در میدان\nدسته صاحب منصب کافی شایسته تکمیل کرد. بود هیچگاه همچو از ملت وستی در سر باز گیری و عدم امتنان ملت از زحمات\nفاجعه روی میدادیانه و در کران که بنظر ما میاید که اداره و صدمات آنان در میدان و شدت احتیاج كه بكمك دارند که داشته\nجره بيك راهی در اخفا میکوشد که یکلی بالحسن حکایت باشند اگر تقصیری هست تقصیر در خانه ملت نیست - لا يتقطع\nکاغذ از میدان جنگ برای ما میرسد و کاهی انها را بنظر عموم\nه میگوید مخالف است.\nفراد کشتی کو این از مسینا یک مساله خیلی و خیمی بود و انقدر میرسانیم که مرام شکایت از سنتی ملت مخصوص در امر سرباز\nوخیم بود که حالا و خامت آن کم کم بروز میکند هیچ چیز قدر گیری است - در کادی که در نمره گذشته بطبع رسانیدیم\nورود کشتی کوان به دار داخل ہوگی جان را در خانه عثمانی تحریک با نهایت سلامت و توبیخ میگوید گويا عوض سرباز در وطن برای\nوكمك تكرد و تنها همین نکته باعث اعلان جنگ دولت عثمانی کردید ما ریکار صندلی نشین تهیه میشود و هیچ در نظر نمیاورند که\nداخل شدن دولت عثمالی صحنه جنك ميدان این جنگ را خیلی در بعضی جاها صفوف خاکی های خیلی لاغر ( یعنی قشون هندوستان )\nتوسعه دار و شاید منتج اثرائی بشود که اکنون ما بسختی میتوانیم در سنگرها نشسته جنگ میکنند که انگلستان را از صدماتی که\nپاش بینی کنیم - دو نفر امیر البحر که در مسئله جلو گیری فراست و و بلژيك دوجار شده اند برهاند - این سرزنش ها\nاز کو این مهم شدند بعد از تفتیشات رها شدند و ملامتی بر آنها و ملامت ها درست نیست البته وقتی که نمیگذارند ملت بفهمد انوقت\nوارد نیامد بس که را باید ملامت کرد ، تقصیر با کیست ما نمیگویم چه میداند تکلیفش چیست\nکه تقصير با اداره بحريه جنك است انجرا که ما فعلا اظهار می کنیم\n\nآخر ترین خبرها از اخبارهای اردو\n\nلندن - اپریل - دیروز به بچه در وقتی که حسین کامل\nخدیو جدید مصر از جای خود میرآمد یکی از اختلال جویان مصر\nبه تفنگچه برو خبر نمود . نتیجه هنوز معلوم نیست . میگویند که\nمشار اليه رهایی یافت .\n\nکلکته ه اپريل : - در میادین غربی نسبتا خاموشی پیش آمده\nو چون خبرا همی نیست سپهسالار کل قشون انگلیس را پورتهای\nپیدربی نمیفرستد.\n\nايضاً : - جهاز ( فلاور ) نام انگلیزی را که ۱۷۰۰ تن\nوزن داشت و یکصد و چهل جهاز نشین دران بود و یکصد و بیست\nنفر عمله آن بود يك كشتى تحت البحر المانی آنرا ده دقیقه مهلت\nداده بعد از ان باتار پیدو فرق نمود .\n\nپترو کراد ۳ مارچ : --- رسما در پتر و کراد اشاعه یافته که\nجهازات المان در بحر بالتيك بندر و لیبی ، روس را در زیر\nکلوله باری گرفته نقصانهای زیادی رسانیده اند.\n\nلندن - اپریل : - کشتهای جنگی عثمانی با کشتهای جنگی\nروس در عمر سپاه محاربه شدیدی نموده است. وزره پوشهای\nکوین و بر سلاو عثمانی برگشتهای دریدنا وت روس آتشباری\nزیادی نموده در تاریکی شب پنهان کردیدند .\n\nایمتر دام ۶ اپریل : - فاندر گولتز از راه و بنا به استانبول\nرسیده است از محاربه دره دانیال هیچ نتیجه برای منها النین\nنا محال حاصل نشده است.\n\nآن است که چون وقایع تشکه مسینا ريلي بتدابير بحريه عاليه\nندارد باید بی پرده ملت را آگاه نمود که چگونه این دو نفر صاحب\nحسب إلى تقصیر گذاشتند که کشتی ( کراین) فرار نماید و سبب\nخوادت عظیمی بشود که عاقبت ابراهیچکس نمیتواند پیش بینی نماید\nوميكر ديم مجنك تجربه (شیلی) و می بینیم همین كونه مطالب موجود\nاست اگر بخواهیم رجوع به شجاعت امیر البحری که رئیس آن دسته\nجهازات ما بود نموده خود را راضی کنیم مطلب ختم نمیشود زیرا\nکه مقصود ما این مثله نیست ما میخواهیم بدانیم که چرا او را\nبا کشتی هائی که برای این قصد صلاحیت و مناسبت نداشته و اهل\nان کشتی ها همه سربازان جدید و تازه کار بودند باین ماموریت\nفرستادند و چرایک کشتی کهنه کند روی که مثل سایرین برای\nاین مقصود هیچ فایده نداشت همراه او کردند ؟ ایا اداره بحريه\nتوضیحی میتواند بدهد که چه باعث شد که امیرال ( کرادك )\nداخل جنگ شد و میتواند توضیحی بدهد که وقتی که کشتی\n( کانونوس ) را لازم داشتند چرا در انجا حاضر نبود بالاتر از همه\nمیتوانند نما بگویند که چرا این امر مخصوص را باین کشتی ها\nنبودند و ایا در نامزد کردن این کشتی ها برای این امر کسی مقصر\nخت بانه :\n\nاولا باید دانست که این مطالب بتكاليف عمده که اداره\nتجربه ما من حيث المجموع دارد ربطی ندارد و ما بطور کلی از اداره\nتجربه تنقيد نمیکنیم بلکه مصر میدانیم ولی در ضمن هم تواثر\nقاعده های مذکوره نشان میدهد که در کار کوتاهی شده است.\nو این کوتاهی را مربوط به عموم بحربه باید تصور نمود و از جمله\nفی نامی صاحب منصب و عدم کنترل مرکز باید دانست و نیز در آخر\n\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنة كابل طبع کردید.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1146, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | دوازده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشند با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه گلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود: اگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر وسر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید ـ هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید واخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی . وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند . و با دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ ـ اینچ ـ ٤ ـ سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادیاً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بهر سطری ستار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1147, "text": "اعلان\n\nعموم مشترکین کرام خود را\nیاد آوری میکنیم\n\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خودرهائی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای داکخانهٔ نزد خود شان میرسد.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰ و مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ و مصور مجلد\nعز و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضة حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشند از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرءوف خان هر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک بقیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را داشته باشند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1148, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۱۷\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nمرحمت و شفقت روزیهای اعلیحضرت همایونی ۱\n\nحوادث داخليه\n( در بار مصالحه بارچوم شبه - يك وقات دلخراش - مرقومه از کوتوالی ترکستان -\n\nادبیات\n( ابیات افغانی کلام غلام محى الدینخان افغان - اشعار فارسی - کلام جناب مستقی - کلام مذنب -\n\nعالم عسکری\n}\n\nحوادث خارجیه\nاجمال - نقل از جریده حبل المتین وضعیت روس در جنك موجوده - خبرها براه ایران - نامه نگار از مشهد نگاشته - نقل از جریده رعد طهران - اثرات حیرت آمیز يك كاوله - اعلامیه عباس حلمی خدیو مصر - غرق تحت البحری فرانسه توسط اطریش - غرق کشتی زره پوش فرانسه توسط اطریش - علت فتوحات فوق العاده المان - المان فوق همه كان - وضعیت شهر لودز - حوادث جنك - تلگراف از المان - آخرترین خبرها از اخبار های انگریزی\n\nتصاویر\n( از مناظر هندوستان منظره عمومی شهر اجمیر شریف - مقبره مبارك حضرت سلطان نظام الدین اولیا در دهلی - مقبره شیخ سلیم چشتی و اسلام خان در آگره - دیوان خاص - در قلعه آکره - ( از بناهای باد شاهان اسلام - -"}
{"book": "adl0616", "page": 1149, "text": "از صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کار خانه جات ، ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اوینفورمه های عسکر شاهانه وغیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد .\n\n(۱) سنج های پشمینه با رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگلیزی ۳ قوله مشخص شده در ستاده و قبا خانه جنسی هم بفروش میرسند.\n\nاقسام | قسم دوم | قسم اول\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت\nرقم | ۱ سال ساخته نشده | قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nقیمت | ۷ روپیه و ۱۱ پیسه | ۶ روپیه و ٤٢ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۹ روپیه و ۱۸ پیسه | ۸ روپیه و ۱۰ پیسه | ۷ روپیه و ٢٥ پیسه\nرنکه | خودرنك | رنكه | خودرنگ | رنكه | خودران | رنكه | خودرنك | رنكه | خودرنگ\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چه از خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه کشمیره رهدار هر رقم به ۲ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها\nتکمه های چرمی محراب و منبردار\n\nرقم | نکهبانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\n\nرقم | زه باف کتاب دو قره دو ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه سیار تارهٔ نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکابی\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦٩ پیسه | ٤ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت قمره او بخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف در تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧١ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب پت زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥١ پیسه | ٥ روپیه و ۸۱ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ پیری | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ جری کجك دار | چرم باف ما بین پیت يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٤١ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥١ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\n\nقسم | گل جیرین | گل برینه | گل نافرمان\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | گل یاسمن | گل لستون\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن\nقیمت | ۹ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۹ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n◈ المشتهر ◈\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( نگران نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1150, "text": "شماره (۱۷)\nسال چهارم\nصحیفه (۱)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کالی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا ۱۰ روپیه کالی\nدر خارج ملک\nباخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکسانی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره تحریر و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ جمادی الثانی ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۳۰ اپریل\nتاریخ شمسی ۱۰ ثور ۱۲۹۴\n\n(مرحمت و شفقت و مهربانیهای ذات اعلیحضرت همایونی)\nدر خصوص پرورش و حمایت اطفال و اولاد یتیمان و یکسان وطن\n\nسبحان الله ! شکر و سپاس این نعمت عظما و دولت اعلا را بکدام زبان ادا توانیم کرد که خلاق عظیم الشان منزه عن الزوال والنقصان ما - سنية اسلامية افغانستان را بوجود مسعود چنان يك بادشاه بالالطاف واحسان مانند ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) ادام الله دولته الى آخر الزمان سر فراز فرموده است ! وجود مراحم آمود این بادشاه مقدس محبوب القلوب ما يك حيات نمایان و يك روح روانی بجسم ملك و ملت در دمیده است . از هنگام جلوس مبارک مأنوس شاهانه شان بجز آبادی و عمارت ، بجز رحمت و عدالت ، بجز سعادت ملت ، واعمار مملکت ذکر چیزی دیده و شنیده نشده است . راه ها ، پلها ، رباطها ، نهرها ، بندها ، فابريكها ، ماشينها ، مسأله آنها تأسيس مكتبها و بسی آثار نافعه و مدنيه بر گزیده بسایه عمر ابوابه این پادشاه مقدس ما در وطن عزیز ما اساس و بنیاد یافته است . رأفت ، مرحمت ، شفقتی که بر حال واحوال رعایا و برایا و افراد ملت ، و ابنای مملکت ازین پادشاه ملك خصال تكوين آمال معظم مشاهده میشود از هیچ یکی از پادشاهان سالف مشاهده نشده است . حسن خلق ، عدل ، احسان از صفات ممتازه ایست که وجود مسعود همایونی شان با آن تزئین یافته . بدون اعدام قاتلان ، و قطاع الطریقان و خیانت پیشه گان راه بغاوت و ضلالت از قتل و اتلاف في بدرجه نهایت اجتناب ورزیده اند . همیشه در پی اصلاح و نجاح و فلاح ملت کوشیده اند . و ازین است که محبت و صداقت و اطاعت این پادشاه مقدس در قلوب و جوارح افراد ملت بدرجۀ راسخ و جایگیر شده است که ذات ملکون صفات همایونی شان را مانند پدر شفیق مهربان و مربی محبوب القلوب قدسیت نشان خود عنوان داده شب و روز شکران خالق الى وجان رطب اللسان میباشند .\n\nدرینجا میخواهیم يك شمه از مرایم بی پایان اعلیحضرت پادشاه بسیار مهربان خود را که درباره جمع آوری و حمایت و نوازش و پرورش یتیمان بیکس ، و در ماندگان بی فریادرس وطن ابراز فرموده اند تمثیلاً تذکار نمائیم :\n\nچهار سال قبل ازین نظر خیرات و حسنات پرور ذات اعلیحضرت پادشاه مقدس محبوب القلوب ما را احوال سفالت اشتمال اولاد و اطفال یتیم و وامانده و در مانده که در کوچه ها و بازارها به انواع پریشانی و سر گردانی بگدایی و بینوائی بسر می آوردند جلب نموده عدالت و مرحمت شاهانه چنان اقتضا نمود که آنها را ازین سفالت و پریشانی وارهانند . بناءً علیه چنانچه در شماره (٤) سال نخستین سراج الاخبار افغانیه - مذکور گردیده بود در سنه ۱۳۲۹ بتأسیس و بنیاد دارالیتاما - یعنی خانه تربیت و پرورش اولاد یتیم - امر و ارادۀ سنیۀ اعلیحضرت شهریاری شرفصدور یافت .\n\nذات شوکتسمات اعلیحضرت پادشاه مقدس ما بسی وسایل و ذرایع برای درآمد مداخلات یتیم خانه احداث و ایجاد فرمودند مثلاً واردات و مداخلات عکاسخانه شاهی ، و مداخلات عصریه حین حضوری ، و مداخلات بعضی تماشگاهها و بسی چیزهای دیگر را برای یتیمخانه تخصیص فرمودند . بر سر آنهم سالیانه مبلغ هجده هزار روپیه کابلی از خزانه عین المال شخصی شاهانه شان برای یتیمخانه مقرر داشتند ، و غیر ازینها دفترها و طومارهای ابوابه یعنی چنده باز شده همه اعیان و بزرگان و توانگران و سوداگران و خانزادگان مملکت هر کس بقدر استطاعت و قدرت"}
{"book": "adl0616", "page": 1151, "text": "شماره ۱۷\nمجلد ۲\nسال چهارم\nثروت و بسیار خودشان با عطای اعانه مسارعت و همه ساله بتأدیه آن تکفل باشد که انداخته شوند - خورندکان مال یتیم - در آتش افرخته شده ورزیدند این است که ذات مراهم صفات اعلیحضرت بادشاء محبوب اگرچه در بخصوص بسی آیات کریمه موجود است ولی بهمین القلوب مقدس ما با این مراحم و مکارم خیر خواهانه دین پرورانه دو آیه قدسیه اکتفا ورزیده شد . . در خانه اگر کست یک پدرانه شاهانه که در حق اولاد یتیم و در مانده ملت صادقة ملوكانه حرف بست . پس اگر سوء استعمالات، و غدروغين و اختلاسات در واردات و مداخلات این مؤسسه حسنات بنياد اعلیحضرت بادشاه بارحم و داد مقدس ما راه نباید، و محور لايق واصول موافق به تدویر چرخ خرج اداره آن از روی حقانیت و دینت کوشش وسعی ورزیده شود و خیانت در امانت پیدا نشود هیچ شبهه نیست که ازین نیم خانه آنچنان اولادهای فرزانه بسر برسد که در راه دین و دولت ووطن وملت بسی خدمات نمایان و فواید شایگان از دست شان بظهور رسد ۱۰ گرچه این یک در داخل وظایف نامه نکاری ما نیست که بعضی معلومات غین ها و اختلاسهای و نا گفته به را که در خصوص مال یتیم خانه شهیده و تحقیق کرده ایم درج محايف سازیم، ولی بنار منطوق حدیث شریف حضرت پیغمبر صادق مصدوق ما صلى الله عليه و آله وسلم که فرموده اند : من رأى منكم مذكراً فليغيره بيده، فأن لم يستطع فبلسانه . فأن لم يستطع فيقلبه وذالك اضعف الإيمان ] - يعنى الكريكي عام از شما یک چیز ناگواری به بند آنرا بدست خود دفع و رفع کنند، واکر بدست خود یعنی فعلاً - نتواند زبان ارامنع کند، و اگر زبان هم نتواند بدل از ان انکار سند که این درجه سوم ضعیفترین ایمان شمرده میشود . لهذا برای متنبه ساختن وا گاه کردن غابتین و مختلسین این امر بر خبرات و محسنات اعلیحضرت ( سراج المسلة والدين ( که اگر براستی ایران جرأت و جسارت ورزیده باشند بعضی آیات بینات قرآن عظيم الشان . و احادیث شریفه حضرت هادی ایمان را داخل وظایف نامه شکاری خود دیده تذکار و بیان مینمائیم . و شاید ازین میانه یکی کار کرد شود :\n\nاحادیث شریفه\nدر ( جامع الصغير ) از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه\nوسلم منقول است : أتحب أن يلين قلبك وتدرك حاجتك\nارحم اليتيم واصبح رأسه واطعمه من طعامك يلن قلبك وتدرك حاجتك ... یمنی ایا میخواهید که نرم دل شوید . و مراد خود\nهم رسید و پس رحم اريد ریتیم، و پرورش دست بکشید .\nو از طعام خود اور اسیر کنید که به این معامله دلتان نرمی پیدا\nمیکنند. و بمراد خود میرسید.\nونیز منقولات : و احب بيوتكم إلى الله بيت فيه يقيم\nمکرم :: یعنی خداوند ارحم از اهمین همان خانه شما را بیشتر\nدوست و دارد که یتیمی در ان گرم و عاطفت به بند .\nو نيز منقولسته الى احرم عليكم حق الضعيفين، اليتيم والمرأة:\nیعنی بدرستیکه من حرام میکنم بر شما حق دو ایوان را که یکی یتیم\nباشد، و دیگری زن .\nاز درگاه خالق ارض و سما جل و علا نیاز میکنیم که ذات مراحم\nصفات اعلحضرت بادشاء مقدس محبوب القلوب ما را که مرحمت\nشاهانه شان رحمه افراد ملت افغانیه از صغير تا كبير ، و از فقیر\nتاورير، واز یتیم تا اسیر مانند بر تو افتاب جهانتاب یکسان میتابد .\nتسالهای بیشمار اریکه پیرای سلطنت سنه اسلامیه بدارد تا از\nاین مرحمتها و عاطفتهای جهان احتوای شاهانه شان ملت ووطن\nبرخوردار کردد و اعمال و اخلاق ما را اصلاح و مستقیم سازد\nتاورهای مالی از اعضای شاهانه شان تطبیق حرکت کرده بتوانیم. آمین\n\nآیات بینات\nدر سوره شريفه نما میفرماید : . و آنوا البنامی اموالهم\nولا تبدلوا الحبيث بالطيب ولاتأكلوا اموالهم إلى أموالكم انه كان\nحوباً كبيرا ... یعنی بدهید مریتما ترا مالهای شانرا، وتبديل\nمكنيد. مال نابك يتيم را بمال يك خودتان، و مخورید اموال ایشانرا\nبا میخته کردن با اموال خودتان تحقیق بدانید که این کار گناه\nبسیار بزرگ است.\nو نیز در سوره مذکوره میفرماید : - و ان الذين يأكلون\nأموال اليتامي ظلماً التماياً كلون في بطونهم ناراً ، وسيصلون سعيرا ...\n. یعنی بدرستی آنانکه میخورند مالهای پیمان را به پیدا دوستم\nجز این نیست که میخورند در شکمهای خودشان اتشى وزود\n\nجواد داخلية\nدربار معالی باریوم شنبه\nروز شنبه گذشته ۲ جمادی الثانی در دالان شرکت نشان سلامخانه\nعام ارك مبارك، مراسم در بار معالی بار شاها به شرف العقاد\nپذیرفت و بموجب رقعه ها و طومارهای خبری که یکروز پیش از طرف\nایشیک آقاسیان دربار حضور انور والا توزیع و تقسیم شده بود.\nجمله شهزاد کان عظام و سر داران گرام، و ارباب مناصب نظامی\nو اصحاب مراتب ملکی و جمله درباریان ملیس بلباسهای رسمی درباری\nخودشان در دالان سلامخانه جمع آمده هر کس فرا خورد جاه\nو مقام خودشان جابجا شدند .\nتقریباً یازده بچه بود که آواز سلامی موزیکه های عسکری\nاز خارج سلامخانه، تشریف شوکت رديف ذات شوكقسمات بادشاه\nمقدس محبوب القلوب ما اعلی حضرت ، سراج الملت والدین ، را\nادام الله دولته بر حاضرین دربار معالی بار اعلان نموده همه حاضرین"}
{"book": "adl0616", "page": 1152, "text": "شماره ۱۷ سال چهارم صفحه ۳\n\nقيام، و وضعیت سلام و احترام را گرفتند. ذات اعلیحضرت پادشاهی از دروازه سمت غربی بقدوم میمنت ملزوم همایونی مجلس دربار را شرف سعادت و شوکت بخشیده بر سر و سلطنت عروج و بر کرسی شوکت جلوس فرمودند. و حاضرین دربار معالی بار را به التفات جهاندرجات و احوال پرسی و خاطر نوازی مکارم غايات مظهر تلطیفات و عواطفات همایونی شاهانه شان نموده از کلامهای حکمت پیام فنی که در خصوص بعضی مسائل حکمیه طبیعیه متعلق حرارت و برودت هوا و بارومیتر و ترمومیتر، و بعد ازان از بعضی حکمیات دینیه و شرعیه بیانهای و حکمت و معرفت فرموده موجب استفاده و استفاضه عمومی گردید. درین دربار از اوضاع حالات حرب حاضره نیز بعضی بیانات مناسبه میان آورده از مقدرات خداوند بیچون، و از تجا نبات نیرنگهای دهر بوقلمون، و خوبیهای اخلاق حسنه دوستی و اتحاد، و بدیهای دشمنی و بیداد، و فواید کنار جویی ازین طوفان سفاکی بنی بشر، و اولی بودن انتظار به نتیجه هر خیر و شر و بسی کلمات حکمتی و سیاسی فواید مظهر بیان فرمودند. بعد از ان سفره میزهای نان و نعمت شاهانه گسترده شده اهل میز حضور در وسط دالان و دیگر درباریان بر جاها و مقامهای خودشان بطعام دعوت شده بعد از فراغ طعام دربار معالی بار رسیده حد ختام گردید.\n\nيك وفات دلخراش\nسراج الاخبار افغانيه خبر كدورت اثر الم انگیز وفات حسرت آیات فرزند دلبند ارجمند جناب مستطاب فخامت ماب سردار اکرم حضرت عالى نائب السلطنه صاحب افخم را که تقر یباً ۸ ماهه یکمدت قلیله در هوای عالم زندگانی بهره یاب حیات گردیده و مانند يك غنچه نهال سعادت که هنوز نو بشگفتن آغاز نهاده باشد در سلخ ماه جمادی الثانی گرفتار باد خزان آباد اجل گردیده اند بكمال حسرت و تمام اسف درج صحایف حزن و اندوه مینماید، و مراسم تعزیت را بکمال فروتنی عرض میدارد، حی لايزال جل وعلا وجود عالی را سلامت دارد. و روح پرفتوح ان نوباوه کاشف سرای لاهوتی را شفیع اخروی شان گرداند.\n\nاز کوتوالی ترکستان مینویسند.\nدرین آوان سعادت افتران دو کیفیت عجیبه بظهور رسیده فقره اول اینکه خواجه مير جمال الدینخان کوتوال محال سريل مرقوم داشته که ارباب پایه گذر بلوچ در رباط مستمری یومیه کوتوالی مرقوم نموده که در لیل یکشنبه ۵ شهر حال در خانه ملا آستان ولد شاه مردا نقل دو پسر و یکدختر تولد یافته جناب قاضی\n\nصاحب اسم پسران مذکور را محمد حسن و محمد حسين واسم دختر را فاطمه گذاشته که هر سه نفر آنها تا حال در قید حیاتند — فقره دوم اینکه یکنفر آدم محمد رحیم نام ولد دانيار باشنده قشلاق شاه توت محال سریل علاقه بلخ را که درین روزها بمزار شریف آمده تخمیناً بعمر ۲۵ ساله کی میباشد بدربار معدلت دار حکومتی ترکستان و بلخ بحضور جناب جلالت مآب نائب الحكومة صاحب حاضر آوردند که هر دو دست او مادر زاد از حد شانه نبود و در هر شانه آن مثل يك انگشت سبابه یک چیزی از گوشت و استخوان بود بعد جناب نایب الحكومة صاحب از و استفسار فرمودند که روی شستن و نان خوردن شما بچه قرار خواهد بود عرض کرد که همرای پای خود روی خود را می شویم و اکل و شرب هم مینمایم نائب الحكومه صاحب برای او چای خواستند دسته پیاله چای را در مابین دو نچه پای خود گرفته و یکپای خود را بالای زانوی دیگر پای خود گذاشته به بسیار درستی در شرب چای مشغول کردیده تا پیاله چای را کامل خورد بعد جناب نائب الحکومه صاحب فرمودند که در پیاله بی دسته باو چای بدهید چون به پیاله بی دسته چای انداختند پیاله را به احتیاط تمام همراه دو نچه پای خود گرفته بر زیر چغلك پای دیگر خود گذاشته چای را کامل خورد و خود او بیان نمود که بدوکان سماوار چی به يك پای خود از دسته چاينك گرفته بپیاله ریخته بعد پیاله را بقانونیکه ملاحظه میفرمائید برداشته میخورم و نیز دستار را از سر خود برداشته باز کرده کلاه را زانوی خود گذاشته همرای یکپای و بمعاونت آب و دهن دستار خود را به بسیار صفائی بسته نمود و در همان مجلس جناب نائب الحکومه صاحب مبلغ سی روپیه هم محض الله برای او داده نامبرده را امر رخصت فرمودند حال بروضه رضویه مرتضویه کرم الله وجهه شخص مذکور حاضر است.\n( دستخط محمداکبر کوتوال مزار شریف )\n\nادبيات\nاتفاقی\nهو الغفور الرحيم ۞\n( حب الوطن من الأيمان )\nزړه تمادک دی له مبنى د وطن\nخپل وطن ما ته عزیز دی تر خپل تن\nهر يو ګل م د وطن په مادر ګران دی\nاو کشمیر تر پاریس تر لندن —\nشیرین ځان م په شیرین وطن فدا دی\nزه خو دارنګه فرهاد بم کوهکن\nګلستان م د وطن له در کنار دی\nخارستان دی د وطن راته ګلشن\nد وطن په حمایت کی ځان مباح دی\nپه دامنی که لازم دی سر باختن"}
{"book": "adl0616", "page": 1153, "text": "شماره ۱۷\nسال چهارم\n\nصحیفه\nد جاپه سر کی چه سودا دوطن وی\nسرد ده دی مستحق د بریدن\nجا په زړه کی چه جنون دوطن که وی\nد هغه زړه د خدای همیش اری غمجن\nساکنان دخیل وطن چه حوك غیر بولی\nهغه غدار د زمانی دی هم دشمن\nکه دیر دی په جهان کی می تونه\nدیر عزت دی په خدمت کی د وطن\nد ملت و دین سراج اعلیحضرت دی\nپه جهان کی لکه نمردی دی روشن\nحسی شان ترقی شوی د ده په عهد که\nچه به کاروی دولی دیاره حوز من\nمدرسی او مکتبون اوس جاری دی\nد هر علم د هر کسب د هر فن\nشه توپونه اوس جو ریزی په کابل کی\nاستفا مو شوه له کروپ د جرمن\nهم اخبار موشایع گیری په وطن کی\nدیر مرغوب لکه محبوب شبه حزين\nیو مدیر نی چه جامع دکمالات دی\nخدای دی دی سالم ساتی له هر حزن\nواقعات مو چشم دید شوه د هر شهر\nکه پیکن دی که لندن دی که برلن\nاخر دعا دافغان داده ای صاحبه\nچه اسلام صاحب دجاه کری ذوالمان\n\nمن کلام حقیر غلام محی الدین افغان\n\nو کلام جناب مستغنی\n(کنون بخرمن به میرسد شراره او)\n(بلند ساخته این جنگ آقدر آتش)\n(شود سمندر ازین انقلاب هر ماهی)\n(که بحر نیز نشست از سرنگ بر آتش)\n(هوا بلندی هر زبان چه می پرسی)\n(زغال جانب گردون کشیده سر آتش)\n(کی نداشت ازین جنگ خانه سوز خبر)\n(یلی بد است جو افتاد بی خبر آتش)\n(درین بهار زد این جنك انشى تجهان)\n(که همچو لاله زهرنو کشید سر آتش)\n(کنون مجان و بدل کوشش ای مسلمانان)\n(که کرده است زهر گوشه سر پدر آتش)\n(بین بچشم خود آتش فشانی دشمن)\n(چرا نباشدت اندوست در جگر آتش)\n(مشو زگرمی بازار علم و فن غافل)\n(که زد نجمله جهان جرمن از هنر آتش)\n(مشو مشو دگر آتش زبان تو (مستغنی))\n(مرد مزن جهان پیش ازین دگر آتش)\n(درین بهار که باران شده است طوق نجوش)\n(بگو بگو از کجا کردی اینقدر آتش)\n\n(فغان که جنك يورب زد به بحرو بر آتش)\n(نگنده است در آفاق سر بسر آتش)\n(فتاد در همه آفاق شورش از جرمن)\n(توان تجمله جهان زد بيك نفر آتش)\n(کسی چه چاره تواند که در گرفت جهان)\n(که میکنند زطرف دار و بیطرف پرستن)\n(چوشد بلند نپرسد زخشک و تر آتش)\n(آب چاره گرت دسترس بود دریاب)\n(حدر چه سود چو گردید شعله ور آتش)\n(توان نشست بجنگی چنین قرار کسی)\n(اگر سیسند نشیند قراد در آتش)\n(مگر زخانه گردون بدر رویم برون)\n(گرفته است مر این خانه بام و در آتش)\n\nو کلام مذنب\n(چرا سرما نخیزد از بر کل بهار آمد كنون بالشكر كل)\n(بخوبی قطع شد. های زمستان که باید بار دیگر بر سر کل)\n(زخشکیهای سرمائی خنک روی مگو غیر از رخ گرم تر کل)\n(زمان باده نوشی به ازین نیست. چمن بگرفته بر کف ساغر کل)\n(از کل در های کل نالم بطرزی که گردد بلبلان گرد سر کل)\n(خبر قمری شاخ تر و میگفت یکپا ایستاده جاکر کل)\n(باین لطف و تراکتها چه لازم چرا در خار باشد بستر کل)\n(چراغانیست کوه و باغ و صحرا زرنك لاله حسن احمر کل)\n(معطر آن دماغ خویشتن را که تو الیافت صبح دیگر کل)\n(نمیدانی بشور عدلییان که میخوانند و صف برتر کل)\n(میاد آزرده گردد از لطاقت ندارد زور شبستم پیکر کل)\n(ز تکلیف هواهای مخالف همیشه فضل ایزد باور کل)\n(عجب نبود اگر از خودروم من به مستی ها از بوی ششدر کل)\n(سواد اعظم كابل منور شد از خورشید و ماه و اختر کل)\n(الهی سبزه فرش زیر پایش شکوفه سایه انداز مرکل)\n(زهیگر میکه در حساش تمام است دل (مذہب) سپند مجمر کال)"}
{"book": "adl0616", "page": 1154, "text": "شماره ۱۷\nسال چهارم\nصفحه ۵\n\nمیشود ، چندی پیش ازین دولت روس مینوشی را قدغن نمود . از خبرهای این هفته معلوم میشود که دولت بریتانیا نیز برای ترک مینوشی بعضی تشبثات بکار میبرد زیرا مضرتهای بی انتهای باده نوشی درین حرب اخیره بر آنها بعد از بیست عصر حالا اشکار گردید . بنازم دين پاك حضرت پیغمبر برگزیده خود را که پیش از سیزده عصر ام الخبايث گفته است ناحيه اسلامیه را از آن منع فرموده است . نه تنها از شراب خانمان خراب، بلکه از همه اعمال سیئه و اخلاق ردیه که مستوجب ضرر و نقصان عالم انسانیت است به اجتناب و پرهیز کردن امت خود را مأمور نموده است . مثلا، حرص و طمع ، و بغض و حقد ، را نیز شنیعتر از شرب ام الخبايث شناختانده است را بشدت از آن منع فرموده اند . اگرچه روس\n\n[ باده نوشی و حرب = مثال از تاریخ حرب ]\nدرین وقتها در اخبارات از ترک مینوشی بحث ها و بیانها رانده\n\nاز منظره های هندستان\nمنظره عمومی شهر اجمیر شریف"}
{"book": "adl0616", "page": 1155, "text": "شماره ۱۷ سال چهارم صحيفة ٦\n\nو انگلستان مضرت ترابتوشی را احساس کرده بر منع و قید آن آن اقدام ورزیدند و این را برای زود به انجام رسیدن محاربه حاضره وفوز وفلاح خودشان يك جاره مفيده دانستند ، اما شایان حیرت و اسف این است که از عامل یگانه و مؤثر حقیقی این محاربه حاضره چشم پوشی و تجاهل عارف ورزیدند : باید دانست که عامل و مؤثر بکنه این حرب بجز زهر قاتل « حرص وطمع ،، و سم مهلاك « حسد و بغض ، دیگر هیچ چیزی نیست ، همان حرص و رقابت جهانگیری - علی الخصوص هندستان خوری - بود که امکایر و روس را دشمن بی امان جان همدیگر شان ساخته بود. حتی بما وعده قطعی میداد که اگر روس از راه افغانستان خیال حمله هندستان را بکنند همه دولتها را در بحروبر بر او خواهد برانگیخت. و چون مانند المان يك مبغوض ومحسود مدهش دیگری در نفس اور و پا برایش ظهور نمود ، و مرکز شوک و عظمت و ثروت و تجارت خود را که انکلاند باشد در زیر تهدید آن محسود مبغوض دهشت آمود خود در لرزه و تهلکه دید . هندستان از یادش رفته جاره عاجل دفع آنرا اولی و ضرور تر دانست. همانند. یعنی از هنگام آن تهدید تجارت - با رقیب دیوقوت هندستان طمع خود طرح نيرنگ ائتلاف را در انداخت . و يتقاسمه برادرانه\n\nاز مناظر هندستان\nمقبرة مبارك حضرت سلطان نظام الدین اولیا در دهلی\n\nائتلاف پرورانه اراضی آسیای صغرا و عراق، وفارس وغيره رقيب خود را اطماع و تحریص نموده و رقیبش را نیز حرص و طمع این تقید ، از حرص و طمع آن نسبه دردم حاضر گوارا اثر و موافقتر آمده این است که اینهمه هنگامه های بالا اندوز، و اینهمه آتشهای جهانسوز را شعله افروز عالم انسانیت و مدنيت نمودند الهذا بی پروا باید گفت که اگر زود به انجام رسیدن این حربی را که مخرب عالم انسانیت و از پا در افکننده جهان مدنیت است براستی و حقیقت آرزومندند میباید که از حرص وطمع، وحسد وبغض دست بکشند، و برای پوره کردن آن مقاصد دنیه عالم مدنيه عالیه را متضرر نسازند . خير : بهر صورت، حالا از نویزها صرفنظر کرده يك كمكی از مضرات و خسارات آن آب شرارت مآب که مینوشانش بادهٔ ناب و نوشداروی اولی الالبابش میخوانند بحث میرانیم : - در لسان شرع شریف محمدی ( ص ) شراب را به « ام الخبایث » : - یعنی مادر بدیها و خيانتها - تعبیر کرده اند که الحق تعبیر بسیار با مسمی و برجا نیست. سر منشاء همه قبایح و رذایل شرابست ، و سر چشمه جمله فضایح و فجایع باز هم شراب است . غیر از ضررهای شرعی و اخروی آن، از نقطه نظر صحت و طبابت نیز معايب و مضرات"}
{"book": "adl0616", "page": 1156, "text": "صحيفه ۷\nسال چهارم\nشماره ۱۷\n\nآن در نظر فن جليل طب بدرجة ثبوت رسيده است . بهترين و گرانبها ترین چیزها عقل است که به واسطهٔ این جوهر مقدس انسان از حیوان تفریق یافته است . حالا آنکه اهم ضررهای این مایع زهر آلود اول بر عقل تأثیر خرابی خود را اجرا میکند . انواع امراض مهلکهٔ مزمنه از یاده نوشی بوجود بشری مسئولی میگردد . آلات مهمهٔ حیاتیهٔ داخلی وجود مانند شش و جگر و قلب و روده ها و معده وغیره بدوام و افراط باده نوشی از اجرای کار گذاری خود در میماند . اگرچه يك گرمی و جرأت موقتی حاصل میکند ولی بعد از کمی بسردی و رخاوت عظیمه تبدیل مییابد . و چون از نقطهٔ نظر عسکری دیده شود . زهر قاتل عسكر شرایتوشی و مغلوبیت کلی فن حرب را از بد مستی باید شمرد . فن حرب از نازکترین فنون است که بعقل و حواس کامل اجرای حرکات و عملیات آن موقوف و منوط میباشد . و چون شرایتوشی و بدمستی زایل کنندهٔ عقل و حواس است لاجرم در فن حرب بدمستی حرام قطعی شمرده میشود .\n\nدرخصوص انشاءالله در آینده يك مقالهٔ مستقلهٔ مفصله خواهیم نکاشت . در اینجا همینقدر میگوئیم که در پتروزها در بعضی اخبارها دیده شد که هر مجلسی باد شاه انگلستان در دوایر عالیهٔ باد شاهی خود شان شرابتوشی را منع و قدغن نموده تا دیگر گروه ها نیز شاید پیروی این عمل او را بکنند . لارد کیتچنر وزیر حربیهٔ انگلیز نیز در يك محفلی بجای شراب آب زلال را قائمهٔ تمام جام صحت پادشاهی گفته نوشیده است . اما ازین هم خود داری نمیتوانیم که بگوئیم باین شرف و فضیلت آب زلال نوشی را بجای میکنی « باشیرو » نام کپتان ژاپانی ده سال پیشتر ازین در محاربهٔ روس گوی مسابقه را درده بوده است که بنا بر اثبات مدعا یکدو صحیفه از تاریخ حرب روس و ژاپان ، را در زیر این سرلوحهٔ « عالم عسکری » خود بنظر برادران صنف نظامی وطن مقدس خود عرض مینمائیم : (۱)\n\n§\n\n( یکدو صحیفه از تاریخ حرب روس و ژاپان )\n( تثبیت نخستین وسد کردن مدخل )\n\nپور آر تور\n\nهجومهای اول و دومی که از طرف دستهٔ کشتیهای جنگی ژاپون وقوع آمده بود اگرچه قوای معنویهٔ روسها را منکسر و قسم مهم سفاین حربیه شانرا مأیوس و متضرر ساخته بود ولی با وجود آنهم کشتیهای جنگی روس هنوز محالیکه بر حرکت کردن غیر مقدر باشد نرسیده بود . بناءً علیه در جوار « شه مولیو » که زابونها سوقیات عسکریه را اجرا میکردند - یعنی باواپورهای نقلیه از سواحل ژاپان به اراضی مانجوری عسکر میاوردند احتمال اجرای تعرض از طرف کشتهای جنگی روس در هر آن و هر زمان موجود بود و چون سفائن روس که در محاربه های اول از طرف کشتیهای جنگی ژاپان خسارت زده شده بودند آهسته آهسته تعمیر میشدند احتمال تعرض را بیشتر میکردانید . دیگر اینکه بمناسبت شدت طوفانهای برف مدخل « پور آرتور » را همیشه در زیر ترصد داشتن برای ژاپان ها کیفیت بسیار مشکلی بود . لهذا وبس امیرال « توغو » اندیشید که یکچند سفینه های تجارتی را در مدخل پور آرتور غرق کرده دسته های کشتی جنگی روس را در انجا حبس نماید .\n\nامیرال توغو برای اجرای اینکار پنج عدد سفینهٔ بزرگ و کهنهٔ تجارتی بدست آورد عمله و مرتبات سفاین مذکوره عبارت از (۱۰) افسر و (۶۹) نفر عسکر بود . این نفریها از میان صدها دلاوران داو طلب انتخاب شده بود ، و همه گی آنها در زیر کوماندانی « باشیرو » نام کپتان کشتی در « هبوش و میقازا » که سفینهٔ امیرالست داده شده بود .\n\nتنگترین جائیکه در مدخل بندرگاه پور آرتور است تقریباً ۳۰۰۰ مترو میآید اما خط آب سفاین جسیمهٔ حربیه به بلندی ۱۷۰ مترو میباشد لهذا قسمی که در مدخل یعنی راه درآمد بندر مذکور مساعد و موافق برای سیر سفائین باشد زیاده از صد مترو پهنائی ندارد .\n\nامیرال « توغو » این پنج کشتی که برای غرق گردانیدن تدارك نموده بود به سنگ و چیم و دیگر مواد ثقیله و بعضی مواد مشتعله مانند پترول و نفت وغیره رو مالامال نمود . و برای در دادن این مواد مشتعله ترتیبات الکتریك نیز ساخته بود که به این صورت در يك زمان واحد هم کشتیها آتش میگرفتند . و هم فوت پر شدن آب در کشتی بسرعت تمام در قعر دریا فرو می رفتند .\n\nبا این همه ۱۲۰ ، عدد کشتیهای جنگی مخربهٔ طورپیدو نیز یکجا میرفت وظیفهٔ این طور پیدو ها آن بود که اولاً کشتی جنگی « ره توان » روسی را که خسار زده شده و در مدخل بندر مانده است سراسر از کار انداخته ضرر آن را مانع آیند . ثانیاً بعد از انکه کشتی های خود را در محل مقصود غرق سازند مرتبات آنها را تخلیص و رهایی بدهند .\n\nپیش از انکه این پنج کشتی بصوب مقصود حرکت کنند . افسران دلاوران داوطلب کشتیهای غرق شدنی با دیگر رفقای خود مراسم وداعیه را ایفاء کردند ، و برای حسن موفقیت و کامیابی آنها دعاها و نیازها کردند . بعد از اتمام یافتن همه حاضریهای این سفر حربیۀ بسیار مهلکه و مدهشه که در صدی نود و نه نجات یافتن افسرها و عسکرهای مقرر شدهٔ آن محال مینمود « باشیرو »\n\n(۱) « تاریخ حرب روس و ژاپان » در پنج جلدیت تاریخ حریت که قبل از پنج سال بموجب امر و فرمان اعلیحضرت « سراج الملة والدین » این حقیر و سر محمود عاجز از زبان ترکی عثمانی بفارسی ترجمه کرده ام . يك اثر بسیار نافع و مفید است . افسوس که هنوز زیور طبع آراسته نشده و از مراحم عرفان پروری ذات اعلیحضرت مأمون امید است که طبع و نشر آنرا در مطبعهٔ حروفات دارالسلطنهٔ کابل امر و فرمان نمایند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1157, "text": "شماره ۱۷ سال چهارم صحیفه ۸\n\nنام کپتان کشتیٔ زرهپوش « آساما » يك قدح نقره نینی را که یکی از شهزادگان ژاپان یکوقتی به او بخشیده بود از آب صاف زلال پر ساخته ، و دلاوران داو طلب فدایی را که بکشتی های غرق شدنی سوار میشدند خطاب نموده این نطق ذیل را بر انها بر خواند:\n( صورت نطق )\n\nه ای فدائیان شرف و ناموس ملت و وطن !\n\nه شما را بيك موقع بسیار نهلك ناکی که در زیر آتش طوبهای دشمن معروض میباشد میفرستم ، سلامت باز گشتن ازین معرکه در هزار يك احتمال ندارد . شما را که به اینچنین موقع تهلك ناك میفرستم ، چنان میندارم که از فرزندهای جگرپارهٔ حقیقی خودم جدا میشوم ولیکن بدانید که اگر صد فرزند میداشتم که از صلب خودم میبود همه را در راه این شرف و سعادت عظیمی که خدا امروز شما را نصیب کرده فدا میساختم ، و سر های آنها را در گذر گاه دشمن که به این خاك مقدس ما پای تعرض دراز کرده می انداختم ! نه تنها صد فرزند ، بلكه اگر تنها مالك يك فرزند صلبی خودم میبودم باز هم آنرا ازین شرف و سعادت امروزیهٔ شما محروم نمیساختم .\n\nه بروید فرزندان من ، روید ! جرأت و شجاعت اولادهای ملیک « شمس طالع » را بر دشمن آن مملکت مقدس اثبات نمائید ! در اثنای بجا آوردن وظیفه تان اگر دست راست خود تانرا ضایع کنید ، بدست چپ خویش ، و اگر هر دو دست خود تانرا غایب کنید ، بازوهای خویش کوشش ورزید و شاید پایهای شما هم برود ، با همهٔ بدن خود تان در باب بجا آوردن امر آمر و کوماندان خود تان سعی و غیرت نمائید !\n\nه اما این را هم بخوبی بیاد دارید که بر هر یکی از شما وظیفهٔ بسیار عظیم ، و مسئولیت بسیار جسیمی باز کرده شده است . هر کسیکه در خود برای بجا آوردن اینچنین وظیفهٔ عالی مثانت و پایداریٔ کافی و کامل نمی بیند ، از حالا بگوید . زیرا نرفتن عیب نیست ، اما در وقتیکه بالش قدر ذره اثر خوف و تردد باشد ، و به جرأت دروغی ، و شجاعت ساخته گی بمیدان جنك و وغا برود ، بد تر از ان عیب و بر تر از ان عار برای او دیگر هیچ چیزی نیست .\n\nدر اینجا سخن کیتا را صداها و هایهو های بسیار پر هیجان « زنده باد میکادو ، زنده باد ملت و وطن ! لعنت باد بر کسانیکه در فدا کردن جان خود در راه شان بترسد و بزدلی کند » برید . بعد از انکه اضطوفان جوش و خروش پر هیجان فدائیان فرو نشست ، کپتان باز بر نطق خود دوام کرده گفت:\n\n« پس چون چنینست شما را وصیت و سفارش میکنم که بمیرید ! همه تان بلا استثنا بمیرید ! ولکن حیات خود را مفت و رایگان ندهید . مرگ را حقیر بشمارید ، ولی نه تنها مقصد حاصل کردن نام و شهرت خشکه و خالی ! نی ، نی ! من میخواهم که مرگ هیچ یکی از شما بی ثمره و بیفایده نباید بود . تا دشمن تانرا مسرور و شادان نسازد ! هر يك از شما میباید که اول بر همین سعی و کوشش باشد که کشتیهای غرق شدنی را به نقطهٔ مطلوبهٔ غرق شدنش برساند . و در اینجا غرق کند ، بعد از ان که این وظیفه را بخوبی ایفا نمود ، مرگ را به بسیار مسرت و افتخار در آغوش باید کشید !\n\nه ای فدائیان قهرمان ! از پشت پردهٔ استقبال ، يك سيمای بسیار منوری می بینم و به تجلیٔ يك روز بسیار مسعودی منتظر میباشم که آنروز فیروز سعادت اندوز همانست که بسایهٔ غیرت و حمیت و فدا کاری مانند شما اولادهای وطن ، دسته های کشتی های جنگی دشمن در بندرهٔ پور آرتور « محبوس » بماند و بشنیدن این خبر مسرت اثر تمام ژاپان بوجود شما افتخار بکنند .\n\nه درین هنگامیکه از شما مفارقت ابدی میکنم ، لازمهٔ مراسم وداع را [ ماننده عادت اوروپا ] - بانكيت و شامپين ، بجا نخواهم آورد ، چونکه این وظیفهٔ مقدسه که برشما باز شده است رونق و صفائیت فکر و روح را زایل میکند ! فکر و وضوح قلب بکار دارد ، ولی تأمل یکه چیزیست که باشید ای عسکرهای فدا کار ، و اولادهای حکمدار ظفر قدار ! بیائید ای نونهالان همین وطن ! وای بهادران شهادت کفن ! بیائید که همه ما يكيك قدح آب صاف درخشان که حیات همه اشیایران موقوفست نوش کنیم ! آری ، آری ! بنوشید ، و بسفینه های خود تان که مقبرهٔ ابدی تان خواهد شد سوار شوید ! زنده باد میکادو ! زنده باد ژاپان !!! ...\n( انها )\n\nحوادث خارجيه\n( اجمال )\n\nمهمترین حوادثیکه در اينروزها جلب انظار عمومی را بسوی خود نموده هجوم دسته های کشتی جنگی دولتین فرانس و انکلیز است بر آبنای « داردنیل » . لهذا خواستیم که در خصوص احوال این آبنای بسیار مهم تايك درجه معلوماتی به پیشگاه انظار قارئین کرام خود عرض نمائیم:\nاین آبنا ، بسببی که دو بحر ذخار مشهور و معروف را بایکدیگر ربط و آمیزش میدهد ، و بجز همین آبنا برای گذشتن از یکی ازین دو بحر بدیگری راه دخول و مرور مفقود است خیلی مهم شمرده میشود ازین دو بحر یکی آن بحریست که قدما آنرا « بحر ايجه » میگفتند ، و در کتابهای جغرافیای ترکی « اطه لرد کری » یعنی « دریای جزیره ها » مینویسند ، و يك شعبه از « بحر سفید » میباشد که آنرا « بحر متوسطه » نیز میگویند ، دوم « بحر مرمره » است که در اطلسهای اردو و انگریزی آنرا « مارمورا » تحریر میکنند . این است که آبنای داردنیل ممر و معبر جملهٔ کشتیها نیست که از بحر ايجه به بحر مارمورا ، یا از بحر مارمورا به بحر ايجه سیر و سفر میکنند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1158, "text": "صفحه ٩\nسال چهارم\nشماره ١٧\n\nشهر شهر و استانبول ، بنام دیگر و قسطنطنیه . ، بنام دیگر . دار الخلافة العليه ، در آخر بحر مرمره ، با مارمورا ، و در اول اینای بوسفوره بنام دیگر، بوغاز استانبول و واقع شده است که این آبنای بوسفور بحر مرمره را با و بحر سیاه ، ربط و الحاق میکنند . . بحر سياه ، بك بحر داخلی بسیار مهمی میباشد که بجز همین آینای بوسفور از هیچ طرف هیچ عمر و معبری با دیگر بحر های دنیا ندارد . - یعنی اگر آبنای بوسفور باز باشد . يک کشتی که از بحر سیاه لنگر بردارد میتواند که از آبنای بوسفور گذر کرده به بحر مرمره ، و از بحر مرمره - بشرطیکه آبنای دارد نیل هم باز باشد - از آبنای دارد نیل گذر کرده به بحر ايجه و از تحر ايجه به تحر سفید و از انجا به تمام شهر های دنیا سیرو سفر بتواند . اما بالعکس اگر انبای بوسفور، و ابنای دار دنیل بند بود ، بحر سياه بيك خانه میماند که یک دروازه داشته باشد . ویران دروازه هم قفل انداخته شود . در خبر سیاه، دولتهای روس، رومانیه، بلغاريه، عمانيه بندر ها و شهر ها را مالک هستند که قسم اعظم آن بروس متعلق است . حالا چون این کیفیت ها نظر کرده شود تا یک درجه اهمیت آبنای دار دنیل، و آیدی بوسفور. وعلى الخصوص اهميت موقعية استانبول بنظر جلوه کر میگردد. حالانکه ساحلهای یمین و یسار این دو آبنا دو قطعه جسيمه زمین را که عبارت دار تمام اور و پا و و قطعة آسيا . باشد نيز دريك نقطه بر گرفته است . لاجرم عنوان سلطان البرين والبحرین که بر پادشاهان ذیشان قسطنطنیه گذاشته شده است یک عنوان بمعنای شمرده نمیشود . بحر سیاه و سحر سفیدش بود به یورب هم آسیاست بيك نقطه جلوه کر بر مدخل - یعنی دروازه درآمد گاه آبهای و دار دانیل و از طرف بحر ايجه استحكامات بسیار متین و جسیمی با در زرین اصول جدیده ساخته شده است که یکی را وقلعة سلطانيه ، سنام ديگر در چناق قلعه ، میگویند، و دیگرش را و كليد البحر ، بنام دیگر هد البحره میخوانند. قامة سلطاني برساحل آسيا ، وكليد البحر بر ساحل اوروبا واقع شده است . درازی مسافه این آینا از حد این مدخل مذکور تا به حد موقعیکه آرا و کلی بولی ، میگویند و منهای آینا شمرده میشود، هفتاد کیلومتر - با آنکه هفتاد هزار متر - است . [ هي و متر و تقريباً يك كر شاه است . ] عرض این آینا در بعضی جاها هزار و در بعضی جاها تا به هفت هزار متر پهنایی دارد، و عمق - یعنی چقوری - آب آن از شصت تا پنجاه متر است، تئکترین جاهای آن در مدخل مابین قلعه سلطاني وكليد البحر میباشد که بقدر هفتصد متر پهنایی دارد از مدخل آینا تا به آخر آن در همه نقاط مهمه استحکامات بسیار متین ورصينى به آخر ترین اصول جدیده ساخته شده و با اسلحة تارية مدهشة تجهیز یافته است که دخول کشتیهای جنگی دشمن درین آبینا خیلی دشوار دیده میشود. اما باز هم محال شمرده نمیشود. مثلا اگر صد کشتی جنگی زره پوش هجوم کنند تا هشتاد دانه آن فرق نشود گذشته نمیتواند. و اگر در بعضی نقاط تنك آن دوسه کشتی غرق شود برای گذشتن دیگر کشتیها راه را بند میکنند و کیرم که از صد کشتی بیست کشتی آن بگذشتن کامیاب هم آید. آیا آن بیست کشتی چه خواهد کرد؟ البته بر استانبول کلوله باری خواهد کرد اما تا یکی ؟ تا بوقتی که کله شان تمام شود! بعد ازان چه خواهد شد ۲ بسیار جاهای استانبول خراب و تلفات نفوس بوقوع خواهد آمد که بعد از تمام شدن چیه خانه کشتیهای جنگی آن کشتیهای بی چیه خانه اسیر دست قایق جهان استانبول خواهند شد و نسبت به ضر رو نقصانی که آن کشتیها به استانبول برسانند سه چهار مثل آنرا خودشان هم خواهد کشید !! ....\n\nعيناً نقل از جریده گرامی حبل المتين\n\n>> وضعیت روس در جنگ موجوده <<\nخاک روس مملكتى وسيع وحصة زرگی از کره ارض است. و عمده این وسعت بواسطة خالت غیر معمور سپیریا است و این دولت نصف بیشتزار و بارا که غیر معمور است در بردارد. از این رورون طبیعی خانه روس بی اندازه و می توان گفت مالاً متمول ترین قطعات زمین است ولی سرمایه های هنگفت می خواهد که این ترونهای طبیعی را بکار اندازد روسیه آنچه قبلا از زرخیزی ممالک خود فایده می گیرد از برکت ذراعت است مملکت روس از غالب اشیاء محتاج بخارجه میباشد خصوصاً در ادوات جنگی وقور خانه، و امثال آن جا خالی تمام این احتیاجات روس را دو چیز برمی نمود اول کندم روسیه که سالی ملیارها فرنگستان میرفت، دوم کار خانجات صناعتی او در شهر ( لادر ) پولند که ملیارها صناعت وی حمل به آسیا می کردید. در موقع صلح دولت روس چند طریقه حمل و نقل داشت یکی از دریای بالتیک به بحر شمال دوم از دریای سیاه طریق دارد ناز به مدیترانه سوم بواسطه راه های آهن آستریا و آلمان به بر اعظم اروپ چهارم از طریق بسیار طولانی از دریای متحمد به بحر ( باسفك ) ولی از آنجا خیلی که آمد و شد می شود از آغاز جنگ راه های آهن بر اروپ بروی روس بسته آمد و دریای بالتيك هم بواسطة جهازات جنگی آلمان مسدود شد از وقتی که عثمانی هم شمولیت به این جنگ نمود دریای سیاه و بغاز دارد از هم مسدود گردید شهر (لادز ) هم که در روسیه حکم ) بر متشکرم ) انگلستا را داشت و مرکز صناعت و کارخانجات روسیه بود قبضه آلمانیان در آمد در حقیقت یکدفعه قلع تجارت و صناعت و مراودات روس از اروپا کردید. دولت روس منتهای احتیاج را به قورخانه و ادوات جنگی داشته و در این موقع هم هيچيك از متفقین وی انگلیس و فرانس"}
{"book": "adl0616", "page": 1159, "text": "صحیفه ۱۰\nسال چهارم\nشماره ۱۷\n\nنمی توانند از هیچ رهگذر تأیید، به روس نمایند ناچار کمیک اسلحه در کار دارد برعکس اگر دول متفقه با دولت عثمانی از در سازش\nو قورخانه پروسیه باید از ژاپون داده شود اولا ژاپون تا اندازه و آشتی در آیند کامیابی شان سهلتر و نقصانات شان کمتر خواهد بود.\nکه کافی از مهمات جنگی امروزه روس باشد ندارد و ثانیاً بقدری و چنانچه از تلکرافات مستفاد می شود عمده رجال عثمانی مائل بجنك\nبعد مسافت در پیش است که بموقع خود بروس نمی تواند رسانید به بوده و حال هم نیستند نهایت در نجه آلمان و آلمان پرستان دوجار\nو از طرف دیگر بواسطه گران وارد شدن قورخانه و اسلحه آمده فعلاً امکان ندارند که منفرداً از در صلح در آیند پس اگر\nخسارات بزرگ بدولت روسی وارد می آید دولت روس در این دول متفقه با عثمانی سازش نموده و به او اطمینان بخشيد، كمك جدى\nجنك بیشتر از فرانس و انگلیس از طریق تجارت نقصان یافته داده تا بتواند خود را از چنگال آلمان بدر آرد پیشرفت مقصود که\nو اگر چندی به این منوال بگذرد فقر الدم این سر تا آن سر روس را مراوده روس با اروپ است بدو نقصان حاصل تواند آمد علاوه\nاحاطه خواهد نمود به تجارت صناعتی او بواسطه بند شدن کارخانجات براین در صورتی هم که دول متفقه با طول زمان و تحمل خسارات\nیکدفعه فلج شده و تجارت زراعتيش هم بواسطه انسداد بغاز بزرگ بغاز دارد ناز و باسفورس را کشاده قبضه بر اسلامبول نمایند\nدارد ناز و دریای بالتیک و راههای آهن بالکلیه از جریان افتاده زرد چون این نکته بیان شده که اسلامبول را بقبضه روسیان خواهند سپرد\nترین مال التجاره که از روسیه به خارجه حمل میشد کندم بود دو چار مشکلات عظیمتر توانند كرديد يعنى كاية امارات بالکان\nکه اینک در سواحل دریای سیاه می پوسد و فرانس و انگلیس این خیال را به پسندیده ممکن است به ضد این مصوبه برخیزاند\nمحتاج بدویند و بهمین مناسبت است که کندم در تمام کره ارض چه مسلماً قبضه روس بر اسلامبول محویت کلیه امارات بالتکاثرا\nترقی نموده کندم خبر دنیا اول روسیه است که امساله یک دانه تهدید می کنند و نمی توان گفت امرای بالکانیه به عاقبت و خیم خود\nاز کندنش به اروپ وارد نکردیده دویم امریکا است که بواسطه بی نبوده در چنین موقع به فدا کاری و جنگجوئی بر نخیزند عمده سکوت\nکثرت خروج مورث ضیق معاش اهالی آن مملکت شده و مصمم ایمالی و کنار کشی یونان در شمولیت به دول اتفاق ثلاثه در همین\nشده اند که در آینده پیش از مقدار معینی اجازه خروج ندهند شکسته است و ممکن است که اگر ضدیت در این موضوع شود بیشتر\nاز میادین شرق و غرب دون اتفاق ثلاثه در شرق قربه مبتلای سم هندوستان است که آن هم بواسطه کثرت نفوس خود محتاج\nبه او است و جز مقدار کمی خارج نمی تواند شد و اگر زیاده به جنگ کردند و این نکته سبب کردد که قوت آنان در شرق و غرب کم\nشده و خصم بر آنان چیره شود از این روسیاست صرفه دول متفقه\nخارج شود اهالیش مبتلا نجوع میکردند چهارم استرالیا است. نیست که با قوه بغاز دارد ناز و باسفورس را مفتوح دارند پس\nکه آنهم امساله زراعت کندمش خراب شده است از طرف دیگر اسهل شقوق آن است که با عثمانی سازش نموده ایمان به\nار و با خیلی محتاج بکنندم است. فرانس هم بواسطه اشتغال بجنك استقلال آینده او داده بغاز را بروی روس یکشایند ورنه خوف\nولكد كو في ممالك وی مقتدر زراعت نیامده او هم کمتر از انگلستان آن است که در این جدوجهد بجای نفع نقصان تولید شود درست\nمحتاج به کندم نیست این نکات دول روس فرانس و انگلیس را باید غمور نمود عثمانی امروزه علاوه و بصیرت چند صد ساله که\nمصمم داشته که ولو به تحمل هر گونه نقصان باشد بغاز دارد ناز ر اسلامبول و بغاز دارد نلز دارد دارای یکملیون قشون جرار\nرا باز نموده مراودات روس را با اروپا بکشانند چه کشایش بحر است و تا آخرین نقطه فداکاری را در حفظ استقلال خود و بقای\nبالتیک بواسطه جهازات آلمان دشوار و راه های آهن هم بدون قبضه بر اسلامبول و دارد ناز خواهند نمود\nتسخير مالف آلمان و آستر یا غیر میسور است پس اسهل طریق برای\nمراودات دول متفقه ها تا افتتاح بغاز دارد ناز میباشد و این مسئله\nقدری اهمیت پیدا کرده که حکم حیات و ممات دول متفقه روس\nفرانس انگلیس را پیدا نموده است و می گویند اگر بغاز\nدارد از غیر مفتوح ماند نه روسی از محاصره بیرون آمده مراوده\nبه اروپ پیدا می نماید و به ضیق معاش در فرانس و انگلیس رفع\nخواهد شد و نيز مليارها كمك مالی بروس از خروج کندمش بوی\nنخواهد رسید و نيز مراودت بین فرانس و روس و انگلیس هم باز\nاشد که بتوانند بيك ديكر كمك اسلحه و قورخانه و قشونی نمایند.\nبدین مناسبات است که ما مکرر نکاشته ایم که فتح اسلام بول افتتاح\nبغاز دارد ناز نصف جنگ را بر مرام دول متفقه خاتمه می دهد\nبا اینکه بعقیده ما کشادن دارد ناز وقیت پر اسلامبول غیر ممکن تصور\nنمی شود ولی بدون شك تحمل خسارات عظيمه وطول زمان بسیار برایشان مجهول مانده است.\n\nخبرها براه ایران\n\nيك نامه نگار از مشهد مینکارد :\nتونلهای روس و انگلیز در مشهد متفقاً بسیار کوشش و ترقب\nدارند که بدانند در مابین دولتین علیه تین ایران و افغا نستان آیا کدام\nمناسبات و مراودات و مخابرات و مکاتبات میشود و از آراه ترکها\nبوی چه میکنند؟ ولی سعی و کوشش شان هیچ نمره نمیبخشد چونکه\nچیزی نیست که بخشد .\nدر کوه سنگی در پشت کوه اول عمارتی که هنوز ساختمان انجا\nو طرز عمارت و نقشه اش هیچ معلوم نیست و فقط جز دیوارش\nچیزی مشهود نیست از طرف روسها بناشده کویا ایالت خراسان\nبرای تحقیق و تفتيش بان نقطه تشریف فرما شده ولی بواسطه مواقع\nآن مجهول مانده است."}
{"book": "adl0616", "page": 1160, "text": "صحیفه ۱۱\nسال چهارم\nشماره ۱۷\n\nنفوذ روسها در کلیه نواحی خراسان و باز هم بالخصوص بوظایف خود میرسد .\nدر مشهد اندك اندك رو بازدیاد رفته و شاید بالاخره باقطه دو سال\nقبل تعالى يابد\nقانون سانسور علماً از طرف قسول روس و انگلیس\nنسبت مجراید جازی میشود کلیه دوائر مخصوص اداره حکومتی\nو نظمیه در یک حالت خستگی وجودت باشند فقط اداره قشونی نسبتاً ایراد کرد :\n\nيك نطق\nنقل از اخبار ( رعد ) منطبعه تهران :\nرئیس پارلمان سویزرلند در مقدمه افتتاح مجلس نطق ذیلر\n\nاز مناظر هندستان\nمقبره شیخ سلیم چشتی ، و اسلام خان در اکر\n\nه دول صغيره دنیامات دول عظيمه حق حفظ حیات و بی طرفی و اعدام آنها را منتفی نمی داشت هانری چهارم بود و بعلاوه خود را دارند و فقط همان ممالك صغیره می توانند تعادل قوای دنیا و اوروپارا فراهم و تامین کرده مانند يك سدی خود را بین دول عظیمه رقیب قرار داده و به این وسیله موجبات تصادم مستقيمه انها را قدری مشکل سازند .. عقیده اش این بود که ابقای دول كوچك در دنیا و نوع جنگ های بزرگ را کم می کنند .\nه پادشاه عاقلی که فکر تاسیس دول صغیره در دماغش جای گرفت ه برای کتاب کوچک و متوسط شرط اصلی حفظ وجود و بقای مجاورت بیطرفی است و این اصل اساسی را معلمین حقوق خوب تشریح و توضیح نموده اند. ."}
{"book": "adl0616", "page": 1161, "text": "صحیفه ۱۲ سال چهارم شماره ۱۷\n\nيقول پروفسور معروف ( هيلدر برك ) کلمه بی طرفی مرادف مفهوم بی قيدی و لاابالی گری نيست بلكه ملتی نبايد مفهوم بی فكری و بی خيالی در جريان حوادث را تلقی نمايد .. ما بيطرفی را نگاه ميداريم ليكن اين حق را از دست نمی دهيم كه در جريان حوادث عصر غور و دقت نموده منافع حقيقی را تامين كرده و خويشتن را در زمينه عدالت كه فنا ناپذير و روح تاريخ و فلسفه تكامل ملل است قرار ميدهيم و در همين حال بايستی با يك درد و الم فوق العاده اين مطلب را تلقی نمائيم كه جنك فعلى يك لطمۀ عظيمی باصول بی طرقی وارد نموده است ..\n\nاز مناظر هندستان\nدیوان خاص در قلعه آکره از بناهای پادشاهان اسلام\n\nرعد ميكويد ..\nگفتار خردمندانه فوق عبارت از احساسات يك ملتی است که در میان غوغای اروپا و هم جواری با صدها میدانهای قتال از زبان رئیس کنکاش خانه سویس تراوش نمود. بلى ، سویس یکی از ممالکی است که از بدو جنگ بیطرفی خود را اعلان و بواسطه تعقیب این دستور سیاست که با اعلان و حفظ بیطرفی هیچ ملتی نباید مفهوم بی فکری و بی خیالی در جریان حوادث را تلقی نماید . از عهده محافظه حقوق مملکت و منافع ملت برآمده باضعف قوای ملی و مفهوم حقيقی بیطرفی را کاملا مجری داشته حتی اگر"}
{"book": "adl0616", "page": 1162, "text": "شماره ۱\nسال چهارم\n\nاینک مجلس . گویا بکلی خود را تماشا چی در مقابل حوادث قرار داده و در پرسش مصائب مملکت مثل انکه خود را مسئول نمیخواهد قرار دهد .\nکلمه بیطرفي طور تولید مرغوبیت و خواموشی هولناکی در ما نموده که کوئيا محض رعايت يك مفهوم غیر منطقی حاضر برای و تمام اعتبارات و از دست دادن کل اقتدا رات خود کشته ایم .\nبیطرفی که ایران شعار خود ساخته تحدی آزادی فکر و مختاریت در جلب منافع و دفع مضار مملکت را از ماساب کرده که حتی برای علاج دردهای بی درمان به اندیشه های بی اساس جسارت بیان عقاید خود را نداریم .\nما گفتیم برای مصالح مملکت بی طرف باشیم ولی آیا التزامهم و به همین جهت است که متعاقب اعلان بی طرفی از تیرهای سهم آمین نقض بی طرفی که برجسم شرافت مملکت وارد آمد هیچ داده ایم که آزادی خویش را محدود سازیم ؟\nگونه تاثر عملی را از خود ظاهر نساختند !\nراست است ما واسطه نسبت عنصری نمیتوانیم موجبات تصادم مستقیم دول متحارب را مشکل سازیم ولی آیا این درجه هم نمیتوانیم که از بسط دایره خرابی در داخله مملکت خود جلو گیری بنمائیم .\nرفع تمام اشکالات وتهيه وسایل نیل به هر مرامی برای ما آسان خواهد بود در صورتیکه بیطرفی را مرادق مفهوم بی قیدی آورده با پیش آمد خودات سر تسلیم و تمکین را فرود آورند .\nولا ابالی گری به پنداشته حال که خود مقصد از این تصمیم را نمی بارم اقلا از دیگران اموخته گفتار سایرین را که بمراتب بصیر تر از ما هستند سر مشق زنده کانی سیاسی خود قرار داده از لاقیدی و بی اعتنائی به مقدرات مملکت تا کیدا اختر از نمانیم .\n\nاثرات حیرت آمیز یک گلوله\nدر جنگ اخیر و اراس و در حینی که طرفین مشغول جنك و بمباردمان بودند. يك گلوله خمپاره که با دینامیت ماده محترقه جديد الاختراع ) ساخته شده بود از طرف ( آلمانها ) دریک عمارت و باغچه نزديك كوچه ، من موريس ، افتاد کاوله مزبور بهلوی یک درخت عظیم و کهنی به زمین رسیده طوی زمین را بايك عمق زیادی کند وزیر درخت رفته و اندرخت عظیم و تنومندارا باریشه ونته و شاخه نوعی از جابر کننده و بهوا پرانید که تمام درخت بدون آنکه یک شاخه آن کم شده باشد از پشت بام و دیواری که متجاوز از چهار مزار تفاع آن بود پریده و در یک فاصله دوری درست و بی عیب در خیابان مجاور افتاد .\n\nاعلامیه عباس حلمی حدید مصر\nعباس حلمى باشا خدیو ، مصر ، ( که انگلیس ها به جرم دوستی و طرفداری وی از عثمانی اعلان خلع مشاراليه واستقرار پرنس حسین را دادند اعلامیه خطاب به اتباع ، مصر ، ومملکت و سودان ، صادر نموده و پس از بیان مقدمات مبسوطی چنین اشعار میدارد\nه امروز مدت سی و دو سال است كه يك دولت ومات اجنبي\n\nصحيفة ١٣\nاتفاقا خیاره های آلمانی از آسمان سويس كذر نموده سخت مورد اعتراض سویس واقع گردیده .\nمملکت ایران هم یکی از ممالکی است که بیطرفی خود را اعلان ولی بواسطه لاقیدی در جریان حوادث هر گونه تجاوز و تعدی را دو چار گردیده !\nچرا برای چه؟\nبعات آنکه سرویسهای معنی بیطرفی را فهمیده و محض محافظه شرافت علی وحیات سیاسی خود را برای هر گونه فدا کاری در مقابل تعدیات متجاوزین احتمالی حاضر ساختند .\nولی کار کشان ایران مفهوم بیطرفی را عبارت از پلیدی ولا اب البكرى بنداشته واقعات اسف آور را به خوبی اعتنائی تکریت که حتی برای علاج دردهای بی درمان به اندیشه های بی اساس جسارت بیان عقاید خود را نداریم .\nما گفتیم برای مصالح مملکت بی طرف باشیم ولی آیا التزامهم و به همین جهت است که متعاقب اعلان بی طرفی از تیرهای سهم آمین نقض بی طرفی که برجسم شرافت مملکت وارد آمد هیچ گونه تاثر عملی را از خود ظاهر نساختند !\nراست است ما واسطه نسبت عنصری نمیتوانیم موجبات تصادم مستقیم دول متحارب را مشکل سازیم ولی آیا این درجه هم نمیتوانیم که از بسط دایره خرابی در داخله مملکت خود جلو گیری بنمائیم .\nمنافع حقیقی مملکت را فدا کارانه مدافعه نماید .\nاز کلمه بی طرفی مفهوم بی قیدی را چنانچه باید و شاید عمل کرده مثل اینکه از اعلان این مسلک می خواستند وسیله دست آور ده با پیش آمد خودات سر تسلیم و تمکین را فرود آورند .\nاین حس بی قیدی در مقابل تجاوز متعدیان نه تنها اختصاص به دولت داشت بلکه بیشتر از نماینده کان ملت و مظاهر اقتدارات جمعیت ماهویدا کردید .\nچه امناء دولت در مقابل نقض بی طرفی اقلابه تنقیدات کشی و فرستادن پاداشت های رسمی تجاوز به حدود و حقوق ایران را طرف اعتراض خود قرار میدادند ولی کرسی نشینان مجلس شورای ملی به اظهار تاسف و نفرت هم نخواستند علاقه خود را به این رشته مصائب وارده بر مملکت آشکار نمایند.\nبا آنکه در خطابه که مجلس شورای ملی بجواب نطق افتتاحیه اعلی حضرت شهریاری تقدیم داشته نماینده کان برای نجا آوردن مراسم ظاهری موافقت خود را در اتخاذ مسلك بيطرف معروض حضور همایونی نموده اندولی ابدا لازم تشمردند که تاسفات خود را از مراعات نشدن این تصمیم دولت بوسیله تجاوزات خارجی خواطر نشان بنمایند .\nدر صورتیکه یکی از وظایف و تکالیف غیر قابل تاخیر نمایند کان همین مسئله میباشد.\nاین سکوت و خواموشی وکلا موجب آن میگردد که از فعالیت وزراء نیز قدری کاسته کرده\nیلی : اگر در غیاب مجلس حوادث جنگ رخ داده و دیگران شرافت بی طرفی ما را به تجاوز خود جریحه دار میکردند عامه ایرانیان مترنم باین مقال میشدند که: اگر مجلس بود چنین و چنان میکرد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1163, "text": "صحيفة ١٤\nسال چهارم\nشماره ۱۷\nعدو انا ملكت و وطن محبوب ما را اشغال کرده و موقع استخلاص و قطعی رسیده و ناقوس نجات وطن ما به صدا آمده است .\nای مصریها و سودانیها – فرزندان عزیزم موقع مناسب رسیده وقت را مقام شمرده و استفاده از حوادث بنمائید . بكانه منظور و كلمه واحده شما چنین باشد و استخلاص مصر از چنگال اجانب و احترام نفوس و اموال اتباع الجانب ، دشمنان حقيق استقلال ماقشون اشغال کننده انگلیس و کسانی هستند که با آنها مساعدت می نمایند خداوند قادر متعال ما را امداد خواهد کرد که به آمال خویش موفق شده و مقاصد حقه ما که اساس آن حقوق و عدالت و آزادی است تامین شده شاهد سعادت ملی را در آغوش گیریم .\n\nغرق تحت البحرى فرانسه توسط اطریش\nابلاغیه رسمی ، اطریش، اشعار میدارد که یک فروند کشتی تحت البحری در فرانسه که بحر هاد. پاتیک و نزديك بندر اطریش آمده بود توسط جهازات کرمه و مستحفظ و باطریهای ساحلی بمبارده و غرق شد بدون آنکه بتواند نجاتی حمله نماید .\nفرمانده کشتی و ۲۵ نفر عمله جات آن را اخلاص و امیر کردیم و فقط بك صاحب منصب درجه دوم مفقود الاثر است .\nر حسب اطلاعات این کشتی تحت البحری از سیستم ۳۹۸ تن که فرانسه عده از آن دارد می باشد .\n\nفرق کشتی زره پوش فرانسه توسط اطریش\nکشتی تحت البحرى اطریش موسوم به تاره ۱۲ در تحت فرماندهی بیان و گون ، بيك برگشتی زره پوش فرانسه در بحر ادرياتيك حمله ور شده و آن را با تر پیل غرق ساخت\nاین کشتی تحت البحرى اطریش که زره پوش فرانسه اغرق ساخت ۷۵۰ تن ظرفیت دارد و در کار خانجات آلمان ساخته شده و در ماه ژولیه گذشته که جنگ از و باشروع شد دولت آلمان تحت البحري مزبور را به اداره تجربه اطریش داد .\n\nدر کلیه چیزهائیکه محور ترقیات فکری يك ملت است آلمان بدر چه امکان تکمیل کرده است ! مخصوصا ميل مفرط و عشق نشر كتب در آلمان پدرجه افراط رسیده و هر گاه آن میل مفرط در مورد دیگر ظاهر میشد حتما حمل بمرض با جنون میکردید : صرف نظر از اینکه صنعت طبع و چاپ در آلمان بواسطه ( كوتنم برك ) اختراع گردیده و بعد بسایر نقاط عالم منتشر شده . اکسپوزیسیون انطباعات و شهر ( ليزيك ) در سنه گذشته مقام عالى ترقيات علمي وادي فكري آن ملت را بدنیا ثابت و مدلل داشت .\nصورت احصائية كتب بخوبی ظاهر نمود که از کلیه کشیکه در اروپا منتشر میشود نه عشر آن در آلمان بطبع میرسد.\nدر صنایع و فنون ماشین سازی ملت آلمان بقدری جلو رفته که چند سال قبل ادوار دهفتم إنشاء انگلستان اعتراف و اقرار نمود که آلمان در عالم میکانیک مدتها است از انگلیس جلو افتاده برای اثبات این مدعا همین بس گفته شود که مسافرت شکلتون سیاح معروف چندی قبل بواسطه اینکه اشیاء و آلانیکه در آلمان سفارش داده بود و کار خانجات آلمان محمد ابا ملاحظه ساختن آلات مزبوره را تاخیر انداختند مسافرت آن سیاح و دانشمند مزبور بتعویق افتاد و چون ساختن آن آلات در انگلستان غير ممكن بود لهذا شكلتو سفارش خود را بکار خانجات آمريك رجوع نمود .\nهمه کس از ترتیب توپهای وزین ٤٨ سانتيمترى جديد الاختراع شنیده و از سرعت غیر سفاین و تکمیل زیبان و آیروپالنهای آلمانیکه در موقع جنگ کنونی یکی از عمده ترین عوامل پیشرفت عمليات جنگی است از جراید مطلع هستند\nدانشمندان و احصائیون عالم درجات رقی و تمدن ملل را موسایل مختلفه مقیاس و اندازه گرفته اند بعضیها از مقدار طبع كتب بعضها کثرت جراید رخی مقدار صابونی که رفته مدت چند سال در يك مملکت استعمال میشود میزان گرفته بالآخره يك ميزان المدني هم در این اواخر یافته اند که درجه تمدن هر ماتی را تخمیناً تعیین می نماید و آن وسیله عبارت از صندوقهای پستی هر مملکت است که صورت آن از قرار ذیل است :\n\nعلت فتوحات فوق العاده آلمان\nدر عالم اقتصاد در بازار دنیا و عالم رزم\nهرگاه سوال شود در کره ارض کدام ملت از حیث علم و تمدن و فنون و صنایع و ادبیات از ملت آلمان تفوق و امتیاز دارند کو یا جواب این سؤال موجب بی تفکر و تعمق شود زیرا هیچ یک از مان متمدنه عام از حیث تدبیر ایجاد و اختراعات از ملت آلمان امتیاز ندارد بر عکس مات آلمان تواسطه کولتور عظیمه خود در صف اولین ملل بزرگ عام ایستاده است !\nبی مشکل است در عالم اختراعات و انکشافات وثیقه از علوم و صنایع ذکر کرد که ملت آلمان هنر و چیره دستی خود را در آن ظاهر ساخته باشد در ادبیات، موسیقی ، صنایع مستظرفه طبابت فلسفه\n\n( احصائيه صندوقهای پستی ممالک )\nاسم مملکت عده\nدر مملکت آلمان ۱۷۵۰۰۰۰\nآمازون امریکا ١٤٤٠٠٠٠\nانگلیس ٦٧٠٠٠٠\nفرانسه ٧١٠٠٠٠\nزابون ٧٠٠٠٠٠\nالعريش ٦٧٠٠٠٠\nايطاليا ٤٤٠٠٠٠\nروسیه ٣٩٠٠٠٠\nهنگری ٣١٠٠٠٠\n١٥٠٠٠"}
{"book": "adl0616", "page": 1164, "text": "١٠٥\n\nسویس ١٣٠٤٠٠\nدانمارك ١٢٠٠٠٠\nبلژيك ١١٠٠٠٠ قبل از جنگ\nاسپانیول ٩٠٠٠٠\nپرتوقال ٦٠١٠٠\nروز ٥٠٢٠٠\nرومان ٤٠٨٠٠\nبلغار ١٠٣٠٠\nایران ١٣\nحبشستان ٦\n\nمختصه ی هم از صفت و اخلاق ملت آلمان و استفاده که از علوم و صنایع نموده است ذکر کرده امید واریم که صفات پسندیده ملل درس عبرتی برای بیداری ماشده اوقات خودر افقط تحسین و تمجید این و آن نگذرانیم ! افراد ملت آلمان از سن طفولیت در روی نیمکت های مدارس همواره از معلمین خود عبارت ذیل را میشنوند و در کتابها و سرودهای ملی خود می خوانند :\n\nآلمان فوق همه کان\n\nآلمان فوق همه عالم\n\nدولت و ملت آلمان علوم و صنایع و السنه را فقط برای ترقی و ارتقاء ملت و مملکت خود میخواهد و قسمی آن ملت مانند ماشین کوکی تربیت شده است که کاملا برین قانع کشته اند «منافع عموم نوع بشر فقط بسته بمنافع خصوصی آلمان است»\n\nهمینکه ملت آلمان در مدت قلیلی بدرجات عالية تمدن و ثروت و قدرت رسید و به کلیه شقوق آن کامیاب شد از موفقیت خویش نتیجهء ذیل را گرفت .\n\nهر گاه قدرت موجب مزید جلال و ثروت و شوکت است پس قدرت همانا امری آسمانی است بنابر این ملتیکه سعی و کوشش میکنند که بواسطهء قدرت خود فرمان فرمانی کنند همچه ملتی ملت برگزیده ایست و سایر ملل باید مطیع وی باشند .\n\nبعقيدة آلمانها آنچه در میدان و جولان گاه تصور ممکن الاجرا می باشد انسان در آن ماذون و مجاز خواهد بود. بعقيدة آلمانها حقوق بشری چیزی است که در معاهدات بین المللی قید شده و معاهدات بین المللی آن چیزیست که میل و اراده غالب و فاتح در ان مندرج و تصریح شده است بنابر این حقوق و قدرت دارای یک معنی می باشد که در مواقع مفید کاغذ پاره بیش نیست و همان کاغذ پاره در واقع مقتضيه ممکن است با کمال سهولت لكدمال و پاره پاره کردد :\n\nماطه وس ملك بانس\n\n◈ وضعیت شهر لودز ◈\n\nدر این موقع که قوای آلمان باشدت و حرارتی فوق التصور از طرفی برای اشغال بای تخت «لهستان» روس پیش رفته و از طرف دیگر دومین شهر معتبر و معروف آن مملکت لودز مشغول اصلاح و تعمیر\n\n١٠٤\nسال چهارم شماره ۱۷\n\nو بکار انداختن کارخانجات ایجاد کنند، لازم است که موفقیت و اهمیت اقتصادی و نظامی انجارا بکاریم .\n\nمهم تر و بزرگترین شهر صنعتی روسی «لودز» مانچستر مملکت پالی روس یکی از مهم ترین شهرهای جدید صنعتی دنیا و یکی از ان مراکز عظیمه کارخانجات عالم است که در ممالک بزرگ دنیا این شهر در ردیف نمره اول مراکز مهمه تجارتی و صنعتی محسوب میگردد .\n\nاین نقطه از مراکز جدید الاحداثی است که بطرز جدید برای مرکزیت تجارت روس در قطعه اروپا ساخته و پرداخته شده است .\n\nیکصد سال قبل «لودز» يك قصبه بود که چند صد نفر بیش اهالی نداشت و در وسط بیابان بایری واقع شده بود و امروز متجاوز از ششصد هزار نفر ساکنین انجاست که یکصد و پنجاه هزار نفر کارگر در کارخانه جات خود دارد که از این عده یکصد هزار نفر آنها آلمانی می باشند .)\n\nشهر لودز از يك خيابان طويل دوازده كيلو متری تشکیل شده است که در طرفین آن از کارخانه جات نخ ریسی و ماهوت سازی و رنگ رزی و آب جو و فولادسازی وغيره وغيره و هزاران دوائر صنعتی و فابريك كه قسمت اعظم آنها بدست آلمانها است .\n\nدر ابتدای امر یعنی در سنه ۱۸۲۳ فقط دویست و سیصد نفر از نساجان آلمانی از اهالی ساکس و سیلزی در تحت ریاست بانک لهستان آنجا آمدند و از آن به بعد همین عده كوچك نقطه مركز دائره تجارت و صناعت و نفوذ آلمان شده و شروع به توسعه و عظمت کرده، و سکنه آنجا که فقط یازده هزار نفر بود در سال ۱۸۵۰ یکصد هزار نفر و در سنه ۱۸۷۸ سیصد و یازده هزار و در سنه ۱۸۹۵ به يك كرور و امروز متجاوز از ششصد هزار نفر جمعیت دارد.\n\nکارخانه جات آنجا از يك فقره مال التجاره پارچه های پشمی و نخی سالى ٣٥٠ ميليون منات ( بالغ بر ٩٠٠ ميليون فرانك ) و عالی از این کارخانه جات هر يك ده الی دوازده هزار عمله و کارگر دارند و در عین فلاکت و بدبختی اهالی اطراف مکنت های گزافی برای صاحبان و اداره کنندگان کارخانجات حاصل شده است .\n\nدر اطراف « لودز » شهرهای دیگری مانند « ژرژ » ٣٤٠٠٠ سكنه و شهر « پابیانیتز » ( ٤٠٠٠٠ نفر ) و « لچیتز » و غیره نیز وجود دارند که تمام آنها صناعتی و یک دایره مهمه تجارت و صناعت در محیط آنجا تشکیل کرده است.\n\nدر حين جنك و تصرف آن ایالت توسط قشون آلمان وضعیت و فعاليت ساکنین و کارگران دوچار عسرت گردید ولیکن آلمانها بعد از اشغال جدا مشغول هستند که کما فی السابق زندگانی عادی اهالی تجدید شده و کارخانه جات مشغول کار باشند.\n\nاسرای جنگی که تا اول سال ۱۹۱۵ در مملکت آلمان حبس میباشند. صورت عده اسرای جنگی که تا آخر سال ١٩١٤ یعنی اول ماه ژانویه این سال از قشون متفقین در مملکت آلمان به عنوان"}
{"book": "adl0616", "page": 1165, "text": "صحیفه ١٦ سال چهارم تیاره ۱۷\n\nمحبوسين جنك تحت نظر و مراقبت مامورین نظامی اندولت هستند . سرباز ۵۷۷۸۷۵ (پانصد و هفتاد و هفت هزار و هشتصد و هفتاد و پنج نفر) صاحب منصب ۸۱۳۸ (هشت هزار و صدوسی هشت نفر) جمع سرباز و صاحب منصب ٥٨٦٠١٣ نفر عده مزبور باستثنای اشخاصی است که به عنوان گرو نگاه داشته با انکه در راه ها اسیر شده اند و بعلاوه این احصائیه تا اول سال است (یعنی يك ماه و نیم قبل) و اسرائى که در این مدت يك ماه و نیم دیگر گرفته شده بانها اضافه میگردد . صورت جزو اسرای فوق الذکر از قشون فرانسه روسیه انگلیس و بلزيك از قرار ذیل است .\n\nاسرای قشون فرانسه\nسرباز ٢١٥٩٠٥ نفر صاحب منصب ٣٠٤٥٩ نفر (هفت نفر ژنرال جزو آنها است)\n\nاسرای قشون روس\nسرباز ٣٠٦٠٢٩٤ صاحب منصب ٣٠٥٧٥ (هیجده نفر ژنرال روس جزو آنها است) (این عده اسرای روس باسلهای اسرائی است که در لهستان از روس ها اسیر شده اند)\n\nاسرای قشون انگلیس\nسرباز ١٨٠٨٢٤ صاحب منصب ٤٩٢\n\nاسرای قشون بلزيك\nسرباز ٣٦٠٨٥٢ صاحب منصب ٦١٢ (پنج نفر ژنرال بلزيكى جزو آنها است)\n\nحوادت جنك\nتلگراف مخصوص از وین نمره ۱۱۷۲ مورخه ١٤ فوریه اداره روزنامه رعد\nحملات تعریضیه قشونهای مجتمعه اطریش والمان در جبال و كاربات و همچنین حمله های تعرضی قشون اطریش دره بو کوین ، مظهریت ها و مساعدا دوام دارد در همه جا اهالی از قشون اطریش با مهربانی و سرور پذیرائی مینمایند . در مدت سه ساعت (پاسه تلك) (عبارت تلگراف لاقره بود) دره بو کوین ، از وجود قشون روس تخلیه گردید . روسها در حال سر گردانی و فرار در همه جا نسبت بدهات و زنان و دختران مظالم شنیعه وارد میاورند . مجموع سربازانی که در جنگهای اخیر از قشون روس اسیر مانده بالغ بر بیست و نه هزار (۲۹۰۰۰) نفر میباشند .\n\nتلگراف از آلمان\nپیشرفت عظیم قوای آلمان در پروسی شرقی\nو طبق تلگراف رسمی از برلن: قشون المان متعاقب جنگهای سخت اخیر در پروس شرقی نزديك و روزه بيست و شش هزار نفر (٢٦٠٠٠) از قشون روس اسیر گرفته و مقدار عظیمی مهمات جنگی به غنیمت برده اند عده مجروحين خصم هنوز مشخص نیست لکن در هر حال مقدار مجروحين عساكر روس خیلی زیاد است .\n\n( آخر ترین خبرها )\nاز اخبار های انگریزی\nخبر قسطنطنیه مارچ ۱۵ — بعد از آن که هفت عدد کشتیهای جنگی انگلیز و فرانس در حمله ابنای دانیال غرق و خسارت زده شدند دوباره جرأت بر حمله اینای مذکور با محال نشده است .\nشمه ۱۵ — اپريل : — حمله روس بر يوزيمل این نتیجه بخشید که جر من و اوستريا از عقب روسها را در زیر محاصره گرفتند و بسبب رسیدن كمك بشماری که از استریا و جر من رسید ترقی روس مسدود شده است . قیصر جرمی بذات خود كان افواج را در کار چیقون گرفته است .\nلندن ١٥ ابريل — جهازات متعدد هوائى جرمن برممالك انگلستان حمله اور شدند و بر بسیار شهرهای انگلستان گلوله باری کردند و نقصانات بسیاری رسانیدند .\nکشتیهای تحت البحر جرمنی باز در ینروز ها چند کشتی دیگر را در بحر شمال غرق کرده اند .\nاز فراریکه اخبارات خبر میدهند معلوم میشود كه يك جنك بسیار بزرگ و مدهش بحری در بحرهای شمال پیش آمده است . ولی از نتیجه آن هیچ تفصیلات ننوشته اند .\nلندن ١٥ اپریل — کشتى تحت البحر انگلیزی نمبر ۱۵ در ابنای در دانیل داخل شده و به نقب دریائی برخورده غرق گردید ۲۱ نفر عمله ان بدست فوج عثمانی اسیر شدند . طیاره های عثمانی نیز بر جهازات جنگی انگریزی بمبها انداختند .\nشمله ۲۰ ماه اپریل : — دو کشتیهای تارپیدوی عثمانی در بحر اژه بر جهاز عليه انكليز که افواج انگریزی را بسوی در دانیل میبرد حمله نموده غرقابش کردند .\nیملی ۱۹ ماه اپریل : — از عدن مینویسند که افواج عثمانیه بر مقام اورین که قریب عدن است حمله نموده ضبط کردند .\nلندن ۲۰ ماه اپریل : — جرئیل وان در کولتز جرمی که از سالهای بسیار به تعلیم فوج عثمانی مقرر بود درین وقت کمان افسر فوج اردوی اول عثمانی مقرر گردیده است .\nكذا : — خبر رسمی پترو کراد است که در قفقاز گلوله باری توپ و تفنك بسوى ساحل جاريست — شاید ساحل بحر خزر باشد .\nشمله ۲۱ ماه اپريل : — در محاربة انكليز با قبایل مهمند که قریب پشاور بوقوع امده است ١٤ نفر افسر انگلیز مقتول ، و ٥٧ افسر مجروح شده است .\n\nدر چاپ خانه حروف دارالسلطنة کابل طبع گردید | همه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1166, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هفت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای بوند انکلیزی پانزده روپيه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جاى ديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر یک ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بهر دو سطری سی آنه اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1167, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خودرا\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهدۀ حیث خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهای شان بدون واسطۀ غیر فرداً فرداً بواسطة آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین ثمرۀ نو بسر رسیده گلزار « مطبعۀ عنایت » کام جانرا شیرین نمائید ! « جزیرۀ پنهان » يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان : تنها (۶) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارك ، دكان غلام محمد متصل در مدرسۀ شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم « » « » مصور مجلد\nکتاب سال سوم « » « » مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\nروضۀ حکم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرووف خان سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند .\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1168, "text": "سراج الاخبار الافغانية\n١٣٢٩\n\nشماره ١٨ سال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nغزل\n( تعريف کوهدامان زمين کابل )\n\nحوادث داخليه\nاحوال هوائيه – خبرهای اطراف متعلق بارندگی و ديگر حوادث از دفتر ايشيك آقاسی ملکی معلومات عارضه باران از محکمه اطلاعات ... از بهبود هزاره مرقوم داشته – از نساجی و چکنى نوشته – از هرات نگاشته اند –\n\nحوادث خارجيه\nالمانها درجه عالی هستند – نقل و ترجمه اخبارهای مختلفه منطبعه طهران – فتح جديد المان – ابلاغيه المان – ميدان جنك فرانسه – جاسوس المان – جنگك در آرگون – اعجوبه های بينظير – مزرعه خراب شوم – انقلاب در سودان – اظهار غيرت بيان نامه والى بغداد – حکمت مملکت – مراکش – داوطلب – اعانه – تقبل اوراق – مايه جديد الاختراع – عقب نشستن فرانسويها – برای جهاد – اعانه برای جهاد – ترجمه اخبار های اردو – حرب در بحر – اخر ترين خبرها ترجمه اخبارات انگريزی – جنگ برای تسخير کيل – کر کدن حامی جرمن – غاز مهلك جرمنها –\n\nتصاویر\nاز مناظر ترکستان افغانی – مزار فيوضات آثار حضرت شاه اوليا رضی الله عنه – منظرهٔ ميلهٔ گل سرخ در مزار شريف شاه اوليا – از باغهای دلارای باصفای شهر احمد شاهی قندهار – يك گروپ در يمنی –"}
{"book": "adl0616", "page": 1169, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسعى و همت جناب جرنیل کارخانه جات و ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه رایهای جوانی دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اوین و رمه های عسکر شاهانه وغیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دكان عبد الله خان در بازار ارك ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه بانی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فونه مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پچه زیاده شد | درجه اول | درجه دوم\nرقم | رنکه | خودرنگ | رنکه | خود رنگ | رنگ | خودرنگ | رنکه | خودرنگ | رنكه | خودرنك\nتا سال ساخته نشده | | | | | | | | | |\nقیمت | ۷ روپیه و ۱۱ پیسه | ٦ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۸ پیسه | | ۹ روپیه و ٦٠ پیسه | ۹ روپیه و ۱۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ په کشمیره رهدار هر رقم ٤ روپیه بیست په\n\n(۲) جراب ها\nتکمه های جرمی محراب و منبر دار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | كلان في درجن | ميانه في درجن | خورد في درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ۴۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | زبان کتاب دو قاره دو تاره | زه باف یک اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ٩ روپیه و ٢٤ پیسه | ٨ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دست بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دست دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکابی\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٨ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرمه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹۰ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٥۱ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دست بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کجک دار | چرم باف ما بين بست يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | كل جرين | گل نافرمان | گل برینه | كل شيو\nقیمت | ٥ ریه و ۳۶ په | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٩ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\nقسم | شكوفه نارنج | كل استرن | كل يا سمن | چنبیلی\nقیمت | ۷ ربیه و ٤٥ په | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شكوفه سيب | كل سوسن | گل گلاب | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ په | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n﴿ المشتهر ﴾\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )"}
{"book": "adl0616", "page": 1170, "text": "صحیفه (۱)\nسال چهارم\nشماره (۱۸)\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nباخراجات داك ۱۵ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nباخراجات داك ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکپیسی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و مُحَرِّرِ مخصوصی\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ یکم رجب ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۱۹ می\nتاریخ شمسی ٢٦ ثور ١٢٩٤\n\nغزل\n( تعريف ، كوه دامان ، زمين كابل دلنشين كلام )\n(حضرت طرزی صاحب مرحوم در اثنای كار كشت آنجا فرموده)\nدامن كهسار كابل از تماشا كردنی ست\nلاله زار و كوهسار و آبشارش ديدنی ست\nدر چنين گلشن كه شمشادش قمرى مائل است\nرخت زير سايۀ سرو بلندش بردنی ست\nچشمۀ آب روان از زير هر سنگش رود\nتا بكی افسرده اين آب جاری خوردنی ست\nای رفيق سست عهد از خانه بيرون نه خرام\nغنچۀ شاخ گلی زين باغ عشرت چيدنی ست\nهر كه از سير چنين گلشن نماند گوشه گير\nاز كمان شاخ گل پيكان حسرت خوردنی ست\nای صبا بهر عذار نو عروسان چمن\nنسخۀ رنگين سواد از روی باغش بردنی ست\nهر كه شد مردود طبع باغبان اين چمن\nبيگمان از نامراديهای حسرت مرد نيست\nخامشی لطفی ندارد عندليبان چمن\nهمچو (طرزی) صد فغان در پای هر گل كردنی ست\n\nحوادث داخليه\n\nاحوال هوائيه\nهوای ملک عزیز ما بسیار تبدلات عجیب و غریبی بظهور آورده است، در موسم زمستان گذشته چنان بارندگیهایی که بدرجه شاید و باید باشد بوقوع نیامد. همین که نوروز شد در هر هر طرف مملکت بارانها و بارندگیهای طوفان نمایی ظهور نموده چنانچه از یکطرف در باب قوۀ انباتيۀ زمينها و كشتزار ها فيوضات حياتخشانی بکار برد، از یکطرف هم بعضی خرابیها بظهور آورد که تفصیلات آنرا از قرار را پورتهای نامه نگاران بقرار ذيل يكان يكان درج میکنیم :\n\nدار السلطنة كابل\nتمام ماه حمل و اوائل که هشتم ماه ثور است گاهی یکهفته متمادياً و گاهی بفاصلۀ بارانهای شدید باریده است و در بعضی خانهای شهر خرابی رسانیده، در نهر کابل سیلاب آب به بسیار جوش و خروش طغیانها نموده، ولی ولله الحمد از کنارهای سنگ بست آن به اطراف شهر سیلان ننموده است، در پغمان و توابعات و ملحقات آن نیز از حد زیاده بارانهای شدید باریده و بسیاری از خانه ها را خراب و بر هم ساخته است ولی از نفوس چیزی تلفاتی بوقوع نیامده است.\n\nخبرهای اطراف متعلق بارندگی ودیگر حوادث از دفتر ايشيك آقاسی ملکی\nمحمد اسلم خان تعلقدار عبدالغنی خان حاکم میدان مرقوم داشته است که درین روزها باران و برف زیاد باریده در موضع درۀ نرخ و سرچشمه و سنگلاخ که سرحدات علاقۀ میدان است خانه‌های مردم اکثریه جاها خراب و برهم گردیده و یکنفر دختر در قریۀ سرچشمه زیر خانه شده – فقط مورخۀ ٤ ماه جمادی الثانی سنه ۱۳۳۳\n\nكذا\nعالیجاه امیر محمد خان حاکم غزنین مرقوم داشته است که از ابتدای ظهر روز شنبه ۱۸ الی ۲۷ ماه جمادی الاول که نه روز شود متصل باران میبارید مگر سه شب و سه روز تربرف باریده."}
{"book": "adl0616", "page": 1171, "text": "شماره ۱۸\n\n( عجیب خلقت )\nبتاريخ ١٧ ماه ربيع الثانى محمدابوخان حاکم جاغوری مرقوم داشته است که زوجه صفدر علی نام طایفه علیت و دسته پروری مدت نه شبانه روز بوضع حمل گرفتار شده بعد از آن پسر دومره از و تولد گردیده که دو کردن و دو سر و در هر سر دو چشم و دو گوش و يكيك بيني عليحده علیحده داشت و چهار دست که دو دست آن مخلقت اصلی و دو دست دیگران بسینه او ملصق بود و باقی جثه آن یکی بوده مدت یکروز بعد از تولد شدن حیات داشته فوت گردید و زوجه مذکوره نیز فوت شده\n\n( كذا )\nعاليجاء فتح الله خان حاكم پشت رود ارقام داشته است که بعمل (۱۰) ده بجه روز ۱۵ ماه مذكور الى نماز ظهر روز مزبور ملخ زیاد در هوا ظاهر شده بعمل سه بجه باد شدید جاری گردیده غریدن رعد و برق ظاهر گردیده آنقدر هوا تاريك گرديد که بعمل چهار بجه روز مذکور چراغها روشن شده تا مدت پانزده دقیقه چراغ افروخته بود بعد ازان هوا صاف و روشن گردید و اندك باران نیز شده — مورخه یوم چهار شنبه ۶ ماه جمادى الثاني سنه ۱۳۳۳\n\nمعلومات عارضه باران از محکمه اطلاعات\nاز سمت مشرقی دار السلطنه در جلال آباد شروع باران از ۱۹ جمادی الاول شده بود برای بعضی خانها و پلها به ١٤ روز مداومت خود ضرررسانی کرده است از شنواری احوال رسیده که حدوث باران بطریقی بود که هوا را کامل کرد و غبار گرفته افزونی غبار بحدی رسیده بود که بمفاصله سی قدم هیچ چیز ملاحظه نمیشد از کوهسارها سیلاب به نهی می آمد که کاهی بقیاس نرسیده بود غریدن رعد و درخشانی برق بحد افراط بود اکثر دیوارها و خانها خراب و منهدم گردید چنانچه از انجمله خانه نوروز نام در اچین شنواری لیل یکشنبه ٢٦ جمادى الأول دفعتاً فرو رفت اما جای تشکر است که بخود او و عيال و اطفال او قطعاً ضرری نرسیده خاص دو راس گوسفند او هلاك گردیدند — در موضع رود کوت صاعقه سماوی افتاده بدو نفر تصادف نموده است که یکنفر آن هلاك و دیگر آن بالکل سوخته است روز سه شنبه ۲۱ جمادی الاول دیوان پرمسته نام ساکن قریه اوغتی رود حصارک در قریه هزار ناورود مهمندره از انجا عیال خود را که بخانه پدرش رفته و ویساکی نام پسر ده ساله برم سنك نيز همراه مادر خود رفته بود ایشان را باسب مادیان سوار کرده بحصارک بجای خود می آمدند. بعد رود اراضی پینی کوت رسیده بودند که دفعتاً سیلاب از رود مهمندره شنواری رسیده خیال پرم سنگ و ویساکی پسر او را همراه اسب مذکور آب برداشته و بلعیده است. اگرچه بعداز یکشب و روز اسب سواری مغروقان را مسلمانان قری کوت از زيور آلات ها بر آورده اند که حیات است اما از عیال و پسر هندوی مذکور خبری و اثری پیدا نیست تا ۲۷ جمادی الاول\n\nبیان چهارم\nو باقی آن باران — بود عمرانات و عمارات حکومتي بالاحصار و شهر غزنین و رباط سراچه و خانه های رعیتی علاقه تاجکیه اکثر منهدم و خراب شده نقصان زیادی از مالی برای رعایا رسیده است .\n\nكذا\nعالیجاه سلطانعلی خان حاکم چهاریکار ارقام داشته است که از ۸ بجه شب یکشنبه ۱۹ ماه مذکور الی ٦ بجه روز چهارشنبه ۲۲ ماه جمادى الأول متواتر باران باریده و در و در حال برف زده سیلاب از شیله های کوه ها جاری گردیده خرابی زیاد بسرك و رباط های سراچه و آبادی دعا بار سائیده — ویکباب خانه نشیمن عطا محمد تونیدره علیاتی در ۲۱ ماه جمادی الاول بالای عطا محمد مذکور و عیال و دو پسر او افتاده نفری همسایه او واقف گردیده خود عطا محمد مذکور را از زیر خانه مذکور مجرح وعيال ودو پسر او که بقتل رسیده بودند مرده شانرا کشیدند و پسران مذکوریکی سن هفت سالگی و دیگر آن یکساله بود —\n\nتحریریوم پنجشنبه ۲۳ جمادى الأول سنه ۱۳۳۳\n\nكذا\nواقعه نگارداپزشکی نوشته که در ۲۷ ماه ربیع الاول غلام نبی و یعقوب علی وعلی حسین نامان ساکنان ( گذر کند آب ) دایزنکی بجهة شکار آهو بکوه ( نایب ) همراه ده نفر رفته بودند . از قضا در روز مذکور برف زیاد باریده و برف سابقه بسرعت کوچ کرده بعضی از اسامیان مذکور را بقوت تمام بيك طرف انداخته که هیچ آسیب و ضرری برای شان نرسیده و سه نفر مذکور بزیر برف کوچ مانده که اثر شان معلوم نبود — همان نفریکه از زیر برف کوچ بيك طرف افتاده بودند بقشلاقهائی که قریب کوه مذکور بودند رفته تقریرا واقف ساختند — نفری زیاد آمده برفها را پاک کرده بعد از دو ساعت دو نفر حیات و یکنفر را مرده از زیر برف کشیده اند\n\nبتاريخ سلخ ماه ربیع الاول از طرف محمد هاشم خان حاکم ارکون خبر رسیده که خط مورخه دهم ماه ربیع الاول دوجمدار یوسف خیل کنه و از رسیده مرقوم است که موازی دوازده نفر انشیه جهة آوردن گل در کلکته رفته بودند در حینکه در انجا رسیدند کلکته خراب و بالای شان افتاده مردم قریه که واقف گردیدند در آنجا رفته از زیر گل موازی یکنفر را حیات و یازده نفر مذکوره را مرده شان را کشیده اند —\n\nواقعه نگار میغان و کهمره و یکه اولنك و بامیان نوشته که شداید سردی هوا درین محالات بسیار است چنانچه در کوه سارها برف زیاد باریده و در تکابها بقدر يك چهارك و نیم چهارک زرده برف میباشد — و در محال کهمرد باز مرض زرد نبی پیدا شده فی روز دو نفر و سه نفر فوت میشود و در محال سقیان و کهمرد و دو آب مرض سرخکان دفع نشده و كودك بسیار فوت میگردد فقط تحریر یوم چهار شنبه ۲۲ شهر جمادى الأول ۱۳۳۳"}
{"book": "adl0616", "page": 1172, "text": "صحیفه ۳\nسال چهارم\n\nدر قندهار در شهر کهنه سه نفر دهاقين ملك غلام في خان بار گرانی با یازده راس مرکب برای آوردن شوره رفته بودند بدنه کل کنه بالای ایشان افتاده همه را فرو برده یکنفر خرکار زنده دو نفر دیگر با یازده راس مركب فوت و هلاك كردیدند.\n\nدر قطعن بك كو ساله دو ساله سمندر خان کوتوال کو ساله زائیده است که گاهی شنیده نشده خواهد بود که گوساله دوساله چوچه آورده باشد از عجائبات زمانه است فقط\n\nدر کلات توخی عیال یک شخصی از بانه بطن سه نفر ولد آورده است که دو نفر آن پسر و يك نفر آن دختر است که در هیچوقت در نواحی مذکور انجنین معامله اتفاق نیفتاده بود فقط\n\nدر نواحی فراه دو نفر دزد بصورت کدایان در خیل های ماه دار آن کدامی کردند در يك مجدی رسیده کدا کرده اند در ان مجدی بکنمر عيال نوعروس تنها نشسته بود که شوهر آن بصحرا رفته بود دزدان حرامزاده عروس نوجوان برزیور را تنها دیده سر او را بریده زیور و اسباب او را برده اند شوهر عروس که در نجدی آمده عروس مظلوم را مقتول دیده بالطائف خود از همدیگر پرس جوی كرده درک کد ایان را شنیده از عقب ایشان برآمده در نواحی ريك سرحد سیستان در دانرا بدست آور ده قتل رسانیده است که باسباب و زیور عروس مقتول عودت نموده امزا و مأتم مشغول كرديد فقط\n\nدر قلعه جعفر ضلع کلات توخی یکدهقانی جاه کاربر برای املاک خود حفر می نمود حفر زمین که به بیست زرعه رسیده بود. دفعتاً زمين فرو نشسته يك نقب قدیمی معلومدار شده مردم خبر دارشده بهمراه چراغها رفته ملاحظه نمودند تا نقرب منصد زرعه طول نقب بملاحظه مبصرین رسیده و ملاحظه کرده اند که به اطراف نقب خانه ها هم موجود است و بسی استخوانهای پوسیده النسانها بهر طرف باشکه های تغارها و خم های شکسته افتاده استخوانهای مذکور که ملاحظه شد. نسبت به استخوان زمانه حال قوی تر و کلان تر معلومدار شده که محض دست زدن پاشان میشد و نقب مذکور در طول خود پیست پته زینه ها هم دارد. و چنان معلوم میشود که نقب مذکور از زمانه های بسیار قدیم است در موضع که نقب ظاهر شده دامنه کوه است که حال از بسیار سالها زمین من روعی است آیا از کدام عصر و زمانه خواهد بود که رفته رفته دامنه کوه و زمین مزروعی گردیده گاهی بقیاس برابر نمیشود که در چنین دامنه کوه چنین نقب و بود باش انسانها بوده باشد فقط\n\nكذا\n\nبدخشان - ربایی فیض آباد بدخشان بقرار عرف و قاعده الوسی آبا و اجداد خود همه ساله در موسم تو بهار بدشت قرق که مغربی فیض آباد واقع است و وسعت بسیاری دارد و ان ها رده عمومی رعیتی و سپاه الجارفته چند روزی را بخوشی و میله و تماشا می گذارانند کارداران ملك و منصبداران نظامی نیز بنا بعت سیار و رعیت\n\nباران همان شدت می بارد و رعد و برق جاری است تا از پرده غیب چه ظهور کند فقط\n\nدر سمت جنوبی از روز چهار شنبه ۱۵ جمادی الاول باران شروع بیاریدن نمود شب و روز متواتراً می بارد جو هوا را ایر تیره و تار آنچنان فرو گرفته که بقدر يك لحظه هم روشنی معلومدار نمی شود. گاهی کاهی برف و اکثر باران می بارد تمامی دشت و صحرا و اراضی مزروعه و غیر مزروعه را آب فرو گرفته رودخانه ها قسمی جاری شده که درختان کهن سال بسیار قوى الحجم را مثال خاشاک برداشته میبرد روز ۲ شنبه ۲۰ جمادی الاول برف بار بدن گرفت بقدر چهار ساعت بشدت می بارید چنانچه در گردیز بقدر نیم فوت برف زمین مفروش کردیده بود و بدشت ها قریب بکنیم فوت و یکوه قریب سه پاسه و نیم فوت برف افتاده بود بعد ازان برف باز به باران تبدیل یافته سر اسر باران دهشتناک می بارید بروز ۲۶ جمادی الاول باز دفعتاً باران به برق مبدل گردیده على الاتصال برف می بارید تا آنکه قرار روز ۳۰ جمادی الاول باز دشت و کوه و همه اراضی را برف مستور و مفروش نمود بعضی خانه ها و دیوارها غلطیده و مندرس گردیده چنانچه که طرف خانه عالیجاه محمد امین خان حاکم کردیز هم غلطیده فرش زمین کردید اما جای بسیار شکرانه کی است که بنخود ایشان و تعلقات ایشان ضرری وارد نیامده است تا الیوم که ۲۷ جمادی الاول است همچنان باران دوام دارد نارضای خداوند جهانیان چه باشد فقط\n\nدر ترکستان یعنی نواحی بلخ و توابعات و ملحقات او مدت سه تخمیناً میشود که قطعاً باران نشده ويوماً فيوماً محتکران بدبخت که در همه وقت در همه عالم موجود میباشند نرخ اشیای خوراکه را بلند کرده میروند چون حکومت قاعده معینی در باب فروش غله نمیدهد باید محتکران خود مختاری در نرخ بکنند بنابرانيك آثار مزار شریف آرد بدوازده تشکه رسیده است - بتاریخ ۹ ماه جمادی الاول جناب نائب الحكومه صاحب مزار شريف به چهار بانجهزار نفر بدشت لو يمرب برآمده نماز حاجات خوانده دعا کردند سه روز هر روز نماز خوانده دعا میکردند خیرات ها در مساجد می نمودند لاکن از باران اثری پیدا نشد روز دوشنبه ۲۶ ماه جمادی الاول که فصل گل سرخ و میله تماشای خلایق است در چار باغ روضه مطهره خلق بسیار جمع بودند نائب الحكومه صاحب هم در مجلس تماشا حضور داشتند پهلوانی و کشتی گیری و داربازی و غیره اجرا داشت بوقت نماز عصر نائب الحکومه صاحب وغیره مسلمانان دعا کردند که الهی از فیض عام خود مخلوق مسلمان خود را محروم مکردان ایر در استان ظاهر کردیده بود.\n\nبعد از شش دقیقه شروع باران شده سه شب و سه روز على العموم می بارید چنانچه دشت و کوه و همه اراضی سیراب و معمور کردیدند و بازار محتکران تحط اندیش کسری بنده همه گرفتار هم و غم کردیدند الحمد لله تعالى پيدايش غله بخوبی و درستی رونق پدیر شده همه رعایا را رفاهیت و ارامی حاصل گردیده فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1173, "text": "صفحه ٤\nسال چهارم\nشماره ۱۸\n\nدر میله مذکور شرکت و همراهی میکنند امسال در ۱۵ ماه جمادی الاول بقرار قاعده خود بدشت مذکور برای همان میله و تماشای که دارند پادشاه و رعیت با اطفال و اقوام و دوستان خود رفته بودند بهر طرف هنگامه سیر و تماشا برپا بود بتاریخ روز یکشنبه ۱۹ جمادی الاول عمل سه نجه روز بناگهان یک ابر از سیاه تیره از طرف مغرب ظاهر شده باد بسیار شدت تالی با ظهور ابر متعاقباً شروع بوزیدن نموده اول باران بعدازان ژاله به بسیار شدت فیر نمود بقدر یکساعت نگذشته بود که تمامی دشت وسیع غرق را آب فرو رفته از دره ها و شیله ها سیل بسیار آمدن گرفت خاصه از درهٔ خارک که در عقب شهر و خانه های مردمان فیض آباد واقعست که اکثر سپاه هم بهمین سمت توقف دارند سیلاب بسیار تیزه و غلیظی آمده تخمیناً ده خانه را خراب کرده و پنی در خشان قوی را از بیخ و ریشه برآورده و برده است و از درهٔ جوزون سیلاب که آمده سه حجر آسیاب را خراب و متهدم کرده و یکفرده گاو قلبه را همراه بوغ و اسپار و غیره از کدام کوه برداشته سراسر بدریای کوکچه اورده رسانیده بود اما جای بسیار شکرانه کی خداوند است که باحدی از سپاه و رعیت بدخشانی ضرری نرسیده است فقط\n\nکذا\n\nاز علاقهٔ مشرقی دار السلطنه رسیده — اینکه در نواحی ور کرائی بکقریه که انرا کدی می گویند یک قلعه از جمع قریه کدی مذکور در بغل یک کوه واقع شده بود که در ان قلعه بعضی نفری سکونت دارند دوام داشت باران عالمگیر که ترقی نموده بود از طرف شب همان قلعه بغل کوه همراه زمین و غیره از جای خود لغزیده قریب دوصد زرعه بهمراه زمین و مردم مسکونهٔ خود بیابان آمده اما باحدی ضرر نرسانیده است فقط مردم قریه خالد خانی در دشت برای آوردن پته سوخت رفته بودند در دشت انجیری صاعقه سماوی بالای ایشان افتاده پسر خمیر نام را صدمه سخت رسانیده بود از دشت بایخانه او او را زنده آوردند بخانه خود که رسید برحمت الهی پیوست فقط\n\nکذا\n\nمسجدهای که رخ بخرابی گذاشته بود نائب نائب الحکومه صاحب قطغن و بدخشان عالیجاه ناظر محمد صفرخان سیاهه آن را طلبیده اند که سر رشته مرمت آنها بدرستی کرده شود و برای اطفال خورد سال قطغن و بدخشان خیال دارند که بذریعهٔ پدران ایشان سر رشته مدرسه ها و تعلیم و تدریس ایشان را بکنند — و برای اطفال یتیم و بی کس بی اقوام نواحی حکومتی خود هم خیالات بسیار غمخوارانه را در مد نظر گرفته اند که اجرا کنند —\n\nکذا\n\nچند نفر تجار باشندگان قلعهٔ فاضل بیک کابل برای خریداری کوسفند تالقان میرفتند در حد قریهٔ سبحانی ها قریب بیست نفر دزد بالای ایشان خود را انداخته سه نفر ایشانرا بقتل رسانیده و یک نفر ایشانرا سخت مجروح نمود. مبلغ پانزده هزار روپیه که همراه تجاران بود برده اند این احوالات که بحکومت قطغن رسیده چهار پهره سوار در موضع مقتل جا مقرر کرده اند که یا قاتلانرا پیدا و بسر حاضر میکنید یا پنجاه هزار روپیه از دیت و اصل وجه تجاران وجریمهٔ سرکار تحویل خزانه میکنید مردمان مذکور در تلاش و تردد هستند دلیل قوی بر آنست که قاتلان بدست آورده شوند\n\nکذا\n\nغلام صدیق ولد عبد الخالق ثقانی در قطغن نزد شخص دهقانی میکرد قریب نهصد روپیه از اجورهٔ خود جمع کرده روانه وطن خود شده بود. چار نفر دزد او را تعاقب نموده در شوراب او را بغیر تفنگ مقتول ساخته وجه آنرا گرفته اند مردمان هزارهٔ شورایی که از حکم نائب صاحب و پنجاه هزار روپیه جریمهٔ سبحانیها واقف بودند همینکه صدای تفنگ را شنیده اند جمهوراً از خانه های خود برآمده مقتول بیچاره را در حال طپیدن و جان سپردن و قاتلان دزد بدبخت را در تهیه قرار دیده و آنها را تعاقب نموده اند قاتلان دزد در کوه بالا شده اند هزاره ها عقب ایشان خود را رسانیده هر چار نفر دست کردن بسته بخان آباد اورده تحویل کوتوالی نمودند فقط\n\nکذا\n\nاز هرات مینویسند که جناب نائب الحکومه صاحب هرات از هنگامیکه درین ولایت مقرر شده اند چنان حسن سلوک و حقانیت با رعایا و برایای اعلیحضرت پادشاهی رفتار کرده اند که همه مردم اینولا شب و روز دعاخوان و شکر گذار میباشند و جناب محمد نعیم خان نائب سالار به نهایت درجه محبت و شفقت با عسکری ماتحت خود شیوه های یک وجودانه ابراز میدهند. از انجمله یک قاعده نکوئی که نائب سالار موصوف گذاشته اندانست که هر گاه کدام سپاهی مریض شود چون هر شب رپوت نظامی خود را ملاحظه میکنند از مریضی سپاهی و ملازمت و جای سکونت ان واقف شده فردای آن بعیادت آن سپاهی مریض رفته او را حضوراً پرس و جوی کرده دلجوئی ها داده یک پنج ده روپیه نقد هم برای مریض داده معاودت میکنند اگر مریض صحت شد خیر و اگر فوت شد بالای تجهیز و تکفین سپاهی فوتی خود را رسانیده بعد از شست و شو همراه اندیوالان سپاهی نماز جنازهٔ او را خوانده تا قبرستان همراه میرفته او را بخاک می سپارند. بعد از ان نائب سالار موصوف بجای خود می آید فردا صبح باز نزد باز مانده گان فوتی برای دلجوه رفته فاتحه و تسلیاتی میدهند و پانزده بیست روپیه نقد هم میدهند که از طرف من عقب مرحومی خیرات کنید بعد ازان بجای خود می آیند همین شیوه های بسیار معقولانه و درست با جمیع عسکر ماتحت خود می کنند فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1174, "text": "صفحه ٥\nسال چهارم\nنمبر ١٨\n\nاخبار و تورستان سلخ جمادى الأول\nبدرجات نورستان و پدرۀ پیچ وغیره علاقه جات نواحی مذکور سیزده شب و روز على التواتر باران میبارید و بدرۀ پیچ بعضی خانه ها خرابشده چنانچه بقریه و دیگرام درۀ پیچ يك خانه افتاده سه نفر در تحت خانه مذکور آمده برضای الهی فوت شده اند – قریۀ ده دم چغه سرای سفلی نیز يك خانه افتاده سه نفر در زیر خانه شده بودند از انجمله يك نفر مرد حیات اما مجروح زنده برآمده دو نفر دیگر كه يك نفر آن مرد دیگر آن زن سعیده بود رحمت الهی پیوستند و باکثر سركها و راه ها ضرر و زیان رسانیده که مرمت طلب میباشد و یکژاله بسیار پرشدتی هم بدرۀ پیچ حادث گردیده بود چنانچه ازبرك اشجار آثاری پدرختان نگذاشته فقط\n\nاز مناظر ترکستان افغانی\nمزار فیوضات آثار حضرت شاه اولیا رضى الله عنه\n\nكذا\nسمت جنوبی ١٤ جمادى الثانى\nخانانی دزد يك نطفۀ حرام ويك دزد غداری بود که بهر سر زمین و بهر جا قطاع الطریقی کرده مال مسلمانان را بتاراج و یغما میرسانید و علاوه بران در قتل نفس خود مسامحه و صاحب مال هم صرفه و دریغی نمیکرد همان است که سزای امر این رسیده اعدام گردید – بعد ازان خان میر نام جدرانی که از پیروان خانانی حرامزاده بود بطریقۀ خانانی مذكور يك جمعيت بدكاران سارق را با خود همراه و متفق ساخته راه های عبور و مرور"}
{"book": "adl0616", "page": 1175, "text": "سال چهارم شماره ۱۸\n\nمسلمانان را از سمت غزنین ووردك ومیدان و اهو كرد قطع کرده اکثر مسلمانان را به تیغ و تفنگ بقتل میرسانید و اموال ایشان را بغارت میبرد روز شنبه ۲ ماه جمادی الثانی بهمت و مردانگی مردم موضع اسپین تخت زرمت مجزای کردار هایش رسیده مقتول کرده — کیفیت قتل رسیدن الحرامزاده دزد چنین است — که خان میر دزد مذكور بهمرا، چهل نفر سارقان ماتحت خود نزديك قرية اسيين تحت زرمت آمده همراهان خود را بالای يك تپة ضلع قرية مذكور توقیف نموده بود قربه مذکور بسمت جنوب محال زرمت بدامنه کوه قریب مزار حضرت سید احمد صاحب رو حانی قدس سره در بین زرمت و جدران واقع میباشد.\n\nاز مناظر ترکستان افغانی\nمنظره میله گل سرخ و برافراشته شدن علم مبارک که در همین موسمهای اول بهار در مزار فیوضات آثار مبارک برپا میگردد.\n\nمیباشد خود خان میر دزد داخل قرية مذکور گردیده دو راس گوسفند و ده آثار آرد بالای رعیتی موضع مذکور حواله کرده بود که فوراً برای من در تپه برسانید دو سه نفر از قربه مذکور امر او را اطاعت ورزیده بقدر یک ساعت قسم قریب او را معطل کرده بودند اما در خفیه نفری را خبر داده اطراف او را همراه تفنگ ها گرفته بودند خان میر دزد که دفعتاً اطراف خود نظر انداخته نفری را دیده که همراه تفنگها اطراف او را گرفته اند خانمیر دزد خیز کرده بود که خود را از بین بکشد نفری رعیتی او را امان نداده عموماً بر او فیر کرده بودند پنج ضرب گلوله بجسم او رسیده بخاك افتاده بود دو نفر از رعیتی پیش شده"}
{"book": "adl0616", "page": 1176, "text": "سال چهارم\nشهاره ۱۸\nبودند که سر او را بریده بردارند تفنگچه شش تکه که پدست داشت و یازده نفر اشتر در علاقه حاجی بقتل رسیده و قریب هشت نفراشتر\nبردو نفر مذکور غیر کرده بود که یکنفر آن را شهادت از مردم کوچی در محال چمکنی فوت شده ورود چمکنی نهایت ترقی\nرسانیده و یکنفر آن را مجروح نموده است بعد از ان که جان نموده که یک تفریچه هشت ساله را از مردم چمکنی بقتل رسانید\nاز قالب او برامده سر او را بریده در کردیز بحضور حاکم و قریب پنج خانه را از قریه استر کلی چمکنی هم خراب کرده\nآوردند حاکم نقرى مذکور را يكيك طباقه لکی زری داده برده اکنون صاحب خانه و تعلقات او همراه عیال داری خود قبل\nو پوست سر دزد بد بخت مذکور را کشیده بحضور جناب حاکم از بردن و خراب شدن خانه خود بر آمده بدیگر جای رفته بود که چیزی\nکلان سمت جنوبی ارسال نمود و سمت مذکور از فتنه و فساد ضرر برای او نرسیده و در حد قربه بطان قریب چهل جریب زمین\nاو بر آسود هر کس که ز حد برون نهد کام انت متزای او سرانجام را همراه زراعت تخمیناً آب برده که امکان آبادی هم ندارد حال\nمدت دو یوم میشود که از فضل و عنایت خداوند باران استاده\nشده في تحرير يوم نجشنبه سلخ ماه جمادی الاول سنه ۱۳۳۳\n\nاز سود هزاره مینویسند.\n\nاز تاریخ یوم پنجشنبه ۱۹ ماه حال که درین محال در هوا ایر از خوست مینویسند :\nو صاعقه ظاهر گردیده خریدن رعد و برق آغاز نموده بطرف نماز يك حادثه معموم عارضه از جهه سیل وارد شد که چند روز\nعصر در قلعه شش درجه کج آب بهبود صاعقه هوایی یعنی برق متواتر باران باریدن گرفت و روز بروز آب اضافه تر شد که\nدر کنیدی خانه شخصی افتاده در بین خانه دو فرد ماده کار و یک فرد دفعتاً از یوم شنبه ولیل یکشنبه چنان سیل مهیب آمد که همان\nمركاو و بکر اس مرکب دا سوختانده و یکنفر آدم را نیز که در بین خانه باغ که در شماله اوسط آن جای حاکم نشین حاكم كلان و نشیمن گاه\nبوده یک طرف بازو و پای او را سوختانده که از اثر آن بی هوش کردید. بنده بی چار کان است و بالغ مذکور در زمان جناب سردار\nلاكن مال لها كامل سقط شده و شخص مذکور حیات است که محمد اکبر خان تشکیل بسیاری آن یافته بود و بقدر بکنیم الی دو\nاحتمال صحت دارد. بعد از ان باریدن باران و زیرف شروع نموده دایماً زرعه چهار اطراف باغ مذکور دیوال بسیار متین از سکی\nهوا ابر بوده باریدن برف زباران على التواتر دوام داشت یوم دوشنبه و بعضی کلی بنا کرده بود مگر تمام نشده بود و از هر قسم حبوبات\n۲۰ باز در قریه ابرك محمد اکبر نام شخصی که همراه سه نفر دیگر اشجار غرس بود و بعضی جا که هنوز کرد بست نشده بود\nدر بالای نامی کاری ها بودند و محمداکبر نام داس آهی بدست خود جناب ناظم صاحب تشکیل کرد بست کرده بود طول بالغ درسته\nداشت صاعقه بالای مذکور افتاده خود او را در همان با سوختانده او دلیل اول که بنده در خوست آمده بودم و قدم کرده بودم\nکه هلات گردیده و باقی سه نفر که همراه مذکور بودند بی هوش موازی شش صد و چهل و هفت زرعه و عرض غرب آن مساوی\nکردید. لاکن هیچ نقصان برای اوشان ترسیده باریدن برف و باران و عرض شرق بالغ از جبهه که خانه برگه نظامی می باشد کم است.\nتا یوم دوشنبه ۲۷ دوام داشت که هواهیچ صاف نشده چند ساعت مدعا خلاصه از طرف غروب بقدر هشتاد قدم دیوار را هم سیل\nکه توقف میکرد باز می بارید با وجودی که بسیاری آب می شد متهدم کرده و دروازه مذکور را غلطانده و از طرف سمت جنوب\nحالا در زمین هموار نیم زرعه و در کوهسارها اضافه برف افتاده بقدر چهار صدو مجده قدم دیوار را خراب کرده و قریب بکنیم\nسر ما شدت دار دیوم سه شنبه ۲۸ از الطاف خداوند هو اصاف کردیده الی دو جریب زمین متن باغ را تکرار و خراب نموده که حالا\nالیوم که ۲۹ ماه مذکور است برق انقدر سخت شده که به تردد مردم آب آن در جریان است و آب الی محکمه خوست که در نصف باغ\nشکستن ندارد و چون درین محال چوب که یاب است اکثر خانم ها در بالای سرک ما بین است در جوار اعمان در جریان بود بعنون\nکنیدی از خشت آباد شده خرابی زیاد رسانده باشد تاریخ فی ۲۹ و عنایت خداوندی از بوم دوشنبه که دیروز باشد. آب از باغ\nجمادى الأول سنه ۱۳۳۳ خلاص شد و بسیار ضرر در خوست رسامیده مردمان ریش سفید\nهای اینجا بیان میکنند که در یادی مایان این چنین سیل\nاز جاجی و چمکنی میتویسند مدهش دیده نشده بود نهایت افسوستم از خرابی دیوار و باغ شد.\nزیره زندگی و تندرستی نظامی و مایکی چهاونی از جهه گرمی در\nاز تاریخ ۱۵ ماه جمادی الاول انما یه ۲۸ ماه حال از تقدیرات آلمی همین باغ مربوط بود.\nباران و برف زیاده شب و روز درین محال حاجی و چمکنی باریده که\nاز کارت برف و باران مذکور بسیاری خانه ها و آبادی ها و قلعه ها\nخراب شد. چنانچه در این روزها تردد مردم کوچی که از علاقه\nخارجيه بعلاقه داخلیه دولت خداداد می آیند در محال جاجی که منزل\nمردم کوچی مذکور شده چون از سبب شدت سرماه و بارندگی به\nنفر جویان رمه و يك نفر زوجه وقریب - احد راس گوسفند از هرات نوشته اند.\nکه در این وقت عالیجاه حاجی محمد امین خان نائب حاكم قلعه نو\nمعروض داشته است که در بنوقتها كرد دیوانه در تکاب خارستان\nو پیداشده چند نفر آدم و چند فرد عوامل را گزیده نفر فوت شد."}
{"book": "adl0616", "page": 1177, "text": "صفحه ۸\nسال چهارم\nشماره ۱۸\n\nو دور اس اسب و بیست فرد عوامل سقط کردیده و در تکاب فرعج بانك ديوانه نيز پيدا كرديده يكنفر را كزيده بلنك هم مرده و شخص مذكور نيز فوت شده است و در تکاب قادس گرگ ديوانه يكنفر آدم و چهار نفر اشتر را کرده شخص مذکور و اشتران مزبور هلاك شده اند فقط\n\nحوادث خارجيه\nالمانها در چه حالی هستند\n\nیکنفر از فرستادگان مخصوص روز نامه « نان » که به لباس هند و مخفیانه به المان مسافرت کرده وضعیت داخلی و احساسات اهالی آلمان و اطمينان ايشانرا بقشون و اطاعت آناترا از امپراطور به تفسیر ذیل شرح میدهد\n\nاز مونیخ تاران\n\nبرلن - از فرستاده مخصوص ما\n\nصبح یکشنبه است و تعطیل شهر « مونیخ » مردمان شهر صدای ناقوس کلیساها از خواب برخواسته هوا آفتاب اهالی دسته بدسته بمعابد میروند که از خدای آلمان درخواست فتح و نصرت عساکر آلمان را نمایند در کلیسا بعد از انکه کشیش دعای معموله را خواند در بالای منبر از خدا مجازات دشمنان را خواست کشیش میگفت : دشمن ما فقط انگلیس است . اهالی هم سرود شده و میگفتند دشمن ملت ما اوست .\n\nدر قلوب تمام اهالی ازین طرف تا آن طرف مملکت این عقیده مثل سکه به زر نقش بسته است که مؤسس جنك و موجب صدمات اروا فقط نظریات حسادت انگلیس ها بوده و هست . بوعظ کشیش گوش میدادم مشارالیه شخص نومندی بود این عبارات را مکرر میکرد ( خداوند با ما همراه است و با مشت روی میز زده و میگفت ) دشمنان ما دشمنان حق هستند و ماموریت آلمان در دنیا همین است که : « دشمنان حق و حقیقت را معدوم نماید و هیچ کس قادر نیست که آلمان را مغلوب سازد چرا که در ظل حمایت مخصوصه پروردگار میباشد باید فرانسه مضمحل کردد انگلیس مثلاثی شود - روسیه معدوم گردد . اراده خداوند تبارك ما چنین است و باید مجری شود »\n\nحاضرين بايك دنيا مسرت و هيجان بعد از خاتمه نطق کشیش بیرون رفته و در مهمان خانه ها و قهوه خانم ها پراکنده شدند .\n\nروز دوشنبه بود این شهر و تفرج مردم ابدا با ایام سابق تفاوتی نکرده وا کر سربازان زیاد با البسه نظامی زیادتر از ایام عادی در کوچه ها دیده نمیشد هیچ کس خیال نمیکرد آلمان در کار جنك می باشد .\n\nتمام ساکنین شهر در آفتاب مشغول تفرج و تماشای حرکت سربازان هستند که با پالتوهای کرم زمستانی قدم نظامی گرفته بطرف سربازخانه میروند و گاهی هم سربازان مجروح که تازه معالجه شده اند دیده میشود که با عیال یا دوست خود ملایم مشغول تفرج می باشند و کمی هم بعضی زنها مشاهده میکردند که علامت سیاه به بازوی خود بسته بابك نگاه حزن آمیزی سربازان را با نظر مشایعت می نمایند سربازان جدید جوان دیده میشود که صاحب منصبان انها را بطرف سربازخانه میبرند و غالبا اهالى بطرف انها رفته بنای صحبت نهاده قوطی سیکار را باز کرده و بعموم جوانان مزبور سیکار تعارف میکنند . تمام د کا کین و مغازه های « مونیخ » باز است لیکن اهالی بمغازه های کتابفروشی و نقد فروشی و کارت پستال که نقشه ها و صور جنگ ها را می فروشند هجوم برده عکس های جنگی را تماشا و خریداری می نمایند .\n\nدر تمام تصویر و نقشه جات صورت امپراطور ويلهلم وتصوير ولیعهد با اطفالش در حال فرمان دهی قشون مرسوم است .\n\nکایه مردان تاریخ و سرداران بزرك المان مانند بينمارك وتران مولتکه و امپراطورها از قبیل فردريك كبير ويلهم أول قيصر حالي ويلهلم دیده میشوند که تصاویر و مجسمهای مقبول و مقوای آنها در مغازه ها نهاده شده است .\n\nپس از آن در تمام مغازه ها تصویرهای جنگی که همه روزه طبع میشود جلب توجه ناظرین را مینماید که سربازهای آلمان شهرها و قلاع را فتح کرده و سربازان فرانسه باشلوار های سرخ واهالی از مقابل آنها فرار کرده و مجروحین دشمن در حال مردن هستند .\n\nبیرقهای ملی المان عبارت از سه رنگ سفید و سیاه و سرخ در تمام نقاط دیده میشود که در حاشیه آن این عبارت مهیچ رسم کردیده است : « هر قدر دشمنان ما بیشتر همان قدر فتوحات واقتحا رات ما بیشتر »\n\nتفرج کنندگان در مقابل شیشه های نقوش و تصاویر هجوم آورده احساسات قلبی خود را تبادل می نمایند و اتحاد افکار و احساسات این دسته جات متفرقه را بیکدیگر متحد و متفق میسازد و خوب معلوم میشود که تمام افراد آن ملت فقط دارای يك روح در ابدان مختلف هستند آن هم روح خشن المان که کاملا اطمینان قوه و قدرت خود دارند و در نهایت جدیت از تفوق و مزیت قوه خویش ملزم و مطمئن می باشند و ماموریت خویشتن را چنین میدانند که المان باید بر سایر نژادها فائق آمده و آنان را تحت استیلای خود آورد .\n\nاین تربیت عقیده نیست که اصانیف آکادینویی به ملت المان القاء کرد که نژادهای مختلفه مساوی نیستند « و توتونها » ( المان ) اساس اتحاد ژرمن را بروی آن عقیده طرح کردند .\n\nحالا نویسندگان سابق المان از قبیل « کویی تو » و « لابوز » و « شامبرلن » بیایند و مشاهده نمایند که چه نهرهای از خون در « بلژيك » و « فرانسه » و « روسیه » در میان آتش ها و خرابها جاری است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1178, "text": "صفحه ۹\nسال چهارم\n\nقهوه خانه ها و هتلها خیلی جالب انظار است . اهالی در اطراف میزهای مدور هجوم آورده ، يك طرف يك فاميل بالاطفال خود و طرف دکر اجماعی از دوستان و گوشه دیگر جمع هم قطاران دیده میشوند که دود سکارشان اطرف سقف طلائی المكان بالارفته و صدای صحبت و صدای باز شدن کاغذ روزنامها و کیلا سها بهم دیگر مخلوط شده مستخدمین قهوه و غذا مرتبا می آوردند . در تمام این دسته ها غیر از مذاکره از جنگ مطلب دیگری نیست همه کس روزنامه را دست گرفته از استراتازی و فنون جديده جنك سخن ميراند و تقريبا چنین میگویند هما کر امبراطور در فلان مکان رسیده اند . بلی » بر ليز تا كيلات ، تصدیق کرده بل صحیح است ! محقق است که فرانسه ها در همه جا در مقابل قشون ماتاب نیاورده مغلوب شده اند و و قیصر ماه در فلان روز در پاریس وارد میشود .\n\nروسها !\nروسها آنها نیز در تمام میدانها مغلوب و متواری شده اند بله .\n\nژنرال هند نبورگ، روسها را در لهستان از پا در آورد. در اطراف وارشاوه کارشان ساخته است . اما انگلیسها آنان نیز مضمحل می شوند. ایشان در لندن ، از شدت بیم و خود می ارزند . چرا که یکصد و پنجاه فروند بالون جنگی ستم زبلین را که مشغول تجهیز هستیم یکروز صبح زود با یکعده قشون مقتدری به یکی از نقاط انگلیس پیاده میشوند. آفرین بر کشتی و آمدن . که مدنها اقیانوسهای مشرق را به حیط تصرف در آورد . حالا هم برای حمله با نگلستان زره پوشهای ما از کانال وکیل ، منتظر فرمان حرکت و پوروش هستند ..\n\nدر این ضمن من هم مشغول خواندن یک روز نامه بودم ويكنفر ايطالي هم در مقابل من بملاحظه جراید مشغول بود. و تبادل نظر با هم میکردیم پس از دقیقه چند با حاضرین بنای صحبت را گذاردم و از يك نفر سوال کردم - شما از فتح و نصرت اطمینان دارید ؟ لیکن قشون المان در مشرق و مغرب بايد جنك كنند و هنوز فرانسه ها و روسها قوی هستند ؟\n\nفرانسه ها : عجب سخن آیا از اول جنگ تا حال کدام فتحی را کرده اند و همیشه از مقابل ما فرار می نمایند . عقب نشستن از مارن را چه میگوئید عقب نشستن المانها عقب نمی روند | حرکات استرا تازی على . ليكن عقب رفتن ابدا . - بسیار خوب . پس برای چه شش هفته است که برای رسیدن به « کاله » سعی دارند ؟ برای اینکه ما هر وقت بخواهیم بانجا برسیم همان وقت خواهیم رسید قیصر ما چنین حکم داده و البته اراده امپراطور بایستی مجری گردد ۱۰ گر قیصر وصول به پاریس را حکم قطعی نماید انهم مانند قضای مبرم باید فعلیت یابد . - خیلی خوب آنانصور می کنید که فرانسه ها بگذارند عباره فرانسه ها، عساکر المان مغلوب شدنی نیستند جناب آقا سلامتی شما این جام نوشیده واطمينان میدهم که فرانسه در مقابل ما قابل توجه نیست\n\nصفحه ۱۰\n\nمرسی آقا آیا این شایعه صحت دارد که درین جابا محبوسین جنك خوش رفتاری نمی شود . در فرانسه میگویند که اسراء جنگ در المان دو چار سرما و گرسنگی می شود - این مطلب بر عکس است ما برای اسرا خصم منازل کرم و غذای خوب ترتیب داده ایم همان طوریکه سربازهای خود یومیه جیره و غذا میرسانیم به اسرای جنگ نیز همانها را میدهیم بلی فقط زحمت و رنج ایشان همان است که در اسارت هستند لیکن اطمینان داشته باشید که دو چار صدمه و مشقت دیگری نیستند\n\nدر خصوص انگلیها آن شخص آلمانی که یکنفر تاجر مشمول می آید اظهار عداوت میکرد لیکن در ضمن میگفت که نسبت هایی را که برا در خصوص شهر باران کردند اسرا و قتل مجروحين انگلیس و بدرفتاری میدهند کذب محض است و با آنها هم مثل سایرین رفتار می شود .\n\nچند هفته است که در آلمان احساسات خصومت فرانسها تغير کرده و دلسوزی و عطوفتی نسبت بدانها ابراز میشود و میگویند فرانسویان رقیبان لائق طرفیت می باشند .\n\nدر همه آلمان برای فرانسه ها غم خواری کرده و میگویند بجاره ملی فرانسه دوجار شدت جنگ شد و خود را فدای اتحاد ها و روس . کرد میگویند عباره فرانسه ها که قدیه طمع ورزی و حرص ثروت طلبی انگلیس باشد و با نبودن علائق معنوی و هستی و حیثیت و جوانان خود را قربان استبداد سلطنت انگلیسی ، و خودسری روس وحتى نمود .\n\nاخير عقيده مراكز آلمان و اهالی چنین است که فرانسه و آلمان که هر دو علت متمدن و عالم هستند می بایستی با یکدیگر اتحاد کامل و دوستی می نمودند\n\nاکر فرانسه طالب صلاح بود این مسئله با قرایب و صمیمیت با آلمان بهتر صورت میگرفت . چرا که آلمان غير ازيك ولايت ، شامیان . ادامیل گرفتن اراضی فرانسه را نداشت و از بابت صلاح و فرات جنك فقط بكرفتن ده ملیاره فرانک قانع می شد .\n\nپس ازین که این دو دولت صلاح کرده و متحد شود بدوا انگلیس را مضمحل و پس از ان باتفاق روسيه مستبد را معدوم می سازند و فرانسه در ازای هجر و زحمت خود تمام افریقای شمالی از « مراکش » تا به « مصر » را تصرف در می آورد .\n\nبهم چنین « طراباس » را نیز از ایطالی برای مجازات وی از این خدمه و خیاتی که به اتحاد مثلث « نمود گرفته و فرانسه مسترد می شود و برای آلمان ما بقیه متصرفات عظيمة انكليس كافي خواهد بود . از انطرف نیز ضربه به قاب خرس شمالی « روس » وارد کرده و لهستان « وی را گرفته و او را بطرف یخهای شمالی میراند\n\nطرف مغرب بود که از « مونیخ » عزیمت کردم و سوار يك ترن نظامی شدم که مملوه از جمعیت بود بدرجه که مرده در را"}
{"book": "adl0616", "page": 1179, "text": "صحیفه ۱۰ سال چهارم شماره ۱۸\n\nروحا استاده بودند مسافرین که همگی سربازان بودند که بمیدانها میرفتند در تمام شب و مدت مسافرت بسرود ملی و جنگی مترنم بود و یکمسته يك مصراع را خوانده و دسته دیگر با همان لحن اجماع مصرع دیگر جواب میدادند.\n\nدر حالتیکه تمام آنها بصفوف مقدم جنگ میروند همگی آنها فرحناك و بايك دنيا هيجان و مسرت میبودند، و یکنفر آنها بايك اطمینان و خوشحالی بمن گفت که عنقریب تماشای برج «ایفل» خواهم رفت تمامی آنها اشخاص قوى المزاج وتنومند و خوش قواره بودند کلبه آنها جوان و جزو قشون ذخیره هستند و بسیاری از ایشان دو سال در نظام خدمت کرده و از فنون جنگی اطلاع دارند و لباس های شان لباس نظامی خاکی رنگ با پوتین های زرد اعلا و پاشنه های آهنی .\n\nفرحناکی و هیجان آنها مثل آن است که برای مانون و دقیه نظامی در بیرون شهر میروند و ابدا آثار ترس و وحشت در آنها نیست و دره تصور آن را نمیکنند که شاید تا چند روز دگر نعش های آنها در گل ها و باطلاقهای فلان را عیان افتاده گلوله های ختم کشت عمر آنها را درو نماید .\n\nلطفهای در حرارت رؤسا در حین عزیمت این جوانان و اظهار احساسات اهالی وجود آنها را بك توده الكتريك می نماید . بانها از تحصیل افتخارات و شرافت نظامی مذاکره کرده ووعدۀ صلیب آهن بایشان میدهند. بانها گفته اند که خدای المان با با در هر قدم همراه است و خداوند المنان با کلاه خود و مغفر فولادین در میدان های جنگ حاضر و ناظر و سارین را غصب کرده المانها را حمایت و حراست میکنند .\n\nدر استاسیون «موتور امیرك» از این قطار راما من که این جوانان را بسوی جنگ ومرگ میبرد فرود آمدم . برف بطور ملايم شروع بیاریدن کرده شب است و شهر در حال سکوت و قطار راه آهنیکه به «برلن» میرود ، خالی در کار استاده و برف مانند يك ورقه كرك الطیف روی غجره های ترنها قرار گرفتند. در مدت حرکت هر کجا که قطار آهن بمحل ایستگاه میرسد اهالی و پرستاران مجروحین با طراف قطار دویده فریاد میزننده صلیب احمره صلیب احمر مبنی در بن حاضر بض خانه و تاسیسات صلیب احمر است و اگر بیمار و مجروحی هست برای پرستاری و امداد حاضر هستیم غالبا هم دیده میشود که یکنفر مریض که در حال به بودی است یکنفر سرباز مجروح را علایمت پیاده کرده و بطرف مریض خانه صلیب احمر برده و فورا درینجا قادری تخم مرغ و آب گوشت و سوب مقوی بوی داده قدری شکولات در جیب او نهاده و يك قطى سيكار با و میدهند که در راه تغیر ذائقه دهد و پس از آن او را بطرف ترین برده و بسوی مقصد رهسپار میکردند .\n\nبالاخره با راه آهن به « برلن » رسیدم هوادمه بود و دو چرخه های روزنامه فروشی در اطراف بصدای بلند حرکت کرده و مردم از هر طرف با میل و رغبت روزنامه را خریده در همان کوچه مشغول خواندن آخرین اخبار واصله جنگ میشدند . یکروز نامه فروش از نزديك من عبور كرده و فرياد ميكرد . يك فتح بسيار بزرك قطعی آلمان با روسی - هشتاد هزار اسیر .... صد توب متراليوز غنیمت.. پنجاه توپ بزرگ دشمن بتصرف ما است.\n\nنقل و ترجمه از اخبار های مختلفه (رعد)\n\nتاریخ سه شنبه هشتم ربیع الآخر اخبار شهاب ثاقب منطبعه طهران مینوید\n\nفتح جدید آلمان\nاز قرار خبری که از مرکز رسمی ما میرسد فتوحات بزرگی و غنائم بی شماری که نظیرش را تاريخ جنك كنوني كمتر نشان داده در سرحد شرقی روس نصیب قشون المان گردیده تفصیل واقعه و جزئیات این فتح بزرگ از قرار ذیل است :\n\nابلاغیه المانی\nنتیجه جنك زرك در مشرق دریاچه های مازورس اینك با جزئیات آن نشر شده است قشون دهم روس که مرکب از ۱۱ دیوزیون پیاده نظام و چندین دیویزیون سواره نظام بود یکلی متواری و تقریبا معدوم گردیده، فرماندهان قشون المان در انمیدان جنگ مارشال ( هیندنبورغ ) و دوزنرال ( ايش همين) و ( بولو ) بودند. علاوه بر کشته و زخمی روسها ۱۱۰۰۰ نفر اسیر و هشتاد توپ و هفتاد مترالیوز از دست دادند. در لهستان المانها شهر ( پلج ) و ( بيلك ) و ( راز یونج) را فتح نموده امرای زید گرفتند . در فرانسه المانها در نزدیکی ، سنت الوار ، يك كيلو متر از خندقهای انگلیس را فتح نمودند در يك منازعه نزديك «سوان» قشون فرانسه علاوه بر مجروحین دویست نفر مقتول چهار صاحب منصب و ٤٦٨ اسیر تلفات داشته در صورتيكه ضايعات المان از کشته و زخمی بیش از هفتاد نفر نبود در نزدیکی ، سنت مینمو ، المانها مجددا یکهزار و دویست متر از مواقع مهمه فرانسه را فتح نمودند در حوالی، هنت اموسن ، قریه ، توروا ، بدست المانها تصرف شد و در نزديك يك تپه يكصد و پنجاه و دو نفر فرانسوی دیگر را اسیر کردند\n( شهاب ثاقب )\n\nابلاغیه المانی\nتازه ترین اطلاعات واصله\nالمانها قشون شکست خورده روس را تا ( ترکن ) و کردتو و سوخورلین تعاقب کرده ٦٤٠٠٠ اسیر ۷۱ توپ یکصد مترالیوز و يكصد و پنجاه واگن قور خانه از روسها گرفتند در جنوب شرقی کانو دشمن بالمشاو عقب نشسته هزاران اسیر از دست داد در جنوب بیشتر و شمال پر اس نیش روسها از واقع خود متواری شدند در مشرق رازیومج ۳۰۰۰ اسیر از روسها گرفتیم .\n\n– میدان جنگ فرانسه –\nدر فرانسه قشون متفقین از فتوحات عظيمه جديد المان در روسیه بهیجان و خشم آماده اقدام به حمله شدیده نموده ولی"}
{"book": "adl0616", "page": 1180, "text": "صحیفه ۱۱ شماره ۱۸ سال چهارم\n\nنتیجه نبردند جز اینکه انگلیسها ١٧٤ اسیر از دست داده و مواقع خود را نتوانستند باز پس بگیرند و فرانسویها در شمال شرقی (رنس) ۲۰۰ امیر با کشته و زخمی زیاد داشته و حمله خود را قطع کردند\n\nیکای عقیم مانده و صاحب منصب و ۷۸۵ اسير ومقتولين بشمار از دست دادند .\n\n- درشامیانی -\nدر ( شامپانی ) قشون فرانسه با عده کثیری حمله سخت بعمل آورده منجر به جنگ تن به تن كرديد و بالاخره تعرضات آنها\n\n- و جنگ در آركون -\nدر آرگون قسمت بزرگی از مواقع مهمه قشون فرانسه را تصرف نموده ۳۵۰ اسیر و دو توپ گرفتیم حمله قشون فرانسه بر قریه بورای بی ثمر مانده و صاحبمنصبان و ١٠٩ اسیر و دو توپ از دست دادند.\n\nاز باغهای دل آرای با صفای شهر احمد شاهی قندهار\n\nجاسوس المانی\n\n( و سر گذشت يك صاحب منصب فرانسوی )\nیکی از صاحب منصبان فرانسوی در روزنامه ( الفورماسیون) پاریس سر گذشت خود را نشر نموده که جالب بسی اعجب است. وما عينا ترجمه مينمايم - ميكويد :\n\nما از صبح در يك دره غلیظی مشغول جنگ شدیم در ساعت دو بعد از ظهر آلمانها مقام خود را ترك نمودند — با لژیون که من جزو آن بودم آنها را دنبال نمودم. چطور شد که من خود را از روی عدم تفکر در راه خمیازه کشیدم — فهمیدم همین قدر میدانم که اول شب از يك خواب خیلی سنگینی که گویا يك ساعت"}
{"book": "adl0616", "page": 1181, "text": "صفحه ۱۲\nسال چهارم\nشماره ۱۸\n\nو غش طولانی که اثر زخم خیاره بود و من روی داده بود بیدار شده و بازوی چپ خود را سخت مجروح یافتم... از جا برخاستم که بینم کجا هستم و بچه جا باید بروم — تاریکی شب اطراف را فرا گرفته شخص در چنین موارد معلوم است چه حالی پیدا میکنند متوحشانه و پریشان بی اختیار و عزم براه افتادم — بعد از پیمودن دویست و ساصد متر خسته شده و در شرف آن بودم که بزمین افتاده از کار خود نا امید شوم — ناگاه صدای یکنفر فرانسوی بگوشم رسید صاحب صوت را شناختم که یکنفر از سر تبیان فوج ( ازوری ) فرانسه بود چون هنوز درد شدت نکرده بود. خیلی داد و فریاد را نینداختم — بعد از اینکه صاحب منصب\n\nيك گروپ در محفلی\nبمناسبت جشن اتفاق ملت که از مراسم مقدسه دولت علیه افغانستا است جناب کرنیل غلام رسول قونسل دولت خدا داد افغانستان همه قونسلهای دولتها و بسیاری از اشراف و اعیان و مامورین را دعوت کرده است.\n\nمزبور زخم مرا بطوری که میتوانست بست. مرا بترك اسب خود گرفته روانه شدیم — در این وقت دمه خیلی غلیظ شده و ما بر سر يك چهار راه رسیدیم که نمیدانستیم به کدام راه برویم — بفاصله يك تپه لفافات صندوق های توپ المانیها در يك سمت صحرا ریخته در سمت دیگر که خیلی دور نبود دریا چه کوچکی واقع و در سمت دیگر يك مزرعه کوچکی بود که از پشت در ختهای چنار درست پیدا نبود صاحب منصب مذکور نقشه جیبی خود را بیرون آورده مراجعه بآن می نمود .\n\nعجوبه های بی نظیر\n\nناگاه صدای چند تیر تفنگ بلند شد ما خود را زمین افکندیم."}
{"book": "adl0616", "page": 1182, "text": "سال چهارم\n۱۳\n\nده باز ده نفر در بازان پروسی که در میان صند و تنهایی صدا نشته چیق میکشید ما را دیده بودند شش یا هفت نفر از آنها بطرف ما دو بدند که ما را بگیرند آن انجو به ها حریف نشدند رفیق من مرا جلواند اخته کشان کشان افتان و خیزان خودمان را پدر پاچه رسانیدیم پر چین های کنار دریاچه ما را از کلوله های تفنگ حفاظت کرد اما حالا چه کنیم صاحب منصب بدون تامل بمیان آب جست تا به بیند عمق آن چقدر است معلوم شد تا کمر او آبست بمن اشاره نمود من هم خود را باب انداخته با و رسیدم اطراف ما پر از کل و علف های آبی بود سربازان پروسی این خدمه ما را ندانسته ما هم خود را در میان آب فرو برده فقط صورتیمان برای تنفس از آب بیرون بود و از تاریکی نیم رخ انها پیدا بود که با طراف نگاه میکردند ما چقدر در این حمام غیر مترقبه توقف کردیم نمیدانم همین قدر بود که خیلی سرد بود ولی من میبایست ممنون اثر مسکت آب دریاچه باشم زیرا که فورا حالت تیرا تسکین داد و گویا با اثر سحر و معجزه تمام قوای من عودت نموده بالاخره دشمنان دست از تجسس کشیده بطرف دو چرخه ها و صندوقها رفتند ما هم از آب بیرون آمده میان علف ها لباس خود را میفشردیم\n\nمزرعه خراب شوم\n\nبا این حال روانه شدیم و خود را در ساعت دو از شب بمزرعه رسانیدیم که در ان نیم باز بود بمحض آنکه داخل شدیم یک زنی که بنظر جوان میامد بیرون آمده اشاره براه نموده گفت راه دهی که چندان دور نیست آن طرف است صاحب منصب رفیق من گفت ما می خواهیم اندکی اینجا استراحت کنیم - ایا در این ده خوردنی پیدا میشود ؟ آن زن جواب داد : افسوس جناب صاحب منصب بیچاره من هر چه اینجا بوده غارت شدم حتی یک جرعه آب هم پیدا نمیشود بهتر آن است که مستقیما بان ده بروید وضع غریب اینده و منظر شوم آن دلچسپ نبود با طاقی که ما داخل شدیم اطاق خواب بنظر می آمد کشوهای میز همه بیرون کشیده و هوله ها ریخته و پاشیده بشقابها روی هم ریخته و شکسته من عليها افتاده از این مناظر بی نظم و ترتیب ما سوء ظن پیدا کردیم رفیق من گفت یقین دارم که در انبار زیر زمین یک چیزی پیدا خواهد شد که ما بنوشیم زن اظهار کردا آقایان من پائین رفتن بیحاصل است هیچ چیز آنجا نیست\n\n( يكلوى ما او تحت )\n\nدر اول زن یکلی از رفتن بزیر زمین مضایقه داشت ولی ما نپذیرفته ناچار تهدید کردیم که راضی شود دیدیم تمام اعضای او بلرزه افتاد و همی خود را از ما دور میکرد و گفت خودتان تنها بروید پائین به بینید ولی ما گفتیم تو باید اول پیش بروی با این رفتیم زیر زمین با وسعتی دیدیم پر از صندوق بعضی خالی بعضی رو در منهای آن يك زير زمينى كو چكترى بود كه در خيل سنگينى داشت\n\nکه ما داخل آن شدیم و هر چه آن زن دهقان ما را تخویف کرد اعتنا نکرده مشغول تفحص شدیم دست بیک پیپ چوبی زدیم صاحب منصب گفت این بر است ( پیپ چون غالبا جای شراب است ) در يتوقت آن زن برجسته بکردن و یکلوی ما او تخته و ما را انداخته خواست فرار نماید من اورا دنبال نمودم ( وقتی که انسان در خطر است بعضی کارهای پر مسئولیت را هم مرتکب میشود و بعد پشیمان میگردد) من روااور خود را کشیدم میخواستم که او را بزنم که صاحب منصب فریاد کرد زن دهقانی را مزن - پیراهن زن دم پله به پایش چیده بود من خود را باور ساییده با حربه که در دست داشتم او را بفرمان خود در آوردم اما در این یک دقیقه به بینیم که در زیرز مینی چه واقع شد رفیق من نزديك يك پيپ خيل بزرگی که مثل دیگرها خالی بود شده که ناگهان مردی از گوشه که پنهان شده بود برجسته بارواور خود با رفیق من مقابل شد همین قدر صدای دو کلوله بلند و بعد صدای افتادن يك جثه شنیدیم دیگر چه شد صدای زنك الكتريك وغير وغير دست، تلفون بلند شد حالا ملتفت شدید که سر زیر زمینی چه بود این زیر زمینی به استاسیون تلیفون آلمانی بود آن پیپ کوچک محتوی شیشه و قوه پیپ بزرگ محتوی یکدستگاه تمام تلیفون بود با تمام لوازم و ما مانع جریان ارتباطات تلیفون صفوف آلمان شده بودیم !!!\n\nانقلاب در سودان\n\nروز نامه (عثمان شراوئید ) خبر میدهد که ملاتونی حاکم دار فور ( یکی از ایالات سودان است ) با هشتاد هزار نفر مجاهد شروع بجهاد نموده و اهالی ناحیه کاپ از (ایالات سودان انگلیسی است ) سر طغیان براورده و مراکز انگلیسی را غارت کرده و انبارهای ذخیره را مجاهدین دارفور متصرف شده اند - بعد از انتشار این خبر مسلمانان ابورایه نیز تحت سلاح رفته و بمجا هدین ملحق شده و بشهر خرطوم پای تخت سودان نزديك گرديده اند - انگلیس برای جلو گیری انها یک قسمتی قشون از بحر احمر پیاده کرده و از طرف ( طفله ) ( و سوا کن ) بداخله سودان سوق داده است قشون طفله باشی شده و بین هندیها و انگلیسیها جنگ خونریزی شده است و دسته قشونی که از راه سوا کن جلو میرده اند بتون انهار ایدویان وقیف نموده اند ناچار مراجعت کرده اند\n( زهور )\n\nاظهار غيرت\n\nتاز کی دولت عثمانی یک سکه زده است که روی آن نوشته شده است ( ضرب فی دارالخلافه ) و اولین سکه جدید را اهالی قیصر به بمزایده گذاشته و تا کنون قیمت آن نجهزار فروش رسیده است\n( زهور )\n\nبیان نامه والی بغداد\n\nوالی بغداد بواسطه بعضی شایعات بی اساس که راجع بطابع"}
{"book": "adl0616", "page": 1183, "text": "صحيفه ١٤ سال چهارم شماره ۱۸\n\nزهور\nدولت عثمانی بایران شبیه بمطامع روس انتشار یافته بیان نامه رسمی از طرف دولت خود در بغداد و عراق عرب منتشر کرده است.\nبعد از شکایت از کسانی که مقاصد انها را تحريف والقاء شقاق و نفاق بین عثمانی و ایران می نماید مقاصد دولت عثمانی را این قسم توضیح میکند : حفظ استقلال بلاد ایران یکانه مقصد دولت خلافت است و همیشه آرزو داریم که شیر و خورشید و ماه و ستاره با همدیگر متحد باشند و بقدری که محافظت خاک عثمانی محل توجه ما است حفظ استقلال ایران را هم برای حیات خود لازم میدانیم – و بعد از حصول مظفریت اراضی ایران را بصا حبان حقیق خودش رد کرده و حسن مقاصد خود را بهمه کس ثابت خواهیم نمود.\nو در آخر بیان نامه اظهار میکنند که ماه و ستاره برادر معزز خود شیر و خورشید با کمال شفقت و نوازش سلام میکنند (زهور)\n\nاز اخبار زهور\nخدمت بمملکت\nدولت عثمانی با همیت زراعت توجه مخصوصی نموده و در بسیاری از ولایات حبوبات بی عیب برای تخم کاری بفلا حین بخشیده است. من جمله در ایدین که از توابع از میر است ۲۰۰۰۰۰ اوقه در بین رعایا توزیع نموده است.\n\nمراكش\nمکتوبی که امیر عبدالملك نوشته چنین می گوید مجاهدین شهر ( فاس ) پایتخت مراکش را در ظرف از ده روز فتح نمودند اهالی با آواز تحسین و تهلیل مجاهدین را پذیرفتند. دشمنان فرار کرده و مقدار زیادی ارزاق و مهمات را ترک کردند که غنیمت ماشد. از فرانسه ها سه هزار و پانصد نفر مقتول وعده زيادي مجروح کردند. مجاهدین نه توب دهن کشاد وعده مترالیوز و عرابه های حمل و نقل غنیمت گرفتند.\n\nواو طلب\nاهالی ناحیهٔ هندیه در عثمانی چندین هزار نفر جمع شده با یکدیگر عهد و پیمان بسته در تحت كوماندانی شیخ العراقين واولاد کمونه زیر سلاح رفته بطرف بصره حرکت کردند و کذا قبیله ( دایم) و اهالی ( اردو ) و ( چهار شنبه ) تحت سلاح رفته اند.\n\nایانه\nجمعیت خانمهای عثمانی و آلمان برای کمک بخانوادهای سربازان مبلغی اعانه جمع کرده و بدویست و نود و هفت فامیل آذوقه تقسیم کردند.\n\nنقل اوراق\nدولت روس اوراق حکومتی را از شهر تفلیس پایتخت قفقاز بیرون برده و بجاهای خاطر جمع فرستاده است اینمسئله تا درجه اسباب اندیشه و خیال اهالی شده در شهر بطروگراد نیز بواسطه گرفتاری بعضی سوسيا ليستها و ظهور پاره امارات اختلال دولت روسیه فوج خاصه را از میدان جنگ ورشو طلبیده است که در پایتخت\n\nبرای محافظت ساخلو باشند.\n\nمايه احتراق جديد الاختراع\nروزنامه مرننگ پست ميكويد آلمانها یک چیزی اختراع نموده اند. و ارایشکل کپسول های گرد ساخته هر يك نفر سرباز چندین عدد از این کپسول را همراه دارند به محض نزديك نمودن آن به شعله یک کبریت یا آتش سیگار خورده آن که به جای فتیله است يك نوع اشتعال خواموشی ناپذیری پیدا میکنند و بعد سرایت به وسبط آن مینماید و چنان اتش و شعله باحدت و شدتی که مدتی سوختن آن طول میکشد تولید مینماید که مجاور و نزديك هر چیزی باشد محترق و مشتعل میسازد این کپسول را غالبا در موقع حملات و پورشهای شب بکار میبرند و کاهی برای جلوگیری از شبیخون دشمن مقداری از آنها را آتش زده در دهانه فراتیکه بين آنها و دشمن میباشد انداخته فوراً اترايك شعله اتش میسازند که برای ممانعت حمله دشمن مثل یک خندق باشد برای گرم شدن سربازها در این سرمای زمستان در بیابان و صحراها نیز بدرد میخورد.\n\n١٥ ربیع الثانی ( تو بهار )\nسوء قصد بژنرال مقتول در مصر فرمانده کل قوای عمومی انگلیس ژنرال مسئول در حالتیکه با دو نفر یاور از قصر النيل عبور مینموده يك نفر سرباز مسلمان هندی به تیر طرف مشار اليه خالی نموده و یاور مشار اليه مقتول می شود.\n\nعقب نشستن فرانسويها\nعقب نشستن فرانسویها از سواسان در بورسه پاریس سوء تاثیر بخشیده است.\n\nکذا\nبرای جهاد\nشیخ محمود که یکی از مشایخ معروف، سلیمانیه است با عده کثیری مجاهدين سواره برای اشتراک در جهاد بناصریه عزیمت نموده است.\nدر سر حدود در جبال کارابات مسلمان هاییکه در سرحد روس در اردوی روسیه هستند از جنگیدن با اطریشها استنکاف مینمایند.\nروز نامه نویه وره میا اعتراف میکنند که خطوط جنکی ور شورا آلمانها در هم شکافته اند.\n\nکذا\nایانه برای جهاد\nمسلمانهای چین به مجرد شنیدن اعلان جهاد یازده ملیون فروش اعانه برای جهاد تدارك نموده اند هيجان فوق العاده در مسلمانان چین بر تاثیر حکم جهاد تولید شده است.\n\nترجمه های اخبارهای اردو که عبدالهادی ترجمه کرده\n( حرب در بحر )\n( کارهای خارقه نمای تحت البحرهای جرمنی )\n( این خبرها از منابع متحدین اشاعت یافته )"}
{"book": "adl0616", "page": 1184, "text": "سال چهارم ۱۷۰ شماره ۱۸\n\n١٤ جمادى الأول\nيك جهاز امريكانى « كرين براثير » نام در بحيرة شمالى با كدام چيزى مصادمه كرده تكه تكه شده است و عمله آن در صوبهٔ شيلسوك بر ساحل فرود آمده اند\n\nبر جهاز خورد كلاسگو « اوليوائن » نام و جهاز « هر ميز » روسى نار پيدو وار شده كشتى ها غرق ولى عمله آن محفوظ ماندند\n\n٢٠ جمادى الأول\nجهاز دال ولنديزى « پرنس مارتس قريب راس هانرس غرق شد از جمله عمله ٤٩ ملاح و ٤ مسافر غرق شدند\n\n١٩ جمادى الأول\nاطلاع رسمى پترو گراد ( پاتخت روس ) اظهار كرده است كه كشتى هاى ما از فاصلهٔ درازى كوين و بر سيلار القريب ساحل كريميا مصروف پيكار ساخت و تا وقت تاريكى تعاقب آنها مى كرد بوقت شب باز كشتى هاى تباه كن ما فاصله ۱۰۰ ميل دور تر از ناى فورس با آنها دو چار شدند مگر آنها سخت تقوله بازى كرده سلامت بيرون شدند\n\nكذا\n\nيك تار روما مظهر است كه جرمنى ها يكدسته جهازات هوائى براى عثمانيان داده اند و آنها الحال براى بالا بينى و نگرانى متجانه در دانيال و باسفورس مقرر شده است\n\n٢٠ جمادى الأول\nيك تار امستردم مظهر است كه ( فيلا مارش وان در كولنز ) با شنار سيده است و از انجا پس به استانبول ميرود\n\nكذا\n\nدو افسر جرمنى كه در مقام « دينك شاير » و [ بطرف جنوب مغرب انگليند ] با ديگر قيديها زير حراست بودند از انجا گريخته اند و يكى از بنها هواباز بود . براى گرفتارى آنها انعام مشهر شده است\n\nكذا\n\nاخبار تيلگراف ولنديزى خبر داده است كه دو عدد كشتى هاى تحت البحر جرمنى در حينيكه به بحيره شمالى ميرفتند از درياى شيلت گذشته اند\n\nكذا\n\nبر جهاز ( نارتهه ليند ) كار دف تار پيدو وار شده براى سوار شدن عمده بر كشتى ها مهلت ٥ دقيقه داده شد و آنها بر يك جهاز بلجيمى در بندر گاه ديل رسيده اند\n\n( اخبار زميندار از ديلي اكسپرس انگريزى ترجمه نموده است « هنوز دهلى دور است » كوله بارى و در دانيال دلچسب ترين پهلوهاى حرب حاضر است عموم از پيش قدمى و بسپائى هاى افواج ( بهادر ) روسى و فرانس\n\nلندن : ١٤ جمادى الأول\nبر جهاز « كرادن آف كيستل » انگليسى قريب جزيره سيلى تار پيدو انداخته شده است . عمله آرا يك جهاز فرانسوى از كشتى ها برداشته است\n\n١٥ جمادى الأول\nبر جهازه « ابربر » فرانسوى قريب پيچى هيدنى اطلاع تار پيدو انداخته شد كه در سه دقيقه غرق و ٢ نفر از عمله آن پس از دست و بازدن بكنيم ساعت در آب رهايى يافتند ، ۱۹۰ نفر غرق شده اند و ۲ نعش ها يافته شده اند\n\nكذا\n\nبر جهاز سيون سيز (۱۱۹٤ خرواره) انگليسى كه از لندن به اور بول ميرفت ، قريب پيچى هيد تار پيدو انداخته شده در ٣ دقيقه غرق و يك كشتى تباه كن ٧ نفر از عمله آرا رهائى داده و ۱۱ نفر آن غرق شد\n\nكذا\n\nيك تار از لزبن ( پاتخت پرتگال ) خبر ميدهد كه تحت البحر ( ۲۸ U ) جرمنى يك جهاز انگليزى را در ۹۰ ميل بطرف جنوب راس خلسه غرق كرد ، يك جهاز برطانوى ۳۹ آدم آنرا به ازين رسانيد\n\nكذا امستردم\nيك كشتى تحت البحر جرمنى بيك جهاز ناروى در بحيره شمالى تار پيدو انداخته غرق نمود ، ۱۱ نفر عمله آن در « دهك آف » آورده شده اند\n\nكذا\n\nفلا با نام جهاز دالت امريكانى را يك تحت البحر جرمن به تار پيدو غرق ساخته است ۱۱۲ نفر مع كپتان آن تلف شده ۱۳۷ نفر محفوظ شدند . افسر اعلاى جهاز بعد از دو نيم ساعت دست و بازدن در آب رهائى يافته است\n\n١٦ جمادى الأول\nكشتى تحت البحر « يو ۱۰ » جرمنى امروز ۲ جهاز ماهى گير ( چين ) و ( كلو كيبيا ) نام انگليزى را فريب شيلدز غرق و عمله آرا بر جهاز ماهى گير ديگر سوار نمود ، بعد ازان يك جهاز ديگر ماهى گير ( تيلى ) نام را غرق نموده عمله آن در كشتى نشسته بر آمدند\n\n١٧ جمادى الأول\nجهاز ولنديزى شويلد در بحيره شمالى غرق شده است و از عمله آن ٦ زخمى و يك مقتول و باقى ملا جها به بندر ( هل ) رفتند\n\nپاريس ۱۸ جمادى الأول\nبريك كشتى « زائر » ( نيو فوندلند ) نام نزديك هاور كار پيدو انداخته شده كاركنان آن سلامت خلاص شدند . كشتى غرق شد .\n\nلندن ۱۹ جمادى الأول\nيك جهاز انگليزى موسوم به « ستى آف ريمين » قريب ( ليندز ايند ) تار پيدو رسيده غرق شد . از جمله آن ٤ نفر غرق و ۱۳ محفوظ ماندند و مقام پتراس آنها را فرود آوردند"}
{"book": "adl0616", "page": 1185, "text": "صفحه ۱۹\nسال چهارم\nشمارند ۱\n\nاز جنگ در از خندقی و فلیندرز و که در موسم زمستان میشد مانده شده عنان توجه خود را بطرف چنان عرصه کار زار منعطف نموده اند که از غرایب و عجایب تاریخی مملو است، آغاز کار به بسیار طريق مستحسن شده است و حلفا ( روس، فرانس ، انكليز ) را قربانی کم فوائد بسیار حاصل شده است، اما وقت غلغله و آواز بلند کردن تحسین و آفرین هنوز دور است ، تا حال در در دانیال بزور داخل شدن ممکن نیست و اغلب گمان آنست که برای فتح استانبول عرصه چند هفته کار است و آنهم بشر طیکه در هر کار افواج خلفا کامیاب شده بروند .\n\nبد بختانه طبایع مردم این ملک است چنان که قبل از حصول فتوحات آوازه می اندازند، وفتوحات قلیل بی اهمیت را با غراق و مبالغه بیان میکنند از ۱۵ نومبر در کارزار مغربی افواج متحد بن افواج جرمنی را از پیشقدمی منع کرده توانسته اند و در کار زار مشرقی روسها دشمن را آنقدر نقصان رسانده اند که بخود ایشان نرسیده است، و این امرها البته مهم است ولی هنوز بسیار کارهای دشوار باقی است .\n\nبر - طبع بحر ما تجارت جرمنی را و کروزرهای او را فنا و برباد داده ایم، اما کشتیهای تحت البحر جر من تا حال به تجارت ما نقصان رسانده می روند. آری ما فایده ها کردیم اما اهالی برطانیه باید بدانند که نتیجه و خاتمه معلوم نیست و فتح و ظفر آخرین هنوز دیده نمیشود و تا آنوقت حاصل نميشود كه قوم انگلیز تمام قوت ووسائل خود را بکار نبرد.\n\nملاحانی که بر قلعه های ترکی کوله باری میکنند خوب میدانند که تا ساحل بحيره مرمره و دیوارهای قسطنطنیه بسیار دور هستند ما یقین داریم که ملاحان زد و خورد کرده در در دانیال به زبردستی داخل خواهند شد و مایه بسیار شوق و افتخار متوقع شنيدن خبر های پیش رفتن آنها هستیم، اما انجام آنقدر دور است که تا حال دیده هم نمیشود\n\nحمله برایتخت تركها سخن کم اهمیت نیست ، تسخير قسطنطنيه و اخراج ترکان از یورپ بر مشرق ادنا بسیار تاثيرات اخلاقی خواهند انداخت و اظهر است که نا کامی تر کها باعث هزیمت آستروی ها میشود، و ما بسیار مواقع موافق را از دست زود طی می کنیم زیرا اگر واقعات همچنان واقع همشوند سلطنت المانيه باز هم باقی می ماند و تباه کردن آن لازم خواهد شد این عادت جرمنی نهایت لایق تعریف است که مردانه و از برخود اعتماد می کند.\n\nسیاه جرمها و مدیرین آنها گاهی به ترک و آستریا امیدهای لغو ندارد آنها همیشه سرپرستی حقارت آمیز آستریا می کنند و از ترك آنها هیچ امید ندارند مگر که در رعایای مسلمانان حریف های شان فساد پیدا کرده بتواند .\n\nاگر جهازات متحده فرانس و انگليس بفرض محال بر استانبول قابض شوند و روسیها در بوداپست داخل کردند و ایطالویان برواینا تصرف کنند آنوقت هم اصل مقصد جنگ حاصل نخواهد شد. الا ما شجاعت بر استقلال افواج قیصر را خوب دانسته ایم، علاوه بران مسلم است که قیصر هنوز بلکه ها شخص زیر علم حرب جمع کرده می تواند، خانه جنگ بر نیست و نابود شدن افواج جرمنی منحصر است و پس و این امکان ندارد مگر بر بسیار مستعدی انگلستان .\n\nآخر ترین خبرها\nجنك راى تسخير بندر کیلی\nاز ترجمه اخبار های انگریزی\n\nشمله ۲۷ ماه ابريل - ۱۲ جمادی الثانی — بك تلگراف وزیر هند بنام و ایسرای هند مظهر است که چنان معلوم می شود که تجویز اصلی جرمن که در ایام زمستان معمال شده بود باز به عمل آمده است و افواج جرمن باز جد و جهد برای گرفتن بندر کیلی آغاز نموده اند و آنها در عبور هر یسر و گرفتن ده لر زنان ( که برکنار غربی شهر مذکور واقع است) کامیاب شده اند .\n\nکر کدن حامی جرمن\nاخبار کیپ تایمز ( از افریقه جنوب ) رقم طراز است که در جنگ گذشته در افرقه مشرقی يك كمينى سياء جيش الكريزي در موترها سوار بود بوقت شب ( برای علیحده كردن يك حصه فوج جرمن از باقیان ) می رفت که نا كاديك كركدن و آنها حمله نمود و يك موتر را چه کرد و باز واپس آمده يك موتر دیگر را بالکل خراب ساخت و چهار نفر کشته شد و بالآخر نجاه نظر آن را بمشکل گشتند - لیکن قبل از کشته شدن يك موتر ديكور الميز تباه کرد\n\nغاز مهلك جرمها\nساکنان طریق پیدا کردن غاز مذکور مختلف است بعضی می گویند که چند نفر در لباس غواس های بحری تلهای داری را که با آله غاز پیوسته می باشند با ترف سنگر و خندقهای فرانسوی میبرند و بعضی می گویند که اول یک مانع را بر خندقهای مذکور میباشند و بعد از آن مانع مذکور را در میدهند و غاز مذکور از سوختن آن مانع پیدا می شود .\n\nلندن ۲۳ ماه ابريل - يك جهاز بزرك « سنيت لارنس » نام انگلسبزی را کشتی تحت البحر جرمنی غرق نمود اکثر کشتی نشینانش غرقاب کردید .\n\nلندن ٢٤ - تیاری های بسیار فوق العاده و با اهمیتی جرمنها دیده اند و يك قوای عسکریه عظیمی جمع کرده از راه برسلز بطرف کینی میبرند .\n\nپاریس ۲۸ اپریل : - سبب شکست یافتن عساکر فرانس در مقابل عساکر جرمن که دیروز و پریروز بوقوع آمده است از ین بود که جر من بر خلاف معاهده هيك يك غاز ز هر ناك خفه كننده مهلک را بر خندقهای فرانس بیفشاند که طاقت آن محال می نمود .\n\nلندن ۳۰ اپریل - نعشهای لشکرهای کشته انگلیزی که در میدان جنگ دیروزه معانیه شد معلوم گردید که زخم سلاح برانها نبود، و همه از غاز مهلکی که جرمنها آنرا بر خلاف معاهدات حقوق دول استعمال کرده بودند خفه شده مرده بودند .\n\nفرانس شمالی ۲۶ اپریل — از چند روز بود که جرمها انتظار فرصت داشتند. بعد از ان افواج متحده دیدند كه يك ابر غلیظ بخارات سياه بطرف آنها در آمد است. از مواقعه حیران مانده بودند که دفعه جرمها ازین سراسیمه کی متحدین استفاده کرده به مدد توپخانه حمله شدید آورده متحدین را پریشان ساختند و حمله آوران يك قسم نقاب پوشیده از تاثیر غاز محفوظ بودند .\n\nدر چهاپ خانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله ها که دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محور محرر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1186, "text": "شرایط خریداری\n\n| ولایت داخل افغانستان | دارالسلطنه |\n| قیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل |\n| قیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل |\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائی که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای بوند انگلیزی پانزده روپیه کندار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود:\nاگر از يك جابديگر جابروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید واخبار شان برای شان نرسید حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند، ویا دیگر مردم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تابه پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيهٔ کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تابه پنج بار فی سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد\nهر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تابك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پيشكی ادا نماید در ورق پشتی بر هر سطری سه‌نار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1187, "text": "اعلان\nجَزِيرَة پِنْهَان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مزده ازین نمره تویسر رسیده کلزار « مطبعة عنايت » كام جانوا شيرين نمائيد ! « جزیره پنهان » يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه کر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (۶) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان ، و کان باز محمد در بازار ارك ، و كان غلام محمد متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دار السلطنه کابل خودرهایی یابیم ممکن نشد لهذا با دا کخانه مرکزی دار السلطنة كابل يك مقاوله نموده دا کخانه مشار اليه تقسيم وتوزيع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده حمیت خود قبول نمود . مشتركين كرام دار السلطنة خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهای شان بدون واسطة غير فردا فردا بواسطه آدمهای دا کخانه نخود شان میرسد.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nسیاحت بردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد\nسیاحت در جو هوا مجلد\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سنی مجلد\nروضة حكم مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینی که در پشت هر کتاب نوشته است خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند بهادیره سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلی و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1188, "text": "امان افغان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۱۹\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nمعارف پروریهای اعلیحضرت همایونی )\nمراسم - افتتاح مکاتب ابتدائیه )\n\nحوادث داخلیه\nعريضه شکریه رؤسای طایفه هنود دولت علیه خداداد افغانستان — از دفتر ایشیک آقاسی ملکی — مرقومه واقعه نگار قندهار — مرقومه فتح الله خان حاکم پشت رود — انگاشته عبدالرسول خان حاکم کوینه قره — نوشته پیر محمد خان حاکم قریه کشنده علاقه مزار — مرقومه حاکم بهسود در خصوص ابیات نظم سیدهاشم ساکن بهسود —\n\nمسلمانان بیکدیگر خود را دوست بدارید — )\n\nحوادث خارجیه\nنقل از اخبارات ایران — از جراید فرانسه — جنك قفقاز و تلفات روسی — نقل از جریده امریکا — نقل از اخبار زهور — شهاب ثاقب — اخبار زهور انهزام از جنك داوطلبان — راجع بکاتال — جنگ در جوار اولطی — بیان سفیر زاپن — احساسات مصریان — سنوسیها و مصر اعتقاد بل و اذعان بتوحید — تناسخ يك كشتی — تبریکات مارشال هين تبورك — ادبیات نقل از اخبار رعد — ترجمه اخبارات اردو — تخت يا تخته — آخر ترین خبرها — محاصره خرتوم —\n\nتصاویر\nيك منظره از مراسم احتفال تشکیل انجمن معارف در دایره شهزاده جوان بخت حضرت معین السلطنه صاحب — كذا منظره مراسم موصوف — يك منظره شاعرانه لطافت آشیانه در پغمان کابل — منظره خرابهای سیلاب در پغمان کابل — كذا منظرهای خرابها یپغمان — اقتباس از رساله في ادين ( العصر ) — عجائب خلقت يك زن ریش دار بروت دار — كذا — اوی ریش دار معه پسر و نواسه اش —"}
{"book": "adl0616", "page": 1189, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات و ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونی و پشمه های عساکر شاهانه و غیره و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( در دکان عبد الله خان در بازار ارك ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگلیزی ۳ پونه مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند .\n\n| قسم دوم | قسم اول\nاقسام | درجه سوم قدری کافت قیمت آن ۱۰ چه زیاده شد | درجه دوم | درجه اول | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول\nدرجه ها | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ\nرقم\nقیمت | ٥ روپیه و ۱۰ پیسه | ٥ روپیه و ۱۰ پیسه | ٦ روپیه و ۱۰ پیسه | ٦ روپیه و ۱۰ پیسه | تا حال ساخته نشده | تا حال ساخته نشده | ٥ روپیه و ٤٢ پیسه | ٥ روپیه و ۱۸ پیسه | ٦ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۸ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگلیزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۰ پیسه کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n◆ (۲) ◆\n| نکمه های جرمی محراب و منبردار | جراب ها\n| خورد فی درجن | میانه فی درجن | کلان فی درجن | معمولی زوج | راهدار زوج | نکبه بانکه زوج | رقم\n| ٥٥ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۳۹ پیسه | ٤٥ پیسه | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | قیمت\n\n◆ (٤) ◆\nکروره های جدید ساخت\n\nرقم | زرباف بکتابه دو داره دو ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | بك اسپه چار تارهٔ نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ٩ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دست بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دست دولانهٔ يك بار اسپه | چرم باف هموکائی\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٧ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره و توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم، لابه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکان\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب پست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطهٔ\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸۱ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كمك دار | چرم باف ما بين پست يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n◆ (٥) ◆\nاقسام گلهای مصنوعی سر\n\nقسم | گل جرین | گل نافرمان | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۹ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٩ روپیه و ۷ پیسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | گل لیمون | گل یاسمن\nقیمت | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ۱۲ پیسه | ٢ روپیه و ٥٤ پیسه\nقسم | | گل گندمی |\nقیمت | | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه |\n\n◆ المشتهر ◆\n(میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n(کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1190, "text": "صحیفه (۱)\nسال چهارم\nشماره (۱۹)\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکقران است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nفائوندر و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشینخانهٔ دار السلطنة ( کابل ) *\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ خانه *\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ رجب ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۳۰ می\nتاریخ شمسی ۹ جوزا ۱۲۹۴\n\nدر این هم هیچ شبهه نیست که اگر این کرهٔ زمین متحرك را يك وجودی فرض کنیم ، روح فعال کار گذار آنرا عبارت از انسان و خواهیم یافت ! زیرا غیر از حرکت و دور طبیعی محوری که زمین دارد ، دیگر هم انقدر حرکت و حیاتی که بر سطح آن دیده میشود همه کی از اثر فعالیت انسان است !\nآیا در بادیه ها و صحراها و کهسارها و بیشه زارهای خالی از انسان يك حيات و زندگانی دیده میشود ؟ آیا زمینهای خالی از آدمی زاد مانده يك چند عجائب منظر نمی آید ؟ البته که در بخصوص ( فن ) گفته نمیتوانیم ؛ اما بعکس آن در شهرها و قصبه های انسان نشین حرکت های گونا گون ، و هایهویهای بوقلمون که یکانه علایم حیاتست دیده و شنیده میشود . باز هم اینحرکت و صدا در اندر زمینها نیکه انسانهای آن پخته شده باشد – یعنی از ماشینهای انسان سازی برآمده باشد – نسبت به آندر زمینهایی که انسانهای آن خام باشد – یعنی از کارخانه های آدم باقی نیزآمده باشد – خیلی کمتر و نقصان ، بلکه مانند يك بيمار نیمجانی مشاهده میگردد !\nپس ازین سببهاست که ذات اعلیحضرت پادشاه مهربان محبوب القلوب ما زنده گی ، تازه گی ، درخشنده گی ، راحت ، سعادت و فعالیت ملك و ملت ملوکانه شانرا دایماً آرزو فرموده و میفرمایند که توجهات جهانبانی و هممات مكارم اثرات همایونی را بسوی ترقیات حقیقۀ انسان سازی – یعنی امور « معارف » – بیش از کمال توجه خاصی که در خصوص این « ماشینخانهٔ معظمه یعنی « معارف » را زیر نظارت فرزند اکبر ارشد ارجمند شاهانه شان شهزادهٔ جلیل بخت معظم حضرت ( سردار عنایت الله خان معین السلطنه ) صاحب افخم محول فرموده اند ،\nحضرت شهزاده معظم مشارالیه که فطرتاً بکمال ذکاوت و هوشمندی\n\nعلوم وفنون\nمعارف پروریهای ذات اعلیحضرت همایونی *\nاز جملهٔ مرحمتها و داد گستریهایی که ذات مکارم صفات پادشاه با دانش و دین ما اعلیحضرت « سراج الملة والدین » حفظ الله دولته من شر اعداء الدین ، در حق ملك و ملت شاهانه شان ابراز فرموده اند اعظم و احسن آن نشر « معارف » است ، و «معارف» جمع « معرفت » و معرفت ، شناسایی ، دانایی ، باخبری ، علم وفن و کمال را گویند . پادشاه مقدس مهربان ما برای ترقی صنایع و آلات حربیه دفاعیه و بسیاری از اسباب رفع احتياجات ملك و ملت شاهانه یعنی فابریکه او ماشینها ایجاد و بنیاد فرمودند که از انجمله بنیاد فرمودن « فابريك های انسان سازی » ست !\nآری ، آری ! تأسیس « معارف » ماشینخانهٔ عظام انسان سازی شمرده میشود ، مکتبهای متنوع عدالت مرتبك ، يك دستگاه آن ماشینخانه است که نوع نوع انسانهای کارآمد سرکار را بوجود می آورد ، چنانچه اشیا و مواد خام نامناسب آن ، هیزم و پشم و غیره را به فابریکها و ماشینخانه ها آورده از آن ها باشکال مختلف اشیای کار آمدی و لوازم حیات و زندگانی ساخته میشود ، اولادهای وطن نیز که در بدو تولدشان مانند مواد خامیست که در مکتبها « داخل شده » انسانهای کامل و لایق با عقل و ذکایی میگردند که برای هرکار و هر هنر و هر فن مستعد و قابل میشوند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1191, "text": "شماره ۱۹ امان چهارم صفحه ۲\n\nو درایت و عرفان پسندی از جبین تابناك اصالت و نجابت ادراك عالی شان هوید است بر مطابق رضای معالی از قضای والد ماجد كثير المحامد خویش تطبیق حرکت فرموده در ظرف این دو سالی که این عهده جلیله مامور فرموده شده اند – با وجودیکه بسیاری از دیگر امورات دولت را نیز اجرا میفرمایند – باز هم لحظه از تشیئات نافعه ، و اقدامات مهمه این امر جلیل الشان غفلت و چشم پوشی نورزیده اند . مجلس معارف ، را که اعضای شان از مردمان فاضل و دانشمندی مرکب است در زیر نظارت عالی خود شان تشکیل دادند . و على الاكثر در هر انعقاد مجلس بنفس نفیس خود در مجلس حاضر شدند ، سررشته ها ، و نظامنامه ها و پروگرامهای بسیار نافع و مفیدی وضع و ترتیب فرمودند . معلمان بسیار فاضل وكامل با علم و تهذیب از ممالك بعیده طلب نمودند . و دايماً به نطقها وبيانات مؤثرة بليغه ، وتشبتات و اقدامات جديه در وظیفه محوله خودشان کوشش ورزیدند که الحق این سعيها و غیرتهای عرفان پرورانه خیر خواهانه این شهزاده معظم جوانبخت شایان هزاران تمجید و مفخرت دیده میشود .\n\nاما از يك نكته که در بخصوص بفکر ناقصانه ما رسیده است خود داری نتوانسته عرض میکنیم که عایدات و مداخلاقی که برای امور معارف از خزانه دولت مقرر شده است . نسبت به احتياجات فوق العاده که مملکت به علم و عرفان دارد ، خیلی کم است . و ازین است که معارف بصورت عمومی در هر طرف ممالک محروسة الممالك افغانستان تعمیم نیافته است . حتی در نفس پایتخت سلطنت سنیه نیز بناها و عمارتهای بسیار عالی که لایق و سزاوار شان و شرف مكاتب باشد هنوز وجود پذیر نگردیده است . دیگر اینکه مطبعه – یعنی چاپخانه – و مطبوعات – یعنی چاپ شدنیهای سرکاری نیز در زیر نظارت و اداره معارف نمیباشد که اینهم بشمولیت عامی که نظارت جلیله معارف دارد موافق دیده نمیشود حالانکه مطبعه و مطبوعات در همه جاها مربوط است به نظارت معارف تعلق داشته میباشد . و واردات و مداخلاتی که از انهم حاصل آید از جمله عایدات معارف شمرده میشود . حتی چایخانه که از جمله مکتب ها شمرده میشود آنهم از خود جداگانه بك چیزیست که به نظارت معارف شامل نیست .\n\nباقی ماند يك رجا و استدعای خصوصی ما از نظارت جلیله معارف که آنهم این است : – در مکتبهایی که سر از نو تاسیس میباید یا قبل ازین تأسیس شده است . اساس تحصیل اولا وطن پرستی و پابندی دین – صداقت دولت ، محبت مفرطة وطن – حفظ شرافت ملتی و عداوت شدید بدشمنان استقلال و حاکمیت و آزادی و طن بنیاد یابد . و این حسیات عالی مانند هیچ کاری بدماغهای اولادهای وطن تلقیح شود که انشاء الله حضرت شهزاده عرفان و سامی معظم ما این نکات معروضه صادقانه ما را بار بار بهتر و خوبستر از ما اندیشیده و در معرض اجراهم آورده باشند .\n\nبسیار گاه ایزد علیم حکیم توانا جل و علا چنین عجز و نیاز میسائیم و افزونی عمر و اقبال و شوكت و اجلال اعلیحضرت باد شاه بلند خیال ترقى آمال مقدس خود ما را نیاز و استرحام میکنیم . و نیز توفیقات صمدانی را درباره حضرت شهزاده معظم عرفان شیم خود مان دعا مینمائیم که بحسن توجه عالی شان معارف که حیات وطن و ملت بران موقوفست بك ترقی نمایانی ابراز کند .\n\n§\n\nدیروز چون شنیدیم که مراسم افتتاح ، مكاتب ابتدائیه ، در مدرسه مبارکه شاهی اجرا میشود محرر اداره عاجزانه ارجمندی ( عبد الهادی ) خارا فرستاده بودیم که کیفیت مراسم مذکور را مشاهده نموده برای درج شدن اخبار در قید تحریر آرد . این است که لایحه تحریری مومی الیه را از قرار ذیل درج صحایف افتخار مینمائیم :\n\nمراسم\n( افتتاح مکاتب ابتدائیه )\nساعت هفت و نیم بجه را نشان میداد که داخل دارالعلوم داخلی مدرسه شاهی ( که دارالمعلمین هم در آنجا است ) گردیدم . امروز روز سه شنبه ۱۳ شهر جمادی الثانی است که روز افتتاح مكاتب ابتدائیه جدید از طرف نظارت جلیله معارف حضرت شهزاده معظم معین السلطنة صاحب الفخم مقرر گردیده است . مكاتب ابتدائیه محصول تجويزات انجمن معارف است که در نقاط متناسبه شهر شهیر عزیز ما نصب شده اند . این مکاتب در اصل دوازده مکتب می باشند . ولی در دست پنج مکتب تأسیس شده است ، و به سررشته داری این مکاتب جناب مولوی عبد الرب خان مامور شده است [که رشته دار دارالمعلمین و بکمالات شایسته صفائی است که در باب ترقی معارف در ملت خود خیال مخصوص ممتازی دارند، نیز تقرر شان از طرف دولت متبوعه مقدس ما برهان واضح لیاقت ، و روشنخیالی شان بنظر میآید] سررشته دار صاحب مذکور (در حینیکه برای انتظامات تشریف فرمائی حضرت عالی معین السلطنه صاحب افخم مشغول بودند. ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه آمدن طلبا و معلمین و عمله مکاتب ابتدائیه از جاهای معینه شان يكان يكان آغاز نهاد، که همه اینها بانتظام بسیار درست (با وجود ابتدائیت شان) آمده پس از ادای مراسم سلامی برای حاضری دادن میباشند. میرزای حاضری نام یکان یکان آنرا بآواز بلند گفته و آنها کلمه (حاضر صاحبه) را بآداب درست ادا میکردند شاگردان این مکاتب یکی در پی دیگری میآمدند که نامهای مکاتب شان از نوشته قطعه تیکت در دست طالب العلم نخستین آنها میبود معلوم می شد تا ساعت (۹) هر پنج مكاتب ابتدائی که استقبال وطن وابسته سعی ایشان و امثال ایشان است | حاضر شدند درین وقت بعضی حضرات ملایان هم آمدند، انتظام فرشیه"}
{"book": "adl0616", "page": 1192, "text": "صحیفه ۳\nسال چهارم\nشماره ۱۹\nاتمام پذیرفته یکجای بلندی برای نظارت جلیله معارف ساختند برمیز گذاشتند بعضی تحریرات و عرایض را که عبارت از کار امروزه است هم\nساعت ۱۰ بجه و ۲۰ دقیقه را نشان میداد که اوضاع جمعیت منتظر شریف معین السلطنة صاحب را اعلان نمود منهم معیت دیگران فی الحال اشرف استقبال شان مشرف شدم که حضرت افخمی بسواری موثر تشریف آورده بودند و جمعیت شان جناب ایشیک آقاسی صاحب حضورشان که مفتش عمومی مکاتب است و منشی انجمن معارف حاضر بودند چون بدايره دومین داخلی مدرسه شاهی ) که طلبه و معلمین شان به ترتیب مناسب منتظر ایستاده بودند ) تشریف آور دید از طرف ممکن يك سلام صمیمانه خلوصیت کارانه به ( پولی ) يك مأمور ( ورزش ) که افغان است ادا و از طرف حضرت عالی بودند آن سر افراز شدند.\nحضرت عالی برجای مخصوص شان نشسته ملای حضور همایونی جناب مولوی عبدالرؤف خان) و سر رشته دار مکاتب ابتدائی و سررشته دار مدرسه حبیبیه و دیگر نظری و عموم شاگردان و معلمان و غیره را که پیشروی شان در صف احترام بودند به احوال پرسی مفتخر فرمود و از طرف آنها بيك و لوله شوق ورائه مراسم افتخار نجا آورده شد\n\n( خطاب بعموم )\nحضرت علی افخمی پیش میز یا ایستاده از خرابی و ابتری طرز تعلیم سابقه سخن رانده فرمودند: و اصول تعلیمی سابق در اختیار وطن عزیز ما افغانستان جاری بود. آشکار است که طرح خراب و اصول لا یعنی داشت که کسی منکر آن نیست ، یک و د برای (۱۰) (۱۲) نفر طالب هانه کتاب های مختلفه بلكه علوم غیر مؤ تلفه سبق می داد ، وقت ضایع ، حواس پریشان می شد و فایده هم هیچ نمی شد از يك علم بادو علم بسبب شرحها وحاشيه ها وحاشية حاشیه ها ده دوازده سال درس میگفت . من خود قریب ۱۰ بار انوار سهیلی را بخیر استاد از سر تا پا خوانده ام که باز هم نمی فهمیدم، ازین طرز غلط واصول دگرگون همان بود که افغانستان هیچ ثمره ندیده بلکه ضرر یافت، بسیار وقت ها در چنین درس ها گذشتان که آنوقتها را وقت خواب بگوئیم یعنی ایشان بخواب بودند لهذا قيله اعظم اقدم اعلیحضرت بادشاه بیدار ترقیخواه بادار بسیار مقدس آگاه ما این خواب عمومی را دیده به تحريك و تأسيس مكاتب طرز جدیده ملیده فیض باز صبح سعادت و بیداری و ملت خود شدند. ما هیچ گونه زبان تشکرات نداریم که سز او ار و لایق این نشبت بسیار عالی و مفید اعلی حضرت همایونی شان باشد این طرز تعلیم بسیار مفید وبكم مدت حاصل می شود. به که عمر را در نحو صرف می کنند آخر هیچ خبر نداشته می باشد. ( از میندا مری که نبود خبر میرا ) ه ازینرو ما به پیروی بادار اقدس افخم اعظم خود افتخار\n\nکرده و در درستی مکاتب سابقه کوشیدیم چنانچه طرز تعلیم سابقه را از اولاد و من خود يك قلم منع کرده مکاتب آنها را جداگانه و استادان و سرد شده و انتظام درست نمودیم همچنین که در درستی طرز سابق تغیر کردیم در جاهای سابقه شان که مساجد معبود بر حق بود ولی بسبب اطفال و ملا مکتب شده بود تبدیل نموده، مسجد را از خراب کردن محفوظ داشتیم .. پس از ان مأمورین مکاتب ابتدائیه را مخاطب فرموده در باب تربیت و اخلاق طلباتا کیدا کیدی کرده، معلمین شان را از اخلاق سبه طلبا اگرچه بیرون مکتب باشد مسئول قرار دادند . و از حاضری اطفال تحت فرموده سعی بسیاری در باب حاضر شدن شان امر کردند و احوال حاضرى شانرا کمتر یافته و ابتدا بودن آنرا بیان کرده برای آینده سعی بر حاضری را شدید امر فرمودند و در نجا خطاب بر رشته دار بود)\n\n(عرايض)\nبعد ازین بعضی عرایض تقدیم و بعضی امور اجرا پذیر شد که بعضی از آنها را از قرار ذیل مینو بسیم :\n(۱) يكبر قه ملایان عرض نمودند که قبل ازین طلبای این مکان مبارکه ابتدا ئیه پیش ما ملاها در جد سبق میخواندند . والحال چون آنها در مکاتب ابتدائی داخل شده اند ما که غیر تعلیم دیگر هیچ کاری کرده نمی توانیم بیکار و بی نخواه مانده ایم زیاده از حضرت من له الأمر است.\nدر این بین رشته دار مکاتب ابتدائیه عرض کرد که چون اطفال قابل تعلیم در دار السلطنه کابل بسیار زیاده می باشند و این دوازده مکاتب ما که هنوز پنج مکتب آن تاسیس شده است پیچگونه گنجایش ندارد ، لهذا باین شرط ما ايشا را اجازه مكاتب خصوصی خواهیم داد که\n(۱) نصاب تعليم وطرز تعليم قرار مکاتب دولتی باشد.\n(۲) مکاتب ایشان تهیه مکاتب ابتدائیه دولتی باشد.\n(۳) هر طالب العلمی که را بر درجه از درجه های مکاتب دوانی باشد آنرا در مکاتب دوانی فرستند و نزد خود نگاه ندارند\n(٤) این مكاتب تحت نكرانى مأمور مکاتب دولتی باشد.\n(۵) در مسجد باید به طلبا تعلیم داده نشود، تا مسجد خراب نشود .\nدر غیاب حضرت افخمی به منشی مجلس معارف میرزا محمد عمر خان فرمودند که اینرا برداشت خویسید که در انجمن معارف در اثبات مذاکره شود .\n(۲) دوم يك نفر ملاكه معلم مكتب خصوصی جناب مستوفی الممالك صاحب بودند پیش شده و یکند نامه عريضة مستوفى صاحب هم تقدیم حضور شد. که جناب مستطاب مستوفى الممالك صاحب يك مكتب رامعه همه او ازمانش بر رقبه خود گرفته اند. از نخواه"}
{"book": "adl0616", "page": 1193, "text": "حيفه : شماره ۱۹\nسال چهارم\n\nاستادان، وعطيه طلبا، ولوازمات ديگر وغيره ولی انتظام ونكرانی آن هم تحت نظارت معارف جلیله خواهد بود که آنرا هم بروز مخصوصی افتتاح نموده خود نظارت جایله معارف شرف افزا خواهند بود ) که احوال آنهم متصلا در آتی درج اخبار خواهد شد )\n\nحضرت عالی افخمی ازین وطن دوستی و غیر خواهی جناب مستوفی الممالک سخن رانده، فرمودند که امید است بعضی دیگر صاحبان مناسب دولت ما هم به این تشبثات ترقی پروزانه مستوفی الممالک اقدام ورزیده بوطن مقدس خود منفعی برساننده جناب مستطاب مستوفى الممالك صاحب که مستشار مالی دولت متبوعة مدرسة ما و یکی از افراد بسیار عاقل هوشمند میباشند فطرتاً يك شخص وطنخواه وذاتاً ا دمرد دیانت آگاه و از احتیاجات وطن مقدس خود با خبر میباشند، قبل ازین هم در باب یک شفا خانه عمومی ملی تشبت خیر خواهانه کرده بودند که سراج الاخبار افغانیه آنرا افتخاراً درج کرده است. این است که در اینبار باز در باب مکتب تشبت کرده اند . ان الله لا يضيع أجر المحسنين ) . بعد از ان ذات عالی افخمی در باب سعی و کوشش و جد و جهدهم شرط در پیشرفت معارف نطق موثری فرمودند که اجمالاً مضمون آن از قرار ذیل است :\n\nه امروز چون در احوال حاضره دنيا نظر کنیم پیشرفت و ترقى همه ملل عالم را نسبت به ترقی و پیشرفت معارف آن ملت می پایم ، حالا نکه ملت افغان با وجودی که در قوه ذکا و فراست و استعداد تعليم علم و صنعت، وغيرت و شجاعت و همه مال دنیا برتری دارد اما هزار افسوس که در پیشرفت معارف خیلی از خیلی در عقب مانده اند. و از همین عقب ماندن بود که بعضی از دشمنان دین اسلام در محو اسلام کوشش میکردند و عنقریب بود که آن خيالر ا يفعل ظاهر میساختند اما خداوند سبحانند ایشان را چنان جنکی گرفتار ساخت که مستعمرات را گذاشته ودار السارته های خود میلرزند .\n\nه امروز بی علوم و معارف هیچ کاری اجرا نمی باید . این دوانه ای که امروز ما ازان خوف میکنیم ، بپایه علوم و معارف باین درجه رسیده اند، ای اولاد وطن در تحصیل معارف بکوشید و خود را برترین اقوام دنیا بسازید که شما شریف ترین ملل دنیا هستید ، ملت افغان خوب ترین جمیع مال روی زمین است این خوبی خود را از همه طرفها تکمیل کنید، تا در هر چیز فوفترین ملتهای دنیا کردید .\n\nه ای معلمین روظایف خود کوشش کنید. اگر از شاگردان خطای سرزند آنها را شما بازخواست کنید و اگر شما کدام کار مخالف لنظامنامه کردید البته سررشته دار بشدت باز خواست خواهد کرد و از سر رشته دار و مدتش من و من اگر کدام کاری مخالف بكنم حضرت قبله القدس اعظم مفخم من باز خواست خواهند فرمود ..\n\n(ع . ه)\n\nبعد از ان سررشته دار مکاتب ابتدائيه يك تقرير مختصرى بد مضمون بیان کرد: هر چیزی است که بواسطه آن امروز کفر را بتوسيع ملك ، اختراعات محير العقول ، صنایع، بر اسلام غالب آورده است اگر اسلامیان خود را باین اسلحه مسلح سازند نام کفر را هم از یاد دهر خواهند کشید . .\n\nاین تقريرها يك اثرى برعموم انداخته مظهر تحسین شدند.\n\nپس از ان یکی از شاگردان سابقه دار المعلمين بر کرسی نشسته (آية الكرسي) شريف را تا آخر رکوع خواند و دلهای را که بجوش اسلام مملو بود در چنان حال انداخت که همه مجلس با وجود سکوت ولوله انداز عالم صداقت گردید (صدق الله العلى العظيم) از زبان حال شان پیدا بود. خواندن قرآن عظیم الشان يك تاثیری در دلها انداخت که بعد از خواندن آنهم قدری سکوت بر عموم طاری بود. در چهره همه مجلس و در چهره صدر این مجلس آثار تاثیر قرآن شریف از دور معلوم بود .\n\nپس از ان جناب مولوی عبد الرؤف خان دستها برای ترقی و تزاید اسلام وساطات اسلامیه افغانیه بالا برده همکنان متابعت کردند و مراسم افتتاح اختتام يافت.\n\nحضرت عالی افخمی ساعت ۲۵ دقیقه گذشته از ۱۲ تشریف بردند، طلب هم رخصت شدند و از هر فرد طلابه خورد سال سررشته دار استفسار خانه دیدش را کرده رخصت نمود بم ساعت از توپ گذشته بود که من هم آمدم .\n\nحوادث داخليه\n\n(ازین شکریه دعایی طایفه هنود دولت علیه افغانستان)\nاگر هزاران جان های خود را فدای خاکپای اعلیحضرت باد شاه محبوب القلوب معظم ومتبوع مقدس افخم خود نمایم سعادت دو جهانی میدانم چون ما مردم اهل هنود دار السلطنة کابل که زیر سایه هماییه سرکار والا از پدر پدر مورثه به فرعیتی دولت افغانستان سرفراز بوده و می باشیم از چهارون یعنی چهار طابقه از سبوك و سكه همه مادر که جل شانه که خالق یکتا است همواره از صدق دل دعای ازدیاد عمرو اقبال باد شاء ظل الله عدالت کمتر سراج الله والدین را داریم که اللهی سالهای سال و قرنهای بي شمار سایه الطاف ذات اعلی حضرت بادشاه مقدس مهربان ما را از جميع خلايق افغانستان و این کاریتان ده کوین که شکر داناد آمین یارب العالمین — چنانچه از آسوده حالی که سالهای سال از نوازش باد شاه خود داریم و بهراب آرامی و فراغت بالی و مالیان میسر است همواره شکرانه درگاه خداوند تعالی داریم و عدالتهای گوناگون که از اعلی حضرت برمايان ميرسد در اخبار سال یکم نمبر ۲۲ سنه ۱۳۳۰ تفصیل و از مندرج است — دریتولا که ۲۰ ماه حمال که سنگر اند یعنی ماه و باله مراسم آئین ویسا که ما مردم"}
{"book": "adl0616", "page": 1194, "text": "سال چهارم\nشماره ۱۹\n\nاهل هنود بود ... و بهندوستان مردم اهل هنود از رعایا و فقیر و تجار و غیره میله خود ها را در هر دو از یعنی آنکا جیو میکنند که ما رویا که را ما مردم اهل هنود بسیار اوتم یعنی نيك و مبارك میدانیم در مقام مخصوص ان رفته خرمی و شادمانی و رسوم خود را میکنند و بدار السلطنه کابل چون از قدیم که کلانهای ما بنا بر اینکه اب شهر چشمه باز کننگاه که در کتب مایان مشهور است در محال لهو کرد چشمه مند خواب شانه می نامند از همان آببار که مه ر باب لهو کرد می آید گذشتگان ما در فر به شیوه کی ده یعقوب به آب در وی مذکور میله جای از قدیم معین کرده بودند ان هذه السنه هم رخصتی میله و جشن را دیوان پر چند اس گریل ملکی از حضور اقلید صرفه دار السلطنه دین خواست بودند از عنایت شاه به چهار روزه\n\nاز منظره مراسم مذکور\n\nكذا\nبدار مذاکره ذات الخدمات اگرى و جان دزاده مطلبی الكاشان ومطبعه اعزارت که در دایرة أعالي جاب نظارت بة هي كانت عودت فرموداد\n\nقرار مقرری رخصت از حضور عطا فرموده سرفراز و ممتاز ساختند هزاران شکرانه بجا آوردیم - حال آنکه ایشان پادشاه معظم مهربان ما اعلیحضرت به اطلاع حال العباد و زاده های الامام و مصاحبان و عمله حضور میله این کمترینان تشریف فرما و رونق افزا و نزول اجلال آورده اند اگر جاهای خود را نثار حضور اعلیحضرت نمائیم هنوز کم است چنانچه خیمه گاه شاهانه در يك سمت میله گاه مناسب گردیده بود و يك بلوك عساکر سه شاهانه با دریشی های زیبای شان بايك دسته موزیکه نظامی در پیشگاه خیمه گاه پادشاهی صف بسته احترام بودند ذات اعلیحضرت و همراهان همایونی دیوان بسوی موتر تشریف آوردند و سر افتخار ما را بآسمان دوار رسانیدند بعد از انکه همه ما رعایای با جز مراسم سلامها بجا آوردیم بلسان در فشان برای مایان فقرا چنین فرمودند که حرف دین علیحده است مگر در دنیوی و معاملات جهانداری چون خالق یگانه جل جلاله امروز ما را پادشاه افغانستان ساخته و مسلمان و هندو را رعیت ما گردانیده همه را مثل فرزند داشته ازین سبب امروز در میله و خوشنودی شما اشتراک ورزیدم - این کلمات گرانبها چنان خوشی و خورسندی حاصل شد که اول از بیان در فشان پادشاه محبوب القلوب و دویم از دیدار فیض آثار مثل که آفتاب و ماهتاب برای ما جدید درخشان گردید از خورد و کلان کل اهل هنود از سبوك و سکه سر برهنه و دست بدعا نموده و روی بخاك افتاده هزاران شکرانه را بجا آوردیم که برای ما دو زیارت و دو میله حاصل شد یکی زیارت پادشاه ظل الله که در مذهب ما مردم اهل هنود پادشاه را بزرگوار و خلیفه از جانب حق تعالی که در هندی دیوتا یعنی از خاصان حق جل الله میدانیم حاصل شد دویم میله ویساکه که چون در کتب مايك اسم ذات ناراین است یعنی نار آب جاری و این\n\nيك منظره مراسم احتفال آغاز تشكيل انجمن معارف در داره فاخره شهردان جوا تحت معظم حضرت معين السلطانة صاحب افخم بعد از مذاكره جناب نجابت مآب ذات عالی صفات سردار اكرم نائب السلطنه صاحب و جناب عالی شهزاده معظم معین السلطنه صاحب و ديگر مدعوين كرام از زينه قصر عالی فرو می آيند"}
{"book": "adl0616", "page": 1195, "text": "سال چهارم شماره ۱۹\n\nخانه آب همه کی ما اقوام ازین خوشنودی های زیادی کرده. | ( دشمنت را همچو میخ خیمه می خواهیم ما )\nمیخواهیم که جانهای خودها را به اطفال خود هانثار هر قدوم | ( پای در كل سنك بر سر ریسمان در گردنش )\nمیمنت لزوم باد شاه خود نمانیم زهی سعادت دو جهانی است و میله | زیاده آفتاب دولت و اقبال روز افزون باد\nو جشن ما بسیار رونق پذیر شد که اعلیحضرت شهریار والا غریب | ( امضا ها )\nروزی نموده از زبان گفتار نداریم بدون اینکه جانفشانی تا مادام | دیوان رنجند اس دیوان بیربل سنگهه به كو انداس ولد\nحیات به هر فردی که از اهل هنود و چهار برن یعنی چهار طایفه | ایشر داس - دیوان لجه مند اس - دنی چند چودھری نجار - بسنت\nدر هر جا بود و باش مایان باشد سرهای خود را کاب بادشاه خود | سنگهه تجار سو به شکوه تجار دیوان چين ستكه اولادتها انانك -\nفدا سازیم فقط | دیوان رامچند کپور دیوان رامچند پسر منشی بر این داس\n\nيك منظره شاعرانه لطافت آشیانه در پغمان کابل\nفرزانه حسن علمی بيك مال بستگی در پیش تالاب\nنشسته درخشان ستاره های باخوله را میشمارد ؟\n\nکذا\n( منظره خرابیهای سیلاب در پغمان کابل )\n\n( از منظره های خرابیهای سیلاب در پغمان کابل ) کذا"}
{"book": "adl0616", "page": 1196, "text": "۱۹۰\nرا مچند گو جر دلال شکر – يك دکمه دفتری دویم سایر –\nدیوان از چیداس – رامچند جودهری – ایسر داس قوم شکار\nپوری – بهگن ایشور داس پسر هر چی – شکر داس چودهری –\nفقیر چند پسر لاله هندو مل – گنه سنگهه پسر هری سنگهه –\nرام چند لسین – دیوان امل چند و مهر چند – مشر کیشو رام\nهر چند جود هری\n\nاز دفتر ایشیک آقاسی ملکی\nواقعه نکار قندهار نوشته است که تاریخ ۱۲ جمادی الاول در قریه میانجوی رفته بودم — در حدود قریه بلده و قریه شهر سرخ — و بالا گذر دروازه شکار پور ملخ بالدار زرد بسیار پیدا شده که از قیل و قال مردم قریه جات مذکور در پرواز بودند — و تا محدود کوتل مورچه رسیده بود با حال معلوم نشده که جایگیر شده و یارد باشد فقط تحریر ۱۹ جمادی الثانی سنه ۱۳۳۳\n(کذا)\n\nفتح الله خان حاکم پشت رود مرقوم داشته است که از تاریخ ۱۴ لغایته ۲۷ ماه مذکور باران شدید باریده سیلاب زیاد جاری گردیده متن بازار کرشک و تمامی باغ حاکم نشین را آب گرفته بسیاری دکانهای بازار و دیوارهای باغ مذکور را خراب نموده در علاقه جات کرشک خیل ها ئیکه قریب دریای هیره مند بود از سبب وفور آب دریا و باران اکثر خراب شده و بسیاری خیلها و کاو و گوسفند و اسباب را سیلاب برده نقصان زیاده رسانیده فقط\n(کذا)\n\nعبدالرسول خان حاکم بوینه قره علاقهٔ مزار شریف مرقوم داشته است که از تاریخ ۱۵ ماه مذکور از دهن تشکی چشمه شفاه الی حد پایان باغ قد حاله شدید باریده اکثر مرغها در حین طیران هلاک گردیده فقط\n(کذا)\n\nمراسله مورخه سلخ ماه جمادی الاول ارسالی بیر محمد خان حاکم قره کشنده علاقه مزار شریف رسیده مرقوم داشته است که در ۱۷ ماه مذکور در موضع جانو خانه باریده که هر دانه آن قدر بیده کبوتر بود موازی خدرد کاه و هنده بز و گوسفند زبان سقط شده و در بعضی جا بفصل کندن وجو نامی نقصان رسیده فقط تحریر ۱۸ جمادی الثانی سنه ۱۳۳۳ (محمد هاشم امضا)\n\n(سراج الاخبار افغانیه)\nشایان حیرتست که میرزا کلان دفتر محکمهٔ عالیه جناب ایشیک آقای صاحب ملکی از قبیل اینگونه خبرهای مافوق که وظیفه کیفیت آب و هوا و نکار انست در هر هفته متعدد با کنها بصورت رسمی برای ما میفرستند و در کتابچه خود از ما رسید حاصلی میدارد، ولی از بعضی خبرهای رسمی که واجب الدرج است خود داری میکنند.\n\nسال چهارم\nشماره ۱۹\n\nمثلا خير مقرر شدن جناب (عبدالعزیز خان) را بسفارت هندستان و انفصال یافتن جناب (حاجی شاه بیک خان) را بسبب بیماری از سفارت مذکور که از خبرهای ضروری راجع بملک بود برای ما ننوشتند، و ما هم بالطبع آن خبر ها را بدرج کردن اخبار خود جرأت نمودیم. و نیز خبر تشریف فرمایی جناب ایشیک آقاسی صاحب ملکی را بسمت جلال آباد که بر چگونه مأموریت مبنی بود، و در آنجا چه قسم اجرا آن نافع برای رفاهیت و سعادت رعایا و برایای اعلیحضرت پادشاه مقدس اسلام پناه بکار بردند ننوشتند، گمان میشود که جناب میرزا اخبار سراج الاخبار افغانیه را تنها برای خبرهای مکدر سیلابها و خرابیها منحصر تصور فرموده اند! وهذا من العجائب! ....\n(بابلا مژده بهار بیار) (خبریده بوم شوم گذار)\n\nحاکم بهسود مینویسد\nاین چند ابیات نظم سید هاشم ساکن بهسود است که صفات اعلیحضرت والا و مدح جناب انور علی نائب السلطنة صاحب و بعضی الفاظ هزار کی ولطیفه است امید که داخل سراج الاخبار افغانیه شود.\n\nمنظوم، فی المديحة اعليحضرت سراج الملة والدين\nسراج ملت و دین است ظل حضرت داور\nنهاده دست حق او را زرفعت تاج زر برسر\nخدیو عادل باذل بعلم و حلم دریادل\nعمل را عامل کامل صواب اندیش هی کشور\nعدیل وی پرسیدم ز فطرت تا باین دوران\nبگفتا مثل و مانندش نزاده در جهان مادر\nسراج دین که او منصور گشته در صف هیجا\nز بیم سطوتش دائم گریزان عسکر کافر\nاگر از آستین آید برون دست عطا بخشش\nهزاران حاتم طائی ترا خوانند بهر زر\nکنند سوی گدایان گر نظر از مهر این خسرو\nگذر سازد بر ایشان فخر از طارم اخضر\nبرآرد سر اگر از بهر سیر قصر و ایوانش\nچهارم چرخ را افتد کلاه آفتاب از سر\nاگر خواهم بیان سازم ز وصفش شمهٔ باید\nکمال و عقل و عمر و طبع بر من دفعة دیگر\nمن و مداحیش هیهات ازین اشعار نا قابل\nبود چون شبنم از طوفان نوح این مدح یا کمتر\nالهی حق پیغمبر همیشه حافظش باشی\nز هر آفات و باهات و بلیه تا صف محشر\nمدامش تیغ کین بران نما بر فرق بدخواهان\nحسودان را بود برکنده چشم بد نظر از سر"}
{"book": "adl0616", "page": 1197, "text": "صحیفه ۸ سال چهارم شماره ۱۹\n\nنکو خواه ترا آب بها دائم به پیمانه\nبداندیش را زهر بلا پیوسته در ساغر\nخديوا قابل مدح تو هاشم نیست میدانم\nسلیمانی تو و این بى توا موريست بل احقر\n\nمدح جناب نائب السلطنة صاحب\nیا ساقی زروی مهرو الطاف بده از بزم شاه یک جرعه صاف\nحريفا را چنین مگذار محمود در این عهدی که عالم کشت معمور\nیا ساقی طلب کن بار دیگر بر آور پرده از کار دیگر\nدرین فرخنده بزم خجسته که شد عالم زجور و ظلم رسته\nپس از عدل سراج ملت افروز شب خلقان زعدلش روز نوروز\nخدا بر جمله خلق از روی الطاف فگنده ظل رحمت قاف تا قاف\nبعدل و داد معمور جهانت بعون و عقل دین را پاسبان است\nدیگر من از جناب صاحب خویش ز نائب سلطنه گویم کم و پیش\nهزاران قیصر و فغفور غلامش که نائب سلطنه بنهاده نامش\nزمانه سرفکنده در پناهش فلك سوده جبين بر خاك راهش\nهماره سوی آن دربار باشد دعا گوی سر سردار باشد\nبلفظ خود دعا گویم بجانش بشرط انکه فهمد ترجمانش\nمرا حاکم کلو نمود منجی نمیکنم مرا میکرد قیفی\nبگفت حاکم که چند بیت شکر ریز بخط خود بگو این خنده آمیز\nروانه میکنم در پیش صاحب که بیند النظرهایت را عجایب\nجناب صاحبم سردار عالی که دل خود را کنم در پیش تو خالی\nوجودت برزمین ظل اللهی چونی خوب مرد دانا عاليجاهى\nهر کس مثل آفیشوی به پیشیو رعیت آسوده قال و قيل شيو\nهمه استقلال و پاچه نوکری تو که مال و در کیو داریم صدقه سری تو\nزکوسیون و زما نیو و زكويك تدير جان سردار است بيكيك\nولی ملك موید است بسیار بیروه تقلبی موکنه برف اندر زمستوه\nبهار اوغون کوچی در تو شلبی کموندری و کر کو موکنه مونجی\nزيكسو مهمتر و با آنى سركار زکشت خورد و رعیت را کرده بیدار\nرویم در سوی واکه با یه آغل زين موه التفريغ موكننه بتعجيل\nپه لحظه پهلوی خانو فيغاس موكنه كه كشت را نموده آسپو\nپه پاكاپى بدست قادر به بینی بکوی خورد و موشه تنیون مو پرلی\nزيكسووڼى که آقا همری قابض سوى وقره مو كلتنگ مى كنند نيز\nرخ مو با خدا و پادشا هست په نایب سلطنه این التجا است\nکه ما را بی در و پل بنده سازد بفرقم نور خود تابنده سازد\nخدا این نور را از مو نگیرد بحق چهار یار و نور احمد\nمنم داعی يصبح و شام و هردم نائب سلطنه سردار افخم\nاین است هاشیم ترا این لفظ شیرین دعا کن بر مصلح المسلة دين\n\nسلمانان بيكديگر خود را دوست بداريد و از تفرقه احتراز و اجتناب ورزيد\n\nبعضی تحصيل يافته گان مكاتب عالية اروپا - [ آن او روپا که اسیه را مأكل و مرکب خود قرار داده بودند ] - دولت عليه عثمانيا را يك دولت غير مترقی، و مردم ترك را از علوم و معارف مدنيه عاری میدانند و ادعا میکنند حتی این ادعای باطل خودشان را بطريق پروپاغاندا بصورت علنی بیان کردن نیز جرأت میورزند.\n\nاگر چه ما آنها را برین پروپاغاندشان معذور میپنداریم، زیرا اگر همچنین ادعا نکنند، و همچنین اعتقاد نداشته باشند، تحصیل و تعلیم شان ناقص شمرده باید شد، و هم هر کس در فکر خود آزاد است، هر انچه فکرش راسخ شده باشد آنرا بیان کرده میتواند، پس چنانچه آنها فکر راسخ خودشان را آزادانه بیان میتوانند و عیبی هم برانها وارد نمیآيد، هر گاه ما نیز فکر راسخ خود را درينباب آزادانه بیان کنیم هیچکس حق عیب گرفتن را بما نخواهد داشت:\n\nنخستین سوالی که ما داریم اینست که: آیا ملت نصارا در هر اقطار عالم چرا معزز و محترم، وملت یهود در هر جا حقير و ذلیل دیده میشوند؟ کسانیکه در دنیا سیاحت کرده اند، این را بچشم مشاهده کرده خواهند بود که در ریلها، واپورها مردمان نصارا بالانشينتر و مکرمتر دیده میشوند، در محکمه ها، و کورتها به اعزاز به آنها پیش میآیند، در هر جا و هر کجا يك امتياز و اعتبار مخصوصی می داشته باشند، در هر یکی از انها يك فخر و غرور، و بی پروائی و شادابی مخصوصی دیده میشود، آیا این از چه پیش آمده است؟ اگر بگوئیم که از قدسیت دین شان است، آن دین با چنان خرافاتی مملو و بر چنان اساسهای بی بنیادی بنا بوده است که عقلا و دانشمندان خود شان نیز از ان بیزار و در آزاد هستند، و اگر بگوئیم که از علم و دانش و فن و صنعت شانست، آن علم و دانش را اگر يك آسیایی در مکتب «کیمبریج» همه آنها یکجا و بيك درجه تحصيل کرده و آموخته باشد باز هم او روزى اعلاتر و آسیایی پدرجه اوناتر دیده میشود، پس معلوم میشود که درين مسئله يك کیفیت دیگری مضمر، ويك اسرار دیگری مستتر است!\n\nبلی، آن اسرار و آن کیفیت اینست که از ملت نصارا تقریباً بیست و سی و پنج دولت مستقل و حکومتهای پر قوت مضمون موجود و از ملت ایهود حکومت نی، بلکه آزادی هم مفقود است، بوداپرستان نیز نسبتاً يك فخر و مباهاتی که دارند همین است که"}
{"book": "adl0616", "page": 1198, "text": "سال چهارم\nشمارهٔ ۱۹\n۹\n\nبا وجود کمتری مناسبت باز هم از آنها مانند دولت شمس طالع و این سما دولتهایی در دنیا پایدار است . حتی کیرهای تیران پرست هم باوجودیکه بدین و مذهب با هم شراکتی ندارند ولی باز هم چون خود را از نژاد ایران و جنس کیان میدانند بهمان نامهای دو هزار سال پیشتر ازین اولاد خود شانرا موسوم ، و ضمیراً و ضمناً به استقلال دولت ایران خودشانرا مفتخر و معلوم میشمارند .\n\nاه بدبخت مسلمان ! در حالیکه در شرق و غرب دنیا متعدد دولتها و حکومتهای مستقل با حشمت و شوکت آزاد اسلام موجود بود، و در وقت حاضر مجزسه دولت اسلامیه که استقلال و آزادی شان برحال و حاکمیت شان پر کمال مانده دیگر هیچ دولت اسلامیه با تلسکوپ و میکروسکوپ هم دیده نمیشود ، مانند تو واری مسلمان نامی پیدا میشود که در حق اعظم واگیر آنها که دولت علیهٔ عثمانیه باشد حقارت زبان درازی میکنی، و با عنعنه‌های تحصیلی خود به بد گوئی ناطقه پردازی مینمائی ! بشرم ای دیانت ناشناس، حیا کن ای ملیت ناسپاس !\n\nخود این سر محرر عاجز افغانست، آگاه عن جد افغانست، وطن دوست افغانست، بشرافت قومیت و ملیت افغانیه خود مفتخر يك افغانست، فدا کردن جان ، مال ، اولاد خود در راه بقای استقلال و حاکمیت دولت متبوعهٔ مقدسهٔ افغانیه خود در هر آن و هر زمان حاضر و آماده يك افغانست، بدرجه که اگر مسئله کفر و اسلام در میان نباشد، و دولت ترك لا سمح الله بخواهد که در صدد استیلای وطن عزیزم برآید، و بر حقوق حاکمیت و استقلال دولت مقدسه ام تجاوز کنند اول کلاه که در میدان کارزار مدافعهٔ وطن ملحوظ همین کلهٔ خشك این سر محرر عاجز خواهد بود ؛ بلی ، نیت خالصانهٔ صادقانه ام همین است که عرض شد. اما این مدافعهٔ قلمیه ام در خصوص دولت علیه عثمانیه از نقطه نظر اسلامیت است و بس !\n\nدین مبین اسلام که بشرف پیروی آن سر افراز و در تمام ملل دنیا به آن شرف ممتازیم، ما را به برادری و یکانکی و خیر خواهی تمام اخوان دین ما که خواه در شرق باشند و خواه در غرب امر قطعی نموده است . على الخصوص ما را با دولت عليه عثمانيه ، و دولت عليه ایران از جهت هستی و بقا و پایداری يك رابطهٔ معنویهٔ دیگری هم موجود است. زیرا بخیال ناقصانهٔ خود ما همین است که چون در تمام دنیا همین سه دولت عثمانی، ایران افغان باقیمانده است که به استقلال و حاکمیت سیاسی آن بفضل ایزد منان و روحانیت حضرت پیغمبر ذیشان دست تسلط دشمنان دین و ایمان قرار دلخواه خود شان دراز نشده است، پس از خدا نا خواسته یکی ازینها على الخصوص بدولت علیه عثمانیه که برادر بزرگ شمرده میشود چشم زخمی رسد هیچ شبهه نیست که حیات آن دوی دیگر هم به تهلکه می افتد البته که اگر از جای يك دولت اسلام دو، و از دو سه، و از سه چهار، و از چهار پنج، و از پنج ده دولت باشد برای همه مسلمانان اسیر و آزاد دنیا موجب قوت ، صلابت ، مسرت مفخرت شمرده میشود .\n\nحدیث ( رسول مقبول اکرم ) صلى الله علیه و سلم است که امت ناحیه اسلامیه را خطاباً امر فرموده اند :\nاثنان خير من واحد وثلاثة خير من اثنين واربعة خير من ثلاثة فعليكم بالجماعه فان الله لن يجمع امتى الأعلى هدى )\nیعنی دو از یکی بهتر است، و سه از دو بهتر است، و چهار از سه بهتر است. پس شمار است که جمعیت و اتحاد کنید و از جماعت رو تایید ، زیرا الله تعالى جل و علا امت مرا جمع نمیکنند مگر بر هدایت و سعادت ..\n\nنفرین باد بر کسانیکه در راه تفرقهٔ جماعت اسلامیه کوشش می ورزند ! ویل بر اشخاصیکه دلسردی و رو گردانی مسلمانان را از یکدیگرشان آرزو میکنند ! لعنت بر آنانیکه بقای کفر را بر اسلام میخواهند !....\n\nدر خصوص مترقی بودن و غیر مترقی بودن دولت علیه عثمانیه تنها بدرج بعضی جدولهای ایستانستیکی که ده سال پیشتر ازین در جغرافیه های دنیا طبع و نشر شده است اکتفا ورزیدیم که این جداول را ارباب مطالعه واحد قیاسی و یکمقیاس اساسی اتخاذ نموده حکم فرمایند که این چنین يك دولت را مترقی باید گفت یا غیر مترقی ؟\n\n( تجارت عمومية دولت عليه عثمانيه )\nادخالات یعنی درآمد اموال و اشیا | اخراجات یعنی برامد اموال والشيا بحساب ليرة عثماني | بحساب لیره عثمانی\n١٥٥٩١٤١٠ | ٢٤٤٩٦٥٤٠\n\n( راههای آهن و کشتی های تجارتی دولت عليه عثمانيه )\nراههای آهن کیلومتر | عدد کشتیها | حجم گنجایش بحساب تن\n٨٦٦٧ | ١٠٢٣ | ٢٣٥٧٤٤١\n\nکشتیهای تجارتی که در ظرف یکسال به بندر گاههای عثمانی رفت و آمد دارند\nعدد کشتیها | حجم گنجایشی شان بحساب تن\n١٩٤٦١٩ | ٤٩٣١٩٦٩٣\n\n( خطهای تلگرافهای دولت علیه عثمانیه )\nعدد مرکز های تلگراف یعنی تلگراف خانه ها | درازی سیم بحساب کیلومتر | عدد تلگراف نامه که در یکسال رد و بدل میشود\n٩٤٧ | ٦٥٢٧٠ | ٥١٢٩٨٦٢\n\nمداخلات سالانه تلگراف | مصارفات تلگراف\nبحساب لیره عثمانی | بحساب لیره عثمانی\n١١٠٩٢١٠ | ٢٠٢٠١٠\n\nتلگراف تحت البحر بحساب کیلو متر\n٦٨٠"}
{"book": "adl0616", "page": 1199, "text": "سال چهارم\nصفحه ١٠\n\n( پوست - یعنی دان - دولت عليه عثمانيه )\nعددها خانه هى عدد مكتوب سالانه كما عدد پوست کار د سالانه\nممالک عثمانیه لانه میرود و میاید که سالانه میرود و میابد\n١٣٥٧ ٢٤٣٦٦٠٠٠ ٥٨٨٠٠٠\n\nعدد اخبارها و رساله ها و نمونه ها اعدد حواله نامه و ایمنی منی از در\nکه سالانه بدان جالان میشود ها که سالانه بدان میرود و میاید\n٥٤٧٧٠٠٠ ١١٥٠٠٠\n\nمداخلات - الانه ذاك حساب مصادفات سالانه ذلك بحساب\nليرة عثماني ايره عثماني\n٣٢٩٨٧٢ ٩٤٦٦٩\n\nمعارف\n\nمکاتب عالیه و اعدادیه در نفس با تخت سلطنت عثمانیه\nنامهای مکاتب گردان نامههای مکاتب عدد شا\nمكتب دار الفنون ٢٤٥ مكتب مهندسخانه بری ٢٨٣\nمكتب ملكيه ١٤١ مكتب بحريه ١٥٨\nمكتب حقوق ١٨٦ مكتب دار المعلمين ١٧٨\nمكتب تجارت ٢٥٠ مكتب نواب ٦٧\nمكتب فنون حربيه ٢٤١٩ مكتب صنایع نفیسه ١٧\nمكتب طبية مسكريه ٧٥٨ مكتب هندسة ملكيه ١٠٣\nمكتب طبية ملكيه ١٢٠٠ مكتب بیطاری ملکی ٦٠\nمکتب کستان برای کشتی های عورت ٥٧ مكتب عمليات كيا بحربه ١٨٢٨\nمكتب درات ٦٤ مكتب سلمانی ٩٤٥\nمكتب دار الشفقه ٢٠٠ مكتب اعدادی مرجان ٦٥٠\nمكتب اعدادي وفا ٦٠٧ مكتب اعدادی اسکدار ١٦٢\nمكتب نمونه ترقى ٣٤٩ مكتب برای اولاد قبیله هي حرار ٦٢٠\nمكتب اعدادي حربيه ۱۹۸۱ مكتب اعدادی طیبه ٦٠٤\n\nدر نفس یافت غیر از اینها که مذکور کردید ۳۷ باب مکاتب رشد عسکریه و ملکیه ، و ۲۷۰ باب مكاتب ابتدائيه ، و ١٤ باب مكاتب انات - یعنی مکتبهای دختران موجود است که عددشا کردان اینها نیز تقریباً بانزده هزار نفر است که همه اینها از طرف دولت است باز شده است. حتی برای نابینایان و کنگان نیز یکدو باب مكتب موجود است. اما مکتهای خصوصی که از طرف اهالی در نفس با تخت سلطنت سفیه تأسیس و مفتوح شده از قرار ذیل است:\n\nمكاتب خصوصیه در پای تخت\nنام های مکاتب گردان نامهای مکاتب عدد شا\nمكتب سعادت ۳۷۰ مكتب نمونه تدريس ٦٩\n\nشماره ١٩\n\nمكتب عماني ۲۰۰ مكتب حديثة معرفت ٣١٤\nمكتب روضه ترقى ٦٧١ مكتب حديقة المعارف ۱۳۰\nمكتب برهان ترقی ۲۰۰ مكتب دار الفيص ۱۱۳\nمكتب دار العلم و التعليم ۱۸۰ مكتب مرآت فيض ۱۰۰\nمكتب نقيض ١٦٧ مكتب شعله ترقى ۱۷۲\nمكتب حمیدی ٣١٥ مكتب كثر المعارف ٥٠\nمكتب شمس المكاتب ١٥٠ مكتب لغة معارف ۸۰\nمكتب زهير تحصيل ٢٢٥ مكتب گلستان معرفت ۸۰\nمكتب مشرق فيوضات ١٥٠ مكتب تشريعيه ۱۰۱\nمكتب دار الادب ۱۳۰ مکتب کلشن معارف ۸۰\nمكتب رهبر سعادت ۹۰ مكتب محموده ٥٠\nمكتب آفتاب معارف ١٥٠ مكتب منبع تحصيل ۱۱۰\nمكتب نجم ترقي ۷۰ مكتب برای جدید ٥٠\nمكتب رههای فیوضات ۱۲۰ مكتب دار التحصيل ۸۰\nمكتب دار العرفان ۱۲۰ مكتب آلتوان زاده ۹۹\nمكتب منبع العرفان ٥٠ مكتب جلال بيك ٤٠\nمكتب روضة معارف ۱۱۰ مكتب حديقة عرفان ۱۰۰\nمكتب شمس المعارف حمیدی ۱۸۰ مکتب و سیله ترقی ۹۰\nمكتب نمونه عرفان حمیدی ۸۰ مكتب مربی اطفال ٥٠\nمكتب دار التدريس ٦٥ مكتب بدرقة فيوسات ۸۰\n\nاین مکتب ایست که در نمای با تخت است . اما در ولایت ممالک اسلامی عثمانیه هیچ ولایتی نیست که شهرها و قصبه ها و قریه های آن از مکاتب اعدادی و رشدی و ابتدایی خالی باشد که تقریباً تعداد جمله نفوس شاگردان ممالك دولت علية عثمانيه تقريباً به سه ملیون میرسد .\n\nقوة ربه وتحريه دولت عليه عثمانيه\nقوة بريه\nهر وقت سایش ۵۰۰۰۰۰ کشتهای زرهپوش ۱۸\nدر وقت جنك ۱۸۰۰۰۰۰ کروو ازور وغیره ٤٠\n\nقوة بحريه\nطوب ۱۸۰۰ طور پيندو وتحت البحر ٦٠\nکشتی نجاری ۱۲۰\nطوب ۹۰۰\nعسکر بحريه در وقت آسایش ۲۲۰۰۰\nعسكر بحريه در وقت جنك ٥٠٠٠٠\n\nحالا برو با مانده کنند کان ناطقه بر رازی که عدم ترقی دولت عليه عثمانيه را ادعا میکنند. این جداول ایستا تثبيك مافوق را ملاحظه کرده انصاف کنند که همچنین یک دولتی را متوفی بگویم با غير مترقی ، اگر چه ما میگویم که در تجارت و معارف و قوای"}
{"book": "adl0616", "page": 1200, "text": "صحیفه ۱۱ نمره ۱۹ سال چهارم\n\nبريه وبحريه دولت عليه عثمانيه بدرجة دولتهای معظمه او رویاست ولی به آن دولتهای معظمه ملت نصارا باید بنازند و افتخار کنند به مسلمانان .\n\nحوادث خارجيه\nنقل از اخبارات ایران\nاز جراید فرانسه\nموقعیت نظامی و جغرافیائی قامیش و اردهان\nه ساری قامیش و اردهان، که جنگ های اخیره قوای عثمانی و روس در آن نقاط واقع شده و ابلاغیه های رسمی طرفین موقعیت عظیمی بان جنك ما داده و برای اصرف آن نقاط از طرف قشون ترك فدا کاریهای عظیم شده است. موقعیت نظامی و اهمیت جغرافیائی آن نواحی از قرار تفصیل ذیل است .\nه ساری قامیش، یکی از نواحی مهمه ایالت نشين ( فارس ) و واقع در ماوراء قفقازستان وجز و اراضی متصرفات آسیائی روسیه میباشد این ولایت در فاصله بیست کیلومتری سر حد آسیای عثمانی و در پنجاه کیلومتری مشرق « او اولتی » در ناحیه « قراداغ » روسیه واقع گردیده است. اردهان ، یا « اردقان » ( که به زبان گرجی ارتا آن نامیده میشود ) يك شهر حاكم نشين كوچك وجزو ایالت « فارس » روسیه و در فاصله صد کیلومتری شمال « ساری قامیش » و هفتاد کیلومتری شمالی « قارس » واقع شده است .\nموقعیت نظامی و سیاسی آن خیلی مهم است و انجا یکی از شهر های سابق عثمانی است که در جنگ سابق عثماني وروس بعلاوه « باطوم » و « قارص » و اراضی متعلقه بان دو ایالت مهم یعنی يك قسمت از کرجستان عثمانی مطابق معاهده ۱۸۷۸ « برلن » بدست روس افتاد\nاین ناحیه بارتفاع ۱۸۳۵ متر از سطح دریا در طرفین سواحل رود خانه « کر » که از تفلیس عبور می نماید و در دامنه کوهستانی که در طرف مشرق بدشت های مرتفعه « اردهان » اتصال می یابد واقع گردیده و از دو طرف مسلط به طرق و اراضی گرجستان روس میباشد .\n\nاین نقطه مهم که مسلط و سر کوب به راه های تجارتی و نظامی و « باطوم » و « قارص » و ارض روم میباشد در جنگ ۱۸۷۷ عثمانی و روس مدخلیت های عظیم داشته و نقاط مزبوره را توسط مهندسین مستحکم کرده و محاربات عظیمی در آن نقطه واقع شده و يك رابط بزرگ تاريخي با عثمانی دارد و یاد کارهای عظیمی هنوز در بعضی نقاط از وقایع جنگ های سابق باقی است.\n\nاز جراید ترکی\nجنك قفقاز و تلفات روس\nارض روم - بطوریکه از بیانات اسرای روس مفهوم میشود کردارمه ترکستان روس که در جنگهای قفقاز با عثمانی شرکت نموده تلفات زیاد پر ایشان وارد شده و عده آن به بیست هزار نفر تنزل کرده است .\nامرای روس در ارزنجان\nاز زنجان - در جنگهای اخیر سرحد ارزنجان اسرائیکه از سپاه روس بدست عساکر عثمانی افتاده اند عبارت از دو نفر فرمانده کل و (۲۳) نفر صاحب منصب و ( ٤٢٠٠ ) سالدات میباشند که مامورین نظامی میوسین مزبور را بشهر آورده اند.\n\nاقتباس\nاز رسالهٔ ادبی «العصر»\nاردو ادب کی تازہ بہاریں دکھلاکر دلوں کو موہ لیا ہے\nشوہر پردیس میں ہے اور یہ اداسی یاد میں محو اپنے دل سے باتیں کر رہی ہے\nاور اب اس جی میں ہے اب آؤ تو دیکھا جائے جاکر دل میں بسا لو اب اس سے بھر پاؤ جام\nعالم خیال\n\n( نقل از جراید امریکا )\nنیاز نامه کمیته هندوستان در امریکا\nکمیته انقلابیون هندوستان در آمریکا بیان نامه خطاب باهالی امریکا از سوء سلوك وتضيقات دولت انگلیس نسبت باهالی هندوستان منتشر کرده .\nو از حرکات آن دولت اعتراض نموده اعضاء این کمیته عبارت از مسلمانان و براهمه هند میباشند که در بیان نامه خود چنین میگویند :\nانگلیسها حقوق قديمه مارا پایمال کرده و طرز رفتار آنها با اهالی هند شدید گردیده و عساکر هندوستان را که عادت به ممالک و اقلیم های سرد سیر ندارند به اراضی طاقت فرسا اعزام داشته اند .\nو پولتيك « انگلیز » اساسا در هند برای القاء نفاق بین ملل و مذاهب مختلفه آنجا است و تماماً کار او اختلافاتی است که بین ساکنین حقیقی آن سرزمین بدبخت حاصل می کند .\nهندوستان از قانون اساسی که انگلیس برای او وضع کرده"}
{"book": "adl0616", "page": 1201, "text": "صحیفه ۱۲\nسال چهارم شماره: ۱۹\n\nعجایب خلقت\nيك زن ريش دار بروت دار بچه دار نواسه دار در قابل اسمش ( ارم بوبو ) معروفه به ( ادی ریش دار )\n\nابدا نمیتواند استفاده نماید و هندیهای تجاره از ناجاری و جبر نیستی جانهای خویش را در خاک بلژيك فرانسه و میدان جنك مصر فدای انگلیس و سیاست وی نمایند و دولت بریتانیا بچه حق چنین خلاقی می نماید هندیها این حرف حق را دارند. قطعه ، آسیا حق اهالی آسیا است ، و به اشغال انگلیس و اقدامات حق شکنانه آن پرو تست مینمایند. کمیته هندوستان برعکس ، آقا خان ، که از وجدان و اعتقاد محروم است از روی صداقت و ملت پروری مدافعه منافع حقیقی اهالی هندوستان را بر عهده میشناسد . انگلیس امثال ، آقاخان ، را با اطوار کاذبانه و ریا کارانه به اروپا برده و بر خلاف وجدان تو همان افکار هندیها معرفی مینماید اقدامات انگلیس برای سلب حقوق هندوستان و نشبتات ریاکارانه بیهوده است زیرا که احساسات ملی هندوستان تأثیرات شدیده در افکار اهالی مینماید .\n\nکذا\n( ادی ریش دار ) نشته پسرش تاج محمد و نواسه اش جلال الدین با ایستاده\n\nعلى رغم آنتريکها و دسایس انگلستان بین تمام عناصر هند فعلا اتحاد موجود است و همینکه زمانه مساعد برسد از استرداد حقوق مغصوبه خویش غفلت نمی نمایند و نه آقاخان و نه فرمانفر مای هند علماء وفق به القای نفاق و شقاق بین اهالی هندوستان نمیشوند .\n\nو نشبتات آنها تماما بیفایده است . در خاتمه بیان نامه « کمیته هند » از روابط نامه وقویه هندوستان با مقام خلافت اسلامی سخن رانده و اظهار امید واری مینماید که اهالی امریکا توجهی به آمال عالی اهالی هندوستان بنمایند .\n\nنقل از اخبار زهوری\nنطق سلیمان نظیف افندی والی بغداد\nدر حول وقوه حضرت گیهون جل شانه و تائید مفخر کاینات علیه افضل التحیات حبیب خدا محمد مصطفی ( ص ) در محاربه که از سه ماه باین طرف با دول ثلاثه مشغول شده ایم و یگانه مقصود مان فقط حفظ دین مبین بوده لاغیر و اعمال و افعالمان بالعموم شهادت میدهد خوشبختانه با مظفریت نزدیکیم ، ولی دشمنان ما برای ترویج و القاء شبهه و نفاق بین اسلام میخواهند حرکات ما را درداخله ایران بشکل و ماهیت دیگر تحریف کرده برادران دینی ما را طنین نمایند که دولت عثمانی مقصود اصلش از دخول خاک ایران و جنگ با روس تملک ایران است ! عجبا ! با اینکه تمام اطراف ما را دشمنان اسلام احاطه کرده با این حال چشم طمع دوختن بخاك اسلامی يك حرف منطق شکن بی مغز و بهتان صرف آیا نیست ؟ در حقیقت و نفس الأمر ما قدر پرستش دین خود و وطن خود به وطن عزیز برادران محترم ایرانی و مقدسات وطن آنها خدمت میکنیم"}
{"book": "adl0616", "page": 1202, "text": "صحیفه ۱۳ سال چهارم شماره ۱۹\n\nچند سال قبل از اعلان حرب عموی روس و انگلیس ایران را بین خود تقسیم کرده و عساکر خود را برای استیلای خود شان بخاك ایران اقامه داده بودند، حالا تبعید اینها از برای منافع و استقلال ایران خدمت قیمت داری آیا نیست. اشخاصیکه برای خاطر پول دین و وطن خود را بروسها فروخته و باعث ورود قشون روس شدند، و علی رغم آنها ایرانیهای حقیقی که در مقابل استماع جهاد اقدس پیغمبر (ص) و حفظ استقلال وطن خود اول کسی بودند که با یار و یاور شدند هیچوقت بین شیر و خورشید و ماه و ستاره يك همچو برادری و وحدت و قوت دیده نشده بود با این حال دشمنان ترسوی ما هزاران التزامشغول تفریق بین برادران ما هستند، فقط مساعی منافقانه اینها را عدل الهی حکمیت خواهد فرمود. دولت علیه عثمانی در حدود شرقی برای حفظ منافع و حیثیت ملی و کلیه اقتدار خود وقتی بکدولت مستقل با قدرتی مثل ایران را به بیند دیگر بیشتر با سعادت و مفتخر بلکه مطمئن تر خواهد بود. بدبختانه روسها و انگلیس ها در حدود شرقی ما متفق شده نه تنها برای تعذیب استقلال ایران، بلکه در مقابل امنیت استقلال ما نیز تهدیدات مالایطاق میکردند. انشاء الله از این جنك ما برایشان مظفراً منصور بیرون خواهیم آمد. و الوقت در مقابل حقوق برادران ایرانی خودمان چقدر رعایت ها خواهیم کرد. تمام دنیا خواهند دید که ( ماه و ستاره ) عثمانی برادر ( شیر و خورشید ) خود را چندین بار دیگر با نوازش و شفقت سلام خواهد کرد. ( زهور )\n\nنقل از شهاب ثاقب\nمراجعت از جنك\nروز خبر میدهد که جنرال ( بو ) فرانسوی از ورشو به پطرز بورغ مراجعت نموده است این مسئله دارای خیلی اهمیت است زیرا که این جنرال بمنزله روح اردوهای ورشو بود بعد از شکسته های اولیه روس که معلوم شد حرکت روسیان از روی يك نقشه مرتبی نیست دولت فرانسه بتصویب دولت انگلیس جنرال پورا برای اصلاح و تنظیم قشون روس و ترسیم نقشه جنك و انتظام حرکت اردوها مامور جنك شرق کرده و تمام فعالیتی که این اواخر روسها در لهستان ظاهر ساختند بواسطه مهارت این جنرال فرانسوی بود که تا درجه لیاقت خود را مقابل مارشال هیندنبرغ ظاهر ساخت... اينك كه این شخص ورشو را وداع گفته و به پطرز بورغ عودت کرده است معلوم میشود حالت قشون روس بوضع بدی منتهی شده است در هر صورت خبر مراجعت این جنرال را در دوائر نظامی با يك اهمیت خاصی تلقی میکنند.\nترجمه از روزنامه سراج\n\nکذا\nبلوچستان\nتاثیرات عظیم اعلان جهاد اکبر در بلوچستان تدریجاً مشاهده\n\nمیشود این مسئله از اشعاراتی که از اژانس ( هاواس ) از پینی شده خوب مکشوف میگردد ( آژانس هاواس يك شركت نشر اخبار تلگرافی فرانسوی است مثل روتر که مال انگلیسها و ولف که متعلق بالمان است ) از وقتی که اهالی با جمعیت بلوچستان از اعلان جهاد مقام خلافت اسلامی بر علیه انگلیس و روس و فرانسه مطلع شده و فتاوای مشیخت اسلامیه در این خصوص منتشر گردیده چندین هزار نفر از اهالی بلوچستان مسلح و داخل در مجاهدین گردیده و از سرحد شمال غربی هندوستان تجاوز نموده و در داخله هند پیشرفت کرده اند حکومت هندوستان متعاقب وصول این خبر قشون بدان صوب فرستاده و بین فریقین مصادمات مهم وقوع یافته است. حتی عداوت انگلیس که در بلوچستان منتشر بود بعد از اعلان جهاد باخر درجه کسب شدت کرده و چندین دستجات مجاهد دیگر نیز در کار تشکیل است.\nاعتراف آژانس هاواس كه يك شركت اخبار فرانسوی است به قضیه مجاهدت بلوچها و تعدی آنها بخاك هند کافی است برای ارائه درجه اهمیت اوضاع بلوچستان\n\nنقل از اخبار زهور\nانهزام از جنك\nانگلیس ها ملتفت شده اند که در سواحل مجاور بصره نخواهند توانست اقامت کنند اینست که از حالیه آن نقاط را تخلیه کرده بطرف جنوب رهسپار میشوند\n\nداو طلبان\nامیر معروف نجد ابن رشید که بکثرت عده و عده از تمام امراء عربستان پیش است با قوای عظیم خود وارد میدان ساخت جنگ گردیده کافه قبائل و عشائر عرب باشوق عظیمی در جنگ شرکت نموده و امید است که بهمین زودی فتح قطعی حاصل شود\n\nراجع بکانال\nجرائد اسلامبول مینویسند انگلیس در کانال سوئز چهار زره پوش داشت قشون عثمانی یکی از انها را غرق کرده دیگر را سوزانیده و بسم خسارت زیاد زده اند در جنگ های سوئز هزار و هشتصد نفر قشون انگلیس کشته و هشتصد نفر مجروح گردید شش توپ و بسیاری ذخایر جنگی نصیب عثمانیان گردید\n\nجنگ در جوار او اطی\nيك قوم روسی مرکب از هزار و دویست بقریه جسر (تورنت) که در منطقه او لطی واقع است حمله کرده سیف الله بيك مبعوث ارض روم با صد نفر در مقابل آنها ایستاده دویست نفر از رومیان کشته و مابقی را بايك حالت بدی متفرق و هزیمت دادند\n\nبیان سفیر ژاپن\nسفیر ژاپن در لندن تصریح کرده است که چون حمل و نقل"}
{"book": "adl0616", "page": 1203, "text": "سال چهارم شماره ١٩ ١٤\n\nاز ان از این قرار است : اسلام دینی است بزرگ و پاک که پیروانش را بوحدانیت خدا تبلیغ کرده و عظمت الهی را در اذهان آنها جای میدهند اسلام بهترین مدرسه تربیت و تهذیب اخلاق است که پیرها بتوسط او به نردبان مدنیت و ترقی صعود و عروج کردند ندیدم دینی که در عقیده توحید و یکانکی خداوند عالم بقدر دين اسلام سعی داشته باشد این دین توانسته است قسمت بزرگی از نوع بشر را که بالغ برشتصد کرور است بعبادت و توحید خداوند در آورد - سیصد مليون پیروان دین اسلام بنا به کوه عظیمی است که سر بر آسمان کشیده طبقات فوقانی آن از کثافت و ظلمت ابرهای تیره گذشته بذروه اعلار سیده است قله های این کوه بلند بنور توحید و یگانگی خداوند عالمیان منور است . البته خوانندگان از مضامین این خطبه خوب متلفت میشوند که چگونه امپراطور کیلیوم دوم در باب توحید دارای عقیده راسخ و ثابت است که بهیچ نوع تردید تزلزلی نمی یابد مثل اینکه سقراط بزرك حكيم معروف یونان در عقیده توحید ثابت و راسخ بود و با تهدید به قتل از عقیده محکم خود دست نکشیده برای خوردن سم و ترك حیات حاضر شد و از یکانکی خداوند دست نکشید - منقبت دیگر امپراطور محبت اسلام و تمايل بمسلمين است.\n( طهران : شهاب ثاقب )\n\n( تناسخ بك كنتى )\n\nنقل از اخبار ( رعد )\nکشتی تجارتی « پرنس ایتل » آلمانی که فعلا جنگی شده است ۸۷۹۷ تن بارگیری دارد و هر دقیقه ۱۵ میل سرعت حرکت دارد سابقا در اقیانوس کبیر مسافرت کرده و با کشتی جنگی المانی « شانهرست » از سواحل شرق آقای حرکت کرده و در اقیانوس در حین مسافرت بکشتی جنگی مبدل شد و مشغول رساندن آذوقه وكمك بجهازات جنگی آلمان گردید . در همان اقیانوس کشتی « شارکوس » انگلیسی را گیر آورده و بعد از آنکه عمله جهاز او را کنار خود جا داد او را غرق کرد. « شاکاس » انگلیسی ٥٠٦٧ تن بارگیری داشت و متجاوز از دو ميليون فقط قیمت مال التجارة او بوده که بانگلستان میبرده است .\n( كذا )\n\n( تبريكات به مارشال هيندنبورك )\nبرای بمناسبت فتوحات عظیمی که اخیرا قشونهای تحت سرکرده کی مارشال « هیندنبورک » در حدود پروس شرقی و لهستان، نموده و موفقیتی که در نقشه جنگی مارشال مزبور حاصل شده است از طرف تمام شهرهای آلمان و مبعوثان و نماینده کان و غیره تلگرافات تبريك و تشکر آمیزی نسبت به اقدامات عظیمه وی نموده اند و مشارالیه نیز جوابهای امیدواری از حصول نتایج قطعی فداکاری را به اهالی اظهار نموده است .\n\nقشون زاپونی\nبساحت جنك اروبي ممكن نيست لذا اضطرارا ژاپون تصميم کرده که در جنگ حاضر اروپا شركت نمايد.\n\nاحساسات مصریان\nاز مصادر موثقه خبر رسیده است که حتی دشمنی انگلیس در میانه مصریها در تزاید است و چند نفر از خطبانی که حسین کامل پاشا معین کرده بود از طرف اهالی مضروب و بعضی مجروح کردیدند.\n\nسنوسیها ومصر\nاز روم پایتخت ایطالیا خبر میدهند که طوایف سنوسی وارد شمال مصر گردیده و شهر ( سیوا) را تصرف نموده اند ( سیوا شهر نیست بلکه واحه ایست در طرف شمال غرب مصر که دارای اراضی ودهات ومزارع زياد و بين مصر وطرابلس واقع است سی میل طول و پنج میل عرض دارد و چندین قریه و مزارع پر درخت حاصل خير و چشمه ها و قناتها خوب دارد که نظیرش در آن حدود کم است و تصرف آن بسیار اهمیت دارد شهاب ثاقب ) و همه مامورین انگلیس را که در انجا بوده اند اسیر کردند.\n( زهور )\n\n( اعتقاد بك وازعان بتوحيد )\nاگرچه اساس مذهب ( لوتر ) و طریقه پروتستانی که در المان شیوع دارد و مذهب رسمی دولت است تا حدی وحدانیت پروردگار عالم را در اذهان معتقدین و پیروان جای داده و از طریقه تثلیث واقانیم ثلاثه که مذهب سایر طوایف مسيحي خاصه كاتوليك وار تودکس است دور ساخته و همانطور اعتقادات باطله و موهومه از قبیل معصوم بودن پاپ و داشتن اختیارات فوق الطبيعه و فروختن بهشت و ازاد کردن از عذاب نیز در بین المسانیان کمتر از سایر طوایف مسیحی است ولی شخص اعلیحضرت امپراطور المان در یکانکی خدا و بودن تمام قدرت و حول وقوت در دست ذات پروردگار و توکل به خالق زمین و آسمان عقیده بسیار محکمی دارد که کمتر نظیرش دیده شده است در هر نطق اول کلماته که زبان امپراطور جاری میشود وحدانیت خدا و تكيه و توکل راوست وملت المسارا همیشه سفارش میکنند که بخداوند عالم تکیه کرده وذات لایزال را بوحدانیت پرستش کنید و جزیان قوت اولی بجائی پشت گرم نباشيد مخصوصاً در مواقع جنك حاضر همواره قشون را برحمت الهی متکی و خاطر جمع میسازد و برای حصول فتح و ظفر اسمی از اردوهای منظم توپهای آتش بار عساکر شجاع طيارات تندرو و کشتی های زره پوش و غیره و غیره نبرده فقط فتح و ظفر را مستند بتوجه الهی میدارد و میگوید ما فاتحیم برای انکه خدا با ما است و دشمنان ما از خدای روی گردانند و بر خلاف اراده ازلى بقوت و تدبیر خود در پی غلبه و نصرت میکردند. درسه چهار سال قبل در موقعیکه یکدسته از کشیش ها بازم افریقای شرقی بود امپراطور نطقی مفصل کرد که خلاصه قسمتی\nافریقای"}
{"book": "adl0616", "page": 1204, "text": "صحیفه ۱۵ سال چهارم ۱۹۰۰\n\nادبيات\nنقل از اخبار ( رعد )\n\nروزت ز چه امروز سیه چون شب یلداست از دست اروپاست\nسر تا سر آفاق پر از شورش و غم است خراسان : قانی\nوین آتش سوزنده که آمد ز چپ و راست از دست اروپاست\nامروز جهانی همه با ناله زارند باری دچارند\nبر روی زمین در همه سو شورش و دعوی است از دست اروپاست\nآن آلت ناریه که آن کشور خبره میساخت ذخیره\nخود يكايك همه بر پیکر خود راست از دست اروپاست\nاین شرق كه يك قرن از بيداد نياسود وز ظلم نفر سود\nوان آه که از سینه او تا به ثریاست از دست اروپاست\nدلها ز تو بد در همه آفاق پر از خون به عدل نه قانون\nخود چون دگران شو که مکافات در اینجاست از دست اروپاست\nدانی ز چه آن تخت کهن شد ز تو زایل نی هیچ وسایل\nوان یوم و برت جملگی امروز به یغماست از دست اروپاست\nآن خاك روان بخش که خود از همه عالم میداشت مقدم\nچونست که امروز چه این بوم و بر ماست از دست اروپاست\nگفتی که به نیرو بکنم کوه دماوند افسوس که آن پند\nگردید هبا کنده و هر تار بيك جاست از دست اروپاست\nگفتی بنمایم بجهان علم و ادب را هم فخر و نسب را\nدیدم که آن جمله چويك پرده معماست از دست اروپاست\nبودت بر اغفال همایون که جهانی از پیش برانی\n\nنقل از اخبارات اردو و انگریزی که عبد الرحمن محرر اداره ترجمه کرده\n( تخت بالخته )\n\nاز دیلی کرانیکل ۲۶ مارچ :\nیکی از اهالی مملکت ناروی که بفرض معلوم کردن تاثیرات حرب حاضر به جرمن رفته بود. سیاحت او را اخبار ، دیلی کرانیکل، لندن يکو ضعیت و پیرایه بسیار دلپذیری در اشاعت کنونی خود درج کرده است که عیناً آنرا برای مطالعه قارئین خود در ذیل ترجمه میکنیم . سياح مذکور مینویسد : هن كاميكه من در نوروی بودم از زبان مردم و محایف اخبارات حس میکردم که حال داخلی جرمن درين جنك فوق العاده خوب است. از انرو دلم بمراق افتاده خواستم که بالذات به جرمن رفته بعضی احوال دیده کی خود را در قید تحریر آورده در پیشگاه انظار عموم عرض و تقدیم نمایم ..\n\nبعد از انکه به حدود محروسه جرمنی داخل شدم روزی يك جرمنی بمن گفت که ما را بر ملتهای بیچاره فرانس و بلتزيك بسيار رحم می آید که چرا ما با این دو قوم بر سر پیکار شدیم ، امروزه روز سلطنتهای که تهذیب و تمدن انسانی را پامال کرده اند همانا دولتین روس و انكليز است و اراده ما نیز از بربادی این هر دو دولتست . يکانه نفرتيکه می پرورانیم با همین دو قوم و در عرصه کارزار که بر آمده ایم نیز برای محو نمودن این هر دو دولت | بلحیم برای همیشه وجودش از صفحه هستی ترك بها گفت و حکومتش تا به ابد از جمع ممالک آزاد منفی شد و بادشاهش در لندن بيك حال فلا کنی گرفتار آمد. درین اثنا بعضی جرمنیهای دیگری نیز با من ملاقی شدند که هر کدام شان از همین قبیل سخنان می گفت .\n\nبعد از ان به « هامبورغ » رسیدم و اینجا هر جرمنی را دیدم که یکمال جدیت درين جنك بحرى مشغول است و کوشش دارند که بذريعه قوه بحریه بر بریتانیا هجوم برند . تحت البحرهای جدید در بحر انداخته شده بودند و در آب امتحان رفتار آنها کرده میشد. در موقع من يك كشتی دخانی را به کرایه گرفته برای معاینه بندر گاه روانه شدم در اطراف بندر گاه بسی از جهازهای تجارتی و بار برداری را کورنمنت جرمنی اسیر کرده بود که اکثر شان مال فرانس و بریتانیا معلوم میشدند. از ملاحان افسر های انگلیزی و فرانسوی جهازهای مذکور دیگر کارهای فوجی گرفته میشد . در لیمان بندر كاه يك جهاز امریکائی همبورغ نیز لنگر انداز بود که بجانب امریکا اعزام میشد مگر که به سبب شروع شدن جنگ بتوقف مجبور کردیده است .\n\nدر همینوقتها ئیکه من به « هامبورغ » بودم قیصر در « کیلاز » به تجهیزات حربيه مشغول بود نقل و حرکت عسکرها پيکوتيره دوام داشت"}
{"book": "adl0616", "page": 1205, "text": "۱۹\nسال چهارم\nوعريك جرمی برای رفتن میدان محار به تیار و آماده بود. بچه های کرده چنان یک شکست فاحتی به آنها داد که اکثر ما کرشان\nخورد ، جنك . ، جنك ، كفته بكمال شدن و ارام برقی شدن مقتول و مجروح گردیده مقدار قلیل بقية السيوف شان بهزار مشقت\nخود را در فوج استدعا و آرزو میکردند .\nپی یکشنهای خودشان رجعت کردند که از انهم اکثر شان در دریا\nبعد از انقضای يك مدت مختصر آمدن کاری های زخمی ها به غرقاب شدند. جنرال کی پیتر کشته شد ، و يك جنرال بزرك و پسر\nخسته خانه بروند ، هامبورغ، از میدان جنگ آغاز شد چنانچه صدر اعظم انگلستان که کماندان بود مجروح گردید . ازین فتوحات\nپس از چندی امن یک افسر جرمنی آمد که موافق به آداب مرکری عظیمه مراسم شادمانهای بزرگی در استانبول به پا کردید ، و شیشه\nتجویز و تکفین گردید اتفاقاً بازن افسر مذکور ملاقی شدم و از و آمال متحدین از فتح دانيال بسك نا امیدی برخورده است .\nاحوال شوهرش را پرسیدم گفت که عمر شوهرم ۳۲ سال بود. لدن و می ۲۱ جمادى الثاني : مستر ایسکویت در دوران\nو او سه دامه در خواست کرد که در فوج بری شود مگر در تحریری که در مجلس و کلا کرده گفته است که من بسیار افسوس\nهر سه بار این در خواست او منظور نشده کورتخت به جوابش میکنم که در افواج متحدین اعداد مجروحين و مقتولین از حد زياد\nگفت که عیالشمالها ووالده كان ضعیف است. با آن مرتبه چهارم میباشد و جرئیل کی پیتر نیز کشته شده است.\nهم آرزوی عسکریت نمود که در نیار از طرف دولت قبول شد. اینا پیرو کراد : - روسی دارین کالیسیای مغربی و کاربی\nبكمال مسرت و محتويات بمیدان محاربه شتافت. حالا از تواقعه ترین و در چولا پسپاشنده میروند و جر من از علاقه کرا کو افواج\nحی جنگجون و وطنخواهی جرمنی ما را قارئین گرام ما تایک حدی چرار آورده حمله های شدید بر روسیه نموده است . روسیه بعد\nاز مدافعه شدید پسپا کنند .\nدارک میتوانند.\n\nآخر ترين خبرها\nاز اخبار زهور :\nلندن ۸ می ۲۳ جمادی الثانی: مستر لاید خارج اعلان\nجراید انگلیس در پتوقتها از فتوحات خود در دانیال بسیار کرده که پسر سوم وزیر اعظم انگلستان را در دانیال زخم کاری\nبحت میدانند و از برآمدن اشکرهای فرانس و انکار بخشک و گرفتن شدید رسیده است\nقامه های سد البحر و کلیبولی وغیره مبالغه ها میسرایند. حالا نکا كذا : جرمها از جهت بحر بالتیک کار روائینهای بسیار\nاین خبرها هیچ اصل و اساس ندارد و اینها نیست مگر اینکه شدیدی اجرا کردن گرفته اند. بندر ( لیبیاو و ) را قبضه کرده اند.\nمیخواهند نظر مردم را از مغلویتهای متواتری که در رزمگاههای وازان راه مقدار کثیری از عساکر بیرون بر آورده مرد است\nمفرق ومصر وعصره و بحرهای اطراف انگلستان می بینند . بسوی پیزو گراد در پیشقدمی است .\nدور داده و ارف دانیال معطوف نمایند. حقیقت این است که جرمها بطرف كیلی بسیار غرب ورزیده اند و قریب است.\nاگرچه دسته های کشانه های جنگی انگلیز و فرانس از مدتیست که که خیبر فتح آنجا برسد . ( زهور ) .\nآنها دانیال دا محاصره کرده اند و از کله باری قصور نکرده اند لندن ۸ می ۲۳ ماه جمادى الثاني\nولي ربع خسارتها و زبانهایی را که بسبب غرق شدن چند کشتهای حسب اعلان محکمه بحری انگلستان کشتی جنگی تباہ کن\nجنگی زرد خود آنها دیده اند. قلعه های آبهای مذکور و مادری و نام انگلیز که از کشتیهای عظیم جنگی بود به یک نقب\nهیچگاه ندیده اند از آخر ترین خبرها نیك تلكرافاً بمارسیده معلوم مجری خورده غرق شد و ملاحان کشتی مذکور در کشتی های\nمیشود که عما کر مظفره اسلامیه درین روزها يك فتوحات خورد نشتند و کشتی نباہ کی کمر و سی در نام برای امداد آن\nعظیم الشان بسیار محبی حاصل کرده اند. چنانچه انكليز و فرانس رسید - لیکن باطری های جرمن از ساحل جرمن کلوله بار را\nچون دیدند که از راه بحر بر قلاع مستحكمة دانيال فوزو ظفر آغاز کردند - وکرو سیدر کشتی ها را گذاشته کریخت\nمحال است مخیال این افتادند که از طرف دریاچه سیروس عسکر و قرار بیان جرمن آنها هفت اقدر جدید و هشتاد نظر ملاح را\nبخش که براورده را بر قلعه های دانیال وكليبولي تصرف نمایند. گرفتار نموده به بندر زیرج بردند\nرئيس اركان حربه اردوی عثمان چون این جمله را از پیش محتمل ( كذا ) ( محاصرة خرتوم )\nماد الت در اسباب ترتيبات وتداركات لازمه را اتخاذ نموده بود. اخبار، برليز تاجر وينك ، جرمنی مظهر است که قریب ۹۰\nو ميخواست كويك ضربة بسيار شديده و ثانات عظيمة برعساکر هزار مسلمان که قبایل مختلفه مربوطه از وسط ماه فروری به\nمتحده وارد لهذا از برآمدن عما کر انکثیر چشمیونی این طرف شهر خرتوم را محاصره کرده اند، و هنوز برای وصول\nو کامل در یاب را مسدود نموده بود. در ظرف يك ساعت کیفیت مفصل انتظامی باید کشید و از ابرو گاه به هفته ما بین مصر\nهمينكه يك فرق مكمل عما تو کیفیت مفصل انتظامی باید کشید و از ابرو گاه به هفته ما بین مصر\nاکلبر، افرادی که قریب ان هزار یك قوتى در زير كمان افسرى صعید وسفلی سلسله مراسلت منقطع شده.\nجرای پاره ) خشك واحد ويك مسافه بعیدی را از بحر\nکوچت کوجك عسكر عثمان بجنك در چهاپ خام حروف دار السلطنة كايل طبع کردید.\nوکرین آنها را پیش آمدن دایر نمود، بنا کهان با قوتهای بسیار همه مقاله ها نیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محور محر ریافته\nافردی از قوتهای آنها حمله های تجاوزی بسیار مدهشه اجرا !\nمحرر طرازی"}
{"book": "adl0616", "page": 1206, "text": "شرایط خریداری\n\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هفت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند وبیایند میباید که بيك رقعه مدیر وسر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم وحال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید واخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، وسنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند، ویا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ بك روپيه كابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنی نيم روپيه كابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن يعنی نيم روپيه كابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تابك سال نشر کردن خواهد ووجه یک ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بر هر سطری ستار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1207, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود را رها نمائیم ممکن نشد لهذا با اداره کتابخانه مرکزی دارالسلطنة كابل يك مقاوله نموده تا که کتابخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنة خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهای شان بدون واسطة غير فردا فردا بواسطه آدمهای با کتابخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nجزيرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین ثمره نو سر رسیده گلزار، مطبعة عنايت و كام ساقيان شيرين نمائید و جزیره پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غيرت را برای اساس زندگان نوع بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد، هم حکایت، هم غیرت هم فن، هم فضیلت خوبی چاپ، خوبی كاغذ، خوبی تصویرش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارك، و دکان غلام محمد متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰ ۰ ۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰ ۰ ۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآن چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت پردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۱\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۱\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حكم مجلد ۲\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینه اش خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند با اداره سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1208, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nسال چهارم\nشماره ٢٠\n\nفهرست مندرجات\n\nليلهٔ معراج سعادت منهاج از نقطهٔ نظر فلسفهٔ اسلاميه )\nترجيع بند — در نعت )\n\nاخلاقيات\n) دين ، دولت ، وطن\n\nادبيات\n) وطن\n\nرومان و طريق خواندن آن )\n\nحوادث داخليه\n) راپورت در خصوص مرض خاك — راپورت طبي — اطلاع از محكمهٔ اطلاعات\n\nحوادث خارجيه\nخلاصهٔ وقايع جنك اقتباس از جريده حبل المتين — شرف وقوميت — سرخس — نقل از اخبار رعد سلاطين و شهزادگان المان كه در جنك هستند — مسلمان شدن يك خاندان امريكا — آخر ترين خبرها — جنك ايطاليا بالاستريا —\n\nتصاوير\nمنظرهٔ مكه مكرمه — منظره شهر مدينه منوره — جناب شيخ عبدالعزيز جاويش — از مجاهدين مشهور حضرات مشايخ سنوسي — طوبهای بزرگ المان — هجوم شديد رسالهٔ استريا و طوبخانهٔ روس — ميس امستون كه در لندن بشرف اسلام مشرف شده —"}
{"book": "adl0616", "page": 1209, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترفيجواء دولت عليه افغانيه وسعى و همت جناب جريل کارخانه جات و ماشين خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اوینفورمه های عسکر شاهانه وغيره، بعضی ديگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گرديده است: محل فروش اين چيزهای ذيل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) ميباشد .\n\n(۱) | سرج های پشمینه بافی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فوله مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\n| اقسام | قسم دوم | قسم اول |\n|--- |--- |--- |\n| درجه ها | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول |\n| رقم | رنکه | خودرنگ | رنکه | خودرنگ | رنکه | خودرنگ |\n| قیمت | تا حال ساخته نشده | ٦ روپیه | ٦ روپیه | ٦ روپیه | ٦ روپیه | ٦ روپیه |\n| | | ۰ پيسه | ۱۱ پيسه | ۱۲ پيسه | ۱۸ پيسه | ۱۰ پيسه |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه کشمیره رهدار مردانه ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) تکمه های جرمی محراب و منبردار جراب ها\n| رقم | نکهتانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج |\n|--- |--- |--- |--- |\n| قیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۴۵ پیسه | ۳۶ پیسه |\n\n| کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن |\n|--- |--- |--- |\n| ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه | ۵۰ پیسه |\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\n| رقم | زرباف شناسیه دو قره نده و ناره | زه باف يك اسپه دو كره سه كاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار ناره نخی |\n|--- |--- |--- |--- |--- |\n| قیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ۲۴ پیسه | ۸ روپیه و ۲۴ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه |\n| رقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | دسته دولانه يك اسپه | چرم باف همرکاب | دسته دولانه یکی بار اسپه |\n| قیمت | ۴ روپیه و ۱۸ پیسه | ۴ روپیه و ۴۶۹ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ۴ روپیه و ۲۳ پیسه |\n| رقم | قبضه ریختگی کلیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو ناره رکان |\n| قیمت | ۳ روپیه و ۵۵۵ پیسه | ۴ روپیه و ۵۷۱ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه | ۵ روپیه و ۵۴ پیسه |\n| رقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | ارزین سواری نیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه |\n| قیمت | ۴ روپیه و ۴۵۱ پیسه | ۵ روپیه و ۸۱ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه | ۵ روپیه و ۵۸ پیسه |\n| رقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بین بست يك اسپه | ازرین سواری دولایه تیغ چرمی كمك دار |\n| قیمت | ۴ روپیه و ۴۹۸ پیسه | ۴ روپیه و ۲۵۱ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ۸ روپیه و ۵۹ پیسه |\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی\n| قسم | گل جیرین | گل نافرمان | گل شیو | گل برچینه |\n|--- |--- |--- |--- |--- |\n| قیمت | ۵ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۹۱ پیسه | ۶ روپیه و ۷ پیسه | ۶ روپیه و ۷ پیسه |\n| قسم | شکوفه نارنج | گل یاسمن | جبیل | گل نسترن |\n| قیمت | ۷ روپیه و ۴۵ پیسه | ۶ روپیه و ۵۸ پیسه | ۶ روپیه و ۸ پیسه | ۵ روپیه و ۳۸ پیسه |\n| قسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی |\n| قیمت | ۶ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه |\n\n﴿ المشتهر ﴾\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1210, "text": "صحیفه (۱) سال چهارم شمارة ( ٢٠)\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nباخراجات داک ۹ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nباخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکسانی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nاداره تحریر و مطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nتاریخ یکم شعبان ۱۳۳۳ تاریخ انگریزی ١٤ جون تاریخ شمسی ٢٤ جوزا ١٢٩٤\n\nليلة معراج سعادت منهاج\nاز نقطۀ نظر فلسفۀ اسلامیه\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\nسبحان الذى اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله لنريه من آيتنا انه هو السميع البصير\nپاکى است خدائی را که بنده خود را شبى از مسجد حرام بمسجد دورترى که برکت دار کرده ایم اطراف آنرا تا نمائیم از دلایل قدرت خود مر او را تحقیق که خداوند تعالی شنوا و بیناست . ۰ صدق الله العظيم\n\n—§—\n\nچون پیش از سه روز از نشر این شماره ما مصادف با شب بیست و هفتم ماه مبارك رجب بود لهذا تبركاً وتيمناً سرنامۀ مقال این شماره خود را به تذکار معراج شریف حصر نمودیم. ليلۀ مبارکۀ معراج یکی از لیالی مقدسۀ اسلامیه است که درین لیلۀ مقدسه در سال پنجاه و یکم ولادت سراسر سعادت حضرت فخر کاینات محمد مصطفى عليه افضل الصلوة والتسليات معراج قدسيت منهاج وقوع آمده است. در آنشب دست موهب حضرت جبريل عليه السلام از طرف حقتعالی جل وعلا آمده آنحضرت صلى الله عليه و آله وسلم را از مکۀ مکرمه بمسجد اقصا که عبارت از بیت المقدس باشد، و از آنجا بسموات عليا ببرد، ذات قدسيت سمات حضرت رسالتپناهی بعد از اینکه آیات بینات قدرتها و حکمتهای بیشمار و عجایب و غرایب حضرت باریتعالی جل و علا را مشاهده وبالذات دیدار حق را رؤیت فرمودند بهمانشب پس بسعادتخانۀ رسالتپناهی شان تشریف آوردند. فردای آن کیفیت معراج را به امت ناحیۀ خود بیان فرمودند اولا حضرت ابوبكر الصديق رضى الله تعالى عنه وبعد ازان ديگر اصحاب كرام تصديق وتبريك نمودند. اكثر علما برانند که معراج در سال دوازدهم از مبعث بوده و در ماه او اختلاف کرده اند ولی اکثر و اشهر همین است که در شب بیست و هفتم رجب بوده است. رفتن آنحضرت صل الله عليه وسلم از مکه به بیت المقدس به نص قرآن ثابت است که نمود بالله اگر کسی انکار آنرا بکند کفر است. مراد از مسجد الاقصی بیت المقدس، و مراد از (حول) یعنی اطراف آن اراضی شام است که برکت معنوی آن مهبط وحی و معبد انبیا بودن آن است، و برکت مادی آن بسیاری اشجار وانهار و میوه و فراخی معیشت و خوبی هوای آنست.\n\nچون مسئلۀ معراج يك چيز خارق العاده ومافوق تصور عقول بشری دیده میشود منکرین این معجزۀ باهره در گفتار ناهنجار بیشمار است. اما اهل اسلام که بر وحدانیت وکمال قدرت وحکمت ذات اقدس خلاق کائنات اعظم، و آیات محکمات قرآن عظیم الشان معظم وثبوت رسول برحق اكرم صل الله عليه وسلم از دل و جان وتصديق بالقلب واقرار باللسان ايمان آورده اند بقدر ذرۀ شبهه وانکار را بخيال وخاطر خود هم راه نمیدهند وحاجت دليل گفتن وبرهان آوردن هم برای مسلمانان دیده نمیشود. اما برای منکران اعجاز قرآن عظیم الشان از نقطۀ نظر، فلسفۀ اسلامیه، بعضی دلایل فنی وعقلی که بفکر عاجزانۀ ما رسیده است خود داری نتوانستیم:"}
{"book": "adl0616", "page": 1211, "text": "شماره ۲۰\nسال چهارم\n\nدلیل يكانه منكران معراج قاعدة طبيعية و ثقلت اجسام، است که کویا ثقلت مانع بلند شدن جسم است از سطح زمین بسوی بالا، حالانکه « آرشیمید » حكيم يك قاعده بیان کرده گفته است که : « آیا بعضی اجسام چرا در آب عرق میشود، و بعضی چرا غرق نمیشود ؟ مثلا یک تخته پاره را چون در آب بیندازیم می بینیم که بر روی آب شناوری میکند و چون یکپاره سنگی را بیندازیم حالا تا بقعر آب غرق شدن آنرا مشاهده میکنیم، از تعمق فکری که در مسئله نمود این نتیجه را استحصال کرد که « حجم هر جسمیکه از همانقدر يك حجم آب سنگینتر باشد آن جسم غرق و هر جسميكه از همانقدر يك حجم آب سبکتر باشد آن جسم غرق نمیشود اگرچه قانون فی « ارشیمید » از روی فن كيميا وحكمت طبیعیه یعنی تعبیرات و اصطلاحات پيچيده و مغلقة بیان شده است ولی ما از بهر انکه ذهن مطالعه کنندگان به تشویش و تغلیط نیفتد از قرار فوق بعبارات بسیار ساده و وجيزه تعريف و تبیین کردیم . تقریباً بگوئیم عصر پیشتر ازین این قانون « آرشیمید » برکره هوا نيز تطبیق یافته ارباب فن اندیشیدند که ا كريك جسمی پیدا شود که از هوا سبکتر باشد هیچ شبهه نیست که بر هوا بالا برآمدن آن ممکن خواهد شد. تا همین بود که « بالون » نام آله را که پسران « موقعو لفيه » به يك اثر تصادفی کشف نموده بودند « الكساندر شارل » نام کیمیا گر مشهور با « مولد الماء » نام غاز بسیار خفیف تر از هوا که بر کشف آن کامیاب آمده بود پرواملا نموده راه بالا برآمدن طبقات علوی را برزمین نشینان عالم سفلی باز نمود و تنها کار بر همین مسئله حقيقتر از هوا باقي نماند بلکه کار از انهم بالاتر رفته در صدد این برآمدند که اجسام ثقیله را از هوا را نیز بزور وقوت و قدرت فن و حاکمت بالا برآورده بر طبقات عالیه حکمرانی نمایند. چنانچه کردند. و به طیاره بازی و رسیلین رانی خود چهانیست که نکردند. پس ای منکر حق و حقیقت ! یکف دری ملاحظه فرما و انصاف نما !! اگر هر چه باشی، و بهر دینی که مدعی، و از هرمانی که هستی. اگرچه بیدین مطلق هم باشی، آیا حس و عقل هم نداشته خواهی بود که باین يك پی بری که آیا بشریت با اینهمه عجز و ضعف و ناتوانی که دارد باز هم میتواند که از معامله کیمیونی « حامض کبریت » را با « آهن » « مولد الماء » نام غاز بسیار خفیفتر از هوا را بوجود آورده و بالون نام یک آله را با آن مملو ساخته در سبد آویخته شده آن می نشیند و از سطح زمین بهزارها متر بالا برآمده میتواند ؛ پس چسان انکار میتوانی که ذات اقدس خلاق کائنات، و هستی دهنده موجودات بدرجة بدر عاجز محقر نیز از علم ، حکمت، قدرت محروم باشد تا نتواند که یکی از خاصان خود را که مراد فرماید بجوهر قدسية علوية ذاتية خود از ثقلت جسمیه عالم سفلو یه اش چنان سبکدوش سازد که اسرع از برق شده بدور عالم ارضی و سماوی بجولان نیاید ؟\n\nعلى ، انکار این امر برای آن گروه لا يفلحونى ممكن است که از وجوب وجود ذات باری منکر باشند . و چون از وجود واجب الوجود انکار کنند لابد از صفات على ، حکمت، قدرت نیز منکر خواهند بود. و لیکن وا اسفا که این انکار آنچنان انکار کنندگان بير وشيطان بجز يك عناد و عصبيت جاهلية بي بنیاد د گرهیچ چیزی نیست. زیرا وجدان و حسیات خود آنها نیز درین بادیه پُر از وی گمکرده راهی هیچگاه از تردد و اضطراب و شقت و عذاب رهایی نمی یابد. و با وجودیکه وجدانشان برفتن راه حقیقت اخبار شان میکند، و هزارها هزار خارقه های گونا گون و بدائع بوقلمون این کائنات عظمت پرور در هر لحظه و هر غده هستی واجب ارشاد شان مینماید ولی عناد آتشین شیطانی، و تمرد سر کشی نهاد بی ایمانی چشمان شان را میپوشد، با آنکه مانند خفاش که به پرتو شمش جهان آرا تاب آور دیدن نشود جبراً میپوشاند، لهذا روی سخن ما درین مسئله با آن چنان گروه لا يفلحون نیست.\nدر نجا الطبقة محاورۀ يك پادری نصارا از ابا يك ملای مسلمان تذکار نموده مقاله خود را خاتمه میدهیم !\nپادری : هر قدر فکر میکنم که بدانم آیا محمد ( ص ) از کدام راه بر آسمانها بالا وامده ، هیچ پی برده نمیتوانم !\nملا : و ایا مگر شما هیچ خبر ندارید که پیغمبر ما از کدام راه به مها خروج نموده ؟\nپادری : - نی !\nملا : چون چنینست ، باشید که من دمار خبر بدهم.\nپادری : بسیار مهربانی !\nملا : البته میدانید که حضرت عیسی (ع) به آسمان عروج فرموده بود ؟\nپادری : بلی !\nملا : - آن نردبانی را که حضرت مسیح (ع) رای بالا برآمدن نهاده بران بالاشده بود؟ همان نردبان را ملایکه ها فراموش کرده بودند که بردارند. این است که حضرت محمد ( ص ) همان نردبان را پیدا کرده بران برامده است ! ....\nاین لطیفه ایست که رای الزام خصم ایراد شده است. وگرنه ما مسلمانان را که خدای یگانه بچتل و مانند براه راست هدایت فرموده ، بر معراج سعادت منهاج پیغمبر بر حق ما که از مکه مکرمه تا به بیت المقدس و از انجا به آسمانه رفته و عروج فرموده ، وبالذات پدیدار پروردگار شرفیابی حاصل نموده چنان اعتقاد راسخ و ایمان قوی ایست که بهیچ چیزی خلل پذیر نمیشود .. والله يهدي من يشاء إلى صراط المستقيم ..\nحالا تيمناً بك ترجيع بند دلپسند والد مرحوم بزرگوارم حضرت ، طرزی صاحب ، را که در نعت شافع روز جزا حضرت"}
{"book": "adl0616", "page": 1212, "text": "سال چهارم شماره ۲۰\n\nترجیع بند\nدر نعت\n\n(۱)\nشب وقت سحر زعالم خاك رفتم چونکه بسیر افلاك\nاز ماه گرفته تا بکیوان دیدم همه را بچشم ادراك\nصد خیل ملك ستاده برپا از نور و صفا بسان جان پاك\nجنت همه پر زلاله و گل دوزخ همه پر زنار و خاشاك\nاز طوبی و سلسبیل و کوثر از زهره و مشتری و افلاك\nمرصوت و صدا که گوش کردم هر نقش که دید دیده باك\nهر يك بزبان راز میگفت اوصاف رسول شاه لولاك\nاینها بجه فهم وصف گویند بشنو که بگویمت در ادراك\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۲)\nنورش سبب ظهور عالم قدش الف روان آدم\nمهر نبوتش نگین زه شد ختم پیمبری بخاتم\nاوصاف وی از زبان عیسی صد بار شنید گوش مریم\nشد جام جهان نمای نامش در خط رموز ساغر جم\nبر زخم دلم طبیب لطفش هر لحظه نهد زرحم مرهم\nآبی ز کرم فشان برویم زیرا که شدم کباب از غم\nخم چون نکنم به پیش او سر پیشش چو سپهر کرده قد خم\nدر پای دو کون و بحر گردون در پیش کفش بود نمی کم\nجائی که کند خدای مدحش او صاف ولیست بهر من ذم\nمن کیستم و کیم که باشم کز شاء علوی او زنم دم\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۳)\nوالشمس بود صفات رویش واللیل نمای تار مویش\nدر حسن وصفات و تازه روئی جنت نبود چو خاك کویش\nچون مرده زنو حیات یابم هر صبحدم از هوای کویش\nاز پس گل روی او لطیف است دزدیده نظر کنم بسویش\nلب تر نکند بآب کوثر هر تشنه که نوشد آب جویش\nاز دام دو کون گشتم آزاد تا گشته دلم اسیر مویش\nدر صورت اوست شخص عکسم آئینه شدم زبس برویش\nدل از تو چو طرزی مدح خواهد این نکته سر نهفته گویش\nبا ناز و ادا بسوت دلکش از قول خدا بگو برویش\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۴)\nو محمد مصطفى، عليه صلوة والسلام والتحايا بشام شريف انشاد فرموده بودند تيمناً و تبركاً درج صحايف شرف و سعادت مينمائيم:\nای نقش نشان بی نشانی دارای نهان و هم عیانی\nخوانی خط لوح غیب را صاف هر چند الف زباندانی\nدر جنس بشر بحسن اخلاق کی باتو و تو بکس نمانی\nعشق تو زبس شباب طبع است آموخته پیر را جوانی\nهم عالم سر رمز معنی هم واقف وحی آسمانی\nزان گوشه دامنت گرفتم چرخ است بمن بشیخ فانی\nبکشای گره زکار زارم زیرا که زلطف میتوانی\nطرزی نکنی ادای وصفش صد سال اگر تو قصه خوانی\nچون خامه خموش باش بگذار مدحش بکلاه آسمانی\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۵)\nفرش است فلك بخاك راهش بر عرش روانست تکیه گاهش\nدارد بخدای قرب ذاتی دانست بزه قرب راهش\nبرجاء کنند تکیه مردم چه تکیه زند تخت گاهش\nمه را چه کنی باو مقابل خورشید خجل بود زماهش\nشد تیر بلا بیای جانت خاری که فشانده براهش\nدر باغ بهار عکس رویش گلزار دمیده از گیاهش\nطرزی تو کجا و حرف مدحش سایه نرسد بقرب ماهش\nخود مدحت او کند خداوند طرزی تو مباش سنگ راهش\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۶)\nرویش گل بوستان جانت یاقوت لبش چوجان روانست\nجیش جو بهشت لانه خیر است دستش چوسحاب در فشانست\nاز هیبت نام و سهم رمحش مورتن دشمنان ستانست\nشاهنشه قل کفی است زائر در موکب او شهان روانست\nخورشید بسفرهٔ نوالش يك گرده كرم روی خوانست\nلشكر شكن او عدویش در گوشه خزیده چون کمانست\nبگرفت جهان زشرق تا غرب شمشیر کجش جو کهکشانست\nاوصاف محامد کمالش طرزی توبگو کرا توانست\nخاموش نشین و گوش بگشا این مدح شنو که به زحالت\nحق گفت چنین باحمد پاك\nلولاك لما خلقت الافلاك\n\n(۷)\nباقرب خداست بلکه دمساز گشته چو خیال آسمان ناز\nهم عاشق و دلبر است و محبوب هم جمله نیاز و هم همه ناز\nدر دائره خط یو سر بست انجام و بدایت حرف آغاز\nباهمت اوست چرخ گردون چون كبك ضعيف و چنگل باز\nسربسته گره زکار کارم جز ناخن او که میکند باز"}
{"book": "adl0616", "page": 1213, "text": "صحيفه ٤\nسال چهارم\nشماره ۲۰\n\nطرزی ترسید تا بکوشش هر چند بلند کردم آواز\nتومید مشو که آخر کار این در برخ تو میشود باز\nای مطرب دلنواز یکدم بی پرده مرا جو چنگ بنواز\nطرزی زسخن کدر بمدحش این نغمه بشار ساز بنواز\nحق گفت چنین باحمد پاك\nأولاك لما خلقت الافلاك\n\nآن پی نمیبردند . بدرجه که محبت قدسیت و محبت و فدا کاری آن يك چیز عجیب و غریب بیگانه بگوش شان بر میخورد . حتی کلمه های «ابنای وطن» «اولاد وطن» را کلمات تحقیر آمیز و استهزا انگیزی میشمردند . زیرا بعضی کاکه ها و اوباشها را خطاب «بچهٔ وطن» داده تعبیر اولاد وطن را از همان قبیل يك كلمهٔ محقرانه و مستهزانه کان میکردند . رفته رفته به این کلمهٔ (وطن) گوشها عادت گرفت ، و درجهٔ اهمیت و قدسیت آن تا یکدرجه یعنی ذهنها و فکرها را بشور و حر کن آورده اما باز هم بعضی چنین گمان خواهند کرد که مراد از «وطن» همان قریه یا قصبه یا شهری خواهد بود که در ان توطن و بود و باش شان باشد . و مقصد از دوستی و صداقت و فداکاری «وطن» منحصر بهمان ده و قریه و قصبه و شهر خواهد ماند . حالا آنکه معنی حقیقی «وطن» این نیست .\n\nمختصر ترین و تحقیقت نزدیکترین معنی «وطن» این است که «وطن» همان خاکی را باید شناخت که با خطهای سرحدی غربی و شرقی و جنوبی و شمالی از خاك دیگر دولت های همسایهٔ خود جدا شده باشد . به تعبیر دیگر «وطن» همانقدر ملکها و زمین ها و شهرها و قصبه ها و ده ها نیست که حکم يك دولت و يك حکومت بران نافذ و جاری باشد . «وطن کابل» جلال آبادی ، لغمانی ، کنری ، نورستانی ، شنواری ، سفید کوهی، خوستی، مشکلی ، جدرانی ، کوهستانی ، کودامنی ، نکروی ، تکاوی، تجشیری ، غزنچی ، هزاره گی ، وزیرستانی، بدخشانی ، قطغنی ، پلنی، مزاری ، میمنه گی ، هراتی ، قندهاری وغیره وغیره همه گی همان خانهٔ پاکیست که آنرا «افغانستان» میگویند و میخوانند و مینویسند .\n\nحالا بیائیم بر معنی لفظ «ملت» : «ملت» نیز مانند لفظ «وطن» بك شمولیت عالی دارد . اگر چه همهٔ اهل اسلام را «ملت اسلامیه» میگوئیم و میدانیم ، اما مراد ما از کلمهٔ «ملت» همان مردم و نفوسیست که در خاك پاك «وطن» مقدس افغانستان، معیشت و سکونت و بود و باش دارند و رعیت و تابع يك دولت و يك حکومت هستند . که بر جملهٔ آنها عنوان «ملت افغان» اطلاق میشود . تعبیر «قوم» معنی «ملت» را در بر نمیگیرد . زیرا «ملت» از اقوام مختلفه ترکیب و تشکیل یافته است . و چنانچه کلمهٔ «وطن» تنها بر يك شهر و يك قصبه و يك ده منحصر نماند . همچنان کلمهٔ «ملت» نیز عبارت از يك قوم و يك قبیله و يك نژادی نیست . درانی ، غلجایی ، تاجيك ، ترك ، اوزبك ، هزاره ، کوهستانی ، تجشیری وغیره وغیره جملکی «ملت افغان» گفته میشود . چرا که در يك «وطن» و زیر حکم يك دولت سکونت و معیشت دارند . و آن «وطن» ! «وطن» مقدس افغانستان» و آن دولت «دولت مستقلهٔ افغانستان» است و بس .\n\nآمدیم و کلمهٔ «دولت» : هزار افسوس که در عوام الناس ما کلمهٔ «دولت» تنها بر پیه و روپیه و طلا و مال – یعنی توانگری – اطلاق میشود . مثلا میگویند «فلان آدم بسیار دولت دارد» و یا «فلان آدم دولتمند است» مرادشان این است که یعنی آنشخص\n\nدين ۲ دولت املت ، وطن\n\nاین چار کلمه مقدس را می بینید اینها چار عنصر است که قوام انسانیت انسان به آنست . کسیکه وطن خود را دوست ندارد شرافت ملتی خود را محافظه نمیتواند ، کسیکه شرافت ملتی خود را محافظه نتواند ؟ حقوق خدمت و صداقت دولت خود را نمیشناسد کسیکه اینچیزها را نداشت ، و نتوانست ، و نشناخت دینش را ناقص اخلاقش را فاسد ، تربیه اش را مفقود و از هیئت اجتماعیه اش مطرود باید شمرد .\n\n«وطن» چیست ؟\n\n«وطن» يك ظرفیت است که ملت مظروف است . چنانچه ظرف بدون مظروف خالی و بیکار است ، كذلك مظروف بیظرف نیز از جمعیت ، به پریشانی مرجوع است .\n\n«وطن» پدر مهربان ، «وطن» مادر شفقت نشان است که ملت اطفال پرورش یافته و اولاد حمایت دیدهٔ اوست . چنانچه مادر و پدر بی اولاد ، عقیم و عنین است ، كذلك اولاد بی پدر و مادر را نیز یتیم ، اسیر ، حزین باید داشت .\n\n«وطن» شجر است ، ملت ثمر ، «وطن» چشم است ، ملت نظر ، «وطن» مزرعه است ملت محصول آن ، «وطن» خزینه است و ملت نقود آن . پس چنانچه شجر بی ثمر ، دیدهٔ بی نظر ، کشت زار بی حاصل ، خزینهٔ بی معامل از فایده و نفع مبراست ، كذلك وطن بی ملت ، و ملت بی وطن نیز از همه چیز معراست .\n\nحالا ازین تعبیر های شاعرانه در گذشته یکقدری معناهای تحقیق این کلمات مبارك و مقدس را بعبارات ساده بیان کنیم تا اولادهای وطن بدانند و بفهمند که اینها چیستند و چه تأثیرات و تا چه درجه اهمیت دارند .\n\nپیش از سه چار سال که سایهٔ مراحم وایهٔ عرفان پیرایهٔ ذات معارف صفات بادشاه مقدس خود ما اعلیحضرت «سراج الملة والدین» اول بار به نشر این اخبار عاجزانهٔ خود آغاز نمودیم کلمهٔ مقدسهٔ «وطن» را که مینوشتیم بعضی از ابنای وطن عزیز ما در خصوص قدسیت آن ، و درجهٔ اهمیت آن تردد میکردند . و حقیقت معنای"}
{"book": "adl0616", "page": 1214, "text": "سال چهارم شماره ۲۰\n\nبسیار صاحب پیسه و ثروت و توانگری میباشد . و چون طایفه هنود به امور صرافی مشغول ، و به ثروت و توانگری معروف اند القاب و خطابی که برای آنها نوشته شود، دولت پناه، نوشته میشود. و اگر با آن طایفه مراسمۀ سلام و کلام ابتدائی ملاقات بوقوع آید. نجواب ، خدا نگاهدار و آنها هم دولت زیاد ، گفته میشود. تعجب از القاب وخطاب زر کی مآب .... اما تعجبتر اینکه این القاب و خطاب را از روی کم زدن و خوار شمردن میدهند ، نه از روی اکرام ؛ چرا که آنها را چون لایق خطاب والقابی که مسلمانان داده شود نمیبینند از اینرو بچنان خطاب و القایی که لایق مسلمانان نباشد مخاطب و ملقب میشوند . حالا اینکه لقب ، دولت پناه ، باید یک لقبی باشد که مخصوص وزرا و وکلای دولت شمرده شود . بهر صورت ، حالا ازین سخن صرف نظر کرده این را بگویم که ، دولت ، در لغت اگرچه معانی بسیار و پرشاخ و برگ داری دارد اما برای آنکه سخن دراز نشود. و از راه کوتاه تری بمقصد برسیم بهمینقدر اکتفا میورزیم که ، دولت ، عبارت از قوه حاکمه ایست که زمام اداره و انتظام\n\nمنظرۀ مکۀ مکرمه\nحرم کعبة الله شریف و یک قسمی از شهر مکۀ مکرمه\n\n( منظرۀ شهر مدینۀ منوره و گنبد روضۀ مطهرۀ نبویه صلى الله عليه وسلم )"}
{"book": "adl0616", "page": 1215, "text": "صفحۀ ٦ سال چهارم شمارۀ ۲۰\n\nو خراب میکنند، در عزت و اعتبار و حقوق هيچكاه يك مسلمان بسيار معتبر و با حيثيت بايك آدم معمولی خود شان را بری کرده نمیتواند اگر اولاد مسلمان هزار بار بدرجۀ خود شان تحصيل يافته باشد باز هم در رتبه و منصب و مأموريت درجۀ اولاد تحصيل يافتۀ خود شانرا نميآيد . هميشه خودشان را ، دار و ديگران را نوکر ميدانند. آنانيكه بوطن و ملت و دين خودشان حين، غدار ، دشمن باشند. خطابهای بزرگ و القابهای سترگ و عزت و اعتبار و بر تری میگیرند . آنانیکه ادنا ميل و رغبت بوطن و ملت و دين خود داشته باشند، و در راه حقوق دينی و وطنی و ملی خود زبان بجنبانند ي قلم بزنند ضبط میشوند، تاراج میشوند. بندی میشوند . اعدام میکردند. بتحريف و کشيدن کلمۀ (کافرون) را از قرآن عظيم الشان جرأت و تثبت نمودند. ملاها و امامهای مسجد های مسلمانان را بر دانستن زبان خودشان، بر ياد شدن علوم خودشان مجبور میسا زند، قاضی ها مفتی های مردم مسلمان اگر احکام دينی و قوانين ملکی شانرا ندانند مجازات میشوند. و الحاصل برای آن اخوان دين ما که در زير تسلط و حاکميت غير دين و غير ملت خود شان در آمده اند : به محافظۀ دينی به شرافت ملی به حقوق وطنی هيچ چيزی باقی نمانده است . اسير ذليل حقير دچارگانی هستند که خالق كون و مکان، و روحانیت پيغمبر آخر زمان و برکت قرآن عظيم الشان ما را از انحال نگهدارد، و آن اخوان ما را هم نجات بدهد آمين.\n\nالشيخ محمد السنوسی الشيخ بشير التوالی\nاز مجاهدين مشهور حضرات مشايخ سنوسی\n\nای اولاد وطن !\nدين ، دولت ، ملت، وطن خود را عناصر چارگانۀ حيات خود بشناسيد . در پابندی دينی صداقت دوانی ، حفظ شرافت ملتی ، محبت وطنی خود بجان و دل کوشش ورزيد. درين شماره\n\n***\n\nواحكام عدالت ورۀ هيئت و ثروت و سعادت و آبادی و عمران يك ملت و يك وطن بدست كفايت و درايت آن قوۀ حاكمه كه از وطن و ملت و دين خودشان باشد سپرده شده باشد دولت كه گفته شد روح و دماغ آن پادشاه را بايد شناخت پس چنانچه وطن بی ملت ، و ملت بی وطن هيچ وجود پذير هستی نميشود. همچنان وطن و ملت بی دولت و دولت بی پادشاه نيز مانند يك جسد بيجان ، مانند يك عرابۀ موتر جالان شده بی موتر آن مانند يك اسب سرکش بی لگام ، مانند يك ماشين خانۀ بی قوۀ بخار به حركت فرجام ميآيد .\n\nشيخ عبدالعزيز جاويش\nاز علمای متبحر مشهور و مجاهد غيور مصر است که درين\nمحاربة حاضره برای رهای دادن وطن خود را از دست\nانگليز هنگامه های عجيبی برپا کرده است.\n\nچون اين سه چيز - يعنی وطن ، ملت ، دولت نباشد دين هم ناقص و بيكار ميماند . بگوئيد كه چرا ، ميگويم ازين سبب كه تاريخ و واقعات يوميه بما عياناً نشان ميدهد كه آن وطنها و ملتهای اسلاميه كه در زير احكام و قوانين فرمان روائی غير دين شان در آمده و آزادی ملی و وطنی شان به اسارت منقلب گرديده بر احكام دينيه خود آزادانه مالك نيستند . يكبار باطراف خود به بينيد ! آيا گمان ميكنيد كه آن برادران دينی ما كه در زير پنجۀ فولادی اسارت غير دين و غير ملت خود درآمده اند مانند مايان آزادی دين ، حق وطن، شرف ملتی را مالك خواهند بود؟ لا و الله! ابداً ! هيچگاه !! ....\nآيا نميشنويد كه مسجد مسلمانان را خراب ميكنند ، عزت و حقوق و اعتبار مساجد و معابد اسلاميه نسبت به كليساهای خود شان لاشی ميآيد. اگر سرك يا راه ريل شان بر كدام معبد و زيارتگاه مقدس اسلام برابر بيايد بكمال بی پروائی و بيباكی آنرا می شكافند"}
{"book": "adl0616", "page": 1216, "text": "صحیفه ۷ سال چهارم شماره ۲۰\n\nبهمین قدر سخن اكتفا ورزيديم . انشاء الله در شماره آینده از هر کدام این کلمات مقدسة جار كانه جدا جدا بحث خواهیم داند . ( باقی در شماره آینده )\n\nادبيات\n\nوطن\nكلام مسلم تخلص\n\nفرح بقلب همی بخشد آرزوی وطن تملك منطق چکانیده گفتگوی وطن\nوطن عزيز بود الفتش سزاوار است هزار جان گرامی فدای روی وطن\nپتشکستنای غریبی شی بدل گفتم چه مدعاست بگو گفت یاد روی وطن\nشمیم پرده مشك و سواد عنبر تر نمونه نیست زعطار خان کوی وطن\nاسیر همت آن با مرونم کو صدق کشاده دید: الفت همیشه سوی وطن\nخبر دهم بتوای مرغ دل زمن بشنو فراغت بایزد فضای کوی وطن\nشه شبان سلاطين سراج ملت ودين که کس ندیده چو او هیچ کام جوی وطن\nدوام دولت و عمرش همیشه خواهانند جميع اهل تلاشهای شکر کوی وطن\nباین به همت محمود طرزی افغان چشیده ساغر عشرت از آبروی وطن\nمستقیم دیار از کجا رسد زحمت شراب عیش توان خوردن از سبوی وطن\nتورغ مکافات وغربت نديده مسلم چه بحث میکنی از شرح گفتگوی وطن\n\n( رومان : و طریق خواندن آن )\n\nرومان يا ناول عبارت از اثرهای ادبیه است که بطرز افسانه نگاشته میشود در عصر حاضر رومانها بسبب خدمتی که در راه تنویر افکار تعهد کرده اند یکجز بسیار مهم ادبیات جدید شمرده میشوند . رومانهای ادبیات قدیم کتابهای الفليله وسرخ برى وغيرهم عبارت از افسانهای دیوها و پریها است که بر اعتقادهای بسیار مهمل و باطلی نوشته شده اند و بی آنکه ادنا نفعی برسانند ضرر کلی اخلاقی برای خواننده آن متصور است . افسانهای طرز جدید بنام دیگر رومانها مراد از افسانه های بسیار دلچسپ و شیرینی میباشد که از مطالعه آنها يك فرحت و انبساط ذهبی حاصل میشود . اما امروزه روز در اوروپا خوبترین و بهترین ناولها آنست که بطریق افسانه انسانرا از فواید علمی و فنی و اخلاق نیز بهره مند گردانیده و در ضمن افسانه خوانی و ساعت تیری یکدرس حکمت را هم بیاموزاند . و این قسم نا و لنویسی دشوار ترین شیوه است که از دست هر کس میسر نمی آید . مگر تنها « ژول ورن » فرانسوی یک ادیب مشهوری گذشته که در فن ناول نویسی فی و علمی و اخلاقی مهارت نامی بهمرسانیده توانسته است و چنان اثرهای خوب و مرغوبی را در مخصوص نگاشته که تمام یورپ را درین فن راستادی خود قانع و معترف ساخته است چنانچه تا به حال به قدر سه چار عدد آنرا « مطبعة عنايت » كه يك اثر بسيار نافع عرفان پروری ذات عالی شهزاده معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم است برای استفاده اهالی و طن بزبان شیرین بیان فارسی ترجمه و نشر نموده ، و در پنیار کتابی که در زمره مطبوعات این مطبع فيوضات متبع جلوه افروز گردیده همانا « جزيرة پنهان » نام ناولیست که بر سه حصه مشتملست، این ناول حال يك تجنفر فلاکت زدگانی را که از یک بالونی جدا شده و چنان یکجزیره غیر معلومی افتاده اند که از وضعیت انهار و اشجار آن ظاهر است که از ابتدای خلقت تاکنون با انسانها مسکون نگردیده ، و بسکه از قطعات عظيمه عالم مجرد نموده و در راه آمد و شد یک و اپوری نیفتاده از انرو در هیچ یك از خریطه ها نام و موقع آن هم ثبت نیست بحث و بیان میراند که چسان این فلاکت زدگان در حالیکه یک ادنا اسیایی با خود ندارند . و بکلی حالشان به حال زمانهای ابتدائی بشریت رجعت کرده، بسمی و صداقت ، و اتفاق و همت خودها هم الوازم و ما يحتاج حیات خود را بدست خود مهیا میکنند . و چانیکه یک انخوره راهم مالک نیستند معاونت همدیگر خود کاسه ها و کوزه ها بلکه یکدست خانه منتظمی را که با همه این گونه لوازم تکمیل یافته است برای سکونت خود شان و يك احاطه آغیلی را برای رهایش گوسفندان وغيره حيوانات کوهی که بدست آورده اند میسازند . وبقوة علم وفن خودها ما بین آغیل گوسفندان و خانه نشیمن خودشان تیلیگراف ربط میدهند که همه وقت و در هر حال اگر چیزی در آغیل بوقوع آید همان یکنفر رفیق شان که در آغیل برای محافظه حیوانات موجود است بایشان خبر بدهد . از یکدانه کدم يك كشتزار وسیعی چسان بوجود می آورند و از ان استفاده نموده رفع جوع مینمایند. آیا در چنین جزیره خشک و خالی صندوق پر از کالا از کجا بر ایشان میرسد؟ و در جزیره چه اسرار است که همواره بی آنکه ایشان از آن خبر شوند و یا آنرا به بینند بر سر وقت شان میرسد ؟ صاحب اسرار کیست ؟ و در کجاست؟ و چسان خود را بدیشان و امی نماید ؟ و بعد از اینکه سه چار سال را در جزیره گذشتانده و آنرا چنان آباد و معمور میسازند که با یکی از ممالک متمدنه عالم پهلو میزند چسان همه زحمتها و خواریهای شان برباد شده از زیرزمین جزیره آوازهای هیبت ناک رعد مانندی میشنوند که پس از چندی جزیره با ماعلیهای خود دفعةً از هم پاره شده بهوا میشود و آبهای بحر بجای آن محوم آورده از جزیره هیچ یک اثری نمی ماند و آیا این تجنفر رفقا چگونه بسلامت می مانند و چنان ایشان دوباره به اوطان خود مراجعت میکنند و"}
{"book": "adl0616", "page": 1217, "text": "صحيفة ٨\nسال چهارم\nشماره ۲۰\nمختصراً ناول ، جزیر پنهان ، غیر از وظیفه که مخصوص ناولها است هم نشنیده می بیند بیچاره حیران میشود که این چه افسونست\nجهان جهان علم وفن عالم عالم حكمت و اخلاق را نیز حاوی و آنرا ، سخت است و سر و پایش معلوم نیست ، گفته بر جایش\nاست. ولی چون در نجا تنها مراد ما از تعریف ناولها نیست بلکه میگذارد و ملامت هم نیست چرا که از عهد طفولیت نظر مطالعه\nطریقه خواندن آنها هم یکجز و مهم عنوان ما است از ارومیخواهیم اش با خواندن کتابهای حکایات طرز قدیم آشنائی گرفته است .\nکه در ذیل به برادران و طی خودمان طرز خواندن رومان را حالانکه این ناولها بی مبالغه صد برابر افسانه سرخ بری و خسروو\nشیرین ، شیرین وهزار برابر الف لیله وغيره نافع و مفید هستند .\nبیاموزانیم :\nتاول ها مانند کتابهای افسانه های طرز های مروج وطن لهذا طريقه خواندن ناولها چنانست که انسان از سر کتاب\nعزیز ما که انسان ورق زده از مابین بشبهایی را بگشاید و نخواندن از باب اول شروع کرده و بی آنکه سبب تفهمیدن خود را در اول\nآن آغاز کند خوانده نمیشوند بلکه بر خلاف آن کتابهای اول امر از دل خود سوال کند مسلسل بدقت بخواند و چون باب اول\nرا از مرباب اول و از صفحه نخستین باید خواند و با آن هم تا یکدوسه را خواند در اخیران یک درك آنرا خود به خود یافته رفع اشتباهش\nورق آن بهم خوانده نشوند و باب اول آنرا را با انسان بدقت\nمیشود . و باز یاب دوم به امید حل بعضی مجهولاتی که در باب مطالعه نکنند بمراد و مطلب آن نمی فهمد و در اول امی خواننده اول دیده است آغاز میکنند و همچنان بکمال ذوق و شوق نامه اخیر\nآن در مایین بك هجوم بزرك موهومات و مهمات بند می ماند که\nهیچ مسراهای آن عقلش میرسد. مثلا اکر ناول، جزیره پنهان .\nکتاب رمطالعه خود دوام میورزد .\nد اسر از صحیفه اول باب اول کشاده پس از بسم الله و شروع باب ، بخواندن علاوه برین یگانه مانع بزرکی که در راه خواندن آثار مطبوعه\nابتدا کنیم تا کمان این جمله ها را می بینیم که بی همدیگر نوشته شد اند مطبعه عنایت و توسیع اشاعت اخبار واقع شده همانا نا آشنا بودن\nیکی میگوید ، بالا میرویم ، دیگری میگوید و پایان می آییم.\nاهالي وطن ماست از چاپ حروفی ، نیو گراف ، و از آنست\nه بلی بلی و در زیرهای ماهر ذخار است .\nکه بعضی مردم میگویند که عبارت اخبار مقلق، و کتابهای مطعبه\nعنایت طاقی خوانده نمیشوند . حالانکه همه این کتابهای مطبعه حالا چون کی ابتدا بخواندن کند و در آغاز کتاب نظرش\nعنایت زبان مروجه فارسی سایسی که از ان آسانتر و مرغوب تر را چنین صدا های مجهول و نا کهانی که کوبنده آن هم معلوم\nممکن نیست نوشته شده اند مگر چه چاره که عوام الناس چاپ نیست جلب کنند از سبیکه بجاره تابند است ازین آوازها متوحش\nشده خیالش میرسد که مکر آقای محر ر این کتاب دیوانه شده است حروف و طرز جدید تحریر آنرا دیده و آنرا عربی با انگلیزی\nپنداشته و از آن رسیده همان دارم می خود را بدلیری خوانده نمیتوانند. که پیش از اینکه مانند کتابهای افسانه های طرز قدیم مادران\nحالا این نقضا را به اخبار و مطلبه راجع نباید کرد ، زیرا امروزه نوشته باشد که ناقلان آثار و راویان اخبار چنین حکایت کنند .\nروز مطبعه های اعلا و اطیقی که در دنیا موجود و شایان تقدیر و سر سخن و آغاز بحت معلوم باشد . دقتاً به آوازهای مجهول\nو اهمیت میباشند تنها مطبعه های حروفی ، نیو گراف ، هستند.\nبالا میرویم و و و بیان می کنیم که هیچ از حقیقت و کیفیت ولی چه توان کرد که چشمهای اکثر اهالی وطن عزیز ما با حجاب\nآن هم خبر نداری ابتدا کرده است و محض بهمين يك ديدن خود قديم سنکی بینی و لاهور عادت و آشنائی گرفته است .\nکه نتیجه اش را ندانسته دل تنگ شده و آنراه سخت است گفته .\nخود را بیکسو کشیده از خواندنش دلسرد میشود زیرا آغاز این\nحکایت و موضوع آن معلوم نیست و وار از وار صداهای مجهولی\nکه مفاد آن هم تا بحال خیلی مجهول است نوشته شده اند .\nخیر ! بعضی مردمانی باز هستند که شوق خریدن و دیدن این\nکتابها در دلشان می افتند و آ را به خیال اینكه بك افسانه\nمانند کتاب ، حاتم ، و یا ، جار در وین ، که آنرا بارها خوانده\nاست خواهد بود. پس محض برای علم اوری چنانچه قاعده است.\nاز مابین کتاب یک باب را کشاده به این کمان که اینهم ماننده\nباب پنجم و رفتن خاتم بكوه ندا ] يك چيزی خواهد بود و سر\nسخن همین باب ظاهر از همین جا شروع خواهد شد. ولی چون\nباب نجم این کتاب را میگشاید بعد از خواندن بکد و به سطر\nدفعتاً چشمانش را یک ماندی و سنگینی فرامیگیرد زیرا به جای آنکه\nآغاز سخن و شروع به حکایت دیگر باشد. میانه سخن و کمر\nحکایت است و نیز بعضی نامهای عجیب و غربی را که در عمر خود\n\nچشمی که بود لایق دیدار ندارم\nدارم که از چشم خود از یار ندارم\nمگر حالا میباید که این عادت خود را ترک کنند و نظر خودشان\nرا با چاپ حروفی آشنا و عادی با زند. زیرا در افغانستان از توجهان\nجهاندرجات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاہ ترقیخواه محبوب\nالقلوب معظم محتمل که آینده اجازه عمومی برای آوردن مطلبه ها\nعطا شود و هر کی بشوق خود برای خود یك طبعه مستقلی\nمجرد و در ان اثرها طبع والنشر کنند و این پلت ظاهر است که آن\nمنابع البته از صنف مطبعه های حروفی خواهند بود .\nحالا یگانه مطبعه غیر سر کاری که در وطن عزیز ما موجود است.\nهمانا و مطبعه عنایت و است که از دو سه سال به اینطرف کاین کردید .\nو تا بحال با وجود کوچکی خود در منقدر مدت الحك قريب ۷ عدد\nاثرهای بسیار مفیدی را اثر نموده است که حقیقتاً یک خدمت بسیار\nبزرگ ملی و وطنی را در راه علوم و معارف انجام داده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1218, "text": "شماره ۲۰\nسال چهارم\nصحیفه ۹\n\nمطبعه عنایت از قسم رومان ، غیر از ناول ، جزیره پنهان ، که وصف آن مذکور گردید ناولهای سیاحت در زیر بحره و سیاحت پر دور ا دور کره زمین به هشتاد روزه و و سیاحت در جوهوا را با دو عدد کتاب بسیار شیرین ادبیات جدید فارسی بنام درونه حکم ، وه از مردهی سخی و از هم چین سمنی که همه این آثار مذکوره ترجمه و تاليف وطنخواه غيور ادیب مشهور فاضل يكانه فيلسوف فرزانه وطن عزیز ما جناب ، محمود طرزی صاحب، است و هر کدام آن اطاقت و نزاکت صوری و معنوی را مالک است نیز طبع و نشر نموده است.\nبهمه حال ما از جناب حقیحانه تعالی خواستگاریم که در زیر سایه ترقبوابه اعلی حضرت پادشاه رقیخواه معارف اکتناه خود مادر ملت افغان ووطن عزيزما افغانستان بی آثار مفیده که باعت ترقی مادی و معنوی باشد در معرض انتشار در آمده ملک و ملت را ازان يك ترقى فوق العاده دست دهد.\nه یکی از خوانندگان سراج الاخبار افغانيه . م.ع\n\nداکتر موصوف که شخص خدمت کار صادق دولت و در فن داکتری قابلیت زیاد دارد رفته علم اوری نموده حضور مبارك شان از قرار ذیل بعرض رسانید : که در شوقت بشار بعضی عوارضی که در سه نفر مریضها دیده میشود حکم نمیتوانم که این مرض طاعون باشد بلکه مرض ذات الريه متعفنه میباشد اما بقرار افسانه ها نیکه از مردم شنیده ام معلوم میشود که یک مرض شدید متعدی خواهد بود لهذا درین فقره ضرور است. که اولا روز یک دفعه خود من برای دیدن مریضان مذکور بروم - دوم ۹ بهره نظامی مقرر شود که مردم قریه تان را از قریه بیرون نگذارند. سیوم خیمه ها برای مریضان و عطار خانه و استطال داده شود چهارم خرج سرکاری از طرف روز نان و گوشت و دو وقته جای و از طرف شب بلاو برای مریضان و نفری اقوام مریضان که برضای خود بیمار داری مریض ها را میکنند داده شود - نجم کادی از طرف سرکاری مقرر شود که همه وقت ادویه و غیره که بکار شود در تخان برساند. ششم انچه لباس که از جان متوفا کشیده شود سوختانده شود. اما وجه آن از سرکاری داده شود که پورته متوفا برسد بعد از منظوری این استدعای خود بقراریکه لازم بدانم خود رفته سررشته معالجه شان را انشا الله تعالى قدر امکان و لازمه میکنم اضافه اختیار بحضرت کرد کار است. قدوی دولت در باب استدعى داکتر مشار اليه وغيره انتظامات آن بحضور حضرت عالى نائب السلطنه صاحب نیز عرض نمودم حضرت عالی موصوف محضور پرنور اعلی حضرت والای روحی و جسمی فداء بعرض رسانیدند - حضور مبارك فدوی دولت را با عالیجاه ملك محمد اصغر خان مقرر فرمودند که در نخاک رفته سررشته بند و بست جاهای نهانه ها و غیره را بکنم از حضور مبارك يكمرا به موثر مقرر فرمودند که بسواری موتر رفته جاهای بهره ها را ملاحظه کرده بحضور مبارك حضرت عالى نائب السلطنه صاحب ومعين السلطنه صاحب بعرض رسانیدم فقرات عرض و استدهای داکتر مشارالیه را منظور فرمودند حسب الاحكام شان فدوى دولت بهره ها را مقرر کردم و نفری تخنان قرنطین نموده شد برای مریضان و نفری خدمتکاران شان مطابق منظوری از طرف روز دو وقته چای و نان و شوربا و از طرف شب پلاو مقرر نمود. اضافه بران برای بعضی نفری غریبه کار که بشمه در شهر آورد. بفروش رسانیده اخراجات وقوت عیال واره خود را مینمودند. قدر كذاره شان بواسطة عاليجاء ملك محمد اصغر خان کنده و جواری از کدام بطریق مساعده داده شده که اسوده و ارام باشند و نفری که فوت شده لباسهای او آتش داده شده قیمت آن از طرف سر کاری برای ورنه آن رسانیده شده - و حضور مبارك حضرت عالی معين السلطنه صاحب موتر سواری خود را مقرر کردند یومیه بدهن خانه داکتر مشار اليه موتوران عالی موتر را برده بهمراه داکتر\n\nخواد داخليه\n\nرا پورت\nدر خصوص مرضی که در تخان ظهور یافته بود.\nاز طرف جناب امين المس محضور عالی حضرت معين السلطنه صاحب افخم و از طرف عالی شان برای درج شدن به اداره عاجزانه ما رسیده\nبتاريخ روز شنبه ۹ ماه جمادی الثان یکنوالى احوال رسيد كه يك قسم مرض بسیار مهلک در خاک که شش گروه از دار السلطنه کابل بعید است پیدا شده و تاحال چند نفر بمرض مذكور گرفتار وهلاك شده الدقى الفور أمر الديخان وعبد العزيز خان داکتران برای علم آوری آن مقرر و بسواری کادی فرستاه شدند هر دو نفر مذکور و این آمده اظهار کردند که مرض مذکور نهایت مهلك و متعدی است از قراری که از مردم انجا تحقیق کرده شد در (۲۶) ماه جمادی الاول یکنفر مسافر از پشاور آمده جینکه در منزل بخاک رسیده تب کرده و استفراق برای او پیداشده فوت گردیده دفن کنندگان او که یکنفر ملا و سه نفر دیگر بودند بعد ازان بهمین مرض گرفتار و بدو يوم فوت شدند چنانچه در یک خانه دو نفر برادر و يك خانه شان برای خبر گیری آمده بودند نیز بهمین علامات گرفتار وقوت شدند غالباً مرض مذكور بتوماتيك طاعون خواهد بود ازین احوال محضور حضرت عالى معين السلطنة صاحب في الفور عرض شد از انجا که حضور مبارك غمخواری زیاد برای رعیت دولت خدا داد دارند في النور يقام مبارك خود برای عالیجاه عزت مند وزير عزت بيك خان داکتر شفاخانه مایی فرمان تحریر نموده موتر سواری خود را برای او فرستادند که رفته علم آوری نموده صورت علم آوری خود را معروض داره"}
{"book": "adl0616", "page": 1219, "text": "حیفه ۱۰ سال چهارم شماره ۲۰\n\nمذکور و عالیجاء عبدالمجید خان تعلقدار کوتوالی در تخان میرفت و از محکمه کوتوالی نیز اجرای فقرات فوق شده نفریکه از ابتدا الی روز جمعه ۲۲ ماه جمادى الثاني ممرض مذکور گرفتار وقوت و صحت شده اند از قرار ذیل است بدینموجب —\n۲۲ نفر\n\nفوت شده\n۱۵ نفر\nدین محمد ولد خير محمد .. ملا مهمند ولد غلام نقشبند — فتح على ولد گنج على — ملاتور الله ولد غلام نقشبند — عيال ولی محمد ملایحی نام — يك نفر مسافر — عبد الباقی برادرزاده ملا مهمند كنج على پدر فتح على مذكور — عيال محمد زمان — شیر محمد ولد باز محمد — محمد ايوب نام — ملك سيف الدين پسران ملك مذكور — دو نفر آقا محمد عبدالرحمن\n\nنفری که صحت شده اند\n۷ نفر\nعيال ملا قيام الدين — ملك محمد ولد جانخان — بازو نام — عيال نوروز خان — عيال گنج على مذكور — سيدال نام — محمد اسمعيل نام جراح —\n\nبعد از تاریخ مذکور متواتر الى روز چهار شنبه ٤ ماه رجب ربیوت خیریت رسیده بقرار اجازه داکتر موصوف نفری نظامی خواسته شده و قراطین موقوف کردند. الحمدلله والله از برکت ثبت با سعادت اعلیحضرت همایونی مرض مذكور دفع و رفع کردیده و خاطر جمعی کلی حاصل و فضل خداوندی شامل احوال است چون این واقعه بسیار سخت ووهم ناك بوده برای رعیت دولت خداداد پریشانی زیاد ازین باعث عاید احوال شان کردید. ضرور است که مهربانی فرموده مفصلاً درج سراج الاخبار مبارکه بدارید تا برای جمیع رعایای دولت خداداد که این احوال شنیده اند مسرت و خاطر جمعی حاصل شود — و نیز از اتفاق و مسلمانی و دیانت مردم قربه تخاك مرقوم میشود که بقرار تعلیمات داکتری و اوامر حکومت به بسیار درستی و اطاعت و حسن خدمت حرکت کردند و به هیچ قسم بیجرانی وخوف و اندیشه دوبار نیامده در معاونت مریضان خود شان ونجا داشتن فرامین عجان کوشید ندوبه اعتقاد راسخ و اعتماد کامل ثابت قدم ماندند — و نیز داکتر موصوف از شرح خدمت گذاری و صداقت کیشی نفری نظامی وغیره نفری خدمتی که از طرف سرکاری برای انتظامات بتخاك وغيره قرار ذیل مقرر شده بودند محضور حضرت عالى معين السلطنه صاحب بعرض رسانیده رضا مندی زیاد نمود حضور مبارک بنابر حسن خدمت گذاری نفری مذکور و کمال مهربانی دو ماهه تنخواه نفری مذکور را بصيغه العام برای آنها مرحمت نمودند تا جمیع صداقت پیشان دولت امیدوار احسان و مرحمت پادشاهی بوده همواره خدمت خود را بصداقت و راستی بدارند نفری که برای شان دو ماهه تنخواه انعام داده شده\n\n۷۰ نفر\nنفری نظامی ۹۷ نفر غیر نظامی ۳ نفر\nسپاهی و حواله دار مهماندار کوتوالی\n٦٥ نفر نفر\nعاليحاء محمد يعقو بخان کپتان ماتحت مهماندار مذکور\nنفر نفر\nسقاء شیعت کو توالی محمد علم مهتر\nنفر نفر\n\nراپورت طبی\nبحضور عالی جناب معین السلطنه صاحب افخم از طرف میرساند دا کتر منیر عزت بيك خان بتاريخ دهم ماه جمادى الثاني بموجب امر و فرمان عالی به شخاك رفته و افکار عاجزانه ام را به تفصیل عرض کرده بودم از تاریخ مذکور تا امروز مشاهدات فنیه ام را که روزمره بوقوع آمده است بقرار ذیل عرض میدارم ملك محمد ولد خانجان و عیال ملا قیام الدین را که بیشتر ازین بمرض گرفتار آمده بودند هر دو نفر شانرا بکمال دقت معاینه کردم در ملک محمد علایم مرض ذات الریه بصورت بارز و معلوم داری موجود بود و درجه حرارتش ۳۸ محسوس میشد عیال ملا قیام الدین اگرچه در سینه اش علائم التهاب دیده شد اما بسیار مضطرب نبود و درجه حرارتش تا ۳۸٫۵ بود از نتیجه سوال و جوابی که کرده شد اقرار کردند که ملك محمد و هم ملا قیام الدین بخانه که مریض در آن مرده بود برای فاتحه رفته بودند وقوعات سابق را که ندیده بودیم و مانند یک افسانه شنیده بودیم چون تفصیلات آن افسانه با این مشاهده ما منظم گردید امکان نماند که قانع نشویم بر این که مرض يك مرض متعفن و شدید متعدی میباشد یعنی يك مرضیست که از یکی بدیگری سرایت میکنند در دهم ماه شیر محمد ولد یار محمد بیمار گردید اندیشیدم که این بیمار را برای روشنی فکر خود یک مثال واحد قیاسی و برای امین نمودن حقیقت و ماهیت مرض مقیاس اساسی باید بگیرم لهذا بيك دقت فوق العاده هر طرف آنرا معاینه کردم اولا هیچ یک علامتی که مرض طاعون را نشان بدهد در او نیافتم حتى يك عدود بسیار کوچکی نیز در هیچ طرف وجودش بر نخوردم در سینه چپش بسیار درد شدیدی موجود بود از پشت در سر شانه و در يك نقطه محدودی که گوش نهادم خرخره های فرقعه را شنیدم همین نقطه درد شدید با لصیفی داشت و درجه حرارتش نیز ۳۹ بود نفس تنگیش هم بسیار اشکار بود وقتیکه سرفه میکرد اخلاط خون آلود از سینه اش می آمد لهذا تشخیص ذات الریه را وضع کردم اما این شیر محمد یک روز پیش از آن از خاک جبار داندرا آورده و باهیچ یک مریضی از مریضان سابقه خود او به تعلقاتش اختلاط نکرده است و خودش گفت که از چند روز طبیعتم خوب نبود روز سه شنبه خبر گرفتم که عبدالباقی نام شخصی با عیال ولی محمد بیمار شدند عبدالباقی اگرچه از تنفس مضطرب بود نیم درجه حرارتش"}
{"book": "adl0616", "page": 1220, "text": "شمارهٔ ۲۰ سال چهارم صحیفه ۱۱\n\nطوپهای درازسحر پرداز جانستان المان\n\nبلند و فوق العاده شبیب دیده میشد خفیف صرفه میکرد و از سینه اش خون نمی آمد چون بسیار بیتاب بود معاینهٔ اش ممکن نشد احتمال دارد که از اول بمرض سل گرفتار بوده باشد بر عیال ولی محمد این مانند شیر محمد ذات الریه تشخیص کرده شد ملا محمد ایوب چون بعد از خبر شدن ما به نیم ساعت وفات کرده بود در حق مرض او بیان فکر نمودن صحیح نیست ولی بگفتهٔ مردم سینه او درد داشت و صرفه میکرد شیر محمد پومسه شفیه و عبدالباقی روز چهار شنبه و عیال ولی محمد روز پنجشنبه وفات کردند در ریون که ۱۷ ماه تقدیم ذکر شده بود ملک صیف الدین روز جمعه دچار شده بودم که بمرض ذات الریه مبتلا شده بود و یکشنبه وفات یافت در این مریض های که دیدم در وجود هیچ يك از آنها تصادف نکردم مرض ذات الریه يك مرض متعدد است که بشکلهای مختلف رونما میشود این مرض چنانچه در اصل خود از امراض مهلکه شمرده میشود مکروبی بودن آنهم شرط است و هر مرض مکروبی سازی میباشد و در نقطه نظر کلينيك مرض هر مريض از علامتهای که ابراز کنند کشف کرده میشود و این علایم در يك نقطه محدود سینه درد شدید و نفس تنگی و ترفع حرارت و نفث الدم و در او انقطاع محدود سینه خراخر فرقعیه میباشد نظر بگفتهٔ متخصص های فن مکروب این مرض بنام (پنوموقوق) يك مكرون دارد کما کر مقدار آنها گاهی خیلی زیاده شود و باشار بون استرپ تو كوك و استفله كوك و مثل دیگر مکروبها مترافق شود در مرض حکم خود را شدیداً اجرا میکند و اکثر مریض آن رهائی یافته نمیتوانند که این مسئله را تنها متخصصهای مکروبیو لوژی تعین کرده میتوانند اما از نقطه نظر کلينيك به تشخیص شده تنها عبارت از ذات الریه می ماند با وجودیکه يك مرض سار است ولی سرایتش نسبت بدیگر امراض بسیار خفیف است دیگر اینکه استعداد مرض هم در این شرط است ذات الریه های که از نتیجه يك مرض متعفن باشد دایماً بصورت آنی ظهور میکنند یعنی بعد از آن که مریض داخلی بدن\n\nهجوم شدید رسالهٔ اوستریا و طوپخانهٔ روس"}
{"book": "adl0616", "page": 1221, "text": "حيفة ١٢\nسال چهارم\nشماره ۲۰\nبشود و علایم خود را ابراز کنند متعاقباً بك ذات الريه ظهور آورده ایم با آن درجه شدید نیست که سرایت را مانع شود که مانع میکنند و گرنه یک مرض ذات الريه طاعوني ابتدائی موجود نیست شدن انتشار مرض را ادعا کرده بتوانیم بناء عليه در يك دهی و نمیشود بناء عليه تابحال هیچکس که بمرض طاعون عمار شده باشد مانند بخانه که هر جهه آن و هر حال آن از حفظ الصحه قطعياً ظهور نکرده است در یک مملکتی که مایه مرض طاعون موجود عاری باشد در میان یک جمع ندیری که قطعیاً از احتیاط و تدبیر نباشد و هم مرض حكم فرما نباشد تنها بيك ذات الریه که خود و اصول نظافت میرا باشند. سرایترا توقیف کرده توانستن عدیم بخود ظهور کرده باشد طاعون کفتن صحیح نیست پس در انتحال الامكان است در اقول احمرض بکدام شخص سرایت کرده است. در باب این مرض كه بي همديگر بيك شكل و بيك نوع اعراس و کدام شخص از بیماری کدام کس مرض را ربوده بیمار شده و در يك مملكت ظهور نموده است چه تفسیر باید کرد بجواب گفته است این است که در این خصو صها در میدان اینچنین وقوعاتی میشود که نظر باستعداد اهالي وتبدلات هوائيه موسم و دیگر بعضی اسباب ها و اقمندن بعضی امراض مسئولی در بعضی مملکتها از واقعات است آیا این مرض تخانه را که ادیا کرده میتواند که امروز در کابل هم موجود نباشد . نها در شفاخانه ملکی از ابتدای نوروز تا بحال هشت نفر بیمار که بهمین مرض مبتلا بوده اند شفاخانه آمده است که به قر آن فوت شده است و پنج نظر آن شفایاب شدند که از آن پنج نفر دو نفرشان تا محال در شفاخانه زیر تداوی میباشد و بدیگر هیچ کسی مرضش سرایت نکرده است پس در انحال گفته میشود که مرضی که در این روزها در نخاك موجود است قطعیاً از علایم طاعون میر است و از نقطه\n\nندیدیم و نه می بینیم مثال اولاً از جمله مشاهدات ما جز هر مريض بيك سبب که داشتند مریض شدند. ملك سيف الدين همراه مريض ها گاهی اختلاط نکرده ولاكن بعد از ه مانده کی بسیار و جان عرق پر خود ر ایتمال داده دوغ و آب سرد و دیگر اشیاء سرد خورده دو ساعت بعد آثار ریزش یدا کرد بچه های ملك مذکور هر دوی آن سیار سنگ های کلان کلان را باز کرده بالای قبر پدر بوده اینها هم مثل بدری احتیاطی کرده بكه دو ساعت بعد از برای شان علایم زیرش پیدا شد. محمد اسمعيل جراح ملازم شفاخانه از سکونت جای خود تا منزل قافله رفته قافله را یکان یکان ملا حظه نموده در آفتاب\n\nمیں آمستون\n( که در لندن بشرف اسلام مشرف شده است )\nنظر فلني قل يك مرض ذات الريه ميباشد اما شکل مرض اگر جان او عرق بسیار کرده بعد از اتمام ملاحظه اسب را سوار ال نقط من مکروبیو لوژی باشد بسیار تاسف میکنم که در آن شده دوانیده جان خود ر اشمال داده از برای اینهم یک دو ساعت بعد فن جلیل چون اختصاص ندارم سکوت میکنم طاعون بسیار علایم روش پیداند. ثانیاً بدر ملك محمد وملا قيام الدين بمونا خانه مهلك و شدید متعدی يك مرضیست در این زمان های اخیر برای فاتحه رفتند و پسر یکی و عیال دیگری بیمار شدند اگر این در بعضی جاهای هندوستان در ظرف یکماه چهل هزار آدم آن مساله را سبب مرض فرض بکنیم ملا قيام الدين هي روز پنج وقت مبتلا میشوند و سی و پنجهزار آن وفات می باید انجنين ظالم يك در مسجد نماز میخواند و باهالی تماس میکنند و پدر ملت محمد بسبب که مرض براهالي بذاك كاهی شفقت و مرحمت نخواهد کرد تدبیری که بعمل دکاندار است هر روز با او بسیاری از مردمان اخذ وعطا میکنند و در"}
{"book": "adl0616", "page": 1222, "text": "صحیفه ۱۳\nتیاره ۲۰\nسال چهارم\n\nخانه شیر محمد هشت نفر اولاد و عیال و پدر و مادرش موجود است و در خانه عبد الباقي و در خانه ولی محمد دوازده نفر موجود است و در خانه ملك سيف الدين اولاد و اقارب مذکور می چهل نفر میشود تا به ظاهر شدن مرض او عادتاً همه يك جا و يك وجود بودند. وقتی که مرض از برای او معلوم شد بخانه آن ده نفر مانده دیگر تعلقات شانرا جدا نمودیم به پسر آن که هم خانه پدر بودند و يك پسر دیگر آن آقا محمد نام خانه علیحده داشت که همراه پدر خلطیت نکرده چند یوم بعد از پدر خود عبد الرحمن و آقا محمد پسران ملك بيك روز مریض شدند هر گاه فرض کنیم که عبد الرحمن هم خانه پدر بود مرض را از پدر گرفته آیا ناجوری آقا محمد بچه قسم تفسیر کرده میشود باقی سی چهل نفر که همراه ملک خلطیت داشتند چرا مریض نشدند و الحاصل همسایه ها و دیگر مردمانی را که با ملک محمد و ملا قیام الدین و عایله هایشان اختلاط میکنند بسیار نفری میشود حال آنکه تا بامروز در هیچ کسی شکایت ظهور نکرد از وقتیکه مواد مرضیه در وجود دخول میکند تا بوقتیکه مرض ظهور می یابد روزهای را که در بین اینمدت میباشد آنرا دور تفریح میگویند بنابر این دور تفریح طاعون از بیست و چهار ساعت تا به سی و شش ساعت است که باین حساب شیر محمد از سیزده روز محمد ایوب و عید الباقی از دوازده روز عیال ولی محمد از یازده روز با این سووقات کرده اند پس چون چنین باشد از پنجاه شصت نفری که در اینخانه ها موجود دارند در هیچ یک از آنها عوارض مرض دیده نشود این مرض را مرض ساری گفتن و این حال را طاعون ادعا کردن برای یک طبیبی که از جدیت و شرف طبابت نصیب داشته باشد يات معامله جدی شمرده نمیشود مع مافیه برای این همه وقوعاتی که از اول تا باینجا عرض کرده آمدم و وقوعاتی که تا تاریخ آمده و گذشته است استنباط کرده بکمال اطمینان عرض کرده می توانم که در این حال حاضر المرض طاعون نمیباشد تا بحال اصولیکه تطبیق کرده شده عبارت از يك کمانی بود كه يك مرض متعدی موجود است مع مافیه در خصوص بقای آن بالغو آن باقی الحال و یا بعد از تحقیق دیگر حکم اعلیحضرت هماپولی تعلق دارد و من الله توفيق محرر يوم یکشنبه ٢٤ شهر جمادی الثانی سنه ۱۳۳۳ دكتور منيربيك\n\n( از محکمه اطلاعات )\n\n( از بدخشان رسیده ) اینکه روز دوشنبه ۱۱ ماه جمادی الثانی بعمل دونجه روز در جوسا ابر پیدا شده باران شروع بیاریدن نمود همینکه دو ساعت از نزول باران و مداومت باران منقضی گردید از دره جوز کوه علامات آمدن سیلاب ظهور نموده از مجرای دره که آب دهشتناك سيلاب بيك جوش و خروش مدهشی خارج میشد اطراف خود را عموماً در زیر جریان خود در آورده راه پیمانی می نمود – موسفیدان و کهن سالان شهر فیض آباد عموماً بهمین يك سخن اقرار داشتند که در مدت العمر خود سیلابی بدین وخامت ندیده و نه شنیده ایم – قربان محمد نام شخصی باشنده کبی\n\nکامکان بجهه فروش نمك در بازار شهر فیض آباد آمده نمک های خود را فروخته جریده همراه مرکب های خود روانه ماوای خود بود در مقابل روضه مطهره خرقه شریف زاد هم الله شرفاً و تعظيماً با سیلاب خانه خراب بغتاً تصادف نموده و سیلاب مدهش دفعتاً مرکبهای او را بلعیده غرق و ناپدیدار ساخت قربان محمد بتلاش خلاصی جان خود افتاده اگرچه مردم بسیار باطراف آن پراکنده بودند و باحوال قربان محمد مذكور افسوس و حسرت خورده حتی الوسع در رهائی دادن او می کوشیدند اماسیلاب سیاه روی که خزیده و جهیده لحظه بلحظه افزونی میگرفت هیچکس را طاقت آن نبود که در عقب يك شخص جان بلب رسیده خود را بآب مذكور انداخته محو و هلاك گرداند همان است که قربان محمد مذکور مرگ را با خود دست و گریبان دیده رخ بطرف آستان مطهره روضه خرقه شریفه نموده نیازمندانه يك التجای خلاصی خود را نموده و هنوز از عرض التجا کیشی خود خلاص نگردیده بود – که موج سیلاب همچون يك براگاهی قربان محمد را برداشته بشکلی غرق و ناپدید نمود همه که حاضران را اشک در دیده پدیدار گردید – و از عقب قربان محمد بصدها و هزارها خروار سنك های بزرك و كوچك و ريك و گل و درخت و غیره را سیلاب از کوه می آورد که قربان محمد با آنها آمیخته بدریا ب کوکچه ناپدیدار گشت دریا ب کوکچه با چنان وسعت و عرض و طولی كه مالك است آنقدر مملو گردیده بود که دهنه مجراهای پل خشتی قریب دو ساعت مسدود گردیده بود و هر قدر آسیاب و آبادی که پدر مذکور بوده همه را خراب و مهدم گردانیده برده سیلاب مذکور بقدر دو ساعت بهمان يك قرار ترقی و طغیان داشت – بعد از ان رخ به تنزل نهاده خاموش گردید – فردای آن که روز سه شنبه ۱۲ ماه حال باشد جناب جلالت مآب حاجی محمد گل خان جرنیل نظامی با منصب داران عساکر ظفر مآب دربار عسکری جمع بوده مشغول خدمات محوله خود بودند – که دفعةً قربان محمد مغروق در مجلس عسکری حاضر شده ادای سلام نمود. جناب جرنیل صاحب و همه حاضرین که از احوال روز گذشته قربان محمد متاسف بودند محیرت دوچار شده خوب تحقیق کردند که خود قربان محمد مذکور است جویای احوال او شدند – بیان سرگذشت مردن و زنده شدن خود را بدینقرار شرح داد – در وقتیکه آب مرا فرو برد تا بچند قدمی دست و یا زدن و بی اختیارانه رفتن خود در زیر آب بخوبی میدانستم بعد از ان از شدت صدمات امواج و مسدودی نفس از هوش بر آمده باحوال خود ندانستم بعد از نیم ساعت تخمیناً آب مرا بالا کرده و سطح بر آورده بود که از هوائی که بدماغ من رسیده بهوش آمده چشم خود را کشودم خود را بر سطح آب و يك چوب بید بری را در پهلوی خودم وجود یافتم به بسیار ناتوانی دست دراز کرده چوب را گرفتم و بیادم آمد که یک جاه پر از گندم و دو فرد گاو قلبه دارم همه را در راه نجات خود"}
{"book": "adl0616", "page": 1223, "text": "صحیفه ١٤ سال چهارم شماره ٢٠\n\nبه خیرات کردن بدرگاه خداوند تعالی قبولدار شدم و چوب را محکم گرفته گاه در تحت آب گاه در سطح آب سیلاب خانه خراب ما را بی اختیار همچون برگ گاهی می برد بحال بسیار ضعف و نقاهت گاه با خود گاه بیخود گرفتار همین احوال بودم که دفعتاً خود را بيك زمین از آب پر کناره حس نمودم چشم کشاده بدقت ملاحظه نمودم که در قرب قشلاق کری و باغ شاه بعد ازان کلاسه گروه راه مفروق آمده ام بلب شهر افتاده ام همانست که از جای خود برخواسته در قشلاق رقم شب را در قشلاق گذرانیده اليوم بحضور شما حاضر شدم تا همه عالم بدرستی بدانند که خداوند زنده را چسان می میراند و مرده را چسان زنده می کنند . اگر تیغ عالم بجبند زجای - نبرد رکی تا نخواهد خدای - از حضور جرئیل صاحب فوراً يكتوب چکمن بدخشى اعلى و يكصد روپيه نقد و از طرف همه حاضرین و غیره برادران دین و ملت واحداً واحداً فرداً فرداً برای قربان محمد مذکور عطاء و بخشش فرموده شد. بعد از ان قربان محمد بعوض مرکبهای خود دیگر مرکب و آلات کارآمد خود را خریداری کرده همچنان که از خانه خود برآمده بود همچنان واپس بخانه خود عودت نمود فقط .\n\nحوادث خارجیه\n( خلاصه وقائع جنك )\nآتش خاموش نشونده ، ياجنك اوروبا\nاز زمانهای پیشین اساطیر الاولین روایت میشود که چون زردشت، بدعوی پیغمبری برخواسته دین آتش پرستی را در فارس قدیم اعلان نمود بنا بر اثبات دعوای خود به اظهار بعضی خوارقها نیز پرداخت که از انجمله ، آتش خاموش نشونده آتشکده فارس را بر افروخت، میگویند در میان کانون آتشکده مذکور دو چوب صندل را بر یکدیگر استناد داده آتش داد. همین دو چوب هزار و چند سال - یعنی تا زمان سعد اقتران شب ولادت نبوی صلى الله عليه و آله وسلم - شعله افروزی نموده هیچ خاموش نشد. میگویند که چون زردشت بعلم نيز نجات وسيميا و دیگر حکمیاتی که در بنوقت معلوم و معروف نيست خيل دانا وحكيم يك شخصی بود. گویا به تسخیر خواص اجرام علويه كامياب آمده خاصیت آتشی و سوزندگی سیاره مریخ را بر همان دوتخته پاره چوب صندل به رصدها و طلسمها تطبیق و برابر کرده از تأثیر آن چوب پاره های مذکور برا بیمه شعله افروزی هزار و چند صد ساله خود دوام ورزیده توانسته است .\nاین جنك حاضره اور وپارا اگر همچنان يك آتش خاموش شونده زردشتی مریخی بگوئیم جادارد زیرا از وقتی که این آتش در گرفته است تا بحال بجز آنکه رفته رفته دایره احتراق خود را وسعت داده رفته است و شدت و دهشت خود را روز بروز افزون کرده است دگر هیچ چیزی ازان دیده نشده است\nصد ساله\n\nاحوال و وقایعی که از خبرهای مختلفه تشکیل یافته از قرار ذیل است در رزمگاههای مشرقی خودروسها بر شکست های فاحش در کلیسیا و پولیند اعتراف دارند. جرمها فتوحات خود شانرا در هر هر طرف ممالک روس بمنعه ها مینویسند ، حتی از فتاح و ارشاو و سر راست بسوی پتر و کراه رفتن خودشان نیز زمزمه ها دارند. در رزمگاههای مغرب جرمتها از پیشرفت خودشان سرد است بسوی بندرگاه کیلی و غلبه بر غلبه خودشان حکایت میکنند . و انگلیزها و فرانسیها با وجود اعتراف پر حمله های مهاجمانه و تقدم جرمها و طاقت نیاوردن هما کر خودشان بمقابل آتشها و غاز های زهر ناکی که جرمها استعمال میکنند، باز هم از مدافعت شدیده خودشان ، و تلفات عظيمة جرمها و پسپا کردنها بیانها میدانند. کارستانهای تحت البحری جرمها نیز بشدت دوام دارد . در هر گاه و بیگاه خبرهای غرق شدن کشتیهای تجاری انگلیزی بشواتر میرسد که در میان این کشتیهای غرق شده کیها مانند و لستیانیا ، کشتیهای عظیم الشانی نیز هست که موجب ریزه ریزه شدن جکرهای تمام ملت انکلیز شده است. یکان کشتیهای بزرگ بزرك جنكي شان نيز كاهي بسلك و گاهی بضرب ترك و گاهی از طرف تحت البحرها غرق میشود که به این سبب ضررها و زیانهای قوه بحریه دولت انگلیز که معظمترین قوتهای بحریه دنیا شمرده میشد يك چیز ظاهر و معلو مدار است . یکی خود رابازی دادن و بر چشمهای عالم خاک پاشیدن است و یکی این است که حقیقت و بدهیات را انسان انکار نکند. چیزی که حقیق و بدهیست همین است که همه دولتهای معظمه که به این جنگها گرفتار آمده اند به خسارتها و ضرر های عظیمه گرفتار آمده اند. و فحوای ضرب المثل « سر بزرگ دردش هم بزرگست » و همانکه معظمتر بوده ضرر و زیانش هم عظیمتر بوده است که به انحساب انگيز وروس دردهای کمر شکن یافته اند.\n\nنغمه که نو در طنبور جنگ زیاده شده است همانا روایتهای داخل شدن ایتالیاست در جنگ - تا به این وقت اگرچه بتمامها این حوادث تأیید نیافته است مگر اخبارهای انگلیزی انقطاع مناسبات سیاسیه را در مابین ارستر و ایتالیا نشر نموده اند که باز هم بصورت رسمی تائید و تأکید شده است و ایتالیا یکی از عضو های مهم اتفاق ثلاثه است که آلمان ، استریا ، ایتالیا میباشند . در آغاز اعلان جنك مشوره متفقین خود بیطرفی را اختیار کرده چرا که سواحل ایتالیا از هر طرف بازو مفتوح بوده محافظه آن از گلوله باری کشتیهای جنكي انكليز وفرانس خیلی دشوار مینمود ، و لایت بفردی که از اشتراك جنك او به متفقینش و خودش میرسید از سیطره فیش نمیرسید بلکه بیطرفی ایتالیا برای متفقینش فایده هم میرسانید . اما باين شايعة اشتراك جنك ایتالیا هیچ معنا داده نمیشود که آیا بکدام طرف باشد.\n\nنغمه دیگری که در طنبور افزوده خبر اتفاق دولت ژاپان و چین است که بسبب قبول شدن شرایط اولتها توم دولت ژاپان از طرف دولت چین، این هر دو دولت شرقی آسیا در باب مسئله\nاز طرف دولت چین،"}
{"book": "adl0616", "page": 1224, "text": "صحیفه ۱۵\nآسیا باید از آسیائیان باشد، دست یک کردند. هیچ شبهه نیست که بسبب این اتفاق و داخل شدن چین در تربیت و تعلیم ژاپان اقصای شرق رتمام اقصای غرب غالب وفایق بیایند. تصور شود که اكر بكبار يك دولت ششصد و شصت مليون نفوسة مترقبة متفننه قویه از عرق اصفر در دنیا میدان براید حال غربیان یکجا منجر خواهد شد ....\n\nاز دار دنیل ، و مرور از آبنای آن کشتیهای جنگی انکلیز و فرانس اعتراف عجز نمودند. زیرا بعد از غرق شدن در بدنوت ها و تحت البحر های المکلیزی و فرانسوی در مدخل اینا دیگر خبری نیامده اما میگویند که رخشکه کشتی مقصد خودشانرا از لندن میخواهند ولی از انهم خبرهای فیصله کنی میرسد ، واقعات هم در يك سكوت عمیق پیچیده رفته است که از هیچ خبری اثری در اخبارهای انگلیزی از الطرف دیده و شنیده نمیشود. اگرچه از طرف عراق بعضی زمزمه های رجز خوانی بکوش میرسد ولی اخبارهای جهت مقابل آن ترانه ها را بی سر و بی آهنگ ادعا میکنند .... آنچه دیگر طنبور که خیلی بیصدا میباشد تبدلات و انقلابات است که در پارلمنت انگلستان پیش آمده است که ازین تبدلات احتمال يك انقلابات بزرگی در عالم سیاست حاضره و جنك موجود ملحوظ شمرده میشود .\n\nاقتباس از جریده گرامی حبل المتین\n《 شرف و قومیت 》\nدر عالم شهود وسلسلة وجود حب وطن وحفظ استقلال قومی و صیانت شرف ملى وتضامن جنسی واسطه ترقی و نردبان تعالی شناخته شده هر قوم که افرادش از وجود این عواطف عالیه محروم باشند ولو اینکه در شجاعت تالی رستم و در سیاست و تدبیر ثانی بوزر جمهر هم باشند هیچ وقت بدورة معالى وقبله تعالی صعود نخواهند نمود — اینکه امروزه اغلب دول متمدنه مسلح شده و افراد بشر جانهای خود را در کف نهاده بايك عالم شهادت و افتخار در میدان مجادله بقاء و معر که حیات مشغول فدا کاری و جان فشانی هستند تماماً برای حفظ شرافت و عظمت و شوکت وطن خود میباشد — ارکسی از نقطه نظر تحلیل سلسله علل را تعقیب کند خواهد دید که علت و سبب حقیقی و اعتلاء اقوام همان محبت وطن و محبت استقلال وحب آزادی و شرف است .\n\nکذا ( سرخس )\nچند روز قبل از طرف حاکم سرخس روس بنظر اشاره فرمانفرمای تاشکند حکم شد که شهر را چراغانی نموده و برای يك شهری که مجدداً روسی ها از آلمانی ها پس گرفته جشن بگیرند ولی اسم و عنوان شهر در میان نبوده چراغانی مختصر به عمل آوردند و این جشن گویا برای اسکات تراکمه بوده — چونکه از بعضی رؤسای تراکمه زمزمه های نامساعد شنیده میشود .\n\nسال چهارم\nشماره ۲۰\nیکماه قبل هم بحكم امپراطور روسيه كمك مالی و افرادی مجدد از تراکمه خواسته و تراکمه تاکنون زیر بار نرفته اند نفوذ دولت روسیه بواسطه جنگ در ساری قمیش واردهان و فارس در ترکستان وقفقاز سست شده و بازار تجارت و کار بقسمی از رونق افتاده که تاصد سال دیگر تلاقی آنمحال است از مذاکرات پالتیک نا اندیشانه مأمورين روس منتها درجه تزلزل در ارکان روسیه دیده میشود چندی قبل ۳ نفر از اتباع عثمانی را به جرم مفتش از تاشکند ترکستان دستگیر و هر سه را بدار زدند در صورتیکه سندات تفتیشیه آنها را ظاهر نکردند امیر اطور روسیه حکم بوزیر مالیه نموده که ۵۰۰ ملیون سند دولتی چاپ کرده و بعنوان بانک دولتی برای مخارج قشون وجه مزبور را از تجار جمع آوری نمایند. در گنجه بك انبار توتون و تنها کو که متعلق به يك تاجر المانی بوده از طرف روس توقیف و قیمت ۱ مليون منات معرض فروش گذارده شده است. در مدت نه ماهه جنك على التوالى كه شهرت داده شده اسرای المانی را به سرخس خواهند آورد اما تا حال یکنفر ازان امرا دیده نشده و حال آنکه آوردن اسرای المان در این موقع بصفحات ترکستان خیلی بحال روس نافع است ، فقط بك عده از امرای اطریش که آنها هم اصلا از اهالی سرب هستند به سرخس آورده اند جراید روسیه این روزها از فلاکتهای پی در پی و تلفات وضایعات مالی و جانی سریها مینویسند آنچه بدست اطرش ها مقتول و گرفتار نیامده بيك نوع و با و نا خوشی که هیچ وجه معالجه ندارد دوچار آمده اند چنانچه در يك روز بواسطة این ناخوشی فقط ۶۸ نفر طبيب فوت و ۱۵۲ نفر هم مبتلا شده که در تحت معالجه اند از این قرار تلفات سایر اصناف بچه اندازه خواهد بود و ۹ شهر از ولایات وبلاد معظمة سرويا بواسطة بمباردمان پی در پی اطریشها بكلى مهدم و مبدل بيك توده خاکستر شده و نوعی قحط و غلا در تمام - و یا واغلی از نقاط روسیه حکم فرما است که برای بذر و تخم زراعت زارعين عريضه بدولت داده و بذر خواسته اند .\n\nنقل از اخبار رعد\nسلاطین و شاهزادگان آلمان\nکه در جنگ هستند\nعملیات و خدمات نظامی امپراطور و سلاطین و شاهزادگان آلمان را در جنگ جراید چنین صورت داده اند .\n* * *\nبعد از دو هفته از شروع مخاصمت امپراطور « ويلهلم » با انات ماژور خویش از برلن به فرونت غربي جنك شتافت و در عملیات جنگی بلژيك و فرانسه که در منتها درچه شدت بود مداخله داشته و از آنجا به میدانها و خطوط جنگی فرونت شرق رفته عملیات حربیه قوای خویش را با روسها نظارت نموده و بواسطه کسالت مزاج به « برلن » برگشته و بعد از چند روز توقف به میدان فرانسه عزیمت کرد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1225, "text": "سال چهارم صحیفه ١٦\n\nاردوگاه عمومی امیر اطور اول دفعه در « كويلاتتز » و ثانيا در « لوكزامبورك » وبالاخره بالنادر خان « فرانسه » مقرر گردید بدون آنکه نقطه آن بطور قطع معین گردد .\nکرون پرتز « ولیعهد آلمان فرمانده کل قشون نجم باز نرال ( كتولدورف ) رئيس الاماز وروی و عساكر مذبوره بين ( وردون ) و ( روز ) جنگ می نمایند .\nسایر پسران کوچکتر امپراطور نیز در فرونت های مختلفه جنك هريك مشغول خدمات نظامی خویش می باشند .\n١ فرزند دویم قیصر « برنس ایتل » فرمانده پریکا د اول پیاده نظام کارد پروس است\n٢ سومین و چهارمین فرزند قیصر « برنس ادالبوت » و « برنس اگوست ویلهلم » هردو در اردوگاه عمومی مشغول خدمت بودند و بواسطه صدمه که از اتوموبیل به « پر اس اگونت » رسید مجبور به مراجعت برلن و معالجه گردید\n٣ پنجمین پر امپراطور « پرنس ژوهاشیم » در کردارمه یازدهم صاحب منصب و اردو نانس ژنرال « بلوسکو » می باشد و در پروس شرقي ومقابل روسها جنگ می نماید و بواسطه زخمی که در جنگ بوی رسید چندی برای معالجه زخم معاونت به مریضخانه نمود .\n٤ پرنس هانری « برادر كوچك قيصر ويلهلم اميرال بحری است و چندی نیز در اردوگاه عمومی در انا مازور خدمت میکرد\n٥ پسر بزرکوی « پرنس والدمار » فرمانده پنجمین دوزیون اتوموبیل های زره پوش جنگی آلمان است .\n٦ پسران برادر دیگر امپراطور « پرنس لئوپوند » در رژیمانها هو سارد کارد امپراطوری پروس صاحب منصب وداخل عمليات جنگی میباشند و صورت شاهزادگان خانواده هو هانزلون ( فامیل امپراطوری ) از این قرار بود که ذکر شد .\n٧ پادشاهان « باویر » در تامبورك و « ساكس » داخل عمليات اکثیف یعنی حاضر السلاح نیستند و کاهگاهی بمیدنهای جنگ و باز دید قشون به فرونت رفته و معاودت مینمایند و ولیم هدان آنها در کار فرماندهی میباشند .\n٨ بسیاری دیگر از پادشاهان فعلی المنان که داخل صاحب منصبان كثيف و مشغول خدمات نظامی میباشند :\nپادشاه « هی » « پرنس شارل » فرمانده رژیمان ۸۱ پیاده نظام « دوك ارنست » فرمانده رژیمان ۵۳ « برنس شومبورك » و پرنس هانری فرمانده هان رژیمان ١٤ هو سارد\nکران دوك دوهن « و » دوك بر نسويك « داماد امپراطور » و پرنس والدك « در جز و افواج ایالت خویش مشغول خدمات نظامی و نیابت سلطنت ملک خود را به زوجه های خویش مفوض کرده اند .\n٩ « پرنس هولتين » برادر ملکه آلمان و « پرنس ارنست » و « پرنس ماكس » كه هريك والى يك امارت مستقلی هستند در افواج و فرونت های شرق و غرب مشغول خدمات نظامی میباشند .\n\nشماره ۲۰\n\nولیعهد با و پر سردار قشون ششم و برای ولیعه ده ورتا ميرك « سردار قشون چهارم است و سه پسروی در صفوف مختلفه در آتش جنك مشغول خدمت میباشند . برنس گراد باویر در حین جنك بار زیمان سوار خویش مجروح شده و « پرنس وید » پادشاه سابق آلبانی فعلا در دویزیون ششم سواره نظام سمت ماژوری را دارد . تا کنون هفت نفر از شاهزادگان آلمان در جنگ مقتول شده اند و يك نفر شاهزاده فعلا در انگلیس محبوس است و این شاهزاده محبوس همان فرمانده کاپیتان معروف کشتی « آمدن » می باشد که بعد از آنهمه ابراز رشادت توسط قوای استرالیا دستگیر و به « لندن » فرستاده شد .\n\nكذا ( مسلمان شدن يك خاندان امريكا )\nصورت مکتوب :\nبا یکی از خاندانهای آمریکا از مدت چند ماه میشود که ساسه خط و کتابت را جاری کردیم و نتیجه آن این شد که در دل خود صاحب خانه واهليه اش الله تعالى بفضل خود يك تحريك مقدمي پیدا کرد و خواندن رساله ها و کتب اسلامی را شروع کردند و به هر هفته مکتوب فرستادند و استفسارات میکردند . وبالآخر آن خانه که عبارت از یکزن و شوهر و دو پسر باشد مسلمان شده شکر ایزد یگانه را بجا آوردند . والحمد لله رب العلمين و التهم زدفردا .\nه خاکسار صدر الدین\nامام مسجد و وكنك لندن .\n\n( آخر ترين خبرها )\nجنك ايطاليا با اوستريا تائید نموده است . در دانیال کامیابی خلیفان پدیدار نیست . در رزمگاه مشرقی شکست روسها متواتر در رزمگاه مغربي جنك بشدت تمام دائر است دو کشتی جنگی دیگر خلیفان جدید در بحر سفید اضرب تارپید و غرق شده است . زیپلینهای جرمن بمبهای متعدد پرلندن انداخته آتش افروزی بزرگی بوقوع آمده است . دولت عثمانی بر تمام دولتها اعلان نموده که قنال سویس را در احاطه جنگ داخل کرده است و اگر بکشتهای بیطرفها صدمه برسد ذمه دار آن انگلیس و فرانس خواهد بود . کشتیهای تحت البحر جرمنی در فرقانی کشتهای دشمن روز افزونی دارد . یک مرکز تحت البحر های جرمنی در بحر روم قایم گردیده کشتیهای بسیاری از دشمن را غرق کرده میروند و قتال سویز هم از انساب در زیر خطر مانده است . از قفقاس و مصر خبرها در میان نیست . در بصره عربهای مجاهد بسیار ترقی کرده اند . از حرکات امریکا بر خلاف زاپان و حمایت چین اندیشها پیدا شده است .\n\nدر چاپ خانه حروف دار السلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محور محر ریافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1226, "text": "شرایط خریداری\n\nوار السلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائی که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nيك طلای پوند انکلیزی پانزده روپیه گلدار است . از همین قرار حساب کنند .\n\nیاد آوری\nهمهٔ کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه ممد بر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنین يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسند حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه كابلى و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تابه پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اينچ — ٤ — سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر هر سطری ستاد اجرت گرفته میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1227, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\n\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنة کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با دا کخانه مرکزی دارالسلطنة کابل يك مقاوله نموده دا کخانه مشار اليه تقسيم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهده همیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنة خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهای شان بدون واسطة غير فردا فردا بواسطه آدمهای دا کخانه نخود شان میرسد.\n\nاعلان\n\nاز اداره\n\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآن چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\n\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\n\nجزيرۀ پنهان\n\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین نمره نوینر رسیده گلزار، مطبعه عنايت ، كام جانرا شيرين نمائید : « جزیره پنهان » يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسعى و غيرت را برای اساس زندگان نوع بنی بشر منظر ثابت و جلوه کر میسازد. هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ خوبی تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان و دکان باز محمد در بازار ارک، دكان غلام محمد متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\n\nاز مطبعه عنایت\n\nقیمت روپیه کابل\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضهٔ حکم مجلد ۱\n\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرووف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند.\n\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند بادارهٔ سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1228, "text": "امان افغان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۲۱\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nعلوم و فنون ( عرفان پروری های اعلیحضرت همایونی )\nاخلاقیات ( دین ، دولت ، ملت ، وطن )\nحوادث داخله از محکمه کوتوالی ترکستان مرقوم نموده — مرثیه — كذا از محکمه کوتوالی ترکستان — مکتوب از میمنه — مکتوب از قندهار —\nحوادث خارجيه مسجد اسلامية افغانيه — ايضاً مسجد اسلامية افغانيه — احوال ماوراءالنهر از نامه نگار کری و مرو — ترجمۀ اخبار های انگریزی — قبضۀ زمین بذریعۀ غازها — حکایتهای محاربه — بيان يك سباح امريكاني — مزاح جرمنيها — حمله در دانیال — يك فصل نا گفته تاريخ — جنك سرحد قرانه — ملاقات قیصر جرمنی باشهنشای فرانس ژوزف — ملاقات يك نامه نگار بايك افسر مجروح جرمنی — خود کشی يك داكتر جرمنی — زمیان قسم جدید — خلاصه آخر ترین خبر ها —\nتصاویر ذات عالی معین السلطنة صاحب انجم — جنتلمن افغانی محمد علی خان مروی تجار — منظرۀ خرابهای میلانی پغمان — دروازۀ باغ شاهی جلال آباد — يك منظره از سرحد هائی بلوچستان — يك اسکول در کراچی —"}
{"book": "adl0616", "page": 1229, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه رقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای، ذیل (دکان عبدالله خان در بازار ارك) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه با نی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فونه مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\nاقسام | قسم دوم | قسم اول\nدرجه ها | درجه اول | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول\nرقم | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | تا حال ساخته نشده\nقیمت | ۷ روپیه ۲۰ پیسه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ۷ روپیه\nدرجه دوم قدی کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها | تکمه های جرمی محراب و منبردار\nرقم | تکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | ازداف کتابه دو کرده و دو ناره | زه باف يك اسپه دو کرده تازه | يك اسبه بار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه بك اسپه | دسته دولانه یکی باز اسپه | چرم باف همرکان\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٤ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ١٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ۸۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کجك دار | چرم باف ما بین پیت يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ۸ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | کل جرین | گل نافرمان | کل شبو | کل برچینه\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ۹ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه | [?]\nقسم | شکوفه نارنج | کل یاسمن | کل استون | چنبیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ۹ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شکوفه سیب | کل گلاب | کل سوسن | کل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n◆ والمشتهر ◆\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( کیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1230, "text": "صحيفه (۱)\nسال چهارم\nشماره: (۲۱)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nبا اخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nبا اخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يك پيسه است\n(اوراقى كه درج نشود اعاده نميشود)\n\nمدير و محرر محمد\nمحمود طرزی\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ ۱۵ شعبان ۱۳۳۳\nتاريخ انگریزی ۲۸ جون\nتاريخ شمسی ٦ سرطان ۱۲۹٤\n\nميورزند ، كذالك براى بر رسانيدن افسران قابل و با كمال حربيه . وتدارك اسباب تعليم وتربيه صنوف ثلاثة عسكريه ، مجلس عالى عسكرى . را در و مكتب فنون حربية شاهانه ، قايم فرموده اند كه در هفته يكبار بالذات در ان مجلس اثبات وجود فرموده با جناب سپه سالار صاحب . و مدير مكتب حربية ، و معلم فرقه نمونه و ديگر معلمان مكتب مذكور و اعضاى مجلس مزبور مذاكرات و اجراآت بكار ميبرند كه از نتيجه اين تشبثات و اقدامات اجتهاد پرورانه عالى شان انشاءالله بى ترقيات مهمه را دولت و وطن و ملت مقدسه ما استقبال خواهند نمود .\n\nدر هفته گذشته ، مراسم افتتاح توزيع مكافات شاگردان مكتب فيض مكسب ( مدرسة عاليه حبيبه ) كه همه ساله اجرا شدنى ميباشد بعمل آمده بود . اما امسال اين مراسم بيك احتفال و دبدبه و طنطنه عال العالى بوقوع آمد كه تا بحال امثال آن ديده نشده بود ذات عالى نظارت پناهى معين السلطنه صاحب افخم بعد از استحصال اراده سنيه همايونى موضع اجراى مراسم مذكور را در جامع نورلامع بزرك عيدگاه تعيين فرموده اكثر بزرگان و مأمورين دولت و اكابرين را از علما و شرفا در آنجا دعوت فرمودند . ارباب مناصب و مراتب ملكى و عسكرى جملةً بالباسهاى نيم رسمى شان ملبس بوده بر چوكيهاى كه به انتظام درست دربارى در زير سايبانها و شاميانه هاى بسيار عالى ترتيب يافته بود بوضعيت دربار هاى رسمى جمع آمده نشسته بودند . همه اسباب ها و آلات امتحانيه علميه و فنيّه ، و تحفه ها و هداياى انعاميه به ترتيب بسيار درست و منتظمى حاضر و چيده شده بود ، از جمله هداياى انعاميه كه براى مكافات شاگردان از طرف ذات عالى شهزاده عرفان وساده معظم ما ترتيب شده بود يكى يكساله اشتراك « سراج الاخبار افغانيه » بود كه نخستين نسخه هاى اشتراك شان كه از شماره ( ۱۷ ) سال چهارم آغاز ميكرد بكمال فخر و سرور در ميان اشياى هداياى مكافات جلوه گرى داشت . « سراج الاخبار افغانيه » به اين قدر شناسى و مرحمت عالى نظارت پناهى تشكرات صميمانه مفتخرانه خود را عرض و تقديم مينمايد ، چون خود\n\nعلوم و فنون\n( عرفان پرورىهاى ذات اعليحضرت همايونى )\n( مراسم افتتاح توزيع مكافات )\nيعنى جلسه سالانه بخش كردن انعامات بر شاگردان مكاتب عاليه بسايه عرفان آيه ذات شوكت سمات بادشاه مقدس حقايق آگاه معارف پناه ما اعليحضرت ( سراج الملة و الدين ) ادام الله دولته از روزى كه امور معارف دولت مقدسه متبوعه افغانستان بموجب امر و فرمان بادشاه ترقيخواه ذى شوكت و شان مايه عهده فرزند ارشد ارجمند شان ذات عالى شهزاده جوانبخت معظم حضرت سردار عنايت الله خان معين السلطنه ، صاحب افخم تعلق گرفته است يك رونق و ترقى نمايان و درخشانى دران ظاهر و عيان گرديده است كه از مشاهده آن دلهاى ترقيخواهان وطن عزيز مقدس را يك شوق و شادمانى عظيمى فراميگيرد .\nاين شهزاده معظم كه نظارت هاى جليله امور معارف و حربيه هر دو به عهده درايت و فطانت شان محولست چون نقطه به نقطه و قدم به قدم همه افكار و خيالات خود شانرا در پيروى رضاى معالى ارتضاى ذات اعليحضرت قبله گاه مقدس خود شان حصر و صرف داشته اند . و ذات اعليحضرت بادشاهى يك توجه خاص جهانبانى شاهانه را در ترقى اين دو امور جليله مبذول ميفرمايند . از انست كه ذات عالى افخمى هيچ لحظه و دقيقه را در ترقى و پيشرفت اين امورات عاليه اهمال نميفرمايند و چنانچه در خصوص ترقى و تعالى علم و عرفان مملكت ، « انجمن معارف » را در دايره اقامتگاه عالى خود تشكيل داده به نفس نفيس عرفان پرورى خود شان در خصوص هر گونه ترقيات علميه و"}
{"book": "adl0616", "page": 1231, "text": "سال چهارم\nشماره ۲۱\n\nاین مدیر عاجز مسبب بیماری که دارم بالقنات بمحفل این مراسم احتفاد پرستان معارف دوست را حطی زیاده از بیان می بخشید، این وقت حاضر شده توانسته ام لهذا محرران اداره عاجزانه ارجمندان عبد الرحمن و عبد الهادی خارا که از تحصیل یافته کان همین مدرسه عالیه که امروز جلسة سالانه العام است میباشند مأموراً فرستاده بودم که کو ایف دیدی یافته صدای خرابه مواد تشریف آوری شهزاده عرفان و ساده آزاده و شنید کی خود شا را از قرار ذیل در قید تحریر آورده اند : معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم که نظارت امور معارف عمومیه در عهده جابليه شانست اعلان نمود. این وقت ساعت ربع بالا هشت را نشان میداد\n\nروز شنبه ١٤ رجب المرجب ساعت ۷ داخل دائرة عید کاه شدیم. كثرت مردم ايام عید سعید را بیاد میداد اهالی مجلس برای تعظیم حضرت انظارة بناهی برپاخاستند و در حالیکه اگر بنظر دقت به بینیم، این روز هم بهیچ صورت از روز عید برادر محترم شان جناب نائب الحکومه صاحب قطعن و بدخشان سردار پایی می کرد. زیرا یک مجلسی که در ان از طرف نظارت معارف عمومیه حيات الله خان وهم محترم شان جناب سردار محمد عمر خان سردار صنایع برای طلبای افغان مکاتب افغانستان، انعام ها تقسیم می شود. شهادتنامه جمعیت عالی شان همراهی داشتند تشریف آورده رچو کی مخصوص خود ها تسلیم می شود، و اینهمه بيك جوش و خروش نامی در نظر هم ۱۰ کار قرار گرفتند بعد از احوال پرسی عمومی اهالی دربار یکبار ساکت شدند . ملکی و نظامی افغانستان اجرا می باید و اولاد وطن را برای خدا زيرا يك طالب العلم مدرسة مباركة حبيبيه عبد الاحمد نام از جماعت کاریهای گوناگون در حق وطن خود تعلیم و تربیت می کنند بهیچ وجه اعدادیه اول آغاز به تعوذ کرده و بصوت دلکش همه را مجبور به سکوت کرد آری کرا بار است که بر کلام ملك متعال جل جلاله دم زده تواند . از عید کمتر نیست\n\nاز توجهات جهان درمات اعلیحضرت شهريار اقدس أعظم ما و اقدا بعد از انکه دلهای مؤمنان این مجلس را انوار فیوضات قرآنی روشن مات و مساعی فوق العاده نظارت جليله معارف امیدهای بزرگ بزرگ در حق ساخت حضرت عالی نظارت پناهی برخاسته فرمود: توسیع معارف جديده و ارق ملت افغانیه به تکمیل نزدیک شده است.\n\nخطابه عالی\n\nامروز حضرت نظارت پناهی همه افسران ملکی و منصبداران نظامی پوشیده نیست که نردبان یکانه ترقی و واسطه نخستین تعالی عزو دانش است. را خواسته و همه طلبای علی را در عید گاه حاضر شدن امر فرموده و بس في علم و معارف هیچ دولتی بهیچ ترقی و خورده و نمیخورد تا امتحانات سالیانه که گرفته بودند ، کامیاب ها را تحسین و العام بدهند و هیچ ملتی فیضی نبرده و نمیبرد علم را هر قدر که بستانیم کمتر است والا بر دولت را از ترقیات مکاتب که از فیض توجهات شاهانه اعلی حضرت که شما مردم از ان پوره با خبرید، از اترونات خجسته صفات اعلیحضرت همایونی روحنا فداء يافته اند آگاه و مستحضر سازند احوالات مفصل این همایونی روحی فداه که دایم خیال شان در پی ندار كانت ترقی دولت عليه احتفال از قرار ذیل است. مستقله افغانیه است از بنای یک مکتب فیض مکسی که بنام نامی گرامی خود نام آنرا مبارک ساختند خودداری نتوانستند . و رشته آرا به دست جناب عمر محترم مكريم حضرت نائب السلطنه صاحب الفخم دادند میکه مدت یک و نیم سال میشود که بسبب اشغال كثيرة حضرت عمر محتوم کار مدرسه به من تعلق گرفته است. قبل ازان بسیکه به استادها و سر رشته دارهای مدرسه یک دستور العمل کافی و وافی داده نشده بود. و نیز بسبب تبدیلات سررشته دارهای آنها هر خیال هر سردشته دار اجرا پذیر می بود مدرسه در یک تعویقی افتاده بوده و هیچ نتیجه از ان بظهور نیامده بود\n\nاز ساعت (۷) مجد قبقه گذشته بود که از در واژه بزرگ سمت شرقي عبد كاه طلبای مکتب فیض مكسب حبيبيه به لباس میرسمی به ترتیب درست فوجی داخل میدان وسیع عیدگاه گردیده و به محل مخصو از اول برای شان معین شده بود رسیده و به اهالی محترم مجلس يك سلام با احترامی قرار آداب و قواعد اداو انهارد آنرا ایفا کردند. و بعد نجمد فيقه مكاتب ابتدائیه با تخته های بلندی که اسم هر مکتب را نشان میداد داخل شده به جایهای مقرره خودشان توقف ورزیدند و نیمساعت پسترازان دار المعلمين بحيث عملة متعلقة خود با ديگر نفری شامل شدند و قريب ۲۰ دقیقه بعد صدای فرحت بخشای موزیکه عسکری آمدن طلبای مكتب حربية مراجيه ) را اشعار و اخبار نموده وارد احاطه اجرای مراسم احتفال با شرف و اجلال شده در سمت جنوب جلسه بعقب چوکی های مدعوين كرام صف بسته احترام کردیدند و در مقابل شان بچه های مکتب خورد سال جدیدی غند اردلی بنظام مکمل و درست استادند و بچه های ملک زادگان مشکل بانفرى كار كننده كان ستاره دولت که این هر دو مكتب بمعيت مكتب جديد بها بالفرشا كردان مكتب حربية مراجيه آمده مقام و محل خصوصی خودشان که از ابتدا تهیه شده بود تقرر ورزیدند\n\nمن چون دستخط های مبارک و احكام مبارک حضرت قبله و كعبه القدسم\nعلى\nمی\nوقد\n5\nورزیدند\nرا در کتاب های مدرسه که سال بسال تحریر فرموده بودند دیدم سقین دانستم که اعلیحضرت والا دریاب تعميم تعليم و تربيت يك توجه كامل ويك عزم مصمم دارند چون ما خدمتکار ا را در اطاعت و پیروی خیالات بسیار عالی شان صرف قدرت فرض و لازم است بنابران قرار همان ارشادات اعلیحضرت قبله اقدم خود من نیز توجه زیاده و زیاده نمودم و چون کار تعليم و تربيت علاوه برقوت عاقله يك بلديت تعلیمی هم بکار دارد بنابران اولا يك انجمنی از ارباب دانش و انتخاب سینش بنام (انجمن معارف) تشکیل داده و در مدت سه ماه فقرات منظور شده ساعه مدرسه و تجاویز آینده بزحمت و توجه زیاد سنجیده شده خلاصه کار کردگی انجمن معارف را\n\nپی به پی آمدن طلبای مکاتب مختلفه به رنگ های گوناگون وطن"}
{"book": "adl0616", "page": 1232, "text": "شماره ۲۱\n\nسال چهارم\n\nایت وقت\nتبدیل\nعمومیه\nدر حالیک\nدار صنایع\nم خود\nشدند.\nاز جماعت\nبه سکون\nفی روشی\nعداد\nو نمیخورد\nکثر است\nليحضرت\nوالت عليه\nاش است.\nداشند.\nمی گرامی\nنخم دارند.\nو استادها\nتیجه ازان\nقدم بيقين\nامل ويك\nلات بسیار\nارشادات\nچون کار\nدر\nپنا ایران\nتشکیل\nگرفته اند\nوز آینده\nعارف را\n\nبحضور والاي قبلة القدسم تقدیم کردم همان بود که دستخط مبارك والادرباب اجرای يك مكتب خصوصی ده هزار روپیه قد و مامه صدر و به معاونت\nمعروضات انجمن شرف نفاذ یافت این مضمون : [ که خیالات مبار که کرده اند ]\nاعلیحضرت مطابق تجاویز انجمن است و اراده سفیه اعلیحضرت والا با جرای\nتجاوز معروضه صدور یافته است .\n\nدرین اثنا بك طالب العلم على محمد خان نام از جماعة اعداديه سوم که یک\nصورت موجوده تعلیم و تربیت هر چند نسبت بسابق خوب شده ولی طالب العلم ارشدی است یک تقریر دلپذیر فلسفه اسلامیه راعتانت فوق العاده\nپیش خیالات رفیعه شاهانه گویا هیچ پیست\nر حموم خوانده اهل مجلس را غرق عرق جوش و خروش دتی اسلامی\nبعضی تجاویز انجمن معارف اینست که اول بنای یک دار المعلمین را اقرار ساخت، چونکه مصايف مراح الاخبار افغانیه گنجایش نداشت.\nدادیم، زیرا طرد و طریقه تعلیم یک کار مهمی است که هر کس نتواند انشاء الله در شماره آینده درج اخبار خواهد شد.\nاز عهده آن واحد و امتحان اول را گرفته رای کامیابهای شان شهادت بعد از ان جناب مستطاب مسنو في الممالك صاحب و خاسته تشکر\nنامه ها داده شد و به کارهای تعلیم مکاتب و دیگر امور معارف مأمور توجهات جهاندر جان اعلیحضرت همایونی و اظهار معنونیت فوق العاده\nاز اقدامات شهزاده جوان تحت معظم حضرت طارت پناهی افخم بجا\nشدند\n\nدوم پیش ازین کتابهای که برای تعلیم مکتب حبیب در خود کابل آورده گفتند :\nتالیف میشد . در هندوستان چهاپ میشد که اینرا هم یک کار نادرستی [ امروز ١٤ رجب المرجب است كه ما خدمتکاران دولت در یک\nیافته طبع و جهاپ شاتر اور مطبعه نفس دار الساملته قابل تحويز و امر کردیم جلسه موجود شده ایم که رقبات مدرسة مبارك حبيبيه را بچشم می بینیم\nنظامنامه های مکمل وضع شد. اصلاحات عمده در باب امور معارف و یگوش می شنویم و شکر می کنیم، و چند سال قبل نام مدرسه را شنیده\nو مكاتب ابتدائیه و عالیه اجرا کردید و ازین قبیل تجاویز بسیاری در انجمن بودیم که اعلیحضرت شهریار همایونی روحنا فداه تاسیس کرده اند.\nباز چند وقت شنیدیم که مدرسه در تحت مدیریت بعضی مدیرها مانده است.\nمعارف فیصله و امضا شده است.\nدر باب مصادفات مكتبها پیش از انکه من تخدمت حضرت قبله و چون هیچ کدام دستور العمل از طرف دولت داده نشده است چنانچه\nاقدم معر و ضدارم خودشان زبان مبارک خود از کمی آن اظهار خود سردار صاحب هم فرمودند ] کارهای مدرسه درست نیست، همان\nبود که باز مدرسه تحت نظارت حضرت عالی افخمی نظارت بناهی آمد.\nداشتند.\nو چنانچه پیش این ذکر کردیم که علت خرابی سابق مدرسه نبودن و از توجه عالی و زحمت های انجمن معارف بازانو از فیوضات بر مدرسه مذکور\nدستور العمل برای سررشته دار و معلم و غیره بود لهذا يك نظامنامه بسیار تابیدن گرفت. این بازگشت ثانی توجهات شاهانه اعلیحضرت همایونی\nکاملی در انجمن معارف برای مدرسه ساختیم تا هر کس از وظیفه خود با خیر و آمدن مدرسه تحت نظارت عالی افخمی به باز کشت حضرت مولینا صاحب\nبوده مسئول آن باشد.\nرومی و مثنوی شان نشده دارد میفرمایند\n\nاینست که ازین انتظامات مدرسه اعلیحضرت همایونی روحنا فداء\nمطمئن شده، داخل شدن شهزاد کان عظام را هم در مدرسه مبارکه\nحبیبیه اراده فرمودند.\n\nمدنی این مثنوی تاخیر شد. مهلتی بایست تا خون شیر شد.\n\nو نیز روز باز گشت شان رمننوی روز ١٤ رجب المرجب بود که بهمین\nروز مصادف استفتاه است . باز کشتش روز استفتاح بود .\nو ما هم برای ایشان سر رشته درست کرده در مدرسه ، و رشته اخلاقی و امروز هم روز استفتاح است. امید است که چنانچه از بازگشت مولینا\nعلمی ، جوش اسلام و حب وطن را در دلهای شان جا دادن کوشش بر مثنوی شریف نتیجه تکمیل مثنوی شریف و ریختن انوار معارف و فرق\nمی کنیم و معلوم است که تربیت شهزاد کان بايد نسبت بديكر نفری الطرق اسلامیان ظاهر شد. ازین بازگشت هم انوار فیوضات معارف و فرق\nدرست باشد و هم تعلیم و تربیه ایشان لازم است زیرا در یک وقتی قوت اسلامیان خاصة افغانيان وتكميل مقاصد مکتب مذکور ظاهر کرده .]\nو قدرت آنها بسیار می باشد . بر تربیت یافته باشند از قوت خود استفاده بعد ازان طالب العلم مذکور ثانیاً پس از فراغت از خواندن مضمون\nکرده کارهای نمایان برای دین و دولت میرسانند و اگر نمی یافته نباشند. [ فلسفه اسلامیه ) یک مضمون مختصری زبان انگلیسی در باب عروج\nوتزول اسلام وعلت آن ثانت خواهد که مظهر نخستین اهل مجلس شد.\nکوشش های انجمن معارف در مقاصد خود زیر توجهات شاهانه همایونی و جوش و خروش دینی و قابلیت قرائت انگلیسی در کنفر از مضامین\nانور والا کامیاب شده و بیهوده نرفته است تنها اگر مقابله تعداد طلبا در دوکانه آن معلوم گردید\nبجای نفع ضرر از ایشان منصور است.\n\nترجمه مضمون انگلیسی آنرا فیض محمد خان طالب المإجماعه مذكور\nبا سالهای سابق کنیم می بینیم که اول طلبا در صراجماع چرم کری بودند. تجرأت فوق العاده خوانده مورد آفرین کشند : سلطان احمد خان نامی\nچون آنجائگی کرد لهذا مكاتب اشدا ئیه جاری شد و حالا چون مكاتب [ که اولین جماعة مذكورة ( اعداد به سوم است بابك تقرير مختصري بك\nابتدائیه تنگی کرده مکاتب خصوصیه جاری شدند. بعضی از با کابر دولت آنه اختراع کردگی خود را عرض المطار حضار كرام مجلس نمود . الله\nبخواید مکاتب دانسته به ایانه اجرای بعضی مکاتب خصوصیه را ردمه خود مذكوره انه مساحه نما بود که به اصول علم مثلثات از روی درس خود\nگرفته اند\nچنانچه صداقت همراه میرزا محمد حسین خان مستوفی الممالک برای درک کرده بود و نیز سه قسم شکل دیگر هم و تخته سیاه کشیده فکر خود را"}
{"book": "adl0616", "page": 1233, "text": "سال چهارم\nشماره ۲۱\n\nبیان نمود. بعد از ختم این حضار مجلس ملاحظه الواح بديعه رسم و نقشه کسی که مرکب از کلنهای کوناکون و ظروف بوقلمون و خریطه های جغرافی ساخته طلبا بود نمودند و پس ازین ملاحظه طلبه اعداد یه دوم و اول بود که تجربه های حکمت و کیمیا را برمیزها اجرا می کردند در انجا نمونه های سیمی که روسها در محار به پورت آرشهر در مقابله جاپانیها استعمال کرده بودند و نمونه زنك برقى وزينه برق آلوده که کپتان نمو برای دفع شر وحشی ها در کشتی خارق العاده نوتيلوس انو ابرق آلود ساخته بود موجود بودند که حاضرین از ان حظ وافری بردند.\n\n[ ولی اگر میخواهند که ازینهم زیاده تر حظ برند و تاثیرات و خاصیات محير العقول الكثير يك يعنی برق را بشنوند کتاب مطبوعه مطبعه عنایت را که بنام سیاحت در زیر بحر موسوم است و کیفیت همین زينه برقی بتفصیل در ان مندرج است خریده مطالعه کنند . ع . ه .]\n\nپس از اجرای تجربه ها و تقرير يك طالب العلم در باب اختراعات جديدة جرمنی مانند گیس و غیره که برکت همین علوم هست ، انور علی نام از جماعة اعدا دیه سوم پیش آمده يك قصيده غرائى تخلص ( ندیم ) خواند که حضرت عالی افخمی توصیف طبع روان ندیم را بیان کردند.\n\n[ سراج الاخبار افغانیه هر چند سبب عدم گنجایش از درج این تقریر و تحریر های طلبا و قصاید غرا في الفور با افسوس صرفنظر نموده ولی در آتی انشاء الله شياً فشياً درج خواهد نمود .]\n\nچون قصیده ختم شد طلبای مدرسه مبارکه حبیبیه که کامیاب و در مضامین خوانده خود از اقران گوی سبقت برده بودند یعنی در مجموع مضامین نیز (۱) و نمبر (۲) و غیر (۳) بودند و یا در یک مضمون نمبر (۱) برآمده بودند یا حاضری شان بسیار درست می بود یا در اخلاق نمبر (۱) می بودند لایق مکافات شده، بحصول آن مفتخر می شدند.\n\nطرز انعام دادن آن بود که حضرت عالی افخمی نظارت جلیله معارف شهزاده جوانبخت معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم انعامات را بدست مبارک خود گرفته و نام طالب العلم مذکور را بزبان مبارک خود خوانده بدستش میداد [ ازین زیاده چه سعادت ؟ ]\n\nتفصیل اسامی که باين انعامات و اينعمت علم پرور خود سرافراز شده اند چون از دفتر مدرسه مبارکه حبیبیه باداره برسد در آن درج خواهد شد و نیز اسامی کسانیکه شهادتنامه ها یافته اند نیز بوقت آمدن فهرست شان درج اخبار میشوند.\n\nپس از اتمام توزیع مکافات مذکوره و شهادتنامه های موصوفه که همه با دست خط خوش نمط على افخمی مزین شده بودند همه اطفال بجاهای خود ایستاده شده حضرت عالی افخمی برخاسته و همه اکابر حاضر هم برپا خاستند .\n\n( نطق ثاني )\n\nحضرت عالی خطاب بهمه مجلس کرده فرمودند:\nشما معلوم است که امروزه روز ترقی جمیع ملل وابسته به علوم و فنون است و بس، امکان ندارد که هیچ دولتی از دست دشمن های خود تخلیص کرده آن بتواند مگر بسبب علوم وفنون من اگرچه بالذات چیزی نیستم ولی چون در حق پادشاه معظم و دولت قوی خود صادق هستم و می خواهم که دولت ما از دشمن های خود تخلیص گربیان کنند و ترقی بیاید و بواسطه ترقی دولت ما اسلام از خطرات آینده محفوظ بماند ، و باز علم اسلامی برزمین های دنیا ایستاده نام اسلام سر بفلک کشد، لهذا در خدمات محوله خود که معارف و عسکر است بر وفق رضای قبله و کعبه اقدس اعظمم که اینهمه خیالات ما بازاده های سنیه شاهانه خیر خواهانه ملك وملت در شان نسبت بيك فلك هم ندارد صداقت كامل میگویم و چون معلوم است که نتایج صداقت ضرور مفید است و منهم الحمد لله صادق هستم . لهذا اميد دارم که دولت ما بالآخر به ترقی نایل شده نقطه وحيده مطلب خود را که اعلای كلمة الله و نگهداشتن اوطان مقدسه دینی و اصلی خود ماست از دست دشمنان کامیاب کردیم.\n\nما همه را لازم است که وظایف خود را بصداقت اجرا کنیم . بخدا معلوم است که من همه شما را با خود یك می بینم زیرا همه ما خدمتکاران يك بادار بیدار دیندار اقدس اعظم خود میباشیم و من بسبب صداقت خود همه خدمت گذاران صادق شانرا دوست دارم ، من علما و فضلارا از خود بارها بهتر میدانم و ایشانرا احترام میکنم هر چند من وضع سپاهیانه و نظامی را آنقدر دوست دارم که امروز هم بلباس نظامی آمده ام و لباسی که برای طلبای مدرسه مبارکه حبیبیه مقرر کرده ام هم نظامی است و خودم هم وضع سپاهیانه دارم ولی مناصب علما را بجهت تقدس آن احترام میکنم و وجود شما را برای دولت و ملت خود نافع می دانم .\n\nدیگر در حق انجمن معارف هر کس هر چه بگوید غلط است انجمن معارف یک انجمنی است که آنرا برای توسیع و ترقی معارف و تعمیم آن در دولت خود ما تاسیس داده ام و کارهای که انجمن مذکور اجرا و تجویز کرده است همه را پادشاه متبوع مقدس ما برضای معالی ارتقای خود مطابق یافته بدست خط مبارك خود مزین ساخته است .\n\nروز پیشتر کارها و تجاویز انجمن را بحضور مولای مقدس خود برده منظوری آنرا حاصل نمودم که آن از قرار ذیل است :\n(۱) تقسیم تعلیم درجه رشدیه است برای داخله و خارجه\n(۲) تاسیس مدرسه قضا و فتوى و محرري محکمه جات\n(۳) تاسیس مکتب میرزائی، مكتوب نویسی ، رقوم و سیاق\n(٤) تاسیس مکتب قواعد حکومت از روی کتب فقهیه و کتابچه های حکومتی\n\nانشاء الله چون مکاتب مذکوره جاری شوند تحصيل يافته گان آنجا خدمات دولت خود را صداقت و امانت کرده دولت خود را از تنزل و ادبار نجات خواهند داد.\n\nنفری که بخارجه میروند در رشد به تعلیم آنها تغیر یافته برای استعداد و كتب كدام فن تعلیم مناسب می یابند ، این نفری البته از نفری که در داخل ملك تعلیم می یابند کمتر میباشند، لهذا خرج آنها هم غیر از مخارجی است که برای مدرسه مقرر شده است که پادشاه نکته سنج دقیقه رس خیرخواه ما روز پیشتر همچنین فرمودند. بعد ازان ذات شان امیدهای خوشگواری از انجام و عاقبت مكاتب سه گانه فوق الذکر بیان فرموده و تا یکچندی مردم ملک خود را از ترقیات جدیده بیان کرده قصه جناب قاضی ملا محمد رفیق آخند زاده را که در باب ( ناموران زنان جهان ) با سراج الاخبار افغانیه بود ذکر نموده"}
{"book": "adl0616", "page": 1234, "text": "۹۱۲\nشماره ۲۱\nسال چهارم\n\nوبواسطة\nعلم اسلامی\nر خدمات\nاس اعظم\nملك ومات\nعلوم است\nلهذا العيد\nست از دست\nنیم، خدا\nند شکاران\nیب صداقت\nما و فضلارا\nسپاهیا نور\nو لباسی که\nت و خودم\nحترام میکنم\nیمن معارف\nن در دولت\nخود مطابق\nبا خود برده\nسياق\nد و کتابچه\nانجا خدمات\nادبار نجات\nی استعداد\nکه در داخل\nارجی است\nخیرخواه\nو شکواری\nبلک خود را\nمندزاده را\nد ذکر نموده\n\nدر باب فواید مکتب اناث بحث راندند و باز عنان سخن را و نهایی و بیکسی عالم اسلامی دور داده حضرات مجلس را بصداقت و انا ت و اتفاق برای ترقی دین و دولت امر فرموده وفتح اسلامیرا درین جنك عالم سوريا دار بسيار مؤثر جوش دار از خدا خواسته ؟ فرمودند: - اقوام بهادر غيور افغانستا را چه شده است که از شجاعت و بری و غيرت نسلی و دلاوری سرشتی خودها استفاده نکرده همچنین بیکار بمانند . امروز در شجاعت و بسالت بینظیر اند همچنین کر در تدارک تحصیل علوم وفنون بر این که مدت بعد یکی از ملل یگانه روی زمین بود. ملجاء عالم اسلامی شده می توانند . درین اثنا یکبار باز صدای داریهای یک قرائت قرآن شریف که از دهان يك طالب العلم نور محمد نامی که پهلوی حضرت عالی افخمی معين السلطنه صاحب بر کرسی نشته بود سواهم حضار مجلس را محفوظ آیات جنات پر دلالات قرآن عظمت نشان ساخت ، هوا فضا زمین، در دیوار مسجد را سرا يك كوس باهوتي یافتم که این لا کی عالی را مانند جان در دال جا میدادند. دل های حضار رابك وجد دست داده بود آیات با اشارات كريمة السائر امتحیر ساخته برحق بودنش هزار بار گواهی بر زبان می آمد و چنانچه افتتاح مجلس قرائت\n\nدین ، دولت ، ملت ، وطن\nدر شماره سابق خود در زیر سرلوحه ) اخلاقیات ) ازین کلمات جارکانه قدسیت آشیانه بعضی بیانات نموده وعده کرده بودیم که در شماره آینده از هر يك كلمه مقدسة أن جدا جدا بحث خواهیم راند. این است که . ایفای وعده خود مسارعت میورزیم ، اما قبل از انکه بمقصد شروع کنیم لازم دیدیم که یکقدری از حقیقت كلمة سر لوحة ( اخلاقيات ) تحت برايم :\n\nاخلاقیات ، مباحث و مطالعاتی را گویند که به اخلاق تعلق داشته باشد. و اخلاق جمع ، خلق . است . حلق خوی طبیعت ، خصات شمایل انسانست که در نفس انسان را کرو راسخ شده میباشد. و افعال انسان تابع همان خلق و خوی بوده خود نخود از انسان سرمیروند. اخلاقی حسنه خوبهای خوب و اخلاق\n\n(ذات عالی معین السلطان سردار عنایت الله خان افخم)\nدر باشگاه مبایعة مباركة عنایت\n\nاختتام آن هم همچنان بعدها ملای حضور جناب مستطاب مولوی عبد الرؤف صاحب دست در پای ترقی دولت اسلامیه و سلطنت انه سیدالا برده، حاضرین همه بانهای صمیمیت و جوش و خروش این کته با دلهای خالی از رنج پاس و کوشهای پر از نصایح دین پرورانه شدند و خود حضرت عالی افخمی همه تشریف بودند\n\nسینه ، خوبهای بدوه اخلاق عمومیه ... اخلاق ملیه ، خوبهای تمام مردمان يك قوم ومات را گویند ، بعضی مردمان ، خوش خوبی باید خوبی را تنها برخنده رویی، و جنکره کی منحصر میدانند که اگرچه خنده رویی نیز یکی از جمله اخلاق حسنه و جنکره کی هم یکی از اخلاق سینه شمرده میشود، ولی خوش خوبی و بدخویی را تنها و همین امر منحصر نباید پنداشت. حکمای اخلاقیون ، اخلاق حسنه را یعنی خوبهای خوب را یکان یکان بیان کرده اند، و کتاب ها در ان خصوص تأليف و تدوین نموده اند و در باب آموختن آن اصولها و قاعده های واقع و مفیدی وضع کرده اند و از اخلاق سینه - یعنی خوبهای بد اجتناب ورزیدن و دوری جستن را نیز به املیات بسیار پسندیده رهنمایی کرده اند . پس اگر چه خلق ، به تغییر دیگر خوبی با طبيعت يك چيزيست کم نظری و خلقتی در نفس انسانی مرکود شده میباشد ، و اگر آن\n\n( عبدالهادی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1235, "text": "سال چهارم\nشماره ۲۱\n\nخوی خوب باشد کارهای خوب و اگر آن خوی بد باشد کارهای بد از انسان سر میزند، اما تعلیم ، تربیه ، تحصیل ، تأدیب ، مجاهده نفس چیزیست که خوبهای بد را بخوبهای خوب تبدیل داده میتواند .\n\nوجود مسعود حضرت فخر کائنات و مفخر موجودات ، هادی ورهنمای ما ، پیغمبر ذیشان ما صل الله علیه وسلم عظیمترین همه اخلاق حسنه را فطرتاً و خلقتاً جامع بودند . بدرجهٔ که ذات اقدس خلاق عظیم الشان جل جلاله خلق آنحضرت صلی الله علیه وسلم را به لفظ عظیم تعریف فرموده اند . و خود رسول الله صلی الله علیه وسلم حدیث منیف شریف خودشان بما امت ناحیه خود بشارت داده فرموده اند که : « انما بعثت لاتمم صالح الأخلاق » یعنی من برای اتمام کردن اخلاق خوب و صالح بعث شده ام – ازین بك بخوبی معلوم میشود که اخلاق حسنهٔ صالحه تا چه درجه اهمیت دارد . علی الخصوص که ما به امی چنان يك پيغمبر ذیشانی که برای اتمام کردن اخلاق حسنه مبعث فرموده شده باشند سرفراز باشیم چسان میشود که برای اكتساب اخلاق خوب بجان کوشش نورزیم .\n\nاخلاق حسنه کدام کدام چیزهاست ؟ به تعبیر دیگر انسان چه کند که صاحب اخلاق حسنه شود ؟ این است که کتابهای معتبرهٔ اخلاقیه که علمای معروف و مشهور اخلاقیون رحمهم الله تألیف و تدوین فرموده اند به تفصیل از ان بحث رانده اند ، و اصول و قواعد مکملی در انخصوص نشان داده اند . ولی ما چون کتاب اخلاق نمینویسیم بلکه مراد ما اینست که از بعضی فضایل اهم و الزم اخلاقیه براخوان وطنی خود عرض نمائیم تا در وقت و زمان حاضر برای محافظهٔ هستی و وجود ما بکار آمد .\n\n( يك جنتلمن افغاني )\nمحمد علم خان خروتی از تجار مشهور ملیه میمنه مکتوبش در صحیفهٔ ( ۷ ) همین شماره\n\nبنابرین به او از بلند فریاد میکنیم که بهترین فضایل اخلاقیه ، ومقد سترين خصایل انسانیه همین است که دین ، دولت ، ملت ، وطن خود را انسان از جان ، مال ، اولاد خود ، بلکه از تمام جهان زیاده تر دوست باید بدارد .\n\n( دین ) چیست ؟ و دوست داشتن آن چسانست ؟ – دین ما دین همین مقدس اسلام است . دین يك زنجير طلائی مرصعیست که ما را از معاصی منع میکند ، و بر اوامر خالق ما ، و احکام پیغمبر ما ، ورهنمای قرآن ما پابند میدارد . از عقاید و احکام دینیه یکان یکان تحت این در نجا بيلزوم و اعلام معلوم شمرده میشود . زیرا آن چیزیست که الحمدلله از صغیر و کبیر ، همه برادران ما میدانند . ما تنها از سیاست دینیه و يك مختصری بیان میرایم :\n\nاولا باید به این بدانیم ، و اعتقاد کنیم ، و اعتماد ورزیم که دین مقدس اسلام از همه دینهایی که در دنیاست خوبتر و بهتر و اقدس تر است . ثانیاً بنا بر همان اعتقاد و اعتماد ، برين يك بجان وسر ومال و همه وجود و هستی خود در هردم و هر لحظه و هر دقیقه حاضر و آماده و مهیا باشیم که نگذاریم دیگر ادیان بردین مقدس ما در وطن ما حاکم ، و دین مقدس مادر وطن ما محکوم دیگر دین شود . ثالثاً همه مسلمانانی را که همدین ما هستند از در شرق باشند اگر در غرب ، اگر در جنوب باشند اگر در شمال باید برادر خود بدانیم و بغم و شادی شان خود را شريك بشماریم و اگر از دست ما معاونی برسد در حقشان دریغ نکنیم ، باهم برادران مسلمان دور و نزدیک خود رابطهٔ قلبی و اتحاد معنوی داشته باشیم . رابعاً : بردین خود ثابت قدم ، و مستقیم باشیم ، و غیرت دینیه و شجاعت ، و عزت دینیه را از دست نداده بمقابل دیگر دینی که بردین ما تجاوز و حمله کند بد و جان ومال فدایی و از مدافعه نمائیم تا حق محبت دین را بجا آورده باشیم .\n\nدولت چیست ؟ و صداقت دولت چگونه است ؟ – دولت ما دولت خداداد افغانستان ، است که متبوع ملت ، وملت تابع آنست . دولت ، و ملت جسم و وجود واحد شمرده میشود . یعنی دولت از ملت است و ملت از دولت ، در میان این جسم و وجود که آنرا دولت و ملت گفتیم : دولت ، بمثابهٔ اعضای رئیسه – مانند قلب و دماغ – شمرده میشود . و ملت بمثابهٔ دیگر اعضای بدن ، البته که این جسم و وجود را يك روح یعنی جان هم لابد و لازم است . این است که جان وجود دولت وملت ، پادشاه ، آن دولت و ملت میباشد .\n\nپادشاه ما ، اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ابن اعلیحضرت مغفور امیر عبد الرحمن خان ، است که از دین ما و حامی دین ما ، از ملت ما و حامی ملت ما ، و از وطن ما و حامی وطن ما میباشد .\n\nشرط اعظم دولت برای يك ملت همین است که دولت و پادشاه شان از دین خودشان ، از ملت خودشان ، از وطن خودشان باشد . اگر خدا ناخواسته از دیگر دین ، از دیگر ملت ، از دیگر وطن باشد ، آن ملت ووطن را مرده باید پنداشت . لهذا چون دولت غیر دین ، وغیر ملت بخواهد بر محو و پامالی دولت خود آن ملت ، قدم تجاوز و حمله را بردارد ، دولت برای محافظهٔ دین و ملت و وطن ، و ملت نیز برای محافظهٔ دین و دولت و وطن باتمام هستی وجود خود بمدافعهٔ دلیرانهٔ شیرانه تا به نفس واپسین سعی و کوشش ورزند تا دولت وظیفهٔ دولتی وفرض منصبی خود را ، وما حقوق صداقت و محبت و شرافت خود را بجا آورده باشند .\n\nدر ین باره همینقدر گنجایش داشت انشاء الله در شمارهٔ آینده بیشتر ازین تفصیلات بر اولاد وطن عزیز و مطالعه کنندگان با تمیز خود مان"}
{"book": "adl0616", "page": 1236, "text": "شماره ۲۱\nسال چهارم\n\nعرض داشتیم از زندگی شدم بیزار\nپس از فراق کجا زندگی کجا مردن\nمحنت زد که بعد از من گذاشت اگر\nفی منفی میکنند جدا مردن\nعلاج درد تو میکرد آن مستقی\nره کار اگر داشتی رو امرون\nبتاریخ سوم پنجشنبه ۱۲ شهر حال در چشمه شفاه عمل یازده نجه روز بود.\nگیا\n\nاعطا خواهيم نمود . ومن الله التوفيق\n\nخواد داخليه\n(از محکمه کوتوالی ترکستان مینویسند )\nو اجتماع بک جماعه غفیر و کثیری بود حاجی احمد علی نام مشهور محاجی زنبور ولد فضایل آگاه ملا رمضانخان مرحوم نیز دران مجمع حاضر بود به شب شنبه ۲۳ ماه مذکور از تیره سیاه و شمال سخت و گرد و باد از جانب قبله پیداشده رعد و برق در خریدن ورق زدن شده از شدت شمال نامبرده باختیار خود بدون تکلیف از خانه که بالای چشمه میباشد برخاسته شاخه های درخت ها شکسته در شب مذکور اشخاص های زیرت چی ها در پایان چشمه آب در یاب آمده که آب بازی کنند محمد اسحق نام متولی چشمه مذکور و بروکری او را مانع شده که این در یب نهایت سان دارد آب از طرف مزار شریف براه می آمدند. از شدت شمال و سیاهی شب پریشان شده بعد قدری باران بارید شمال از شدت خود مانده هوا بعد از اصف بازی مکنید نامبرده اظهار کرده که من بدریاب انك و جلال آباد غسل کرده ام این چه دریاب است که من غسل میکنم این را گفته لک زده بدریاب اندرون شده مجرد رفتن در آب نامبرده را آب فرو برده در ان انشاء که پسر هفت ساله روزی محمد خان صدباشی تاشقرغانی از نزد اشخاصی که با او همراه او را آب مجایده غلقه و آواز بلند شد که حاجی زنبور بدریاب آب بازی بودند مفقود گردیده و در شب مذکور پیدا نشده فردا درک اور ادر حدود میکنند جماعتی که در بین خانه بالاتر چشمه نشسته بودند همه یکباره برای مذکور کرده مرده محدود کو د را بوم یکشنبه ۲۰ از بین آب کن زراعت تماشای آب بازی ماجی مذکور برخواسته هنوز در اب پرنده خانه مذکور پیدا نموده اند که بچه مزبور در این ار یقه آب کی بند شده فوت کردید. فقط رسیده بودند که آب ماجی مذکور را میبرد مگر ساجی مذکور بعنوان آب بازی به مغروری زید میرفت او را کمان کامل نبود که یعنی آش میبرد بمدت چند دقیقه مسافت هزار قدم از تحت انظار مردم غایب شده معلوم نکردید اشخاصی که در پایان و لب در باب بودند عقب او رفته هر قدر سعی کردند. توانستند قرار بیان محمد اسحق متولی چشمه مذکوره که هر قدر حاجی مذکور گفتم که دست خود ر ایده دست. خود انداده آب او را میبرد خلص ماجی مذکور با رباب غایب گردیده نقش آن را فردای آن که بوم جمعه ۱۳ باشد نماز عصر از دریاب موضع نچه مردم که آنجا که از توابعات نهر جمتال است بر آورده بقربه سید میر قاسم آقا تعلقه شهر مذكور متصل مقبره سید میر قاسم آقا مدفون ساخته اند فقط\n\nمكتوب\n( از مینه )\nجناب فضایل مآب سری و مدیر روش ضمیر جریده محترمه مبارکه سراج الاخبار افغانیه را الله تبارك وتعالى هنوز قوت قلب و عمر زياد عطا فرماید که ملت تجيبه افغانیه خود را پومیه از ترقیات جهان باخبر بازید ، سراج الاخبار افغانيه فيض بخش تمام اسلام علی الخصوص از خود مات افغانستان شده که از احوال تمام روی زمین و از ترقیات علم وادبیات مارا با خبر ساخته و میسازد این چند فقره را برای مات و برادران عزیز وطن خود عرض میدارم اگر منظور شود. درج نمائید - از وقتیکه شهریار همایونی پادشاه با دیانت مهربان ملت افغانستان اعلی حضرت سراج الملة والدين که تحت سامنة اسلاميه جلوس فرموده اند مملکت افغانستان جان ترقیات نمایان نموده که به تمام روی زمین بتال آفتاب نمایان میباشد - چون که به مملکت ماها سابق يك پيچ تفنك كه تلف میشد ساخته نمیتوانست حال الحمد لله کار خانه های توپهای آتش رش و دنباله رو تفنگ های جاغور دار کرج وزين و بوت وغيره لوازمات که دار السلطنه کابل تیار می شود از هیچ دولت کم نیست بلکه توپهای مایان از دولت های که من دیدم بهتر است اگر دلیل آن را بگویم مریضه هذای من کشال می شود در نوقت سایه بادشاه مانه هي علاقه و قلعه آهنگران مایان تفنگ های اولی و جاغور دار تیار میکنند و شکست ساعت و بايسكل و موثر را بخوبی میسازد انشاء الله تعالى بعد از مدن اندك ان اسبابها را کامل خود ما صاحب خواهیم شد که از خارج\nريه بمران الكلام الى خد الريان ماكلمه با مایع ام ادامه میتونم تو نگاه مهرانه مبار شنیا د شاه مهربان\n\nت. ثانياً\nدوهی\nانگذاریم\nادر وطن ما\nان در شرق\nباید برادر\nاز دست ما\nلمان دور\nدین خود\nدینیه را\nو جان\nاحق محبت\nت بدوان\nت خداداد\nومات\nسم و وجود\nلت از ملت\nاین جسم\nگفتیم :\nماند\nو مات\nته که این\nیعنی جان\nکه جان\nآن دولت\nعربية جناب مستفی در حق متوفی را درش\nجان عمر بلا گردت آشنا مردن\nبچشم دیده کی از چشمه شما مردن\nچه های چشمه شوم شفا که روز اجل\nبرای حضر شود چشمه ها مردن\nگیت وقوف که مرد است آشنائی بحر\nکرا خبر که کیم باشد و کجا مردن\nباب رفتی و حاکم بر تكره ذلك\nجرا تو مردی و بود است حق ما مردن\nبرادری چو نور عنار شیدو را دو غیور\nکه داشت اینکه نمود از منت جدا مردن\nغم تو کاش که پیش از اجل مرا بکشد.\nسلامی نگذارد بگوی نامردن\nزمن دکر پس ازین زند گی چه میخواهد\nچر از کشت غم مرگ این جوان مركم\nچرا که هست چنین زندگی مرا مردن"}
{"book": "adl0616", "page": 1237, "text": "صفحه ۲۱\nسال چهارم\n\nبیدار مغز مابان کارخانه کشمیره مانی تیار کرده از کشمیرهای خارج دعا کوبان پادشاه اسلام اینست که اینگونه عریضه و گفت و گوی نکردم\nبه اندک مدت فارغ می شویم. ما مردمان ملت افغانستان کامل خلاف گفته چنانچه حرف خلاف آن ظاهر معلوم دار است اولا الحمد لله\nبه خیر و صحرایی بودیم که از لذت زندگانی خود مطلق بی خبر بودیم یعنی شخصی مسلمان صادق و عادل نائب الحکومه در قندهار است - که در عدل\nبه هزار خانه یک نفر خواننده یافت نمیشد حال الحمد لله تمام آنها صاحب خود پایانی ندارد چگونه شخصی زبردستی خواهد کرد و میکنند - ثانیاً\nخط و سواد ضروری خود میباشد و لباس های پوشا که بسیار غلیظ اینکه یک لک باریده نوشت فی بار يتم یکصد روپیه محصول آن میباشد.\nکلان برجرك میپوشیدیم حال به این لباس های خوب که تماش آن از از یک لک بار مبلغ یک کرور روپیه محصول میشود البته در تمامی افغانستان اگر\nملک خود ماست رسیدیم که عکس خود را محض برای نمونه برای تان یک لک بار پشم موجود شود - ثالثاً آنکه این چگونه گفت و گوی\nفرستادم - خود این بنده بعد از شانزده ساله کی به خواندن عی شروع دعوی خواهد باشد که فیصله آن در یک پیاله شیر جای شود - چنانچه\nکردم حال الحمد لله خط هذای فارسی و اندک خط روسی را تعلیم یافتم کار تجارت کا اعتبار و آب است کار بی اعتباری ولیه کی نیست اضافه\nتوجه بانشاء محبوب القلوب مبارک مایان به ترقی ملت خود فرموده ما مردم بر آن این دعا کوبان تجار قندهار خود را صادق خدمتکار دولت جان\nملت افغان از برکت و شرافت آن کامل ادم و از زندگی خود با خبر شدیم فدا میدانیم و هستیم اگر یک شخصی درم، آنها را قرار فرمان مبارک\nدرین هفت سال خود تجارت کردم چنان ترقی کردم که بقرار فرمایش و احکام از طرف پادشاهی بالای غلامان مقرر شود اینفدویان همان شخص\nخود بکارخانه های روسی به شهر مسکو مانهای باب مملکت خود شیاد را مد نظر نداریم حکم و احکام پادشاهی را بصد دل و جان قبول داشته معمول\nکردم بر سر هر توب آن نام و نشان مبارک دولت افغانستان را بفرمایش میداریم خلاف قاعده نمیکنیم و نخواهد کردیم انشاء الله تعالی - چونکه\nچاپ کردم و به هر سال تخمیناً هشتاد هزار تابک لک روپیه بخزانه مبارک عالیجاه عبد الرحمن من بسیار شخص مسلمان و آدم درست با صلاح آراسته\nدولت خود مختار مقدس خود محصول از مال تجارتی خود تحویل میدارم خوش گذران میباشد زیاده بعزت باشید خط هذا محض برای استحضار\nاینهم کامل از ترقی پروری های پادشاه ماست بهر دوکان و شهر رومی آن مشفق مهربان صادق خدمت کار دولت اسلام تحر ریافته که آسوده\nبرتوب ها نام و نشان دولت ما میباشد ای برادران ملت افغانستان از خاطر باشند و مهربانی کرده درج اخبار مبارک کنند که تردید قول الشخص\nبرای خدا بگوئید به بینید که از جهان صنعت های گوناگون می پراید که درست کوئی نکرده بشود فقط والسلام\n\nو آخر شرم نیست که مایان محتاج به غیر دین از سال ها و اسبابها باشیم\nافغانستان وطن ما هاست افغانستان یجان از جان ما بهتر است پس\nلازم است که شب و روز بدعای پادشاه مهربان خود باشیم اگر بدیگر تجارهای طایفه مسلمین\nقسم داشته تان نمی شود همین جریده وطن خود را خوب ملاحظه کنید الشاهد میر علم نجار پشم و دلال صحیح است - امیر محمد تجار صحیح است.\nانشاء الله تعالی یک نسخه آن برای انسان کافی است دیگر های ها برای شمین الدین عالیجاه باز محمد خان فوفلزائی صحیح است - عبد المجید قوفلزائی\nهیچ شخص به بسیار زحمت میسر نمی شود اگر شود به بسیار ملاحظه افغان الشاهد - جی گل محمد تجار قندهاری صحیح است -\nتمام آن را ملاحظه میکنند.\nخان - عبد الحمید جدران تجار - حاجی محمد رسول خان تجار صحیح\nزیاده الله تبارک و تعالی سایه ما را به بادشاه مهربان اعلی حضرت محبوب القلوب است. محمد ایاز صحیح است - محبوب خان اچکزائی صحیح است -\nمادراج الملة والدین را از سر ملت افغان و حمله مسلمانان کم و کوتاه نگرداند عالیجاه شهباز خان بار گرائی صحیح است - مجنون خان اچکزائی\nتحق جميع انيا آمین فقط دستخط محمد علم پسر محمد کل خان خرونی ساکن صحیح است. ملك محمد خان صحیح است نیاز محمد خان قوم قوفلزائی\nغزنین مقیم میمنه صحیح است تحریر یوم شنبه ۱۰ ماه رجب المرجب صحیح است - محمد عمر خان ترکی تجار صحیح است.\nسنه ۱۳۳۳\nتجارها صحیح است. حاجی محمد حسین قوم خروئی صحیح است -\nملا صدیق کلان\nعبد الغفور خان صحیح است ... محمد یعقوب خان فوفلزائی صحیح است -\nمکتوب از قندهار\nعطا محمد نجار صحیح است - خواجه محمد دلال ملا نور تجار ساکن\nجناب مشفق محترم کرام مهربان محمود بیک خان سرم در محکمه اخبار ده خوجه صحیح است ملا فیض محمد ترکی تجار صحیح است -\nسراحیه دولت خداداد اسلامیه افغانستان همواره بدولت اسلام معزز و میرزا غلام جیلان تاجکی صحیح است ولی محمد نجار صحیح است.\nدارین باشند بعد از دعای دعا گویی دوام دولت پادشاه اسلام پناه غلام حیدر قوم اچکزائی صحیح است. محمد حسین خان فوفلزاتی صحیح\nمشهود میدارم اینکه در اخبار سال چهارم تاریخ ۱۵ شهر جمادی الأول است. شابابا خان فوفلزائی صحیح است. محمد طاهر خان نورزانی\nسنه ۱۳۳۳ شخصی در محکمه اخبار اطلاع دهی کرده در می شکایت از دست صحیح است - عبد الشکور صحیح است - عبد الغفور بار کرائی صحیح\nاجاره دارهای قندهار تحریر داشته مضمون اینکه اضافه ستانی میکند است - عبد الخالق الکورانی صحیح است - غلام حیدر صحیح است -\nیک لک باریشم روانه هندوستان شده فی باریک و نیمر و بیه یک لک و نجاه هزار عبد القادر صحیح است. محمد حسن صحیح است. میرزا عبد الرشید صحیح\nروپیه گرفته و حرف های نامشروع به گفته یعنی اضافه ستانی بی آبی است - خداداد صحیح است - عبد المجید صحیح است ... سید محمد\nمیکنند از دست جاره دارها صادر شده شرح طویل داده اکنون عرض حسن خان پسر سید تاجمیر آقا نجار غلجی صحیح است. علی محمد صحیح"}
{"book": "adl0616", "page": 1238, "text": "٢١٠\nسال چهارم\nحرفه ۹\nاست - غلام محمد خان نورزائی صحیح است - ميرزا محمد اكرم صحيح\nاست - مرزا عبدالرحمن صحیح است فضل احمد صحیح است ...\nميرزا على اكبر صحیح است قنبر على صحيح است - محمد عالم\nصحیح است .\n\nدستخط تجارهای طایفه اهل هنود طریق شهادت\nدیوان دهره تجار دیوان مهر چند ولد يرتم داس شکار پوری\nدیوان شیوه مل دلال - دیوان پنا شاه بنك نجار دیوان كوبال دلال\nرا در امیر چند دیوان منگاه - امیر چند و حکم چند سرای را جاه\nدیوان تاشو - دیوان بو ردلال دیوان جنتامل - دیوان فقیر چند\nدیوان دوار که مل تجار ديوان موتى سنك\nدیوان\nتجار دیوان کشن ولد رام سنك ديوان سيوك دلال\nالجمند اس دیوان مومل دیوان ستکامل - دیوان کیمه دلال\nے تو مل بزاز - تتوصل بزاز صاحب چند - شیوه مال خورد دلال ...\nدیوان شیوه مل ولد مول چند دیوان نند او الكومل - دیوان پوکر\nمل بزاز ديوان فقير سنك دیوان کشن مل بزاز - دیوان گری\nدلال - دیوان اونم و تکامل دیوان کرد امل ولد پرتم دیوان\nلكو ولد الشومل - ديوان العمل وحيون - ديوان موله سنك دلال\nدیوان دیره من دلال - دیوان رعومل دلال - دیوان دونی چند برادر\nسوك - دیوان جه مال خورد . دیوان لکومل - دیوان کندن مل -\nدیوان مرومل ولد اوجل - دیوان بوله سنك - دیوان نا رومل ويد\nجنگل - دیوان ليكومل دلال - دیوان الكامل ولا تومل - دیوان\nرامجی عطار - دیوان نيك چند\n\nشماره ۲۱\n\nجواد عارجية\n\n(مسجد اسلامیه افغایه)\n(دربار تهه وستن استر بایا)\n\nباز شود شهر است بزرگ که از اهل فرنك و غیره آباد است، از بندر فردار باندازه ( ۱۲ ) میل از دریا فاصله دارد و عمارات عالی مصنع آن حیرت انگیز است و تمام بازارها و سرك و عمارات در صفائی مانند سنگ مرمر است و در زمین و ستن استریلیا این شهر با تخت است که نائب الحکومه اکثر اوقات همین جا سکونت میدارد و بازار کلان آن ولیم سیریت نام دارد. هر دو طرف بازار تمام بآینه و چراغهای برقی و عمارات شیشه افغانیه بنا شده است.\nو مرمر است در میان همین بازار بجانب دست راست مغربی مسجد اسلامیه افغانان از گور نمنت استریلیا استد با کرده بودند که ما میخواهیم در میان شهر مسجد تعمیر کنیم ، کور تمنت مذکور بلا تردد اجازه داد این مسجدی است عظیم و عالی از خشت پخته و گیج تعمیر شده و دیوار های درون وبیرون بسیار منقش است در صحن مسجد حوضی است عظیم و کردا کرد. حوض بانچه كل وسليل كونا كون وحوض از سنگ بخت و گچ تعمیر شده و کردا کرد مسجد باغی است مدور که تا کهای انگور آن بسیار نظر ریاست گردا گردباغ دیواری بقدر قد آدم ساخته شده است.\nاین مسجد در شهر آستریلیا شهرت نامی دارد، رونق این قابل تعریف است. صنعت کاران این پورو بین بودند به دو طبقه مدور ساخته شده است و طبقه (۲) آن سه دروازه بلند از شیشه بلور ساخته شده است. که بعضی شیشه ها سرخ و سبز و زرد و سفید و به نقوش غریبه منقش می باشند. در داخل مسجد چهار دریچه بلوری باز شده و محراب مسجد به تکلف بسیار آراسته شده است که نقشه های غنچه گل بر دیوار ها کشیده شده آن هم از ورق طلای مصنوعی و الاشده و سه چراغ های جلی که از کار خانه مشین برقی والا سیم آورده شده است که درون مسجد بشب روشن میباشد و دو چراغ برقی در من مسجد یکی بو کناره حوض در صحن مسجد و دیگر آن به سر دروازه طبقه دویم که بر دروازه میانه و کنار مسقف مسجد آویزان است که مسافه دوری را بشب منور میسازد از منظره آن اهل اسلام سیر نمیشوند و تمامی توربین ها متحیر و انگشت در دهان میباشند. و بسیاری از مردان و زنان بورویی برای دیدن مسجد می آیند و یونهای خود را از پا کشیده بطور مؤديانه و صفائی سیر کرده و این میروند از چهار هزار پوند زیاده درین مسجد خرج شده است هنوز برای مدرسه سراحه که تویتا مانده شده است مبلغ دو سه هزار پوند ضرور است.\n\nسراج الاخبا را فغانية\n\nتحجب هنگامه ها شخصی که برای ما آن فقره را نوشته بود که در نسخه مورخه ۱۵ جمادی الاول همین سال درج کرده بودیم یک شخصی بود که به تاجر بود و به کار دار ، بلكه يك سياح رهم و لا غرضی بود که از جمله شيدتها و دیدنیهای او شایدیکی هم آن فریادها بوده باشد. اخبار چون يك مجموعة خبر است، و غرض را دران رهگذری نیست . لهذا چنانچه خیران فریاد را عیناً درج ایف نموده بود خبر این استمداد را نیز (العهدة على الراويان ) گفته عیناً درج میکنند. اما نکته شایان دقت اینست که در ان فریاد نامه چیزی که موجب عدم عدل و انصاف جناب نائب الحكوم صاحب باشد بنظر و نمیخورد. زیرا تائب الحكومة صاحب اول مصالحه را امر نموده اند که عین عدل و انصاف در اول دعواهمین است و اگر صلح نمیشد هیچ شبه نیست که بازخواست هم میکردند آقایان صاحبان امضای این نامه هم حق بدست دارند که اگر گفتگو و دعوا خود رحق وصواب میبود آیا چسان بيك پیاله شیر جای حل و فصل میکردید والحاصل سراج الاخبار بشاير وظيفة مجموعه بودن اخبار خبر را بدون کم و کاست درج نمود باقي العهدة على الراويان .\n\nبر کناره راست دروازه مسجد در سنگ مرمر بخط خوش واضح\nاین مضمون کننده شده است."}
{"book": "adl0616", "page": 1239, "text": "صحیفه ۱۰\nسال چهارم\nشماره ۲۱\n\nسراج الاخبار\n\nالله خیرا\nدر شماره (۹) همین سال جازم خود شمه از ترجمه احوال سیادت و قضیات پناه جناب سید جلال شاه صاحب كه يك سيد عالى نسب ، و يك عالم روحانی با حسب میباشند نوشته بودیم این است که در پندار این مکتوب عالی شما را نیز درج نمودیم . حقیقتاً تشویقات و ارشادات این ذات ستوده سیرت ، و سعی و غیرت برادران افغانی ملت ما که در اوسترالیا مقیم اند در چنین اعمال خیریه شایان شکران فراوان شمرده میشود . جزاهم الله خیرا .\n\nتحریر یوم شنبه ۱۰ شهر رجب المرجب از محال میمنه سنه ۱۳۳۳\n( احوال ماوراء النهر )\nنامه نگار ما از کرکی و مرو مینویسد :\nکیفیت داخله مملکت روس از مردم ترکمن از اول جنگ تا حال چهار کشت اسب جمع آوری نموده که کویا اسب سواری برایش کمانده - به غره ربیع الثانی کو برناثر تا شکنند آمده بود مردم ترکمن را از حد خیوه نامه و از چهار اطراف آن را بحضور خود خواسته بود که شما مردم سابق از دولت روی چند خانه و نفری و سالهای مواشی و نقدی داشتید و حال چه قدر دارید سیاهه آن را بدهید چرا که دولت روس چون حزب داشت از شما مردم نهایت اسپهای زیاد میخواهد عوض اسپ ها و صداقت شماها بقرار احوال نان خواه مقرر میشود و نشانهای صداقت از طرف دولت به هر کدام شما ها داده میشود مردم ترکمن عوام بودند هر کدام آن ها سیاهه خود را اضافه از جایداد خود داد بعد از سیاهه برای نامبرد ها گفت که شما مردم از سابق یکی بیست غری و سال شماها زیاد شده حال دولت ماها جنگ دارد از شما مردم كمك وجه نقدی را میخواهم مردم لاجواب شدند درجه اول از نخبه مئات نادرجه اخیر الی غر ١٤ مثالی وجه نقد جمع آوری نمود بعضی بعضی که وجه نقد و سال نداشت فی ١٤ تغريك نذر عسكر گرفت تخمیناً یکهزار نفر شد بجای حرب خود فرستاده بود میگویند که آنها کامل بدست دولت معظمه عثمان زاده افتاد ماند به غره ماه جمادی الاول عکس امپراطور روس معه عکس عیال آن به يك قطعه از تاشکند تا مرو انچه شهرهای بزرگ و كوچك كه بود به بازار ها گشتاندند و مکفت که بحق پادشاه خود دغا نکنید که حق سبحانه تعالی دعای اهل اسلام را مستجاب میگرداند از لاعلاجی از دهن هر شخص چیزی می راند بادهای خوب و بادهای بد بعد از آن برای این مردمان گفت که عکس پادشاه شماها معه عکس عیالان آورده ام لازم است که چری كمك کو پاداده شود چهار در جه کرد درجه اول فی دو کان دوصد منات درجه ۲ یکصد و پنجاه منات درجه ۳ یکصد منات درجه ٤ بمثل قال و با و ارجی پنجاه مثالی وجه نقد جمع آوری نمود - طلاچه روسی یک قلم یافت ندارد به شهر های حکومتی خود حکم نمود که تا پنج یوم هر شخص که طلاچه روسی داشته باشند تحویل خزانه و بنک های سرکاری بکنند عوض آن کاغذ صد مناتی بگیرید بعد از پنج یوم از نزد هر شخص اگر طلاچه رو سی یافت شود فی منات شش منات جریمه و شش ماه محبوس می شود - نرخ کاغذ صد حقاق دولت مذکور به مرود و صد و ده روپیه میباشد - دو این او ستریا\n\nالحمد لله پایه بنای این مسجد اسلامیه روز دوشنبه تاریخ ۱۵ ماه رمضان المبارك ۱۳۲۳ هجری نهاده شد ، الله تبارك وتعالى بر جمله مسلمانان مبارك و باعث بر کشاد رحمت کناد .\nروز محشر که جان گداز بود\nاو این پرسش نماز بود\nو در کناره چپ دروازه مسجد همین مضمون به انگلیزی ترجمه شده در سنگ مرمر بخط خوش واضح تر تحریر و کنده شده است الحمد لله رب العلمین انتظام مدرسه برا جیه بخوبی شده است . افغانان مشورت این بنده را بوجه احسن و محبت قبول فرمودند . قانون وقائده مدرسه چنان قرار یافت که هر چه مسلمان زادهای که درین جاهستند ، دو وقت برای درس بیایند ، بعد نماز صبح و بعد نماز ظهر و مدرسن جناب مولوی ملا یار محمد صاحب پسر مولوی محمد غوث قند هاری است . که برای امامت و درس مقرر شده اند که مولوی موصوف در عربی ، فارسی ، انگریزی تعلیم یافته شده است . ممبران مسجد هشت نفر افغانان می باشند که در سر کار برطانیه استر پلیا در کور تمنت برجسته شده است . اگر چه ملایار محمد خان ریسیدنت افغان است لاکن امامت و درس را هم او اجرا می کنند زیرا مدعی خواهیم که هر که امام و مدرس ما باشد باید افغان باشد .\n\nدیگر\n( مسجد اسلامیه افغانیه )\n( در شهر آدلید سوتهه استریلیا در وسط شهر )\n( در کلیت ستریت )\nادلید یک شهریست در سوتهه استریلیا ( استر پلیای جنوبی ) و از کناره دریا فاصله ۹ میل واقع است . شهریست عظیم و مصفی اهالی آن اهل یورپ اند . بازارهای آن وسیع و همه آینه و سنگ مرمی فرش شده بکناره دست چپ در وسط شهر در کایت ستریت مسجد اسلامیه افغانیه واقع و بنا شده است این مسجد از سنگ تخته و گچ ساخته و زمین مسجد و دیوارهای آن بکمال هنر صنعت کاران مصنع و مزین شده است و برنگ های مختلف منقش و ملون ، در صحن مسجد حوضی است وسیع برای وضو و تمام کناره حوض گل و سبیل کاشته شده است . دو مناره بلند و عظیم و پر رونق متصل دروازه ساخته شده است که فاصله یکمیل دور از او نط شهر مخون جلوه می دهد که از منظره آن اهل اسلام سیر نمی شود و نور بین ها متحیر میشوند در صحن این مسجد درختان انجیر و تاك های انگور غرس شده اند . يك زمین مرغزار برای محفل جلسه و وعظ مهیا گردیده است . درین مسجد تخمیناً زاید از سه هزار پوند خرج شده هنوز یکنیم هزار پوند برای مدرسه مواجه ضرورت هست . ممبران مسجد اهل افغانند که در سر کار برطانیه کور تمنت استریلیا رجستری شده اند مسجد بریز بند کنج لیند آستریلیا زیر تعمیر است .\n( از شهریت و ستن آسٹریلیا ) امضا ( [ILL] )\n( الطالب السيد جلاله شاه )\n\nشش هزار نفر عسکر خود را به ملك براهوت ..."}
{"book": "adl0616", "page": 1240, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم نمرهٔ ۲۱\n\nبندر خود می برد براخوت مذکور در بین آب طوفانی شد از بندر گاه خود دور افتاده نفری مذکور که در بین براخوت و دلك و اسلحه حربه نداشت تقدیری بدست روس اسیر شده آن شش هزار نفر را تمام شهرهای حکومتی خود گردش داد نصف از ادرین روزها به مرو آورده بود میگفت که چنان عسکرهای اوستریا را گرفتم و نمیگوید که دست بسته بدستم افتاد و نمیگوید که هزارها مثل این ها از عساکر من قتل رسیده و اسیر بدست مذکوران میباشد معلوم میشود که سابق ازین هیچ دست گیر مذکور نشده اگر نه مثل این ها به بازار ها میکشانیدند.\nاز مملکت داخله خود روسی کامل مسلمانان بخارا و ترکمن و یهودی که دران جا تجارت میکرد کشیده اند از تاشکند به اطراف نمیماند که رود به ۱۹ ماه جمادی الاول از طرف حکومت روس به مرو حکم رسید که فی هشت نفر يك نفر عسکر از مردم ترکمن جمع آوری نماید و امروز های ها و کلان شود های سرده ترکمن را حکومت به مرو خواسته معلوم شود که چه جواب بدهد و از دیگر علاقه ها بمثل تاشکند و علاقه بخارای شریف نمیدانم که بقرار مرو حکم شده باشند یا نه در ثانی خلص عرض میکنم - خزانه قديمه بخارای شریف را بچند دفعه به بهانه قرض روس برد که چیزی برای شان نمانده و حالا به واسطه داخل شدن به مملکت مذکور پریشانی زیادی میباشد.\n\nاز منظره خرابه ای سیلاب پغمان\n\nلندن ۲۰ مى ۱۱ رجب المرجب\nمستر اسکویث در تلگراف خود اسمی سکتور سفید را بیان نموده که از شرکت ایطالیه در جنگ در انگلستان مسرت زیاد رخ نموده است و دوستی قدیم ایطالیه و برطانیه ازین شرکت مبدل به اتحاد کامل گردیده است.\n\nروما – ه می کرنیل ویانی اطالوی دو هزار نفر اطالوی و چهار هزار نفر افریقوی را با خود گرفته به مقام صدرا واقع طرابلس روانه گردید که بر بعضی اقوام باغی حمله نماید – چون مسافت ده میل رسید فوج افریقوی تفاوت نمود و مابين فوج اطالوی و فوج افريقه جنگ شدید واقع شد.\n\nقبضه زمین بذريعه غاز ها\nفيلد مارشال فرينچ میگوید که آن جبهه های میدان که در مشرق ایپر بسبب استعمال غازها از دست ما رفته بودند تا حال ما بر آنها متصرف نشده ایم و می گوید که مقدار غازها استقدر زیاد بود که قبل از آن گاهی دیده نشده بود - غازها از انبوبها تا چار و نیم ساعت متواتر می پر آمد و در پنج میل منتشر بود و در این اثنا گلوله های کلوخ گیر بر ممثل باران باریدند و ابر غاز در بعض مقامات چهل فوت بلندی داشت و ازین سبب اکثر حصه فوج ما بالکل از کار افتاد.\n\nلندن ۲۷ می ۱۲ رجب المرجب\nبه اخبار تایمز از مقام آئیون کورود اطلاع رسیده که تاریخ ۲۴ و ۲۵ می حمله جرمن بر قلب فوج روسی در گلیشیا در تواريخ جنگ بی نظیر بود غنیم از توپخانه های کثیر طوفان آتشباری قلب فوج روسی را ویران نمود و آنرا بر هم ساخته اراده داشت که به یمین و یسار فوج روسی رجوع نماید لیکن افواج روسی به ترتیب درست و منتظم پسپا شدند -\n\n* دروازه باغ شاهی جلال آباد *\n\nاز ترجمه اخبار های انگلیسی\nکه ترجمان انگریزی ترجمه کرده\n\nلندن ۲۷ می ۱۲ رجب المرجب\nمستر بونارلا در تقریر خود بیان نموده است که جنگ به کامیابی جاری داشته نمیشود اگر وکلای فرق مختلفه انگلستان در وزارت داخل نباشند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1241, "text": "جريده ۱۲\nسال چهارم\nشماره ۲۱\n\nبشناسید. هنوز من از اوثاق خودم نیرآمده بودم که صدا های توپ و تفكها بگوشم رسید مهم به تعجیل بوت هایم را پوشیده و خود را بسرك برتاب کرده بدقت کردن اطراف و جوانب خود مشغول شدم که درین موقع بعضی آدمها و زنها مرا از برآمدن منع کردند ولی من سخن هیچکدام آنها را اهمیت نداده بدیدن نظاره دوام ورزیدم ، شب تاريك بود . و توپخانه فرانسوی بر زیبان از هر طرف کله بازی میکرد ولی همه آن بی فایده ثابت شد. در حالیکه ایستاده بودم از طاقی که حکمفرما بود هیچ چیزی بنظرم نمی آمد از ارو و واپس به او تاق خود عودت کردم تا از انجا به مرتبه بالائی او تل رفته چیزی استفاده کنم ، در اینوقت صدای ماشین زیبان متصل بگوشم میرسید که نا که ببعد ۱۰۰ گز از اویل بکمال شدت يك آواد مهیبی را حس کردم و با خود قرار دادم که باید ضرور ازین واقعه معلومات بدست آورم هر چند که در راهیم هلاکت به و ظه است و لهذا دوباره از بالا زیر فرو آمده بطرف سرك رفتم که باز به آواز هولناك متواثر دیگری که از ضربه آن تمام محلات اوتل لرزیدند قوه سامعه ام را پرا گنده ساخت، شب بسیار سیاه و تاریک بود که انسان پردیدن هیچ چیز مقتدر نبود و هر چند که زیبان را در فضا تفتیش کردند نیافتند ولی کله بازی هنوز هم دوام داشت . بعد از کمی دیر چنان معلوم شد که حالا زیبان بر پلی نیست و از السیب کاوله باری توقف نمود مکر د هتا باز به نهایت شدت بك آوازی برامد که متصل آن صداهای توپ و تفنك هم دوباره بالا شد. من هم درین اثنا برای تحقیق نقصانات روانه شدم و بعد از انکه به استاسیون رسیدم معلوم شد که چند مسافریکه در خانه های ریل خواب رفته بودند و عده ئی منهم هلاك شده اند. و کمی دورتر رفته دیدم که از اثر بك بم ديگر يكجند کادی ریل را آتش گرفته، شعله های آن بلند شده است که پس از کوشش و تکلیف بسیار منمانی کردید .\n\nيك منظره از سرحدهاى بلوچستان\n\nشماه ۲۹ می ١٤ رجب المرجب\nخبر دیل از انگاستان به شمله رسیده است — به استعمال توپهای کلان و به خرج کثیر سامان جنگ و به نقصان تعداد كثير فوج جرمنها دریای سان را عبور کرده اند — حمله جرمی و آستریا بطرف جنوب و مشرق رز عمل نهایت شدید میباشد و فوج کثیر مصروف پیکار است و مرکز ظاهر نمیشود آن به سبب جنك ايطاليه قوت استريا و جرمن در رزمگاه مشرقی کمزور شده باشد .\n\nلندن ۲۸ می ۱۲ رجب —\nاعلان سرکاری مظهر است که چون جهاز جنكى مجستك مقام كيلي پولی در جنك مصروف بوديك كشتی زیر آب دشمن آرا غرق کرد — و قريباً كل افسران و سپاهیان محفوظ ماندند .\n\nلندن ۲۷ می ۱۲ رجب المرجب\nجهاز پرنسس ازین در بندر گاه شیر اس اتفاقاً بريده — وصرف يك نفر از اهل جهاز سلامت مانده — و قریب دو صد نفر کشته شده است . این حادثه بوقت یازده بجه روز بوقوع آمد و يك شعله بزرك پيداند و جهاز غائب کردید .\n\nحكايتهاى محاربه\nنامه نکار اخبار دیلی میل از فرانس اطلاع میدهند که بوقت شب بتاریخ ۱۸ ماه مارچ زیان بار دوم بر کیلی حمله کرد . و در نقاط مختلف شهر يقدر يكدر جن بم انداخت ، و چون مدعای این هجوم هوای آن بود که استاسیون مشهور ریل میری تائیم ، کیلی تباه کرده شود از آرو در نزدیکی همین موقع بیشتر بم افکنده شد و از انجمله یکدانه آن بر یکی از او تاقهای ایستگاه افتاد که ۱۰ نفرر اهلان و هما القدر را مجروح ساخت . زبیان قریب نیم ساعت بر شهر پرواز داشت و در همین اثنا از هر طرف بران غیر کرده شد ولی با اینهمه بکمال کامیابی مراجعت نمود در هو تلی که من اقامت داشتم عين رساء ۱۲ و نیم شب خادم او تل به سراسیمگی در اوثاق من داخل شده مرا مخاطب ساخت كه يك ژيان بر شهر دوره میکنند و شما زودی به بیرون\n\nيك اسكول در كراچى"}
{"book": "adl0616", "page": 1242, "text": "شماره ۲۰\nسال چهارم\nحيفة ١٣\n\nبرك\nدرین\nیکدام\nمانو\nکردم\nندای\nلكمال\nشرور\nتفتيش\nای دیر\nبداری\nبل آن\nبرای\nعلات\nکرادی\nوشش\n\nحکایت دیگر\n( بیان يك سياح امريكاني )\nپیشتر به خریدن تکت ها آغاز کردند و به این قسم جرمنيها از اهالی شهريك\nمبلغ جه یمی را جمع کرد. شبی که برای نما شام مین بود. رسید و درین\nدر اخبار ، دینی میله لندن يك سياح امريكائی که در حال از سیاحت شب جرمن ها دروازه نیا رو را بسته کرده و به اطراف آن پولیس ها را\nجر من فراغت یافته و این به مملکت خود مراجعت کرده است مینویسد که : مقرر نمودند مرد ما نیکه شرکت ها را خریده بودند روقت معلوم کرده کرد.\nمن از مدتها آرزو داشتم که به جر من رفته و حالت عمومی آنجا را به نیاتر و رسیدند ولی همه شان دروازه تیاتر و را بسته و بهره پولیسها را\nدریافت نموده عوام الناس را از آن خبر دهم ، غرض من در وسط ماه دسمبر بران دیده پس گردن خود را خاریده و اپس بخانه های خود شان\nبه جر من رسیدم و حالا از انجا واپس آمده ام. در اثنای سفر روزی مراجعت کردند.\nدر مایین هوتل ریل و بکرش و بودا پست و بستان خوردن مشغول بودم و بفردای آن جرمنها این اعلان را شایع کردند که ماه بهم و اونان\nكه يك نفر اجنبی آمده نزدم نشسته بپرسید که آیا ! شما انگلیزی مزاج کرده بودیم ...\nهستید ؟ و من در جوابش گفتم که و نی من بك امريكائی هستم . وبعد\nما بين من واو بك مكانه خوبی واقع شد. او گفت امروزه روز ما که\nحکایت دیگر\nه حمله در داستان .\nبی از چهازهای انگلیزی را بذریعه کشتهای تحت البحر خود غرق از قار يك جرمنی که برای اخبار کولون كرت جرمنی نوشته و تایمز\nکرده ایم سب اصلی آن اینست که به هیچ صورت غله و خورا که به به لندن از ان نقل نموده است .\nانگلستان نرسد و در پنوقت هر چیز در انجا گران است و اگر ما هم نگذاشتیم يك افسر جرمنی مقرر قلعه ، حميديه ، كيفيت حمله جهازات متحدين\nکه غسله به آن برسد انگلیزان هیچگاه انتظام خوراک خود را کرده را بردره دانیال بدین صورت نگاشته است .\nنمیتوانند . تا کنون نزد ما ٤٠٠٠٠ سپاهی و ۵۰۰ افسرانکلیزی\nاسیرند و علاوه وان حالا حصه بزرك يولاند روسی و شمالی فرانسی على الصباح يكابك ده جهاز برطانوی و چهار جهاز فرانسوی بنظر\nو بلجیم در تحت تصرف ما است . در آمد که بسیار جهازهای نباه کی دیگر هم با خود داشتند این چه از ها\nوقتيكه به محروسة جر من داخل شدم در انجا حالت عجیبی مشاهده آهسته آهسته در دره داخل می شدند ، يك جهاز كه كوين الزينه\nکرده ، نیاتروها و رقصخانه ها همه بند شده اند و هر کس میخواهد که و بران توپ های ۱۹۰۱۵ آنچه نیز غیر نصب بودند ۱۱ میل دور تر\nبمیدان جنگ رفته بادشمن بجنگد . بچه های کم سن که هیچ قابلیت برقی از ساحل ایستاده شده کوله باری شروع کرد. از کوله باری او که\nشدن عسکر را نداشتند برای خواهش رفتن به جنگ در خواست ها می در مقابل آن هیچ نمی توانستیم من آدمهای خود را جاهای محفوظ\nکردند ولی اداره حربیه در خواست شانرا بنابر صغر سن شان نامنظور فرستادم و خود بايك لفتنت کر تپل از ستیشن توپخانه بسیر آشیاری\nمینمود زمانیکه در اداره حربه رفته خدمت فوجی را آرزو کرده اند جهازها مشغول شديم، من آنوقت بكمل شوق انتظار می کشیدم که\nالا وظیفه پولیسها را نجامی آورند. زنان فاحشه کارهای گذشته خود ما هم کوله باری شروع کنیم .\nها را گذاشته در تلگرافخانه ها و دا کخانه ها به جای مردها کار میکنند در مقامات محفوظ بیکار نشستن بسیار بد معلوم می شود من باطمینان\nمختصراً هر جایی را که دیدم در انجا زنها بنظرم بر میخوردند که بکارها در توپخانه میکشم و با مردم مزاح کرده بآنها سیکار تقسیم می کردم.\nمشغول میبودند و هر شخص درین جنك عیش و عشرت را بر خود حراء درین اثنا توپخانهای ما که به جهازات نزدیکتر بودند آتشباری\nکرده بود لهذا اگر همین حالت جرمنی ها که من در دسمبر و جنوری شروع کردند ازین سبب جهازات به پس شدن مجبور شدند که تاثیر کوله\nدیدم تا به حال برقرار باشد تا به حدیثه من میدانم از اقوام دیگر دنیا بیشتر باری شان هم کمتر شد .\nترقی میتوانند کرد. و این یك هم بدیهی است که در دل هر مردوزن پس از ان که دو سه ساعت در کوله بازی شدید ماندیم ما را هم به\nو طفلی که چنین خیال وجود داشته باشد آن قوم هیچگاه از روی دنیا درست کردن توپ ها حکم شد مردمان طوبخانه بخوشی برخاسته برلاین\nمحو نمیشود . اول بريك جهاز فرانسیسی کوله انداختند. پرتویخانه ما جهازات دشمن\nسخت کوله بازی میکردند کاهی گاهی ما را به مقامات محفوظ مراجعت\nمی افتاد ولی آخر ما جهاز بیوت را صدمه رساندیم ما خوب میدیدیم\nحکایت دیگر که کلوله های ماچمان بران جهاز میخورد. مردم ما عرق عرق میشدند\n( مزاح جرمنی ها ) ولی بعزم جزم کار میکردند. به بسیار زودی وقت آخری حیات جهاز\nرسیده در گرفت چون یک کله دیگر ما بر پهلوی او خورد بعد از سه دقیقه\nدر حال جرمنيها بر باز یکی ها يك مزاح ظریفانه کرده اند: جر من ها مانند سنگ پشت در آب رفت بعد از آن مانجهاز های نزدیکتر\nاعلانی شایع کردند که، در تیا تروی بزرگ بر ملز جرمنيها يك تماشای\nجدید بسیار اعلانی نشان میدهند لهذا کسانیکه آرزوی دیدن\nاین نماشا را داشته باشند میباید دو روز بیشتر شکت های خود را بخرند،\nعرض چون باز یکیها این خبر را شنیدند بسیار مردم جار جار ، پنج نجروز"}
{"book": "adl0616", "page": 1243, "text": "شماره ۲۱\nسال چهارم\n۱۲\nرطانوی، ارزر سپیتال و اوشن، نام ها متوجه شدیم ارزر سپیتل اول باروت و قور خانه را\nمی بردند وه چه بود از توپ و ذخیره و غیره\nو به ۹ تیم نوه اوشن نیز غرق گردید.\nدست آلمان ها افتاد\nاز صدا های رعد نمای توپ های قلعه های ما و جهازهای دشمن یکی از ساکنین و لانکوی، شرح جدایی در خصوص محاصره آن\nگوش ها گرمی شدند. پس از هنگامه مذکوره احوال توپخانه ما شهر می دهد قسمت مستحکم شهر مزبور قلعه\nخیلی عجیب بود، بعضی سوراخ شده بودند. و منتشر افتاده بودند. استحکامات معروفه قرن ۱۷ از آن حراست می نمود در اواسط\nنفر ما قتل و ١٤ زخمی شد نقصان قلعه های دیگر هم که بود.\nماه اوت آلمان ها قشون ساخلوی انجارا به تسلیم دعوت کردند ولی به علت\nما توپخانه را . از او درست کردیم غیر اکتوب که کامل بیکار استنکاف فرمانده فرانسوی از قبول این معنی فوراً سپاهیان آلمان انرا\nشده بود. از اکشباری متصله ماعلاوه و سه چهار جنکی بك كشتي\nساء كن و سرنك جین نیز غرق شد، پنج کله توپ بزرگ رو کوین اللزینه محاصره نمودند صبح ۲۱ اوت در ساعت چهار بمبار دمان انجا شروع شد.\nافتاد، بسیار نفری دشمن تلف شدند بوقت شام اسب ها و سیاهی های عمارات کوه و سن بارتين ، يكمرتبه مشتعل گردید در سایه شعله های\nخود را دفن کردیم و بر قبرهای آنها کانها و تکه های کله ها فشاندیم. آتش سربازان فرانسوی قشون المان را می دیدند که ترانه ( واخت آم\nاین نشان داده میشود دشمن حالا زود پس نخواهد آمد و اگر آمد مارا\nمثل اول قوی خواهند یافت .\n\nآهسته برك كل عشان و مزار ما\nپس ناز کست شیشه دل در کنار ما\n\nر این ، ) را می سرودند\nخلاصه این نقطه هم شش شبانه روز هدف ببار دمان سپاهیان آلمان\nدیروز جنرال جاو پدیشاه خود بر سینه من نشان بهادری ترکی چسباند واقع شده در ۲۹ اوت این نقطه با عظمت يك توده خاک و خاکستر گردید\nو برای من سفارش صلیب آهنی هم شده است و ۲۵ سپاهیهای جرمنی را و دیگر طاقت مقاومت در خود ندیده کماندار حکم به تسلیم داد -\n\nحکایت دیگر\n\n( حکایت دیگر )\n( ملاقات قیصر حرمی باشهنشاه فرانسو از وزف )\nاخبار تایمز در اشاعت کنونی خود مینویسد که قیصر و بلها برای\nملاقات شهنشاه قراب | ژوزف امیرا طور اوستريا مجارستان بفرض\nيك مذاکره در باب شركت جنت ايطالي نظر قداری اتفاق ثلث\nاواخر شهر اوت که آلمان بسمت ( مارن ) پیش می آمدند ابلاغیه های به د ویانا، رفته بود. در اثنای گفتگو شهنشاه ژوزف قیصر را ازین\nفرانسه بطور اختصار از پیشرفت دشمن خود سخن میراندند و غالب اوقات يك بخون معلمين ساخت که اگر در حرب حاضر ايطالى بمعاونت شان شرکت\nنظر بسرعت جریان حوادث یا بعد دیگر بسیاری از مطالب نا گفته هم نکنند میتواند که یکمالی جدید باروس، فرانس ، و انگلستان مقابله\nمیماند از جمله سوانحی که چیزی از آن نشنیدیم و ذکرش را ندیدیم کند. روسی این یک را در زیر نظر دقت گرفته بود که اول عثمانی را\nگذشت بلاد مستحکمه حدی بود که دشمن قوی عداتها چگونه شکست داده و بر قسطنطنیه قابض گردیده باز از راه در دانیال و فرانس\nمعامله کرد لانکوی - یکی از شهرهای بود که سقوط آن را وانكليز مربوط شود ولی هنوز نمایند. او در این اراده قانده خود با کام\nفهمیدیم در دست مهاجمین افتاده اما حالیه از بیانات اسرانی که از آلمان مانده است . کاوله باری كقوة عربية متفقين و در دانیال کرده و هنوز\nفرار کرده بارهایی یافته اند مشر وحانی دلکش راجع مورود آلمانها در نقاط دوام دارد تاکنون از ان بك نتيجه برای متحدين حاصل نشده است.\nمزبور می شنویم ( موتمری ) را سیاه فرانسه که م حفاظتش مامون بودند مگر در حقیقت اگر فرانس و الکلیز بر در دانیال قابض شدند در ان\nبدون مقاومت به دشمن تخلیه کردند و فاتحین مغرور در ۲۸ اوت وقت خبر جرمی و ا و او ستریا را در ان می بینیم که اولتر عمانی را\nوارد آن شدند ولی اما کن مستحکمه و ذخیره های جنگی را قبلاً امداد کنیم. بجواب این فقره قیصر چرمی فرمود که بلی مهم همین\nقشون ساخلوی مثلاثی و محترق ساخته بودند\nخیالات را حس کرده بود. و در دل من نیز مجله همین تخيلاتيكه نها\nاما نقب راه آهنی را که از والانیکویان ، به مغزیزیز ، ممتد است و تقریباً آنرا ظاهر کردید موجزن بود. من ترکانرا تا به وقت اخیر امداد\nبه مسافت هم میل از زیر شهر ، لانگویان ، میرود نیز خراب کردند - خواهم کرد. غیر ایران میں ابا ترکان لك محبت مخصوصی است و این محبت\nآلمان ها این خط را خیلی لازم داشته بنابر این خودشان در قائمه کوهی از امروزی بلکه از چند سال به انتطرف متداول آمده است از کارخانه\nکه ، لانگویان، روی آن ساخته شده به راه آهن جدیدی بنا نمودند.\nمشهور کرپ مایسی سامان حرب به قسطنطنیه رفته است و ملت من برای\nدر ۲۹ اوت هدف حملات خود قرار دادند و به روز کاوله روش خانه را در ان عثمانی خود یک مبلغ جسیمی نیز فراهم نموده است.\nکردند توپهای که برای بار دمان این نامه بکار رفت عبارت بود از ترکان سلب شجاعت و متافی کار در دانیال در مقابله قوه خربه\nتوپ های بزرگ اطریشی که از هفت میل و نیم مسافت قلعه کلوله می انداخت متحده فرانس و انگلیز نشان داد ماند سزاوار آفرین و تحسین بلیغی\nولی گلوله نوبهای قلعه آن اندازه راه میرفت از این رو در عرض یک میباشند. انگلیز و فرانس تا به حال و در دانیال محاصره دواه ورزیده انده\nچشم برهم زدن قلعه قوی پیکر در زیر خمپاره های منها حمین زیر وزیر و عجب نیست که عنقریب بذریعه فوج از راه خشکه وان هجوم اورند\nکشت و سا خلوی هایش در غره ستمبر تسلیم شدند -\nولی باز هم به خیال من آن حمله کامياب ثات میتوان شد. می اراده کرد.\nاما بد بختانه ساحلوبهای این نقطه مثل مستحفظين، منتری و انبارهای بودم که به قسطنطنیه بروم ایکن حالا خود را به حاضر شدن در میدان\n\nيك فصل تا گفته تاريخ جنك\nقلاع سرحد فرانسه\n\nباقی\n15\nقطم\n15\nووط\nبکنم\nصور"}
{"book": "adl0616", "page": 1244, "text": "شماره ۲۱\nسال چهارم\nصحیفه ۱۵\nغیره\nره آن\nبه عان\nبه های\nت ام\nن آلمان\nfer\nبرای\nمرض\nثلث\nازین\nری\nبان را\nكام\nهنود\nدران\nامداد\nمحبت\nرای\nمانده\nرزمگاه مغربی بیشتر مجبور می بینم چرا که من قصد کرده ام که نا ممکن علیه با استره نیز خود کلوی خود را خود می دم و می فینا در ظرف ۱۰\nباشد بزودی برو کیلی ، قابض شوم و اگرچه در راه تسخیر آن فدا ۱۵ دقیقه را هر ملک عدم خواهم شد. پس اگر اهالی بریتانیا بالاعشی\nساختن اسی جانها لازم می افتد مگر با آن من هیچ به آن باك نخواهم من باز هم يك محمدردی میخواهند بکنند آن بدست طریق ممکن است که\nآورد چرا که این جنگها شبکه ما کرده ایم در ان خود غرضی شخصی نعش مرا به يك شفا خانه جرمنی بفرستند که در آنجا طالب العلم های\nخود ما مضر نیست بلکه برای آزاد کردن ملک و ملت این همه هنگامه ها جرمنی جسم مرا تکه تکه کرده از ان يك معلومات في بدست آورده\nر روی کار آمده اند.\nهیچ نباشد در فن جراسی کامیاب بشوند و من نیز پس از مرگ فجر کنم\nبعد ازین زنك طعام زده شد و هر دو تاجدار به خانه طعام رفته که من بد نصیب هم به اندام کار وطن خود آمده توانستم\nبه ان خوردن مشغول کشتند .\nحکایت دیگر\n( ملاقات يك نامه نكار بايك الفسر مجروح جرمی )\nزیپان قسم جدید\nاخبار و دیلی میل، رقمطر از است که حزنها در همین وقتها لك نامه نگار اخبار و دیلی ایکسپرس از صدر مقام فوجی انگلیری اطلاع\nریلی قسم جدید را ساخته اند ، در وقتی که زیان پرواز میکنداران\nمیدهد که مرا بابک افسر مجروح جرمی که اسیر شده بود ملاقات اتفاق\nیک آواز عجیبی می راید که از دور و حرکت چار عدد انمی آن که دو\nافتاد و پیش ازین چون در بر این با او تصادف کرده بودم از ا رو می شناخته\nعدد آن در پیش و دو عدد آن در دنبال زیبان می باشند و هر کدام\nو نام گرفته آواز داده نزد خود طلبید که در بغلش خورده بود و به حد\nآنها قوت ۲۰۰ اسب را مالک هستند حاصل میشود هر چند که ما هران\nکمرش يكرهم بسيار بزرك وستكبى کشاده بود. در میان من و او تادیر\nفی الجنيري جرمن در نه برامدن این آواز کوشش دارند که بهمراه\nگفتگو دوام ورزید. من از وی پرسیدم که در خصوص جنك خيال\nابن انجن ها آنچنان يك آله را بچسبانند که همان آواز را محو و زایل\nشما چنان است جواب داد که اگر پایه ۹ سال محاربه را طول داده\nگرداند ولی تا کنون در این نشبت خودشان هنوز بدرجة انم کامیاب\nشود ملك ما بخونی و کمال اطمینان از مقابله روس، فرانس ، و انکار\nنشده اند . و ژییان هر قدر ارتفاعی که پرواز بکنند باز هم صدای مهیب\nرآمده میتواند و هر فرد ملت ما همین آرزو دارد که در عسکر داخل\nآن خفته کان را هنوز بیدار می سازد و زمانی که ربیلی برای پرواز بسوی\nشده با دشمن در میدان حرب مجکد .\nفضا روانه میشود چنان می نماید که در جو هوا يك قوة جازيه بسيار\nحب وطن در دل زنان به این درجه بجوش و خروش آمده است که\nشدیدی موجود است که بدریمه آن این آله هيتناك بكمال سرعت\nزنان پیریکه هیچ دار از دست شان پوره نیست برای سپاهها و مجروحین\nبطرف منها در خیران میشود در وقت طوفان ها و كر ديا ها حال آنهم\nفی میدوزند و یا کار پیده و باده را کرده اصف واردات خودشان را\nبه حال بك جهاز بحری که طوفانی شده باشد تحویل می باشد .\nکه از ان عمر بدست می آورند در اعانه جنگ داخل میکنند. نیاروها\nجومها در وقت حاضر دو طرز زیبان را طیار کرده اند که یکی\nو قهوه خانه ها شد شده اند در هوتلها و غیره همان رونق و جم و جوش\nمجری و دیگری بری است نیر قسم اول آن ، ل ٦، و نير قسم دوم آن\nباقی نمانده است و دل هر كس بمیدان جنك رفتن میخواهد و هر قدر\n۵۵۰ میباشد. زیبانهای قسم ۱۹۵۰ درین وقتها اکثر برنجر شمال\nکاشتکار ان نوجوانی که بودند همی میدان جنگ آمده اند. در نجا مجروح\nدر پرواز مشغولند و قوه تجربه انگلیزی را تعاقب میکنند که طول\nقطع کلام خود کرده به سبب ضعف و ناتوانی که از زخم به او رسیده بود\nآن ٥٢٥ فوت و حجمش ۵۰ فوت و شکل آن نام با یک جروت منشا به\nاز زیاده سخن گفتن معافی خواسته خاموش ماند .\nاست در ژیان\nمقدار ۱۰ لك مكعب فوت کيس موجود میباشد و موجمد آن کاونت\nحکایت دیگر\nربیان بیان میکنند که این کیس را از کنفیدن و آتش گرفتن هیچ اندیشه\n( خود کشی یک داکتر جرمنی )\nنیست زیرا در ان پکچان آله نصب کردید. که اگر کیس مقدار كثير\nدر ان جمع شود آنرا اخراج می نماید . قسم اعظم زیان از آهن ایلو\nاخبار، دیلی میل، در اشاعت جدیدترین خود مینویسند ، که و مستر\nمونیوم و چوب چار مغز ترکیب می اید و در ان يكا له دیگری هم\nدر بر اینبول هند ، یک فیلسوف جرمنی که در يك دار العلوم مشهود\nبدينغرض وضع شده که از پیلن را به بسیار سرعت در طقبات بلند هوا پرواز\nلندن پروفیسر بود خود کشی کرده است و چند ساعت پس از خود کنی\nداده و همچنان بهمان صفت آرا فرو آورده میتواند. برز بیلن نوبهای\nاولات کاغذیکه پیشتر ایران در وقتیکه حیات بود نوشته است و سر میزش\nکادار ويك ذخيره بزرك بم ، وكله ، و بارود موجود میباشد و نهای\nیافته شد که در آن سبب این فعل خود را که عبارت از خود کشی باشد\nمن که از تبیان انداخته میشوند دروزن قریباً ۵۰ سیر میباشند و بیکه\nبدينغرض وضع شده که از پیلن را به بسیار سرعت در طقبات بلند هوا پرواز\nبرشاه بلجیم در اینتو رب انداخته شده بود وزن مجموعی آن قریب ۱۰\nچنین نوشته بود :\nاسمر کابل تخمین شده است .\nچون در توقت وطن من برخلاف انكليزها و فرانسوی ها بر سر\n( عبد الرحمن )\nپیکار است لهذا در دل من بعضی خواهشها بود كه به يك قسمی بوطن\nخود برسم و بکار و طی خود بیایم مگر هر چند کوشیدم از تجار فان من\nهیچ ممکن نشد. آن شخص بدرجها از من بهتر و برتر است كمثل و انك\nباشد ولی خدمت ملک و ملت را کرده تواند. خداوند بمن دست و پاو گوش\nوینی را عطا فرموده است مگر افسوس که من آنها را در خدمت قوم\nمترجم این سه فقره فوق ( عبد الرحمن )\nووطن بکار آورده نمیتوانم برای من مناسب آنست که خود کنی\nیکنم . در اول امر اراده کردم که خود را از کلو پیاویزم لیکن درین\n( خلاصة آخر اين خبرها )\nصورت چون در برآمدن جان خودم بسیار زحمت را حس میکردم پناه\nایطالیائی ها بر نا کامی خودشان وقوت استرا اعتراف کرده ماند"}
{"book": "adl0616", "page": 1245, "text": "صفحه ١٦\nسال چهارم\n\nوزیر هند برای وایسرای تار داده که جرمنها و استریانی ها در کایشیا قرار سابق در پیشقدمی هستند و عنقریب است که روسی ها شکرهای آخری خود شانرا گذاشته در علاقه خود روس پسپا شوند . در شمال پولیند هم روسها بر شکست خودشان معترف شده اند و میگویند که جنك بسيار بشدت جاریست و جرمنی ها در میدان روس درین وقتها فوج خود را چار چند از اول افزونتر کرده و چندی پیش از این ۹۳ رویزیون که هر دو یزیون تخميناً ۱۰۰۰۰۰ نفر میشود بودند و حالا همه تعداد دویزیون ها به ١٤١ رویزیون رسیده است. جرمن ها در رزمگاه مغربی بر رایمین، در علاقه فرانس با توپهای بسیار دور زد جديد الاختراعی گوله بازی کرده اند که قطار شانرا نزده و نیم انج بیان می کنند. برطانیه ۲۵ کرور پوند برای اخراجات جنك منظوری کرده\n\n۹ جون - خبر لندن - در ویانا بطريق رسمی اشاعت یافته كه يك جهاز آبی هوای دولت استريا بريك جهاز هوائی دولت ایتالیه حمله نموده جهاز ایطالیه را تباه نمود و هفت نفر عمله آن را گرفتار کرده -\n\n۱۰ جون - خبرساه از لندن برای ویسرای هند خبر رسیده - که در كايشيا جنك بسیار شدید جاری است افواج جرمن واستريا بطرف مشرق برزچمل پیش قدمی نموده اند و افواج روسی برکناره غربی دریا قابض می باشند . مگر از طرف جنوب فوج های دشمن دریای نیستر را عبور نمودند .\n\n١٠ جون - خبر لندن - يك جهاز هوائى دولت استریا بر شهر وینس ملک ایطالیه حمله نموده بمها انداخت از ان صرف يك نفر هلاك و چند نفر زخمی شدند و چند باب عمارات را قدری نقصان رسیده - دیگر از هر باب خیریت است.\n\n۱۱ جون - خبر لندن - يك جهاز قسم زیپلان دولت جرمن در بحر شمال دو انکر جهازات ماهی گیری دولت برطانیه را غرق نموده از عمله آنها هشت نفر نجات يافته باقی غرق کرديدند .\n\n٨ جون - خبر لندن - مستر ایسکوتهه - در دیوان عام بیان نمود که قضایکه - از باعث حمله جهازات هوائی دول دشمن برای باشندگان ملك انگلستان رسیده یا برسد - معاوضه آن را دولت برطانیه ادا خواهد نمود\n\n۱۱- جون خبرلندن - از مقام نمودن خبر رسیده که جهاز دخانی اینی نام انگلیز - قریب داكرنيك غرق گرديد و جمله نفری که در جهاز سوار بودند غرق گردیده فنافی الماء شدند .\n\n۱۰ جون خبرلندن - محكمة اخبارات دولت برطانیه اعلان نموده که دو لنگر کشتی های تارپیدوی نمبر ۱۰ و نمبر ۱۲ دولت برطانیه را در ساحل شرقی انگلستان - کدام کشتی آبدوز دولت جرمن - بذریعه تارپیدو غرق نمود چهل و یکنفر از عمله کشتی های مذکور نجات یافته بر ساحل رسیدند\n\n۱۰ جون - خبر لندن - امروز موازی شش لنگر جهازات قسم توالو دولت برطانیه را کشتی های آبدوز دولت جرمن غرق نمودند. و نیز يك جهاز دولت جرمن که قبل ازین در همین جنك موجوده بدست\n\nمایان آمده بود . او را به يك جهاز كوچک خود مایان - کشتی های تحت البحر دولت جرمن غرق نمود\n\n۱۰ جون - خبر لندن - در شهر لندن در مقام و بست ایند آتش گرفته سه صد عراده موتر کارهای جنگی سوخته خانه سیاه شدند.\n\nاخبار تاثميز لندن نقل از اخبارات جرمنی می نویسد خلاصه مضمون اینکه در موقعه جشن تاجپوشی اعلیحضرت سلطان المعظم انور باشا اعلان فتوحات کیلی پولی را نمودند - وسفير دولت جرمن قطعه نار مبارك باد فتح جنك كيلى بولى منجانب قيصر جرمن را بحضور مبارك سلطان المعظم تقديم نمود که در ان بسیار به گرم جوشی - اظهار خورسندی کرده شده بود و از خیالات مردم ترك و جرمن چنان ظاهر می شود که معامله دره دانیال فیصله شد و این دویم ناکامی است که برای دول متحده - در دره دانیال حاصل شده - چنانچه ظاهر میشود که دول متحده - از حالات دره دانیال بی خبر محض بودند - و يك بی روانی و تدبیر درست در دره مذکور از دست ایشان نیامده - و نه ایشان اینقدر همت دارند که این قسم معاملات را بدرستی انجام نمایند و نه جهازات جنگی شان در دره مذکور کدام کاری نمایان و سودمند برای شان کرده بلکه اکثر خود غرق و تباه شده اند و این حمله دویمی بکیلی پولی مدهوشانه افواج متحده برای بهادران ترک امتحان موزون ثابت شده که گویا دول متحده - اینادر فوج را باین مدعا در کیل پولی آوردند که افواج ترك بالای شان مشق چاند ماری کرده دست خود را صاف نمایند.\n\nو هر قدر جهازات دول متحده - که در بحر روم غرق شوند همانقدر جهازات و طاقت بحری دول متحده در بحر شمال برای استعمال جنك کم خواهد شد و هر قدر سپاه دول متحده که در کیلی پولی هلاک شود همان قدر کم سپاه در میدان فرانس برای مقابله جرمنیان خواهد ماند و این فوج های ناتربیت یافته و با دریشی های رنگ برنك كه دولت فرانس و برطانیه از مصر و استریلیا و كنادا - وغيره يك جا کرده - بالای آنها آزاده فتح - کیلی پولی را نموده - در میدان جنگ آوردند البته اگر دول متحده - آنها را برای رسانیدن زنهای پیر - و لوت کردن زنهای بیر مقرر می نمودند بهتر بود - نه اینکه بیچاره گان را در مقابل افواج سنجيده و بهادر ترک بیاورند - همان بود که از حمله بحری کرده نقصان بسیار در این حمله بری برای شان رسید - و اینقدر تعریف ها که میشنویم جمله هیچ ثابت شد - از ساحل ایشیائی دره دانیال نام و نشان دشمن کم شده و از تمام ساحل یورپى یعنی کیلی بولی وغیره - هم فوج دشمن را کشیدیم - صرف در يك مقام كياپ تپه نام چیزی فوج دول متحده بر لب دریای سمندر - به تحت حفاظت توپهای جهازات جنگی خود باقی مانده اند - فقط\n\nدر چهاپ خانهٔ حروفی دارالسلطنة کابل طبع گردید\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1246, "text": "( اعلان )\n\nپراگنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوش طبع داريا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط وخال بعید است ولی مضامین وخیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت بخوبیها ظاهری ومعنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارك از دكان از محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند .\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | دو روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول میشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملكي وجملهٔ خريداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید كه بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان واشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایع درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی واگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اينچ — ٤ — سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی تر در سطری سنار اجرت گرفته میشود..."}
{"book": "adl0616", "page": 1247, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رها بیابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنة کابل يك مقاوله نموده دا کخانه مشار الیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهای شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای دا کخانه بخود شان میرسد.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآنچه باید کرد؟\nادب در من\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین ثمرهٔ نوبر رسیدهٔ کارزار و مطبعهٔ عنایت، کام جا را شیرین نمائید! «جزیرهٔ پنهان» يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسعی و غیرت را برای اساس زندگانی نوع بنی بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت! خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصویرش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان! تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعهٔ عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارك و دکان غلام محمد متصل در مدرسهٔ شاهی.\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nقیمت روپیه کالی\nسیاحت پردورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حکم مجلد ۲\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الروؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باید بر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1248, "text": "امان افغان\n۱۳۲۹\n\nشماره ۲۲ سال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nتشریف حلول ماه مبارك رمضان ()\nصنایع پروریهای ذات اعلیحضرت همایونی ()\nعلوم وفنون ( ما بعد از شمارهٔ (۲۱) )\nاخلاقیات ( دین ، دولت ، ملت ، وطن )\nمقاله مخصوصه ( تذکار شرف و تقدس رمضان )\nحوادث داخلیه ( پشت رود )\nحوادث خارجیه گفتگوهای عمارتيه نقل از اخبار نوبهار منطبعه طهران – یادداشت دوک ایران – سوزانیدن دهات شمالی آذر بایجان – خبرهای مختلفه – مكتوبات عجیب – گرانی ارزاق در روسیه – تجاوز قزاقان روسی بناموس – ملحق شدن باعراب – آخرترین خبرها ترجمه اخبار های انکلیزی وغیره – قوت دشمن – پس پائی روسیه – خبر مهم – يك نظرية فلسفيه از جریده حبل المتين –\nتصاویر مسجد مبارك عليا در دار السلطنة كابل – قصر پادشاهی در قلعة السراج الامان – نظارة عمليات نهر سراج قندهار – قوس ایوان قلعه بست از آثار عتیقه قندهار –"}
{"book": "adl0616", "page": 1249, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای، ذیل ( دكان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انکلیزی ۳ فوته مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nقسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه دو و قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nرقم | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه\nقیمت | تا سال ساخته نشده | ٧ روپیه | ٦ روپیه | ٦ روپیه | ٦ روپیه | ٥ روپیه | ٥ روپیه\n| | ۱۸ پیسه | ۱۲ پیسه | ٤٢ پیسه | ۱۸ پیسه | ۱۰ پیسه | ٢٥ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه، کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب ها | تکمه های جرمی محراب و منبردار\nرقم | شکل بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۰۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n(٤) گروه های جدید ساخت\nرقم | زرباف یکتابه دوکره دوناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره تقى\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ۹ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دولایه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دست دولانه یکی چار اسپه | چرم باف هم رکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت قمره نویخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکان\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | ارزین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کجك دار | چرم باف ما بین بست يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٨ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nرقم | گل جریین | گل نافرمان | گل بربینه | گل شبو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\nرقم | شکوفه نارج | گل یاسمن | گل نسترن | چنبیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( المشتهر )\n( میر محمد هاشم دفتری کارخانه جات )\n( کمیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1250, "text": "صحیفه (۱)\nسال چهارم\nشماره: (۲۲)\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنهٔ كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخلهٔ مملكت باخراجات داك ۱۵ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت باخراجات داك ۱۰ روپيه انگليزی\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكسانى است\n(اوراق كه درج نشود اعاده نميشود)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزى\nادارة سراج الاخبار و مطبعة\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه بنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ يكم رمضان ۱۳۳۳\nتاريخ انگریزی ١٤ جولائی\nتاريخ شمسى ۲۲ سرطان ۱۲۹٤\n\nتشريف حلول ماه مبارك رمضان غفران نشان را سراج الاخبار افغانيه برجملهٔ مومنين و مؤمنات مباركباد ميگويد، و دعاى ترقى و تعالى دين مبين اسلام را ورد زبان صداقت مينمايد.\n\nصنایع پروزیهای ذات اعلیحضرت همایونی\n\nدر خصوص فواید و منافعی که (صنایع داخله) بدولت و ملت و وطن میرساند اگر هر چه بگویم، و هر چه بنویسیم، و کتابها تدوین نمائیم هنوز نسبت يك قطره را به بحر، و نسبت يك بشم را به نحمدهم بیان کرده نخواهیم توانست. هر ملتی که ترقی صنایع داخلیهٔ خود را مالك شوند اول از احتیاج خارج رهایی مییابند، و چون از احتیاج خارج رها شوند پیسه که بخارج برود در نفس مملکت میماند، و چون پیسهٔ مملکت در خود مملکت بماند اهالی آن مملکت ثروت و توانگری پیدا میکنند. اهالی که صاحب ثروت و توانگری شوند، وطنی را که دران مسکون اند معمور، آباد، روشن گلشن میسازند. دولتی که مالك ملك و ملت آباد و توانگر باشد، صاحب قوت، شوکت، عظمت میشود. هیچ ملتی در دنیا تصور نمیشود که سراسر از احتیاج دیگر ملت وارسته باشد. زیرا از خواص یگانهٔ جمعیت مدنیهٔ بشریه یکی همین است که ملتها یکی به دیگر خودشان محتاج باشند و بسبب آن احتیاج يك بدیگر معاونت برسانند تا مدنی بالطبعی انسان جلوه گر ظهور گردد. مثلا با وجود یکه اوروپا دارالصنایع تمام عالم شمرده میشود باز هم اگر اشیا و مواد خام ممالك شرقیه نباشد بسیاری از کارخانهای آنجا بسد باب صنعت مجبور میگردند. حتی در خود اوروپا بعضی ممالکی هست که بيك قسم صنعت، و بعضی بدیکر رقم حرفت امتیاز و اختصاص دارند که بصورت مبادله با یکدیگر معاونت میرسانند، و بدفع احتیاج همدیگر خدمت میکنند. لهذا مقصد از ترقی صنایع داخلیه این نیست که یکبارگی انسان از همه چیز های خارج استغنا حاصل کرده تواند. زیرا آن یک چیزیست که خارج دایرهٔ امکانست. اما مقصد از ترقی دادن صنایع داخلیه این است که تا بدرجه که ممکن باشد مملکت از اشد ترین حوایج ضروریه بواسطهٔ صنایع داخلیهٔ مملکت رهایی داده شود، و اهالی را بصنعت و حرفت تشویق و عادت داده از تنبلی و کاهلی و بیکاری که زهرهای مهلکهٔ اخلاق ملت شمرده میشود بر کنار دارد. و در عین زمان خزینهٔ دولت و کیسهٔ ملت بزرمینا نیز مملو گردد، و بر سران همه خزینه ها و دفینهای پر و معمور پنهان و مستور طبیعت که در زمین دلنشین وطن عزیز ودیعهٔ ذات اقدس کبریا جل و علا شده است بروی کار آمده موجب استفاده شود. از این است که ذات شوکتیاب پادشاه حقایق بین اعلیحضرت سراج الملة والدین، شهریار عدالت آئین مقدس محبوب القلوبس اين نکات دقیقه، و منافع عدیدهٔ صنایع داخلیه را در پیشگاه انظار مراحم نثار ملوکانه در آورده از هنگام سعادت انجام جلوس فیوضات مأنوس همایون بك توجه خاصی بسوی ترقی دادن و توسیع نمودن منابع ایراد فرموده اند. و امروزه روز ملك و ملت شاهانه شانرا از بسی احتیاجات مبرمه نجات بخش لطف و احسان گردیده اند. چنانچه بسایهٔ ترقیخواه این پادشاه معظم مقدس اسباب تدافعیهٔ وطن از آلات و اسلحهٔ ناریه و جارحه و همه لوازمات حربیه حاضر و آماده گردیده است، همچنان بسی حوایج ضروریهٔ وطنیه نیز رفع و دفع گردیده و همیگردد."}
{"book": "adl0616", "page": 1251, "text": "صحيفه ٢ چهارم سال شماره ۲۲\n\nذات اعلیحضرت باد شاه محبوب القلوب ما ادام الله دولته از هنگام شهزادگی همایونی شان تا به این وقت همه وقته ماشینخانه مبارکه را بنفس نفیس شاهانه شان در زیر توجهات ترقی آیات همایونی داشته اند که از فیض این توجهات جهاندرجات ملوکانه ترقی های نمایانی در کارها و تشویقات فراوانی در کارگرها پدید آمده است . حتی درین هفته گذشته يك مراسم احتفال و افتتاح بسیار با رونق و شکوهی در ماشینخانه مبارکه به تشریف شوکت ردیف شاهانه بوقوع آمده است. کوایف آنرا محرر و نامه نگار خصوصی ما عبدالهادی خان که مخصوصاً اعزام شده بود از قرار ذیل قرار دیدگی و شنیدگی خود در قید تحریر آورده است که سراج الاخبار افغانیه محض برای آگاهی قارئین کرام خود عرض انتظار اولی الابصار مینماید :\n\nکیفیت تشریف آوری ذات اعلیحضرت همایونی به کار خانه پشمینه باقی\n\nروز یکشنبه ٥ شهر شعبان المعظم در ماشین خانه مباركه يك صفائی ، يك رونق ، يك تازگی مشاهده می شد، عساکر لباس های مخصوص برداشتند و مرکبها آبپاشی و پاک بودند، در دل هر كس بی اختیار يك سوال آیا چیست ؟ پیدا می شد. آری امروز ذات شوکت والاصفات پدر مهربان رعیت، خیر خواه وطن وملت اعليحضرت سراج الملة والدين خلد الله ملکه رسماً تشریف می آرند، تفصیل این احوال آنکه : امروز اعلیحضرت همایونی روحنا فداء همه اعزه و اکابر دولت از ملکی و نظامی ، سر دفترها و غیره را بلباس غیر رسمی خواسته اند که به معاینه کارخانه پشمینه باقی تشریف می آرند را گرچه ذات خجسته صفات همایونی ذاتاً بارها دیده اند ولی این باری میخواهند که بدیگر اعیان و منصبداران نیز نمایند که نتیجه کوششهای کثیر و خرج مبالغ فراوان چه شده است و آیا خود مردم ما باینکار چقدر بلدیت پیدا کرده اند ؟ لهذا بك يك ورق چاپ کرده بسیار زیبا بهمه نفری که خواسته شده آمده بودند توزیع شد که دران فهرست ماشین های پشمینه باقی علی الترتیب درج است که برای کارهای مختلف متعدد خریده شده اند. چنانچه اعلیحضرت همایونی هم بهمان ترتیب بسير ومعاينه ماشين ها آغاز کردند :\n\nاول بمعاينه انجن بزرك كه همه ماشینخانه را دور میدهد و از انجا در کارخانه رقم کردن پشم تشریف آوردند در ین کار خانه نفری بدست پشم را تفریق میدهند یعنی یک تن را یکطرف و دیگر را دیگر طرف می نمایند اینها را خود اعلیحضرت بدیگران هم نشان می دادند از انجا بيك خانه ديگر رفتند که ماشین های خاک تکانی پشم در انجا نصب بودند، این ماشین ها دو عدد بودند که از یکطرف پشم را دران می انداختند و از طرف دیگری خاک و گرد می راند و ازین ماشین ها به تل بیرون خانه زیر فرش خشتی خانه رفته است که گردهای پشم از راه بیرون می روند\n\nبعد ازان بخانه دیگری که دو عدد ماشین شستن پشم در ان نصب است تشریف بردند که ماشین اول پشم را با سوده و صابون می شوید و ماشین دوم پشم را از سوده و صابون شستن پاک می کند .\n\nو از انجا بيك خانه دیگر که پشم را بواسطه بخار خشک می کند. اینها هم دو عدد ماشین هستند\n\nاز انجا به کار خانه دیگر رفتند که اینجا پشم را تیل و صابون زده بماشین دباغی میشود و در همین خانه ۲ ماشین دیگر هم نصب می باشد . يك ماشین که جری تار را پشم می سازد، و يك ماشین که تکه های کهنه و برش خیاطی را پشم می سازد، و يك ماشين جديدی برای خاک تکانی و بازگشتی ماشینها میباشد که اختراع و ساخت خود اولاد های وطن مقدس افغانستان است و اسبابهای آن در ماشین خانه ساخته شده اینها همه را اعلیحضرت همایون فرداً فرداً دیده و بدیگران نشان میدادند و از این خانه نخاله دیگر تشریف بردند که در انجا ماشین های فتیله کردن قصب بود که قرار وزن پشم را در یکطرف آن هموار کرده می انداختند و از طرف دیگر فتیله شده بريك چوب مخصوص پیچیده میشد. که آنرا ( بیلن ) می گویند، در نجا شش ماشین بود حسب ذیل\n\nماشین درجه اول یعنی پشم فاین ۲ ماشین\nماشین درجه دوم یعنی میدیم ۲ ماشین\nماشین درجه سوم یعنی کورس ۲ ماشین\n\nو در همین خانه چهار عدد ماشین تاب دادن پشم برای تار و پود موجود و نصب بود که در هر ماشین ۳۶۰ دول می باشند و همه مردم دربار بدیدن اینها متحیر می شدند و توصیف فکر و عقل یورپین ها را می نمودند و [ حال انکه اگر ایشیائی ها و افغانها در پی علم نگردند و آنرا تحصیل کنند، خود ایشان همچنین چیزها را ایجاد و اختراع می توانند. بلکه بهتر و خوبتر از اروپایی ها اولی هستند و نه ساحر که به داشتن چنین چیزها بقوت ولایت و یا سحر کامیاب آمده اند . محرز ]\n\nاز انجا بيك خانه دیگر كه يك ميزان معلوم کردن درجه قوت و وزن تار بود و کدام قوچک برای تفریق تار و پود بود رفتند و از آنجا بخانه دیگر رفته معاینه ماشین مفتله که تار را بران جهت ماشین و کارگاهای بافت می پیچانند نموده، از انجا بمعاینه کارگاه قالیچه گان و ماشين بجانيدن تافته بالای بیلن جهه كارگاهها تشریف بردند و از انجا بيك خانه فراخ که صداهای ترق ترق آن نمی گذاشت که کسی صدا و سخن کسی را بشنود تشریف بردند، در این خانه کار گاه های بافت تافته های سرج و کشمیره از قسم دستگی ۹۲ کارگاه و از قسم دیگر که به بخار و تسمه حرکت می کنند ۳ ماشین بودند که اینهمه بيك سرعت فوق العاده مشغول ( بافتن ) بودند و در همین خانه شطرنجی باف ها که بدست بر روی زمین کار میکنند کار می کردند ذات قدسی صفات همایونی تکه ها را دیده و به اهالی دربار و اکابر آمده گی نشان می دادند، اما از دست صداهای بلند کار گاه ها هیچ نشنیدم که ذات همایونی چه میفرمایند این وقت ساعت از ۱۲ و ۱۵ دقیقه گذشته بود که اعلیحضرت همایونی ازین خانه برآمده به خانه دیگر رفتند . ( راه بلدی این خانها را جناب جرنیل ( محمد سرور ) خان که سر افسر همه ماشینخانه هاست فرموده اعلیحضرت همایونی بر عهده گرفته بودند) در آن خانه ۲ عدد ماشین های شستن تافته که بهمراه سوده و صابون می شویند نصب بود. بعد از دیدن اینها اعلیحضرت پیش ماشین فشار دادن تافته ها رفته و خطاب به جناب اعتماد الدوله صاحب نموده فرمودند : ـ که شما را از اصول"}
{"book": "adl0616", "page": 1252, "text": "شماره ۲۲\nسال چهارم\nاین ماشین می خواهم خبر بسازم و بعد ازان اصول مذکور را بیان کرده بدین طریق :\nوان ماشین خشک کردن تان است پدریمه فشار اما تنها بظاهر فشار و اور انمی بینید همین قدر می بینید که ماشین دور میخورد، ولی قاعده است که چون ماشین دور میخورد و در ما بین آن آان مذکور که افتاده است از مرکز ماشین قرار قاعده طبیعی دوری میورزد و چون از اطراف در عقب بنداست لهذا در یک فشار قوی می دراید ( مرکز ) قوت طبیعی و دور خوردن ماشین آرا به دیوارهای اطراف چنان می چسپاند که هیچ دستهای قوی چنین فشار داده نمی تواند و ازین فشار چیزی رطوبت که دارد از راه توله بیرون می براید چنانچه\nو سر اور تحسین تکه ها بودند.\nپس از ان یک تان را که بسیار تر بود آورده و در ماشین انداخته مامیل مرکزی ملحق ماندند ، چون ماشین بدور خودن آغاز کرد. نان مذکور از میل مرکزی دور دور شده رفته دیوارهای اطراف ماشین جسید و از توله بیرونی ماشین آب ریختن آغاز نمود ، و تشریح اعلیحضرت همایونی مخاطب ها و دیگر ارا بسبب فهمیدن خوب حظ بخشید .\nازان بعد معاینه چهار عدد ماشین ها که تانها را مالش می دهند فرموده و از آنجا بيك خانه دیگر که ماشین برش در ان بود رفتند. این ماشین برای بلند کردن بشم کمیل کار می دهد\nو بعد از آن خانه رنگریزی که در حوضه ای چوبی بذریعه بخار هن قسم ثانها رنك داده میشوند تشریف فرما شده و دران خانه پنج عدد حوضهای چوبی موجود بودند که همکی را ملاحظه در مودند.\nازین خانه هم بخانه دیگر تشریف بردند که اینجا تانها پس از رنگ شدن و شسته شدن در اینجا برای قیچی کردن موهای آن آورده می شوند. آنرا هم اعلیحضرت بمردم نشانداد، جناب اعتماد الدوله صاحب گفتند : . آن پشم جرك پس از چقدر پیچ و تاب و تغییرات ویندرجه رسيد .. اعليحضرت في الصور نجواب فرمودند :- و ماهها باید که تابک پنبه دا نه زاب و کل .. شاهد بر احله کرد یا شهیدی را کفن\nدر اثنانیکه پیش این ماشین ایستاده بودند سخن از بشم افغانستان آمده پس از توصیف آن اعلیحضرت همایونی فرمودند که در هندوستان در یک کارخانه پشمینه باقی رفته بودم آنجا یک کمی بشم نشان دادند و گفتند بهترین پشم ها پشم افغانستان است چون دیدم گفتم انشاء الله بعد ازین این پشم نصیب تان نخواهد شد گفتند آیا تجارت آنرا منع می کنید. گفتم نی چون اراده دارم در افغانستان انشاء الله کار خانهای پشمینه باقی بنیاد می نهم ازینرو چون پشم ها در ملک خود ما بکار شوند بیرون جرا بیارند و دریت وقت حضرت علی افخمی معين الساطنه صاحب بعرض رسانیدند که :-\nو الحمد لله والله که این اراده سنه اعلیحضرت بخوبی انجام یافته امروز ما مردم از نتایج امید برخورداری داریم و امید داریم که همه آرزوها و اراده های سنیه اعلیحضرت همچنین در ملت ما روز بروز\nبه انجام رسیده دولت و ملت ما از ان فایده برداشته بروند آمین .\nبعد از ان عنان سخن و رنگ آمده جرنیل کارخانجات گفت : که انشاء الله عنقریب رنگها را هم ساخته محضور همایونی تقدیم می کنیم سبب ساختن رنك جنك موجوده است که رنگ از جرمنی پیدا میشد و حالا بواسطه جنك اینجا رسيده نميتواند لهذا در همین جا می خواهیم بسازیم. بعد از ان ملاحظه ماشین او تو کردن تانها که بذریعه بخار کرم می شود تشریف بردند و به اراکین نشان دادند به يك مجه دقیقه مانده بود که از انجا به تحويلخانه تانها تشريف بردند و بر چوکی نشسته میزها را خواسته و هر رنك تانرا خواسته تماشا میکردند. و آخر کتابچه های باین آنها را گرفته میدیدند که لایق\nان از ان اعلیحضرت همایونی امر فرمودند که یک خانه دیگر بطور مشهر و معرض ساخته شود که در ان از هر قسم ثان يك يك در ان نهاده شود. تا برای ملاحظه و معاینه باشد .\nدرین اثنا جناب جزئيل محمد اور خان جريل کارخانجات يكعريضه بحضور معدلت ظهور هما پولی تقدیم نمودند که نقل آنرا عیناً درج می کنیم :\n\n( عريضه )\nفدای حضور فیض ظهور اعلیحضرت سراج المسلة والدين بإنشاء ترقی خواه معارف پرور صنعت کستر پدر تاجدار ملت شمس تابان دولت خود کردیم. از انجا که خاطر مرحمت مظاهر اعلیحضرت پادشاهی را همواره متوج ترقی صنایع ملاحظه نموده و از حسن بیات خبر مرصد همایونی انواع انواع صنایع مختلفه در مملکت پر فیض و برکت خود در این زمان فیوضات اقتران جاری و ساری می بینم که همه کی آن برای رفاهیت ملت نجیبه افغانیه خودمان و فواید مایان اهل صنعت پیشه كان است هیچ زبان عرض شكريه بما كفان پايه سرير سلطنت ادا کرده می توانیم خصوصاً در یتروز فرخند کی فیروز که شمس طالع موكب سعادت كوكب قسم رسمی انوار تجلیات را در کارخانه جات دولتی لامع وساطع ساخته با خدمتکاران معیت ذات بابرکات شاهانه و خدمتگذاران صداقت کیش دولت این مدت بملاحظه کارخانه پشمینه باقی تشریف حضور ارزانی داشته اند. ماخد متکاران و غلامان که با وجود اطاعت اولی الامري حضور اعلیحضرت که شرعاً وديناً بالای مایان فرض و واجب الاداست خود را نمک خوار و خدمت کار دولت می دانیم و صد بار نه بلکه هزار بار در مقابل احسانات حضور مولای مسلمین سر و مال و جان خود را تمليك عبوديت حضور باهر النور نموده ایم نمیدانم که در مقابل این جان بخشی حضور مراحم نشود که بذات قدسیت صفات همایونی به ملاحظه کار کارخانه جات که وظیفه خدمت گذاری غلامان است تشریف می آورند چه تحده تقدیم حضور باهر النور نمائیم مگر اینکه این جان عاریت را فدا سازیم با آنکه دست دعا بدرگاه کبریا بلند نمائیم و سرهای فکننده و خجالت زده بضاعت مرجات خود را که تحفه دعا است محضور مبارك عرض و تقدیم نموده عرض بداریم که الله تبارك وتعالى وجود\n\nکند.\nان زده\nنکه های\nی خانه\nکه شده\nمیداد.\nي فيه\nه میشد\nيل\nمحله .\nمردم\nها را\nدو آنرا\nی توانند\nقوت\nواز انا\nماشین\nسته کان\nنه کار\nواز\nاهمه\nطرنجی\nقدمی\nنشان\nکه ذات\nحضرت\nمانهارا\nهاست\nبه بود\nخطاب\nاصول"}
{"book": "adl0616", "page": 1253, "text": "صفحه ٤\nسال چهارم\n\nستوده صفات اعلیحضرت پادشاهی و خاندان عليه سلطنتي إلى مرور الزمان تخت عالى يخت دولت علیه نجیبه اسلام سربر آرای تمکين عزو اجلال داشته ما رعایای صادقه شاهانه را توفیق خدمت گذاری و متابعت زیاده بر زیاده نصیب گرداند همچنین که ما ملت نجیبه از فواید کارخانه مبارکه پشمینه بافی بهره ور گردیدیم امید بدرگاه حضرت واهب العطايا داريم که بدیگر آثار ترقی و تمدن که نیت خیر مرصد همایونی برای رعایای صادقه خود خیال دارند مستفیض کردیم بحضور مبارك عرض تبريك کارخانه مذکور را که در حقیقت فایده عامه جميع ملت نجیب افغانیه عموماً و فواید مایان خدمتکاران اهل فن و صنعت خصوصاً میباشد بحضور مبارك نموده امید قبولیت داریم .\n\nامضا\n(غلام فدوی محمد سرور جرئیل کارخانه جات )\n\nبعد از خواندن عریضه اعلیحضرت همایونی آنرا در جیب بیعیب مبارك انداخته و فرمودند. بیایید که به ماشین خانه قدیمه که بعضی جاهای آنرا مانند و چاپ خانه ، وغیره ندیده ام برویم ولی بعد از مذاکره قرار دادند که بروز یکشنبه دیگر انشاء الله آنها را معاینه میکنیم . اگر بمعاینه آن تشریف بردند آنرا هم برای قارئین کرام تحریر می نماییم . پس از ان اعلیحضرت از تحویلخانه برآمده، بطرف کوئی جمعیت خدمت کاران رفته و خود برزینه آنجا ایستاده دیگران پایان زینه ایستادند ويك نطق بسیار مؤثر اعلیحضرت را گوش نهادند.\n\n( تعلق همایونی )\n\nمن امروز شما را برای دیدن ماشین های پشمینه بافی ازین سبب آوردم که شما بدانید که من بعد انشاء الله مردم ما بی کفن و زنده ما بی چین نخواهد ماند. هر چند که تا حال هم الحمد لله بی کفن و بی چین مرده و زنده ها نمانده ولی چون ما آنرا از خارج میخریدیم و به پیکاشکان محتاج بودیم، ما خود را برهنه می شمردیم، علی الخصوص درین اوقات که بسبب محاربه دولت ها راه تجارت مسدود است و چیزها نمیرسند، اگر یکبار همین راه تنك بسته شود آیاما چه خواهیم کرد ایاست که شما را برای این آوردم که شما بدانید که ما انشاء الله بسعی و توسیع این فابريك تايك حدی از احتیاج غیر خود را خلاص میکنیم و نیز خدمتی که من برای قوم خود کرده ام بشما نشان بدهم .\n\nاین ماشین خانه قوت ۵۰۰ اسب دارد و فابريك تو برقی که عنقریب انشاء الله به تکمیل میرسد قوه ۱۵۰۰ اسب دارد که اگر آن برسد، بيك ذلك بسياري ميرساند، وشما قوه اسب را حقیقتاً خیال میکنیدی ۵٠٠ اسب قوه این معنی ندارد که قوه ۵۰۰ اسب را که یکجا کنید بلکه این اسبيك مقیاس میباشد. بعد ازان حضرت نائب السلطنه صاحب و اعتماد الدوله صاحب تشكر الطاف خسروانه ومراحم شاهانه شانرا که در حق قوم عاجز خود دارند بجا آورده و تقدس ذات والاصفات شانرا بیان کرده شکر خداوندی بجا آورده که ما ملت افغان تحت حراست و حمایت خارج نیستیم .\n\nشماره ۲۲\n\nذات شوكت سمات شاهانه هم دعا کردند که خدا از زیر دستی خارجه ما را نجات بدهد. خدا ما را با آب رو داشته باشد . هر چند نان ما جوارین باشد ولی آبرو داشته باشیم و اینمصرع فرمودند\nه تانان خشك خویش بدین آب تر کنیم .\n\nو باز نائب السلطنه صاحب تصديق قول اعلیحضرت همایونی نموده گفتند: « آری خدا ما را با آبرو داشته باشد ، وحیات حقیقی نصیب کند ، حيات حقیقی حیات را چکانی نیست که روپیه و معیشت شان بدرجهٔ نهایت اعلی است ولی مالک حیات ملی نیستند ، محکوم غیر می باشند، اگرچه برای شکارهای اعلی، معیشت از حد بالا وثروت بی انتها را مالك اند ولی هیچ زنده نیستند، بلکه از مرده هم بدترند ، که خداوند ما را ازین حال نجات بدهد که عدم وجود ما بهترست نه انتحال ، ما بوجود مسعود اعلیحضرت بادشاه مقدس خود شکر خداوندی بجا آورده و الطاف و مراحم شانرا در حق ملت تشکر میکنیم .\n\nما می دانیم که ذات اعلیحضرت يك پیچ این ماشین خانه را بايك نان این کشمیره ها را با خود نخواهند برد معلوم است که اینهمه را برای خدمت قوم و ملت خود می کنند و پس بايك نشان خدمت شان که در راه ملت کرده اند باقی باشد. لهذا اساس مطلب از خدمت قوم باید خدمت دین باشد تا « رضای خداوندی » حاصل شود که اصل مطلب اعلیحضرت همین است و بس .\n\n* * *\n\nبعد از ان اعلیحضرت همایونی جرنیل ( محمد سرور ) خان جريل کارخانه جات وكرئيل محمد عظیم خانرا خواسته و دست مبارک خود را پرشانه جناب جريل موصوف گذاشته و حضرت نائب السلطنة صاحب و حضرت معین السلطنة صاحب ودیگر نفری که بجمعیت شاهانه آمده بودند مخاطب ساخته بزبان مبارک فرمودند : « هر کار یگر در ماشین خانه بقدر كار و طاقت خود سعی کرده است و من از جرئیل ( محمد سرور ) خان خوش میباشم زیرا که جرئیل ( محمد سرور ) خان در خدمت مدام سعی و صداقت را بکار برده است چنانچه من در حیات اعلیحضرت ( ضياء الملة والدين ) مرحوم هم ناظر کار صنایع بودم و باز تا حال نظارت و نگرانی کارخانه ها را بذات خود رزمه گرفته ام و درین اوقات اخیر در هر هفته بما این خانه آمده انتظام و کارهای محوله جرئیل و حسن صداقت او را و کرنیل محمد عظیم خان را دیده ام در هیچ وقت هیچ تساهلی در کار شان معلوم نشده و همیشه خدمات شان در نزد من گواهی صداقت را داده است ازین سبب من او را در جمله خدمتکاران نقی بار که بدرجهٔ اولاد خود میدانم و اظهار این را هم برای آن میکنم که شمایان هم او را بهمین نظر عزت ببینید .»\n\nو روی هر دو را بوسه داده شرف دست بوسی شاهانه را حاصل نمودند و جناب جرئيل (محمد سرور) خان بعد از شرف دست بوسی سر خود را برهنه نموده لوازم شکر گذاری را که شیوهٔ غلامان جان فشان است بجا آورد، بكمال عجز و انکسار عرض نمود : « که این جان عاریت را که از حضرت ایزدی جل علی بما سپرد، شده اگر در راه دین و دولت و پادشاه معظم خود فدا نسازیم چه قدر و مقداری خواهد داشت اما ادای"}
{"book": "adl0616", "page": 1254, "text": "وادن\nشوده\nنے کی\nالازین\nمسعود\nمرام\nان ان\nت قوم\nرده اند.\nباشد\nجريل\nخود را\nصاحب\nآمده\nن خاله\nرور)\nخدمت\nحضرت\nظارت\nاخير\nمداقت\nدر کار\nت را\nاولاد\nود را\nاست\nت را\nدولت\nبا ادای\n\nسال چهارم\nشماره ۲۲\n\nشکریه این نوازش شاهانه را بهیچ زبان کرده نمی توانم و از خداوند تعالی توفیق خدمت را زیاده بر زیاده و رضامندی مولای خود را خواهانم.\nباز جناب نائب السلطنه صاحب فرمودند که ما این رضامندی صاحبی را برای این دو نفر تبريك ميكويم و این مرحمت صاحبی را بدیگر خدام نشان داده ایشان را هم بصداقت در خدمت دولت دعوت میکنم که هر کس بصداقت و سعی در خدمت دولت کوشش نموده بدینگونه نوازش ها مشرف خواهد شد و با که فرمودند که جناب جرئیل محمد سرور خان بمانند انجمن بزرگ است چنانچه در اول که انجن کلان در حرکت و کردش نبود دیگر ماشینها معطل بود وقتيكه انجن کلان در حرکت و کردش آمد دیگر ماشین ها را محرکت و کردش آورد کویا جرنیل کارخانه جات بمانند انجن بزرگ است که کارخانه ها را اجرا میدارد و صداقت خدمت میکنند. و حضرت معین السلطنه صاحب نیز نوازشات شاهانه را عجناب جرئیل مبارکباد گفته و دست مبارک خویش را بکردن جناب جرنیل انداخته و روی او را بوسه نموده زبان مبارک فرمودند که \"ما جربیل را بیشتر در حمله خدمتکاران صادق میدانستیم و حال بمنزله را در خود میدانیم و جناب جرئیل لوازم دعا در بلجیم، کوئی را که شیوه صداقت پیشه کان است بجا آورده بدعای بهای عمر وجاء اعلیحضرت همایونی و شهزاده بلند اقبال مترنم شدند.\"\n\nبعد از آن اعلیحضرت همایونی شاه ولیخان و کاپ بانی را برزینه خواسته و بعموم خطاب فرمودند:\n\"و چند روز بیشتر، شاه ولی از من بکه والی کرد که من جواب داده نتوانستم ولی او را گفتم که جواب شما را یکروز خواهم داد امروز که شما همه کی مردم حاضر هستید، امید می کنم که جواب شاه ولی را بگوئید. مايك هوتل براب كول حين حضوری بدی قصد ساخته ایم که هر کس در انجا آمده و هر چیز که می خواهد خورده باشد و نفعی که از ان می گیریم به مصرف یتیم خانه میدهیم، پارسال فقط عهزار روپیه حاصل هوتل شده بود امسال برای جاری داشتن این هوتل ما چند نفر يك جا شده نجاه پنجاه روپیه امانه کرده ایم که چون به کول می رویم آنجا در هوتل مخصوص نشسته اگر چیزی بخواهیم می خوریم و وجه آن بمصرف پایه خانه میرسد.\"\n\nسوال شاه ولی این بود که آیا این مردم دیگر چرا نمی آیند و در هوتل چیزی نمیخورند؟\nاین فقره را جواب نیافتم الحال از شما می پرسم که این چه جواب دارد فرض کردم که شما در هوتل آمدید و چیزی که بین قرآن می ارزید به (۱۰) روپیه خریدید آیا این روپیه شما نقص می شود، نی بخدا اگر شود آیا آن تیم های بی پدر و مادر و بی خویش و اقربا ( آواز مرحمت همراز ذات ملکوتی صفات امیر صاحب تغیرا بافته گربه گرفتن شانرا فهمانید ) که سبب بی کسی در کوچه ها می گردند. به تانی دارند نه خان و مانی یتیم های کیستند ؟ و اولادهای که ...\nاگر ماودها ایشا را تربیت نه کنیم، که خواهد کرد ، فردا اکر بی تربیانی او را بدزدی آموخته ساخت و گرفتار شد بایک برادر دینی خود را قتل کرده بود پايزنا و قمار گرفته شد اور الازم است که قصاص برسانیم. اما وجدان ماما چه خواهد گفت: آری گناه ماست که او را تربیت ندادیم .... و گناه آن سرقت و قتل هم بگردن ماست می کو بند يك آدم بسیار دارد رهزن فی تربینی بك وقت گرفتار شد امروز اکر اور اتلاش کنید بك متفضل بزرگی است.\n\nمسجد مبارك عليا دردا و السلطنة كابل\n\nمیر یافته ديات دورى ذات قدسبت صفات سراج القوانين عليا حضرت صاحبة معظمه آیا چرا زیرا او را تربیت دادند و چنین ساختند، یعنی تربیت یک شخص بسیار شقی را هم بدر چه بسیار عالی رسانده میتواند. و در این شرکت کو جاننا کسی داخل شده نمیتواند مگر هر قدر روپیه که نفری شرکت از و خواستند و ادا کرد البته داخل شده می تواند، و بازی کولف را من محض برای صحت خود می کنم که برای من قدر دو است اگر نکنم مریض میشود. ما میخواستیم که چین را پر کنیم آیا خاک از کجا می آوردیم اینست که انجا را کنده کل آنرا در همین انداختیم انجا کول شد و اینجا برشد چون دولت مايك دولت بحرى نيست و هيچ منظره مجری ندارد و صاحب آنتی و جهاز نیست درین كول اكريك نمونه سفر خری در کشتی به بینید چه عیب دارد که فی تیمساعت يك تشكه داده در کشتی کردش کنیده. در بن اثنا حضرت افخمی معين السلطنه صاحب گفت : و پلی افسوس است که . دولت ما هیچ بندر تجری را مالک جست .. و اعلیحضرت همایونی هم جاه فرمودند : و که علی ضرور است که دولت مايك بندر بحری داشته باشد . ولى و خير ما امید می کنیم که این سر دفترهای ما که یکروز بهمن نیامده اند گاهی گاهی بیایند .."}
{"book": "adl0616", "page": 1255, "text": "شماره ۲۲\nحال چهارم\n\nجاکر زادگان اعلیحضرت شهریار زمان از دروس این مضمون هدایت مشحون حاصل نموده ایم در یکمقاله و يكروز ويك كتاب احصا و الحصار آن عدیم الامکان بوده از حضرت احدیت جل مجده نیاز می کنیم که این جوش اسلامی خود را بادای خدمات صادقانه دین و دولت بروجه كمال باثبات رسانیم .\n\nا کنون در حضور انور جناب عالی متعالی شهزاده دیندار با حمیت افغان خودما حضرت معين السلطنه صاحب افخم ادام الله اقباله که نظارت معارف عمومیه دولت عليه مستقله افغانستان یکی از امور مهمه متعلقه ذات عالى شان است بطور نمونه مشتی از خروار و کمی از بسیار این مضمون حکمت مشحون را بسمع حضرات فخام و سامعین کرام بعرض میرسانم و خلاصه یکی از دروس فلسفه اسلامیه را بیان میدارم وبالله التوفيق .\n\n( درس )\n\n( مسلمان عاقل مر حرکت و سکونرا برای خدمت دین می کنند ) .\n\nمقصد عاجزانه ازین عنوان هدایت ترجمان اینست که مسلمان عاقل همیشه دست در کار و دل بایار بوده روی دل خود را چون سوزن قطب نما که همواره متوجه ستاره قطب است دوخته طاعت و رضای الهی داشته باشد چنانچه قطب نما را هر قدر کج و راست حرکت دهند سوزن آن لرزان لرزان باز بسمت قطب توجه میکنند و ازینرو که توجه او بنقطة واحده قطب است هادی رهروان دریا نوردان گردیده ذریعه آن در بحار بیایان راه مقصود یافته میشود. همچنین اگر دل مسلمان همواره متوجه اطاعت و رضای حضرت واحد حقیق و فرد صمدی جل جلاله و عم نواله بوده باشد در بحر ظلمات نفسانیت و بشریت راه هدایت و سعادت دارین را بسبب همان توجه یافته هر جا که باشد و به هر امری که اشتغال داشته باشد مقصد قلی و مراد دلی او همان يك بوده از سمت مقصود که حصول سعادت دارین است هیچ گونه منحرف نخواهد کشت . نتیجه قطعیه که برای مایان اولاد وطن مقدس افغان ازین عنوان هدایت ترجمان حاصل شده است اینکه : – ما را لازمست که جمله حرکات و سکنات خود را برای رضای حضرت ایزدمنان و اطاعت حضرت\n\nالحال همه شما را بخود اسپردم. همه مجاهای معینه را نخورده هر کس بجای خود خواهد رفت و السلام . به دو بجه ۲۰ دقیقه مانده بود که همه نفری برای طعام رفتند و برای طعام دو جای ساخته شده بود. یکی در گوئی مذکور و دیگر پایان خیمه ایستاده کرده بودند بعضی نفری بالا بکولی رفتند و بعضی بایان بنانخوردن مشغول شدند و بعد از نانخوردن هر کسی بخانه خود رفت .\n\nامنا\nمحرر اداره : عبدالهادی\n\nعلوم وفنون\n\n( ما بعد از شماره ۲۱ )\n\nتقرير ذيل يوم يكشنبه ١٤ رجب المرجب در جلسه سالانه مدرسه مبار که حبیبیه پیش از توزیع مکافات از طرف يك طالب العلم ار شد جماعة اعدادية سوم على محمد خان نام بمثابت نام خوانده شد . که اهل مجلس را غرق عرق جوش و خروش اسلامی ساخت و چون احوال مراسم احتفال مذکور در شماره ( ۲۱ ) سراج الاخبار افغانیه درج شده بود و برای اندراج تقریرهای طلبا در شماره های دیگر وعده شده بود اینست که تقریر اولی که در اینجا خوانده شد عرض انظار قارئین کرام گردید .\n\nقصر فرح افزای پادشاهی در قلعة السراج المقان به\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\n( فلسفه اسلامیه چیست و از چه بحث میراند )\n\nفلسفه اسلامیه مضمون دینی است که مجدداً در نصاب تعلیم مدرسه مبار که حبیبیه شامل شده است – مفاد و نتیجه آن تصحیح عقاید دينيه و دانستن اسرار وعبادات بدنيه واثبات حقانیت دین مبین اسلام در انحصار ترقی دین و دولت در پابندی احکام حضرت بي خير الانام عليه الصلوة والسلام است . فواید دینی وذوق وشوق ایمانی و جوش و خروش اسلامی که ما"}
{"book": "adl0616", "page": 1256, "text": "۷\nخدمیت منزلت پیغمبر انس و جان عليه علوه الرحيم الرحمان اگر در مدارس دولت بتعليم علوم وفنون جديده اشتغال ورزيم مقصد يكانه ما اين باشد که از راه حصول اين علوم و فنون ( در ظل عاطفت اعلیحضرت متبوع مقدس معظم خودا على الله قدره که آنهم بحكم دين متين فرض ولازم است ) محافظه دین و وطن را نموده از اغیار اشرار که بهمین وسایل دين ودولت مارا ( لا سمح الله ) نیست و نابود میخواهند سبقت بریم، واكر بخدمات دولت مشرف شویم منظور نظر ما این باشد که بوجود ضعیف خودها بقدر قدرت ناقصه بشريه خدمتی بجا آریم که ترقی دولت ما از ان حاصل شود . السنه خارجه غیر ملت را برای این یاد بگیریم که علوم و فنون ازان استفاده کنیم و از راه دانستن زبان بمكر و حيله ها و تزويرات على شان بدانیم و ازین رو محافظه دین و وطن را ردمه همت خود ثابت داریم منابع جدیده و حرفهای مدیده را برای این بیاموزیم که ثروت ملت و وطن دیانت مسكن ما با شجاعت و غیرت ذاتی که داریم یکجا شده موجب ترقیات مادی و معنوی دین وسلطات اسلامیه افغانیه ما گردد . هر قدر در السنه خارجيه وعلوم وفنون جدیده از راه دین انحراف ورزيم و مانند تعليم يافته كان محكوم ملت غیر از تعليم و تربيت ما افراد غير ملت استفاده ها نمایند. و این قدر غافل نباشیم که بنام تعلیم و تربیت و حفظ دين و ناموس از راه حقیقت باز کنند. عقاید دینیه ما متزلزل کرده و جوش و خروش ایمانی ضعیف کشته از راهم ندایان این خود که کفار ادرار را با وجود قوت و ثروت شان محلول و منکوب نموده بودند سنیل شده و محض ترقیات جدیده را تموجب کامیابی خود بدانیم که ایین کونه ترقیات از دشمنان دین و دولت مقاصد قليبه خودها واصل بلکه انجین تعلیم و تربیت حاصل داریم که حصول رضای حضرت ایزد متعال و رسول ركال و حفظ دین و حفظ ناموس و حفظ وطن دیانت مسکن افغان و مدافعه نيزات وغير قوم و اطاعت حضرت پادشاه اسلام بناء ثمره حقیقیه آن باشد و همه افراد خدمت دین و دولت و سر دادن و محو و نابود ساختن خود را در اطاعت و خدمت اعلیحضرت متبوع مقدس افخم خود مقصد قلبی خوده دانسته اعدای دین و دولت را در تدابیر وحیل شیطانیه خودها نا کام سازيم انشاء الله الكريم . و این را پیقین بدانیم که اگر توجه دلی ما بخدمت دین مبین بوده باشد امور ذیل را فرض همت خود دانسته سعادت دارین را ازان حاصل خواهیم کرد.\n\n(۱) تصحیح عقاید اسلاميه و تحصیل اطمینان قلبی (۲) ادای عبادات بدنيه و ایجاد نور انیت باطنی (۳) محبت خدا و رسول و دین اسلام (۴) محبت قوم (۱) قوم اصلی یعنی افغان ، ب ، قوم دینی یعنی عامه مسلمانان روی زمین (۵) محبت وطن اول وطن اصلی یعنی افغانستان دوم وطن دینی یعنی مکه مکرمه و مدینه معظمه که یکی قبله و دیگری دارالنصرت اسلام است و صرف قدرت نامه افراد مسلمانان در حفظ\n\nشماره ۲۲\nسال چهارم\nبنمائیم و بقای عزت این هر دو فرض عين وعين فرض است (۹) محبت و اطاعت اولی الامر که ترقی دین و دولت در ان منحصر واطاعت خدا ورسول بآن وابسته است (۷) قبح و ملعونیت محکومی غیر اول غیر دین دوم غیر قوم (۸) تخلق باخلاق فاضله صداقت ، امانت ، عفت ، شجاعت غیرت . و مقصد يكانه ما از تحصیل این ملکات فاضله خدمت و اطاعت فرد اول مسلمانان شهریار زمان — و متبوع مقدس اعظم افغان خود مان اعلیحضرت سراج الملة والدين خلد الله تعالى ملكه وسلطانه بوده باشد که در جمیع مساعی جمیله خود بر وفق خیالات رفیعه دینیه شان روان باشیم — نادرهان ارادهٔ قلبی خود که ( جميع حرکات و سکنات ما برای خدمت دین است ) صادق برانیم . آیات کریمه و احاديث نبويه و اقوال و افعال مجتهدین دین که در دروس فلسفه اسلامیه در لزوم اطاعت اولی الامر خوانده و بذوق دلی والحمده آنرا دانسته ایم زیاد از آن است که درین فرصت اظهار و بیان آرا کرده بتوانیم بلکه رساله علیحده در باب آن داریم .\n\nا كنون يك نکته مختصره را معروض میدارم که کسانیکه مسلمان و در امت حضرت سید الانام عليه الصلوة و السلام محسوبند و از شومی اعمال زیر تسلط ملت غیر در آمده و دین و ناموس شان در محل خطرات در اطاعت احکام غیر دین خود کوشش می ورزند و به بهانهای نفسانی و تسویلات شیطانی اطاعت ملت غیر را برای خود موجب نجات تصور کرده اند و كفر حقيقي وشرك ظاهری و نصرانیت بدیهی حکام ایشان موجب عدم اطاعت حکام غیر دین شان نمیگردد — ما مسلمانان افغان که بحمد الله والله دعوى غيرت دينى وقومى وفطرى را داشته و داریم و دل داده محبت و اطاعت حضرت رسول انام عليه الصلوة و السلام و خدام و چاکران صمیمی دین متین اسلام بوده و می باشیم وزیر دستی ملت غیر را مخالف وضد ایمان و اسلام خود دانسته بار بار قوم و ناموس خودها را از تسلط ملت غیر بحكم دين و ايمان بتوفيق از یزدان و نورانیت دین متین حضرت سیدا انس و جان محفوظ داشته ایم وصغير وكبير و برنا وبير ما بقنا نمودن روح وروان كفيل حفظ دين و ناموس بوده هستی خود را با محکومیت غیر ملت موجب خسران دین و دنیا و محرومیت از رضای حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وسلم و موجب نزول غضب الله تعالى داشته و میداند .\n\nپس با وجود انصاف ما باین چنین صفات فاضله که خویش و بیگانه الحمد لله والمنه اقرار و اظهار آنرا کرده و می کنند چگونه در اطاعت و محبت و خدمت شهریار دیندار هدایت آئین اعلیحضرت سراج الملة والدین روحنا فداه که به بیت صادق و اعتقاد موافق و عبادات لایق منصف است وجود خود را محو و نابود نسازیم و رضای حضرت پادشاه خود وسعی در اطاعت و فرمانبر داری او را چرا برای حصول رضای صاحب دین متین و ترقی شرع مبین و ابطال ارادهٔ باطله اعدای دین ونا كامى تدابير مفسدين اخوان الشياطين باليقين حاصل نداريم ."}
{"book": "adl0616", "page": 1257, "text": "نمرۀ ۲۳\nسال چهارم\nحيفۀ ۸\n\nخدایا کریما پروردگارا توفیق و هدایت و ارشاد نصیب ما و پادشاه ما بدار تا بر طبق رضای تو و بر وفق اوامر رسول بر حقت در خدمت دین و دولت صرف همت و غیرت نمائیم و دولت علیه مستقله افغانیه ما در ظل عاطفت شهریار دیندار ما ترقی دی نموده جمیع حرکات و سکنات حاکم و محکوم و تابع و متبوع قوم و ملت ما برای خدمت دین متین حضرت سید المرسلین باشد .\n\nاین دعا از من و از فوج ملك آمين باد\n\nاحقر العباد علی محمد طالب العلم\nدرجه اعدادیه سوم\nمدرسه مبارکه حبیبیه\n\nاین تقریر که در ذیل درج است ترجمۀ یک تقریر انگلیزی است که تقریر مذکور را علی محمد خان نام طالب العلم زبان انگلیسی خواند و ترجمۀ آنرا فیض محمد خان نام طالب العلم جماعۀ اعدادیه سوم بجرأت فوق العاده وعموم قرائت نمود. بقرار وعدۀ که در شمارۀ ما قبل گذشته است ، عیناً تقریر مذکور را درج می نمائیم\n\n[ توجه تقریر انگلیسی ]\n\nخلص ترجمۀ مضمون انگلیسی را که استاد محترم جناب مستطاب حافظ صاحب انشا فرموده اند و برادرم علی محمد خان آنرا هدیه حضور حاضرین نموده بزبان فارسی عرض و بیان می کنم .\nنخست از همه فرایض منصبی که داریم درخواست مقصد و سلامتی ذات ستوده صفات اعلیحضرت ظل الاهی مدظله و شکریۀ حضور عالی حضرت شهزاده جوان بخت جناب معین السلطنة صاحب است\nحاضرین عظام - منت خدا برا که ما و شما همه را پیروان دین متین اسلام آفرید\n\nشکر الله که مسلمان زادیم وز عذاب ابدی آزادیم\n\nوقتی بود که آفتاب فتوحات دین مبین اسلام یوروپ، ایشیا و افریقه را بنور ضیای خود منور ساخته ظلال سیوف اسلامیه بر ربع مسکون سایه افگن گردیده بود، لیکن درین زمان هر یکی از ما میداند که بچه مذلت و ادبار گرفتاریم و از ان شان و شوکت و اوج و رفعت که حامیان دین متین بزور بازوی خود حاصل کرده بودند بغاک ذلت افتادیم\nسوالی دارم آیا چه باعث بود که آنها با آن عز و شان رسیدند و چه سبب شد که مایان باین مذلت و ادبار گرفتار گردیدیم ، بلی، هر گاه هر شخصی قدری بخیال خود توجه کند ضمیرش جواب میگوید که البته باعث ترقی و جهانگیری گذشتگان ما پیروی دین حق بود که فحوای ان الدین عند الله الاسلام دین پسندیده اسلام را گوهر گرانمایه جان پنداشته در ترقی پایه و تعالی مرتبۀ او لحظۀ غفلت نور زیده صاحب و مالك ترقیات دینی و دنیوی گردیدند و کسانیکه از روی بدبختی و شقاوت احکام مبارك کتاب مقدس را توجه کرده غافل شدند تمام وسایل ترقی از دست شان رفت و آسیب پذیر شد آری :\n\nاسیر و ضع غفلت هر که شد از کار میماند جوانی خفت پای دیگر از رفتار میماند\n\nدرین زمانه جد و جهد زیادی است که اصلاح اوضاع اسلامیان نموده شود لاکن اصلاً کسی نمیداند که اصلاح چه معنی دارد ، اگر معنی اصلاح چنین باشد که بدعت های ظاهر و نمایان تهذیب یوروپ را اختیار کرده از خوبی های حقیقی دین اسلام یکنفر بخیر باشیم گاهی ترقی کرده نمی توانیم ، افضل ترین اصول ترقی که برای اهل اسلام باقی است و از مطالعۀ تاریخ عیان میگردد تصدیقاً متابعت دین متین اسلام است و بس. لهذا ای برادران دین و هموطنان عزیز بیائید تا کمر همت بسته اصول دینی خود را روشن سازیم و خود ها را از معنی حقیقی ترقی آگاه نموده در معیشت و تمدن خود قانون حق اسلام را تمسك گرفته زورق زندگی خود را که قبل ازین امواج سیلاب تغافل مدتها طوفانی بوده بسکان اصول دین متین به ساحل مراد برسانیم و شعله کینه و نفاق را از سینه های خود بیرون کرده متفقاً بیکدل و زبان ترقی دین و دولت و سلامتی ذات مرحمت آیات پادشاه معارف خواه عدالت پناه خود را از ایزد متعال در خواست و استدعا نمائیم باین زبان که :\n\nخسروا عمر و ساعت افزون باد چهرۀ دولت تو گلگون باد\nتاج و تخت و سریر سلطانی بجناب تو سعد و میمون باد\nداوری سروری شهنشاهی بهمان ذات پاك موزون باد\nلطف حق یار و یاورت دایم واجب و فرض عین و مسنون باد\nسلطنت معدلت جلال و حشم در تزاید و روز افزون باد\nشاه دوران سراج ملت و دین که فروغش بدور گردون باد\nهم زما اهل علم این مکتب این دعا بر خدای بیچون باد\nهر که سویت بچشم بد بیند ابد الدهر غرقه در خون باد\n\nو این بحضور حاضرین معروض می دارم که مقصد ما از مطالعۀ زبان انگلیسی محض دانستن انگلیسی نیست بلکه مدعا از تعلم الکلیسی اینست تا اسرار و اعمال مردم غیر را دانسته اخذ علوم و فنون از دست رفته خود را که زبان و حکمت و غیره شایعت دوباره حاصل داشته وانشاء الله تعالی تردید اعراضات شان بزبان خودشان نموده بتوانیم فقط و من الله توفیق .\n\nچون در شمارۀ گذشته از تفصیل و تقریر سلطان احمد نام طالب العلم اولین جماعۀ اعدادیه سوم که در باب يك آله اختراع کرد کی خودش بود وعده داده بودیم لهذا تقریر اورا عیناً درج می نمائیم:\n\n( تقریر سلطان احمد خان )\n\nعنوان مطلب را بنده بی بقای عمر و دولت و دوام سلطنت اعلیحضرت والا روحنا و جسمنا فداء و سلامتی وجود مسعود شهزاده جوانبخت علم پرور ترقی خواه مزین می سازم زیرا که تربیت از تو که خورشید جهان آرائی این يك نکته را به هموطنان عزیز و معززین کرام عرض میدارم که بر خاطر عاطر شریف شان معلوم و هویدا خواهد بود که قیاسات جزئیه علوم بسا اوقات باعث بر اختراعات کلیه و مجده میگردد چنانچه می گویند که اختراع طیارهای موجوده به اصول « کاغذ باد » میباشد و به نهایت کم توجه با امثال این را پیدا کرده می توانیم"}
{"book": "adl0616", "page": 1258, "text": "سال چهارم شماره ۲۲\n\nپس برای ما اولاد وطن و اهالی آن لازمست که از اهمیت تعلیم موجوده عاقل نبوده آنرا قرار اصول دین یاد گرفته فوائد دینی و دنیوی از ان اخذ نمایم و امید است که خداوند کريم ما يارا وحصول مطالب و ضروريات كليه و جزئیه خودها توفیق عطا فرموده کامیاب کرداند مقتضای اینها ( ومن طلب فقد وجد )\n\nعلم جوهری است که جوینده خود را از قعر ذلت باوج رفعت رسانیده بی نتیجه نمیگذارد، در حدیث شریف آمده است.\n\n( الحكمة ضالة المؤمن حيث وجدها فهو احق بها )\n\nاما بعد عرض میشود که این حقیر سراپا تقصیر در مطالعه ریاضیات باشد غبت خصوصی دارد مگر اکثر مردم که از فواید این علم غافل اند خیال می کنند که ریاضیات علمی است که دران محض از استدلالات قیاس و نظریه بحث می شود حالا که این علم علاوه از حصه قياسيه يك حصه وسیع عملی هم می دارد چنانچه ترقیات صنایع مغرب زمین که اساس آنها اصلاً مبنی بر علم ریاضیات است در این امر دلیلی است روشن و حجتی است مبرهن.\n\nبناء عليه چون این حقیر تعلیم علم مثلثات را شروع کردم و باآن در سیکه نسبت های مثلثی یکزاویه بهر حاله خواه ضلع کلان باشد یا خورد مستقل می ماند رسیدم فکری بدماغم رسید که اگر جدولهای کافی مرتب نموده بك آله اختراع شود که بران جدول های مذکور را ترتیب بدهیم، ممکن خواهد بود که فاصله يك شي بعيد بقرار تناسب ياضلع ويكزاوية قائمه مقرره بدون زحمت مساحه آن معیار کرده بتوانیم از ان رو شوق حقیر افزونتر شده بسر گرمی تمام این آله موجوده را که اجزای آن کاملاً نا مکمل و بی ترتیب و تقسیمات آن کم و زیاد است از باعث اینکه برای تشریح خیالم از نظر اساتید گرام بگذرانم مخترع کردیدم مگر چون ایشان اینرا مشاهده کردند افکارم را تصدیق و بنده هیچ مدائح تحسین فرمودند. و گفتند که در درستی اصول این آله هیچ جای شك و مغالطه نیست اما این آله موجوده به ترتیب و تقسیمات درست ساخته نشده است. با اینهمه بعضی مسافات قلیل را با این آله تخمیناً نشان داده می توانیم. بعد از ان اشکال موصوفه موعوده را بر روی تخته سیاه تسوید و ترمیم کرده مهارت کامله خود را ثابت کرد.\n\nپس از اتمام اینها يك طالب العلم انور على نامى بك قصيده غراى فارسى را به لهجه و جرأت تامى خواند که در آخر به مخلص (ندیم) قصیده شناخته شده مورد تحسین شد و حضرت عالى عين الساعة صاحب تعريف طبع روان شائرا فرمودند.\n\nقصیده ندیم که در جلسه سالانه مدرسه حبيبه از طرف انور علی نام طالب العلم اعداد یه سوم خوانده شد.\n\nبعالم ديده بگشاید جومرد عاقل دانا\nنباید هیچ در چشمش بغير از علم الا يا\n\nشد از تعلیم اسما جمله کار این جهان جاری شد از تعلیم انها جمله افراد نهان پیدا\nنمیکردید اگر تعلیم آنها از ازل باعث جو عنقا بی نشان می ماند تخم آدم و حوا\nهمین علم است و عرفان امتیاز آدم و حیوان همین علامت فرق اندرمیان جاهل و دانا\n\nغرض گردیده عبرت کشاید صاحب خبرت بغیر از علم و از حکمت نه بیند در جهان اصلا\nبدست از علم می آید اگر جاه است و گر حشمت بدست از علم می آید اگر دین است اگر دنیا\nنگردد بهروز جاهل، زنده در جهان هرگز که محروم از فروغ شمس باشد دیدهٔ اعمی\n\nخوشا آن رهرو کامل خوشا آینده عاقل که روز و شب جان و دل بود پابند این سودا\nخوش آن جو بنده ایمان خوش آن پوینده عرفان که از خمخانه دوران بود سرمست این صهبا\nنباشد جرمن بی فکر صنعت در جهان امروز اگر مومن اگر کافر اگر گبرست و ترسا\n\nپی تحصیل علم از جان و دل امروز می کوشد فرانسی جرمنی ژاپن و روم و روس و استریا\nیکی آخر بچشم سر، بوضاع جهان بنگر که امروز از همه کشور چنان این شعله شد بالا\nچه بود این آتش جرمن که عالم سوخت و خرمن که زد این شعله را دامن که کرد این فتنه را برپا\n\nچرا جرمن بصد کشور براند لشکر وافر زند آخر چرا قیصر بیک عالم تن تنها\nهمان علم است و آن صنعت که بد باعث بری قدرت چه دید از زحمتش راحت چه خورد از خطاش حلوا\nز علم خود میان همکدان ممتاز شد آری از اقران میشود ممتاز مرد عالم دانا\n\nغرض ما زمره افغان اگر از علم و از عرفان سخن را هم در دوران سفر کردیم در دنیا\nبود از همت عالی بود از رافت والی که کرد از لطف خود حالی رموز کار ما بر ما\nسراج الملت والدین شده با عزو بالتمكين امیر معدلت آئین خدیو مملکت پیرا\nزهی حامی این ملت که کردید از ره همت"}
{"book": "adl0616", "page": 1259, "text": "شماره ۲۲ | سال چهارم | صحيفه ١٠\n\nعنان ما مبر از شاهراه معرفت بیرون | مرادر رائج صنعت دمادم ناشر معنی\nمكن ما را درین وادی میان هم کنان رسوا | که کرد این فیض را دیگر روان بر روی این کشور\nالهی آنچه پسندی مکن ما را بالاشغال | که از شادی شکافت اندر دل پیرو رخ برنا\nمکن پنهان خداوندا صراط المستقيم از ما | معين السلطنت سردار والا جاء نيك اختر\nمر این شهزاده را از بخت و دولت بهره ور گردان | که از رویش فروغ دولت و حشمت بود پیدا\nبار توفیق خدمت از ره دین مرحمت فرما | چنانش برده از جا شاهد عرفان و آگاهی\nبگذار او وطن دارد جو دایم فکر سر سبزی | که جز بهبود ملت نیست فکری در سرش اصلا\nنهال آرزویش را مده افسردگی اصلا | بعالم دشمن اوضاع و اطوارش نباشد کج\n| بلی بر خاطر عالم ولایش کرده استیلا\nامضا | بکار دین کمر بسته روی فتنه در بسته\nمحرر اداره : عبدالهادی | هزاران رمز دربسته کنند پیدا يك ايما\n| سخن از علم و حکمت بود و منهم نکته دارم\n| که از صد دفتر حکمت بود در چشم من زیبا\n| نخستین علم ای جان برادر علم دین باشد\n| که ناب هر گروه از علم دین گردیده بردنیا\n| همان علمی که بر تعلیم او از راه دین افتی\n| کر از تحقیر دین گوید ز تعلیمش گریزان شو\n| اگر باشد معلم في الحقيقه بوعلى سينا\n| سر و سر دانش در حقیقت کی بکار آید\n| قدر دارد چون نبود ولایش در دل از مولا\n| سپس چون علم دین آموختی در کار ملت شو\n| ز عمل خویش کن بهر ملت خدمتی بو\n| که تا این هر دو کرده موجب خوشنودی کونین\n| که تا این هر دو کرده باعث جمیعت دلها\n| سه بیت دلکش و شرین که اکنون میکنیم اضمین\n| ز گفتار سال یاد من آمد درین اثنا\nه جو علمت هست خدمت کن جو دانایان که زشت آید | گرفته چیدان احرام و مسکن خفته در اطحی\nجو علم آموختی از حرص آنکه ترس کاندر شب | جو داردی با چراغ آید گزیده تر بود کالا\nتو چون موری و این را هست هم چون موی مهرویان | مرو ز پی تقليد و بر تخمین و برعمياء\nقدیم از مو سخن بار دگر گفتی خوش گفتی | بنازم طبع موزونت كه ريزد لولو لالا\nبیا اکنون ز تکلیف شعار شاعران بگذر | برسم خاص بینی چند كن بهر دنا انشا\nخدا وندا بحق احمد مرسل شه لولا کی | که عالم از طفیل ذاتش کن کرده پیدا\nبچشم ما زود معرفت كن سرمه پیاش | بر من خفيه وباريك حكمت سازمان بینا\n\nدین ، دولت ، ملت ، وطن\nملت و وطن آنچنان با هم مربوط و با یکدیگر پیچیده و رشته و بافته چیزهای میباشند که اگر هر دو را يك چيز واحد بگوئيم جادارد . زيرا اين دو چيز بدون همديگر يك معنى مستقلى را در بر نميگيرد . ذاتاً در اول مقاله خود ثابت ساختيم كه اين چهار كلمه مقدسه با يكديگر بدرجه مرابطات و مناسبات دارند كه اجزاء لا يتفك شمرده ميشوند، و يكى بدون ديگر قائم و دايم نماند.\nچنانچه قبل ازين گفته شده بود باز تكرار ميكنيم كه اگر خدا ناخواست وطن يك ملت از دست شان برآمده بدست دولت غير دين وغير ملت شان بيفتد اول چيزيكه با وطن يكجا محو شده است ( دولت ) و ( دين ) آن ملت است . زيرا مثالهاى تاريخى بصورت واضح بما نشان ميدهد كه دريك ملت ووطنى كه اجنبى مسئولى شده است محو شدن ( دولت ) آن ملت و وطن بصورت آنى و دفعةً واقع شده است . چونكه تا دولت يك ملت ووطن محو و منقرض نشود بران وطن وملت اجنبى مستولى شده نميتواند . اما دين آن ملت و وطن شان بصورت تدريجى آهسته آهسته محو و منقرض ميگردد ، و شرافت ، حقوق ، اخلاقيات ، ادبيات ، زبان ، تهذيب ، تربيت آن ملت يكى بعد ديگر محو و منقرض شده ميرود تا هيچ اثرى از ملت آن هم باقى نماند . اما بعضى خواهند گفت كه آقاى سر محور در باب مبالغه گوی میکنند . این استدلال که بعضی مملکتهای بسیار نزدیک همسایه شما که با وجود استیلای غیر دین و غیر ملت شان بران، باز هم به این درجه هائیکه سر محور میگوید چیزی نشده است ..\nحال آنکه اين يك تسلى و دلخوشى ايست كه خود آن گوينده بخودش ميدهد . و چون عينك دور بين حقيقت را بر ديده نهاده بخود و با نصاف نظاره كند بعضى از ان مقدمات را سراسر محو و منقرض مى بيند . و بعضى را نيم منقرض ، و بعضى را رو به انهدام و انقراض مثلا دولت و وطن شانرا ، اثر محو و منقرض مى بينيم . زيرا دولت شان همان دولت"}
{"book": "adl0616", "page": 1260, "text": "صحیفه ۱۱ سال چهارم شمارهٔ ۲۲\n\nغير دين وغير ملت شان است که بر آنها حکم میراند و از خود دولتی ندارند، و وطن شان يك پارچه از اعضای بدنیه همان وطن است که وطن اصلی دولت حاكمه شان میباشد. چرا که قانون هر دولت همچنین حکم میکند که هر پارچه از پارچه های قلمرو هر دولت يك عضویست از اعضای وطن همان دولت ، اگرچه وطن اصلی آن دولت در غرب باشد . و آن پارچه ای در شرق، و دین شانرا باید نیمه مفروض بدانیم. زیرا اولا نماز جمعه وعیدین که بخطبه موقوفست ناقص شمرده میشود. و بعضی از احکام دینیه تمامها اجرا نمیشود که اگر یکان یکان ازانها تحت براهین یک کتاب عقاید باید بنویسیم، ملت شانرا رویه انهدام و انقراض میسپارند، زیرا زبان خودشان که یکی از اهمترین امتیازات ملتی شان شمرده میشود زبان رسمی دولتی شان نیست، و با وجودیکه زبان شان از فارسی و عربی واصل زبان خودشان مرکب است رفته رفته بعضی از اجزای مرکبه آنرا سراسر کشیدن و حذف نمودن میخواهند. مثلا زبان فارسی که در یکوقتی زبان رسمی سامانیان، زبان ادبی اصلی شان بود، و در وقت حاضر زبان دو دولت مهمه اسلامیه میباشد . و از زبانهای بسیار عمدهٔ شرقیه شمرده میشود. این زبان را سراسر میخواهند لغو کنند و تحصيل و تعلیم آنرا منع نمایند. و ممکن است که رفته رفته زبان عربی را هم که جزو ثانی زبان شانرا تشکیل داده نیز محو سازند. و بالاخره زبان اصلی شانرا نیز از میان برداشته زبان ملتی و حکومتی خود شانرا قایم کردانند که این مسئله حقیقتاً خیلی دهشتناک و یک ضربه ایست که بر جانگاه ملیت شان حواله مینمایند ! تنها نه زبان بلکه بسیاری از حقوق ملی شان پامال است . این احوال مملکتهای نزدیک ماست که بسبب استیلای دولت غیر ملت و غیر دین شان به این حالها مبتلا، و چنانچه وطنیت و حاکمیت شان سراسر محو و منقرض گردیده ، دین و ملیت شان نیز تدریجاً زایل شده میرود. حالا آنکه اگر یکقدری دور تر رفته به ( اندلس ) نظر بیندازیم درانجا هیچ اثری از آثار این چار کلمه مقدسه را با میکرو سکوپ هم دیده نمیتوانیم .\n\nپس ای نونهالان چمنستان وطن عزیز ! بر حال و احوال عالم بیناشوید ! و بر نعمتهای که خالق یکانهٔ بی همتای ما جل و علا بر ما و شما احسان فرموده دانا گردید. این چهار عناصر مقدسهٔ حیاتیه خود را از جان و جهان عزیزتر و قیمتدار تر بدانید ! زیرا منافع دین و دنیا در دوست داشتن همین هاست ؛ زیرا حاصل کردن حیات ابدی در فدا کردن جانست در راه همین ها ! زیرا مالك شدن بر بهترین اخلاق حسنه نقش كالحجر ساختن محبت همینهاست در دلها ! زیرا صاحب شدن بر همهٔ علوم عالیه و آلیه تربیه کردن دماغست بر دوست داشتن همینها ! زیرا ناموس، شرف ، عزت ، اعتبار ، سعادت ، افتخار همه گی در محبت اینها ، در ارتباط قلب با اینها ، در قایم بودن اینها ، در دوام و بقایم ماندن اینهاست !\n\nای ابنای وطن عزیز . ای ملت نجیبه با تمیز !\n\nالحمد لله ، دين مقدس ما احسن و اشرف و اقدس و اعلا ترين همه ادیانست زیرا خداوند تعالی را یکانه گی ، و بی مانندی ، و لاشریکی میشناسد . سبحان الله آن ملتهائی که بعذاب تثلیث گرفتار آمده اند چقدر معذب ، چقدر متردد ، چقدر مشغول الفکرند ! تا يك را دو ، دو را سه ، و باز سه را يك كنند چه عذابها ، چه مشکلاتها می بینند !\n\nپیغمبر بر حق ما ، قرآن قادر مطلق ما بجز خوبی بجز نیکوئی ، بجز عدالت نیز راه های نجات و سعادت دیگر چیزی بما نشان نداده ، راه های راست دنیا و آخرت را برای ما باز داشته است. با همه افراد بی نوع بشر ما را بر خوبی و حسن سلوك مأمور فرموده . و با همه ملتهای که همدین ما باشند خواه در شرق باشند خواه در غرب به برادری و همدردی و یکوجودی دستور داده است. دولت متبوعه ما ( دولت اسلامیه افغانستان ) است که ما تابع آنیم ، صاحب دولت - یعنی بادشاه ما ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) است که از وطن خود ما از ملت خود ما از دین خود ما، تشييد بن و مؤيد احکام شریعت سید المرسلین است در ترقی و خیر اندیشی دولت همه وقت صرف افکار میفرمایند. از زمان جلوس میمنت مأنوس این بادشاه حقایق آگاه محبوب القلوب ما چه ترقیها ، چه سعادتها نیست که بر روی ملت و وطن باز نشده است .\n\nنظارهٔ عملیات نهر سراج قندهار در حد تورمه"}
{"book": "adl0616", "page": 1261, "text": "شماره ۲۲ سال چهارم صحيفة ١٣\n\nعادل ، رحیم ، شفیق ، ترقی پرور، نرم گستر یک پادشاه مقدس است. ملت ما ( افغان ) است از حیثیت تابعیت به دولت افغانستان افغان است از حیثیت معیشت و سکونت در خاك پاك افغانستان افغانست، دیانت، شجاعت، اطاعت به اولوالامر در نهاد و فطرت ما ودیعه الهیست. افتخار شرافت ملتی، بدرجه افراط وطن دوستی، غیرت ناموس، ذکا، هوشمندی از شیم عالی ایست که خداوند عالم بصورت بسیار وافری بما احسان فرموده ، وطن مقدس ما ( افغانستان ) است که حضرت خالق ارض و سما جل و علا از همه ثروتها و توانگریهای طبیعت آنرا معمور و مملو داشته است. چه زمینهای زراعت نشان ، چه چشمه سارهای خوشگوار، چه جویبارهای با آبشار ، چه کوههای سر بفلک کشیده، چه جنگلهای نبرندیده، چه میوه های حلاوت بار ، چه غله های بیشمار چه معدنهای مختلفه، چه حیوانات متنوعه نیست که دران نیست .\n\nلاجرم، همچنین\nدین مقدس، همچنین\nدولت و پادشاه مقدس\nهمچنین ملت مقدس\nهمچنین وطن مقدس\nخود را اگر تمام\nوجدان و ایمان\nدوست نداریم .\nو در راه اعلای آن\nدر راه صداقت آن\nدر راه شرافت آن\nدر راه محافظت آن\nجان فدا ساختن را\nشرف عظیم نشماریم\nخدای ما بر ما غضب\nخواهد کرد. دولت\nبر ما لعنت خواهد\nکرد . ملت ما را\nمطرود و وطن ما را مردود خواهد نمود !\nای برادران همدین، و هم تابعیت ، و هم ملت ، و هموطن ! بیائید که همه دست یک کنیم. دلهای همدیگر خود را زنجیرهای محبت این عناصر اربعه مقدسه چنان بیکدیگر مربوط نمایم که شیرهای قوی پنجه مفترسه و خرسهای عظیم الجثه و حشیه نتوانند آنرا از هم بکنند ! اگر دشمنان این مقدسات تصور چشم زخم رسان را در يك گوشه از گوشه های دل خود، در يك حسی از حواس دماغ خود جا بدهد. بقوت اتحاد و ارتباط همان محبت این عناصر مقدمه ، دلهای شانرا از درون شان بر آورده ریزه ریزه کنیم، مغزهای شانرا از دماغهای شان کشیده حواس شانرا پاره پاره نمائیم !\n\nبلی ، علی : برای حفظ این مقدسات خود بیدار گردیم، هشیار شویم، هر دم و هر لحظه حاضر باشیم ، بیاموزیم ، بیندوزیم ، غیرت ورزیم، همت کنیم که بهترین اخلاق حسنه همین است والسلام در این شماره همینقدر ، انشاء الله در شماره آینده از حقوق متقابله اینها بحث میرانیم .\n( باقی در آینده )\n\nمقاله مخصوصه\n( تذكار شرف و تقدس رمضان )\nهذا بيان للناس وهدى و موعظة للمتقين\nلفظ رمضان مأخوذ از رمض است که معنی آن شدت حرارت و حدت گرمی را در بر میگیرد. و نیز از فحوای بیانات بعضی کتب چنان استدلال و استنباط میشود که در ایام قبل از ظهور اسلام در عربها حساب و رسم بعضی ماههای شمسی و فصلی رواج داشت . و چون این ماه همواره بموسم گرمی و تفته گی نهاری و بیادی ریگزار عرب تصادف نموده هر دانه ريك و سنك تلال و جبال ارض مقدس را مانند يك يك اخگر آتش پرشعله و شرر میساخت از انرو بدین سبب آنرا برمضان منسوب و موسوم نمودند. اگر عصرهای بسیار قدیم و سالهای نخستین اسلام را از روی تاریخ در زیر دقت مطالعه آورده و حظ نظر الحدیثة خود ما را تا به ۹۱ سال پیش از هجرت تمدید و توسیع دهیم ، ناگاه بجنان لوحه های عجیب و غریب انقلابات و تبدلات مادی و معنوی عالم انسانیت برخواهیم خورد که به هیچ صورت از يك حیرت فوق العاده خودداری نتوانیم ! عین در زمانیکه تمام کره ارض در زیر فشار و انحصار يك ابر کثیف تیره و تار يك ظلمت و جهالت درآمده بود ، و آفتاب حقیقت و معرفت در عقب پرده فلاکت زده تمام برقع غفلت و وحشت غایب و محتجب گردیده بود، و ملکه کامکار تکوینی و حسنات از دیو غدار معصیت و ضلالت شکستهای سربسر برداشته در هیچ يك زاویه دنیا اثری\n\nقوس ایوان قلعه بست از آثار عتیقه مهمه در ولایت قندهار"}
{"book": "adl0616", "page": 1262, "text": "صحیفه ۱۳\nشماره ۲۲\nسال چهارم\n\nاز وی باقی نمانده بود، وآلهة كريهة ظلمت و تیر کی بر همه کائنات مسلط گردیده با جنود مردود خود قوت نور و حقانیت را بهم تهدید مینمود. و در هر طرف دنیا بر خلاف اوامر واحكام الهی و سماوی علم تیره کی برجم نی و عصیان برافراشته شده بود، و تقریب بود که دیو باطل کفر وطغیان ملك سليمان توحید و ایمانرا در زیر نمکین آورده سراسر ضبط و تسخير نمايد، و همه اطراف و جوانب عالمرا يك ظلمت شديد شرك و عصیان استیلا کند، که یکی یکبار در میان این همه عالم تاریکی و سیاهی از غار پر اسرار کوه حزایک شیای بسیار درخشان و منوری در شمشمعه افشانی و نور افشانی مشاهده شد که از وضعیت و ادایش چنان ظاهر است که در يك مدت بسيار اندك بكمال سرعت خرمن کفر و معصیت را سوخته و بر باد داده و همه عالم بشریت را از دستبرد و ظلم ظلمت و تیر کی وارهایده با مزده حقانیت و نورانیت مقدس خود چشم همه کارا روشن گردانید. و بيك حمله شدیده لشکر دیو بیکر وحشت و غفلت را از هم پاره پاره کرده بر فرار و هزیمت مجبور ساخت و به اینصورت حکومت قدیم از دست رفته تهذیب و انسانیت را بیش از پیش مستحکم کردانیده بر دنیا راستی و حق پرستی اجرای احکام شد و او امر حقه نمود و روی زمین را از چرك شرك و فساد با آب شایشکی و مدنیت شسته، و بايك رشته مقدسة جمیع پر کی های را که از دست درازی ضلالت و جهالت پردامن لطافت پیرامن توحید و معرفت و اراده آمده بود دوباره ربط نموده و در روی دنیا سر از نو فرشته برکت سررشته امن و امان بجای شیطان لعین و دیو بیدین فق و فساد حکمران کرده !!\n\nاین ضیای سعادت احتوا عبارت از ذات بابرکات محمدت صفات حضرت سيد المرسلين وخاتم الانبياء محمد مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم است که در همین موسم گرمای عرب بتأثیر شدت حرارت هیچ بان نیاورده و روز های دراز تابستانی را اهمیت نداده در غار تیره و تار کوه حرا روزها از اکل و شرب الما و شبها نيز از عالم انزوا ورزيده بطاعت و عبادت الهی روز را تا به شب بقاقه و شیدا تا به سحر به سر می آوردند. در همین شبهایک شبی بود که بر همه ماديات بك سكوت و سكونت عمومی حکمفرما کردیده بود، و افلاك و سيارات همه از عالم بالا بر عالم سفلي بيك ورود مسعودی دیده انتظار دوخته و همه تن چشم گردیده باین شیوه بسیار والهانه برزمین علف و صرفنظر داشتند ، و در کره خاکی نیز طبعاً جميع حيوانات و نباتات و جمادات بزبان خاموشی چنان نشان میدادند که چون برای يك تشريف سعادت ردیفی كوش بهوا میباشند از انرو هیچ بك كلمه با هم دیگر خود نمیگویند تا مخل فکر و اندیشه شان نشود. در حالیکه در یکطرف غار مبارك كوه حرا همان عزلت كزين وزاویه نشین محترم هم دیده میشود که از همه عالم تجرد ورزیده در حصول رضای خالق كاينات رياضت و عبادت مشغول و در تقدیس و تحمید ذات پاکش محو و از خود بیگانه شده در بحر ناپیدا کنار معرفت و شناسائی اش فرورفته است تا گاه جبرئیل امین با معشر ملایك قدوسی از سما به غیرا فرو آمده وبر صاحب غاراعی ذات احمد مختار وسيد الابرار ( س ) كيفيت وحى طاری گردیده و جبرئيل يك چند آیه بدو تلقین نموده و از انشب حامل وحی به تنزیل دادن قرآن هدایات ملآن در سینه نبوت دفينه اش آغاز نهاده رسالتش را ثابت ساخت . و همین شب را خداوند عظیم الشان در کلام سعادت پیام خود به « ليلة القدر » تعریف و تسمیه فرمود . و آنرا بسبب شرف نزول قرآن پرهزار ماه فضیلت بخشید و جبرئیل و ملايك را بتقریب همان ليله مسعوده بر فرو آمدن زمین امر کرد. و آتشب را تا به فجر از همه آفات و بلیات سالم داشت « انا انزلناه في ليلة القدر، و ما ادراك ماليلة القدر ؟ ليلة القدر خير من الف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم ! من كل امر سلام ، هي حتى مطلع الفجر ! » این ليلهٔ مقدمه که به انزال قرآن در ان آغاز نهادند . و آنرا در سینه بي كينة مبارك بيغمبر ما ( ص ) تنزیل و تحویل دادند . وجبريل امين با ملایک در ان رحمت و برکت را از آسمان زمین آورده بر عالم تقسیم و توزیع نمودند از ماه رمضان پر اهمت و احسان يك شب سعادت موهی بود. « شهر رمضان الذی انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى والفرقان ! » . .\n\nچون در اوایل اسلام و ابتدای بعثت حضرت خير الأنام عليه الصلوة والسلام عدد امت ناحیه آنقدر افزونی و زیادتی نگرفته بود و ملت اسلامیه عبارت از چند نفر متعددی بود که آنهم در مکه معظمه که از شر کفار ظالم شعار ساعتی را به آسوده کی و استراحتی نمیتوانستند که برانند . و از دستبرد اذیت کارانه شان بهم تحمل هرگونه تکلیفات و مصايب خود را مجبور میدیدند از آنرو جناب جلسبحانه تعالی در ان وقتها روزه را بدین سبب براهل اسلام فرض نکردانید تا کفار نگویند که چون حالا مسلمانان بر چیزی مقتدر نیستند و خوراك و معاش خود را تدارك و تهيه نميتوانند، لهذا بالمجبوريه تحمل جوع و رجوع نموده و نام صوم و فرضيت آنرا بظاهر يك بهانه ساخته اند. و غیر از ان در آغاز چون اسلام بسیار ضعیف بود و هنوز کسب قوت و متانت نموده بود و حقیقتش هم تا آنوقت بخوبی در معرض شهود نیامده بود اگر صوم فرض میشد ممکن بود که بسایکه در صوم نفس را بشدت ایذال کردن لازم میشود این عمل از دست هر کس میسر نیامده و هر شخص پابندی این قیود را مشکل پنداشته در مسأله مهمه اشاعت و توضیح اسلام يك سد بزرگ واقع و مانع میگشت ، خیر ! بهمه حال این يك محقق است که سال دوم هجرت نبوی در مدینه طیبه زمانیکه اسلام روز بروز قوت و متانت حقیقی خود را جلب مینمود و مردمان گروه گروه بدین فضایل تدوین خداوندی داخل و شامل میشدند، و از همه طرف از هر گونه نعمای نامتناهی الهی بر مسلمانان کثرت ووفرت گرفت و چون همه وقت غنایم از کفار جمع و فراهم می آمد از جمیع لوازم و احتیاجات معیشت و زندگانی خود چنان ایمن و مطمئن کردیدند که نزد هر يك از صحابه کرام کنیزکان متعددی که در غنیمت از کفار گرفته بودند حاضر و مهیا بود ، لهذا حق سبحانه تعالی برای اینکه مسلمانان شکر نعم خدا و ندیش را که برایشان انعام و احسان فرموده بجا آرند و از انسبب در روزی شان برکت و افزونی وارد آرد بنابر مناسبت تذکار شرف نزول قرآن عظيم الشان واسوة حسنه پیغمبر آخر الزمان صيام ماه رمضان سعادت فيضا را برهمة مسلمانان على الاعلان فرض كردانيد وبدینصورت این قانون جاری نافذ و جاری گشت « يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم ! لعلكم تتقون ! » .\n\nکردیم،\nالسلام\nاینها\n(\nحرارت\nچنان\nسقياط\nايام قبل\nسلام\nسابق\nراههای\nرواج\nچون\nواره\nوقته\nبسیادی\nخراب\nمردانه\nتقدس\nو شعله\nباخت\nسبات\nالبهای\nلحديثة\nچنان\nغایت\nباری\nو از\nلیقت\nغایب\nمقدار\nبودی"}
{"book": "adl0616", "page": 1263, "text": "سال چهارم صحیفه ١٤ شماره ۲۲\n\nاز ان روزیکه این آیه هدایت غابه بسوی حضرت رسالت منزلت (ص) بصورت وحی القا گردیده است تا کنون بر معتبر اسلام هر ساله در ماه رمضان فیضرسان قیام صیام مانند ادای صلوة بکفرش دینی و مذهبی شمرده میشود، و صوم نیز مانند صلوة بشرایط و آداب مخصوصه اش بجا می آید، و چنانکه نماز بی طهارت و وضو و نیت درست نیست همچنان روزه نیز بی آنکه انسان جمیع مطالبات و آرزو های نفسانی خود را ترک نکند، و از نقاید مادی مانند خورد و نوش و قبیل آن دست بردار نشود، و تمام جوارح و اندام خود را از استعمال منکرات و خشات باز ندارد روزه اش صحیح تسلیم نمیشود. در آداب صوم ذات فخر کاینات علیه افضل التحیات تحدی تا کید فرموده اند که اگر وقتی برای صایم کسی دشنام های سخت دهد و مقابله اش بر خواسته متلش آماده شود، صایم بجوابش تحمل ورزیده و هیچ آثار قهر و غضب را نشان نداده بگوید که من روزه دارم، چنانچه در حدیث صحیح مذکور گردیده است « اذا كان يوم صوم احدكم فلا يرفت ولا يصخب، فان سابه احد وقاتله فليقل انى امرؤ صائم » . و دیگر با فرموده است که کسی که روزه گرفت در رمضان، با ایمان، و آداب شرعی آن جمیع گناهان گذشته اش عفو وسمح شود « من صام رمضان إيماناً واحتساباً غفر له ما تقدم من ذنبه : كتاب صحيح » : حالانکه اکثر مردم را بکمال تاسف می بینیم که حدود و آداب صوم را هیچ ملاحظه نکرده به بسیار جسارت و گستاخی در ماه صیام پیش از عادت خش و هزیان را بر زبان می رانند و به تقدیس و تعظیم صوم هیچ باک نیاورده و آن فرض مقدس و مبارک الهی را آلة محرکۀ فسق و فساد و جنک و جدال خود میسازند، و تاوان و الزام جنگهای بیهوده خودشانرا بر آن قانون پاک سماوی افترا و بهتان میکنند « فاستعذ بالله انه سميع عليم » . از آن هم بدتر بسیاری از عوام الناس در هر کوچه و بازار دیده میشود که بجای آنکه نماز بخوانند و پاشها روزه گرفته بکسی ضرر رسانند و خلاف آن در ماه رمضان به قمار مشغول و مصروف میباشند و اگر از نزد شان پرسیده شود که این عمل شنیع را چرا میکنید؟ میگویند که روزه خود را میگذرانیم « واذا قيل لهم لا تفسدوا في الارض : قالوا انما نحن مصلحون » عجب روزه بانوانى كه ميعاد مقرر آنرا كه در انوقت ما به حسنات و ادای صلوات و عبادات مأموریم برادر کمتر ام الحبايث، ابو الفسوق میسر نیازی و ساعت تیری بسر آریم هم در صورتیکه خدای قهار در کلام هدایت انجام خود ما را بشدت و تکرار از ان منع فرموده و درجۀ خیانتش را پس از خمر و پیش از بت پرستی نشان داده است « يا ايها الذين آمنوا : انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون » . غير ازينها يك دو فریق دیگری که بدرجه ها از ایشان بدترند نیز موجود است و با وجودیکه خود شانرا مسلمان هم میگویند ولی روزه نمیگیرند گروهی از ان عوام الناسی است که از شدت غفلت و بیخبری، و عدم تعلیم، و جهالت خود از نماز و روزه منکر، نی! بلکه تنها قبول دارند و دیگر هیچ اثری از دوام و عمل آن نشان نمیدهند و تکلیف نفس را تحمل نیاورده پوشیده روزه را میخورند که این یک طبقه بسیار سفیهه است که عدد\n\nانچنین اشخاص شکم پرست هم بسیار قلیل است « اولئك كالأنعام بل هم اضل و اولئك هم الغافلون » ، و گروه دیگر آن، عبارت از بعض کسان متعددی است که خود شانرا نمونۀ تهذیب جدید پیش میکنند و با آنکه خود را عالم و متفنن میدانند و از اسلام و مسلمانی دعوا دارند بنابر مدنیت یوریی روزه را یک قسم اعتقادات زمانه های قدیمه بیهوده شمرده و آنرا به رسم کهنه و فرسوده گفته و هیچ درجۀ اهمیت را به آن داده از ان سهل میگذرند و به اینصورت احکام جلیل الهی را استهزا و اهانت میکنند و از خود خبر ندارند « الله يستهزئ بهم ويمدهم في طغيانهم يعمهون » . و خداوند جزای عمل اینچنین کسانرا به بسیار شدت و کمال صفت قهاریت خود ادا میکند « انا جعلنا في اعناقهم اغلالا فهى الى الاذقان فهم مقمحون » والحمد لله تعالی که ازین طبقه در کل ملت نجیب افغان کسی نیست. حالا آمدیم بر یک جماعت دیگری که جمیع فرایض سماوی و اوامر الهی را مقدس و محترم دانسته با ملاحظۀ آداب و حدود الله آنرا بجا می آرند، و روزه میگیرند، نماز میخوانند، متکف میشوند، صلوة تراویح را میگذارند، زبان خود شانرا از غیبت و هزیان محافظه می نمایند، رشوت نمیخورند، سود نمیگیرند، برای اغراض شخصی خود حقوق عباد الله را پایمال نمیکنند و با آن بکمال صداقت در خدمت وطن و ملت سعی و غیرت میورزند، و خیرات و زکوه را به مستحقین و مساکین میدهند، امانات را خیانت نمیکنند در اموال شاما دست درازی را روا نمیدانند، و از حرام خوری ابا و انکار میکنند، غرض از جمیع منکرات بشدت اجتناب میورزند و در اوامر و نواهی الهی بدقت حرکت میکنند. پس اینها بندگان حقیقی خدا گفته میشوند، و « عباد الصالحين » عبارت از ایشانست زیرا برای رضای خداوند خود تمام آرزو های نفسانی خود را پشت پا میزنند و در اظهار عبودیت و بندگی و اعتراف عجز و فروتنی همه مطالبات شخصی خود شانرا ترک میکنند « اولئك على هدى من ربهم وأولئك هم المفلحون » . مگر بکمال تاسف چنان ظاهر میشود که در وطن ما این طبقه عبارت از چنان یک گروه بسیار کوچک و مختصری است که وجود و عدم آن هم در شبهه است. بهمه حال ما از درگاه خداوند متعال بعد عجز و نیاز آرزو داریم که همه افراد ملت ما را به همچنین اخلاق حمیده و عادات حسنه که دران رضای خدا و خوشنودی پادشاه و آسوده گی رعیت و خیر وطن و ملت مضمر و مستتر باشد، متخلق گرداند. در هر سال چون ماه صیام فرحت اختتام از ورود برکت آمود خود به جمیع اسلامیانرا بدیدار سعادت آثار خود روشنی میبخشد، ذات شوکتماب پادشاه دیانت آگاه ملت پرور محبوب القلوب معظم مادر عشرۀ اول آن | بشرطیکه یک عذر مشروعی نباشد | یومیه بوقت شام با جمیع ارباب مناصب ملکی و عسکری و یک جمعیت بزرگ رعایای صادقۀ شاهانه شان در میدان با صفای خوش آب و هوای چمن حضوری دار السلطنۀ کابل تشریف می آورند، و قریب ١٤ پنجهزار نفر یومیه بوقت افطار صیام با پادشاه مقدس خود شان بر یکخوان گستردۀ الطاف و احسان ملوکانه یکجا بهم نشسته بخوردن اقسام قواکه واطعمه لذیذه مشغول گردیده بعد از فراغ افطار ذات اعلیحضرت جمعیت این جمعیت عظیم بسوی مسجد عیدگاه حرکت و عزیمت فرموده"}
{"book": "adl0616", "page": 1264, "text": "مینه ١٥\n\nسفت صلوة تراويح وختم كلام الله رانجا می آورند که هر مسلمان چون\nاینهمه قدر و مرحمت شاهانه شانرا در حق دین و ملت بیند به هیچصورت\nاز یک دعای خالی از ریای دوام عمر و دولت ذات مراحم صفات این\nبادشاه دیانت اكثناه حقایق آگاه خود داری نمیتواند !!.\n(عبد الرحمن محرر اداره )\n\nجواد داخلية\n\nپشت رود\n\n( پشت رود ) يك موقع بسیار مهمی و حاکم نشیی کلان علاقه\nقندهار است. از مدتی بود که حاکم مخصوصی نداشت و رأساً بولایت\nقندهار ملحق شده و آن صورت اداره میشد. از انجا که مرحمتهای\nذات اعليحضرت ( سراج الملة والدين ) بادشاه غمخوار مرحمت کردار\nرعایا و برایا بر عموم تبعة صادقة شاهانه شان شامل است ، اهمیت موقعیه\nاتجارا مد نظر اكبير ثمر فرموده مالیجاه عزت همراه ، فتح الله خان ،\nحاكم سابقة ( فراه) را امسال در پشت رود حاکم مقرر فرمودند.\nاز قراری که از زبان بعضی واردین مسموع افتاده حاکم مشار اليه\nمجرد رسیدن به آنجا اجرا آن بسیار لازمه و مفیده را مرعی نموده\nبی ناگواریهایی که در انجا پیش آمده بود به اندک مدت رفع نمودند.\nو دردها و رهونها و بعضی از بر دستها شکیه راحت و سعادت در عایای پادشاهی\nرا اخلال نموده بودند بسر رسانیدند، و باقيات ماليات ووجوهات\nسرکاری را حسن صورت اینها و سررشته انتظام آن ولا را به بسیار\nخوبی بجا آورده اند که الحمد لله بسایه توجهات مراحم آیات اعلی حضرت\nپادشاهی کار و بار آنجا به بسیار خوبی در براه شده است.\n\nجواد خارجيه\n\nگفتگوهای تجاربه\n\nنقل از اخبار تو بهار منطبعه طهران\n\nیاد داشت دولت ایران\n\nکابینه آقای مستوفی الممالك دریاد داشتی که محکومت روس تبلیغ نموده\nاز تجاوزاتی که بواسطه عساکر روسی در انتهای مراجعت از آذر بایجان\nرعایای ایران و املاک و اراضی آنان شده و خساراتی که وارد آورده اند\nبشدت پروتست کرده در یادداشت مزبور بمناسبت حوادث ذیل اظهار\nشکایت شده است.\n۱ - سوزانیدن دهات شمالی آذربایجان\n۲ - نگهداشتن چند نفر از معتبرین اهالی به عنوان گروگان -\n۳ - تخریب حوالی خوی و غارت و احتراق دهات شاه بولاق -\nروزنامه اقدام منطبعه اسلامبول در يك مقاله اساسی یادداشت مزبور را\nمورد بحث قرار داده میگوید - از اخبار فوق دو نتیجه بدست میآید\nنخست درجة مظالم روسها - دویم حالت توانائی دولت ایران و داشتن\nاین اندازه جرأت و جسارت که بوسیله اینها بتواند در مقابل حرکات\n\nسال چهارم\nشماره ۲۲\n\nروسیان پروتست نماید مسئله اولی ذاتاً از مسائل بدیهیه است چه مظالم\nبیگانه و حرکات روسها که حتی در هیچ قوم وحتى نيز امثال و نظاير\nآنها دیده نمی شود چندان تاریکی ندارد هر قدر دیپلو مانهای روسی\nبخواهند این حقیقت را بالفاظ خوش بظاهر مستور بدارند و بهر اندازه\nکه متفقین روس یعنی فرانسه و انگليس تابع مطامع و منافع روسیه شده\nاینهمه تعدیات ظالمانه را تاويل بسكوت و اغماض بگذرانند باز هم مردم\nدنیا بدون هیچ تردیدی این مظالم را تصدیق میکنند -\nروسها با کدامین حق و صلاحیت داخل ایران شدند ؟ آیا برای اصلاح\nباید دید که روسها در ایران چه ها کردند؟ این دیار لطیف اسلامی را\nبچه حال تباهی انداختند !! در ایران چقدر خون بی گناهان را ببخشند\nبه معابد مقدسه ایران چگونه بی احترامی ها کردند و برای اینکه این مملکت\nرا بدون هیچ گونه حتی تصاحب کرده باشند چگونه این کشور زیبا را\nمحکوم ساختند که در تحت خبر و تضییق با یک سم حالی زنده کانی نماید در تشریح\nاین مطالب چندین جلد کتاب نوشته شده است حتی صحیح تر این است که\nاغلب این قبیل کتابها در انگلستان تالیف وطبع شده است همین\nانگلیسه که امروز باروس دست بدست همدیگر داده اند. یکی دوستان\nبیش نیست که در موضوع ایران بایک نظر فرا آمیز به روسها\nنگاه میکردند آری اینک دولت ایران از معاهدات اخلاص کارانه دولت\nعثمان که نه فقط از حیث همجواری بلکه از نقطه نظر نژادی و دینی با ایران\nمربوطیت تمام و مناسبات کامل داشته و دارد استفاده کرده و از مظالم\nروس پروتست نموده است .\nانسان وقتی که به سیاسات ساراتوف روسی نظر میگذراند عادتاً روسیه\nرا در یک موقع ملاطفت کاری ملاحظه نموده تصور میکنند که عثمانیها\nدشمن ایران و روسها بار جان و دوست گرامی ایرانیان میباشند فقط زمان\nکه هر حقیقتی را بعرصه ظهور در آورده سفیدی را از سیاهی مطلقاً\nتشخیص میدهد - این اقدامات مضحك و نظريات مصنوعی سازانوف را\nبقوت تکذیب میکنند .\nعلى اینک روس و اینک عثمانی - حقایق بطور خیلی واضح ، عیان شده\nو از این روشنتر هم جلوه گر خواهد شد .\n\nخبرهای عتیده\n\nمكتوبات عجيب\n\nاز جیب و بغلاكثر مقتولين روس مكتوباتی پیدا کرده اند که در آنها\nتلفات مدهش روسها در میدان های جنگ تذكار و به عساکر روس توصیه\nشده است برای هوای نفسانی زار روس و اتباع او خود را به کشتن ندهند .\n\nگرانی ارزاق در روسیه\n\nدر روسیه گرانی ارزاق بی اندازه موجب تشویش شده کلیه مطبوعات\nروسیه در این موضوع بس شکوه میکنند. روزنامه ( نويه ورميا ) فوق العاده\nاظهار تلاش کرده میگوید - نرخ ارزاق و حوائج ضروريه بايك سرعت\nمدهش رو بترقی گذاشته و محتمل است و اندازه آنی بحد مافوق تحمل رسد .\n\nتجاوز قزاقان روسی به ناموس\n\nقزوین و - در این چند روزه دو مرتبه قزاقهای روسی در خیابان\nجلو زنان را گرفته که با خود برند کسبه اجتماع کرده جلوگیری میکنند"}
{"book": "adl0616", "page": 1265, "text": "حصه ١٦\nسال چهارم\nشماره ۱۲\n\nجهاز مذکور شش هزار تن وزن داشت و در سال گذشته به اتمام رسیده بدریا انداخته شده بود — چون در وقت ۱۱ بجه روز — ۲۷ — ماه مذکوریم در جهاز سه مسئوله مذکور افتاد — بمجرد افتادن — يك آواز بسیار مهیب برخواست و روی بحر را دود گلوله مذکور بمثل يك ابر بسیار تیره مستور ساخت و بعد از بازده دقیقه چون دود مذکور آهسته آهسته نائب شد — نشانی از جهازات و نفری باقی نبود البته تکه های جهازات که از صدمه هم بریده بودند بنظر می آمدند آوازیم مذکور — در مقام میدستو که از بندرگاه مذکور ۲۲ میل دور است شنیده شده — و در مقام ستنك بورن که از جای وقوعه — ده میل فاصله دارد — از صدمه هم مذکور آینه های اکثر عمارات شکسته و سقف بك عمارت مسمار شده — از مقام و مینیم که از شیراس ٤ میل فاصله دارد — عمال يك خياط — برای شوهر خود — در شیراس بذريعة تيلى فون اطلاع — داده دریافت نموده — که این چه کیفیت است که اول یک آواز بسیار مهیب شنیده شد — و يك لحظه بعد آن — يك زوج بوت ويك عدد كاثر — ويك بوند مسکه از هوا در صحن باغچه مایان افتاد — و در بندر گاه شیرنی ازین صدمه برای جهازات دیگر هم بسیار سخت نقصانات رسیده — در بندر بسیار غربی هلاك و زخمی شده اند — گفته میشود — که متعدد جهازیکه در ان وقت در بندر مذکور بودند همکی فنا شدند — از حمله نفری که در بندر — و جهازات بودند — یک نفر آتش كار بك جهاز و سه نفر دیگر اشخاص نجات یافته باقی همکی غرق وهلاك كردیدند\n\n۲۸ -- ماه می — خبر لندن در انگلستان یک اطلاع سرکاری شایع شده که در وقت حمله جهازات هوازی دشمن مردم دروازه ها و کلکین های عمارات خود را بسته کنند تا که دود زهر ناك گیس درون عمارات نرود —\n\nلندن ٢٦ ماه جون - ١٣ شعبان -\nپيرو گريد - وزير جنگ روس استعفای خود را داخل کرده است. ميگويند كه استعفاى وزيرجنگ روس بر شکست های گلیشیا مبنی است وقلت سامان حرب نیز یکی از اسباب استعفای او می باشد .\n\n( يك نظريه فلسفيه )\nمنقول از جريدة فريده حبل المتين\nيكى از اجله فلاسفه در موضوع این جنگ چنین پیشین گوئی مینماید و بزرگترین صدمه و لطمه که به اخلاق آسیائیان از این جنگ وارد آید آن است که پس از خاتمه این جنگ از روی فنون احصائیه ثابت خواهد کردید که ۲۵ ملیون عده زنان در اروپا بر مردان فزونی خواهد یافت و خواه مخواه دست طبيعت این جماعت بی مونس و صاحب و رفیق را مانند سیل دمان بذاره آسیا فرو خواهد ریخت . بعقيدة ما فساد اخلاقی که فلاسفه اروپا را از آزادی زنان و وضع معاشرت آنان بستوه آورده پس از ورود آن میهمانان ناخوانده بسرعت برق آسیا را هم فرا خواهد گرفت و جلوگیری از آنهم به اندازه مشکل است که میتواند به پایه محال دانست چه هیچ چیز نمیتواند شد مجاری طبیعت را نماید پس باید گفت بزرگترین صدمه که از این جنگ به آسیا برسد همان وقعه اليمه ورود مهمانان ناخوانده محبوب است .\n\nدی شب و امروز که خیابان دکانها را بسته به کمیسیری رفته عريضه تظلم داده اند که این مسئله ضرر مالی نیست که توانیم تحمل نمائیم و تا بحال از اقدامات كبیری نتیجه ظاهر نشده است .\n\n( ملحق شدن به اعراب )\nبوشهر از قراریکه شهرت دارد یک عده از سربازان انگلیس در بصره به اعراب ملحق شده اند .\n\n( آخر ترين خبرها )\nترجمة اخبار های انگلیزی وغیره\nقوت دشمن\nاندازه شده است که قریب بیست تك جرمن و استروی در کلینیا موجود میباشند و ازین چهارتك و نجاه هزار محض بر کنار در پای نیستر در جنگ مشغول هستند — وكل فوج حريف از ساحل بالتك الى بكو وينا جهل لك تخمين است روسیه از نمبرك بمسافت شش یا هفت میل دور تر گریخته اند .\n\nیسپانی روسیه از نمبرك\nلندن ٢٤ ماه جون - ١١ شعبان - روسیه از نمبرك به ترتیب و سرشته درست پسپا کشت و اهل آستریا هیچ مال غنیمت در نمبرك نه یافتند به اینکه در ان وقت در بندر امستر دم - خبر رسمی و آنیا بیان میکند که نمبرك را فوج دویم ما فتح نموده است -\n\nلندن ۲۳ ماه جون - ۱۰ شعبان -\nای مستردم - خبر رسمی برلن اطلاع میدهد که نمبرك را افواج استریا بوقت شب گرفتند — و روسیه از علاقه سان و کنار دریا و سچولا گرفته می رود\n\nلندن ۲۲ ماه جون - ۹ شعبان -\nاز کوین هیگن ( واقع دنمارك ) ، ایمستردم (واقع هالیند) خبر رسیده که جرمن ها مقام لیبارا بسیار مستحکم کرده می روند سونوبهای کلان بمجری دادر بازار ها نهاده اند .\n\nلندن ۲۲ ماه جون - ۹ شعبان\nيك توب جرمی که از مسافت بسیار کلوله می اندازد بر دنگرك كلوله باری را شروع کرده است — و پانزده کلوله بمب انداخته بسیار ضررا گشته است\n\nلندن ۲۲ ماه جون - ۹ شعبان -\nاینتر پایه تخت یونان پنج کشتی ابدوز خلیفان در بحیره مارمور رسیده راه آمد و رفت افواج را بطرف کیلی پولی مسدود ساخته اند —\n\n( خبر مهم )\n۲۱ ماه چون خبر کانکته — گورنمنت هندوستان در ایران تجارت های هندو بندرات جهاز حکم فرستاده که بعد از تاریخ امروز برای دولت بلغار به هیچ قسم اشیاء تجاری فرستاده نشود و برای دولت یونان و رومانيه — اشیاء بکار آمد مصارف فوجی که در آن اشیاء خورا کتاب انسان و حیوان باشد ارسال کرده نشود —\n\n۲۸ ماه می - خبر لندن - در بندرگاه شیرنس واقع ملک انگلستان که قريب لندن يك بندر گاه بسیار کلان و مشهور است — يك كلوله بم از يك جهاز هوای دولت جرمن در جهاز برانس آئرن نام دولت برطانیه افتاد — جهاز مذکور — همراه دو صد و پنجاه نفر مسافر تباه کردید\n\nدر چاپ خانه حروفى دارالسلطنه كابل طبع گرديد\nهمه مقاله هائيكه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر تحرير يافته\nمحمود طرزى"}
{"book": "adl0616", "page": 1266, "text": "( اعلان )\nپَراکنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارات از يك مجموعۀ اشعار ایدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوبی طبع زیبا ، بالتصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیک طرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند .\n\n( اعلان )\nجزيرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعۀ آثار ادبیه را مژده ! ازین ثمرۀ نو رسیده ببازار ، مطبعۀ عنایت ، کامها را شیرین نمائید . جزیرۀ پنهان ، يك ناول ایست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم پند ، هم فضیلت : خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (۹) تش روپیه محل فروخت نفس مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، و دکان باز محمد در بازار ارك ، و دكان غلام محمد متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آرا داشته باشند به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت پر دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن چمنی مجلد ۲\nروضۀ حکم مجلد ۲\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان غلام محمد کتاب فروش متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند .\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1267, "text": "اعلان\n\nعموم مشترکین کرام خودرا یاد آوری میکنیم که هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خودرها بیابیم تمکن نشد لهذا بداکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل بيك مقاوله نموده داکخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n(شرایط درج کردن اعلانها)\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قران يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قران يعنى نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما (٣ – اینچ – ٤ – سوت) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی ده سر سطری ستانه اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1268, "text": "امان افغان\n۱۳۲۹\n\nشمارهٔ ۲۳ سال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nجشن مقدس اتفاق ملت ( فواید اتفاق )\nقصیده در بیان اتفاق مای دولت افغانستان ( کلام جناب شیر احمد مخلص تخلص )\nاخلاقیات ( دین ، دولت ، ملت ، وطن )\nحوادث داخلیه ( اطلاع از طرف جناب ايشيك آقاسى ملكي متباب ماخ )\nزراعت ( مادهٔ یگانه حیات فی بشر است )\nحوادث خارجیه ( نقل از اخبار تو بهار — سودن هدین — امریکا وژاپان — اندیشه های لارد زارژ — موقعیت ايطاليا — ترجمهٔ اخبارهای انگریزی — خبر روما — سیر لندن ۱۸ ماه جون به لندن ۱۷ ماه جون — کذا — جنك روس — پیشقدمی غنیم در علاقهٔ پولیند — مبارکبادیهای طعنه آمیز — نمونهٔ نقصان جان — خطرهٔ وارنا — رزمگاه غربی و جنوبی — خطرهٔ هندوستان — خبر ذیل از طرف وزیر هند به وایسرای رسیده است — ایجاد جدید حیرت انگیز جرمن — اخبار بواسطة ريوتر — عزم جزم قیصر جرمن در شهر برلن — انتشان در پاریس کار بملائکه ها ماند — نامه نگار خصوصی ما از مرو مینویسد — حمله های شدید جرمن )\n\n( روزه — شکریه ختم ماه مبارك رمضان فيض رسان )\n\nتصاویر ( سر افسر کل ماشین خانه جات دولت علیهٔ خداداد افغانستان جناب جرنیل محمد سرور خان )\n( يك حصه از قصر سعادت حصه استور در دارالسلطنهٔ کابل — پل کهنهٔ شهر جلال آباد يك منظرهٔ )\n( دیگر از همان موضع — )\n\n( صفحهٔ اول ) ( صفحهٔ ثانیه ) ( و ثالثه )"}
{"book": "adl0616", "page": 1269, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترفیعخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حراج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای، ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگریزی ۳ فوته مشخص شده و در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام\nقسم اول\nقسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شد\nرنکه | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nرقم | تا حال ساخته نشده | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۶ روپیه | ۶ روپیه\nقیمت | | ۷ روپیه ۱۸ پیسه | ۶ روپیه ۱۱ پیسه | ۶ روپیه ۴۸ پیسه | ۶ روپیه ۱۰ پیسه\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۰ پیسه کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲)\nجراب ها\nتکمه های چرمی محراب ومنبردار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۴۵ پیسه | ۳۶ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۵۰ پیسه\n\n(٤)\nکروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف کتابی خانه دو کره دو ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تارهٔ نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ۲۴ پیسه | ۸ روپیه و ۴۲ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دست بادامی دوالسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ۴ روپیه و ۱۸۹ پیسه | ۴ روپیه و ۱۶۹ پیسه | ۸ روپیه و ۲۴ پیسه | ۴ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو کاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ۵۵ پیسه | ۴ روپیه و ۵۷ پیسه | ۵ روپیه و ۵۴ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطهٔ\nقیمت | ۴ روپیه و ۱۰۱ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه | ۵ روپیه و ۵۸ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کجک دار | چرم باف ما بین بست يك اسپه\nقیمت | ۴ روپیه و ۱۹ پیسه | ۴ روپیه و ۴۵ پیسه | ۴ روپیه و ۵۹ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥)\nاقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جرین | گل نافرمان | گل شبو | گل برینه\nقیمت | ۵ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۶۹ پیسه | ۶ روپیه و ۳ پیسه | ۵ روپیه و ۷ پیسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | گل یاسمن | چنبیلی | گل استرن\nقیمت | ۷ روپیه و ۴۵ پیسه | ۶ روپیه و ۵۸ پیسه | ۹ روپیه و ۸ پیسه | ۵ روپیه و ۳۸ پیسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۶ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه | ۶ روپیه و ۵۴ پیسه\n\n♦ المشتهر ♦\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات )\n( گیدان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1270, "text": "سال چهارم\nشماره (۲۳)\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\n\nالاداره و المطبعه\nدر ماشین‌خانهٔ دار السلطنة (کابل\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ عالیه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nصحیفه (۱)\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخلهٔ مملکت\nاخراجات داک ۱۱ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nاخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر یازده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک عباسی است\n(اوراقی که درج نشود آماده نمیشود)\n\nتاریخ انگریزی ۲۸ جولائی تاریخ شمسی ٥ اسد ١٢٩٤\nتاریخ ۱۵ رمضان ۱۳۳۳\n\nو پذیرایی کرده است. اتفاق يك قلعهٔ جنگی رصینیست که قوت مند ترین سلاح هم حصار سنك بست آنرا ضرری رسانیده نتوانسته. اتفاق يك حصن حصینیست که هر که آنرا در زیر محاصره گرفته با برداشتن خسارات و تلفات عظیمی از فتح آن مأیوس شده به عقب نشسته است. اتفاق يك آلهٔ مدافعهٔ بسیار مهلك و هیبتناکی است که بار بار از توپهای بزرگ ۱۷ انجی و زیبان های عظیم برقوت و دهشت بالاتر است اتفاق يك سد سدیدی است که هیچ یک سیلاب تندی آنرا آفت و نقصانی رسانیده نتوانسته و خود را بيك كنار كشیده با شور و شر رستاخیز خود از پهلوی آن جریان و سیلان نموده است. اتفاق يك حرارت بسیار شدیدی است که از دور وجود روئین تنان را با جوشن شان از شدت گرمی خود آب میسازد. مختصراً اتفاق چنان يك ماشين بديع مرعبی است که بعد از انکه در کارخانهٔ قدرت الهی جوشها خورده پخته شده است بمیدان شهود و تجربه برآمده این يك را باثبات رسانیده که یکچنان قوت محیر العقولی را مالك و حاوی است که اگر بهر چرخ بزرگ کارخانهٔ احتیاجات و لوازم انسانی متوجه شود آنرا به دور و حرکت می آورد و هم هیچ قولی به عملیات و اجرا آن مهمه آن دافع و مانع شده نمیتواند. اگر اتفاق نمیبود تمام عالم را امروز بيك فلاكت عمومی سر دچار می یافتیم، انسانها را از همدیگر شان متنفر، کره ارض را از آثار عمران و آبادی سراسر خالی، عالم بشریت را از لباس و پوشاک عاری می دیدیم. قوت مميزه را معدوم، زبان را از نطق محروم، وجدان را مانند نقشهٔ موهوم تلقی میکردیم. خود ما را وحشی، برهنه، گرسنه، ترسنده سراسیمه، آواره و به جمیع صفات وحشت و حیوانیت متصف می یافتیم. خوراک خود ما را از شکار گوشت تمام حیوانات و پوشاک خود ما را از برگهای درختان تدارک می کردیم و بلکه برای لباس و ستر هیچ لزوم هم نمیدیدیم، روزها را در دشتها و جنگلها و شبها را در مغاره ها و گودالها بسر می آوردیم، در تمام دنیا نه از علمی اثری و نه از فن خبری، نه از زمین شجر و باروری و نه از درخت دانه و ثمری بنظر نمی خورده، نه از تجارت نامی نه از صنعت نشانی، نه از جامه و کالا اثر خامی و نه از زراعت\n\nجشن مقدس اتفاق ملت\n\n( فواید اتفاق )\n\nاتفاق چیست؟ اتفاق يك حصن طبیعی است که ذات حضرت خلاق حکیم دانای قادر توانا جل وعلا برای ترتیب و انتظام عالم و آسایش و رفاهیت بنی آدم آنرا خلق و ایجاد فرموده در قلوب عبودیت مجلوب بندگان خود تودیع و توزیع نمود، تا بدریعهٔ آن از راحت، امنیت بختیاری، سعادت استفاده توانند و بتوسط آن بدرجه های رفیع و قلل منیع کوه با رفعت و شکوه ترقی و تعالی برآمده از انجا مناظر لطیفهٔ اراضی وسیعهٔ صنعت حرفت زراعت، تجارت، معدنیات وغیرهم را یکان یکان از زیر نظر دقت خود شان بگذرانند. اتفاق يك آلهٔ فعالیت که بيك ادا حرکت دادن آن، سعادتها، برکتها، کامیابیها، مظفریتها، ترقیها بریم انسانرا از نشان دادن صورتهای خوب و اشکال و قیافتهای مرغوب خود شان بیش از حد ممنون و مسرور میسازند. اتفاق یکقوهٔ برق آسائی است که هیچ یکقونی در مقابل آن ایستاده نمیتواند و جمیع قوتهائیکه روی دنیا دیده شده و میشوند دفعات از این قوت مزبور شکسته و هزیمتها برداشته بالا خر در پیشروی آن خود را به تسلیم و اعتراف ضعف و ناتوانی مجبور شده اند. اتفاق يك چنبهٔ آهنینیت که همه دستهای برقوت و متانت از تاب دادن و برتافتن آن عاجزند. اتفاق يك قفل بسیار آهنین است که هر کلید در کشودن آن کامیاب نیامده خود را قاصر یافته است. اتفاق يك كوه بلند با تمکینیست که هیچ فردی به برآمدن و در زیر پای آوردن قله های آن موفق نگردیده، اتفاق يك عسكر پر سلاح بسیار متینیست که همهٔ عالم را از هیبت خود بلرزه در آورده و هر جا که قدم گذاشته فتح و نصرت نیز پیش از آن اولتر او را استقبال"}
{"book": "adl0616", "page": 1271, "text": "صحيفة ٢\nسال چهارم\nشماره ۲۳\nکرده نانی پمیدان می برامد . قوانین و انتظامات امروزی عالم انسانیت را\nمراد مفقود و از روی زمین بکلی نفی و مطر و دو محو و نابود می یافتیم.\nو از جنين فلا كنها حقيقتاً احوال انسان ضعیف ناتوان و وضعیت این جرم\nخاکی بی جان که بران کونت داریم و خامت بزرگی منجر میشد. عذاب\nخسوف ، وحشت محنت دهشت ، ، جهالت روز روز کسب فوت\nو متانت نموده ما را به انواع عقوبتها وزبونها مانند العام وبهايم ، وتسليم\nروح و صرف عمر مجبور میساخت، مکر چون خالق عظیم الشان و قادر\nسبحان از اول و روز اول این اسباب را دیده بود لهذا اتفاق را بیافرید\nو آراية في نوع المسان عنا و مرحمت فرمود تا بمعاونت این سلاح از دستبرد\nوستم هر گونه مصایب و آقات فلاح و از جور و جفای و جوش و سباع\nنجاح باید .\n\nضعیف زین اقوام دنیارا کو بگیریم که نه ما کمیت داشته باشند.\nو نه پینه داشته باشند و به سلاح و معاونی را مالک باشند و علاوه بران\nحکومت شان هم سلب شده باشد و در ز ر ا طاعت و انقیاد من غیر\nشرف مليت ، و حقوق قومیت شان سراسر پامال گشته از دست غدر و ظلم\nحکومت غیر دین و ملت شان بکلى مبتذل و مضمحل گردیده باشند با اینهمه\nاگر یکبار اختلافات جزر و مذهبی خود شا را رفع کنند و خودشا را در\nاز يكوطن ويك ملت پنداشته متفقاً بكوشند ! آیا که گفته میتواند که در\nکمترین اوقات حکومت خودشا را واپس بدست آورده نشوانند ، و یا\nآزادی معنوی را مالک نشوند ، ويا حلقة اسارت و قیادت ملت غیر را\nاز کردن خودما جدا نکنند ؟\n\nدور چکان کربکنند اتفاق شیر زیارا بدرانند پوست\nوقتی که از يك ملت اسیر اینچنین کارها را انسان به برکت اتفاق محتمل\nبداند پس چون افراد يك ملت با شرف و ناموس ، رجسور و غیور دنیا\nمانند قوم جليل وملت نبيل افغان که از آغاز و سالهای دراز متصل\nغیرت، همت شجاعت خود شانرا بر تمام دنیا بارها به اثبات رسانیده\nباشند . وجميع اقوام ومثل عالم بتكرار ، تهور، دلیری قوت ، متانت\nشارا اعتراف و تسلیم نموده باشند. و کمال اخلاص و صداقت در خدمت\nدين ، ومحافظة وطن ، وخير ملت ، و محبت پادشاه از شعایر و خصایل\nلازمی طبیعی شان باشد، و از ته دل حیات و آزادی خود را به حیات\nو بقای دین ، دولت وطن ، ملت خودها موقوف و منوط دانند. یکی\nیکبار با همدیگر دست محبت و وداد داده يحبل المتين اتفاق و اتحاد مضبوط\nو مربوط کردیده و همه اعراض نفسانی را پایمال ساخته برای ترقی و خیر\nاندیشی دولت و ملت به مدیکر خود معاونت نمایند. در اندک فرصت خواهیم\nدید ، که ترقى ، تعالى ، تهذيب ، تمدن ، علم ، فن ، صنعت، تجارت\nسعادت ، آسایش ، امنیت ، همه را مالک شوند ، و از جمیع اعمار\nحلاوت باز اشجار باغ فرحت سراغ سر زمین مسرت ٦ كين اتفاق\nشیرین کام کردید. بهر طرفی که رخ نمایند از غیرت ملی و حميت ديني و فاتح\nمظفر ، غالب ، منصور قدم بر فرق دشمن نهند و در تمام دنیا در عرصه\nوسيعة علم و هنر از همه كان سبقت برده بیشتر بمانند و خود شار ایتهای\nمدارج ترقی و رفعت رسانیده و بنقطه اوج کمال لاحق کردیده بر همکنان\nقایق کردند . و همه عالم را از چنین ترقى سريع السير فوق العاده خودشان\nدر ورطه تعجب و حیرت اندا زند . میدانید ؟ که کدام چیز بر دنیا\nحکومت کرده است ازور وقوت ! که آنهم نتیجه و محصول اتفاق و اتحاد\nاست . ژاپون به آن کوچکی را دیدیم که ببرکت همین اتفاق ومؤدت\n\nروس به آن عظمت و بزر کی دا هزیمت دار ، حالا هم می بینیم که دولت\nآلمان بقوت همین سلاح برمثانت برسه حریف دهشت ردیف خود غلبه\nو نصرت یافته است و تا کنون بكوجب زمین از اراضی ممالک او را\nهیچ کدام از خصیاتش تصرف نموده است، و بلکه بر خلاف آن قطعات\nبزرگ علاقه های غنیم خود را ساب بوده در حکومت و قلمرو خود شامل\nو اضافه کردانیده و هنوز هم که انکار کرده میتواند که تا اخیر بهمین نهج\nکامیاب نماند و اراده خودش را حسب المرام التمام و سر انجام تمديد خير !\nاینها یک چند مثالی بود که برای اثبات و تصدیق دعوای خودمان همیان\nآورده از ان بحث راندیم تا هموطنان خود را از فواید اتفاقاً کاه گردانیده\nو از نتایج عظیمه آن در حضور ایشان باداوری وند کار نما شیم\n\nآنروز چه روز فیروز سعادت اندوزی است كه يك جمعیت پرهیبت\nدو کرور نقوس با ناموس شجاع دلیر، غیور اسلامیه افغانيه بيك آواز با هم\nده ساز کردیده بهمدیگر خود صدای اتحاد داده و بسوی اتفاق و مؤاخات\nمن غير باشند. يك ديگر خود شاتر اصلا و دعوت نمودند از نفس خودها يك نفر را بادشاه\nو امير خود انتخاب و تسلیم نمودند و بقرار احکام الهی و حدود شرعی\nاطاعت و فرمان او را بر خود لازم دانسته در زیر سایه یک علم اسلامی\nدر آمدند و برای خودشان یک قطعه و سیمه زمین را که بران ساکن و در ان\nمتولد و به آن مدفون گشته و میکردند وطن مقدس گفته حفاظت\nو حراست آنرا بر خود یکی از فرایض دینی قرار داده در مدافعه آن با جمیع\nقوای متانت احتوای خود بکمال شدت غیرت و جسارت فطری شان\nسی و اقدام را برده خودها لازم گرفتند. و در مقابل همه عالم اعلان\nآزادی و استقلال خودشان را به آواز بلند در داده در صفحه اولین فهرست\nاقوام ذی حیات و باترف دنیا نام خودر ادرج وداخل نموده، و حاکمیت\nملی خود شاترا به اثبات رسانیدند. پس ایتروز مسرت افروز را که\nدر ان جمله افغانان بالم بيك رشته اتحاد و اتفاق مربوط كشته اند عبد زرك\nافغانی و نوروز نخستین بهار ملی باید گفت و چون بتقریب این عبد\nفرحت نشار در هر فرد ملت نجیب افغان طبعاً يك سرور و شادمانی و مسرت\nو فرحناکی مشاهده میشود از انرو هر ساله در تذکار این روز میامن بروز\nاز ۱۲ ماه سرطان دو شب و دور و زمراسم يك جشن فرحت بخش عمومی\nاز طرف تمام ملت اجرا میشود و دوایر رسمی و غیر رسمی و بازار های\nجميع ممالك محروسة المسالك افغانستان صانها الله عن الاقات الدوران\nبا كمال زينتها و چراغاها آران و پیراسته میشوند چنانچه در این سال\nفرخنده قال جشن اتقان ملت باز با همه فرحت و مسرت در زیر سایه\nمراحم آیه بادشاه مقدس محبوب القلوب ملت تجيبه افغان اعليحضرت\n( سراج الله والدين امير حبيب الله خان ) ادام الله دولته إلى اخير الدوران\nبکمال دید به اجرا یافت. این است که تفصیل آنرا از قرار ذیل بیان میکنیم.\n\nمراسم دربار معالی بار جشن اتفاق ملت )\n\nروز یکشنبه ۲۱ ماه شعبان مطابق ۱۲ سرطان بوقت ۹ بجه صبح\nاگر کسی از خانه خود برخاسته جانب دايرة فاخرة ارك مبارك بك\nسیاحت اجرا مینمود در راه یک، تازگی ، فرحت النشاط فرخنده کنارا\nکه عموماً بهر طرف حکمفرما بود حس و مشاهده مین و دو نیز از يك تماشای\nمسرت بخشای دیگری که عبارت از جوق جوق آمدن نظری مدعوین\nو اهالی دربار است که دو روز پیشتر بموجب رقعه ها و تکت های خبری\nدربار جشن از طرف ايشك آقاسیان ملکی و نظامی اخبار گردیده بسوی\nسلامخانه عزیمت دارند حظ و استفاده میتوانست ، به ساعت ۸ ارباب"}
{"book": "adl0616", "page": 1272, "text": "شماره ۲۳\nساله چهارم\nمناسب ملکی و عسکری و علمای عظام و خوانین حضور بلباسهای سفید گفتند . که چون از مرض كم و بيش يك أرى باقيست لهذا بالذات رسمی و ملكان وكلانتران و صنعت گران وغيره متفرقه بلباسهای معمولی از اشتراك بمراسم در بار معذورم و الحمد لله شما را هم بصحت ديدم و حالا خودشان در پیشروی سلامخانه نام جمع و فراهم آمده بودند به ساعت ۸ عودت میکنم ، اهالی دربار سلام آخرین خدا نیز ادا توده به ساعت و نیم چون اکثر نفری حاضر شدند در واژه عادلی سلامخانه کشاده شده ۱۱ موثر به حرکت افتاد، و هر كس دوباره به داخل سلامخانه عودت نموده همه نفری دربار حضور را داخل شدن و برحابها و چوکی های مناسب به جای خود نشسته پس از وقفه ۱۵۱۰ دقیقه ذات فخامت پناهی خودشان به شتن امر و اجازه داده شد. در پرنده سمت شمالی سلامخانه نائب السلطنه صاحب افخم داخل دربار گردید. از طرف عموم تعظیم مردم متفرقه مانند میرزا های دفترها و کاریگرهای ماشینخانه وغيره واحترام شان بجا آورده شد. به ساعت ۱۱ و هم به تقسیم نمودن شیری اشته بودند. و در پیشروی آنها خارج از برنده سایه بانها و تجیرهای و حاضر کردن طعام امر داده شده که یک ساعت در تقسیم نمو در دستمال های که زده شده زمین آن با قالین ها و شطرنجی های اعلا نفریش گردیده بود شیرنی و جای خوردن صرف کردید به ساعت هم زنك طعام نواخته شد . برای یتیم خانه ، و ملکان، و کلانتران و غیره مردم تخصیص داشت. در اثنای خوردن طعام و ميوه و غير ايشك آقاسی ملکی حضور همایونی عمال ظفر ما و نیز در هر هر طرف صف بسته شوک بودند منظره قرار دادی که در انتظام و ترتیب نمودن نظری دارد. گاهی به برنده و خارج داخلی دالان زرت سلامخانه به انواع کانها و کلدانیهایی که بر میز نانخوری سلامخانه و کاهی بداخل سلامخانه آمده و نظم در بار نظارت می نمودند . به ساعت حضور چیده شده بودند رونق و تزیین یافته بود. از سقف کادار زرین یک از طعاء فراغت حاصل شد و به ساعت ۲ دربار معالی بار جشن اختتام یافت.\n\n§\nو شب چراغان و شهرا ئين\nو تفريشات خوشها عطف نظر می نمود في اختيار شرفيابي يك ديدار خبر چراغان شهر و بازارها برای شب جمعه و شنبه یک روز بیشتر لعه نثار را در قلب و حواس خود بيك عراق شدیدی حس می نمود از طرف مأمورین صفائی به عموم دکاندارها وغيره اهل كسبه ابلاغ یعنی همه اهل دربار بيك هيجان فوق العاده تشریف آوری موکب و اخبار گردید رو نجشنبه در همه اطراف شهر مینو بهر عزیز ما سعادت موهب اعلیحضرت بادشاهی را از پغمان انتظار داشتند - که و در جمله افراد على الخصوس در احوال اطفال خورديك فرحت و خوشحالی به ساعت ۱۰ همه نفری حاضرین را در بیرون سلامخانه به استقبال همایونی فوق العاده مشاهده میشد. هر دکان به انواع پردهای زرین و قطعه های و ادای سلام امر شد . هر کس یکمال سرعت مشتاقانه به بیرون برآمده بزرگ بزرگ تصاویر آراسته شده بود. یكان يكان تصوير جنك حالاتي همه گان در پهلوی سرک محیط نامه ارك مبارکه در عقب عمارت با شوکت هم بنظر بر می خورد که عوام الناس بکمال حیرت به آن معطف نظر داشتند و رفعت سلامخانه متصلا صف بسته احترام کردیده به ساعت ۱۰ و نیم یکان تصاویر مشاهیر او ر و پا را که مردم میدیدند آنرا عکس بادشاه جرمن ذات شوكليات اعلیحضرت سراج الله والدين، بواری عرابه موتر گفته هر كس به الطرف بكمال شوق ورغبت متوجه میشد و در پیشروی از یغمان تشریف آورده موزیکه عسکری سلامی شاهانه را اشعار نموده عکس ایستاده رایها میدادند ، ازین شوق و رغبت اهالی بخوبی معلوم از طرف عموم مراسم سلام ذات شاهانه اذا واجرا کردیده از طرف میشد که جنگ در نجا هم بسیار تأثیر و سرایت نموده است و هرکس قرين الشرف همایونی هم به ردا آن سر افراز گردیدند ذات پادشاهی بتوقف از آن خبر کشته با آن یکه جی بی حاصل نموده است. موثر اشارت فرموده بعد از اینکه همه حاضرین را به احوال پرسی نایل ذات شاهانه در هر دو شب پسواری موتر تمام بازارها را دوره کردند و مفتخر ساختند از بالای موثر عموم را مخاطب فرموده بدین طریق ابتدا و در هر جا از لطف و احسان و کرم و سخای شاهانه دست باز نداشتند. بكلام مبارك ور زیدند . و اکثر دکاندار های را که دکانهای خود شارا به چراغها و شمع های من از درگاه الهی ترقى وقوت اسلام را على العموم وازمات ووطن بسیار آراسته می بودند مشت مشت طلاو پیوند مرحمت و بخشش فرمودند. خودم افغانستان را علی الخصوص میخواهم این جشن جشن مقدس ذات عالى شهزاده معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم نیز در شب اتفاق ملت است که جشن آزادی و استقلال ملت است هر کسی در ان اول بواری موتر خصوصی خودشان باذات شاهانه معیت و همراهی آزاد است. من اصلاح ملت خودم را از خداوند عظیم الشان آرزو داشتند . به شب دوم جمیع شهزادگان عظام وغيره نفری اراکین و مأمورين ورجا دارم و من عمل هر کس را به خودش سپرده ام کسی که عمل خير ونيك بزرك دولت در بعضی دکانهای بازار ارک بخریداری بعضی اشیا و اسباب کند. در پیش خدای خود شرمسار و مسئول نخواهد بود . و كسيكه جدید و عجیب و غریب مشغول بودند و به اینصورت برای نفری تجار ازین بد میکنند من از خدا اصلاح او را خواسته ام که او را هدایت فرماید . باقی دادوستد واخذ وعطا بك واردات درستی بدست آمده نفع برداشتند روز سلامتی همه شما را خواهانم .. شنبه چراغان و شهر آئین وغيره مراسم پر مکارم جشن مقدس اتفاق ملت در نجا از هر طرف این جمعیت بزرگ که از سه جار هزار نفر تشکیل به حسن انتظام و خیریت تمام به انجام رسید. داشت آوازهای دنیا و صداهای زنده بادا بادشاه ما ، بر آمد. باز ذات اعلیحضرت باد شاهی ابتدا به کلام نموده از شدت مرض های مبارک شان محت مفصلی راندند و خواص مرض نقرس را قرار معلومات فنیه داکتری ایراد فرمودند. و بالآخر حاضرین را از تخفیف مرض خودشان خبر داده دلهای همه را تسكين و تضمین نموده همه کان دعای سحت وجود مراحم آ مود شاهانه را خواستکار کردیدند . و اخیر اخطاب فرموده\n\n( عبد الرحمن محور اداره )\n\nاو دولت\nود عليه\nاو را\nقطعات\nشامل\nاین نهج\nخيرا\nان عمیان\nداند.\nاحیت\nاز باهم\nاخات\nبادشاء\nشری\nسلامی\nزدران\nفاظت\nا جميع\nشان\nاعلان\nپرست\nاکمیت\nاک\nعد\nاسرت\nپیروز\nبوی\nهای\nاوران\nسال\nسات\nضرت\nاوران\nکنیم.\nکی را\nنماشای\nتعوين\nخبری\nبوی\nارباب"}
{"book": "adl0616", "page": 1273, "text": "٤\nسال چهارم\nشماره ۲۳\n\nقصیده در جشن اتفاق ملتی دولت افغانستان\n\nساقیا در سر خمار باده ام از مدت است غلامی بر می پرستان خوف رنج و علت است\nخیز يك ساغر بده کو سر خمارم را برد زانکه وقت نو بهار است و زمان عشرت است\nخاص تر امروز و امشب کرسی عیش و طرب شش جهت گسترده فرش انبساط و فرحت است\nاز عنایات شهنشاهی بدار السلطنت بلکه در هر شهر جشن اتفاق ملت است\nجمله اهل دولت اسلام را این روز و شب همچو عید فطر و قربان فرخ و با حرمت است\nپیروان دین احمد در چنین روز سعید یکجهت گردیده با هم زان سبب پر بهجت است\nکر شبش را قدر و روزش عید گویم می سزد کاین شب و روز از نشانهای صنع قدرت است\nاز کمال لطف سبحانی و فیض دین حق این شب و این روز را پس احترام و عزت است\nآن سراج ملت و دین پادشاه مسلمین کر خدا او را عطا تاج و نگین و دولت است\nبر سریر سلطنت پشته باعز و وقار مر خدا را شکر پرداز عطای نعمت است\nسایر ارکان و اعیان و غلامان و خدم در حضورش ایستاده از برای خدمت است\nخوش بساط عیش و اسباب طرب افگنده اند عالمی را در دماغ و دل نشان عشرت است\nباغ شاهی رونق ترتیب نیکو یافته در جهان امروز این گلشن نظیر جنت است\nروضه های اوست چون قطعات گلزار بهشت دوحه هایش نیز چون فردوس عالی فطرت است\nطایران خوش نوای سبز بال نغمه سنج بر فراز شاخها هر يك بذكر وحدت است\nشاه بار عام داده اهل ملك خویش را کاندین شب ترک تعظیم است و رفع کلفت است\nافسران ملکی و سر کرده گان فوج را در سرو بر جامه های فاخر است و شوکت است\nبر فراز مسند شاهی بزم خسروی هریکی بر کرسی بنشسته با خوش زینت است\n\nخسرو از فرط نوازش با گروه چاکران در مقام پرسش و آمیزش و هم الفت است\nمیوه های تازه و تر هم ز نقل و حلویات در میان طشت ها آماده باشد لذت است\nهم ز ماکولات و مشروبات گوناگون بسی خوانچه ها مشحون برای مردمان بی زحمت است\nهر که بر هر خوان نشیند از هر چیزی خورد اعتراضی نیست کس را از حضورش رخصت است\nجامداران کاسه های جام را همچون شراب گردش خوش داده گرد جان و دل را راحت است\nمحفل عیش و طرب گرم است در هر خانی حمد لله طبع شه را با کمال فرحت است\nصحت و فرحت قرین سال او همواره باد کی حمایت های او اسلام را بس رفعت است\nکوئی استور و باغ ارك ازین شمعها گوئیا از نور امشب کرده در تن کسوت است\nبسکه مشك و عنبر و عطر و عبیر افشانده اند وار سیده در دماغ عالمی این نکهت است\nشمع های برقی و کافوری از بالا و زیر گرد وفور نورشان خورشید و مه را حیرت است\nدر میان ارك و باغ شاه روشن بوده اند نور مه از پرتو آن نورها در خجلت است\nبر فراز نخل ها فانوس ها آویخته هر یکی در روشنی و نور انجم طلعت است\nنیز در بیرون ارك و باغ شاهی همچنین شمعها افروخته در چار رکن دولت است\nباغ و راغ و کوچه و بازار کابل هر طرف پر چراغان گشته مشعلها بسی در کثرت است\nهر دکان داری پی آرایش دکان خویش چون نگاهی میکند يك کشتی پر زینت است\nشهر کابل گشته امشب غیرت ارژنگ چین حلیه ها و زیوری آورده کافزون قیمت است\nبلکه او را زینت و نقش و نگار و نزهت است\nیارب این فرخنده دولت را بذات شهریار استدامت ده که این سلطان همایون خصلت است\nعشرت دارین او را کن عطا با عمر بیش کز وجود امجدش خوش رونقی در ملت است\nدر شب دو شنبه و از ماه سرطان سیزده ابتدای روز یکشنبه طریق عشرت است\nسال هجری یکهزار و سه صد و سی و سه است یافته کاین جشن ترتیب نکو در ملت است\nکرده شیر احمد رقم این نظم بهر یاد کار تحفه او را در حضور پادشه اعلیحضرت است"}
{"book": "adl0616", "page": 1274, "text": "شماره ۲۳ صفحه ٥ سال چهارم ۱۳۳۰\n\nسرافسر کل ماشین خانه جات دولت علیه خداداد افغانستان جناب جرنیل محمد سرور خان که از نتیجه حسن خدمت و صداقت خود مظهر تلطفات و مواطفات ذات شوکتیات اعلیحضرت پادشاهی گردیده و در هفته گذشته بخطاب فرزندی لطیف شده اند.\n\nلازم است. تا معلوم شود که حق يك مقدس بران مقدس دیگر چیست: ازین چار کلمه مقدسه، کلمات اول و آخر آن یعنی (دین) ، و (وطن) حق دار ، و صاحب حق هستند. اما ( دولت ) ، و ( ملت ) چنانچه یکی با دیگر خودشان به ادای حق همدیگر مجبور و مکلف میباشند ، همچنان هر دوی شان در بجا آوردن حقوق دین و وطن نیز در زیر تکلیف شمرده میشوند . اولا از حقوق متقابله دولت و ملت باید بحث برانیم که این بحث خیلی مهم ، و بسیار نازک است. و بیان آن بر اظهار حقیقت ، و عدم کتمان و آفتابی کردن هر چیز موقوف است. با اینهم محرری که میخواهد از مسئله مهمه بحث راند میباید که يك معلومات و عرفان فوق العاده واسعی در\n\nاخلاق\n\nدین ، دولت ، ملت ، وطن\n( حقوق متقابله )\n[ اينها ]\nحالا یکقدری از حقوق متقابله این مقدسات تحت و بیان راندن"}
{"book": "adl0616", "page": 1275, "text": "صحیفه ٦\nسال چهارم\nشماره ۲۳۰\n\nمالک باشد، و قلمی که میخواهد ازین نکته سربسته چیزی بشکارد، میشاید که یک میدان فراخ بی سنگلاخ آزادی را صاحب باشد تا جولان شعلهٔ جواله آسانی خود را تمامها بکار آرد حال آنکه این محرر عاجز را نه معلومات و عرفانی اشکارست، و نه قلم لنك بايالهنگش را قوت جولانی پدیدار است، لاجرم از بعضی بیانات ساده و بسیط بدیهی و آشکار این مسئلهٔ مهمه چیزی چیزی میشکاریم، تا در ترتیب موضوع بحث ما یی انتظامی نیاید.\n\nيادوات في ملت ، يامات بی دولت را بچه چیز تشبیه داده میتوانیم؟ بارها گفته ام و بار دگر میگویم ، که ملت بی دولت بيك كنند اسپهای فربه و توانای بدمستی نهاند که افسار و نجاریهای شان گسایده و لجامها از سرشان کشیده شده، و در يك ساحهٔ محدودی که با چهار دیوار از چهار جهت محاط باشد به لكه كونی و کب گیری همدیگر آمده باشند یا به رمه های گوسفند بی چوپان ، يا به عراء موتر و انجن ريل حالات بدون موثوران مشابهت میرساند؛ آباد وات پی ملت چه خواهد بود؟ هیچ ایلی ، لك هيچی و عدم مطلق ؛ دولت بوجود ملت، و ان دولت را کرد میتواند، و گرنه يك پادشاه و يك چند نفر و وکیل را در يك دشت بی آدم چه نام خواهیم داد؟ پس معلوم میشود که دولت و ملت با وجود است که سر آن دولت و بدن آن ملت است. چنانچه تن پسر زنده شمرده نمیشود، همچنان سر بی تن نیز همان حکم را در بر میگیرد. چون بحث سر و بدن در میان آمد لازم شد که حقوق متقابلهٔ دولت و ملت را هم از نقطهٔ نظر فن ( منافع الاعضا ) در زیر بحث بیاریم :\n\nمعلوم است که همه اجرای حرکات اعضای بدن تابع دماغ - یعنی سر - است زیرا دماغ موضع عقل و حواس میباشد. عقل پادشاه، و حواس و هیئت قوهٔ حاکمه است که بر تمام اعضای بدن ارادهٔ حکمرانی را اجرا میکنند. عقل تمیز ، تصور ، تخيل، تفكر، محاكمه، دیدن، شنیدن ، شمیدن ، چشیدن، دانستن اگر نباشد اعضای بدن حرکت کرده نمیتواند، واکر حرکت بتواند آن حرکت همان حرکت غیر اختیاری فی الکامانهٔ مهلکه خواهد بود. این است که حق دولت بر ملت بمثابهٔ حق دماغ است بر اعضای بدن :\n\nملت بد است ؛ در بدن پای ، دست ، و پنجه ، شانه ، کردن ، کمر معده ، جگر، قلب وغيره اعضای مهمه موجود است که هر يك از آنها وظایف حقوق حیات را نجامی آرند. دست ، پای ، پنجه ، شانه، کمر: می و کوشش زراعتی، تجارتی ، صناعی ، عسکری مات است که مواد غذائیه و مالیه و معدنية ذهبيه و فضيه و تدافعيه را تدارك و احضار میکنند. معده استهلالات نافعه را اجرا کرده مادهٔ ما به الحيات خون را حاصل ، و كيميا خانه و ضرابخانه و اداره خانه های چکرها و کردها و زهره و غیره آنها را تصفيه وتربيه، وديكر العملات نافعه کار برده زرمهنای خون را در خزينة عامرة قلب جمع آوری میکنند . که از انجا بواسطه مأمور های اجرا آن شرائین و وریدها در تمام بدن ساری و جاری داشته و اعصاب و اعضا را حیات وقوت بخشیده بحضرت دماغ عرض و تقديم مینماید، این است که حق ملت بر دولت مشابه حق اعضای بدنت بر دماغ ؛\n\nاما این راهم\nباید داشت که\nحقوق متقابه\nدولت و ملت چنان\nبا هم رشته و بافته\nاست که اگر یکی\nدر ایفای حق خود\nقصور و تکامل\nورزد در بجا\nآوردن حق آن\nدیگر نیز قصور\nو نقصان وارد\nمیشود. مثلا اگر\nدولت در وضع\n\n( يك حصه از قصر سعادت حصر استور مبارك )\n( در دارالسلطنهٔ کابل )\n\nقوانين متين ، و نظامات مفيد زمن نشین برای اجرا آن عدالت و آسایش مملکت ، و معموریت و سعادت و رفاعیت وراحت عمومی ، وتعميم معارف عمومی ، وانتظام عسكر كارى ، واعتدال ماليه كبرى ، و ترویج صناعت ، و امرون تجارت وغيره غيره كوتاهی و سهل انگاری کنند. از فواید و منافعی که از ملت حاصل شدن باشد امید باید نکنند. در انحال دولت بدماغ مختل و ضعیفی مشابهت میرساند که حرکات اعضای بدن نیز تابع همان قسم فعالیت دماغ مانده در هر آن و هر لحظه تهلکه افتادن، و غیر انتظامیهای گرفتن ، ورفتن ، و سوء هضم و بیماریهای مختلفه از عدم انتظام جولان دم ملحوظ است. کذالک اگر ملتی که به قوانین موضوعه، واحكام مرعية دولت خود عدم صداقت و عده اطاعت ورزد آن ملت را مفلوج ، معیوب و به انواع امراض عصبيه مبتلا باید شناخت که نه خودشان از دوران ، و به دولت شان از چنان ملت هیچ استفاده نمیتوانند . که هم محو وهلاك هر آن با آن توأم افتاده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1276, "text": "۲۲\nسال چهارم\nنهاره ۲۳\nاگرچه قواعد حكميه و منطقيه وسياسيه بسیاری در باب این حقوق متقابله دولت و ملت از طرف علمای حقوق بیان شده است. ولی ما اران مسایل مهمه مغلقه صرفنظر نموده به همچنین بیانات خود گرندی ساده وقريب الفهم وجيزى قناعت ورزیدیم .. در خانه اگر کست يكحرف يت ..\nحالا این را بکوشیم که دولت با ملت و ملت با دولت چنانچه به ایفای وظايف حقوق متقابله همدیگر خودشان مکلف اند. همچنان در نجا آوردن حقوق ( دین ) و ( وطن ) نیز مکلفیت و مجبوریت قطعی دارند دولت چنانچه قوانین و نظامات و سر رشته های تدبیر و سیاست ، ملت را آسایش، سعادت ، معرفت ، صنعت ، تجارت می بخشد، و ملت نیز سمی و کوشش و علم و صنعت خود دولت را قوت ، ثروت ، خدمت تقدیم میکند، همچنان لازم و واجب است که دولت و ملت هر دو با هم دست يک کرده با تمام هستی و همه قوای خود شان حقوق دو حقدار مقدس خود شان - یعنی دین و وطن - را بجا آرند. نخستین وظیفه نجا آوردن حق این دو مقدس همین است که از هجوم و حمله دشمنان دین و وطن آنها را محافظ و مدافعه کنند. یعنی اگر دشمنان دین و وطن بخواهند که برخاك باك مقدس وطن که دین ، دولت ، ملت در آغوش شفقت و حمایت آن عنوده گهواره سعادت و راحت است. قدر يك قدم از حد خود تجاوز کنند، هماندم دولت با همه قونهای ناریه کوههای آتش فشان آسا ، واسلحة جارحة برقى ما، وملت با همه هستی وجود توانا، مردوزن و بیروبرتا چنان صوتهای شیرانه و چنان مدافعه های مردانه نشان بدهند که تمام هستی ملکیت و ملیت دشمنان را از بیخ جائیکه جوسبز بوده تمام کرده آسیاب مردم از دست ملخ شد شده و بنياد بارزه انهدام وزلزله نحو و اعدام در آورند . ناحق دین و وطن نجا آورده شود. احکام دین را عجا داشتن، و محبت مفرطه آنرا در دل تان کاشتن نیز از حقوق مرعى الاجرائیست که دولت و ملت به اشد لزوم به آن مکلف است . آباد داشتن وطن ، و مزروع ساختن وطن و بکار انداختن معدنهای وطن، و همه چیزمانیکه موجب زنده کی و تازه کی و رونق و ثروت و سعادت وطن باشد حاضر و آماده نمودن از از حقوق مشروعة لازمی ولاندی ایست که رزقه دولت و ملت فرض وقرض است. در عین زمان محبت مفرطه وطن را در حواس و قاب پروریدن نیز از وظایف حق شناسی عظیم دولت و مات است در بجا آوردن حقوق وطن .\nمراوحة اخلاقیات مادر باب این چار عنصر مقدس با این مقاله عاجزانه خود خاتمه میدهد، انشاء الله در ما بعد از دیگر محاسن اخلاق و فضایل تهذیب که موجب تنویر اذهان اولاد وطن عزیز ما کرده بحث و بیان خواهيم راند. ذاتاً وظيفة بكانه قلم مجز رقم و محمود طرزی درين الخبار وطنية مقدسه بجز همچنین بخشهای که یک خدمت عاجزانه شمرده شود دگرچه چیز است! ( ومن الله التوفيق)\n\nکه از محال زمین داور در موسی قلعه پشت رود تاريخ ١٤ ماه حال خير\nرسیده که نور محمد نام مالدار صحرا مزدی خود را نصب کرده بود .\nثانی همراه مالداری خود کدام طرف رفته - زوجه مذکور یکنفر پسر\nشیرخواره دو ماهه خود را بگهواره خوابانیده خود جهت جمع کردن\nهیزم رفته بود. بعد سی دقیقه که حاضر شد آنقدر ملخ بالای گهواره طفل\nدو ماهه خود دید که از هوش رفت هر قدر کوشش کرد که پسر خود را\nگرفته صحرا برد توان خود را ندیده بسرعت تمام دویده - بدیگر\nغزدیها رفته داد و فریاد کرده - كهمك و معاونت طلبیده چند نفر آمده\nبعضی ملخ ها را کشته و برخی را دور کردند آنقدر بود که بحساب نمی آمد\nولته های طفل را تمام ملخ خورده بود و دستمال روی طفل را همراه\nلب زير ونوك بيني و يك جانب روی و دست و پیشانی که بقدر یکدر هم خورده\nکرده بیست دقیقه معطل می شد. البته طفل معصوم کامل خورده می شد.\nو نیز غزدی مذکور را شکاف شکاف کرده بودند بعد از ان غزدی مذکور را\nبرداشته در بین غزدیهای خود نصب نمودند و آنقدر ملخ در محال مذکور\nواقع است که بحساب نمیرسد آدمان کهن سال هیچ بیاد ندارند که چنین\nملخ کامی آمده باشد . دیده شود که عاقبت چه خواهد شد ـ فقط\nواقعه نكار قندهار به قطعه خطوط ارسالی خود تحریر داشته است.\nقطعه اول اینکه خط حاكم كشك نخود از مورخه ۲۵ رجب رسیده که\nدر ۹ ماه حال از حد گذشته ملخ چوچه دار پایدار آمده که گردا گرد\nافتاده و مخلوق خدا زیاده به تنگ آمده شب و روز آرام نداریم - کیا.\nسبز و برگ درخت در ملک نمانده کنندم که خشک بود عرضدار نشده\nکندم که خشک بود عرضدار نشده جائیکه جوسبز بوده تمام کرده آسیاب مردم از دست ملخ شد شده و بنياد بارزه انهدام وزلزله نحو و اعدام در آورند . ناحق دین و وطن\nبخته کرده نمیتوانیم اگر پنج روز دیگر باشد آدم را خواهد خورد\nگذران کوسفند و اشتر و عوامل حال بسیار سخت میباشد - هر قدر انسان\nسعی کنند که جای پای گذاشتن باشد صورت ندارد تمام خانه های مردم\nو دیوارها و زمین پر است فقط\nقطعه ۲ از مورخه ۲۸ ماه مذکور اینکه اليوم خط غلام دستكير\nخان ضابط نجوایی و سفیدروان اسمی فدوی دولت رسیده که در توابع\nقلعه میراخور حسن نام طابقه خشکی ساکن مندوزانی تاریخ عره رجب\nهفت ساله بچه و شش ساله دختر که عقب مادر و پدر خود سردرو خوشه\nکندم را می چیدند طرف صحرا رفته طفلان مذکور را ملخ ضایع نموده\nو گوشت های آنها را خورده بدون سرهای شان آثاری باقی نمانده - هر رو\nنفر هلاك شده چنانچه از محمد صدیق خان نورزانی که خان قریه مذکور\nنیز بود استفسار شد که این فقره واقعی میباشد - نامبرده اظهار کرد که\nواقعی و صحیح است و هجوم ملخ بدرجه هست که گنجایش ندار دو عاف\nورشقه وتال را خورده - سبز رکی باقی نمانده فقط و خط محمد طاهر خان حاکم\nدهله نیز رسیده که کیفیت ملخ همین است که در دهم جمادی الاول مان بردار\nدر ملک آمده تخم کرده - و در ۲۰ جمادی الثانی میخ آن پیداشده\nکه بعضی احال پر کشیده و برخی پایدار میباشد . و در وطن باقی است\nو نقصانات زیادی درا که تر قریه جات علاقه محال مذکور مثل سردر حتی\nوزراعت جو و گندم و علف رسانیده که نه وک درخت مانده و نه میوه\nکندم سبز را با تمام رسانیده و کندم که درو میباشد قدری نقصان\nقطعه سيوم مد انور\nاز مورخه ۱۰ شعبان این که خط حاکم شو رايك رسيده محر بر داشته است\n\nجواد داخلية\n\nاز طرف ايشيك آقاسی صاحب ملکی به اداره رسیده\nمیاب پیدا شدن ملخ بقرار ذیل اطلاع رسیده بدنموجب واقعه نکار رسانیده هنوز ماخ مذکور دفع نشده - فقط\nپشت رود بخط مورخة ١٥ رجب المرجب ارسالی خود تحرر داشته است\n\nك از آنها\nله كمر:\nکه مواد\nمیکنند.\nحاصل .\nه وغيره\nی خون\nمأمور\nی داشته\nو تقديم\nدقت\nن راهم\nمت کے\nت چنان\nو یافته\nاکریکی\nتكامل\nزنجا\nحق آن\nقصور\nوارد\nتلا اکر\nوضع\nمنين .\nمفيد\nنام برای\nعداك\nراحت\nالمالية\nوسيل\nامید باید\nحركات\nتهلكه\nملفه\nقوانين\nدورزه\nشناخت\nاستفاده"}
{"book": "adl0616", "page": 1277, "text": "سال چهارم شماره ۲۳\n\nکه قبل از رسیدن فدوی ملخ زیادی در محال مذکور آمده گیاه های سبز را کامل خورده - که غیر از خار خشک چیزی باقی نمانده - از قرار بیان مردم شورایک که فصل گندم - و جو مایان نیز نقصان زیاد رسیده و بعضی جا که گندم و جو خشك شده کم نقصان رسانیده - و برخی که سبز بود کامل خورده شده - و علمقدوی نرسیده - که خرابی زیاد رسیده و با اندك فقط واقعه نكار جاغوری و مالستان و بهسود بخط ۲۲ رجب خود تحریر داشته اینکه در ۱۹ ماه حال از قریه مارخانه علاقه بهسود خبر رسیده که ملخ زرد بالدار - بسیار پیدا شده بیست و پنج خروار حاصلات و زراعت بهاری قریه مارخانه را خورده - و هنوز هم ملخ مذکور دفع نشده فقط الله رب العالمین فضل خود را بکند تحریر ۱۷ شعبان المعظم سنه ۱۳۳۳\nعلی احمد\n\nزراعت\n\nسر الزين شماره يك سرلوحه بسیار نافع و قیمتداری در جریده خود علاوه نموديم ، ( زراعت ) مادهٔ يكانه حيات في بشر است . ترقى مدنيت ، ترقى عمارت ، ترقى ثروت و سعادت ملل به ترقى ( زراعت ) مربوط و منوط است .\nاگر زراعت نباشد ، علم، صنعت، تجارت هیچ کاری کرده نمیتواند چرا که به گرسنگی هیچ کاری نمیشود . خزینه دولت را هیچ چیزی پر کرده نمیتواند مگر توك بيل دهقان ، دولت اگر مالك مليونها عسكر ، صاحب مليارها توپ و تفنگ پرشرر باشد چون گدامهای پروبیان غله و ارزاق نداشته باشد هیچ است . سعادت و بختیاری کلی در زراعت است ، چونکه زرها ، جواهرها ، قصرها ، سامانها پریچهره ها و چها چها هیچ یکی قدر و قیمت خوشه های گندم ، و دانه های جواری ، و کلچه های نان و سیب های زمینی را پیدا کرده نمیتواند ؛ چنانچه حکیم دانای شرقی شیرازی میفرماید :\nکر نبود بالش آکنده پر خواب توان کرد هجر زیر سر\nور نبود دلبر همخوابه پیش دست توان کرد در آغوش خویش\nاین شکم بی هنر پیچ پیچ صبر ندارد که بسازد بهیچ\nهم چه حاجت ! این جنك عالم افروز جهانسوز بر همه عالم ثابت نمود که مهمترین قوای حربه ، و یکانه اسباب غالبیت و مغلوبیت بر غله و ارزاق موقوف میباشد . انگلیز ها هر قدر سعی و جهدی که داشتند صرف نمودند ، تا المانها را از گرسنگی بمیرانند ، حال آنکه آنها برین کار خود بدرجهٔ المانها كامياب آمده نتوانستند ، زیرا المانها از یکطرف بقوت کشتی های زیر بحر خودشان رزق را بر جزیره نشینان بریتانیا بند نمودند ، و از دیگر طرف بقوت متفق خود عثمانی آبنای دارد نیل را سد کرده غله های بیحد و حساب صحرا نشینان سیبریا را در انبار خانه های بندرهای شان پوسیده ساختند . و در عین زمان باغچه های جنت مثال حيوانات و نباتات و منتزهات برلین و دیگر شهرهای بزرگ ملک خودشان را با میدانهای\n\nسیرانگاهها و همه زمینهای خالی زیبا و فرح افزای شهرها را بسیب زمینی و کچالو مزروع ساختند که از همین یک معلوم میشود که مسئلهٔ زراعت تا چه درجه وقعت و اهمیت فوق العاده دارد .\n( سراج الاخبار افغانیه ) در زیر این سرلوحهٔ ( زراعت ) خود انشاء الله از مواد مهمة ( علم زراعت ) بحث و بیان خواهد راند . و امید میکنند که حکومت متبوعة مقدسة ما ، و نیز زمینداران و کشتکاران وطن عزیز ما يك توجه تام و يك اهميت مخصوصه به این سرلوحه و عنوان ما عطف نموده هر انچیزی را که قابل تدقیق به بینند در تطبیقات و عملیات آن سعی و همت فرمایند . و چون امسال چند بار از اطراف ولایات شاهانه خبر دهشت اثر ظهور یافتن ( ملخ ) که مدهش ترین آفات و بلیات زراعت شمرده میشود برای ما رسیده ، لاجرم در اول امر وظيفهٔ خدمت و قلمية عاجزانه را در بخصوص حصر نموده از قرار معلومات و تجاربی که خود این مدیر و سر محرر عاجز در انتهای سیاحتهای ممالک عثمانی و غیره حاصل کرده ام و کتابها و رساله هایی که در خصوص بدست آورده ام بعضی تحریرات لازمی را عرض انظار قارئین کرام مینمایم :\n\nتعلیمات\nدر خصوص محو و تلف نمودن تخم ملخ -\nاولا : – در هر جایی که ملخ پیدا شود از دو حال خالی نیست : یا این است که آن ملخ بصورت پرواز سیلاب آسا از دیگر طرفها آمده میباشد ، و یا آنکه از تخمهایی که پیشتر در اندرون زمینها گذاشته میباشند بصورت مچخ پیدا شده ملخ میشوند . بهر دو صورت ، بمجردیکه در يك زمين يا يك ده ، يا يك قريه ، يا يك قصبة ملخ ظهور کند هماندم ریش سفیدها و ملیکهای آنجاها به حاکم نشینی خرد یا کلانی که آن ده و قریه به آن تابع باشد بخبر دادن مجبوراند ، و آن حاکم به حاکم کلانتر از خود و او به نائب الحكومه و نائب الحكومه به دار السلطنه خبر باید داد تا برای جلو گیری آن در هر هر طرف ملك يك بیداری و با خبری حاصل باشد .\nثانياً : – چون ملخها در تیر ماه پیش از انکه هواها خنك شود همگی در همانجائیکه پیدا شده اند یکجا جمع آمده تخم می اندازند و تخمهای خودشانرا در خط پنهان میکنند و بعد از يك روز یا در همانجا و یا در نزدیکیهای همانجا خود آن ملخها که تخم داده اند مرده می افتند . این است که در همان روزهای تخم اندازی ملخها ، در هر ده و هر قصبه كه ملخ ظهور يافته باشد ملکها و ریش سفیدان آن ده و قریه همه اهالی خودشان را جمع کرده به پالیدن و جستجوی تخم ملخ آغاز کنند . و جای آنرا پیدا کرده به حکومت آن محل خبر و نشان بدهند ، و حاکمها از طرف دولت باید مجبور باشند که ضرور خودشان متوجه شوند و سر در آنجا رفته بهر وسیله و واسطه که باشد جای تخم نهادن ملخ را پیدا کنند .\nثالثاً : – به اين يك بخوبی باید دانست که چاره یکانه دفع ملخ بجز تلف ساختن و محو نمودن تخم و میخ آن دیگر چیزی نیست ، و دیگر هیچ دوا و هیچ تدبیری برای آن موجود نشده است . اگر اهالی چنین اعتقاد کنند که این یک بلای سماوی است و هیچ تدبیر ندارد ، و دست بسته و پا شکسته نشسته تماشای آن بشوند قحط و گرسته مرکی را بر خود قبول باید بکنند . لهذا بمجردی که در دهات و قریه جات ملخ ظهور نماید همه مردمان باید برای مدافعه آن چنانچه برای دفع دشمن حاضر میشوند"}
{"book": "adl0616", "page": 1278, "text": "۲۱\nسال چهارم\nشماره ۲۳\n\nب زمینی\nزراعت\nواميد\nشکاران\nانوان ما\nالعمليات\nشاهانه\nبليات\nاخدمتو\nتجاري\nارده ام\nدرات\nم ریش\n. وقره\nاز خود\nالسامة\nبداری\nکه شود\nنجمهای\nیکهای\nدر همان\nکرده\nمجبور\nوسيله\nخ مجز\nشوند\n\nهمچنان حاضر و آماده شده ملک ها و ریش سفیدان و مأمورین میمانند. بعد از ان بکردش آمده آهسته آهسته بخوراک میآیند. ولی حکومت همه مردمان دهات و قریه جات را که سالم و توانا باشند بر جمع از وقت برآمدن شان از تخم تا قدر دوسه هفته بی قوت و بی قدرت بوده آوردن تخمها و تلف ساختن میخ های ملخ بر کارند . مانند بیهوشان کردش میکنند. بعد از سه هفته مانند مار که پوست می اندازد ملخ هم پوست انداخته و روز بروز قوت گرفته به خیر زدن و کم کم پرواز کردن آغاز میشهند . این است که تلف ساختن و محو کردن ملخ در همین دو وقت ممکن میشود. یعنی یکی در موسم تیر ماه که تخم میدهند. و بصورت جمع کردن و محمو ساختن تخمهای آنها و یکی در موسم اول بهار که نو از تخم برایند و پیش از انکه به پرواز بیایند آنها را جمع کردن و محو ساختن .\n\nرابعاً : - برای محو کردن و جمع آوردن تخم و مجخ ملخ از طرف ملخ، و تخم ملخ را چسان جمع و ناف میکنند ؟ دولت يك قانو نامه مخصوصه باید ساخته شده بطبع برسد، و در هر ولایت در موسم تیرماه پیش از انکه هواها خوب خنك شود، مانها باهم نائب الحكومة تشيني، وهر محل حاكم نشيني نسخه های مطبوعه آن جفت شده به تخم دادن و گور کردن تخم های خود ابتدا میورزند . نظامنامه توزیع و تقسیم شود، و بموجب فقرات آن نظامنامه حکومت در عین در زمینهای قولیه اشده سخت و یا ریگزار تخمهای خود را بجفوری باید همه مردمان سالم و تندرست را بر جمع آوردن و تلف ساختن تخم ملخ هفت هشت قدم گود میکنند. وقتیکه تخم دادند اگر هوا یکقدری و خود ملخ مجبور سازند، و کسانیکه در غیاب به امر حکومت اطاعت سردتر باشد در همانجا، و همانروز میمیرند، واكرهوا يك قدری گرمتر نکنند موجب فقره که در باب مجازات در ان نظامنامه نوشته شده باشد. باشد یک دو روز زنده مانده و يك چند ساعت مسافه دور تر رفته پسرا برسند . در انجا میمیرند .\n\nخامساً : - چنانچه حاکمهای خورد محاکمهای کلانتر از خود چنانچه در اول و دوم فقره نمایاننامه بیان کردیم وقتیکه در نزدیکیهای و آنها بنایب الحكومه ها مجبوراند که خبر پیدا شدن ملخ را بدهند. در عین موسم تیر ماه در هرده و قریه که تابع يك حاكم نشيني خورد با کلان سيلاب زمان به اینهم مجبور و مکلف میباشند که بموجب احكام نظامنامه خودشان ملخهای کلان پرواز کننده می آید جمع کردن و محو کردن شان غیر ممکن نیز حالا بتدابیر لازمه در همانجا آغاز کنند. مثلا اول از پنج شش نفر است ، از اثر و همه مردمان ده ها و قریه ها با خبری و هوشداری بکنند. کلان شوندگان همان مملكت يك انجمن تشكيل داده در باب تطبیق دادن حتی که ملخ ها بکجا میروند و در کجا تخم میدهند که در بخصوص ميبايديك فقرات نظامنامه تلف ساختن ملخ مذاكره و مشاوره کنند و زودی در لحظه عاقل نشوند و چون در انروزها از یک طرف ملخهای ماده حامله هر چه تمامتر حیات آن انجمن را با قوه شابطه یعنی کوتوالى، ويا خاصه شده سنگین شده میروند، و از دیگر طرف تروساده شان با هم جفت میشوند دارها يا عسکر ها شیکه جمعیت آن حاکم مأموراند با خود گرفته در جائیکه از انسیب ممکن است که در انوقتها ملخها را جمع کرده بتوانند . و اگر ملح با تخم أن ظهور یافته بروند. و اهالی قریه هایی که دران جوار باشند ملخها در وقت جفت شدن دیده نشوند البته بعد از ریختاندن تخمهای همه را جمع آوری کرده بوقت معینی که مقرر شده باشد بسررشته بسیار خودشان در يك طرف مرده\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1279, "text": "صحیفه ۱۰ سال چهارم شماره ۲۲\n\nنمایند تا اینکه تلف شدن ارزاق عباد الله، متلف شدن آن حشرات مضره دهشت همراه بر طرف شود.\nدرین شماره خود بهمینقدر اکتفا ورزیدیم. انشاءالله در شماره آینده ترجمهٔ قانوننامهٔ دولت علیهٔ عثمانیه را که در پنجاب مبنی بر همین قواعد به ترتیب قانون و نظام نوشته شده ، و يك نسخهٔ آن بدست ما آمده ترجمه و درج خواهیم نمود ، و من الله التوفیق .\n\nحوادث خارجیه\n( نقل از نوبهار )\n( سودن همه دین )\nکه از اهل سوئد و از محررین و دانشمندان اروپا است که در ضمن سیاحتهای مفصله خود بایران نیز مسافرت نموده و دارای مقام عالی و صاحب تالیفات متعدده است. این شخص معروف که تالیفات او به اغلب السنه ترجمه شده است. یکی از اعضاء انجمن جغرافی انگلستان بود. در این اواخر از قرار اشعار تلکرافات روتر، انجمن مزبور مشارالیه را از عضویت خود منفصل دانسته این انفصال را مستند به تمایلات او نسبت به المان نمود چنانکه رفیق ما (عصر جدید) در شماره ۲۷ این مطلب را در ضمن یاد داشتهای اساسی خود قید نموده ، ما نیز در تعقیب مطالعات راجع باین قضیه ، يك قسمت از مقاله دانشمند مزبور را که در بعضی مطبوعات اروپا اشاعت یافته و بایست اخیر بار سیده، در اینجا اقتباس می کنیم :\nمطبوعات انگلیس ، به ملت آلمان و حتی خطاب میکنند. ملتی که امثال (سیللر) را به عرصه ظهور آورده و حتی و بریری نمیشوند بلکه آن جماعتی که باصربیهای قاتل و با روسهای مستبد بنای اتحاد را گذاشته و مال سیاه پوست و زرد پوست را برای قتل ملت سفید پوست متمدن سوق داده ، و بواسطه ایجاد جنگ در افریقا تمدن نوزاد این اقلیم را منهدم میسازد، شایسته تر است که حقیقه و حتی و بربری بشمار آید. انگلیس تجارت تریاک را در چین معمول داشته و باین واسطه، مرتکب و حشیگری شدند، قبایل وحشی را برای جنگ با متمدنین سوق داده و باین وسیله جنایت بزرگی را بعهده گرفتند. در موقعیکه تصور میشد که هنگام پیشرفت تمدن است. ياتيك انگلیس، اوضاع قرون وسطی را در نظر ما مجسم میسازد : بسیاری از دوستان من که در انگلیس هستند: از این اوضاع شاکی و متنفرند ..\nکذا\n\nامریکا و ژاپان\nاز قرار معلوماتی که از پترسبرك به (وینه) رسیده بر حسب استخبارات روز نامه ( رج ) سفیر امریکا مقیم ( بیکن ) اعلام نموده است که از هر گونه امر ضائیکه مخالف با تمامیت ملکیهٔ چین بوده باشد. با نهایت شدت مدافعه خواهد کرد.\n\nحرکت کرده نمیتوانند همه کی بر همین چوبها و شاخه ها و بوته ها میباشند. لهذا بوقت صبح وقت مردم برانها هجوم برده به بسیار آسانی آنها را جمع کرده میتوانند، و یا آنکه در اطراف آنها آتش افروخته همه را میسوزانند. و چون به اینصورت میخهایی را که هنوز نو از تخم برآمده اند تلف نمایند دریت ملخ را از آن جاهایی که ظهور یافته از بیخ و بن بر میکنند، ولی میباید که قدر دوسه هفته هر روزه همچنین دوام نمایند تا هیچ اثری ازان باقی نماند.\nملخهایی که نو بیا و جویدن آمده باشند. دایماً یکجا به کی بهر طرفی که رو آورده باشند. بهمانطرف میروند. برای تلف ساختن آنها قاعده چنانست که اهالی را بر دو قسم تقسیم میکنند. يك فرقه که از بسیار مردمان مرکب باشند با جارو بهای دسته دار و یا چوبهای شاخله دار در پیش روی رفتار ملخ می افتند. و سعی و کوشش تمام برفتار پیشرفتن آنها مانع میشوند. و يك فرقه دیگر اهالی نیز با جاروهای دسته دار و با چوبهای شاخله دار از عقب آنها زده و تلف کرده میروند. و چون ملخها غیر از همان راهیکه در پیش گرفته بدیگر طرف رخ نمیآورند، و بعقب هم بر نمیگردند. در میان همین دو فرقهٔ اهالی خرمن شده میمانند. و به اینصورت با چوبها و جاروها تلف کرده میروند. دیگر اینکه بهمان طرفیکه ملخها رو براه شده اند به جانوری يك گز بابت و نیم گز و بدرازی لازمی جرها و جویچه ها کنده میشود و خاکی که از آن جرها کشیده میشود بطرف مقابل مانند دیوار بالا میکنند. وقتیکه ملخها از اینجا میگذرند در میان آن چقوریهای می افتند. و چون ملخ در جنوری مذکور افزونی گرفت با کهای کنار را ویران ها انداخته تخته میکنند.\nو برای باقیماندگان آن باز همچنین يك دوسه جرهای دیگر بیشتر ازان کنده همه را در همچنین جاهای یکی از دیگر بیشتر انداخته تلف میکنند.\nاگر ملخها در وقت کوچکی شان محو و تلف نشوند، و قوت پیدا کرده زیاده تر مجهودن و کم کم پرواز کردن آمده باشند. در انوقت جرها و جویچه های که کنده میشود باید یکقدری چقورتر و بردار تر باشد. و این خاکهای آرا که در جهت مقابل جر، مانند دیوار پر میکنند. بران خاکها از یکسر سر تا دیگر موجز پرده های که از چادری بوری باشد و یکقدری بسوی جر مایل باشد میکشند که ملخ ها ازان گذشته نتوانند، و بدان پرده مصادم کرده ای به جر بیفتند. بعد ازان خاکها را بر سر آنها تخته کرده و یکقدری چونه بران انداخته به اینصورت محو و تلف میکنند.\nبرای محو و تلف کردن تخم ملخ ، و میخ ملخ که هنوز تخمیدن بسیار نیامده باشند ، و بال نکشیده باشند همین اصولها و قاعده ها بود که بیان شد . امام بعد ازان که ملخ ها قوت بگیرند و به پرواز بیایند. جمع و تلف ساختن آنها خیلی دشوار میشود . و اگر آنقدر بزرگ شوند که مانند سیلاب از روی هوا پرواز کنند در انوقت علاج آن غیر ممکن است . لهذا در خصوص و طیفه جمع کردن و محو و تلف ساختن تخم ملخ و میخ و خود ملخ را در وقت ظهور یافتن آن یعنی در تیر ماه و اول بهار - میباید که دوکها ، و حاکمها و نائب الحکومه ها و ملکها و همه مردمان و جمله اهالی بدون تأخیر از سروقت به بسیار سعی و کوشش تشت و اقدام تمام\nنما"}
{"book": "adl0616", "page": 1280, "text": "۲۲\nصحیفه ۱۱\nحشرات\nكذا\nقواعده\n\nانديشه های ( لاردا رز )\nو لارد زارز، وزیر مالیه انگلیس در با نکود منطقی کرده ضمناً میگوید در خصوص آلمان مادچار اشتباه بوده ایم حالا حقیقت مطلب که از پشت پرده بیرون افتاده ما را رم میدهد این فکر و ذکاوت آلمانها که در صدد برآمده اند که از سیب زمینی بقدر کفایت تان تدارك نمایند یک مسئله دهشتناکی است که ما فوق ظن و تخمین ماست اینکه بطور استهزاء جوی آلمان نگاه كرديم يك حركت عاقلانه نبوده و من از تعبیه های (هند غيرك ) بیش تر از اینها میترسم\n\nسال چهارم\nهمان اندازه که مادر دریا وظیفه مهمیرا بعهده گرفته و انجام میدهیم . در خشکی وظایف خود را انجام میدادند امروز ما خیلی موفقیت تحصیل نموده بودیم .\nعلاوه بر اینکه خسارت مادی ما از سایر متفقين بيشتر است ، از نقطه نظر دیپلوما بی نیز مناسبات ما بادول بیطرف بیش از روس و فرانسه دجار تها که گردیده است تدابیر سیاسی که ما اتخاذ کردیم موجب استفاده بطور استهزاء روس و فرانس کردید در همان حینی که مناسبات حسنه متفقين ما در سایه همان تدابیر بادول و ملل بيطرف برقرار است تولید احساسات خصومت آمیز نسبت نخودمان نموده است !\n\nاختلافات ما بين\nمتفقين\nروس و فرانسه فیلا میدانستند که دولت الكليس اعزاء يك استعداد نظامی را با رویای بری عهده دار نبود، با این تقدیر مساعی (از دکشتر ) لازم بود که امتان متفقین را جلب نماید و انگلیس پیش از وظیفه\n\nجريدة عنها فيشر لويد - از مطبوعات نيويورك مطالب قبل اله نمونه\nدر ضمن از وضیعت مقام عالی جریان افکار عمومی پاریس و لندن است. نقل میکنند: ه در پاریس غلیان شدیدی دار بعدی فرما با اقتباس انگلیس حکم و همین طور نسبت حکومت درمانی ( بوردو ) هیجان در یده های زاد است. مل ملت حکومتر امتهم میکنند باینکه اهمیت موقع مملکت را داشته خلافت آشده ن جنك میلیاردهای رند. خود داروس دوستان قارات وج با نهایت\n\nپل کهنه نهر نیلاب\nپلان منظرة المهر پلاب در موقع جنت مثال دره کانه از که بعوض این پل شکسته و ريخته معلومه بساية عمر انوایه اعلیحضرت پادشاه ابی روز پل آمین باشکوهی ساخته شده است.\nكذا\n\nموقعیت استاليا\nیاری خود اصرف غیرت کرد. اگر عملیات ما احكام ما هذه تطبیق میشد. اول الكاليس همان ماه ( نوامبر) می بوانت مريها بكويدي (من وظیفه خودم را انجام دادم شما چه خواهید بودن خزانه التفقين اكون انگلیس را مدار مینماید. اکر اعضای داده است اکراند کی موقع مملکت از روی مال انديشي موضع دقت پارلمان انگليس ميگويند ( متفقين ما شمشیر بدست بما هجوم کرده و میگویند یا باید ما پول بدهید، و با اینکه ما علیحده صلح خواهیم کرد ) :\nمعاونت عمده مخصوصاً در معاونها و كمك های مالی از انگلیس انتظار دارند در ایام اخیره انچه از نظریات رجال سیاسی استنباط شده است . این است که : از همان ساعتی که موضع صلح فرانسه مطرح کرد د انقطاع مناسبات الكليس و فرانسه محقق الوقوع خواهد بود . فقط در حال حاضر فشارها یکه از يك خصم مشترك مردو دولت متوجه است. موقعی برای ظهور اختلافات نظر باقی نگذاشته . افکار مات انگلیس در این زمینه سپر میکنند که فدا کاریهای بريطاني كبير اوسار متفقین بیشتر است میگویند اگر روس و فرانسه روز نامه من بود، مطالعات خود را در این موضع ادامه داده میگوید : حاکمیت روس در بحر انجه تجارت نو اد ایتالیا را که ناز د مخدر شد میرسد. محو خواهد کرد. و اتصال آندولن را با مستملکانی که در نجر احمر و بحر محيط هندی دارد. منقطع خواهد ساخت. این تها که به از طرف روس پایتانیا متوجه میشود. خطر تاكثر و مهلک از صدمان"}
{"book": "adl0616", "page": 1281, "text": "شماره ۲۳\nسال چهاره\nصحیفه ۱۲\n\nکربند ديوك ( سپه سالار افواج روسى ) بيك ترتيب خوب افواج خود را واپس می آرد افواج روس برضا و رغبت خود پسپا نشده اند بلکه دشمن در مقابله فوج نهایت کثیر آورده بود. جرمنها ودهانه بحیره ابیض تقبهای بحری را نصب میکنند تا به روس سامان جنگ رسیده نتواند — و جهازات سویدن و نا روی را اطلاع داده شده است —\n\nلندن ۱۷ ماه جون —\nجهاز دخانی را فورد که معارف سیلانی میرفت در بحیره آولینه بضرب تارپیدو غرق شده است و جهاز ترنول نيزه کا وله تارپید و خود دلیکن بر کنار رسید .\n\nيك منظره ديگر از همان موقع در اثنای عملیات پل ساختن\n\nكذا\nافواج\nجرمن و استریا\nدر علاقه\nکابنیا پیشندی\nکرده\nمیروند و افواج\nروس طرف\nمشرق بسیار\nمیشوند\nو بتاريخ ١٥\nماه جون\nوقت شام\nطرف مشرق\nمقام فتورت\nدره تخارست\nفرج انگريزي\nحمله کرده\nخط اول\nخندق های\nجرمی را\n\nگرفت لیکن در شب مجبوراً پس باشد - یک زیپلین جرمنی تاریخ ۱۵ ماه چون بر ساحل مشرقی انگلستان حمله آورده بمبها انداخت و یازده نفر مقتول و یازده نفر مجروح شدند — و در بعضی مقامات آتش در گرفت — در میدان جنك گاليشيا تخميناً سی و پنج جيش فوج جرمن و آستریا جمع شده اند — و از انجمله يك ثلث بطرف جنوب دریای بیسترو باقی مانده بر دریای سان موجود میباشند - مقصد جر منها ماسوای تسخیر لمبرك این است که روس را شکست داده افواج جنوبی روس را که مرکز آنها کیفت است از افواج شمالی که مرکز آنها ماسکو ، پترو کرید میباشد جدا کنند و باین مقصد خود نزديك است که کامیاب شوند\n\nاست که از طرف انگلیس بان دولت وارد شده و میشود . در این موقع کافی است مخاطران را که چندی قبل از مناسبات روسیه با حبشستان برای ایتالیا فراهم شد . بنظر بیاوریم . عليه ائتلاف منك از طرف دیگر مالکیت ایتالیا در طرابلس نیز به نهاد که خواهد انداخت در حقیقت بهر اندازه که قدرت و نفوذ فرانسه زیاد شود بهمان در چه مالکیت ایتالی در طر پاس غرب بخطر خواهد افتاد . اينك آمال خود پرستانه روس راجع به بغازه ای دولت ایتالی و حكومات بالکان را بیش از آلمان و اتریش تهدید می کنند . طبیعی است در صورتيكه اتحاد منك ، آلمان اتریش عثمانی و غالب آیند تمامیت ملكيه ومنافع حيانية تمام دول ، ایتالی یونان رومانی و بلغار ، را تامین خواهد نمود.\n\nكذا\nقطه نظر رومانيا\nیکی از\nاقتصا ديون\nمشهور ،\nرومانی\nدر روز نامه\nپلتيك و كه\nدره تخارست\nمنتشر میشود\nكذا\nمطالعات\nذیل را\nاشاعت داده است\n\nاشغال بغاز چناق قلعه از طرف روسها تجارت دولت رومانیا را درصدی شصت تنزل خواهد داد، رومانیا برای صادرات خویش طرق بحری آزاد را لازم دارد از پترويلتيك اتلاف ملت تولید اندیشه های بسيار بزرگ برای رومانی می نماید\n\nلندن ۱۸ ماه چون\nترجمه اخبارهای انگلیزی که ترجمان انگلیزی ترجمه کرده خبر رو ما مظهر است که کشتی زیر آب میدو سانام ایطانی را یک کشتی زیر آب دشمن بذريعة ضرب تارپید و غرق کرد - ويك افسر و سه نفر دیگر که زنده برامدند - اسیر شدند -\n\nلندن ۱۸ ماه چون — ه شعبان —\nاز حالت جنك ميدان مشرقی در روس پریشانی پیدا شده است .\n\nفيلد مارشل فرنچ مینویسد که بروز سه شنبه جنك برخط مدافعت انگریزی جاری بود خط مدافعت دوم را که بوقت صبح گرفته بودیم در قبضه خود نگه کرده نتوانستیم —"}
{"book": "adl0616", "page": 1282, "text": "صحیفه ۱۳ سال چهارم\nشماره ۲۳\n\nلندن ۱۸ ماه جون —\nاز را تردم ( واقع هالبند ) احوال آمده که چهار لك فوج جرمن از طرف سرحد هاليند بطرف خط مدافعت رفته است و جر من بر مقام کورت راهی توپخانهٔ عظيم الشان مع ۲۰۰ توپ گلانرا جمع نموده است ويك لك سپاهی را بطرف لابانی و یپرس روانه کرده است .\n\nجنك روس\nپترو کرید — قرار خبر سرکاری در علاقهٔ آوزار و جنك بشدت جاری است و جرمنها بر کنار چپ دریای و سچولا پیشقدمی نموده اند - بتاريخ ٢٦ ماه جون روسها بر کنار دریای نیلای فرار کردند\n\nپیشقدمی غنیم در علاقهٔ پولیند\nخبر رسمی پترو گرید — لك تعداد كثير افواج جرمن مابين منبع های دریای بی در و ويك واقع پولینه پیشقدمی نموده میرود -\n\nمبار کبادی های طعنه آمیز\nاخبار مارتنك پوست به ديوك نكولاس سر کرده افواج رومی تلگراف مبارکباد فرستاده که پسپائی افواج روس با نچنین کامیابی بوقوع آمده است که نظیر آن در تواریخ دنیا موجود نیست ديوك مذكور بجواب تلگراف نوشته که فوج روسی مانند فوج دیگر رفیقان خود برای فتح و ظفر بسپاشده میرود !\n\nنمونه نقصان جان\nيك امریکوی که میدان جنگ را بچشم خود ملاحظه نموده بیان میکنند که در يك مقام مابین اورتی دنبوول (واقع فرانس) قريباً ده هزار نعش مقتولين جنك فرانسوی برزمین افتاده بود که کسی آنها را دفن کرده نتوانست — ازین اندازه نقصان جان بخوبی میشود —\n\nلندن ۲۹ ماه جون — ١٦ شعبان —\nروما بقرار اطلاع سرکاری از سبب باران و خرابی موسم جنگ ایطالیه معطل میباشد قرار بیان اهل استريا يك كشتی زير بحر استروی يك كشتی تارپیدوی ایطالیه را غرق نموده است .\n\nشمله ۳۰ ماه جون — ۱۷ شعبان —\nاز تلگراف وزیر هند بنام وایسرای ظاهر میشود که روسیها از حصهٔ شمالی دریای نیستر نیز پسپا شده اند — و در پولیند كمكي جنگ جاری است .\n\nخطره وار — سا\nلندن ۲ ماه جولائی — ۱۹ شعبان —\nوزیر هند تلگراف ذیل بنام وایسرای هند ارسال نموده است بسبب پیشقدمی استریا و جرمی از کلیشیا به علاقهٔ پولیند و ارسا در معرض خطر میباشد چنانچه حمله های جارحانه جرمن مابین دریای و یپرز و دریای يك جاری میباشند و افواج روسیه پس شده میرود و بسبب این فتوحات جرمنی ، در مشرق در پای و سچولا ، روسیه مقامات زاوی چوست و اوزرو و سینورا که استحکامات مضبوط او میباشند خالی کرده است\n\nيك احوال جرمنی مظهر است که در مشرق لمبرك از روسها اثری پدیدار نیست\n\nرزمگاه غربی و جنوبی\nفرانس بیان می کنند که بعد از گلوله باری سه روز جرمنی در نواحی بكامل بريك حصهٔ خط مدافعت فرانس متصرف گردید — و در شمال وردن هم گلوله باری نمود — و ایطالبه بیان میکنند که بسبب ناموافقت موسم کار توپخانه ها معطل گردید و درین اثنا دشمن خود را مضبوط ساخت مكر بر سر حد آسوتز و ایطالبه حمله های استریارا پسپا نمود و بقرار بیان استریا ایطالیه استریا را پسپا نه نموده بلکه استرا ایطالیه را پسپا ساخته است —\n\nلندن ۲ ماه جولائی — ۱۹ شعبان —\nاطلاع رسمی خبر میدهد — که جنگ در مواد آسونز و بسیار شدید بود — لاكن فوج ایطالیه به نقصان کثیر بنباشد اگرچه فوج مذکور قریب خندقهای استریا رسیده بود —\n\nلندن ۳ ماه جولائی — ۲۰ شعبان —\nپیرس — به جرئیل کوارد که سر کرده افواج فرانس در در دانیال بود زخم شدید رسیده است و عوض او جرنیل بی اود مقرر شده —\n\nلندن ١٦ ماه جون — ۳ شعبان —\nهجرت بعضی نوجوانان از حصهٔ غربی اثر ليند بطرف امريكه موجب حیرت میباشد —\n\nخطرهٔ هندستان\n۲ جولائی — خبر دهلی — بتاريخ ۳۰ ماه جون بوقت مغرب يك شخصی به لباس فقیرهای هندی در يك برج لال قلعهٔ دهلی که مشهور به برج سلیم کراست بطريق خفیه از عقب برج بالاشده توپهائیکه در برج مذکور بودند اسبابهای آنها را خراب میکرد — و چند عراده توپ را خراب هم کرده بود — که شخص مذکور را پاهیان انگریزی گرفتار نمودند ازین واقعه برای حکام بسیار خوف پیدا شده — که این معامله پيش خيمهٔ يك واقعه کلان خواهد بود اما تا حال حقیقت آن ظاهر نشده —\n\nخبر ذیل از طرف وزیر هند به وپسرای رسیده است ..\nپیشقدمی افواج جرمن و استریا در پولیند جاری میباشد و افواج آنها رزاموسك و برعلاقهٔ شمالی تانینو قابض شده اند — والی مقام نارلو تعاقب روسیان را کردند — و روسیان تسلیم میکنند که پیشقدمی دشمن جاری است و تاريخ ۲۹ جون با فوج محافظ عقب جنگ شدید واقع شد و فوج جرمني بمقام گوهایی رسیده است و جرمها بر مقام دندان حمله کردند که از لیبا بمسافت شصت میل واقع میباشد — و حملهٔ جرمن ها در علاقهٔ از کان بشدت میباشد — و در جنگ علاقهٔ آسوار و پیشقدمی اطالویه ای نهایت سست میباشد — و قرار خبر استروی فوج استریا افواج اطالبه را پسپا نموده برای حملهٔ جدید تیار شده است — نامه نگار اخبار تایمز در باب جنگ در دانیال مینویسد که در جزیره های کیلی بولی حمله خلیجها بی فائده است چرا که هیچ موقع کمزور و بی استحکامات در انجاها نیست ."}
{"book": "adl0616", "page": 1283, "text": "صحيفه ١٤\nشماره ۲۳\nچهارم سال\n\nایجاد جديد حيرت انگيز جرمن -\nلندن ٦ ماه جولائی -\nنامه نگار اخبار دیلی میل از شهر راوتردم واقع هالیند، مینویسد تازه ترین ایجاد های جرمن برای تباهی و حيراني دول حليف طريق پر کردن توپهای کلان میدانی مثل تفنگ آتش فشان میباشد که خود بخود بر میشوند چون جرمها برای حمله بر محاذ مغربی تیار شدند سرعت آتش بازی آنها بسبب اختراع مذکوره خلاف قیاس و از حد زیاده خواهد بود .\n\nاخبار بواسطة ريوتر\nعموم جزم قيصر جرمنی در شهر برلن -\nلندن ٥ ماه جولائی - ۲۲ شعبان\nپیرس - يك شخص مشهور از دولت غیر جانبدار که از شهر برلن آمده است بیان میکنند که در هفته گذشته در دوران يك تقرير بر موقع يك رسم عسکری قیصر قسم خورد که عزم جزم کرده ام که تا زمستان هیچ جنك نخواهد بود و جنك حاضر در ماه اکتوبر سال روان باختتام میرسد - و افسران و سپاهیان اظهار خوشنودی کردند و در دار السلطنه برلن نهایت جوش پیدا شده است - همه اهالى عموماً وقسم عسكري خصوصاً اعتماد تمام دارند که نقشه ها و اختراعاتی که جدید بروی کار آورده شده است جنگ را بهمه حال پیش از زمستان خاتمه و فیصله میدهد و دشمنانرا مجبور به تسلیم میکنند .\n\nاغتشاش در پاریس\n٦ ماه جولائی\nدر شب گذشته باشند کان شهر پیرس بسیار مشوش بودند زیرا که جرمها بیان کردند که آنها افواج انگریزی را بعد از کشت و خون بسیار در میدان عریق بالکل مغلوب و مهزوم نمودند .\n\n( کار بملا یکه ها ماند ! )\n۱۷ ماه جون - سنه ١٩١٥ - خبر لندن - از میدان جنگ خبر رسیده که يك دسته سپاه برطانیه در حالیکه از مقام ماز شکست خورده - پس پائی شدند - در ان وقت يك جماعت ملائکه را دیدند - که در بین سپاهیان - انكليز - وسوار ان جرمن حائل شده - و سپاه - جرمنی را از تعاقب سپاه انکلیز بازداشته منتشر نمودند .\n\n۳ جولای : خبر لندن مستر - جی پی - مارکن - انگلیز که در ملك امريكة بجهة خريداری اسباب حرب رفته بود يك شخص جرمنی که در امریکه در یک مدرسه مدرس است بالای انکلیز مذکور - دو فیر تفنگچه نمود - مستر مارکن - هلاک شد - از قاتل پرسیدند که چرا چنین کردید گفت تا دوباره مردم انكليز ترغیب خریداری اسباب جنگ را از ملک امريکه نه نمایند .\n\n٥ جولای خبر لندن - جهاز کارتیج - نام جنگی - دولت فرانس را از ورود در دانیال قریب راس همچین کدام کشفى تحت البحر ترك بذریعه تارپیدو غرق نمود از عمله آن ۶۶ نفر نجات داده شد - و شش نفر مفقود الخبراند .\n\n٥ ماه جولای خبر ایمستر دم - کشتی تحت البحر يو نمبر ٣٠ - دولت جرمن که قبل ازین غرق شده بود - جهاز مذکور را جرمن ها بعد از مدت ۳۶ ساعت - از قعر در یا کشیدند - از عملیه آن درین مدت ٣٩ ساعت در زير بحر صرف يك ملاح هلاک شده بود باقی جمله نفری حیات بودند .\n\n۸ جولائی - خبر روما - بطريق رسمی خبر رسیده - که در شب گذشته جهازات دولت اطالبه در شمال مجرای ادریاتک در تردد بودند که کدام کشتی تحت البحر - دشمن بريك جهاز جنگی - قسم کروزیر - ایلفی نام دولت اطالیه تارپیدو انداخت چون تار پیدو بجهاز رسيد بيك طرف کج شد - و بعد از چند دقیقه غرق گردید . در اثنای غرق شدن نفری جهاز هود را کشیدند و از شاه خود دعا کردند .\n\n۹ ماه جولائی خبر لندن - امروز بوقت صبح به مقام هاونسلو که بسمت جنوبی مغربی شهر لندن يك موضعی است. در يك كارخانه بارود سازی - اتش گرفته صدای بسیار بشدت پریدن بارود - شنیده شد. بعد از ان يك ستون بسيار بزرگ دود بر هو ا ظاهر گردید - صدای پریدن مذکور - در ۱۵ - میل دور از مقام مذکور شنیده شد - در این وقت کدام جهاز هوائی دولت جرمن بر کار خانه مذکور بمب انداخته است. نفری زیاد هلاک شده و از کارخانه اثری باقی نمانده است .\n\nنامه شکار خصوصی ما از مرو مینویسد .\nکنسول دولت روس که در مملکت ایران بود آنرا معزول رسانیده اند تا حال معلوم نیست که مردم ایرانی مقتل رسانیده و یا از طرف دولتهای محارب دو شهر روس را در حد قفقاس عسکر عثمانی فتح نموده - درین روزها جمعیت عسکر روسی در شهر باد کوبه میباشد از قرار گفته که از حد زیاده عسکر دولت مذکور بلکه آنچه قوت که بوجود مذکور بوده است کامل را شهر باد کو به برده عسکر های دولت معظمه عثمانی و جرمانیه و اوستريا اطراف شهر مذکور را محاصره نموده معلوم شود که چه میشود حرب کلان مذکور ان بهمین شهر باد کو به است اگر این شهر از دست روس رفت احوال مذکور خیلی خراب خواهد شد از دست انور پاشا روز ندارد در اخبار های خود نوشته میکنند انور باشا اگر جرمن نیست در فن خود از جرمن کم هم نیست - امیرها یعنی کلان ترهای مردم ترکی را حکومت روس از هرجا به مور خواسته بود به ۲۰ شهر رجب المرجب ایلچی تركمن ها بشهر مور جمع شدند. بودند بغیر ليك يعنى حاكم مور به ایلچیها گفت که دولت روس از شما مردم فی الحال الحين بيست و پنج سوار برای خدمت میخواهد ایلچی ها در جواب مذکور گفت که چند مرتبه روس از ما مردم پیل نقده و اسب و نفری خواسته ما مردم دادیم مدعا هر چه که از طرف دولت حکم شود ما مردم قبول کردیم حال که روس فی الحال الحين بيست و پنج سوار میخواهد صحیح است ما مردم رعایا هستیم لازم است که تا خورد و کلان محارب برویم و سر خودها را دریغ نمائیم لاكن امسال که دولت روس حرب داشت از ما مردم خیلی نفری و اسب و پیل نقده رفت هیچ معلوم شد و نمیشود حال که باز همین نفری از ماها گرفته شود و مثل ساخته بی جای میرود فی الحال برای ما مردم تفنك و سلاح کامل داده شود. بعد از ده یوم آنچه که هستیم به هر جای که حکم باشد می رویم و خدمت میکنیم افسر و غیره هیچ چیز بدون سلاح از روس قبول نداریم کامل از خود ما مردم باشد حاکم مذکور گفت که این عرض شماها قبول نمیشود ایلچی ها گفت که این عرض ما مردم قبول نمی کند پس ما مردم هم این حکم را قبول نداریم چونکه پس از"}
{"book": "adl0616", "page": 1284, "text": "صحیفه ١٥\nشماره ۲۳\nسال چهارم\n\nخدمت ما مردم بکنیم نام نیکی از دیگر شخص باشد. اخیر حاکم مذکور ده بوم وعده داده بود که بعد از ده یوم جواب میدهم لاکن مردم از هم جان خود بعام و خاص تفنك داده نمیتواند و مردم ترکمن هم يك نفر نمیدهد — فراخوت های هوایی جرمن شهر لندن را در داده خیلی نقصانها بشهر مذکور رسانیده — در این روزها به تاشکند می آید در اخبارهای خود نوشته میکنند که برای هواخوری و صحبت می آید لاکن غلط است معلوم میشود که از بیم جرمن يك جا و در پایتخت خود سکونت کرده نمیتواند قند و من و پولاد در مملکت افغانستان از طرف دولت مذکور می آمد می و پولا در ایک قلم قدغن نمود و ازقند مي پوت سه منات از خانه سر کار بخریدار قند داده میشود قند حال در نجا في دانه چهار تیم روپیه رسیده\n\n۱۳ ماه جولای سنه ۱۹۱۵ خير سماله منجانب وزیر هند برای و پسرای هند از لندن خبر رسیده - که چرتیل سرجان فرنج سپه سالار فوج های دولت برطانیه از میدان جنك ملك فرانی رقمطر از است که جرمن ها در مقابل فوجهای مایان این قسم کاسهای تیز و زهرات مهلک در مقابل سپاه مایان استعمال می نمایند که چون دودکاس مذکور بدماغ انسان میرسد مجرد رسیدن بوی دود .. بر انسان يك حالتي يقسم سکته طاری میشود و بعد اران به بسیار تكاليف تمام - و حالت دردناک و هلاک میشود جرمنها قبل از حمله نمودن در صورتیکه رخ هوا بطرف فوج مایان بوده باشد. ناس های مهلک را بمثل ایر بسیار تیره - بطرف مایان می فرستد و چون دود مذکور در بین فوجهای مایان رسید و سپاهیان از دست کاس به تنگ آمده بجان خود شدند بعد ازان سواران شان حمله نموده يك حالت دردناکی برپا مینمایند . چنانچه از همین کارروائی کاس های خود در نواح پیرز يك فائده بسیاری نمودند -\n\n١٥ جولائی خبر لندن - از پیتر و گراد خبر رسیده که دولت جر من بسیار فوجهای بزرگ خود را در شمال و از ساور به نقل و حرکت آورده - وبتاريخ ۱۲ ماه حال فوجهای دشمن در محاذ ناريويك حمله بشدت جار خانه نموده - راب دریای بسیا روز ۱۳ ماه حال سنگرهای مایان را قابس شدند ١٦ جولائی خبر پیرو گراد بطریق سرکاری خبر رسیده که برای فوجهای جرمن و استریا در میدان جنك روسي بتاريخ ١٤ ماه بسیار سپاه نازه دم كهمك رسيده حال در علاقه جات شاولی جرمها يكايك بك حمله بسیار بشدت نموده پیش قدمی نمودند و در بعضی مقامات دریای دلستر را عبور نمودند\n\n١٥ جولائی خیر پیترو گراد - از میدان جنك بك حكم نامه - فوجي بدستخط جرئيل ميکنسن جرمنی دستیاب شده است که این تسخیر دوباره عظیم الشان ملك - كابتيا - محض بك جنك بسيار بشدت جاری است فقط در ان تحرر تمهید - رومان يعنى فانه - جنك موجود است باب دویم - رومان مذکور - در نواح کیف ظاهر خواهد شد. وازین نسبت که در استحکامات و قلعه بندی های کلیشیا مدت جدوجهد نموده - فوج های مایان در مدت یک ماه تمام استحکامات و قلعه بندی های ایشا را تباه نموده - تمام كليشيا را تسخير نمودیم - پس ازین نسبت -- باید که مایان - ازین گروه در قلیل مدت در پای\n\nتخت دولت روس خود را برسانیم - و تمام علاقه جات مغربی روسی را قابض شویم —\n\n( حمله های شدید جرمن )\n\nلندن ۱۳ جولائی - سلخ شعبان\nخبر رسمی پیری مظهر است که چرمها در علاقه آراس جمله های جدید شروع کردند و بعدد کاوله های کلوکیر در حمله دوم بر فرستان و خندقه ای نواحی آن قبضه نمودند در مقامات خصوصاً در سمت جنوبی بذریعه کلوله های باب دستی حمله هایی شدید آوردند\n\nلندن ۱۲ ماه جولائی - ۲۹ شعبان -\nخیر پترو کرید مظهر است که بطرف جنوبی لبان جنگ جاری است. و در بعضی مقامات جر منها ان قسم غازها را استعمال می کنند که نسبت اول غلیظ تر و سریع تر می باشند - لهذا از آن ها نقصان زیاد میرسد سامانیکه برای زائل کردن از غار تجویز شده بود بی کار ثابت شده است و جرئیل میکنن ( جرمنی ) بیان کرده که باز گرفتن علاقه کلیشیا چندان وقعت ندارد - روسی ها ناده ماه کلیشیا را مضبوط می ساختند و ما در يك ماه كل استحكامات آن را رهم نمودم و امید است که ما در وقت کمتر نادار السلطنه قدیم روی ( وارسا ) خواهیم رسید و علاقه جنوبی و مغربی روس قبضه دائمی خواهیم کرد —\n\nنامه نگار اخبار دولى كرافك خبر میدهد که در وسط پولیند جرمن ها مرد شته ذیل کرده اند - ما بین و ارسا و او در سه خط مستحکم ساخته شده و فوج صرف در خط اول میباشند و دو خط دیگر احتیاطاً تیار شده اند که بصورت پسپائی بکار بیابند - همه طریق های استحکام که تا حال در دنیا مروج بود با استعمال آورده اند بلکه بعضی طرزهای جدید هم اختراع کرده اند و درخت های جنگل را سوراخ ها نموده پس پشت آن ها برای سپاهیان جای ساخته اند - و در ساختن خطوط خندق ها تخته های فولادی استعمال کرده اند - پیشروی خندق ها احاطه سیم خاردار میباشد و پیش روی آنها نادور قبها موجود میباشند و پیشروی شب های مذکور انجنین نقب ها می باشند که بمجرد نهادن پای می کنند و در پمپ ها نماز زهر دار بر میباشد و سرک های ریل نیاز شده است که بسرعت تمام سامان جنگ ابرده شود . و هر آبادی را به صورت قلعه تبدیل نموده اند و در آنها توپ های ماشین دار را نهاده اند و در شاخهای درختان برای توپ ها و سپاهیان جای ساخته اند — در علاقه بالتيك متعلق روس تعداد كثير مالکان آراضی از نسل جرمن میباشند و در ابتدای جنگ ملازمین آنها ( که در اصل تخری نظام جرمنی بودند ) غائب کردیدند و اکنون بطور رهبر فوج جرمن کار می کنند چون جرمن ها از حالات آن علاقه بخوبی واقف بوده لهذا فوج جرمنی در علاقه مذکور بذريعة موترها رفتار می با چهل میل روزانه پیش قدمی کردند —\n\nلندن ۱۲ جولالی - ۲۹ شعبان -\nنامه شکار دیلی کرانیکل از نیو یارک مینویسد که در یک کشتی انگریزی که از بروکلین بطرف مار سیلز قند میبرد در يك خريطه قند تب ترقيد و بعد از تحقیق در چند خریطه دیگر نیز بمب ها یافته شد. میگویند که در کار خانه های قند سازی امریکه اکثر نفری از نسل جرمن میباشند —"}
{"book": "adl0616", "page": 1285, "text": "شماره ۲۳\nسال چهارم\n\nلندن ۲۰ ماه جون\nيك سپاهی استریلیا در خط خود نوشته است که معرکه گیلی پولی سخت ترین معرکه های جنگ حاضر میباشد . او میگوید که در هیچ وقت کسی از آتشباری پناه بخته نمی تواند .\n\nشمله ۸ ماه جولائی — ۲۵ شعبان —\nتلگراف ذیل از طرف وزیر هند به و اپسرای رسیده است — بعد از توقف عارضی دشمن در علاقه پولیند پیشقدمی نموده است . و مقصد دشمن گرفتن لبان میباشد و بعد از جنگ شدید افواج جرمن و آستریا ير هر دو طرف كراستك خط فوج روس را برهم ساختند - و روسیان به نقصان کثیر یسیا شدند - روسیان بیان میکنند دشمن ما بين كراستك و دریای ویپ رز بطرف لبان حرکت میکنند - و در کاپشیای مشرقی روسیان پا شده دریای زوتالیا را عبور نموده اند .\n\nاندن ۷ ماه جولاني — ٢٤ شعبان —\nبقرار اندازه يك كمپني فرانس الى ٣١ ماه می از افواج فرانس چهار لك نظر مقتول وهفت لك نفر مجروح و سه تک نفر مفقود الخبر شده اند .\n\nلندن ۷ ماه جولائی — ٢٤ شعبان —\nجرمنها از راه بلجیم توپخانه جديد بطرق مغرب میرند - و افواج شان نیز به همان سمت حرکت میکنند و کوشش دارند که مقصد حرکت افواج شان از دشمن مخفی باشد .\n\nلندن ۸ ماه جولائی — ۲۵ شعبان —\nحمله جر من ها و مقام سوچیز جاری میباشد - و آنها در شب گذشته بطرف مشرق سنت مهیل بذریعه کلوله باری حمله سخت آوردند و بريك مقام خط فوج ما را تا مسافت هفت صد میتر شکست اندند بطرف مشرق یوس لی پریتز جرمنها در جه خود آتش روان و سیال استعمال کردند .\n\nافغانی\n\nشكرية ختم ماه رمضان المبارك\nشکر الله که ماه رمضان باز آمد آن که مهمان عزیز است جو جان باز آمد\nیار دیرینه ماوه که پس از يك سالی یاد ما کرد و بصد عظمت و شان باز آمد\nصالحا ترا است ازین مزده نشاط بجد طالحان را بدل اندوه کران باز آمد\nمومنان را همه جا خاص به افغانستان در کف از ادهم مقصود عنان باز آمد\nزان که با عادت پارینه مختم قرآن شاه با جمله اعیان و سران باز آمد\nیعنی آن خسرو کینی که دراج الملت لقبش در همه آفاق عیان باز آمد\nبسکه شوقی به نماز و به عبادت دارد از این طاعت شهر رمضان باز آمد\nسوی جامع بترار و روان شد از ارک باوی آن حافظ فرخنده انسان باز آمد\nبهرده روزه اقامت نجمن زار حضور فه رایت شده نور فشان باز آمد\nخیمه و بار که خروی آمد بچمن چون بهاری زیی رفع خزان باز آمد\nپهن کردید سماط نعم سلطانی وقت افشار برو بیرو جوان باز آمد\nبر سر خوان شهر یافت صلا خاص و عوام بهرو ر از اعمش خلق جهان باز آمد\nبعد افطار همان جمع غفیری ا شاه سوی مسجد همه تا خورد و کلان باز آمد\nمسجد جامع عيدين درين مه ده شب ربی صومعه ها فخر کنان باز آمد\nختم قر آن بدهم شب جو پذیرفت اتمام مومنان را از غم تار امان باز آمد\nیارب این خسرو اسلام که فیض کرمش همچو دریا بهمه اهل زمان بازآمد\nتا به کینی بود آمد شد ماه رمضان خلق گوید که چنین رفت و چنان باز آمد\nهر در باد به افزون عمرو دولت که با سلام از و امن و امان باز آمد\nهست شیر احمد مخلص جو دعا کوی درش شاغل دعوت او روز شیان باز آمد\n\nنه په پشو نه په لا سوق نه په نورو اندامو پر کنه و کی اقدام\nقبل زان وساتي مدام خپل زان اعلی درجه دا ده\nچه تر تو لو نه اعلی ده چه زره پاک له ما سوا کی\nوابسته به به مولا کی دا روژه ده د خاصا تو\nدیاری د مقبو لا تو چه روزه به وی گناه کی\nفایدہ نکی زاں تباہ کی رو زاتی چه کنه کاروی ق\nبه مثال د دی بهاروی : ه پرهیز کی میوه نخوری\nاو په لوی لاس زهر و خوری\n( صالح محمد )\n\nروزه\nروژه میاشت ده بختور زان خبر که نور دی\nد روزی فضایل در دی له حساب تر حید تیر دی\nخو را دیر به توا بونه دی په دك تول كتا بونه\nروزه خدای ده خاص کری و خپل وان تی منسوب کری\nدا حدیث شریف قدی دی بداشان « الصوم لي ، دى\n« انا اجزی به » گوره دی د دی پشان کی وروره\nخدای ویلی به قرآن په شه طور او به شه شان\nچه « شهر رمضان » « انزل فيه القرآن »\nخورا نيك مياشت ده جانه زان به پوه که بر ما گرانه\nرحمانی انوار له پس — تالیژی سم له لاس —\nهم دهر چار زق دیر بڑی تعشو پریوا نیزی —\nروزه داری قسم ده خانه زان که بوه واروه له مانه\nدرجه چه به اداره زان خبر که هغه داده\nنه خورل او نه چشل دی او دبطن وفرج سائل دي\nها روژه ده دعوامو د مطابق مسلما كانو —\nد نیکانو روزه دا ده چه مقبوله د مولا ده\nباید قول اعضا نگاه کی له گناه به پناه کی\n\nدر چاپ خانهٔ حروفی دارالسلطنهٔ کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر شمرده میشود\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1286, "text": "اعلان )\nپَراکَندَه\nاز آثار مطبوعه تازه مطبعه مبارکه عنایت، و عبارت از يك مجموعه اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع داریا، بالتصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بيك طرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nجزیره پنهان\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده: ازین نمره و پسر رسیده گلزار، مطبعه عنایت، کام جا را شیرین نمائید! و جزیره پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت رسمی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم نی، هم فضیلت: خوبی چاپ، خوبی کاغذ، و خوبی تصویرش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان تنها (۶) شش روپیه. محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارک، دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه، مجلد\nکتاب سال دوم ... مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت پردورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضه حکم مجلد ۱\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند هم در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1287, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را\nیاد آوری میکنیم\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با ڈاکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده ڈاکخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشتركين كرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای ڈاکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدار السلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر ماهیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است. از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملكي وجملهٔ خريداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مُهر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهار یکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه كاملی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن یعنی نيم روپيه كاملی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن یعنی نیم روپيه كاملی واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود، طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی در سر سطری سائر اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1288, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشمارۀ ٢٤\nسال چهارم\n\nفهرست مندرجات\n\nمبارك باد عيد سعيد فطر )\n\nختام سال چهارم )\n\nدیانت پروریهای ذات اعلیحضرت همایونی ( از محکمه اطلاعات نوشته\n\nمراسم ختم شریف ماه مبارك رمضان )\n\nحوادث داخليه\n( عيناً مکتوب از حاجی و چمکنی — عينا مکتوب یکی از حجاج —\n\nحوادث خارجيه\nاز استرالیا — حکایتهای محاربه — يك مقاله مختصر در بین محاربه — دیدنیهای يك سياح در آلمان — الفضل لمن شهد به الاعداء آلمانها — البومين و مواد غذائی را میخواهند از هوا بگیرند — از جریده فرانسه بیانات اعلیحضرت سلطان عثمانی — تفاصيل محاربة روس وجرمن — آخرین خبرها — امید تازه قیصر جرمن — غرق کشتی جنگی ایمانی — تلفات — افسران مقتول و مجروح — اخراجات جنك — حوادث جنك براه خشكه — مطبوعات آلمان درباب ایطالی — راجع بمصر — از جریده استانبول — عدد تلفات روسی از ابتدای جنك تا ماه اپریل — تلفات بحری انگلیس — توپهائیکه آلمان غنیمت برده — فتح وارسا — وارسال چه حال دارد —\n\nتصاویر\nخروج ذات اعلیحضرت همایونی از جامع شریف عیدگاه — منظره جامع شریف عید گاه بعد از ادای نماز عید — در وازه سلامخانه مبارکه — جناب باليجاه محمود خان میرخان اسپور حضور اعلیحضرت همایون —"}
{"book": "adl0616", "page": 1289, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه رفیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات و ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برایفای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n( ۱ ) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام | قسم دوم | قسم اول\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت\n| | | | | | قیمت آن ۱۰ پچه زیاد شد\nرنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ\nرقم | تا حال ساخته نشده\nقیمت | ۷ روپیه و ۱۸ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه | ٥ روپیه و ٤٢ پیسه | ۷ روپیه و ۱۰ پیسه | ۶ روپیه و ۲۰ پیسه | ٥ روپیه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n( ۲ ) جراب ها\nرقم | تکمه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ١٥ پیسه | ٣٦ پیسه\n\n( ۳ و ۴ ) تکمه های چرمی محراب و منبردار\n| کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\n| ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n( ٤ ) کروره های جدید ساخت\nرقم | زه باف يك اسپه دو کره دو ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره تخمی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دولایه | چرم باف دسته دولایه يك اسپه | دسته دولایه یک بار اسپه | چرم باف هرکان\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه بافی رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری شیخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | چرم باف مابین بست يك اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كجك دار\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n( ٥ ) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جیرین | گل نافرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۹ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٥ روپیه و ۷ پیسه\nقسم | شکوفه نارنج | گل نسترن | جلیل | گل یاسمن\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل گندمی | گل سوسن\nقیمت | ۹ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( المشتهر ) ( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ( کپتان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1290, "text": "صفحه (۱)\nسال چهارم\nشماره (٢٤)\n\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه بادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nاخراجات داك ١٠ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nاخراجات داك ١٠ روپيه انگليزی\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكپيسه است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نميشود)\n\nتاريخ يكم شوال ۱۳۳۳\nتاريخ انگريزی ۱۳ اگست\nتاريخ شمسی ۲۱ اسد ۱۲۹٤\n\nسراج الاخبار افغانيه بر جميع مؤمنين و مؤمنات\nعيد سعيد ميامن بديد فطر را مباركباد ميگويد،\nو خير ها و سعادتهای جمله ملل اسلاميه را عموماً\nو دولت و ملت و وطن مقدسه خود را خصوصاً\nاز درگاه خداوند تبارک و تعالی تضرع و نياز ميكند.\n\nو معرفت، بجز توسيع زراعت و صناعت و ديگر همه خيرها و شكوئيه ای ملك و ملت شاهانهٔ شان ذكر چيزی نمی انديشند، و نمی بينند، و آرزو نميفرمايند. و از نتيجهٔ همان انديشهٔ مستقيم بإرجا، و نظر علويت اثر كبريا، و آرزوی خير و سعادت احتوای شاهانه شانست كه وطن عزيز مقدس ما افغانستان روز بروز در شهراه ترقى و تقدم خطوط انداز فوز و فلاح گرديده است. از ثمره های عرفان پروريهاى ذات اعليحضرت پادشاه مقدس ما يكى هم انتشار يافتن اين جريدهٔ كرامى وطنيه (سراج الاخبار افغانيه) است كه بسايهٔ معارف پيرايهٔ همايونى چهار سال كامل بر اجراى نشريات خود كامياب آمده است. اگرچه سراج الاخبار افغانيه يك جريدهٔ رسميه دولتى نميباشد، و تنها يك جريدهٔ وطنيه ايست كه محض بنابر آگاهى و بيدارى اهل وطن، و خدمت قاطبه بملت رسانيدن طبع و نشر ميشود، اما با وجود آنهم ذات اعليحضرت پادشاه دانشمند عرفان پسند مقدس ما يك توجه و مرحمت خاص شاهانه را در خصوص دوام زندگانى آن ابراز فرموده و ميفرمايند كه اگر اين مرحمتهاى عرفان پرورى همايونى نميبود بكونى بر حيات خود خاتمه كشيده ميبود. زيرا اول چيزيكه براى ارباب جرايد در خصوص دوام نشر جريده شان لازم مى آيد افزونى اشتراك كننده گانست تا فتيل چراغ حيات، و آتش زندگانى جريده شان كه قوت مال است محصول انجامد. اين است كه يكى از حيات پرورى هاى ذات اعليحضرت پادشاه مقدس عرفان آگاه ما اعطا فرمودن احكاميست كه بموجب آن اراده و فرمان شاهانه همه مأمورين عظام و جمله خواه خوران گرامى كه تا بدرجهٔ هزار روپيه تنخواه داشته باشند باشتراك ورزيدن اخبار با خزانه ما مكلف و مجبور ميباشند. حقيقتاً اين مرحمت حيات بخشاى اعليحضرت شهريار عرفان شعار مقدس ما چنانچه براى دوام زندگى سراج الاخبار افغانيه يك احسان نمايان درخشانى شمرده ميشود، و در عين زمان براى نام ساختن و عادت دادن جريده خوانى نيز يك تازيانهٔ شوق و همت گرديده است.\n\nختام سال چهارم\n\nبعون و عنايت ذات اقدس حضرت باري تعالى جل و علا، جريدهٔ كرامى وطنيه، سراج الاخبار افغانيه با اين شمارهٔ بيست و چارم خويش آخرين نسخهٔ سال چارم خود را به انجام رسانيده، سر از شمارهٔ آينده كه مصادف با يازدهم ماه شوال المكرم است، انشاءالله تعالى نخستين نسخهٔ شمارهٔ سال پنجم خود را بعرض انظار قارئين كرام خود ميرساند. ذات معدلت سمات پادشاه مقدس با شوكت و شان و شهريار محبوب القلوب\n\nمهربان اعليحضرت سراج الملة و الدين مرحمت نشان\nادام الله دوله الى آخر الدوران چنان يك پادشاه دل آگاه ترقيخواه و مقدسيست كه بجز عدل و حقانيت، بجز ترقى و سعادت، و بجز انتشار علم"}
{"book": "adl0616", "page": 1291, "text": "سال چهارم شماره ٢٤\n\nانتشار یافتن اخبار، در وطن عزیز ما یکی از ایجاد های فواید انتهای بسیار مهمه ایست که مخصوص عصر فرخندگی عصر سراجیه میباشد. در خصوص فایده ها و منده های جراید از هنگام آغاز نشر سراج الاخبار افغانیه بار بار بیانها رانده ایم، و اگر هر قدر گفته شود باز هم نسبت به اهمیت آن کم شمرده میشود. در وقت حاضر جراید یومیه و هفته وار و ماهانه بدرجۀ خوراک و پوشاک مایحتاج مردمان گردیده است. ملیونها خروار کاغذ در زیر چرخهای ماشینهای محیر العقول طبع، در پتروگراد یخرج میرود، و باز هم نسبت به احتیاجی که مردمان این عصر بجراید پیدا کرده اند کافی دیده نمیشود. وطن عزیز ما درينوقت تنها همین یک دانه جریدۀ وطنیه را مالک است، و امید است که بسایۀ عرفان پروری اعلیحضرت بادشاه معارف آگاه ترقیخواه مقدس ما به نسبت تعمیم یافتن و توسع نمودن علم و عرفان ملک و ملت، جراید نیز کثرت و افزونی گیرد.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) در مدت چار سالی که به نشریات آغاز نهاده است بقدر وسع و طاقت تحریریه، و بدرجۀ قوت و قدرت قلمیۀ عاجزانهٔ خود صرف مقدرت نموده هر انچیزیکه میدانست، و هر انقدری که میتوانست در بجا آوردن وظیفۀ خود – یعنی در خصوص عرض نمودن معلومات نافعه، و نصائح مفیده، و احوال عالم، و اطوار امم بر اخوان دین، و هموطنان عزیز خود کوتاهی ننمود. اگر خوب میگوید، اگر بد، اگر راست میگوید، اگر کج، نیت و مقصدش بر خیر خواهی و راستی و دوستی مبنی میباشد. گاهی از علوم و فنون، گاهی از صنایع و بدایع، گاهی از زراعت و تجارت، گاهی از اخلاقیات و ادبیات، گاهی سیاسی گاهی قیامی، گاهی داخلی، گاهی خارجی و الحاصل هر چه که میگوید و مینویسد خواه منقول خواه معقول جمله گی بر نیت خالصانهٔ خدمت دین، دولت، ملت، وطن است.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) یکدانه جریده ایست که بسایۀ عرفان پیرایهٔ اعلیحضرت بادشاه مقدس خود جلوه گر بازار معارف شده است. لهذا مجبور است که خود را جامع الصفات ساخته در راه استفادهٔ اخوان دین، و هموطنان عزیز خود عرض خدمت نماید. و ازین است که هم به صفت یک مجلۀ علمیه، و هم بشکل یک رسالۀ موقوتهٔ ادبیه، و هم بطرز یک جریدۀ سیاسیه، و هم برنگ یک اخبار خبرهای یومیه شده بمیدان میراید. اگر همچنین نکنند، چه کنند! زیرا برای یک مملکت از مردم اینچنین جرایدی که مذکور گردید بصدها جراید لازم است. حالانکه، من بیکدل عاشق صد آتشین رخساره ام!.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) با همه تار و پود هستی خود – یعنی با همۀ حروف و کلمات و عبارات و صحایف و اوراق خود – از مراحم و اشفاق ذات شوکت مآب اعلیحضرت حامی مقدس عرفان پناه مقدس خویش عرض تشکرات بی الانهایات مینماید، و دعای خالی از ریای افزونی عمر و اقبال، و ترقی شوکت و اجلال شاهانهٔ شانرا ورد زبان عبودیت و صداقت مینماید. ترقی و تعالی روز افزون دولت متبوعهٔ مقدسهٔ خود را از درگاه ایزد متعال نیاز و استرحام میکنند. برای ملت و وطن مقدس خود سعادت، سلامت، عزت، شرافت میطلبد. و در بارۀ خود توفیقات صمدانی را تضرع میکنند. تا وظیفۀ خدمات قلمیۀ خود را بدرستی و خوبی بجا آورده بتواند.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) حسب الوعدیکه با مشترکین کرام در آغاز انتشار خود نموده، و تا بحال در هرسال بتقدیم یکیک رساله کمک نثر\n\nبالفعل هم بنام (هدیۀ سراج الاخبار افغانیه) موفق آمده، درین باره نیز به عرض و تقدیم نمودن یک کتاب (مختصر جغرافیای عمومی) عرض خدمت میورزد، چون بعضی از مشترکین کرام ما برای ما مینوشتند که از بعضی اصطلاحات جغرافی و زمینها و شهرها و موضعهائی که در سراج الاخبار افغانیه نامهای شان مذکور میگردد تفصیلات و معلومات کافی بنویسیم. لهذا خواستیم که اول بهریک از مشترکین کرام خود یکیک کتاب جغرافی اگرچه مختصر هم باشد – عرض و تقدیم کنیم تا در علم جغرافیه یک معلومات اجمالی حاصل کنند، و از تقسیم قطعات حبه و اصطلاحات جغرافیه یک سررشته بکف آرند. در مشترکین کرام ما آن ذوات محترمی که از صنف منتهی شمرده میشوند البته که به این کتاب ما احتیاج نداشته خواهند بود. ولی چون صنف مبتدی اکثریت دارد لهذا این هدیۀ ناچیزانهٔ ما انشاء الله خیلی نافع و مفید یک خدمتی شمرده خواهد شد. ثانیاً سراج الاخبار افغانیه بجز خدمت تنویر افکار هموطنان عزیز خود دیگر چه مدعا دارد! امید است که این هدیۀ عاجزانه مقبول انظار اولی الابصار گردد.\n\n(سراج الاخبار افغانیه) بادعای صداقت انتهای خالصانۀ صمیمی تزايد عمر و اقبال بادشاه مقدس محبوب القلوب و حامی العلم و العرفان، بر سال جارم خود خاتمه میدهد. و بدوام انتشار خود توفیقات ربانی و توجهات جهانبانی را نیاز میکند.\n\nدیانت پروریهای اعلیحضرت همایونی\n(از مجلۀ اطلاعات مینویسند)\n\nچندانکه بخلاف روزنامهٔ لیل النهار مزین از تحریر شمارۀ اخبار ماه و سال است اول از درگاه ایزد وحده لا شریک جل جلاله بقای عمر و دوام دولت اعلیحضرت سراج الملة و الدین پادشاه عدالت دستگاه و قبلۀ اسلامیان پناه را خواهانم – ثانی بخدمت جناب مستطاب مدبر صاحب مکرم و محرر صاحب معظم سراج الاخبار فیض و سعادت آثار عرض میشود که در سال گذشته بخدمت آمران از حفظ کردگی حفاظ مدارس قرآن عظیم الشان عرض شده بود – در هذه السنه نیز بقرار گذشته حفظ کردگی نامه نفری حفاظ مدارس موضوعه را که بسعی و توجه اعلیحضرت ظل الله حفظهم الله تعالی در مدارس موصوفه به تکمیل رسیده مرقوم میگردد – در ٢٤ ماه رمضان سنه ١٣٢٤ که خاص بارادهٔ شاهانه تجویز مدارس حفاظ کلام الله شریف از حضور فیض و مرحمت منظور فرموده شد – خلص فرمان مهر نشان این که شاید که بسی و توجه پادشاهی حفاظ کلام الهی در بلاد مملکت محروسۀ خداداد افغانستان بسیار گردیده فیض ایشان بخاص و عام برسد – تنخواه معلمین مدارس ممدوحه و خوراکه ایشان و تنخواه فراشان و خوراکه و پوشاکه و ماهوارهٔ نفری حفاظ و جمیع مایحتاج ایشان از طرف دولت منظور و مقرر فرموده شد – همان است که بموجب فرمان مرحمت ترجمان مدرسهای حفظ قرآن در یازده موضع دولت وضع گردیده والی حال دو صد و چهارده نفر حافظ کامل از مدرسه های ممدوحهٔ دولت حفظ قرآن الهی خارج شده اند که تفصیل آن بدین قرار است:"}
{"book": "adl0616", "page": 1292, "text": "صحيفه ٣\n٢١٤ نفر\n\nمدرسه دارالسلطنه کابل که چهار نفر معلم مقرر است ۹۹ نفر — مدرسه مزار شريف دو نفر معلم مقرر است ۷۰ نفر — مدرسه بدخشان که يکنفر معلم مقرر است ۲۰ نفر — مدرسه خان آباد يکنفر معلم مقرر است ٥ نفر — مدرسه هيات که دو نفر معلم مقرر است ٤٣ نفر — مدرسه قندهار دو نفر معلم مقرر است ۲۲ نفر ، سابقه ۲۱ نفر ، اليوم ربوت رسيده ۱ نفر — مدرسه فراه که امسال بواسطه عدم حفاظ در لقان تبديل شده ۱ نفر — مدرسه پشت رود مثل فراه در لهو کرد تبديل شده ۱ نفر — مدرسه ميمنه يکنفر معلم مقرر است ۱۸ نفر — مدرسه غزنين يكنفر معلم مقرر است ۸ نفر — مدرسه جلال آباد يکنفر معلم مقرر است ۷ نفر\n\nدر اينصورت معلومدار است که ملت نجيب ما افغانستان و اولاد اولاد ايشان ناهنگاه و داع نفس و با پسين خويش از عهدهٔ شكريهٔ مراحم و نوازش و شفقت و حق تربيت و زحمات خسرو جهاندار خود و خديو عدالت شعار خود وولينعمت غمخوار خود بهيچ صورت برآمده نمى توانند بجز اينکه سر و مال و جان و زندگى و هستى خود را در راه رضامندى و خورسندى پدر مهربان و پادشاه جهانيان خود فدا و نثار کنند . که با اين هم از عهدهٔ هزار يك شكريهٔ احسان ولى نعمت مهربان خوده بدر نخواهيم شد مدرسه دارالسلطنه در تحت نظارت جناب امين الاطلاعات صاحب ومدارس محالات و ولايات در قيد نظارت جناب عالم صاحب و جناب قاضى صاحب و جناب سر رشته دار صاحب و کوتوال صاحب و مولوى و محال ميباشد — چون جناب مستطاب محترم محمد سرورخان جرنيل منيع تائب الحكومه شهر هرات يك قسم توجه مخصوص درباره حفاظ مدرسة القراء داشته و دارند — بنابران در خروج حفاظ نسبت بديگر مدرسه هاى محالات و ولايات مدرسه دارالنصرت هرات يك را يك ابراز خدمت و صداقت نموده است که جاى تحسين بر معلمان مدرسه موصوفه و محل تشکر از نگران ها و غمخوارى هاى جناب نائب الحكومه صاحب ممدوح است — و محكمهٔ اطلاعات شكريهٔ توجهات جناب نائب الحكومه صاحب را از صميم قلب نموده در خواست ترقى توجه ايشانرا زياده بر زياده مى نمايد — و جناب محمد اسحق خان حاكم فيض آباد بدخشان و جناب آخندزاده صاحب عبدالرحيم خان حاكم ميمنه را نيز خداوند تعالى جزاى نيك بدارين نصيب فرماياد که در سعى و کوشش صادقانه خود کوتاهى نکرده اند و جناب ممدوحان را بدولت اسلام بسلامتى ذات شريف همايون اعليحضرت قبله انام با عزت و نيك نام خواهانم زياده فقط تحرير ۲۹ شهر رجب المرجب سنه ۱۳۳۳ ، دستخط مير يوسف سر رشته دار محكمهٔ اطلاعات ، ،\n\nو مراسم ختم شريف ماه مبارك رمضان ❧\n\nافغانستان ، يعنى وطن عزيز بسيار مقدس مان از روى موقع يك مملكتى است بسيار مهم و از روى استعداد طبيعى مستعد و مهياى هر گونه امر و كار .\n\nافغانستان، صحيح البدن ، قوى ، باهوش ، زيرك ، زحمت كش ، يك مرد توانا نيست که علاوه بر اينها يك استعداد فطرى دارد که محير عقول است . اما بيك معلم عاقل و فيلسوف فاضل محتاج بود ، که در تربيه او على وجه اکمال کوشيده ، پس از مدتى او را عالم فاضل ، مدير عاقل ، متفنن کامل ساخته بتواند .\n\nافغانستان ، بلند . شامخ ، بزرك ، يك كوهى است که نظر کيميا اثر آفتاب جهانتاب طبيعت بر او تافته درونش را پر از کوههاى نهايت پيش بها و معادن لا يعد ولا يحصاى ثروت و توانگرى مملو کردانيده . ولى بيك مهندس ماهر باذکا احتیاج داشت که از ثروتهاى طبيعيه آن استفاده نمايد .\n\nافغانستان ، سطح قابل تعمير و تدبير ، بسيار مناسبى است ، که مصالح تعميريه هم از خودش و هم بدرجه اعلا ، يعنى سنگش در سختى خارا و گلش تخمير يافته آب بقا و سنگچلش سر سوراخ کن فيلهاى بد انديشان پر جفا است ، ليكن محتاج معمارى بود صاحب يدبيضا که بنايش را اصلها ثابت فى الارض و فرعها فى السماء ، از استحكام و علو سازد .\n\nهزارها بار شکر و سپاس بخداوند وهاب قياس ، که اگر افغانستانرا چنين طفل با عقل و ذکا و صاحب استعداد کامل گردانيده همچنان معلم فاضل کامل با علم و عطا کرده ، و اگر افغانستانرا کوه پرشکوه پر از معادن و سنگهاى ثروت ساخته همان گونه يك مهندس بسيار دانا و احسان نموده ، و اگر افغانستانرا يك ديه قابل آبادى ساخته او را همان سان معمار با کمال صاحب اقتدار بخشيده ، که لسان صداقت ملت افغان نام نامى و لقب گرامى اورا پادشاه حقايق آگاه ترقيخواه مرحمت كنت اعلیحضرت (سراج الملة والدين امير حبيب الله خان) گفته اند\n\nه خوشا ملكى که باشد شحنهٔ عدل تو معيـارش ۰\n\nاين پادشاه مقدس ما ، از روز فيروز جلوس سعادت مأنوس شان دقيقه از دقيقه ها و لحظه از لحظه هاى فكر پيدا کردن وسايل ترقى و روابط اعالى براى وطن و ملت دولت خود نبوده اند و نخواهند بود .\n\nاز طرف معارف مكتب هاى اعداديه ، ابتدائيه ، يتيم خانه ، دارالمعلمين ، دارالقراها تأسيس دادند ، در توسيع معارف و مطبعه ها کوشيدند هم اول کسى که پايهٔ عالى معارف جديده مفيده را در افغانستان نهاد ذات شوكت مآب اعليحضرت است و بس\n\nاز طرف صنايع ، ذاتاً به نظارت آنها مصروف و هميشه در توسيع آنها کوشيدند فابريك هاى جديد ، بزرگ بزرگ آورد ، فابريك پشمينه بافى ، فابريك زركوبى ، فابريك قراقلى ، نيو كرافى وغيره وغيره انشا فرمودند\n\nاز طرف ديندارى ، چون پوره مى دانستند ، که هيچ دولت و هيچ ملت اسلامى بی پيروى و اتباع اوامر مقدسه اسلامى گاهى ترقى نمىکنند . و هر قدر که در متابعت مفخر موجودات عليه الصلوة والتحيات تساهل و تکاهل ورزند ، جز ذلت و خزى دنيا و آخرت نخواهند ديد . لهذا :\n\nدر تائيد شريعت غراى محمدى صلى الله عليه و سلم و تشديد بناى اسلامى و تأكيد اوامر الهيه مساعى جميله بکار بردند ، دربار معالى بار خود را از علما و فضلاى اسلامى مزين ساختند . در هر مسئله ازيشان استفتاها کردند . نه تنها خود را بآداب اسلامى مؤدب کردند بلكه براى برجا داشتن دين مبين قواعد و قوانين بسيار درست و مضبوط وضع کردند .\n\nمحكمهٔ احتساب قايم کردند ، و محتسب هاى فراوانى مقرر نمودند . براى مساجد تقسيمات بسيار درستى در باب مؤذن و امام و خطيب و خرج و تعمير مسجد انتظام کردند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1293, "text": "صحیفه : سال چهارم\nشماره ٢٤\nعلاوه برینها بنفس نفیس همایونی نچنان امور اقدام میورزند که باعث کیفیت قرآن عظیم الشان را با مامت حافظ حيد بينظير حافظ محمد حسن\nتشویق مردم بطرف دینداری میشود که یکی از انها نماز تراویح ماه رمضان خان بايك جماعت بزرگی مسلمانان ختم نموده شد. شب آخری یعنی\nمبارک است که همه ساله با بسیاری از خدمت گذاران و رعایای جانفشان خود شب ۱۷ رمضان المبارك به اراده ذات والا صفات اعليحضرت همایونی\nباجرا و ادای آن میکوشند که امسال هم بقرار سابق راوی را ادا نمودند بنفری شیرنی تقسیم گردیده بمسجد آمدند و در مسجد مردم رعایا بنیه\nکه تفصیل کیفیت آن را بنا بر وظیفه نامه شکاری چنانچه عیاناً مشاهده کرده ام های عدار آلوده تقسیم شده و نماز ایستاده ختم کردند .\nاز قرار ذیل عرض میکنم :\n\nنماز تراویح\n\nپس از نماز همه نفریهای رعای دورکول کرد آمدند خود اعلیحضرت\nو بهمرکای شان دیگر درباریها بسواری موثر تشریف آوردند که به\nتماشای آن بازی مشغول شدند اول آتشبازی های هوایی از پشت تبه\nولب شرقي حين صفا ما من وکنار طراوت بار کول خیمه های عالی كذلك خورد کنار کول از زمین آسمان رفته و در انجا کفیده ستاره های\nبرای ذات اعلیحضرت همایونی و شهزاد کان عظام و دیگر نفری دربار سین و سرخ غریب المنظری فرو می د مختند که عکس آنها در کول مانند\nبرپا شده بودند، بطرف کنار شمالی حین برای طبخ طعام جای علحیده ستون رنگه نظر می آمد\nساخته شده بود .\nمنظره های این آتشبازی خیلی بدیع بودند که تصویر اکش بارهای برای ذات اعلیحضرت همایونی، واهل دربار و کلا تتران گذرها وذكرتك در آب افتاده منظره را دو بالا می ساختند ، اما آنچه جاب\nو رعایای تکت دار و عساکر شاهانه در جاهای مختلفه در مهن جن سفره های نظر این سوخته دل کرده هانا درختها و سرو های جراغان بودند که طعام حاضر و مهیا شده بود\nتا ساعت ۷ نجه ذات اعلیحضرت همایونی و همه خواسته شد کان بلباس\nفراکوت رسمی حاضر شده، چون طوب افطار صدا میکرد . ایشان\nبخرما باجيز ديگر افطار کرده و نماز مغرب دا جماعت خوانده بعد ازان\nیزبان حال این بیت میرزا مظهر جانجانا را تکرار میکردند\nبرای تناول طعام جاهای معین خود مشغول می نشستند و ساعت هشت و نیم .. والحاصل به اینصورت حد کلام مجید حضرت ملك العلام، وسنت\nفير يك طوب دیگر که در عید گاه گذاشته شده بود رسیدن وقت نماز بادشاه اسلام ختاء و انجام یافت\nتراویع حضرت سيد الأنام عليه الصلوة والسلام بسلامتي ذات اعلیحضرت\nرا اعلان مینمود و اعلیحضرت همایونی و شهزاد کان واهل در بار در\nمورهای خورد و کلان از جمن تا عید گاه تشریف می آوردند ، و نفری\nدیگر هم صدای طوب را شنیده طرف عید گاه می آمدند ساعت به نماز\nآغاز و تا ساعت ( ۱۱ ) انجام می یافت\nانتظام روشی توجه خوب شده بود. هر میونه رواق دولایه عید\nگاه بجراغهای نیل خان روشن بود بر سرک داخلی عید گاه و برگ های\nامنا\nمحرر اداره ( عبدالهادی )\n\nسوز دل از هرین موسم نمایان کرده اند.\nای مسلمانان مرا سرو چراغان کرده اند\n\nجواد داخليه\n\nهو الله تعالى شانه\nعيناً مكتوب\nبعد از القاب همه مقاله های اخبار فیض آثار میمنت شمار گرامی\nبیرون نیز همین چراغها روش بودند. پیش روی امام هم چراغ های بسیاری نهاده و او خته شده بود علاوه بزین روشنی برقها هم مسجد\nمعالی پایگاه عید گاه را از شب روز تبدیل داده بودند.\nسزاوار هزاران توصیف و تحسین است که هر کلمه آن در رنا سفته و جواهر\nعمده بوده و میباشند ما مردم افغانستان را واجب و لازم است که همه ا انتظام فرار از مانده بود و من طرف طرف زرد زدن اوقات دست اثابت و تضرع اجابت را بدر كاه الهی برداشته بخشم نمناك بر از آب و یخ و جانی های پر از آب یخ و ظروف آب خوردن مهیا بود. مترصد تشکر و تفخر این نعمت بي بها و عطاء بی انتها بوده و میباشیم که بیمن اداى صلوة يكوضع دلکش داشت، یکجای باندی برای چند نقر طالع لامع اعلیحضرت جهان مطاع عدالت انتباه و توجه كامله آن ذات\nمؤذنان مکبر ساخته شده بود تا همه مرده آواز تکبیر بشنوند. یک بابرکات در وسمت میدان جلوه افشان کردیده اند جای هزاران تشکر تاثیر عجیبی در نماز مشاهده می شد.\nو تفخر الدو انشاء الله تعالی در قریب مدت اهل بصر دولت با سعادت عليه السلام هزاره انفر ساکت و صامت ایستاده و یک صدای بسیار دانکش فصیح از فیوضات آن متناقض شوند بهزاران زبان مشکورم که ترقیات عمیر\nيك حافظ جيد بايات مكرمات پر اشارات قرآن مجید زنگ بردارنده دنهای در مملکت با سعادت دولت علیه اسلام روز بروز در اوج خروج رسیده\nمسلمانان است و عظمت خداوندی از زبان حال در و دیوار نمایان و شاه و گدا و میرسد که نسبت بسوابق آلات حربيه و كار خانه جات والنظام وتعليم\nدست بسته خدمت او بيك وزيره و يكسان\nدرویش و می بنده این خانه دارند\nآزادها في توند محتاج تولد\nافواج ظفر امواج ومساجد ومدارس عمومية اسلامی و غیره آلات\nما يحتاج دولت که برای تعلیم و فوائد مندی قبائل اهل اسلام بتوجهات\nبالغه همایونی تعبیه کردید. صورت انتظام یافته اند این همه نتایج سعادت\nهر آیه کریمه وعده و وعیدی که امام میخواند در مسلمانان از یک امید مندی و بیدار بختی دولت علیه ما مردم | فغانستان است باز هم سپاس بی\nورج ويم و خوف فرحت و هییت پیدا میکرد، از صدای پرتاثیر الله اکبر قیاس مر خداوندیر است که ما مردم افغانستان همكي بك مذهب و يك ملت\nمکران و عکس ان صدا از طرف محراب ورواق عظمت و کبربای الهی اسلامی با هیت شجاعی و وجدانی بوده و میباشیم از ادیان باطله و مذاهب\nدر نظر مردم جلوه گر شده مضمون این مصرع و حالتی رفت که محراب مختلفه در مملکت ما مردم از طوائف غیر نمیباشند که میاد عاق و اساس تفریق\nبفریاد آمد ، راست و درست کردید ملخص آنکه بهفت شب بهمین شاق را در بین ما مردم گذارند تا بواسطه آن مقاصد و مطالب از دست"}
{"book": "adl0616", "page": 1294, "text": "٢٤ سال چهارم\n\nعلينا مكتوب\n\nدر مخالف جراید این روز کار در خصوص ترقی پروریهای ذات شوكت آيات اعليحضرت ( سراح المله والدين ) مقاله ها دیده از مطالعه آن خود را غرق سرور می نمودم . گاها حجاج و زوار دید این دیار مرور و عبور نموده بودند. از عدالت گستری و معارف پروریهای ذات اعليحضرت سخن می راندند . شنوده مسرت بر مسرتم می افزود بعد از شنیدن اینگونه خبرهای مسرت اثر ملاحظه نموده بخود میگفتم موقعی که سیاستاً اهمیت تمام داشته باشد و ذاتی که بانی این موقع و حامی\n\nما برودنه لاکن از آنجا که بر فوائد بشارت منطوق سرور کائنات که (شرافت الانسان بالعلم والادب لا بالمال والنسب) مستمند و بهره مند نمیباشیم و جوهر انسان در علوم شریف و اداب در کمالات در فنون اطراف مخمراند کما ما مؤریم برین (العلم فريضة على كل مسلم ومسلمة) آيه شريف (يرفع الله الذين امنوا والذين اوتوا العلم درجات) فالو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون) قال رسول صلعم ( فضل العالم على العابد كفضلي على ادناكم) بدليل توضيح آيه شريف (انما يخشى الله من عباده العلماء) و نيز بر اين برهان میمنت ترجمان ثابت است ( والجهل ظلمة والعلم سراج بذيل الظلمة) هر آينه اكر مطابق دار السلطنه مدارس عمومی و معلمان کامل از برای تعلیم شائقان و اطفال عموم در اطراف واكناف مملکت محروسه افغانستان نیز توجهات بالغة كامله اعلیحضرت خود مختار دیانت آگاه تعبیه شوند انشاء الله تعالى ظلمت بی خبری و جهل از مملکت محروسه علیه رفع کردیده اضافه و ترقیات بلا تابه در ضمن آن ماند و واصل میشوند و بطور قدمي اطفال اهل اسلام در همه محالات برای تحصیل علوم شریفه و فنون غربیه مأمور گردند در قریب مدت منتج خیر آن بر صحائف روز کار ابدا منشور و مسطور وذخيره ياد کاری خواهند ماند بواسطه تحصیل آن در چشم خصم ذلك وملت ماحي و خاشاك افتاده خواهد شد چون ترقیات دو کره روی زمین همه از تعلیم فنون اکتسابی ظاهری اند لهذا ما مردم اهل اسلام با وجود شرافت اسلامی اگر تحصیل آن اصيبة ما مردم افغانستان شود نور علی نور خواهد شد در این خصوص تعليم فنون وعلوم وكمالات هرچند توجهات اراکین دولت و حق بين ملت دولت علیه اسلام مبذول شوند نتائج خيرميد هند بیشتر بهر چه اقتضاء گرامی قرار گیرند صواب باشد بنده اله در عجز وقصور گرائيده، حد ادب و جسارت است چون سابق برین که واردات این محال را بخدمت عرض کرده بودم و در اخبار مبارک اسم داعی داخل نیامده بود هرگاه مناسب و منظور باشند که درج اخبار فیض آثار مینمایند اسم داعی رائعین میفرمایند زیاده افتاب اقبال گرامی ام تابنده باد رب العباد فقط محور يوم چهار شنبه ۱۸ شهر رجب المرجب سنه ۱۳۳۳ دستخط فقير سعادت حاكم حاجی و مکنى\n\nخروج ذات اعلیحضرت همایونی از جامع شریف عیدگاه"}
{"book": "adl0616", "page": 1295, "text": "الصحيفة ٦\nسال چهارم\nشماره ٢٤\n\nاین موضع باشد البته اینگونه خواهد شد .) وقتی از مصر القاهرة مقصد ادای ارکان حج طرف حجاز مغفرت طراز روانه شده بزیارت مكة معظمه مشرف شدم در بین حجاج ترکستانی مخلاف سابق عدم خشنودی از معامله های مردم افغانستانی مشاهده نمودم من حجاجی که از این دیار مرور نموده آنجا رسیده بود از کاملای های معامله های خرج گیران و بندریان راه کابل شکایت و استفاده میکرد . از حیثیتیکه نیت تازه به باشندگان این مقام داشتم این اظهار نا خوشنودی آنها بطبع بسیار نا گوار می آمد. و در بعضی وقت با آنها مدافعه و مجادله قیام می نمودم بعد از زیارت مکه معظمه و زیارت والدین که در سمرقند فردوس ماننداند مشرف شدن تکراراً برای تکمیل تحصیل بطرف مصر روانه شدن را اختیار نمودم و عنان عزیمت را بطرف افغانستان و هندوستان تافته روانه شدم ، و تا قریب حدود افغانی رسیده در اثنای راه از زوارها و آینده هایی که از طرف افغانستان می آمدند غیر از شکایت از ظلم خرجگیران\n\nوبندربانان افغانی ذکر چیزی نشنیدم از کیفیت احوال آنها سوال و استفسار می نموده که ای برادر چه بودند. و چه میکردند؟ یکی در جواب میگفت ای چه می پرسی قالینچه که برای فرش و استراحت آورده بودم در باز گشت بندر بانان افغانی از من بی عوض زوری از دستم گرفتند بدادن آن راضی نشده ممانعت کردم مرا ضرب ولت کردند. دیگری میگفت در هنگامیکه بطرف افغانستان گذشتم بندربانان جامه مرا سوغاتی گویان زور گرفتند . و دیگر یکی از یغما شدن کره و لازمی شکایت و دیگری از غصب شدن کلاه و طاقیه حکایت می کرد. ازین سخنان آنها خیلی در حیرت بودم و باحوال اسلام و اسلامیان افسوسها میکردم که به مسلمانها اینهمه فلاکت ازین گونه حالهای روی داده باز بخود میگفتم که شاید افترا و خلاف واقع باشد. ولی بنابر معتمد و سنجیده بودن آنها به اعتراف سخنان آنها مجبور می شدم وقتی بحدود افغانی قریب شده با کشتی بخاک افغانستان گذشتم\n\nمنظرة جامع شريف عید گاه بعد از ادای نماز عید\n\nاول معامله که از بندربانان دیدم سخنهای ناسزا و افعالهای نابجا بود. بعد از ادای لوازم بندرداری چهار نفر محصولدار آمده بمعاینه و تفتيش خورجین ها مشغول شدند. اولا تفتیش اینها را دیده خیلی خورسند شدم ، چونکه در بنادر، تفتیش خورجین و اشیای آیند کان خیلی مصلحت و از ضروریات است. اما این نفرهائیکه به تفتیش و معاینه کنی مشغول بودند در اثنای تفتیش چیزیکه بنظر شان خوب تر می نمود آنرا غصباً و جبراً می گرفتند. بعضی مسامحه نموده چیزی نمی گفت ، و بعضی بنا بر ضروری بودن آن از دادن ابا می نمودند که آخر بمجادله و مشاتمه می انجامید و گاها دست بگریبان شدنها واقع می شد. در ظرف سه ساعت که در آنجا بسبب استراحت مانده بودم، دو مرتبه حال خرید و خورد انجام یافت . بی روزی زوار چه میگوید و به که میگوید. خیرست. اینهارا بحالشان گذاشته عنان ملاحظه را بطرف مزار فیض آثار تافته احوال متولیان و مجاوران آن زیارت گاه اتمام و انتظام سعادت انجام\n\nرا بغور بتكريم اشخاصی که درین مقام بعنوان ، دعا گویی و رضا جویی زاویه نشین گشته اند. به بد اخلاقی و بی تربیتی از همه گوی سبقت ربوده اند بلكه يك جماعت سارقان و رهزنانی میباشند که برای تنگ کردن و آزار دادن مسافران زوار نشسته اند وقتی که احوال اسف مال آنها را مشاهده نمودم سراسر وجودم را يك نا امیدی و مأیوسی استیلا کرد. از فرط مایوسی گریه ها کردم و از بعضی سوال کردم که آیا نایب الحكومه صاحب بافعال قباحت مال اینها مانع نمی شوند جوانان بمن بیان نمودند که . نایب الحکومه سابق به اصلاح احوال آنها کوشش بجا ورده به افعال نامعقول آنها مانع می شدند . اما نایب الحکومه حالی در خصوص آنها چیزی نمی گویند و باز خواست آنها را از جمله کارهای سیاست حکومت نمیشمارند از شنیدن این جواب بخود گفتم که اینقدر مردم بیگانه مسافر دور و نزدیک که می آیند البته بسبب خريد وفروخت يك فايده شان بولايت ميرسد اين يك"}
{"book": "adl0616", "page": 1296, "text": "سال چهارم\nشماره ٢٤\n\nاخبار خارجيه\n\nاز اوسترالیا\nبسم الله الرحمن الرحيم\nالحمد لله رب العلمين والصلوة والسلام على رسوله سيدنا محمد و آله وصحبه اجمعين اما بعد از فضل رب العلمين جل جلاله تمدن افغان در ترقی است خصوصاً همدرین سرزمین آستريليا مقام ماونت گهر اونت شهر بريز بند کنج لبند استریلیا مسجد پررونق بكمال زیبا افغانیان تعمیر نموده اند و يكمسجد پر رونق بكمال زیبا مقام هاركت اسيرتك سوت استریلیا تعمیر شده و يك مسجد در بروکن هیل نیو ساؤته ویلس استریلیا نیز تعمیر شده و یکمسجد عظیم پر رونق در شهر اولیدسوت استریلی بکمال تكلف و زیبا تر امیر است و يك مسجد در شهر بار نه وستن آستر پلیا در بازار وليم ستريت تعمیر است صاحبا این دو مسجد که يک در پارته وستن استریلیا تعمیر شده و يك مسجد در شهر آدلید سوت آسٹریلیا بسیار زیبارو بارونق که اندرون مسجد فرشهای رنكارتك و كردا كرد مسجد تاکهای انگور و باغ گل های قسماقسمی و حوض كبير و رباط معنا که اکثرکار بمانند سنگ مرمر مصفار ساخته شده اند و برای تبلیغ اسلام بقدر وسع خود سعی بلیغ میکنند و کتب های تبلیغ اسلام و قرآن شریف که مخط انگریزی مرقوم شده در مدرسه سراحیيه كم في الحال باية جديد نهاده شده - موجود است اگر اهل یورو بیان را خیال دیدن باشد تا بخوشی آمده از حالات اسلام واقف شده اگر در قسمت ازلی منطور باشد خود اسلام قبول خواهد کرد .\nاکتر اهل یوروپ برای دیدن و خواندن کتب اسلام می آیند الله تبارت و تعالى جل جلاله قوت اسلام را قاسم داراد .\nصاحیا درین مسجد از انجمن اسلام افغانیه سراحه مراد در اینجا مراجیه آن افغانانند که از رعایای اعلیحضرت سراج الملة والدين اند که بطور فخر به مسمی شده اند جلسه عظیم شده بود که بنده خود حاضر بود که تمام اهل افغانان بسیار محبت بنده را طلب نموده بودند . همدرین جلسه خاتون نام بی بی فاطمه نو مسلمه که اصلی انگریز بود که بود آوردن اسلام بنام بی بی فاطمه مسمیه شده بسیار بجوش محبت اسلام را ظاهر کرد و دیگر خاتون مسمه بی بی زينب نو مسلمه که اصل از قوم فرانسوی است که بعد اسلام بنام بی بی زینب مسمی شده نیز بسیار بجوش محبت اسلام را اظهار نمود این هر دو بخوشی در تزوج دو افغان مراجه در آمدند از انجمن اسلام افغانیه بسیار بجوش و خروش دعای خیر برای یاده اه اسلام سراح الملة والدين واهالی افغانستان کرده شد برای خلیفه مسلمین که خادم الحرمين الشر بعين است بسیار بجوش دعا کرده شد الله تبارك وتعالى جمله مسلمانان را در دین اسلام خود قایم داداد و دشمنان و حاسه انش را ذلیل و خوار گرداند بعد از ختم جلسه و دعای اسلام - یکدهای پرجوش برای سردار محمود خان صاحب طرزی که مدیر سراج الاخبارست کرده شد - که انجمن اسلام افغان شكره\n\nصفحه ۷\nسیاست دیگر اگر آن مردم مسلمان پیکانه آزار و بیزار شوند بد نامی و خسارت دولت میشود این دیگر سیاست بلی ، ما مسلمانان به چندین في انصافها موصوف و به ناشایسته کها مألوف و مرغويم . اگر این احوال اسف مال بدیمنوال دوام پذیر باشد به آینده هیچ شکی نیست که به آمدن هزاران زواری که در آوان میله گل سرخ از بار دریا و ایران و دیگر بلاد برای مشرف شدن زیارت شریف می آیند فاصله وخاتمه بدهند . العياذ بالله اگر عاقبت بالمنوال قرار گیر کرده غیر از نا امید شدن هزاران مسلمانها از زیارت مزار فیض آثار ، منافرت و مباعدت نیز در میانه این دو اخوان دین جایگیر خواهد شد . حالا این بد بختیهائیکه بعالم اسلام روی داده اگر يكانه سبب آن منافرت و مباعدت ، نبوده ۲۰ دیگر چیست ۲۰ در یکی از شماره های سراج الاخبار خوانده شد که پادشاه ترقیخواه دولت خداداد افغانستان جی از اکاران را در يك مجلس جمع نموده در خصوص آمد و شد راهروان عبارت از ( ۱۰۵ ) فقره قانون ترتیب دادند که حالا در موقع تطبیق مانده نشده و برای روندگان و خصوصا بحاجیان خیلی نافع است علی علی اداره امور ملکیه خوانین نظامیه خوب و آسانتر است خصوصاً آن قانون سعادت مقرون با ضو البديد ذات شوكتيات اعلیحضرت امير ( حبيب الله خان ) مرتب شده باشد . ولی اگر تطبیق کنندگان آن مانند همین خرج کيران بنادر ترکستان و مانند خراج دار کاه می دوری سنك كه بد اخلاقی آنها معلوم و ظاهر است . باشند . از خوبی آن قانون چه قائده و از مفید بودن آن چه استفاه و برای قاصر بنده از قوانین خوب ترتیب دادن ، تطبیق کنندگان خوب پیدا کردن پرداختن هزار بار خوبتر و بهتر است مراد ما از تحریر این مقاله بدیگران بشد دادن نیست . پند دادن از قوه فكره ما بیرون است . چونکه ما از حیثیت آنکه مسلمان ایم نخورسندی آنها خوسند شده افتخار میکنم و به ناخورسندی آنها خود ما را با آنها در يك شمرده مأیوس و مکندر میشویم و این سخنان را می نویسم و می کو نیم والا ما هم ما چه بکار خود می شديم بافي سلام مع الاحترام\n( یکی از حجاج عبد السلام العظمي سمرقندی )\nحاشیه\nدر خصوص باشندگان راه پشاور در آینده خواهم نوشت\n\nسراج الاخبار افغانیه\nابن عبد السلام افندي وقتيكه دار السلطنه رسیدند برای ملادت این مدیر عاجز تشریف آوردند حقيقتاً صاحب اخلاق وكمال يك طالب العلمی بودند که خیر خواه عالم اسلامی بودن شان از گفتار و اطوار شان ظاهر و عیان مینمود هیچ شبهه نیست که این مکتوب خود را از همدردی اسلامی نوشته اند و هیچگاه بر خلاف واقع نیست ، زیرا از دیگر بعضى حجاج هم همچنین شکایتهای خرجگیران داشتیده ایم ، لهذا سراج الاخبار افغانیه از مأمورین بزرك دولت متبوعة مقدسة خود بنام السايت و اسلامی رجا و استرحام میکنند که نظر خیر خواهانه صداقت کارانه عالی خودشان را به این مسئله متوجه فرمایند و خرجگیران و بندریان با اخلاق و تربیت را برای این کار انتخاب کنند و تنخواه شائرا یکه داری بیشتر بدهند که از احتیاج خت کردن حجاج وزوار مسلمین"}
{"book": "adl0616", "page": 1297, "text": "صفحه ۸ سال چهارم شماره ٢٤\n\nاو را ادا کردن نمی تواند سبب تمدنی خود را ایشان همین جریده سراج الاخبار میدانند که بخواندن سراج تمدنی ایشان مترقی است روز بروز در کار دین اسلام و خیالات فایده رسانیدن برای قوم خود مستغرق اند سبحان الله وبحمده که درین تمام زمین استریلیا که جوش و خروش افغانان در کار دین اسلام مترقی شده و خیالات ایشان در فایده و رسانیدن برای قوم خود محو شده بلاشك سبب او همین سراج الاخبارست افسوس میکنم که سرداران و محبان بلوچستان از ریاست قلات و سبیله خصوصاً محبان اهالیه کیج مکران و سرداران قوم کمکی و سرداران قوم نوشیروانی و سرداران درك واهالیه جالق و پمپور و گهه و قصر قند که همراه این بنده محبت ذاتی بوسیله محبت پدری و جدی میدارند چرا اوقات زندگانی خود را بخواب غفلت ضایع میگردانند - لازم که خود را در زمره مشترکان جریده سراج الاخبار افغانیه شامل گردانند خواه رئیس باشد یا غریب که از علم تمدنی و خیر خواهی قوم آگاه شده سرگرم بشوند که کار دین اسلام همین است لازم که خود در امر فردی ازین خواب غفلت بیدار و آگاه گرداند .\n\nاز مسجد اسلام افغانیه سراحبه ولیم استریت شهریار ته وستن استریلیا بنده سید جلال شاه عفی عنه - مورخه ۵ ماه شعبان سنه ۱۳۳۳\n\n( حکایتهای محاربه )\n\nيك مقايسه مختصر در بین محاربه ( ۱۸۷۰ ) و ( ١٩١٤ ) درین محاربه خونریز الم انگیزی که يك مصیبت عظیمی و يك صدمه جمیعی بر عالم بشریت و مدنیات آورده، برای رهایی دادن گریبان خود را از مسئولیت عظیمه این جنایت عظما هر يك از دولهای محارب سعی میکنند که خود را معصوم و طرف مقابل خود را مسئول برقی دهند . و در خصوص مانند کتابهای ، زنان دگر بار دگر، های حقه بازها یعنی مداریها اوراق رنگارنگ سرخ و زرد و آبی و سبز و سفید و نارنجی وغیره را در نظر مردمان جلوه میدهند . هر قدر زوری که دارند صرف میکنند که همه قباحتها و مسئولیتها را بگردن المان ها بندازند . حتی جریده (نان) که معتبر ترین جریده های فرانس است، هر انقدر که میتواند از بدیهای اخلاق و اوصاف المانها بحثها میراند که از انجمله در یکی از نسخه های خود از محاربه سابقه سنه ۱۸۷۰ فرانس والمان بحث بمیان آورده میگوید : - ، که المانها طبعاً پروجنك طلب مردم میباشند . چنانچه ، بیسمارک، مشهورشان برای باز کردن دروازه جنگ را با فرانس در سنه ۱۸۷۰ تلگرافنامه پادشاه ناپلیون سوم را تحریف کرده بود ، حال آنکه این سخن جریده (نان) در نظر ارباب بصیرت بجز يك خرافات ساخته کی دگر هیچ قدر و اهمیتی را جایز نیست زیرا چون بتاريخ نظر کرده شود تحقیق می پیوندد که محاربه ۱۸۷۰ را تمامها خود فرانسویها ایجاد کرده بودند و آخر الامر در همان جایی که کنده بودند خود شان افتادند . حقیقت این است که در تاریخ مذکور پرنس ( التوبولد ) نام يك شهزاده خاندان ( هوهنزولرن ) المانی که برادر همین پادشاه (رومانیا) بود که چندی پیش ازین وفات یافت برای پادشاهی تخت اسپانیا انتخاب شده بود . دولت فرانس این انتخاب را نه پسندیده، و انداختن دانه جنگ را يك بهانه پیدا کرده بنای قیل وقال وجنك وجدال را گذاشت . پرنس ( لتو بوند ) مذکور برای آنکه بسبب شخص او بآن جنگی بوقوع نیاید از حکومت اسپانیا دست بردار گردید ، باوجود اینهم چون فرانس جنك طلب بود ، دایماً بواسطه سفیر خود که در برلین داشت پادشاه المان را که جد قیصر امروزی المانست موی دماء شده آزار میداد، و ازو طلب میکرد که بدرستی قول بدهد که بعد از بهم در هیچوقت از خاندان ( هو هنزولرن ) کسی بنامزدی تحت اسپانیا انتخاب نشود . ایمبراطور المان در انوقت در شهر (امس) بود، و سفیر فرانس هر روزه بدروازه اش رفته به اصرار تمام همین خواهش دولت فرانس را از و طلب میکرد . تا آنکه ایمبراطور ازین تعجیزات سفیر به تنگ آمده بواسطه یکی از یاوران معیت خود به او گفت : - ، که پرنس لئوپوند از تخت اسپانیا دست بردار شد ، و اخیر رسماً بمن واصل گردید . دیگر گفتی باسفیر ندارم والسلام ... ایمبراطور این کیفیت را به تلگراف به برلنس بسیار کی نیز خبر داد . هنگامیکه این تلگراف ایمپراطور به برلنس بیسمارک میرسید ، پرنس مشارالیه با مارشال ( مولتیکه ) که رئیس ارکان حرب بود ، و ناظر حربه ( دورون ) یکجا بر سر سفره طعام نشسته بودند . پرنس بیسمارک بعد از اینکه يك دوبار تلگراف را تنها خودش خواند به دو رفیق خود داده گفت : - ازین روش فرانس معلوم میشود که مطلق با ما جنك كردن میخواهد . حالا آنکه ما با يك مسلك نرم و مدارات میخواهیم حرب را منع کنیم . و اگر زیاده برین همین وضعیت را محافظه کنیم برای حال و استقبال حکومتهای المان که يك امید اعتلا و اتحاد را بدر میپرورانند يك آفت عظیمی شمرده میشود . . اینرا گفته از ناظر و رئیس مذکور پرسید : - ، که وضعیت عسکری تان چگونه است ؟ .. مارشال مولتکه که اکثر اوقات ساکت و صامت بك حالی داشت، ازین سوال پرنس يك حال خوشی و شطاری پیدا کرده و خود را در مواجهه يك حرب ناگریزی که فرانس بران تثبت نموده یافته گفت : - « هیچ وقت ضایع کردن لازم نیست ، با جنگجو عجز جنگجویی ذکر جایزه نیست » . . بعد از ان در حالیکه چشمهای خود را بسقف دوخته بود ، دست های خود را به قبورغه های خود زده گفت : « همین که یکبار اردوهای خود را بر فرانسه برانم ، بعد از ان بگذار که همین سقف بر من بیفتد » . . پرنس بیسمارک چون بخوبی دانست که فرانس بهمه حال و سیر بیکار است ، لهذا برای آنکه جنگ را زیاده تر ناگزیر بسازد ، هماندم تلگراف نامه مذکوره را تحریف نی، بلکه یکقدری تبدیل نموده مطبوعات - یعنی به اخبارها - داده در عالم منتشر نمود . به این سبب در فرانسه قیامتها برپا شده آتش حرب در گرفت . در ین وقت فرانسه فریادها و فغانها میکنند که گویا این حرب حاضر را المانیا سببیت داده، حالا آنکه همه عالم به این يك میدانند که سبب یگانه این حرب نجز جنایت صربیه قاتل، و حمایت کردن روسیه بآن قاتل ، و درین حمایه فرانسه و بریتانیا نیز خود را شريك ساختن با قاتل دیگر هیچ چیزی نبود . و چنانچه در سنه ۱۸۷۰ قباحت بر فرانسه بود درین سنه ١٩١٤ نیز قباحت برفرانسه است . علی الخصوص که قباحت این بار فرانس چون بصورت تابعی و دنباله روی اسلاوی بظهور پیوسته است . از انرو از چنان قباحتهایی نیست که عفو شدنی باشد .\n\nحکایت دیگر\n\nدیدنیهائیکه يك سیاح در المان دیده و به جریده ( کان ) نوشته"}
{"book": "adl0616", "page": 1298, "text": "٢٤\nسال چهارم\nشمارة ٢٤\nرد که در وی دماء که بود ای تحت ن بود. خواهش العجيزات سما بمن اطور این ب بود. اند به دو که مطلق مداران بعید را ابترا اری تان سامت یدا کرده ت نموده نجو عجز خود را به حاضير سیه با آن في باقتل ه بود ا قباحت رسوت تن به تن و دست به سخن بهترین قشون میباشند.\nدر این موقع جنك خواستم ملاحظه نمایم که ایا در وضعیت اهالی تغییری یافته و تزلزلی در عظمت آن مکان راه یافته بانه در هوتل و تالار بزرگ آنجا که رسیدم مانند مواقع خیلی عادی تمام صندلی ها و میزها مملو از مردم و دود سیگار در اطاق پرويك مكان خالى بنظر نمی آمد قیمت آب جو بیشتر از بیست و هفت بنتك هم نبود به يك زحمت زیادى آخر يك صندلی خالی پیدا کرده و نشستم و اگرچه حاضرین از بابت جنگ صحبت می داشتند لیکن بقدری جمعیت و همهمه بود که نمی توانستم درست عقیده آنها را فهم نمایم بواسطه این که گرسنه بودم خیال نان خوردن کرده و خواستم فهوم که همان طوریکه در خارج شایع است الانان جدید المان انه غير از کندم خالص بعضی حبوبات دیگر وجو داخل دارد گران و کباب است یا خیر او اين حيرت من از این شد که در صورت قیمت خوراك ها و نان که حسب المعمول روی میزها است نسبت به قیمت سابق ابدا تغییری یافته و قیمت نان حالا با سال قبل که در همین موقع بهار خودم در آلمان بود. تفاوتی نکرده است و بعلاوه رخ سایر ارزاق و خوراکی ها تقریباً به ترتیب سابق باقی مانده است و در ازای یک مارک پول آنان تقریباً قرآن پول ایران نیم جوجه مرغ و مقداری برنج پخته برای من آوردند که بانان و پذیر کاملا مراسیر کردند خیلی دوجار حیرت شدم که پس این شایعاتی که در فرانسه هست که قحط و غلا در آلمان را میافته است و ارزاق فوق العاده كم و كران شده چیست و فورا محبت یکی از دوستانم که در پاریس به من گفته بود بخاطرم آمد که میگفت این آلمانهای حقه باز میخواهند افکار را بر ما بشورانند و میگویند آزونه کم دارند در صورتیکه مسلماً همه چیز دارند. وابداً مخارج احتیاج ندارند در حقیقت هر کجای شهر رقم غذاهای لطیف ولذید یافتم و خوش مزه اینکه در شهری که کمان میکنند از برای قحط وغلا زبون و ناچیز شده است من چاق و فربه شدم. مار شال هینه نيورك در همه جای آلمان مجسم است. از پشت شیشه ها تصاویر ومجسمه مختلفه این سردار نمایان و چشم خود را بعارين دوخته. در تابلو و علامات مخصوصه هوتل ها اسم مارشال با خطوط طلائی درخشان و روی قوطی های بیکار باشکال سواره و پیاده نمایان و حتی روی باندرل های اجناس ظریفه و علائم کارخانجات تصویر مارشال هند بورك هو ید است و هر کجا که چشم بندازیم مارشال مزبور حاضر و ناظر است و تا کنون این امتیاز مخصوص قیصر بود یعنی تصاویر امپراطور افطار را پرو خیره ساخته بود و حالا زار ال مشار اليه مانند قیصر افکار وتوجهات آلمان را جلب کرده است .\nوضعیت وحیات شهر مونیخ تقریبا مانند از منه عادی است و فقط علامتی که آلمان دارد جنگ میکند در این شهر این است که عده از تفریح کنند کان سربازانی هستند که مجروح بوده و تازه معالجه شده و از مریض خانه بیرون میایند و هنوز در سیهای آنها اثرات مهابت و عظمت مخاطره این جنك مشاهده میگردد .\nاین باوار پائی ها ( مونیخ های تخت مملکت باواریای آلمان است) را که درست نگاه کنی سپای خونخواری از وجنات ایشان هویداست و میتوان فهمید که از دست این نوع مردمان شدید البطش چه کارخانی در جنگ ساخته میشود.\nقول پیران ما ایران این آنها نیهای باواریایی از چیزی که خوشتان میاید قدرت جنگ جوئی و محاربه است و چنانچه بدقت برفتار و قیافه ایشان در وقتی که طرف میدان جنگ میروند نگاه کنی که چگونه دسته کلی بتونه کلاه خود آهنی زده و کارد خود را در چکمه ها جاداده اند صدق این مسئله و عقیده مكشوف میشود\nمردمان مزبور طبيعتا قوی بنیه و درشت استخوان و بزند کانی زیر آسمان و مهرا عادت دارند و معیشت در بخاری میدان بدانها اذیت نمیکنند. و این ها که در زمان صلح نیز روزهای تعطیل یکشنبه پیوسته کشتی و کنگ کاری را تفریح خود قرار میدهند قطعا برای جنگ جوی و محاربات تن به تن و دست به سخن بهترین قشون میباشند.\nهما توقتيكه من از مونیخ باراه آهن حرکت کردم عده کثیر این نظامی بطرف میدان غرب حرکت کرد و تماما مملو از همین سرباز های باوار پانی بود و ایشان قشون جدیدی بودند که برای ، وزه و ، اگزاس . اعتمام میشدند\nكذا\n( رعد )\n( الفضل لمن شهد به الاعداء )\n( ژورنال دوباری) فرانسوی در باب آلمانها چنین مینویسد\nآنچه را که والاتر و عالی تر صنعتی در دنیا بتواند بصنايع وفنون جنگی بدهد آلمانها محمد افراط آن را داراهستند. برای آلمانها تاریکی و روشنائی تقریباً یکی است و می توان گفت ظلمت شب برای ایشان وجود ندارد و به اشعه نورافکن ها آنها در هر مکانی که اراده نمایند شماع های درخشان موشک های نورانی که برای هدایت در شب و مشاهده عملیات خصم لازم است ملحق میشود .\nاثر ویلان های آلمان در هر کجا که تصور شود مانند ارواح برق سیر حاضر و مهیای کار میباشند و بمجرد آنکه آنها یکی از مواقع توپخانه ما را کشف نمودند دیگر تکلیف معلوم است و قوداً از همان بالای آسمان توسط دود سیاه علامات موشکی که از اروپلان و حرکت می آید آلمانها درست می فهمند که مادر کجا و توپخانه ما در چه نقطه است.\nدر ابتدای جنگ از حیث عرابه های برقی و اتومبیل های بسیار فوق العاده برتری خوای تقیه و اتصالیه ما را مبهوت نمودند و هر چه که راجع به علائم و نشانی ها است در نزدایشان باخرین سرحد کمال رسیده است. خطوط تلگراف و تلفونى حتى در يك گروهان كوچك قشون كه در يك نقطه دور پانزديک باشد وجود دارد و هیچ دسته معدودی نیست که بوسیله آنها با تمام قشون ارتباط نداشته باشد.\nافواج ( سفر مينا ) و مهندس ایشان بطوری دارای هر گونه وسایل عملیات و مینای کار هستند که برای ایشان خراب کردن بكراء بالخطوط آهن با براندنبل بالتعمير او يا كشيدن راديک کار عادی بسیار سربی است.\nدو نفر از نویسنده کان نظامی فرانسه تقریباً مضامین شان مساوی است.\nنویسنده معروف ( كوستا و هروه) در روزنامه ( معادلات اجتماعی ) مینوید ( آلمانها موفق شده اند که کشتی های تجارتی انگلیس را در نجر و ایرلند، یعنی در ساحل انگلیس که بطرف امریکا است زیل زده"}
{"book": "adl0616", "page": 1299, "text": "صحیفه ۱۰ سال چهارم شمارۀ ٢٤\n\nو تخریب نمایند ایا بچه راه و وسیله آنها در مجاور ( لیور پول ) خود را رسانیده اند؟ — هنوز برما مجهول است و چیزی که میتوان تشخیص داد این است که المانها تحت البحرى های ساخته و در صدد ساختن هستند که چنین قوه را بروز داده که می تواند مواد احتراقيه و تربيل والذوقه و نفرات برای یکچنین مسافرتهای بسیار طولانی حمل نماید بعلاوه آلماتها فوق العاده قوی تجه وزبر دست میباشند وقوه فکر و اقدام در آنها زیاد است . ما فرانسه ها و انگلیسیها تا حال خیال میکردیم که مشهور ترین ملل از این حیث هستیم وقوه فکر و شروع را منحصر به خویش نموده ایم . در حقیقت قوه تشکیلات و سعی و عمل المانها را نمی توانستیم تردید نمائيم ليكن بنظر ما ایشان مردمان سنكين وغير جالاك مي آمدند و تصور میکردیم که آلمانها فقط مقهما بوده و در اختراعات از ما تقلید می نمایند. لیکن جسارت عقلانی و قوای مدر که آنان را تا کنون غافل بوده ایم باین دلیل که از اول جنگ تا کنون فقط آلمانها هستند که از حیث قوای مخترعه راجع به مهمات وفنون جديده حربی همه کسی را متحیر ساخته اند. آلمانیها اتوموبیل زره پوش جنگی را اختراع کرده و نتایج عمده در این جنگ گرفته . اینک مشاهده می کنیم که روی دریا و در اقیانوس ها عقاید و تصورات قدیم را زیر پا گذارده و ما فرانسه ها و انگليس هارب النوع های دریا بایستی سر مشق از آنها گرفته و متابعت اختراعات جسارت امیز ایشانرا نمائیم و دانشمند و نویسنده معروف مارتن من اللون در روزنامه نان می نویسد ) ، ما فعلا بابك نوع رقیبان نمره اول دنیا سرو کار داریم وا کر کسی خوب بخواهد بفهمد که با چه زمره مردانی طرف هستیم بایستی در میدان جنك رفته و با صاحب منصبان و متخصصين علم نظام و دانشمندان فنون حربه صحبت کرده و انوقت اطلاع حاصل نماید که تداركات جنكي فوق التصور واستراكازى عالى ومحير العقول آلمانها چه حد و تا چه درجه فوق العاده است و در تمام جزئيات وكليات آلمانها چگونه این نکته را مدلیل میدارند و چه نوع زیر دستی و چیزه کی ایشان فوق هر گونه سعی و عمل ما می باشد در هر یکی از قسمت های صغیر و کبیر در تمام خندق ها و صفوف المان ها دارای یک دیده بان مخصوص هستند که با دور بین کمترین حرکات زمینی و آسمانی ما را مراقب هستند و هیچ حرکتی از ما بر آنها پوشیده نیست . آلمانها از بدو جنگ تا محال در تمام مواقع و صحنه های جنگ هزاران خدعه های جنگی بکار برده که همکی نوظهور میباشند. گاهی چنین وانمود مینمایند که میخواهند عقب بنشینند و باین حیله ما را پیش کشیده و سپس صفوف ما را با میتر الپوزهای زیادی که در زیر درختها و توده های کاه و خاک از انظار مخفی داشته اند درو کرده و خرمن هستی سپاهیان ما را آتش میزنند چنانچه اگر با این حال یک خندقی از آنها را تصرف کردیم بایستی منتظر باشیم که آیا از عقب و جلو مبتلای باران کلوله های آتش بار میترالیوز که برای جاروب کردن و اعدام متصرفین جدید هر گوشه مخفی شده نخواهیم شد یا اگر حمله متقابله در وسط یکی از دالانهای تحت الارضی که بشكل مارپیچ و غیر معلومی ساخته شده بعمل نیامد آنوقت دوچار کمین کار نمیشویم؟ و بیرحمانه تمام تازه رسیده کان را تلف نمینایند؟\n\nبمب اندازهای آنها مانند موشک های احتراقیه ایشان بقدری مؤثر و شدید العمل است که محتاج به توضیح نیست .) وقتيكه خیال نمائیم که انكليسها و روسها و فرانسه ها با چه خورسندی و بی فکری به آلمانها تهمت زده و چگونه آلمانها را بدون استثنا اشخاص بی شرف و بی وجدان معرفی مینمایند میتوان تصویر کرد که با این حال چقدر برای جراید فرانسه و انگلیس سختی مشقت دارد که از روی ناچاری از تمجید عساکر آلمان نمیتوانند خود داری کنند. این است که آنان که با چهار دولت بزرك و چندین دولت جلسات كمتر مهم جنك مينمايد تفوق و عظمت قوای خویش را بدرجه عالمیان مشهود داشته است که حتی دشمنان خونی او خویش را مجبور می بینند که بلا ازاده و طوعاً ام كرهاً از اظهار تعجب و تحسین زبان خود را به بندند .\n\n(آلمانها اليومين ومواد غذائی را)\n\nكذا میخواهند از هوا بگیرند\nجرايد و مجلات علمی آلمان در خصوص كشف محير العقول جديدي که بوسیله آن مقدارهای عظیمی (البومین) یعنی ماده غذای گندم با نشاسته مصنوعی که از هوا گرفته میشود هیجان مسرت آمیزی دارند در ذیل این عنوان ( فتح بزرگ علم آلمان ) روزنامه معروف ( توست نانخریش ) می نویسد آلمان بوسیله علوم عاليه وقدرت اكتشافات اقتدار ثرونی و اقتداری خویش را باوج عظمت رسانیده و وجود مساعی جدی دشمنان که میخواهند این مقام رفیع را از وی بربایند موقع شایسته خویش را در زیر آفتاب حفظ خواهند کرد ، اليومین یا ماده غذائی گندم مهمترین عامل حیات انسانی است و مملکت آلمان از حالا در کار اقدام است که مقادیر بسیار عمده از آن حاصل و برای اغذیه دواب مانند کاو و گوسفند و اسب و غیره مصرف سازد . از طرف دیگر ( برلنر تاگبلاد ) يك مقاله بسیار مبسوطی راجع باین اکتشاف جدید نوشته و سپس این مسئله در پاریس موضوع تحت گردیده و علمای متخصص فرانسوی در تحت مداقه قرار داده و بعد از تحقیقات بسیاری مسیو ( ماری ) رئیس دار العلم علوم عالیه باريس نظریات و عقاید مجمع علما را به تفصیل ذیل به روز نامه تان چنین ابلاغ نموده است برلنر تاگبلاد منطبعه برلن خبر میدهد که دارالعلم مواد غذائی آلمان موفق شده است که از هر چیزی که بخواهد يك نوع غذائی برای حیوانات بسازد که از صد جزو آن نجاه قسمت مواد از نه نشاسته باشد. پس از دقتهای لازم درین عمل معلوم و مکشوف میشود که بطور ساده ولی تا در جایی که شاید فوق التصور دارای عظمت و اهمیت باشد ترکیبی کشف کرده باشند که فعلا در همه جا معمول است یعنی ماده حمومت را که در هر چیز و در آب و هوا موجود است مبنای این عمل قرار دهند . همه کی میداند که ماده حموضت را همینکه یک ماده غذائی ياتك امو نياك بوی بدهند میتوان در عوض الکل بیرون آوردن از ان به بك طوری آن را عمل آورده و خشك نمايند كه مواد اليومي آن کاملا بکار غذا بخورد ولی نه پنجاه قسمت از صد قسمت بلکه ٤١ از قسمت ان ماده اليومين خواهد بود"}
{"book": "adl0616", "page": 1300, "text": "شماره ٢٤\nسال چهارم\n٢٤\nصحیفه ۱۱\n\nری موز\nنورسندی\nاشخاص\nحال چقدر\nی ناجاری\nبه عالمیان\nجدیدی\nتوست\nالنشا وان\nو دمایی\nع شایسته\nاده غذای\nالا درکار\nمانند کاو\nف راجع\nاع بحت\nده وبعد\nه بادیس\nت ابلاغ\nو غذائی\nبانی برای\nشته باشد\nلور ساده\nشد ترینی\nوست را\nعدائي\nم آن\nن اران\nبیش کن\nوقت\n\nه روس ها انگلیس را مجبور باین اقدام نموده اند لیکن خودشان خواهند فهمید که این خیال چه خطه ای بزرگی است که منصور خودشان دار داخل و قسطنطنيه را اشغال نمایند فقط برای انکه بتوانند واردات و صادراتی از روس داخل و خارج نمایند. ليكن مطلب کم کم برای متفقین کشف میشود که افواج و قوای دفاع شهادت و فدا کاری خود را بمالمیان ثابت نموده و معلوم میشود که عساکر عثمانی قابل انجام وظیفه خود می باشند. پس از آن سلطان از رشادتهای نمایان عساکر آلمان و صاحب منصبان آنان که برای دفاع دار دانل جنگ می نمایند و از لیاقت و قابلیت ذاتی قيصر ويلهلم توصيف نموده و بعد چنین بیان می نماید . خیلی خورسند هستم که روزنامه نگاران آمریکائی را در این موقع مشاهده می کنم که در موقع حملات متفقین به دار دانل خود روزنامه نگاران حضور دارند و حقایق امر را با العیان می بینند .\n\nهمان طوریکه فعلا می توانند مستقیما امونیاک را از ماده آزوت هوا استخراج و بدست آورند معلوم میشود که ادعا و عزم دار العام غذائی بر بی اساس نیست و اگر نتوانند هر چه میگویند صورت دهند لا اقل نصف انصورت پذیر است چونکه تا کنون پیوسته برای ساختن قند چقندر لازم بوده و معین شده است که ماده قندی فقط در هوا میباشد و بس و حالا زیاده بر این در این موضوع نمی خواهیم بحث نماییم پس در ینصورت حالا دشمنان ما یعنی المانها می خواهند عناصر طبیعت را بخدمت خود وا داشته و مقدارهای لازم از این ماده حاضر سازند و باین مقصود موفق خواهند شد در صورتیکه کار خانجات بزرك و متعددی مجاور اردو گاه های خود برای ساختن و بدست آوردن امو نياك ساخته و تناسب با غذای اسب های زیاد قشون چونکه این غذارا آلماتها فعلا برای اسبها و حیوانات خویش می خواهند بکار برند به رای خودشان دست بکار شوند که مقادیر زیادی تدارک نمایند. یک نکته دیگری باقی است که تذکار آن بی اهمیت نیست عبارت از اینکه مواد البومين برای عزای اسپان و حیوانات لازم است واگر علما و دانشمندان آلمان يك وسيله علمی کشف میکردند که مقدار جو و علوفه که برای اسپان لازم است در يك روز از زمین روئیده میشد حیوانان بیشتر از آنها ممنون می شدند امضا . رئيس عمليات دار العالم پاريس\n\nدروازه سلام به مبارکه\n\nمن بافکار عمومی\nدول وممالك بي طرف\nخیلی اهمیت میدهم\nو موقع را اغتنم میشماره\nکه اظهار رضایت از\nروابط سرماه المدونی\nبا عثمانی بنمایم.\n\n( وضع زندگانی )\nدريك تحت البحري المان فرمانده تحت البحري يو ١٦ ، ليوتنان هانسن ، به يك نفر از روز نامه نگاران امریکائی اجازه ملاقات « انترویو » داده و صاحب منصب مزبور در این ملاقات اطلاعات دقیقه راجع به زند کانی کردن در تحت البحري ها و ترتیبات فرورفتن و بیرون آوردن و حمله بردشمن را با تفصیلات جالب توجهی شرح داده است که عینا مینگاریم همین که نزدیک دشمن و کشتی های او برسیم با آنکه دریا در طلاطم و طوفان باشد و وضعیات بحری مستلزم گردد فوری زیر آب رفته و در آنجا بكمال آسایش مراقب کار و فرصت خود میشویم بدواً که فرو میرویم تمام روزنه ها را مسدود و توسط تلمبه تاحد معینی از فشار هوای خوب داخل محفظه های احتیاطی داخل کرده و تا چند دقیقه بار و مترا ( درجه هوا ) نگاه می نمائیم که آیا درجه فشار پائین آمده است یا نه و همینکه تمام کارها مرتب و وسایل لازمه میباشد زیر آب میرویم در حینی که زیر آب حرکت مینمایم يك سکوت شبیه بمرگی در کشتی و دریا حکم فرما است و موتر الكتريك بدون ذره صدا در کار حرکت است و آب بقدری خوب ناقل صداست که چنانچه با کشتی روی آب\n\nاز جراید فرانسه\nبيانات اعلیحضرت سلطان عثمانی دريك تشرف حضوری که در قسطنطنیه به روز نامه نگاران امریکائی مرحمت شده بود اعلیحضرت سلطانی بیانات عدیده نموده و در ضمن سایر مطالب راجع بعمليات متفقین دردار دانل و مقاصد آنها در متاثر ساختن دول بي طرف فرمایشات ذیل را نموده است :\nه نهایت اطمینان را دارم که قوای متفقین هیچوقت قادر به مقهور کردن بوغازهای داردانل نیست\nه عملیات دلیرانه که قوای منصوره ما اخیرا و جدیدا در محاربات بوغاز نموده اند طوری درخشان است که امروز می توانم بشما بگویم و خاطر جمعی دهم که متفقین هر چه نمایند و مساعی آنها هر اندازه باشد و هر قدر قوم بياورند بالاخره اعتراف مینمایند که مقهور کردن قوای مدافع غير ممكن است"}
{"book": "adl0616", "page": 1301, "text": "صحیفه ۱۲\nسال چهارم\nشمارة ٢٤\n\nبالای سرمایان نزدیک کشتی ما عبور نماید فورا آب صدای ماشین آن را تمامی رساند و بلا فاصله می فهمیم کشتی در چه فاصله و در کدام طرف ما است.\nکشتی رانی ما در زیر آب مطلقا توسط نقشه و برکار می باشد وقتی که خیلی زیر آب می مانیم و مقتضیات دریا ما را مجبور می کند که زیاده از حد معمول تحت آب بمانیم هوای کشتی گرم و متعفن میشود و بوی روغن ماشین مخلوط بهوا می گردد و کسانیکه تازه در خدمت داخل شده و کاملا معتاد نشده اند طوری خواب بانها غلبه می نماید که زحمت می توانند خود داری نمایند و خیلی باید سعی نمایند که آنها را خواب زیاد کاهی بعضی اشخاص کار نکرده در کشتی من بودند که بواسطه عدم اعتیاد در سه روزه اولی که داخل شدند ابدا غذا نخورده و خواب مهلت غذا خوردن را بایشان نمیداد و مندر جا که عادت شد این حالات برطرف می شود.\nبازی همینکه هوای دریا طوفانی شد با آنکه نزدیک قواو کشتیهای دشمن رسید بایستی رصد آنها داخل عملیات کردیم در آب غوطه ور می شویم و به کسانیکه موقع كشيك خدمتشان نیست حکم میشود که خوابیده با آنکه معلقاً راحت نمایند وابداً مداخله در عملیات و زحمت نمایند زیرا که کار و حرکت اسباب آن است که زیاده\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1302, "text": "حیفه ۱۳ سال چهارم شماره ٢٤\n\nکه سبب این همه پیش قدمی های دولت جرمن و پس باشدن دولت روس این است که دولت جرمن تعداد سپاه خود را در محاذ روسی نسبت بماقبل مضاعف یعنی يك بر دو نموده - ازین رو افسرهای رومی قرار مصلحت وقت لازم دانسته - فوجهای خود را از کنار دریای و سجولا عقب پرده - از سر نو مرتب نموده - حمله خواهند بود - چنانچه کار روانی مذکور بلا مزاحمت غير بعمل آورده میشود - برکنار غربی دریای و سچولا پیش قدمی فوجهای جرمن بسیار بسرعت جاری است ازین مقام سپاه روسی بطرف عقب دریای هنرنکا در علاقه جنوب زولن پس با شدند و افسران جرمنی میخواهند که سپاه شان دریای بک را عبور نمایند باین طرف دریا خود را برسانند درین حالت که اکنون ابتداء حمله شان است فوجهای جرمن بسیار علاقه ملک رومی را قبضه نموده اند لیکن نقصان بسیار سخت برای سپاه خود ایشان هم رسید. در تمام محاذ میدان جنك روسي جنك بسیار خون ریز جاری است اما در دو جا ی وحمله فوجهای جرمن از حد زیاده دانسته می شود. یکی در مقام اورنج جوسك و علاقه جات و استحکامات دریای کار بودوم در علاقه جات لیلن که با همیت کلید میدان جنگ را دار است فوج های جرمن حمله های بسیار سخت نموده - موضع بولری واقع محاذ تاریو را قابض شدند و با لخصوص در محاذ ليلن جنگ بسیار بشدت جاری است سپاه رومی تمام روز حمله های سخت و بشدت سیاه جوئیل میکنین جرمنی را پنا نمودند مگر فردا بوقت طلوع آفتاب فوجهای جرمن یک حمله بسیار سخت نموده مقام تر پوست را قبض شدند . و در تمام علاقه سات مقام مذکور سنکرهای خود را مستحکم نمودند و موجهای استریا بعد از جنگ بسیار شدید و خونريز - مقام استو ستارا - قبضه نمودند و نیز در انجا سنکرهای خود را مستحکم نمودند - سپاه روسی قدری عقب رفته در صف دویمین سنگرهای خود را مستحکم نمودند و نیز در تمام محاذ ميدان جنك كلوله باری بسیار بشدت توپ های کلان دولت جرمن جاری است گویا در محاذ یکهزار میل قیامت بریاست\n\n۱۷ جولائی خبر لندن - از پیرس بطريق سرکاری خبر رسیده که در میدان جنگ فرانس - جنك بسيار بشدت جاری است در شمال وشنیر تمام شب کلوله باری توپهای کلان جرمن جاری بود و در علاقه میری تهیریسی فوجهای دشمن جرمن يك حمله بسيار بشدت نموده بهای دستی استعمال نموده در مقام بوریلی فوجهای جرمن دو دفعه حمله های بسیار سخت برسنگرهای مایان نمودند مگر ایشان را پس با نمودیم در علاقه از کون فوجهای جرمن يك حمله بسیار سخت نموده - همان سنگر را - که قبل ازین مایان از دست فوجهای دشمن گرفته بودیم دوباره فوجهای دشمن قابض شدند\n\n۱۹ جولائی خبر شمله بطریق سرکاری رسیده - که سپاه ترک در مقام الحج حمله نموده - سلطان لحج را زخمی نمودند - سلطان مذکور را در عدن زخمی آورده بالای او عمل جراحی کرده شد مکر نامبرده فوت کردید - این سلطان که اسمش شیر علی بن احمد بن على المشهور به سلطان عالی بود و بسیار دوست و خیر خواه دولت برطانیه گفته می شد چنانچه دولت برطانیه خطابات عالی ای برای او داده بود و حکومت لحج که در سرحد عدن طرف بمن يك ملك است بدو تعلق داشت بدست عثمانی درامد فقط\n\n۱۸ جولائي خير لندن - افسران جنك مقيم بيرو كراد - بیان نمودند که از طرف شمال در محاذ یکصد میل فوجهای جرمن بطرف وارسا بسیار بسرعت پیش قدمی می نمایند این خط محاذ فوجه های روسی در وین - لین های - ملاوا و ارسار بلوای - و دریای با میباشد - ازین حرکت جارحانه مدعای دولت جرمن است که همین فوجهای که در محاذ یکصد میل از شمال طرف وارسا پیشقدمی مینمایند - از يك طرف و فوجهای کلیشیا که الحال سپاه مذكور ازین فوج - یکصد و هشتاد میل دور بطرف مشرق میباشند از دیگر طرف حمله نموده - بطرف وارسا پیشقدمی نمایند و قريب و ارسا هر دو فوج با هم اتصال یافته يك باركى بر وارسا حمله نمایند و هر قدر فوج و یا آبادی که در بین همین هر دو فوج بیاید با مال و برباد کرده شود . دولت روس برای مدافعت حمله مذکور کوشش می کنند.\n\n۲۰ جولای خبراندن - از ریوت افسران جرمنی - در ای مستردم معلوم شده که فوجهای جرمن شهر و علاقه جات وند او را فتح کرده قابض شدند - و دولت روس بدون هیچ گونه مزاحمت شهر و ملحقات وند او را خالی نمودند - وند او پر ساحل بحر بالتك قريب خليج ريكايك شهر است.\n\n۲۲ جولائی خیراندن - از باعث پیشقدمی فوجهای جرمن در ملکه رومی و در معرض خطر آمدن و ارسا - وریکا - در تمام ملک روی بسیار بیقراری و اضطراب پیدا شده - اعلان کرده شد که در تمام ملک ٢٤ ساعت یعنی يك شباروز دعا کرده شود چنانچه وقت دعائی مذکور از شش بچه شب سه شنبه شروع کرده شد. و بروز چهار شنبه در کرچه کلان پترو گراد آنقدر هجوم خلائق بود که قدر کف دست جا دست نمی آمد مدت ٢٤ ساعت در تمام کوچه های ملک روسی مردم دست بدعا بودند و زنگ های گرچه ها متواتر آواز می نمودند . با وجود اینکه در ان روز گرمی هم از حد زیاد بود ...\n\n۲۲ جولائی خبر لندن - از پیرس طریق سرکاری خبر رسیده که در مقامات مختلف کوله باری بسیار سخت دولت جرمن جاری است. در مشرق ارگون سپاه جرمن يك حمله بسيار بشدت نموده - وبعد از جنگ بسیار سخت در گرفتن یک سنگر ماین کامیاب شدند - جنگ تا حال جاری است .\n\n٢٥ جولائی خبر لندن - يك لنگر جهاز دولت روس ويك لنگر جهاز دولت فرانس و ٥ لنگر جهازات خورد را که در آخر بحر شمالی در نقل و حرک بودند - کدام کشتی تحت البحر - دولت جر من عمله جهازات مذکور را غرق نموده - در يك جهاز - نه نفر هلاک شدند باقی نفری نجات یافتند\n\n۲۵ جولائی خبر لندن - در شهر لندن در کلیسای بزرگ يك گروپ معززين معه پادشاه دولت برطانيه جمع شده - بجهت فتوحات فوجهای بری و بحری دول متحده - دعا نمودند\n\n۲۹ جولائی خبر لندن - بعد از خاموشی یک هفته - کشتی های تحت البحر دولت جرمن دوباره حمله بوده - فعالیت های خود را اجرا مینماید چنانچه بتاریخ ۲۲ ماه حال قریب اور کنی یک جهاز روسی را غرق نموده - و دیشب جهاز فرته نام دولت برطانیه را با تمام بمثابه تارپیدو ساخته غرق نمود - و سه لنگر جهازات خورد را هم"}
{"book": "adl0616", "page": 1303, "text": "در بحر سمنادر غرق نموده و يك جهاز دولت برطانیه را گرفتار کرده - بیرق او را گرفته - جهاز را غرق نمودند - و در وقت غرق کردیدن جهاز برق را حرکت داده - خنده های تمسخر می نمودند -\n\n۱۰ می خبر لندن - يك جهاز كوئين ولهلمینا را کدام کشتی آبدوز دولت جرمن در بحر شمال غرق نموده جهاز مذکور بسیار دیر همراه کشتی آبدوز مقابله نمود مکر از باعث کم رفتاری از کشتی آبدوز گریخته توانست افسر کشتی آبدوز نفری جهاز را مهلت دادند که ایشان در کشتی ها سوار شدند بعد از ان جهاز را غرق نمود.\n\n۱۰ می خبر لندن - دولت جرمن در باب غرقانی جهاز لوسی مینا که قبل ازین او را غرق نموده بود - برای دولت امریکه جواب داده که دولت جرمن در خصوص غرق کر دیدن نفری امریکه در جهاز لوسی مینا اظهار همدردی نموده ظاهر می نمایند - که ذمه داری این نقصان عظیم پر دولت برطانیه می باشد - قرار وجوهات ذيل - ۱ دولت برطانیه جرمن را برای کردن این قسم کارها مجبور ساخته - که دولت جرمن جهازات را غرق کند ... ۲ تمام جهازات تجارتی دولت برطانيه مسلح میباشد و از عرق نمودن جهازات جرمی که بدست ایشان برسد دریغ نمی نمایند - ۳ - در جهاز لوسی مینا نجهزار و چهار صد بکس های کار طوس بار بود . ازین سبب غرق نمودن جهاز مذكور قاعده جنك قابل غرق نمودن بود و نیز مایان افسوس میکنیم که مردم امریکا بر وعده زبانی انگریزها که در باب محافظت مردم امری که کرده اند یقین کرده - بر گفته مایان گاهی خیال هم نکردند\n\n۱۱ ماه می سنه ۱۹۱۵ خبر لندن نامه نگاران ملک فرانس بیان دارند که از ساحل دریای ایرس - الى ساحل بحر سمندر در محاد هفتاد میل جنك بسیار شدید جاریست - چنان معلوم می شود که جر منها برای بدست آوردن بندرگاه کیلی کوشش بلیغ می نمایند . درین جنگ از طرفین بسیار نفری کشته و زخمی شده اند روز شنبه جرمنها بالای ایرز اینقدر بشدت گلوله باری نمودند - که قبل ازین کاهی دیده نشده بود و از کاوله باری مذکور سنگرهای فوج بر طانیه زیر و زبر شده و در حالت مجبوری فوج های بر طانیه سنگرهای خود را خالی نمودند - چون جرمنها به جمعیت کثیر پیش قدمی نمودند افواج برطانيه حمله نموده بسیاری شان کشته باقی مانده شان پس نشاندند .\n\n۱۰ می خبرلند از ایمستردم ملك هالند خیر رسیده که قیصر جرمنی در میدان جنك كليشيا بذات خود آمده كيفيت جنك را بچشم خود ملاحظه نموده - چنانچه در جنگ يك دسته سپاهیان کارد خود او موجود بود -\n\n۱۷ جون سنه ۱۹۱۵ خبر پیتر و کراد جرمن ها در مقام را و کا - اینقدر شدت استعمال کاس مهلک را نمودند که در تمام علاقه جات دور و نزدیک هیچ ذی روح از اثر مهلك آن محفوظ نمانده - وجمله حيوانات علاقة مذكور و به تعداد كثير زنها و کودک های خورد سال هلاک شده اند. اسب های کسریت یعنی بار برداری افواج روس بعضی ریسان و قیضه ها را شکستانده قرار نمودند و بعضی همانجا هلاك شدند -\n\nسال چهارم شماره ٢٤\n\n۱۳ - می - خبر لندن - دولت جرمن در میدان جنگ فرانس - در بسیاری جابها برجه های فولادی که نوک های آن ها بسیار تیز است در زمین بقسمی نصب کرده که خود او در زمین دفن و نوک تیز آن از زمین بیرون است که هر گاه اسب و یا آدم از سر آنها بگذرند - زخم بسیار مهلک برای شان میرسد و این قسم برجه ها را اکثر در گذر گاه دول متحده نصب کرده اند .\n\n۲۲ می - خبر لندن - يك ريل كادی اسپیشل یعنی ضروری که در بین آن چهار ده نفر افسر و چهارصد و شصت و نه نفر سپاهی از افواج دولت برطانیه سوار بودند و بطرف میدان جنگ می رفتند قریب استیشن لائل واقع ملك انكليستان همراه يك ريل كادی مستمری که در بین آن مردم رعایا سوار بودند تصادم نموده هر دو ریل کادیها تکه تکه شدند درین ضمن يك ریل کادی ایکس پریش یعنی خاص از طرف دیگر آمده همراه هر دو کادی شکسته تصادم نمود و هر سه ریل کادی ها تکه تکه شده مشتعل شد بسیار یک نظاره درد ناک آتشین بود بعدها نفر زنده و مرده و زخمی دران می سوختند و علاجی از دست کسی نمی شد. چون حاضری سپاهیان مذکور دیده شد از جمله ٤٦٥ نفر سیاهی و ١٤ نفر افسر ۹۹ نفر باقی مانده بودند دیگر همه کی هلاک شدند .\n\n( آخر ترين خبرها )\n\nلندن ۲۰ ماه جولائی - خبر پترو كريد مظهر است که جنگ برای فتح وارسا به نهایت شدت جاری است - و جر من ها با وجود نقصان کثیر پیشقدمی کرده میروند . جر منها قرية بالری را گرفتند و بر مقام کراوستا متصرف شدند .\n\nلندن ۲۰ ماه جولائی - ۷ رمضان - در پترو کرید بطور رسمی اعلان شده که تاریخ ۱۹ ماه جولائی در علاقه شیولی پیش قدمی جرمن ها جاری بود ... و در علاقه سو کال جرمن ها و استروی ها بسیار زور آورده اند - از حمله جنرال هندن برك در پترو كريد بسیار مایوسی رخ نموده است .\n\nشمله ۲۱ ماه جولائی ۸ رمضان - اطلاع ذیل از طرف وزیر هند به وایسرای رسیده است -- پیش قدمی استریا و جر من بركل خط محادر و بترقيت و جرمن ها مقام و نداوارا گرفته اند - وفوج روس به پا شده دریای کار پورا عبور نموده است و دشمن دریای یک را عبور کرده - بشدت جنگ میکنند - وفوج ایطالیه در علاقه آسوزو پیشقدمی نکرده و يك جهاز جنسكي ايطاليه در محيره ادرياتك غرق شده است فقط .\n\nامید تازه قیصر جرمنی -\n\nلندن ۲۱ ماه جولائی ۸ رمضان - قيصر جرمن ملکه خود را مقام بودن خواسته است و عوام الناس خیال دارند که قیصر در این انتظار است که چون وارسا مسخر شود محیثیت فاتح در آن داخل گردد .\n\nلندن ۲۱ ماه جولائی - مستر بوتولا در دار العوام بیان کرد که حالت افریقه مشرقی برعکس فتوحات افریقه جنوبی و شرقی و توکولند و کیمرون بسیار خراب است -\n\nشمله ۲۲ ماه جولائی - هـ رمضان"}
{"book": "adl0616", "page": 1304, "text": "دقیقه ۱۵\nالى -\nنیز است.\nن از زمین\nهم بسیار\nگاه رول\nوری که\nاز افواج\nاستيشن\nبین آن\nند درین\nه همراه\nام مشعل\nو زخمی\nساعیان\nشدت\nبولاق\nموكال\nهندن\nپیش\nداوارا\nه است.\nوفوج\nطالية\nبت -\nالناس\nعکس\nبت -\n\nسال چهارم\nشماره ٢٤\n\nتلگراف ذیل از طرف وزیر هند ینام و ایسرای موصول شده است. طلب نموده است . اگر این مصارف منظور كرديد كل مصارف جنك حمله های خارخانه جرمن تا حال جاری میباشند و در صوبه بالتك جرمن انگليستان به يك ارب و يك كرور و بيست لك بوند خواهد رسید فقط -\n\nن از زمین رو به ترقیمت و در مشرق توکوم روس جانب ریکا پسیا شده است و بقرار بیان جرمن در شمال سکرودس و پیسا جرمنی بسیار استحکامات روسیه را گرفته و بر قلعه های مستحکم مقام اوسترو اتکا قابض شده است. احوال جدید که از جرمنی موصول شده مظهر است که چرمی نا مقام بلوئى كرجك که از و ارسا ده میل میباشد پیشقدمی نموده والی زورا و را کا که استحکامات روسی میباشند. رسیده است و جرئیل و اثر سیچ روسیان را از استحکامات جنکی که در جنوب و ارسا میباشند کشیده نکرده بودند و بدون مطالعه داخل چنین عملیات بزر کی گردیدیم . و فوج سواره او به د بندم رسیده لیکن روسیان محض همین قدر می گویند که بواسطه عدم موفقیت چندی حملات مرول شد لیکن دو مرتبه باز هم دشمن به احتیاط تمام به استحکامات جدید خود میرسد فقط -\n\nحوادث جنك\nبراه خشکه\n\nمسؤلین حمله دار دانل را می خواهند روز نامه ( اروج ) فرانس در مقاله جالب توجهی می نویسنده این مسئله محقق گردیده است که عملیات بر علیه دار دانل را قبلا خوب حساب نکرده بودند و بدون مطالعه داخل چنین عملیات بزر کی گردیدیم . بواسطه عدم موفقیت چندی حملات مرول شد لیکن دو مرتبه باز هم با همان فقدان پیش بینی شروع کردند. برای چه عده از بهترین جهازات جنگی و سربازان فرانسه را بایستی در تخته سنگ های خارجه و آبهای دار داخل فدا کنیم و نتیجه نبریم .\n\nپیشقدمی متواتر افواج جرمن بر كل محاذ -\n\nلندن ۱۹ ماه جولان - ٦ رمضان -\n\nجنك شديد به کل محاذ روسی از تیرة بالتك إلى يسارا بيا كه یکهزار میل درازی دارد جاری است - جرئيل وان هندن بوك ما نقشه سرداران خویش را تنقید نمی کنیم لیکن از حالا بانها اخطار می کنیم که یک روزی در صدد تفحص مسؤلین آن برخواهیم آمد چنانچه قضا و قدر و پیش آمدهای اجباری قابل عفو باشند ملت در حصه شمالی و جرئیل میکند من در حصه جنوبی روز نخشنبه گذشته برای حمله جازخانه عمومی حکم دادند و اطلاعات رسمی روی تصدیق بهیچوجه نمی تواند لاقیدی را نیز عفو نماید . می کنند که افواج روس پسپاشده به خندق های که پیشتر تیار کرد. بود ند عقب رفتند - اخبار روس و جرمن در باب مقابله های افواج سواره در صوحات بالتك متفق اند و در صوبجات مذكور جرنيل وان بلو ( جرمنی ) دریای و نداوا را عبور نموده طرف شمالی و جنوبی موسو ندرگاه میثاو پیشقدمی مینماید - و شدید ترین حمله های جرمن در علاقه پر استار جاری میباشد روسیان اعتراف می کنند که آنها بریسپانی طرف دریای تاریف مجبور شده اند لهذا اتریب جدید افواج پر کنار دریای و سچولا ضروری بود جرئیل میکنین روز شنبه قریب مقام و انکولاز که بطرف جنوب لبان و مابین دريای و سجولا ولك واقع است حمله شدید آورد و روسیان در وقت شب مجبوراً بطرف شمال یسپا شدند\n\nمطبوعات آلمان در باب ایطالی\n\nمطبوعات آلمان بايك هیجان تنفر آمیزی عهد شکنی ایطالی را موضوع بحث قرار داده و بدولت خویش توصیه می نمایند که شدید ترین اقدامات را آلمان برای کیفر چنین است عنصری درباره رم و بایستی اتخاذ نمايد ولهجه ایشان چنین است : ملت ایطالی میتواند از کابینه و سالاندرا و تشکر نماید که آن ملت را ب در انظار تمام دنیا ملبس به لباس خجلت نموده و ما نهديك تابکاری و خالی جلوه داده است که میخواهد با کمال بی غیرتی دستی را که نهایت صداقت تحفه بوی پیشنهاد کرده باختجر شقاوت قطع سازد و ایطالی را ملتی معرفی نموده است که دولت خود را با پول به دشمنانش فروخته است. إلى تابلو و علامت مغازه دزدان بی شرف همین است . ( سالادرا رئيس الوزرا ) و ( سوئی تو وزیر امور خارجه ) خیانت بدولت خود نمودند و خون او لادان مملکت را در ازای پول به اجانب فروختند، اخلاق سارقین تمایلات ایطالی را اداره میکنند و وی را یوی سفاهت ورذالت آمیزترین جنك كنونی سوق میدهد : ایطالی در مدت مذاکرات سابقه خویش با اطریش مثل زودا که به خیانت مسیح را به دشمنان فروخت برای مزد نا مشروع سخن میراند و تعجب در این است که چنین قطاع الطریقی که خود را با اشخاص با شرف مخلوط نموده اند در صورتیکه خودشان شرافت و عزت نفس را زیبا انداخته اند مردم مسئله شرف و اعتبار را در پیش میکشند .\n\nغرق کشتی جنگی ایتالی\n\nبتاریخ ۱۸ ماه جولانی یک دسته چهار جهاز زره پوش ایتالی برراه آهن بندرگاه کنتروکوله باری کردند و وقت پسپائی يك كشتی زیر محر اوستريا حمله کرده جهاز جنگی بزرگ كر بالدی نام ایتالی را غرق نمود -\n\nدریاب تلفات افواج بحرى ويرى انگریز در در دانیال تا آخر ماه جون وزیر اعظم انگلیستان به دار العوام اطلاع ذیل داده است.\n\nافسران مقتول و مجروح\nمقتول ٥٤١ نفر - مجروح ١٢٥٨ نفر - مفقود الخبر - ۱۳۵ نفر -\nسپاهیان مقتول و مجروح\nمقتول ٧٥٤٣ نفر - مجروح ٢٥٥٥٧ - مفقود الخبر ٧٤٠١ نفر -\nمجموع\nمقتول ٨٠٨٤ نفر - مجروح ٢٩٨١٤ - مفقود الخبير ٧٥٣٦ نفر -\n\nاخراجات جنك\n\nلندن ۲۰ ماه جولائی ۷ رمضان -\nوزیر اعظم از دار العوام پانزده کرور بوند برای مصارف جنگ\n\n( راجع بمصر )\n\nسکوت از اوضاع مصر چه در اخبار روتر و چه در ابلاغیه ها موجب شده بود که بعضی تصور می کردند عثمانها از خیال آنجا متصرف شده اند ولی در ۲ جمادی الأخرى اعلان افتتاح خط راه اهن شعبه مصر در طول هشتاد کیلومتر داده و برای حمل مسافر ومال التجاره تا دمشق وقدس ترنها را حاضر حاضر کردند."}
{"book": "adl0616", "page": 1305, "text": "شماره ٢٤\nسال چهارم\n۱٦\n\nمعلوم شد علت سکون تدارك مقدمات کار بوده است. تقریباً این اعلان مصادف بود با اعلان دیگری که دولت عثمانی بدول بیطرف در باب تصمیم عملیات در کانال سوئر داده و مسئولیت خسارات وارده را فرانسه و انگلیس نسبت داده بود.\n\nاز جراید استانبول\n٢٦ کروازر فرانسه (ژول میشل) که با قایق بزرگ توپ دار می خواست قشون پیاده نماید، قایق با سربازان و قور خانه اسیر عساکر عثمانی گردید. ٣١ مه در حملات أمرضیه عثمانیها درازی پور او صد نفر مقتول دشمن در میدان باقی ماند و عده کثیری کشته در دره ها و دو در جلو قومش الله يك زره پوشی فرانسوی و کشتی نقلیه دشمن دو بار آتش گلوله های توپخانه عثمانی شد. ٥ ژون - در اطله ارد كرى تحت البحرى عثماني بك كشتى بزرك دشمن را با تور پیل غرق کرد و در جوار ارض روم بواسطه تربیل ديگر يك فروند کشتی خصم بکلی متلاشی شد. ٦ ژون - محاربات شدیده در منطقه سد البحر بموفقيت كامله عثمانيان خاتمه یافته قور خانه زیادی با ۱۷ میترالیوز نصیب عساکر ما شد. بواسطه شليك توپهای آری بورتو یکی از جهازات دشمن محترق و ما بقى بمجله قرار کردند. ابلاغیه های انگلیس و فرانسه که از عثمانیها چهار صد اسیر گرفته اند بلکه دروغ است و يك نفر اسیر ندادیم و بالعکس از یازده هزار نفر متجاوز دشمن تلفات داشت بتمامها بهزيمت رفتند و نتوانستند مقتولین را از میدان بدر برند و از ۱۷ مترالیوز که ما گرفته ایم اسم نبرده اند. ١١ ژوئن در فرونت قفقاز اردوی روس می خواست بطرف اولتی هجوم برد لیکن حملات شدید عثمانی الانهار اعقب نشاند و مواقع آنان را متصرف گردید. در بحر سیاه جهاز عثمانی «مدلی» با دو کشتی جنگی روس مصادف شد یکی را غرق و دیگری را خراب کرد که بزحمت توانست فرار نماید. ابلاغیه رسمی المان مورخه ۲۱ مه مشعر است پزیشکه مجموع عده اسرائى که تا ماه آوریل در خاك آلمان و اطریش گرفتار هستند بترتیب ذیل میباشد.\nروس ۱۰۰۱۷۰۰۰\nفرانسوی ٢٥٤٠٠٠٠\nانگلیسی ٢٤٠٠٠٠\nبلژیکی ٥٠٠٠٠\nصربی ٥٠٠٠٠\nجمعاً ١٣٨٥٠٠٠٠\n\nعده توپهائی که قشون آلمان تا اول آوریل از دشمن در جنگ به غنیمت گرفته است ۵۵۱۰ عراده میباشند که صورت جزو آنها از دول متخاصمه چنین است\nاز فرانسه ۳۳۰۰ عراده\nاز روس ۱۳۰۰ عراده\nاز بلزيك ٨٥٠ مراده\nاز انگلیس ۷۰ عراده\nمقدار کثیری از همین توپها خوب و قابل استعمال هستند و امروزه با کمال فایده برضد متفقین در جنگ ها بکار میروند.\n\n( فتح ، وارسا )\nوارساء عظیم ترین شهر جنگی روس غربی است و مرکز بهمرسانی ایشیا رای افواج روسی بود. عموما آنرا قلعه درجه اول جنگی میشمارند درون حدود شهر در کنار چپ دریای وسچولا ٥ قلعه حلقه زده اند و ۱۰ قلعه از طرف بیرون حلقه زده اند و هفت قلعه که بطرف راست دریای وسچولاست علاوه بر انها بود. این قلعه ها فاصله ۵ میل از شهر میباشند این قلعه ها به ۱۴۰۰ توپ مسلح بودند. روس ها وقت رفتن از وارسا همه پل ها و سامان (۱) حرب را آتش زدند و بسیار جاها را خراب کردند.\n\n( منظره باز گشتن روس ها )\nو چون افواج روسها از وارسا رو پس میرفتند، و وار سارا خالی کردند در راه مردم بسیر آنها برآمده بودند و با افواج بصداهای بلند میکفتند پس آمدند پس آمدند و افواج در جواب آنها گفت، مطمئن باشید که عنقریب از همین راه و ارسا برای فتح برلین خواهیم رفت !!!.....\n\n( نظارة برلين بشنيدن فتح وارسا )\nقیصر به ملکه خود بذریعه تیلیفون خبر فتح وار سارا فرستاد، قیصره جنرل کیل کاندر برلین را حکم داد که در برلین با بسکل سوارها برای رسانیدن و انتشار خبر فتح وارسا فرستاده شود حسب الحكم بايسكل سواران در بازارهای پربیروبار رفته و اعلان تخلیه وارسا را می نمودند و در هر کوچه گشته چیخ میزدند مردم برلین و پولیس ها یکدیگر را بوسه میکردند انظاره های پرجوش و خروش اینجا در تحریر نمی آید، مردم ترانه های ملی را می سرودند. مدرسه ها بنا شدند، كليساها با و از ذلك بك همهمه برپا کردند، برخانه ها بیرق ها بلند شد. اخبارات علاوه های مخصوص طبع و نشر کردند. مردم برای خریدن آنها بهزار جوش و خروش می آمدند.\n\n( وارسا چه حال دارد )\nجرمنی ها میگویند که ما روس ها را بی آنکه حلقه استحکامات را ضرر رسانده بتواند مجبور فرار کردیم. روس ها میگویند که هیچ چیز در وارسا درست نمانده است ایلیها برباد شدند انتظامات آبرسانی بسبب کشیدن پمپ ها خراب شد. اکثر نفری از شهر برامدند. کارخانه ها محو شد. مردم سالهای خود را در کادیها انداخته از شهر برامدند. سلیم نار هم خراب شد. افواج جرمنی وقتی که شهر می در آمدند غیر از آتش و خاکباد چیزی دیده نتوانستند. مگر کتب خانه عظیم الشان که دروار سا بود کامل بدست جرمنی ها آمده است که روس ها آن را نقل داده نتوانستند.\n\nعده تلفات روسی از ابتدای جنگ تا ماه آپریل\nدر روزنامه رسمی روسی آنامازور عمومی دولت روسیه انتشار میدهد که تلفات روسها تا ماه آپریل تقریباً چهار ملیون نفر بوده است.\n\nتلفات بحرى انگليس\nموافق معلومات اداره بحری امریکا دولت انگلیس در ماههای اوایل جنگ ٤٣ فروند کشتی جنگی از دست داده است غیر از کشتیهای معاون کرد واژور و جهازات تجارتی.\n\nتوپهایکه آلمان به غنیمت برده\nبر حسب يك فقره صورت رسمی که در برلن اشاعه یافته است.\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1306, "text": "اعلان )\nپراگنده\n۱. آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار ابدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، وخوبی طبع داريا، بالتصاوير بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارك از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nجزوه پنهان\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده! ازین نمرۀ نو بسر رسیده گلزار، مطبعۀ عنایت، کام جانرا شیرین نمائید! جزوۀ پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوعی بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت و هم عبرت هم فن، هم فضیلت: خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان انها (۶) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، و دکان باز محمد در بازار ارك، و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم .. و مصور مجلد\nکتاب سال سوم ... مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنها داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت پردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ٢\nسیاحت در جو هوا مجلد ٢\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ١\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ٢\nروضۀ حکم مجلد ٢\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند با ديرکتور سراج الاخبار الافغانيه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1307, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خودرا یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممكن نشد لهذا با داکخانه مركزى دارالسلطنة كابل يك مقاوله نموده با کخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشتركين كرام ما برساند در عهده همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غير فردا فردا بواسطه آدمهای داکخانه خود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملكي وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود. اگر از يك جابديگر جایروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا ميروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی ، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از يکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1308, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1309, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1310, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1311, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1312, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1313, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1314, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1315, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1316, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1317, "text": "M ۲۰۰\n24/5/82"}
{"book": "adl0616", "page": 1318, "text": "سید محمد خان ولد [ILL]\n[Signature]\nکابل\n[ILL]"}
{"book": "adl0616", "page": 1319, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1320, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nمقاله افتتاحیه سال پنجم سراج الاخبار افغانیه )\n\nمزایا و ثنایی ذات اعلیحضرت همایون )\n\n( مراسم دربار - عید سعید فطر - واقعه بیاری - دعای دفع مرض - از چه می گویند حوادث داخلیه\n\nتاریخچه جنك رستخیز اهنك - آخرترین خبرهای جنك - سپاه ترك - حمله جرمن - روسی - يك خطر جدید - سپاهی ترک در میدان جنك - فتح وارسا - فواید تلگراف بی سیم - تفصیل فتح وارسا - نیاز نامه جرمن روس - حوادث خارجیه\n\n( موت فضایل آگاه جناب مولوی عبد الرؤف خان مرحوم تتمه حوادث داخلیه\n\nيك تمثال اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان علیه الرحمة والغفران تصاویر\nتمثال ذات اعليحضرت ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان عليه الرحمة والغفران\nتمثال ذات اعليحضرت سراج الملة والدين صانه الله عن آفات الزمان\nيك گروپ معظم در دایره سردار اکرم حضرت نائب السلطنه صاحب افخم\nشهزاده كان جوانبختان معظم حضرت معین السلطنه صاحب وعین الدولة صاحب"}
{"book": "adl0616", "page": 1321, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جزل کارخانه جات و ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوایح دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل (دکان عبدالله خان در بازار ارك) میباشد.\n\n(۱) سرچ های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ قوته مشخص شده و در صند و قخانهٔ جنسی هم بفروش میرسد\n\n| | قسم اول | قسم دوم |\n|---:|:---:|:---:|\n| اقسام | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پا زیاده شد |\n| درجه ها | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگ | خودرنگ |\n| رقم | کا حال ساخته نشده |\n| قیمت | ۷ روپیه و ۱۸ پیسه | ۷ روپیه و ٥٠ پیسه | ٦ روپیه و ٤١ پیسه | ٦ روپیه و ۱۰ پیسه | ٦ روپیه و ٤١ پیسه | ٦ روپیه و ۱۰ پیسه | ٦ روپیه و ٥٠ پیسه | ٦ روپیه و ۲۰ پیسه |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳٥ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n| (۲) | جراب ها | (۳) | تکمه های چرمی محراب و منبردار |\n|---:|:---:|:---:|:---:|\n| رقم | تکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن |\n| قیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه |\n\n(٤)\nگلوله های جدید ساخت\n\n| رقم | زه باف يك اسپه دو کره دو ناره | زه باف يك اسپه دو کره سه ناره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار ناره نخی |\n|---:|:---:|:---:|:---:|:---:|\n| قیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه |\n| رقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکاب |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه |\n| رقم | قبضه برنجی کلید داره توپخانه | قبضه کلید نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف دو تاره رکابی | زه باف رقم سواری سامی کلید |\n| قیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه |\n| رقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | زنانه ابریشمی خیاطهٔ | از زین سواری تیغ چرمی |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸۹ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه |\n| رقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه های برنجی کلید نقره | چرم باف ما بین بست يك اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کجک دار |\n| قیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه |\n\n(٥)\nاقسام گلهای مصنوعی سر\n\n| قسم | گل جرین | گل نافرمان | گل شیو | گل برینه |\n|---:|:---:|:---:|:---:|:---:|\n| قیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه |\n| قسم | شکوفه نارنج | گل یاسمن | جلیلی | گل استرن |\n| قیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه |\n| قسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل گندمی | گل سوسن |\n| قیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه |\n\n( المنشر ) ( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات (کرمان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1322, "text": "صحیفه (۱)\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nبا اخراجات پست ۱۰ روپیه انگلیزی\nبهر یازده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یک قنانی است\n(اوراق که درج شود آماده نمیشود)\n\nسال پنجم\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره (۱)\n\nمدیر و مؤسس و محرر\nمحمود طرزی\n\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشین خانهٔ دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به ادارهٔ خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ ۱۵ شوال ۱۳۳۳\nتاریخ انگریزی ۲۷ اگست\nتاریخ شمسی ٤ سنبله ١٢٩٤\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nمقالهٔ افتتاحیهٔ سال پنجم سراج الاخبار افغانیه\n\nاگر بخواهم کیف و کم پیدا کنندهٔ عالم وجود را حضرت خلاق عظیم الشان کائنات بیان اعظم را جل و علا را ملیارها ملیار حمد و ثنا بگویم بر روان پر حضرت سید و سرور اولاد آدم برگزیدهٔ خلاق عالم، هادی و رهنمای همه امم، رسول اکرم، فخر مکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و علی آله و اصحابه و بارک و سلم ملیونها ملیون درود و تحایا ایثار کرین و پیشوایان دین رضوان الله علیهم اجمعین را تعظیم و تکریم مینمایم. متبوع مقدس افغالین اعلیحضرت (سراج الملة و الدین) را دعا گفته بعرض مقصد میپردازم: مقصد از عرض مقصد این است که میخواهم ساده، خراش جمله برادران دین و هموطنان عزیز خود گردیده عرض کنم که درین زمان مدنیت در همه اوان ترقی و تمدن و راحت و سعادت و بقای انسان بر علم و عرفان منحصر است. اگر ما ندانسته انسان بی خدا را، بی حق را، بی خدا را میداند تعاملش را، جزا و سزا بی حد شمارا کور، گنگ، شل، فلک میماند. اما در پایان سخن را پوست کنده، و صاف صاف میخواهم بگویم. خواه خوش کسی بیاید، خواه نیاید، خواه صحیح بدانند، خواه غلط. مقصد از «علم» همان علمیست که درین زمان تهلکه نان جوشن تن و دوات ما، کشکول وطن و ملت گردد. مقصد از علم همان علمیت که از تهلکه بنده گی پر شرمنده گی غیر دین مارا خاطر جمع سازد. و بر مسند عزت و بر فرازی بنشاند. مقصد از علم همان علمیت که از محکومیت و احتیاج اجانب ما را مستغنی سازد. و از دفینه های لا تحصا و گنجهای لایقتای عالم طبیعت تو انگر و غنی گرداند. مقصد از «علم» همان علمیست که آهن را در کف ما موم کند، و طبقات عالیهٔ هوا را بجولان ما محکوم نماید. مقصد از «علم» همان علمیست که قلعه های آهنین سرحد های ملک ما، گلوله های صد منی دشمنان ما را از تأثیر اندازد، و گلوله های هزار منی طوبهای ما فوجهای دشمن را از هم شکاند. مقصد از «علم» همان علمیست که خطهای راه آهن ما در يك برههٔ قليله صدها هزار عسکر ما را از يك جا بديگر جا نقل بدهد، و خطهای تلگراف ما در آن واحد از هر حرکت دشمن بما خبر برساند. هزار افسوس که ما این علمها را علم شیطانی میدانیم و عمر خود را صرف مالایعنی میکنیم. در وقت حاضر علم همین علمهاست که به محافظهٔ اساس اسلامیت خدمت میکنند، و بنیاد بنای قصر دین را از زلازل حادثات این دهر بر آفات نگهبانی مینماید. خروارها علمی که منحصر بر دانستن ترکیب (ضرب زید عمرا)، و فهمیدن قضایای (سالیه جزئیه، موجبه کلیه)، و حل کردن (هذا جاز و هذا لایجوز) مانده باشد، درین عصر و زمان حاضر بدرجهٔ يك سريزه كمك يك فونهٔ فولادى ويك گله كمك پنج مثقالهٔ نیکل بدین محمدی خدمت کرده نمیتواند، وقتیکه در مدرسه های بسیار معروف و مشهور اسلام، در مصر و بخارا و هند و ایران و غیره داخل شویم. بعدها، طلبه های می بینیم که دوازده سال از ده سال تحصیل مشغول مانده اند. اما چون نيك نظر کنم بجز تحصیل حاصل، غير از چند لولوه دگرها و چیزی بکف نیاورده توانسته اند. زیرا علمی که درینعصر خاص (دین) برای محافظهٔ خود از شر اعدای دین به آن محتاج است، دولت برای قوت و قدرت خود به آن محتاج است، ملت برای راحت و ثروت سعادت و آزادی خود به آن محتاج است، وطن برای عمران و تمدن و ترقی و تعالی خود به آن محتاج است نیاموخته اند و ندیده اند و نخوانده اند! میگویند که علمای سلف خود هستیم، آنها برای ما همچنین علمها را گذاشته اند، و از ثورهای که شما میگوئید سخت زاده اند. جواب عرض میکنیم که علمای سلف ما رحمه الله تعالی اجمعین در صدر اول اسلام (علم) را بصورت عام تفسیر کردند. و آنرا مك آلهٔ قویه برای بقا و قوت و قدرت اسلامیت شناخته از یکطرف علوم"}
{"book": "adl0616", "page": 1323, "text": "سال پنجم\nحصة ٣\n\nدینیه را تدوین، و از دیگر طرف فنون متنوعه را از هر زبانی که یافتند ترجمه کردند، و بيك بیداری و هوشیاری تمامی در راه علا و قوام دین کوشش ورزیدند، و بهر چیزیکه در همان عصر و همان موقع بیداری شوکت و صلابت دین را به آن محتاج یافتند در اسباب سعی و همت فرمودند و آماده کار را به سعی و همت آیندگان خود ترک نموده از جهان فانی در گذشتند، جزاهم الله خیراً، و نور قبورهم.\nآینده گان که بعد از ان آمدند اگرچه در محافظت همان مقصد از جد و جهد فارغ نه نشستند ولی چون بيك زمان فساد و شرور تصادف کردند، و آثار تفرقه طریقه ها و گروه های مختلفه را در اسلام مشاهده نمودند اهم را بر مهم ترجیح داده بهمانها فقط موجوده اکتفا ورزیدند، و برای جلو گیری تفرق و تشتت دایرۀ علوم را از توسع طبیعی آن مانع آمده در يك حد معینی محدود نمودند، لهذا رفته رفته در وسعت علوم و فنون يك حال توقف رونما گردید، و نیز چون رقیبهای عالم اسلامیت که عبارت از دول انصار آن باشد در يك حال نوم و غفلت بودند، این حال توقف و محدودیت علوم و فنون چندان ضرری نمیرسانید، بلکه برای رفع بدعتها، و دفع تفرقه ها مفید هم شمرده میشد.\nرفته رفته این حال توقف و محدودیت به کسالت و رسون، و نوم و غفلت مبدل گردید، و طریق تدریس و تدرس بر مسائل جزئیه من قبیل ازین مذکور گردید مانند (جاز یجوز) و (ضرب زید عمراً) منحصر ماند که آنهم مبنی بر همین قدر يك مقصدی بود که تا نگویند بیکار نشسته اند، و برای نان پیدا کردن يك راهی بدست داشته باشند.\nوقتا که دشمنان دین اسلام – یعنی ملل غربیه او روز به بیداری و کار گذاری آمدند، و بهمان علوم و فنون که در صدر اول اسلام علمای اسلام اساس آنها را وضع کرده بودند جنك نشئت زده عملیات آنرا به استحكامات قوت و ثروت تطبیق دادند، و بواسطۀ آن قوت و ثروت در اساس بنای اسلامیت بکامیابی تمام رخنه ها انداختند، علمای کرام اسلام همچنان خواب سنگینی فرو رفته بودند که طراقه های هول انگیز آن همه صدمه های پیدرپی هیچ سامعه خراش بیداری شان نگردید، بلکه آن زلزله های شدیده را عبارت از يك جنبش گهواره آسای استراحت خود پنداشتند.\nروی سخن ما بهمه علمای کرام اسلام است، زیرا ورثۀ انبیای عظام علیهم السلام، و سکاندار کشتی امت ناجیه حضرت خیرالانام علیه الصلوة والسلام ایشانند، این عصر و این زمان به اعصار سالفه یقی و پیشینی مشابهت ندارد، از بدهیات انکار نباید کرد، آیا مدافعه این آلات ناریه، و این صواعق مدهشۀ سماویه، و آنهمه اختراعات عجیبه و غریبه که دیده و شنیده میشود بغیر حاضر کردن همان گونه اسباب متقابله ممکن میشود؟ بايك قوۀ سمی که از يك گوشه سرا تا دیگر گوشه سرا شنوایی را مالک باشد، بایک گوشی که در ظرف يك ثانیه از امریکایه آسیا صدا را بشنود برابری کرده میتواند؟ آیا رفتار شتر با رفتار عرابۀ موتر، و بار برداری و سرعت عرابه کراچی با قطارهای راه آهن همسری کرده میتواند؟ آیا طوبهایی که قطر دهن شان از سه چار انچ تجاوز نکنند با طوبهایی که قطر دهن آن تا بشصت انچ میرسد، و يك گله يك خرواری را تا مسافۀ ٢٠ میل پرتاب میکنند پیش قدمی کرده میتواند؟\nعلمای\n\nنمره ٦\n\nما نمیگوئیم که علمای ریل بسازند، یا طوب؛ ولیکن چیزیکه بر عهدۀ علمای کرام ترتب میکند این است که عموم را تشویق کنند، تحريك نمایند، فتواها دهند، اجتهادها فرمایند که این چیزها را بوجود آورند، و این چیزها بوجود نمی آید مگر به افزونی مکتبهایی که علمای آموختن و بوجود آوردن آنچیزها در ان خوانده شود. معلوم است که ریلها، تلگرافها، نیاموها، پروژه کشورها، اورو پلانها، زمینلینها، تحت البحرها، فوق البحرها، تحت الارضها، فوق الهواها، یومیه ها، گله ها، غازها؛ صد دها، بلاها، و چها و چها در زمانهای سلف نبود که علمای سلف ما رحمهم الله از آنها بحث و بیان میراندند؛ این علمهای جدید است که مخصوص عصر جدید است. جبر، هندسه، حساب، ریاضیات، طبیعیات، فزيك، شيميك، ميكانيك، جغرافی، قوموگرافی، زولوجی، دیپلوماسی و غیره و غیره علمها نیست که غربیون اساسات آنرا از شرقیون گرفته و ترقی داده داده آله های غالبيت، مظفریت، سیادت، حاکمیت خود ساخته و کامیاب آمدند، با وجود اینهم که اینها را علتهای جدید گفتیم، اما اعتقاد و اعتماد و ایمان کامل ما بر این است که قرآن عظیم الشان ما (کتاب قدیم) است و هیچ رطب و یابسی نیست که دران نباشد، همۀ آنچیزها ئیکه مذکور گردید، و ملیارها چیزهای دیگری که زبان انسان از بیان آن عاجز است همگی در زیر کلمۀ مقدسۀ (حکمت) مستور و مضمور است، حکمت، آنچنان يك کنز عظیم لایفنا، و نعمت جسم عظما نیست آنچون یکی احسان و عطا فرموده شود (خیر کثیر) به او احسان میشود. (١) کثیر را به قلیل، کلیات را بجزئیات ترجمه نباید کرد، بزرگترین و وافرترین خیرها حفظ و صیانت (دین) است از پامال شدن و محکوم ماندن به احکام دیگر دین، حال آنکه انتخابات این عصر و زمان وقت حاضر محافظۀ اساس و بنیاد دین را بر تحصیل (حکمت) منحصر داشته، از همه خوشتر اینکه: حکمت، يك مال گمشده مسلمانهاست که در هر جا بیابند باید بگیرند. (٢) افسوس که ما در صدد کردن آن و ابرا نمودن ازان کوشش میورزیم؛ درین هم هیچ شبه نداریم و ایمان کامل داریم که دین، دین خداوند تعالیست، حافظ او هم ذات پندار سبحانه جل و علا ست (٣) ولیکن ما را نیز بر محافظت آن مأمور فرموده و به بسیار آیات کریمه تأکید فرموده، ما اگر دست و پای بسته بنشینیم، و هیچ تشتت و اقدامی در اسباب نکنیم بچنان توکلی میماند که بستن زانوی اشتر باشد. اگرچه «حکمت» را نوع نوع تفسیر کرده اند، ولی جمهور علما دانش را عین حکمت گفته اند. دانش، علم، معرفت، حکمت همه بيك نقطه سر میزند، و اگر «حکمت» را تنها بزهد و تقوا و عبادات منحصراً تفسیر شود، در آنحال بسیار احادیث منفیه میبینیم که فضیلت علم بر فضیلت عبادت ترجیح داده شده است (٤).\nو الحاصل این چهار سال کامل شد که سراج الاخبار افغانیه، در خصوصها از تحریر و تقریر روانه ایستاد، تا اینکه سال چهارم خود را به انجام رسانیده بسال پنجم قدم نهاد، فریادها، فغانها، ناله ها کرد، اما از دهنش برآمده بمخاطبش در آمد! این است که درین باره مقالۀ افتتاحیه خود را\n(١) در قرآن کریم میفرماید: یؤتی الحکمة من یشاء و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیرا .. (٢) حدیث شریف است: الحکمة ضالة المؤمن اخذها این ما وجدها.، (٣) آیه کریمه: – انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون .. (٤) حدیث شریف: – فضل العلم احب الی من فضل العبادة و خیر دینکم الورع .. دیگر: – طلب العلم ساعة خیر من قیام لیله، و طلب العلم خیر من صیام ثلاثة اشهر ..\nعلمای کرام خواهند گفت: – که جهت تعلق اینسخنان بما چیست که این اخبار والای هرزه در اخلاق خود را میدرد و مغز ما را میخورد ..! عرض میکنیم که جهت تعلق این سخنان به (علم) است، و علم و عمل بدان راجعست."}
{"book": "adl0616", "page": 1324, "text": "صفحه ۳ سال پنجم شماره ۱\n\nبه انجمن بك نياز نامه تحويل داده بر جرأت استرحام از علمای گرام مسئولیت و از هند، ولى در هر حال وقاطبة احوال فوز و فلاح ونجاج اصلاح امت ناحية محمديه ( س ) را از بارگاه خالق عالم جل سبحانه نیاز میداریم. ومن الله التوفيق ! عبور كرديد. زيرا، جراید و و و جریده نگاران، بنام دیگر، اخبارها، و، اخبار والآها، آن اهمیت و عزت و اعتباری را که امروزه روز در عالم مدنيت حائز میباشند، در پسر زمنها عشر عشیر آنرا هنوز پیدا نکرده است. بلکه اگر بگوئیم که در نزد بعضی موجب نفرت و احتقار هم باشد جادارد !\n\nيك قطعه دلب\nمناسبت سرمقاله مافوق خود در اخبار گهربار\n( زميندار ) يافتيم عيناً نقل كرديم\nانجنین در سکه و علیه به این حال تباه\nخود بینید و می رسد که چون میاید\nفرصت از دست بشد هر چه کنی زود بکن\nنیست کاری که در صبر و سکون میباید\nانجین کار به تمکین وسکون بر ناید\nاندکی نیز درین شیوه جنون میباید\nکار ملت به به افسانه و افسون باشد\nسینه سوخته و درد درون میباید\n\n***\n\nمزایا و شایانی اعلحضرت سراج الملة و الدین\n\nسراج الاخبار افغانيه، يك كودك نو بزیان آمده چهار ساله ایست که از قدمه های نردبان عمارات زندگانی خویش تنها چهار قدمه راطی کرده و بر قدمه پنجم پا نهاده است و با اینهم، پرورش یافته مهد با سعد عهد چون شهد چنان پادشاه حقایق آگاه معدلت همراه مقدسیت که تأثير نشو و نمای بهار عواطفات عرفان نثارش بدرجه پیران کهنسال جهان نورد دنیا دیده اش ايصال نموده، ورشحات سحاب عصر ترقيخيز پرفیومالش بجنان شادابی و خرمی و سرسبزیش رسانیده که نهال آمال حال و استقبالش را گلهای رنگارنگ عز و حکمت، و میوه های حلاوت اورنك فن و معرفت زینت و باروری بخشیده است ؟ على العصر سعادت حضر ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) يك زمان ربیع معرفت، و يك اوان نوبهاری بختیاری و شان و ملت است که از نفحات الانس هوای حیات بخشای ربیعیش افغانستان و افغانین را یک جان تازه در بدن دمیده، و از گلهای علم و فن استشمام روائح سعادت و علویت نموده، و به نغمه های لذیذه پر حلاوت آثار مدینت لذت اهمیت زندگانی گرفته !، سراج الاخبار افغانیه، بلبل نواسنج این گلزار پر ازهار نوبهار عصر معرفت باد، و پروانه سراج وهاج محفل این زمان سعادت نثار ترقی آثار است که موسیقار منقار خوش گفتارش مزایا و ثنایای حامی مقدس خود را تکرار على التكرار، و بر پرتو شمع رخسار زمین مدنیت نثارش بال افشانی شوق پر مسار مینماید ! پادشاه مقدس محبوب القلوب، و اب الشفق ارحم به تکوین مجلوب وطن وملت افغانستان و افغانیان ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين امير حبيب الله خان ) ابقاه الله دولته إلى مديد الزمان چنان با پادشاه حقایق آگاه معدلت اكتناه بزرگیست که در زمان سعد اقتران سلطنت همایونی شان دولت علیه خداداد افغانستانرا، شوکت، عظمت، قوت پدیدار آمده است. وطن افغانستانرا ترقى، تعالى، مدنیت استقبال کرده است. ملت افغانستان بختیاری، آزادی، سعادت، معرفت رو آورده است.\n\nای علمای گرام ! ای ورثه انبیاء عظام : وقت میگذرد، تهلکه روز بروز می افزاید. به ارشاد، به اجتهاد همت فرمائید. به تحصیل علومی که محافظه اساس اسلامیت خدمت کنند. و به ایجابات و لوازمات عصر و زمان موافق و مطابق باشد عموم ملت را شوق بدهید، رغبت افزائید، رهبری فرمائید. این علوم شريفه موجوده که به تعلیم و تعلم آن مشغولیم به محافظه و نگهبانی بنیاد و اساس قصر مشید اسلامیت در چنین عصر پر آشوب وقت، از شر دشمنان دین برافکن خدمت نمیتواند. علومی که محافظه بنیاد قصر دین خدمت میکنند علوم حاضر ساختن آلات مدافعه است که مذکور گردید. و علوم متداوله ما متعلق نقش و زینت آن بناست. لهذا بنا بر قاعده حکمیه، تمت العرض ثم النقش، میباید که اول اساس و بنیاد قصر اسلامیت را از خلل محافظه و وقایه نمائیم و بعد از ان به تزئینات و نقوشات و ترتیبات داخلی آن بپردازیم، لا سمح الله، العياذ بالله از مال غربیه نصارا را از بین گیرودار قیامت آثاری که درین وقت آن گرفتار آمده اند. یکبار رهائی یافته بخیال مافات از دست داده گیهای خودشان در صدد بدست آوردن ممالک شرقیه اسلامیه آغاز کنند. آیا در انوقت ترکیب مضر پدید همراه را به که خواهیم فهمانید جار مجوز را به که خواهیم شنوانید درین وقت علمی لازم است که برای محافظه دین، دولت، ملت، وطن ساقامه های آهنین و استحکام های آتشینی بکشد، علمی لازم است که همه ما را عسکر تعلیم یافته مسلحه بسازد. علمی لازم است که از هر چیزی برای ما زر بکشد به، کیمیا از جمله اشیا زر کشند :: وقتا کبیر آوری نگذشت و رفت و، علمی لازم است که پایهای ما را سرعت قوت برقی بخشد و عصر عصر موثر و ریل است و برق :: کامهای اشتری بگذشت و رفت، علمی لازم است که ما را هوا پرواز ساخته بر دشمنان ما به آتشیاری و اداره :: شد هوا جولانگه نوع بشر :: وقت فی بال و پری بگذشت و رفت .. علمی لازم است که گوشهای ما را آنچنان تیز کنند که در ان واحد صدای غرب و شرق را بشنواند به، سیم آهن در سخن آمد زرق :: تیلفون بشنوگری بگذشت و رفت .. تا توجه عمومی به تحصیل این علوم نشود ممکن پیشرفت آن پست، توجه عمومی به وعظها، اجتهادها، شوقها، ترغیبهای علمای گرام و بایسته است. صحیفه های سراج الاخبار افغانیه، برای مقاله های تشویقیه و تنبیهه اهل فضل و دانش باز است و عقل تدبير، مآل انديشى عصر و زمان همچنین اقتضا میکنند که عرض کردیم. اگر غلط و خلاف حقیقت عرض کردیم ما را ارشاد و هدایت فرمایند که بعد ازین سکوت کنیم، و حلق خود را و مغز دیگران را ندریم و نخوریم که این هم يك ثواب وحسنه عظيمه شمرده میشود. زیرا انسان از خطا خالی نیست. ممکن است که این معروضات ما بر خلاف حق و صواب باشد. پس اگر ما را ارشاد فرمایند به رهنمائی يك برادر مسلمان خودی و همت فرموده خواهند بود. و اگر این معروضات ما اقرين حق و صواب میدانند کمر همت را برار شاد ملت و رهنمایی امت برای تحصیل علم و معرفت و بدست آوردن خبر كثير حكمت تملك برمیان بندند تا هیچ نباشد از بار"}
{"book": "adl0616", "page": 1325, "text": "سال پنجم\nصفحهٔ ٤\n\nاز هنگام جلوس ميامن مأنوس اين بادشاه دل آگاه مقدس بزرگ ما چه خبرها ، چه ترقيهاى نمايان و درخشانى نيست كه بظهور نه پيوسته، در ماههاى اولى كه تخت عاليبخت سلطنت سنيه افغانيه بوجود مسعود اين بادشاه مكرم معظم زيادت افروزى گرفت، نخستين مرحمتى كه بر ملك و ملت عطا فرمودند بخشش باقيات ماليات سابقه بود كه وقتاً بعد وقت برنامه رعايا تراكم نموده بود . باين بخشش انعام بادشاهى ملت را يك حيات تازه عطا فرموده شد . در عقب آن عفو عمومى را اعلان فرمودند كه به اين مرحمت شاهانه كسانيكه كان آغوش شفقت وطن عزيز را نعمت مراجعت وطن حاصل آمد . سپس به دربار عام بر عموم انام اعلان و اعلام فرموده گفتند : — چون ترقى و سعادت امروزيهٔ عالم موقوف بر تعميم معارف و تكثير مكاتب است، سر از امروز امر و اراده فرمودم كه در ممالك شاهانه ام مكاتب اصول جديده باز گردد .، به اين فرمان حيات رسان بادشاهى از همان روز دريچه هاى ترقى و تعالى استقبال وطن باز گرديد . اينها يكان نمونه هاى بسيار مجمل مزايا و نتائج ذات اعليحضرت اين بادشاه مقدس ماست كه هزارها كتاب تفصيلى محاسن در بردارد، و در دوسه سال اول جلوس همايونى بيش هم اجرا گرديده است . حال آنكه ازان روز فيروز سعادت اندوز تا امروزه روز، هر دم و هر لحظه بسى آثار تجدد و ترقى و تمدن روى كار آمده و مى آيد كه اگر به تفصيلات همه آنها يكان يكان به پردازيم يك كتاب مستقل بايد بنويسم اما اينجا و نيو كادرين نسخهٔ شمارهٔ نخستين سال پنجمين خود به اجمال فهرست مانند بعضى آثار ترقى بروزيهاى زمان سعد اقتران ذات اعليحضرت همايونى اكتفا ميورزيم : راهها و سركهاى منتظم كه رشته هاى رگهاى حياتيهٔ ملك است در هر هر طرف تمديد يافت . پلهاى آهنين متين و مستحكمى بر بعضى نهرهاى بزرگ كه معبرگاه هاى مهم شمرده ميشد ساخته شد، و رباطهاى سراچه، در منزلگاه هاى راههاى همه ولايات ممالك محروسة المسالك شاهانه بنا شد . كانال هاى بسيار بزرگ و برآبى براى آبيارى اراضى در هر هر طرف حفر گرديد مانند سراج الامصار، و قلعة السراج قلعه هاى مستحكمه تأسيس يافت . قصرها و عمارات بسيار عالى و عجيبى در هر هر طرف بنا شد . كارخانه ها، ماشينخانه ها، برقيها، تلفونها، موتر كارها و بسى آثار تمدن و ترقى در وطن عزيز مقدس ما بسايهٔ عرفان پايهٔ ذات اعليحضرت ( سراج الملة والدين ) روى كار آمد . برترين همه چيزها كشاده شدن شهراه علم و عرفانست كه بر روى ملت و وطن باز گرديده است . مكتب مباركهٔ حبيبيه و مكتب حربيهٔ سراجيه مكتب دارالمعلمين، مكتبهاى متعدد ابتدائى مكتبهاى استحضار و غيره هر يك روزنه هاى فلاح و نجاحيست كه شعاعات آفتاب سعادت و بختيارى را در خانهٔ استقبال آمال ملك و ملت پرتو انداز عزت و علويت ميگرداند . از جملهٔ آثار حيات نثار عصر شاهانه يكى بوجود آمدن اين نامهٔ گرامى ( سراج الاخبار افغانيه ) است كه اينهم يك مكتب هر فان بار سيارى شمرده ميشود، و براى عموم ملت باز گرديده است . چنان يك مكتب عالى ايست كه حاوى بر بسيارى از دانشهاست . شاگردان اين مكتب عالى حاجت زحمت كشى رفت و آمد مكتب را هم ندارند، بلكه خود اين مكتب از سر قدم ساخته خدمت شان ميدود، و دروازه هاى در سخانه هاى رقم رقم خود را بروى هو سكاران تدريس هر نوع در سها ميكشايد .\n\nسراج\n\nصفحهٔ ٥\nشمارهٔ ۱\n\nسراج الاخبار افغانيه ( نسابهٔ معارفوایهٔ حامی مقدس خود بكمال فخر و سرور تأثیرات تعلیمیهٔ خود را مشاهده میکنند، و بخود میتازد و میبالد ! اگر چه تأثیرش تدریجیست، ولی اساسی و ترویجیست !\nسراج الاخبار افغانیه از درگاه خالق ارض و سما جل وعلا، و روحانیت حضرت محمد مصطفى عليه افضل التحايا تمادى عمر و اقبال، و تزايد شوكت و جلال اعليحضرت بادشاه مقدس همايون فال و حامی مقدس شكوهى آمال خود را تضرع و نياز ميكند، و بر دوام خدمات قلبيهٔ خود در راه دين، دولت، ملت، وطن توفيقات بيغايت ذات كبريائى را دربارهٔ خود استرحام مینماید . ومن الله التوفيق .\n\nحوادث داخله\n( مراسم دربار روز عيد سعيد فطر )\n\nامسال ماه رمضان سعادت فيضان درا كثر ممالك محروسة المسالك افغانستان از روز چهار شنبه حساب شده بروز پنجشنبه بوقت شام سلخ ماه مذكور هلال عيد وافق غربى پديدار گرديده ديدار مسرت نثار خود جمع اهل اسلام را ممنون و مسرور گردانيد . توپهاى شادمانى كه براى اداى تعظيم و وداع ماه صيام فرحت اختتام و استقبال و پذيرائى عيد ميامن پديد انداخته ميشدند با هر صداى آن صدها صداى خوش اداى اطفاليكه برنامها براى شنيدن و حساب كردن توپها انتظار داشتند نيز هم اواز گرديده فرحت عمومى را دو بالا ميساخت . روز جمعه به ساعت ۸ همه اهالى شهر و اطفال كه بلباسهاى رنگارنگ جديد ملى خود شان ملبس بودند بكمال شمارت ديده ميشدند كه جوق جوق بسوى مسجد جامع عيدگاه توجه و عزيمت داشتند و در عموم يك فرحت و نشاط طبيعى ديده ميشد . تا به ساعت ۱۰ احاطهٔ وسيع مسجد عيدگاه با صفوف جمعيت بزرگ نماز خوانان سراسر پر و مالامال گرديده بود . و در هر صف بعضى ملاهاى متعددى گردش داشتند كه به آواز هاى بلند خود شان هر كدام طريق نيت و اداى حركات و سكنات و ترتيب صلوت عيد را بمردم ياد آورى نموده مى آموختند . و نزد هر كدام شان ورقهاى چاپى كه از طرف سركار براى شان داده شده بود و در ان مسائل صدقهٔ فطر مفصل ثبت و تحرير يافته بود موجود بود كه از روى آن بمردم اداى صدقهٔ فطر را تلقين مى نمودند . غير ازين چند روز قبل هم در اكثر مساجد و بازارها همچنين ورقه هاى چاپى از طرف سركارى آويخته شده بودند كه مردم آزاديده طريق اداى صدقهٔ فطر را از ان بياموزند . درين اثنا عساكر ظفر مآب شاهانه از غند اردلى، واردلى و كوتوالى، و دار السلطنه كه همه شان با اونيفرم هاى عسكرى و رسمى روز عيد ملبس بودند نيز بيهم با موزيكه هاى دلنواز قدمهاى بسيار مستقيم و منتظم خود شان از روى سرك بزرگ قومى باغ مرور نموده از دروازهٔ وسطى شرقى داخل صحن مسجد گرديده بدو طرفه سركى كه از دهن دروازهٔ مذكور تا برواقيكه انجام آن به محراب و منبر خطبه منتهى ميشود امتداد يافته صف بسته شوكت كرديدند بساعت ۱۰ و نيم كوكبهٔ پديديهٔ شاهانه كه دو طرفه با عساكر سوارهٔ ركابى، و بغل اسپان، و سراوس محاط بود بكمال هيبت و عظمت از روى سرك عيد گاه بداخل مسجد مشاهده شد . موزيكهٔ عسكرى به لارهٔ دلنواز سلامى خود دخول ذات\n\nدقيقه"}
{"book": "adl0616", "page": 1326, "text": "صفحه ٥\nسال حجم\nشماره ۱\nشاهانه را مسجد اشعار نمود پس از توقف چند دقیقه به ادای دوگانه عید پر سی و عید مبارک نال و مشرف ساخته جلوس فرمودند در بن الناعساكر\nابتدا شده به ساعت ۱۱ از نماز مران حاصل شده نفری مدعونی که دو رکانی داخل سلامخانه گردیده در عقب چوکی های نفری مدعوین دربار\nروز پیشتر بذریعه تکت های خبری از طرف ايشيك آقاسیان ملکی و نظامی متصل دیوار سلامخانه به هر دو طرف صف کشیدند . ذات شاهانه در باب\nبرای ادای سلام بدر بار روز عید به سلامخانه عام دعوت شده بودند راه راه فضایل ماه صیام ابتدا کلام نمودند، و از فواید توپ افطار و توپ سحر\nاز دیگر مردم جدا شده عازم سمت سلامخانه گردیدند و ساعت ۱۱ که آغاز و انجام مدت صور العین و اشعار می کنند تحت رانده فرمودند:\nو نهم جميع نظری دربار\nحضور که پلیاس های\nرسمی سفید خودشان\nملبس بودند در عمارت\nداخلی سلامخانه\nر چوکی های بسیار\nمنتظمی که به ترتیب\nبسیار درستی گذاشته\nشده بودند نشند.\nزنده و خارج سلامانه\nکه مسلمانها و قالین\nهای اعلای فریش\nشده بود رای غربی\nمرزاها و کارکنان\nداشت خانه و کلانتران\nشهر و غیره متفرقه\nتخصیص داشت ذات\nعالى شهزاده معظم\nحضرت معین السلطنة\nصاحب الفخم قبل\nان تشریف آوری\nاعلیحضرت همایون\nکردید. حضرات\nعلهای گرام و جميع\nخوانین و اهل مناسب\nصنف ملکی و عسکری\nرا على تفاوت مراتب\nبه شرف معافه\nو مصافحه و دستیومی\nکه و چون پیش ازین\nدر سالها که قاعده\nتوپ انداختن برای\nسحر و افطار بود\nدر انوقت تماما ختیار\nروزه مردم بدست\nمودتها بود چنانچه بعضی\nاز آنها قبل از وقت\nو بعضی خودشان افطار\nکرده و بعد از وقت\nو مردم هم گاهی پیش\nو کلی پس به شنیدن\nآدانهای ایشان در\nانتظار بوده روز و را\nافتار میکردند و هم\nچنین از طرف صبح\nهم گاهی پیش و گاهی\nو محقق و درست یک\nوقت معینی برای آن\nبود. لهذا ، تمام\nشهرها وحاكم تشبيها\nفرمان و امر نمودم که\nدر ماه رمضان وقت\nسحر که آغاز صوم\nو وقت شام که انجام\nسود و وقت افطار است.\nدار السلطنه از چند\nعالی شان سر افراز\nفرمودند و با هر کی\nفرداً فرداً بيكوضع\nبسیار منامی که از ان\nجميع معانى ملك\n\nيك تمثال بهمال تاريخ\n\nمؤسس نمیاد است خاندان جلیل الشان محمد زالی در افغانستان بادشاه صاحب الرأي والتّدبير شرعی وقت افطار\nامیر کور بنظر اعلیحضرت ( امیر دوست محمد خان ) عليه الرحمة والغفران با ساعتهای بسیار درست\nپروری شان فهمیده میشد تواضع و سرایت فرمودند به ساعت ۱۲ چند و مکمل در ماه رمضان برای انبازه آتش دادن توپ وقت معینش مقرر\nدقیقه باقی بود که ذات شو کتبات اعلیحضرت همایون از در واژه بودند دریمه ایشيك آقامی ملکی حضور اعليحضرت همایونی محضور عرض\nيزرك سمت جنوبي سلامخانه داخل گردیده بعد از انکه از طرف عمومی شدند دات پادشاهی از همه نقری ملاهای مذکور اظهار خورسندی و رضامندی\nیک حرکت تنظیمی برای ادای سلام بعمل آمده در ایش کرسی تخت عالی زیادی نموده و بر درست بودن توپ های ماه رمضان آنها را تحسین فرموده\nتحت سلطنت سنيه افغانیه توقف ورزیده همه کارا رو سلام و احوال بقرار شنیده کی اندامهای نقدی نیز به آنها مرحمت فرمودند."}
{"book": "adl0616", "page": 1327, "text": "حیفه ٦\nشمارة ١\n\nتا ساعت نیم تهیه آوردن طعام شد و تا به ساعت يك که زنگ طعام نواخته میشد انواع طعامها و میوه ها بر میزها چیده شده همه اهالی دربار بخوردن آن مشغول گردیدند به ساعت یک از طعام فراغت حاصل شد. ذات اعلیحضرت همایونی بعد از فراغ طعام فرمودند که پس از تقسیم چای و شیرنی صلوة جمعه را در مسجد درون ارك مباركه خواهیم خواند و این حکم شاهانه بهمه کان تبلیغ گردید پس از تقسیم چای و شیرنی اکثر نفری دربار، ذات شاهانه را پیروی کرده مسجد داخل ارك مبارک رفته بعد از ادای صلوة جميع حاضرين مرخص گردیدند. امضا\n(عبدالرحمن محرر اداره)\n\n( واقعه بیماری )\nحضرت کبریا دافع البلاء والوباء جل وعلا ممالك محروسه اسلامیه را محفوظ و مصون بدارد آمین. بتاريخ سلخ ماه مبارك رمضان در قریه ( علاء الدين) واقع باردهی داخل شش گروهی دار السلطنة کابل وقوعات مرض وباء استخبار گردیده حالا تدابیر لازمه طبیه از طرف حکومت سنیه از قبیل قرنطینه و غیره اجرا شد ولی هزار افسوس که در نفس شهر نیز قبل ازان باید از ان سرایت مرض بوقوع آمده تعمم نمود. الى تاريخ يومنا هذا که ۱۱ شوال است یومیه وقوعات و وفیات در تزاید است. مرحمت خداوندی را تضرع میکنیم. اگرچه در خصوص توسل به اسباب و سر رشته و انتظام گفتنهای بسیار و اقدامات و تشبثات طبی و فنی بصورت جدی از جد زیاده بکار است ولی از گفتن چه سود! لهذا چون از تشبثات مادی مأیوسیم به درج نمودن يك علاج معنوى عرض خدمت ورزیده میگویم که جناب ملا ( عبدالجبار ) پسر فضیلت مآب (کل آخند زاده ) ادعیه ذیل را برای درج شدن در سراج الاخبار\n\nافغانیه با فرستاده است. این است که آنرا عیناً درج نمودیم انشاء الله از فایده عالی نخواهد بود: (دعای دفع مرض)\n\n( دعاء الوباء للامام الاعظم رحمه الله تعالى )\n\nمن كتاب بالقولة صفحة ٥٤ في الوسط تصنيف الامام الهمام الصدر\n\nمجدد و مؤيد دولت قویشوکت خداداد افغانستان پادشاه سیاست و کیاست عنوان اعليحضرت ضياء الملة والدين ( امیر عبدالرحمن خان عليه الرحمة والغفران )\n\nالكبير ابن الفرج علی بن جوزی از رسالة الشفا لطاش کبری زاده چنین نقل نموده که روی انه وقع في مدينة بغداد وباء عظيم ومات في ذلك الطاعون (اثني عشر الف) صبى كلهم حفظة القرآن سوي ساير الناس من الشيوخ والشبان وكان في بغداد تاجر اسمه مبارك ولم يقع الطاعون في بيته اصلا وسمع الخليفة هذا الأمر وسأله عن سببه قال التاجر عندى ده"}
{"book": "adl0616", "page": 1328, "text": "صفحه ۷\nشماره ۱\n\nمروی عن الامام الاعظم ( ابی حنیفه ) رضی الله تعالی عنه وقال کل من اشتغل قرائته او حمله معه على الطهارة أو حفظه في بيته حفظه الله تعالى واهله من الطاعون ببرکة هذا الدعا فکتبوه عنه ( وهو هذا )\n\n۞ بسم الله الرحمن الرحيم ۞\n( اللهم انی اسألك ) ( عدد خلقك ) ( بعزة عرشك ) ( رضاء نفسك ) ( نور وجهك ) ( مبلغ علمك ) ( بغاية قدرتك ) ( بسط قدرتك ) ( بحق حقيقة شكرك ) ( بمنتهى رحمتك ) ( دوام مشيتك ) ( بكلية ذاتك ) ( بكل صفاتك ) ( تمام وصفك ) ( بنهاية اسمائك ) ( بمكنون سرك ) ( بجميل سترك ) ( بجزيل برك ) ( بكمال منك ) ( بفيض جودك ) ( بتشديد عضبك ) ( بسابق رحمتك ) ( باعداد كلماتك ) ( بغاية بلوغاتك ) ( بتفرد فردانيتك ) ( بتوحيد وحدانيتك ) ( ببقاء بقائك ) ( بسرمدية اوقاتك ) ( بعزة رويتك ) ( بعظمة كبريائك ) ( بجاهك ) ( بجلالك ) ( بكمالك ) ( بافعالك ) ( بانعامك ) ( بسيادتك ) ( بملکوتيتك ) ( بجباريتك ) ( بكنائيتك ) ( بعطفتك ) ( بلطفك ) ( ببرك ) ( باحسانك ) ( بحقك ) ( وبحق حقك ) ( ان تجعل لنا فرجاً ومخرجاً وشفاءً من الهموم والغموم والوباء والبلاء والغلاء وجميع الافات والعاهات في الدنيا والآخره ) ( بحق كهيعص ) ( وبحق طه ويس وص ) ( وبحق حمعسق ) ( وبحق انا فتحنا لك فتحاً مبيناً ) برحمتك يا ارحم الراحمين ۞\n\nعالیجاه عزت همراه مشفق مهربان جناب مدیر صاحب وسر محرر ( سراج الاخبار ) افغانيه سلمه الله تعالى عرض نیاز دعا گوی شما ( ملا عبد الخيار ) پسر ( ملا گل اخند زاده ) مدرس مدرسهٔ شاهی بجواب صاحب اینکه همین دعا مذکور فوق را محض بلحاظ خیر خواهی اهل دولت وملت خود بسمعی بلیغ از کتب معتبره بسندش بهم کرده بر آورده ام استدعام از جناب آن خیر خواه دولت وملت میکنم که بعون توجه کریمانه آن فیضرسان چاپ شود علیحده یا در ضمن سراج الاخبار صاحیم عند الله ماجور وعند الناس مشکور خواهد شد السلام علیکم فقط\nامضا\n( ملا عبدالحی )\n\nاز شهر مینویسند\nاز جملهٔ دین پروریهای اعلیحضرت اینکه - جناب سیادت ونقابت نصاب حضرت میر محمد عثمان خان میر صاحب متولی حضرت خواجه انصار قدس الله سره العزیز را که از سلالهٔ سادات عظام افغانستان بودند چون وفات یافتند جناب میر صاحب میر غلام نبی صاحب پسر ارشدشان را بسجاده نشینی پدر منصوب فرموده فرمان جایداد پدری شان را با خلعت شاهانه در هرات ارسال فرموده نائب الحکومه ونظامی و دفتری آنجا را ارشاد فرمودند که جلسهٔ تعظیمانه در کارگاه شریف منعقد ساخته که در ان مجمع افسران ملکی و نظامی وعلماء وسادات واشراف واعیان هیات حاضر آمده خلعت شاهانه را بر قامت لیاقت شان پوشانیده مراسم عزت را از طرف قرین الشرف پادشاهی نثار آرند بعد خود جناب موصوف عريضهٔ شکر پایهٔ سریر اعلی کردند که ما بنا بقاعدهٔ مقررهٔ قبله گاه خود به بازدید فاتحه واظهار اداء شکرانه این همه مراحم خدیوانه ومکارم شاهانه شرف اندوز حضور ساطع النور میکردیم بعد از حصول اجازه شرفیاب دار السلطنه\n\nتردیده قبل از ورودشان و برء ضیافت و جای مسکن برای شان آماده گردیده در دور جشن ملی که اعلیحضرت از بیغان رونق افزا گردیدند چون جان موصوف حاضر بودند سراغ فرموده مهربانیهای شاهانه که درباره شان شده بود و هست علی رؤس الاشهاد به محضر حاضرین محفل مینو مشا کل جشن ملی زبان عنایت ترجمان بیان فرمودند بعد در محفل شب اول در فاتحه تعزیه قبله گاه مرحوم شان را در محضر حاضرین آمین گفتند در باقی شبها در عرشی از راه مبذول میفرمودند و در روز عید سعید خودشان و ملازمان ایشان عنایت شده بهمرکابی مبارک به صالحه عبد ایشانرا مخصوص داشته بهمرکابی رکاب احترام اختیار فرمودند\n\nخدايا تو اين شاه درويش دوست که آسايش خلق در ظل اوست\nهميشه بدارش بتوفيق طاعت داش زنده دار\n\nازین معنی باغ امیدواریهای جمع سادات وعلماء وارباب دعا تازه وشاداب گردید گلهای امید شان شکفتن گرفت فقط\nیکی از خوانندگان\n\nجوادل خارجیه\nتاریخچه جنگ ستیز آهنگ\n\nمقدمه\nاگر کدام قالبین - به اصطلاح زنها - روی طالع اخبار مارا باز میکرد، وما هم از مردمانی میبودیم که به قالها وقالبینها گوش مینهادیم مطلق طالع اخبار خود را، مریخی، می یافتیم. زیرا بنا بر اقوال اساطیر خاصیت سیاره مریخ را خون ریزی و آتش افروزی میگویند: اخبار ما هم مگر در روزیکه « قمر در مریخ » بود عرصه پیرای عالم وجود کرده است !!!...\n\nسال اول ما بحوادث خونریزیهای محاربهٔ طرابلس غرب، سال دوم وسوم ما بحوادث خونخواری بالقانها، و سال چهارم ما بهامها بحوادث این جنك موجوده دستخیز آسیا و املا گردید، حال سال پنجم اخبار ما شروع نمود تا ببینیم که « مریخ » چه میکند ! البته یا قیامت کبری، یا قیامت صغری را برپا خواهد کرد !...\n\nاز خواجه نصر الدین پرسیدند که قیامت کی میشود ؟ گفت : - آیا از قیامت کلان میپرسید، یا قیامت خورد ؟ گفتند : قیامت يك قیامت است. خورد و کلان آن کدام است ؟ گفت : - قیامت کلان آنوقت میشود که من بمیرم، و قیامت خورد آنست که همه مردمان بمیرندا...\n\nحالا ما هم منتظریم که ببینیم چه میشود ! هیچ شبهه نخواهد بود که قیامت کبرای خواجه نصر الدینی خود اخبار ما برپا خواهد شد. زیرا می بیند، میشنود، حتی میکند ولی چیزی گفته نمیتواند، و دم فرو خورده خورده آخر الامر مانند بارات متراکمه وولکانها دماغش بيك انفجار\n\nازین"}
{"book": "adl0616", "page": 1329, "text": "صحیفه ۸ سال پنجم شماره ۱\n\nتمثال جمال فرخفال\nپادشاه غازی که فروغ او بر فرق همایونش دور دولت علیهٔ مستقلهٔ خداداد افغانستان اعلیحضرت سراج الملة والدین امیر حبیب الله حماه الله عن الآفات الزمان"}
{"book": "adl0616", "page": 1330, "text": "صفحه ۹\nو انطلاق مدهشی گرفتار می آید، و از هم پاشیده، گردیده، از دغدغهٔ هستی و میرهد!! اگر نگوید، دیگ بخار را میبندد! و اگر بگوید « گزارش میبرند »! و چه مشکل حال!...\n\nمرا در دست اندر دل اگر گویم زبان سوزد\nو گر دم در کشم ترسم که مغز استخوان سوزد\n\nکشتی های اخبار ما هم، افسانهٔ « مکنک » گردید! و کلمهٔ علم ما ينتفع - ش ۱۰ هزبان در هربان ازال در زال! ملعبه بالصبیان! سفسطه فی الفلسفه! والحاصل هیچ در هیچ!!...\n\nای کن ای دل چند داری نالهٔ شکر را\nبرده اند از ناله هایت قوت تأثیر را\n\nهمدردی، از میان دردی در زیر عنوان مصرع برجستهٔ ذیل:\nدیوانه باش تا غم تو دیگران خورند\n\nچنین يك خبری مینویسد که در « کور تمت » مکان برای دیوانه های با گل خانه - یعنی دیوانه خانه - شهر « پوم التون » اسباب قسائم تفریحات و ساعت تبریه ادا مهیا ساخته است. آنها را با لکوب نشان میدهند، گراموفون میشنوانند، تخته نرد، شطرنج، قطعه وغیره ها میدهند، و درین وقت بمخارج ده هزار روپیه روشنی برقی و رگه های برقی برای آنها مهیا کرده اند.» بعد از ان جنين يك ملاحظه بیان کرده « درین وقت که انتظام دادن اسباب راحت و وقعیت که کور تمت برای دیوانه ها شده است! هیچ شبه نیست که قسمتی دیوانه ها میباشند! شاه بتقلیدی باشند که اینچنین آرامها و راحتها را بینند و بنای دیوانگی را نکنند! » بعد ازین این ملاحظه را چنین مینویسد: « میگویند که سبب این انتظامات، دیوانه ها اندک درجه رام و آرام میشوند. اما در نزد آنها بسیار دیوانهٔ حقیقی خواهند بود، که راه و آرام شوند! و اگر راه شوند، هیچ شبه نیست که راحت این خود هم در افشون کردن و خواهد گفت: « آیا این عقل بخش هم، در فکر بخش » می بینید؟ که در لوح اخبار انعکاسه، از برخی کردن های را بنا نهاده است! چه تجاوز های گلا گلا که از سخن را و نوشتن حرب، نهاده، و عنان سخن را بر حکایت « و کل خانهٔ » پهلوانی کشیده! اگر دیوانگی نیست، پس چیست؟ آور ادر، چه چاره که این جنگ خونریز و این هنگامهٔ رستاخیز از چنان بلاها و مصیبتهای نیست که مقال بسر کسی بماند، و حواس را در کاسهٔ خانهٔ سر فرو در نکند! جنگیست که از زمان آدم تا به ایندم چشم بیننده و گوش هیچ شنونده ندیده و نشنیده است. هیچ تاریخی تا بحال از چنین يك جنگی خبر نداده است. طاعونها، وباهای بزرگی که تاریخ نشان داده است هیچگاه، این درجه تلفات عظیمه را بر نوع بشر وارد نیاورده است. در سطح زمین بر همه جاهائیکه اصطلاحات جغرافیا بران مروجست - یعنی در دشت، کوه، تپه، شبه جزیره، دماغه، برد، و غیره - جنگ است. در زیر زمین هم جنگ است، چرا که استحکامات و خندقها، و سوفهاییکه در میدانهای جنگ زیر زمین کنده شده است نیز محل مبارزه قرار داده شده است. و سطح بحر جنگ است. در زیر بحر جنگ است. در روی هوا جنگ است. در میان فضا جنگ است.\n\nنمره ۱۰\nعالم بشریت چنان مخون همدیگر گشته شده اند که طوبهای آتشفشان طوبهای مخرب جهان، بمب های خراب کننده عالمان را کافی ندیده بر همدیگر خود دریاهای آتش غازهای مهلکرا می افشانند. در خصوص قتل و خونریزی اختراعات حیرت بخش عقول ایجاد میکنند، بدرجهٔ که مربع و مربع نشینان از شرمساری بسیار در زیر چادر زهره رخ میپوشانند.\nخلاصه اینکه متمدن ترین انسانها این هنگامها را بر پا کرده اند. آنان هم آنانیکه دم از صلح و صلاح عموم عالم انسانیت میزدند! از قرار حسابی که تابحال کرده اند مقتول و مجروح و مفقود و اسیر همان متمدنان به ۱۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ یازده ملیون نفوس رسیده است. و جمله خسارات و زیانات زراعی، صناعی، تجاری شان در پنج قطعهٔ روی زمین به ۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بیست و يك ملیار پوند بالغ شده است. در هر کدام کره زمین - یعنی در هر پنج قطعه - پارآسیا - یا ما بواسطهٔ این جنگ و قتال مشتعل است.\nاین است که حالا ما میخواهیم تاریخچهٔ اینچنین حربی را بنویسیم و هم میخواهیم که همهٔ این يك دنیا حربها تنها در همین يك جریدهٔ محدوده ضمن يك نسخهٔ خود مرقوم نمائیم! آیا چقدر ملاحظه میکنید که ما درین باره خود بصرف فهرست اکتفا کرده، و بعد از این که از طرف اجمالی در خصوص الحرب جهان بود، بر قارئین کرام خودمان عرضی حاصل شود، و الا نه باینکه ما بخواهیم از روی قواعد و تاریخ حرب، نویسی و وظایف حربی را بجا آورده باشیم، بلکه آنرا از گفته های حرب ماهر عسکری میخواهیم اقتباس کنیم.\n\nـ ۱ ـ\nشورای حرب\n\nاگر در باب مبدا و منشای این حرب بخواهیم از عجله ننویسیم میآید که قدر وسعت دارد؛ لیکن قدس فرضی که این افق پر از دود جو هوا را سرتاسر احاطه کرده باشد این طوماری بدست آریم. زیرا میباید کتابهای رنگهای دیوانگی رود و این نارنجی و منقش و سرخ و غیره رنگهای دولهای متمدنه را که هر کدام شان معصومیت خود، و قباحت دیگری را ثابت کردن کوشش ورزیده اند، همه را مرتباً ترجمه کرده بعرض انظار قارئین کرام خود برسانیم که اینهم از محالات. لهذا خلاصة الخلاصه همینقدر مینویسیم که عامل یگانهٔ این خونریزی عمومی، بلاهای حرص و حسد، طمع بوده است که آنهم آنی و ناگهانی نی، بلکه از چندین سالها مانند دینامیت ها در دلها پر شده بود. از هنگامی که دولت المان رو به ترقی نهاده بود، این دینامیت حرص و حسد نیز در دل انگلیز جایگیر آمده بود. زیرا دولت انگلیز هیچگاه این چشم و دیده را ندارد که از خود برتر کسی را ببیند. وقتیکه ناپلیون مشهور فرانس ترقیهای عظیمه فتوحات را حاصل کرده بود، باز هم همین انگلیز بود که همه دولها را بر او بر انگیخته آخر الامر مضمحلش ساخت و چون روس يك سطوت و شوکت بزرگی را حاصل کرد، باز چشم حسدش به پرش آمده بهر رنگ بود لك نيرنگها بدولت ژاپانش سرکوبی کرد. والحاصل بسیار مثالهای تاریخی دیده میشود که این حسیات حد و غرور انگلیز را ثابت میسازد."}
{"book": "adl0616", "page": 1331, "text": "حیفه ۱۰\nسال نجم\nشماره ۱\nاز مدتیست که دولت انگلیز تجددات و ترقیات دولت المان را بيك بوقوع آمده بود. زیرا بنا بر قانون خاندانی امپراطوری اوستریا شهزاده ها\nنظر حسودانه خائفانه نظر میکرد ، حتی از وقتی که دولت آلمان بر دولت میبایست که باشاهزاده ها ازدواج بکنند ، و اگر با دیگر خانواد مها ازدواج\nفرانس غالب آمد، و بند بپرداهی عظمای سیاسی برای بسمارک و اتفاق مثلث کنند اولادی که از ان زن باید وارث تاج و تخت نمیشود . حالا تکه\nموفق آمد این آتش شمهور گردیده بود. تا آنکه رفته رفته المان قوت ولیعهد مشارالیه حقوق حکمداری اولاد خود را عشق پر سوزی که\nشوکت پیدا کرده رفت، و بهمان نسبت بغض و عداوت نیز بالا شده رفت. داشت فدا نموده ازدواج کرد .\nاول بافرانی عداوت دیرینه را بر طرف کرده و بواسطه دلاله کی او بادشمن بر همه مردمان عصر معلوم بود که ولیعهد فرانسوا فردیناند در فنون\nو رقیب سه صد ساله خود روی نیز باب آشتی را مفتوح نمود . و يتقابل عسکریه یک مهارت و اختصاص فوق العاده را سالک بود . و در نزد تمام\nاتحاد ثلاثة المان، اوستریا ، ایتالیا ، ائتلاف ثلاثه ، روس ، فرانس محافل عسکریه اوستریا یک حرمت و اعتماد بسیار بزرگی را حائز بود. کذلک\nانگلیز را تشکیل دادند. برای طرفداران اتحاد المان نیز یک استنادگاه بسیار بزرگی شمرده میشد.\nاز هنگامیکه این اختلاف ثلاثه مقابل آن اتحاد ثلاثه تشکیل یافت علی الخصوص ازین سبب بود که وجود این ولیعهد برای رقیبان این اتحاد خیلی مضر و\nاز وقتیکه درسته ( ۱۹۰۷ ) اتفاق روس و انگلیز در باب مقاسمه ( ایران ) تهلکه ناک شمرده میشد . اینهم سپایه ثبوت رسید که قاتلها بيك جمعیت\nو و افغانستان ، وغيره عقد گردید - معلوم شد که این اتفاق و اجتماع انار شیستی ضرب منسوب بود و ترتیبات این جنایت فاجعه ناک در نفس\nاضداد پیش خیمه یک جنگ عظیمی میباشد. و هر روزی که بران اتحاد كنت بلگراد ، با تخت صرب بوقوع آمده بود. و بومه هائیکه از طرف\nرفت مقدمات جنگ اتحادیون والتلافیون را نیز نزدیک کرده میرفت و قاتلها استعمال شده است از طرف افسر های نظامی و مأمورین ملکی\nبناء علیه - بب بکانه ابن جنگ جهانسوز عالم افروز را در آتش حد ضرب به قاتلها داده شده بود .\nو حرص و طمع انگلیز در مقابل اقتدارات و ترقیات خارق العاده تجاری این است که این واقعه فاجعه انگیز در ۲۸ ماه جون سنة ١٩١٤\nو صناعی المان باید دانست . کبریت خرمن حبه خانه مواد ناریه کدام شده او روا گردیده تمام عالم\nبشریت را بلرزه رستاخیز واقعه کبری در آورد .\n\n۲\nآتش را که ۲ و چسان افروخت ؟\nدینامیت ها و مخزنهای بارون پرشده سالهارا اول کسیکه آتش زد\nه نامبریل پرنسیب نام شقی مربی بود که ولیعهد نوجوان دولت اوستریا\nه آرشیدوق فرانسو افردیناند، و زوجه اش ، روشی دوهو منبرغ را\nدر و سراحیوا ، نام شهر ( یوسیینا ) هدف کلوله طبانیه غدر وستم نمود\nقاتل مذکور دو نفر بودند که یکی ، غابرینویج ، بود که در اول بار کله\nبر عرابة موتر سواری ولیعهد مذکور انداخت، اما ولیعهد یک حرکت\nدلاورانه نموده بومیه را بیازوی خود دفع نمود و بعد از انکه موترش\nگذشت بومبه برزمین خورده در گرفت و پنج شش نفر از اهالی سیربین\nو دو نفر موثر نشینی را که در عقب موتر ولیعهد بود بصورت مهلک مجروح\nساخت ، ولیعهد برای رسم احتفالی که بشرف او از طرف مأمورین\nدر دایره ، امانت شهر ، ترتیب شده بود میرفت. بعد ازین واقعه بومیه\nاگر چه خواستند که ولیعهد رفتن خود را تا وقتیکه تدابیر لازمه عسکریه\nاجرا شود تعویق اندازد، ولی ولیعهد قبول نکرده بر همان پروگرامی\nکه در پیش گرفته بود حرکت نمود .\nاز دو نفر موثر نشینی که در عقب موثر ولیعهد بود یکی بر که همه رنجی\nبود که زخمی شده بود. ولیعهد خواست که بشفاخانه رفته استفسار\nخاطر او را بکند. در اثنایی که عرابه موتر ولیعهد در بازاره فرانسوا\nروزه فه میخواست داخل بشود. از طرف، ناریل پرنسیب ، دو غیر نفتکچه\nروشد ، کله اول بر سینه زوجة ولیعهده دوش هو همن بورن خورده شد\nهماندم جدش در آغوش شوهرش بغلطید. در عقب آن کلاه دیگری آمده\nیکردن ولیعهد خورده و کلوکاهش را شکافته بصورت آنی وفاتش را\nتیجه بخشید .\n\n۳\nاعلان حرب اوستریا نه صرب\nهر صاحب انصاف دولت اوستریا ، را بيك اخذ انتقاد شدیدی .\nهم حکومت صرب وی حق خواهند دانست . تمام ملت اوستریا بيك ماتم محمد\nو هیجان برغم والم ازین جوروستم در آمدند. دولت اوستریا در ۳ ۲ را\nجوفی سنة ١٩١٤ يك و نون و مفصلی که معنی او لتیماتوم و بلکه آ\nمعنی اعلان حرب را هم در بر میگرفت به حکومت صربستان پیش کرد که\nترجمه توت مذکور چون نقره بفقره در شماره (۳) سال جارم اخبار ما ملا\nعیناً درج شده است حاجت تکرار آن نیست. در نون مذکور ۲۵ ساعت آور\nمهلت به صربیه داده شده بود کها گر رظرف این ۲۵ ساعت شرطهائی را بجهد\nکه دولت استریا پیش کرده است از طرف حکومت صرب قبول نشود مناسبات ساز\nسیاسیه دولتین مذکور از همدیگر منقطع خواهد گردید .\nدر عین زمان دولت اوستریا بواسطه سفیرهای خود که در نزد دیگر ۱۱۰\nدولتها داشت نیز از همین تونی که به صربستان داده بود آگاهی داده کفته که\nبود که شده دولت ایمپراطوری اوست یا ازین یک خاطر جمع است که این\nبهاجرا کردن این نشبت خود یعنی به اخذ انتقام خود - بحسيات ما بعد\nدول و ملل متمدنه موافق يك حركتی کرده خواهد بود. زیرا دول است\nنمیدهد هیچگاه این را قبول و تصویب نخواهند کرد که هن بادشاه کشی در مجاده به ۱\nسیاسیه بی جزا مانده شود ٠٠ .\nوالحاصل مهلت ٢٤ ساعت به انجام رسید. و از طرف دولت صرب على\nجواب شرایط دولت اوسترها رسید. همان بود که سفیر دولت اوست بام\nاز بلگراد پایتخت صربستان پرامده مناسبات سياسية هر دو دولت منقطع یکم\nگردید . و در ۲۷ جولایی دولت اوست یا بدولت صرب رسماً اعلان حرب تمو\nداده اردوهای عسکریش از سر حد مخالت صرب تجاوز نمود. و آتش حرب ماما\nبکمال شدت در مایین هر دو حکومت شعله ور گردید .\nولیعهد ، آر شیدوق فرانسوا فردیناند ، درسته ۱۸۶۳ در شهر\nو خراج ، تولد یافته ، و درسته ۱۹۰۰ بازوجه متوفیه اش، آرشیدوش\nهو هه ن پورک، که از خاندان شاهی نبود و از معتبره های سرای ایمپراطوری\nبود ازدواج کرده این ازدواج محض بسبب يك عشق بسیار شدیدی"}
{"book": "adl0616", "page": 1332, "text": "صفحه ۱۱\nسال پنجم\nشماره ۱\n\nجنك عمومى\n\nو اعلان حرب ديگر دولتها بيك ديكر در آغاز كار و همه كس معلوم گرديد كه اين جنك اوستريا و ضرب در يك دايرهٔ محدودى نخواهد ماند، بلكه دايرهٔ سرايت آن تا بيك جنك عمومى بين المللى نكشد صورت ندارد، زيرا دولت روس كه يگانه حامى حقى اسلاو است در باب ضرب كه يكى از اعضاى مهمهٔ اسلاويست سكوت نخواهد كرد، چنانچه در روز هاى اول قبل از قتال ضرب و اوستريا روس صداى تهلكناك خود را برآورده گفت كه «دولت روسى اين اختلاف اوستريا و ضرب را بكمال دقت تعقيب ميكند.» و مقابل اين اختلاف لا قيد مانده نميخواهد. همان بود كه در تاريخ ۳۰ جولائى دولت روسى تحديدات عسكريهٔ خود را اعلان نمود، يعنى جمع آورى و عسكر رانى خود را بر سر حدهاى ملك خود فعلاً بعمل آورده اشتراك خود را بجنك و همه كان مبرهن ساخت. و چون دولت المان از و پرسيد كه:— «آنچه خيال دارى؟» گفت:— «هيچ. اين جمع آورى از سبب بعضى حادثات داخليه است...» ولى المان به اينچنين خاطر جمعى دادنها بازى نخورد. على الخصوص كه اخبار هم به ثبوت رسيد كه اين حركات عسكريهٔ روس با حركات عسكريهٔ فرانس يكجا، و براى همديگر اجرا شده است. يكچند روز به همچنين تحديدات عسكريه و سوال و جواب دولتى مرور نمود كه اگر به تفصيل آن بپردازيم سخن دراز ميشود، تا اينكه در ١ ماه اگست سال گذشته دولت المان بدولت روس اعلان حرب نمود و عسكر المان حدود روس را تجاوز نمود. و نيز در همين تاريخ پيش از انكه\n\nاعلان حرب بشود طياره هاى فرانس بر شهر «تورنيه» و «كه» المان يوميه ها انداخت، ايتاليا اشتراك نكردن خود را درين حرب اعلان كرد. حكومت مستقلهٔ «لو كسمبورك» از طرف المان اشغال شد. فرانس اعلان حرب نمود. دولت عثمانيه براى محافظهٔ بيطرفى خود جمع آورى عسكرى خود را اعلان كرد. در ٤ ماه اگست اول دولت «بلژيك» بعد از ان دولت انگليتره به المان اعلان حرب كرد. بعد از ان ژاپان، عثمانى، ايتاليا نيز يكى در عقب ديكر بجنك اشتراك ورزيده، و دولتهاى بيطرفى كه نا محال بود بيطرفى دوام نموده اند باقى مانده جنك عمومى با تمام معانى خود در ميدان قتل و قتال عالم بشريت جلوه پيراى ظهور گرديد. وقوعات يوميه كه در ميدانهاى حرب از تاريخ آغاز حرب تا بحال ن\n\n(يك كروب محتشم)\nدر دايرهٔ فاخرهٔ جناب مستطاب سردار اكرم حضرت نائب السلطنة صاحب افخم"}
{"book": "adl0616", "page": 1333, "text": "صفحه ۱۲\nسال پنجم\nشماره ۷\n\nهم بمیدان ظهور آمده است چیزیت معلوم در نجا گنجایش ندارد. اما تنها از کیفیت اشتراک دولت عثمانیه بحالت یک قسمی بیان میکنیم زیرا این کیفیت یک چیزیست که اکثر مسلمانان روی زمین را متاثر نمود. بعضی انصافاً و بعضی آماده کم و بیش معافدار ساخت .\n\nدولت عليه عثمانيه همان عجلك اشتراك ورزيد\nاین دولت معظمه اسلام قبل از انکه جنك عمومی رها شود بتدارکات جنك مشغول بود. و خود را بيك كردن حساب خود با یونان تصور جدید ، لطمه ها و صدمه های که از ایتالیا و بالقانیها خورده و دیده بودا گرچه باسترداد ( ادرنه پاشا ـ ادرنه پول ) ببلغارها يك درجه بيك كردن حساب خود کامیاب آمده بود ولی جزیره های بسیار نازنین و دلنشین و مانند ملائيك يك سر زمین ثروت آئین او را که بحرام زاده گی و غدرگی از دستش ربوده بودند چنان بلند آن آتشی بود. هر فردی امت عثمان بیادآوری که عجز جریان دادن دریا های خون دیگر چیزی باقی نمانده کرده پیشوا شدند. ازین جهت که عموم ملت از بیرون همت نموده و قیمت دو کشتی جنگی دریدنوت را تدارک کرده دولت انگلیز دادند ، و ستام (عثمان اول) و ( رشادیه ) دو کشتی جنگی درجه اول خریدند که منتظر ورود آن کشتیها بودند. این حرب عالم انداز ظهور نمود. دولت عثمانیه برای جمع آوری عسکر خود بساه غایت بیطرفی فرصت جست. این در يك برههٔ قليلهٔ بقدر يك مليون عسكر حاضر و آماده ساخت. نخستین نسبت و اقدامی که بر استفاده از فرصت نمودند اما نوبت این اخبار و تجویز این کار عثمانی را نمودند دولت المان و اوستریا بودند. و اول کسیکه حکم که اعتراض و احتجاج را برتکاز کردند انگلیز و حلیفانش بود که افسانه موجب میل قلوب عمومی به آلمان و دلدادگی گردید. هنوز کی نگذشته بود که دولت انگلیز دو کشتی جنگی کمپانی ازو خریداری کرده بود ضبط کرد. در عقب این دولت المان\n\nدو کشتی جنگی ، فون ۱۰ ، و سلام ، خود را بدولت عثمانیه فروخت که انهم سراسر موجب کسر قلوب عثمانیان را از انگلیز ، و تمایل کلی شارا به المان سبب گردید. احتجاجات و اعتراضات انگلیز و روس پیش از پیش گردید. و تکالیف شاقه بر عثمان پیش نمودند. تا آنکه سفرای خود را از استانبول طلب کرده اعلان حرب نمودند. عثمانی هم که انتقام های صد ساله در بندر دار دانوس داشت فرصت را غنیمت داشته بکمال ممنونیت محاربه را قبول ، و المان و استریا متفق گردید. حالا در نجا تنها يك بياننامه اعلیحضرت سلطان المعظم والا بیاننامه انور پاشا عیناً ترجمه کرده میگذاریم که ازین بیانامه کیفیت اشتراک اعمال عثمان تا يك درجه خوب ظاهر میگردد .\n\nبیان نامه اعلیحضرت سلطان المعظم\nرعایا کریمه و غیور پادشاهانهٔ شان در آغاز اعلان حرب اردوی من ، دسته های کشتیهای جنگی من ! و سایر اعلان حربی که در بین دول منظمه وقوع آمد، محض برای اینکه حقوق و موجودیت این دولت و مملکت خودم را مقابل دشمنان فرصت جو در وقت های ضرورت مدافعه کرده بتوانم تلافیات زیر سلاح آورده بودم. در حالیکه به اینصورت در حالهٔ دو بطرق مسلمی بسر می آوردیم. دسته های کشتیهای جنگی روسی که برای وضع نمودن طورپیل ـ در یعنی مینهای دریائی ـ در آبهای بحر سیاه ما راه افتاده بودند و بالای بريك قسمی از دسته های کشتیهای بحری جنگی ما که در انجاها به تعلیم و قواعد این مشغول بودند ناگهان که بازی دست کردند. و ما هنوز به انتظار این عمل بودیم که روس تصحیح این تجاوز ناحق و مغایر حقوق بین الملل ایز خود را بکند که دفعةً همی دولت روس و هم متفقهای او که دولت های انگلیز و فرانس باشند. سفرای خودش را از دربار ما واپس طلبیدند، و به اینصورت مناسبات سیاسیه خودشانرا با ما بریدند. در عقب این عسکر روس بر حدود مشرق ما تجاوز نموده دسته های کشتیهای جنگی انگلیز و فرانس مشترکاً در دهانه های بغاز قلعه ، و کشتیهای انگلیز بر عقبه طوب انداختند. بنابر آن دو کینه و دشمنیهای غائبانه که یکی در پی دیگر ظهور یافت صلحی را که از بسیار وقتها آنرا آرزو داشتیم ترک کرده و با دولتهای المانیا و\n\nشهزادگان جوانبختان معظم و مکرم حضرت سردار عنایت الله خان معین السلطنه و حضرت سردار امان الله خان عین الدوله"}
{"book": "adl0616", "page": 1334, "text": "۱۳\nسال پنجم\nشماره ۱\n\nای رفیقان سلاح من؟\nارادۀ سنیۀ سر کوماندان محبوب خلیفه ذیشان خود ما را شما تبلیغ میکنم. بعون و عنایت جناب الهی و امداد روحانی پیغمبری و دعای خیر پادشاهی اردوی ما دشمنان ما را مغلوب و پریشان میسازد. يك دلیل بزرگترین غالبیت ما و مغلوبیت دشمنان ما همین است که از روزیکه بجنگ آغاز کرده ایم تا به امروز در بحر و بر از افسر و عسکر برادران من بغیر دلاوریهای مردانه و هجومه ای شیرانه دیگر چیزی ندیده ام. با وجود اینهم باید که هر افسر و هر عسکر فراموش نکنند که میدان حرب يك میدان فدا کاری و جانبازیست، و در آنجا هر عسکری که بیشتر خود را به پیش پرتاب کند، هر عسکری که از کنده و تیر اجل های دشمن چشمش نترسد و دایما در پیش رفتن دوام کند، و به آخر نیات و استقامت کند، آن فکر مطابقا بازی حریصانه میمیرد، لازمه شاهد است که از عسکر عثمانی ثبات دارتر، از عسکر عثمانی فدا کارتر هیچ عسکری نیست. همه ما باید فکر کنیم که بر سر های ارواح مقدسه پیغمبر ما و اکرام و اصحاب گرام و پیشواهای ما در پرواز است. روحهای پدرهای ما شاهد است که ما چه میکنیم. اگر راستی امت همان پیغمبره و پیرو همان صحابه کرام و اولاد همان پدرها باشیم باید مردانگی و غیرت خود را در اثنای حرب نشان بدهیم و اگر لازم آید جان خود را خلاص نکنیم، و هرگز نخواهیم که از منت خوانی باز آیند. تا خود را به پیش دشمنان برسانیم و برای مظفریت مردانه بجنگیم. برای مظفریت مردانه دعا کنیم. این است که ما باید هیچ کسی را از خود به عقب نگذاریم. چه برگشته باشد، چه بر تخته افتاده باشد، چه در زیر خاک باشد، چه در بروج مشیده، چه در قعر چاه افتاده باشد، چه در قعر دریا افتاده است اما اینکه دایما به پیش روند. چه سعادتمند است کسانیکه در راه دین و وطن شهید بشوند. از او همیشه بوی خوش آید و برای او ظفر، شرف، شان، شهادت، جنت همه در پیش رفتن است. ذلت، حقارت، اسارت همه در پس ماندن است. روح همه شهیدان مبارك و مقدس ما با تو شريك و بخوانید. زنده باد پادشاه ما.\n\n—§—\n\nاین است که با اینچنین بیاننامه ها و فتواهای شرعیه دولت علیه عثمانیه جهاد اکبر کمر همت را بسته بجنگ شريك گردید، و از یکطرف چنانچه برای گرفتن مصر يك اردوی جسیمی تشکیل داد، از طرف دیگر وجهت قفقاز تحرکات عسکریه آغاز نمود، خواه در طرف قفقاز و خواه در طرف مصر کامیابیهای نمایانی حاصل کردند، ولی انگلیس برای توقف دادن حرکات عسکریه عثمانیه را بطرف مصر بهر حال دیگر ریخت که با فرانس متفقاً آبنای دار دنیل را در زیر تضییق و فشار آوردند. اگرچه میگویند که این یک معاونت نیست که روس میخواهند برسانند ولی در حقیقت همین است که گفته شد.\n\nحال جنگ در وقت حاضر\nوقت، وقت رستاخیز است. جنگ، جبهه آنست که «هل من مزید» گفته لحظه بلحظه در شدت و حدت خود میافزاید. از یکطرف دولت آلمان، دولت اوستریا، دولت عثمانی، از دیگر طرف دولت های سرب، مونتینیگرو، بلژيك، روس، فرانس، انگلیز، ایتالی، ژاپن. یعنی سه دولت بمقابل هشت دولت! اگر پرسیده شود که هشت غالب است، یا سه؟ بکمال آزادی و جرأت گفته میشود که تا بحال سه! ازین هشت دولت سرب و مونتینیگرو اگرچه با حال حرکت میکنند ولی حرکت شان مانند مارها نیست که سرشان کوفته شده باشد. بلژيك سراسر محو\n\nو اوستریا مجارستان متفق شده برای مدافعه منافع مشروعه خودمان سلاح برداشتن مجبور شدیم، دولت روس از سه عصر به اینطرف دولت علیه ما را به بسیار ضررهای ملکی سردوچار کرده است، شوکت و قدرت ملیه ما را در هر گاه و بیگاه با حرب ها و بی حیله ها و دسیسه ها محو کردن کوشش ورزیده است. دولتهای روس، انگلیز، فرانس بر ملیونها اهل اسلامی که در زیر اداره های ظالمانه خودشان آنها را زار و ناتوان ساخته اند، و همه آن مسلمانان از روی دین بخلافت معظمه ما مربوط میباشند. هیچ وقت از پرورانیدن فکرهای بد در حق آنها فارغ نشده اند، و مسبب و محرک هر گونه مصیبتها و فلاکتهای ما گشته اند. این است که با این جهاد کبری که در برابر آن توسل کرده ایم به تعرضهایی که از بسیار وقتها به شان و شوکت خلافت ما و حقوق سلطنت ما می اندیشیدند انشاء الله تعالی تا به ابد خاتمه آخری خواهیم داد.\n\n• ای عسکرهای بهادر من !\nدر راه این غزا و جهاد مبارکی که بر دشمنان دین مبین و وطن خودمان باز کرده ایم، يك آن و يك لحظه از عزم و ثبات، و فدا کاری و جانسیاری جدا مشوید. بر دشمنان دین و وطن مانند شیران با صولت انداز مهابت شوید. زیرا حیات و بقای دولت ما و سه صد ملیون نفوس اهل اسلام را که بفتوای شرع شریف بجهاد اکبر دعوت کرده ام مظفریت شما وابسته است. دعاها و نیازهای سه صد ملیون مؤمنین مظلومی که در هر طرف دنیا میباشند بکمال وجد و استغراق در عبادتها، در هر مسجد و هر جامع و در کعبة الله بحضور رب العالمین همراه و یکجا میباشند.\n\n• ای اولاد های دلاور من عسکر !\nاین وظیفه که امروزه روز بر شما مرتب کرده تا بحال در دنیا به هیچ اردوی عسکری نصیب نشده است. در اثنایی که این وظیفه را انجام می آرید باید بیندیشید، و بعالم نشان بدهید که شما خیر الخلف های همان غازی های عثمانی هستید که در یکوقتی دنیاها را بلرزه آورده بودند. آنکه دشمنان دین و دولت بر خاکهای مقدس ما پای دراز کردن، جرأت نتوانند، و اراضی مبارکه حجازیه که بر کعبه الله شریف و مرقد مطهر نبوی محتوی میباشد از شر اعدای دین محفوظ بماند. بر دشمنان این وطن خود بصورت مؤثر هویدا سازید که یک اردوی عسکری دسته های کشتیهای بحری عثمانی موجود است که دین خودشان را، وطن خود شانرا، ناموس و شرف عسکری خود شانرا، بقوت سلاح و دلاوری خود مدافعه میتوانند، و در راه پادشاه خود مرگ را بسیار چیز محقری میشمارند.\n\nچون حق و عدل در ما و ظلم و عدوان در دشمنان ماست هیچ شبهه نداریم که عنایت صمدانی جناب عادل مطلق، و امداد معنوی پیغمبر برحق یار و یاور خواهد شد و با این جهاد تلافی مافات ضررهای ماضی خود را خواهیم کرد، و یکدولت با شان و شوکت و قوت و قدرت شدید بد نیا میدانیم. باقی شهیدان تان شهیدان سالفه مژده ظفر ببرید، و غزای زنده ماندگان تان مبارك باشد، و شمشیرتان تا به ابد تیز باشد. فی ۲۲ ذی الحجه ۱۳۳۲\n\nسالنامه انور پاشا\nبر عموم عساکر شاهانه انور پاشا که وکیل سر افسر کل – یعنی وکیل حضرت سلطان المعظم میباشد و قائد الجیش عمومی، و ناظر حربیه است."}
{"book": "adl0616", "page": 1335, "text": "سال نجم\nشماره ۱\n\nو مضمحل شده همه ممالک آن ضمیمه ممالک المان گردید. از خاک فرانس صدها کیلومتر اراضی و متعدد شهرها و قصبه ها بدست آلمان درآمد و قطعه پولیند روسی بنامها و از ممالک اوروپای غربی روس بصدها شهر ها و قصبه ها و قریه ها در حوزۀ تصرف المان و اوستريا درامد ، جزیره بریتانیای انگلیز در زیر محاصره بحری کشتیهای تحت البحر المان گرفته شد . حال آنکه از ممالک المان و متفقینش بکو جب زمین بدست دولتهای هشت گانه نیامده است. از دولتهای هشت گانه متفقه کسیکه فایده های عظیمه ازین جنگ برده است، دولت ژاپونست. غیر از انکه بندر گاه، سنگتا و و و را از المان در ربود مانند دولت و چین ، يك لاشه بالينه مانند بسیار بزرگی را تمامها نوش جان فرمود ایلی، چین همه شرایط استقلال شکنانه را که ژاپن بر او گذاشت همه را قبول کرد. و بواسطه آن قبول کردن از همه حقوق آزادی و حاکمیت و استقلال خود اوداع نموده در زیر حمایت و سیادت ژاپن درآمد که محقیقت این مسئله يك موفقیت و کامیابی عظیمی برای ژاپن شمرده میشود .\n\nخلاصه\n\nاین است که تاریخچه حرب خود را خلاصه کرده کرده تا به همین قدر در قید تحریر آورده توانستیم و اين يك فكر اجمالی ایست که بر قارئین کرام خود عرض نمودیم وا کر نخواهیم که از واقعات حربه يوميه رزمگاه های این حرب رستاخیز آسایان نمایم صدها شهنامه ها نوشتن لازم میآید چون در نوشتن تاریخ پاس خواطر و مراعات این و آن لازم نمی آید . از اثر و واقعات را از روی حقایق و وثایقی که قابل انکار نیست نوشتیم و زحمتی که در مخصوص از تبعات و تدقیقات زیادی برخود گوارا نمودیم به استفاده که قارئین کرام ما از این رهگذر بدست آرند رحمت مبدل میشود . والی بردهای خیر و سعادت اسلام و بزودی رفع شدن این خونریزی از دامن انسانیت ختم کلام مینمائیم . ( ومن الله التوفيق )\n\nآخر ترین خبر های جنگ\n\nشنبه ۲۸ ماه جولائی ۱۵ رمضان\n\nخبر ذیل از طرف وزیر هند به وایسرای رسیده است. در رزمگاه جنگ شرقى زورجنگ بطرف شمال است و جر من ها نظام مقامات کو دلو و ولغا را احاطه کرده میروند و جرئیل بیلوی ( جرمی ) در علاقه پوسول و یونی و پس رسیده که قریباً چهل میل بطرف مشرق شیولی میباشد و جر من ها دریای نار پورا بزور عبور نموده اند . و قریب استرولنکا جرمن ها بتدریج روسی ها را بطرف با پس پا کرده میروند -\n\nسياه ترك\n\nمترا شمید بارتلت انگلیزی از در دانیال مینویسد که حالت آنجا عین مانند حالت مقامات بپرس و جو چیز میباشد و فتح متفقین زود حاصل شده میتواند ـ وفوج ترکی جنگ را بوقت شب خوش دارد ـ\n\nحمله جرمن بروس ـ\n\nلندن ۲۸ ماه جولائی ـ ١٥ رمضان ـ\n\nداخل شدن جرمن در اضلاع بالتک در روس به توجه زیاد دیده میشود ـ و بیان کریند دیون در خصوص داخل شدن جرمن مابین\n\nعلاقه مین و دونیا پر از معنی خیال کرده میشود و اکثر مردم یقین دارند که مقصد جرمن قطع نمودن سلسله ريل مابین پیترو گرید و وار سا میباشد ـ\n\nيك خطر جديد ـ\n\nگوشش منقطع نمودن سلسله آمدورفت وارسا شد\n\nلندن ۲۸ ماه جولائی ـ ١٥ رمضان ـ\n\nاز سبب پسپائی و تقسیم ثانی افواج روسیه طول خط مدافعت اکنون با به علت صد میل محدود میباشد که از ان در هفتصد ميل جنگ جاری است. اکثر فوج روس بطرف خط مدافعت جرئیل میکنسین در جنوب لبان و میباشد ـ و حالت در محاذ دریای تاریو بسیار نازک شده است ـ و پیشقدمی جر من در چهل میل ظاهر میکنند که یک حمله عظیم از طرف اصلاح شده باله خواهد شد ـ و مقصد این حمله رسانیدن افواج در عقب استحکامات تین میباشد ـ و علاوه ازین حمله ها از طرف جنوب و مغرب نیز قریب به قلعه کاو نو رسیده اند ـ و یقین کرده میشود که فوج جرمن از این طرف در محاذ یکصد و بیست میل دراز ( ما بین کاولو و دو تا برك ) پيشقدمی کرده می آید از دست رفتاری جرنیل میکن نین جرمن ها بی صبر شده اند و کوشش دارند که از طرف جنوب سلسله آمد و رفت و ارسا را منقطع کنند\n\nسیاهی ترک در میدان جنگ\n\nلندن ۱۵ جولائی ـ\n\nمستر اشمید بارتلت در يك مراسله می نویسد که افسران افواج ما در تعریف بهادری سپاهیان ترک رطب اللسان میباشند و می گویند که آنها پروای مرگ را هرگز ندارند لا كن طريق جنك آنها مطابق بیکاره و خراب است\n\n۲۸ جولائی خبر پر اس ـ از میدان جنك ملك فرانس خبر رسیده ـ که در علاقه موجز جنگ بسیار شدید صورت اختیار کرده می رود ـ چنانچه توپخانه دشمن بشهر ارس ـ دو دفعه بسیار ـ بشدت گلوله بازی نمودند ـ که از گلوله بازی مذکور شهر ـ ارس آتش سی گرفته ـ که بعد از ان بستی بسیار فرو کرده شد ـ و در علاقه ارگون هم جنگ بسيار شدت ـ و خون ریزی جاریست ـ و توپخانه دشمن گلوله باری بسیار بشدت می نمایند ـ\n\nفتح وارسا ـ\n\nاز اخبارات انگریزی نقل شد. افواج شمالی جرمنی که تحت قوماندانی جنرل وان هندن برك بودند اراده از طرف شمال، وافواج جنوبی جرمنی که در پولیند تحت قوماندانی وان وجد میکن من بودند از طرف جنوب افواج روسی متعینه وارسا را المحصور کردن خواستند، ولی رومی ها بقرار خبر رسمی خودشان بمشوره حلیف های خود ، افواج را از وارسا پس بردند و جرمنی ها بكفوج ديگر از طرف شمال و جنوب برای محاصره شان فرستاد ولی تا رسیدن آنها رومی ها مبلغ از انجا هم بپاشده بودند. جرمن ها فوج سوم از طرف شمال و جنوب همراه بدوره کلال فرستاد ولی روس ها از انجا هم بپاشده رفتند. هر چند افواج روسی ( بنا بر قابلیتی که دیوک نکولس در باب پسپائی دارد ) محصور نشدند ولی تنها وارسا را نه بلکه قریب ۷۰ میل از وارسا بستر رفتند"}
{"book": "adl0616", "page": 1336, "text": "شماره ۹ سال پنجم صفحه ۱۵\n\nخبرهای جنگ\nفواید تلگراف بی سیم\nلندن ۲۷ ماه جولائی — ١٤ رمضان — در مجلس سالانه مار کوئی کمپنی مستر کادفری آسکی بیان نموده است که در ایریل سنهٔ ۱۹۱۰ عیسوی کمپنی مذکور به حکومت انگلستان استدعا کرده بود که برای یک سلسلهٔ تلگراف خانه های بی سیم اجازت داده شود چون حکومت انکلستان این در خواسترا منظور نکرد دولت جرمن صرف بیست لک پوند یک سلسلهٔ تلگراف خانهٔ بی سیم قایم کرد — بوقت پنج و نیم بود شام تاریخ چهار ماه اگست به جهازات جرمن بوساطت بی سیم خبر رسانید که مابین جرمنی و انگلستان جنگ شروع شده است و باین طریق صدها جهاز را محفوظ نمود — حالانکه کل اخراجات آسیس سلسلهٔ مذکور برابر قیمت یک جهاز (از قدیم وار لیند) می باشد.\n\nتعداد آتش فشان های جرمن —\nلندن ۲۷ ماه جولائی — ١٤ رمضان — نامه نگار اخبار دیلی ایکسپریس از پیرس رقطراز است که تعداد آتش فشان های اتواب جرمن که بر محاذ غربی موجود است تخمیناً نود و پنجهزار میباشد.\n\nلندن ۲۷ ماه جولائی ١٤ رمضان — پرو کرید — ماهران روسی بیان میکنند که شدت حمله جرمن در مردو ماد تاریو ولیان در دوست دیگر بدرجه انتهائی خواهد رسید و در چند روز ظاهر میشود که سی هزار فوج سواره جرمن که در علاقه بالتک موجود است — و فوج غنیم که بر محاذ یمن میباشد چه خواهد کرد چنان خیال کرده می شود که مدعای آنها تصرف پرریل کوونو و ولقایی باشد —\n\nاخبار ايطاليه\nغلیم گلوله های غاز گلو گیر را استعمال کرد چرئیل کنتور کمر کرده فوج ایطالوی در حمله طرابلس بود بمقام آلا واقع ترینتینو بقتل رسیده است —\n\nلندن ۲۷ ماه جولانی — ١٤ رمضان — نامه نگار رویوتر بعد از ملاحظهٔ کوه نمبر ۹۰ که جرمن ها واپس گرفته اند بیان می کنند که بر کل حصهٔ بالائی کوه مذکور که تقریباً دیونت باندی دارد چند قطار خندق های جرمن یکی بالای دیگری موجود است — و همچنان در حصهٔ زیرین آن خندق های انگریزی است و در یک مقام افواج انگریزی و جرمنی از یک دیگری به بعد شش گز میباشند —\n\n۱۹ ماه جولای — خبر اینتر ای تخت دولت یونان — دولت جرمن از باب مالی ذمه داری این سخن را طلب کرده — که همراه دول متحده — جدا گانه صلح نه نماید — زیرا که دولت برطانیه میخواهند با مبلغ بیست کرور پوند — بقدر تاوان جنگ برای دولت عثمانه همراه او از راه صلح درآید ولی عثمانی رد کرد.\n\n۱ اگست خبرلندن — نامه نگار رویوتر از میدان جنگ فرانس در قطر از است که در مقام هوك جرمن ها بر سپاه دولت برطانیه تیل های مشتعل\n\nشونده — دریمه میوه ها پاشیدند در جنوب هوك سپاه جرمن بر فوج های دولت برطانیه سه دفعه — حمله های بسیار سخت نمودند — بعد ازان فردا علی الصباح اول یک گلوله باری بسیار سخت بر سپاه دولت برطانیه نمودند یکباره کی پلان های شان یک حمله بسیار بشدت نمود — مجرد حمله پلان انجنیرهای جرمی که منتظر وقت فرصت آماده و تیار بودند — دهن لوله های یمه های — تیل آتش گیر بطرف سپاه برطانیه باز نمودند — در سنگرهای فوج برطانیه تیل آتشین باریدن گرفت درین فرصت سپاهیان جرمن در سنگرهای سپاه برطانیه رسیده در سنگر اولین داخل شدند و بذریعهٔ بمها پرانیده — سنگر مذکور را گلان نمودند — کیفیت نظارهٔ این جنگ خوفناک از حد بیان دور است این حمله یکبار کی دشمن و باریدن تیل آتش گیر مثل باران سپاه برطانیه را بسیار پریشان و سراسیمه ساخته چون سپاهیان برطانیه سیلاب آتشین تیل را دیدند که بسیار سرعت بطرف شان می اید مجبور شده از مقابلهٔ این قسم طریقهٔ جنگ ظالمانه بی رفته سنگر اول خود را بجهت دشمن واگذار شدند.\n\nلندن ۳۱ ماه جولائی — نامه نگار اخبار دیلی تلگراف از کوپن هیگن (دنمارك) خبر میدهد که از برلن اطلاع رسیده که فوج جرمن بقدر ده لک زیاده شده است در ان زیاده و جوانان ۱۸ و ۱۹ ساله داخل میباشند — و آنها را بسیار سرعت تربیت داده میشود و اکثر حصهٔ آنها در میدان جنگ شرقی رفته اند.\n\nلندن یکم ماه اگست — ۱۹ رمضان — در خبر سرکاری پترو گرید اعتراف این امر شده که لبان وریل ما بین مقامات نووا الگزندریا و رپووتر خالی شده اند — و روز پنجشنبه به آن افواج روسی که ما بین دریای و سیچولا و دریای بلت مقیم بودند حکم داده شد که در شب طرف عقب خود به مقامات مستحکم پس پا شوند چنانچه بکامیابی و حفاظت تعمیل این احکام نموده شد —\n\nلندن ۳۱ ماه جولائی ۱۸ رمضان — یک کشتی زیر آب جرمنی جهاز ادمیرین را بضرب ناریید و غرق کرده — و قریباً هفت نفر از اهل جهاز تلف شده اند —\n\nشمله یکم ماه اگست — سر حان فرنج اطلاع میدهد که جرمن ها بعد از گلوله باری شدید بذریعهٔ گلوله های شعله خیز بر خندقهای انگلیس حمله نمودند و بطرف شمال و جنوب مقام هوچ در خط اول خندق ها متصرف گردیدند — و جنگ هنوز جاری است —\n\nچوب رومانیك تحریر بنام فریقین محارب شائع کرده است که خلص مضمون آن حسب ذیل میباشد — ارادهٔ شاهی دیگر را ترك دهید — و این خیال را بگذارید که تنازعات باهمی محض بذریعهٔ شمشیر فیصل میشوند در جنگ اقوام به صرف سردست تباه میشوند بلکه نفرت و خواهش انتقام به وراثت قبیلهای آینده نیز میرسد — چرا و اسماً و بلا واسطه تبادلهٔ خیالات نمی کنید ای حامیان امن بکوشش متفقه جنگ را ختم کنید تا امن و امان قائم شود —\n\nآخر ترین خبرهای جنگ\n٥ ماه اگست ۱۹۱۵ — خبر لندن — یک جهاز کاسترل نام دولت"}
{"book": "adl0616", "page": 1337, "text": "١٦٩\nبرطانیه را کشتی تحت البحر جرمن غرق نمود – از عمله و نفری آن يك نفر هلاك و بيكنفر مفقود گرديده –\n٦ ماه اگست خبر لندن – يك جهاز يورشيا نام انگلیز را کشتی تحت البحر دولت جرمن غرق نموده – از عملهٔ آن ١٤ نفر نجات یافته –\n٧ ماه اگست خبر لندن – جهاز مدالید نام انگلیز را – کشتی تحت البحر دولت جرمن غرق کرده عمده و نفری ان بعد از سر گردانی بسیار نجات داده شدند –\n\nتفصيل فتح وارسا\n٦ ماه اگست خبر برلن – در پترو گراد قسم سرکاری اعلان یافته – که از باعث عمومی خراب حالت دولت روسی در باب واپسی قوچهای خود که در سمت مغربی وارسا بودند احکام جاری کرده سپاه مذکور بتدریج رو به عقب گشته در سنگرهای جدید خود واپس رسیده –\n٩ ماه اگست خبر پترو گراد – سپاه جرمن در علاقه جات بالنك بسيار در سرعت پیش قدمی درآمده چنانچه الحال ایشان بر لبه های مصا رسیده که از ان رو از قلعهٔ برستك لترسك در ١٢ میل فاصله دارد جرمن درین علاقه و افراد خود بسیار اسباب حرب آورده – اول جهازات هوائی شان چون بر شهر ریکا با مداحت تاختن این کوله باری دولت روسی شهر را خالی کرده پس در اینده که شهر مذکور در تصرف روسی بود و سنگر حربی دران سال خود ایده طریق حربی یعنی از هر کوچه و بازار پدر شده نمره های قوی مرده از پیش قدمی دولت جرمن بطرف ریکا چنان ظاهر می شود که خط محاذ سپاه جرمن از همتزاد وسعت دارد و تعداد سپاه شان از حد حساب و پندار بیرون است و این يك صدمهٔ بسیار بزرگی بریاست زیرا از دست دادن وارسا و لاندنفری و اين يك مركز بسيار با اهمیت روسی و دارای قوت اجتماعی بسیار بود – که از ما در تمام ملت روسی اسباب و ذخائر جنگی و نیز از جمله اول درجه قلعه های جنگی دولت روسی و در نقطه کثرت راه دریای و سجولا دانسته میشد – که در وقت تهاجم جرمن يك هزاره و یازده صد عراده توپ های کلان در ان اسب بود و همه اسب حربها گردید – و از برلن معلوم شده – که قیصر جرمن از طریق وارسا با يك دسته پیادون در برلن فرستاده – بمجرد رسیدن چه – عساکر سوارها در تمام شهر برلن با آواز بلند فتح وارسا را اعلان نموده خود در تمام شهر برلن جوش و خروش از حد زیاده دیده می شد – مردم با همدیگر خود مبارک باد داده – روی و دست یکدیگر را میبوسیدند – برای تمام دفاتر و مدارس رخصت داده شده و سپاه جوش خوشی از دست –\n٧ ماه اگست خبر لندن – که قیصر جرمن از میدان جنك بطرف برلن روانه شده خبر این کرده میشود که روز یکشنبه در برلن خواهد رسید – گفته میشود که در برلن يك اجلاس عمومی کرده و موافقت کشورهای اسلامی این است که ارچ دیون بار اس اوستریائی پادشاه بلغار هم درین مجلس حاضر کرده خواهد شد –\n٨ ماه اگست خبر پترو گراد – اخبار نووی ریمانی روسی رقمطر از این که افواه صلح دولت روسی همراه دولت جرمن از ماینکوالی پترو گراد مشهور کرده است –\n\nسال پنجم\nشمارهٔ: ١\n\nنیاز نامهٔ جرمن به روس برای صلح\nبيك نمونهٔ دروغ\n\nلندن ١٢ اگست\nاخبار ( نووی ریمیا )ی روسی مینویسد که جرمن در پیش رو زاری میکنند که با جرمن عماره صلح بکند و اگر روس این زاری جرمن را قبول کنند کلیشیه و دارد انیل را به او به بسیار محزون پیشکش میکند . ...\nا یکبار فتوحات جرمن و شکستهای روس را در زیر نظر آورده بعد از ان قارئین کرام ما در باب خود يك حکمی بدهند که حق و راستی چه خواهد بود . ... ]\n\n٭ ايضاً حوادث داخليه ٭\nهو الحي الباقي\nموت العالم موت العالم\nبکام افسوس و کمال يأس و حسرت با چشم اشکبار و قلب ماتم از خبر کدورت از ضياع ابدی عالم علامه و فاضل کامل فرزانه فضایل همراه عالیجاه مولوی ( عبد الرؤف ) خان صاحب را درین صحایف غم و اندوه مینمائیم . ( انا لله وانا اليه راجعون ) علامه فاضل مشار اليه يوم جمعه ١٥ ماه شوال المكرم بمرض وبا مصاب شده و بعمل ده بجهٔ شب ترك دنیای فانی نمودند رحمة الله عليه رحمة واسعه ]\nچون این خبر حزن آور در وقتی که این شمارهٔ اخبار ما از طبع برآمده بود رسید از این سبب بهمینقدر اخبار کیفیت پرداخته انشاء الله در شمارهٔ آینده از سوانح عمری مشار اليه و درجهٔ فضل وکمالات به تفصیل عرض معلومات خواهیم نمود . ( سراج الاخبار افغانیه ) به مولوی زاده گان ذی فضل و عرفان جناب مولوی عبد الواسع خان و مولوی عبد الرب خان فرزندان ارجمندان حضرت مرحوم مشار اليه عرض تعزیت تقدیم میکند .\n\nدر چاپخانهٔ حروف دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهر مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1338, "text": "(اعلان)\n\nپَراکَنده\nاز آثار مطبوعهٔ تازهٔ مطبعهٔ مبارکهٔ عنايت . و عبارت از يك مجموعهٔ اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوش طبع دارها ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیک طرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، یعنی بمقابل (۲) دو روپیه کایلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\n\nجَزِيرۀ پِنْهَان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین نمره نو دسر رسیدهٔ گلزار، مطبعهٔ عنایت ، کام ما را شیرین نمائید و جزیره پنهان ، يك ناولست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد، هم حکایت، هم عبرت، هم فن، و هم فضیلت، خوبی چاپ و خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان آنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، و دکان باز محمد در بازار ارك، دكان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nقیمت روپیه کایلی\nسیاحت و دورا دور زمین بهفتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حكم مجلد ۲\nراگنده مصور مجلد ۲\nجزیره پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باید در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1339, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دار السلطنه کابل خود را رهایی بیابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دار السلطنة كابل يك مقاوله نموده که داکخانه مشار اليه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دار السلطنهٔ خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیهٔ کابلی | سالیانه | چارده روپیهٔ کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیهٔ کابلی | ششماهه | هفت روپیهٔ کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود.\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه گلدار است. از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جا بدیگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعهٔ مدیر\nو سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان\nجا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك\nرقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق\nشکایت را ندارند.\n\n(شرایط درج کردن اعلانها)\nسودا گرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار پیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك قران يعنى نيم روپیهٔ کابل اجرت گرفته میشود اعلانیکه در این ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطر يك قران يعنى نيم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك شون اخبار ما ( ٣ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1340, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nشماره ۲\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nقصیده در تهنیت عید سعید فطر\n\nاخلاقیات ( زبان و اهمیت آن )\n\nعلوم و فنون ( اختراعات عبر العقول )\n\nحوادث داخلیه\nتشریف فرمائی اعلیحضرت همایون به پغمان — کیفیت پیاری عارضه — يك خسارت تاسف اور علمی — از دفتر مکتوب نویسی مرقوم داشته — از قندهار نگاشته —\n\nادبیات ( افغانی - فارسی )\n\nحوادث خارجیه\nحکایتهای محاربه — ترجمه از اخبارات اقدام — فتوای شریطه — الجواب — اوضاع داخل المان — کشفیات المان — استادیهای المان — نقل از اخبار رعد — المان و بيزمارك — المانها از تلگراف بیسیم چه فایده گرفته اند — وکیل ۲۸ جوالی — يك جمعيت بزرگ مبلغین مسیحیت برای هندوستان — خبرهای جنگ راه خشکه — کارهای خفه کننده — اختلال داخلی روس\n\nتصاویر\nمنظره ادای نماز در اطراف بیت الله الحرام زاد الله شرفا — سلطان البرين والبحرين خادم الحرمين الشريفين الغازی اعلیحضرت سلطان محمد رشاد خان خامس — منظره شهر مدینه منوره و گنبد مطهره حضرت نبوی صلى الله عليه واله وسلم — غازی انور پاشاه وزیر حربیه دولت علیه عثمانیه"}
{"book": "adl0616", "page": 1341, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه رقیخواه دولت علیه افغانیه وسعی و همت جناب جرییل کارخانه جات ، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n( ۱ ) نرخ های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| اقسام | قسم دوم | قسم اول |\n|---:|---:|---:|\n| درجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده شده |\n| رقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ |\n| قیمت | تا حال ساخته نشده | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۱ پیسه | ٦ روپیه ٤ پیسه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه | ٦ روپیه | ۵ روپیه ۷۵ پیسه |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ٤ روپیه بیست پیسه\n\n( ۲ ) ◈ ۲ ◈ جراب ها\nنکمه های چرمی محراب و منبر دار\n| رقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی در جن |\n|---:|---:|---:|---:|---:|---:|---:|\n| قیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ٤٥ پیسه | ۳۹ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه | ٥٠ پیسه |\n\n( ٤ ) کروره های جدید ساخت\n| رقم | زه باف یک اسپه دو کره دو ناره | زه باف یک اسپه دو کره سه تاره | چرم باف یک اسپه | یک اسپه چار تاره نخی |\n|---:|---:|---:|---:|---:|\n| قیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه |\n| رقم | چرم باف دسته بادامی دولایه | چرم باف دسته دولانه یک اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکابی |\n| قیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه |\n| رقم | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی |\n| قیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه |\n| رقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | از زین سواری نخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه |\n| قیمت | ٤ روپیه و ١٥ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ۵ روپیه و ٥ پیسه |\n| رقم | دسته بادامی نخ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه نخ چرمی کمک دار | چرم باف مابین بیت یک اسپه |\n| قیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه |\n\n( ٥ ) ◈ ٥ ◈ اقسام گلهای مصنوعی سر\n| قسم | گل جرین | گل نافرمان | گل برینه | گل شنو |\n|---:|---:|---:|---:|---:|\n| قیمت | ۵ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه |\n| قسم | شکوفه نارنج | گل یاسمن | گل لستون | جنبیل |\n| قیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ۵ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه |\n| قسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی |\n| قیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه |\n\n( المشهر ) امر محمد هاشم دفتری کار خدمات ( کیدان عالی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1342, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\nشماره (۲)\nمدیر و سن محكمة\nمحمود طرزی\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابل ۸ رویه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nاخراجات دان ۱۱ روپیه کابلی\nاخراجات رای ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر بازده روز یکبار نشر میشود.\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nالدارالطباعة والمطبعة\nدر ماشتخانه دار السلطنة ( کابل )\nهی امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ یکم نیقیه، ۱۳۳۳\nتاریخ شمسی ۲۰ سنبله ١٣٩٤\n\nقصیده در تهنیت عید سعید\n\nحضور اعلیحضرت سراج الملة والدين ، داء ملكه و عمر\nماه روزه که بود فرخ فال حیف کز چشم ما نهفت جمال\nدر شبستان دهر همچون شمع چهره افروخت شاهد شوال\nجام عشرت تکلف گرفت جهان چون با پرو اشاره کرد هلال\nعید فرخنده آمد و دردهی سترانید مسند اجلال\nگرچه عید است پس سعید ولی روزه هم داشت عظمت و افضال\nشام هر روزه دار بود چوشید وقت افطار از نشاط کمال\nخوان در انجا فراخ گسترده اور نعیم کثیر مالا مال\nخاصه آن ده شبی که حضرت شاه با فرا وان تجمل و اجلال\nاطعمه نقل و میوه حلویات رانچه نارد کسی فکر و خیال\nدعوتی داشت خلق را انجمن بمزید عطا و وجود و نوال\nجمله در خوانچه ها بخوش ترتیب مانده در پیش عام و خاص را حال\nیعنی از بهر ختم قرآنی مردمانرا از هر نواح و مجال\nبهره زان خوان نعمت الوان بر گرفتیم جنه بی شکل\nدر حضور شریف خودآنجا جمع فرموده بود چند لیال\nفی کسی برد جالب خانه میوه های کشیر در دستمال\nچشن عالی در ان همین هرشام بود ترتیب بالکو منوال\nیارب این عبد را مبارک کن اولا پرشه فرشته خصال\nخلق از خوان نعمت شاهی حسب خواهش موافق آمال\nپس بشهزاد کان و اخوانش با همه خاندان واهل و عیال\nدر حضور سراج ملت و دین شاه دین پرور خجسته حصال\nنیز بر حمله فرقه اسلام بر رضایا و فوج خیر سگال\nفیض یاب از طماء کونا گون میشدندی و هم زدرب زلال\nتا که در صفحه جهان باشد رفت و آمد و روزه و شوال\nباز با آن جماعت موفور حضرت شهر بار عدل خصال\nکه این عید را بود گردش در ولایات مومنان هر سلسال\nسوی مسجد پیامدی زمین بایی دستگاه و جاه و جلال\nدولت و عمر شاه ما يارب باد بر فرط ضبط و استقلال\nدر تراوغ می نمودندی - ختم قرآن ایزد متعال\nفرق اعدای دولتش بادا زیر هم سمند او امال\nالفالحمد كان به روزه - رفت و آمد زبعد او شوال\nشغل شیر احمد است مدحت شاه نیست اور اجر این ذکر اشغال\nخلق را نور مهر عید سعید جلوه گر شد مساحت احوال\nسافر خاطر جهان گردید از تراب نشاط مالا مال\nحاجی شیر احمد شاهر حضور"}
{"book": "adl0616", "page": 1343, "text": "سال نجم\nشماره ۲\n\n( زبان ، و اهمیت آن )\nیکی از مکارم اخلاق حسنه ملتی هر ملت محافظت کردن زبان و اصلاح و ترقی دادن آنست. زبان رسمی دولت متبوعۀ مقدسۀ ما زبان « فارسی » ، و زبان ملتی ما زبان « افغانی » میباشد. زبان فارسی ازین سبب زبان رسمی دولتی ما شده است که قبل از تشکیل و تأسیس یافتن دولت مقدسۀ افغانیه و استقلال یافتن حاکمیت ملتی ما، خاك پاك وطن مقدس ما از اجزای ممالك ایران محسوب بود.\n\nهنگامیکه ( نادر شاه ) مشهور که پادشاه غیور و جسور ایران بود در ایران بقتل رسید، ( احمد شاه ) درانی که از امرای نامدار افغان در معیت نادر بود همه قوم افغان را جمع آوری کرده به ( قندهار ) آمد، و در سنه ۱۱۹۹ هجری سلطنت افغانیه را تأسیس نهاده اعلان استقلال نمود. نخستین پادشاهی که همین سلطنت حالیۀ دولت علیۀ افغانیه را تشکیل داده، و تمام افغانستان ، و بسیاری از ممالک ایران، و تمام قسم شمالی هندوستان، و کشمیر و نواحی آنرا ضمیمۀ ممالک ساخته، و یکدولت پرشوکت معظمۀ افغانیه را ایجاد و بنیاد داده همین پادشاه بزرگیست که بلقب ( غازی ) و ( بابا ) ملقب شده است. این حکمران ذیشان ، و مؤسس نخستین دولت افغان ۲۹ سال بفتوحات و مجاهدات سلطنت کرده در سنه ۱۱۸۷ در شهر قندهار که بنا یافتۀ شاهانۀ شان بود و به ( احمدشاهی ) مسمی شده بود بجوار رحمت ایزدی پیوسته از دار دنیا در گذشته اند. رحمة الله علیه رحمةً واسعة.\n\nوقتیکه اعلیحضرت ( احمد شاه بابای غازی ) بتأسیس و استقلال سلطنت افغانیه کامیاب آمد امورات دفتر و کارهای کتابت و میرزائی و جمله نوشت و خوان دولتی که اساس امور سلطنت بران موقوفست بزبان فارسی و بدست همان مردمان فارسی زبان ایرانی الاصلی بود که از یادکارهای حکومت سابقۀ ایران باقی مانده بودند، زبان افغانی بدرجۀ اصلاح نیافته بود که دفعتاً امورات دفتری و کارهای کشوری به آن زبان تحویل میشد. ذاتاً مردمان افغان چون عموماً بکار عسکری و فتوحات بلاد و امصار و حرب و ضرب گرفتار بودند، به کارهای میرزائی و تحریرات امورات حکومتی وقت و فرصت نداشتند حتی اینچنین کارها را برای خود عار میشمردند، و بکلمات محقرانه [ میرزا گردی ] [ و ملا کی دی ] ارباب تحریر را حقارت هم میکردند. کتابهای متداولۀ تحصیل علم و ادبیات هم بازبان عربی یا زبان فارسی بوده، زبان افغانی بدرجۀ کفایت ازین چیزها سراسر محروم مانده بود. این است که بنا برین سببهای که بطور اجمال از آن بیان نمودیم از آغاز تأسیس استقلال دولت افغانیه زبان رسمی دولتی ما زبان فارسی شده مانده است. بعد از آنها هم بسبب غوایل خارجی و اختلالات داخلی هیچ کسی در پی اصلاح و ترقی زبان افغان و تبدیل دادن رسومات دولتی را از زبان فارسی بزبان افغانی و زبان رسمی ساختن آن نیفتاده اند. دیگر اینکه در خاك پاك وطن عزیز ما تنها اقوام افغانی الاصلی که زبان شان صرف افغانی باشد ساکن نیستند، بلکه اقوامی که زبان شان فارسیست نیز یکی از مقیم و موجود هستند که از اصل اجزای ملت افغان محسوب اند. مرکز پایتخت، و اکثر شهرهای بزرگ نائب الحکومه نشینها علی الاکثر بزبان فارسی متکلم هستند. در عموم دفاتر و محاکم رسمی دولتی، زبان فارسی از آغاز تأسیس و تشکیل یافتن حکومت مستقلۀ افغانیه بدرجۀ استقرار و راسخ گردیده که تبدیل و تحویل آن خیلی مشکل است. زبان دربار و خاندان جلیل الشان سلطنت، خواه در وقت حکومت سدوزائی درانی، و خواه در وقت حکومت محمد زائی درانی فارسی بوده و هست.\n\nبنابراین هیچکس حکم داده نمیتواند که زبان رسمی دولتی ما دفعةً بزبان افغانی تبدیل یابد. يك محذور دیگری هم هست، و آن این است که زبان فارسی نسبت بزبان افغانی يك عمومیت و اهمیت بیشتری دارد. مثلاً زبان افغانی منحصر و محصور بخاك پاك افغانستان و همین چند ملیون ملت افغانست. حالانکه زبان فارسی غیر از انکه زبان عمومی تمام ملك دولت همسایه ما ایران میباشد، كذلك در تمام ممالك ماوراء النهر، و ممالك هندوستان، حتی در ملك عثمانی نیز معروف و متداول است و از اجزای مهمۀ زبانهای اسلامیه اهل شرق شمرده میشود. يكجا زبان ترکی عثمانی، و ترکی ماوراء النهری. و اردوی هندی را زبان « اردو » تشکیل میدهد که به این سببها اگر زبان رسمی دولتی افغانستان قرار فارسی باشد غیر از اینکه در وی بران مرتب شود، از فایده های سیاسی هم خالی نیست. در اوروپا تا بسیار وقتها زبان فرانسوی زبان رسمی عمومی ممالک دولهای اوروپا بود، بلکه تا بحال هم اکثر محررات مهمۀ سیاسیه ملتها، و معاهدات صلحیه و غیره عموماً بزبان فرانسوی نوشته میشود. در دوره دولت علیۀ عثمانیه از آغاز تشکیل و تأسیس آن تا بسیار زمانها همه تحریرات دربار و ادارات دولتی شان زبان فارسی بود. در زمان حکومت اسلامیه مغلیه در هندوستان تا باوقت انقراض شان زبان فارسی زبان رسمی دولتی بود.\n\nاز اهمیت زبان فارسی بسیار بحث راندیم. و این را هم تسلیم کردیم که زبان فارسی زبان رسمی دولتی ما باشد. حالا لازم آمد که یکقدر از خود بگویم - یعنی از زبان ملی افغانی خود - بحث بمیان آریم.\n\nذاتاً موضوع بحث ما ازین عنوان ( زبان و اهمیت آن ) زبان افغانی خود ماست. اولاً این را باید دانست که هر قوم و هر ملت بزبان قومی و ملتی خود زنده است. ملتی که زبان شان محو و ضایع شود، هستی و موجودیت شان نیز نابود میگردد. محافظۀ زبان اصلی و فطرتی هر ملت بدرجۀ اولی مقدم زندگی شان اهمیت دارد. و ما را که ملت افغان، و خاك پاك وطن عزیز ما را افغانستان میگویند، چنانچه عادات، اطوار، اخلاق مخصوصی داریم، زبان مخصوصی را نیز مالك میباشیم که آن زبان را ( زبان افغان ) میگویند. این زبان را مانند حرز جان باید محافظه کنیم. در ترقی و اصلاح آن جداً کوشش ورزیم. تنها مردمان افغانی زبان نی، بلکه همه اقوام مختلفه ملت افغانستان را واجب است که زبان افغانی و سنتی و ملی خود را یاد بگیرند. در مکتبهای ما اهمترین آمورشها باید تحصیل زبان افغانی باشد از آموختن زبان انگلیزی اردو ترکی حتی فارسی مقدم زبان افغانی را اهم و اقدم باید شمرد.\n\nفکر عاجزانۀ خود ما یگانه وظیفۀ انجمن عالی معارف باید با تمام قواء صرف ترقی و تعمیم زبان وطنی و ملی افغانی باشد. از ارباب علم و دانش غیر همت انکار."}
{"book": "adl0616", "page": 1344, "text": "سال تخم\n\nمینه ۳\nزبان يک گروپ مخصوصی تشکیل یافته کتابهای تعلیمیه ضروری و لازمی آموختن آراندوین و حاضر باید کرد. حتی برای تطبیق دادن کمات في وصناعي ، واختراعات جدیده که نامهای آن در زبان افغانی غیر معروفیت کلمات مناسب و نامهای متناسب زبان افغانی پیدا باید کرد و هر قدر اصلاح و ترقی که لازم است در انباب اجرا باید کرد. بیشتر است. زیرا اگر احتیاط نشود نتیجه بخشیدن و همزبانی خویشی و پیوند بست و ملحوظ است. فکر عاجزانه با این است که در مکتب های مبارکه حربية سراجيه ومكتب حبيبيه از شا كردان علوم دينيات وفلسفة اسلامية شهادتنامه در چه اعلارا حاصل کرده باشند. یک چند نفر شاگردان دیندار وطن دوستی برای تکمیل تحصیل این زبان جدا شود و مقصد از تکمیل تحصیل زبان انگلیزی آنها همین قدر باشد که اقتدار و ملکه مکملی در ترجمه کتابهای اي فني و صناعی آن زبان حاصل کنند. و بعد از اینکه ملکه لازمی را در ان حاصل کردند به خواههای کافی محض برای ترجمه کتابهای فنون و علوم جديدة محتاج اليه مأمور شوند. زیرا تا کتابهای علمی و فی عصر حاضر در دین خود يك ملت بسيار نشود هیچ فایده حاصل نمیشود. چیزی که بر خود این مدیر عاجز در خصوص ترجمه به مجربه ثابت گردیده این است که مترج\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1345, "text": "سال پنجم\nشماره ۲\n\nیکی از بزرگترین اختراعاتی که در بنعصر نوزدهم میلادی برای کشایش فکره و ترقیات مدنیه خدمتهای عجیبه و غریبه ابراز نموده است همانا ( ماشینهای دور کننده طبع کردن جریده های یومیه ) یعنی اخبارهای روزانه میباشد که اگر این ماشینها بوجود نمی آمده بودی، در عالم مدنیت امروزینه جریده های روزانه که یگانه سبب تنویر افکار و تعمیم معارف شمرده میشود این فیوضات و ثمرات خارق العاده خودش را پیدا نمیکردندی اما اگر قارئین کرام ما اخبار شانزده صحیفه ئی سراج الاخبار خودشانرا که در میازده روز یکبار بقدر هزار و ششصد نسخه طبع و نشر میکنند در پیش نظر خودشان بگیرند، و ماشین طبع آنرا که در ماشینخانه است در تصور آورده ، و قس علی هذا ، بگویند ، در انحال ازین، ماشینهای دوار طبع ، که در عجایبات آنرا میخواهیم بکنیم چیزی نخواهند فهمید زیرا این ماشین طبعی که سراج الاخبار افغانیه را طبع میکند بقرار مقاوله و قراردادی که استاد ماشین مذکور با ما کرده است همین هزار و ششصد نسخه جریده ما را به پنج یا شش روز چاپ کرده میتواند. و بعد از انکه در تمام ممالک محروسه افغانستان و چیزی چیزی بخارج هم میرود و تقسیم میکردند باز هم بقدر یکصد و کسور نسخه آن در اداره باقیمانده میشود. حالا چنان شهرهایی تصور شود که مالک بیست لك ، سی لك تا به چهل لك نفوس باشند، و در اینهمه نفوس شهر روزنامه خوانی بدرجه دیگر حوایج ضروریه خیالی شان رسیده باشد. پس برای آنچنان شهرهای چهل لك نفوسی آیا چگونه ماشینهای طبیعیه لازم خواهد بود که این احتیاج را دفع بتواند؟ این است که آن احتیاج را همین ( ماشینهای دوار طبع ) که سرلوحه مقاله خود ساخته ایم دفع و رفع میتواند.\n\nپیش از انکه صنعت طباعت از طرف « کوتنبرگ » نام متفکر المانی بروی کار بیاید. وسیله آن کتابهای چاپی ظهور یابد یکبار فکر کنیم که بی کتابی تا بچه درجه بوده باشد؟ و اگرچه کتابهای قلمی موجود بود اما هر کس مالک آن نبود، و بصورت عمومی هر کس از ان استفاده کرده نمیتوانست، و سایه ظهور یافتن صنعت طباعت يك انقلاب بزرگی در افزونی کتاب و از نتیجه آن در توسیع علم و عرفان پدیدار آمد. این است که کشف و اختراع ماشینهای دوار طبع نیز در عالم نشریات جراید یومیه عیناً همچنان يك انقلاب و ترقی محصول آورده است.\n\nاما جراید یومیه که گفته شد. باز قارئین کرام ما جریده وطنیه سراج الاخبار خود شانرا در پیش نظر خود بگیرند و جراید یومیه که بچاپ سنگی در هندستان طبع میشود آنرا پیش زبان بیارند، مقصد ما از جراید یومیه ایست که در شهرهای بیست لك، سی لك، چهل لك نفوسی مانند برلین، پاریس، نیویارك، لندن و امثال آن طبع و نشر میگردد. يك ورق کاغذی مانندی می بینید که يك گز درازی، و سه چارك پهنایی بسیار است و در تا بپشت و روی آن نوشته پر و معلوست، و در هر روز ملیونها نسخه از ان طبع و نشر شده بفروش میرسد که اگر همچنین ماشینهای دوار طبع، نباشد آیا اینچنین اخبارهای روزانه چنان وجود پذیر خواهد شد؟\n\nپیش از چهل پنجاه سال چنان ماشینهای طبعی که در یکساعت چار پنجهزار جریده طبع کنند نه وجود داشت، و نه کس ممکن بودن آنچنان ماشینها را بخیال و خاطر خود آورده میتوانست. ماشینهای طبعی که موجود بود که این ماشین طبع سراج الاخبار ما هم از همان قبیل است - کاغذ را بدست دران میگذارند، و حروفات را بر يك سطح راست و همواری در ماشین\n\nگذاشته برفت و آمد آن سطح کاغذ های اخبار چاپ شده میرود حالانکه به این اصول رفت و آمد سطح در رو رویی که کاغذ بران چیده شده است هیچگاه از يك مقدار معینی بیشتر چیزی چاپ شده نمیتواند اما برای اینکه عدد طبع را بيك حد غير محدودی بالا برند لابد باید پایه ماشینی باشد که به این اصول نباشد.\n\nاین اصول جدید را ( مارینونی ) مشهور در سنهٔ ۱۸۶۶ میلادی پیدا کرد. اول باز يك ماشين طبعی بوجود آورد که همه فورمه های يك اخبار لحاف مانند بزرگ را بجای سطح هموار ، بريك اسطوانه یعنی که رول - تمثیل میدهد. و این رول که حروفات بران وضع شده خوش بحال ماشین دور سریع آمده کاغذهای اخبار را به آنصورت چاپ میکند. کاغذی که در چنین ماشینها مخرج میرود تخته تخته نیست، بلکه مانند کوههای نخ بعرض هر اخبار برابر بصورت طولانی بررولها و اسطوانه ها پیچیده شده است. کاغذ مذکور خود بخود باز شده زیر رول حروفات میدراید ورول حروفات و ان کاغذ، حرکت دوریه خود را اجرا کرده نوشته های ایران چاپ کرده میرود. در اطراف ماشین مذکور يك آلات دیگر هم موجود است که کاغذ دراز طومار مانند جایشده را به اندازه طول و عرض فورمه اخبار میبرد، و روی همدیگر می چیند که بجز برداشتن و تقسیم کردن دیگر کاری نمیماند.\n\nنخستین بار که این ماشینها ایجاد گردید یکی یکبار عدد چاپ کردن جریده های روزانه را از ساعت چار هزار به ساعت بیست هزار بالا راورد. بعد از آن رفته رفته اصلاحات و تعدیلات در ان بعمل آمده، و نواقصات آن اکمال شده در ساعتی شصت هزار، و هشتاد هزار، حتی تا بصد هزار بالا برامد. حالانکه درین سالهای آخر در اهالی ممالک متمدنه ذوق معارف و هوس جریده خوانی بدرجه رسید که این ماشینهایی که در ساعت صدهزار نسخه میبرآوردند نیز کافی دیده نشده بیشتر از انرا آرزو کردند تا آنکه از اول عصر بیستم میلادی سایه ترقیاتی که در ماشینههای دوار طبع محصول آورده شد. امروزه روز چنان ماشینهای دوار طبع موجود است که در ساعتی ( ۲۷۰۰۰۰ ) دو لك و هفتاد هزار نسخه از اخبار های لحاف مانند چاپ کرده میتوانند.\n\nحالا يكنقدری درین بیندیشیم. و فکر خود را بجولان آورده ببینیم که دنیا چه بود، و چه شد؟ ایکونهایی بود که خط و کتابت موجود بود، بشریت مقصد خود را بشکل بعضی انسانها یا حیوانها یا دیگر اشیاء مشهوده خودشان برسنگها و خشتها، و آهن پاره ها و غیره بصورت رمز بازایش ثبت دفتر یادگار می نمودند. رفته رفته اشکال حروف تهجی را پیدا کردند ولی کاغذ وجود نداشت که بران چیزی بتوانند بنویسند، بر روی چوبها و پوست حیوانات، و بعضی برگهای درختان برگ بزرگی نوشته، باز که کاغذ وجود یافت، آنقدر خطاطها و کتابهای سود که بدرجه احتیاجات بشر کافی را شایع بتوانند. يك كتاب محمد صحیفه ئی را که ماشینهای دوار امروز بطرف دو ساعت بیست هزار نسخه از ان بوجود می آورد در انوقت يك كاتب خوشنویس بدو سال هم نوشته نمیتوانست باز صنعت طباعت بروی کار آمد اینچنین ماشینها موجود نبود پس بجا اندیشه کنیم که از روزی که این ماشینهای مطبعه ها بدنیا برآمده و از ساده چار پنجهزار به ساعت دو لك و هفتاد هزار ترقی یافته، در انوقت بخود بنا معلوم میشود که علم و معرفت در عالم مدنیت بشریه تا بکجاها بلند پرواز همایونی"}
{"book": "adl0616", "page": 1346, "text": "صفحه ٥\nسال پنجم\nشماره ۲\n\nکرده و این ماشینهای دوار طبع تا چه درجه ها در ین راه خدمتها بجا آورده است ! قارئین کرام با چنین تصور نکنند که بدست آوردن چنین ماشینها توانگری قارونی موقوفست . نی نی آنقدر خارق العاده قیمت ندارد . مگر این را بیندیشند که اگر اینچنین يك ماشين دوار طبع در مملکت ما برپا باشد ، اولا آیا چه چاپ خواهد کرد ! و چون چاپ کند ، که خواهد خواند ! و یکجا خرج خواهد رسانید ! چوانکه اینچنین ماشینی که در ساعتی دو لك و هفتاد هزار نسخه جریدۀ روزانۀ الحاق مانندی چاپ کند ، لااقل در هشت ساعت مدت سالانۀ خود (۲۱۶۰۰۰۰) دو ملیون و یکصد و شصت هزار نسخه بعمل میآید که اینقدر نسخه بمناسبت یومی بودن آن باید تا فردای همانروز همگی بتصرف رسد . و اگر نرسد موجب خسارت اداره خانه آن میشود . لهذا در مملکی که روزه اینقدر خواننده اخبار پیدا شود ، هیچ شبه نیست که اینچنین اختراعات محیر العقول نیز باید پیدا شود ! و الحاصل ازین معلومات مختصری که تا به اینجا بیان کردیم ، تا یک درجه معلوم میشود که این ( ماشینهای دوار طبع ) تا چه درجه اهمیت و وقعت دارد ، و تا چه رتبه از وسایط و آلات مدهشه امور طباعت شمرده میشود . و چون سایه ایجاد و اختراع این ماشینهای مهم ، عدد طبع جراید بدرجه\n\nمنظرۀ ادای نماز\nدر اطراف بیت الله الحرام زاد الله شرفاً\n\nفوق العاده افزونی گرفته است. بالطبع به ترقیات قاهرۀ جهان نیز خدمتهای بسیار مهمۀ عظیمه ابراز نموده است که اگر این ( ماشینهای دوار طبع ) را از مهمترین مخترعات و کشفیات نصف اخر عهد نوزدهم میلادی بگویم ، و از آثار ترقیات صناعیۀ حیرت انگیزش بدانیم جا دارد .\n\nکیفیت بیماری عارضه\nجناب حافظ حقیقی جل وعلا ممالك محروسۀ شاهانه را از آفات و بلیات محفوظ دارد .\nمرض عارضۀ دهشتناك وباء بتاريخ ۱۹ ماه رمضان المبارك اول بصورت ناگهانی در قریۀ ( علاءالدین ) که از مضافات شش گروهی دارالسلطنه است ظهور نمود . بعد از ان در دیگر بعضی قریه ها سرایت کرده یوم دوشنبه ٤ ماه شوال در شهر آغاز نهاد . تا بتاريخ اليوم که ۱۹ شهر شوال المکرم است میزان جمع وفیات شهر و اطراف آن به ۲۸۳ نفر رسیده است .\n\nحوادث داخليۀ\nتشریف فرمائی موکب ذات اعلیحضرت همایونی به پغمان بنا بر ظهور عارضۀ مرض در شهر کابل موکب ذات شوکتمآب اعلیحضرت و همایونی با جملۀ شهزادگان عظام و همه تعلقات سرای شوکت احتوای"}
{"book": "adl0616", "page": 1347, "text": "شماره ٢\nصحیفه ٦\n\nا گرچه در آغاز مرض که در قریهٔ علاءالدین ظهور نمود بموجب فرمان حیات رسان ذات اعلیحضرت همایون عزتمند داکتر منير بيك خان برای تدابیر لازمه و تحفظیه مقرر گردید. و اجراءات فنیه بعمل آمده در اندك مدت قریهٔ مذکوره از وفیات و مصابات بیماری رهایی یافت . اما کمال افسوس دده شد که دایرهٔ سرایت بیماری در قریهٔ مذکوره محدود نمانده بدیگر اطراف و نفس شهر انتشار یافت و روز بروز افزون گرفته رفت . جناب امین العسس صاحبا گرچه بصورت بسیار فداکارانه و همت های دلیرانه در خصوص تنظیفات و تدابیر لازمه سعیا و اقدامات لازمه را اجرا می کند. ولی بنا بر مقتضای وضعیت شهر و بی پروائی اهالی جلو گیری مرض با حال قرار فن نشده است . در خصوص ازین بیشتر چیزی گفته نمیتوانم . همینقدر تضرع می کنیم که ذات اقدس بار تعالی جل و علا بفضل و مرحمت خداوندی خود این بالا را از سر مسلمین رفع نماید . آمین .\n\nسلطان البرين والبحرين خادم الحرمين الشريفين الغازى سلطان محمد رشاد خان خامس\n\n( يك خساره تاسف آور علمی )\n\n( وفات حسرت آیات جناب مستطاب فضایل مآب مولوی عبدالروف خان ) غفر له ربه\n\nاز دیدهٔ زمانه روان است جویخون\nای دیدهٔ زمانه بگو تا چه دیدهٔ\n\nدرين ايام يك سانحهٔ رو داده که از تحریر آن قلم میلرزد، پنجه مسترخی میشود، دل می طپد، حواس پریشان می شود یعنی زندگی علم و عرفان حیات ادبیات بيك صدمهٔ جانكاه ويك تزلزل تهلكه همراهی برخورد. یعنی روح علم و دانش، روان عرفان و پیش جناب فضایل دستگاه و کمالات همراه مولوی مکرم محترم ( مولوی عبدالروف خان صاحب ) دنیای بی قرار اترك گفته عازم دار بقا گردیده انا لله وانا اليه راجعون . مرحوم مشار الیه نه تنها در وطن عزیز ما نی بلکه در بسیاری از صفحات دنیا نادر الامثال يك عالم فاضلی بود که در همه علوم عقلیه و نقلیه و فنون صوريه و ادبیه صاحب ید طولا بودند. ضیاع ابدی این فاضل تحریر الحق که از خسارات و ضایعات خیلی دهشتناکی برای عالم علم و عرفان وطن عزیز ما شمرده می شود. فاضل مشار اليه ذات عرفان صفاتی بودند که جامع علوم نقلیه و عقلیه و ماهر کامل السنهٔ متفاوته ، عربی، فارسی افغانی بودند. چنان که در وقتی که کس اخبار را نمی شناخت ، اخبارات السنهٔ عربی که برای دانش و شوکتهای اعلیحضرت همایونی خلد الله ملکه از مصر، شام و غیره ممالك اسلاميه میرسید. ایشان حسب الامر والا ترجمه می نمودند.\n\nولادت شان در قندهار در شهر صفر المظفر سنه ۱۲۹۷ هجری قمری واقع شده. تحصیل علوم متنوعه را فقط از پیش والد بزرگوار خود نموده، و همچنانکه والد بزرگوار شان از پیش والد بزرگوار خود جدا بعد جد از مولوی صاحب مرحوم تحصیل علوم کرده بودند . جد امجد ایشان جناب عالم فاضل وحيد الدهر وفريد العصر استاد الكل قاضى فى الكل ( مولوى حبيب الله ) صاحب قندهارى است که تصانیف بها"}
{"book": "adl0616", "page": 1348, "text": "سال پنجم\n۷\n\nمتعدده ایشان در علوم متنوعه مشهور اطراف و معروف اکناف است . در اوایل جلوس سعادت مأنوس اعليحضرت ضياء الملة والدين الله تراء مولو يصاحب مرحوم بحضور شان رسیده و در دربار بجای معین مقرر شده همر كاب اعلیحضرت خلد آشیانی سفرها کرده اند . در سفر مزار شریف هم با اعلیحضرت مرحوم بوده وقت زیارت مزار فیض آثار تور باريك سلاميه زبان فصاحت تو امان عربی که خود تحریر نموده بودند خواندند با درجه پسند افتاد که آنرا بخط زر نوشته در دو طرف دروازه فيروزى مزار متبرك نصب کردند که تا حال و در استقبال هم یاد کار خواهد بود پس از وفات اعلیحضرت خلد آشیانی در عهد سعادت مهد اعلیحضرت سراج الملة والدين در خدمت دولت مصروف و بخطاب ملای حضور سرافراز بودند همیشه مورد عنایت و تلطفات همایونی می بودند . حتی درین وقت حاضر نیز در حالیکه در حضور اعلیحضرت همایونی در یغمان بودند مصاب کردیده از حضور در موتر به خانه خودش فرستاده شدند . و اعلیحضرت همایونی از کمال توجهی که در حق شان داشتند ساعت ساعت بذريعة تيلفون احوال شانرا می پرسیدند تا آنکه بعمل ۱۱ بجه شب شنبه ۱۹ شوال المکرم جان بحق تسلیم کردند . اللهم اغفر له\n\nچون اکثر عمر شان مشغول خدمات سلطنت بوده فرصت تالیف و تصنیف چندان نیافته اند . و آنچه از قمر عالی رقم شان سرزده محتاج اليه دولت با مأمور برای سلطنت بوده که حسب ذیل است .\n(۱) تفسير آيات العهود من كلام الملاك الودود بك تفسير جليل آيات عهدیه قر آن مجید و نیز انجیل زبان فارسی در موضوع لزوم و قابعهد بمراعات سیاسیه و اقتصادیه دینیه باسلوب خوش و تقریر زیبا در عهد سلطنت حضرت ضياء الملة والدین تالیف کرده اند که پسند افتاده است .\n(۲) عقد اللآلى فى تتبع نظم بده الأمالى قصيده ایست غرا بزبان عربی در تحقیق عقاید اسلامیه فرقه ناجیه اهل سنت و جماعت حاوی مسائل کلامیه و ناقد مباحث خلافیه\n(۳) كلمات امير البلاد فى الترغيب إلى الجهاد رساله فوايد آساله كلامية اخلاقية متضمن ابحاث شريفة مرغوبه که مطالعه آن در هر وقت و زمان مثمر نتایج دنی دینوی میباشد که حسب الامر اعلیحضرت ضياء الملة والدين مرحوم هزاران هزار نسخه مطبوع و مقبول کردیده است\n(٤) خردنامه ، رساله مختصره است در تفصیل مراتب عقل که برای ذوی العقول نافع و مفید است .\n(٥) تفسیر افغانی، تفسیر سوره فاتحه و جزء اخير كلام الله شريف بزبان افغانی است که بعلت سبقت اجل ناتمام مانده است .\n(٦) کشکول، دو جلد ضخیم است که جامع جميع متفرقات و حاوی مضامین عربه و فقرات لایق مطالعه و باعث توسیع معلومات مفيده و مشتملبر ابحاث نادرة در علم و ادبیات نظم و نثر میباشد\n(۷) رسائل مختصره در حل مسائل مغلقه وابحاث ضروریه بسیار دارند که بسبب اختصار شان از تذکار مفصل شان صرف نظر نموده شد . علاوه بر این همه علم وفضل حافظ جيد كلام ملك علام بودند و در ادبیات يك خصوصیت ممتازی داشتند ، از خامه عنبر شهامه خودشان هم قصاید پر فواید غرا و اشعار و ادبیات بسیار با معنی سرزده است . ولی افسوس که پایه شصت و هفتم را از مرقاة عمر عزیز تکمیل نرسانده\n\nوطن را از دیدار و فواید خود بیشتر محظوظ نه نمودند . رب اغفر وارحم وانت خير الراحمين .\n\nبلطف خويش خدایا روان او خوش دار\nبدل جنات بكن زين حيات خود سندش\n\nجناب حق وفياض مطلق عمر و عافیت ذات شوکت مآب اعلیحضرت سراج الملة والدين پادشاه عرفان بناء بادانش و دین ما را مزداد فرماید آمین. سراج الاخبار افغانيه بحضور ذات اعلیحضرت همایونی شان مراسم تعزیت جناب مولوی صاحب مرحوم را عرض میکنند . زیرا مرحوم مشارالیه یکی از علمای نامدار افغانستان وعلى الخصوص مظهر توجهات جهاندرجات اعلیحضرت پادشاه با دانش و عرفان شمرده میشد ، و هیچ یکی از اهل و تعلقات ومنسوبين مرحوم مشارالیه نخواهد بود که بدرجه اعلیحضرت همایونی به ضیاع ابدی مرحوم مشار اليه متأثر شده باشند . لهذا اول مراسم تعزیت را پایگاه سریر سلطنت تقدیم نموده بعد از ان بازماندگان گرام او را تعزیت و تسلیت میدهیم که خدای غفار رحیم آن عالم ربانی را غفران نماید و ایشانرا توفيق صبر ودعا احسان فرماید . كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذو الجلال والاكرام\n\nاز دفتر مکتوب نویسی مینویسند\nعالیجاء محمد سرور خان نائب الحكومة هرات از قرار اطلاعه هی محمد صدیق خان نائب حاکم قادس معروضداشته است که در لیل چهار شنبه ۳ ماه شعبان المعظم ساعت یک بجه از طرف میانه قبله و جنوب ستاره بزرگی رو بطرف شمال فرود آمده که در قادس روشن کرد . الی ده دقیقه صدای بسیار عظیمی که از توپ های بسیار کلان هم صدای آن اضافه بود بگوش ما رسید چنانچه در اول خیال رعد صاعقه را نمودیم – و آواز آن الى شانزده کروه راه رفته بود –\n\nاز قندهار مینویسند\nچون مطابق احکام اعلیحضرت خاقان مغفور منور ضياء الملة والدين علما و طلبای مملکت محروسه را از حواله خانه واری و دیگر تکالیف شاقه معاف و مرفوع القلم فرموده اند . ولی در ولایت مملوه الجهالت غور اگر کسی طالب علم و بدست آوردن کمالات و فى اشتغال ورزد رئيس وعامل محله حتی الوسع آن طالب العلم را از تحصیل مانع میشود و زجر و توبیخ و اذيت بي اندازه او را میرساند و بالمشافهه میگوید که تو ملا، فلان ملا وفلان ملا و . و . و ، همه شمایان ملا و طالب میشوید پس وجه روپیه سر کار را از کجا حصول کنیم –\n\nمبادا دل آن فرو مایه شاد که از بهر دنیا دهد دین بیاد\n\nامضا\nکل محمد الترکی المغولی\n\n( ادبیات افغانی )\nپښتو ژبه ډیره شیرینه هم فصیحه هم متینه\nقواعد ئې خورا ښه دی خواندنی هم ارزان دی\nداو سیمه ده خو را تر ټول زیوړه دنیا\nکی تاریخ ته نظر و کی پر آثاری گذرو کی\nدا به تې درته کویان چه اى لاله اى جهانجان"}
{"book": "adl0616", "page": 1349, "text": "صفحه ۸\n\nزه خورا قديمه بمه (به کوشش همه سمه)\nشعر ا را یکش دیردی و حساب و بر شمار نیردی\nارونه دی جود سوی ادیبا بودی لیکلی\nکی بیان که تو مونه پکار کیر دفتر و نه\nتنها یو خوشحال خان کوره کی دیوان چنور که ای و روزه\n\nحه العالمي مستعمل کرد مشكلات في تمام حلى كره\nطبیعت کی اور رواندی چه بیدل دی دافغان دی\nنزاکت کش به بیاندی چه شوک ده به پیشاندی\nچه بیان دخط و خال کی صاحب بانه کلیم لال کی\nصنایعو کی سلمان دی دا بو کی طو قائدی\nکه دهجوی برلار سپورتی قاآنی به ورته چورتی\nتنها به قدیم خیال دی چه د يغرق به خط و خالدی\nجدا طرزی تری جدید هم اعلی دی هم مفید\nتعليمونه در کوی دی به هر شی دی خبر وی دی\nدست تحفظ دیره قواعد کی در شکاره\nد اولاد به تربیت کی خورا دیر تاکید شدت کی\nهم به شکار دی یهوی دی هم شه کار در زده کوی دی\nبه تاریخ کی فکردی کری دعاو مود کردی کری\nجیو گرافی کی دی زعیزی پھر دود کی دی کدیزی\nچه فارسی اشعار دره دی هغه هم یی خوند به دی\nپشتو عندی هر دو به دی با هم روی بدندی نه دی\nتخلص خیل دی ایزدی به پارسی قول کن روهی\nبه پشتو کش چه مقال کری تخلص خیلی خوشحال گری\nعرض داده خوشه الخان دی خو را شیرین بیان\nهم دده له شه کتاب ما معلوم کر مستطاب\nبه پشته یوزرو و شل یوبل هم باید شمیرل\nتولد و خوشجان خان چه خوشحالی کر جهان\n\nعبد الهادي\n\nسال عجم\nشماره ۲\n\nبهار یخزانی آن دولها را بگفتندی\nکنون پرسید کا مد از چه بر آنها حزان امروز\n\nاساس سلطنت را تکیه بر تدبیر دادندی\nکه خواهد کرد این تقدیر را عطف عنان امروز\n\nزجوش آتشين طیارهای جانکرا هرشب\nهمی دارد صواعق در بلاد دشمنان امروز\n\nچوتخم کندم و جو صدهزاران جسم الساترا\nبهر جاریخت دهقان ایل در خاکدان امروز\n\nدر این مدت که گشته شعله ور این آتش فتنه\nشده هشتاد لك شاید نهار کشته کان امروز\n\nقرون گویند از تعداد مجروح و اسیران را\nهنوز از فتح و نصرت کی نگشته کامران امروز\n\nپررو بان مه پیکر باطراف فرنگستان\nز قتل شوهران دارند صدا، وفغان امروز\n\nچه امضا رو عمارات معلی باغ و بستان ها\nکه کردیدند محو از دهر و بی نام و نشان امروز\n\nجه بس مال و متاع و کنج و اسباب جهانداری\nبرق و حرق شد در مرور نقص و زیان امروز\n\nمعین نیست کاین آشوب د ا آخر چه خواهد شد.\nبه کسی واقف بود ز انجام آن را از نهان امروز\n\nشجاعت کیشی و مردانگی ذکر که در کیفی\nتحب هنكامه رها نموده آلمان امروز\n\nفنون حرب و سامان و سلاح جنگ را جرمن\nیکیی جلوه کر کرد از گرانی تا گران امروز\n\nچنان افکند غوغا در اروپا از ره حکمت\nکه میلرزند همچون بیداروی خاندان امروز\n\nکمالات و هنرمندی نخست اندوخت بهر خود\nکه با آورد آنرا در مقام امتحان امروز -\n\nز فیضان کالم من ترقی کرد چون جرمن\nکرو خصمان او دارند سیم ملک و جان امروز\n\nبیائید ای مسلمانان که ما هم مهر علم وفن\nمجدو جهد بر بندیم روز و شب میان امروز\n\nز علم و حکمت دانش ترقی میکنند. دولت\nنمی شاید که ما باشیم در خواب گران امروز\n\nترقیات جرمن را نخود سر مشق انکاریم\nتعلیم فنون گوشیم بر قدر توان امروز\n\nاگر کردیم سابق عملی) کنون شویم که\nچرا بدهیم از کف عمر خود را رایگان امروز\n\nپی کسب و کمال آریم باید همکنان امروز\nبطرز اتفاق ای مومنان روی دل خود را\n\nتفاق از کف نهیم و اتحاد علم آموزیم\nفکر کردیم در افاق مشهور جهان امروز\n\nبعهد حضرت شاه ترقی خواه عدل آگاه\nکه از بیمش گرفته کرد رفتار شبان امروز\n\nادبيات\n\nمن كلام شير احمد مخلص\n\nنمیدانم چه آشوب است پیدا در جهان امروز\nکدام آفت رسید، برزمین از آسمان امروز\n\nکه دارد یاد کر حکم قضا آمد عيان امروز\nيعالم الجنين شورو تر و خورزی مفرط\n\nشده توپ و تفنك يور بين ما بين بك يكسر\nبهر شهر و دیار و بحروبر آتش فشان امروز\n\nهمانا انتقام مومنان روم را زیشان\nهمیگیرد خدای کار ساز بند کان امروز\n\nفرا بگرفته اطاق جهارا ارختم حق\nنجای ژاله بارد نار بر نصرانیان امروز\n\nهلاك خلق در سابق گراز طوفان آبی بود\nزده طوفان آتش موج در دور زمان امروز"}
{"book": "adl0616", "page": 1350, "text": "سال پنجم\nشمارهٔ ۴\n\nندیده دیدهٔ ایام شاهی همچو او در دهر\nرعیت پرور و انصاف خوی و مهربان امروز\n\nترقی کرده دین و دولت اسلام در عهدش\nراحت بوده در ایام او پیر و جوان امروز\n\nسراج الملت و دین آنکه در شاهان اسلامی\nپناه اهل اسلامی است او را آستان امروز\n\nبظل رحمتش ده مومنان را ایمنی یارب\nشائیدات علی کن مر او را کامران امروز\n\nاساس دین و دولت را بذات او قوی گردان\nسر افرازش شمار جمله شاهان جهان امروز\n\nسپاهش را که اعوانند مرد دین و شریعت را\nفیروزی و نصرت دار یارب هم قران امروز\n\nالهی مومنان را فتح و نصرت ده بهر کشور\nخصوصاً کن مظفر دولت افغانستان امروز\n\nقتال کافران را گرم کن در دین خود دایم\nرسان اسلامیان را زان بی خبر و امان امروز\n\nدرگاه الهی کن دعا شیر احمد مخلص\nکه توفیق قرین کرده بجمع مومنان امروز\n\nحوادث خارجيه\nحکایتهای محاربه\n\nترجمه از اخبار اقدام: در ۱۲ ماه جمادی الآخر سنه ۱۳۳۳ مطابق ۲۷ ماه اپریل سنه ۹۱۵ در آستانبول يك جوش و خروش و سرور و شاد مانی بسیار عظیمی پاشیده بود. نه تنها در پایتخت، بلکه در هر هر طرف ممالك تركيا این سرور و سرور پردوام بود، زیرا روز مذکور باجشن سالگره جلوس اعلیحضرت سلطان المعظم مصادف آمده بود. در حالیکه در پایتخت خلافت عظمی، من طرف ممالك تركيا چراغانها و شاد مانیها اجرا میشد، از يكطرف هم دشمنان دین مبین محمدی (ص) از چند روز پیشتر بخیال این افتاده بودند که همین روز سرور را بيك روز ماتم پرشر و شوری تبدیل دهند، و به تدارکات و تهیهات پنهانی حاضریها دیده و نقشه ها کشیده بودند که در همانروز جشن عید جلوس اعلیحضرت بر قلبگاه شان خنجر بیداد را حواله نموده کار آنرا بیکبارگی تمام نمایند. از يكطرف اعلان کرده بودند که از راوردن عسکر در سواحل قلعهٔ سلطانیه و سدالبحر در گذر شده اند، از طرف دیگر عسکرهای بسیاری جمع آوری کرده متصل با کشتیها آورده میرفتند، حکومت دور اندیش عثمانی از این نقشهٔ ویلان دشمنان خاین خود بخوبی آگاه بود، اما بعنایتها و قدرتهای خلاق یکانهٔ خود چشم دوخته، و بجرأت و شجاعت مدافع های بهادر خود اعتماد ورزیده بيك وضعیت مردانه و دلاورانه ساکن و ساکت خود را نشان میداد و به این ترتیبات دسیسه پردازانهٔ دشمن هیچ اهمیت نمیداد. دشمنان خاین دین اسلام حاضریها و ترتیبهای خودشا را کامل کرده کرده بوقت صبح روز یکشنبه که روز مقدس عید جلوس خلیفهٔ ذیشان بود برای بدست آوردن مقر معلای خلافت يك هجوم و یورش ناگهانی اجرا نمودند.\n\nدسته های کشتیهای جنگی روی آن روس که دشمن تمام عالم انسانیت، و منفور جملهٔ دوستداران انسانیت میباشد— بابك حركت بدمستانه از طرف بحر سیاه آمده در خارج آبنای بوسفور قدر نیم ساعت يك كه بازی بی تأثیری اجرا نمود، و چون کله های جانستان استحکامهای عثمانیان را بر سر و کمر خود خورد، فرار را برقرار اختیار نمود. از طرف دیگر شریکهای جنایت او— یعنی انگلیز و فرانس— نیز در آبنای دار دنیل نقشه های دسیسه پردازانهٔ پنهانی خود شانرا برونی کار می آوردند. چنانچه در ۱۲ ماه اپریل بوقت صبح در سواحل غربی جزیره نمای «کلیبولی» از چهار نقطه به بیرون برآوردن عسکر نشست کردند. قطعه های عسکری دشمن که در جوار «تکه بروی» نام موقع بر آمده بودند به هجوم بر جبههٔ عساکر عثمانی بدریا ریختانده شدند. قطعات عسکرهٔ دشمن که در جوار «آری برونی» نام موقع بیرون برآمده به پیش آمدن کوشش میکردند، از نتیجهٔ حمله های شدیدانهٔ مدافعهای قهرمان عثمان بگریختن، و با قایقهای خود پس بکشتیهای خود رجعت کردن مجبور شدند. عساکر دشمن که در جوار «قوم قلعه» بیرون شده بودند، وزیر حمایه کله های طوبهای کشتیهای جنگی خودشان پیش آمدن میخواستند نیز به حمله های شدیدانهٔ عساکر عثمانی تاب آور مقاومت نشده و اسیرهای بسیاری داده، و کشته ها و زخمهای بیشماری در میدان گذاشته فرار نمودند. عسکرهای مسلمان هندی، و جزایری انگلیز و فرانس که در جوار «قبانیه» بیرون کشیده شده بودند اما به عثمانی سلام کرده با برادران دینی خود التحاق کردند. در خشکه این احوال بود، در بحر نیز کشتیهای جنگی شان از غرق و خسارت خالی نماند، بر کشتی جنگی زرهپوش بسیار بزرگ «ریبو میفه» نام انگلیزی سه کلهٔ بزرگ او بوس استحکامات عثمانی اصابت نموده جاهای مهمهٔ آن را پاره پاره نمود، و بسیاری از عملهٔ آن کشته و زخمی شده به بسیار زحمت از خط حرب خود را بیرون کشید. و يك كرووازور بزرگ دیگر شان نیز دکلها و سکانش پاره پاره گردیده بحال نیم غرقی قرار نموده نتوانست. این بود نتیجهٔ دسیسه های شیطان پسندانهٔ دشمنان دین اسلام که برای روز مقدس عید جلوس حضرت سلطان المعظم اسلام نقشه کرده بودند، و تخیال خام و هوس نا کام افتاده بودند که از يكطرف روس و ازيك طرف انگلیز و فرانس زور آورده سرور اسلامیان را بماتم بدست آوردن مقر خلافت مبدل نمایند. هنگامیکه دیروز این بشارت پر سعادت در استانبول انتشار یافت در تمام اهالی يك جوش و خروش عجیب و غریب فرحت و مسرت برپا گردید. اسبابهای چراغان ها و زینت ها و سامانهای که برای عید جلوس حاضر شده بود يك رصد علاوه شده تمام شهر دريك نور و سرور مستغرق شده بود. طوبهای شادمانی از هر هر طرف انداخته و باجه خانه های مسرت نواخته میشد. اهالی یکی با دیگر هم آغوش شده همدیگر خود را تبريك میکردند. بشرف این روز فیروز عنوان جلیل الشان (الغازي) نیز فتوای شریفه بر نام اعلیحضرت سلطانی علاوه گردید که نقل آن فتوای شریفه را از قرار ذیل مینویسم:"}
{"book": "adl0616", "page": 1351, "text": "صحیفه ۱۰\n\n( فتوای شریفه )\nکه از طرف حضرت شیخ الاسلام داده شده .\nدر صورتیکه، خليفه رسول رب العباد خلافته إلى يوم التناد ، حضرت، ولانا السلطان محمد رشاد خان خامس عساکر اسلام را در این نظیر سلطانی مشروع مقرون بنصر با خلوص نیت و رغبت و بروز تجهیز نموده . وان عساکر بایت خالصی در راه خدا عشانه با اعدای دین مقاتله مینمایند. وشرعاً ثابت شده است که حضرت خلیفه اسلام بموجب نص حدیث شریف غزا نموده است که « و من جهز غازيا في سبيل الله فقد غزا » اگر کسی یک نفر غازی در راه خدا بفرستد تحقیق که غزا کرده است ..\nپس در حال این شایسته هست که اسم کریم سلطانی در جمیع او امر و محافل و منابر و خصوصاً در خطبه ها بنحو غازی ، معنون شود، و آیا این مشروع است !\n\nالجواب :\nنعم\n( کتبه الفقير اليه تعالى : عون بن خيرى الأركوني عفى عنهما )\n\nونير مينو يسند ..\nکه برای عنوان (غازی) بودن سلطان اعظم سلطان محمد خان خامس از محکمه شرعی حکم ذیل صادر گشته و بواسطه همت عالیه و آثار سامیه در امر جهاد و عزم و ثباتی که رای شوکت و سطوت اسلام و سعادت مسلمین عثمانین از جانب سنی الجوانب خليفه اعظام بمنصة ظهور و بروز رسیده باید که اعلیحضرت سلطان شرعا مصداق عنوان (غازی) باشند و موافق فتوای شریف که از طرف و کلای مجلس نیز تصدیق شده و موشح بتوشيح اعلیحضرت همایونی گردیده باید نام بلند قدر خلیفه اعظم را با عنوان ( غازي ) ردیف سازند. و در تمام محافل و مجالس ومنابر خصوصاً در خطب لازم است که عنوان جلیل القدر (غازی) بنام اعلیحضرت سلطان قرائت کرده و این عنوان باید عاجلا در همه جا مخصوصاً برای خطباء تبلیغ گردد ...\n\nحکایتهای محاربه\nاوضاع داخلی آلمان\nروزنامه « اثرو » منطمیه خارکوف : مقاله یکنفر امریکانی که مدت مدیدی در بلاد آلمان توقف داشته و اوضاع داخلی آلمان را در بحبوحه جنك مشاهده نموده است. و اطلاعات خود را در یکی از روز نامجات بزرگ انگلیسی اشاعت داده است نقل میکنند :\nدر سه ماه اخیر نقاط مختلفه آلمان را سیاحت کرده در هیچ نقطه آثاری از قحطی و گرانی ارزاق ندیده در کلیه شهرها و دهات آلمان وضع ارزاق بحال عادی بوده است و در هیچ نقطه مثل بلاد انگلستان مسئله ارزاق در تهلکه نبوده است یقین دارم که آلمان ها تا موقع محصول جدید، از حيث ارزاق بهیچوجه دچار زحمت نخواهند شد - محصولات امسال نیز بطور وفور وزيادتر از معمول سنواتی موجود است در کلیه اراضی آلمان يك وجب خاك بي زراعت نبوده است. در تمام نقاط شهرهای آلمان عده افراد نظامی از میزانی که قبل از جنگ بوده است کم تر نشده – در آلمان هنوز اشخاص بیست الی چهل ساله که میتوانند به جنگ حاضر شوند . عده زیادی هستند که هنوز دعوت نشده اند و فقط اسامی آنها در دفاتر عسکری نوشته شده .\n\nشماره ٣\n\nمن در آلمان با رؤسای تمام اصناف و طبقات معاشرت و ملاقات نموده اطمینان حاصل کرده ام که در تمام بلاد آلمان در ۱۰۰۰ یکنفر پیدا نمی شود که اطمینان قطعی مظفریت آلمان نداشته باشد. اهالی آلمان اعتماد کامل بحکومت خود دارند فعلا ششصد هزار نفر افراد سوسیال دموکرات آلمان در تحت اسلحه هستند در ملاقاتیکه ( با سیاسیتیان ) منشی اول کمیته سوسیال دموکرات ولن نمودم سعی کردم که مشار الیه را باین فلسفه معتقد سازم که مغلوبیت آلمان ، بحال سوسیال دموکرات مفید تر است ، زیرا که در انصورت از تحت قلاده ، ملیتاریزم، رهائی خواهند یافت .\nمشار اليه جواب داد که ما مایل هستیم که محاربه وجنك خاتمه یابد . زیرا در صورت شکست آلمان صنف عمله بیشتر در تحت اسارت ملیتاریزم واقع خواهند شد. علاوه بر این دشمنان ما تجارت و صنایع ما را در تحت شرایط سختی خواهند گذاشت که بیشتر اسباب تضییق صنف عمله خواهد بود\n\nبه او گفتم پس چرا شما قبل از جنگ ضد تسلیحات بوديد ، جواب داد : حالا ملتفت می شویم ما باین اندازه ذیحق نبوده ایم. ما هنوز هم با صنف عملجات فرانسه و انگلیس روابط داریم. ولیکن تا آن اندازه قدرت نداریم که در تمام حوادث دنیا اجرای نفوذ خود نمائیم در صورتیکه اردوهای آلمان دارای این اندازه قدرت وقوت نبود ماها نیز همان آنچنانکه که فرانسه الآن دو چار شده است گرفتار می شدیم\n\nحکایت دیگر\nکشفیات آلمان\nخبر روزنامه « روسکی اسلوا » مینویسد :\nهر قدر هوا صاف میشود. برای عملیات طیاره ها بشتر مساعدت مینماید. آلمانها قریب دو هزار نفر صاحب منصب آسمانی دارند . وعدد طیاره ها بقدری زیاد است. که هر آسمان پیما مثل اینکه اسب در جای خانه عوض کنند هر وقت بخواهد طیاره خودش را عوض کرده با طیارات تازه نفس از روی فکرهای ( روسی ) طیران میکنند !\nیکمرتبه دیده میشود که ۱۰ – ۱۲ گاهی ۱۵ طياره مثل يك دست کشتی جنگی در روی سنگرها نمودار شده مثل تگرگ بمب میریزند !\nابتدا چنين مستفاد میشود که این طیاره ها برای انکشافات مواقع حربیه خواهند آمد . ولی بعد یکمرتبه دیده میشود که اینها روی مردمان آرام بجای بمب های هولناک خود را مثل باران می بارانند !\nولی در مقابل آن طیاره های ما یعنی « روس» خیلی عالیجنابانه حرکت میکنند – یعنی رفته انكشافات خود را کامل کرده مرتبا مراجعت میکنند بدون اینکه بمبی یا چیزی در میان مردم بیندازند .\nآلمانها همینطور که در هر کاری نمی خواهند خودشان را عبث به تهلکه بیندازند. در مسئله طیران نیز عملیات خود را در تحت مسائل حساب و ریاضی اجرا میکنند ؟\nمثلا در این اواخر در یکی از سنگرهای روس يك طياره آلمانی را پس از زحمت و مراقبت کامل پائین می آورند و طیاره چی ها را دستگیر مینمایند. مذاكرات ذيل مابين صاحب منصبان روس و طیاره چی مزبور پیش آمد :\n– چندین روز است که در بالای سر ما چرخیده و توقف میکردی :– ما حتی میدانستیم که تو در چه ساعتی از کدام طرف بالای سر ما حاضر خواهی شد ! شما چه مقصود داشتید و چه چیز را میخواستی کشف نمائی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1352, "text": "صفحه ۱۱ سال پنجم شماره ۲\n\n— خیلی لازم بود که مواقع توپهای سنگین شما را کشف کرده باشم . زیرا که آنها خیلی ما را اذیت میکنند .\n— بسیار خوب بیائید برویم مواقع توپ ها را شما نشان بدهیم .\n( در این موقع طیاره چی را در جنگلی که توپ های سنگین روس ها در آنجا مخفی بوده میبرند . . . )\n— افسوس میخورم که من نمی دانستم توپها اینجا است ! آه خیلی دیر شده است . حیف که وجود من بعد ازین برای وطن من مفید نخواهد بود !\n— آیا از خیلی وقت طیران میکنی ؟\n— از این جهت خیال من راحت است زیرا تا کنون چهل دفعه پرواز کرده ام و بهمین اندازه از خودم ممنون هستم که در مقابل وطن وظیفه خود را انجام داده ام ! . . .\nطیاره چهای آلمانی، بانهایت جسارت و مهارت در روی خطوط جنگی برای اکتشافات طیران کرده، و در همین حال بمب هم می اندازند ! و از شر نیل هائیکه ما رو به آسمان بطرف آنها می اندازیم الدانتر سند ! آلمانها در ممالکی که ارا اشغال کرده اند . غالبا توپهای خود شان را در خانه های دهاتها - کار خانها و مغازه ها مخفی میکنند. و ما از توپهای آنها بی خبریم ولی توپهای مادر جانی مخفی شده در بیابان و صحرا دیده میشود ، و آلمانها متصل در میان آنهایی میاندازند !\nو وقتی که باقسام حیله گریهای آلمان نظر شود دیده خواهد شد که این ملت حیله و خدعه را در تحت اصول علمی مرتب کرده . درین خصوص عملیات آلمان در هنگام محاربه مثل تردستیهای حقه بازهاست، حیله و خدعه آلمانیها هیچ حد و اندازه ندارد ، مثلا يك جنگل را از ریشه کنده و در جای دیگر تعبیه مینمایند . برای اینکه ما بیهوده يك جنگل را بتوپ به بندیم در حالیکه توپخانه آنها در جنگل مصنوعی است !\nو اگر طیاره چیها بزحمت کشف کنند که توپهای المانها در کجاست. تازه ارکان حرب گفته آنها را باور نخواهند کرد . زیرا از روی نقشه می بینند که در چنان نقطه جنگل وجود ندارد !!\nدر بعضی مواقع آلمانها توپهای خود را بارنگهای خاکی یا روپوش های خاکی رنگ پنهان می کنند . کاهی هم توپخانهای مصنوعی که از چوب ساخته اند، در محلی نصب کرده بعضی توپهای پیکاره را هم ضمیمه\n\nآن ساخته و مقداری قوای روس را صرف ویرانی و آتش زدن آن توپخانه در ونی کرده و آنوقت توپهائی که حقيقة اسباب تخریب قوای دشمن است . از انظار مخفی نگاه میدارند و گاهی هم برای تکمیل حیله های خود در توپخانه های چوبی و مصنوعی دود و غبار وعلامات اشتعال ظاهر میسازند و پیشتر اسباب مصرف شدن قوای روس را فراهم میسازند\nسالمات روس وقتیکه اینگونه حیله ها را می بینند متحیر شده میگویند؟\nه چه حرامزاده مخلوقی و جنگ هم با این حرامزاده کی میشده است؟\nه این مخلوق بیحیا غلبه و فتح را هم بشار لاثانی و حرامزاده کی میخواهند برنداره\nبرحسب تصديق خبرنگار مزبور موفقیت آلمانها در صدی پنجاه بواسطه کشفیات طیاره ها و پنجاه دیگر بواسطه مهارت - سوسیاست تشکیلات جاسوسی که فعلا در آلمان هست هیچوقت نبوده است .\nنظر باعتراف يك صاحب منصب آلمانی این تشکیلات باردوی آلمان نه فقط قدر توپ های ۱۲ سانتیمتری، بلکه بیش از توپهای صد سانتیمتری فایده می بخشد !\n\n( و منظره شهر مدينه منوره )\n( و گنبد مطهره حضرت نبويه صلى الله عليه وآله وسلم )\n\nحکایت دیگر\nاستادی های آلمان\n\nمخبر روزنامه و . و . و . دوستی ، از استکهر مینویسد : آلمانها برای اینکه اطلاع حاصل کنند که گلوله و پناهگاه های دشمن رسیده و بهدف خورده است یانه از آلات تلسکوب که در کشتیهای تحت البحرى استعمال میشود استفاده میکنند .\nاین آلت عبارت است از دو آینه که موازی هم واقع شده و بایك لوله بهم اتصال دارد — وقتیکه این لوله را از سنگرها بالا میبرند . عکس سنگرها و خندقهای خصم را با آینه که در زیر لوله واقع شده متعکس میسازند . این لوله بقدری باریک است . که میتوان آنرا با گلوله هدف قرار داد . و اگر هم هدف قرار دهند ماشین آلت مزبور را خراب نمیکنند زیرا که لوله از يك قسم مقوا ساخته شده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1353, "text": "حال صفحه ۱۳\n\nشماره ۲\n\nغازی انور پاشا\nوزیر حربه دولت علیه اسلامیه عثمانیه\n\nحکایت دیگر\nآلمان و بیزر مارک\nمطابق نگارش جراید آلمان جشن سال صدم تولد بیزر\nمارک ، در تمام آلمان مخصوصا در برلن باشکوه و عظمتی متناسب\nبا حوادث فعلیه آلمان اجراشد و با تخت امپراطوری درخشان ترین دور\nتاریخی خود را دیده احساسات ملت آلمان با وضع هیجان آمیزی جلوه\nگری کرد.\nدر اطراف بنای یاد کاری ملی که در مقابل عمارت ( ریخشتاك )\nواقع است طاقهای مرتفعی از گل بسته و برای خواننده گان و موزيك\nو مدعوین زرك تختهای عالی بسته و منها بر مخصوص برای قطع و نصب\nشده بود\nاز ساعت یازده ورود و دقیقه صاحب منصبان زرك و مستخدمين و مدران\nکشوری و هیئت مهم و نان و نمایندگان مخصوص ممالک مختلفه آلمان و فرستادگان\nسلاطین و غیره شروع شد.\n\nپراس ( بیزر مارک ) واده بیزر مارک متوفی که فعلا سیزده ساله است.\nاین حاضر بود و پرنس ( ویلهلم دو پروس ) فرزند بزرگ ولیعهد از طرف\nقیصر امپراطور به نماینده گی جدنا جدار خویش حضور یافت.\nامپراطور حکم کرده بود که وزرای جنگ و بحریه از جانب قشون بری\nو بحری تاج باشکوهی از گل بافتخار بیزر مارک تقدیم نمایند .\nاز طرف خود امپراطور نیز تاجی به مقبره تقدیم شد که این عبارت\nدر کنار آن منقوش بود و تقدیم وزیر آهنین در این دوره آهن .\nناجی که از طرف ( ریخشتان مجلس ملی تقدیم شد. این کلمات در آن\nمنظور بود، از طرف ملت متحد به واجد و موسس اتحاد مملکت آلمان .\nسپس، دکتر یمان حلوك ، جانشین امروزی بیزر مارک درخواسته\nو نطق مهیجی نمود کمپاره از مطالب نطق چنین است :\nآلمان نمیگذارد و هیچیک از افراد آن اجازت نمیدهد که دشمنان\nمملکت نتیجه سی و مؤسسه ، بیزر مارک ، را متلاشی سازند.\nبیز مارک ، بما تعلیم داده است که غیر از باریتعالی از هیچ فرد وقوه وه\nنترسیده و در مقابل دشمنان ثابت قدم و دلیری را پیشه خود ساخته و بقوه\nمایت معتقد و مطمئن باشیم\nو دشمنان از جوانب باطراف .. زمین ما هجوم آورده اند و ما بایستی\nتمام آنها را مغلوب و متواری نمایم .\nبا همین قوت نفس و اعتماد تزلزل ناپذیر است که رای خاطر امبراطور نظر\nو مملکت محبوب با افتخار خویش شمشیر از نیام کشیده و رقیبان را دو بار\nشکست و اعدام خواهیم کرد ...\n\nدر جواب تلگرافی که رئیس الوزراء در موقع جشن بیزر مارک به قیصر\nنموده است امپراطور از میدان های عمومی حرب چنین اشعار\nداشته است .\n( تلگراف شما راجع به جشن هیجان انگیز ( بیزر مارک ) موجب و یکم\nفرح و مسرت فوق العاده من شد\nمن هم شخصاً در اردو گاه جنگ در جشن صدر اعظم زرك حضور\nداشتم و بنام می تاج گل به سریر مقبره وی در میان احساسات ملت که\nو نمایند گان او تقدیم شد\n\nنیز برای اینکه خندقها از طرف دشمن بوسیله نقب زدن خراب\nو منهدم شود : ماشینی از نوع ، یکروفون ، که آلت تشخیص حوادث\nتحت الارضی است ؛ در خندقها نصب کرده و بواسطه آن فوراً مطلع\nمیشوند که دشمن در کدام فاصله مشغول عملیات تحت الارضی است .\nو بلافاصله با میها و یابها دشمن را در آن محل استقبال مینمایند !\nو نظر باین که غالبا خندقهای طرفین بیکدیگر نزدیک بوده و میدان\nقابل استعمال گلوله های توپ نیست چاره اندیشیده و بوسیله تحقیق های\nجدید الاختراع آلات انفجار به را بمسافت معین نزدیک پرتاب میکنند.\nو در موقعی که هوا تاریک میشود. با فلاحتهایی که از رزین ساخته اند\nبمها و سایر آلات منفجره را بسته‌ها و خندقهای دشمن می اندازد .\nآلمانها این بمبها را که از مسافت نزدیک استعمال شده و گازهای زهر\nآلوده یک میسازد. از عبار ده هایی که با توپ صورت پذیرد مفید تر میدانند !\nبعلاوه اینها آلمانها شیوه دیگر برای دفع بمب های دشمن بکار برده\nو آن سیمهائی است که در جلو خندقها تعبیه نموده اند که تنهای دشمن\nآنها گرفته و برگشته در مسافتی که چندان دور وارد میآورد ، افتاده\nمنفجر میشود !\nدر آلمان شایع شد که بواسطه کتابی طناب و ریسمان آلات اداره بحریه\nآلمان ممکن است بر زحمت بیفتند. محض اینکه چنین خبری شایع شد در تمام\nشهرهای آلمان دلا کها تصمیم کردند که تمام موهائیکه از سر و صورت\nمشتریان خودشان جمع میکنند. بی در يك بوزارت بحریه بفرستند\nو بر حسب احصائیه اواخر سال ١٩١٤ – ٥٤٤٩٠٠٠ گوسفند در آلمان\nموجود بوده و برای جلو گیری از خاطره قحطی ریسمان و چرمهای\nگوسفندان مزبور برای همین مسئله تخصیص کردید !\nاینجا حکایت محاصره ، کارتان، و موهای زنان آنها را تاریخ\nیاد آور می شود."}
{"book": "adl0616", "page": 1354, "text": "صحیفه ۱۳\nسال نجم\nشماره ۲\n\nاحترام و حق شناسی من برای مرد بزر کی که در دورهٔ بزرگ امروزه معرف و مجسمهٔ قوم و عزم راسخ آلمان است کامل، و آن شخص با کمال افتخار وظیفهٔ خویش را انجام داده در دامن وطن خویش فعلا آرمیده است.\n\nو لیکن وظیفهٔ من در این موقع نسبت به ملت آلمان مسلح آن است که در میدان بر افتخار جنگ برای حمایت و از دیاد عظمت و قدرت مملکت در انظار داخله و خارجه آنچه تصور آن ممکن شود سعی و فدا کاری نمایم.\n\nو اولین ضامن وامید واری ما به فتح و فیروزی لطف خداوند و سپس ارادهٔ متحد عموم و عزم فولادین است که بهر قیمت رقیبا را از میدان رقابت خارج نموده و معنی عزم و اراده ملت را بعموم عالمیان آشکار سازیم وبالاخره ثبات قدم ما که حوادث روز کار معرض امتحان گذارده است، که مدال نمائیم فدا کاری برای وطن یکانه شیوهٔ ما است.\n\nو حسن اتحادی که نزد ما و در میدانهای با مهابت جنگ ملت آلمان را به بالا رفتن از کربوه های مشکلات کمک و هدایت کرده با این عرش های طوفان آمیز جنگ طوری ترقی کرده که پس از اینکه فیروزی و فتح قطعی خود را بطور دلخواه بدست آوردیم برکت و شرافت و توسعه عظمت ما با صورت زیبائی از افق وطن طالع خواهد شد.\n\nو بعد از آن در ازای قیمت فتح و فدا کاری حیات ملی آلمان قوی و بزرگ خواهد شد و ملت آلمان در آنوقت میتواند آزادانه و قوی گیاه امال ملی خویش را برویاند.\n\nو در حقیقت آنوقت است که نتیجهٔ کوشش و مؤسسهٔ پرمارك متوج به تاجی خواهد شد که مفهوم تاج عظمت و نتیجه آن سعادت ابدی ملت آلمان است.\n\nاز ارود گاه جنگ قیصر ویلهلم\n\nکذا\n\nحکایت دیگر\n\nآلمانها از تلگراف بیسیم چه فایدها گرفته اند\n\nهر يك از ممالك اروپا نسبت نخود چند دستگاه تلگراف بیسیم دارند و در فرانس دو دستگاه موجود است که معروفترین و قوی ترین آنها دستگاه تلگراف بالای برج ایفل است و از حیث اهمیت و قوت شهرتی در دنیا دارد، و مسافتی را که میتواند مخابره نماید ۶۵۰۰ کیلومتر است و هیچ وقت زیاده از ده هزار کیلومتر نتوانسته حرف بزند.\n\nدر هیچ مملکتی بقدر آلمان دستگاه تلگراف بیسیم زیاد نیست صرف نظر از عده کثیر آنان يك دستگاه تلگراف بیسیم فوق العاده قوی و پر فاصله حرف زن دارد که در تمام دنیا نظیر آن یافت نمیشود و آن دستگاه تلگرافی است که در ولایت نوین نصب شده ( همان دستگاهی است که بالتلگراف خانه بیسیم اصفهان از همان جا مخابره می کردند ) که تا ۱۲ هزار کیلومتر ( قریب يك هزار و نهصد فرسنك ) بلا واسطه میتواند حرف زند يك دستگاه دیگری با همین قوت و عظمت آلمان در اسپانیون دارد و یکی در افریقا و یکی دیگر در سایول مقابل نیویورک دستگاهی که در آمریکا دارد در اول جنگ این قوه را نداشت و در همان ایام در نهایت درجه محرمانه قوه او را سه مقابل کردند.\n\nاین دستگاه سه ستون دارد که هر يك ۱۵۰ زرع بلندی آنها است که تمام دستگاه را در آلمان ساخته و مخفیانه بدانجا حمل نمودند.\n\nاز ابتدای جنگ تلگرافات تحت البحری آلمان با سایر نقاط دنیا قطع شد.\n\nلیکن بوسیله همین تلگرافات بیسیم بود که امپراطور المان توانست با تمام ممالک دنیا رابطه خود را حفظ کند.\n\nامواج رقیه تلگراف بیسیم در هوا بدون کم و زیاد سرعت سیر نور حرکت میکنند ( ثانیه سیزده هزار فرسنگ راه میروند ) و عیناً مثل نور آفتاب که توسط آینه یا منشور شعاعی میتوان اشعه او را از خط سیر منحرف ساخت تلگراف قوی تلگراف ضعیف را منحرف مینماید.\n\nدر يك آن واحدی که چند تلگراف بیسیم مشغول مخابره باشند، طبعا اشعه رقیه آنها در فضای محیط با هم تلاقی می نماید و هر دستگاهی که میان آنها قوی تر باشد سایرین را نخود جلب می نماید و دستگاه رقوت را دستگاه کمقوت بی اثر می کنند و در حقیقت فایده و ثمر تلگراف بیسیم عاید ملتی میشود که دستگاه آن از سایر ممالک قوی تر باشد و در این معلوم است که امروز فایده این دستگاه تقریبا منحصر به مملکت و دولت آلمان کردیده است. در ایام سابق یعنی در زمان صلح برای ترمیم این نقیصه که نفع تلگراف بیسیم انحصار بممالك معظمه مثل آلمان نداشته باشد، و سایرین هم بتوانند فایده ببرند مجمع بین المللی در لندن تشکیل و قرار دادی بین دول جاری شد که در چه ساعت دستگاه های آنها بکار باشد، و در چه ساعات دیگران مشغول کار بشوند.\n\nپس از طلوع جنگ اروپا قرار مزبور متروك شده و آلمان که دارای قوی ترین دستگاه های تلگراف بیسیم دنیا بود بنای رابطه و مخابره را با استاسیون های ( نوین ) و ( اسپانی ) و امریکا نهاد و تلگرافات یومیه و ابلاغات رسمی روزانه راجع بجنگ و امور تجارتی و سیاسی آلمان در تمام نقاط منتشر شد بدون آنکه سایرین بتوانند از دستگاه خود بهره منتفع بشوند.\n\nآلمان بهمین اندازه قناعت نکرده و شعبات جزوی از آن در تمام ممالك تشکیل داد اما زونی میونش دستگاه جزو در تمام ایالات و در مکزيك شانزده دستگاه و هم چنین در تمام امریکای شمالی و جنوبی و در مشرق اقصی و عثمانی و ایران و افریقا عده کثیری دستگاه مخابرات ترتیب داد که از ( نوین ) و ( سایویل ) مستقیماً و توسط شعبات واسطه دائماً مخابره مینماید.\n\nروابط تلگرافی بیسیم را آلمانها در تمام نقاط دنیا کامل مهیا کردند.\n\nدر دریاها\n\nاز همان ابتدای جنگ که بحری آلمان در اقیا نوس کبیر هفت کشتی معروف اول ( آمدن ) و آخر ، کالسر وه، زلزله در عالم تجارت و بحر پیمائی متفقین انداختند چگونه توانستند که مدتهای مدیدی در اقیانوس ها گردش کرده و چپ و راست کشتی های متفقین را در هر گوشه غرق و اسیر نمایند و با وجود آنکه کروازرهای جنگی انگلیس و را بون در تعقیب آنها بودند نمی توانستند بدانها دسترسی یابند.\n\nتازه اکنون معلوم گردیده است که فرداً فرد کروازرهای جنگی و جهازات معاون جنگی آلمان همگی دارای دستگاه های تلگراف بیسیم بوده است که قوه آنها از دستگاه های جهازات انگلیس و فرانسه و ژاپون بیشتر می باشند.\n\nبعلاوه آنها آلمانها در تمام کشتیهای تجارتی و زغال کش حتی جهازات كوچك بخاری تجارتی که در ابلاغیه ها بماهی گیری تعبیر می شود مستقیماً"}
{"book": "adl0616", "page": 1355, "text": "صحيفة ١٤ سال نجم\n\nو غیر مستقیم در تمام نقاط هند وستان و چین و امريكا، وسواحل روس و زایون دستگاه های تانگراف قرار داده و تماما مثل خط زنجیر بهم وصل می کردند\nمثلا کشتی آمدن و كالسروه و غیره در تمام مدت عملیات همه ساعت با المان مخابره داشته و از بران دستور و خبر می گرفته و اطلاعات دریای و اعمال خویش را بمراكز بحربه المانها خبر میدادند .\nهمان که آن هفت کشتی معروف تاریخی المان از بندر کیا چو مانند بالای میرم بیرون جسته و در اقیانوس کبیر بنای شکار کردن چهارات انگلیس وروس و فرانسوی را گذاردند و هر کدام طرفی را اختیار کردند در واقع هيچ يك تنها نبودند و در اطراف هر یک از آن جهازات جنگی المان چندین فروند کشتی تجارتی و زغال کشی و ماهی گیری المان در شمال و جنوب و مغرب و مشرق آنها بودند که از يك طرف محرمانه بانها ذغال و آروغه رسانده و از طرف دیگر مثل جاسوسان زیر دست توسط دستگاه های تلگراف بیسیم خود با نها خبر میدادند که فلان کشتی انگلیس بافرانسوی از کدام سمت حرکت کرده و چه وقت میتواند آن را غرق نماید\nو در حقیقت جهازات تجارتی المان پیش قراولان جهازات جنگی بودند که وسایل علمیات را فراهم میکردند\nکرواز رهای قیصر المان مانند تحت البحریه ای وی طوری موجبات انقلاب دریاهای دنیا را فراهم آوردند که اولیای امور متفقین با بهت غیر قبل توصیفی از قرار عجز خود داری نکردند و در واقع بوسیله تلگرافات متعدده چسیم بوده و هست که این عملیات شعیده مانند با کنون صورت یافته است چنانکه تلگرافات بیسیم که هرون در نبوده اداره کل انها را عهده دار شده بود در کار نمی شد عملیات جهازات آنان تا این درجه برای متفقین منجر بوحشت نمی کشت اگر درست دقت شود که کشتی ) برنس اینتل ) چگونه وارد پناه گاه نيو يورك شد و چطور دو ساعت توسط تلگراف بیسیم با ( کاله روده ) مذاکره میکرد و بچه ترتیب در هوای ارومه از کنار جهازات جنگی انگلیس بخیر گذشت آنوقت میدانند که مقیاس فعاليت آلمانها ، وفائدة تلكرافات بیسیم آنها چقدر و چیست\nحتی خود صاحب منصبان انگلیسی و فرانسه به نتایج عظیمیه تلكرافات بیسیم آنانها جاده ندارند و موضع مزبور بابك اهميت بزرگی در مقابل انکار آنها مجسم است.\n\nدر خشکی های دنیا\nوقتی که توانستیم حل نمائیم که با وجود مشکلات و مواقع عظیمی که در دریاها موجود است آلمانها باین درجه از کمال این قبیل کارها را کرده اند خوب می توان فهمید که در خشکی های دنیا که تلگراف بیسیم انسان تر و جامع تر است آلمان چه نتایج مفید و عظیمی حاصل کرده است.\nتوسط همین تلگراف بیسیم بود که مسیو هرون در نبورک که دوروز قبل رو تر خبر معاودت او را بالمان داد همه روزه مستقیما با خود امپراطور مشغول تبادل نظریات و مذاکره بود .\nبلا استثناء هر روز مسیو در نبودند اخبار و اطلاعاتی که بهزار و یک وسیله توسط جاسوسان آمریکائی خود از فرانسه و انگلیس و او ضاع عمومی دنیا تحصیل کرده بود مستقیماً به قیصر خبر داده و طرفین از هم تعليمات می گرفتند .\nبهمین وسیله بود که در نیورک بامپراطور و هیئت وزراء وی جریان بازار امریکا و وضعیات دیپلو ماسی و غیره را خبر میداد و در عوض از بران\n\n٣٠٤ سال نجم شماره ۳\n\nابلاغیه های رسمی و توضیحات لازمه و فتوحات آلمان و غیره را دریافت کرده و بتوسط هفتاد هشتاد دستگاه تلگراف جزو خود در تمام مطبوعات انازونی ، و و شیلی ۱۰ پرو هو مكزيك برزيل ، ومملكت و چين . منتشر کرده و در حقیقت افکار نامه را زیر تکین آورده بود شعبات تلکرافات بی یه آلمانها روزی بازده ساعت مرتباً برای مخابرات خودشان لازم دارند و بعد از انکه این پانزده ساعت تمام شده باز هم دست بردار نیستند و مشغول می شوند چرا که از يك طرف بواسطه اینکه تلكرافات انها قوی تر است اخبار سایرین را جلب کرده و بهترین وسیله کسب اخبار دشمن است و از طرف دیگر بعلت فوت این دستگاه و کم قولی دستگاه های دشمن دائماً امواج رقيه تلكوانات بی سیم انگلیس و فرانسه را در فضای هو ا مختل کرده و نمیگزارند خبری به آنها برسد به معلوم است تلگرافی های آلمان در سواحل چین و امریکا و اروپا بیکار نمی نشینند و دشمنان آلمان در نهایت ضعف شا میکنند که روابط تلگرافی بی سیم آنها مقطوع و از این راه فایده نبرده اند .\nحالت تلگرافی های بی سیم استاسیونهای ساحلی و جهازات انگلیس و فرانسه در دریاها واقعاً رفت انگیز است. بجارها چندین ساعت در کنار دستگاه های خود دست ها راز پر بغل نهاده و از تموج اشعه برقیه می فهمند تذکرافات بی سیم آلماتی مشغول کار استند و تلگرافی انگلیسی که از ضعف دستگاه خود مطلع است و می داند با کار کردن آلمانها او نمی تواند مخاره کنند انتظار دارد که شاید دقیقه آلمانها تعطیل نمایند و خودش مطلب لازمی که دارد بگوید لیکن چندین ساعت انتظار میبرد وقت آن کار هم فوت میشود و آلمانها بدون دقیقه راحت و فاصله مشغول هستند و دانا تلگرافی ها می بینند امواج برقیه آلمانی هوا را تصرف دارد و دستگاه های انها را یک چیزی مصرفی ساخته است .\nدستگاه های فرانسوی هم از سیستم انگلیسی ساخته شده و همان نقیصه را دارد و خیلی سعی میکنند که در این راه تکمیل نمایند و در حقیقت باید گفت امروزه تلگراف بیسیم فقط خدمتگذار آلمان است و از خدمات به سایرین استعفا داده است .\nیکی از قواعد و اصول تاپلیون کبیر این بود که می گفت برای مضمحل کردن خصم و بهترین راه سهل برای معدوم کردن او قطع مراودان و جدا کردن اوست و در این یک زمینه عوض آنکه انگلیس و فران کار خود را صورت دهند آنان بهمان وسیله منشبت شده است .\n\n(يك جمعيت بزرك مبلغين مسیحیت برای هندستان )\nو کیل ۲۸ جولائی :\nمسلمانان هند این خبر را بكمال حیرت و افسوس خواهند شنید که کارکنان دنیای مسیحی برای شان تیاری فرستادن یک جمعیت بزرد مبلغین دین نه رایت را کرده اند .\nچند سال قبابرین در جنوبی هند برین سخن اصرار شده بود که تمام میدا کلیه اهای هند را لازم است که به بسیار قوت و همت در هندستان تبلیغ عیسایت را بکنند ولی بعضی فرقه های ذمه وار در انوقت برای هندستان میگا لزوم ندیده و گفتند بیشتر ما را باید که در افریقا مساعی خود را انجام بدهیم\nدر عملی این مسئله دوباره در در قطر غور و تحقیق آورده شده و و ریورند ای چی په فرنج و از لات پادری استدعا نموده که این معاملها در پیشروی ارباب حل و عقد انکالیکن چرچ و انگلستان و پیش کند."}
{"book": "adl0616", "page": 1356, "text": "صحیفه ۱۵ سال نجم شماره ۲\n\nویسی از مبلغین مسیحی تأئید این درخواست را کرده اند و کتبی تحريك نموده که بالاتفاق تمام جمعيت ها يك جمعیت بزر کی بنام مشن | جمعیت هندی | قایم کرده شود که در ان مبلغین را به دقت طریق تبلیغ تعلیم داده شود و کارکنان آن در تمام هندستان منتشر شوند که از یکجا پدیگر جا تبدیل هم شده بتوانند .\n\nدر درخواست مذکور بیان کرده شده که در مدت ۱۰ سال گذشته ۶۰ هزار هندو مسلمان شده اند و بعضی عیسائیان هم در همین زمانه مشرب به اسلام شده اند و در کار تبلیغ ، مسلمانان ساحل مغربی هند بسیار پسته دی کوشش کرده اند که مطمح نظر شان هم اکثر هنود بوده اند .\n\nو در درخواست مذکور یقین ظاهر کرده شده که از غفلت وسهل انکاری میسیونریهای مسیحی که در حق مسلمانان هند از یشان ابراز کردیده از ان نتایج بسیار افسوسنا کی پیدا شده اند. زیرا مسلمانان در موقت در يك حالت شك وشبه هستند و صد حیف که تا بحال برای متأثر ساختن چنین دلهای غیر متیقن و مذبذب کم کوشش بعمل آمده است.\n\nپس حالا بجنان کارکنان رو حال نکته رس و مصلحت اندیش، ضرورت و احتیاج داریم که از عمالات اسلامی وخيالات مسلمانان كما حقه واقعیت داشته باشند تا بر نوجوانان اسلامی امروزه این را ثابت کرده بتوانند که يسوع مسیح حاجت روائی شان را به چنان یک طریقه میتواند که عباد الله ، بيغمبر شان ، صلى الله علیه و آله و سلم و هم نمیتواند .\n\nدر در خواست مذکور بعد از اظهار اینقدر خیالات توقع ظاهر کرده شده که اگر تمام کلیساها یکجا شده متفقاً در اجرای این کار بکوشند قيناً اثر آن بر مسلمانان هند بسیار اهم و دوررس ثابت خواهد شد. و آنوقت لازمست که در مراکز بزرك هندستان اقامت اختیار کنند و سر رشته تعلیم کار کنان هم بیک اندازه وسیعی کرده شود و در زبان اردو و غیره زبانهای اهلی بکر ساله تبلیغیه هم شایع کرده شود و هیچ دقیقه از پیش کردن بسوع مسیح را در پیش روی مسلمانان فرو گذاشت نشود چرا که اکثر چنان کسانی در آنها موجودند که مذهب آبائی خودشا ترا مکمل ندانسته در تلاش اختیار کردن یک مذهب دیگر هستند .\n\nمبلغین مسیحی در درخواست خودشان حالت تا کوار مذهبی مسلمانان هند را که شایع کرده اند. ما را بکمال افسوس برين يك معترف می سازد که آنها درست اندازه کرده توانسته اند. فقدان تعليم و تربيه مذهبی مسلمانان را بسوی مادیت مایل کردانیده و اگرچه يك طبقة محدود پابندی مذهبر ا در حالت موجوده نیز باعث تکوئی دنیا و آخرت میدانند. مگر افسوسكه إبندی عملی مذهبی از قسم اعظم آبادی اسلامی مفقود کردیده است. بی شبه در هر پنج وقت آواز جذبه انگیز الله اکبر از مساجد شهرها و دهات بلند میشود ولی صد حیف که در مسجدها همان رونق قدیم هیچ نمانده و بجای آنها حالا کتاب ها بارونق و با جم و جوش میباشند و آن کسانیکه قبل ازین روز تجوقت در حضور الهی بر نوع وسجود مشغول میشدند بعوض آن حالا وقت خودشا را به نینس و غیره میگذرانند. و این هیچ یک سخن معیوب وغير مرغوبی نبود که اگر با مغرب پسندی خدا پرستی هم قایم می باشد ولی حیف که مخاطر مغرب خدا بالکل از خاطرها فراموش گشت !! .\n\nپس چون معامله بدینصورت باشد. اگر پدریهای مسیحی ارین حالت\n\nزار مذهبی مسلمانان استفاده کنند و برای تبلیغ عیسائیت در مسلمانان آن انديا تهيه فرستادن يك جمعيت بزرك موسیو ری را بیندیشند بکلی حق بجانب خواهند بود. حالا درین مسئله فکر کردن فرض مسلمانانست که آیا حالت موجوده خود شانرا تغیر نداده جمعیت مذکور را بر اراده فاسده اش کامیاب میسازند؟ و یا که تنزل مذهبی خودشان را اصلاح نموده کوشش خواهند ورزید که سعی این جمعیت را بی اثر ثابت کنند ، و در موقع دانستن این را می خواهیم که آن انجمنها و در سگاه های مذهبی که یکانه مراد شان تحفظ دین و اشاعت مذهب است در نا کام ساختن این مهم موسیونرها تا یک دام در چه مدافعت و مقاومت خود را ثابت میتوانند .\n\nبرای خودما برای متاثر نشدن از اثر تا کوار این جمعیت مجوزه از همه اول همانا مایل ساختن مسلمانان موجوده است. بسوی پابندی دین و مذهب و اینهم تا وقتی که در تعلیم و تربیه عنصر مذهبی را غلبه نباشد حاصل نمیشود از اثر و ما را لازمست که در تعلیم و تربیه مذهبی بچه ها و نوجوانهای خودما پیش از پیش توجه کنیم و بزودی قلع و قمع این حالت افسوسناك را بکنیم و اگر این چنین نکردیم حال ما هم محال اسف اشتمال برادران دی ما مسلمانان فیجی منجر خواهد شد .\n\nحال مسلمانان فجی بسیار قابل رحم است عددشان زائد از پانزده هزار نیست اینها آن کسان و یا اولاده آن نفری است که از هندستان برای مزدوری رفته بودند و پس از اختتام معاهده در همانجا مقیم شده بودند ولی چون در تمام آب و هوای آن عیسائیت سرایت کرده است. از اثر و مسلمانان آنجا از مسلمانان هند هم بدرجها نزل نمودند . در انجا هیچ یك مسجدی نیست و نه کسی نماز میخواند در رمضان هیچکس روزه نمیگیرد و نه کسی از ایام مقدسه اسلامی خبر دارد وقتی که از يک مولوی فجی پرسیدند که آیا شما نماز میخوانید و او در جواب گفت که درین ملک کسی نماز نمیخواند ، يك پادری بیان می کند که روزی بوقت شام نزدیک مولوی آنجا رفته بود او في الحال يك كاسه آن برای وضو طلبید پادری چون گفت که این آب برای وضوی شما کفایت نخواهد کرد او گفت که تمام اعضای من باك هستند تنها دهان خود را میشویم . مختصراً اسلام در انجا در چنین حال کسمپرسی بیچاره وضعیف افتاده است .\n\nمسلمانان هند را واضح باد که اگر حال موجوده خودشان را بزودی اصلاح و جلو گیری نمودند پس در آنها و مسلمانان فجی هیچ فرق نخواهد ماند و همانطوریکه بقول ریورند فرانشان که در انجا مبلغین مسیحی را در عیسائی ساختن مسلمانان بی اندازه کامیابی پیش آمده در هندستان هم اگر همچنین بود بعضی از مسلمانان ممکن است که دین مقدس خود شانرا خیرباد کویند و به اینصورت آنها را موقع کامیابی بدهند چنانچه بعضی آثار آن از حالا هنوز ظاهر گردیده و میگردد .\n\nعلامه شیلی نعمانی همواره بفرض اشاعت اسلام در ممالک مسیحی برای تیار و آماده كردن يك جمعیت موسیوتر های اسلامی کوشش و ارزو داشتند و کامیابی که آنها را درین مقصدشان رخ نمود هم اظهر من الشمين است ولی شاید که این جواب همان کوششهای آنها بود که در وطن خود شان اعظم کده و در استای حیات شان يك جمعيت مبلغين عيسائيت قايم شد که مقصد آنهم این بود که موسیورهای یورپی برای تبلیغ عیسائیت در مسلمانان نبی به فجی فرستاده شوند و این جماعت همراه جمعیت های"}
{"book": "adl0616", "page": 1357, "text": "حيفه ١٦\nسال نجم\nشماره ۲\n\nدیگر موسیو ریهای عیسائی یکجا شده و مسلمانان جزیرهٔ فنی در مقابل مساعی آنها سر تسلیم خودشانرا بفرو آوردن مجبور گشتند. و اگر مسلمانان هند حالا حالت نا گفته به مسلمانان فنی را درست کرده نمیتوانند و با همت برداشتن این بار گران در آنها نیست آیا اینقدر هم نمیتوانند که از حال آنها برای خود عبرت بگیرند؟ و ایشانرا روشن بادا که در اقوام و ملتهائی که میلان بی دینی و غفلت از امور مذهبی پیدا شود بالاخر آن ملت مذهب را بکلی پشت پا میزند و نتیجهٔ آن این میشود که ملتهای دیگر آمده آنها را هم خیال خود ساخته بدین خود میگردانند پس مسلمانان را در موقع از همه اول لازمست که بکمال قوات جذبات مذهبی خودشان در مدافعه و مقابله این جمعیت مجوز آینده کوشند و بر همهٔ افراد آنها ثابت کنند که مسلمانان هند اسلام را بهترین مذاهب دنیا میدانند و در صورت وجود اسلام دیگر هیچ مذهبی را اختیار نخواهند کرد.\n(تنا)\n\n( توپهای جاپانی در روس )\nنامه نگار خصوصی از پتر مقیم توکیو پایتخت ژاپن را خبر رسیده است که چون با وجود تجربه هاییکه روس را از دست های بالغان بدست آمد باز هم حکام فوجی روس توپخانهٔ روسی را آنقدر زبردست ثابت کرده نتوانستند که درین جنگ حاضر از ان امید کرده میشد. لهذا بدین مناسبت افسرهای فوجی روس با سفیر جاپانی مقیم پتره گراد مشوره کردند و بالآخر رأی شان بر این یک قرار یافت که چون گله باری توپخانهٔ زایانی که در جنگ روس کرده بود بر روسیان بسیار مؤثر ثابت شده بود از آریو سالا لازم که توپچی ها از جاپان خواسته شوند، سفیر زایان این تجویز را قبول نموده فی الفور از زایان توپچیهای چیده بایک توپخانهٔ زر کی طلبید که امروزه روز در میدان رزمگاه مشرقی در مقابل توپخانهای متحدۀ جرمنی و اوستریا یکه بازی دوام دارد. این توپهای جاپانی از رقم بسیار جدید می باشند و به نسبت توپخانهٔ جرمنی مؤثر و کامیاب ثابت شده اند. علاوه بران مناسبات روس و زایان بسیار و از حد افزون اصلاح یافته است. و برای مؤخر الذکر هر قدر سامان جنگ و توپ و تفنگ و کالا و غیره که بکار باشد همه از جاپان فرستاده میشوند. اسباب چرمی مانند پوتینها و غیره که در میدان جنگ آنرا سپاه روسی صرف میکنند همه از نجا مهیا کرده میشود. جمیع کارخانها و اسلحه خانهای زایانی شب و روز بکار مشغول میباشند و برای روس سامان حرب میسازند و از انجا به بسیار زودی و بلا تأخیر بروس فرستاده میشود و بعوض آن از روی زمین میگویند اگرچه از چند ماه بیشتر حربی به این اندیشه بود که مبادا زایان باروس به سامان جنگ امداد کند ولی از آمدن توپخانهٔ زایانی بمیدان رزمگاه مشرقی این شبهه او را به حقیقت مبدل ساخت.\n\nخبرهای جنگ راه خشکه\nکارهای خفه کننده\nيك مخبرين طرف بروزنامه ( تيمس ) مینویسد : دول ائتلاف مثلث خیال واهی میکنند که آلمانها را بواسطهٔ گرسنگی و قحطی خواهند مغلوب نمایند زیرا که ذخیرهٔ احتیاطیهٔ آلمان روز بروز در تزاید است حتی امروزه اذوقهٔ آنها به اندازه شده که در اوایل جنگ خود آلمانها این امید را نداشتند. این اوقات دولت آلمان روز بروز ملکهای نو میگیرند و ان ملکها را مزروع میسازند و خود را مثل يك دولت آزاد نمیداند بلکه مجبور است\n\nکه تمام آذوقه و لوازم را از خاک خویش تحصیل نماید با این همه مملکت آلمان امروزه از تمام دول روی زمین بهتر اداره شده و تمام لوازم جنگی و بخوبی از داخلهٔ مملکت حاصل میشود. بهیچ عنوان تاسیساتیکه دولت آلمان در اوایل جنگ تشکیل داده تا امروز نقصی وارد نیامده است و بالکاً بالعكس نواقصيكه قبل از جنگ مشاهده میشد امروز اکمال میشود و اصول ( كاوچوك ) امروزه در خاك آلمان خیلی ترقی نموده است و مواد ( آرونت ) در تحت تجربیات کامله از هوا گرفته میشود. برای خدائی و آنقه پروفسورهای ماهر آلمان شب و روز بدون اینکه خسته و مانده بشوند در اجزا خانها مشغول عملیات میباشند. در این اواخر آلمانها تمام امید خویش را منحصر به کار های جدید کننده نموده اند. هر چند که استعمال گازهای خفه کننده در کنفرانس لاهه ممنوع شده است لكن فن حرب آلمانها انقدر تاثیر نمیکند. کیمیا گرهای آلمان گازهای خفه کننده را بهترین اسلحه و قوهٔ مدافعهٔ آن قرار میدهند و بعقیدهٔ آنها این کارها باز درست تکمیل نشده است. کیمیا گرهای مزبور میگویند که این کارها برای نمونه کار برده میشود و برای زمان آتیه از این مواد بمبهای محترقه و سایر آلات قتالهٔ آن خواهند کرد. برای اثبات این مسئله کیمیا گرها میگویند که : این آلات قتاله بواسطهٔ خفت و سهولت حمل و نقل بهترین وسیلهٔ موفقیت در جنگ میباشد. حالا آلمانها در فکر پیدا کردن وسیله هستند که این کارها را بمقدار کلی بمیدانهای جنگ خوانند با آسانی حمل و نقل نمایند. عقیدهٔ کیمیا گر ها اینست که بعد از حل این مسئله عملیات آنها تکمیل خواهد شد.\n( اقبال )\n\nاختلال داخلی روس\nراجع باغتشاش مسكو\nدر باب حادثهٔ اخیر مسکو روز نامهای پترو گراد از ادارهٔ سانسور اجازه گرفته تفصیلات ذیرا را مینویسند : اطلاعاتیکه از ادارهٔ بلدیهٔ شهر مسکو بدست آورده ایم حاکی بر این است که از اغتشاش مسکو ٤٨٥ باب تجارتخانه ٢٠٨ باب خانه متضرر شده و ٣٨٤٩٨٠٠٠ منات ( معادل سی و هشت کرور دویست و چهل و نه هزار تومان ) خسارت وارد شده است و قاعده های قیمتی بانك و سندات داخل مبلغ فوق نیست ) سپس خسارت ۱۲۲ باب تجارتخانه و ٥٠ باب منزل را که صاحبان آنها معلوم نیست خبر میدهند ازین اغتشاش عظیم وازی نظامی شهر به ۱۱۳ نفر از تبعهٔ آلمان و اتریش ٤٨٩ نفر از تبعهٔ متفقين و ۹۰ نفر روس خسارات کلی وارد آمده است. آخرین اخبار واصله که دار داخل مستند به ابلاغیهٔ پاریس است میگوید : کشتی جنگی فرانسه موسوم به ( تاریخ ) در دار داخل موده حمله تربيل واقع شده غرق گردید ٦٦ نفر نجات یافته ۹ نفر مفقود الاثر شدند.\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1358, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خودرهایی یابیم ممكن نشد لهذا بادا کخانه مركزی دارالسلطنة كابل يك مقاوله نموده دا کخانه مشار اليه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده همیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبارهایشان بدون واسطة غير فردا فردا بواسطه آدمهای دا کخانه معهود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه                      ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپيه کابلی      سالیانه چارده روپیه کابلی\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی      ششماهه هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی      قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود.\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند.\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود. اگر از يك جابدیگر جایروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنین بيك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند. و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانی که در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ بكه روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپیه کابلی واکر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد. هر گاه شخصی اعلان خود را مبادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1359, "text": "( اعلان )\nپَراکَنده\nآثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوبی طبع دارد، با تصاوير بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است ، گرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیک طرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعۀ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب - و در بازار ارک از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسۀ شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nجزيرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین ثمرۀ نو بسر رسیده گلزار « مطبعۀ عنایت » کام ما را شیرین نمائید ! جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوعی بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصویرش علاوه قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (٦) شش روپیه.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز مرد هن سختی و از مرد هن سستی مجلد ۲\nروضۀ حکام مجلد ۲\nپراکنده مصور مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند بآدرس سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1360, "text": "سراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره ۳\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nقصیده در مدح پادشاه اسلام اعلیحضرت سراج الملة والدین )\n\nحوادث داخليه\n( جدول اصابات و وفیات مرض حيفه و اسهال — وقت — مريض — صحيح )\n\nحوادث خارجيه\nانگلستان و عثمانی — اطق صدر اعظم آلمان — آخر ترین خبرهای جنگ\nبراه خشکه نقل از اخبار های ترکی و عربی — دردانل پور ارتهر — درباب شرکت ايطاليا بجنك\nدرباب اعلان جنك ايطاليا بعثمانی — يك جك جكه عجيب — اصول جنك رزمگاه مشرقی\nنقل از اخبار چهره نما تسلیم شدن چین به ژاپون — ايضاً آخر ترین خبرها براه خشکه نقل از\nاخبارهای ایران — در داخل — اوضاع سوید — جبهه و ايطاليا — اختلال و انقلاب در مسکو —\nنا آرامی و ایضاً در داخل — توپهای تازه کارخانه گروپ — عملیات المان در رومانی —\nپریشان جاسوس — تحت البحرى کشتیها را اسیر میکنند — امریکا در ین جنگ تجارت میکند —\nمراجعت اردوی عثمانی از کرمانشاه — ترجمه اخبارهای انگریزی واردو — يك خبر چپ و لپ —\nادبیات نقل از جریده حبل المتین — خبرهای هندوستان يك قتل سیاسی در نواح کلکته — ايضا\nنقل از اخبار حبل المتين — مسلمانان ليتوا — اوضاع طرابلس — فتح پروست ليتو وسك —\n\nتصاویر\nا يك نظارة علويت منظره ذات اعلیحضرت سراج المله والدین در کوه پغمان مناظر عوالم را تماشا میکنند — از منظرهای جلسه سالانه مكتب فيض مكسب حبيبه — منظره دیگر از جلسه سالانه — کاریکاتور رجز خوانی ژاپون به آمریکا —"}
{"book": "adl0616", "page": 1361, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه رقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات ، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه رایهای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای، ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) سر های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فوته مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nاقسام | قسم اول\nدرجه‌ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم\nرقم | تا حال ساخته نشده | قسم دوم\n| درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | قدرى كلفت قيمت آن ۱۰ پیسه زیاد شد\n| رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nقیمت | ٦ روپیه | ٦ روپیه ٥٠ پیسه | ٦ روپیه | ٦ روپیه ٥٠ پیسه | ٦ روپیه | ٦ روپیه ٥٠ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پيسه کشمیره راهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) | جراب ها | ﴿٣٢﴾ | تکمه های چرمی محراب و منبردار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٤٥ پیسه\n\n(٤) | کروره های جدید ساخت\nرقم | زه باف يك اسپه دو کره دو تاره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه\nقیمت | ٨ روپیه و ۳۳ پیسه | ٩ روپیه و ٢٤ پیسه | ٨ روپیه و ٤٢ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دو لاب | چرم باف دسته دو لانه يك اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکان\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٨ روپیه و ۲۳ پیسه | ٨ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ٣ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸۱ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ بری | دسته دولا تمامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بین بیت يك اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كمك دار\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ٨ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) | اقسام کلهای مصنوعی سر | از یوه به | ارزشی\nقسم | گل جرین | گل نا فرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۱ پیسه | ٦ روپیه و ۳ چه | ٦ روپیه و ۷ پیسه\nقسم | شکوفۀ تاریخ | گل یاسمن | جنیل | گل لستون\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه\nقسم | شکوفۀ سیب | گل کلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ( کمپانی نظامی ) ) | ( المشهر )"}
{"book": "adl0616", "page": 1362, "text": "مینه (۱)\nسال پنجم\n\nشماره (۳)\n\nوقایع افغانستان\n۱۳۲۹\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابل ۸ روپیه کاملی\nدر اطراف داخله مملکت\nالغرامات وال ۱۰ روپیه انگلیزی\nدر خارج مملکت\nالغرامات وال ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر دوازده روز یکبار نشر میشود\nبه نسخه آن در کابل کماسی است.\nاوراقی که درج نشود آماده نمیشود)\nتاریخ ۱۵ ذیقعده ۱۳۳۳\n\nمدیر و محرر محكمة\nمحمود طرزی\nاداره و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنة ( کابل )\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nتاریخ شمسی ۳ میزان ۱۲۹۵\n\nقصیده در مدح پادشاه اسلام\nذات شوکشهات اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) پادشاه\nخود مختار دول علیه مستقله افغانستان خلد الله ملكة\n\nزان یک جای اقامت نکنند آب روان\nکنه جای گذران است جهان گذران\nخاصه این عصر که از حرص و حمد اهل فرنگ\nآتش انداخت در آفاق گران تا بکران\nخاصه امسال که این جنگ جهان سوز و زریور یورپ\nناگهان خیز این برق بالا زد بجهان\nخاصه امروز که از دولت تهذیب نشست\nچون دل عاشق بیچاره بخون عالميان\nکه نماند در آفاق از دیار نشان\nبهر این واقعه آموخت یورپ این تهذیب\nکی رود زنده درین جنگ کس از جنگ اجل\nیک نفس نیست درین حادثه بیکار اجل\nخواند عیار سر گشته الف سرگردان\nتا رساند خبر مرگ ماتم زدگان\nمن تنها جهانی چکند من را بیل\nاین اگر حاصل تهذیب، توان گفت بلند\nکه کم از دام و در امروز و بودند آدمیان\n\nاین اگر حاصل تهذیب، توان گفت بجهر\nکه حیوان دنی فضل ندارد انسان\nدام و در کشت مهذب که در آفاق کنون\nبه از اخلاص بود نام و نه از صدق نشان\nجدا شیوه تهذیب چنان است. چنان\nداد بر باد جهان کشور دانش ویران\nسیل خون کرد در آفاق بهر گوشه روان\nمرحبا قاعده خلق چنین است چنین\nعالمی کرد فنا خلق تهذیب خراب\nخلق هم بر سر تهذیب که از طرز جدید\nرقص در خرمن آفاق زدند از تهذیب\nانچه تهذیب خوشا سیرت وحشی صفتان\nاینچه تهذیب که کردند جهان زیرو زیر\nانچه تهذیب که شورند بهم پیرو جوان\nای خوش آن جنگ که می بود در ان تیر و تبر\nخنک آن رزم که بود است شمشیر و سنان\nنیروی تیر خلق بعدها مليون\nخوشتران عصر که کردند در ان نوع بشر\nنکنند تیغ و سنان قتل همه اهل زمان\nچون درو دام بهم جنگ پینک و دندان\nکشت تهذیب یکبار بين جمله جهان\nجنگ و دندان که توان کشت دو کس را نداده\nبجز آتش بود امروز جهان از تهذیب\nهر طرف توپ و تفنگت است بهم شعله فشان\nتوپ جرمن بود امروز تنور طوفان\nغرق گرداب فنا کرد جهان را تهذیب\nچون در انداخت در آفاق صدا توپ و تفنگ\nگشت بقدر پور خلق دم تیغ و سنان"}
{"book": "adl0616", "page": 1363, "text": "سال نجم\tصفحه ٢\n\nنشانند پی جنگ یکجو تشیر\tرفت از قبضهٔ آفاق دگر نیرو کمان\nخم ابرو نکند مرد زبیم شمشیر\tگشت در دیده هر فرد سبک کوه گران\nبعد ازین کیس کند در صف هیجا بقدر\tنمره توپ و صدای تفک و نالهٔ بان\nکوله باران بود و کیس کنون ابر بلا\tابر بیکار نشست است و نیارد باران\nباش تا از پی ایذای بشر نوع بشر\tرنج و طاعون و وبای دگر آرد بمیان\nباش تا اهل یورپ را زپی ساز نبرد\tچه بلاها و بترها ست که سازند عیان\nباش تا بهر پی آدم بیچاره هنوز\tچه خطر هاست پس پردهٔ تقدیر نهان\nبس کن از شکوه تقدیر و شکایت منمای\tکه چنین است و چنین است و چنان است و چنان\nختم کن قصه دلا عاقبت کار بخیر\tسرکن اکنون صفت عشوه گر غنچه دهان\nدلی سیمتن ماه رخی زهره جبین\tصنم سنگ دلی لب شکری موی میان\nشوخ عاشق کش بیرحم ستمکار دلیر\tنوک لشکر شکنی غارت دل آفت جان\nآنقدر مست که از راه نداند تا ماه\tآنقدر شوخ که آتش نشناسد ز دخان\nخلل انداز زمان خانه برانداز زمین\tکه به بیداد کنند خانهٔ خلق ویران\nچون بت سنگ دل من که زجور و ستمش\tهمچو من مردم یک شهر نشیمن گریان\nفته از گردش چشم سیهش گوشه نشین\tخیل مژگان کجش کرده بلا گوشه نشان\nلب بدندان نگرم چند ز حسرت که رقیب\tآن لب لعل گزید است بزخم دندان\nقیمت بوسه اگر دل طلبد اینک دل\tعوض وصل اگر جان طلبد اینک جان\nباغبان زلف کجش دید و نچیند سنبل\tوان خط سبز شهید است و نبوید ریحان\nگل بخون غرق ز رخسارهٔ آن غیرت گل\tباینگل سرو ز رشک قد آن سرو روان\nای بت سرو قد گلرخ شیرین حرکات\tباده پیش آر که بر یاد بود کار جهان\nباده ده بمن امروز که بر باید هوش\tباده ده بمن امروز که فزاید جان\nبده آن باده که آرد بسرم عقل و خرد\tبده ان باده که آرد بقسم تاب و توان\nآن می بخش که سازد دل رنجور صحیح\tآن می ده که کند در تن پیر جوان\n\nشماره ٢\n\nباده دلکش بود ای شوخ میان گلشن\tباده ببخش بود ای ماه بطرف بنشان\nباده درباغ برد کلفت بسیار زدل\tباده درباغ برد زحمت و آزار زجان\nتشنگی سوخت دل آن آب جو آتش آخر\tیعنی آن باده ببخش که کند طبع روان\nبده از لطف بمن جام بیانی ساقی\tتا کنم مدح شه ملک امیر افغان\nشاه شاهان و امیر الامرا خسرو عهد\tعاقل و عادل و باذل ملک ملک ستان\nکوه مجدو نتاج شرف و تاج هنر\tمعدن جود و محیط کرم و جان جهان\nخسرو ملک شان بادشهٔ بالمکرم\tملک عهد و شهٔ عصر و شهنشاه زمان\nطالب امن و امان راغب احسان و کرم\tمایهٔ فهم و ذکا آیهٔ صدق و ایقان\nپردل و تهمتن و شیر شکار اژدر در\tحاتم جود وکرم رستم روز میدان\nبزم را لطف و کرم مهرو وفا جود وسخا\tرزم را شیر زبان بیریان پیل دمان\nشاه جم جاه فلک قدر سراج ملت\tآنکه مثلش نتوان داد در آفاق نشان\nآنکه در عهد خوشش حامی آهوست پلنگ\tآنکه در سلطنتش گرگ پلید است شبان\nآنکه طالع کندش یاری و اقبال مدد\tآنکه پیر است شد پیرو باقبال جوان\nآنکه در کشور او باغ جنان است زمین\tآنکه در دولت او امن و امان است زمان\nآنکه از خلق نکویش چوبهار است خریف\tآنکه از پرتو رویش چو بهشت است جهان\nآنکه باشد دلش از جود بدریا دشمن\tآنکه باشد کفش از راه کرم خصم یکان\nآنکه شد وقت شریفش بتمدن مصروف\tآنکه شد عمر عزیزش پی کار عمران\nافکند سطوت او لرزه به بنیاد عدو\tبازد از هیبت او زهره روان شیر زبان\nاز خدا بهر دعایش بدعا میخواهم\tکه مرا غنچه صفت باد زبان زیر زبان\nتا اسد خانهٔ خورشید رسم تنجیم\tتا که منصوب بود زهره شورو میزان\nتا محل باشد و میزان شرف شمس و زحل\tکوکب طالعش از برج شرف باد عیان\nتا بود ختم قصیده بغزل نیکوتر\tگویم اکنون غزلی در صفت لاله رخان\nما و دل شاد از انیم که آن جان جهان\tجان زما خواست شب وصل و سپردیم روان"}
{"book": "adl0616", "page": 1364, "text": "شماره ۳\nسال پنجم\n\nایکه چون ماه رخت مهر نباشد روشن گر چه از کار جهان است خبر دار ولی\nتاکی از دور پدیدار تو باشم فکران نکند کار جهان کار همان است همان\nدر لب لعل تو میدید عیان اسكندر درج اخبار وطن میکنند اشعار وطن\nچشمهٔ خضر گرو بود یکسر نهان مدعی شعرش اگر موی نکنید بمیان\nهیچ اگر نیست دهان تو در ان نیست سخن کاشکی بشنود این حرف که کرده خاموش\nزان میان یکسر موئی بمیان نیست نشان از سخن طوطی شکر شکن هندستان\nدو کمان میکشد ابروی تو پیوست چرا ناد کرده مدح نصاری بسراج الاخبار\nمیکنند کار من افسرده يك پشت کمان نفرستد که کند نشر در اطراف جهان\nمیکنم جان بلب لعل تو سودا هر چند منم امروز بکابل که روان شعر ترم\nمن سودا زده کی سود شناسم نه زبان تشنگان نوش نماید عوض آب روان\nجان بدان تار کی خونخوار دهد ( مستغنی ) نبود گرچه هم از اهل زبان ( مستغنی )\nمیشود گر لب جان بخش توای شوخ ضمان بود اقرار بلطف سخنش اهل زبان\nخوا هدم طبع دگر بار مکرر مطلع آفرین باد مکرر بچنین طبع روان\nدرج اخبار کنم مدح شهنشاه زمان غیر ازینم نکند خاطر غمگین شادان\nعذر ما فات توان خورد تکرار قسم نا مسلمان نخورد روزهٔ ماه رمضان\nبخدا وند توانا و بقرآن سو کند باز بر صدق رسولان و بشور ایمان\nصف لشکر مزگان و بخشم جادو به نگاه غلط انداز و بناز خوبان\nبوفای غم جانان و به هجری دوست بستمکاری دور آن و بعمر گذران\nبشب وصل که افزون ز شب قدر قدر بشب هجر که گویند ندارد پایان\nبدل آن بت بیمهر که صد بار فزون بدلش خورده قسم از سر سختی سندان\nقسم از سر اخلاص بآن است و باین قسم از ره تصدیق باین است و بآن\nقوت فرزند نمیکرد اگرم دل بخون ورم از مرگ برادر نشدی اشک روان\nمرك این هر دو جوان مرك بكبار اگر قدم از بار غمم و رنج نمیکرد کمان\nگر نشان ماندم این درد از ان شعر بلند شکر از ماندم این رنج از ان طبع روان\nمگر این ماتم دلگیر نمی ساخت غمین ورم این مرك كلو گیر نمی بست زبان\nلب نمی بستم از اوصاف سراج الاخبار آنکه وصفش نتوان کرد بتقریر وبیان\nکار او مدحت اسلام بود غیرت دین کس نگوید که درو مدحت اغیار بیان\nکارش از غیرت دین خدمت قوم است و وطن از اجانب نتوان یافت درو نام و نشان\n\nاین قصیدهٔ حکمت نشیدهٔ فوق مبنی بر يك حكایتی درج صحایف افتخار ما شده است : قبل از یکهفته از ریاست، لوهارو ( ممالك هندوستان ) يك مكتوبی بايك كتابچهٔ گرفتیم که کتابچهٔ مذکوره عنوان ( قصیدهٔ عرض اخلاص ) را حاوی و بحسن خط و حسن طبع مطبوع شده بود. صاحب مکتوب درج قصیدهٔ مذکوره را در سراج الاخبار افغانیه آرزو کرده بود. قصیدهٔ مذکوره تقریباً یکصد و پنجاه و چند بیت يك قصیدهٔ غرایی بود که در خوبی و حسن مضامین شعر به اش هیچ گفتگویی نداریم، ولی موضوع آن بمذهب ما و مسلك اخبار ما آنقدر ضد و بعید بود که درج آنرا نی بلکه خواندن آنرا نیز بر طبع خود گوارا نتوانستیم. لهذا بجناب شاعر شیرین بیان وطن عزیز خود جناب ، مستغنی، مراجعت کرده باین قصیدهٔ مافوق که یکدرجه تشفی صدر توانسته کردیم. از صاحب مکتوب بالخاصه اعتذار میکنیم که در صحایف سراج الاخبار افغانیه آنچنان اشعار و گفتار راه دخول ندارد .\n\nسراج الاخبار\n\nحوادث داخله\nحضرت ذات اقدس الهی جل سبحانه ممالک محروسهٔ شاهانه را از همه آفات و بلیات محفوظ دارد .\nبیماری مدهشهٔ هیضه و اسهال که در شهر و اطراف شهر ظهور نموده اگرچه تا بوقت تحریر آن هنوز دوام دارد ولی لله الحمد والمنه از تاریخ ۲۹ شهر رو به تخفیف نهاده است چنانچه از جدول ذیل بخوبی مستبان میگردد . و امید از فضل و کرم نامتناهی الهی که تا چند روز دیگر اثری ازین عارضهٔ مدهشه نماند :\n\nجدول اصابات ووفيات مرض\nهيضه واسهال\nاز تاریخ ۱۹ رمضان الى ۳۰ شوال\nبموجب رپورتهای کوتوالی"}
{"book": "adl0616", "page": 1365, "text": "سال پنجم\nصفحه: ۴\n\nوفات\nعالیجاه میرزا عبدالله خان که در ادارهٔ عاجزانه ما از اجزای مهمه اداره و يك سر مرد محترم . وکار شناس باهمت بود . واز مدت هشت سال است که اول در دیوان توجه . وبعداً در تأسیس ادارهٔ سراج الاخبار افغانیه در اداره بهمراه این فدویٔ دولت بوده و در وظیفهٔ خدمت محولهٔ خود بکمال غیرت وهمت با وجود ضعف پیری جدو جهد لازم را بکار برده بود . یوم چهارشنبه ۲۷ شوال المکرم سنه ۱۳۳۳ دائی اجل را لبيك اجابت گفته از دارفنا بدار بقا رحلت نمود . رحمة الله عليه .\nوفات این مأمور کار آزموده ما که امور محاسبه و مکتوب نویسی ادارهٔ عاجزانهٔ ما را بکمال غیرت وهمت اجرا میکرد حقیقتاً يك مبلغ از ضایعات مهمهٔ ادارهٔ ما شمرده میشود . خداوند متعال او را بمغفرت و بازماندگانش را تسکین و تسلیت عطا نماید .\nدیگر میرزای ادارهٔ عاجزانهٔ ما جناب ملا لیداولی خان برادر شاهی شیر وطن عزیز ما جناب ملا مستقیماً بمرض گرچه بمرض مهلك مدته مدیده مصاب گردید ولی بفضل و کرم نامتناهی الهی الحمدلله تا بحال برهائی یافته است .\nاز بارگاه الهی نیاز میکنیم که این بلای مرض عضام مهلك را بزودی از سر مسلمانان دفع ورفع نماید آمین .\n\nحوادث خارجيه\n( انگلستان و عثمانی )\nبنابر بعضی ملاحظاتی که زنده ماندن اخبار ما بران موقوف بود از نوشتن احوالهای سیاسی که از طرف خود مینوشتیم از مدتیست که صرف نظر کرده ایم . اما بنوشتن نقل و ترجمهٔ تحریرانی که از خارج بدست میاید آزادیم . وکسی را حق شکایت بر ما نیست . لهذا ترجمهٔ بعضی فقرات يك مکتون که از ( سویتزرلند ) بجریدهٔ اقدام نوشته شده است در اینجا عرض انظار قارئین میداریم : « انگلستان يك وقتی بود که دوست دولت عثمانیه بود . بعد ازان سر لرد کلادستون ، گرفته از طرف ( لیبرال ) ها بر خلاف دولت عثمانیه يك پولیتکی پیش نهاد کرده . کلا دستون . بزرگترین دشمنان اسلام بود . انگلستان بجای پولیتک دوستی عثمانی ، پولیتک دوستی روسی را که بزرگترین دشمن عثمانیست پیشه گرفت . و اینچند مقصد ذیل در ذهن « لیبرال » ها قرار گرفت : اولاً - بالاسلامیت دشمن شدن . ثانیاً - استیصال هندوستانرا از شبهه رهادادن ثالثاً - برای جایزهٔ تنهایی انگلستان ، از يك حکومتی که مخالف قوة ربه باشد مددکاری طلب کردن . » این آرزوها پولیتک قدیم انگلستان را در شرق غرب تبدیل نمود مع هذ چشمها به ادوارد هفتم و دوست شخصی ترکیا بود . و زمان سلطنت او دروازه های امیدهای نزدیکی را برای ترکیا باز کرده بود . بدیهیست که وقتن مشارالیه يك ماتم بزرگی در ترکیا برپا نموده بود . اگر آن چشمهای آب زنده میبود این پولیتک متضادانهٔ امروز به برخلاف دولت عثمانیه پیروی نمیشد .\n\nتاريخ | وفيات | اصابات\nاز غرهٔ ماه قمريهٔ علاءالدين الی ۱۹ رمضان | ۲ | ۱۰\nايضاً در قريهٔ محمد کور فی غرهٔ شوال | ۰ | ۱\nروز شنبه ۲ شوال قريهٔ علاءالدين | ۱ | ۲\n۳ ماه قريهٔ علاءالدين وقريهٔ باغبانان | ۲ | ۲\n٤ ماه در شهر واطراف | ۱ | ۴\n٥ ماه در شهر واطراف | ۳ | ۵\n٦ ماه در شهر واطراف | ٥ | ۱۳\n۷ ماه در شهر واطراف | ۱۱ | ۱۶\n۸ ماه در شهر واطراف | ۱۰ | ۳۰\n۹ ماه در شهر واطراف | ۲۲ | ۷۱\n۱۰ ماه در شهر واطراف | ۳٥ | ۷٥\n۱۱ ماه در شهر واطراف | ۳۹ | ۷۹\n۱۲ ماه در شهر واطراف | ۱۱۷ | ١٤٤\n۱۳ ماه در شهر واطراف | ۱۰۷ | ١٣٢\n١٤ ماه در شهر واطراف | ۱۰۰ | ١٤٤\n١٥ ماه در شهر واطراف | ۱۲٤ | ١٤٤\n١٦ ماه در شهر واطراف | ١٠٣ | ١٤٩\n۱۷ ماه در شهر واطراف | ۲۲ | ١٠٦\n۱۸ ماه در شهر واطراف | ۳۰ | ٤٤\n۱۹ ماه در شهر واطراف | ۲۷ | ٥١\n۲۰ و ۲۱ در شهر واطراف | ۲۲ | ٥٧\n۲۲ و ۲۳ در شهر واطراف | ۱۹ | ٥٩\n٢٤ در شهر واطراف | ۱۷ | ۲۹\n۲۵ و ۲۶ در شهر واطراف | ۱۵ | ۲۳\n۲۷ و ۲۸ در شهر واطراف | ۲ | ۱۳\n۲۹ تنها در شهر | ۰ | ٥\n۳۰ در شهر | ۲ | ٥\n| ۸۸۳ | ١٤٢٢\n\nوفات حسرت سيات\nبتاریخ یوم شنبه ۲۳ ماه شوال المکرم سنه ۱۳۳۳ صبحیٔ شنبه ذات فخامت مآب معالی جناب سردار اکرم نائب السلطنه صاحب افخم این ( رقه ) صاحبه که تنها هشت نه سال از باغ میوهای دنیا هوای حیات بی قرارا تنفس نموده بود از دفتر عنقاء هستی تخلیص گریبان زندگانی گشوده بآشیان مرور و روضهٔ خوش بخش بهشت برین ارواح قدسیان همنشین گردید . انا لله و انا الیه راجعون .\nفقرهٔ مشارالیها در شب تاریخ فوق به همت خود شب عرض مدعشه موجود مصاب گردیده بوقت صبح جان بحق تسلیم نمود .\nسراج الاخبار افغانیه بکمال اسف حسرت مراسم تعزیت را تقدیم نموده سلامتی ذات اعلیحضرت همایون و جناب عالی فخامت مآب را از درگاه الهی نیاز میکند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1366, "text": "صفحه ۵\nسال پنجم\n\nو بمجردیکه دولت انگلستان دولت روسی را معاون قوه بریه خود ساخت و در اوروبا زنگهای فلاکت و مصیبت نواختن گرفت، انگلستان از نزدیکی و اتفاق روسیه خیال خود با چند فایده و منفعت را در مد نظر گرفته بود، و مقابل آن منفعتهایی که برای آمال و مقاصد روسیه نیز خدمت کنند. یکی ازین منفعتهای متقابل مسئله تقسیم ایران و افغانستان بود و دیگر منفعتی که انگلستان از مقارنت روسیه انتظار داشت آنچند چیز بود :\nاولاً : - روسیارا گاه استانبول آورده و آشناها را بدست او داده، وفکر و خیالش را سراسر از هندستان پر گردانیده، آرزوی وسعت دادن ملك كيريش را بر ممالك عثمان کشیدن.\nثانياً : - خلافت اسلامیه را سراسر از بیخ و بن بر کنده برای مسلمانان هندستان هیچ یکنفوذ معنوی نگذاشتن.\nثالثاً : - بالقانها و آسیای عثمان را در مابین خود تقسیم کردن و برخلاف المانيا يك هيئت متفقة حاضر ساختن.\nرابعاً : - بر مصر سراسر يك مالكيت مستقله حاصل کردن.\nخامساً : از بصره گرفته همه عراق عرب و عراق عجم را بدست آوردن.\nسادساً : - يكانه رقيب تجارت و سیاست خود المانیا را از روی دنیا برداشتن.\nاز وقتیکه حکومت مشروطه در عثمانی قایم کردید همه کابینه های عثمانی همین مسلک را پیش گرفتند که با انگلستان خوش گذرانی کنند. مسئله هایی که در مابین عثمان و انگلستان مختلف فيه بود برای حل و فصل کردن\n\nآن حکومت عثمانی آنقدر سعی و کوشش ورزید که بر اصلاحات داخلی خود نیز آنرا ترجیح داد. ولی چه فایده که سیراه ادوارد کری، که بشر و كابينة ليبرال بود چنان بك مسالم، عداوت کارانه پیش نگرفته بود که این تشبثات سودمند افتد. نه تنها دل شکنی عثمانی، بلکه اوضاع تا گوار انگلستان هیچ مملکتی در دنیا نگذاشته بود که با انگلستان برهمی و درهمی پیدا نکرده باشد. انگلستان برای حرس محافظة منافع اقتصادیه خود به حریت و استقلال همه ممالك دنیا از زدن يك نيش کینه خود داری نکرده است. فرانسه، پروسیه به هولانده، به اسپانیا به امريكا وغيره وغيره مریدی که از دستش آمده قصور نورزیده است. و ازین است که با وجودیکه عثمانیان خیلی از قبل با انگلستان ابراز دوستی نشان دادند متقابل آن بجز بدی دیگر چیزی ندیدند. و بصورت واضح معلوم کردید که پیشتر و کابینه لیبرال - یعنی سیر ادوار كرى - پوليتيك فدا ساختن عثمانی را به منافع روسيه بك مسلك مستقیمی برای خود گرفته است و در هر قدمی که بر میدارد پیروی همین مطلب از هر حرکات او پدیدار میگردد. در یکوقتی بود که دولت عثمانیه برای انگلستان بسیار لازم بود برای تعطیل کردن حرکات روسیه که یکسر در آسیای وسطی پیش شده میرفت بیکدولت عثمانی احتیاج قطعی موجود بود اما انگلستان دفعه يك رفتاری دیگری را پیش گرفت : - دولت عثمانی را طعمه دهن باز شده آن گرگ کهنه پیخ ساختن، و هندستان را به اینصورت از چنگ حرص و طمع ان رهایی دادن، و منافع سیاسی و اقتصادی المانیا را نیز در شرق قریب بواسطة\n\n* يك نظارة علويت منظره *\nذات شوكتسيات اعلیحضرت سراج الملة والدين در كوه پرشكوه پغمان مناظر عوالم طبعيه را\nتماشا میکنند بمعيت شاهانه شان عالیجاه ( احمد شاه خان میر اسپور )"}
{"book": "adl0616", "page": 1367, "text": "صحیفه ٦\nسال عم\nشماره ۳\n\nآن طعمه چربی که بدهنش انداخته بدست او رمال ساختن . انگلستان اگر بجای این مسئلا ، مسلك تقويت دادن موقع اهل اسلام هندستان را معناً و مادهً پیش میگرفت ، و همه حقوق آنهارا محافظه میکرد، در انوقت هندستانرا بصورت داعی ازین بهتر از تجاوز روس محافظه کرده میتوانست . اما چه چاره که کابینه لیبرال و زيوليتيك مودت و دوستی اهل اسلام خیلی دور افتاده اند .\n\nنطق\nصدر اعظم المان ( بيان هولوك ) در باب اشتراك\nكذا\nايتاليا بجنك\nمجلس ، را بخشتاغ، باز اجتماع نمود. در حین کشاد جلسه دالان اجتماع ولوج های آن خنجا خیخ پرشده بود، سروكيل موسيو و بيمان هو لوكه\n\nاز منظره های جلسه سالانه مكتب فيض مكتب حبيبه\nتشريف ذات عالی شهزاده جوانبخت معظم معين السلطنه صاحب افخم در مراسم جلسه بلباس تیم رسمی عسکری\nبطرف دست چپ شان اول : برادر والا گهرشان نائب الحکومه شهزاده سردار حیات الله خان\nدوم هم محترم شان سردار صنایع سردار محمد عمر خان\n\nپر کرسی خطابت بالا بر آمده این نطق ذیل را بیان نمود : ا پیش ازین به هشت روز وقتیکه وضعیت ایتالیا را بر شما ايضاح می کردم هنوزيك شمه امیدواری موجود بود که اشتراک نمودن حکومت مذ کوره را بجنك جلوكيرى نمائيم. اما این امید بسر ترسید. روح المان هیچ احتمال آنرا نمیداد که ملت ایتالیا ارتداد خودش را با حرفهای خون آلود در صحایف تاریخ بدستخط خود بنویسد . و در نجا صداهای\n\nشد سناك بر صواب بودن این سخن از اهل مجلس برخواست ] كمان ميرم که ( ماکیاول ) يك روزی گفته بود که : اگر برای محاربه ضرورت پیش شود، در انوقت آنچنان يك حرب بر حق و بر عدل میباشد) اما این نقطه نظر ( ما کباوول ) که از افکار اخلاقی سراسر عاری و وارسته است، باز هم اگر اساس محاکمات ما اتخاذ شود آیا به این محاربه لزوم وضرورت موجود بود ؟ آیا این محاربه سراسر مغایر عقل سلیم"}
{"book": "adl0616", "page": 1368, "text": "شماره ٣\nسال نجم\nائتلاف مثلث در آمده بود که در وقت تکلیفات اوستریا مجارستان خود را از آغوش ائتلاف رهانی داده نمیتوانست . حال آنکه قرال، و حکومت ایتالیا بعد از اعلان حرب اوروپا نیز باقی بودن اتفاق مثلث را تصدیق کرده بودند .\nتا از ماه دسمبر در وضعیت کانته ایتالیا بعضی علامات تبدل موجود بود . حقيقتاً بايك نبرد و داخته زدن هر وقت خوب بکچیزیست ایتالیا در خصوص از بسیار وقتها به اوضاع و حرکات مثلون و دور نكي ميال بود ، اما معلوم است که مادريك دالان رقص نبوديم . بلكه اينجا يك محنة تجارية خوارزانه ایست که در انجا المانيا واستريا متقابل بك جهان دشمن برای محافظه موجودیت خود شان مجادله میکنند. [ تحسین های پر شدت ] رجال حکومت ایتالیا همان بازی های که بمقابل ما بازی کردند. عيناً همان بازیها را مقابل ملت خودشان نیز بازی کردند . اگرچه آن حوالی که در حدود شمالی ایتالیا زبان ایتالیایی تکلم میکنند از وقهای وقت در زیر نظر هر ایطالیانی بود ، اما با اينهم اكثريت عظيمه ملت ایتالیا متفقاً صلح را آرزو میکردند . در بار است ایتالیا نیز افکار اعضای بار منت عيناً در همین مرکز بود. در اوایل ماه می در مجلس اعیان ایتالیا در پنج و در مجلس مبعوثان در سه دو نفر بر همین فکر بودند که حرب و دارد نشود در میان طرفداران صلح رجال بسیار جدی و معتدل موجود بود. اما چه فایده که در مملکت عقل و محاکمه هیچ کاریگر نمیشد. اداره مملکت بدست پست پایه ها افتاد . رجال حکومتی که نو پر سر کار آمدند بقوت طلاهای اتلاف مثلث اهالی را ناقل ساختند و تشویق کردند بدرجة که کوچه ها در يك بدمستی شراب خون نوشی پرولوله کردید. بعضی پست پایه هایی که مردم عوام را اداره میکردند قرال را بيك اختلال تحدید میکردند، و همه اعتدال پرورانی را که با آنها طرم جنگ را نمینواختند به تعرضها و قتلهارم میدادند .\nرجال حکومت جدید ایتالیا از صفحات مذا كراتيكه با اوستريا مجارستان جریان یافته بود، و از درجه وسعت مساعداتی که از طرف کابینه و یا نه ابراز شده بود مات ایتالیا را قصداً خبردار نکرده بودند که به اینصورت بعد از استعفای كابينة ( سالاندرا ) هیچکس بر تشکیل کابینه جدید جرأت کرده نتوانست . و در مجلس اعیان و مجلس میمونان يك خطیبی ریا خواسته نگفت که از طرف استریا مجارستان چگونه مساعدات قیمت و با اهمیت به ایتالیا نشانداده شده است . ارباب عقل و وجدانی که نامیخواستند چیزی بگویند گفتی شان در میان قیل و قالهای حرب طلبان نهان کردید. اما امید قوی ما آنست که چون از نتیجه حرکات عسکری خود ملت ایتالیا به یاس و ناامیدی بیفتند آنوقت چشمهای شان باز شده خواهند دانست که بچه خفت عقلی بحرب عمومی داخل شده اند. هرانچیزی که از دست ما میآمد در باب جدانشدن ایتالیا از اتفاق اجرا کردیم. متفق خود استریا مجارستان را برای دادن تعویض ارضیه به متفق ثالث خويش يعنى ايتاليا - تشویق و تشجيع کردیم. اینهم معلوم است که اوست یا مجارستان در مساعدات تا به آخر درجه پیشرفت . برنس ، بولیو و برای حصول بك ائتلاف ، تمام فعاليت و مهارات دیپلو مایه خود را در ایتالیا صرف کرد تحسینه ای پر شدت اگرچه همه مساعی ماند ولی همه ملت از و شکر گذار است به تحسینهای پرشدت | با متفقهای خود برادر وار سلاح بدست گرفته .\n]\n\nصفحه ٧\nنبود [ صداهای : بلی بلی 1 ، ایتالیا را هیچ کس تهدید نمیکرد ] م از جهت اوستریا مجارستان ، به از جهت المانیا برای ایتالیا هیچگونه تهاکه وارد نبود . عاقل ساختن ایتالیا را وعدهای طلاکاری ائتلاف منك يك چيز معلومیست که در اخر تاریخ آوا اثبات خواهد کرد .\n\n[ نمره تحسینهای پرشدت ]\nایتالیا ، بی آنکه یک قطره خون بریزد ، بی آنکه حيات يك فردی از اولاد خود را به تهلکه بیندازد به تعویضاتی که مفردات آنرا پریروز در رتها خوانده بودم دسترس شده بود. با اینصورت که ایتالیا در جهت ( ترول ) و در جهت ( ایز ونزو ) در داخل همانقدر منطقه که زبان انتالیان در ان استعمال میشود زمینها را حق السکوت گفته بدست می آورد (۱) ، و در ( تریسته ) نیز آمال ملیه ایتالیا ترویج میشد ، غیر از تنها ایتالیا در المانیا نیز مالک آزادی حرکات میشد و بر سر اینهمه مانند ( أولونيا ) يك بندر گاه قیمتداری به او داده میشد. اپل ایتالیا اینهمه مساعدات را چرا قبول نکردند ؟ آیا ایتالیا میخواست که همه قطعه نیرول را که با لمائها مسکو است بدست ضبط خود در ارد؟ دستهائی که به این نکند بشکند ! [ نمره های شدید تحسین ]\nایتالیا این موقعی را که امروز بصفت دول معظمه احراز کرده است و بایه خدمات المان بوده است . آیا ایتالیا همین مقصد را میپرورانید فهمانیدیم که اگر بمقابل عسکر او ستریا مجارستان هجوم بکنند ،به هجوم که المانیا را مغلوب کند ! [ نمره های پلی : بلى 1 ) ما به كابينه (روما) ومقاومت المانيا نیز معروض خواهد ماند و در خصوص جای هیچ شبهه برای ایتالیا نگذاشتیم . [ نعره های تحسين ) ايتاليا تكليفات كابينة ( وبانه ) را آیا چرا بابك صفت بزرگی رد نشود ، ایتالیا که میگوید در مابین سخنان میان خالی تنها يك سوء نیت احساس کرده است و حال آنکه در نوت اعلان حرب او در ینباب هیچ گونه يك صراحتی موجود نیست . در مطبوعات ایتالیا و دهلیزهای پارلمنت شان شایع شده بود که تکلیفات اوستريا مجارستان ناوقت رسیده و به این تکلیفات امنیت و اعتماد کرده نشده و از انسیب به اعلان حرب کردن مجبور شده است . کمان میشود که ایتالیا که در نوت اعلان حرب خود انجیزهای فوق را ذکر نکرده ازین است که از دکر و بیان آن شرمش آمده است. آیا حقیقت حال همین است؟ رجال حکومت ایتالیا ، نظر به اساساتی که در خصوص رعایت و صداقت عهودات التزام کرده اند ، بهیچوجه صلاحیت دار نبودند که حسن نیت دیگر ملت ها را محاکمه کنند . [ صدا های شدنشان تصويب، وقهقه های مسلسل ]\nالمانيا حرف بحرف تطبيق و اجرای آنرا بالذات تكفل و امید کرده بود تعویضاتی را که از طرف اوستریا مجارستان نشان داده شده بود. بنارین برای ایتالیا هیچ سبب معقولی موجود نبود که بی امنیتی نشان بدهد [ تحسینهای شدید | تکلیفات او ستر یا مجارستان چرا دیر رسیده باشد ؟ بلی دیر رسیدن آن از این است که ایتالیا با وجودی که در اتفاق مثلث داخل بود و اتفاق ملك هنوز زنده بود و او بی آنکه شرمت باید بسیار بیشتر ها در زیر تعهد برنس ، بولیو و برای حصول بك ائتلاف ، تمام فعاليت و مهارات دیپلو مایه خود را در ایتالیا صرف کرد تحسینه ای پر شدت اگرچه همه مساعی ماند ولی همه ملت از و شکر گذار است به تحسینهای پرشدت | با متفقهای خود برادر وار سلاح بدست گرفته . ]\n\n(۱) آیا افغانستان نیز هم قدر يك استفاده كن از حق السکوت خود در منطقه که زبان افغانی در ان استعمال میشود حق نداشت و و دارد، و خواهد داشت ( مترجم )"}
{"book": "adl0616", "page": 1369, "text": "سال پنجم\nصفحه ۸\n\nان هجوم دشمن نو خود هم تحمل می کنیم . [ تحسینهای پر شدت ] از ماههاست که با اوستریا مجارستان متفقاً در پیش روی قوت فایق دو چند خود — یعنی روسیه — سد صبر و مقاومت را گشاده جنگ می کنیم . و بمظهریشهای تمام بردشمن هجوم کرده بسیاری از مارکهای شارا ضبط کردیم . و هم امید می کنیم که با این عزم لایتزلزل خود این دشمن نو خود را نیز مغلوب کنیم [ تحسینهای پر شدت ] تورکیا درین محاربه انتباه و تحدد خود شارا تسعید می کنند . همه ملت المان بايك محبت و صداقت بزرگی اردوی بری و بحری عثمانی را که با ما مربوط هستند و ضربه های شکنناکی بر هجومهای دشمن خود و ما میریزانند ، و بيك صورت اتشین مظفرانه مقاومت می کنند بايك صمیمیت و حرارت تعقیب می کنیم . [ تحسینهای پرشدت ] . دشمنهای ما تا بحال همه وسایط قوت و قدرت دنیا را به صحنه مبارزه برآوردند ولی تا بحال هيچ يك نتيجه حاصل نکردند . ما مانند دشمنان خود نیستیم که قوت آنها را استحقار کنیم . نی بلکه ما میدانیم که در مقابل يك خليطة مهيب عساکر ملتهای پرقدرت و سطوتی جنگ میکنیم . دشمنان ما بسیار است . ولی ما براه حق و حقانیت هستیم که ظفر و غالبیت هم با ماست . دشمنان ما خواستند كه يك ملت هفتاد ملیون نفوس المان را بازن و طفلش از گرسنگی هلاك نمایند ، بر ما رقم رقم دروغها و افسانه ها اشاعت دادند . در اندن و پاریس بجز همین افسانه ها که المان ها هیچ پیش نرفته اند و از بی چیه خانه کی و مفلسی و گرسنگی به هلاك نزديك شده اند دیگر چیزی شنیده نمیشود . سانسور بدرجه سخت گیری میکنند که ملت فرانسه از هزیمتهای مدهشه بی هم که بر روسها وارد آمده نیز خبر دار نمیشوند . دولتهای دشمن ملتهای خود را بازی داده و بچشمهای ملت خود خاك افشانده کورکورانه حس كين و خصومت شانرا می افزایند . اما ما از راه راستی که آرا میشناسیم و بران میرویم یکسر مو انحراف نبود زیم و به رغم این تشتت افکاری که در میان دشمنان ما مشهود است ملت المان با گامهای متین و ساکن بر راهی که در پیش گرفته رواست . ما این محاربه را از روى كين و حسدتى ، بلكه بايك غضب مشروع و انسانی اجرا میکنیم . [ از هر طرف يك طوفان شديد تحسين ] دشمنان ما تهاجمی را که از هر طرف بما متوجه ساخته اند هم انقدر که زر کثیر شود بهمان نسبت حس محبت وطن نیز در دل ما افزونی میکرد . هم انقدر که در حق اولاد و احفادها اندیشه های ما زیاده تر باشد مقاومت ما نیز بهمان نسبت شدتناک باید شود . و تا به آخر — یعنی وقتیکه دشمنان ما نه تنها و نه یکجا با ما محاربه کرده نتوانند — بر مجادله باید دوام ورزیم . [ از هر طرف طوفانهای بسیار حرارتناك تحسين ] در اطراف هم انقدر که گرد باد طوفانها دهشتناکتر شود ما هم میباید خانه خود را بهمان نسبت محکم تر بنا کنیم . [ تحسینهای شدید و مکرر ] بمقابل حسن فدا کاری و عزم لایتزلزلی که ملت المان دارد . و شماها که برای وطن مساعی متمادیه صرف می کنید بهمه شماها حسنات متدارانه بسیار صمیمی کرم اعلیحضرت امپراطور برا تبلیغ می کنم [ بسیار تحسینهای شدید و حرارتناك در هر طرف دالان عکس انداز گردیده اطلق ختام یافت ]\n\nسال پنجم\nشماره ۳\n\nآخر ترین خبرهای جنگ براه خشکه\n( ترجمه های اخبار های ترکی و عربی )\n\nاصول جنگی که المان در پیش گرفته بسیار عجیب است . دو میدان حریر در پیشرو دارد : یکی در شرق با روس دیگر در غرب با انگلیز و فرانس از وقتيكه جنگ شروع شده تا بحال بهر دو طرف المان کامیاب آمده است . يك بار كه بطرف شرق بحركات تجاوزی آغاز می کنند ، در طرف غرب وضعیت تدافعی را پیشه میگیرد . چنانچه بحرکات تجاوزی عساکر المان با عساکر روس عجز بسپایی و مغلوبیت چاره نمی بیند ، همچنان وضعیت تدافعی آن نیز چنین لایتزلزل است که انگلیز و فرانس از حمله های متواتره خود بجز اظهار عجز دگر چیزی نمیتواند . در وقت حاضر همه هم و مقدرت خود را المان به اتفاق متفق خود اوستریا مجارستان برروی صرف می کنند . و عزم جزم کرده است که ناروس را با سراسر محو و مضمحل ، بایصاح رانی نکنند رو گردان نشود . و ازین سبب است که در طرف غرب بجز حرکات تدافعی و فلوته بازی دیگر کاری نمیکند . و به اینصورت تلفات کلی بدشمن وارد می آرد همینکه از طرف شرق بر مقصد خود کامیاب آید مانند سیل خروشان بسوی غرب رو آورد . همان حالهائیکه برروس وارد آورده بر غنیمهای غربی خود خواهد آورد .\n\nداردانیل — پور آر شهر\n\nاکثر ارباب بصیرت تشبثات فتح داردنیل را يك تشبث خیلی غلطی بشمارند . و می گویند که ائتلافیون درین تشبث خودشان خوب خود را خطا کردند . زیرا گرفتن همچنین مقامات مستحکمه بعدا کاریهای عظیمه و قوتهای بسیار قابله و دادن تلفیات جسیمه متوقف میباشد . و استحکامات داردنیل اگر بدرجهٔ پور آر شهر نباشد از ان که هم نیست حال آنکه با وجود قوه قابله بحری ژاپان باز هم بزور وقوت بحریه بر پور آر شهر غالب آمده نتوانستند . و تا آنکه از طرف خشکه قدر دو سه لك لشکر بسیار جرار و کار آزموده سوق نمودند ، و طوبهای بسیار بزرگ قلعه شکاف را برحمتها و مشقتهای فوق العاده از خشکه نیاوردند ، و کشتی های جنگی روس را از راه خشکه با آن طوبها محو نمودند پور آر شهر را گرفته نتوانستند . حال آنکه در نها قضیه سراسر بالعکس است . او لا کشتی های جنگی ائتلافیون از استحکامات داردنیل كه يك آبنای تنگ و آتش است به آسانی گذر کردن شان خیلی دشوار بلكه عديم الاحتمال است . مگر آنکه لااقل نصف همه کشتیهای جنگی موجوده خود شارا فدا سازند . و اگر اينچنين يك فدا کاری را بنظر بگیرند در انوقت قوه بحريه المان در طرف غرب و شمال تفوق حاصل کرده دمار از نهاد شان میبرارد . و اگر از خشکه بخواهند که بر تشبثات خود کامیاب شوند آنهم از ان مشکاتر است . زیرا در پور آرتهر عسکر محاصر زایان با وجودیکه از عساکر محصور روس حین فایقتر بود باز هم بزور هجوم و پوریش نتوانستند کاری از پیش برند ، بلکه به اصول تدریجی و خندق کنی و تدافی ماه ها بمقصد خود کامیاب شدند حال آنکه محصور ماندگان پور آرشهر از خشکه بهیچ طرف اتصال نداشتند ، و هیچ مدد و کو مکی به آنها از هیچ طرف نمیرسید . بعکس آن داردنیل هم به نفس پایتخت ، و هم تمام ممالك آسیای صغرای عثمانی از خشکه مربوط است و عساکر تازه دم دمبدم به امداد آن میرسد . اما عسكر وطوب ولوازمات خوراكه و حربيه"}
{"book": "adl0616", "page": 1370, "text": "مینه ۹\nسال پنجم\nشماره ٣\n\nدیگر که بر کشتیهای سابق دشمنان بیفزاید چه اهمیتی خواهد داشت ؟ اما در عین زمان این را هم باید اندیشید که اگر ایتالیا کشتهای جنگی خود را فدای کشتیهای ائتلافیون ساخته در مدخل ابنای دار دانیل مدفن آنها را بسازه میباید که در بحر ادریاتيك قوهٔ بحریهٔ خود را کم کند که در انتحال قوهٔ بحریهٔ حاضر باش اوستریا مجارستان از فرصت استفاده کرده اشیا بر سواحل آن خواهد ریخت . و بمقابل يك فایدهٔ جزوی که به هماری دهندگان خود برساند ، ضرر های کلی و خانمان خود خواهد رسانید . از راه خشکه عثمانی با ایتالیا هیچ ارتباطی ندارد که چیزی ضرری بعثمانی یا چیزی فایده به ایتالی برسد . ملائکه مسئلهٔ ( طرابلس غرب ) هم در میانست ، تمام اهالی مسلمان افسرزمین بسبب اعلان جنك ایتالی بعثمانی جشنهای سرور و شادمانی برپا نمودند ، حضرات سنوسیها حالا اعلان جهاد عمومی نموده بکمال جوش و خروش وجمع اوریها و حاضریها اغاز نهاده اند وانشاءالله قریباً وقت آن رسیده که طرابلس غرب از جنك غدر و خیانت از دشمن دین مبین رهایی یابد . مسلمانان روی زمین باید به این اعلان جنگ ایتالی خاین مسرت کنند و هیچ قسم و اندیشه را بخاطر خود راه ندهند .\n\nيك چكه جكه عجيب !\nبعضی از ارباب سیاست را رأی برین است که پولتیک دولت بریتانیا درین بازیگاه رستاخیز اسا این است که يك نیرو رو نباخته ، شود . یعنی می گویند که : « زهر طرف جو خود کشته سود انکلیز است » مضمحل شدن روس را بدست المان هم عین قاعدهٔ خود میشمارد | حال انکه در عین زمان دشمنش المان نیز به تلفاتی که در انراه میدهد فایده اوست فرانس هم اگر از پا درافتد بجز فایده چیزی ضرری برای او نمیرساند . در رزمگاه غربی بعوض يك ادم که از انکلیز تلف میشود چهار آدم از فرانس تلف میشود که اینهم به دلیل آن پولتیک است . بعد از انکه کار روس و فرانس را المان فیصله کند بهر رنگی که باشد انگلیز ها با او راست خواهد آمد ! ...\n\nاصول جنك رزمگاه مشرقي\nالمان در رزمگاه مشرقی اصول ، جنك احاطه را پیش گرفته . و به این اصول ، کامیابیهای نمایانی حاصل کرده است . مثلاً و از شاورا در میان گذاشته از جنوب و شمال آن بسوی شرق آن پیشقدمی کردند . و خواستند که خط رجعت و مواصلت روسها را از عقب قطع نموده باین اردوی مکمل روس را يك جا اسیر کنند ولی روسها بیشتر خود را توان دانسته از ان احاطه بیرون کشیده ملك پولیندا با تخت ان تمامها بدست المان در آمد . در طرف ریکا که جهت شمالی روس است و طرف بسارا بیا که جهت جنوبی روس است نیز همین خط حرکت را المان و اوسترو پیش گرفته اند که نتیجه ان را سریه کامیابی و پیشقدمی آنها ، و ناکامی و تباهی روس ها منجر شده میرود . در وقت حاضر جبههٔ حرکت اردو های اوستریا و جنرال میکنسن المانی شهر « کیف » را وجههٔ همت کن جوال عید نبرك المانی سر راست شهر پترو گراد میباشد .\n\nکه ائتلافیون از راه بحر بسواحل ( ساروس ) براوردن میخواهند زحمتها و مشقتهای بسیاری دارد . اولا از بحر بخشکه عسکر کشیدن انقدر يك كار دشوار است که در فنون حربیه از مشکلترین کارها و نازکترین امورات حربیه شمرده میشود . علی الخصوص که بیم و نهنگهای تحت البحری های المان هم در بحر سفید موجود باشد . ثانیاً در چنین محاربه های استحکامات جبهه بهمه حال طوبهای بسیار بزرگی که بر طوبهای استحکامات دشمن فایق باشد لازم دارد . حال آنکه اینچنین طوبهای جسیمه را از سواحل انگلستان و سواحل فرانس در کشتیهای بار کردن و تا بسواحل ساروس رسانیدن و از کشتی بخشکه بیرون راور دن از چنان کارهایی نیست که ارباب بصیرت فنون حرب آنرا سهل بتوانند شمرد . ثالثاً در داردنیل و اطراف آن عثمان تقریباً تا بسه چار لك لشکر بصورت دایمی حاضر کرده میتواند که ائتلافیون میباید بهمه حال هفتاد هزار ایران قوت ، در ان نواحی حاضر کنند . آیا این قوای قایقه را از کجا تدارك خواهند کرد ؟ اگر چه چار لك لشکر در جبه اعلای خود را از رزمگاه غربی به آنسو گسیل نمایند در مقابل مانند المان يك خصم پرقوت خود ضعیف میمانند که تثبیت در چنین کار نیز خفت عقل بر دیگر چیزی حمل نمیشود . و اگر از مستملکات و مستعمرات دور دست خود عسکر بیاورند ، صرف نظر از مسافات بعیده که در مابین است : آیا آن عساکر سیامو زرد سر لوچ و پای لوچ نیوزیلاندی و اوسترالیایی و افریقائی مانده و خستهٔ آنها در مقابل عساکر تازه دم کار آزمودهٔ بهادر عثمانی چه کرده خواهند توانست ؟ حال آنکه تفوق عددی را هم بهیچصورت بدست آورده نمیتوانند ، لاجرم حکم میشود که این تثبیت ائتلافیون بجز بازی دادن خود و چشم پوشانیدن مردمان دیگر هیچ چیزی نیست .\n\nدر باب شركت ايتاليا بجنك\nبد اخلاقی و سست عنصری ایتالیا درین جنگ بر همه عالم مبرهن گردید . عهد شکنیش برهان بد اخلاقی اوست سست عنصریش بازی خوردن بوعده ها و وعید های کاواك ائتلافیون است . همین زمینهایی را که ایتالیا برای بدست اوردن ان خونها میریزاند و خانها تلف می کنند ، متفقین سابق او - يعنى المان ، و اوستريا مجارستان بی آنکه بینی يك فردی از افراد مات ایتالیا خون شود به او میدادند . مگر ایتالیای سست عنصر آرا قبول نکرده مجرب زبانیهای ائتلافیون گردیده شد . ایا تا بحال چه فایده و نمره حاصل کرده است .؟ بغیر ازینکه چند کشتی جنگی خویش غرق شد . و بسی عساکرش تلف شد . دگر چه ؛ اوستریا مجارستان چون بکار بسیار مهمتری - یعنی مغلوب نمودن روس - مشغولست ، ایتالیا را هیچ اهمیت نمیدهد . و یگان لکه په کانی بر دهنش حواله می کنند که همان لکه برای او کافی است . اما همینکه يك قدری از انطرف فارغ شده و بطرف او بسپارد ، باز ایتالیا قدر عافیت را خواهد داشت که چیست !\n\nدر باب اعلان جنك ايتاليا بشمال\nاز خبر اعلان جنگ ایتالیا بعثمانی همه گان را يك حیرت خنده اوری دست داد . زیرا این اعلان جنگ از انوقت شده بود که ایتالیا از عهد و میثاق متفقین عثمان رو گردان شده بادشمنان عثمانی متفق گردیده بود به اعلان دوم چه حاجت بود . ایا ازین اعلان جنگ او ضرری که بعثمانی رسد ، و نفعی که به ایتالیا بر خورد چه خواهد بود ؟ اگر قوای بحریهٔ خود را با قوای بحریهٔ ائتلافیون همراز و دمساز از اردایا يك چند کشتی\n\n...\n◀ نقل از اخبار چهره نما ▶\n◀ تسلیم شدن چین به تایون ▶\nدرین هنگام که رئاسر اوروپا مشاغل ، و سیاسیون انها فریق افکار"}
{"book": "adl0616", "page": 1371, "text": "سال نجم شماره ۳ حیفه ۱۰\n\n( موت و حیات ) ملت و دولت و مملکت خود هستند. دولت ژاپون نیز وقت را غنیمت دانسته با فراغت بال پیشنهادهای استقلال شکن ذیلرا بزور قوه، بدولت جمهوری چین قبولانید. و چین با نهایت ذلت در ظرف چهل و هشت ساعت مطالب استقلال شکنانه را قبول کرد و تسلیم صرف شد ( غیر تسلیم و رضا کوچاره !) که ما اجمال شرایط را برای آگاهی خوانندگان چهره نما مینگاریم.\n\n( در ایالت شانتونگ )\n(۱) دولت چین متعهد میشود که موافقت کند با شرایطیکه بعدها ما بین ژاپون و آلمان در خصوص تصرفات و امتیازات و غیره که درباره ( شانتونگ ) میشود.\n(۲) دولت چین متعهد میگردد که: ابداً در ایالت ( شانتونگ ) قطعه زمینی یا جزیره وغیره بیکی به اجازه بدهد و نه تنازل کند.\n(۳) دولت چین قبول میکند که: دولت ژاپون راه آهنی از (چیفو) تا (لونگکاو) کشیده متصل براه آهن (کائوچو) و (چینان) بکند.\n(۴) دولت چین متعهد میشود که: برای مصالح تجارتی و جای دادن تجار خارجه جاهائی در برخی بلاد مقرر کند خصوصاً در ایالت (شانتونگ) که بندرات تجاری گردد و شهرها شبکه این عملیات در او اجرا خواهد شد باید در معاهده جدا گانه بوده باشد.\n\n( در جنوب منچوریا و منغولیای شرقی )\n(۱) دولتین چین و ژاپون متفق میشوند در امتداد اجازه ایگاه بندر پور آرتور و راه آهن منچوریای جنوبی و راه آهن انتونگ و مقدن تا مدت نود و نه ساله (چهره نما یعنی تا انتهای دنیا).\n(۲) ژاپونیان میتوانند در جنوب منچوریا و شرقی منغولیا زمین بخرند یا اجاره بکنند بایتاقهای تجارتی یا صناعتی و زراعتی برافرازند.\n(۳) ژاپونیان آزاد خواهند بود که در جنوب منچوریا و شرقی منغولیا ساکن شوند یا نقل و مکان نمایند برای تجارت بهر قسمی که میلشان بوده باشد.\n(۴) دولت چین متقبل میشود که تمامی معادن و مناجم اراضی جنوب منچوریا و شرقی منغولیا را بدولت ژاپون بدهد. اما زمانیکه هر معدن باز شد منافع او را با دولت چین اتفاق خواهد کرد که چه میکنند (چهره نما یعنی تماماً ژاپون خودش میل میکند!\n(۵) دولت چین متقبل میگردد که برای امور دو گانه آتیه (اول) با ژاپون مشورت کند (اول) باید باذن و مشورت ژاپون ساختن راه آهن با قرضی برای ساختن راه آهن در جنوب منچوریا و شرقی منغولیا بوده باشد (دوم) اگر چین خواست قرضی بکند باید ضمانت آن قرض مالیات علی جنوب منچوریا و شرقی منغولیا باشد.\n(۶) دولت چین متقبل میشود که: هر زمان خواست مستشار برای امور سیاسیه یا مالیه یا عسکریه در جنوب منچوریا و شرقی منغولیا بگیرد اول باید از دولت ژاپون استشاره کند (چهره نما چنانچه ژاپون در اجرای مقاصد خود خواهانه استقلال شکنانه دولت چین طابق النعل بالنعل با همسایگان شمالی و جنوبی ما در یک مدرسه تحصیل کرده! بیچاره دولت چین نیز با دولت ایران تقریباً در یک مزرعه پرورش یافته!)\n(۷) دولت چین متقبل میشود که: امتیاز ساختن راه آهن (کرین تا نانچانگ چون) را بمدت نود و نه سال بدولت ژاپون بندگی کند.\n\n( در امور مالیه چین )\n(۱) دولتین چین و ژاپون متفق میشوند که هنگام فرصت کم ارزش (هان - یه - پینگ) بهم زده و کمپانی تشکیل بدهند از ژاپون و چین و دولت چین متعهد میشود که تصرفی در املاک شرکت نکنند یا شرکت چیزی به بخشد بغیر استشاره از ژاپون.\n(۲) دولت چین متقبل شد که: معدنهایکه نزدیک معدنهای شرکت (هان - یه - پینگ) بوده بکسی ندهد مگر برضایت شرکت جدید (چینی ژاپونی) و همچنین دولت چین متعهد میشود که کاری نکنند در آن اراضی که مؤثر بمصالح شرکت جدیده باشد بدون اجازه شرکت جدید (چهره نما شرکت هان یه پینگ چینی کمپانی مهمی بوده که سه ماه رجال دولت چین و ملت چین توام برای استخراج معادن و تجارت تشکیل داده بود (همچون شرکتی که مرحوم امین الدوله برای احداث کارخانه قندریزی گریزک تشکیل داد و روسها زمین زدند) و ژاپونها اینرا هم از چینیها گرفته ولی خوبست منحل نکرده اند)\n\n( در متفرقه جات عمومی )\n(هموطنان ما بدقت این فصول را بخوانند)\n(۱) دولت چین متعهد میشود که: ابداً آبگاه یا جزیره یا ساحل و غیره که واقع در سواحل چین است بیکی از دول ندهد.\n(۲) دولت چین باید مستشاران وزارت خارجه و مالیه و جنگی را با سایر دوائر دولتی از دولت ژاپون بگیرد (چهره نما مثل دولت مظلومه ایران و دول عادله انگلیس و روس! در ایران.\n(۳) دولت چین برضا و رغبت حق میدهد که ژاپونیان زمینها بجهت بناء معادن و بیمارخانه ها و مدارس و سایر بناهای خیریه در سرتاسر ممالک چین خریداری کند.\n(۴) نظر باینکه اتصالاً مشاغل متعدده واقع میشود ما بین پلیس ژاپونی و پلیس چینی باید اداره جات پلیس در چین توسعه یابد و تحت اداره کردن ژاپونیان و چینیهان با هم باشد و این اداره جات پلیس در ممالکیکه عدد بسیاری از ژاپونیای مساعده به چینیان که در کار بلدند مهارت پیدا کنند باید بگیرد.\n(۵) دولت چین مایحتاج عسکریه خود را مقداری معین باید از دولت ژاپون بخرد و آن هم باید از انقدریکه محتاج میشود از صدی پنجاه نخرد با انکه در چین کارخانه اسلحه سازی و در سواحل کار خانه کشتی سازی احداث کنند که مدیرهای آنها ژاپونیان با چینیان با هم باشند و برای این کارخانه جات مستشاران فنی از ژاپون بگیرند و جمیع مواد این کارخانه جات باید همیشه از ژاپون خریداری شود.\n(۶) دولت چین متقبل میشود که امتیاز ساختن راه آهن (ووچانگ) و (کیوکیانگ) و (نانچانگ) و (هانکچاو) غیره را بدولت ژاپون بدهد.\n(۷) اگر دولت چین محتاج شود پول خارجه برای کار کردن معادن یا ساختن راه آهن یا بنای ایگاه در سواحل باید مقدم با (صاحب اختیار کل و مالک ممالک چین یعنی) ژاپون مشورت کند.\n(۸) دولت چین متقبل میشود که ژاپونیان در ممالک چین تبلیغ دیانت و بودا را رواج دهند."}
{"book": "adl0616", "page": 1372, "text": "مینه ۱۱\nسال\nشماره ٣\nچهره نما\nآخر ترین خبرهای جنگ براه خشکه\nاز اخبار های ایران\nدر دیتل\nهر کس بنظر سطحی و فهم عامیانه اندکی در نکات مهمه مدققانه فصول و شرایط نان اندازانه، و مقررات استقلال شکنانه اینکه دولت سر زنده . ورسیان بر مغز ( زابون ) بدولت بجاره ( چین ) پیشنهاد و قبولانیده . و دولت چین با آن ممالک شاسعه و اراضی واسعه کثرت نفوس مبتذلانه در نهایت میکنت و رقیت آشکار انه قبول کرده غور کند. و منصفانه در اولين نقطه نظر به بعد برای دولت ر کام خود تصدیق خواهد کرد که از این ضخيمه ومات كثيره چین هیچ آزادی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی به بالاتر از عماد نی برقرار نخواهد ماند. و از این تاریخ دولت چین استقلال خود ر اوداع گفته و بدولت ژاپون تسلیم شده است.\n\nورود قشون های جدیده عثمانی برای متفقین موجب اضطراب است. و يك قسمت عمده از قوای ساخلوی قسطنطنیه را برای طرفین دار دانل اعتزام کرده و از طرف دیگر قسمت بزرگی کی از اردوی ساخلو ادر به را به و کشان ، فرستاده و در آنجا مشغول استحکامات شده اند که اگر متفقین برای مشوش کردن حواس عثمانی بخواهند در ساحل شرقی خلیج آنوس پیاده شده و عطرف تراس پیش روند از آنها ممانعت بعمل آرد .\n\nو منظره دیگر از جلسه سالانه\nدات عالی شهزاده جوانبخت معظم پر حاضرین کرام مجلس نطق میفرمایند\nنطق مذکور در شماره ۲۱ سال ٤ مسطور است .\nجہاز جنگی ضدو ہیں عثمانی موسوم به ، معاون المله ، كه اخيراً آنها ۸۳ نفر بوده و متعاقب خرید پاره تکمیل ها در آنان بعمل آمده دست بکار عملیات شده برای اولین دفعه از عمل در مدخل جنوب بوغاز است و فعلا تماما متعلق به بحریه عثمان می باشند.\nدر کشتی جنگی انگلیس موسوم به ، کولیات ، را غرق کرده و سلامت مراجعت نموده است .\nکشتی ، معاون الله ، از چهار فروند ضد توربیل آلمانی است که در ان سنه ۱۹۱۰ توسط وجوه اعانه ملی از آلمان خریده و تقدیم محر به کردیده و باین اسم موسوم شد.\nچهار کشتی مزبور در زمان اتباع به ظرفیت ٦١٥ تن و هر يك دارای دو توپ زرد و چهار مرا ابیوز و سه لوله تربیل انداز بود. وعده عماجات\n\nاوضاع سوید\nاخیرا اوضاع ( سوید ) شکل دیگری پیدا کرده و بعضی حرکات برضد متفقین از آنها مشهود میکرده مخصوصا مخرین روز نامه (روسکی اسلوا ) اطلاعات دهشتناکی از آنجا میدهد زیرا كه حركات بنك جويانه بر علیه روس و در خواست دخول در جنگ را از دولت روز روز کتب عدت مینماید و هر روزه در این باره معلومات تازه میرسد"}
{"book": "adl0616", "page": 1373, "text": "سال پنجم شماره ۳\nصحیفه ۱۲\n\nاختلال و انقلاب در مسکو\nروز ۲۸ و ۲۹ ماه مای روسی شهر شهیر مسکو پایتخت قدیم روسیه پر از صداهای شورش و انقلاب گردیده همهمه شور شبان و فریاد غارتگران ، ناله غارت شده گان ، استغاثه طفلان و زنان ، صدای خراب شدن عمارات و مغازه ها ، شکستن درب و پنجره ها ، فروریختن سقف ها و ریز ریز خوردن شیشه ها هنگامه قیامت هولناکی در این شهر رو کرده نمونه ای از رستاخیز را ظاهر داشت\n\nجبهه و ايطاليا\nجبهه سیاهان حبشه بمستعمرات ايطاليا ( المصوع – وار تيره ) که در ساحل بحر احمر واقعند روز بروز مهم تر میگردد و دوائر نظامی و سیاسی ایطالیا را بوحشت و اضطراب میاندازند بدتر از همه آنکه فرستادن قوه بدان جا موقوف بعبور از کانال سویز است و دولت عثمانی چندی قبل وجود مخاطره را در آنجا خبر داد و روتر تفسیر کرد که مقصود از این اعلان بسط عمليات تحت البحرى بمنطقه کانال است على هذا عبور سفائن ايطاليا از خوف تحت البحرى مزبور بغایت مشکل خواهد بود در صور تیکه حبشه همسایه آن نقاط است و بسهولت میتواند قشون و آذوقه بدان ساها وارد کنند و شاید از آنجا هم تجاوز کرده وارد مصر و سودان شود\n\nظلم روسی\nاز طهران :\nشخصی چند روز قبل سر خود را بریده از قرار مسموع از ساکنین مسلمان ترکستان روسیه و خیلی متمول بوده در جنگ حاضر با مصارف مختلفه برای قشون گیری و اعانه و بدل عسکری پسرهایش و سرمایه خود را از دست داده و بالاخره پسر هایش را هم بجنگ فرستاده اند تا بایران آمده و چندی در طهران بوده بالاخره از زندگانی خود سیر شده و سر خود را بدست خود بریده است\n\nکاریکاتور\nرجز خوانی جاپان به امریکا – جاپان پهلوان روس و چین را از پا در انداخته به امریکا میگوید : – آپاچسان ! عبرت میگیری ؟ – امریکا میگوید : – هوش کن هشیار باش ! ( دولتهای دیگر تماشا میکنند )\n\nهرون در نيورك در سوئد\nمیوهرون در نبورك وزير مستعمرات آلمان که عملیات غرابت آمیز او را در اتازونی تا درجه اطلاع داریم اخیراً وارد آلمان گردیده و از قرار باره انتشارات خیال مسافرت بممالك سوئد و نروز دارد و استماع این خبر خیلی موجب اندیشه متفقین گشته است چرا که کفایت و استعداد این شخص بدرجه ایست که نمیشود مسافرت وی را بی اثر پنداشت خصوصاً در این موقع که با وجود تکذیبی که در جراید راجع بگرانی روابط روس و سوئد دیده میشود معلوم می نماید که مطلبی در بین است و اگر کدورتی هم نباشد لا اقل صفا و مودتی در بین نیست\n\nدر دار دانیل\nعملیات متفقین در دردانل بمشکلات بزرگ بر خورده از يك طرف واسکت های تحت البحرى های عثمانی حمایت سفائن برای قشون کاشته شده. و از طرفی دیگر هر چه قشون پیش بیاید از سفائن دور تر شده بحدی که بناچار میرسد که عثمانیها تدابیر زیاد در انجاها بکار برده چاه های مخفی و فلج کننده اند. گاهی میشود که از عقب اردوى متفقين تك تخنك ؟"}
{"book": "adl0616", "page": 1374, "text": "شماره ۳\nسال پنجم\nصفحه ۱۳\n\nدر مقابل این عملیات خطير بقدری زبون و ضعیف است که هیچ نتیجه مناسبی نمیتوان از آن انتظار داشت .\n\nکشیشان جاسوس\nاز بندر ( بازی ) به ( رم ) اشعار میدارند که جاسوسان نظامی الطريش و آلمان جدا عملیات خویش را تعقیب مینمایند و عده از کشیشان داخل این خدمت هستند و شب در موقعی که شهر تاریک بود با علائم نور الوان بادشمن مشغول مخابرات رمزی بودند و پنج نفر از کشیشان دستگیر شده اند . در انبار کالیسای ایشان یک ماشین که با علامت نور در شب حرف میزند بدست آمده و نوشتجات چندی نیز راجع بقشون اطریش و آلمان و اوضاع سرحدی در آنجا بوده است . از قراری که معلوم میشود کشیشان مزبور مدتها است که روابط خصوصی با کشیشان وین داشته اند .\n\nتحت البحرى کشتی ها را اسیر میکنند\nتحت البحري های آلمانی نه فقط عملیات خویش را برای فرق کردن جهازات جنکی تجارتی صرف مینمایند و از قراريكه اخيراً معين شده است تحت البحری های مزبور هر قدر از کشتی های تجارتی انگلیس را نزديك بحر شمال مشاهده نمایند و کشتی جنگی مزاحم نباشد جهازات را اسیر کرده و با محمولات سالما به بنادر آلمان می آورند مطابق اخباری که به امستر دام رسیده است در هفته گذشته تحت البحرى ها چهار فروند کشتی تجارتی که مملو از بنزين والاستيك و مس و آهن وینه بود در بحر شمال اسیر کرده و همراه خود به بندرها مبورك آورده و بارهای آنها را مامورین دولت تصرف نمودند\n\nامریکا در این جنگ تجارت میکنند\nامریکا برای ترویج تجارت خود موقع نیکوئی بدست آورده است. دو مملکت بزرگ تجارتی اروپا یعنی آلمان و انگلستان اولا در تحت تهدید مجاد مره بحری ثانیاً بخود مشغول هستند. از این دو مملکت به کشورهای بیطرف مال تجاره قابل ذکری حمل نمی شود. در ین موقع امریکانی ها تمام مال التجاره را که آن دو مملکت بعمل میاوردند خود ساخته بممالک بی طرف میفرستند . این تجارت مشروع است زیرا هم احتیاجات ممالک دیگر رفع میشود. و هم خود آنها منافع بزرگ میبرند . لیکن علاوه بر این امریکا موقع را مغتنم شمرده يك تجارت دیگری را هم اختیار کرده اند که در صفحه تاریخ آن استقلال و آزادی خواه متمدن اینکه بشمار میرود و آن تجارت اسلحه میباشد . هر وقت هم ازین حریص ها پرسید که چرا به مردم این اسلحه می فروشید جواب می گویند هر چه اسلحه بیشتر بفروشیم سرباز ها زیاد از کشته میشوند و بالطبع جنگ زودتر تمام می شود . از اسلحه آمریکا فقط متفقین میتوانند استفاده کنند زیرا راه بر آلمان مسدود می باشد. این مساله باعث چند پروتست از طرف دولت آلمان شده و مکرر در جراید آمریکا میخوانیم که آمازونی های آلمانی زمزمه شکایت آمیز مینمایند و دولت خود را تحریک می کنند که از حمل اسلحه بخارج ممانعت کنند\n\nمی کنند بالاخره معلوم میشود در نقب هائیکه علف روی آنها رو شانیده مخفی بوده اند و اذوقه تا بیست روز را هم در ان نقب ها داشته اند. سنگر های ساختگی هم زیاد دیده شده که متفقین سنگر حقیقی تصور کرده با هجوم در آنها ریخته بفتنا در حفره ها میریزند که خلاصی از آنها مشکل است جاه هائیکه سیخ آهن و میخهای برنده در آنها نصب شده است نیز زیاد هستند و بعلاوه کبیر کوه ها را کنده توپهای سنگین مخفی کرده اند که تا آنها کشف شوند چندین کشتی باید قربان گردد نتیجه تدابیر جنگی بوده کثرت تلفات متفقین است كه يك قسمت از مجروحین انها تمام مریض خانه ها و مدارس و عمارات نظامی و کشوری مصر را پر کرده ابلاغیه عثمانی از روی تلگراف جمال پاشا در يك روز شش کشتی حامل مجروح وارد مصر شده است که یکی از آنها حامل ۵۵۰ نفر زخمی بوده است .\n\nتوپهای تازه کار خانه گروپه\nخبرها یکه از جزاید هلند تحصیل کرده ایم حاکی است که از طرف کمپانی کروپ در شهر « نه سین » يك باب کارخانه بزر کی تاسیس شده است. کارخانه مزبور در اول ماه ایون روحی افتتاح یافته است که برای کارخانها عمله های ماهر و کامل آورده اند که قابل توجه مدیر های کارخانه نیز میباشند از قرار مسموع در این کارخانه توپهای بزرگ و سريع الاطلاق خواهند ساخت . لایحه این گونه تو پها را چند ماه قبل بر این در اداره ارکان حرب آلمان انشاء نموده اند . کمان میکنند که المانها در این کار بيك نوع توپهایی خواهند ساخت که نشانه را خیلی مسافت دور انداخته و بواسطه فشار هوا خواهد بود بعلاوه مسافت دور هم محترقه میاندازد كه يك ميدان بزر کرا مشتمل خواهد نمود .\n( نوویه ورمیا )\n\nعملیات آلمان در رومانی\nبواسطه نتایج عملیات آلمان در رومانی هیچ جای شبهه باقی نمانده است که اگر رومان داخل جنگ شود حكماً بما عدت متفقين ملحق خواهد بود. و نطق اخیر بسیار انوف که راجع برومانی نمی توانم چیزی اظهار بدارم جای شبهه باقی نگذار ده است که طرفداری رومانی بطرف دول متفقه است . آلمان در دو ماه اخیر پیشرفت کلی نموده است . فعالیت آلمان در بالكان بطوری شگفت آمیز است که نظیر آن در دنیا دیده نشده است و مسئله ذیل کشف می نماید که آلمانها با چه درجه جدیت بوظیفه خود از هیچ گونه مساعی خود داری ندارند . با آنکه ورود به مطبوعاتی که بزبان مملکت نشر میشوند در ممالک دنیا تعدادش کم و غالبا معاف است آلمان ها در دو ماه گذشته مبلغ ۸۰۰۰۰ لیره برای حق الورود مجلات وسط و عالی که بزبان رومانی در برلن نوشته شده است بابت يكمرك رومان پرداخته اند از همین مبلغ هنگفت میتوان قیاس کرد تاجه اندازه رومانی در زیر فشار و عملیات آنان غرق کردیده و چگونه متدر جا احساسات تابع آنان گشته است و اگر بخاطر آوریم که از اوایلی جنك به بعد سفیر آلمان در رومانی چه مبلغ های گزافی برای انتشار احساسات آلمان در میان طبقات اشراف خویش صرف کرده است مطالب بهتر مکشوف میشود. بلغارستان و یونان نیز مطلب تقریباً از همین قرار هستند و هیچ قوه و فعالیتی نمیتواند جلو گیری کند و مساعی فرانسه و روس را خنثی نماید."}
{"book": "adl0616", "page": 1375, "text": "صفحه ١٤ سال پنجم شماره ۳\n\nمراجعت اردوی عثمانی از کرما نشاء\nپسر حد خودشان\nنظر باطلاعاتی که این دو روزه بوزارت داخله رسیده است حسین رئوف بيك فرمانده قشون عثمانی با عسا کر عثمانی از گرند چند روز قبل حرکت نموده بسمت سرحد رفته اند و الحالتا در صفحات کرمانشاهان اتفاق تازه رخ نداده است\n( رعد )\n\nترجمۀ اخبارهای انگریزی و اردو\n۱۰ ماه اگست سنه ۱۹۱۵ خبر لندن يك دسته جهازات هوائی دولت جرمن در شب گذشته بوقت ۸ بجه و ٤٥ دقيقه برساحل شرقی ملک انگلستان حمله نموده الى ١٢ بجه و ٤٠ دقیقه صبح در گرده بودند ـ و بم ها می انداختند ـ ازین بم ها بسیاری از مقامات آتش گرفته و نقصان بسیار رسیده ـ از باعث تاریکی شب و ابر و غبار پرواز جهازات هوائی دولت برطانیه دشوار گردیده ـ با وجود آنهم بعضى جهازات هوائی دولت برطانیه برای مقابلهٔ جهازات جرمنی پرواز نمودند ـ درین دار و كيريك يك افسر کلان راه نمائي جهازات هوائی دولت برطانیه بهزار مشقت بك طيارهٔ خود را بهوا کرد ولی به بسیار زودی افتاده ره بهای بادیهٔ عدم گردید.\n\n۱۰ ماه ۱ گست خبر لندن ـ محکمه بحری دولت برطانیه اعلان کرده ـ كه يك جهاز جنگی قسم تباه کن دولت برطانیه در بحر شمال همراه کدام مركب بحری تصادم کرده غرق گردید ـ از عمله و نفری آن چهار نفر افسر و ۲۲۶ نفر ملاح نجات یافته باقی غرق گردیدند ـ\n\n۱۰ ماه ۱ گست خبر پترو گراد ـ بتاريخ ۸ ماه حال یعنی اگست ۹ لشکر جهازات جنگی و ۱۲ لشکر جهازات قسم کروو ازور و بی شمار جهازات تباه کن دولت جرمن در بحر بالتك بجبهة بدست آوردن خلیج ریکا حمله نمودند ـ در بین جهازات جرمنی و روسی جنگ بسیار بشدت جاری شد که این قسم جنگ بحری تا حال پیش نیامده بود ـ\n\n۱۱ ماه ۱ گست محکمه بحری دولت برطانیه اعلان نموده ـ که يك جهاز خورد ـ گزمهٔ ـ دولت برطانیه را که در حالت تردد بود ـ يك جهاز کروریز دولت جرمن در بحر شمال غرق کرده ـ\n\n۱۲ ماه ۱ گست خبر لندن ـ يك جهاز معاون ـ یعنی بدرقۀ جهازات تجار ـ مسلح یعنی جنگی ایدیا نام دولت برطانیه که در بحر شمال نگرانی جهازات تجارتی را می نمود ـ کدام کشتی تحت البحر دولت جرمن او را بذریعۀ تارپیدو غرق نمود ـ ۲۲ نفر افسر ـ ۱۱۹ نفر سپاهی نجات یافته اسیر شدند باقی چند نفر غرق گردیدند ـ\n\n۱۶ ماه ۱ گست خبر پیرس در میدان جنگ فرانس جنگ بدستور سابق جاری است ولیعهد جرمنی به سالاری فوج های جرمنی را در میدان فرانس می نماید ـ در مقامات میری تهریسی ـ و میرونتن ـ و کرکس ـ و چار خبر ـ سپاه جرمن حمله های بسیاری سخت نمودند ـ و در تمام پریری جنگ بسیار شدید جاری است و در مقام دو سنجر هم سپاه دشمن حمله بسیار بشدت نمودند ـ\n\n۱۹ اگست خبر کلکته از خبرهای آمد کی یورپ ظاهر میشود ـ که دولت جرمن نقشۀ حرکت فوج های خود ـ و دولت استریا را در میدان جنگ مشرقی یعنی مقابل دولت روس ازین قرار تجویز کرده ـ که جمله فوج های دولت جرمن که در نوقت در میدان شرقی زیاده از چهل لك نفر دانسته میشود ـ در دو حصه تقسیم یافته يك حصه بما تحتی جرنیل میکنسن بطرف مادکو ـ و يك حصه ـ بما تحتی جرنیل وان هندن برك بطرف پترو گراد ـ وجمله سپاه دولت استريا بطرف كيف وساحلات بحر اسود ـ حمله نموده پیش قدمی نمایند ـ\n\n۱۱ ماه اگست خبر لندن کشتی های تحت البحر دولت جرمن دو لشکر جهازات خورد و کلان دولت برطانیه و يك جهاز روسی را در بحر شمال بذریعۀ تار پیدو غرق کرده ـ حمله و نفری جهازات نجات داده شدند ـ\n\n۱۱ ماه اگست خبر پترو کراد ـ سپاه دولت جرمن ـ بقامۀ شش میل ـ شهر کودنو رسیده اند ـ شهر کودنو را دولت روس خالی نموده و پیشقدمی سپاه جرمن بدستور سابق جاریست\n\nيك خبر چپ و لب\n۱۹ ماه اکست سنه ۱۹۱۵ خبر لندن ـ جرئیل هملتن کماندان سپاه انگریزی از کیلی پولی ربوت فرستاده ـ که سپاه منیان بر سنگرهای شمالی و جنوبی ترکان حمله نمودند ـ و نيز قريب خليج سوالا يك جمعيت بسیار بزرك تازه دم ـ جديد از جهازات فرود آوردیم ـ از بیان امیرالبحر ترکی معلوم شده ـ که درین مقام سپاه ترك به تعداد بسیار آمده و میخواستند که بر سپاه مایان حمله نمایند ـ مکرمایان ٢٤ ساعت قبل از وقت حمله آنها برایشان حمله نمودیم ـ و در بين سپاه فريقين يك جنگ باره بسیار وحشت ناک خون ریز جاری شد ـ و نقصان بسیار را برداشت نموديم ـ تجویز فرود آوردن سپاه در خلیج سوالا بسیار معقول و بسیار خوبی سر انجام یافت مگر ازین سبب که ترکان قبل از وقت از اخبار و حرکت مایان خبر دار شدند ـ چندان فوائدی حاصل نشد ـ زیرا که دشمن رنج و زمان وقوف یافته ـ حمله افواج خود را از قسم مستحکمه و غیر آن در آنجا جمع نموده ـ ابواب ترقی را برمایان مسدود ساختی مکرمایان خود را دوباره مستحکم نمودیم ـ و حوصله و همت سپاه محاربین خوب است ـ\n\n۲۰ ماه اکست خبر پتروگراد ـ دولت روس اعلان نمود ـ که در آخر کار جمعیت عظیم جهازات جنگی دولت جرمن جهازات روسی را مرافقت پس پا نموده در خلیج ریکا داخل شدند ـ مگر جنگ بحری تا حال جاریست و در اعلان رسمی دولت روس ظاهر میکنند ـ که جهازات محافظ تماماً خلیج ریکا از زیادتی جهازات جرمنی مجبور آمده عقب نشستند ـ یعنی و چونکه طاقت جهازات دشمن از حد زیاده بود ـ در خلیج مذکور، قدم داخل شدند ـ و نیز در آنوقت جهازات جنگی کلان روسی موجود بودند ـ و چند لنگر جهازات خورد محافظت می نمودند ـ\n\n۲۰ اكمت خبر لندن يك جهاز نيويارك استين نام دولت برطانيه از بندر گاه برستل بطرف نيويارك ميرفت وبك جهاز سيورك نام دولت فرمانروای ناروی را کشتی های تحت البحر دولت جرمن غرق کرده ـ\n\n۱۸ اگست خبر اپهنز ـ پای تخت دولت یونان ـ سفیر دولت جرمن در مقسیم یونان دولت یونان را مطلع نموده ـ که چونکه در بحر ایجین احتمال حمله جهازات تحت البحر جرمنى ممكن است لهذا جهازات دولت هندوستان را مطلع کرده شود ـ که بیرق های بسیار بزرگ علامت دولت يونانرا نشان که از دور دیده شود ـ بر جهازات خود بطور حفظ ما تقدم نصب نمايند تا كه بر غلطى كدام تحت البحر بر جهازات يونان حمله نه نمایند ـ"}
{"book": "adl0616", "page": 1376, "text": "صفحه ١٥\nسال نجم\nشماره ۳\n۲۰ اگست خبر لندن - کشتی زیر آب دولت جرمن يك لنگر جهاز اور پول روانه شده بود کدام کشتی زیر آب جرمنی جهاز مذکور\nبیون ابر سکن نام ۵۰۰۰ تن وزن - ويك جهاز ايستارتر - نام ۲۰۰۰۰ را غرق نمود عمله و نفری آن نجات یافته -\nتن وزنی دولت برطانیه را غرق نمودند -\n۲۱ اگست خبر لندن - دو لشکر جهازات پیترن و ما را تامان جنکی سیوچ نام دولت روس را جهازان جنگی دولت جرمن قریب\nسه هزار تن وزن - بار برداری دولت برطانیه را کشتی تحت البحر ریکا غرق نمود از جمله عمله و نفری آن که ۱۴۸ نفر بودند صرف پنج نفر\nدولت جرمن غرق کرده عمله و نفری آنها نجات داده شده - نجات یافته باقی جمله نفری غرق دریا و هلاک گردیده اند گفته میشود که دو\n۲۱ اگست خبر لندن از پیتر و گراد - خبر رسیده - که کشتی تحت البحر نفر افر و ۲۰ ملاح از جهاز مذکور بدست جرمنی ها زنده گرفتار\nدولت روس يك جهاز بازرداری دولت ترند را که در بین آن هشت آمده اند -\nهزار تن زوغال سنگ بار بود و طرف قسطنطنیه می برد - قریب ساحل\nباطولیه غرق نمود -\n۲۲ اگست خبر لندن - دولت اطالیه مخلاف دولت ترك اعلان جنك\nخود در تمالك دول متحده بسیار اظهار پسندیده می شد -\n۲۳ اگست کشتی تحت البحر دولت جرمن يك جهاز دکن نام\nیک جهان کار ترسیده ل نام - ويك جهاز دوندر نام دولت برطانیه را غرق\nنموده عمله و نفری آنها نجات داده شده -\n۲۰ - و ۲۲ اگست خبر پتروگراد - فوج های دشمن بعد از سمی\nسیار و جنك خون ریز شهر کود تو را قابض شده - و از آنجا پیش قدمی\nنموده در این دریای من و دلنا سنگرهای خود را قائم نمودند در مقام نو\nار جوست سپاه دشمن سیار شدت حمله آور شدند و در این بین دریای\nسجولا و تاریو هم بسیار جنك خون ریز ساری است چنانچه امداد\nیار کشته های سپاهیان جرمن درسم های خاردار سنگرهای مایان\nشده - و تو بخانه جرمن در آنجا آنقدر بشدت گلوله باری نمود\nتوپخانه مایان را به خاموشی مجبور ساخت و دیوارهای قلعه بات بین\nپای - دا کر - و تار و رام هدم نموده اند. سپاه روسی با و جو دستی\nعقب رفته مجبور گردیدند - يك جهاز هوای مایان از بار\nاسك خبر آورده - که وقت شام ۲۰ ماه حال حالت قلعه جات جار\n، وسك بسیار نازک بود و یقین است که سپاه قلعه جان آنجا بعد ازین\nافت نمی توانند.\n۲۳ اگست خبر لندن از پیری خبر رسیده که در میدان فرانسی\nمقامات مختلف گلوله باری توپ های متخاصمین جاریست و گلوله های\nدستی هم استعمال کرده می شود - گاهی سپاه دشمن و گاهی سپاه\nقدمی مینمایند -\n۲۳ ماه اگست سنه ۱۹۱۵ خبر لندن يك جهاز دیومند نام ٤٦٠٠ تن\nی مال دولت کمپنی انگلیس را کدام کشتی زیر آب دولت جرمن\nمی نموده از جمله عمله و نفری آن يك نفر كطان جهاز مذکور همراه\nقر ملاح هلاک شده باقی نفری نجات یافته اند -\n٢٤ ماه اگست خبر لندن از پیتر و گراد خبر رسیده - که بسبب اختلالهای\nلى جمله ارکان و معتبرین دولت روس در يك مجلس عمومی جمع آمده -\nاز برپا نمودن يك مجلس وزراء جد بد را نمودند که اسم آن مجلس وزراء\nملکی خواهد بود و همراه وزراء موجوده در هر کار مداخلت\nاهند ورزید - زیرا که برای اینای ملک محسوس شده که این\nانات موجوده - از باعث عدم توجه وزراء موجوده رونما گردید.\nل باب بحث و مباحثه بسیار کرده شد -\n۲۵ ماه اگست خبر لندن - يك جهاز سلویا نام انگریزی که از بندر گاه\n\nادبیات\n\nغل از جریده بو کریده حبل المتین\n( در نصیحت ابناء وطن )\nبدندان آهن و فولاد سودن بمرگان زنک از آهن رد و دن\nبروی آب جاری نقش کردن میان آتش سوزان عنودن\nبدون اسلحه اندر پیستان شکار از چنگ شیر نور بودن\nز غفلت از گروه مستبدین تمنای و طنخواهی نمودن\nنمودن ضرب واحد را واحد بمقدار عدد آنکه فزودن\nبود مهدیار آسان تر که چون عبد مطبع دولت بیگانه بودن\n\nخبرهای هندوستان\n( يك قتل سیاسی در نواح تنکته )\nدر انگلشمین حالات يك قتل سیاسی در موضع ۱۰ کریاره و نواح\nکلکته شایع شده است.\nموضع اگر باره قریب ۸ میل از کلکته دور ترست و از بارکپور\n۹ میل فاصله دارد، يك شخص مراری موهن سرا که عمر آن قریب\n۵۰ سال بود و ملازم سرکاری بود. در خانه خود دختر نجساله خود را\nنان میخورانید که یک آدم نوجوان که لباس خوب پوشیده بود .\nاو را برای یک کار ضروری بیرون طلبید، بایو دختر خود را در بغل\nگرفته بیرون برامد چون قریب نوجوان مذکور آمد . نو جوان\nبه ریوالور خود شش فیر پر بانو کرده با و افتید ، و دخترک بیچاره\nهم زخمی شد\nقاتل پس از آن به سرک رفت که آنجا دو نفر دوست او و موثر\nایستاده بود ، خواستند که در موثر سوار شده بروند که دو نفر سیاهی ها\nخواستند ایشانرا منع و معطل کنند، مگر بران مرد و هم غیر کردند\nکه هرود زمین افتادند. و قاتل ها بطرف كلكته روانه شدند بك\nجماعت که تلاش و جسجتوی قاتل ها برآمدند سپاهی های مجروح را\nبشفا خانه انجار سائیده حال مجروحین خراب است.\nسبب قتل مقتول جبر اینكه مذكور بك كواه مهم بود چیزی معلوم\nنمیشود او کواه مقدمه يك دا که بود که پرستیشن کرباره چند روز\nبیشتر افتاده بود."}
{"book": "adl0616", "page": 1377, "text": "صفحهٔ ۱۹\nسال پنجم\nشمارهٔ\n\nدر قتل بابوی مذکور ۱۰ نفر شرکا بودند مگر دو نفر آنها بقتل بایو آمده بودند. بابوی مذکور را تا بشفاخانه می بردند مرد. اما زخم دخترک خورد مهلت نیست. دو انگشت های دست او بریده و بريك ای از زخم رسیده است.\nسیاهی های پولیس که در تلاش شان برآمده بودند موترکار را آهسته آهسته روان دیدند که پیش پیش آن دو جوان بنگالی پیاده میرفتند و يك جوان دو بایسکل در دست های خود داشت و يك جوان دیگر در يك دست يك بایسکل و در دست دیگر یک نفرکچه داشته گفت بموتر فرض نگیرید که بنگالی ها مسلح میباشند سپاهی ها نفر سیده گفتند اگر شما مسلح هستید ضرور دزد هم هستید.\nو چوب را چنان ضرب پر سر بنگالی زد که او بر زمین افتید يك کاستیل که شوسا کریا بفک نام داشت بضرب گلوله زخمی و دو نفر دیگر پشت شخه های درخت پنهان شدند اینوقت بنگالی ها برابر قبرها می کردند. کوت یک سپاهی را سوراخ کرد، بجسمش ضرر نرسیده.\nدرین اثنا يك بنگالی رفیق بیهوش خود را در موترکار انداخته و دو بنگالی ها بایسکل سوار شده بطرف کلکته رفتند کمی دیر بعد یک سرکانستیل آمده و يك بایسکل بنگالی ها را که مانده بود گرفت هر چند دو نفر بنگالی بعد از ان آمدند ولی چون او را هم مسلح خیال کردند پس رفتند. در کانستیل جمعی هستند. برای مقدمهٔ مذکور عدالت مقرر میشود.\n\n( نقل از جریدهٔ مبارکه حبل المتین )\n\n( مسلمانان لیتوا )\nروز نامهٔ ( وقت ) در ضمن يك مقاله وضع معیشت مسلمانان لیتوارا که یکی از شهرهای لهستان روسیه است ) چنین شرح میدهد:\nدر بعضی شهرهای لهستان مناره هایی که باسمان بلند شده دلالت پر سکونت مسلمانان زیاد در آن نواحی می نمایند لکن این مسلمانان مع التاسف لسان مادری خود را بکلی فراموش کرده و بزبان رومی و پولنی تکلم میکنند. تنها در شهر ( لیتوا ) متجاوز از بیست هزار نفر مسلمان میباشد که بیشتر آنها در ادارات دولتی مستخدمند و در میان آنها صاحب منصبان نظامی نیز زیاد است.\nمسلمانان که در شهرهای ( مینسکی ) و ( ویلنا ) و ( کوونو ) وغیره ساکن هستند مساجد زیادی دارند ولی ابداً مکتب ملی ندارند و مسائل دینیه و شرعیهٔ خود را از کتاب ( شرایط الاسلام ) که بزبان روسی طبع شده یاد میگیرند. ملاهای آنها غیر از سوره ( فاتحه ) و ( توحید ) از زبان معمولی چیز دیگری نمیدانند، در مساجد نماز های یومیه ادا میشود و فقط نماز جمعه و عیدین را فراموش نه نموده اند دعاهای که در بین نماز میخوانند اکثر آنها بزبان ترکی است و این ادعیه را هم بتوسط حروف روسی یاد گرفته اند ( در ۱۹۰۸ که دولت روس در جنگ بازاوین شکست خورده و قدری ضعیف شده و بدین واسطه مسلمانان قفقاز جرأتی پیدا کرده از دولت بعضی اختیارات برای ترویج زبان ترکی که زبان مادری آنها میباشد درخواست میکردند روزی یکنفری که تقریباً ۴۵ الی ۵۰ سال داشت وارد مدرسه شده و بطرز اهل اسلام سلام داد ولی وقتی که خواست داخل صحبت شود معلوم شد از زبان های ترکی و عربی و فارسی که عمده ترین السنهٔ اسلام است هیچ نمی داند زبان روسی از او پرسیدم آقا مذهب و آئین شما چیست ؟ و بزبان ترکی با نهایت صعوبت جواب داد ( مسلمانم الحمدلله ) پرسیدم چه مسلمانی هستی که جز زبان روسی دیگری را نمیدانی ؟، فوراً آثار حزن و هیجان در بشرهٔ او ظاهر شد و با وضع اسفناکی در جوابم گفت، چندین عصر است در تحت فشار روس واقع شده ایم و بمرور زمان زبان مادری خود را از دست داده ایم و چون شنیده شد که در قفقاز معارف ملی رو بترقی گذاشته ما را از آن نواحی مرا که از علمای آنها هستم فرستاده اند که از مسلمانان این حدود استعداد جنه شاید بتوانیم ملیت خود را که جز اسمی از آن باقی نمانده زنده کنیم و نیز در اثنای مسافرت بيك نفر از مسلمانان قازان رسیدم که خواهش کرد (حمد و سوره) را برای او بخوانم منهم خواهش او را اجابت کرده ولی از اول حمد تا آخر سوره هر چه من قرأت کردم او غلط میگفت. مثلاً من خواندم (قل هو الله احد) و او میگفت تو غلط میخوانی این است (گول خو والا خو آخاد).\nخوب است اشخاصی که قدر آزادی و استقلال راعی دانسته بگیرند. مترجم.\n\n( اوضاع طرابلس )\nان اول ژویه از منابع موثقه خبر میدهند که در اسلامبولی شایع است که یکدسته از سر کرده های عشائر شیخ سنوسی با چند نفر از جوانان ترك ملاقات مینمایند نتیجهٔ ملاقات آنها این شده که از این به طریق دده آنجاج دو دسته صاحب منصب آلمان برای تنظیم قشون ایتالی روانه نموده اند.\n\nفتح بروست لیتو وسك\nابلاغیهٔ آلمان دعوی میکنند که قشون جنرال ( وان ارز ) قلعهٔ سبخت دوقامه ( برست لیتووسک ) را فتح نموده اند وشیار پیش قراول و جنرال ( ارز ) بقلعهٔ داخله رسیده قشون ساخلوی روس منهزم شده اند.\nدر برلن بمناسبت تسخیر بزرگترین قلاع روسیه ( برست لیتوسک ) اظهار مسرت و شادمانی می نمایند.\nدر ابلاغیه برلن شام ۲۷ آگست جنبش قشون ( جنرال هاینزن ) را در ( میناو ) ذکر مینماید و چنین بیان میشود که روسیان آن حدود را تخلیه نموده اند ولی این عقب رفتن روس آنچه خبر رسیده منظم و با دیدیه بوده است.\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته است\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1378, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خودرا ياد آورى ميكنيم بقدرى سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خودرهائى يابيم ممكن نشد لهذا با كداخانه مركزى دارالسلطنه كابل يك مقاوله نموده تا كداخانه مشاراليه تقسيم و توزيع اخبار مارا كه بهمه مشتركين كرامها رساند در عهده هميت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشير و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطه غير فردا فردا بواسطه آدمهاى ذا كداخانه خود شان ميرسد.\n\nشرایط خریداری\nدار السلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی وملكي وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر ازيك جای دیگر جابرو بدو بیایند میباید که بيك رقعه مدر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنین يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنی نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درين ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنی نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد. هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر هر سطری ستار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1379, "text": "اعلان\nجَزِيرَةُ پِنْهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین ثمره نو بر رسیدهٔ گلزار، مطبعهٔ عنایت، کام جانرا شیرین نمائید: جزیرهٔ پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت: خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان: تنها (٦) شش روپیه. محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارك، و دكان حاجي غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت و دورا دور زمین هشتاد روز مجلد ٢\nسیاحت در جو هوا مجلد ٢\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ٤\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ٢\nروضة حکم مجلد ٢\nراه گشنده مصور مجلد ١\nجزیره پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\n( اعلان )\nپَرَاكَنْدَلَا\nاز آثار مطبوعهٔ تازهٔ مطبعهٔ مبارکهٔ عنایت، و عبارت از يك مجموعه اشعار امداد مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دلربا، بالتصویر بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان غلام محمد هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند."}
{"book": "adl0616", "page": 1380, "text": "قیمت سالیانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nبا مراعات داك ٩ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nبا مراعات داك ١٠ روپيه انگليزى\nبهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nقيمت يك نسخه آن در كابل يكسانى است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nتاريخ يكم ذى الحجه ١٣٣٣\n\nسال پنجم\nافغان\n١٣٢٩\nتاريخ انگریزی ۱۱ اکتوبر\n\nشمارۀ ( ۹ )\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانۀ دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ شمسى ١٨ ميزان ١٢٩٤\n\nمنطقۀ زراعت\nیعنی سرزمینهایی که قابل زراعت درخت پورتقال است. درخت پورتقال بسیار نافع و يك سر چشمه مداخلات كلى برای تجارت شمرده میشود . اما بهر اقلیم و هر اراضی امتزاج کرده نمیتواند . کاشت و پرورش یافتن درختهای لیمو و پورتقال و امثال آنها ، سراز منطقه ( خط استوا ) گرفته ، تا بدرجۀ چهل و سوم عرض كرۀ زمین امتداد مییابد ، اما درین درجۀ چهل و سوم عرض زمین یا ازان بالاتر عرضها درختهای لیمو و پورتقال در زمینهای باز و کشاده بسر نمیرسد ، بلکه در گلخانه ها و جاهای محفوظ بسر رسانیدن شان ممکن میشود . حال آنکه زمینهای ملک ننگرهار ما تقریباً در سی و چهارم و سی و سوم درجۀ عرض کره واقع شده است که تقریباً با اراضی ملکهای سواحل بحر سفید آسیای صغیر برابر میباشد . زمینهای سواحل بحر سفید از همه دنیا بهتر و خوبتر پورتقال بسر میرساند ، و يك تجارت و در آمد بسیار عظیمی از آن حاصل میشود . اینقدر هم هست که تنها درجۀ عرض بر گرمی و سردی منطقه ها تأثیرات اجرا نمیکند بلکه ارتفاع یعنی بلندیها و پستیهای موقعهای زمین نیز بر گرمی و سردی هواهای هر بقعه جدا گانه تأثیرات میبخشد . و چون مملکت عزیز ما نسبت به اراضی سواحل بحر سفید اگرچه در درجۀ عرض کمتر فرق دارند ولی از روی ارتفاع خیلی با هم فرق دارند . یعنی اراضی ننگرهار نسبت به اراضی سواحل بحر سفید خیلی بلند تر میباشد – لهذا اگر به این سبب پورتقال در زمینهای ننگرهار نشود احتمال دارد ، اما چون خود این سر محرر ناچیز هم اراضی سواحل بحر سفید و هم ارضی ننگرهار را دیده ام در گرمی اراضی ننگرهار را بر اراضی بحر سفید افزونتر میبینم . و نیز چون ناریج و نیشکر و افریقی در آنجاها بسر میرسد باین دو دلیل میتوانیم که بگوئیم در اراضی ننگرهار ما ممکنست که پورتقال و لیموی بسیار اعلای به برسد در اصلاح و علم نباتات و همه درختهای فصیلۀ ناریج خیلی را یعنی ناریج ، پورتقال ، کنه ، منده ، سنتره چکوتره و غیره را (ستروس) مینامند . درین جنس « ستروس » از همه بیشتر که به سردی طاقت آور تر میباشند\n\nزراعت\n( باغچه های ليمو ، و پورتقال )\nمملكت عزيز ما خانيك ( افغانستان ) صانه الله عن شر العدوان چنان يك خاك حاصلخيز پر خير و برکتی میباشد که از هر نوع میوه و هر رقم میوه بسر میرساند . بقعه های مختلف الطبيعه دارد که همه میوها و مزروعات كرم سير ، و هم مرد سير را میپروراند . چنانکه در سر لوحۀ زراعت تحریر میخواهیم بیاریم محتوی بر مسایل زراعیه خواهد بود که در وطن عزیز ما نقصانی در آن باشد ، و با آنکه اراضی قابلیت و استعداد آن قسم زراعت را داشته باشد ولی بسبب بعضی موانع از زرع آن استفاده نشده باشد . مثلا اراضی ( ننگرهار ) با وجودیکه درختهای ناریج بسیاری را بسر می آرد ولی درخت لیمو و پورتقال که آنرا مالته میگویند در ان زمینها بسر نمیرسد . حالا آنکه لیمو و پورتقال نسبت به ناریج خیلی نافعتر و ، و تجارتش فایده مندتر میباشد . لیمو و پورتقال – یا – مالته اگرچه یکقدری از ناریج نازکتر – یعنی به هوای سرد ناتوانتر – است ، اما باز هم در بقعه که ناریج سر برسد بسر رسیدن آنها هم خارج امکان شمرده نمیشود . اینهم حکم قطعی کرده نمیتوانیم که لیمو و پورتقال در اراضی ننگرهار ضرور باید بشود . اما بسبب فایده مند بودن پورتقال نسبت به ناریج هر انقدر معلوماتی که در خصوص اصول زراعت و تربیۀ این میوۀ لطیفه بدست داریم عرض انتظار قارئین کرام ، علی الخصوص برای برادران باغ دار ملک ننگرهار نشین خود میداریم که اگر قابل تطبیق به بینند شاید فایده بران مرتب شود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1381, "text": "صفحه ۲\nسال پنجم\n\nهمانا درختهای نارنج و پورتقال شیرین میباشند ، اما دیگر اجناس آن بسردی بسیار توانایی ندارند . حالا در خصوص منطقهٔ زراعت لیمو و پورتقال بهمینقدر نوشته اکتفا ورزیده به بحث نهال نشاندن و تربیه کردن و بر رسانیدن آن بقدری عطف نظر نمایم :\n\n-۱-\nمسئلهٔ آب و آبیاری\n\nمهمترین مسایلی که در زراعت درخت پورتقال در زیر نظر دقت باید گرفته شود مسئلهٔ آبدادن درختان پورتقال است . اولا این را باید دانست که درختان پورتقال که آنرا در اصطلاح ملك ما مالته میگویند از درختان با برکتیست که میوهٔ بسیاری محصول میدهد . اما آب فراوان جان این محصول شمرده میشود . در جاهای کم آب درخت پورتقال بیچصورت پرورش نمی یابد و محصول نمیدهد . بهترین پورتقالهای دنیا پورتقال « یافه » است . یافه در ساحل بحر سفید ، بندر گاه « بیت المقدس » شریف میباشد . همینکه غورهٔ میوهٔ پورتقال در تابستان بقدر يك جوز بشود ، بهمه حال باید در هفته یکبار آب بسیار وافری به آنها داده شود . هر گاه آب جاری موجود نباشد . باید جاهها برای آبیاری باغچه های پورتقال کنده شود ، و بواسطه بمبه های متحرك آب جاه را کشیده در حوضه ای مخصوص پخته کاری که ساخته شده است پر کنند ، و به واسطهٔ جو بهای پخته کاری در هر هر طرف باغچه تقسیم شود .\n\n-۲-\nانتخاب زمین برای نهال نشاندن\n\nالمسئلهٔ انتخاب زمین برای هر نوع زراعت خیلی مهم شمرده میشود که برای نهال نشانی پورتقال نیز از اهمیت خالی نیست . اما بدرجهٔ مسئلهٔ آب و آبیاری اهمیت ندارد . زیرا درخت پورتقال از جنس و طبیعت زمینهای مختلف خیلی متاثر نمیشود . در خصوص خاك خیلی نازك نیست . – یعنی در هر رقم خاکی که باشد نشو و نما میکنند – اما خاکی که نهالان پورتقال آن را دوست ندارد همان خاکها نیست که از جنس كل سرشوى سخت ولزوجناك ، و مانع نفوذ آب در ان باشد ، و نیز خاکهائیکه بسیار چونه دار ، و بسیار ریگزار باشد برای تربیت و پرورش آن فایده مند نیست . زمینهای کل سرشویی آنرا چون خوب جذب نمیکنند از انساب ریشه های نهال را گنده میسازد ، و زمینهای که چونهٔ بسیار در ان باشد نهال را زرد و ناتوان میسازد . و زمینهائیکه ريك بسیار داشته باشد زود زود آب دادن آن لازم میشود که به این سبب قوت بارو را کم میسازد .\n\n-۳-\nاصول کاشتن و فراوان ساختن درخت پورتقال\n\nاصل جان مسئله درینجاست ، و چیزیکه ما را تا یکدرجه نا امید میسازد هم همین است که آیاچون درخت بورتقال نداریم آنرا چسان بکاریم؟ و چسان فراوان سازیم؟ هر گاه در اراضی جلال آباد ما درخت پورتقال موجود ، و کشتکاری آن معروف و معلوم میبود هیچ مشکلاتی در پیش نمیبود . مع ذالك چون این معلوماتی را که در ذیل بیان میکنیم قارئین کرام ما مطالعه فرمایند سراسر از وجود یافتن درخت پورتقال نا امید باید نشوند :\n\nعمارة ٤\n\nاولا این را بگویم که میوهٔ پورتقال از هندستان بکثرت در ملك ما می آید . لاجرم از تخم جنسهای اعلاترین آنها پسر رسانیدن نهال پورتقال يك كار غير ممكني شمرده نمیشود . اما اگر بگویم : - « تروماها » تا آن تخمها به ثمر برسد که مرده که زنده او » به اینچنین کندن و اندیشیدن چنانچه از هیچ کاری ثمره حاصل نمیشود . همچنان از میوهٔ پورتقال هم ثمره حاصل نخواهد شد . حالانکه همه کارهای دنیا به اندیشهٔ استقبال آمال پیش میرود . اگر ما بکاریم ، و بتوانیم كه يك كره نهال ازان بر برسانیم ممکنست که اولاد و احفاد ما ثمرهٔ آنرا بكمال لذت و حلاوت بخورند ، و در حق ما خدا بیامرزی بدهند .\n\nلهذا أول أصول ما همین است که بطريق كاشتن تخم پورتقال ، نهال پورتقال را بسر برسانیم . اما بهترین اصولهایی که در نزد باغ دارهای پورتقال جاری و مرعی میباشد اصول ( پیوند ) است که به اصول پیوند میوهٔ پورتقال برقوت و کلان و مزه دارتر میشود . و نیز برای اصلاح جنس پورتقال خدمت میکند . اینهم به تجربه ثابت شده است که هم برای پیوند پورتقال ، و هم برای پیوند سنتره ، و هم برای پیوند مو در خنار ، نارنج و یا درختهای لیموی شیرین که آرامته میگوئیم خیلی نافع و مفید است . یعنی اگر يك قلمك از شاخچهٔ گلك درخت پورتقال بدرخت نارنج یا مو پیوند شود – یکسال دو سال بعد درخت پورتقال ثمر دار اعلای بدست میرسد . از درخت لیموی شیرین یعنی مته کرده درخت نارنج برای پیوند بهتر است .\n\nحالا درینجا باز يك مشکلات عظیمی پیش آمدیم که باز ما را از زراعت پورتقال مأیوس میسازد . مثلا قلمك شاخچهٔ گلك درخت پورتقال را از کجا بدست بیاریم که پدرختهای نارنج خود پیوند کنیم؟ در خصوص همینقدر گفته میتوانیم که بر هر کاری که عزم و اقدام و همت استوار و جدی را سخ شود هیچ شبهه نیست که آخر نتیجهٔ مصرع « عاقبت جوینده یابنده بود » بظهور می پیوندد . مثلا آوردن يك چند نهال پورتقال از جنس اعلا ترین پورتقالهای هندستان غير ممكن يك چيزى نیست . ما اگر اضعاف مبلغی را که سالیانه برای آوردن میوهٔ پورتقال از هندستان صرف میکنیم برای آوردن يك چند نهال آن صرف کنیم چندان مالی را ندارد . نهالها را از زمینی که در ان کاشته شده اند بیکسوری که بیکاری ریشهٔ آن ضرری نرسد از بزرگی که خاک و پاروی لازمهٔ آن بدرجهٔ معرفت از پایش وضع شده باشد گذاشتن ، و آن پیها را بواسطهٔ ریل تا به جمرود رسانیدن دو سه لحظه از ریل برداشته در موترهای بار برداری گذاشته بجلال آباد آوردن غیر ممکن یک چیزی شمرده نمیشود . حال آنکه غیر ازین اصول ، اصول از تخم پورتقال را بر رسانیدن نیز موجود است . ( باقی دارد )\n\n[ILLUSTRATION]\nعلوم و فنون\n\nاز اختراعات محیر العقول\nتله سکوب — میکرو سکوپ\nدر شمارهٔ سابق از « ماشینهای دوار طبع » بحث رانده بودیم علی"}
{"book": "adl0616", "page": 1382, "text": "صحیفه ۳\nسال نجم\nشماره خود خواستیم که از و ته له سکوپ ، و میکرو سکوپ، نام آله‌های غریبه که از اختراعات بسیار عجیب و غربی شمرده میشود يك شمه معلومات بر قارئین کرام خود عرض نمائیم .\nچون بر حقیقت مسئله واقف کردید حیران مانده هماندم بعمليات ابتدا نموده، و دوربین را ایجاد کرده در عالم مدنیت شهرت مخترع را حاصل کرد .\nاین است که نخستین دوربین همین دور بینی است که در سن ۱۹۰۹ میلادی از طرف ( لیبرتی ) به اثر تصادف میدان وجود و ظهور برآمده است . و رفته رفته ترقی کرده بدرجه این توله سکوپهای محیر العقول موجوده واصل گردیده است ..\nیکی از اختراعات بسیار عجیب و مفید عالم مدنیت، ته له سکوپ و میکرو سکوپ است که ، ته له سکوپ، مسافات بعیده عظیمه را بچشم انسان نزدیک می آورد، و میکروسکوپ، چیزهای بسیار كوچك فوق العاده را که قوه نظر بشر از دیدن آن سراسر عاجز است بهزارها بار بزرکتر ساخته السائرا بر حقیقت آن مطلع میکرد اند .\nدرسته ۱۹۰۹ بدست ( غاليله ) نام حکیم مشهور هیئت شناس نیزيك دوربینی آمده بود که بواسطه آن پریسی کشفیات فلکی موفق گردید . حتی خود غالیله نیز چند عدد دوربین های رقم رقم ساخته است که یک تا به چند دانه آن تا بحال در موزه خانه ( فلور الله ) موجود است . قطر عدسه این دوربینهای غالیله بقدر چار سانتیمتر ، و درازی خود لوله دوربینش در مابین نجاه سانتیمتر ، تابيك متر است .\n( ته له سكوب ) چنان يك آله بدیعه ایست که قوة بصريه بشر را به هزارها باز از حد طبیعی آن زیاده میکنند، میدان رؤیت انسان را به اعماق فضای بی نهایت بها میرساند . به کنه سراپر کائنات انسان را رهبری مینماید . این آله بدیعة تلسکوپ در خصوص کشفیات اجرام سیاوی بعالم مدنیت خدمتهای نمایانی بجا آورده است که به این حیثیت از بزرگترین اختراعات عصر مدنیت شمرده میشود ۱۰ گر ته له سکوپ ایجاد نمیشده بودی و این مکملیت امروزه خود را پیدا نمیکرده بودی هیئت و امروز بچه حال در مانده کی میاندی ؟ آیا اگر معاونت از يك مستر این آله بدیعه میبود ... غاليله ، نام حکیم مشهور میتوانست که دنیارا بدرجة ثبوت برساند ؟ آیا اگر این اختراع غریبه بمیدان نمی آمد این انتظام قوانین علم هیئت که منظومه عوالم را دور میدهد بدرجه که امرز و دیده میشود وضع و تعیین شده میتوا است ؟\nاما اصل تکمل و ورق که در دوربینها پیدا شده و بزرگی و جامی که امروزه روز در ته له کوپ ها می بینیم مخصوص عصر نوزدهم میلادیست که عصر مذکور مادر همه ترقيات مصنوعات و مخترعات شمرده میشود. برای دانستن درجه ترقی و تكمل تله سکوب همینقدر می توانیم که دوران که در زمان ( غالیله ) یعنی درسته ۱۹۰۹ درازی دوربینها از يك بیشتر نبود. حال آنکه در بعصر حاضر به سنگی پنج شش خروار . و درازی بیست و پنج تا سی متر ته له سکوبی می بینید که تنها قطر \" پیشه آن بك و نیم برابر درازی تمام دوربین غالیله می آید. سایه همت اینچنین ته له سکوپها امروزه روز در حالیکه انسان بجای خوداشته میباشد مجولان و سیران عالم فضای بیپایان کامیاب میآید . بقوت نیروی رؤیت ته له سکوپ . به ر قاصر عاجز انسان به اسرارهای سیارانی که ، منظومه شمسی و را تشکیل داده اند نفوذ مینماید. قطعه ها، تجرها ، قطبهای منجمده سياره ( زهره ) يكان يكان دیده و شناخته میشود . کوهها وادی ها ، دشتها . دره های کره ، قمر و در پیش چشم انسان بنامها جلوه گر می گردد . حتی خریطه - یعنی نقشه - مکمل آنهم گرفته میشود .\nبسیاری از محررين و مؤلفين ایجاد ته له سکوپ را که اکملترین انواع دوربین است از وقتهای زمانهای قدیم بیان کرده اند و در بخصوص کمتری دلیلها نیز آورده اند . اما متفق علیه همین است که این کشف مهم از اختراعات اعصار جدیده شمرده میشود. محوری که آرا از کشفیات زمانهای قدیم ادعا میکنند دلیل یکانه شان این است که معاملات رصدیه فلکیه در نزد ملتهای قدیمه نیز به کامیابی اجرا شده است که ا تر دوربین و تلسكوب نمیبود آیا چسان اعمال رصدیه را بجا آورده میتوانستند ؟\nحال آن که به این فکر خود بازی خورده اند . زیرا حکمای قدیمه اعمال رصدیه خودشان را بواسطه چاههای عمیق اجرا میکردند، و بانها لوله های اسطوانه ی درازی را که مانند لوله های دوربین بود ولی آینه نداشت برای اعمال رصدیه هیئت استعمال میکردند . چونکه در بن جاه های چفور و تاريك ستاره ها به بسیار خوبی و درستی عکس انداز میشوند. حتی در روزهای روشن نیز از بن جاه ستاره ها بخوبی دیده میشوند. لوله های اسطوانه یی در از نیز مانند یک جاهیست که بدست گرفته شده باشد.\nوالحاصل ته له سکوب بك آله وواسعة بنظر هیئتیه ایست که خاصه تدقیق و مشاهده خوارق و بدائع كائنات را بما می بخشد . با توله سکوپ وقت و زمان خسوف و کسوف ، و صفحاتی که باید به دور و سیر کرد زمین است. و همه حرکات قمر که ثانیه به ثانیه بوقوع می آید معلوم و معین می گردد. جولان های سیارات ذو اذناب - یعنی ستاره های دمدار - را قدم قدم تعقیب می کنند . بنابرین ، چون این آله بدیمه تعیین کرد. ه و تدقيق نمودن احوال وحركات اجرام سماویه را که میلیونها کیلومتر مسافه از کره زمین بعد مسافه دارند. به ساکنان زمین عطا و احسان می کند، و انسان را بر عظمت و کبریایی خلاق عظيم الشان كائنات او سبحانه و بدائع مخلوقات او سبحانه معترف و آگاه میسازد اگر یکی از بدایع محترمات و ایجادات بشریت و مدنیت شمرده شود جائز است .\nدر خصوص ایجاد دور بین اكثر مؤرخين برين بك متفق هستند که اول بار در پایتخت مملکت ( هولاند) در شهر و لاهی، از طرف لیپرشی نام یک آینه سازی ایجاد کردیده است . لبرشی یک آدم صنعت کاری بود که پلورهای مدور و محدب و مقعر را برای بعضی از صنعتهای خود میساخت\n§\nآمدیم بر آله که آنرا ( میکرو کوب ) می گویند : این آله برعکس دوربین است که آن دور را بچشم نزدیک می کنند . و این نزديك و خورد را بچشم بزرگ می گرداند. اما خورد که گفته شد ، خوردی ( نره ) و بزرگ کردن ( ذره بینها ) را کمان نباید کرد . این که می کرد سکوپ از ذره بینهایی که ما برای ساعت تیری يك كيك را سه چار بار بزر كتر می بینیم خیلی فرق دارد. زیرا ميكرو سكوب ( ميكروب ) نام\nیک روزی بود که بچه های خورد سال لبرشی در دکان پدر خود با آن بلورها بازی می کردند که در ان اثنایک عدسهة محدب ويك عدسة مقعر را که برجاکهای تخته میز بر کنار عدسه خلانیده بودند و از پشت آن عدسه ها بیرون را تماشا می کردند دفعه مناره کلیسای بزرگ شهر را که از دکان شان بسیار دور بود خیلی نزدیک و صاف مشاهد کردند و از خوشی بسیار كه يك چيز نوی یافتند بمسرت و شاد مانی و کف زدن آغاز کردند. لیپوشی از جای خود و خانه آمد تا به بیند که بچه ها چه میکنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1383, "text": "سال پنجم\nشماره ٤\n\nاجسام اصغر الاصغری را بچشم انسان مجسم می گرداند که از ذره خیلی کوچک تر چیزهای کوچکی آنرا از بن يك قیاس باید کرد که در یک قطره آب زلالی که چند بار صاف شده باشد، و بچشم نی بلکه بانده بینهای موجوده نیز هیچ چیزی دران دیده نشود، چون يك بار آن قطره آب زلال را با این آله بديعة خارقة العاده نظر کنیم بعدها حيوانات مختلف الشكل عجيب و غربی در ان قطره در حرکت و جولان می بینیم. کار میکرو سکوپ تنها همین قدر نمیماند، بلکه بواسطه این آله عجيبة بديعه که بظاهر كوچك و بمعنی خیلی بزرگ است در همه شعبات علمیه وقتیه و کار گذاری بشریت مهمترین و بزرگترین خدمتها بروی کار میآید. حتی یکی از علمای فنون جديده عصر حاضره می گوید: - اگر می کرد سکوپ اختراع نمیشد، امروزه روز دروازه های ترقی برای بسیاری از فنون مسدود میماند، و افكار بشر يك صورتيكه شالوده آدم را آن بسوزد دچار شکل و فشار میشد...\n\nحقیقتاً می کرد سکوپ امروز برای انتخاب فن وصنعت يك واسطة تحقیق و تدقیق بسیار لازمی و ضروری شمرده میشود على الخصوص در فن طبابت خدمتهای نمایان بسیار عمده که آله بدیعه می کرد سكوب بوجود آورده هیچ انکار شدنی\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1384, "text": "سال پنجم\nشماره ٤\n\nحرف را بی نقطه می بینید . چنانچه (۱) غیر منقوط (٢) منقوط . (۱) غیر منقوط (٢) منقوط الى آخره . حضرت ( طرزی صاحب افغان ) عليه رحمة والغفران ميفرمايد :\nچون کنم با غم تو توبه زمی خون می از لب سیو بکشا\nای صنم بر فكن حجاب از رخ چمنستان رنك بو بکشا\nرحم باش بر پای سبو می عناب رنگ رو بکشا\nبا هم زلف مشکبو بکشا آشفته شد زلف مشکبو جانم\n\nصنعت منفصل الحروف وموصول الحروف\nو این صنعتیست که پیشه وران ماشینخانه ادبیات نثری با نظمی ایجاد کنند که همه کلمات آن یا از چنان حروفی مرکب باشد که بهمدیگر وصل نشود . یا از چنان کمانی تشکیل شده باشد که هر کله به دو حرف ، یا سه حرف ، با چهار حرف ، یا بیشتر ازان وصل شده باشد . مثلاً حضرت مولانا ( جامی ) قدس سره السامی درین پنج بیتی که در ذیل مینویسم اول بيت آن منفصل الحروف است که چسباندن حروف آن بخط نستعلیق فارسی غیر ممکنست ، دوم آن از کلماتی مرکب است که دودو حرف وصل شده ، وسوم آن به سه سه حرف ، و چهارم آن به چار چار حرف ، و پنجم آن به پنج پنج حرف :\nرخ زرد دارم زدوری آن در زده داغ در دم درون دل آذر\nجو من کاست گویی شب فرقت تو به تو که باشد بدین گونه لاغر\nخطت خضر بخت بكت مشك ثبت طعم سيم لعل لبت تنك شكر\n\nاز مناظر هندستان\nيك سمت عمارت كشمير در كنار نهر\n\nبهشت مخلد نصيب محقر تجنب تعميم عقيم معقر\nبلها مسيحى تكلف اديمى اطلاعات صبيحى اكسير معتبر\n\nلب تو جانی لولو خط تو مركز لاله\nشب تو حامل کوک مه تو با خط هاله\n\n§\nحضرت ( طرزی صاحب افغان ) در رقعه ذیل که برای حضرت ( جانان ) صاحبزاده مجددی قدس سره نوشته اند نيز صنعت موصل بدو حرفی را رعایت فرموده اند :\n( رقعه )\n\nه جانانم جانم قربانت !\nو حامل نامه كاغذ جانانم بدست من حريف ظريف رساند . هر حرفش ، و مرهم خاطر فاتر عاجز شد باخوبی خط بلاله رفايق ، جانم برخط .\n\nونيز ( سلمان ) ساووجی درین رباعی ذیل خود همین صنعت را رعایت کرده که مصرع اول را از حروف منفصل ، و مصرع دوم را از دو حرفی ، و مصرع سوم آنرا از سه حرفی ، و مصرع چارم را از کلمات چار حرفی تشکیل داده است .\nای در دل آذر زده از زخ آذر مانی و بی مرکز خط تو جا کر\nغير شكن جعد كجت كلك قضا مشکل بکشد بشكل چنبر عنبر\nكذالك سلمان درين بيت ذيل صنعت موصل بدو حرفی را مراعات کرده است :"}
{"book": "adl0616", "page": 1385, "text": "صفحه ٦ سال پنجم شماره ٤\n\nاز مناظر هندوستان\nیک منظره دیگر از شهر کشمیر"}
{"book": "adl0616", "page": 1386, "text": "صفحه ٧\n\nسال نجم\nشماره ٤\nخویش عاشق ، فی انی ابل بی هوشم ساخت .\n، صاحب من امركيه جرعة ساغر هم خانه ساقى باقى نوشد .. و\nبا کف ابرکاسه مترجم گذشت. هر کس سر خوشی می مربی\nباطن پاکش گرفت. پدست برجم شاهد مد با قایم گرفت . هر سر که\nو خدمت مرشد کامل یافت، سالم ماند. هرگز هم ظاهر، مانع\nوشش ناید و باقی : کف پا کر تو می ساید . برهم کلیه سیر\nکی وحم ، اس اس ..\nمانع باطن خو\n\nالعمال غزل فوق را دیدید . حب اتصال این بینهای ذیل را هم\nملاحظه فرمائید که منکران کار خانه ادبیات چه نمونه ها میدان\nرآورده اند :\nتعد نحیف گشتم کا ختم نهنگش تبخار\n\nدیگر\nمن عيشم نحیف کشت بهم کل بختم نهفته کشت بخار\nنوشی تب بتن است نشست بیش تب این است پست\nست پیش پیش تب تن پست توشی پشت این سمت شکست\n\nإذا ورى\nشاعران شیوا ییان و ادبیان نکته سنجان وطن عزیز خود را یاد\nآوری می کنیم که مقصد ، سراج الاخبار افغانیه، از باز نمودن باب\nصنایع خانه ادبیات ، این است که روبان ادبیات آثار قدمه شعراي\nما تقدم فارسی که داد سخنوری را داده اند يك خدمتی ابراز کرده\nعاد تابك و موزيم : - يعنى بك مجايب خانه ادبیه در مجلدات خود تشکیل\nدهد. و این مقصد پسر نمیرسد مگر ایک هومكاران فن ادب اكرار\nزوی دوام این آرزوی اخبار وطنیه خود را آرزو داشته باشند.\nکه میباید ابراز مروت نموده هر گاه در کتابهائیکه در نزدشان موجود\n\nاست از این گونه نیزی و یا نظمی که مبنی بريك صنعتی باشد. بنظر ملاحظه\nو مطالعه شان برسد. امساک روا نداشته برای مدیر عاجز روانه فرمایند\n. که مع التشكر درج صحيفة افتخار نمائیم ، وشكر كذار ادب پروری\nشان کردیم.\nو نیزا کر شاعران شیرین مقال ما به دی تر و نظام صنعت تحریر خود را\nمهربانی کننند آنراهم بكمال ممنونیت قبول میکنیم . اما شعر قديم\nبا جدیدی که روانه سوی عاجزانه ما کرده میباید که بهمه حال معانی\nشعریه آن درست و مفهوم باشد، و تنها برعایت الفاظ از بهر صنعت اکتفا\nنشده باشد. نام شاعر آن هم اگر در نزد فرستنده آن معلوم باشد نوشته\nشود، و دستخط خود ارسال کننده نیز موجود باشد. و من الله التوفيق.\n\nدر صنعت منفصل الحروف این غزل ذیل جناب امیر خسرو\nدهلوی را نیز بشنوید :\nای دل زره درد د را در ره دادان\nوز در دره آورد درش آی و در و آن :\nدار و روش آزاری واز در دو رودش\nآواز دل آرای در اور دل زار\nرخ زردی و دلزاری و داروی رخ و دل\nرو رو و روان آرزد روزه دادار\nدوری ز در داور و دل زار از ان روی\nاز بروح روان روزن دل درده او آر\nاردادی و آزادی در راه ارادت\nآزاد رو وزود رو و دور ز آزار\n\nحالات خوشحال خان ختك\nبطور اختصار از کتب متفرقه افغانی و فارسی نوشته شده -\nخوشحال خان ولد شهباز خان ولد على خان ولد ملك ا كوخان -\nقوم ختك ساكن ملك بور المعروف برائي\nولادت خوشحال خان و درسته ۱۰۲۲ ۰ - چونكه قوم ختك\nاز قدیم با قوم یوسف زالی عناد و عداوت داشت و هنگامه کار زار\nهمیشه در میان ایشان گرم می بود - از این سبب پدر مع اجداد خوشحال\nخان در جنگ هایی مردم یوسف زائی بقتل رسیده اند - خوشحال خان\nدر زمان سلطنت شاهجهان از جمله اکابر دولت او و خان قوم خود بود. هر گاه\nاورنگ زیب پدر خود را محبوس ساخت خوشحال خان ملازمت را خیر باد\nگرفته بوطن اصلی خود مراجعت کرد - وبعزت و حرمت تمام اوقات\nخود را بسر می گذرانید - چونکه خوشحال خان نزد شاهجهان نهایت\nمقرب واز هوا خواهان او بود اورتك زيب بسبب خوف که مبادا خان\nمذكور كدام فتنه را نگیخته شاهجها را از قید او رها کند - اورنك\nزیب ازین جهت قصد حبس خوشحان جان را کرد و ظاهراً برای\nاو چنان نوشت :-\nچونكه شهابك شخص دانسته ولایق میباشید همچنان که در عهد شاه\nجهان عزت و حرمت داشتید در دربار من نیز شما را بهمان قسم عزت\nو مرتبه عطا کرده خواهد شد. لذا باید که شما حاضر دربار فیض آباد\nپادشاه مغلیه شوید. خوشحال خان با وجود کمال و دانش به تحریر او\nفرقته شده درسته ۱۰٧٤ از مسکن خود طرف دهلی سوای جمعیت کثیر\nروانه کردید - چون به پشاور رسید صوبدار پشاور فوراً اور اقرار\nفرمان اور نگ زیب که قبل ازین برای اور سیده بود محبوس کرده با او\nگفت اگر شما مبلغ ٤٠ هزار روپیه برای من بدهید شما را رها میکنم\nورنه بطور يك بندی محضور اورنگ زیب پیش خواهد شدید - خوشحاله\nخان بخیال اینکه در وقت شاهجهان خدمات بسیار کرده ام شاید که او رنك\nزیب علاوه از رهایی بلحاظ حقوق خدمات سابق بمرتبة بزرك خواهد\nرسانید از ین سبب برای صوبه دار مذکور گفت که من جهت شما\nيك حبه و دینار نمیدهم بلکه میخواهم که بنده را بدهلی روانه کنید\nصوبه دار پشاور خوشحال خان را بحفاظت تمام روانه دهلی کرد .\nاگرچه اقوام خوشحال خان چند مرتبه برای جنگ ورهائی دادن او\nجمع شده بودند مگر خوشحال خان ازین اراده شان باز داشت جمع .\nبا جمله در وسط ماه مبارك رمضان سنه ١٠٧٤ هـ بدهی رسید - و بعد از\nعرصه چند درباره او از حضور اورنگ زیب چنان احکام صادر کردند\nموجود"}
{"book": "adl0616", "page": 1387, "text": "صفحه ۸ سال پنجم شماره ٤\n\nکه خوشحال خان در دهلی محبوس باشد و عيال و اطفال او در دهلی آورده شود - بمجرد صدور احکام شاهی پسران و او بطرف ملك خود روانه شدند يعنی سعادت خان و ميرباز خان جهت اوردن عيالها در وطن خود آمده آنها را بدهلی بردند - بعد از عرصهٔ چهار سال او رنگ زيب خوشحال خان را از حبس رهایی داد - و منصبی که در عهد شاهجهان داشت برای او داده نشد - اما او را در زمرهٔ ملازمين خود منسلک ساخت بعد از چندی خوشحال خان خود را مع عيال و اطفال بکدام حيله از دهلی کشيده بوطن اصلی خود باز آمد - بعد ازان بسبب عناد و عداوت اورنگ زيب چند مرتبه اقوام خود را جمع کرده با افواج او مقابله کرد - و در يك و ياد و محاربه حريف خود را نيز هزيمت داده است - خوشحال خان از حد زياده در ديوان خود هجو اورنگ زیب کرده است چنانچه خود خان مذکور می گويد : - که فردوسی چند اشعار در هجو سلطان محمود غزنوی گفته اما من هجو اورنگ زیب را به بارها گفته ام . مذهب خوشحال خان : اهل سنت و جماعت و محب علمائی حقيقی و متنفر از شيخان ريا کار بود . عادات و اخلاق : - خوشحال خان صاحب سلوك - و احسان - و مروت - و شجاع - و سخی بود - با وجوديکه در سال مالك بسيار مبالغ ميشد اما چونکه آنرا بطور جوانمردی و سخاوت صرف و بذل می کرد بقول خود او گاهی براوز کوة واجب نشده بود . شوق شکار را نهايت زياده داشت چنانچه تا آخر عمر خود شکار ميکرد . اگرچه خوشحال خان شعر افغانی و فارسی را می گفت - مگر شعر گوئی را بد ميدانست عمر : - تاريخ انتقال خوشحال خان معلوم نيست - مگر الغلبا يقين کرده ميشود که عمر او مابين ۷۲ و ۸۰ خواهد بود . کار نامه ای خوشحال خان : - خوشحال خان مشهور ترين افغانان و خان زبردست قوم ختك بود - قوم ختك قبيلهٔ نيست کثير تعداد - و بر سر حد افغانستان و هندوستان مسکن و ماوا دارند - ديوان خوشحال خان که بحر زخار پند و نصائح و ضرب الامثال و جواهر ناياب است - در حجم از کتاب ديوان حافظ رح بزرگ میباشد - اگرچه در علوم و فنون مختلفه اين شخص زائد از يکصد کتاب استيف کرده است - اما الحال از تصنيف او همين ديوان و فضل نامه - و فرخنامه - و رياض الحقيقه - و عيار دانش ترجمه انوار سهيلی بمشکل ميسر ميشود - اين بديع افغان در اکثر علوم معقولات و منقولات علامهٔ دهر گذشته است - علاوه ازين خان موصوف در شجاعت و جوانمردی و سخاوت رستم وقت و حاتم دوران خود بود . خوشحال خان پنجاه و شش فرزند نرينه علاوه از دختران کثير التعداد داشت که منجملهٔ ايشان ۳۲ فرزند او بدرجهٔ اعلی شاعر بودند - اقوال او قريب بدرجهٔ اعجاز رسيده است - و اکثر آنها ضرب الامثال گشته اند - اشعار افغان او بی مثل و اشعار فارسی خوشحال خان بدرجهٔ اعلی ميباشد - خوف تطويل اجازت نميدهد که اشعار او قدری نقل کرده شود تا هم بطور نمونه چهار شعر او در افغانی و فارسی معروض ميدارم :\n\nاشعار افغانی\nته يو طلسم ئې بی اعتباره له خاك بادله آب نار\nاول هيچ وی بيا به هم هيچ شی جهان خبرشه دخدای ديار.\n\n( ايضاً )\nپستی هستی ده که نه پوهيژی لوئی پستی ده که نه پوهيژی\nبده و هر سه پدا جهان کی خود پرستی ده که نه پوهيژی\n\nاشعار فارسی\nيك نيه به لهو عمر باطل بگذشت برخی بغم شکل و شمائل بگذشت\nايدل پس ازين باش چون پير طيران از بهر خدا که عمرت از چل بگذشت\n\n(ايضاً)\nامروز به از قصر شهان خانهٔ ماست چون آن بت بگزيده بکاشانهٔ ماست\nگنجی که کسی بکنج ویران طلبد زين به مطلب که گنج ويرانه ماست\n\nاحقير العباد غلام محی الدین افغان\n۲۷ شوال سنه ۱۳۳۳\n\n( كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذو الجلال والاكرام )\n\n( قصیده افغانی )\nاميد مکړه چه هميش به نی خوشحال به دنيا کښی دی هر سی اره زوال\nهيچ شی اره ثبات او قرار نشته دی ثبات ومحمد نانو دير محال\nپادشاهان د گذشته زمانی چه شو چه دی ووصاحب دجاه اودمال\nخو دارله سکندر کل جهان دی چه دی لارسد له دنيا په بی مجال\nلانی مرده چه اجل و دنه رانی نه په کاری پادشاهی شود نه اقبال\nد بابل او د پښنوی سلطنتونه داری تيرشو لکه تير شی دجا خيال\nدرمکو کرو فربه دانشان نميشه نکه تيرشی په خوشی کښی اندک حال\nو وروسته نه کاشی فصیح لکه سبحان او کوئی اينکه يوسف صاحب دجمال\nاو که فرد فريدون تا نه حاصل شی او جمشيد غوند دجام تنی مالامال\nاو که عقل دلقمان جمله استانی معمر لکه چه نوح ئی ته په کال\nاو بدونه که دراز لکه چه موج شی او رستم غوند کو تو نی قوی په يال\nاو په عدل کښی که تولیکه عمری که په حيا کښی شی عثمان خوش خصال\nاو که نه په قرأت کونی اين کمشی ابوذر غوند که بی صادق مقال\nپه شجاعت کښی که خالدار و بد و نيستی او په خط کښی که علی روی دهلال\nالغرض چه مکمل په هر صفت شی نا دی لوی په دنيا کښی نه مهال\nچه داعی داخل ناونه نازل شی ته به وکړی له دنيانه ارتحال\nای افغان ناصح مشه و تورخانه مکرنه که شی کار بند په خپل مقال\n\nحقير العباد غلام محی الدين افغان\n\nادبيات\n\nترکيب بند مسدس\nبه امضای فرغانه ای معلم صوفی زاده محمد شريف بما رسيده\nيارب نياز بندهٔ ناچيز از تو اين از روی لطف عالم اسلام را ببين\nبر فضل خود تکيه کن و عصيان ما مبين مايان عجز و نقص خود اقرار و شرمگين\nظل سراج ملت و دين ورهٔ مبين سر مرکز مباد کم ز سر جملهٔ مؤمنين\nاکنون زخواب دائمی بيدار گشته ايم از کيف کهنه اندکی هوشيار گشته ايم\nدر انقلاب چرخ جو بهار گشته ايم حالا مشق حب وطن يار گشته ايم"}
{"book": "adl0616", "page": 1388, "text": "صفحه ۹\nسال پنجم\nزيارة ٤\n\nدر سایه امیر جهانگير تحت ايب ایندم از آن دمی است که عیسی دمیده بود\nسطح جهان چین شد و مایان جو عندلیب این حرف از ان حروف که موسی شنیده بود\nحیرت فزوده صنعت یوروپ پزشك قوم این لطف از ان لطیف که عالم ندیده بود\nنا غبطه بخش غیرت ملت ربود نوم سلطان انبیا شب معراج دیده بود\nهر کس بنقص خویش روادیده شم ولوم جمعاً بكي بحبل الهی زنید دست\nمردم شهید نوکری بعد از صلوة وصوم همچون هجوم عالم ارواح در الست\nبه چه خوش شهنشه مختار مستقل قرآن فتاده آیت و آيت ورق ورق\nهی می زهی عساکر اسلام و شير دل در ابتدای دعوة حضرت راه حق\nياهو نجات کافه اسلام را بده از غیرت امام رسل گشته ماه شق\nبی زر خریده تو همان نام را بده دنیا گرفته در مدیت زما سبق\nفيض نظام ورونق احكام را بده از صوفی زاده جز قلم و انکسار نیست\nما حاجیان کوی تو احرام را بده بختا کرم در گره این بنده کار نیست\n\nوانکه بسوی کعبه خدمت روانه کی\nبا خود زخم تیغ شهادت نشانه کن\nمایان همان موحد و اسلام پیشرو\nدستان ما نخون شهادت شده گرو\nقلقان ما كلاه سیاهی بوقت دو\nمحراب و منبر نبوی بیدق ويلو\nمختار های دوست جوانان صف شکن\nقربان دین یکنفر و عشق چارتن\nطوب و تفنگ و خنجر و شمشیر نوظهور\nشایان افتخار و مباهات وجشن زور\nمایان اگرچه اوزبک و فرغانه شهر دور\nلیکن دعای دولت و ملت بما ضرور\nمكتب اصول صوتیه را کرد تا قبول\nفائده بروی اهل ترقی ره وصول\nوز هند و روم بعض ادبیان خوش مزاج\nالحق فدای ملت و پروانه سراج\nهمدرد احتیاج و رفیقان ابتهاج\nهريك مدير دائرة حسن امتزاج\nجمعیت تحمل ما را نگاه دار\nاز صرصر حوادث ايام روز كار\nتشريف كار خانه ماشین نیکبخت\nفيض ستوده داد باولاد های تخت\nتلفون و تلگرام و متاع و قماش ورخت\nموتر راه ترم و سواری براه سخت\nاز خاندان دشمن واغيار الحفيظ\nباریکه بیوفاست از ان یار الحفيظ\nامروز روز روشن و شب همچو لیل قدر\nحرب حنين وجنك احد كيرو دار بدر\nهر جا روی بچشم مسلمان نموده قدر\nمنقوش شد صفحه تاریخ تا بصدر\nاز افتراق تفرقة قوم الفيات\nوقت دمیدن سحر از نوم الفيات\n\nحوادث داخليه\nجناب حق و حافظ مطلق ممالک اسلامیه را از جمیع آفات و بلیات ارضی و سماوی محفوظ و مصون فرماید . در شماره سابقه خود جدول حساب اصابات و وفیات مرض منحوسه مدهشه هیضه را از آغاز وقوع مرض تا به آخر ماه شوال بقرار ریپورتهای محکمه کوتوالی نوشته بودیم . اگرچه از فضل و مرحمت خداوندی از تاریخ ۲۹ ماه شوال تابحال مرض رو بتخفیف نهاده ولی چون بالكل منقطع نشده است ازانرو مملکت را پاک از مرض گفته نمیتوانیم . این است که جدول حساب اصابات و وفیات را از قرار ریپورتهای محکمه کوتوالی از تاریخ غره ذیقعده تا به ۱۲ ذیقعده درج صحایف تأسف میکنیم که از جدول مذکور بدرستی معلوم میشود که جان مرض در یک خروج و نزول عجیبی دیده میشود .\n\nتاریخ و موقع اصابات وفيات\nاز پنج خواجه و سرچشمه تا پنجشنبه ۱ ۱۳\nدر شهر . .\nدر اطراف شش کوهی ۲ .\nاز پنجشنبه قصبۀ یورت تا دوشنبه ۸ .\nدر شهر . .\nدر اطراف ۰۰ ۲ .\nاز پنجشنبه قصبۀ یورت تا دوشنبه ۲ .\nدر شهر . .\nدر اطراف ۰۰ . .\nپنجشنبه از یورت شنبه تا ۰۰ ۲ .\nدر شهر . .\nدر اطراف ۰۰ . .\nاز ۰۰ یوم چهار شنبه تا ۰۰ ۲ .\nدر شهر . .\nدر اطراف ۰۰ . .\nاز ۰۰ یوم پنجشنبه تا ۰۰ . .\nدر شهر . ."}
{"book": "adl0616", "page": 1389, "text": "سال پنجم\nصفحه ۱۰\n\nشان غير مغلوبيت و هزيمت پى هم ديگر چيزى ديده نشود . اگر چه الف ، هاى اركان حرب روس ان شكستهاى خود شارا ميخواهند كه بنظر مازيك ( يالان رجبى ) — يعنى قصه جنك باز گفت — نشان بدهند ولى اين را نه تنهاى اى باور كرده ميتواند . و نه خود روس ق ، ق ، ا اين جمعيت اردوهاى روسى بجز هزيمت و مغلوبيت ديگر هيچ ممتاز ندارد ، از همه بدتر كمان شكستهاى پى در پى روسها در خصوص شكم قوه معنويه زير خيل موثر است .\n\nسفير جديد افغانستان در برلين\nموسيو « ريزوف » كه در پشوق از طرف حكومت بافخار بسفارت برلين مقرر شده است قبل از اين مقررئ خود در ( روما ) سفير بود و از دوستان برنس « بولو » و از طرفداران شديد پولتيك اوستريا و ايتاليا ميباشد . ازين سبب موسيو ( ريزوف ) مذكور بعد از اشتراك ايتاليا بجنك در روما مانده نه توانست .\n\nاستكشاف كنادائيا\nاخبار ( لوكال ايوايكر ) مينويسد كه از كويبك خبر رسيد ، كنادائيا از فرستادن ديگر عسكر براى انگلستان استنكاف ورزيده اند .\n\nبرق آلمان در اسكندرون\nاخبار ( شيبا ) مينويسد كه برق قونسلوسخانه ( اسكندرون ) در بندرگاه ( حلب ) است بيرق المان نصب بود . يك گروه از زن و فرانسوى در درياى آن بنادر غير مستحكم بعرض آمده براى حاكم بنادر فرستاد كه بيرق آلمان را فرو آرد . حاكم طبعاً جواب رد داد . لذا كرو وازور مذكور بيرق مذكور را نشان گرفته دوازده كله ران بنده گاه كه پانزدهى بيرق مذكور اصابت نموده بيرق بر زمين افتاد . و هاندم مصطفى نام يك نفرى عسكرى عثمانى بيرق مذكوره را از زمين برداشته و بر كنار دريا رفته ، و بيرق را هوا جنبانيده و به زنهاى بادبان هاى عثمان و آلمان ، گفته ايستاد اى بلند فرياد را آورد .\n\nطريق جنك آلمان\nيكى از ( آنسه ملينز ) هاى دولت بيطرف بانك خبر اخبار ( از پيتر لوئيد ) در اثناى ملاقاتى كه كرده است حالات ذيل را نموده است . اگر گفته شود كه درين زمان حاضر استعداد فن حرب آلمانها هيچ مبالغه نبايد پنداشت . موجد و مخترع نقشه ها و پلانهاى نو بنو و تازه بيا تازه ، در حركات عسكريه جدال چيزهاى اختراعى ميكنند در هيچ كتاب و هيچ آثار بصورت عمل در وقت جنك و اثناى حركات ديده و بر روى كارى آن مثلاً در عين حركات تجاوزى يك اردوى سيپاهى ، دفعة ديده ميشود كه بيك وضعيت مدافعى غير متوقع در آمده اند . و يا در حاليكه وضعيت مدافعى را تدافعى نشان ميدهند بنا گهان چنان وضعيتهاى تجاوزى را دفعتاً در پيش كار مى آورند كه دشمن را سراسيمه و متحير ميسازند . هر اقدر قشون كه در رزمگاه مشرق به كمپانى تمام حاصل كرده اند همه از پيشان همچنين حركات عجيبه و غريبه عسكريه شائست . « وارسا » را چنان گرفتند كه روسها هيچى به آن نبردند . در حاليكه روسها استحكامات قلعه هاى خارجى وارسا را با صدها توپها و انواع اسباب مدافعه ، دائماً سينه هاى خاردار و تپه هاى آتشبار و غيره مستحكم نموده منتظر مها\n\nدر اطراف ۰۰ ۱\nاز ۰۰ يوم جمعه آپه ، شنبه ۷ ۱ ۶\nدر شهر ۱ ۷\nدر اطراف ۰۰ ۱ ۸\nاز ۰۰ يوم شنبه آپه ، يكشنبه ۸ ۱ ۸\nدر شهر ۱ ۸\nدر اطراف ۰۰ ۱ ۸\nاز ۰۰ يوم يكشنبه آپه ، دو شنبه ۹ ۱ ۸\nدر شهر ۱ ۸\nدر اطراف ۰۰ ۱ ۸\nاز ۰۰ يوم دوشنبه آپه ، سه شنبه ۱۰ ۱ ۷\nدر شهر ۱ ۶\nدر اطراف ۰۰ ۲ ۱\nاز ۰۰ يوم چهارشنبه آپه ، چهارشنبه ۱۱ ۲ ۱\nدر شهر ۲ ۱\nدر اطراف ۰۰ ۲ ۱\nاز يوم چهارشنبه آپه تا عصر پنجشنبه ۱۲ ۲ ۱\nدر شهر ۲ ۱\nدر اطراف ۰۰ ۲ ۱\nمجموع ۴۱ ۶۱\n\nاز دفتر ايشيك آقاسى ملكى\nسيد عبدالرحمان خان حاكم كوهستان از ارقام داشته است كه در يوم دوشنبه ۲۸ ماه شعبان المعظم بدرجه پنج باران زياد شده عيالهاى مردم زنده دلم در آسياب جبه آرد نمودن گندم رفته بودند وقوع سيلاب شده موازى هفت هزار افغانيه و بيست خروار گندم و يكصد و ده راس مردم در دره مذكور رسيده و يكدفعه پسر برادر سيلاب زده لود مادر او جنبه برآوردن پسر خود را در سيلاب انداخته هر قدر تلاش نموده كه پسر خود را از سيلاب بيرون نمايد ممكن او نشده آخر الامر پسر مذكور از سيلاب بيكمال سخت برآمده و مادر مذكور فوت كرده .\n\nاز دفتر ايشيك آقاسى ملكى\nعبدالظاهر خان حاكم ميدان معرفى يوم پنجشنبه داشته است كه در يوم سه شنبه سلخ ماه شعبان در هر اجغان و دره اسمعيل زالى باران زياد شده سيلاب جارى گرديده موازى شانزده و غره سرينو الاغيه را از علاقه فقير اجغان برده و نيز مالدارى مردم را داخل نموده و گوسفند و بز را نيز سيلاب برده است و خرابى زياد در املاك شان رسيده است ويران ساخته مذكور باد مخالف وزيده در بعضى قريجات متن نشان اشجار قديمه و غيره را از بيخ كنده .\n\nحوادث خارجيه\n\nخبرهای عمومى از اخبارهاى يوروپ\nفرانسه ، از روسها ممنون يستند\nاخبار ( تان ) مينويسد كه فرانسها با متفق خود شان انكار نكرده اند كه از آنها حيث باكمال و تن پرورى در رزمگاه غربى آنك درجه ابراز موجوديت توانسته نبودند . بمقابل آنها كم و بيش فعاليت و موفقيت نشان دادند . حال آنكه متفق ديگر ما يعنى روسها در حركات عسكريه\n\nهمچنين"}
{"book": "adl0616", "page": 1390, "text": "صفحه ۱۱ سال پنجم شمارهٔ ٤\n\nبسیار شدیده و خونریزانه جنگها بودند. و حرکتها نیز همچنین نشان میدادند که بهجوم و حمله آغاز خواهند کرد دفعه دیده شد که بيك سرعت خارق العاده و از سارا گذاشته ، از دو طرف و محاذ استرو لنكا و گرودتو ، وديلونا و گرود تو چنان پیشقدمی را پیش گرفتند که نقشه جنگ روس را زیروزبر ساخته بجز اینکه نه تنها از وارسا بلکه از تمام قطعه ( بوليند ) بیرون برانند ذکر چاره ندیدند. حال نیز بهمچنین حرکتهای بی غلط از طرف ریکا سرد است هر دو قول پیشرفتن را خط حرکت گرفته اند كه يك قول بر ماسكو ، ويك قول بر پترو كراد . و كذلك از طرف جنوب بايك قول بطرف اوديسا ، ويك قول بطرف و کیف و خط حرکت پیشرفتی را در مدنظر دارند. یکی هم از حرکات چپ انداز حرکات عسکریه جرمن است که در اثنای حرکات تجاوزیه دفعتا يك حال تدافعی و توقف را میگیرند که دشمن باز به امیدها افتاده حمله کردن را بنا مینهند. حال آنکه این توقف بجز اینکه یک کمی دم راست کنند و جاهایی را که گرفته اند انتظام بدهند، و سر از نو نقشه ها وپلانهای جدید اختراع کنند بر دیگر چیزی مبنی نمیباشد .\n\nفراماسونهای المان\nاخبار رويتر و تلغرافات مینویسد که لوج ، فراماسون ، المان در اجتماع ديروزه خودشان، با فراماسونهای فرانس و ایتالیا قطع علاقه نمودند .\n\nاز مناظر هندوستان\nاستیشن ریل شهر سكهر\n\nفراماسون - یا - فرامین که در زبان ملک ما آنرا فراموش خانه می گویند یک جمعیت مخصوصه ایست که در هر طرف دنیا جماعتهای آن موجود است و محفلهای آنرا «لوج» می گویند در خصوص اسرارها و انتریک های جمعیت فرامین انواع روایتها و حکایتهای عجیب و غربی زبانزد شده است . حالانکه آنهمه روايتها بجز مبالغه دیگر چیزی نیست در حقیقت یک جمعیت دنیوی ایست که برای پیشبرد نیرنگ های مسلک خود شان و پیشرفت مقاصد مخصوصه شان بنام خدمت انسانیت، و عندالاتحاد و اخوت يك لباس هزار رنگ و پردهای رنگارنك بر روی کار آورده اند. این جنك رستخيز آهنگ چنانچه پرده از روی بسی اسرارها برانداخت، پرده فرامینی را نیز پاره نمود مثلا یکی از پرده های فرامینی این بود که دو فرامینی هیچگاه با همدیگر خود دشمن نمیشوند و از یکدیگر یگانگی نمی کنند. اگر در شرق باشند اگر در غرب همدیگر خود را میشناسند، و معاونت و مددکاری بکدیگر بجان می کوشند حال آن که در وقت حاضر همه دولتهایی که با يك ديگر جنگ و خونريزى می کنند و منافع يك ديگر را پامال میسازند پادشاهان شان و وزرای شان و بسیاری از اهالی شان به لوجی از لوجهای فراماسون - یا فرامین منسوب میباشند. زهی خدمت انسانیت ! زهی یگانگی و اتحاد و اخوت و معاونت !!! سراج الاخبار افغانيه )\n\nغرق كشتي مازستيك\nاخبار ( دیلی نیوز ) لندن در خصوص غرق شدن ( مازستيك ) نام"}
{"book": "adl0616", "page": 1391, "text": "قارة ٤ حیفه ۱۲\n\nکشتی جنگی زرهپوش انگلیزی که چندی پیش از این در پیشگاه آینای دار داخل غرق شده بود چنین مینویسد: — ضایع شدن زرهپوش و ماژستيك، در انگلستان موجب تأثرات بسیار عمیقی شده است . یکی از متخصصهای امور بحریه انگلیز میگوید که ظهور یافتن تحت البحر های المان در بحر اژه، برای دسته های کشتی جنگی ما در پیشگاه آینای دار داخل يك تهلكۀ عظیمی شمرده میشود. طوپخانه های ساحل عثمانی که بصورت بسیار ماهرانه ستر شده است . و استاسیونهای قوی بنیه و تهدیدهای دایمی تورپیلها ئیکه در مدخل آینا افشانده شده است کم نبود که حالا تهلكۀ عظیمۀ کشتیهای تحت البحر تیز ران افزون گردید. دایرۀ فعالیت و کار گذاری این کشتیهای\n\nتحت البحر جرمنی بقدر بازده ميل امتداد دارد . از آغاز حرب تاحال دسته های کشتی جنگی با این زرهپوش و ماژستيك و تقریباد ده و از کشتیهای جنگی اعلا ضایع کرده است که به انحساب دسته های کثیر جنگی ما در صدی بیست از سیستم کروزر ماژستيك نقصان یافته است. حال آنکه دسته های جنگی المان ازین گونه و این سیستم هيچ يك کشتی ضایع نکرده اند . پس چون يك قدري فکر کنیم معلوم میشود که ضایعات بحری ما در پلۀ ترازوی میزان حرب چقدر سنگینی داده است.\n\nاز مناظر هندستان\nمخزن تقسیم آب در مکهر\n\nبهادران کشتی ( اعمدن ) در استانبول\nبچه قدر فدا كاريها و دلاوریها از چقدر جاهای دور خود شانرا از دست دشمن رهایی داده تا به استانبول رسیده بودند. عثمانها در پاس خاطر آنها و مهمان نوازی شان نهایت درجه ابراز همدردی و عزت داری میکنند. دیروز نیز از طرف امانت شهر - یعنی منیپالی - یک مهمانی بسیار مکلف و مزین در باغچه ( سرای طوپقاپو ) شرف انها ترتیب یافته بود. که از طرف اعلی حضرت سلطان المعظم، وولي عهد سلطنت يك يك مأمور مخصوصی ، و از وزرای دولت بعضی ، و از اعضای مجلس اعیان و مبعوثان بعضى ذوات و سفیر های دولتهای المان ، و اوستريا ، وديگر بعضی محتران شهر در ان ضیافت حاضر بودند. موزیکهای بحری کشتی از طغرل و غیره به نغمه های دلنواز نشاط انداز قلوب سامعین می گردید.\n\nاخبار اقدام مینویسد:\nمعلوم است که بعضی افسرها و نفرهای باقی مانده کشتی ( ايمدن\n\nضیافت به بسیار فرحت و سرور از چهار بجه تا به نصف شب دوام ورزید و در\n\n❋ حکایتهای محاربه ❋\n( را پورت عثمانی )\nعثمانی و روس اول در قفقاس جنگ آغاز کردند . روسها چنانچه در حق دسته های کشتی جنگی ما در بحر سیاه حمله آوری ناحق اجرا نمودند، عیناً همچنان در حدود خشکی که نیز معامله نموده بی آنکه اعلان حرب بکنند و در ۱۹ ماه اکتوبر اول با پنج قول عسکر از قفقاسیه حدود را گذر کردند . هیچ شبهه نیست که اجرای اینچنین حرکت دشمن از بسيار وقتها پيشتر ترتيب قطعا"}
{"book": "adl0616", "page": 1392, "text": "۱۳ حیفه\nسال نجم\n\nتيارة :\nشده بوده است. و اشکار است که دشمن درباره ما از زمانهای تشرین اول و تشرین ثانی دشمن را از حد و به آنو رانده، دور درازی حمله آوری را قصد و تصمیم کرده بوده است. قطعه های تعرض ما ير ممالك دشمن آغاز نهاد . عسکری ما که بر حدود بودند به رغم این قصد وتصميم دشمن ، امرها و تعلیمهایی را که به آنها داده شده بود یکمال مهارت و شجاعت تطبيق و ابقا کردند. چنانچه اولا دشمنرا ضربه های شدیدی زده و آهسته آهسته عقب کشیده، و تلفات بسیاری از دشمن بوقوع آورده فرصت رسیدن برای قطعه های عسکریه ما که در پس بودند بخشید تا آنکه ترتیبات لازمه و حاضریهای کامله خود را گرفتند. قطعه های عسکریه پیشینه ما بسبب بیداری و مقاومت های پی در پی که مقابل دشمن ابراز نمودند، دشمن با وجودیکه همه قوای خود را جمع کرده بود. بعد از بار روزنها دیوار کوبری کوی، آمده توانستند در كوبرى كوى يك هجوم رساله نزاق روی از طرف یکی از فرقه های رساله ساطر دورد کرده شد. بعد از ان نوبت تعرض و هجوم نارسید، در ۲۲ و ۲۳ تشرین اول حرکات تعرضی دشمن توقیف کرده شد و بکندن خندقها و وضع مدافعی آغاز نهادند. رسانه های ما نجنگ پیاده شده پیش آمدن دشمنر ا مانع آمدند. درین اشتاقلمه های عسکری ما نامها رسیده زیبات لازمه وضعیت تعرضی را اتحاد نمودند | وضعیت تعرض را در ترجمه های انگریزی که ترجمانها می کنند حمله های جبهه خانه می نمودند - در ۲۵ تشریل اول قطعه های ما به حرکات تعرضیه آغاز نهاد . دشمن در جهت عربی ، کویری کوی ، در يك موضع قوتمندی وضعیت دافعی که ضد حمله جبهه خانه است | - مقاومت ورزیدند ، تعرض ما تا به ٢٦ تشرين اول دوام ورزید و در ۲۹ نشرین اول بعد از پیشین عسکر های شجیع در خندقها و سیرهای دشمن در آمدند، و موضع توانستند دشمن را ضبط و اشغال نمودند . این موضع از طرف جبهه الای . - و یک الی از سه پلی تا جبهه پلان مرکب ) - و یک الای طویخانه و یک فرقه سواری که قریب از شصت هفتاد هزار عسکر باشد. مدافع کرده میشد. دشمن که از نجا شکست یافت و در عقب کو بری کوی در يك موضع شد تناك مستحکمتر دیگری خود را محکم کرده باز مقاومت تدافعی آغاز ورزی که در اینجا دیگر قوای امدادیه نیز برای روس و واصل شده بود. در ۲۷ نشرین اول مكمل يك فرقة عساكر خاص روس بابك قول اردوی تمام قفقاس در پیش روی ما افتاده بود، جهة موضع دشمن درازی ۱۰ کیلو متر بود و از جهت جنوب موضع شان به شهر ه آراس ،، و از جهت شمال بيك سلسله کوههای بسیار سخت و عالی مستند بود. و در تمام این مواضع محکم بندیهای مکملی ساخته بودند. و در عقب جناح چپ خود دشمن بسیار قوتمند بك قوة احتياط هم داشتند. در ۲۸ نشرین اول به حرکات تعرضیه آغاز نهادیم و در ۲۹ نشرین اول بوقت صبح بر موضع های دشمن از هر هر طرف به امرض عمومی و هجومهای شدید ابتدا اور زیده شد. بعد از يك محاربه بسیار خوزیزی بوقت ظهر یکی از نقاط استفاده دشمن را عسکر مظفر عثماني بقوت هجوم مرتيزه ضبط عود ، و تا بوقت شام از چار حصه به حصة مواضع مستحكمة دشمن بدست آورده شد. نقطه آخرین استناد دشمن که نیت نمبر ۱۹۰۵ بود بابك شيخون شدیدی بهجوم سر نیزه ضبط گردیده در ۳۰ تشرين اول غلبه عساكر عثمانی نتیجه پذیر شده همه مواضع دشمن بدست عساکر منصوره درآمده از دوی روی صورت بسیار پریشانی فرار نمود . قطعات دلاور ما دایما در عقب کبری دشمن دوام ورزیدند تا آنکه در ۳۱\n\nخبرهای جنگ براه خشکه\nنقل از جراید ایران\n۲ ژویه ۱۹۱۵ امروز استحکامات عثمانی سه فروند کشتی جسم نقلیه دشمن را دیده که بلا انقطاع حمل مجروحین میکردند. با وجود اینکه این کشتیها علامت فارقه صلیب احمر که مختص مجروحین است نداشتند باز استحكامات برایشان گلوله بنداخته اند محاربه که از سه روز باینطرف در سد البحر بی نهایت درجه سخت شب و روز دوام میکرد محمد الله تعالى با مظفریت کامله افواج اسلامی اختتام يافته و میدان جنگ پر از مقتولین دشمن گردیده است در همین روزها طیاره های عثمانی هم با کمال جلادت بر دشمنان عثمانی جان می انداختند\n\nژویه - در سد البحر دشمن برای جلو گیری از تدارکات افواج عثماني بيك حمله قطعي وجناح يسار او هر چند بی اندازه صرف مهمات حربیه کرده است بنا بهجوم بي باکانه عثمانیان نا داخل خندقهایشان تاب مقاومت نداشته بی اختیار فرار نموده اند از طرف دیگر استحکامات عثمانی جبهه خانه در انا طولی باران گلوله بر قایقهای دشمن که میخواستند افواج کاره برای دستیاری قوای مغلوبه ایشان پیاده کنند ریخته و آنان را به تلفات محدود و حساب دچار نموده اند دیگر سفاین نقلیه دشمن تاب ماندن أعوالی را نداشته با عجله تمام عقب نشسته اند ( آیرو پلانهای ) دشمن گلوله چند قربه ( فی شهر ) انداخته بدون تاثیر بر گشته اند\n\n۳ ژویه - در سد البحر دشمن برای جلو گیری از تدارکات افواج عثماني بيك حمله قطعي وجناح يسار او هر چند بی اندازه صرف مهمات حربیه کرده است بنا بهجوم بي باکانه عثمانیان نا داخل خندقهایشان تاب مقاومت نداشته بی اختیار فرار نموده اند از طرف دیگر استحکامات عثمانی جبهه خانه در انا طولی باران گلوله بر قایقهای دشمن که میخواستند افواج کاره برای دستیاری قوای مغلوبه ایشان پیاده کنند ریخته و آنان را به تلفات محدود و حساب دچار نموده اند دیگر سفاین نقلیه دشمن تاب ماندن أعوالی را نداشته با عجله تمام عقب نشسته اند ( آیرو پلانهای ) دشمن گلوله چند قربه ( فی شهر ) انداخته بدون تاثیر بر گشته اند\n\n۵ ژویه در فرونت قفقاز دستجات سواره دشمن که از جناح یمین ما دفع و طرد شده با کمال صحتی تعقیب میگردد.\n\nدر فرونت دار دانیل روز چهارم ژویه يك ساعت و نیم از ظهر گذشته یکی از جسیم ترین سفاین نقلیه فرانسوی که دارای دو دودکش بوده از طرف یک سفينه ( تحت البحري ) با همه اقواجش غرق گردیده است همین سفینه در ظرف سه دقیقه زیر آب پنهان شده است شب همین روز بنابر تاثیر توپخانه عثماني يك مخزن مهمات جنگی دشمن آتش گرفته اشتغال عظیمی پیدا و توپخانه دشمن که نزديك او بوده خراب گردیده است افواج دشمن که برای دفاع حریق بدان نقطه شتاب میکردند آماج گلوله های استحکامات اسلامی گردیده همکی تلف شده اند.\n\nدر فرونت ( الجزره ) قوای دشمن که بنهر فرات میخواستند جلو بروند دیار هجوم مجاهدين وعساكر اسلامی کشته بعد از جا گذاشتن ششصد مقتول که میان آنها یک فرمانده و دو صاحب منصب انگلیسی بود منهز ما عقب نشسته اند.\n\nابلاغیه های اخیر عثمانی\nمیدان آسیا پیشرفت تعرضیه تو کها را در هته قفقاز خبر می دهند"}
{"book": "adl0616", "page": 1393, "text": "شماره ٤\nسال نهم\nصحيفه ١٤\n\nتلقات ده ماهه فرانسه\nبموجب صورت رسمی تلفات فرانسه تا ۳۱ ماه مه چهار صد هزار نفر مقتول وهفصد هزار مجروح و سيصد هزار مفقود بوده است .\n\nدعوى قيصر\nجريده « عام یهود » میگوید از روسیه اطلاع رسیده که قیصر چوراس وارد شهر لورز شده کیه رفته پس از تقدیس ورقه احکام عشره ای که داشت که او ماشيه ( مسیحا ) ی موعود است .\n\nالمان در لهستان\nتصرفات مالکانه آلمان در لهستان روس هیچ جای شبهه باقی نگذارده که از حالا آلمان می خواهد آن مملکت را مانند داخله آلمان اداره نماید و دوائر پستی و شعبات تلگرافی در تمام نقاط بين لهستان و آلمان ملحق گردیده و در شهرهای لودز و غیره که مراکز صناعتی هستند حتی الامکان کار خانجات بکار افتاده اند .\n\nاولا فيه الماني\nسیصد و هفتاد هفت هزار اسير جنك از اردو گاه عمومی ۳۰ زوين وغره زوليه در ( کورلاند ) و در ولایت (کونو ) در ماه ژوین ٢٥٦٩٥ سرباز و ۱۲۱ نفر صاحب منصب اسير و برق و هفت عراده توپ و نه ماشين بمب افكن و ٥٢ عراده متراليو زو يك مياره يغنيمت گرفته اند در ( کالیسی ) خط رود خانه ( کیلا ليها ) را قشون ژنرال البنزين با هجوم متصرف شده و دو هزار و سیصد و سی نفر روسی و پنج عراده متراليوز گرفته است مارشال مکنسن در لهستان روس بین رود ( بوک ) و ( ويستول ) جلو میرود و بشهرهای (کارف ) و ( زامش ) رسيده است و در مغرب ( ويستول ) آلمانها و اطریشیها کنار رود خانه ( کارمنتا ) جلو میروند . در ماه ژوین قشون آلمان و اطریش در تحت فرماندهی ژنرال ( لیزنگن ) و ( ماکنسن ) و ( ويرش ) ٤٠٩ نفر صاحبمنصب و ١١٤٠٦٥٠ نفر تابعین روسی اسير و ۸۰ عراده توپ و ۲۹۸ مراده مترالیوز یغنیمت برده اند. در دار داخل در ایام اخیره در شمال و جنوب ( سد البحر ) و ( ارى برنو ) انكليسها هجوم آوردند ولی با تلفات بسیار شکست خوردند. در نزدیکی ( آراس ) فرانسویها را از بعضی نقاطی که سابقا گرفته بودند عقب نشاندیم و هجوم فرانسویها به تپه های ( موز ) جز شکست و زيان زیاد آنها نتیجه نداد .\n\nبر حسب تلگرافی که از اسلام پول رسيده يك روزنامه سوئدی میدهد که از شصت فروند کشتی زره پوش درجه اول انگلیسی از ابتدای جنك تاكنون بیست فروند آن غرق شده است و حال اینکه از این محاربات کشتی آلمان یک فروند هم غرق نشده است بدینجهت آن روزنامه سوئدی اظهار عقیده میکنند که موقع نزدیک رسیده است که بحریه آلمان بايد در روی آب نیز همانطور که در تحت البحرى جنكند با بحريه انگليس نبرد نماید .\n\nقشونهایی که در تحت فرمان صاحبمنصبان اطریشی بوده اند در ماه ژوین رویهم رفته ۱۹۰۰۰۰۰ اسير و ۱۰۰ عراده توپ ٣٥٠ مكنه متر اليوز غنيمت گرفته اند از اردوگاه عمومی ۲ و ۳ ژولیه ۱۹۱۵ ضبط شده.\n\nاین پیشرفت در جناح بسار عثمانی خیلی آشکار بوده ، قرار گاه عثمانی ٤ ژون خبر میدهد که : افواج عثمانی - که در جوار اولتی مشغول هجوم بودند - جناح یمین روسها را بطرف شرق راندند.\n\n٥ ژوين خبر میدهد که : عساکر عثمانی پس از جنگ سختی کوه مقره داغ را - که بارتفاع ۲۹۰ متر در دو ساعتی حدود عثمانی و نزدیکی ( قلعه بوغازی ) واقع است - ضبط نموده اند .\n\n٦ - ٧ زون خبر میدهد که عسا کر عثمانی روز دهم ماه جاری یعنی ( ژون) رومی که مطابق ۲۳ ژوین فرنگی میباشد - آخرین دسته قشون روسها را از جوار قلعه بوغاز دفع کرده است .\n\n۹ زویه خبر میدهد که : در صحنه قفقاز محارباتی - که در مواقع سخت کوهسار واقع است - بطرز مساعد بعثمانیان مداومت دارده . عثمانیها در این محاربات غنایم و امرای زیادی بدست آورده اند که از جمله غنایم قریب هزار صندوق چیخانه و آلات و ادوات استحکام است . و در میان مقتولین روس خیلی صاحب منصب و يك نفر فرمانده بوده .\n\nقوای عثمانی در بغاز دار داخل\nبر حسب تحقیقات مخبرين نظامی طمس قوای عسکری دولت عثمانی در شبه جزیره کالیپولی در مقابل عساکر متفقین عبارت از ۳۷۵ هزار نفر است\n\nقوای مزبوره متعلق بشت کردار مه هستند که در موقع صلح مراکزشان در قسطنطنیه و ادرنه و رودستو و از میروانکوریه میباشند\n\nبعلاوه آنها دیویز یونهای چندی دیگر قشون در ازمیر تشکیل شده که در موقع ضرورت قسطنطنیه اعزام میشوند\n\nهر دیویز یونی عبارت از ۱۲ هزار نفر و هر یک دارای شش باطری توپخانه صحرانی با ابزار و لوازم مهندسی ویل سازي و يك بريكاد سوار نظام هستند\n\nبعلاوه اتوموبيل و مهمات نقلیه در هر کردارمه موجود و قریب سی هزار نفر دیگر که سه ربع آن بریکاد های سوار هستند در اطراف اردوها برای ماموریتهای خارجی به اطراف قشون متفقین حاضر دارند\n\nتمام این لشکر دار به دارای توپخانه های سنگین و قلعه کوب هستند که در کلیه دسته جات و باطریهای توپخانه عده کثیری از صاحب منصبان و سر بازان آلمانی وجود دارد و رزیمانهای آلمانی طرفین بحر مرمر و دو طرف داخلی بغاز را حفظ مینمایند و تمام وسایل حمله و دفاع را فراهم ساخته اند.\n\nدر مقابل این قوای عثمانی متفقین یعنی انگلیس و فرانسه نیز جمعا نزديك ٣٧٥ هزار نفر قشون تدارك ديده اند و با این عده قشون بدیهی است نمیتوان مغلوب کردن قوای عثمانیرا انتظار داشت.\n\nمخبر نظامی طمس خاطر نشان مینماید که عثمانی با رویه تدافعی که اتخاذ کرده است البته این مقدار قوای وی خیلی عظمت و اهمیت دارند و قشون مهاجم ما نميتواند بقوه مدافع مزبور برابری نماید و در بخصورت نمیتوان انتظار داشت که باین سهولت و سرعت پیشرفتن ما به طرف قسطنطنیه صورت خارجی یابد\n\nقوای جدید آلمانها در مغرب\nامستردام - وقایع نكارها اظهار میدارند که آلمان ها توپخانه جدید از راه بلژيك به سمت مغرب میفرستند و کوشش میکنند که متفقین از نقطة مقصود ومحل حمله آنها بی اطلاع باشند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1394, "text": "سنه ١٥\nسال نجم\nشارة ٤\n\nدر جنوب و مشرق کاوار یا شکرهای روس را که روی تپه مرتفع واقع\nشده بود ۱۰۰۰ نفر اسیر گرفتیم .\nنموده اند و چونکه نصف بیشتر از محمولات قاچاق و ممنوعات جنگی بوده است.\nخود جهاز را نیز بعنوان غنیمت ضبط کرده اند .\n\nفنون ژنرال ليتزينكن بسرعت در عقب روسهای شکست خورده کار خانه جات بحری آلمان بی کار نمانده است.\nیشرفته از شهر ماریا میل گذشته و از شهر فیرلیف رد شده و برود خانه مطابق مراسله که یک نفر از صاحب منصبان بحری آلمان از هلاند\nاستالیسا رسیده است ۷۷۹۵ نفر رومی اسیر و ۱۸ عراده مترالیوز نکاشته است کار خانجات کشتی سازی جنگی آلمان با فعالیت فوق العاده\nگرفته است مارشال مکنسن در لهستان از رود خانه ( لابونكا ) و ( بر ) تر از ایام سابق مشغول ساختن و اتمام کشتی های بزرگ در بد توت و زره پوش\nگفت و شهر كر از نیک را اشغال کرده است ژنرال و پرش در بوکوین می باشد .\nروسیا را هزمت داد و ۷۰۰ نفر اسیر گرفته است .\n\nهجوم روسها در مغرب شهر دادم دفع شد حملات فرانسه ها در نزديك بعلاوه تحت البحری های جدیدی که امیرال تر پیتز جدا مشغول نزنید\nسوشر دفع گردید و همینطور در نزدیکی از بار زبا وجود آنکه فرانسویها عده وبکار انداختن آنها است صاحب منصب مزبور اشعار می دارد که\nگرناد های دستی و بیمهای کاردار زیاد استعمال کردند\nآلمان در همین مدت جنگ يك كشتي در بدنون در چه اول ساخته است که\n٢٥٦٠٠ تن ( هفتاد و هفت هزار خروار ) ظرفیت این جهاز\nتنومند می باشد .\n\nدر آراکن قشون ولیعهد آلمان یک خندق بطول ۳ هزار و سیصد ذرع يك كروازر دیگر هم اخیر اتمام کرده که ظرفیت آن ۲۶۲۰۰ تن\nگرفته است سپاهیان آلمان مرکب از اتباع الز اس لون ورو تمرك ١٧٢٥ ( قريب هشتاد هزار خروار ) میباشد و این کروازر زره پوش سریع\nنفر از فرانسویها اسیر و ۱۸ عراده میترالیوز و ٤٠ ماشین بمب افکن السيراز حيث عظمت در جنس خود منحصر بفرد میباشد بجای توپهای\nو نوبهای مربع الاطلاق گرفته اند .\n٣٠٥ میلیمتری توپهای ۳۸۱ سانتیمتری در آن قرار داده اند و این تغییر را\nبا واسطه در نظر گرفته بودند که این کشتی را مانند کشتی درید نوت\nسیستم اول انگلیس كون البرایت مهیا سازند و باز هم صاحعقب مشار اليه\nدر خاتمه اظهار میکنند که دو فروند کروازر خیلی سریع السيركه\nدر کار خانه مشغول ساختن آن بودند تمام کرده اند و با آب انداخته اند .\nبدین طریق امسال آلمان چهار فروند دريد نوت وعده چندی زره\nپوش و درید نوت بر تجربه خویش اضافه نموده است.\n\nباز هم اختراعات المان\n\nبیشتر از هرچیز آلمانیها در این جنك بواسطه اختراعات غریبه خود بعلاوه عده زیادی تحت البحری هاى بزرك و كوچك كه همین امسال\nعالم را متحیر کرده اند توپ ۱۲ سانی مطری و بزرگتر از آن تحت ساخته اند ٢٤ فروند تحت البحری هر يك بظرفيت ۱۲۰۰ تن ( سه هزار\nالبحری های آتش افروز زمینهای مهیب کارهای خفه کننده و ششصد خروار ) ساخته اند و پدرجه تکمیل نموده اند که خط عملیات\nو یهوش کننده و موشک های عکاسی و غیره و غیره را سابقا خبر دادیم تحت البحریهای مزبور را تا ۳۰۰۰ میل ( یکهزار فرسنك ) معین کرده\nو عموم مطلع د مجدد باز خبر چندین فقره اختراع از طرب المانها شنیده و سرعت سیرایشان در روی آب ۲۰ خود است.\nمیشود من جمله دو فقره اختراع یکی برای حمله و دیگری برای از قراریکه معلوم میشود آلمانها تحت البحری های دیگری هم دارند.\nدفاع نموده اند . اختراع راجع بجمله عبارت است از مایعی که که نا نجهزار ميل ( هزار و ششصد و شصت فرسنك ) يك سره مسافت\nبتوسط اوله های مخصوص باشیده میشود و اهن را فورا مثل آب میسازد و طی کرده و دامنه عملیات را تا اقیانوس ها میتواند توسعه دهد چرا که مطابق\nکویا نام افراسیاب که فردوسی در شاهنامه اشاره کرده میگوید کوه اطلاعات وارده از بران دولت آلمان اشعار میدارد : بواسطه آنکه کاپیتن\nآهن از شنیدن آن مبدل بدریای آب میگردد همین مایع باشد در حمله مریکی فرمانده محت البحری توانسته است نجهزار میل طی مسافت کرده\nطرف دشمن و رسیدن بخندقهای خاردار وسیم دار مایع مزبور را بکان و در بحرازه دو جهاز دريد نوت انگلیس را غرق نماید نشان و لیاقت .\nرده سیمها را آب میکنند و بی مانع وارد شنکرهای خصم میشوند بوی داده شده است .\nدیگری که مخصوص دفاع است يك نوع سنات مصنوعی است که\n( روهلاند ) معلم یکی از شهرهای و ورنا مبرا اختراع کرده و روز نامه\nنان در هشتم زوین اشاره بدان می نماید این اختراع مخصوص ساختن\nسنگرهای سخت و محکم است به تجربه ثابت شده است که سختی و استقامت\nآن چندین برابر سنگرهای سابق است که از ساروج باسمیت ساخته میشد .\n\nمحكمة غنائم آلمان\n\nجهازات جنكي وتحت البحری های آنان که حتی الامکان در آبهای متعاقب اعلان این مسئله حالا اولیای امو را نکالیس این واقعه غرابت\nمجاور اسیر کردن و به غنیمت آوردن جهازات تجارتی خصم را بر آمیز را که شبیه به سحر است کشف نموده اند که تحت البحری های\nآنها ترجیح میدهند باز هم اخیرا چندین فقره کشتی های مملو از مال آلمانی از بحر مانش و تنگه جبل الطارق و بحر مدیترانه از میان دنیای دشمن\nالتجاره و آذوقه و مهمات را در دریا اسیر کرده و در بندر هامبورك و اسکا درهای مجری انگلیس و فرانسه که دائما مراقب هستند هزار و هفتصد\nتسلیم اولیای امور تجربه کرده اند.\nفرسخ طی طریق نموده و در مقابل دار دانل کار خود را صورت دهد بدون\nآنکه باز هم بحربه انگلیس بتواند کشف نماید که مقر تحت البحربها کجا است.\nو چگونه از انظار مخفی شده اند\n\nملك جديد تحت البحري های المان\n\nمحكمة غنائم مجری که در هامبورك تشکیل گردیده جهاز تجارتی موسوم\nمبا اور متعلق بیکی از اتباع هلاند را محاکمه کرده و مطابق رای محکمه\nیک قسمت از محصولات کشتی که برای انگلیس و جنوب افریقا حمل می شده برای پیش بینی از هر گونه سوء تفاهمی و برای آنکه مقصود از محاصره\nضبط کرده و قسمت دیگر که برای هندوستان ارسال می شده است رها بحری انگلستان بعمل آمده باشد و صدمه هم به نفوس مسافرین جهازات"}
{"book": "adl0616", "page": 1395, "text": "شماره ٤ سال پنجم صحیفه ١٦\n\nاین مهمات حربی از طرف آلمان برای دره آقاج ( بندر بلغار در بحر ازه) حمل شده و پس از رسیدن آنجا بوی بلغارستان فرستاده میشد لیکن همینکه توسط راه اهن به حدود «ادرنه» رسید مامورین نظامی دولت آنها را توقیف و تصرف کرده و برای خویش نگاه میدارد. از قراریکه معلوم شده در صورتیکه ارسال آنها ظاهراً بعنوان بلغارستان است تا کنون ابداً از طرف دربار صوفیه باین اقدامات غرض آمیز تربیل نشده است و از این قرار چنین مستفاد میشود که قرار دادی در باطن دربارهای دولتین حاصل است که این ترتیب غیر مستقیم وسایل حمل اسلحه و قور خانه از المان برای عثمانی سهل و سریع گردد.\n\nوارد نشود تحت البحریهای المان جدیدا مسلك تازة اتحاد نموده اند کاپیتانهای پاره جهازات تروری و غیره که آذوقه و مال التجاره برای انگلیس باز داشته و خالی وارد نیو کاستل بندر انگلیس شده اند حکایت می نمایند که در بین راه تحت البحری های المان انها را ملاقات و نگاه داشته و بین دو طرف ایشان را مختار نموده . یکی آنکه تمامت امتعه و اموالی که به جهت انگلیس حمل می نمایند بآب دریا ریخته و با کشتی خالی خبر برای انگلستان برند یا آنکه برای تربیل خوردن و غرق شدن مهیا شوند. جای شبه نیست که کاپیتان های جهازات مزبور شق اول را اختیار نموده و در حضور و تحت نظارت فرمانده تحت البحرى المان تا آخرين بار آذوقه و آخرین صندوق مال التجاره را بآب دریاب ریخته و کشتی خالی با مسافرین بسوی بنادر انگلیس عزیمت کرده است. این مسلك تحت البحري هاي قيصر المان يك مسئله قضاوتی که تاکنون چنین موضوعی در امور قضائی دیده نشده بود ایجاد مینماید عبارت از ان که کرایه حمل و نقل این امتعه را ایا بایستی صاحب اموال که در قعر دریا انبار شده بدهد یا انکه از جیب صاحب کشتی بیرون رفته است. این موضوعی است که عنقریب دوائر قضائیه انگلستان باید در صدد حل آن بر آیند.\n\nباغ های امیرا طوری\nرای فراوانی ارزاق و تدارك اذوقه اخیراً از طرف امپراطور «فرانسوا ژوزف» حکمی صادر شده است که در باغ های عمومی امپراطوری وین و سایر شهر ها گل کاریها و خیابانها را موقتاً موقوف کرده و بجای آنها سیب زمینی و سایر صیفی آلات که برای تغذیه موثر است کاشته شود.\n\nتحت البحریهای آلمان کبوتر قاصد هم دارند\nاز مخبر هلاند روز نامه دیلی میل تلگرافی رسیده که حکایت تعجب آمیزی از زبر دستی و پیش بینی تحت البحری های المان می نماید تلگراف مزبور حاکی است که سه کشتی ماهی گیری هلاندی را دو سه فروند ماهی بری مسلح آلمان تعاقب کرده و آنها فرار کرده و به بندر فلسنگ پناه بردند شدید لیکن قبل از رسیدن يك کبوتر قاصدی را دیدند که از روی عرشه پرواز می کند و خیلی خسته شده است و از شدت خستگی فرود آمده و در کشتی آنها نشست در زیر بال کبوتر قاصد نامه برای المان دیدند که همین يك کلمه در آن نوشته بود صدمیلی ساحل نوشته میشود تا حالا چیزی ندیدیم. از قراریکه معلوم میشود تحت البحری های المان همراه خویش کبوتر های قاصدی هم دارند که هر زمان بخواهند اخبار خویش را با رمز نوشته و برای مراکز خود ارسال داشته و باین وسیله و روابط خود را محفوظ و اخبار درباره اوضاع ارسال میدارند.\n\nحریق های هولناک در انگلستان\nدر این او اخر متوالیا چندین حریق مدهش در انگلستان وقوع یافته در چندین شهر غفلتاً و بدون هیچ سبب و سابقه گاهی در تجارت خانها گاهی در دستگاه های کشتی ها و گاه در کار خانجات مختلفه حریقهای نا گهانی واقع شده است . اهالی از این حوادث دچار منتها درجه هیجان و تشویش گردیده این وقایع را بالتمام از طرف جاسوسهای آلمانی میدانند . علی رغم تدابیر جدی که از طرف مامورین حکومتی در اطفای این گونه نارها اتخاذ شده اتصالا بر شدت و دهشت این حریقها می افزاید چنان که اخیرا در لندن در دستگاه های ( ویکتوریا ) و انبار های روغن و انبار پنبه حریق هولناکی واقع شده پس از ۱۲ ساعت باطفای آن موفق گردیدند . در ( مانچستر ) کار خانه بزرگ رنگریزی ( جوهر سازی ) آتش گرفته است . اتفاقاً همین يك کارخانه بوده که از حیث جوهر سازی با کارخانه های آلمان در تمام دنیا رقابت می کرده است !\n\nراجع به تلفات جنگی انگلیس\n(دكتر لنك) كشيش بزرك يوركيك عده زیادی از اهالی را خطاب کرده گفت: در هیچ قرنی از قرون اخیره چه از و باهای شدید و چه از جنگهای مسریه دیگر عده مقتولین باین اندازه نبوده است. روز بروز از روی لیست تلفات خود ما را میخوانم و از بس زیاد است خیال نمیکنیم که کدام مصیبت سختی عارض ما شده ملاحظه کنید که از يك دسته پیاده نظام انگلیس که دارای چهار صد صاحب منصب و ۱۲ هزار تایین بود فقط هفتاد و پنج صاحب منصب و ۲۳۳۰ تایین باقی مانده اند و از يك رژیمان که دارای چهل صاحب منصب و يك هزار و دویست تایین بود فقط يك صاحب منصب و سیصد تایین مانده است.\n\nخبرهای مختلفه از اخبارهای متنوعه\n\nمهمات جنگ به عثمانی میرسد\nدره آقاج بطوریکه اطلاعات غیر قابل تردید حکایت مینماید مهمات جنك و قور خانه مقدارهای زیادی دینامیت و مینهای بحری و تربیل متوالیا از المان به عثمانی میرسند و اداره حربه عثمانی از حيث ذخاير جنك كاملا مملو و ابداً از این حیث عسرتی ندارد\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر شد\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1396, "text": "معارف افغانیه\n١٣٢٩\n\nشمارهٔ ۵ سال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nمبارکباد عید سعادت انتهای اسمی ( )\nبمناسبت عید اضحی ( )\nاخلاقیات ( نجائب قرآنیه )\nعلوم وفنون ( اختراعات محیر العقول )\nحوادث داخلیه ( مرض عارضهٔ هیضه )\n\nحوادث خارجیه\nاحوال ایران – واقعه چنانی در اصفهان – راجع بواقعه بوشهر – ایضاً بوشهر – اعلان – کذا – شیراز – کذا تلکرافات از طهران – عمانها در تسلیم سلاح – تلکرافات خصوصی از بیرجند – کرمانشاه – سیستان – مرقومه یکی از نامه نگاران ماوراءالنهر – آخرترین خبرهای جنك – ابلاغیه عثمانی – کاریبالدی چطور غرق شد – بلغار و عثمانی – تدارك المان برای حمله بصربستان – تحت البحری المان – تحت البحری زره پوش – بلغار و اتفاق مثلث – روداد ما بین یونان و ایطالی – کانال سویس – ترجمه اخبار های اردو و انگریزی – پرواز طیارهای حربی طرف قسطنطنیه – مجموعه کل تلفات برطانوی – احوال هندوستان – دزدی در اثنای حرکت ریل – دزدی در بازار چندانی پور – بجای افیون کارتوس را میدهند – قتل يك پهره دار – جرمانه در پاداش اشاعت مسایل سیام – احوال دزدی میمن سنگه – خرابهای سیلاب در لکهنو – انقلابیان هند – خانه تلاشی ها در پشاور –\n\nتصاویر\nمنظرهٔ غرق شدن کشتیهای جنگی انکلتر و فرانس در پیش گاه در دانیل – از مناظر مصر – قبرستان مصر و زیارت حضرت امام شافعی رضی الله عنه – قبرستان مسلمانان در جوار اهرامها – کاریکاتور السیاسة المصورة –"}
{"book": "adl0616", "page": 1397, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاء ترقیخواه دولت عليه الفغانيه وسمى و همت جناب جریل کارخانه جات و ماشین خانه مبارکه دار السلامانه کابل علاوه بر ایقای خوانج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عنا کر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل و طن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلی حضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) | سرخ های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانگلیزی ۳ فونه مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\nقسم اول\nدرجه اول\nقسم دوم\nدرجه دوم\nدرجه سوم\nدرجة م و م قدري كلفت\nقیمت آن ۱۰ چه زیاده شد\nاقسام | در چه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم\nرقم | رنکه | خود رنگ | رنکه | خود رنگ | رنکه | خود رنگ | رنکه | خود رنگ\n| قیمت | ۷ رویه | ۶ رویه | ۱۱ رویه | ۹ رویه | ۱۲ رویه | ۱۰ رویه | ۲۵ رویه | ۲۰ رویه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گرانگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ رویه ۳۵ پیده | کشمیره هذا مررقم ۸ رویه ایست پیسه\n\n(۲) | جراب\nنکمه های چرمی محراب و منبر دار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی در جن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ | ٣٦ | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\n(٤) | کروره های جدید ساخت\nرقم | زربان تا یه دو کره در ناره زه باف يك اسپه دو کره به ناره | چرم باف یک اسپه | بك ابنة حار تارة تحي\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ۲۵ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\nرقم | چرم باف دست بادامی رواسیه | چرم باف دسته دولانه يك اسه | دست دولانه یکی مار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ۲۳ پیسه | ۱ روپیه و ۱۱ پیسه | ٥ روپیه و ۱۳ پیسه\n\nرقم | نبضه برنجی کلیت نقرة و بتخانه قبضه کلیت نفره از چرم سه لا یه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه بان دو تاره رکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه\n\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیست زنانه | از زین سواری شیخ چرمی | زنانه ابریشی خیاطة\nقیمت | ٤ روپیه و ٥٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه\n\nرقم | دست بادامی نیغ پیری | دسته دولانه بنامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه شیخ چری کجای دار | چرم باف ما بین بیت بك اسه\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ٨ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) | اقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم | کل جریین | کل نا فرمان | کل پرینه | کل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۶ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\n\nقسم | شكوفة تاريخ | کل بسمن | کل استرن | جقبیل\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\n\nقسم | شكوفه سیب | کل گلاب | کل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ۳٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\nمیر محمد هاشم دفتری کار خامیات ( کیمان نظامی )\n( المشير )"}
{"book": "adl0616", "page": 1398, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\nشماره (٥)\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n١٣٢٩\n\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه باداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ انگریزی ٢٥ اکتوبر\nتاریخ شمسی ١ عقرب ١٢٩٤\n\nکه حسن نیت ، وقلب سلیم باصفوت شاهانه اش زمامدار سکان کشتی ملت است مقیم و سایه نشین امن و امان داشته است . ملت افغان همان ملت باعزوشانیست که بقوت جلادت ، وسیف سرتیز شجاعت خود تشکیل دولت و استقلال نموده، و از يك عشيرت مختصره در سنه ١١٦١ که دولت معظمه مستقله بوجود آورده از هندو سند تا پنجاب حتی تا به دهلی و کشمیر وما وراءالنهر به توسیع ممالک پرداخته، و ازان تاریخ تا الی الآن و انشاءالله تا به آخر دوران بر محافظة استقلال ، حاکمیت آزادی خود موفق و کامیاب آمده و می آید . ما راست که دائماً شرافت و حیثیت ملی خود ما را مدنظر داشته حق استقلال خود را بقیمت جان خود محافظه نمائیم ، زیرا شرافت و حیثیت دولتی، ملی، قومی ما موقوف بر استقلال و حاکمیت ماست . استقلال و حاکمیت آنست که هيچيك دولت بیگانه، در هیچ امور داخلی و خارجی دولتی ما حق هیچ گونه مداخله و تجاوز را نداشته باشد . اگرچه در وسعت ملك، و تعداد نفوس و غیره برابر دولتهای کلان نباشیم . لکن شرعاً و عرفاً و قانوناً با همه دولتهای کلان مستقل، مساوی و برابر شناخته شویم . هزاران هزار شکر و ثنا که دولت علیه متبوعه ما بسایه ترقی آیه ذات شو کلمات پادشاه با دانش و دین شهریار معدلت آئین ما اعلیحضرت\n\nسراج المله والدین\n\nابقاء الله دولته الى يوم الدين تمام حقوق استقلال و حاکمیت و آزادی را مالکست . اگرچه بسبب بعد مسافات و عدم اختلاط تصدیق استقلالها از طرف دولهای معظمه دنیا به تعویق افتاده باشد ، ولی بفضل نامتناهی حضرت باریتعالی جل و علی و مدد روحانیت حضرت رسول الله عليه افضل التحايا دولت متبوعه اسلامیه ما همیشه مستقل بوده و خواهد بود ، و ممکنست که عنقریب دولتهای معظمه دنیا نیز بر تصدیق و قبول خواهند نمود ، ( وهذا من فضل ربی ) قدر وقیمت نعمای عظمای باریتعالی را بدانیم بیاد شاه خیر خواه\n\n***\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنه کابله ٨ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اجزامات ذاك ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج ملک\nبا اخراجات داك ٨ روپیه انگلیزی\nپانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت يك نسخه آن در کابل یکآنی است\n( اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود )\n\nتاریخ ١٥ ذی الحجه ١٣٣٣\n\n❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉\nعید سعادت اثنای اضحی را ، سراج الاخبار افغانیه ،\nبر همهٔ مؤمنین و مؤمنات و جملهٔ مسلمین و مسلمات\nمبارکباد میگوید ، و یکا نکی و اتحاد و رابطه قلوب\nو وداد مسلمانان روی زمین را بیکدیگر شان از بار\nگاه کبریا جل و علا نیاز و استرحام مینماید آمین\n❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉❉\n\nمناسبت عید سعید اضحی\nخالق ارض و سما ، رازق چرندگان ، خزندگان پرندگان ، شناوران زمین و هوا و دریا را هزاران حمد و ثنا ، باز هزاران حمد و ثنا که ما امت ناحیه محمدیه (ص) را بر راه راست هدایت فرموده . بواسطه وجود مسعود بهبود فخر کائنات ، و اشرف و افضل مخلوقات محمد مصطفی ، صل الله علیه و علی آله و صحبه وسلم ما مسلمانانرا بهترین امم موجوده عالم ساخت . يك كتاب مستطاب قدیمیت جنابی مانند قرآن مجید و فرقان حمید را برای امور معاد و معاش ما مسلمانان مشعله رهنمای هدایت و سعادت افروخت . اگر ما خود را بهترین امم نسازیم ، ورهنمائی انوار سعادت شهراه ترقیات مادی و معنوی پویان و شتابان نشویم گناه بر خود ماست در افضلیت و نورانیت دین ما نیست . باز اخلاق انتظام کائنات جل سبحانه را هزاران هزار شکر بیشمار که بما ملت افغان نعمتهای استقلال، حاکمیت، آزادی، دیانت، شجاعت، غیرت جسارت، وطن دوستی، اطاعت وزری گرم و احسان فرموده، و در يك وطن با انصاف و بيغش و خللی مانند افغانستان، در زیر سایه عدالت آبه يك پادشاه مراحم همراهی مانند ذات اعلیحضرت سراج الملة والدین میرساند."}
{"book": "adl0616", "page": 1399, "text": "صحیفه ۲ سال پنجم شمارۀ ٥\n\nاطاعت و رژیم ، دعا و ثنای همایونیش را ورد زبان صداقت سازیم که در عصر سعادت حصر این پادشاه مقدس معظم انواع ابواب رحمت و سعادت بر وطن و ملت افغان مفتوح گردیده است. و از قرآنهای صاحبقرانی این پادشاه مقدس محبوب القلوب ما یکی این خواهد بود که استقلال نامه موجوده دولت متبوعهٔ معظمه ما که ذاتاً موجود است بتمامها بوجه احسن با همه معانی ان اتم و اکمل گردد . حبل المتین دین مقدس خود رشته های حیات خود را چنان رشته و یافته و بسته کنیم که هیچ تیر و نیشه واره اوهام باطله و افکار فاسده يك شخ از يك نخ آن سترده نتواند. دین مقدس ما ، دین فتوحات، دین ظفر، دین غالبیت دین شرف و دین ناموس دین غیرت دین علو ، دین ارتقا میباشد. ذلت مکنت، عطالت، پستی را هیچ راه مداخلت دران نیست. هیچ پیغمبری از پیغمبران ذیشان علیهم السلام ، مانند حضرت پیغمبر ما « محمد مصطفى » عليه افضل الصلوة و السلام بر جهانگیری و فتوحات و وضع سلطنت با عدالت و محافظة حقوق عباد و اعمار بلاد مأمور فرموده نشده است و ازین بود که از آغاز ظهور این دین را مقدس ، در اندک مدتی قاف تا قاف جهارا به انوار عدالت و مدنیت فاضله منور ساخته يك دولت عظیمهٔ قوی الشکیمه مظفره بنیاد نهاد این است که تا بحال آن دولت عظیمه قوی الشکیمه بوجود دو سه دولت موجوده خود عرض اندام شوکت و مهابت مینماید . ما دام است که در هر صبح و مساء « الحمد لله على دين الاسلام » کلمه ، و در هر گاه و بیگاه ، « علو الهمت من الايمان » را در پیشگاه نظر انتباه خود داشته ، و در هر دم و هر لحظه محبت و صداقت بادشاء و وطن ، و محافظة شرافت و حیثیت مانی خود ما را در دل کاشته جاهد ، ساعی ، فعال ، حاضر و مهیا ، متحد ، متفق باشیم تا از اهلترین ، قابلترین ، مستعد ترین امت ناحیهٔ محمدیه (س) در حساب آئیم . و من الله التوفيق .\n\nو تمام اقوام و امم و حمله ملل بنی آدم مرحمت و عنایت عام کریمی و رحیمی اقدسیت خداوندیش را یکسان و سیان شامل داشته است. همه فلاکته و مصیبتهایی که بر اقوام و ملل بی بشر وارد می آید و موجب محو و اضمحلال شان میشود بجز این نیست که آن قوم و ملت نفسهای خودشانرا به اضعان سینه و اخلاق دیه خودشان تغییر میدهند. و از راه حق و صواب انحراف ورزیده صد آن پویان میشوند. نور را بظلمت ، عدل را بجور، عفت را شهوت، استقامت را به رشوت، مساوات را به کبر و نخوت تبدیل میدهند، حقوق عباد الله را برای مشتهیات نفس خود پامال ، دین را برای دنیا اعمال مینمایند پس در انوقت خودشان خود را مستحق مذلت و نکبت ، و سر دوچار فلاکت و اسارت میسازند . تاریخ ، يك عبرتگاه را انتباه ، و يك جام جهان نما نیست که هر چیزی دران دیده و یافته میشود. صحیفه های تاریخ بر ما ثابت و روشن میسازه و شهادت میدهد که قوت و سطوت و شوکت و عزت همان اقوام و ملتهایی که به فساد اخلاق مبتلا گردیدند، و در نفسهای خود تغیر دادند زایل و هیئت مجتمعه شان محو و مضمحل شده است . هیچ شبهه نیست که باعث یگانه حک و حل يك ملت از صحیفه هستی دگر هیچ چیزی نیست مگر اینکه آن ملت بفضایل اخلاقیه رعایت نکنند . فضایل اخلاق ، قوت موجده و دوام و قرار دهنده هر نوع سعادت و اقبال قومها و ملتهاست. درخشنده گی فکرها ، زنده گی دلها بفضایل اخلاق حاصل میشود. اتحاد و یگانگی فضایل اخلاق ظهور میآید . رفاهیت و آسایش ماده فضایل اخلاق تجلی میکنند. شعشعهٔ شوکت و کمال در مات فضایل اخلاق ابدی الظهور میشود. فضایل اخلاق است که ماهیت امت را محکم و تائید میکند. فضایل اخلاق است که شرف و حیثیت ملت را از انقلابات ازمنه ، و تبدلات دولیه محفوظ و مصون میدارد. فضایل اخلاق است که نظامات متینه و قوای عمومیه را وجود میدهد . اخلاق فاضله قویترین رابطه ایست که علوم دینیه و سیاسیه وقتیه را با یکدیگر شان مربوط و مضبوط میسازد. اخلاق فاضله علوم مذکوره را وسعت عظیمه می بخشد، و شرارهٔ انتظام و امتزاج آنها را بیکدیگر شان محکم و قوی گردانیده روز بروز موجب ترقی همان ملتهای میگردد که متمسک آن باشند. فساد اخلاق جان زهر هلاهل و سم قاتلیست که در نخستین حمله رابطه علوم دینیه و سیاسیه وقتیه را از همدیگر کسیخت در میان آن علوم يك جدائی و بیگانگی و ناشنا سائی ، بلکه يك عداوت و بغض و دشمنی قایم میگرداند. در ملتهائی که فضایل اخلاقیه درجه کمال را نیافته باشد مطابقت و موافقت سیاست و فن با دین وجود در نمیگیرد. الا سکه دین مقدس اسلام کدام چیزیست که آنرا در بر نداشته باشد. فقدان فضایل اخلاقیه است که به اندک چیزی دین ، فن و سیاست را از دائره حدود خود اخراج میکنند. کذالك نقصان فضایل اخلاقیه است\n\nعجائب قرآنيه\nبسم الله الرحمن الرحيم\nان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم\nیعنی تحقیق که الله حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنکه آن قوم حال خود شانرا در نفسهای خودشان تغییر ندهند . این آیهٔ کریمهٔ کتاب عزیز قدیم ، يك شهراه حقیقت و آینه قدمهای عبرت است برای عموم اقوام و ملل بنی نوع بشر، زیرا آشکارا میفرماید که مرحمت ها و عنایتهای نام خداوند تعالی جل و علا مانند مرحمت و عنایت بندگان نیست که تا خوش باشند و دلشان بخواهد احسان و انعام کنند، و چون دلشان نخواهد ، و بنا بر خواهشات و شهوات نفسانی خود از کسی دل زده و رو گردان شوند احسان و انعام خود را باز گیرند نی ، نیا ذات اقدس الله ذوالجلال جلت عظمته بر همه مخلوقات ، و کافهٔ موجودات،\n\nکه فن و سیاست (دین) را مانع و زنجیر پیشرفت خود دانسته بيك نظر بیگانگی و نا آشنائی به آن مینگرد . هیچ شبهه نباید کرد که بد اعتقادی، ارذل اخلاق بظهور می آید. و هر گاه اخلاق فاضله بر کمال باشد، و فساد و تفرقه مراد نباشد ، جميع محاسن جميع خوبیها ، جميع ترقیها جميع احکام مدنیه ، جميع فضایل اخلاقیه، جميع ترقیات فنیه ، جميع امور سیاسیه در دین مبین مقدس اسلام موجود است. دین مقدس است که : « ان الله یأمر بالعدل والاحسان » فرموده اساس سیاست و قوام حکومت را با آن آیهٔ جلیله وضع میفرماید . کدام درسی"}
{"book": "adl0616", "page": 1400, "text": "حد ۳\nساله محمد\nشهاره .\nبرت و کدام آینه حکمت در اکتاب فضایل اخلاقی روشنتر و محتر از همین نم جلیل عنوان فوق پیدا خواهد شد؟ دین مقدس است که برای ترغیب و تشویق تحصیل علوم وکالات بمنادی ندا میکنند فإذا بنور ، مجهل را بظلمت عالم را بینا حامل را به اینا می ستاید. برای اکتساب صنعت و تجارت برای آبادیها و عمارت و برای انواع تأسیسات مدنیت و زراعت، برای اصول و قواعد حرب و استحضارات جنو دو رباط خیل و جهاد و فتوح بلادو مقابله بالمثل و غیره که متعلق امور عسکری و حرفی باشد کدام سخن نا گفته هست که در آیات قرآنی در احادیث نبوی در اصول فقهی گفته نشده باشد . على الخصوص در خصوص حرب وجهاد وفتوحات امصار وبلاد درجة كهدين مقدس ، قواعد عدل و حقوق را امر فرموده هیچیکی از قواعد عسکری دنیا بویی از ان نبرده است. از تهب و غارت و تاراج رینها از قتل ایران و اطفال و بی ناموسی زنان بلادی که فتح میشود نیز ما کر اسلام شدیداً منع فرموده شده، ممالیکی که تصلح تسلیم شوند همه حقوق دينيه ومذهبیه و آزادی شان نیز محفوظ میاند. والحاصل اگر اخلاق فاضله در قوم و ملت حکمفرما شود، و دین را یک چیزی علیحده له پنداشته منبع جميع سعادتهای اخرویه و دنیویه و اساس همه ترقيها و اصلاحات مدنية فاضله اش دانند. و حکمت را یک مال کشده خود دانسته در پی جستجوی آن تا به چین و ماچین و جابلسا و جابله اهم اگر باشد بدوند و بدست آرند و نفسهای خود را بمربا و عمالت و سفاهت تغیر و تبدیل نداده به فضایل اخلاق و استقامت و فعالیت وجد و جهد وتقوا و عفت وخدا جوبي وحق شناسی اصلاح نمایند هیچ شبهه نیست كه ذات اقدس ارحم الراحمين جل سبحانه هیچ گاه حال آزادی سعادت آن قوم و ملت را به ذلت و اسارت تغییر و تبديل ميدهد. ذات اقدس ارحم الراحمين جل عظمه در دیگر موضع شریف کتاب و ضرب الله مثلاً قرية كانت آمنة كانت آمنة مطمئة علناً بأنها رزقها وعداً من كل مكان فكفرت باسم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما كانوا يسعون .. يعنى الله يك قره را مثل آورد که آن قریه امين و مطمئن | يعني بسبب فضایل اخلاقیه خودشان از هر خوف و خطر آسوده و خاطر جمع بودند، از هر طرف رزق شان بکمال وسعت و فراخی می آمد. اما به نعمتهای پروردگار خودشان کفران است کردند یعنی قدر و قیمت وسعت رزق و آسودگی را که جناب منعم حقیقی مکانات فضایل اخلاقيه شان درین دنیا انعام و احسان فرموده بود دانستند و نشناختند | - لهذا الله تعالى جل و علا ) نيز لباس ترس و گرسنگی را به آنها چشانید . یعنی چنانچه لباس بدن را از هر طرف احاطه میکنند . جناب حق نیز آنها را از همینو به خوف و جوع سر دو چار نمود .\nهمه ثروت سعادت و آسودگی و خاطر جمعی در اکتاب فضایل الاخلاق حسنه وحملة افلاس وتكيت وفلاكت و ترس و گرسنگی ودلت و خرابی در بدی اخلاق وفساد اخلاق هر قوم و ملت مظهر است. حالا به دو مثال از آینه قدمای غیرتمای :\n. حکمت تاريخه .\nنظر افکنیم\nدولت کبرای (روما) که در یک وقتی دو شهبال سطوت و شوکت خود را بر شرق و غرب عالم بكمال عظمت و جلال کشاده داشته بود\n\nرا در اوایل احوال خود يك نمونه مجسمه زنجيات فضايل اخلاق شمرده میشد. در دوره اولای حکومت ملت ، روما، بسیار باتریه بسیار با آداب ، بسیار اهل عرض و ناموس، بسیار ساد، بسیار کوششمند بسیار غیور بسیار جور يك ملتی بود . دلهای شان با محبت وطن . و پاس شرافت علیت معملو بود. در ملک خود شان ثابت قدم . راد . آزاد بودند. اشراف، مفاهت، نفس پرستی ، جور و تعدى بريك دیگر برای حرص و طبع جمع مال در پیش شان از منفور ترین چیزها بود. عسکرهایشان در جسارت و شجاعت، در صبر و تحمل، در اطاعت و اعتیاد برگزیده ترین عسکرهای دنیا بود. چنان وزرا و زمامداران حکومت و چنان رجال سیاسیه با درایت و قطافی داشتند كابيك مهارت دور بینانه بريك مسلك معين بسيار مستقيانه حرکت میکردند ، دقت و اعتنای ملت وحكومت و مسئله عرض و ناموس پدر جا بود که نام فاحشه در رو ما شنیده نمیشد. اعتبار و شرف به ثروت و سامان نبوده بلکه محترم و معتبر همان شخصی بود که زیور فضیلت اخلاق و علم و کمال آراسته بود. اما رفته رفته از فضایل اخلاقیه و کمالات انسانیه دوری گرفته رفتند . به اسراف و سفاهت و عیش و عشرت گرویده شدند، کار گذاری و فعالیت کوششمندی و غیرت را ترک کرده به ذوق وحظ و سرور و صفا پرداختند. چشمهای شانرا پرده حرص و طمع پوشیده برای اسباب ذوق و صفای خود پایمال کردن حقوق عباد جرأت و عمالت ورزیدند. شهوت پرستی شان بدرجه رسید که در راه عشوه و غمزه یک زن فاحشه حقوق بسیاری از اهل عرض و از باب ناموس را فدا ساختند ، الشرف و ناموس نام و نشانی نماند . بدرجه رسید که در میان حمامه ها زنان و مردان لوچ و برهنه با هم یک جا شست و شو میکردند . در مهمانی های رسمی بعد از انکه زنان و مردان از سفره طعام و شراب بر میخواستند. به انواع فضيحتها ور ذاتها بهر كونه تحشيات ويد كاريها مشغول میشدند و هر زن با هر مرد و هر مرد با هر زنی که برابر میشد. بصورت بسیار بیشرمانه و ملعشکارانه به اجرای خشیان میپرداختند . با وجود اینهمه رنالها بخوردن و آشامیدن شکمپروری نیز بدرجه مبتلا شدند که بزرگان وا کامر روما بيك بار شکمسیر نان خوردن قناعت میکردند، و بعد از اینکه در شکم های شان گنجایش دیگر طعام نمیماند یک نوع دوای می کردن ترتیب داده بودند که آنرا خورد. طعامهای خورده گی خود را واپس بیرون میبر اور دند ، و باز بدیگر نوع طعامها شکمهای خود را پر میکردند. و به اینصورت در يك شب مهمانی مکلف بیشتر از دوبار شکمهای خود را بصدها رنگ طعام پر و خالی میکردند . و از سر شام تا به صبح متصل بخوردن و آشامیدن و زبابسر می آوردند . برای تدارك مخارج و مصارف این گونه اسرافها و سفاهتها دست جور و تعدى ، وباب ارتكاب و رشوت خوری را چنان باز و در از کردند کم رعایای حوزه ممالک روما بفقر و گرسنگی بدرجه هلاکت رسیدند . این است که آن دولت محتشمه روما که در اول يك مجسمه فضایل اخلاق شمرده میشد رفته رفته بدرکه آنچنان يك هيئت اجتماعية كه منفور ترین ، ذلیل ترین ، محقرترين ، ظالمترين ، مشوش الاداره ترين هیئت های اجتماعیه عالم گفته شود تنزل نمود. تا آنکه آن بنای معظم سلطنت که بیشتر از صد ملیون نفوس را محتوی بود بايك طراقة دهشت انگیز هولنا كي سقوط نموده باخاك سياه يك سان گردید . آن سبب این عروج و این نزول چه بود . هر گاه بعين عينك دقت . در آئینه حكمت\n\n۱"}
{"book": "adl0616", "page": 1401, "text": "سال پنجم\nشماره ٥\nصفحه ٤\n\nملوك فرس كه مصر را استيلا كرده بودند براى پى رسانيدن اين كار عقب گيرى شده بود. بعد از ان بسبب محاربانى كه در زمان رومانيها بوقوع آمده بود در كار حفریات مذكور اهمال شده كانال مذكور پس با خاك بر گرديد . در زمانها حكومت تراديان و آدريان سر از نو باز گرديد . و بعد ازان باز اهمال شده سراسر بند شده بود. در انتهاى فتوحات اسلاميه در زمان خلافت حضرت « عمر » رضى الله عنه كانال مذكور از طرف « عمرو بن العاص » كه سر عسكر اسلام شده به آنطرف رفته بود سر از نو حفر و كشاده گرديد. و در بنياد از « فسطاط » هم بيشتر گذشته طول امتداد آن از ( ۲۰۰ ) كيلومتر به ۳۲۰۰ بيلر متر ابلاغ گرديد. در زمان ملوك امويه باز اهمال، و در زمان خليفه ( منصور ) عباسى براى آنكه هجوم مصريها از جزيرة العرب منقطع كرده جهت مدخل بحر احمر آنرا سراسر مسدود نمودند. آثار قديمه اين كانال زمانهاى پيش تا بحال در بعضى جاها پديدار مانده است .\n\nهنگاميكه « ناپليون » بر مصر مستولى گرديد. در تصور خود اين را مصمم نموده بود كه در مابين « پورتسعيد » و بحر احمر كشادن يك كانال ممكن است . اگرچه در خصوص بناى اجراى تدقيقات را نيز آغاز نهاده بود، اما بسببى كه اقامتش در مصر بسيار دوام ننمود اين تصورش از قوه بفعل نيامد. تا آنكه بوجود آمدن اين اثر عظيم باز نصيب يك فرانسيسى گرديد. و نوك پر كار مهندس مشهور فرانسوى موسيو « فردينان ولسيس » كانال موجوده امروزه را باز نمود .\n\n« فرديناند ولسيس » بعد از تبعات و تحقيقات بسيارى كه اجرا نمود خط گذرگاه كانال را كشيده در سنه ١٨٥٦ به خديو مصر « سعيد پاشا » مراجعت كرده، و تصور خود را به او قبول كرانيده امتياز كانال مذكور را با فرمان مخصوص خديو مشار اليه استحصال، و در سنه ١٨٥٩ بحفريات و عمليات انشائيه آن آغاز نهاد. « دولسپس » مذكور بنا بر حق امتيازى كه خديو مصر بصورت بسيار فى الانصافانه به او بخشيده بود. بسيارى از اهالى فقرا و عيار كان مصرى را بطريق بيكارى - يعنى با اجرت و مزدورى - سالم استخدام كرده. بعرق جبين و قوت بازوى آنها بعد از كوششها و زحمتها و مشقتهاى مالايطاقى كه در مدت ده سال مهيأ و اجرا نمود آخر در سنه ١٨٦٩ عمليات آن سراسر بانجام رسيده مراسم افتتاحيه آن بكمال ديده و طنطنه عظيمه اجرا گرديد .\n\nبراى اينكه قارئين كرام ما در باب بزرگى و جسامت اين همت و غيرت عظيمه شان فكر اجمالى حاصل كرده بتوانند ، لازم آمد كه شمه از طول و عرض اين كانال يك قدرى بيان كنيم :\nكانال سويس بدرازى ( ١٦٦ ) كيلومتر يك طولى را مالكست كه تقريباً بر خط مستقيم از كابل تا به جلال آباد ميرسد . عرض آن در بعضى از تنك ترين جاهاى آن ( ٦٨ ) متر، و در بعضى پهن دار ترين جاهاى آن ( ١٠٠ ) متر ميباشد. عمق يعنى چقورى آن تا هشت و نيم متر مى آيد. براى كندن اينقدر يك مسافه دور و درازى را به اين قدر چقورى و بردارى ( ٧٤ ) مليون متر مكعب خاك بيرون كشيده اند . وقتيكه اين كانال بحد ختام رسيد ( ٣٧٠٠٠٠٠٠٠ ) سه صد و هفتاد مليون مو فرانك بران صرف شده بود . [ يك فرانك تقريباً يك روپيه و سه شاهى فكر ميباشد .]\n\nكشاده شدن كانال سويس اوروپا را به هندستان ، و سواحل بحريه بحر كبير خيلى از خيلى نزديك گردانيد و در حيات اقتصاديه عالم يك انقلاب عظيم پديد آورد.\n\nتاريخيه نظر كرده شود، سبب يگانه آراجز در كمال وزوال ( فضائل اخلاقيه ) در ديگر چيزى نخواهيم ديد . تا كه دولت محتشمه روما نفسهای خود شانرا از فضایل اخلاقیه به اخلاق ردیه ، و اعمال سیئه تغیر دادند ذات اقدس بار تعالى جل و على احوال آنها را تغيير نموده بود. همينكه خود شان نفس خود را تغيير دادند . خداى لايزال نيز تغيير احوال شانرا اراده فرمود .\n\nعلوم وفنون\n\nاختراعات محير العقول\n\nدر شماره هاى سابق خود در زير عنوان مافوق از بعضى اختراعات عجيبه وغريبه اعصار مدنيه سره يك دوبار چيزى چيزى نوشتيم درين شماره خود خواستيم كه از قو هاى فوق العاده كه در نوكهاى سر تيز پركارهاى مهندسهاى خارق العاده ، وقوة بديعه عقل و ذكائى كه ذات اقدس حضرت خلاق اعظم عقلها و جسمها در محفظه دماغ انسانى تخليق فرموده يك دوسه مثال بيان مى كنيم :\n\n( كانا سويس )\n\nاول چيزيكه نظر انسا را در كشاده شدن اين كانال بخود جلب مى كند اين است كه در تشكيل و تقسيم جغرافي قطعات كره زمين بسبب كشاده شدن اين كانال تعديل و تبديل واقع شده است . مثلا پيش از باز شدن كانال سويس ، وقتيكه فن جغرافيا ان تقسيبات زمين بحث بميان مى آورد قطعهٔ افريقا ، را به « جزره نما » تعريف و بيان كرده از طرف شرق شمال باراسهٔ خاكناى سويس مربوط بودن آنرا قطعهٔ جسيمهٔ « آسيا » بيان مينمود . اين است كه كانال سويس اين رابطه را بريده آن دو قطعه كلان زمين را از همديگر جدا نمود ، و نام قطعه افريقا را از « جزره نما » به ( جزيره ) تبديل داد .\n\nايهم شايان دقتست كه با وجود اينكه حفر كانال سويس بعد از نصف اخير عصر نوزدهم ميلادى از قوه بفعل آمده است اما تصور عظيم اينكه اين ( بحر سفيد ) را با « بحر احمر » تا از ادوار ابتدائيه تاريخ در قوة مفكره انسانها جايگير شده بود كه اينهم دليل و اهميت برينكه اين مخلوق ضعيف عاجز كه برابر نصف وجود خود يك سنگى را ارزمين برداشته نميتواند بقوهٔ عقل و ذكاى خود به استعداد و قابليت چگونه كارهاى عظيمه متخلق گرديده است\n\nكسيكه اول بار بفكر باز كردن يك كانال در برزخ - يعنى خاكناى سويس افتاده بود. هما ( سيزوستريس ) نام فرعون مصر بود كه قبل از ميلاد عيسى عليه السلام در گذشته است. در انوقت چنان تصور شده بود كه اول شاخچهٔ آخرين نهر نيل را كه بجهت شرقى واقع شده است تا به كول « تمساح » وصل داده از انجا به بحر احمر كانال كشيده شود. برين تصور در هما وقت نيز كاميابى حاصل شده تا به كول مذكور عمليات حفريه آن اجرا شده بود. بعد ازان « نخاع » نامى كه از اخلاف او بود بر عمليات كشيدن كانال از كول تمساح تا بسويس آغاز شده بود. بعداران از طرف"}
{"book": "adl0616", "page": 1402, "text": "سال پنجم شماره ٥\n\nعظم فوق العاده محصول آورده است . بسایۀ این کانال از اوروپا بهندستان و دیگر ممالک راهها را نیم به نیم کوتاه گردانیده است . مثلاً پیش از کشاده شدن کانال از (لندن) تا (بمبئی) (٦٠٠٠) کیلومتر مسافه موجود بود . حال آنکه بعد از کشاده شدن کانال به (٣٠٠٠) کیلومتر مسافه تنزل نمود . دولت انگلیز اهمیت فوق العاده این کانال را در حیات عالم ، و علی الخصوص برای یکدولت بحری بخوبی درک و تقدیر نموده بود که بنا بر مقصد بدست آوردن آن ، در سنۀ ١٨٧٥ سندهای حصۀ شخصی خدیو مصر را که به (١٧٧٠٠٠) عدد بالغ میشد یکجا خریداری نمود و به این واسطه از همه دولتها بیشتر حصه دار کانال گردید .\n\nجدید باز شده است نیز خیلی با اهمیت و از اعمال جسیمۀ صنایع عالم مدنیت شمرده میشوند . ولی منافع عظیمۀ کانال « کیل » چون تنها بدولت المانیا راجعت ، و کانال (پاناما) هنوز بدرجۀ شاید و باید اکمال نشده است . از اینسیب در وقت حاضر بکمال جرأت گفته میتوانیم که کانال سویس هم از جهت تصور کردن کشیدن آن ، و هم از جهت عملیات بوجود آوردن آن ، یکی از بزرگترین آثار فکر و ذکا و سعی و همت بشر شمرده میشود . و یکی از عجایب سبعۀ عالم عصر حاضر گفته میشود .\n\n<s>\nبندهای نیل\nاگرچه کانال « کیل » که در المانیا است ، و کانال « پاناما » که در امریکا\n\nاستخوان سخت است\nمنظرۀ غرق شدن کشتیهای جنگی انگلیز و فرانس در پیشگاه داردانیل اثر کله های عثمانی\nیکی کشتی جنگی زرهپوش « بو ووت » نام فرانسوی دیگری ( آری سیستیبل اوشن ) نام انگلیزی\n\nآنرا ( قناطر خیره ) میگویند از معظمترین آثار صناعیۀ بشریه است . که در قیمت و اهمیت با کانال سویس مساوی شمرده میشود . این يك معلوم است که نهر نیل یکی از انهار معظمۀ دنیا میباشد و اگر گفته شود که موجب یگانۀ ثروت و معموریت قطعۀ مصریه همین نهر است مبالغه نخواهد بود . ولی سدی که در جریان آن يك انتظام تامی موجود شود گاهی بعوض نفع ، ضرر بار می آورد . لهذا اول کسیکه فکر انتظام دادن جریان آنرا اندیشید ، خدیو اسبق مصر ( محمد علی ) پاشا بود که بواسطة انشاء نمودن همین بندها ارتفاع و انحطاط جریان آبهای نهر نیل را بيك نظام و انتظام تمامی آورده فیوضات قوۀ نباتیۀ اراضی مصریه را يك بر صد بدان افزونی داد .\n\nهمت و کافتی که در ساختن این بندها مخرج رفته ، اول ازین قیاس باید کرد که در پیش روی جریان يك نهر عظیمی مانند نیل که کشتی های بخاری در آن رفت و آمد میتواند بند انداختن تا چه درجه يك تشبث فوق العاده قدرت و مهارت و ذکاوت بشر را نشان میدهد ! این است که این مهارت و ذکاوت نیز در نوك پرکار ( موژول ) نام مهندس فرانسوی جلوه گر شده است . در سنۀ ١٨٤٣ مهندس مذکور بفرمان محمد علی پاشا مراسم سنك نهادن نخستین اساس بندها را اجرا ، و در ظرف ده سال بسعیها و کوششهای متمادیۀ بی انتها انشا و اکمال کرده توانسته است . درازی همۀ این بندها عبارت از ( ٩٧٤ ) متر است که جمله ( ١٣٢ ) عدد قنطره ـ یعنی چشمه بدر"}
{"book": "adl0616", "page": 1403, "text": "سال پنجم\nشمارة ٥\nصحيفة ٦\n\nرسیده است دو نیم بار زیاده تر يك زمانی در اراه صرف شده است که اینهم يك برهان روشن اهمیت و جسامت این اثر بدیعهٔ عالم صنعت این عصر مدنیت را بمیدان میبرآورد . لہذا اگر پل « فورت » بگلستان یکی از اختراعات محیرالعقول تصورات و تطبیقات فن معماری در گفته شود هیچ سخن بیجا نمیآید .\n\nرفت آب را مالک است . وضعیت ماشینهای بند کردن و باز کردن این بدر رفت ها بيك صنعت و مهارت عجیبه ساخته شده است که الناس را حیران میسازد . بسبب این تدبیر بندها ، جریان آب شهر چنان يك انتظامی پیدا کرده که از سیلابی و خشک آبی ضرری نه بیند . همین شده است که باعث یگانه عمران و ترقی حاضر قطعهٔ مصر گردیده است . پس اگر انجینیرینگ اثر عظیم صنعت علم وفن را که مانند قطعهٔ كوچك سر زمینی را بایندرجه غرق فیض عمران و ثروت کرده باشد از ممتا زترین بدایع مدنیه بگوئیم جا دارد .\n\nبزرگترین پلهای دنیا\nپلی است که در انگلستان در شهر « فورت » ساخته شده است .\nاین پل نیز از چنان آثار فوق العادهٔ صناعیه شمرده میشود که حیرت بخش عقول است . پل مذکور در ملك « اسقوچیا » و « شهره فورت » انشا گردیده که درازی آن دو نیم کیلومتر - یعنی (۲٥۰۰) دو هزار و پنجصد متر میباشد . از همه و تر اینکه پل به این درازی همه کی از آهن و فولاد ساخته شده است که این مسئله از نقطهٔ نظر فن معماری شایان اهمیت فوق العاده شمرده میشود اگر گفته شود که در تمام دنیا به این جسامت و بزرگی يك اثر صناعت معدنی موجود نیست هیچ مبالغه نباید پنداشت روی هموار پل به مرور و عبور قطاران میشود بر پایه های فولادی که هر پایهٔ آن به بلندی (۱۰۹) متر درازی دارد استناد داده شده است . پایه های فولادی به این بلندی که بقدر ثلث بلندی برج ( ایفل ) می آید از چنان صنایعی نیست که انسان را در پیش مخارج نقدی ، وقوهٔ تصوری و همت وقوت بشری که در امر ساختن آن بکار رفته جبران نسازد . پل بر یکصد و پنجاه پایه های فولادی بهمین بلندی که مذکور گردید استوار شده است .\nاین پل را دو مهندس انگلیزی که یکی سیرچون فورستر ، و دیگرش نیز امن به بکره نام دارند از سنه ۸۹۳ تا به سنه ۱۸۹۰ در ظرف ۲۷ سال به انجام رسانیده اند.\n\nمناظر مصر\n\nتونل ( ۱ - ملون )\n( تونل ) غبها و سوراخهایی را میگویند که برای گذرانیدن راه های آهن یا راه های آب در زیر کوهها میشکافند .\nدر این رقم تونلها اعظمترین و ادهشترین آنها تونل ( سه میلون ) است که از زیر کوه « آلپ اینین » که در مابین ( سویزرلند ) و ( ایتالیا ) میباشد گذرانیده شده است . تونل ( سه میلون ) ، معظمترین آثار صناعت به انحساب از مدتی که کانال سویس در ان به انجام"}
{"book": "adl0616", "page": 1404, "text": "شمارۀ ٥ سال پنجم صفحۀ ۷\n\nبزرگی برپاشده در نفس برج مذکور بسیاری از قدر شناسان مهندس مشهور موسیو (ایفل) که هنوز زنده است جمع آمده مراسم مخصوص با دیدیه اجرا شده بود. چون از ساخته شدن برج ایفل تا بحال بیست و هفت سال مرور نموده، و در اوراق جراید و کتابهای تصویردار صورت آن بارها بار دیده شده از اسباب کوشها و چشمها آنقدر شنیدن و دیدن این مشکلات و زحمات آن عادت گرفته که این اثر محیر العقول آهنین را بسیار کسان از آثار معظمهٔ اختراعات بشریه نخواهند شمرد. حال آنکه پیش از بیست و هفت سال که هنوز این برج ساخته نشده بود و تصور ساختن آن از طرف مهندس (ایفل) بیان گردید هیچ کس بر وجود یافتن اینچنین برج آهنین به صد متری عظیمی باور نمیکرد، و بعقل خود کسی گنجانیده نمیتوانست که اینچنین اساس و تهدابی که به ثقلت اینقدر برج آهنی عظیمی مقاومت بتواند بوجود بیاید. حتی بعضی میگفتند که گیرم همچنین یک بوجی بوجود بیاید، ولی اینچنین یک برج کلفت و دینک آهنین را در میان بناها و عمارتهای ظریف و دلنشین پاریس ربا نمودن یک منظرهٔ بدنما تشکیل خواهد داد. اما مهندس ایفل بهیچ یکی ازین تنقیدات و اعتراضات گوش نداده بکار آغاز نهاد، و در آوردن تصور خود را از قوه بفعل بکمال جرأت اصرار نموده پلانها و نقشه های آنرا به بسیار دقت و صحت حاضر نمود.\nضربهٔ نخستین کلنک تههای این برج عجیبه بدیعه در بیست و هشتم ماه جنوری سنه ۱۸۸۷ زده شده بود. و تهدای مذکور در ظرف پنج ماه به اتمام رسیده به عملیات برداشت کار بالا برآوردن آهنهای آن آغاز شد. و در ماه می سنهٔ (۱۸۸۹) تمامها عملیات انشائیه این مبنای معظم آهنین انجام یافته مراسم افتتاحیه آن بکمال دبدبه و تمام طنطنه اجرا یافت.\nبه این صورت، همه عملیات انشائیه این بنای دهشت افزای آهنین که افسانهٔ برج نمرود را به آب شسته، و بلند ترین و معظمترین همه بناهایی میباشد که در دنیا از زمانه های قدیم تا بحال از دست انسانها بوجود آمده است، در ظرف دو سال و چارماه و ده روز اتمام پذیر گردیده است.\nاین برج آهنین از چند طبقه متشکل است که طبقهٔ اول آن از سطح زمین (۵۷) متر، و (۶۷) سانتیمتر بلندی دارد. طبقهٔ دوم آن (۱۱۵) متر، و طبقهٔ سوم آن (۲۷۶) متر بلندی را مالک است که اکثر سیاحینی که برج ایفل را تماشا کردن میخواهند تا همین طبقهٔ آن بالا میشوند. ازین طبقه با یک دوربین اعلا تا جا هائیکه در داخل محیط (۹۰) کیلو متر یک مسافه باشد به بسیار خوبی تماشا میشود.\nطبقهٔ دیگری نیز ازین طبقه بالاتر دارد که آن طبقه ها برای اجرای توصدات فنیه بردایره های مختلف تفسیر یافته است. حتی برای شخص خود موسیو (ایفل) نیز یک اوثاق مخصوصی در ان طبقه های فوقانی موجود است.\nو تالاق برج ایفل بیک چراغ بسیار بزرگی افروخته میشود که روشنی این چراغ بواسطهٔ بعضی آینه های عکس دهنده که بقرار فن ران گرفته شده، در شبها از مسافهٔ (۱۲۷) کیلومتر دیده میشود.\nبر همه طبقات این بنای عظیم غریب الشکل بواسطهٔ (آسانسور) یعنی بالا برآمده میشود. همه بنای برج ایفل از آهن است که سنگ و خشت و چونه و غیره هیچ ندارد. مقدار آهنی که درین بنای جسیمه بکار رفته است نه هزار (تن) یعنی تقریباً بیست هزار خروار – آهن میباشد.\n\nآن در بیستم میلادیست که دلیل یکانهٔ لایتر نزل سمی و غیرت دستها و فکرهای بی پدر را در خصوص برداشتن و رفع نمودن موانع طبیعیه صورت بسیار جلی و آشکاری نشان میدهد. تحقیقت که برای شکافتن و باز کردن این تونل که درازترین و عمیق ترین راه های زیر زمینی این زمان حاضر میباشد، مشکلات بسیار عظیمه و سنگستانهای خیلی سخت و فولاد منجمدی تصادف شده بود که به رسم و فوق الطاقت بشر، قوت ماشینهای بسیار قوتند، و پرزه های فولادی دارا شکالی که از نتیجهٔ فن و صنعت در این سالهای آخر بوجود آمده است. کار حفریات تونل مذکور در ظرف هفت ساله یک مدتی که نسبت نجابت کار مذکور خیلی کم یک مدتی شمرده میشود به انجام رسیده است. الی، علاوتن، اینچنین کارهای عظیمه را بوجود می آورد. وگرنه بیل و کلنک و قوت بازو در هر جا موجود است که یک تل سه اینچه را هم سالها نتواند بسر رساند!\nکندک نخستین این عملیات عظیمه در بیست و دوم ماه نومبر سنهٔ ۱۸۹۸ زده شده بود. آخرین ضربه های کلنک آن بعد از شش و نیم سال در بیست و چارم ماه فروری سنهٔ ۱۹۰۶ زده شده است. درازی تونل (سه میلون) بیست کیلومتر یا بیست هزار متریک مسافه حسینه دارد که در تمام روی زمین درازتر از این راه زیر زمینی هیچ راهی در زیر زمین موجود نیست.\nدر عمق یعنی چطوری نیز مانند این تونل هیچ تونی تا به اینوقت در دنیا موجود نمیباشد. زیرا این کوه عظیمی که علوم و فنون و صنایع گوناگون در سینهٔ خود را دفینهٔ آنرا شکافته است. از درون آن یعنی از تالاق آن سطح تونل (۲۱۳۵) متر بلندی را مالک میباشد که به این جنوری تونل تا بحال نه دیده و نه شنیده شده است.\nدر وقت حفریات این تونل همچنان موانع هایی تصادف شده بود که برداشتن و رفع نمودن آنرا هیچ عقل قبول کرده نمیتوانست، مثلاً از انجمله ظهور یافتن یک چشمه بسیار پرزور و قوتی بود که در صف راه تونل دفعتاً بصورت تا کهای از یک دیوار تونل فواره آسا بآب راندن آغاز نهاد. بلا این بود که این آب درجهٔ حرارت ۹۰ یعنی مانند آب جوشان سماوارها گرمی داشت که نزدیک شدن به آن غیر ممکن بود. و بخار خفه کننده بر حرارت آن نیز در میان تونل پیچیده عمله و مزدور کارا را بفرار مجبور نمود از اسباب کار حفریات تونل ماه ها معطل ماند. زیرا در میان تونل یکنهر آب جوشان و بخاری تشکیل یافت که در میان آنچنان همبر جهنم آیا کسی طاقت کار کرد را نداشت.\nحال آنکه انسانهای این عصر بیستم وسایط صناعیه را بدرجهٔ تکمیل نکرده اند که چشم شان از چنین مانعه ها خم خورد، لهذا برای دفع آنهم به بنی نجاره ها و حیله ها تشبث ورزیده برایم غالب آمدند.\nو بر توقف دادن آن آب جوشان پرزور و قوتی که غیر قابل مقاومت معلوم میشد کامیاب آمده کوه کلان به آن در کدا از یکسر تا بدیگری شکافته با و لوله های سفیرهای با اهتزاز راه آهن ریلهای خود از آن در گذشتند. لهذا این تونل سه میلون را نیز اگر یکی از خوارقات عصر النقول اختراعات این عصر حاضر شمار آریم حق صریحی خواهیم داشت.\n\nبرج (ایفل)\n\nدو سال پیش ازین مراسم سنهٔ دورهٔ بیست تخمین اتمام یافتن کار برج (ایفل) در پاریس اجرا گردیده بود که به این مناسبت یک جشن بسیار\nبرج ایفل چنانچه از جهت تصورات و عملیات فن معماری یک بدیع صنعت شمرده میشود. همچنان در خصوص علوم و فنون نیز خدمتهای عظیمه"}
{"book": "adl0616", "page": 1405, "text": "صحیفه ۸\nسال پنجم\n\nبکار می آورد : مثلا در خصوص رصدات اجرام سماویه و احوال جویه و هوائیه برای ارباب فن خدمتهایی که این برج بعمل میآرد دیگر هیچ رصد خانه نمیتواند . از انجمله چندی پیش ازین يك كونكره بين المللی در باب توحید و یکانکی ساعتها تشکیل یافته بود که در روز دوبار از سر این برج بواسطة تلگراف بی سیم بهمه مرکزهای متمدنهٔ جهان اخبار کیفیت میشد . و ازین رهگذر تمام عالم مدنیت استفادهٔ عظیمی کرده میتوانست . لهذا برج ایفل يك اثر بدیعهٔ محیر العقول آثار صناعیهٔ عالم تمدن شمرده میشود .\n\nحوادث داخله\nمرض عارضهٔ هیضه\n\nجناب رب منان ممالک محروسهٔ اسلامیه را از آفات وبلیات در حفظ و امان دارد .\nمرض مدهشهٔ وبا از قرار ریوتهای محکمهٔ کوتوالی تاهنوز رفع نشده است و يك نزول و عروج عجیبی دارد . چنانچه از جدول ایستانستيك اصابات و وفیات شمارهٔ سابقه و حالیهٔ اخبار ما معلوم است که بعضی روزها خیلی شدت و بعضی خیلی کم میشود . غالبا يك جای امن و امانی که موافق طبیعتش بوده پیدا کرده ، مردمان حلیم و سلیمی در مقابل خود می بیند که آرزوی جدایی را نمی کنند . مثلا در يك جایی که فکرها برين يك ثابت شده باشد که دفن اموات بجز قبرستان که قوم و خویش شان دران دفن شده باشد در دیگر جا امکان ندارد مرض چمان با آن جنازه ها از جایی بجایی مشایعت نکنند ؟ يك شهری که در کدام قریه مصاب میشود بايك قریه که در شهر مصاب یا وفات میشود ضرور باید حمل و نقل شود . چه چاره سر باید کرد تا خودش بتنك آمده تشریف ببرد ! بهر صورت از بارگاه الهی نیاز میکنیم که این بلا را از سر مسلمانان رفع نماید .\n\nتاریخ | وفیات | اصاباب\n--- | --- | ---\nاز ... یوم پنجشنبه تا به جمعه ۱۳ ذیقعده | |\nدر شهر ... | ۳ | ۱\nدر اطراف .. | |\nاز ... یوم جمعه تا به شنبه ١٤ | |\nدر شهر ... | ۳ | ۱\nدر اطراف .. | ۱۲ | ١٦\nاز ... یوم شنبه تا به دوشنبه ١٥ | |\nدر شهر ... | ۰ | ۲\nدر اطراف .. | ۷ | ١٥\nاز ... یوم دو شنبه تا به سه شنبه ١٦ | |\nدر شهر ... | ۰ | ١٤\nدر اطراف .. | ۰ | ۹\nاز ... یوم سه شنبه تا به چهارشنبه ۱۷ | |\nدر شهر ... | ٦ | ۱۱\nدر اطراف .. | ١٦ | ٢٥\n\nشمارهٔ ۵۰\n\nاز ... یوم چهار شنبه تا به پنجشنبه ۱۸\nدر شهر ... | ۰ | ۲\nدر اطراف .. | ۰ | ۲\nاز ... یوم پنجشنبه تا به جمعه ۱۹\nدر شهر ... | ۱ | ۳\nدر اطراف .. | ۱ | ۳\nاز ... یوم جمعه تا به شنبه ۲۰\nدر شهر ... | ۰ | ١٤\nدر اطراف .. | ۰ | ۱۹\nاز ... یوم شنبه تا به یکشنبه ۲۱\nدر شهر ... | ۱۲ | ۸\nدر اطراف .. | ۸ | ١٥\nاز ... یوم یکشنبه تا به دوشنبه ۲۲\nدر شهر ... | ۷ | ۳\nدر اطراف .. | ٦ | ۰\nاز ... یوم دوشنبه تا به سه شنبه ۲۳\nدر شهر ... | ۲ | ۳\nدر اطراف .. | ۱ | ۰\n| ۱۲۸ | ۱۸۸\n\nحوادث خارجیه\nاحوال ایران\n\nجریدهٔ رعد مینویسد\nاوخ ! که گذارشات بی نظیر روز کار با سرعت هر چه تمامتر از دید های خمار آلود ما میگذرد و جانبازی کرور ها ابناء نوع سرنوشت آینده ملل را معین میسازد در حالیکه حس آگاهی کنان ایران بجنبش در نمیاید و فعالیت مدعیان دانش در مقدمات و فریبانه صرف میگردد . از گرفتاری در پیچ و خم تردید و تلون عمراً و دقایق زندگانی يك جمعیتی در گرداب جهالت و خود خواهی نابودی و در مقابل تمام مصایب و کل شداید باوهام دلها خوشنود میگردد .\n\nکذا\n\nواقعه جنان در اصفهان\nنظر باطلاعات واصله شب چهار شنبه رئیس بانك استقراضی و قنسول روس در اصفهان در حالتیکه به معیت پیشکار مالیه قریب از ساعت از شب گذشته از يك میهمانی عودت میکردند در خیابان يك و از میانه در خفا صدای شليك بلند شده و چند تیر گلوله بطرف مذکور انداخته میشود رئیس بانك مقتول و پیشکار مالیه مجروح گردید .\n\nکذا\n\nراجع بواقعه بوشهر\nدر ۲۰ سرطان مقارن غروب آفتاب چند نفر از صاحب منصبان انگلیس با چند سوار هندی از سبزآباد که محل ژنرال قونسول انگلیس است حرکت کرده بعنوان تفحص از تنگستانهایی که با اسلحه آمده بودند بمسافت سه میل از سبز آباد رفته پس از چند دقیقه در مقدمه از اطراف شليك می شود و مازر الیفات و يا ، كابين ويك نفر هندی مقتول و دو نفر هم مجروح میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1406, "text": "۹ سال پنجم شمارۀ ٥\n\nعصيان ورزيده جنك شده يك نفر افسر سويدى با ١٢ ژاندارم كشته و ٢٢ نفر هم مجروح كرديده اند\n\nكدا\n\n◆ شيراز ◆\n( درمضان )\nاوضاع شهرى كما كان است ادارات دولتى مفتوح واعضاء همه روزه حاضر ولى كارروائيشان مفقود است ايالت جليله شخصاً اصلاح جو و امنيت خواه اما اجزاء واتباع عموماً مفسد و نه جو و طباع هر قدر ايالت جليله در تحصيل امنيت و رفاه مآت بر مى آيد بر عكس اعضاء ادارات در خرابى ملت ومملكت مساعى جميله خود را مبذول ميدارند هر اندازه خود ايالت بى غرض وبى طمع ولى اجزاء واتباع طمعشان مافوق النهايه وغرضشان مافوق تصور است مختصراً رؤساى ادارات به اندازه غرض دانى وخود پرستى مخرج ميدهند كه تمام اعمال نيك چند ساله ايالت جليله هم بهبا و هدر داده اند\n\nكدا\n\nتذكراتا از طهران خبر رسيده كه ايلات لرستان بر ژندارمه قرب بروجرد حمله برده دو توپ از آنها گرفته اند و نيز تلگرافاً خبر رسيده كه در كنگور قرب كرمان شاهان همراهان قونسل آلمان كه در تبريز بوده بهمراهان قونسل هاى انگليس وروس حمله برده طرفين استعمال سلاح نموده همراهان قونسلين نقصان يافته اند و نيز از ژندارمه كارى پيشرفت نموده تا اميد گرديده اند اين خبر فوراً به وزراى طهران داده شده حكم به افسر قزاقى كه در صحنه بوده و تا كنگور چهار روز است رفته كه بقو اسلهاى روس وانگليس كمك نمايند\n\nاخبار رعد مينويسد\nعمانيها در ساوجبلاغ\nروز پنجشنبه شهر رمضان تلگراف، ذيل از ميان دو آب بطهران مخابره شده است : كاغذ صدق بيك قوماندان است كه از ساوجبلاغ رسيده عيناً درج ميشود : خدمت آقاى رئيس تلگرافخانه مياندواب بعد از تقديم عرض سلام واحترامات فائقه خالصانه زحمت افزا ميشود مخلص خاطر شريف وعموم برادران دينى آن طرف را مطمئن مينمايد كه دولت عليه عثمانى غير از استحكام مبانى اتحاد ودوستى وتشديد اساس اخوت با دولت عليه ايران واسايش ورفاهيت رعيت وتطهير خاك پاك ايران مقصودى ندارد در اين صورت وحشت وتفرقه كه رعاياى كرد عجم خيلى بيجهت وبلكه باعث استفاد دشمنان اسلام ميباشد بطوريكه مخلص در اين جا مشغول اعاده امنيت واسايش كليه رعاياى عجم وكرد مى باشم از جنابعالى وساير مامورين محترم خواهش مندم بهر شكلى اقتضا مينمايد در تامين رعاياى بيچاره بذل مرحمت فرموده اسوده آنها را بجاهاى خود بفرستيد كه بدون نگرانى مشغول كسب وكار خود باشند و مخصوصاً آن طرف مخاصم پايشان اطمينان كامل بدهيد كه بدون خيال سر جاى خود بيايند به كسب خود مشغول باشند انصاف نيست دشمنان اهالى در اين ضمن از ماها استفاده نمايد الحمدلله تجار محترم وساير محترم هاى اين جانهايت استراحت را دارند زياده زحمتى ندارد\nقوماندان ساوجبلاغ صدقى\n\nنقل از اخبار حقيقت بين\nحبل المتين\nايضاً بوشهر\n( اصبحنا فى عبودية الدولة البريطانيه )\nاز ٢٠ رمضان وضعيت شهر بوشهر تغيير وحكمران عارف عالم باشرف واقف مواقف عصر دست روى دست نهاده گويا منتظر پيش آمدى مهمى نشسته بود برخى ابلهانه همچه تصور ميكردند بحران كابينه ايشانرا هم در حال بحران گذارده وحال آنكه همه وقت گذر خود را مربوط به كابينه طهران مى پنداشتند تا اينكه در يوم يكشنبه ٢٩ رمضان قشون انگليس وارد وادارات رسمى را تصرف كردند آن وقت معلوم شد آقاى موقرالدوله كه از يك هفته پيش منتظر بودند منتهاى دانش وسياست را داشتند در هر صورت على الرسم والحكم ما را هم قشون انگليس در قبضه نمود وموقرالدوله را محترم نگاهداشته يكى از دو امر را از ايشان خواستند اول اينكه بطرف طهران روانه ويا اينكه مثل ساير مردمان عادى در بوشهر توقف كنند ، موقرالدوله ساعتى چند غور نموده گويا چنين اصفيه كردند كه چون مركز يان از وضعيت جنوب واقف نه بوده قبل از اين پيش آمد كنونى به لقب وطن فروش مفتخر شان داشته بودند با اين پيش آمد چه لقب خواهند داد معلوم نيست وخوف جانشان هم مى رود توقف در بو شهر هم با مردمان عادى با آن علو طلبى وشرف دوستى كه در وجود ايشان موجود است نه پسنديده خواهش نمودند آزادانه با عيال واطفال روانه يمنى كردند مشروط بر اينكه پس از اينكه دولت انگليس بوشهر را تخليه نمايد موقرالدوله را در همان عمارت حكومتى جاى داده بود ، يعنى موقرالدوله را بحكومت بوشهر برقرار دارند وباطناً هم آنچه لازمه تقويت باشد از ايشان بشود .\n\n❈ اعلان ❈\n\nكدا\n\nدولت انگليس او امر صادر فرموده اند قواى انگليس كه حالا در بوشهر است فوراً بوشهر وجزيره ها را تصرف بكنند وحكومت بوشهر را بعهده گرفته كمرك خانه هم تحت ضبط بياورند اين اقدام از طرف دولت انگليس بسبب تعينى كه بر خلاف ميل ورغبتشان بر آنها زور آور شده است بعمل آمده واين تعين ايشان از مهاجمه تازه تاسف انگيز طوايف برى بوشهر كه در ضمن آن دو صاحب منصب انگليس وسه نفر سپاهى كشته وزخمى شدند بتصديق پيوسته است ازين رو اين وضع يك وضعى است كه دولت انگليس تحمل نتوان كرد ولهذا مجبور شده اند كه اقداما نيكه براى مصالح خود لازم تصور كرده بعمل آورند ومداومت بتصرف بوشهر كنند تا وقتى كه دولت ايران ملتزم بشود كه تلافى كامل از اشخاص مقصرين از حمله اخيره نمايد وساير مطالبات دولت انگليس را اجابت نمايند بموجب اوامر دولت به مردم بوشهر وتمام كسانيكه مربوط هستند لهذا بايد بدانند كه امروز اين جانب حكومت بوشهر را از جانب دولت انگليس بعهده گرفته ام ( امضا ) ( تراور ) حاكم از جانب حكومت انتظامى انگليس\n\nكدا\n\nوكيل روتر از پطروگراد خبر داده كه قرب قزوين شاهسون ها"}
{"book": "adl0616", "page": 1407, "text": "صحیفه ۱۰\n( نوبهار )\nتلگرافات خصوصی\n\nسال حجم\nشارة\nداخله مملکت خود را کامل از مردم مسلمانان و یهودی و غیره فرقه های\nغیر روسی که بدولت مذکور است موقوف نموده بلکه قریب دوهت\nاز پرچند با کمال تاثر عرض میکنیم در این اوقات که تاره عالم سوز شده که در کرکی برای کسی کرید نیامده است و نمی آید دو بم مال سنگین\nاروپا افروخته با وجود رسیدن احکامات هیچ اسلام در همراهی بدولت باب مثل درب و کنتور وغيره اجناس پشمی و کلا وه نخ از بردن\nهم کیش و آئین و دخول در جهاد که امروزه از فرایض شما است دولت تجارها که بدوات های غیر می برد موقوف نموده و نمی ماند . و نیز\nعلیه ایران ملت را امر بر بیطرفی فرمودند در صورتیکه از هم جواران در کر کی افواه است که بدره دانیال عسکر عثمانی به عسکر دولت انکلیر\nدر این مدت بغیر از اقدامات در بیطرفی هیچ چیز مشاهده نشده از طرف و فرانس شکست زیادی داده بلکه دوازده هزار عسکرشان را طریق و\nهمسایه شمالی تمام شده شمال را اشتغال و تصرفات غير مشروع نموده دریا نموده است – و نیز مسموعی شنیده شد که چند ضرب توپ و چیزی\nاز طرف دیگر همجوار جنوب در تمام بنادر و عربستان دخالت های عسکر سواره روسی در مشهد مقدس جهة جلوكيرى عساكر عثمانی\nحق شکستانه می نماید نقطه که قدری کمتر طرف توجه همسایه کان بود بطهران بوده آمده است.\nدو نقطه قاینات وسيانان بود که حکومت جلیله در این انقلاب از هر حیثیت\nرفع بهانه ایشانرا نمود بهتر دلیل بر این مدعای ماستمدید کان این که در این\nمدن از هر گوشه و کنار آثار انقلاب ظاهر شد مگر قانات وملت قاینات\nهم در اوامر مطاعه دولت تمکین صرف بوده و ملاحظه اهمیت نقطه را\nنمودیم تا بهانه و عذری بدست همسایگان نیاید تا این صفحه از وطن مقدس\nسارا هم مثل سایر جاها فعال ما یشا نکردند ولی افسوس که با اینهمه تمكين ما\nو تامین دادن ایشان بورود عا کر خود این نقطه را تیره و تار نمودند باسم\nاینکه دو نفر آلمانی شهر قاین در بازده فرسخی برجند واز نشده اند\nما امنیت نداریم متواليا سادات و توپ و تفنك وارد می نمایند و از طرف\nدیگر دولت انگلیس هم محض عقب نماندن از هم عهد و پیمان خود قریب\nبا صد نفر رساله هندی بسیستان وارد نمود است در صورتیکه بمحض\nخبر دادن خود ایشان حکومت جلیله را پورتهای متعدده بدولت دادند\nو از طرف دولت امي وتكليف معين اشد و حضرت حکمران پایشان\nاطمینان از هر دینی دارند که شما آسوده باشید قوای دون انه ملی\nحاضر است و شخصا خود من هم از هر گونه اقدامات کوتاهی ندارم\nو اطمینان میدهم که هیچ حادثه رخ خواهد داد با وجود این متقاعد نشده\nاین ملک بی صدار اصدا آوردند و طول نخواهد کشید که این صفحه هم\nمثل سایر جاها یک پارچه آتش خواهد شد مسجد و معيدگاه ما مسلمانان\nقاینات جای سالدان و اسان آنها، رعیت از قتل وغارت سالمات روس\nند نظر نا محال مقبول وهدف كاوله بی رحمانه ایشان ، ناموس و اهل\nو عالمان در چنگال خون خوارانه تابکار بیرحم ا کر اولیان دوك\nو ملت رفع غاله بزودی نمایند. مجبوراً آنچه لازمه غیرت اسلامی است\nاقدام خواهیم کرد.\n\nآخر ترین خبرهای جنگ از اخبار نوبهار\nابلاغیه عثمانی\nاز طرف سفارت کبرای عثمانی تبلیغ می کرده\nخبراز اردو گاه عمومی عثمانی\nدر جبهه قفقاز بری روز يك مفرزه عمانی تپه مهمی را از دشمن\nضبط کرده بود روسها را اینکه حمله های سخت برای پس گرفتن همان دا\nشبه می کنند جز دادن تمامات زیاد نتیجه ندیده\nدیروز بعد از ظهر زره پوشهای دشمن موسوم به ( الدران ) (داس)\nبا چهار عدد موشک انداز پیش کاه (فیانی ) آمده بیشتر از دویست\nگلوله به مواقع عثمانی انداخته اند نتیجه این تعرض بك شهيد و دو مجروح\nبوده استحکامات مقابله کرده یکی از زره پوشها دو جار خسارت کنه\nو فرار نمود. بنابر تا نیم کلی آتش استحکامات ( آناطولی ) دشمن فعالیت در\nقدیمه اش را در موقع ( تشکه بوری ) از دست داده\nجبهه قفقاز جناح يمين ما که در حوزه رود ( ارس ) مها\nحرکت میباید با سواره و پیاده روسها شروع بجنك دشمن را با دو هزار\nمجروح و مقتول عقب نشانده است در نقا طیکه دشمن ترك و فرار نموده است که\nقاینات جای سالدان و اسان آنها، رعیت از قتل وغارت سالمات روس\nند نظر نا محال مقبول وهدف كاوله بی رحمانه ایشان ، ناموس و اهل\nو عالمان در چنگال خون خوارانه تابکار بیرحم ا کر اولیان دوك\nدشمن بايك آتش توپخانه سخت بر جناح بين ما مجوم قطعی نموده در مقاله\nو ملت رفع غاله بزودی نمایند. مجبوراً آنچه لازمه غیرت اسلامی است\nدلیرانه قشون عثمانی کلیتا محو و پریشان شده و فراریان الأسر از پرهای\nمدهش خود شانرا پرت کرده اند از نتیجه این محاربه عساکر عثمانی نام کیا\nزیاد و اسلحه عاب بدست آورده اند\nدرسه البحر ها روز دشمن سهم دفعه بجناح يمين ما هجوم کرده و في\nاز دادن تلفات زیاد کاری نکرده در جناح بار محاربه خندقها دون\nقوه سوق می کرده است از دشمن در عراده ترانیوز بدست افتاده است در کافه این نگاه تان\nبا اینکه دشمن قریب شصت هزار کلوله توپ صرف نموده است نیه ماه\nجد وجه دش به يك هزيمت کلی منقلب شده تلفات بی اندازه داده از مرافق\nعقب نشسته است.\nدیروز در موقع حد البحر دشمن بر جناح يمين ويسار ما حملات شد\nمتوالیه آورده با سر نیزه مقابله دیده محو و پریشان شده و در این کارزار او پر\nعده انكليسها اسیر گشته اند\nجبهه عراق شب یازدهم ماه کشتهای انگلیس در شهر قرات هر چه انکه\nغیرت ورزیده اند که طرف شمال جلو روند بنابر مقاومت شدید فراواها منه\nعثمانی باللغات زياد عقب نشسته اند\n\nاعضاء ۱۳ نفر از علما ومنافذين اهالي\nکربلا\nاز قرار اخبار واصله حسين روف بيك باز از خانقین عصر و سریل\nقوه سوق می کرده است با کوبا روسای کرمانشاه نیز به آقای اقبال\nالدوله مکتوبات مفصله نوشته در ضمن اظهار داشته اند که هنوز احتمال\nمخاطره یکای رفع نشده است ..\n\nسیستان\nدر این اواخر انگلیسها بهانه اینکه در حوالی طبس سوار آلمانی\nدیده شده ٤٥٠ نفر فشاون عندى محدود بر چند وارد کرده اند .\nروسها نیز بهمین عنوان عنده قشون بدان سمت سوق نموده اند\nقوای روس رو يعارفی قاینات حرکت کرده است .\nیکی از نامه نگاران از ماور النهر میتواند\nدر خصوص دوان رومی چنان است که در این روزها گزیدهای"}
{"book": "adl0616", "page": 1408, "text": "۱۱\nسال پنجم\nشماره د\n\nکاریبالدی چطور غرق شد ؟\n۱۵ ماه حجه دار دانل سمت آری ورثى يك سفينه نقلیه دشمن که\nعملو از قشون بوده در رفاقت یک کشتی جنگی بساحل تقرب نموده\nستار شلیک توپخانه عثمانی یکی از کشتیها غرق وديكر محترق گشت.\nجه عراق نفرات عثمانی دشمن را احاطه کرده نتیجه يك محار به\nدوازده ساعت با تلفات زیاد عقب نشانده اند با اینکه انگلیسها مقتولین\nو مجروحین خود را\nحمل کشتیها کرده سمت\nعرصه جنگ بیشتر از\nواقصد جه ماده است.\nکه میان آنها دوفر\nصاحب منصب بوده\nضایعات مادرین حرب\nبك صاحب منصب\nو مجنفر شهید و یک\nنفر مجروح شده\nدر این محار به کشتیهای\nانگلیس رقوای عثمانی\nقريبا سيصد گلوله\nتوپ انداخته اند ..\nجهه دار دانل\nدر آری ورثی دشمن\nبرای اوضاع کشتیها یکه\nدر خندقها افروخته ام\nمی کنند\nدر سد البحر\nکشتیهای نقلیه دشمن\nاز دروز باستطرف\nمتماديا حمل و نقل مجروحین\nمی کنند\nجهه عراق دشمن\nکه سیزدهم ماه ژویه\nبموقع قلعة اللحم در\nقرب ( فورد ) عقب\nنشانده شده بود قوای\nتازه گرفته در شب ۱۵\nماه حمله بر مواقع مادر\nساحل فرات بوده\nدر نتجه يك محاربه\nشدیدی کلیة منهدم\n\nتفصیل غرق کروازر گاریبالدی نام ایتالی را اخبار روتر اینطور مینویسد:\nيك دیویزیون از کروازرهای ایطالی که به چندین ذات البواری .\nفرویسی ، گاریبالدی ، و تربی سانی مشتمل بوده در حوالی کانار و نمایشی\nداده هنگام مراجعت جهازات ایطالی دچار حمله محو البحربهای اطریش\nمیشوند. کروازر گاریبالدی حمله را دفع کرده در حمله ثانی توربیل\nخورده غرق میشود .\n\nاز مناظر مصر\nقبرستان مسلمانان در جوار اهرامها که از عجایب سبعه عالم محسوبست\n\nبلغار و عثمانی\nو پریشان کشته عده انگلیسی به در حین قرار امکان سوار قایق کشتها میشوند. کروازر گاریبالدی حمله را دفع کرده در حمله ثانی توربیل\nنداشته همگی از طرف عماکر عثمان اسیر شد. اند در این محاربه تلفات خورده غرق میشود\nانگلیسها زیادتر از هزار نفر بوده در میان آنها یك فرمانده و دو صاحب\nمنصب است می و دو قایق دو عراده مترالیوز دویست عدد تفنگ عده مخبر روزنامه ( تایمس ) مقیم صوفیه خبر میدهد که عهد نامه بین بلغاريا\nبسیار شمشیر و نیزه مهمات و فشنگ و دوربین و غیره اغتنام گردیده است. و عثمانی به امضا رسیده است و بالنتیجه راه آهن ( رده آغاج ) بیلغار"}
{"book": "adl0616", "page": 1409, "text": "نمرهٔ ٥ سال پنجم صحیفه ۱۲\n\nواگذار شده ، و نیز تمام راه آهن ( مورخ ) بعثمانی داده شده و این معاهدۀ جدید تمام مسائل نامۀ سیاسی را که بین دولتین بلغاریا و عثمانی از دیر زمان موجود بوده اصفیه و حل نموده است .\n\nپترو کراد - روز نامه ( روما ) منطبعه صوفیه خبر میدهد که مذاکرات ما بین عثمان و بلغار خاتمه یافته است . امروزه آلمانها از طریق بلغارستان بخاک عثمانی مقدار زیادی اسلحه روانه مییابد آلمانها بواسطة استحکام قوای روحیه ترکها را محکم سازند خیال دارند که چندین دسته عسکر در خاک عثمانی روانه نمایند آلمانیها چهار نفر مهندس بصوفیه برای رسیدگی به حمل و نقل اسلحه و ترمیم آنها روانه نموده اند . از قرار مسموع یک حصه واکونهای راه آهن بلغار حاضر شده که چند روز موقتاً حمل و نقل معمولی را توقیف نموده بحمل مهمات مزبوره به پردازند\n\nمسکو - برای ترتیب کار خانجات لوازم حربه عده زیادی از متخصصين ميكانيك آلمان از راه بلغارستان و رومانيا جديداً بعثمانی اعزام شده اند .\n\nپترو گراد - بر حسب معاهده که ما بین بلغار و عثمانی منعقد شده است ، قوای عسکریۀ بلغارستان در سرحدات صرب و یونان تزیید و تقویت شده است .\n\nپتروگراد - در رومان سوفیات خصوصی صاحب منصبان امتداد که\n\nکاریکاتور\nالسياسة المصورة\n\nپیپ کلان مصر است که از شربت ثروت و سعادت مالامال است . انگلیز، بکمال مستی سرشار بران متمکن عز و افتخار است . در ظرف خودشان از شیر دهن فراخی مانند سیلاب ریخته ظرف را لبریز، و کله های شانرا و، و شکمهای شانرا طبل ساخته . در ظرف وطنی های خود مصر مانند اشك چشم یتیم قطره قطره میچکد و تا ظرف یکی پر شده نوبت دیگری رسد از تشنگی میمیرد سلطان اعظم (!) مصر ، آیا میراث پاشنه\n\nمیکند . آلمانها اشاعه میدهند که حرکات رومانی برضد ائتلاف رباعی میباشد. از انکه در خطوط شرق پیشرفت خود را تامین نمودند . مسئله عبور قوای آلمان از خاک صربستان را تعقیب خواهند کرد .\n\nپترو گراد - از طریق رومانی آلمانها هزار واگون اسلحه بخاك عثمانی وارد کرده اند .\n\nتدارك آلمان برای حمله به صربستان\nآژانش پترو کراد مورخه ١٤ اول ( ١٤ رمضان ) خبر میدهد که نظر به شایعات جدید آلمانها تازه کی مصمم شده اند که يك حملۀ سختی به صربستان نموده بدينوسيله يك راه مستقیم از داخلۀ آلمان و اتریش بخاك عثمانی باز کنند و ضمناً در بلغارستان نیز نفوذ خود را محکم سازند. برای این مقصود تداركات بزرگ دیده میشود، از قرار معلوم آلمانها پس\n\nتحت البحرى المان\nپاریسون ، امریکائی در ضمن ملاقات خود با مخبر روزنامه نیویورک هرالد گفته است : تحت البحر های آلمان تا امروز به جنگهای جدی و حقیقی خود آغاز نکرده اند فعلا ١١٦ فروند تحت البحر آلمان در سواحل انگلش کانال مشغول مین گذاری هستند ، عده این مينها بالغ بر ۳۰۰۰۰ خواهد بود. کانال وقتيكه تحت البحرى های آلمان بجنك جدى شروع کرد مملکت انگلترا داشته"}
{"book": "adl0616", "page": 1410, "text": "عرفه ۱۳\n\nشماره ٥\nسال نجم\n\nت وقایع مهمه مشاهده می کنند که عقلها را حیران میگذارد ، و نیز گفته ان است که : و امروز در کار خانهای آلمان ٤٠٠٠٠ عمله موجود است و همه ساختن تحت البحری های تازه مشغولند و هر هفته يك چند تحت البحر جدیدی در آب میاندازند ..\n\nمسدود شدن کانال علاوه بر اینکه متجاوز از ۳۰۰۰ میل راه جهازات انگلیس را دورتر خواهد کرد تاسیس بنادر لازمه هم محتاج وقت زیاد است . و ممکن است که تشبثات جمال باشا هم از عملیات تخلیه کانال مانع بشود. در این صورت باید گفت که مجاله راه انگلیها از دریا برای هندوستان بسته شده و فرچه بدست شورشیان هند افتاده است. مدود شدن کانال سویس را ابلاغیه عثمانی برای ما انطور خبر داده : - در جهه مصر در ظرف این دو هفته یک کشتی جسیم دشمن در میان کانال سویس غرق کردیده عبور و مروز و مرور از کانال کاملا قطع شده است. مطبوعات روسیه که پایست خیر باداره ما رسیده در تایید این وقعه میگویه : موجب اخبار یکه از منابع رسمی به امیرسد کویا در کانال سویس يك فروند کشتی بزرگ تجارتی که بر از امتعه بوده بدون جهت و واسطه غرق کشته و راه آمد و شد را بسته است . روزنامه فی اقبال پس از درج خبر فوق اظهار میدارد که بعضیرا عقیده بر این است که این کارها را تماما آلمانها می کنند.\n\nتحت البحري زره پوش\nاز از اول این جنك مهندسین دولت آمازونی بواسطه پیمودن در باهی کونه نشینانی مینمایند . نظر قول بعضی جراید نویسها كويا مهندسین دولت مزبوره تخیال افتاده اند که یک فروند کشتی زره پوش تحت البحري از که دارای یک عراده توپ سنگین باشد انشا نمایند . زرگی کشتی باید باندازه باشد که در سطح آن يك برجی دارای يك توپ بازده دگمه بنا بشود. تقریبا بزرگی ان مثل کشتهای جدید سطح البحرى باشد. بغیر از آن برج باید برج دیگری باشد که دارای چندین میاده توپ کوچک برای دفع هجوم کشتیهای زره پوش و تحت البحری شود محرک این کشتی باید احتیاج بانش خارجی نداشته و با قوه البكتريك کار کرده و در هر ساعتی سی میل کشتی را راه برد. در وقت جنك این کشتی باب فرو رفته در سطح آب فقط آن برجی که دارای زره میباشد میایند و بدین واسله این کشتی را مثل زره پوشهای دیگر ملیس زره نکرده وزره پوش شدن برج خارجی اکتفا میکنند . یکی از روزنامهای ( انگلیس خیل تعجب درباره آن کشتی نمود. وميكويد ٥ : يك كشتی که فروباب رفته و در ساعتی سی میل راه رود اولا باید حجم آن خیلی بزرگ باشد و ثانیاً باید خیلی گران تمام شود و برا کشتی که دارای چنین برج شده و در وقت جنك باب فرورود غیر از این دوشق غیر قابل امکان است.\n\n( تو بهار )\n\nاز جمه اخبارهای اردو و انگریزی\n۱۰ ماه اکسنت سنه ۱۹۱۵ خبرا مستردم - از مراسلات امد کی دمشق ظاهر کردیده - که همان قانوس عربی ساخت که قبل ازین قیصر جرمنی - برای مزار سلطان صلاح الدين - وعده کرده بود - قانون مذکور را به اتمام خاس تیار کرده شده و به تزک واحتشام - تمام در دمشق رسانیده شده و به مزار مبارك سلطان صاحب مرحوم آویخته شد. ١٩٦ کست خبر شمله دو لشکر جهارات تجارتی دولت برطانیه که گورنمنت هند در بین آنها غله کند و بار کرده بطرف ملك انگلستان فرستاده و دهر دو لنگر جهارات مذکور را کشتی های تحت البحر جر من فرق نمود - ۱۲۳ کست خبر لندن از قرار را پورت های آمده کی دره دانیال ظاهر گردیده که بدون افسرهای خورد مثل کیطان و كريل ولت - دو نفر افسرهای کلان - یکی جرنیل ایچ بالدن مقتول و جرئيل في دستر کرانت مجروح گردیده - ۱۲۷ کی خبرا مسترده از خبرهای آمده کی بران ظاهر گردیده - که چرنیل هدر كه در بحر باشت دوباره نقل و حرکت شروع نموده - مكر مر کر جنگی جريل مذکور در سمت جنوب متاد می باشد و گفته می شود به دولت روس مقام اولتا را خالی نمود و سپاه جر من مقام مذکور میلیو را قبضه نمودند . ۱۳۰ کست خبر کلکته از اخبارات یونان ظاهر کردیده - که به امداد بسیار کارخانه کرپ جرمنی در قسطنطنیه آمده کار خانهای اسلحه سازی برپا نموده اند که در کارخانه های مذکور روز و شب نك كا يكرها در ساختن - كلوله و اسباب جنك مصروف می باشند و از اناطولیه سیاه جدید متواتر در قسطنطنیه میرسند - و نیز ظاهر گردیده که به لنگر کشتی های تحت البحر جرمنی در بحر اسود - و مار موره و دره دانيال - وينج لشکر کشتی های مذکور در خلیج سمرنا می باشند .\n\n(کاسی)\n\n(بلغار و اتفاق مثلث )\nهر چند بیشتر از یک هفته میگذرد که نماینده کان متفقين پيشنهاد متضمن معاوضات ومعاهداتی که بلغارستان را بطرف اتفاق مثلث مقابل کند تقدیم صدر اعظم دولت بلغار نموده اند و لیکن تا کنون از طرف الدولت جواب به پیشنهاد مذکور داده نشده جز این که نسبت به برخی از مواد پیشنهاد مذکوره توضیحاتی خواسته اند و در همین هنگام ( رادو سلاوف ) با نمايند كان آلمان و عثمان در مجالس عدیده مشغول مشاوره بوده است.\n\nرودت مابین یونان وابطالی\nبحربه ایتالیا در این اواخر کشتیهای یونان را بشدت بنای تفتیش گذاشته زیرا که یونانیها به تحت البحربه ای آلمان معاوات میکنند بات یونان با نهایت سختی تا کید میکنند که دولت مزبور این وضع تحمل ناپذیر را بقوریت خاتمه بدهد.\n\n( فی اقبال )\n\nکا ال سويس\nاهمیت کا نال سویس رای انکالیها خصوصا در این موقع جنگ و شروع انقلاب هندوستان خیلی واضح است . الكلیها برای هندوستان دو طریق دریائی دارند یکی همین طریق کانال است و دیگری در جنوب افریقا از جلو دماغه امید پس از حفر کانال راه دماغه امید از کار افتاده بندرها و ایستگاه های منظم و مرتب نداشته که جهازات پستی هندوستان از آنها مایحتاج خود را تهیه کند.\n\n(کاسی)"}
{"book": "adl0616", "page": 1411, "text": "سال پنجم\nشماره ٥\nصفحه ١٤\n\n۱۲۸ کنت خبریتر و گراد از طهران بذریعه تار خبر رسیده که سفیرهای دولتین روس و برطانیه مقیم تبریز - در یکی های خود سوار از طرف گنگور می آمدند - که سه سفیر جرمنی به همراه يك دسته سپاهیان کارد بالای شان حمله نمود نقصان بسیار برای نفری سپاهیان سفیرهای دولتین رسیده در موقعه سپاهیان چندرامه ایرانی هم کاری کرده نتوانستند وزارت ایران همان وقت فی الفور اجلاس نموده در تو سامان بنام المفسرين كه سپاه چندرامه ایرانی احکام فرستاده شد که در مقام مذکور خود را برسانند -\n\n۱۳۰ کست خبر لندن - در میدان جنك فرانس جنك بسيار بشدت جاری است در علاقه ارگون توپخانهٔ دشمن - بك گلوله باری سخت نموده - و تا حال جاری است در این مقام سپاهیان جرمنی بم ها هم استعمال می نمایند و سرنگ ها یعنی نقب ها هم می رانند -\n\n۱۰ ستمبر سنه ١٩١٥ خبوشمله - منجانب و پسرای ملك هند اعلان یافته - که قبل ازین مشهور شده بود که یکدسته كوچك سپاه دولت برطانیه بر علاقه بوشهر ملك ايران - قبضه نموده بود - حال خبر رسیده که در شب ۹ ماه حال يك جمعيت مردم قبائل ایران که تعداد آنها قریب ششصد نفر خواهد گردید - بماتحتی دو نفر سرداران ایرانی بر سپاه انگریزی حمله نمودند - مجرد حمله فوراً جديد - فوج طلب کرده شد - و جمعیت قبائل نشر کرده شد - از طرف مردم قبائل - چهل نفر مقتول گردیده - و از طرف سپاه انگریزی دو نفر افسر هلاك و چهار نفر زخمی شدند -\n\n۱۰ ستمبر خبر شمله از لندن برای و پسرای هند خبر رسیده که در مشرقی کلیشیاه سپاه روسی بر سپاه جرمن و استریا حمله نمود - مگر در وسط ملك روسی - و ساحل بحر بالتيك پيش قدمی سپاه جر من جاریست جرمن ها قریب مقام اودی شرقی و بدريعة كاسهای مهلك يك حمله بسیار سخت نمودند و جنگ بسیار خون ریزی جاریست - و از اعلان دولت جرمن ظاهر گردید که سپاه جرمن - مقام وانکو را از دولت روس فتح نمودند -\n\n۱۲ ستمبر خبر لندن - اعلان - نموده - که در علاقه سکادل - فوج های روسی بسیار به شدت و تندی حمله نمودند مگر جرنیل هندن برك جرمنی - بعد از جنگ بسیار سخت خون ریز بوقت شب بشهر سکاندال قبضه نمودند -\n\n۱۲ ستمبر خبر لندن - از پتروگراد معلوم شده - که کشتی های تحت البحر دولت جرمن - در بحر اسود - در بندر گاه کریمیا حمله نمودند - اکنون جهازات تباه کن دولت روس در پی - تجسس کشتی مذکور می باشند\n\n۱۲ ستمبر خبر لندن - برای و پسرای ملک هند خبر رسیده - در محاذ روسی جنگ جاریست فوج های جرمی تحت کان - جرنیل مكنسن در مقام کو سوف رسیده اند . این مقام از پرستالتو دست ۸۰ میل طرف شمال می باشد . و نیز بريك مقام ديگر كه از پينسك ۲۷ میل طرف مغرب يك قاعه روسی بود - قبضه نمودند در علاقه ارگون دوا سنجر - جنك بسيار خون ریز جاریست - در ارکون جرمن ها توپ های کلان بکثرت استعمال نمودند مگر سپاه متحده ایشان را پس رانمود و در مقام وا سنجر - سپاه جرمن - بذریعه کاسهای مهلک و روغن های آتشگیر - حمله نمودند - سپاهیان - فرانس مجبوراً صف اول سنگر خود را گذاشته در صف دو بین قدری عقب نشستند -\n\n١٤ ماه سپتمبر ١٩١٥ خبر لندن - کشتی سنت المينا نام دولت ايطاليه ۱۷۰۰ سپاهیان دولت ایطالبه را از نيويارك ملك امريكة سوار کرده - طرف ملك ايطاليه می آمد جهاز مذکور در بحر ادريانيك آتش گرفته\n\n١٥ ستمبر خبر کلکته از اخبارات آمده کی ممالک یورپ ظاهر شد که دولت جرمن - سعی بسیار می نماید که بهر صورت که ممکن شود - مردم دولت فرانس علیحده صلح کنند - گفته می شود که دولت می خواهد - که صوبه ايسس - ولورين را بدولت فرانس واپس بدهد و نیز علاقه ملك افریقه را که در مقامی مرا کو چند سال قبل از این از دست فرانس حاصل نموده بود -\n\n١٥ ستمبر خبر شمله - منجانب و پسرای ملك هند اعلان یافته - که فوج های جرمنی مقام - ولينا - ولین های ریل که بطرف پترو گراد می رود رسیده اند - از ملک روسی خبر رسیده - که سپاه روس از استقامت دیروز - که از مقام ولبنا - بقدر ۲۸ میل بطرف شمال مشرق يك استقامت کلان پترو گراد در حوالی بود - پس رانده شدند و از سمت جنوب حمله های شدید بطرف شرق سکیم دل به بسیار شدید جاری است - كمك بسيار هم برای سپاه جر من رسیده و در علاقه سوات والكوسك و كابريز - سپاهیان به بسیار احتیات و آهستگی - پیش قدمی مینمایند -\n\nخبر رسیده که کشتی ای تیره تحت البحر دولت برطانیه را جهازات دشت در دره دانیال غرق کرد ۱۳۰ نفر افسر و ۲۵۰ نفر ملاحان کشتی مذکور اسیر نموده اند چونکه بعد از چهارم ماه ستمبر درك كشتى مذكور معلومات گفته می شود که بیان دشمن تصحیح خواهد بود -\n\n۱۷ ستمبر خبر روما طریق سرکاری اعلان یافته که در چند روز اخیر برای - سپاه - استريا - كمك بسیار رسیده - سپاه استریا بعد از گلوله باری بسیار بشدت توپهای کلان - بر چند مقامات حمله های بسیار سخت نمودند لکن در همه جا - و همه حمله ها به نقصان بسیار سخت ایشانرا پس نمودند -\n\n۱۷ ستمبر خبر پیرس اعلان یافته که در تمام محاذ جنك فرانس کاوه بسیار بشدت جاری است در علاقه ارگون سپاه دشمن بم های سنگین انداخته و در اکثر مقامات گلوله های توپ های کلان سنگر کوب را به تعداد بسیار استعمال نمودند -\n\nپرواز طیاره های جرمنی بطرف قسطنطنيه -\n\nلندن ۱۳ ماه ستمبر -\nنامه نگار رویوتر از پتروگراد اطلاع میدهد که از بلغاریه ریپورت باین مضمون رسیده است که طیاره های جرمنی از اورسودا پرواز نموده از راه سرویا و بلغاریه بدانیوب گذشته طرف قسطنطنیه می روند -\n\nمجموعه كل تلفات برطانوی -\n\nلندن ١٤ ماه ستمبر -\nدر دار العوامه مستر اسکویت اعلان نمود که کل تلفات برطانوی در سال اول جنك بدين موجب بود\n\nمقتول\nافسر ٤٩٦٥ - سپاهیان ٧٠٩٩٢ -\n\nمجروح\nافسر ٩٩٧٣ - سپاهیان ٢٤١٠٨٦ -\n\nمفقود الخبر\nافسر ١٥٠١ - سپاهیان ٥٣٤٦٦ -\n\nيعنى كل تلفات مقتول و مجروح ومفقود الخبر سه لك و هشتاد و يكهزار و نه صد و هشتاد و سه نفر میباشند در سال دوم جنك البته که این عنوان به دو مثل آن بالغ خواهد شد اگرچه نسبت به تعداد تلفات دیگر ملل بسیار کم است"}
{"book": "adl0616", "page": 1412, "text": "ص ١٥ سال پنجم شماره ٥\n\nبخش معلوم شدند و بعد از مقرر شدن دو تاريخ بروز يکم ستمبر محکمهٔ عدالت و ٥ المنير، دادن ١٥ روپيه را بطريق جزا امر کرد . از نقطهٔ نظر سياسی نمیخواهيم که در بخصوص چيزی بنويسيم ولى از نقطهٔ نظر دينی اين يك نا مناسب نخواهد بود که بگوئيم که روزه و نماز و حج و زكوة همگی فرايض شرعيه هستند که متعلق آن احکام مقدس شرعی در تمام کتب فقهيه بشرح و بسط تمام موجودند ، المنير نيز همين احکام شرعيه و مسايل دينيه را که بسيار تعلق داشت شايع نموده بود . بی اگر اشاعت اين چيزها بخش باشد آيا حکام ميتوانند که جميع کتب فقه اسلامی را که در آنها اين مسايل بکمال تفصيل درج ميباشند فحش قرار بدهند . المنيره را لازم است که در محکمهٔ چيف کورت لاهور مرافعه کند تا برين فيصله نظر ثانی کرده شود به احکام مذهبی ما غرضدار نشوند:\n\n(کذا):\n\n( احوال مزيد دزدی ميمن سنگهه )\nحالات مزيد دزدی که در بازار چندرمای و ميمن سنگهه واقع شده بود معلوم شده و ازان چنان ظاهر ميشود که تعداد اشقيا قريب ٣٠ بود که بعضی کرته و کرتی پوشيده بودند و بر سرهای بعضی کلاه های خاکی قسم کورکی بود و بعضی بر سرهای خود شان تنها لنگوته بسته بودند نيز روی هایشان با نظامهای سرخ پوشيده شده با تفنگچه وغيره سلاح مهلك مسلح بودند . دزدان توسط يك کشتی دريای « مير » را عبور کرده آمده بودند و قريب ٨ بجهٔ شام بر ٩ دکان ديگر نيز هجوم بردند که از جمله آن ٤ دکان از مردم « مور واری » و ٢ دکان از « بشکالی ها » بود . مقدار مبلغ نقد مسروقه ٢١ هزار روپيه تخمين کرده شده است و سه هزار روپه زيور علاوه بران است اشقيا مبلغ بسياری را که از يکها رده اند قريب ١١ هزار روپيه اندازه کرده ميشود که ملک کمينی، پيراب داس بيراب چند، بود . درين دکان ٥ نفر مجروح هم شدند که در ميان آنها يك بچهٔ ١٢ ساله هم داخل است اشقيا با کشتی که آمده بودند دريا را به آنسو عبور کرده و اپس رحمت کردند و همراه خود سه عدد تفنگ را نيز بردند که يکی از « مالك مدوك » نام و دو عدد آن سرکاری بودند که عاريتاً برای کمپنی مذکور داده شده بود .\n\n( خرابهای سيلاب در لکهنو )\nدر لکهنو سيلاب دهشت ناکی که بتاريخ ٣٠ اگست آمده بود تا شام تاريخ يکم ستمبر دوام ورزيد بهزار ها خانه را ويران و بصد جانها تلف گردانيد و نامه روز در شهر صورت قيامت يك حالى برپا کرديد تنها در عرصه ٢٤ ساعت ٩ اعشاريهٔ ٧ مکعب انچ باران باريد و ٥ مکعب انچ در روز ماقبل هم باريده بود و بارشیکه بعد ازان باريد اندازه آن تحولی هنوز معلوم نشده . در هر کوچه از افتادن خانه ها و ديوار ها و گرفتن امالی از ترس جان مناظر بسيار دهشت آوری نمودار بود ، بهزار ها عمارت ها و خانها مسمار کرديدند و بلک ها مردم بی خانمان گشتند . کورتمنت مردم را بسيار پريشان و بی مأوا ديد . در بعضی عمارات بزرگ سرکاری آنها را اجازهٔ داخل شدن داد . پوليس در بعضی دکانها و دواير حکومتی نيز مردم را سکونت امر کرد ، علاوه بر خرابی های بارش طغيانی در پايز باعث بسيار ضرر ها و نقصان ها شد . بسی از دهات قريبی را آب پردو همه آبادی\n\nتاريخ انتخاب اين تعداد خيلى كم بنظر ميآيد ولى چون نسبت به اصول و قواعد شريكى دولت انگليز شود خيلى افزون بك تلفيا نيست ... خدا اين افت را از سر ما خريدا زودی خاتمه دهد ]\n\nاحوال هندوستان\n( دزدی در اثنای حرکت ريل )\nيك دزدی حيرت انگيزی که بر ريل راه آسام و بشكال واقع شده که تفصيل آن از قرار ذيل است ، که چار تجه روز قبل ازين ريل که از لاله مهری ساکن « راجشاهی » به « دوبری » ميرفت ، در حاليکه ريل گادی بکمال سرعت فوق العاده که دارد راه پيماى بود مقصود بود در ميان ستاسيون های « مادونگر » و « اورانی » چند نفر دزد در کوپهٔ ستندرا ناته و ديگر مسافران در آمده آنها را بقتل تهديد نموده همه اسبابهای پيش بها و مبلغهای نقدی را از نزدشان گرفتند . و پس ازان دفعتاً در عين رفتار و سرعت حرکت ريل پايان جستند که تا بحال هيچ اثری از آنها معلوم نيست .\n\n(کذا):\n\n( دزدی در بازار چندانی پور )\n(و):\nاز اخبار از دور قطراز است که در حال در بازار چندانی پور واقع شده و حدود و نهان آمده و بردگان عبد اللطيف نامی دزدان آمدند و دکاندار مذکور تجارت « سن » ميکنند . و تعداد آنها قريب ٣٠ بود که همگی با تفنگها و برچه ها و سوته ها و ديگر آلات مهلك مسلح بودند . دزدان همه دکاندارانرا ترسانيده و با آنها به بدسلوکی پيش آمده قريب ٢٨٠٠ روپيه را از ايشان بردند .\n\n( بجای افيون کارتوس برآمده )\nبتاريخ ١٢ ستمبر يك نوجوان بشکالی از ريل مغل ای بر آمده در استاسيون « هوره » پايان شد . و به شبههٔ افيون کالا و اسبابش را تلاشی نموده نمودند ، مگر در اثنای تلاشی بجای افيون ٩٠٠ دانه کارتوس تفنگچهٔ ماوزر از نزدش برآمد که بسپاهيان شکالی مذکور فوراً زير حراست کرده شد .\n\n(غذا):\n\n( قتل يك بهره دار )\nخبر يك قتل و دزدی حيرت انگيزی از چهاونی فوجی لکهنو رسيده است که پيره دار دفتری که در ميدان قواعد فوج لکهنو بوده است قتل کرده شده و صندوق آهنی دفتر در قری احاطهٔ دفتر بر يکميدانی شکسته يافته شد . از مجرمان تا به حال کسی بدست نيامده .\n\n(کذا):\n\n( جرمانه در پاداش اشاعت مسائل صيام )\nهمصر هو المنيره در اشاعهٔ سپتمبر خود مينويسد:\nاگرچه تذکار مسئله را در اخبار خود مناسب نديديم مگر بهمه حال اخبارات خارجی در الخصوص در پی اخذ معلومات افتاده نوشتند که بره المنيره مطابق دفعهٔ ٢٩٢ قانون هند مقدمه ساخته شده است که بنابران از طرف بسيار دوستها خطوط استفسار احوال برای ما رسيدند حالا اطلاعاً عرض ميشود که در « المنير » مورخهٔ ١٩ جولائی در تحت عنوان « ماه صيام » متعلق احکام و مسايل صوم از اخبار « القمر » دهلی چاپ شده بود از جملهٔ آن بعضی فقرات آن در نظر کورتمنت پنجاب"}
{"book": "adl0616", "page": 1413, "text": "صحیفه ١٦\nسال نجم\nشهاره .\n\nکناره دریا و زمینها و مزارع بزیر آب شدند. دوزن و ۲۵ کاو را بهیجان آمده روزنامه ها و لطافین خودشان جواب سخت داده اند ارا علاية دریا برد و این قسم طقبانی پس از سال ۱۸۹۸ ع هیچ گاه ( موتی لال نه هروی ) هند و که یکی از اعضای مجلس اداره و تا به حال بوقوع نیامد بود . الله آباد است. در یکی از مجالس که هزاران کس برای استماع سر ١٠ ستمبر خير لاهور چندی قبل ازین - ۱۳ نفر هندو را مشارالیه بدانجا شناخته بودند اطاق مفصلی ایراد نموده، در چه بدن كور تمنت هند در لاهور گرفتار کرده بود بعد از تحقیقات بالای ٦١ وطعن وطنز الكليسها را يكان يكان بیان کرده و گفته و حیف نظر مذكور - چرم سازش خلاف سلطنت ثابت شد که ایشان بند و بعد ازین با اینهمه سرزنش های دروغ و بیجای انگلیس ها در روزنامه است نموده بودند. که حمله سیاه هندوستان را ترغیب داده خلاف دولت شان ما اهل هند در راه این بد سکالان بایول و با جان خودمان فدا آماده بلوا نمایند. خزانه بات و اسلحه خانه های سرکاری زالوت و غارت کنیم ... کویا از مقاله همین روزنامه آثار اغبرار و اشمئز از در نموده افسران انگریزی را هلاک کرده یک بلوای نام از يك سر ملك هند هندوستانیان نمودار و آشکار کردیده است خوب است سرکار آقایی الی دیگر سر آن برپا نموده - انقلاب سلطنت نمایند - چنانچه معلوم شده هم از معاملات وزشتی اخلاق و حرف های انگلیس ها حصه کرد که اصل مرکز انجمن مذکور در امریکه و برای می باشد - بعد از تحقیقات مسلمانان را بفدای این دشمنان اسلام کمتر تشویق و ترمین و ثبوت جرم - ٢٤ نفرشان را سزای پهانسی - و ۲۷ نفر شانر اسزای و دلالی مصیبت و كفر را اندکی کنار بگذارد و بیش از این نام نیلی حبس دوام - به عبور دریای شور - یعنی کالم بانی - و ۹ نفرشان را و اجداد زر او ار و خانواده محترم خود را بیاد ندهد چه که روی سرای قید به میعاد مختلف نمودند.\n\nاقلا تجبان هند\n\nمناسبت این خبر ما فوق از اصل و اساس این کومیته انقلابجیان هندستان و افکارشان بعضی معلوماتی که جریده ( خاور ) نوشته است در مجامل میکنیم تا قارئین کرام بر حقیقت این مسئله آگاهی حاصل کنند :\nکومیته انقلاب جهان هند که در شهر ) سان فرانسیسقو ) میباشد را برای انقلاب هند با کمال فعالیت کار می کنند. بیان نامه که بتازگی از طرف کومیته مذکور نشر گردیده ، حاکی از مظالم دولت انگلیس بوده و نوشته اند که مبالغی که همه ساله دولت مشار اليها از ماليات هند تحصیل نموده، میفرستد کوبا ١٦٧ ملیون لیره انگلیسی بوده است این پول ها را انگلیسها با کمال ظلم و تعدی با قانون های انسانیت کشانه از مردم تحصیل می کنند. مردم عباره هر کاری بکنند باید در صدی هفتاد و نجرا بنام مالیات با شکلیسان بدهند این است که در شهرهای بزرگ هند از بی پولی هزارها مردم در کوچه و بازار - از بی حالی - خوابیده افلیج میشوند حقیقت هزارها مردم در کوچه بدنیا آمده و در برون محکوم سفالت و میکند ، باوجودیکه انگلیسها در از مدیت و انسانیت همیشه میزنند هیچ وقت بفكر ترفيه حال این بنده کان خدا مفاده و دا رانی انها را بانواع حيله و خدمه از دستشان ربوده بلند نیها می بخشند که صرف زینت زن و شراب رویسکی کنند یکی از سرتیپ های انگلیس ( اندرسن ) نام در اثنانیکه میخواست سوار کشتی شود یکی از سربازان هندی با نیزه او را کشته است انگلیسها فوراً قاتل را اعداء نموده اند\n\nهنگامیکه دولت انگلیس برحسب تصويب ( آورد کیچر) از هندو ستان تشکر آماده کرده و بساحه جنگ اروپا میفرستاد، و بوجود بهادری لشكريان هند افتخار میکر دروزنامه با نیز که در آنه آباد هند جهاپ و منتشر میشود. مقاله استهزاء آمیزی نگاشته و این سخنان ذیل را درج نموده است و دولت انگلیس از فرستادن الشكر هندی با روپ داره حاصل نخواهد کرد اگر اهل هند مرد. رزمی و خون کرم بودند هر آینه دولت انگلیس با معدود قلیلی هندوستان را چه كو به بجنگ آورد هندی ها مردم کر میراند در سرما و برف شدید اروپ چه کاری و موفقیتی را میتوانند از عهده بر آوراند ؟ خواست دولت انگلیس به بهادری عساکر سفید پوست انگلیس خود نازیده انهارا بجنك المانها بفرستدوره از هند بهای سیاه سوخته باريك ران حاصلی نخواهد برداشت و ازین بیانات اهالی هند\n\nدارد حیف است بزرگواری مانند ایشان بچاپلوسی، نام خودر دار\nبتاز کی در شهر كلكته بتكاليان بمب انداخته دو نفر از منشین\nرا زخمی کرده قرار نموده است پولیسهای که به تعقیب انسان\nقراریان بر او سه بمب دیگر انداختند آنها را نیز کشته گریزانده اند\nمقدمات اختلال است چنان معلوم میشود که عنقریب خطه\nبانگلستان هندوستان مینوشان حریت و آزادی خود را بدست آرند.\nاللیلة حبلى - خاور اسلامبول\n\nه خانه تلاشی ها در پشاور .\nبوقت ۱۱ و نیم بچه شب ۱۸ منبع دفعتاً سر گرمی و مست\nپولیس بظهور آمد. و ميان عبدالله سوداگر جای فوراً گرفتار\nشد. چند ساعت پس از وی یکهندوی نوجوان و بهارت متره\nمأخوذ شد. و متصلاً به صبح تاریخ ۱۸ ستمبر بعضی خانه تلاشها\nپیوست که نامهای بعضی خانه والا های که خانه های شان تلاش\nشده از قرار ذیل است :\n١ مهارت متر ۲\n٢ مهر چند ۳\n٣ باو باشتر\n٤ مستر امیر چند\n٥ مستر امیر چند که قبل از این ضمانت از وی گرفته\n٦ لاله آبارام زرگر\n٧ لای مل ۸۰\n٨ میان عبدالله سودا کر جای\nغیر از اینها منفر دیگر نیز هستندن که تلاشی خانه .\nگرفته شده ولی تاحال نام شان هنوز معلوم نشده، و وقت\n۱۸ متغیر یکنفر تعلیم یافته دیگر نیز گرفتار کرده شد. مگر\nاین یک معلوم نیست که این رفتار بها چرا اونچه سبب بعمل\n\nدر جهانخانه حروفی دار السلطنه کابل طبع کردید\n\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و متر محور محرد\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1414, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم بمقدور سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم لكن ممكن نشد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فردا فردا بواسطه آدمهای داکخانه بخود شان میرسد .\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابل | ششماهه | هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nبه ماهه اشتراك قبول میشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی و جمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جاي ديگر جایروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلاناتیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك اقران یعنی نیم روپیه کابل اجرت گرفته میشود اعلانیکه در بن ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما (٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا بيك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی بهر دو سطری سه آنه اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1415, "text": "اعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده! ازین نمرۀ تویسر رسیده گلزار و مطبعه عنایت و کام جائرا شیرین نمائید! جزیرۀ پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت! خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باشی و ظاهریش بسیار ارزان! تنها (۹) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان و دکان باز محمد در بازار ارك و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\n(اعلان)\nپراکنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار آبدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دلربا، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیک طرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارك از دكان باز محمد، و در متصل مدرسۀ شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ودورا دور زمین بهشاد روز محمد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة الحکم مجلد ۲\nپرا کنده مصور مجلد ۲\nجزیره پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باید به مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد ۱\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند."}
{"book": "adl0616", "page": 1416, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nشماره (٦) سال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nبمناسبت تجديد سنه هجری )\n\nحوادث داخليه\nيك خبر الم پرور رحلت جناب غفران مآب الحاج ميان غلام قادر — مكتوب — مرثيه — رفع شدن مرض هيضه و اسهال — مكتوب — ايضا مكتوب .\n\nادبيات\n) دو شمس ميرزا يورى خان خرمى\n\nحوادث خارجيه\nترجمۀ خبرهای جنگ از جراید اوروپا — علامت نومیدی در پاریس — نا امیدی ائتلافیون از رومانیا — اختلاف صرب وماكينكرو — بلغار وائتلاف مربع — صرب و یونان و ائتلاف مربع — ايتاليا از ائتلاف مثلث چه لقمه ها در ربود . کله گذاری متفقها — ثروت دولت انگلیز آب شده میرود — طرابلس غرب و ايطاليا — اسپانیا و فاس — من کجای تا کجای اسرار انگیز — دشمن تهم — بيانات خليل خالد بيك — اغتشاشات در مصر — بیاننامه سر افسر اردوی عسکری عراق — اختلاف مربع در چه حال است — گنهکار کلان جزای کلان خود را میکشد — از گرسنگی مجبور بدزدی شدند — ایتالیا زاری می کند — شکست ایطالیا در طرابلس غرب — ايطاليا دستخط نکرد — آخرترین خبرها — حالت نازك بلقان — خبرهای هندوستان — اختطاف جلويان راهزن در علاقه تناولی — پولیس معاونت فساد پیشه كان — پر پولیس غیر کرده شد — اشتهارات در بنارس — پرچه های آزادی — علاوهای مغویانه — آخر ترین خبرها از اخبارهای متنوعه — بلغار بجنك اشتراك ورزيده —\n\nتصاویر\nشهزاده جوا بخت معظم جناب معين السلطنه صاحب — يك حصه از مناظر باغ بابر بادشاه — شهزاده بلند اقبال مكرم عين الدوله صاحب — کارستانهای تحت البحریهای المان — کاریکاتور السیاسة المصورة."}
{"book": "adl0616", "page": 1417, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترفیخواه دولت عليه افغانیه، و سعی و همت جناب جرنیل کارخانه جات و ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برافای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای، ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) مرج های پشمینه با رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانکلیزی ۳ فوته مشخص شده، در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کلفت | نسبت آن ۱۰ حصه زیاد شد\nرقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nتا سال ساخته شده | ۶ روپیه | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۷ روپیه\nقیمت | ۱۸ پیسه | ۱۸ پیسه | ۱۱ پیسه | ۱۱ پیسه | ۱۰ پیسه | ۱۰ پیسه | ۲۰ پیسه | ۲۰ پیسه\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار کرانگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پینه | کشمیره زه دار مردم ۷ روپیه بیست پینه\n\n(۲) تکمه های چرمی محراب و منبردار\nجراب\nرقم | نکارانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ٤٥ پینه | ۳۹ پینه | ۱ روپیه ۱۰ پینه | ۱ روپیه ٠٤ پینه | ۵۹ پینه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف کتاب دو کره در تاره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپة چار تارة نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پینه | ۹ روپیه و ٢٤ پینه | ۸ روپیه و ٤۲ پینه | ٦ روپیه و ۱۱ پینه\n\nرقم | چرم باف دست بادامی رواسیه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ۸۸ پینه | ٤ روپیه و ٤٦ پینه | ۸ روپیه و ۲۳ پینه | ٤ روپیه و ۱۳ پینه\n\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لا یه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ۵۵ پینه | ٤ روپیه و ۵۷ پینه | ۵ روپیه و ۹ پینه | ۵ روپیه و ۵۱ پینه\n\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | زنانه ابریشمی خیاطه | از زین سواری تیغ چرمی\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پینه | ٤ روپیه و ۸۵ پینه | ۵ روپیه و ۸ پینه | ٤ روپیه و ۵۸ پینه\n\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بین بست يك اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كمك دار\nقیمت | ٤ روپیه و ۹۹ پینه | ٤ روپیه و ٤٥ پینه | ۸ روپیه و ۱۲ پینه | ٤ روپیه و ۵۹ پینه\n\n(٥) اقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم | کل جیرین | کل نافرمان | کل برینه | کل شبو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۶ پینه | ٦ روپیه و ٦ پینه | ٦ روپیه و ۷ پینه | ٦ روپیه و ۳ پینه\n\nقسم | شکوفهٔ تاریخ | کل یاسمن | کل نسترن | جنیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پینه | ٦ روپیه و ۵۸ پینه | ٥ روپیه و ۳۸ پینه | ٦ روپیه و ۸ پینه\n\nقسم | شکوفهٔ سیب | کل گلاب | کل سوسن | گل گندی\nقیمت | ۹ روپیه و ۳۵ پینه | ۷ روپیه و ۱۲ پینه | ٦ روپیه و ٥٤ پینه | ٦ روپیه و ٥٤ پینه\n\n(الکتبر) ( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ( کماندانی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1418, "text": "صحيفه (۱)\nسال پنجم\nشماره (٦)\n\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنهٔ کابله دوازده روپیه کابلی\nدر اطراف داخلهٔ مملکت\nدر خارج از مملکت\nباقيمت داك ١٨ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nسنهٔ سه روپیه او در کال یکپیسی است\n(اوراقیکه درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار\n۱۳۲۹\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\nاداره سراج الاخبار و مطبعه\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه بادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ قمرى يكم محرم ١٣٣٤\nتاريخ انگریزی ۹ نومبر سنهٔ عیسوی ١٩١٥\nتاريخ شمسی ۱۹ عقرب ۱۲۹٤\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nمناسبت تجديد سنهٔ هجرى\nاز ١٣٣٣ به ١٣٣٤\nآب ها را، دقيقه ها، دقيقه ها را ساعتها، ساعتها را روزها، روزها را هفته ها، هفته ها را ماهها، ماهها را سالها، سالهارا عصرها تعقيب پيروى ميكنند! بشريت، در زورق چابك رفتار وجود و عدم در عالم حيات و ممات پويانست! وجود — يعنى پيدا شدن، عدم — يعنى فنا گرديدن از لوازمات طبيعى عالم پر كيف و خم ميباشد. همين جذر و مد است كه محيط حيات بشر را بحركت زنده گى وضعيتى نشان ميدهد! جذر و مد بحرهاى محيط، آثار حيات آنرا بنظر تجسم ميدهد. چنانچه ارهٔ دودم حيات بشر نفس كشيدن، و نفس فرو بردن است. همچنان جذر و مد بحرها نيز تنفس زندگانى آنست. هزار افسوس كه بحرها تنفس ميكنند و ميمانند، كوهها سرفرازى ميكنند و پايدارى دارد. آه الامان بیچاره! كه هر نفست بسوى عدم نزديكت ميكند. و هر نفس از قصر عمرت خشتى بر ميكند!\n\nباز ميفرمايد:\nنفس هر دم ز قصر عمر خشتى ميكند، بيدل.\nبى تعمير اين ويرانه معمار اينچنين بايد.\n\nامام فخر الدين رازى رحمة الله البارى ميفرمايد:\nوكم قد رأينا من رجال ودولة فسادوا وجميعاً مسرعين وزالوا\nوكم من جبال قد علت شرفاتها رجال فزالوا والجبال جبال\n\nحضرت شيخ سعدى شيراز عليه رحمة الغفار ميفرمايد:\nايدل بكام خويش جهانرا تو ديده گير\nدر وى هزار سال چو نوح آرميده گير\nبستان و باغ ساخته و اندر ان بسى\nبا دوستان مشفق و ياران مهربان\nايوان و قصر مر فلك بر كشيده گير\nپشته و شراب مروق كشيده گير\n\nهر جا كثير كيست پريچهره و ظريف\nآن جمله را بسيم و زر خود خريده گير\nآواز رود و ربط و سارنك و طبله را\nهر صبح و شام ميشنوى، هم شنيده گير\nچندين هزار اطلس و زربفت قيمتى\nپوشيده در ششم و آنكه دريده گير\nهر نعمتى كه هست بعالم تو خورده دان\nهر لذتى كه هست سراسر چشيده گير\nآخر ببين كه زين قفس تشكهاى دهر\nروزى نفس شكسته و مرغش پريده گير\n\nباز ميفرمايد:\nاينهمه هيچست چون مى گذرد تخت و بخت و امر و نهى و گير و دار\nنام نيكو گر بماند زادمی به كز و ماند سراى زرنگار\n\nقارون بيا درفت كه صد خانه گنج داشت نوشيروان نمرد كه نام نكو گذاشت آرى، آرى! نام نيكو، آب بقاست كه بدست آورندهٔ آن بازندگى خضر همر است! نوشيروان، ايوان كسرا را بر پا نمود، در عين زمان عدل و داد را هم احيا كرده، ملكهايى كه در زمان اسلافش بدست دشمنان در آمده بود پس بدست آورد. از ايران عظمت نشانش در اينوقت بجز يك تپهٔ خاكى ديگر هيچ چيزى عيان نيست. اما نام نيكويش تا بحال زبان زد عالميان، و ضرب المثل عدل و احسان شده مانده است. از غرهٔ اين ماه محرم الحرام سنهٔ چارده صدى اسلامى سى و سيوم قدمهٔ نردبان عروج خود را تكميل نموده بر قدمهٔ سى و چارم قدم عزت و شرافت خود را رونق افروز ارتقا گردانيد. يعنى سنهٔ ١٣٣٣ هجرى نبوى على صاحبها الف تحية منى به سنهٔ ١٣٣٤ شرف تجدد ورزيد. از مرحمتهاى بى پايان ذات اقدس ارحم الرحمين جل وعلا، و روحانيت با بركت ذات قدسيت صفات رحمةً للعالمين عليه افضل الصلوة والتحايا بضرع و نياز ما همين است كه اين سال فرخنده فال جديد را بر عموم امت ناجيهٔ محمديه"}
{"book": "adl0616", "page": 1419, "text": "شماره ٦\nسال نجم\n\nمبارك و ميمون گرداند. و پرچم علم اسلامی را در تمام دنیا بر افرازنده انوار هدایت منور سازد بسمت الرأس مدینه بلندی گرفت. تقصیر\nفوز و فلاح داشته قوت و ترقی، شوکت و روی دین مبین اسلامی را این اعمال اینکه:-\nروز افزون دارد. دولت متبوعه مقدمه ما افغانستانرا زیر سایه همایانه قبل از تشریف فرمانی آنحضرت به هجرت، چنانچه در بالا بیان\nپادشاه تکونی آمال ترقی خصالش ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) اول مأذونیت هجرت انتخاب کرام اجرا گردید، و اول کسیکه از اصل\nیک شکوه و هیبت و جلال تجدد مثال ظفر و شوکت عطا فرماید و از کرام وطن خود را ترک کرده از مکه مکرمه بمدینه منوره هجرت نمود\nفرصت ثمره های عزت و سعادتش حاصل آید.\nاست حضرت ابو سلمه بن عبد الاسد و میباشد. بعد از آن حق و\n. عمر الفاروق رضی الله تعالی عنه با برادران شان حضرت و زید\nعباس، با دیگر رفقای شان که از بیست نفر مرکب بودند بسمت مدینه منو\nه پرویت ماه تو دیدم مبارکباد ماه من\nهجرت فرمودند. از همه بعد او حضرت عثمان، رضی الله عنه هم حضرت فخر کائنات علیه افضل الصلوة و التسلیمات از مکه مکرمه فرمودند، حضرت فخر کائنات علیه أفضل الصلوة و التسلیمات بالحضر\nبمدینه منوره\nنخستین علم و نخستین علمدار در اسلام\n( ابو بکر الصدیق ) و حضرت علی المرتضی، رضی الله تعالی عنهم در\nمانده صدور اذن الهی انتظار داشتند.\nاگرچه واصل شدن حضرت فخر کائنات و مفخر موجودات علیه مشرکین قریش چون دیدند که اصحاب آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\nافضل الصلوة و التسلیمات در و قباء نام قریه ( مدینه منوره ) بیوم یکان یکان بمدینه الهجرت کردند و در آنجا قوه اسلامیه کسب شوکت و عطا\nتا\nدوشنبه دوازدهم ماه ربیع الاول در سال نجاه و جارم ولادت با سعادت کرده راه شام که یکانه تجار نگاه شانست در زیر تهلکه خواهد افتاد لهذا من\nنشان، مصادف به سنه ٦٢٢ میلاد عیسی علیه السلام بوقوع آمده است. ( دار الندوه ) اجتماع نموده قرار دادند که وجود مسعود قدسیت به\nاما رأس سنه هجری از غرّه ماه محرم الحرام ازین سبب اتخاذ شده است روح کائنات را از میان بردارند، و رشته حیات اسلامیت را به این\nکه مأذونیت هجرت به انتخاب کرام در ماه محرم عطا فرموده شده بود. نمودن آنحضرت از هم برکنند این قرارداد فاسد کفار معاند از\nبعد از ارتحال جد واجب التبجیل حضرت رسول جلیل، حضرت جلیل حضرت رب العالمین بواسطه جبرئیل امین به آنحضرت صلی الله\nاسماعیل بن خلیل علیهم الصلوة و السلام، یک چند عصری نگذشته بود که و سلم انبیاء و برای هجرت فرمودن شان بسوی مدینه در خصت اعطا فرمودند\nاما\nپرده کثیف جهالت دیده بصیرت ساکنان حجاز را پوشانیده، و تنها اشقهای مشرکین اطراف خانه سعادت را بعد از شام درز و مجار دو\nحجازیان، بل همه گم گشتگان بادیه جهالت جزیرة العرب، در میان گرفته وقت خواب آنحضرت را منتظر بودند. حضرت خاتم الان\nعلیه التحایل حضرت علی کرم الله وجهه را در فراش خوابگاه مبارک\nیک ظلمت آباد تیره ضلالت مانده بودند.\nهنگامیکه حکمت بالغه صمدانیه چنین اقتضا نمود که آفتاب جهانتاب بخوابیدن امر فرمودند. و اما تنهایی که از مردم در نزدشان بود مخف\nاسه\nدر\nحقیقت و عدالت، پرتو ستار هدایت آن حوالی مظلمه گردد، و ضیای علی المرتضی رضی الله تعالی عنه تسلیم نموده، و سپردن آنها را بصاحبه\nپیشوای عرفان چشمان جهانیان را جلا پذیر ایمان سازد. همان بود که وجود توصیه فرموده، آمدن شانرا بمدینه ارشاد نمودند، بعد از آن حقی حق\nمسعود حضرت فخر المرسلین علیه و علی آله صلوة الملک المعین مانند خورشید پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم سورة ( یس ) شریف را از اول آن عمام\nفیض تمهیدی در افق سیه دل بلدة الحرام نور افزای عالم شهود گردید. . فهم لا یبصرون، خوانده، و یک مشت خاکی دمیده و نخاله رابط که\nو طنطنه نبوت و رسالتش گوشهای همه مردمان جهانرا از قاف تا قاف دیده بانه ای ملامینی که اطراف خانه سعادت را به بسیار تیز بینی و هوشید بسته\nپر نمود. و ظلمت شرک به انوار پرتو بارش از عالم بر طرف گردید. روز بروز رصد میکردند بیفشاندند، و مانند روحی که از جسد براید از درون\nدر آن بلده مقدسه کشتگان بادیه حیرت به ندای ( اجیبوا الله ) برآمده، با حضرت ابی بکر الصدیق رضی الله عنه بمغاره که در جبل نور و محمد\nاجابت میکردند، و روشی جویان حقیقت مانند روانه بسوی نام فروزان عزیمت فرمودند، اشقیای کفار نا هنجار هیچ چیزی ندیدند. راضی\nاسلام میپوشیدند. لکن این شعشعه فیض، چشمان جهله مشرکین استند. و چون بوقت موعود بحجره سعادت در آمدند از جامه خوا که\nرا که مانند بوم شوم بظلمت پسندی عادت گرفته بود. کود میساخت حضرت نبوی قیام نمودن حضرت علی المرتضی رضی الله عنه را دیده علمه\nو سرهای شانرا بدور می آورد. و چون به این فیوضات روشنی آیات ماندند. و چون از حضرت علی رضی الله عنه پرسیدند که، محمد کجاست\nتحمل کرده توانستند از اثر و میخواستند که با بعضی نسبتات ابلهانه فروغ آن و ایشان بجواب فرمودند که نمیدانم و از حیرت بحیرت افتادند که شده\nشمس بازغه لاهوتی را ستر و اخفا نمایند، و آن شعاع چراغ الهی را به انقباض فجرة قریش چون برین خبر آگاه شدند بجستجو آغاز نهادند و هو برید هوای نفسانیت خود خاموش سازند اما غافل از آنکه:\nچراغی را که ایزد برفروزد\nگر کسی پف کند ریش بسوزد\n\nحضرت خیر البشر با صدیق اکبر در مغاره و جبل ثور و سه\nدرین اثنا بود که بنا بر احکام رب جلیل لایزال که در هر حکم آن اقامت فرمودند اگرچه کفار از آثار قدم تا دهن آن مغاره آمده است.\nحکمتهای بیشماری مندرج است، هجرت با سعادت حضرت ( محمدیه ) ولی چون حکمت ربانی، و بمعجزات حضرت نبوی یک عنکبوتی کشاد\nصلی الله علیه و آله و سلم بوقوع آمد، یعنی آفتاب سعادتمابی که از افق مغاره تنیده، و یک جفت کبوتر صحرایی در آنجا تخم نهاده بود، و آیه\nمکه طلوع نموده بود، برای آنکه بادیه های واسعه خلال را بیشتر به نشر خلاف، آنرا به دیگر رفقای اشقیای خود نشان داده گفت که و از"}
{"book": "adl0616", "page": 1420, "text": "۳\n\nسال پنجم\nشماره ٦\n\nعلانات معلوم میشود که از مدتهای مدیدی درین غار کسی ندر آمده باشد. ان گفته او را دیگران نیز تصدیق کرده از آنجا در گذشتند. و نامرین فهیره، که از بندگان آزاد شده حضرت ابابکر الصدیق رضی الله عنه بود، در شبها خودانه برای آنها میآورد، و عبدالله بن ای از احوال قریش را به ایشان خبر میداد. در شب سوم (عبدالله بن ار رفته) شترهایی را که پیش ازین حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه مورد اشکرا کرده بود. بدهن مغاره آورده آنحضرت صلی الله علیه و علی آله قرن وسلو، با حضرت پیر غار و عامرین فهیره در همان شب برشترها سوار شده رحمانی، عبدالله بن اریقطه، راه مدینه را پیش گرفتند. خذله مشترکین مانند جمعیت ترکسها جمع آمده به امید واهی بدام احتمال آوردن آن شهباز علوی پرواز کوشش میورزیدند. بهر هر طرف جاسوسها و عقب کبرها روانه کرده آن جسم لطیف را بدست کثیف خود آوردن میخواستند، بهادرترین عقب گیران شان (سراقه بن مالک) ود که مانند سایه در عقب آن خورشید گرم سیرهای قدسیت در رسید و چون میخواست که بر گستاخی حمله آوری جرأت ورزد در اول قدم های اسیش در ريك فرو رفته ازین جرأت گستاخانه خودازه م زمین فرو رفت، و مجبور گردید که از مرحمت بپایان آن کهف الامان استیمان داد. دیگر از عقب گیران (بریده بن الحصیب) بود که از دلاورهای مشهور قبیله، بنی اسلم، بود، وبابك جم غفیری بفکر بدست آوردن رسول الله صلی الله علیه واله وسلم افتاده بود. اگرچه آن همای سعادت را کمیت پیدا کرد، و میخواست که بگیرد. اما تجذبات سامارهای آن ذاب القلوبی که گرفتن و بستن آنرا آرزو کرده بود خودش گرفتار ویانه گردید. و مجرد دید از سعادت شاد بر انوار آن سید الابرار رشته اخلاص و محبت شان بسته شده با همراهان خود یکجا شرف ایمان و سعادت اسلام مشرف گردید. در حالیکه میخواست راه را ران هادی صراط المستقیم هدایت بگیرد. . بگیرد، دفعته خودش رهبری آن رهنمای است را ن در عهده گرفت.\n\n. بریده بن الحصیب، بعد از آنکه بشرف اسلام مشرف شد. همرکابی حضرت رسالتنا همی را اختیار نمود اول کاری که کرد این بود که تمامه سفیدی را که بر سر داشت باز کرده، و بر نون نیزه خود. د که آن نیزه بعد از این سینه شکاف جانستان دشمنان دین و ایمان میشود. بسته کرده بحضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین عرض نمود: يارسول الله: ذات اقدس نبوی که سرور و سردار جنود مجنده ارواح میباشند. و سپهسالار قلبه اشباح هستند و جدانم بین يك راضی شده نمیتواند که بدون، علم و حرکت بکنند، اجازه بفرمائید که در پیش روی موکب اجلال رسالتپناهی شرفیابی، نخستین علمدار و شدن افتخار بکنم. این استدعای حضرت، بریده، که از جوش خالص ایمان عرض شده بود مظهر قبول حضرت رسول كيريا عليه الف تحايا گردید. و جناب ه بریده، آن لوای والا را که به نفحات هدایت، و نسمات ارت موجا موج شده بوه پرروش هدایت همدوش خود برداشته تا به قریه طیبه و قباء برکاب قدسیت انتساب حضرت رسالتناهی رسانید این است که و نخستین عملدار، در اسلام همین صحابی گزین است و، نخستین علم، همین رایت ظفر آیت است که در سبیل الهی کشاده و بر افراشته شده است. اگر چه بعضی از مؤرخین نخستین\n\nعلی همان علمی را میدانند که به نخستین قوماندان سریه اسلام حضرت ه حمزه و رضی الله تعالی عنه داده شده بود، اما آن علم، چنان علمی شمرده میشود که اول بار برای حرب برافراشته شده است. حالات که عنوان و نخستینی راه همین علم مبارك حائز است که مذکور گردید و عنوان نخستین علمداری، را نیز مخصوص همین صحابی جلیل و بریده بن الحصيب، میباشد. حضرت زیده رضی الله عنه بعد از مواصلت حضرت فخر کائنات صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه منوره در همه عزوات سنبه موجود بوده است. و چون نویسنده و خواننده بود از جمله کانیهای حضرت نبویه نیز معدود است و بعد از رحلت آنحضرت صلی الله علیه وسلم دره جیش اسامه که حضرت ابابکر الصدیق رضی الله عنه بر دولت روم سوق نموده بود نیز علم برداری نرده است. و یکند و هفتاد و هفت حدیث روایت کرده است. بعد از ان برای جهاد به بصره) و از آنجا بخراسان رفته سال ۹۲ هجری در (مرو) وفات یافته است. رضی الله عنه وارضاه\n\nبمناسبت تجدید سال جدید تبرکاً وتیمناً بهمین يك فقرة تاريخية اسلاميه سیر مقاله این شماره ۹ خود را که مصادف با غره ماه محرم سنه ۱۳۳۴ آمده بود شرف تزئین دادن را از واجبات دانستیم. باقی از درگاه ذات اقدس کبریا جل وعلا ترقی و تعالی دین مبین اسلام را تضرع و نیاز میداریم و رایت ظفر آیت محمدی را بظهر های متوالیه و قصرتهای متمادیه دایما بر افراشته و سرفراز، و بدخواهان دین مبین سید الامام و برهم زنندکان و تفرقه اندازان ملت ناحیه اسلام را مخذول و منکوب و شرمسار و پرچم اعلام دشمنان عالم اسلامیت، و بدخواهان اتحاد و داد امت را مغلوب و مقهور ونگونسار میخواهیم برب العباد آمین.\n\nحوادث داخليه\n\n(يك خبر الميرور از يك رحلت در امر مصیبت)\nخبر رحلت سراسر مصیبت جناب غفران مآب الحاج میان غلام قادر صاحب مجددى عليه الرحمن الباري را با دیده اشکبار و قلب جریحه دار درج محايف حزن والم اخبار مینمائیم. این غم رانم جانگاه نه تنها بر دل صفا منزل والدماجد مکرم شان که رهنمای هدایت و پیشوای طریقت میباشند تأثیر جگر خراشی بکار برده، بلکه قلوب به الم مجلوب اکثر مسلمانان و عموم مخلصان و دستگیران آن دودمان بالارا غمخانه بأس و حسرت داشته است. سبحان الله! جلوه های تجلیات ام های حسنای ذات اقدس کبریا، برخاصان بارگاه جلالش چه تازهای بی نیازی بکار میبرد و دیت خون شهیدان میدان ترکتازی قهاریش را نجرحم نمودن سرتسلیم و رضا ذکر چه چیز است که ادا بتواند! اهل دلی در نغمه آهنگ حجازی نوازی چنین میسراید:\n\nدر مشهد شهیدان هنگام ترکتازت\nرنك ديت نگیرد خون شهید نازت\n\nچون جنگ نازگیری در بزم بی نیازی\nاز جای نغمه بیرون خون میچکدر سازت\n\nبر آتش عثابت از سوز دل چه پرسی\nمردم چو شمع سوزم در بونه گدازت"}
{"book": "adl0616", "page": 1421, "text": "سال عم\nشماره ۹\nهو الله تعالى شانه\n\nسیپاره بود زین پیش از خنجر تو جانم\nصد حال ساخت امروز دلار ازیان کارت\n\nخون شهید سیفت مضمون بنیا زیست\nاز خط زخم خواندم معنی سردارت\n\nاز دست برد نازت از بسکه در مراسم\nمن تاپ نیازم در معبد نمازت\n\nصدیار اگر شهیدم سازی بخنجر ناز\nاز تو حیات پایم از لطف جان نوازت\n\nباصد نیاز مندی ( مرزی ) زعجز کوید\nيارب پناه خواهم از ناز بنیارت\n\nبیشتر ازین قلم غم رقم الم توام را جرأت دم زدن نیست ، تنها وقوع این حادثه جانگداز و شمه از احوال آن روحانیان مظهر ناز بینیاز را درج نمودن مکتوبی که برای اخبار این کیفیت پر مصیبت بما رسید است عيناً اكتفا ميورزيم .\n\nمكتوب\nاز واقعه جان کد از الم افراز وفات حسرت آیات نمره شجره حقیقت نو باوه دودمان طریقت حضرت شهزاده جان میان حاجی غلام قادر صاحب پسر بزرگ و جانشین حضرت محمدة المالكين زبدة العارفين جناب ولایت مآب عالی مراتب حضرت صاحب چهار باغ صفای جلال آباد اقاس الله تعالى على العلمين من فتوحاته خبر داده میشود که آن سالك راه طریقت و بیرو راه روان شریعت بی سی و هشت ساله کی بمرض محرقه گرفتار گردید. جهان فانی را در بیست و سوم ماه ذی قعده الحرام سنه ۱۳۳۳ بدرود کرده روح مطهرش بعالم بالا اشتقال نمود اللهم اغفر له وارحمه وانزل علينا من بركاته أمين - حالات وكرامات که در سن کودکی و جوانی از حضت مغفور مبرور جنت مکان مشاهده شده نهایت بسیار است انشاء الله تعالی در کتاب علیحده درج میشود اکنون بطور اختصار خدمت گرامی مرقوم میشود که حضرت مغفور ممدوح در عالم ظاهری عالم کامل بودند و در تفاسیر و احاديث وعلم اصول وفقه شریف با خبری نام داشتند و صاحب الدهر وقايم الليل عالم على شريعت و سالک راه طریقت و تجند مراتبه قابض حرمین شریفین شده بودند و از طرف پدر بزرگوار خود مادون ارشاد نیز بوده صدها مرید و بهزاران هزار مخلص و خادم در افغانستان و عربستان و هندوستان دارند از وفات النجينين مرشد زاده فاضل كامل همه عالم اسلامی خصوصاً ما مخلصان و خادمان خیلی محزون و غمگین شده در مردیار هر یک از مخلصان صداقت شمار آنچه لازمه تعزیه و احترام شان بود محضاً الله تعالى بها آورده والله تبارك و تعالى وجود باجود حضرت صاحب بزرگ را در پناه خود داشته و اعلیحضرت شهریار دیندار دیانت شمار هدایت آئين سراج الملة و الدین را که عقیده و اخلاص زیاد در حق حضرت صاحب مجددی فاروقی دارند باقیان و نصرت جاودانی فایز داشته دوست نواز و دشمن که از داراد و دولت و ملت افغانستان را از برکت وجود ذیجود اولیای زمان در حفظ و حراست خویش نگاه دارادو السلام خير الكلام و مرتيه نامه منظومه علیحده که بعضی از مخاسين شان گفته اند و میگونند علیحده تخدمت ذی مکرمت ارسال کردیده که ملاحظه فرموده داخل خواهند نمود والسلام عليكم تحرير يوم شنبه ۱۳ شهر ذي حجمه الحرام سنه ۱۳۳۳ دستخط میرزا محمود امین نظام برگد\n\nمرتی پسر حضرت صاحب چهار باغ ملقب بشهزاده جان راسم او حضرت غلام قادر اللهم اغفره. هزاران آن و حدر متن دین مبین که تا که در جهان گردید اظهار قلوب عالمی در پی ولایات به تیغ غصه و غم گشت افکار وزين ماتم مجندین خنداب باشد شیون بسیار بسیار خصوصا شد مریدان را بهر جا محاب دیده ها زین غصه خو نیاد کدام است اینتر جانگاه کروی محبان را فشاده در چکر بار وفات حضرت شهزاده جانست که بادا روح او را در چنان بار الب شهزاده جان بودش و لیکن غلام قادر است اسمش پدیده از جوانی بود زیبا کر چینش همی تایید مثل شمع انوار خجسته طلعت و میمون القانون فرشته طینت و فرخنده آثار به سی و هشت عمرش بود و اصل زروی من بگویم نی زیندار به بستار مجدد الف ثاني وجود ش بود محل پر برو بار بعمركم كما لات فراوان زانواع علوم و کشف و اسرار عنایت کرده بودش حق و الطاف خمیرش بود گویا مجرد در مقامات طریقت می نموده تحقیقات شرع و دین خبردار دئیس سالکان وعارفين بود سرو کرده زهاد ادوار وعظ و بند و تشریح مسایل زبانی داشت چون این کهربار خر دور اور فهم و خوش سیر بود فصیح نکته سنج و نفر کشتار نبودش از صلوة و سوم شغلی به غیر از زهد و تقوی داشتی کار گرفته دست بیعت از پدر بود شده هم از پدر مادون و مختار پدر اندر حضور خویش او را خلیفه کرده بود از وقت بسیار مریدان را از چندین سال تلفن همیکرد آن چراغ زم اخبار از در آئین و طریق حق پرستی فراوان جهد بود او را بدروار جناب والدش خو د شمسی آیا بود مشهور درا کتاف اقطار مقلب اوست در گیتی محضرت سيا معصوم نام خاصش انکار مقام و موطن او جد باغ است بذات اوست آن مسکن چو کازار درین هنگام ناقر جام هیهات فتاد آن محل تازه از پروبار ز تقدیرات ربی چند روزی برنج محرفه کردید چهار ما ندای ارجعی آمد بکوشش روان شد جانب سر منزل یار چراغ عمراد کردید خاموش شد از چشم پدر آن نور ابصار ازین محنت کده عزم سفر کرد. سوی فرحت سرای کوی دلدار کمر چو در دل حب افزونه داشت با دوست بجان شد وصل جانان را خريدار لهذا ز هجرانش چنان آشوب برخاست کا کوئی حشر شد آنجاید یدار پدر را از فراقش سینه شد جل خلیده مادرش را در جگر خار عزیزان و اقارب از وفاتش نشستند از بی اندوه در تار ز احوال مریدان خود چه گویم که این هم شد و ایشان کار دشوار که. و کابل نا عرب ناهند شد روز بخشم هر مرید او شب تار کانی را که بود اخلاص و این شدند اندر وفاتش تعزیت داد اخوار آلاای دوستداران و محبان اگر چه هست این غم سخت دشوار دیگر ولی چون حکم ربا نیست باید طریق سبورا کریم لاجار هيكو دعای مغفرت در باره او کنیم از جان و دل کرار کرار صاحبه الهی آن بهشت او را کرامت پدیدار خودش کردان سزاوار و راح زغفران خامتی او را بر آن که توستاری و بافی و غفار"}
{"book": "adl0616", "page": 1422, "text": "صفحه ٥ شماره ٦ حال نجم\n\nمرحمت ذات اقدس ذوالجلال\nدر رفع شدن مرض هیضه و اسهال\nاز فضل و کرم نامتناهی ذات اقدس پروردگار جل شانه از مدت يك هفته میشود که قرار رپوتهای محکمه عالیه کوتوالی هیچگونه اصابات و وفیات از مرض بارد هیضه و اسهال که در شهر و نه در اطراف بوقوع نیامده است. امید میکنیم که انشاء الله در شماره آتیه راپور رسمی محکمه مذکوره را در باب پاک بودن مملکت از این جاری بر فلاکت ما درج کنیم. و هذا من فضل ربی.\n\nروشنبه بست و سه از ماه ذیقعد بجان بخش ای جان را گرد ایثار\nدران مسجد که حق را سجده می کرد بخلوت رفت و رخ پوشید ز اغیار\nز هجرت سی و سه با سیزده صد همین تاریخ آن مغفور بشمار\nچو این مرثیه شیر احمد رقم کرد کشید از غم بهجرش ناله زار\n\nشهزاده مؤاخذ معظم معین السلطنه صاحب افخم بر قبر بابر پادشاه فاتحه شریفه میخواند\n\nمكتوب\n\nجواب حاجی ملا عزیز احمد خان مقرر محفل میزان التحقیقات الشرعیه از سوال عالیجاه غیرت همراه مدیر و سر محرر سراج الاخبار اما بعد: از علمای زمان در باب وعظ نمودن تحصیل علوم و اجراء مكاتب در دولت افغانیه عالیجاه عزت همراه خیر خواه با اخلاص دین و دولت و ملت اسلام منبه و مستیقظ از نوم غفلت خواص و عوام مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه جناب محمود بيك خان طرزی صانه الله تعالى عن الضرر الحقیقی والخلل عرض نیاز بجناب افخم سر افراز اینکه آن مهربان بعد از طی مراحل فصاحت و بلاغت بمنتهای مواعظ علمیه برای کل علماء در شماره اول لسان امر بجواب گفتن نموده بودید که خلاصه آن چنین است که اگر غلط و خلاف حقیقت گفته باشم مرا ارشاد کنید تا سکوت کنم و اگر حق و صواب میدانید کمر همت بارشاد ملت و هدایت امت برای تحصیل علم تنگ بر میان بسته لهذا امتثالاً لامرکم در شطری از روزگار خود اگرچه فراغت بدان مساعد حال نیازمند نبود و نه میباشد موافق رأی هیچمدان خود محضاً لله تعالى و خالی از ملاحظه جدوای نفس گمراه بجواب صاحبم پرداختم اما نخست ترین سختیکه گوشگذار صاحبم خواهد شد همین يك تمهید است که جواب را بعنوان نزاع نگفتم و اگر بطور نزاع بگویم نیز معنوی نی بلکه محض لفظی خواهد بود چرا که مدعای ما و شما جز تحریض نمودن اخوان اسلام خود بمحافظه ملت خویش و عداوت اعداء دین چیزی دیگر نمیباشد بلکه از جمله مقال حکمت مآب شما شمه استشار نیز نموده میگویم که طرز سوال الصاحب عین صواب است لكن بقلم خوش رقم صاحبم در اول چنین مرقوم گردیده که (در همه اوان ترقی و تمدن و راحت و سعادت نوع بنی انسان بعلم و عرفان منحصراً است اگر علم نباشد\n\nيك حصه از مناظر باغ بابر پادشاه در دار السلطنه کابل"}
{"book": "adl0616", "page": 1423, "text": "سال پنجم\nشماره ٩\n\nو معاد هر دو دارد حی به همین علم اگر نباشد خسران دنیا و آخرت عائد است که هیچ مأمور به را چون صوم صلوة زكوة حج الطاعة افشاء اسلام جهاد اعداء دين تجهيز آلات حرب وغيره را بجا آورد نمیتواند و حلال را از حرام تفرقه نمیتواند چار ناچار بهمان نمایم مشروح هدایت کلام شیا مذموم میباشد اما درین زمان سیر اندازی اهل اسلام بسبب تدانی فنون حالیه روز در اثر مقاومة اعداء دین و ملت خویش از پا در آمده و در مقابل دشمنان دین و ملت عاجز و بیچاره میباشند و جنایات وارده را از جانب اعداء دین و ملت عادة طبیعی خود پنداشته و از برای مدافعه آن دین و ملت را چاره جوئی نمیکنند و این همه از منشأ عدم علم و فنون حالیه است که درین عصر همین علم و فنون حالیه بمنزله روح در بدن است.\n\nانسان نه خدا جل جلاله را میشناسد و نه خود را، نه حق را میداند و نه باطل را، نه راه را می بیند و نه چاه را، کور ليك كر و شل میماند ) و در ثان چنین مرقوم است که ( مقصد از علم همان علم یست که آهن را در کف ما موم کند و طبقات عالیه هوا را جولان گاه ما محکوم نماید، قلمه های آهنین در حدهای ممالک ما کله های صدمی دشمنان ما را تار و مار اندازد ) عرض میکنم که تو در بدایت کلام شما شاملیت اعاده اش\n\nشهزاده بلند اقبال مكرم عين الدوله سردار امان الله خان\n\nعاجز می آیند بنابر گفته انصاحب لائو جان انسان مسلمان چنین است که علم خود را تنها درین علم منحصر نماید و عمر خود را همگی نهاد درین علم مصروف نکنند و از حصول فنون غربيه روز کار خویش که مدافعه دشمن قوی زمانه خود را بآن بتواند محروم نباید کرد و علم در ثانی کلام انصاحب بنظر این نحیف تخصیص بيك شعبه از علم دارد که عبارت از علم صناعات باشد ادعاء حصر و تخصیص علم تنها باین شعبه صناعيه نیز کرده نباید شد که رتبه این موخر از رتبه علاذات وصفات الهيه و فرعیه میباشد تا طبع انسان در ابتداء استعداد تکلیف شرعی و الهي باحكام اصول عقيده واحكام فروعیه فقیه متحلی نباشد از عقائد باطله برای انسان خطر بزرگ احتمال دارد آری بعد از رسوخ اسلامیت و سپس از تحصیل احکام فروع بقدر ضرورت نه بطريق که موجب تعطیل از سایر کمالات ضرور یه باشد الحق که همین علم دینیه"}
{"book": "adl0616", "page": 1424, "text": "صفحه ۷\nسال پنجم\nشماره ٦\n\nچونکه تعلق تجهیزالات حربیه دارد بناضروری است علی الخصوص درین زمان نا مساعد حال اهل اسلام که تفاصیل آنرا خود آلصاحب بسط تمام مضبوط نموده اند حاجت باز گفتن ندارد هر چند که در تحصیل این فنون تاکیدات فرموده اید این تکالیف شما را بخیال خود حقیر از شوائب خلط گمان خیلی بعید پنداشته محق موافق می بینم چنانکه کلام خیر الانام نیز درباره آن وارد است ( عن عقبه بن عامر رضى الله تعالى عنهما قال سمعت رسول الله تعالى صلى الله عليه وسلم وهو على المنبر يقول واعدوا لهم ما استطعتم من قوة الا ان القوة الرمي الا ان القوة الرمي الا ان القوة الرمي رواه مسلم ) فاضل محشری و قاضی بیضاوی رحمهما الله تعالی در تفسیر خود فرموده اند که مراد این تنها تیر اندازی مراد نیست بلکه ( كل ما يتقوى به في الحرب ) مراد است مگر تخصیص رمی در کلام خیر الکلام بسبب آنست که رمی دران زمان قوی ترین آلات حرب بود هر گاه که سرور کائنات عليه افضل الصلوات در زمانه خود قوی ترین آلات حرب تحضيض مجاهدین میفرمودند ها ماه پیرو انبینا صلوات الله علیهم اجمعین جر الیلا و نهارا بترقی دین و دولت اسلام کوشیم و چرا در این زمان خولیت ملت اسلام از دست نصاری رغیب و تخلیت مردم را تجهیز آلات حرب و صناعات آن نکنیم لابد بلکه ضرور آنرا بکنیم مگر آن صاحب یقین بدانید که هیچ یکی از علماء زمان ازین موعظه واله استاده اند هر یکی بقدر وسع خود در بن باب وعظ میباشد و در ضمن ترغیب به اطاعت و انقیاد پادشاه مسلمین حضرت سراج الملة والدین کار و بار مکتب ها را نیز بانواع تحسینها بیان می کنند و اهالی دولت عالیه افغانیه انشاء الله معظم ما نیز بساختن مکاتب بس راغب اند چنانکه خود این فدوی دین و دولت بسبب آنکه چند سال در مکتب حربیه مراجبه از قرار فرمان مبارك ولی نعمت محترم ما جناب معین السلطنه صاحب برای اصلاح بعض ترجمه ها مقرر بودم تحسینات و فوائد و ترقیهای مکتب چیزی که معلوم خاطر حقیر بود زمانها شد که در هر سرزمین و اکثر مجالس اخوان مسلمین خود بسیار بسیار بمعرض بیان آورده ام و می آرم و مردم را بسیار راغب میدانم ( س ) آیا درین خصوص همین شوق و همت مرا از چه برخاست ( ج ) از معاینه فرط همت و شجاعت شهزاده افخم ما جناب معین السلطنه صاحب که خود فدوی در چند مجلس آن شاهزاده والاجاه چند ساعت که حاضر بوده ام جناب مذکور در باب تمدن و ترقی دین و دولت چنان در شهوار مواعیظ را صرف سامعین مجلس نمودند که هر فرد از حاضرین مجلس قدر استعداد حال خویش محظوظ غناء عارضی کردید ند همت موعظت آن محترم را دیدم که درین عمر عنفوان شباب و ترقی جوانی که درباره دیگران عادةً زمالة لهو و لعب شمرده میشود شهزاده مذکور از فرط شجاعت و همت خود را بزحمت گرفته دائما درباره تربیت اهالی دولت و ترقی دین و ملت خود سعی بلیغ مینمایند لهذا بمقابلة نعمت وجود چنین شهزاده عرفان و ساده شکرانه ایزد بیهمتا را بجا آورده بر خود لازم گرفتم که من به درین باب بقدر وسع عاجزانه خویش مجاهده باید نمود و در عقب همین اقدام خود باز غافل نه نشسته ام بلکه در هر مقام که مجلسی را سخن پذیر دیده ام سعی خود را دریغ نداشته تقلید شهزاده والا را نموده احسن تبلیغ تعبیرات شهزاده محترم را کرده ام تا بحدیکه قوم این فقیر از شنیدن چنین منافع مکتب که اولاد مردم بهمه انواع علوم دينه ودنيويه متحلی میکردند و از ارزل خصلتها متخلی میشوند همگی\n\nایشان از خوانین و ملکان از روی صدق و اخلاص آرزومند شدند که اولا دها را بهر طور که باشند سعی بکنید که داخل مکتب شاهی کردید. از جهل برهند و مقابل همین نعمت علمی شکرانه الهی را بجا آورده حق نعمت پادشاه خود را داشته در خدمت پادشاه مهربان خود بجان و دل کوشش نمودن را دریغ ندارند وقتی که مردم تمنای کمالات فنیه مکتب ها بمسافرت اولاد خود راضی میشوند و از راه راستی تنهای خود میخواهند که بدار السلطنه ارسال کنند آیا اگر در وطن خودشان مکتب ترتیب شود برغبت تمام در ان داخل نخواهند نمود ؟ لكن عرض می کنم که اجرای مکاتب کاری است عظیم و امری است جسیم بخیال این هیچمدان چنین میرسد تا كه يك شعبه حکومت و موعظت علماء با هم نباشند اجرای آنها بنظر صعب دیده میشود و ا کر با هم باشند مظنون میشود که از برکت و اقبال سر كار والا تبار و از فرط علو همت ناظر معارف نعمت ما جناب معین السلطنه صاحب و از پئ اخلاص و کوشش آلصاحب در کل افغانستان باسانی اجرا پذیر خواهد شد انشاء الله تعالى طرز معیت شعبه حکومت با موعظت بفکر ناقص عرض میکنم ( لا يكلف الله نفسا الا وسعها ) اگر قبول رای آن عالیجناب افتد فيها والا امری است اجتهادی احتمال طرفین دارد ( اینکه ) در دولت افغانستان عدد محکمه ها تقریباً بهشتاد میرسد اگر قاضی و مفتیان و حاكم هر محكمه رئیسان و سفید ریشان قطعه محروسه خودها را جمع نموده به همراه شان به بسیار دلاسائی و رغبت دهی در باب مکتبها مشاوره کنند تا ایشان برضا و رغبت عریضه رضا نامه جمهرهای خود بدهند و برضاء و الحاح خودها از حضور پر نور ناظر مکتب جناب معین السلطنه صاحب از مجلس معارف معلمین کتب را طلب کنند امید است که بهمین قسم اجراء مكاتب بطبع هیچ یکی از خواص و عوام نا گوار نخواهد شد ( والله اعلم بالصواب ) باقی با عزت باشید آمین بتاریخ ( ۲۸ ) ماه ذیقعده الحرام سنه ۱۳۳۳\nامضا\nعزيز احمد\n\nسراج الاخبار افغانيه\nاز جناب این عالم بافکر و هوش وطن عزیز خود عرض شکران خود را تقدیم می کنیم. هیچ شبهه نیست که در مهام امور ، على الخصوص در امورات معارف که حیات ترقی آن منوط است و امثال آن ، رأی و فکر شخص واحد اگرچه افلاطون هم باشد از خطا سالم نماند ، تنقید يك شهراه بزرك افتتاح قریحه ها و دماغها شمرده میشود . مبادله آراء ، مصادمه فکرها برقهای حقیقت را میدان میدارد . اگر سراج الاخبار افغانیه يك چيزى بگوید، و منقد و معترضی در مقابل خود نباید بجای اینکه ممنون و مسرور شود . يك دلشکستگی حیرت آوری حس میکند . و چون در چنین مسایل محاوره و مناظره بوقوع آید رفته رفته بيك نتيجه مثمره مفيده منتهی میشود که فایده کلی تنقید همین است . چون درین شماره گنجایش نداشت انشاء الله در شماره آینده باز در خصوص با جناب فاضل مشار اليه باب هم خیالی و همدردی را باز خواهیم کرد . و من الله التوفيق ."}
{"book": "adl0616", "page": 1425, "text": "سال پنجم شماره ۹\nصحيفه ۸\n\nجناب فيض اكتساب معزز محترم رفيع القدر جليل المراتب مدير و سر محرر اداره سراج الاخبار دولت خداداد افغانستانرا السلام عليكم بعد از تبليغ تحف دعا و تقديم هداياى تحيه و ثنا مرفوع مى دارد از انجا که از آنجناب کمالت مآب افاده نام و اقاضهٔ تام بعموم انام سارى و اهتمام خدمت گذارى و صداقت شمارى شان نسبت بدولت خدا داد ثابت و جارى است که همواره بدستيارى كلك دو زبان بدائع ترجمان حل روامر کنيهات لغات هر ملل و کشف غوامض حقايق هر دول را که سالهاى متمادى در حجاب خفا مضمر و نقاب توارى مستتر بود وقوه مدركهٔ احدى پيرامون خيال آن باقدام افهام جسارت و مبادرت نورزيده بعرصهٔ بيان و معرض عيان جلوه داده مسکن گزينان ظلمت کدهٔ خير برا روشنائى شناساى آشنا ساخته هر هم را هوشيار و بيدار و از دقايق فنون ورسوم هر مملکت واقفيت و خبر دارى بخشيده اند لهذا اين مايده خواران سماط عنايات احدى وزله ربايان بساط شريعت احمدى سيد احمد مکى قريشى دليل حجاج ممالك فرغانه وسيد ابراهيم مدنى ساكنين بلدين طيبين شريفين زاده هما الله شرقاً که مرهون احسان و ممنون برو امتنان دولت خداداد گشته ايم و استحساناتى که لاحق و عابد حال اين خادمين حرمين الشريفين گرديده بعنوان تشکر تذکر و بمحل تبين تزئين مى پذيرد که ازين اظهار محض عدالت گسترى و رعيت پرورى هاى ذات ملکى صفات قدسى آيات اعليحضرت عمدة السلاطين ومفخر المسلمين حضرت سراج الملة والدين پادشاه جمجاه اسلام پناه و ترفعات مواد حشمت و ترقيات اسباب دولت بوضوح ميانجامد عرض مدعا اينکه اين پيروان دين مبين الغاز از مقام حجاز آهنك عراق نموده پشت بشام شريف انداخته عازم ووارد قدس مبارك شده از انجا سمت روم و خطهٔ دولت اسلامى عثمانى عنان توجه انعطاف داده سپس بخاك روسيه گذشته تا ممالك فرغانه که اصل مقصد بود رسيده رحل اقامت افکنديم و درين اثنا بهر بلاد وامصار وشهر وديار که تلاقى دست ميداد رسومات ملى وقواعدات ملکى هر طوايف از موافق ومخالف بنظر تدقيق وامعان ملاحظه ومشاهده ميرفت و بر کاهى مذهب ومسلك شان اطلاع كامل وعلم شامل بهم ميرسيد پس از توقيف فرغانه به نيت زيارت روضهٔ مقدسه وعزم وطن مألوف حرکت کرده بماوراء النهر آمده از درياى آمويه عبور وبخطهٔ دولت خداداد اسلام بنياد افغانستان مرور نموده داخل مزار فائض الأنوار حضرت اسد الله الغالب شده به تقبيل عتبهٔ سدره مرتبه مفتخر ومباهى گرديديم وبعد از انقضاى دوسه يوم بتقديم حضور جناب جلالت وايالت دستگاه شباب وفخامت همراه نايب الحكومه صاحب شديم وجناب نايب الحكومه صاحب ممدوح با کار کريمانه وشيوهٔ بزرگانه مراسم مسافر نوازى وغريب پرورى را مرعى داشته تفقدات شايان وتلطفات نمايان دربارهٔ اين شکر گذاران دولت خداداد مبذول داشته در جوار روضهٔ مقدسه مسکن و جيره در وقته از لنگر خانهٔ مبارکه معين نمودند که تا حال براغ الى ومرفه الحالي در ظل عاطفت وسايهٔ رافت دولت پادشاه ظل الله شريعت پناه با حال طمأنينه آسوده ايم و در يتولا ملاحظه ميرود جاى هزاران شکر است که وضع و سلوك رعاياى اين دولت روفق احکام شريعت نهاده طرز و انحاء ممالك اين مسلطنت بر طبق اوضاع عدالت آماده و جمهور رعايا اين مملکت بريك كيش وملت اسلامى افتاده وقاطبهٔ برايا طوعاً و رغباً در انقياد و اطاعت پادشاهى داده همه گى از الطاف وعنايات الهى مسرور و از اعطاف وعنايات پادشاهى مشکوراند الحمد لله که ملت اسلامى ما فوق هر ملل ودولت خدا داد افغانستان محسود هر دول است خصوصاً بقعهٔ رفيعهٔ روضهٔ رضويهٔ حيدر مرتضويه عليه الف الثناء والتحيه که بعد الحرمين الشريفين خير الاماکن و بهترين بقاع بسيط زمين است همه وقت ابواب فيض کشاده ومواد استعانت آماده اولاً در طباخ خانهٔ مبارکهٔ حضرتى که از قبل پادشاهى مقرر است يوميه انواع اطعمه طبخ يافته بجملهٔ چله نشين ومسکن گزين از مجاورين ومسافرين برسم حيره وظيفه هر روزه ميرسد ثانياً در کتب خانه که در جوار حرم محترم ساخته شده در انجا اصناف کتاب از تفاسير وسير و تواريخ و ديگر علوم متنوعه موجود و مهيا است هر شخصى باندازهٔ استعداد و قابليت از مطالعهٔ آن مستفيد ميگردد به تخصيص صدها مجلد قرآن مجيد و دلائل الخيرات شريف که هر روزه خدام حضرتى زير الواح متعدده که براى تلاوت آماده نهاده اند که از طلبهٔ صبح صادق الى اداى صلوة شام جماهير مسلمين بقدر وسع فرصت بقرأت وتلاوت اشتغال ورزيده ثواب آنرا بروح پرفتوح حضرت خير الأنام عليه اكمل الصلوة وافضل السلام و بر آل کرام و اصحاب عظام او بخشيده دعاهاى مخلصانهٔ صادقانه در حق پادشاه اسلام پناه وجميع متعلقين دولت ومنتسبين حضرت وساير مسلمين مؤدى مى نمايند چون اهميت مذهبى واکملیت مدنى اين دولت خلده الله ملكه بنظر اين خير خواهان ملت اسلام جلوهٔ استحسان بخشيد به تعصب هيچ يك نامى ونيکو سرانجامى اين دولت ابد مدت را مدنظر داشته و آنچه بيان آورده با تصاحب والا مراتب نگارش رفت توقع که درج جريده گرديده بمقام اشتهار گرايد زياده والسلام والاكرام فقط تحرير فى ١٤ شهر ذى قعده الحرام سنه ١٣٣٣ .\n\nالفقير الداعى بخير السيد احمد المكى العربى القرشى احقر العباد\nابراهيم المدنى الفقير الشيخ بشير المدنى\n\nادبيات\n\nدو مخمس میرزاپوری خان خرمی ملاحظه نویس سابقه حضور مکان ضیاءالملة والدین مرحوم برغزل محمود خان طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار افغانی\nمحمس اول\n\nمعارف عقل اول نورو ايمانش بود تحصيل\nمعارف آفتاب و چرخ گردانش بود تحصيل\nمعارف خلد فردوس است و حورانش بود تحصيل\nمعارف گلستانى دان که ريحانش بود تحصيل\nمعارف عندليبى خوان که الحانش بود تحصيل\nمعارف را نميداند کسى آغاز و انجامش\nکه نبود طاير وحدت برون از حلقهٔ دامش\nکه"}
{"book": "adl0616", "page": 1426, "text": "صفحه ۹ سال حجم\n\nشاید ظاهر و باطن سر از فرمان اعلامش هوشها مصروف لاف و داوری\nاگر اهل معارف یکذره باقی بود نامش سعی ها در منك و جنگ و خود سری\nحیات جاودان علمت و رهانش بود تحصیل همت مردم همه غارت گری\nخرد در شیشهٔ دانش کند علم بری زادی ظلم عفریت بت سینه صنعت پری\nگندمان چوار ژنکش هزاران نقش بهزادی قصهٔ دیو و پری بگذشت و رفت\nعجز عرفان نباشد آدمی را توشه وزادی بر تن و جانت زنند از شیخ ضرب\nمیٔ بزم معارف میدهد از جهل آزادی چیست دنیا جای درد و رنج و کرب\nخسارت دید کان را رفع خسرانش بود تحصیل با کسی هرگز مکن دعویٔ حرب\nاگر دیدار میخواهی بغیر از معرفت مطلب تلگراف آرد خبر از شرق و غرب\nکه علم معرفت دارد وثوق اکثر و اغلب قاصد و نامه بری بگذشت و رفت\nعبارتها درین معنی بیابی از کتاب رب پی سپر شد این زمین تا غرب و شرق\nمعارف شد غزای روح و جای آن بود مکتب در میان دور و نزديك نيست فرق\nجهالت درد بی درمان و درمانش بود تحصیل خواه معجز خواه حکمت خواه زرق\nمعارف باشد ای عاقل حیات جاودان ما سیم آهن در سخن آمد چو برق\nهمو سرچشمهٔ حیوان همو روح و روان ما تیلفون بشنو کری بگذشت و رفت\nهمو دنیا و دین آمد همو شد این و آن ما چند صحرا را به بینی شهر شد\nمعارف جمع آگاهی بود اندر زمان ما چند در پاها که جوئی نهر شد\nکه از شر جهالت ها نگهبانش بود تحصیل برخی به رهروی با پر شد\nمکو آدم توای انسان یکیتی مرد نادان را کوه ها سوراخ و برما بحر شد\nمسلمان کی توان گفتن گروه نامسلمان را جا نشینی را کری بگذشت و رفت\nبیا پوری طلب از حق تعالی نور عرفان را در هوا کم بود راه آدمی\nبیا محمود از فیض معارف تازه کن جان را فضل و دانش شد گواه آدمی\nبنای قصر جان عرفان و از کالش بود تحصیل این زمان همچون نگاه آدمی\nشد هوا جولانگاه آدمی\nمخمس دوم رشك بي بال و پری بگذشت و رفت\nدور دوران سر سری بگذشت و رفت دید بودی این چمن را و برفت\nحاصل اندر بی بری بگذشت و رفت بلبلان مرو سمن را و برفت\nاین و آن تا سنگری بگذشت و رفت کشت مومن اهرمن را و برفت\nوقت شعر و شاعری بگذشت و رفت گفت محمود این سخن را و برفت\nوقت سحر و ساحری بگذشت و رفت سعی کن تنبل کری بگذشت و رفت\n\nاز وفا کن جام و از مهر مهد\nدست زن در دامن خوبی عهد\nزهر دنیا را گرین و جای شهد\nوقت اقدام است و سعی و جد و جهد\nغفلت و تن پروری بگذشت و رفت\nدر زمانه نیک و بد را نیست فرق\nعالمی در بحر سودا گشته غرق\nجامه از سالوس و عمامه و زرق\nعصر عصر موتر و ریل است و برق\nکامهای اشتری بگذشت و رفت\nبار دنیا کار را باخر کشد\nکیست از فرمان دنیا سر کشد\nخاک آخر عالمی را در کشد\nکیمیا از حمله اشیا زر کند\nوقت اکسیر آوری بگذشت و رفت\n\nحوادث خارجیه\n\nترجمهٔ خبرهای جنگ از جراید او روپا\nعلامات نومیدی در پاریس\nاز پاریس به جریدهٔ « نویه زورخر جایتونغ » مینویسند : هر وقتیکه حکومت حرکات تجاوزی — [ به اصطلاح ترجمانهای زبان انگلیزی حملهٔ جارحانه ] — را اعلان میکنند بجای نا امیدی و بدبینی بسیار سنگینی که دماغهای مردمان پاریس را فرا گرفته است . کم و بیش يك شعلهٔ امید و نيك بینی قایم میگردد . اما کمی نمیگذرد که ازان حرکات تجاوزی هیچ فایده حاصل نشده باز از بدبینی و ناامیدیٔ اول الم انگیزتر يك بدبینی و نا امیدی خلق را بگرداب حسرت و ماتم غرقه میسازد . اگرچه مطبوعات فرانس دایماً به اغفال کردن و بازی دادن مردمان کوشش میورزند ، اما کارها بآن درجه نرسیده است که اهالی را غافل"}
{"book": "adl0616", "page": 1427, "text": "شماره ۱۰ سال پنجم\nرد نکرده بمقابل آن جواب حاضر کردند. و پیش از همه چیز بعضی\nجاهای ما کدونیا را که بدست صرب و یونان بود طلب کردند که از آنها\nگرفته به او بدهند. ائتلافیون گفتند و خودم نقد خود را در آتش\nحرب بینداز، بعد ازان دادن اینجاها را بشو دادن آسانست وضعیتی که بلغار\nبجواب این سخن ائتلافیون گرفته عبارت از یک خنده استخفاف\nبوده است ؟\n\nضرب و یونان و ائتلاف مربع\nبه جریده ( اوده سکی لیستوق ) از ه تیش ، مینویسند :\nدر مابین کابین های ضرب و یونان در خصوص جلو گیری مقاصد\nائتلاف مربع که از ما کدو نیا اراضی به بلغار ندهند مذاکرات آغاز شده\nاست. نزدیکت که در مابین این دو حکومت مذكوره يك استلاقي\nعقد شود که مستند برین اساس بوده باشد که برای مانع شدن داد.\nتعویضاتی که اختلاف مربع از اراضی ضربه یونان به بلغارستان بخواهند\nبدهند با همه قوتهای خودشان مقاومت ورزند.\n\nنا امیدی ائتلافیون از رومانیا\nجريده و او نیوه ريسول . :\nاین جریده از جریده ها نیست که از دیگر جریده ها بیشتر در رومانیا\nبفروش میرسد و از آغاز حرب دایما طرفداری ائتلاف ثلاثه - یعنی روس\nفرانس ، ان کایز - را پیشه گرفته است و بشدت تمام غالب آمدن روس\nرا ادعا می کند. جریده مذکوره اروقتی که او ستر یا مملکت . بوفونيا .\nرا فتح کرده مظفرانه در اراضی و بسارابیا ، پیش رفتن را آغاز نهاده\nمجبوراً از ادهای خود صرفنظر نموده است. این جریده که تبلیغات\nرسمی اوستريا و المانيارا نیز نوشته نمیکرد در ینوقتها از فتوحات متوالية\nاوستريا والمانيا بکمال گر می دم میزند. معلوم است که ائتلافیون در رومانیا\nه انقدر جدو جهدی که در وسع شان بود برای جلب نمودن رومانیا را\nبسوی خود صرفي نمودند ، ويك وقتي آمد که برای کامپایی شان یک\nرمقی باقی مانده بود. حتی مينينكها ، قوطر السها ، پروپاگاندهای متعدد\nدر رومانیا وخلاف المانها و متفقینش در رومانیا برپا می کردید ولی چون\nرفته رفته دیدند که ائتلافیون بغیر از بایدادن بازی هیچ بردی ندارند\nدانستند که ماهی فایده های که ائتلاقیون به آنها نشان میدهند هنوز\nته آیست. حالا به این یک قانع شده اند که قایده شان در طرفداری المان\nو متفقين اوست ، و در لحاف زیاد خود را بجانیدن چندان کار عاقلانه\nنیست . این تمایل بدرجه رسیده است که ائتلاف مربع - یعنی روس -\nفرانس انگلیز، ایتالیا - این از رومانیا ناامید شده اند.\n\nایتالیا از ائتلاف مثلث چه لقمه ها در ربود؟\nمعاهده نامه\nاز (لاهی) به جریده ( نوبه فرایه پروسه) مینویسند .\nنقاط الساسية معاهده نامه که در ۲۴ ماه می در مابین ایتالیا و دولتها\nاختلاف مثلث عقد کردید از قرار دیاست :\n۱ - به ایتالیا مبلغ ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ پنج مليار فرانك قرير\nکو یا داده میشود .\n۲ - انکایز، در خصوص ٥٠٠٠٠٠٠٠٠. محصد مایون فران\nکه بصورت حساب جاری از امریکا اسباب و لوازمات جنك به ايطا\nداده شود ضامن میشود ..\n۳ - برای خریداری خورا که از آمریکا برای ایطالیا میرن\n۳۰۰۰۰۰۰۰ ، سه صد مليون قرانك ديكر جدا كانه يك شهر\nکشاده میشود .\n٤ - دولت فرانس، از فابريك توپ سازی خود مقدار که\nتوپ به ایتالیا تسلیم می کند .\n٥ - ائتلاف مثلت ضامن میشوند که ایتالیا بر مالک معینی که در نظر\nنظر دارد مسئولی شود. و غیر از بندر گاه ، آنتیواری ، و یک شهر\nدیگر که برای صربستان انتخاب شود، دیگر همه سواحل بحر آدریاتیک\nتيك ، به استالیا باید میباشد .\nبمقابل اینها، استالیا تعهد می کنند که مقدار ۱۵۰۰۰۰۰۰ و یک\nمیلیون يك قوه عسکریه را به امر متفقهای خود حاضر و آماده میدارد. و دو\n\nاختلاف صرب و ماتینگر و\nاز صوفیه خبر رسیده است که بسبب ملك البانیا در مایین صربها\nو مایکروها اختلافات بسیار مذهبی بظهور پیوسته است . حتی این\nاختلافها زد و خورد هم منجر شده است. ما تینکر و بیها بصریها\nگفته اند که اگر شما براش قودره - سقوطری - حمله کنید ما هم\nبه البانها مشفق خواهیم شد .\n\nبلغار و ائتلاف مربع\n[ از وقتیکه ایتالیا با اختلاف مثلث رفیق شده عنوان ائتلاف مثلث\nبعنوان ( اتلاف مربع ) تبدیل یافته است ] .\nرای بدراه کردن بلغارستان کوشتنهایی که بدولب راست بیاید\nحکومتهای ائتلاف مربع اجرا کردند. ولی تا بحال کامیاب نیامدند.\nو هیچ دسیسه آنها بلغارها بازی نخوردند. بلکه تابحال آنها را بازی\nداده رفتند. چنانچه در اول امر تکلیفات ائتلافیون را بدون قید و شرط\nمیخورندت آقا ! ...\n( المترجم )\nوج"}
{"book": "adl0616", "page": 1428, "text": "شماره ۹\nصفحه ۱۱\n\nکله گذاری متفقها\nجريدة ( روستویه اسلووو ) مینویسد :\nمتفقهای ما در دار الحرب غربی هيچيك فعاليت و كار گذاري كه بايك قاعده برساند نشان ندادند. روسها همان روسها نیست که در آغاز مجاربه اگر روسیای شرقی را استیلا نمیکردند حال پاریس فرانس از حال انورسن تران بدتر میشد. روسها بود که پاریس را از عاقبت انورس رهایی دادند. عجیب این است که فرانسیها در انوقت نیز از شکایت خالی نمانده بودند. و با وجودی که در ان اثنا روسیه هنوز حاضری سفر حرب خود را بدرستی اکمال نکرده بود فرانسینها او را مواخذه می کردند که چرا واسمويك حرکت تعرضیه اجرا نمی کنند. اما حالا که اردوهای بزرگ المان و اوستریا تمام پولیند و کالیتیای ما را استیلا کرده دایما در پیشرفتن دوام دارند. آیا متفقهای ما بما كدام كومك و مدد رسانیده توانستند؟ متفقهای ما در وجه اخیر آیا کدام موفقیت و کامیان بدست آوردند؟ در وقتی که ما با اردو های جبهه دو دولت زد و خورد داشتیم متفقهای ما چرا در سنگرها و خندقهای خود دست زیر چنه نشسته سیربین ماندند ، چرا به تعرضها و مهاجمه های واسعتری دست نکردند، و بما كومك نرسانیدند. حالانکه در میدان غربی تنها المان در مقابل فرانس و انگلیز مانده بود. قوتهای این هر دو دولت — بلژيك هم بالاتر — آیا همینقدر نتوانستند که این بار سنگینی را که تنها بر دوش ما افتاده بود یک قدری تخفیف دهند؟ همینکه مک چند گر از خندقهای خود به پیش میجهند، باید از دادن تلفات عظيمه بر کدام خندق المان قابض میشوند، و اویلاها و ولوله های موفقیتها و کامیابهای شان دنیاها را پر می دارد. حالانکه این موفقیتهای کوچک سراسر از اهمیت عاریست. از دیگر طرف ایتالیها هم تا بحال بجز بعضی محاربات پیشدار دیگر هیچ کاری از پیش برده نتوانسته اند. همین روس است که در پیش اینهمه بلاها سینه کشای صبر و مقاومت مانده است.\n\nکارستانهای تحت البحر های المان\n. ليون غامبتا ، نام کرو وازور فرانس که در راد، اورانتو ، بضرب نار يدوى تحت البحر المثاني باهمه افسران آن غرق گردیده است صورت شخصی که در نجانشان داده شده امیران و سپاس و سر افسر است\n\nثروت دولت انگلیز آب شده میرود\nاز ( اوزان ) تجریده ( اقدام ) مینویسند :\nمخارج يومية جنگی دولت انگیز دوسه ماه پیش ازین در هر روز بالغ بر ( ۳۰۰۰۰۰۰ ) سه ملیون پوند شده بود که به این سبب صدر اعظم دولت انكليز مستر ( اسکویت ) از پارلیمنت ۲۵۰۰۰۰۰۰۰ دو صد و پنجاه مليون پوند تخصیصات فوق العاده طلب کرده بود. ازین حساب چنان معلوم میشود که ثروت و توانگری دولت انكليز بيك سرعت بسیار مدهشی مذاب شده میرود . ذاتاً این مسئله را ناظر مالية سابق دولت انكليز، لويد جورج، نیز در نطقی که در پارلیمنت ایراد کرده بود این خبر شجیع والیم را از کرسی خطابه که بران ایستاده بود ملت انگلیز خبر داده گفته بود: ما در وقتی که محرب داخل میشدیم چنین تخمین کرده بودیم که این محاربه از هر چیزی بیشتر به پیسه میشود. و چون ثروت و توانگری موجوده انگلستان بيك درجه ایست که المانيا را در اندك مدت مغلوب بتواند از انرو کارهای خود را از روی همان حساب ساخته بودیم. حال آنکه المانيا به آثار خارقه نمایی اثبات کرد که مافوق حساب و تخمین ما مالك ثروت و توانگری میباشد. ما هم برای خود و هم برای متفقین خود به پینه رساندن مجبور هستیم، مبلغی که بریتانیا برای محافظه کرده توانستن حاکمیت بحریه خود صرف می کنند نسبت بهمه مصارف حربية متفقهای ما قات قات افزونتر است. بر سر اینهم متفقهای ما در خشکه نیز از معاونت ما انتظار می کشند. اگرچه ما هم میخواهیم که به آنها مدد برسانیم ولی این خارج امکانست. بنا برین بعد ازین متفقهای ما برتر از همین درجه موجوده در خشکه ها از ما مدد رساندن را انتظار نباید بکشند. چرا که نظر بقوه مالیه که داریم درین خصوص هیچ امکانی برای ما نمانده است. . این اعتراف ، لوید جورج . يك تأثیر بسیار عمیق در انگلستان حاصل کرده بود. و يك هيجان وقيل و قالی برپا کرد که از نتیجه آن تبدل کابینه هم بوقوع آمد. او وارد"}
{"book": "adl0616", "page": 1429, "text": "صحیفه ۱۲\nسال هم\nدارة\nگردی بهانه چشم دردى بيك گوشه کناره کنید ، لورد جسر جیل قانع بودند كه شركت ايتاليا بجنك بك تأثير عظيمي بر حرب عمومی خاص به ترک کردن نظارت تجربه مجبور کردید. انگایز میخواست که المان خواهد کرد. انحسابشان نیز سراسر خطا برامد ، علی الخصوص کو و اوستريارا فقر و فانه دو بار کرده بصلح مجبور کرداند. در حساب خود و تخمینی که در باب آستای دار دنیل کرده بودند يك لكه بسيار بدري آنقدر گول خورده بود که نزدیکت خودش به آنحال محکوم کردد. پرشوکت و عظمت تجربه انكليز حاصل کرد. در روز سه ملیون پوند نه تنها همین بلكه بسیار تخمینهای شان بیهوده رفت، در حالیکه المانها را که انكليز بر جنگ صرف می کند قسم اعظم آن در حرب دارد. به تهلكة كرسکی انداختن حساب می کردند، خودشان عصبیت کرسته مخرج میرسد. از مملکتهای بسیار دور دور جنس جنس عسگر ها رام ماندن گرفتار شدند. در حالیکه روس و فراتر را بهمه حال غالب حساب کردن و آوردن، و تنخواه و نان و شراب دادن و کانیهای جنگی من کرده بودند . در خصوص هم بسیار بازی خوردند. در حالیکه دین یک وادرانما همیشه موجود داشتن، نقابات ، اخراجات ، ضایعات نداری\n\nTHE ORIENT\n\nکاریکاتور\nالسياسته المصوره\nواع\nاستاد شرق میکادوی زایانی ، در مکتب شرق شرقیون را درس داده می گوید : - ای اولاد های عزیز : آیا میتوانید بگوئید\nکه این عظمت و شوکت واقایی اوروبا بر کدام چیز بنا یافته و ترکیا میگوید : بر اتفاق ، ایرانی میگوید : - رسمی و اقدام .\nهندی میگوید : بر کبر و غرور ، مصری میگوید: پریدست اور دن ملکهای ضعیفان و تجار کان جاوه یی میگوید :\nبر ظلم ، چینی میگوید : - بر مکر و دسیسه ، کوریای : میگوید: اول باید بدانم که ایا جناب شما دولت او رویایی میباشید و سیار\nاستاد ژاپانی میگوید : - فی جان من ! منهم مانند شماش في ام. ولی تحقیقت پی بردم و دانستم این است که شما هم میدانانم :\nبر همه همین چیزهایی که کشید بنایافته . ولی از همه زیاده او بر همین دوانه که راوحه نقش کردم مینی میباشد .\n( بنی قوت (1)\n\nمجروحين وغيره چنان بخار حیست که میزان جمع ان خیلی مدهش است. خلل وارد نمی آید. حالات که در مخصوص نیز حساب شان خطابرانه خدا مصارف حربية انكليز تنها عبارت از همین مبالغی نیست که در میدانهای تحت البحر های آلمان انکلیم ها را خیلی سراسیمه ساخت ، و در سه عایق محاربه صرف میشود. بلکه در صحنه سیاسیات در راه در این و تزویرات شدت به تجارت بحريه شان نقصان وارد آورد. این است که به این به روسی نیز مصرف کردن ملیونها پوند مجبور است ، نظریه روش احوال چنان ثروت و توانگری دولت بریتانیا روز بروز آب و مذاب شده میرود. معلوم میشود که بعد ازین رفته رفته مخارجش خیلی از خیلی افزونتر شده برود . با وجود اینهم درین گیرو دارها ابنهم تحقیق پیوست که حاکمیت بحربه شان نیز عبارت از يك قوه مخيليه بوده است. انگلیزها در آغاز حرب سرافسر اردوی ایتالیا که در طرابلس غربت در حوالی داده به دعا کرده بودند که بسبب قوة حاكميت بحريه شان به نقلیات تجارت آنجا مقاومت کردن را خارج امکان دیده از ایتالیا دیگر قوای امداد خیال\nطرابلس غرب و اپنا لیا\nكذا ، لوزان . :\n( سال"}
{"book": "adl0616", "page": 1430, "text": "عدد ۱۳\nشمارۀ ٦\n\nطلب کرده است ، و نوشته است که اگر مدد بوقت و زمان معین نرسد داخل مملکت را پس بطرفهای سواحل بکریختن مجبور خواهند شد\n\n( ادرياتيك ) واقع ، و ١١٢٥٧ نفر نفوس دارد . مجموع از دوی عسکریش عبارتست از (۳۹) افسر و ( ٨٥٠) نفر عسکر !\n\nحال عجم\nبيانات خليل خالد بيك\n\nاز برلين :\nخير برلين :\nخليل خالد بيك كه سابق در يمن از طرف دولت عليه عثمانيه قونسول بود و در پتروگراد در المانيا ميباشد بيكى از مخابرهاى جريدۀ « تا عیلات » از تأثير اعلان جهاد در هندستان بحث بميان آورده بيانات ذيل را گفته است : در هندستان زياده از ۷۰ مليون مسلمان موجود است كه عدد آنها نسبت بديگر مذاهب روز بروز در افزونى است . در ما بين مسلمانان هندستان يك اتحاد و مخالطت بسيار صميمى موجود است . و به خليفۀ مسلمين يك حرمت و محبت بزرگى ميپرورانند ، براى حوادثها و خبرهايى كه از خارج بهندستان مى آيد سانسور انگليز خيلى شديد است ، حتى جريده ها و مجموع هاى انگليزى هم در انجا ممنوع است . اگرچه انگليز ها قواى عسكريه خود شانرا خيلى از خيلى در آسيا زياده كرده اند اما و اقوام مختلفۀ هندستان مانند پيش بصورت مطلقه اجراى حكومت كرده نميتوانند . نسل هايى كه نيز از اقوام مسلمان و هندو وغيره بسر ميرسند همه غيرت و قدرت خود شارا در راه استقلال ملى خودشان متوجه كرده اند ...\n\nاسپانیا وفاس\nجریده های فرانس به درجۀ نهایت انديشه ناك اند . كوبا در اسپانیا جنگهای متعدد تشکیل یافته رو بكار كرده اند که ( فاس از اسپانیا باید باشد ) .\n\nمرکهای ناگهانی اسرار انگیز\nدر دسته های کشتیهای جنگی بحر بالتيك روس سر كوماندان اميرال ( پاشين ) و چند نفر افسرها در يك روز بصورت ناگهانی خبر وفات شان شایع گردیده است . اكثر مردم را خيال برين است كه عسكر هاى بحرى كشتيهاى مذكور عصيان كرده افسرها را بقتل رسانيده اند .\n\n( اغتشاشات در مصر )\nجريدۀ ( مورنينك پوست لندن ) مينويسد كه در مصر اغتشاشات بسيار مهمه بوقوع آمده است . و بنا بر تحريكاتى كه از طرف علما شده است ، حكومت عسكريۀ انگليز همه جامعهاى مصر را بند كرده است .\n\nاختلالها در روسیه\nجريدۀ ( فوسیته جایتونغ ) از پترو گراد خبر گرفته است که از طرف سر كوماندان شهر موسكو به وزير داخليه روس يك را پورى آمده دران نوشته شده است که در موسكو حادثات بسيار مهمى واقع شده و ميشود . اهالى شهر موسكو تنها به پليما گرى و خراب كردن بعضى جاها اكتفا نكرده بلكه نمايشها و حركتهاى سياسى نيز اجرا كرده اند . در كوچۀ ( نيو ر سكيا ) شاگردان مكاتب عاليه ، و جم غفيرى از مزدور كاران و كاريگران بيرقهاى سرخ دست گرفته ، و [ بميرند قاتلهاى ملت ... محو شوند مسيهاى اين محاربه خون آلود ... ] گفته فريادها راورده اند . در موقع ( درا هو ميلوف ) بلوا كنندگان بسيارى از فرقه های پولیس وژاندرمه ها را قتل و جرح کرده اند ، در بازار ( كيد روفو ) غرلرائيهاى اختلال كرده اند ، و [ در زمين گور شود زار و زاريت او ... ] گفته فريادها براورده اند . جم غفيرى از اهالى با اين جمعيت بلوائيها يكجاشده در كوچه ها گردش كرده اند ، و [ زار و اعوان او ميخواهند كه ما را از يكطرف به گرسنگى و از يكطرف بدم طوبها بيرانند ، ما نان و صلح ميخواهيم ... ] گفته و اوله ها انداخته اند . از مطالعۀ اخير ها بخوبى معلوم ميشود كه در روسيه بحران بسيار مهم داخلى حكمفرما ميباشد . در وقت مغلوبيتهاى روس به ژاپن نيز همچنين اختلالها برپا شده بود . چنانچه در ان جنگ نيز هر روز خبرهاى بسيار مدهش گوشزد اهالى روس ميشد درينوقت نيز بجز خبرهاى شكست پى در پى ، و بعدها هزار تلفات و اسير خودش را دگر چيزى نميشنوند . بعد ازين در هيچ يك فردى از افراد روس اميد كاميابى باقى نمانده ، و همه اين بلاها را از استبداد زار و اعوان او ميدانند ، زار و اركان حكومتش ازين اختلالهاى داخلى بيشتر از محاربه كه به آن گرفتار اند خايف و انديشناك ميباشند . و از بسيار علامتها معلوم ميشود كه دولت روس بزودى خود را از اتفاق قزاقى و انگليز جدا ساخته بصلح در آيد .\n\n( عدم قناعت از قوۀ تجربه )\nدر مجموعۀ ( روو و دو موند ) اميرال دۀ كوتيس ، عدم قناعت خود را از قوۀ تجربۀ فرانس و انگليز بيان كرده ميگويد كه ، با وجود دعواى حاكميت تجربه كه متفقها ميكنند درين محاربه به طرز حربى كه المانها گرفته اند مجبوراً محكوم شده اند . المانها در بحر بالتيك آزادانه بدلخواه خود حركت ميكنند . حال آنكه از دسته هاى كشتى جنگى متفقين تا بحال كدام يك كارى كه مناسب دعواى حاكميت تجربه شان باشد ديده شده است ؟ در يك دو سه جنگهاى خورد و ريزه كه در بين طرف و آنطرف شده است هيچيك تفوق معلومدار شان پديد نيامد . آيا حركت بحرى كه بدون تدقيق و محاكمه بر آبناى داردانيل اجرا كرده اند عجز بدنامى حاكميت بحريه چه نتيجه بخشيد ؟ اگر بجاى آن حركت عجول و غير معقول در بحر شمال كه در پيش بينى شان افتاده و تا بحال هيچ يك نتيجه در انجا استحصال نكرده اند بيك حركات حربيه نسبت ميكردند خوبتر و معقولتر يك كارى نمرده نميشد ؟ آيا اگر فرانس در بحر ادر ياتيك بجاى دار دانيل حركات حربيه خود را اجرا ميكرد افتتر نميبود ؟ ...\n\n﴿ دشمن نهم ! ... ﴾\nاز ( او نانو ) به جریدۀ ( فرابه پره سه ) مینویسند : بنا بر تشويقات ( ايتاليا ) حكومت جمهورى ( سان مارينو ) نيز خيال دارد كه بر دولت المان و اوستريا اعلان حرب بكند . حكومت ( سان مارينو ) كوچكترين حكومتهاى دنياست كه بر ساحل بحر\n\nسالنامۀ سر افسر اردوی عسکری عراق\nجريدۀ « رأى العام » بياننامۀ مرافعه جديد اردوی عراق را كه درين روزها به بغداد مواصلت كرده است از قرار ذيل نقل ميكنند : سلامتى جناب حق بر كسانى باشد كه بر راه راست ميروند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1431, "text": "شماره ٦ سال پنجم صفحه ١٤\n\nمسلماً بالله تعالى به ايفاى وظيفه خود آغاز ميكنم. حضرت خليفه مسلمين افندى ما راى پاك كردن خطه مباركه عراقيه را از لوث وجود ناپاك دشمنان دين بمن اختيار كامل عطا فرموده اند . از هر چيزى بيشتر اين بك معلوم باد كه هر كس با حركات و افعال خودش موازنه و محاكمه خواهد شد . در نزد من براى تعيين ماهيت و هويت اشخاص غير ازين ديگر مقياسى نيست : قدم انداختن جيوش كفار بر بعضى از بلاد اسلاميه چنان كيفيتى نيست كه مردمان مسلمان بآن صبر كرده بتواند على الخصوص براى مسلمانان عراق اين كيفيت بك مر ا سرخى شمرده ميشود . انكليزها و متفقهاى او ادعا ميكنند و مدعا دارند كه بيت الله الحرام و روضه مطهره نبويه ، و مشهد هاى اهل بيت - يعنى خطه مباركه عراقيه ، و دارالخلافت اسلاميه را بگيرند و آن خاكهاى مقدس را با موزه هاى ملوث و مردار خود پامال سازند . و بر سر اينهم كوشش ميكنند كه در دنيا هيچ يك حكومت اسلاميه را باقى نگذارند . دشمنان دين چون در مابين دين اسلام يك اختلاف صورى و ظاهرى مشاهده ميكنند دجرات پيدا كرده و بدين مدعاى خود چار ادله مينا زند . همين مسئله براى باز شدن چشمهاى بيدارى و آگاهى ما بايد يك سبب عظيمى شمرده شود . من شايان بصورت واضح بيان ميكنم كه وقت و زمان آن در رسيده است كه همه مسلمانانى كه بجامعه توحيد زنجير بند دين شده اند بايد اتفاق تام بكنند . جمله موحدها اتحاد تمام نمايند . زيرا اگر دشمنان دين به اين اتحاد و اتفاق تام علم اليقين آگاه گردند بالهاى جرأت شان ميشكنند . مانند مرغ كله خورده از هوا بسينه بر زمين ميخورد . اى اخوان دين از پى محافظت و صيانت ناموس ملى ، و دين و مقامات مقدس خودتان همت كنيد غيرت ورزيد اهتمام كنيد كه يك وجود وحيد ، يك سدمتين جديد بشويد به يقين ميدانم و اميدم كه هر فرد موحد و مؤمن به اين دعوت من اجابت خواهد كرد . از لطف جليل كبريا جل و على آثار فعليه اين اتحاد و اتفاق را تضرع ميكنم . به اينهم همه تان بدانيد كه اگر قدر يك ذره اهانت و خيانت در شمايان به بينم جزاهاى بسيار سخت و سنگينى را درباره تان تطبيق خواهم كرد . اين بيانات مرا كه معطوف بسلامت تامه ميباشد بايد در پيش نظر دقت بايد داشته باشيد . همه اصناف مامورين و علما و مشايخ را به اجراى تلقينات و ارشادات صد در صد در باب توظيف ميكنم . هيچشبه ندارم كه قريباً موفقيت و كاميابى اهل ايمان ميسر ميشود . آيت كريمه ( نصر من الله وفتح قريب وبشر المؤمنين ) راند كار ميكنم . باقى توفيق از خداوند عظيم الشانست ..\n\nائتلاف مربع در چه حالت ؟\nجريده « آوانتى » نام سيو سياليست كه در ايتاليا انتشار مييابد از لندن يك مكتوبى فرستاده شده و نشر شده است كه مشكلات عظيمه و ضايعات وخيمه زمره دوليه را كه سابقاً ائتلاف مثلث و لاحقاً ائتلاف مربع گفته ميشود از قرار ذيل تصوير و حكايه ميكنند : – كيفيت وصول تحت البحرهای آلمان در پيشگاه آبناى دار دانيل ، و حادثه غرق شدن كشتيهاى جنگى زرهپوش « تريومف » و « ماژستيك » نام انگليز بصورت واضح و علانيه ظاهر ميسازد كه متفقها در خصوص زور آوردن آبناها بچگونه مشكلات بزرگى تصادف ميكنند . جريده « تايمس » كه محاربه آبناى دار دانيل را به كلمه ( معظم ) وصف ميكنند در عين زمان اين را هم اقرار و اعتراف مينمايد كه اين حركات حربيه داردنيل كه از طرف متفقها اجرا شده است هيچگاه بنظر ممنونيت و موجب موفقيت ديده نميشود . جريده تايمس\n\nچون مروج افكار ( اوفر وينو ) ميباشد . و حكومت حاضره بدين و ليبرال ، هاست از انسبب بلكه گفته شود كه سخن تايمس در خيابان مبنى بر بعضى اغراض باشد . حال آنكه جريده ( ديلى نيوز ) كه مصرف مروج افكار خود ليبرال است نيز چنين مينويسد : – اگر چه اين كيفيت معلوم بود كه تحت البحرهای آلمان در جوار آبناى دار دانيل بكثرتى ديده خواهد شد . اما اين بخيال نميرسيد كه باينصوت زودى و به اين كيفيت پنهانى اثبات وجود بتوانند . اين است كه بر خلاف انتظار مايان آن تحت البحرها بوضعيت بسيار ه و در دسته هاى كشتى فرانس و انگليز را در آن جا مشكلاتى را كه از پيش هم داشتند بار بار مضاعف نمود . با كشتى ( ماژستيك ) هفتمين دره دو بليست كه از آغاز محاربه تا به اوايل ماه مى ضايع كرده ايم . آيا بعد ازين چه خواهد شد؟ به انحساب ما نسبت خود تجربه آلمان خيلى بيشتر ضايعات داده ايم . دولتهاى محارب كشتيهاى بحريه از اول جنگ تا ماه مى ضايع كرده اند از قرار حساب ( تن ) از قرار ذيلست\n\nكشتيهاى ائتلاف مثلث : ١٩٠٨٩٢ تن\nكشتيهاى دولتهاى دشمن : ٦٥٧١٤ تن\n\nاز جمله اين مقدار تن كه از ائتلاف مثلث ضايع شده است ٩٢٢٢٨ تن آن بحساب حركات محربه آبهاى داردنيل داخلست . غير ازينها ائتلافيون سه كشتى تحت البحر نيز در پيشگاه آبناى مذكور ضايع كرده اند [ اين تعداد تا به ماه مى بوده است . حالا آنكه تا بحال خيلى افزونى گرفته ]\n\nگنهکار کلان جزای کلان خود را میکشد .\n« گوسپودين آنكلوف » كه از محررهای عسكريه مشهور بلغارستانست بعنوان فوق يك مقاله نوشته در يكى از اخبار هاى « صوفيا » مدرج شده است . كه ترجمه آن از قرار ذيلست : – « در ميان جنگ و وقايع خوبانى در كليشيا حكمفرما ميباشد و امثال آن تا بحال ديده نشده است حال روس بيك تره گاو بزرگى ميماند كه دستها و پاهاى او را بسته و در سلاخخانه آورده ذبح كرده باشند . و در خونهاى خود شلتاق زند ! آيا اين حال جزا و سزاى گناه هاى كلان كلان روس نيست كه تا بحال آنرا فعلاً اجرا نموده و بحق مستحق آن شده است؟ ملت عاجز زبر دست خود را كه از نور معرفت تماماً محروم و جاهل بودند ، فكر ودكا و مدنيت و حريت آنها را با مردم تحقير كرده رفتند . به استبداد ، به خود ، به زندانهاى زمهرير آسياى وقفقاز سيبريا ، بظاهرها و غدرهاى دهشتناك خود را بجان ساخت . همه مستى و همه حريت ، همه حسيات دماغيه تبعه بيچاره بلكه حيات عموميه آن ممالك تابع كيف و آرزوى يك چند عرابده و قهاى مستبد كه محرك استبداد زار هست مانده است . پس اگر همچنين يك گنهكار كلان همچنين جزاهاى كلان و باله بكشد چيزى بعيد نخواهد بود . » جريده مذكور بعد از نقل اين مقاله از انگليز نقل كلام نموده مينويسد : – « امروز كه روسيه جزاهاى گناه هاى كلان خود را مى كشد ، هيچ شبهه نيست كه انگليزها نيز جزاهاى مدهش معنوى خلاص شدن خودشان را به انديشيدن آغازيده اند . انگليزها نيز مانند روسها بحقوق بشر رعايت نكردند . اگر چه طرز اداره اين دو حكومت جدا جدا ميباشد ، ولى به اعتبار نتيجه در مابين شان هيچ فرقى موجود نيست . انگلستان تنها حقوق انگليزها را مى نگارند . حريت ، عدالت و هر چيز را تنها براى انگليزها تطبيق ميكنند . حقوق صرف براى انگليزها لايق و مستحق ميدانند . اما بمقابل ديگر اقوام چند دوچار يك سياست خود كامانه دارند كه گويا غير از انگليزها ديگر انسانها الخ"}
{"book": "adl0616", "page": 1432, "text": "صفحه ۱۵\nسال پنجم\nشمارهٔ ۹\n\nنیستند ، برای انگلستان اين يك خير مشروع و مقبول يك كاری شمرده میشود که انگلیزها بر تمام انسانها حاکم بشوند. و بر حقوق آنها بهر رنگی که میل شان بخواهد تجاوز بکنند. خواهش و آرزوی انگلیز ها در باب حاکمیت بحریهٔ این بجز این نیست که انسانهای بیچاره را که در مستملکات و مستعمرات شان زیستن محکوم شده اند همه آنها را برای منفعت خود بکار و زحمت کسی انداخته، کمال شانرا از دست شان بربایند ، و خودشان مانند آقایان بدون کار و زحمت زیست کنند. این است که حالا انگلیزها بر ماننه روسها به کشیدن جزای این احتیای خود البته محکوم خواهند شد .\n\nاز گرسنگی مجبور به دزدی شدند !\nاز ( سمرنا ) مینویسند : – در ۸ ماه گذشته بوقت صبح دشمن های ما بقدر ( ۳۰۰ ) نفر دزد ها و اشقیا را که از بعضی جزیره های اطراف برود پیسه جمع آوری کرده بودند در ۲۰ عدد قایقها نشانیده و قایقها را در زیر حمایهٔ يك كرو و از وروسه طور پید و سوق نموده در ساحلهای دور دست شهر از میر – یعنی سمرنا – بخشکه و آوردند، و دزدهای مذکور بر قریهٔ ( بوجان ) هجوم آورده بقدر ١٥٠ رأس گاو ، و ٥٠٠٠ رأس بز مردم ده را چپاو کرده میخواستند که به قایقها بر گردند . اما هماندم مردم ده و يكمقدار عسكر محافظ آنجا مسلح شده خود را بدزد ها رسا نیده راه فرار را بر آنها گرفتند. دزدها گاوها و بزها را گذاشته قایقهای خود را پرتاب کردن خواستند، ولی يك قسمی از اهالی که طرف کنار دریا را گرفته بودند بر آنها فیر کرده چندی کشته و زخمی بر زمین انداختند. دزدها ، اسیمه شده بعضی قایقها بقرار کردن موفق شدند و بعضی بسوی جنگلی که در ان نواحی بود فرار کردند. دیگر عساکر عثمانی نیز رسیده جنگل مذکور را از هر طرف احاطه کردند و يك زد و خوردی بوقوع آمده چند نفر آنها کشته و زخمی و بعضی گرفتار و بعضی فرار نمودند. مقدار کمی اسلحه بدست عساکر اسلام درآمد. از طرف ما چهار نفر خفیف مجروح بوقوع آمد . از چنین دشمنی که بواسطهٔ دزدها و اشقیا از دهات و قره جات بدزدی کردن کاو و بز تنزل کنند بجز نفرت دیگر هیچ تأثیری حاصل نمیشود .\n\nایتالیا زاری میکنند\nجریدهٔ ( به کلی خه روند شانو ) از يك منبع موثوقی که مخبر او از ویانه بدست آورده است خبر ذیل را نشر میکنند : – ایتالیا ، به دلالت يك متوسط به کابینهٔ ویانه گفته است که اکر اوستریا مجارستان همان اراضی را که پیش از محاربه وعده کرده بمن بدهد من از محاربه دست بردار میشوم ، و وعده میکنم که بر هیچ حركات خصمانه اقدام نکنم . و بعد از محاربه باز در معاهدهٔ اتفاق مثلث در آمده عهد و پیمان را تجدید کنم .\n\nشکست ایتالیا در طرابلس غرب\nخبر برلين : – قطعات عسکریهٔ ایتالیا که در داخل ملك طرابلس بود از نتیجهٔ محاربهٔ شدیده که با مجاهدین نموده اند به ضایعات جسیمه دوچار شده بطرف ساحل فرار نموده اند .\n\nایتالیا دستخط نکرد\nخبر ( لوسرن )\nیکی از دیپلوماتهای بیطرف که از روما آمده است بیان میکنند که دولت ایتالیا بر عهد نامه که رفیقانش دربارهٔ جدا گانه عقد صلح نکردن همدیگر شان امضا کرده اند از دستخط کردن امتناع ورزیده است .\n\nآخر ترین خبرها\nحالت بارك بلدان\nاز ترجمه های اخبار های اردو و انگلیزی که تا به ( ٥ ) اکتوبر رسیده است چنان معلوم میشود که احوال بالقان خیلی بازك شده میرود. ائتلاف مربع روس ، فرانس ، انکار ، ایتالیا از یکطرف ، اتفاق مثلث المان، اوستریا ، عثمانی از دیگر طرف دقیقه از نیرنگها و انتریکهای سیاسی در بلغاريا ورومانيا و يونان فارغ نیستند . و چنان استنباط میشود که بلغار در امر بطرف المان واوستريا وعثماني متمايل بلکه تقریباً متفق شده است. رومانیا نیز بسببی که روس از اطراف ملك او مغلوبیشه ای بی هم دور شده است و از هر طرف در مابين اوستريا و المان محاط مانده است خواه مخواه آرام نشینی ، و یا بطرف اتفاق ثلاثه يعنى المان واوستريا وعثماني خواهد شد . از اوضاع یونان نیز معلوم میشود که با اختلاف مردم بنابر بی سبها سر گرم اتفاق نشود، چونکه حرکات ایتالیا وضبط کردن انگلیزها دوسه جزیره ها را برای ماوای کشتیهای جنگی خود یونان را خیلی رم داده است .\nحرکات رزمگاه مشرقی اگرچه از ترجمهٔ اخبارها معلوم میشود که روسها حمله های تجاوزانه کرده اند و مخاصمهای خود را پیا کرده اند، ولی چون هیچ نتیجهٔ قطعی از آن پدیدار نشد و در عین این خبرهای متواتر باز دفعه گرفته شدن مانند ( ویلنا ) يك شهر عظیمی اعتراف گردید هیچ شبهه نماند که آن حمله ها هم يك روایت پوچی بوده باشد .\nحركات رومكاد غربی نیز همچنین است که از خبرهای حمله های تجاوز کارانهٔ اتحادیان هیچ نتیجهٔ قطعی پدیدار نیامد. بلکه چنان استنباط میشود که حمله های تجاوزی از طرف مقابل بعمل آمده باشد و اتحادیان به امور تدافعی جد و جهد شانرا پیش از پیش کرده باشند.\nاز طرف داردنیل ، و جنوب يك مأيوسيت تام اتحاد بون دیده میشود. از عراق ، و قفقاز هم خبر های که شایان دقت باشد شنیده نمیشود .\nنادیده شود که چه میشود .\n\nخبرهای هندستان\nاختلالجویان رهزن در علاقهٔ تناولی .\nاز قصبهٔ «منکرا» نیز کامل ، واقع علاقهٔ تناولی مدراس خبر يك واقعهٔ حیرتنا کی رسیده است، که چند شب پیشتر قریب ۸ نفر فساد پیشه کان از حال بدریت ماهتاب استفاده کرده و خود شارا با سلاح مهلك"}
{"book": "adl0616", "page": 1433, "text": "صحيفه ١٦\nمسلح ساخته بخانهٔ يك ملازم، مندر، در آمدند، و به بسیار چرو نشده پیش آمده ۷ نفر را زخمهای کاری نیز رسانیدند. از گردن يك زن همه زیورهایش را درر بودند و از گوشهای زن صاحب خانه نیز گوشواره هایش را بزور گرفتند. و يك زن بیچاره را وقتیکه بخواب بود رهزنان او را آسیمه نداشته خوب لت و کوبش کردند. و چون صاحب خانه از آه و ناله زن بیدار شد، بمعاونتش شتافت او را نیز خوب زدند. يك آدم خود است که راه را برانها بگیرد ولی او را بیشتر از دیگران بکسوته کاری محکم کردند. يك زن دیگر که در همین قربی ها سکونت داشت نزد « دزد ! دزد ! » گفته فریاد برآورد ولی رهزنان او اثر بر او دور خورده بعد از انکه هر دو گوشهایش را از بیخ بریدند همه زیورهایش را نیز از بردش درر بودند. يك زن با شوهر خود برای امداد مجروحین از خانهٔ خودشان بزودی بیرون آمدند اما افسوس که آنها هم پس از اینکه يك ضربات و کوب خوردند مراجعت کردن مجبور گشتند. الآخر غاصبان بمال غنیمت بسیار بدر رفتند، وجون جماعت پس از روانگی آنها از آنجا در همان حین همینطوريك واقعهٔ دزدی موقع پیوست از او و آزار او هم بهمین طرزی محسوب میمایند. و هر دو مواقع مذکوره قریب تهانه و در قلب قصبه واقع میباشند.\n\n(کنا) :\n\nسال پنجم\n* اشتهارات مقویانه در بنارس *\n(کنا) :\nاز بنارس خبر رسیده است که بر دیوارهای سنترل هندو و دیگر بعضی مکاتب اشتهارات مقویانه چسپان و آویزان یافته شدند که آن نزد حکام فرستاده شد.\n\n* پرچه های آزادی *\n(کنا) :\nخبر کلکته مظهر است که بتاريخ ۱۳ ستمبر يك پرچهٔ « آزادی » بر دیوار کالج « بنکا باشی » آویزان یافته شد. و نیز پرچم های باغبانه روز ۱۲ ستمبر دره کیلا، تقسیم کرده شدند. پرچهٔ مقویانهٔ دیگر بردیوار عمارت دارا نو کاله فرید پور نیز دیده شد.\n\n* علاوه های مقویانه *\n(کنا) :\nخبر دیگر جدیداً از کلکته رسیده است که باز پرچه های « آزادی » بر دیوار های کالج های « دستی ، و دین » و غیره یابانده شدند. کار کنان کالج فوراً آنرا باز کرده برکندند مردمان در تمام علاقه ازینقسم پرچه ها را تقسیم نیز کرده اند.\n( مترجم عبدالرحمن محمود انار )\n\nآخر ترین خبرها از اخبار های متنوعه\nبلغار بجنگ اشتراک ورزید، و با دولهای المان ، اوستریا اتفاق نمود. - سفیر های دولت انگلیز و روس و فرانس از پایتخت بلغار مفارقت نمودند. - میگویند که اتحاد بلغار با المان و عثمانی نسبت به اتفاق ایتالیا با دول انگلیز و فرانس و روس خود خوب و مافوق شمرده میشود. - ( بالکان که پایتخت سابق ، و ) پایتخت لاحق صرب بود هر دو از دستش برآمده، و حال در ( اسکوب ) که در محاربه اخیر از دولت عثمانی به صربها رسیده بود، در اشتغال دارد. قوه مددکاری فرانس و انگلیز به صربها از راه وارد شده است. - از روش حال یونان چنان معلوم میشود که تا حال بر حال خود قایم است، ولی ظروف زمان چنان نشان میدهد که بیطرف ماند. - کار صربها به آفتابه لکن کشیده شد. ایتالها که کان سختی راه ها را برای پیش رفت خود پیش میکردند درین وقت عذر معقول دیگری نیز برای شان طبیعت فراهم آورده که آن برفهای شدید است بران راههای سخت. - از رزمگاه مغربی از هيچيك خبر مهمی که نتیجهٔ قطعی را نشان بدهد معلوم نمیشود که حمله ها و پسپائیها و قدری زد و خوردها که از ماهها شنیده میشود همانست.\n\n* پولیس معانت فساد پیشه گان *\n(کنا) :\nدر محکمهٔ عدالت کلکته يك مسئله فیصله شده که در ان به يك شخصی « جمن » نام نوت ضمانت دادن برای اینکه در آینده خوش سلوکی کند داده شده بود. و بروی این جرم ثابت شده بود که او دزدان و فساد جویانرا نزد خود پناه میدهد و از مال مسروقه حصهٔ خود را میگیرد و يك چند افسر پولیس « تهانهٔ موجی پیرا » نیز امدادش را میکنند. از شهادت ثابت گشت که مجرم قرار واقعی يك آدم خیلی بد معاش است و دزدان و شورانگیزان متعدد را نزد خود همه وقت پناه میدهد و این دزدان در نقب زدن خصوصیت و مهارت تامی دارند. دو گواه دیگر شاهدی دادند که افسر پولیسهای تهانهٔ مذکور نیز معاون رهزنان و فساد پیشه گان میباشند. و دزدان، خاص در حدود تهانهٔ « موجی پیرا » دزدی و نقب زنی میکنند و يك شاهد دیگر گفت که چون من برای نوشتن ربورت مجرم موصوف به تهانهٔ مذکور رفتم پولیسهای دیگر تهانه مرا تهدیدات نموده از تهانه خارج کردند.\n\n* پر پولیس فیر کرده شد *\n(کنا) :\nاز « بلاسپور » خبر رسیده است که در ما بین پولیس و يك چند نفر اشخاص مسلح يك فساد سختی واقع شده، چنانچه تفصیل آن از قرار ذیل است که به پولیس اطلاع رسید که يك چند نفر اشخاص مسلح که بظاهر از ملتهای اجنبی معلوم میشوند بی تعین کدام مقصد آشکار در علاقه بهر سو گشت و گذار دارند. لهذا پولیسها در پی گرفتاری این مردم برآمده با ایشان مقابل گشتند. اشخاص مسلح بر پولیس فیر کرد. از جانبین يك چند نفر زخمی شدند. از اشخاص اجنبی ۳ نفر مجروح شد که از قرار شنیده گی يك نفرشان فوراً در همان جا مرد ولی هنوز تصدیق این قول رسماً قبول نشده، از پولیسها نیز چند نفری مجروح شد. دو افسر پولیس و مستر کن، و « سپرنتندنت » نیز بر موقع محاربه حاضر بودند.\n\nدر جهانخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر است\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1434, "text": "( اعلان )\n\nپراکنده\nاز آثار مطبوعهٔ تازه مطبعهٔ مبارکهٔ عنایت . و عبارت از يك مجموعه اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دارا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر پیکطرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان . یعنی بمقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعهٔ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعزم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\n\nجزیرهٔ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مزده ! ازین نمرهٔ تویسر رسیده گازار ، مطبعهٔ عنایت ، کام جا را شیرین نمائید : . جزیرهٔ پنهان ، يك تاولیست که قوت علم و معرفت وسعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی بشر منظر ثابت و جلوه کر میسازد. هم حکایت ، هم عبرت هم فن، هم فضیلت : خوبی چاپ ، خوبی کاغذ، خوبی تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان : تنها (۹) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعهٔ عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارک و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سختی و از هر چین سنی مجلد ۲\nروضة حکم مجلد ۲\nپراکنده مصور مجلد ۱\nجزيرة بنهان مصور مجلد ۱\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشد از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1435, "text": "اعلان\n\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمهٔ مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود . مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داکخانه بمحل خود شان میرسد .\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی سالیانه یازده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی ششماهه هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nسالیانه ده روپیه انگلیزی قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان وخبر داده میشود:\nاگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هرگاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، وصنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه میخواهند اعلان واشهار کردن، و یا دیگر هر رقم اعلان واشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج وشایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر وشایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قران یعنی نیم روپیه کابل اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی به در سطری ستار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1436, "text": "سراج الاخبار\n١٣٣٩\n\nشماره: (٧)\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\n( مسلمانان با همدیگر اتحاد کنید و از هم جدا نشوید )\n\nحوادث داخله\n( تشريف فرمائی موکب اعليحضرت همايونى از يتيمان بدار السلطنه )\n\nمقالة مخصوصه\n( مكتوب از هرات )\n\nتقریظ\n)\n\nادبیات\n)\n\nحوادث خارجيه\nترجمه خبرهای جنگ وغيره از جراید اوروبا — دنيای وطن وملت — بندر بوشهر — يك كاميابی عثمانيان در داردنيل — فعاليت مجاهدين سنوسی — سفالت و پریشانی در روس — استقراض انگليز عظيم ماند — تحت البحرهای المان چنان به ثمر مفيد رسيده توانست اند — كاميابيهاى المانها در محاربه هاى قلعه گيرى — افكار عمومی در فرانس — الاراديته در ايتاليا — بيانات بيك امير مسلمان افريقائی — مطبوعات خارجه راجع بايران — جريده راپورت كيلات ميگويد : — شكست انگليس ها — افغانها در قائنات — آخرين خبرها از ترجمه اخبار هاى اردو و انگريزى — افتادن هر مجستى خارج از اسب — خبرهای المان —\n\nتصاویر\nعرابه موترى كه مخصوص سوارى ذات معاليه صفات عليا حضرت سراج الخواتين ميباشد — كارستانهاى تحت البحريها — از مناظر مصر يك نخلستان در جوار اهرامها — كاريكاتور السياسة المصورة —"}
{"book": "adl0616", "page": 1437, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسمی و همت جناب جلیل\nکارخانه جات، و ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برایقای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمهای\nعسا کر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون\nحکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل (دکان عبدالله خان در بازار اراد) میباشد.\n\n(۱) سرخ های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانگلیزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\nاقسام\nدرجه ها\nرقم\nقیمت تا حال ساخته شده\nدرجه اول\nدرجه دوم\nدرجه سوم\nقسم اول\nدرجه اول\nرنگ\nخودرنگ\nرنگ\nخودرنگ\nرنگ\nخودرنگ\nرنگ\nخودرنگ\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\nقسم دوم\nدرجه اول\nدرجه دوم\nدرجه سوم قدری گفت\nقیمت آن ۱۰ چه زیادت\nرنگ\nخودرنگ\nرنگ\nخودرنگ\nرنگ\nخودرنگ\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۲۰ پیسه\n۱ روپیه ۲۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گرانگلیزی کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره از هداز مررقم به روپیه پیست به\n\n(۲)\nجراب\nرقم\nتکه بانکه زوج\nراهدار زوج\nمعمولی زوج\nکلان فی درجن\nقیمت\n۱ روپیه ۵۲ پیسه\n۱ روپیه ۳۹ پیسه\n۱ روپیه ۴۵ پیسه\n۱ روپیه ۴۰ پیسه\n\n(۳)\nتکمه های چری محراب و منبردار\nمیانه فی درجن\nخورد فی درجن\n۱ روپیه ۱۰ پیسه\n۱ روپیه ۵ پیسه\n\n(۴)\nکروره های جدید ساخت\nرقم\nزرباف بخار یه دو گرد دو تاره زه یان یک اسپه دو کره سه کاره\nچرم باف یک اسپه\nیک اسپه جار تاره تحی\nقیمت\n۸ روپیه و ۳۳ پیسه\n۸ روپیه و ۲۴ پیسه\n۸ روپیه و ۱۲ پیسه\nرقم\nچرم باف دسته بادامی روانیه\nچرم باف دسته دولانه یک اسپه\nدسته دولانه یکی بار اسه\nچرم باف همرکاب\nقیمت\n۴ روپیه و ۱۸ پیسه\n۴ روپیه و ۲۳ پیسه\n۴ روپیه و ۱۳ پیسه\nرقم\nقبضه برنجی کیت مره نوخانه\nقبضه کلیت نقره از چرم ها لایه نویخانه\nزه بای رقم سواری سامی کلیت\nزه باف در تاره رکان\nقیمت\n۳ روپیه و ۵۵ پیسه\n۵ روپیه و ۵۷ پیسه\n۵ روپیه و ۵۴ پیسه\n۵ روپیه و ۹ پیسه\nرقم\nرکابی از نخ\nچرم باف میانه چوب بین زنانه\nاز زین سواری تیغ چرمی\nزنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت\n۴ روپیه و ۱۰ پیسه\n۵ روپیه و ۸۱ پیسه\n۵ روپیه و ۵۸ پیسه\n۵ روپیه و ۸ پیسه\nرقم\nدسته بادامی مبلغ چیری\nدسته دولانه های برنجی کلیت نقره\nاز زین سواری دولایه\nیخ برمی کچک دار\nچرم باف ما بین بیت یک اب\nقیمت\n۱ روپیه و ۱۹ پیسه\n۴ روپیه و ۵۹ پیسه\n۴ روپیه و ۵۹ پیسه\n۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(۵)\nاقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم\nگل جرین\nگل نافرمان\nگل برینه\nقیمت\n۵ روپیه ۳۶ پیسه\n۶ روپیه و ۷ پیسه\n۶ روپیه و ۱۸ پیسه\nقسم\nشکوفه تاریخ\nگل یاسمن\nگل استرن\nگل شیو\nقیمت\n۷ روپیه و ۴۵ پیسه\n۶ روپیه و ۵۸ پیسه\n۵ روپیه و ۳۸ پیسه\n۶ روپیه و ۳ پیسه\nقسم\nشکوفه سیب\nگل گلاب\nگل سوسن\nگل گندی\nقیمت\n۶ روپیه و ۳۵ پیسه\n۷ روپیه و ۱۲ پیسه\n۶ روپیه و ۵۴ پیسه\n۶ روپیه و ۵۱ پیسه\n\n(المدیر)\nمیر محمد هاشم دفتری کار خانه بیات (کمیدان نظامی)"}
{"book": "adl0616", "page": 1438, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\nشماره (۷)\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nو ولايات والى ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج ملک\nبا اجرت پست و غيره روپيه انگليزی\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nبهاى يك سنه آن در كابل يكسانى است\nاوراقى كه مدرج نشود اعاده نميشود)\n\nسراج الاخبار الافغانية\n۱۳۲۹\n\nمدير و محررش\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ قمری ١٥ محرم ١٣٣٤ تاریخ انگریزی ۲۳ نوومبر سنه عیسوی ١٩١٥ تاریخ شمسی ۳۰ عقرب ۱۲۹٤\n\nمسلمانان با همديگر اتحاد كنيد و از هم جدا نه شويد\n\nيكدو سخن بمناسبت يوم مبارك\n(عاشورا)\n\nاين شماره ما چون بايوم مبارك ، عاشورا ، مصادف آمده است خواستيم كه يك قدرى معلومات تاريخيه در خصوص عرض انظار قارئين كرام داريم ، و از نقطه نظر ( اتحاد اسلام ) بعضى ملاحظات عاجزانه خود را در خصوص سرد و انيان نمائيم :\nعاشوراء ، در نزد مسلمين بروز دهم ماه محرم الحرام اطلاق ميشود كه در روز مذكور واقعة پرفاجعة ، كربلا ، بوقوع آمده است . اين واقعه جانسوز الم انگيز از چنان واقعه ها نيست كه هر فردى از افراد مسلمين را از يوم وقوع آن تا به الآن داغدار الم داشته ، و در صحيفه هاى تاريخ اسلام يك لكهٔ شنيعه بد نمائى بياد كار گذاشته است . هيچ قوم و هيچ ملت ، هيچ هيئت اجتماعيه از امت ناجية و محمديه ، صلى الله عليه و آله و سلم نخواهد بود كه به اهل بيت الامجاد حس محبت و احترام نه پروراند . محبت اهل بيت يكى از اركان عمده اسلامى شمرده ميشود . بغض اهل بيت را در دل نداشتن بدرجهٔ بغض اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را در دل كاشتن گناه عظيم و وبال جسيم را در بردارد . بنابرين چون در روز عاشورا ، يعنى دهم ماه محرم الحرام مصادف سال (٦١) هجرى ، حضرت سيد الشهداء حسين ابن على المرتضى رضى الله تعالى عنهما كه سبط رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ميباشد ، با بسيارى از خاندان رسالت بيك صورت فجيع والم انگيزى حرباً شهيد گرديده اند ، ازين سبب اين روز ( عاشورا ) يك روز ماتم و مصيبت عمومى اهل اسلام شمرده ميشود .\n\nكيفيت وقوع اين واقعهٔ فجيعة چون در كتب تاريخيه به تفصيل بيان شده است و هر كس ازان خبر دارد تذكر آن درينجا لزوم ديده نميشود . مگر همينقدر گفته ميشود كه اين واقعه جانسوز ، در عالم اسلام از بدترين واقعه هاى جانخراش الم انگيز و فاجعترين مصيبتهاى درد آميزى ميباشد كه ديگر مثيل و مانندى ندارد . اما چيزى كه در نظر ملاحظه مصيبتها واكبر فلاكتها شمرده ميشود ، همانا انشقاق و افتراق و مباغضت و منافرتيست كه از نتيجه اين واقعه اسفناك در هيئت اجتماعيه اسلاميه پيش آمده است . اين مصيبت افتراق از چنان مصيبتها نيست كه ارواح قدسيه را بلرزه مى آورد ، و بر ريشهٔ شجرهٔ مقدسهٔ اسلاميه تيشه ميزند . بنياد قصر مشيدهٔ دين را بانهدام تخريب ميدهد .\nمدارج علويه ، و معارج قدسيه كه براى آن بزرگان دين تهيه و آماده شده بود اسباب يگانهٔ آن بر همين جنايتهاى شنيعه كه در كربلا پيش آمده بود موقوف بود . ارادهٔ ازليه سبحانيه سيدالشهدا شدن آن ذات قدسى صفات را بر طى نمودن همين مراحل پر خار زار آلاء واكدار اين دار دنياى نا پايدار منوط داشته بود . هزاران حسرت و افسوس است كه ازان واقعه جانگداز ( ۱۲۷۳ ) سال تمام گذر نموده و عداوت و بغض ايرانى و افغانى با ايرانى و عثمانى چنان معلوم ميشود كه گويا - لا سمح الله - از نو تولد يافته باشد ! حالانكه جهت قاتل و مقتول نه ايرانى نه افغانى نه عثمانى بودند ، بلكه از قوم و عنصر و جنس واحدى بودند كه به اينها هيچ جهت تعلقى نداشت . اين است كه در نظر ما اعظمترين مصيبتها و ادهشترين فلاكتها نتيجه يافتن همين بغض و عداوت نيست كه در مابين هيئت اجتماع اسلاميه و كتلهٔ دين مقدسهٔ محمديه عليه افضل الصلوة واكمل التحيه بظهور آمده است .\nان افتراق و انشقاق ، رخت هاى دهشتناكيست كه در قلعهٔ متينهٔ هيئت اجتماعيه اسلام پيدا شده ، و از همين رخنه ها يست كه دشمنان حقيقى"}
{"book": "adl0616", "page": 1439, "text": "شماره ۷\nافضل الصلوة والتسليمات در ( حجة الوداع ) الشاهقة بلند جبل عرفات\nیاده از صد هزار مسلمانانی که در انجا جمع آمده بودند آخر زین خطبه\nبلیغه رسالتپناهی خودشان را چون بیان فرمودند يك قسم مهمی از امور\nاجتماعيه واتحاديه است ناحيه شانرا نشان داده اند که تنها معنی فارسی\nبعضی فقرات آن خطبه مقدسه را در نجا میکاریم :\nه ای امت من ! سخنهائی را که بشما میگویم بکوش جان بشنوید.\nبرا امید ندارم که سال آینده در پنجا در میان شما موجود باشم . مانند\nقدسیت و حرمت این روز این ماه این بلده ، مال و جان هر یکی از شما\nبر دیگر شما مقدس و حرام است. این را از خاطر خود بیرون نکشید.\nکه چون بحضور رب العالمین برائید از همه افعال و حرکات خود تان\nبحساب دادن مجبور خواهید بود .\nه ای امت من ! چنانچه شما بر زوجه های خودتان حقدارید، زوج\nهای شما نیز بر شما حق دارند. با آنها به رفق و ملایمت معامله بکنید . آن\nشهابک ودیعه الهی است . تدارك امر نفقه و معیشت شان بر شما فرض است.\nه ای امت من ! سخنان مرا بیاموزید. بدانید که همه مسلمانان\nبا یکدیگر برادر میباشند مال یکی از شما بر دیگر شما حرام است . مگر که\nخود الشخص برضا و رغبت خود بخشش بکنند در انوقت حلال میشود\nاز اجرای ناحقی و بیعدالتی پرهیز کنید . کسانیکه در اینجا حاضر از\nاین سخنان مها به کسانی که حاضر نیستند نقل بکنند ..\nاین است که قرآن مجید خالق اکبر و احادیث منیف حضرت خیر البشر\nبرای اتحاد ، اتفاق ، اجتماع ، عدل ، احسان ، امداد ، معاونت ، حوز و رفق\nو بسی خوبهای دیگر امت ناحیه محمد (ص) را بیکدیگرشان امر و ارشاد\nفرموده ، و از تفرقه و جدائی ، و بعض وکین وحقد وحسد و بر من\nبدیهای دیگر مسلمانان را بشدت منع وتحذير نموده ، پس از چیست؟\nبا وجودیکه همه مسلمانان روی زمین بیك قرآن ، بيك بيغمبر ، با ایمان\nایمان و توجه دارند، و همه شان كلمة مقدسة توحيد خالق وحيد\nبر زبان میرانند و بدل تصدیق می کنند. چرا بغض و دشمنی همدیگر\nرا در دل پرورانند؟ على الخصوص در چنین وقت و زمانی که از چون\nو سنگ آدم ساختن ، و به هیئت اجتماعیه خود افزودن لازم است .\nاه هزار افسوس که این اختلافها و جدائها و بغض ها و کینه را\nدر میان امت ناحیه محمد (ص) خرافات ، احترامات و افراد\nشخصی، امراض روحی بظهور آورده است. وگرنه دین مبین مقدس\nاسلام از آغاز ظهور خود پر چنان اساسهای بسیار عالی ، و بسیار ویژه\nو بسیار صاف ، و بسیار راست که حوصله ادراك هر دماغ ، و هر عقل\nهم شنوی بسیار سهولت و آسانی یکنجد تأسیس و بنیاد یافته بود، و از خرافات\nو عنعناتی که در اعتقادات مصر بها، ایرانیها یونانیها - هندیهای فراوان\nموجود بود اثری در ان پدیدار نبود. هیهات که رفته رفته آن خواهش\nآلود . بی رنگ و صورت فلاکت نمود . در پرده های دیانت امام\nخود را بمانده ، و آهسته و اخفا نموده بمرور ايام بظهور پیوست . همچو\nوثایق تاریخی دینیه مراجعت کرده بايك اندیشه و تفكر بصیرت که حالی\nمحاکمات و تدقیقات این کوایف پرداخته شود بسی حقایق و سینه قصه\nاین تفرقه ها و جدائیهای اهل اسلام از یکدیگرشان میدان علایق خود اگر\nراند که در نجا گنجایش آنهمه تفصیلات را در مصاف جریده بودند\nببینیم و هم از اصل مقصود خود که دعوت اتحاد است دور\nبه بعضی مباحثات ومشاجرات مذهبيه سخن منجر میشود . حالا یک یاد\n\nصحیفه ۲\nدین یکسال موفقیت و کامیابی در میان آن قلعه رسینه فرجه و به دخول\nگردیده است . نخستین ضربه افتراق و وحدت اسلامیه رده\nشده، و یگانه حربه انشقاق که وجود دین را از میان دو باره کرده\nهمانا همین مسئله شیمیگری و ستیزگی میباشد . حالانکه در بنعصری که\nاسلام غلاکنهای بسیار عجمی گرفتار آمده است. از چنین افترافها\nو انشقاقها بجز ضرر و خسارت هیچ فایده و منفعتی حاصل نمیشود .\nلابد و ضروری است که همه امت ناحیه که بسلسلة الذهب كلمة طيبة\nلا اله الا الله محمدرسول الله ( مربوط میباشند اگر در شرق باشند\nوکر در غرب، از هر قوم و هر عنصری که باشند. به اختلافات غربية\nمذهبه اهمیت نداده ماده مهمّه ( اتحاد اسلام ) را نشنید و تأئید نمایند\nاگر هزار بار بگویند که من مسلمان ایرانی ام و دیگر مسلمان عثمانی،\nاگر مدار بگویند که من مسلمان افغانی ام و دیگر مسلمان هندی .\nاگر نجاه بار بگویند که من مسلمان جاوه نام ، و دیگر مسلمان چینی\nاگر فریادها بکنند که من مسلمان مصری ام و دیگر مسلمان مرا کویی\nاگر افغانها بدارند که من مسلمان ماوراء الشهری ام و دیگر مسلمان حجازی\nهیچگاه دشمنان حقیقی اسلام و مسلمانی حواله سمع قبول نخواهند کرده و تا\nوقتيكه بوحدانيت اله واحد جل وعلا، و پیغمبری خاتم الانبيا محمد مصطفى\nعليه السلام والتحايا ، و حقانیت قرآن مبین ، و قبله بودن بلدة الامین\nایمان کامل و اعتقاد متواصل مسلمانان بر کمال باشد اگر از هر گروه و از\nهر عنصری که باشند، و در هر گوشه از گوشه های دنیا که ساکن\nباشند ، در نظر آن ملتی که بر کرسی خطابت برآمده و قرآن را باز کرده\nگفتند که : - و تا این کتاب و احکام آن در دنیا موجود باشد آرامی\nرأی ما مفقود است و به اعدام و انهدام محکوم خواهند بود .\nبنابرین برای محافظه ها و علامت اسلامیت و تهذیبها و اساسهای بنای\nمعظم ، اتحاد اسلام ، را که نسلاً ، شرعاً جمله مسلمانها بر آن مأموراند\nضرور بصد ضرورت باید وضع نمود و در مخصوص هیچ یکی از ملل\nو اقوام مسلمانان روی زمین غفلت و بی پروانی نباید بکنند. و قدری\nکه وسیع شان برسد در ترویج همین مدعا کوشش ورزند، مدعا این نیست\nکه همه مسلمانان دفعة بدون یک سبب مجرد دست بشمشیر شده بر مال غیر\nدین خود مجرب و قیام کنند، بلکه مدعا این است که همه مسلمانان\nروی زمین همدیگر خود را بشناسند و يك ديگر خود را دوست داشته\nباشند ، به خیر و شر ، ونفع و ضرر همدیگر خود را شریک شمارند.\nنا میتوانند بدرجه قدرت و طاعت بعدم ، بقدم ، بعلم ، بدرم، بهم\nبهم فکری ، بهم در دی ، بهم روی ، بهم آبی ، بهم گویی .\nيكديگر خود مدد و معاونت ، خیر و برکت برسانند .\nرابطه مشترکه که مسلمانان را بیکدیگر شان مربوط داشته و دین\nاست . دین در قرآن مبین، و پیروی سید المرسلین است. تا وقتیکه\nخرافات، وتشققات و اختلافات، و افتراقات در دین داخل شده بود .\nاسلام وجود واحدی بوده جهان پر شده بود. قرآن کریم است که\n. انما المؤمنين اخوت . بنیان تحقیق که همه مسلمانان را در همدیگر\nهستند - فرمودة . فرقان حکیم است که : - و اعتصموا بحبل الله\nجميعاً ولا تفرقوا : - یعنی خوب بچنگ محکم گیرید ریسمان خداوند را\nیعنی دین را همه شما و هیچگاه از همدیگر جدا مشوید - را امر نموده\nحضرت فخر کائنات و پیغمبر و پیشوای برگزیده صفات ما علیه و علی آله"}
{"book": "adl0616", "page": 1440, "text": "صفحه ٧\n\nشمارۀ ٧\n\nاینونت و این زمان کنجاش اینچنین چیزها را ندارد. وقت آن که بتدبیر شاهانه ورأى رزین فرزانه نفس نفيس خويش ملت ووطن\nکه ما همه کلمه گویان محمدی ( ص ) از نقشه باده عفلت چشمان خمار را از آن تهلکه عظیمه وارهانید. آلود خود ما ترا باز کنیم. از خواب سنکین رخاوت و عدالت پیدا\nعنان سخن را باز از دست دادیم ، لهذا باز رصد د محت خو در جعت دوم ، مناقشات فرعیه را بطابق بالا گذاشته بورحله تدریسات حال\nو احوال حاضر مطالعة علاجهای اصلیه مشغول شویم. از پنکه بر بعضی افکار و آمال ملت، شیرازه کتاب آزادی و استقلال ، وترقي واجلال\nواقعات گذشته هزار و دوصد ساله بیش ازین همه عمر خود را بكریه از ملت است، و تفرقه و نفاقی که از نشئت و اختلاف مقاصد و منافع ملت\nانها أمودة الديشه حال و استقبال خود كربه کنیم . و الحاصل چون وجود بظهور آید - یعنی هرکس بدیگر مقصد و دیگر منفعت خدمت کند باعث\nشخص مقدس عالم اسلامی از امراض مزمنه تفرقه وتشقت، بي قوت و بي اضمحلال حقوق و اندر اس شرف ملی آن ملت خواهد گردید ، ملیونها\nمان قدرت کردیده است جادة بكانه ، و مداوات عاجلانه آن رفع نمودن مليون نفوس ماوراء النهر وهندستان که در نجه آهنین اسارت مضمحل\nشده اند ، سبب یکانه آنرا چون در تاریخ تدقیق کنید بجز همین نشئت فرقه وقيم ساختن اتحاد است .\nمقاصد و اختلاف منافع در دیگر چیزی نخواهید یافت .\n\nیا از یک تار و سن ، نام علف بیابانی چه امید خواهیم کرد که چه حضرت حق علیم در قرآن حکیم امت مرحومه محمد ( ص ) را\nقدر قوت و ناچه درجه متانت را مالک خواهد بود : آیا هیچ عقل احتمال خطاباً میفرماید : . ولا تكونوا كالتين تفرقوا واختلفوا من بعد\nخواهد داد که آن تاریخ در حال انفراد خود يك طوب بزرگی که ما جادتهم البينات واولئك لهم عذاب مبین .. - شما نباشید مانند آنهایی\nبخروارها نقلت را مالک باشد کشیده بتواند و هیچ احتمال ندارد نی؟ حالا که از هم جدا شدند و با هم اختلاف کردند . بعد از انکه برای شان\nیکبار همان تار و سن و را از حال انفراد براورده با بسیاری از کارهای آمد بود براهین قاطعه و بنات ساطعه، و آنهاست که برای شان عذابهای\nدیگر همان علف ناب اتحاد بدهيد ، و يك ريسمان محکم کلفتی از ان بوجود معلو مدار مقرر است . این آیه گریه يك امرو نبيه مؤكديست که برای\nبیارید ، به بینید که چقدر طوبها چقدر نقلها را کشیده میتواند ! همچنین همه مسلمانان روی زمین شهراه مستقیم هدایت و سعادت شمرده میشود\nاست حال انفراد ، واتحاد امت و ملت که اگر منفرد باشند هیچکاری کرده لهذا بانک بلند میگویم که در چنین عصر و زمان که دشمنان دین اسلام در\nنمیتوانند ، اما همینکه متحد الفكر والمنفعه شوند قوت ومتانت فوق العادة من طرف - یعنی در ترکستان و ماوراء النهر و قفقاز و هندوسند و بلوچستان\nرا ملک شده به استحصال و استکمال هر گونه اسباب رفاهیت و معیشت و مصر ومرا کو ودیگر بلاد افریقا به ملیونها نفوس اسلامی را در زیرا شکنجه\nمدنيه ، و وسایل ترقى وسعات بشريه موفق و کامیاب آمده از تجاوز اغیار های اسارت آورده و درباره ایران و وطن عزیز مقدس ما افغانستان .\nحفوظ و مصون میمانند .\nو مقام خلافت عظمای اسلامیان بسی نقشه های استقلال و اندازانه\nمسئله اتحاد امت ، اولا از افراد هرمات جدا جدا آغاز باید کرد و افکار اسارت پرورانه کشیده بودند، و تحو و اضمحلال همه حکومتهای\nیعنی هر ملت اسلامی در هر قعه و هر خطه که سکونت دارند اولا در ماینین اسلامی کمربسته بودند. و رمقی نمانده بود که این افکار فاسده، و نوا\nخودشان رشته های اتحاد و یکانکی را تاب بدهند. این راهم بگویم پای غدارانه خود را از قوم يفعل هم بیاورند . اما از انجا که ذات اقدس\nکه مقصد از اتحاد این نیست که وجودهای خود را انسان مانند خير ارحم الرحمين جل و علا وعده فرموده اند که : و انا نحن نزلنا الله کرو\nبارهای سن بهم يك وجود بسازد! چرا که اینچنین يك كار خلاف انا له لحافظون م يعنى ذات اقدس باريتعالى جل و علامت که کتاب قدیم\nطبعیت در تصور نمیگنجد، مقصد از اتحاد متحد شدن فکرها و خیالهای و فرقان حكيم و احکام دین قویم را نازل فرموده وذات اقدس اوسبحانه\nملت است در يك نقطه که اهمترین آن نقطه ها در وقت حاضر همانا نقطه است که حافظ و نگهبان آنست . بنابرين وعد صادق ذات اقدس خلاق\nآزادی مانی آن ملت است از اسارت اجنبی غیر دین و غیر مات . اگر مطلق بود که بر کمر بسته كان محو ساختن آن کتاب مستطاب درین وقت\nوبن اتحاد تمام قوت وكمال مدنت مستحکم کردد، و ملل اجنبی غیر دین هزاران ابواب عذاب را باز نمود و ملکهای انتقام را از مرکز اور و با\nو غير ملت ازين بك امين و خاطر جمع شوند که در فلان مملکت همچنین یک ر آنها مسلط ساخت که نزدیک است که انشاءالله زیاد شانرا از عالم هستی\nاتحا د فکریه بر استقلال و آزادی شان موجود است، در انحال هیچگاه بردارند، معمافیه در ین وقت و فرصت بر همه مسلمانان روی زمین ضرور است\nبخيال و خاطر خود در خواب هم تجاوز و استیلای آن ملت متحد الفکر که اختلافات و تفرقه را از میان برداشته بنیادها و نه داهای بنیان اتحاد\nرا گذشتانده نمیتوانند . آیا اگر این اتحاد فکریه علیه در ایران موجود و اتفاق را در مایین خودشان قایم و دایم دارند . و بر خود رحم آرند\nمیبود ، و دشمنان ازين يك بخوبی خاطر جمع میبودند که در ان ملت تا خدا هم بر آنها رحم فرماید . والسلام على من اتبع الهدا .\nبعضی چنان اشخاصی که تنخواه خوار و گرویده دام اسرار شان است.\nموجود میباشد . آيا برين يك جرأت ورزیده میتوانستند که در حجره\n\nجواد داخليه\n\nهای قصرهای پترسبورک و لندن در پیش میزهای سیاسی خود نشسته\nنقشه تقسیم آن ملك را بنام مترقه نفوذ در خريطة عالم بتوانند بکشند ؟\nاگرچه در باب وطن مقدس ما نيز بهما نسببها بهمین خیال ها افتاده تشریف فرمایی موکب اعلیحضرت همایونی از پغمان\nبودند اما ملت افغان مخداوند عظام الثان خود مليونها مليون شکران\nپایان ادا میکنند که مانند وجود مسعود اعلی حضرت ( سراج الملة والدين ) دارالسلطنه\nبان پادشاه بیدار مغز نیز هوش چسور و غیوری به آنها احسان شده است از فضل و کرم نامتناهی باریتعالی جل و علا مرض عارضة مدهشة و با\nکه بر شهر و اطراف آن مسئولی شده بود از دایکماه به اینطرف سراسر"}
{"book": "adl0616", "page": 1441, "text": "سال پنجم\nصفحه ٤\n\nرفع گردیده است. حقیقتاً که بسبب این بیماری شهر عزیز ما را يك كابوس غم و پریشانی و يك اندوه و سرگردانی بر قساوتی فرا گرفته بود. هیچکس از زندگانی خود برای فردا امیدواری نداشت، عادتاً يك میدان محاربه زیرا کسانیکه در صف حرب موجود باشند بسبب تكرك ریزی کله های تفنك و شريتل لحظه امیدوار زندگانی خود نمیتوانند بود. بالفرض مدهشه و با نیز همچنین بود. اگرچه از سهام قضایای آجال در هیچوقت و هیچ لحظه رهایی یافتن امکان ندارد، ولی و هم و هراس و اندیشه که در وقت این بلای مبرم بر دلها مستولی میشود بدیگر وقتها مشابهت ندارد. انسان در خانهٔ نشیمنگاه خود در اثنائی که بيك حال بیغمی نشسته باشد، دفعةً از اطراف خانه های همسایه های خود يك گریه و واویلائی بگوشش بر میخورد. دلها حواسها را يك غم و اندوه و يك ترس و بیم پرستوه استیلا مینماید ! هنوز از آن اندیشه فارغ نشده که خبر کدورت اثر وفات با اصابت يك دوست و آشنا، و بابك خویش و اقربا مانند صاعقه گوشزد میگردد. اضطراب بر اضطراب می افزاید. در بعضی خانها که این بلای خانه ویران داخل شده بك قتل عامی اجرا کرده که نه که را مانده و نه مه را. و خانه سراسر بسته شده کلید خانه اش تحویل کلانتر شده است. در محاربه ها چون انسان در زیر باران گله ها میدرآید امیدهای حیات خدای مدافعه دین و دولت، و محافظة شرافت وطن و ناموس ملت، و آرزوهای مفخرت اتمای ظفر و غلبه بر دشمن، بارهائی دادن خاك پاک مقدس وطن انسانرا قوت، جسارت، غیرت و تهور می بخشد. حالا آنکه در شهرهائی که این بلای خانمانسوز وبا حکمفرما باشد از چگونه امیدها هیچ چیزی بمیدان نبوده قوت و جسارت محو میگردد، دلشکسته دست و پا بسته مردم و هر لحظه منتظر موت می نشیند !\nيك كدورت و یأس و حسرت دیگری که بسبب این مرض مدهشه شهر عزیز ما را فرا گرفته بود، همانا خالی ماندن شهر خود از وجود معدلت آمود ذات مراحم صفات پادشاه بادانش و دین اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) ادم الله دولته الى يوم الدین. شهر مانند يك جسدی بود که بیجان مانده باشد. هر صبحدم که اهالی با صداقت توأم از خواب بر میجهند نخستین چیزی که جالب نظر دقت شانرا میکند، و مزرعهٔ دلهای شانرا آبیاری، و دیده های افتخار شانرا رونق افزائی میابد همانا مشاهده علم سعادت پرچم سر دروازه ارك مبارك است که علامهٔ تشریف داشتن ذات اعلیحضرت پادشاه معالی پایگاه ما را در دارالسلطنه اشعار مینماید. این است که از مدت سه ماه بود که بسبب تشریف داشتن موکب اعلیحضرت همایونی در قصر (پغمان) نظارهٔ تموجات آن رایات سعادت آیات از نظرهای صداقت کاران پنهان مانده بود.\nخداوند عظیم الشان را هزاران هزار شکران بیپایان که در یوم شنبه ٢٦ ماه مبارك ذی الحجه آن رایت با سعادت به تموجات پر لطافت سراسر بشارت خود تشریف فرمائی موکب فرخندهٔ موهب ذات اعلیحضرت پادشاهی را بر همگان اعلان نموده.\nبلی، ذات شوکتمآب اعلیحضرت پادشاهی بسه نچه روز مذکور بسواری حرابة موثر باشهزادگان عظام و مصاحبان خاص و نفری معیت شاهانه در حین حضوری تشریف سعادت ردیف همایونی را ارزانی فرمودند. بعضی ذوات گرامی از منصبداران ملکی و نظامی که بنابر امر و ارشاد ذات عالی جناب مستطاب نائب السلطنه صاحب افخم - که قبل از یکهفته بدارالسلطنه تشریف آورده بودند - بلباس غیر رسمی در حین حضوری\n\nسال پنجم\nشمارهٔ ٧\n\nشرف باریابی و سلام اعلیحضرت ملوکانه حاضر بودند، به ۱ گفتار دستبوسی مبارك نایل آمدند.\nذات معالیه صفات علیا حضرت سراج الخواتین قبل از يك روز از تشریف آوری ذات ملکوتی صفات همایونی بسواری موتر خاص بالی مکرمه شان تشریف فرمای دارالسلطنه شده بودند. شهزادگان عطام معین السلطنه و عین الدوله بمعیت ذات شوکتمآب اعلیحضرت همرکاب بودند.\n( سراج الاخبار افغانیه ) شکر نعمت رفع شدن بیماری، و دیار بقای دولت قویشوکت ذات اعلیحضرت همایونی را رفیع بارگاه کبریا مینماید.\n\nمقاله مخصوصه\n( مکتوب از هرات )\n\nخدمت با شرافت جناب نجابت انتساب اعنی معلم ترقی ماملهٔ عزیز افغان مدیر روشن ضمیر جریدهٔ مبارکه سراج الاخبار افغانیه را ماجرا کرانه رسانیده عرض میداریم - که بعد از دعا گوئی ازدیاد عمر و ان بادشاه ذیجاه عرفان پرور خود ها خواستیم که بواسطهٔ جریدهٔ فریدهٔ این خود ها بعضی نکات دلپذیر که مبنی بر ترقی ملت و دولت مایان بوده و از مطالعهٔ کتب تاریخ و روزنامهٔ مبارکه و نظر تجربه بعقل قاصر این ترقی خواه ملت اسلام رسیده گوش زد ملتیان و هموطنان عزیز خود نمائیم تا جوانان وطن عزیز مایان از فایدهٔ روزنامهٔ ملتی خود بهتر از پیشتر واقف گردند و از پوزش های آن جناب ادیب فاضل که دربارهٔ اهل عرفان دارالاطلاع یافته بدانند که هر گاه در باب خیر و بهبودی ملت و دولت خود ها سعی نمایند زحمت آنها نیز مثل ما دو نفر مقبول نظر آنجناب افتاده و بلکه نشان بموجب آن جریدهٔ فریده در روی کرهٔ زمین بخوبی انتشار یافته ملت اسلام زبان تحسین دربارهٔ آنها کشاده و مابین همگنان سرافراز خود بوده - فلهذا بنا بموجب خیالات ترقی خواهی دولت و ملت عزیزم در مقام زبان درازی برآمده و هموطنان عزیز خود ها را مخاطب به جسارت میورزیم - که مدت چهار سال است که پدر رؤف ما ملت غیور افغان اعنی اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه معظم ما نشر يك روزنامهٔ مبارکه را قریب بلقب مبارك به اسم سراج الاخبار بنا بجهت ترقی و آزادی ما ملت سنیهٔ اسلامیه امر و اجازه داده والحق آن جریدهٔ فریده چراغ است که باشعاع الكتريك تمدن سرتاسر دولت قوی شوکت افغانستان را روشن نموده و مدیر ادیب نجیب آن نهایت سعی و کوشش قلمی را بدان مامات مبذول داشته و از مضامین آن روزنامهٔ مبارکه خوب مدلل کرده و مرده که در ابتدا دول های اوروپا چقدر مردمان ذلیل و وحشی و فقیر و بی چیز و بی حال تا چه اندازه ترقی نموده که کوس عظمت شان گوش کرهٔ ارض را کر کرده و دست صنعت شان فضای هوا را بر فشار آورده و زبان ملت و اصحاب را دریده و پای ثروت شان آبهای دربار انجنیش انداخته و چشم البحرهای شان زمین دربار را مسخر نموده نه سنجاب را آب مقاومت در عالم مانده و نه ماهیان آب از دست تعدی تمدن نمای آنها خلاصی یافته و در حق فرزندان بیچاره دقیقه ئی تزلزل بوده چه ظلم ها که دربارهٔ همچنان خود تمیز ننموده دولهای اسلامیه را که باسم تمدن تعدی نمای خود از دست براهلش\n\nعليه وعلى"}
{"book": "adl0616", "page": 1442, "text": "سال هم شماره ۷\n\nنکشیدند چنانچه از مغروری و تکبر زیاد بندگی را گذاشته بالوهیت خودها قابل گردیده خود را خدای دنیا و دریا خطاب نمودند - پس حالا هر گاه از همه هموطنان عزیز خود سوال نمائیم که آیا این دیده و عظمت را بکدام قوه این اشخاص پیدا نموده خود را متمدن و ما مردم اسلام را وحشی معرفی می نمایند البته بی تأمل جميعاً همین جواب را خواهید داد که ای کم قوه - اتحاد و اتفاق - جناب فخر امجد مخلوقات و خلاصه موجودات بیغیر حق معبود اعنی ( احمد محمود) صلی الله علیه وعلى اله وسلم جهت ما امت غیب ودیعت گذاشته و زمان معجز بیان فرمودند که المؤمنین اخوة و ما را باخوت و برادری همدیگر امر نموده لاکن ما با نخواب غفلت آن سرمایه سعادت ماها را دزدان اوروپا از دست ربوده و ما را بمخالفات نشانده و آنها را همان باوج قوت و شوکت رسانیده زیرا که غیر این فقره جواب دیگری نخواهید داشت بلکه خود آنها هم باعث ترقی و صحت خودها همین تریاق فاروق را داشته و میدانند - پس حال که بسعی و کوشش بادشاء ذیجاه ترقی خواه ما این درجه با و از قارهای آهنین مدیر روشن ضمیر و معاونین جریده فریدۀ ملتی خودها از خواب بیدار شده ایم لازم است که سعی و کوشش و تردد نموده آن جوهر مقصود را که آن متمدن ها قدر و قیمت آنرا نداشته و در ینوقت بحکم (کل شیء یرجع الی اصله) بطریقه سابق خودها یعنی به بی اتفاقی و خون ریزی بوده خود نموده و ان تابوت سکینه را گذاشته اند مثل بنی اسرائیل و این بدست آورده و خود را در منزل مقصود و بساحل نجات هر گاه جویا شوید که آن تابوت سکینه که گم گشته کی ها را درست\n\nعرابه موتری که مخصوص سواری ذات معالیه صفات علیا حضرت سراج الخواتین صاحبه معظمه میباشد، و بهترین موترهای موجوده دارالسلطنه شمرده میشود\nقوت از ٤٠ الى ٥٠ اسپه\nرفتار در ساعت ٦٠ میل\n\nو مرده ها را زنده ما را از وادی ظلمت به شاه راه هدایت میرساند کدام چیز است که این اسم با مسمی را بخود بسته است بجواب خواهیم گفت که کلمه طیبه ( اتفاق و اتحاد ) ای هموطنان عزیز وای علما و بزرگان ملت وای برادران جوان رشید افغان حال وقت و زمان تغافل گذشته و چشم امید از همسایه و بیگانه برای ماباقی نمانده موج های خون اطراف عالم را فرا گرفته پادشاه رؤف مهربان اعنى پدر ملت و وطن ما و شما خطاب نموده و ما رعایای صادقه خود را از ملکی و نظامی وطن بسلطنت و دولت شریک نموده و آزادی شریعت غرا که آزادی ما ملت میباشد حسب الاحکام حضرت الهی و حدیث حضرت نبوی صلی الله علیه و علی اله و سلم بما عطا نموده و ما را از قید اجانب رها داده چنانچه و در دربار هیات زمانی که تشریف آورده بودند زبان مبارک فرمودند که من هم از جمله شباب یک نفر ملتی محسوب بوده و شمارا هم شريك و فرزند خود میدانم و همیشه توفیق شما ملت را مدنظر کیمیا اثر گرفته ام چونکه دولت را از شما و خود را جزو تنها میدانم از خداوند مسئلت دارم که بشما اتفاق بدهد که بسعی و کوشش دولت شکستگیهای خود را درست نماید زیرا که دولت و ملت لازم و ملزوم اند ملت بیدولت دولت بی ملت کار نمیکنند و بنا به تمثیل دو کف مبارك را بهم زده گفتند زمانی که دو دست بهم خورد صدا بلند می شود و یک دست صدا ندارد و ایا این گفتار در دربار که هزارها جان شیرین فدای آن باد غیر از امر اتفاق و عطای آزادی ماملت کدام چیز را در برداشت و باز فرمودنده که من این مراتیه"}
{"book": "adl0616", "page": 1443, "text": "صحيفة ٦\nسال نجم\nمحض ملاقات شما فرزندان خود زحمت سواری است و کرد راه و شاقه کدا بناتجهة سر مشق دادن شما وجود گرفته و اراده کردش عمل کندا نمودم انشاء الله مراتبه الى غير سواری اس ملاقات شما را خواهم نموده ازین بیان همایونی معلوم است که آن پدر مهربان تا چه در چه ترقی ملت را بوجود خود خود روادار شود و بالا رما و تنها لازم است که سرو مال و جان خود را فدای پادشاه خود نموده و دست ( تحبل المتين ) اتفاق زده هم چشمی و حد ورقات و تن پروری و عیاشی و دشمنی و دزدی و قاربازی و افعال ردیله را که خدا و رسوله صلى الله عليه وسلم از ان نهی نموده از خود دور داشته اولا خدمت حكام بزرك و كمان افسران ملت نجیب خودها عرض میداریم آمچون اعلیحضرت همایون زمام کار رعایای صادقه ملکی و نظامی خود را در هر علاقه و اطراف محول شما کرده و شما را در عدالت آزادی مقرر کرده و از همه ملت شما را داری داده ونمو جب عهد نامه ها شما را امین و نگهبان زرمه خود مقرر نموده باید قدر این است علما بهتر از پیشتر داشته و کمر اتفاق را همچنین که حال بارین خودها بسته دارید محکم بربسته نمائید زیرا که اتفاق شما حکام و زركان وكان افسران رشید که بعد از اعلیحضرت همایونی منزله بندی را برما رعایای ملکی و نظامی تعلقه خود دارید و امروز جمیع ملت باتفاق شما چشم امید داشته و آبادی وطن خود را از شما خواهان بوده و اتفاق شما باعث اتفاق ملت گردیده و مات هم از (حد) و ( رقابت ) و ( قاربازی ) و افعال شنیعه دست بردار شده و باتفاق شما دست تعدی ظلم کوتاه کردیده و تجارت رواج یافته صنعت زیاد گردیده و زراعت ترقی کرده بفقره اتفاق شما احکام شریعت اجرا یافته وقو م اتفاق شما سرحد و تفور محکم شده و با خلق شما مدارس رواج پیدا کرد، و باتحاد شماها رامها یک دوست شده و با خلق شما مات دا نا گردیده خود را دشمن و دوست را دوست داشته و باتفاق تها حب بإنشاء ووطن در کانون سینه ها جا گرفته و برکاب اتفاق شما بانها در راه دوستی پادشاه اسلام ووطن غرز فدا شده و باتفاق می توانید از ماین بار خواست نموده و به صادق النطاق تائید خلاصه آنچه ترقى دولت و ملت بعد از وجود اعلیحضرت همایونی و خانه دان عظیم الشان شاهی بسته موجود شما زر كان ملت و دولت میباشد چنانچه از روی تاریخ خوب استنباط می شود که هر دولتی که حکام ملکی و نظامی آن اتفاق داشته آن دولت به ترقی بوده زمانی که مابین این دو قوه آتش نفاق افتاده اولا بی اتفاقی آنها به تعلقات شان سرایت کرده و از آنها بدوستان شان نشر نموده کم کم دامن بالتعلت لکه دار شده این فقره باعث جری شدن اشخاص فتنه انگیز گردیده و هر كدام يك چيز را بخو د بست و بنای دزدی و حرامزاده کی را گذاشته و در بارها هم یکدسته بعناد دسته دیگر بنای معاونت را گذاشته\n\nدیاره ٧\nخورده خورد، بواسطه نمودن باز خواست بات نا امید گردیده در بشوق ریزه ریزه دشمنان سلطنت هم که چنین روز را از خدا خواهند دست و باید کرده آهسته آهسته باشاده و ایما و دلایل های چینی گناه را بوجود سلطنت ثابت کرده و ملت را از پادشاه رو گردان ساخته و چون بی اتفاقیان بدربار سلطنتی نیز سرایت کرده و هزار کانی هو اخوام بگمار می شد، شخص سلطان نیز از حقیقت بغیر مانده و عاقبت همین کو ایف باعث انقراض سلمی یک خانه د یک خانه دان دیگر گردید. و هرج و مرج ما بین ملت پیدا شده به ملت خبری و نه ان حکام خاین بهمراه رسیده عاقبت دست ندامت و پشیمانی سودی ندان بلکه کتاب ها در این مقولات تصنیف شده که هر گاه مثال ها و دلایل تحریر شود باعث تطویل مراسله ما خواهد گردید الحمد لله که از گوشت اعلیحضرت همایون و نشر روزنامه مباركه افغانیه ومضامين ان جري فریده که مبنی بر همین فقرات غیرت آمیز بوده شما حكام وكمان افسر و بزرگان ملت استفاده های برده و مثل برادران صلبی در هر ایالت و ولا محروسه افغانیه با هم اتفاق نموده و ترقی ملت را برنمه گرفته اید در این لازم است که بدعا کوئی از دیار عزت و ترقی و اتفاق نها ختم کلام خود را نموده راد ان نظامی خوده\n\nکار مثال های تو المبرها\n(موعینی یکرون) نام در هوای جسکی انکار\nتار این دوی حب البحر الان غرق شده\nخر شباب عرب\n\nمخاطب ساخته بكوم اعلیحضرت پدر مهران افغان شمارا فروند حد نمود وهداء الوقت وعامل و عيدين بعيدين قرار پدری در مقام پرسش ام شما بر آمده و توجه و وشو كنتها افزوده و ق داريك و تيم مقرر کرد به نشان های صداقت افراز فرموده و شیوه و اتفاق را به احكامك در سات وسادشها تعليم گردیده و زراعت ترقی کرده بفقره اتفاق شما احکام شریعت اجرا یافته و الفاطیکه بوی نفاق از ذکر آن مشام میرسید از مایین به هدایان موقوف داشته چنانچه در زمانهای سابق مابین ما اهالی افغان من کرد، و باتحاد شماها رامها یک دوست شده و با خلق شما مات دا نا گردیده دشمن گردید بود که اشخاص تو گر همدیگر را بلفظ نظامی خطاب خود را دشمن و دوست را دوست داشته و باتفاق تها حب بإنشاء ووطن واشخاص غیر نو کر دار عینی گفته این لفظ نظامی در عینی اهالی را به در کانون سینه ها جا گرفته و برکاب اتفاق شما بانها در راه دوستی پادشاه دو شعبه جلوه داده صنف نظام بخیال مردمان خارج دولت مامی اسلام ووطن غرز فدا شده و باتفاق می توانید از ماین بار خواست نموده که البته از جمله رعیت خارج خواهد بود اعلیحضرت همایونی و پدری و به صادق النطاق تائید خلاصه آنچه ترقى دولت و ملت بعد از وجود ما محض به اتفاق من تجيب\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1444, "text": "حيفة ٧\nنطور می شوند. بر خود واجب داشته و قرار قانون نظام بايك و حواله دار\nخویش را در زمان حکم واجب الاطاعه بدانیم زیرا که هر گاه خدا نخواسته\nاطاعت الك وحواله دار را نکردیم کو با اطاعت حکم صوبه دار و کیطان\nر اینجا نیاوردیم و اطاعت نکردن آنها باعث به اطاعت نکردن حکم کمیدان\nو گرمیل شده و با اطاعتی حکم کمان افسر گفته شده و ازین فقره اطاعت حکم\nپادشاهی که او او الامر است بجا آورده نشده شخص هایی معلوم میشویم خداوند\nبالاهاى اسلام را از این لفظ نگهدارد چرا که اشخاص بانی و صاحبان این\nلفظ فر از حکم الله تعالی و حدیث شریف جای شان در دنیا خاری و در محلی ویل\nخواهد بود و الله که شخص باغی روی جنت و انخواهد دید خداوند عالم محرمت\nسید و رسول اکرم صلى الله عليه وعلى اله وسلم ما غلامان نظامی را توفیق بدهد\nکه همچنین که حال قلادهٔ اطاعت منصبداران خود را نکردن داریم مداماً\nنکردن داشته و سالهای عزیز را قرار حکم و پولی آنها فدای وطن عزیز\nخود نمائيم وكمان افسران ما را هم خدا هدایت کنند که ما را بر راه راست\nحب دين ووطن و بغض دشمن خاك باند دولت ما ارشاد کنند\nوثانيا بعد فقرات مذكور و عسکر واجب است که پدران و برادران ملکی\nخو در امر صنف و طابقه که باشد بمنزلهٔ پدر و برادر خود داشته مال و ناموس\nشان را بغیر حق بر خود حرام قرار داده و حفاظت آنها را حسب الأمر بادشاه\nمهربان خودها وخود فرض عین داشته و بدانم -\nزیرا که همین مادران عزیز وطن است که شب ها بیدار خوابی کشیده\nو اندیشه جان بما شیر داده و ما و شما را پرورش کرده کمال رسانیده که حال\nدر راه وطن خود خدمت نموده از بر بار براق و اسمه ملتی خود رفته ایم -\nو همین پدران مهربان است که شب و روز زحمت ها کشیده و سختی ها\nرا و خودها دیده در روزهای تابستان گرم و شب های زمستان سرد از\nبه آنکه دست و پا وطن عزیز مارا زراعت و فلاحت کرده و صنعت و تجارت کرده و آباد\nاز حاصل رنج دست و شانه و عرق جبین خودها حصه ما و شما را از نقد و جنس\nبه کدام ها و خزانه های پادشاهی محض آجوده عالی ما و شما اولادان عزیز\nذخیره نموده و می نمایند که برای ما نهایت تعارف ورضا چولی نماوشها\nرسیده و میرسد اما آسوده حال بوده متوجه سرحد داری خودها اعلیحضرت\nکردیده ولایت عزیز خود را از هجوم بیگانه نجات عزیز حفاظت بامشان\nعالم آسوده حال بوده و دعا کوئی اعلیحضرت همایونی را که سرافر\nتمام اردوهای دولت ماست کرده و باصغر غربی خودها مشغول بوده\nملك و وطن عزیز مارا آباد و ما را آسوده نگاه دارند و باید ماوشها\nو ربایی نظامی هیچ زمان معاونت های که در ایام های مقدم های سابق\nپدران ملکی ما هم راهنمای ما نموده و شانه بشانه همراهان دشمنان دولت ما\nجنگیده اند فراموش نکنیم همین ملت است که مثل ما فرزندان را پرورش داده\nو می دهد که امروز در راه وطن عز زمانیان بز و یراق رفته و می رود عیال های\nمردانه صنعت ما حلت بوده که در روزهای مقدمه ها به برادران نظامی و شهدای\nسابقه مادر ميدان جنك نان و آب می داد و الا جهت هیچ ملك و دولتی\nاین درجه و رتبه حاصل نشده که رعایای ملکی و نظامی شان یک ملت\nو یک طریقه و از یک خاک و یک خون باشند. این وطن عزیز ما و تنها است\nکه همگی یک طایفه و یک ملت و یک طریقه گفته شده یک عایله خطاب می شویم\nباید قدر این نعمت عظمی را دانسته به پاداش این نعمت شکرانه غیرت الهی را\nها آورده از افعال شفیعه مثل ترياك وجرس و قمار و دزدی و مردم آزاری\nو غیره که طریقه نفاق است همچنین که عالی اجتناب داریم بیشتر اجتناب\nنموده و دست اتحادیه برادران خود داده شب و روز بکار قواعد و نظام\n\nسال نجم\nشماره ۷\nداری خودها که قانون جهاد گفته می شود بهتر از بیشتر شاغل بوده\nو خود را مجاهد دانسته رضا جوئی حضرت الهی را در رضا جوئی\nپادشاه مهربان و شهزادگان عظام و افسران و صاحب منصبان خود دانسته\nجان عزیز را فدای وطن نجیب خود در رکاب پدر مهربان خود نموده و در این\nبجا لازم است که بعد از دعا ختم کلام خود را نموده\nو پدران و برادران ملکی را مواجهه قرار داده عرض نماییم که\nای پدران و برادران عزیز فرزندان عزیز نظامی شما قرار امر اعلیحضرت\nهمایونی منافع اتفاق را دانسته و قدر شما را می دانند شما هم باید قدر\nآنها را داشته بکمال آرامی و آسوده خالی تلاش کرده بقوه اتفاق\nامانه ها جمع آوری کرده و مشکلها را بقوه مجلس مبارک معارف ملتی\nکه مثل شهزاده آزاده بلند اقبال معین السلطنه صاحب معارف فصال\nحامی آن میباشد براه انداخته و از آن ماشین خانه های آدم سازی جوانان\nقابل به ثمر رسانیده و بقوه اتحاد راه های ملک و سِرَک های وطن عزیز خود را\nشوسه و آباد نموده و بآن راه ها ماشین های زراعت و فلاحت و صناعت\nو تجارت را از خارج بدخل حمل نموده و دولت جوان خود را\nرشک خلد برین نمائید\nزیرا که دولت که صنعت و اسباب مذکور را نداشته قوه ندارد\nامروز که کوس دولت مظفرالشان گوشها را کر نموده و مقابل دول های\nمعظم روس و انگلیس و فرانس و ایطالی و ژاپون و غیره تاب مقاومت\nآورده و کار را از پیش برده همه بقوه راه های آهن و سیم های\nتلگراف و کار خانه های متعدد بوده در زمانه حال هیچ دولت بدون\nصناعت و اسباب فی الارض یعنی ریل و سِرَک های آهن که خود آن\nاز دورهای معظم را از یک سمت به دیگر سمت حرکت می دهد محکم\nبه آنکه دست و پا وطن عزیز مارا زراعت و فلاحت کرده و صنعت و تجارت کرده و آباد\nنخواهد شد زمانه سابق گذشت در آنوقت هر گاه ریل و سرک و\nماشین نداشتیم همسایه های ما هم باین قوه نبودند امروز چهار اطراف\nدولت مایان را سِرَک های آهن اجانب احاطه نموده و هزار و سه صد\nو سی و سه سال قبل از این جناب پیغمبر و پیشوای اهل اسلام\nاعلی حضرت ( محمد مصطفى ) صلى الله عليه واله وسلم مدافع این روز را\nبامتحان نجیب و پیروان دین حنیف اسلام نشان داده و حفر خندق را\nدر آن زمان به تدبیر مبارک خویش و خلفا و اصحاب راشدین صلوات الله عليهم اجمعين\nإلى يوم الدين جهت تکانی مسلمانان مدینه طیبه و در آنوقت حفر خندق را\nمدافع بکار داشته و بما مسلمانان این نجیب خود سرمشق قرار دادند.\nکه جهت مدافع دشمنان و طن عزیز خودها هر يك اتحاد و اتفاق کرده\nدارالمسلمین های خودها را که ماتحت هر ساعت اسلامی می باشد بعنوان\nعنوان تدابیر محافظه نمایند تا کسی از خود و بیگانه دست تطاول بولایت\nشان دراز نکنند پس بر ما مردمان دولت سمیه افغانیه که ما تحت پادشاه\nمهربان اسلامی خود میباشیم و در حقیقت از روی حیثیت مذهبی و هم چنینی\nو هم وطنی حکم یک وجود و وطن عزیز ما بواسطه پیوستگی حکم\nیک مدینه را دارد لازم است که پیروی به پیشوا و مقتدای خودها نموده\nو دست اتحاد و اتفاق بهم داده بیلها و کلنگها را بدوش خودها گرفته\nو بهزار ها شوق و شعف روشنی تدبیر چراغ ملت و دین خودها اعنی پدر\nمهربان و پادشاه ترقی خواه وطن عزیز خود بواسطه جلب آبادی وطن و مدافع\nدشمن در ( وطن ) عزیز خودها سِرَک های پخته و پل ها و غیره و غیره درست\nنموده و ایانه ها جمع آوری کرده و آن و به بهمدستی پادشاه روف خود\nکه ترقی ما را خواهان است و ماشین ها و ریل ها و كان خانه ها پولایت عزیز"}
{"book": "adl0616", "page": 1445, "text": "صحیفه ۸ سال عم شماره ۷\n\nخود آورده و مکتب های حربی و صناعی بکرر نموده و خود را از احتیاج اجانب رها داده وطن عزیز خود را بواسطه خطوط راه آهن بهم وصل نمائیم تا در وقت ضرورت به آسانی و زودی به همدیگر رسیده در غم و شادی هم دیگر شراکت داشته باشیم والله همچنین که در ابتدای اسلام حفر خندق برای حفاظت مسلمانان مدينة طبيبه لازم بود امروز خطوط سركها و سیم ها استحكامات وماشين ها جهة حفاظت ما وشما لازم است زیرا که در آن زمان مثل یکان، محافظ اهل اسلام اعلی سرور و سردار انيا ( محمد مصطفى ) صلى الله تعالى عليه وعلى آله و سلم وجود مبارکی که هزارها جان فدای اسم مبارک شان باد سامی و نگهبانی حاضر بوده حاجت به حفر خندق بود مگر آن کار در حقیقت سر مشقی بوده و جهت مشاعل اسلام دستور العملي گذاشتند تا بهر زمان و بهر عنوان که مدافع دشمنان وطن عزیز خود را بدانیم همان قسم اقدام نمایم امروز از روی فن سیاسی محکمی هر دو طرف بسته خطوط راه آهن و سرك ماشين و فابريك ها است. میدانی که صنعت داشته باشد قوت دارد بواسطه که امروز چهار طرف وطن عزیز مان را خطوط راه آهن حلقه کرده ما هم باید این قوه في الارض را داشته باشیم تابيك ساعت هزارها نفر حاضر شده جانهای عزیز را فدای وطن نمایم بقوة مذکور می توانیم در سال های گران غله و خورا که یک شهر را بیدیگر شهر خود رسانیده و از هم وطنان خود دفع جوع را نموده وبقوة مزبور می توانیم بيك ساعت افواج مجاهدین را از یک سر حد بد یگر سرحد حرکت بدهیم و بقوه آن می توانیم تجارت خود را رواج داده و از فایده آن بملت و دولت فایده ها رسانیده و خزانه دولت مایان بوجه کرایه و محصول آن مملو شده وطن عزیز آباد شود هر گاه تمامی فایده های آن را تحریر داریم باعث تطویل مراسله خواهد گردید هرکی خواهش دارد که فی الجمله از فایده آن اطلاع حاصل نماید بدو رویه کتاب جديد الاختراع مطبعة مباركة ( عنایت ) یعنی سیاحت هشتاد روز کره ارض را که بقلم مشکین رقم يگانه معلم ترقى ما ملت افغان جناب مدیر روشن ضمیر سراج الاخبار محض دانستن ما مردم بخواند مرکبهای آهن و ترن و رمان بسی و کوشش شهزاده اراده جوان بخت عرفان پرور با تمام رسیده خریداری نموده ملاحظه نمائید که یک شخصی بچه آسوده حالی قوه راه آهن و آب گون ها به هشتاد روز دور تا دور کره ارض را گردش و سیاحت نموده و قايده هنگفت بواسطة شرط برده و همان کتاب جمیع فواید را نشان داده بلکه در حقیقت معلوم گردیده در ضرر نبودن راه آهن شکست دولت معظم روس وفتح دولت كوچك ژاپون مثال است زیرا که جمع شکست های روس بواسطه ندانستن راه درستی بلاد حد زایون بوده . بنا بران عرض میداریم که دولت عرفته کوشش خود را نموده حتی المقدور اسباب ترقی را مثل سرکهای شوسه و رباطهای مراحیه و مکتبهای متعدده و ماشین خانه های حربی و غیره در وطن عزیز ایجاد نموده امروز زمان کوشش ملت است هر گاه ما وشما اتحاد و اتفاق نموده روز يك پس از اخراجات خودها پس کشید. به يك قطی علیحده ذخیره کنیم ماه يك قرآن و سال دوازده قرآن شده ، الحمد لله بیست ملیون نفوس میباشیم از قرار نفوس مبلغ بیست و چهار ملیون قرآن میشود باین روز به پیسه پس انداز قوه اتفاق بيك سال اینقدر وجه کلی بدست آورده و میتوانیم که بطريق ( امام ) بحضور پدر مقدس مهربان خود که در حقیقت چراغ ملت و دین است تقدیم نموده خواست دار شویم که همین و جه را باشخاص\n\nفقیر دولت مایین بطریق اجوره داده و آنها را وادار نماید که سرك ها و خطوط راه آهن و سیم تلگراف دولت ما یارا درست کرده و بدو ساله اعانه انشاء الله هم وطن عزیز مان آباد و هم فقراء آسوده حال گردیده تن پروری و کسالی از برادران فقیر مایان دور شده و بقوه اعانه می توانیم هزارها مدرسه دایر نموده و اولادهای یتیم وطن را پذیرائی جمع آوری کرده و دران ماشین خانه های آدم سازی انسان های کامل گردیده. و فردا شکستگی های دولت نشانه\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1446, "text": "٩\nسال نجم\nامضاها\nاداره\nوا کنار نشده با وجودی که در آن زمان از صد نفر يك نفر تفنگ داشته و آنهم\nمنه کی بوده بقوه شمشیر و چوب این روی به پیشو او مقتداء خود حضرت سرور\nو مقدر روز جزا محمد مصطفى صلى الله عليه وعلی الله که در روز پدر اقدام\nجهاد کرده بودند نموده و اردوهای معظم مسلح دول انگلیس و روس را از\nوطن من ز خودها رانده اسم شجاعت و شرافت خود را گوش زد دول عالم کرده.\nدر وطن دوستی ما ملت نجیب همین فقره کافی است که هر چند بعضی جوانان\nنیم ست مانیان ظاهر از برادران وطن خود مکدر شده بخارجه قرار گرفته در انجا\nبکار و قبل گذران نکرده و خود را زیر بار زحمت گرفته همیشه خیال\nداشته اند که صنایع خارجه را آموخته و در زمان فرصت بوطن اصلی خود\nمراجعت کرده برادران ملت را تعلیم نمایند.\nی صنعتی را از خارجه آموخته بودن خارجه را بخود مار دانسته فوراً\nاز حضور انور همایونی استدعای رجعت را نموده و بوطن عزیز آمده\nاز فواید خودها ملت را مستقیص نموده چنانچه از جمله اشخاص مذکور\nیکی جناب معارف آداب حضرت مدیر روشن ضمیر جریده فریده مبارک\nسراج لأخبار حضرت ( محمود طرزی ) میباشد که قوه نجابت ذاتي وكمال\nخدادادی که داشتند. محض حاصل کردن تجربه و دریافت علی جدید سالها در\nخارجه مانده و بعد تكميل حسب الأمر همایونی بوطن عزیز مراجعت نموده\nکه امروز بسمی و کوشش اعلیحضرت همایونی وقوه فاز خویش اتحاد\nو افاق را ما بین ما ملت رواج داده و ما را شاه راه هدایت رسانیده\nو معارف پوری های اعلیحضرت همایونی را گوشزد مایان نموده انا\nهنا عالم تمدن را عملت و دوان مایان قشر داده و ماملت هم باید قدر این\nزاد مرد نجیب و خدمت کار دولت و ملت اسلامیه خود را داشته شب وروز\nدر حق إنشاء معار فیروز خود دنیا کوئی داریم که مثل این معلم معارف\nآگاهی را مامور تعلیم ماملت نموده اند و در سخاوت ملت نجیب افغان\nهمین کافی است که مهما را هذه حضرت الهی دانسته اکثر اوقات\nخویشتن حفظ می کنند. و برای سرمشق دیگر اولادهای وطن بمباهات\nمردمان ایلات بسر مهمان که بخانه یکی بوده و دیگری برگر مناقشه و نزاع\nبوده و هرگاه شخص مهمان معاونت مالی و جانی خواسته مال و جان\nخود را از آن شخص دریغ نکرده چنانچه ما بین ما مردم مثل است که\nيك زماني بك نهر سلطانی بشکار خود در شده نك خوکی از شکار که\nگریخته در راه کذارشان خانه های مردم رشید افغان سرپا بوده خون\nاز ترس جان ما بین خانه درآمد و از عقب آن سلطان و شکاریها رسیده\nشخص صاحب خانه و مردمان افغان حربه های خود را برداشته عیدان\nایستاده شده جهة سلطان بیان نمودند که این خونه ما بین خانه های ما\nآمده و پناه ما آورده با وجود نجمی آن از شیوه مردی دور است که به\nمقتولی آن حیوان نجس راغب شویم آخر الأمر جنكيده وخوك را\nدادند و به این واسطه همان مردم بواسطه رشادت ذاتی و دل صافی که\nداشتند حمایت خونه را که خانه شان پناه برده بود نموده اگرچه مذهب\nمسلمان حرام گوشت و نجس میباشد و موسوم به خوکیانی خیل شدند.\nدر قومیت و وطن دوستی مایان همین فقره پیش است که همکی اهالی\nوطن در زمان ضرورت خود را بك قوم و يك وجود دانسته در راه\nوطن جانها را فدا نموده و می نماییم و بدون از خانه دان شاهنشاهی افغان\nخود دیگر را به روری و پادشاهی خود قبولدار نمی شویم - زیاده زبان\nدرازی را امیدوار عفو بوده دعا می کنم که زنده باد پادشاه ترقیخواه\nدیجاء افغان واولاد و احفاد خانه روان شاهی افغان و پاینده و برقرار باد ملت\nنجيب ووطن عزیز افغان و بردوام باد سراج الاخبار افغان و نیست و نابود\nباد دشمنان سلطنت و ملت افغان .\n\nعلى اكبر كوت دفعه دار قندهاری، عبدالله طالب العلوم جديده\n\nسراج الاخبار افغانيه\n( ناطق ) تخلص يك شاعر فارسی میگوید :\n. وارسیدیم بجایی\nمن و ناطق در عشق - که بود بلیل و پروانه اصبحت كرما ، اما چه بليل\nو چه پروانه ایلیلی که برگ گل خوش رنگ خوشبوي حدين ، دولت ،\nملت، وطن را در منقار دارد، پروانه که بر شمع عرفان ، و پادشاه عرفان.\nو کلزار عرفان بال اند از عشق و شوق شر رفت انی دارد. بعضی از خود بنان بلند\nمنشان چون این مقاله را سر تا پا خوانده بر امضاها برسند. و در پیش نظر\nخودشان يكباريك كوت دفعه دار، ويك طالب العلمي به بينند بابك كاف\nتصغیری در صدد ترشیف برآمده با خود خواهند گفت : عجب اما چنان\nکمان کرده بودیم که این مقاله سیاسی، اجتماعی ، اخلاقی ، ملکی عسکری\nرا کدام ملا واعظ شیواییان و یا کدام دیپلومات واقف احوال جهان\nو یا کدام افسر بسیار کلانی نوشته خواهد بود. او مكر اين يك كون\nدفعه دارك ، و يك طالب العلمكي بود ..... ما میگونیم : و بندیگیر\nاز سخن هیچ مبين فايلش بکوئی متاع بین به دکان که شکری ..\nوجدان ، ذكا، فهم هوش یك چیزی نیست که در زیر انحصار دراید\nو مخصوص ذوات کبار با اقتدار باشد. نی نی ! اینها تخمها نیست که هر زمین\nقابل و مستعدی را که بیاید در انجا نشو و نما میکند ، و تمر و محصول\nمیدهد . به کوههای بلند سر افراز را می بیند و نه زمینهای پست\nعاجزی همراز را می اندیشد .\n\nسراج الاخبار افغانیه یکمال فخر و سرور مكتوب صداقت و حقیقت\nآگاهی را مامور تعلیم ماملت نموده اند و در سخاوت ملت نجیب افغان\nهمین کافی است که مهما را هذه حضرت الهی دانسته اکثر اوقات\nخویشتن حفظ می کنند. و برای سرمشق دیگر اولادهای وطن بمباهات\nتمام نشر مینماید و دعاهای آخرین و جدانية آن دو دل سوخته اتحاد\nآموخته را تکرار على التکرار نموده آمین آمین ثم آمین یا ارحم الراحمين\nتجاه سيد المرسلین (س) میگوید .\n\nيك تقريظ دلپذير\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nوفق الله تعالى جميع المسلمين لكل خير وصلاح آمين\nعجب اخبار خوشها و جريده فرحت افزا که در جنب شکر گفتار\nشکر بارش نرخ جان شیرین ارزان و در برابر بياض بين السطورش سلاله\nنور ظلمت نشان اینا آن شورا به کشان تپه حر ما تر از لال کوثر، و سوادش\nدیده افروز اهو چشمان سیمین و ! الفاظش را سلسله آب روان لازم\nو معانیش را اطاقت جان ملازم هما کردار سایه اقبال و خرمی و پرتو دولت\nشادمانی بر فرق مشتاقان انداخت هزاران شکر که این سال همایون قال\nسال نیم سراج الاخبار ما آغاز نموده و رسم مقرر و آئین مستمر گرانبار\nقدر و شرف تردید و بدیدار آن دیده انتظار مطلع انوار کردید و مطالعه\nآن سفینه بی قراری و ساحل قرار رسید و عمالقه اش شاهد مراد در\nبرآمد و طراحی رنگ امیزیش برقم بهزاد و مانی خط در کشید خون غوامض\nمحبت وولا و نوع پرستی و وطن خواهی و تعصب با جانب و به غیرت و هوش"}
{"book": "adl0616", "page": 1447, "text": "صفحه ۱۰\nسال دهم\nشماره ۷\n\nآورنده مسلمانی و انواع نصایح و ذکر مناقب ذاکیه و شرح مراتب عالیه\nبادشاه محبوب القلوب جناب رافع لواء الخلافة الفاخرة و شاهر حسام البسالة\nالباهرة مقر المؤمنين بنصر الإيمان و مدال الملحدين قهر الطغيان الأمير ابن الأمير\nاعلیحضرت ( سراج الله والدين امير حبيب الله خان لازال مؤيداً لحفظ الدين\nادام الله دولته و خلد سلطته و جل العز معقوداً على بنود اعلامه\nکه در حاوی آن مندرج است دستمایه سرود عبرت گردید.\nشما را و جميع قارئين کرام را از صمیم دل تبريك مى گويم محترما\nمدتی ده سال است که جریده فریده حبل المتین در شهر قندهار برای من\nهفته وار می آید چون مدیرشان شخص عالم و واقف با اوضاع زمان و اسلام\nمیباشند. از حق گوئی و نوع خواهی او نهایت محظوظ و ممنونم اگرچه\nدر بعضی جاها در خصوص بعضی فرنگی ما بان اغماض مینمایند سر آن\nحقیر مشکور شان میباشم دیگر اخبارهای عربی و فارسی را هم دیده ام\nو ملاحظه کرده ام اما سراج الاخبار ما هم امروزه روز از جمله سرآمدان اخبار\nهای اسلامی شمار است شوقه رشوق افزود همواره مشغول و آشفته\nمطالعه آن میباشم موجب ساعت تیری حقیر شما میباشند یا الهی تا این جریده\nبرای منتظران راحت روح و روان است و این مشتاقا را مقدم فرخنده\nشان بر اخلاص مندان اسلامی مبارک باد و ورود این خجسته اخبار مدام\nجمعیت بخش دلهای پریشان عامه مسلمانان باد از حضرت دائم البقاء جل\nذکره اسباب نیل سعادت و بقای دولت امیر الا عظم الذي ارتقت بايام\nالعلوم و المعارف و الخاقان الفخم الذي استقلت الأمم يظل عدله العوارق\nدرة تاج الإمارة الإسلامية و واسطة العقد السلطنة الأفغانية اعلى الله\nملكة استدعاء مينهايم و ما ذالك على الله بعزيز زياده\nدل روشنت قابل را زیاد\nدر فیض و خاطرت بازباد\nفقط سنه ۱۳۳۳ - دستخط حقیر سید میر محسن القندهاري على عنه\n\nادبیات\nبه امضای وگل ، از ایران وارد شد.\n◄ رستخیز ►\n\nبرخیز ز خواب گاه تنگ است\nشتاب کم روز رزم و جنگ است.\n\nای خواب ربوده باشی بیدار ای مست زیاده باش هشیار\nای باخته نقد جان بجنگ آر ای است که موسم در تک است.\nرخیر جواب كان تنك است\nبشتاب كم روز رزم و جنگ است.\n\nهل شیشه می گیر شمشیر از کیسوی بار بند منذیر\nشتاب که ترسمات رسمی در امروز به روز عشق و مات ( ۱ ) است.\nوخير از خواب گاه تنگ است\nنشتاب که روز رزم و جنگ است.\n\nاجد زبان ز ظلم بشه از آزادی خویش دست شسته\nتوید بگوشه نشته که چشم به کوروپای لنگ است.\nبرخیز و خواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است.\n\nتابند فروش و آه وزاری زین پس به سر است ردباری\n(۱) = منك فار\n\nزین پیش به در خود است خواری فرمان بردن به روس منك است\nبرخیر رخواب گاه تنگ است.\nشتاب که روز روی و جنگ است.\nباز آواز آیاز کاری اندر سر ره نماند خاری\nهان برزه زنگ رستگاری از گوش را بسوی زنگ است.\nبرخیر رخواب گاه تنك است.\nبشتاب که روز روم و جنگ است.\nناروس ملك ما گزينه تاجند بگلستان نشيد\nنادشمن كيفرش با چند خود شهد بکام عاشر تک (۱) است.\nرخيز ز خواب گاه تنک است.\nبشتاب که روزرز و جنگ است.\nهم از زن و مرد و پیر و برنا به آمده شینه شکپ\nتن در دادن بروس جانا پيمانه مبرما بستك است.\nوخير رخواب گاه تنك است.\nبشتاب کهر وزرزم و جنگ است.\nبس رنجه کنیم مان خویش کاری نتوان بردن از پیش\nبا بودن دشمن بد اندیش پر کردن و ای بالهناك است.\nبرخیز ز خواب گاه تنك است.\nاشتاب که روز روم و جنگ است.\nدیگر تیم دست در دیگر نکشیم آن اختر\nدیگر نکنیم بده ها از دیده ها تر از این پس کار با تریک (۲) است.\nبرخیز ز خواب گاه تنك است.\nبشتاب که روز روزم و جنگ است.\nدل جان شد از ضربه ایران کو طهمورت آن خدیو ایران\nر الدروس کو است دیو ایران این غولیه که دس عدتک (۳) است.\nبرخیز ز خواب گاه تنگ است.\nشتاب کم روز رزم و جنگ است.\nاین دیود غل دله آبنوس است. این دو را چهره سندروس است.\nاین امر یمن بنام روسی است بنباره مول بر زرنگ است.\nبر خیر ز خواب کله تنك است.\nبشتاب که روز رزم و جنگ است.\nخوش آن باشد که شیخ آزیم اور بیکار (٤) سرفراز\nشمشیر زخون سرخ سازیم چندی است که شیخ زیور نشه است.\nبر خیر ز خواب کله تنك است.\nشتاب که روز ر ز م و جنگ است.\nاز بهر وطن بجان بکوشیم در روم بان نیل جوشی\nچون شیر دارم بهم خروشیم کو دشمن از در و پلنگ است.\nبرخیز زخواب گاه بنك است.\nبشتاب که روز رزم و جنگ است.\nکر دور شود زن سرما الاد در ماکت پیکرها\nندهیم نيك افسرما نادر ترکش یکی خدمک است.\nبرخیر وخواب گاه تنك است.\nشتاب که روز رزم و جنگ است.\n\n(۱) = شرك - زهر (۲) - ترنگ آواز شمشیر\n(۳) - عذك = بي اندام (٤) بکار - میدان جنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 1448, "text": "صفحه ۱۱ سال پنجم شماره ۸\n\nدر معرکه چون نهنگان ایم با تیر وجود و جوشن ایم\nمردانه و غیر الممكن ایم همآورد کوی چون پشنگ (۱)\nبرخیز زخواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است\n(۱) پشنگ ـ از دلاوران توران\n\nآتش افشان شد هلال عنان شهر بگشود عقاب المان\nفرد از خشم شیر ایران از هیو و خرس زیردنگ است\nبرخیز ز خواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است\n\nيك نخلستان در جوار اهرامها از مناظر مصر\n\nالمان قوی ستیزه بر خاست دریا دریا سپاه آراست\nاز نیروی دشمنان ما کاست زو بیم و هراس در فرنگ است\nبرخیز ز خواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است\n\nزاریش بروس پس کردند است این آتش واند گر سپند است\nاز دشمن الحذر بلند است خوش خرس دژم در ادرنگ (۲) است\nبرخیز ز خواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است\n(۲) آذرنگ = هلاك"}
{"book": "adl0616", "page": 1449, "text": "شمارهٔ ۷ حال عجم حله ۱۲\n\nفریاد و خروش از سواران مربی گذرد زجرخ کیوان باز يك سواره و پیاده اندر دم پیل مست داده\nآمد از دود تیره کیهان بینی از خون هزار کنت(۲) است مات آمده پادشاه ساده این است سزا هر او دور تک است\nبرخيز ز خواب كاه تنك است برخيز ز خواب گاه تنك است\nشتاب که روز رزم و جنگ است بشتاب که روز رزه و جنگ است\nاز فلفل بوق و کوس و کرنا شوری افتد بچرخ مینا بر کشتی انگلیس مکار هر گوشه شکست شد پدیدار\nخون بگرفت کوه و دشت و دریا پنداری چرخ سرخ رنگ است ز این پس نزند گزاف بسیار کاندر دريا بكى نهنك است\nو خيز از خواب گاه تنك است برخيز زخواب كاه تنك است\nشتاب که روز رزم و جنگ است شتاب که روز رزه و جنگ است\nشمشیر بلان در این نگاه آمد چه كان و كله ها کو شد تیره چو خان کاخ مینا از دوده توب مستقو، فرسا\nلرزد دل شیراز هیا هم این دوره و فروعتك است لشکر بگرفت دشت و دریا از برف و ز خون زمین خلنک (۱) است\nر خير از خواب گاه شان است برخیز ز خواب گاه تنك است\nشتاب که روز روم و جنگ است بشتاب که روز رزم و جنگ است\n\n(۲) كنك = روده معروف هند\n\nکاریکاتور\n\nالسياسة المصورة\nانكليز - بعد از انکه گرفتن افريقا وسودان ، وبانك هند، و مرغان رشكا لك كناد او اوستراليا و جزایر بحر محیط را در قفسها انداخته : تلهٔ دندانه داری را گذاشته ، دیگر جاها را میخواهد به آن بگیرد و در قفس بکند ، عثمانی و المان از پشت کوه هر حرکت او را در زیر نظر ترقب داشته می گویند : ربوده زحمت کش وقت آزادی رسیده . آزادی ! ...\n\nاین کیفر را خدا بر انگیخت بر فرق عدو غبار غم يخت\nزایشان چندین هزار خون ریخت لك قيصر روس در غرنک (۳) است\nبرخيز زخواب گاه تنگ است\nبشتاب که روز رزم و جنگ است\n(۳) غرنك = كريه\n\nحوادث خارجيه\nترجمه خبر هاي جنك وغيره از جرايد او روپا و حالهای وطن و ملت\n\nجريده خاور مینویسد : در مکتوبیکه یک شخصی از، شیراز، برای یک دوست خود، مشهد نوشته از حالات آن نواحی تحت رانده مینویسد :"}
{"book": "adl0616", "page": 1450, "text": "شماره ۷\nبرحمتهای خداوندی ، و مقاومت و شجاعت دلاوران عثمانی از هر\nطرف به شکستهای فاحشی ، و تلفیات مدهش گرفتار آمده خائب و خام\nمقهور ، مغلوب شده بقرار مجبور گردید . از قراریکه محساب آمده\nتنها مقتولین این محاربات سه روزه زیاده از پانزده هزار عسکر فرانس\nو انكليز میباشد. ضایعات عثمانی به نسبت آنها خیلی کمتر است . اکثر\nهجومهای دشمنان قوت هجوم مقابل و شجاعت عدیم المماثل عسکرهای\nبها در عثمان بزور برجه و شمشير و خنجر دفع گردیده است . یومیه های\nدستکی بسیاری نیز استعمال شده است. طیارهای عثمانی نیز بمحاربه\nاشتراک ورزیده بر مواضع مهمه و اردوگاه دشمن بومبه های بسیار موثر\nانداخته است. طوبهای استحکامات عثمانی چنان آشیاری شدید و پر\nتأثیری اجرا کرده که خود دشمن نیز اعتراف میکند . بعد ازین محاربه\nبرای متفقین سراسر نا امیدی از دار دانیل حاصل شده ها میلتون نیز دفع\nشده بی کار خود رفته است .\n\nفعالیت مجاهدین سنوری\n\nبجريدة ( جيروناله ديتاليا ) از مصر اشعار میشود :\nمأمورین مصر و طرابلس از طرز حرکت و روشی که درین اوقات\nرؤسای مشایخ سنوسی پیش گرفته اند بسیار پریشان و انديشتاك ديده\nمیشوند، در مابین ستوسها و جمال پاشا که بگرفتن مصدر مأمور است.\nو منتظر اتمام یافتن راما من به تدارکات جمع آوری قوای عظیمه مشغول\nاست دایما مخابرات جاری میباشد همینکه ازین طرف محركات تعرضيه\nآغاز شود سنوسیها هم به حرکت حاضر و مهیا میباشند ، و در یتوقت\nبه قلع و قمع ایتالیها از طرابلس کمر همت بسته اند و از هر طرف تطبيقها\nو فشار های سختی را تالیا آورده اند. آخر ترین خبریكه جراید\n( سونچر زلند ) از روما گرفته نشر کرده اند مشعر برین است که اکثر\nایتالیایی که در طرابلس بودند به ( مسینا ) نقل کرده اند و در طرابلس\nبغیر از مأمورین حکومت دیگر کسی از ایتالی نمانده است و در مارین\nشهر طرابلس و اطراف آن مناقلات و مخابرات تعطیل افته است .\n\nسفالت و پریشانی در روس\n\nجريده و كيه فسقا ياميسال ، روسی مینویسد :\nملتجی ها و فراریهایی که از شهرهای المان گرفته شده كي بداخل ملك\nروس میآیند. و عادتا منظره يك سيلاب سفالت و فلاکت را نشان میدهند\nاز حد و حساب خارج شده است. از هزارها ولكها كذشته حالا بمليونها\nرسیده است. شهرها و قصبه وقربه ها و ده هایی که بوم به بدست المانها\nو اوسترياها افتاده میرود و مردمان آنها مانند سیلاب يك سر بسوی شرق\nروان شده میرود یک منظره دهشت آوری دارد . قافله ها قافله هایی دیده\nمیشود که از مردوزن و پیروجوان و اطفال در جنگلها و صحراها و کوهها\nو تیه ها مانند ملخ ثبت شده اند . و هرچه در پیش روی شان آمده میرود\nخورده و رفته میروند . دها و قریه ها را بعد از انکه غارت و یغما میکنند\nآتش داده در میگذرند. این فرار و مهاجرت عمومية القوام ادوار اولية\nتاریخیه را مخاطر می آورد. با آنکه روایت شکسته شدن سد سکندر\nو خروج يأجوج و ماجوج را بیاد میدهد . خوف و دهشتنی که دلهای\nاین قرار بها را استیلا کرده و عسکر و دیگر اهالی سرایت کرده بك\nدلشکستگی و بی جران عمومی حاصل شده میرود . از همه بدار کران\nحالانکه منظره اضمحلال و پریشانی موجب قبل و قابها و گفتگوها و عربوهای\n\nمنه ۱۳\n\nجال نجم\n\nآقای ایالت برات خاصی اعتماد و امنیت کرده و در اطراف خود آنها را\nجمع کرده و زمام امور عسکری و ملکی را به آنها سپرده که همه شان\nاز سالها تنخواه خوار و فداکار انکلیز بودند و همینها بودند که راه\nگردن بندر، بوشهر ، را برای انگلیزها باز و بنی اسبابها برای آن\nفراهم آورده بودند. اما در پتوقت طشت آن خائنان دین و دولت و\nو غداران وطن و ملت از بام افتاد ، و بدرجه کارشان آفتابی گردید که\nمقدار نخواء شان را که از انکلیز میگیرند مردمان بازار هم میدانند که\nچند است. از قراریکه شنیده شده آن خانها را به طهران طلب کرده اند\nکه یکیفر کردار شان برسانند. این خاندان غدار را منافع شخصی\nوقی چنان چشمان شانرا پوشیده که دین وجدان ایما را فدا کردند\nو رای دنیای فانی مقدسا را پامال ساختند، حال آنکه نامهای آنها را\nصحیفه های تاریخ ملت تا به اید محفوظ خواهد داشت ، و خود شان .\nوذريت شان نسلاً بالنسل تا بوقتی که ایرانی و ایران در دنیا باشد مظهر\nانت و نفرت خواهند بود. لعنت بر خاستان دین و دولت و نفرت\nاز غداران وطن و ملت !\n\nندر بوشهر\n\nجريده و توویه وره میا و مینویسد :\nدر تمام ایران بك غلیان و هیجان عظیمی از ضبط کردن انکاز\nریندر بوشیر بر پا گردیده است در اصفهان بنابر تشویق علما و اهالی\nنام عشار و قبابل رهاشده اند، و عهد و پیمان کرده اند که تا یک قطره\nخون در بدن داشته باشیم الکلیزها را از بندر بوشیر بیرون خواهیم کشید.\n\nيك كاميابي جديد عثمانیان در دارد نیل\n\nجریده اقدام مینویسد :\nاز سه روز به اینطرف است در جهت و اناقار طعها ، نام موقع\nتجاربه های بسیار مهم بوقوع آمده است. جنرال ( ها میتون ) که\nاز وقت مقرری خود بباز کردن آبنای دار دانیل بجز خوردن ضربه\nهای شدیده متوالیه هیچ يك گيجه دیده، و تنها در نزد افکار عمومیه\nفرانس في . بلکه در هر طرف دنیا نجز بدنامی و رسوایی دیگر هیچ فایده\nنیافته و آخر بسودای آن افتاد که انتقام اینهمه تلخکامی های خود را\nه صورت که میشود باید بگیرد و هیچ نباشد محضرات متفقها که ملتجی\nدر تمام چیمه های حرب بغیر از فلاکت و مصیبت دیگر هیچ ندیده اند\nمزده امید آوری رسانیده بتواند. هر چه باداباد گفته يك نقشه هجوم\nو حمله آوری بسیار بزرگی کشیده بود، و برای از قوه فعل آوردن\nاین کار مقدار کلی قوای معاونه - یعنی لشكر مددکار - طلب نمود و\nو بازاپور های معقول متفقین را برین قانع ساخت کما کر مدد لشکری\nتازه دم به او برسانند بهمه حال بك كاميان عظیمی حاصل میکنند. متفقین\nاگرچه برای ندارك کردن قوای معاونه خیلی دلتنگ شدند و بمشكلات\nزندگی برخور شدند. ولی بنا بر اعتمادی که دخترال نامداری مانند\nها میلتون، داشتند امید و از کردیده تکلیف هامیلتون را در باب\nفرستادن مدد لشکری چار ناچار قبول کردند، و بهزارها مشقتها و خون\nجگرها قوای امدادیه را به جنرال ها میلتون رسانیدند هامیلتون همه\nتونهای خود را جمع کرده ، و بصورت بسیار شدیدانه و معتدانه برای\nپیش بردن نقشه کشیده که خود از سه چار طرف بر موقعه ای مستحكمة\nعمال هجوم و یوریش برد مجار به شهروز مهادناً دو ورزيد . حالانکه"}
{"book": "adl0616", "page": 1451, "text": "صحیفه ١٤ سال پنجم شماره ۷\n\nعمومی میشود که آیا این حرب بی ثمره و بی نتیجه تابکی دوام خواهد کرد و حكومت چرا بزودى يك چاره برای رفع این مصیبت عظما نمی کنند ؟ و ازین گفتگوها وغربوها انديشه يك اختلال و انقلاب عمومی در روس پدیدار است .\n\nاستقراض انكليز عقیم ماند\nجريدة ( نویه فرایه پرسه ) مینویسد : استقراض سه ملیار ( ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ) مارق که انگلیز میخواست از آمریکا قرض بگیرد بنابر اعتراضی که از طرف رئیس جمهور موسیو ( ویلسون ) واقع شد عقیم ماند .\n\nتحت البحر های المان چسان به بحر سفید رسیده توانسته اند؟\nاقدام مینویسد : درین هنگامه حرب عمومی بلند ترین نمونه های جسارت و فدا کاری را قوه بحریهٔ المان نشان داده است كه يك چند کشتیهای تحت البحر خود را از بحر شمال رهسپار دریا نوردی داشته و از دریاها ، و آبناهائی که همکی با کشتیهای دشمن و دیده بانهای هزار فن فرا گرفته شده بود گذرانیده به امداد متفق شجیع خود ترکیا فرستاده بود . این خبر چون اول بار شایع کردید بسیار کسانی بودند که بهیچصورت این را باور نمی کردند . و این باور نکردنشان چندان بیمعنا هم نبود : زیرا تحت البحر ها از ممالك المانيا كه بر نزديك ترین و راست ترین راههای بحری حرکت کرده بممالک عثمانی بیایند باز هم میبایست كه يك بحر بزرك شمال را و آبنای اژه را که در مابین فرانس و انگلستان واقعت، و بحر فرانس را و آبنای جبل الطارق را که هر طرف آن با استحکامات مدهشه انگلیز محاطت ، وبحر سفيد را تمامها ، و بحر یونان و جزیره ها را باجمعهم طی کرده به آبنای دار دنیل رسیده میتوانست . این راه دور و دراز بشرطیکه در هیچ بندری توقف نشود و سر راست شب و روز قطع مسافه شود، کم از کم (٦٢٥٠) کیلومتر و یا و ۳۳۰۰ میل مسافه را مالک است . تحت البحر ها چون اکثر این مسافه را باید در زیر آب طی کنند ، و در زیر آب در ساعتی از ۸ تا ۱۰ میل و بر روی آب از ۱۵ تا ۱۹ میل قطع میکنند ازینسبب طی کردن اینهمه مسافه را خیلی بعید الاحتمال میشمردند . حال آنکه در پیشگاه آینا چون آن تحت البحرها بچشم دیده شد ، و غرق شدن کشتیهای بزرگ بزرگ جنگی انگلیز و فرانس را بواسطهٔ آن تحت البحر ها مشاهده کردند هرکس بباور کردن مجبور شدند ( فونده ) ( فان ده رومین) . همه این شهرها و قصبه های مستحکم در بلژيك و فرانس واقعت . آمدیم در رزمگاه شرقی : درین رزمگاه ۱۲ عدد قلعه های مستحکمه شهرهای معروف را ضبط کرده اند که از قرار ذیل است : ( ليبا وو ) ( رو زان ) ( پولتو وسك ) ( ایوان گرود ) (وارشاد) (لومچه) ( اوسترو لينكا ) ( گوونو ) (نووو جورجيووسك ) (اوسو ويك ) ( برست ليتو وسك ) ( ده مينسك ) ( بلونيه ) . این شهر ها نیست که با استحکامات بسیار قوی ورصين مستحکم بوده اند اما شهرها و قصبه های غیر مستحکمی که گرفته شده و یا خود روسها گذاشته و گریخته اند داخل احتساب فوق نیست . در رزمگاه غربی نیز همان شهرها و قصبه هایی مذکور گردید که مستحکم بودند و بزور هجوم گرفته شدند وگرنه شهرها و قصبه های غیر مستحکمی که گرفته اند خیلی افزونتر است . اکثر موقعهای مستحکمه بلژيك و فرانس در ظرف ده هفته نخستین حرب گرفته شده بود . غیر از استحکام ( ليبياوو ) بضبط و تسخير دیگر استحکامات روس در آخر سال اول حرب آغاز شده بود . درینهمه محاربات معلوم کردید که هیچ گونه موقع مستحکم دشمن در مقابل عملیات محاربات منتظم عسکر المان مقاومت کرده نمیتواند در زیر تأثیر دهشتناک طوبهای بزرك و سنكين المان و اوستريا استحکامهای دشمن در کم مدت منهدم می کنند . ( ليه ژ ) از نتیجه يك هجوم نا كهاني ، و ( نامور ) بعد از بومباردمانی که پنج روز دوام ورزید سقوط نمود . ( موبوژ ) بعد از آتش طوبهای دهشتناک المان دو روز مقاومت کرده توانست . ( آنورس ) که از مهیب ترین و قوی ترین استحکامهای دنیا شمرده میشد در دو روز ضبط و تسخیر کردید . دیگر استحکامات رزمگاه غربی به بيك روز و بعضی بچند ساعت گرفته شده است . در رزمگاه شرقی نیز امر همچنین بوده است : لیسیاوو ، روزان ، پولتو ووسك ، لومچه ، اوسترو لينكا ، اوسو ويك بی آنکه حاجت محاصره منتظمه بهمینطور سقوط کردند . بعد از انکه موقع بولونیا را عسکر های المان ضبط و تسخیر کردند روسها وارشاو را خود بخود خالی نمودند ، و چار روز بعدی آنرا خالی کردند . ایوان کرود بعد از آغاز تعرض به سیزده روز و کراسنیستاو بعد از بومباردمان دوازده روز تسخیر گردید . قلعه مستحکمه نوو ( نووو جيورجيوسك ) را با زیاده از هفتصد طوب و يك و نيم لك عسكر در ظرف ده روز بدست آوردند . استحکام دومينيسك در ۲۸ ماه اگست و در ۱۹ ماه مذکور همه قلعه و شهر آنرا گرفتند . برست ليتو وسك را در ظرف یک هفته با همه استحكامات آن قبضه نمودند . [ احتساب فوق تا ماه اگست است . اما بعد از ان تا حال نیز سی و سه قلعه و استحكامها را نیز المانها بعضی را بهجوم و بعضی را که خود روسها تخلیه کرده اند بدست آورده اند ]\n\nکامیابهای المانها در محاربه های قلعه گیری\nاز خبرهای « آژانس وولف » : از آغاز محاربه تابحال عسکر های المان در خصوص ضبط نمودن قلعه های مستحکمه کامیابهای خارق العاده نشان داده اند . در رزمگاه غربی ۹ عدد قلعه های بسیار مستحکم و مشهور را فتح کرده اند که از قرار ذیل است : ( ليه ژ ) ( نامور ) ( کونفوی ) ( موبوژ دی ) ( لافیر ) ( لاوون ) ( موبوژ ) ( آنورس ) (ليل) . هر يك ازينها غیر از مستحکم بودن شان از شهرها و قصبه های معمور و مشهور دنیا هم شمرده میشوند . و نیز در رزمگاه غربی ۶ عدد مستحکمه های توقیف را گرفته اند که اینهاست : — ( مانو ويل ليه ) ( ژوه ) ( له ژا بومل ) ( هیرسون )\n\nافکار عمومی در فرانس\nيك مكتوبی که از فرانس بجنوره آمده شایان دقت بعضی نکات در باب افکار عمومی مردم فرانس مندرج دارد . در ان مکتوب نوشته که در فرانس آنچنان طبقه های مأیوس و نالانی موجود است که میگویند قوتناك آنها دولت فرانسه را بهمه حال بصلح مجبور خواهد کرد . اما در فرانسویها خیلی در شور و شغف دیده میشود . هيچيك فرانسوی دیده نمیشود که با همه موجودیت خود شان هواخواه صلح باشد . به دسیسه های حکومت و آدمهای حکومت امنیت و اعتماد هیچ کس قایل نیست ."}
{"book": "adl0616", "page": 1452, "text": "۲۰۲ سال پنجم شماره ۷\n\nقونسول انگلیس مقيم بوشهر بسمت فرمانفرمائی و حکمرانی جنوب ایران معین شده است . بیرق انگلیس را در تمام نقاط جنوبی ایران که ممکن بود نصب کرده اند . عده قشون هندی که پیاده شده اند از قرار معلوم متجاوز از ۳۰۰۰ است . هیجان ایالات جنوبی ایران خیلی زیاد است . و مشغول تهیه و تدارك هستند که اگر انگلیس ها مقاومت نمایند . ایلات معتبر جنوبی ایران متفق شده اند که اعلام جهاد نمایند .\n\nجريدة بوليز تا كبلات ميكويد :\nتصمیمی که سیاسیون ایران کرده اند بزرگ است . جنگی که آنها میکنند جنگی است برای حیات و استقلال خویشتن یا برای تحصیل استقلالی که در طی مجاهدات انگلیس و روس برای اعاده انتظامات مملکت از کف مملکت ایران رفت . تکلیف ایران این است که معاهده ۱۹۰۷ انگلیس و روس را از صفحه وجود محو نماید و گریبان خود را از عواقب وخیم آن برهاند . این معاهده را بدون مشورت مملکت ایران بستند و دولت ایران همیشه برضد آن پروتست نموده است لیکن غیر از پروتست کاری نکردند .\n\nشکست انگلیس ها\nتلگراف ذیل از برازجان تاریخ دوم شهر ذیقعده رسیده است از قرار اخبار واصله در جنگ تنكك از طرف اردوی مجاهدین ۵۰ نفر مقتول و هشتاد نفر مجروح شده ولی زخم مجروحین بی خطر است و امید بهبودی میباشد از عده مقتولین نظامیان انگلیس روایات مختلف است کمتر از پانصد و بیشتر از هزار نفر گفته نمیشود اخبار هفتصد نفری زیاد است اردوی مجاهدین در اردوگاه مستقیم و روز بروز پر عده آنها افزوده میشود از قراریکه شنیده شد در این جنگ مجاهدین نهایت رشادت و شجاعت را بخرج داده اند زیرا که عده مجاهدین سیصد نفر بوده است و عده نظامیان انگلیس بالغ بر سه هزار نفر .\n\nافغانها در قاینات\nموافق را پورت تلگرافی در شهر قاین شهرت دارد که عده افغانها بدو فرسخی درخش رسیده اند ( درخش دوازده فرسخی پرچند است ) . ( شهاب ثاقب )\n\nآخر ترين خبرها\nاز ترجمه های اخبارهای اردو و انگریزی\n\nافتادن هر مجستی خارج از اسب\nاز لندن ۲۹ کشور : - هر مجستی جورج پنجم بادشاه انگلستان برای معاینه افواج رزمگاه غربی از لندن بفرانس آمده بود . هنگامی که بسواری اسب بر صفوف افواج گشت و گذار میکرد . و افواج نمره های تحسین میبر اوردند دفعه مادیان سواری بادشاه از آوازهای باچه ها و ها یهوی های افواج رم خورده و نجست و خیز آمده پادشاه را بالا کرده بر زمین انداخت و صدمه های بسیار شدید بر وجودش رسید . همرکابان حضور شان پادشاه را از خاک برداشته و خاکهای سر و بدن شا را تکانده به احتیاط تمام در عرابه موتر سوارش کردند . و به بندرگاه و از انجا در کشتی سوار شده به لندن رسیدند . با وجودیکه کسی را از پتواقعه دهشت انگیز خبر نکرده بودند باز هم بسیاری از مردمان بر بندر جمع آمده بودند . هر مجستی از درد\n\nداده است . خبرهای اضمحلال روس در همه فرانس تأثیرهای بسیار ملکی محصول آورده است ، و هر کس پیاس و نومیدی شدید و مخوفی افتاده است . فرانسویها را از انگلیز ها هم امیدی نمانده است آمدنهای در نخستی جورج و لورد کچنر بين صورت که از شوق و نشه عاری بود می گردید . هر فرانسوی که فکر رسا دارد در دل خود بجای محبت کین و غرض میپرورانند ، انگلیز ها را سبب یگانه اینهمه بدیها و محرومیتهای خود میدانند . خلاصه امروزه روز برای فرانسه از متفقین و دوستانش هیچ امیدی باقی نمانده ، و بر قوت و موجودیت خودش نیز اعتمادش خیلی کم شده است .\n\nآثار اندیشه در ایتالیا\nنظر بخبرهائی که از « سویسره » رسیده است چنان معلوم میشود که از هر ضربه مدهشه که روس بر سر و کار خود میخورد از همه زیاده تر ایتالیا را بلرزه میددارد . بخون معلوم میشود که در وقتیکه ایتالیها بجنگ اعتزال نموده بودند قطعی تخمین کرده نتوانسته بودند که روسها به این درجه مضمحل و پریشان خواهند شد . و چنین کمان میکردند که روسها بهمه حال خطوط مدافعه کارپات را پاره کرده پیش خواهند رفت . و حقیقت هم چنین بود که در ان تاریخ روسها با تمام موجودیت خودشان بر گذر گاههای کوههای کارپات بزور آوردن کوشش میورزیدند ، ائتلافیون بعضی بازی دهندگان ایتالیا - به تعبیر دیگر بازی خوردگان ایتالیا - نیز چنان حکم می کردند که اگر ایتالیا محرب اشتر التورزد ، اوستريا هم از حیرت زده شده بکار خود واله و سرگردان خواهد ماند ، و روسها نیز به بسیار آسانی از کارپات گذر کرده ایتالیا بدون زحمت بمقصد خود خواهد رسید . و نیز این امید را هم داشتند که از اشتر ایتالیا بجنك نتيجة حركات ائتلافیها نیز بطرف داری ائتلافيون بعمل خواهد آمد ازین بود که ایتالیا همچنین خیال پلوها بجنگ داخل شده بود . اما چون دیدند که از بهمه خیالها و امیدها بجز ضرر هیچ فایده برای شان حاصل نشد ، و همه آرزوهای شان بربادها رفت درینوقت به اندیشه های خوفنا کی دو چار شده اند .\n\nبيانات يك اسير مسلمان افرغانی\nدر میان مطبوعاتی که از قرار گاه عما كر عمان از نیم جزره گلیبولی رسیده فقره ذیل نوشته شده ، : - در میان اسیر هائیکه دیروز از عسکر فرانس بدست ما آمده ( داوودا قاما را ) نام يك زنگی مسلمان مشکالی نیز موجود بود . [ سنگال از مستملکات فرانس است در افریقای غربی ] این اسیر میگوید که من از مسلمانان سنگال میباشم . پدرم محمد نام دارد فرانسویها وقتیکه مارا بعسکری خود داخل میکنند از عبادت و وظائف مسلمانی ما را منع می کنند . ما را از ملك ما يجبر وزور جمع کرده به اینجا سوق کرده اند . بما فهمانیده اند که ترکها اسیر ها ر اقتل می کنند هوش کنید که تسلیم نشوید . ما هیچ نمیدانستیم که با مسلمانها جنگ می کنیم . اگر دیگر رفیقهای من بدانند که شما مسلمانید و با ما استقدر بخوبی معامله می کنید همه شان گریخته به پیش شما خواهند آمد .\n\nمطبوعات خارجه راجع ایران :\nاز جرائد آلمان\n\nانگلیس و جنوب ایران\nجریده ( فرانکفورتر زيتونك ) المانى مورخه ۲۳ اوت تلگراف ذیل را که از اسلامپول رسیده است اشاعت میدهد :"}
{"book": "adl0616", "page": 1453, "text": "صحیفه ١٦\nسال نجم\n\n٣ ماه نومبر خبر کلکته – اخبارات پورپی کیفیت مجبوری شمولی دولت رومانیه را همراه دولت جرمن چنین می نگارند – که در دولت رومانیه هر قدر توپ و تفنك كه موجود است جمه ساخت کار کرپ جرمی است ازین سبب دولت رومانیه طبعا از برای حاصل نمودن کلوله و بارود محتاج دولت جرمن است زیرا که این يك نقص و یا کلی توپهای کرپ است که دران کلوله های دیگر توبها کاری در چنانچه دولت رومانیه در شروع جنگ برای دولت روس و برطانیه مجبوری خود را ظاهر نموده بود که اگر دولت رومانیه در جنگ موجوده همرا مدول متحده شرکت نماید همه اسباب و توپخانه او از بابت نبودن کلوله و بارود پی کار ثابت خواهد شد و دول متحده درین فرط این عقده را حل کرده نمی توانند یعنی در ین وقت اسباب و کارخانه سازی این قسم حیه خانه را مهیا نمودن کاری است بسیار مشکل وا کرده رومانیه توپهای خود را تبدیل نموده بجای – توپهای جرمنی نوع قدیم دول متحده را مروج نماید – این قدر فرصت نیست که مرتب و انتظام آن کرده شود –\n\n٣ نومبر خبر لندن – هز مجستی چارج پنجم بادشاه دولت برطانیه تاریخ یکم ماه نومبر در لندن وارد شد – محکمه خبر رسانی بیان نمود که در شب ٣ ماه نومبر شاه موصوف از شدت درد بسیار بی قرار بود و درد شدید موجود است . بسیار مضط\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1454, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم مقدور سعی و کوشش کردیم که از شکایت رسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنهٔ کابل خود را رهایی یابیم ممكن نشد لهذا با डाकخانهٔ مركزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده که کخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ها را که به همه مشترکین کرامها رساند در عهدهٔ حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای डाकخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدار السلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه دو روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همهٔ کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جا بديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشتهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود:\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق و قابه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر به شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری سنار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1455, "text": "( اعلان )\n\nجزيرة پنهان\nهو شکاران مطالعه آثار ادبیبه را مژده : ازین نمره و یسر رسیده کالزار ، مطبعه عنایت ، کام جا ترا شیرین نمائید . جزره پنهان ، یک ناو ایست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه کر میسازد. هم حکایت . هم عبرت هم فن هم فضیلت خون چاپ خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان آنها (۹) شش روپیه محل فروحت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان . و کان از محمد در بازار ارک ، - کان سامی غلام محمد خان ناجره کتب متصل در مدرسه شاهی .\n\n( اعلان )\n\nپراکنده\nاز آثار مطبوعه تازه مطيعة مباركة عنایت . و عبارت از یک مجموعه اشعار امداد تحدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع داریا ، بالتصاوير بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است. ا گرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر یکطر و جدید است . است بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان بھی مقابل (۲) دو رویه کاملی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر حرب، و در بازار ارک از دکان از محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کسی خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روبه کافی\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز محمد\nسیاحت در جو هوا عمل\nسیاحت در زرعی مصور مجلد\nاز مردهن سختی و از مرحمن سنی مجلد\nروضة حکم مجيد\nرا کننده مصو رمجه\nجزيرة يهان مصور مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرموق سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند.\n\nو اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای ا ما فوقدا نکنند با دیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه محدد\nکتاب سال دوم ۱۰۰ مصور مجدد\nکتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور محمد\nعلمی و اسلامیت\nآنها چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nخص جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1456, "text": "شمارة (۸)\nسال پنجم\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nپرتو نثاری يك نجم سعادت در افق مشکوی سلطنت و اجلال )\n\nشرح ( در تهنیت شهزاده کامکار\n\nقصیده ( قصیده در ستایش اعلیحضرت همایونی — قصیدۀ دعائیه اعلیحضرت همایونی از کلام جناب ( مستغنی ) — ايضاً قصیده —\n\nمكتوب )\n\nحوادث خارجيه\nنطق داکتر بهاهلوك سالسفير المان — ترجمۀ اخبارهای اردو — نقل از اخبار ترجمان — رزمگاه کیلی بولی — وعده‌های قیصر به بلغاریا — شاه یونان بهوا خواهی جرمن — خدمت اجباری عسکری در انگلستان — شاه یونان بمخالفت اتحادیان — تخت در دیوان خاص — واتیکان و مسئله مهمه آن محکمۀ احتساب — الدوره کری — ضبطی اخبار کلوب — حالت اصلی بالقان حال فلاکت اشتمال سرويا — قسطنطنيه وبغداد — تفنگهای خصوصی جدید الاختراع المان — خبرهای هندوستان — قتل افسر پولیس — تفصیل این واقعه قتل — قتل يك افسر پولیس دیگر — حمله اختلال جویان بريك ده قتل يك حواله دار و ار جانو بريك افسر\n\nتصاویر\nعلم ظفر پرچم ناظر حربيه حضرت انور پاشا — برنس فريدريك ويلهلم — يك شباهت تام هر مجستی خارج انگلستان با هر مجستی پادشاه روس — فون فالكين هاين ناظر حربيه دولت المان — قصۀ كاستيل نام فرانس — مارشال فون هيدنبورك جنرال مشهور و معروف دولت المان — فون ميكنسن که از جنرال های مشهور المان — فون لودندورف ناظر ارکان حربيه المان — دروازۀ جامع شریف ایاصوفیه در استانبول — حمالهای استانبول — زنان شیر فروش در ملك هولاند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1457, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقیخواه دولت عليه افغانيه وسعی و همت جناب جرنیل کار خانه جات، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفاء حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورم عساکر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فوته مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| اقسام | قسم اول | قسم دوم |\n| در چه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کهنه قیمت آن ۱۰ پیسه زیاده است |\n| رقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ |\n| قیمت | ۷ روپیه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه | ٥ روپیه ٤٨ پیسه | ٥ روپیه | ٤ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه | ٥ روپیه ۲۸ پیسه | ٥ روپیه | ٤ روپیه ٤٨ پیسه | ٤ روپیه | ۳ روپیه ٦۸ پیسه |\n| تا حال ساخته نشده |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره دهدار هم رقم ۵ روپیه بیست پیسه\n\n(۲)\nجراب\n| رقم | نکل بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج |\n| قیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه |\n\n(۳)\nتکمه های چرمی محراب و منبردار\n| کلان فی درجن | میاه فی درجن | خورد فی درجن |\n| ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه | ٥٥ پیسه |\n\n(٤)\nکروره های جدید ساخت\n| رقم | زرباف یک اسپه دو کره دو ناره | زه باف یک اسپه دو کره به تاره | چرم باف یک اسپه | يك اسپه چار تاره نخی |\n| قیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ٤٢ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه |\n| رقم | چرم باف دست بادامی دو انسیه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی بار اسپه | چرم باف همرکابی |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه |\n| رقم | قبضه و نخی کلیت نقره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب |\n| قیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه |\n| رقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب پت زنانه | از زین سواری نخ چرمی زنانه ابریشمی خیاطه | از زین سواری دولایه نخ چرمی كمك دار |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٨٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه |\n| رقم | دسته بادامی نخ چرمی | دسته دولا تمامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بین پت يك اب |\n| قیمت | ٤ روپیه و ۹۱ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه |\n\n(٥)\nاقسام کلهای مصنوعی سر\n| قسم | کل جریبون | کل نافرمان | کل برینه | کل شیو |\n| قیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه | ٦ روپیه و ٣ پیسه |\n| قسم | شکوفهٔ نارنج | کل یاسمن | کل لیمون | جنبیل |\n| قیمت | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ٨ پیسه |\n| قسم | شکوفهٔ سیب | کل گلاب | کل سوسن | گل گندی |\n| قیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه |\n\n( المشهر )\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ( کپتان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1458, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\nشماره (۸)\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nدر ممالك خارجه ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nنسخه سه آنه در کابل بفروش میرسد\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشینخانه دار السلطنة ( قابل )\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ شمسی ١٦ قوس ١٣٩٤\nتاریخ انگریزی ۹ دسمبر عیسوی ۱۹۱۵\nغرة شهر صفر ١٣٣٤\n\nپر تو شارى يك نجم سعادت و اقبال\nدر افق مشکوی سلطنت و اجلال\n\nماهی از برج شرف زاده خورشید کمال\nزاده الله جمالاً بجهان داد جمال\nکل این ابنه الله تباقاً حسنا\nبدمانیدش هر از چمن جاه و جلال\n\nيوم پنجشنبه دهم ماه محرم الحرام سنه ١٣٣٤ هجری حضرت فخر الأنام عليه الصلوة والسلام پر تو شادئ يك نجم سعادت واقبال از افق شوکت و اجلال بوقوع آمده به جهان جهان فرحت و مسرت دلها را شادان دیدها را درخشان نمود و در چمنستان خاندان جلیل الشان سلطنت سنیه متبوعه ما يك نونهال تازه به نشو و نما آغاز نهاد.\nولادت باسعادت حضرت شهزاده ( عبدالله ) خان اطال الله عمره بالعز والشان از صلب پاك اعلحضرت پادشاه مقدس مهربان و متبوع مقدس افغانیان و از صدف بحر عصمت ذات معالی صفات علیاحضرت سراج الخواتین علویة الشان يكفال خير دولت علیه افغانستان اثر شمرده شود جا دارد. زیرا در چنین زمان و آوانی که بسی شموس خیرها و سعادت ها در آفاق وطن عزیز مقدس ما به همرات جهاندرجات پادشاه خیرخواه دل آگاه ما از ترقیها وکمال و آزادی با استقلال بدرخشیدن آمده ولادت باسعادت این فرزند جدید سعید شاهانه يكفال بسيار نيك و مبارکی برای استقبال ملت گرفته میشود و این واقعه پیش خیمه و مبتدای عزت و عظمت آتیهٔ قوم اتحاد افغان شمرده میشود، زیرا عین در چنین وقتی که از هر جانب آثار ترقی و سعادتمندی نمودار گردیده تولید این چنین فرزند سعید به پادشاه بزرگ، حقیقتاً مبشر عالی از يك نتيجهٔ فرحت و مسرت آینده برای وطن وملت نیست:\n\nبزن فال خوش تا شود حال خوش\n\nبمناسبت ولادت با سعادت این مولود مسعود بتاریخ ١٦ ماه موصوف به حسب رسم و عادتی که در وطن عزیز ما متداول است جشن ششنش و خاص در سلام خانهٔ ارك مباركه برپا شد، که در ان اکثر اعزه و اشراف شرف حضور داشتند و كذلك از طرف ذات معالیه صفات (علیاحضرت) صاحبهٔ معظمه مراسم دعوت و ضیافت بعمل آمده بودند. درون ارك مبارك در لیلهٔ مذکور به انواع چراغانها و تزئینها آراسته گردیده بود. ذات شوکت سمات اعلیحضرت همایونی بتقریب بشارت این واقعه و کسانیکه بحضور شاهانه عرض تبريك و تهنیت نموده بودند و به عموم اطفال مکاتب نامی دارالسلطنه کابل که برای تهنیت خوانی و مبارکبادی رفته بودند احسانها فرمودند.\nسراج الاخبار افغانیه نیز بکمال شوق و نهایت تبریکات عاجزانه خود را به عتبهٔ سنیهٔ شاهانه وذات معالیه صفات (علیاحضرت) صاحبهٔ معظمه عرض و تقدیم نموده کسب فخر و مباهات میورزد و از صمیم قلب از بارگاه حضرت خالق کبریا جل وعلا تضرع و نیاز میکند، که این شهزاده را که حالا قدم از کتم عدم بعرصهٔ وجود نهاده با تمام شهزادگان بلند اقبال در ظل عاطفت منیر الذات اقدس پدر رحیم و مهربان ملت از جمیع آسیبهای زمان محفوظ و برکران داشته بکمال پیری رساند.\n\nاین دعا از من و از جمله ملک آمین باد"}
{"book": "adl0616", "page": 1459, "text": "حیفه ۲\nسال پنجم\nتمارة ٨\n\nنشره بطور مخمس در تهنیت شهزاده کا مکار\nهمیگویم شنا و حمد و تحسین را ای خالق ایجاد و تكوين\nبحق حضرت ط ها و یاسین باین شهزاده بخشا عمر و تمکین\nشما کوئیدای حضار آمین\n\nچه فرخ ساعت و میمون زمان که از فضل خدا خوش میهمانی\nبه بزم شاه آمد همچو جانی خدا او را دهد امن و امانی\nزدور چرخ گرفتار آمین\n\nدرخشان اختری از برج اقبال نمایان شد چو در آینه تمثال\nقدوم او بود يارب نکو قال برای شاه و خانون هرمه و سال\nشوندش خرم از دیدار آمین\n\nمبارکباد کر الطاف سبحان بفر خنده حریم قدس سلطان\nسراج ملت و دین شاه ذیشان که چون خورشید ند تا مش نمایان\nرسید این شمع بر انوار آمین\n\nسراج کل خواتین مادر اوست که الطاف الهی پاور اوست\nحریم شاه همچون خاور اوست ز عصمت خوش ردای پر سر اوست.\nکه بارش خرم این کلزار آمین\n\nمبارکباد کر لطف خداوند بدولت خانه شاه خردمند\nتولد شد چنین فرزانه فرزند قلوب مومنان کردید خرسند\nبود اقبال او بیدار آمین\n\nمبارکباد کاین شهزاده امروز چوکل در باغ شه شد جلوه افروز\nوزو کردید عالم فرحت اندوز خدایا در جهانش دار فیروز\nنگردد هیچکه بیمار آمین\n\nمبارکباد کاین مصباح ناگاه فروزان کشت اندر دولت شاه\nمراد جا کر ان بر حسب دلخواه برامد از کمال لطف الله\nبی زین مژده شد تذکار آمین\n\nمبارکباد این فرزند نامی که کیتی یافت از وی شاد کامی\nهوا خواهان او باید تمامی دعای طول عمر این گرامی\nکنند از صدق در اسحار آمین\n\nمبار كبر جميع دودمان باد بجمله با کران و بند کان باد\nوجود او سعادت را نشان باد از آفات زمانه در امان باد\nشود لطف خدایش بار آمین\n\nچوآمد از عدم یارب باظهار بمهد عافیت او را نگهدار\nبشیر دا یه اش کن شهد در کار چو طوطی شکرینش ساز گفتار\nکنش از عمر برخوردار آمین\n\nچو این شهزاده را اخلاق اکبر رسانید از برای دایه در بر\nاسیش باد از الطاف داور حیات خضر و اقبال سکندر\nشود خوش خلق و خوش کردار آمین\n\nبخوان ای دایه بسم الله و تکبیر پس آهسته در اغوش خودش کیر\nبریز اند و لب چون شکرش شیر مکن در خدمتش يك لحظه تقصیر\nدعایش کن بگو بسیار آمین\n\nتو این شهزاده را یا رب جوان کن وزو خرم دل شاه جهان کن\nهر مقصود او را کامران کی علوم دهر را بروی عیان کن\nکمالاتش بده سر شار آمین\n\nبه تجشبه زلطف می بچون دهم بود از محرم وقت میمون\nولادت یافت این پور همایون که بادا مقد مش با فیض مقرون\nکنید ای کودکان تکرار آمین\n\nهمانا این پسر کز شهر یار است\nچو در عاشوره آمد بختیار است\nحایته اش هم اشکار است\nهزار و سه صدو می و چهار است\nشد از شیر احمد این گفتار آمین\nدستخط حاجی شیر احمد شاعر حضور الوروالا\n\nقصیده در ستایش اعلیحضرت سراج المات والدين روحنا فداء\nبرای فرقه اسلام فکر دین بهتر\nیلی برای مسلمان چه کار ازین بهتر\nباعتقاد و عمل شد جو حسن دین محکم\nکه قصر دین مبین از همه متین بهتر\nولای دولت و دین بهتر است و قوم و وطن\nهمانکه نیست چنین در ته زمین بهتر\nبسمی خویش وطن بی نیاز کن از غیر\nو طن پرست برای تو اینچنین بهتر\nز کوشش است که جابان بود ز چین بهتر\nرسمی و همت خود جوی هر مراد که هست\nمراد بخشی اگر بایدت همین بهتر\nبسمی و کوشش و عا و کمال و استعداد\nبدانکه هریتر است از ده یقین بهر\nبهرزه عمرت اگر پیش از این گذشت گذشت\nخلاف پیش اکوت پیشه بعد از این بهتر\nعلاج واقعه پیش از وقوع باید کرد\nنی که صاحب فرهنگ پيش بين بهت\nجوشاه عصر توقى طلب وطن پرور\nخوش این که خویش زبیگانگان در بن بهد\nچو خواهد از من و ما شاه وقت علم و کمال\nوند\nونما\nکه اهل علم بی کار ملک و دین بهتر پرین\nرعایت شه ملك است بر رعیت فرض\nکه هر چه امر او الوا الامر دلنشین بهتر\nبي ترقى ملك و وطن چه خواهد بود.\nاز اینکه ما و تو باشیم از آن و این بهند\nرحین دوست وطن بهتر است یادشمن\nازین دو کار کدامینش ای امین بهر\nمیان نفع و ضرر فرق بایدت کردن\nيكو كدام يك از زهر و انگبین بهتر\nتو بغیرت محكوم غیر دین بودن\nکه مردن است ز محکومی چنین بهتر\nمیاد از سر ما دور شهر یار زمان\nمراج ملت ودين شاه مسلمين بهة\nخوشا شهی که با یکدل و زبان یکدین\nکه شاه كشور اكر بايد انجنين بية\nزمانه یاد ندارد شهی ازین هند\nزهی امیر وطن پرور ترقی خواه\nشه رحیم و شه مهربان شه مشفق\nخی شهنشه نيك اختر گزین بهتر"}
{"book": "adl0616", "page": 1460, "text": "عنه ٣\nسال نجم\nشمارۀ ۸\n\nیارب این خسرو زمان محفوظ\nز آفت آخر الزمان باشد\nملکش از دست برد کفر و ضلال\nوزید فتنه در امان باشد\nکیست آنخسرو یکه مدحت او\nورد هر پیر و هر جوان باشد\nآنکه از باد سراج ملت و دین،\nنامور در جهانیان باشد\nنام نامی او ، حبيب الله .\nبصفت نیز هم چنان باشد\nعاقل و باذل و جواد و کریم\nدر دلش رحم بیکران باشد\nحامی سنت رسول کریم\nماحی بدعت جهان باشد\nشاه روشندلی که با تدبیر\nپیرو، با همت جوان باشد\nدارد از پس مکارم اخلاق\nخلق را از وی امتنان باشد\nبر صغير و كبير و كه ومه\nاز دل و دیده مهربان باشد\nدر گهر پاشی و در افشانی\nدل و دستش چو بحر و کان باشد\nمر مسکین و بینوایان را\nدردم جود زرفشان باشد\nمرحمت های خسروانه او\nمر هم ریش خستگان باشد\nدر قوانین معدلت دایم\nحکم او نافذ و روان باشد\nامرش از مسلک صلاح و سداد\nسر موئی نه بر کران باشد\nتوسن طبعش بمنهج خير\nباد سير و سبك عنان باشد\nرخش همت پی ترقی ملک\nدانش هر طرف جهان باشد\nکه بدان صنعت و حرفت\nکه بدو زینت جهان باشد\nکه بتدریج علوم و فنون\nتا که در جسم ملك جان باشد\nيك طرف کارخانها برپاست\nتا وطن مستفید از ان باشد\nاز سلاح مروج عالم\nکه بدو ملک را امان باشد\nوز قماش و دگر متاع معاش\nآنچه معمول این زمان باشد\nو انچه اندر زمانه موجود\nدهر را اقتضای آن باشد\nتا وطن خود دهد باهل وطن\nنی که محتاج دیگران باشد\nیک طرف شد بنا مدارس علمی\nکه تمام رایگان باشد\nتا اولاد ملك ازين تحصيل\nنعمت علم بیکران باشد\nتا که هر فرد قوم از این فیضان\nمفتخر در جهانیان باشد\nتا که ابنای ملت از تعلیم\nفیض علم و هنر عیان باشد\nوسعت رزق را سبب گردد\nعزو توفیر را ضمان باشد\nهر پدر از تمتع فرزند\nخوش و مسرور و شادمان باشد\nبسکه ترويج نيك داده بعلم\nخلق را فکرتی چنان باشد\nگر برای تعلیم و تدریس\nو انچه لازم حصول آن باشد\nطرز خاصی بروی کار آید\nتا که آسانی در ان باشد\nخاصه تعلیم ابتدائی را\nنه تعلق بکودکان باشد\nبلكه هر يك از صغیر و کبیر\nمتمتع زفيض آن باشد\nبزمان قليل فيض كثير\nحاصل عمر طالبان باشد\nزانکه هر علم و هر کمالی را\nشرط اول نوشتخوان باشد\nمدرج کمال و صنعت را\nاولین پایه نردبان باشد\nعلم هرگز نمی شود حاصل\nتا نه کس را رهی در ان باشد\nراه آن خواندن است و نوشتن\nورنه کی بهره از ان باشد\nمی شنیدم کزین وطن مردیست\nکه پر از فهم و کاردان باشد\nطرز تعلیم ابتدائی را\nکرده ایجاد و آنچنان باشد\nکه زبعد تعلم چل روز\nشخص نا خوان سواد خوان باشد\nنه چهل روز کامل گذرد کو\nصبح تا شام درس آن باشد\nبلکه هر روز چار ساعت آن\nصرف تعلیم طالبان باشد\n\nشاهیش چو خدا بر گزید در افغان\nبود از جمله افغانیان باین بهتر\nهمیشه باد باین مملکت همین سرور\nدعای مردم این مملکت همین بهتر\nمدح شاه سخن ختم کن خموش دگر\nدگر مگوی که آن بدتر است و این بهتر\nمر این دو نصیحت چه کار (مستغنی)\nزمن حکایت آن یار نازنین بهتر\nمرا به نيك و بد مردمان چکار و غرض\nمرا روایت ازان شوخ مه جبین بهتر\nمرا به لعل بدخشان چه و عقیق یمن\nفتاد اگر بکف آن امل آتشین بهتر\nندیده همچو تو غلمان پسر ملامت نیست\nکه گفت زاهد نادیده حورعین بهتر\nعزیز تو بود ای ترک تیغ جوهر دار\nازان با رویت از ناز موج چین بهتر\nشکر که شهره آفاق شد بشیری\nچه شد نباشد از ان لعل شکرین بهتر\nزروی مهر بمن بوسة عنايت کن\nکه در پیش من ازین چین ذقن بهتر\nقد تو پسندیده گوید باغبان قمری\nکه راستی نبود سرو ما ازین بهتر\nنمودم این غزل تازه تحفه باران\nدهند صلا تقدم کو آفرین بهتر\n\nقصيدۀ دعائية ومدحية العليحضرت سراج الملة والدين شهريار والا و در کار محامد همایونی در ترویج علوم و صنایع وفنون وبدايع و تبشير ايجاد و تعلیم چهل روزه درجه ابتدائیه که نتیجه خیریست از نتایج حسن نیات برکات اعلیحضرت پادشاء اسلام خلد الله ملكه و مدظله از کلام ، راقم .\n\n(قصيده)\n\nتا ز مین است و آسمان باشد\nدر وی از مهر و مه نشان باشد\nاین سپهر وسیع و چرخ رفیع\nتا مزین باختران باشد\nتا سموات از گروه ملک\nنازنین پر ز انس و جان باشد\nتا در اقصای عالم ملکوت\nذکر و تسبیح قدسیان باشد\nتا بمحراب و مسجد و منبر\nیاد حق ورد هر زبان باشد\nتا باوج فلك ز گردش و سیر\nماه و برجیس را قران باشد\nتا بروی زمین و تابش مهر\nرونق باغ و بوستان باشد\nتا وقوع بهار و تابستان\nتا ورود دی و خزان باشد\nتا فصول چهار كانه دهر\nمتعاقب درین جهان باشد\nتا ظهور ليالي و ايام\nمتوالی بهر زمان باشد\nبچمن تا که در فصول بهار\nگل و نسرین و ارغوان باشد\nسنبل و بيد مشك و نيلوفر\nترکی و ورد و ضیمران باشد\nتا به بستان دهر در لب جوی\nسرو و شمشاد در افشان باشد\nز هزاران نوایم سحری\nتا معطر مشام جان باشد\nبلبل از شوق روی گل هر سال\nتا نوا سنج گلستان باشد\nتا بكلزار عندليب هزار\nمترنم بداستان باشد"}
{"book": "adl0616", "page": 1461, "text": "صفحه ٤\nمبتدی بعد این زمان قلیل مستعد بهر امتحان باشد\nبنویسد هر انچه بر گوئی خواندنش نیز همچنان باشد\nاز سیاق رقوم و هندسه نیز ناقدری حسا بدان باشد\nبشنیدن مرا تعجب بود کاین تعلم هلا بجا باشد\nما تلامیذ آن دبستانی که مراد روی این نیاز باشد\nمتعدد بچشم خود دیدم کانه و هم است ولی گمان باشد\nبعد دیدن مرا یقین افتاد کانچه بشنیده ام همان باشد\nاینهم از حسن نیت شاهی است کاین اثرهای خیر ازان باشد\nوین متاع گران بهای ثمین که مساوی بنقد جان باشد\nشد بپا زار معرفت پیدا که همه سودی زبان باشد\nخاصه کان فیض خاص عام شود تداول مردمان باشد\nتا در اندک زمان مملکتش خلق با حمله نامه خوان باشد\nهیچ امی نماند اندر ملک نی ازو نام و بی نشان باشد\nزین نمط کر سخن را کردم کی تمامی درین بیان باشد\nزانکه افزون محامد شاه آشکار است کی نهان باشد\nخوش آن ملتی که رهبر او اینچنین نیک مرزبان باشد\nبه که من باز دردها کوشم تا مرا طاقت و توان باشد\nاینکه بال همای را فت تو بر سر خلق سایبان باشد\nخواهم از کردگار اینکه را عیش بر کام دوستان باشد\nدر دم هیبت و صلابت و کین تیغ بر حلق دشمنان باشد\nسر دشمن که پای مالت باد مورد خنجر وستان باشد\nدایم از یم سطوت عدلت گردن سرکشان را شبان باشد\nسر وران زمانه را بدرت سر طاعت بر آستان باشد\nنقش محراب و منبر و علمت پرواز فرق فرقدان باشد\nگرچه جاوید نیست مدت عمر سر ترا عمر جاودان باشد\nعمر جاوید چیست نام نکو گر تو در صفحه جهان باشد\nابتدا از من است و انجامش بزبان فرشته گان باشد\nبسلیمان چو مور پای ملخ تحفه بی انتها بخان باشد\nچون دگر تحفه نیست و افواج از وی این نظمت ارمغان باشد\nتا بماند بیادگار از تو نام نیکی که اندران باشد\n\n( مكتوب )\n\n( السلام عليكم ورحمة الله وبركاته )\nجناب مستطاب ادیب فاضل – و لبیب کامل مدیر روشن ضمیر سراج الاخبار مبارکه افغانیه را حضرت حق تعالی جل جلاله عین سراسر فرحت داراد – الحمدلله تعالی که جناب ادیب شما از جهة غم خواری دولت ، و بهبودی ملت اسلامیه خود مستعد بالخیر میباشند و کمر همت انتباهی ملت اسلام خود را بکمال زحمت و مشقت تنگ برمیان بربسته شد . لهذا بتاريخ ٢٢ رمضان المبارك سنه گذشته پارس نیل بخدمت جناب ادیب خود بنده نگاشته بودم و بخدمت برادران دین و هم وطنان مقدس اسلام خود عرض عاجزی خود را کرده بودم که یعنی بزرگ ترین معدنیات دنیا در مملکت مقدس ما امکان پذیر خواهد بود زیرا خیالات عجیبه رنگارنگ و شواهق های غریبه خوش سنگ ، نسبت به ارض مزروعی بکثرت کان است [ هرگاه برادران دین و اهل وطن مقدس عزیز ما که در اطراف و اکناف وطن مالوف خویش با مورات مختلف مأمور و موظف میباشند یاد آوری شان گردیده حتی المقدور\n\nشماره ٨\nسمی بشری خودها را مهربانی کرده تجسس و تشخیص نمایند بلکه خداوند جل سبحانه يك وسیله خبر سازد که برای دولت و ملت اسلامیه ما يك نتیجه استفاده ترقی بعمل و روی کار آید ] چنانچه آن جناب ادیب کامل از روی خیر خواهی و مسلمانی بشماره سوم سال چهارم اخبار کهربار درج مصایف الوالابصار تزئین فرموده بودند، و بنده افسوس میدارم که ترقیاتی که از معدنیات بدی کرده ولهای خارجه باید مینمایند . در مملکت مقدس عزیز ما نسبت به وسعت خاك، وكثرت جبال های سر در افلاک درق هزار يك هم تصور نمیشود . ای محب اسلام مثال مشهور است کم سخن واعظ بی عمل هیچ قدر و قیمت ندارد، بلکه در معرکه مناقش هم قابل استماع نمی نماید ... به اینجانب که در سمت جنوبی رقم خودم را نهایت گرفتار وظیفه خود بودم. لاکن اکثر به برادران دین و وطن مقدس عزیز خود را ترغیب دارم که بهر جا که سنگ عجیب به نظر شما یان برخورد برای کمیته ارسال دارید چنانچه برای عالیجاه بیرلاخان کرنیل ملکی جدرانی، در بعضی خیال جدران، رسم از جانب خود نوشت کرده بودم که مسموع گردیده ام که در ( سور کوخ ) جدران معدن توانگر ( سرب ) و سرمه موجود است و هر رقم سنك وخاك نجیبه كه دستیاب کردید برای من ارسال دارید، زیرا خدمت دین و دولت اسلام بر همه مسلمانان فرض و واجب است. همان بود که بیرک خان از صداقت فطری که بدولت با سعادت اسلامیه خود داشت نمونه از سنگ سرب و سرمه از سور کوخ جدران دستیاب کرده معه نمونه [ ابرك ] بسیار اعلی که بمال ورق نقره شعاع آن می تابد . برایم آورده تسلیم نمود و معدن های مذکور از قرار اظهار بیرک خان موصوف بسیار توانگر است، و هنوز در بعضی معدنیات دیگر مانند مس و طلا ساعی میباشد که اگر خدا جل على بخواهد دستیاب و مفتوح گردد – و نمونه دیگر قسم سنگ شاه مقصود نمامی باشد و در راه مشکبار چمکنی معدن توانگر دارد. و قرار اظهار عالیجاه سعادت خان حاکم حاجی و چمکنی که من فی رویه را نیم چارک در پشاور فروش دارد، و نمونه آنرا برای این عماره عاجز ارسال داشته بود – ثالث يك رقم سنگ نرم ابرک طلاقی بما مایل برنگ بسته گی که سنگ آنرا جناب مستطاب ناظم صاحب از کوه (لکن) خوست دستیاب کرده برایم آورده بود – رابع مخصوص معدن تالک مسموع گردیده بودم که در زیر کوتل شهره کائن است و چند دفعه ظاهر شده و باز نهان شده اکنون در تائید مسموعی بنده عالیجاه بیرک خان جدرانی هم شهادت داد بلکه اظهار کرد که خود من نمک آنرا کشوده بوده ام ، تاریخ پنجشنبه ٢٩ رجب المرجب شده که از کردیز عازم دار السلطنه مبارکه می شدم ، دربار رفته از نزد جناب ناظم صاحب رخصت خود را معه جناب شاه دوله خان سرهنگ سمت جنوبی و مقرر گرفتم، و از بیرک خان جای تالک را تعین کرده نشانی جای آنرا گرفته عازم و روانه کوتل شهر شدیم، در حدود خاک هزاره که رسیدیم از خرج گیری آنجا که حالا خرابه است موازی دو صد و پنجاه قدم مقدمه نشانی گفته بود که یک شبه میباشد. زیرا در حدود شیله که وارد شدم دقیق های راهنما و داغ کرده عازم ارو گرد شدند، بعضی برادرهای ما دران روز حکم دیوانگی برین عماره عاجز مینمودند ، که نجم الدین دیوانه شده که در ین شیله های مهیب از راه چپ می رود ، اول دستیاب ممکن ندارد اگر دستیاب شود تنها چه نفع دارد. بنده بجناب سرهنگ موصوف تکلم کرده گفتم . بی شکی از برادر های ما که شمه از قیام طریقه حب مانی و ترقی دولت اسلامی را نشنیده اند ، و ذائقه شان فاقد"}
{"book": "adl0616", "page": 1462, "text": "صفحه شماره ۸ سال پنجم\n\nیهودی و برای ملت خود را نچشیده، محروم مانده اند فی الحقیقت سلامت نمیباشند که ما یاترا تلویم مینمایند. لهذا حقیقت چنین است که هر انسان ، ومالك وجدان، بشرط نيت بهبودی محتوی بر تعالی دولت و ملت اسلام خود هر قدم که مجانب خیر به جهد و عازم کردد حقیقتاً عبادت میباشد و احياناً اگر شخص بخدمت دین و دولت و وطن خود بناحق بقتل رسد زهی سعادت آن شخص که فدوی دولت و ملت اسلامی خود گردیده موجب سزاوار ( ولا تقولو لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولا كن لا يشعرون ) گردد، خلاصه مدعا در اول شیله دست راست که از آبادی خاک هزاره بقدر پنج صد قدم مجملا مجرا شيله بعدت دارد ، رفته افتتاش کردیم درک کرده نتوانستم. ثانی از آن شیله خارج شده شیله دوم که در جوار آن کاین بود رفته معاینه کردیم دستیاب نشد مگر خاك جكرى ما يكثرت داشت، ثالث از آب دره گذشته بجانب یسار که در شیله آسیاب بود. از آسیابان جویا شدیم و بلكه روسیه هم و عده کردیم از چشمه شود و كان تمك انكار مطلق نمود. بعد در شیله بالا شدیم هر قدر که تفحص کردیم میسر نشد. و آب که از راه مترشح می شد شیرین بود. ولیکن شبهه ما در آن شیله اضافه شد زیرا کلهم یسار آن شیله از هم جدا جدا معاینه می شد، ظن برین می شود . که كان نمك در تحت آن محتمل باشد زیرانک در زمان برف و باران احتمال مایع شدن روی آن دارد ، شواهق های خاك از جهة تخرو به نزول است از حدود خود تجاوز حاصل کرده جاك جاك میشود فى والله اعلم - رابع از ان شیله نیز مراجعت کرده در شیله سوم همین بالاشدیم در آخر آن شیله دو خانه مزدی به نظر چاره ام بر خورده در ان موقع رفتیم ، دو نفر زن و يك صبيه معه يك نفر پیر مرد بود. اکنون از مزدی های خود برای سایان دوغ آب آورده تقدیم کردند ، دوغ آب را تناول کرده مرهنگ صاحب را گفتم که شما از دختر مذکوره جویا شوید که ناخوش داریم، آیا چشمه شور درینجا یکجا می باشد که یک بوتل آب کار داریم چون مثال مشهور است که راستی را از خورد جویا شوید که صبیه مذکور بیان کرد که ازین شیله برآمدید روبروی شمایان حین خورد است چشمه شور در انجا موجود است و از انجا بجانب يمين شما يك شیله که جوار این شیله است بروید در آخر شیله پیش روی شما بندی می باشد که بزهای ما سنگ های آرا می لیسد این بجاره و سرهنك صاحب رفته ملاحظه کردیم که از غندی مذکور آب ترشح می نماید و آب آن در سنك بقسم نمك منجمد می شود. مدعا از سنگ های او چند دانه نشانی گرفته عازم شدیم، و بسانیکه تخته های تملک دارد خود بولایتخان خبر دارد و کان نمك در انجا یقین است. حالا اینکه تملک از ترکستان دولت قوی سوات خداداد افغانستان بچقدر مسافت بعید بدار السلطنه مبارکه می آید هر گاه این معدن مفتوح کردد هیچ شبهه نیست که بسیار فایده باید بدولت\n\nباسعادت اسلامیه از جهت قرابت طریق ممکن پذیر خواهد شد . ای محب اسلام از ان شیله بر گردیده یک سر راست بطرف كوتل شهره می آمدیم در سر کوتل که رسیدیم بطرف دست چپ سنگهای براق سیاه که مثل شیشه بوتل سیاه مشابه دارد در وقتیکه از دار السلطنه در سنهٔ گذشته بارس نیل رفته بودم سنگهای او نیز جالب نظرم گردیده بود چنانچه نمونهٔ آنرا با خود داشتم کمینه از اسب نزول کردیده در تفحص گردیدم دفعةً يك عروق از رقم سنك زنك ما بمشابهه سنك مس به نظر عاجزم برخورد و قدر نمونه آنرا نیز با خود گرفتم - مدعا که حدود مذکور بدون تاثیر نخواهد بود زیرا سنك عجيب و غريب دارد - خلاصه والحاصل بتاريخ يوم شنبه ۹ شعبان المعظم هفت رقم نمونه های موصوف را بحضور فيض ظهور جناب مستطاب ، بیدار سعادت شعار معظم و حضرت عالی شهزاده جوانبخت مکرم ( معين السلطنة ) صاحب دام اقباله وطول عمره تقديم نمودم، وحضرت با سعادت عالى محتشم بكمال فرحت منظور نظر عاطفت ظهور خویش فرمودند ، و هجرهای مذکور را تحویل عالیجاهء شیر جانخان عنایت نمودند ... سبحان الله حضرت باری تعالی جل علا فضل و مرحمت بی نیازی خود، بوجود سعادت آمود حضرت شهزاده ممدوح چنان دیانت افکار درخشان ، و فطانت علوی احسان فرموده که نوشتهٔ ناچیزه این عاجز بیچاره گنجایش توصیف شرح آنرا در خود نمی بیند که تفسیر نماید زیرا در آن روز سعادت افروز نطق های مؤثره از منبع حب وطنى و اتحاد ملتي و صداقت بدولت اسلامی و مرحمت های پدری اعلیحضرت شهر یاری چنان فصاحت و بلاغت ابلاغ فرمودند که نطق های مبارک شان مانند جذبهٔ مقناطیسی از بابت آرای قلوب های صداقت مجلوب اهالی حاضرین کردیده و حواس عالم انسانی\n\nعلم ظفر پرچم ، و ناظر حربیه حضرت انور پاشا\nيك منظره از جنگهای کانال سویس : عسکر نظامی دولت عليه عثمانیه ، وعساکر شتر سوار اعراب در کانال\n\nبه ترقى استقبال درخشان مایل دولت با سعادت اسلام متحسس میکردید. ( الهم، دفرد ) آمین. ای محب اسلام هرگاه ما ملت افغان یعنی جميع رعیت که بخاك يك دولت قوی صولت خداداد افغانستان متمكن وما وقيم و باسم افغان کسب شهرت داریم و فخر مینمایم ، خودها را فرداً فرداً فدای این دین مبین اسلام خود و جسم جسم تصدق این چنین پدر مهربان پادشاه ترقی خواه خود کنیم، هنوز در دائرهٔ حساب انسانیت قاصر خواهیم آمد، زیرا شخصی اگر در مدرسهٔ مبارکه دار العلوم حبيبيه و يا مكتب دار الفنون حربيه سراجيه و يا ديگر مدرسه های متعدده و يا شفاخانهٔ مکمله وغیره مغیره که از توجهات جهانداری جات عاليه شاهانه ایجاد و بنیاد گردیده برود معلوم بتواند زیرا معلم و مدارس دریشی و کتاب رایگان بخشش و احسان نان و میوه در مکتب حربيه سراجيه بالا تنخواه اضافه تر از برای محتاجان سبحان الله آیا کدام پدر خواهد بود که در حق پسر چنین دلسوز مهربان باشد. بلی بلی پدر رعیت اسلام شهریار عدالت قرین و ترقی خواه مسلمين اعلیحضرت سراج الملة والدين است ومذكرين آن خائنين"}
{"book": "adl0616", "page": 1463, "text": "صفحۀ ۹\nسال نجم\nشمارۀ ٤\n\nفتوحات حیرت انگیزی برای ما حاصل کرده است که از حیث عظمت شبیه بافسانه ها و قصص سالفه است ( فریاد هلهله در نمایندگان و حضار از خدای متعال شاکر باشیم ) آفرین آفرین ) از امپراطور ممنون باشیم قوه مدرکه و کفایت فرماندهان کل را تقدیر نمائیم ( احسنت احسنت ) صاحب منصبان و سربازان خویش را سرشار از امتنان دایم ( غرش احسن و زنده باد ) از وضعیت اداره مملکت قیصری شاکر باشیم درجات اجتماع آلمان از صدر تا ذیل جزء و کل بطوری که انتظار می رفت تمام وسائل و موجبات برای مقابلی با وضعیات لازم بود بحد اکمل فراهم کرد (هلهله های طولانی احسنت احسنت ) امپراطور متبوع ما در اعلامیه مورخه ۳۱ ژولیه حالات روحی و احساسات ملت را کاملا تذکار داشته است و کلمات محکم و روحانی او که حقایق آلمان را مشهور میداشت و هیجان اطمینان آمیز درونی او در قوای تزلزل ناپذیر داخله مملکت و وسایل مختصه ملت و اتحاد ملی انعکاس بزرگی در تمام نقاط آلمان نشین دنیا نمود . سال دوم است که ملت آلمان با اطمینان باری تعالی و باعتماد قوای مملکت امپراطوری با اراده راسخی در اطراف قیصر جمع و متحد شده و حکومتهای متحده آلمان برای این جنگ که برای هر يك نفر آلمان جنگ مقدس محسوب است حاضر بفدا کاری شده و يك صلحی میخواهند که برای تمام ملل دنیا راه آزادی و ترقی و توسعه معارف را باز نماید ، صلحی که ملت آلمان تضمینانی بدهد که در آینده دشمنان با هر گونه خطری قوه مزاحمت به او را ندارد .\n\nونس فردريك ويلهام حضر تارى وليعهد دولت المانيا كه سرافسر کل از دوی رزمگاه غربی دولت مشار اليه ميباشد و از مدتيست كه مقابل اردوهای عسکریه دولتهای انکار و فرانس بكمال موفقيت شان و شرق مقاومت و مظفریت را احراز میکند\n\nملت مسلمین است ..... زیاده از حضرت ایزدی جل علا شانه سلامتی ذات قدسیت صفات پدر حقیقی و ترقی خواه ما سلطان المسلمين اعليحضرت ( سراج الملة والدين ) معه رودمان شاهی مبارك شانرا بخشوع و خضوع نیاز و التجا دارم که تا سالهای دراز سایه همایون مبارك شانرا از رؤس مايان ملت افغانستان کم و کوتاه نگرداناد و جناب اديب لبيب ما كه احسن ترین اصول انسانیت است نیز صحت پر مسرت داراد که از تحریر خود مندانه و تقرير هوشمندانه عاليه شان ما ملت اسلام از نوم کسالت انتباه آگاه کردیم تا موجب سعادتمندی و فیروز مندی مایان گردد آمین کمینه نجم الدین دفتری ناظم حضور معلی مخلص جناب اديب شما فقط\n\n« فریادهای هو را شانسلیر »\nآقایان نمایندگان از زمانیکه پارلمان تعطیل شده تا کنون که التیام می یابد وقایع فوق التصور عظیمی در دنیا عرض اندام کرده است .\n\nمارشال فون هيد نبورك\n(احسنت احسنت ) ورود در عرصه سال دوم جنگ در میدان مشرق - جنرال مشهور ومعروف دولت المان كه فاتح بهادر ممالک روس میباشد\n\nجواد خارجيه\n\nدرین دو هفه چون اخبارهای اوروپا وارد نشده درین شماره ترجمه خبر های آن موجود نشده است . اما نطق صدر اعظم المان جناب ( بتمان هو لوغ ) را كه يك نطق تاریخی و دارای بسی معلومات سیاسی میباشد از جريدة فريدة ( رعد ) عيناً نقل نموديم ، تايك سرمايه تاریخ شمرده شود، و چنان خیال کرده ایم که نطقهای مشهور مشاهیر را پی در پی درج صحايف کنیم انشاء الله .\n\nنطق دكتر بتمان هلوك سانسلير آلمان\nدر ریخشتان\nكليات اوضاع فعلى\nآقایان - در وقتیکه نیرومندانه متصرفات میدان مغرب را محکم در دست داریم، در زمانیکه در داردانل و سرحدات ایطالی امواج یورشهای بیهوده دشمنان در مقابل سنگهای خاره رشادت عساکر ما در هم می شکنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1464, "text": "سال نجم\nحيفة ٧\nشماره ٨\nسانی سپاه فرانسه که مرمر را خوار شمرده و در فداکاری نفوس وزیری که در شبی که میخواهد اعلان جنگ نماید این چنین جدی\nخویش افراط نموده و از هیچ نوع فداکاری مضایقت نمودند که صفوف و از روی اطمینان حرف بزند آن هم مثل و سر ادواردگری ، که پولتيك\nدشمن را از هم دریده و سپاه دشمن را جای آن نمایند عبث و بی نتیجه مانده و در مقابل دوستان خود را هم اداره میکرد مسلما بدون اطلاع از تدارکات عظیمه\nاین مقاومت دایرانه عساکر زبر دست ما فائده حاصل نکردند .\nجنگی مؤتلفين ابدا این طور مطمئنا نمی تواند اطلق نموده\nایمانی که خیال می کرد بسهولت مفت و مسلم سال همسایه خود را ببرد خود انگلیس این افسانه موهوم را کنار گذاشته که فقط برای خاطر\nدشمن و بخشم طمع به املاک دیگران دوخته بود با نهایت شجاعت دفع گردید بلژيك داخل جنگ شد چرا که دیگر همه کس بی ماخذی این ادعا را درك\nبا وجود آنکه عده نفرات وی در مقابل اطریش زیادتر بود تلفات نفوس کرده بود . ایا دیگر عماره ملل می توانند فریب خورده و این ادعای\nبیشتر تحمل کردند.\nانگلیس و دوستان او را باور نمایند که برای حمایت ممالك صغيره ونقط\nده دار دانل ، عساکر نیرومند ترك طوری مقاومت نمودند که\nنظر تمدن اشتراك در حرب جسته است ؟\nخویش را مغلوب نشدی معرفی کردند .\nلیکن ما هم در این مدت رو به حمله و تعرض بدشمن را اختیار کرده انگلیس تجارت و روابط ملل بي طرف را حتی الامکان در دریاها حفظ\nایم و در هر طرف خصم را مغلوب ولكن كو يفتح نموده و با متحدین خویش میخاید و جهازات آنان را مجبور می سازد که اعضای انگلیس را سوار کرده\nاز یکدیگر نمانا ، و کالیسی .. لهستان .. لیتوانی .. گورلند، و مطبع دستور آنها باشند . انگلیس بدون ذره تردید جزایر یونان را عدوانا\nو لنگرود ، و شهرهای ، او باین ،، ورشو ، و ، کوثر، و غیره را تصرف می کند چرا که عملیات نظامی او و دوستانش لازم است و می خواهد\nتصرف خویش در آورده ایم .\nیونان بي طرف را مجبور سازد که اراضی خصوصی و ملک خودش را\nعقده های ظفر مندی در داخل مملکت خصم رفته و خطوط ما فعلا به و بلغارستان، بدهد برای آنکه او را بتواند شريك جنك سازد\nدر همه با دیوارهای شدیدی است که دشمن قدرت گذشتن از آن را ندارد درو لهستان و روسیه با متحدین خویش برای آزادی ملل جنگ\nو قشون های جدید و نیرومندی اکنون در تحت اقتدار داریم که حملات می نماید ( خنده حضار ) در حین فرار عقب رفتن آن مملکت بی\nاستلا جویانه جدید را به طرف بخواهیم متوجه می سازیم .\nگناه را بر خانه ویران می سازد و تمام قراء و قصبات رعیت بدبخت را\nدر نهایت این دو اطمینان به عساکر ظفرمند خویش آنیه را در کمال مناعت آتش زده محصولات آنها را الكدمال و نابود می نماید و اهالی بیچاره را\nو انتظار و بدون ترس و پروا مشاهده می نماییم. در میان کبرو دار این از یهودی و عیسوی مجبور از آنجا کوچانیده و به نواحی بعید با پرو ویران\nجات و مکین انتظار حق شناسی خویش را ممالک مجاوره متوجه میسازیم می فرستد ولی این است معنی تمدن و از ادی که ده مهمان ما برای آن جنگ مینمایند.\nکه در خصوص تبادل اشخاص غیر نظامی و مجروحين اقدامات نمودند\nالمان و انكليس\nحملات بر عليه متحدين\nوقتی که ، انگلیس، مدعی حمایت ممالك صغيره و ملل ضعیفه دنیا میشود\nدشمنان ما مسؤل و مرتكب حقیقی این همه سیلهای خوبی هستند که از این غفلت میکنند که یادگارها و تخطرات تلخ و ناگواری از وی در خاطر\nاز شرائین نوع بشر جاری است که غیر از فریب دادن ملل خویش کاری دنیا نقش بسته است\nنکردند. در همان زمانیکه معلومیت های خود را قدرت انکار ندارند فتوحات در سال ۱۹۰۲ انگلیس ها جمهوری های صغیره یوتر و ترانسوال\nرا وسیله پرتاب کردن تهمت های جدید عرف ما قرار داده اند .\nرا ضمیمه خویش کرده و سپس نظریات خود را به ده ، دو ختند در\nمثلا چنانچه در همان سال اول ما فاتح شده ایم می گویند که آلمانها حالی که انگلیس رسما وصر محاقول داده بود که ، مصر ، را از قوای خود\nوشهای مدید محرمانه مشغول تدارك این جنگ بوده اند و خودشان بی تخلیه نماید\nکتناه و معصوم و غیر از عشق صلح و سلامت حاضر برای همین الکلیس آزادی روز بود که بوی پیشنهاد کردیم اگر بی طرف\nکه دیگر نبودند .\nباقی نماند ما هم استقلال و تمامیت بلژيك را تعهد مینمائیم با کمال\n( تبسم و خنده های استهزا آمیز حاضرین ) آیا بخاطر دارید که سربلندی جواب داد که تعهدات خویش را در موضوع بی طرف\nمقالات جنگ جویانه که وزیر جنگ روس در بهار سال ۱۹۱۵ اشاعت بلز يك نمی تواند اسباب جانه زدن قرار دهد و صرف نظر از قول\nمیداد چه لهجه داشت و رجز خوانی که تدارکات روس برای جنگ خود کنند .\nتکمیل شده تا چه اندازه بود .\nهمین الکلیس بود که بدون پروا و آزرم در تقسیم ملک دیگران\nآیا شما نمایند کان در نظر دارید که با چه لحن و زبانی فرانسه ها با فرانسه تعهدات خود را در مقابل تمام اروپا یاد نیا فراموش کرده\nدر سنوات اخیره و با چه مسلك هيجان آمیزی صحبت می کردند؟ و معاهده با فرانسه است که و مصر و مال انگلیس باشد و و فرانسه .\nشما خوب میدانید که فرانسه هر وقت پول بروسیه قرض میداد . مراکش ، را برای خود مهم برد .\nشرط معهودوی این بود که قسمت عمده از این وجوهات بایستی مصارف\nراجع بایران\nتدارکات و مهمات جنگی مصروف شود.\nدرسته ۱۹۰۷ بار وسیه از در موافقت در آمد و وسیله عهد نامه\nراد وارد کری ، در سوم اوت که شب آن اعلان جنگ تمام جنوب مملکت ، ایران، منطقه نفوذ و منافع انگلیس شد و قسمت\nمانان داد در پارلمان چنین اظهار میدارد :\nشمالی آن مملکت عرصه جولانگاه قزاقان آزادی بخش و حریت پرور\nاین قوای مجریه مقتدر چنانچه ما اشتراك در جنگ جو ثيم مخارج روس نمود . ( خنده حضار )\nما فقط بك مبلغ کمی فرق دارد تا آن که محال بی طرفی بمانیم .\n..\n.."}
{"book": "adl0616", "page": 1465, "text": "صحیفه ۸ سال پنجم\n\nدولی که مثل انگلیس و روس چنین سیاست طمع ورزانه به حقوق و هستی ملل صغیره را تعقیب مینمایند حق ندارند دولت و مملکتی را مثل آلمان که مدت ٤٤ سال ابدا چشم طمع تملك ديگران ندوخته و توسعه اراضی را در نظر نداشته و صلح اوروپا را حفظ کرده متهم به مسلک جنگ جوئی نمایند در صورتیکه خودشان دائماً اراضی دیگران را قهر و غلبه تصرف میکردند و ملل صغار را تحت رقیت میآوردند واقعا شیوه ریاکاری و سالوس است ! حقیقتاً باید شرم کنند . شواهد قطعی راجع به تمایل انگلیس در حدوث جنگ در را پورتهای وزرای بلژيك بدست آمده است اگر راستگو هستند برای چه اسناد را در پاریس و پطرو گراد در تحت حجاب استتار نگاهداشته اند و خوبست ملل اخلاق استادی را که در باب مذاكرات محرمانه اتاشه نظامی انگلیس ووزير جنك بلژيك اشاعه داده ایم بخوانند و مسؤلین جنایت خونریزی بین المللی را در وجود زمامداران خود بشناسند .\n\nیلی از مشاهده آنها تمام ادعاهای دشمنان که میخواهند خودشان را معصوم و ما را جنك جو و متعدی جلوه دهند باطل و ضایع می شود .\n\nآیا سیاسیون آنان از این حوادث سری اطلاع داشتند و با آنکه عمدا چشم های خود را از مشاهده حقایق بسته بودند، خبر هیچ كدام يك نبود .\n\nبمن نسبت کم هوشی و عدم بصارت در رویه سیاسی بدهند بهتر است تا بگویند برای صلح کار نکرد چرا که با اطلاع باین اوضاع با هم سعی کردم که یک موافقتی با نگلیس بهایم، خداوند متعال را شکر میکنم که توفیق سعی من عنایت کرد حالا موفق شدم آن تقصیر بر انگلیس وارد است .\n\nمثل روز روشن است که اگر انگلیس صمیمانه با آلمان نه فقط طالب صلح بود کار میکرد ازین بلیه عظمی و مصیبت سهمگین که بشریت را افراداً و هیئت جامعه دنیا را در آتش انداخته ممانعت و جلوگیری ممکن بود کی در اروپا تصوريك چنین خطری را میکرد؟ آیا من آنجا هيهات با وجود سنگینی او غفلت کردم ؟ با اطلاع بمقصود انگلیس که زهره مرتکب باین جنایت می بایستی میشکافت باز هم برای آن از پای ننشستم .\n\nوقتی که مسئله از نقطه نظر حیات جهان و جهانیان دارای این چنین عظمت فوق التصور مهیب باشد ورد زبان من چنین بود . . .\n\n« با خواست خدا هیچ چیز محال نیست »\n\nمرگ را از تغافل بیشتر میتوانستم نخود هموار نمایم . بادشاه متوفی انگلیس ادوارد دائماً پالتيك انفرادی بریتانیا را و علیه آلمان تقویت می کرد و بعد از فوت وی امیدوار بودم که مذاکرات ۱۹۰۹ ما منجر بنتیجه خوشی خواهد شد . مذاکرات بطول میکشید تا سنه ۱۹۱۱ و سپس در آن سال مداخله جدی انگلیس در مذاکرات بین فرانسه و آلمان در موضوع مراکش تمام عالمیان نشان داد که پولتیک برای سیادت و تسلط ردنیا چگونه و بچه اندازه صلح عمومی دنیا را تهدید مینماید\n\nهمان وقت ملت انگلیس کاملا فهمید که پلتيك زمامدارانش به چه پایه متعدیانه است و بعد از رفع غائله بحران ملتفت شد که در گرداب خطر جنگ بین المللی غرق شود. و خود آن وقت در مقامات مطلعه وی يك حس تمایلی ایجاد شد که مانع از حدوث اقدامات مسلحه دنیا شده بودیم با الفت و قرار سازند رابط خود با ما\n\nمأموريت لردها لدن\n\nدر این موقع « لرد هالدن » وزير جنك انگليس در فصل بهار ۱۹۱۲ به برلن ، آمده و بمن اطمینان داد که انگلیس صمیمانه با موافقت آلمان موافقت دارد .\n\nلاكن بودجه تزييد قوا موجب اضطراب شده است من از وی سؤال کردم که آیا اتفاق با آلمان كه نه فقط جنك انگليس با المان ممتنع می سازد بلکه خطر احتمال جنگ را دوباره مرتفع میکند بقدر دوم « دریدنوت » که آلمان کمتر یا بیشتر بسازد زیاده بر آن قیمت ندارد . لرد هالدن برای همراهی کردن با نظريات من شاید حاضر بود ولی از من سؤال کرد که چنانچه آلمان از صمیمیت انگلیس اطمینان حاصل کند آیا برای اضمحلال فرانسه مبادرت بجنك باوی نخواهد نمود .\n\nمن جواب دادم پلتیکی را که آلمان چهل سال است تعقیب مینماید آیا چنین سوء ظنی را می تواند مرتفع داشته باشد و چنانچه آلمان ازین قبیل خیال ها را داشت و مسلک دزدان دریائی پیشه را می خواست اتخاذ نماید در موقع جنك « ترنسوال » يادر موقع جنك روس و ژاپن بهتر میتوانست اختیار نماید المان که مایل بوده و هست با فرانسه در مجاورت عمل نماید اگر میخواست میتوانست بيك مملکت دیگر هم حمله نماید .\n\nبعد از عزیمت « لرد هالدن » مذاكرات ، لندن ، تعقیب شده و منجر شدن به روابط مستحکمه دائمی با بی طرفی بدون شرط همراه و طرح تعهدات بين التين به انگلیس پیشنهاد کردیم .\n\nانگلیس بعنوان آنکه دور رفته ایم تکالیف ما را رد کرده خواهش محدد دیگری نموده آنرا هم قبول نموده و فرمول ذیل را بما تكليف کرد که پیشنهاد کنم :\n\n« انگلیس بدور جهت معین حمله به المان نخواهد کرد از پلتيك حمله به المان خود داری می نماید و در معاهدات و مقرراتی که انگلیس با سایر دول دارد حمله به آلمان در آن نیست و معاهده که جنگ با آلمان از مقررات آن باشد بعدها هرگز منعقد نخواهد نمود »\n\nبعقيده من بين دول متمدنه دنيا معمول نبود که بدون جهت سابق را مورد حمله قرار داده و معاهدات با سایرین منعقد سازند که چنین فقره یکی از مقررات آن باشد و بنا بر این قبیل وعده انگلیس که این قسم حمله فاقد موضوع یک قرار داد رسمی نیست و معاهده لازم ندارد .\n\nكابينه انگلیس پیشنهاد کرد که بفرمول فوق این عبارت زیاد شود « نظر باینکه دولتين متعاهدین میل دارند که بین آنها صلح و دوستی دائم باشد انگلیس ملتزم میشود که بی جهه حمله از طرف او واقع نشود »\n\nانگليس والمان\n\nاين تكلیف ثانوی انگلیس چیزی نبود که تغییری در عقیده و نسبت بوی بدهد و گمان ندارم کسی حق ملامت داشته باشد که چرا مذاکرات در آن زمان قطع کردم .\n\nبالآخره برای آنکه هر چه قدرت داشتم برای تامین صلح دنیا بکنم با نگلیس خبر داده که حاضر برای قبول آن فرمول هستم مشروط باینکه این عبارت بروی زیاد شود . بنا بر این چنانچه جنگ بر آلمان تحمیل شود انگليس مسلك بی طرفی دوستانه را حفظ خواهد کرد .\n\nسر ادوارد گری الحاق این عبارت را امتناع نموده و بما به بهانه ای گفت که هم آنرا دارد که الحاق این عبارت دوستی انگلیس با سایرین در خطر اندازد .\n\nمقصود از این حرف این بود که مذاکرات دیگر فایده ندارد و انگلیس متعهد می شود که بی جهت به وی حمله نکند لیکن در موقعی که یکی از"}
{"book": "adl0616", "page": 1466, "text": "سال پنجم\nشماره ۸۰\n\nروستانش بخواهند ما حمله عاینه در اقدامات خود آزاد خواهد ماند.\nدوم اکتوبر مستر اسکویت در کار دیف در نطق خود محاضری که\nکه این فرمول انگلیس که بدون جهت آلمان را مورد حمله قرار ندهد\nبرای مصادر امور آلمان کافی نبود و می خواستند که اگر آلمان داخل\nنک شود انگلیس به طرف باند. این طفره از حقیقت مستر اسکويت\nحقایق را مستور میدارد در صورتیکه ما فقط همین را می خواستیم که\nاگر سارین بما حمله نمایند او بی طرف بماند و این نکته را اسکویت\nهمی کرده و حق دارم باویم که مشارالیه افکار عامه انگلیس را گمراه\nکرده است .\n•\nچنانچه ، مستر اسکویت و رای ضلالت افکار حقایق را در پرده\nاخفا مستور نکرده بود می توانست در نطق مزبور اشعار دارد .\nموقع آلمان قوای مجری و بری خود را زیاد کرده و می خواست این\nقول را از ما بگیرد و سپس برای استیلای با روبا مشغول عملیات شود .\nنمی دانم و نمی دهیم چگونه و جدان، مستر اسکویت ، این تو نه مطالبی\nرا که خوب مسبوق بود بر خلاف امیر کرده و برعکس حقیقت نتیجه\nرا اظهار دارد.\nبرای این نکته واقعی مزبور را خاطر نشان مینمایم که بر علیه اکاذیب\nو مفتریات عظیمی که دشمنان ما اسلحه بی نشاهی خود قرار میدهند\nدر مقابل تمام عالم و عالمیان پروست و اعتراض کنم.\nدر صورتیکه با اطلاع مقامات ضد آلمانی انگلیس هر چه انگلیس ها\nخواستند به میل آنها عمل کردیم باز هم می خواهند به وسیله استتار حقایق\nمطلب را معکوس جلوه دهند .\nعرضا که دشمنان ما موفق شوند که این اظهارات را در کشمکش\nهای جنگ و میان دودهای کشور حرب مستور دارند و مقاصد شامت\nآمیز خود را در تحریك حال تعقیب نمایند روزی خواهد آمد که تاریخ\nقضاوت این وقایع را کرده و مقصرین حقیقی را اعلان نماید .\n•\nما طالب صلح دنیا بودیم\nموقع آن رسیده بود که انگلیس و آلمان موافقت صمیمانه با یکدیگر\nکرده صلاح دسیار انامین کرده و عالمان را از هیبت جگر شکاف جنگ آسوده\nسازند ما خواهان آن بودیم لیکن انگلیس نمی خواست و ابد الدهر این لکه\nجنایت را از دامان خویش نمی تواند بنماید .\nبه همان فاصله کمی بین و مرا وارد کری ، و میو و کامبون .\nسفیر فرانسه مقیم لندن مراسلاتی رد و بدل شد که از مفاد آنها اطلاع\nباشیم و مقصود آنان تعاطی افکار راجع به اتحاد نظامی تدافعی انگلیس\nو فرانسه بود .\nزمینه در همانجا تدارک شده و بوسیله قراردادهای جدا گانه بین اما\nماژورهای کل قوای بحری و بری دولتین منوره اتحاد نظامی مذکور\nصورت یافت .\n•\nاین مسئله را نیز مخفی داشته و به اطلاع عامه انگلیس رساندند\nو فقط وقتی که دیگر چاره جز توضیح وضعیات داشته در تاریخ سوم\nاوت روز قبل اعلان جنگ این واقعه را بمعرض اطلاع عامه گذاردند\nو همان زمان و وزرای دولت ، انگلیس و پیوسته در بار همان خویش\nاظهار می کردند که در بارو بریتانیای کبیر و در موقع وقوع جنك اروبا\nاز قید هر گونه تعهدی آزاد هستند .\n\nانگلیس همین سیاست حمیت آلمان را تعقیب می کرد تا وقتی که\nمذاكرات اتحاد قوای بحری انگلیس روس در بهار ١٩١٤ بين امر البحري\nروسیه و انگلیس شروع شده و زمانی بود که امیر البحری روسی در خیال\nبود که با مداد و استظهار جهازات انگلیس ایاک ، بومرانی و آلمان را\nفتح و اصرف نماید.\n•\nاینک قصد دولت ائتلاف كه با تمایلات خصمانه و ضد این صریح\nمی خواستند آلمان را مثل حلقه اطراف وی را محصور سازند از این قرار بود\nاز طرفی هم ما ناچار بودیم که برای\nصیانت هستی و حیات خویش مهیا باشیم و بودجه هنگفت زید قوارا\nدر سنه ۱۹۱۳ به پیشنهاد کردیم .\n•\nروسی و آلمان\nراجع به ، روسیه، پیوسته عملیات خود را مطابق این اطمینان\nتعقیب می کردم و استقرار روابط دوستانه جداگانه با اعضای و اخلاب\nمثلث و شاید امکان تردد که شدت کدورت مناسبات را تخفیف دهد .\nدر مسائل خصوصی سعی بوده و با روسیه موافقت خوشی حاصل\nکردیم و معاهده و پیمان ، رایشها یادآوری میهایم و روابط دولتین\nآلمان و روس در آنوقت نه فقط خالی از تکدر بود بلکه رای اطمینان\nهای شخصی زیر استشمام می کردید\nولی با این حال تیره گی وضیعات و مناسبات عمومی باین چیزهای مختصر\nتلافی می شد چرا که از يك طرف خیال تلافی و استحکام فرانسه ها و از طرف\nدیگر احساسات جنگ جوئی و تمایلات آمدی برای توسعه و اتحاد اسلام .\nو استیلای روس پیوسته دائم التزايد بود و پولیتیک موازنه قوارا که اعضاء\nضد آلمانی کابینه و لندن ، قوت می نمودند بیشتر رخامت اوضاع می افزود.\nتمایلات جنگ جویاء و اشتداد حرارت های درونی روز افزون آنان\nبقدری در کار ازدیاد و طغیان بود که هیچ مانعی در مقابل قادر به جلوگیری\nنبود و بالاخره آنچه باید شود شد و دهانه آتش نشان در تابستان\n۱۹۱۵ منفجر کردند .\n•\nپیشنهاد انگلیس راجع به کنفرانس\nدر انگلستان حالیه گفته می شود که چنانچه من تکالیف و سر\nادوارد کری ، را قبول کرده و برای تسویه مشاجرات روس و اطریش\nاشتراک در کنفرانس نموده بودم ممکن بود از وقوع جنگ احتراز بعمل\nآمده باشد .\n•\nتفصیل پیشنهاد کنفرانس این بود که در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۱۹\nو سیر کومشن ، سفیر انگلیس مقیم ، برلن ، به و مسیو راکو ، وزیر\nامور خارجه در ضمن مذاکرات شفا هی این مطلب را تکلیف کرد\nبه سفیر میر پور خاطرنشان کرد که ترتیب پیشنهاد شده\nبنظر او شایسته نیست .\nو در خاتمه بوی گفت که بر حسب اطلاعات واصله از و روسیه .\nمیوه ساراتوف و برای تبادل افکار و مذاکرات مستقیمه با و کنت\nپرختولد. وزیر امور خارجه اطریش حاضر است و مستقیماً مذاکرات\nبین دربارهای ، پطرسبورگ، و ، وین و بهتر می توانند به یک نتیجه\nمساعد و رضایت بخش منجر شوند و باین جهت به عقیده و مسیورا کو .\nبهتر این بود که منتظر نتیجه مباحثات مزبوره بشوند."}
{"book": "adl0616", "page": 1467, "text": "مینه ۱۰\nشماره ۸\nدر حقیقت مذاکرات بین وزرای خارجه روس و اطریش سر کرد و دوام یافتند تارما نیکه تجهیزات عمومی روس شروع شده و مذاکرات دیپلو ماسی را قطع کرد. دفعه دیگر با کمال جدیت و صراحت تکرار میکنم که این طفره از حقیقت و این افترای بزرگ که می گویند ما از قبول پیشنهاد انگلیس راجع به کنفرانس امتناع نموده و بدین جهت مسئول ومن تكب اين جنك شده ایم از همان عمره وزمره بهتانهای عظیمی است که دشمنان ما می خواهند در عقب آن پنهان شده تقصیر و ارتکاب خودشان را مخفی سازند. ومحرك حقيقي جنك ها است . میدانید چرا جنگ حتمى الوقوع شد فقط واسطه تجهیزات عمومی روس که برای مقاصد سینه مبادرت ورزیدند . اعتماد دارم و اطمینان میدهم که ما از جنگ های این تهمت ها و هم از جنگ های میدانهای مختلفه فاتح و مظفر بیرون خواهیم آمد و اسلحه افترا و حرب و دشمنان مرد و ناچیز و زبون خواهند بود .\n\nيك روی مهیب و تنومندی باشد .\nخير اخیر این طور نبا پستی بشود . این جنگ جها نسوز سهمكين ابدا ترتيبات سابق و وضعيات قدیمی را دو مرتبه اجازت تشکیل نخواهد داد\nاروپا نمیتواند صلح را نایل گردد مگر بايك المان مقتدر و مغلوب نشدني . بولتيك موازنه و تعديل قوا که انگلیس تعقیب میکرد بایستی از صفحه سیاست جهان معدوم شود چرا که همان پولتیک است که اخیر اقول نویسنده و شاعر انگلیسی ، مستر شاو ، مرکز مفاسد و مطلع رویه تعدی\n\nدر چهارم اوت ۱۹۱۵ موقعی که پس از اعلان جنگ سفير ما برای خدا حافظی ارزد، مراد وارد کری ، بیرون میامد مشارالیه به سفیر ما چنین اظهار داشت : و این جنك بين المان و انگليس بعد از انعقاد صلح به ، مراد وارد کری، اجازت خواهد داد که خدمات نفیسی که تا کنون بواسطه بی طرفی انگلیس نتوانسته است بکنند بالمان نماید\n\n( قهقهه خنده تموم حضار و نمايند كان )\n\nبلی در وقتی که مراد وارد کری، این حرف را میزد در مقابل چشم وی يك روسية كوه بكر مهابت انگیزی جلوه کرده و شاید الان اور عقب او در کمال خواری و خفت مشاهده میکرد و در ان وقت المان مغلوب و ضعیف برای انگلیس خوب بود که از روی ناچاری باشد. نمانید ولی باد کارها و تخطرات این مشاجرات قدیمه احترام مار انسبت پایشان نشانده و تحت الاطاعت دربار ( لندن ) شده و انگلیس را به استعالت خود طلب نماید .\n\n( بسم تموم حضار )\n\nآزادی دریاها\n\nانان بایستی مقام خویش را محکم نماید. موفقیت خود را سخت بادر و استوار سازد بطوریکه بعدها سایر دول مرکز در این قصد بر نیاید از نقطه نظر سیاست او را منفرد سازند . برای مجارست خویش برای صیانت سایر ملل بایستی آزادی درراه واقیانوس های دنیادا تحصیل نمائیم ولی نه بطوری که انگلیس ها برای استیلای دریاها نموده اند بلکه برای اینکه عموما تمام ملل از ادانه کشتی رانی و تجارت نمایند ماسیر صلح و آزادی ملل كبيره وصغيره ملل دنیا و خواهیم بود .\n\nما هستیم که مال كوچك زر من نژاده مانند سوند - روز دانمارک هلاند قسمت عمده از سوی ، را تهدید و تحریک می نماییم و شما خود را اداره می نمائيم ليكن حتى المقدور بامعا وقت خود ملاحظه مینمائید که دیلمانی و اختلاف مربع چگونه سعی دارند که مال بالکان را متاثر ساخته و بدیشان میگویند که فتح دول مرکزی موجد اسارت و بندگی ایشان است در صورتیکه علیه و ائتلاف مربع اسباب آزادی و استقلال و توسعه خان آنان شده و ضمیات اقتصادی آنهار اری میدهد.\n\nچند سالی بیش نیست که روسیه صراحتا مسلك استيلا جون و حرم مملکت گیر را باین بهانه عنوان ساخته است .\n\nموضوع مملکت لهستان\n\nافواج قدا كارما و اطریش به حدود شرقی مملکت و لهستان ، سرحد روسیه ، رسیده اند. در قرنهای متوالیه ماضيه وضعيات جغرافيات ومقدرات سیاسی آلمانی و ، لهستان، ها را وادار کرده بود که بین خود زد و خورد و کشکش نمانید ولی باد کارها و تخطرات این مشاجرات قدیمه احترام مار انسبت پایشان در مقابل تمایلات وطن پرستانه و جدیت های شایان آفرینی که مده لهستانی، تمدن قدیمه مغرب زمینی خود را دفاع میکرده و در مقابل علاقه و عشقی که برای استقلال خویش در عین رنج و مصیبت های شدیدی که در دوره استیلای سخت روسها تحمل میکرده و در مدت بلایی وارد این حنك نيز محبت استقلال را فراموش نکرده است ایدا کم نخواهد کرد . امیدوارم که تصرف فعلی سرحدات شرقی و لهستان، توسط قشون آنان و اطریش برای آن مات ستمدیده یکدوره سعادت و اقبالي راته وع نماید که تمام اختلافات قدیمی و مناقشات قرون سالفه را بين آلمانها و لهستانی ها بر طرف ساخته و این مملکت محنت کشیده که از و نجیر اسارت اعت روس مستخلص شده است با قدم های مربعی بسوى يك آنیه و متعشقى و سعادتمندی حرکت نماید بطوری که بتواند حیات افرادی ما مملکت مزبور را و اجتماعی خود را تامین و ترقی دهد . را اداره می نمائيم ليكن حتى المقدور بامعا وقت خود ملاحظه مینمائید که ملت واشتراك مخصوص خود اهالی آنجا ما می خواهیم کرد که مشکلات آنجا وارد نموده است معالجه و مداوا نمائیم .\n\nصلح آنیه\n\nهر قدر جنگ بیشتر بطول می انجامد بهمان است زخم های بزرگی که خون اروپا و دنیا ر اروان می سازد با وضع تاثر آمیزی زیاد تر خواهد گردید. دنیانی که پس از خاتمه جنگ در مقابل ابناء بشر عرض اندام می نماید آن دنیائی نبایستی باشد و دنیایی نخواهد بود که دشمنان ما خیال میکنند. خصمان مسلح مادر خیال هستند و انتظار دارند که وضعیت اروبار اینطور ابق برقرار سازند بايك المان ضعیف و عاجزی که تقریبا خراج که همچنین چندی پیش نیست که یکدولت بزرگ دیگری در قرن گفت\n\n* بالکان مال ملل با امکان است .\n* و این فرمول خیلی زود از درجه اعتبار افتاد و سومیت وی ظاهرته چرا که بدون تامل موجبات نقض معاهدات سرب و بلغار را فراهم کرد"}
{"book": "adl0616", "page": 1468, "text": "۱۱۰ سال پنجم شماره ۸\n\nناظر حربية دولت معظمة المانيا\n\nاین شباهت تام هر مجستی جورج پنجم پادشاه انگلستان و هر مجستی نیکولا پادشاه روس\n\nقلعة (کاستایل) نام فرانسوی در مغرب اقصا که کشتی جنگی المان در اثنای آمدنش به استانبول آنرا بومباردمان کرده بود\n\nفون هیندن بورق ناظر ارکان حرب دولت معظمة المانيا\n\nفون ماکنزن که از جنرالهای مشهور و جسور دولت معظمة المانيا است ( فاتح کلیشیا )"}
{"book": "adl0616", "page": 1469, "text": "صحیفه ۱۲ سال هفتم\n\nدر وازه جامع شریف نور عثمانی در استانبول\n\nحمالهای استانبول پیپهای گلاترا چان\nبر پشت میبر دارند\n\nزنان شیر فروش و سراچه شان\nدر ملك هولانده"}
{"book": "adl0616", "page": 1470, "text": "ص ۱۳ سال پنجم شماره ۸\n\nاز آلمان متاعب و مصائبی از دست همان دولت تعدی پیشه چها کان تحمل بود. لیکن ما آن صدماتی را که برای ما تهیه کرده بود دوست داشتیم چرا که این لطمات و مفاسد دشمنان متانت و جرئت را در ما ایجاد نمود که برای دفع آن سعی کرده و امروز توانستیم این چنین پیش رفتها و فتوحات در العقول در دنیا تحصیل نمائیم. برای این طوری متحد المان هر يك سال صلحی که طول میکشید این نوع فواید عظیمی را بغنیمت می برد زیرا که در حال مسالمت و بدون زحمت آنان میتوانستند راه تعالی را پیموده و سریعاً ترقی نماید. آنان هیچ زمانی در صدد تفوق و نفوذ در اروپا نبوده است و پیوسته بر آن خط کار میکرده است که در مسابقه صلح و سلامت از حیث رفاهیت بشری و تمدن و ترقی بملل صغیره و کبیره دنیا پیشی جوید.\n\nنتیجه\nاین جنك سهمگین در انظار جهال مدلل داشت که بچه درجه عظمت را شایسته و لایق هستیم و اطمینان ما را نسبت بقوای اخلاقی و معنوی خودمان تایید نمود. قوتی را که این قوهٔ داخلی را بما اعطا نموده است نمیتوانیم از این بغیر راه آزادی در محل دیگری مصرف سازیم. مللی را که زمام داران آنها ایشانرا تحريك و وادار بجنك بما کرده اند ما با آنها دشمن و مبغوض نمیداریم و کینه خصوصی با آنان نداریم. مقاومت را این قدر دوام خواهیم داد تا آنکه ملل مزبوره از کسا و مرتکبین حقیقی ایجاد این جنگ هستند بطور محکم تقاضای صلح نمایند. مداومت خواهیم کرد تا موقعی که راه آزادی و اسایش برای اروپای جدیدی که از دسایس فرانسوی و از شهوت فتح و جهان گیری مسکوی و از حمایت انگلیسی مستخلص و مصفا شده باشد باز گردد.\n» فریاد های طولانی هلهله و احسنت و آفرین »» انها\n\nنقل از اخبار ( ترجمان ) از اخبار های اردو\n( چاوشی کردن سراید ورد گری از وزارت خارجه )\nنامه نگار لندنی اخبار تایمز آف اندیا خبر میدهد که چون از موسم بار گشته « اینطرف از وقتیکه چشم سراید ورد گری خراب شده صحت جهانی او نیز با آن خیلی تنزل نموده قابل اطمینان نیست. لهذا حالا مردم میگویند که بدین عوارض او را می باید که غیر از عهدهٔ وزارت خارجه يك عهدهٔ دیگر را که کارها و ذمه داریهای آن نسبت اشتغالات جلیلهٔ وزارت خارجه قلیل باشد منظور کند تا چندی باعث استراحت وی گردد !!؟ و فی الحال از جملهٔ کسانیکه این عهدهٔ بزرك را بعهده و کفالت میتوانند تنها یکی لارد « لانسیدون » که عمرش ۷۰ سال و دیگری لارد « کرزن » است که بر يك كار غير مهمی درينوقتها مأموریت دارد !!\n\nشان يك لك و سی هزار تون موجودند که علاوه برین ۸۰ هزار فوج محفوظ هم در عقب دارند که ظاهراً فایده و فوقیت کلی ترکا را ثابت است. جنرال لیمان ساندرس میگوید هر چند که حالا من آنقدر بروکبر السن شده ام که اطراف و جوانب بعضی معاملات را بخوبی تمیز و تشخیص نمیتوانم ، ولی با آن يقين و اعتماد کلی می پرورانم که اگر کدام عارضه نا گهانی غیر منتظر تقدیری پیش نشود اتحادیها اگر هزار کوشش و صرف همت نمایند قدمی هم از محل قیام حالان خودشان به پیش مانده نخواهند توانست . اندازه و تخمین کرده اند که در مدت تنها ۱۵ روز از تاریخ ۱۲ ماه اگست گرفته تا به ۲۷ ماه مذکور در جمله های تعرضانه خود که ترکها کرده اند ۱۲ هزار عسکر اتحادیها مقتول و ۲۵ هزار شان مجروح گردیده و در مقابل آنها نقصان ترکان نهایت جزوی و مختصری بوده است.\n\n( كذا ) ( وعده های فی تربه بلغاريا )\nامستردام ۱۲۱ کتوبر :\nقیصر جرمنی اعلانی شایع نموده که در ان بعد از تعریف و توصیف همت و شجاعت افواج بلغاری الفاظ ذیل را نوشته است : « عنقریب است که بلغاریا حقيقتاً مالك بلا شركت غيرى قدر اعظم ممالک البلقان گردد. و حدود مملکت وی سواحل .. بحرهای ، اسود وازه ، و ادریا نیک را می پوشد . تمديد وتوسيع، وعظمت وفسحت فوق العادة كسب نمايد.\n\n( كذا ) ( شاه یونان به واخواهی جرمنی )\nلندن ٦ نويمبر :\nخبر و اينه از پايتخت یونان مظهر است که سفیر جرمنی نکلی در ارك شاهی يك محلی را برای سکونت خود اتخاذ نموده و شاه قسطنطين باشاه یونان همیشه و بهم بذریعه تلگراف بیسیم خصوصی براه راست با خود قیصر جرمنی اکثر به گفتگو و سوال و جواب میکند ، و از دموسیو ده بنزیلوس خطوط تهدید آمیز بسیاری متصلا هر روزه میرسند ، که بنابران اقربا و احباء وی همواره او را در زیر نظر تحفظ و دقت خودشان گرفته پاسبانی میکنند، و چنان گمان میرود که بعضی واقعات ناگهانی مهمی عنقریب بظهور خواهند پیوست . اخبار، برابر تغییلات، را بار دیگر از قیام دوباره وزارت و بنزیلوس اندیشه است و از ارو برای دفع و چاره ما تقدم آن کوشیده مینویسد . که امید است که شاه یونان منبعد خود را به يک طرز عمل مدهش و منحوس گرفتار نماید و باز بار دوم خود را با کابینه بر خطر وينيزيلوس مصاب و سر دو چار نسازد و سپس بشاه یونان یادآوری نموده میگوید که وينيزيلوس هر قدر که مالك و صاحب رسوخ يك شخصی هم باشد. در مقابل رأی و اراده ذاتی خود پادشاه که تمام فوج بآسانی حكم شاهانه او سر میدهد هیچ کار و غرضی را پیش برده نمیتواند .\n\n( كذا ) ( خدمت اجباری عسکری در انگلستان )\nاز کار جنرال لیمان ساندرس\nنيورك ۱۲۲ اکتوبر :\nلرد دربی جنرال و سر ايرك سوين ، که سر پرست کاربونی افواج جدید می باشد در اثنای تقریر خود مقام هل و بیان کرد که : ما هرگز نمیخواهیم و نمی گویم که در برطانیا برای ادای خدمت عسکری از جبر و تشدد کار گرفته شود، مگر تازمانیکه برای موسم بهار آینده ۳۰ لك فوج را تیار و فراهم کنیم از عهده برآری بسیار بزرگ"}
{"book": "adl0616", "page": 1471, "text": "حیفه ١٤\nسال پنجم\nشمارة ٨\n\nفوجی خود برآمده نخواهیم توانست . غیر ازین يك بخوبی ما برای خود اندازه ضرورت فوجی را تعین کرده میتوانیم که اولتر مقدار صحیح عسکر موجوده دشمن خود را معلوم و ظاهر سازیم . سر اوکا سوین بر تقریر خود دوام ورزیده گفت که « من چنان قیاس و تخمین می کنم که حالا نزد جرمنی از ۱۸ تا ٤٥ ساله مابین ۹۰ لك ويك كرور فوج تیار و مجهز موجود است لهذا در ینصورت آرزو مند بزودی خلاص شدن جنگ نباید بود . و هم تا بسیار وقتها رأی زینهای ما در خصوص شکستاندن قوت دشمن یقیناً بیهوده و مهمل ثابت خواهند شد . و چون من اعتقاد کلی و اعتماد کاملی دارم برینکه تا موسم بهار آینده حصۀ کثیر افواج جرمنی به نسبت اتحادیها ضائع و تلف خواهد شد و آنوقت قوای عسکری جرمن و اوستریا با قوای مجتمعه دولتهای متحده متوازن و متساوی خواهند شد ، لهذا اگر برطانیا تا به انوقت ۳۰ لك فوج فراهم کرد پس عنقریباً چار و ناچار تسلیم کردن این سخن لازم خواهد شد که بعد ازین طول دادن مزید محاربه برای او باعث وبال و زوال است . »\n\n( شاه یوبان مخالفت اتحاد یان )\n( کذا )\nلندن ۸ نومبر :\nاخبار « کالیوی » رقطر از است که چندی قبلا برین شاه یونان به سفرا و نما یندگان دولتهای متحده گفت که « و چون قیصر جرمنی از من سوال و استفسار نمود که چرا گذاشتی که افواج متحده به بندر گاه سلانيك برآید : لهذا من در جوابش گفتم که تا زمانیکه جرمن قام وقع کلی رحجان و میلان خصمانه مخالفتکارانه بقوۀ تجربۀ اتحادیون را از یونان نکنند تا آنوقت من از ممانعت آنها عاجز خواهم بود ! »\n\n( کذا ) ( بحث در دیوان خاص : ایراد بر انتظامات جنگی )\nلندن ۸ نومبر :\nلارد « اوربرن » در دیوان خاص گفت که مهم اینحرب یقیناً بدون استشاره و استجازه ماهرین فوجی و بحری فرستاده شده بود . و هم این خیال كه يك مجلس خورد وزرا به اینفرض ساخته شود که مجلس بزرگ را از واقعات خبر داده باشد سراسر يك فکر واهی و مهملی است که هیچ فایده بدون این نقصان که وقت بسیار صرف خواهد شد و کار نا کرده خواهد شد بران موقوف و مرتب است .\n\n§\n* بلقان و مسئله مهمه آن ،\nدر خصوص لارد ملی این اعتراض کرد که چرا ما برای واقعات تازه و مسئله مهمه بلقان پیشتر تیار و آماده نشده ازان غور و خوض نمودیم .\n\n§\n* محکمه احتساب ،\nلارد کرزن ذکر محکمه احتساب را کرده گفت که کورنمنت بسیار لحاظ این سخن را میکنند که بهر طریق ممکن که باشد بدون فقرات غیر مناسبی که از افشای آن بدشمن نفعی باشد دیگر همه واقعات را بالتفصیل نشر و اشاعت بدهد و این يك را به همه گان یقین و دلنشین نمود که عنقریب بسیار درستی انتظام شایع ساختن احوال مفصل ان وقایعی را که از ان بدشمن فایده نرسد تکمیل خواهد داد .\n\nمتعلق خبرهای تلگراف بی سیم جرمها ، لارد سکرتر گفت که پیش ازین درین تلگرافها به بیان کردن واقعات جنك اكتفا ورزیده میشد ولی\n\nاكنو در ان بعضی چنین اعداد نشان داده میشوند که از دانستن آن اهمیت اتحادی از دلهای مردم میرود .\n\n§\n* سراید وارد کړی .\nلارد کرزن گفت که امروزه روز سراید وارد کری را سرانجام نمودن چنان يك کار مشکلی در پیش است که در زمانه ما هیچ بلور خارجیه را نظیر آن پیش نیامده است . مگر تنها پس از جنگ ١٥ ماهه چون دو پادشاء ممالك بالقانی یکطرز عملی بر خلاف امیدهای ما اختیار و اتخاذ نمودند ازانرو ما را نمیشاید که سراید وارد گری را در زیر رو انتقاد گرفته بمخالفت وی برآئیم حالانکه تا کنون همه ما بالاتفاق وصف و تعریف او را میکردیم .\n\n* ضبطی اخبار کلوب ،\nبعدها ذکر ضبطی اخبار « کلوب » را کرده گفت که چون اخبار مذکور متعلق استعفای عارضی لارد سکرتر نوشته بود ، که او از سازش خود بخانه مدیران مجبور به استعفا شده ، از انرو نه تنها به اینسبب که يك غلطی را اشاعت داد بلکه بسیار تر باین باعث که يك وجه غلط و بی اصل و اساس را نیز بان ربط و تعلق داد ، و با آن فردای آنروز هم اعاده همین بهتان غلط خود را نموده بر سخن خود اصرار ورزید ، و این را نیز بر آن علاوه کرد که کورنمنت تردیدی که این خبر را کرده هم بر غلط و بی چشمیونی مردم نموده است . کورنمنت حکم قبطی اخبار مذکور را فسخ و نافذ ساخت زیرا که با وجودیکه کورنمنت او را بر غلطیش واقف ساخته بود او قصداً اصرار ورزید .\n\n§\n* حالت اصلی بلقان ،\nلارد « لیندون » گفت که تنها بسبب کمی غور و فکر امید های ما در بلقان غلط ثابت نشدند بلكه في الحقيقت طرز عمل ما پادولتهای اروپای براصول « از یکدست بده و بدیگر دست بگیر » ی بنا یافته بود . ما که همگی برای گرفتن بسیار چالاک و در وقت دادن ذکر آنرا هم نیکرده تعصبات و رقابت با همی که بسبب سازش ها و اثر های خارجی از حد و زیادت گرفته بودند در راه این طرز عمل سنجیده مناسب حایل شدند . در مسئله فوج فرستادن برای پیشقدمی بکردن جرمنی ها تردد و تاخیر که از طرف ما واقع شد به اینتوجه بود که ما می اندیشیدیم که ذریعه چه تدابیر و کار آمد پیش نگذاشتن دشمن چه خواهد بود ؟ بهر حال چندان توقف و تعویق واقع نشد و هر قدر فوجی که آنوقت حاضر و موجود بود به سلانيك فرستاده شد و انتظام روانگی باقی فوج علی آن نیز بعمل کرده شد .\n\n( كذا ) :\n( سال فلاکت اشتمال سرویا )\nيك مواسبيل انجنير « جنگن » نام که در ماه اپریل گذشته به بدينفرض و مقصد رفته بود که در شفا خانه های صلیب احمر انگلیس خدمت حفظ الصحه را ایفا کنند . متعلق حالت زار سرویا یکملة پردرد و افسوسی گفته است ، « و چنانچه وقتیکه بلغراد تخلیه کرده شد مردم جوق جوق بسوی جنوب هجرت کردند . حال سرکها و راهها خیلی ابتر و ویران ۲ فت ستبريك طبقة كثيف گل و لای بالا آمده بود و باینقدر شدت برف و باران می بارید که از همه مهاجران يك غربون"}
{"book": "adl0616", "page": 1472, "text": "مینه ١٥\nسال نجم\nشماره ٨\nالاکی هوا بر میشد . زنها جراب ها و بیزارهای خود شانرا کشیده در مابین گل ولای تابزانو راه میرفتند در عقب شان بعضی اطفال خورد فر دیده میشدند که مادرهای شان از دستهایشان گرفته با خود می کشیدند. آدمان معمر و پیر گله های موانی و گاو و یزدا به پیش انداخته در عقب شان بسیار زحمت در گل ولای راه رفتن مشغول بودند ، بعضی اوقات ان مجمع بزرگ دفعتاً از حیات مایوس گردیده در مابین گل ولای ، و برف وباد توقف میورزید که در چهره شان آثار یکحزن والم ، ويأس و غم عمومی مشاهده میشد با بتطریق این جمعیت با مصیبت به پیشر رفتن کوشش مبورزید ولی نمیدانست که یکجا و کدام طرف میرود و عزم دارد. در دلهای این ها رعب و هیت و خوف و دهشت بلغاریان به نسبت اوستریا بیان بیشتر جای گیر شده بود ۱۰ گر از شکمهایشان پرسیده شود که در ینقدر منزل دور و در از بچه کفاف کرده باشند لهذا گفته میشود که چون رین راه رباطها خیلی کم میباشند و این عباره کان نیز با خود زاد و نوشه نهار نیاورده اند از انرو از ترستکی وفاقه کسی بدرجه هلاکت رسیده اند و چنان کمان میرود که تا چند روز بی آب و نان بسر برده اند . بسیاری از اطفال و بچه ها و دخترهای خورد طاقت گرسنگی و ماندگی و خنک را نیاورده در راه ضایع و تلف کشتند که از چند های خورد و لاغر شان مرد و طرف سرک تا چند منزل پروا ملا کردیده بود.\n\n( کنا ) : ( قوت و ذخيره محفوظ جرمنی )\n\nمسترایم لازاری ویلر و بعد از تحقیقا تیکه در ان دوایر سویسره ه سویزر اند . که از اکثر معاملات جرمنی واقعیت کلی را مالکنند. اجرا نموده از نقطه نظر تجارت وصنعت متعلق معلومات تیکه در حق معامله های جرمنی حاصل نموده يك اعلان معتبر و با و توفی را شایع ساخته است. مستر ویلر معترف است بر اینکه ، در ین یک شانبه شك وريب نيست. که علیم تا به حال هنوز برقوت اصلی خود قایم است و نزد وی هنوز يك قسم بزرگ قوة عسكرى و سامان حرب و غیره موجود و باقی است ونما کنون به اختتام وبابه قریب الاختتام شدن نزدیک رسیده است . و کلامی تجارتی آلمان حال هم بقدر و تعداد اول بنظر می آیند . و در خصوص نزل صنعتی وی نیز هیچ کسی ثبوت درستی پیش کرده نمیتواند . این امر لایق شنیدن و قابل خیلی غور است که در جه بكمال كثرت ووفرت پیدا میشوند و هیچگاه امید نباید کرد که ناهی در ین ملك قلت معدنیات رخ خواهد داد اني ! بلكه اين فكر و انديشه خاطر را سراسر آسوده باید داشت . با وجود این محاربة عظيم جرمن انقدر آهن را برای خود مهیا کرده توانسته و آنقدر پولاد ساخته است که اگر تمام اتحادی ها بهیئت متفقه خودشان کوشش ورزند را بر آن بوجود آورده نخواهند توانست . در جر من معدنیات د نها یک چیز که عبارت از را بر باشد البته در نزد جرمن موجود نیست و یا اگر هست هم کم است این چیز در انگلستان اگر يك مقدار معینش دور یه قیمت شود در جرمن ۲۰ روسیه هم پیدا نمیشود. علاوه بران یشم هم در جر من رو به کمبودی و اختتام نهاده و حالا هر قدر کالایی که آنجا میشود همه از ، پوند و نام نباتی ساخته میشود. و جر منها را که در ساختن چیز های تقلى بك قابلیت لیاقت خصوصی ثابت است چنانکه همیشه آنرا در تجارت خودشان هم ظاهر میکنند. بدستیاری همان قابلیت خودشان تکه ها و کالای سوندی را بسیار صفائی شکل و رنگ پشمی می سازند ولی ازین مردمی که این کالا را استعمال میکنند معلوم کردن این یک از\n\nدلچسبی خالی نخواهد بود که این کالای نقلی برای ایشان آنقد را آرام ده و باعث ممنونیت است چنانکه تصور میتوان کرد. پنبه بر جنگ اثری بزرگی خواهد بخشید. در تمام ممالک مفتوحه هر قدر پنبه که برای جر منی بدست می افتد و هر قدر بنیه که می باشند همه را تیار کردن اسباب سوندی صرف میکنند و هر قدر اسبابیکه ساخته میشود همه آن برای فوج برده میشود، و باقی هر قدر پنبه که زاید و فاضل می ماند مصرف ساختن کله و بارود میرود\n\n( قسطنطنیه و : بغداد )\n\nبنا بر پیش بینی و دور اندیشی عادتی خود جر منها قبل از جنگ وای امریکه فرمایشهای بسیار بزرگ بنیه را داده بودند و عین در همان وقتیکه که براس وان بیولو در از هم جدا کردن ابطالیارا از اتحادیها کوشش و مساعی بلیغ می نمود ه لك يستى بزرگ آن در بندر ، جنوه و افتاده بود و چون دانست که بالضرور و چار و ناچار از ایطالی میباید که رود از انرو اینهمه مقدار پنبه را قبل از اعلان جنگ ايطاليا به سویتزرلند نقل داد. هر چند که ایطالیا کقدری از ارا در نزد خود معطل و توقف داده توانست ولی مقدار کثیر آن به جرمنی رسانیده شد و تا به حال ۵۰ هزار بستی کلان آن در سویتزرلند موجود است .\n\nبنا بر بیانهای معتبر و موثق هستر ویلر راوی است که در شروع اکست گذشته نزد جرمن ٣ لك و هشتاد هزار بستی پنبه موجود بود و علاوه ران بك لك و هشتاد هزار بسته های دیگر آن در مخزن سر کاری اخبار بود.\n\n(کنا):\n\nنامه شکار لندنی ، استثمین ، رقمطرا است که بر موقع جلسه سالانه افتتاحی ، سنتر ل ايشيائك سوساتی ، مستشرق مشهور و مستر جاریس وودز ، در پیش روى يك جمعيت كثير وغفير متعلق مهم در دانيال بك نطق ایراد نموده بالاخر از صورت حالات حاضر چنان اخذ نتیجه کرده گفت که از وضعیتی که امروزه روز واقعات کسب نموده اند خیلی دشوار است که انسان متعلق این امر که فرستادن فوج به القان بر مهم در دانیال چسان تأثیری خواهد بخشید از فکر خود یک فراری داده پیشینه کولی کرده تواند. مهم در دانیال بمايك سبق بسیار صحیح و درستی آموخته که می باید که مقعد نا انتظام کافی و وافی فوج کرده نشود تا ان وقت لازمكة في تشخيص وبلا تمیز فوج را برای سرانجام نمودن کدام منهم جدید فرستاده نشود. برین سخن على الخصوص برین يك كه آيا فوج را از کیلی پولی امر مراجعت و وایی داده شود با نشود بسیار مباحثه دلچسبی کرده شد. چنانچه و سر توماس ها لدی ، که صدر جلسه بود مخالف خواسته شدن فوج را از در دانیال کرده گفت که حالا عنقریب است که بصورت فتح بغداد در عراق اقتدار خود ما را در مشرق قایم و مستحکم سازیم\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1473, "text": "صحیفه ١٦\nسال نجم\n\n(زمیندار) :\n(تفنگهای طرز جدید الاختراع المان)\nلندن ۱۲ نومبر :\nبود که بدانسيب يك ساعت طلائي و يك زنجير و يك دست خنكيه به طریق مکافات و انعام داده شده بود عمرش ٤٢ ساله بود. و بسیا در علاقه مغربی ربکا بعضی تفکهای قسم جدید جرمنی ها بدست روسها افتاده اند چنانچه امتیاز خصوصیتی که در بن هند که موجود است انست که خود بخود قیر می کنند و هم در یک دقیقه ۲۵ کار طوس خالی میتوانند حیات اکثربه خطوط و مكاتب تهدید آمیز نامعلوم برایش می در\n(مترجم محرر اداره عبد الرحمن)\nدرسته ۱۹۱۰ در کلکته یک انار است در تعاقب وی افتاده بود نا کام مانده او محفوظ شد .\n\nخبرهای هندستان\n(قتل افسر پولیس)\n(قتلى بك افسر پوليس ديكر)\nاز میمن سنگهه خبر رسیده کده بالی در هر گهوش و نام و می سپرند قدمت افسر پولیس محکمه و بی - آن - دق کلکته ، که در ماه يك اضلاع جدید موصول گردیده کا ستر جعفر امام پولیس برای تختيش بك مسئله به كجمال میرفت که در راه قتل کرده شد. گذشته تبدیل یافته به میمن سنگه مأمور شده بود بوقت شام روز ۹ کرده میشود که او برای تحقیقات یک کار مخصوص سرکاری از است اکتوبر بکلوله تفنگچه زده شد در حالیکه عیالش باپسر نجساله اش اور کمال به کتال موقت ۸ بچه شب بود که هنوز سفر ختم نشده باوی موجود بود. و از وی فی الحال پسر مذکورش هم نشانه ر نصف راه از يك كشتزار قرى ميرفلك برو کرده شد و بهم . وار تنک کرده شد . بر جسمش اصابت نموده در قریب قلب یکی از آنها رسیده ای وقات کرد.\n\n(تفصیل این واقعه قتل)\nدر خصوص قتل و چند رام کهوش ، دری سپر تیندنت افسر پولیس و روز دوم آن امش وی به بلگام فرستاده شد که در انجام از میمن سنگهه حالات ذیل موصول شده اند : اعتزاز فوجی دفن کرده شد و با جنازه اش فری بسیاری بروز ۱۹ اکتوبر قاتلها در وقتی که مقتول در خانه خود با عیال خود ورزیدند. و چون این شخص برای یک کار خاص مأمور کرد. هم کلام و يك پسر خورد بجاله اش نیز در بغلش نشته بود رسیدند که به قوم فادیشه، براده متعلق بود از انر و چنان معلوم بن حمله آوران زن افسر مقتول را اشاره کردند که پیکطرف شود چنانچه که قاتل یکی از فساد پیشه کان قوم مذکور بود. بمجرد پس شدن او پی در پی وار کلوله برسیر نکندنت مذکور کرده شد. کلونه ها یکی پریشانی و دیگری بر شکم مقتول اصابت نمود که فی الحال باعث موت ولا علاج گردید بر پدرش نیز کله ها اصابت نموده وفات کرد .\n\n(حمله اختلال جویان بریک ده)\nروز دیگر یعنی ۱۱۰ کتوبر معاینه داکتری هر دو نعش پدر و پسر کرده شد . و سپس به بسیار سامانه جنازه این هر دو مقتول برداشته شد. پولیسهای محلی میمن سند که مسلح گردیده برای مشایعت افسر مقتول خود جنازه اش اشتراك ورزیده همه اعزه و اشراف شهر نیز دیگر افسران پولیس هم همراهی نمودند. و پوليس مجردیکه جنازه بر صحن آرامگاه آخرین میت گذاشت شد ۳ دفعه برای تعظیم جدی روح وي شليك تفتك نمودند . در جسم مقتول ۱۷ از هم کله معاینه شد و سه کله از جسمش اخراج گردید و باقی کله ها در همان خانه که او در ان نشسته بود یافته شد. باش کله در قریب بینی داخل شده و زبان و حلقوم را با خود باره کرده فرو رفته بود که اثر آن هیچ پیدا نبود. دپورت جدید پولیس علاقه سرحدی رسیده که چند فساد بند که عددا تماما بین ۳۵ و ۱۰ بود بریکنده حمله کرده دکان مك بنيه را جور گرفتند، و دزدان همه بانک ها مسلح بودند ، و یک چوکیدار در تعاقب رآمد ولی ناکام مانده ، مانند تفنگ های که سر کار برین علاقه کرده بود و سر کاری بودند نیز بدست دودان افتاده و تا به حال که مزید آن معلوم نکردید.\n\n(قتل يكحواله دار)\nاز کلکته خبر رسیده که حواله دارها به ما باتل قتل کرده شده چمدان سابین کل و لوش یک جوی که قرب آنجا در جریان بود یافته شد .\n\n(وارجا قوريك افسر)\nدر حال به محکمه عدالت مدنا بوريك دعوای پیش کرده شده که وعدد قابل پیاه گفته شده که همه شان نوجوان بودند و به لباسهای یکون بر همن که يرسب السباكتر تهانه چهار كرام و ارمانو نمونه سفیدی ملی بودند که مجرد داخل شدن خانه به قیرهای متصل مکمه است . ملزمه مذکور د ملزمه مذکور در نهانه بگیر پورت مینوشت که سب الله ابتدا کردند و پس از از تکاب - قتل چون کسی را در صدد گرفتاری خود موصوف برای تحقیق رپورت آمده چیزی گفت و ید السیدن به ندیدند به جانب مشرق روانه شدند. و چون کسی ازین صداهای پرزور چاقو را کشیده افسر مذکور را زخمی ساخت . از ایشان پرسیده هم باشد عجواب گفته خواهند بود که این صداهای شانی یوب های بزرگ آتش بازی خواهند بود. تا حال کدام گرفتاری بعمل نیامده\n\nدر جهانخانه حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر\nمحمود طرزی\n\nوسیب اصلی این قتل هم کنون پنهان و غیر معلوم است .\nمقتول مذکور در میمن سنگهه تعلیم یافته بود و در همینجا خویشاوندان\nسپارش این بود. گفته میشود که در سان ماقبل در خصوص یک مسئله\nسیاسی در ینکال مشرقی دوره کرده بود و افسر اعلای وی از وبسیار بسبب\nحسن خدمتی که در اثنای همین دوره خود ابراز نموده بود خوش و راضی"}
{"book": "adl0616", "page": 1474, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خودرا یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا بداکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ كابل يك مقاوله نموده با کخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که همه مشتركين كرام ما رساند در عهدهٔ حيث خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای دا کخانه خود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جاییکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای بوند انکلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nبر همه کار داران نظامی وملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود:\nاگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعهٔ مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید . هر گاه همچنين بك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند .\n\n(شرایط درج کردن اعلانها)\nسوداگران که مال تجارتی و صنعتگران که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند ، و با دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابل و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطريك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطريك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في نظر به شاهی اجرت گرفته میشود . طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد ووجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی بر سر سطری ستاد اجرت گرفته میشود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1475, "text": "(اعلان)\n\nپراکنده خیالات\nاز آثار مطبوعهٔ تازهٔ مطبعهٔ مبارکهٔ عنایت ، و عبارت از يك مجموعه اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوش طبع دارا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر به یکطرز جدید است . نسبت بخوبهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان - یعنی بمقابل (۲) دو روپیهٔ کابلی در خود مطبعهٔ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب . و در دکان باز محمد . و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nجزیرهٔ پنهان\nهوسکاران مطالعهٔ آثار ادبیه را مژده ! ازین نمرهٔ نوبر رسیده گلزار ، مطبعهٔ عنایت و کام ما را شیرین نمائید ! ، جزیرهٔ پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد، هم حکایت ، هم عبرت هم فن، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ، خوبی تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان انها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعة عنایت در ده افغانان ، و دکان باز محمد در بازار ارك و د كان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوجه\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعهٔ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\n۲ سیاحت ردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد\n۲ سیاحت در جو هوا مجلد\n٤ سیاحت در زیر بحر مصور مجلد\n۲ از هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\n۳ روضة احکام مجلد\n۲ پراکنده مصور مجلد\n٦ جزیرهٔ پنهان مصور مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشد از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف سر مرتب و از دکان باز محمد کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای ما فوق را داشته باشند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1476, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nسال پنجم\n(۹۱)\n\nفهرست مندرجات\n\nتهنیت نامه ولادت باسعادت شهزاده عبد الله خان طال الله عمره )\n\nحوادث داخليه\n( کیفیت نمایش عسکری - شکار چناری - مقرری بر گدید کوتوالی دارالسلطنه مکتوب -\n\nارمغان\n( فارسی — افغانی — ترکیب بند مخمس )\n\nحوادث خارجيه\nمکتوب از هرات از يك سياح در باب احوال ايران - خبرهای ايران - ورود قور خان - ورود سوار آلمانی - سوار آلانی - حركت در پايتخت - مجاهدين شيراز - حركت بلك سياه كوه - در ميدانهای شرقی - حركت صاحب منصب انگليس در چند - شهر بندی و چند مشكل لاينحل - پرونس ايران روسی - وحشت اهالی - اضطراب اهالی ساوجبلاغ - حكومت بوشهر - خروج ۱۳۰ نفر قشون روس - الحاق مجاهدين جده - خبرهای مجاربات عثمانی - در كالی پولی - فرونت دار دانل - تلگراف امپراطوره آلمان به الوريشاء - جواب از تشكر امپراطور - دار دانل - خبرهای مجاربات اوروپا - تفصیل مباردمان - جنگ در مراكش - در ميدانهای شرقی - در دريا - نيازمندان لندن - امراض چشم سراد وارد كری - نطق صدر اعظم فرانسه - تدارك آلمانها برای زمستان - حرب جدا كه ميخواهد صلح كند - تكميل تحت البحر بهای آلمان - تنزل مقام وزير جنك فرانسه - وبادر بطرز بورغ - جنك سوندوروس نزديك است - ايضاً حوادث جنك اوروپا - در آسمان لندن - احتراق يك جاسوس آلمانی در مملكت فرانسه - معارف آلمان قابل ملاحظه است - تهديد بانكهای امريكا - پروتستهای ايران - از قاينات مينويسند - خلاصه آخر ترین خبرهای ماه دسمبر\n\nتصاویر\nاز مناظر عسكريه - مرور قشون کرشاهانه از پیشگاه ذات اعلیحضرت همایونی - ذات اعلیحضرت همایونی و ارکان معیت شاهانه - شهزاده معظم معین السلطنه صاحب افخم - مانوره - ايضاً مانوره"}
{"book": "adl0616", "page": 1477, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بانشاء ترفيخواه دولت عليه افغانيه و سعی و همت جناب سپهسالار در ایجاد و احیای انواع حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورم و معماری عساکر شاهانه و غیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) نرخ های پشمینه بانی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگلیزی ۳ دونه مت بخش شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| درجه سوم بقدرى كافى نيست قیمت آن ۱۰ به زاید است | قسم دوم | قسم اول | اقسام |\n| | درجه دوم | درجه اول | درجه دوم | درجه اول | درجه ها |\n| | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | |\n| | | | | | | | کمال ساخته شده | رقم |\n| | | | ۱۲ روپیه | ۱۱ روپیه | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۱۰ روپیه | ۹ روپیه | قیمت |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره دهدار هر رقم ها روپیه بیست پيسه\n\n(۲) تکه های چرمی محراب و منبردار\n| کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن |\n| ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه | ۰ ۵ پیسه |\n\n(۳) جراب\n| نکهبانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج |\n| ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۴۵ پیسه | ۳۶ پیسه |\n\n(۴) کروره های جدید ساخت\n| زرباف جنابه دو گرم و ناده نخی | زرباف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی | رقم |\n| ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ۴۴ پیسه | ۸ روپیه و ۴۲ پیسه | ۸ روپیه و ۱۱ پیسه | قیمت |\n| چرم باف دست بادامی دو اسپه | چرم باف دست دولانه يك اسپه | چرم باف همرکاب | دسته دولانه نخی چار اسپه | رقم |\n| ۴ روپیه و ۸۸ پیسه | ۴ روپیه و ٤٦ پیسه | ۴ روپیه و ۴۳ پیسه | ۴ روپیه و ۲۳ پیسه | قیمت |\n| قبضه برنجی کلیت نمره و خانه | قبضه کلیت نقره از چرم ، لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره دکان | رقم |\n| ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | قیمت |\n| رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه | رقم |\n| ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٨٩ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨ پیسه | قیمت |\n| دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | تیغ چرمی كمك دار | از زین سواری دولایه چرم باف ما بين بست يك اسپه | رقم |\n| ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٨ روپیه و ٥٩ پیسه | ٨ روپیه و ۱۲ پیسه | قیمت |\n\n(۵) اقسام گلهای مصنوعی سر\n| گل جرین | گل نافرمان | گل پرینه | گل شیو | قسم |\n| ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه | ٦ روپیه و ٣ پیسه | قیمت |\n| شکوفۀ تاریخ | گل یسمن | گل نسترن | جمیل | قسم |\n| ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ١ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٣٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨ پیسه | قیمت |\n| شکوفۀ سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی | قسم |\n| ٩ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ۱۳ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | قیمت |\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار شعبه جات ( گیدان نظامی ) )\n( الشهر )"}
{"book": "adl0616", "page": 1478, "text": "صفحه (۱) سال پنجم شماره (۹)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nادارة و مطبعة\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nقيمت ساليانه\nبدار السلطنهٔ كابل ۸ روپيه کابلى\nدر اطراف داخلهٔ مملکت\nبا لفافات پاک ١٤ روپيه کابلى\nدر خارج مملكت\nبا لفافات پاک ۱۰ روپيه انگليزی\nهفته دو روز يكبار نشر ميشود\nنسخهٔ آن در کابل یک افغانی است\n(اوراقی که درج شود اعاده نميشود)\n\nتاريخ قمرى ١٥ صفر ١٣٣٤ تاريخ انگریزی ۲۳ دسمبر عیسوی ۱۹۱۵ تاريخ شمسى ١ جدى ١٢٩٤\n\nتهنيت آن ولادت با سعادت شهزادهٔ کامکار حجت آثار سردار عبد الله خان طال الله عمره و اقباله\n\nاز استماع این خبر میمن اثر عیش و طرب کشیده ز هر محفلی سر است\nخدام در گهند همه در پی نشاط فرحت قرین حال رعایا و عسکر است\nدر بارگه شاه جهان زین نوید خوش آیین جشن و محفل عشرت مقرر است\nاز بهر تهنیت شده خلقی فراهم اند خاص و عوام و انچه ز اعیان و افسر است\nیک عالمی به جود و عطا سرفراز شد بگشاده شهریار در مخزن وزر است\nمسعود باد مقدم تو در جهان بیان کاین شاهباز دولت اسلام را پر است\nعمر مزید و بخت سعیدش نصیب باد زان سان که یادگار ز خسرو و سکندر است\nروز دهم ز ماه محرم چو هست شد بی شبهه اش قدوم سعید و مظفر است\nدر روز پنجشنبه جوزا تولد او شده زین ذکر نتیجه مسعودی و فر است\nصد هزار و سه صد و سی و چهار دان کز هجرت شه آمده این شاخ برور است\nشیر احمد است حامی شهزادگان و شاه کز لطف بیکران شه شده پرور است\n\nامروز جلوه کرده یکیتی چه اختر است کز پرتوش قلوب جهانی منور است\nرجا گران درگهٔ شاهان مسلمین واجب ثنای حضرت خلاق اکبر است\nزیرا که از عنایت حق آخرین زمان شهزاده عطا شده باشاه کشور است\nشاهی که دین و دولت اسلام چون عروس در عهد او گرفته بسی زیب و زور است\nاو را مزاج ملت و دین است در لقب کو عدل او مشام رعایا معطر است\nدر دودمان اشرف این شاه دین پناه مولود گشته خوش پسری نیک محضر است\nگویاره ایست رشتهٔ پیرستان سلطنت وندر سپهر دولت ماهی انور است\nموسوم کرده شاه عبید اللهش به دهر کو شده خداوندش چه فخر است\nاندر حریم شاه مر این شاه زاده را المسکن سپهر و مریم ایام مادر است\nتاج المقدرات جهانست در غطاف مستورهٔ فرشته منش پاک گوهر است\nاو را لقب سراج خواتین ز شهریار بوده عطا که در همه آفاق اظهر است\nباد صبا بگوش زن و مرد این دیار خوش مژده رسانده بهر کوی و هر در است"}
{"book": "adl0616", "page": 1479, "text": "۳\n\nجولانگاه حلیه\n(کیفیت نمایش عسکری؟)\n\nروز سه شنبه گذشته ساعت ۱۸ اگر کسی از خانه خود برامده جانب میدان نظامی و خواجه روانی، یک سیر و حرکتی اجرای نمود. پس از یکچند دقیقه چون به منزل فراخ و جسیمی که از زیر گنبد که توالی جدا شده از پشت قشله قشون بشجاعت مشحون غندهای اردلی و اردل و از پیشروی بالغ فرحت سراغ ارگ مبارك بيك خط مستقیمی از غرب بسوی شرق بکمال وسعت و پهنائی نمودار گردید. بعد از بعد مسافه سه یا چهار میل در راست به همین نظامی خم و منتهی شده است، میرسید، تا گاه نظرش را یک منظره حیث نمای شوکت آلمانی که همه معانی بزرگ، و منان عظام، و مآل مترك كلمه ثقیل، وعنوان جلیل، عسکر را در بر میگرفت بسوی خود جلب نموده، هیکلهای مجسم و صورتهای محتشم زنده و حقیقی قوت و متانت، وعزم واستقلال، و رعب و تمکین را مانند پیکر آهنین، و با یک کبر و شکوهی، کمال عظمت و وقار در پیشروی خود متین و استوار می یافت.\n\nاین حركه بزرگ از يكسر با دیگر در عموماً از صنف جلیل عسکری و علومی نمود، مردمان سیرین و تماشائی که علی الصباح از طرف کلاته های شهر دعوت و اخبار گردیده بودند بر راه های تنگ هر دو پهلوی کلاته، این حرکت و جنبش عظیم عسکری را که مانند دریای روان و در جریان بود به انظار عظمت و وقار دیده تعقیب میکردند همه سرود نشاط اندوه موزیکه های عسکری، و صداهای ممتد و منتظم قدمهای متوسط فوجی، و اهتزاز تموجات اعلام اسلامی هر یکچنان آواز دلنواز و برای فرحت ادای را مانع آن نبودند که باعث هیجان جذبات معنوی و سبب غلیان حسیات قلبی يك انسان وطن دوست ملتخواه نشود.\n\nوقت و جلای توکهای رجها و نیزها، و صداهای مختلط با هم خوردن کرچ ها و مهمیزها و پولی های افراسها، دمیدم چشمها را درخشانیده و دفعتاً در همه كان يك حس نجس ويكحركت بی اختیارانه برای همه آن گوشها را يك حظ ولذت فوق العادة می بخشید.\n\nگاه گاه چون سکون مسکن و یکدمی سهمناکی استیلا می نمود و باز که یک صدای متانت ادای ولی و نعمتی زاوه از طرف يك افسر شجاعت منظر بكمال هیئت شنیده میشد، سر از نو آواز منتظم برداشته شدن قدمها گوش ها را بسوی يك آهنگی و اطراد خود متوجه میساخت،\n\nهمه این سرود طول و وسعت در حین سیر و رفتار عساکر ظفر مآب مانند یک اژدر فشرده شده که از حرارت شمس تابان متاثر گردیده تحركت و جنبش درآید، همچنان روان و متحرک دیده میشد.\n\nاثنای دخول جبهه عسکر که عبارت از غند مقدس و سواران همرکاب آن باشد در ساحت همین وسعت پیرامن نظامی که حقیقتاً به لحاظ فراخی و پهنائی برای اجرای مانوره های عسکری و امتحانات عملیات فوجی و حرب میدان مناسب و زیبائی است به ساعت ۹ بعمل آمد، علم ظفر پرچم بعد از انکه بقدر نیم میل دیگر هم بر خط حرکت خود على الاستقامت دوانیده رو به راست بطرف شرق پیشرفت، و دفعتاً بجانب دست چپ تبدیل سمت عزیمت نموده و خط رفتار خود را از شرق بسوی شمال، عمومی را نشان میداد بالا کرده شد."}
{"book": "adl0616", "page": 1480, "text": "٩٠٩ سال پنجم عدد ٣\n\nساعت ۱۱ هم سپهدار اعظم و سر افسر بزرگ کل از دوی محتشم دور افغانستان یعنی ذات شوکتمآب اعلیحضرت پادشاهی در حالیکه با اونیفورم بزرگ رسمی ملبس بودند بسواری اسب بمعیت شهزاده گان جلیل القدر داخل حدود مانوره گردیده، موزیک های عسکری به حیثیت مجموعی کمال هیئت لاره سلامی ذات شاهانه را نواخته و از طرف عموم عسکر و مراسم سلامی بزرگ پادشاهی بجا آورده شد. پس از فراغ ادای سلامی و مراتب خودها توقف داشتند.\n\nو در عقب آن از طرف اعلیحضرت همایونی، ذات شوکتمآب پادشاه عظیم الشان همهٔ ملت افغان و دولت مستقلهٔ افغانستان با شهزاده گان کرام و غیره اراکین لازم الاحترام خاندان شاهی که بهمرکابی شاهانه شان ممتاز و سرافراز بودند جانب زاویهٔ شمالی که عبارت از متوقع اقامت علم مقدس و موضع توقف توپخانه است عزیمت فرموده و از انجا یکسر به جانب جنوب متوجه شده متوازی خط قیام صف عسکر اسب تاخته و از ابتدای صف تا به انتهای آنرا از نظر گذرانیده و همه گان را از افسر تا سپاهی به احوال پرسی و عواطفات ملوکانه و تلطفات شاهانه شان مفتخر و میامی ساختند. و چون ازین گشت و کنار رسید و معاینه فرصت و فراغت یافتند جانب محل مخصوص قیام شاهانه عین به ساعت ۱۲ عودت و رجعت فرموده تشریف آوردند ارباب مناصب ملکی و غلام بچه های خاص ببعد یکچند قدم پشت سر هر دو طرف ذات اعلیحضرت پادشاهی و خاندان سلطنت بسواری اسب صف بسته احترام بودند. در عقب آنها عساکر سوارهٔ سراولی، و میر اسپور، و در رکاب یکی بعد دیگری حسب درجات و مراتب خودها توقف داشتند.\n\nبعد از یکوقفه اندکی همه عساکر را حکم مرور به آداب سلامی ثانی خوانده شده، از مواجهه ذات اعلیحضرت همایونی داده شد. از همه اول از بعد مسافه بکمیل و بازیاده بران علم نصرت توأم دیده شد که از جای آرام و موضع قیام خود جدا شده جانب غرب متوجه شده و متصلاً در عقب آن توپخانه نیز آهسته آهسته حرکت آغاز نهاد به ساعت نیم آن فوج که عبارت از علم محترم باشد از پیشگاه حضور همایونی گذر نمود به سالار عموم عساکر دارالسلطنهٔ کابل جناب شجاعت نشان سردار محمد نادر خان که پیشروی علم مبارک براسب سوار بود به سلامی کرچ از مواجههٔ ذات پادشاهی مرور نموده بعد از انکه یکچند قدم دیگر هم بنابر تکمیل آداب سلامی در سمت عزیمت خود دوام ورزید از موقع سر افسری خود جدا شده حسب قاعده بجانب راست ذات شاهانه بیک گوشه توقف نمود در عقب علم ببعد یکچند قدم توپخانه هم بیکرفتار متوسطی به اعتبار آن است و موت بستی که در ابتدا ذکر شده بکمال درستی و انتظام مرور نموده در هر غندک توپخانه عدد بسیاری از توپهای کوهی با جبه خانه و ذخیره آن موجود بود در انجام هر یک صنف بقدر دو عدد و یا چار عدد توپهای جوی مهران نیز به قوت اسپان تنومندی کشیده میشدند.\n\n§\n\nبه ساعت ۱ از عقب توپخانه بفاصلهٔ یکچند متر صفوف بشجاعت صرف عساکر پیاده در رسید. موزیکهٔ عسکری نیز بکمال خوش آهنگی پینهای قومی را می سرود. آواز های قدمهای منظم فوجی با موزیکه چنان موافقت و مطابقتی بهم میرسانید که فرحت پر مسرت می افزود. عساکر غند اردلی و اردل و کوتوالی و دارالسلطنه بکمال ترتیب و انتظام و شوکت و احتشام از مقابل ذات همایونی به ادای سلام\n\nو میخواندند و مرور نمودند. انتظام صف بندی و قدم انداختن همه عساکر زیاده علی الخصوص غند اردلی خیلی قابل تعریف و لایق توصیف بود. در اثنای گذشتن افواج پیاده موزیکه هر، موت به نوبت از صف دیگر موزیکه ها جدا شده وقتی که همان موت قربت الاختتام میشد از جای خود حرکت کرده در عقب صف آخرین موت خود خود را رسانیده با آن یکجا شده میرفت.\n\n§\n\nبساعت یک و نیم از دور آواز موزیکهٔ سوارهٔ رسالهٔ شاهی و صدای دانکهٔ اسپهای اردلی و اردل و کوتوالی و دارالسلطنه و غیره که رسیدن نزدیک شدن عساکر سواره یعنی رساله را اشعار می نمود. از همه اول رسالهٔ شاهی اول و شاهی دوم بکیان و درستی انتظام گذر نمودند. سپس نوبت رساله های نیزه دار دانکه دار رسید که یک یک نیزهٔ سرتیز دراز بدست هر سوار آن نمودار بود که یاد از زمانه های رواج تیر و کمان و خود وسیر، و نشان از نام های رستم و افراسیاب میداد. هر چند که علاوه بران بامانند کرچ و تفنگ و غیره سلاح امروزی جنگ هم مسلح میباشند. ولی داشتن نیزه و نواختن دانکه هم بیهوده و خالی از فایده و حکمت نیست که ضرورت و لزوم آن البته به ارباب فن آن بخوبی معلوم است تا به ساعت ۲ عساکر سواره هم با کمال ترتیب و تمام انتظام مرور نمودند.\n\nپس از اتمام و اختتام این سیر و دورهٔ بزرگ که محیط آن تخمیناً ۳ میل مسافت بود جمیع عساکر راه راه جانب قشله های خودشان اعزام شدند. درین اثنا ذات اعلیحضرت پادشاهی به ادای صلوة ظهر با اکثر نفری معیت رکاب شاهانه شان و یکجمعیت بزرگ افراد و رعایای صادقه اشتغال ورزیدند تا به ساعت ۲ دو نیم از نماز و غیره فراغ دست داده برای امتحان و تجربهٔ بعضی توپهای صحرائی که برای آماج تخصیص یافته بودند آغاز و ابتدا شد، و از فاصلهٔ تخمیناً ۲ و نیم میل از دو سمت مخالف بر آماج فیر کرده شد. اکثر کله ها قریب بهدف تصادف نمودند و بلکه یکان یکان خیلی نزدیک بنشان مصاب گردیدند. به این طریق از هر دو طرف ۱۰ ، ۱۲ فیر کرده شد که هر کدام آن شایان بسیار تعریف بود. ساعت ۳ ذات شوکتمآب اعلیحضرت پادشاهی با جمیع شهزاده گان عالی مقام بسواری سرایهٔ موتر و غیره سوار شده به سمت شهر عزیمت فرموده تشریف بردند و به اینصورت همه مراسم این مانورهٔ عسکری بکمال دبدبه و احتشام انجام و اختتام یافت.\n\n(عبدالرحمن محرر اداره)\n\nشکار گاه چناری\n\nهمه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف\nبامید آنکه روزی بشکار خواهی آمد\n\nهمه ساله در موسم یک شکار گاه مدیدی و منظمی در کوهستان موضع (چناری) ترتیب مییابد که در شماره های هر سال سراج الاخبار افغانیه از کوایف آن، حتی از تصاویر آن نیز معلومات درج شده است امسال نیز بوقت و میعاد متحتم آن - یعنی یوم شنبه سلخ محرم الحرام سنهٔ ١٣٣٤ موکب سعادت موهب ذات ذو کششات پادشاه ترقیخواه معظم مراحم آئین اعلیحضرت (سراج الملة والدین) بصوب چناری تشریف فرمای عز و اجلال گردید. باین قرارگاه (غندک) بسواری موتر و بعد از ان بسواری اسب بموقع چناری مواصلت فرمودند. شیدا"}
{"book": "adl0616", "page": 1481, "text": "شمارۀ ٩\nسال پنجم\n( مكتوب )\n\nجناب فضائل مآب سر محرر و مدیر روشن ضمیر جریدۀ محترمۀ مبارکۀ سراج الاخبار افغانیه محمود بيك خان طرزی صاحب را الله تبارك و تعالى هنوز قوت قلب و عمر زیاد عطا فرماید که تا چند مدت زنده در خدمت دین و دولت نماید و فیض جاری آنصاحب ملت خود و جهاد اسلام یومیه برسد ثانی این چند فقره ذیل خدمت برادران عزیز دور ملت و وطن مقدس افغانستان خود به کمال آداب عرض میدارم منظور آنصاحب کمالات نشان شود درج جریدۀ مبارکۀ خود نماید و برای برادران عزیز ملت نجیب مقدس افغانستان بدقت مطالعه فرمایند خدارا بجا آورید که حق سبحان تعالی برای ملت و وطن و قوم خود چنان پادشاه مهربان محبوب القلوب به ماها عطا فرموده امشب توجه مبارك عالى شان خود بترقی و نوازش پروریهای ملت و وطن خود را فرموده باین مدت قلیل باین درجات عالی رسانید از کارۀ توپ و تفنگ و ششپره ها رنگ رنگ و الكتريك و تلفن و مدارس هزاران نفوس ازان زنده شده و میشود که من از تفصیل فرضیه ها جزم که عرض بدارم فیض قلیل ان مبارکه همین جریده شمار که مراعات افغانیه میباشد که نمایان ارزانی فرموده چونکه در ایام باد شاهان يك شخص یافت میشد و از يك كتاب افسانه را تیار می کرد و آن زمان هزارها روپیه و وخامت ها میگرفت که از ان جمله يك كتاب نامه فردوسی که برای اعلیحضرت سلطان محمود غزنوی ساخته و جریدۀ وطن مقدس مایان که عکس متبركان مدست چپ این بنده و عکس کتاب شاه نامه بدست راست من میباشد آن باین بزرگی بی هر کی که بدون سر دردی دیگر ثمره حاصل ندارد و این هم کوچکی به این فیضهای بزرگ که شهرت نام در جهان نموده چونکه شاه نامه بمبلغ های کلی ساخته شده بود و فروش می شود جریدۀ و فر مایان اگر قیمت اصلی آن نظر کنیم هیچ قیمت ندارد و بیان ( اول بعضی مردم که عریضه های این ناچیز را ملاحظه می کنند و با چند سال مرا دیده و ملاقات کرده باشند می گوید که تحریر و رقم از خود انشخص میباشد لاكن من عرض میدارم که در همان و تقریر هیچ شخص را شريك و هم دست ندارم ) مرده ها زنده شود و کوره کچهار است شود از توجه و تخت شاه متبرك ما شود ثانياً سابق دارالفنون شماش ها که عرض نموده بودم حال نقشه آنرا فرستادم امید وارم اخبار مبارك خود نماید که تا همگی برادران دور هم از ترقی ملت خود با خبر شود و عرض این عاجز را صحیح بداند چونکه از بدخشان تا هرات این برادرانم کامل از مالهای جدید ساخته که مایان پوشیده ایم نموده خیلی منظور فرموده مایان از بهترین تجار ملت افغان میباشیم بدیگر مردم شهری مایان صحرایی هستیم و برادران دور را مردمیم که ملاحظه فرماید و هر شخص در کار خود کوشش نماید و راه ترقی بدهد چه اگر دهقان باشند زمین داری خود ساعی باشند به تجارت خود ساعی باشند که فائده ان برای بیت المال برسد حاکم خود ساعی باشد که رعا بای آن اسوده حال باشند به تجروبه و\n\nصفحه ٤\n\nدر منزلگاه موقع مزبور پسر آورده یوم یکشنبه به ترتیبات و تنظیمات شکار مشغول شدند . و موقع شکار کام را از نظر مبارک گذرانیده برای شکاریان همان منزلگاه همایونی معیت همایونی تعیین موقع نمودند . و باب را در از[؟] پسر آورده فردای آن یعنی یوم دوشنبه بشکار گاه تشریف فرما شدند . و تا بوقت چاشت وضعیت شکار و ترتیب موقع را گرفته بوقت معین افراد اهالی و عسکر که از شب اطراف و اکناف موقع را احاطه کرده اهوان را در موقع مذکور جمع نموده بودند و همه پاشه ها و هایهوچیها انها را بر زد گاه شکار سوق نمودند . و از طرف ذات اعلیحضرت همایونی و شهزادگان و مصاحبان تیرهای تفنگ شده تقریباً بیست و پنج عددا هو شکار شد که نسبت بنال های سابق خیلی کمتر شکار بعمل آمده است و ازین علوم میشود که نسل این مخلوق در این موضع رو به ناقص نهاده باشد . بعد فراغت از شکار باز خیمه گاه همایون عودت و شب را در انجا بسر آورده یوم شنبه به ( بگرامی ) نام موقع باصفا عودت فرمودند . یکشب را در انجا گذرانیده یوم باز شنبه بوقت عصر بشهر عودت فرمودند .\n\nو صداقت را در راه خدمت دین و دولت از برای خود و باقی برادران عند خدمت کی و جميع خدمت گذاران ملت و دولت خواهان میباشم زیاده و السلام فقط دستخط عدالو كيل و كه عند کوتوالی صحیح است .\n\nمقرری برگد به قند کوتوالی دار السلطنه\n\nبارادة سنية ذات شوكتنيات اعليحضرت پادشاهی عزت نشان برگد عبد الوکیل خان قوماندان سابق اردوی همایون ظفر مقرون قندهار به برگدی عهد کوتوالی دار السلطنه مقرر فرموده شدند برگد مشارالیه از افسران کارگذار و صاحب منصبان الادار صنف جليل نظام معدود و صداقت و استقامت معروف اند و این منصب جديده جليله شانرا تبريك می کونم و کامیابیهای شانرا در راه خدمات صادقانه بادشاه و وطن و ملت نیاز می کنیم .\n\nخبر مقرری خود را جناب برگد مشارالیه از قرار ذیل برای ما نوشته اند که عینا آنرا درج مینمائیم تا استناد درج آن باشد :\n\nچون فدوی والا فقیر این مدت که به منصب برگدی افواج ظفر امواج قندهار سرفراز بودم – در هذه السنه حسب الامر مبارك اعليحضرت پادشاه معظم دین پناه تبدیل شده و پس بدار السلطنه خواسته شدم در مورخه سه شنبه ١٥ شهر حال قبله فرمان مزين دستخط مبارك انور والاعضمون مرحمت مشحون اسمی جناب گرامی سردار سپه سالار صاحب نظامی صدور یافت که عبد الوکیل خان برگد که از قندهار خواسته شده بود این کار است یعنی در نظام الحال کار ندارد لهذا از حضور امر می شود که او را در برگد کوتوالی مقرر فرمودیم که قرار قانون نظام متوجه خدمت خود باشد همان است که فدوی والا بخدمات نظام داری عند مذکور ورنا کوئی ترقیات دین و دولت خدا داد استلاء مشغول میباشم چون روز نامه سراج الاخبار که سمی بنده الله می رسد بر کد سابق قندهار نوشته می باشد و در عریضه روز نامه موصوف مطالعه شده که یعنی بعضی اشخاص که از یکجا دیگر جا تبدیل شوند به اداره سراج الاخبار خبر بدهند نه اخبار شان در همانجا برای شان برسد – بنابران خبر مقرری خود را لازم دانسته بخدمت گرامی تحریر و مرقوم نموده تا بعد ازین اخبارهای فدوی دولت باسم عند کوتوالی برسد . و آنچه در باب شکر به مراحم حضرت شهریاری که از روی ذره پروری و گرم استری درباره این خدمت گذار دین و دولت بوده و می باشد فدوی والا در هیچ صورت و بهیچ زبان ادا کرده نمی توانم اگر شکریۀ مراحم شهریاری هزار بار سر خود را فدای خاك پای مبارك انور و الانعام و در راه خدمت دین و دولت جان خود را نثار سازم هنوز کم است از در گاه خداوند بی مانند توفیق زیادتی خدمت"}
{"book": "adl0616", "page": 1482, "text": "صفحه ۵\nسال پنجم\n\nچقدر صاحب فکر و تدبیر و فراست هستیم و حال که مکتب های جدید خود اعلم بکنیم توراً على نور میشود و چقدر صاحب تدبیر خواهد شد افغانستان ملک ویرانه و بی عمارات بود این پادشاه قوی دماغ مهربان ترقی خواه معمار روح اهل اسلام عمارات آنرا به این مدت قلیل بسر رساند حال محض صفا کاری آن مانده روشن تر عرض بدارم که مایان ملت افغان\n\nخود فایده دولت را نفروشند و سر رشته جدید برای قائده بیت المال بکنند و کار کنان و افسرهای کارخانه جات در کارخانه های تعلق خود صنعتهای جدید بکشد و ساعی باشند در فکر و فراست و عقل که ما مردم افغانستان داریم در هیچ دولت و ملت من ندیدیم چونکه مردم خارجه آنچه که در مکتب تعلیم بکند انرا یاد دارد و بدون انجیری را نمیداند ما مردم ملت افغان بدون مكتب\n\nاز مناظر عسکریه\nمرور قوا کر شاهانه از پیشگاه ذات اعلیحضرت همایونی\n\nمرده بودیم حال از توجه آن مبارک سازنده شدیم ابتدای کار خیلی مشکل میباشد به اخیر که رسد مدت اندک بسر میرسد از دیر بار واجب تعالی زیادی عمر و اقبال عاليحضرت امير المؤمنین خود را زیاد در زیاد استدعا دارم که الله تبارك وتعالى سايه اعلیحضرت شهریار همایونی پادشاه ترقی خواه ملی از سر جملهٔ اهل اسلام کم و کوتاه نگرداند بحق جميع الانبياء آمین ثم آمین - عرض و دستخط محمد علم پسر محمد کاخان خروقی ساکن در این حال باشنده میمنه صحیح است.\n\nادبيات\n\nزمانه پر سر کین است و روز کار چنین\nبدین قرار بود بقرار اگر سکینی\nکمان مر که نماند کسی قرار چنین\nچها باهل رب کرد جرمن از دانش\nبه پنبه زار کما میکند قرار چنین\nدلا نبودی اگر پیش بین چنین جرمن\nنساختی دل بدخواه خود فکار چنین\nساختند چو او کار و بار خویش نخست\n\nاز مناظر عسکره\nذات اعلیحضرت همایونی و از کار معیت شاهانه\n\nکنون چه چاره که مشکل شده است کار چنین\nچنین سکی که بود غیر زکید عدم\nیقین که جور و جفا میکشد هزار چنین\nمباش بیخبر از طور وقت و طرز زمان\nچنین مباش که نبود گهی بکار چنین\nنگفته اند که ناقل مشو ز دور زمان\nکه روز کار نماند بیک قرار چنین\nکه گشت خاطر اخبار داغدار چنین"}
{"book": "adl0616", "page": 1483, "text": "صحيفة ٦ سال پنجم شماره ٩\n\nیکوش و عقل و هنر ورزو علم و فضل و کمال\nبكوش ورنه نیابی مهیج کار چنین\nحریف خصم توان با سلاح خصم شدن\nتو باد در کف و او تیغ آبدار چنین\nبه توپ و تانک و آبدوز جدید\nبیا و حربه جرمن ببین یار چنین\nبجنك خصم کجا می روی بدست تهی\nکنی چه صید اگر می روی شکار چنین\nیکی نمیکنند این کفها اثر چکنم\nچه سود ازین که بگویم هزار بار چنین\nخدا بخير كند كاين زمرة اسلام\nکه کار زار حسین است و کارزار چنین\nزجور یار دلم خون شد و گداخت جگر\nفغان که یار چنین است و روز کار چنین\nدلم بزلف شان می کشد خدا حافظ\nنه عقرب است چنین جان گزانه مار چنین\nنظر نمى كند آن بيوه ( بمستغنى )\nخدا یکی ندهد دوستان نگار چنین\n\n( تشویق تو آمو زان )\nبيا طفل اديبك بازی کن با خامه و دفتر\nسبق را روز خوان و شب که شد تا خواب کن از بر\nمگو پیش بزر كان تا نپرسد از تو يك حرفى\nفصاحت را بميزان بلاغت سنج و گو بهتر\nبحكم فرض دانى حرمت استاد را زان پس\nحقوق والدين و اقربا و خواهر و دادر\nمعلم يك مدير كاشانۀ طيارۀ مكتب\nباوج مدعا آرد پلان و زینت کشور\nقلم بك قوی دارد ندارد قوت جرمن\nسیاهی خصلتی دارد ندارد سد اسکندر\nبروری يك سبب در کار و بر تقدیر هم تدبیر\nبرزق بی طمع كجكول حكمت حقه مخبر\nاطاعت کن بامرد نهى عمل الله في العالم\nمقدس محترم دان طره محراب هم منبر\nمشو بیرون برای کج روان از مرکز و وجدان\nبشكل كروى محرك شوی در گردش محور\nوطن را دوست دار و با همه ملت مدارا کن\nتوحش کن زوحشت در تمدن باش يك عسكر\nمشو مفتون صورت فیض معنی خواه از سیرت\nچه میگوید آن بنگر که میگوید با و منگر\nبعرفان دست یابی از سوی عجز است ره لیکن\nباخلاص ابو بکری گزین دین پیغمبر\nباخلاص عمر خو کن که شیطان از تو بگریزد\nبمردم حلم عثمان پیش گیر و غيرت حيدر\n\nهران علمی که خواندی تا نهایت ختم کن زاول\nمعانیهای الفاظش نماید مغلق و ابتر\nمتنی همچو کاغذ در جهان میدان با وسعت\nگروه حرف رنگین دسته های نقطه ذوق آور\nگذشته نوبت از مادر زمان خویش حاضر باش\nديگر كون ميشود البته آندم شكل هر لمحه\nتقاضای جهان در هر زمان يك شيوه ميخواهد\nچه کار آید در بندم گرزهای صدمن و گوهر\nرسد روزی بآنجا من حکمت کویی از مشرق\nسخن را بشنود در سوی مغرب آدم دیگر\nتأسف میکنم بر حال دهشت اشتمال قوم\nفقان از ناطقان كنك و داد از سامان کر\nمحیط شرع را آنان محاط عقل فهمیدند\nبامهای طبیعت خاک را گفتند خاکستر\nبکنج خالقه اکثر ریا کر از غم اشکم\nتوکلت على الله گفت و همیان دوخت بهردر\n\nاز مناظر عسکر به شهزاده معظم معین السلطنه صاحب افخم در خصوص اخذ ترتیبات با سردار سپه سالار صاحب بعضی تلقینات میفرمایند.\n\nگروه بی سوادان از برای نان و آش مفت\nگرفتند از پس اشرافان تقلید را در بر\nنفس دزدان جو ماشین غزل افسانه در دادند\nهزاران سوخت در این آتش بی دود خشک و تر\nعصای سبز خود پنداشت پیر دیر سر نیزه\nمغان ساده لوحان متکای چوب را موزر\nشترهای قطار و ساربان خرسوار ما\nنشاند کاروان او را نخواهد شد شمند و فر\nطریق ره نوردی یاد گیر از بیعت رضوان\nمرید شیخ سنوسی شود هم مسلک انور\nسر خود را فدای قوم کن همچون نیازی بيك\nوطن نازد بنام نامی مانند تو افسر\nچنان آتش زبان شو تاشوی مثل جمال الدین\nادیب ملک افغان و مدير جامع الأظهر"}
{"book": "adl0616", "page": 1484, "text": "عبد ۷ سال نجم شمارهٔ ۹\n\nمروتها بطوف کعبهٔ امید بی عمادی\nز تنگنا همچو موسی با کتاب خضر ره بگذر\nتعصب گرم ملت خرب بنیاد جمعیت\nکمالت درد مهلک غفلت مردم ازین بدتر\nنجات دین و دنیا مندرج در ضمن یکرنگی\nگشایی در ضمیر اتحاد قوم دان مضمر\nرس من آن سکندر معنی مقصود این اخبار\nزبانها را ندانی کی شوی بر سر او مظهر\nنخورد و خواب و در زندگی تقسیم کن ساعت\nپس از خوردن هر سو کرد و جمناستيك كن اكثر\nحقوق و طب و تاریخ و نجوم و بوط موسیقه\nز مکتبهای ما در صحن شهرت یافت زیب و فر\nر اسطرلاب و زیج ملل اسلام و او روپا\nبدور بین و المسقوب دسترس شد ما ارو پی و\nقون صنعت جغرافیا هم مال ما بودند\nبرق وده از ما اهل یوروپ نقشه و مسطر\nحریفان کار خود کردند و سه صد سال ساختیم\nاز آن باعث نمایان مسکر و آنها شده در کر\nز خشکی نز کتازان دشمنا را بود و هم انداز\nبکشتهای مایان باد دریا بود فرمان و\nيك زنبور تعلیمی شکار باز می کردیم\nحفوط داك مارا از هوا میبرد يك كفتر\nتخلق كن باخلاق الهی با همه مخلوق\nجهان را نور پاش و همچو خاور در درا پرور\nعجز تشویق و ترغیب هوسکاران نو آموز\nنباشد در دل محزون صوفی زاده احقر\n\nچه خبر خواهان بود آدم د تول تیار\nهیچ مطلب نور تارو په زره که حيرتاسو خواموروه آدم پلار\nاعانت کره را غلی یو له تری دخوا را تو کرومدد برادر وار\nعرض دوی زان نمایان کری پنبه شان د وی خو ظالمان لکه لیو اندی دیر مکار\nشر میدان چه یوزل پریوزی په رمه که لحاظ خونگری د کبار او د صغار\nفلسطین چه په قبضه که د اسلام دی به اسلامبول که د اسلام وی برقرار\nپه مسیح ما قسم چه دوی خواهان دی چه حلاج بند میز کاند بدار\nدانجوا صلیبی جنګو که نه وه په منيز باند له یورپ دنا تار\nد سلطان صلاح الدین په زمانه که ټول یورپ چه پورشلم کره حصار\nله کفار وا کفر مره شوه میدان که تور شو و خلاص په هر همت او په فرار\nسه قصوروه د اسلام په باب لکلی چه روضه د امام کره کوله بار\nبيا جنګ وه د طرابلس په افریقه که چه مسلمانان شو شهیدان هزار هزار\nنه سپین زری می د سلو کالو رینود نه په غیر که د مور طفل شیر خوار\nچه عمل زمین بدل شو حال مویل شو لکه وی وعید له لوری د قهار\nدیر کلی فی لی کره له سرون عمارات خالی وسوه بیا په تار\nستمونه داخلی سه عجب ندی چه از حال د انګریز ا مو کرم اظهار\nپه ظاهر که انګریزان مهذب تردی په باطن که دوی بدتر د اور کفار\nاول داچه او س سالار د دوی کجروی چوٹی مرمهه ی سور کری وه بدار\nهمه چوب چه د مسیح قائم مقام دی مذهبی د دوی سردار دی هم فی پلار\nچه د کری وه بیان الطالبه شه چه اسلام دی دیر اشد افزی دلار\nدیر تواب دی چه خار بوی شی له لاری هم پلاری که دی نوی نور ازار\nانی دامی استیصال د اسلام کری لکه بی درو واښه د مرغزار\nقلمبند په تیزر مه بخره شکری که نه جود کری قلمون ټول اشجار\nدعا د ( افغان ) داده ای خالق چه د تل وی ټول دشمن ذلیل همخوار\nامضا\nغ . م : افغان\n\n( بسم الله الرحمن الرحيم )\nرب لا تذر على الارض من الكفرين ديارا\n\nتركيب مخمس »\n( به امضای « گل » از ایران وارد شده )\nدرویش شورشی\n\nاز چیست چنین بیچاره شدیم کوته دست و غمخواره شدیم\nاز خانه خود آواره شدیم نادیده چو ما کی در بدری\nهو حق مددی مولا نظری\n\nایران شکر و برا نه شده بین مهر وطن افسانه شده\nقدمش اون دیوا نه شده تا بود شود انسان بشری\nهو حق مددی مولا نظری\n\nاین خاک به از کیوان بودی آرامگهٔ گردان بودی\nمی رشك همه شاهان بودی شد دست خوش غول تتری\nهو حق مددی مولا نظری\n\nز این پس بره مردان پوئیم بر درد وطن درمان جوئیم\nایران ایران ایران گوئیم در ورد شب و روز سحری\nهو حق مددی مولا نظری\n\nای قبلهٔ ما ایران ایران ما بنده و تو یکتا یزدان\nهو حق مددی مولا نظری"}
{"book": "adl0616", "page": 1485, "text": "شماره ۹ سال پنجم صحیفه ۸\n\nو فرمان فرما وعين الدوله را که دوستدار انگلیس و روس هستند داخل وزارت ایران نمودند. ازین خبر مذکور بالا بعض حقائق مهمه زیر پرده خفا میماند و عالم اسلامی در ورطه پریشانی می افتد. چون کاتب این سطور از ایران تازه وارد شده است و از خیالات و حسیات مردم ایران — از وضع و شریف جوان و پیر — عالم و عامی — اطلاع دارد — جرأت کرده در صفحات جریده برای آن عالیجناب شاهد حقیقت را پرده از رخ کشیدن میخواهد. شک نیست که ملت ایران در شصت سال — یعنی پنجاه سال عمر ناصر الدین شاه و ده سال عهد مظفر الدین شاه -- از برکات تمدن عبارت است از ضبط مالیات حسب اصول اقتصاديه جديده — و نه عسكر موافق قواعد نو ایجاد — و تعلیم همه افراد ملت محروم ماند. و در همین شصت سال اقوام عرب در علوم وفنون وكشف اسرار فطر و ایجاد اسباب تسهيل نقل و سياحت وغيرها چنان ترقی و تقدم کرد که در قرون قدیمه انسانیت در هزار سال هم نکرده بود — ولی از مساعدت تخت مظفر الدین شاه مرحوم در ابتدای سنه ۱۹۰۷ بر بستر مرگ خویش حکومت دستوری قرار داد، و مجلس ملی نومی آورد — ملت ایرانی بدون اضاعت وقت در پی اصلاح ملك و ملت مشغول شدند. و برای نظام مالیات در همه طول و عرض ایران بکار فن اقتصادی — مارکن شتر نامی را از حکومت ممالک متحده امریکا طلب نمودند — مارکن شتر مخلصانه در صدد اصلاح مالیات ایران والشكر ضابطیه هم در زیر تعلیم صاحب منصبان سویدن، نظامی بصورت سپاهگری درست پیدا کرد. در ماه اگست سنه ۱۹۰۷ دولت انگلیس و روس با هم اتفاق کرده سنك راه اصلاح مالی و ملکی و فوجی ایران شدند، و مارکن شتر امریکی را مجبور کرده از ایران بیرون نمودند. از سنه ۱۹۰۸ ع تا امروز که هشت سال میشود از واسطه تداخل روس و انگلیس برایرانیان بلاهای متواتر و متراکم نازل شده است (۱) مثلاً طرفداران شاه معزول مدد اسلحه و پول یافته لوای غائله برافراشتند. و مانع ترقیات ملك و ملت گشتند — (۲) در سنه ۱۹۱۰ وزیر مالی ایران را که وطن پرست بود يك از منى كه رعيت روس بود در روز روشن در طهران کشت. و بکیفر کردار نافرجام خود نرسید (۳) در اواخر سنه ۱۹۱۱ چون دولت اطالیه از اغوای انگلیس و فرانس و روس بر طرابلس غرب كه يك ولايت دولت عليه عثمانيه بود حمله آوردند. حکومت روس برای اعانت اطالیه برولایت آذربایجان ایرانی تسلط عسکری نموده، حکومت عثمانیه را مجبور کرد اما قوای عثمانیه را بسبب حفظ ارمنیه و کردستان از آسیای کوچک بیرون نتواند ببرد. هنگامیکه لشکر روس به تبریز در رسید، اعیان و اشراف ولایت را طلبیده استدعا نمود که بطور رسمی در میان خلائق اعلان نمایند که دولت روس حسب طلب ارباب حل و عقد آن ولایت برای تصفیه حکومت ایران لشکر را بآذر بائیجان فرستاده است — ثقة الاسلام و چند نفر رئیس روحانی آن خطه بود از روی راستبازی و وطن پروری باین تقاضای دروغ راضی نشد — پس روسیان بكمال سنكدلی وسفاكی ثقة الاسلام و دیگر معصومان را روز عاشوره محرم سنه ۱۳۳۱ هجری بدار کشیدند. و ازین حادثه جانگاه غریو از نهاد همه ملت ایرانی بر آمد (٤) این عمل بر روسیان ضعف حکومت ایران و بیچاره کی ملت ایرانی هویدا شد که\n\nپر کرده کنون مهرت دل و جان تو روح دل و نور بصری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nهو هو هو هو کو کو دارا کو شاپور آن لشکر آرا\nکو نوشیروان کردون خرکا رفتند و نماند از ایشان اثری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nخورشید کیان کردند چورو شد شب پره سان دشمن شب جو\nبر بازی چرخ نفرین و تفو کانگیخت بپا بیداد گری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nدر ما تم و در زاری تاکی اشک از دو بصر جاری تاکی\nشرمنده کی و خواری تاکی تا چند روا این خونجگری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nآوخ آوخ کر میمتیم افیون زده و خواب و سقیم\nاز خود غافل از اینرو بسیم نبود ما را از خود خبری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nمات غافل دشمن در کار اين يك در خواب آن يك بيدار\nاين يك مدهوش آن يك هوشيار زاینان کردند از بیخبری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nبگرفته عدو کاشانه ما از خود داند این خانه ما\nپر کرده شکم از دانه ما بر خرمن ما برزد فردی\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nبیداد عدو اندر تبریز یاد آورد از ظلم چنگیز\nالله الله از این خونریز بر سوخت بهم هر خشک و تری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nاز بهر وطن از جان کوشیم و از دست اجل خلعت پوشیم\nاز جام فنا زهری نوشیم تا کام وطن کردد شکری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nما را باید شمشير و تفنك زو رو دل شیر نیروی نهنك\nبا زوى پلان اندر که جنك نه گونه زردنه چشم تری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nجانت بفشان هو هو هو هو خونت بمكان هو هو هو هو\nدر ويش بخوان هو هو هو هو تیغی زن و برکش تیری\nهو حق مددى مولا نظرى\n\nحوادث خارجيه\nمکتوب از هرات به امضای ( یک سیاح ) در باب احوال ایران آثار حیات در ایران نیم مرده .\n\nغرة محرم سنه ١٣٣٤\nجناب محترم مدير سراج الاخبار افغانيه\nدر جراید هندوستان جزوی از خبر ایران بدین منوال شائع شده است : که سفیران دولت المانيه واستريا . هنگری و دولت عليه عثمانيه ز طهران بیرون رفتند — و ایشان گمان کرده بودند که در عقب ایشان شاه ایران هم خواهد آمد — اما سفیر انگلیس و روس بشاه ملاقات کرده زو وعده دوستی حکومت ایران بدولت انگلیس و روس گرفتند .\nزو"}
{"book": "adl0616", "page": 1486, "text": "شماره ۹\nسال پنجم\n\nاز بهر اقامت هول و جباريت خويش برمزار مقدس امام رضا در مشهد کلوله توپ باریدند — و خزائن ثمینه و جواهر غریبه ازان روضه متبرکه بصارت بردند ازین واقعه نیز ایرانیان اشک خونین ریختند. (ه) انگلیس وروس عمداً ادارهٔ ملک را چنان خراب و فاسد نمودند که حاصل بسیار کم شد و شوکت حکومت باقی نماند — پس انگلیسها پول برای اداره قرض دادن آغاز کردند — اماصرف چند هزار پوند دربار ویسود اضعافاً مضاعفة !\n\nدر ایران چنانکه در دیگر بلدان ملت منقسم بسه طبقه است اعلی واوسطه وادنی مردم از طبقه اولی زمام حکومت بدست خود دارند. نا اکثرین ایشان از پندار پر و از احوال عالم بیخبر و از حب وطن بی بهره اند. برای پول ملک و ملت را میفروشند. و مردم طبقه سفلی والحقیقت مصداق عوام کالا لعام هستند. ترياك مردمی شانرا بر باد داده. وانهماك عنبائت ايشانرا بدرجه بهائم رسانده است — اکنون باقی ماند طبقه وسطی — در میان ایشان مردم با غیرت و حمیت و وطن پروری بسیاراند — اخلاص دارند. اما نفوذش بمقدار علم و معرفت ايشان ظهور می آید این طائفهٔ اخیره، چون تغلب روس و انگلیس وسفاکی وجاری این هر دو در ایران ملاحظه کردند. عرق ناموس ایشان محرک آمد — جماعهای پنهان و آشکارا برای خلاص وطن عزیز وجود آوردند. و کوششهای نمایان بکار بردند — چون ماهران حیل سیاسی از روس و انگلیس از مساعی وطن پروران ایران آگاه شدند. مردمان وطن فروش را از طبقه اولی بدست آورده شیرازه اصلاح و ترقی را برهم زدند — در همین جنگ و جدل فیمابین مصلحین و مفسدین این سالهای اخیره در گذشت — و حالت ایران روز بروز ابتر گردید — و نفوذ روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران روز افزون شد — درین اثنا این جنك عالمگیر در یورپ آغاز شد — برای طائفهٔ وطن دوست ایران یک فرصت غیر مترقبه روی نمود. ایشان ازین فرصت استفاده کردند و با وکلای دولت المان اتفاق کرده برای استقلال ایران وعده گرفتند. علاوه ازین مدد مادی و معنوی هم تایک درجه از ایشان حاصل نمودند — پس ایشان نوجوانان روشن دل و دماغ را که در یورپ تحصیل کرده بودند. طلب داشته بهمه طول و عرض ایران برای فهمانیدن حقیقت مسئله بمردم ایلات وقبائل منتشر ساختند.\nمسئلهٔ جهاد اکبر را شرح داده حالت خطر ناك وطن را بمعرض بیان آوردند — و مردم ایلات را که بجوهر مردانگی آراسته اند. بر بیرون راندن روس و انگلیس از ایران آماده کرده منتظر فرصت نشستند — درین سال گذشته سعی ایشان در تبدیل کردن رای قوم بجانب مطلوب بزرك غالباً مشکور گردید — و هزیمتهای روس و انگلیس و مظفریهای المان و استریا و ترکی دل ایرانیان را قوت و جرأت بهم رسانید.\nهر چند که ملت ایران برای اخراج روس و انگلیس از ایران مستعد و مصمم گشته — از بهر بدست آوردن مراد خواستند که حکومت را با خود همساز و همر از نمایند. تا ملک و ملت از فتنه خانه جنگی مصون باشد — بویژه خواستند که شاه ایران را از طهران بیرون برده باصفهان یاجائی دیگر در وسط ایران مقر حکومت قرار دهند. تا از حملهٔ روس ایمن باشند — روس لشکر خویش را در انزلی و قزوین. وغير ها که بغرب و جوار طهران واقع است فراهم آورده تا بوقت ضرورت\n\nبطهران قابض شود - از نجا است که فرقه ناجیهٔ ايران باسفيران عثمانی والمانی و اطریشی در ساخته منصوبه بیرون بردن شاه را از طهران درست کرده بود. ولیکن خانتین ملت که بیول روس وانگلیس ناموس ملک و ملت را فروخته اند بسفیران روس و انگلیس اطلاع داده مانع نقل شاه از طهران گشتند — اظهار دوستی روس و انگلیس از جانب شاه ایران و داخل کردن فرمان فرما وعین الدوله در هیئت وزرا چیزیست مجبوری و سراسر خلاف خواهش ملت ایران — واقعهٔ دهم ماه نومبر سنه ۱۹۱۵ در شیراز را مشتی نمونه از خرواری از حسیات و ارادات قوم ایرانیان توان پنداشت حسب اطلاعات مطبوع در جرائد انگلیسی چنان مینماید که دهم ماه نومبر مردم شیراز کلیه بخلاف انگلیسان برخاسته قواصل جنرل انگلیس و دیگر مردان انگلیسی نژاد را گرفته اسیر کردند. و زنان و نیکان ایشانرا به بوشهر برده صحیح و سلامت بدست صاحب منصبان بحری انگلیسی حواله نمودند. لشکر جندار مه یعنی ضابطیهٔ منتظمهٔ شیراز هم شريك ملت شده در گرفتاری انگلیسان و بیرون فرستادن زنان و بچگان ایشان كمك نمودند.\nاز احوال مذکوره هویدا گشت که منصوبهٔ خلاص کردن ایران از چنگال روس و انگلیس خیلی قوت گرفته است. پیش از زمان دراز ایرانیان باشاه ایران یابی شاه مدد چندارمه که قریب سی هزار فوج منتظم است و اعانت مردم ایلات بک کوشش بلیغ در اخراج روس و انگلیس از ایران خواهند کرد. البته ایشان منتظراند بظهور حرکت انقلابیۀ در هندوستان ( زیرا که در هندوستان سازشها بخلاف حکومت انگلیس روز بروز در ترقی است ) و بشمول مسلمانان قرب و جوار در جهاد اکبر، و با آغاز شدن جنگ در مصر — حق بجانب ایرانیان است — چنین فرصت غیر مترقبه برای آزاد شدن مسلمانان از ربقهٔ عبودیت انگلیس و روس و فرانس و نیز برای اتحاد اسلام باز نخواهد آمد — فرصت جو نوبهاری در عمر شخص و قومی گر رفته باز ناید مثل شباب زائل —\nامضا\n( لك سياح )\n\nخبرهای ایران\n\nورود قور خانه\nمنجیل - دیروز بعد از ظهر هشت کاری قورخانه با ۳۵ نفر سالمات و ده نفر قزاق روس وارد منجیل شده امروز قبل از آفتاب عازم قزوین شدند\n\nورود سوار آلمانی\nاسد آباد - دیروز يك عده سوار آلمانی با یکنفر صاحب منصب از سمت کنکاور وارد اسدآباد شده دو سه روزی اقامت دارند تا عقب مانده برسد و هر نقطه را که معین نمودند توقف نمایند.\n\nسوار آلمانی\nاسد آباد - دیروز عده سوار آلمانی وارد شده بسمت همدان حرکت کردند\n\nحرکت در پایکی\nبرازجان - در پایکی حکمران بنادر با چند نفری از همراهان از راه شیف از براز جان عازم بو شهر و حرکت کردند"}
{"book": "adl0616", "page": 1487, "text": "صحیفه ۱۰\nسال عجم\nشهارة ٩\n\nمجاهدین شیراز\nشیراز - مجاهد بن مشغول مشق هستند و همه روزه در مسجد تو و مسجد وکیل أحضور علماء وسار طبقات اجتماع نموده نطق و خدا به میخوانند\n\nحرك به ملك سياه كوه\nسیستان - امروز قسمت زیادی از قشون انگلیس تقريباً تمام عمده آنها باقور خانه و توپخانه و سایر لوازمات باشتر زیادی بحط ملک سیاه کوه حرکت کرده اند قصدشان معلوم نیست که بجای دیگر خواهند رفت یا از سر حد خارج خواهند شداد وا ما خیلی چیزها شنیده میشود که حمل صحت نمیتوان کرد\n\nحرکت صاحب منصب انگلیسی به بیرجند\nقاین - امرور صاحب منصب انگلیس با ۸۰ قشون که از مشهد وارد قاین شده بودند به بیر چند حرکت کرد.\n\nشهر بندی بیرجند\nپرجه چند روز است رئیس مالیه دور شهر را علامتی قرار داده در وشش دروازه معین نموده و در هر در وازه يك مستحفظ نار نداشته برای گرفتن حقوق تواقل کسی از بیراهه رود\n\nمشکل لا نحل\nپس از مذا کران که دولت ایران در باب تخلیه پوشهر با دولت انگلیس نمود از طرف دولت مجاهدین امر شد که دست از جنك بردارند تا تكليف معین شود ولی مشکل بزر کی کها پیش آمده این است که مجاهدین اظهار میدارند تا انگلیسها كلياً بوشهر و التخليه نکنند مارک اسلحه نخواهیم کرد. انگلیسی هم میگویند بوشهر تخلیه خواهد شد ولی عده برای محافظ قبول ، انباء انگلیس خواهند ماند تا دولت وسایل تامین افراهم کنند. با این اختلاف و تناقض به انگلیها بوشهر را تخلیه میکنند که مجاهدین ساکت میشوند\n\nرونست ایران روس\nبعد از واقه اسفناک دستگیری توفیق بيك شهبندر دولت عثمانی از طرف هیئت دولت اقداماتی شده و ۳ روز قبل کتباً پروستی به سفارت روس داده شده است ولی هنو جوابی از طرف دولت روس نرسیده است\n\nوحلت العالی\nمراغه - سه چهار روز است بواسطه اشتهار ورود عساکر عثمانی و عشایر سرحدی بساوجبلاغ اهالی دهات حول و حوش مضطر با بازن و بچه وانالت البث عمراغه آمده سکونت نموده اند\n\nاضطراب اهالی ساوجبلاغ\nچنانچه در ضمن تلکرافات اطلاع داده میشود چند روز است ما به که انتشار ورود عما كرهنانی بسمت ساوجبلاغ و حدود اطراف آنها را میباشد و روسها برای طرفیت یک عده هزار نفری قشون با مهمات روانه داشته اند ولی تلگرافاتیکه اخیرار نمیده مبتنی است که تا بحال طرفیتی نشده و اهالی از ترستان باطراف قرار میکنند .\n\nحکومت بوشهر\nوحسب بيشنهاد قوام الملك بمقام ریاست وزراء عظام حکومت بوشهر موقنا بعهده دریا یکی واگذار شده است و ایشان در اینجا مشغول کار هستند قشون انگلیس هم دخالتی با مورات ندارند .\n\nخروج ۱۳۰ نفر قشون روس\nباگیران - امروز بتدریج ۱۳۰ نفر سالدات سوار مسلح با هشت کاری اسباب حرب از طرف قوجان وارد و بعشق آباد رفتند\n\nالحاق مجاهدین جنوب\nیکصد نفر ژاندارم ساحلوی کازرون که از شدت فلاکت و تاخير هوا حقوق مستوه آمده و با وعده های نزدیک حقوقشان باز نرسیده بود و تفتك احد و قشنگ خود را در ازاء حقوق برداشت در را از جان ما حق مجاهدین کرده اند قصدشان معلوم نیست که بجای دیگر خواهند رفت یا از سر حد خارج خواهند شداد وا ما خیلی چیزها شنیده میشود که حمل صحت نمیتوان کرد شدند و جد و جهد . کردکان در جلو گیری تمری بخشیده است . اهه\n\nخبرهای محاربات عثمانی\nاخباری که در روز نامهای (تیمس ) و ( دیلی میل ) ان کلیرم مورخة و سپتامبر دیده میشود و ابلاغیه های فرانسه و انگلیس متعلق به و قایم دار داخل کاملا مغایر حقیق است این روز نامها و اطلاعیه ها مجد در صددستر و اخفای هزیمت کلیه مؤتلفین در کالی پولی بوده اند در آن پورطه عملیاتی که اسکیسها قوای جسيمه فوق العاده ابتداء نموده بود. منتج مقلويات فاحشه شده اليوم دشمنان بعد ارتفعات بحساب درید تکنای ساحل محصور مانده اند و تپه وذروه های اطراف شان با استثناء از طرف ماکر منصوره عثمان مشغول میباشد و چنان که نشریان فوق الذکر ادعا میکنند اومد و ده های مواصله ت به جزیره هو وقت از طرف دشمن ضبط وة م تكرههه است.\n\nدر کالی پولی\nجهه دار دانل دیروز در آتا هو طه توپخانه عثمانی او که دشم را که در زیر مستان تپه واقع نبود عبارده نموده باعث تلفت کار گردید در آری بورنی نیز توپخانه عثمانی دستگاههای بمب انداری دشت راز و آتش خود گرفته آنها و اسکان نمود همین توپخانه به فرو دکتر نقلیه دشمن را هم که در ساحل آری بورتی افراد و مهمات سیاده می نمود. مورد کلوله های مهیب خود کرده آنها را مجبور فرار کرد ۲۷ در آنا قورطه و کراویز دره سد البحر مقررات عثمانی اقوال دشمن را در خفیه انداخته همه آنها را اسیر و مقدار کلی نفت و مهران وادوات حربيه وتلكرافيه | تنام نموده اند\n\n۲۹ جهه دار دانل پر برود يك كشتی تر پیل انداز دشمن که وقت خراب شود از ساحل کر او یزدره تقریب کرده بود از آتش استحکامات عثمان عرف کردن شود همین استحكامات موضع دشمن اور سد البحر شدیدا پیاده نموده اور کا\n\n۳۰ - جهه عراق شب ٢٦ قواى عثماني بريك قوه دشمن که در ترکم ما به کششهایش در شمال قو به از دجله پیاده شده بود محرم اوراق امت را دچار تلفات مهمه نمود\n\nشب ۲۷ قوای عثمانی هجوم تازه آورده دشمن دچار تلفات ب به گره درین در اثنای مجار به مشاهده شده است که انگلیها مقتوله در جلوم می انداختند فردای آن شب دشمن بواسطه کشتیهایش قوای کاره برستان ما مجار به سختی تا وقت غروب دواه کرد ولی با اینکه قوای دشمن جواهر مقابل از قوای اسلامی بود مهاهمان در مقابل مدافعه دایراد شانه کرد اسلامی بلا نتیجه ماند در این بين لك طياره دشمن تخريب و ٢٥ كم بادانش با انه محمولات غرق ولك مفرزه تل ترافعی امیر که درد چندی"}
{"book": "adl0616", "page": 1488, "text": "صفحه ۱۱\nسال پنجم\nشمارۀ ۹۰\n\nفرونت دار دانل\nکار متفقین در دار دانل هنوز هم پیشرفتی نکرده و عملی که اسباب امید واری باشد از عساکر آنها ظاهر نشده است . اضطرابی که تحت البحری انگلیس در دریای مرمره احداث کرده بود بعد از غرق آن ( که اداره بحریه انگلیس هم اخیرا تصدیق کرد ) رفع گردید ولی در بحر اژه تحت البحری های آلمان مشغول عملیات است عثمانیان در جیب يك صاحب منصب جزء انگلیس که مقتول شده دفتر یادداشتی پیدا کرده اند که وقایع را از روز قبل از قتل خود به طور یومیه نگاشته و حاوی مطالب مهمی است ( ما شاید عین ارقام ترجمه و درج کنیم ) خبر تازۀ که پروپاگندان فرونت میدهد نقشه جدیدی است که عثمانی ها پیش گرفته از زیر نقب زده بسنگرهای دشمن میرسند هر چند میگوید این نقبها را تا کنون خراب و منهدم کرده اند ولی بيشك از معرفتی که عثمانها در خاك خود دارند از این تاکتيك جديد برای متفقین خالی از مخاطره تصور\n\nهیئت انگلیس ها فشنگهای دوم دوم و گلوله های پر از گاز خفه کننده استعمال کرده اند\nدر جبهه قفقاز در جناح يمين ما ما بين مقر ذات كشاف عثمانی و يك فوج سواره روس تصادمی واقع شده، روسها مجبور به فرار و يك صاحب منصب و يك عده ازین اسیر شد. در ۱ اکتوبر ۱۹۱۵ جبهه دار دانل در آری- بورن توپخانه جناح يسار ميدين را که در جوار ( کانلی حیرت ) واقع میبودند تخریب کرد در سد البحر نیز نقی که آتش زده بودیم خندقهای دشمن را زیر و زبر کرد. در سد البحر ميان توپخانه جات طرفين جنك سختی واقع شده يك ایستشن اطریهای متحدین مجبور به سکوت و قسم های خندقهای آنها تخریب شد. در سد البحر نقی که طرف جناح يمين ما زده بودیم نقب مقابل متحدین را پر هوا کرده همه عملجاتش اتلاف گردید.\n\nاز مناظر عسکریه مانوره\n\nمیشود همان طور که جنگ دریا کم کم از زیر شروع وتحت البحر ها بد تر از سفاین روی آب فعالیت مخرج میدهند عملیات زیر زمینی هم روز بروز کسب اهمیت مینمایند . ترکان در این جنگ باندازه سیم های خاردار بکار برده اند که در چنگهای بی سابق امتثال آنها دیده نشده بود ، ما در مقابل موانع فوق که ترکها فراهم آورده اند مبارزه های شدید میکنیم ولی باید هموطنان ما بدانند که درین مبارزات چقدر جان و اسلحه تلف می کنیم. در هر قدمی را که جلوتر از سنگرهای خود می گذاریم با خسارات عظیمه مجبور بعقب نشستن میشویم . جسارت و شجاعتیکه ترکها در این میدان بخرج دادند روحیه سابق آنها را احیاء نمود ، حقيقتاً آنها در بن جنك بخوبی اثبات کردند که در زمان گذشته يك طايفه جنك جوئى بوده اند —\n\nتلگراف اميرا طور المان به انور پاشا\nچندی قبل کاپتان ساندرس پاشای المانی بواسطه مجروح شدن از دار\n\nداخل بجبهة كالیپولی باسلامبول بر گشت انور پاشا وزير جنك عثماني شخصا بجای او آمد و بواسطه موفقیتی که حاصل کرده و قشون متفقین را مغلوب نمود مورد تعجب و تحسین گردید. اعلیحضرت قيصر يك قطعه نشان لیاقت نظامی برای او فرستاده و بدین مناسبت تلگراف ذیل را هم بانور پاشا مخابره نموده است .\nتمام تعرضات دشمن را بايك موفقيت مشعشعی دفع کردن و دشمن را مغلوب و منهزم نمودن موجب افتخار و مسرت عظيم گرديد تبريكات قلبی خود مرا از موفقیات جديده بذات عالى بيان و اظهار مینمایم — با چنین اردوهای متفق جسور و عساکریکه منصف بحسن فدا کاری هستند از مظفریت قطعی و آخری مطمئن و خاطر جمع باید بود — برای آنکه تقديرات وتشكرات مخصوصه خودم را يك نشان و علامتی باشد : — نشان لیاقت عسکری را که بزرگترین نشان های حرب آلمان است بشما میدهم"}
{"book": "adl0616", "page": 1489, "text": "صحیفه ۱۲\nشارة ۹\n\nامیر اطور و پادشاه ویلهلم\nجواب از تشکر امیرا طور\nامروز تلگراف مبارك را که لطفا مخابره فرموده بودید شرف وصول یافت شجاعت و فدا کاری قشون ترك در موقع اقامت در ساحت حرب دار دانل در حضور اعلیحضرت موجب تحسین گردیده و نشانه آن به بنده خودتان نشان لیاقت عسکری را عطا فرموده اید زیارت کردم - تشکرات عاجزانه خود را با احترام و تعظیم بذات حشمت پناه عرضه داشته و امید وارم مطمئن باشید که در آنچه نیز تمام تعرضات دشمن را در میدان چناق قلعه و کالیپولی مقاومت و دفع خواهند نمود انور ، ورجاك\n\nاین است که فعالیت تحت البحری های آلمان دشمن را حیرت زده کرد.\n۷ دسامبر جبهه دار دانل — در روز در موقع انافورطه قراول عثمانی در چندین نقطه متهیئ دشمن هجوم برده دو مترالیوز قبضه تفنك و ۱۱۰ صندوق جبه خانه گرفته اند و اليوم همان مترا ها بر علیه دشمن بکار میرود ـ در همان موقع يك درشكه انگلیسی مهمات مورد گلوله عثمانی شده و تمام مهمات محترق و مشتعل گردید استحکامات ساحلی دیروز بر توپخانه دشمن آتش افروخته و کلیه ساکت و افواج دشمن را که در ( مور توایمان ) جمع شده پریشان کرده است [ نقل از رعد و شهاب ثاقب ]\n\nدار دانل\nعثما بيها خسارات دشمن را در کالیپولی در ۳ ماهه اخیر ٥٥٥٠ صاحب منصب و ۰۰۰ و ۱۲۲ تایین میگویند اخیرا محاربات سختی واقع شده و روی هم رفته موقع عثمانیها بهتر و محکمتر بوده است و عمده مطالب\n\nخبر های محاربات اورپا\nتفصيل بمبار دمان نوووكبور سك\nالمانها برای بمبار دران شهر ووو كيور سك فى محسری سیزده دکمه و نیم وارد نمودند کلوله های خار\n\nاز مناظر عسکریه\nماتوره\n\nاین نهنگ های بحری ۲۵ ورست راه را طی میکردند. این گلوله ها بهر دیواری از قلعه قدیم که میرسید فورا با خاک یکسان مینمود علاوه بر این آلمانها بنواحی قلعه نوو و كبور سك توپهای شانزده دمکه آورده بودند که گلوله های آنها شصت پونت است ( معادل سیصد و سی من تبریز ) وقتیکه این گلوله های شصت پونی در هوا سیر میکرد از شدت سیر آن يك طوفان بزرگی بپا می شد سالداتهای ما ابتدا تصور نمیکردند که طوفان بواسطه گلوله های توپهای آلمانی میباشد تا کهان يك گلوله بنزد یکی يك عمارت چوبی افتاده و آنرا مثل يك جعبه کبریت بهوا پراند سالداتها نقل میکنند که وقتیکه گلوله های شصت پونی آلمانها میافتاد چهار پنج خانه چوبی را مثل جعبه های کاغذی بیاد داده و درخت های\n\nاین بزرگ را مانند چوبهای کبریت در هم میشکست آلمانها یکنوع دراز موسوم به مار سوزنده میانداختند که خسارت آنها زیاده از تصور بوقوع میآمد مارهای سوزنده مثل سیل از آسمان بنقاط مختلفه قلعه كيوسك میبارید نقطه نمره ۱۹ قلعه آلمانها چهار صد عدد گلوله چون انداخته بودند بيك نقطه دیگر در عرض چند ساعت بهزار پونت فولاد و اجزای ناریه ریخته شده بود تقریبا هزار و سیصد و پنج خروار يك گلوله که بمیان قلعه میافتاد منظره را تشکیل میکرد که تصویر نمودن آن عاجز است. هر گلوله که بسطح قلعه اصابت میکرد و یا بیکی از خانه های چوبی که در قلعه برای سالداتها درست شده بود میافتاد مثل گرد و خاک کوبیده شده"}
{"book": "adl0616", "page": 1490, "text": "سال پنجم شماره ۹\n\nيك قسمتی از قشون طرف قلعه رونو حرکت کرد و در همان حین مرکز سپاهیان آلمان سمت مينسك پیشرفت دارد جناح بسیار حمله خود را و شهر دونا بورك ( دويسك ) دوام میدهد ، غنائمی که در ماه سینا از روسها به چنگ ما آمد عبارت است از : ٤٢١ نفر صاحب منصب ١٦٣٥٤ تارین خود خراده توپ ۲۹۸ عراده مترالبوز\n\nدر دریا\nکشتی جنگی ايطاليا موسوم بندتون بواسطه احتراق تخريب و عده زیادی از راکبین آن تلف شدند\n\nبمباردمان لندن\nبمباردمان لندن متوسط زیلین موفقیت بزرگی حاصل نمود و صدمة زیادی به بانك انگليس و چندین کار خانه وارد آورد و خسارات وارده تنها بيك كار خانه معادل يكصد و پنجاه هزار لیره است\n\nامراض چشم سراد وارد کری\nروزنامه، خیس کنتینانتال ) در تاریخ ۱۸ اوت در تحت عنوان ( دردچشم سراد وارد گری ) بطور مزاح تحریر می مینویسد که خلاصه ان از این قرار است: ما البته باقوال روز نامه ( لوستيكه بلاتر ) مغرور شده چنین حدس می زدیم که چنی درد سراد وارد کری وزیر خارجه انگلیس يك مرض جزئي وسهل العلاجی است ولی حاليه مع التاسف خلافش معلوم شده رمد وزیر مزبور خیلی سخت و معلق است . اطباء باز دقت های زیاد این درد چشم را این طور تشخیص داده اند . اولا وزير مختار محترم خیلی از مرض چشم اضطراب دارد زیرا که چیزها را از نزديك ندیده در اغلب مطالب مشتبه میگردد و در مسائل سیاسی عدم اقتدار خود را ثابت میکنند چنانکه قررات مشار اليه در پارلمان راجع بجواب | باتمان هلوك | ثابت میکنند که وزیر مختار مزبور اقتدار خود را کم کرد. مضطرب شده است . ثانیا مبتلای به ( قمر به ) گردیده حتی محسوسات را هم نمی بیند . واکر می بیند خیلی کم و جزئی میبیند زیرا پورتهای رسمی آلمان را ندیده و سایت از روی خود و از روی آلمان را هم ملاحظه نمیکند لابد اگر ملاحظه کرده بود بعضی اطلق ها را نمیکرد . ثالثا وزیر مزبور بمرض تضاعف بصر مبتلا شده اگر احوالها در سابق یکی را دو تا می دیدند ایشان یکی راصدها میبیند و بدین جهت است که عساکر انگلیس را که لارد کیچتر تحت سلاح آورده اضعاف عده حقیقی تصور می نماید . رابعا مبتلا به وسعت حدقه شده چیزهای خیلی كوچك را که جزئی و ناقابل است بسیار زرد می بیند و بهمین جهت است که هر روز فتوحات زیادی از قشون خود و متفقین نقل می کنند و عجب تر آنکه در همین حال هم بواسطه انقلابی که در حدقه پیدا میشود چیزهای خیلی بزرگ را كوچك ديده فتوحات آلما ترا بی اهمیت و ناقابل میشمارد . خامساً بعضی علاماتی در دست است که معلوم میدارد وزیر محترم بعرض اغتشاش الوان ، گرفتار شده رنگ ها را نمی تواند تمیز بدهد و بهمین واسطه است که در بعضی از سفاین انگليس بيرق امريكا نصب شده و با این حال مشاراليه انکار نموده بیرق های مزبوره را بيرق انگلیس تصوره بکنند\n\n۱۳\nدو هزار عراده توپ در تمام مدت شبانه روز على الاتصال مشغول گلوله ریزی بودند و ابداً يك دقيقه هم فاصله نمیدادند معلوم نبود که این قدر گلوله را از کجا میاورند و مثل تكرك بالاكلوله را تمام نقاط قلعه میباریدند آلمانها در همان وقت هجوم که بسنگرهای ما میاوردند باز دست از باراندن گلوله نمیکشیدند عساکر پیاده نظام آنها با سر نیزه باستحكامات هجوم آور شده و از بالای سر آنها گلوله میبارید.\n\nاز دوم ماه آو گوست آسمان به پایان ما روزها شوا استند شروع باقدامات نمایند زیرا از ترس گلوله ها نمیتوانستند پرواز بکنند هوای تمام نقاط قلعه پیدا آمده بود و از يكطرف هزار هائى منفجر میشد . و از طرف دیگر سنگ های زمین از قوت انفجار آنها بهوا میپرید و از زمین دود غلیظی بهوا بلند بود گرد و کرد آلود مانند ابر سفید در بالای قلعه کشیده بود که شهر را از روشنایی آفتاب محروم مینمود طبقات عمارتها مثل ذرات در هوا در حرکت بود آتروپلان هائیکه از ضرب گلوله ها به نامه افتاده بودند مانند آلت باز بچه اطفال در زمین حرکت میکردند.\n\nساعتها نقل میکنند که همیشه در هوا آسیا های بادی مشاهد میشد، از دور شهر مثل یکپارچه آتش بنظر میامد ، شب ها از انفجار بمبها از صدای خراب شدن عمارتها يك منظره غریبی را تشکیل میداد . خلاصه آنکه دو هفته شب و روز بدون انکه يك دقيقه فاصله بدهند از صدای بمبها و از غرش توپها کسی يك دقيقه مجال استراحت نداشت .\n\nاز یکطرف شنیده میشد که قلعه را به خوبی محافظه میکنند از طرف دیگر برای العین میدیدیم که شهر بيك جهنم واقعی تبدیل شده بود بالای شهر پرواز میکنند ده هزار نفر ملائکه عذاب و گاه چندین کیلومتر مربع را میدیدیم که میدان مارا مثل کارخانه ریخته گری مملو از فولاد ذوب شده نموده اند ، مسلم است از هول و هراسی از ذهن هیچ کسی خطور نمیکرد که سر خود را برداشته بيك طرفی قرار نماید .\n\nجنگ در مرا کش\nاخیرا در مراکش بین فرانسه ها و پنج قبیله زد و خوردی واقع شده است قبائل که شرکت در این جنگ کردند عبارت از شش هزار پیاده و یکهزار سواره بودند قوای فرانسه چهار هزار پیاده و يكتوب کوهی عده زیادی سوار بودند\n\nدر نتیجه محاربه فرانسه ها تماما مغلوب شدند و تا دارالبيضا فراری گشتند نصف قوای فرانسه تلف شده است\n\nقبائل من بوده شش متر البوز و شش توپ و جبه خانه زیادی غنیمت گرفتند .\n\nدر میدان های شرق\nدر فرونت شرقی و جنوب شرقى قشون آلمان و اطریش همواره مظفرانه جلو میروند در مشرق لوسك —"}
{"book": "adl0616", "page": 1491, "text": "صحيفه ١٤\nسال نجم\nتدارک آلمانها برای زمستان\nدیده بان نظامی روز نامه رج را عقیده بر این است که از حرکات دشمن چنین معلوم میشود که خیال دارند خط رودخانه (دوبنا) را متصرف شوند. بعلاوه از فرامین جنرال (بلو) نیز تا حدی مقصد آلمانها معلوم می شود. چون فرمان جنرال بلو خالی از اهمیت است ماعينا آن را ترجمه و درج می تا نیم :\nه ای عساکر امیر امور آلمان : تنها خیلی کارهای بزرگ از پیتر ردید و خیلی فتوحات عاليه نموديد ، شما ممده ترین شهرهای استار و (لیتوا) را از دست روسها ربودید . حالا یک کار بزرگی برای نه در پیش است و ان این است که یک هجوم سخت باید بمیدان سواح رودخانه (غربی دونیار آورده شهر ریکار ا متصرف شوید، زیرا شهر ربا بزرگترین تخار بخانه روسیه است و امروز در انجان خیره زیادی جمع آوری شده و از حیث موقع جغرافیائی نیز برای اهمیت زیادی دارد . علام با این زمستان نزديك است اگر به ریکا بروید منزلهای کرم برای در فراهم میشود و تا بهار آینده بدون اینکه از روسها نصیقات به بینید آن زندگی میکنید و اکراهای ریکا المانی و آلمان دوست میباشند . در این نو مدت زیادی استراحت نموده و خستگی چندین ماهه شما رفع میشو و برای بهار مصمم میشوید که بطر زبورغ را از دست روسها کرد و آنها را از سواحل بالتبت دور کنید .\n\nاز بیانات جنرال مزبور معلوم میشود که خیال آنها این است که جدوم نموده در یکجا بقوای خود مرکزیت بدهند که تمام زمستان را با مصادی سنگری در پیوند آلمانها امروزه برای استر است از ما محتاج تر میان زیرا چهار ماه است که شب و روز بلا در تك جنك من فرما یکه از طرف جنرال بلوتوده شده است برای این نیست که از اسرار خود مطلع سازند بلکه برای سالدانهای آلمانی مینا پس ما باید فرمان مزبور را خالی از اهمیت ندانیم.\n\nمیتوان گفت که همه دولت (کورلاند) را جنرال فال کنه اون تصمیم کرد و جنرال بلونیز کارهای نظامی او را تجزیه نموده بترتیب اندام بعضی از نظامیان آمار طرفدار جنك نواحي كورلاند نبودند و دره نمیاوردند که اهالی آنجانده و لانیش ، و است، میباشند که هم روانی تجارتی با آلمانها دارند و هم زبان آنها مهمترین وسیله دوستی و در با آنانها است .\n\nملا بسمارک آلمانهای (اوست زی) را بواسطه اینکه دورز سیاسیه نمی تواند تبدیل دهد این بود که گرفتار چنین مشکلات کردید اما مرکز خویش میدید عصر آلمان می شمرده و همیشه میگفت : در خصوص فقدان مهمات جنکی اردوی روس علت انت که در وقت خودش که فرصت داشتند صنایع داخلی را ترقی ندادند\n\nامروز احتیاجاتی که اردوهای روس دارند بیست یک انرا کار خانه های اسلحه سازی روسیه بیشتر نمیتوانند فراهم سازند و از کارخانهای امریکا نیز بدرجه کفایت احتیاجات بکند مهمات فرستاده نمیشود .\n\nاز بیانات صدر اعظم فرانسه بخوبی معلوم میشود که درجه برودت دی بین روسیه و فرانسه از یک طرف و انگلیس و فرانسه از طرف دیگر فوق و سردی العاده شدت داشته و صدر اعظم مزبور بزبان حال می فهماند که فلاکت حاضره از دو های روس جزای مخالفت و تعمدیست که در مقابل تکالیف فرانسه و انگلیس بروز داده با این حال معلوم است که صداقت و خلوص بين دول من بوده تادیر زمانی باقی نخواهد ماند\n\nشماره ٩\nسادساً - پاره دلائل دیده میشود که مبتلای بمرض ( اختلاط رؤیت ) میباشند مثلا کشتی ( لوزیتانیا ) که اسلحه و توپ همراه داشته و بعضی سفاین مغروقه دیگر که مسلح بوده اند بچشم ایشان عاری السلاح آمده است - اطباء تجویز نمی کنند که ایشان را پورتهای آلما را بخوانند زیرا که به تصغیر عدسیه چشم ایشان می افزاید بعلاوه تولید انقلاب و قهر کرده اسیاب شدن مرض میشود - مظفریات انگلیس برای تسکین حالت خوب است ولی عیب دیگری دارد که عدسیه چشم را بزرگ میکند\n\nدر موقعی که حقوق بین المللی و مسائل راجع به بیطرفی در بین می آید تجویز کرده است که باید يك چشم خود را به بنده در موقع تدقیق دفتر اموات بكلي مطالعه را تجویز نمی کند و باید که دو چشمان بسته باشد در خصوص موفقیات تحت البحرى آنان تنها بستن چشم هم کافی نیست و باید پرده های سیاه ضخیمی در جلو بکشند که ذره هم نور دیده نشود از سائر جزئیات این مرض خیلی بحث ها میکنند که سانجا ل نا صرف نظر میکنیم\n\n( نقل از شهاب ثاقب )\n\nنطق صدر اعظم فرانسه برعايه روس\nمحرر یکی از جرائد الازونی بارئیس الوزرای فرانسه مسیو دیویانی ملاقاتی کرده - موضوع ملاقات راجع بشکست های روس و فقدان مهمات الدوات و غیره بوده است از طرز سئوال و جواب معلوم میشود کدورت شدیدی بین مؤتلفین تولید شده است.\n\nد نوبانی میگوید اینکه روسها ما را متهم میکنند که در موقع گرفتاری فنون روس و تطبیقی که بواسطه تهاجم قشون آلمان و اطریش بانها وارد می آید قشون فرانسه عاطل و بیکار نشستند و از تکلیف خود که بایستی فشار بالمان وارد آورده او را مجبور کنند از تضییقات خود در شرق بکاهد غفلت کرده اند این تهمت محض است و فرانسه ها برای اینکه قوای الماترا شکست بدهند مليونها تقوس انسانى فدا کردند اصل مطلب در اینجا است که دولت روس کوش به حرفهای نمیداد ما میخواستیم حرکات اردو های تمام دول ایتلاف از روی نقشه متحدی باشد و هر حر کنی میکنند. طوری باشد که محال اردو های سایرین هم فایده برساند و بهمین جهت زنرال پورا بروسیه اعزام داشتیم و مخصوصا در انوقت خاطر نشان کردیم که حملات و تمرضات خود را بکوههای کارایات موقوف و متروك دارد . اما روسیه حرف ما را نشنید و در جواب تکالیف ما اظهار داشت که نقشه های سوق الجیشی را که از پیش تهیه و تدارك کرده بواسطه بعضی اسباب سیاسیه نمی تواند تبدیل دهد این بود که گرفتار چنین مشکلات کردید اما در خصوص فقدان مهمات جنکی اردوی روس علت انت که در وقت خودش که فرصت داشتند صنایع داخلی را ترقی ندادند\n\nامروز احتیاجاتی که اردوهای روس دارند بیست یک انرا کار خانه های اسلحه سازی روسیه بیشتر نمیتوانند فراهم سازند و از کارخانهای امریکا نیز بدرجه کفایت احتیاجات بکند مهمات فرستاده نمیشود .\n\nاز بیانات صدر اعظم فرانسه بخوبی معلوم میشود که درجه برودت دی بین روسیه و فرانسه از یک طرف و انگلیس و فرانسه از طرف دیگر فوق و سردی العاده شدت داشته و صدر اعظم مزبور بزبان حال می فهماند که فلاکت حاضره از دو های روس جزای مخالفت و تعمدیست که در مقابل تکالیف فرانسه و انگلیس بروز داده با این حال معلوم است که صداقت و خلوص بين دول من بوده تادیر زمانی باقی نخواهد ماند\n\nولی از نظامیان المانی یک نظر قال کنکا اورزن مثل اینکه عقیدتی و بیانات او را نشنیده باشد باین امر مهم اقدام نموده بطرف شمال به اقدام آور شد."}
{"book": "adl0616", "page": 1492, "text": "صفحه ١٥\n\nخياليكه كنكا اورزن از اين اقدامات اين بود كه علاقه پتروگراد را از جنوب روسيه قطع نمايد .\n\nحرب جدا گانه ميخواهد صلح كند\nروزنامه ( بالكادره تا ) اظهار مى دارد كه دولت صرب بتوسط نمايندگانش در بخارست و آن تشبثات براى صلح انفرادى بعمل مياورد بر طبق اخبار اخير بخارست وزير مختار صرب در اين شهر نمايندگان المان و اطريش هنگرى استمراحى راجع بصلح كرده و در خواست كرده است كه چه شرايطى براى صلح پيشنهاد خواهد شد؟ مخصوصاً نماينده صرب با كمال اصرار سوال كرده است كه دولتین چه جوابى بصرب ميدهند كه پس از صلح بوى حمله نكنند . نمايندگان متحدين جواب منفى به تقاضاى نماينده صرب كه بر طبق دستور وليعهد ( الكساندر ) بوده است داده اند و بالاخره اظهار داشته اند كه با صرب صلح نخواهد شد مگر بعد از اينكه او را براى مالش كه مولد جنگ خونين حاضره است برسانند .\n\nامير ادريس آلمان و خواهران صليب احمر روس\nاستكهلم ١٤ سپتامبر - از برلن خبر ميرسد كه امير ادريس المان به نفر از نمايندگان خواهران صليب احمر روس اجازه داده است كه بملک المان آمده و اقامتگاههاى اسراى نظامى روس را سرپرستى نمايند .\n\nتكميل تحت البحرى هاى آلمان\nروزنامه هاى يونان شرحی راجع بازديد تحت البحرى هاى المان و چنين اظهار ميدارند كه دولت امپراطورى المان جديدا تحت البحرى هاى سيستم جديد ساخته كه از تحت البحرى هاى - تى زرگتر ميباشد و بزودى در درياهاى دور و نزديک بكشتيهاى تجارتی و نظامى دشمنان حمله خواهند كرد .\n\nتزلزل مقام وزير جنگ فرانسه\nدسته را ديكان دمكرات فرانسه جدا انفصال مسيو ميلراند وزير جنگ را خواستارند و غالب اعضاء اين فرقه حساب تغيير كلى كابينه هستند .\n\nو نادر بطريق بورغ\nمطالب تلگرافى كه از نظر زبورغ شده است روزانه قريب ٥٠ نفر از مرض و يا تلف ميشوند .\n\nجنگ سوند و روسى ترديد است\nروزنامه استيا كول رومانى مينويسد ما گزينيكی بخارست مطمئن هستند كه در آينده نزديكى روابط دوستانه سوند و روسيه قطع خواهد شد و از او مقدمتا سوئد ( فنلاند ) را اشغال مى كند .\n\nحوادث جنگ اروپ\nدر اسمان لندن\nزپلن هاى المان دو ساعت بالاى - راه الى لندن آمده و بر غم و اندوه ها مى افزايند اين مهمان كه تقريباً يوميه شده براى ميزبانان گران هم تمام ميشود و هر نوبت بايد جمعى از اهالى انگلستان را در راه اين مهمانان روزى قربانى بدهند .\n\nشماره ۹\n\nاحتراق\nچندى قبل كارخانه بزرگ اسلحه سازى روسيه در قرب پطروگراد بسبب مجهولى چنان محترق شد كه شهر پايتخت را تا چند روز زلزله افكند و از انهمه اسلحه و مهمات و ماشين ها هيچ باقى نماند فقط معلوم شد يك آلمانى كه از سى سال قبل در انجا مستخدم بود عيالات خود را سابقا بسوند فرستاده و در روز حادثه خود اين طرف سوند رفته است اينک هم نمونه كوچكترى از آن در پاريس ديده ميشود : كار خانه مهمى در خيابان توليباك پاريس متحرق شده حتى منازل اطراف کارخانه خراب و صاحبانی در زیر آنها مدفون شده اندروز دو روز قبل مسته را خيلى بزرگ خبر داد بعدى كه تا بحال ٥٠ نفر مقتول معلوم شده ولى روز ديگر از حدت آن كاسته ميگويد فقط دو نفر مرده اند!\n\nيك جاسوس آلمانى در مملكت فرانسه\nجرايد فرانسه شرح حال يك جاسوسى را از قول يكنفر صاحب منصب فرانسوى چنين شرح مى دهند :\nدر يكى از شهرهاى بزرگ غربى فرانسه چند سال قبل يكنفر عكاس دريك محله شهر يكباب دكان عكاسى باز نمود . طولى نكشيد كه بواسطه مهارتى كه در صنعت عكاسى داشت و بواسطه ارزانى اجرت مشترى زيادى خصوصا از اهالى نظام بدور خود جمع نمود صاحب منصبان فرانسه هم عكس خود را در اين عكاسخانه سفارش ميدادند و هم عكسهاى خود را كه با رفقا در شهرهاى ديگر كشيده بودند براى بزرگ كردن بعكاس مزبور مى دادند و هم عكس سرى خويش را با وسفارش مى كردند . اين عكاس رعيت آلمان بوده و يكى از اجزاى جاسوسين آن دولت حساب ميشد . بعد معلوم ميشود كه عكاس مزبور كليشه هاى تمام عكسهاى صاحبمنصبان فرانسه را بجان آنان ميفرستاد وقتيكه يكنفر از صاحب منصبان فرانسه بخاك آلمان ميرفت فورا بواسطه آن عكسها او را شناخته و هميشه حركات او را تعقيب ميكردند .\nواضح است كه هر سال تمام صاحب منصبان فرانسه عكس خود را بايك ورقه تذكره به وزارت جنگ ميفرستند .\nدر وزارت جنگ هر سال عكسهاى جديد صاحب منصبها را دريافت نموده در عوض عكسهاى قديم بديوار مى چسباندند . عكسهاى قديم را بألكره ها بواسطه اينكه لازم نميشد دور مى انداختند .\nاين عكاس هر سال بهانه اينكه ( كولكسيون ) جمع ميكند از فراشهاى وزارت جنگ عكسهاى كهنه را با نذكره هاى كهنه ميخريد و فراشها نيز فروختن عكسهاى كهنه اهميت نميدادند تمام اين عكسها را عكاس مزبور به برلن روانه مينموده كه در آنجا هيئى تشكيل داده اين عكسها را معاينه مينمودند . براى اين بوده كه تمام صاحب منصبان فرانسه را در برلن و در تمام نقاط آنان بخوبى شناخته و اوضاع داخلى آنها را نيز ميدانستند . و همچنين بواسطه اين اقدامات بوده كه كارهاى جاسوسى آلمان در خاك فرانسه پيشرفت ميكرد\n\nمعارف آلمان قابل ملاحظه است\nروز نامه ( در كلام اوپرتور سوم ) شرح ذيل را در يكى از مقالات خود نوشته است مسئله معارف در قشون اهميت بزرگى حائز است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1493, "text": "شماره ٩ سال پنجم صحیفه ١٦\n\nبنا برين تعيين عده باسواد و بی سواد هر دولتی لازم است عده بی سواد در هرده هزار نفر از قرار ذیل است آلمان ۲ نفر انگلیس ۱۰۰ نفر فرانسه ٤٠٠ نفر بلزيك ۸۳۳ نفر ايطالی ۳۰۷۲ سرب ٥٥٩٢ روس ٦١١٠ نفر از صورت فوق معلوم میشود که معارف آلمان اول رتبه را دارد و قابل مقایسه با سایر دول نیست .\n\nتهدید بانکهای آمریکا\nهوا خواهان آلمان در آمریکا بانکهائی که حاضر قرض دادن نمیشوند تلقین شده اند بنظر منفوریت نگریسته اقدامات سخت برصد آنها مینمایند حتی برای اعضای کمیسیون قرض خطر جانی هم متصور است و اعضاء كميسيون بدون مستحفظ جرات عبور و مرور ندارند متجاوز از ٥٠ شب نامه برضد اعضائی کمیسیون منتشر شده که بدست پلیس افتاده است و اعضاء كميسيون بحال اجماع با مستحفظ هم نمیتوانند ایاب و ذهاب کنند مگر اینکه باعده مستحفظ منفرداً به کمیسیون وارد شوند و هوا خواهان آلمان که در بانکها پول دارند سخت ایستاده اند و راضی نمیشوند که بانک پول آنها را قرض بدهد در صورتیکه ممکن است از این قرض فواید کلی حاصل کنند بالاخره ممکن است این تهدیدات او عملیات اثرات کلی در سایر بانکها هم نماید .\n\nترجمه مقاله ایست که یکی از نویسندگان معروف ( پطروف ) در روز نامه ( روسکی اسلو ) بتاريخ اول اکتبر ١٩١٥ مینویسد تغییر اوضاع جنگ و دارالخلافه کین چین )\nچند روزی در پطرو کراد اقامت داشتم حالت روحیه مردم بسیار ناگوار بنظر آمد . محسوس بود که از نا مساعدتی روز کار وضعف عمومی همه مبهوت و سر عجیب تفکر فرو برده اند . چند نفر از رفقای نظامی خود را که از میدان جنگ مراجعت نموده اند ملاقات کردم همه بیک زبان میگفتند: چه شهر عجیب که متنفس هم در آن ممکن نیست ! هر جا میروی صحبت اغراق آمیز اوضاع ناگوار جنگ و شکست پی در پی در میان است . مثل اینکه مردم با یک حال بشاشت و خرمی همانطور که از خواندن یک مقاله با داستان محفوظ میشوند این اتفاقات حزن انگیز و مولم الاستقبال میکنند : تمام شهر بیک کار خانه کار خفه کننده مشابهت دارد . بعضی اظهار میداشتند که باز و دست باید از اینجارفت و بقشون ملحق شد . خیال کرده بودم چند روزی از میدان خونین جنگ دور شده اقلاً نفسی تازه کنم و ساعت خوشی بینم . باینجازوانه شدم . کجا است اینجا ؟ هیر و از طرف غرب حال من از خشم و غضب شبیه میشود بیک تاریخی که در شرق منفجر شدن است . خوب است باز بصفوف جنگ روم و در آنجا بمعالجه روحیه خود بپردازم . رای شخص من — مسکو — پطرو کراد — و سایر شهرهای عظیمه روسیه بیک کار خانه کار خفه کننده از اخبار مولم و اغراق آمیز نظر می آید بلکه بیک دارالخلافه کین چین شبیه است که سابقاً در شرق اقصی عیاناً دیده بودم .\n\nپرو تستهای ایران\nدولت ایران چندین فقره پرو تست راجع بحرکت قشون روسی\n\nاز قاینات مینویسد\nو انگلیس از قاینات به سفارتین داده و از قرار اخبار واصله انگلیس از قاین بطرف سرحد حرکت کرده اند\n\nبهانه و دست آویز جدیدی که برای دخل خود واذیت مردم اجزای حکومت بدست آورده اندسته آلمانی ها است که هر کس را میخواهند جریمه کنند میگویند آلمانها بخانه تو آمده بانو با آنها می بود پایه آنها اسباب فروخته خلاصه آنکه چندی است از این راه مشغول تعدی مردم بد بخت هستند مخصوصا على بيك در قاین باین بهانه اکثر در زیر کوه افروخته و خانه نیست که دو بار این حریق نشده باشد گمان نمیرود در هیچ جای دنیا از اهالی قاینات مردم بدبخت تر و عاجز تریافت بشود دیگر جان و مالی برای مردم باقی نمانده از ناجاری است دسته و جوقه جوفه باطراف خصوصا بافغانستان فرار می کنند . حاجی عبد الله بيك را که شوکت الملك برای مطالب مهمه بهرات فرستاده هنوز مراجعت نکرده است ( نقل از اخبارهای ایران )\n\nخلاصة آخرين خبرهای ماه دسمبر\nعساکر انگلیز در عراق عرب شکست فاش دوبار شد ، مقتول و مجروح زیاده از دو هزار است ، توپها و غنایم بسیاری بدست عثمانیها در آمده است — در میدان رزمگاه غربی حرکات اسرار انگیز ادامه جاری و خبر های آن به هالند و دیگر جاها میرسد . دولت فرانسه جرنیل جافری را عزل و بجای آن جرنیل کاستلنو را در رزمگاه فرانسه مقرر کرده است — محاربه بلقان تقریباً بحد ختام رسیده در حالیکه از تمام ممالک اصلی خودشان و ملکهای که دو سه سال پیش از عثمانیها گرفته بودند اخراج و در المانیا و مانتنکرو پناه گزین شده اند . عساکر فرانسه و انگلیز هم هیچ کامیابی در امداد صربها حاصل نکرده بلکه با انتظام خود شانرا بسوی سلانیک اعتراف میکنند و بعضی شهادت آنها را در سلانیک هم تهدید میکنند — عثمانیها در داردنیل از موضع تدافعی بوضعیت تجاوزی در آمده حمله های شدید و گوله ریزی های مدهش متحدین را پریشان داشته اند ملت ایران در قرب همدان و قم و مراغه و ساوجبلاغ رزمگاه روس و جرمن و عثمانی شده است در این ماه کشتیهای تحت البحری المان و استریا فعالیتهای عجیبی بکار انداخته کشتیهای بسیاری از متحدین را در نقاط مختلفه غرق کرده اند خدا کند در شماره آینده — حکومت جمهوری چین باز بحکومت امپراطوری تحویل یافته یوان شی کائی به امپراطوری تعیین شده است — وزرای و امرای ملکی و عسکری فرانس و انگلیز و روس جمع آمده و در احوال دهشتناک موجوده مذاکره و مشاوره کرده اند — عساکر انگلیز در مائیکرو داخل شده است . از خاک مائیکرو بذریعه کشتی رسیده که یک دسته چهارصد نفری از قوای جنگی دولت آستریا بر بندرگاه سان کاتالدو گلوله باری نموده چند لنگر جهاز دخانی ایطالیا را پاره کرده چند بادبانی غرق نموده و قریب دهانهٔ دریای بوجانه یک لشکر کشی دولت فرانس را هم تباه نموده است — عساکر آلمان در ممالک شمالی روسیه در پیشقدمیست .\n\nدر چاپخانهٔ حروف دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهر مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1494, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت رسیدن اخبار مشتركين كرام دار السلطنه کابل خود را رهایی یابیم ممكن نشد لهذا با کتابخانه مركزي دار السلطنة كابل يك مقاوله نموده تا کتابخانه مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار مارا که همه مشترکین کرام رساند در عهده همت خود قبول نمود. مشتركين كرام دار السلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه عین فردا فردا بواسطه آدمهای داخانه خود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماه هفت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه دو پوند انگلیزی | قیمت ششماهه يك پوند انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nنرخ طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است . از همین قرار حساب کنند\n\n⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿\n\nیاد آوری\n\n⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿\n\nبر همه کار داران نظامی وملكي وجمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جا بروند و بیایند میباید که بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا میروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیابد و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسودا گرانیکه مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانيه اعلان و اشهار کردن میخواهند. و با دیگر مردم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ یک روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر یک قران يعنى نيم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایع درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطر یک قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ - اینچ - ٤ - سوت ) میباشد. هرگاه شخصی اعلان خود را متمادیاً تا یک سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی در هر سطری سه آنار اجرت گرفته میشود.\n\n⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿⦿"}
{"book": "adl0616", "page": 1495, "text": "اعلان\n\nجزيرۀ پنهان\nنویسندگان مطالعه کار ادبیه را مژده از نوبر رسیده گلزار و مطبعه عنایت و کام جا را شیرن نمائید . جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسعی وغیرت را برای اساس زندگان نوع بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان | تنها (۹) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارك ، و د كان حاجي غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\n\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۴\nسیاحت در زیر بحر مصون مجلد ۲\nاز هردهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضۀ حکام مجلد ۲\nپراگنده مصور مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ۹\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را باشند بنام مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\n( اعلان )\n\nپراگنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا و خوبی طبع دارا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت خوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابل در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ... مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1496, "text": "سال پنجم\nشمارۀ (١٠)\n\nسراج الاخبار الافغانية\n١٣٣١\n\nفهرست مندرجات\n\nجمع شد\n\nحوادث داخليه\n( مكاتب ابتدائية دارالسلطنة كابل )\n\nادبیات )\n\nحوادث خارجيه\nالبلاغ - از استراليا - غرق كشتها - ترجمۀ اخبارهای عربی - خبر از مصر - تخلیه بطرو گراد - فرانس و یونان - سوق عساكر زور قمجين - خبرهای محاربات عثمانی شمشیر و لوا از کربلای معلی - وحشت انگلیزها - قرار قشون روس - مجسمۀ هندن رنك طلا می شود - از جراید آلمان - طلای موجودی بانك آلمان - موفقیت قرنۀ جنك آلمان - شیر ساده بايك دختر عثمانی در جنگ - تهیه استعداد برای فارس راجع به تبعید محترمین بوشهر - ترجمۀ اخبارات انگریزی وارده - جوع سرقۀ الممالك - افكاريك نامه نگار - جنگ در بلقان - بلغاریها چهار بار قوی تر از انگلیس و فرانسه - مسئله جنگ در دانیل - خلاصۀ آخرین خبرها - اعلان سراج التواريخ\n\nتصاویر\nاز مناظر هندوستان - جامع کبیر شاهی در لاهور - يك اسكول در کراچی - مقبرۀ صفدر جنك در دهلی قبر جلال الدین اکبر بادشاه در آکره"}
{"book": "adl0616", "page": 1497, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج المسلة والدين بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانيه وسعى و همت جناب جنرال کارخانه جات، ماشين خاله مباركه دار الساسته کابل علاوه برایهای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمهای عساکر شاهانه وغيره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروشی آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ، ذیل ( دکان عبد الله خان در بازار ارك ) میباشد.\n\n(۱) نرخ های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انکلیزی ۳ فوته مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام\nقسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری گند قیمت آن ۱۵ ٪ زیادت\nرقم | تا حال ساخته نشده | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nقیمت | | ۷ روپیه ۹۰ پیسه | ۶ روپیه ۱۲ پیسه | ۹ روپیه ۱۸ پیسه | ۶ روپیه ۹۰ پیسه | ۵ روپیه ۴۰ پیسه\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره دهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه\n\n(۲) جراب | تکمه های چرمی محراب و منبردار\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۱ روپیه | ۳۹ پیسه | ۱ روپیه ۶۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۵۵ پیسه\n\n(٤) کوره های جدید ساخت\nرقم | زرباف کتاب دو گره در باره | زه باف يك اسپه دو گره سه تاره | چرم باف يك اسپه | يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه | ۵ روپیه و ۸ پیسه\n\nرقم | چرم باف دسته بادامی دولایه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ۸ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ١٦٦ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ۱۳ پیسه\n\nرقم | قبضه ونجی کلیت مرة و توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧٥ پیسه | ۵ روپیه و ۹ پیسه | ۵ روپیه و ٥٤ پیسه\n\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | | ٤ روپیه و ٤٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ۸۵ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه\n\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | تیغ چرمی كفتك دار | چرم باف ما بين بست يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۹ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۴ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل چریین | گل نافرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ۹ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ۹ روپیه و ۳ پیسه\n\nقسم | شکوفۀ نارج | گل یسمن | گل السترن | چنبیلی\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\n\nقسم | شکوفۀ سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۹ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ( کابل نظامی ) )\n(المدیر)"}
{"book": "adl0616", "page": 1498, "text": "صحيفه (١)\nسال پنجم\nشماره (١٠)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\nمدير و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه بادارهٔ سراج\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nقيمت ساليانه\nبدار السلطنة كابل ٨ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله ٩ روپيه كابلى\nدر خارج مملک\nباخراجات داك ١٠ روپيه انگليزی\nهر پانزده روز يكبار نشر ميشود\nبهای يك نسخه آن در كابل يك پيسه است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nتاریخ قمری ضره ربیع الاول ١٣٣٤\nتاریخ انگریزی ۷ جنوری عیسوی ١٩١٦\nتاریخ شمسی ١٦ جدی ١٢٩٤\n\nبمناسبت ماه مبارك مولود برفيض و مود\n\nترجيع بند\nدر نعت حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفى صلى الله عليه و آله واصحابه وسلم\nكلام حضرت طرزی صاحب افغان عليه الرحمة والرضوان\n\nبند اول\nهر دو عالم خاك در گاه محمد مصطفى صم\nعرش و طوبى است در راه محمد مصطفى صم\nچرخ را با رتبۀ قدرش چسان آرم بياد\nعرش باشد پست باجاه محمد مصطفى صم\nناز بر خورشيد سر از آسمان برتر كنم\nگر جبين سايم بدر گاه محمد مصطفى صم\nتا ابد عمرم چو مينا در صفا خواهد گذشت\nگر رسد جان برلب سياء محمد مصطفى صم\nچشم جان تاريك شد از مكر نفس تيره دل\nروشنی میخواهم از ماه محمد مصطفى صم\nاينهمه كنج و گهر كاندر ره او ريختند\nجز غم حق نيست دلخواه محمد مصطفى صم\nجمله عالم از طفيل روی او پيدا شده\nشام دنيا روشن از ماه محمد مصطفى صم\nنفس و شيطان ز در هم چون غول در صحرای دين\nميگريزم سوی در گاه محمد مصطفى صم\nاز تو میخواهم مدد يارحمة للعالمين\nنور افزا كن سراج ملت دين مبين\n\nبند دوم\nوی كوئين است در چنگ محمد مصطفى صم\nچرخ فى سنك است از سنك محمد مصطفى صم\nی که از شرمش حیازی حجاب عصمت است\nپرده ناموس شد منك محمد مصطفى صم\nدر گلستان جهان رك كل خود شيدو ماه\nيافت آب و رنگ از رنگ محمد مصطفى صم\nاهل دل زير لويش جانسپاری می كند\nصف كشد تا اهل در جنگ محمد مصطفى صم\nاز علو رتبه قدرش چگويم بيش ازين\nيا غرق عرش زد خنك محمد مصطفى صم\nمی كشد در ديده جای سرمه اش كروبيان\nگرد خاك پای اورنك محمد مصطفى صم\nدفتر احكام او پایا آب نسخ شست\nعقل و فهم و علم و فرهنگ محمد مصطفى صم\nصبحدم از خنده شادی گريبان ميدرد\nشب نشيند هر كه دلتنگ محمد مصطفى صم\nمی كنی تا چند با من آدشمنی ای نفس شوم\nشرم كن از روی گلرنگ محمد مصطفى صم\nاز تو میخواهم مدد يارحمة للعالمين\nنور افزا كن سراج ملت دين مبين\n\nبند سوم\nديده ام تا نقش رخسار محمد مصطفى صم\nشده ام زان باغ اسرار محمد مصطفى صم\nاختيار نقد كونين كردی در دست من\nميشدم از جان خريدار محمد مصطفى صم\nكو مر جان نقد دل مال و منال زندگی\nجمله ازم صرف در كار محمد مصطفى صم"}
{"book": "adl0616", "page": 1499, "text": "شماره ۱۰\nسال نجم\nصحیفه ۲\n\nمیبرد آینه شرمش صفا از پیش من\nتا که کشتم محور خار محمد مصطفى صم\n\nدر درون حجره هم تا حشر باشد همنفس\nهی که خود در غار شد یار محمد مصطفی صم\n\nنقطة قطب ولایت میشود بر چرخ فضل\nهر که شد در خط پرکار محمد مصطفى صم\n\nهر که آمد بر درش گلهای مطالب چید و رفت\nکاشتی نبود چو گلزار محمد مصطفی صم\n\nگر بگرد چارسوی ماه من گردی که نیست\nگرم بازاری جو بازار محمد مصطفی صم\n\nاز بلای آز و حرص و شهوت و بغض و حسد\nمی گریزم زیر دیوار محمد مصطفی صم\n\nاز تو میخواهم مدد يا رحمة للعالمين\nنور افزا کن سراج ملت دين مبين\n\nبند چهارم\n\nتا گرفتم ذيل دامان محمد مصطفى صم\nچیدم گلها ز دامان محمد مصطفى صم\n\nنقش خوب و بد نبیند دیده بی چون آنها\nهر گرا شد دیده جوان محمد مصطفى صم\n\nاز همینخواهی که نقد دین نیازی رایگان\nبنگر کی سیاران محمد مصطفى صم\n\nکم شمارا اینکه می بینید نقش آسمان\nهست نقش کوی و چوگان محمد مصطفی هم\n\nنعمت الوان عالم در دهانم زهر شد\nتا نبودم ذله از خوان محمد مصطفی هم\n\nاز در حق هم به بند روی نعمت تا ابد\nهی که شد محروم احسان محمد مصطفی صم\n\nورد تسبيح ملك در عرش باشد این سخن\nرحمت حق باد رجحان محمد مصطفى هم\n\nبوی خوش از بسکه شد صرف بهار خلق او\nمیدمد گل از گریبان محمد مصطفی هم\n\nاز جفای نفس و ظلم و بدعت و جور و نفاق\nمیزنم دستی بدامان محمد مصطفى صم\n\nاز تو میخواهم مدد يا رحمة للعالمين\nنور افزا کن سراج ملت دين مبين\n\n( بند پنجم )\n\nشب شهد مرهمی برای محمد مصطفی هم\nصبح خیزد پیش بالای محمد مصطفی هم\n\nمست کرد دست خرد مست خبر در روز حشر\nهر که نوشد جام صهبای محمد مصطفی هم\n\nسوزن و تار سعادت یافتم ای بخت من\nتازدی کوکم بر عبای محمد مصطفی هم\n\nده و نه و هفت و پنج و چار و سه\nجمله مینازد بالای محمد مصطفی صم\n\nدر میان میکشان سرشار بد مستی بود\nهی که مینوشد زمینای محمد مصطفی صم\n\nجمله عالم خلعت هستی از و پوشیده است\nچون بگیرد دیگری جای محمد مصطفی هم\n\nیاد یارب تا ابد آباد این کارزار فیض\nشد جهان گلشن ز گلهای محمد مصطفى صم\n\nبر سر شام چو گل از باد دماغی بپوسد\nهی که دارد شور و سودای محمد مصطفی صم\n\nدار عقبی با همه نعمت جهان با خوب و بد\nهست در پنهان و پیدای محمد مصطفی هم\n\nمن ز دست نفس کافر ماجرای سخت کوش\nسر نهم هر لحظه دریای محمد مصطفی هم\n\nاز تو میخواهم مدد يا رحمة للعالمين\nنور افزا کن سراج ملت دين مبين\n\n( بند ششم )\n\nگشت پیدا عالم از نام محمد مصطفی هم\nچرخ خواهد تا ابد كام محمد مصطفى هم\n\nلغزش مستانه را کاری بوحدت میرسد\nبوی حق دارد می جام محمد مصطفی هم\n\nاز بلای بند امکان بگذر و یابد نجات\nهر که با صدق است در دام محمد مصطفی هم\n\nاز علو عزت دانش چگویم بیش ازین\nخوانده ام با نام حق نام محمد مصطفى صم\n\nتیره روزانش بود چون مردمک روشن سواد\nصبح روشن گردد از شام محمد مصطفی صم\n\nبسکه بیحد و غریب است لطف عام او\nشادی امت بود کام محمد مصطفی صم\n\nگر بلندی آرزو داری ازین در رو متاب\nعرش باشد سایه بام محمد مصطفى صم\n\nاندرین دنیا و شام مرگ و روز رستخيز\nدست ما و رحمت عام محمد مصطفى صم\n\nزین چمن دامان پر گل آورید ای عامیان\nروز نو روز است ایام محمد مصطفى صم\n\nنفس هر شب میزند راهم به بیداری چو خواب\nآوری خواهم از انعام محمد مصطفى صم\n\nاز تو می خواهم مدد يارحمة للعالمين\nنور افزا کن سراج ملت دين مبين\n\n( سراج الاخبار افغانیه ) از مدد روحانیت حضرت خاتم الانبيا محمد مصطفى صلى الله عليه وسلم استعداد میکنند که دین مبین اسلام را قوت نصرت و ظفر احسان فرماید، امت ناحیۀ محمدیه را متحد و یکوجود ساخته ملت نجیبه افغانیه را در زیر ظل رأفت و مرحمت پادشاه دیندار وطنپرور غیور وجسور مراحم شمارش ذات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) در اتحاد و اتفاق پادشاه و وطن صداقت و استواری و در راه حفظ دین و ملت غیرت و پایداری عطا نماید . آمین ."}
{"book": "adl0616", "page": 1500, "text": "٣٠٣\nسال پنجم\nشمارهٔ ۱۰\n\nحوادث داخليه\nمكاتب ابتدائية دار السلطنه كابل\n\nاز وقتيكه بخاكِ افغانستان قدم نهاده ام و بدار السلطنه كابل رسيدم پيش از همه چيزها خاستم كه حقيقت ترقى و امالى آن ممالك اسلاميه مقدسه را از جهت (معارف) كه اهمترين چيزها در باب ترقى هر دولت و هر ملت ميباشد بير وغور بدانم ولى بسى اسبابها وموانعها در پيش روى من آمد كه اهمترين آن مانعها عدم دانستن من زبان فارسى بود كه مرا بسكوت و صبر مجبور نمود . تا آنكه يوم شنبه ٣ ماه صفر حضرت لوقتی اديب بالمقابل نجيب مولوى عبدالرب خان صاحب محترم كه مدير دار المعلمين و سررشته دار عموم مكاتب ابتدائيه هستند از روى مهربانى بمحاضر شدن امتحان يكى از مكتبهاى ابتدائيه شهر مرا دعوت فرمودند . من كه بسيار شوق زائد داشتم در باب ديدن مكتبها كه دليل وحيد ترقى هر ملت ميباشند فوراً به بي تشكرهاى قلبيه و زبانيه اجابت بقبول نمودم . و صباح يوم موعود بسيار انتظار نكشيدم كه آدم حضرت مولوى صاحب مشار اليه آمد فى الحال بهمراه او براه افتادم بعد از نيم ساعتى بدروازه كلان مدرسه رسيدم و براستى مى گويم كه تا پيش از همين ثانيه كه بدرون دروازه قدم نهادم نه يادم و نه بخاطرم گذشته بود كه در نفس شهر كابل بهمين طور منظم و مترقى مكتبهاى ابتدائى موجود باشد . تا ميان صحنه مدرسه كه رسيده حضرت مولوى صاحب موصوف با كمال لطافت و بشاشت وجه كه از فرائد اخلاق حسنه ايشان است اين عاجز را استقبال فرمود . و چون نظر دقت انداختم از ديدن حسن نظام و انتظام قوانين اين مدرسه مباركه كه با اجدّ ترين اصول حاضره مرتب بود يك اهتزار سرور ورعشه بر فرح و حبور در اجزاء همه وجودم حس كردم . آن وقت همه شاكردها و طلبه ها كه عبارت از ( ١٣٠ ) شاكرد بودند باداى امتحانهاى مختلفه مانند قران كريم و دينيّات و ادبيات فارسى و حساب وغيره گرفتار بودند . چون بمنظر انصاف ملاحظه شود ازين سرعت تقدم كه در ميان مدرسها و شاكرد ها حسّاً مشاهده ميشود با وجوديكه يك مدت بسيارى نگذشته كه آن مكتبها باز شده اند از فرو رفتن بخار حيرت و استغراق بدرياهاى تعجب خود را منع كرده نميتواند . قدر دو ساعت كما كمال فرحت و مسرت در مابين ديوارهاى آن جاى مقدس و تحرى و تفتيش گستاخانه گذرانيدم برآمدم و دلم و فؤادم از دين بيدارى آن شاكردهاى كه در مستقبل عمار آن ملك انشاءالله ميباشند بجوش و خروش آمال بيشمار پرشده بود . و براستى بدل همت فوق العاده وسعى و كوشش عظيم حضرت عالى جنابى شهزاده معظم معين السلطنة صاحب افخم در باب ترقى معارف اين قدر وقت كمى كه زمام ادارهٔ ( معارف ) جليله بدست مبارك شان آمده خيلى موجب شكران عظيم و تبريكات جسيم ميباشد . پس بيدارى و هوشيارى آن ذات معظم و حسن انتخابش در مقتدرين از معلمين و اساتذه نجبا اليوم گفته ميشود كه در افغانستان مكتبهاى ابتدائى عالى مترقى موجود است . و حقيقةً اگر بچشم بصيرت ديده شود مى بينم كه وسائل نجاح هر دولت و هر ملت به نجاح و تقدم مدارس ابتدائيه آنجا موقوف ميباشد على الخصوص\n\nاگر معلمها از خود ابناء آن وطن باشند پس شاگردانى كه در انجا تحصيل ابتدائى را بانجام رساندند يك ادمهاى وطن پرست كه محبت دين و دولت و ملت و پادشاه است كه فهميدن آنها از فرايض هر آدم بلا استثنا ميباشند در عروق و اعصاب آن شاگردها بهمراه خون و دم مجريان مى آيند كه آن چيزها لا شك ولا ريب اساس بناى اول هر يك ملت كه زنده گى واستقلال مادام الابد ميخواهد مى باشند . پس نتيجه افكار عاجزانه ام را بر دعاى واجب الاداى دوام شوكت وعزت دولت مولانا و افندينا اعليحضرت امير المؤمنين (سراج الملة والدين) كه زارع اول تخمهاى معارف در مزرعه آمال وطن ميباشند خاتمه ميدهم و بر تمام اهالى ملت نجيبهٔ افغانستان واجب و لازم است كه شكر خداوند عظيم الشانرا آناء الليل واطراف النهار ورد زبان سازند كه همچنين يك پادشاه عاقل عادل وطن پرور براى اين وطن محتاج ترقى و معارف عطا فرموده است.\nمحمد اديب\n\nادبيات\nميگويم براى ملت و دولت سيم و زر بايد\nهمين يك اتفاق از هرچه بايد بيشتر بايد\nميگويم كه هر گه سيم وزر كارى نمى آيد\nكه بايد سيم و زر خيل و حشم نيرو تبر بايد\nبروز رزم كردن سيم وزر بايد نميبايد\nكه گاه گيرو دار خصم دل بايد جگر بايد\nخدا روزى كند كاين ملك و دولت متفق گردد\nدگر چيزى ببايد اينقدر بايد اكبر بايد\nبگو از اتفاق اى دوست از بهر خدا مكدر\nبراى دشمن دين اتفاق يك دگر بايد\nديانت صدق و غيرت اتفاق دولت و ملت\nاكثر دنيا و دين مطلوب باشد اينقدر بايد\nمسلمان بايدت امروز سر از پاى نشناسى\nو گر نه سر بجاى كافرتن پو سر بايد\nمكن بى اتفاقى گوش بر من كن سخن بشنو\nسخن بشنو كرت بندى به از لعل و گهر بايد\nسخن را بيشتر در آدمى تاثير ميباشد\nچو كار آدمى با كار و خر شد چوب تر بايد\nاثر بار است شيرين شعر مرغوب تو مستغنى\nدهانت اى حلاوت بخش معنى پر شكر بايد\n\n(وغزل افغانی کلام مستغنی)\nپه عالم کښې چه خوب اوده نه پوهېږم\nچه دروغ ده که رښتیا ده نه پوهېږه\nتن دکفر و داسلام سره عملى دى\nغلبه ده که ماتې ده نه پوهېږم\nپه اسلام لاره په غم وي که شادي ده\nدا ژړا ده که خندا ده نه پوهېږم\nجنګ دکفر و داسلام که قیامت دی"}
{"book": "adl0616", "page": 1501, "text": "سال پنجم\nشمارهٔ ۱۰\n\nاسلامی ، که مولانا و بعضی از امثال شان را در قطعهٔ هندستان به آن شهرت حاصل است . صفت الحجاز كلامی و فصاحت و بلاغت تنها از صفات و مخصوصی است که حق سبحانه تعالی خاص به ايشان عطا فرموده و اديبان زمان از دورا به آن عروج و ترقی داده است . انسان اگر مجلدات « الهلال» را در زير نظر دقت و مطالعه بگيرد بی شبهه در مقابل جدت تحرير و غرابت وحيادت مفهوم و معنای آن محو و حيران خواهد ماند و از انجا قوت سحر نگاری و جادو زبانی صاحب و مديران را اندازه و تخمين خواهد توانست حقيقةً جناب مولانا در مسلك خود يك شيوهٔ احسن و يك اصول بی منتجی را که نظير آن كمتر يافته ميشود از پيش گرفته تعقيب می كنند.\n\nرسالهٔ مصورة « البلاغ » بلحاظ صورت و معنا از جرايد برگزيده و ممتاز اردو زبان قطعهٔ وسيعۀ هندستان است و هيچ اخباری نيست که دعوای همسری نمايد . در لطافت و پاكيزگی خود يگانه جريده است که در تمام هندستان بطبع ميرسد . يكی از خصوصيات لازمهٔ آن اينست که بحران « تایپ » و تصاوير بسيار زيبا و مهمی مطبوع و مزين می گردد قيمت سالانهٔ آن تنها ۱۲ روپيه انگليزی و شش ماههٔ آن ۶ روپيه و ۱۲ آنه ميباشد و حجم آن هم گاهی از ۲۶ صحيفه كمتر نميشود . مجتهدات رسالهٔ مصورة « الهلال» که قبل از اين اشاعت می يافت نيز هر يك به قيمت يك روپيه انگليزی در ازای عليه « البلاغ » در كلكته بفروش ميرسد ، که همه آنها به اعتبار مكثرت تصاوير كثير و استفادهٔ ارباب ذوق شايان مطالعه و لازم خريد است . ما اهالی وطن عزيز خود را که زبان اردو کم و بيشی آشنائی دارند و باشد ولذت علمی را مالك باشند به اشترای مجلدات « الهلال » و اشتراك رساله « البلاغ » ترغيب و تحريص داده می كوشم که مطالعهٔ اين چنين آثارها برایشان باعث بسی استفاده و توسيع معلومات است .\n\nراجع الاخبار افغانيه ، رفيق مفرز و محترم خود « البلاغ» را بكمال فرحت و مسرت استقبال و پذيرائی می كنند ، و همواره بیاد و موفقيت اشاعت آنرا در تحت مديريت جناب كمالات مآب فضيلت مندم « ابو الكلام » صاحب آرزو دارد ، و همه عالم اسلام را به اين يك بنا ميدهد که الحمد لله در هندستان نيز بعضی چنين ذواتی وجود دارد که بكمال فعاليت مدافعهٔ دينی را نموده و همه موجوديت خودشان به حرارت اسلامی در بين قوم و ملت خود كوشش ورزيده آثار و ضرر نجات و رستگاری ميدهند ، زاد الله تعالی امثالهم .\n\nاز اوستراليا\nبسم الله الرحمن الرحيم\nالحمد لله رب العالمين الصلوة والسلام على حبيبه سيدنا محمد و آله و اجمعين اما بعد كاغذيكه روز شنبه تاريخ ٢٤ ماه رمضان المبارك را ارسال نموده بودم اميد که رسيده باشد بنده را که خيال رخصت بود که از راه راست بذريعه جهاز دستکاپور از انجا به پورت سعيد که از راه بيروت و دمشق زيارت آنحضرت صلى الله عليه وسلم مشرف شده و احوال بهیج برسانم آن رفتن بنده را فی الحال موقوف يافتم زيرا که از ماه بليار واقع شمالی و ستن آستريليا که در آنجا افغانان سراحيه مقيم اند مستمراً و اكيداً طلب نموده اند که پی در پی بذريعهٔ تيلگراف خبر ميرسيد وارد فی الحال اند چونکه فی الحال درين بلاد اوستراليا آمده ايد حالا اينطرف بيائيد .\n\nکجيده\nآخرت دی که دنیاده نه بو هیزم\nخدای مه داد یورپ جنگ دی که محشر دی\nنه بو هیزم چه بلاده نه بو هیزم\nد ورب دخلق و جنگ که رستخیز دی\nکه د کل يا د لقا ده نه بو هیره\nد کاورزی نمایه سترګو توره شپه کړه\nتوره شپه ده که زیاده نه بو هیزه\nما قلان د زمانی یی لیونی کړل\nدا جنون دی که سودا ده نه بو هیزه\n(مستغنی) کاکړی ویشا په هره تره\nچی دده خپه مینه مانه کاږه نه بو هیزم\n\nجواد خارجیه\n( تقريظ )\n( البلاغ )\nالبلاغ ، نام يكسر سالهٔ قواعد اسالهٔ اسلاميه است که در تحت رياست تحریری اديب فاضل و لبيب كامل وطن پرور غيور ، ولفاظ فصيح وبليغ مشهور هند جناب مولانا ابو الكلام ، صاحب آزاد در هر پانزده روز يكبار بكمال زينت وزيبائی اشاعت و انتشار می يابد . ملك و مقصد اعظم اين رسالهٔ بالاغت توام از نام نامی اين روزنامه گرامی بخون ظاهر و اشکار است چنانچه علاوه ، معانی که از ان مراد و مقاديكانه تبليغ احكام اسلام وترغيب به حفظ ترتيب قوانين منيف شرع شريف حضرت خير الأنام عليه السلام أخذو استنباط میشود . مطلب و مقصد فصاحت وبلاغت آن نيز مفهوم و معلوم ميگردد ، طرز تحرير و شيوهٔ تقرير اين جريدهٔ فريده خيلی مرغوب و پسنديده است چنانچه اصل هر واقعه و هر بخت و بيان را از آيات بينات قرآن عظيم الشان اخذ و استفاد می نمايد :\n\nجناب مولانای موصوف در خصوص رنگينی اعبارات و ستايی كلمات ومتانت الفاظ والغانی که در حين تقرير و اثنای تحرير خودشان بی تکلفانه استعيان می فرمايند در سبك بيان معروف ، و در خلق و ايجاد مضامين جيد وعناوين جديد طبع عالی شان به حيثيت يك موجد و مخترع تسليم ميشود\n\nقبل ازين « الهلال » نام يك رسالهٔ معتبر ديگری که طرز تحرير و نهج تقرير ووضع تقطيع وتركيب آن رسالهٔ مفاسد ازاله « البلاغ » عيناً پيروی و تعقيب مينمايد نيز در تحت مديريت جناب فاضل مشار اليه در عرصهٔ ادبيات رونق افزای عالم مطبوعات می گرديد ، ولی پيش از مدت ۱۰ ماه بنا بر بعضی اشکالات مالی و اشغالات كثيرة مدیر عرفان تحمین خود به توقيف و تعطيل مجبور شد ، و در بنقدر مدت مدید شایقان ديدار و عاشقان گفتار خود را در انتظار بداشت تا تاريخ اول محرم سنه ۱۳۳۵ در عوض آن شمارهٔ نخستين رسالهٔ « البلاغ » القرا در معرض طبع و انتشار آمده عالم علم و ادب را يك رونق تازه و يكطر اوت بی اندازه بخشيد . و بدينصورت قلوب همه هوا خواهان و جميع مشتركين «الهلال» را به چهرهٔ ملاحت شهرهٔ خود حظ و مرور فوق العاده عطا فرموده بنظافت های صوری ولطافهای معنوی خود گرويده و مجلوب ساخت . و در اين خصوص ذات جناب مولانا « ابو الكلام » صاحب خيلی شايان تقدير و تحسين ميباشد علاوه را خلاق حميده و اوصاف پسنديده مانند حب دين و وطن و جوش"}
{"book": "adl0616", "page": 1502, "text": "عنده سال پنجم شماره ۱۰\n\nو از گورنمنت اوسترالیا اجازت یکساله دیگر خواسته اند انشاء الله بعد یازده روز دیگر به آهسته آهسته سیر کنان آنجا خواهم رفت و شهر مارسیل از نجا بفاصله یکهزار و یکصد ۱۱۰۰ میل از راه خشکه مسافت دوری میدارد لیکن بنده را انشاء الله از راه دریا روان خواهد شد که از بندر فريمانتل به هفت شبانه روز جهاز در پورت هيدلند ميرسد.\n\nاز فريمانتل اول بندر — شهر جزیره با چلن می آید که بعد یکشبانه روز جهاز میرسد و از انجا بندر کارنارون و بندر انزلو و بندر روبرن و بندر پورت هيدلند می آید و از پورت هيدلند مقام ماربل بار از راه آهن ریلوی مسافت يکشب دوری میدارد و بدین هریکی بندرها که مذکور شد اهل افغانان سراجیه مقیم اند که بعضی شان سودا گر واکثر شان ملکیت\n\nاز مناظر هندستان\nجامع كبير شاهی در شهر لاهور\n\nو نان میدارند و در کار شتران خود شاغل اند امید که ملاقات شان کرده خواهد شد. چه کنم که این چند ماه در شهر پرت و وستن اوسترالیا مقیم شده استم که اهل افغانان برای مساجدها و غیره به خرج میکنند لیکن في الحال من اوراق اداره محکم نمی بینم من ایشان را اطلاع و خبر دادم که\n\nاینقدر خرج که در مسجد پرت شده و آن قدر خرج که در مسجد آدلید سوت استریلیا و در مسجد برزبن کوینزلند استریلیا شده اند انتظام پائیداری شان را بنظر خود هیچ یکی نیاورده اند چونکه سال پوره میشود. برای محصول سرکاری که مالیه آب و نل و چراغ محلی که بدريعة الکتریک که در مسجد آورده اند و غير ذلك بطور چنده جمع کردن"}
{"book": "adl0616", "page": 1503, "text": "صحيفة ٦ سال نجم شمارۀ ١٠٠\n\nمحتاج ميمانند بلكه بيست ۲۰ بيست ۲۰ و سى ۳۰ سى ۳۰ پوند سالانه خاص از مسجد بارتهه از آب و از تجلى الكتريك محصول سر كار ميشه در و كذلك براى مسجدهاى غيره بهتر همين است كه يكباركى از تمامى افغانان چنده جمع شوند كه تخميناً ان افغانانى كه زير نظر اين بنده گذشته هفت ۷ صد نفر مى شود كه قريب قريب شهرهاى اوستراليا مقيم اند و آنانكه در تمام زمين آسترليا منتشرند تعدادشان بنده را معلوم نيست و آنانكه در شمالى وستن اوستراليا مقيم اند اين تعداد شان بنده را معلوم نيست اميد كه آينده در سياحت معنور خواهد شد - آنچه كه معلوم است از وشان اكر پنج پنج و ياده ۱۰ ده پوند مى فرمايند مبلغ ها گرفته و جمع نموده كه بچهار و پنج هزار پوند مكان خوب و مضبوط در وسط بازار شهر بارتهه وستن اوستراليا و يا در شهر آدليد سوت اوستراليا در شهر ميلبورن سوت اوستراليا و يا در شهر سدنى نيو ساوت ويلز اوستراليا بهر جا كه ممبران افغانان در انحيه مناسب بدانند خريده شود و مكان دو كان واله باشد كه بطور كرايه به اهل يورپ داده شود و حاصل آن كرايه جمع نموده كه بكار مسجد بيايد و در مسجد و براى چراغ و آب و تنخواه امام ومؤذن وغيره صرف كرده شود و آن مكان وقف مسجد كنند اگر كسى را تردد و وهم پيدا شود كه چنانچه پيدا شده اند كه متولى اوقاف خيانت نه ورزد وقتيكه در قبض شان در آيد آنرا فروخت كرده ميتوانند و ما را بان درون\n\nاز مناظر هند\nيك اسكو ل در كراچى\n\nزمين اوستراليا بسيار پريشان خواهد شد كه چه كنيم و باز چگونه جستجو كنيم بلكه با گمان را براى تلف شدن وقف حالت پريشانى پيش شده براى اين عروض بنده يك مصلحت پيش ميكنندا كر مقبول افتد انشاء الله هيچ وهم پريشانى براى اين تلف شدن ارفاف مساجد و غيره پيش نمى آيد و آن اين است كه در نزد سركار وقت و با خاص در شهر سدنى و يا ميلبورن نزد كور تمنت اوستراليا ودكان وقف مسجد رجستر كرده شود زيرا در رجستر شدن نفع عظيم همين است كه به هيچ صورت تلف نمى شود و له فروخت ميشود و براى ياد كار نقشه وقف بامعة احوال كيفيت مذكور در شهر كابل دولت خداداد افغانستان فرستاده شود كه در سراج الاخبار درج شود براى پايدارى آينده و براى زمانه آينده ناامد محكم و مضبوط خواهد شد كه باز هيچ خيال باطل و رده پريشانى در نام نخواهد شد و كار مدرسه مراجيه نير مضبوط خواهد شد. در بتونند هاى كلان كلان مثلاً سدنى نيو ساوت ويلس اوستراليا وشهر به ساوت اوستراليا وشهر توليد سوت اوستراليا وشهر باز شه و سان اور از باعث جنك وجنك زمزمه فرنك مكانیكه پست ۲۰۰۰۰ هزار و باشد اميد كه به پنج هزار پوند ميرسد و براى اشاعت اسلام در ماه بمانند برق يك قوت روشنى ظاهر خواهد شد هر كار ترتيب ترتيب بدرجه كمال ميرسد ميخواهم كه اين حقيقت در سراج متدرج شود . كه صراحتاً افغانيه در تمامى اكناف و اطراف اوستراليا منتشر شده آنانا"}
{"book": "adl0616", "page": 1504, "text": "سال نجم شماره ۱۰\n\nوقليل و صاحب علمند خود بخود متوجه باین کار خیر بشوند بلکه اگر جوش و خروش افغان ظاهر شد امید که در بن زمین اوسترالیا بعضی کسانید که از پنج هزار تاپیست ۲۰۰۰ هزار پوند از کیسه خود خرج کردن می توانند بشر طیکه بکنند – شجاعت افغان همت افغان غیرت افغان در نام روی زمین بمانند افتاب روشن و ظاهریست و بمانند ستاره درخشان است اگر هم درین وقت مکان به پنج هزار پوند خریده شود انشاء الله تعالى نرفته و از از هشتاد پوند زاید کرایه وصول خواهد شد – زیرا که برین بلاد کرایه وصول کردن هفته واری ست – بمانند هندوستان ماهواری رواج ندارد –\n\nو این شهر پارتهه وستن استرالیا شهریست عظیم و مصفا و رو نقدار که مکان های بلند بلند میباشد و آب و هوای این شهر بنزد بنده از آب و هوای میلبورن و سدنی بسیار خوش و معتدل افتاده بلکه بسا داکتران انکار آب و هوای شهریار تهه را از سدنی و میلبورن خوشتر و مفید شمرده اند\n\nو يك بازار شهر پارتهه ولیم متریت نام دارد و در همین بازار مسجد اسلام واقع است که بنام مسجد اسلام افغانیه سراجیه شهرت پذیرفته آنانکه سیاحت برای اشاعت اسلام کنند کانتدا کر از کابل افغانستان تجاوز نموده در شهر می آمده و در جه ازپینو کمپنی و یا در جهاز فرانسوی سوار شده بروز چهاردهم ۱۴ در بندر فرمان جهاز ميرسد بشرطيكة در شبانه روز سه صد و شصت ۳۶۰ میل مسافت بکنند که از فریما تو نامه ۱۲ دوازده میل بذریعه دیلوی شهر پارتهه واقع است مناسب ولاين شان است که ضرور از زیارت مسجد اسلام افغانیه سراجیه خود را شرف سازد – چونکه جهاز از بندر فریما رنجانب شهرا دلید – جنوبی اوستراليا – تجاوز بکنند بعد چهار شبانه روز در بندر آدلاید میرسد تمام کلیت ستريت آدلید این مسجد اسلام افغانیه سراجیه میباشد لازم که درین زیارت نیز خود را مشرف کند – از نجا بکراه از راه آهن ریلوی تا شهر میلبودن رفته و از انجا بسدنی از سدنی تا پوز بند کنج لند اوسترالیا رفته و هم راه دریا نیز ملتوی شده فردیکه از آدلید تا پوز بند از راه آهن ریلوی چهار شبانه روز مسافت دارد. شر طیکه در میان راه در شهر میلبورن و یا سدنی و یا دیگر جنگشن استقامت نکنند و متواتر روز و روز پنجم على الصباح در شهر پریزمند ترین آهن میرسد در شهر بریز بند مقام ماونت گهر اونت نیز مسجد اسلام افغانیه سراجیه بنا شده و خورد مدرسه سراجیه نیز بنا شده باید که از زیارت شان نیز مشرف شود\n\nو درین شهر بریز بند – يك مكان عالى بلند رونق دار بنام – افغان بوردنك هاوس شهرت میدارد که از ملک يك افغانست و افغانان مقيم بك – ويابوك – نيو ساوتهه ويلس اوسترالیا ، مقاميك از شهر سندی مریم ریلوی – راه آهن – يك شبانه روز مسافت دوری میدارد اندازه میل معلوم نیست از انوجه تحریر نشد بمقام بك اكثر افغانان مالك شتران اند و بعضی شان زمیندارند و در نجا يك سودا کر افغان است که از متصد شتر زاید را مالک است و تخمینا ازده ۱۰ هزار گوسفند زاید را نیز مالک است و در شهر سدنی نیز مکان های عالی شان میدارد\n\nچندین مرتبه بنده را فرموده که میخواهم که در سدنی يك مسجد اسلام افغانیه سراجیه این بسازیم و با افغانان مقيم بك مشورت بکنیم که چه صلاحیت میدهند در اثنای گفتگو تا کیدا بنده را میفر مودند که چه مشورت میدهید بنده در جواب شان گفت بسیار خوبست و مراهم پسند است که در مدنی مسجد اسلام افغانیه مراحیه بنا شود که کار دین اسلام همین است لیکن اصل انتظام وقف است چنانچه ما قبل هذا تحریر شد که اول مکان و دکان واله خریده شود و آن را رجستر نموده و وقف نموده که انجام مسجد برای دایمی مضبوط شود بعد ازان بنای مسجد و یا مدرسه نهاده شود بعد از ان فرمودند که این صلاحیت خالی از معنائیت لیکن مشورت همراه افغانان مقيم بك خواهم کرد ازین جهت معذور شدم که مدیر سراج الاخبار سردار محمود بيك خان صاحب طرزی را خبر دار سازم باقى حواله بخدا – الله تبارك وتعالى دين اسلام را همیشه قوی و روشن گرداناد الحقير الفقير بنده جلال عفا الله عنه السیات پسرزاده سید میراحمد مرحوم از مسجد اسلام افغانیه سراحیه شهریار تهه وستن استريليا ١٥ ماه محرم الحرام - يوم سه شنبه سنه ١٣٣٤ ه باقی در آینده تعداد افغانان تفصیلاً باوقات مرور زندگانی تحریر خواهد شد انشاء الله – بنده شکریه ادا میکنند که الحمد لله و المنه که افغانان این بلاد خدمت این بنده را بخوبی میکنند و دو ۲ نفر افغان کمربسته دایم برای خدمت این ناچیز ایستاده اند. فقط\n\nحوادث غرق کشتیها که در ماه تو میر غرق شده\n\n٦ ماه نومبر خبر لندن – از پیری خبر رسیده که در شب ٢ ماه نومبر کشتی های تحت البحر دولت جرمن از بحر اوقیانوس براه جبل طارق در بحر روم داخل کردیده اند – و در شب چهارم ماه نومبر دو لنگر جهازات دولت فرانس ويك لشكر جهاز دولت اطالبه را در بحر روم غرق نمودند درك مسافران جهازات فرانسوی تا حال معلوم نیست\n\n٧ ماه نومبر خبر لندن – يك جهاز ( ابولاجس ) نام دولت برطانیه از بندر گاه نیو بارك ملك امريكة شكر بوده بار کرده بطرف انگلستان می آورد در بحر ( اطلاعطت ) جهاز مذکور را يكايك آتش گرفته جهاز مذکور بساحل رسانیده آتش آن فرو کرده شد افسران جهاز یقین نمودند که این کار روانی مزدوران جرمنی و آستریانی است وقت بار کردن بوده در بین بوری های هایی مخصوصی که بعد از میعاد مقرره بحركت ماشین دیلی که بقسم شبانه ساعت در بین آن می باشد می تو که نهاده اند\n\n٨ ماه نومبر خبر لندن محکمه بحری دولت برطانیه اعلان نموده که بريك جهاز جنكي كوچك ( تارا ) نام دولت برطانیه در سمت مشرقي بحيرة روم کشتی زیر آب دشمن حمله نموده جهاز مذکور را غرق نمود از جمله عمله و نفری آن ٣٤ نفر مفقود الخبر می باشند –\n\n٩ ماه نومبر خبر نيويارك – يك جهاز ( روشمیو ) نام دولت فرانس که از اینجا روز شنبه بعزم رفتن ( پور هو ) روانه شده بود و در بین آن مال بسیار و ٤٢١ نفر افسران جنگی سوار بودند در بین راه آتش گرفته شبه کرده می شود که جهاز مذکور را کسی قصدا آتش داده –\n\n١٠ ماه نومبر خبرلندن – از ( طونس ) بذریعه تار خبر رسیده که جهاز ( انکولا ) نام که از اینجا به اراده رفتن نیو یارک روانه گردیده بود در بین بحيرة روم يك كتنى زیر آب بسیار بزرگ که بالای آن بیرق دولت آستریا بود برجه از مذكور حمله نمود اول از دور یکصد فیرتوپ بالای او نمود بعد ازان بذريعة يك كار پيدو جهاز مذکور را غرق نموده"}
{"book": "adl0616", "page": 1505, "text": "شماره ۱۰ سال پنجم صحیفه ۸\n\n( پرسینا ) نام دولت اطالیه را کشتی های زیر آب دولت استریا غرق نمودند ازجملهٔ عمله و نفری آن ۱۹ نفر مفقود الخبیر میباشند — فقط\n\n١٦ ماه نومبر خبر لندن — محکمهٔ اخبارات دولت برطانیه اعلان نمود که يك لنگر جهاز اسبطال ( انجیلا ) نام دولت برطانیه در رودبار انگلستان بهمراه سرك بحری تصادم نموده غرق گردید درین اثنا يك جهاز ( او می بینید ) نام که قریب ادبور بجهة امداد در نجات غری جهاز مفروق قریب او رفت آن هم بعد از يك آواز مهیب پریدن با رود غرق گردید — درین حادثه نفری بسیار ضایع گردیدند — جهاز ( انجیلا ) همان جهاز است که هز مجستی خارج نجم بادشاه دولت برطانیه بذریعهٔ سواری او از لندن بطرف فرانس چند روز قبل ازین رفته بود\n\n٢٠ ماه نومبر خبر لندن — معلوم گردیده كه يك لنگر جهاز ( دین اف گرامی ) نام دولت برطانیه را کشتی های زیراب دولت های دشمن در بحیرهٔ شام غرق نمودند چهار نفر افسران جهاز مذکور را جمعه چهار نفر مسافران هندوستانی آن يك جهاز دیگر در بندرگاه ( پلا مونه ) رسانیده دیگر کشتیهای آن را همراه نفری باقی مانده تا حال معدوم میباشند — گفته میشود که جهاز مذکور بتاريخ ٥ نومبر غرق گردیده بود —\n\n٢٢ ماه نومبر خبر لندن — دو لنگر جهازات ( مار کانسر ) و ( هیر شاهر ) نامان دولت برطانیه را تحت البحرهای دشمن غرق نمودند عمله و نفری آنها نجات یافته —\n\n٢٢ مما نومبر خبر لندن — جهاز الدولایت ( پی - او سالت ) نام که بتاريخ ١٢ ماه حال داك یوروپی را برداشته از بندر گاه لندن روانهٔ سمت هندوستان گردیده بود در خلیج سویز در ريك بند افتاده —\n\nترجمهٔ اخبار های عربی\n\nخبر از مصر\n\nیکی از مردمان مصر که از دست انگلیزها رهایی یافته و به استانبول آمده است چنین بیان مینماید که از بسیار وقتها میشود که انگلیز ها از ( اوستر الیا ) و ( زه لاند ) دیگر عسکر بمصر نیاورده اند و در اوستر الیا هم اهالی و سكان آنجا بيك يأس و نا امیدی عمیقی فرو رفته اند زیرا از احوال آن عسکرها که بطرف در دنیل روانه شده اند تا بحال هیچ خبری نرسیده و در زه لاند نفری های که صالح خدمت و تسلیح باشند بالکلیه قطعاً باقی نمانده است .\nباید که تلفات دشمن در فرونت درد نیل از حد زیاد باشد چرا که در پیش از چهار پنج هفته در مصر تنها چهل چهل هزار نفر زخمی وارد شده اند و چندی از جهازات تجارتی بواسطهٔ طور پیلها در قنال سویس به غرقاب شده اند . اما خبر های که اطالیا اشاعت داده اند که سبب تعطیل سیر و سفر در قنال مذکور مبنی بر خرابی هوا و طوفانهای شدید میباشد دروغ محض است . بلکه سبب حقیقی آن غرقاب شدن جهاز ها به طور پیل است لاغیر و انگلیزها گمان میکنند که جهاز های دولتهای بیطرف که از قنال عبور نموده اند آن طور پیلها را انداخته اند افکار عمومی در مصر تماماً برضد انگلیزست و حیات اقتصادیه سراسر متوقف است و انگلیز ها دانستند که در مصر دو مرکز تلغراف بی سیم موجود است ولی هر قدر که کوشش کردند موقع آنرا نیافتند و به این سبب حیرت زده و پریشان شده اند .\n\nبرخی ها و پس مانده گان جهاز مغروق در ( طونس ) رسیده اند از جملهٔ ( ۹۰۰ نفر مسافر ) و ( ٤٤٢ نفر عمله ) که بر جهاز مذکور سوار بودند شش صد نفر غرق و هلاک شده اند و باقی نفری بعضی زخمی و برخی تندرست نجات یافته اند و گفته می شود که در جملهٔ مسافران جهاز مذکور چند نفر مردم امریکه هم بودند — و نیز تحت البحر مذکور يك لنگر جهاز ( آر بینی ) نام غرق کرده از جملهٔ عمله نفری آن ۱۳ نفر نجات یافته و ۲۲ نفر مفقود الخبیر میباشند —\n\n١٠ ماه نومبر خبر روما — يك کشتی زیر آب دولت جرمن يك جهاز داك دولت فرانس را در بحر روم غرق نمود عمله و نفری آن نجات یافته —\n\n١٠ ماه نومبر خبر مید ردیای تخت دولت ( اسپین ) از جیل طارق خبر رسیده که در ابنائی جبل طارق جهازات جنگی کروزیر دولت برطانیه دو لنگر کشتی های زیر آب دولت جرمن را غرق نمودند — و تحت البحر های دولت جرمن جهازات ( بیورسك ) و ( کنتور ) و ( میکسیتر ) نام دولت برطانیه را جمعه يك جهاز ( یاسو کش ) نام دولت جاپان در بحیرهٔ روم غرق نمودند مفصل کیفیت آنها تا حال نرسیده —\n\n١١ ماه نومبر خبر پیرس — يك جهاز فرانس نام دولت فرانس را که از سالو نیکا بطرف مارسیلز می آمد کشتی های تحت البحر دشمن غرق نمود —\n\n١٥ ماه نومبر خبر لندن — محکمهٔ جنك اعلان نموده که در بحیرهٔ شام کشتی های تحت البحر دشمن بالای جهاز بار بردار ( امریکن ) نام دولت برطانیه حمله نمودند — جهاز مذکور بسلامتی در بندر رسید مگر از جملهٔ عمله و نفری آن ( ٤٣ نفر هلاك ) و ( ٣٠ نفر مفقود الخبیر ) گردیده و پنجاه نفر مجروح میباشند\n\n١٢ ماه نومبر خبر لندن — يك لنگر جهاز روغن بردار ( لوئید ) نام دولت اطالیه که در بین آن تیل بار بود در بین دریا ناگهان از کدام جهاز هوائی يك عددهم در بین او افتاده جهاز غرق گردید —\n\n١٢ ماه نومبر خبر لندن — محکمهٔ جنك دولت برطانیه اعلان نموده که جهاز ( سا و ته شید ) نام بار برداری دولت برطانیه که از بندر گاه اسکندریه بطرف سلا نيك ميرفت در بحرا يجين كدام تحت البحر دشمن بالای جهاز مذکور حمله نموده بالای او تار پیدو انداخت جهاز مذکور نقصان رسیده شده در بندر گاه ( مدروس ) رسیده از جملهٔ عمله و نفری آن ۹ نفر هلاك و ۲۲ نفر مفقود الخبیر میباشند —\n\n١٣ ماه نومبر خبر لندن — محکمهٔ بحری دولت برطانیه بعد از اظهار افسوس اعلان نموده که يك کشتی زیر آب نمر ۲۰ دولت برطانیه در بحر مارموده برای کارروائی جنگی رفته بود اکنون خبر رسیده که تحت البحر مذکور را چها زات دشمن یعنی دولت ترك غرق کرده ۳ نفر افسر و شش نفر عملهٔ آن را قید کرده اند —\n\n١٣ ماه نومبر خبر روما — بر جهاز ( فیراز ) نام دولت اطالیه کشتی های زیر آب دشمن حمله نموده جهاز مذکور را غرق نمودند از جملهٔ عمله و نفری آن ۲۱ نفر غرق و هلاك شده اند —\n\n١٤ ماه نومبر خبر لندن — از رو ما خبر رسیده که يك لنگر جهاز"}
{"book": "adl0616", "page": 1506, "text": "صفحه ۹ سال پنجم شمار ۱۰۰\n\nتخليۀ پطرو گراد\nاخبار ( ديل كرا نيكل ) میگوید که محافل سیاسیه و کاب های روسیه در روسیه بر خطریکه پطرو گراد را تهدید میکند قیل و قالهای کردند . و مناقشات شدید برای لازم بودن تخلیۀ پطرو گراد مینمایند.\n\nفرانس و يونان\nدر یونانستان قهر و غضب در حق دول ائتلاف اربعه یعنی ( انگلیز فرانسوی روس ایطالیه ) روز بروز در شدت است و در تياتروها بازیگرانی که میدانند لباسهای جرمنی را پوشیده میباشند . مردمان تماشا بین آنها را بشاباشها وتحسينها مقابله می کنند و همه بيك زبان پرهیجان فریاد میکنند ( خدا قهر کند فرانسوی را ).\n\nسوق عساكر بزور قچین\nتلغرافات انقره ظاهر میدارند که زخمیها را که از در دنیل بطرف مصر روانه می کنند شبانه بصورت سری بشفاخانه ها ارسال میشوند . و خدیو بر مشروع مصريك اعلان نامه برای عسکر شدن اهالی مصر نشر نمود ولی غیر يك صد و بیست و پنج نفر که اکثرشان از مردمان دهقان میباشند کسی اجابت دعوت نمود پس از انها يك بلوك تشکیل نمودند و به سمت سکندریه فرستادند ولی افراد آن بلوك بمجردیکه با سکندریه رسیدند و مطلع شدند که بطرف درد نیل برای محاربه با عثمانیها روانه میشوند عصیان نمودند و بهیچ صورتی رفتن را قبول نکردند پس الحال دائرة عسکریه آنها را بیکی از خانهای ایمان بندی کردند . و يك هيئت عسکری انگلیزی برای استنطاق آنها فرستاده اند وقتیکه از آن بدبختها از سبب امتناعشان از سفر استيضاح نمودند آنها حقیقت را اظهار کردند که ما مسلمانیم و بجنك برادران دین خود نمیرویم ليكن هيئت جبابرة انكليزی آن بیچاره ها را بزور قچین سوار کردند و مؤخرا مسموع افتاد که بمجرد رسیدن شان در درد نیل خودشانرا بعثمانیها تسلیم کردند .\n\nخبرهای محاربات عثمانی\nشاهدات يك مخبر آلمانی\n— از سن كر مطبوعات جنگی —\nدر تپه های کلیبولی ، سوار اسب میروم اطراف مستغرق صمت وسکون ... در مسافت بعیدی، مؤذن اذان عصر را میخواند که شفاف و مفیدی که از وادیها بلند میشود، بهمراهی ارواح صاف و نجیب فدائیان بهادران راه دین و وطن، بسوی آسمان بسمت راحت و سکوت جاودانی تصاعد میشود . بلی، بهادران جناق قلعه بدين منوال ترقى وتعالى مینمایند .\n\nآن روز گرم بود .\nانجا صدمتر دورتر از ما، سنکرهای انکلیسها است . صدها سرباز بهادر، قبضة تفنك خود را محكم گرفته و در مقابل آنها آماده و حاضرند . در طرف مقابل ، همه چیز ، آلوده سکون ، تنها ، آن ماسه های بیشمار سیمین ، در پرتو آفتاب میدرخشد .\n\nیوز باشی حسین علی افندی سنگرهای « پیش جنك » را میگردد : اطراف ، خیلی سا کن و خیلی آسوده است خطوط « پيش جنك » شروع به پیش رفت کرد ... حمله و هجوم شدت می یابد .\n\nه آخرش پیش، خدا كمك می كند، خدا تكه میدارد . علی محمد !\nه پیش و پیش، همه يك دفعه .. عبد الله ! دیگر دوا نداری مگر زخم برداشتی ؟ سنگرهای دشمن این است همان جا است ... الانه می گیریم . الله .. تیر خوردم ... .\n\nدیگریها همیشه جلو میروند ... دسته های تازه میایند، جلو بها بیشتر میشوند، گلوله ها مانند تگرگ میبارد ، شراپنلها ترنم کرده می ترکد .\nه سرباز ! زدو سنگر بندید . زود قور خانه بیاورید . گلوله هارا اینجا بریز، او را بی هدف کن ... باز پیش .. مانعه را گردیده باید داخل سنگرها شد . آخرش بچه ها : هجوم .. هجوم ... داخل سنگر ها شدیم .\n\nه بقیه دشمن را برانید .. زن : محمد ! على مرا كمك كن جلو من زیاد است . صبر کن . آمدم و دست بگریبان میشوند از يك طرف سرباز های تازه میرسند . مانند سیل جلو میروند ، دائما تازه ها میایند . شراپنلها در هوا میترکد .\n\nدشمن اینجا شکست خورده فرار می کنند ... خیلی خوب : رها نکن در طرف دیگر ، آنها آنقدر زیادند که .. عیب ندارد ثبات کن، میشنوی اثبات ....\n\nفراریان را شليك كنيد ... احمد ! سنگر را باندازه يك نفر هم وسعت ده ... شما هم بکنید، بکنید سنگرها کود تریشود جوال های ريك را بدانطرف بگذارید ... .\nه زود باشید : بچه ها، زود .. وقت نیست دشمن شروع بحملات متقابله کرد ، قور خانه را اینجا .. بدو وگرنه تیر خواهی خورد . بدو ! دشمن را شليك جلوگیری میکنند . دیگر نمیتواند نزديك تر بیاید . سرباز ها با بیل و کلنگ می آیند سنگرها کود شد و با صفهای عقب مربوط گردید .\n\nمرده ها می خوابند. زخمها ناله و زاری می کنند. دیگر آفتاب غروب می کرد.\nیوز باشی حسین علی را از سنگر یکه تصرف شده بود آهسته آهسته میآوردند . گلوله به پیشانیش خورده ولی نظرهای وی با شهادت فتح و ظفر لمعه دار بود . محبوب وی — که آنجا اطراف جنوب مملکت ، در شهر ساده و کوچکی برای او می گرید — همین که او را با این نشان ذیشان جهاد بیند خواهد خندید ...\n\nمن در تپه های ( کلیپولی ) سوار اسب میروم ، اطراف خیلی ساکن و ساکت است ...\n\nشمشير ولوا\nاز کربلای معلی\nصبح جمعه ١٤ ذی الحجه در حالیکه جميع علمای اعلام و سادات عظام و مشايخ كرام و اهالی عموما و مامورين حكومت جليله با متصرف خصوصاً حاضر و ناظر و همه مشغول به تكبير وتهليل بوده اند حضرت آية الله فى العالمين ( آقای سید صدر الدین ) مدظله على مفارق المسلمين محرم و محترم حضرت سید الشهداء هم مشرف شده و بعد از ادای رسومات معموله و زيارت بالخضوع و خشوعی که مختص حال شریف ایشان است شمشیری\n\nطنين"}
{"book": "adl0616", "page": 1507, "text": "سال پنجم شماره ۱\nاز دار دانل تقریباً باز مانده اند مدتی است هیچ خبری از آنجا نمیرسد فقط خبر اخیر اینست که کشتی های بزرگ جنگی رفته و زورق های كوچك كه بزرگ ترین آنها دو عراده توپ دارد بجای آنها آمده اند میتوان گفت بی اثر ماندن اینهمه خسارت و فدا کاری انعکاس سختی در ملت انگلیس و فرانسه نموده صدر اعظم عرض مبتلا و سراد و لاردکرچن از وزرای انگلیس استعفا داده وقوع این حادثه پس از استعفای مسیو دلنکاسه وزیر خارجه فرانسه کاشف از اینست که مطلب خیلی ساده نیست\n\nوحشت انكليزها\nنقل از اخبار های ایران\nروزنامه نیویورک هرالد از نیواورلنان اطلاع میدهد چهار نفر امریکائی عمله جات کشتی نقلیه بی کوزیان که مشغول قاطر بوده اظها میدارند که چگونه انگليسها بايك طرز بي رحمانه و بی شرم آوری یازده نفر قهرمان آلمان را که در تحت البحری آن کشتی بوده و میخواستند جان چندین نفر رعیت انگلیس را نجات دهند بقتل رسانیدند :\nتحت البحرى آلمان بکشتی بی کوزیان حمله برده و برای اینکه عمله کشتی مزبور و انگلیسهائی را که در آن کشتی بودند خلاص نماید و نگذارد قایق های نجات را پایین کنند اجزاء تحت البحرى آلمان که به آلمانها شتافت که وسائل تسهیل این اقدام را فراهم آورند و در وقتی تخریب بی کوزیان مبادرت کردند که عموم را کبین آن بسلامت نجات رسیده بودند در این اثناء یک کشتی بخار دارای بیرق امریکا پديدار شد همینکه بمقصد رسید بیرق امریکارا برداشته مبدل به بیرق جنگی انگلیس نمود معلوم شد کشتی جنگی انگلیسی موسوم به بارفلورك است که به لقب دزدان بحری میتون آرا تسمیه نمود و با توپهای بزرگ شروع به تیر اندازی بطرف تحت البحری آلمان نمود. او را اغرق کرد یازده نفر آلمانی که یکی از آنها کماندان تحت البحری بود خود را در آب افکندند. انگليسها فورا حكم تليك بطرف آنهایی که در آب شنا مینمودند داده شش نفر اینها را بقتل رسانده بقیه دیگر شنا کنان خود را بکشتی انگلیس رساندند آن پنج نفر نیز باید بهمان شكل بي رحمانه مقتول شدند ابتدا كابتن انگلیسی حکم بقتل همگی را صادر کرد و سر باز ها شروع با طاعت نمودند یکی از آلمانها را هدف کردند که دستهای خود را بالا نگاه داشته و نزديك بيايد تا بتوانند او را هدف جنایت خود قرار دهند کماندان تحت البحرى و يك آلمانی دیگری پس از مشاهده این اعمال مجدداً خود را باب انداختند و انگلیسها بکشتی ایشان را با تیر تفنك اعدام نمودند دكتر بانك ملاح کشتی بی کوزیان که از اتباع امریکا است عین شرح فوق را اظهار داشته و چهار نفر امریکائی دیگر در صحت اقوال خویش سوگند یاد نموده اند این واقعه مجدداً ثابت میکند که لفظ انسانیت و بیطرفی که انگلیس مدعی و طرفدار او هستند جز عباراتی بیش نیست\nخدا انگلیس را جزای خود برساند اسلامبول . دو فروند کشتی بخار روس موسوم به کادیا و آسترو و محمولات شان نزديك سواحل شرقی بتوسط تحت البحری های عثمانی غرق شدند\n\nصحیفه ۱۰\nرا که یکی از شمشیر های تاریخی و نهایت ذیقیمت و از شاه عباس صفوی است از مکان خود برداشته و از غلاف کشیده و به طرف حضار متوجه شده میفرماید . ( بگیرید این سیف را از حضرت سید الشهداء عم و به جهت مجاهد با غیرت و مدافع باهميت ( نور الدين بك افندی ) فرمان روای کشوری و لشکری کل عراق که در حفظ این مکان شریف و سایر اماکن مقدسه ومشاهد مشرفهٔ ائمهٔ مسلمین در مقابل کفار محارب مشغول دفاع است فرستید ، چرا که امام و مقتدای ما حضرت سيد الشهداء عم فتح و نصرت حکومت اسلامیه عثمانی را خواسته که امروز در راه دین مبین . وبجهة تطهير اراضي وبلاد مسلمین از لوث وجود كفار ، وخاصه بجهة محافظت این بقاع شريفهٔ ائمهٔ طاهرین با اعدای دین در جنگ است .\nای مسلمانان این شمشیر برندهٔ اسلام و سیف قاطع ریشهٔ کفر است وقتیکه کشیده میشود فتح و فیروزی با اوست و ظفر و نصرت همیشه با اسلام بوده.\nسپس با همان جمعیت و ازدحام محترم حضرت ابن الفضل العباس عم مشرف شده لوای مخصوصی که تمام آیات فتح و نصرت در روی پارچهٔ حریر سرخ بر آن زر دوزی شده با همان مراسم معموله بر داشته . و چنین میفرمایند .\n( ايها الناس : این لوای علمدار و سپهسالار و کماندان قشون حضرت شاهدين سيد الشهداء عم است. عساکر اسلام از برکات توجهات ائمهٔ انام عم فاتح و مظفر و منصور خواهند بود ) بعد از آن با جمیع علمای اعلام وحجيج اسلام وسادات و مشايخ عظام با كمال خضوع قرائت دعای فتح و فیروزی مشغول گردیده، و در همان وقت هیئتی از محترمین علما و سادات به ریاست جناب آقا سید جواد افندی زین الدین بجهة شمشير ، و بریاست جناب آقا سید عبد الوهاب افندی وهاب زاده بجهة بيرق متشکل شده و با کمال شکوه و عظمت از راه جبهه عازم بغداد گردیدند که این عطایای تاریخی را بصاحبش « حضرت نور الدين بيك افندى والى وكماندان كل قشون عراق » برسانند .\nدر عبور این عطا های حسینی هم در قبایل و عشایر عرب چنان هیجانی شده که هیچ نظیر آنرا سراغ نداده اند، کما اینکه در ورود بغداد ورود هیچ سلطان و پادشاهی را احدی باین همهمه و طنطنه و اثراتی که در قلوب خواص و عوام نمود کسی بخاطر ندارد. ما با عدم گنجایش صفحات « صدای اسلام فارسی » شمه از آنرا تبرکاً بجهة آگاهی شیعیان و محبان آل اطهار و دوستان سبط رسول مختار عم عم و خاصه برای اطلاع برادران ایرانی مینگاریم تا سبب روشنی چشم و فرح قلب دوستداران حیدر کرار گردد. وما توفيق الا بالله العلى العظيم\nصدای اسلام منطبعه بغداد\n\nفتح جديد عثمانی\nمجددا خبر فتوحات عثمانی در ساو جبلاغ بما میرسد که روسها عقب نشسته و عثمانیها بسمت تبریز پیش میروند\n\nفرونت دار دانل و انعکاس آن\nالعلامات حمله بصرب جنگ دار دانل را محال تعطیل افکنده و هر قدر متفقین در اخفای مسئله بکوشند باز قرائن زیاد شهادت میدهد که اخبارات"}
{"book": "adl0616", "page": 1508, "text": "صفحه ۱۱ سال پنجم شماره ۱۰\n\nاتن شش - فروند سفينه بخار انگليس ويك ايطالياني که مجموع آنها ٢٦٥٦٠ تون جایگیر داشتند در ظرف سه روز اخیر به قعر دریا فرو رفتند نظریه تلفات کثیری که در مدیترانه به انگلیز وارد آمده پیاده کردن قشون در سالونیک اشکال حاصل نموده است.\n\nلندن - در مجلس مبعوثان یکی از ارکان دولت اظهار داشت که تلفات انگلیسها در دار دانل بالغ بر ٤٢٠٠ صاحب منصب و ٩٢٩٩٩ نفر سربازن بوده است .\n\nبرن - سه فروند کشتی بخار فرانسوی که حامل قشون بوده و از مارسایا حرکت کرده اند هنوز به مقصود نرسیده اند.\n\nامستردام - کشتی بزرگ قلعه انگلیس که بتوسط ألغام البحری نزديك كرت غرق شد همان کشتی ترانسیلوانیا از کمپانی کونارد لاین با ۱۳۰۰۰ تون جایگیر بوده است.\n\nفرار قشون روس\nاز آژانس ملی عثمانی خبر میدهد كه يك قسمت بزرگی از قشون روس که در حدود رومانی و اتریش بودند از میدان جنگ فرار کرده و از ترس اینکه مجازات شوند از سرحد گذشته وارد رومانی شده اند. و دولت پنج نفر از ژنرال های قشون را معزول کرده است .\n\nاز مناظر هندستان\nمقبره صفدر جنگ در دهلی از سنگ مرمر"}
{"book": "adl0616", "page": 1509, "text": "شماره ۱۰ سال پنجم صحیفه ۱۳\n\nمجسمه چودنی هند تبرک طلا می شود\nمجسمه فهدمار شال هیند نبرك را که مراسم جشن وی چندی قبل در برلن با کمال شکوه و جلال مجری گردید، در میدان ( روایال ) نزديك آثار باد کاریهای بیسمارک و ستون نصرت که فتوحات سنوات ( ١٨٦٤ - ٦٦ - ٧٠ - ٧١ ) را متذکر است بر پا شده حالیه میخهای فلزی با نقره و طلای متعددی از يك مارك بالا بمعرض فروش گذارده شده که میخهای مزبور را به مجسمه چودنی هیند تبرک خواهند زد که مجسمه چودنی را تبدیل بفلز و طلا نماید و برای پوشاندن تمام مصارف چوب دو ملیون میخ ساخته شده واردات آن به پیره زنان و اطفال یتیمی که در جنگ شوهر با پدر و اقاربشان کشته شده مصروف خواهد شد.\n\nاز مناظر هندستان\nقبر جلال الدین اکبر بادشاه در اسکندره نام بنای عالی در آکره\n\nعبارتی را که مستشار کل امپراطوری آلمان در موقع اجرای مراسم جشن و مجسمه هيند نبرك ذكر و بیان کرد، حاکی حسیات عالیه تمام ملت ژرمن است که بایک بشاشت و مسرت تامی از طرف اهالی حسن تلاقی و حسن قبول یافت : ( جلوی بنای عالی قدیم نصرت ما این مجسمه را برپا داشتیم برای آنکه شکران و حق شناسی ملت آلمان را بعین محبت فعالی تبديل بدهيم. وطن باید بمعاونت اشخاصيكه مشغول جان فشاني و فدا کاری وی است بشتابد و این عمل معاونت و مظاهرت بواسطه تنهٔ مجسم هيند نبرك بموقع اجرا گذاشتیم زیرا که این مجسمه شجاعت و رشادت جنگی ووطن پرستی معنوی تمام قوای حربیه ما است که در جلو ما ایستاد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1510, "text": "صفحه ۱۳\nسال پنجم\nشماره ۱۰\n\nتوان روز نسب نجمه جودان قریب بیست هزار نفر از اهالی برلن انگلیسی در ایام جنگ روز دو مارك میشود قیصر وزیر مالیه آلمان را برای موفقیت خود تبريك و تهنیت گفته است.\nعرصهای طلا و نقره خریداری کرده به مجسمه مذکوره زدند.\n\nاز جراید آلمان\nطلای موجودی بانک آلمان\nموجودی طلای بانک دولتی آلمان و ریش بانک و نسبت بسنوات سابقه و فعلی از این قرار است .\nبتاریخ ۱۹۱۲ ۹۱۱۰ ملیون مارك\n۱۹۱۳ ۱۱۲۰ 〃 〃\n۱۹۱۴ ۱۵۸۰ 〃 〃\n۱۹۱۵ ۲۴۱۴ 〃 〃\n\nارکناس های بانک که در مملکت رواج بوده چنین است .\nبفاوت ۱۹۱۲ ۱۷۵۳ ملیون مارك\n〃 ۱۹۱۵ ۵۰۶۰ 〃 〃\n(يك مارك تقريبا معادل دو قران سیزده شاهی است )\n\nموفقيت فرصة جنك آلمان\nملیونهای روی ملیون\nاستردام مورخه ٢٤ سپتامبر بموجب تلكرافات واصله از برلن دکتر « هلفریش » وزیر مالیه آلمان در طی ملاقاتی که با نمایند کان مطبوعات آمریکا راجع به نتیجه سومین استقراض داخل آلمان از او کردند اظهار داشت که تقریبا ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره جمع شده است.\n( معادل هفت هزار کرور و دویست کرور تومان پول ایران )\nوزیر مالیه معظم له که اظهار داشت قرضه اولی که دویست و پنجاه ملیون لیره بوده و قرضۀ ثانوی که چهار صد و پنجاه ملیون لیره بوده است با این قرضه که سومین استقراض ملی است مجموعا ۱۲۲۷۵/۲۰۰۰۰۰۰۰ لیره میشود که ملت برای ادامه جنگ داده است ( هزار و دویست و هفتاد و پنج ملیون لیره معادل است با پانزده هزار ( کرور ) و سیصد کرور تومان پول ایران در صورتی که لیره را تقریبا شش تومان حساب کنیم )\nعلاوه دکتر « هلفریش » علاوه کرد: بعلاوه این پول جدید اعتبارات جدید دیگری هم داریم. آلمان نه تنها قشون های جدید برای حملات جدید دارد چنانچه شانسلور در « ريشتاك » گفت :\nاینکه ما دارای ملیاردهای جدید پول هستیم مالیۀ که برای گذراندن جنگهای زمستان و رسیدن بهار لازم است تهیه شده و ما را بهیچوجه من الوجوه نگرانی نیست.\n\nمبلغی که در قرضه سومی آلمان جمع شده است حتی از قرضه دومی انگلیس ها که در تمام عالم آنرا بی نظیر جلوه دادند متجاوز است. دولت انگلستان توسط استقراض های بعید الوعده تا بحال ۹۲۵۰۲۰۰۰۲۰۰۰ لیره و آلمان ۱۲۲۸۵/۲۰۰۰۰۰۰۰ لیره بدست آورده است .\nمخارج انگلستان بزودی زیاد می شود مخارج جنگ آلمان از روز ٦٠٠٠٠٠٠٠ مارك يعنى سه مليون ليره زیادتر نیست و از این رو سهم هر يك نفر آلمانی خرج جنك روز يك مارك ميشود ولى سهم هر يك نفر\n\nشیر ماده بايك دختر عثمانی در جنگ\nمجروحين قشون انگلیس در مصر حکایت میکنند که در نزدیکی سنگر های ما در دار داخل مدن چند روز پيك تك تفنگی پنهان بود که خیلی بار دوی ما صده، و زحمت وارد مینمود تا اینکه جمعی مامور حل این مشکل شدند و بازحمات زياد سنگر و کمین گاه او را یافته و با صدمات آنجا را تصرف کردند و آن وقت تمام افراد قشون متعجب و متحیر شدند زیرا که دیدند این تك تفنكچى يك دختر هیجده ساله مسلمه عثمانی میباشد.\n\nتهیه استعداد برای فارس\nوطبق تقاضا ئیکه از طرف حضرت والاشاهزاده نصرةالسلطنه برای تهیه استعداد فارسی شده بود مقرر شده است قريب يك هزار و چهارصد نفر فوج اصفهان و يك عده از فوج شیر از برای انتظامات آن حدود حاضر خدمت شوند و فعلا وزارت جنگ بمقدار اسلحه برای آنها تهیه نموده قوام الملك هم در شیراز مقدری اسلحه حاضر کرده است که بسوارهای شیر از داده شود.\n\nراجع به تبعید محترمین بوشهر\nبواسطه اینکه اخیرا انگلیس ما چند نفر از محترمین اهالی بوشهر را دستگیر و بسمت هندوستان تبعید نموده اند وزارت امور خارجه با سفارت انگلیس مشغول مذاکرات شده و بعضى تلكرافات هم مستقيماً به لندن مخابره کرده مشغول اقدامات هستند که آنها را مراجعت دهند .\n\nجوع سرقة الممالك ! هنوز « هل من مزید » :\n\nترجمه اخبارات اردو و انگریزی\nمباحثه دربار ایمپنت\nلندن - ۱۱ - نومبر\nکرنیل ( يت ) برجك جهت شرقی گفتگو کرد – او گفت که وزیر اعظم در حضور این مجلس جلیل گفته است که مسئلۀ دار دانیل بغايت المدينة ناك ومطرح التفات و انظار ماست نه بطور انفرادی - بلکه بحیثیت جزوی از اجزای تمام جنگ در شرق وزیر اعظم اینرا هم گفته که عساکر ما در کیلی پولی دولت عساکر عثمانیه را ( ۲۰۰۰۰۰ ) از رفتن بدیگر جاها باز داشته است .\nنخستین خیالی که بمخاطر من خطور می کند يك تاسف است که ما چرا بجنك بخلاف ترکان داخل شدیم و اطلاعاتی که از دار دانیل رسیده همه مظهر است بشجاعت ترکان و يك و مردانه بودن اسلوب جنك ايشان . این هم ظاهر است که عساکر ما در دار دلیل بخلاف ترکان آن شدت کینه و مهارت دشمنی ندارند که بخلاف المانها در میدان جنگ فرانسه دارند - مسلمانان هندوستان علم و معرفت کافی دارند که فهمند که سیر کردگان ترکی ما را بر داخل شدن درین جنك مجبور کردند و ما مخلاف قوم ترك نمى جنكيم بلكه بخلاف المانها میجنگم - [ حیف است که کرنیل بیت فراموش کرد که چگونه دولت روس و برطان پیش از دخول ترکان درین جنگ اتفاق کرده بودند که روز ولادت سلطان معظم وقتيكه عساکر عثمانیه در تفریح و نشاط غافل باشند روسیان از باسفورس و انگلیس از دار دانیل بر قسطنطنیه حمله آور شوند - چنانکه بر سلونیکا الحال کرده اند - وروس در دهان باسفورس دانتا میت می نهاد – این"}
{"book": "adl0616", "page": 1511, "text": "سال پنجم\nشمارهٔ ١٤\n\nاست اصلی سبب دخول ترکان درین جنک – المترجم | و مسلمانان هند می فهمند که سلامت دوستان بر مظفریت ما بر المانها موقوف است چنانکه سلامت انگلستان نیز بر همان مظفریت موقوف است چنین حالت در حق قبائل وحشیه و تربیت نایافته (۱) حدود هندوستان و همچنین در حق عوام غیر تعلیم یافته افغانستان صادق نیست – امیر کابل در تخالف باما سراسر وفا دار است و بی طرفی شدید را از ابتدای جنگ تا اندم محافظه نموده است وليكن فرقه های وحشی ملک خویش را زیر تسلط و حکم داشتن برای امیر بيشك يك وظيفة خيلى مشكل ميباشد علی الخصوص که اگر ایشان بجوش و هیجان درآیند – اما بر حدود هندوستان کسی نیست که قبائل انجارا زیر تصرف داشته باشد – کسانیکه عمر خویش را در شرق صرف کرده اند خوب میدانند که چگونه سیلاب هیجان از مغرب آسیا تا مشرق را در سالهای گذشته فرا گرفته بود یعنی در ان هنگامیکه ترکان يك قومى كوچك مثل یونان را شکست داده بودند – و ایشان میتوانند فهمید که چه عظیم سیلاب جوش و هیجان از يك كرانه اسبانا كرانه دیگر بحركت آید – اگر اخبار شکست انگلیس و مطرودین حمله ایشان از قسطنطنیه بدست ترکان در عالم انتشار یابد – من نمیخواهم که درباره ملحوظات عسکریه رای خود را بدهم ولی از اظهار این امید چاره نمی بینم که ارباب حل و عقد مصالح عسکریه که پیش ملت مسئول هستند – خود را برای دادن برای باز پس کشیدن عساکر ما از دار دائیل مجبور نیابند – ما را باک نیست که قبائل حدودیه در این ایام بچه درجه بجوش و خروش درآمده اند – چنانکه از حمله های ایشان بر حدود آشکار است پس اگر اخبار فتوحات ترکان بر انگلیس زیاده تر شیوع یابد – يك جنك عام و حمله اوری در يك زبان بر همه حدود هندوستان و همچنین در افغانستان از قوت بفعل خواهد درآمد – و ممکن است که این نائره جنگجوی ایران را هم فرا گیرد – ازین وجوه مذکوره امید دارم که عساکر برطانیه دولک های عثمانیه (۲۰۰۰۰۰) را در در دانیل مشغول خواهند داشت . من هیچ سبب نمی بینم که ما باتفاق حلیفان ما در شرق ( روس و فرانس ) چرا يك موفقانه جاروب کشیدن ( یعنی محو کردن استقلال قبائل حدود هندوستان و افغا نستان و ایران و تقسیم آنها میان حلیفان ) را از جمله عناصر اصلیه و مهمه همه جنك نسازیم ؟ | الانسان يدبر و الله يقدر – از زمانیکه کریتل پین در مجلس ملی انگلیس این خطابه کرده بود تا ایندم که دو ماه بیش نیست – عالم روش نوا اختیار کرده است – سرویا که صد حائل بود میان ترکان و حلیفان ایشان از میان برداشته شد – و لشکر انگلیس در معرکه سلیمان قریب بغداد شکستی فاش خورده – مجبور برجوع جانب بصره گشت – و مرکز نقل حرب درین موسم سرما از یورپ بملک مصر منتقل شد – و ایرانیان بر حسب اقتضای حفظ ذات بخلاف روسیها لوای جهاد اکبر بر افراشتند – و قبائل حدود هندوستان هم موافق ازان ماجرای را می زنند که ترسد که کوبد سرش را\nقول سعدی – :\nيستك – در غزا آغاز نهادند – عجب است كه جوع سرقة الممالك انگليس\nهنوز فرياد هل من مزيد است ! ! – المترجم ]\n\n(۱) تعبیر کلمه وحشی و تعلیم نیافته در اصطلاح زبان انگلیزی بران مردمی اطلاق میشود که حقوق دینیه و ملیه و ذاتیه خود را محافظه کنند . و ( بلاتشبیه ) خود را بنده و انگلیز را خدا نشناسند ! . .\n\n( افکار یک نامه نگار )\nتنبیه :- لار دروزیری که یکی از بزرگترین سیاسیان ممالک است درین نزدیکی زمانی میان خطابهٔ طویله در لندن بعض نکات مهم که قابل التفات مسلمانان خصوصاً و شرقیان عموماً است بمعرض آورده است (۱) او گفته است که این جنگ شیرازه حقوق الدول را از هم گسیخته اوراق حفظ ذوات ملل را پرا کنده ساخته است یعنی عهدنامها که دول معظمه با یکدیگر میکردند اعتبار و تکیه را سزاوار نیست . (۲) چون اعتماد بر عهود و پیمانها باقی نماند . دیگر حفظ ذات در آینده بر قوت مادی موقوف باشد . (۳) این قوت از کجا پیدا میشود . یعنی اکنون بجای اتحاد ملل اتحاد افراد ملت لازمست (۴) آن یورپ که ما باو مانوس بودیم باقی نمی ماند . هنگام اختبار يك يورپي جديد بوجود آید .\nکاونت او کوما وزیر اعظم جاپان نیز درین نزدیکی زمان در اوزاکا خطابه فرموده که جاپان حصه فرض جنگی خود ادا کرد . و امیدوار است که هنگام صلح در مجلس شورای دول اجازت – نه خیر بلکه حق – خواهد داشت . پس از ان گفت که در جنگ قرم ( سنه ١٨٥٤ ) وقتی که حکومت جزیره ساز دنیا با حکومت انگلیس و فرانسه متفق شده و بر خلاف روس داخل شده بود – اما بهنگام صلح وکیلان حکومت مزبوره در مجلس شورای صلح قبول نکردند – ( زیرا که سار دنیا قوت هایشانرا بنابرین وزیر اعظم جاپانی ملت خویش را نصیحت میکند و میگوید که ملت مانند يك عائله متفق شده و هر گونه اسباب قوت را بهم رسانیده خود را در عالم معزز و ممتاز کند –\nآن مسلمانان را که از آستانهٔ دار دانل تا درهٔ خیبر سکونت دارند و از نعمت استقلال کم و زیاده بهره وراند بر امور مذکوره تدبر و تفکر باید کرد – که سابق وزیر اعظم انگلستان و وزیر اعظم جاپان هر دو بر بقای اتم قرار میدهند و تحصیل این قوت را بواسطة اتحاد افراد ملت میگویند ایشان در بدست آوردن اسباب حفظ ذات مینمایند . آیا برایشان را وقت نرسیده که برای حفظ ذات خود شان قوتی پیدا کنند خصوصاً هنگامیکه صورت فنای ایشان را از بام مجلس ملی انگلیس در نظرشانست و شك نيست كه لكو كما عساكر انگلیس و روس بعد از جنك دريا كنار دمار از نهاد باقی مانده مستقل حکومتهای آسیای وسطی مشغول خواهد شد تلافی مانات ممالک ایشان شود – و تا زمانیکه این قبائل حدودیه و ممالک مستقلهٔ اسلامیه با هم متفق نشوند – ایشانرا روز مصیبت که قریب به وقوع است که دستگیر خواهد شد . وقتیکه یورپ خودش در معرض خطر است آسیای بیچاره در کدام حساب باشد . این نائرهٔ جنك عالم گیر را که میداند که کره الارض را فرا نگیرد . اگر چه اقوام آسیاجکه از این سیلاب بلا پایانشان خواهد رسید – پس تدبیر چیست و مسالمتشان باید که باهم متفق شده بر دامن خلافت کبری تشبث نمایند – این قوه اسلامی قوت عظیمه بوجود آرد که حملهٔ ان بران چیزی سهل توان نه بود و دولت علیه خلافت وکیل ایشان در یورپ باشد . همین است مضمون کلام پیغمبر که فرموده است – : يد الله على الجماعة – من شذ شذ فی النار ( دست مدد خدا معاون اتفاق است و هر کس که از جماعت جدا شود در جهنم ذلت و خواری و عبودیت و ناجاری در افتد )\n( صدای اسلام )"}
{"book": "adl0616", "page": 1512, "text": "شمارهٔ ۱۸\nسال پنجم\n\n( ترجمۀ اخبارهای انگلیزی و اردو )\n\nجنگ در بلقان — تقهقر عساکر انگلیس و فرانس\n\nلندن — ۱۱ — دسمبر — ١٩١٥\nاعلان رسمی در باب لشکر شرقی ( در بلقان ) که در پاریس شائع شده است — : وقتیکه ظاهر شد که لاحق شدن بجناح ایمن عساکر سرویا بآذوقه و اسباب جنگ و مجتمع گشت زیرا که عساکر سرویا در جنگلهای البانیه و مانتی نیگرو ۔ والباترس ( یونان ) پراکنده شده است — این رای قرار یافت که عساکر فرانسه را از پیشترین مقامات بر ساحل سرنا بجانب کربولاک بیارند — تدریجاً لشکری بعد لشکری با قاعده و بدون زحمت باز پس آرند — باوجودیکه روز چهارشنبه و پنجشنبه بلغارها سخت حمله ها آورده بودند و عرفات تعاقب ها میکردند. ما باتفاق انگلیس جاهای نو بر ساحل دریای ایجیمبا بدست آوردیم —\n\nلندن — ۱۱ — دسمبر — ١٩١٥ — سالونیکا\nروز پنجشنبه و جمعه مقابل عساکر اتحادیان ( انگلیس و روس ) سکوت آراووه ( یعنی هیچ جنگ نشد ) عساکر ما باسلوب خوب پس می آیند — احوال سیاسی کلیه اشتغال بال دارد .\nبخلاف عسکر فرانسوی فعالیت بلغاریها روزافزون است — بلغاریها عساکر را فراهم می آرند .\nو عساکر اتحادیان قریب قاعدۀ لشکری خویش خطوط عسکری جدیده قائم کرده اند .\nبلغاریها چهار بار قوی تر از انگلیس و فرانسه\n\nلندن — ۹ — دسمبر\nاز مقدونیا خبر رسیده بلغارها بکمال شدت جنگیدند. بلغاریها بجهار فرقه حمله آوردند . یکی از شمال — و دیگر از غرب — و دو بخلاف انگلیس از شرق — شهر کوچک ماوریان که مرکز آن قتاله است باز او همه زیر امر انگلیسها افتاد — بیک معرکه عظیمه در کوه ها غرب استرومنیزا والاندوو بوقوع پیوست — آنجا بلغاریها سعی کردند لشکر انگلیس را از لشکر فرانسه جدا نمایند — ایشان خط اول لشکر فرانسه را شکافته بخط دوم رسیدند ، ظاهراً مقصود ایشان این بود که لشکر انگلیس را محصور کرده حدود یونان داخل شوند —\n\nلندن — ۱٢ — دسمبر\nنظارت حربه بطور رسمی مظهر است که فرقۀ دهم پس از حمله شدیده دشمن با عانت گنت در پس آمدن موفق شد . و عدد دشمن از لشکر ما بسیار زیاده بود — اکنون لشکر ما جاهای استوار از غدیر طویران را در غرب دریای واردار گرفته — باتفاق عساکر متحده آن فرقه خلاف دشمن زیاده در عدد خوب جنگید — از جوان مردی مشترکیو زیلیرز و دبلن فیو ریلیزز و کنات برنجرز آن فرقۀ دهم نجات یافته باز پس آمد — از جهت کوهستان هشت تا توپ میدانی را برای مدافعه های پیاده بودند که هنگام رجعت بزودی توپها را همراه آوردن ممکن نشد و بدون توپها پس آمدند نقصانات ما یکهزار و پنج صد بود ( ١٥٠٠ )\nدر جرائد انگلیس از هفتاد هزار اسیران اطرشی که در دست سروپا بود بحث میکنند — اکنون که عساکر سرویا در رباهای البانیا بوجه بی پروائی نکرده و اپس پراکنده شدند — آن اسیران اطرشی کجا\n\nرفتند ؟ بعض گویند که همراه عساکر سروی بالبانیا رفتند — اما آنجا برای عسکر انتظام خوراک و غیره نیست برای اسیران چه طور چیزهای خوردی پیدا شود ، ظن غالب این است که همه اسیران اطرشی بدست فاتحان اطریشی افتادند — دیگر عجب این است که اطالبا وعدۀ اعانت سرویا بآذوقه و اسباب جنگ کرده بود — اما وفا نکرد !\n\nمسئله جنگ دار دنیل\nاز تقریر اسکویته\n\nکسانیکه کمان میکنند که حمله بر دار دانیل قرار داده شده بود بدون تفکر کردن و تصور نمودن جمله امکانات بحریه — سراه خطا میکنند ، بر مسئلۀ حمله کردن بر دار دانیل میان امیرالبحر که بر عمل جنگ حکمران بود و ارکان حزب تجربه در لندن بکمال دقت و غور مذاکرات کرده شد و تدریجاً رای قائم کرده شد — و پیش از آن که فیصله اخیره کرده بودند . این مسئله را بوزارت تجربه فرانسه هم بمیان آورده بودند — چنانچه حکومت فرانسه آنرا کلیةً قبول کرد — و راضی شد که با مادرین حمله بردار دانیل شریک شود . و همچنین این رای را دیون اعظم که دران وقت سپهسالار عساکر روسیه بود . بکمال جوش خیر مقدم گفت و بر استی اعتقاد داشت که حمله بردار دانیل لشکر کشی روس در قفقازیه را موجب اعانت خواهد شد . در مجلس شورای حربی این مسئله چهار بار زیر بحث آمد — و با وجودیکه همه تدابیر و منصوبهای جنگ سراسر مخفی بود . لاکن قبل ازینکه یک گلوله بردار دانیل زدند . هیئت وزرا از همه آگاه شد . استحسان کرد . در آن احوال که ما خود را یافتیم محض حملۀ بحری تنها در خیال ماندیم — لارد کیچنر گفت و ما با او اتفاق کردیم — که ما نمی توانیم اعانت معتاد به لشکری را نیز انجا بفرستیم . بنابرین فیصله کردیم که باسطول بحری تنها حمله آور شویم .\nوزیراعظم اینجا همه ذمه داریٔ حملۀ دار دنیل را بر خود محمول میکند و کسانی را که گمان کنند که این حمله از نفوذ اشخاص مجهول بوجود آمده بود نهایت شدت ملامت میکند . او اعتراف میکند که در این حمله خطرها بود . اما مطالب عالیه هم بود . یکی جلب کردن حکومت های بلقان بجانب اتحادیان بود . دوم کشادن راه بحر اسود برای نقل گندم و دیگر غله جات از روسی که آنوقت برای انگلستان خیلی ضروری بود . سوم حمله کردن بر قلب سلطنت دولت علیه عثمانیه .\nوزیر اعظم میگوید که حمله کردن بردار دنیل قرار یافت و در اواخر ماه فروری سنه ١٩١٥ ع بوقوع پیوست قلعه های بیرونی را خراب کردند — و تسخیر کردند — این حمله ها تا یک ماه جاری بود — و عاقبت الامر هجدهم ماه مارچ سنه ١٩١٥ ع بر تشکترین ابنای داردنیل حمله کردند این حمله ما را پس انداخت و بسیاری از خوبترین سفائن حریۀ ما را کلیةً ضائع کرد — پایکار و شکسته گردانید پس ازین خسارۀ عظیم این رای قرار یافت که اگر حملۀ بحری باتفاق عساکر بر په بعمل آرند . ممکن است که مقاصد اصلیه حاصل شود . بنابرین سر هیملتن در ماه مارچ سنه ١٩١٥ از لندن روان شد تا سپه سالار عساکر حمله کنان بردار دنیل بشود . او حاضر بود هنگامیکه سمائن"}
{"book": "adl0616", "page": 1513, "text": "صفحه ١٦\nسال پنجم\n\nحريتاً هيجدهم ماه مارچ بدار دانيل حمله کرده بود و او باتفاق امير البحر ما که آنجا بود اين اطلاع فرستاد که حملهٔ عساکر بحريه و بريه با هم لازم است . و اين رأی را ارکان حرب در لندن نيز قبول کردند . وزير اعظم با آن حوادث که از ماه مارچ تا ماه اگست سنه ١٩١٥ ع در جزيره نامی گيليپولی بوقوع پيوست . هيچ اشارت نکرد، اما ميگويد که در اوائل ماه اگست گذشته حکومت انگليس يك فوجی عظيم از کوچه و دربه در جوار دار دنيل فراهم آورده بود. و لا محاله حمله های هولناك با توپهای بزرگ و فوق العاده از کشتیهای جسيمهٔ جديده بر لشکر ترکی نمودند . که تفاصيل آن عموماً از جرائد خوانان معلوم است . در انتهای کلام در مسئلهٔ جنگ دار دانيل ميخواهد که ملامت باشخاص بالذات مخصوصه عائد کند و ميگويد که :— اين رای خودم است که در اثنای اين جنگ با وجود بلنديها و پستیها (مظفریتها و هزيمتها) چنين جانسوز نا اميدی هيچگاه احساس نکردم چنانکه از عدم موفقيت ما در دار دنيل ! امکانات و علامات فتح و فيروزی چنانکه ما ديده بوديم و کسانکه در ميدان جنگ بودند ديده بودند . تنها بسيار و زياد نه بود بلکه متراکم و متزاحم بود . و نتائج مظهريت و مظفريت نصيب و زکار ما شدی — کو يا خارج از حيطهٔ شمار و بيان بودی — مظفريت ما در دار دنيل مسئله بلقان را حل نموده بودی — و امکان میلان يادگار بانجانب دشمنان ما را — ( چنانکه اکنون از شوره بختی ما واقعهٔ حقيقی شده است ) از قوت بفعل آمدن مانع شدی — و دار الخلافة عثمانيه را بمعرض خطر نی، موقع تسخير آوردی — و در همه عالم شرقی قوت و جبروت و عظمت و شوکت رول متحده ( انگليس و فرانس و روس ) را اظهر من الشمس فی نصف النهار کرده بودی !! . .\n\nخلاصة آخر ترين خبرها\n\nعساکر انگليز و فرانس بمهاجمات شديده عساکر مظفرهٔ ترکيه در دار دانيل تاب آور مقاومت نشده منهزماً و مقهوراً به ترکيه محاربه محدود شدند . در دار دانيل در وقت حاضر جنگ نيست لشکرهای دشمن اسلام کلياً از دار دانيل بيك سمت مجهولی بخريهای فرار گرديدند . در عراق عرب انگليزها شکست های پی هم خورده اند و تلفات عظيمی داده اند . عربها بك خدعهٔ حربيهٔ عجيبی بکار برده انگليز ها را بجاهای بسيار دور از ساحل کشيدند و چون دانستند که حال در موقع زد گاه رسيدند همان وقت از عقب و يمين و يسار لشکر انگليز را احاطه کرده عساکر مظاهر عثمانی برانها حمله کردند و دمار از نهادشان برآورده قريب است که بقية السيف شانرا در حدود بصره بدريا بريزانند . در نواحی عدن محاربات اسلام با انگليز شروع شده است . — حمله های متواتر سنوسيها از جهت غرب و سود آنها از جهت شرق بر مصر جاری ميباشد . — از صربها نام و نشانی باقی نمانده بقية السيفی که در البانيه و مانتينگرو پناه گزين شده اند تعقيب ميشوند . — عساکر متحدهٔ انگليز و فرانس در سالونيکا محصور و در زير تهديد ميباشد . — از قرار خبرهای که بآخر ترين دانه از طرف ايران رسيده بندر گاه ( کيلی ) از طرف جرمنها بشدت بومباردمان ميشود . — در ايران آتش جنگ و جدال مشتعل است . روس . جرمن . عثمان در ملک ايران زد و خور دارند . حکومت يك مسلك مستقيمی ندارد .\n\nاعلان\n\nسراج التواريخ\nجداول — و دوم\n\nزندگانی - وقايع هر قوم و ملت ( تاريخ آنست . ( سراج التواريخ ) آئينه حيات نمای ملت جليل افغانست . زيرا از آغاز تشکيل دولت بافتن دولت افغانيه عاليه بحث ميراند که برای حال و استقبال ملت بهترين درسگاه عبرت ، و خوشتر ازين اشياء ملت تصور نميشود . هر فرد ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند سرمايهٔ حيات در کتابخانه قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نيت خالصانه و خير خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات اقدس و ارفع صفات بادشاه مقدس ما اعلیحضرت « سراج الملة و الدين » تأليف شده و در مطبعهٔ حروفی دار السلطنه کابل زيور طبع آرايش و تزئين يافته از جلد اول اين کتاب از ابتدای سلطنت خاندان دريشان ( درانی ) — يعنی از آغاز تأسيس و استقلال دولت عليهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امير کبير امير دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث ميکند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جليل الشان ( محمد زايی ) يعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امير کبير دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت « ضياء الملة و الدين امير عبد الرحمن خان » طاب ثراه وقايع تاريخيه را جامع بوده بر کاغذ اعلا معروف به ليپ بطبع رسيده است . قيمت کتاب مذکوره با حسن و زينت و خوبی تجليد آن از قرار ذيل است\n\nنمبر (١) پشتی چرمی جرم اصواری دانه دار کابلی پخت چهره بندی جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصلی بسته بندی شده مبلغ شانزده روپيه پخته کابلی —\nنمبر (٢) پشتی مقوا رويه گيره ماشی چهار گنج وزير جره، فرمه سياه واسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جله سيزده روپيه پخته کابلی —\nنمبر (٣) پشتی مقوا رويه گيره لاجوردی چهار گنج و زرميش ميشی سرخه کالی پخت حاشيه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جله جزء بندی شده يازده روپيه پخته کابلی و ده شاهی —\nنمبر (٤) پشتی مقوا رويه ابری چهار گنج وزير جرم ميشی کابلی پخت حاشيه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جله کوته بندی ده روپيه پخته کابلی و سه شاهی —\nنمبر (٥) پشتی مقوا رويه ابری سرخ چهار گنج وزير گير سياه اسم و نشان دولت ورق طلا جله کوته بندی شده نه روپيه پخته کابلی و يازده شاهی —\n\nمحل فروخت\n\nدر قصر ارك مباركه از تحويل خانه جناب محمد ولیخان سرمهردار\nدر بازار از گل احمد دکان عبدالله خان —\n\nچون کتاب مستطاب سراج التواريخ چهار جلد ميباشد اگر در يك وقايه و شيرازه ميشد حجم کتاب موصوف کلان ميشد لهذا اعليحضرت شاه والا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقايه شيرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زير طبع ميباشد و پس از انکه از طبع بر آمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد فقط در چاپخانهٔ حروفی دار السلطنه کابل طبع گرديد .\n\nهر مقاله هائيکه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر تحرير ميشود .\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1514, "text": "اعلان\n\nعموم مشتركين كرام خود را ياد آورى ميكنيم مرقدر سى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خودرها نمانيم بمكن لشد لهذا بادا كخانهٔ مركزى دارالسلطنة كايل يك مقاوله نموده دا كخانه مشار اليه تقسيم و توزيع اخبار مارا كه بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهدهٔ حيث خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را مشير و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهاى دا كخانه نخود شان ميرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nدر حالیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است. از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\n\nبر همه کار داران نظامی و ملکی وجملهٔ خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود: اگر از يك جابديگر جايروند و بيايند ميبايد كه بيك رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا ميروم اخبار مرا در انجا بفرستید. هر گاه همچنين يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان نرسد حق شکایت را ندارند.\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\n\nسودا گرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شارا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشتهاریکه باشه از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار فشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپيهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابل و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را مبادياً تايك سال نشر کردن خواهد و وجهٔ يك ساله را پیشگی ادا نما بدهد و ورق پشتی بر سر سطری سنار اجرت گرفته میشود"}
{"book": "adl0616", "page": 1515, "text": "اعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده : ازین جریدۀ رسیده گلزار ، مطبعۀ عنایت ، کام یارا شیرین نمائید ! جزیرۀ پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت وسیع و غیرت را برای اساس زندگانی نوع بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت : خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان | تنها (۶) شش روپیه محل فروخت فی مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، و دکان باز محمد در بازار ارك ، و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی -\n\n( اعلان )\nپراکنده\n۱ - آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار اجمال عمده آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوب طبع دلربا ، با تصویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر پیکرۀ طرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان - یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعۀ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسۀ شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کالی\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۱\nروضة حکم مجلد ۱\nپراکنده مصور مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ۶\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باداره سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوجیه\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کند .\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه و کتابچه های علاوۀ آن و شماره های متفرقۀ آن و همه کتابهای مطبعۀ عنایت را خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمتهای معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانۀ مبارکه ، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1516, "text": "شمارهٔ ۱۱\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nحوادث داخلیه\n} تشریف آوری مرشد روحانی حضرت صاحب مجددی – مراسم در بار معالی بار – يك نظر تحسین از هرات –\n\nحوادث خارجیه\nمکتوب از پاریس – اختلالات هندوستان – مکتوب از ماوراءالنهر – افتتاح مجلس مبعوثان عثمانی – نطق انور پاشا وزیر جنك – حکایتهای محاربه – پریشانی و اضطراب روسیه – مسرت از حملات زبان ها – خبرهای متنوعه راجع بجنك – نظام اجباری در انگلستان – واقعه مهم در زاپونیا – جنك افغانها با انگلیس – در عثمانی – قشون آلمان در اسلامبول – غرق کشتی انگلیس – حریق در انگلستان – خبرهای ایران – کارد مستحفظ – مصادمه در همدان – سفارت ایران در برلین – انتشار يك خبر مدهش – تهیه مجاهد در برار جان – تهیه و جمع آوری اعانه – در سفارت روسی – انگلیس ها منکرش میکنند – مسئله ایران در مجلس عوام انگلیس – علامات جدید در ایران – خیال پادشاه رومانیا – بیانات يك مسلم فرانسوی – پلی انور پاشا – مکاتبه در مابین امپراطور آلمان و انور پاشا – فعاليت تحت البحری های آلمان – نطق یکی از خطبای اردوی چهارم عثمانی – مصارف انگليس درين جنك بالكليه –\n\nاعلان\n( سراج التواريخ )\n\nآثاری\nاز مناظر در السلطنة كابل – قصر سعادت حصر دلکشا قصر عالی باغ شهر ارا – از افسران نظامی دولت علیه ایران سلطان فضل الله خان – راجه کوچ بهار و دختر مهاراجه –"}
{"book": "adl0616", "page": 1517, "text": "اعلان\nاز صنایع و هنرهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه رفیعجاه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب سر کار خانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه راهای حوائج دولتی و لشکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورم عساکر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت مویداً حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبد الله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) نرخ های پشمینه بانی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انگریزی ۳ فوته مشخص شده و در سندو قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام قسم اول قسم دوم\nدرجه ها درجه اول درجه دوم درجه سوم درجه اول درجه دوم درجه سوم و اندکی قیمت آن ۱۰ روپیه\nرقم رنگ خودرنگ رنگه خودرنگ رنگه خودرنگ\nقیمت تا حال ساخته نشده ۷ روپیه و ۱۱ پیسه ٦ روپیه و ۱۸ پیسه ٦ روپیه و ۱۰ پیسه ٥ روپیه و ۱۸ پیسه ٥ روپیه و ۱۰ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی کشمیره چهار خانه ۷ رویه ۳۵ پیسه | کشمیره زردار هر فرد ۷ روپیه ۲۰ پیسه\n\n(۲) جراب\nرقم تکه بانکه زوج راهدار زوج معمولی زوج کلان فی درجن\nقیمت ۱ روپیه ٥٢ پیسه ٤٥ پیسه ۳۹ پیسه ۱ روپیه ٤٠ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم چرم باف دو گرنده باده ده پای یک اسپه دو کره سه تاره یک اسپه چار تاره قز\nقیمت ۸ روپیه و ۳۳ پیسه ۹ روپیه و ۶ پیسه ۸ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم چرم باف دست امامی دولایه چرم باف دست دولانه یک اب دسته دولانه یک بار اسپه چرم باف عمر کان\nقیمت ٤ روپیه و ٤٨ پیسه ٤ روپیه و ٤٦ پیسه ٤ روپیه و ۲۳ پیسه\nرقم قبضه ریچی کیت مرۀ وبخانه قبضه فلیته نقره از چرم سه لایه توپخانه زه باف رقم سواری سامی کیت زه باف دو کاره ارکان\nقیمت ۳ روپیه و ٥٥ پیسه ٤ روپیه و ٥٧ پیسه ٥ روپیه و ٩ پیسه\nرقم رکابی از یخ چرم باف میانه چوب بست زنانه از زین سواری تیغ چرمی زنانه ابریشمی جیب قلاقل\nقیمت ٤ روپیه و ٤٥ پیسه ٤ روپیه و ٨ پیسه ٥ روپیه و ٥٨ پیسه\nرقم یخ چرمی کمک دار دسته بادامی تیغ چرمی دسته دولاسامی و نجی کیت نقره چرم باف ما بین بست یک از زین سواری دولایه\nقیمت ٤ روپیه و ٤٩ پیسه ٤ روپیه و ٤٥ پیسه ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم گل وینه گل جریبن گل نافرمان\nقیمت ٦ روپیه و ۷ پیسه ٥ روپیه و ٣٦ پیسه ٦ روپیه و ٦ پیسه\nقسم گل لستون شکوفۀ نارنج جلیلی\nقیمت ٥ روپیه و ۳۸ پیسه ٧ روپیه و ٤٥ پیسه ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم گل سوسن شکوفۀ سیب گل گلاب\nقیمت ٦ روپیه و ٥٤ پیسه ٦ روپیه و ٥٨ پیسه ٦ روپیه و ۸۱ پیسه\nقسم گل گندمی گل گاون ( الخیر )\nقیمت ٦ روپیه و ٢٥ پیسه ۷ روپیه و ۱۲ پـ\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ) ( کیمپل نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1518, "text": "قیمه (۱)\nقیمت سالیانه\n\nسال پنجم\nشماره (۱۱)\n\nمدروس وسري محمد\nمحمود رزی\nالامريحا ومطبعة\n١٣٢٩\n\nدر اطراف داخله مملکت\nمراسلات و ادویه کامل\nدر خارج مملکت\nاشتراکین باده با روپیه انگلیزی\nصد و دوازده روز یکبار نشر میشود\nقیمت آن در کابل یکسیاسی است.\nپولی که در نشر شود اعاده نمیشود)\n\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل )\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\nتاریخ غره ربيع الثاني ١٣٣٤ تاریخ انگریزی ۵ فروری عیسوی ۱۹۱۶ تاریخ شمسی ۱۰ دار ۱۲۹٤\n\nحوادث داخليه\nامسال سال یازده هم است که دارا لسلطنة کابل بشرف قدوم شان\nمشرف شده بود و در وقتیکه در جلال آباد مقیم می بودند مریدین و مخلصین\nافغان از بلاد افغان بحضور لامع النور شان رفته کسب ارشاد می نمودند\nدر این سال همایون فال بعد از عرایض متعدده اهل کابل و اشتیاق دیدار عامه\nافراد دار السلطنه کابل که زیارت شان داشتند مرحمت خود را مبذول\nحال بجارکان نموده نزول اقبال و پرتو اجلال بدار السلطنة کابل فرموده\nبسواری موثر خاص حضرت عالی متعالی شهزاده دیندار سعادت آثار\nحضرت معین السلطنه صاحب افخم که اعتقاد راسخ و ارادت کاملی در حق\nحضرت صاحب ممدوح دارند بتاریخ یوم یکشنبه ۱۷ شهر ربيع الأول يعمل\nيك بچه روز رونق افزای شهر شهیر کابل گردیده در مسجد ملا محمود\nکه در شور بازار کابل وقوع دارد در حجره شريفه که از قدیم الایام سجده\nگاه و محل اقامت حضرت صاحب بوده است اقامت گزین گردیده و دانهای\nسالکان راه دین و مستفیضان عرفان آیین را بشور باز - آورده است\nسراج الاخبار افغانیه ازین قدوم میمنت لزوم - عامة سكنه شهر کابل\nو ممالک محروسه افغانستان را مژده رسانی میکند و قدوم این مرشد زمان\nو عارف دورا را از مراحم الهی دانسته اعلیحضرت شهریار زمان و پادشاه\nدین پناه افغا نستان را تبریک می گوید زیرا اعلیحضرت شهریار دین دار\nمانیز از معتقدان خاص و مخلصان با اختصاص حضرت صاحب بوده و جناب\nحضرت صاحب از داعیان خاص اعلی حضرت متبوع مقدس و ملت با حميت\nافغان وبك واسطه عظيمه نزول برکات آسمان می باشند .\nوجود باجود حضرت صاحب ممدوح برای افغانستان از اجل نعمهای\nالهی است زیرا دعای خالی از ریای مستجاب شان همواره در حق اعلی حضرت\nإنشاء واولاد بإنشاء ومملكت وسلطنت افضائیه در امكنه مقدسه حرمين\nشريفين زاده هما الله تعالى شرفا و تعظيماً وباقي مزارات انبیا و اوليا جاري\nو ساری است تا این که از حجاج معتبر دیانت اثر افغان شنیده می شود که\nچون ادعية وافرة حضرت صاحب ممدوح را عریان بیت الله الحرام در حق\nپادشاه و ملك افغان میشنوند چنین می گویند ( هذا الشيخ موكل من الله\n\nتشریف آوری مرشد روحانی حضرت صاحب مجددی\nسعادتیکه همی جستم از خزانه غیب\nگهی رسید که آن مرشد زمان برسید\n\nیکی از مراحم ازدیاد و تفضلات صمدی تشریف آوری جناب ولایت\nصاحب قدمت القاب مرشد زمان و هادی دوران صاحب کرامات عدیده\nصاحب کثیره جناب حضرت صاحب چهارباغ با صفای جلال آباد جناب\nایشان که دران ایران است ایران در حضرت\nالکتریک فرمانده اند و از قدوم شرافت لزوم شان عامة افراد مريدين\nالدین شان از شاد و گدا منتظر نزول برکات و وصول سعادات بوده اند\nحضرت صاحب ممدوح اطال الله بقائهم و ادام على مفارق المخلصين\nمال راقدهم از حضرات محمدیه و از اولاد حضرت امام ربانی و قطب\nستان حضرت ( شیخ احمد سرهندی ) مجدد الف ثانی قدس الله تعالى\nما عزیز بوده یک پیشواى بزرگ طريقة علیه نقشبندیه - مجددیه می باشند\nالبر و افاضات و شمس القادات و انوار ارشادات ذات کرامت سیات شان\nافراد ملت افغان و هندوستان حتی عربستان یافته و بسی مریدین و\nامین در انظار زمین بسعادت ارشادات شریفه شان از حضیض جهالت\nآن سعادت و عرفان رسیده اند که عدد همچون اشخاص از هزارها\nران است و در جمیع ممالک اسلامیه مریدین و مخلصین شان موجود است .\nحضرت صاحب ممدوح مرشد سالکان طريقه علیه نقشبندیه به افغانستان\nمحل مسکن شان چهار باغ با صفای جلال آباد و اکثر عمر عزیزشان\nحرمین شریفین گذشته و داخل حرم بیت الله الحرام حجره که از روضات\nمحبوب است بطریق مالکیت دارند که سالهای سال در آن بود\nآن بوده اند و حجها و زیارات روضه مقدسه بوده که حضرت صاحب\nرسانده خیلی زیاد است و چه هاوار بعینیات بسیار در حرم بیت الله الحرام\nحرم مدینه منوره کشیده و در پرده اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1519, "text": "معبد ۲\nسال نجم\nشماره ۱۲\n(محفظ الافغان ) یعنی این ذات ستوده صفات از حضرت الله تعالى موکل آرام طلب نموده اند حضرت صاحب با آنها وعده فرموده اند که نان\nاست که بدعای او افغانستان از بلایا محفوظ بماند - بناء على هذا وجود شریف شان در سرهند تشریف برده در مزار فیض آثار حضرت امام\nباجود انجنين ذات كرامت بات را از غنایم باید شمرد و دوام وجود ربانی مجدد الف ثانی تشریف فرما شده در انجارسم تعزیت و فاتحه خوان\nباجود ایشانرا از حضرت الله تعالى مسئلت باید کرد .\nاز جانب عموم مخلصین مسلمانان هندی بجا آورده خواهد شد. در عین همین\nحضرت صاحب ممدوح علاوه بر سفرهای متعدده حرمین شریفین اکثر انتظار مردم هند تشریف بردن حضرت صاحب دعاها و خواهشات مخامين\nممالک اسلامیه را سیاحت فرموده اند و علاوه بر عربستان ممالک مصر و شام را افغانی وقوع یافته این است که جناب مستطاب حضرت صاحب بقدوم سعادت\nنیز بطور کمال کردش نموده زیارات شریفه و مواضع متبرکه شام شریف رایگان لزوم خویش کابل و اشرف بخشیدند.\nیکان فرموده و در بیت المقدس مراقبه ها نموده و از همانجا احرام بیت الله تو احمد مهران نقش که خاطر میخواست آمد آخر زیس برده تقدیر بدید\nالحرام را بسته اند ( اینچنین مشقتها در عبادت ایزد سبحان مخصوص ذات الله تعالى و تقدس وجود عرفان آمود ذیجود مسعود شان را خرید\nبا برکات ایشان است )\nحضرت احمد محمود عليه صلوات الرب المعبود ازاقات وبليات ارم\nکرامات و خوارق عادات جناب ممدوح که در بر و بحر و سماوی در حفظ و حراست حضرت خویش داشته پادشاه دیانت آن\nو مواضع متفرقه و اما کن متعدده از سن طفولیت الی الان از حضرت واولاد او را با وطن عزیز و افراد وطن دیانت مسکن افغان از به کار\nایشان رخ نموده است در زبان خواص و عوام داستان است هر شخصیكه انفاس شریفه شان در سال محفوظ داشته ادعیه مستجابه شان را دار\nمحضور شان مشرف کردد و يشرف خطاب و مکالمه شان برسد از خطرات\nو ام اقبال و نصرت اعلیحضرت متبوع مقدس اعظم افخم والای مدار\nقلبية او یکان یکان آگاهی و اخبار داده می توانند و در اسرار عبادات آئین سراج الملة والدين ادام الله ظله على العلمین سالیان دراز در حر\nو معا ملات و آیات و احادیث مضامین مجیبه که بجز عرفای کاملین را حاصل داشته باشد اللهم آمين يارب العلمين\nنمی شود مکالمات و مقالات محجبه دارند - حالات ذات بابرکات و سوانح شریفه\nموعی زشان در کتاب علیحده درج نمودن حواله همت مخلصین کرام شان\n\nمراسم دربار معالی بار\nاست تفاصیل آن در سراح الا اخبار افغانیه امکان تحریر و تسطیر را ندارد . بله روز قبل جميع ارباب مناسب ملکی و عسکری و خوانین در\nاز تقدیرات الهی درین سال دو واقعه جانکاه و دو حادثه الم همراه بموجب رقعه ها و تکنهای خبری از طرف ایش آقاسیان ملک ونه\nبذات شریف حضرت صاحب رسیده اول اینکه مخدوم زرک و پسر سترک حضرت و سار جن میجر برای حاضر شدن پدربار بساعت ۱۰ روز شنبه\nصاحب که ولی معارف استناد و ماذون بالارشاد بودند از دار فنا بدارها حال دعوت و اخبار گردیده بودند . از به نجه روز مذکور همه من\nرحلت فرمودند و دانهای مخلصان و عامه مریدان و مستفیضان این در کاه ولایت مدعوین که به لباسهای رسمی زمستانی خودشان ملبس بودند یکم ان فرم و\nبناه را خراشیده و در بلاد افغانستان و هندوستان حتی عربستان فاتحه خوانی و مسرت دیده میشدند که یکان یکان بسمت نقطه مقصود عازم وشی.\nو ادای ادعیه و ختمات و صدقات از طرف مخلصین برای تقربه این بزرگ گشته اند، تا به ساعت ۱۰ قسم اعظم اهل دربار در خارج و رنده\nزرگ زاده اجرا شد . سراج الاخبار افغانیه در شماره ( ۹ ) همین سال نجم خود اطراف سلامتخانه جمع آمده پس از توقف یکچند دقیقه بنابر قاعده درا\nتعزیه وفات مخدوم - مرحوم مغفور را بسمع قارئین گرام رسانیده بود های سلامخانه کشاده گردیده همه اهالی را بدخول دالان واخذ مقامات .\nدوم اینکه دو سه ماه بعد از وفات مخدوم زاده ممدوح حضرت بی بی معظمه داده شد. حضرات علمای عظام و ارباب مناسب ملکی و خوانین\nاعلى والدة مقدسة مخدوم زاده مرحوم ممدوح نیز رخت اقامت بدر برده احترام حسب عادت بصنف ملکی, بالمقابل آنها متصیدا ران نار\nجهان فانی را بدرود کردند انالله وانا اليه راجعون في يي صاحبه مغفوره و افسران عسکری در صنف نظامی دالان بزرگ و جسیم سلام\nمکرمه بك وليه از اولیاء الله بودند که اوقات عمر عزیزشان بصیام و قیام چو آیهای مرتب و منتظم خودشان بر جابهای مناسب عملی ترتیب مراتب و هند\nدر گذشته و برای طایفه زنان وطن عزیز افغان یک مرشدة کامله بوده اند اشتند، تا به ساعت ۱۱ و نیم در نظم و برابری دربار از طرف این\nفراق وقوت این بی بی مکرمه حزن والم وتم عامة مخاسین و مریدین را آقاسی ملکی حضور هما پول و غیره نفری زیر دست شان گوشتی و را\nدوبالا کرده حضرت الله تعالى وتقدس بحرمت حضرت في مقدس عليه شد. و چون دربار فرحت بار وضعیت و زینت خصوصی خود را می\nالصلوة والسلام این دو ذات ولایت سیمات که یکی اصل و دیگری فرع ولایت و در نمود ذات عالی نائب السلطنة صاحب افخم و حضرات شهزاد کان\nو صدق عرفان بوده اند در روسات الجنات جاداده و درجات حضرت صاحب مکرم داخل سلامخانه گردیده عموم حاضرین به ادای سلام ، واید و اه\nموجود مقدس ما را در دنیا و على رفیع و منبع گردانیده اجر جزیل آداب تعظیم و احترام شان برپا خاستند و بعد از اینکه اجازه نشستن از مرد\nسبب ذات کرامت سمات شان بدارد و باقی اولاد و احفاد و عامه عائله عرفان ذات عالی برایشان داده شد. مکرر بمواقع مقرر خودها قرار کر دیا\nبناه شان را از بلیات و آفات محفوظ بدارد اللهم آمین\nپس از لحظه همه سلام خانه را از یک سرنا بدیکر سریک سکون 11\nعرایض متعدده از جانب مخاسین هندی محضور حضرت صاحب رسیده هیت نمای عظمت احتمالی استیلا نمود و هر فرد بکمال سکونت و آرام این\nوالتجای اجازه حضورشان را بجلال آباد برای ادای رسم تعزیه مغفودین که اسب شدت هیجان حسیات قلب و جریان و تلاطم امواج شوق ازم"}
{"book": "adl0616", "page": 1520, "text": "۳\n\nسال پنجم\nشماره ۱۱\n\nبرای ظاهریش حکمفرما گردیده بود با تمام ذوق و لفت تشریف سعادت ردیف دان شو کلیات اعلیحضرت پادشاه معظم محبوب القلوب مقدس خود را آرزو و انتظار داشت، چنانچه متصل این احوال نابه ساعت ۱۲ ا برون سلاحخانه آواز دلنواز موزیکهٔ عسکری که لارهٔ موزون به هیئت مشحون سلامی بزرگ پادشاهی را نواخت ورود مسعود مسرت احدود نام او را بر همه گان اعلان و اشعار نمود. ذات علویت در جان اعلیحضرت پادشاه بل آگاه معظم ما از دروازه غربی با همه شوکت و احتشام ملوکانه داخل سلاحخانه گردید. عموم حضار برای تکمیل آداب تحیت و سلام و تقدیم مراسم تهنیت و احترام بنابر پولی «ولار» که از طرف جناب وخامت مآب سردار عالی نائب السلطنة صاحب رحمه کان القا و ابلاغ گردید برپاخاسته بعد از ان که مکرراً برد سلام و شرف احوال پرسی و مواقف خسروانه نایل و سزاوار گردانیدند تخت عالی تخت سلطنت بیه افغانیه را بکمال عز و شکوه بوجود ذیجود مراحم نمود سعادت آبود شاهانه خود زیب و افتخار فوق العاده بخشیده جميع اهالی دربار را به نشستن امر و اجازه فرمودند. درین اثنا غازی عسکری سراوس در کان حضور همایونی نیز بر حسب قاعده هر دو طرف سلاحخانه از یکسر تا دیگر سر صف بسته شوکت کردیدند، و چون وقت طعام نیز قریب آمد بود از انرو نفری پیشخدمتهای حضور به تهیه آوردن طعام آغاز نهادند و هنوز نوبت به صف دادن میزهای طعام خوری نرسیده و بلکه بنهاد دستمالهای دست پاک تقسیم و توزیع کردیده بود که ناگاه ذات مراسم دان اعلیحضرت همایون والا عموم را خطاب فرموده گفتند که میخواهم که پیش از آنکه طعام بیاید بشما یک چند سخنی بگویم و هم چون معلوم است که کسانیکه در سمت اخیر سلاحخانه باشند بسبب دوری الفاظ مرا به آسانی و سهولت شنیده نخواهند توانست از انرو همه تان از جایهای خود برخاسته به پیش و نزدیک بیائید؛ بنا بر این امر اولی الامر اعظم خود همه اهالی دربار از شهزادگان عظام و علمای گرام و سایر اهل مناصب ملکی و عسکری و خواتین ذی الاحترام بکمال شوق و شطارت از چوکیهای خودشان برخاسته و در مواجههٔ حضور همایونی صورت یکقوس را باطراف شاهانه ترسیم و تشکیل نمودند ذات مذکوقی صفات پادشاه اسلام پناه حقایق آگاه دقایق نگاه دیانت پناه عدالت آئین اعلیحضرت سراج الملت والدین امیر حبیب الله خان ادام الله دولته الی اخیر الدوران بر موقع عالی سلاحخانه بر آن تخت عالی تخت سلطنت اکمال عظمت و حشمت قصر و موضوع است بیا ایستاده در حالیکه همه حضار بر چهرهٔ ملاحت بار فرخندگی نثار شاهانه شان که از ان انوار ضیابار سعادت و شرافت، و رعب و متانت، و رحم و شفقت، و لطف و مرحمت با همه معانی و اطوار آن متحلی و مترشح بوده چشم انتظار و انظار با وقار دوخته بودند چنین کلام حکمت پیام، و نطق حقیقت انجام آغاز و ابتدا فرمودند: مراد ما از دربار امروزه دو چیز بود، یکی آنکه مدتی بود که شما را ندیده بودم اینست که الحمدلله همه شما را بکمال صحت ملاقات کردم [از طرف عموم دعای سلامتی وجود پادشاه اسلام] و دیگر در ضمن این ملاقات میخواستم که بعضی سخنها را بشما بگویم و شما را به آن بفهمانم. از جنگ عظیم یورپ که امروزه روز بر روی عالم موجود و جار بست هر کسی از ان با خبر است که از مدت یک سال و ۶ ماه به اینطرف بکمال شدت در مابین دولتهای معظمهٔ دنیا دوام دارد. ولی مانند من شمارا از نتایج روزمرهٔ آن بخوبی و درستی وقوف و اطلاعی حاصل نیست و انقدر که من از احوالهای آن خبر دارم شما خیلی کمتر میدانید زیرا برای من ذرایع خبر رسانی بسیاری موجود و برای شما نسبةً مفقود است [صداهای تصدیق] هر چند که هر کس بقدر احوال خود از بعضی نتایج آن که تا کنون بمعرض شهود آمده اند کم و بیشی واقف است ولی از نتیجهٔ قطعیهٔ آن هیچ کسی خبر ندارد. نه یمن و نه بدیگر کسی از ان علمی است بلکه کسانیکه خود را از زعماء این حرب میدانند نیز از فهم و درك نتيجة قطعية آخرين آن عاجز و لاعلمند، مگر چیزی که ظاهر است همین است که افق عالم همه در يك تيرگی کثیفی مستور و مخفی میباشد سه دولت مستقل کوچکی مانند بلجیم، و صرب و مانی نیگرو سراسر از صحیفهٔ وجود و هستی محو و منقرض گشتند و هیچ اثری از انها باقی نماند. و اين يك هم كم و بيش بر هر كس معلوم و اشکار است که درین وقت همه ممالک روی زمین در چه حالی هستند؟ در فرانس چه حال است؟ و روس بچه احوال است؟ در استریا و جرمن صورت واقعات چسانست؟ همچنان در ایران و غیره ممالک چه حال است؟ امروزه روز مملکت ایران مقابر اختلافی که در بین دولت و ملت آن روی نموده رزمگاه روسها و انگلیز ها و جرمنها گشته است که حقیقتاً خیلی شایان عبرت و تأسف يك حالیست [از طرف عموم صداهای تصدیق و اظهار افسوس] و اینهمه فلاکت باعث اختلاف و تفرقهٔ دولت و ملت در ایران پیش آمده و ملت ایران جدا و پادشاه و دولت شان جدا بر ضد همدیگر حرکت می کنند. مدعای ما درینجا ازین نیست که بگویم که در وقت حاضر پادشاه و دولت ایران یکدام طرف میل دارد، و رعیت و ملت آن کدام طرف را تائید می کنند. بلکه اصل مراد و مقصد ما اینست که شما را از اختلاف و تناقضی که در مابین دولت و ملت ایران روی داده واقف و مطلع گردانم دولت و ملت میباید که چنان يك اتفاق و اتحادی بیک دیگر مربوط باشند که جدائی شان از همدیگر غیر متصور و عديم الامكان باشد، و هر دو متفقاً در انفاذ مقاصد و اغراض خود توأم با همدیگر بکوشند و بالاتفاق دین خود و دولت خود را ترقی بخشند [صداهای تصدیق و تحسین] چون مصرع اول این فرد در موقع مناسبت ندارد لهذا از آن صرف نظر نموده تنها مصرع ثانی انرا در خصوص اتفاق دولت و ملت درینجا بطریق مثال می آرم.\n\nچون دو نکنند و يك انگشتری\n\nو لازمکه ملت و دولت ما نیز مانند دو نگینی که در يك انگشتری باشند با هم مربوط و ملحق باشند در خصوص بیان کردن نتایج وخیمهٔ تفرقه و اختلاف اگر بخواهم برای شماها سی مثالهای عبرت آوری را آورده میتوانم چنانچه بك مثال ساده و بسيط آن قصه همان سه نفر سید و ملا و امی است که باغ یک شخصی خود را انداخت و زرد آلوهای بسیاری از درختهای باغش کنده خوردن مشغول گشتند همانکه صاحب باغ را چشم برین حال افتاد و خود را در مقابلهٔ آنها عاجز و تنها یافت لهذا فكرى انديشيده نزد مهمانان ناخواندهٔ خود آمد و پس از انکه با هر سه نفر بکمال ملاطفت احوال پرسی نموده کیفیت هر یک را بخود معلوم کرد تمام آهستگی و نرمی سید و ملا را مخاطب ساخته گفت که آقا صاحب شما سید و اولاد پیغمبر و بزرگوار يك ذاتی هستید و جناب ملا صاحب! شما هم عالم و باور کن و محترم بوجودی میباشید که هر دوی شما به این فضایل شایان واجب الاحترام اشخاصی هستید. اما میدانم که این امی جاهل که نه از علم و کمال بهره دارد."}
{"book": "adl0616", "page": 1521, "text": "سال پنجم\nشماره ۱۱\nصفحه ٤\n\nو نه از روی حسب و نسب شرافت و عزتی را مالکست از چه رو با تمام زما وات و همسری زده بکمال بی پروائی مال مردم را بغیر حق میخورد. بنابرین سید و ملا چون اینقدر تعریف های خود شانرا از صاحب باغ شنیدند خود شان را ذیحق پنداشته امی را ملامت کردن گرفتند و صاحب باغ بر فاقه سید و ملا امی بیچاره را یکی از درختها محکم بست ، سپس صاحب باغ باز پس از کمی توقف سخن را بر ملا دور داده و سید را خطاب کرده گفت که سید صاحب ! شما چون اولا در رسول و از خاندان بزرگ و مقدس بکذات با برکات میباشید بهمه حال شما در مال من ذیحق و مختارید مگر هیچگاهی گمان نمیرم که ملا صاحب در کدام کتابی از کتب فقه شریف خوانده باشد که مال مردم خواری بغیر حق حلال و مباح است . از ارو با تفاق سید ملا را هم بيك درخت دیگر در پهلوی امی محکم بسته کرد . و چون از ان فراغت یافت سید را که تنها مانده بود یکمال سهولت در جوار دو رفیق دیگرش یکی از تنه های درخت مضبوط بست و فی الحال از درخت بر آچند چوب کلفت و درشتی را کنده هر سه نفر را بوجه دلخواه تا که میتوانست لت و کوب نمود ، و به اینطریق از هر سه نفر انتقام کشید . پس اگر سید و ملا و امی از ابتدا به سخنان صاحب باغ بازی نمیخوردند آیا گاهی ممکن می نمود که صاحب باغ بچنین آسانی بر اراده و مقصد خود نایل و کامیاب مکر بسبب نفاق و اختلافی که در آنها بظهور پیوست هر سه نفرشان یکی بعد دیگری به بسیار سهولت بدست صاحب باغ گرفتار گردیدند . بناءً علیه اگر در مابین دولت و ملت و پادشاه و رعیت تفرقه و اختلاف و جدائی و نفاق رو دهد و هر کدام خود باشد یعنی دولت بی صلاح ملت ، و ملت بی مشورهٔ دولت هر يك فرداً فرداً و جدا گانه طریقی اختیار نمایند بی شبهه باعث زوال و خرابی هر دوی آن خواهد شد ، و برخلاف آن اگر ملت و دولت هر دو بصلاح و مشورت یکدل و یک زبان بوده متفقاً و متحداً در حفظ ناموس دین و وطن بکوشند سبب عزت و اقبال هر دوی شان خواهد گشت :\nدولت همه ز اتفاق خیزد بدولتی از نفاق خیزد\nهر دولت و ملتی که با هم دست اتفاق و اتحاد را داده اند و بیک صورت متفقه در سر انجام نمودن یک کاری کوشیده اند همیشه بر آن مراد و مقصد خودها کامیاب آمده اند [در اینجا جناب عالی نائب السلطنه صاحب افخم در تائید قول همایون فرمودند که بلی کامیابی ها و فتوحات حاضره جریها بسبب همین اتفاق دولت و ملت شانست که هر دو دست یک کرده در مقابل دشمنان خود می جنگند] لهذا ما را لازم است که دولت و ملت بایکدیگر اتفاق کرده در ترقی و تقویت و صیانت دین مبین اسلام بکوشیم و در همه وقت و هر حال بکمال اتحاد و یگانگی با هم مربوط بوده اگر ترقی نصیب باشد هر دو ترقی کنیم و اگر عیش باشد هر دو استراحت کنیم و اگر غم باشد هر دو مغموم باشیم اگر امن باشد هر دو با تفاق همدیگر در حفظ امن خودها سعی کنیم و اگر جنگ باشد هر دو یک جا و پهلوی همدیگر بمیدان جنگ برویم ، غرض اگر آباد شویم هر دو یک جا آباد شویم و اگر خراب شویم هر دو یک جا برباد گردیم مال و عزت پادشاه را رعیت از خود و مال و حال ملت و رعیت را پادشاه از خود بداند . اگر بر مال و ناموس رعیت و ملت تجاوز و دست درازی شود پادشاه آنرا بر مال و ناموس خود تجاوز بداند و اگر عمال سرکار دست اندازی شود ملت آنرا بر مال و ناموس خود دست اندازی بداند [در اینجا عموم حضار با آواز بلند گفتند که پیر و مال و اولاد\n\nخود را فدای پادشاه خود می کنیم) مدعا در هر وقت و هر حال اگر شدت باشد باشم ، و اگر خوشی باشد یا ماتم میباید که خود ما را یعنی دولت و خود را يك شخص و یکوجود دانسته در ترقی و عزت ، و خرابی آن هر دو بایکدیگر شريك و سهیم باشند [صداهای پرجوش قبول و امتثال تا بحال هر قسمی که بود باکی نداشت ولی این مسئله اختلاف بین ما و ملت ایران يك سر مشق عبرتی است که برما لازم میسازد که بهر و هر طریقی که ممکن باشد خیال رعیت و ملت را برای خود و فکر ملت با آنها بفهمانیم که هر دو يك کاری را خواه در ان منفعت و فایده نباشد یا نباشد با تفاق همدیگر اختیار کنیم :\nمن نمیگویم که در فکر زبان یا سود باش\nای زفرصت بیخبر در هر چه هستی زود باش\nلهذا خواستم که این فکر خود را چنانکه شما بیان کرده بهمه و رعایای افغانستان بدانانم که احیاءاً اگر کدام واقعه در پیش آید تا دولت و ملت هر دو متحد الفکر و متفق الکلمه باشند و یکدل و یکرو گردیده در حل آن کوشش ورزند بنابرین در خصوص چنان امری که بهمه اطراف و ولایات مملکت فرمانها فرستاده شود و از هر فرقه ای یک یک نفر از طرف عموم اهالی آن بطریق وکالت انتخاباً بدار السلطنه کابل بیایند ولی چون درینصورت بی اشکالات موجبات و آمدن وکیلها از جا بجا ، و علاقه های دور دست سلطنت مانند قندهار ، و مزار و غیره ، و سر رشته کوچ و بار گیری شان علی الخصوص در موسم زمستان خیلی باعث تکلیف و مشقت بود ، و بسبب بطی طریق ، آمدن و رسیدن شان تا بسه چهار ماه در تأخیر و تعویق و انتظار بسیاری کشیدن لازم میشد ، از اینرو امر فرمودیم تا دو قسم بعبارت دیگر ، فرمان ، چاپ کنند که قسم اول آن مخصوص برای علاقه ها و محالات که بدار السلطنه کابل قریب هستند مانند های جلال آباد و لغمان و کوهستان و غیره که از انجام امر در مابین ۲۵ روز بدار السلطنه رسیده میتوانند که یعنی از پنجه تا تاریخ ۱۵ ماه حمل محتملست که برسند، و قسم دوم آن برای و اطراف دور دست مانند هرات وقندهار، ومزار ، وقطغن و غیره تخصیص دارد که و کیلهای هر یک ازین علاقه ها به کُنه خودها مراجعت نموده نزد نایب الحکومه آنجا جمع شوند. و کیلهای هرات نزد نایب الحکومه هرات، و از قندهار نزدگی قندهار، و از مزار شریف نزد نايب الحکومه مزار شريف ) نزد نایب الحکومه قطغن، و از میمنه نزد نایب الحکومه میمنه. هذا القياس و از هر جا بسوی نایب الحکومه وجانب حکومت ) همانجا متوجه شده فراهم آیند، و هر دو اشهار مذکور را که اول آن مهر و دستخط شده است و برای شما هر دو قسم آوردیم (۱) قسم اول اشتهار و آن فرمانی است که برای علاقه های فرستاده میشود (۲) این اشتهاری است که برای علاقه های دور دست سلطنت فرستاده شد. ذات پادشاه مکرم صفات با دانش و دین اعلیحضرت من و این هر دو قسم اشتهار موصوف را به ترتیب فوق کمال فصاحت که هر کس آنرا بخوبی شنیده و بدرستی فهمیده می توانست قرائت فرمودند ، واخيراً چون از خواندن آن فراغ حاصل شد."}
{"book": "adl0616", "page": 1522, "text": "شماره ١١\n\nوصفوت باطن طرع و نیاز کرده حتم مقال فرمودند.\nپس از اتمام دنا پیارگاه حضرت خلق کیریدان اعلیه سرت همایون\nاقدس اعلا همه حضار را امر عودت و نشان عطا فر موده جمیع اهالی دوباره\nاخذ مقام نموده بر جانهای خودشان قرار گرفتند ، و قریب به ساعت\nیک بود که از طرف پیشخدمت های حضور صف دادند میزهای طعام\nخوری آنا رشد بالای هر میز انواع اطعمه لذید و میوهای نازه شیرین\nوكمال دقت و اعتنا چیده شده بودند. ساعت ۲ از طعام فراغ - صل شد.\nو نیم ساعت دیگر نیز به تقسیم جای و سیگریت و غیره صرف کردید.\nه ساعت ۲ و نیم ذات ستوده صفات بادشاهی از سلام خانه برخاسته همه\nنفری را امر و خصت و انعطاف ارزانی درد بودند و پس از ان که موزیک\nعسکری در خارج سلام خانه لار : سلام آخری حضور شاهانه را نواخت\nهر کس بسمت محل اقامت خود عزیمت کرد، و به منصورت مهمة حظ\nو سرور ، وفرحت و مجبور تمام مراسم دربار معالی بار انجام و اختتام یافت.\n\n( مكتوب )\n(يك نظر تحسين مكتوب از هرات )\nدر شماره هفتم سال نجم ( سراج الاخبار افغانيه ) يك مضمون پرجوش\nعلمی اخلاقی سیاسی تمدنی اتفاقی ملکی عسکری که از خامه عنبر تمامه\nیکدورو شخضیران و همدردان و هم خیالار مانسو بدید رفته بود زیر عنوان\n\n( مكتوب از هرات ) از نظر ما در گذشت - مادامی که در نخلستان هایی\nگوناگون و نکات بوقلمون آن سیر کنان بودم اصلا و هر کو خاطرم\nتسلیم نمی کرد که این دور درج معانی دقیقه را بغیر از جناب محمود خان\nصاحب طرزی مدر جريد معتبر که ( سراج الاخبار افغانيه ) كسى غواص\nد کر از بحر عمیق دماغ و از طلاطم و امواج افکار بر آورده باشد.\n\nفي في بلكه عين و اعتقاد مصمم ما بود که همین مقاله بلا غائله ریب از\nنتائج افکار جناب مدیر صاحب است ولی عنوان و را بالحاظ کدام فرض\n\nکه جناب مدیر صاحب تصور کرده باشد مبدل ساخته اند.\nزیران که اگرچه ارسالی معاونین جرده منير كه هذا نيستم اما از زمانه\nو عموم حصار رحمن و صواب این تجویز و ذکر بادشاه حقایق آگاه\nباشد خودشان تحسین خوان گردیدند. ذات اما به ضرت همایون\nالشرف والا ثانيا ابتدا بكلام فرموده و سلسله نطق مبارک را از دست\nکور بصورت خود ر ا ینکحل سواد سطورش مكحل و مبصر ساخته\nو مشام دماغ را بشمة عطر مضامين كونا كونش وبرائحة منك سوانحات\nبوقلموش معطر و طراوت این نمود این چنین مقاله معنی خیز در ین\nجریده متبر که که از دست کدام مضمون شکار باشد از نظر ما نگذشته -\nعلی رايه ورتبه این مقاله موصوف از پایه و رتبه آن سرورقهای جریده مشیر که\nهذا که در میدان آن جناب مد وصاحب بيك طريق خاص شید برق در استازیانه\nمیدان واقع شده، از ان اخذ کردن یک نتیجه ممکن خواهد شد و کیلهای\nمردم شش گروهی کابل نیز در زمره نفری اشتهار قسم اول شامل میباشند\nروشن خیالی و دقیق فکری بلحاظ جنگ آوری کدام غزال مقصود جولان\nداده باشد که در جراند انگلیسی و هندی ازان امیریه ( ابديتوريل ) و\n( ليدنك ارتبكل ) صفحات کرده میشود که نبود - این ممر روی خیال ما\nطرف مدیر صاحب رجع ان زینده میداشت - و از طرف دیگران بسبب\nقحط الر جالی همین قسم مقاله شکار از و هم دردان که در افغانستان بنار تعمیل\n\nشاید که بلنك خفته باشد ) تصور کرده بودم اعراض می نمود\n\nنقیض قول سعدی شیرا زی دا ( هميشه كمان مبر که خالی است\n\nهر گاه که با مضاء رسیدم و نام ( على اكبر صاحب کون دفعه دار\n\nو جناب ( عبد الله ) صاحب طالب علوم جدید را دیده زیر آن تائید خود چناب\nمدیر صاحب که زیر عنوان ( سراج الاخبار افغانیه ) بود از سرتان ملاحظه\n\nاز مناظر دارا لسلطنه کابل\nقصر سعاد تحصر معالى احتوای ( دلکشا ) در حین تعمیر و برج ساعت\nعات عالى تايب السلطة صاحب و مين السلطنة صاحب افخم و همه اهالی دربار\nزیران که اگرچه ارسالی معاونین جرده منير كه هذا نيستم اما از زمانه\nو عموم حصار رحمن و صواب این تجویز و ذکر بادشاه حقایق آگاه\nباشد خودشان تحسین خوان گردیدند. ذات اما به ضرت همایون\nالشرف والا ثانيا ابتدا بكلام فرموده و سلسله نطق مبارک را از دست\nداده فرمودند.\n\nنارین چون و کیابهای علاقه های قرین ما بدار السلطنه بیایت\nدر خصوص ها با انها صلاح و مشوره کرده ما از خیال خود، آنها را آگاه\nو آنها از ذکر خودها ما را با خبر گردانند ، و يك قسم تبادل خیالات در\nمیان واقع شده، از ان اخذ کردن یک نتیجه ممکن خواهد شد و کیلهای\nمردم شش گروهی کابل نیز در زمره نفری اشتهار قسم اول شامل میباشند\n\nکه یعنی راست بدار السلطنه اعزام میشوند، و وقتیکه وکیلها بیایند\nد بلکه به چهار دربار کرده در انوقت باز مناسب هما وقت و موقع شما\nها را از همه واقعات واقف خواهم نمود و همچنان چون عرایض\n\nو کیلهای ولایات و اطراف دور دست بوسد، و بعد از انکه نایب السلطنه\nو بين السلطانه و غيره اهل شورا آرا بسنجند و حاصل آرا نزد من بفرستند.\n\nاخيرا خلاصه فکر آنها را هم برشما واضح خواهم ساخت !.\n\nو اخيراً ذات مذکوئی صفات شاهانه بلسان فواید رسان مبارك خود\nانی و بهبودي جميع تمالات اسلام على الخصوص وطن عزيز خود افغانستان\nومات نجیب خود افغا را از در گاه حق سبحانه تعالى وكمال خلوص"}
{"book": "adl0616", "page": 1523, "text": "سال پنجم\n٦\n\nقصر عالی باغ شهر آرا و عکس اندازی آن در حوض آب باصفا نموده و بهان اسدیق خود را که ( در هل خلالی واقعه ) در آمده بود باین استدلال قوی زائل و مضمحل کشانیده حقیقة الامرا مدفنی داشته بهین قضا فرمودند فیما واجب الوجود زبان خود را سوسن وار کشیده بادای شکر نه خداوند عالم مترنم ساختم – که منتهای بی منتها و سنا یتهای لا انتها مرا و برپا مراست که در قوم نجیب افغان مابین قسم و قسیمت و ان همد ردان غمخواران که سوخته افغان و اتحاد ملت و ملت خود و شوکت و شهدای شهنشاه معظم اسلام ( خلیفة الله ملکه و سلطانه ) پیدا نموده از گدزنده تناخ افکار ایشان مراحه علیهای پادشاه اسلام مفید کردیم – ( جزاها الله في الدارين خيرا ) پس از صدها تحسین و هزارها آفرین باین عرض پیش خدمت هم خیالان خود میدارم که همین قسم طنطنه وعظ و نصیحت تحریری که شهبان زیب ارقام فرموده اید گاهی مدرون قوه سامعه افغانان نمی شود و او قتیع اولا برده سخت دماغ کوش ایشان به برسم به الذتز انسان پزیده نکرده – از هنگامیکه همین جریده ... که از کم عدم بصحرای وجود در آمده و کراهت خود را بسته و به هان قسم وعظ و نصیحت که نمایان تحریر فرموده اید شاغل کردیده که اگر همان ورقها جمع کرده شود لا محال یکخروار قرطاس لسود شده در انظار خواهد آمد ولی در قوم نجیب افغان ما سوال و آهن سرد کوفتن ) دگر هیچ بظهور نیامده – برای تصدیق سر ورقهای شماره اول سال پنجم ( سراج الاخبار افغان ) مطالعه باید کرد که جناب مدیر صاحب چه فنگاریده اند – اگر بمنظور خاطر جناب مدیر صاحب باشد امید که در شماره آینده يك طریقه خاص که موجب ارتفاع رده کوش افغانان باشد در تحریر خواهم آورد – زیاده دست اذیت بامید اجابت بدر گاه قاضی الحاجات برداشته زبان خود را به همین چند فقره دعائیه مشغول می سازم – که خداوند ظلال عاطفت شهنشاه معظم رفیق خواه قوم نجیب افغان را برکافه بنا بر اهل اسلام ( خلیفة الله ملکه و سلطانه ) نازمانه دراز مبسوط داشته شیوه اتفاق و اتحاد را در قوم نجیب افغان مستحکم نموده و سمرده متبرکه هذا را بادر همه که ترقی و شایسته هان آرزو و استدعا میکند هر دو به هم در زمان و هم خیال ما نموده اند حاصل فرموده قوم نجیب انفاذ ما را از شر و مکائد مخالفین دین نبوی ( ص ) محفوظ کنا سیده ما بین همه مسلمانها را به مخالفین دین نبوی ( ص ) سر بلندی و فتح و نصرت دهاد بفته و گروه –\n\nامید\nابو المعارف حکیم محمد افضل الرحمن – موافق از چهار باغ جلال آباد\n\nاز مناظر دار السلطنه کابل\n\nحوادث خارجیه\nنقل از اخبار حیدر جدید متعلقه طهران\nشماره ۳۷ ورسه شنبه ۱۸ محرم الحرام ۱۳۳۴\n\nمکتوب از پاراس\nاوقا تیکه دولت انگلیس فرانسه ها را دنبال خود افکنده و چندین جیکی جیکی معتبر با عساکر بسیار و فاتح بی شمار به ارذوائل فرستاده بكليه پیاده شده فرانسه ها تصرف شهر قسطنطنیه را در عرض چند هفته از قضایای مسلم و محاق الوقوع پنداشته و از شدت وجد و شعف در پوست نمیگنجیدند – اهل پاراس در ان ایام تنها گهی خوابیدید ین امید بودند که فردا صبح در جراید خبر افتتاح دار دانیل و مژده فتح اسلامبول و گراد بیرق ترک و فرستادن آنرا برای موزه انوالید ( بر قبر ناپلیون ) و نصب بیرق های فرانسه و انگلیس و روس را هر سه باهم در بالای بام مسجد ایاصوفی خوانده و دیگر ازین باب خیال شان آسوده و راحت شوند مختل بعضی از آنها هم در عالم رویا حرکات سفاین جنگی و منهدم عساکر و انتظام کامل در شهر و شکست سخت و فرار ترکان و غیره را مشاهده کرده و از صدای غلت و شلك توپ یقیناً از خواب برجسته و خود را در عرق یافته ولی ها زرا غالبیات گرفته بعد از تعبیر خوش بخواب ناز برده اول چیزی که صبح تحت نظرهای شان می افتاد اوراق روز نامه بود و هر چند بطوریکه منتظر و مترقب بوده دو خبر افتتاح نامدار دار دانیل کامل داده نمی شد باز احمدی بر درجات خوشحالی و اطمینان شان می افزود که چندین دفعه کشتی های باغات یکسان گشته و عساکر پیش رفت فوق العاده نموده و توپها ین نشسته اپلیدا با کمال بی پروائی منتظر بودند که در جراید روزنامه یا روزنامه های شب منهم اخبار کاملتر وجه دلخواه خوانده و حظ کنند روزنامه لوماتن هم که بعضی در پاراس آنرا خوب بدست آورده و میخوانند که چه بنویسد هر روز شکل میزان الحراره در صفحه اولی کشیده که فرانسه مرتفعاتی آزاد و متصرفات متفقین نهاده و يك مرقوفاتی دیگرش اسطور رفته و رو با تبح است که از شدت زور متفقین هر روز وادی سطح زنبق داخل آن که دار دانیل است بالا رفته و بزودی دار دان دانیل اضافه می شد و بهمین جهت روز ها از ساعت ده بعد از ظهر تا ساعت هشت شب ( در ایام حمل دکانها را می بندند ) ازدحام غریبی در گران بولوار در مقابل اداره لوماتن می شد چون مردم همه منتظر بودند تلگرافات فتح و نصرت کامل را در پشت شیشه بخوانند –"}
{"book": "adl0616", "page": 1524, "text": "٧\nسال پنجم\nشمارهٔ ١١\n\nپیرمردانه و زیر هر طبقه حتی در کوچه ها و خیابان ها تعبی تلگراف زیر خبر است که مبدأ و مخرب هرهٔ آباد در دست انگلتانست. باین واسطه انگلیزها میتوانند که ذیوع خبرهائی را که خوش شان نیاید منع کرده بتوانند . مثلا در وجودیکه از بسیار وقتهاست که اغتشاشات و اختلالات در هندوستان بشدت دوام دارد ، و مواجه پریشانیهای بسیار برای انگلیزها شده . و در سایهٔ هند شانهای بیچاره که برای رهائی دادن آزادی و استقلال خودشان را از پنجهٔ ظالمانهٔ انگلیز کوشش میورزند و باعث کر مشتمك انگلیز بسیار زیاده خورده های شان پیش آمده باز هم از نیکو موقوعات او را و بهیچصورت خبردار شده نمیتوانستند . تا آنكه يك سپاهی که بعد از بسیار و تا عجز به ( صو ما ترا ) آمده ، و به بعضی مسافرین يك کشتی بخاری که بطرف اروپا رهسپار بوده است در خصوص اختلالات هند بمعنی معلومات داده است که گماز و ایان از واقعه بك قدری خبردار شده نتوانسته ام . اما بعد از ان باز دنبالهٔ خبرهای هندوستان مقطوع گردیده، و از ان مالك وسیع و قیمته دار انگلستان که در میان اشیاء و خو نهادر خراب شده است هیچ معلوماتی گرفته نشد . پس معلوم میشود که انگلیز توانسته ما لك بودن بر خطهای تلگرافی و در بحر نمکدار که آواز این آن ملیونها نفوس امروز بزون بکوشی کردی برسد . اما این ظن محققی است که امروز و هر روز هندوستان ، با حکومت انگلیز حرب میکنند . « نامیو بالیشیا » یعنی « جمعیت های وطنی » کوشش میکنند که برای خودشان سلاح تدارك کنند ، و حتی چه میورزند که اسلحهٔ انگلیزها را از دستهای شان بربایند و از درعین یعنی اسارت منحوس انگلیزی و ارجمند ، و در نظر این جمعیتهای وطن پرست آن اشخاصی که به انگلیزها روی معونت نشان میدهند خاین وطن ، شمرده میشوند . در بیا نشامه های که از طرف « نامیو بالیشیا » نشر میشود اقرار ذیل ادارهٔ کلام کرده میشود :\n، حکومت انگلیز از الیهاست که خون ما هندیان بیچاره را مانند زلوی مکد . و يك اصول و قاعدهٔ منظمهٔ آهسته آهسته بنحو کردن ما کوشش میورزد . لهذا بر همهٔ اهالی مظلومهٔ هند وصیت و سفارش میشود که به نفس و ایین با انگلیزها مجاز به میکنند . آن انگلیزی که خود را بلباس حیله کارانهٔ مدافع و محافظ استقلالیت و تمامیت ملکیه ملتهای ویران و ناتوان میدان برآمده است . الوفتی که در هندوستان جایگیر شده ملیونها میلیون انسانرا از کرسنگی تلف کرده اند . تنها از سنهٔ ١٨٠٥ تا بسنهٔ ١٩٠٥ یمنی در ظرف ده سال [ نوزده ملیون ! . . . ] انسان را در هندوستان یکرسنه گی و در هلکی محو و هلاك ساخته اند که ازین يك خوبی معلوم است که چقدر ملیونها نفوس هندوستان از قصداً کرسنه گذاشته به آنصورت به جای عدم میسازند . حال آنکه از سنهٔ ١٨٠٩ تا بسنهٔ ١٩١٣ یعنی در طرف یکصد و هشت سال در تمام محاربه هائی که در کرهٔ زمین بظهور آمده تنها ( پنج ملیون ) انسان تلف شده است . در میان این محاربه ها حربهای عظیمه و درازی مانند جنگهای ( ناپلیون ) ترك ، و محاربه های ( کریمیا ) ، و حرب المان و فرانس وغيره نیز موجود بوده است که چون بقایای آن تلفات کرسنه گی جور و ستم انگلیزها در هندوستان در زیر نظر تصور گرفته شود درجهٔ دهشت و هلاکی این فاجعه های که در ظرف ده سال انگلیزها بر اهالی هندوستان وارد آورده اند باندازهٔ تقدیر و تخمین کرده میشود . حقیقتاً که در تاریخ انسان البشر، طرز روحی که حکومت انگلیز در هندوستان تطبیق میکند هیچ دیده نشده است\n\nزوالا گرفته، آن شهر در بیات شمرده و هر گز در ذهن خود تصور غیر آرا نکرده از میزان خارج پیدا نشد که انگلیس و فرانسه و روس از روی سبب اقدام در امری نمایند و انجام نرسانند اما فقط قصه و افسوسی داشتند آن بود که مبادا سلطان عثمانی و انور پادشا ، وسایر زبون از اسلامبول فرار کرده آن جواهرات سلطنتی و اسباب و آلات و نقد و اشیاء عتیقه و کتب نفیسه خطی و سایر خطوط و نقاشی های قدیمه و غیرها از باب عالی و اماکن برداشته و همراه خود برده باشند بدین واقعه حقی است که آنها بدست فاتحین نیفتاده و نصیب دیگران گردیده باعث بیکار و دروخت شده و یکی از چك پيدر ورود به قسطنطنیه از فرانسه ها از بابت فقدان آن اسباب ها و اشیاء واقعاً تاسف رانك و حقیقتاً افسوس زیاد میخوردند بخصوص برخی از آنها که\n\nدر باب سابق در اسلامبول بعضی از ان نفایس را که برای طالبان اشیا به تحصیل نقل کرده و مدت هر چه تمامتر شرح جزئیات آنها را بداد دیده خوردیده و جنبه ها دنبال بدست آوردن آنهاست و از ان میترسند که بدست امریکائیان بیفتد\n\nدیروز بمن ترتیب خیلی خوش گذشت و مردم همه فکر و خیال کار نهاده غم و غصه ها را فراموش نموده و منتظر گرفتن اسلامبول بودند و روز بروز هم بدرجات خوش حالی و بی صبری آنها بواسطهٔ اخبار روز بروز نامده ها افزوده می شد اما امیدم جوشد و چه اتفاق افتاد که بی خبر در روزنامه مان ترك تصویر آن میزان الحراره را کرده و موقوف نه گوید که گاه طبع از دست همه جات او افتاد و شکست ( ! )\n\nبهر هیئت زیرا که تمام کارکنان ادارات عينك رفته و عدهٔ قليل باقی مانده و اشخاصی بجای آنها گرفته اند که اغلب سر رشته درستی ندارند و بهر وجه کار نشات روزنامه ها هم کم و تفاوت فاحش به میرسید و اخبارات شقه دار و نائل از صفحه اول بمستحبات دیگر در خبر اخبار غیر مهمه انتقال یافته و زمین، از شرق گشتن بعضی کشتی های انگلیس و فرانسه\n\nبماندن چند جانور تحت البحری نهان آمده نحویکه دیگر تصور و غیبت کردن در روزنامه را نداشت بخصوص درین ایام که از گوشه کنار دیده میشود که از يك كرور عساكر آنها چه در خاك كالی بولی با تمام بین قصد اقامت کرده و چه دیگر نیز مجروح و مریضی با حالت زار مراجعت داده شدند فرمان دهان متصل عوض شده و آغقداری هر کدام از آنها در بودن کالی بولیست فرستاده شده اند معلوم نیست صلاح آنها در بودن کالی بولیست و این مسافرتك با صراحت اوطان بعضی حیث های دیگر نیز در میان است که بعضی از انگلیسان خودشان از اول این امر را صلاح نمیدانستند و اینها نیز بهمین عقیده بوده و میکفتند ما باید درین جا جلو گیری از آمدن گلیم این بود که مسئولیت این کار را انگلیس بعهده گرفته و میگویند ازین به بعد قدری باید بعراض رفقایش گوش داده و اثر اصرار در پوليتك شخص خود نماید\n\nنقل و اقتباس از جریدهای اوروپا\nاختلالات هندوستان\nیکی از اخبار های رومانیا چنین مینویسد\nمؤثر ترین اسلحهٔ حربهٔ که انگلیزها برای مالك میباشد خطبای"}
{"book": "adl0616", "page": 1525, "text": "سال نجم\nشماره ۱۱\n\nاینکه یک نفر منصب دار کلان روسی را به تاشکند آوردند یکدست او از آرنج بالاقطع بود و زخمی و بعذاب گرفتار بود جویا شدیم بیان نمودند که منصب دار مذکور با فوج زیادی در کدام بندر کلان مقرر بودند و يك هزار همان بندر شده بودند و بومیه مقدمه داشتند بسیار فوجی شان در آنجا رسیده بود که حساب نداشتند درین امر از کدام طرف دیگر فوج نظارت دولت علویه عثمانی و جرمنی بالای شان می آمدند محبرشان خبر داده منصب دار مذکور با فوجی و توپ خانه ها به انطرف مراجعت نموده بودند که سمت راه و سرك معاق نبود و تمامی راه های آن حقری و مرهاب بود فوجی و توپ خانه شان مسدود مانده منصب دار مذکور حکم قریب داده که مقتولین را در چقری و جرها اندازید چنان کرده اند که مقتولین و چقری ها مملو و پر گشته توپخانه و فوجی خودها را گذرانیده به کابل درین فرصت يك لوله هم رسیده بسیاری فوجی روسی بقتل رسیده و باقی جهنم گشته اند کدام تکریم بدست منصب دار مذکور برابر شده بخلال دست او را اقطع کرده بسیاری فوجی بقتل واندکی که مانده بودند تگ کرده بودند منصب دار مذکور را برداشته آوردند داکترها آن معالجه می نمودند از زبان منصب دار مذکور بیان می نمودند که به هر جهت می گفت که فوج روسی با دولت عثمانی و جرمنی مقابل شدن محال است چرا که آنها مانند اینه اند که بخشم ملاحظه نمی شوند و تمامی فوجی ما بقتل میرسد و روسها ممکن مقدمه ندارد فقط سیم بیان نمودند که در ملک روسی بسیار قحط و قیمت غله افتاده که اندازه ندارد فقط چهارم اینکه بیان نمودند که در حد چهار جوی در دشت شبان های مردمان کاریگر رمه چرا می نمودند که موتر هوایی آمده در آنجاه فرود آمده و پیاده ها و هم کرده بودند صاحبان موتر آنها را فریاد نمودند که بیائید بشما کاری نداریم از شما چیزی میخواهیم نامبرده ها آمده بودند برای آنها اجازه داده بودند که برای ما گوسفند بدهید و این قدر را دیگر اجناس بگیرید که خرج مایان خلاص شده بود چوبان ها چنین کرده بودند موتر مذکور از زبان همان چوبانها بیان نمودند که می گفتند که در موتر مذکور هشت نفر آدمان لاغر گندم رنگ بودند و هشت نفر آدمان قوی چهره بودند و در موترها بدون کاوله چیزی نبود گفتند که ما بین دولت عثمان و جرمنی میباشیم فقط\n\nاقتباس از جراید ایران\n\nافتتاح مجلس مبعوثان عثمانی\n\nنطق های رئیس مجلس و انور پاشا\n\n۱۸ اکتوبر ۱۹۱۵ از جراید\nپس از تعطیل تابستانی مجلس مبعوثان عثمانی مجدداً نمایندگان ولایات دعوت گردیده و مجلس ملی با کمال ابهت و جلال افتتاح گردید و ( خليل بيك ) رئيس مجلس و پس ازان ( انور پاشا ) وزیر حربیه هريك بنوبت خویش راجع به وضعیات عمومی سیاست و جنك بيانات درخشان و توضیحات سیاسی و نظامی جامعی برای استحضار نمایندگان ایراد کردند نطق خليل بيك رئيس مجلس مبعوثان چنین است\n\nصحیفه ۸\n\nناسیونالیستهای هند در بیاننامه خود میگویند : « وداهای بنای حکومت انگلیز براهانت ، وحشت ، غصب گذاشته شده است . مصریهایی را که در صحرای « تل الکبیر » از تیغ گذرانیدند و سودانیهایی را که در ( ام درمان ) بکمال سکون و آرامی تا به نفر آخرین شان یکان یکان اعدام کردند . یمنی هایی را که در راه ( لاحسا ) تماماً بقتل رسانیدند . بدوی هایی را که در ( پوتومایو ) صف صف ایستاده کرده بکله تفنگ هلاك کردند ، مزدور کاران هندستانی را که از ترس گرسنه مرگی از هندستان برآمده به ( کینه جدید انگلیزی ) رفته بودند ، و در انجا به ادنا بهانه ها قصابهای انگلیز آنها را پاره پاره نمودند ، هزارها هموطنان ما که در بلوای سنه ۱۸۵۷ دهنهای خوب بسته شده بهوا پرانیده شدند ، بهزارها طفلها و زنهای ( بوئیر ) ها را که بسفالها و گرسنه گیها و انواع شکنجه ها کشتند ، عصر دیگ در ( کابل ) سنه ۱۲۹۶ هجری داخل شدند و بعد از خراب کردن ( بالاحصار ) نام تختگاه افغانها بیرق اداری در ان برافراشتند . و در هر روز مقداری کثیری از افغانها را بهزارها بهانه ها در پای دار آورده غرغره کردند ، و به اینصورت میخواستند که متنفسی در ان دیار نگذارند ، این است که خونهای همه این مظلومان غدر و خیانت انگلیزها درین وقت انتقام خود را انتظار میکشند . »\nبیاسنامه مذکوره با این سطرهای ذیل ختام مییابد :\nحکومت انگلیز به را که در هندستان تشکیل یافته است، تنها بخراب کردن وطن عزیز خودما مهم نمیدانیم . بلکه به اینهم اتهام میکنیم که جميع قوانین بشریه را در زیر پایه ای نجس خود پامال کرده میروند . حکومت انگلیز بخوبی بداند و آگاه شود که اگر هر قدر ظلمها و اشکنجه ها و فشارهایی که در تصورشان بگنجد در هندستان اجرا کنند ، باز هم خاطر جمع باشند که مانع حرکات ظفر کارانه هموطنان معزز ما شده نه شده توانست . هموطنان عزيز ما برين يك قرار قطعی داده اند و عهد کرده اند که از حد کوهستان ( همالايا ) تا به دماغه ( كو مرين ) يك هندستان مستقل و آزادی تشکیل بدهند . »\n\nمکتوب از ماورا الهر مینویسند\n\nصاحب من درین روزها از تاشکند و بخارای شریف و سمرقند تجارهای قطغنی و بخاری رسیدند از خرابی و برهمی و پریشانی مردمان روسی بیانهای عجیب و غریب که مشاهده کرده بودند بیانات نمودند اول اینکه هر قدر روسی که از نظامی و منصبدار و ملکی شان ملاحظه می شوند چنان معلوم می شوند که تمامی شان در تعزیت کلان که یومیه بستر غم و الم در خانه شان هموار و در تفکر آن مستغرق اند اگر شخصی از آنها در باب يك امری جویا شو تداول جواب نمی گویند مانند عکس اند اگر جواب بگو بند به لفظ شرین و نفیس جواب می گویند دویم اینکه بیان نمودند که هر قدر زنهای روسی که بیوه مانده بودند و می مانند درین روزها بالای رعتی خود ها تقسیم نمودند که زن های روسی خدمت شماها را بدارند و تنهاها ان ها را نان بدهید سی هزار زن تقسيمه امیر بخارا رسیده بود مدتی شده که امیر بخار ابا رعایای تعلقه خود در بن باب مشورت می نمودند مردمان رعیتی شان قبول دار نشدند که مایان زن های رومی ها را بخانه خود ها راه نمی دهیم که از همه احوال خانه مایان با خبر شوند از دست مایان تان دادن نمی شود نه زن های کفره را بخانه خودها راه می دهیم دویم بیان"}
{"book": "adl0616", "page": 1526, "text": "شماره ۱۱\nسال تخم\nو در موقعی که قوای بری و بحری مؤتلفین باید رسول به قسطنطیه در سی آنکه مشغول سر و صورت دادن تشکیلات کمیته خود\nنون ره آورد و محاربات شدیده و دهشت تا کی دره دار دانل و (کالی بولی بودیم حوادث غیر مترقبه سرعت و شدت رخ میداد و ما تمام مناعی خود را\nجریان داشت در انوقت من در ( بران ) بودم و و شخصا به رای العین بکار ردیم که که شاید از دخالت در جنگ احتراز نمایم .\nمشاهده می نمودم که احساسات صمیمانه شکفت آمیز متحدین ما المانها اولین نیوتونی که در ( بحر اسود ) جهارات، وی برای حمله کردن ما\nاز شهامت و شجاعت قشون و قهرمانان زیر دست ما که حملات خطر بالا بکار بردند ما را مجبور بداخل شدن در جنك كرد و سپس ما بلا فاصله\nخصی را دفع می نمایند چقدر عالی است .\nفهمیدیم که خصر قبلا تهیه دیده بود که وارد .. حدات مملکت ما كردد\nو ملت و آلمان و در آنوقت علنا به دولت و اوایای امور خود تبريك و حملات تعرض جويانه روس ها که بدوا اره فلقان و شروع کشت و در\nگفته و تشکر می کرد که در موقعی که حتی کوچک ترين ملل و ناجيز اوايل جنك نوعی شد که پیش آمدن قشون روسی از آنطرف خیلی\nترین دول بايك نظر حقارت آمیزی به ما و عثمانها و نگاه می کردند نزدیک بنظر می آمد .\nبا كل مناعت و افتخار عهد اتحاد باما را عقد و امضا نمود .\nداشته باشند .\nليكن يك ماه بعد حملات متقابله دشمن را عقب افکندیم و ها که\nاین اتحاد شامل وظایف و تعهدات برای بک آینده دوری بود و همان ما روسها را در خانه خود آنها بنای تعاقب نهاد و از همان به بعد عملیات\nعهد نامه باید دوستی صمیانه و موافقت تزلزل ناپذير منعقد شد فنون ارودهای ما نوعی خام را از یون ساخت که دیگر نتوانستند زحمت و خطری\nزرك و سه ملت عظیم را با یکدیگر متحد و هم پیمان نمود .\nتو بهائیکه مدتی بود در کنار ( دانوب ) به غرش آمده و سپس چندی مصادف با همین ایام بود که حوادث بسیار صعب و اندیشه تا کی در بوناز\nخاموشی را پیشه خود کرده بودند اينك مجدداً با طنطله و ابهت صدای رسای های دار دانل رخ داد و قبل از آنهم مايك قشون منظمى بسوى و مصر .\nدر از بلند کرد، و عنقریب یکی از قطاع های میدانهای سهمگین اروپا در اعزام داشته و پس از تدارکات لازمه قوای اعزامیه ما از شبه جزیره\nقطعه بالمكان مرتسم می گردد.\nه سینا ، عبور کرده و اراضی مجاوره کاناله سوز و را که برای عملیات\nو بعد از تأمین راه مستقیم و ارتباط قوای ما با متحدین که در فاصله قلیلی و اردوکشی ها لازم وضرور بود تصرف نمودیم .\nصورت فعالیت خواهد یافت - عساكر ما بهتر و نیرومندتر می توانند و ظایف در ضمن همین وقایع اسکادرهای جهازات جنگی انگلیس و فرانسه\nیکی خود را بابك وضع در خشانی در تمامت فرونتها انجام دهند. باره منها حمات بر علیه، دار دنلو شروع کرده و قلاع خارجی ، بوغاز .\nو انتظارات و آرزوهای دشمن ابد الدهر در مقابل، قسطنطنيه ، و محاذ که از نقطه نظر استحکامات جدیده جنگی پیچ وجه قدر و اهمیت نظامی\nو تازهای بوسفر و دار دانلو که مقصد عمده و اساس این جنگ را نداشته بعد از يك مقدار مقاومتی که تا اندرجه هم انتظار نمی رفت\nتشکیل داده غرق گرداب پاس و نومیدی می کردند و دیگر قدرت تولد خاموش شدند.\nو ایجاد در جهان سیاست نخواهند نمود ،\nو عمده ترین و مهم ترین نتیجه این جنگ همین است که از این دریا قوای بحربه دشمن ازین پیشرفت های آسان شیرگیر و دلیر گردید\nالقيانوس ، هند و يك هيئت و مجمع مقتدری ایجاد کرده که برای ابد الآباد و در تاریخ ۱۸ مارس بايك مقداری توی نیرومند مجری که مخلویت\nبك مانع بزرگی در مقابل خود خواهی و طمع ورزی انگلیس که موجب آنها تصویر شدنی نبود بنای حملات شدید او را گذارد لیکن بخواست\nالاف مليون مليون نفوس محترمه انسانی و میلیارد میلیارد پول گردیده خدای قهار يك قسمت از این قوای بحری و کشتی های جنگی را در آبهای\nاست و در جلو تجاوزات وتكبر روس و خیال انتقام فرانسه و خیانت و خدعه ( دار دانل ) غرق کردیم و ما بقى مهاجمين تحالت مغلوبیت مجبور به عقب\nايطالي عرض اندام نماید. .\nرفتن کردیدند .\nر برای تأمین این نتیجه خیر و سعادت ملت عثمانی با کمال شرف افتخار بعد از آنکه انگلیس و فرانسه نتیجه از این عمل نگرفته و کشتی های\nدارد که برای هر نوع فدا کاری حاضر شده است. .\nنیرومند خود را زار وزیون دیدند در خول افتادند که در خشکی ما را\nخليل و يك در میان احسنت و آفرین اطاق خود را تمام کرده و در خاتمه مغلوب و مستاصل سازند و بوغازها را گرفته برای تسخیر ( قسطنطنیه )\nرای حق شناسی و سلام روح قهرمانانی که در این جنگ جان داده اند بشتابند .\nاظهاراتی نمود.\nتا کنون جزباس و ادبار فرانسه ها و انگلیس ها از این اقدام خود\nنتیجه دیگری نگرفته اند ...\nالملق امور باشا وزیر جنك\nسپس انور باشا وزیر جنگ از نقطه نظر وضعيات جنك مسائل ديگري فعلا قوای ثلاثه متحدين بالفتح و ظفر جنت مینماید و معاونت خداوند\nرا بطریق ذیل اشعار داشت:\nتعالی اقدمهای خانه انه بسوی فتح قدامی شتاب مینماید نظر بانکه از یک طرف\nو بعد از يك جنكي ( جنك كذشته بالکان ) که یک قسمتی از اراضی قواو مهمات جنگی که از جنگ بالکان برای ما باقی مانده بودند خیلی کم\nاز چند مملکت ما جدا کردید و لطمه بزرگی به حیثیت ما وارد نمود وزارت و ناچیز بود و از طرف دیگر وسایل ارتباطیه ما با خارجه ماطوع میبود\nجنگ تمام سی و مجاهده خود را برای تجدید قوت وطن مصروف کرده ما محصولات و صنیع جنکی و مهمانیکه از مملکت خودمان بدست میابد.\nو در صدد برآمد که عالم برا کنده و قوای متشتته قشون را مجدداً اکتفا کرده و منابع داخلی را بکار انداخته\nجمع آوری سازد .\nکه قطاع وسایل ارتباطیه با آلمان و اطریش ابدا وجب انديشه و مخاطره"}
{"book": "adl0616", "page": 1527, "text": "صحیفه ۱۰\nسال عجم\nشماره ۱۱\n\nنیست و لوا آنکه مدنها هم بهمین حال باقی بماند. در صورتیکه عنقریب بداء\nمستقیم باز خواهد شد بنابراین احتیاجات قشونی ما از حیث اسلحه\nو مهمات بزودی زود تامین خواهد شد.\n\nحکایهای محاربه\nپریشان و اضطراب\nبلا یا ومحن روسیه\n\nبسیاری هستند که شاید مجروز است نخوابیده‌اند خسته و فرسوده با چشم‌های سنگین و سیمای خموش – بر اطراف نگاه میکنند، دوستی در پریشان حالی و در ماندگی این اشخاص با یکدیگر بقدری مهربان اند که در اوقات بادی نظم آن ممکن نمیشود و پلیس و سربازها هم بانها مهربان و ملایم اند. در این میان هیچ کس اند اند نمی کنند. هر کی از همسایه اش میپرسد حال تو چین و کوشش می کنند که بچه‌ها را آسوده کنند و بانها خوراک میدهد. هر دیا میخوانند و شمع خریده در جلو عبادتگاه های استاسیون روشن می کنند. حتی یهودیها هم که عبادت خود را سری میدارید بعضی اوقات در حال صلوة دیده می شوند الان که بنوشتن این کلمات مشغولم، يك اسرائیلی محترم در گوشه ایستاده و با خداوند خود راز و نیاز مشغول است. یک زاویه سفیدی را پیدا کرده و صورت خود را بطرف دیوار و پیشانی را بروی بازو گذارده زیر لب کلماتی را نافظ میکنند. حتی صاحب منصبان هم مجروح اند و رنج و محنت دیده اند. من همدردند. این یهودی پیر بخاطر من می آورد آن یهودیهائی را در اورشلیم سر خود را بدیوار میزنند. کیف بل استاسیون مرکزی دارد که در اطراف آن سکوها کرده اند. چون ترنها به استاسیون می آیند. ملاحظه میکنند که در با شمار بار خرمن خرمن جعبه و اسباب روی این سکوها گذارده اند، جوانی تو ترن میگذرد مسافرین صدای غلغله استاسیون و لباسهای گوناگون ازده مهاجرین را می بینند. گویا یک اکسپوزیسیون نژادهای روسی مدارهای شده که از طوایف مختلفه روس در اینجا جمعیتی دیده می شود. حالا من از اطاق انتظار بیرون آمده و روی یک جوالی نشسته که روبروی من همه قسم اسباب خانه یافت می شود. یک گوشه کروا کر تم افتاده باجا تخت خواب و میز و صندلی گذارده يك طرف چرخ خیار دورية که در جعبه است دیده می شود. در آن طرف روده ناپر سلامت از دست رانی آلمانها چند قطار ترن پر از اسباب می از قبیل دیگهای بزرگ آب انبار ارسال حوضها استوانها، لوله ها همه شکسته دریده زنگ زده ملاحظه می کرد نموده با که آنها را نمیتوان یکدیگر است زیرا در شکل و حجم مختلف و متفاوت، فراهم بعد میاورها، کتریها، ماشینهای زراعت ، چرخها ، زنگ دشمن کلیساها ، زنگوله ها و تا قوسها که آواز رسای آنها گوشها را رفته و زنده میدارند در يك طرف دیگر مجسمه مسیح یا مریم و عیسی اولاد در آغوش مادر است گذارده و در ذیل مجسمه با گنج نوشته اند که حرکت باک اثاثه متعلق بغلان کلیسا است. همه ساکت و خموش ، محزون و ده پناه جدا بروی بارکش ها افتاده و غالبا واسطه هوای مرطوب از میزان دمانان افتاد اند هران نزدیک من يك نفر لهستانی نشسته که سر گذشت خود را که در میکند. این شخص مالك يك كار خانه بوده که در نزدیکی بیالیستون درد هستند. نظارت دولت دولت اداره می شده تمام اسباب آن کار خانه را به مسکو فرت ها اند. این لهستانی بیچاره که به کیف آمده تابچه های خود را که این صور از او آمده اند دیدن کنند با آواز حزین میگوید چه ضر رهان چه خساراتی !\n\nاز کیف :\nمن در يك اطاق بزرگی نشسته ام که پر از جمعیت میباشد. هوای آن بشدت گرم و خفه و صدای غلغله در آن پیچیده است. بچه‌ها در هر گوشه آن گریه میکنند. کودکان را در آغوش کرده اند. اطفال چهار دست و پا روی زمین میخزند – همه خواب آلوده و گرسنه اند. پدر و مادر آنها با صورتهای فرسوده از زحمت و چشم های خواب آلود نشسته اند. برخی هم روی متکا و بالش لمیده و بعضی در خواب و غرششان بلند است. حالا طرف شام است باران بشدت می بارد و به بحر های استاسیون میخورد. در هر استاسیون ، در هر گوشه و کنار هزارها نفر جمع شده اند که از موطن خود مهاجرت اختیار کرده اند – هر روزه بیست هزار نفر مهاجر میاید و میرود. برای سکونت مهاجرین ایالات مرکزی روسیه را معین میکنند و بازنهای تجاری آنها را مجانا بناحیه که معین شده میبرند تا برای حرکت موخرة الجيش قشون روس عایق و مانع نکردند. ترنها آنها را میاورند و وزنها آنها را میبرند. با کاریها میایند با کاریها میروند. از سواحل رود دنیپر که شما در اطراف نگاه کنید يك رشته بی انتهائی کاری و عرابه میبینید که از مهاجرین فلان شهر پر است و به فلان شهر میروند. همین که به دهات بروید کاری ها می بینید که در جاده ها و کوچه ها سر گردان هستند دهقانها جمع ما غلب خود را از میز و صندلی و غیره در يك عرابه گذارده و وکوش را با طناب به عقب عرابه بسته و میرود، از او بپرس که کجا میروی بشما جواب خواهد داد وبلان و سرگردانم میدانم که از کجا می ایم اما میدانم که یکجا میروم. در میان این بیچاره گان بی خانمان بهاری چهره باز کشاده دارند آرام اند و وقار را از دست نمیدهند. خانواده های خوب بسیار دیده میشود بطوریکه شخص از محنت و بلائی که بانها وارد شده تاسف میخورد ، چه محنت و بلائی یا چه سنیل غم و غصه ! هر خانواده و هر هیئتی را که من در این استاسیون می بینم دارای یک چهره و سیما میباشد تمام آنها مثل مردمانی هستند که همه چیز خود را نثار کرده و در استانه يك حیات جدیدی ایستاده اند. غیر از توکل سرمایه ندارند. وعجز عزم راسخ وصبر و شکیبائی یاری نمی شناشند. امان الحاق و زمین فرش آنها است. در هر خانه يك بابا بزرگ بايك نه نه و خاله دیده می شود که با گیسوان مدید و صورت چین خورده بیت گوشه نشسته اند. شیری آنها جز از غم و غصه حکایت نمیکنند و چشمانشان جز از حزن و محنت چیزی نمیگوید. چنانچه گوئی این پیران کهن سال شداید روز او را تحمل کرده اند ولی سختی های این چند روز جنگ را تحمل نتوانند کرد."}
{"book": "adl0616", "page": 1528, "text": "سال پنجم شماره ۱۱\n\nاز اقران نظامی دولت علیه ایران سلطان فضل الله خان مانی از یاران ژاندارمه در سالمنان آباد که از طرفداران غیور و جسور اتحاد اسلام است\n\nدیگری باو می گوید در حقیقت شما نوکر دولت هستید و خسارتهای شما را غرامت خواهند داد . « ه » چاره جواب می دهد « خیر دولت می تواند خسارتهای وارده بمن را برای یک چیز جبران نماید زیرا زوجه ام از سر رفت . او از ترس مرد زن من عصبانی مزاج بود . همینکه طیاره های آنان نزديك کارخانه ما شروع بباریدن و احتراق گذارد زنم را غش و از هوش شده چون چشمان خود را بست دیگر نکشود »\n\nکر خانجات ، دكاكين ، دار الفنونها ، اكادميها ، مدارس ، مریض خانها تمام نامی دولت تخلیه شده اند یعنی از بلاد غربی بداخله رو به منتقل گردیده اند . دارالفنون ورشویه را ستاف ، دارالفنون خارکف بپایار و سلاف رفته ، کارخانجات این شهر ها تمام نقاط روسیه را گشته و بكمك دولت مجدد شروع بکار کرده اند . حتی شهر اودسا که خیلی دور است در جرائد اعلان کرده که کارخانجات شهرهای غربی شده را خواهند پذیرفت و وسائل آسوده گی و راحت آنها را فراهم خواهند آورد . اما مدارس بلادی که یا در تصرف یا در تهدید دشمن است شاگردان آنها باید بهمان شهری روند که مدرسه بدانجا برده و باز شده است . و از این رو پدر و مادر آنها هم باید تبعیت از اولاد خود کنند . کشیش های گیسوان دراز دهات همراه دهاقین در مرکز اند و عبادت گاه را ترك گفته اند بسیاری از کشیش ها در صوامع گنجیده اند . صومعه سیچرسکا یا در کیف چند هزار مهمان دارد . راهبان و کشیشان و دهاقین منازل خود را ترك گفته زیارت انجار رفته اند . در ان محل که برود نمبر مسلط است همه وقت تعطیل می باشد دسته دسته از پیر زن ، فالچی ، و طالع بین و کهادر میان مردم مشغول انجام کار خود هستند . در هر عبادتگاه و مذبح و مجمری شمع ها بسوز و گداز مشغول و صدای موسیقی کلیساها هرگز ساکت نمی شود . حتی یهودیها هم باین صومعه ها میروند غذا و بناء میطلبند و بانها داده می شود .\n\nخریده\n\nمقاله مینویسد که چند حمله آن از قرار ذیل است : ما این بمبار دمان تاسیسات لندن را مثل سایر بمبار دمانها با نهایت مسرت تهنیت میگویم و مخصوصا در این موقع که در میدان جنگ بنصف النهار وسعت رسیده شادی مانیز در نصف النهار بزرگی است . قشون ما در صرب و روس و فرانسه و بلژيك خویشتن را بر افراشته اند تحت البحری های ما در دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس و بحر شمال جولان میکنند و کشتی های هوائی ما بر آسمان لندن خویشتن را می آرایند و دل دشمن را آب می کنند . هر قدر که وقت بیشتر بگذرد بازوان آلمان نیرومندتر و ادامه بر دشمنان سخت تر می گردد . چنانچه همه وقت انتهایم هر قدر جنگ بیشتر طول کشد موقع ما مساعدتر و مقصد نزديك تر میشویم .\n\nخبرهای متنوعه راجع بجنگ\n\nاتمام اجباری در انگلستان\nانگلستان تا کنون بمصالحه راضی نمیشدند زیرا از طرف خود و مستعمرات خود تا حدی اطمینان و خاطر جمعی داشتند اما پس از رسیدن قشون آلمان و اطریش با سلامبول این خاطر جمعی مبدل بتزلزل میگردد و خطرات حقیقی انگلیس شروع میشود اگر هم انگلیس ها بتوانند بغداد را گرفته و با قشون روس متصل شوند یعنی راه هند را حفظ کنند مشکل بنظر میاید از عهده حمله آلمان و عثمانی محصر و قطعه افریقا بر آیند در این صورت دور نیست بطرف صلح متمایل شده باشند و بنظام اجباری محتاج باشند .\n\nواقعه مهم در ژاپونیا\nتوکیو – دولت ژاپونیا واسطه معاهده خود که با دولت روس و انگلیس دارد باید که قدر لزوم بدولت روسی باروت بدهد . در پایتخت ژاپون يك فرقه تشکیل شده که بناء انبارهای باروت را که بروسیه باروت میدهند آتش بزنند حکومت ژاپون برای جلوگیری از اقدامات فرقه مزبوره خیال دارد مجازات ترور یعنی آدم کشی در باره انها مجری دارد بعد از این واقعه چندین دفعه مامورین حکومت ورقه های تهدید آمیز رسیده است در بعضی دوائر گمان میکنند که باعث این ورقه ها المانها میباشند .\n\nجنگ افغانها با انگلیس\nبموجب خبری که اخیرا جراید جنوب منتشر کرده اند در شمال هندوستان جنگ سختی بین افغانها و نظامیان انگلیس واقع شده و ۳ هزار نفر از انگلیسها کشته شده است . اهالی هند مندرجا با افغانها ملحق میشوند انگلیسها هم با بومیهای هند با کمال سختی رفتار میکنند .\n\nدر عثمانی\nاخباری که از منابع پتروگراد میرسد حاکی است که یکی از تحت البحری های عثمانی در نزدیکی جزیره کرید بيك کشتی جنگی حمله می نماید . در میان سر نشینان یکی از شاهزاده گان مصر برادر سلطان حاله شاهزاده محمود بوده . شاهزاده معظم له خواهش نموده است که کشتی را غرق ننمایند . چندین نفر از در اشکان بترس این که کشتی غرق نشود خود را باب انداخته ولی فورا عمله ها انها را نجات داده اند .\n\nمسرت از حالات زبلن ها\nخریده، دوج تا کریتونك المانی دو روز بعد از حمله اخیر زبیلان ها بر لندن"}
{"book": "adl0616", "page": 1529, "text": "شماره ۱۲\nسال عجم\n\n۱۱\nبالتيمور – دویل ساحلی که متعلق براه آهن ە بالتيمور و اوهایو بوده با تمام اسباب ومال التجاره که در آن بود سوخته شده است . مال التجاره مزبور را برای لندن و لیور پول میخواستند حمل نمایند میگویند علت حريق نقص سیم های الکتریک بوده است .\n\nصاحب منصبان آلمان و اطریش در بلغار\nبر حسب اطلاعات جراید آلمان فعلاً در بلغارستان برای دخالت در عملیات جنگی و اداره کردن امور نظامی وغیره شش نفر ژنرال و هفت نفر کمنل و شصت نفر صاحب منصبان دیگر که در نتیجه آنها منشی و کاتبين وغيره است در بلغارستان ، موجود هستند و عده از آنها از عثمان اعزام شده اند\n\nخبر های ایران\nجريدة فريده نوبهار مناسبت داخل شدن عساکر روس در تبریز و منحبل چنین مینویسد که ما بعض پارچهای آنرا اقتباس میکنیم\n\nآیا افق خونين ؟\nآیا افق پر گرد و غبار ؟\nو آیا باز افق اسفید ؟\n\nهر چه هست خونریزی باک نیست، اینروز ها را دیری است که ملت بد بخت منتظر بوده اند – چند سال قبل در همین ماه بود که افق آنها سرخ شده و در دهم همین ماه بوده که عرصه در جهان روس از وجود و دار بیرحمی مزین و اجساد بزرگان دین بر سر آن در ختهای تناور میوه جلال و افتخار را نمایش میداد . . . .\n\nتهران تبریز آ...\nروی زمین زیر زمین، براى يك ملت مظلوم – برای یک قوم ستم دیده فرقی ندارد . بیایند. ما هم برای گلگون كردن يك صفحه دیگر از مظلومیت ایران خونهای پاک خود مان را در طشت فدا کاری کرده ایم :\nصفحه جهان بچشم فرزندان ایران تنگ و سیاه شده، پیمانه صبرشان لبریز گردیده – بالاتر از مرگ چیزی ما را تهدید نمیکند – و ما هم مرد مرگ را می طلبیم – دیروز نیامد، ولی امروز میآید – بگذارید و بگذار کار یکدفعه داخل مجرای طبیعی خود بشود .\nيكروز مردن برای مرد با شرف بهتر از هر روز مردن ، و هر روز خفه شدن است\nاينك هزار و ششصد سرباز دشمن بطرف ما می شتابد ، ما هم که از مرگ نمیترسیم – ازین دو هزار سرباز که بیم مرگ و دار از دلهای آنها را بیشتر از دل بیوه زنان ما میلرزاند نخواهیم ترسید . آنها برای حفظ وطن برای حفظ شاهنشاه ایران برای صیانت تاج و تخت کلاه خود میدهیم . ما در عوض در خون خود میغلطیم ، تا مگر بوی خون ما از هر سو سارا در ولایات بیاری ما برانگیزاند .\nامروز خائن کیست ؟\nخائن کسی است که هنوز هم در اتخاذ يك تصميم قطعی سستی نماید\nو خائن کسی است که شاه را تنها بگذارد !\n\n۱۲\n[IMAGE]\nراجه کوچ بهار و دختر مهاراجه برود، که در قصر لندن ازدواج کرده بودند یکنکم.\n\nاز مسکو خبر میدهند که دولت عثمانی براى يك هنگ لحوم بزرگ مصر مشغول تهیه میباشد از قرار مسموع ترکها یک اردو عبارت از شش فوج دارند تشکیل میکنند که مرکز این قوا در شادر در موقع شر الشعبه خواهد بود . در میان اردوی مزبور دو هزار نفر صاحب منصب آلمان مشغول تعلیمات می باشند .\n\nبموجب اخبار متواتره که رسیده است ۲ کردارمه قشون آلمان ( هر کردارمه چهل هزار نفر است ) با مهمات وارد اسلامبول شده اند .\n\nغرق کشتی انگلیس\nلندن – رسما خبر میدهند که یکی از جهازات نقلیه انگلیسی ( کینکنه ) شب ۱۵ ا کتبر بواسطه مصادمه با کشتی دیگر در بحر اژه غرق شد . از ۲۵۰ نفر عمله جات آن صد نفر نجات یافتند .\n\nحریق در انگلستان\nلندن ۲۹ – می آول – حریق که تصور می شود عمدی باشد بلو قتل لاتين بر را خراب کرده است . مقدار خسارت را نیم ملیون دلار تخمین کرده اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1530, "text": "شماره ۱۱۹\nصفحه ۱۳\n\nکارد مستحفظ\nدر شب چهارشنبه یکعده پنجاه نفری از فوج طهران برای محافظت سفارت انگلیس فرستاده شد.\n\nمصادمه در همدان\nاز قراریکه با اطلاع رسید در همدان ما بین مجاهدین و قزاق های ایرانی مصادمه واقع شده و بالاخره قزاقها تسلیم مجاهدین میشوند تهران - ۲۹ او کتبر - در انجا شایعاتی منتشر شده است که چندین نفر جاسوس خصوصی عثمانی به تهران وارد شده که در میان دیپلوماتهای دشمنان ما و ایرانیها واسطه شده و يك معاهده نزديك تر از سابق عقد نمایند.\n\nاشخاصی که طرفدار حفظ بیطرفی می باشند و حس کرده اند که این قزاقهای ایران بهمدان موجب آسایش است . تخیال افتاده اند که در این باب بيك مسئله بزرگ را بموقع بحث گذارند .\n\nدر میان دیپلومات های احتیاط کاری ایران بعضی افکار مشاهده میشود : آنها امروزه که مسئله بالکان درست تصفیه نشده است از عقد معاهده با آنان و عثمانی شانه خالی میکنند . آنها میترسند که اگر از طرف روسيه اقدامات جدی باشد آنوقت آنانها نتوانند از راه عثمانی خصوصاً در صورتی که انگلیس ها در بغداد قوای خود را تمرکز داده باشند ایرانی ها معاونت نمایند .\n\nسفارت ایران در برلن\nسفارت ایران در برلن در این اواخر اهمیت فوق العاده پیدا کرده و مخصوصا از زمانی که المان متوجه شرق شده است و روابط تجارتی و اقتصادی خود را در حال توسعه دادن است و راه آهن بغداد در شرف اتمام و انشعاب است بر اهمیت سفارت ایران در برلن و سفارت آلمان در طهران هر چه افزوده شده چنانکه می بینم دولت آلمان با ما بچه نظر اهمیت و دقتی نگریسته و چه اشخاص بزرگی را مامور کارهای ما مینماید.\n\nمتا سفانه از غفلت وتسامح مدتها بود دولت ایران در بران نماینده قابلی نداشت حتى در يك موقع وزیر مختار آلمان در طهران این مسئله را خاطر نشان کرده بود جای تشکر است که دولت اخیرا متوجه این مسئله شده و یکی از رجال کاردان نمره اول این مملکت یعنی آقای حسین قلی خان نواب که مدتی هم وزارت خارجه ایران را داشته است بسمت وزیر مختاری دربار برلن معین و از قرار خبر روز بمقر ماموریت وارد شده اند و از قرار معلوم این حسن انتخاب در برلن هم حسن اثر داشته و معظم له را بخوبی پذیرفته اند آقای حسین قلی خان در وکالت مجلس خدمات بزرگی را انجام میدادند مسلم است در این ماموریت بخدمات عالیتری موفق خواهند شد .\n\nانتشار يك خبر موحش\nروز دوشنبه در تمام محافل طهران خبر مهیبی شایع شد که یکعده از قشون روس از قزوین بطرف طهران حرکت کردند میزان این عده تحقیقا معلوم نبود چنانکه منظور و مقصود اولیاء دولت روسیه از این حرکت ناهنجار نيز كاملا مجهول بود بالاخره معلوم شد میزان کلیه قوای اعزامی که بچندین دسته قسمت شده و متدرجا حرکت کرده اند به هزار و هفتصد بالغ میگردد . ازین عده ٤٠٠ نفر قزاق وبقيه سواره نظام\n\nو سادات میباشند لوازم هم از هر جهت از توپخانه و قورخانه آشپزخانه و غیره همراه دارند و همان روز دوشنبه خبر ورود آنها به کوندج رسید .\n\nانتشار خبر فوق يك هیجان نامحدودی در تمام طبقات تولید کرده . چه این دومین دفعه ایست که عساکر روس از قز وين بك چنين حركت بی رویه ناگهانی را مینمایند و از خبطه ای واضح آنکه در هر دو دفعه این حرکت مصادف با ايام تعطيل وتشكيل اجتماعات بوده است و بدیهی است اثراتش در چنین مواقع زیادتر و هیجان نامه بیشتر خواهد بود ...\n\nهدیه مجاهد در برازجان\nاز طرف آقایان علماء شیراز به آقا شیخ جعفر در برازجان اطلاع داده شده است که یک عده مجاهد در آنجا تهیه نمایند و مخارج آنها هم از بابت وجوه اعانه از شیراز فرستاده خواهد شد .\n\nتهیه و جمع آوری اعانه\nعلماء شیراز همه روزه مشغول جمع آوری اعانه میباشند و از طرف تجار و ملاكين هم مساعدت لازمه شده اخیرا هم مبالغی جمع آوری نموده اند و يك مقدار برای مجاهدین به برازجان فرستاده شده است .\n\nدر سفارت روس\nچهار ساعت از شب سه شنبه گذشته شاهزاده شهاب الدوله وزیر فوائد عامه از طرف آقای رئیس الوزراء بسفارت روس رفته وزیر مختار روس را ملاقات وراجع بحرکت قشون روس از قزوین بطهران قریب دو ساعت مشغول مذاکرات بودند و شش ساعت از شب گذشته بدربار مراجعت نمودند . از قراری که تحقیق شد وزیر مختار روس اظهار داشتند که بواسطه آنکه آلمانها بطهران اسلحه آورده و محتمل است در ایام عاشورا باره اتفاقات در شهر بیافتند برای حفظ اتباع روس از قزوین قشون حرکت کرده و در نزدیکی طهران اقامت خواهند نمود .\n\nانگلیس ها سکرتیه میکنند\nبیرجند اشکالی ها در پشت قنسول خانه مشغول ساختن سنگر شده اند . نرخ ارزاق روز بروز در ترقی است آزوقه هر قدر از اطراف وارد میشود تاجر هندوستانی که آذوقه قشون انگلیس را کنترات نموده بهر قیمتی که ممکن است خریداری مینمایند اگر این رویه باشد عاقبت وخیم برای اهالی خواهد داشت .\n\nمسئله ایران در مجلس عوام انگلیس\nبرلن - از لندن خبر میدهند که در مجلس عوام يك سؤالی از مستشار پارلمان وزارت خارجه آرد سه سیل در باب ایران نموده اند مشار اليه جواب داده که فقط من در این باب برای جواب خیلی احتیاط کارانه میتوانم داخل در مذاکرات بشوم ولی این مسئله در بین وزارت خارجه و وزارت هندوستان در تحت مذاکرات دقیقه میباشد .\n\nآرد سه سیل در باب سوء قصدی که در اصفهان شیراز و بوشهر بقونسلهای آنها شده حمل تحریکات دشمن نموده است .\n\nمستشار مزبور در ضمن نطق خود اظهار نموده که :\n* این سوء قصد از آنتریکهای دشمنان ما تولید شده است . حکومت"}
{"book": "adl0616", "page": 1531, "text": "صحيفه ١٤\nسال پنجم\n\nانگلیس در نزد حکومت ایران تشبثات بزرگی کرده است .\n\nحکومت ایران امروزه در يك موقع مشکلی میباشد ، فقط خیال ما اینست که جد وجهد کرده آسایشی حکومت طهرانرا برقرار نموده و بعضی عوارضات مضره را از ان رفع نمائیم معهذا در این موقع که جنگ عمومی اروپا امتداد می کنند برای ایران تجهیزات قشون نیز خیلی مشکل است ولی ما امیدوار هستیم که وسایل کارهای ایران بخوبی فراهم شود .\n\nدولت انگلیس در باب معاونت نقدی نیز بایران وعده داده است زیرا در محافل سیاسی در این باب مذاکرات جریان نموده است .\n\nدولت انگلیس حاضر است که بایران يك مساعدت عظیمی نماید .\n\nعلامات حیات جدید در ایران\n\nبیاناتی که در مجلس عوام انگلیس در باب ایران بوده خیلی قابل اهمیت میباشد . سؤالی که در باب سیاست ایران از وزیر هندوستان کرده اند در جواب آن خیلی احتیاط کارانه شروع بسخن کرده و بیان نموده است که امور سیاسی مملکت مزبور در بین وزارتین خارجه و هندوستان با کمال دقت و سعی دارد تصفیه میشود . وزیر مزبور در باب فی احترامی و سوء قصدی که در بوشهر و شیراز و اصفهان بقونسولهای انگلستان شده حمل تحريكات دشمن نموده است .\n\nاین گونه بیانات دوستانه انگلیسها که در حق ایران و ایرانیان ابراز میشود طوری مساعد و طوری برای ایران صرفه دار است که اینجور رفتار تاکنون از خاطر دیپلماتهای شرق و غرب خطور نمی کرد . کار بجائی رسیده که حرکات خصومت کارانه که ایرانیها بر علیه آنها می کنند آنها آن حرکات را حمل تحریکات دشمن می کنند . یعنی تمام تقصیر را بگردن ما گذاشته دولت ایرانرا از مسئولیت معذور میدارند بعلاوه از قرار معلوم دولت انگليس بك مسئله استقراض هم بیان آورده و بدین وسیله میخواهد بك معاونت فوق العاده بایران نماید .\n\nمگر چه شده است که انگلیس با زبان ملایم با دولت ایران حرف میزند پس زبان آتش فشان بریتانیای کبیر چه شده است ؟ جهت چیست ؟ زمانی بود که دیپلماتهای دولت مزبوره بهانه اینکه در فلان نقطه ایران سر قونسول ما درد می کند میخواستند ایرانرا زیر و رو نمایند . ولی امروز کارهای باین بزرگی را ماست مالی کرده حمل به تحریکات آلمان و عثمانی می نمایند ؟\n\nعقیده ما جواب این مسئله خیلی بسيط است دولت انگليس ديگر از ایران نترسید ، زیرا دول آلمان و اتریش و عثمانی مغلوب شده بلکه بالعکس در هر نقاط فاتح بودند و دارند فتح مینمایند . امور شبه جزیره بالكان نسبت بآنها خيلي وخیم شده است از طرف دیگر دولت ایران هم کار متفقین را خراب مشاهده نموده در صدد افتاده است که از زیر بار استبداد روسیه و انگلیس بیرون آید . آن خوف و وحشت و اضطرابيكه تا دیروز در قلوب ایرانیان جای گیر شده بود امروز دارد متدرجاً زایل میشود و وطن خواهان ایران نیز از این احوال استفاده کرده با کمال جدیت برای احیای مملکت کوشش مینمایند . اینست که دولت انگلیس بخوبی فهمیده است که دیگر با سر نیزه از عهده ایرانیان نمیتواند برآید حالا یکدفعه حرارت خود را بدرجه صفر تنزل داده است .\n\nاشخاصيکه با پلتيك انگليس آشنائی دارند و درست بلدیت دارند که دیپلوماتها بجز انتريك و دروغسازی و شارلاتان بازی چیزی در خود نمی کنند امروزه درست ملتفت شده اند که سیاست کنونی جز يك اعتراف بعجز نمیباشد . تمام عالم میداند که نه ما و نه شما با آلمانها در علم تحريك بازی و آنتريك سازی با انگلیسها نمیتوانیم برابری بکنیم . امروز آلمانها از مملکت ایران خیلی دور افتاده ما نیز در این دوره یکی عجمی و بی ارتباط میباشیم ، ولی برعکس ما ، دولتين روس و انگلیس اکنون تمام امور سیاسی ایرانرا بدست گرفته اند . بواسطه این که ما اولا مادر خاك ايران تحريكات نميتوانيم شروع بکنیم و اگر شروع بکنیم طبعا موفق نخواهیم گشت میتوان گفت دولت انگلیس و همشهریان خویش را در ایران بخوبی احساس کرده است و استعداد ایرانی ها را بخود باین نموده است ولی غیر ازینکه این اوضاع را عملی تحریکات دشمن قرار جار دیده است این نکته را باید فراموش کنیم که اگر و فرض کنیم انگلیس در مقابل تحریکات ما بمعلومات خود اقرار کنند . باز با این هم نمیتواند دلهای پر آتش اجزای مجلس عوامرا خاموش نماید . طبیعی است که این مخلویت تحريكات بمنزله مغلوبیت و اضمحلال نفوذ میباشد که رونی انگلیس و روس تقریبا این مغلوبیت و هزیمت معنویرا مقر میباشند . وقتیکه در لندن اعضای حکومت در مجلس عوام بالکلیه تسلیم میدهند همانشب در کربلای معلا مر بها مجلس جشن منعقد کرده اعلان خواست که انگلیسها با مغلوبیت معنوی که در ایران دوچار شده اند تمام تحریکات آلمان و عثمانی نکرده و بلکه جهت مهم انرا از اتحاد نکردن که در میانه ما و ایرانیها جریان میکنند بدانند . حقیقت هم در میان مردم ایران و هم در افکار عمومی دوستی عثمانی و ایران روز بروز رو بتزاید می کنند بناء علیه از جریان امور ظاهر میشود که خلاصی ایران از روس و انگلیس فقط و فقط مربوط بيك جهاد مشترك میباشد . جریانات حاضره تقاضا نمی کند که ایران به تنهائی داخل عملیات شده و خود را داخل معرکه های آتشین نماید ، لكن در مملكت با اینهمه اوضاع - علامت حیات مشاهده میشود و طریق سلامتی روی شده است . ما می بینیم که این جریان در آخر کار ایران را هم بهمراه آن که راه درستی آن میباشد به يك طريق مستقيم سوق نموده و دین اسلام ارا را از دست ظالمانه روس و انگلیس خلاص خواهد نمود ... ما از متحدین خویش میخواهیم که ایرانرا از جنگ دشمن نجات بدهیم او را از ظلم نجات هم میتوانیم نمائیم ، بالاخره ما از ایران تشکیل صدها هزار قشون نمیخواهیم فقط چیزیکه از آنها امیدواریم يك حرکتی است که از طرف ایران هم تشکیل قوی ابراز نمایند . ( طنین )\n\nخیال پادشاه رومانیا\n\nدر یکشنبه روز نامه ( آده ور ول ) منطبعه بخارست که از هفتم ماه جون و چهارم ماه سنتیا بر روسی طبع شده بود يك مقاله در تحت عنوان ( پادشاه چه میخواست ) مندرج بوده است . در مقاله مزبور ملاقات پادشاه رومانیه و يك نفر از سیا سیون رومانی شرح میدهند که گویا در آن ملاقات پادشاه سیاست امروزه را پیش بینی کرده بود ."}
{"book": "adl0616", "page": 1532, "text": "۱۵۰\nسال پنجم\nشمارۀ ۱۱\n\nدر اثنای همان ملاقات پادشاه رومانی بیان کرده بعقیده من در این جنگ فتحها واقع خواهند بود زیرا قوای المانها تمام شدنی نمیباشد هم از حیث درستی و هم از حیث نظام و هم از حیث گلولهٔ توپ که مانند کوه قاف بوده اند بدشمنان خود تفوق دارند .\n\nسیاسی مزبور در جواب پادشاه اظهار نموده است که :\nتا آخر دشمنان آلمانها نیز از وطن پرستی و از مملکت خواهی بر نیستند . آنها نیز برای محو کردن آنها تحتک حیات و ممات غرور کرده اند و همچون از هر گونه فدا کاری شانه خالی نخواهند کرد . مزید چهل و پنج سال است که آلمانها به این جنگ حاضر شده اند و نظام ایشان فوق العاده خوب است و همچنین توپهای چهل و دو سنتی متری دارند و گلولهٔ آنها نیز از حد زیاد است لکن در آخر کار بکلی خسته و مانده خواهند ماند .\n\nپادشاه از دیپلومات پرسیده است :\nخوب وقتیکه آلمان ها خسته و مانده شدند متفقین با همان قوای اولی خواهند ماند .\n\nدیپلومات جواب داده است .\nالفیحضرنا حینی مشکل است . من تصور میکنم آلمانها تا آخر کار جنگ دوام نمایند زیرا پول و قشون در مملکت متفقین خیلی زیاد است و بر علاوه که اسلحه آنها نیز زیاد خواهد شد که آنوقت میتوانند فاتح شوند .\n\nپادشاه می گوید :\nالخیر ! ممکن نیست آلمانها هیچوقت مغلوب نمیشوند ، اردوهای آنها قابل استدلال نیستند . ء\n\nبه دیپلومات صحبت خود را تغییر داده می گوید :\nاعلیحضرنا ! تاج و تختی که از کنت و میخان و نثار ، بجنات عالی رسیده است من تصور میکنم که بعد از چند روز این مملکت در دست اسلامیه وسیع تر خواهد بود . ء\n\nپادشاه از آخرین کلام دیپلومات متغیر شده با کمال حرارت مشت خود را برای میز زده میگوید :\nچطور مگر ، مگر شما گمان میکنید که مملکت اتریش تجزیه خواهد شد . الخیر، هیچ وقت ! ء ( تو وو ریمیا )\n\nترجمه از اخبار های عربی\nبیانات يك مسلم فرانسوی\nیك عسکری مسلم فرانسوی که از اردوی فرانس بگریختن خود را خلاص کرده به اردوی المان آمده بود تصریحات ذیل را بیان میکند .\nکلام من - ال ... - و فرقه ترايبور جزائری که همه افرادش مسلمانان را دران وطن ما میباشند منسوب بوده و از ابتداء جنگ در ذکر وقائع مهمه میدانهای محاربه موجود بودم، بسیاری از افراد این فرقه مزبوره ما هدف تعفنات خندقهای زیر زمین که قابل حیات عدل نبودند بعرضهای مختلفه تلف وهلاك شدند.\nو عسکر های مسلمانان که در اردوی فرانسوی هستند بيك حال محن الا قابل تعریف و وصف میباشند که انسان از دیدن شان جگر خون میشود . ما را بخندقهای و صفهای اول میدانهای محاربه هدف تیر دشمنان\n\nمیکنند بخلاف عسکرهای فرانسوی که با کمال امنیت و امان دور نشسته میباشند و علاوه برین ناخوشیها و ضعیفهای ما بعوض اینکه مداوایشان بخوبی در اسپتالها و شفا خانهای اردو شود بزور فمعین ولت وكوب بمیدانهای محاربه جبراً سوق میکنند تا بسیاری از برادران فرقه من از عدم اعتناء داکتر ها و سردی هوا و موجود نبودن البسهای ضروری فوت و هلاک شدند و در وقت گرفتن نان و خوراك عسكره ء مسلمانان آخر ترین فرقها میباشند آن هم اگر يك چيزی زیاده از خودشان بماند وبما يطور ملاطفة وملاحظة فوق العاده مهربانی کنند . وعلى الأكثر ما برهنه میباشیم که بریدنهای ما نجز يك پلاس پاره و قطعه های قماش که مدافعه اینچنین خنکهای زور را نتواند دیگر چیزی را نمیایم . از اینچنین چیز های دلخراش صرف نظر کرده يك بار با حوال مردگان ما نظر یفکنید که آنها را چنان دفن میکنند که نه باصول دیانت و نه باصول انسانیت موافق است . در مابین ما بعوض ملاها و مشایخها راهبها و بازها که از طرف حکومت مقرر هستند میباشند کلمهٔ شهادت که در آخرین ثانیهای حیات هر مسلم اثر اینا میکند در اینجا کسی را نمییابد که تلقین کند . ایضاً ما اهانتهای رنگا رنگ بسیار مولم و دلخراش هر ساعت و هر دقیقه میشنوم و می بینم و اگر یکی از ما يك گناه بسیار حقیقی بکند هزار ها سبها و شتمهای دل شکافانه میشنود و حکمهای ظالمانه بموجب قانون عسکریشان که تنها بر ما عاجزها تطبیق میشود جزا میدهند .\nحال ما بسیار مؤثر و موسف بلك خالیست که از طاقت انسان خارجست . بعد از بیان حالتهای مافوق یکی از شنوندگان از او پرسید که ما يك چیزی بسیار عجیب شنیده شیم که بسیاری از مسلمانان جزائر برضای خودشان در اردوی عمومی داخل شدند آیا این درست است ؟\nبجواب این سوال بعد از کشیدن يك آه پراسرار گفت .\nآیا کسی باور میکند که ادمی که اد با عقل داشته باشد افتراق و جدائی از عیال خود و وطن خود و خانهٔ خود را می پسندد و خود را بمیدانهای هلاك و مرگ می اندازد ؟ علی الخصوص که دران جنك ثواب آخرت هم موجود نباشد . حاشا لكن اگر حقیقت را بشما نقل بدنم و حال ما رفت خواهید آورد زیرا ما را بدرجهٔ فقر و فاقه رسانیده اند که مرگ را بر زندگی بهتر میدانم در میدان جنگ آمدیم که از گرسنگی نمیریم حال آنکه در اینجا هم شمه از احوال ما را شنیدید که چیست و اگر تحقیق بدانید همه رفقاء ما منتظر همبند که چه وقت يك فرصتی بیابند و شما خود را رسانیده توانند .\n\nپل انور پاشا\nحفریات قتال که دورا دور ( برلین ) برای تسهیل نمودن نقلیات پیش آغاز نموده بودند بانجام رسید . و نهر ( شبره ) که در آن شهر عظیم مرور میکند امروز قابل سیروسفر چهار های خرد و کلان شد .\nو دران قنال دویل بسیار مهم قائم نمودند که یکی از آنها را بنام ولی عهد المانيا وديكر بنام ناظر حربية دولت عليه عثمانيه ( انور ) ابنا مما نمودند که ازان معلوم میشود که دلاوریت و شجاعت مفرطهٔ آن قائد فائق المثال را قدر شناسی عظیمی دارد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1533, "text": "صحیفه ١٦\nسال پنجم\n\nمکاتبه در مابین امپراطور المانیا و انور پاشا\nجناب دولتلو انور پاشا يك تلغراف مبارک بادی در خصوص باتمام رسیدن تشکیل جمعیت اتحاد عثمان و المانی بحضور اعلیحضرت امپراطور المانیا ارسال نموده بود . بجواب آن اعلیحضرت مشارالیه چنین يك تلغرافی فرستاده است که عیناً انرا در اینجا نقل میکنم :\n( تشکرات خالصانه خود را بجناب شما در خصوص به اتمام رسیدن جمعیت اتحاد عثمانی و المانی پیش میکنم که این اتحاد و صداقت صمیمانه که سلاح آنرا بوجود آورده است ابدی باشد\n\nامضا\nویلهلم\n\nفعالیت تحت البحر های المان\nاز تلغرافات اخیره که از برلین رسیده چنان معلوم میشود که تحت البحر های المانی در هفته های اخیره دوازده سفینهٔ دشمن را در بحر سفید که همگی شان پر و مملو از عساکر بودند غرق کرده است از الجمله يك سفینهٔ نقلیه انکارها بود که در میان آن پنجهزار نفر از عساکر انکار بغیر از عمله موجود بود .\n\nنطق یکی از خطبای اوردوی چهارم عثمانی در حمص\nخطیب بعد از اظهار تشکرات کثیره از مردم حمص گفت :\nای برادرانم : بکمال افتخار و سرفرازی در مابین تان استاده میشوم و بشما از سبب نصر و ظفر بسیار مهم و عظیم جیوش مظفرهٔ خود ما که بر دشمنان دین و وطن بمساعدهٔ خداوند جل شانه احراز کرده اند تبریکهای قلبیهٔ خود را تقدیم میکنم و ازین فتوحات عساکر اسلام معلوم میشود که انشاءالله آن وقت و آوان رسیده که استرداد و استرجاع شرف و مجد قدیم خود ما را که از اثر آن بدشمنان دین و انسانیت رسانید آن را مضمحل نموده بودند نزدیک شده است چنانچه امروز همه اخبارها و جریدها و رسالهای موقوتهٔ عالم که در روی زمین قدر میشود از دشمنان و دوستان شهادتهای محیر العقول بر دلاوری و شجاعت دهشت آمیز عساکر مظفره ثابت حرف ایشان میکنند .\n\nمصارف انگلیس درین جنك بالمكبر\nلندن - دوم نومبر سنه ١٩١٥ ع\nدر انتهای خطابهٔ طویل در پارلیمنت ( مجلس ملی ) وزیر اعظم از گلستان گفت - حالت مالی (ما) امروز خطر ناك است . ما اسباب ضرور به را از دیگر بلاد میخریم و سی ملیون پوند ( ٣٠٠٠٠٠٠٠ ) ماهانه زر بمقابلهٔ آن اسباب بیرون میفرستیم . و مصنوعات ما بعوض اشیای مجلوبه بممالك اجنبیه فرستاده نمیشود - اما پیش از جنك صرف یازده ملیون پوند در عوض اشیای مجلوبه هر ماه میفرستادیم ( ١١٠٠٠٠٠٠ ) ما حالا بملت خود و دیگر اقوام قرض هم میدهیم . که تقدمهٔ آن قرضها را دوست من وزیر مالیه در خطابهٔ خود پیش این مجلس ملی عرض کرده است و میزان کل آن قرضها میان این سال مالی روان تا چهار صد و بیست و سه ملیون پوند ( ٤٢٣٠٠٠٠٠٠ ) میرسد - ما نمیتوانیم بگوئیم که در آینده پیش چه خواهد آمد\n\n***\n\nداره ۱۱\nاعلان\n\nسراج التواريخ\nجلد اول ـ و دوم\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ ) آنست . (سراج التواریخ) آئینهٔ حیات نمای ملت جلیل افغانست . زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس یافتن دولت افغانیهٔ حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین دستگاه عبرت ، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی از ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز جان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات مرهف صفات بادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة و الدین ، تألیف و تدوین و در مطبعهٔ حروفی دار السلطنهٔ کابل بزیور طبع آرایش و تزئین یافته است .\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث میراند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زائی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا مه اول جلوس اعلیحضرت ، ضیاء الملة و الدین امیر عبد الرحمن خان ، طاب ثراه ، وقایع تاریخیه را جامع میباشد بر کاغذ اعلا محروف تایپ به طبع رسیده است . قیمت کتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است\nنمبر (۱) پشتی چرمی جرم تصویری دانه دار کابلی پخت چهار منه جدول طلائی کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل جزء بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (۲) پشتی مقوا رویه گیر ماشی چهار کنج و زیر چرم قرمزی ساده حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جفته سیزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (۳) پشتی مقوا رویه ابری لاجوردی و زیر چرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلائی جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی —\nنمبر ( ٤ ) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلائی تخته کوک بندی شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی —\nنمبر (٥) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر چرم میش سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلائی جفته كوك بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان سرحددار در بازار ارگ از دکان عبد الله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد هجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون والا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شد . و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از انکه از طبع برآمده مقوا کرده شده انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر گردیده\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1534, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم مقدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت رسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خودرها فارغ تمکن شد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده تا کخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام بما رساند در عهده حمیت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را مشعر یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطة غير فردا فردا بواسطه آدمهای آن کخانه نزد شان میرسد\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه دو روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\nیاد آوری\nهمه کار داران نظامی وملكي و جمله خریداران سراج الاخبار افغانیه اعلان و خبر داده میشود. اگر از يك جا بديگر جارو بدو بیابند میباید که پیشتر رقعه مدیر و سر محرر را خبر بدهند که من در فلان جا بودم و حال در فلان جا ميروم اخبار مرا در انجا بفرستید هر گاه همچنین يك رقعه شان برای ما نیاید و اخبار شان برای شان رسد حق شکایت را ندارند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند. و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه درین اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ یکه روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر یک قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود. اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر یک قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر یک ستون اخبارها ( ۳ - اينج - ٤ - موت ) میباشد. هرکه شخصی اعلان خود را متمادياً بایک سال نشر کردن خواهد و وجه یک ساله را پیشگی ادا نماید و در ورق شش سطری چهار اجرت گرفته میشود."}
{"book": "adl0616", "page": 1535, "text": "( اعلان )\n\nپراکنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار انداز تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و جوهر طبع دلربا، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت خوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان، بی مقابل (۲) دو روپیه کایلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارك از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین و بسر رسیده گلزار مطبعة عنايت، کام جانرا شیرین نمائید! جزیرۀ پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت! خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصویرش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان! تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، و دکان باز محمد در بازار ارك، و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حکام مجلد ۲\nرا کنده مصور مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرؤوف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را داشته باشند به مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nکتابهای مجله سراج الاخبار افغانیه، و کتابچه های علاوه آن و شماره های متفرقه آن، و همه کتابهای مطبعه عنایت و خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمتهای معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه مبارکه، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط."}
{"book": "adl0616", "page": 1536, "text": "شماره ١٢\nسال پنجم\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nفهرست مندرجات\n\nآنکه ملت را کند مسعود و شاد ( )\nمکتوب و جواب آن ( )\nيك سباع ابدى افسوس ناك ( )\n\nحوادث خارجيه\nعکس عمل عدد ها – دم های بزرگ گوده جنگ – طرز عمل آینده زایران – نطق یکی از خطبای اردوی چهارم عثمانی در حمص – احوال هندوستان – قتل انسپکتر پولیس – قوت دارها – سرقه – بامپ در داک خانه بزرگ لاهور – دارها در نواح کلکته – داره در ملتان – خبرهای جنگ – عراق عرب – آخرترین حوادث از اخبارهای ایران – اخبار واصله اسفارت اطریش – سفر مابین برلین و استانبول – کشتی تحت البحر بزرگ در بحر متوسط – کدام کس را باعث فلاکت سرویا قرار داد – منع از شکار کبوترها – ترکان چسان جنگ میکنند – خدا شکر خواران را هر جا شکر میدهد – جنگ ایران و سرحد بلوچستان – جنگ بر سر حد یونان منار کلیسا را از پا در آوردند – کیفیت موسم در رزمگاه مشرقی – ترجمه اخبارهای انگلیزی و اردو معرکه خونین –\n\nاعلان\n( سراج التواريخ )\n\nتصاویر\nاز کارستانهای تحت البحر های المان – ایضاً از کارستانهای تحت البحرهای المان – کذا از کارستانهای تحت البحر المان – از منظر های محاربه –"}
{"book": "adl0616", "page": 1537, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب حربی کار خانه جات، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنه کابل علاوه برایهای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمین عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همايونی حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل (دکان عبدالله خان در بازار ارک) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانگلیزی ۳ فونه مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| اقسام | قسم دوم | قسم اول | درجه سوم قدری کار قیمت آن ۱۰ مسا زیانت |\n|---|---|---|---|\n| درجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم |\n| رقم | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | خودرنگ |\n| قیمت | ۹ روپیه ۱۸ پینه | ۱۰ روپیه ۱۰ پینه | ۶ روپیه | ۶ روپیه ۱۱ پینه | ۶ روپیه ۴۰ پینه | ۷ روپیه ۲۰ پینه |\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گرانگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پینه | کشمیره هدار هر رقم ۷ روپیه بیست و پنج پینه\n\n(۲) جراب\nنکمه های چرمی محراب و منبردار\n| رقم | تک باشکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی مرجین | خورده فی مرجین |\n|---|---|---|---|---|---|\n| قیمت | ۱ روپیه ٥٢ پینه | ۹۰ پینه | ٣٦ پینه | ۱ روپیه ۱۰ پینه | ٥٥ پینه |\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\n| رقم | از باف یک اسپه دو کره دو ناره | زه باف یک اسپه دو کره سه تازه | چرم باف يك اسپه چار تاره نخی |\n|---|---|---|---|\n| قیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پینه | ۹ روپیه و ٢٤ پینه | ۹ روپیه و ۱۱ پینه |\n| رقم | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکاب |\n| قیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پینه | ٤ روپیه و ٤٦ پینه | ۸ روپیه و ۲۳ پینه | ٤ روپیه و ٤٣ پینه |\n| رقم | قبضه برنجی کتبت سره و بخاء | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو کاره رکاب |\n| قیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پینه | ٤ روپیه و ٥٧ پینه | ٥ روپیه و ٩ پینه | ٥ روپیه و ٥٤ پینه |\n| رقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | زنانه ابریشمی خیاطه | از زین سواری تیغ چرمی |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پینه | ٥ روپیه و ۸ پینه | ٥ روپیه و ٥٨ پینه | ٥ روپیه و ۸ پینه |\n| رقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | چرم باف ما بين بيت يك اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی كمك دار |\n| قیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پینه | ٤ روپیه و ٤٥ پینه | ۸ روپیه و ۱۲ پینه | ٤ روپیه و ٥٩ پینه |\n\n(٥٠٥) اقسام کلهای مصنوعی سر\n| قسم | کل برینه | کل نا فرمان | کل جرین | کل شیو |\n|---|---|---|---|---|\n| قیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پینه | ٦ روپیه و ١٦ پینه | ٦ روپیه و ۷ پینه | ٦ روپیه و ۳ پینه |\n| قسم | کل استون | کل پسمن | شکوفه نارج | چمبیلی |\n| قیمت | ٥ روپیه و ۳۸ پینه | ٦ روپیه و ٥٨ پینه | ۷ روپیه و ٤٥ پینه | ٦ روپیه و ۸ پینه |\n| قسم | کل سوسن | کل گلاب | شکوفه سیب | گل گندمی |\n| قیمت | ٦ روپیه و ٥٤ پینه | ۷ روپیه و ۱۲ پینه | ٦ روپیه و ٣٥ پینه | ٦ روپیه و ٥٤ پینه |\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانجات ( کیمان نظامی ) )\n( الشهر )"}
{"book": "adl0616", "page": 1538, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\nشماره (۱۲)\n\nقيمت ساليانه\nدارالسلطنة كابل نه روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nده روپيه كابلى\nبديار خارج مملکت\nشوارات ده روپيه انگليزی\nهر نمره بيست و پنج پيسه\nاعلانات از قرار سطرى يك روپيه\nاعلانى كه درج نشود آماده نميشود)\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nمدير و مؤسس\nمحمود طرزى\n\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة ( كابل )\nهمه امورات تحريريه به اداره خاصه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ قمری ١٥ ربيع الثانی ١٣٣٤\nتاریخ انگریزی ۱۹ فروری عیسوی ۱۹۱۹\nتاریخ شمسی ۲۹ دلو ۱۲۹۵\n\nآنکه ملت را کند مسعود و شاد\nاتحاد است اتحاد است اتحاد\n\nدر شمارهٔ گذشته حوادث مراسم دربار معالی بار، و بیانات حکمت آیات ذات قدسیت صفات شهریار علویت آثار مراسم کردار خود ما از آن تلقی لطایف اخبار نموده بودیم. درین شماره خود خواستیم تتمه ما سبق را در شرح و تفسیر آن کلمات مراسم حکمت، و چگونگی سعادت کوشش ورزیم؛ چون قسم اعظم نطق همایونی را اوصاف اتفاق و اتحاد، و زمام فرقه و اختلاف با همی، دولت و ملت، تشکیل داده بود، و توضیح صریح همین بیان مقصد مهم، و جزو متمم دربار فرحت بار بود، از آنرو ما نیز این مقصود را نصب العین ساخته مبحث خود قرار دادیم، و مفاد مضمون عامت مشحون مصرع ذیل را که بنا بر ربط موقع، و مناسبت حال، لسان اعلیحضرت پادشاه مکارم خصال ما در خصوص روابط و مناسبات خصوصی، دولت و ملت، حسب مقال ایراد و تذکار فرمودند مرکز انشاء و مأخذ استدلال تعین نموده بشرح و تفصیل آن پرداختیم، ذات ملکوتی صفات اعلیحضرت همایونی در اثنای سلسلهٔ نطق مبارك شاهانهٔ شان و اتحاد دولت و ملت، و تعلقات هر دو را بدین مصرع تشبیه و تمثیل فرمودند: — [ چون دو نگینند و يك انگشتری ] ؛ حقیقتاً که در نیما این مثل خیلی مناسب و بمحل افتاده است، بلی!! ملت و دولت، هر دو در محیط دائرهٔ طاهرهٔ وطن بمثابهٔ دو نگینی که در حلقهٔ يك انگشتری نصب و تعبیه شده باشند رونق افروز و ظلمت سوزند و بجانبین ثمین ماهیت و حیثیت انگشتری را گرانقدر و سنگین میسازد همچنان وجود و منفعت توده، دولت و ملت، در داخل حدود وطن باعث بفر و تزئین آن زمین فیوضات آئین میشود، و چنانچه قدر و قیمت\n\nو زیب و زینت انگشتری به نگین است. در مقابل آن وطن نیز بوجود سعادت آمود، و دولت و ملت، از هر گونه میامن و برکات بانواع کرم و نعم الهی مملو و رنگین است. دولت و ملت، نه تنها باعث زرکی و اهمیت و قدر و قیمت وطن خیال و تخمین میشوند بلکه اگر بنظر تحقیق و دیدهٔ تدقیق دیده شود، ثبات و حیات حقیقی وطن سراسر بوجود، دولت و ملت، موقوف و منحصر است. و در صورتی که وطن مالك این دو جوهر عزیز نباشد هر آینه بر آن اطلاق لفظ «وطن» را نتوان کرد. زیرا مفهوم اصلی و حقیقت معنوی کلمهٔ مقدسهٔ «وطن» عبارت است از يك قطعهٔ وسیعهٔ محدود، و يك تودهٔ شریفه و مشت اندود که بايك جمعیت بزرگ افراد بنی بشر که در تحت نفوذ يك دين و يك آئین، و زیر حکم يك پادشاه و يك قانون حرکت کنند مصون و مسکون باشد. پس هر قطعه که ازین اوصاف عاری و ازین شروط و قیود آزاد و خالی باشد آنرا باسم «وطن» موسوم نتوان ساخت! بناءً علیه میتوان گفت که وجود، دولت و ملت، در جسم و تن وطن بمنزلهٔ روح سایر و دایر گردیده آنرا مالك حیات حقیقی و صاحب حرارت غریزی ساخته توانسته است، و اگر این دو جوهر گرانمایهٔ حیات آور در شخص وطن موجود نباشند آنرا در اصطلاح اطبا بيك جسم بیجان، بلکه با عنوان يك هيكل بی روح و روان تعریف و توصیف باید کرد و باعتبار فن جغرافیا آنرا يك دشت بی پناه، و يك صحرای بی گیاه، و يك وادی بی میاه تسمیه و تعبیر میباید نمود، و چون، دولت و ملت، ماء وطن، و رفیق لازم و توأمی هستند از اینرو اگر این هر دو جوهر عزیز را که مادهٔ حیات و بقای وطن میباشند نیز از یکدیگر تفریق و تمیز دهیم هیچگاه کاری زاید و خالی از فواید نکرده خواهیم بود؛ چنانچه «ملت» مراد از آن هیئت عظیم مجتمع افراد بشریه است که در يك موقع محدود و محل مخصوص که عبارت از وطن است اخذ مقام و غرس اندام نموده باشد، و همان سرزمین عطوفت آگین سعادت مکین مولد و مسکن، و مأمن و مدفن آبائی او بوده، مادهٔ تولید و تخلیق وی که عبارت از گوشت و پوست و نکوئی باشد از طرف آب و هوا و محصولات و مأکولات مزروعی آن"}
{"book": "adl0616", "page": 1539, "text": "صحيفة ٢ شماره ۱۲ سال نجم\n\nلهذا بنا بر بيانات فوق وجود دولت و ملت ووطن ، خيلى مربوط و بيكديگر منوطند ، حتى اگر يكى از ايشان مفقود باشد با در ذلت و خوارى دو رفيق ديگر خود گرديده آنها را نيز يك جا با خود برده و نابود و از عرصۀ حيات سراسر نفى و مطرود ميسازد ، چنانچه با كمال يأس و حسرت مى بينم كه هر ملتى كه از نفس خود هيئت دولت در امان نيست و در زير اسارت و بندگى يك هيئت حاكمۀ اجنبى باشد بصورت يك طفل يتيم كه در تحت ظل عاطفت منزل پدر شفقت گستر هيچ تربيه و پرورشى نشده باشد همواره زبون و مظلوم ، و عاجز و محزون مينمايد . و همه آثار معاشرت آن از رسوخ و تسلط غير منسوخ و تمام حقوق شرافت و حريت قومى از هيئت آن سلب و مسلوخ معلوم ميشود . و همچنان يك وطن نيز از وجود آن دو جوهر عزيز كه يكانه ماده حيات آن است محروم گرديده همه آرزوهاى سعادت و فرخندگى را كه به آنها مى پروراند از فكر خود نيست و معدوم ساخته تمام غم و الم در تعزيه و ماتم صاحب و مالك اصلى خود نشسته و خود را پايمال دست جور و ظلم اغيار و گرفتار پنجۀ تطاول و تعدى اشرار ديده با همه حسرت و تأسف در دست غاصبان و قابضان حيات خود تسليم روح ميكنند !\n\nو چون سابقبرين ثابت كرديم كه وجود و حقيقت وطن بدون ملت و ملت صورت پذير نيست ، و باعث آزادى و آبادى و پايدارى و استوارى آن نيز همين دو چيز قرار داده بوديم لهذا حالا ميگويم كه همه هستى و بى هستى ، دولت و ملت ، وجود و معنايى ندارد ، دولت بى ملت ، و ملت هم بدون دولت حقيقى را مالك نيست ، و هيچكدام بطور افرادانه و صورت جدا گانه كارى از پيش برده نميتوانند ! و دولت بوجود ملت و ملت بوجود دولت ، گفته ميشود و همه قدر و حيثيت و برترى و اهميت آن بر ثبات ملت منحصر است ، و در مقابل آن ، ملت نيز بوجود دولت مكان عزت و شرافت است ، و اگر دولت نباشد ملت نيست ! بلكه يك جمعيت خوار و ذليل و اسير و سفيل بشريت متصورات است .\n\nدولت و ملت ، بمنزلۀ اينكه وجودشان بيكديگر مربوط و حياتشان بهمديگر مشروط است ، همانقدر معاونت و موافقت همعنان بزم و رزم و نا علاج ديده ميشوند ، و در صورتى كه ملت و دولت با هم متحد و متفق گرديده در هر كار ملاحظۀ حقوق همديگر خود را نمايند بى رو و ريا بهر امر خطيرى كه اقدام ورزند آنرا حسب المرام انجام خواهند داد . و با كمال رفق و وداد و محبت و اتحاد كار گرفته در حصول مفاد و مراد و در يك نقطه مراد كوشش كنند هيچگاه نا كام و بى سر انجام نخواهند ماند . و سبب ترقى ملل عالم همانا اتفاق و اتحاد دولت و ملت بوده است . چنانچه هر دولت و ملتى را كه متفقاً در پيمودن طريق سعادت و فرخندگى خود ساعى و كوشان يافته ايم ، اخيراً بكمال حيرت مشاهده افتاده كه با يك سرعت فوق العاده خود را به اقصاى اوج عروج و اقبال و منتهاى ذروۀ مجد و اجلال ترقى و رفعت داده اند . و بر خلاف آن ملت و دولتى كه ضد همديگر و تفرقۀ اختلاف را شعار و مسلك خود قرار داده اند تعقيب كردن گرفته هر آينه در اندك مدت به انواع مصيبت و مذلت گرفتار آمده شرافت و عزت قومى خودها را بنا بر نتايج وخيمۀ نفاق و شقاق سراسر محو و نابود ساخته در چاه مظالم و تاريك اسارت و محكوميت ملتهاى اجانب تحت مصايب و مشقت گوناگون چرخ بوقلمون سر نگون افتاده اند .\n\nخاك پاك تربيه و آماده شده باشد . هر چند در آن خطۀ شريفه اقوام و عشاير مختار آن باشند . مگر بسبى كه همه آنها على السويه در همين سرزمين محدود قدم از عرصۀ عدم بعرصۀ وجود نهاده اند بر همه طوايف و قبايل مختلف آن اطلاق « ملت واحد » كرده ميشود ! و « دولت » مقصد از يك هيئت حاكمۀ عظيم القدر جليل المرتبه است كه از نفس خود ملت بغرض سر انجام نمودن بسي امور لازمۀ مهمه مانند نظم و ادارۀ وطن وغيره بطوريكه أمر و حيثيت يك متبوعى قبول شده باشد كه جميع افراد ملت من حيث المجموع تابع و مطيع قواعد و اصول موضوعۀ وى باشند !\n\nاين هر سه مقدسات « دولت ، ملت ، وطن » بنا بر وسايط و روابط جسيمه ، و مناسبات عظيمۀ با هم دارند كه بصورت يك عائلۀ مشابهت ميرسانند كه وطن بمنزلۀ يك والده شفقت شعار ، و دولت بمرتبۀ يك والد بزرگوار ، و ملت بمثابۀ يك فرزند رشيد جرار اين عائله محتشم و اين خاندان مقدس محترم است . و همه نفرشان همين يك آرزو دارند كه در كمال عافيت و رفاهيت در مرافقت و موافقت همديگر از نعمت حيات حظ وافر گيرند . و از وجود و بقاى خود شان بس ممنون و مسرور ، و خيلى خوشنود و مشكور ديده ميشوند . و چنانچه حقوقى كه مادر را در حفظ عرض و ناموس خود بر فرزند و خاوند ثابت است ، همچنان ادا نمودن حق بزرگ وطن كه مراد از حفظ ناموس و شان و شرف معنوى آن باشد بر دولت و ملت متحتم است و مى بايد كه در امن و صيانت آن از : تجاوز و فتنۀ تعرض اغيار تاريخى در ايشان باقى باشد بهر گونۀ مدافعات شديده بدل و جان كوشيده ، و همه وقت يكانه مد نظرشان قوت و متانت و توسيع و عظمت آن بوده ، همواره بالاتفاق در حصول فوايد و منفعت ذاتى آن ساعى و مجاهد باشند . و چون وطن بكمال عاطفت و مرحمت ملت و دولت را در آغوش شفقت و لطافت خود جا داده است ، از اينرو بجا آوردن اين حق وطن از طرف هيئتهاى معظمۀ دولت و ملت وجداناً و ايماناً بكي از واجب الادا است . و همچنان « دولت » را بر ملت حقوقى مسلم است چنانكه پدر را بر اولاد ، و ملت را مى بايد كه مانند يك ولد اصيل و صالحى كه هميشه والد خود مطيع و فرمانبردار باشد ، در هر حال بدولت تسليم و تابع بوده ، و دايم براى تحصيل رضاى او با سر و مال و تن و جان حاضر و مهيا گرديده ، و با الاشاره آن در سر انجام نمودن امور بس مهم و دشوارى با همه موجوديت خويش تشبث و اقدام نموده ، و هر گونه مصايب و مصاعب شديده را كه در آن خير « دولت » و بهبود « وطن » مقصود باشد متحمل گرديده بر خود هموار نسازد و ادا نمودن اين حقوق دولت و وطن مانند حقوق والدين بر كافۀ افراد ملت فرض و لازم الايفا است . و على هذا القياس « ملت » را بر دولت نيز همچنان حقوقى موجود است كه اولاد آنرا از پدر اميد و تصور ميتوان كرد . يعنى دولت ميبايد كه مانند پدر مشفق و مهربان در هر وقت و هر زمان در استراحت و رفاهيت ، و ترقى و تربيت مادى و معنوى آن جهد بليغ و سعى بيدريغ كار فرموده چنان راههايى را بغرض تحصيل اسباب ترقى و تكميل نواميس فضائل اخلاقى بر روى وى بكشايد كه بتوسط آن بيك سرعت محير العقولى در اندك فرصت افكار و اذهان عموم افراد آنرا يك ضياى بيضاى نور افشان منور و روشن گردانيده خود بخود طريق سعادت و رفيق فلاح و مقصود و اصلاح و بهبود خود را بيابد . و دولت متعهد و كفيل همه چنين امور عظيمى است كه براى « ملت » از قبيل فايده و منفعت باشد ، و بجا آوردن اين شرايط بر ذمۀ دولت يك وظيفۀ مهمه و يك فريضۀ لازمۀ واجب الاجرا است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1540, "text": "شماره ۱۲ سال پنجم صفحه ۳\n\nبه اینقدر مهربانی فوق العاده ممتاز و سرافراز گردانیدن و آرا در قطع و فصل امور عظیمهٔ ملکیهٔ خود شريك و سهیم ساختن نهایت دانشمندی و هوشیاری و عاقبت اندیشی و روشن خیالی آن تا جدار با اقتدار يك دلیل ساطع ويك برهان لامع است ! در بتواقعه ذات اعلیحضرت شهریار عدالت شعار علویت آثار مراحم کردار ما عیناً مسلك اعباب انجاب و خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم اجمعین را تقلید و تعقیب فرموده اند که عموم ملت را بنظر مساوات و مواسات میدیدند و آنچه بر نفس خود گوارا می فرمودند از آنها هم دریغ نمیکردند و در همه امور با همدیگر مشورت و تبادل افکار مینمودند ، و امرهم شورا بینهم ، وازان بوده که تنها در عرصهٔ کمتر از معصر تقریباً در ربع مسکون یعنی در سه بر اعظم بزرگ دنیا مانند آسیا و آفریقا و اوروپا رخنهٔ فتوحات کشاده از شرق تا غرب در نقاط مهمهٔ عالم اعلام و رایات ظفر آیات اسلام تموج و تهیج در آمدند\nما ملت ، افغان ، به هیچ زبان از عهدهٔ شکر این همه قسمات امتناهی آگهی که بوجود ذیجود برکت نمود مرحمت آمود این بادشاه دیندار فرخنده کی\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1541, "text": "شماره ۱۲\nصفحه ٤\nسان نجم\nاش رو کردان کرده نتوانسته باشد. كذلك دولت باهیت المان که با اسباب و آلات محیر العقول و سیاستهای عجیب الاصول خود عالمی را بخود حیران ساخته باز هم شنیده شد که یک آدم دولتی بلجیم و با ضربه را پول از خود ساخته باشد. خود را بر نقاط سه گانه فوق جریان داده بکوشیم که آیا انسانرا از اینی یک عمل شنیع عجز ( دین و اخلاق ) ، عجز ( تربیه و وجدان ) .. ( غیرت و ناموس ) کدام چیز است که منع کرده بتواند ؟ چون قدر چنین باشد. باز این سوال وارد میشود که آیا چسان حکم کرده خواند حال آنکه بار بار دیده و شنیده شده است که کارداران فلان دولت توانست که این چیزها در اسلامیت مفقود، و در اصرایت موجه اسلامی در انصار ا به پول از خود کرده و ایمان و وجدان خود را و آزادی تمام باشد : حاشا ثم حاشا که این چنین یک حکمی بخیال و خاطر هیچ فرد ملت را برای نفس شوم خود پایمال و اسیر کرده اند. از اینهم بدتر که از افراد مسلمانان کند کرده بتواند ، اخلاق حسنه ، تربیه روی در دولتهای نصارا با وجود یکانکی دین و مذهب باز هم این کار اجرا و بدنیه ، وجدان سلیم، غیرت و ناموس مستقیم از اجزای مقدمه نشده است. و در اسلام با وجود مبایلت صورى و معنوى، وتأكيدات مقدس اسلام است که پیروان این دین مبین مکلف و مجبور و موظف و ماه قرآن خالق قهار و احادیث بشمار حضرت سید مختار محمد مصطفی صلی الله برانست. این سوداگری منفوره مامونه که موضوع تحت ماشده ام علیه وسلم در اجتناب ازین کار انکار و پرهیز از این فعل شنیع پر شرم عبارت از دین فروشی معلق نمرده میشود که تاجر آرام مه حال ان و بار باز هم با کمال جسارت و تمام جرأت وان اقدام ورزیده اند. حدود اسلامیت خارج باید پنداشت. و چون دین، افروشد ، هیچ این است که سبب این را به صورت ندانستم اگر خیال تا فهمی را بیست که متممات آنرا نیز یک جا با آن سودا کرده خواهد بود. براتها بکنم ، فی الحال الجواب بخاطر میرسند که آنها از سالهای بسیار در گوارا خیال نافس این حقیر چنان میرسد که سیب های حقیقی وه تهذیب شده کلام میشود و اگر پر مقامی آنها حمل کنند ثروت این سودا گری ملعونه منفوره این چنچیز شده است : و توان گری شان این به این در چه کم دیده میشود که این چنین امنت اولا - دور ماندن از قر آن ثانیا - داخل شدن خرافات در ایدی را برایمان خود کوا را بتوانند، بنابرین ازین مشکل لا يحل ثانیا - نقصان اخلاق و تربیه ، را بعامو، تفسیر در معانی در گرداب حیرت فرورفته تا جان شدم که به ان برادر ادیب خود مراجعت و غیرت و ناموس کرده حال اجمله را طلب عنایم و هم آرزو دارم که برای استفاده قرآن کریم و فرقان حکیم که هادی صراط المستقیم و معیار ها هوری این سوال و جواب ما و شما بصورت علنی درج ایف اخبار وسقیم است بسیار خوانده نمیشود، و معانی آن از نظر حکمت کردد. باقی اعاده صحبت شما را از ماده گاه شاهی حقیقی خواهانم فقط تحریر میشود و به این پی برده نمیشود که این کتاب مستطاب بلكه اون فی ۲۰ صفر سنه ۱۳۳٤ و حقانیتی است که برای اصلاح و افلاح ابدی جمله عالم و اهم شر تا ما د اوالا شرف نزول یافته است. ويك منبع الحبات معرفت و سعاد است که دوران زمین و آسمان ، موافق و مطابق هي عند و هر زمان . هر گونه مطالب و مقاصدی که برای هرنوع خبرها و سعادت های موجود باشد ازان کرده میشود بالعکس کویا از افراط تعظیم ، به تفریط آن پرداخته شده است. حتی غیر از تفاسیر شریفه که مفسرین ما تقدم برحمهم الله مطابق عصر و زمان خودشان کرده. گذاشت. کون تفسیر کرد براهم جواز نمیدهند. حتی در ازد بعضی نامسام فهم کردن آیات کریمه در ایف از بار نیز جایز شمرده نمیشود است که آن رهنما و هادی مادر گوشه های طاقه ای بسیار بالاس صدها محفظه ها گوشه نشین نسیان مانده است و از جمله خیران و ما رقم آمده در سر قبرها و مزارها ، وح مرد كان تقسيم و توزيع او می شود. هر گاه در تحت ) داخل شدن خرافات در دین ) سخن رام چیزهای برخواهیم خورد که از حیرت بحسرت، از حسرت غیرن خواهیم شد. دین مقدس اسلام در ابتدای ظهورش یک شهران و مستقیم بخار و خاشا کی بود که حضرات انتخاب کرین و مجاهد حکم میکند. اما مسئله صفت ( مشکل لاینحل ) را در ینجا پیدا می کند که آیا این اشتع اعمال چرا در مسلمانان موجود و در اوروپائیان مفقود است این است که ما هم باید از نینجا بحل این مشکل و تدقیقات مبین با آن شهراء متين غرب و شرق دنیا را با انوار هدایت و عدالت و آباد نمودند. افسوس است که رفته رفته در ان شهرا، علوینه فرازها و اشیها، کودالهای عجیب و غربی پیدا کردیده موجد تفرقه ها و اختلافها ونشأتها و برا کند کها کردید ، و شهراه\n\nالجواب\nالخازن الكتب\n\nدود الألقاب\nمحررات حکمت ، و دیانت غابات آن بزرگوار مطالعه گذار این مخلص عجز شمار کردید . با وجود ضعف و ناتوانی که سبب بیماری موجود نا بود احقرانها، مسئولی میباشد، بدرجه ممکن در حل مسئله ( مشکل لا يحل ) فارم فرسان را یکی از وظایف مهه انسانیت تمرده على قدر الاستماع توجه اختصار یعرض ما فی المبال مبادرت میوروم : مسئله را میباید که از سه نقطه نظر تعقیب و محاکمه نمائیم ، اولا از نقطه نظر ( دین و اخلاق ) ، ثانیاً از نقطه نظر ( تربیه و وجدان ) ثالثاً از نقطه ( غیرت و ناموس ) لذا اكمال جرأت باید گفته شود که عامل این فعل شنیع که به پول کرده لك دولت مکان کرده و موجب غدر و خیالت با دولت متبوعه و ملات و وطن خود شود آنچنان لعنتها را از دین و اخلاق، و ریسه و وجدان و غیرت و ناموس سراسر محروم و بی بهره باید پنداشت که درین خصوص هیچ مشکلات نیست، و من صاحب بصیرت که یک کمکی عقل و درایت را مالک باشد فی الحال برید بهی و آشکار بود این امر بدون تالی و در یک حکم میکند. اما مسئله صفت ( مشکل لاینحل ) را در ینجا پیدا می کند که آیا این اشتع اعمال چرا در مسلمانان موجود و در اوروپائیان مفقود است این است که ما هم باید از نینجا بحل این مشکل و تدقیقات"}
{"book": "adl0616", "page": 1542, "text": "شماره ۱۲ سال بهم\n\nپرسی کوره راههای ظلمت اندود خرافات آلودی شاخ شاخ و جدا جدا میگردید. ای بزرگوار ! این مبحث خیلی عمیق و دقيق است و بيك صحيفه و صحیفه سخن تمام نمیشود ، بلكه بيك تاريخ مفصل نگاشتن لازم میآید. در ایران و در ممالک ترکیه ، در هند و مصر و وطن عزیز خود ما اگر جستجو شود آنقدر کتاب های خرافات آلود که بحدیثهای موضوع و افتراها بر بزرگان و اولیای دین پر و مملو میباشد دیده میشود که نسبت بآنها کتابهای مسلکی که از حقایق نظریات عقلیه و حکمیات فلسفیه و سیاسیه دینیه فن و بیان میدانند خیلی کم و نایاب میباشند . تنها کتابها فی بلکه بعضی واعظهای جاهل و گمراهی دیده میشود که در بازارها و کوچه ها ایستاده برای کدائی بعضی چنان زهرهای در دماغهای اهالی بیچاره می اندازند که يك آدم واقف حقیقت را زار زار بکریه می آورد. خود این حقیر شما در همین بازار ده افغانان خود ما می گذشتم دیدم که مردم بسیاری جمع آمده اند و همه شان بيك استغراقی همه کوش کردیده ترهات و خرافات يك شخص كش كول بدوش سفید پوش بلند آوازی را بگوش جان میشنیدند . حتی دکاندار ها هم دست از کار و بار باز داشته بصورت مراقبه به آن زهر فروش گوش داده بودند . يك قدری درنگ کرده گوش نهادم ، همینقدر شنیدم که می گفت : - « و يك شقی بود که سی و نه قتل نفس معصوم را نموده بود .... نمیدانم - که در پیش کدام ملا رفته پرسید که من سی و نه قتل کرده ام آیا بخشیده خواهم شد؟ او گفت\n\nاز کارستانهای تحت البحر های المان\n( لوزیتانیا ) نام کشتی نقلیه انگلیز که در بزرگی و جسامت و انتظام و زینت از بهترین و منتظمترین سفاین دنیا شمرده میشد\nو بضرب نارپیدوی تحت البحر المان در بحر محيط اطلسی غرقاب فنا شده است\n\nکه اگر چهل قتل بکنی هم بخشیده میشوی ، و آن شقی تیغ را کشیده آن ملا یا شیخ را هم کشت تا چهل پوره شود و باز يك شخصی او را خواب دید که در جنت نعیم مقیم است .... انصاف فرمائید که این چه قسم خرافاتست ! معلوم عالی شماست که در همه جا عوام جاهل نسبت بخواص فاضل بیشتر است چون اینچنین خرافات عام فهم شود و کتابهای اینگونه موعظه ها و خرافاتها هم بکثرت تداول گردد حال بکجا منجر خواهد شد ! مثلا کتابهای که بگوید اگر هزارها معاصی را مرتکب شوی ، و دو رکعت نفل در فلان وقت شب بخوانی ، یا فلان ورد دعا را اینقدر بار بخوانی غیر از آنکه جنت المأوی کرامت شود ، چنان حوری را نایل میشوی که سرش در شرق و پایش در غرب باشد .... و قس على البواقی . پس چون يكبار بچنین بيك فکری در دماغها قایم گردد و بامید همان دو رکعت نفل یا همان دو دانه بادام جرأت و بی پروایی بر هر گونه قبایح و رذایل مرتکب شدن بسیار آسان مینماید . و چون آن دو رکعت نفل بآسان ورد و دعا همه گناهان عفو شدنی باشد آیا برای پنج وقت فریضه را بجا آوردن ، و روزه ماه رمضان را گرفتن و دیگر احکام شرعی را ایفا نمودن چه حاجت میباشد . والحاصل این یک مشتی از خروار و نمونه از بسیار است که عرض شد. و گرنه بهزارها ازین گونه خرافات ، حتی هزارها احادیث موضوعه نیز در خصوص ها ساخته شده است که داخل شدن اینگونه خرافات در دین مقدس اسلام ، افکار عامه را چنان زهرناک گردانیده که از گفتن و بیان"}
{"book": "adl0616", "page": 1543, "text": "صفحه ٦\nسال پنجم شمارهٔ ۱۲\n\nخاص تی بلکه از اتمام هم هر چيز اصل بايد گفت . در انوقت مسئلهٔ شديد تربيه و اخلاق ، وسوء تفسير در معانى وجدان و غيرت و ناموس بظهور ميرسد لهذا آنچنان اشخاص ملعون اولا از اخلاق بقدر يك ذره بهره ندارند . ثانيا تربيه و تعليم شان بدرجه نقصان دارد که بجز خواندن و نوشتن و خود پرستی ديگر از هيچ چيزی بو نبرده اند . از وجدان سراسر بی نصيب اند و بمعنی حقيقی آن هم پی نبرده اند که چيست ، زيرا وجدان يك حس داخلی و باطنی ايست که انساترا همان حس بر خوبی و بدی آگاه ميگرداند . تربيه ، اخلاق ، وجدان ، غيرت ، ناموس گفته خواهيم توانست . حالا بر سر مسئله رجعت کرده اين را تحقيق کنيم که در اروپا چرا اينچنين بيع و شرای فروختن دولت ملت وطن بمقابلهٔ پول دشمن بوقوع نمی آيد ؟ پيش از همه چيز در خصوص سخن يك فيلسوف اسلامى را مقابل يكى از نصرانيانى كه با او مباحثه ميكرد بيان ميكنيم كه گفت : شما - يعنى نصرانيان - هر انقدر كه از دين خودرو گردن جسنيد بهمان نسبت ترقى كرده غالب و مظفر شده ، رفتيد ، و ما مردمان\n\nتمرين آن هم انسان خانه به اداره کلام ميکنند که مبادا بتعرض باور کنند کان آن گونه خرافات انسان سر دو چار ايد ! اگر گفته شود که فعل شنيع گرديده شدن به پول اجنبی از کرده عوام الناس نی بلکه از خواص بظهور رسيده است . زيرا گرويده شدن عوام چندان ضرروزيانى بدولت و وطن و ملت نميرساند ، حالانکه اگر يکی از خواص به آنچنان بيع و شرای ملعونه اقدام ورزد ضرر و زيان ان عام ميشود . ما عرض می کنيم که آنچنان خواص را فلهٔ غيرت را تنها ر سياندارى و هم چشمى و رقابت تفسير ، وكل مقدس ناموس را که شبيه جبرئيل امينش بايد خواند تنها بريك شعبهٔ آن منحصر داشته اند که آن هم عبارت از مرض زنان ميباشد . حال آنکه درجهٔ اعلاى غيرت و ناموس آنست که انسان غيرت مليه و ناموس وطنيهٔ خود را محافظه کنند . کسيکه دين ، دولت ملت ، وطن خود را به پول مردار دشمن اين مقدسات سودا کند و بردنائت دلانه که اين مقدسات مرتکب گردد آيا آنچنان دنی های پست فطرت را جهان صاحب دين\n\nاز کارستانهای تحت البحر های المان\nمنظرهٔ يك دالان كشتى لوزيتانياى انكليز كه بضرب نارپيدوى تحت البحر المان غرق شده است"}
{"book": "adl0616", "page": 1544, "text": "سال\nشماره ۱۲\nو انقدر که از دین خود رو گردانی کردیم همانقدر بدی کرده مغلوب مرحوم بود که از معمر ترین و محترمترین اولاد ذكور اعلیحضرت امیر کبیر\nمشهور شده رفتیم . حقیقت هم همین است : وقتهایی بود که او را جنت مکان پیاد کار مانده بودند. حقيقتاً ضياع ابدی این ذات خجسته\nمور فتظهر و ند میر کلیساها مانده بودند ، پایا سها جنت را به کر میفروختند صفات مکرم یکی از ضایعات بسیار اسفناکی در خاندان جلیل الشان سلطنت\nدگی را از شاه و کدا که پاچها ( آقاروز ) یعنی مطرود و مردود سفیه متبوعه ما شمرده میشود .\nکردند چنان بود که گویا از عالم انسانیت اخراج میشدند . در اتوقها ) سراج الاخبار افغانیه ( مراسم تعزیت را اولا بذات قدسیت صفات\nارو در يك عالم خرافات و ظلمت و عمای تیره و تاری پویان بوده تنها اعلیحضرت پادشاه مراهم اكتناه معظم خویش که وارث حقیقی تاج و تخت\nاليکونه بيع وشراهایی بلکه بعدها رقم تا کواریها در میان شان مرزده خاندان جلیل الشان سلطنت سنیه میباشند عرض و تقدیم نموده از دیاد عمر\nمهور میشد ، اما رفته رفته حکمت، فلسفه ، فن ، طبیعت حاکم شده و بقای شاهانه شانر اور دربان عبودیت مینماید تاسياً بجملة افراد والاتزاد\nت و هم انقدر که حکمت و طبیعت حاکم شده رفت حاکمیت کلیساها خاندان شاهی و اولا دو انجاله کرام خود مرحوم مشار اليه بتقديم مراسم\nمحل گردیده رفت . و چون حب وطن از اجزای متممه طبیعیه بشریه تعزیت پرداخته بروح پرفتوح مرحوم فاتحه شریفه را قرائت می کند .\nبانه، خیانت بوطن و ملت و دولت سراسر خلاف حکمت و طبیعت\nشرده شده مفقود گردیده رفت .\n\nجواد خارجیه\n\nعکس عمل عددها\nسمانیه چنان گفته نمیشود که او رویا در چه اکملیت را احراز\nکرده باشد و نی نی در اور و با نیز مچنان بعضی خلاف طبیعت چیزهایی\nمایی میشود که انسانرا حیران میسازد و خلاصه همینقدر عرض میشود\nکا گرویده شدن به پول دشمن برای خیانت بدين ودولت ومات وطن\nای طبیعت و مغاير انسانيت يك عمليت که در هر جا و در هر قوم و در\nر انسانی که وجود باید مستوجب لعنت و نفرت میشود. او ر و باراهم\nبر امیر ازین عمل شفیع خالی نباید پنداشت. چند سال پیش ازین مسئله\nالقوس ) ، ومستر ( خوبان ) که فروختن نقشه های استحکامات\nمک فرانس را بجر من منهم شده بود هنوز از خاطرها فراموش نشده\nاست . والحاصل انجنين اشخاص را ( غلط طبیعت ) يك مخلوق مستكره\nو معوقی دانسته از هیئت اجتماعيه بشريه و حقوق مدنية عليه مطرود\nمر بورش باید دانست. این است که با وجود پریشانی ذهن ، و اختلال\nمن بهمینقدر نتیجه افکار حقیرانه را در جواب آن بزر کواد اطلف\nکردار خویش عرض نموده توانستم ، باقی از در گاه حق جل وعلى اصلاح\nان کاحیه را نیاز و تضرع کرده ختم مقال مینمایم .\nاگر چه این خبر کدورت از در شماره دهم با درج شدنی بود ولی بنا بر بعضی\nو از دیگر کاری برایش نمانده و انكليز وفرانس با قوت بحرى ويرى\nوارضی و سکته که به اخبار ما وارد کردید عبور در این شماره درج میشود\n\nاخبار صدای اسلام مینویسد:\nاین جنگ خونریز عالمگیر چیزهای عجیب و غریب نشان داد . مثلا\nعلى حساب هیچگاه حکم نمیتواند که عده را بر عدد ۸ فوق افزونیت بدهد .\nزیرا هشت برسه فایق و غالب است. حال آنکه در بن جنك عكس عمل\nاین عددها بعمل آمد. سه دولت با هشت دولت جنگید و غالب آمد . المان .\nاوستریا ، عثمانی - مقابل التكليز، فرانس ، روس ، ایتالیا ، ژانیان\nدولت های بزرگترین دنیا، و بلزيك ، ضرب ماتقيشكرو دولتهای كوچك\nفوت شدید از دو سال دست و گریبان شده اند . نتیجه چنین شد که\nبازيك، ضرب ماتينكر و سراسر از سمينه خريطة دنيا حك كرديد .\nژاران بگرفتن بعضی بندرهای اقهای شرق المان قناعت ورزیده از دیگر\nعجانیدن خود را بلحاف چمار کناره جویی گرید . دولت روس که یکانه\nاستناد كاه و مغروریت شان بود چنان مغلوب کردید که بقدر تمام ملات\nالمان ممالکش را بدست جرمن داده و در پتوقت يجزيك شتلك زدن بسمل\nو از دیگر کاری برایش نمانده و انكليز وفرانس با قوت بحرى ويرى\nخود با وجودیکه کوششها نمودند و برعثمان حمله ها بردند وليكن بجنان\nبی آن و روسیاهی پشتهای کردن خود را خاریده از دار دنیل رجعت کردند\nاما یه ضرت سراج الملت والدین که عالمی را بر خود خندانیدند !! در حالی که المان از فرانس اراضی های\nو اسمی را بجنگ آورد و در خاک خود ، او خود را محکم ساخت .\nو انكليز نه از دلسوزی پرفرانس ، بانکه از ترس جان خود ـ تمام قوت\nخود را با فرانس همدست نموده ، و شکست و ریخت بازيك مغلوب را نيز\nجمع کرده دو سال کاملاست که بیجان میکوشند که تنها المان را یکقدم\nپس برانند ، ولی [ زمین تلی شیر زمانی نه تلی ] 11 ( لندن ) ، ( باريس )\nکه اعظم و اجمل ترین پایتختهای دنیا شمرده میشدند حالا بروید به بینید\nکه از آنشرزی غضب بومه های زیبیلینها در چه ظلمت سوگواری\nعیده شده است. میگویند که قاتل و جانی بزرك عالم بشريت انكليز است.\nآباد ماند که به این حساب ۷۳ هفتاد و سه سال از عمر کر انما ه را درین مینمی به بشید که برای یک رقابت تجارتی خود چه روانهای عجار در اقربان خود\nنمود . اگرچه رفیقانش حالا به این پی پرده اند ولی چنان گیر آمده اند\nکه خود را خلاص کرده نمیتوانند .\n\nيك ضياع ابدي افسوسناك\nجناب حق و فیاض مطلق عمر و عافیت ذات اما یه ضرت سراج الملت والدین که عالمی را بر خود خندانیدند !!\nانشاه بادانش و دین مارا روز افزون فرماید .\nيوم دوشنبه ۲۶ بیست و ششم ماه صفر سنة ١٣٣٤ هجرى ، مطابق\nسومنا، جنوری ته ١٩١٦ عیسوی جناب مستطاب سردار نامدار\nوار مردان و محمود يوسف خان ، این امیر كبير جنت مكان اعلی حضرت\nالامیر دوست محمدستان ) طاب الله ثراء وجعل الجنة متواء داعی اجل را\nاین اجابت گفته ازین رحات سرای فانی به کاشن سرای جاودانی\nثات ، رحمة الله عليه رحمة واسعة .\nمرحوم مشار اليه درسته ١٢٦١ مجری گهواره پیرای عالم شهود\nبرای فانی بدر آورده توانسته اند. نوزد همین فرزندی از فرزندان\nالبحضرت امیر کبیر بودند ، در وقت حاضر همین ذات خجسته صفات"}
{"book": "adl0616", "page": 1545, "text": "صفحهٔ ۸ سال پنجم شمارهٔ ۱۲\n\nتا اگر مقابلهٔ او بافوتمند ترین ملل عالم اتفاق افتاد هم بلهٔ آن سبك با و چون خیال بعض مردم برین است که وزارت ، گونت او او كيوبا، تائید تزید قوة بریه و بحریه را میکنند بکلی بیهوده و بی اصولست پس چنان معلوم میشود که این انتصاب از تخمین کردن صورت حالات راغب عاجز و نظرهای شان از دیدن جوانب واقعات قاصر است و وقتی يك امری واقع میشود و نتیجه آن خراب و ناصواب می براید در این همه غلطها و ذمه داریها بقوم و ملت راجع و باید می گردد و برای آنها دردهای آوازهای شدید لعن و طعن بلند میشود حالانکه وزارت استعفی از محل خود خود را جدا ساخته میتواند ولی قوم از وطن کاهی اسلامی نمیتواند از آبرو برای ملت لازم است که معا ملات داخلی و خارجی و هر يك حركت وزارت را با چشمان باز و گشاده تعقیب کنند تا از در وزارت بر همه ملت يك مصیبت عمومی طاری نشود. درین وقت، بیکن، پایتخت چین بر بعضی امور خارجی گفتگوی و مباحثه شده که در ان از اولیای سیاست مابسی غلطیهای صریح و شدیدی سر زده حالا نکه اگر ملت مالت يك نگاه حقایق شناس دقیقه رس میبود آن چنان سهوهای عظیم واقع نمیشدند. مختصراً فی الحال فرض و کار نخستین ما اینست که ما خود را بر قوت و طاقت بسازیم. و ملت از هیچ کسی نمیترسد و ما را میباید که هر يك دشمن خود را باین اشهب شوق افزونی قوت و عظمت خود بدانیم تا قوة دفاع وحفظ ما را به اندازهٔ تکمیل وسایم و به اینصورت تهیآت خطره ما بصورت واخذ انتفاع مبدل شود. و همه دارو مدار آن بر بیداری قوم اتکا دارد که چسان قوت خود راجع و محافظه کرده میتواند. و این بزرگترین و مدهش ما در خانهٔ خود ما است. و اگر ژاپان میخواهد وقار و اقتدار خود را غیر متزلزل و برقرار سازد برای او میباید تقلید و پیروی کردن لازم است. و ما را میباید که طبیعت شدید جرمنی ها را بگیریم و بطریق و وضعیتی که جرمنیها از ان کار گرفته کار بند کردیم.\n\nواضح باد! که اصول اساسی همه این قوت و طاقت امر تعلیم است. و بنیاد همه ترتیب مرتوب و نظام خوش اسلوب بر توسیع مدارس و نشر معارف موقوف و قایم است. و تعلیم درست جوش و حرارت معنوی پیدا کرده که خود بخود حالا جاه و جلال را بمدارج عروج و کمال میرساند و در مقابل آن احوال ما اینست خواهی و حفاظت سلطنت پهلونهی می کنیم و بر شخصیت میمیریم نه تنها قوای دماغیه و قلبیه را بلکه شور های جسمانی را هم بدانند رسانیده اند. و نتیجه همین کوشش شانست که آنها در کارهای و جسمانی سرعت فو العاده مانند برق و باد را مالک میباشند. و برای برای آنکه خود شارا از بلای راکت و لطافت و عيش و استان اولین شرط تهذیب و تمدن انسانی است و ارمانند ماشیه اقول بك طرز مخصوص معاشرت و زندگی را اختیار و عادت کرده اند ازین عمل های وی سبق گرفتن لازم است. جرمنها در ودمان وجد خود شا را نجاع و قوتمند ساخته در اکتشافات طبیعیه و سایر علوم مصروف و منهمك گشتند و همين يك اساس الاساس همه این ترقی امروزی آنها است.\n\nگفته: اوروپا صورت يك « كوره » آهنگری عظیمی را گرفته که برای آب و مذاب ساختن بشریت در شعله فشانیست! این کوره دو عدد ( دم ) بسیار بزرگی دارد که آتش کوره را در تازه داشتن و شعله ور ساختن شب و روز در نفی زدنست! يك (دم) آن در اقصای شرقیست ه آنرا ( ژاپان ) میگویند. دیگرش در نصف دیگر کره زمین است که آنرا هم ( امریکا ) مینامند. این هر دو در دو کنار دنیا خود را کشیده محاضر ساختن آلات و ادوات ناریه اشتغال میورزند. و دمبدم و تازه بتازه بهر حیلهٔ که باشد به اور و پایانی که بخون آشامیدن همدیگر مشتاق اند تقدیم میکنند و زرهای مهیای شانرا در جیب کرده میروند. غالباً ازین (دم) زدن کورهٔ جنگ محو آنها و اثبات خود شان است!!!\n\n( طرز عمل آینده ژاپان )\n\nبعنوان فوق در جریدهٔ ژاپان میگزین و يك مضمون حکمت مشحون پروفسور مشهور « مساوکا » نشر و شایع شده است که در ذیل ما آنرا از همعصر محترم خود اخبار فواید آثار ترجمان عیناً نقل و ترجمه میکنیم: در اثنای این محاربهٔ عالمگیر حیثیت ژاپان يك فروغ و درخشانی فوق العاده کسب خواهد نمود، دولتهای اورپائی علی التناسب قریباً جملگی ضعف و کمزور خواهند شد، هر چند که امریکا نیز ازین جنگ منفعت عظیم خواهد برداشت ولی بهمه حال بدرجهٔ دوم از ژاپان خواهد ماند جهان هنوز کاحقه بهمهٔ آن فواید جسیمی که این جنگ دهشت آهنگ برای وی مخصوص و او را بآن مستحق گردانیده است نرسیده، و این قاعدهٔ متداولهٔ دنیا است که هر قدر يك قوم و ملتی ترقی می کنند همانقدر بلکه زیاده بران در چشمهای ملل دیگر بيك حس شدید رقابت بین الاقوامی دیده میشود از انرو ژاپان را بیدار و هوشیار بودن لازم است که هیچگاهی شکار عنایتها و مهربانیهای اقوام سرخ رنگ سفید پوست نشود، و برای مقابلهٔ اینهمه بغض و عداوت آنها تنها می باید که خود را قوتمند و صاحب طاقت و اقتدار بسازد چرا که بر خلاف مردمان زرد پوست آتش قهر و غضب به بسیار زودی و تیزی مشتعل میشود و آن قومها نيك فی الحال بظاهر بازاریان دم از هوا خواهی و دوستی میزنند. این بنای ترسیدن و نفرت و حقارت را خواهند گذاشت علی الخصوص که ما را در منتهای اوج مروج و کمال یابند! از جملهٔ دوستان حاضر ژاپان بعضی تنها و محض بخاطر و مفاد و غرض شخصی خودشان مسلك دوستی را گرفته اند و ژاپان را بر فعل و قول آنها اعتماد کردن نشاید. و حالا در فهرست دشمنان وی نام « آلمان » هم شامل شده است و ممکن که پس از اختتام جنگ مابین هر دو قوم دوباره تعلقات و روابط دوستی قایم شوند ولی این قیام یکدوام عارضی خواهد داشت.\n\nهر چند که اکثر دانایان و سیاست دانان برین يك متفق و بهمین فکر متحدند که بدین جنگ ژاپان را بسی که مانند آلمان يك قوم و ملت قوتمند پر سلاح را دشمن خود ساخته است هيچ يك فایده و منفعتی بدون نقص و مضرت دست نخواهد داد: مگر چون تقدیر و قسمت کار خود را کرده است و چون نیک و المتدنی بودند لهذا حالا برای ژاپان طریقه بهتر و خوبتر آنست که قوت خود را به اقتضای مدارج کمال صعود و ترقی بدهد"}
{"book": "adl0616", "page": 1546, "text": "سال نخم\nشماره ۱۳\nحکومت آلمان بهر طریق ممکن در ترقی و تکثر آن کوشید و اینها را استعداد دماغی شان بنگاه حقارت و کرامیت دیده میشوند . لهذا از اینهمه\nد که گرفتن از ساینس یک کامیابی عظیم الشانی حاصل شد . جرمنی ما را سخن ها معلوم میشود که اگر بخواهیم که خود را در اقوام سفید\nمع امر و نشینی زیاده برین مسرت و فرحت دست نمیدهد مثلیکه بسازیم می باید که خود را قوی و طا قتمند کر دانم ، و در صورتیکه ما\nدوست ساینس خودشان را در راه فلاح و بهبود سلطنت خودها صرف صاحب قوت باشیم در ممالک آنها بلا تکلیف و مزاحمت گشت و گذار و سید\nو آنها در خصوص نشان دادن این فتوحات و كشفيات طبيعية وحرکت کرده خواهیم توانست. و بدون توسیع دادن مقبوضات همه ما\nورا کدر نخیل میباشند که آرا بهیچ فردی از اقوام غیر نمی آموزانند قوت خود را افزوده میتوانیم و توسط آن در مساله قيام این وسکون\nريا وخلاف ملك و مات شان از آن فایده گرفته شود. برای طلبه عالم حصد و بهره عظیمی اخذ نموده در سرتها و نعمتهای دنیایی اضافه کرده\nیل که در آلمان تعلیم یافته اند. تحقیقاً معلوم شده است که بعضی رازهای می توانیم، جانیان را لازم است که بهر قسمی که گذشتی باشد یکنفرد\nبانی جرمنی همچنان در برده اخفا و استر بيك صورت غير متكشفي مکر در بر قرار داشتن عدل و انصاف از فدا کاری جان و تن هم دریغ و صرفه\nاند و جرمنی همه اصول نظام و ترتیب فوجی خود را بر سایه ی گذاشته نکنند. و او را نباید که بدون خو برای جرمی تقلید دیگر اعمال سیته\nاست. و همین قوت ساینس است که ایشانرا باوجود عطای ترقی دماغی و غلطی ها را بنماید.\nر جهان يك ملت غیر مغلوبی ساخته ، ایشان تنها بذريعه صنعت و حرفت اطق یکی از خطبای اور دوی چهارم عثمانی در خص\nک بسیار تر به توسط انکشافات کیمیوی در عالم انقلاب پیدا کرده و با همه خطيب بعد از اظهار تشکرات کثیره از مردم حمص گفت\nهای خودشان بکمال موفقیت و مظفریت مقابله نموده اند . آنها چقدر ای برادرانم: یکمال افتخار و سرفرازی در مابین تان استاده میشوم\nدرستی و حسن لیاقت انتظام اغراض و فواید مالی و صنعتی، خودشانرا وبينما السبب أسر وظفر بسیار مهم و عظيم جيوش مظفره خودما که\nمرین شماره عظیم کرده در خصوص رسانیدن سامان رسد و تقسیم نمودن حوم کی فوجی ثبوت عملی انتظامی خود ها را داده اند بر دشمنان دین و وطن بمساعده خداوند جل شانه احراز کرده اند تبریکهای\nقلبیه خود را تقدیم می کنم و ازین فتوحات عما کر اسلام معلوم میشود.\nآن واقل وحر\nازین کارهای آنها بخوبی معلوم میشود که آنها در اداره و انتظام یک که انشاء الله آنوقت و او ان رسیده که استرداد واسترجاع شرف ومجد\nالت عظیم لیاقت غیر معمولی را پیدا کرده اند و به اصول سیاف خلف . قدیم خود ما را که از سالهای سال آن دشمنان وطن وانسانيت و مدنيت\nخود امداد خود کردن میتوانند که این جنگ را تا يكرمان غدیر آنرا مضمحل نموده بودند نزدیک شده است چنانچه امروز جمله اخبارها\nمینی طول و امتداد دهند. بفرض محال اگر جرمنی فنا و تباه کرده شبه الناعودن و بر باد ساختن آن به آسانی دست نخواهد داد. چرا و جریدها و رسالهای موقونه عالم که در روی زمین نشر میشود از دشمنان\nکه جان وی بسیار سخت است و هم بسیار وقتها و سختی ها خواهد برآمد و دوستان شهادتهای محیر العقول بر دلاوری و شجاعت دهشت آمیز عساکر\nمارا زیاده برين عليه يك كار و تجویزی نیست که ما هم خود را مانند آلمان مظهر شما ثبت صحیفهایشان می کنند .\n\n[جکجک تحسین] .\nسازه وقوت بازوی خود ما را بر علم وفن حصر نمائيم وجميع امدادها\nو معاونتهای خارجی را خیرباد کونیم. جانا را لازمكه خانه جنگی ها را بر طاق یکی از من پرسید که : - . آیا کدام وقت الش شعله ورجنك عالم\nامیان بگذارد و یکدل و يك جان گردیده روش الماترا اختیار کنند. مادا سوق خاموش و منطقی خواهد شد . . : جواب او گفتم که آتش جنگ\nاز باست که در هموطنان خوديك حسن وجذيه زبر دست قومی را پیدا خاموش نمیشوده گر صبر و استقامت بانتها برسد حالا نكه ما و متفقين ما يفضل\nکنیم و با آن می باید که جان آدمهای تدارک کنیم که درون جسم مختمند و معاونت خداوندی تا امروز بر سال اول خود ما بصير وثبات باقی هستیم\nو طاقتور خود مالك بك قلب مستحکم و مضبوطی این باشند. و بدون و مادانی که برای نصرت حق و تأیید دین جنك ميكنيم تانهايت الشاء الله\nخط كنون مصارف و مزاحمت او قوت خود را - تمام علم خود را لابق انجنین میباشیم بخلاف دشمنان ما که سیروتیات شان به آخر رسید. ويك\nخانه اجانب و اخبار بسازیم و این چنین تهیات تنها يک جماعت سپردن دروازه امید وامل نماندند که آنرا بردند و نه يك است و ملتی گذاشتند.\nکه دستهای تضرع و نیاز و نزال منگرانه در از نکردند و استفاله های السليم و مفوض ساختن درست نیست بلكه اين يك فرض مهم\nسلطنت است که می باید انجام بدهد. جانان را برای یک امن و صلح و عزت رنگارنگ برای معاونت و امداد خودشان تن نمودند که اینچنین سالها\nوك جنك بر ظاهر و موفقیت حاضر بودن لازم است. ما فکر می کنیم ظاهر میسازد که آن همه نذلالها و نیازها از تمام شدن صبر و استقامت دانست.\nکه ما از جمله فوت های درجه اول میباشیم ولی ما از آمریکا محض برین و بجز حالت ضمنیتشان دیگر چیزی نیست [چاکجای تحسینهای دراز]\nوسبب اخراج میشویم که ما قابل صحبت آنها نیستیم که در یورپ هم از اعلان جنك دولت اطاليا برضد ما قطعاً غم مخورید بلکه باید\nاقوام زیر در نك مراعات مساوات کرده نمیشود. و درین خالیکه هنوز بسیار مسرور شوید که آن وقت در رسید که حساب گلان خود ما را\nماله خودما در قبضه و تحت تصرف خودما است و مایکلی یک قوم و ملت بهمراه این دولت غدار خاین که از قدیم و تو داشتیم باید صاف کنیم\nآزاد و مختار بم باما این قسم سلوك نفرت آمیز کرده میشود . اگر مسبب الاسباب بکمال آسانی او را در میدان در اورد تا برای گرفتن اندام\nخدا نخواسته ازین چیز ها ادنا يك چيز ملسلب شود مارا در نظرها کدام خود فرصت بافتیم و انشاء الله يقرب وقت مکرهای مظاره اومدین\nحیثیت خواهد ماندوا با نتيجه ماه چه فلا كنها هم منجر نخواهد شد. یهود ما او را محو و نابود میسازند. و روی زمین را از اینچنین دولت نادره که\nهر چند كه بك قوم ومات قدیم دنیا میباشد ولی بشار حالتهای قومی و اخلاقی برای چند طلای سرخ [ادوارد کرای] بر روی میدان بر امدادت ام الله\nآنها از آنها یک نفرت شدید کرده میشود. و حشیان نیز باعث کمبودی مقهور و منکوب گردد :"}
{"book": "adl0616", "page": 1547, "text": "صحیفه ۱۰\nسال مجم\n\nدر انجا جناب خطيب نقل موضوع بر حمله مصر نموده گفت: شمایان از صعوبت و مشکلات راههای مصر از طرف ریکستان خوب خبر دارید که از زمانهای قدیم تا امروز شنیده نشد که کسی توانسته باشد که از انجا عبور کرده مصر را ضبط نماید غیر از دو اوردوی که یکی از اینها قیادت قائد شهیر | اسکندر کبیر | که بعد از هلاک شدن دو ثلث عسکرش از گرمی و گرسنگی و تشنگی بمصر رسیده توانست . و دیگری فاتح عظیم | یاور سلطان سلیم | است که آن هم بعسر رسید، بعد ازان که قسم اعظم عسکرش شهید شدند، لکن جای شکر و فخر است که چند ماه پیشتر اول باز جوئی مظفر ما واسطه تدابیر و کوشش عظیم حکومت تا بقتال السويس رسيده بودند و يك نفرشان بدین سببهای که مذکور شد هلاك شدند. در حین رسیدن مقدمه عساكر استكشافية ما قبال السويس بعضی از افراد که جوش و خروش ملیت ووطنيت بدلشان فوران آمد فوراً در حین رسید نشان قبال خود را بهمراه اسلحه وذخائر بآب انداخته خاستند که قبال را عبور کنند و به كومك و نجدت برادران خودشانرا رسانند لكن انگلیزها بهزارها کله ها و قبرها اینها را زدند بعضی شهید شدند و بعضی که بساحل مقابل رسیدند هدف عذاب مختلف الانواع وحشیانه انگلیزی شدند : بعضی از ساکنان می کنند که جیش مظفر ما برای فتح مصر رفتند حالانکه ان محض غلط است بلکه مقصد ما مملكت اسلامية مفتوحست و بر سر قبابش بیرقهای اسلامیه منصوبست لکن ما میخواهیم که برای نجس انگلیزها را از ان زمینهای مقدسه بکنیم و از دست انگلیزها که حیات و آزادی و استقلال وحريت ما مسلمانان را زیر و زبر نمودند رها کنیم. دیگر چیزی نیست ایا فراموش کرده شید تصریح نمودن | غلادستون | وزیر سابق انگلیز را که بر منبر مجلس مبعوثان انگلستان بالابرآمده و قرآن کریم را بدست نجسش گرفته و بطور مستهزیانه گفت : [ مادامیکه این کتاب رزمین موجود باشد امن و آرامی برای ساکنان روی زمین نیست ] که این عبارت در نظر ما دشمنی و بغض انگلیزها را در حق اسلامیت بخوبی جلوه گر میسازد. واه واه چه آراء نحیفانه و چه نظریات سخیفانه! ایا فراموش کردی ای غلادستون که قرآن عظیم الشان باچنان يك وقت نازل شد که نه آرام و نه امن بروی همه دنیا موجود بود . بيك وقت کمی بمعجزات ظاهره همین قرآن دنیارا امن و آرام حاصل شد و يك مدنیتی تشکیل نمود که بهیچ وجه مدنیت شما انگلیسها و فرانسوی ها که برغش و خداع و دروغ و ریاء مبنیست مشابهت ندارد ! آیا ای ( کیچنر ) دیوانه : وقتیکه علناً تصریح نمودی که تا حال قبر پیغمبر تانرا بخاکم لگد کوب کنم و حرمتان را برای زیارت همه ساکسان دنیا باز کنم نخواهم گذاشت ! آیا ای کیچنر فراموش کردی که ماوراء آن امکنه مقدسه به صد ملیون نفوس اسلام بفدا کردن جان و مال و روح و اولاد خودشان برای محافظه انجاهای مطهره حاضر و آماده ایستاده اند. عجیب است از چنین آدمها که عقل را ادعا می کنند حالات که از دیوانه ها بدتر هستند. چنان معلوم میشود که ضربه ها و فعالیتهای فوجهای المان و منصور یهای مهمه عساکر مظفره عثمانیان مادر دار دنیل حس و عقل اورا سلب کرده باشد :-\n( العدل )\n\nشماره ۱۲\n\nاحوال هندوستان\n( اختلالات بیدایان )\nترجمه از اخبارهای هندوستان\n\n( قتل انسپکتر پولیس )\n( کلکته )\n\nکلکته ١٦ جنوری :\nامروز صبح ساعت ۱۰ در کالج ستريت کلکته قريب مكتب داكنه دو نفر نوجوان ناشناس حسب الحکم ( نايب افسر ) فرع محصور کا پولیس کلکته را که مدهسودن بهتا جارجی نام داشت آماج تفنگ ساده که کشتند دو گله از پس پشت او خورده از سینه اش برید . نفری بسیار انجمله را دیدند و مذکور على الفور فوت شد . قاتلها از انجا فراری شده از راه کوچه ها گریخته کم شدند و یافته نشدند .\n\n( قوت دارها )\nه خطوط تهدید آمیز .\nاز کلکته : – خبر رسیده که در چند روز بعضی خطوط تهدید آمیز بنام بعضی اشخاص متمول رسیده اند که از داره زدن خانهای شان تنبیه و اطلاع بود. هر چند تا حال داره در ان خانه ها نیفتاده اند، لیکن متمولين مذکوره سپاهی ها بطور محافظ و چو کیدار مقرر کرده اند.\n\nبرقه\n( در داکخانه بزرك بمبئى )\nمعلوم شده است که در ۳ جنوری در داکخانه بزرك بمبئى يك صندوق که بسیار سخت و مقفل و در یکخانه محکم افتاده بود باز شده و مبلغ ده هزار روپیه کلدار از انجا برده شده است دزد معلوم نشده است .\n\nپامب\n( دردا كخانه بزرك لاهور)\nدر « جنرل پوست آفس » لاهور بوقت ده بجه روز هنگامی که یکنفر نوکر داکخانه بر کاغذ ها مهر میزد يك آتش مهلكي از يك پاكت که با صدای مدهش بر آمده دست فتح محمد مذکور زخمی شد . ظاهراً در لفافه يك مساله آتشگیرده موجود بود .\n\nدارها\n، در نواح کلکته .\n(۱)\nدر « لو لو پور » ضلع « سیرام پور » يكدر جن بنا وريها بر « پنالال دت » داره زده با اهل خانه بدسلوکی کرده قريب يك و نيم لك روپیه کلدار بردند، برسیدن اطلاع، وار دل « سپرنتندنت مکلی » با انگلیسهای مذکور رفته در راه با اعضای داره برخورده و از دست آنها مسترد نموده که خوب لت خورد، نفری داره گرفتند .\n(۲)\nدر « شمشیر پور » یکداره دیگر در خانه « بهوت ناته کهوش » سوار شده او را آنقدر زدند که گریخت . . . . اما بعد هم ا . . . داره والده مذکور را کشتند .\n\nقیمت"}
{"book": "adl0616", "page": 1548, "text": "۱۱\nسال پنجم\nشماره ۱۲\n\n(۳)\nدره استارا و یکداره دیگر در خانه يك متوطن مشمول آنجا افتاده و ساز سلوک های فاحشن با اهل خانه رفتند اینجا هم هیچ کس گرفتار نشد .\n\n* * *\n\n* دره *\n\n* در ارماشان *\nاز ارماشان خبر رسیده است که غلام حسین نامی در خانه خواب بود که صدای دروازه او را از خواب بیدار ساخت . دروازه زننده گفت که من غلام شماستم و چیزی آورده ام .\nچون غلام حسین دروازه را خلاص کرد، نفری دزده در خانه او داخل شد و ( بقول غلام حسین ) زیورها و اجناس که قیمت آنها به ۱۱ هزار روپیه کلدار میرسید با خود بردند .\nپولیس سر گرم تفتیش است ! ...\n\nخبرهای جنگ\n۱۷ ماه جنوری سنه ١٩١٦ ع خبر امستردم - در قسطنطنیه قسم سرکاری اعلان یافته که فوج راد داخل ( کرمان شاه ) گردیدند مقام مذکور در سمت مغربی ( همدان قریب سرحد ترکی واقع است و در علاقه همدان سپاه روسی بندوبست محصور نمودن سپاه چندرامه ایرانی را که زیر دست افسران سویدنی و جرمنی می باشند نموده اند و این سپاه ترکی عنقریب به كمك شان خواهند رسید .\n۲۹ جنوری خبر پترو گراد - از میدان جنگ روس و جرمنی خبر رسیده که جر من سپاه خود را از محاذ (بگو دینا) پس کرده در کدام سمت نامعلوم برده اند و معلوم شده که دولت جرمن در اسباب حرب سپاه خود بسیار زیادت کرده خصوصاً توپهای ماشین گن به تعداد بسیار مهیا کرده و يك قسم توپهای بسیار بزرگ جدید که قطر دهن شان (۲۱) انچ میباشد در ماده به کور آورده در برجهائی که از فولاد وغیره ساخته می شوند نصب می نماید .\n\nاز کارستانهای تحت البحر های المان\n( لوزیتانیا ) جهان بگرداب نایاب عدم پویان میشود ؟\n\nیکم فروری سنه ١٩١٦ خبر لندن — قبل ازین در باب مفقودالخبری یکلشکر جهاز داك ( آیم ) نام انگریزی که از ملك افریقه روانه و به انگلستان شده بود اعلان کرده شده — حال از ملك امريكه خبر رسیده که جهاز مذکور را يك جهاز جنکی قسم زیر آب دولت جرمن بعد از غرق کردن هفت لنگر جهازات دیگر انگریزی قریب جزائر (کنری) بیکار نموده و ۱۳۸ نفر مسافران جهازات مغروق را هم بالای او سوار کرده بطرف ( نار فوك ) ملك امريکه برده چنانچه اليوم جهاز مذکور در بندر گاه ( نار قوك ) رسیده لنگر انداز گردید و بقسم امانتاً بین بیرق دولت جرمن بالای او نصب میباشد و دولت امريكة بطريق\n\nسرکاری اعلان نمود که جهاز مذکور از روی عهد نامه دولت جرمن و امریکه مال غنیمت دولت جرمن دانسته خواهد شد . و در جهاز مذکور علاوه از دیگر قسم اجناس و اسباب بیش قیمت قیمتی هفتاد و پنج لك روپيه كله دار و زر سرخ میباشد — در باب جهاز مذکور در بین دولت جرمن و امريكه وبرطانیه گفتگو جاری است —\nیکم فروری خبر لندن — در شب گذشته متعدد جهازات هوائي قسم زپلین دولت جرمن بر مختلف اضلاع ملك انگلستان حمله نموده و علاقه جات ( دربی شائر و ( لیستر شائر ) و ( لنکاشار ) و ( لتا فورد شائر ) وغيره علاقه جات ملك انكلستان قريب به صد عدد بمبها"}
{"book": "adl0616", "page": 1549, "text": "صحیفه ۱۲\nسال حجم\nشماره ۱۲\n\n۲ ماه فروری سنه ١٩١٦ ع خبر لندن – اسد پاشا نام یک شعر البانیست که قبل ازین در باب او اعلان یافته بود که نامبرده در ملک الله انداخته اند و تا حال معلوم شده که ۵۹ نفر هلاک و ۱۰۱ نفر مجروح شده اند و علاوه از ویرانی بسیار عمارات رعيتي بك گوجه ويك وعظ قریب بیست هزار سپاه جمع نموده و تقریب بطرفداری دول شما گاه و دو کارخانه : آب و سه کارخانه اسباب سازی و بعضی استیشن های شريك جنك خواهد شد. حال بقسم در کاری اعلان یافته که بان ریل ویران گردیده – موصوف را حکام دولت اطالیه گرفتار نموده بطرف ملاك اصلی فرتا\n\n۳ فروری خبر پتروگراد – وزیر اعظم دولت روس از باعث خراب اند واکثر مردم های البانیه را دولت آستریا زور روپیه ورشه صحت خود از عهده و زارت استعفا نمود ۳ فروری خبر لندن – يك بطرفداری خود آماده کرده که ایشان در البانیه بخلاف دول منها لذكر جهاز (فراز فشر ) نام دولت وطانیه را يك جهاز هوائی قسم ایلن فتنه و فساد برای نمایند جرمنی بذریعه هم اندازی غرق نمود.\n\n۴ فروری خبر لندن – در علاقه سلاميك جهازات هوائى قسم زیلی جرابی هر روزه هم اندازی می نمایند که از ان اکثر نفری فوجی وملكي هلاك وزخمی شده اند اکنون خبر رسیده که برم حد سلانيك در این سپاه متحده و دولت بلغار به جنك خفيف پیش آمده توپخانه بلغار به بريك دسته فوج طلايه دول متحده آتش بازی نمود.\n\nفروری خبر لندن – از ( او تاوه) واقع كنادا ملك امر كا عقير دولت برطانیه خبر رسیده که عمارت پارلیمنت مقام مذکور که در عمارات عجيبه عالم دانسته می شد. در عین موقعه اجلاس عمومی از تر كيدن يك عدد هم آتش گرفته از سعی و کوشش انجن ها و عمام آتش کل کردن فائده حاصل قشد و عمارت مذكور كامل سوخته ها\n\nاز منظره های محاربه\nماشینگن ها یعنی طوبهای آتشفشان المان عسکر روس را در ریکادر و میکنند\n\nکردید و از جمله تعمیران پارانیت هم دو نفر مفقود والخبر می باشند حری را در مقام ( هنسپار ) واقع كنادا مقبوسه دولت برطانیه که شاید در این آتش بر آمده خواهند بود بعد از سومین عمارت دولت برطانیه آتش زده اند – مذكور آنتی بسیار مشکل فرو کرده شد گفته می شود که از آتش حکام انجا بعضی نفری وزيز يك بل ريل موسومه ( و کنتور به برج ) را بذاریما زد کی مذکور بقدر ده تك بوند که مساوی به یکنیم کرود رو به کادار میت پرانده اند . وده باشد انقسان برای دولت وطالبه رسید – را در شبه آتش زدن دارت مذکور گرفتار نموده اند\n\nو عراق عرب .\n۴ فروری خبر لندن – يك انكر جهاز ( بیل آف فرانس ) نام دولت مصايب ملحقه به انكليز به سبب صعوبت های راه نیمه رطانیه را آب روزهای دشمن غرق نمودند.\n\n۱۹ جنوری\n۶ فروری خبر لندن – از ( او تاوه ) خبر رسیده كه يك كارخانه ست اما برای کار آمد قرهی را در ۱ او تاوه ) و لك كارخانه اسباب\n\nمعاينة عينى نامه نگار رسمی انکایز :\nدر بنده روز گذشته سخت باران و خنک شدید بود که ما را در\nخود"}
{"book": "adl0616", "page": 1550, "text": "شماره ۱۳\nعنه ۱۳\n\nساله نجم\nدر امور فوجی خرابی ظاهر شد. مانند میدان فليندرز انجانيز مصیبت\nاره کل موجود است، ولی مانند سرکهای خوب خوب فلیند رویا دیگر\nماهای آن در نجوا میسر نمی شود. و افواج شب و روز در کل ها خیمه میزنند\nا باید به هم طغیان می کنند . ار اند اختن جای در آب جوشیده آن\nاله ای آب امیری نمی کنند.\nافواج (مجبور به) در وقت کوچ سامان کله و بارود را به بسیار\nباری بر سر های خود گرفته، بکس های پر کنه و با رود را گرفته\nسته آهسته میروند . هم چنین حوصله دولی بردارها و غیره لایق تحسین است\nمجدد در نجا تو بخانه دشمن مانند رزمگاه غربی شدت و حدت ندارد\nو در با حریفان ما را مواقع طبیعی مدافعه حاصل است. و ما در میدان\nبیع هموار چیه رخت و جنگل ، و بیده و سرك ، ولی جر وجوی پیش\nبتمن استاده ایم و آنها از پشت سنگرهای سنگین و موقع های متین آتشفشانی\nمی کنند تا بین ما متحمل خسارات نهایت زیاد شده ایم.\nالله نكار مذكور مكتوب خود ابا ينقره عجیب خانه میدهد\nسارت پیشقدمی و ناملایمی موسم و صعوبت راه بر حوصله و استقلال فوج\nالله واستانها) هیچ اريدي الداخله بتواند 1\n\nسال نجم\nتهدید نموده اند که اقدام بصالح جدا گانه نمایند بلغاریها فرانسویها را\nاز دو طرف واردار واردار تعاقب می کنند یونان ضمانت کرده است که\nقشون فرانسه و انگلیس به اختیار خود عقب بکشند ولی بیطرفی خود را\nقویاً رعایت می کنند - در صورتیکه دولت رومانی بکلی عبور دسته\nجات قشون روس را مانع شده است - قوای روس که از کشتی پیاده\nشده اند. دروار تا از طرف قشون بلغار والطريش والمان معدوم شده اند\nدر فتح عثماني نزديك | كوت العماره | غارت زیادی بدست آمده بعلاوه\nو سه صد اشتر باردار و شش اوین انگلیس که مملو از ذخایر بوده بغنیمت\nبرده اند ترکها با کان شدت قشون انگلیس را تعاقب نموده به علاوه عقب\nکسی آنها را بواسطه قبایل عرب وجار زحمت شده است فقط\nروز چندی قبل اطلاعداد که از طرف روسها\nدروار تا سرحد بلغار لشکر پیاده شده و بعد از دو روز باز خبر داد که\nقرار اطلاعی که رسیده پیاده کردن اشکر از جانب روسها دروازشان\nماخذ بوده از این دو ابلاغیه که هر کدام متضاد است حقیقت بالفعل نمایان\nنمی شود تا بعد ازین از پس پرده چه ظاهر شود فقط\n\nو سفر ما بين برلين و استانبول .\nاخبارات جرمنی بکمال شوق و شفارت این اعلان را کشیر نموده اند\nکه از تاریخ یکم جنوری در هر هفته دوبار کاریهای سریع السیر ریل\nفي مارين و برلين ، و قسطنطنیه و برای حمل ونقل فوجی و غیره امور\nلازم به حرکت اقتصاد واسه این دریل متوسط فشار ها\nو کاریهای دیگر یا ، ویانا ، و و موقع ، ایرا ملحق و متصل گشت .\nو در هر قطار به خانه برای استراحت موجود و منها خواهد بود.\n٢٥ ١ کشتی تحت البحر بزرگ در بحر متوسط )\n\nلندن ٥ جنوری :\nکی از نامه نگاران جریده ایکودی دیر اس با چنان تخمین می کنند.\nکه در پلوقت در خر سفید ٢٥ عدد کشتی های تحت البحر جرمی موجود\nاست. و از روی افواههای نام گمان میرود که مرکز عمومی همه این تحت\nالبحرها و سواحل جزار یونانی است. چنانچه بعضی از اینها در سواحل\nغربی ، موریا، و بعضی دره کریت و و و کارفو ، و غیره جزایر یونان\nجدا گانه مراکز و مرجعی را برای خود اتخاذ نموده اید و هم حکومت\nیونان خود مسئله رسانیدن تیل و غیره ما یحتاج این تحت البحری ها را\nامید کرده است . از قرار یکه مشهور است حکومت یونان برای مصرف\nماشین های آبدوزهای مذکور نیل تدارك نموده بر نمايند كان الماني\nمی فروشد و آنها نیز حقیقتاً توسط جهازات همه آنرا بهمین جزایری که\nدران مرکز تحت البحری ها موجود است به بسیار تیزی و جلا کی\nمیر سانند\n\n( کدام کی را باعث فلاکت سروپا قرار داد ) )\nنامه نگار اخبار و تاثیر لندن و ازه روم، با تخت ایطالیا مینویسد .\nکه در نجا در دلهای همه مهاجرین صربی که از وطن عزیز خودها جدا\nشده از راء البانيا به ممالك ايطالى داخل شده اند طبعاً این خیال پیدا\nشده است که ساعت همه این فلاکتها و مصیبت های امروزی اینها اتحادیون\nعلى الخصوص انکایزی که بران از همه بیشتر اعتماد داشتند بوده است .\n\nآخر ترین حوادث از اخبار های ایران\nنقل از اخبار عصر جدید\n\nاوضاع داخله\nنزاع در کاشان - بطوری که شایع است در کاشان مصادمه مابین قشون\nروسی و مجاهدین واقع شده و قشون روسی هم در خود شهر کاشان اقامت\nدارد از نیچه مصادمة الصحيحا اطلاعی نرسیده\nنزاع در اسدآباد از قرار یک خبریکه اخیر می رسد مجاهدین کرمانشاهان\nدر بیع اسد آباد آمده در آنجا بین آنها و قشون روسی و . و دو خوردی\nمرین دارد.\nدر حوالی طالش در این چند رو زین قشون روی با مجاهدین\nما کوچک خان در قومنات و حوالی طالش چندین مرتبه مصادمه\nواقع شده و همه روزه از استعداد رشت و ازلی به آن طرف ماموریت\nپیدا نموده ولیکن تا حال موفقیتی برای قشون مزبور حاصل نشده\nتوانسته اند دستی بسواران میرزا کوچک خان پیدا نمایند\nنزاع روسها با شاهسونها بمناسبت آنکه امش یک نفر از قزاقان روس را\nکشته در طریق مظفری پیدا نمود و این قتل را بطابقه آرای منسوب\nکرده اند یک استعدادی با تفاق قونسول اردبیل مامور سرکوبی طایفه\nمذکور می کردند در مرتبه اول پس از منازعه سخت نظامیان روس موفقیت\nبا خوده قونسول مزبور عبور مراجعت و تزیید قوای ثانوی کشته\nامام قوای ثانوی منجر بمنازعه سخت می گردد\n\nاخبار واصله بسفارت اطریش\nالمانها ساحل نمره ۱۹۳ واقع در شمال شرقی سوان را متصرف\nنموده اند صاحب مناسب ۱۳۰ سرباز اسید گرفته دو متر الیوز بغنیمت گرفته اند کلیه\nمعه سومین استقراض المان ۱۲۰۱۶۹ ملیون مارک است - جراند فرانسوی\nبت از کلیها را در سربی و دار داخل بکلی تنقید نموده و بطور حتم قشون\nخود را معدوم تصور می نمایند اطریشها داخل در منکر و شده و صریها\nدا در ايك مغلوب نموده هزار اسیر گرفته اند دول متفقین متتكرو را"}
{"book": "adl0616", "page": 1551, "text": "سال پنجم\nصحیفه ١٤\n\n( منع از شکار کبوترها )\nلندن ۲۰ جنوری\nمحكمة حربية انگلستان اعلان ذیل را شایع کرده است : که چون يك عده کثیری از کبوترهای نامه بر که در راه خبر رسانی بری و بحری خدمت میکنند نشانه و هدی گلوله ها و صاحبه های تفنگ شکاریان شده است . از انرو همه شکار بها را اخبار و تنبیه میکنیم که اگر در بین کبوتران صحرائی و نامه بر آنها امتیاز نتوانند می باید که من بعد کبوتر را بکلی شکار نکنند! .\n\n( مستقر تحت البحرهای جرمنی )\nاز روى نتيجة تحقيق وتفتيش فرانسوی ظاهر میشود که سبب اصلی غرقابی جهاز پرشیا چشم پوشی و تغافل حکومت یونان است در خصوص مستقر اتخاذ نمودن آبدوز های جرمنی و اوستریانی در بحرهای یونانی . جریده « ایکودی پاریس » بیان میکنند که بر سواحل یونانی جهازهائی که برای تحت البحری های مذکور اسباب ما یلزم و سامان رسد را میرسانند همواره موجود میباشند و انتظام نقل و حرکت آنها خاص در دست اختیار یکوزیر سابق یونان است، مستقر این جهازهای نقلیه بر سواحل جزیره « سیسلی » است گفته میشود که مستقر د و جهاز بار برداری بر سواحل شمالی جزیره « کریت » و « کارفوه » نیز در پشوقت موجود است ، و آبدوزها مدتی است که در لیمان « اینجلیان » که ملکیت ذات امپراطوری قیصر است که در جزایر پناه گرفته و علاوه بران مشهور است که در جزایر « سامیوس » و « کوساروس » نیز مستقر جهازهای بار برداری کاین است .\n\n( ترکان چنان جنگ میکنند ) (۱)\n« يونايتيد پريس » مضمون ذیل را که مستر « و ليم چی شیر » نامه نگار « یونایتید پریس » از « نیویارک » نوشته است شایع کرده است : ترك مانند « جنتل مين » يك آدم شريف النفسی جنگ میکنند . هر افسر و سپاهی انکلیز که او را يك کمی واقعیت از محاربات « کیلی پولی » و « در دانیال » باشد در تأئید این سخن متفق اللفظ میباشند . در محاذ برطانوی سالونیکا اکثر چنان عسکری موجود است که انها را خواه مخواه با ترکان قبل برين يکدوجائی مصروف پیکار شدن پیش آمده است چنانچه مرا با اینها اکثریه در بخصوص مکالمه میباشد روزی من در یکی از خیمهای فوج ایرلاند نشسته بودم همه افسران در شجاعت و بهادری ترکان رطب اللسان بودند. يك كپتان ايرلاند گفت كه تركان مثل جنتلها می جنگند مگر بسیار شریف هستند، جرمنيها اینقدر هم فرصت و مهلت نمیدهند که مقتولین از میدان برداشته شده دفن کرده شوند و یا مجروحین را از میدان جنگ بشفاخانه ها نقل داده شود، ولی ترکان بر خلاف اینها گاهی در خواست عارضی \" التوای جنگ \" را برای حمل مجروحین و دفن مقتولین رد نکردند، با ترکان نبرد آزمائی نمودن بسیار کلان با مردانگی است چرا که آنها همواره بعزت و انسانیت جنگ میکنند. يك افسر دیگر گفت که ما روزی سهواً چند عدد توپ خود در اقریب شفاخانه نصب نمودیم و بعد بی یکقدری غلطی که در ابلاغ احکام صادر گردیده این حرکت از ما سرزد شده بود، ترکان فی الفور او را درك كردند و به اشاره های « بیلو گراف » [ از قبیل آینه برق ] حالا بما گفتند که « ا ترنها توپهای خود را از نزديك شفاخانه اس نکنید ما ناچار خواهیم شد که قریب شفاخانه شما کله بازی کنیم بعد ازین افسر موصوف گفت که ما درینوقت بجواب شان گفته ایم بلی ! درین خصوص بی شبهه از ما غلطی واقع شده و اینست که ما فی الفور از اینجا توپها را پس کرده بدیگر طرف می بریم، چنانچه ما فوراً از آنجا توپها را حرکت داده بدیگر جا منتقل نمودیم .\nافسر دیگری گفت . که من يكروزي از ترکان يك وضع شرم آور و يك حركت عجیبی مشاهده نمودم چنانچه در اثنای که جنگ وقفه عارضی برای برداشتن مجروحین و دفن کردن مقتولین بند بود و ما در حال و نقل زخمی ها بشفا خانه و کار خود مشغول بودیم که ناگاه ترکان با آینه برقی ، بزبان فرانسیسی برای ما این پیام دادند که :\nسپاهیان را عزت و سربلندی نصیب شود ! و :\nرجال سیاست همواره در بدر و آشفته حال کردند !!\nهمین افسر گفت که مرتبه يك گله توپ که با آمده زانوی يك افسر ما را اصابت نمود و آن بیچاره در فاصله میان خندقهای برطانوی و کوه افتاد، ترکان فوراً ما را همینقدر فرصت دادند که ما رفته آنرا آوردیم و سپس آنها با « آینه برقی » گفتند كه « يك سپاهی سهواً افسر مذکور را یکی از افسرهای منتظم فوجی دانسته تفنگ برو آتش داده ایم و با آن یکقدری معذرت هم ازین غلطی خودها خواستند !\nعلاوه بران يك افسر دیگری گفت که با ما نیز عیناً هم چنین يك واقعه پیش آمده بود که از کمپنی ما نیز ترکان معذرت خواستند ، و آن جنگی بود كه يك دفعه يك گله آمده بر موتر کار هسپیتالی خورد . و ترکیه از روی صدا دانستند که از ایشان درین خصوص غلطی سرزده است فوراً بذریعه « تلگراف برقی » از ما معافی خواسته گفتند که « ما بسیار افسوس میکنیم که این حادثه از طرف ما واقع شد » باز افسر دیگری گفت که رزمگاه کیلی پولی يك صحنه هلاکت آفرینی است. و موقع آن مشابه به يك سنك خوردیست که از هوا بالای سطح صحرا آویزان شده باشد و در انجا انسان محض الكلام و بزور مصروف پیکار شده میتواند و اینقدر گنجایش در آن یافته نمیشود كه هیچ احدی خود را پس کشیده بتواند و یا خود را از تباهی و بربادی نجات داده تواند . ۱ گرقوی ضعیف را از جایش بر کنده عقب نشاند بر عهده او بدون بحر دیگر ملجائی نتواند شد و ضرور میباید خود را در بحر غرق كند وفي الحال در کیلی بولی کیفیت ما همین قسم بود که می بایست از هر دو از جانبین کمزور شویم تا ناچار فوج خود را کم کرده نمیتوانست از ترس آنکه قوی بود به ادنا يك پیشقدمی خود بدریا می انداخت، در تاریخ عالم کیلی پولی يك رزمگاه خوفناک دهشت آوریست، بخيال من که چون متعلق به حریم تام کمال حقیقت اصلی این رزمگاه و حالات آن معلوم شود و اینهمه نوشته ها تحریر بیایند، بی شبهه نسلهای آینده از شنیدن و خواندن نام آن در خود را دهشت زده و متحیر خواهند کشت .\n\n( خدا شکر خوارن را هر جا شکر میدهد )\nبعنوان فوق در « لندن تایمز » متعلق عيش و عشرت النسوان انگليس، جرمی که در انگلستان محبوس میباشند يك مكتوب يك نفر مادام « الیزابت آدام » شایع شده است :"}
{"book": "adl0616", "page": 1552, "text": "۱۵۶\nسال پنجم\nشماره ۱۲\n\nمینار کلیسار | از پا در آوردند\n\nجناب من ! این يك كار معلوم و آشکاری است که قیدی های جرمن در انگلستان بسیار در عیش و استراحت می باشند در مقابل قیدی ها عباره اری که در جرمن محبوس هستند، در ین چند وقت اگرچه گفته شده که در تمام شهر یافتن ماهی يك محال قطعی است مگر با آن دختر من با یکی از ماهی فروشان دو عدد ماهی بسیار اعلانی آویخته یافت چنانچه بعد از انتشار معلوم شد که این دوماهی را در کاندار مذکور برای دو نفر افسران جرمنی نگاه داشته بود ، و چون برای خریدن آنها دختر من بسیار اصرار کرد دکاندار باوی بمناقشه درآمد، و چون ممکن نشد لهذا برای روز آینده ما بطریق خصوصی برای خریدن ماهی فرمایش دادیم، ولی آن دکاندار وطن پرست مایک حصه از سرماهی جدا کرده برای ما فرستاد باقی آنرا برای افسران جرمنی گشتاند در يك و براو و دیگر محبوسين جرمنی حکم داده شده بود که بهترین گوشت ها را مهیا سازند چنانچه نتیجه از چنین شد که قصابان مذکور برای مشتری های سابقه خودشان گوشت نابود و خرابی که مانده بود دادند .\n\n( جنگ ایران بر سر حد بلوچستان )\n\nپتروگراد\nادکار اخبار « بورس كزيت » مقيم طفلیس مینویسد که در ایران صورت واقعات يوماً بعد يوم در ابتری است ، پسپائی ماها را در عراق [و پسپائی انکلیز] در هر جا برزوال عظمت فوجی و عدم قابليت در ساحل میکنند على الخصوص نمایندگان المانی این سخن را به بسیار پروشور در هر طرف اشاعت داده اند و مدعای شان از آن اینست که ما بین عثمانی و دول وسطای آسیا رشته ارتباط و اتحاد هنوز هم مستحکمتر شود .\nبعدمه وفوج متطوع قبایلی ایران دوباره مطابق کار فرمائی جرمنی ها تاخت و تاز را شروع کرده اند .\nبهرام خان يك جمعیت زیر دست قبایل را با خود گرفته بر سر حد بلوچستان به تاخت و تازی همه کرد ، و او را پیش خیمه جنگ بلوچستان تصور باید کرد .\nانتظام و تیاری های همه این فوج کشی در دست اختیار قونسول المانی کرمان و غیره اجنت های جرمنی مقیم کرمان است، علاوه بران جمیع عقاید بانفوذه با او ایران شاه را متنبه ساخته اند که کروی برعکس استدعات خواهشات ملت عمل پیرا شود پس ضروراً و مجبوراً او را نیز مانند خودش برای مقابله کردن خلع و فلاکنهای دیگر لازم خواهد شد .\n\n( جنك بر سر حد يونان )\n\nلندن\nنامه نگار اخبار « تریبیون » مینویسد که بر سر حد یونانی ، مکدونیا ، جرمن ها و تركها ، وبلغارها بيك صورت متفقه مصر که آرائی کردند در يك صف عظیم مرکب است از افواج اوستريا ، و جرمنی که قلب آن در مناستر است و این در مقام جنگی بلغاری ها در « دویران » است که در شمال سلانيك بر سر حد یونان وقوع دارد ، در میسره دشمن يك لاك فوج تركي موجود است که از گیلی پولی آمده است و از مقام « زینهی » گرفته تا به « کو ملجنه » منتشر میباشد ، « زینهی » بر سر حد « مقدونیای » بلغاری واقع است، و در « دواران » که به تازگی آغاز شده ، اتحادی ها نیز از طرف مقابل جواب آنرا میدهند .\n\nيك بيان رسمی جرمی تصدیق می کند که جرمنی ها مینار کلیسای « نیوپورت » بلجیم را خراب کردند ولی عذری که در خصوص خرابی آن پیش کرده اند آنست که اهل بلجیم از مینار مذکور کار دیدن نقل و حرکت فوجی را می گرفتند —\n\n( کیفیت موسم در رزمگاه مشرقی )\n\nلندن\nيك تلگراف پترو گراده متعلق کیفیت موسمی رزمگاه شرقی مظهر است که این زمین رزمگاه که امروز مانند يك پارچه بلور و يا سنك مرمر سخت و منجمد است چند روز بعد بصورت يك گل نرمی تحويل می یابد و به يك شب تنها در يك چند ساعت دریا وضعیت بک سیلاب مدهشی را کسب نموده بنظر میدراید ، جرمنی ها این چیزها را اندیشیده برای درست کردن و استحکام نمودن سنگرهای « گرادناو » از هزارها قیدی روزمره کار میگیرند. واز « کرادناو » تا به « برست لیتووسك » بكمال سرعت و فعالیت ریل را پیش می برند .\nنامه نگار « مورنينك پوست » مقيم پترو گراد بیان میکنند که بر مهاد « دونیا » [ دونك ] نزد جرمنی ها موترهای مسلح بسیار بزرگ قسم جدید موجود است که به بسیار آسانی و سهولت بالای برف و یخ رفته میتوانند، و علاوه بران توپخانه سبک بار توپهای قسم « میکریم » را نیز با خود برده میتوانند .\n\nترجمه اخبار های انگلیزی و اردو معرکه خونین\n\nنائب وزیر حرب برطانی در پارلمنت ( مجلس ملی ) اظهار امرغریب فوق العاده نمود — او گفت که در معر که لوئیس در فرانس ، تنها نقصانات انگلیس شصت هزار صاحب منصبان و سپاه بود ( ۶۰۰۰۰ ) از انجمله یازده هزار ( ۱۱۰۰۰ ) در میدان جنگ کشته شدند . ٹائمس آف اندیا می گوید این قدر نقصانات در يك معر که در همه تاریخ دولت برطانیه هیچگاه یافته نمیشود . و افسوس این است که پس از ین زیان بسیار سودی بزرگی هم بدست نیامد صرف يك ميل يا دو میل زمین که در دست جرمها بود بدست انگلیس افتاد و بس! همین طور نقصان عظیم از تلف نفوس در حمله نیوچپل در بلجیم و در قتال جزیره نمای گیلی بولی بوقوع پیوست - برین هر سه میدان جنك عساکر بسیار ضائع شدند اما در هیچ جا قایده محسوس حاصل نشد .\nاکنون تامل باید کردن که از مدت یک سال و نیم عساکر جرمنی در خانه فرانس داخل شده اند — و درین مدت عساكر فرانس و انكليس وبلجيم بالاتفاق بسیار کوششها بعمل آورده اند — اما هنوز ایشان را از خاک فرانس بیرون نتوانسته اند — و نتیجه حمله های فرانس و انگلیس بارها چنین خرابی و فلاکت شد چنانکه در لوئس و نیوچپل وگیلی پولی ، لشكر جرمن نه تنها بريك حصه فرانس قابض شده است بلکه بر همه ملك بلجیم تقریباً و همه ملك پولند و همه ملك سر و پا هم متصرف گشته — از جانب دیگر لشکر انگلیس و فرانس بری و بحری قریباً یازده ماه در جزیره نمای گیلی پولی همه قوت خود"}
{"book": "adl0616", "page": 1553, "text": "صحيفه ١٦\nسال نجم\n\nر نفس و نفيس صرف کردند و قریب پنج يا شش لك از کشته و زخمی و مریض زبان کرده بکمال ذلت و بار جان خود را بسلامت بردند، در جزیره نمای بلقان نیز رجعت قهقری لشکر انگلیس و فرانس از سرویا به سالونیکا يك جلوهٔ شجاعت خارق العاده و سزاوار تحسین و آفرین شمرده میشود قصور ایشان نیست. نجم سعادت ایشان در هبوط است و روز گار نا مهربان بخلاف ایشان بر سر پیکار!\n\n۱۰ فروری خبر لندن — در ملک انگلستان اکثر مردمان مزدور پیشه با هم متحد شده و خلاف قانون ملازمت جبره جک ها و کارروائی مناسب می نمایند —\n\n۱۱ ماه فروری خبر لندن — چند انکره جهازات جنگی قسم تباه کن جرمنی بر چهار لنگر جهازات مركب بردار دولت برطانیه در شب گذشته قریب (دا گريك) حمله نمودند يك انكر جهاز (ارسيس) نام دولت برطانیه را غرق نمودند و بريك جهاز ديگر تارپیدو انداختند مگر برای او نقصانی نرسیده سه نفر افسر ۲۱ نفر ملاحان جهاز مغروق را جرمنی نجات دادند باقی مانده هرسه لنگر جهازات خیریت واپس آمدند —\n\n۱۱ فروری خبر لندن — دولت جرمن جمله دولت های غیر جانب دار را مطلع نموده که چونکه دولت برطانیه جمله جهازات تجارتی خود را مسلح نموده و اکثر دیده شده که جهازات مذکور حسب الحكم افسر محكمة بحرى دولت برطانیه بر جهازات جرمنی و حلیفان آن حمله می نمایند و در اکثر مقامات بیرق های دولهای غیر جانب دار را استعمال می نمایند — لهذا بعد از تاریخ یکم ماه مارچ سنه ۱۹۱۹ دولت جرمن جمله جهازات تجارتی دول های دشمن را جهازات جنگی تصور نموده بالای شان حمله خواهد کرد — باید که نفری دول های غیر جانب دار در جهازات مذکور سفر نه باشند\n\n۱۲ فروری خبر لندن — يك لنگر جهاز (سير تكويل نام) انگریزی که عازم هندوستان بود آبدوزهای دشمن قريب (مالتا) بذریعه تارپیدو غریق نمودند نفری آن ۷۳ نفر عمله آن نجات یافته —\n\n۱۳ فروری خبر لندن — يك انكر جهاز (البا) نام دولت ناروى ويك لنكر جهاز (آرتميس) نام دولت هالند و يك لنكر جهاز (روانك) نام دولت بلجيم را آبدوزهای دشمن غرق نمودند و يك لشکر جهاز جنگی قسم کرو یز دولت برطانيه همراه سرنك بحرى تصادم نموده شکسته و از جمله عمله و نفری آن ده نفر هلاك شده\n\n۱۲ ماه فروری سنه ۱۹۱۹ع خبر لندن — از بخارست خبر رسیده که پنجاه هزار سپاه دولت جرمن در مقام (رستچوك) رسیده از آنجا بطرف ملك تركی روانه گردیده اند گفته می شود که جرمن فوجهای مذکور را برای كمك دولت تركی فرستاده\n\n۱۳ فروری خبر لندن — يك افسر بزرك انگریزی قریب (هيز بروك) برای سپاهیان انگریزی تعلیم هم اندازی می نمود اتفاقاً يك عدد بم در دست افسر مذكور ترکید افسر معلم همراه پنج نفر سپاهی هلاك و ٢٤ نفر مجروح و فلج شد —\n\n***\n\nشمارۀ ١٢\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول و دوم\n\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت (تاريخ) است (سراج التواريخ) آئينه حيات نمای ملت جليل افغانست. زيرا از آغاز تشكيل و تأسس يافتن دولت افغانيه حاليه بحث ميراند که برای حال و استقبال ملت بهترين درسگاه عبرت، و خوشتر ازين آباء ملت تصور نميشود، هر فرد فرد ملت را واجب است كه يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز بازوی جان در كتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند، على الخصوص كه كتاب مذكور به نيت خالصانه و خير خواهانه استفادهٔ عمومى به امر و فرمان ذات اقدس اعلى صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت، سراج الملة والدين، تأليف و تصنيف و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه کابل زيور طبع و آرايش و تزئين يافته است.\n\nجلد اول اين كتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذيشان (سدوزائی) يعنى از آغاز تأسيس و استقلال دولت عليهٔ افغانستان تا ورود اعليحضرت امير كبير امير دوست محمد خان مرحوم جنت مكان از هند در كابل تختگاه دولت و جلد دوم آن از حكومت خاندان جليل الشان (محمد زائی) يعنى از ابتدای حكومت اعلیحضرت امير كبير امير دوست محمد خان تا به اول جلوس ميمنت مأنوس اعلیحضرت، ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان، طاب ثراه، وقايع مهمهٔ تاريخيه را جامع ميباشد بر كاغذ اعلا معروف به طبع رسيده است. در ضمن كتاب مذكور نسبت زينت و خوبى تجليد آن از قرار ذيل است.\n\nنمبر (۱) پشتی چرمی چرم صواری دانه دار کابلی تخت چهار گوش جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصلاح بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی —\n\nنمبر (۲) پشتی مقوا رویه گیر معاشی چهار کنج و زیر چرم سفید حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه سیزده روپیه پخته کابلی —\n\nنمبر (۳) پشتی مقوا رویه کبود لاجوردی چهار کنج و زره میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی —\n\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا کنده شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی —\n\nنمبر (٥) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر گیر سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا به کله بندی شده نه روپیه پخته کابلی و پانزده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان سرحافظ\nدر بازار ارك از دكان عبد الله خان\n\nچون كتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد هم كتاب موصوف كلان ميشد لهذا اعليحضرت همایون و الا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه بسته شود و جلد سوم و چهارم آن كه هنوز در زیر طبع میباشد و پس از اینکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر محرریه\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1554, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را ياد آورى ميكنيم مكرر سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خودرها زدایم ممكن نشد لهذا با ادارهٔ کخانهٔ مركزى دارالسلطنهٔ كابل يك مقاوله نموده با کخانهٔ مشاراليه تقسيم و توزيع اخبار مارا كه بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را تبشير و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهاى دا كخّانه بخود شان ميرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر حالیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نميشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیهٔ گلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسودا گرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا به سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تايك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق وقايه حتى در هر سطرى سه آنه اجرت گرفته ميشود\n\nاعلان\nحَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيْلُ\nقطعهٔ زمین\nدر ۲۹ روز\nآسیا، اوروپا، افریقا\n( مطبعهٔ عنایت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر همکاران عرفان جلوه عرض میدهد. بدست آرید، بخوانید. در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجاه و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید، چه چیزها میشنوید، چه لذتها چه سرورها میگیرید: علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات رانگیزانه - يك اثر! این اثر از سه جلد مرکب و در يك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و با (١٠٥) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروق، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار: دگرچه میخواهید! همینقدر که یا در نفس مطبعهٔ مبارکه در یدِ افغانان به (عبدالرءوف) خان سر مرتب مطبعهٔ مبارکه، یا در بازار ارك بدکان (باز محمد) تاجر کتب یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی بدکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگر کاری نمیماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1555, "text": "( اعلان )\nپراکندۀ\nاز آثار مطبوعه تازه مطبعة مباركة عنايت . و عبارت از يك مجموعه اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دارها ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنويش قيمتش خیلی ارزان - یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند .\n\nاعلان\nجزیرۀ پنهان\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین وبسر رسیده گلزار ، مطبعه عنایت ، کامکارانرا شیرین نمائید . جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه کر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن هم فضیلت : خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان : تنها (٦) شش روپیه کابل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارک و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰، مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ٤\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حکم مجلد ۲\nپرا کنده مصو ر مجلد ۲\nجزیره پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای ما فوق را بخواهند بنام در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nکتابهای مجله سراج الاخبار افغانیه، و کتابچه های علاوه ان و شماره های متفرقه آن ، و همه کتابهای مطبعه عنایت ، خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارک بقیمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه مبارکه ، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1556, "text": "فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ\n١٣٢٩\n\nشماره ۱۳\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nاگر مسلمانان با هم متحد و متفق شوند\n\nصفحه خانه ادبیات ( قصیده در مدح اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه معظم افغانستان )\n\nحوادث خارجیه از جهاز هوای نترسید — خسارت اخلاق اروپ در این جنگ — غداری ارامنه و شیدائی انگلیس — تفصیل محاربه عراق عرب ... قبول اسلام وطن پرستی عثمانها — اختلالات هندوستان — ايضاً اختلالات هند — قوانين ظالمانه در هند — خبرهای جنگ — احوال آخر ترین خبرهای جنگ\n\nاعلان ( سراج التواريخ )\n\nاخبار از مناظر هندوستان — سکندرا نام بنای عالی تاثیر جلال الدین اکبر بادشاه در انست — یک حصه از دیوان عام نام بنای عالی در دهلی از آثار پادشاهان اسلام — روح پرنس بسمارك به مارشال هیند تبریک مصالحه شکر می کند — از منظرهای مجاز به دخول مظفرانهٔ عساکر سواری اوستریا مجارستان در پولیند —"}
{"book": "adl0616", "page": 1557, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقيخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب حربیه در خانه جات ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه راهای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورم عساکر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار اراک ) میباشد.\n\n( ۱ ) سرخ های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فوته مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| جوالر | قسم سوم قدری الله قیمت آن ابه ۱۰ پیسه زاید است | قسم دوم | قسم اول | اقسام\n|---|---|---|---|---\n| | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول | درجه سوم | درجه دوم | درجه اول | درجه ها\n| خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | رقم\n| ۹ روپیه ۹۰ پیسه | ۹ روپیه ۹۰ پیسه | ٦ روپیه ٤٢ پیسه | ٦ روپیه ٤٢ پیسه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | تا حال ساخته نشده | قیمت\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگلیزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره رهدار هر رقم ۷ روپیه بیست پیسه است\n\n( ۲ )\nنکمه های چرمی محراب و منبردار\nجراب\n| خورد فی درجن | ميانه فی درجن | کلان فی درجن | معمولی زوج | راهدار زوج | تکبانکه زوج | رقم\n|---|---|---|---|---|---|---\n| ٥٥ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ٣٩ پیسه | ٤٥ پیسه | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | قیمت\n\n( ٤ )\nکروره های جدید ساخت\n| بك اسپه چار تاره نمره يك | چرم باف يك اسپه | زه باف يك اسپه دو كره سه تاره | زرباف مخالف دو کره دو تاره | رقم\n|---|---|---|---|---\n| | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه | ٩ روپیه و ٢٤ پیسه | ٨ روپیه و ٣٣ پیسه | قیمت\n\n| چرم باف همرکاب | دسته دولانه یکی چار اسپه | دسته دولانه يك اسپه | چرم باف دسته بادامی دو اسپه | رقم\n|---|---|---|---|---\n| ٤ روپیه و ۱۳ پیسه | ٨ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه ٤٨٩ پیسه | قیمت\n\n| زه باف دو تاره رکاب دار | زه باف رقم سواری سامیه کلیت | قبضه کلیت نقره از چرم مه لابه توپخانه | قبضه رنگی کلیت مرة و توپخانه | رقم\n|---|---|---|---|---\n| ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٤ روپیه ٥٧١ پیسه | ۴ روپیه و ٥٥ پیسه | قیمت\n\n| زنانه اریشمی خینه دار | از زین سواری سیخ چرمی | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | رکابی از نخ | رقم\n|---|---|---|---|---\n| | ٥ روپیه و ٨ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ١ روپیه و ١٥٩ پیسه | قیمت\n\n| از زین سواری دولایه چرم باف ما بين بيت بك | تیغ چرمی كمك دار | دسته دو لا تمامی رنجی کایت نقره | دسته بادامی سیخ چرمی | رقم\n|---|---|---|---|---\n| | ٨ روپیه و ١٣ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ٤ روپیه ٤٩٠ پیسه | قیمت\n\n( ٥ )\nاقسام گلهای مصنوعی سر\n| گل ارغوان | گل نا فرمان | گل حریر | قسم\n|---|---|---|---\n| ٦ روپیه و ٧ پیسه | ٦ روپیه ٢٦ پیسه | ٥ روپیه ٣٦ پیسه | قیمت\n\n| جلیل | گل یسمن | شکوفه نارنج | قسم\n|---|---|---|---\n| ٩ روپیه و ٨ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | قیمت\n\n| گل گندمی | گل سوسن | گل گلاب | شکوفه سیب | قسم\n|---|---|---|---|---\n| ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٧ روپیه و ١٢ پیسه | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | قیمت\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ) ( کیپتان نظامی )\n( المدير )"}
{"book": "adl0616", "page": 1558, "text": "سجنه (۱)\nسال ١٣٢٩\nشماره (۱۳)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و س محمد محمود طرزی\n\nالافغانیه و مطبعه\nدر ماشین خانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nقیمت سالیانه\nبر دار السلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا اخراجات داکه ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nاخراجات داکه ۱۰ روپیه انگلیزی\nبر دوازده روز یکبار نشر میشود\nبینک نسخه آن در کابل یکسانی است.\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nتاریخ قمری غره جمادى الأول ١٣٣٤\nتاریخ انگریزی ٩ مارچ عیسوی ١٩١٦\nتاریخ شمسی ١٩ حوت ١٢٩٦\n\nاگر مسلمانان با هم متحد و متفق شوند ؟\n\nووداد کنند و از نفاق و شقاق رو گردان شوند تا در چنین وقت نازك\nدین خودشانرا ، بادشاه خودشانرا ، ملیت ، وطيئت خودشانرا با بدرجة\nکه در وسع و طاقت شان باشد یعنی تا به آخرین نفس - محافظ\nو نگهبانی بتوانند .\n\nچسان اتحاد باید کرد ؟\nاول - اتحادد می باید کرد : دین اقدس و اعظم اشیاء است . اتحاددی\nهمین است که عموم ملت ، بدون تفريق طايقه وقبيله وزائي وغيره برين يك\nمتحد الفكر و متفق الكام شوند که مادین خود را نمی گذاریم که اعمال تحقیر\nو ستم غیر دین ما بشود . و این وابسته است باین که حکومت ملیة اسلامية ما\nبر قرار باشد. و پادشاه ملت ما بكم ال عزت و افتخار و تمام شوكت و اقتدار\nمطاع ملت و متبوع ملت باشد. و او امر بادشاهانه اش بر مطابق شرع شریف\nمحمد به نافذ و واجب الاطاعه باشد. و این پوره نمیشود مگر باین که ملت بصدق\nایمان، وصفوت وجدان از دل و جان پیادشاه خود مطبع ، محب ، هم فکر\nهم خیال باشند .\n\nعلى الخصرص که حضرت باریتعالی جل و علا که مسبب الأسباب حقيق\nهمه ترقبها و جمله ندنیهای کائنانست مانند و جود ذیجود اعلیحضرت\n(سراج الله والدين) يك بإنشاء عدالت همراه منظم و مقدسی بمدت افغانيه\nعطا فرموده است که در راه دین ملت، در راه ترقی و تعالى ملت ، در راه\nشرافت و عزت ملت، در راه محافظه ملت شاهانه خود از مكابد ر نكار تك\nاین دهر بیدرنگ بخوبی و خیر اندیشی و حسن تدبیر و صفوت وجدان و ضمیر\nدا بما همت جهانقیمت شاهانه شانرا مصروف داشته اند .\n\n(شربت) عموماً باید با هم متحد و متفق باشند و تا حق اشرفیت و اکملیت\nو مدنی بالطبعی نوعی خود را بجا آورده باشند : علی الخصوص (اسلامیت)\nالمضرور بالضرور بك وجود و يك بنيان مرصوص گردند : تا امر جلیل\nالمين دليل (واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا) را ایفا کرده باشند\nمان تحية شجيعة افغانيه : لابد ، لاجار ، ضرور ، مجبور با هم اتحاد\nهیچ شده نباید کرد که هر صاحب مال ، پر حفاظت و صیانت مال\nخود از دیگران بدلسوزی خراستر و بدوستداری افزونتر است . مات\nمال پادشاه است که بوجود آن مال حلاوت مال اكتساب معیشت\nمی کنند و نشوونمای موجودیت می گیرد، آیا هیچ صاحب مالی تصور\nخواهد شد که به کویه خوردن و موش زدن ، و بر هم شدن ، وزاره اره\n\nاگر مسلمانان باهم متحد و متفق شوند؟\n(اگر) آدات (شرط) است . بشرطیکه مسلمانان متفق شوند\nکتاب میشوند ! (مکر) هم از آدات شرطیه است . بشرطیکه مسلمانان\nطلق نشوند ، تا کامیاب میانند ! يك چیز دیگری هم هست که آنرا\n(کاشکی) میگو بند و عربی آن (لبت) است . بالیت ، ایکاش آنچنان\nشود ، و اینچنین نشود !!\nبیا پروردگارا ! چه عظیم الشان خالق فعال توانا و دانانی که آبرا\nای خلق المعاد در يك محیط عجیب الخلقه (انسان) نام بدیعه خلقتت\nای ما بهم جمع آوریده . (فتبارك الله احسن الخالقين) !\nشریعت تجمع يك مجموعه اضداد است و آب با صفای حیا بخشای اخلاق\nخفته ، با آتش سوزان خانه وران صفات زدوده در کالبد تیره و تارش همه\nبی باک گرد آمده ، باد تند نیز نخوت و غرور حرص و طمعش خاکهای\nمیوه علم و قناعتش را می رویاند ! مواد مذاب شده غضب و کین و بعض کوه\nآتش فشان نفس و هوایش بسیلان و جریان آمده آبهای مصفای صدق\nاز اجلاس و حقوق شناسیش را از آمارهای غلیظ و کثیف حیله و خدعه\nآنها و خیالش تحویل و تبدیل میدهد !"}
{"book": "adl0616", "page": 1559, "text": "سال پنجم\nصفحه ۲\n\nداشتن مال خود راضی گردد؟ نی نی نمی گردد خوب می اندیشد خوب نگهبانی می کنند، خوب اجرا آن بکار میبرد .\n\nبادشاه مقدس محبوب القلوب معظم ما عاقل ، دانا ، توانا ، خیر خواه دین پرور ، شفقت گستر، ملت دوست، وطن دوست يك پادشاه بزرگ حقایق آگاهی هستند که پیروی افکار و خیالات حقایق بنیانه ، وهم دردی مقاصد خیر مراصد ملوکانه شان موجب خیر و سعادت دنیا و آخرت شمرده میشود. موجود مقدس پادشاه محبت و انقیاد و امنیت و اعتماد موجب سعادت ملت است .\n\nدوم – اتحاد ملتی و وطنی باید کرد، و آن چنین میشود که به ایمان کامل و وجدان پاك فاضل عزم جزم قطعی باید داد که ما آزادی و استقلال پر شرف و شان مائی خود را، و حقوق حاکمیت و موجودیت وطنی خود را پسروجان و مال و تمام هستی خود در زیر بیرق سلطنتی اسلامی خود مدافعه و محافظه می کنیم. و این میسر نمیشود مگر به اینکه ملت اغراض شخصی و مقاصد نفسی و سیانداری های قومی، و رقابتهای عشیرتی ، و تفرقه های جدی و فروعات مذهبی را از مابین خود برداشته بصفات حسنة اتحاد و اتفاق حقیقی متصف شوند. نفرت، عداوت، رقابت را یکسو افکنند . همه (با) های ابتی قومی و جنسی و زبانی و عشیرتی و قبیله گری را با هم حل وصل نموده يك وجود سازند ويك (یا) ی نسبت ( افغانی ) را ازان تشکیل بدهند. وظيفة بزرك پيشرفت این مقصد خیر مرصد بورقية سادات کرام، و علمای عظام و مشایخ علویت مقام ترتب می کنند . نصائح ووصايا ، وتلقينات و ارشادات این گروه معظمه در راه حق و صواب تأثیرات عظیمه دارد .\n\nاز در گاه حضرت واجب الوجود بعیون و جرا نیازمندی بزار نالی همه افراد ملت ، در بنوقت و فرصت همین باشد که در چنین هنگامه رستاخیز که دنیا را يك دریای خون و جهارا يك آتش جحیم نمون ساخته و عالم را مستعد انقلابات و قلمون و تبدلات غیرت مشحون نموده همین دوات مقدسة اسلامية مامات عاجز را که در وسط نقطۀ آسیا از سالهای سال در پیش مهاجمات و مصادمات مدهشه دو رقیب دیو سیرت طماع و محافظة استقلال و موجودیت آزادانه خود قایم و دایم مانده پامال زوال نسازد و از فضل و کرم نامتناهی خویش هر انچه خیر و سعادات و ترقی شرافت که باشد نصیب گرداند . آمین بجاه سید المرسلین .\n\nصنايع ادبيه\n\nقصیده در مدح ذات اعلیحضرت پادشاه مستقل مقدس افغانستان سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان به استعارات و تخیلات فنون ریاضی\n\n◆ بسم الله الرحمن الرحيم ◆\n\nسياق ميز تحرير بين مدير و سر محرر سراج الاخبار افغانيه مستخدم از وقتیکه این نسخه نایاب و این مصباح عالمتاب از مطبعه ذهن دار الطباعه خارج آمده است عالم اسلام بلکه جمیع انام مقتبس نورويته خصوصاً این حقیر از روزیکه آن عقل اول وضع اوراق این نامه نامی را کرده اند،\n\nشماره ۱۳\n\nاین دیوانه از منزل عقل هیولائی جانب شهرستان عقل بالملکه آمده است. چند روز است که خواستم چیزی نویسم اگرچه هر چند در گوش هوش من نصیحت حضرت جامی قدس الله سره آمد فرد\n\nزخون دان نه نیکوست لاف بلاغت :: مکن بوالفضولانه ذکر فضائل\n\nاما دریای فکرتم از اثر حرارت این سراج منور از حالت انقباض روی بحالت انبساط نهاد نه بلکه از قوه الکتريکية اين مهر اور صفت جزری را گذاشته روی بحالت امتداد آورد لهذا قلم را از بنا گوئی بر آورده فرد\n\nروان چابك و چست و فرفر نوشتم :: چو هنگام ترغیب كلك محاسب این من خرفات ۱ انشا کردم وبحكم محكم حكيم حقانی رحمة الله عليه قف در سال بگوش هوش من گفت :: وصف تو که با ضمیر شد هم\n\nکای مادر موسی معانی :: فارغ شود فاقد فيه في اليم\n\nو این جمع مغالطات را در بحر براهین آنحکیم نامور انداختم که شاد مقبولهٔ ای ارباب عقول شود فقط .\n\nصلاح الدین السلجوقی ابن حاجی ملا سراج الدین الخطیب ساکن مدرسه های حصار دارالنصرت هرات .\n\n◄ قصیده ►\n\nشاه تمدن گرفت عالم ما هو ترا رایت پلتیک را کرد باوج ارتقا\nآمد و چون هم نشست بر سر ملك جهان ما صنع خویش را کرد بمارو نما\nساخت از کشت و عمل زال کهن را جوان کرد زعلم و هنر فصل دگر ابتدا\nروی هوا را گرفت جنبش طیاره گان همچو هجوم جراد بر سر کوه صفا\nابر صفت ژاله ریز باد صفت در گریز صاعقه سان تومب باش دیو صفت بر هوا\nبا همه آنکه هست دیو رجیم شهاب دیو شهاب افکنست بر طرف زیرا\nیا که ابابیل وار بر سر اصحاب فیل تاره سجیل و ار میفکنند از سما\nیا که عقاب مربع کان زپی اصطياد جانب نسرین چرخ می شودش اقتضا\nپاسکه بود گر کسی کرب نعش فلك حوصله واسع کند از جهت اعتلا\nاز صفت زیبلین مدحت موثر به است کان زار وابود وین بود از ملکها\nاز همه طیار کان موثر بهتر بود زان که جراد بکف به زكلنك هوا\nبر سرك ملك بين کش مکش موتران در وسط کهکشان چون زشهب تیرها\nدر وسط جرم باد سعی کنان همچنانکه سعی مجدد افك برقلوات خلا\nاینت عجایب مها بر سر نار و هوا دار دو در زیر پا چار خط استوا"}
{"book": "adl0616", "page": 1560, "text": "جلد ۳ سال پنجم شماره ۱۳\n\nهمچو سپهر برين منزل يك روز اوست شاه کلیدس عمال کر حکم و حکم اوست\nز آخر افغانستان تا خط مكدو نيا جرم زمین در کفش کره جغرافیا\nحرکت قطعی او هست بدور زمین کر بهزار اجناح خصم تثبت کنند\nشعلهٔ جواله سان دور زنان برهوا می نتواند نمود قدر ورا انتها\nفکرت اکلیدوار از پی احصای ارض زانکه بمکر و حیل سر کوتاه او\nبسته کمپانی است فاقر قبله نما بر سر ابعاد عرض کی کندش اعتلا\nشکر خدا را که گشت از روش موثران ای بهتر مهترین دورهٔ بهائیان\nدولت افغانیان همسر برطانیا وی بسخا بهترین ذریه ارمیا\nاین همه نعمت بما از چه سبب رویکرد شاه ترقی بشو مفتخر و ملتجی\nورنه هیولی کجا روح قدس در کجا یار تمدن ترا شیفته و مبتلا\nاز گرم کرد کار قدس اسمائه کر بخرامی برون باشد افراخته\nوز مدد تخت شاه سایهٔ لطف خدا کرد دقو تو کراف لوحهٔ بنطاسیا\nدادرس ملک و دین خواجهٔ روی زمین کف تو مزن المطیر قلب تو بحر الکبیر\nصاحب تاج ونگین پایه عند العلا خُلق تو ريح الغير رويتک شمس الضحى\nشمس علامت محزم ماه شباهت بعزم فکر تو در طبعیات شرح مجسطی بود\nهمچو جو بستر به بزم مرسی صفت در و نا نطق در عالیات رمز انو الوجیا\nهست و را در حکم فکر ستورن شیم لب سراج تو هست این لکن خالد و آب\nهست و را در حزم حسن عطارد ضیا هست حباب رو سقف زجاجی بنا\nآید. دست او آمده تا پولین برد حبیب الهی وقد شاهنشهی\nخادمه بزم او آمده ویکتوریا باد مبارك ترا بر سر این متکا\nباسل آفاق گیر کافل برناو پیر رای تو کیوان مثال حسن نو زهره همال\nفاضل رو شنضمير حامل فهم و ذکا علم تو بر جیس قال حکم مثل ذکا\nصاحب حلم وحيا واهب فضل و سخا ملك تراو نيوس هست بمنظوم شمس\nراغب صدق وصفا ما كب جودو عطا چار حدود ویت چار مهش دایما\nتاسر تیغش چولا منتج توحید شد ز آتش تیغت نهنگ آبشود در بحار\nرفت زیاد جهان یوری و نام ترأ از لف بندوق تو موی شود اژدها\nجوهر تیغ و را هست عرض پنج بحر لطف تو در هر زمین منبع کولف استریم\nآیت را یات اوست قبله که مصطفا خشم تو در هر مکان مور دصد هیکلا\nاز صفت آدمی صورت خالص شده است حزم ترا بر قمر کو بیکار د کی\nسهم عدویش که هست نام بشر الوری واقف و ثابت شود شمس صفت جابجا\nصورت منظور نیست زانکه بیک صور شد ور بسبا اوفتد زمزمهٔ عزم تو\nشاه جهانگیر ا کنوست قیصر کالی کلا کرده ذوالحرکتین همچو کلوبس سها\nفرق معانی بود شرط باشیا از آنکه جوسق اقضا لك فاق عن الفرقدين\nازره صورت یکی ست شکر فاوانيا کوکب اشارك دام على الانجلا\nچشم زمانه ندید همسرش اندر جهان وقت نبردن زمین سکان توالت جهان\nاز زمن را مس تابدم نیکلا زلزل زار الها اخرج اثقالها\nرایت شخصیه را تا که بر افراخت شد آتش تیغت چو کرد شورش صفر الجسم\nسطوت سنپورها شوکت جمع سنا میران بود مر ورا داروی سقمونیا\nنفس و جیدی که نیست در طرفین زمین رای تو تا بر جهان حلقه دانش گرفت\nاز سه نژاد جهان همچو وی از اصفیا عقل زحل را گرفت علت ماخولیا\nجار مال از جهان پنج قطع از زمین لوح ضمیرت ز بس صیقل ادراك ديد\nشش روش سلطنت گشته بوی مهتدا زال جهان را نمود آینه قد نما\nهفت قوای هشت جزو در تن باشوکتش به عرش و ده حواس چیده شد از ماسوی"}
{"book": "adl0616", "page": 1561, "text": "صحیفه ٤ سال نجم شمارهٔ ۱۳\n\nمدح حسام ترا هر که بتصریح گفت\nکرده بهرام وار حائر کور خفا\nجمله ستان گر روی نکته مانند مهر\nاز خط منجوریا قالب هسبانیا\nتا باروپا رسید صیت تو بهر گریز\nپای بدریا نهاد دولت ایطالیا\nگر ندرد خصم را شخص تو نبود عجب\nزانکه گریزد پلنك از دم حيض النسا\nتو جسم ملکی و هست موثر کرسی نو\nنقش مداد زحل خاتم بقمر ترا\nرمز کتاب کریم در حق اخبار تست\nفکرت محمود هست هدهد شهر سبا\nهر ورق نسخه اش حامل صد گونه عرش\nخانه بلقیس وار گشته چوین پرنیا\nحوض زجاجی بود چار خط صفحه اش\nعکس زصافیش شده برورقش مو بها\nاینت کتاب کریم همچو کتاب کلیم\nهست ورقها زسیم جلد ز اوج طلا\nاینت سراج عجب بیغم دود و لهب\nغاله علم و ادب یافت ز نورش ضیا\nتا که مشکواة ذهن جانب فانوس عین\nآمده دریافت زان بیت تمدن سنا\nتا که روی زمین رفت بهم پرشکست\nقدر گرا فيك را رفعت او سزا\nملف برشته کشید همچو لالی و گشت\nرشته شیرازه اش حبل متین را غما\nصفحه آئینه را زنگ آید از دل\nهست بپای چراغ آینه دیدن خطا\nوقعه ز اخبار اوست رعد صدهای رشت\nبرق زنور ویست جبهه خورشید را\nحوضه زاینده رود جدولی از صفحه اش\nیافت از ان جدولش تازه بهاران نما\nاز شفقش یافت نور مجلس ایران تو\nیافت ز رأ گاهش عصر جدید اعتلا\nطوس ز نور ویست روشن وز اقبال او\nسر بسر ادبار گشت تبت و زافغان و هندیا\nهست و را تلگراف جمله پیام سروش\nمهتمم و حامیت زمره اسلام را\nنسخه محمود هست زانکه بود مخبرش\nخامهٔ محمود خان زبده اولی النها\nدر رخ گیتی نماند شاعر ساحر یکی\nتا کف و کلکش نموده معجز دست و عصا\nآمده از خامه اش لوح ملل را الف\nساخته از آهه اش چشم دول توتیا\n\nخامه از در مثال در کف جان بخش او\nهمچو شهاب مبین نزد شدید القوای\nزاده فخر الکلام منتجا خاص وعام\nطرزی والا مقام صاحب فهم و حجا\nای زیم فکرتت رای قلیدس نمی\nوی ز خم حکمتت در دل هرشل عنا\nویکه زحب وطن کشته مرجح زدل\nبر شهی اجنبی خادمی افرا\nمن بجناب وطن منفعل زانکه او\nجنك محلقوم من دار دروز جزا\nحق وطی هجرتت از وطن اجنبی\nگرچه بود موطنش میدو یو نامیا\nزین ورق دومین فکر دبیر فلك\nهر نفسی میکنند كلك ترا مرحبا\nروم بداز من بگور از وی بیرون شدی\nزانکه نه نیکو بود یکده و دو پادشاه\nچونکه بهند آمدی ملک ستان از زحل\nدست تو و جیب او مگذر ازین ادعا\nكلك تو تمساح وار از پی هیجان شده\nاز تك محر سیاه جانب رو ما نیا\nخامه امریکویت طرفه سیه پوستلیست\nداده زما دل حیوان اهل وطن را شقا\nدانه علم و هنر بدر ببر در زمین\nکردی و زاخبار خویش بر زبرش چوبها\nقدر تو نشناسد آن شخص که جاهل بود\nفرق ازین آسیا تا بدر آسیا\nاینکه فزودی بملك عزو هنر را بی\nویکه نمودی زخود حق وطن را ادا\nفکرت سلجوقی است طبع ترا قدردان\nحضر شناسد همی لذت آب بقا\nمادر طبع چو کشت منتج چندین گهر\nعاق مرا کرده اند هفت آب بر جدا\nهیچ مرا نصه نیست زانکه مرا کافیست\nيك پدر مهربان حامی ما و شما\nتربیتم گر کنند میشوم از علم و فضل\nعمده تر از بوعلی نخبه تر از بوائل\nشمس معانیستم من کز علم و کمال\nنیست مرا با کسی حاجت کسب مه\nیازده مدر کات یازده سیاره ام\nهیزده عمر منست هیزده اثمار ها\nاین همه از اخبار تو دعوی شمسی کنم\nورنه بدم پیش ازین دو ذنب و مه\nبه که کنم بر دعا ختم مقالات خود\nزانکه دعا کار من هست بصبح و مسا"}
{"book": "adl0616", "page": 1562, "text": "صفحه ۹ سال پنجم شماره ۱۳\n\nتا که بود نزد عقل فرق هيولي و جنس\nجنس بلا شرط شیء ماده باشد طلا\nحکم و را امتثال تالی و محکوم باد\nوجه ضرورت بود حکم و را مطلقا\nامضا : صلاح الدين سلجوقى هروى\n\nمخمس\nدوستان وضع جهان رنك دكر مى بينم\nآتشی را بملك پرده سر مى بينم\nکز بس همه عالم بشرر می بینم\nاین چه شور است که در دور قمر می بینم\n\nاز مناظر هندستان و سکندر اباد بنای عالی که قبر جلاالدین اکبر بادشاه در انست ، در آکره\n\nهمه آفاق پر از فتنه و شر می بینم\nروم و ایران به هم ملت و ناموس و نام\nروس و انگلیس نیز پی خود افتاده بدام\nصبح اقبال یورپ گشته بعالم چون شام\nهر کسی روز بهی می طلبد از ایام\nمشکل آنست که هر روز بتر می بینم\n\nجاهل آنست که چشمش زره حق بند است\nدر بیابان ضلالت ابدا پابند است\nبدوروز عشرت دنیای دنی خرسند است\nاظلمان را همه شربت زگلاب و قند است\nقوت دانا همه از خون جگر می بینم\nکفر افراشته بیرق به سپهر گردان\nشور افکنده ز غوغای تمدن بجهان"}
{"book": "adl0616", "page": 1563, "text": "صحیفه ٦ سال پنجم شماره ۱۳\n\nاهل اسلام زبن مانده کی خود حیران خواجه را صدق و اخلاص نه نوکر دارد\nاسب بازی شده مجروح زیر بالان هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد\nطوق زرین همه در کردن خر می بینم هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم\nچشم عبرت بگشا و بنما نيك نظر تو غلام حیدر بیچاره بدل پاکی کن\nدید و نيك خلايق به تفكر بنگر جهد بیرون بدن از ورطه تاریکی کن\nهر یکی بسته کمر تنك بكين ديگر در سخن های بزرگان همه باریکی کن\nدختران را همه جنگ است و جدل با مادر بند حافظ بشنو خواجه رو نیکی کن\nپسران را همه بحواء پدر می بینم که من این پند به از در و گهر می بینم\nهیچ الفت نه بهم مادر و دختر دارد کتبه غلام حیدر نویسنده حاکم بهسود هزاره\nنی بهم مهر و محبت زن و شوهر دارد\n\nاز مناظر هندستان\n\nيك حصه از ديوان عام، نام بناى عالى در دهلى از آثار پادشاهان اسلام\n\nحوادث خارجيه\nاز جهاز هوائى نترسيد!\nيك نامه نگارى كه درين جنگهاى عالمسوز در ميدانهاى محاربه موجود بوده در خصوص جهاز هوائى چنين بيان معلومات ميكند: جهازهاى هوائى كه درين جنگها استعمال ميشوند بر دو قسم است كه يكى را ( زپلين ) مى گويند، و ديگرى را ( نه ورپلين ) مينامند. زپلين ها قسم اعلاى جهازات هوائى شمرده ميشود كه بسيار كلان يك چيزيست. هم فوت گاز يعنى كيس، هم فوت ماشين بر هوا پرواز مى كنند. و بسيار وقت بر روى هوا مانده ميتوانند و مسافه هاى درازى را طى كرده ميتوانند و از پنج آدم تا دوازده آدم در ان نشسته ميتوانند و بمها و آله هاى ناريهٔ بزرگ و بسيارى در ان بار ميشود. اين رقم جهازهاى هوائى بسيار آله هاى دفعه شمرده ميشود. ازين رقم جهازهاى هوائى را بغير از دولت المان هيچ دولتى مالك نيست. مخترع آنهم ( قونت زبيلين ) نام امپراطور ميباشد كه بنام خود نام اين جهاز ها را زيپلين نهاده است. و تا در يك ظلمت ماتم همين زپلينها در اورده است ازين نوع جهاز هم فقط دولت انكليز و ديگر متفقينش ندارند. ديگر رقم جهازهاى هوائى ( ندروپلين ) است كه ازين قسم هم"}
{"book": "adl0616", "page": 1564, "text": "شماره ۱۳ سال سیم\nو دولتها دارند. این جهازها بدرجهٔ زیپلینها دهشتناک نیست، در میان یوروپاینها از دو آدم بیشتر نشسته نمیتوانند که یکی از آنها جهازران و دیگرش دیدبان است. از چهار پنج بم زیاده تر انداخته نمیتوانند و مسافه های دراز را هم طی کرده نمیتوانند. در متانت و صلابت این درجهٔ زیپلینها نیست. زود خراب میشوند. بر اندازی اینچنین جهازهای هوایی هیچگاه از بم اندازی طوبها دهشتناکتر نیست بادگه های که از طوبها می افتد درجهٔ تأثیر شان خیلی افزونتر است. اما در جاهایی که چشمها بدیدن آن عادت گرفته بلند چون دفعه در میان هوا يك جسم بر غرغر و ترتری به بینند و از آن هم هم بیفتد اندك خوف و رعبی بدلها می اندازد. اما بعد از انکه يك چند بار دیده شده و درجهٔ تأثیر آن پی برده شد. هیچ اهمیت و ترسی از ان نمیماند، و از جملهٔ چیزهای عادی برقم میرود. علی الخصوص که بعضی تفنگچیان نشان انداز برین اگر به بعضی موقعهای بلند بسو و قابو گرفته بكلولهٔ تفنگ جهازران آنرا بقتل برسانند، یا ماشین آن کدام کله کاری برسانند مردم مانند يك کله پاره بر زمین می افتد. چنانچه در محاربهٔ طرابلس غرب مجاهدین اسلام چون اول بار جهاز هوایی رقم نه ور و بلین را بر سر خود دیده بسیار بترس افتادند، اما بعد ازانکه حضرات مشایخ سنوسی آیات کریمهٔ قرآن مجید را که در باب رحم شیاطین بود برانها تفسیر نموده آنها را بانتقاد راسخ و تسلی داد و افسران عالی دلایل عقلی آنرا بیان نموده رعب و رعب شان که به بالای سماوی بودن آن حاصل شده بود زایل کردند. هیچ اهمیتی به آن ندادند. علی الخصوص که بعضی نشان اندازان مجاهدین یکی از آنها را بكلولهٔ تفنگ برزمین انداخت هیچ خوف و رعبی از ان باقی نماند، لهذا از جهازهای هوایی دشمن غدار مسلمانان راسخ الاعتقاد میترسند و بیم را بدل راه نمیدهند.\n[براستی که هیچ ترس و اندیشه را از جهازات هوایی بخیال و خاطر نباید آورد. در اخبارهای انگریزی هر وقت ریپورتهای حمله های زیبیلینهای جرمنی را براندن میخوانیم همین یک ترانه را میشنویم که اینقدر زیپلین تلف نمود و اینقدر هم انداخت. ولی هیچ نقصانی نرسانید یک طفل یا دو طفل یا يك دو زن مجروح یا هلاک شدند. پس بم اندازی زیبیلین ها که مدهش ترین جهازات هوایی میباشند چون به این درجهٔ بی اهمیتی باشد آیا طیاره های موتر و پلینک ها را چه اهمیتی خواهد بود !!! ]\n\nجوش و خروش افغانها در بغداد شریف\nاخبار شهبا يك مكتوب يك افغان مقیم بغداد را که برای یکی از رفقای خود مقیم شام نوشته درج صحایف خود نموده که ما نیز عیناً آنرا ترجمه و درج میکنیم :\nدر شهر بغداد شریف از مردم افغان تقریباً دوصد نفر مقیم هستند و کار این مردم غیرتمند بهادر و توانا باسبانی املاك و لالاگری اولادهای حضرات سادات عظام کیلانیه میباشد. هنگامیکه لشکر انکلیس در موقع استیصال غرب نمودند مردم در بغداد علی العموم و در افغانان علی الخصوص يك جوش و خروش عظیم برپا کردند. ( غوث الدین ) نام يك افغانی که در دلاوری و بهادری یک شهرت عظیمه در بغداد پیدا کرده همه افغانان مقیم بغداد شریف را در باب الشیخ نام موضع جمع و دعوت نموده بانها از قرار ذیل نطق نمود :\n\nصفحهٔ ۳۰۱\nبرادران ! نزديك شده كه مقامات مقدسهٔ پیشوای مذهب ما حضرت امام اعظم صاحب ، و پیر دستگیر ما حضرت غوث الاعظم صاحب و امامان دین مقدس ما و اولاد رسول برحق ما در زیر کریهای پوتها و موزه های نجس و مردار دشمن دین و ایمان ما پایمال شود. آیا کدام ایمان، کدام وجدان کدام غیرت، کدام ناموس بر خود گوارا کرده خواهد توانست که بچشمهای سر خود به بیند که کوره های لعین و مردار با پوت های پر نجاست خود درین مقامات مقدسه داخل شده حقارت کنند؟ [ از همه افغانان بيك صدا حاشا حاشا ! هيچگاه هیچگاه ! ]\nبرادران ! به بینید که روس منحوس در ایران چه کرد ! قبر مبارك امام رضا صاحب را به توپ زد، ویران کرد، با موزه های نجس خود آن مقام مقدس را لگد مال کرد، شکمهای بزرگان دین شان را دریده بدارها آویخت هیچکس هیچ نگفت، تا که کرکسها بغیرت آمده بر بیرق قونسلخانهٔ روسی هجوم برده بیرق را به منقار و پنجه پاره پاره کردند آیا ما از کرگسها هم بیغیرت تر و بی همیت تر خواهیم بود که بچشمهای خود به بینیم و چار زانو مانند زنها نشسته باشیم و فرنگی آمده در کعبهٔ مقدس پیر دستگیر ما حضرت باز عبدالقادر کیلانی و پیشواهای ما درآیند و اگر همچنین بی خونی در ما مسلمانان دوام داشته باشد فردا خدا ناخواسته اگر کعبهٔ بیت الله و مرقد قدسیت احتوای حضرت رسول الله را هم بلا تشبیه پامال کنند نیز بیغیرت و حمیت هیچکسی شور نخواهد خورد. نی نی برادران ما باید اینچنین روزهای منحوس را نه بینیم، چشمهای خود را کور کنیم، جانهای خود را در راه محافظهٔ بغداد شریف قربان سازیم. حالا بگوئید که کیست با من همراهی کند و کیست که دین خود را از جان خود زیاده تر دوست داشته باشد؟ . .\nاین سخنان ( غوث الدین ) مذكور يك جوش و خروش پرهیجان عجیبی در افغانان برانگیخته و همه کی متفق الكلمه شده در عقب غوث الدین بدائرهٔ عسکری در پیش قوماندان رفتند و ما فی الضمیر خودها را بیان کرده برضای خودها داخل شدن خود شانرا در سلک عسکر نظامی استدعا کردند. به این شرط که جمعیت شان را از همدیگر جدا نسازند و در میدان حرب در يك نقطه که محافظهٔ آن با هجوم بر آن بهمه حال بغدا کاری عظیمی موقوف باشد سوق و تعبیه نمایند همچنین هم شد. از جملهٔ دوصد نفر هشتاد و یکنفر شان شربت شهادت چشیدند. خود غوث الدین از زخمها زخمی شد. سواران شجعان عرب و عسکر ظفر مآثر نظامی عثمانی انگلیزها را از سه طرف احاطه کرده چنان قتل عامی بر آنها وارد آوردند که دوباره نام بغداد را هم بزبان نیاورند، تقریباً شش هزار مقتول و مجروح و اسیر شان درین میدان حرب بوقوع آمد، یازده عراده طوب و دو طوبهای ماشينكن و مقدار كثيرى تفنگ و جبه خانه و خيمه و اسباب و لوازمات فراوانی بجنك غنيمة مسلمین درآمد، و چنان سراسیمه گی و پریشانی فرار نمودند که نظیر آن کمتر دیده شده است.\n\nنقل از گرامی روز نامه حبل المتین\n( خسارت اخلاقی اروب درين جنك )\nیکی از دانایان میگوید خسارهٔ این جنگ اروپا به اندازه نیست که بشرح و بیان در آید اولین خسارهٔ آن همانا بربادی اخلاق است :\nاروپاشیان از سی صد سال باین طرف در تمام کرهٔ ارض نقارهٔ تمدن و اخلاق خود را کوبیده خواه مخواه بملل عالم قبولاندند که تمدن مخصوص"}
{"book": "adl0616", "page": 1565, "text": "صحیفه ۸\nسال پنجم\nشماره ۱۳\n\n( خسارۀ علمی )\nاعظم خسارات اروپ درين جنك همانا اعدام بسیاری از رجال بزرگ عالم و کافی در هر فن می باشد که قرنها مانند آنان پیدا نتواند شد و این خسارۀ بزرگ را اروپ از قانون اجباری قشونی دارد چرا که از هر طبقه و هر سلسله مجبور بخدمات قشونی و خدمت در جنگ است و همینکه شمولیت بجنك محمود خواه مخواه به تلفات دوچار میگردد بان از واقفان امور حساب نموده میگوید درین جنگ خانمان سوز اروپ تا کنون هشتاد هزار علماء متبحر و فضلای علی مقدار از هر فن و صنعت رهسپار وادی اعدام کردیده اند و این نتیجه منحوسه تولید نشده است مگر از قانون مشق اجباری که موجب عزت وقوت و افتخار اروپ کردیده بود فقط چيزيكه درين جنك ترقى نموده همانا برخی صنایعی است که برای اعدام بنی نوع انسان ایجاد میشود و همه روزه نیز در فکر احداث آلۀ قتالۀ جدیدی میباشند :\n\n( خسارت تجارتی )\nيك از مهندسين هولاندی در اول جنوری سنه ۱۹۱۹ حساب نموده میگوید که درين مدت جنگ با اندازۀ کشتیهای تجارتی و ماهی گیری و جنگی غرق گردیده که هر گاه جمیع کارخانجات جهاز سازی دنیا شب و روز کار کنند در مدت بیست سال جبران آنرا نتوانند نمود و همین باندازۀ لطمه به تجارت و صناعت اروپا تواند زد که تا دیر باز حیرانش به نکردد باین خساراتیکه شده از ان ذکر شد هنوز هم خم به ابروی جنگجویان نرسیده است :\nكذا\n\n( پلتيك كاری آلمانها در اصفهان )\nچيزيكه بيشتر براهالی زرنگ اصفهان تاثیر نموده آن است که جزای قونسل آلمان كاولۀ طوبی از چوب ساخته که طول آن قرب يك متر است و بیست و چهار انج دور آن است ، و در دور آن کاوله به با خط بسیار جلی و روشن کنده شده ( بانتقام بمبار دمان مرقد مطهر منورۀ على ابن موسى الرضا عليه آلاف التحية والثنا انداخته میشود) براهالی اعلان نموده که این شبیه کاوله ایست که در کارخانۀ کروپ برلن ریخته شده و این کاوله در اردوگاه المان که بجانب پترسبرغ موجود است که به کلیسای بزرگ آن شهر در اولین موقع انداخته اند . این بیان بقدری در قلوب مردمان اصفهان و نواح آن اثر نموده که دسته دسته بزیارت این شبه کلوله آمده اظهار تضرع و خضوع مینمایند و دور نیست اگر چندی بدین منوال بگذرد این شبیه کاوله صورت يك امام زاده بزرگی را کسب کرده مردم از و مطالب خود را بخواهند . و کم کم دارای خدم و حشم بشود بتازگی دو نفر از آن که از اصفهانها دامن همت بر کمر زده مرد ما را مجتمع ساخته بزیارت این شبه کاوله می آورند و دور نیست عنقریب زیارت نامه هم برای او بخوانند و این تدبیر قونسل المان بقدری در قلوب اهالی اطراف اصفهان اثر نموده که مافوق آن متصور نیست .\n\nغداری ارامنه و شیادی انگلیسی\nاخبار عثمانی مینویسد : از زمانيكه تر كان درین جنك شريك شدند . جرائد انگلیس از بیرحمی و سفا کی ترکان بر ارمنيها که رعایای ایشان هستند هیچگاه غافل نشده ، و وقتاً فوقتاً تفصیلات جوروستم ترکان را بر ارمنيها بدور دنیا\n\nبه اروپا و حسن اخلاق و مروت و انصاف از خصائص اروپائی است هر ملت كوچك اروپا مزیت خود را بر بزرگترین ملل آسیا مسلم میداشت فقط اسم اروپائی برای ابراز تمدن و جلوه اخلاق و آئینه مروت و انصاف کافی بود باندازۀ شعلۀ تمدن اروپا چشم عالمیا را خیره میساخت که هيچيك از ملل آسیا ولو دارای هر قدر قدامت تاریخی و تمدن دیرین بودند و او در خلوت هم بود برای يك آن هم تصور مدیت اخلاقی به هيچيك از عناصر اروپای نمی نمود و این نکته بك مزيت مسلمه برای اروپا شده بود که برابری با آن میسر نبودی و قیمت آن برای اروپا از همه چیز بالاتر شمرده میشد این جنگ خونخواره آن مزیت شعشانی اروپا را زائل ساخته نزدیک است که اقوام و ملل آسیا در تمدن و اخلاق دعوی همه كونه مزیت بر اروپائیان نمایند .\n\nخسارۀ جانی\nخسارۀ جانی این جنگ از روی قطع بعد از خاتمه آن از بیست مليون كمتر قلم نخواهد آمد نفوس کلیه اروپا را چهار صد میلون میگویند و اگر این خساره تقسیم به عموم شود صدی پنج خواهد شد و این عده نقصان خیلی زیاد است و بیشتر این خسارۀ عايد به دول بزرك جنك جو است و دول بیطرف چندان حصه از آن ندارند و این عده تلفات چون تمام از جنس ذکور است بر عنصر اناث بی رفیق و صاحب اروپ خیلی خواهد افزود و طبیعت آنها را مجبور به انتشار در آسیا خواهد ساخت و همین نکته نیز بزرگترین لطمۀ اخلاقی است که از اروپا در قلوب ملل سازه های توا ند گرفت اما خسارۀ مالی این جنگ به اروپ نه باندازه ایست که به احصا دراید :\n\n( خسارۀ مالی )\nخسارۀ معینۀ جنك جويان تا آخر جنك يقيناً از بيست هزار ملیون ایره بالغ خواهد بود خسارات صناعتی و تجارتی اروپ پیش از آن است که بتوان بیان کرد مثلا يك از محاسبين میگوید تخمینۀ عایدات اهالی اروپ روی هم رفته ماهانه سه لیره بوده والان نوزده ماه است که آن عایدی نکت نموده بيك ليره تنزل کرده است و گویا هر ماهی هشتصد ملیون از عایدات اهالی اروپ کاسته و حال آنکه بهمان مقدار هم بواسطۀ گرانی اجناس بر مصارف شان افزوده است اهالی آسیا هم اگرچه تابک اندازه درین نقصان با اروپائیها شمولیت داشته ولی از طرف دیگر جای خالی این خساره را طبیعت پر کرده است بدین معنا که اروپا بواسطۀ اطلاع بجنك نتوانسته است که مبادلات صناعتی را که هماره به آسیا میفرستاد برساند و برعکس چون محتاج بود لوازمات معاشیه خویش را به قیمت رفیمتر تحصیل کرده به اروپا برده و بدین سبب است با تفق مبصرین حالت اقتصادی تمام ممالك آسيا امروزه نسبت به قبل جنگ خیلی بیشتر و بهتر است ثروتهائی را که از سیصد سال باینطرف اروپا با مقنا طیس علم و عمل بخود جذب نموده بود آلان دارد در دو مجرای اجباری یکی به آسیا و دیگر به امریک میریزد معلوم است که اگر چندی دیگر کار بدین منوال باقی ماند فقر الدم اروپارا احاطه خواهد نمود اگرچه برخی از دول بیطرف اروپ درين جنك اندك فايده تروقی میگیرند ولی در جنب آن همه خسارات دول بزرك مقداری قابل الذکر نیست و امروزه با ثروت ترین دول وملل محتاج بقرض و توام با احتیاج ذلت است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1566, "text": "صفحه ۹\nسال پنجم\nشماره ۱۳\n\nبالله در عالم انتشار داده اند که مسلمانان دور دیار حیرانند که چرا درین وقت نازک که دولت علیه عثمانیه دو چار مسائل موت و زیست میباشد بلاوجه در پی آزاد رعایای خویش شود بلکه چه گونه فرصت بدست آورده که بدین امور غیر معقول اشتغال دارد ؟\n\nمسئله اراسته جزو ایست که بمسلک علی انگلیس و روس و فرانس در ممالک عثمانیه از سالهای دراز تعلق دارد - برای ایضاح مسئله دانستن بعضی واقعات تاریخی لازم است . چون ( سلطان محمد خان ثانی ) در سنه ۱۴۵۳ ع قسطنطنیه را فتح کرد حسب فرمان سید الکونین که ضمن وصیتنامه باهل ذمه وصیت فرموده بود - بر رعایای نصرانی که تازه داخل حمایت اسلام شده بودند مراعات فوق العاده و تفضلات غیر متوقع ارزانی داشت مثلاً قائم بذات خود باتريك قسطنطنیه را قالب فرش استقبال کرده او را بمنصب خویش جای داد و بدست خود کلاه و چوبه و غیره از علامات منصب پاتریکی اورا عطا کرد - و ملل نصرانیه را اختیار فیصله کردن معاملات مابین خودشان - و حریت تعلیم اولاد بدون مزاحمت حکومت و غیرها بخشید -\n\nدین مسیحی از آغاز تا سه صد سال بواسطة دعوت و تبلیغ ترقی کرد اما وقتیکه قسطنطین اعظم که بانی بلده قسطنطنیه بود دین نصاری را قبول کرده آنرا دین ملی دولت رومی قدیم گردانید . عادت فرستادن داعیان بقوام غیر نصرانیه منقطع گشت . و این حالت تا زمان ( مارتین لوتو ) قریب از يك هزار سال دوام کرد - وقتیکه ( لوتو ) فرقه ( پرو تستنت ) را بوجود آورد و از شیوع این فرقه انگلستان و جرمنی و سویطزرلند و غیرها از ممالک یوروپ از ریاست پاپای روم خارج شد - پاپای روم باز عادت فرستادن داعیان دین مسیحی باقوام غیر مسیحیه احیا کرد تا از اقوام آسیا و افریقا تلاقی ملاقات از یوروپ نماید - و ممالک عثمانیه برای چنان دعوت بسیار موافق افتاد . زیرا که حضرت مسیح و دین او در ممالک عالیه نشو و نما یافته بود - دیگر فرقهای نصرانیه هم تدریجاً بپیرای روم تقلید کرده داعیان ( مشنریهای ) خویش را بممالک عثمانیه فرستادند . این داعیان نصرانی رعایای عثمانی را که نصرانی بودند بافکار فاسده اغوا نموده بخلاف دولت عثمانیه بغاوت برانگیختند . و دین را آله سیاست ساخته در هدم بنای سلطنت علیه کوشیدند - در مدت سه صد سال از زمان فتح قسطنطنیه از اسباب کثیره ضعفی در بنیان حکومت عثمانیه راه یافت اما اقوام یوروپ در همین مدت در علوم و فنون جدیده . و نظام عسکری و اقتصادی ترقیات نمایان کردند - و در ابتدای قرن تاسع عشر عیسوی بدولت قوی یعنی انگلیس و فرانس و روس خود را حامی رعایای نصرانی دولت علیه عثمانیه قرار دادند - در حمایت این دول قوای فتنه و فساد و بغاوت و خیانت میان نصرانیان در ممالک عثمانیه منتظم و مستحکم گردید - و ولایات ممالک واسعه عثمانیه مثلاً یونان و رومانیا و سرویا و مانتی نگرو و بلغاریا به تشجیع و تقویت دوله یورپ تدریجاً یکی بعد دیگری از ملک محروس عثمانی خارج شدند .\n\nچون ترکان روشندل و وطن پرور دیدند که فتنه داخلی از تحریک خارجی پیدا میشود - در سنه ۱۸۷۶ ع باجرای دستور و اعطای حقوق سیاسی بالسویه بهمه رعایای عثمانی بدون تفریق دین و نسل دادند . و به اینصورت فتنه و فساد را\n\nاستیصال کردن خواستند . اما این طریق انسداد فساد در بلاد عثمانی روس و انگلیس و فرانس را خوش نیامد ، بانجمنهای شورشی بلقانی که در سینت پیترز برك و لندن و پاریس بودند اشارت رفت تا کشت و خون ناحق در بلغاریا جوش و خروش بوجود آوردند - و جرائد یوروپ در دسیسه شامل شده و مبالغه و غلو را بکار برده کاه را کوه نمودند - مستر کلیدستون که پیشوای سیاسی ملت انگلیس بود بخطابهای شورانگیز که به (نیابت مدلو وهین) مشهور گشت همه عالم متمدن را خلاف ترکان برانگیخت و ترکان را وحشیان خونخوار وانموده و چنین أراجیف خلائق یورپ را بهیجان آورده بدول معظمه التجا کرد که ترکان را از خطه یورپ با ساز و برگ بیرون رانند - از شور و فریاد کلید ستون روس جرأت گرفته در سنه ۱۸۷۷ ع بخلاف دولت علیه عثمانیه جنك كرد و در سنه ۱۸۷۸ ع بلغاریا هیئت استقلالی بدست آورد - و کلید ستون لقب آزاد کننده بلغاریا یافت .\n\nدر سنه ۱۸۹۲ ع کلید ستون وزیر اعظم انگلستان شد ، و دو سال بر مسئله هوم اول ( استقلال اداری ) برای آیرلند ضایع کرد و در سنه ۱۸۹۴ ع از وزارت استعفا کرد و بجای خود لارد روزبری را وزیر اعظم ساخت اکنون حالت وزارت خوب نبود - خواستند که خیالات ملت برطانیه را بمسائل خارجیه در آویخته بقای وزارت روزبری را امتداد دهند . مسئله ارمنی را بوجود آوردند . و تائید کلیدستونرا هم حاصل کردند . مردم مانند کیڤن مالکم میکال و جیمس برائیس و ديوك آف ويست مستر کلید ستون را که پیر فرتوت شده بود گفتند که ترا آزاد کننده بلغاریا می گویند باید که آزاد کننده آرمینیا هم بگویند ... و طرفدار مسئله آرمینیا ساختند - بواسطة انجمن شورشی ارمنی در لندن بقوم ارمنی در ملک عثمانی پیغام فرستاده شد که ایشان شور و فساد بکنند دولت انگلیس ایشان را حمایت خواهد کرد - و بذریعه قونسلهای انگلیسی در ملک عثمانی اسلحه هم بطور خفیه فرستادند - پس ارمنیهای سامسون نزد شهر وان در خریف سال ۱۸۹۵ ع از ادای خراج دوانی ابا نمودند . این چیزی شگرف نبود در آن حدود در زمان سلطان عبدالحمید خان حسب عادت آن عهد لشکر را فرستادند تا محاصره کرده ارمنیها را برادای خراج دولتی مجبور کنند . ارمنیها علی خلاف عادت از خانها بر لشکر تفنگ انداخته بعضی را از سپاه عثمانی کشتند . لشکر عثمانی مجبور شده فتنه را بضرب تفنگ و اطلاق رصاص فرو نشاند لا محاله تنی چند از ارامنه کشته شدند در میان کشتگان يك دو زن و بچه هم بوده باشند چون این خبر بانگلستان رسید - يك شور و غوغا کرد را بپا نهادند - در جرائد یومیه و در سائل شهریه تفصیلات گزاف از کشته و خسته ارامنه بآلاف رسانده در یورپ و امریکا هیجانی عظیم پیدا نمودند - پس وزارت روز بری در ابتدای سنه ۱۸۹۵ ع با حکومت روس و فرانس اتفاق کرده هیئتی مفتش مشتمل بر نمایندگان هر سه دولت را بمحل واقعه از سامسون فرستاد - از تفحص و تحقیق بر محل واقعه معلوم شد که شصت و پنج یا شش از منی کشته شده بودند و این عدد را مطبوعات لندن به پنجاه یا شصت هزار کشته رسانیده بود . درین اثنا وزارت روزبری ساقط شد -"}
{"book": "adl0616", "page": 1567, "text": "تبال نجم\nشماره ١٣\nرفتند این شوخی و بینا کی و برخی و سفا کی ارامنه خیالات مردم را در ولایت اناطوليا عجوش آورد تا پس بر ارامنه حمله کردند و خیلی کشت و خون بظهور پیوست - کلید ستون بار دیگر بخلاف حکومت ترکی خطابه شدید کرد - و سلطان عبدالحمید را سفاك اعظم خواند و رای دادی ترکی ارزوی اظهار عدم رضامندی محکومت ترکی از قسطنطنیه سفیر بر طالب ر باز طلبند. اما لارد روزبری باین رای کلید ستون اتفاق نکرد. و از ریاست فرقه افراد خود را باز کشید . چنین بود انجام نافرجام وسائر انگلیس و ارامنه در سال ۱۸۹۶ ع . دوازده سال دیگر گذشت و عالم بدیگر وقائع و جنگ ها اشتغال داشت. و انگلیس را فرصت نیامد نافته خوابیده مسئله ارامنه را بیدار کند. بلکه بعضی انجمنهای ارامنه مسلك - داد اختیار کرده باشیان تك . تخلیص وطن از بلا و آسیب فساد متفق شدند - چون عب خیر و خوبی و اتحاد و ترقی درسته ۱۹۰۸ ع در ملک ترکی آغاز شد و ازاد مسلمانان ترکی و وقوع این افسوسناک حوادث موفق شد و چون خبراین وقائع مدهشه در قسطنطنیه پذیمه تار برقی بیورپ و امریکا رسید - در همه عالم متمدن يك پریشانی پدید آمد - پیرقانی کلید ستون با وجودیکه از قوای تاریکی داخلی سعی نمود که نورانیت حقیقی را زایل نماید . گفتاد ارامنه بدشمنان بیرونی ملک و ملت در ساخته قدری فتنه انگیزی کردند. اما تائیدات ایزدی نگذاشت که کثافت بر لطافت چیره گردد . از ایشان عهد میمنت مهد سلطان محمد خامس خلد الله ملکه با وجود خطاهای باد ارامنه دولت عثمانی با ایشان مسلک مواسا و محابا مربی داشته است و ایشان بر مناصب جاپله مخصوص ساخته - حتی که در وزارت احمد مختار نمودند و اینا مائیت را طر اللی غرب دار و جنگ بلقان را اداره خوب نکرد. وقتیکه جنگ عالمگیرا غاز شد. ارامنه باز بر خلاف دولت خود و وطن خود رو روس و انگلیس اعانت کردن گرفتند . این عمل ایشان سراسر غداری بدولت و مات خود خطه که آن را سرزمین ارمنی میگو بنده است و آن و دیگر جلیس مسلمانها هم است و چنان واقع شده ، که با بدست عثمانیان باید است روس - آن جا طائفة كوچك حكومت مستقل داشتن نمی تواند کسانیکه تاریخ حاضرة ملك روس خوانده اند. خوب میدانند که. ارامنه در ملک روسی چه قدر افسوستاک است . و حال آنکه درنه نورانیت ممالک عثمانیه برای ارامنه مانند دیگر عناصر ملت شما یا حقوق سیاسیه مساوات حاصل است - بخلاف چنین دولت مشفق و در رفتن کفران نعمت است - این موفقیت روسی در ارض روم نواحی لا محاله از غداری ارامنه کم یا زیاده بوده باشد . حیف که این ملت زيرك و حالات از نفع خود گمراه شده در وادی خدا سراسیمه میگردد - یک زمان بود که اکثر تجارت ممالک عثمانیه داده از آن ارامنه بود. آرطین باشا معتمد سلطان عبدالحمید خان بود ... ایشان را زرق و شید انگلیس بدام تزویر در آورده و جاهلین است و دها قسیمان متعصب از جاده صواب دور انداخته ، اخلاق ارامنه را ابل ایضاً ترکی ایضاح میدهد برای فریب دادن دو کی عادی بن جا کافی است و برای فریب دادن چهار یهودی یک دوم ( یونانی ) از ورود جهازهای جنگی خویش را بالای کوه ادارات ( جودی ) شنا کنیم و برای ارامنه ازاین کامیابی حیله های انگلیس پریشان شده - روزی بمهارت و هوش از فریاد و خروش جرائد انگلیسی در باب مظالم اراده الشارع دولت عثمانی در قسطنطنیه نمودند و اینا مائیت بدست در آمده مردم بیگناه را کشتند - و واسطه انگلیس ایشا را اجازت شد تا صحیح و سالم بیورپ خانه صیاد می آید بیرون . عثمانی .\n\nولارد ساليري رئيس فرقه کنزرویتو كا مسلك دوستی بدولت عثمانیه داشت کثرت فوق العاده از طرفداران وزارت در پارلیمنت ( مجلس ملی ) وزیر اعظم شد و نخواست که مسلک لاره روز بری را تشیع کرده مسئله ارمنی را زنده کنند. اما میباید ارامنه در لندن تدبیری کردند که لارد سالسبری را به تشیع مسلك وزارت سابقه مجبور کرد - با ارامنه ترکی بطور خفیه اشارت رفت تا ایشان روز عید جلوس سلطانی در قسطنطنیه جوق جوق در کوچه و بازار بیرون آمده راه قصر یلدز گرفتند گو یا عرضداشتی محضر سلطان پوشی میکنند. چون موت یک رئيس ضابطية ( بوليس ) دارالخلافه برای گرفتن عریضه پیش هجوم ارامنه آمد. او را به هنگامه کردند . این واقعه غداری در مرکز حکومت عثمانی مسلمانان درجه فرقه را بهیجان و غضب آورد - ایشان زد و کوب ارامنه قسطنطنیه آغاز کردند و بسیاری را از آنها کشتند و حکومت مستبده آن عهده هم قدری اغراض کرد - چون دسیسه سیاسیان انگلیسی در تجریش اجلاف در مجلس مبعوثان داخل شدند - و اعضای وزارت دولت عثمانیه کردند. تداخل سیاسیات اعتزال گرفته بود - تقام چستر رفته بخلاف حکومت ترکی یک خطابه جوش انگیز نطق کرد و گفت - : حکومتی که چنین جرائم و قلاقل را روا دارد - نه خیر - بلکه مردم را بر آن جرائم و قلاقل تشویق کنند . بار است و به پیغمبر محمد ، که این حکومت ادعای پیروی او میکند . و بار است به تمدن و بار است به انسانیت : - مطبوعات لندن اغیارها را بغلو پیش خلایق آورده یک غلیان پیدا کرد - و حکومت لارد سالسبری را مجبور کرد تا او مسئله ارمنی را بدست گرفت . نهم ماه نوامبر سنه ١٨٩٥ ع در مجلس تاریخی لندن ، یک نطق تهدیدی شدیدی بخلاف سلطان عبد الحمید کرد و دسته های سفائن حربیه دول معظمه یورپ را بدهانه آبهای داردانیل فراهم آورد - اما دولت جرمنی هیچ سفینه نفرستاده بود. پیش از سال ۱۹۰۷ و تعلقات انگلیس و روس صمیمانه نبود بلکه در میان ایشان رقابت سخت بود - و همچنین پیش از ١٩٠٤ ع میان انگلیس و فرانس دوستی نبود - بلی روس و فرانس حلیف بودند - چون مسئله ارمنی را انگلیس آغاز کرده بود . - روسی و فرانس در تعیین کردن هیئت مفتشه با انگلیس شریک شده بودند - اما نه برای اعانت انگلیس بلکه برای نظار داشتن پر دسائس انگلیسی - پس چون لارد سالسبری رفتن خواست که سفائن حربیه دول معظمه زور داخل آبهای داردانیل شده در قسطنطنیه قابض شوند - برای توبیناف کا وزیر اعظم روس آنوقت بود. راضی نشد - و فرانس هم تائید روس کرد - باین شعبده بازی روس دولت عثمانی را از انگلیس جدا کرد - و بطرف خود کنید - این بود انجام مسئله ارمنی در ابتدای\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1568, "text": "۱۱\nسال جم\nشماره ۱۳\nتفصيل محاربة عراق عرب\nابلاغیه عثمانی\nطرف سفار تکبرای عثمانی تبلیغ میکردد . نقل از جراید ایران قوماندانی اردوی عراق عرب عثمانی تلگراف ذیل را مورخه ۱۷ سیار تکرای عثمانی تبشیر مینماید\n\nاردوی فاتح عثمانی در کمال فعالیت به تعقیب اردوی مشهور و فراری تكبيها دوام میباید امروز اردوی عثمانی با دشمن در نهایت موفقیت چند ساده نموده و دشمن دو شیانه سعی میکرد پل خود را برباید عساكر\n\nدر آن نقاط غریق سرور و شادمانی کردیده و بدر گاه رب کبر با عرض نگران مینمودند و انشاء الله فرداهم بالطاف سبحاني فتح قصبه عزیز به الدنيا تخلیص بلاد ساره اسلامیه را تبشیر خواهم نمود\n\nما تلگراف قوماندان اردوی عراق عرب عثمانی مورخه ۱۸ تشرین ثانی اردوی انگلیسها با حال بسیار پریشانی قرار و اردوی عثمانی شب ور در تعقیبشان دوام مینماید امروز بعنایات شامله حضرت قهار منتظم به من بز به ارا هم اردوی شجاع عثمانی استرداد نمود و عثمانیان تا کنار شاری جلو رفته اند و انگلیسها شبیخون را که در تحت حمایه موتور\n\nعثمانی چند تن از محافظین بل را مقتول و پل را هم غرف نموده اند و چند اسپو دیگر هم گرفته اند و از دشمن بك سفينه بادبان دار با دو دو به مملو از اشیاء و ارزاق و بوميها وماشين خط نويس اغتنام نموده اند و دو کشتی جنگی دشمن که اردوی عمان را تعقیب مینمود از از آتش توپخانه عثمانی بحان نشانیده شده و قسم اعظم از مرتباتش تلف گردیده است دیروز در حینی که عساکر فاتح عثمانی داخل مجزیره می شدند نیما صدای اذان چند محمدی در بالای منار جامع شریف بلند و اهالی اسلامیه شکرانه این فتح و ظفر كه من جانب الله بود مسجد وشا افتاده و بواسطة بعيد الكليسها\n\nهای خود باردوی عثمانی نمودند مقهورا مجبور بقرار کردیدند و محمد الله قدری قوه دشمن کاسته کردید که در مقابل حملات دیشب و امشب اردوی عثمانی مقابله آنان بی اندازه ضعیف و حتی بهیچوجه اردوی عثمانی ضایعاتی نداشته است و در نتیجه تعقیبات دیشی که از اردوی انگلیسها کرده شده يك موتور حربه دشمن تخريب ويك دو به آهی آنان اغتنام و يك سفينه حريه هم مغروق وضبط گردیده ولی ارزاق و جیه خانه اش را انگلیسها احراق کرده بودند د. داخل قصبه عزیز به و جوار آن بقدری از ارزاق و تجهیزات و اشیاء متنوعه که انگلیسها نجا گذارده\n\nروح برنس بسمارك به مار شال هنيد نبرك مصالحه تشکر میکند."}
{"book": "adl0616", "page": 1569, "text": "صحيفه ۱۲ سال پنجم شماره ۱۳\n\nاند مالامال است که تعیین و مقدار آن محال میباشد و در میان متروکات دشمن موجودیت اشیاء علی صاحب منصبان و آلات و ادوات فنیه و اوراق مهمه سیاسیه دلالت تام و هزیمت کامله دشمن دارد و در جلو قصبه عزیزیه کنار نهر دجله هزاران حبخانه و صندوقهای اشیاء از انگلیسها دیده و بدست آمده است چون در حین فرار اردوی انگلیسها از هر کجا که گذر میکنند دوچار تعرض و تاخت و تاز اهالی میکردند لذا برای اعمال اهالی آن سامان و هم تعرض آنان در آنجاها اعلان کرده اند که گویان دو اردوی قرار متارکه عقد گردیده است در صورتیکه هیچ اردوی نظامی دولت با ناموس ارتکاب باین قسم دروغ را نمی نماید و اردوی عثمانی در نهایت شدت شایعات کاذبانه دشمن را تکذیب مینماید.\n\nاز منظرهای محاربه\nدخول مظفرانه عساکر سواری اوستریا مجارستان در پولیند\n\nو موافق مستخبرات اخیره ضایعات انگلیسها متجاوز از پنجهزار بوده است و در آن میان صاحب منصب و افراد انگلیسی بسیار بوده است مجبور بفرار گردیده اند در این محاربه ضایعات عثمانیان فقط عبارت از یکصد مجروح و همانقدر هم شهید بوده است و بعون حضرت سبحان اردوی عثمانی از انگلیسها بقدر سیصد نفر اسیر گرفته اند و در آن میان هم منصبان انگلیسی از مین باشی و یوز باشی و ملازم حسین بوده است و افراد هم انگلیسی بوده اند از عراق و بصره و به کویت و یک سلیمانیه.\n\nايضا مورخه ۱۹ تشرين ثانى\nعساکر عثمان و مجاهدین اسلامی امروز دشمن فراری را توقیف و آنها را مجبور بمحاربه نموده و دشمن پس از دادن تلفات کلیه منهزماً"}
{"book": "adl0616", "page": 1570, "text": "سنه ۱۳ سال پنجم شماره ۱۳\n\nاز مهمات و توپ و جبخانه و عرابه ها و تجهیزات بسیار باز اغتنام نموده اند از طرف آتش توپخانه عثمانی دو غامبوط بزرگ که یکی (قابر فلاس) و دیگری (کنند) نام داشته و باصطلاح اهالی انجا ( ابو السیله ) مینامند تخریب و ضبط گردید غامبوط کنند نام کاملا اتلاف ولی غامبوط قار قلاس را سالما ضبط و مصادره نموده اند و عده توپ و مترالیوز هائی که در دردانلها بوده و ضبط شده بالغ به صد قطعه است این دو غامبوط که بهترین واسطه حربه دشمن بوده است فوق العاده حائز اهمیت میباشد و غامبوط فار فلاس را قریبا در علیه دشمن استعمال خواهند نمود انگلیسها در بن کوت الاماره و بغداد به قسمتی از اردوی عثمانی که به بصره هجوم برده و شروع بتعرض نموده و از یکصد و بیست تیر توپی که بسمت این قوه شان انداخته اند جز چند شهید و مجروح اثر دیگری نکرده است ولی این قوه که عبارت از یک بازوی اردوی عثمانی است دشمن را دوچار ضایعات کلی نموده و مانع از عبور دو کشتی جنگی انگلیسیها شده و انها را مجبور بعودت بکوت الاماره نموده اند و از طرف عثمانیان به غامبوط انجام شده فایرفلایی نام اسم سلمان پاک داده شده است.\n\nايضا تلگراف ۲۰ تشرين ثانی\nاردوی عثمان پیوسته در تعقیب اردوی مقهور و فراری انگلیس دوام مینماید بلطفه تعالى قصبه بعمله را هم عثمانیان استرداد نمودند يك سفینه جنگی کوچک مسمى ( به السادن ) بايك دوبه آهنی که دا رای دویست و پنجاه تون حجم بود سالما با ارزاق و جیخانه و مهمات بسیار زیادی انتقام نموده اند و یکمقدار هم باز اسیر گرفته اند و جمع اسرا به هشتاد صاحبمنصب انگلیسی و یکصد و بیست نفر بالغ میشود و ضرر مادی دشمن در نتیجه تعقیب اردوی عثمانی متجاوز از یکصد هزار لیره تخمین زده شده است و در میان دشمن هشت نفر تبعه خائن عثمانی بوده و تیر باران شده اند و غامبوط سلمان پاک نام که دیروز اغتنام شده بود برای مختصر آسیبی که از آتش توپخانه عثمانی باو وارد گردیده بود برای اصلاح ببغداد فرستاده شده است و انشاء الله عراق عرب را از لوث اعدا تطهير و احوال این اردوی با عزم و قوت عثمانی بسیار خوب است و امروز بهیچوجه اردوی ما دو چار ضایعات نگردیده است\n( رعد )\n\n. قبول اسلام .\n( ترجمه از اخبار های هندستان )\nهندوهای ذیل که مرید سر آغا خان بودند علنا از مذهب هندو تائب شده مسلمان شده اند. همراه عيال و اطفال خود\n\nنام اسلامی | تعداد عيال واطفال | نام هندوکی\nحسین بهائی | ٥ | سوهند اراء زرگر\nمحمد اسمعیل | ٤ | مانکو زرگر\nمهدی محمد | ۱ | رام بهایا زرگر\nقاسم | ۱ | صاحب دینه زرگر\nمحمد قاسم | ٠ | چهوچهو زادۀ گر\nمحمد بهائی | ۱ | حکم چند\nقاسم | ۱ | پهه زرگر\nخیریت علی | ۱ | ملقانی سنگر تهیوار\nحسین بهائی | ۳ | بهایا\nجعفر | ٥ | حیونا\nمیزان | ٢٦ |\n\n، وطن پرستی عثمانیها .\nاخبار دیلی میل انگلیزی در شهاره تازه خود از کیفیت وطنخواهی عثمانیها از آغاز جنگ نوشته است که بچه شوق و ذوق تمام برای امداد مالی و جانی به حکومت سنیه خود مهیا هستند این کیفیت عجیب را چنان بیان میکنند. همه اسباب عیش و عشرت در اسلامبول معدوم شده اند رقص خانه ها . دنیا روها همه موقوف شده اند. پیش مردم هر قدر روپیه زیاده از خوردن و پوشیدن باقی میماند آنرا بخزانه حربی تحویل میکنند. اطفال کسی هم خرج های زیاده و اسراف و ابذار را ترک کرده اند . هر قدر پیسه اضافه داشته باشند بوزارت حربیه ارسال میشود . کادیانها هر قدر رقمی که از خرج اسب و کادی زیاده شود راست بوزارت داخله میفرستند. عورات مستوره هم کار بافنده کی کرده در بازار فروخته نفع آنرا در خزانه حربی داخل می کنند .\nو فالنصر لهم انشاء الله العزيز .\n\nاختلالات هندوستان\nو پیغام داره .\nروز یکشنبه در کلکته دو نوجوان بتکالی بر بایسکل سوار شده در خانه يك شخص هندو بنام وقتو ۲ بجه داخل شدند، و صاحب خانه را گفتند که فی الفور ۵۰۰ روپیه نمایده ، شخص مذکور انکار مطلق کرد که نزد من روپیه موجود نیست. آنها گفتند که سه روز میشود که واردت از مدراس آمده نزد او بسیار روپیه موجود است ولی صاحب خانه از انهم انکار نمود - لهذا يك بتکالی گفت که در آخر این هفته خانه ترا تاراج خواهیم کرد و همه خاندان ترا خواهیم کشت تا شام هر قدر میتوانید حفاظت خویش را نمائید و پولیس راهم خبر کنید.\nكذا\n\nبنام ( بابو کرنا موهن چکر اورتی ) که در کلکته يك رئيس مشهور و معروف است يك خط بی امضا رسید که ما شب شنبه بر خانه شما حمله کرده منال تانرا می بریم و نیز شما را اجازه داده ایم که خبره پولیس برسانید خود مقرر کنید. چون بابوی مذکور المراسله ( محبت سلسله ! ) را در ( اسعد اوقات ) مفتوح نمود، فورا به پولیس اطلاع داد و پولیس ها به شب شنبه خانه او را حفاظت کردند مگر هیچ حمله در ان شب نه شد. ولی فردای آن بوقت پیشین يك گروه داره ها بر خانه او حمله برده و هر قدر اسبابی که یافتند در همان وقت گم بردند. پولیس ها در سراغ ایشان افتاده اند...\n\nه دار های تعلیم یافته ،\nاز کلکته اطلاع رسیده است که پولیس تارا کشور چند نفر را بتهمت داره زنی گرفتار کرده اند این نفری عموماً بسیار آدمهای شریف و از خاندان های محترم تعلیمیافته میباشند ازین ۲۵ نفر گرفتار شده کسی بی ای ، کسی ایم ای هستند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1571, "text": "صحیفه ١٤\nسال عم\n\n( اختلالات )\nهند\n\nداره مدناپور :\nشب ۱۸ فروری چند نفر داره زنهای مسلح به خانه ( تولكو انانيه ) در آمدند، اهل خانه بخواب خوش رفته بودند. نفری « داره » زن صاحب خانه را بیدار کرده جای روپیه و زیور ها را پرسان کردند. زن مذکور بنای نعره زدن را گذاشت ولی آنها او را ساکت ساخته هر قدر روپیه و زیور و غیره که یافتند گرفته و به زن مذکور تسلی دادند که این روپیه ها و غیره را عنقریب پس به او می دهند . چون ایشان را راندند زن مذکور غلغله انداخته و شوهر خود را که بدیگر طرف خواب بود از ماجرا واقف ساخت شوهرش پولیس را به تيليفون اطلاع داد ولی تا حال سراغ آنها معلوم نیست .\n\nكذا :\nبازار داره زنی در بنگال هنوز گرم است، داره ها همه مسلح اند. همین صوبه بنگالی کیفیت ترس آور يك داره را که در روز روشن نزديك تهانه ( موریل گنج ضلع کهلنا ) در خانه يك نفر ( بابو گریشن چندر دای ) درآمده نقد و زیور ۸ هزار روپیه کلدار را گرفته بردند، ذکر می کنند که پولیس در جست جوی آنها هستند .\n\nكذا :\nيك جميعت نوجوانان بنگالی که قریب ۳۰ نفر بودند به نصف شب در خانه ( بابو بینی ماذهب کهنا ) ریختند . همه زیورات زنان ، و ما فیهای ترنك ها، و بکس ها را کشیده همراه چیزی نقدی بردند ، اینها همه مشعل های روشن در دست داشتند، و ریشها و مندیلهای ساختگی داشتند . پیش آنها تلوار هم موجود بود .\n\nكذا :\nقریب ۷ یا ۸ آدم در نصف شب به حدود ( رای پور ، ضلع دهاکه ) در دریای اریل خان بر يک کشتی که در مالکیت شیخ محفوظ الدین نامی بود حمله کردند بعد از جمع نقدی و دیگر اسباب متفرق فرار کردند و می گویند که همه شان بارود هم داشتند .\n\nكذا :\nده نفر اشخاص مسلح ریشهای ساختگی برنج چسبانده در يك كشتی سوار بودند، کشتی را در شهر ( سلیم گنج ، ضلع بقره ) در آورده بر يك کشتی يك الهی بخش نامی حمله کرده و بزور و تخویف کلیدها را از آنها گرفته قفل های صندوقهای آهنی را باز کرده قریب ٤٠٠ روپیه نقد کشیده بردند و بر کشتی خود سوار شده پس رفتند .\n\nكذا :\nده ، دوازده نفر بخانه بابو میش چندر کرمکار بوقت نصف شب داره زده و اهل خانه را ترسانده بعضی بکس ها را شکستانده نقد و جنس که حساب نشده برده اند .\nه در همه واقعه ها يك سراغی هم یافته نشده پولیس ها .\nه سر گرم تفتیش اند .\n\nشمارۀ ١٣\n\nترجمه از اخبارهای هندستان\n. قوانين ظالمانه .\nدر هند\n\nشرح این قصه جانسوز نگفتن تا کی\nسوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی\n\nدرین ایام لهجه مقالهای اخبارات ملت محکوم مظلوم هند بسیار آبرو و دلسوز است، انتظام و سر رشته از دست انگلیزها رفته آغاز بی انتظامی و اجرای قوانین غیر معقول وحشیانه ، سراسیمگی شانرا اظهار میدارد اما آنچه ما فکر می کنیم در هند بجز « دارهای نوجوانان » هیچ چیزی دیگر نیست که باعث پریشانی آنها شود . پس معلوم است که این داره های اهمیت فوق العاده دارند ! ... که برای جلو گیری آنها قوانین وحشیانه اجرا میکنند گردان پریشانی حواس شان است چنانچه يك دو سر مقاله یکی از اخبارات مذکور را اجمالاً ترجمه میکنیم:\nتهذيب عصر حاضر و انسانیت قرن موجوده مدعی است که طبق اصول حقانیت پرورانه و قواعد معقولیت گسترانه میباشد . این دورۀ تمدن در یورپ البته اینقدر کار کرده که بگناه ملزم دیگر، مرد دیگری را نمی گیرند و آزار نمی دهند .\nاما .... در هند سياه بخت يك قبيله بیگناه امن خواه را به یکنفر که آنهم شبیه میباشد، در قید مجازات می آرند زیرا احتمال است که در همین طریق مجرم حقیقی هم گرفتار پنجه عقوبت ضمناً شود! ... بعد از ان بارباب حل و عقد هند يك خطاب مایوس از جوانی کرده می گوید که این مجازات و نظر بندی ها که گرفتار شدگان آنها بهیچ وجه از حال خود خبر ندارند اظهار میدارد که حکومت بریطانیای عظامی از تشخیص مرض اصلی عاجز آمده، بمثابه طبیبها معالجه میکنند، ولی افسوس ک این دواها به مزید الم آنها و تصدیع خود معالج ها خاصیت می بخشد\n\n§\n\nدر يك شماره دیگر خود بعنوان تاثر بخش و ریزش ناله وار « قانون حفاظت هند » ترجمانی کرده فریاد او را بر عموم عرض میکند چون ازان فریاد احوال عمومی مطبوعات هند و قانون معلوم میشود اجمالاً ترجمه میشود :\nقانون حفاظت هند فریاد میزند که اخبار « استیتسمین » و « کامرس » لقب، « غمخوار هند » ، « فریند اف اندیا » داده هر روز بخط جلی مرا یعنی خود را بآن مزین میسازد ، در حقیقت غمخوار هند نیست؟ پروگرام های سیاسی که مدنظر حکومت هند است خاک انداخته چنان خود را در آب و رنگ اشاعت میدهند که در حق بارود فساد و اختلال عامه سوزان دارند .\nمراد از اجرا و نفاذ من ( قانون حفاظت هند ) این بود که من اخبار راست راست ( ! ) تار و پود آن یعنی خبرهائی که بواسطه « رویتر » و « سکرتری آوف ستیت » میرسد بهندوستان برسانم اما این « ابنای هندوستانیها » اکاذیب و اباطیل اخبارات « امپریال پایپرا » در صفحه خود درج کرده مطلب مرا پامال می کنند، این خبرهای دروغ با آب و تاب خبرهای بسیار راست و سرکاری در « استیتسمین » اشاعت بالکاذب است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1572, "text": "صفحه ۱۵\nسال حجم شماره ۱۳\n\nرنیه می اندازد که چنین خبرها هم وجود دارد که ریوٹر، و متحده و بنگال توش است چرا برای پنجاب پیش شده است ؟ آیا اخبارات « اینگلو اندین » تحت قانون مطبوعات هند نیستند که از ایشان بازخواست نمیشود ، در کدام صوبه ممنوع الدخول نمی کردند و هر جا كه سنك است بهای لک اخبارات عاجز از دوست این چند سوال است که هر هندوستانی منتظر جواب آنها هست !...؟\n\nخبرهای جنگ\nالمترجم ( عبد الهادي )\n\n۲۲ فروری خبر لندن — يك لنگر جهاز ( دونکل ) نام دولت برطانیه را آبدوزهای دشمن غرق نمودند عمله و نفری آن نجات یافته —\n\n۲۳ فروری خبر لندن — يك لنكر جهاز ( دیمتر میتی ) نام دولت برطانیه در بین در یاسفر می نمود که يكايك در بين مخزن ذو غال آن آواز پریدن بارود شنیده شد و جهاز مذکور شکسته به بسیار حالت خراب بر ساحل رسیده گفته میشود که این هم شیطانت جرمن ها است —\n\nويك انكر جهاز ( لافليندر ) نام دولت هالیند را هم کشتی های زیر آب جرمن غرق نمود — ويك لشكر جهاز ( ويست برن ) نام دولت برطانیه را جرمن ها تقدم مال غنیمت گرفتار کرده بوده اند بعد از آن معلوم شده که جهاز مذکور را غرق نمودند و نیز جهازات ( فاسمنگی) و ( هیورس ) و ( می کنارش ) و ( وايد نبيك ) و ( كيمبرج ) و (بلي) و ( الكسمبرك ) نامان دولت برطانیه را آبدوزهای دشمن غرق نموده.\n\n(۲۰۶) نفر افسران و عمله جهازات مفروق را مقید کرده برده اند\n\n۲۵ فروری خبرلندن — از جزیره ( تلزیف ) واقع سمت غربي ملك افرغه خبر رسیده كه يك لذكر جهاز جنگی قسم گرو زیر جرمی بمثل جهاز ا بمدن در علاقه جات مذکور طوفان برپا کرده چنانچه در همین چند روز چهار لنگر جهازات دولت برطانیه را غرق نموده —\n\n۲۶ فروری خبر لندن — سپاه سرویه و ماتی کرو با وجود حمله های بسیار سخت سپاه استريا ملك البانيه را خالی نمودند — و سپاه آستریا داخل شهر ( درازو ) گردیدند —\n\n۲۶ و ۲۸ فروری خبر لندن — يك لذكر جهاز ( دیدو ) نام انگریزی را آبدوزهای دشمن غرق نمودند عمله و نفری آن نجات یافته و يك لذكر جهاز ( مسيو حا ) نام انگریزی که دان و مسافران عازم سمت ( جبل طارق ) و ( و مارسیلها ) ويلمان و ( عدن ) و ( يميني ) و ( کراچی ) را گرفتار هلاکت ساخته و يك كروو از ورا كريزي قريب بندر گاه ( دور ) همراه يك سرنك بحرى تصادم نموده غرق کردید از جمله ( ٤١١ نفر ) عمله و نفری آن ٢٦٠ نجات بافته و يك لذكر جهاز (ناست نت ) نام الكرزى ويك جهاز ( برگ ) ويك لذكر جهاز ( تارن بارن) نام نمیره دولت سویدن را در بحر روم و يك لنكر جهاز ( ميكان برك ) نام تمبر ٦ دولت ها ليند و يك لنكر جهاز ( برنكليك نام نمبر ۷ ) دولت فرانس و يك تنكر جهاز ( پشتکانی نمبر ۸) نام دولت روس را آید وزهای دشمن در بحر روم سمندر غرق نموده — کویا در عرصه ساروز هشت لشکر جهازات دول متحده غرق کردید.\n\n۲۸ فروری خبر الندن در میدان فرانس در دیگر جمله مقامات جنگهای خفیف حسب معمول جاری است مگر در محاذ ( وردن ) این قسم يك جنك سخت و خون ریزی جاری است که این چنین جنگ سخت و خون ریز قبل ازین کاهی پیش نیامده بود و نیز معلوم شده که جر من ها از چند روز تیاری این جنگ را کرده بودند و قیصر جرمن بذات خود در جنك"}
{"book": "adl0616", "page": 1573, "text": "شماره ۱۳\nاعلان\nسراج التواریخ\nجلد اول و دوم\n\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت (تاریخ آنست. (سراج التواریخ)\nآئینه حیات نمای ملت جلیل افغانست. زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس\nیافتن دولت افغانیه حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین\nدر سگاه عبرت، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود ، هر فردی\nملت را واجب است که یک نسخه از آنرا بدست آرند و مانند در زمان\nدر کتابخانه قلوب خودشان نگهدارند. علی الخصوص که کتاب مذکور\nبه نیت خالصانه و خیر خواهانه استفاده عمومی به امر و فرمان ذات عرق\nصفات بادشاه مقدس ما اعلی حضرت ، سراج الملة والدين و تأليف و تدوير\nو در مطبعة حروفی دار السلطنه کابل بزیور طبع آرایش و تزئین یافته است\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان (سدوزائی)\nیعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیه افغانستان تا ورود اعلیحضرت\nامیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل تحت مراد\nو جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان (محمد زائی) یعنی از ابتدا\nحکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان قابه اول جور\nاعلی حضرت ، ضیاء الله والدين امیر عبد الرحمن خان ، طاب ثراه و\nتارخ خود را جامع میباشد و از ابتدا تا آخر و از هر حیث جامع میباشد.\nکتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است.\n\nنمبر (۱) پشتی چرمی چرم تصواری دانه دار کابلی پخت چهار\nجدول طلابر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اعلم\nبندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کاملی –\n\nنمبر (۲) پشتی مقوار و به کیر ماشی چهار گنج و زیر چرم فرعد\nحاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلامیه سیزده روپیه از\nنمبر (۳) پشتی مقوا رو به بيره لاجوردی چهار کنج وزیر\nمینی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاب\nجزء بندی شده یازده روپیه پخته کاملی و ده شاهی –\n\nنمبر (٤) پنتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی در\nکاملی تحت حاشیه وانه کتاب و نشان دولت ورق طلامجه کود\nشده ده روسیه تخته کابلی و به شاهی –\n\nنمبر (ه) پشتی مقوارو به ابری سرخ چهار کنج و زیر کیر سیا مالم که\nو نشان دولت ورق طلاء جنه كوك بندی شده به روپیه بی\nو یازده شاهی\n\nصفحه ١٦\nسال پنجم\n\nمذکور موجود میباشد درین جنك جرمنی ها این قسم بك آله جديد\nاستعمال نمودند که شعله آتشین آن از دوازده ميل إلى نجاه و پنج ميل جمله\nاشي أو حيوان و انسان را فنا می نماید و درین جنك جرم ها آنقدر\nبشدت همه نموده اسبابهای تباه کن استعمال می نمایند که هیئت جغرافیائی\nمیدان جنك تبديل يافته یعنی کوه هموار شده و زمین های هموار\nصورت تپه ها و در بارا اختیار نموده والحال سياه جر من بفاصله چند میل\nوردن میباشد\n٤ مارچ – یک عدد جهاز هوائی از جمله جهازهای که قبل از این\nدر پشاور پرواز داده بودند در قریب نوشهر بروزشنبه ۲۲ ماه حال از هوا\nزمین افتاده دو نفر انکلیز که در جهاز مذکور بودند هم هلاک شده\nو جهاز هم تکه تکه شده تحصیل دار آنجا خبر شده برای حیف کمشنر اطلاع\nداده چیف کمشنر حکم کرده که بهره مفرو کنید که کسی نزدیک آن رود\nو مردم واقف نشود به عمل ۱۰ بچه شب تکه های چهار را در دریا بیندازید\nو مرده های دو نفر انکلیز را دفن کنید – فقط\n\nاجمال آخر ترین خبرهای جنك\n\nاز قرار زیونهای روسی که در اخبارها نشر میشود گویا روس\n(ارش روم) و (تبلیس) را گرفته اند اما یك نتيجة قطعی هنوز حاصل\nنشده است. در رزمگاه مشرقی جرمها وضع ندافی را گرفته همه\nمهاجمات خود را بو رزمگاه مغربی صرف میکنند ، و از نتیجه آن\n(وردن) نام مستحكمات ملك فرانس را بایک قسمی از اراضی ملك\nجدید فرانس بدست اوردند درین جنگها تلفات عظیمه عما کر فرانس\nوجر من وقوع امده است – خبر لندن از ۷ مارچ مظهر است که در لندن\nبرفباری شدید در پتروز ها شده است. در انتهای این برق باری به عدد\nزیانهای جرمنی بصورت غیر متوقع پدیدار شد. تا محال خیال کرده میشد\nکه زیبانها در برفباری حرکت کرده نمیتوانند و دیده شد که در ابرهای\nکمتر بلند و کمال موفقیت و کامیابی پرواز میکردند ، و در سمتهای مختلف\nدهشت نشاندادند. و بريارك شاير، وان كولن شاپر ور تلنيد ، و هكدين\nتلفات نفوس ، و زيادي دكانها و خانه ها و ديگر عمارات بوقوع آمد ، يك\nلشکر جهان کمپنی انگلیزی از (بلونا) بطرف امریکه میرفت بر ساحل\nامریکای جنوبی با کوهی مصادمه کرده با جمله عمله ای که ۱۰۷ نفر، و\n۳۳۸ ما قران غرقاب خافنا كرديد . – يك لنكر جهاز بریتانوی\nموسوم به (راتبه سی) غرقاب شده است، و نیز جها موسوم به\n(ماننده) غرقاب شده است. شایع شده است که (یوسف عز الدین\nافندی ولیعه دولت علیه عثمانیه به اراضی فلسطین برای نظاره قوای اردوی\nعثمانی که برای مصر حاضر شده است. يك احتفالات عظیمه برای\nجشن (اتحاد ترك و جرمن و استریا و بلغار) در استانبول بره میباشد\nو روانت که پادشاهان دولتهای مشارالیهم در انجا اجتماع خواهند کرد.\nقیصر جرمن به پرنس سعید حلیم باشا صدر اعظام دولت عثمانیه نشان\n(اعلنوار) یعنی عقاب سیاه را که از نشانهای بزرگ دولت جرمن است\nعطا فرموده فقط\n\nمحل فروخت\n\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگرد\nوقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا العليه\nهمایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك و قابه شیران\nو جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس\nاز طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن در\nخواهد شد فقط\n\nدر چاپخانه حروفی دار السلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مدیر و مسیر محور تهران\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1574, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خودرا ياد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خودرها بی پایم تمکن نشد لهذا با کتبخانهٔ مركزي دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده با کتبخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهده حيث خود قبول نمود . مشتركين كرام دارالسلطنه خود را مخيّر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا واسطهٔ آدمهای کتبخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خر یداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد ها اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود.\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است. از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و با دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود رسم هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار في سطر يك قران یعنی نیم روپیهٔ کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند في سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر يك ستون اخبار ما ( ۳ - اینچ - ٤ - سوت ) میباشد.\nهرگاه شخصی اعلان خود را متمادیاً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق وقایه در سطری چار آنار اجرت گرفته میشود.\n\nاعلان\nحَيَاتُنَا قِطْعَةٌ مِنْ\nسَيَاحَةٍ رُوِى زَمِيْنْ\nدر ۲۹ روز\nآسيا اوروپا أفريقيا\n( مطبعة عنايت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوشکاران عرفان جلوه عرض میدهد ، بدست آرید بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجاه و همراه دور و سیر میکنید . ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مكمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید چه چیزها می بینید. چه چیزها میشنوید. چه لذتها چه سرورها میگیرید ! علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر ! این اثر از سه جلد مركب و زيب وقايه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحيفه ، و با ( ١٠٥ ) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است . قیمت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست ، کاغذ اعلا ، چاپ حروفی ، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار و دگرچه میخواهید ! همینقدر که یا در نفس مطبعه مبارکه در ده افغانان ( عبدالروف ) خان سر مرتب مطبعه مباركه ، یا در بازار ارك بدكان ( باز محمد ) تاجر کتب یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسه شاهی بدكان حاجی ملا ( غلام محمد ) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگر کاری نمیماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1575, "text": "( اعلان )\n\nپراکنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، و عبارت از يك مجموعۀ اشعار انداز تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوبی طبع دارا ، بالتصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان . بی تقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب همگی خریده میتواند .\n\nاعلان\n\nجزیرۀ پنهان\nدوستداران مطالعه آثار ادبیه را مژده و ازین خبر رسیده گزار ، مطبعه عنایت ، کام شما را شیرین نمائید . جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگانی نوع بشر فی نشر نظریات و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن هم فضیلت خوب جالب خوبی باطنی و ظاهریش بسیار ارزان تنها (٦) شش روپیه محل فروخت فی مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، و دکان باز محمد در بازار ارک و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلمی و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هرکس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت در وجه کابل\nسیاحت دورا دور زمین بهشاد روز مجلد •\nسیاحت در زیر هوا مجلد •\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد •\nاز هندهن منحنی و از هر چمن سمنی مجلد •\nروضة حکم مجلد •\nپراکنده مصور مجلد •\nجزیره پنهان مصور مجلد •\nهر کسی که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاحده و شماره های متفرقه آن و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریداران که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارک بقیمت های معین آن خریداری برده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه مبارکه ، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1576, "text": "شمارة ١٤\nسال پنجم\n\nسراج الاخبار الافغانية\n۱۳۳۹\n\nفهرست مندرجات\n\nمنابع خانه ادبیات ( کو کبه بهار پر تجمل در دار السطنة کابل\nعلوم وفنون )\n\nحوادث خارجيه\nخبرهای داخلیه ایران - استعداد همدان - ورود المانها - اتباع انگلیسی در شیراز - در کرمان - هیجان اهالی عراق - ورقة فوق العاده در قم - جنایت جدید در کرمان - تصمیم دولت - خبرهای جنگ از جراید اوروبا - المان زود ورسيد - جنك تحت البحري - تلفات وارده بدول متفقه و بیطرف در یکماه - در عقب فرونت المان در مشرق - انتقالات بزرك قشونی - طوفانهای سخت انگلستان - ملاقات قيصر وصدر اعظم عثمانی - جایگاه زیپلن در صوفیه - خبرهای ممالک عثمانی - شیخ احمد سنوسی - عثمانی و عالم اسلام - حالات روحیه اسلامبول - اسرار کالی بولی - ابلاغیه عثمانی - حوادث ایران - جنگ در همدان - جنك ساوه - حركت علما از عراق - در همدان - راجع بجنك ساوه - ورود سواره بختیاری - حوادث جنك - تدارك ورود قیصر به قسطنطنيه - المان و عثمانی در ایران - ترجمه از اخبارهای عربی - تركيا و الشرق - ايات بينات - اجمال آخر ترین خبرهای جنگ - خبرهای راجع بعثمانی -\n\nاعلان\n( سراج التواريخ )\n\nتصاویر\n} از مناظر اماکن مقدسه اسلاميه - مدينه منوره - مسجد قبا - بيت المقدس - جنت البقيع\nدر مدينه منوره"}
{"book": "adl0616", "page": 1577, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه رفیخواه دولت علیه افغانیه وبسعی و همت جناب حربی کار خانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر اقمشهای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورمهای عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای ذیل ( در دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گز انکلیزی ۳ فوته مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قدری کار قیمت آن ۱۰ چه زیادت است\nرقم | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ | رنگ خودرنگ\nقیمت | تا حال ساخته نشده | ٦ روپیه ۱۸ پیسه | ٦ روپیه ۱۱ پیسه | ٦ روپیه ۱۰ پیسه | ٦ روپیه ۹ پیسه | ٦ روپیه ۸ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انکریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه کشمیره دار هر رقم ۷ روپیه بیست و پنج پیسه\n\n(۲) تکیه های چرمی محراب و منبردار (۳) جراب\nرقم | تکانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | میانه فی درجن | خورد فی درجن | کلان فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | ٤٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ٤٠ پیسه | ٥٠ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم | چرم باف یک اسپه | چرم باف همرکاب | زه باف یک اسپه دو کره ده تاره\nقیمت | ٨ روپیه و ٣٣ پیسه | ٦ روپیه و ١١ پیسه | ٨ روپیه و ٢٤ پیسه\nرقم | دسته دولانه یک باره اسپه | یک اسپه چار تاره نخی | چرم باف دسته دولانه یک اسپه\nقیمت | ٨ روپیه و ٣٣ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه ٤٦ پیسه\nرقم | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکاب | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه\nقیمت | ٣ روپیه ٥٥ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٤ روپیه ٥٧ پیسه\nرقم | از زین سواری شیخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه | چرم باف میانه چوبه بیت زنانه\nقیمت | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨ پیسه | ٥ روپیه ٨٥ پیسه\nرقم | نیچ چرمی کمک دار | چرم باف مابین بیت یک لایه توری | دسته دولا سامی و نجی کلیت نقره\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٨ روپیه و ١٢ پیسه | ٤ روپیه ٤٥ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی شر\nبیت | کل نسترن | کل جیرین | کل برینه | کل شیو\nقیمت | | ٥ روپیه ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه | ٦ روپیه و ٧ پیسه\nقسم | کل یاسمن | کل استوق | جلیل | شکوفه نارنج\nقیمت | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٣٨ پیسه | ٦ روپیه و ٨ پیسه | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه\nقسم | | کل گلاب | شکوفه سیب | کل سوسن\nقیمت | | ٧ روپیه و ١٢ پیسه | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\nقسم | | | کل گندمی\nقیمت | | | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( المشیر )\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانیات ( کپتان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1578, "text": "جنه (۱)\nقيمت ساليانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nبقیمت داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nجریده روز یکبار نشر میشود\nقیمت نیمه آن در کابل یکسانی است\nمضامینی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسال پنجم\n(شماره) ١٤\n\nمدير و محرر مسئول\nمحمود طرزی\n\nالادارة والمطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحريريه به اداره خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nتاریخ قمری ١٥ جمادى الاول ١٣٣٤\nتاریخ انگریزی ۲۰ مارچ عیسوی ١٩١٦\nتاریخ شمسی ۳۰ حوت ۱۲۹۵\n\n( يكا تون ) ، ونواحی آن ، و ( شيوکی ) و ( بنی حصار ) و غيره در آغوش کشیده است که همه این بقعه ها و خطه های که بیان شد با باغها و درختزارهای پر درخت میوه دار چون شهد خوشگوار محاط مانده است! همینکه طلیعه سلطان حشمت نشان ( بهار ) از دور پدیدار میگردد، و خبر پر بشارت تشریف حیات ردیفش را سیله ی مرغکان خوش الحان چون ساره و گنجشك و كنجی ومينا وبلبل وسار وغيره برعوالم بساتين جنت آئین نشر و اعلان میکنند، هماندم خون همه درختها بجوش می آید. حینها، دامنه ها ، کنارهای جویبارها گلپوش میگردد. خزینه دارهای ابرهای ربیعی پیشتر میرسد. قدینه های باران رحمت را بر آنها نثار میکند. مشاطگان و آرایش گران بادهای بهاری در پی آن میدود. سبزه ها را زمردپوش میسازد ! شکوفه ها را تاج الماس برسر مینهد ! لاله و سوسن وسنبل را جواهر پوش میگرداند الا آنکه خورشید جهان افروز نوروزی آمده بر تخت اعتدال فصل رسمی جلوس مینماید. و بر همة عالم عدل ومساوات تساوی لیل و نهار را در اول یوم جلوس خویش اشهار و اعلان میباید ! حرارت غریزی بهمه اجسام نامیه می بخشد. تجلی جمال شاهد قدس پرده غیبی را باید بیضای موسوى (يحيى الارض بعد موتها) و با نوکهای قلمهای شعاعی خود به تصویر کشی آغاز مینماید! از هر طرف نور حیات میبارد. از همت جوهر زنده کی میروید . از هر جهت نور میریزد، در هر سینه سرور می افزاید ! بیاید کابل را در چنین فصل به بینید! اول دلبر طناز رنگینی انبازی که در پریستان سلیمان بهار بنام ( لاله ) موسوم ، ويلقب ( لعل يرى ) ملقب است. در کوهها و دامانها و دشتها جلوه کاری رقص پری مثالی میدراید، ويك عالمی را با خود برقص شريك میسازد ! در دشت بروید به بینید : سودهٔ زمردیاش داده شده است ! در هر هر جای این قطعهٔ زمرد یکیت دلبر نازنین لطافت اندام بوته ( لاله ) را می بینید که قد برافراشته و يك فانوس از لعل شبچراغ که نور الکتریکی تجلی جمال شاهد صنع در آن افروخته شده است بدست گرفته بر دلهای دلخسته گان جگر تشنگان عشق چهار ، انوار رحمت میریزد!\n\nصنايع بديع بيانيه\nکوکب نهار بر مجمل در دارالسلطنه کابل\n\n(کابل) بگو و مگذر ایکه قدری تأمل فرما ! وصف الحال (کابل) (کابل) هویداست ، و آن چیست؟ این است: (آب) است میان ء گل چکیده. خود لفظی را به بینید! (آب) مرکب است از دو حرف: (الف) و (ب)، و این دو حرف در میان دو حرف دیگر که عبارت از (کاف) و (لام) است واقع شده است. گویء که لفظ ء گل را تشکیل داده است (۱)، (ب) که لفظ (آب) را تشکیل داده چون در میان (کاف) و (لام) که لفظ گل را بوجود آورده است بچکد، آنرا آبگین و پر آب و با طراوت و تازه و با نمک و شیرین و خوشگوار و با مزه ترین کرده - نام آب در گل چکیده (کابل) را بوجود آورده است. تصویر معنوی را بشنوید ! کابل قطرهٔ آب باصفای سحاب علویت خداوندیست که سفت و پخت بودن يك دولت محتشمهٔ مقدسهٔ اسلامیه را از هر جهت ثابت میباشد. و ازین سرچشمه میبارد که آب حیات مآب نشو و نمای حیات عضوی در هر هر طرف ملك - يعنى خاك پاك وطن مقدس - سريان و جریان میکرد، و شجر سلطنت اسلامیه را شاداب و بارور میگرداند! ازین آب حیات جناب ، در وسط يك عالم گله چنان مینماید که گویا خنده دارد و ازین محاسن آئین در میان يك گلستان پرشکوفه و ياسمين تكيه زده و در کار و ادای دلبری شده باشد ؛ سمت غربی شهر عزیز ما را حودهٔ پر فیض و پر برکت و پر میمن روضهٔ (جاردهی) نام وادی جسیم بسیار دلنشین احاطه نموده، و سمت شمالی آنرا باغهای (باغ بالا) و (نانچی) و (شهر آرا) و باغهای درهٔ (درهٔ افغان) در بر گرفته، و سمت شرقی و جنوب شرقی آرا باغستانهای مصفا"}
{"book": "adl0616", "page": 1579, "text": "سال نجم\nشماره ١٤\nسبزه را باز مرد ، لاله را بالعل چه مشابهت : حیات را باسمات مشام عقل حواس جنبه ملکوتی را معطر میگرداند. این فصیله .\nجاد را با نبات چه مناسبت و در سبزه روح طراوت در لاله جان لطافت در شهرستان پریستان حضرت سلیمان بهار چون جواهر پوش خود\nمجسم، در زمرد موت جمادی، در لعل افسردگی خلقی مبین افتاده است. خوشرنك على شده اند لقب لطافت مكسب (فیلم پری) را احراز نمود\nهمین مشابهت و مناسبت که هر دو از يك شمس رزق انوار حیات کار را بینید که یک بلبل نشیده دارای بارگاه جمعاء حضرت ( بهار )\nمیگیرند و بس ..\nباشق دلباخته افتاده مصنوعات رنكار تك اوست در حق سرور و سرا\nیکنار آبار به سیزه ولانه نظر کن جهان جهان سیره زمان زمان لاله این فصیله یعنی جناب ( بنفشه ) لطافت پیشه چه تصورات تصویر میک\nجلوه گری لاله در دشتها و دامانها مرمکان شوخ وشنك ، وير واله\nهای رنگارنگ پس زرنگ را نیز رقص میدرارد ، لاله اول معلمیست که\nدرسهای نشید های مدیحه حضرت بهار را به شاگردان طبیعت خوان\nدبستان های سلطنت بهار از ر میکنند !\nحالا از کلام شیرین مقاله بك صاحب عالی که از عشاق جمال با کمال\nحضرت بهار است در مدح ( لاله ) الظما چیزی بشنویم :\n\nرویدا كراز نافه تا تار منقشه\nخوشبو بود چون خط دلدار سفته\nای در حین حسن تو بیکار منشه\nبا تازه کی خط تو چون خار سفته\n\nآتش کده آید بنظر محسن گلستان\nکل آتش و هندوی پرستار بده\n\nچون تیل کبود است زبان در دهن او\nکرد است زين وصف تو تکرار سف\nتابيه كند جان کربیان کل از ناز\nبكرته بكف سوزن و هم تارينك\n\nبا باغ که گردید جلوه گر لاله قدح گرفته بكف كل زده سر لاله\nشکست شاه ریاحین چوا چولشکر سرما زده است جار یخ لعل را بستر لاله\nرسید از سفر و باد کردن استقبال گرفت سيرة توخير را بير لاله\nرخش سیاه شد از کرد راه و تابش مهر\nچرا که خانه نشین بود و تو سفر لاله\n\nمكر هوای تو دارد که گلستان امروز گرفته دامن پر تل ، زده پسر لاله\nخارا بكل ولاله واطلس به من داد\nسحر خيال کل رو پتو زباغ گذشت چو غنچه کشت بخو تاب دیده از لاله\nیکشوده سربار جو تجارت\nاز خجلت چمنستان عارضت در باغ عجیب سبزه فرو برده است. لاله\nكر عكس لب لعل تو افتد بكلستان\nباغ از دهاش پاره های دل ریزد که تیغ ناز تو خورد است پر چکر لاله\nروید جو کل روتو كلنار من\nزباغ ثابت کالچهره ام برون آمد از ده ديده خونبار بیشتر لاله\nدید است مرزلف پریشان تو در خواب\nچو چشم مست تو و این عشوه چشمک زد\nکاشفته بکشن شده بیدار بسته\n\nتاحلقة كيو وهم زلف تراديد\nگرفته چون گل بادام از ان ثمر لانه\nاران پیاله عمل از راب رنگ پر است که شیشه ساز شده آب و کاسه کر کرلا لاله\nمشکین شده چون نامه کانار سفته\nبغیر باغ رخت كان دماند سبز در کل همیشه سبزه زیر است و کل سر لانه\nکل راست به او نسبت های پگلستان\nفرود رونق حسن تو از دمیدن خط پلی استره دهد زیب بیشتر لاله\nکان خورده در دارد و معیار بنك\nجو آب در حین دم برید کشتم ندیدم از کل رویت شکفته زلاله\nباشد زغلامان و کنیزان تو در باغ\nمنبع کوم زند تا جوكيك پر از شوق بجای برك براورد بالو بولاله\nتا نسخه خوبی پرداز دفتر حسنت\nجستجوی تو دیوانه کرنش در چه رو همینه کوه بگو هست و در در لاله\nاز ان بصحن چمن سرخ رود مد از خانه که داغ عشق را داشت پر چکر لاله\nبه پیش حسن تو چون دلیران صحرائیت\nنجهره گرچه شهد خال مشك ولاله\nز شرم رویتو از رشک حابشهر نداشت\n\nبکوه و دشت کرد است زان مقر لانه\nز دست عارض کامکون تو نطرف همین گرفته طشت پر آتش زخم پسر لاله\nمین زآب روان میکند بز نجیرش که شوخ زیره در وین است و فتنه گر لاله\nتاری خیالت پسر خان نباید\nشده سیاهی دانش چو مردمک روشن جو کردها كدرت مرمه عصر لاله\nکرد است چین را همه کنکار سنا\nغریب طرزی افنان ) رلطف تو خواهد\nكه خاك خشك اميدش زند پسر لاله\nخواهد که در غنچه رباید از کف کل\nدامی به کمر وزده طرار به\nدوم جوش و خروش آمد آمد فصيله سنبليه - یعنی بنفشه سوسن ،\nزان زر که از کل برد مجالاکی و چستی\nسفیل ، رکی و غیره شروع میشود. سفيل باطره طرار پرکشش\nآورد و كف حامية زركرت\nشکسته بندی دلها میکنند . سوسن با صد زبان بیان شکران بهار را مبین\nبا گوهر جان تا که خود نگیت زلفت\nمیسازد، بنفشه بازلفان بهمر عجیده خویش بوی روح پرورد ماغ روح .\nباد آمد. دلال و خریدار به"}
{"book": "adl0616", "page": 1580, "text": "صفحه ٣\n\nدر پیش کل خلق تو مانند غلامان\nبر کردن جان بسته بسی تار بنفشه\nاز بهر نثار بود در دانه ثمین\nآورده به کف گوهر شهوار بنفشه\nتاری ز بر و بازوی شمشیر ترا دید\nسجده چو دود است بگلزار بنفشه\nازینکه عدو زیر دم تیغ تو نالید\nاز زاری او گشت دل آزار بنفشه\nتیغ اعدای تو از هم بشکافند\nبرداشت به کف خنجر پیکار بنفشه\nگر خیل سپاه ظفر آیات تو آید\nدر پیش کنند اطلس در کار بنفشه\nبا گوشه چشم ار نگری سوی من از لطف\nریزد بکفم گوهر شهوار بنفشه\nترسند که ( طرزی ) بود از لطف تو نومید\nوز ناز کند در همه اشعار بنفشه\n\nپرده آخرین جشن جمشیدی سلطان ( بهار ) والتشریف آوری ( ترکی ) نام ناشیه بردار بزم سلیمانی تشکیل میدهد ! ، ترکی ، با قلم و دوات منشیانه خود شرح عرض احوال عشق خود را بحضرت ( بهار ) مینگارد بی ترکی که در پریستان سلیمانی به لقب ( فخراج پری ) مغزت حاصل کرده يك مجسمه ( عشق ) را تصویر میکند . قامت نحیف چون ناله ، شکسته رنگی چون خیال ، سرافکنده گه حجز مثال او از هر ورق کتاب حیاتش سبق ، عشق ، را تعلیم . میدهد ! رایحه طیبه ، عشق ، از حریر تنش میتراود ! چشم دارد ، ولی بجز پشت پای خود دگر چیزی نمی بیند . جام زر اندود بکف دارد ، ولی بجز باده سرمستی عشقی دیگر چیزی نمی کشد . وقتیکه ترکی میرسد بلبلانرا يك شور ماشور بیاری حاصل میشود . شوریده سامانی ترکی پر شوریده حالی بلبل تاثیر غریبی اجرا میکنند ! بجوش و وجدش میآورد ! شنوید که عندلیب گلشن برای پریستان خاقان بهار ، احوال ( فخراج پری ) ترکی دلداده را بچه رقم رقم مضامین شیرین و رنگین عرض بار گاه حضرت ( بهار ) مینماید :\n\n( ترکی )\nچشم مست تو شکر کر فکند برتر کی\nروید از خاک چین تا دم محشر ترکی\nزان منور شده چون جیب سحر دامن باغ\nکه بود صورت خورشید و سحر در ترکی\nکی ندید است که انجم بر خور شید بود\nبر خورشید نمود اینهمه اختر ترکی\nتا که در بزم چمن پیش گل افروزه شمع\nبر سر خویش نهاده لکن زر ترکی\nمحسن شاهد گل را هوسی باده گشیست\nساغر و شیشه می کرده میسر ترکی\n\nسال پنجم شمارۀ ١٤\n\nجامش از باده تهی گشت که از رنج خمار سرنگون کرده قدح مانده بیاسر ترکی\nسر خوش و مست سرافکنده کله کج کرده مستی چشم که کرد است اثر و ترکی !\nاز غم چشم تو چون مردم بهار و بستان ساخت از سبزه تر بالش و بستر ترکی\nدفتر نسخه خوش چشمی او کرد سواد زان گشاید عجم اینهمه دفتر ترکی\nتا نویسد صفت قامت و ابروی ترا صورت فون و قدش کرده مصور ترکی\nتا که بر تخت حسن شاه نشان بنشیند بسته شد کمر و هم زده افسر ترکی\nتا نثار کف پای تو کند در گلشن بر کف دست گرفته زرو گوهر ترکی\nتا که بر گل کند از ناز نظر بازیها گوشه چشم نموده از بر معجر ترکی\nتا رویش نقد چشم جوانان چمن می کند بر رخ خود گوشه چادر ترکی\nتا نسیم سحری سوی چمن بوی تو برد گشت چون جیب گل و غنچه معطر ترکی\nتا که در سایه سرو نور ساید خود را همچو قمری کند از پهلوی خود بر ترکی\nتا که بر فرق سر دشمن جاه تو زند بسته بند کمر افراشته شمشیر ترکی\nمن اگر لاغر و زارم غم از سیم وزر است سیم وزر دارد و باشد ز چه لاغر ترکی\nدامنش از زر و سیم است لبالب زچه رو در فرو برده و بنشسته مکدر ترکی\nپیش ازینم مبیند ای شه باجود و سخا که زند خنده به بی برگی من هر ترکی\nاین غزال پیش تو ( طرزی ) بنواها برخواند که زغم سوخت جو پروانه بی پر ترکی\n\nدرین گیرودار های آمد آمد گلهای زمینی که بهار لطف کردار شهر عزیز دلپذیر ما را بوجود لطافت آمود آنها عشق و سرور ، وزینت و جبور می بخشد ، شکوفه زارهای اشجار درختی نیز یکان یکان جولان تازی سرای دلبری مینمایند ! اول بید مشک با خرمهای نامه دانهای مشک طراوت نثار زندگی آثار خود جلوه نمایی مینماید . این جناب بیدمشک که آنرا ( گریه بید ) هم می گویند در حوضه بهشتی روضه ارم با تخت عالی بخت سلطنت متبوعه مقدسه ما بسیار است . و آن يك نوعی از درخت بید است که به ( بید مشک ) معروفست ، این بید ، پیش از انکه برا بکند در شاخها و شاخچه های آن غنچه های کاوله کاوله هم در از رخک خوش قاش لطافت باشی پیدا میشود که قماش آن از تو"}
{"book": "adl0616", "page": 1581, "text": "سال پنجم علوم و فنون شماره ١٤\n\n( الانسان )\nانسان اسم جنس است که بر هر دو نوع نر و ماده شامل میباشد انسان خوبترین و اکملترین مخلوقات الهیه در عالم وجود میباشد ابداع الهی آنرا با حسن صورت خلقت فرمود ، و از انروز که در دریای دنیا بظهور آمدنی گوشها برای فهمیدن حقیقت اصل خود و داد لیکن چنانچه در فهمیدن حقیقت دیگر اشیای کائنات و موجودات به اختلافات عجیبه و غریبه برخورد ، همچنان در شناختن حقیقت کار خود به بسی اختلافات محیره متصادف شد . لهذا ما میخواهیم که در نجا از بعضی ايران خیالها و فکرهای او که انسانها در حق خود شان پیدا کرده اند در انظار قارئین جلوه بسازیم .\n\n( فرق مابین انسان و حیوان )\nاگرچه انسان در بسی چیزها بدیگر حیوانات از روى حس وجد و هوسات شهوانیه مشابهت و مشارکت بهم میرساند لکن در مابین اعلای جنس حیوان وادنا ترین جنس انسان آنقدر فرق و مبانت هست که مشابهت آن بهیچ وجه ممکن نمیشود . بلی اگرچه در مجموعه حیوانها بعضی چنان صفات دارند که از صفات انسان میباشد مانند قوت و دلاوری شیر و صبر و تحمل اشتر و حرکتهای عجیب بوزینه و نیز بنی قوه نظریه بعضی حیوانات برتری دارند لكن خداوند عظیم الشان انسانرا يك موهبۀ عقل و ذاكرۀ فکریه داد که هزارها هزار بهتر از صفات حیوانیه که مذکور گردید میباشد و دلیل دیگر آن که دیگر حیوانها از ان روز که بر عرصۀ وجود آمده تا امروز بر همان يك حال لا يتغير باقی بماند . لكن انسان روز پروزی در راهی که عاقله اش که خداوند او را اعطا فرموده در راه ترقی و مدنیت و همراهی بيك رفتار مرتبی ترقی کرده میرود که ناقابل تصور میباشد .\n\n( اصل انسان )\nاصل انسان — علمای فن طبیعی و ادیان در باب اصل انسانی همه یک فکر رفته اند :\n١ — بعضی گفته اند که انسان بسر خود مستقل خلق شده است نه از دیگر اجسام موجودات زمین، و در خصوص دلیلهای دینیه و طبیعیه بسیاری ذکر کرده اند\n٢ — و بعضی گفته اند که انسان از سلسلۀ حیوان ترقی کرده کرده بتأثیر احوالات طبیعیه بدرجۀ انسانیت رسیده است .\n٣ — سوم طائفه گفته اند که انسان از ( مصادقات طبیعیه ) بصورت اتفاقی بدون يك قانون در بحر بوجود آمده است که در اول وجود خود در يك كیسه پیچیده شده بود و آن کیس شناور بود در وسط يك دریای غذا میگرفت از همان دلال بصورت جوشیدنی و بقدر دو سال در میان آن کیس\n\nنباتی بیشتر به جنس قماشی سمنی مشابهت میرساند، و چنان پنداری که از محمل پلشت ساق چناری رنگی ساخته شده است . با آن غنچه ها را اگر يك يك كربه كمك صغير الحجم بخواب رفته بگوئید هم يك شباهنگی میرساند که به این سبب آنرا گربه بیده نیز گفته اند. چنانچه شاعر گفته :\nنه كم ز گربه بيد است كربه صياد :: که مرغ بيند ، برشاخ و غنچه نگشايد . .\nازین بیدمشک عرق هم میگیرند که در خوشبویی و لطافت ثانی اثنین عرق گلاب شمرده میشود . [ چون ازین قسم بید مشک در دیگر صفحات کمتر دیده ام بهمینقدر تعریف و ترجمۀ احوال و صفوت مآلش برای قارئین دیگر صفحات نیز لزوم دیده شد ] .\nبید مشک را شکوفه بادام همنانی می کنند. در شکوفه های سر درختی، شکوفه بادام از همه بیشتر میرسد ، و صفت پیشداری جیوش مظفرۀ شکوفه را که برای استیلای اطراف و اکناف، حضرت سلطان بهار آماده و مهیا کرده است بجا می آورد و بعد ازان شکوفه های آلو و آلوبالو و شفتالو و زرد آلو ، و در عقب آن شکوفه های تاك وسيب وغيره جوق جوق ، صف صف، فرقه فرقه ورود نموده شهر و اطراف آنرا فرا میگیرد . در چنین وقت اگر از قصرهای سعادت حصر دلکشا، با باغ بالا ، یا شهر آرا، یا چهل ستون یا پابرشاه وغيره يك نظری به اطراف و اکناف پرتاب شود. نظر بجنان منظرهائی تصادف می کنند که در پیش معجز کاریهای قلم صنع صانع یگانه بديع السموات والارض انسانرا يك استغراق بخودى و حیرت دست میدهد. رفته رفته آن استغراق بيك و جدا هيات ( عشق وطن ) تحویل احوال نموده بی اختیار بر لسان حال ازین گونه مقالها جریان می گیرد .\n\nعلى المحافظة ( وطنی ) بشناختن ملت است که شرف و حیثیت ملتی ذاتی خود را بشناسند تا غیرت آن شرف ذاتی بجوش و خروش آمده، و هلاك خود را آسانتر و ارزانتر نسبت بضياع مادر شفقت پیرامن ( وطن ) بدانند .\n\nعلى اشرف و حیثیت ملتی قایم و دایم به این است که آن ملت از نفس خود دولت و سلطنت متبوعه داشته باشد، ملت بی سلطنت مرده و مصدوم است سلطنت که گفته شد ( بادشاه ) منظور است . ملت، روح زندگی خود سطوت، قوت، شوکت عزت علویت شرف و حیثیت خود سلطنت و بادشاه سلطنت خود را بشناسد . على الخصوص که ذات اقدس خلاق عالمیان ما ملت نجیبه افغان وطن قدسیت مأمنی مانند افغانستان . و بادشاه مقدس محبوب القلوبی چون ذات مراحم صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین امیر حبیب الله خان ) احسان فرموده که در دل حقیقت منزل ملوکانه شان نجز انوار شهامت بار دینداری، وطن دوستی ، ملت پروری، مرحمت ، شفقت، عزم ، حزم غیرت بهادری و همه صفات حسنه دگر هیچ چیزی راه دخول نیافته است .\n\nای ملت نجیبه افغانیه ! مارا است که اعلای شان دین و دولت و شرافت خود مان بجان و ابدان دست يك كنيم . واتحاد واتفاق نمائیم و از تفرقه و جدال باز آئیم . دولت را خود، خود را دولت بدانیم ؛ از دور و پیش خود عبرت گیریم . از همدیگر جدا نشویم ، و زنده باد افغان و باد شاه افغان ! . . آمین"}
{"book": "adl0616", "page": 1582, "text": "صفحه ٥ سال پنجم شماره ١٦\n\nمی ماند بعد از ان از ان کیسه سربیرون نمود و يك آلات با خود داشت که واسطه آن آلات میتوانست که لقمه فرو بردن غذای خود را بسهولت طی کند رفته رفته از قعر بحر برزمین برامد . این مهد فکر که مذکور کردید بی انصار و معاونین دارند که با دلیلهای ساطعه بر افکار خودشان اظهار می کنند . لکن ما اینها را انکار ناکرده بشمارا پاسخگو میشویم و از راه عقل بحث و تتبع می کنیم : خداوند کریم الشان از ان روز که دنیا را خلقت فرمود و عالم را بواسطه ادیان جلیله برای شناختن قدرتش و عظمتش و کبریایش منور ساخت به بی حدها در کتب سماویه اظهار فرمود که اصل انسانی را بدست عظمت و قدرتش از آب وطين مكون ساخت و مانند روح پاك و هر مقدس را در کالبدش بگنجانید و بر صحیفه دنیا برآوردش . به زین مکرها ولاريب همین است که ذکر کردید چنانچه قرآن کریم ما خبر داده حق همان است که آن انسان را اشرف مخلوقات فرموده و بارادة اوليه خود بشكل انسانی تخلیق فرموده ، پس ما را چه لازم که\n\nاز مناظر اماکن مقدسه اسلامیه\nمدینه منوره\n\nاین نعمت کفران ورزیم و ازین اصل و نسب شریف خود دست بردار شویم و خلق شدن خود را تصادف طبیعی یا از سلاله حیوان مفترس اعتقاد کنیم. حال آنکه تا امروز آن دو طایفه که یکی می گوید انسان از سلسلهٔ حیوان ترقی کرده و دیگری میگوید که اصل انسان بصورت اتفاقی بدون يك قانون در بحر بوجود آمده است گرفتار بی اختلافهای عجیب و غریبه هستند و ان اعتقادشان بغير از ظن وكمان وشكوك باطله و اوهام و دیگر چیزی مبنی نیست لیکن بد نخواهد شد اگر بعضی از اختلافات اصحاب آن دو فکر را نیز بر انظار قارئین جلوه کر بسازیم . ان فکری که می گویند که انسان تصادف طبیعی در بحر بوجود آمده است از طرف ( او کن ) ناميك عالم طبیعی که در سنه ۱۸۱۹ موجود بود در عالم انتشار یافت این بحث بسبیکه استحقاق مذاکره و مناقشه را ندارد به یکسو می افکنیم چنانچه نفس دانستن و خود را به یکسو افکنده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1583, "text": "صحيفه ٦\nسال نجم\nشماره ١٤\n\nلكن فکر دوم که می گوید انسان از سلسله حيوان ترقی یافت بس اینکه زیاده تر شایع و منتشر است از ان يك قدرى بحث ميرانم : علما و مد فقین که باین فکر خیالی و همی گرفتار هستند دلیلهایی که بر صواب بودن فکرشان میارندا اینست که انسان از آن ( غوديل ) نام بك بوزينه كه عند التشريح همه اعضا و استخوانهای آن با اعضا و استخوانهای هیکل عظمی انسان مشابهت دارد بوجود آمده است ازان رو می گویند که انسان از او ترقی نموده باین جان رسيد. لكن مجمع های علمیه که رشد آنان هستند يك جواب علمی ناقابل انکار نشر نمودند و با آن اظهار کردند که نزدیکترین حیوانها در مشابهت شکل بانسان قرار فکر علمای طبیعی این عصر ( خودیل ) نام بوزینه میباشد مع هذا اگر مشابهت در مابین ادنا ترین طبقات في بشر وان غوريل نام بوزي بكنيم يك فرق بسیار بعید میبینیم زیرا خفیفترین مغز سر بشری از ۱۱۰ الی ۹۹۰ ( گرام) میباشد که از ین کمتر هیچ گاه نمیشود حال آنکه مغز سر بوزینه غوریل از ۹۲۰ گرام هیچ زیاد نمیباشد . و حجم خرد ترین کاسه خانه سر انسان کمتر از ١١٤ ( بوص) مکعب نمیباشد حال آنکه کلانترین کاسه خانه سر غوریل از ۳۲ ( بوص) مکعب زیاد نمیباشد اگرچه مخ يك غوريل مقابل مخ دو نفرين از نوع بشر میباشد . و بهر عضوان اعضای انسان از آن حیوان فرقها دارد که هیچ انسان با حيوان بهیچ وجه ادنا مشابهت ندارد .\n\nاز مناظر اماکن مقدسه اسلاميه مسجد قبا\n\nآیا این فرق عظيم که در مابین قیاسات مغز سر و کاسه خانه سر انسانی و مغز سر و کاسه خانه حیوان غوریل که آشکار است امکان دارد که انسان یکی یکبار از انحطاط باین احوالی ترقی کرده بحال کمال برسد ؟ واکر علمای فن طبیعی که بر مذهب ( داروین ) نام بك عالم انگلیزی است که مبتدع این فن میباشد بگویند که یک حلقه از میان مفقود است و آن حلقه منقرض شده، بجواب او میگوئیم که آیا این حلقه بچه طور مفقود شد و هیچ اثرش معلوم نشد حال انکه اگر عالم براه انقراض میرود ضروری باید که غوریل بیشتر از ان حلقه موجوده مفقود شود . بي شك بر انظار قارئین کرام معلوم شد که این هر دو فکر خیالی حقیقت ندارند و بغیر از خیالات و اوهام باطله بر دیگر چیزی مبنی نیستند و عجب است از چنان اشخاصی که از اصل خلقت شریفه خود بیزار گشته و بالجمله چیزهای و همی نامعقولانه گرویده شود . حالا بهمین قدر در خصوص کیفیت خلقت انسان بحث و بیان رانده و بدان قناعت ورزیدیم انشاء الله در آینده از بعضی احوالات انسانی در اول ظهورش از مسکن و ملبس و طعام و چیزهای لازمه مانند خط و کتابت و تعارف بلفظ و زبان که بهر جزوی از ان بچه طور توانست برسد بحث میرانیم و بر انظار قارئین جلوه گر میسازیم :\n\n[ILL]\n\nمحمدادیب\nوقت"}
{"book": "adl0616", "page": 1584, "text": "صفحه ۷\nشماره ١٤\n\nحوادث خارجيه\n\nخبرهای داخليه ايران\nجريدة فريده رعد يك فقره از خطاب صدر اعظم رئيس الوزرا مينويسد .\nبايد دولت يك تصميمى را اتخاذ كند و اينكه متاسفانه با اهتمام دولت در حفظ بيطرفى اين منظور بعمل نيامده و دولت نمى تواند وضع شش ماه قبل را نگاهدارد و بايد يك تصميم قطعى ترى را اتخاذ نمايد .\nرسميات كنونى و فشار حوادث را مى نماياند كه پس ازين نمى توان در زيلواى بى طرفى موفق به تمديد دوره زنده كانى روز مره گرديد . چاره نيست و بايد تصميمى اتخاذ كرد ديگر دولت نمى تواند و نه بايد بحالت بى طرفى باقى نماند چه كه اين كلمه هيچ معنى و مفهوم خارجى ندارد .\nاينك بايد منتظر تصميم دولت شد . افكار عمومى بايك بى صبرى مالانهايه مترصد است كه حكومت چه تصميمى را با چه شرايط و تحصيل چه جواز منافع كدام وثايقى براى تامين آينده نسبت به كدام طرف اتخاذ خواهد نمود .\n\nاستعداد همدان\nاز همدان خبر ميرسد كه استعداد مجاهدين همه روزه زياد ميشود و از سمت عراق و تويسركان و كرمانشاهان وارد شهر ميشوند و از طرف اهالى لوازم استقبال و اقدامات بعمل ميايد و رؤساى مجاهدين عده را هم از استعداد همدان اخيرا بسمت قزوين روانه نموده اند سالار لشكر «کمران» هم باره ساى مجاهدين مشغول كار هستند .\n\nمجاورتی که از چندی بدین طرف در شیراز بودند با لباس های مخصوص مشغول مشق کردن هستند و از اهالی شهر و متفرقه هم هر قدر که ممکن بوده تهیه استعداد کرده اند و در این موضوع هم تلگرافاتی قم داره کرده کسب تکلیف نموده اند .\n\nورود آلمانها\nدر يزد آلمانهائيكه از اصفهان بطرف يزد حركت كرده بودند امروز وارد شده عده آنها بالغ بر هفتاد نفر ميباشد ولى بعضى از آنها ايرانى هستند .\n\nدر قصر\nبقراريكه از كرمانشاهان خبر رسيده اخيرا يك عده صاحب منصب آلمانى و قزاقى بايك مقدار قشون وارد قصر شده اند و بسمت كرمانشاهان خواهند آمد .\n\nاتباع انگلیسی در شیراز\nطهران ٢٤ نوامبر – چهار نفر خانم انگليسى كه در شيراز در تحت توقف بودند از طرف اداره ژاندارمرى خلاص شدند .\nسئوال اينكه بچه جهت اتباع انگليس را توقيف مى نمائيد صاحب منصبان ژاندارمى كه بسمت رياست ژاندارمرى ايران را دارند اين طور توضيح داده اند كه ما بر طبق احكام و اوامر دولت ايران اقدام بتوقيف آنان كرديم .\n\nو گذشته از اين مطلب وقتيكه اعليحضرت شاه حاضر شده اند براى ترك مقر سلطنت خود و حركت باصفهان معلوم است كه مناسبات حكومت طهران با دولتين قطع گشته و ايران با آنان داخل جنگ شده است .\n\nدر کرمان\nعده سوارهاى آلمانى كه فعلا در كرمان با اونيفرم قونسولخانه هستند قريب سيصد نفر ميباشند در هفته گذشته هم بعضى آلمانى ها بد آنجا وارد شده اند مردم هم بترتيب ساير نقاط در صدد فراهم كردن وجه و تهيه استعداد هستند .\n\n* * *\n\nعده سوارهاى آلمانى كه فعلا در يزد اقامت دارند قريب دويست نفر ميباشند اهالى هم عده مسلح شده و استعدادی تهیه کرده اند و محرمانه هم مبلغى باسم اعانه جمع آورى نموده اند .\nسفارت امپراطورى آلمان مقيم دربار طهران بطور قطع وصريح انتشارات آژانس رويتر را تكذيب مى نمايند راجع بانکه اختلافات نظری بين سفير كبير دولت سنية عثمانی و وزير مختار دولت امپراطوری آلمان بوده است .\nنمايد و کان سياسی اين دو دولت متحد و موافقت کامل داشته و بهيچوجه اختلافی وجود خارجی نداشته است .\n\nهيجان اهالی عراق\nهيجان اهالی عراقی روز بروز شدت ميکنند و ناطقين در مساجد عمومی اهالی را وادار باتحاد و اتفاق کرده تشويق به دفاع مينمايند عده که از چند روز قبل تحت سلاح رفته بودند قرار يکه خبر ميرسد بسمت همدان حرکت نموده اند از دهات و اطراف هم اغلب بسمت شهر می آيند و حاضر برای حرکت بهر طرفی که رؤسای مجاهدين دستور العمل بدهند هستند فعلا قريب هزار و پانصد نفر سوار مسلح در عراق حاضر می باشند و از قم هم تلگرافاتی با اعضای کميته دفاع ملی بانها مخابره شده تعليمات لازمه ميدهند .\n\nورقه فوق العاده در قم\n(صحنه همدان) ورقة فوق العاده بمهر كميته دفاع ملی از قم بطهران رسيده در آنجا نوشته شده است که . آخرين تلگراف مهم از همدان عصر دوشنبه الساعة بشارت فتح قوای ملی مرکب از دسته جات مختلفه و غيره از آوه رسيده که در آنجا تصادف باهزار نفر قشون روسی که باشش عراده توپ شصت تر عازم همدان بوده اند بوده و چند نفر از روس ها را مقتول و بکلی آنها را مغلوب و فراری و متفرق نموده تا سياد هن پنج فرسخی قزوين روس ها را عقب نشانيده و فعلا اردوی همدان در آوج مقيم و کردنه آنجا را در نهايت استحکام متصرف شده اند .\n\nجنايت جديد در کرمان\nقراريکه از کرمان خبر ميرسد دو روز قبل نزاعی در انجا رخ داده و پيشکار قونسول خانه آلمان و وکيل قونسول کری انگليس را بضرب گلوله سخت مجروح نموده اند مشاراليه هنوز فوت نشده ولی زخمش کاری است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1585, "text": "سال پنجم شماره ١٤\n\nتصمیم دولت\nآنچه اطلاع داریم دولت در ظرف این چندروزه مطالعات خود را برای گرفتن تصمیم قطعی راجع بسیاست خارجی نموده و با بعضی از نمایندگان هم در خصوص مذاکراتی شده تا هفته آینده تصمیم خودشان را علنی خواهند نمود.\n\nخبرها جنك از جرايد اوروپا\nآلمان زودتر رسید\nمسئله بالکان فعلا بمظفریت متحدین آلمان حل شده است و آلمانها قبل از ما وارد قسطنطنیه شده و کلیه ابواب مشرق زمین را قشون ژنرال «ماکنسن» بنام متحدین اروپای مرکزی تصرف مینماید.\nدیگر کار از آن گذشته است که مسئله اتصال نیافتن قوای آلمان با بلغار و ترك را مطرح سازیم و بگوئیم بایستی این کار را کرد یا نه. اگر چه قشون صربستان در حین عقب نشستن پلها و تونل ها و هر قدر امکان یافته است خط های راه آهن را خراب و منهدم کرده، و تا زمانیکه آلمانها این خطوط را تعمیر نمایند خیلی وقت لازم دارد لیکن مسئله قورخانه رساندن از آلمان به بلغار و عثمانی فعلا از طرف رود خانه دانوب بعمل میامد و بقدر کفایت قورخانه میرسید.\nآلمان در رسیدن به قسطنطنیه بر ما سبقت جست و اولین نتیجه مادی آن شد که عثمانی را از این مصیبت بزرگ نداشتن قورخانه که ممکن بود او را به زودی از پا درآرد خلاص ساخته است و سپس در عملیات مشرق قوای عثمانی می تواند مدخلیتهای بزرگی داشته باشد و در جنگ های آینده عساکر آن کاری را که تا حال نمی توانستند صورت بدهند شروع نماید.\nدومین نتیجهٔ این پیش آمد معنوی است و جراید آلمان نتایج خوبی را که از این واقعه می گویند آن است که حالات روحیه ملت خود را تقویت کرده و می گویند از محاصره بیرون آمده و برای عملیات جنگی مدت زمستان می توانیم ازین راه تازه باز شده مهمات اولیه تدارك نمائیم.\nکارت دو فرانكفورت بايك طنطنه و صلابتی این واقعه را نزد ملت آلمان پیش از اندازه بزرگ معرفی کرده و می گوید اينك راه بندر هامبورك تا خلیج فارس برای ما باز شده است.\nجراید آلمان از حالا مسئله فتح مصر و رفتن قشون خود را تا سرحدات هندوستان به ملت خود وعده می دهند.\nکنفرانس ژنرال ژوفر در لندن برای همین مطلب است که اقدامات لازمه برای ممانعت از منظوری که قیصر برای تهیج اتباع خود در مشرق وعده می دهد بعمل آرند و ثابت نمایند که قشون مؤتلفین را کردارمه های قیصر نمی تواند در آن دیار معدوم سازد.\nمؤتلفین در این موقع در قطعه بالکان با قوای خودشان تنها باید کار کنند زیرا که کنستانتین پادشاه یونان به قیصر وعده داده است که تا دم آخر بی طرف می ماند و جریده انپرس ناشر افکار دولت یونان می گوید که سابقا مذاکراتی که ما با دربار فرانسه بعمل آوردیم لیکن حرف ما را نه پذیرفتند و حالا دیگر ما نمی توانیم خطاهای سابق را جبران کرده و سپس وظیفه یونان نیست که زیاده بر آن یعنی بی طرف مساعدتکارانه نسبت به مؤتلفین همراه دیگری نماید.\n\nجنك تحت البحری\nتلفات وارده به دول متفقه و بیطرف در یکماه\nراجع به تان: اطلاعاتی که یومیه از جنك تحت البحریها بتوسط اخبار تلگرافی میرسد چندان کافی نیست که ما را کاملا از خسارات وارده مطلع و مستحضر کند خصوصا از حیث تاریخ این اخبار بقدری نامرتب است که غالبا محل تامل و اشتباه واقع می شود. حتی ابلاغیه های هفتگی اداره بحری بریطانی نیز دارای همین معایب است زیرا که اولا فقط راجع به کشتی های انگلیس میباشد و ثانیا اگر کشتی غرق شده کمتر از یکصد تن بارگیرش باشد ذکری از او نمیشود. منبع اطلاعی که ما را بهتر ازی بصحت خسارات وارده و عملیات تحت البحری های آلمانی آگاه میکند و از شدت و ضعف جریان جنگ بحری در هر ماه ملتفت می نماید استاتيستيك هائی است که از طرف دفاتر (لوید) یا (وریتاس) طبع و منتشر میشود. چنانکه استاتيستيك (وریتاس) مینمایاند که در ماه ژوئیه شصت کشتی کمتر غرق گردیده و عملیات تحت البحریهای آلمان در ماه قبل از ژوئیه (ژوئن) شدید تر بوده است.\nدر ماه (ژوئن) که سی روز تمام است تحت البحریهای آلمان نود و چهار کشتی غرق کرده اند (شصت و نه کشتی بخار و بیست و پنج کشتی بادی) میزان بارگیر کلیه کشتیهای غرق گشته صد و هشت هزار و هشتصد تن میباشد. در صورتیکه مقدار بارگیری کشتیهای غرق شده ماه ژوئیه نود و هشت هزار و پانصد و پانزده تن است ولی از حیث عده سه کشتی بیش از ماه پیش است بنابر این معلوم میشود که تحت البحریهای آلمان چون دیدند در ماه ژوئیه کما فی السابق نتیجه نبردند خواستند اقلا از حیث عده پیش افتاده باشند باین ملاحظه از رهائی که سابقا می کردند صرف نظر کرده بدون اینکه اهمیت کشتی و میزان بار او را در نظر گیرند بدون تامل هر چه را که میدیدند غرق میکردند ما بین چهل و دو کشتی بخار که در ماه ژوئن از انگلیسها غرق شده بیست و هفت کشتی از میزان بار گیرش کمتر از سیصد تن است مانند (الیزابت) سی و پنج تن (ز. م. و. س.) سی و سه تن (منادا؟) سی و هفت تن (اوزيروك) سی و چهار تن و اگر رسیده گی بکشتیهای بادی با شراع دار شود خواهیم دید که میزان بارگیر آنها کمتر ازین است.\nمجموع عده کشتیهای بخاری که تحت البحریهای آلمان در ماه مذکور غرق کرده اند شصت و یکی است و میزان بارگیر آنها هشتاد و پنج هزار و سیصد و نوزده تن است. معلوم است مملکتی که بیش از همه خسارت می بیند انگلیس است (چهل و دو کشتی بخار چهل و هشت هزار و ششصد و شصت و سه تن) پس از او روسیه (شش کشتی بخار یازده هزار و هشتصد و پنجاه و شش تن).\nسوم فرانسه (دو کشتی بخاری شش هزار و هفتصد و هشتاد تن) چهارم بلژيك (دو کشتی بخاری سه هزار و چهار صد و بیست و هفت تن) تحت البحریهای آلمان فقط دول جنگجو را طرف توجه قرار نمیدهند برای اینکه دول بی طرف نیز از این خوان خسارت سهمی برده باشند گاهی عطف نظری به آنها کرده و قسمتی از این ضرر متوجه آنها میشود: نروژ (پنج کشتی بخاری هزار و دویست و سی و هفت تن) دانمارك (يك کشتی دویست و چهارده تن) و امریکا کشتی معروف لیلاندا که اعتراضات و گفتگوی بسیار بروی شد (هزار و نهصد و بیست و چهار تن)."}
{"book": "adl0616", "page": 1586, "text": "سال پنجم شماره ١٤ صفحه ۹\n\nاز نقطه نظر کشتیهای شراع دار دولت انگلیس نیز در تحمل خسارت رتبه اول را دارا است ( بیست کشتی هزار والصد و شصت و هفت تن) نروج ( دو کشتی دو هزار و چهار صد و چهل و پنج تن ) ( ايطاليا ) ( يك کشتی دو هزار تن ) معلوم نیست ایطالیا را در کدام مرتبه قرار دهیم که اگر او را جزء جنگجویان محسوب کنیم بدولت آلمان اعلان جنگ داده و اگر در شماره بیطرفان قرار کنیم ؟ همقطار ائتلاف مربع میباشد.\nدر جنك بحرى دول بيطرف حقيقتا خیلی خسارت دیده اند : نروج پیش پیش کشتی پنجهزار و ششصد و شش تن ) سوئد ( سه کشتی هزار و يك تن ) دانمارك ( چهار کشتی و چهار صدوسی ) ( چنانکه مشاهده رفت ما بین دول بیطرف نروج پیش از همه خسارت دیده است. اگر این مملکت را از این نقطه نظر مابین متخاصمین قرار دهیم بلافاصله در رتبه دوم یعنی پس از انگلیس خواهد بود و مقدار تلفات و خسارتش مناسب است با يك ثلث خسارت بزرگترین دشمن المان.\nعلاوه بر اینهاده کشتی دیگر بتوسط تحت البحری غرق شده است: یکی از آن یک کشتی بخار عثمانی ( هفتصد و هشتاد و چهارتن ) و دیگری يك کشتی بخار آلمانی ( هزار و ششصد و چهل و دو تن ) معین است که غرق این دو کشتی اخیر بتوسط تحت البحریهای دول متفقه بوده است. کشتی های تحت البحری نیز بی اثر نبوده و چهار کشتی محترق ساخته اند : يك کشتی بخار انگلیسی ( صد و چهل و هشت تن ) يك بخار بارکشى ( دو هزار و هشتصد و ده تن ) يك بخار نروژى ( دو هزار و سیزده تن ) و يك شراع دار سوئدی ( چهار صد و چهل نه تن ).\n\nدر عقب فرونت آلمان در مشرق\nمهاجرین و فراریان نواحی « گردنو » که به روسیه رسیده اند خبر میدهند که المان ها در نهایت جدیت مشغول ساختن استحکامات عظیمه ابنیه انبارها و خندقها در خطوط « گردنو » و « برست ليتوسك» میباشند و در تمام آن خطوط راه های آهن را مثل زنجیر بهم وصل کرده و سیم های خاردار در اطراف جابجا کشیده اند. این عملیات تدافعی که سر تا سر فرونت المان و روس را فرا گرفته بی شگفت آمیز است شب و روز مشغول کار کردن هستند و عده از اهالی لیتوانی را برای کمک در ساختن آنها آورده اند و هر کس تمرد از اطاعت نماید مجاز آتش قتل است.\n\nانتقالات بزرگ قشون\nامستردام – در فرونت غرب علامت حرکت قشون بزرگی از آلمانها مشاهده میشود در قسمت غرب و جنوب غربی المان بواسطه حرکت قشون راه برمال التجاره بسته شده و چهار روز است که هیچ روزنامه به هلاند نرسیده است در سرحد هلاند نیز مراقبت کامل مینمایند که خبر حرکت قشون به جائی طراوش ننماید.\n\nطوفان های سخت انگلستان\nلندن – دو روز است که طوفانهای خیلی سخت در بریطانیای کبیر پدیدار شده است. شش کشتی در ساحل شرقی شکسته شد پانزده نفر غرق شدند.\n\nمحکوم شدن ژنرال روسی فرمانده گو و نو\n« ژنرال گرگوریف » روسی فرمانده نظامی قوا و استحكامات « کونو » به ارتکاب عظیم ترین جرم دستگیر و در محکمه عالی نظامی روس وی را محاکمه کرده و پس از ختم محاکمه وی را محکوم به پانزده سال حبس و اعمال شاقه نموده اند و بعلاوه تمام درجات نظامی و امتيازى را از وی سلب کرده اند. جرائم این ژنرال چنین است که در مقابل حملات قوای المان تمام اقدامات لازمه را برای دفاع قلعه نظامی مشهوره « کونو » بعمل نیاورده است و قلاع نظامی مزبوره را در حالتی که هنوز جنگ جریان داشته خالی گذارده و خودش بیرون رفته است.\n\nملاقات قيصر وصدر اعظم عثمانی\nبموجب تلگراف آژانس ولف اعلیحضرت قیصر با صدر اعظام عثمانی در « اگل نوار » ملاقات ومذاکرات نموده است. پرنس عمر فاروق پسر سلطان متوفی عبدالمجید از مدرسه « رزیانوم » فارغ التحصیل بیرون آمده و به « بران » برای تحصیلات نظامی میرود. امپراطور اطریش فرانسوا ژوزف نشان درجه اول « لیاقت » را به فردیناند پادشاه بلغارستان اعطا نموده است.\n\nجایگاه زیپلن در صوفیه\nسالونيك ٩ نوامبر – از صوفیه مطبوعات یونان خبر میدهند که المانها در صوفیه مشغول تربیت مراکز آسمان پیمائی می باشند و يك جایگاه بزرگی برای زیپلن در آنجا بنا مینمایند که میتواند چندین زیپلن در آنجا داشته باشد.\n\nخبرهای ممالک عثمانی\nشیخ احمد سنوسی\nشیخ سنوسی که در جنوب « طرابلس » اقامت دارد و قبایل پیرو و متمسک وى در قطعات افریقا خصوصاً اراضی مرکزی آنجا سکونت ورزیده و اعتقاد مذهبی به شیخ مذکور دارند اخیر شهرت نامی در افریقا یافته است علت عمده اشتهار وی بواسطه طرفيت هائى که در مدت استیلای « ایطالی » به « طرابلس » با عساکر آن دولت کرده و مکرر جنگ های بزرگی در آن قسمت با آنها نموده است.\nيك نفر از صاحب منصبان انگلیسی که تا کنون جزو نظام مستعمراتی انگلیس و در ممالک مختلفه امریکا مأموریت داشته است شرح زندگانی و تاریخ او را به جریده « سنت زام » انگلیس حکایت نموده و در روزنامه مزبور از این قرار درج شده است.\nعمر شيخ حالا ٤٥ سال است. خیلی خوش بنیه و قوی هیکل و رشید می باشد. از وجناتش آثار دانشمندی و استعداد فطری نمایان است. مردی زاهد و متقی و در میان اعراب مقامی رتبه بلند دارد. در علوم قدیمه و جدیده خصوصاً در علوم مذهبی مسلمانان تحصیلات عالیه نموده است و اثر مواعظ و نصایحش در قلوب معتقدين او مثل مغناطیس، تأثر و احکامش بسرعت برق نافذ، جمیع اهالی سومالی و طرابلس و عده از تونس و مرکز افریقا او را واجب الاطاعه و رئیس مذهب می دانند."}
{"book": "adl0616", "page": 1587, "text": "سال پنجم صفحه ١٠\nشماره ١٤\n\nبهمین جهت است که از چند سال قبل باین طرف که با قشونهای حبشه و انگلیس جنگ کرده و پیش برده و از سه سال قبل تا حالا عساکر ایطالی را چندین مرتبه شکست های فاحشی داده است.\n\nدر سال ۱۹۰۰ در جنگ با حبشه مجروح شد و پیروانش از مرگ نمی ترسند کشته شدن را شهادت می پندارند. عده از اتباعش که امروز به عنوان قشون در اطراف او هستند عبارت از ۳۵ هزار نفر سوار مسلح به اسلحه های ممتاز که مقداری را در جنگ های انگلیس و حبشه و ایطالی بدست آورده اند. و قریب صد و شصت الی صد و هفتاد عراده توپ دارد عمده قشون و مردان کاری او نیزه دار می باشند و قدری که از آنها کار ساخته می شود از قشون تفنگ دار و توپ کار ساخته نمی گردد زیرا که نیزه دار در مقابل کاوله پورش آورده و با آنکه مثل برگ میریزند باز هم اعتنا نکرده و با نیزه بصفوف خصم حمله می برند و بهمین علت است که طرف مقابل از نیزه داران سنوسی بیش از تفنگ داران ترس دارند.\n\nاز جراید فرانسه\n\nعثمان و عالم اسلام\nمخبر مخصوص نان مورخه ٤ نوامبر از قاهره می نویسد: روزنامه سود اسلاویش کور سیوند زوین که معروفترین جراید بست که در مندرجات و نشریات خویش همواره طرفداری از دولت عثمانی میکند از اسلامبول اطلاع میدهد که سلطان عثمانی لقب وزیر اعظمی بشیخ سنوسی معروف و بشیخ بمن اعطا نموده است بنابر آنکه مشایخ مذکور در جریان محاربات حاضره همه قسم مساعدت و همراهی با مقاصد سلطان عثمان کرده و بعقیده روز نامه مزبور این اقدام قابل منها تمجید برای دربار اسلامبول و متضمن نتائج مطلوبه و اهمیت کامله است.\n\nحالات روحیه اسلامبول\nکسانیکه از قسطنطنیه به سالونیک وارد شده اند حکایت می نمایند که عثمانیها با طنطنه و شکوهی مشغول تدارک ورود رسمی و جشن آمدن عساکر آلمانها شده اند و خطوط آهن مهیای حمل و نقل آنها است حزب ازون ترکه مصمم شده اند که یک طاق نصرت بسیار مجلل باشکوهی در سان استفانو بافتخار ورود قشون آلمان دروی تخت به بندند. فراوانی ارزاق و آذوقه و ارزانی آن بواسطه قطارهایی که پیوسته از بلغارستان میرسند مردم را راحت و قلوب را مطمئن کرده است و مسئله باز شدن راه آلمان به عثمانی از طرف « صربستان » حالات روحیه متزلزل شده مسلمانان را مجدد بهیجان آورده است. جراید عثمانی مقالات هیجان انگیزی نوشته و مسئله فتوحات مصر و قفقاز و بیداری مسلمین دیار تا هندوستان توصیه می نمایند. جراید مزبور سلام های برادری و اتحاد خود را به ملت ایران فرستاده و از ایرانیان بطور استفهام سؤال می نمایند که آیا هنوز موقع آن نرسیده است که در دایره جهاد مقدس وارد گردند.\n\nاز جراید فرانسه\n\nاسرار کالی پولی\nدر تحت عنوان « اسرار کالی پولی » روزنامه « دایلی میل » شرحی را بهمین عنوان تعقیب می نماید و مینویسد بهر قیمتی که شده است این معمای تأسف انگیز بایستی برای ملت انگلستان حل کرده و اساس تعقیب وی\n\nاین است که بایستی تفتیش بعمل آورد که مسئولیت قشون فرستاده به « کالی پولی » با کی خواهد بود و مینویسد توضیحات سابق مستر اسکویته اقناع کننده نیست و در جلسه دو شنبه آینده که رئیس الوزراء برای مذاکرات اعتبارات جدید جنگ به مجلس می آید این قضیه در پارلمان مطرح میشود و روزنامه مزبور مینویسد که مستر اسکویته باید بدون جستن از این شاخه به آن شاخ صاف و پوست کنده در این موضوع توضیح دهد و مسؤلین امر را معین کند.\n\n« دایلی میل » خاطر نشان می نماید که بر حسب اظهارات خود مستر اسکویته لارد کیچنر و لارد فیشر هیچ کدام مسئله قشون فرستادن به « کالی پولی » را در پیش نیاوردند و پیشنهاد این اعزاء از طرف آنها نشده است در صورتی که از طرف دیگر می گوید این قشون کشی خطر اورا بعضی از اماماتورها تصدیق نموده و شورای جنگی انگلستان آن را اتخاذ کرده و فرانسه و گراندوک نیکلای روس با کمال مسرت و خوشوقتی تلقی نمودند.\n\nبالاخره « دایلی میل » از روزنامه رایکال موسوم به « ناسیون » یک مقاله بسیار شدید اللهجه را نقل کرده و در انجا نوشته شده است که مستر چرچیل « وزیر بحریه مؤسس و مسئول این موضوع است و بهمین جهت بود که بعد از مغلوبیت این نقشه خود را از کار کنار کشیده و یک مقام پست تری را قبول نمود.\n\nخلاصه آنکه « دایلی میل » نظریات را بدین نکته جلب مینماید که لارد ریدلی « که از حیث عقل و پیش بینی سرآمد وزرای انگلیس است بیش از همه با چنین نقشه نسنجیده مخالف بود و همان اول دفعه که لارد الوزراء میخواست توضیحاتی در این باب بدهد « لارد ریدلی » گفت که هیئت مملکت میبایستی در خصوص یک چنین اقدام تردید آمیزی داخل تفتیش و تحقیق گردد.\n\nابلاغیه عثمانی\nاز طرف سفارت کبیرای عثمانی نشر و تبلیغ میگردد. از بدایت محاربه یکی از اسلحه های مخصوص دشمنان ما که مختص نشر آن است انتشار موجودیت نفاق بین متفقین میباشد گاهی بین لارد وکیل فرمانده کل و غولچ پاشا والیان فون ساندرس باشا و گاه بین افسران حرب عثمانی و ارکان حرب آلمان و گاه بین صدر اعظم آلمان و صدراعظم عثمانی و گاهی هم بین صاحب منصبان عثمانی و آلمان در اردوی عثمانی باختلاف گردیده و بيك طلاقت مقتلانه هم اعلان می نمودند چندی قبل هم گفتند که اهالی اسلامپول با آمدن اردوهای متفقین مخالف میباشند. راپور دیروزی هم موجودیت اختلاف بین سفیر کبیر عثمانی و وزراء خارجه آلمان در ایران را نشر داده است همان طوریکه اخبار فوق الذکر که وارد و صریح می باشد ظهور اختلاف هم بین سفرای مشارالیهما بطور یکنواخت علناً نشر داده کذب محض و محض کذب است و بین سفرای مشارالیهم مناسبات بقدر ذره هم مختل نگردیده و سببی هم ندارد که مناسبات مختل گردد شماها مطمئن باشند این قبیل احوال که موجب ممنونیت آنان است در آتیه واقع نخواهد شد.\n\nحوادث ایران\n\nجنگ در همدان\nروز سه شنبه سیم همدان قطع شده و تلگرافی از آنجا بمرکز مخابره نگردید | روز گذشته سیم اتصال پیدا نمود و تلکر افچی را پورت داد که از طرف\n\nباندار"}
{"book": "adl0616", "page": 1588, "text": "ص ١١\nسال نجم\nشماره ١٤\nاین ربط به قشون روس و مجاهدین که در پائین شکسته سمت اسدآباد اقامت وقوع شد. روسها عدة تلفات داشته‌اند و یک قوائی هم مجاهدین در حسین‌آباد تشکیل داده مشغول جنگ می‌باشند و مقامات رسمی می‌گویند که اخیراً این درجات دوام داشته ولی بعد از ظهر صدای توپ در همدان شنیده شده هم قریب یکصد قبضه تفنگ از قشون روس گرفته‌اند و در قرار مذکور در جنگ تخلیقی حاصل شده است. نتیجه جنگ هنوز بطور معلوم نشده است.\n\nجنگ ساوه\nساوه خبر رسیده که عده از مجاهدین تقریباً یک هزار نفر از لاله کان عمل اقامت آنها بوده وارد شده‌اند.\n\nجنگ بین قشون روس و اتباع نایب حسین و مجاهدین خرم‌آباد و حسین‌آباد جریان دارد بر عده مجاهدین هم همه روزه افزوده شود و همه روزه هم جنگ مداومت دارد.\n\nجنگ ساوه\nدر تلگرافی که از ساوه رسیده مشعر است که جنگ در نواحی لاله کان درباره مداومت دارد عده هم از مجاهدین اخیر به آنجا آمده و استعداد نایب حسین هم زیاد شده است از قرار مذکور قشون روی شب دوشنبه خواسته اند که آنها شبیخون بزنند فوراً مطلع گشتند و جنگ شبانه\n\nورود سوار بختیاری\nاز اصفهان خبر میرسد که آقایان علماء همه روزه مجالی دارند و راجع به اوضاع حاضر و مذاکرات بوده تلگرافان بقم برای حرکت استعداد از اصفهان مخابره کرده‌اند و از سه ده و بعضی دهات اطراف هم جمعیتی وارد شهر شده است و قریب پانصد نفر سوار بختیاری هم وارد شد. در ظرف امروز و فردا باتفاق چند نفر از آقایان علماء حرکت خواهند نمود.\n\nتلگرافی از اصفهان رسیده است که روز یکشنبه سه ساعت به غروب خوانین بختیاری ابوالقاسم خان - سردار معظم - علی رضا خان بهاء السلطنه - و خلیل خان بابک عده سوار و پیاده و اسلحه زیاد وارد شهر شده از طرف خوانین و علماء و سایر طبقات مردم استقبال شده خطبه‌های مفصل خوانده‌اند.\n\nاز مناظر اماکن مقدسه\nاسلامیه بین المقدس\n\nو ده مجاهدین شرف نموده اند و بعد از آنکه یک مقدار تفنگ هم از قشون روس گرفته‌اند حمله دیگری کرده و مقامات رسمی اظهار می‌دارند که دو عراده توپ هم از آنها گرفته‌اند اخیراً هم یک عده از خوانین خلجستان و استعداد آنها به مجاهدین ملحق شده است و قوای شاهسونها هم از اطراف کمک مجاهدی آمده‌اند نتیجه جنگ دیروز هنوز معلوم نشده است.\n\nحوادث جنگ\nبرلن وین قسطنطنیه نطق اعلیحضرت سلطان محمد خامس آلمانها با بهت و شکوه تمام حاضر شده‌اند که جشن افتتاح راه برلن را به اسلامبول منعقد دارند. وقایع شکار اسلامبول جریده برلیتر تا کبلات شنبه گذشته تلگراف می‌کنند که حمل و نقل امتعه و مال التجاره از راه دانوب در نهایت سرعت کار می‌کنند و بعلاوه می‌گوید اگرچه حالیه\n\nحرکت علماء از عراق\nاز عراق خبر میدهند که استعداد سوار و پیاده مجاهدین همه روزه از اطراف وارد میشود و اهالی هم از آنها استقبال نموده با مراسم احترام وارد میشوند و بطرف همدان حرکت مینمایند دو روز قبل هم چند نفر از آقایان علماء با یک عده از اهالی شهر به سمت همدان رفته‌اند.\n\nدر همدان\nاز همدان خبر رسیده که قشون روس وارد شهر نشده‌اند و اهالی به اندازه از نزدیک شدن آنها در وحشت و اضطراب هستند چند روز قبل هر کلیه خانواده و فامیل حکومت را به سمت بروجرد حرکت دادند.\n\nراجع به جنگ ساوه\nمسئله جنگ ساوه رفته رفته اهمیت پیدا کرده و بر قوای مجاهدین افزوده شده است از قرار یکه تلگرافها خبر داده‌اند در ظرف این چند روزه که جنگ"}
{"book": "adl0616", "page": 1589, "text": "سال نهم صحیفه ۱۲\n\nنمیتوان گفت چگونه امتعه حمل و نقل میکرده لیکن بزودی اثرات آن معلوم خواهد شد. مقارن این احوال كنت ولف مترنیخ سفير جديد آلمان بطور رسمانه وارد اسلامبول شد و در سه شنبه پارلمان عثمانی مفتوح گشته اعلی حضرت سلطان محمد خامس ناطقی ایراد فرمودند که ترجمه قسمت عمده آن از این قرار است: حملات شدیده که قشون بری و بحری انگلیس و فرانسه برای دست یافتن به اسلامبول که تصرف آن از دو قرن و نيم قبل باين طرف مسلك روسیه بوده است بر دردانل و کالیپولی بعمل آوردند بواسطه صمیمیت و حملات غیرتمندانه سپاه برى و بحرى من دفع شد. هم قشون و هم تجربه ما جلال و ابهت جدیدی باعمال اجداد و نيا كان ما افزوده و نظر تمجيد و تحسین جميع عالم را بخود جلب داشته اند. دشمنان ما تلفات هولناک متحمل شده اند.\n\nشکست اعداء ما در تمام نقاط این عقیده را ثابت کرده است کار اسلامبول فتح نخواهد شد و ازینرو دشمنان با غرور و نخوت ما دست اور بسمت بالکان دراز کرده و از بالکانیان استعداد می جویند. هزیمتی که قشون ما یافتند همچون باد تخم دسایس آنان را در شبه جزیره بالکان می پاشید. ساخت و در زیر سایه همین فتوحات متفقين نيرومند ما ناگزیر روس را از کارپات بیرون کردند، عرصه کالیش و لهستانرا و آنها تنکسات استحکامات دشمن موروثی مارا با خاك يك سان نموده و اميد تسخیر منك را به قوای روسی بدل بیاس کردند. و اینک برای شکر گذاری و سپاس در حضور خدای قهار سجده میکنم و زمین بندگی را می بوسم که بقشون عثمانی فرصت داده اید که جلال و ابهت روز کار دیرینه خود را بدست بیاورند. خدای متعال را حمد میگویم و روی نیاز بدرگاهش مینمایم و دعا میکنم که سپاهیان دیگر مارا\n\nاز مناظر اماکن مقدسه اسلامیه جنت البقیع در مدینه منوره\n\nدر سایر فرونت ها محافظت سر زمین با اشتغال دارند فتح و ظفر نصیب فرماید. زمانی که قشون با حشمت و جلال متفقين ما ادلیری و نظم شگفت انگیز جميع اماکن مستحکمه را بتصرف در آوردند و قوای تعرضیه قشون روس را در هم شکستند و بسمت بالکان متوجه شدند قوای بلغاریانها ملحق گشت. این واقعه قابل توجه که اتحاد مثلث را مبدل باتحاد مربع نمود وصول مقصود را برای ما نزدیک ساخته است. برای آنکه این پیش آمد را در بالکان برای خود تامین نمائیم ما به اصلاح سرحد عثمانی و بلغار رضا دادیم. عهد نامه که برای این مسئله منعقد شد اينك بحضور جماعت تقدیم می گردد که تصویب نمایند.\n\nصرب غدار را اينك قشون متفقين اشغال کرده اند عبور قواء متحده وابسته، از رود دانوب تامين شده و راه برلن به وين و وين به قسطنطنيه گردیده است، شکر و سپاس خدای متعال را باد که بواسطه استقرار اين گونه روابط در زمان جنك و فتح و در وقت صلح سعادت را نصيب ما ميفرمايد. مناسبات پلتيكى ما با متفقين مان بر روى يك شالوده اطمينان و اتحاد بخشى که ذات البين وجود دارد و در تزايد است بنا شده و مملکت مشترک ما نسبت بدشمنان ما اين است که در تمام فرونت ها يك ديگر را كمك كنيم تا زمانيكه به صلحى نايل كرديم که مزيت و تفوق ما متوجه باشد. مناسبات ما با ممالک بيطرف دوستانه و صميمى است."}
{"book": "adl0616", "page": 1590, "text": "شماره ١٤\nسال پنجم\nصفحه ۱۳\n\nاما دولت المان نيز اينرا فراموش نخواهند كرد كه فنون عسكريه را در ايام سابقه اول بار از عثمانها اخذ كرده بودند • ذاتاً دین مبین اسلام چنان يك دينی است كه اسلاميان را بر شجاعت و دلاوری فطری از آغاز اسلام تا آخر زمان امر فرموده شده است • زيرا اساس نخستين اين دين معظم مبجل بر عكرى و فتوحات و محاربات مركوز و مبنيست ، و اگر همين طور نميبود آيات كريمه در قرآن كريم سی تشويق و ترغيب بر جهاد و اعلای کلمه حق نمی فرمود . تا آنکه جهاد در زمان خليفه ثانی عمر بن الخطاب رضی الله عنه يك فرض دينی گرديد زيرا هر مسلم در آن وقت مكلف و مأمور بخدمت عسکری شد، و چون مقصد تکافیت از عسکری اجرای فریضه جهاد است از انرو عموماً بعسکری مجبور شدند ، و به الخصوص فتوحات اسلامیه در چند عصر بدرجهٔ کمال رسید و اسلام در اکثر قطعات روی زمین منتشر شد و بیرق لوای محمدی را بر اقوام و ملل عالم از اوروپا تا افریقا تا شرق بعید برافراشت • تا آنکه کسالت و تنبلی و تشتت و تفرقه افراد مسلمانان را استیلا نمود و دیگر دولتها از خواب غفلت شان بیدار شدند و بهمراه مسلمانان بنای عداوت را ماندند و بسی ملکهایشان را تجزیه و تقسیم نمودند . این همه چیزها اکتفا نورزیده دستهای نجس خودشان را بر مقام خلافت دراز کردند . آن وقت همه مسلمانان بيك جوش و خروش خارق العاده برخاستند ، و سلاح حق و عدل بنام نصرت دین خداوندی بر کشیدند • و من امروز بعد از ان که زیارت همهٔ وزراء دولت عليه عثمانيه شرفیاب شدم امیدوار شدم که انشاء الله نصر و ظفر بجانب عثمانها تا آخر میباشد • وحقيقةً امروز وزرا و اراکین این دولت معظم اسلامیه اساس ملك خود شانرا بر ستونهای قویهٔ متینه بنا ميكنند . وعلى الخصوص در سیاست خارجیه خودشان مسلکهای مستقیمی پیش گرفته اند • و از اهمترین آن مسلکهای سیاست خارجیه آن است که با دولتهای المان و اوستریا دوستی و اتحاد کرده اتفاق ثلاثی عثمان المانی اوستری را بوجود آوردند که گمان میشود که بهیچ گاه تا ابد الآباد آنرابطه صداقت و مودت که بريختن خونهای همدیگرشان در مقابل دشمنان وطن های مقدس شان تحریر یافته است هیچگاه منحل و فراموش نشود • ذاتاً آشکار است که زندگی این هر سه دولت بیکی دیگر مربوط میباشد • لهذا گمان نمیشود که این خدمت جليلهٔ دولت عثمانیه در نزد المانها و اوستریها فراموش بشود و یکی بعد دیگر برود • و اگر اسبابهای که جرمن و اوستریا را برای اعلان جنگ بر ضد روس و انگلیز و فرانس اجبار نمود يك نظر بندازیم میبینیم که جرمن و اوستریا اعلان جنگ نمودند مگر برای رها نمودن آن شعبها و امتهای که در زیر اسارت آن ممالك غدارانهٔ ظالمانه افتاده اند • اعلان جنگ نمودند مگر برای تطهیر روی زمین از ان سفاكيهاى وحشیها که هر روز بر عرصهٔ وجود انسانی يك تياتروى پر فجاعت و فظاعت تمثیل می کنند •\n\nتدارك ورود قيصر به قسطنطنيه\nمسافری که اخیرا از طرف ، قسطنطنیه ، به سالونيك ، وارد شده اند میگویند که در آنجا ورود، قیصر ویلهلم ، وارشيد ولا و ليمهد الطريش و شهزاده فردیناند ، پادشاه ، بلغارستان ، را بالاتفاق به ، قسطنطنیه ، قریب الوقوع می دانند و میگویند بهمین زودی هر سه نفر برای ملاقات با اعلحضرت سلطان عثمانی خواهند آمد و در شهر « قسطنطنیه » وراء سراى الرنه وغيره تدارکات بسیار بزرگ برای آمدن و دریا بعالی تهیه های عظیم برای پذیرائی شایان این ملاقات عظیم را مشغول شده اند •\n\nآلمان و عثمانی در ايران\nطهران - از بروجرد به روزنامه ماخبر میدهند : آلمانها در بروجرد يك باب خانه فشنگ سازی تاسیس کرده و عشایر و ایلات محل را مسلح نموده اند. ۱۸۰ نفر ژاندارم در تحت ریاست صاحبمنصبان سوئدی از شهر خارج گشته بطرف همدان عازم شدند در اصفهان هم مشغول تجهیز دسته های تازه بختیاری هستند ٢٥٠ نفر اسرای اطریشی را که حکومت ایران خیال داشت به ورامین فرستاده تحت نظر قرار دهد با وزیر مختار آلمان از طهران به اصفهان رفتند : همچنین خبر میرسد که آلمان و اطریش و عثمانی آزان های مخصوص های خویش را بایران فرستاده اند • حمل قورخانه و مهمات جنگی بواسطه ژاندارمری از طهران و اقدامات خود سرانه و طغیان و سر کشی دسته جات ژاندارم در تحت فرمان صاحب منصبان سوئدی که فقط هم خود را صرف اجرای اوامر آلمان و عثمانی کرده اند شاهد و دلیل بر این است که با حکومت ایران اغماض می نماید با انکه یکلی ضعیف و ناتوان گشته و كليه اختيارات و نفوذ خویش را از دست داده شده است • افکار عامه می گوید که شاه و حکومت در صدد بهانه جوئی هستند که فورا طهران را ترک کرده به اصفهان روند • ( رعد )\n\nترجمه ز اخبار های عثمانی\nمترجمش محمد اديب\n( تركيا والشرق )\nدر زیر عنوان مافوق جناب فاضل ادیب ( تارا کناس داس ) هندستانی در استانبول يك خطابی ایراد نموده که ما آنرا عیناً از جریدهٔ « فریدهٔ العدل » ترجمه کرده بر نظر مطالعین کرام عرض میکنیم و آن اینست : فاضل مشار الیه می گوید که از همه بیشتر این را بگویم که در اینجا یعنی در استانبول بكمال مسرت و سروريت ملاحظه کردم که افسران المان که بعهده شان اصلاح جيوش عثمانيه محول شده بود، خوب کوشش ورزیده اند ، و بسی فواید ناقابل انکار در عالم عسکری عثمانی آورده اند • و اگر بنظر تدقیق در تاریخ دولت عثمانیه دیده شود معلوم می گردد که اهمترین مزایایی که باید عثمانها بآن فخر کنند ان مزیت بسالت و دلاوری ایست که دولت عليه عثمانيه بآن مزیت خود را از زمان قدیم معروف و مشهور آمده است •"}
{"book": "adl0616", "page": 1591, "text": "حينه ١٤\n\nاعلان جنگ نمودند مگر برای تخلیص نمودن شعبهای بدبختهای هندستان\nمصر فاس مراكش جزائر افريقيا و غیره که انگلیز فرانس روس بطور\nوحشيانه بر املا کتان و قطهای مقدس شان هجوم نمودند و در زیر اسارت\nو تابعیت شان جبراً داخل نموده اند.\n\nعالم سیاست را بینید که چه کارها می کند ایک وقتی بود که در مابین\nدولتهای انگلیز وروس و فرانى عداوت و رقابت بدرجه نهایت رسیده\nبود، تا آنکه بنابر منافع شخصیه خودشان در به وقت اتفاق نمودند\nانكليز بعد از کبر خرس ابیض میباشد. جنگی که در مابین روسی\nو زاریان چند سال پیش ازین بوقوع آمد ظاهر و آشکار میسازد که سبب\nآن بلاهای عظیمی که بر سر دولت خرس این ریخته شده بود سبب\nیگانه آن دولت انگلیز بود که الیوم با هم متفق شده اند، اما چه اتفاق\nکه فقط بر منافع شخصی مبنی و مشید است. اما اتفاق تلاقی عثمانی المان\nو اوستريا وصدق وليت حسنه قائم گشته است.\nدائماً داخل شدن دولت عثمانیه در ین جنگ حاضر برای حفاظت ملک\nو آزادی و استقلال و حریت خویش از ضروریات بود و نه تنها برای خودش\nبلکه برای احیا کردن ۳۰۰ ملیون نفوس اسلام این نسبت ضروری مینمود\nو يك مقصد مهم دیگر دولت علیه عثمانیه این بود که دولت افغانستان\nرايك دولت مستقل و آزادی باسطوت و قوت گردانیده و ۳۵۰ ملیون\nنفوس هندو و مسلمان هندستان را با او ناصر و معین بسازد :\nو با وجودیکه من هندستانی هستم دولت عثمانیه را از دیگر دولتهای\nاور ویا بهتر اعتقاد میکنم زیرا عثمانها را مانند خودم بايك روح و اخلاق\nشرقی زنده و متخلق میبینیم .\n\nو الحاصل يوما مردمان شرق ضرور و واجب است که در چنین\nفرصت اساس و بنیاد بك اتحاد اسلامي شرقي متين و محکمی را در مابین\nخودما استوار و برقرار نمائیم زیرا چنین فرصت باز برای ماهیچ دست\nنخواهد داد :\n\nكذا\n\nجريدة فريدة العدل متطبعه استانبول يك سرمقاله در زیر عنوان\n[ بلاد الافغان ] نوشته که ما عیناً ترجمه انرا در اینجا بر افطار قارئین کرام\nعرض مینمائیم و آن اینست .\n\nه در این روزها اخبارها و جریدها از احوال افغانستان بسبب اهمیت\nمرکزیه آن در این حرب حاضره بسیار عمده ها میدانند و گفتگوها میکنند.\nو بسببيكه ما و آن ملت جليله معظمه اسلامیه را رابطه دینیه و مذهبیه\nجمع کردانیده است. طبعاً من مسلمان برای شناسایی فضایل امت ناحیه\nمخصوصاً در هر جا میل دارد لهذا لازم دانستیم که از کلامهای فیلسوف\nالسلام السيد جمال الدين الافغاني الشهير برای آگاه نمودن قارئین کرام\nاز يك كتاب تالیف خودشان بعضی چیزهای مهمه نقل نمائیم :\n\nامت افغانيه بعزة نفس وشدة بأس معروف و مشهور يك امتی است\nحتی بهیچ وجه از وجوه نتوانسته که حمایت و تابعیت دولت ابنای تا بپس را\nهضم و قبول کنند. آن دولت که بمرض جوع البقر و استسقا مبتلاست و\nفرو بردن دوصد ملیون نفوس عالم سیر نشده تا انکه دهن خود را برای\nجغرافیای زمین محیط کرده - مثلاً شش حصه اعتباری زمین که در\n\nزيارة ١٤\n\nبلغ نمودن فيه عالم و خوردن مياه نيلى و نهر جيحون بازداشته اند.\nملت افغانیه همیشه بر این فکر ثابت قدمند که هزار بار خونهای خود\nشانرا بریزانند و بمیرند ولی زندگی که مقرون بذلت بود تا سخت باشد.\nصورت قبول نکنند.\n\nمرحوم سید جمال الدین افغانی در كتاب [ قمة البيان في تاريخ الامم ]\nکه از تالیف های معتبر اوست در اصل انتقاق نام ( افغان ) جدا\nنوشته که گویا این نام را فرسها بر افغانها نهاده اند و میگویند کاری\n( بخت نصر) اینها را اسیر گرفتند. در بسیار ناله و فغان میکردنداران\nنام آن قوم را ( افغان ) گذاشتند.\nو بعضی میگویند که نواسه ( شاوول ) که جد افغان اولیست\nنامش ( افغان ) بود ازین سبب این نام بر همین طایفه نهاده شده بود\nافغان نامیدند و عامه فرسها افغان را (اوغان) میگویند ، و هندستان\nبنام ( بتان) مینامند. و بعضی قبایل افغان که در قندهار و غزته سکون\nدارند خودشان را ( پشتون ) و پشتان ) میگویند و بعضی ازاد\nمانند با کستان ( خوست ) و (کرم) و (باجور ) خودشانرا ( بخند)\nو ( بختان ) مینامند حالا چون درین الفاظ تدقيق و تحقیق شود ملی\nمیگردد که آن نامها همه از اصل واحد مشتق هستند ولفظ ( افغان )\nو (اوغان ) و ( پستان ) محرف از ( بختان ) و ( پشتان ) همگی\nنقطه سر میزند .\n\nسراج الاخبار افغانيه\n\nرفيق محترم ما ( العدل ) ابن فقراتی که در باب وجه لما\nافغان از کلام فاضل یگانه و فیلسوف فرزانه ( السيد جمال الدين ) العقار )\nنقل نموده بعضی با روایات تاريخية متداولة مملكت عزيز ما نيز مطابق است\nاما سراج الاخبار افغانیه در شماره نهم سال دوم خویش در زیر غور\n( زبان افغانی جد زبانهاست يك مقاله مخصوصه درج نموده است که این\nمقاله بنابر تبعات وتطبيقات من ( انتو گرافي ) - يعنى علم الانساب بشرى\nثابت شده بود که اصل و اساس شعبه ( آریان ) سلسله کافکازی از میاد\n( هند و کوه) که آنرا ( هندوکشی ) نیز میگویند نشأت نموده آزاد\nبدیگر اطراف و اکناف عالم تشعب بافته است و چون هند و کش در افغانستان\nموجود است و روایات و دلایل و امارات بسیاری از جهت رواک و دوان\nو زبان و خرافات اساطیر به و غیره دلیل و اضح اینست که همین قوم از هزاره ها\nسال در همین بقعه مسکون بوده اند و به این سبب گفته میشود که این\nافغان يك قوم قدیم و مستقلی بوده است که از ماههای قبل افتاده و بسببيكه ما و آن ملت جليله معظمه اسلامیه را رابطه دینیه و مذهبیه\nدر همین قطعه همین سرزمین نواحی ( هندو کوه - يا هند و کنه\nو مسکون بوده اند\n\nآيات بينات اوقات\n\nمناسبت عصیان نمودن عساکر هندی سواری انگلیس در فراق\nعرب يك نامه شکار بعنوان مافوق چنین مینویسد :\nمحبت وطن از چنان حسی نیست که در دل انسان فطرت خود\nو همت نهاده است تا بواسطه تعلیم دائره این حس بريك حساب\nجغرافیای زمین محیط کرده - مثلاً شش حصه اعتباری زمین که در"}
{"book": "adl0616", "page": 1592, "text": "شماره ١٤\nسال [؟]\n\nخود یورپ، وبراعظم آسيا، وبراعظم افريقا . و وراعظم استريلا شهرت یافته - از اثر تربیت مخصوصه در نظر مردم چنان هویدا و منار مینماید که گویا شش سپاره جدا گانه هست . این فرق مادی اگر منحصر ببعض خصائص آب و هوا و اصناف نبات و حیوان هیچ مضایقه ندارد - اما وقتیکه اختصاص باما کن موجب تخوت و بیدار و مورث خرابی بلاد و ذلت عباد باشد - آن چیزی غیر طبیعی و باعث فتنه و فساد در عالم خواهد بود - اهل یورپ از جهت توغل در فنون عملیات بالتجربه و استكشاف اسرار فطرت در فن ازدیاد مالیات و هنر مکشوفی بد طولی حاصل کرده اند - البته قابل تحسین و آفرینند. ولیکن هنگامیکه ایشان بواسطة علم و معرفت در براعظم آسیا و افریقا بر منابع ارزاق زمین و اسباب دفاع ملک و ملت قابض شده اقوام را بیچاره و مجبور خدمت خود میسازند - این فضائل ایشان صورت رزایل میگیرد . این قضیه عامه را از معاملهٔ انگلیس بمردم آسیا و افرغا مصداقی توان یافت اول مردم را ناتوان و زبون ساخته . پس ایشان را بخدمت عسکری گرفته بخلاف را در ان شان بجنگ انداخته اند بسا اوقات این سپاه اسپانی را برای جنگ عالی میرند که ایشانرا از ان هیچ خبر نیست - چون در میدان جنگ سپاه را معلوم میشود که انگلیس بر ملک برادران آسیائی ایشان لشکر کشی ناحق کرده است - و جانب مخالف انگلیس در مدافعه اروطن عزیز و اماکن مقدسه جهاد اکبر را اعلان کرده است . آنوقت سپاه آسیائی حکم انگلیس را قبول نمی کنند - تا وقت فرصت یافته انگلیس را ترک کرده هر کجا که راه یابند میروند - درین روزها يك نظير و مثال طاهران از عراق عرب می آید - : صاحب منصب عمومی انگلیس در عراق عرب این اطلاع را فرستاده است که بست و سوم ماه فروری گذشته یک رجمنت از سواران ربع دار محند پانزدهم از تعمیل فرمان لشکری که شائع شده بود انکار کردند - این خطای بزرگ در تعلق آداب و قوانین عسکری مقتضی گشت که قضیهٔ ایشان از طرف محکمه عسکری که بعض را سزای قتل عمری و بعضی را سزای حبس مؤید دادند.\nاین حادثه عبرت انگیز یکی از آیات بینات اوقات است. یعنی مسلمانان مجردیکه از فریب انگلیس آگاه شدند، جان خود را در خطر انداختن روا داشتند . اما جنگ بخلاف برادران دینی که در ملک خود حملهٔ دشمن را مدافعه مینمایند قبول نکردند - آفرین بر همت مردانه شان.\nنظری دیگر از کویته سیستان می آید - میگوید که چون رجنت مسعودی را که در کویته بود گفتند که ایشان را بعراق عرب خواهند فرستاد. همه رجنت از رفتن بعراق عرب انکار کردند حکام گفتند که ایشان را بخیر خواهند برد پس همه مسعودیها فرار کردند. و در کوه و بیابان منتشر گشتند - حق بجانب این مردم است - اگر کسی بر ملک انگلستان حمله کنند و انگلیس از عهدهٔ مدافعه در آمدن نتواند - مردم هند انگلیس را مدد میتوانند کرد - اما وقتیکه انگلیس خود بالی شده بر داردنیل و عراق عرب و ملک مصر وغیره لشکر کشی میکنند و مسلمانان را آلهٔ تعصب و غارت خود مینماید البته مسلمانان صادق به فریب کاذب انگلیس تن در نخواهند داد.\n\nانكليزها باید باین چنین واقعات ملتفت شود و بیند که هنوز اسلام کلیه مرده نیست !\n\nاجمال آخر ترین خبرهای جنگ\nاقواء صلح : - بسیاری از مرد ما را خیال اینست که صلح قریب شده است زیرا مهاجمات شدیده جر منهار محاذ غربی لابد کار را یکطرفه خواهد ساخت . - راه آبتای دار دانیل را بصورت موقت از دینا میت صاف کرده اند، و تقریباً بیست قطعه تحت البحر های جرمن از انجا به بحر سیاه عبور نمودند. کشتیهای جنگی گوبن و بر سلاو وحميديه وغيره با طوبهای بسیار بزرگی مجهز شده اند چنان گمان میشود که قوه بحریه عثمانیه تفوق عددی را حاصل کرده سواحل بحر سیاه روس را در زیر بومبار دمان شد یدی بگیرند. وقوه بحریهٔ روس را در بحر سیاه مغلوب نموده بکمال آزادی عساکر خود را بسواحل آنادول را ورده باستردا دارض روم قفقاس را تهدید نمایند .\nجرنیل ( ایلمر ) انگلیزی که برای یک حرکت خروجی از موقع محصوریت خود اجرا نمود بنا کامیابی نتیجه بخشید همینکه بقدر هفت میل از جستگاه خود دور شد دلاوران اعراب و بها دران عساکر عثمانی از هر هر طرف بر عسكر انكليز هجوم نمودند . و با تلفیات عظیمه شکست فاش بر عسکر انكليز وارد آمد. جراید انگلیزی اعتراف میکنند که جرئیل ایلمر از سی بی آبی بسپاهی نموده است . و همه مجروحین را با خود آورده است .\nرومانیا قریب است که بجنگ داخل بشود . زیرا دولتين المان و اوستریا بسیار وعده های عجیب و غریبی به آنها داده است. این را هم فهمیده است که اگر دولت های المان و اوستریا و بلغار و عثمانی بر او حمله آور شود تنها روسی بجان خود گرفتار آمده او را رهای داده نخواهد توانست .\nعساکر عثمانی را و بحراً برای استرداد ارض روم در حرکت است .\nيك لكر کشتی جنگی ( ناویت ) نام انگلیزی پرسا حل مشرقی انگلستان بهمراه نقب متصادم گشته غرق گردید - از کشتی های تحت البحر المان که در بحر سیاه برآمده بود یک کشتی تارپیدو دار روسی را در نزدیکی ساحل ( وارنا ) غرقاب کرد . - از حوادث اخبار ها معلوم میشود که قوه بحریهٔ جرمی نیز درین روزها فعالیت بزرگی نسبت نموده است. قبل ازین حرکت بعضی دسته های کشتی جنگی المان را در بحر شمال مشاهده نموده اند. باز یکی از اخبارهای انگیزی مینویسد که نقل و حرکت دسته های جهازات جرمنی برای انتشار دادن نقب های تجربیت در ره گذارهای مهمه خط های سیر سفاین - اکثر اخبارها میگوید كه شركت جنگ پرتگال را انگلیز ها سبب شدند و زیر خارجهٔ پرتگال در پارلمنت اعلان کرد که در باب گرفتاری جهازات جرمنی برثانیه علم نام داشت و به تشویق او این مسئله پیدا گردید - میگویند که این شرکت جنگ پرتگال را در جنگ هیچگونه نگاه تیری نخواهد بود . مقدر ثلث شرکت جنگ ايتاليا نيز بر المان و حلیفانش ضرری نخواهد رسانید . حال آنکه از شرکت ایتالیا نیز در میدانهای جنگ هيچ يك خبری پیداشده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1593, "text": "صفحه ١٦\nسال پنجم\n\nخبرهای راجع بعثمانی\n\nاز جراید قفقاز\n\nاعطای نشان بانور پاشا\nموجب اخباری که از شهر کوپنهاغ به روزنامه ( ب . و ) وارد شده کنار فردیناند پادشاه بلغارستان درجه اول نشان ( الکساندر ) را به انور پاشای وزیر جنگ دولت عثمانی اعطا نموده است ( نشان مذکور در سال ۱۸۷۹ توسط پرنس الکساندر دو بالتبرك امیر بلغارستان که در تحت حاکمیت دولت عثمان مالك استقلال داخلی بود ایجاد شده )\n\nشیخ سنوسی و عباس حلمی پاشا\nاز دربار روم بروزنامه ( ب . و ) تلگرافاً اشعار میدارند که بموجب اخبارات تلگرافی که جریده ( تریبونا ) از قاهره دریافت داشته شیخ سنوسی که تا کنون از اطاعت و تبعیت دولت ایتالیا در تریپولی تمرد و سر کشی نموده و همواره بادوات مذکور مشغوله زد و خورد بوده و دربار روم را تا مال دوچار صدمات و خسارات مهمه کرده است يك تلگرافی به عباس حلمی باشا خدیو سابق مصر فرستاده و در او اظهار منها ارادت و صداقت بمشار الیه نموده و در این ضمن به پاشای مذکور اخطار کرده است که این موقع بحران عالم اسلامی باید خدمت و مجاهدت نموده خطرات و مسافت را از ممالک اسلامی رفع و بر طرف ساخت و در این موقعی که مهم ترین ایام تاریخی است سکوت و گوشه نشینی بزرگترین ظلم و صدمه عالم اسلامی بوده و باید کوشید و خاتمه به این بحران مدهش داد . من آنچه وظیفه مذهبی خودم بوده تا کنون بانجام رسانده و تا آخرین نفس خویش در تعقیب این وظیفه وجدانی فرو گذاری نخواهم کرد خود شما در عالم وجدان مختار بد ولی مسئولیتی را که در مقابل خدا دارید متذکر شده و بدانید جزئی قصور و مسامحه باعث خسران ابدی خواهد بود .\n\n***\n\nمحاربات محاذی رزمگاه غربی روز بروز شدت میگیرد . بر تمام خط حرب آتش باری جهنم آسا دوام دارد . جرمنها بر جناح فرانسوی که از وردن پیدا شده اند سر از نو حملات شدیده شروع کرده است . —\nيك مجلس عظیم الشان کل اتحادیان در صدر مقام جنگی جرنیل ژوفر منعقد شده است تا برای جلو گیری پیشرفت جرمنها در رزمگاه غربی يك تدبر و تفکر بکار برند . — از بعضی علامتها بعضی نامه نگاران اخبارها استنباط نموده اند که دولت ( اسپین ) برضد دولت پرتگال با المان اتفاق خواهد کرد . زیرا از بسیار وقت است که آرزوی بلعیدن پور تکال و مراکورا در میپروراند . و یقین است که دولت ( اسپین ) تا به آخر بیطرف نخواهد ماند . چرا که تمام دول این موقع را غنیمت داشته قصد فایده خویش کوشانند . — در لندن از مردم عیال دارهای که برای خدمت جبری عسکری طلب شده اند بلواهای عظیم برپاشده است .\n\n***\n\nشماره ١٤\nسال پنجم\n\nاعلان\n\nسراج التواریخ\n\nجلد اول — و دوم\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ ) است . (سراج التواریخ) آئینه حیات نمای ملت جلیل افغانست . زیرا از آغاز تشکیل و تکامل یافتن دولت افغانیه حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین درسگاه عبرت ، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز جان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات مرآت صفات بادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة والدین ، تألیف و تدوین و در مطبعهٔ حروفی دار السلطنه کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است\n\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث میدارد و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زائی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضیاء المله والدین امیر عبدالرحمن خان ، طاب ثراه وقایع تاریخی را جامع میباشد و کاغذ اعلا معروف تپ مطبع رسیده است . قیمت کتاب مذکور نسبت ترتیب و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است\n\nنمبر ( ۱ ) پشتی چرمی چرم تصواری دانه دار کابلی سخت چهار حاشیه جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل جزء بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر ( ۲ ) پشتی مقوا رویه گیر ماشی چهار کنج و زیر چرم قرمز حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مجلد سیزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر ( ۳ ) پشتی مقوا رویه گیره لاجوردی چهار کنج و زیر چرم میشنی سرخه کابلی پخته حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی —\nنمبر ( ٤ ) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشنی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جته کون بندی شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی —\nنمبر ( ۵ ) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر گیر سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جته کون بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان در محله در بازار از کسی از دکان عبد الله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون و الا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از انکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریریه\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1594, "text": "١٤\n\nاعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم که هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خودرها نیابیم ممکن نشد لهذا با ذاکخانهٔ مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده تا کخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای داخانهٔ خود شان میرسد\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگران که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ - اينچ - ١ سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در هر ورق ششتی و در هر سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\n\nحَبْلُ الْمَتِيْن قِطْعَةُ زَمِيْن\nدر ۲۹ روز\nآسيا اروپا افريقيا\n( مطبعة عنايت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوسکاران عرفان جلوه عریض میدهد. بدست آرید ، بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهای را که دران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید. چه چیزها میشنوید. چه لذتها بمرورها میگذرد علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر! این اثر از سه جلد مرکب و دريك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و با (١٠٥) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار دیگر چه میخواهد! همینقدر که بنادر نفس مطبعهٔ مبارکه در ده افغانان به (عبدالروؤف) خان سر محرر مطبعهٔ مبارکه یا در بازار ارگ شده گان (باز محمد) تاجر کتب یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی بدکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگر کاری نمیماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1595, "text": "اعلان\nجزيرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعۀ آثار ادبیه را مژده ! ازین نویسندۀ کارآزما ، مطبعۀ عنایت ، کام جانرا شیرین نمائید ! جزیرۀ پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگانی نوع بشر بنظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوب چاپ ، خوبی کاغذ ، خوبی تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان آن بها (۶) شش روپیه محل فروخت فی مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، و دکان باز محمد در بازار ارك ، و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی .\n\n( اعلان )\nپراكنده\nآثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، عبارت از يك مجموعۀ اشعار اندازۀ تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوبی طبع دارا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال عهد است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۲) دو روپیه کاملی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسۀ شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\n۲ سیاحت دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد\n۲ سیاحت در جو هوا مجلد\n۱ سیاحت در زیر بحر مصور مجلد\n۲ از هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\n۱ روضة حكم مجلد\n۱ پرا کنده مصور مجلد\n۱ جزیرۀ پنهان مصور مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرءوف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای ما فوق را بکنند باید در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی بر\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه آن و شماره های متفرقۀ آن ، و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمت های معین آن خریداری برده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانۀ مبارکه ، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1596, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nسال پنجم\nشماره ١٥\n\nفهرست مندرجات\n\nاطاعت اولی الامر )\nافاده مرام )\nادبیات ( ترکیب بند ... قصیده\nمکتوب\nتهنیت نامه ( از ترکستان )\nحوادث داخلیه ) تشریف آوری حضرت ج کرام\nحوادث خارجیه خبرهای ممالک عثمانی - مساعی عثمانی و المان برای آمدن با سیا - در بین النهرین در بغداد - شایعه طغیان جمال پاشایی اساس است - محو عملیات عثمانی و المان - بیانات فواد پاشا - خبرهای اروپا - برلن قسطنطنیه - ارزاق برای المان - مساعدت المان به اهالی صرب - مرکز جدید آسمان پیمائی المان - اقدامات المان در لهستان - تدارکات المان - مراسم عید در سنگرهای المانی - تفال برای صلح - این کابینه صلح را امضا خواهد کرد - بیانات مارشال هیندنبورگ - تهدیدات المان - خبرهای راجع به ایران - عملیات المانها در ایران - قوای عثمانی - در اردبیل - در طالش - اختلالات روز افزون هند - خبرهای اروپا - نطق قیصر در فرونت روس - حرکت هیندنبورگ بسمت لندن - انتخاب از مقالات مضحك المانها\nاعلان ( سراج التواریخ\nتصاویر { تصاویر ( از مناظر تاریخ - ناپلیون فرانس - عساکر سواری خاصه ناپلیون - هجوم دهشتناک عساکر فرانس - از مناظر مصر - آثار عتیقه هیواو پلس -"}
{"book": "adl0616", "page": 1597, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزیهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جزیر کار خانه جان ، ماشین خانهٔ مبارکهٔ دارالسلطنهٔ کابل علاوه بر ایفای حوایج دوائر دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورم عساکر شاهانه وغیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) | سرج های پشمینهٔ پتلونی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگایزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانهٔ جنسی هم بفروش میرسد\nاقسام | قسم اول | قسم دوم\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه دوم\nرقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nقیمت | نا مال ساخته شده | ۷ روپیه ٤٨ پیسه | ٦ روپیه ٤١ پیسه | ٦ روپیه ٤٨ پیسه | ٥ روپیه ٤١ پیسه | ٥ روپیه ٤٨ پیسه | ٤ روپیه ٤١ پیسه\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی | کشمیرهٔ چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ په | کشمیرهٔ هدار عمر قم ۷ روپیه بیست | قسمت آن ۱۰ به اضافت\n\n(۲) ات | تکمه های چرمی محراب و منبردار\nرقم | تک بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ٤٥ پیسه | ۳۹ پیسه | ۱ روپیه ۸۰ پیسه | ٥٥ پیسه\n\nجراب\n(٤) | کروره های جدید ساخت\nرقم | زرباف تابه دو کره دو تاره | زه باف یک اسپه دو کره به تاره | چرم باف یک اسپه | یک اسپه مار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ۲۹ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دسته بادامی دولایه | چرم باف دسته دولایه یک اسپه | دسته دولایه یکی مار اسپه | چرم باف همرکابی\nقیمت | ٤ روپیه و ۱۸ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | ٤ روپیه و ٤٣ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کلیت نقره وبخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکابی\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ۹ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب مین زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ۸۱ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از این سواری دولایه میخ چرمی كمك دار | چرم باف مارین پیت یک اسپه\nقیمت | ۱ روپیه و ۱۹ په | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ۲ روپیه و ٥٩ پیسه | ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) | اقسام گلهای مصنوعی سر\nقیمت | کل جرین | کل نافرمان | کل برینه | کل شیو\nقسم | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ۲ روپیه و ۹۳ پیسه\nقیمت | شکوفهٔ نارنج | گل یاسمن | گل نسترن | چمبیل\nقسم | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٦ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقیمت | شکوفهٔ سیب | کل گلاب | کل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٦ روپیه و ٢٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٤٤ پیسه\n\n( بقیه در صفحهٔ هفتم دفتری کار ماهیات ( آبدان ماهی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1598, "text": "صحيفه (١)\n\n(شماره) ١٥\nسال پنجم\n\nقيمت ساليانه\nدر دار السلطنهٔ كابل ۸ روپيه كافى\nدر اطراف داخلهٔ مملکت\nدر ممالك خارجه ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nدر ممالك خارجه ۱۰ روپيه انگليزی\nاين روزنامه روز يكبار نشر ميشود\nمدت وجه آن در كابل يكسانى است\nاوراقى كه درج نشود آماده نميشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nمدير و محرر محمد\nمحمود طرزی\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاريخ قمرى نمره جمادى الثانى ١٣٣٤ تاريخ انگریزی ٤ اپریل عیسوی ١٩١٦ تاريخ شمسى ١٥ حمل ١٢٩٥\n\nاطاعت اولى الامر\n\nديده از همه پيشتر عرض ميكنيم كه مسئلهٔ ( اطاعت اولى الامر ) يكى از مسايل معمول به شريعت اسلاميست، لهذا ما بغير از حكومتهاى اسلاميه يعنى بجز از اولى الامرى كه مسلمان باشد ديگر حكومت و اولى الامرى را مراد نداريم. اين را هم موضوع بحث نميكنيم كه آيا اطاعت مسلمانانرا به حكومتها و اولى الامرهاى كه بغصب و ظلم و زور ممالك شان را و ازادى شان را و حكومت شانرا بدست آورده بر آنها حاكم و اولى الامر شده باشند تا چه درجه و تا چه پايه وجوب و لزوم خواهد بود؟ آن وجوب و لزوم چيزيست كه حدود و درجهٔ آن معلوم است! مقصد ما از اطاعت اولى الامر، فرمان بردارى پادشاه اسلام يك دولت اسلام است. زيرا اين امر براى اسلامها و حكومتهاى اسلام شرف صدور يافته نه براى مسلمانانى كه در زير حكمرانى حكومتهاى غير اسلام بوده باشند. دين مبين مقدس اسلامى دين ذلت، دين مسكنت، دين محقريت نيست. بلكه يك دينيست كه براى روشن ساختن و آباد كردن همه روى زمين را به عدالت، و مساوات، و سعادات از آغاز تا انجام شرف نزول فرموده است. و از آغاز نشر آن بر همين مقصد مبنى بوده است، كه اگر همچنين نميبود براى دعوت همه عالم را برين صرات المستقيم مأمور نميكردند، كه اگر همچنين نميبود مأمور وجهاد، و فتوحات بلاد، و محافظهٔ حقوق عباد نميشد، كه اگر همچنين نميبود احكام و قوانين تمدن و سلطنت در ان وضع نميشد. اطاعت اولى الامر مدار يگانهٔ قوام مدنيت و سلطنت شمرده ميشود. در تمامى دولتهاى متمدنهٔ عالم ( اطاعت ) مدار يگانهٔ نظام و انتظام، و اساس قوام و دوام مهام انام است. اگر ( اطاعت ) نباشد احكام جمله قوانين مدنيه دفعتاً سقوط مينمايد. همانند يك هرج و مرج عالم را فرا ميگيرد. على الخصوص در عالم فكرى اگر مسئلهٔ معتنابهاى ( اطاعت اولى الامر ) را مانند روح در بدن نظام عسكرى بگويم شايانست، فرق در ما بين عسكر نظامى و ايله جارى نيز واجب الرعايه بودن ( اطاعت اولى الامر ) ديگر هيچ چيزى نيست. هرگاه مسئلهٔ ( اطاعت ) نباشد در ميدانهاى محاربه هاى جنگهاى حاضر كه محض براى مغلوب ساختن دشمنان وطن و قالب گشتن\n\nدر خصوص « اطاعت اولى الامر » و اوامر جليله كه دين مبين مقدس اسلام شرف اصدار فرموده بدرجهٔ متانت و استوارى را مالك است كه بمجرد واقف شدن بر مزاياى حقيقيهٔ ماديه و معنويهٔ آن هر فرد صاحب ايمان و وجدان را مجبور بر اطاعت آن امر جليل الشان ميگرداند. دين مبين مقدس اسلام غير از مثوبات اخروى، يك جنبهٔ سياسيه و دنيائيهٔ امورات دنيوى را نيز در بردارد. چنانچه در همه احكام واجب الاطاعهٔ شرع شريف همين دو جنبهٔ مادى و معنوى آشكار و پديدار آمده است همچنان در اين امر جليل ( اطاعت اولى الامر ) نيز همين دو جنبهٔ معنوى و مادى هويدا افتاده است ... مثلاً نماز خواندن بر مسلمانان امر شده، بايد مسلمانان نماز بخوانند! بغير از مثوبات اخروى آن فوايد صحيه و فضايل حالت كه از نقطه نظر حيات اجتماعيه اهميت ها و عينهاى عطيبه را در بردارد اين دران امر جليل واجب التعظيم ظاهر و وافر ميباشد. كذلك در اوامر فعلى دينه روزه و حج و زكوة و غير هم نيز همچنين بر هر دو طرف اخروى و دنيوى شامل است. و على الخصوص كلمهٔ طيبهٔ « لا اله الا الله محمد رسول الله » با زبان راندن و بدل تصديق كردن چنان امر جليل واجب التعجيل است كه صدها مليون نفوس اسلام را بيك سلسلهٔ الذهب اخوت دينيه ارتباط و تقبل الفكان داده است كه اهميت سياسى دينيهٔ آن نيز از آفتاب روشنتر است. در اينجا از ديگر او امر جليلهٔ شرعيهٔ دينيه بحث نميرانيم و تنها از امر جليل همين عنوان مقالهٔ خويش كه عبارت از ( اطاعت اولى الامر ) است از جهت سياست دينيه يك دو كلمه عرض را مناسب احوال و آماله"}
{"book": "adl0616", "page": 1599, "text": "صحیفه ۲\nسال نجم\nشماره ۱۵\n\nپردشمن بوقوع می آید هیچگاه هیچ موفقیت و کامیابی ها از هیچ طرف نه از افراد ملت را بيك طرف متوجه ساخته و شقاق و نفاق را از حقیز طرف مهاجم و نه از طرف مدافع بوقوع نمی پیوست. مثلا از آلات بواطن شان مرفوع و مدفوع گردانیده همگی افراد ملت متفق اللفظ والمهر\nتاريه واختراعات محیر العقول که برای قتل و هلاك في بشر درین محاربات در ترقی دین و دنیا ساعی و جاهد بوده یکی در تحصیل مقصد اندیکر کوشید حاضره استعمال شده و میشود هر کس نایک درجه معلومات حاصل کرده و هر فرد مقصد برادر مسلمان خود را مقصد و مراد خود دانسته کان\nاست . آیا اگر مسئله مهمة ( اطاعت ) نمیبود بيك بولي (رمخ زاو) مقاصد همکستان همان يك گردیده يك اتحاد ذاتي وانفق حقيقي بين جهان برکه های خرواری و آتش ریزیهای طوبهای پر اتشفشانی میکنند که در عین کثرت افراد ملت يكوحدتی ملاحظه میشود و تبد\nدایما به پیش رفتن دوام ورزیده میشد ۱۰ کر مسئله ( اطاعت ) نباشد آن سعادت دارین بوده در مارکت صغیر فوائد کثيرة مادي و منور برای گرفتن يك استحکام بالك قلعه يابك موقع مهمه پیش از انکه محمله حاصل میگردد و ترقیات فوق العاده در مدت قلیل نمایان میشود که در نان\nآغاز میشود چسان حکم داده میشود که المقدر عکر را تلف باید کرد و این قلعه با استحکام را باید گرفت؛ استناد بمکانه انجنين حکم بجز وسيدة كبيره که ازین سعادت اتحاد و اتفاق محرم باشند. در مدتهای با همچنان نتایج حسنه ظهور نموده نمیتواند ...\n\n( اطاعت ) برچه چیز خواهد بود؟\n\nتنها در امور عسکری کی بلکه در کافه امور کشوری نیز الضباط و این سعادت اتفاق و اتحاد از چه حاصل میشود معلوم است که علی و ارتباط حکومت وسلطنت منحصر بر مسئله ( اطاعت ) میباشد . اگر ند. اگر اصلی آن اتحاد مقصد است ) که اگر مقصد جميع افراد مات به ترقی\nاطاعت نباشد. هیچ اموری از امورات پیشرفت ندارد. شرع شریف اسلام می کنند و اگر بترقی دنیا متفقاً متوجه کردند دنیای شان باز که رعبادات ، و معاملات بی آمده ، جهت معاملات آن صرف منحصر می کنند و تحصیل این مطلب اعلا و مقصد اقصای ( اتحاد مقصد )\nبر امور سلطنتی میباشد. بازام جهاد و فتوح بلاد همه امور عسکری را مايه سعادت دارین و ترقی کونین است در اطاعت و اتباع فرد اول ور در بر گرفته است . ازین سبب ( اطاعت اولی الامر ) درین دین مبین اکمل دین و دولت ورح روان رعیت که وجود باجود خلیفه زمان و باد\nمقدس یکی از اساسهای مدین شروط اسلامی گرفته شده است . خلیفه . حضرت رحیم رحمن است انحصار دارد و بجز این امکان حصول دار سلطان ، بادشاه ، امیر نامها نیست که در مسلمانی صفت ( اولی الامر ) زیرا که چون اراده اولی بدین رفته است که در هر وقت و هر زمان بندان\nرا دارد. خلفای را شدین رضوان الله تعالی احمدین چنان تسلط و هیت خود را بي وجود الحياء و رسولان بر حق براه راست نیاورده و همان اولی الامری را حائز بودند که سر افسران بسیار کلانی را چون و ارشاد شان را بذرعه ام یازمان حاصل داشته و بعد از ختم نبوت خدار\nدر انتهای حرب غزل میکردند هماندم بلا تانى و درنك شمشیر افسری را راشدین را جانشین پیغمبر مقرر فرموده و همان وظیفه مقدمه هدان به افسر دیگری که نجایش نصب شده بود تسلیم نموده در معیت و همراهی و ارشاد عباد را بردوش ایشان گذاشته و بعد از زمان خلافت راشد\nاو به امر مجاهده دوام میور زید، هر گاه امر اطاعت يك استناد كام متین حقوق خلافت را شده را بردمه سلاطین اسلام وضع فرموده أنت اسلام نمیبود در چنين حالها بعضی تا كوار اليها بظهور نميرسيد ؟ مسلمانان اطاعت و محبت خلفاء اسلام را حرز جان میدانستند دین و دنیاد\nهر گاه در صفحات تاریخیه اسلامیه نظر کرده شود بی مثالهای برقی و تعالی نموده سامانت اسلامی بعلوشان و ترقی و وسعت نمایان رسید درخت کی در باب ( اطاعت اولی الامر ) در نظرها جلوه کر میکردد که وازان زمان بازکا مطلب اعلامی ( اتحاد مقصد ) بر طرف گشته و متان\nعالم فاضل کمالات انتساب شهر عزیز ما جناب مولوی ( عبد الرب ( خان مسلمانان از يك ديگر متغایر گردیده واضح ولایح است که حالت دار صاحب در رساله مولده خودشان که درین اوقات دره طبعه مبارکه عنایت و سلطنت اسلامیه نیز رو بتنزل و تسفل داشته است .\nزیور طبع آراسته کردیده اکثر آیات بینات قرآن عظیم الشان ، و احادیث بناء على هذا ما ملت افغان را که الحمد لله والمله بن دين والاسد مليفة حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم را بيك اسلوب بسيار عارويك ولك بادشاه دین پناه داریم و مجمعیت ذاتی و شجاعت قطری منصف بیشم\nمقصد و موضوع خیلی عالی جمع نموده اند. و مقصد یگانه ما ازین تمهیدانی که و مقصد بإنشاء ورعيت وجميع افراد مملکت ما یک است و از مرام این در ذیل عنوان ( اطاعت اولى الأمر ) در سر مقاله عاجزانه این شماره و تفضلات صمدی برعیت شهريار ديندار مراحم شعار ( العليم\nخود قلم گرفته ایم محض مبنی بر همین است که يک ( تقریظ ) ناتوانانه در حق سراج الملة و الدين ) افتخار الريم و رضای خدا وند تعالی و تقدس - وید آن رساله فواید اساله بمعرض عرض رسانیده توانسته باشیم : لهذا مقدس عليه الصلات والسلام را در رضا و اطاعت خود محکم دین واد\nيمناً والبركة ديباجة رساله مذکوره را درج مخالف افتخار نموده به آن خود منحصر میدانیم که افنای روح و روان خودها را در اطالتان وسیله علویت موضوع آن رساله فواید اساله را از دیباچه آن تا یک درجه الأمر فرض ذمت ولازم همت دانسته و میدانیم و از همین عطیه کور\nاستنباط کرده خواهیم توانست : الهی که ( اتحاد مقصد ) پادشاه و رعیت است امید و از ترقیات فوقان\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\n( المادة مرام )\n\nدین و دنیا بوده و میباشیم .\nفرض ذمت مار های است که شکرانه این است علاما رام\nاین امر از از بدیهیات و غیر محتاج تفکر است که چون اراده ازلی و دوام این سعادت را از حضرت قياض طابق جل جلاله بعد به حضرت الهی جل جلاله بترقى حالت ملتی متعلق کردد ، جميع ارادات مسئلت نمائیم ."}
{"book": "adl0616", "page": 1600, "text": "صفحه ٣\nسال نجم\nشماره ١٥\n\nو به این نعمت که ما را داده در تزاید دار تا یوم القیام و علاوه از ادای شکرانهٔ الهی توجه تمام بداریم که در باب اتحاد و اتفاق همدیگر کوشان باشیم و اوامر الهیه و ارشادات نبویه را که مدار حیات و سیاست در باب اتحاد و اتفاق و اطاعت و محبت خلیفهٔ زمان و شهریار عالمیان همواره مدنظر خود داشته باشیم که خدای زمین و آسمان پیغمبر برگزیده و امامان دین و ایمان و مقتدایان ما درین باب چه فرموده و برای ما مسلمانان افغان در ین جزو زمان چه دستورالعمل عطا فرموده است درین اوراق بعضی اوامر الهیه و سنن نبویه و اعمال و اقوال پیشوایان دین مبین را که تعلیم و تعلم آن برای اولاد وطن مقدس و باقی افراد امت ضروری بود تحریر شده در مطبعهٔ عنایت که از مراحم معارف پروری و همت عالی همت سعادت حضرت شهزادهٔ عالی تعالی جناب عین السلطنه و ولیعهدی افخم ابقاء الله تعالی تأسیس یافته است هزاران هزار بطبع رسیده و برای خریداری دولت مفت و رایگان تقسیم و توزیع فرموده و می فرمایند — الله تعالی و تقدس عامه افراد افغان را توفیق عطا فرمایند تا این نصایح مهمه را بگوش هوش شنیده و بر طبق آن عمل فرمایند — ( انه قریب مجیب ) آمین یارب العالمین\nالمؤلف\nحقیر عبد الرب عفی الله عنه\n\nادبیات\nترکیب بند در هدایت اطاعت اولی الامر و دعای ذات خجسته صفات اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان ادام الله دولته\nمنکلام ( قاآنی )\n\nخواهید دوستان اگر امید خود بکام از بنده بشنوید یکی شکرین کلام\nکاین تحفه ایست طرفه که تقدیم می کنم از طبع خویش شعر تری بهر خاص و عام\nنی بهر شهرت است مرا نشر این سخن مقصود من نصیحت و خیریت والسلام\nداریم چون امید شفاعت بروز حشر از حضرت رسول خدا سید انام\nباید که این زمان همه بر قول و فعل او باشیم پیرو همه از صبح و شام\nگردیم یک دلی و اطاعت چو دین فروغ یابد ز اتفاق چو این رشته انتظام\nگر نرویم بر سر نفس و هوای نفس آخر رسیم از ثمر آرزو بکام\nکوشیم در رضای خدا و رسول او در راه دین فدا نمائیم جان تمام\nبهر رفاه جملهٔ اخوان دین خود دست طلب زنیم ب دامان اهتمام\nیعنی که جمله تا نفس آخرین خویش باشیم در اطاعت سلطان خود مدام\n\nاز جان مطیع امر امیر زمان شویم تا ایمن از مصایب هر دو جهان شویم\nامروز بسکه روی زمین گشته پر شرار یک آتشست هر طرف از حرب و کارزار\nپیغام و نامه بر شده توپ و تفنگ و برق بگشاده بهر فسد زمان تیغ آبدار\nکم گشت از تمام جهان لیک مانده است مثل هما بروی زمین نام اعتبار\nکردی نفور از خود و از خواب یک قلم گر بنگری ز غور به اوضاع روزگار\nجز ما که ایمنیم تنعم ز خدای را انهم ز حسن نیت شاه فلک مدار\nشاه زمان امیر حبیب الله خان که هست نوشیروان عهد خود از عدل و از وقار\nقولش همه موافق شرع محمدی فعلش همه مطابق آیات کردگار\nپس لازمست بر همه ما که مؤمنیم گیریم از نفاق یکسری کنار\nدانیم فرض بلکه بعد آرزو کنیم با صدق و شوق امر اولی الامر اختیار\n\nاین امر را به من ز خود ارشاد میکنم قرآن بخوان که کردهمت این راز آشکار\nیارب ز لطف خویش عطا کن بما همه توفیق در اطاعت این شاه کامکار\nگر یک دلی بدان و سر و مال و جاه خویش باشیم جمله منتظر امر شه خویش\nتا چند میل گلشن و جام و سبو کنیم بزم و نشاط ماه وشان آرزو کنیم\nغافل چرا بدام هوا و هوس رویم یک چند سر بجیب تفکر فرو کنیم\nاحوال کفر خویش ز فرط نفاقشان نظاره چون شرار خزان در عدو کنیم\nکابینیم چگونه خوار و حقیرند پیش خصم زان پس به اتفاق همه گفت گو کنیم\nیاد آوریم ز عهد نخست اتفاق شان ز امداد پارهٔ دل ایشان رفو کنیم\nبهر ادای فرض بما نیز لازمست کاوّل به آب بهر مودت وضو کنیم\nآخر بسوی منزل مقصود پی بریم معدوم نیست مقصد ما گر جستجو کنیم\nمحروم کی شود ز لطف بی نیاز مقصود خویش را طلب از لطف او کنیم\nفرصت به همه که رضای خدا برا جویا شویم و سوی وی از صدق رو کنیم"}
{"book": "adl0616", "page": 1601, "text": "شمارۀ ٦٥ سال پنجم صحیفه ٤\n\nچون امت رسول خداوند اکبریم باید تصدق پیروی امر او کنیم\nیعنی اطاعت شه خود را نخویشتن در قول و فعل فرض شماریم مردوزن\nکفار را به بین بچه افسون جهان گرفت اقلیم ها از چنگ دلیران جان گرفت\nگر در کتاب های سوابق نظر کنی دانی که این دنی صفتان از چه جان گرفت\nاز اتفاق و کوشش و صنعت گری و علم پس بر تری ز مردم اهل جهان گرفت\nاز ابتدا اگرچه بوحش اشتهار داشت اکنون نگر که روی زمین در زمان گرفت\nعلم و کمال و دوستی و خلق و اتفاق از کاهلی ز ما همه را یکان یکان گرفت\nبا ریل و با جهاز گرفتند برو بحر بالون سوار گشته ره آسمان گرفت\nما همچنان ز کاهلی این حرف میزنیم دامان آرزو بطلب کی توان گرفت\nبندی زقول حافظ اگر بشنوی نکوست کاندر سخن سبق زهمه همگنان گرفت\nه حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان میتوان گرفت\nهر چند اینزمان چو به توفیق کرد کار از خصم خویش داد دل آسان توان گرفت\nلیکن بجز اطاعت سلطان مؤمنان صعب است داد خویشتن از مژگان گرفت\nپس فرض شد که جمله بفرمانبری شاه گردن نهیم و سر بنهیم آن زمان براه\nیاران چه میشود که زمانی ز حال خویش واقف شویم و فکر کنیم از مآل خویش\nباشیم تا بچند دگر از غرور و عجب مشتاق فکر و رای و جواب و سوال خویش\nتا کی کشیم بار ندامت ز کاهلی باشیم غرق بهر چه در افعال خویش\nکردیم جهد هر چه که توفیق نیافتیم بهر چه افکنیم قسمت وبال خویش\nکردیم درس بهر چه و با کدام روی از طالبان مدرسۀ خود کال خویش\nزین پیشتر اگرچه بنادانی و غرور در رهگذار درد نهادیم مال خویش\nاکنون که فرصت است شماریم مغتنم کوشیم یکجهت همه در اخذ مال خویش\nاجداد ما چگونه بدل برده اند داغ گیریم حال سابقه را پیش فال خویش\nاعدا بقصد ما همه تیغ و سنان بکف ما همچنان بخواب گران و خیال خویش\nتا کی زنیم لاف ز بانگ فراق تا کی شویم شهره به این قیل و قال خویش\nآن به که جمله با دل و با روی و با زبان از حق جدا کنیم حیات دو زمان\nتا در جهان نظام وجود از قدر بود در چرخ تا تردد شمس و قمر بود\nتا سال و ماه و لیل و نهار است در حساب تا در مه تمام بود تأخیر بدر\nدر روز کار تا بود اوضاع مردمی در دهر تا ز خلقت آدم اثر بود\nتا در زمین بود اثر از زندگی و موت تا در جهان عبور ز جنس بشر بود\nتا موسم خزان و بهار است در جهان تا خار همدم گل و بلبل شکر بود\nتا در پی پرستش خلاق انس و جان ماهی و مور مختلف بحر و بر بود\nتا عقده های طبع کشاید نسیم عقل پستان عقل باز بمغزی پر ثمر بود\nتا امر نفخ صور در افواه بشنود بل تا حیات ما به جهان دگر بود\nتا آسمان که جمله عالم فنا شوند تا (فانی) از بقای سخن بهره ور بود\nدایم دعای حشمت سلطان دین پناه از صدقش این وظیفه شام و سحر بود\nيارب سراج ملت و دین شاه محتشم پاینده بر سریر شهی دارا کرم\n(امضا فانی)\n\nقصیده من کلام غلام حیدر نویسنده حاکم بهسود هزاره\nمژده کز امر برافرازند اندر هند گردون سر فخر و سر افرازی بعالم ملت افغان\nکدامین ملت آنکو جمله را اسلام باشد دین کدامین دین و آئین آنکه باشد رهبرش فرقان\nهمه اخوان همدیگر به حکم خالق داور هم يك كيش و يك مذهب همه يك دين و يك ايمان\nغیور و پردل و با صولت و پرزور و سختی کش بهنگام غزا هر يك نظير رستم دستان\nز هر مو خوف و بیم از هیبت شان به اندر دل نه از دشمن هراس آرند نه از مدعی ترسان\nبحفظ مال و ملك و ننگ و ناموس وطن يك دل ستاده پیر و برنا سر بکف ها سیم در دامان\nندیده چشم گیتی این چنین مخلوق نام آور نزاده مادر دوران چنین اخلاق عالیشان\n\nدر همین روزان است و دین مشکن"}
{"book": "adl0616", "page": 1602, "text": "جريده سال پنجم شماره ١٥\n\nقصيده\nبشرع احمدی محکم به حکم بادشه تابع\nچه شرعی شرع پیغمبر چه شاهی ره نمای آن\nزهی شاه و زهی ملت زهی ملك و زهی دولت\nهمه اقسام ملت تن وجود پادشه چون جان\nبهم شاه و رعیت آنچنان مربوط و ممزوج اند\nکه در عمری مخالف مونگنجاند میان شان\nچنین مخلوق شایسته بشاه خویش دل بسته\nنداردهیچ ملك و هیچ دولت اندرین دوران\nخدا محفوظ دارد این چنین دیندار قومی را\nزیر سایهٔ شاهنشهٔ جم جاه ذی عرفان\nسراج ملت و دین آنکه در عهدش جهان خرم\nشده افغانستان از یمن او چون روضهٔ رضوان\nرفيع همت نکو طینت سپهر عظمت ملك خصلت\nخرد روز بلند اختر فریدون فر ملك دربان\n\nترقی های سعی و کوششش از مادر خشان تو\nدر اطراف ممالك جلوه گر همچون مه تابان\nهر آثاری که کرده از صنایع در وطن جاری\nزهر آلوده بکامیست اندر چشم بدخواهان\nبناهای که در بهبود ملك خویشتن مانده\nتو را کندر به از جمشید هم مانده است در دوران\nسخن آن به که ختم اندر دعا سازم چو می گردد\nزبان از مدح آن عاجز خرد از وصف آن حیران\nغلام حیدر عجاله و مدحش زهی خجالت\nشهی کو اندر عالم هست مستغنی ز مدحت جان\nبود تا آسمان بر پا و سطح ارض با برجا\nچراغ مهر و مه اندر فلك باشند افروزان\nبقای دولتش بادا و افزونی عمر او\nخداوندا گر ما از تو خواهیم ای ذوی الاحسان\n\nاز مناظر تاریخی\nناپلیون بزرگ فرانس در سنهٔ ۱۸۱۲ بملک روس هجوم میکند\nسراج الاخبار کابل\n\nو این دوستدار شما را زهر مودام بر دوشم گرفتار این چنین باید\nزخاطرها فراموشم سبکبار این چنین باید -\nبالجمله با وجود اینکه از تیرباران حوادث مشبك سایهٔ من بر زمین چون دام می افتد یعنی جای درست در جگر ما نمانده است چندانکه دلیران سر مژگان فرو کنند – و مدتی بود که سرمه هم می برد از من کرد خاموشی به وام – لا کن اثرهای قلم اخبارتان آن ادیب مکرم يك نسیم جان بخشی است که احیاناً - گر بوی خوشش بطرف گلزار آید -\n\nالاای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر و منقار\nحضرت گرامی منزلت محترم ( مدیر صاحب ) مکرم را برکات دینی و دنیائی در عمر و در علم و در عزت و تاثیرات کبریتی و کیمیائی در دم و قدم و قلم روز افزون باد - الحمد لله تعالی که دین و دولت علیه را استقلال و برقراری است وذات المجد اعلیحضرت شهریاری و حضرات عالی را کمال عافیت دین پروری و عرفان نثاری و کلمات گوهربار جناب شما هم در سواد خط متکین وزلف عنبرین ( سراج الاخبار ) مبارکه سرگرم دل شکاری -\nهم سرو خرامنده خرامان گردد هم سوسن بی زبان به گفتار آید\nلهذا درین آوان سعادت اقتران که نوید مولود مبارک حضرت شهزاده ( عبيد الله خان ) سامعه نواز عالم ارادت و اخلاص و روشنی بخشای دیدهٔ نور و سرور کردید بعد از عمری شیشهٔ دل در قلفل آمد و کاچین و خیال سرگرم اقسام دسته بندی گل -"}
{"book": "adl0616", "page": 1603, "text": "سال پنجم ٦ شماره ۱۵\n\nنقاب شب ز عذار حین چو صبح کشید\nرفیض باد سحر گاه غنچه ها خندید\nز آسمان و زمین جوش زد بهار دگر\nدماغ جان جهان را حیات تازه رسید\nبه باغ و راغ هزاران چراغ گل افروخت\nز خار و خاره بصحرا و کوه لاله دمید\nبجای دود ز آتش بلند شد سنبل\nز ابر در عوض ژاله ریخت مروارید\nشکفت لاله و گل را عذار گلناری\nبسان عارض زیبای دلبران تفتید\nابر طراوت ریز و هوا شطارت بیز\nزمین خضارت خیز و زمان نضارت سید\nبباد صبح بگفتم که این چه فیضان است\nجهان پیر دگر باره چون جوان گردید\nچه نور تازه برون تافته ز عالم قدس\nز چیست اینهمه سامان دستگاه جدید\nچرا به نور زند غوطه دیدهٔ مردم\nکدام شعشعه بانی ز غیب گشته پدید\nچه کوکبه چه تجلی ظهور فرما شد\nکه دل ز بهر تماشا بسوی دیده دوید\nکدام عیش سرا پرده زد که از اثرش\nجهان چو محفل جشن سراجیه گردید\nفراش پرده سکوتش فراش با انداز\nبیا بگو چه شنیدی چه مژده و چه نوید\nجواب داد که اکنون خدای عزوجل\nبه شاه ما و شما تازه يك گهر بخشید\nشهنشهی که سراج است ملت و دین را\nدل مکارم اخلاق ازوست چون خورشید\nبه تربیت به ترحم به رأفت پدری\nشب خلایق ازو چون برات و روز چو عید\nمحیط اعظم احسان و بحر حلم چنان\nکه عقل مدحت او را نمی توان سنجید\nکمینه غاشیه بردار حضرتش می شد\nشکوه بارگهش را اگر کسان می دید\nظهور سایهٔ (رحمن) (امیر حبیب الله)\nکه نور رحمت حق از جبین شان تابید\nچو این نوید مبارك به گوش هوشم داد\nبگفتم ای اثر صبح صادق امید\nبجیب و دامن ما ریختی هزاران گل\nوزین بشارت خوش باز تازه کردی عید\nز نام نامی و تاریخ سال میلادش\nبسیار نیز نشانی موافق تمهید\nنفس به نور و صفا داد گفت ای (بسمل)\nببین سعادت شهزادهٔ عزیز رشید\n\nكذا\nعساکر سواری حصه ( ناپولیون ) امر مجره بر روس را گرفته !\n\nاین است كه يك قصيدهٔ قصير بمضمون تبريك و تاريخ آن ميلاد مسعود بخاطر فاترم رسید و در ذیل مكتوب هذا بخدمت گرامی مرقوم و ارسال گردید چون بحکم آنکه خرابی را که سودا کار فرماست سرش بادر گل صد فکر نجاست چو صیادی کند طبع مشوشی قفس از موم سازد مرغ را کش هر چند آشفته است طرهٔ وضع کلام ما اما هر گاه مهربانی های آن استاد کامل منظور و مناسب دانسته با عنوان آن قصیده یعنی دو سه سطری منثور که قلم سرخ کار تحریر یافته درج صحیفهٔ ( سراج الاخبار ) مبارکه نمایند بعید از محبت شان نخواهد بود انشاء الله الودود — باقی باقی باشید و باده کمالات و معارف را ساقی – فقط و سلام علیکم\nعبدالعزیز بسمل\n\nبسم الله خیر الاسما\nتهنیت نامه از ترکستان\n\nبعنوان تبريك و تاريخ ولادت شامل السعادت حضرت شهزاده ( عبیدالله خان ) از جانب کمینه خادم زاده ( عبد العزیز ) مخلص (بسمل) ولد جناب غفران مآب ( محمد سلیمانخان ) مرحوم ( محمد زائی ) حال مقیم دهدادی علاقه مزار فیض آثار حضرت ( شاه مردان رض ) آن شاه عرش بارگاهی که میخوانند مردان حقیقت شاه مردانش کرم الله وجهه"}
{"book": "adl0616", "page": 1604, "text": "صفحه ٧\n\nبنام خواجه احرار اولیای کبار شرف آمده اسمش زهی مراد و مرید\nبنیاد نام شریف و مواد تاریخش بود سراسر این بیت کی کم و نه مزید\nبگاه کوکب برج شرف عبدالله سنه ۱۳۳۱ های اوج اجلال نوای حمد حمید\nدریست از صدف بحر ( حضرت علیا ) ۱۳۳۱ ( سراج جمع خوانین ) و تاج بخت سفید\nرای ما همه مات جلیله مادر دین بنای عصمت و عفت ازوست سد سدید\nکنون دهیم ختم این قصیده را به دعا دعای اینکه رسد از خدا به دین تائید\nبه ماه و مهر مبارك طلوع این اختر به شاه و شهر مقدس سطوع این ناهید\nبه دین و دولت نور حسین او اسعد به ملك و ملت یمن قدوم اوست سعید\nذوات عالی و هم عالیات را برسد رسوی ( بسمل ) تبريك شامل التمجيد\nزیر سایهٔ والای حضرت شاهی بوند جمع به اقبال و جاه و عمر مدید\n( سراج ملت و دین ) تاجدار و ظل الله مباد از سر ما کم بحق عرش مجید\n\nحَوادِثُ داخِلِيَّه\n( تشریف آوری حضرات مشایخ کرام )\n\nیکی مینویسد :\nامسال فرحت حال سرزمین کابل با تجمل یعنی دل وطن عزیز ما کمال مسرت و ابتهاج و مملو از سرور و فرحت است ، بلی از بسیار وقت ها مانند این سال يك سال بهجت بخش خرمی استقبالی در اینجا به نیامده از ورود فرحت نمود و کلای اطراف و تشریف سعادت ردیف مشائخ کرام و مرشدین عظام ( انفعنا الله بانفاسهم ) يك قوت و سطوت و رفعت و بهجت فوق العاده کسب کرده به آسمان شوکت بنیان نهادند که در وقت سحر ستارهای بزرگ در هر طرف آن مصروف شعشعه افشانی میباشند.\nآری این پیشوایان بزرگ روحانی که اقطاب سپهر هدایت و معانی اند از اکناف متعدده شهر مینو بهر کابل صانها الله عن الحوادث والزلزل چون ستارها مصروف اخفا و اعدام ظلمت باد هشت اند که از خواب غفلت ما بر ما طاری گردیده است اهالی این عاصمه اسلامیه افغانیه همکی از دیدارهای بشاشت باز هدایت انوار این مقتدایان معنوی سترگ دو چار سرور و خوشی های بزرگ بزرگ شده بی اختیار بدعای طول عمر و حیات ناظم کلمات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) پادشاه مقدس و متبوع\n\nسال پنجم شماره ١٥\n\nمکرم عدالت آئین خود دست نیاز بدر گاه خداوند چاره ساز بر می آرند آریا گر بنظر حقیقت به بینیم اینهمه سعادتها ، هدایت ها که ما ملت بادیانت افغان کابل آنها شده ایم از مرحمت های فوق العادة شاهانه ملت پرورانه اعلیحضرت پادشاه مقدس ماست و بس.\nتشریف سعادت ردیف ذات سراپا محامد غازی غیور مجاهد جناب پادشاه صاحب اسلام پور خلیفه و جانشین جناب آخندزاده ملا نجم الدین صاحب مشهور آخندزاده صاحب هده که خلیفه جناب صاحب الصوات بودند و ورود سعادت نمود جناب هدایت انتساب آخندزاده صاحب عالی مراتب موسهی که خلیفه و جانشین جناب ملافیض محمد آخندزاده مشهور اخندزاده صاحب موسهی که خلیفه جناب صاحب الصوات بودند عالم وفاضل ومدیر وزمانه شناس بکذات بابرکات اند و قدوم بختیاری لزوم جناب مستطاب ملا صاحب تکاب خلیفه جناب آخندزاده صاحب هده وحضرت والامریت پادشاه صاحب تیرگری خلیفه جناب آخندزاده صاحب حده و جناب مستطاب میان صاحب برو و حضرت مبارك میان صاحب حصارك جنا حضرت شمس الحق صاحب و جناب جمیل القاب استاد صاحب هده و جنابان محترمان شیخان صاحبان و جناب حافظ جی صاحب پسر جناب صوفی صاحب و جناب ملا محمد مرید اخندزاده و جناب ملاعبدالغفار آخندزاده صاحب و پسران حضرت صاحب محترم مجددی شور بازار وغیره.\nاز چنان خوش بختی ها است که قدردانان آن میدانند علی الخصوص که در این ایام سعادت فرجام اینهمه ذوات کرام که از سالها سال بنابر جوش و خروش مفرط و کمال اسلام شماری و نهایت دیانت داری و اخلاص کیشی يك يك مسلک دین دارانه اختیار کرده بودند و عوام کالا تمام بل هم اصل آن را در نظر مردم بزرگ ساخته و اختلاف ، نام نهاده بودند و برای آن اسباب چیده بعضی مسئله های جزوی مختلف فیها را فساد کلی منجر ساختن میخواستند از تفضلات ایزد کائنات جل و علی و مراحم عال العال اعلیحضرت همایون که در دربار معالی بار گذشته که درج شماره ۱۶ است در باب گم کردن اختلافاتی جزوی و از دل و جان کمر اتفاق بستن دو سه نکته بیان فرموده بودند. این اقطاب مستطاب همکی یکجانشته و سخنان صاحب غرضان را که باعث فتنه میشوند اهمیت نداده از دل و جان و صدق و ایمان یکدیگر را در بغل محبت فشردند و محویت نام معانقه های مسلمانانه صفیانه کرده خانه در چشم دشمنان کردند و از تحریرات سالفه و تذکر های سابقه هم ثابت نمودند که از ابتدا تا حال و از حال تا مآل یکدیگر خود را محبت کرده اند و احترام نموده اند و علمای بزرگ بزرگ را در آن ودادنامه ها شاهد ساخته اند که بعضی بجوار رحمت ایزدی پیوسته و برخی هنوز صحت و سلامت نشسته اند، که مواهب شان در آن تذکر ها ثبت است بعد ازین مجلس ها تاکید تام نموده اند که هر کسی از مریدان و عقیدتمندان و متعلقین بکل این ذوات کرام در حق يك ديگر سخنی نامناسب و ناملایم بگویند بعد از زجرها از طرف شیخ و مقتدای خود مطرود و مردود است و شیخ اواز و بیزار ( نعوذ بالله من ذلك ).\nاینست که اتفاق این اقطاب دفعةً از پشت افق مشرق آفتاب ترقی و تعالی را برآورده عالمی را مستغرق انوار راحت نثار خویش گردانید و خشکان ظلمت غفلت را بر انگشت شعاع خواب را بیدار کرد ، ، ،"}
{"book": "adl0616", "page": 1605, "text": "صحیفهٔ ۸\nسال پنجم\nشمارهٔ ۱۵\n\nالله تعالی از سر ما سایهٔ مرحمت وایهٔ پادشاه ترقیخواه متبوع مکرم ما را که وجود مسعود ذیجودشان راحت مجسم و رفاهیت مصور است کم و کوتاه نگرداناد که ما را زیر لوای ترقی التوای مرحمت خویش بنمادی و معنوی مانند اتفاق و اتحاد سرافراز گردانید\n\nتو خیر اندیش خلقی پس دعای تو چنین باید\nالهی هر چه بهر خلق اندیشی همان بینی\n\n(ع - ١)\n\nحوادث خارجیه\nخبرهای ممالک عثمانی\nنقل از جراید ایران\nاز جراید فرانسه\nتدارکات شامات برای مصر\n\nاخبار وارده از « اسکندریه » حوادث ذیل را تقویت می نماید يك نوع جدیت و فعالیت فوق العاده در مراکز نظامی عثمانی در قطعهٔ شامات هویدا است . در تمام راه آهن های قدیم و جدید آن مملکت هیجان تدارکات قشون کشی به مصر ملاحظه می گردد .\n\nصاحبمنصبان و مهندسین آلمانی که در شهر دمشق بودند بطرف جنوب و در حدات « مصر » حرکت می نمایند . در « بیروت » جدا شعبات مریض خانهای ثابت و سیار برای همراهی با اردوی اعزامیه تأسیس می گردد يك مقدار مهمات کامل العیار و لوازم جراحی و مریض خانه نظامی مرکب از ادوات لازمه باراه آهن به « بیت المقدس » فرستادند که از آنجا به « العریش » همانجائیکه در قشون کشی ارسال هیئت صلیب احمر امریکانی برای مداوای مجروحین مریض خانه دار کرد بفرستند .\n\nجمال پاشا فرمانده کل اردوی مهاجم خودش به نفسه تمام تدارکات مزبوره را اداره می نماید و مشار الیه پیوسته در اردوگاه عمومی « بئر الصباح » اقامت دارد از آنجا از میان صحرای کویر دسته جات کاشفه و دتاشمان های نظامی اعزام می دارد که چند عده از آنها تا ساحل « کانال سوئز » پیش رفته اند چند تن از آنها نیز اسیر مقدمه الجیش قشون انگلیس شده اند .\n\nپاره از نظامیان اطمینان داده و خودشان برای العین دیده اند که خود جمال پاشا با یکدسته از قشون مقدمه به ریاست آنان نزديك « کانال » آمده بوده است .\n\nبنای اساسی شایعه طغیان جمال پاشا و بدون آنکه این مطلب صحت داشته باشد وزیر سابق بحریه با تمام جدیت و قابلیتی که در وی موجود است استیلای به ملك « مصر » را عهده دار شده است و بر حسب مقدماتی که در « برلن » پیش بینی می نمایند تسخیر « مصر » موجب آن خواهد بود که تمامت قطعه اروپا بر علیه موتلفین سر به شورش در آورند .\n\nمساعی عثمانی و آلمان برای آمدن به آسیا\n\nقسطنطنیه – عملیات و اقدامات نظامی برای تشکیل اردوهای تازه در هر گوشه از مملکت عثمانی هویداست و بموجب اطلاعات که بطور غیر مستقیم از مراکز مربوطه میرسد فعلا مساعی آلمان و عثمانی باین نقطه متمرکز یافته است که يك اردوی بزرگی مرکب از عثمانی و آلمانی برای حرکت و اعزام به سمت « هندوستان » تشکیل نمایند و تعداد این قشون بزرك ٤٠٠ هزار عثمانی و ١٠٠ هزار نفر از قشون المان و در تحت فرماندهی « مارشال ون در گولتر پاشا خواهد بود .\n\nو هم چنین گفته میشود که عدهٔ کثیری از صاحبمنصبان آلمان نیز وارد قسطنطنیه شده که تشکیلات این قشون و و سایل اعزام آنرا مرتب سازند و این اردو کشی برای فصل بهار بعمل خواهد آمد\n\nمدتی است که تمام قطارهای راه آهن « اناطولی » فقط مخصوص حمل و نقل قشون و مهمات جنگی گردیده است بعلاوه مقادیر کافی ذغال سنك به « قسطنطنیه » وارد گشته اند . ليكن انتقال ذغال سنك مزبور با سفاین غلبه به سواحل آسیائی مشکل شده است و بواسطهٔ اسطول تحت البحریهای انگلیس در بحر مرمره حمل و نقل آن دو چار اشکال می گردد .\n\nباز هم از قرار معروف اردو گاه عمومی آلمان و عثمانی در شبه جزیرهٔ سینا خیال حملات جدی را به کانال سوئز موقوف داشته و مساعی خود را در این خط مصروف می سازد که وسایل جنبش قشون بزرگ و عبور جدی را برای رفتن بطرف اراضی آسیا فراهم سازد .\n\nراه های خط آهن جدید عثمانی\nاز خط آهن حجاز تا سر حد « مصر »\n\nمامورین لشکری و کشوری عثمانی با مراسم معموله در تاریخ ٦ اوت شعبه خط آهی که از « بیت المقدس » به « بئر الصباح » اردوگاه عمومی عثمانی در « مصر » متصل و اتصال یافته است مفتوح و برقرار ماند .\n\nبوسیله این شعبه مهم از خط آهن است که اردوگاه بزرگی که عثمانی مامور استیلای « مصر » فعلا به راه آهن بزرك حجاز وصال یافته و توسط آن زیاد قسطنطنیه از طرف راه آهن بغداد و ارتباط با این شعبه جدید خط آهن که اينك مهندسين آلمان و عثمانی آنرا فراغت حاصل کرده اند از کنار راه شوسه که بطرف « الخلیل » و « هیبرو » یا « الخلیل » میرود ممتد گشته است و در دره که به « وادی موسوم است پیش رفته و با نقطه بئر الصباح وصل می شود و طول این راه آهن ۸۰ کیلومتر است .\n\nمسافت این دو نقطه به طیران پرنده یعنی بخط مستقیم ٦٥ کیلومتر است که از حیث پائین رفتن و بالا آمدن اراضی است و اختلاف سطح زمین در عبور ٥٥ متر میباشد چرا که ارتفاع ارض بیت المقدس از سطح دریا ۷۹۰ متر و نقطه منتهی الیه خط آهن ٢٤٠ متر ارتفاع دارد .\n\nبرای پیش رفتن و امتداد راه آهن بسوی کانال « سوئز » مهندسین و مدیر کل مهندسین آلمان و عثمانی عملیات لازمه راه سازی و رایل گذاری را شروع کرده است و رشته این خط به « حفبر العوجا » و سرحدات سابق عثمانی و مصر ممتد شده و از « رقاء العقبه » رایل های راه آهن می نمایند .\n\nيك شعبه ديگر از راه آهن بطول ۸۰ کیلومتر برای تکمیل این ارتباط این خط در نظر گرفته اند و این خط جدید از طریق جدیدی که از ( فلسطین ) به طرف ( مصر ) از داخله شبه جزیره ( سینا ) کشیده اند عبور می نماید . و از این نقطه منتهی الیه این خط تا ساحل ( کانال سوئز ) قریب ۳۰۰ کیلومتر به خط مستقیم فاصله واقع است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1606, "text": "سال پنجم شماره ۱۵\n\nکه این خط را مهندسین آلمان و عثمانی چگونه با خط آهن (حجاز) وصل کرده اند . - بطوریکه از جراید آلمان مفهوم می شود يك خط مستقیم جدیدی اخیرا بین آن دو ساخته اند. موافق باره اطلاعات و یک شعبه خط آهن دیگری از راه ( حجاز ) منشعب شده و مستقیما به ( النخل ) استاسیون راه زوار ( مکه ) در میان شبه جزیره (سینا) میرسد.\nو هم رفته چیزیکه از اطلاعات مزبور مستفاد می گردد آن است که شعبه راه اهن یکی از ( العقوله ) به بیت المقدس و دیگری از ( حیفا) به ( اریحا ) الحاق بان گشته است .\nو خط آهن ( العقوله ) به بیت المقدس در روی خط شوسه قدیمی که بنای آن هنوز آثار آن موجود است ساخته شده و از ( چنین ) به (تابلوس) در طول آن شوسه عبور مینماید و این خط آن را در همان ابتدای طلوع جنك مشغول ساختن بودند و نظر با همیت استراتازی و عظمت آن از حیث سرعت انتقالات عسکری حالیه قاعدتا بایستی بکلی تمام شده باشد .\nخط آهن ( حیفا ) را که در سنه ۱۹۰۵ یعنی ده سال قبل ساخته بودند و این راه در نقطه در بعد ۱۲۵۰ کیلو متری « دمشق » به راه آهن حجاز وصل شده است .\n\nدر بین النهرین در بغداد\nمسئله بغداد و پیشرفت های اولیه قشون زانرل ( میکس) در سبقت رای عثمانی و المان خیلی اضطراب آمیز شده بود و استماع اخبار آن حدود حالت عصبانی در آنان حاصل کرده بود لیکن « ژانس رولف » به جراید المان اشعار داشت که « يك حادثه غیر مترقبه مهمی رخ داده و خیلی به سرعت خیالات انگلیس را که متقریب بغداد را تصرف می کنند تغییر داد و حرارت فتح مبدل به يك دوش آب سردی شد که مقاصد آنان را واژگون کرد» از قرار معلوم این حادثه جدید عبارت از اعلامیه جهادی بود که در عربستان جنوبی برضد انگلستان جریان یافت و بعلاوه آن سایر مشکلات دیگری که پیشرفت انگلیس ها را بطرف بغداد مشکل تر می سازد .\n« کارت دو فرانکفورت » برای تسلیت افکار المانها مینویسد « انگلیس ها میخواهند بوسیله ایره های خویش قبایل عرب آن نقاط را گمراه کرده و ایشان را بطرف خود جلب نمایند و مینویسد که بر حسب آخرین اطلاعاتی که از قسطنطنیه رسیده است « پای تخت خلفای قدیم عباسی بقدر کفایت تامین شد و استحکامات لازمه و قوای مکفی در آنجا مرکزیت یافت. و بدین سبب حملات جدیده انگلیس ها بدان نقطه پیشرفت نخواهد کرد .\nهمان روز نامه راجع بمسئله بغداد و مقاصدی که دول انگلیس و روس تعقیب مینمایند چنین مینگارد .\nعملیات انگلیس در ان قسمت از میدان درجه دوم مهم از حیث توسعه یافتن میدان های حرب شایان دقت است .\nقشون انگلیس مقصودش آن است که خودش را بقوای روس وصل سازد و عساکر روس که بطرف ارمنستان کوشش می نمایند چنین قصد داشتند که سر حدات شرقی عثمانی را از مملکت ایران جدا سازند و بوسیله اتصال باقوای انگلیس سرحدات عثمانی و ایران را از هم قطع نمایند لیکن\n\nاز زمانیکه در ماه دسامبر ۱۹۱۵ پیشرفتن قشون روس در قفقاز جلو گیری و غیر ممکن شد اتصال این دوقوه وتحصيل منظور یعنی جدا شدن ایران و عثمانی نیز وجود خارجی ندارد . درین صورت اشغال کردن انگلیس بغداد را غير از يك نمايش جنكي موضوع بزرگتری ندارد .\nمخبر جریده « ریبوتا » از قاهره تلگراف می کنند : شایعات اخیره جراید اروپا در خصوص آنکه جمال پاشا وزیر بحریه سابق و سردار کل قوای اعزامیه مصر طغیان ورزیده و برعلیه دولت عثمانی اقدام کرده است تکذیب شده است .\nجمال پاشا با مقداری از قشون عثمانی در حوالی کانال سوئز دیده شده ومشار اليه راى قشون اعزامیه ترك بسمت مصر سمت فرماندهي كل را خواهد داشت .\nو تو باشا که ( می گفتند بطرف جمال پاشا رفته ) بايك قشون جديدي بطرف بغداد و جنك با انگليسها حرکت کرده است .\n\nمرور عملیات عثمانی والمنان\nبرای بغداد و ایران از جریده تان\nبواسطه وضعیات نا مساعد اراضي بين النهرين قشون انگلیس در مقابل حملات و فشارهای عساكر ترك مجبور به باز گشت به « كوت العماره » شده و داستان عملیات اخیره فرونت بغداد چنین است .\nپس از آنکه در تاریخ ۱۹ نوامبر دیویزیون انگلیس به فرماندهی ژنرال تاونشند در مجاور بغداد نقطه « زهور » را تصرف کرد از طرفین ساحل شط فرات و دجله بغداد بنای پیشرفت را نهاد تا آنکه به « تسیفون » رسید و قوای ابوالمجی ژنرال ترك « نور الدين باشا » در آنجا در عقب سنگرها قرار گرفته بودند.\nبعد از يك جنك طولانی که تمام روز طرفین به شدت مشغول بودند مواقع مزبوره ۲۲ نوامبر بتصرف انگليسها در آمد ليكن قشون عثمانی که بطرف « دجله » عقب رفته بود دست از تعرضات برنداشته و حملات پیاپی به قوای ژنرال « توشاند » عمل آوردند و فقدان آب از يك طرف و منها حملات ترك و عرب از طرف ديگر قشون انگلیس را مجبور به تخلیه اراضی جدیده نمودند.\nسپس امدادهای بزرگی از نفرات قشونی و ذخایر جنگی برای سپاهیان ترك رسيده و تعرضات شدید خویش را چنان توسعه دادند که به چندین تکان های سخت قوای انگلیس را تا « كوت العماره » ۱۵۷ كيلومتری بغداد و ۱۲۵ کیلو متری « تسیفون » که آخرین محاربات ظفر مندانه انگلیس ها در آن نقطه باخر رسیده بود راندند.\nبدون آنکه طرد و تبعید قشون انگلیس را باین فاصله بزرك يك شکست فاحش پنداریم بدیهی است این مقدار رانده شدن تاثیرات بزرگی دارد. اما ماژور ژنرال « نیکس » برای آنکه یک موقع مناسبی را بدست آرد که بتواند سپس در بین النهرین در مقابل قشون ترك مقاومت نماید\nچرا که بواسطه رسیدن امدادیه برای بغداد تعداد قشون عثمانی را زیاده از اندازه نسبت به قشون انگلیس زیاد کرده است. ابلاغیه های عثمانی در این خصوص یعنی در باب جنك مزبور به هر چه بگوید آن نقطه، واقع طبیعی ندارد و قشون انگلیس ناچار به تخلیه اختیاری آنجا بوده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1607, "text": "صفحه ۱۰\nسال پنجم شمارهٔ ۱۵\n\nبوسیلهٔ ارتباط سریع این راه است و اساس اعمال آنها روی آن قرار گرفته و از همین جا است که قسطنطنیه را یک سره باصفهان اتصال میدهد.\n\nبيانات فواد پاشا\nاز ( نور تو ) بروزنامهٔ ( ب، و، ) می نویسند که پروفسور (استان) ملاقاتی را که اخیرا با مشیر فواد پاشا که به فرماندهی کل قوای مصر نامزد شده در جریدهٔ ( فوسيشه چايبونك ) انتشار داده و در مقابل توضیحات پروفسور مزبور فواد پاشا اظهار داشته است : بعقيدهٔ من بواسطهٔ وجود موانع انگلیس ها از حوالی بغداد عملیات جنگی قشون انگلیس را دچار اشکالات عمده نموده و احتمال نمیرود که دوباره بتوانند بسمت بغداد حمله کنند . در حالت حاضره مناظر حرب بغداد تشکیل يك كاليپولى دومی از دیویزون انگلیس ها خواهد داد .\n\nكذا\nدر جواب سؤال اقدامات جنك مصر فواد پاشا بیان نموده که در این باب نمیتواند تفصیلاتی بدهد ولی می تواند اطمینان کامل در باب تکمیل تجهیزات و تدارکات نظامی قوای مصر داده و اینکه عنقریب داخل عملیات خواهند شد . در انجام زمستان زمینهٔ محاربات بکلی تغییر خواهد یافت و دشمنان ما مجبور خواهند شد که موافق مصالح ما صلح نمایند .\n\nخبرهای اوروپا\nآنها مواقع خود را محکم می کنند از قلم یکی از محررین اطلس است از تحقیقات اخیره بخوبی معلوم میشود که آلمانها بايك عزم و فعالیت عظیم تمام اراضی و نقاطی را که تصرف کرده اند ، مثل اینکه آنجاها را دائماً در تحت تصرف خود میدانند ، جداً محکم میسازند . آنها يك لحظه آسایش و استراحت را بخود حرام کرده اند و از این نقطه نظر است که در موقع تعطیل و توقف عملیات جنگی نیز وقت خود را تلف نکرده و در این اوقات مساعی خود را صرف تحکیم اراضی و مواقع تصرفی خود مینمایند .\nو چون اصول استحكامات قدیم با اوضاع و وسایل جنگی امروز فائده ندارد از اینرو آلمانها در متصرفات خود استحکامات آهنینی با اسلوب جدیده ترتیب داده و قلاع و سنگرها را باتوپهای تازه و بقطر البوزه را نیز بعدد و حصر تحکیم و تقویت می کنند . این گونه استحکامات که با نهایت سرعت و عجله در ظرف مدت قلیل ایجاد میشوند بخوبی از عهدهٔ دفاع برآمده و قدر کفایت در مقابل حملات سخت مقاومت می کنند و این نکته از روی وقوعات تاریخیه به ثبوت رسیده است معذلك اينكه عساکر جسور و مدافعین دلیر نیز در حفظ این استحکامات چالاك بوده است چنانکه در قضیهٔ ( پلونا ) و ( سبواستاپول ) با وجود اینکه در صورت محکمه برای این دو شهر فراهم نبود عساکر مدافع بايك شهامت تاریخی از آنها دفاع کرده و از این حیث شهرتی در تاریخ برای خود تحصیل کردند . آلمانها در این ۱۵ ایالت که از ما ( روسها ) گرفته اند از رودخانهٔ بزرك و مواقع مهمهٔ طبیعی استفاده کرده و بدین وسیله مقام دفاعی خود را تکمیل کرده اند . آنها از يك طرف باين موانع طبیعی و از طرف دیگر قلاع و امکنهٔ مستحکمه و خطوط دفاعیه که از ما گرفته اند تكيه [الی؟] آن\n\nباندازه که قوای انگلیس از خلیج فارس در داخلهٔ بین النهرین پیش میرفته است بهمان نسبت قشون وی در اطراف و پست های ارتباطیه راه متفرق می شده است و ناچار بوده که برای حفظ اراضی مفتوحه در هر گوشه عده را مستحفظ بگمارد .\n\nاز خلیج فارس تا ، اسیفون ، خطی را که انگلیس اشغال کرده بوده است ۷۷۰ کیلومتر مسافت داشته و از كوت العماره ، تا خلیج فارس باز هم ٤٣ کیلومتر هنوز در دست آنها است .\n\nحالا باید فهمید کمک های عسکری مهمی که به فرمانده قشون عثمانی در بغداد رسیده ، و با آن دشمن فتح کرده اند از کجا سوده است، مسلماً این مقدار كمك و عساكر را اور الدين پاشا از اطراف بغداد فراهم نکرده است .\n\nاز قراریکه معلوم میشود این امداد عبارت از عسا کری بوده است که در تحت فرماندهی « پرتو پاشا » از قسطنطنیه عزیمت کرد و خبری اساسی شایع شد که جمال پاشا طغیان کرده و این قشون برای جلوگیری از مشارالیه به اراضی شامات میرود و بعد معلوم شد که این شایعه صحت نداشته و اردوی « پرتوپاشا » بعوض دمشق ، به بغداد آمده و موجبات طرد و تبعید سپاهیان انگلیس را فراهم آورده است .\n\nاز رسیدن این قشون و امداد باین سرعت چنین مفهوم می گردد که راه آهن بغداد برای حمل و نقل سريع افواج اعزامیه از قسطنطنیه بکار رفته است و بخت انگلیس ها را دو چار زحمت نموده است .\n\nتخلیهٔ خلیج « سولا » و تخفیف یافتن فشاری که از طرف دار دانل به « قسطنطنیه » وارد می شد و اطمینان خاطر عثمانی که از جانب کالی پولی خطری بوی متوجه نیست تاثیرات اولیهٔ آن همین بوده است که در بین النهرین قوای عثمانی عرض اندام و در مقابل به انگلیس فشار آورده اند و نتایج همین مطالب یعنی قلت عملیات دار دانل عنقریب در فرونت قفقاز نیز محسوس هویدا خواهد شد .\n\nدر حقیقت وسایل ارتباطیهٔ قسطنطنیه باغداد مستقیم و خیلی آسان و سریع شده اند و امتداد راه آهن مزبور وسایل مستقیمهٔ انتقالات را مهیا ساخته اند و فقط يك مقدار کمی راه موجود است که بهم اتصال نیافته و آن مقدار یکی در بغداد و میلسین ، و دیگری در گردنهٔ کوهی است که گردنه های « روزانی » و « نارس » را به همدیگر باید متصل سازد .\n\nاین خط آهن در محلیت های بزرگ در حوادی که در مشرق زمین جریان دارند دارد و اساس حرکات عسکری آلمان و عثمانی برای قطعات شرق توسط این راه منظم می شود ، يك قسمت معینی از مسیر این خط بالای خلیج « اسکندرون » و به فاصلهٔ ۲۰ کیلومتر از ساحل دریا واقع شده است و از طرف دیگر يك شعبهٔ راه آهن دیگری از خط بزرگ منشعب شده و اراضی « مرسیس » را به ساحل دریا وصل می سازد .\n\nلهذا قوای عثمانی که در عربستان و بین النهرين مشغول عمليات هستند بوسیلهٔ این خط آهن بزرگ حرکات خود را مرتب و ذخایر جنگی را تدارک می نمایند بلکه تمام عملیات آلمان و عثمانی در مملکت ایران"}
{"book": "adl0616", "page": 1608, "text": "شماره ۱۵ سال پنجم ۱۱\n\nده و اینهمه وسایل اطمینان که بدست آورده اند. هر گز این بازده را با صدها شهر معمور وصدها قراء و قصبات آباد بما مسترد نخواهند خواست و از اینهمه نعمت و منفعت که از این ایالات وولايات وقراء وقصبات تحصیل کرده و می کنند چشم نخواهند پوشید از اینرو با نهایت عناد و فدا کاری در مدافعه این نقاط عزم و ثنیت خواهند نمود . از روی تحقیق و حساب پروفیسور ( اسميرنوف ) حکومت روسیه بواسطه از دست دادن ایالات پولشاء ليتوا و کورلاند در صدی چهل از عایدات و سی کار خانجات ومؤسسات صناعية خود محروم شده است . ملک روسیه که اساسا از حیث صناعت در درجه ضعف بوده است. روسیه یعنی با محروم شدن از دو خمس فابریک های خود دو چار مدهشترین بحران اقتصادی گردیده است . بعضی از جراید آلمان با صراحت هر چه تمامتر مینویسند که چون روسیه استعداد آنرا دارد که در اندك زمان تدارك وجبران خسارت های مختلفه جنگی دارند. حتی افراد عمله ومستخدمين امور نقلیه نیز برای عملیات مترالیوز و توپهای مختلفه تعلیم و ترتیب کرده اند و در مواقع لزوم همین مستخدمین غیر نظامی نیز برای عملیات جنکی حاضر خواهند بود اگر ما استعداد آنرا نداریم که مثل آلمانها در عالم صنعت و اختراعات جدیده موقع مهمی را احراز نماییم ، لا محاله از تقلید و پیروی آنها نباید غفلت کنیم زیرا که در محاربه حاضره برای احراز فتح و غلبه لازم است که در صنعت و وسایل میکانیکی بدشمن تفوق حاصل نمائیم و در صورتیکه استعداد چنین تفوقی را در خود سراغ نداریم لا اقل باید سعی کنیم که از آنها عقب نمانده باشیم .\n\nآجق سوز\nخط تلگراف مستقیم از قسطنطیه تایران از طرف خان درستان با تمام رسیده و مشغول کار شد .\n\nبرلن — قسطنطنیه\nاز قسطنطنیه تایران دورشته سیم تلگراف بموازات هم امتداد داده اند برای آنکه مخابرات دائما از طرفین تعقیب شده و معطل حرف زدن دیگری\n\nخود اقدام نموده و خود را از این ورطه اضمحلال خلاصی دهد . از این رو آلمانها اگر هم نسبت به فرانس و انكليس يك نوع روبية مماشات اتخاذ نموده و بعضی گذشتها را برای آنها ممکن بدانند ، برعکس در مورد روسیه باید هیچ گونه تسامحی را جایز نشمرده و بابك ضربت مؤثری به صنایع روس در محو و اضمحلال آن مملکت بکوشند . گاهی بعضی شایعات انتشار میابد مشعر بر اینکه از مقدار عساکر آلمان کاسته شده است این شایعات را نباید بهیچوجه باور کرد و در صورت صدق هم نباید اهمیت داد. زیرا فرضا هم که از عده قشون آلمان کم شده باشد. بواسطه کثرت توپهای سنگین و مترالیوزها و توپهای مسلسل و سایر مهمات جنگی آلمانها پیوسته قوای مادی و معنوی اردو های خود را با ضعاف مضاعف زیاد می کنند . بنظر پاره اطلاعات اخیره آلمانها علاوه بر افراد قشونی که در جبهه های\n\n۱۲۵\n\nهجوم دهشتناک عساکر فرانس بر شهر ( مسکاو ) روس\nنشوند و باین ترتیب مخابرات مستقیم بین آلمان و عثمانی واقع میشود بدون آنکه محتاج باشند مثل سابق از تلگراف خانه واسطه بندر رومانی کنستانتز سیم ها را وصل سازند .\n\nارزاق برای آلمان\nاز کپنهاک روز نامه روسکوپه اسلو اطلاع میدهند : نظر بشایعاتیکه در آلمان دوران دارد در این اواخر مقدار کلی آذوقه برای آلمان و اطریش در رومانی تدارک شده است بعضی از جراید آلمان از کرانی قیمت این ارزاق شکایت میکنند از قراریکه آژانس وولف خبر داده این ذخیره عبارت بوده است از پنجاه هزار وا گون که ۲۰ هزار آن گندم ۱۰ هزار و ۲۰ هزار وا گون جو و نخود و لوبیا است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1609, "text": "صحیفه ۱۲ سال پنجم شماره ۱۵\n\nمساعدت آلمان به اهالی صرب\nوزیر امور خارجه « صربستان » به مخبرین جراید ایطالی تصدیق کرده است که المانها نسبت به ساکنین اراضی مفتوحه « صربستان » کمال مساعدت را کرده و با نان خوش سلوکی مینمایند و هرچه را که میخرند پول نقد درعوض آن کارسازی میدارند.\n\nمرکز جدید آیروپلانی آنان\nامستردام از منابع بسیار موثق اطلاع حاصل شده است که آلمانها اخیراً يك مركز آسمان پیمائی بسیار بزرگی را در مجاور شهر « کلوه » كه نزديك سرحد « هلاند » است شروع کرده و اينك در كار اتمام است و در انجا تدارکات زیادی از ائروپلان و زیپلین فراهم ساخته اند.\n\nاقدامات آلمان در لهستان\nدر « بلگراد » جیره و معاش به اهالی بی بضاعت و فقرای اطرار میدهند و ادارات بلدیه شهرهای « صربستان » باعضاء و مستخدمین خویش کما فی السابق مشغول اجراء وظایف میباشند و از قراریکه از وضع خوش آلمانها استنباط میشود در صدد هستند که و سایل رضایت اهالی را فراهم نمایند.\n\nدولت آلمان در لهستان حکمی صادر کرده و قدغن نموده است که اشخاصیکه در ساحل بسا رود ویستول هستند اگر منازل خود را ترک نکنند سخت مجازات خواهند شد. دولت روس دولت آزاد استهزا نمود که همین تهدید و مجازات بالنسبه بآلمانهائیکه در روسیه هستند بعمل خواهد آمد.\n\nاز مناظر مصر\nآثار عتیقه هلیوپلس که از آثار بسیار مشهور است"}
{"book": "adl0616", "page": 1610, "text": "صفحه ۱۳ سال پنجم شماره ۱۵\n\nپس از ان دولت آلمان بتوسط سفیر اسپانيول بدولت روسی استدعا نماید که حکم خود را لغو و پس خواهد گرفت مطابق اخبار اخری تعلیم المولد موسسۀ حکمران ورشو افتتاح مدرسه عالی علمی ورشو دار العلوم لهستان را تصویب و اعلان کرده بود که در تاریخ ۱۵ نوامبر جاری مزبور جاری خواهد شد.\n\nتدارکات آلمان\nجریدۀ اکا رست روزنامه ( بیرز اویا و بدو موستی ) خبر میدهند جریدۀ (رومنیا) که از طرف مدیو ( تا که یونسکو ) تاسیس و اشاعت مییابد شرح ذیل را منتشر ساخته است : و از طرف فرمانده کل اردوهای المان نقشه جدیدی برای جنگ ترتیب داده شده بموجب این نقشه آلمانها در بهار آتیه يك هجوم بسیار عمده بر میدانهای روسیه خواهند نمود . در محافل عمدۀ آلمان بر جوجه اهمیت بروات بالکان نداده و تصور می کنند که اردوهای متحده بالدار و عثمانی بخوبی از عهدۀ عملیات این میدان برخواهند آمد و احتیاجی بمعاونت قوای المان و اتریش نخواهند داشت . آنها می گویند که ما بطور قطع با موفقیت صلح خواهیم کرد و برای اتمام المقصود با تمام قوای خود يك ضربه قطع در میدانهای شرقی برای روسیه وارد خواهیم آورد .\n\nمراسم عید در سنگرهای آلمانی\nکسانیکه از میدان جنگ به شهر ( کیف ) رسیده اند خبر میدهند که المانها برای مراسم عید میلاد مسیح تدارکات عمده حاضر می کنند میخواهند مراسم عید را بايك شكوه و طنطنه و جلال هر چه تمامتر در میان اردوهای خود انجام دهند. همه روزه قطارهای واگون مملو العامها و عیدیها لا ینقطع بمیدان جنگ وارد میشوند و تقریبا یک اردوی مرکب از مامورین پستخانه مشغول تقسیم این عیدیها هستند . در این اعیادات حتی افراد قشونی که در عملیات جنگی مجروح شده اند شرکت دارند . در سنگرها نیز مشغول انتظامات و سلیقه ها و تزیینات هستند و خطوط دوم و سوم سنگرها بطور تعجیل چراغهای الکتریک و برای گرم کردن سنگرها بخاریهای آهنی گذاشته میشود هر گونه ماشینهای الکتریکی و دیگهای بخار و لوله های آهنی و سایر ادوات لازمه که برای گرم کردن سنگرها بکار میرود معجلا از آلمان وارد شده و برای تزیینات داخلی سنگرها نیز هر گونه میزها و صندلی ها و اثاثیه از هر قبیل آورده می آورند .\n\nتفال برای صلح\nروز نامه «عثمانیش لوید» که بزبان فرانسه در اسلامبول اشاعت مییابد و در یکی از شماره های اخیر خود دو فقره تفال راجع بکابینۀ جدید فرانسه مندرج ساخته است اول تفالی است که روزنامه فیگاروی فرانسه از روی اسامی اعضاء کابینه جدید استخراج نموده باین ترتیب که اسامی بیست و چهار نفر وزرای فرانسه را در زیر یکدیگر ردیف ساخته و از هر اسمی یک حرف برداشته و این حروف وقتیکه از بالا بپائین قرائت میشوند یک جمله را تشکیل میدهند که مضمون آن این است :\nان کابینه صلح را امضا خواهد کرد .\nدویم : تفالی است که روز نامه المانی معروف ( کلنیشه زیتونک ) ایران وانمود کنند که قیصر و یا با اخیرا دین اسلام را قبول کرده\n\nبهمین ترتیب از روی اسامی وزرای جدید فرانسه استخراج نموده و يك جمله دیگر تشکیل می دهد که مضمون آن اینست :\n( هیهات : الان صلح را خواهد قبولانید )\n\nبيانات مارشال هیندنبورک\nروزنامه ( برلیتر امکالترکر مینویسد که (مارشال هـ اون هیندنبورک) در ضمن مطالبات و بیانات خودش برپور (رپول گولدمان ) مخبر جریدۀ پرس لیبر و روزنامه آزاد) وین اظهار نموده است : دشمنان ما مجالنا حاضر بصلح نیستند زیرا که هنوز خود شارا مقهور و مغلوب فرض نمی کنند . و ما را مجبور می کنند که مقاومت آنها را نخودشان بخوبی ثابت نمائیم کسیکه موفقیات متوالیه طرف مقابل را انکار کند باید او را بقسمی مجبور نمود که کاملا اقرار به مغلوبیت خویش نماید . چیزی که بیشتر از همه جالب تعجب و حیرت است این ملل و دولکه معادیه باما میجنگند نمیدانند که چقدر خسارات و صدماتی را بواسطه خاطر انگلیس متحمل شده اند ما در عین نگهداری حقوق خود که همواره احراز موفقیت کرده و میکنیم میخواهیم بدول سایره که هدف مقاصد انگلستان میشوند بفهمانیم که عجبا اینهمه فداکاری ها را که هیچ نتیجه برای خودشان ندارد تخرج میدهند. وضعیات محاربات از اول جنگ تا کنون در تمام نقاط از روی فنون نظامی و عملیات استراتزی کاملا موافق و مساعد قوای حربیه ماست .\n\nزنرال معظم المانی پس ازین خودنمائی هاور از خوانهایی گوید که قوه های روس با کثرت قوای احتیاط و ردیف تلفاتی را که درین میدان های جنگ داده علاوه بر انکه با دستجات و صنوف سایره ذخیره نمی تواند تکمیل نماید قدرت تجهیز قوای جدید هم نداشته و بتلقین نیز نباید بعدها از روس منتظر معاونت و امید موفقیت باشند .\n\nدر باب محاربات ایتالیا و قشون افریق و بجواب سارشان هیندنبورک اظهار نمود : خوشوقتی من از معلومات قطعی ایتالیا است و این جنگ خاتمه نخواهد پذیرفت مگر آنکه سه دولت مقصره که عامل این محاربات بودند باید دچار مجازات سخت و مورد عقوبات شدیده بشوند باخانی مادامیکه انگلیس و صرب و ایتالیا را کاملا تنبیه و مجازات نکرده و پاداش اعمال ایشانرا بدست خودشان ندهیم این محاربات را خاتمه نخواهیم داد\n\nتهدیدات آلمان\nاز کپنهاک اشعار میدارند که مسافرینی که از آلمان وارد میشوند حکایت می کنند که در تمام المان فقط یک صدای متحدی بلند است که انهم عبارت از پیش رفتن بسمت مشرق است یا جمعی ( برویم بمصر تا اینکه ضربه قطعی بقلب دولت انگلیس بزنیم ) اوصاف این گمان نمیرود که دولت المان يك اردونی برای مصر گسیل دارد فقط دربار برلن در این صددا است که هزار صاحب منصب بسمت مصر معین داشته و اهتمام نماید .\n\nخبرهای راجع بایران نقل از اخبار های ایران\nعملیات آلمانها در ایران\n« نویه ورمیای » روسی شرح ذیل را راجع بایران مینویسد : کار کنان آلمان بالاخره موفق شده اند که به عده کثیری از اهالی ایران وانمود کنند که قیصر و یا با اخیرا دین اسلام را قبول کرده"}
{"book": "adl0616", "page": 1611, "text": "سال پنجم صفحه ١٤\nاست و میگویند این امر طبیعی است و زیرا که آلمانها از نژاد ایران قدیم و سابقاً مسلمان بوده اند ۰\n\nدر حقیقت نژاد اولیه قبایل زرمانی یا آلمان از شهر قدیم ایران « کرمانه » واقع در جنوب ایران بوده و در واقع « کرمانی » بوده که « زرمانی » نامیده میشوند چرا که « کاف » کرمان همان کاف « گرمانی » می باشد که در السنه اوروپائی « کاف » را « ز » تلفظ نموده و قبایل مهاجرت کرده « کرمانی » « زرمانی گفته شده است ۰\n\nدکتر های عوامل آلمانی در ایران دلایل متعددی برای اطمینان خاطر ملت ایران ذکر کرده اند که آخرین شبهه را از قلوب آنان بر طرف ساخته و ثابت نمایند که زرمانی ها از نژاد ایران و بنابر این مسلمان بوده اند. می گویند — اهالی « کرمان » در ازمنه سالفه مجبور بر مهاجرت از قطعه آسیا گشته و به « اروپا » آمده رحل اقامت افکندند و بعدها در مرور ایام مجبور شدند که آئین عیسویت را اختیار نمایند و از انجائیکه حالیه خیلی از چیزها تغییر نموده است زرمانی های امروزه با کرمانیهای قدمه حاضرند که به آئین سابق خود عودت نمایند پس در ینصورت ایرانیها چنانچه بطرف آنان متمایل شده و با آنها جهاد نمایند کرمانیهای امروزه حاضر هستند که با کفار جنك و جهاد کنند ۰ کار کنان آلمان در ایران البسه ایرانی پوشیده و نوکر از خود اهالی مملکت گرفته و بر حسب مقررات قرآن مرتبا همه روزه وضو گرفته و مانند ایرانهای حقیقی رفتار مینمایند ۰\n\nقوای عثمانی\nاز کرمانشاهان اطلاع داده میشود که يك عده از قشون عثمانی با صاحب منصب و سه باطری توپخانه وارد قصر شیرین شده و بطرف گرند حرکت خواهند کرد ۰\n\nدر اردبیل\nاز اردبیل خبر میرسد که دو روز قبل در خارج شهر يك نفر سالدات روس مقتول گردیده است این مسئله باعث جنك بين قشون روس و شاهسونها گردیده و رشته جنك هم چند روز است امتداد پیدا نموده ۰\n\nدر طالش\nدر این ایام مندرجاً قشون روس از انزلی بطرف طالش حرکت می کنند و آنچه خبر رسیده است در آن نقاط اهالی طالش وغيره زدو خوردی نموده اند ولی نتیجه معلوم نشده است ۰\n\nاختلالات روز افزون هند\n« داره در جهلم »\nگورنمنت پنجاب اطلاع ذیل را اشاعه داده است :\nدر شب های مابین ١٦ و ٢٠ ستمبر يك گروه افریدی ها که مرکب از ۹ نفر بودند و سلاح پوره هم داشتند بخانه يك هندوی متمول ساکن رانجها حمله کرده اند.\n( بقرار رپورت رسمی هند ) که ۲ نفر آنها را همه اهل ده جمع شده گرفته اند و محصول امساله آمده که ٧٩٧ روپیه بود از طرف حکومت هند مکافاتاً باهل ده بخشیده شد. آفرین باین تجویز ماهرانه که خودشانرا بخود ایشان مضمحل می سازند !... آه جهالت !...\n\nشماره ١٥\nداره در موضع کرابول\nيك خبر از کلکته رسیده که درین اوقات در خانه يك بنگالی بنام چندر رای نام داره افتاده و آخر زیورات بسیاری بمبلغ ۸ هزار کلدار از آنجا برده فرار کردند\nتعداد این نفری قریب ۵۰ نفر بوده که همگی با تفنگ های درجه دار مسلح بودند، و بررویهای خود سیاهی مالیده بودند که شناخته نشود. ازین تعریف و توصیف عجز اینکه بگویم که این داره آنها سپاهی یعنی قومی بودند هیچ تعبیر معقول دیگری کرده نمی توانیم\n\nکذا\nدر « دار جيلنك » نام موضع ۲ دفعه داره افتاده که اول چند نفر تاجرها را گیر کرده و یکی از آنها را کشته و ۲ هزار روپیه کلدار را و زیور و علاوه بران نقد دیگر هم گرفته رفته اند\nاین نفری هم بسیار و هم به تفنك مسلح بوده اند دفعه ۲ در خانه معمولی درآمده مبلغ ۲ هزار روپیه گلدار برده اند ۰\n\n( اختلالات روز افزون )\nدر هفته گذشته در بوردوان ( ۱۲ ) دارهای پولیس بنگال و میدانپور که مرتكبين آنها ( هندو و مسلمان ) هست ، موقع اینها در شرق و مغرب بنگال بوده است\n\nحدود داره\nجیسور ۲\nبوگرا ۱\nدهاکه ۱\nجلپائیگری ۱\nکهلنا ۱\nمید ناپور ۱\nمرشد آباد ۱\nبتنه ۱\nپرهوم ۱\nفرید پور ۱\nبنکورا ۱\n\nدر فرید پور داره بحری شده بود و تعداد داره زنان قریب چهل نفر بود درین دارها بسیار مالها برده شده است ۰\n\nداره مدهش دیگر در بنگال\nيك خبر کلکته اظهار می کنند : – که در ٦ جمادى الأولى وقت شب يك جماعه نوجوانها بفاصله ٢٤ میل صدر ستیشن ایلیت گنج کویلا نامی حمله کرده مبلغ ٦ هزار کلدار را نقد و جنس و زیور بردند.\n\n« دیگر داره »\nبخانه يك زمين دار ضلع كهلنا دو جوان درآمده و کلید صندوق آهنی از صاحب خانه خواسته پس از انکار او او را کشته و عیالش را زخمی کرده کلید را یافته از صندوق قریب دو هزار کلدار نقداً وجنساً کرده اند زن مجروح هم تا شفاخانه رسیدن فوت شده است"}
{"book": "adl0616", "page": 1612, "text": "صفحه ١٥\nسال هفتم\nشماره ١٥\n\nکلمات وی را می شنیدند کلمه به کله به صفوف ما بعد گفته و آنان نیز به ترتیب به خطوط بعیده قشون تبلیغ می نمودند .\n\nدر این نطق امپراطور سربازان خویش را برای مشکلات جنگ زمستانی روسیه حاضر ساخته و موجبات هیجان و ترغیب آنان را فراهم کرده و گفت .\n\nروسیه نمی خواهد باما صلح جدا كانه نمايد و اساس امیدوا ریهای خویش را بر این قرار میدهد که عنقریب اشتداد سرمای زمستان رسیده و میتواند نفس راحت بکشد شماها هم فرزندان من خودتان را برای جنگ زمستانی مهیا کنید. میدانم که شما خسته هستید . ما قبلا تصور می کردیم جنك بيش از چندین ماه طول نمی کند لیکن زیاده از انتظار سابق ما طولانی شد و در بنصورت طبیعی بود که بایستی خسته می شدیم .\n\nولی بخاطر آورده که نتایج زحمات شما به وضع درخشانی باید خواهد شد ماعی وفدا کاریهای شما در موقع تابستان فتوحات ولوله آمیز و نتایج بی اندازه درخشانی حاصل کرد. مازمستان را نمی گذاریم که بدون عملیات مشعشعی تمام کرده . خسته کی زمستان در وجود شما مردان هنرمند روز کار مؤثر واقع نمی کرده همان طوریکه تا کنون در مقابل نجه های دست و پای خرس روس چنگالهای پولادین خود را بوی فرو برده اید در مقابل اشتداد سختی زمستان فعالیت و جدیت های وحشت بار خود را ارائه خواهیم داد .\n\nمهاجمات مهابت آمیز مدن تابستان خود را مداومت خواهیم کرد. ما تا کنون قوای خویش را تمرکز داده ایم که برای شکستن حریف حسنى نمائيم فعلا موقع همان جستن رسیده است . قوای خویش را جمع و عضلات آهنین خود را حاضر کرده پیش روید پیش روید تا رقیب را در هم شکنید .\n\nحرکت هيند تبورك بسمت لندن\n\nیکنفر شاعر المانی کتابچه بی نهایت دلپذير بنظم نوشته و آنرا سیر قشون هيند نيورك در لندن نام نهاده است. اهالی المان این کتابچه را خیلی میخوانند .\n\nوقایع شکار کمپانی معاوضه تلکرافات مقیم سویس از فصل آخر آن کتاب چند فرازا خذ کرده بما اطلاع میدهد . فصل آخر کتاب در خصوص حرکت قشون المان در خیابانهای مهم لند ن میباشد . شاعر المانی بطور پیش گون مینوید قبل از ورود قشون المان به لندن در دهات اطراف شهر جنگ شدیدی بوقوع می پیوند دو المانها مو فقائه آخرين قشون انگلستان پوسیده را متفرق و برا کند میسازند . در کرایدان فیلد مارشال هيند نيورك قشون المان را سان می بیند، و خطاب به سپاهیان کرده می گوید رفقا مار نخوت ترین شهر عالم را بتصرف خویش در آورده ایم . شب قبل از ورود سپاهیان المان که در دهات اطراف لندن اردو زده اند چراغهای لندن را می بینند . در حالتی که از تران گاه خاموش و گاهی روشن میشوند .\n\nحرکت از پل لندن ساعت ۹ صبح شروع میشود - هیند نبورك بر روی مرکب خویش قرار گرفته و کنت زیلین در کنارش ایستاده تماشای\n\nخبر های اوروپا\nنطق قيصر در فرونت روس\n\nقيصر ويلهلم ، که با دقت تمام جزئیات و كليات جنك را مراقب دار نام وقایع و حقایق مطلع و از جریان حالات روحیه قشون خویش سیرت دارد در ضمن نطق های حضوری در مقابل عناکر در جزو خطابه های کشی که صادر می نماید مخصوصا ساعی است که و موجبات هیجان و تشویق ها کری که در فرونت روس مشغول عملیات منه بشكل مؤثری صورت پذیر کردد .\n\nاجرا در فرونت روس در موقعی که قشون المان مامور شده بودند که در میلان شديده نموده و بمواقع مشکل و خطر ناکی پیش روند . بدون سلام و بدون مقدمه ، قيصر ، بدانجا ورود نمود ...\n\nصاحب منصبان به جدیت شناخته رزیتانها بنای دقیله نمودن در حضور این قصر ، را نهاده وزوال فرمانده كل حسب المعمول بنای خواندن را ر بین خویش را نهاد که در وسط قرائت را پورت دست به شانه فرمانده کی زیاده مشار اليه ساکن شده و ، قيصر و صدای بلند که همه کی شید چنین گفت .\n\n، حرف زدن چه فایده دارد در صورتی که این قبیل مردان زبر دست مردند در مقابل من میگذرند و چنین قشون نیرومندی در فرمان من ست خودم بهتر میدانم که عملیات بزرگی از آنان منصه ظهور بیده و چه زحمات طاقت فرسائی برای ایفای خدمت تحمل کرده اند .\n\nنیس روی خویش را بطرف سربازان کرده و گفت :\n\nفرزندان عزیزم، شماها مظهر قدرت و افتخار المان هستید شما در این اندار متاعب بزرگی را تحمل کرده و عملیات مشقت آمیزی را بانجام مانده اید. من خودم کاملا از تمام آنها اطلاع دارم. من قدر و اهمیت سماك وزحمات بزرگ شما را دانسته و میدانم چه فدا کاریهای عظیمی بوده و مینمائید بك كمى ديگر صبر كنيد يك يا دو نوبت دیگر کوشش دانید و آنچه را که خواسته ایم بميل ما انجام میشود تامل و تحمل نمائيد ه رحمت و بار از فدا كاری نزدیک رسیده است. بك كوشش کنید سانی عظیمه ما به میل و دلخواه ما صورت بافته است. وقتی که یک اسب اری میدان طویلی را دویده است آخرین فرستگی که به سر منزل نمود میرسد بقطروی سخت می آید لیکن اگر بداند که موقع راحت دماه برون کوی سابقه نزدیک است دو مقابل تندر و شادمان تر میرود . ن شما اطمینان میدهم به منزل امن و راحت خیلی نزدیک شده اید این ا آرامش که سعادت و سیادت را بنما نشان بدهم که تمام مناعی را که قل نموده اید جبران کرده و پاداش افتخارات شما را بجد اكمل مهيا ساخته است .\n\nفرزندان من، دوستان من و شماهایی که اسباب فخر و شرافت من مايد مقصود نزديك شده است بشتابید .\n\nطوریکه حاضرين موقع نطق ، قيصر ، حکایت می نمایند در آنوقت امور به صدای خیلی رسا و بلند لیکن بطور ملائمت مثل آنکه خواهد دیکته نماید نطق میکرد خوای که سربازهای صفوف اول که"}
{"book": "adl0616", "page": 1613, "text": "صفحه ١٦\nسال نهم\n\nاولین رژیمان المانی را میکنند که قدم رو بسوی شهر امیرا طوری میروند. چنانچه قونی در میدان دفینه ولی مشغول مشق نظامی هستند. سرباز های آلمان کارخانه جات کشتی سازی و تخته های کنار دریا را که از حمله زیپلنها مشتمل هستند تماشا میکنند. مقصد قشون بارك من همین میباشد.\nروز گذشته پلهای واستمنکیس و چارينك كراس از اثر آتش توپخانه المان خراب شده و تمام درشکه ها و واگونها و اتومبیل ها دریل لندن جمع شده الدهر از ان هزاران انگلیس روی درشکه ها و بر فراز اتوموبیل ها میایستند که میبینند تورك وقشون و اعاشه داشته. بالاخره قانون المان از خیابان كينك ویلیام عبور کرده به ثروت زين فقط نام که عبارت از محوطه میان مانسیون هوس وبانك انگلیس و بورس بانك میرسند. در اطراف بانك قشون المان يك جماعتی از انگلیسها را می بینند که داد و فریاد شان برای پول بلند است.\nلرد مایور لندن از عمارات فوقانی قسر گیندهال با نظرهای فرسوده و چشم پر از بهت و حیرت بقشون المان نگاه می کنند. اجزاء بورس در حالت ختم ولی پر از بهت و تعجب در يك گوشه جمع شده بريك ديگر مینگرند قشون فاتح المان اول وارد خیابان سن پال شده از آنجا به خیابان فلیت و بالاخره به کلوب لندن میروند.\nآخر الامر مین دنيورك و بعضی صاحب منصبان عالی رتبت به مجالس بارلمان رفته در آنجا متعجبانه ملاحظه میکنند كه يك عكس مين دنيورك را آویزان نموده اند.\n\n» تیس ۲۳۰ نوامبر\nاز جراید المان\n\nانتخاب از مقالات مضحك المانها\nاستعدای مستر چرچیل\n\nوقایع نگار برای جریده کان کارت مینویسد : اینك احساساتی آمیخته از شادی و غم ملاحظه میشود یکی از وزرای انگلستان که میخواست همانطور که موشها را از توی سوراخ بیرون آورده میکنند بحربه المان رام و قول خودش از توی سوراخ بیرون بیاورد استعفا داد.\nما افسوس میخوریم همان طور که انگلیسها از عملیات این شخص محروم شدند. ما هم از استعفای او محروم میشویم از وا و استعدای چرچیل بقول معلوم می دارد که وضعیات داخلی دولتی که جنگ بین المللی را برپا کرد در حالت استادم میباشد.\nدر این جا لازم نیست که مراد چرچیل را اعلام نمائیم.\nچرچیل يك آدم حریصی است که به يك سرعتی که در خود انگلستان هم اسباب اعجب میباشد از يك اداره بيك اداره بالا تر میرود و خیلی دلش میخواست که او هم يك بهره از شکست المانها برده بدین وسیله خود را در بزرگترین مسند انگلستان جای دهد. چی چیل همان شخصی است که میگفت بر روی خرابه های کرپهٔ آلمان و لیاقت اقتصادی آلمان خواهم ایستاد اما آنورس و داردانل کرانه گوئی و برا معلوم کردند.\n\nنمره ١٥\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول و دوم\n\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ ) است. (سراج التواريخ) آئينه حيات نمای ملت جلیل افغانست. زیرا از آغاز تشکیل و بنیاد یافتن دولت افغانیهٔ حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهترین درسگاه عبرت و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود. هر فردی از افراد ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند عزیزترین متاع در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند. علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان خان دوران و به صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة و الدين ، تأليف و تدوين و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنهٔ کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است.\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزایی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل و تخت نشینی و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زایی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضياء الملة و الدين امير عبد الرحمن خان ، طاب ثراه وقایع تاریخی را جامع میباشد بر کاغذ اعلا بحروف نستعلیق بطبع رسیده است ، قیمت کتاب مذکور نسبت بزینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است:\nنمبر (۱) پشتی چرمی جرم آسواری دانه دار کابلی تخت چهار کنج جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصلی جزء بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی.\nنمبر (۲) پشتی مقوارویهٔ گیره میمنگی چهار کنج و زیر چرم پشتی سرخ حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه سیزده روپیه پخته کابلی.\nنمبر (۳) پشتی مقوا رویهٔ تیره لاجوردی چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی.\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویهٔ ابری چهار کنج و زیر چرم پشتی سرخ کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه کوک بندی شده ده روپیه پخته کابلی و ده شاهی.\nنمبر (٥) پشتی مقوارویهٔ ابری سرخ چهار کنج و زیر گیره سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته كوك بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی.\n\nمحل فروخت\n\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان مرحمت نشان در بازار ارگ از دکان عبد الله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر هر دو وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اینچنین به امر همایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از آنکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز علیحده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله ها یک دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر محرره\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1614, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را\n\nهر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خودها را فارغ تمکن نشد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده تا که داکخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده همت خود قبول نمود، مشترکین کرام دارالسلطنه خود را تبشیر و نوید آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فرداً فرداً بواسطه آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه | هشت روپیه کابلی | سالیانه | دوازده روپیه کابلی\nقیمت ششماهه | پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\nدر خارج افغانستان\nهر جا که باشد اجرت پوست\nقیمت سالیانه | دو روپیه انگریزی بابت اخراجات پوسطه و انگریزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسودا گران که مال تجارتی، و صنعتگران که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند. و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر يك ستون اخبار ما ( ٣ اینچ - ٤ سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادیاً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی به در سطری سه شاهی اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nحَتّیٰ قِطْعَهٔ زَمِیْن\nسَیّاحَتْنَامَهٔ رُوْیِ زَمِیْن\nدر ۲۹ روز\nآسيا اروپا افريقا\n( مطبعهٔ عنایت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوشکاران عرفان جلوه عرض میدهد. بدست آرید. بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن کجا و همراه دور و سیر میکنید، ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید، چه چیزها میشوید، چه شبها و چه روزها میگذرانید: علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه، عاشقانه، هوسات برانگیزانه - خلاصه يك اثر گران بها. این اثر از سه جلد مركب و در يك وقایه مجید میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و با (١٠٥) قطعه تصاویر مناظر مختاره و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت ارائۀ خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ است. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینگو گرافی، جلد محکم و استوار: دیگر چه میخواهد؟ و همینقدر که با در نفس مطبعهٔ مبارکه ورده افغانان، (عبدالروف) خان سر مرتب دفتر بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی دوکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و مبلغ فوقه کتاب به کود را بدست آرید دیگری کاری نیست."}
{"book": "adl0616", "page": 1615, "text": "( اعلان )\n\nپَراکَندَه\n\nآثار مطبوعهٔ تازهٔ مطبعهٔ مبارکهٔ عنایت، از يك مجموعه اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دارا، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از حیث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان. (۲) دو روپیهٔ کابلی در خود مطبعهٔ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارك از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nجزيرۀ پنهان\n\nهوسکاران مطالعه را مژده! ازین نوبر رسیده کلزار و مطبعهٔ عنایت، کام جانرا شیرین نمائید: جزیره پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع فی نشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت! خوب چاپ، خوبی کاغذ، خوبی تصویرش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان: تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعهٔ عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارك، دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\n\nاز اداره\n\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ... مصور مجلد\nکتاب سال سوم ... مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\n\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنرا داشته باشد به اداره مراجعت کنند.\n\nاعلان\n\nاز مطبعهٔ عنایت\n\nقیمت روپیه کابل\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضهٔ حکام مجلد ۲\nپرا کنده مصور مجلد ۲\nجزیرهٔ پنهان مصور مجلد ٦\n\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرءوف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتواند و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند با مدیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\n\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه، و کتابچه های علاوه و شماره های متفرقهٔ آن، و همه کتابهای مطبعهٔ عنایت. خریداران که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانهٔ مبارکه، و در خود مطبعهٔ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط."}
{"book": "adl0616", "page": 1616, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\n\nشمارة ١٦\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nمراسم دربار معالی بار )\nحوادث داخليه ( يك مولود مسعود و ورود ـ\nادبیات ( قطعه زبان افغانی در اطاعت اولی الامر\nمكتوب )\nحوادث خارجيه قل از اخبارهای ایران - اوضاع ایران - مسدود نمودن راه ها - جنك همدان - مراسم پذیرائی در قسطنطنیه - سیاحت امپراطور المان - ولی عهد عثمانی و فرماندهی قوای مصر - خبرهای اوروپا - انبارهای زیر دریا برای تحت البحريها - کانال ورصدقوه دریا - خلاصه آخرترین خبرهای جنگ از اخبارهای مختلف - نطق صدر اعظم آلمان در رایشتاغ - يك حادثه ابدی در تاریخ - نوبت یونان - انگلیس - وضیعت نظامی - افسانه ای صلح - جنگ ، اصول متمدنه - اختلالات روزافزون هند - پولیس سرگرم تحقیق و تفتیش است - آخر ترین خبرها - وایسرای جدید هند - حمله بر محاذ برطانوی - گرفتاری طیاره بحری برطانیه - محاربات وردن - حمله جات در مشرق میوز - تاخت هوائى مزيد - تلفات تاخت هوائی - تاخت هوائی بر ساحل - ترجمه اخبارهای انگریزی - کامیابی مقامی بعوض تلفات كثير - تعطیل در سلسله ارسال و مرسول ـ\n\nاعلان ( سراج التواريخ\n\nتصاویر يك تذکار سنه ۱۳۳۰ ذات اعلیحضرت پادشاهی با خدمتکاران معیت شاهانه شان - مخترع مشهور و معروف دنيا موسيوا دین امریکایی - از مناظر هندوستان - منظره شهر سملا که پای تخت صیفیه حکومت هند است - منظره زمستان در يك كوچه شال كونه"}
{"book": "adl0616", "page": 1617, "text": "اعلان\n\nاز صنایع دورهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج المسلة والدين بادشاه ترقیخواه دولت عليه افغانیه وسعی و همت جناب مرنا\nدار خانه جان ، ماشین خانه مبارکه دار السلامته کابل علاوه برایهای جواع دوانی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورم\nمساكر شاهانه وغيره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همای\nحکم فروش ان صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ، ذیل ( د كان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانکایری ۳ فوله مشخص شده و در صند و قخانه جنسی هم بفر و می میرد\n\nاقسام\nدرجه ها\nدرجه اول\nقسم دوم\nدرجه اول\nدرجه دوم\nدرجه سوم قدری کار\nقیمت آن ۱۰ پس از انت\nرقم\nقیمت\nتا سال ساخته شده\nرنکه\nخودرنک\nرنکه\nخودرنک\nرنکه\nخودرنک\nرنکه\nخوداری\n٦ رویه\n٦ رویه\n٦ رویه\n٦ رویه\n٦ رویه\n٦ رویه\n۱۰ به\n۱۰\nکشمیره های قسم اون درجه دوم از قرار کرانگریزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پید | کشمیر در هدار هر رقم برو به بیست.\n\n(۲) ت\nجراب\nرقم\nنکلیان که زوج\nراهدار زوج\nمعمولی زوج\nکلان فی درجی\nبیانه فی درجن\nخورد فی در من\nقیمت\n۱ روپیه ٥٢ په\n٤٥ به\n٣٦ به\n۱ روپیه ٤٠ په\n۱ روپیه ۱۰ په\n٥٥ په\n\n(٤)\nکروره های جدید ساخت\nرقم\nزعاف به ان به دو گردنده داره زه باف یک اسپه در کوه سه تاره\nچرم باف با اسپه\nيك اسية جار تاره نی\nقیمت\n۸ روپیه و ۳۳ په\n٦ روپیه و ٢٤ سنه\n٦ رویه و ۱۱ به\nرقم\nچرم باف دست بادامی رواب\nچرم با دسته دولان یک اب\nدست دولانه یکی به اب چرم باقی همرکان\nقیمت\n٤ روپیه و ٤٨ په\n٤ روپیه و ٢٦ به\n٤ روپیه و ٢٣ به\nرقم\nقبضه وامی کیت مره مو خانه\nقبضه کلیت نقره از چرم سه لایه نویخانه\nزه بای رقم سواری سامی کلیت ره بای دو کاره رکان\nقیمت\n۳ رو به رهه پیشه\n٤ روپیه و ٥٧ په\n٥ روپیه و ٨٤ په\nرقم\nرکانی از نخ\nچرم باف میانه چوب بیت زنانه\nاز زین سواری سیخ چرمی زنانه اریشمی خیاطة\nقیمت\n٤ روپیه و ٤٥ په\n٥ روپیه و ٨٥ په\n٥ روپیه و ٨١ په\nرقم\nدست بادامی نیخ برای\nدسته دولان سامی و نجی کلیت نقره\nنیخ برای کمک دار چرم باف ما بین بیت بك آب مرولا\nقیمت\n٤ روپیه و ٤٩ پیسه\n٥ روپیه و ٥٨ په\n٨ روپیه و ١٢ با\n\n(٥)\nاقسام کلهای مصنوعی سر\nقسمت\nگل چرين\nگل الفرسان\nگل برینه\n٦ روپیه و ٧ پیشه\nشكوفة تاريخ\nقیمت\n٥ روپیه و ٣٦ به\n٦ روپیه و ٦ به\nگل لسترن\n٥ روپیه و ٣٨ په\nقسم\n٧ روپیه و ٤٥ به\nگل یاسمن\nگل شیو\n٦ روپیه و ٥٤ به\nشكوفه سیب\nقیمت\n٩ روپیه و ٣٥ په\n٦ روپیه و ٥٨ سنه\nگل کلاب\nگل سوسن\n٦ روپیه و ٥٤ با\n٧ روپیه و ١٢ به\nگل گندمی\nبیگری\n\n( امیر محمد هاشم دفتری کار عاميات ( کیمان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1618, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\n(شماره) ١٦\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\n\nمحل الانطباع و مطبعة\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nقیمت سالیانه\nدر دار السلطنة کابله ۱۲ روپیه کابل\nدر اطراف داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nاز بابت داد ۱۰ روپیه انگلیزی\nجریده هر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت هر نسخه آن در کابل یکسانی است\nاعلانی که در آن درج نشود اعاده نمیشود)\n\nتاریخ انگریزی ۱۸ اپریل عیسوی ۱۹۱۶ تاریخ شمسی ۲۹ حمل ۱۲۹٥\nمورخه ١٥ جمادى الثانى ١٣٣٤\n\nمراسم دربار معالی بار\n\nتوجۀ رقعه های خبری که از طرف اينك آقای صاحب ملکی و نفری ماتحت شان بر همه مشائخ و وکلا و ارباب مناصب ملکی و لشکری تقسیم شده بود به ساعت ۱۱ ریم ظهر روز جلالت، جميع مشائخ عظام در کلای ذی احتواء وغیره، مدون کرام که با لباسهای فاخره خودشان مزین بودند جوق جوق بدالان سلام خانه عام حاضر شدند. و درینبار بر خلاف سابق از سبب کثرت نفری چوکی های که برای نشستن مدعوین همیشه حاضر میبود برداشته شده بودند، و بعوض آن بر قالین و دو منشی که از يك سر دالان سلامخانه تا بدیگر سر آن گسترده می باشد باستاسف نفری ایستند از همه اول نفری مشایخ محترم و سپس وکیلهای ولایت و هر محال بقرار درجه و ترتیب خودها در مواجهه موقع عالی شاهانه که بران تخت عالی تخت سلطنت سانیه افغانیه موضوع است جا گرفتند خوانین دربار و ارباب مناسب ملکی و عسکری نیز بهر دو طرف شائع و وکلا اخذ نظام نمودند و تا ساعت ۱۲ آهسته آهسته همه دالان و جسم سلامخانه از یکسر تا دیگر سر املا شد درین اثنا همه شهزاد گان عظام نیز داخل سلامخانه گردیده و هر يك بمحل مخصوص نشستن خودشان متوجه شده وضعیت دربار را زینت فراوان بخشیدند ، تا به زمان دو نیم هیئت دربار کاملا وضع نظام و آراستگی را کسب نمود و همه به امید تشریف سعادت ردیف ذات اعلیحضرت باد شاه شوکت پناه وجودشان انتظار میکشیدند تا پس از چند دقیقه آواز دلنواز موزیکای عسکری که سلامی بزرگ پادشاهی را نواخت رفع اشهد انتظار توده قلوب اجتماع حضار را دیدن چهرهء ملاحت بهره همایونی فرحت و بشارت داد بعد از توقف ۲ یا سه دقیقه ذات اعلیحضرت همایون والا از دروازۀ غربی سلامخانه عام داخل کردیده بعد از انکه از طرف عموم يك حركت تعظيم و احترام بعمل آمد بر تخت عالی بخت سلطنت سنیة الغالیه بکمال شوکت و احتشام جلوس فرموده همه گان را به احوال پرسی عمومی شاهانه شان مفتخر و مباهی ساختند و از طرف عمومی حضار دعای سلامتی و جود سعادت نمود اعلیحضرت پادشاهی نجا آورده شد . سپس بعد از اینکه بر بالای تخت سلطنت قدري مکث و درنك فرمودند و بعضی از مشایخ عظام را به احوال پرسی و لطف و مهربان مخصوص شاهانه شان نایل و سزاوار گردانیدند برای ایراد نطق همایونی از زیر تخت عالی بخت در حالیکه جمیع حاضرین بر جای های خود استاده شدند بکمال عز و شکوه برخاسته چنین بکلام حکمت پیام ابتدا فرمودند :\nقریباً مدت دو ماه یا دو نیم ماه خواهد شد که در نجا یکدربار کرده بودیم و مراد ما ازان دربار این بود که چون امروزه روز در همه عالم يك جنك و يك گیر و دار اورلکی جاری است پس در ینصورت ما را چه باید کرد ؟ چنانچه نفری که حاضر دربار بودند این مسئله را به آنها فهما نیدم که در ینوقت از همه اول برای ما اتفاق میباید و چون میخواستم که این خیال خود را بهمه افراد ملت بفهمانم لهذا چنان اندیشیدم که همه رعایا از هر محال برای خود شان وکیلها منتخب نموده ولایاتیکه بدار السلطنة کابل نزديك هستند مانند شش گروهی و کوه دامن و کو هستان و غوربند و جلال آباد و هزاره جات و بهسود و غیره نفری وکلای خود را بدار السلطنة کابل روانه بدارند ، و از ولایات دور مانند هرات و قندهار و مزار و میمنه که در بین سردی زمستان آمدن شان مشکل بود و هم رسیدن شان تابدار السلطنه خیل مدت و انتظار بکار داشت از هر کدام حکومی و نایب الحکومه مانجا متوجه شده اظهار فکر و خیال خود را بکنند و بعد هر چه گفتند توسط عرایض عرض حضور بدارند. لهذا شما نفری مشایخ محترم و وکلا را که خواسته ام مراد من اینست"}
{"book": "adl0616", "page": 1619, "text": "صحیفه ۲ سال نجم شماره ١٦\n\nکه شما البته ضرور ازين بك باخبر خواهید بود که امروزه روز بر روی دنيا يك جنك بسيار سخت و يك گيرودار و يك شورش . و يك كشمكش عظیمی است چنانچه اکثر دولتهایی که مانند ما بودند هم تا اخیر وضع سابقه خود را حفظ کرده نتوانستند و در بین این دولتها ما حال خود را بدولت ایران بسیار مشابه یافتیم . ایران در زمان ناصر الدین شاه یک دولت آزاد و مستقلی بود و هیچ اغتشاشی در ان موجود نبود ناصر الدین شاه قريباً ۵۰ سال بچند ماهی کم بر تخت سلطنت ایران حکمرانی کرد و پس از وی پسرش مظفر الدین شاه بر تخت نشست و بسیبی که مزاج او اکثر علیل می بود چندان به امور سلطنت نه پرداخت تا بعد از حکمرانی تقریباً ۷ سال یا کم و پیشی در گذشت و از نجا حالت ایران رو بخران نهاد چنانچه بعد از وی پسرش بر تخت نشست و در مهدوی بسبب ظهور تفرقه و اختلافی که در ان مملکت روی داد شیرازه ایران یکلی از هم گیخت و حالا امروز در ایران چنان احوالات که دران روس و جرمن و ترك بابكد بكر جنك ميكنند و ملت ایران از دولت خود جدا شده و هر يك از متخاصمين یعنی ترکها و روسها و جرمنها از ملت ایران برای خودشان نوکر می گیرند و بهمدیگر می چنکند و ایران بسبب همین تفرقه، و بي اتفاقی خود حالا میدان جنك دو النهای اجنبی گردیده است . در تجایک مثالی در خصوص بلای بی اتفاقی برای شما بیان میکنیم ، در زمانه قدیم یعنی از زمان نبوت حضرت موسی علیه السلام قدرى بعد ياقبل قومی از بنی اسرائیل مرتكب يك گناهی شدند و سپس بران گناه خودها نادم و پشیان گشته از حقتعالی استغفار خواستند و نزد پیغمبر آن وقت برای عفو و استغفار این جرم خودها رفتند آن پیغمبر چون بدرگاه حق سبحانه تعالی در خصوص مغفرت ایشان التجا کرد وحی آمد که این قوم بسیبی که بکناه شدیدی مرتکب شده اند لهذا ازین سه بلا یکی را برای خود اختیار کنند که برایشان بفرستم اول قحط دوم طاعون سوم بی اتفاقی بعد از انکه همه قوم این حکم الهی را شنیدند در مابین خودشان برای انتخاب یکی ازین سه بلیه مشورت کردند و نزد پیغمبر خود آمده ، گفتند تا به حق سبحانه تعالی عرض کنند که بدون بلای بی اتفاقی ازین دوبلا که قحط و طاعون باشد هر کدام را که برما می فرستد مختار است . در پنوقت از حقسبحانه تعالی وحی آمد که ازین قوم سبب قبول نکردن بلای بی اتفاقی را پرس پیغمبر موصوف از یشان پرسید که حق سبحانه تعالی میفرماید چرا بلای قحط و طاعون را اختیار کردید و بی اتفاقی را قبول نه نمودید گفتند در صورتی که اتفاق داشته باشیم البته گاهی چنین نخواهد شد که مردة ما غير مدفون ومريض ما حتى المقدور فى معالجه بماند و هیچ نباشد در وقت قحطتها بدیدن همدیگر هم دل های خود ما را تسکین داده خواهیم توانست ولی در صورت بی اتفاقی اغلب آنست که بسیار زودی و دفعتاً بكمال فضیحت تباه و هلاك شويم . بنابرین حق سبحانه تعالى را اتفاق آن قوم خوش آمد و گناه ایشان را عفو و سمح فرمود و به درک آن نزول بلاهای قحط و طاعون را نیز از ایشان دور داشت ! و ظاهر است که بلایی بدتر از بی اتفاقی در جهان وجود ندارد . و هر قومی که در ان بی اتفاقی راه یافته بالآخر فنا و برباد گشته است ! پس چه باید کرد ؟ اتفاق !! گر اتفاق کردیم جهان کاستان شد ! خداوند تعالی مرا برشما از طرف خود پادشاه مقرر فرموده و شما را در تحت حکم من داده است ( صداهای تصدیق ) پس هر چیزی که من بیندیشم البته گاهی برای نقص شما و ضرر دین خود نخواهم اندیشید بل برای خیر دین و خیر شما خواهم اندیشید من فی الحال خیر شمارا در همین میبینم که دولت و ملت باید هر دو با هم همدست و متفق باشیم مراد از دولت پادشاه است و مراد از ملت آن ملتی نیست که معنی آن در کتابها نوشته شده بلکه باصطلاح زمانه حال ملت عبارت از رعیت است مثل لفظ صاحب که معنای اصلی \"کتابی\" آن یار و رفیق است و حالا در اصطلاح ما و شما در معنی خداوند و مالك استعمال میشود . ملت هم همچنان است . و می باید که دولت با ملت و ملت با دولت متفق باشد یعنی چنانکه من با شما متفق هستم و خیر شما را خیر خود و ضرر شما را ضرر خود میدانم همچنان شما هم باید با دولت خود متفق باشید و خیر او را خیر خود و شر او را شر خود بدانید . مرا حق سبحانه و تعالی که بر شما پادشاه و اولی الامر مقرر فرموده و شما را هم در همه مسایلی که مخالف شریعت نباشند به اطاعت من امر فرموده است ( آوازهای تصدیق ) در وجود من قضایای دیده است هر چند که من مدعی آن نیستم اما شما های همچنین ، همچنین . پس من امروز خیر شما را در همین می بینم که شما باید بدولت خود اتفاق کنید ! در مابین خودها خانه جنگی و غیره نکنید و خون و نزاعها را ترك بدهید ! و با همدیگر متفق و همدست گردید . امر من از طلبیدن شما و کیلها را بحضور خود همین بود که این مطلب را برای شما و همه افراد ملت خود بفهمانم که در ین وقت که بر روی زمین جنگ است و هیچ کس نمیداند که فردا چه خواهد شد و خبرهای یکیت را هم اعتبار و استقراری نیست برای ما و شما از همه اول اتفاق لازم است که باید با هم هم خیال و متفق باشیم و تا زمانیکه ممکن باشد با یکدیگر اتفاق داشته باشیم . من از خدای خود همیشه آرزو دارم که مرا توفیق بدهد تا هر کار را موافق خیال خود بکنم که در ان خیر ملت و دین و دولت باشد و در صورتی که ( خدا نخواسته ) ملت من از امر من بر گردد مرا مرگ خود از حیات دوست تر دارم ( از طرف عموم صداهای پر جوش و آوزهای بلند بلند خدا نخواسته باشد و سر و جان و مال ما فدای پادشاه ) شما نظری و کلید را محض برای همین مطلب و بعضی مطالب دیگر که هنوز موقع آن نرسیده جمع خواسته بودم که شما را بفهمانم ولی چون بر شما بسیار وقت گذشت و مطلب مراد شد که شما از خانه های خود جدا شده اید و در شما هم انتظار مزد شما لازم بود یعنی نمیتوانید که تا ۵ ماه ٦ ماه دیگر بی خانه و خاطر جمع بگذرانيد لهذا شما از جمله همین یکصد و چهل نفر که هستید در میان تان ٢٠ و ٤٠ نفر وكيل وكيل منتخب کنید به اینطريق مثلا اولا ٣٠ نفر انتخاب کنید و تا چند ماه این ۳۰ نفر در همینجا بوده باشند و بعد از آن این ۳۰ نفر رفته در عوض آن ۳۰ نفر دیگر شما که آنها را هم در نجا انتخاب کرده باشید بیایند و باز اینها رفته بعوض آن ۳۰ نفر آخری بیایند یعنی در سال . ۹۰ نفر وکیل و وکیل گرفته می توانید که همچنین سی سی نفر تا زمانیکه لازم باشد بنوبت آمده و رفته\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1620, "text": "صفحه ٣ سال پنجم شمارۀ ١٦\n\nکن پریشان خواهد بود بدربار آینده بعد ازانکه باهم ببینیم و خلعت های خود را بگیرید انشاء الله رخصت میشوید و از نجا که رفتید همین چیزی که امروز من به شما گفتم هر کدام تان بنفری تعلقهٔ خود تان سفارش بکنید بلکه نقل این تقریر امروزه من بشما داده خواهد شد که به محالات خودها رفته برای مردم بخوانید. و بر مشایخ عظام محترم خود هم که پیرهٔ هیئت روحانیهٔ ملت من میباشند توصیه میکنم که همواره در موقع خود در خصوص اتفاق و اتحاد وعظ کنند و مردم را بسوی اخوت اسلامیه دعوت نمایند، زیرا فی الحال برای ما اتفاق از هر چیز الزم و ضروری است و می باید که در حصول همین مطلب کوشش خودها را بالاتفاق صرف نمائیم [ در نجا جناب میرصاحبجی جان پادشاه صاحب که خلیفه و ماذون اول اخندزاده صاحب مرحوم است و هم بکمال شجاعت و صفت مردانگی موصوف است بزبان قومی افغانی خود از طرف عموم حاضرین بالوکاله و از طرف خود بالاصاله بعرض عتبهٔ سنیه همایونی رسانید که ما همه نفری مشایخ و وکلا برای فدا کردن خود را در راه رضای خدا و رسول که برضا و خوشنودی پادشاه موقوف و منوط است بسروجان و تن و مال حاضریم ، و ما بخوبی میدانیم که حق سبحانه تعالی ذات ستوده صفات بادشاه دیندار ما را از همه ما بیشتر فهم و ذکا و عقل و فراست مرحمت فرموده و هم او را از خود ما بیشتر بخیر و ضرر ما واقف گردانیده است ، و ما در هیچوقت و هیچ وقت از امر و فرمان اولی الامر خود ما که حقیقانه تعالی برما فرض گردانیده سر کشی نداریم ! و ما را است که بوجود چنین پادشاه ترقی خواه دیندار خیر اندیش خود بدرگاه حقتعالی شکر کنیم و از حضرت حق و قادر مطلق بکمال عجز و نیاز طول عمر و بلندی اقبال وقوت و نصرت اعلیحضرت اولی الامر معظم خودمان را مسئلت نمائیم و درین موقع همه نفری حاضرین دست بدعا برداشته از یکسر تا بدیگر سر سلامخانه را یک فریو آوازهای آمین آمین متصل فرا گرفت و اصل دعا هم در بین ان آوازها و غریو های پرجوش در آن دم جهت اجابت بعرض سما رسیده ] و اخیراً ذات اعلیحضرت همایون اشرف والاههٔ حاضرین را امر عودت عطا فرموده بعد از انکه سلامی بزرگ شاهانه نواخته شد جمیع نفری هر يك بسمت عزیمت خودها متوجه گشتند و بدینصورت مراسم دربار معالی بار با تمام شوکت و احتشام انجام و اختتام یافت !\n\nحوادث داخله\nمولود مسعود نوورود\nيوم پنجشنبه ١٠ ماه جمادى الثانى سنه ١٣٣٤ ولادت با سعادت مولود مسعودی در گلشنسرای خاندان جلیل الشان سلطنت از صلب پاک جناب مستطاب فخامت مآب سردار اکرم حضرت نائب السلطنه صاحب افخم بوقوع آمده دلهای همه اخلاص کیشان سدهٔ سلطنت سنیه را شادان و فرحان ساخت . ( سراج الاخبار افغانیه ) دعای طول عمر و بقای این مولود مسعود را با سلامتی ذات خجسته صفات والد ماجد کثیرا لمحامدشان و والدتما جدة محترمة عالیه شان در زیر ظل ظلیل مراحم جلیل ذات قدسیت صفات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) بادشاه با دانش و دین خود از بارگاه ذات اقدس کبریا نیاز میکنند و بعرض تبریکات خالصانهٔ عاجزانهٔ خود میپردازد\n\nادبیات\n( قطعه زبان افغانی )\n( در اطاعت اولی الامر )\nاطاعت داولي الأمر فرض عين دى بلی هی ثابت سوی په قرآن\nاز و بدلی به دی وی چه خلق وایی رعایا دی تول پسونه شه شبان\nهغه په چه اطاعت دشیان نه کی خود بیو خوری دیلیوان او شر موشان\nبه د ځان په خیر و شر کله پوهیزی له رمه ووزی لقمه می د گرگان\nچه لیوه پر رمه رامی داسی ینه جمعیت پریز دی رئیسی پر بیابان\nچه چه اجدادی دوی خپل شبانه پریزدی لیوه خپل مطلب حاصل کی به دا آن\nچه لیوه په رمه کدسی حال یی داوی پسر دويتو تول لره لی پری لمان\nجدا مه شی جدایی توره بلاده هم دغه له خدایه غواری دشمنان\nددشمن هم دا مطلب دی مثل واروه لیوه څه غواری له خدا یه باد و باران\nجدا مه سی له رمی شبانه قبول کی او که نه وی بیا به وکی دیرا زمان\nپه رکاب کی په سرور کی شه تابع سی شکری وکی د رموز شبان دی مهربان\nدهر شبه تعظیم لازم پر هری میزی او که نه کی خود به وکی در نقصان\nباری خدایه ته توفیق را کی و موزنه چه دخپل پادشه تابع سو په شه شان\nشه توفیق داطاعت و موزنه را کی چه دخپل امیر تابع سو په قرآن\nخو به لوی نعمت درب دی پر مور سوی چه پادشه مو مسلمان دی هم افغان\nدغه لو مهربانی د خدای ده ځانه چه خپله قوم دی زموز شبان\nخدایه ورکه جدایی او دورنگی کی توله یو کاندی چیه مسلمانان\nآمین\n( صالح محمد )"}
{"book": "adl0616", "page": 1621, "text": "سال پنجم شماره ٩\nصفحه ٤\n\nسراج الاخبار افغانیه\n\nجناب کرام ذوی الاحترام فصاحت و بلاغت بنیان مصافات و مصادقت بنیان محمود خان مدیر سراج الاخبار افغانیه در دولت خداداد حضرت ظل الهی سراج الملة والدین دام ملكه معزز و نیکنام باشند - بعد از شرح دعا گوی دوام دولت خداداد که در ضمیر هر یک از رعایا و برایای افغانستان از روی اخلاص و محبت می گزدست - مصدع حال آن خیر خواهان و دولت خداداد می گردد اینکه درین وقت بتوسط عالیجاء شجاعت و صداقت همراه جرئیل عبد الغفار خان نظامی که خدمتکار صادق سرکار و فدوی دین و دولت است تجهت وقوف مضمون نسخه های محبت اطاعت اولی الامر که در مطبعهٔ عنایت چهاپ شده در پشینه هم از حضور مبارك جناب معالی القاب شاهزاده جوان بخت معظم معین السلطنه صاحب چند جلد آن رسیده بود در پریت گاه در مجمع عام که هم یکی از نظامی و رعایا از افغان واوزبك وترك وتاجيك حاضر بودیم مضمون نسخهٔ موصوف را بآواز بلند جرئیل موصوف خوانده همکی از معتبرین ملکی و افسران نظامی و کل امامان و رعایای مذکوره بيك جوش و خروش صادقانه بيك زبان و یکدل در باب شوق اطاعت اولی الامر حضرت سرکار سراج المله والدین دام ملکه از شوق و ذوق باطنی و اخلاص و محبت قلبی ظاهر نموده عريضة متضمن تطبیق دلایل عقلیه بالنقليه بحضور جناب معالی القاب معین السلطنه صاحب در باب اطاعت حضرت سرکار اشرف اقدس والا همكى باتفاق عرضداشت نموده عريضهٔ موصوف را بتوسط ذاك الیوم بحضور جناب ممدوح ارسال نموده نقل آن را مطابق اصل ما فدویان سرکار و اهالی محکمهٔ شرعیه اینولا باستدعای مردم مذکور - در محکمه سراج الاخبار در نزد آن مساحت شمار روانه نمودیم التماس مایان و عموم رعایا و نظامی اینولا این است که آن جناب بجهه استحضار کل برادران دینی و ملی اهالی افغانستان نقل مذکور را که مطابق اصل است درج سراج الاخبار فرمایند تا همکی واقف و باخبر بوده شوق و ذوق خودها را در اطاعت این پادشاه ترقی خواه لشکر نواز رعیت پرور اضافه در اضافه نمایند فقط نقل عريضة مذكور همین است که معروض و مرقوم می گردد فقط\n\n( نقل مطابق اصل )\n\nفدای حضور مبارك جناب عالی معین السلطنه صاحب شویم قطعه فرمان مبارك عالى مؤرخه پنجشنبه ١٣ ربیع الثانی منه النفاذ یافته، مضمون اینکه چون شکرانهٔ وجود مسعود مبارك اعلیحضرت شهریار عدالت شمار اولی الامر مقدس و متبوع اقدس ما وشما اعلیحضرت سراج الملة والدین روحی و جسمی فداء وصرف همت عامه رعایا در ادای حقوق اولی الامر فرض ذمت عامه رعایا است که بحکم قرآن عظیم و احادیث رسول کریم و اعمال و اقوال امامان دین ثابت و مستحکم است و عامه رعایای افغانستان بحمد الله والمنة در اطاعت اولی الامر راسخ دم و ثابت قدم می باشند بنابران خواستم\n\nکه در مطبعهٔ عنایت که بسی آثار نافعه تا کنون طبع شده است این اثر دینی و رسالهٔ شرعی در باب حقوق اولی الامر نیز طبع گردد و بر عامه رعایای ممالك محروسه دولت خداداد توزیع و تقسیم شود تا آنچه ادلهٔ دینیه که در باب اطاعت اولی الامر در کتب دینیه ما و شما است ذهن نشین عامه رعایا گردیده و همان محبت و اطاعتی که با شهریار دیندار مراحم گستر معدلت آثار الحمد لله تعالیٰ بشاير کمال داریم زیاده بر زیاده شده و یک وقوف دقیق از مطالعه آن حاصل گردد لهذا رساله اطاعت اولی الامر که از کتب معتبرهٔ دینیه انتخاب و تالیف شده و به تصدیق قاضی القضات افغانستان است بطور هدیه مطیعه عنایت موازی بیست قطعه نسخه ارسال شد که بر منصبداران ملکی و نظامی و خطیبان و واعظان و مدرسین علاقهٔ پکتیا بطور هدیه بدون قیمت تقسیم شود تا مضامین آن ذهن نشین عامه رعایا اولا گردیده از خواندن و شنیدن مضامین آن ذوق و محبت بالائی که در اطاعت اولی الامر دارند زیاده بر زیاده شود و حضور عالی ما را از این امر خیر مرحمت حضرت الهی جل جلاله حاصل شود انشاء الله تعالیٰ تصدقت شوم بموجب مضمون فرمان موصوف عالیجاه شجاعت دستگاه همراه جرئیل عبد الغفار خان که خدمت کار صادق حضرت پادشاه و جان نثار دین و دولت است ما مردم را از معتبرین ملکی و افسران و تمامی نظامی و عموم رعایای از افغان و ازبك و ترك و تاجيك آن حدود در پریت گاه در مجمع عام طلب نموده در هنگامی که همگی جمع بودیم کتابچه مذکور را بآواز بلند خوانانده بعد از شنیدن و فهمیدن مضمون نسخه موصوف بشوق و ذوق باطنی و اخلاص و محبت قلبی همگی محبت خودها را در اطاعت اولی الامر ظاهر و اشکار ساخته دستان الحاح و التجاء بدرگاه حضرت حق سبحانه و تعالی بر دعای وجود حضرت پادشاه اشرف والا و ازدیاد عمر و اقبال شهزاده جوان بخت والاجاه و جمیع خاندان و دودمان شاهی برداشته از او سبحانه وتعالی تزاید و استحکام شوکت و اطاعت حضرت سرکار را برای خودها و جمیع برادران دینی و ملی خودها طلب کرده ترقی مراتب شوکت و اقبال و ترفع لوای عظمت و شوکت را برای حضرت سرکار و اتفاق و یکدل بودن کلی اهالی افغانستان را در استدعای رضای خاطر شریف حضرت شهریار نیز از درگاه حضرت آفریده کار مسئلت نموده همكى باتفاق وبيك زبان وبيكدل مضمون اين عريضه را نیز اظهار نمودیم عرض مایان این که هم چنان که بحکم کلام حضرت ملاء اعلی و احادیث رسول خیر الانام صلی الله علیه و آله وسلم و اقاویل ائمه دین و پیش روان ذوی الاحترام بدلایل قلیه آنچه که در نسخه دوم مندرج گردیده اطاعت اولی الامر واجب است اطاعت این پادشاه ترقی خواهی ملک و سپاه نوازی و رعیت پروری بدلایل عقلیه نیز ثابت است چه از اوایل جلوس تاحال که سال پانزده هم است برای ماها فواید کثیره و عواید متکاثره از توجه خاطرهٔ ريف اقدس والا در بلاد خداداد بر ما برادران دینی و ملی مایان که رسیده در عصر هیچ يك از شاهان نامدار گذشته و سلاطین ماضیه از برای رعایا و علاقهٔ مملکت اینچنین رفاهیت و آبادی مملکت به نسبت عصر سابق همان پادشاه ما نرسیده است ماین از آبادی مملکت و انتظام نظام و آرامی و آسایش"}
{"book": "adl0616", "page": 1622, "text": "١٦٠٥ سراج الاخبار صفحه ٥\n\nيك تذكار سنهٔ ۱۳۳۰\nذات اعليحضرت پادشاهی با خدمتگاران معيت شاهانهٔ شان\nدر ( خرما باغ ) جلال آباد\n\n( صف نشسته گان )\n(۱) ذات اعليحضرت همايونى — (۲) مصاحب خاص سردار محمد يوسف خان — (۳) ركاب باشى شاه وليخان — (٤) مرحوم محمد اسلم خان — (٥) عبدالاحد خان — (٦) صالح محمد خان — (۷) خان اسپور احمد شاه خان — (۸) خازن الكتب محمد زمان خان — (۹) ايشيك آغاسى حضورى نيك محمد خان — (۱۰) امين العسس فتح محمد خان\n\n( صف ايستادگان )\n(۱۱) — معين السلطنه شهزاده سردار عنايت الله خان (۱۲) — آدم خان (۱۳) عين الدوله شهزاده سردار امان الله خان (١٤) — سكندر خان (۱٥) محمود طرزى (١٦) محمد شريف خان (۱۷) — سپهسالار محمد نادر خان (۱۸) — محمد صديق خان (۱۹) شهزاده محمد كبير خان (۲۰) — مصاحب خاص سردار محمد آصف خان (۲۱) محمد اسحاق خان (۲۲) محمد امان خان (۲۳) امان بيك خان (٢٤) — محمد يعقوب خان — (٢٥) مرحوم محمد اكرم خان"}
{"book": "adl0616", "page": 1623, "text": "صفحه ٦ سال پنجم شماره ١٦\n\nرعیت بیک درجه در ثبوت مدعای خود دو دلیل عقلی می آوریم که آحاد عقلی نیز بر اطاعت اولی الامر مایان ثابت باشد اول اینکه قاعده مقرره عقلا است که شناخت هر چیز در مقابله ضدان چیز است پس مایان زمان حال را زمان گذشته آن مقابله نموده تصور نمائیم فهمیده می شود که مرحمت ها و ترقی خواهی های حضرت سرکار از بخشیدن کرورها روپیه باقیات ها و اضافه گی تنخوا، نظام و استر خاص و فراریان در اول جلوس و اشهار استمالت ایشان و استرداد املاک اینها و انداختن رباطهای شش گروهی کل علاقه جات و سرکها و نهال مردمی و آبادی پلها و آبادی بعضی بقعه های متبرکه و موترها و اختراع مکتب حربیه و فنون جدیده و اختراع سراج الاخبار افغانیه و ساختن شفاخانه عمومی و مقرر شدن وظیفه از برای مدرسان و خطیبان وقراء وحفاظ و مسلمین و مدارس و مساجد و مدرسه حفاظ جدیده در هر ولایت و تزاید اسباب اوراق و ماشین و کارخانه ها و مقرر نمودن محکمه جات متعدده و محکمه واقعه نگارها و محکمه جات اطلاعات و غمخواری پنهان بجهة بازخواست و رفاهیت رعایا و نظم نظام و ترقی ملك بجهة اندازه در مملکت آبادی و در نظام انتظام و در رعایا رفاهیت و آرامی شده است فقط\n\nمخترع مشهور و معروف دنیا موسیو (ادیسن) امریکان با عائله اش\nتلگراف، تیلفون، فوتو گراف، گراموفون و بسی اختراعات الکتریکیه بدیعه را همین شخص بپا ایستاده سر برهنه به دکای خارق العاده دماغ خود ایجاد کرده است و حالا نیز زنده و بيك اختراع عجيب و غریبی میگویند که مشغولست\n\nدلیل دوم آنکه اگر امروز علاقه دولت خداداد را خارج از افغانستان بهر در زمینی که نسبت داده شود واضح معلوم می شود که قوام امروز آنقدر آرامی و شوق امر دین و مسلمانی و رفاهیت و حیات ابدی و اتفاق یکدلی که از برای سکنای دولت خداداد حاصل است در میان رعایای مایان در کره زمین از برای هیچ علاقه میسر نیست در هر روی"}
{"book": "adl0616", "page": 1624, "text": "صفحه ٧ سال پنجم شماره ١٦\n\nدر آرای و آبادی مملکت و انتظام نظام و جمعیت خاطر در حقیقت وجود مسعود اشرف اقدس اعلیحضرت میر کار است مایان در اول بوسی که هنوز آثار اجرای منفعت های مذکوره در حیز قوه بوده مین نیامده بود از روی شرع بحکم آیه وافی هدایه « اطيعوا الله واطيعوا الرسول وأولى الأمر منكم » بيعت و عهد نموده بودیم حال که آثار منافع بیشمار در ترقی و آبادی مملکت و انتظام نظام و آرامی رعایا از حضرت که دیده و مشاهده نموده بدلایل عقلیه هم ثابت شده است محکم على وطبع نیز تجدید بیعت و عهد را بر خود مالازم گرفته بحضور عالیجاه مان همراه قاضی ملادین محمد خان و اهالی محکمه شرعیه اینولا عهد صحیح تری مینمائیم اینکه عهد مایان بر خدا و رسول او صلى الله عليه واله وسلم تا بمانده آن و رمق در بدن داریم سر از اراد شاهد بن بناء ترقی خواه عدالت آیین اعلحضرت سراج الملة والدین دام ملکه نه پیچیده بر دوست دولت بهادار اداد دوست و پردشمن دولت خداداد دشمن بوده مال و جان خودها را در رضای خاطر اشرف اقدس والا آنچه که باشد مصروف داشته از امامت و رضای خاطر شریف والا در هیچ وقت تخلف و انحراف نه ورزیم و بجهت زیادہ حق سبحانه وتعالى عمر و اقبال حضرت سرکار را در ترقی و تزاید از الله ما و برادران دینی و ملتی مایان را در اطاعت و رضای خاطر اشرف اقدس والا يكدل ويك جهت داشته و بمداد و بجاه محمد العربی صلى الله عليه واله الامجاد چنانچه کل معتبرین ملکی از سادات و علماء و ارباب و آق زادگان عموم رعایا و افسران و تمامی نظامی عرض و عهد مذکور را نموده بحضور مبارك جناب عالى نموديم فقط —\n\nزیاده خیریت است نقل مطابق اصل تحریر گردیده فرستاده شد که برقی یوم شنبه ١٩ جمادى الأول سنه ١٣٣٤ — قاضی دین محمد — غلام حسین\nایشان مقیم خان — علی احمد خان کاردار ساز —\nمنخط غلام فدوی محمد رحیم واقعه نگار —\n\nحوادث خارجيه\nنقل از اخبارهای ایران\nجریده رعد در سر مقالهٔ یکی از شمارهای خود در خصوص اوضاع داخلیه ایران در زیر عنوان ( دیگر بست ) چنین مینویسد .\n\nدیگر بس است\nبیان مقدمه و چیدن صغری و کبری ضرورتی ندارد . کار ایران گرفتار در پنجه رجال لاابالی از این جزها گذشته . مقدرنات يك هيئت اجتماعيه ، آلت ملاعبه ، يك دسته مجسمه های بیجان گشته ، که هیچ فشار - سرزنش ، تشبیق تهدید و ناله استرحام دردمندانه در هیولای متحرك ولی فاقد احساس آنان مؤثر واقع نمی شود . مطلب را صاف و پوست کنده اقلا برای مزید بصیرت عامه باید گفت . کابینه حاضره که مظهر بروز افکار متضاده - نمونه خیالات مختلفه و آراء متفاوته است نه تنها هیچ یک از دردهای مملکت ایران را مداوا نخواهد کرد بلکه هر دم و دقیقه که می گذرد به سبب تصادم نظریات و منافع شخصی افراد آن و با ملاحظات خصوصی تجویز معالجه های متباین در امراض این بیماری که از اثر دانش و لیاقت همین اطباء عرق مرك ار جبین وی در حالت جریان است خواهد افزود .\n\n*\n\nاین کابینه بايك چنين تركيبات مضره نه تنها اهلیت نجات کشور و حفظ تاج و تخت شاهنشاه را ندارد بلکه از دوام عمر تاريک حکمرانی خود هر آن بر مخاطرات وحشت آور عمومی می افزاید .\n\nاوضاع ایران\nطهران ٥ دسامبر - احتمال می رود که فردا روز دوشنبه سفارتین روس و انگلیس صورت تقاضاهای حکومت ایران و جواب پیشنهادات خویش را از طرف در بار طهران دریافت دارند . از قرار معلوم حکومت ایران همانطور که من دیروز تلگرافا اطلاع دادم بدولتين جواب خود را خواهد داد . از قراری که شهرت دارد دولت ایران در ارسال صورت تقاضاهای خویش و جواب پیشنهادات دولتين مذكورتين فقط عقیده خود را اظهار خواهد داشت یعنی مسأله تقاضا های ایران ولی جواب دعاوی روس و انگلیس فیصله نخواهد یافت . عقد اختلاف قطعی رسمی فقط پس از احضار نمايندگان و تصويب پارلمان ایران می توان صورت پذیر بشود .\nحکومت ایران در ضمن تقاضاهای خویش فقرات ذیل را هم از دولتین روس و انگلیس درخواست کرده :\n(۱) حق سیر سفاین جنگی در بحر خزر و خلیج فارس .\n(۲) حق تشكيل يك اسكادر جنگی تجارتی در این دو دریا .\n(۳) تصدیق حقوق سلطنت ایران را در جزیره ( بحرین ) وسایر جزایر خلیج فارس .\n(٤) انگلیس حق مرابطة بلاواسطه باشيوخ و خوانین و رؤسای عشایر ایران که در ساحل خلیج فارس سکنی گرفته اند نداشته باشد .\n(٥) تجديد سرحد از ممابین دولتین ایران و انگلیس در بلوچستان و سیستان .\n(٦) تجدید نظر در عهد نامه ( ترکمان چای )\n(۷) انفصال پست و تلگراف دولتين روس و انگلیس در ایران .\nبرای اینکه در عقد ائتلاف طرفين وقطع مذاکرات سیاسی تعجیل شود سفارت انگلیس یاد داشتی بدربار طهران که مدتش روز شنبه ساعت ۱۰ صبح منقضی گشت ارسال داشت ولیکن بنا به خواهش حکومت ایران مدت آن مجددا تاصبح دوشنبه تاخیر شد . دریافت یاد داشت انگلیس را حکومت ایران در پرده نگاه داشته .\n\nمسدود نمودن راه ها\nبرای پیش بینی از حمله بطرف قم يك عده مجاهدین راه قم را از طرف ساوه گرفته در آن نقاط سنگر بندی کرده اند و اطراف را هم استعداد سوار و پیاده گذاشته اند که راه عبور از منظریه به قم مسدود باشد .\n\nجنك همدان\nبقراریکه تلگرافا از همدان خبر میدهد جنك بين قشون روس و مجاهدین در نقطه پل شکسته که روز گذشته اطلاع داده شد به سختی جریان دارد قوای مجاهدین هم اخیرا زیاد شده است از طرف قشون روس دو نفر صاحب منصب مقتول گردیده از طرف مجاهدین هم یکنفر صاحب منصب تلف شده است نتیجه جنگ هم تا کنون معلوم نشده ."}
{"book": "adl0616", "page": 1625, "text": "حيفة ٨\nسال پنجم\nشماره ١٦\n\n( كندا )\nنظر دارند و نقاط مطلوبه هنوز بدست نیامده است .\n\nاز قرار خبریکه تلگرافاً از بر ازجان رسیده است چند روز قبل قشون انگلیس در نزدیکی بوشهر سنگر و استحکامی تهیه کرده اند و یک عده از مجاهدین هم از بر ازجان بسمت شیف حرکت کرده در انجا مصادمه واقع شده سنگری که قشون انگلیس تهیه کرده بودند بدست مجاهدین افتاده است و از قراریکه خبر میدهند فعلا هم مشغول جنك هستند .\n\nمطابق اخباریکه به جریده « سویس » رسیده است در نزديك جزيره « سیرا کوزه » يك كشتی سربسته که بشکل صندوق و همه سمت آن مسدود بوده است در آنجا یافته اند که طول آن هشت متر و نیم و عرض آن سه متر و بندر آورده و چنین معلوم شده است که یکی از کشتی های نقاله مخصوص المانی و مملو از مواد مایع پترن و جوهر فقط برای ذخیره رساندن بحری البحری های المانی بوده است .\n\nباز هم تخته پاره ها و بقایای سفاین متشابه بهمان کشتی در بسیاری از نقاط ساحل ایطالی پیدا کرده اند .\n\nاز جراید فرانس\n\nمراسم پذیران در قسطنطنیه\n\nبطوريكه معلوم میشود این نوع کشتی های سربسته از مراکز منصوب برای قوه و بنزین رساندن به تحت البحری های المانی میرسد و پس از آنکه محمولات آنها را خالی کردند سپس خود المان ها این نوع سفانه ها را معدوم و خراب میسازند و گوشه کنار بقایای آنها پیدا می شود .\n\nبموجب تلگرافی که از ( بوکار ست ) مخابره شده انور پاشا دستور العمل ساختن طاق نصرت در قسطنطنیه برای جشن ورود قیصر داده است . و نیز برای تهیه سینما تو گراف و فیلم چند نفر سینما تو گراف چی به برلن اعزام داشته . گویند که امیرا طور آنان در موقع دیدنی قسطنطنیه اظهار نامه برای عالم اسلام اعلام و انتشار خواهد داد . تاریخ و محل این اظهار نامه در قصر سلطان عثمانی خواهد بود از هلند تلگراف می کنند بموجب اطلاعاتی که از دوائر مطلع برلن تحصیل شده پس از اینکه قیصر قسطنطنیه را دیدن کرد قصد ملاقات و دیدنی پادشاه یونان ( کنستانتین ) را خواهد نمود معلوم نیست این ملاقات در چه نقطه صورت خواهد گرفت ولی چنین شایعت که مقدمات و قرارداد های لازمه اینکار را فراهم آورده و محل را معین کرده اند .\n\nبنوعی که مکرر گفته شده و بازه اطلاعات درین باب رسیده است المانها قبلا انبارهای زیاد و متعددی در عالی نقاط زیر آبهای دریا و در میانه انبارهای متحرک آهنی در وسط آب ساخته و قرار داده اند که در موقع رساندن فقط و بنزین به تحت البحریهای خودشان به اندازهٔ کفایت بردارند .\n\nمخصوصا در ابتدای شروع به جنك تحت البحری اونی که کشتی های عظیم الجثه و عریض و طویل هنوز داخل عملیات نشده بودند وجود این انبارهای مخصوص بسیار لازم و مفید بود .\n\nحالیه که تحت البحریهای کوه پیکر بکار افتاده اند توسعه عملیات و فاصله مسافات بعیده که می پیمایند خیلی متبسطه شده است و امکان این مطلب که در هر گوشه انبارهای مخفی ذخایر داشته باشند و بدون احتیاج باشند فواصل بسیاری را برای رسیدن به يك مركز دور بروند و ذخیره که لازم است بردارند عملیات آنان را فوق العاده سهل و سریع تر می سازد .\n\nسیاحت اميرا طور المان\n\nاميرا طور المان عنقریب بسمت اسلامپول حرکت کرده پس از ملاقات با سلطان عثمانی برای ملاقات مشایخ اعراب شام و عربستان بطرف سوریه و حجاز و عربستان جنوبی عزیمت خواهد کرد سیاحت قیصر آلمان در اسیای صغیر فلسطین و شامات و بین النهرین که جراید و مطبوعات آلمان انتشار داده اند گذشت از آنکه دارای منهای اهمیت است خاطر موتلفین را از حالا مشوش و مشوب ساخته و تحقیقت نتایج این مسافرت اثرات سویٔی در وضعیات حاضره جنك نسبت به دول فرانسه و انگلیس خواهد بخشید .\n\nتان ١٥ دسامبر\nاز جراید آلمان\n\nکانال برصد قوه دریا\n\nجراید وین متن تمام کنفرانس هر در نیورک را در خصوص بحر به انگلستان و المان اشاعت میدهند ، هر در نیورک می گوید آنان میتوانند امپراطوری انگلستان را بدو وسیله منهدم سازد .\n\nوليعهد عثمانی و فرماندهی قوای مصر\n\nنظر باخبار وارده اسلامبول فرماندهی کل قشون دولت عثمانی مامور مصر بعهده یوسف عزالدین ولیعهد دولت مذکوره رسماً تفویض یافته ولی معتادر تحت کماندانی ژنرال ( ما کنزن ساندرس ) است قوای عثمانی این ایام داخل عملیات جنگی در مصر خواهد شد .\n\nاول اینکه محرك مال مختلفه گردد که تمام نقاطی را که از لندن ها راست میایند برای خود ادعا نمایند . دوم اینکه اعتبار انگلستان را خراب کند .\n\nاز جمله باید اسبانی فراهم آورد که اسپانی جبل الطارق را مطالبه نماید و ایطالیا مالت را برای خود تقاضا کند .\n\nايضا خبرهای او روپا\n\nانبارهای زیر دریا برای تحت البحریها\n\nهر در نیورک اظهار داشت که بنادر و منافع بحری آژوئی و انگلستان بر خلاف یکدیکر خواهد بود .\n\nجولان تحت البحری های المان و اطریش در مدیترانه ، و علائمی که از حیث کثرت تعداد ایشان در ان دریا هویدا می شود موجب نگرانی بحریهٔ مؤتلفین گردیده است و کرواز رهای آنان پیوسته برای کشف نقاط مظنونه سواحل مختلفه را برای یافتن مراکز تحت البحری در تحت\n\nهر در نيورك علاوه کرد : -\n\nاین جنك مزیت و برتری بحری انگلستان را خاتمه خواهد داد . زیرا علاوه بر انکه دول مرکزی اور باقات خواهند بود تمام مخالفین خود را\n\nزیر"}
{"book": "adl0616", "page": 1626, "text": "شماره ١٦\nسال پنجم\n\nزمانی اتم ها میباشند . حتی باران عالیه انگلستان هم درین مسئله طرف دار جیسن رو بصحت است . بعضی اخبارها در خصوص این بیماریها بسیاری فکر و اندیشه را و بعضی کثرت مشاغل سیاسیه را سبب میدانند ولی حقیقت معلوم نیست که این بیماریها از کدام میکروبی بوده که در يك زمان دفعةً پنج شش وجود بسیار کلان و معروف اجرای تاثیر نموده توانسته است. غالبا میکروب ( داء الوزراء ) باید گفت که از میدان محاربه ایتالیا يك خبر فرجت بختی رفقایش نمیرسد مگر در پیرس جریل ( کارد و نا ) بیان کرده که ایتالیا وقتی که موسم صاف شد پیشرفت اختیار خواهد کرد - زار روس تعزیت نامه در باب ضبط شدن و ردن مجرنیل لوزه نوشته در ان بیان کرده است که او متیقن است که افواج فرانس غنیم و حتی خود را بر زانو خواهد انداخت - درین روزها بعضی جنگهای بحری هم بظهور آمده است مثلا در بحیره شمال بتاريخ ۱۹ فروری مابین دو کرواز در مسلح تجارتی المان و انگلیز پاره حرب در گرفته از قرار گفته اخبار های انگریزی هر دو جهاز محارب غرقاب شده اند. این خبر را تجربه انکار بعد از یکماه کامل نشر کرده است . – تحت البحریه ای جرمنی نیز از فعالیت باز نایستاده اند کشتیهای تجارتی ( قلمرو ) و ( جلبيه ) نام انگلیز را غرق کردند. طیاره ها و طوخانه های عثمانی و محستگاه انکار در عراق عرب هم اندازی شدیدی کرده تاقیات زردی برای عسکر انکلیز وارد اورده است ... قو ت بحریه انکلیز که مرکب از جهازهای تیره آن و طیاره های بحری مرکب بودند بر اوفاق جهارات هوائی جرمن واقع ( شاسوك هولستن ) در ماه مارچ هذا صدمه نمودند ، سه لنگر طيارة بحرى انكليز را جرمنها بضرب كله طوب و زمین انداختند، و جهاز جنگی تباه کن ( مدرسه ) نام انگلیزی و چهار تباه کن ( لا دردك ) نام انگلیزی مرد و با هم مصادمه کرده جهاز ( مدونه ) غرقاب ، و الدیگرش زده و زخمی شده است. غیر ازین دیگر محاربه های بحری نیز احتمال دارد که بوقوع امده شده و از طرف نظارت بحریه هنوز اعلان نشده است . – ( لارد نارتھ کلف ) در حین مکالمه بعد از سیاحت فرانس بیان کرد که جنگ در محاذ غربی علی الخصوص در ( وردن ) خیلی دهشتناکست والی عرصه دراز جاری خواهد ماند چرا که جرمنها بعد از تیاریهای قدیم المثال ممکن نیست که حواله جات را موقوف نمایند . – جهازهای تجاری ( فنی تروج ) و ( سيلها ) نام انگلیزی را تحت البحری جرمنی غرق کرده است . – نامه نگار نيورك هرالد که در وردن بوده مینویسد که جد و جهد سدیدی و از جره ها در باب تباهی شهر و نصب های وردن بذریعه کاوله های ماده اتشگیر جاری میباشد –\n۲۰ و ۲۹ مارچ خبر لندن – يك لنگر جهاز داك ( كنس ) نام دولت برطانیه که اموال و مسافران بسیار را گرفته عزم هندوستان روانه شده بود در بحیره شمال بضرب تار پیدوی دشمن غرق گردید و نيز يك لنگر جهاز ( انکایش مین ) نام انگریزی که عزم کنارا روان شده بود و يك لنگر جهاز ( فلمر ) نام انگریزی و يك لنگر جهاز ( هالائی ) نام انگریزی و يك لنگر جهاز ( ملتی بوس ) نام انگریزی – و يك لنگر جهاز دکریزی ( فی ولد ) نام و يك لنگر جهاز ( کمینویل ) نام دولت فرانس و يك لنگر جهاز ( قيندا ) نام دولت ناروى و يك لنگر جهاز ( ترسجن ) نام دولت دنمارك را ابدوزهای دشمن غرق کرده و پانزده لنگر جهازات دول متحده غرق شده\n\nایشان هستند، حقیقت امر این است که تفوق و برتری انکلیز بر بحری المان همین امروزه در حالت تزلزل و در هم شکستن میباشد . يك سال قبل اگر پیشرفت المان و اطریش بسمت دار دانل سخن میراندیم همه می گفتند جواب می بینید . اما امروز انچه را که دشمنان ما خواب تعبیر میکردند حقیقت پیدا کرده است. اما حالیه در این موقع فوق العاده مامال مرکزی برای دسترسی یافتن به سرحدات هندوستان محتاج به جاده های دریائی نیستیم. در این اوقات ما میتوانیم بدون دریا خود را بهندوستان برسانیم باین طریق يك قسمت بزرگ دنیا را از بردی و سیادت انگلستان بر می اریم .\nیکی از فواید بزرگ دریا این است که مقدار های معتنا بهما التجاره را بدون کرایه زیاد میتوان حمل و نقل کرد در صورتیکه باراه این این مسئله ممکن نیست ولی من بقوه تجربه می گویم این مسئله که باید در موقع جنك بانکه در موقع صلح خود را بقدر مقدور از دریا مستقل و بی نیاز سازند برای این مقصود دول مرکزی اروپا باید کانال ها و ترعه ها بر پایند و مجاری ابی که حالیه قابل کشتی رانی نیستند وسیع سازند . و بطریق ما اینکه درجه متنابهی از فواید حمل و نقل بحری برخوردار خواهیم شد .\n\nخلاصه آخرین خبرهای جنك\nاز اخبار های مختلف\nاليمن ۲۷ مارچ – در پاریس از سبب المشرد کی عالی پر اسرار مبلغ بسیار دار نقصان بوقوع امده است – انور پاشا را که قبل ازین اخبار های اسکایزی زخمی بر هم داده بودند امروز مینویسند که بعد از سیاحت شام و فلسطین و عربستان و حرمین شریفین واپس به قسطنطنیه آمده است. و پادشاهی مشار الیه ازین سیاحت معاینه و مشاهده حرکات عسکریه و بر روی جمله آور مصر و بر انگیختن مردمان عرب بر جهاد بوده است و موافق مقصود است – خبرها شیکه از رزمگاه غربی در جراید انگلیزی نشر میشود تا ۲۱ مارچ قرار ذیل خلاصه میشود فرانس و انگلیز قرار داده بودند که درین بهار حمله برده المانها را از پیش برانند ولی المانها برای انکه به آنها بشنا سانند که المانها از خط محاذ خود پیش میروند و پس نخواهند رفت لهذا قبل از انکه آنها حمله احتمالی را اجراء نمایند المانها دفعةً بر ( وردن ) نام موقع بسیار مستحکم ناقابل تسخیر حمله اور شده بعد از انکه با طوبهای معروف عالم تباه خودشان استحکامات وردن را ویران و خراب نمودند حمله ها و هجومهای شدیدانه آغاز نهاده موقع مذکور را ضبط و تسخیر کردند و به اینصورت يك راه راستی بسوی پاریس سر از نو باز نموده توانستند درین روزها جنك بسیار شدید و خونریزی در ان نواحی ریاست. فرانسویها نیز چون اهمیت موقع مذکور را تقدیر میکنند از هیچگونه فدا کاریهای تدافعی رو گردان نمیشوند . يك جنگل مهم و هشت کیلو متر زمین را فرانسویها از دست داده اند و استحکامات یعنی قلعه های جنگی بسیار مهمی را ضایع کرده اند اخبارهای انگلیزی با وجود اعتراف مینویسند که این ضایعات هیچ اهمیتی ندارد .\n– در روز رای انگلستان يك تجاری پیش آمده که لارد گر زن رو بصحت است و حالت لارد سکار سدیل خطرناك میباشد و تا ۲۳ مارچ مستر ایسکوتیه مریض بستری بوده است و در همان تاریخ حالت لارد گرزن خراب تر بود و لارد سکار سدیل کمزور شده میرود و سردار"}
{"book": "adl0616", "page": 1627, "text": "صحیفه ۱۰ سال نجم شماره ١٦\n\nتعلق صدر اعظم آلمان در ر ایشتاغ\nاز جراید انگلیس\n\nمطالعه اوضاع جنگی\nقشون ترك با شجاعت و شهامتی که از خصایص قهرمانان است دار دانل را از چشم زخم دشمن محفوظ داشته اند همان داردانلی که مستر اسکویت در تابستان سال گذشته سقوط ویرا قریب الوقوع اعلام میداشت امروز دار دانل از همه وقت محکم تر است در بغداد نیز ترکها به انگلیس لطمه قابل تقدیری وارد آورده اند .\n\nآمستردام مورخه ۹ دسامبر بموجب تلکرانی که از برلن رسیده امروز در موقع افتتاح مجلس ريشتاك کاریها پر از جمعیت بود.\nشانسلور آلمان مطلع نطق خویش را این جمله قرار داد از زمانی که رایشتان در ماه اوت گذشته تعطیل شد بواسطه مداخله بلغار در جنگ بازوان توانای ما زیر و مندتر است . از آغاز اشتغال نائره حرب بین المللی دشمنان ما پیوسته مکر و کید میکردند که فردیناند تزار بلغار را بسمت خویش بربایند و خاک اطریش و هنگری و عثمانی و یونان را کریمانه به وی وعده میدادند . نه تنها از کیسه دشمنان خویش و از مستملكات يك دولت بی طرف بخششهای بزرگ میکردند .\nيك حادثه ابدی در تاریخ\nافتتاح راه شرق نزدیک یکی از وقایع مهمه این جنگ است. رابطه مستقیم با عثمانی از نقطه نظر نظامی دارای یک قیمت فوق العاده میباشد از حيث اقتصادی واردات ممالك بالكان وعثمانی حوائج ما را به بهترین وجهی کفایت میکنند. بعلاوه آتیه ما بسی امید بخش است . حسن قدم فردیناند و مسلک هم آهنگی وی ما بين دول متحده قيصرين وعثمان بالكان وشرق نزديك بكيل مستحکمی بنا شده است . بعد از اختتام جنگ این پل دیگر صدای قدم قشون و باطلیون نخواهد شنید بلکه صلح و سلامتی و علوم (آلمانی) از روی وی عبور و مرور خواهد نمود . (هلهله - فریاد و هلهله) در حالتی که ما بین ما امتعه ومال التجاره مبادله گردد و ما دوستی و مودتی را که بواسطه مصاحبت در جنگ تحكيم شده است تثبيت خواهیم کرد اما نه برای آنکه ملتها را برضديك ديگر برانگیزانیم بلکه برای این مقصود که طالبان ترقی را بمعارج بلندی رسانم. ( هلهله ) دشمنان ما کوشش می کنند که شکست های پلتیکی و نظامی خویش را در بالکان بوسیله عملیات تخطی کارانه نسبت به دول بی طرف جبران نمایند ( راست است عین حقیقت است ) همان رویه و اصول را که از ابتدا اختیار کرده بودند تعقیب کنند . ( بشنوید بشنود)\n\nبلکه از دادن اراضی مستملکات صرب هم مضایقت نمودند همان صربی که روسیه می گوید بخاطر استقلال وی عفریت جنگ را از طلسم حرص و آز رها کرده است تا بر اروپا و تمدن چیره گردد، همان صربی که متفقین جنگ را برای آزادی وی دعوی میکنند سپس شانسلور اضافه کرد :-\nبرای آنکه بلغار بمساعدت مؤتلفین شمشیر از نیام بر کشد از صرب تقاضا کردند که بعضی از اراضی خویش را به وی دهد و صرب این تقاضا را نپذیرفت، و این معلوم میدارد که تا چه درجه اختلاف و نفاق بر دشمنان ما حاکم است . بعد از جنك اخير بالكان حقوق حقه بلغار و تقاضا های ملی وی را در مقدونیه کسی چیزی نشمرد .\nبلغار که شدائد آن جنگ و سختی های وی را تحمل کرده بود در مقابل تهدیدات روس بدون صبر و شکیب در گوشه قرار گرفت و نظاره میکرد که چگونه نتیجه فتوحات ویرا به هدر میدهند و حق دار را از حق محروم می سازند . ( بشنوید بشنوید ) صرب را بر سایر دول بالكان مزيت و برتری نهادند و در انتخاب غنائم بخون تحصیل شده دیگران حق اولویت دادند زیرا در راه خصومت و ضدیت با اطریش هنگری از همه پیش قدم تر بود.\nنوبت یونان\nحالا نوبت یونان است از اشباه مؤتلفين اظهار داشتند که چون یونان كمك خواسته بود قشون آنها در سالو نيك پیاده شد. مقارن همین احوال مسیو ونیزیلس خودش در پارلمان یونان صريحا اعلام داشت که پیاده شدن قشون در سالو نيك مربوط به تحقیق اولیه وی نیست که آیا مؤتلفین میتوانند ١٥٠٠٠٠ قشون برای کمک یونان برضد بلغار حاضر نمایند ( بشنوید ، بشنويد ) دولت انگلیستان و فرانسه بطرز ماهرانه به پیاده کردن قشون در سالونيك شروع کردند و با وجود پروتست سخت دولت یونان پیوسته بر قوای خود افزودند. و حالا در آنجا چنان خودسرانه رفتار میکنند که گوئی خویشتن مالك يونان اند . حالا ما مشغول تماشای این منظره جالب توجهیم که چگونه معاندین میلیتاریزم روس قوای بحری انگلیس را برای تهدید کردن یونان و مجبور ساختن نقض بی طرفی خود استعمال مینمایند. اول وعده بیطرفی متمایل از یونان تقاضا کردند و چون به تحصیل مقصود موفقیت حاصل ننمودند بی طرفی متمایل را بدل خود نموده کرده از یونان تقاضا کردند که قشون خود را از سالونیک و نواحی مربوطه آن حرکت دهد و بندر مزبور را برای اقدامات دفاعیه نظامی بتصرف متفقین وا گذارد و راه آهن های یونان و طرق سرحدی را برای تسهيل عبور و مرور قشون بأنها منتقل سازد و آنها را در آینده خصوصی یونان برای هرگونه اقدام و عملیات نظامی آزاد دارد. این است تعبیری که مؤتلفین برای بی طرفی متمایل میکنند\n\nاکنون فردیناند شهریار بلغار عهد و میثاقی را که در آخر جنگ دوم بالکان با ملت خویش بست وفا کرد و آن عهد این بود بیرق های بلغار که بعد از جنگ های باشکوه بواسطه مكر و غدر دشمنان بطور یأس و حرمان پیچیده شد مجدد بر اراضی از دست رفته پرواز نماید و برجم ملی ما طنطنه و جلال ملت بلغار را با رساترین ندای اعلام دارد ( هلهله - فریاد و هلهله ) دولت صرب بجای آنکه در مقام یک قراردادی برآید که مملکت خویش را از صدمات يك جنك تازه آسوده نماید تصمیم کرد که نه تنها با قوای آلمان و اطریش هنگری ضدیت نماید بلکه بر همسایه شرقی خویش هم حمله کنند.\nقشون ما بطرز درخشانی در جبال صرب جنگ کرده و بر جمیع سختی ها غلبه نموده اند . اينك با آنها و به رفیق قدیم خویش اطریش و بدوست جدیدمان قشون بلغار كه بوسيله جنگ کردن بهمراهی ما مقام حقه خویش را در بالکان بدست میاورد تشکرات خویشرا تقدیم میداریم .\nملی"}
{"book": "adl0616", "page": 1628, "text": "صفحه ۱۱ سال عجم شماره ١٦\n\nولی دولت یونان با وجود جميع اشکالان که بدان گرفتار میباشد مصمم کرده است که بی طرفی خود را حفظ نمايد وشرف واستقلال و بقاع یونان را زیر دفاع نماید . و این هنوز پایان مطلب نیست . انگلستان با مکر و خدعه که از خصایص مکران تئاتر است چنان بعالم قلم داد که برای نفس بی طرفی بازيك شمشیر کشیده و برای این تجاوز به سیاست آلمان دعوت شده است . انگلستان در بدو امر در این دعوی خویش مبا لغه کرد لیکن آخر الامر مجبور شد اعلام داد که علت شرکت وی در جنگ نقض بي طرفي بلزيك نبوده است روزنامه تمس اولین جریده بود که اعتراف کرد انگلستان برای بلزيك داخل جنگ نشده است . و با وجود این انگلستان در پیش ممالک بی طرف با اصراری پیش از پیش زبان به سرزنش\n\nانگلیس\n\nاز مناظر هند. تان\nمنظره شهر سملا که پاتخت صيفية حكومت هند است\n\nگشود که آلمان عهد شکن است و عالم را مجبور می کنند که در مقابل قوای ملی تاریزم وی تسلیم شوند - و از اینرو باید ویرا در هم شکست . هر کی که خویشتن دارای مسالک جور و ظلم است و با یونان اینگونه رفتار می کنند دیگر نمیتواند ریاکاری و قساوت زاده گی خویش را پوشیده و پنهان دارد . هر زمان انگلستان می کنند که نیات سیم پرورانه خویش را در زیرا برهای ضخیم مستور دارد. این مسئله را برای اهالی دنیا تکرار کرده در نظر خاص و عام بی دریغ شر منده و رسوایش خواهیم نمود . حتی خود انگلستان نیز ملتفت این نکته شده است مینیستر کرای مورخه سلخ نوامبر در طی یك مقاله صريحا اعتراف می کنند که انگلستان برضد آلمان شمشیر کشیده است زیرا استیلای بر آلمان قسم دیگر ممکن نخواهد بود"}
{"book": "adl0616", "page": 1629, "text": "شماره ١٦\nسال نجم\nویران ساختن ایطالیا شهرهائی را که میخواست نجات بدهد. بهیچوجه شکست های نظامی و برا جبران نخواهند کرد .\nدر باز يك وضعيات اقتصادی عطر زیادی جریان دارد. تجارت و صناعت آن مملکت مجد د د اثر کشته وضعیات مالیه آنجا مرتب شده است. خانه و راه آهن ها و طرق دار و مشغول کارند . واستخراج ذغال سند در تزاید میباشد چنانچه در عرض ربع سان اخير تقریباً سه مايون وبر من ذغال استخراج گشت اگر چه از عده کاریکرانی که بیکار بوده از کاهیده شده لیکن این مسئله غیر ممکن است که توان بازار کار را به خان معمولی عودت داد زیرا بریطانیای کبیر توسط بستن ابواب تجارت صادرات را بر بازيك صنایع آن مملکت را خفه کرده است . و نیز اولیای آلمانی مشغول ملاقات مدارس هستند که زبان بلژیکی تعلیمان خویش را دوام دهند.\nکافی است این مسئله یکی از حقایق قطعیه اسامی میباشد قیمه ارزان مهمه در محالا دشمن گرانتر است تا در ممالات ما .\n\nافسانه های صلح\nاز وضعیات نظامی و اقتصادی ما دشمنان ما چنین نتیجه می گیرند که در مادر شرف زوال هستیم ( بطور استهزاء ) مخصوصا این عقیده در میان آنها رواج دارد که ما برای صلح التماس می کنیم . پرنس بولو را در مویم انگ دکتر سولف را در لاهه، پرنس مکسیملیان را در استکهلم ، و کارنیا ما ها ریمن را در رم ، مامور کرده ایم که برای صلح وساطت نمایند و در میان این اظهارات دشمنان ما بعد از فتو حالی که در بالکان کرد دوم گفتند قیصر با سلام بول میرود تا در آنجا شرایط صلح را اظهار داره در تمام این افسانها حتى يك قمه راست پیدا نمیشود .\nزمانیکه مسلط مؤتلفين در بالکان قطعه قطعه شد و وقتی که سالی کنم\nتك\n\nکوچه شال کونه\n\nعبده ۱۲\nا کنون عالم میداند که چرا بحکم انگلیس این خونریزی دوام دارد .\n\nوضعیت نظامی\nراجع بوضعيات نظامی شانسلور چنین گفت : - در مشرق قشون ما يصاحبت سپاهيان اطریش هنگری دارای مواقعی بغایت متین ومحكم هستند و همیشه حاضراند که باز هم پیش بروند . در مغرب راست است که انگلیس ها و فرانسویها مرتد را سخت حقیر شمرده و در بعضی از نقاط یفرونت ما فشار وارد آورده اند لیکن پدر هم شکستن خطوط ما که مقصود أنها بود موفقیت حاصل نکرده اند. و مجاهدات آنها مانند مجاهدات سابقشان بی نتیجه ماند، اطریش هنگری مقام دفاعیه خود را در مقابل قشون ایطالیا نیکو حفظ کرده با مقاومتهای دایرانه حملات متوالیه ايطاليا را که با تلفات سهمگین بعمل میاوردند دفع نموده است .\n\nمنظر : زمستان در يك كوچه شال كونه\n\nدر لهستان وليتوانيا وكور ادب ملاحظه کردیم که عساکر روس در موقع عقب نشستن تمام نقاط را بطرز هولناکی باز و خراب کرده اند و هرج و مرج كامل در ان نقاط برقرار بود . مادر آنجا قوای نامیده جدید از قبیل پلیس وغيره و ادارات بلدى و تشکیلات قانونی و دوار حفظ الصحه بنا کرده ایم، صنایع اقتصادی آنجا را ترقی داده راه آهن را مجدد ساخته ایم و قوانین بلدی وضع کرده ایم نامردم از حیات اجتماعی بهره مند و برخوردار شوند. در تمام نقاط مسئله تعليمات مدارس دقت مخصوص ما را نخود متوجه دکتر سولف را در لاهه، پرنس مکسیملیان را در استکهلم ، و کارنیا ما داشته . در ورشو یك دارالفنون و يك مدرسه عالی علمی بنا کرده ایم هیچ تاریخی بمانشان نمی دهد که در پس صفوف کارزار جایی که ملیونها سپاه برای يك جنك حيات و ممالى بجان هم افتاده اند يك چنين خدمت صلح پرورانه بعمل آمده باشد .\nاما راجع بوضعيات اقتصادی ذخایر ما ا كر بطور صحیح توزیع کردند"}
{"book": "adl0616", "page": 1630, "text": "منه ۱۳\nسال نجم\nشماره ١٦\n\nبین تفاوت ره از کجاست تا کجا !\n\nاز ماه می تا اخیر خزان سنه ۱۹۱۵ اگر کسی در هنگاه و باغ جان قرا در غرب هوتل پر ابیلیس برای کار گشت رفته باشد. او در دام اسقبوله مردان و زنان فرانساوی و انگلیسی و رو می نژاد را نفرم کنان دیده باشد و از صاحب منصبان انگلیسی و فرانساوی را که در دار دیل مدست ترکان اسپر شده بودند بکالسکه نشست مانند سیاحان محترم بکوچه و بازار برای هواخوری سیرکنان ملاحظه کرده باشد . در میدان جنگ هم تو کان اخلاق حسنه و آداب شریقانه را هیچگاه از دست نداده اند این شهادت چشم دید گواه انگلیسی از رزمگاه عراق و عرب در حق ترکان در جراند انگلیسی چاپ شده است پس از معرکه بست و دوم جنوری ١٩٦ ع بحوالى قط العماره هنگامیکه باران تمام شد. و برای گرفتن مجروحین و دفن کردن مقتولین متارکه قرار یافت صاحب منصبان ترکی و انگلیسی گفتکو آغاز کردند - آن چشم دید گواه انگلیسی چنین می گوید - ( صاحب منصان عثمانی بگرم جوشی و خنده پیشان پیش آمدند. زیرا که چنانكه يك دوست گفت . ایشان بدرجة غایت ملعونیت متواضع و با ادب هستند (در محاوره انگلیسی لفظ ملعونیت برای اظهار محبت مخلوط باحترام وتخير انجن استعمال یافته ) يك صاحب منصب عثمانی کلاه اسطر خانی بر سر و اسب تازی زیر ران از خیمه های ایشان برآمده بود. گفتم ما شنیدیم که شما فر و چادرها هستید . او نیسم کستان گفت . چگونه چادرها داشته باشیم - هنگامیکه شما نجنین حیرت انگیزی توپ میزنید ! باز از من سوال كرد . این جنك تاكى مداومت خواهد کرد ؟ من به بی اعتنائی گفتم که شاید پنج سال مداومت کنند. او متعجب شده گفت : پنج سال ! مضائقه ندارد . پروانی نیست وقتیکه ما بصاحب منصبان ترکی گفتگو می کردیم یک سپاه اردلی آمده دست بر پیشان نهاده بطرز عسکری سلام کنان ایستاد تازمانیکه ما گفتگو تمام کردیم - من نمیخواهم که بمدح سرائی ترکان بی اندیشه خود را در اندازم. تو کان مانند دیگر مردم خطاها دارند . اما در رای من این امر مسلم شده است که معامله ترکان در بن جنك يا كمتر از معامله دیگران بوده است - در مروت و مردانگی و دستگیری عجار كان از هن یعنی المان بقياس بهتراند. ترکان هیچگاه بر صارب احمر یعنی محل مجروحین توپ نمیزنند. و از زرائع موثوق ثابت شده که ترکان بر مصحفه زخمیان بردوش بار برداران گاهی نیو تفنگ نزده اند تو کان مردم متخلق باخلاق حسنه و متادب بآداب جمیله مستند - وحسن معامله ایشان باسیران خودشان شهره آفاق است - چون پیش از چند ایام گذشته دو مرد طیاره شما بدست ترکان در افتاده بودند - جنرل نور الدین باشا حسب خواهش مردم طیاره ما بک عرب فرستاد و برای اسباب عسکری ایشان ارباب سیاست ما همه اسباب انتخاب طیاره و میانی از پول برای ضروریات ایشان فرستادند. در این اثنا آن مردم طیاره را بجناب شمال روان کردند - پس جنول نور الدین باشا به ابت عذر خواهی هم اسباب و هم پول از فرستاد و پیام فرستاد که آن انتخاب طیاره انگلیسی اکنون مهمان دولت علیه عثمانیه هستند از جهت پول و غیره ایشان را هیچ زحمت نخواهد بود - جنرل سیف الله .\n\nاتین در غرب بیفایده ماند این افسانه ها را رواج دارند . من کوشش کرده ام که اوضاع میدانهای جنگ را بطور حقیقت بیان نمایم . دشمنان ما در مقابل حقایق منطقی هیچ نمی توانند کرد. تخمینات بدون شبها و عوامل ماتير و مندند . از اینرو اطمینان ما تزلزل نخواهد کرد. اگر هنوز ندر و قریب دشمنان ما در مقابل سپاه راستی و حقیقت نام نشده است عنقریب تسلیم مجبور خواهد شد. ما را که از یک نو طلع دیگر می رویم و در ممالک خصم دور ایستاده و خویشتن را استوار ساخته ایم نمی توان گفت که در تحمل و توانائی در اخلاق و اوای سوی از دشمن است تر هستیم اعتمادملت المان به نیروی با وی توانای مرینی تزلزل ناپذیر است . نی نی ، ما تسلیم کفتار نخواهیم شد. و با عزمی ثابت جنگی را که دشمن میخواست دوام خواهیم دارنا آنچه را که آنیه آلمان از ما تقاضا می کنند بعمل آوریم ( هانیه و شادی و شادی )\n\nجنک باصول متمدنه\nترجمه از اخبار او نمایش تولید :\nزمانی بود که جنك بان قبائل نیم و حتی عبارت بود از کشتن دشمن باسیر و بنده ساختن او چون حسیات انسانیت یعنی مرحمت و شفقت بر افراد و بشر بواسطة تربيات اخلاقيه وتعليم روحانيه ميان طوائف علم بطور الشيوع بافت - داعیه حفظ ذات مقتضی گشت که با اسیران، مهر و حین از سپاه دشمنی معامله مرحمت و مهربانی کرده شود نادشمن هم با اسیران و مجروحین ما که دستش در افتند معامله شفقت و رحم دلی باید . دور اندیشی نیز مبر گوشی می کنند که ممکن که مصالح ملك و مات اعدای امروز را احباب اردا سازد . چون خیانت انگلیس که در حالت صلح درد نان سلطان و شاد و سلطان عثما را غصب کرد و شرارت روس که هنگام آشتی آشنای ما اسفورس را بمعادن داشت امانت بستن و هنگام غفلت بر استنبول بدون اعلان جنك قبضه کردن میخواست دولت عليه عثمانیه را مجبور داخل شدن دین جنك عالم گیر نمود. شبان ترك كه امروز بهترین نمونه اسلام اند و از جهت شجاعت و مروت و فدا کاری محبوب خلائق از خاص و عام گشته. در میدان لطف و مهربانی کردن بردشمنان اسیر - و خصوصاً بر رعایای اندا در ممالک عثمانیه - از همه گوی سبقت بردند. باوجودیکه در انگلستان و فرانسی و ملک روس رعایای الماني و الطرشی و عثمانی مقید کشته و همچنین در چرمی و آستر پاهنگری و پایای دشمنان زیر حراست درآمده بودند و جوانان ترك ( ترجماً ورأفة واعتماد على حسن الاداره ) هزار ها مردم انگلیسی و فرانساوی و روسی نژاد را که هنگام آغاز جنگ در ممالك ترکان در افتاده بودند. چه در دار الخلافه و چه در دیگر شهرهای ملک محروسه بودند. آزاد و مطلق العنان گذاشتند ، حتی که انتهای ارامنه را که بخلاف روان و وطن خود بدشمنان جاسوسی می کردند مادام که جرمی از ایشان ثابت نند هیچ تطبيق نمودند حال ملاحظه فرما این کرم عام و اطلف خاص ابان توكيرا و مقایسه کن آنرا با مسلك بارانه و معادلة زهراء انكليس که هزارها مردم بی گناه را از وضیع و شریف هندوستان بمحض امکان تک بعید به اید و حراست يوليیس در انداخته است - :"}
{"book": "adl0616", "page": 1631, "text": "صحیفه ١٤ سال پنجم شماره ١٦\n\nکه قبل ازین بدست ما اسپر شده به هندوستان فرستاده شده است. از عادت عربها آگاه بود که برای غارت کردن اسباب ذخایر را می کشتند پس او حکم داده بود که هر کس یک انگلیس زنده را بیارد مستحق پنج ایره خواهد بود. ما همه قوای خویش را فراهم می آریم تا ترکها را خراب کنیم و برباد دهیم - اما ما با ایشان کینه و دشمنی نداریم - و همچنین ترکان هم با ما حقه و عداوت ندارند. من از ان صاحب منصب عثمانی که کلاه اسطر اخانی بر سر داشت پرسیدم که چرا شما بخلاف ما بجنگ در آمده اید !! او چیزی غیر واضح در جواب گفت - گویا که ما انگلیسان ترکان را در جنگ بلقان مدد نکردیم. و هم کلمات محرمانه در باب سیاست گفت که من نفهمیدم. ] جرأت و گستاخی انگلیس را ملاحظه کن که از قبائل آفاق عالم عساکر خود را ساخته بحمله عثمانی در عراق عرب حمله می آرد و از ترکان می پرسد که چرا شما بخلاف ما بجنگ درآمده اید ! آزادی رعایای انگلیس و فرانس و روس در ممالک عثمانیه قریباً یک سال و نیم درین جنگ باقی بود - اما وقتیکه انگلیس و فرانس در ابتدای این سال قانون قدیم حرمت ایلچیان را شکسته قونسلهای عثمانی و المانی و اطریشی را در سلونیکا و دیگر جزائر یونان که تاحال دولت بیطرف بوده است - اسیر کرده نفی نمودند - نه خیر بلکه خاتونان پرده نشین مسلمانانرا هم اسیر کردند - دولت علیه عثمانیه مجبور انتقام شده رعایای دول متخاصمه را زیر حراست پولیس نهاد - معامله انگلیس با شرفا و نجبای عثمانی که هنگام آغاز جنگ در ممالک انگلیسه بودند خوب نبود است - می گویند که داکترها را در حبس و رای میلهای آهنین انداخته بودند. بعضی را از آنها دولت خدا داد از زندان انگلیس وارها نید -\n\nترجمه از اخبارات انگریزی واردو\n( اختلالات روز افزون )\n( هند )\n\nيك خبر از (باریسال ) اظهار میدارد که بعضی مزارع ها بسبب ۱۲ مارچ يك شخص بابو ادما جرندت نام را قتل کردند قتل در کچهری کوابویتانا نام موضعی صادر شده است .\nپولیس سرگرم تحقیق و تفتیش است !!...\n\nدیگر :\nایضاً از باریسال خبر رسیده است که ، با بوستیش چندر بهتا چار جی ، در کشتی خود خواب بود که بوقت ۲ بجه شب يك گروه داره زن ها بر او حمله کرده قریب ۹۰ روپیه کلدار نقد و جنساً برده اند . این بابو سب انسپکتر آب کاری بروج پور بود .\nپولیس سرگرم تحقیق و تفتیش است !!...\n\nدیگر :\nاز داکخانه بروج پور ۲۰۰ روپیه کلدار بطریق ( پراسرار ) گمشده است پولیس سرگرم تحقیق و تفتیش است !!\n\nدیگر : در علی پور نام موضع هندوستان یک آدم را به عنوان ملزم در عدالت (۱) حاضر کرده اند . گناه او از قرار ذیل است : این ملزم در يك کرایه می نشست یکوقتی به مالکهٔ خانه خود يك خط نوشت که اگر مبلغ ۵۰۰ روپیه و يك زيور طلائی خود را می دهد خیر است و الا دار و دسته ام آمده او را می کشند ، خانهٔ او را می سوزانند و اگر میدهد بعد از يك مدت كم همه مبلغ او را مع سود آن پس باو میرسانند .\nدر مکتوب مذکور اینرا هم نوشته است : که ای مالکه ما را اگر شما به پولیس الخط ما را نشان بدهید البته من بندی خواهم شد ولی رفقا و برادران من که بهزار ها نفرند البته بی حس انتقام نخواهند بود.\nمالکهٔ مذکوره خط را به پولیس داده نوجوان مذکور را بقید و حبس حکم شده است !... حقیقتاً عجیب يك مكتوب بهادرانه !...\n\nدیگر : بر حواله دار چکر سنکهه و نائک او پورن سنگه بهادر ( راجپورت ) الزام شده بود که ایشان از یکم جنوری تا ۱۵ اپریل با این امر با خبر بودند که يک جماعتی که انگلیزا را از هند یعنی وطن بسیار عزیز خود می کشند شب و روز سعی و جهد می کنند ولی به اداره کوتوالی ازین امر رپورت نکرده بودند بلکه خود ایشان و چند نفر ( ! ) دیگر این بازی را با آنها اتفاق کرده بودند. لهذا دریل حوالدار را بدار ظلم کشیدند و او را از دریا عبور داده اسیر عمری ساختند !!\n\nاختلالات هند\nدر شب جمعهٔ ۲۹ جمادی الاول تخمیناً بیست نفر افغانان غیر مسلح بوقت يك بجه شب در محله آسیاب واقع شهر پشاور دهاره آمده از خانه بانه سینگه قریب دوازده هزار روپیه کلدار نقد و جنس را برده اند پلیس هم خبر شده سد راهشان را نمود طرفین ما بین خود فير تفنگ هم نمودند از گروه پلیس يك نفر مقتول و يك نفر مجروح گردید. از نفری دهاره نه کشته و نه مجروح و نه دست گیر شده بخاطر جمعی جمعه نقدی و جنسی خود را بطرف باغستان رفتند -\n\nآخر ترین خبرها\nو ابسرای جدید هند\nبمبئی ٤ اپريل غره جمادی الاول لارد چلمسفورد امروز بعمل شش و نیم بجه صبح بسواری اسپ از کشتی موسوم به قیصر هند در بمبئی رسید و ۳۱ فير توپ بطور سلامی فیر کرده شد و اکثر حکام اعلی ملکی و نظامی و والیان ریاست های دیسی به استقبال او نمودند - و از جانب مجلس منتظمه شهر بمبئی خطابهٔ تبریک مقدم پیش کرده شد - و بعمل ٥ بجه و ٤٥ دقیقه گذشته زمام حکومت هند را بدست خود گرفت و بعمل ده و نیم بجه شب بطرفهٔ شمله روانه گردید -\n\nلارد هاردنك بتاريخ ٤ ماه اپريل ( غره جمادى الثانى ) در شام بسواری جهاز امیر بک ( عربی ) هندوستان را الوداع گفته بطرف انگلستان روانه گردید -\n\nحمله بر محاذ برطانوی\nترجمه اخبارهای انگلیزی\n\nلندن یکم اپریل - ۲۷ جمادی الاول\nنامه نگار دیلی میل مقیم را تردم رپورت کرده است که از قراریکه لارد..."}
{"book": "adl0616", "page": 1632, "text": "صفحه ۱۵ سال پنجم شماره ١٦\n\nمقدار کثیر در کیفیت واضح می شود که اغلباً بر برطانوی ها يك علم الشان کرده خواهد شد .\n\nگرفتاری طیاره بحری برطانیه\nلندن ۳۱ مارچ — ٢٦ جمادی الاول —\nکوپن هیکن - يك لنگر طياره بحرى برطانوی به سه نفر سواران شان در بدیل واقع دنمارك از سبب خرابی انجن در بحر افتاد نفری مذکور باطاعت نمودند —\n\nمحاربات وردن\nبایل آود کورت مالی کورت کاوله باری خوفناک کرده شد - در مشرق بعد از گلوله باری شدید جرمن ها در علاقه در میانی دو اومونت ایکن يك حمله زبردست نمودند\n\nحمله جات در مشرق میوز\nلندن یکم اپریل — ٢٧ جمادی الاول —\nخبری در اعلان رسمی در باب حمله جات جرمن ها در علاقه وردن مذکور است - در مغرب میوز گاهی گاهی گلوله باری بوقوع می آید لاکن در شرق میوز بوقت شام گلوله باری از حد شدت اختیار کرده بود و ازان بوقت شب در علاقه واکس جرمن ها بهمراه جمعیت کثیر هجوم آوردند - دفعیه حمله اول از کاوله باری توپ و تفنك كرده اما آن در حمله دوم جرمن ها بعد از جنگ و جدال شدید در قریه مذکور دست حاصل کردند بر قریه جات واقع دامن کوه میوز گلوله باری زیاده بوقوع آمده است و در شمال اینی مقابله دلچسپ توپخانه ها برپا گردیده است - باطری ها بر سركها و ریل ارگون کاوله باری مینمایند —\n\nتاخت هوائی مزید\n١٦ نفر هلاك و يكصد نفر زخمی شدند —\nلندن ۲ اپریل — ۲۸ جمادی الاول —\nبطور رسمی اعلان کرده می شود که شب گذشته دو لنگر جهاز ساحل و ساحل شمال مشرقی انگلستان نمودار شدند فقط یکی از آنها از دریا عبور نموده بود - و دیگری واپس رفته بود تا حال همین قدر معلوم شده است که ۱۹ نفر هلاك و يكصد نفر زخمی شده اند - هشت عمارت را صدمه شدید رسیده است يك دكان صیقل کار فرانسوی تلف شده است —\n\nتلفات تاخت هوائی یوم جمعه\nلندن ۲ ماه اپریل — ۲۸ جمادی الاول —\nکل تلفات تاخت هوائی یوم جمعه چنانکه اکنون معلوم شده است در هلاك و ٥٦ نفر مجروح میباشد - دوصد دانه بم و گلوله های ماده منفجره انداخته شده بود اکثر عمارات و خانه های سکوتی و تریوی خراب شده اند لاکن هیچ نقصان نظامی بوقوع نیامده است\n\nتاخت هوائی بر ساحل سکاتلیند\nلندن ۳ ماه اپریل — ۲۹ جمادی الاول —\nادمیرالتی و روپرس اعلان مینماید که زیپلن ها شب یکشنبه بر ساحل سکاتلیند و علاقه جات شمالی و جنوب مشرقی انگلستان نمودار شدند و بم اندازی کردند .\n\nترجمه اخبارهای انگریزی\n۲۷ مارچ سنه ۱۹۱۹ ع خبر لندن — نامه نگار اخبار مارننك پوست از سلانیک می نویسد که فوجهای جرمنی و دولت بلغاریه در زمین یونان بسیار به سرعت تمام پیش قدمی مینمایند – فوجهای یونانی از مقابل شان بسیار بسهولت پس پا شده قرار مینمایند و افواج حمله آور جمله ذخائر جنگ و اسباب تیلی فون و اسلحه شان را قابض می شوند – و نیز خوف آن است که عنقریب فوجهای دولت استریا بر ( ولونا ) حمله خواهند کرد ازین سبب حمله باشندگان ولونا بطرف ملک یونان میروند —\n۲۷ لغایت ۲۹ مارچ خبر لندن — يك لشكر جهاز ( سيرن ) نام انگریزی و يك لشكر جهاز ( خرطوم ) نام انگریزی و يك لشكر جهاز ( میدوسا ) نام جنگی انگریزی و يك لشكر جهاز ( منچستر انجنیر ) نام انگریزی و يك لشكر جهاز ( ایمپرس آف مدلیند ) نام انگریزی و يك لشكر جهاز ( ایکل باثمنت ) نام انگریزی و يك لشكر جهاز ( بی ) نام دولت فرانس و يك لشكر جهاز ( هیرهیب ) نام دولت دنمارك و يك لشكر جهاز ( دولتید ) نام دولت هالیند را آبدوز های دولت جرمن غرق کرده – گویا در عرصه سه روز ۹ لشکر جهازات دول متحده را غرق نموده اند —\n\nکامیابی مقامی بعوض تلفات کثیر\nلندن ۳۱ مارچ ٢٦ جمادی الاول —\nجرمن ها در علاقه وردن باز مهاجمه خوفناک اختیار کرده اند — اعلان رسمی میگوید که گلوله باری پرمانن کورت نسبت به سابق در شدت دو چند شده است و غنیم بهمراه جمعیت کثیر از سه طرف بران شبخون های سلسله وار زد - محافظت قریه مذکور بك بطان ليا مامی عود — بعد از جنگ و جدال خوفناك كه كل شب جاری مانده بود و جرمن ها در آن نقصانات کثیر برداشته بودند سپاهیان ما قریه ویران شده را خالی کردند —\n\nتعطل در سلسله ارسال و مرسول\nلندن ٢٩ مارچ — ٢٤ جمادی الاول —\nبرف باری و طوفان گرد باد در انگلستان عدیم المثال میباشد از سبب اعطال سلسله ارسال و مرسول کتیب تلفات بعد از مدت معلوم خواهد شد — سرك ها مسدود و کار و بار در کار خانه جات و معدن ها معطل شده است — در کوچه و بازار پرمنگهم بقدر ده انچه برف افتاده است — از سبب افتادن درخت ها در آمد و رفت ریل و تریموی در لندن هرج واقع شده است يك قطار ریل پر از سپاهیان که بطرف خندق ها وایپرس میرفتند از ایردین بعد از ۲۳ ساعت در لندن رسیده است رپوت در باب تلفات کثیر از مرکوشه انگلستان آمده میروند اینچنین طوفان و برف باری در انگلستان از عرصه چهل سال بوقوع نیامده است کل جهازات و کشتی ها بر ساحل لشکر اندازاند :\n( مستر دانش ) در تقریر خود بیان نمود که این جنگ تمام دنیا را در افلاس گرفتار نموده الی مدت پنجاه سال قوت جنگی دولهای دنیا را سلب نمود و نیز بیان نمود که مایان از مدت پنجاه سال قوت دولت ترك رايك مرد"}
{"book": "adl0616", "page": 1633, "text": "صفحه ١٦\nسال پنجم\n\nبهار یورپ دانست. هیچگونه وقعت او را نمیدانستیم مگر خدا میداند بکدام يك طریقه بر اسرار در همین پنجاه سال سپاه ترك آنقدر ترقی نمود که امروز از جمله اول درجه بهادران عالم دانسته میشوند و خوب تر اینکه از طرف هرکس که در میدان در آیند بجان میجنگنند اگرچه مملکت نشان درجه انتهای افلاس رسیده مگر در شجاعت و مردانگی شان هیچگونه فرقی نامده ـ و ( ما کنتردان ) بیان نمود که وزیر خارجه عثمانیان در خصوص تسخیر قسطنطنیه برای دولت روس در ماه اپریل سنه گذشته وعده كمك کرده بر دره دانیال حمله نمود نتیجه آن همین شد که دولت بلغاریه و دولت یونان از ما علیحده گردیدند و دولت رومانیه اعلان غیر جانب داری نمود —\n\n٣ الى ٦ ماه اپريل خبر لندن ـ پنج لنگر جهازات ( رتبه ) و ( پترود ) و ( ديو ديو ) و ( شمله ) و گنتیت ( نامان دولت برطانیه ويك لنگر جهاز ( نيو ) نام دولت ناروى ويك لنگر جهاز ( وهيكو ) نام دولت اسپين ويك لنگر جهاز ( هلتونيا هيايا ) نام دولت ها ايندرا آندوز های دولت جرمن ويك اسكر جهاز بار برداری دولت روس را همه تغرى و اسباب آن آمد و از دولت ترك در بحيره اسود غرق کرده —\n\n٤ ماه اپريل خبر پترو گراد ـ ( جنرل آئيونيوف ) کماندان فوج جنوب مغربی دولت روس از عهده خود استعفا نمود ـ و ( جنرل برتسيلوف ) بجای او مقرر شد —\n\n٥ ـ اپريل خبر لندن معلوم شده که ( جنول و زنبیلی ) وزیر جنگ دولت اطالیه از عهده خود استعفاء نمود ـ و (جنرل موردن ) بجای او مقرر شد —\n\n٣١ مارچ سنه ١٩١٦ ع خبر لندن ـ بطریق سرکاری اعلان یافته که شب گذشته فوجهای جرمنی در علاقه ( وردن ) بك حمله جان بازانه بسیار بشدت نمودند ـ اول توپخانه جرمنی يك سخت دو چند ساعته، بسیار بسختی بر مقام ( مالی کورت ) گلوله بازی نمودند و بعد ازان به جمعیت های کثیروبی عربی از سه طرف برده مذکور حمله آور گردیدند ـ ده ( مالن کورت ) در تسلط يك پلان انگریزی بود و بعد از جنگ بسیار سخت که تمام شب جاری بود و نقصان بسیار سخت برای افواج جرمنی رسیده فوج انگلیزی ده ویران شده ( ما لن کورت ) را خالی نمودند و چونکه راههای آزرده مذکور بدست فوج انگلیزی بود بسلامتی در این عقب رفتند و در دیگر علاقه جات فرانس هم بدستور سابق جنگ جاری است —\n\n٣١ مارچ خبر توکیو برای تخت دولت جاپان ـ جنرل ( اوكا ) وزير جنك دولت جاپان از باعث علالت طبع از عهده وزرات استعفاء نمود و جنرل ـ ( او سوسپا ) بجای او بر عهده وزارت مقرر گردید —\n\nیکم اپریل خبر لندن ـ يك دسته جهازات هوائی قسم زیپلن جرمنی بر علاقه جات مشرق و شمال مشرقى ملك انگلستان حمله کرده قریب دو صد عدد بمبهای هر قسم انداختند ازین بم اندازی ٤٣ نفر هلاك و ٥٦ نفر مجروح شدند و عمارات بسیار و ( ترام زیل ) و غیره ویران و خراب شدند بعد از آن در شب ٢ ماه اپریل دو عدد جهازات هوائی دیگر به اراده حمله بر ملك انگلستان نمودار شدند که یکی آن آبنای انگلستان را عبور کرده نتوانست واپس رفت و یکی آن عبور نموده بر ملك انگلستان حمله نموده بمها انداخت ازین حمله دومین ١٩ نفر هلاك و ١٠٠ نفر مجروح شدند و عمارات بسیار به آتش گرفته و ویران شده —\n\nشماره ١٦\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجهد اول ـ و دوم\n\nزند كان جاودانی هر قوم وملت ( تاریخ است . سراج التواريخ) آینه حیات نمای ملت جلیل افغانست. زیرا از آغاز تشکیل و تکوین یافتن دولت افغانیه حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین درسگاه عبرت، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود. هر فردی ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند عزیز جان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند. علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفاده عمومی به امر و فرمان ذات عرق صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت، سراج الملة و الدين، تأليف و تدون و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه، کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است.\n\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل تحت امر او و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زائی ) یعنی از ابتداء حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت، ضیاء الملة والدين امير عبد الرحمن خان، طاب ثراه، وقایع تاریخیه را جامع میباشد بر کاغذ اعلا محروف تیپ بطبع رسیده است. قیمت های کتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است\n\nنمبر (١) پشتی چرمی چرم نخواری دانه دار کابلی پخت چهار کنج با جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل جزو بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (٢) پشتی مقوا و به گیر ممانی چهار کنج و زیر جرم قریب به حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه سیزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (٣) پشتی مقوا رو به گیره لاجوردی چهار کنج و زیر بره میاهی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی —\nنمبر (٤) پشتی مقوا رو به گیره ابری چهار کنج و زیر جرم میاهی سرخ کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه گوده بندی شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی —\nنمبر (٥) پشتی مقوا رو به گیره ابری سرخ چهار کنج و زیر گیره یا ماتم کننده و نشان دولت ورق طلاء جنه كوك بندی شده ده روپیه پخته کابلی و یازده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان در جوار\nدر بازار ارگ از دکان عبد الله خان\n\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون والا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از آنکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر یافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1634, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خودرها نمایم ممکن نشد لهذا با کاتبخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده با کاتبخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار مارا که بعهده مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را مژده میدهیم و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطهٔ آدمهای با اطمینان خود شان میرسد\n\nشرایط خر داری\nدار السلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابل\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | صد روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شصت روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کندار است از روی قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگران که مال تجارتی و صنعتگران که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود :\nاعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از يكبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر يك شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ اينچ - ٤ سوت ) میباشد\nهرگاه شخصی اعلان خود را ماهانه يا يكساله نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در شرحی و در سطری ستاد اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nحَبْلُ الْمَتِيْن سیاحتنامه سی\nدر ۲۹ روز\nآسیا اوروپا آفریقا\n( مطبعة عنايت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوشکاران عرفان جلوه عرض میدهد . بدست آرید. بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی به قطعهٔ زمین را با سیاح آن کجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکان را که از آن میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید چه چیزها می بینید، چه چیزها میشنوید، به آنها چه سرورها میگیرید ؟ علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات رانگیزانه - يك اثر !\nاین اثر از سه جلد مرکب و در يك وقایه مجلد میباشد، تقريباً (۷۰۰) صحیفه، و با ( ١٠٥ ) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست - کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار : دیگرچه میخواهد ؟ همینقدر که یا در نفس مطبعهٔ مبارکه در ده افغانان به ( عبدالروف ) خان سر محرر مطبعهٔ مبارکه یا در بازار ارگ در دکان ( باز محمد ) تاجر کتب در بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی بدکان حاجی ملا ( غلام محمد ) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و يا بمبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کار سعی بیهوده است"}
{"book": "adl0616", "page": 1635, "text": "اعلان\nجزیره پنهان\nهو سکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین\nبستر رسیده گلزار مطبعه عنایت ، کام جاوا شیرین\nنمائید ! ، جزیره پنهان ، یک ناولیست که قوت علم\nو معرفت و سعی و غیرت را برای اساسی زندگان نوع\nبشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت ،\nهم غیرت هم فن هم فضیلت و خوبی چاپ ، خوبی\nکاغذ، خوبی تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای\nباطنی و ظاهریش بسیار ارزان : تنها (۹) شش روپیه\nمحل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان.\nدکان باز محمد در بازار ارک و دکان حاجی غلام محمد خان\nتاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\n( اعلان )\nپراکنده\nآثار مطبوعة تازة مطبعة مباركة عنایت .\nاز يك مجموعه اشعار اندار تجدد آثاری\nمیباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع داریا ، با تصاویر\nبسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است.\nاگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین\nو خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت خوبیهای\nظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان. یعنی مقابل\n(۲) دو روپیه کاملی در خود مطبعه عنایت از نزد\nعبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارک از\nدکان باز محمد و در متصل مدرسه شاهی از دکان\nحاجی غلام محمد خان تاجر کتب مرکس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار الفضائيه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد ؟\nادب در فن\nتوحید\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هرکس که آرزوی\nخریداری آرا داشته باشد به اداره مهاجعت کنند.\n\nاز مطبعه عنایت\nقیمت روپیه کابل\nسیاحت ردو را دور زمین بهشاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۱\nاز هر دهن سختی و از هر چمن سنی مجلد ۲\nروضة حكم مجلد ۲\nپرا کنده مصور مجلد ۲\nجزیره پنهان مصور مجلد ۲\nمیکی که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق دا\nداشته باشد. از خود مطبعه عنایت درده افغانان از نزد\nعبد الرؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش\nدر بازار ارکا و اردکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل\nمدرسه شاهی قیمتهای معیش خریداری کرده میتوانند.\nو اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای\nما فوق را نکنند باید دیر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nکتابهای مجله سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه ان و شماره های متفرقه آن، و همه کتابهای مطبعه عنایت\nخریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، وارد کان\nبار محمد خان تاجر کتب در بازار ارک قیمت های معین آن خریداری رده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه\nمیاد که ، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1636, "text": "شماره ١٧\n\nسراج الاخبار افغانستان\n١٣٢٩\n\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nتشویق عرفان ( علم – فن )\nمکتوب ( )\nادبیات ( )\nمکتوب ( )\nاحوال اسلام ( )\nحوادث خارجه مکتوب — یک نهایت ضروری خط — خبرهای راجع به ایران — ایرانی کنونی — در ارومیه — در سنه — در کرمان — عده مجاهدین — اخبار طهران — جنك داوجلاغ — مجاهدین شیراز — در کرمانشاهان — خبرهای جنگ اوروپا — از جراید قفقار — غرق کشتی ایطالیاتی — اتوموبیل های جدید الاختراع — تلفات جنك بين المللي — قشون عثمانی در فرونت ایتالی — اقدامات در سالونيك — تداركات برای مصر — بخشش امپراطور اطریش — از جراید روسی — منظره قشون کشی به هندوستان — ايضاً خبرهای جنگ اوروپا — ورود اسلحه الماني بعمان — مقاله — ضرور بیدار بشوید — آخر ترین خبرها — جرمني وبلجيم — عملیه هوائى انگلستان — اعتراضات بر محصول قطنی کو کرد — تجارت جرمنی بهمراه ناروی — غرقاب جهازات — محاربات بلقان — حالت یونان — حالت چین — آخر ترین خبر تلگرافی — تلفات عسکر انگریزی\nاعلان ( سراج التوريخ )\nتصاویر { از چند کارهای سیاحت غزنین — کذا از چند کارهای سیاحت غزنین — از چند کارهای سیاحت غزنین\nعمارت منزلگاه باغ تپه —"}
{"book": "adl0616", "page": 1637, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسعی وهمت جناب حربی کار خانه جات ، ماشین خانهٔ مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه براهیای حوایج دولتی وعسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمهای عساکر شاهانه وغیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه باقی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فوته مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\n| قسم سوم | قسم دوم | قسم اول | اقسام\n| درجه سوم قدری کار قیمت آن ۱۰ پرسانت زائد | درجه دوم | درجه اول | درجه دوم | درجه اول | درجه ها\n| رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رقم\n| ۶ روپیه و ۱۰ پیسه | ۶ روپیه و ۱۰ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه | ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | قیمت\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گز انگریزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره صدار مردار ۷ روپیه ۳۰ پیسه\n\nتکه های چرمی محراب و منبردار\n٣٠٦ جرابها\n| خورد فی درجن | میانه فی درجن | کلان فی درجن | معمولی زوج | راهدار زوج | تکه بانکه زوج | رقم\n| ٥٥ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٣٦ پیسه | ٤٥ پیسه | ۱ روپیه ٥٢ پیسه | قیمت\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\n| چرم باف یک اسپه یک اسپه سیار تاره نخی | زه باف یک اسپه دو کره سه تاره | زرباف یک آسپه دو کره دو تاره | رقم\n| ٦ روپیه و ۱۱ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤ پیسه | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | قیمت\n\n| چرم باف همرکاب | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف دسته دولانه بیک اسپه | چرم باف دست بادامی دو اسپه | رقم\n| ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ۸ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ۸ روپیه و ۱۸ پیسه | قیمت\n\n| زه باف دو تاره رکابی | زه باف رقم سواری سامی کلیت | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | قبضه برنجی کلیت نمره توپخانه | رقم\n| ٥ روپیه و ٥٤ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | قیمت\n\n| زنانه ابریشمی خیاطه | از زین سواری تیغ چرمی | چرم باف میانه چوب بست زنانه | رکابی از نخ | رقم\n| ٥ روپیه و ۸ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٥ پیسه | قیمت\n\n| چرم باف مابین بست یک اسپه | از زین سواری دولایه تیغ چرمی کمک دار | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | دسته بادامی تیغ چرمی | رقم\n| ٨ روپیه و ۱۲ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | قیمت\n\n◆●◆ اقسام گلهای مصنوعی سر\n| کل شیو | کل نافرمان | کل جرین | قسم\n| ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۹۰ پیسه | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | قیمت\n\n| چنبیل به | کل نسترن | کل یاسمن | شکوفهٔ تاریخ | قسم\n| ٦ روپیه و ۸ پیسه | ٩ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | قیمت\n\n| گل گندمی | کل سوسن | کل گلاب | شکوفه سیب | قسم\n| ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | قیمت\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانجات ( کپتان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1638, "text": "(شماره) ۱۷\nسال پنجم\nصحفه (۱)\n\nقیمت سالیانه\nدر السلطه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا مراعات ذالك ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nدر خارج داد ۱۰ رویه انگلیزی\nو از ده روز یکبار نشر میشود\nهر نسخه آن در کابل یک عباسی است.\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\nمدیر و رئیس محمد محمود مرزی\n\nالد الرحا و مطبعة\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ انگریزی عیسوی ١٩١٦\nتاریخ شمسی ١٤ نور ١٣٩٥\nتاریخ قمری عربی رجب ١٣٣٤\n\nتشویق عرفان\n\nعلی - فن\n\nتا کی غفلت از علم و فن از بهر خدا، ای اهل وطن\nتا کی حسرت زاحوال زمن از بهر خدا، ای اهل وطن\nبشنو از من ، بشنو از من از بهر خدا، ای اهل وطن\nکوشش باید از بهر فن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nعلم و فن ، شد آتش و آب از بهر خدا، ای اهل وطن\nسوزد هردم ، سازه شاداب از بهر خدا، ای اهل وطن\nسوزد دشمن ، سازد نایاب از بهر خدا، ای اهل وطن\nهر گونه بدی از ملک و وطن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nنبود جهان، جز علم و هنر از بهر خدا ای اهل وطن\nاسباب دگر از بهر ظفر از بهر خدا ای اهل وطن\nدر جوّ هوا و بحر و بر از بهر خدا ای اهل وطن\nحاکم نبود، جز علم و فن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nباید انسان، دیندار بود از بهر خدا ای اهل وطن\nیا حب وطن بیدار بود از بهر خدا ای اهل وطن\nبر نفع و ضرر هشیار بود از بهر خدا ای اهل وطن\nآگه گردد. زاحوال زمن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nگر دین خواهی رو هم آموز از بهر خدا ای اهل وطن\nدنیا خواهی رو علم آموز از بهر خدا ای اهل وطن\nمسعود شوی؟ رو علم آموز از بهر خدا ای اهل وطن\nرو علم آموز باز آ بوطن. از بهر خدا ای اهل وطن\n\nعلم و فن شد. استاد وفاق از بهر خدا ای اهل وطن\nعلم و فن شد، ماحی نفاق از بهر خدا ای اهل وطن\nعلم و فن شد. ما را تریاق از بهر خدا ای اهل وطن\nبی او باشیم، مسموم بدن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nگر خود نشدیم آگه دانا از بهر خدا ای اهل وطن\nباید بکنیم ، کار فردا از بهر خدا ای اهل وطن\nآیا ما را نبود دیده، از بهر خدا ای اهل وطن\nآیا گوشت، این نشنیده ؟ از بهر خدا ای اهل وطن\nگر پیر شدیم، بهر برنا : از بهر خدا ای اهل وطن\nباید بکوشد ، از فن و فن از بهر خدا، ای اهل وطن\nکاندر عالم کی نگزیده : از بهر خدا، ای اهل وطن\nعز و شرف ، ذلت و محن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nذلت و محن، در معلمی از بهر خدا ای اهل وطن\nعز و شرف عقلی عملی: از بهر خدا ای اهل وطن\nهر گونه ترقى فعلی عملی از بهر خدا ای اهل وطن\nیابی مردم از علم و فن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nشکر تونسوی همسایه خود از بهر خدا ای اهل وطن\nایران بنگر، حالش چون شد! از بهر خدا ای اهل وطن\nاز بی علمی طاقت ناورد از بهر خدا ای اهل وطن\nمحکوم شدند و حاکم شد فن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nبالا بنگر، ترکیه بین از بهر خدا ای اهل وطن\nکانها زیران، گشتند قرین از بهر خدا ای اهل وطن\nبا علم و فن - زار و زمین : از بهر خدا ای اهل وطن\nبی طاقت گشتند . در جمله فتن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nروشن گفتم، مکتب باشد از بهر خدا ای اهل وطن\nمکتب چو بود ، مکسب باشد از بهر خدا ای اهل وطن\nفکر تو در آن، منقب باشد از بهر خدا ای اهل وطن\nبشکاف به آن ، سد آهن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nای اهل وطن تا کی خوابیم از بهر خدا ای اهل وطن\nبیدار شویم پس بینایم از بهر خدا ای اهل وطن\nاولاد وطن، را دریابیم از بهر خدا ای اهل وطن\nمکتب سازیم، در هر برزن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nای اهل وطن ، ما هم غیور از بهر خدا ای اهل وطن\nفطرت ما را گرت است جسور از بهر خدا ای اهل وطن\nما را باید بی وهن و فتور از بهر خدا ای اهل وطن\nمکتب سازیم ، بر وفق زمن از بهر خدا ای اهل وطن\n\nاعلیحضرت، بادا ز ما از بهر خدا ای اهل وطن\nمتبوع ما، این کار ما از بهر خدا ای اهل وطن\nزین هم بگذر، بالا بنگر از بهر خدا ای اهل وطن\nجرمن بنگر حیران میشو از بهر خدا ای اهل وطن\nبنیاد انداخت مکتبها را از بهر خدا ای اهل وطن\nاولاد ما ، شد پر سخن از بهر خدا ای اهل وطن\nکو از علم، بر بوده گرو از بهر خدا ای اهل وطن\nاز جمله جهان، با جهد و محن از بهر خدا ای اهل وطن"}
{"book": "adl0616", "page": 1639, "text": "صحیفه ۲ سال نجم شماره ۱۷\n\nپیرو کردیم، از دل از جان اول حورا ، دوم قرآن ای اهل وطن، این قول می دینی باشد، هم از دتوی\nسوم به نبی، چارم سلطان لازم باشد، پیرو کشتن کر این نبود دنیای دنی ویران کردند، بی قول و سخن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nحق در قرآن، فرمود از دیر فرق تو بکن، از کور و بصیر انديشه بکن، بهر آنی حاضر میساز نسل آبی\nفرق ظلمت، از نور منیر جهل و علمست، بی پیچ و شکن بگذشته زما ، شاید آنی از بهروطن کرده جوشن!\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nغمبر ما، فرموده چنین عرفان بطلب باشد در چین جوشن گفتم، مکتب میدان مكتب مكتب مكتب ميدان\nحکمت از تست، در روی زمین میرو میجو ، بکشانا من طياره و طوبی ، آتش افشان في علم و هنر ، في شد چوشن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nشاه ما از، آغاز جلوس با علم نمود ، ما را مأنوس تا کی کویم، از علم و فن فرسوده بشد . توك آهن\nعرفان و شنا ، سای محسوس گردید بدید، در هر برزن در غم آید، و ثبات سخن زیر اظاهر ، باشد روشن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nقرآن و حدیث، و امر ملوك ناطق باشد . بر این : که سلوك ظاهر بشکر، در روی زمین احوال جهان را خود می بین\nبايد باستيم با جمله بلوك در راه علم، در راه فن هر جا که شده . من را تمکین آنجا روشن، آنجا کاشن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nاما چه سلوك، از دل از جان با صدق و يقين ، ايمان وجدان آنجا قوت ، آنجا عزت دیگر جاها ، عسرت اسرت\nبندیم کمر، با من و شان دانا سازیم . اولاد وطن علم وفن شد، حکم و قدرت چون آن نبود میزی به محن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nيك مكتب ، ياده مكتب كافی نبود، صدها مكتب دین حق شد، دین اسلام قوت عزت ، او راست مرام\nما را لازم، لكها مكتب اينها نشود، جز مال و بدن آواز چه شد، کمزور تمام می گو با من ، می گو با من :\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nای اهل وطن، احسان و کرم از هر چه بود، کریش و کم گویم با تو ، از اسباب آن يك نكته شنو ، باقى هزيان\nاز مال و درم ، بی جوروستم یک جا آرو، سازش خرمن مال اسلام ، حکمت عرفان گم شد از وی ، ماند او بی فن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nبا آن خر من ، مکتب سازیم لكنها لكها ، خيرا نبازيم ما را لازم، در دست آریم مال خود را هر جا پایم\nهرگونه بلاها دور اندازیم هر سو کردد همچون کاشن با جان و بدن، کوشش ورزیم ثروت یابیم، از علم وفن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nای اهل کرم، ای اهل عطا ای حب وطن در هر دلها عزت یابیم، از علم و فن قوت یابیم، از علم وفن\nجو دی، بکید بر اینا ناشاد کرده اولاد وطن قدرت یابیم ، از علم وفن با آن بشویم ، حافظ بوطن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا ، ای اهل وطن\n\nاولاد وطن، حقها دارد آینده وطن ، زانها دارد : علم از نبود، ایمان نبود نبود حرکت، کرجان نبود\nصدها امید، دلها دارد ز اولاد وطن از اولاد وطن جان آمده علم، ارزان نبود همت باید . با مال و بدن\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nما را باشد . يك بد علت آنهم اینست: ای خوش فطرت: مردان جهان ، همت کردند با آن همت، غیرت کردند\n* بعد از سر ما عزت ذلت : هر چه باشد ، باشد چه بمن ؟ کوهها تپه‌ها را بر کندند آیا نبود ، ما را ناخن ؟\nاز بهر خدا ای اهل وطن از بهر خدا، ای اهل وطن\n\nيغمبر ما، می فرماید: * مهر دنیا ، کاری باید * تا باز کنیم، این عقده خود اندیشه کنیم، آینده خود\n* گو یا که نمیری تا به ابد باقی هستی تا دور زمن * مکتب سازیم ، در بلده خود دین و دنیا کرده به امن\nاز بهر خدا ، ای اهل وطن از بهر خدا ، أي اهل وطن\n\n* بهر عقبا کاری میکن کویا که روی ، فردا ز جهن * از ده افغانان کابل فی ۲۰ جمادى الثاني سنه ١٣٣٤\n* هر دم هر دم فکری میزان بهر قبرت، هم بهر کفن *\nاز بهر خدا، ای اهل وطن\n\nمکتوب\n\nبعد از تموج بحر تشکرات صمیمی بخاطر خورشید تنویر جناب مدیر محترم صاحب پوشیده مباد که بنده با وجود عدم استطاعت نیز\n\n(۱) ( اطلبوا العلم ولو بالصين . الحديث ... ) الحكمة ضالة المؤمن . اخذها اين وجدها ، الحديث .. )"}
{"book": "adl0616", "page": 1640, "text": "شماره ۱۷\nسال نجم\nصفحه ۳\nاین کذابان تا انصاف اقوام نجیب ترکستان را وحتی گفتند بيك ملت\nناحیه ترکیه تحمل این بار تحقیر بسیار طاقت فرسا گردید بعضی نوجوانان\nوطن بواسطه تلسقوف عبرت نما مشاهده کردند که این خوابهای دور\nو دراز مردم ترکستان و فرغانه وطن را بدست اجنبی سپرده ناچار بهر طرف\nدویدند و دست توسل بیار و اغیار در از کردند افسوس که کسی التفات\nنکرد باز بدر گاه معلای تو رجوع نموده بخشوع و خضوع تضرع نیاز\nوزاری کرده همه محبان وطن بعجز و انکسار گریه کنان مصلحت تخلیص\nکربیان خود را از جناب اقدس تو استرحام نمودند هزاران شکر و سپاسکه\nباندك مدت قریب مساحت بعید فضل عنایت مهربانی طی کرده شد که\nیکی از انها اتمام بنای مسجد مبارکه اسلامیه در پتر سبورغ مکتب دار\nالمعلمين ودار المعلمات دراون و در قران قرائت خانه های ملی در قصبات\nشهر مکتب حسینیه لیلی و نهاری در او رونبورغ اخبار و روز نامه های\nبومی مجله های ملی نشر و تنویر میکنند خصوصاً در شهر شهیر تاشکند\nصدای ترکستان در سمرقند آئینه جهان نما در خوقند صدای فرغانه نام\nجریده های وطنی با وجود بهبود بودن جماعت های خیریه و اعانه وطنيه\nيك نوعی تسلی دل را كمك میرساند اکنون میخواهم که محملی از حالات\nحاضرة القوام ترکستان بمدد رسانی توفیق پیرا در ان دینی خود اطلاع\nبدهم تا که در میان عموم عالم اسلام شناسائی و آشنائی حصول پذیر گردید.\nدل صاف مسلمانان بهم بسته شود زیرا که امروز براستی می گویم بجز دولت\nاید مدت خدا داده ممالک محروسه افغانستان باهالی بخارا و خیوه و ترکستان\nهمسایه نزديك و حامی و مهربان یک حکومت اسلام نیست اگرچه دولت\nعلیه عثمانیه نیز درباره خصوص تعلیم و تربیه از هر مکتب حقوق و مساوات\nارزانی فرموده و لیکن چه جاره که بولتيك روس برابطة قومى بالكليه\nمعترض میباشد شهادت نامه ترکیه را نظارت معارف کاهی قبول ندارد\nبهر حال که باشد ازین گونه معلومات مصلحت آمیز خیلی نتیجه های\nدل آویز مجانب فرغانه زمین وصول خواهدشد. حالا مقاله نیاز عاجزانه\nخود را بادبیات ذبل ختام داده سایه مراحم و ايه حضرت امير المؤمنين\n( سراج الملة والدين ) را غنیمت شمرده و محدود میخواهم فقط\n\nنفقت ماني تمسكا بارسال همین مقاله عاجزانه جسارت یاب گردیده ام\nشرط موافقت ملك اداره لطفاً و مروناً بيكان كوشة ستون\nراج الاخبار درج کرده شود عین غریب نوازیست\nانشاء الله الرحمن تمبر آینده نیز چند فقره از حالات اوضاع ترکستان\nارا و خیره خواهم نوشت ١٦ جمادی الثانی ١٣٣٤\n\nدر مایوسی بک امید\nمرید و مخلص شما صوفی زاده محمد شریف فرغانه یی\nخدایا باقتضای مثبت از ليه صمدانیه توست که پسر جهان و جهانیان\nست سنية حضرت\nکربیان خود را از جناب اقدس تو استرحام نمودند هزاران شکر و سپاسکه\nرم عصر نمونه عبرت ترقی و در هر قرن موجب حيرت تبدل و تنزل\nروی میدهد و از طرف دیگر عمر عزیز نوع في بشر بتکاپوی جمعیت\nتساب عالم گذرانی در گذر بوده و میباشد بالخاصه كسانيكه بوجدان بلد\nآگاه فضل عنایت ایزدی دست رس شده اند با همراهی ابنای جلس\nخود کا حقه راه مدارا و مواسارا پیش گرفته تمامه امور اداره زندگانی را\nکمال خوبی محمد امکان رسانیده اند و بموجب فرمان اقدس الهى و محرمت\nرسالت پناهى مولى الله عليه وسلم اتباعاً بدون عرض\nنصي جسماً ومالا فدويانه خدمات خدا پسندانه خود را پیش نهاد\nاندار عام و خواص کرده اند بهمین واسطه از طرف عموم ملت قشان\nانبار ولیاقت تحسین را بر دوش آویخته اند و برای آینده کان ملت نیز\nبات یاد آوری قرائت خانه عمومی یا که برای ترقی و تعالی نفوذ دین\nالسلام ومحافظه وطن اساس بنای جمعیت خیریه با خود ایشام خانه و صندوق\nهمسایه نزديك و حامی و مهربان یک حکومت اسلام نیست اگرچه دولت\nالله علی و یا از طرف حكومت موافق بولتيك سياست امتیاز لوازم حقوق\nان را گرفته تا اینکه دشمنان دین روزی تعرض تعصی نکنند بنابرین\nن ارمان رحمت ابدمدة جناب پروردگار جل شانه پیوسته اند تأسف\nعل حضرت اشتمال آنان که دائمی با غراض نفسانیه خود مفتون کردیده\nاکنده شدن طناب چرخ سوم زن بی وقوف از شکم گرسنه كان قوم\nبخير و ارکان تعصب خودبینی و تن پرستی باولاد وطن همیشه در ضرر\nموزیكانه دشمن علم صنعت و هنر وبديين قوانين مكاتب اصول صوتيه\nالاتهام کننده معلمين ذو الاحترام میباشند جای گریه اینکه این بجاره\nرادران از ساده لوحی در جیر استان آتشکده جهل مرکب بی نام و نشان\nبروند چنانچه بکشمکشهای خیال فاسده می قائده محق وظیفه عبودیت ترا\nبا کرده نتوانستند اکثر اوقات شرع شریف قوى البنياد را گستاخانه\nاجه امور معیشت جهانداری نموده فردا در حضور شفاعت موفور\nیمیرى سر خمیده خجاك كرديدند اقلا مراسم رسوم انسانی را بجای\nآورده شو المستند و نه پیروی اخلاق برگزیده محمدی را گرویدند نه صدق\nدیگری را در بر گرفتند نه غیرت عمری را تعقیب نمودند به حيا وحلم\nنان را قبول کردند به شجاعت علوی را کریدند و الحاصل از سرای\nالليد إلى الأحد مستحق تشکی قوم شدند یکی از این جمله ساکنان خطه\nشاد فرغانه بلکه همه توران زمین یعنی ماوراء النهر ترکستان آسیای\nاسطی که همگی آنها يك قوم و يك ملت میباشند تخمیناً از تاریخ هزار و\nوسد و هشتاد تا الان خیلی شته های فلکی را از دنبال خوردند پسی\nبه های تا کهانی را از دست بی امان روس منحوس تلخ تلخ چشیدند\nمالها از طرف امپراطوری دولت روسیه بموافق شرع شریف اجازت\nشرق دین و توسیع مذهب و آئین را گرفته نتوانستند روزی رسید که\nجانب اورو يانيان ظالمانه بك محجوم لفظی و معنوی را منسوب شدند\n\nادبیات\nطنین بانك سحر گاه مرغ عرش مجید\nبكوش بليل تالان بوقت صبح رسید\n\nصدای صوت بلند اذان مصطفوی\nبهوش مردم خوابیده تلغراف کشید\n\nزقیله ردل اسلامیان بالا سرشت\nنسیم غیرت دین عمدی بوزید\n\nصغير بال طيش چون تغير اسرافيل\nيكانه باعث احیای مرد کان گردید\n\nرئین کنید دوار ورقص بوقلمون\nیکی اشارت جان و دیگر بشارت عبد\n\nانين طفل نباتات و خنده کل سرخ\nسفير مال مبارك مدير روز سعيد\n\nغرام مروحه جنبان شوق وياجه ذوق\nره عراق و مقام حجاز را گروید"}
{"book": "adl0616", "page": 1641, "text": "سال نجم شماره ۱۷\n\nفرموده، طالع نکونسا را و زیبکان بخارا را هم اختر مات گردانیده و اخر سوختۀ هندیان بیچاره را نجم طالع ما نساخته است. و هرچه از بیداد انی بر سر این بیچارگان وار سیده ما را از ان مصئون و مأمون داشته، تسلط غیری را بر ما مسلط فرموده که ما را به اطاعت و فرمان بری خود مجبور سازد و حلیۀ استقلال و حیات قومی را از ما سلب نموده خوار و مضمحل گرداند، و نه حاکم بیگانه را بر ما مقرر فرموده که ما را به تحکم و تشدد ظالمانۀ خود حقیر و مضمحل دارد، باری صد شکر که حال ما بدینمنوال و کیفیت ما بدینسان نبوده است بلکه برخلاف آن ما در سایۀ عاطفت مقدسی از افراد ملت خود که ما او را بمنزلۀ پدر شفیق بر خود رحیم و مهربان می پنداریم ایام بسر می بریم، ما، تحت يك حاكم دانشمندى مآل اندیشی هستیم که بهبود و ترقی ما را از خود ما هم بیشتر مراد و مقصود دارد، ما رعیت در ظل رأفت چنان سلطانیم که دردمارا از ما هم افزون و برتر درك می کند، ذلت و مسکنت ما را ذلت و مسکنت خود، و عزت و شوکت ما را شوکت و عزت خویش می انگارد، اگر ما را بغم و الم همدم بیند دل عاطفت منزلش از شدت غم و اندوه خیلی محزون و بستوه می آید، و اگر ما را در فرحت و راحت آسوده و شادمان یابد هر آینه قلب منورش از نهایت سرور و نشاط مانند گل شگفته و منبسط می گردد، پس وجود معدن بها آمود پادشاه حقایق آگاه معارف اکتناه ذات دیانت صفات (اعلیحضرت قدر قدرت سراج الملة والدین) که خلاصۀ جوهر روح افراد ملت جلیل ما میباشد عین عنایت و مهربانی حضرت ایزدی است، و همان مرحمتی است سزاوار هزاران شکر و امتنان، و نعمتی است شایان هزار گونه منت و استحسان که بنده از ایفای شکر این موهبت عظمای حضرت واجب الاطاعة ابداً و دهراً قاصر و عاجز و ناتوانم ! ما راست که بوجود ذیجود جناب شهزادۀ جوانبخت معظم معین السلطنة و صاحب الفخم هزاران حمد و ثنا بستان بارگاه حضرت کبریا جل و علا باشیم که اعلیحضرت پادشاه مقدس ما این چنین ذات ستوده صفات ترقیخواه و بیدار مغزی را بر کشتی بانی علمی ما کشتی شکستگان معین و مأمور استفاده فرموده و در بغل بی غل مبارکش آنچنان یکدل پاک و باصفا سالی جایگاه استناد گردانیده که از فرط همدردی حقیقی ببیچارگی، و محتاجی و زبونی ما میسوزد، خدایش پاینده و اختر اقبال و سعادتش را تابنده داراد که خود بیماران مرض نادانی را به اکسیر سریع التأثیر معارف اشفا و قلوب پژمرده ما را احیا فرمایند. مرقوم و ملتی که امروز بر بام بلند ترقی جلوه افروز میباشد و نه فقط بعلم و تمسك بتحصيل معارف نموده است المان هر آن قوت و شوکتی را که امروزه روز دار است بجز واسطۀ علم بدیگر چیزی بدست نیاورده و همین تحت البحری ها که جهانی را غوطه خوار لجۀ تعجب و تحیر گرانیده از بحر ناپیدا کنار علم بیرون برجسته است و این زمینها که در جو هوا مانند کرگس و زغن در طیران و جولانند از شهباز علم و عرفان پرواز آمده اند، ازین تحریر هیچ گاه این نتیجه را استنباط نباید کرد که گویا من غار را از روی آنکه بسی آلات هلاکت بار و اسباب تباهی انگیز را بر روی کار آورده و در وظیفۀ مهلك الموت اشتغال ورزیده و از اشتغالات کثیره اش قدری سبکدوش گردانیده تعریف می کنم.\n\nبیای سرو بدامان ترکی بیدار چو دانه دانه گهر قطره قطره ژاله چکید\nبقبض عشق درونی زچشم فواره شلاله موج زد و جلفیان دل جو شید\nنظارت پل خشت و شطارت لب رود تبسم لب جانرا چوحاله کرده مزید\nبسوی شام شبستان خفتن دل شب هلال طاق دو ابروی لطف یار خمید\nزداغ سینۀ خونین کجا برد لاله مطاع سرخ بجز از غوان کسی نخرید\nدهان و از صدف بر زاب نیسان شد یتیم سوده ز الماس شیر صاف مکید\nصفوق منتظم کل ماثوره مضمون است زخیر دست همایون باغبان رشید\nدرین پیاسه كلكشت نيز و دير آهنك بیاس ره ندهد ( صوفی زاده ) جز نامید.\n\n[ILLUSTRATION]\n\nمکتوب\nخدمت ترقیخواه صداقت کیش، خیر اندیش ملت افغانیه ذات جامع الصفات مدیر جدید روزنامۀ سراج الاخبار افغانیه تحیۀ فراوان و سلام بیپایان تقدیم میرسانم. ! هر چند که جناب مدیر را ازین تعارف غایبانه من کم و بیشی استعجاب و حیرت دست خواهد داد مگر از انجا که کریم النفسان گرمجوش را دایما ارادتمندان صداقت کوش بافراط و کثرت میباشند میزیبد که این معارفه مرا نیز مبنی بر صدق و اخلاص بدانند. اولا وجود فضایل نمود آن محترم را باعث آنکه ملت را از اثر پرتو کمالات آنجناب فرصت استفاده کردن و مهلت مستفیض گردیدن بوجه احسن و اصول مستحسن بدست افتد و بخواب رفتگان نوم غفلت و بیخبری را بسبب ناله های شبگیر و فغانهای پر تأثیر آن غمخوار قوم بیقظ و بیداری حاصل آید، واقعی زندگان تهی دانشی را از یمن اهلیت و تبحر علمی آن فاضل وطنخواه تریاق میسر گردد با کمال صحت و عافیت پاینده و سالم میخواهم، ثانیاً این چند کلمه را بتوسط اخبار گهر بار آنجناب بر ملت عزیز خود بالنهای عجز و فروتنی عرض و توصیه میکنم.\nبحضور ملت گذارش باید.\nز آواز چنگ و چغانه خدا را شنو ملتفت نالۀ دود ما را\nازو تعالی را سپاس بیقیاس و شکران بیکران که ما را بعواطف رحمانه و مراحم کریمانه خود اختصاص بخشوده تا امروز با کمال استقلال و آزادی نگاهداشته و از سموم تغلب بیگانگان که بهار چمنستان جمیع ملل آسیائی را غارت نموده است بستان استقلال و حریت ما را حفظ و حراست"}
{"book": "adl0616", "page": 1642, "text": "سال پنجم شماره ۱۷\n\nجان اشخاصی هستم که انسانیت را مانند وحوش و سباع به پاره پاره شدن یکدیگر دیده از نظاره آن خوش شوم و فرزندان پیر سرادیب را دیگر در خاک و خون آغشته دیده شادمان کردم مگر با انکه فساد کاری را خیلی مردود و غیر مطبوع میدانم باز هم از چنان مردمانی که استیصال آزادی و اعدام استقلال یک قوم را بنظر استحسان مینمایم. چرا که این يك پسندیده و مقبول طبع ارباب انصاف نیست که یک مانی دست بر روی دست گذاشته و مانند مجسمه خاموش برای مدافعه حیات خود بهیچگونه حرکتی در نیاید و اگر کسی رخساره راست وی سیلی بزند رخساره چپ خود را هم بنا بر حفظ کل و مصالحت بین المللی پیش آورد.\n\nناگزیر است برای حفظ عزت و آبروی خود دست به شمشیر بردن ضروری است برای برقرار داشتن استقلال و آزادی خود راه کینه پیمودن زیرا هر عقل حکم می کنند که در چنین صورتها برای هر انسان جایز است که نفس خود را ازین تجاوز و تعرض باز دارد. بنابران اگر کسی بدین خیال که من در وسایل علم شده از بیان ثابات تجیبه و اتحادات غریبه به کار نمودم مبرا از طرفداران جدال و خونین می بشر بندارد. قسم بی انصافی کرده خواهد بود. علیهفته جواهری است گران بها که این مفید و اعلایش اگر یکی از ان بدین طریق استفاده نماید او را تفسیر کننده آن باید دانست که در حضرت باری جل شانه\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1643, "text": "صفحه ٦ سال پنجم شماره ۱۷۰\n\nنتوانید دوخت اصول حصول تماش را نتوانید اموخت، زندگان تانرا بی جامه و مردگان تانرا بی کفن خواهيد يافت. علينا گزیر است کسانی را که در دنیا زندگی با عزت را پروا را ارزو دارند، و علم لازمی است آنان را كه تهذيب وانسانيت، و قدرت و عظمت قومی خودشانرا خاطر نشان هر کس و ناکس می گردانند ! پس ای برادران غیور و ای هموطنان جسور !! بیائید که بالاتفاق تعصب را از خود بر طرف سازیم و از جنگ جهالت برای رهایی و رستگاری خودها سعی و رژیم خصایل پسندیده و اخلاق مرضیه را بخود جلب کنیم تمدن و شايستكي، وتهذیب و فضایل انسان را کسب نمائیم، قدامت پرستی و فرسوده خیالی را ترك دهیم و بهر سمتی که هوا میوزد ما هم بهمان سمت وجه عزیمت کشتی خود را دور بدهیم و مانند سبزه تازه\n\nبهر طرفی که باد در وزش باشد بهمان جانب میل ورزیده و از متابعت موافق سرکشی نمائیم نامانند کشتی که بر مخالف هوای تندروان در شکسته و مانند درختی که برمتانت و ستیری خود اعتبار نموده بالان از شدت باد صرصر از پا در آمده خوار و خسته نگردیم چرا که بشکست دست گریدن هیچ سودی ندارد ! گرم که بوده اند بجای آن گذشتگان امروز رسم شعله ور خان را نجای آن محل شکر است که حکومت معظمه ما از اصلاح تعلیم و افتتاح مدارس و مکاتب از وظیفه خود سبکدوش کردیده خود را در پیش خدا و وجدان به این نشبت لایق نيك نام و سر خرو گردانیده است و در انخصوص فريضه خود را ايفا و تكميل نموده حالا بر ما واجب است که ما هم در بجا آوردن وظیفه خودمان که عبارت از تحصیل تعلیم است کوشش ورزیم\n\nکذا از تذکارهای سیاحت غزنین سنه ۱۳۳۱\n( بند سراج غزنين ) وعمليات المثالية آن تمرینانش در شماره ۱۸ سال دوم سراج الاخبار افغانيه\n\nو از منابع علم و هنر که حکومت متبوعه مقدسه ما برای ملت خویش مهیا ساخته استفاده و تمتع گيريم ، و بكمال شوق وذوق فوق العاده به كسب علم و تحصيل معارف ابتدا کنیم تا خود ما را در پیشگاه انظار جميع امم عالم با عزت و آبرو ثابت سازیم ، و اگر از غفلت و تن آسانی کار گیریم و از عروه معارف باز مانیم البته احتمال میرود که بسیار زودی خدا نخواسته ناشئة اطاعت اغيار بر گردن نهيم و حلقه غلامي بيگانگان بگوش آويزيم و بجای بالا نگریستن بر پشت پای خود دیده بگریستن مشغول شویم ! حضرت قادر سبحان و خلاق عظیم الشان از قانون قویم و دستور متین خود سرموئی هم تجاوز نمیفرماید چنانچه اگر کسی برضا و رغبت خود سم قاتل و زهر هلاهل را بخورد و بمیرد هیچ جای تعجب و حیرت نیست و اگر کسی دست در آتش نهد و بسوزد هم خلاف عقل و منافی فطرت کاری عالم نکرده بود.\n\nپس اكر يك قومى بختم سر و نور بهار مشاهده کنند که بسیاری از همسایگان و همجوار التي بازده دست تسلط و استیلای اغیار گردیده و حالا از هر طرف روی هجوم و تقلب اجانب به جانب خود متوجه دیده و از هر سمت و پهلو دشمنان آزادی و حاکمیت خویش را برای بلعیدن خود مانند افاعی دهن باز دیدند و با وجود چنین احوال هم از دهشت این صورت حال از خواب غفلت برنجهند و تدابیر حفظ ماتقدم خود را در معرض بحث نیاورند و برای بحالی استقلال حقیقی و آزادی معنوی خود هيچ يك حر کتی اجرا نکنند ، بلکه بر خلاف آن در بین خود مدام جدال و قتال را گرم داشته باشند و خود را بیش از پیش ضعیف و ناتوان سازند و از حفظ آبروی ملی و عزت قومی خود پهلوتهی کنند و اتفاق با هم دران دیده چه می پرسی شنیده هم نشود ، دوست را دشمن و دشمن"}
{"book": "adl0616", "page": 1644, "text": "شماره ۱۷\nسال پنجم\nصفحه ۷۰\n\nپس غیرت کنید ای برادران مکرم ! وای اخوان محترم ! ! اگر میخواهید که بانتك و ناموس زند گی بسر آرید ، و اگر ارزو دارید که آنه مضحكه اغیار نشوید و با عزت و آبرو قطع مسافة عمر طبیعی کنید . در میان زندگان بطور مردكان زيستن غير ممکن است پس با طر ز و روش زند کان را اختیار کنید، و با انکه ازین دنیای زندگان رخت اقامت بردارید و رهسپار عدم آباد کردید و بهم نفسان و هم قد سان خود یعنی مرد کان اختلاط و رزید فکر این وضع کاهی شایان و مناسب حال يك ملت غیوری نیست ! خدا را بیدار شوید !! تحصیل معارف کمر همت بسته سعی و کوشش ورزيد و خود را مالك حيات حقيقى وصاحب حرارت معنوی بسازید . وحی و افسردگی را ترک نمائید ! چنانچه حکومت معظمه افغانيه بشيوه خوب و اصول مرغوبي وظيفة نشر و اشاعه علم و عرفان را ایفا نموده است . امید است که بدین طریق حکومت علیه از جمیع فرایش دیگر خود هم اصلا پهلونهی نفرماید بلکه بهر گونه دلسوزی و همدردی بمعالجة ما بیماران از هر باب بپردازد و از محمدن و متفان کردانیدن مانعی جمیل خود را در حضور حضرت قادر على الاطلاق و پیشروی خلایق آفاق منظور و مشکور گرداند ! از اثر منفعت بخش فیض عام عل هیچکسی به حضورت انکار نمیتوان کرد . گوهر گرانمایه اگر بر خاک افتاده باشد باز هم گوهر است مگر چون بر رخ نابتك محبوبه برتجمهرة جلوه افروز باشد خیلی خوشنما و بی لطیف مینماید همچنان علم هم در هر زبانی که اموخته شود تافع و مفید است مکرچون بلسان عمومی خودملت اموخته شود بسیار سودمند و فواید رسان است زیرا در زبان غیر علاوه براموختن اصل علم يك تكليف دیگری هم موجود است که آن عبارت از یاد گرفتن خود همان زبان اجنبی است ، و برخلاف آن اگر علم در زبان مادری خود انسان باشد در ان صورت خیلی سیولنست چرا که در الوقت همه توجه انسان تنها نجانب نفس علم معطوف میگردد . غیرازان بر اصطلاحات زبان غير كما ينبني وقوف يافتن چنان يك تكليف و دشواری نیست که در یکسال و دو سالی سنهل و آسان کردد ولی بمقابل آن در زبان عمومی مات تصور چنین تکلیفی احتمال وجود هم ندارد و از همینجا است که خاقان مغفور جنت مكين اعليحضرت ضياء الملت والدين در سوانح خود ترقیم فرموده اند که بر زبان غير كما ينبغى وقوف یافتن خیلی دشوار است و چون آن باشد از نفس علم در ان زبان بهره گرفتن و تمتع كامل برداشتن تخص بك انديشه موهومی است ، علاوه برینها زبان عمومی ملت خود را می پرستی کردن و صفی از اوصاف اقوام زنده و ملل دیجیات است چه اگر زبان عمومی بك ملت معدوم کرده نام آن ملت نیز از فهرست اقوام زنده دنیا محو وسترده میشود و وای ، برحال چنان ملتی که هیچ از وی اثری در روز کار بسیار کار نماند بدیده تحقیق بنگرید هر چند که حالانه از حکومت هندوان هنداری و نه از سلطنت رومیان نشان ، و نه از مملکت قوی شوکت یونانیان نقشی باقیمانده مکریسی که السنه این اقوام تا امروز جاری و موجود است نام هریک از ایشان زنده است. اگر امروزه روز سانسگریت نمیبود کسی از حالات هندوان گذشته چیزی ندانستی واکر ، لینن ، و ، كريك ، يعنى لاطینی و یونانی نمی بود حالا کسی از جویس و سکندر اعظم تذکار و بیانی بمیان نیاوردی !\n\nدوست انتکار د و از نام علی فرسنگها دور گریزد و خود را بلوازم امور تمدن و آداب معاشرت محتاج نداند و هر کدامشان از جهت خصومت يك ديگر خود را برا بر کینه دارد و همواره در پی تخریب و تضییع همدیگر خود باشند علاوه بران و سخنان هواخواهان و خیر اندیشان خود هم گوش نهند و نه خود نيك ويد و نفع و ضرر خودها را تمیز و هوش توانند . زود است که آن ملت در اندک فرصت و کمتر مهلت در تحت اسارت و عبودیت بیگانگان آمده از استقلال و آزادی خود محروم ، و به اوامر وقوانين ظالمانه و مکارانه اغیار محکوم شود . و آهسته آهسته بمرور ایام آداب دینی و عادات مذهبی آنرا هم به اندازه يك خس خشکی و فروا همیت و قدر و بهیبت نمانده لكن كوب و پامال دست ظلم و غدر اغیار کردد ! پس ای برادران با ایمان ! بترسید از ان هنگام ناخوش انجامی که چشمان حیات و آزادی نان و تشدگان خون وطن واولادتان ، ونهال کنندگان اعراض و نوا میس تان بر شما دست بیاید و از تن تان سلاح را بکند و شما هیچ کرده نتوانید و هر چند که ناله بر ناله وفغان برفغان بکیوان رسانید کسی بسوی گریه وزاری و آه و بکای شما ملتفت نشود، وحذر کنید اران وقتیکه شما را بدشمنی و بدخواهی مسلمان همدین و هم مذهب خود مجبور گردانند و تنها به انما المؤمنين اخوة اعتقاد داشتن و شما بلاها و مصایب و عذابهای گوناگون واردارند . و جبر أقرآن كريم سهل الفهم را متروك سازيد و نجز آه و ناله بر هيچ يك تدبیر دیگری تا در و موفق نباشید ! بترسید از آن ساعت پر عصیانی که حاکم غیردین بيك طرز بسیار مغرورانه و بشیوه بس متكبرانه بشما بگوید کها که بافلان مسلمان و یا فلان حکومت اسلامی اظهار محبت و همدردی نمودید بی شبهه دریای کنگ را از خون تان مرخرنك خواهم کرد ! پس ای برادران عزیز : تعصب را ترك دهيد و خدارا شکر کنید که تا بحال شمارا در حفظ و امان خود داشته و ضربه حکومت اغیار را بر شما مصاب نکردیده و شما را فرصت بیدار شدن و وقت حصول استقلال و آزادی نامه داده است !\n\nکوفته شد گوش کن ، کوس رحیل کاروان\nحيف بر آنکس که اکنون هم بماند در قفا\n\nوا کر شکر این نعمت الهی را بجا نیاورید و بدینگونه غفلت و بی پروائی گرفتار و به این نوع بی حسی و بحر کنی مبتلا باشید و از تحصیل علم خاطر آسوده دارید دور نیست که خود تا را مانند مردمان قرون اولین خلقت فی بشر با اوراق اشجار ستر نمائید و هم خام و خوش و طیور را قوت خود باز پدودو باره به حالت وحشت عود کنید یک قدری سربکر بیان جامه نان فرو برده بیندیشید کما کر امروز همین الفته و اجناس ولایات دیگر از تها برداشته شود آنها کدا . چیز جسم تان را از آسیب گرما و سر ما حفظ خواهید نمود و همچنان اگر درام د میل کبریت فرنگی برای شما ممنوع قرار داده شود یا چسان آتش را برای پخت و پز رو زمره خودتان مهیا خواهید توانست : آیا هیچ محل غیرت و مقام حمیت نیست که برای ضروریات زندگانی خود دست نکردیگران و برای ستر خود و ستر زنان خود منت کش اغیار ، و برای افروختن آتش مرهون احسان بیگانگان و برای اکفان مرد کان خویش منت باد لطف و مرحمت به کانکانید ؟\n\nکفن مرده خود را ز فرنگی خواهی\nهمچنان کاغذ ساده که نویسی قرآن"}
{"book": "adl0616", "page": 1645, "text": "سال پنجم\nصفحهٔ ۸\n\nزبان افغانی منسوب به افغانان است پس وای بر حال ملت افغانیه اگر زبان شیرین بیان ایشان بکوشهٔ معدومی و زاویهٔ کی میرسی خزیده منزوی کرده و هيچ يك اثر و نشانی از یشان بدنیا قایم و پایدار نماند که بر وجود ایشان دلالت کنند و اگر زبان افغانان بباعث افلاسی که در علم و هنر دارد از صحیفهٔ روز کار سترده شود ایشانرا با هیچ قومی از دنیا دعویٔ مقابله و همسری شایان نخواهد بود !\n\nوحشيان افریقا زبان خود شانرا از دیگر السنهٔ لطافت بیان بسیار عزیز و دوست میدارند حتی و حشيان امریکا پرشیری و لطافت زبان خود شان وجد می کنند ، وحشیان اوستراليا وجزاير نيوزه لاند ونيوكني زبانهای خود را بجان برابر میدانند پس ما افغانان چرا و بچه سبب زبان شیرین بیان خود را بتاراج دهیم و باد کار ملی خودمان را که بعد از ما تا سالهای در از به اهالی دنیا از مانشان خواهد داد از بیخ و بن بر افکنیم چرانها زبان ما افغانان با صد يأس و حسرت به نشین معدومی گردد و از چه رو به اینقدر زودی زبان افغانی شیرین و دلنشین ما قطع امید از زندگانی کند ما پروردهٔ زبان افغانی هستیم و شرط مروت نه آنست که پرورنده و تربیت دهندهٔ خود را تذر تیغ بیدریغ معدومیت و کم نشانی گردانیم بنا بکمال ادب بخدمت حکومت و ملت عرض می کنیم که در ترقی لسان ملی خودها غفلت روا ندارند و در احیای زبان خویش کوشش ورزند زیرا در وقتی که بر عالم وجود از یشان اثری نباشد همین زبان به احیا و ابقای نام ایشان جد و جهد خواهد ورزید !\n\nالحمد لله تعالى در خاك باك افغا نستان بسيار علما و فضلا موجودند که توجه ايشانرا به ترجمه نمودن كتب السنة ديگر به زبان شیرین بیان افغانی معطوف باید ساخت و حکومت معظم را نیز حوصله افزائی و قدر دانی چنین اشخاص تعهد کردن لازم است . به اینصورت در اندک زمان ترقی زبان افغانی را مشاهده خواهید فرمود و خواهید دید که چون حکومت و ملت هردو متفقا بسر انجام نمودن کاری اقدام ورزند چگونه کامیاب و فايز المرام می کردند !\n\nافغانان ايمانك بلند می گویم که شما فی الحقیقت شراره اید شرارهٔ فکر افسوس که نه انبار خاکستر آمده اید اکنون که حکومت معظم آن خاکستر را از روی شما پس می کند مستعد و آماده باشید و خصا بص شرارهٔ کی خود را بظهور رسانید !\n\nاهل جهان کنند شراره کمان ترا بتكر كان يخلق نوعين اليقين نما\n\nو نیز می باید که در مدارس ملکی جمیع علوم در زبان افغانی تعلیم کرده شوند و فارسی و عربی و ترکی بطور زبان ثانوی آموخته آید و درینصورت هم اولاد وطن را سهولت خواهد بود و هم تمام توجه شان یکجا یکی به نفس مضمون واصل مراد مجلوب خواهد شد و هم زبان افغانی که مقصود حقیقی مشرقی آنست بوجه احسن ترقی روز افزون خواهد کرد جاپانیان چون درستهٔ ۱۸۸٤ع دار العلوم قومی را تاسیس نمودند هیچ یك كتابی را از هیچ عزم در زبان قومی خود مالک نبودند مگر چون زبان تعلیمی آن دار العلوم را زبان ملی خود قرار دادند در يك مدت قلیل در همه علوم آنقدر ترقی جستند که تمام دنيارا واله وحيران گردانیدند و هم زبان ملی شان هم آنقدر عروجی حاصل آمد که امروز با زبانهای ملتهای متمدن او روپ دعوی مقابله و هم سری دارد . زبان\n\nنجم\nشمارهٔ ۱۷\n\nروسیان در عهد پیتر اعظم محضر يك زبانی بود که آنرا بوحشیان منسوب توان کرد ولی چون پیتر اعظم در ترقی و بهبود ملت خود سعی و جهد نمود زبا را که ترقی ملت ماورای آن ممکن نیست قدیمهٔ تعلیم و تربیه در مملکت خود قرار داده در یک فرصت کمی هم ملت را به اوج ترقی رسانید و هم زبان خود را به اندرجه اعتلا بخشوده از هر گونه علوم توانگر و بره ور کردانید که در بتوقت یکی از السنهٔ مهذب دنیا محسوب میشود چه خوش بود که در وطن عزیز ما هم در این ایام که ترقی ملت خیلی منظور نظر خاص و عام است مسئلهٔ ترقى زبان هم فراموش و نظر انداز نکرده و ترقی ملت و ترقی زبان که با هم چنان لازم و مربوطنه که بی وسیلهٔ یکدیگر کار و بار شان غیر ممکن و خارج تصور است از هم تفریق داده نشوند بل هر دو را یکجا پرورش نمایند و حکومت را می باید که مانند پدر شفیق که دو فرزند خود را بلا امتياز و تفریق تعلیم و تربیه کند بر ترقی ملت و ترقی زبان هر دو ساعی و کوشان باشد خوشا روزی که طرح ترقی زبان و ملت هر دو یکجا افکنده شود و ملت روز بروز جانب مدارج عروج ارتقا جوید و زبان عذب البيان هم با آن رو باوج ترقی نهاده جانب منازل تکمیل بویان و رهسپار گردد اگر ایطالیان را بر اوغستوس محض بدین وجه فخر است که در عهد او لاطینی به کمال ترقی رسیده بود پس در مقابل آن افغانان را بوجود مراحم آمود ذات شوکت‌آیات اعلیحضرت سراج الملة والدین جای هزاران فخر و ناز است که در عهد سعادت مهد ایشان هم ملت افغانيه ترقی یافته و هم امید است که زبان لطافت بیان افغانی را نیز شتابانه ترقی نصیب شود . خوشا پادشاهی که بنیاد و اساس ترقی و ملت هر دو را نهاده و عمارت رفیع استقلال و آزادی ملی خویش را تکمیل نموده از آسیب صرصر حوادث مأمون و محفوظ کردانیده است\n\nپس ای برادران محترم وای اخوان محتشم : بیائید ! وقت تنبلی بگذشت و رفت ! ! تابکی به محض گفتگو های زبانی کفایت ورزیم بعد ازین کردار بی گفتار می باید شدن ! ! برخیزید و مصروف حركت و عمل شوید و در تحصیل علم و عرفان بذوق و شوق کوشید و زبان قوم خود افغانی را از السنه غیر ممکن الممانی ثابت سازید ! آیا هیچ مقام أسف و محل افسوس نیست که جميع اقوام عالم برای حفظ حیات نگاه داشت عزت و عظمت قومی خودها سر گرم عمل ، و مصروف حرکت باشند و ما افغانان هنوز هم در خواب سنگین غفلت آسوده خاطر غنوده باشیم و با وجود دست و پاداشتن خود را لنگ و دل و انمائيم و در ماین زندگان مانند مردگان بی حس و حرکت افتادن را بر خود گوار سازیم پس چرا چه شده که بنیاد امام شوکت و عظمت بزرگان و اسلاف ما عرق غيرت و حمیت مارا بحرکت می آرد و نه ذلت موجوده حس بیداری و هوشیاری مارا بر غلیان و هیجان می دارد . حالت کنونی خود را با حالت بزرگان و گذشتگان خود مقابله نمائید و تفاوت ظاهر و بین آنرا بنظاره بین مرده حالتان فرق زمین و آسمان موجود خواهید یافت غیرت باید غیرت همت باید همت ! ! ! بشامت اعمال خودتان نام های شریف آن بزرگان را پایمال و باخاك يكسان نسازید و خود و آنها را بنابر جهالت و بیدانی رسوای عالم نکردانید ! و سعی ورزید تا خود را خالف الرشيد بزرگان سلف خود ثابت کنید"}
{"book": "adl0616", "page": 1646, "text": "۹ سال پنجم شماره ۱۷\n\nای برادران - هند پا را ببینید هر چند که محکوم اغیارند مگر با وجود آن چگونه مجالس و محافل را برای مبادلهٔ افکار و اندیشیدن چارهٔ کار خودشان منعقد میسازند و حتی المقدور به اثبات میرسانند که آنانکه بعزت و آبرو زیستن میخواهند می باید که بزرگان و گزیدگان ایشان بريك نظام کرد آمده برای رهایی و رستگاری ملت خویش هر يك اظهار خیالات خود را بنمایند و بهر تجویزی که اجماع و اتفاق نمودند بران عمل و اجرا گردیده ملت خود را از حضیض ذلت و پستی و پنجهٔ مرض جهل و نادانی نجات دهند !\nپس ای گزیدگان و سر بر آوردگان ملت افغان ! خدا را تن آسانی و راحت گزینی را آرزو دارید ؟ اولا قوم خود را معزز آفاق سازید. اگر خود را مخدوم جهانیان گردیدن تمنا دارید ! از همه بیشتر بیاد که ملت خود را مخدوم ملل سايرة عالم بگردانید والا اگر خود بعیش و عشرت بوده پروای خواری و بیچارگی ملت را نکنید بی شبهه هیچ احدی از ملتهای اجنبی بشما هم پایهٔ قدر و اهمیتی نخواهد گذاشت هر چند که شما خودتانرا سزاوار هر گونه عزت و عظمت شخصی بدانید مگر چون ملت تانرا خوار و ذلیل و بی علم و هنر نگهداشته اید شما را هم بهمان افراد ملت تان یکسان نظر نفرت و حقارت می خواهند دید زیرا:\n\nچو از قومی یکی بیدانشی کرد نه که را منزلت ماند نه مه را\n\nلهذا اگر مقصودتان نگهداشت قدر و منزلت و حصول عزت و عظمت شخصی است پس ملت خود را از قید بی علمی و بیدانشی آزاد سازید و کم از کم سال يك مرتبه يك مجلس شاندار قومی را تشکیل بدهید که دران دانایان کار و سر آمدان قوم اشتراك ورزیده در باب ترقی علم تجاویز و تدابیر درستی بروی کار آورند، و بعد بر وفق هر آن تجویز و تدبیری که مقبول عام شود بران عمل پیرا گردید و بدینصورت ملت عزیز خود را از ظلمات جهالت به اوج ترقی و رفعت رسانید ! خیلی نا انصافی و انتهای بیرونی است که پارهٔ بار اخراجات جزئی و کلی فواید عامه را بردوش حکومت نهادن و از ان يك از شيوهٔ هوش و فرهنك بعيد است که کسی در خصوص هر عمل نيك و بدتان حکومت معظم را جوابده و ذمه دار آن قرار بدهد. چرا که حکومت تنها آیا بکدام کدام امور فلاح و اصلاح ما پردازد؟ آیا در فکر مهیا ساختن لباس و پوشاك ما شود؟ که همه عریان و برهنه ایم. آیا در صدد پیدا کردن ادویهٔ شفا بخش ما شود ؟ که فی مریضان بیچاره و خسته ایم. آیا تدایر استقلال و آزادی ما را مشغلهٔ خود گرداند ؟ که جهانی را مانند خار در دیده میغلیم و عالمی را سودای غارت و تاراج ما در سر جایگیر است. آیا تجاویز معزز و با وقار، و دولتمند گردانیدن شما را بیندیشد ؟ که خسته حال و فلاكت اشتمال و مبتذلید و از پا در آمده اید. و يك جهان بر شما ضحك و استهزا میکنند. آیا به تعلیم و تربیهٔ شما پردازد که بر صفحهٔ کرهٔ ارض تنها شما مانده اید که اسیر بند جهالت و بیدانشی هستید و تا حال در صورتیکه همه اقوام دنیا به سر منزل مقصود رسیده اند تنها قدمی هم نه برداشته اید. آیا بتعلیم و تربیهٔ خواهران و دختران تان متوجه شود که شما نرا از جنوب و مشرق را از مغرب فرقی و تمیز کرده نمیتوانند و بجز از چار دیواری خانهٔ خود از دیگر دنیای فلك السموات والارض چیزی نمیدانند.\n\nآیا این که ذمه داری است که حکومت سنیه حفظ ناموس وطن و آزادی و خود مختاری و نگهداشت فرزندان و عیالداری تان را از شر دشمنان ناهنجار که همواره برای پامال نمودن همهٔ این چیزهای که شما آنها را دوست دارید در کمین اند بر عهدهٔ خود تضمین نموده، و آیا این لطف و مرحمت بی نهایت حکومت تانرا که در راه ترقی تجارت و صنعت و حرفت شما مصروف داشته است کما حقه تقدیر کرده میتوانید ؟\nغرض حکومت متبوعهٔ مقدسهٔ ما جمیع فرایض خود را انجام داده است بلکه بسی کارها را اضافه بر وظیفهٔ خویش هم اجرا نموده مگر با آن هم تنها از تکمیل نمودن همهٔ احتیاج و لوازم و ضروریات تان بی آنکه شما هم با آن يك معاونت و امدادی نمائید عاجز است\n\nصد دلبر کانند بهر بوم و بر و یارب چکند این دل من با همه دلبر\n\nلهذا اگر ترقی خود ها را آرزو دارید بهمه حال حکومت محترم خود تان پسر و مال مدد نمودن شما را لازم و لابد است !\nای افغانان ! اگر لاف دستیاری و معاونت و حکومت میزنید و اگر بقدر جوی هم همدردی حقیقی به آن دارید، و اگر استقلال و آزادی خود را يك چیز محبوب و عزیز می پندارید اگر خدمت وطن و ملت را عزت حقیقی خود می انگارید، پس خدا را پیش آئید و بهر کاری که اول تر لازم است اقدام ورزید. در عقب ماندن و خود را بی حس و حرکت وانمودن هیچ حکمت، و فضیلت و مصلحتی ندارد، و اگر بیدار و هوشیار نمیشوید و بهمین زودیها از خواب غفلت بر نمیخیزید اينك برباد میروید، زاویهٔ غفلت و گوشهٔ عطلت را بگذارید و بمیدان عمل در آئید مجامع و محافل منعقد سازید، و با حکومت مشفق و محترم خود بدرهم و قدم و قلم معاونت ورزید. زیرا ترقی آن ملتی که افراد رعیتی آن خود در گوشهٔ جدا نشسته و جمیع امور را بعهدهٔ حکومت خود با کنند يك احتمال غیر ممکن و يك تصور موهومی است، و نیز هیچگاه آن مملکتی که اهالی آن ذمه دار هم نيك و بد و خیر و شر خود حکومت خود را قرار دهد و تاوان هر نقص و ضرر خود را باو منسوب نماید مهذب و دولتمند نخواهد شد !\nحکومت بمعاونت رعیت کاری از پیش نتوان برد، و همچنان رعیت نیز بی سر پرستی حکومت در هر کار ناکام و بی نیل مرام خواهد ماند !\nهمان انگارهٔ کور و دم افسرده میگردد چو حس موجود میگردد جهانی را فرا گیرد تا یکی ؟ هنوز در غمکدهٔ غفلت و جهالت خواهید ماند ؟ از صوامع و شبستانها بدرائید و با همدیگر مبادلهٔ افکار نمائید و چارهٔ اندیشید تا ازین ذلت و مسکنت موجوده که دارید نجات یابید، غیرت کنید! همت ورزید !! که بی غیرت و همت هیچ کاری را سر انجام نتوان داد ! حیف است که بر ما اقوام دیگر خنده زنند و ما را وحشی و جاهل گویند، و عرق غیرت و حمیت ما هیچ شور نیاید. هر کاری که میکنید اولا با یکدیگر مشورت نمائید و باز هر انچه ارشاد غیرت و ناموسداری باشد آنرا در معرض عمل آورید، اقوام غیر برایان ما هم خنده می کنند چنانچه گاهی ما را به سکها نسبت داده زبان ما را دوغوه نام می نهند و گاهی ما را کاو و خر گفته زبان ما را يك چیزی مهمل و غیر مفهوم قرار میدهند !\nپس ای برادران عزیز ! بعد اینقدر پرگوئیهای حالا معامله را بشما سپرده ام و مکرراً از شما رجا. و خدمت تان التجا میکنم که غیرت کنید"}
{"book": "adl0616", "page": 1647, "text": "صحیفه ۱۰ سال نجم شماره ۱۷\n\nدریای نیکس نیست که در اندلس بود\nآن جوی خون ماست که گشته روان دریغ\n\nآخر چرا شدیم چنین بی هنر چرا ؟\nرفتیم دست بسته بر دشمنان دریغ\n\nاز هند و مرو، سند و بخارا چه کویمت\nهر يك بظلم رفت زما، صد جهان دریغ\n\nزخم دگر که بر تن مجروح ما زدند\nبد تیغ بیدریغ و ایطالیان دریغ\n\nاین تخت دل طرابلس است ای کتاب خواب\nاز دست خواب رفت و ما رایگان دریغ\n\nبار دگر بمرکز اسلام تاختند (۱)\nکنند بیگناه همه مسلمان دریغ\n\nآیا که بود آنکه زما ده لك آدمی\nاعدام کرد و گفت بظاهر که هان دریغ\n\nگر این معظمات (۲) نبودندی ای پسر\nمیکرد ازین جسارت خود بلقان دریغ\n\nزخمی زدند کاری و بردند دست و پا\nاین قوم امن خواه (۱) تمدن نشان (۱) دریغ\n\nاجداد ما بخون و بجان و مال و سر\nگرفت ، و رفت از کف ما رایگان دریغ\n\nکردید خبرهای بزرگان دین ما\nپامال سم اسب نصارا شیان دریغ\n\nایوای شده مساجد ما چرچ (۳) کافران\nناقوس شد بلند بجای اذان دریغ\n\nدقت کنیم رفت چرا ملک های ما؟\nاز ما نکرد ظالم چرا آسمان دریغ\n\nچون نيك بنگریم هم از دست ماست این\nاز خویش اهو ، ناله و از خود فغان دریغ\n\nمانیم باعث همه ادبار خویشتن\nمائیم موجب همه ذلت زبان دریغ\n\nدر قتل خویشتن چونه کردیم خود دریغ\nامید چون کنیم زبیگانگان دریغ\n\nهر تیشه که خورده بپای حیات ما\nما خود زدیم ، آه تاسف ، فغان دریغ\n\nاول برای خویش گرفتیم دشمنان\nزآپس میان خویش فتادیم هان دریغ\n\nاز یاد رفت آیه قرآن که مؤمنان\nدر راه دین خویش ندارند جان دریغ\n\nما ترك اتفاق نمودیم صد فغان\nدشمن گرفت کام زما ، دوستان دریغ\n\nما را تجهل و خود غرضی ها از ره برید\nيك يك گرفت عزت و دولت مان دریغ\n\nروشن کنیم مطلع دیگر بداغ دل\nگردید زخم کهنه ما خون فشان دریغ\n\nغیرت !! چرا که بی غیرت با آبرو زیستن و با عزت عمر بسر بردن محال است . متوجه فلاح و اصلاح خود بشوید و به ترقی زبان شیرین بیان خود بپردازید و برسخنان همزه سرایان دریده دهن، و خرافات سنجان یاده سخن گوش منهید . این بدبختان شوم طالع و تیره درونان زشت سیرت را چون با وحشها معامله نه افتاده است هر چه بگویند معذورند !\n\nچون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند\n\nشما کار خود دوام ورزید ! و در چاره خود مشغول باشید و همیشه پیش بروید و پس رفتن و عقب نشستن را شعار خود نسازید! و همواره دوام عمر و اقبال بادشاه دیانت پناه مراحم خصال خود را از بارگاه رب العالمین خواهید :\n\nخاص از برای مصلحت عام در سال\nمان که چون تو کی نه نشیند بجای تو\n\n( نيازمند احقر العباد مهجور الوطن )\nم . الف .\n\nفي يوم پنجشنبه ۱۷ جمادى الآتى سنه ١٣٣٤\n( احوال اسلام )\nحضرت الفاضل جناب مدیر صاحب والا مراتب كامل ، وسر المحرر على القاب - اقول\n\nدوش آمده بود فکر اسلام بدل\nدل و خت در ان آتش غم چون بسمل !..\n\nدودی از جگر گاه برامد بیرون\nاین سوخته را نوازشی ! ماجدل !\n\n. وان استنصروا كم في الدين فعليكم النصر .\n\nدرد درون زبان نتواند بیان دریغ\nسر نهان سینه نکرده عیان دریغ\n\nاما چوشمه میکنند آخر رهی به نی\nدل هم نهفته می نتواند بیان دریغ\n\nما مسلمیم و درد دل ما ازین ره است\nجز درد دل بیان نتواند زبان دریغ\n\nعمری است زلف یار پریشان بحال ماست\nجز تیرکی ندیده همین دود مان دریغ\n\nآشفته ایم و سخت و سیه بخت و تیره روز\nسر رشته تار تار چو آشفته کان دریغ\n\nاز بس شکسته است دل و وضع و رنك ما\nخندد بما خزان همه چون زعفران دریغ\n\nیکبار روز کار بما خنده میدهد\nبار دگر بخاك شود آسمان دریغ\n\nاین جسم ناز دانه ما تحت لگد شد\nوز ضرب تبر و نیزه شکم این و آن دریغ\n\nاز یادما نرفته که چون رفت اندلس\nچندین هزار کشته شد اسلامیان دریغ"}
{"book": "adl0616", "page": 1648, "text": "صفحه ١١\nسال پنجم شماره ۱۷\n\nمن گریخت از کف اسلامیان دریغ غیرت نماند در دل این پهلوان دریغ\nآن پهلوان که کوس لمن ملک مینو اخت امروز ملك اجنبيان شد فغان دریغ\nآن پهلوان که مغرب خود شید اندلس آورد زیرپا ، زچه شد ناتوان دریغ\nان پهلوان که مطلع خورشید (٤) را گرفت امروز خفت طالع بختش چسان دریغ\nاسلام بود منبع من علم وفن هنر امروز از چه معدن جهل است آن دریغ\nاسلام بود صاحب قوت مدار علم برخاست اتفاق زمانین شان دریغ\nمشهور بود در همه عالم حسام هند امروز نام مانده از آن تیغ ایشان دریغ\nافسوس و آه و ناله و شيون هزار حیف فریاد و داد و مره و وای وفغان دریغ\nدیگر قلم بیان نتواند ، چنان کنم ! اتش بخامه میزند این داستان دریغ\nاین بار خانه باله مدينه است در خطر امروز مکه میرود اسلا میان دریغ\nاخبار مرقد نبوی در خطر بود چون مشهد امام رضا دوستان دریغ\nآتش گرفت کاغذ من خامه سوخت سوخت طاقت دگر نماند مرا مردمان دریغ\n« پریشان »\n\n(تشریح)\n(۱) (۲) مرکز اسلام یعنی اسلامبول\n(۳) روس و انگلیس\n(۳) یعنی کلیسا\n(٤) عبارت از چین\n\nحوادث خارجيه\nمكتوب\n\nعيناً ورقه که از طرف جناب ، کنور صاحب مرسان ورام صاحب ها تهرس ، نام ذات اصیلی و نجیبی که درین اوقات بدولت متبوعهٔ خود ما افغانستان مهمان میباشند به ادارهٔ سراج الاخبار افغانیه رسیده است که در اخبار شایع شود —\n\nبك نهایت ضروری خط\n\nقدر و باغ بادشاه ( کابل ) تاريخ ١٥ فی - ١٩١٦\nدوست عزیز من جناب ایدیتر صاحب سراج الاخبار - معاف فرمائید من شما را قدری تکلیف میدهم - من حیران شدم که در چند اخبار هند خواه نخواه مرا بدنام میکنند - من میخواهم که بواسطهٔ شما ردید سخن ما را بکنم -\n\nگفته اند که من خود را یک بزرگ مهاراجه ساخته در ستاف اعلیحضرت قیصر داخل شدم این مرا ناحق تهمت میدهند - من هرگز خود را مهاراجه به خیر راجه هم نگفتم - و نه هیچ بار در ستاف یادر تو کری دیگر داخل شدم — البته میخیان دیدن حالت جرمنی در وقت جنگ در آن ملک رفتم آنجا دولت جرمن بمن بسيار التفات نمود و مرا موقع داد که من جنك را از خندق پیش ترین و از طیاره ( ایرو پلین ) دیدم و همین نیست بلکه اعلیحضرت قیصر خود مرادیدند - بعد ازان مسئله هندوستان آشیارا با دولت عاليه جرمن درست کرده و ضروری سندها را گرفته طرف شرق حرکت نمودم --- با خدیو مصر و شهرادگان ووزراء معه مشهور و معروف انور پاشا و با اعلیحضرت خليفه مبارك سلطان المعظم ملاقات کردم - از دولت عالیه ثانی هم مسئله هندوستان و شرق را درست کرده ضروری سندها یافتم - همراه من افسران جرمن وترك و مولوی برکت الله صاحب برای اعانت فرستاده شدند و هنوز همراه من هستند - با وجود خطرها وتكليف های سخت از مرحمت آدم خدا کود راه بغداد و اصفهان به افغانستان\n\n(۳۳۱)\nاز یاد کارهای سیاحت تزیین سنه ۱۳۳۱\nموتر لیموزین در اثنای سفر در یکی از استیت ها باستراحت نموده است\n\nامده و حالا بموجب اعلان بیطرفی اعلیحضرت امیر صاحب بیکار اما بارام و احترام مهمان دولت شما هستیم - باید که دوستان من این را دانسته باشند - و اگر ممنون نمی شوند هرگز چیزی فضول شکم بند - من دشمن هیچ آدم یا قوم نیستم - من دوست عام هستم - من فقط این میخواهم که هر کس و هر قوم در خانه یا ملک خود بآزادی و آرام باشد و این طور جنگ و جهد از دنیا زایل شود —\n\nرائم\n\nمهندر پرتاب خادم عالم و هندستان و دوست تودهٔ عیسائی هندو مسلمان کسی که آن را کشور صاحب مرسان و راج صاحب ها نهرین می گویند مکرر — برای خیال و کار شخصی من هیچ دوست من یا برادر حقیقی من راجه بهادر مرسان علی گر یا برادر نسبتی من مهاراجه صاحب جهیند نجاب با مدرسه صنعت و حرفت پریم منهاد ایاله برند این مسئوله و جواب ده نمیباشند —\nم - پرتاب"}
{"book": "adl0616", "page": 1649, "text": "حیفه ۱۲\nسال نجم\nخبرهای راجع بایران\nایران کنون\n\nشماره ۱۷\nانتشار داشته و اسباب اضطراب اهالی بوده قونسول روس متوسط اعلان جریان جنگ را در نواحی ساوجبلاغ ما بین قشون روس و عثمانی یابد، ابتدای جنگ از تاریخ هشتم شهر صفر شروع شده جنگ او مابین پیش قراولان روس و عده از اکراد و مجاهدین محمد السلطنة تری گردید. مدتی است که انتشار دارد يك عده قشون عمده عثمانی اطراف ارومیه حرکت کرده است در این دو روزه آخر گفته میشود که از موی را هم يك قشون منظم عثمانی عبارت از ده هزار نفر سمت ساوجبلاغ ترا است. عده قشون روی روز بروز زیاد میشود این دو روزه شنیده میشود تایمان معروف که چند سال قبل رئیس کشتی رانی دریاچه ارومی بود از طرف از جنك هم وبس قونسول المان بود باقشون عثمانی همراه است . در کردستان و ساوجبلاغ عوامل المان وعمانی تحریکات خود را ترویج داده باعث هیجان فوق العاده میشوند بموجب اخبار اخیر بانتشار کافی برای اکراد فرستاده شده و آنها هم حاضر دارند عملیات میباشند.\n\nجريده رعد مینویسد:\nوضع شهر آرام است کلیه معاملات و تجارت بکلی مسدود گردیده تنها کشمکش و نبرد تایک اندازه رونقی به تجارت میدهد کدورتی که در اهالی حاصل شده بود دوام دارد. نظر بانکه در شهر باره شاید یکی از دیپلوما نهائیکه اخیراً به انجا ورود نموده است. در صحبت با همکار ما راجع به اوضاع ایران اینطور حکایت کرد: - من سالهای ساله است که ملت ایران را می شناسم و از صمیم قلب تأسف میخورم که دامان ملت مشار الیه هم گرفتار پنجه ماجرا جویانه المان شد . حرکات هیجان آمیز و مخالفتیک که فعلا در ایران و علیه ما و متفقین ما انگلیسها در کار جریان است چندان قابل ملاحظه و حائز اهمیت نیست زیرا که حکومت ایران تاکنون قشون منظم دائمی که بتواند بر علیه ما بکار برد نداشته و نخواهد داشت. تشکیل یک اردوی محارب در ایران از ممتنعات است و المان هم قدر در این راه جدیت و جانفشانی کنند هر مقدار طلا وماشین وآلات و ادوات جنگی هم به ایران حمل نماید باز مقصود خویش نائل نگشته فائده و نتیجه را بهره مند نخواهد شد. برای اجرای مقصود فوق وطن پرستی که با شرایط جنك كنونی پیشرفت مقصود است پیش از همه چیز لازم است لیکن بوی وطن پرستی به مشام ایرانیها رسیده و احساسات وطن پرستی اصلا در آنان وجود ندارد . ماتیکه معتقد باشد که ( حق باز و راست ) و روی این زمینه نشو و نما و تربیت یافته باشد. منشیکه پیوسته عید و دلیل بوده : ملتی که در قرن بیستم و عصر تمدن بوی قانون به مشامش رسید. باشد و هیچ قانونيرا نشناسد ملتیکه قدر و قیمت حیات و سعادت خویش را نداند : ملتیکه به نمایندگان و مامورین و حکومت خود از بزرگ و كوچك ) رشوه دهد و از اخاذی و هزاران آمدی وظلم وجود آنها چشم بپوشد هر قدر هم با صبر و بردبار و شکیبا باشد باز نمی تواند اردونی تشکیل دهد . ایرانی زارع صالح است. اما از هر گونه احساسات و تمایلاتیکه سعادت و یکی وی در ان باشد دور و پرهیز کار است. ایرانی صلح طلب است اما در تمام دوره حیاتش جویا و - و استکار همین چیز است : که مامورین و حکام و نمایندگان حکومت کمتر از او رشوه گیرند و کمتر اخاذی نمایند و بار عوارضیکه در این روزهای اضمحلال و انقراض مملکت روی تحمیل شده کمتر و سبکتر گردد .\n\nدر گفته\nآنچه میگویند همین\nاز مجاهدین چند روز از طرف\nاز کرمانشاهان به حوزه آن شد\nوایلات کرمانشاهان هم با\nمساعدت کرده عده مواز\nفرستاده اند يك عده از مجاهدین\nرو جرد و بختیاریهای جا\nانك هم که اخیرا بسمت کرمان\nهان رفته بودند بلها ملحق شد.\nاند و در بین آنها بعضی از تار\n\nعمارت منزلگاه باغ تمله\n\nهم میباشند و بعد از واقعه جنگ کنگاور در صحنه رای خودشان استحکام تهیه کرده و بر طبق يك خبری که هنوز از مراکز رسمی تائید نگردیده آقای نظام السلطنه هم با نجهزار سوار به صحنه رفته اند. بنا بر این خراجی باید احتیاط تاق می کنیم .\n\nدر کرمان\nجریده طوفان منطبعه کرمان تاریخ چهارم شهر صفر مینویسد: از طرف قولو لکری المان در کرمان ابلاغیه منتشر گردیده است يك عده از قشون انگلیس با قورخانه کافی در خاک بلوچستان وارد شده با بهرام خان که یکنفر از سردار های بلوچ است جنگ نموده نفر باید مرکز و بیست نفر از قشون انگلیس مقتول و مجروح گردیده ما بقی فرار نموده\nعده مجاهدین\nاز کرمان خبر میرسد که عده مجاهدین روز بروز زیاده تر میشود و از طرف\n\nدر ارومیه\nاز ارومیه مورخه بیست و نهم صفر مینویسند :"}
{"book": "adl0616", "page": 1650, "text": "سال پنجم\nشمارهٔ ۱۷\n\nجنگ عمومی تا دو ماه پیش بالغ بر ۱۵ ملیون مقتول شده است.\n\nقشون عثمانی در فرونت استالی\nاز رم خبر میدهند که در میدان جنگ ایتالیا و اتريش يك عده از قشون عثمانی وارد شده اند این عده بالغ بر ده هزار نفرند و از فرونت دار دانل بانجا اعزام گردیده اند.\n\nاقدامات در سالو تيك\nاز قرار اشعارات آژانس پتروگراد ۱۲ طيارة آلمانی ۷۸ بومب به سالو نيك انداخته اند.\nدر نزدیکی سالونيك چند محت البحری آلمانی دیده شده است.\n\nتدارکات برای مصر\nدر عثمانی برای حمله عصر اقدامات جدی و تدارکات قطعی دیده میشود فعلا يك اردوی صد هزار نفری با دویست و پنجاه توپ صحرائی که اغلب آنها توبهای سنگین هستند و علاوه براینها هزار و پانصد اتو موبيل تدارک شده است اگر قشون احتیاط را نیز که برای اعزام بمصر تهیه شده بحساب بیاوریم کلیه قوای اعزامیه مصر عبارت خواهد بود از سیصد هزار نفر با مهمات لازمه فرمانده کل اردوی مصر جمال پاشا در موقعی که از اسلامبول حرکت میکرد این عبارت را تقریر نمود : « یا باید با فتح و غلبه مراجعت کنم و یا باید کشته شوم ».\n\nبخشش امیر اطور اطریش\nهشت نفر روسی را مدتی قبل به عناوین جاسوسی و غیره در اطریش دستكير و اخيرا حكم اعدام آنان صدور یافته بود اینک امپراطور اطریش بنا به وساطت « الفونس سيزدهم » پادشاه « اسپانی » هشت نفر روسی را که یک نفر آنها محرر جریده « نورویه ورمیاه » بوده است بخشیده است.\n\nاز جراید روسی\nمنظرهٔ قشون کشی به هندوستان\nاز مراکز بسیار عالى وموثق « اسلامبول » اطلاعات فوق العاده جالب توجه در خصوص اعزام اردو و قشون کشی آلمان و عثمان بطرف « هندوستان » « و آن » رسیده است.\nبطوريكه معين شده است از يك ماه قبل بدین طرف مامورین نظامی « برلن » و « قسطنطنیه » يك نوع تداركات بسیار عظیمی برای قشون کشی بسمت « خلیج فارس » مهیا کرده و انعکاس تدارکات نوعی بوده که در آن نواحی تهیه های نظامی مزبور را برای قشون کشی بسوی « هندوستان » معرفی و منعکس گردید.\nدر اواسط ماه « دسامبر » « مارشال چون در کولتز » با « آن ماژور مخصوص خویش و عده کثیری صاحبمنصبان آلمانی و عثمانی برای تشکیلات اردوی نیرومند و جدیدی به طرف « بغداد » رهسپار گشت.\nپس از آن معادل ۱۵ هزار نفر قشون آلمانی که مرکز و اساس تشکیلات اردوى جديد التاسيس عراق عرب محسوب می گردید بسوی حرکت می نمودند.\nعقاید مراکز مطلعه بر این است که ( مارشال ون در کولتز ) شخصه ریاست و فرماندهی کل این اردو را بر عهده خواهد گرفت.\nاراضی و نقاط بين النهرين محل عملیات کارکنان دولت آلمان گردیده و اشخاص مزبوره برای فراهم ساختن عده مکفی قشون بدون انديشه و حساب مبالغ هنگفتی خرج کرده و از هیچ نوع مصارف نقدی مضایقه\n\n۱۳\nی آنها بداو طلبان تفنگ پنج تیر و موزر میدهند در خارج شهر چند روز ها را مشق می کنند تا چند روز ديگر يك دسته آنها بطرف یمن حرکت خواهند کرد.\n\nاخبار طهران\nجرده طوفان کرمان راجع به اخبار طهران مینویسد که در بیست و هفتم نوامبر رعایای روس و انگلیس از طهران فرار کرده و قزوین رفته اند و در مراجعت از قزوین حمله بقشون روس کرده و انها را تا هشت فرسخی رشت عقب نشانده اند — والی پشت کوه با جمعی از کسانش وارد قزوین شده و سوار هایش در شرف ورودند :\n\nجنك ساوجبلاغ\nجنك بين قشون روس وعساكر عثمانی در ساوجبلاغ و میان دواب در این چند روزه اخیر شدت نموده و بقرار اطلاعاتی که میرسد رشته جنگ بمیان کشیده شده و فعلا زد و خورد سخت در این نقطه شروع شده است. بموجب خبریکه میرسید عده قشون عثمانی در این حدود بالغ بر بیست هزار نفر میباشد.\n\nقشون عثمانی در اذربایجان\nاینها از تبریز می نویسند : قشون عثمانی در خاک اذر بایجان فعلا بالغ بر چهل هزار نفر میباشد که بیست هزار نفر آن بسمت ارومیه رفته و بیست هزار آنهم در سمت ساوجبلاغ و میان دواب مشغول جنگ هستند.\n\nمجاهدین شیراز\nاخیرا هم يك عده مجاهدین شیراز بطرف برازجان حرکت نموده اند و از رعایای آنجا هم مالیات وصول شده و بمصرف مجاهدین میرسد. از قراریکه هم به برازجان راجع باوضاع شیراز مخابره نموده اند.\n\nدر کرمانشاهان\nاز منابع خارجی خبر رسیده است که جمعیتی از قشون عثمانی مجددا بکرمانشاهان وارد شده اند.\n\nخبرهای جنگ اوروپا\nاز جراید قفقاز\nغرق کشتی ایطالیائی\nيك کشتی جنگی ایتالی که از ( برندیزی ) حرکت کرده و چندین مدن آذوقه وما كولات با چهار صد و بیست و پنج نفر قشون قره داغ حمل می کرده به مین برخورد و غرق شده است از مسافرین کشتی مزبور یکصد نفر تلف شده اند.\n\nاتوموبیل های جدید الاختراع\nاز ( دويتشك ) روز نامه پيرژاو ياويد ومستی خبر میدهند که آلمانها در جبهه (روينا) يك نوع اتوموبیل ها - یعنی مو ترکارها - نوظهور و برقوت استعمال میکنند و در این اتوموبیلها عوض بنزين بسهولت ميتوان الكل و اسپریت بکار برد اغلب این مراکب جدید الاختراع دارای چهار طبقه و بطور مکمل زره پوش هستند و در روی برف و یخ نیز بواسطه آلات مخصوصه حرکت میکنند و بوسیله اینها قشون و توبهای سنگین حمل و نقل میشود.\n\nتلفات جنك بين المللي\nبنا بر معلوماتیکه در مطبوعات لندن منتشر شده است « مسیو ( کورتی ) » در مجلس اعیان اظهار داشته است که عده تلفات"}
{"book": "adl0616", "page": 1651, "text": "سال پنجم باره ۱۷ صحیفه ١٤\n\nندارند و عشایر اعراب را دعوت مینمایند که داخل قشون کردیده و برای جنگهای قریب الوقوع مهیا باشند و به اعراب مزبوره از هیچ نوع مساعدت مالی و نویدهای لازم فروگذار نکرده و در ازای معاونت عسکری آزادی و تامین حقوق سیاسی وعده میدهند.\n\nخطوط آهن بين « بغداد » و بندر ( از میر ) از چندین هفته قبل در تحت نظارت مامورین نظامی آمده و تمام قطارهای راه آهن مخصوص و مشغول حمل اسلحه وذخاير جنكي بطرف بغداد می باشد . و متعاقب باز شدن راه مستقیم برلن و قسطنطنیه از جانب بلغارستان و « صربستان » پیوسته مقادیر هنگفتی اسلحه و مهمات رسیده و پشت سر هم بسمت عراق عرب اعزام میگردد\n\nموجب نقشه بسیار عظیم و پرطول و عرض که اناماژور کل آلمان برای انجام قشون کشی هندوستان تدارك کرده است. اردوی جدید التاسیس مزبور مرکب خواهد بود از قشون هایی که فعلا در مراکز نظامی بین النهرین اقامت دارند و عساکر آلمانی که برای تقویت و امداد وی معین گشته و قوای تازه که در همانجا مبادرت به تشکیلات آن نموده اند.\n\nمطابق نقشه مزبور اردوی جدید اعزامیه « هندوستان » موافق خط راهی که ( اسكندر كبير ) مقدونى بسوى ( هند ) عزیمت کرد طرح ریزی شده و میخواهند از همان راه بقصد برسند .\n\nمقصد اولیه این اردوی بزرگ آنست که اراضی مرکزی ایران را اشغال کرده و سپس از شرق ( ایران - سیستان - بلوچستان ) از طرف بلوچستان به « هندوستان » حمله می آورند .\n\nاین عملیات و تدارکات جدید توجه عثمانی ها را خیلی بخود جلب کرده است . چرا که اغلب از سیاسیون آن مملکت تصور می نمایند که با این ترتیب و با همراهی و مساعدت « قیصر ويلنهم » حاکمیت سیاسی و نفوذ معنوی خود را بر تمام ملل و ممالک اسلامی بسط و توسعه خواهند داد.\n\nروح اين مقصد و محرك حقيق این جنبش های بزرگ علما و روحانيون و مراکز نظامی دولت عثمانی میباشند : بدین ترتیب اشخاص مزبوره احساس میکنند که با استیلا یافتن درباره قسطنطنیه به « هندوستان » مهلك ترين ضربت سخت به قلب انگلستان وارد کرده و مهمترین مستعمره عظيم الجثه وی را از دستش گرفته کار او را خواهند ساخت.\n\nاین اردوکشی بطرف هندوستان از قشون کشی و حمله بمصر مستقل و جدا گانه خواهد بود . فرمانده کل قوای اعزامیه مصر جمال پاشا است که فعلا باسلامبول آمده است.\n\nبطوريكه مراکز مطلعه سیاسی و دیپلوماسی مؤتلفین در یونان اظهار عقیده مینمایند . این تدارکات و قصد اردوکشی به هندوستان خالی از حقیقت و معنی نیست چرا که نفرات قشونی عثمانی که هنوز مسلح نشده اند بسیار زیاد میباشد و مقدار کثیری سرباز برای آن از داخله آن مملكت تدارك میشود و علاوه بران پس از باز شدن راه بالکان و رسیدن هر قدر اسلحه که لازم باشد تشکیلات جدیده این قبیل اردوهای بزرگ دچار مشکلات نمیگردد . ( روسکویه اسلوو )\n\nخبرهای جنگ اوروپا\nورود اسلحه المان بعثمانی\n\nبر حسب اطلاعیکه از « صوفیه » رسیده است بلغارها با نهایت جدیت و سرعت مشغول کشیدن يك خط آهن جدیدی شده اند که در دانوب . ممتد شده و از « روجوك » شروع كرديده و به بندر دانوبی « ويدن » ميرسد .\n\nاین خط آهن بيك خط آهن جديدی که المان و اطریش نیز در تمامی ساحل دانوب و سربستان از « کلاه روا » شروع گردیده متصل میشود . حمل و نقل مهمات و حرکات عسکری بقدری زیاد است که رودخانه دانوب و خط آهن فعلی کفایت آن را نمی نماید . این دو خط آهن فوق العاده مهم در آخر ماه ژانویه با تمام رسیده و از طرفین بهم میرسند .\n\nدر تمام استاسیون ها و بنادر رودخانه دانوب « بلغار » و « صرب » يك فعالیت و جدیت شگفت آوری حکم فرما است . همه روزه ديويزيون ها و دسته جات قشون المان و اطریش و مقادیر عظیمی مهمات جنگی شحن و بسوی مشرق میروند مخصوصا ورود و خروج توپ های سنگین و قطارهای مملو از مهمات آنها بیشتر از همه موجب حيرت انظار است .\n\nتمام اینهائیکه ذکر شد از راه آهن های المان و اطریش وارد شده و بسمت عثمانی و مشرق حرکت مینمایند .\n\nمقاله\n\nضرور - بیدار بشو - ضرور\n\nاز زبان هندی اصلی عینا ترجمه :\nکسی در هندی خوب گفته است جو جا کی سو باوی جو سوی سو کوی یعنی کسی که بیدار است هر چیز که می خواهد می یابد اما کسی که در خواب است هیچ نمی یابد - افسوس که مردمان این نصیحت را میدانند باز در خواب میباشند - برادران این وقت خواب نیست به بینید که احوال زمانه چه شده است مردمان دور زمین می کنند و شما در دیگر اتاق خانه نمی بینید . کسی کر میخواهد که خدمت شما کند شما هیچ متوجه نمی شوید - آن الله اگر شما را تا کید هم می کنند شما جواب هم نمیدهید - این چه طوری شود - باید که شما از خواب برخاسته احوال زمانه را فهمیده مددی دیگران را کنید - هیچ وقت این مذر قبول نخواهد شد که مادر خواب بودیم هیچ سخن دوستان نه شنیدیم - نه - خبر نه - این قصور شما هست اگر شما یک جانمی شوید و برای مدد کمر بسته نمی کنید بشنو : -\n\nقصه\n\nدو مسافر بودند - در يك سرائی قیام کردند - يك خوابید و يك هنوز بیدار بود که دزدها آمدند - مال آن که خوابیده بود بردند . اما يك دزد که جای آن آمد که بیدار بود گرفتار شد - مال آن نه رفت و روز دیگر از حکومت انعام هم یافت -\n\n[ بیداری مثل بیکاری ]\n\nاین هم بعضی اوقات میشود که مردمان بیدار هستند و همه قصه خود را هم میخواهند سعی هم می کنند اما سخن یک دیگر را نمی شنوند . چرا - زیرا که اتفاق نیست و یا در میان هیچ واسطه نیست - اگر اینصورت میشود باید که همت کرده اتفاق کرده شود و در میان وسیله پیدا کرده شود - ممکن است که یک دوبار ناکام یابی میباشد اما آخر ضرور فتح است بشنو\n\nقصه\n\nپادشاهی بود که آنرا شکست فاحش شد - آخر در جنگل فرار کرد - آنجا نشسته بود و در خیال خود کشی بود که دید که یک ماکيون از يك درخت بر دیگر درخت رفتن می کرد اما در میان افتاد - بار دیگر"}
{"book": "adl0616", "page": 1652, "text": "صفحهٔ ۱۵ سال پنجم شمارهٔ ۱۷\n\nاعتراضات بر محصول قطی کو کرد -\nلندن ۸ اپریل ۵ جمادى الثانی -\nدر باب محصول مجوزه بر قطی کو کرد مشکلات پیداشده است مالکان کارخانه قطی کو کرد سازی فروش قطی ها را موقوف فوده اند -\n\nتجارت جرمنی بهمراه ناروی -\nلندن ۱۰ ماه اپریل ۷ جمادی الثانی -\nبقرار بیانات اخبار افتن پوستن جهازات جرمنی از هيمبرك روانه شده در محور ناروی داخل شده بهمراه آن تجارت قایم کرده اند ذغال میبرند و ماهی وئیل و غیره می آرند - نامه نگار ناتمز مقیم آیستند نیز تصدیق نقل و حرکت جهازات تجارتی جرمنی می نماید -\n\nغرقاب جهازات -\nبذريعه تحت البحر جرمن\nلندن ۹ اپریل ۶ جمادی الثانی -\nجهاز انگلیزی موسوم به ( شمله ) غرقاب شده است جهاز برطانوی موسوم به آومتن غرقاب شده است -\n\nلندن ۱۰ اپریل ۷ جمادى الثانی -\nجهاز برطانوی موسوم به زفره غرقاب شده است دو لنگر دیگر جهازات برطانوی موسوم به سلك ورتهه هال و كاين آموند غرقاب شده اند - سه نفر از جهاز اول الذکر مفقود می باشند -\n\nلندن ۷ اپریل ۴ جمادى الثانی -\nجهاز کمپنی بی آیند او غرقاب شده است از اهل جهاز ۱۱ نفر تلف شده اند -\n\nغرقابی دیگر جهازات -\nلندن ۸ اپریل ۵ جمادى الثانی -\nجهازات برطانوی موسوم به جانتالا و برون تن وجهازات دنمارك موسوم به سینت جرتی بورك وكلائيد غرقاب شده اند ۹ نفر از جهاز اول الذکر ضائع شده اند -\n\nمحاربات بلقان\nلندن ۹ اپریل ۶ جمادى الثانی -\nاینه - جرمنی یونان را متنبه ساخته است که مهاجمه بلغار به و جرمنی در مقدونیه یقینی می باشد -\n\nحالت یونان -\nوزیر خزائن مستعفی شد -\nلندن ۹ اپریل ۶ جمادى الثانی -\nاینه - موسیو د را کومس وزیر خزا ئن با وجود منت و سماجت رفقا خود از سبب خالی شدن خزائن و از ترس حمله جات که برای کالی دوایسی بعض علاقه جات مفتوحه مقدونیه به ترکی کرده خواهد شد مستعفی شده است -\n\nحالت چین -\n۷ اپریل ۴ جمادى الثانی\nنامه نگار مارنتك پوست مقیم تنيت سين می گوید که حالت عمومی چین رو به اصلاح نه اورده است اخبارات که قبل ازین حامیان خانه دان\n\nکرد بار دیگر افتاد - پارسوم بجای مقصود رسید - این را دیده همت کرد و چند مرد ما را فراهم آورده جنك نمود و بعد چند روز این قسمت فتحیاب شد و نامدت در از سلطنت کرد - مردم خواهش کار دارند اما صورت آغاز نمیدانند\n\nدرین حالت بسیار افسوس ناك است این همان وقت می شود که يك آدمی کم است این وقت فقط آن آدم لازمی است که همه چیز را فراموش کرده از نتیجه بحث نمی کنند بلکه خود نیاز شده پیش میرود - پس به همراه آدم البته بسیار مردمان می آیند و آخر کامیابی حاصل می کند -\n\nتواریخ\nمليکا انگریز در فرانس بودند و کلیتاً بر اصف فرانس قابض بودند آن مردمان فرانی خواهش پیدا شده بود که انگریز را از ملک خود اخراج کنند اما هیچ طریق ندانستند - آنوقت يك زن که نام او ( جان دارك ) بود همت کرده از خانه حرکت نموده برای آزادی ملک خود قیام گرفت - مردمان از هر چهار طرف فراهم شدند و ملک را آزاد کردند -\n\nچه انتظار آدم خاص لازم است\nاخیر نه آدم خاص هم همان وقت پیدا میشود که در مردمان پیدا میشود و آن آدم هم يك از ما است - کسی خوب گفته است\n\nکه اینو اینان همان چیز می گویند که در خیال مردم پیدا میشود - و این ما هست که ما همه يك يك این خیال کرده که من اگر کار نمی کنم کار نمیشود کار خیر را آغاز می کنم - اگر ما این طور فرض خود را بکار كنيم بلاشك نا کامیاب و با خریشیان می شویم - بشنو -\n\nقصه\nسلطانی يك حوض بزرك تيار كرد و حکم داد که هر کس از شهر يك ظرف آب در ان بندازد - اما همه این خیال کرده که ما اگر من نریزم چه مضایقه است دیگران البته می اندازاند هیچ کس نه آمد و حوض خالی ماند - دیگر روز پادشاه این دیده ناراض شده حکم داد که هر کس که آب انداخته نام خود را بنویساند - همه رفتند و حوض در يك روز پر شد -\n\nحاصل مطلب\nبيدار بشو - بيدار بشو - بيدار بشو\n\nآخر ترین خبر ها\n\nجرمنی و بلجیم -\nلندن ۸ اپریل ۵ جمادى الثانی -\nالمتر دم - گورنر جرمنی مقرر بلجیم اهل بلجیم را حکم داده است که در مكتوبات و خط و کتابت رسمی زبان جرمنی استعمال کرده شود و ازین معلوم میشود که بلجیم را جرمنی بصورت قطعی و دایمی مالک خود کرده است -\n\nبحریه هوائی انگلستان -\nلندن ۸ اپریل ۵ جمادى الثانی -\nدیلی تلگراف می گوید که لاردمان تيك نيز از مجلس بحربه هوائی انگلستان مستعفی شده است -"}
{"book": "adl0616", "page": 1653, "text": "سال پنجم صحیفه ١٦ شماره ۱۷\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجه اول و دوم\nزند كانى جاودانی هر قوم وملت ( تاریخ آنست . (سراج التواريخ) آئينه حیات نمای ملت جلیل افغانست . زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس یافتن دولت افغانيه عاليه بحت میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین درسگاه عبرت . و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . و هر فرد از افراد ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند مردمك چشم در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان خان فرمانروای صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة والدین ، تألیف و تدوین و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه کابل بزیور طبع آرایش و تزئین یافته است . جلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل غور و بحث میکند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زایی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس میمنت مأنوس اعلیحضرت و ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان ، طاب ثراه واقعات تاریخیه را جامع میباشد و کاغذ اعلا تحروف تیپ بطبع رسیده است ، قیمت کتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است .\nنمبر (۱) پشتی چرمی جرم تصویری دانه دار کابلی پخت چهار کنج و جدول طلابر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای امتیاز دار مجلد بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی –\nنمبر (۲) پشتی مقوارویه کرمانی چهار گنج و زیر جرم فریبای رنگین حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء مجنه سیزده روپیه پخته کابلی –\nنمبر (۳) پشتی مقوا رویه گیره لاجوردی چهار کنج و زیر جرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مجلد جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی –\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی بره کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مجنه کوک بندی شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی –\nنمبر (٥) پشتی مقوارویه ابری سرخ چهار کنج و زیر گیره سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء مجنه كوك بندى شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی –\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان مرجانه\nدر بازار ارگ از کسی از دکان عبدالله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواريخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون ولا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از آنکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز کرده خواهد شد فقط\n\nدر جهانخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریریه\nمحمود طرزی\n\nشاهی بودند اعلان میکنند که یوان شکانی برای قیام علی الدوام بر منصب موجوده خود عزم بالجزم نموده است چین جنوبی نسبت بسابق برای بر طرفی یوان شکانی آرام اند\nحامیان خاندان شاهی بسر گرمی زیاده تر اصرار می نماید طرز عمل حامیان نظامی صدر اعظم مشتبه شده است – در پیکن کوشش کرده می شود که افسران و تعلقات آنها را از خروج از پیکن باز داشته شود تا در ملك خوف و دهشت منتشر نشود و در شهر بر دیوارها اشتهارات برای تسکین خاطر عوام الناس چسپانیده شده اند فقط –\n\nاخرتين خبر تلگرافی\nفتح عظیم الشان عساكر منصوره اسلامی در عراق عرب همه اردوی عسکری انگلیز اسیر شد )\nلندن ٢٩ ماه اپریل – ٢٦ جمادی الثانی –\n( قط ) مسخر گردیده است .\nخبر من بعد – اعلان رسمی متعلقه تسخیر قط بیان میکنند که بعد از مقابله و مدافعت ١٤٣ روزه و برداشتن مصائب قسما قسم جزیل تونشند از سبب قلت ذخائر خوراك مجبوراً اظهار اطاعت نموده است . او اتواب و جبه خانه ها را پیشتر زیاد کرده بود . در كوت كركاه او ۲۹۷۰ نفر سپاهیان برطانیه و شش هزار نفر سپاهیان هندی بودند – که همگی تسلیم و اطاعت کردند .\nلندن ٣٠ ماه اپریل – ٢٧ جمادی الثانی\nبطور رسمی اعلان کرده میشود که شب ٢٩ ماه اپریل ٢١ جمادی الثانی برای فرستادن يك لنجر جهاز ذخائر خوراك برای اهل قلعهٔ قط جد و جهد کرده شد –\nلا کن افسوس که کار گر نشد – طیارهای ما معلوم کردند که جهاز مذکور در مشرق قط بفاصلهٔ ٤ میل برخشکی رفته اسیر شده بود .\n[ حضرت الله عظیم الشان وعده فرموده است که حافظ دین حق خود ذات اقدس خداوندیست ، و این حق است که ما بران ایمان داریم کرامات اولیا نیز حق است که از زمرهٔ معتقدات ماست . آیا آن ارواح مقدسه كه دفين خاك عطرناك آن بقعه شریفه است . هيچ يك تأثير معنوی با اردوی ظفر آبروی عثمانی که از عصرها بخدمت آن مقامات مقدس افتخار داشته اند مدد نرسانیده باشد ؟ البته که رسانیده است ! سراج الاخبار ]\n\nتلفات افسران عسکری انگلیزی\nاز هشتم ماه اپریل الی سی ام آن ماه از قرار راپورهای رسمی خود انگلیزها در رزمگاههای مخالف از قرار ذیل است :\n\nافسر مقتول ابریل مافسر مقتول ابریل\n۱۱۷ ۲۰ ٤٥ ٨\n٦١ ۲۱ ٦٣ ۱۰\n۲۳ ۲۲ ۲۹ ۱۲\n۱۱۷ ۲٥ ۱۱۹ ۱۳\n٦١ ٢٦ ٥٨ ۱٥\n۹۰ ۲۷ ٥٠ ١٦\n۱۲۰ ۲۸ ۹۷ ۱۷\n۹ ۲۹ ١٢٦ ۱۸\n۳۰ ۳۰\nمجموع کل ١١٣٥"}
{"book": "adl0616", "page": 1654, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رهایی یابیم ممکن نشد لهذا با ڈاکخانه مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده با ڈاکخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما برساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را مشعر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فرداً فرداً بواسطه آدمهای ڈاکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه | چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه | هشت روپیه کابلی\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول میشود\nيك طلای پوند انگلیزی پانزده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر به شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق شق و در سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nختم القطعهٔ روی زمین\nدر ۲۹ روز\nآسیا، اوروپا، افریقا\n( ضمیمهٔ عنایت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوشکاران عرفان جلوهٔ عرض میدهد. بدست آرید، بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید، چه چیزها میشنوید، چه لذتها به سرورها میگیرید، علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر!\nاین اثر از سه جلد مرکب و دريك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و با (۱۰۵) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محكم و استوار: هر کس که میخواهد همینقدر که بنفس مطبعهٔ مبارکهٔ دائره افغانان به (عبدالرءوف) خان سر مرتب مطبعهٔ مبارکه یا در بازار ارگ کابل در دکان (باز محمد) تاجر کتب فروش یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسه شاهی بدکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و یا بمبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگر کاری نمیماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1655, "text": "( اعلان )\nپراکنده\nآثار مطبوعۀ تازه . به مبارکۀ عنایت ، از يك مجموعۀ اشعار انداز مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوب طبع دارا ، بالتصاوير بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش در امر بيك طرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان . یعنی بمقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعۀ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارك از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هرکس خریده میتواند .\n\nاعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین نوبر رسیده کام جان ، مطبعۀ عنایت ، کام جانرا شیرین نمائید ! جزیرۀ پنهان ، يك ناولست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوب تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (٦) شش روپیه کالی محل فروخت نفس مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارك ، و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nتوحید\nعنصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی داشته باشد به اداره مراجعت کند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردو را دور زمین بهشتگاه روز مجلد ٢\nسیاحت در جو هوا مجلد ٢\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ٤\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ٢\nروضة الحکم مجلد ٢\nپراکنده مصور مجلد ٢\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرؤف خان سر منشی و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارک و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باید بر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه . و کتابچه های علاونان و شماره های متفرقۀ آن ، و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارک بقیمتهای معین آن خریداری برده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانۀ ارگ ، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1656, "text": "شمارة ١٨ سال پنجم\n\nامان افغان\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nقصیده ( در احوال زمان و مدح اعلیحضرت پادشاه افغانستان خلد الله ملکه ) ( کلام مستغنی )\nغزل ( در حب وطن )\nالبلاغ ( )\nبیداری اطفال وطن ( )\nحوادث خارجیه خبرهای جنگ اوروپا - قصه لا عمل سالونيك - گلوله های جدید المان - ۲۰ خروان اوراق جاسوسی - مساعی المان برای مشرق زمین - کفایت مواد محترقه المان - پلی جنگ دور است آسمان نوردی - قيصر المان - غرق کشتی ادوارد هفتم - یک کشتی امپراطوری - کشتی ادوارد هفتم و خدمات وی - المان ها در روسیه - خبرهای جنگ اوروپا - جواب امپراطوری عثمانی و بلغار - زن حقوق طلب معروف - رسمیت مذهب اسلام در مجارستان - دستگیری سفیر کبیر - راجع به سفیر کبیر - در اصفهان - استقبال - در سفارت امريك - حركت بطرف اصفهان - در کاشان - خبرهای بلوای آیرلند - تلفات دبلن - خبر دیگر -\nاعلان ( سراج التواريخ )\nتصاویر مزار فیوضات آثار حضرت شاه اولیا - از یادگارهای سنه ۱۳۳۰ جلال آباد - يك عالم جاینوئی در یکی از منزلگاها - پاکسیای با مهابت جناب دوست محمد خان ناظم حاکم سمت جنوبی - از مناظر هندوستان - يك بنای عجیب زیارت معصوم شاه در سگهر -"}
{"book": "adl0616", "page": 1657, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه رفیع الجاه دولت علیه افغانیه و سمی و همت جناب مربی در کار خانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برایهای حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربیه دفاعیه و اونیفورم عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت مهر حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( در دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) سرخ های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسد\n\nاقسام\nقسم اول\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه سوم قدری کار قیمت آن ۱۰ پیسه زیادت\nرقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | جوهر\nقیمت | ٦ روپیه | ٦ روپیه و ۱۵ پیسه | ٦ روپیه و ۱۲ پیسه | ۷ روپیه و ۱۸ پیسه | ٦ روپیه | ۷ روپیه و ۱۰ پیسه | ۸ روپیه و ۲۰ پیسه\nتا حال ساخته نشده\n\nقسم دوم\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگلیزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره از هدار هر رقم کا روپیه بیست پیسه\n\n۲\nجرابها\nتکمه های چرمی محراب و منبردار\nرقم | تکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ٦٥ پیسه | ٣٦ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ٦٥ پیسه\n\n(۱)\nکروره های جدید ساخت\nرقم | روبان مشابه دو کره دره | زه باف يك اسپه دو کره سه تاره | چرم باف يك اسپه يك اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | ٩ روپیه و ٢٤ پیسه | ٦ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دست بادامی دو اسپه | چرم باف دسته دولانه يك اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه | چرم باف همرکاب\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦ پیسه | ٤ روپیه و ٢٣ پیسه | ٤ روپیه و ٤٣ پیسه\nرقم | قبضه برنجی کیت نمره توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره ژرکان\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥ پیسه | ٤ روپیه و ٥٧ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه | ٥ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم | رکاب از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | از زین سواری سیخ چرمی | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٥ روپیه و ٨٩ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٨ پیسه\nرقم | دسته ادای تیغ چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | تیغ چرمی کمک دار | از زین سواری دولایه چرم باف مابین بیت يك اسپه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٥ پیسه | ٨ روپیه و ۱۲ پیسه | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n۴۰۶\nاقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جریبن | گل نافرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ۵ روپیه و ۳۹ پیسه | ٦ روپیه و ٦ پیسه | ٦ روپیه و ۷ پیسه | ٦ روپیه و ۳ پیسه\nقسم | شکوفۀ نارنج | گل ارغمن | گل نسترن | جمیل\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ٩ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ۳۸ پیسه | ٦ روپیه و ۸ پیسه\nقسم | شکوفۀ سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ٩ روپیه و ٣٥ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه | ٩ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خادمان کمان نظامی )\n( المنتشر )"}
{"book": "adl0616", "page": 1658, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\n(شماره) ۱۸\n\n۲۰ روپیه قیمت یکسال تمام سلف در وجه محمد عظیم خان محسوب شد\nمدیر و محرر محمد نقی طرزی\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nقيمت ساليانه\nبدار السلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملكت\nبا مراسلات ڈاک ۱۰ روپيه كابلى\nدر خارج مملكت\nبا مراسلات ڈاک ۱۰ روپيه انگليزی\nو يازده روز يكبار نشر ميشود\nنسخه آن در كابل يكسانى است\n(اوراق كه درج نشود آماده نميشود)\n\nالاداره و مطبعه\nدر ماشينخانهٔ دار السلطنة (كابل)\nهمه امورات تحريريه به ادارهٔ خانه\nبنام مدير فرستاده ميشود\n\nتاریخ قمری ۱۵ رجب ۱۳۳۴\nتاریخ انگریزی ۱۸ می عیسوی ۱۹۱۶\nتاریخ شمسی ۲۸ ثور ۱۲۹۵\n\n❖ قصيده ❖\nبر احوال زمان و گریز به مدح اعلیحضرت پادشاه افغانستان خلد الله ملکه\n(کلام مستعفی)\n\nبجز فریب ندارد زمانه کار دگر                          فکر کار خود افتید ای مسلمانان\nسپر نیز ندارد جز این مدار دگر                          بهرزه دست نباید زدن بکار دگر\nجهان بنوع بشر کرد بار بار جهان                          کنون شدند جو اعدای دین بجنگ زبون\nکند چها و چها باش بار بار دگر                          چرا کنیم درین وقت انتظار دگر\nچه کار کرد باهل زمانه باز و برار                          بکار خویش چو در مانده است دشمن دین\nهنوز باش بدل باشدش چه کار دگر                          جز اتفاق مزید بما شعار دگر\nبخلق کرد بسال کهن هزار ستم                          باتفاق بکوشید از برای خدا\nهنوز سال دگر میکند هزار دگر                          یکی برادر دین چند کینه‌دار دگر\nبهار سال کهن ریخت رنگ خونریزی                          بهم برادر دینیم ای مسلمانان\nکه تا چه گل شکفد سال نو، بهار دگر                          باشد که این زدیاری و آن دیار دگر\nبا شراره جهان سوخت جنگ عالمسوز                          خوشا وفاق که سازد یکی هزار هزار\nجهان بسوزد اگر کرد یک شرار دگر                          بد اتفاقی که ناید یکی بکار دگر\nز خویش رفت بیک گیر و دار خلق جهان                          همین صد است و هزار اتفاق یک بذكر\nخدا خبر چه توان شد بگیر و دار دگر                          همان یک است چو زو کم کنی شمار دگر\nتوان کشید بنا چار و چار چوب سپهر                          زر نمیخری ای ناقل اتفاق بزر\nبلی که داده به مجبور اختیار دگر                          نه این متاع همی آید از دیار دگر\nکجا کنیم ز سقف نگون چرخ کنار                          گر اتفاق بهم داشتی گروه فرنگ\nجز آن کرانه کجا دیده کناره‌دار دگر                          چرا بجنگ کشیدی یکی دمار دگر\nتوان ز کهنه حصار جهان نمود فرار                          هنوز هم رمقی داری از حیات هنوز\nجز این حصار اگر دیده حصار دگر                          مکن بهرزه مکن صرف روزگار دگر\nاگر گرفت زیار و دیار خویش دلت                          خوش آنکه بود ز دست تو خاک بر سر کفر\nبگو که بار دگر داری و دیار دگر؟                          کنون کجاست یکی چون تو خاکسار دگر\nبسی بیاری یاران مبدل گه کسی                          به پیش به قدرت عدو نداشت وقار\nدرین زمانه یکی را ندیده یار دگر                          کنون کجاست بگو چون تو بیوقار دگر\nمخور مخور غم خود خود بخور که خلق جهان                          هاتب ز دشمن دین ماندی از پیاده روی\nیکی نمیشود امروز غمگسار دگر                          چه شد نبود بمال تو شهسوار دگر\nچه شد که میکنی اقرار هوشیاری خصم\nچه شد نبود بمثل تو هوشیار دگر"}
{"book": "adl0616", "page": 1659, "text": "صحیفه ۲\n\nبهیچکار مزن دست خود که گفت ترا\nکه هیچ نیست کنون چون تو هیچکاره دگر\n\nگذشت موسم بیکاری و قرار نشست\nزمان کسب و کمال است و کاروبار دگر\n\nزمان غفلت و تن پروری گذشت گذشت\nکنون زمانه سعی است و روزگار دگر\n\nروز کار چنین شهریار عادل شعار\nزمانه یافت وقار دگر قرار دگر\n\nجهان عدل و سپهر خرد محیط کرم\nکه مال و دولت از و یافت اعتبار دگر\n\nسراج ملت و دین آفتاب دولت و ملك\nکه همچو او نتوان دید شهریار دگر\n\nرفیض اور سراج منیر عمر امیر\nبغیر علم و هنر نیست کار و بار دگر\n\nز مدح خسر و عهدم دگر چه کار نکو\nمن شکسته چه می آیمش بکار دگر\n\nزمن خوشست همین وصف قهرمان زمن\nمرا که بیست بجز شاعری شعار دگر\n\nغزل - رایم و آرم دران حدیث بیان\nمرا که نیست جز این پیشه کار و بار دگر\n\n( غزل )\nندیده ام بجهان چونتو کامدار دگر\nکه دیده از گل روی تو خار خار دگر\n\nبود بخون دلم هر دمت شکار دو دست\nکه دیده است چنین سنگدل نگار دگر\n\nبرد عشق تو دل باختم بداو نخست\nخدا محو کند با توام قمار دگر\n\nبدور چشم تو شد یارم می کشی بجهان\nکنون نمانده در ین دور هوشیار دگر\n\nبیا که سازمت این نیم جان نثار بیا\nبیا که نیست مرا غیر ازین نثار دگر\n\nگرفت کشور حسنت به نیم چشم من\nعباد لشکر خطت بود غبار دگر\n\nبعشق لاله رخان زمانه مستغنی\nندیده است کسی چونتو داغدار دگر\n\nغزل در حب وطن\nیکا در دل من کرده جا هوای وطن\nهمیشه میطلبم از خدا بقای وطن\n\nحدیث اشرف حب الوطن من الایمان\nچو ثابت است چرا نبودم ولای وطن\n\nوطن گل است و منش بلبل و همیگویم\nکه خار غم زند هیچکه بیای وطن\n\nغنیمت است وطن اس غنیمت ای اخوان\nفزون بود زبیان قیمت و بهای وطن\n\nچو هست از وطن آوار کی عذاب شدید\nمباد هیچکسی در جهان جلای وطن\n\nسال پنجم\nشماره ۱۸\n\nپی حفاظت ملك خودای وطنداران\nرا تفاق کنید آهنین بنای وطن\n\nبقدر وسع بکوشید تا خدا نکنند\nقدوم مرده بیگانه آشنای وطن\n\nنه لازم است وطن را گذاشتن یکسی\nاگر شود سرومان همه فدای وطن\n\nمرا ز اهل وطن زخم به که مرهم غیر\nسراب است و قاهر من جفای وطن\n\nبرادران پی دفع کرند به چشمان\nوان یکاد نخوانید از برای وطن\n\nبچشم کود شود هر کسی که جانب ما\nنگاه نیز نماید به ادعای وطن\n\nاگر عدو بکند قصد ملك ما يارب\nاسیر کن خود او را بيك بلای وطن\n\nهر انکسر بسوی این وطن بر افرازد\nدرش جودانه شود زیر اسیای وطن\n\nمدام دوخته بادا بلطف یزدان\nستار سوزن فتح و ظفر قبای وطن\n\nگر اختیار دهندم نمیخرم هر گز\nحریر ملك دگر را به بوریای وطن\n\nهزار خانه که ارزد ز چین و ماچین باد\nنثار کنگره قصر دل کشای وطن\n\nدرین وطن که بود ایمن از فتور و خلل\nسرور بخش دل ماست مقتدای وطن\n\nثنای حق بوجود وی ای مسلمانان\nادا کنید که او هست کدخدای وطن\n\nسراج ملت و دین شهریار اسلام است\nگروه شد است ترقی و اعتلای وطن\n\nرفیض همت این خسرو خجسته خصال\nرواج عز فزون شد در اقتضای وطن\n\nنظام مملکت این وطن گرفت قوام\nبعهد او شده مرفوع نراوای وطن\n\nدواء دولت عمرش نصیب کن یارب\nمزید ساز رو وسعت و فضای وطن\n\nمرا ز هموطنان التماس آمین است\nچو بشنوند ز شه احمده این دعای وطن\n\n( البلاغ)\nدر شماره دهم همین سال پنجم خویش مختصر شرحی در خصوص اخبار حکمت کو فواید نشار (البلاغ) که در کلکته بقلم حقایق رقم جناب (ابو الکلام آزاد) طبع و نشر میشود درج نصایف افتخار نموده بودیم . درین شماره یک قسمی از رساله بسیار سوزناك ادبیه و اجتماعیه شانرا که برای بیداری برادران قومی هست نشین خود تحریر فرموده اند در مجله درجه مینمائیم تا اینکه نمونه از آثار قلمیه و مایع فکریه ادیبانه شانرا در انظار بدایع دوستان عالم علم و کمال جلوه گر گردانیم\n\n◄ افسانه عمر ووصال ►\nهمچنانچه در دنیا موسم بهار و خزان می آید . و هوا همه یه درج"}
{"book": "adl0616", "page": 1660, "text": "شماره ۱۸\nسال پنجم\nعریف لیدن میورزد، و آفتاب گرما و . اما حرکت صیفی و شنوی آنها برد های گوشها پاره پاره شود و هنوز هم چشمهای خواب آلود خودرا اجرا می کنند . آیا همچنان شورش دلها را نیز کدام موسم بخواب رفتگان ما از هم کشاده نکرده ! اضطراب قلوب و بیقراری ارواح را هم کدام وقت و فصلی موجود پس مین کنید و تحقیق بدانید که خداوند متعال را نیز بایندگان خود حال نا ولا جنون و سراسیمگی را هم یکم وعدی هست که بادهای آن بهمین نهج و منوال بوده است. اولا آواز میدهد تا سر شار باده غفلت ود، وارهای آن نمودار شوند و رعد های آن بصد او غرش در ایند و بیهوشی چشم خود را باز کند. و اگر به آن هیچ حس و حر آنتی در وضع ورهای آن به تجلی و درخشیدن بیایند و هر چند که درست بودن این آن بنده غافل مشاهده نیفتاد ، سپس از هر طرف روی شور و غوغا می انگیزد. باند اضرور ولازم گفته نمیتوانم ، مگر خود من بخوبی حس میکنم نباشه بدینصورت و تدبیر آرا بیدار سازه وا کر به اینهم تحفظ آن روانکی دل من جوش زده بر میخیزد و شورش روح من آهسته خوابیده تخت میسر نشد. دستهای برای شود دادن او پیدا شده او را ات شرکت آمده در امن و سکون اقلیم وجودم خلل انداز میکردد بر میخیز اند و بالای سرش صدا کرده می گوید، بر خیرا بر خیرا که شب گذشت ی ایک دن مانند دریائی که آب آن از خشک سالی فرونشسته باشد آرام و صبح در رسید و زود است که روشنی آفتاب از سر دیوارهاییان آمده بر معنها ماکن بودم ولی امروز مانند بخری که از ته آن موجها بجوشیدن و بالا و میدانها منتشر کرده، برخیز که هنوز ابتدای روز است و مگذار ! رتمن آغاز نهاده باشند باز از آه و بکا پروا ملا کر دیده ام ! چشمهایم که این روز بیهوده از دستت فوت و منقضی کردد، چرا که روز چون قوم مصایب و آلام اشکریز و ساغر ضبطم از کثرت شورشها سر شار یکبار گذشت باز دوباره خود می کند ! ولی با وجود اینهمه اقدامات اکثر ارد کشته است ! من امروز باز تلاش همان خانه پاکی بر آمده ام که چنان میباشند که به این شور دادن هم چشمان خود را نمی گشایند را بر سر و چهره خود پاش دهم و دوباره بجستجوی آن نمك نمناكی و مدهو شان عالم خواب و خبری از پهلو به پهلو هم میکردند ، و ازان شده ام که زخمهای بکر صدحت خود را به آن پر سازم ! من امروز در تنبيهات خیرخواهانه بقدر ذره هم گوشهای شان متاثر نمیشوند . پس سلامی دیوان کانم، و مرا ضرورت بیمارستان است. چرا که هوشیاری مرتبه اخیره آوازهای صعب، وصداهای هولناک می برایند ، زلزله ما گمراه میسازد ، و تندرستی بدارد من نمیخودر ! آه ! من میخواهم ها می آیند. وولکانها بشمله فشانی آغاز می کنند. زمینها به ترکمن که امروز آنقدر بکریم که دلم خالی شود، و به آنقدر شدت ناله و فریاد و بریدن می در ایند کوه ها با همدیگر مصادمه می نمایند و از شدت و دهشتناکی هارم تابساط نشاط شما را بر چینم ، و عیش کده شمار اماتم کده گردانم صداهای مهیب آن جمیع کاینات را يك شور وشر رستاخیز محشر تمائي یشه از آههای من عیش شما منص ، از ناله های من طبیعت شما مکدر استیلامی کنند اینهمه برای چه برای اینکه انسان از نوم غفلت و بیدا و افغان و واویلای من دلهای تنها مانند کشور کرم و شعله ور خواهد شد. نششی و خیر د و حالا هم که هنوز وقت و فرصت مهیا و موجود است چشم بکشاید من شما را از غم و اندوه مملو ، و بادرد وحدت آشنا و مأنوس خواهم و به اطراف و جوانب خود نگاه کند، و اگر با این هم هیچ حرکتی را ساخت اشکهای تا را از فرط حزن والم مانند جولی روان و عمارت نشان ندهد و دیده خود را بازنگرداند پس فرشته بزرك الله تعالی به آواز عیش و عشرت تانرا که از مدت ها معمور بوده باسیل اشک و صر صرا، بلند صدا براورده میگوید که اموات غير احياء وما يشعرون الان خود خراب و ویران خواهم نمود :\n\nروی بازار مراد امروز عربی با ماست\nدیده تو میفروشم دامن تو میخرم !\n\nيعنون ١٠٢\n\nبس جميع تدابر کلیه و هوشیاری بر روی کار آورده شدند و برای بیدار ساختن یک خوابیده چیزیکه ممکن و لازم بود بعمل آمد مگر افسوس که چشمان شما هنوز بنداست و قشة غفلت بر طریقی از سرتان بیرون رفته، و جواب تان پهیچ صورت رفع و زایل نمیشود. در دنیا انسانرا عقل و بصیرت و فهم و فراست است. دانائی عقلا ، هدایت هادیان وعظ و اعطان نوشته های مقدس حضرت قادر سبحان ، تعلیمات پاك پیغمبران موجودند ، و باز متصل آن هر گونه حوادث و انقلابات ، و آثار و علامات و استنباط و استشهاد همه روزه بظهور می آیند. فکر وای بر حال قومی که برای رفع غفلت شان اینهمه بیسود و بیکار است و نه از واقعات گذشته دنیا متاثر میشود و به از تغیرات و حوادث حالاتی شد می کرد. نه از و عبد الهی می ترسد و نه از هدایات بندگان عبرت می گیرد و مايا تهم تيهم من آيات ربهم الا كانو اعنها معرضون .. بلکه با اوقات چنان بنظر می آید که هرقدر صداهای عبرت و آواز های خبرت برای بیدار ساختن و هوشیار گردانیدن آن بلندی و شدت ورزد بهمان نسبت خواب آن زیاد تر کسب کثافت و وخامت می نماید و لقد جاءهم من الانباء مافيه مزد جر حكمة بالغة في الغنى النذر :."}
{"book": "adl0616", "page": 1661, "text": "شارة ١٨\nسال نجم\nصحیفه ٤\nدر دنیا برای اخذ عبرت ، و حصول فهم و بصیرت از همه اول تو بت تاریخ\nیعنی واقعات و حالات اقوام واهم ماضيه میرسد و همینها است که انسان\nبه توسط آن تجربه و دانائی را تحصیل میکنند و می بیند که همواره چون\nاز يك قبيل معاملات و وقايع بظهور پیوسته الدويك قسم اعلانات کرده\nشده اند بالآخر از اثر آنها هم يك قسم حالات و کیفیات طاری گردیده اند ،\nو در ما بعد نیز نتیجه که از آنها برآمده است هم یکسان بوده است\nلهذا پس از تجربه و استقرار فكر بين يك قرار می باید که حالا هم را که\nحالات صورت پذیر کردند ، ضرور ولابد نتائج ان نيز يكرتك بميدان\nكشف و شهود خواهند برامد ، چرا که اگر شعله های آتش همیشه\nوجود السائرا سوختانده است گاهی دیده نخواهد شد که کسی در میان\nآن آرام ، و به امن و استراحت تمام بنشیند ! واکر در حوادث و واقعات\nگذشته برای شما کدام اثر و علامتی موجود نیست، البته ازين يك\nبهیچصورت انکار نخواهید توا است که امروزه روز ، حاضر در پیش\nچشم تان چنان حوادث و انقلاباتی وجود دارند که زبانشان از همه زبانها\nبیشتر آواز دهنده ، و از همه زیاده تر در گوشها جایگیرنده ، و در دلها تاثیر\nکننده است ؟ و اولا يرون أنهم يعلنون في كل عام مرة او مرتين ثم\nلايتو بون ولاهم يذكرون ٢٠\nوا كر جمیع آن حوادث و تغیراتی که از آنها هر سال و هر ماه بلکه\nهر طلوع و غروب حیات شما مملو و معمور است هم برای فهمیدن و بیدار\nشدن شما کافی نباید . پس آیا همان بطش آخرین وصاعقه آتشین قانون\nتعذيب و تخریب امم حضرت قادر قدوس که از دهشت آن عقلها معدوم\nوهو شها مبهوت وفكرها نابود و غیر معلوم می کردند هم شما را از خواب\nغفلت بیدار نخواهد کرد؟ که از او از مهیب زلزله انگیز دهشت انداز آن\nقله های کوهها تاب پایداری و مقاومت نیاورده از هم پاره پاره شوند.\nو زمین از شدت حرکت و ارزش نخود فرو رود و ماهیان بحرها برای\nکریه تعزیه و مانم آن بیرون آیند. و كلا والقمر والمايل ان ادير و الصبح\nاذا اسفرائها لأحدى الكبر ، نذير لا يشير لمن شاء منكم ان يتقدم او يتأخر و\nاسا کرشما تا کنون بدین سبب بر نمیخاستید که ناحییکه زلزله ها\nنیایند بیدار نمیشویم، و تا وقتیکه ولکان پاره پاره نشود چشمهای خود را\nبدیدن چیزی خواهیم کشاد و تا زمانی که صداهای دهشتنان از قله های خیال و قمر\nهای غبار در جو هوا بلند نگردد کوشهای خود رابشنیدن و از ها نخواهیم نهاد\nبس اه ابن تأخير مزید برای چیست؟ و این انتظار بعید برای کیست ؟\nچرا که زلزله ها هم آمدند و آتشفشان هم کفید و کوه ها هم پست شدند\nو صداهای مدهش، و غربوهای عظیم و هولناک نیز از روی زمین و زیر بحرها\nشنیده شدند ولی نیا از همان پهلویی که بران افتاده بودید بدیگر پهلو هم نکشنید :\nآیاز یادم برین چه میخواهید و اضافه برین به و هم و تصور می پرورانید، مگر\nشاید آرزو دارید که آسمان شق شود، و آفتاب پرده برزه شود، و کره\nارضی هم بصورت یکدود و بخاری تحویل یافته از نظرها غایب و سراسر\nمستور ومحتجب كرده ؟ ! . فهل ينظرون الا الساعة ان تأتيهم بغتة :\nفقد جاء اشراطها ، فاني لهم اذا جاء نهم ذكراهم ١٢٠\nچشمها برای دیدن و کوشها برای شنیدن هستند و دل در پهلوى\nانسان برای این گذاشته شده تا همواره بلید و بیقرار باشد . مگرچه\nجاره ، زیرا جمیع چیزهایی که چشم آرا می بیند برای شما بوده و بیکار\nاست ، و همه آن سخنرانی را که گوش میشنود برشها پیسود و بی اثر است .\n\nو همه آن افکار و عبرتهای که از ان روح بیقرار و دل بر اضطرار میشود\nنزدشها واهی ولایعنی است! پس هر چه کرده شود لا حاصل ، و آنچه که\nشود بیفایده و غیر مؤثر است ! افسوس ! شما خیلی غافل گشته اید ، و در\nنجه موت گرفتار آمده اید، دست تسلط کراهی پر شما در از کردید..\nقوت احساس از نیافتا و معدوم کشته و حس تمیز و ادر الترا از شما تو\nوزایل گردانیده اند. والا اگر چنین نمیبود ، هر يك ازينو اقعاتی که\nپیوست از نظر ما گذشته و میگذرند چندان صاحب فیض و منفعت مبيك\nکه اگر کور میبود به یمن آن پینا میشد . و اكر انك میبود بر کت آن صحت\nمی یافت . واكر كنگ میبود از شدت آواز و گفتگویش کره اسپی\nبلرزه و اهتزاز می افتاد، و اگر شل و پشت میبود هم بسیار خاسته خودن\nبمنزل مقصود میرسانید، مگر آن در دنیا علاوه تر و ثقلت ففات شما\nهیچ يك سخن تعجب انگيز تأثر آوری واقع شده ، و در مقابل منکنی\nخواب شها در دل سنگها داغها و درزها افتاده است . هیهات و نما کالی\nچنین نبودید ، پس چرا مانند کسانی شدید که رسول خدا همواره برمود\nحال ایشان ماتم میکرد .. لهم قلوب لا يفقهون بها ، ولهم الدين لا يصرون\nبها ، ولهم اذان لا يسمعون بها ، أولائك كالا تمام بل هم اصل اولاك\nهم الفا فلنون ، !\nآدم جان کنم ؟ و یکدام طرف بروم و بچه صورت در دلهای\nشما نفوذ کنم و آیاچه قسم کرده شود تا ارواح كان منقاب و قلوب آن\nتضطرب کرده؟ شما را چه شده که از دیوانگان هم بدتر گشته اید و تایه\nاز عقل و تمیز در اطوار و حرکات تان مشاهده نمیشود و فقلت و نادانی بارسا\nبر حواس شما مسئولی گردیده که بدمستان میخانه هم از شبا عقلمند و دو شیار\nمی نمایند و برعقلهای نان چرا چنان با طاعون ، ومرض خبط بها كي\nطاری کردیده که با آنکه هر چیزی میگوئید و میدانید فكرته راه حقیقت\nبر روی شما باز میشود و نه از رفان پر نقش قدم گمراهان باز می آید .\nافلا شد برون القرآن أم على قلوب اقفالها و ۱ ۱ شاید که شما از جمه\nآن کسانی باشید که ذکر شا را حق بحانه و تعالى در قرآن عظام\nالشان فرموده است. ، وجعلنا على قلوبهم اكنة ان يفقهو، ولى\nهم الغافلون ، !\nآغانهم وقراه؟\nمدتها گذشت که دامن غفلت و بی پروانی را محکم گرفته اید ! بسیاره ای\nشد؛ حالا از کف بگذارید و بسیار و قهار انجواب عیش و نادانی صرف گردید\nحالا یک قدری بیدار شوید ! سالها هم دیگر خود را کم و بیگانه ساختید حالا\nهم سر وقت با همدیگر بیایید ، عمرها یکدیگر تا را اینی و نا آش انداشانیه\nذو الجلال شما را چنان مهات گرانقیمتی عطا فرموده که تا امروز نظایر آن\nکمتر دیده شده پس هوش کنید و زودی آنرا در یابید ! ! تا نشود که\nحقسبحانه تعالى شمارا مجرم کفران نعمت خود گرفتار سازد و رشته کانی\nخود را از شما قطع کنند. و بعوض شما دیگری را است\nمحبت خود از زالی فرماید چنان همیشه عادت او ست ، و ورد\nالغني ذوا الرحمة ان يشاء يذهبكم ويستخاف من بعدكم من يشاء كما انشاءكم\nمن ذرية قوم آخرين .!\nاگر شما مال و متاع خود را از خدا زیاد تر دوست دارید و نمیخواهد\nکه آرا در راه وی صرف نمائید و اگر میانه ای خود را از حیانی ارم\nبیشتر گرامی و عز یز میدانید و نمی پسندید که انها را برای نام وی به اسانید داد"}
{"book": "adl0616", "page": 1662, "text": "سال نجم\n\nعبارة ١٨\nبر تین کنید و بدرستی بدانید که او هم هیچگاهی بشما محتاج نیست و کاینات خود را در دست های ناباکان نخواهد گذاشت، و اگر شما این را باور کنید و یا کذب و افترا بدانید مگر من صریح می بینم که چون از طرف وی از انسانها بر و مملو است بلکه اگر بخواهد برای ایفای خدمت کامل خود غیر از نوع انسانی درختها را روان خواهد ساخت! کوه ها را تحرک خواهد نمود ذرات خالد را هم زبان عطا خواهد فرمود تا در اعلای دین حق، و تبلیغ اوامر ذات قادر مطلق او کوشش ورزند: مگر گاهی که از انسانهای نافرمان کار نخواهد گرفت و هرگز عزت احکام مقدس یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف إلى الله تقوم بحبهم ويحبونه اذلة على المؤمنين\n\nمزار فیوضات آثار حضرت شاه اولیا\n\nالمزة على الكافرين مجاهدون في سبيل الله ولا يخفون لومة لائم، ذالك في حسن وهوش عمود بعظمت خالق و قدرت خداوندی جل شانه فکر زد. میرفتم درین اثنا يك صدا بکوشم برخورد که می گفت یا ادیب! با ادیب!! فضل الله يؤتيه من يشاء والله واسع عليم..\n\nبیداری اطفال وطن\nیک روز قریب شام برای هواخوری و ترویج نفس که بعد از کار از ضروریات جد میباشد در میان جنت منظر باغهای چهاردهی رفتار داشتم و بوهای روائح شکوفه های ربیعیه دورود وزهور بهار به مرا چون نظر افکندم تخمینا چهارده بازده ساله یک نجه جوان معتدل القوام نیز صدا نیز بین نیز ذکا دیدم که مرا سلام داد من جلو اسب گرفته رد تحیه نمودم و از او پرسیدم که آیا یک چیزی میفرمایی. تجواب من گفت: علی رادرم من از شا کردهای دار المعلمین وطن عزیز خود میباشم"}
{"book": "adl0616", "page": 1663, "text": "سال پنجم شماره ۱۸\n\nکه چیزی جزئ از وطن و حقوق مقدسه آن و تربيت و اصول آن و اخلاق و تفصیلات آن آورده توانسته ام. و چون میدانم که جریده مبارکه وطنيه (سراج الاخبار افغانيه) موجب بیداری و آگاهی ملت نجيبه افغانيه ماست خواستم بمسامع ابناء وطن عزيز خود بآن واسطه بهيه يك مقاله عاجزانه خود را برسانم : اما حیران ماندم که بچه طور بحضور جناب مدیر صاحب تقديم نمايم تا آنکه دیدم شما و صفحات آن جریده مباركه مزبوره يك مقاله نوشته اید از شما خواستم بپرسم که آیا بچه طور جناب مدیر صاحب خواهند قبولانید که مقاله من بر انظار مطالعين ابناء وطن عزيز من جلوه کر سازند و آیا تنزل میفرمایند بخواندن آن یا نی ؟ من جواب او گفتم. برادر ! هيچ گاه بخاطرت نیارید که جناب استاد معظم مدیر صاحب مقاله های ابناء وطن بیدار هوشیار خود را قبول نفرمایند ، نی بلکی بکمال ممنونیت و مسروریت مقاله های مفیده را قبول می کنند پس اگر بیبینند که لایق نشر است به بسیار خوشی درج صحیفه های اخبار خود می کنند و اگر فرضاً مناسب ندیدند که داخل اخبار شود باید شما همت را کم مکنید و نا امید نشوید بلکه کوشش ورزید که از او بهتر و خوبتر بنويسيد و من صباح منتظر قدوم شما هستم که مقاله مذکوره شما را از نظر جناب مولانم مدير صاحب بگذرانم : بحسب وعده خود فردا در نزد من آمد و مقاله که نوشته بود بمن تسلیم نمود و من نيز مقاله مذکوره را بجناب مدیر صاحب تقدیم نمودم : مرور شدند و فرمودند که مقاله را هر چه که باشد درج می کنم تا تشویق علم و عرفان در اولاد وطن افزون شود و در دلهای شان محبت دین ، پادشاه، ملت، وطن جایگیر گردد .\n\nاز ياد کارهای سفر سنه ۱۳۳۰\nجلال آباد\n\nمقصد این عاجز از نوشتن این سطور اولا اینست که يك حس شادمانی در خود حس کردم که الحمد لله بسائه عرفان وایه ذات اعلیحضرت سراج الملة والدين و حسن اداره شهزاده جوانبخت معظم معين السلطنه صاحب افخم در وطن عزيز مقدس افغانستان علم و عرفان بدرجه رسیده است که اولاد وطن شوق و رغبت کامل در تحصیل علوم و فنون دارند که این مسئله موجب سعادت است . ثانیاً - خواستم تا بر اولاد وطن روشن شود که جناب استاد معظم مدیر صاحب مقاله های اولاد وطن را بکمال رغبت قبول میفرمایند :\nمحمد ادیب\n\nيك عالم چاینوشی در یکی از مذاکره ها بر عالمان و دانشمندان محلی نموده که نه بوده و نه هست و نه میشود که فضیلت انسان که مراد از حیوان ناطق است بر حیوان غیر ناطق بجز علم و دانش دیگر چیز نیست .\n( بيت )\nبه نطق آدمی بهتر است از دواب رواب از تو به گر نگوئی صواب\n( سوال ) - انسان چیست ؟\n( جواب ) انسان حیوانیست کامل که وی علاوه بر حیوانات دیگر عوارض و لوازم داده شده است - و از کل انواع حيوانات جدا ومتميز گشته اما حیوان بودن انسان ازینجهت است که صفات و لوازم جمیع حیوانات بر وی موجود است - خوردن - نوشیدن - حرکت کردن - بار برداشتن آب بازی کردن - دویدن - آشیان ساختن - آواز کشیدن - نعره زدن\n\nحکمت\nحکمت طلب و بزرگی آموز تا به نگردد روزت از روز"}
{"book": "adl0616", "page": 1664, "text": "صفحه ۷ سال پنجم شماره ۱۸\n\nمیل کردن - و از مکروه رمیدن - وغیره وغیره - آنچه صفات جمیع حیوانات است دروی موجود است البته باید حیوان باشد بلکه حیوان کامل باشد که خصوصیات جمیع حیوانات در وی موجود است و علاوه بر انچیزی که مایه تمیز و جدائی او از باقی حیوانات است صفة علم و دانش است - حکمت مراد از علم - وعلم بمعنی اطلاق - خصوصا علم مایان که بهترین علمهاست و دین مایان بهترین ادیان و پیغمبر مایان بهترین پیغمبران - همین دین پیغمبر برحق که حضرت خلاق مطلق در شان آن حبیب خود فرموده است که ( لولاك لولاك لما خلقت الافلاك ) پس ای برادران دین چشم بصیرت باز کنید که شمایانرا خداوند بچه نعمت های گوناگون که مراد از علم و دین و پیغمبر است سر افراز دینی و دنیوی گردانیده - و شکر این نعمت های عظمی را بجا آرید که خداوند عالم علم و فن دنیوی و اخروی شمایانرا در ترقی بیندازد حضرت خداوند عز اسمه وعده کرده است - ان وعد الله حق - که ( وان شكرتم لأزيدنكم ) یعنی اگر شکر کردید هر آینه شما را زیاد میکنم - پس باید که علم بیاموزید و طلب کنید.\n\nباز فرموده حضرت شاهنشه دین جناب سید المرسلین صلی الله تعالی علیه وعلی آله واصحابه اجمعین - که فرموده اند - ( طلب العلم فريضة على كل مسلم ومسلمة ) یعنی طلب کردن علم فرض است بر جمیع اسلام بر زن و مرد - و نیز فرموده اند که ( اطلبوا العلم ولو بالصين ) یعنی طلب کنید علم را اگر چه باشد در چین وقتیکه حضرت خاتم النبیین (ص) فرموده اند پس چگونه علم نیاموزید و نیز زبان درربار گهر نثار خویش فرموده اند که ( علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل ) و نیز در حدیث شریف وارد شده است - که ( العلماء وارث الانبياء ) - ای برادران مسلمان وقتیکه مرتبه علمای امت آنحضرت (ص) اندازه انبیای بنی اسرائیل علیهم السلام باشد پس چگونه علم نیاموزید و طلب نکنید که ترقی دینی و دنیوی نمایان در علم است و بس -\n\nسوال - آن علم و دانش که حقیقت انسان و کمال حقیقی و مطلوب اصلی و باعث تنزل و ترقی و موجب فرق از گاوی و خری او میباشد چیست و کجاست - و چند است .\n\nجواب چهار قسم است - اول علم رافع - دوم علم ساطع - سوم علم نافع - چهارم علم ضایع - علم رافع مراد از علم فقه است كقوله تعالى ( يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات ) و علم ساطع علم دین است که مراد از ان علم عقاید است - و علم نافع علم حکمت است . و علم ضایع علم نجوم - پس باید همان علمی که برای نمایان فایده میرساند و ترقی نمایان در ان است کوشش کنید تا فائده یابید -\n\nهر کسیکه از هر ملتی در هر چیزی ترقی کرده اند از همین علم مایان ترقی کرده اند - هزاران که ترقی کرده باشند مرتبۀ آنان بمنزلۀ مرتبۀ مایان نیست - بنا بر فرموده حضرت خداوند جل علی شانه که ( متاع قليل ثم مأواهم جهنم ) که جناب السرور عليه صلوة الملك الاكبر در شان علمای امت خود فرموده اند - و مایان که کوشش نکردیم و روش متقدمین خود را ترک کردیم و از نفع آن بیخبر و بی بهره هستیم - نمیدانیم که قائده آن چیست ؟!\n\nای برادران دین باید که کوشش کنید که عالم شوید تا قائده آن برای شمایان معلوم گردد -\n\nقائده آن معرفت هر چیز است از معنوی - وصوری - وظاهری - باطنی - و حقیقی - و مجازی - تا بحدی که معرفت حضرت حق جل و علی شانه در علم است - چنانچه علمای متأخرین (رح) فرموده اند -\nچو شمع از بی علم باید گداخت که بی علم نتوان خدار اشناخت\nبنی آدم از علم یابد کمال نه از حشمت و جاه و مال و منال\nبرو دامن علم گیر استوار که علمت رساند بدار القرار\nمیاموز جز علم کز عاقلی که بی علم بودن بود غافلی\nترا علم در دین و دنیا تمام که کار تو از علم گیرد نظام\nسيد محمد داود طالب العلم مدرسة دارالمعلمين\n\nجواد خارجيه\n\nخبر های جنگ اوروپا\nقضيه لاجل سالونيك\n\nقضية سالونيك يك موضوعی که همه کی در ابتدای امر آن را یکی ز مسائل درجه دوم فرض می کرد متدرجا نوعی دوبار عقده های پیچ اندر پیچی شده است که در حقیقت دیپلوماتهای و خبره های نظامی را از تغییر و حل آن عاجز نموده و متناسب با جریان سراع حوادث یکی از قضایای نمره اول بشمار می رود .\n\nمسئله مزبور در جای خود از نقطه نظر تهدید ارتباط آلمان با شرق نزديك مهم بود لیکن استنکاف قوای متحدین اروپای مرکزی از حمله به « سالونيك » بهت و حیرت زایدالوصفی نزد مؤتلفین حادث کرده و متدرجا افکار مقامات مربوطه گرفتار تردید و موجبات همهمه در اطراف آن تولید گردیده است .\n\nافکار ذی علاقه داران دوبار تشویش است که آیا در حقیقت بقای عساکر مؤتلفین در آن قسمت فایده دارد یا آنکه الامازور آنان در این مورد هم مانند « گالی پولی » خبط و اشتباه کرده و برای آنکه افراد بیحدی خویش نیابد متجاوز از ربع ملیون قشون را معطل گذارده اند .\n\nدر این موضوع گویا شبهه باقی نباشد که چنانچه دول ائتلاف خوب می دانستند که یونان بمساعدت آنها اقدام می نماید و بموقع « صربستان » از چنگال خصم خلاص نمی شود از همان ابتدای امر قشون به « سالونيك » اعزام نمی داشتند . لیکن حالیه اقامت قشون چه صورتی دارد خیلی محل تامل است .\n\nدر این موقع که مؤتلفین امدادیه برای تقویت قوای خویش بدانصوب می فرستند و کم و بیش خبر غرق جهازات ایشان و عملیات تحت البحریهای آلمان در بحر اژه می رسد داعیه اعتراضات وسیع تری گردد. عده از خبره ها و نویسندگان فرانسه مخصوصا در این موقع خیلی بنای اعتراض را نهاده و میگویند آلمانها اينك صفوف عساکر خویش را به « ترابزون » و مجاور « رومی » رسانده در صورتیکه میدان حقیقی ما در این جاست و در همین فرونت مقدرات جنگ ما با آلمان حل خواهد شد. برای چه سربازان خود را از وطن خویش به نقاط متفرقه دنیا پراکنده"}
{"book": "adl0616", "page": 1665, "text": "صفحهٔ ۹۷\nسال پنجم\n\nمی کنیم و چنانچه بواسطه کم شدن قشون در این میدان دشمن موفق به شکستن خطوط مملکت ما شد مسؤل چنین سانحه کیست؟\n\nمسيو پيشون وزیر امور خارجه سابق و مسيوه کامانسو، رئیس الوزرای معروف اسبق فرانسه در جراید خویش بالهجه شدید تری رویه دولت فرانسه و مؤتلفين را در سالونيك تحت دقت قرار داده و در يك مقاله اخیرأ مى نویسد:\nو آلمان محتاج است که قوای ما را در نقاط بعیده پراکنده نماید و این فرونت مصنوعی در «سالونيك» در حقيقت يك تله جنگی است که آلمانها متعاقب كالى بولى يك چنين مقدار قوای نفیس را از ما گرفتار آن کرده اند در به صورت لازم است ما هم مراقب خویش بوده و درین تله آلمانی نیافتیم ..\n\nبدیهی است در این ایام که حملات آلمان به صفوف فرانسه و انگلیس قوی تر از سابق شده است و حتی در چند موقع خطوط مؤتلفين دو چار تلاطمات گردیده این نوع اعتراضات نسبت به سابق زیادتر خواهد بود.\n\nصرف نظر از عده که اساسا بقای قشون خویش را در آن نقطه بکلی بی فایده می دانند قضیه مهمی که مطلب در اطراف آن جریان دارد این است که آیاقوای مؤتلفین در سالونیک می توانند به خطوط بلغار حمله برده و موجبات مزاحمت متحدین اروپای مرکزی را فراهم سازند یا نه: در صورتیکه می توانند علت آنکه قشون مزبور در خندق ها قرار گرفته و منتظر هستند که چه وقت متحدين آلمان بدانها حمله می آورند تا دفاع نمایند چیست و در حالتی که با اینکه استطاعت حمله بردن را ندارند چرا به میدان دیگری که از وجود آنها فایده عاید شود منتقل نمی سازند.\n\nتعمق در این نکته نیز لازم است که آیا مقصود از عملیات اخیری که آلمان در بالکان انجام داد چه بوده است؟\n\nجواب این مسئله اشکالی ندارد. آلمان برای کشودن راه به مشرق زمین خواست بشرق نزديك راه پیدا کنند و اينك كه راه مزبور برای کلیه دول متحده اروپای مرکزی باز شده است آیا چه علاقه خواهند داشت که در این نقطه ساحلی بالکان مقداری قوای مؤتلفين توقف داشته باشند؟\n\nدر حالتی که قوای انگلیس و فرانسه نتوانند زحمتی براه غرب و شرق رسانند مسلم است آلمان بی میل نیست که یک چنین قوه از دشمن بی فایده در این گوشه اقامت کنند.\n\nمسئله سالونيك تنهايك مسئله نظامی نیست و بواسطه اشتراك بحريه مؤتلفین در دریای اژه و تأثیراتی اقامت قوای مزبور در یونان و بالکان حاصل کرده از مسائل بحری و سیاسی نیز محسوب است.\n\nطرفداران ابقای قشون در «سالونیک» نیز دلایلی دارند و یکی از اشتباهات مؤتلفین را همین میدانند که عکس متحدين آلمان تمام توجهات خویش را به فرونت های عمده شرق و غرب معطوف داشته و خارج از محیط اروپا مسائل کوچکتر که مندرجاً بزرگ شده و مانند قضیه بلغار و صربستان محذورات عظیمی بر آنان تولید مینماید.\n\nشماره ۱۸\n\nنکرده اند لیکن این عقیده در مقابل این اظهار مست میشود که آنها چنانچه با اقامت قشون مزبور خطاهای سابق جبران نشود خود این ارتکاب مطلب یعنی مصرف کردن این مقدار قشون اشتباهی است که به خبط های سابق افزوده شده است.\n\nبهر صورت همهمه زیادی که در این موضوع از چندی قبل در مقامات مؤتلفين ايجاد شده عنقریب به اتخاذ یکی از این دو شق مجبور خواهند شد: با آنکه واقعا از حالت تدافعی بیرون آمده خویشتن را مهاجم و مفید معرفی نمایند یا آنکه واقعا «سالونيك» را تخلیه کرده و به نقطه لازم تری که شاید در جبههٔ غربی اروپا باشد قوای مزبور را انتقال خواهند داد.\n\nکلوله های جدید المان\nاز قراریکه روز نامه «پرز او یاوید و موستی» مینویسد، یکی از کلوله های توپ دشمن از روی دقت مورد معاینه و تحقیق شده است. در سر کلوله مزبور که از چدن ساخته شده، چندین سوراخ کوچک است و در وسط آن يك منفذی اندازه دو سانتمتر موجود است که از این منافذ حتى بفاصله ٤ - ٥ ساعت که از مدت انفجار گلوله مزبور میگذرد بوی جوهر گوگرد بشدت شنیده میشود.\n\nكلوله وقتیکه بزمین میرسد، متلاشی میگردد و اجزای گلوله با گاز هائیکه از منافذ مزبور حرکت میکنند آلوده شده و همینکه ذرات و اجزای آن ببدن انسان مصادف میشود، بدن را مسموم میسازد.\n\nاز این کلوله ها کسانیکه حتی زخم بسیار خفیفی دارند بزودی تلف میشوند.\n\n۲۰ خروار اوراق جاسوسی!\nبر حسب معلوماتیکه از سالونیک رسیده است تمام اوراق و مکتوباتیکه در قونسولخانه ای آلمان و اطریش بدست متفقین ضبط شده بود که از تحت ملاحظه گذشته است فقط مقدار و نوشته جاتیکه راجع بعمليات جاسوسی بوده است بالغ بر چهار صد پود میباشد.\n\nقسمت عمده این مکتوبات در قونسولخانه اطریش بدست آمده است، و كهوياتكو فسكي، قونسول اطریش با کارکنان و آژانسهای خود حتی بازبان روسی در مخابرات بوده است.\n\nاز جراید فرانسه\n\nمساعی آلمان برای مشرق زمین\nبموجب اطلاعاتیکه از منابع مربوطه رسیده است و در جراید آنان و بلغارستان نیز اشعار شده است هزارها کارگران و استادان آلمانی و اطریشی مخصوصا از صنعت گران ماهر و خبره های فنون پیوسته از طرف لهستان و اطریش به اسلامبول رفته و پس از اینکه بدانجا رسیده از قسطنطنیه تعلیمات و خط حرکت ایشان معین شده و بشهرهای عمدهٔ آسيا و مشرق زمین عزیمت می نمایند که در همه جا مشغول تدارکات مقدمات ورود نظامیان شده و يك رشته تاسیسات جنگی و ابنیه تمامی دایر و بنا نمایند.\n\nدولت آلمان این استادان و کارگران ماهر را با کمال تعجیل از داخله"}
{"book": "adl0616", "page": 1666, "text": "٩\nسال پنجم\nشماره ۱۸\n\nرئیس شرکتهای صنعت شیمیائی انگلیس مسافری در سوئد و نروژ نموده و تحقیقات ذیل را را پورت داده است . شركت بزرك المانی برای ساختن الوان متنوعه قبل از جنك به يك ترتیب مخصوصی که علمای شیمی کشف کرده اند سالی مقدار ۱۵۰ هزارتن ( يك كرور و ١٥ هزار خروار ) اما نباك می ساخت و ماده مزبور برای ساختن سولفات بکار میرفت . از ابتدای جنگ به بعد کار خانه مزبور شروع کرده است که سالی ۲۰۰ هزار تن از آن ماده بسازد و حاليه بوسيله يك كشف مخصوص ديكرى امانیان را مبدل به اسید تتريك كرده و سپس ماده جدید را برای ساختن مواد محترقه بکار می برند. این کارخانه و چندین کارخانجات كوچك تر از ابتدای جنگ تا كنون پیوسته مشغول ساختن آسید نیتریک می باشند. بعلاوه آن مساعی عظیمه دیگر از طرف مخترعین دولتی و کارخانجات رو او انساده سازی بعمل آمده است که مقدار بدست آوردن این ماده نیس را زیاده تر سازند - مهندس شیمی معروف کارو، مخترع طریقه ساختن مادره میباشد . با مساعدت ، دوج بالک ، دولت آلمان درووست قال و يك كار خانه جدیدی برای ساختن کار بنا کرده است که قوه ده هزار اسب دارد. و در آنجا ماده کاربید و کالسیوم ، میسازد و همین ماده و کاربید برا توسيله يك كشفى بسهولت مبدل به امانیان مینمایند و سپس به اسد نيتريك استحاله می شود . از قراریکه تخمین شده است همین کارخانه نیز سالی ۲۰۰ هزارتن آسید باتريك بكار خانجات اسلحه سازی وقور خانه المان تحویل مینماید . باضافه يك كارخانه شیائی طریقه و کارو، در باویر موجود است که سالی ۳۰ هزارتن و سیانامید، میدهند و کارخانه دیگری در و کانی . می باشد که لاقل سالی ۱۵ هزار تن از این ماده شیمانی می سازد : کار خانه بزرگ و\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1667, "text": "سال پنجم صحیفه ۱۰ شماره ۱۸\n\nاز جراید المانی\nباران جنگ دور است\nنویسنده در طی مقاله که مورخه دسامبر در مجله دوج رویوی المانی نوشته ما را مطمئن میسازد که پایان جنگ هنوز خیلی دور است. ابتدای مقاله مزبور نظایر مقاله فيلدمار شال ون دانيش مقاصد مختلفه متفقین را در این جنك شرح ميدهد و سپس میرسد : - آیا متفقین هنوز امیدوارند که مقصود خواهند رسید؟ متفقین پیش از پیش از فتح دور هستند . در جنگ های نظامی شکست یافته و از نقطه مقصود دور شده اند .\nلیکن انگلستان هنوز در دریا شکست نخورده ، تجارت المان مفلوج گشته و به مستعمرات وی ضرر فاحش رسیده و بحرية انگلستان بواسطه گوشه گیری و انزوایی زیان ندیده است بنا بر این انگلستان از جمله متخاصمين کمتر زحمت و خسارت یافته است از این رو به استثنای وی سایر دول مؤتلفه حق دارند که سودای صلح را در دماغ خویش پرورش دهند، زیرا از نقطه نظر نظامی شکست یافته اند. آلمانها در خاک متفقین هستند لیکن متفقین در خاک المان نتوانسته اند رخنه پیدا کنند چه باید دانست که کالیش و آلزاس را اهمیت و قدر وقیمتی نیست .\nباوجود این مابین ما و خاتمه جنك مسافتی بعید حایل است. حقیقت مطلب آن است که بعد از این همه فداکاریهای جانی و مالی ملت المان يك غرامت بسیار هنگفتی مطالبه می کنند . حالیه چون در فرونت بسیار جنگ جریان دارد گرفتن این غرامت مشکل میباشد روسیه تا يك موقع غير معینی میتواند جنگ را دوام دهد و فقط يك انقلاب و شورش داخلی آن دولت را از دوام جنگ میتواند باز دارد. در این حال منافع رفیق باوفای المان یعنی عثمانی را باید حافظ کرد .\nراه لندن در مصر است . المان و عثمانی هر دو در این سمت دارای منافع بزرگ هستند زیرا عثمانی بی اندازه مایل است مملکت مصر را که از دیر زمانی متعلق باو بوده است تصرف نماید ، و المان نیز کوشش میکنند که کانال سوئز را گرفته قوه بحری انگلستان را در هم شکنند، اما این اقدام خیلی طول خواهد کشید .\nتصرف صرب اولین قدمی است که در این راه برداشته می شود. ارتباط اسلامبول باشبه جزيرة سينا بوسیله غیر از شعبه راه آهن حجاز که از سامره بسینا میرود يك مسئله خیلی مشکل است . اما با وجود این انجام این کار برای المان نهایت اهمیت را دارد تابتواند انگلستان را خراب و منهدم سازد . وقتیکه این کار هم اتمام یافت هنوز خاتمه جنك خیلی دور است انگلستان حتی خانواده سلطنتیش از زمان ادوارد تا حال باندازه با المان خصومت ورزیده که تصادم باوى يك مسئله حتمى الوقوع است ، هرگاه این تصادم قطعی بوقوع نه پیوندد رشته مطلب مجدد به يك جنگ نظامی منتهی خواهد شد. از این جهت قبل از آنکه المان بطور قطع ضعیف شود گفتگوی صلح کردن خطاست .\nفرانسه و ايطاليا تقاضاهای ارضی شان صورت نخواهد گرفت لیکن تا زمانیکه انگلستان مایل باشد این دو مملکت برای وی جنگ خواهند کرد . حدوث يك شورش و انقلابی در روسیه و شکست انگلستان در مصر فرانسه و ایطالیا را مجبور خواهد کرد که در خواست صلح نمایند . المان باستظهار فتوحات در خشان قشون و تحت البحر بهای خود\n\nو با همراهی متفقین نیرومندش جنگ را مداومت خواهد داد تا زمان ) جایگاهی در خورشید پیدا کند .\n\nآسمان نوردی قیصر آلمان\nاز آغاز جنگ تا كنون امير الطور آلمان همیشه در میدانهای جنگ حاضر بوده سنگرها و استحکامات نظامی را بازدید کرده از فرونت شرو به غرب حرکت کرده آنی از عملیات جنگی اردو های خویش در جهات های مختلفه غفلت نورزیده و همواره در میدانهای جنگ با نطق های مهیجی سربازان و افراد نظامی را تشویق و تشجيع بر محاربات و مدافعه وطن نموده که در این باب مقالات و اخبار متعدده و متنوعه جراید اروپا خیلی خبر درج و انتشار داده اند ولی این دفعه يك مهم و حيرت انگيزی در خصوص سیاحت هوائى ويلهلم منتشر کردیده که در واقع جالب نظر و تعجب فوق العاده است زیرا که سر کشی قیصر آلمان بفرونت های جنگی و نظارت و تفتیش مشار الیه در عملیات جهازات و آلات و قوای حربی امیر اطوری که شخصا زمامدار و فرمانده کل قوای بری و بحری است چندان قابل توجه و اهمیت نبوده بلکه سیاحت هوائی ویلهلم بدون مقدمه گفته از تهور و رشادت شخص امیر اطور آلمان که میتوان یگانه اداره کننده ماهر و قابل سرنوشت ملت جرمن در محاربات عمومی عالم فرض کرد دارای یک نقشه مهمه سری است که آثار و نتایج آن بعدها واضح و معلوم خواهد شد و دلیل آنهم کتمان این مسئله است که دربار برلن حتى الامكان جلو گیری از نشر این خبر نمود .\nاین مسئله را قبلا از يك مقاله که روز نامه اعلامی آنان در تحت عنوان ( اعطای نشان به طیاره چی هائی که سبب سلامتی امیر اموری شدند ) درج کرده بود کشف نمودند که از عبارات و مطالب مندرجه آن بخوبی واضح و مشهود بود که شخص قیصر با طیاره پرواز کرده ولی از کجا و به چه طریق سیاحت هوائی شروع کرده و بکجا مسافرت نموده و بچه ترتیب و از چه راه طیران کرده هنوز خبر صریح و قطعی بدست نیامده بود . تا آنکه بنا بنوشته جات و اسنادی که از صاحب منصبان آیرو پلان های آلمانی که اسیر افتاده اند بدست آمده معلوم و مکشوف گشته که امیر اطور ويلهلم با يك نطق بیان مخصوص خویش باسیال سعود کرده و بسیاحت هوائی مبادرت ورزیده است . در طیاره مذکور اطاق عليحده بجبهة امبراطور موجود بوده که در آنجا میز تحریر تخت خواب و سایر لوازم قبلاتهیه دیده شده قیصر با سه نفر از صاحب منصبان ارکان حرب خویش سوار گشته مشغول سیاحت بوده اند . در طیاره امپرا طوری بعلاوه از قیصر و اجزای خود يك كاپتان بايك مكانيست و دو نفر معاون برای اداره طیران زیباین موجود بودند .\nامپرا طور دفعه اول با طياره صعود کرده مدتی در هوا با موفقیت تمام سیر و سیاحت نموده بعد پایین آمده و در دفعه دوم کمی مانده بود که خود را بمعرض خطر انداخته و تلف بشود زیرا که سفینه هوائی پس از آنی که امپراطور را در فضا طیران داده كاپتان آن معناج به تغییر یکی از دکمه های پیچ چرخهای طیاره میشد و که متاسفانه در اطاق مخصوص قیصر بوده که رفتن و برداشتن آن بمناسبت تحصیل اجازه"}
{"book": "adl0616", "page": 1668, "text": "۱۱\nسال پنجم\nشماره ۱۸\n\nزویلا و قدری تاخیر باعث میشود که چرخهای طیاره از کار افتاده میدهند که متعاقب آن تخت خواب و ميز تحرير و سایر اسباب سنكين زیرا بايك سرعت نامی بسمت زمین سقوط میکنند . ازین پیش آمد طیاره را به بیرون می اندازند و با تلگرافی بي سيم بالافاصله بزمين خطرات گوار کاندان و مکانیست زیپلین مضطرب و متوحش شده بوسایل وارده زیپلین را اطلاع میدهند بنابرین تدابیر لازمه اتخاذ کرده دستجات بیان شده میتوانند فقط سرعت سقوط زیپلین را تخفیف داده بایک آرامی سواره نظام طيارة مذکوره را که بزمین فرود می آمد احاطه کرده بهر فرق یکونی طیاره را نگاهداشته و به شخص امپراطور از قضیه فورا اطلاع وسیله ایست امپراطور را سالم از زیپلین نجات میدهند . قيصر المان با تمام صاحب منصبان و طیاره جی ها و اشخاصی که باعث استخلاص او از خطر شده شدند نشانداده و مراحم شایان است به آنان نموده و بنابرین وقعه مذکور را باقتضای مصلحت پوشیده داشته .\n\nجناب ( دوست محمد خان ناظم ) حاكم سمت جنوبي\n\n❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖\n\nغرق کشتی ادوارد هفتم\nوزرات حربیه شب دهم ژانویه مطلب ذیل را اعلان کردند : — کشتی اعلیحضرت موسوم بکشتی ادوارد هفته این خورده است. بواسطة تلاطم دری اجزاء آن را ترک گفتند و بزودی غرق شد.\nاجزاء"}
{"book": "adl0616", "page": 1669, "text": "شماره ۱۸\nسال نجم\nصحیفه ۱۲\nومملحات بدون تلفات حرکت کردند و فقط دو نفر صدمه یافتند . واردو التركر و چندین نفر از زرگان در حال بحری انگلستان حاضر بودند.\nخانمهای اتحاد به محربه يك برق ابريشمين بطول ۲۷ با ساخته و از طرق\nملکه ماری تقدیم کشتی مزبور داشتند.\n\nیک کشتی امپراطوری\nوقایع نگار بحری تمس مورخه ۱۰ ژانویه میتویند :\nادوارد هفتم یکی از آخرین طبقه کشتی های جنگی پری در دنون\nبواسطه عرق کشتی از وارد هفتم تجربه انگلستان از وجود یک کشتی جنی نفیسی محروم شده است این کشتی مخصوصا دارای اهمیت است بود و هشت کشتی در بحریه انگلستان یافت می شود که بکشتی امپراطوری شناخته می شوند .\nزیرا ادوارد هفتم و دشاه انگلستان خودش سال ۱۹۰۲ در کار خانه کشتی ادوارد هفتم یکی از آنها است. از زمانی که جهاز مزبور مشغول\nسازی دوران پورت قسمت تحتانی آن را کار گذارد و ملکه ماری زمانی کار شده نا محال هميشه يك برق امير البحرى روی وی پرواز میکرد و صاحب\nکه شوهرش هنوز ولیعهد بود. سال بعد خودش کشتی مزبور را به آب منصبان زرگ بسیار در وی خدمت کرده اند. در اخر اکتوبر سال گفت\nانداخت ، دران موقع زرز پادشاه انگلستان و برنس لوى بائن بورك من و چند نفر از روزنامه نگاران از اداره مجربه اجازت یافتیم که جهازان\n\nاز مناظر هندوستان\nیک بنای عجیب زیارت معصوم شاه در سگهر\nانگلستان را تماشا و دیدن کنیم در اروز میاد پس امیران برادفور دور کشتی طولش ١٤٢٥ بود. اسلحه وی عبارت بودند . از ۴ عراده توپ ۱۲\nادوارد هفتم نهار خورده و سپس دیدن آمارهای انهای آن رفتم ، مهربانی اینچی چهارده مراده خوب و انجی و در عراده خوب و اینجی و روانی\nامبرال و طرز محال کشتی مزبور قدری در سالار کرد که هر وقت غرق خوب بوند راعی و دوازده توپ ۳ پوندر و چهار لوله تربیل انداز\nشدن این جهاز را مخاطر می آوریم حزن و تاسف با زیاد میشود ، فقط قوه آن معادل قوه ۱۸۰۱۳۸ اسب و سرعتش ۱۹ گره بود . این\nاین مسئله قدری اسبات تسکین و تسلی خواطر است که تمام اعضاء گشتی در سنوات مختلفه کانی مخصوص امیرالهای بزرگ بوده است.\nکشتی نجات یافتند .\nاز جراید عثمانی\n\nکشتی ادوارد هفتم و خدمات وی\nآلمانها در روسیه\nکشتی ادوارد هفتم در سال ۱۹۰۲ در روان پورت ساخته و در زون\nزمستان را چطور میگذرانند\nسال آنیه به آب انداخته شد. این کشتی ۱۹,۳۵۰ تن باز گیر داشت در این اواخر موضوع میدانهای شرق و عملیات آلمانها در جهنجه"}
{"book": "adl0616", "page": 1670, "text": "عنه ١٣\nسال نجم\nشماره ۱۸\nرکمتر مورد بحث شده است : حقيقة ( مارشال زمستان ) در این الکل داده شده که بدنهای خود را با آن مالش بدهند .\nکه از دستجات نظامی اظهار فعالیت نمی کند و بلکه میتوان آلمانها برای هریک از فروع و جزئیات کارها از روی دقت مخصوصی\nکا عملیات ( زوال سرما ) با حرکات جنگی اردوهای متخاصمین تدارک دیده و با ملاحظات عميقه و فرصت کامل تدابیر لازمه اتخاذ نموده اند .\nان ای رقابت گذاشته است . برای جانجا کردن توپهای سنگین از طرف مهندسین ماهر کارخانه گروپ\nنی باید دانست که تصورات افسانه کویان و رومان نویسان عسکری در مساعی لازمه بعمل آمده در نقاطی که یخ بسته و بواسطه انجماد بوسيله پيل و كلتك\nساس اینکه شاید وضعیت و نتایج زمستان سال ۱۸۱۷ در زمستان قابل حفر نيستند يك نوع مادة مشتمله بکار میبرند که در ظرف چند\nاید از تکرار شود. چندان قرین حقیقت و واقعیت نشده است . دقیقه زمین راست کرده و هر گونه عملیات حفر را با نهایت سهولت\nبانگ ( روسکوپه اسلوو ( روزنامه معروف روسی نیز اعتراف میکنند انجام میدهند .\nاز انها نمی خواهند خیط و خطای ناپلیون را تکرار کرده و خود را در بحبوحه طوفان شدید برف اگر بخواهند حمله نمایند ( لكوموتيف )\nت گرداب شدید زمستان دو چار زحمات و خسارات فوق العاده نمایند . های مخصوص برف روبی دارند که بفوریت تمام برفها را از خط حرکت\nبرین میتوان گفت که قوای آلمان نه فقط برای محافظت خطوط آنها بر میدارند . خلاصه اینکه آلمانها در مقابل زمستان روسیه بهیچوجه\nی که انتخاب کرده اند حاضر هستند بلکه حقیقت ندارکات آنها عاجز نمانده و سورت سرما بقدر ذره در جسارت آنان رخته و فتوری\nرق تصورات و خیالات است . حاصل نه کرده بلکه برعکس عزم و مثانت آنان را زیاد کرده است .\n(روسکو به اسلوم ) مینویسد : قشون آلمان در مقابل برف و سرمای روزنامه رومی پس از شرح مراتب فوق تا کید میکنند که باید تمام این\nاستان همان طور که افراد اغنیا و متمولین برای خودشان وسایل استراحت و مسائل را در نظر گرفته و برای اردوی روس نیز هر گونه وسایط و لوازم\nمایش کامل فراهم می سازند. ندارکات دیده و تمام مخاطرات را جنك زمنان را کاملا تدارك نمود\n\nوطنين .\n\nخبر های جنگ اوروپا\nاز جراید انگلیسی\n\nرفت قیصر به نیش\n\nآلمانها که در هر کاری یک نوع سلیقه و مهارت مخصوصی نشان بموجب تلگراف که از پیش رسیده در مجلس ملاقات قیصر و فردیناند\nه اند در اردوهای خود هر گونه لباسها و پوشاکهای کرم و مت، مهای شهریار با غار چنین گفت که در ۲۱۵ سال قبل ازين فرد ريك اول\nب و رو پوشها و ماسکه های بی حد و حصر تدارك نموده حتی برای جلو دیهیم پادشاهی بر سر گذاشت و ۱۵ سال قبل امیرا طوری جدید آلمان\nگری از کشفیات طیاره های خصم سطح تمام سنگرهای خودشان را تاسیس کشت و امروز قیصر بعد از فتح سپاهیانش میتواند سلامت وارد\nارک سفید رنك كرده اند ما ما بيك صافدلی و ساده کی که مخصوص ما قلعه رومنی نیش شود سپس فردیناند قیصر را تشکر کرد چنین گفت :\nروسها و است تصور میکردیم که قشون آلمان از شدت سرمای زمستان امروزه عالم بالعجب وتحسين قوت و قدرت المان و یاران و پران يزداده\nعاليا محو و تلف خواهند شد: در صورتیکه آلمانها سعی کرده و فهمیده است که قشون آنها را در تحت سروری و سالاری قیصر خویش\nخط القديم ما را با وضع آسایش خود تطبیق مینمایند . شکست ناپذیر است .\nدر مقابل این تدارکات آنان ، باید دولت روسیه سعی و غیرت خود را پادشاه با غار چنین گفت امید وارم صلح پایداری که میوه مقدس\nر مرتبه و به سه مرتبه بلکه صد مرتبه زیاد تر نماید . فتوحات است در سال ۱۹۱۹ واقع شود یک ماهی که در زیر سایه آن\nدر سنگرهای آلمان وسائط، وشرايط حفظ الصحة فوق العاده اهمیت ملت بلغار نیز بتوانند در اشاعه تمدن المان شرکت نمایند لیکن اگر\nده و منهای دقت معمول میشود، برای افراد قشون آلمانی پوستینها تقدير بدوام جنك حكم كرد ملت من مساح تا آخرین دقیقه وظیفه خویش\nبارك شده، و فاصله ها و پرده های داخلی سنکرها را از عاد ترتیب داده را انجام خواهند داد .\nسطح داخته سنگرها را تخته فرش کرده و در زیر تخته ها کاه ریخته سلام بر تو باد ای قیصر وای شهریار، تو فاتح و با جلال هستی ، جميع\nدن وسیله سنگرها را به اطاقهای خشك نظيف و بی رطوبت ملل مشرق زمین ترا در پیش قدیم سلام می گویند ای نجات دهند.\nاز طرف مارشان هند نیورا در ضمن یک دستور عمومی اعلام شده که مظلومان را سعادت و نجات بشارت میدهی .\nان كه من كان يك نفر از افراد قشون در سنکرها از اثر سرمای زمستان\nنشود، صاحب منصب مسؤل آن سنگر تیرباران خواهد شد : يك قسم\nامه های آهنی دارای جعبه های مخصوص که با قوه بخار کرم میشوند. در\nایت از سنگرها تدارک شده اند که بمقدار کافی حرارت داشته و سنگر\nرا بخوبی کرم می کنند. و بر حسب او امر مو کنده که صادر شده در\nاحة مذكرها مواظبت مخصوص ودقت فوق العاده در خصوص نظافت\nکیزہ کی بعمل میآید، بطوريكه يك مثقال خاکروبه و خاشاک در میان\nذكرها قابل عملو و تحمل نیست . بهر يك از افراد قشون مقدار معینی\n\nجواب امپراطوری\n\nقیصر چنین جواب داد : -\nاعلیحضرت مفخم امروز مواقعه مهم اشارت می کنند که در یک\nچنین روزی بوقوع پیوسته است. در این جوانی مکرد در کنار جد"}
{"book": "adl0616", "page": 1671, "text": "صفحه ١٤ سال پنجم\n\nخویش و بعدها زمانی که خود امبراطور المان بوده ام در این روز تاریخی جشن گرفته ام در حالتی که شوالیه های این درجه و مقام گرد من حضور داشته اند .\n\nمقصود قیصر از شوالیه هائی که بدان اشارت میکنند اشخاصی است که دارای درجهٔ عقاب سیاه میباشند . فردریک اول در ۱۸ ژانویه ۱۷۰۱ یعنی روز تاج گذاری خویش این درجه و مقام را برقرار نمود و از این رو چنین مینماید که ملاقات قیصر و فردیناند و نطقهایی که مبادله شده است در روز ۱۸ ژانویه که دویست و پانزده همین جشن ستویه تاج گذاری فردريك اول و استقرار درجه عقاب سیاه میباشد بوقوع پیوسته است قیصر علاوه کرد : .\n\nلا دومين دفعه ایست که بحکم خداوند قهار در میدان کار زار این جشن را می گیریم و این مرتبه در يك زمین قدیم تاریخی که شجاعت و شهامت قشون بلغار آنرا فتح کرده و شهریار آن خطه مرا در میان سپاه دایر و مر کرد كان تابناك خويش پذیرانی کرد و اعطاء یک درجه بلندی خاصه منصب کاملی رژیمان ۱۲ پیاده نظام بالكان مرا قرين افتخار و مباهات فرمود است . بدينطريق اعليحضرت شما نسبت من احترام و افتخاری مبذول داشته اید که بالاترازان متصور نبوده و نیست .\n\nامروز شما آرزوئی که از دیر زمان در قلب من بوده است برآورده وكلمات شما ثابت می کنند که مادر این ساعت دارای احساسات واحده هستیم دشمنان ما که بر سعادت و پیشرفت صلح جویانه آلمان و اطریش هنگری حسد میبردند مرا بمیدان نبرد طلبيدند و با قلب سبك تمدن تمام اروپا را در خطر انداختند فقط بدین مقصود که بنیان و ريده مرا محو و نابود سازند .\n\nمايك جنگ سختی کرده ایم که زودی دایره آن وسعت خواهد یافت .\n\nعثماني و بلغار\n\nزمانی که همان دشمنها عثمانی را نیز تهدید کردند او هم بما ملحق شده با جنگ سخت مقام خود را حفظ نمود .\n\nهوشمندی و بیدار اندیشی آن اعلیحضرت تمیز داد که وقت است که در تحت - روزی خویش بلغار را به دعاوی حقه خود برسانید و راه مملکت دایر خود را برای یک آتیه درخشانی صاف سازید . این بود که با صدق و راستی ملت آن اعلیحضرت مسلح شده جنبش های فاتحانه خویش را شروع کردند و در تحت ریاست و راهنمایی خداوند جنگ خويش يك ورق نورانی دیگر بر تاریخ مجلل بلغار افزودند برای آنکه احساسات صمیمانه خود و تمام ملت آلمان را ظاهر سازم من از اعلیحضرت شما در خواست کرده ام که درجه فیلد مارشالی پروسی را قبول فرمائید و من با قشون مسرور و شادمانم که شما قبول این مقام خود را یکی از ماها ساخته اید .\n\nبعون و یاری پرورد کار قادر قاهر در این فرونت و در تمام فرونتهای ديگر عمليات بزرگ صورت گرفته است .\n\nاينك من شكر و سپاس خاضعانه خویش را بدرگاه خدای متعال تقدیم میدارم زیرا مرا فرصت داد که در این نقطه تاریخی که یکمرتبه دیگر بخون دليران ما و شما تقدیس یافته در میان قشون فاتح خویش دست\n\nاعليحضرت شما را فشار بدهم وكلمات اعليحضرت شما را استماع تمام كلماتی که از روی عزیمت شهامتدار دوام جنگ برای حصول يك صباح عالي معلوم است و نیز معین میدارد که روابط ودادیه ما که در موقع بحران طوفان جنگ استقرار یافته است همواره برای سعادت ملت ما برقرار خواهد بود .\n\nمن نيز با اطمینانات کامله این مقصد را تعقیب می کنم و پیاله خود را برای سعادت آن اعلیحضرت ودود مانش و بافتخار فتح قشون بلغار و آتیه بلغار بلند می کنم (رویتر) بر طبق يك راپورتی که توسط تلگراف بی سیم از وین رسیده امپراطور فرانسوا ژوزف به پادشاه بلغار درجه و مقام فیلد مارشالی اطریش هنگری را داده است .\n\nيك بار بارو های دیگر\n\nرا پورت ذیل نیز از منابع آلمانی رسیده است : - امپراطور آلمان وارد بلگراد شده است . از زمان بار باروسا که در یکی از جنگ های صلیبی صد هزار شوالیه آلمانی را در بلگراد سان دید هیچ یک از امپراطوران آنان تا امروز بر قلعه و قصر بلگراد پا ننهاده مگر امبراطور ويلهم دوم. در این روز همگامیکه هوای خوبی قلب ها را بهجت ناک کرده بود با شکوه و جلال فوق العاده وارد شد و يك كارد افتخاری اطریش هنگری و موزيك نظامی اعلیحضرت او را سلام گفتند و غريو توپ و فریاد های مردم اعلی حضرتش را پذیرایی کرد .\n\nامپراطور پل راه آهن جدید را دیدن نموده و سپس در میان اهالی شهر جامه بزم پوشیده و آزادانه حرکت می کردند کردش کرده و بعد سوار شده به تفرجگاه کالی مکدان رفت .\n\nامپراطور بعد ازان قشون المان را که از دانوب عبور کرده بودند سان دیده نطقی ادا فرمود و اعمال شجاعانه آنانرا ستود ، قیصر شما را نشان آهن بسربازها عطا نمود ، تامس\n\nزن حقوق طلب معروف\n\nمادام پانکهورست زن حقوق طلب معروف انگلیس که عملیات و اقدامات وی قبل از جنگ برای تحصیل حقوق انتخابات نسوان محتاج به توصیف نیست با کشتی وارد « نیو پورک » شد . اداره مهاجرت امریکا مانع شده است که مشار اليها وارد ایالات متحده شود و میل ندارند مادام مزبور در انجا رحل اقامت افکند و میگویند که او را در انگلیس چون حبس شده نمی پذیریم .\n\nالآخره بعد از امر و نهی اجازه داده اند که از کشتی پیاده شده و منتظر جواب عریضه که بدولت داده است میشود .\n\nاز جراید فرانسه\n\nرسمیت مذهب اسلام در مجارستان\n\nبا استحكام مودت هنگری با عثمانی\n\nوزیر مذاهب مملکت « هنگری » يك فقره لایحه قانون بعرض شورای ملی تقدیم کرد که بموجب آن مذهب اسلام در تملک اموال غیر منقوله دارای آزادی تمام و رسمیت است و در نتیجه مذاکرات عمومیه این لایحه در پارلمان هنگری با يك نوع شادمانی و هیجان غیر قابل توصیفی رای داده و تصویب نمودند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1672, "text": "صفحه ۱۵\nسال پنجم\nشماره ۱۸\n\nمجلس هنگری بعلاوه تصمیم کرده است كه يك فقره تذکراف بحضور حضرت سلطان عثمانی مجاره و عملیات با عالی را تحسین و آفرین گفته و این برنامه بین ملتین عثمانی هنگری را مجددا اشعار دارد.\nو برار البته این مقدار محبت و امتیازانی بین دیگر در مملکت های خودشان بدهند نبایست اسباب تعجب کردد چرا که ملت ساکن هنگری بخاطر داده که نژاد مجارها با سایر شعب نژاد او كروفنلاندی - اتراك - مغول و تاتارها که با صل منشعب میشوند یکی هستند و در درجات تمدن آنان از لاتین گرفته متفاوت میباشند و این هیجانهای بزرگی که برای اتحاد با هم از آنان بظهور میرسند دلیل برو حدت طبیعی آنها میباشد .\n\nخبرهای راجع بایران نقل از اخبار های ایران\nدستگیری سفیر کبیر\n\nروز چهار شنبه خبر راجع بدست گیری سفیر کبیر دولت عثمانی بهار سید نظر باینکه در چه صحت خبر مذکور را نمی دانستیم خودداری از درج آن نموديم اينك اطلاعاتيكه تحقیق نموده ايم ذيلا مينكاريم سفير كبير دولت عثمانی و کامل اناشه نظامی سفارت الطريش و يك نفر پروفسر المانی که گزاشتب دندانساز و عده از اجزاء در هفته گذشته بطرف شکار گاه ور داوره ایران نموده بودند عصر روز سه شنبه که اشخاص مذکور مشغول شکار بودند دسته از نظامیان روس که از طرف کرج به شاه آباد می آمدند تصادف شده نظامیان مزبور فورا سفير كبير را دستگیر و بطرف کرج حرکت می دهند. این خبر عصر روز چهار شنبه بطهران میرسد فورا از طرف وزارت امور خارجه از سفارت روس حقیقت امر را استعلام می نمایند سفارت اظهار بی اطلاعی نموده و کویا برای تحقیق مسئله و شناختن شخص توقیف شده يك نفر از اعضاء سفارت را به کرج روانه میدارند وزیر مختار دولت اطریش عصر روز چهار شنبه بدر بار آمده با شاهزاده رئيس الوزرا و آقای وزیر امور خارجه ملاقات و باین حرکت نظامیان روی بر تست می نماید. در این دو روزه هم وزارت امور خارجه مشغول اقدامات اصولی تا کنون نتیجه دست نیامده سفیر کبیر و ساير توقیف شد كان كويا بملابریت کی امام توقیف هستند ولی دکتر دندانساز بطهران مراجعت کرده.\n\nراجع به سفير كبير\n\nقرار تحقیقا تیکه از وزارت امور خارجه شده است هیئت دولت برای استخلاص سفير كبير عثمان اقداماتی بوده اند و در طرف این دو روزه از سفارت روس و انگليس هذا گرانی شده تلگرافاتی به بطر و کراد لندن مخابره کرده ولی متأسفانه راجع به رهای ایشان نتیجه بدست نیامده و از قرار معلوم بر حسب دستور دربار پطر و کراد سفير كبير عثمان را از کرج با احترامات بطرف روسیه روانه خواهند داشت و تا سر حد مرز معظم له را میرسانند و سپس آزاد در حرکت بهر نقطه که مایل باشند خواهند بود لكن اناشه ميليز سفارت اطریش و سایرین را بعنوان اسیر حزب در روسیه توقیف خواهند کرد .\n\nدر اصفهان\n\nقرار اطلاعاتی که از اصفهان میرسد فعلا هم يك جمعیتی از مجاهدین در اصفهان اقامت دارند و بعضی مجالس هم محرمانه تشکیل میگردد و اغلب هم از شیراز تلگرافاتی به اصفهان مخابره میشود .\nمجلس کنفرانسی که خبر داده شد در اصفهان تشکیل خواهند شد تا بحال تشکیل نشده است و مامورین المانی هم در شهر اقامت دارند .\n\nتادیه نگردیده .\n\nاستقبال\n\nدوروز قبل مذاکر مورود يك دسته قشون روس هم بوده و جمعیتی از قوای موجودی آنجا با موزيك به استقبال آمده اند ولی قشون وارد نشده مراجعت می نمایند آنچه گفتگو شده در این دو روزه وارد خواهند شد .\n\nدر سفارت امريك\n\nبقرار یکه اطلاع حاصل نموده ایم اعضاء سفارت عثمانی و سفارت اطریش در طهران نظر به بعضی ملاحظات بسفارت امريك رفته و در آنجا میباشند .\n\nحركت بطرف اصفهان\n\nوزیر مختار اسپانیول نظر به دوستی با سفير كبير عازم حرکت با صفهان میباشند که خانواده سفیر کبیر عثمانی را بطرف طهران حرکت دهند و در ظرف این دو روزه با اتوموبیل حرکت خواهند کرد خانواده سفير كبير در انزلی و یاد ریاد کوه بایشان خواهند رسید و باتفاق بطرف سوند خواهند رفت .\n\nدر ارومی\n\nبتاریخ شب هشتم شهر ربيع الأول قريب سی و دو نفر قزاق روسی ساعت شش از شب گذشته از پشت بام داخل خانه والى شده اند اهل خانه مشارالیه متوحش گردیده بعد از داد و فرياد مظهر الملك امير ينج را دستگیر و از قرار یکه نوشته اند مقداری هم اشیاء و مخلفات زنانه از قبیل طلا آلات و غیره برده اند کار گذاری هم در این خصوص باویس قونسول مذاکرات نموده است و بالاخره موكول به تبعيد مظفر الملك گردیده است .\n\nدر کاشان\n\nاز کاشان خبر میدهند که چند روز قبل قریب بازده نفر از مجاهدین و بعضی سوارهای دیگر به لباس مبدل وارد کاشان شده اند حکومت هم انها را دستگیر کرده خلع سلاح نموده است و فعلا در توقیف میباشند .\n\nخبرهای بلوای آراند\n\nسر - الى - كيس منت و اسلحه رساندنش به پراند\nلندن ۲۷ ماه ابريل ٢٤ جمادى الثاني --\nدر دار الاماره لارد ليدون در باب جد و جهد جرمی برای فرود آورده شدن اسلحه بر ساحل آرلیند بیان کرد که دو نفر دیگر که بهمراه سردا جو کیس منت که سرعقده آزادی طلبان آثر لند بود و سالها در جر من برای آزادی ملک خود کوشش مینمود بر ساحل آورده شده اند افسران جرمنی بودند جهاز جرمنی را که اسلحه برای آیرلند آورده بود جهاز جنگی رطانیه استفاده کرده حکم داد که در عقب آن طرف کوئنس تون بیاید\nجهاز بعد از آنکه اسلحه را به آیرلند براورده بود الی چند فاصله در عقب آن رفت و بعد از ان بیرق دولتی جرمی را بلند کرده خود را غرقاب کرد -- کل سواران را نجات داده بر ساحل آورده شد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1673, "text": "صحیفه ١٦ سال نهم شماره ۱۸\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجـه اول و دوم\nزند کانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاريخ ) آنست . (سراج التواريخ) آئینه حیات نمای ملت جلیل افغانست ، زیرا از آغاز تشکیل و تکوین یافتن دولت افغانية حاليه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین درسگاه عبرت ، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی از ملت را واجب است که یک نسخه از آنرا بدست آرند و مانند عزیزی در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانه استفاده عمومی به امر و فرمان ذات عرشی صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة والدين ، تأليف و تدوين و در مطبعة حروفي دار السلطنة كابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است جلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیه افغانستان تا ورود العالیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل تحت مراد و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمدزائی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضیاء الملة والدين امير عبد الرحمن خان ، طاب ثراه وقایع تاریخی را جامع میباشد بر کاغذ اعلا بحروف سربی مطبع رسیده است و قیمت کتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است.\n\nنمبر ( ۱ ) پشتی چرمی چرم اصواری دانه دار کابلی تخت چهار گنج جدول طلایر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اعلی اجرا بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی –\n\nنمبر ( ۲ ) پشتی مقوا دو به گیرباسی چهار گنج و زرحریر مزیّن به حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مینه سیزده روپیه پخته کابل –\n\nنمبر ( ۳ ) پشتی مقوا رو به کره لاجوردی چهار گنج و زرحریر مینی سرخه کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مینه جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی –\n\nنمبر ( ٤ ) پشتی مقوا رو به ابری چهار گنج و زرحریر مینی سرخه کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا مینه جزء بندی شده ده روپیه پخته کابلی و ده شاهی –\n\nنمبر ( ٥ ) پشتی مقوا رو به ابری سرخ چهار گنج و زیر گیر سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء مینه كوك بندی شده ده روپیه پخته کابلی و یازده شاهی –\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مبارك از تحویل خانهٔ جناب محمد ولیخان مرحوم و در بازار ارگ از دکان عبد الله خان\n\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در يك وقایه و شیرازه میشد هم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون و الا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه ترتیب و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از اینکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله ها که دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر گردیده\nمحمود طرزی\n\nاخبار دیلی میل میگویند که سر را جر کیس منتا کنون در بندی خانه محبوس می باشد – بتاريخ ١٤ ماه ابريل ( ۱۱ جمادى الثاني ) در کوین همین مشهر کرده شده بود که سر را جرکیس منت در جرمنی ماخوذ کرده شده بود – حال اینکه او همان روز بر مقام كيل بريك النكر کشتی تحت البحر جرمنی سوار شده جمعیت بك لنكر جهاز كه بظاهر بی ضرر معلوم میشد و برق دولتی ها لینده داشت به بیست نفر تجربه کاران بحربه جرمنی روانه شد برجه از مذکور ۲۰ هزار تفنگ و انواب آتش فشان و سامان حرب که در زیر مال و اسباب غیر ممنوعه پوشیده بود بار بود اپریل ۲۱ جمادی الثانی در این دار السلطنه آنرابند شورش نهایت خوفناک برپا کردید – بلوه کنند گان بر قلعه دبان حمله کرد بر دا کخانه قبضه کرده شد و سیم های تلگراف را بریده شد – علاوه بر این بلوه کنند گان بر اوطاق اجلاسی بلدیه و بر اوطاق حریت و وسینت ستفين كرین و بر دیگر عمارات قبضه حاصل کردند – و سپاهیان را که بطرف چه اونی های خود میرفتند ایستاده کردند – تحريك مقوياته إلى ديكر خصص ملک مذکور سرایت کرده بور مرکزهای سازش مذکور بالخصوص کوئی کالوی و انس گود بودند –\n\nتلفات دیلن\nلندن ۳۰ ماه ایریل – ۲۷ جمادی الثانی\nدر باب اتلاف ۲۷ نفر افسران افواج سرکاری انکلستان ( مقتول و مجروح و مفقود اخر) در دبلن بطور رسمی اعلان کرده شده است\n\nلندن ۱ ماه می ۲۸ جمادی الثانی\nبانیان در کوچه سیکول املان را به بی پروایی سوختانده می روند – لا کن دسته اطفای باز پسر گرمی کار و بار خود را شروع کرده است در زمره بانیان بد معاش شهور و معروف کونکس مارکس و کرنیز شامل میباشد.\n\nلندن ٥ ماه مى – ٢ رجب المرجب\nکیفان وایم دید موند در کن بازداشت نزد مستر چون دید موند يك مکتوب این مضمون فرستاده است که بحرین ها پیشروی خندقی های خود که مقابل دو بزن اولینه واقع بودند اشتهارات به الفاظ ذیل چپانیدند – دراز کنید بلوه خودتان برپا گردیده است است انواب وطالبه بر عیال و اطفال شما گلوله باری می کنند – مسوده قانون خدمت خیریه نظام انکلستان مسترد شده است – در اشتهار مذکور نیز گفته – شده بود که خیر مقدم شما بكمال خلوص نیت کرده خواهد شد.\n\n( خبر دیگر )\nبکم ماه می سنه ع ١٩١٦ خبر لندن – در ملك ( آرلند ) در تمام ملک یک بلوای بسیار تشویش ناک بخلاف دولت برطانیه برپا کردیده اثر لیند يك قطعه جزیره ایست منجمله سه قطعه جزائر مسمی به ( الکلیه ) : ( اسکات لند ) و ( آرلند ) که همین هر سه جزیره با هم متحده شده ( برطانیه ) گفته میشود – کیفیت بلوای مذکور چنین بیان کرده میشود که اکثر اسراور عایانی ملاك آرلند با هم متحد شده و عهد و پیمان کرده اعلان جمهوریت را نمودند و شهر ( دبلن را ) که پایتخت ملك مذكور است مرکز جنك خودها قرار داده قامه جنگی و دا کخانه وغيره عمارات سرکاری شهر مذکور را قبضه کرده جمله سیمهای تیلگراف را هم قطعه کرده بعضی دسته های فوج را هم همراه خود شريك بلوا نموده علانيه اعلان مخالفت سلطنت موجوده را نمودند اگرچه در بعضی جاهای بلوی فرو کرده شده است ولی باز هم بلوائیان جاهای مستحکم را هنوز بدست دارند –"}
{"book": "adl0616", "page": 1674, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم که بقدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت رسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود رها نمایم ممکن نشد لهذا با اداره کتبخانه مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده با کتبخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده حمیت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را باخبر و یادآوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فردا واسطه آدمهای ما بخانه شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nفرستادن که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول نمیشود\nیک طلای روس انگاری یازده روپیه کندار است از روی قرار حساب کنید\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگران که مال تجاری و صنعتگران که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود. اعلانیکه درین اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود در هر سطر ۱ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قران یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قران یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطرك ستون اخبارها ( ۳۱ ایچ – ٤ پونت ) میباشد. هرگاه شخصی اعلان خود را متمادیاً يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید. در ورق اضافی در هر سطری سه شاهی اجرت گرفته میشود.\n\nاعلان\nحتم قطعهٔ زمین\nدر ۲۹ روز\nآسیا، اوروپا، افریقا\n( مطبعهٔ عنایت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوسکاران عرفان جلوه عرض میدهد. بدست آرید. بخوانید. و در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعهٔ زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید. چه چیزها میشنوید. چه لذتها میبرید و چه رنجها میگیرید علمی ، ادبی ، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر ! این اثر از سه جلد بزرگ و در يك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه ، و با (۱۰٥) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است، نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست ، کاغذ اعلا، چاپ حروفی ، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار: دیگرچه میخواهد ! همینقدر که باداره فن مطبعه مبارکه در ده افغانان به (عبدالروف) خان سر مرتب مطبعه بیایند که یا در بازار از ارشد کلان (باز محمد) تاجر کتب و در بازار کتب فروشی متصل مدرسه شاهی بدکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و با مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کار می ماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1675, "text": "(اعلان)\nپراکنده\nآثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت، از يك مجموعۀ اشعار آبدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا، و خوبی طبع دارا، با تصاوير بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان میباشد. قیمت آن (۷) دو روپیه کابلی در خود مطبعۀ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارك از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوسکاران مطالعه را مژده ازین نو رسیده گلزار، مطبعۀ عنایت، کام جانرا شیرین نمائید. جزیرۀ پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت! خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوب تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان است (۹) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعۀ عنایت در ده افغانان، و آن باز محمد در بازار ارك و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۱۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلمی و اسلامی\nآئینه جهاد گردان\nادب در فن\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی خریداری آنها را داشته باشد به اداره مراجعت کند.\n\nعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\n... سیاحت دور و نزديك من چشتادور و مجلد\n... سیر در جو هوا مجلد\n... سیاحت دار پر غیب مصور مجلد\n... از هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد\n... روضة حاکم مجلد\n... پرا کنده مصور مجلد\n... جزیرۀ پنهان مصور مجلد\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از ده عبد الروؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باداره سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه، و کتابچه های ملا و زنان و شماره های متفرقۀ آن، و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه میآید که، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1676, "text": "سال نجم شماره ۱۹\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nفهرست مندرجات\n\nداخلی )\n\nعلوم وفنون ( صنعت زينكو گرافى )\n\nادبيات ( زبان افغان )\n\nحوادث خارجه\nخبرهای جنگ از اخبار های اوروپا - حمله دهشتناك زپلين يسالونيك - اتوموبيل بي آدم - ماشين گلوله جمع کن - رسمیت دین اسلام در مجارستان - نشان جدید سلطان محمد خامس - روز نامه ایرانی در برلن - آبار كان تنها صالح خواهند نمود - خبرهای ممالک روسیه - اختلالات محلى - بلای آسمانی - آخرترین خبرها ترجمه اخبارهای انگریزی - خبرهای جنك - موقوفى داند و تلكرافات - اعتراف فرانس - تفاوت بحرى هاينه - سكون بعد از مکان مشرق - کشیدگی مابین یونان وايطاليه - دورة وزير اعظم - مستر ايسكويث در زبان - کارستانهای تحت البحريها - تلفات افسران روات برطانوى - يك فتح عظيم الشان فرانسويها - داستانهای جنگ رستا خیز وردن - خبرهای راجع بتركيا - قوای بحریه عثمانی - اقدامات انور پاشا - اورشليم بيت المقدس -\n\nاعلان ( سراج التواريخ )\n\nتصاوير\nيك حصه قلعه دروازه عید گاه شهر قندهار - خرابه زار قلعه بست در نواحی ولایت شهر قندهار - از مناظر هندوستان يك حصه قلعه دهلي - كاريكاتور السياسية المصورة -"}
{"book": "adl0616", "page": 1677, "text": "اعلان\nاز صنایع پروریهای ذات ستوده صفات اعليحضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سعی و همت جناب جبريل کار خانه جات ، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر ایفای حوائج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و او نیفورمه های عساکر شاهانه و غیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از ان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون حکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) | سرج های پشمینه با رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانگلیزی ۳ فوته مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم فروش میرسد\n\n| اقسام | قسم اول | قسم دوم\n| درجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم | درجه اول | درجه و مقداری که قیمت آن ۱۰ ٪ زیاده است\nرقم | رنگ | خود رنگ | رنگه | خود رنگ | رنگه | خود رنگ | رنگه | خود رنگ | رنگه | خود رنگ\nقیمت | تا سال ساخته شده | ۷ روپیه | ٦ روپیه و ۱۱ پیه | ٦ روپیه و ۱۱ پیه | ٦ روپیه و ۱۸ پیه | ٦ روپیه و ۱۸ پیه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گرانگزی | کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیه | کشمیره هزار میخی رقم ۷ روپیه بیست پیه\n\n۲ | تکمه های چرمی محراب و منبردار\n| جرابها\nرقم | تکه اشکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیه | ۴۵ پیه | ۳۶ پیه | ۱ روپیه ۵۰ پیه | ۱ روپیه ۲۰ پیه | ۶۵ پیه\n\n(٤) | کروره های جدید ساخت\nرقم | اروال کفشهایه دو کره دو تاره | زه باف یک اسپه دو کره سه تاره | چرم باف یک اسپه | یک اسپه چار تاره نخی\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ پیه | ۹ روپیه و ٢٤ پیه | ۹ روپیه و ۱۱ پیه | چرم باف همرکان\nرقم | چرم باف دسته بادامی روایه | چرم باف دسته دولانه یک اسپه | دسته دولانه یکی چار اسپه\nقیمت | ٤ روپیه ٤٨٩ پیه | ٤ روپیه ٤٩٩ پیه | ۸ روپیه و ۲۳ پیه\nرقم | قبضه و نخی کلیت مرة توپخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو کاره رکان\nقیمت | ۳ روپیه ۵۵ پیه | ٤ روپیه ۵۷ پیه | ۵ روپیه و ۹ پیه | ۵ روپیه و ٥٤ پیه\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بست زنانه | زنانه ابریشمی خیاطه | از زین سواری نخ چرمی\nقیمت | ٤ روپیه ١٥٩ پیه | ۵ روپیه ۸۹ پیه | ۵ روپیه و ۸ پیه | ٤ روپیه و ٥٨ پیه\nرقم | دسته بادامی مبلغ چرمی | دسته دولانه سامی و نخی کلیت نقره | از زین سواری دولایه | چرم باف مابین بست یک لبه | نخ چرمی کمخا بدار\nقیمت | ٤ روپیه ٤٩٩ پیه | ٤ روپیه ٤٥٩ پیه | ۸ روپیه و ۱۲ پیه | ٤ روپیه و ٥٩ پیه\n\n(٥) | اقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جریبن | گل نافرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ۵ روپیه ٣٦ پیه | ٦ روپیه و ٦ پیه | ٦ روپیه و ۷ پیه\nقسم | شکوفه نارنج | گل یسمن | گل نسترن\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیه | ٦ روپیه و ٥٨ پیه | ۵ روپیه و ٣٨ پیه\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۹ روپیه و ٣٥ پیه | ۷ روپیه و ۱۲ پیه | ٦ روپیه و ٥٤ پیه | ٦ روپیه و ٥٤ پیه\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه جات ) ( ایمان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1678, "text": "صحیفه (۱)\nسال پنجم\n(شماره) ۱۹\n\nسراج الاخبار الافغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و مؤسس\nمحمود طرزی\nالادارة والمطبعة\nدر ماشینخانهٔ دار السلطنة (کابل) همه امورات تحریریه به ادارهٔ خانه بنام مدیر فرستاده میشود\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کالی\nدر اطراف داخله مملکت\nاخراجات ڈاک ۱۲ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nاخراجات ڈاک ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکسانی است\n(اوراقی که درج نشود آماده نمیشود)\n\nتاریخ قمری غره شعبان ١٣٣٤\nتاریخ انگریزی ۳ جون عیسوی ١٩١٦\nتاریخ شمسی ۱۳ جوزا ١٢٩٥\n\nمکتوب\n\nعلمست چون جان، جسمت مکتب\nنور است عرفان، چشمت مکتب\n\n-۱-\nاین جسم با جان ، زین چشم پرنور\nگر دور مانی ، مانی تو بس دور\nاین چند اشیاء بشنو بدستور\nیکیک شمارم تا کردی آگاه\n\n-۲-\nاول ز انسان ، دور افتی از جان\nجاندار باشی ، لیکن نه انسان\nاما انسانی، « بل هم اضل»... دان\nبا قول قرآن ، باشی تو گمراه\n\n-۳-\nگمراه آن را ، باید بدانی\nکو جستجو نکند، ره را نه یابد\nآخر چه گردد، آیا تو دانی؟\nدر چاه افتد، عاجز نشیند\nبیچاره اعما، بیچاره گمراه !\n\n-۴-\nده را تو از چاه، بشناس اول\nفرموده ما را، استاد اول\nخوبیست راه و، بد نیز اسفل\nدر لفظ (خوبی)، مضمر شده (عدل)\n(بد) ظلم باشد، ای عقل همراه\n\nاین عدل و این ظلم مخصوص باشد\nبر جمله انسان ، نی بهر شاهان\nهر فردی نوعی، مجبور باشد\nبر عدل و احسان ، بالامر سبحان\nعدل است (خوبی) ظلم است (بد راه)\n\n-۷-\nهر کس چو راعی ست، گردیده مسئول\nاز گلهٔ خود ، یعنی زملت\nگر خوبی آموخت، گردید مقبول\nهر کار و بارش ، شد خیر و برکت\nاز بهر ملت ، هم بهر آن شاه\n\n-۸-\nآن پادشاهی ، کو خیر خواهست\nافغانیا نرا ، پشت و پناه است\nاسلامیان را، امید گاه است\n(خوبی) خواهد، از (بد) جدا هست\nخوبی بعلم است ، ای علم آگاه\n\n-۹-\nگر عدل یعنی ، خوبی نباشد\nاز نام انسان ، باید بترسیم\nاشرف از آن شد، انسان که باید\nخوبی نماید ، زاعمار و ترمیم\nاعمار و ترمیم از علم میخواه\n\n-۱۰-\nجمله خران، از جهل آید\nجمله بدیها ، از ظلم زاید\nهر عدل و خوبی، از علم آید\nبیعلم کاری، از تو نیاید\nاز بهر قومت ، بر وجه دلخواه\n\n-۱۱-\nآرم مثالی ، کوتاه و نزدیک\nاز خوبیٔ علم ، از زشتیٔ جهل\nدزدی چه باشد؟ ظلمی است تاریک\nانسان که او راست ، آن جوهر عقل:\nداند که این فعل، شد فعل گمراه\n\n-۱۱-\nاما گرسته چون ماند انسان\nاز حق و ناحق ، نبود گریزان\nبهر معیشت ، از امر وجدان\nدوری گزیند ، باید بفرمان\nبشنو چه گفتند، پیران آگاه:\n\n-۱۲-\nگر عام شد علم ، گر عام شد فن\n( دزدی ) نیاید، هرگز بفکرت\nزیرا صنایع، آن زادهٔ فن\nکرده فراوان ، از بهر ملت"}
{"book": "adl0616", "page": 1679, "text": "صفحه ۲ سال پنجم شماره ۱۹\n\nحاجت نماند، دزدی به بی راه\n-١٣-\nافزون جوشد علم ، صنعت از وزاد صنعت چو شدیش ، صد گونه ایجاد\nکردید پیدا ، بگذاشت بنیاد عدل و تمدن ، گردید انشاد\nاز بهر ملت ، هر گاه و بیگاه\n-١٤-\nکر صلح خواهی، علم است و مکتب کر جنگ جوئی، علم است و مكتب\nگر خواهی راحت، علم است و مکتب خواهی سعادت، علم است و مکتب\nبی مکتب امروز، نبود بناگاه\n-١٥-\nاما چه مکتب، مکتب هزاران در جمله اطراف و اکناف افغان\nشا کردهایش ، صدها هزاران زاولاد افغان، از بهر افغان\nکردند بافن ، گردند آگاه\n-١٦-\nاما چه فنها، فنهای این عصر كان فن نموده ، هر چیز را حصر\nبر حاکمیت ، برقوز و برنصر نموده محدود ، کرده است هم قصر :\nبدبختی و فقر ، صد حشمت و جاه\n- ۱۷ -\nای اهل افغان ، ای نیک ایمان ای جمله اخوان ، این را یقین دان\nبي صنعت و كان ، بي علم و عرفان بی جهد و اقدام ، بی سعی و اتقان\nهرگز نکردیم ، يك قوم با جاه\n- ۱۸ -\nیوروپ زبون ساخت، مارا بقوت قوت چه باشد، علم است و صنعت\nطیاره و توپ، برق طبیعت فن ساخت حاضر، از بهر ملت\nعزو سعادت، آزادی و کاه\n-١٩-\nگفتیم گفتیم، سودی ندیدیم هر روز از پیش ، پستر دویدیم\nصدها نصیحت، هر دم شنیدیم صد كونه عبرت ، هر روز دیدیم\nاما چو ماشیم ، در خواب بی گاه:\n-٢٠-\nهرگز نبایم، زه را بنفسه هرگز نه بینیم ، خیر و شر خود\nما خواب باشیم، دزدان چون دد آید رباید، هريك و هربد\nودواء ودواء، ودواء وهواه\n- ٢١ -\nای مست مغرور، ای عیش محمود مسئول هستی ، در نزد خالق\nاز خواب برخیز، از خود بکن دور - بیفکری و نوم، میباش شایق -\nبهر معارف ، ای کار آگاه\n- ٢٢ -\nغیر از معارف ، نبود فلاحی از علم خواهیم ، صلح و صلاحی\nمکتب کشانیم ، در هر نواحی از فن بگیریم ، در کف سلاحی\nبر جهل آريم، يك حمله نا كاه\n-٢٣-\n\nالله اكبر . الله اكبر الله اكبر . الله اكبر\nغير خدا نيست . الله ديگر بعد از محمد . نبود پيمبر\nالله الله . الله الله\n- ٢٤ -\nيارب عطا کن ما را هدايت از علم وفن کن ، برما عنايت\nپاينده ميدار، اين تخت دولت هم بادشه را ، داری سلامت\nملت و طن را ، کن حفظ از جاه،\nدست عدورا، میساز کوتاه،\nالله الله . الله الله !\n[ ارده افغانان کابل فی ٦ رجب سنه ١٣٣٤ ]\n\nعلوم و فنون\n\nصنعت زينكو گرافی\nمعلومات تاریخیه در خصوص فن رسامی و هیکلترانی\nنظر به احتمال بی تصویر ماندن ( سراج الاخبار افغانيه ) یکی از مآثر عرفان پروریهای عصر معرفت حضر ذات اعلیحضرت پادشاه مقدس ما سراج الملة والدين، ادام الله ملكه، تأسیس و بنیاد یافتن دار الصناعة ( زينكوگرافی ) است در ماشین خانه دار السلطنه کابل این صنعت ، درین عصر و این زمان يك اهميت بسيار بزرك ويك موقع بسيار بلندی را در عالم معارف و صنایع احراز کرده است . ( فن رسامی ) خیلی قدیم فنیست که تقریباً از ابتدای خلقت در انسانها شایع شده است . زیرا ( فن هیکلترانی ) – که برادر کلان رسامی شمرده میشود – از بسیار بسیار پیش در انسانها شایع و رواج شده آمده است . انسانها پیش از انکه خط و کتابت بیاموزند، و بدیگر اصول مدنیت آموخته شوند پیش از همه چیز به فن رسامی – یعنی مصوری و نقاشی – میل و هوی کردند ( در ازمنه قبل التاريخيه ) – یعنی در زمانهای که هنوز تاریخ نویسی و خط و کتابت در انسانها نبود انسانها چیزهای طبعیی خلقتی را نمونه و استاد گرفته با تیشه ها و قدمهای سنگهای چاقماقی ساخته خود شان بر بعضی سنگهای خلقتی صاف و هموار و یا بعضی استخوانهای دندان فیل و غیره بعضی تصاویر انسان و حیوان و درخت و غیره نقش و رسم کرده گذاشته اند . كذالك برای شکلهای مجسمه انسانها نیز هیکلها و بت ها تراشیده گذاشتند که رفته رفته آن هیکلها و مجسمه های نیاکان شان موجب پرستش پس آیندگان شده يك بت پرستی عالمی دنیا را فرا گرفت و فن رسامی – یعنی حک بر روی سنگها و تخته ها و خشت ها، و استخوانها و غيرها – چنانچه برای فن رسامی يك شهراه نشان داد همچنان هر گاه فن رسامی – بنام دیگر نقاشی – بنام دیگر مصوری را موجد و پیدا کننده ( خط و کتابت ) بگوئیم هم میشاید ، زیرا پیش از ایجاد خط و کتابت"}
{"book": "adl0616", "page": 1680, "text": "صفحه ۳\nسال عجم\nشماره ۱۹\nدر رسامی ظهور نمود، رفته رفته انسانها فن رسامی را برای فهمانیدن مقصد\nو مدعای خود شانرا بیکدیگر را بر آورده برای بعضی کلمه ها بعضی\nقشها را برروی چوب با خشت با فلزات و غیره نقش و رسم میکردند که\nاینصورت اول بار خط بسیار قديم ( هیه روغليف ) ایجاد کردید .\nاین خط هیه روغليف مادنا عبارت از بعضی رسوم و نقوش است .\nمثلا در يك لوجه چوب باريك اكر صورت يك سه نفر آدم نشسته\nکلفت که تنها هیئت شکل آدمی را دارد و صورت سيا وشكل انها\nمعلوم نمیشود به بينيد ، ويكيك خط مستقیم عمودی از سر هر کدام\nآنها بالا کشیده شده، ريك خط صورت يك شاهين بريك خط صورت يك\nبنك ، بريك خط صورت یک بوم رسم شده باشد و در همانروى صحيفة\nتخته در طرف دیگران صورت سه زنی بیا ایستاده مانند صورت مردان\nنشسته دیده میشود که از برابری سر هر کدام يك يك خط منحنى قومى\nبسوی آن سه مرد نشسته طرف مقابل کشیده شده که در برا بری\nوی هر خط باز یکی از جانوران را با اشیارا رسم کرده می بینید . مثلا\nکبوتر، يك زاغ ، يك سنك بقه وباغيره .\nحالا در اول نظر این را کسی نمیداند که چه مده است . اما چون\nدرین عصرهای ترقی و کمال انسانها بسی انجمنهای علمیه وقتیه تشکیل\nیافته در باب تحقیق و تدقیق خطوط عتیقه - یعنی نوشته های کهنه زمانه\nهای قبل التاريخيه خون جگرها خوردند، و بسیار پیسه ها صرف کردند.\nبا برابر ارهای بسیاری از خطوط کهنه کامیاب آمدند و آنشاهد\nهای مجسم بی زبان یاد کارهای زمانه های پیش از تاریخ را بزبان آوردند و از آنها\nاحوال گرفته توانستند . لاجرم باز بر تعریف و بیان همان تخته چوبی\nخط هیه روغلیفی رجعت نموده میگویم که آن تخته يك مكتو بیست\nکه کلمات آنهم عبارت از همان نقشهای روی آنست :\nآن سه نفر مرد نشسته يك طرف لوحه یکی ( شاهین ) یکی بلنك\nیکی ( شاه بوم) نام دارد که به مجار به رفته اند از این طرف سه نفر زوجه های\nآنهاست که یکی ( کبوتر ) ویکی ( زاغ ) ویکی ( سنگ به نام دارند\nزوجه ها برای شوهرها سلام میفرستند .\nمقصد اینکه ( فن رسامی ( چون مولد و موجد خط و کتابت شمرده\nمیشود در خصوص علم و معارف انسانها يك موقع بلندی احراز کرده\nاست. و چون انسانها رفته رفته مدنیت گرفتند و ترقی کرده رفتند .\nو بواسطة ارشادات و هدایات انبیاء عظام وكتب مقدسه مهاویه که در\nم وقت و زمان یکی بعد دیگری ظهور نموده بت پرستی را از انسانها بر طرف\nکرده رفت و علی الخصوص در آخر دین مقدس اسلام شرف انوار هدایت\nبدلايل وبراهين قاطعه قرآنيه و اقدامات مجاهدانه مردانه در تمام عالم\nمنتشر ساخته و بت پرستی را چنان از بیخ وین برافکند که بعد ازان در هیچ\nجاهیچ کمر خود ر ار است کرده نتوانست این دین مبین بر حق در آغاز ظهور\nقدسیت و سعادت نشورش بر چنان اساسهای متین و نه دایهای رسین\nنیاد یافت که جهان گیر شدنش بر همه ارباب بصیرت پیدا بود داد آوری\nبرابری برادری، دلاوری راستی درستی، آزادی (۱) دانانی بینانی\n(۱) آزادی را از میا کی فرق باید داد . آزادی ضد بند کی بہا کی\nبه هیچ چیزی بایند نبود است که فرق عظیم هر دو نما یانست ...\nو فنون مهمه منابع نفیسه بظهور آمد، علوم وفنون رايك رونق اعلا\n\nسنگهای اساس این بنای معظم را تشکیل داده بود و چون توحید مطلق\nذات اقدس خلاق كائنات جل علا روح یگانه این دین مقدس شمرده\nمیشد، پیشوای مقدس ما حضرت خاتم الأنبيا محمد مصطفى صلى\nالله عليه وسلم برای احتمال بعیدی که یک قلم برای شرک و بت پرستی نماند\nمصوری را هم منع فرموده اند. رفته رفته آن صافی و پاکی که در زمان\nرسول المفصلى الله علیه وسلم و زمانهای خلفای را شدین رضوان الله\nاجمعین موجود بود. بعد از ان با بعض دیدیه ها و سامانه های مدیتهای\nكراها و قیصرها آمیخته شد حکومتهای معظمه ، اسلامیه\nبا همه ثروت و حشمت مدنیه و علمیه و صناعيه دراسيا ، وافرقا ،\nو اندلس، وروم ایلی اوروپا تشکیل یافت. مرکزهای همین حکومتهای\nاسلامیه مرکز علوم و فنون و صنایع تمام دنیا گردیده بود .\nاز انجمله فن سنگتراشی، حکاکی، رسامی ، نقاشی ، خطاطی .\nنیز خیلی ترقی کرده رفت . در قسطنطنیه ، اندلس ، شام ، بغداد ، ایران ،\nهندوستان که حکومتهای معظمة اسلاميه يكي بعد بكر تشكيل دولت\nو سلطنت نمودند. چنان بناها و کتابخانه های عظیمه ذی قیمتی بوجود\nآوردند که در حسن خط ، وزينت تذهيب ، ورسم و صورت در مصر\nحاضر نیز هر کتابی از کتابهای آن کتابخانه های سلطنتهای اسلامیه ،\nمدار زینت و مفخرت کتابخانه های موجوده با تختهای دول معظمه\nاوروپا شمرده میشوند. تنها در عصر سلاطین مغولیه که در هندستان\nیک دولت معظمه اسلامیه تشکیل داده بودند ، من رسامی پدرجه بالا\nرفته بود که آثار باقیمانده آن انسان را حیران میسازد . (اکبر جلال\nالدین ) که یکی از پادشاهان معظم این دودمان بود. مدرسه های بسیار\nبزرك رسامی بوجود آورده بود و مبالغ بسیار گرافی، بسیاری از\nاستادان ماهر، و مصوران کامل را یکجا جمع آورده چنان آثار نفیسه\nبدیعه رسامی بمیدان آورده اند که بینند کان با عرفان قیمت شناس فن\nرسامی این زمان نیز تحسین خوان اتقان صنعت نقاشی و زحمت کشتی\nآن میباشند .\nرفته رفته هر گونه نجمهای درخشان فیروزی و هنرمندی از افق\nآسیا اقول نموده آفاق غرب به انوار علم وفن در خشانی های قوت\nو سطوت پیدا کردن گرفت مرکزهای او رویا دار الفنونها ودار الصناعة\nهای عالم گردید، مانند فنون دیگر، فن رسامی، فن هيكلتراشی ، فن شعر ،\nفن موسیقی عنوان فنون نفیسه عالیه را گرفته توقیها و تقدمهای عجیب\nرا و عزیی بروی کار آورد. اگرچه در از اکت پرداز و تجسم دادن اشکال\nاشیاء اسامهای شرق استاد و رسامهای غرب شا کرد شمرده میشوند.\nلکن رسامهای غرب رفته رفته فن رسامی را از نقطه نظر اثبات تجسم\nدادن اشکال و مناظر به ترقی دادن کوشش ورزیدند ، و چنان لوحه\nهای بدیعه بوجود آوردند که در نمایش کاههای عظیمه مظهر پسند\nو رغبت عامه گردیده مبلغهای بسیار عظیمی بیع و شرا شده اند . اما چه\nفایده که پیش از ایجاد ) فن عکاسی ) - وعلى الخصوص ( فن زيتكو\nگرافی) از فن رسامی يك استفاده عمومی حاصل نمیشد . وقتا که این\nو فنون مهمه منابع نفیسه بظهور آمد، علوم وفنون رايك رونق اعلا"}
{"book": "adl0616", "page": 1681, "text": "سال هفتم\n۱۹\n\nکرده میتواند ، ، رجعت کرده می گوییم که هیچ چیزی خدمتهای رسامی را بعلوم و فنون رهبری و میانجی گری نمیتواند ، مگر صنعت زینکو گراف !\n\nواقعافی ، حکاکی رسامی ، یعنی فنیکه تصاویر و مناظر را بر روی فلز يا چوب شمشاد بأبيات حك كرده بتواند . پیش از اختراع فن زينکوگرافی خدمتهای بزرگی بعالم مطبوعات رسانید است ، و کتاب های صورت دار جایی آنوقتها اکثر به اصول ( فن حکاکی رسامی ) تا یک در چه دفع احتیاج کرده توانسته اند. ولی به آنصورت، آثار مطبوعه مصوره کسب عمومیت نمیتوانست . زیرا کلفت و زحمت آن بسیار تر . و لطافت و ظرافتش كمتر ، و دايرة و سمت و انتشارش محدود بود . حالانکه و فن زینکو گرافی، غیر از این که عیناً تصویر فوتو کران انسان . با اجسام با مناظر را برجس نقل داده و بعنی عملیات کیمپویه اجرا کرده قالبی از آن بوجود آورده میشود که آن قالب را به باندی حروفات تیپ بر تخته میخ کرده با حروفات یکجا صحیفه اخبار يا کتاب را از ان ترتیب میدهند، و بيك بار بهزارها هزار از ان چاپ میشود .\n\nالحاصل خدمات جلیله که از فن رسامی و فن عکاسی بواسطه میانجیگری زینکو گراف بع\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1682, "text": "۵\nشماره ۱۹\nادبیات\nزبان افغانی\n(مخمس بر غزل رحمن)\n\nبدر عمر تمنا کوی تر کمه\nخوانی هم به زرنیا کوی تر کمه\n\nمیشه به خوب خندا کوی تر کمه\nاعتماد به پر دنیا وی تر کمه\n\nخوبه گرزی به دنیا یی زهیره\nخوار خونه به به شکی نی دلگیره\n\nای دخیل نفس و هوا به دام اسیره\nخو به یت له می که کرزی سپینه زیره\n\nموز خون آسانی پر دنیا غواری\nجور جو به له خپل عمره قاغواری\n\nبنا مشان در حمن ویلی دی کی غواری\nچه در هر له یارانو وفا غواری\n\nتنگ ناموس دیه لوی لاس و از ارشا کی\nصیادی به دعنقا وی تر کمه )\n\nعمر تول زیر سویه اهو و به اعب کی\nته هیج بویه رو کی بیره دخپل رب کی\nخوبه خوف او نهر جا کوی ترکمه ؟\n\nنه چه دایدی بیری کی یہ دنیا کی\nشیرین عمرد کی تیر به دی هواکی\nبه جه ستر کو به دریزی به عقبا کی\n\nدر و غ پریزده رشتها و ا به نیکصفانه\nهم دغه دی نصیحت زماو تانه\nدارفتار به پس شاکوی ترکمه\n\nبه د خدای نه دشته به دو طن حق دادا کی\nایلکا مر حول جور وی چه د پیدا کی\nدوطن په حق جفا کوی تر کمه ؟\n\nيك حصة قلعه و دروازه معروف به (عبد به)\nشهر قندهار\n\nبه ددین ناورا نیزی بات داسته\nگناهو نه دنیا تیزی بالا داشته\n\nزاحق دوطن دادی جان خبر که\nمهری در وطن خیل برادر که\n\nناچه غلاو دشمنی کوی امور وره\nامل نيك كه خان که خلاص له دی پیغوره\n\nناخبره ده معلومه و جهان ::::\nچه قضات حاجت بسته و بیان نه\n\nپردشوت کوئی جو ریزی بالنداست جم\nروز به روز سکی کمیزی بالا دسته\nنده دمری نار وا کوی ترکمه\n\nشه به غواره او له بدیه لاس پر سرکه\nدو روزی لاس په اخلاص و ده نه ورکه\nراسه بریزده تر بودنیا کوی تر کمه )\n\nورنه ورک سه سی مه رازی رکوره\nدغه وضع ده خود ایده هر کوده\nته به دار نکه سینیا کوی ترکمه ؟\n\n(صالح محمد)\n(مخمس بر غزل عبدالرحمن میمندی)\n\nحولاج و التخيل وطن وی چه به خوب کا\nستمگر چه کلیدن وی همه به خوب تا\nجه به شیون وی که به خوب کا\nچه فرها دهند کوهکن وی حد به خوب کا\nهمه حول جهادی مین وی ۱۰ به خوب کا"}
{"book": "adl0616", "page": 1683, "text": "سال پنجم\nشماره ١٩\n\nدا جهان دی بې له تا هم لکه ماڼه\nد قضا چاره خو نه شى په القاء\nڅوک کړۍ نه شى علاج د دور روانه\nهر نفس د سرى نوى دى په دنيا نه\nچه د هر ساعت رفتن وى څه به خوب کا\nله خوشى او مصيبت به خندا کيږى\nپه بيلتون که خندا نه وى زړا کيږى\nخوب بستر باند سره د اشنا ګريزى\nچه عاشق له خپله ياره جدا کيږى\nکه د سلو شپو کرمن وى څه خوب کا\n\nچه مفتون شى ځول اور بل دوه زړه شى\nتا اشنا له خوا که خوبه لېپه شه\nعاشق ندى که بې ياره دى ويده شى\nدر قبيله جوره خوب د عاشق نه شى\nد هجر، يار دشمن وى څه به خوب کا\nبې کسى هر ګونه شو غمګاره\nازاده لکه لاله يم له ګلزاره\nتماشى ته عالم راځى بې شماره\nچا وويل جمله حالى بې قراره\nچه په اور کلى وطن وى څه به خوب کا\n\nخرابه زار ( قلعهٔ بست )\nکه از آثار عتيقهٔ مشهوره است در نواحى ولايت شهر قندهار\n\nايضاً\nغزل در فضیلت اهل کمال\nبې کمال ديا کښه کله هم ردى هم قيمت کله ګوهر، و خردى\nبا کمال سرى به مثل د پادشاه دى په ظاهره که مفلس او قلندر دى\nکه لباس دى کالوى در ريتو دل باطن دى د حريرو همه خردى\nکه لباس ديا کالوى د کرباسو کال دۀ اره خدمت دى هم زيور دى\nڅوک چه نظرى کږى واوړ د افغانه که غنى وى لا خو تا نه مفلس تردى\nاحقر العباد غلام محى الدين افغان\n\nزېشان د کواکب شب زنده داریم\nهمسکريم ستر ګى بې بې قراریم\nهر سحر ژله زړا سره دو چاریم\nپاست بديم که داشنا خپل در افکاریم\nڅوک چه داسى زار غمژن وى څه به خوب کا\nد يا کار چه شکایت می له هجران\nممکن ندى چه برون شى له ايرانه\nاميد مکړه خوب، خدا شو په تا نه\nخوب خندايه بې غمى ګڼى افغانه\nچه تل بل آتش په تن وى څه خوب کا"}
{"book": "adl0616", "page": 1684, "text": "صفحه ۷\nحوادث خارجيه\nسال پنجم شمارهٔ ۱۹\n\nخبرهای جنگ از اخبار های اوروپا\nحملهٔ دهشتناك زپلن بسالونيك\n\nاز آن روزنامهٔ « بيرژاوياويدوموستى » خبر ميدهند كه شرح هجوم زبان هاى آلمانى بتفصيل ذيل از سالونيك رسيده است :\nاز روى تحقيق معلوم شده است كه بسالونيك نه فقط يك زپلن بلكه يك اسكادرهواى مركب از چندين زپلن و طيارات آيروپلان هجوم كرده بود. اين دستهٔ هوائى در ساعت ٣ صبح در آسمان سالونيك ظاهر شده و ١٢١ بومب به شهر انداختند. توپخانهٔ متفقين بلا فاصله شروع به ردمان نموده طيارات را مجبور به فرار كردند .\nاز بومهاى دشمن در چندين نقطهٔ شهر حريق واقع شده انبار هاى متعدد كه مخصوص ( بانك شرق ) و ( بانك سالونيك ) بوده ، يكسره سوخته اند ، عدهٔ تلفات انسان كمتر از سيصد نفر است ، درين فرقه از يونانيها چهارده نفر مقتول و دو نفر ديگر مأور سخت مجروح شده اند. عدهٔ بسيارى از فراريهاى يونان و عمله جاتيكه در بندر سالونيك كار مى كردند در اين حمله مقتول يا مجروح گرديده اند. اهالى - اوليك از اين حادثه سخت دل گير شده اند .\nاين خبر را مخصوصاً درج كرديم اگرچه پيش از اين در اخبارهای انگليزی نشر شده بود ولى ما اين سبب نقل مى كنيم تا معلوم شود كه اخبار های اوروپا چسان و اخبارهای انگليزی منطبعهٔ هندوستان چه گونه طرز تحرير دارند . سراج الاخبار |\n\nاتوموبيل بى آدم\n\nاز قراريكه يكى از مجلات امريكا مينويسد اخيراً يك نوع اتومبيل خود رو اختراع شده است كه بقوهٔ تذكراف بى سيم بدون دراور حركت مى كنند ، اتومبيل مزبور را در « هنديانا » بموقع امتحان گذاشته اند.\nاز طرف پنج دقيقه يكفرسخ راه پيموده است ، قوهٔ تلگراف بيسيم در سقف يكى از موقفاى راه آهن تعبيه شده و در داخل اتوموبيل برجهای مخصوصی برای راندن و به گردانيدن آن ترتيب داده اند.\nاتومبيل مزبور بدون آدم طورى راه ميرود كه ساير اتو مبيلهاى معمولى بوسيلهٔ دراور همان طور حركت مى كنند. اين اختراع جديد را در عمليات محاربه نيز بخوبى استخدام ميتوان كرد. مثلاً : براى شكستن حصار هاى مفتولى كه از سيمهاى خاردار ترتيب ميدهند .\nو همچنين ممكن است كه آنرا با مواد محترقه پر كرده بطرف قشون خصم بفرستند و از اين قبيل نتايج عمده ممكن است حاصل نمايد .\n\nماشين كوله جمع كن\n\nدر اراضى و مزارعى كه جزو فرونت جنگ و يا در مجاورت ميدانهاى ماربه واقع شده اند. غالباً گلوله هاى زياد ريخته و بعضى از ان گلوله ها منفجر نشده و در ميان خاك و علف سالم ميمانند و اين نكته براى عمليات فلاحت و كسانيكه متصدى تخم كارى و زراعت هستند موجب خطر ميباشد اين اراضى را بعد از جنگ هر چه بدقت و احتياط جستجو كرده گلوله هاى توپ و بمبها و نارنجكها را جمع نمايند باز ممكن است كه مقدارى از آنها كه در ست و سالم مانده اند. وزير خاك و علف مانده و براى\nفلاحين\n\nفلاحين در موقع زراعت موجب هلاكت كرده از اين رو اخيراً در فرانسه ماشينى اختراع كرده اند كه داراى يك ( ميكروفون ) بوده و بواسطهٔ دو سيم مقتول قوهٔ الكتريكى در پره هاى آن جريان دارد ، اين ماشين همينكه به مجاورت با پارچه فلزى ميرسد صداى غرشى از آن شنيده ميشود و چون پارچه فلزى را از مجاورت آن بر ميدارند هيچ صدائى از آن شنيده نميشود .\n\nگرفتارى دزدان بين المللى\n\nبتازه گى هيئت اعضاى سارقين بين المللى كه خود شان را بنمايند كى صليب احمر معرفى مى كردند. در بكارست از طرف ادارهٔ پليس كشف و حبس شده اند دزدان معروف در ظرف مدت قلیلی متجاوز از دویست هزار منات بسرقت برده اند .\n\nرسميت دين اسلام در مجارستان\n\nدر اين اواخر تلكرافات وجرايد خارجه خبر دادند كه يك فقره لايحهٔ قانون بمجلس شوراى ملى مجارستان پيشنهاد شده است كه بموجب آن مذهب اسلام در مملكت هنگرى يك مذهب آزاد و قوانين و نظامات آن از طرف دولت برسميت شناخته شود. بر حسب اطلاعات اخيره كه از مطبوعات خارجه بدست آمده است قانون مزبور در مجلس ملى بوداپست .\nبا يك هيجان و شادمانى مخصوصى باتفاق آراء نمايندگان ملى مجارستان تصويب شده است ، در ين موضوع مقالهٔ مهمى در روزنامهٔ ( وقت ) منطبعهٔ اورنيورك اشاعت يافته كه بطور خلاصه در اينجا اقتباس و ترجمه ميشود.\nدر مقدمه اين لائحه قانونى شرحى از اهميت ملل و اقوام ترك و اينكه با اتحاد اترانه ( كه شامل اهالى تركستان ، تاتارستان و عثمانى ميباشند ) اهالى مجارستان بحل مسائل بسيار بزرگى موفق توانند شد . اشعار و تذكار شده است ، و در نتيجه معلوم ميشود كه پس ازين مذهب اسلام در مجارستان از طرف قوانين حكومتى مراعات و حمايت شده و او دين را يك دين رسمى شناخته احكام و قواعد آنرا معمول و يتوقع اجرا خواهند گذاشت و حتى در بعضى از قوانين شرع اسلام كه با قواعد و احكام حاليهٔ اروپا موافقت ندارند. از قبيل طلاق ، تعدد زوجات و اصول ميراث ما المعنى مسلمانان مقيمين مجارستان نموده و كليهٔ احكام كه موافق شريعت اسلام در مابين مسلمانان معمول ميباشند. از طرف قانون مملكتى هنگرى بطور رسمى تصديق و مورد حمايت خواهند بود .\n\nاز جرائد قفقاز\nنشان جديد سلطان محمد خامس\n\nاز كيهانك روزنامهٔ ( بيرژاوياويدوموستى ) خبر ميدهند كه امپراطور ويلهلم در روز ولادت خود نشان ژنرال فيلد مارشالى اردوى پروس را با عليحضرت سلطان محمد خامس پادشاه عثمانى عطا نموده اند .\nتعيين امپراطور ويلهلم بسمت فيلد مارشالى قشون عثمانى در اسلامبول اعلام شده است .\n\nروزنامهٔ ايرانى در برلن\n\nبتازه گى روز نامهٔ ايرانى موسوم به ( استقلال ) در برلن شروع به انتشار نموده است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1685, "text": "صحيفهٔ ٨ سال پنجم شمارهٔ ١٩\n\nآيا تركان تنها صلح خواهند نمود؟\nرأى يك نامه نگار از اخبار (شرق)\nدرين نزديكى زمان خبر ارادهٔ صلح كردن تركان تنها در جرائد انگليسى شيوع يافته - و موضوع مقالات طويله گرديده - سبب تحير عقول در ممالك شرقيه شده است - براى رفع كردن تردد از خواطر مسلمين توضيح مسئله با دلايل قاطعه لازم آمد -\nنخستين چيزى كه دانستنش ضرورى است اين است كه اين خبر اصل و حقيقتى ندارد - اشاعتش مبنى است بر غرض سياسى -\nالعمارة البته عظمت و شوكت عسكرى تركان را در عالم متمدن مبرهن و مبرز ساخته است - و دولت مغلوبهٔ انگليس را در بلاد شرق چشم زخمى سخت رسانيده - براى كسر شان تركان و اصلاح حال پريشان دولت خود شان - ارباب مطبوعات انگليسى چنين اراجيف را ايجاد مينمايند - تا پريشانى حالت تركان را وانموده دل مسلمانان را بشكنند. دومين علت غائية اين جنگ عالمگير را دانستن و سبب شمول تركان درين جنگ را بغور تفكر نمودن هم واجب است - تا استحالهٔ مسئلهٔ صلح نمودن تركان تنها واضح گردد -\nبرواقفين رموز سياست دول معظمهٔ يورپ مخفى نيست كه در قرن نوزده هم عيسوى ادعاى روس بگرفتن بلدهٔ طيبهٔ قسطنطنيه و قبضه بر آبناى باسفورس و دار دانيل و تسلط بر ولايت اناطوليا و همچنين ادعاى فرانس بر ملك شام و فلسطين و ادعاى انگليس بر خطهٔ عراق و جزيرة العرب از جملهٔ اسرار مكشوفهٔ عالم متمدن بود با وجود تباهى حالت دولت عثمانيه اين آرزوهاى حريفان زور آور و حيله ساز از قوه بعمل نيامد زيرا كه دولت المان و اطريش هر دو باين قسمت ظالمانه راضى نبودند - (١) افزودن روس كاستن ايشان بودى - (٢) قسمت ممالك عثمانيه در ميان هر سه دول متحده موازنهٔ قواى يورپ را برهم ميزدى -\nقدرى قبل از آغاز اين جنگ جهانسوز، در بهار سنه ١٩١٤ ع يك روسى مورخ - پروفیسر ميتروفانوف نام در جريدهٔ برچوستيه وچير موج بك مقالهٔ ظاهره چاپ كرده بذكاوت و دانشمندى ملت المان التجا كرده بود كه چرا مسئلهٔ تصادم منافع اصليهٔ روسيه و المانيه را بطور معقولانه حل نكنند - يعنى چرا دولت آلمان سنگ راه مطلوب مهم روس كه عبارت از تسخير قسطنطنيه و قبضه بر ابناى باسفورس و دار دانيل است ميباشد ! در مطبوعات المانيه بر مضمون مقاله مباحث طويله پر از مخالفت و تهديد جنگ بوقوع پيوسته بود خصوصاً از جهت كشته شدن وليعهد دولت آستريا هنگرى در مقام سراجيو كه هنگام هيجان مباحث بر مسئلهٔ مذكوره بوجود آمده بود سياسيان المانى كه بر مسائل ما بين الدول سند بودند حقيقت جنگ حاضره پيش از وقوع آن بچند ماه براى دول متمدنه خبر داده بودند و گفته بودند كه حسب خواهش روس قسطنطنيه و آبناى باسفورس و دار دانيل را بدست روس گذاشتن ممكن نيست -\nدرين هفته (اخير ماه مارچ ١٩١٦ ع) دوما (مجلس ملى) روسيه بر مسئلهٔ قسطنطنيه و آبناى باسفورس و دار دانيل بحث كرد - اگر چه تفصيلات مباحثه خيلى پسند خاطر ما بودى - وليكن از خواى كلام كه مختصر أبذريعهٔ سيم تيلگراف بما رسيده و ظاهر است كه مقصود اصلى ازين\n\nجنگ حاضره كه در دل مردم روس راسخ شده و قابل تغيير و تبدل نيست اين است كه آبناى باسفورس و دار دانيل براى استعمال دولت روسى چه وقت صلح و چه هنگام جنگ دائماً گشاده باشد - و ازينجا است كه ملت و عساكر روس حصول اين مرام را يكى از مقاصد ذاتيهٔ اين جنگ ميپندارند و درين باب هيچ دلايل مخالف را شنيدن نمى توانند - همه متحدين روسى امپراتور كليه مثلاً مظفريت قطعى يا شكستن طول امل جرمنى در ممالك عالم يا پاره پاره كردن قوت عسكرى جرمنى را در هنگام ذكر كردن شرائط صلح بعرض بيان آورده اند - اما تصور روسى اين خيالات مهمه را بصور شخصيهٔ معينه بمسلكه حضور ذهنى آورده است يعنى مظفريت قطعى با شكستن طول امل جرمنى در ممالك عالم يا پاره پاره كردن قوت عسكرى جرمنى همان وقت از حيز تعقل بدرجهٔ تحقق در آيد كه روسيان داراى آبناى باسفورس و دار دانيل و قسطنطنيه پس از جنگ باشند.\nازين فقرهٔ مذكوره بالا كه از رسالهٔ نيرايست لندن مطبوعهٔ يكم اپريل كنت ماخوذ است هويدا است كه سبب اصلى اين جنگ جهان گير هوس روس و شريكانش بتسخير و تقسيم ممالك عثمانيه بوده است. پس شركت دروك عليه عثمانيه درين جنگ از داعيهٔ حفظ ذات بوده است - و هيچ امكان ندارد كه دولت عثمانيه با دشمنانيكه مقصود اصلى ايشان ازين جنگ چيزى نيست بجز محو كردن هويت استقلاليهٔ دولت عثمانيه تنها و بدون مشورت دول المان و اطريش كه شريكان در رنج و راحت و مرگ و زيست هستند صلح نمايد - غريب ترين چيزى اين است كه كسانيكه تركان داراى صلح كردن تنها ميدهند - بعض از ايشان اميد وار هستند كه قسطنطنيه و باسفورس و دار دانيل همه به تصرف روس در آيد و بعضى ديگر ميگويند كه حكومت قسطنطنيه و هر دو ابناى بدست و كليدى دول معظمه سپرده شود - و برخى چنان گمان مى كنند.\nكه اگر هر دو آبناى براى سفائن حربيه و تجاريهٔ روس چه در وقت صلح و چه در وقت جنگ گشاده شود روس راضى خواهد شد - البته روس آن خطهٔ ملك عثمانى را كه ممكن الرؤيه است آزاد خواهد نمود. اين سه شق كه مذكور شد بشرف دولت عثمانيه كه عساكر مظفر و منصورش چه در معارك كلى بولى و چه در مصاف عراق عرب جوهر جوانمردى فوق العاده را ظاهر نموده اند مناسبت ندارد - و هيچ يك را ازين شقوق ثلاثه قبوله نخواهد كرد - خصوصاً درين ايام كه عساكر روس مولد قديم تركان را كه در قفقازيه است پايمال تطاول و تعدى نموده اند - حسيات عاليهٔ فاتحين قط العماره و قهرمانان بطل محاربات دار دانيل چنين ذلت را هرگز روا نخواهند داشت. و دول المان و اطريش كه با شرف حليفان دولت عليه عثمانى اند و روس را در يوروپ و پروردگان روس را در المان قافيه تنگ كرده اند - بيقين بكمك حليف عزيز خود شان تقدم نموده - دشمنان را پايمال خواهند نمود - پس خيال صلح تنهائى تركان - كه مرادف محو شدن اسلام و نابود شدن خلافت عظمى و باقى نماندن هيچ دولت مستقلهٔ اسلاميه در دنيا است خيالى است خام يا خوابى است بى هنگام - نبايد كه اسلاميان ازين بافى خام خيالان رنجه خاطر باشند. و نيز نبايد كه در افترا آن جهل دشمنان در حق جوانمرد تركان هم وغصه نخورند. اين چ داريم اعداى تركان را بصورت اصلى ايشان پيش نمىكنند - تو يوسف نبى را در جاهلانه ديدى او را بشهنشاهى در مصر كجا ديدى !"}
{"book": "adl0616", "page": 1686, "text": "صفحه ۹\nسال پنجم\n\nخبر های ممالک روسیه\n\nاز مرو مینویسند !\nیوم شنبه ۲۷ ماه از علاقهٔ کولاپ توابع بخارای شریف خبر بایشان رسید که مأمورین حکام روس مانند سرسام شدگانی که توان دیده باشند بالای مردمان رعیتی آنجا غله وادیان خریداری حواله بوده بودند و می نمایند و مردم آنجا نیز بیجان رسیده بودند که دربارهٔ ایشان دست تظلم را دراز نموده بودند . از طرف امیر بخارا برای کاشان احوالات رسید که غله خریداری و اسباب خریداری را برقوق بدارید حکام چهر زدند و موقوف نمودند از چهر زدن و موقوفی به واسیتان خریداری روسها مردمان رعایای ولا یفتان بسی خرسند اند و میگویند که گویا دولت علیهٔ عثمانیه برای امیر بخارا فرمان نوشته که مطلق بروسیها از مملکت خود ها چیزی ندهید عنقریب ملك شما آزاد خواهد شد و ازین ره گذر هراس نکنید که بدولت روسی چنان ضرری نرسیده که بمسلمانان دست اندازی بتواند فقط :\n\nخبر دیگر\nدر موضع ( نمود ) که مردمان آنجا ( تکه ترکمان ) میباشند و صاف مردم هستند و مردمان بسیار شجاع و با غیرت اند مردمان روسی بالای آنها نر و اضافه ستانی زیاد مینمودند همه کی اتفاق کرده بالای روسها بلوای به نموده به صد نفر عسکری روس را بقتل رسانیده مردمان روسها از اطراف خبر شده عسکری زیادی بالایشان مقرر نموده با جدال و قتال مشغول میباشند و هنوز کیفیت معلوم نیست . فقط\n\nخبر دیگر :\nروسها از خرابی و برهمی خود ها اکثر اجناس را از بیرون آمدن منع کرده بودند از جملهٔ آن آهن و فولاد بود سید عرب نام تجار تالقانی چند بوت آهن را در علاقهٔ کولاب پنهانی خریداری کرده بودند و برای مردم قاطعی آن ولا داده بود که قایقی کشتیبان را بگوید قایقی مذکور فی الحال آنرا در قایق انداخته بدریای (آمو) روان نموده بودند پره روسی بالای شان اطلاع یافته صدا کرده بودند این نگشته بود ازان سبب بالای قایق فیر تفنك کرده بودند قایقی هم جان خود قایق را گشتاندند و مال را با صاحب آن دست گیر نمودند تجار را رها دادند که بخانهٔ خود رسیدند فقط\n\nخبر دیگر :\nاز حصار توابع بخارا شخص داملا رسیده کیفیت پریشانی کفرۀ امپریالیستی را بیان نمود که بسیار پریشان و سر گردان میباشند امیر بخارا برای تمام قوش بیگیها و حکام خود خبر داده اند که بالای مردم روسی غله و اسب و هر اجناسی که باشد نفروشند و میگویند که این باشارهٔ دولت علیهٔ عثمانیه شده است این هم از زاکی و پریشانی روس است والا امیر بخارا بدولت روسی بکدام قوت جواب میتوانست گفت . فقط\n\nويك همسایه او را که در عمارات تحتانی بود زخمی ، ولت و کوب کرده مبلغ ۱۸۰۰ روپیه کندار جنساً بردند .\nعجب تر آن است که پولیس در وقت چود کردن آمدند ولی تا فکر تدبیر می کردند دارها رفتند ! ...\n\nسلسله دارها از شکال تا پشاور دراز شده است . ...\n\n* بلای آسمانی *\nیکی از اعضای مهمهٔ جمعیت دفاعیه زیلن ها ، در انگلستان در يك مجلس تقریر کرده اظهار نمود که زیلن ها را ما به چشم کم دیده نمی توانیم . زیلن ها بلاهای آسمانی اند . من چند سال قبل ازین بلاها می ترسیدم . اما تا تجربه نکردیم آفت های مدهش زیلن ها را کما حقها فهمیده نتوانستیم . امروز با وجود یکه بسیار اسباب مدافعه و محافظه حاضر کردیم مگر کدام های حربی مانند که ، بارود ، غله ، و کار خانهای که برای تهیه و ذخیرهٔ جنگ کار می کنند دایما زیر خطر و هدف زیلن های دهشت ارند .\n\nچگونه روز خواهد بود ؟ که جهازات هوائی دشمنان ما با کروزرهای بحری شان متفقاً آمده طوفان برپا کنند . جایهای دسته های جهازات ما را یافته کثرت جهازها یا توپ های ما را بیفایده سازند .\n\nماراست که از جان و دل در مدافعهٔ این آفات جهان سوز کوشش ورزیم، این بلا را از سروطن خود دور کنیم ، بصرف قیمت دو درید نات ۹۷ هزار آله طیاره ساخته میشود .\n\n* اطفای لمعات *\nجریدهٔ روزانهٔ « لمعات » منطبعهٔ لاهور در شمارهٔ ۱۸ خود که شمارهٔ آخرین اوست علت بند شدن خود را می نگارد : —\nدر ۷ اپریل جناب مستر اختر علیخان وراجه غلام قادر خان طابع لمعات بدفتر دینی سپرنٹنڈنٹ خواسته شدند . مستر کانکسن به آنها چنان بیان کرد\n(۱) هر حکمی که بر زمیندار باید شده بر لمعات هم باید میشود . زیرا لمعات هم از همان مطبعه و از زیر دست همان طابع و ناشر و تحت همان هیئت و بهمان تقطیع و کاغذ و همان شیوه ( پن اسلامیزه ) یعنی اتحاد بین المسلمین است که، زمینداره بود و برسر ، لمعات، آیهٔ کریمهٔ\nالله متم نوره ولو كره المشركون\n(بالمعات چشم خیره کننده) میدرخشید\nیعنی بعد از این لمعات احوالات متعلقهٔ مذکورا اشاعت نخواهد داد و مستر مذکور به جناب اختر علیخان ( پسر جناب ظفر علیخان ) يك حکمنامهٔ نظر بندی ، نشاندادند که اگر اصلاح وضع خود را ننمود البته بحكم آن ، امرنامه، توقیف و نظر بند خواهد شد\nلهذا روی رخشان ما طلعات ابر حجاب از خفا رفت\n\nاختلالات هنده\n* داره در پشاور *\nنامه نگار پایان می نویسد : - در (۳۰) مارچ در پشاور در محلهٔ انشاه در خانهٔ يك هندو ۱۵ نفر با کمال دلاوری درآمده صاحب خانه"}
{"book": "adl0616", "page": 1687, "text": "صفحه ۱۰\n\nآخر ترين خبرها\nترجمه اخبارهای انگریزی\n\n۲۱ ماه ایریل خبر لندن — معلوم شده که عنقریب سلسله راه های آهن بغداد را همراه راه های آهن دولت جرمن پیوست خواهند نمود و در موقع افتتاح اتصال این های مذکور خود قيصر جرمن همراه بعضی همراهان و ایجنت های اخبارات حاضر خواهند شد —\n\n٢٤ ماه اپريل خبر شمه — در باب جنگ عراق عرب اعلان بركاری بقرار ذیل مشتهر شده که تاریخ ۱۸ ماه حال فوجهای ترک به تعداد بسیار به چند حصه منقسم شده بوقت غروب آفتاب از هر طرف پر سنگرهای افواج انگریزی واقع ( سنيه ) يك جمله بسیار سخت نموده و کلوله باری بسیار اهدت نمودند این جنك مغلوبه دست بدست تمام شب الى ٤ بوه وقت صبح جاری بود تو خانه انگریزی هم بجواب شان هم اندازی نمود اگرچه سیاه انگریزی قبل از شام توپخانه خود را از صفهای خطرناک بدون هیچگونه نقصان کشیده بودند مگر چند میل نو بهای بی کار ما که در صفهای اولین بودند بدست افواج ترک آمده - گفته می شود که افواج ترك درين جنگ آنقدر بجوش دلاوری حمله نموده اند که در بعضی مقامات در بین افواج انگریزی داخل شده بودند و تا روشنی صبح از خود خبری نداشتنه — به سالار انگریزی از عراق ربوت می دهد اینکه افواج انگریزی در مقام ( سلیه ) در جنگ ازین باعث نا کامیاب شدند که در وقت همه\n[TRUNCATED—MAX_TOKENS]"}
{"book": "adl0616", "page": 1688, "text": "شماره ١٩\nسراج الاخبار\n\nفواج ترك ممثل سابق در مقام ( از رنجان ) جنگ جاری است — برده اند و خیاب دارند که از سمت برو محرر شهر مذكور بك حمله بسیار سخت نمایند\n\n١١ می خبر لندن از کوپن هیگن های تخت دوات دنمار که خبر رسیده که جر من برای حمله شهر ( ریکای ) روسیه بسیار بسخنی تیاری می نمایند. چنانچه در ( وردن ) فوجهای جرمنی به تعداد بسیار بطرف ( هندن ) و بقدار كثير اسبابهای جنگ بذریعه جهازات بطرف ( ليباو ) می نمایند.\n\n١١ می خبر لندن - مستر اسکوینه وز یر اعظام دولت برطانیه برای انتظام معامله بلوای آرلیند بطرف ( دبلن ) روانه کردید - شورش آرلیند هنوز بکلی فرو نشده دولت برطانیه تا حال دو هزار نقرر المجرم گرفتار نموده و تحقیقات کورت مارشال هم جاری است که بعد از طبقات بالای کسی که جرم ثابت میشود با او را بتوپ می پرانند.\n\n٨ ماه می خبراندن - از تخارست های تحت دولت رومانيه معلوم شده که هشتاد هزار سپاه ترك و چهل هزار فوج دولت بلغار به جمع شده اند که در ملک فرانس طرف داری دولت جرمن فرستاده خواهند شد —\n\n٩ ماه می خير لندن - محكمه حرب دولت برطانيه بموجب ربوت\n\n١٩ ماه می سنه ع ١٩١٦ خبر لندن - از پیتر و گراد خبر رسیده که وزير جنك سابقه دولت روس که قبل ازین بجرم غداری متهم شده بود بعد از تحقیقات کورت مارشل در قلمه سینت بال مقید کرده شد —\n\nيك حصة قلعة دهلى از آثار پادشاهان اسلام\nاز مناظر هندوستان"}
{"book": "adl0616", "page": 1689, "text": "صحیفه ۱۲\nسال نجم\nشماره ۱۹\nجنرل ليك كماندان عراق عرب اعلان نموده که کار روانی تأدیه افواج\nپیار و زخمی انگریزی موس بیمار و زحمی تولد در عراق عرب قرار گرفت\nو تا حال ۱۰۷۳ در عوض کرده شد.\nه ماه می خبر لندن - دو عدد جهازات هوای دشمن در شب مذکور\nبر بندرگاه ( پورت سعید ) حمله نموده به عددیم ما انداختند که از ان\nسی نظر مردم زمینی رحمی شد. -\nخبرهای جنگ از ترجمه اخبارهای انگلیزی\nلندن ۷ ماه می - 4 ماه رجب\nیک دسته رساله امریکه بريك جمعیت کلان پیروان دلانا کهان تاخت\nاز جمعیت مذکوره ٤٢ نفر هلاك و اکثر نفر مجروح شده بودند.\nاز رساله امریکه هیچکس ضائع نشده است -\nلندن 4 ماه می غره رجب المرجب -\nپیرس - از سبب حادثه ترقیدن در کارخانه لاروشيل فرانس بالصد\nنفر هلاك و يك صد نفر زخمی شده اند ...\nلندن ۲۰ اپریل ۲۲ جمادی الثانی\nامروز بعد از جاشت قبل از اعلان نظارت تجربه اخبار ايوننك نيوز\nبیان کرد که امروز بعمل چهار بجه صبح برساحل انگلستان کلوله باری\nنهایت خوفناك بوقوع آمد که الی پنج و نیم مجوز صبح جاری مانده بود .\n\nکاریکاتور\n( لسياسته المصورة\n( شرق - غرب )\nاورو امریکا و اون سرعت برق رهوا میتازند، سودانی سپای قانغوزك بخارایی مرا کوبی بیای خر جنگ هندی سپای به\nمصری بیای ناگو ، چین و ایرانی برای سنگ پشت محولان تازی مانده اند . زایانی فریاد کرده میگوید: او و و ا متهم از تنها بودم اینچه رفتار است !\n\nموقوفى ذاك وتلكرافات -\nلندن ۲ ماه می - ۲۸ جمادی الثانی\nنامه نگاران پترو گرید ماین خیال که جنگ و جدال و دریای دجله\nدر موسم تابستان ناممکن میباشد بیان می کنند که ها کر عثمانی از ساب\nتسخير فقط از انجا فارغ شده اند اکنون آنها برای مقابله روسیان\nآماده خواهد شد.\nلندن و ماه می - ۲ رجب -\nکیطانان جهازات که بر مقام مالمو رسیده اند ربوت می دهند که\nجهازات جنگی جرمنی در تحيره بالتك درآمده اند -\nاعلان کرده میشود که تا اطلاع ثاني بطرف عراق عرب وعده\nمكتوبات و تلگرافات روانه کرده نخواهد شد فقط –\nاعتراف قرانی\nلندن ٦ ماه مي - ٣ رجب\nاعلان رسمی پرس می گوید که از سلب خراق موسوم در مامان\nبر کل محاذ مزاحمت واقع\nشده است - در انجا فقط کاوله باری خود\nبر پا میشود در مغرب میوز در علاقه کوه ٣٠٤ کاوله باری نهایت خوداد"}
{"book": "adl0616", "page": 1690, "text": "سال پنجم\n۱۳\n\nآمده است در مشرق میوز کلوله باری معمولی برپا گردیده است اعلان رسمی پری که بعد از ان شائع شده بود بیان می کنند که در مغرب میوز بعد از کلوله باری خوفناک که جرمنها برکوه ٣٠٤ بهمراه کلوله ماده آتشگیر که بوقت شب شدن عديم المثال اختیار کرده بود فرانسوی ها یک حصهٔ شمالی را که از کاوله باری جرمن ها کاملاً خراب شده بود خالی کردند معلوم کرده شده است که جرمن ها که بروز عیدۀ حمله نموده بودند بر دویژن تازه دم مشتمل بودند دویژن اول متحمل نقصانات خوفناک شده بود - کاوله بازی شدید بر خط این از دورت هومی الی کیو میٹرز جاری میباشد -\n\nلندن ۸ ماه می - ٥ رجب -\nاعلان رسمی جرنیل هك بیان می کند که شب گذشته بر مقامات خط مدافعت برطانوی سرگرمی بظهور آمده - غنیم بعد از کاوله خوفناک در خندق های ما واقع مشرق جنگل تهوال داخل شد و قشون ما را قبل از برآمدن هلاک کرد -\n\nبغاوت بحرى هالبند\nسه صد نفر قرار شدند -\n\nلندن ۱۲ ماه می - ۹ ماه رجب -\nالمستردم - برسه لنگر جهاز جنگی هالیند مقیم جاوا بغاوت برپا کرده ۶۰ نفر سپاهیان جهاز دی زبون پرونشن سزا داده شد سه صد نفر سپاهیان از واپسی بطرف جهازات مذکور انکار نمودند و در کوچه بازار آواره می کردند پولیس در کوچه و بازار گشت می کنند - فقط\n\nسکون در رزمگاه مشرقی -\nلندن ۱۱ ماه می - ۸ رجب -\nاز نامه نگار دیلی تیلیگراف مقیم پترو کرید بیان می کنند عرصه کار شرقی از مدت لائق محاربات شده است و موسم از حد گرم شده و حکام نظامی از سبب سکوت و سکون که در انجا منتشر میباشد از حد عجب در میباشند در این خصوص آرای مختلف اند - آیا چه سبب است که بعد از کلوله باری عمله جات جرمن ها چرا بوقوع نمی آیند - آیا مدعای غربی از این چنین کارروائی از امتحان تقویت خط مدافعت رومی است یا رومیان را فریب دادن در باب تجاویز خود با کدام چیزی دیگر مدعا است اما چون نامه نگار سنتر نیوز مقیم پترو کرید می گوید که افواج غربی بغرض ایفای وعده که آن بهمراه ترکی بعد از سقوط ارض روم موعود بود در قفقاز رسیده اند - این خبر بك قدری اندیشه ناک برای ما دیده میشود -\n\nکشیده کی مابین یونان و ایطالیه -\nلندن ۱۱ ماه می - ۸ رجب -\nنامه نگار مارننگ پوست مقیم اینهز مینویسد که در نهانه های بیرونی بحری مابین یونانیان و ایطالوی ها کش مکش یومیه بوقوع می آید یونان باب تعیین حد بندی مستقله تجویز نموده بود لاکن ایطالیه از این انکار نموده است - باز یونان در باب تعیین حدود علاقه غیر جانبدار بروز کرد مگر باز ایطالیه انکار نمود - خط و کتابت تاحال جاری میباشد -\n\nدوره وزیر اعظم -\nلندن ۱۰ ماهی - ۷ رجب -\nدر دار العوامه مستر اسکویته بیان کرد که اکنون ضروری معلوم نمی شود که بر خلاف باغیان آرلیند تجاوز مزید جابرانه بعمل آورده شود - نیز بیان کرد که در کمیشن که برای تحقیق اسباب شورش آرلیند منتخب خواهد شد لارد هار دلك و مستر جنتی شرمین و سر میکنزی جامرز شریک خواهند شد لارد هار دلك رئیس آن مقرر خواهد شد - مستر ريد موند تاسف ظاهر کرد چرا به کار روائی تحقیقات بریتانه وسیع کرده نخواهد شد -\nلارد و میورن لارد لفتنت آرلیند مستعفی شده است - غالباً ديوك آف دیون شائر بالارد در بی عجای لارد و میورن مقرر خواهد شد - و مستر بیرل وزیر آرليند منتخب خواهد شد - فرقه نیشلست به باشندگان آرلیند استدعا نموده است که تائید تحریک جمهوریت نمایند چرا که از عرصه بازده سال گذشته در حق آرایند از حد مفید ثابت شده است و عوام الناس را متنبه می سازد که اگر بغیر این هر کدام کار روائی که بعمل آورده شد باعث انقلاب فضول و بدانی خواهد بود - احتمال میرود که عنقریب آزادی کامله را آرلیندیان مالك شوند .\n\nمستر ایسکویته در دبان -\nلندن ۱۲ ماه می - ۹ ماه رجب -\nمستر ايسكوتهه شب گذشته بطرف دبان رفت غالباً او در آینده ای هفته آینده واپس خواهد آمد -\nبیان میشود که فرق نیشلست ( اگرچه بهمراه آنها مشوره کرده نشده است ) یقین دارند که مستر اسکویته در باب تصفیه مسأله هوم رول (حکومت خود اپنی) خیالات اهل آرلیند را معلوم خواهد کرد -\n\nرزمگاه شرقی جدید\nمیگویند که جرمن ها ما بین ارزان جان و دیار بکر ۲ تا ۵۰ پنجاه هزار نفر ترکا را فراهم آورده آنها را تعلیم و تربیت می دهند -\n\nاخر ترین خبرها\nکارستانهای تحت البحریه ها\nجهازهای که از دست تحت البحریه ای جرمی از تاریخ ۲۵ ماه اپریل تا ۲۳ ماه می غرقاب شده اند از قرار ترجمه اخبارهای انکلیزی :\nجهاز تجاری هالبند موسومه ( کاستارم) - جهاز تجارتی برطانوی موسوم به ( باربسته) - جهاز تجارتی برطانوی موسوم به ( وارس ) کشتی جنگی تحت البحر برطانوی نمبر (۲۲) جهاز مسلح برطانوی موسوم به ( ابوگرینه ) جهاز تجارتی يك موسومه ( ماسترونیم ) - جهاز تجارتی برطانوی موسوم به ( پل ) جهاز تجارتی ناروی موسوم به ( مود ) جهاز تجارتی سویدن موسوم به ( نیوز ) جهاز تجارتی انگلیزی موسوم به ( استی اوف لكنهو ) - جهاز تجارتی انگلیزی موسوم به ( هندیل هال ) - جهاز تجارتی سویدن موسوم به (فردیند) جهاز تجاری برازیل موسوم به ( را بوفرینکو ) - جهاز جنگی برطانوی موسوم به ( ریال ) جمعاً ٢٤ افسر و ٧٩٠ نفر سپاهباز - جهاز تجاری برطانوی"}
{"book": "adl0616", "page": 1691, "text": "شماره ۱۹ سال نجم صحیفه ١٤\n\n( يك فتح عظيم الشان فرانسويها )\nپیرس - اعلان رسمی شب گذشته بیان میکند که فرانسویها در سمت مرتفع ميوز يك فتح شاندار خورد حاصل کرده اند بقدر ۲ متر از خندق های غنیم را بدست آورده اند\n\nلندن ۲۱ ماه می - ۱۸ رجب\nپرس - جنگ و جدال خوفناک بروردن شروع میباشد اعلان رسمی که امروز بعد از جاشت شائع شده بود بیان میکنند که جرمها با قوت تازه تجدید حمله جات خود بر مورت هومی نمودند - بر نشیب مشرقی آن کل جد و جهد غنیم کرده شد لا کن بر نشیب مغربی او در حاصل کردن قبضه رصف اول خندقهای ما کامیاب شد\n\nلندن ۲۳ ماه می - ۲۰ ماه رجب -\nدر خبر تلگراف پیرس که در اخبار تائمز شائع شده است کیفیت جنگهای وردن که ار وقت ظهر پروزشنبه شروع شده است درج میباشد آنجا بیان میکنند که گوه ۲۹۵ واقع مورت هوی کاملاً از دست فرانسویها برامده است که کوه مذکور از کاوله باری بالکل تکه تکه شده است.\n\n۲۱ ماه می سنه ۱۹۱۹ خبر لندن - بطبق رسمی اعلان شده که در ساعت وقت ۲ نجم سه عدد جهازات هوائی دولت جرمن بر ساحل مشرقی انگلستان حمله نموده قريب يك در جن بم بر مقام نها نیست انداخته اند که از آن بعضی عمارات شکسته و ۲۵ عدد بم در علاقه ( کینت ) انداخته دو راس اسب و دو راس غرسيا هي هلاك و يك نفر مجروح شده\n\n٢١ مى ١٦ خبر لندن - از ملك مصر بطریق سر کاری خبر رسیده که دو عدد جهازات هوائی دشمن بر افواج انگریزی بر شهر ( قهر منوف ) بم های بسیار انداخته اند اکثر بم ها در محله ها افتاده و از مردم چهارده نفر هلاك و سیزده نفر مجروح و از فوجی ها پنج نفر زخمی شدند -\n\nداستانهای جنگ\nرستاخير وردون\nاوضاع الم انگیز نواحی بمبارده شده.\n\nقصبه ، وا ، که در کتب جغراقی موسوم به ، و ادوان ، نامیده میشود میباشد و محاربات فوق العاده دهشتناکی که او یکماه بدینطرف بین دول آلمان و فرانسه در اطراف آن جاری و در ابلاغیه های دول متخاصمه مکرر اسم آن ذکر میشود و این نقطه ابد الدهر در تاریخ میباشد و همیشه خواهد ماند یک قصبه ایست که خود خانوار در انجا متوطن و از شهر وردن ۹ کیلومتر ( يك فرسنگ و کسری ) مسافت دارد .\nدو سلسله قلاع جنكي عظيم البنيان وهو سلسله استحكامات بسیار استرالازی در طرفین این قریه موجود است: یکی قلاع ، وا ، و دیگری که از حیث دهشت و سطوت در محاربات کنونی شهرت خوبی یافته و نامش و استحکامات ، دو اموانت ، میباشد .\nاین قریه کوچک بین این دو عفریت محافظ وردون ، پاین دژهای نظامی در قعر یک دره مانندی نزديك ، كوت دوبواور ، واقع است و از اولین ساعت این بزرگترین و هول آمیز ترین حادثه روز گار که تمام عالم آنراه جنگ وردون خواهند نامید ناظر مناظر وقایع عبد الحليم\n\nموسوم به ( اندستری ) جهاز تجارتی فرانسوی موسوم ( برقی دیت ) جهاز تجار تنی سویدن موسوم به (مارس) - جهاز تجارت انگلیزی موسوم ( رایوان ) - جهاز تجارتی فرانسوی موسوم به ( میرموی نوش ) - جهاز تجارتی سویدن موسوم به (کوتمبر ) جهاز کنی وایت استار انگلیزی موسوم به ( سمرك ) پر از مال و اسباب جهاز تجارتی انگلیزی موسوم به ( سائمرك ) جهاز انگلیزی موسوم به ( کالکیرت ) جهاز تجارتی انگلیزی موسوم به ( دو لورتهه ) جهاز تجارت انگلیزی موسوم به (نوابون ) - جهاز تجارتی دولت انكليز موسوم به ( دول كونه) جهاز تجارتی سویدن موسوم به ( مراد ) جهاز جنکی انگلیزی موسوم به ( ترالی ) جهاز دولت فرانس موسوم به ( میرا ) - جهاز دولت هالیند موسوم به ( تیار فریند ( - جهاز دولت هالیند موسوم به ( یو ٹرودی ) جهاز تجارتی فرانس موسوم به ( لونكو يدوك ) جهاز بار برداری اطالیه موسوم به ( سانت آیندر ) - جهاز تجارتی سویدن موسوم به ( روز الله ) - جهاز برطانوی موسوم به ( وی سرچ ) غرقاب لحية فنا كرديده اند .\n\nتلفات افسران دولت برطانوی\nاز تاریخ ۳۰ اپریل الی ۱۹ ماه می از قرار ترجمه اخبارهای انگلیزی :\nتعداد تلفيات می تعداد تلفيات اپریل\n۳۹ ۱۱ ۱۱۷ ۳۰\n٤٤ ۱۲ ۳ ۱\n۳ ۱۳ ۳۳ ۲\n۲۲ ١٥ ۲۲ ۳\n١٦ ١٣٦ ٤\n۱۰۴ ۱۷ ١٠٤ ٥\n۸۳۲ جمع كل ۳۳ ٦\n۱۷ ٧\n۱۱۷ ٨\n۸۰ ۹\n٥٨٧ جمع میزان\n\nمقتولين ومجروحين دولتين نيز در ین داخلت .\n\nلندن ۱۷ ماه می ١٤ رجب -\nتوپخانه عثماني يك لنكر جهاز جنگی برطانوی را برباد کرده است.\n\nلندن ۱۷ ماهی - ١٤ رجب -\nایطالوی ها در باب شکست خفیف خود در رینیتنو اعتراف نموده اند - و استروی ها ادعا دارند که آنها سه هزار نفر ایطالوی ها را اسیر کرده اند.\n\nلندن ۱۷ ماه می ۱۵ رجب -\nسانیکه بوقت رسیدن مستر ایسکویه بر ساحل موجود بودند بیان می کنند که مستر مذکور از کشتی مثلیکه از حد مانده و کوفته شده را آمده بود - وانجنين متفکر بیشتر کاهی ندیده شده بود - او براه راست بطرف جای سکوتی و ایسرای اثر لیند رفته بود .\nمسترايكو به امروز بعد از چاشت در قلعه دبلن بهمراه سرابرت امرز ومتفقين الى عرصه در از گفت و شنید نمود.\n\n١٦ ماهی - ۱۳ ماه رجب -"}
{"book": "adl0616", "page": 1692, "text": "عنه ١٥\nسال پنجم\nشماره ۱۹\nغریو و غرش مقطوع نشدنی توپ که مثل يك صدای زلزله پیوسته با هم اتصال داشت بی اندازه رعب خیز بود و تقریباً روزی چهار هزار گلوله توپهای سنگین بهمان يك نقطه محدود یعنی قلعه واه فرو میریخت نزلازل قلوب و آشفتگی حالات درونی ما زیاد بود زیرا که هر کس عزرائیل را در مقابل خود می دید و فرار از مرگ کار مشکلی بنظر می آمد لیکن هی کر پاس را بخود راه نمی دادند، زیرا که مدتها بود مادر نزدیک سر حد ومنطقه جنگ شانه بشانه سربازهای خود زندگانی کرده ، قوای روحیه و شجاعت آنها را کاملا اطلاع داشتیم . مخصوصاً خمپاره ها و توپ های دویست و ده میلیمتری المان محشر می کرد درست مثل تكرك گلوله می بارید . از بین الطلوعين آنشب فريو و غرش توپ های دهان فراخ تر ۳۰۵ و ۳۸۰ میلیمتری زمین و زمان را به عذاب آورده و درست مانند خط زنجير خطوط عقب را محصور ساخت ، ما ساعت در دست گرفته و حساب می کردیم . يك كلوله سنگین بزرگترین توپخانه خصم که میرسد چند ثانیه طول دارد تا بر کد و ما میتوانستیم درست بفهمیم مقصد او کجاست . بهر صورت از تاریخ ۲۳ فوریه اطلاعات ما رسید که خود شهر، وردون، هم در زیر آتش بمبار دمان دشمن مستور است . نهیب صواعق هول بار کلوله های چندین خرواری بدون دقیقه تعطیل مزارع و آبادیهای اطراف و عمارات ما را تبدیل منظر میداد و بشدت تاثیرات آن هر ساعت زمین ها را از وضعیات جغرافی طبیعی دور میساخت . ممکن اهل قصبه فرار کرده بودند و فقط من وعيالم ويك نفر منشى من و دشتبان و رفیق او که پنج نفر بودیم در یک سردابه عمیقی رفته ود را آنجا شب و روز را بسر می بردیم و بدبختانه محال بود که بتوانیم از آنجا بیرون آنیم . یک رشته از خطوط بسیار مهم تلفون متعلق بقشون که عده از مواقع مهمه را مرتبط میساخت قطع شده بود يك دسته از دستجات شعبه تلفون نظامی که افراد آن از شجاع ترین شجاعان نامی روز کار بودند داوطلب ارتباط آن شدند که رفته و خط مقطوع را وصل سازند . از این دسته که بیرون رفتند نه تنها يك نفر آنها برنگشت بلکه کمترین اثری از آثار امشهای ایشان هم بدست نیامد در ان سردا نه عمیقی که پناه برده بودیم عيال من برای ما و دوسه نفر صاحب منصبان دیگر که در ان مجاور بودند غذ اترتیب میداد ، با وجود آنکه بیرون رفتن مصیبت خبر تلفون چها دیده و درس عبرت گرفته بود باز هم بواسطه حس فدا کارانه زنانه خود جرات کرده و مخفیانه از ما بیرون رفت که غذائی برای ما بدست آورد و در ین مورد مقدرات او را دست خوش هلاکت نساخت . در اولین حملاتی که سپاهیان المان برای استیلای به نقطه و این عمل آورند با دوربین دو چشم از يك ارتفاع مخفی تماشا می کردم در آن وحله عساكر المان -- مرتبه مشهورانه با صفوف بر و متراکم حمله آورد. و توپخانه ما صفوف آنان را مثل داس درو کرده و بزمین میریخت و باز هم دفعه ثانی حمله ور میشدند . سراشیب های تند و جاده های سرازیر و سر بالا مثل افعی های بزرگ در اطراف دشتستان ما مقابل ، و نور ، حلقه زده مترالپوزها و توپهای ٧٥ میلیمتری در تمام خطوط و دامنه های مزبور صف شادی و دقیله\n\nده که تا آن ساعت نژاد آدم ابوالبشر چنين حوادث فوق التصور آوری را ندیده بوده است . خوب مزبور يك سره واژگون است. مساکن و ابنیه آن که بطرز نواحی ، اورن، ساخته شده بود دیگر وجود خارجی ندارند. در گوشه و کنار سقفهای شکم دریده و دیوارهای برو درآمده را از حریق مشاهده میگردد ه اراضی اطراف آن زمین ها بکلی تغییر منظر داده و بهای که از خصم کاری بدان صفحه نموده است که آفات ارضی و سماوی الی می توانسته است بدین صورت غم خیر آنجا را مبدل نماید . اری های مصفا و باغات بر از سرو و کاچی که باعث افتخار و عظمت این ار یا میکشت از تاثیرات توپخانه مانند علفهای نازک در مقابل یک بنده نه تنها زمین ریخته است بلکه در غالب از نقاط اثری هم دیده د تقریبا مشابه بابک زمینی گردیده که مدتها دو چار بزرگترین یدی آتش نشان دنیا باشد . وی که خدای این قریه مصیبت زده را که حرف آن ابد الآباد با خطوط استان خون و آتش در افق دنیای متمدن ثبت خواهد بود. وارد انتان گردیده است. مشارالیه موسوم بمسيو ، کاپریل، و یکی از اهالی المدن والجوج نژاد ، لورن ، میباشد. این شخص و عیالش از اراضی ا وطن خود حرکت نکرده است فکر وقتی که آنامازور حکم صریح ی است که اهالی بعجله باید فرار کنند و پس از اعزام ١٤٥ نفر می روز مان خویش که خدای مزبور از میان خرابه و آتش بیرون آمده است. من روز گذشته علاقات وی رفتم ، با وجود مخاطرات ومتاعب طاقت که بوی وارد شده است هنوز پاس را بخود راه نداده و در اظهارات وی علائم امید هویداست و سر گذشت غم انگیز را چنين است ۱ فوریه پنج ساعت قبل از ظهر بود که از طرف خطوط المانها اطراف قريه ما بمباردمان شروع کشت زبانم از بیان توصیف آن ر است. همینقدر میگویم مثل طوفان حقیقی دورهای قبل از خلقت خباره و آهن پاره و سرب و فولاد به خطوط دومی قشون و استحکامات و تخت و مانند يك قلعه آهنين بين خطوط اول و دوم ما حایل شد بجوجه مقطوع نکردید. از همان ساعت اول نقشه مهاجمه معلوم آغا نها میخواستند خطوط اول را محصور سازند بدین ترتیب متراکم آتش و آهن را پیوسته بخطوط عقب فروریخته آناقان ت افزوده را سارا بعقب مسدود ساخته خطوط ارتباطیه و آزوقه نطوع و با حلقه های کلونه مقامات مقدم جنگی و قشونی را بهم شب شد . بباردمان رشدت وسطوت افزود قلاع وخطوط جنکی ان خود درنك جواب میدادند. بدون لحظه سکونت انواع کلونه های كوچك مثل ستار كان آسمان که دفعه از مقام خود ساقط میشوند و معليونها عفریت واجنه که در جوهوا شهب ثاقب بهم میفرستند دفعه زشکی به هیجان آمده بود و هوای مافوق قريه كوچك بدبخت من ان که برندهای غیر مرئی با اهریمنان فلکی در ان پرواز نمایند مانند ب در حال لرزش می بود\n٧٥"}
{"book": "adl0616", "page": 1693, "text": "جمعه ١٩ سال نهم شماره ١٩\n\nترتیب داده بودند و اجساد گوناگون شده جوانان متخاصمین مانند مخمل های سرخ اطراف را پوشانده بودند . آنها چقدر منظرهٔ غم افزائی بود . امان چه قیافه الم انگیزی را بخود داده بودند . قبرستان وردن حین از حزن آمیز که گل های آن از نعش نوجوانان جنگ آور ترتیب یافته بود .\nوادی و دره مجرای « موز » چنانچه میدانید مرتفع تر از نقاط شرقی و در حقیقت مفتاح حقیقی مجرای مملکت فرانسه می باشد .\nچنانچه « قیصر ویلهم » و قشون وی اصرار در استیلا و تصرف این نقاط نمایند . المان خواهد دید که صدها هزار از مردان وی بایستی در دره سواحل « موز » و سراشیب های کل و باطلاق آنجا « و د نور » در کام نهنگ قبرستان مهیب « وردون » فروروند .\nپس از ختم مذاکرات مسیو « کابریل » و شرحی از اوامر حاکم اوردون راجع به بیرون فرستادن اهالی وحتى الامکان حمل اموال منقوله و احشام قریه ذکر کرده و اشعار داشت که بسرعت از شیو و اسناد متعلق به « وا » و « دییرا » خلاص نموده است . لوزور نال\n\nخبرهای راجع بتر کیا\nقوای عربیه عثمانی\nاز لندن روزنامه برزاریا و به و موستی خبر میدهند که دو فروند کشتی جنگی بزرگ از طرز درید نوت در مراکز کشتی سازی انکریش بطور عجله برای عثمانی ساخته شده و در شرف انجام میباشد . در حال حاضر عثمانیها برای جمع کردن مین ها در دار دانیل مشغول تشبثات زرکی هستند . قوای بحریه عثمان در صدد حرکت به اطراف بحر مرمره بوده و این اقدامات با مقصود اخیر عثمانیها علاقه دار میباشد .\n\nاقدامات انور پاشا\nاز کیهان روزنامه پیرزار بویده موسی خبر میدهند که آژانس رسمی عثمانی خبر ورود انور پاشا و جمال پاشا بمدينه اطلاع داده است مشار الیها پس از ورود مدینه روضه حضرت پیغمبر ص را زیارت کرده و در آنجا برای موفقیت عثمانی دعا نموده اند . و باهالی مدینه نان و غیره تقسیم کرده از انجا عازم مکه شده اند ، از قرار اطلاعات واصله مقصود انور پاشا از این مسافرت اینست که اهالی آسیای صغیر را بجهاد دعوت نماید . برای این مقصد ، انور پاشا در مدینه برؤسای رو حال مسلمانان مراکشی ، تونس ، هندوستان و جاوه را بايك طنطنه و احترام بزر کی پذیرایی کرده است .\nاخبار تلگرافی که روزنامه « نوویه وریمیا » از بکارست رسیده ، خبر مسافرت انور پاشا و جمال پاشا بجهة زیرت مقامات متبرکه تائید مینمایند .\n\n( انور پاشا در بیت المقدس )\nاز بکارست روزنامه « روسکیا ویدو موستی » خبر میدهند که بر حسب اشعارات جراید آلمان ، بتاز کی انور پاشا در معیت جمال پاشا فرمانده اردوی چهارم عثمانی وارد بیت المقدس گردیده در جامع عمر از طرف علما و مشایخ عرب استقبال شده است بطریق یونان نیز علاقات انور پاشا آمده و از حسن رفتاری که نسبت به یونانیها در عثمانی اتخاذ شده ، اظهار تشکر نموده است انور پاشا در خارج بیت المقدس سنگرها و استحکامات را بازدید کرده است .\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول و دوم\nزند گان جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ آنست . (سراج التواريخ) آئینه حیات نمای ملت جلیل افغانست . زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس یافتن دولت افغانیه حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهترین درسگاه عبرت و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود ، هر فرد این ملت را واجب است که یک نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز جان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفاده عمومی به امر و فرمان ذات شهریار صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت « سراج الملة والدین » تألیف و تدوین و در مطبعة حروفی دار السلطنه کابل پزیور طبع آرایش و تزئین یافته است . جلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان « سدوزائی » یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیه افغانستان تا ورود اعالیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث میراند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زائی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت « ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان » طاب ثراه واقعات تاریخیه را جامع میباشد و کاغذ اعلا بحروف تیپ بطبع رسیده است ، قیمت کتاب مذکور نسبت بزینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است .\nنمبر (١) پشتی چرمی چرم اصواری دانه دار کابلی بخت چهار کنج جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اسلامیه بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (٢) پشتی مقوا رویه کرمانی چهار کنج و زیر چرم فرمز حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته سیزده روپیه پخته کابلی —\nنمبر (٣) پشتی مقوا رویه کبود لاجوردی چهار کنج و زیر چرم مبینی سرخه کابلی بخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت و ورق طلاء جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی —\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم مبینی سرخ کابلی بخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته کوفته شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی —\nنمبر (٥) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر کبود سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته کوک بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارگ مبارک از تحویل خانهٔ جناب محمد ولیخان سر رشته دار\nدر بازار ارگ از دکان عبدالله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر در یک وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه بندی و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و بعون الله تعالی از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز نشر خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله ها ئیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر شده\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1694, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نا رسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنهٔ کابل خود رها نمی یابیم و تمکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنهٔ کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشتركين گرامی برساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را بشیر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فردا فردا بواسطهٔ آدمهای داکخانه بخود شان میرسد.\n\nشرایط خریداری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر محلی که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه | ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه | شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراک قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است از کوین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگران که مال تجارتی و صنعتگرانی که صنعت خود شارا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ – اينچ – ٤ – سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را مبادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی : بر سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\n\nحَبْلُ الْمَتِيْن سَيَاحَتْنَامَه سَه رُوى\nدر ۲۹ روز\nآسيا * اوروپا * افريقا\n\n( مطبعة عنايت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوشکاران عرفان جلوهٔ عرض میدهد. بدست آرید، بخوانید در ظرف ۲۹ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید، چه چیزها می بینید، چه چیزها میشنوید، چه لذتها چه سرورها میگیرید ؛ علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر : این اثر از سه جلد مرکب و در يك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و یا (١٠٥) قطعه تصاویر مناظر مختاره و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست، کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار : دیگر چه میخواهد ؟ هر کسیکه بخواهد در نفس مطبعهٔ مبارکه در ده افغانان به (عبدالرؤف) خان سر مرتب مطبعهٔ مبارکه یا در بازار از نزد دکان (باز محمد) تاجر کتب در بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی بدکان حاجی ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و یا مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کاره ی ملك نیست"}
{"book": "adl0616", "page": 1695, "text": "( اعلان )\n\nپَرَاکَندَه\n\nآثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت، از يك مجموعۀ اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد، که کاغذ اعلا، و خوبی طبع دارا، با تصاوير بسیار زیبا جلوه کر بازار عرفان گردیده است. اگرچه از تحت خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است. نسبت بخوبیهای ظاهری ومعنویش قیمتش خیلی ارزان - بی مقابل (۱) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nاز اداره\n\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانيه مجلد\nکتاب سال دوم ٥٠٠ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ٥٠٠ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعز و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nرسمیه\nجغرافیای عمومی\n\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است. هر کس که آرزوی باشد به اداره مراجعت کند.\n\nاعلان\n\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه، و کتابچه های علاوه آن و شماره های متفرقه آن، و همه کتابهای مطبعه عنایت خریداران که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمتهای معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه مبارکه، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط.\n\nاعلان\n\nجَزِیرۀ پِنهَان\n\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ازین نوبر رسیده گلزار، مطبعۀ عنایت، کام جانرا شیرین نمائید، جزیره پنهان، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر، منظر آيات و جلوه گر میسازد. هم حکایت، هم عبرت هم فن، هم فضیلت؛ خوبی چاپ، خوبی کاغذ، خوب تصورش علاوه، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان؛ تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان، دکان باز محمد در بازار ارک و دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی -\n\nاعلان\n\nاز مطبعه عنایت\n\nقیمت در پایتخت کابلی\nسیاحت و دورا دور زمین بهشتاد روز مجلد ٠\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة احکام مجلد ۲\nپرا کنده مصور مجلد ۱\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ٦\n\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای ما فوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الروؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروشی در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتواند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باداره سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند."}
{"book": "adl0616", "page": 1696, "text": "شمارهٔ ۲۰\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nمگر پیروزیهای ذات اعلیحضرت همایون ۱\n\nعود وفتون\n( تشویق عرفان\nمرثیه در فوت مرحوم عبد الغفور نديم )\n\nحوادث خارجیه\nخبرهای راجع بأوروپا - در رودون تصرف قلعه دو اموات - پس از رجعت مربوط بعمليات المان در فرونت شرق - مین های مقناطیسی جدید الاختراع - سال بضرر متعین خط راه آهن ما بين ورشو و بكارست ورقه برای المان - شعبه کارخانه کروب در شاولی - قوت المان - عزم وثبات المانها - ترجمه از پیسه اخبار - کیفیت غرق شدن کروز در همشائرچه لارد کچنر وزير جنك دولت برطانيه - افواهات جنگ بحری جنگ - عظيم الشان بحرى - ضایع شدن دو نفر امیر البحر - تفصیلات در باب تلفات - جدول امداد کشتی های جنگی بريطاني - آخرين خبرها -\n\nاعلان\n( سراج التواريخ )\n\nپشاور\nاز تذکار های تاریخی - سیاحت اعلیحضرت همایونی بهندوستان تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی مجامع أشهر پشاور - ورود قطار آهن در ایستگاه - از مناظر کراچی"}
{"book": "adl0616", "page": 1697, "text": "اعلان\nاز صنایع پروردیهای ذات ستوده صفات القاب حضرت سراج الملة والدين بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه و سمی و همت جناب حریر\nدر خانه جات ، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه برآلات حربه دفاعیه و اونیفورم\nمما کر شاهانه و غیره و بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت مایر\nحکم فروش آن صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) | سرح های پشمینه باقی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانکلیزی ۳ فوته مشخص شده در صند و قخانه جنسی هم بفروش میرود\n\nاقسام\nقسم اول\nدرجه ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم\nرقم | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ\nکال حال ساخته نشده | قیمت | ۷ روپیه | ۶ روپیه | ۵ روپیه | ۴ روپیه | ۳ روپیه\nکشمیره های قسم اون درجه دوم از قرار کر انگریزی | کشميره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه\n\nقسم دوم\nدرجه دوم | درجه اول | درجه سوم قدری که قیمت آن ۱۰ به ازانت\nرنگه | خودرنگ | رنگه | خودرنگ | رنگه\n۲ روپیه | ۱ روپیه | ۱۰ پیسه\nکشميره در مدار مردم به روی پستی\n\n(۲)\nنکمه های چرمی محراب و منبردار\n\nجرابها\nرقم | نکه بانکه زوج | راهدار زوج | معمولی زوج | کلان فی درجن | میانه فی درجن | خورد فی درجن\nقیمت | ۱ روپیه ۵۲ پیسه | ۱ روپیه ۴۰ پیسه | ۱ روپیه ۳۹ پیسه | ۱ روپیه ۲۰ پیسه | ۱ روپیه ۱۰ پیسه | ۵۵ پیسه\n\n(٤)\nکروره های جدید ساخت\nرقم | از باف تابه دو کره دو باره زه پای یک اسپه دو کره به تاره | قیمت ۸ روپیه و ۳۳ پیسه | چرم باف یک اسپه | ۶ روپیه و ۲۴ پیسه | یک اسبه سیار تازه علی | ۶ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم | چرم باف دست بادامی روانی | قیمت ۶ روپیه و ۱۸ پیسه | چرم باف دست دولان یک اسبه | ۵ روپیه و ۲۹ پیسه | دسته دولایه یکی بار اسبه | ۸ روپیه و ۲۳ پیسه | چرم باف همرکان | ۴ روپیه و ۲۳ پیسه\nرقم | قبضه و نیمی کلیت کرده | قیمت ۳ روپیه و ۵۵ پیسه | قبضه کلیت نقره از چرم مه لایه توپخانه | ۲ روپیه و ۵۷ پیسه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | ۵ روپیه و ۹ پیسه | زه باف دو تاره رکاب | ۵ روپیه و ۵۱ پیسه\nرقم | رکانی از نخ | قیمت ۱ روپیه و ۱۰ پیسه | چرم بافی میانه چوب بیت زنانه | ۵ روپیه و ۸ پیسه | از زین سواری بیع چرمی | ۴ روپیه و ۵۸ پیسه | زین سواری دولایه | ۵ روپیه و ۵۸ پیسه | زنانه ابریشمی خیاط | ۵ روپیه و ۸ پیسه\nرقم | دسته بادامی شیخ برای | قیمت ۱ روپیه و ۱۹ پیسه | دسته دولانه ای و نجی کلیت نقره | ۲ روپیه و ٤٥ پیسه | نیخ بری کمک دار | ۴ روپیه و ۱۲ پیسه | چرم باف مابین بیت یکه اما | ٤ روپیه و ٥٩ پیسه\n\n(٥)\nاقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم | گل حریری | گل نافرمان | گل برینه | گل شیو\nقیمت | ٥ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۳۶ پیسه | ۶ روپیه و ۷ پیسه | ۶ روپیه و ۳۶ پیسه\nقسم | شکوفه تاریخ | گل یسمی | گل استرن | جلیل\nقیمت | ۷ روپیه و ٤٥ پیسه | ۶ روپیه و ٥٨ پیسه | ۵ روپیه و ۳۸ پیسه | ۶ روپیه و ۵۸ پیسه\nقسم | شکوفه سیب | گل گلاب | گل سوسن | گل گندمی\nقیمت | ۶ روپیه و ۳۵ پیسه | ۷ روپیه و ۱۲ پیسه | ۶ روپیه و ٥٤ پیسه | ۶ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( المدير )\n( میر محمد هاشم دفتری کار خانه مات ( کیمان نظامی ) )"}
{"book": "adl0616", "page": 1698, "text": "صحیفه (۱)\nسال پنجم\n(شماره) ۲۰\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنه کابل ۸ روپیه کابلی\nدر اطراف داخله مملکت\nبا مراعات داک ١٤ روپیه کابلی\nدر خارج مملکت\nبا مراعات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nپانزده روز یکبار نشر میشود\nمرکز نسخه آن در کابل یکجائی است\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nافغان اندرونی\n۱۳۲۹\n\nمدیر و سر محرر جریده\nمحمد طرزی\nالاصلاح و المطبعه\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره جریده خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ قمری ۱۵ شعبان ۱۳۳۴\nتاریخ انگریز ۱۷ جون عیسوی ۱۹۱۶\nتاریخ شمسی ۲۷ جوزا ۱۲۹۵\n\nو ملاحظه باید آورد، عسکر همه تنظیمات و ترتیبات نظام قویم واصول راست و مستقیم عالم را بوجود آورده و هم جمیع قواعد امن و رفاه عمومی را باعث و تمامی ترقیات مادی و معنوی بشریت را بانی و مؤسس گردیده است اگر قوۀ عسکریه در دنیا موجود نمیبود بی شبه انسانیت مجبوراً بايك رجعت خیلی پر سرعت با کمال یأس و حسرت دوباره و مکرر جانب وادی عمو و عدم با خطوه های بسیار فراخی قدم می انداخت . و کرۀ ارض بيك حال دهشتناک فلاکت و هلاکت عظیمی میدرامد ، خلافت بنی بشر از صحیفۀ آن بکلی سلب وضایع ، ونسل انسانی از مأوا و مسکن اصلی خود سراسیمگی و منقطع گردیده از استیلا و تسلط حیوش منحوس وحشت و خونریزی، وقتل و سفاکی طرف این جرم خاکی از شرافت سکونت انسانی مبرا و خالی ، و از زینت آثار عمران و آبادی محروم و عاری می گشت . بوجود آمدن هیئت عسکری در دنیا نه چیزی است جدید و امروزی بل انشای تشکیلات اردوی عسکری و قوای حربی را خیلی قدیم و کهنه باید پنداشت ، یعنی از وقتی که بشریت بجمعیات مختلفه ، و تقسیمات جدا گانه نظم و ترتیب یافته وبترقیات متنوعۀ تهذیب ومدنیت مشغول وملتفت گردیده و نخستین بار آیین سلطنت و قوانین پادشاهی را اقامه و تأسیس داده تشکیل اردوی عسکری نیز با آن يك جا و توأم آمده است قوۀ عسکریه از نخست بهر ایفای همین مقصد اعظم ووظیفۀ الزم ، محتاج اليه دیده شده که توسط آن هیئت منتخبۀ يك ملت که عبارت از بادشاه و دولت باشد در انفاذ و اجرای احکام و اوامر خود بر همه موانع مخله واقدامات مضره که بر خلاف امن و سکون عمومی و برضد حفظ حقوق ملی و صیانت حدود وطنی انگیخته شوند چیره و غالب گردد ، و بذریعۀ آن اصول موضوعه و قوانین متبوعه را که برای ترقی و کامیابی مقاصد و اغراض خود انتخاب و اتخاذ نموده در سایر ناس نشر و اشاعه دهد . عسكر چنان يك سيخ تيز بران و درخشانی است که از تیزی خود دست کسانی را که آرزو دارند\n\nعسکر پروریهای ذات\nاعلیحضرت همایونی\n\nتشکیلات جدیده\nعسکر چه کلمه متین ، چه عنوان سنگین ، چه لوحه آهنین است که از درشتی و خشونت آن دل دشمنان به طبش ، و هوش شان به پرش و جسم شان رعشه و لرزش می افتد ، و از سنگینی و متانت آن اعضای بدن را قوت و اعصاب شانرا طاقت ، و عروق شانرا قدرت حرکت باقی نمی ماند . وبالمقابل قلب و حواس دوستانرا از شنیدن نام آن چه افکار پر عظمت و اقتدار، و چه خاطرات با اهمیت و شانداری احاطه و استیلا میکند که دماغ از درک حقیقت معنوی آن چنان مناظر عالی عالم خیال رقم وصعود می نماید که وجود و شخصیت ظاهری نمیتواند وضعیات حالی و حسیات قلبی را که با امیدهای بلند، و ارزوهای برومندی پر و املا کرده اند داخل حیطۀ ضبط و خود داری حفظ ، و تحت پردۀ پرو و اخفا پوشیده و پنهان دارد، لفظ درخشنده و تابناک عسکر آنچنان از تاثیر و حرارتی را مالک نیست که قوای روحیه انسان در مقابل شدت آن افسرده و ساکن مانده يك شورش و هیجان و جوش و غلیان عمومی تصادف نورزد. هر آینه اشخاصی که بخوبی میتوانند قدر و اهمیت آنرا قیاس و اندازه نمایند لابد از زبان آوردن این اسم جلیل و کلمۀ مؤثر و ثقیل بايك حال وجد مانندی که از خود بیخود شده در تقدیر بزرگی و عظمت و تعریف سهم و هیبت آن محو و فنا شده باشند دوچار خواهند شد . علی هذا عسکر که گفته شد مجسمه های باثبات وقار و متانت و شکلهای ذی هیبت رعب و صلابت، و تمثالهای زنده و روان توانائی و مقاومت ، و پیکرهای با تاب و توان عزم و استقامت را در زیر نظر فکر"}
{"book": "adl0616", "page": 1699, "text": "صحیفه ۲ سال پنجم شماره ۲۰\n\nاشرف و ناموس وطن دست درازی نمایند قطع و جدا و باینکه مشفقانه پدرانه می پرورانند فرزند همت بلند ارشد و از جمند خویش و درخشندگی خود چشم دشمنانی را که میخواهند بسوی آن بایک نظر حضرت عالی شهزاده جوانبخت معظم معین السلطانه ، سردار عنایت الله حرص و طمعی بینند کور و اعمی میسازد، عسکر برای حفظ صحت جسم خان ، را كه يك نوجوان وطنخواه بیدار مغز پرجوش با فکر و هوش و تن وطن چنان يك اكسير سريع التأثيري است كه با کمال فعالیت و موفقیت و يك ذات جرار كار گذار متین باوقاری است بر نظارت امور عسکریه همه مکروبهای را که در وجود ملت و مملکت باعث نقص و مضرت میباشند و ریاست اداره حربيه از طرف قرين الشرف همایونی شان قابل و سزاوار محو و تلف و از دایره طاهره وطن آنها را سراسر نفی و اخراج مینماید فرموده اند که دایما با کمال صداقت و اخلاصمندی و با تمام فعالیت و سر عسکر برای اضاعه و اعدام ارباب فتنه و فساد ، و طرفداران بی و عناد گرمی در تنظیم امورات عسکری و در حصول رضای سعادت اقتضای که از ارتکاب اعمال سیه و از اکتساب افعال شنیعه در امن و آسایش اعلیحضرت پدر تاجدار اعظم خود جاهد و ساعی است ، و علاوه بر فضایل داخلی خلل انداز میکردند بمنزله سم قاتل وزهر هلاهل ، كار كرومؤثر اخلاقی و لیاقت استحقاقی که ذات عالی توسط آن این مقام منیع و منصب رفيع است حقیقتاً قوة عسکریه در عروق و اعصاب دولت و ملت مقام رفیع را كسب و تحصيل نموده اند خلقتاً هم وضع وقیافت شان با صنف جليل روح ، وموقع عالى و منيع جوهر حیات را مالک و دا راست، زیرا عسکر خیلی مقاربت و مناسبت میرساند زیرا اگر انسان حرکات مطرد در صورت عدم آن نمیتواند يك ملك و ملتی حیات با امن و استراحتی وستكين ، وجهره متين وباتمكين، واوضاع پرشوکت و محتشم و اعضای بسر آرد ، بلکه بوجود منفعت آمودان خیلی صعب و دشوار ویکلی مرتب ومنتظم شانرا ببيند حقيقتاً بك هيكل برجلال غيرت وحميت وبك غير ممكن و محال است هیئت دولتی تنها سر انجام دادن امور لازمه ملت تمثال فعال نظام و عسکریت را در پیشروی خود ثابت و قایم خواهد یافت. خود را تعهد وتكفل تواند. ملتهائيكة قوة عسكريه شان نسبتاً ضعيف و چون فطرت همایون شاهانه از ابتدا طبعاً به سررشته و سرپرستی و نحیف بوده و بر حفظ و اداره قلمرو خودها قدرت نداشته و از دست کارهای عسکری راغب و مایل بوده از انرو همواره همت عالی بهمت شان كما ينبنى نظم و نسق امور ملكيه سهل و ميسر نيامده اخيراً با كمال و توجه جهانقیمت ملوکانه را در نظم و اصلاح آن بايك ذوق والتقات پاس و حسرت دیده شده که ناموس ملی و شرف وطنی خودشانرا مجبور خصوصی مصروف و شاغل داشته و در اکثر مواقع مختلفه کاهی بدست ضبط و تسلط اغیار ترك و واگذار نموده اند. و مقابل ان ملاحظه به تزیید و افزونی تخواه عمومی، وگاه بيكان العام و احسان پادشاهی میشود که ملتهایی که دارای یک اردوی پر قوت و توانائی بوده و با خوبترین و بعضی تخفیفات رفاهی و وقتی به ترفیع مناصب، و ترقی مراتب، و از همین سلاح واكملترين تعلیمات نظامی ارا تجهیز و تربیه کرده و همیشه قبیل اوضاع مرغوب و مناسب دائما قلوب بصداقت مجلوب جميع افراد در وسعت و افزونى ان كوشيده بالاخر باتمام حيرت وتحسين مشاهده دربار و صاحب منصب را با انوار مراحم خسروانه ، و عواطف ملوکانه افتاده كه در يك مدت اندك بر جميع ملل باقيه عزت و عظمت قومي ، وتفوق خویش پروانه وار گرویده و مجلوب میسازند، چنانچه در هفته گذشته و مفاخرت ملی خویش را ثابت و مسلم داشته است. زندگی ملتها محض بموقع در بار مخصوص عسکری یک جمعیت بزرگی که تخمیناً از (۹۰) بروجود قوه عسکری مبنی و منوط است. یعنی هر قدر اردوی عسکری نفر صاحبمنصب تشکیل یافته بود به اعطای مناصب بالاتر شان امتیاز مادی بیشتر و توانا باشد همانقدر جلال و جبروت و شوکت و ابهت آن نیز واکرام نموده، و هر کدام را با کمال لطف و مرحمت بلسان فیض رسان بر همگنان حاوی و مقتدر ، وصوت جسمانی اش نیز که بر همین قوه معنویه شاهانه شان تبريك و تبشیر فرمودند، که در ذيل بغرض اعلام و اخبار موقوف و منحصر است دائما مكمل و منتظم، و همواره در پیشرفت قارئین کرام از همه کیفیات این دربار معالی بار و بعده از تفصیلات و انفاذ اغراض و مقاصد خود نسبت بدیگران اسبق و مقدم میباشد . کاملی مراسم اشتمال پرشوکت و جلالیکه در اداره عالی جناب فخامتمآب و عکس آن هر انقدر ملتی از وجود یک اردوی پرقوت عسكرى محروم ناظر حربيه با تمام عزو شکوه اجرا یافت بالترتيب صحت و بیان میرانیم : و بی نصیب باشد بهمان اندازه در چشم دوست و دشمن حيثيت ان كم وقليل و مانند يك جسدی که میان روحیه و حرارت غریزیه از ان سلب و ضایع روز شنبه ٢٤ رجب بساعت ۱۱ جميع صاحبمنصبان عسكرييكه مخصوصاً بموجب رقعه شده باشد خوار و ذلیل مینماید . های خبری \"ایشن آقاسی\" نظامی بدربار معالی بار دعوت و اخبار گردیده از نجا است که ذات ملکوتی صفات اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه بودند با بعضی از شاگردان مکتب حربیه كه جديداً فارغ التحصيل گننده اند عسکر پرو ردعیت نواز معظم محبوب القلوب مقدس ما این همه نکات در دالان بزرك سلامخانه عام حاضر، و هر يك حسب مراتب اخذ مقام نموده ضروريه را که در ان ترقی دین و دولت مستور و مضمر است باقوه فهم شرفیابی حضور پرنور اعلیحضرت پادشاه بزرگ خویش را منتظر بودند و دکای خارقه نمای شاهانه خود حس و درك فرموده ترتيب و تربيت تا به ساعت ۱۱ و نیم بعد از انکه امر و احکام حکمت انجام همایونی از قصر عسکری و ترقی و توسیع قوای حربی را در وطن عزیز خود افغانستان دلکشا بذريعة يك نفر عسكر به سپه سالار رسیده و از طرف جناب صانها الله عن الآفات والخسران از جمله امور لازمه ، ووظایف مهمه سپه سالار سردار محمد نادر خان بر طبق حدود و آداب عسکری بحضور عالی که خاص بتوجهات جهاندرجات ملوکانه محتاج است قرار داده اند شهزاده جوانبخت معظم حضرت معين السلطنه صاحب افخم تقدیم کردیده پس و از فرط توجه و مرحمتی که در حق عموم عساكر بابك لطف و احسان از وقوف بر مضمون هدایات مشحون آن ذات عالی ناظر حربیه در حالیکہ سالار صاحب هم جمعیت شان همراهی داشت بسواری موتر عازم قصر"}
{"book": "adl0616", "page": 1700, "text": "عبده ۳ سال پنجم شماره ۲۰\n\nدل کشا كرديدند . چنانچه بعديك وقفة ۱۰ ۱۵۰ دقيقه قوم صاحب منصبان که داخل سلامخانه انتظار نتیجه آتیه را با اوضاع پرتون و تشویشی داشتند نیز طلب فرموده شدند که همه شان برخاسته با کمال درستی و انتظام دو صف متوازی همدیگر کشیده جانب نقطهٔ مقصود متوجه گشتند، و پس از چند دقیقه که در اثنای راه برایشان مرور نمود خودشانرا بر صحن برنده مقابل دروازه جنوبی قصر شوکت با نوای دلکشا یافته بنابر پولی که از طرف یکی از افسران بزرگ گفته شد مانجا توقف ورزیدند. ذات عالی ناظر حربيه نيز همدرین اثنا از موتریکه بعد یک قدم از صف اول پیشتر بودند و در عقب شان قدری دور جناب سپه سالار توقف داشت بيك وضعيت مختاری پر موقع قوماندانی کل بر آمده و امر «تیاری» را داده تجرديكه ذات شوکت آیات اعلیحضرت تاجدار اعظم و سر افسر كل اردوی محتشم افغانستان از دروازه قدر بر سطح فوقانی برنده که بقدر يك و نيم متر از زمین بلندی دارد با تمام هيات و شكوه قدم گذاشتند از طرف ذات نظارت پناهی ایشان که او سلام کی، اموزیکه دلنواز عسکری سلامی بزرگ شاهانه بپا آورده شد که از حضور اشرف همایون هم بكمال حسن قبول رد و قبول گرديده بعدها متصلاً بابك امر « راحت می » که از همان ذات همایون شنیده شد. همه کان مايك وضع درست و منتظمی منتظربه شرف ایراد و اصدار احکام و افادات حکمت آیات اعلیحضرت أولى الأمر مقدس پادشاه ما بورها شدند چنانچه بعد از يك كمی انتظار سنگين و يك سكوت سهمگينی ذات مرحمت پناه پادشاه ترقیخواه عسکر پرور حقایق آگاه معظم ما در حالیکه بعضی اوراق در دست متانت پیوست همایون شان موجود بود عموم حضار را خطاب نموده بزبان حقیقت بیان شاهانه چنین ارشاد فرمودند که « چون بیان ابتدائی این ورقها از خصوص ترتیب و تشکیل اردوی حضری ما و از کیفیت تجديد و لزوم آن بحث میراند و هم بسی شما از اصل حقیقت این تشكيل لا محاله کم و بیشی واقف خواهید بود از رو باز خواندن و اعاده آن محض بیهوده و بی ثمر است، و بدون هیچ گردانی و تضیع اوقات نتیجه دیگر نمی بخشد، چرا که در نجا مراد ما اصل تشکیل است و آن چنانست که اولا معين السلطنه و سپه سالار ما بوده بمشوره همدیگر صورت آنرا ساختند و بعد بحضور آوردند که بعد از مذاكره وتحقيق من هم آخر التصديق و منظور فرمودم، وتشكيل جدید عبارت است ازین که قبلاً چون عسکر حاضرة دار السلطنه كابل با قطعه های اردلی واردن وكوتوالى، ودار السلطنه مشکل و مرکب بود لهذا ما همه این عسکر بنام اردوی همایونی ، بدو لواء که یکی را « لوای اول » و دیگر یرا « لوای دوم » گفته میشود تقسیم و توسیم شد و در لوای اول ، غند اردلی، واردل، واسپور این هر دو غند که بنام «رسالهٔ توارده» موسوم است داخل میباشد و در « لوای دوم » غند کوتوالى ، ودار السلطنه و اسپور آن شامل است ! و هر چند غند اردلی از روی این تشکیل در لوای اول، محسوب است مگر بسیکه لشکر خاصه حضور را حاوی است از انرو بهمه حال از دیگر اصناف قشون بالضرور خصوصیت و امتیازی را باید مانت باشد [در چنین مواقع...]\n\nاکثر ذات عالی بیانات همایونی را تأئید و تأکید مینمودند و چون تشکیل جدید اردوی عسکری ما حال از همین دولوا ترکیب یافت ، لهذا لازم دیدیم كه هر يك ازين دولوا در تحت حكم و سر پرستي يك يك افسر بزرگ باشد. پس جرئیل صالح محمد خان [ جرئيل صالح محمد خان از صف خود جدا شده پیشرفت و سلام کرده استاده شد ) در « لوای اول » بمنصب نایب سالاری مقرر شد ! مبارک باشد ! [ بنابرین جرئيل موصوف ازین مرحمت شاهانه بمطابق آداب و تعظیمات عسکری عرض تشكرات نموده دوباره بصف و ردیف خود شامل کشت ] و برگد محمد یونس خان بمنصب جرنیلی در « لوای دوم » مقرر شد ! مبارک باشد ! [ جرئيل محمد بواس خان هم حسب قاعده و اصول اولا پيشرفته و بعد واپس بصف خود داخل شد ] بعد ذات اعليحضرت همایون اقدس والا از روی جدولی که با خود داشتند. نام هر افسر را بزبان شیرین بیان شاهانه گفته و هر کدام آنها قرار ترتیبی که ذکر شد نوبت بشوبت از صف خود جدا کشته و از حضور بمنصب جدید خود نایل شده و اپس بتوقف اولی خود مراجعت مینمود ، و عیناً نقل جدول موصوف بغرض اطلاع ووقوف حضرات قارئين عظام و مشترکین دی احترام انشاءالله در آینده درج و اشاعه میشود .\n\nسپس ذات ملكونى صفات قوماندان اعظم ، وسر عسكر بزرك كل از دوی محتشم افغانستان اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه رعیت پرور عسکر نواز اسلام بناء ديانت اكتناء مقدس ما عموم صاحب منصبان نظامی را من حيث المجموع براعزاز و ترفيع . مناصب شان با کمال حسن نیت و صفوت قلب بلسان فواید رسان خود تبريك و برایفای وظایف شان تحسین و تقدیر فرمودند و از جناب سپهسالار سردار محمد نادر خان بالخاصه اظهار خوشنودی و رضامندی نموده همه جا کر ان بار کاه شهنشاهی را از لطف و کرم عمیم ملوکانه خودش نواخته واخيراً هم همکنان را برادا وتكميل خدمات محوله خودشان سفارش و توصیه فرموده بدین عبارت « که باید هر يك از شما در سر انجام دادن امور مفوضه خودتان بوجه احسن کوشش ورزید، و در خدمت دین و دولت با همه جد و جهد سعی و همت نموده لازمکه متفقاً در راه ترقی دین سروجان خود رافدا سازیم » کلام حکمت پیام شاهانه را ختام و انجام دادند .\n\nدرین اثنا ذات عالی ناظر حربیه در حالیکه اعلیحضرت پدر تاجدارشان بايك چهره فرخنده و بشاشی همه حركات متين و وضعيات سنكين مشار اليه را تماشا ميفرمودند از طرف خود بالاصاله و از طرف عموم بالوكاله بابك لهجة مؤثر و بلیغی تمام درستی و فطانت بعرض حضور شوكتموفور همایون والا رسانيد که « چون ما خادمان دین و دولت بهيچگونه لایق ومستحق این اندازه تحسينات و تلطیفات شاهانه نمی باشیم، و تا به حال هیچ ادنا يك خدمتی در خور و سزاوار اینهمه عواطف خسروانه والطاف ملوكانه از ما سر نزده ، ومقابلتاً ذات شاهانه ما غلامان و جا کران کمینه خود شانرا با استقدر حسن سلوك و مراحم كريمانه بی اندازه خویش تلقی میفرمایند از انرو مارا است که با همه موجودیت خودها سروجان خود را در راه رضای معالی ارتضای شاهانه صرف و تصدق نمائيم !، و هم الحمد له چون..."}
{"book": "adl0616", "page": 1701, "text": "صحیفه :\nشماره ۲۰\nسال عجم\nدولت ما يك دولت اسلامی است پس برما واجب است که در خدمت دولت خود بدل و جان و تاب توان بکوشیم و در اطاعت و پرستاری ذات اعليحضرت اولى الأمر مقدس خودما که ديناً وقرآناً برما ثابت است سر از پا نشناخته با همه قدرت و توانایی که داریم سعی و مجاهدت ورزیم و مانند دایره ، كه بر نقطه مرکز خود طواف میکنند باید ما هم بر نقطه مرکزی خودما که عبارت از ذات مقدس پادشاه است همواره دور و طواف نماییم\n\n§\nو چون نوك پر کار هیچ وقت سر از اطاعت مرکز بیرون نکشیم بازی اکر انصافاً با خود فکر و ملاحظه کنیم و یکقدرى الدينة وتفكر روايم آیا کاهی وجود خودها را کما حقه لایق این همه آب و عزت و جاه وحشمتی که داریم خواهیم یافت : هیچگاه هیچگاه فکر چیست که امروزه روز هر درجه و منصب و توانگری و ثروتی که نسبتاً بما عاید و راجعت همه از ممن توجهات و بركت فيوضات ذات اعلیحضرت پادشاهی است که با احسان و ارزانی فرموده اند. زيراماها في الحقيقت هيچ يك لياقت شخصی نداریم که خود را سزاوار آن بدانیم و هیچ کدام حیثیت خالی را مالک نیستیم که به آن فخر و غرور خانم پس در بنصورت می باید که دائما در حصول رضای شاهانه کوشش و ورزیم و پادشاه خود را مقدس شناسیم و همیشه از وی در خوف و رجا باشیم ، و بلکه همواره خود را از لطف و مرحمت به ترس ویم نزديك و مقرون بدانیم، چرا که ذات ملوکانه بهتر و خوبتر هر کدام ما را میشناسند، و خاین و صادق هريك را بخوبی و درستی میدانند. پس لازمکه به محض اضافه شدن این منصبها غره و غافل نشویم و میباید بهیچ صورت از ایفای وظایف خود ما فرو گذاشت و صرفنظر نمائیم و هیچ کدام ما از هزار، یک از تشکرات عاجزانه خود در مقابل اینهه مراحم عطوفاه شاهانه که امروز ما غلامان جان نشار را به آن مفتخر و مباه فرمودند ادا کرده نمیتوانیم پس مجز اینکه سلامتی وجود ذیجود منفعت نمود ذات مقدس بادشاه معظم خود را از بارگاه باریتعالى باتمام مجز و نیاز مسئلت نمائیم در مقابل آن دیگر چیزی مقدور ما نیست، و باز هم همین دما راجع به فایده و سود خود ما است زیرا دیگری کیست؟ که ما را بهمچنین تلطیفات و احسانات مشفقانه پدرانه با وجود چنین حال نالایقی ما به اینگونه خیر اندیشی و رواداری مرحمت کاراته تایل و سز او ار سازد؛ لهذا ابنا برین ملاحظات لازم که همه مادر راه خوشنودی و تحصیل رضای اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه خير الديش بزرك القدس خویش جانهای خود را فدا و شار سازیم و از درگاه حقسبحانه تعالی باكمال تحجز وتضرع استدعا و استرحام نمائیم که سایه رقبا نوا به این جنین يك مرافسر عسکر پرور رؤف ، و يك پدر شفقت گستر عطوف را از سر ما کم و کوتاه نکرداند و در تحت ظل سعادت منزل شاهانه شان دین و دولت ما را هر كونه ترقیات مادی و معنوی نصیب کرده! | صداهای\n( آمین از عموم حضار )\nادا گردیده حسب قواعد و اصول نظامی همه کان از حضور همایونی مرخص گشته به ساعت یک برای صرف طعام بدالان بالا محالة عام با همه ترتیب و انتظام عودت نمودند، و حضرت عالی افخمی را خود ذات اعلیحضرت پادشاهی بطعام مخصوص شاهانه خویش اعزاز و تشریف فرمودند. و به این طریق مراسم دربار معالی بار با تمام شوک و احتشام انجام و اختتام یافت .\n\nبه ساعت ۳ بتاير امريکه از طرف ذات عالی نظارت پناهی حضرت شهزاده جوانحت معظم معين السلطنه صاحب الفخم قبلاً تبلیغ کردید. بود عموم صاحب منصبان نظامی جمعیت و همراهی ذات افخمی شان داخل دایره طاهره مخصوص عالی گردیده و در خیمه و مرا برده بزرگی که بالخاصه برای همین مقصد بريك موقع بسیار خوش آب و هوا ادمه . و باقالینهای نرم و زیبا و چوکی و میزهای خوب و اعلای تفریش وزیت یافته بود وارد کشته متصلاً بمصافحه، و مبادله تبريكات ، حسب ريه و آداب عسکری آغاز شد و هر صاحب منصب نوبت به نوبت دست تویی ذات جامع الصفات افسر بزرك وقوماندان اول خویش حضرت علی افخم مشرف کشته از حضور مبارک شان هم به ادای تبریکات و حسن تواضع نایل می کردید. چنانچه پس از کمی دیر همه این ترتیبات به انجام رسیده بعد از انکه همه کان فراغ يافتند ذات نظارت پناهی بر مقام عالى نظارت خودشان که پیکصورت ممتازی در جبهه مجلس بریکجوکی خیلی رنكين و مزیی که در مقابل آن یک میز بسیار سنگين و ملونی گذاشته شده ترتیب یافته بود با کمان رعب و مثانت جلوس فرموده همه کارا به الشق امر و اجازه نمودند. و مجردیکه عموم حضار حسب درجات و مراتب برجایهای مناسب و چوکیهای مخصوص خودها اخذ مقام نموده قرار گرفتند. في الحال به آوردن وصف دادن ظروفی که در ان انواع میوه های خشك و تازه موجود بود، و بطریق شیری مناسبت و تقریب همین روز فرحت اندوز جشن ترفيع مناسب تهیه و حاضر گشته بود آغاز و بعد از نکه همه قابها وسطح میزها در پیشروی هر صاحب منصب چیده شدران عالى صدر محفل هم کنان را مصرف آن اجازه نموده، و جناب به سالار را به اشتراک در میز خصوصی خودشان تلطیف فرموده، در آنتای مذاكره ومكالمه رعموم بطوريك توصيه و نصیحت قطق مؤثر ذیل را ایراد فرمودند .\nهر چند نطق موصوف به پیوستگی و تسلسلی که در ذیل نگاشته میشود ایراد نکردید. چرا که در اثنای مذاکره و محادثه واقع شده مکر عبادت و استاد، و مراد حکمت مفاد آن عیناً از قرار ذیل است که بفرض استفاده واحد معلومات قارئین کرام درج میشود .\n\n( صورت نطلق عالى )\nو اخيراً ذات اعليحضرت همایونی همه کارا امر و اجازه عودت عطا ه این منصبهای جدید بر همه ما و شما مبار کباد ! ذات اعليحضرت\nفرموده و متصل آن از طرف ذات عالی نظار تبناهى بيك امر و تیار سی پادشاه معظم مقدس ما نه بنا بر اینکه ما و شما در مقابل اینهمه تلطیفان\nهر دو صف وضعیت عسکری خود شانرا كسب نموده و بعد بايك بولی شاهانه شان کدام خدمتی لایق و سزاوار کرده ایم بماها این ترفیع و عزت\nهيئت تاك و سلامكي ، سلام آخری ذات شانه ها نواختن موزیکه عسکری را مرحمت فرمودند بلکه محض از روی ذره پروری و شفقت کناری وه\nملوکانه که در حق همه ما و شما یکسان دارند به این عواطف خبرونه تو\nخویش شما را قابل ساختند . پس ما را است که به اینهمه لطف و مرمت از\nهمایونی در رضای عالی ارتضای اعلیحضرت شهریاری که دران رضای وقو"}
{"book": "adl0616", "page": 1702, "text": "صحيفهٔ ٥\nشمارهٔ ٢٠\n\nحضرت قادر سبحان هم شامل میشود بجان و دل ساعی و جاهد کردیم، در هر گونه خدمت پادشاه خواه غرق در صعب و دشوار باشد با کمال اخلاص و صداقت کوشیده حتی سرهای خود را فدا سازیم، و در هر وقت بر وفق حال رضای اعلیحضرتش را از هر کار اقدم و ادق شناسیم چنانچه این رضامندی که امروز ذات همایونی بلسان گهر بدرسان مبارك خویش نسبت به سالار فرمودند من خیلی بی اندازه ممنون و مسرور گشتم زیرا سبحانه تعالی بذات بادشاه بزرك مقدس ما چنان يك فهم و فراست و عقل و کیاست فوق العادة عطا و احسان فرموده که صداقت و خدمت و فداکاری هر کسی را بسیار خوبی و درستی درك و احساس میفرمایند، لهذا ما را هم می باید که به این مغرور نشویم که ما هم مالك يك حيثيت عالی و يك شخصيت مستقلی هستیم، فی ما و شما از خود هیچ حیثیتی نداریم اینهمه از حسن نیت و توجه ذات اعلیحضرت بادشاه معظم ما است که هر يك از ما را بدینگونه مراتب و مناصب فایق و عالی فایز و مباهی فرموده اند. والاما در حقیقت اصلا يك قابلیت و لیاقت شخصی را دارا نیستیم پس بما واجب است که با تمام موجودی که داریم بکمال صفوت و اخلاص قلب خود را در خدمت و حصول رضای شهریار عطوفت آثار مراحم کردار خود ما محو و فنا سازیم تا مواقعی خود را لایق سازیم همه شما را توصیه می کنم که باید در هیچ وقت کبر و غرور را بخود راه ندهید و با آن وقار و متانت را هم از دست مگذارید زیرا برای شما خیلی يك چیز ضروریست و لازمکه دائماً حسب مناصب و مراتب نظامی از حدود و آداب عسکری خود تجاوز نورزیده\n\nاز نوادر کارهای تاریخی\nیاد کار سیاحت ذات اعلیحضرت همایوی بهندستان\nسنه ۱۹۰۷\nمراسم احتفال در ایستگاه جمرود\n\nدر ایفای وظیفهٔ منصبی خودها جهد و کوشش نمائید، واگريك كاری باشد که از دست شما حل و فصل آن میسر نباید بقرار سررشته و قانون آنرا بصاحب منصب بالاتر خود بیارید و همچنان اگر از وی هم پوره و ممکن نشد درجه بدرجه بالاتر آمده بعد سپه سالار بگوئید و اگر از وی هم پوره و مقدور نبود، باز بمن مراجعت کنید والفرض اگر من هم اجرای آنرا محال و دشوار دیدم البته بدست خود آنرا بحضور اعلیحضرت ولی نعمت مقدس خود برده به اختیار شاهانه شان تفویض و تسلیم خواهم نمود؛ هر کسیکه از شما در اطاعت بالادست و صاحب منصب بلندتر از خود در تعمیل امور و قوانین عسکری فرو گذاشت و صرفنظر نماید، و امر افسر خود را که موافق به اصول نظام باشد بجا نیاورد، لابد از طرف من در مورد بازپرس و عتاب خیلی شدیدی خواهد آمد، و هیچ نمیتوانم که از چنین گناه و عصیان وی عفو و سمح نموده از ان سهل و آسان گذرم ! الحمد لله همه ما و شما يك ملت، يك وجود، و يك جنس افغان میباشیم پس چیست ما را که در حق همدیگر خود کینه و منافرت را بپرورانیم و اتفاق و مواخات را از دست داده نفاق و تفرقه را اختیار نمائیم. و با برادر همدین و هم وطن هم ملت خویش به بغین و خیانت و غدر و خدعه پیش آئیم، بلکه لازمست همه ما و شما با یکدیگر خود با کمال جوش و حرارت ملاقات کنیم و به اصلاح احوال خود ما بپردازیم بلی دیگران جوش داشته باشند، ما را چه شده"}
{"book": "adl0616", "page": 1703, "text": "صحیفه ٦ شماره ۲۰ سال پنجم\n\nکه نداشته باشیم الحمدلله در سینه های ما جوش اسلامیت و افغانیت و حب پادشاه ووطنیت موجزن است! تا به حال اگر شما از طرف من يكوضع افسرده مشاهده مینمودید سببی که خود را از خود شخصاً چندان مسئول نمیدانستم که مرتکب آن چنان يك مسلکی بودم، اما چون کنون خود را بحضور اعلیحضرت پدر تاجدار اعظم خود مسئول یافتم از امروز من بعد قسم بزرگ توجه خویش را بکارهای صنف نظامی بیشتر از پیشتر مبذول و ملتفت خواهم ساخت و هر حرکت جزئی و کلی شما را بايك نظر غور و دقت تحقیق و ملاحظه خواهم کرد، و آگاه باشید که اگر از شما قدر يك سر مو هم غدر و خیانت ملاحظه کنم، با شما بيك وضع بسیار خشن و درشتی پیش خواهم شد. زیرا در چنین معاملاتی که در ان شائبه خیانت باشد من هیچگاه ضبط وجود داری نمیتوانم و فی الحال خائن را با پنجه های پولادی مؤاخذه مینمایم. و بی اختیار مجبور میشوم که کسیکه مرتکب همین قبیل اعمال شنیعه گردیده باشد يك آن اولترش با آتش قهر و غضب بسوزم، بلکه و مخصوصاً خود شما هم بزودی معلوم خواهد بود که من در هنگام باز خواست چنین امور تا چه اندازه شدید البطش می باشم. اما نباید که شما این خصلت مرا از ظلم طبیعی من قیاس و اطلاق نمائید، چرا که نزد من تعقیب چنین مسلک یکی از خاصیات عدل و شعار داد گری است و هم هیچ صاحب انصاف از حقیقت این امر انکار نمیتوانکرد، چنانچه مقارن این موقع مثالی\n\nکذا\nتشریف فرمایی ذات اعلیحضرت بجامع در شهریشاور\n\nبخاطرم آمد، که عیناً برای شماییان میگویم در عهد سلطان محمود (رح) کسی از خواص بار گاه همایونش بعرض رسانیده و بيك طرز لطیف و مناسبی این مطلب را ادا کرد که چون حضرت سلطان در اکثر مواقع عمال خود را بکمال شدت مؤاخذه مینماید و در سایر معاملات خیلی کاوش و تحقیق می فرماید و در همه مسایل ملکی که محتاج به اندک توجهی میباشد به حدی در باز پرس آن شدت و حدت بهم میرساند که هر کس بر خود می لرزد ایا درینقدر سخت گیری چه حکمت خواهد بود؟ که نزديك است حالا بعضی اشخاص سلطان را به ظلم اتهام کنند؟ که بنابران سلطان بجوابش التفات فرموده گفت بلی! من این همه شدت را برای آن مجری میدارم لازم آن خوانده ظالمان و ستمکاران بر ناچیزان دست یافته و مال مردم را به جبر غصب نمایند. و خاینان نتوانند بر اراده و آرزوهای خاینانه شان موفق و کامیاب آیند، پس درینصورت خود حکم فرما که این شیوه عدل است یا طریق ظلم! حضرت مولانای روم در مثنوی خویش می فرماید\nعدل چه بود وضع اندر موضعش ظلم چه بود وضع در ناموضعش\nپس هر وضعی که با حال و موقع، مناسب باشد آنرا عدل باید گفت و هم، همه شما را نوید و بشارت میدهم، به اینکه اگر ببینم که شما در صداقت و جان نثاری حسب آداب و تربیه عسکری در راه خدمت پادشاه مقدس مهربان خودها کوشش ورزید البته بالضرور سزاوار حسن عمل کی"}
{"book": "adl0616", "page": 1704, "text": "شماره ۲۰\n\nاز طرف من مکافت خواهید رسید مگر چون این یک قاعده عمومیه و تجربه تا زمانی که از دست من ممکن و میسر آید در تربیه و اصلاح عسکری\nپیوسته شده است که ثمره و نتیجه هر خونی و نیکی قدرى بثانی و درنک خواهم کوشید و با کمال فعالیت چنانکه خود من میدانم از حرکات جزئی\nبیرون میشود در ینصورت بی شبه تابه وقتی که با تمام را گرام خود نایل و کانی شما خبر گرفته و اگر مالی بینم آنرا با تمام قوت و توانائی خود\nشويد يك انتظار قليلي بهمه حال بشما لازم خواهد شد. مگر تحقیق بدانید دفع خواهم کرد و این عملیات من در نظر هر که زشت و ناپسند آید هر قدر\nکا نام صداقت و اطاعت را اگر در مزرعه قلب خود کاشتید اخیراً انمار که از دستش مقدور است در منع آن صرفه نکند، واگر اخیر دیدم\nحلاوت باز آرا خواهید خورد هر چند در انتظار رسیدن آن مدنها گذرد که نمیشود حضور بادشاه و ولینعمی و با دار خود ایستاده شده همه احوال\nوز عنها کشیده آید : وبالمقابل خداوند ما و شما را از خیانت به پادشاه و کیفیت خود را عرض کرده سپس برای رزین شاهانه معامله خود را\nومات حفظ فرماید زیرا دانه اعمال زشت و قبیحه خیلی زود بار آور محمول و مفوض خواهم نمود میر افسر بزرگ اردوی هر ملت پادشاه\nو ظاهر شونده است : ذات اعلیحضرت اولو الامر متبوع مقدس ما چون آنست حضرت حق و قادر مطلق جل وعلا ، ذات اقدس اعلیحضرت\nدانا در حق ما رحيم و مهربان و با هر گونه اطف و احسان شاهانه ما و شما را هما پونی را بعلم قدیم خود در ازل لایق و سزاوار تخت و ديهيم سلطنت\nتقدیر میفرمایند و با توجه ما به الامتیازی متعلق به امور نظامی مصروف مادیده بر ما بادشاه و اولوالا میر معین فرموده است از ارو اعلیحضرت\nمی دارند و همه وقت خاطر ماجا گران کمیته خویش را بايك نوع مرحمت او آمر همه کارها و ادارات عسکری و ماری ما است ، پس جای بسیار\nوالعام خصوصی ملوکانه شان مراعات میکنند. پس باید ما خود يك قدری فخر و مباهات است که ما و شما را در تحت سرافسری شاها به شان\nنكروا امل نمایم و سر بگریبان خود کرده بینیم که آیاما حقیقتا لایق و قابل پر مناسب عالی نظامی خویش فايز فرموده اند لهذا ما را باید که بشرف\nاین همه تشریفات و تالیفات همایونی شان هستیم ، با خير ) بعد خود بخود و مفاخرت وجود منفعت آمود بادشاء ترقیخواه معظم خويش مقابلتاً\nرم روشن خواهد گشت که فی الواقع حیثیت ما ازین همه قدر و منزانی که ذات دولت خود را از همه دولتها اول و عسکر خود را از همه عسکرها اکمل\nاعلیحضرت بادشاهی محض بنا بريك حسن رحم و شفقت کریمانه خویش ما نهاده اند.\nخیلی است و ادتا است و اگر یقین ندارند و این را باور نمیکنید بازی خودتان سازیم و باس و نومیدی را هرچ به خود راه نداده با تمام موجودیت خود\nرا ازین منصبی که در نجا دارید. جدا و میکانه ساخته در يك مملكت اجدی یعنی با همه تارو بود و هست و بود خود ما در تحصیل رضای سعادت اقتضای\nبیکری هر چند که یک دولت اسلامی باشد. فرض کنید ، و باز به لیاقت ذات مراحم آیات اولوالامرا قدس اعظم ، واب اشفق ارحم خود ها\nخود ها ببینید و انصاف فرمایید که آیا ارکان اداره حربيه آن دولت وترقى وطن و ملت، ودين و دولت خويش سعی و کوشش ورزیده .\nاز بارگاه حضرت ایزد سبحان در اجرا و ایهای او امر و احكام سعادت\nبھی یکی از شماها را بهم چنین منصبهائیکة في الحال بين فيوضات بادشاه\nشکر برود و پدر علوفت کمتر خویش در وطن عزیز خود دارید انجام شاهانه، وتعميل برطبق وموا فقت افادات و از شادات حکمت\nفرد خواهد نمود ، چرا که یک درجه و ليسافت و يك حيثيت آیات هما بونی شان که هر کدام آن برای نما به مثابه یک هدایت و بصیرت\nاشخصیت غیر معمولی را که دلیل دعوی و استحقاق ماها شود مالك است با همه امتنان و استحصان توفيق و توان آرزو و مسئلت نمایم :)\nبستیم ، پس چون صورت معامله چنین است لازمکه با هزار زبان شکر [درین اثنا که هم تعلق عالی طبعاً ختام پذيرفت و هم از سماع و مذاكره\nامت حضرت حقسبحانه تعالی را بجا آورده کفور نشویم زرا الحمد لله فراغ حاصل شده بود خبر حاضر گردیدن موقع عکس گرفتن هم که از آغاز\nهمه ما را در آغوش وطن مقدس ما و در تحت سایه ترقيات و ايه ذات العقاد مجلس درباب تفريش و تنظیم آن با موز عکاسی حکم شده بود\nطوبت درجات بادشاه خیر خواه بزرك معظم خود ما با كمال عزت و فرحت بحضور مبارک رسید، که بنابران موجب امر صدر محفل عموم صاحب\nآمایش و راحت داده است : یکانه سفارش من بشما اینست که باید هر منصبان از جایهای خود برخاسته بمعیت عالی شان بموقع باصفای\nکدام شما مطابق اصول و آداب نظامی در تمامی سررشته های عسکری خوشهایی که برای عکس اندازی به اصول منتظمی زیب و زینت یافته بود قدم\nبروی تبلیغات افسر بزرگ تر از خود را بکنید ، و اگر مخلاف آن نهاده، در حالیکه ذات نظارتیناهی در وسط، وعموم افسران بر اطراف\nوال پیدا کردید البته برشها لفظ عسكر را اطلاق نباید کرد، و یکی از شمان صف بسته شو کن کنند، بوضعيات مختانه یعنی در حال\nمدان عسكريت محروم و عادی خواهید ماند . و غیر از آن مثلا چون قیام و جلوس چند شیشه تصویر گرفته بعد از اینکه از انداختن عکس بکلی\nتوجب امر وارادة ذات اعلیحضرت بادشاه اسلام پناه مقدس يك نفر فراغ دست داد ذات عالی با هموم حضار برپاخاسته دست بدعا بسیار کاه\nکبدان مقرر کرده شد ، پس در صورتیکه يك عسكري با يك نفر حضرت خالق بكانه به مناجل وعلا با تمام صدق وصفا برداشته سلامتی\nما جیم نصب ما تحت وی حکم اور اقبول نکرد کوبا في الحقيقت حكم بادشاه را وجود ذیجود مراحم نمود اعلیحضرت باد شاه ترقیخواه حقایق آگاه\nاطاعت نمود که توسط آن نعوذ بالله بخدای خود عصیان ورزید است زیرا دیانت اکتناء معظم محبوب القلوب مقدس افغانستان را رجا و استرحام\nتابعت به امر پادشاه مسلمان بر عموم مسلمین از طرف حضرت حقسبحانه تعالى نموده و اخیراً عموم حاضرین را امر عودت عطا فرموده به ساعت پنج\nفرض کردانیده شده است و چون اولوالامر زبان مقدس خود کسی را همه مراسم احتفال فرخ قال عسکری که در نفس دایره عالی قاسم گردیده\nبر دیگران حاکم ساخت حکم همین شخص هم هر چند ادنا بك آدمی باشد از بود با کمال راحت و سرور و فرحت و جبور به پایان رسید !\nروی حیاط و حفظ حقوق أولو الامي بر همه کان فرض و واجب میگردد ( محرر اداره ( عبد الرحمن ) که مأموراً حاضر مجلس بوده ]"}
{"book": "adl0616", "page": 1705, "text": "صفحهٔ ۸\nسال پنجم\n\nعلوم و فنون\n\nتشویق عرفان\nجهان بگشتم و دردا بهیچ دارو دیار\nنیافتم که بجز علم و مکتب بسیار\nشود ترقی دولت ، سعادت ملت:\nرود فلاکت و ذلت نظام یابد کار\n\nآری ، آری ! ممکن نیست . زیرا از چیزهای بدیهی و آشکار انکار کردن ممکن نیست !! اگر بکوشیم که آیلاروپا چرا بر تمام قطعه های روی زمین مستولی شده توانستند، و شرق را زبون خود ساختند ؟ بجز همین امر بدیهی و اشکار ظاهر و هویدا دیگر چیزی گفته و دیده نمیشود که علم و فن آموختند، و ازان قوت و زور حاصل کرده بر دنیا مستولی شدند، و شرقرا زبون خود ساختند !\nدر شرق دولت ( ژاپون ) را چرا زبون خود نتوانستند بسازند ) حال آنکه دولت چین که در پیش بینی ( ژاپون ) افتاده - چهار برابر دولت ( ژاپون ) بزرگتر است ! آنرا ازین سبب نتوانستند که بوقت و زمانش بیدار کردیدند، و يك جد وجهد بلیغی که انسانرا حیرت میدهد بکار آغاز نهاده در برههٔ بسیار قلیلهٔ خود را بدرجهٔ مکملیت اوروپا رسانیده توانستند . و این را نکردند مگر به اینکه در همهٔ علوم وفنون وصنایع وتجارت وفنون حربية بريه و بحريه اوروپا را تقلید و تعقیب کردند و بسوی تقلید و تعقیب شعشعه های ظاهری اوروپا - یعنی بلاهای فیشن و عشرت ، و سقافت اوروپا هیچ چرخ هم نخوردند . وضعیت عقاید و اخلاق و عادات و طرز معیشت و پوشاك خود را هیچ تغییر ندادند . هر چه که کردند مکتب های طرز جدید را که منبع ترقی و حاکمیت اوروپا بود افزونی دادند . تحصیل ابتدایی - یعنی خوانندگی و نویسندگی - را بصورت جبری عام ساختند . وقتیکه در ملك ژاپون درآئید بزرگترین و مزین ترین بناها و عمارتها مكتبها را خواهد دید که عمارتها و خانه های وزرا و بزرگان شهر در نزد آنها کابه های بسیار محقری معلوم میشود . صدها صدها شاگردان ژاپنی در مکتب های فنون حربه و تجربه اوروپا رفته در فنون تجربه بدرجهٔ انگلیزها ، و در فنون حربی و بحری بدرجهٔ و امور صنعتی و تجاری داخلی اصلی خود را با صنعتهای نفیسه و تجارت واسعهٔ اوروپا آمیخته کرده و تطبیق داده از اعلا ترین دولتهای اوروپا در خصوصها باکم نیاوردند . آیا اینها همه از چه شد ؟ همه از مکتب و آموزش ، همه از سعی و گوشش !\nحالا يكدفعه به امريكا نظر اندازیم : - : مكتب ، نام ماشین خانهٔ آدم سازی در همهٔ بلاد متفقهٔ امريكا . آنچنان يك میدانشگاه معرفت ،\n\nو آنچنان يك بنيان مدنیت شمرده میشود که منزلهٔ قدر و قیمت آنرا . و رتبهٔ اعتبار و حرمت آنرا دیگر هیچ چیزی ندارد .\nه مكتب ، در نظر اهالى امريكا سنك نخستین شهدای دولت بزرگ جمهوریت شانست . ه ویلیامین ، نام رئیس شان ، واشينگتن نام رئیس شان که اساس و بنیاد مدنیت امریکا را وضع نموده اند . وصیت و نصحیت اول و آخرشان همین بوده که : - رعایارا بخوانانید ! . ،\nمحبتی که مردمان هوشیار امریکا در باب مكتب مبذول میدارند ، بکلی موجب افزونی و بسیاریٔ واردات و عایدات مالی امور معارف شان شده است . همه حکومتهای متفقه که ازان حکومتها بیکدولت مستقلهٔ آزاد قوی بنیاد با شوکت و عظمتی بوجود آمده است در اول امر که تأسیس حکومت نموده اند يك حصهٔ بزرگ زمینهای متحده را برای مکتب ها - یعنی ماشین خانه های آدم سازی - ترك و تبرع نمودند . ازین بخشش و جوانمردانهٔ معارف خواهانهٔ حکومت ، آنچنان میدانهای واقع و فراخ و مزرعه ها و عمارتهای شاهانه کاخ ، از بهرهٔ مکتب ، های عرفان متاح بوجود آمده است که مساحة سطحيهٔ همهٔ اراضی زمینهای خاص شدهٔ مکتب های متحد امریکا مساحة سطحيهٔ تمام ملك فرانس را بفرسنگها میگذارد . در بعضی ولایتهای حاکم نشین امریکا ، بالتمام تمام حاصلات مالیات آنولایت بمکتبها ترك کرده شده است . اهالی آن ولایت نیز چون این عدل و احسان حکومت را مشاهده نموده اند بغرت آمده توانگران مملکت و معارف خواهان ملت جمعیتها تشکیل داده اند ، و اعانه ها - یعنی چندها - جمع آورده اند و در پهلوی مکتبهای موجوده هزاران دیگر مکاتب افزوده اند .\nمثلا : ه بوشنام ، ناميك توانگر عرفان پروری در ولایت « من » برای انشا و بنیاد دادن يك « مكتب عالى » بيكدفعه ( ۳ ) سالانه روپیه میدهد . و در يك طرف دیگر ، چند نفر از اهل خیرات و میراث جمع آمده برای باز نمودن يك « مكتب عالى » در شهر ( نور وچ ) ، مبالغ ( ٤ ) لك و ( ٢٥ ) هزار روپیه در مابین خود انداز میکنند . درين سوی دیگر می بینی ، که یکی از سودا گران اهل خیرات عالی جناب دست سخا و تکارانه خود را دراز کرده برای آنکه در شهر « نیورك » برای دختران صغیره مان يك مكتب بسیار محتشم و معظمی ساخته شود ، مبلغ دو مليون - يعنى ( ۲۰ ) لك روپیه هبه می کنند .\nدر ( امریکا ) عزت و اعتباریکه معلمه ها و متعلم های مکتبهای ابتدائیه دارند و در میان جمعیتهای علمیه و غیره مقامهای بلندی را که آنها فرا گرفته اند دلیل روشن و ظاهریست برینکه اهالی آن سرزمین علم آئين به تدريس و تحصیل تا چه درجه محبت و مقبولیت مفرطه دارند ! صنف معلمین و معلمات مكاتب ، از وزیرها و رئیسهای روحانی بیشتر بنظر حرمت و رعایت می بینند . در امریکا معتبر و مشهور ترین علما و ارباب نام و نامدار ترین محررهای با ذوق بنوشتن و تألیف دادن کتابهای سبق دادن اطفال مكاتب ابتدائیه افتخار می کنند . جریده ها - و رساله های هفته وار بسیار مشهور امریکا بسیاری از ستون ها را صفحات خودشانرا برای مقالاتی که برای روشنی ذهن اطفال بکار آید"}
{"book": "adl0616", "page": 1706, "text": "۹\nکمال فخر مخصوص نموده اند. حال آنکه جریده‌ها و رساله‌هایی که صرف برای اطفال مخصوصت نیز از صدها متجاوز است. و هر یک از آن جریده‌ها و رساله‌ها به هزارها خواننده و مشتری هم دارد. تنها بر شهر (بوستون) در سنه ۱۸۵۷ یک رساله بنام (کاغذ نجد) به نشر آثار خود در سنه ۱۸۶۱ - یعنی چار سال بعد از انتشار آن، (۳) این خواننده و مشترک پیدا کرده است؟ زهی ترقی! و آنچیزی که ما اینجا نقل کرده آمده‌ایم واقعاً نیست که پیش از پنجاه و پنج سال واقع شده است. تصور شود که آیا این تخمهای افشانده کی شان تا بحال چه خرمنها خرمنها حاصلات و منافع بار آورده اند؟ چیزیکه معلوم است همینقدر است که در همین جنک عالم کبر حاضره نباشد زندگانی نمی کنند. اگر ماده نباشد معناً بهمه حال بمرگ محکوم میشود! بلاها و دینار های خزینه های قمر نایاب اوروپا را پرزه های براده آهن می کنید، و دار الصناعه های امریکا را بک بک کتله جمیعه مقناطیس حالا بشنوید که ترجمه شعر یک شاعر مشهور فرانسیسی را که معروف (ویکتور هوغو) است، و از شعرا و حکماء مشهور عصر نوزدهم میباشد در پیشگاه نظرتان عرض کنم: این منظومه را (ویکتور هوغو) بعد از سیاحت و گردش زندان نظم آورده بوده است: بشنو!\n\nمریحه وطن را که خواننده کردی، یک آدم بوطن افزودی و دریچه را که جاهل گذاشتی، یک آدم از وطن که کردی! بایک دوست خود (زندان) را زیارت کردم. در صدی بود از بند یا را ناخوان نانویس دیدم که در مدت عمر خود یک بارک هم تیار انگشت خود را بسیاهی مالیده وضع نمودن میباشد. بوج کدام مکتب قدم گذاشته اند! و اعضا یعنی دستخط - شان عبارت از یک نقش جابها کشیدن این است که آن عباره عا در میان تاریخی جهالت پوین شده مانده اند آنها به امید اینکه یک باره برای زندگانی خود بیایند به بدراهی رفته اند. مرا که جهالت یک راه مظلم و تاریکیست که انسانرا در گردانی که آرامی بیند می اندازد. در وقتیکه عقل و حکمت زایل شود، ناموس اجنیت بعدم آباد فراموشی غلطان غلطان میرود! ه حضرت خلاق کائنات که همه موجودات را خلق و تالیف فرموده مانهای مریخ نیز پرو از افکار انسانهای غافل را که بر روی این کره زمین من لا یعقل افتاده اند. در صحیفه های کتابها گنجانیده است و هر آدمی این کتابی را بگشاید، در انجا یک پروبالی میاید که با آن پروبال طار روح انسان اوهام خیال، پروازهای آزاد برا مالک میشود، و بسوی عالم عین حقیقت سرد است بلند شده پرواز میکند! (مکتب) چنانچه یک نکال قدم می میباشد، همچنان یک دارالامان هم هست در ز و هر حرف کتابهای الفبا که بچه گلهای خورد با انگشتهای کوچک خودهها می کنند یک نور فضیلت میدرخشد، دماغ، در زیر پر تو این شبا آهسته استه به روشن شدن رومی نهد پس چون چنینت بچه گلهای کوچک را کتابهای کوچک کوچک ظریف بدهید! شمامه ماه های معارف را در دستهای خودتان گرفته پیش بروید که آنها هم شما را بیروی کنند. و از تاریکی رهایی یابند .\n\nزیرا تاریخی. خطاها را و خطاها جنابها را تولید می کند. محروم ماندن از شرف تحصیل و تدریس، انسانها را بدر که حیواناتی تنزل بدهد که از تمرین خط حرکت خود عاجز باشند و راه روند: آری آری: افکار را باید روشن بسازیم، نخستین و مقدس قانون ما همین باید بود. با تمامی قوتها و موجودیتهای خود بدرخشان ساختن شمع معارف کوشش ورزیم. ذکا، همیشه در ظاهر شدن و تجلی نمودن استعداد و قابلیت دارد. چنانچه تخم به باز شدن و نشو و نما محتاج است. افکار نیز روشن شدن عرض احتیاج می کنند. اگر انسان متفکر نباشد زندگانی نمی کنند. اگر ماده نباشد معناً بهمه حال بمرگ محکوم میشود!\n، حال آنکه این دزدها و این قاتلهای جنایتکار را که درین زندان تالان و گریان و از حیات بی نصیب و رو گردان می بینم، هیچ شبهه نیست که زیستن حق صریح داشتند. آنها را خوب باید بیندیشیم «مکتبه مین را طلا می کنند. حال آنکه (جهالت) طلا را به اسرب تحویل میدهد.\n\nمن می گویم. که این دزدها، بيك نشرونهای بسیار درخشان و بيك فکر بسیار مستعد، بلکه بيك گنجینه حیات مالک بودند. حال چون به این احوال سرد و بار شده اند، از زیر ترین اعماق دریای سفالت و بچار کی، بسوی ماها - که طالع ما يسرما دور میخورد، و روزهای دنیا با ما تجسم می کنند - در باب این فلاکت دوچار آمد کی خود سراسر حق بدست دارند که از ما حساب بپرسند.\nمن می گویم، که اینها انسان بودند، اینها را ما وحشی ساختیم من می گویم، که از حال ایشان ما میباید خود ما را قباحت مند بدانیم و برین از و در افتادن آنها دل بسوزانم - . من می گویم . که اصل مقتولها همین قاتلها، واصل مسروقها، همین سارقها میباشند - . من می گویم که مسئول حقیقی جنایتهائی که کرده اند خود آنها نی، بلکه چون مشعله حقیقت را از آنها جمعیت بشریه پنهان کرده است از انساب مسئول حقیقی جمعیت است. من اینها را بدبخت میشمارم، زیرا جنایت اول برینها اجرا شده است اینها خوانانده نشده اند - یعنی هیئت اجتماعیه روح آنها را میرانده است. و یک حق بزرگ آنها را غصب کرده است. (انتها)\nای اهل وطن عززا (سراج الاخبار افغانیه) با حمله قوم و قبیله خود - یعنی با جمله اوراق جراید عالم رد و بدل افکار، و گفتگوی بسیاری کرد. نتیجه بر همین قرار یافت که بدون افزون شدن مکتبهای عرفان، و روشن شدن افکار و اذهان چاره نجات و ترقی در يتعصر واله زمان برای قومها و ملتهای دنیا نخواهد بود. ازین است که از آغاز انتشار خود تابحال زبان دینی، زبان اخلاقی، زبان ادین فریاده؟ و آوازهای رقم رقم بلند کرد و هنوز هم خواهد کرد، اما چه فایده\n\nو لقد اسمعت لوناديت حياً، ولكن لاحيات لمن تنادي ..\n\nیکبار تصور شود که اگر ما از سی سال پیش ازین بدرجه جهد و سعی زاینها با امریکائیها کمر همت بسته می بودیم و روزنه های روشنی بخشا و مشغله های رهنمای معارف و مکتبها را باز و بر می افروختیم، و صدها صدها"}
{"book": "adl0616", "page": 1707, "text": "صفحه ۱۰\nسال پنجم\n\nاولاده ای وطن ما صدها صدها علم وفن می آموختند، و مانند نحل های عسل بهر هر طرف دنیا پراکنده شده و خلاصه ها و شیره های گلهای صنایع و فنون مختلفه را گرفته باز بآشیان ذیشان وطن مقدس خود عودت میکردند، حالا چه سعادتها چه ترقیها نبود که ما به آن نایل و سزاوار نمیشدیم باز هم وقتست ... هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار . گفته بکار آغاز باید کرد . ( استقبال ) را اگر خود نمیرانی هیچوقت نمیرد ، زمره قاتلی که ( استقبال ) را میمیراند همین است که میگویم « دنیا بس مر شما چه دنیا چه سراب » ... آخر ترین کلامها باز همین است . و همین خواهد بود :\n\nاولاد وطن را بخوانانید\nحال و استقبال خود را بیندیشید\n\n( مرثیه در فوت مرحوم )\nعبدالغفور\n( ندم )\n( رفت از عالم گلباغ معانی رفت حیف )\n( رفت و جویبار زندگانی رفت حیف )\n( بر دل ارباب دانش داغ حسرتها نهاد )\n( رفت شمع انجمنها رایگان رفت حیف )\n( سرد شد اينك خدا را گرمی بازار گل )\n( عندلیب گلشن شیرین زبانی رفت حیف )\n( چون نه گرید دوستان امروز بر حال ندیم )\n( باز باید بار دیگر جاودانی رفت حیف )\n( آمد و بربست محمل کاروان هستیش )\n( جانب ملك عدم از دار فانی رفت حیف )\n( پیش ازین دیگر چه خود داری بود فریاد را )\n( برنا گشته ندیم اندر جوانی رفت حیف )\n( شاعر شیرین الکلام ماهر لفظ متین )\n( شهسوار عرصه گاه نکته دانی رفت حیف )\n( آنکه گل میکرد از تقریر او گاهی سخن )\n( چون صدف یاران گهر با صد نشانی رفت حیف )\n( ما ز عمرش آرزوی استقامت داشتیم )\n( زود باشد بسر آمد روانی رفت حیف )\n( محرم وصلش اشد (مذهب) بهنگام وداع )\n( در حجاب خاك از چشمم نهانی رفت حیف )\n\nشماره ۲۰\n\nحوادث خارجیه\nخبرهای راجع باوروپا\nوردون\nمکتوب از خطوط المان\n\nاز نيورك\nهشت نفر از وقایع نگاران بیطرف که از ان جمله چهار نفر امریکان میباشند روز یکشنبه همگی اجازت حاصل کردند که بخطوط المانها در اطراف وردون بروند بدواً قصد وقایع نگار ما این بود که چند روز در فرونت جنك توقف نمایند لیکن ناگهان حکم شد که به برلن مراجعت کنند یکی از وقایع نگارهای مزبوره که (ون ویگند) نام دارد شرحی به نيويورك وارند تلگراف می کند بدین تفصیل از نزدیکی وردون با توپ خانه المان در شمال شرقی قلعه دوامونت مورخه ۵ مارس ژنرالهای المان حالا یاد گرفته اند که چگونه حیات سپاهیان خویش را حفظ نمایند بعوض آنکه هزاران نفر را مانند سیل مامور گرفتن يك موقع غير قابل تسخير نمایند. حالیه اول صبر می کنند تا توپخانه راه را کاملا صاف نمایند در این موقع که بنوشتن این راپورت اشتغال دارم در فرونت وردون نسبتاً سکونت و آرامش برقرار است . المانها بطور کندی و آهستگی اما منظماً مشغول پیشرفت هستند المانها بايك نظم و ترتیبی که مخصوص خود شان است حملات خود را بسمت وردون متوجه میدارند و برای هر حرکت و جنبشی يك نقشه کاملی طرح مینمایند ، وعلى الظاهر هيچ عجله و شتاب ندارند .\n\nدر این مسافرت هادی ما يك نفر كاپيتان ارکان حربيه وليعهد آلمان بود مشار اليه ما را در نزدیکی « این » ملاقات کرد در راه ما در دشت « اورن »، در ابتداء جاده واقع بود که مواقع فرانسویها در آلزاس لران تسلط داشت وغالباً ما را مورد شليك خود قرار میدادند از تپه ۳۰۴ و ۳۰۷ بطرف « وردن » که سنگرهای ابتدائی المان واقع بود تا چند میل بخوبی عملیات صحرائی را میتوانستیم مشاهده نمائیم . در جلو سیمهای خاردار هنوز دو نفر سرباز فرانسوی باشلوارهای قرمز باقی مانده بودند. این دو سرباز مدتی بود کشته شده بودند و سر آنها از بدنشان مقداری دور افتاده بود همین که از میان جنگل های اوشوم عبور کردیم بيك محلی رسیدیم که از قلعه دوامونت کمتر از يك ميل مسافت داشت. قریه دو امونت در تصرف المانها میباشد همینکه شخص از خط سیر قشون مهاجم المان حرکت نماید ملاحظه میکند که تلفات المانها در این جنك نسبتاً کم بوده است . توپ خانه آنها راه را برای پیاده نظام و قشون مهاجم تهیه کرده است. جنگ های اطراف وردون مثل سایر جنگهای فرونت غرب غیر مترتب است شخص هر قدر بخطوط جنگی نزديك ميشود کمتر چیز می بیند در موقع حرکت از کنار باطریهای بسیار توپخانه گذشتیم ، تا بحال در هیچ جا"}
{"book": "adl0616", "page": 1708, "text": "صفحه ۱۱ سال هم شماره ۲۰\n\nاز فرونت های جنگ من این مقدار توپخانه دیده ام . بعضی از وی را با هوش و فراست تمام مخفی و پنهان داشته بودند . بعضی از آنها را آشکار نشان داده بودند چنانچه گوئی آسمان پیمایان فرانسوی را نچیزی نمی شمارند و بهای عظیم الجثه بسیار برای بمباردمان و تسخیر قلعه آورده اند. در يك آن یک باطری از توپهای بمب انداز و در امتداد جاده يك قطار توپ برای شليك اشتغال دارند. همین که قدری ساکن می شوند ۱۰ یا ۵ دفعه از آنها دیده میشود که مجدداً شروع بشليك ميگذراند . تزلزل و اضطراب هوا تقریباً کلاههای ما را از سرمان بر میدارد .\n\nبکلی خراب شده است . این قریه در تصرف المانها است اما هنوز فرانسویها در مدخل آن يك سنگر سختی دارند، فرانسویان کوشش میکنند بتوسط بمباردمان دوامون را برای المانها غير قابل توقف نمایند در این حال که مشغول تماشا هستیم یک خمپاره در خرابه ها محترق میگردد و قسمتی از قریه مزبور در ابر دود و غبار مستور میشود .\n\nتصرف قلعه دوامونت\n\nیکی از دیده بانها که صاحب منصب مووروی بود مرا اجازت داد که با دوربین پرقوت او را نگاه کنم، دوامونت که یک قریه کوچکی می باشد\n\nقلعه که در مرتفع ترین نقطه سمت شمالی ور دون واقع می باشد در تصرف آلمانها است و این نقطه برای توپخانه خیلی بحال المانها مفيد است : المانها صبح زود قلعه دوامونت را بتصرف در آوردند . آتش هولناك المانها پیاده نظام فرانسوی را از مواقع خویش بیرون راند المانها با شصت و پنج عراده توپخانه خود ۳۰۰۰ نفر را که از رژیمان بیست و چهارم براندنبورکی تشکیل یافته بود نزديك جنگل اوردند\n\nهکذا\nورود قطار راه آهن در ايستگاه\n\nلهذا از طرف فرمانده المانی حکم شد که توپخانه عقب قلعه دوامونت را پیاده کند تا قوای امدادیه برای مستحفظين فرانسوی نرسد همان پیاده نظام بقلعه حمله کردند و در مقابل از طرف قشون فرانسه مقاومتی ظاهر نشد در خود قلعه ۵۰ نفر بود با يك صاحب منصب توپخانه که از ۹۰ سال تجاوز است . صاحب منصب توپخانه ملتفت نبود که المانها نزديك شده اند تا اینکه وقتی دیده بان فریاد کرد « المانها می آیند » از توپچیها دو نفر تلف شد . و این دو نفر هم بیرون رفته بودند که خطوط تلفون را تعمیر نمایند تمام صاحب منصبان پیاده نظام خارج قلعه در سنگر بودند . على الظاهر همین که توپخانه المان شليك كرد صاحب منصبان خواستند مراجعت نمایند ولی راه را بسته دیدند و چند دقیقه بعد کشته شدند و بقلعه رسیدند مگر وقتی که المانها آنجا را بتصرف در آورده بودند مدخل قلعه قدری نزديك به آتش فرانسویان است که جز در شب عبور و مرور ممکن نمیشود.\n\nپس از رجعت مو بوتن\n\nبرلن۔ کشتی معروف به مو، که پس از چند ماه مسافرتهای پرخطر وارد سندرلند و ویلهم شافن گردیده و عدهء از اعضای بحریه انگلیس را با مقداری طلا همراه به غنیمت آورده بود رسیدن کشتی مزبور موجب یک مسرت فوق العاده گردید .\n\nپس از انتشار را پورت مسافرت که معادل ۵۸ هزار تن جهازات مؤتلفين را غرق و اسیر ساخته و بعلاوه در سواحل انگلستان مین را کنده نموده است اهالی با وجد و شعف ملاحان و فرمانده او را پذیرایی کردند . خبر ورود کشتی معروف مزبور با سرعت فوق العاده در المان انتشار"}
{"book": "adl0616", "page": 1709, "text": "صحیفه ۱۲\nسال نجم\n\nیافته و استقبال شایان از آنها بعمل آمد . دو نفر صاحب منصب فرمانده کشتی به نشان صلیب آهن در جداول و سایر عمله جات به نشان صلیب آهن درجه دوم مفتخر شدند در بندر مزبور به صاحب منصبان و موو حکم رسید که به اردوگاه عمومی رفته وبحضور قيصر شرفیاب کردند و امیرا طور میل دارد که با آنها صحبت کرده و حکایات مسافرت و عملیات آنان را شفاها از ایشان بشنود.\n\nعمليات آلمان در فرونت شرق\nروز نامه ، روسکی ابنوالید، مینویسد که آلمانها در ساحل غربی خليج ريكا تدابير احتیاطیه بکار برده و عملیات بزرگی انجام میدهند که قوای روسیه نتواند موفقیت حاصل نموده و قشون بختکی پیاده کنند . حصارهای محکم کشیده و خندقه ای بزرگ ترتیب داده اند و سیم های خاردار تعبیه نموده اندو این جبهه را بواسطه تلفون و سایر وسایل ارتباطيه با مراکز پشت سر اردوهای خود اتصال میدهند بطور عموم آلمانها\n\nشماره ۲۰\n\nبرای حرکاتی که در فصل بهار از طرف روسیه انتظار میرود خود را حاضر و مهیا می کنند و تدابیر لازمه را پیش از وقت اتحاد مینما بند .\n\nدر جبهه دو نیا در اطراف یا کو اشتاد و جناح بمين نكرهاى ، دويك . عملیات بسیار بزرگی از آلمانها مشاهده میشود. ظاهرا المانها در این حدود مشغول ترتیب و تدارکات لازمه هستند در قاب فرونت روسیه فقط عملیات معمولی کشفیات جریان دارد. در جبهه جنوب غربي تشيئات المان بالنسب بیشتر و سخت تر است. در اینجا نسبت مصادمه در دست قوای روس است.\n\nراه آهن ما بين ورشو و بکارست\nنظر با شعارات جراید بران، در ما بین ورشو و بكارست حركت قطارهای راه آهن شروع شده است .\n\nاذوقه برای المان\nاز دو روجه ، خبر میدهند که گندم را در رومانيا يك صد هزار واكون\n\nاز مناظر کراچی\n\nکندم و آرد برای المان تدارک کرده اند این روزها مقاوله نامه امضا خواهد شد.\n\nمین های مقناطيسي جديد الاختراع\nدر روتردام تصور می کنند که کشتیهای موسوم به (تومانیا ) و ( بالامیان کو) که اخیرا غرق شده اند، به مین های الکتریکی جديد الاختراع المان مصادف شده و از اثر مینهای مزبور متلاشی کردید اند .\n\nسال بر ضرر متفقین خاتمه می باید\nبرای دشمنان المان سال به بدی خاتمه می باید در بین النهرین یک دسته قشون انگلیس تمام شده است در مقدونیه قشون انگلیس و فرانسه از خاک صرب عقب نشسته اند و علاوه برانکه توانسته اند به صرب های دلیر کمکی نمایند خودشان هم در خطر هستند. اعتبار متفقین در شرق نزدیک در هم شکسته شده و در شرق اقصی تکان خورده و متزلزل گشته است.\n\nهمین كه مالك نظر قهقرانی بر اوضاع ١٣ ماه اخير جنك نظر افكنيم ملاحظه می کنیم که فیروزی و موفقیت المان در میدان جنگ نظير فتوحات لوی ١٤ يا نابليون کبیر بوده است. لهستان و صرب ولی توانیارا الان فتح کرده و باسلامبول راه باز نموده و بلغار را با خود همراه ساخته است در سمت مغرب از پیشرفت حملات مختلفه متفقين ممانعت نموده و از زمان اختتام جنگ های فلاندر به منفعت المان خطوط جنكي بحالت سابق في مانده اند .\n\nلیکن اظهار این مسئله لازم است که در مشرق و در مغرب فتح با آنان بوده است در فرانسه و در بلژيك المان متعهد شد که از پیشرفت دشمنان خود جلوگیری نماید و چنین کرد از روسیه قصد کرد که ورشورا بگیرد و قشون روس را از کارپات بدان سمت تعين براند و نقشه خود را انجام داد . اخر الامر متوجه بالكان شد و با سرعت برقيك فتح قطعی حاصل نموده ."}
{"book": "adl0616", "page": 1710, "text": "صفحه ۱۳ سال پنجم شماره ۲۰\n\nدر آغاز سال جدید المان و متفقین وی هنوز فاتح و مظفر اند وضعیات مالی شان از سال قبل بهتر است .\n\nشعبه کار خانه کروپ در ( شاولی )\nاز پترو کراد خبر میدهند که بر حسب اطلاعاتی که از اسرای جنگ بدست آمده است . در شهر « شاولی » يك شعبه از کارخانه کروپ فتاح یافته است . امرای فرانسه و اهالی بومی در اینجا کار می کنند .\n\nاچيق سوز ٣٠ - ٤ ربيع الثاني\n\nخبرهای راجع باوروپا\nقوت المان\nوقایع نگار فرانکفور ترزیتونیک روز يك شنبه ٥ مارس خبر داد که از فرانسویها در وردون تقریباً ٦٥٠٠٠ قشون تلف شده است .\n\nو در خاتمه میگوید :\nدشمنان ما قوای المان را در وردون ۱۷ دیویز بون تخمین میکنند. البته ما به آنها خبر نخواهیم داد که قوای ما چه اندازه است اما همین قدر خاطر نشان مینمائیم که حملات ما در وردون فقط يك عده قليلي از قوای ما را مشغول میدارد بطور یکه در سایر نقاط فرونت جنك هر وقت بخواهیم میتوانیم مقام تعرضی داشته باشیم چنانچه در شامیان هم این مسئله ثابت شد. این مقام عالی باید در تمام امیر اطوری المان منعکس کرده و جميع طرفها آن را در نظر داشته باشند، ما در وردون خسته نشدیم و عادت ما نیست که مثل هر ژوفر دستجات سواره نظام برای حمله حاضر کنیم . و همچنین عادت ما نیست که متوقف و ساکن در مواقع خود بمانیم چنانچه فرانسویان در شامیان کردند. رؤسای ماقشون المان را زور عقب نگاه میدارند والا المانها تلفات زیاد را تمسخر کرده پیش میروند قبل از آنکه مواقعشان تثبیت گردد :\n\nمورخه ۸ مارس\n\nعزم و ثبات آلمانها\nاز جراید قفقاز\n\n( فلسفه فعالیت در جنك وردون بيانات يك صاحب منصب آلماني ) ( پتروف ) محرر معروف روزنامه « روسکویه اسلوو » در مقاله اخیر خود عظمت حیرت انگیز جنك ور دون را موضوع بحث قرار داده ضمنا اظهارات یکی از صاحب منصبان آلمانی را در ین موضوع مندرج داشته است که نظر باهمیت جالب توجه و غرابت آن ذيلا ترجمه مقاله مزبور میپردازیم، پتروف میگوید :\nحملات آلمانها در جبهه وردون، عین همان جریان دهشتناکی است که در سال گذشته اردوهای المان در فرونت روسی بموقع فعلیت گذاشتند. در آنموقع آلمانها از امتداد فصل زمستان استفاده کرده و بر قوای خود افزوده و بايك مهارت استادانه از راههای متعدد بطور مخفی موافق دلخواه خود توپهای صحرائي و توپهای سنگین قلعه کوب آورده بودند، نتیجه این شد که با فوران آتش فشان عديم النظير جنك در کالیسیا و کوههای کاریات مانند سیل دهشتناک آتشین بنای هجوم به اردوهای روس گذاشته، آبادیهای آن مرز و بوم را بادهات و قصبات، انسانها کله های مواشی و هر چه را که در معبر جریان خود تصادف میکرد، از میان برداشت. اينك در ابتدای بهار امسال نيز آلمانها همان نقشه را در حدود فرانسه بموقع اجرا گذاشته و میخواهند بعجله\n\nهرچه تمامتر از طرف وردون خود را بپاریس برسانند و بدین وسیله با فرانسه ها بنای صلح انفرادی بگذارند، مطبوعات بیطرف و بعضى از محررین نظامی ما اظهار حیرت و تعجب میکنند که المانها بچه ملاحظه این خط را برای عملیات خود اختیار کرده اند. در صورتیکه مسافت وردون تا پاریس خیلی دور است و در خطوط جنك فرانسه نقاط متعددی که بپاریس نزدیکتر هستند موجود میباشد حتی در خطوط مزبور عده فرسخها و ورستها بلکه دهها هزار نیز میشمارند ، ولیکن خود المانها مطلب را بطور ديگر تصور می کنند. مثلا یکی از صاحب منصبان المانی که در عقب خطوط جنکی نهر ( دوبنا ) اسیر روسها شده و درین موضوع بیانات جالب توجهی تقریر نموده است که خلاصه آنرا در اینجا نقل میکنیم و در ضمن مصاحبه با صاحب منصب مزبور اظهار تعجب شد که المانها بچه ملاحظه وردون را برای عملیات خود انتخاب کردند ، صاحب منصب آلمانی نفسه غرور آمیز خود را پنهان نکرده و اظهارات ذیل را نمود : آیا جای تعجب است؟ درینجا بهیچ وجه مطلب تعجب آوری نیست . شما روسها ضرب المثلی دارید که ( ارزان است و لیکن پوسیده و کران است لیکن خوب ) این نکته را میدانید که بعضی چیزهای ارزان آخر الامر گرانتر از چیزهای گران تمام میشود و کاهی ممکن است كه يك راه نزديك ، انسان را از مقصد دور می سازد . اینجا است که گفته اند : ( آهسته برو نازود تر برسی ) اینك ور دون در مقابل اردوی المان مانند شاخ گاو یکنوع بر آمده کی پیدا کرده و ما را تهدید می کنند. حالا شما چه تصور می کنید آیا این شاخ را در همان مرکزرها کرده و از طرف دیگر پیش رویم، البته اگر مطابق همین تصور است در خطوط دیگر ما پیشقدمی اختیار می نمودیم. در آنصورت این شاخ از پشت سرمایهای فشار می گذاشت. در موضوع تعقيدات عمليات اخیر المان .\n\nصاحب متعصب المانی سر خود را تکان داده گفت : شما غریب آدمهائی هستید، در اداره ارکان حرب ما روز نامه های دشمنا ترا بدقت خوانده و از اظهار حیرت شما تعجب می کنند ، تنقیداتی که در خصوص عملیات ما گفته و نوشته میشود ، يكنوع حماقت ولا اقل بی لزوم و بی قائده است. خوشبختانه ما تا کنون فقط بطوريكه خودمان میدانیم رفتار کرده ایم و شما هم راضی بوده باشید که تا حال از اقدامات ما نتایج بدی حاصل نشده و از عملیات خویش ناراضی هستیم .\n\nاظهار شد که صحیح است شما نتایج خوبی گرفته اید. ولیکن آیا میدانید که این نتایج برای شما بچه قیمتی تمام شده اند ؟\n\nصاحب منصب اسير مجددا تبسم کرده گفت : بچه قیمتی؟ قیمت یعنی چه؟ اگر تحصیل موفقیت لازم است. در آنصورت مسئله قیمت در درجه سوم واقع میشود. حالا همه چیز در همه جا کران است. پس چه جای تعجب است که فتح و غلبه نیز گران تمام شود؟ بلى ، جنك بين المللي همين است. غلبه يك متاع ارزانی نیست. کسیکه غلبه میخواهد بهر قیمتی که باشد باید آنرا بدست بیاورد. موفقیت فقط با مصارف فوق التصور و با تلفات مافوق حدو وصف حاصل تواند بود. حالا تنقید کنندگان اظهار حبرت میکنند که المان ها چگونه با دستجات بزرگ هجوم کرده و ده ها هزار تلفات را متحمل میشوند. آری : ماده هزاران تلفات در میدان جنگ از دست میدهیم و در عوض آنها صد هزاران قوای تازه\n\nکان"}
{"book": "adl0616", "page": 1711, "text": "صحیفه ١٤\nسال پنجم\nآورده بلافاصله در حملات خویش مداومت مینمایم و بطرف مقصود شتافته از کشتها پشتها ترتیب میدهیم . و بغیر ازین ترتیب هم نمیتوان کار کرد . اصول محاربه تغیر یافته و بيك مقیاسی رسیده که بالطبع میزان تلفات هم باید تغیر بیابد:\nیقین بدانید که اگر يك مملکتی بیش از سایر ممالک دنیا بوجود نفرات انسان محتاج باشد همان مملکت آلمان است و با وجود هر فردی از افراد قشون خودمان را خیلی غنیمت میشماریم فقط چه توان کرد که دهانه توپهای اژدر مثال خیلی وسعت یافته و نهنك خون آشام جنگ با اشتهای عجیبی دهان گشوده و باید برای طعمه این جانور های آدم خور مقدار خوراك افزوده شود . جنگ عمومی در آغاز بشكل يك كرك خونخواری جلوه کر شد و اينك منظر يك پلنك مهیبی را بخود گرفته است .\nدر میدانهای جنگ از طرف دشمنان هزاران توپ تدارک میشوند این توپها ملیونها گلوله و خمپاره میریزند که اغلب آنها از چندین پوط تا چندین خروار وزن دارند ، آلات قتاله و ادوات مشتعله دشمنان فوق تصور و خیال است در مقابل این فوران آتش فشان جنك بك سيل مواج انسانی لازم است و اگر این (والکان) محاربه را کسی بخواهد بايك تلفات قلیلی استقبال نماید ، مثل این است که کوه آتش فشان را با آب پاشهائی که مخصوص آب دادن گل و گیاه میباشند ، مقابله کرده باشد . ما نمیخواستیم چنین کار مضحکی را نمایش بدهیم در مقابل آتش شدید دهشتناک دشمن ، ستونهای عسکر باید جلو بروند ، یا ما باید بمقصد برسیم و یا اینکه بخاك هلاك بیفتیم .\nاین نکته هنوز مجهول مانده است . هر ساعت حتی هر دقیقه خیلی گران است بلکه هر ثانیه یک قیمت بزرگی دارد ما تمام ثانیه ها را در نظر دقت گرفته و از چشمه های بزرگ قشونی سیلهای انسان را روان کرده با جریان این سیلهای خروشان پیش میرویم . باز هم شما میگوئید که این نتایج برای ما گران تمام شده اند اری ، خیلی هم گران است ، فقط باید دانست مغلوبیت ازینهم گران تر است . از نیرو همان چیزی که در نظر دیگران گران تصور میشود ، در نظر ما بس ارزان است ؛ ما برای نفع خویش میجنگیم ، شما بدانید که ما در صرف قوای خود بطور سبك مغزی و بی تدبیری رفتار نمی کنیم شما نیز در همان حینی که ما را تنقید می کنید ، خودتان را سبك معرفی نکنید ، اصول تعلیمات مکاتب قدیم جنسکی بکار امروز نمیخورد . عالم حیات ترقی یافته ، روابط و مقتضیات زندگانی بر طبق اصول تکامل تغییر پیدا کرده ، و اصول مبارز و حیات نیز تبدلات مخصوصی حاصل نموده است .\nمرد روزنامه « روسکویه اسلوو » پس از نقل شرح فوق میگوید . خیلی احتمال میرود که در آغاز بهار امسال، نظیر حملات وردون و همان حرکاتیکه قبل از حملات مزبور سابقا در فرونت کالیسیا بوقوع پیوست ، مجددا از طرف المانها در میدانهای روسیه بطور شدت بنای نظامی وادارد .\n\nشماره ۲۰\n\nترجمه از بیمه اخبار\nکیفیت غرق شدن کروازور (همشائر) معة (لارد کچنر) وزیر جنك دولت برطانیه\n\nشما ۷ جون\nبرای جناب ویسرای از طرف وزیر هند بتاريخ ٦ جون سنه ١٩١٦ این تلغراف ذیل موصول شده است\n(کند را نچیف) بنهایت غم و غصه خبر میدهد که جهاز جنگی (همشائر) بهمراه کپتان ان ولارد کچنر و ارکان حرب او که با جهاز مذکور روانه روس بودند در اثناء راه بايك سرنك باثار پدید و در جهت مغربی جزائر (از کینز) غرق کرده شد . بحر دران وقت طوفان امیز بود . اگرچه مدد فوراً فرستاده شد لا کن هزار افسوس که هيچ يك جان رهای داده نشد .\n(همشائر) يك كروازور زره پوش اخرین سیستم ها بود که وزن آن (۱۰۸۵۰) تن بود این جهاز در سنه ۱۹۰۲ تا بسنه ۱۹۰۵ ساخته شده بود و بران چهار طوب هفت انجی و شش طوب شش انجی موجود بود . رفتار آن در ساعت بیست و سه و نیم نات بود . و ٦٥٥ عمله هم در جهاز را حاوی بود و بمبلغ (٨٩٩٥٢٧) پوند ساخته شده است .\nلارد کچنر يك حصار سلامت بود که ضایع گردید . خبر وفات او در (شمله) يك صدمة کلانی رسانید . علی الصباح افواه الناس انتشار داد که سلطنت را کدام صدمه بزرگی رسیده خواهد بود چرا که بیرقهای دولتی را سرنگون کرده شده دیدند . و در وقعه روز بعضی مردمان معلوم گردید که يك افسر فوجی بسیار اعلی در انگلستان مرده خواهد بود . بعد از ان يك اعلان مختصر سرکاری از دفترهای مختلف جاری کرده شد که خبر وفات لارد کچنر از انگلستان موصول شده است و بعد از کمی بطور سرکاری اعلان گردید که کروازور همدا همراه این سپاهی بهادر در غرقاب لجه فنا گردید پیش از چند سالها لارد کچنر در هندستان (کند را نچیف) بود . و در فنون جنك بحری یکی از ماهر ترین کسان ماهر تر بود این هم از اتفاقات عجیب است که لارد کچنر در ماه جون سنه ۱۸۵۰ پیدا شده بود و در همان ماه جون اما در سنه ١٩١٦ در بحر شمال غرق گردید که باین حساب ٦٦ سال از مرحله زندگانی طی نموده است و این هر يك سخن بحیث گواه وجود این قدر رتبه و عزت که حاصل کرده بود در مدت عمر خود زن نگرفته بود و مجرد مانده بود .\n\nآخر ترین خبرها از ترجمه اخبارهای انگریزی\n\nافواهات جنك بحرى\n\nلندن ۲۱ ماه می ۲۸ ماه رجب\nاخبار تد تشفی ریونیکه ماهی گیران داده اند شائع نموده است اول ظاهر میشود که جهازات جنگی بریطانیه که دیگر جهازات را بطرف جنوب زیر حفاظت خود میبردند در راه بهمراه کشتی های تحت الحراست جرمنی بر سر پیکار آمدند و در حین تک و دو يك جنك تیز و طرار بوقوع آمد و بعد ازان جهازات مذکور غائب شدند – نتیجة جنك معلوم نشده ."}
{"book": "adl0616", "page": 1712, "text": "سال پنجم شماره ۲۰\n\nلندن ٤ ماه جون - ٢ ماه شعبان -\nتا حال ۲۳۰ نفر افسران و ۲۵۰ نفر سپاهیان سلامت برآمده اند در زمره مغروقين امير البحر از بوتهه نات وامير البحر سكات پسر سر بر می سکات نیز شامل می باشند که امیر البحر ان مذکور بر تدافع مقرر بودند.\n\nتفصیلات در باب تلفات -\nلندن ٥ ماه جون - ٣ شعبان -\nنظارت بحریه فهرست ۳۳۳ نفر افسران هلاك شده عمهٔ افسران اندى فلينيك ابيل وديعنس وبليك پرنس را شائع کرده است از افسران کوئین میری فقط ٤ نفر افسران و از انونسیل فقط دو نفر افسران سلامت برآمده اند -\n\nيك فهرست اتلاف (٤٣) نفر افسران خورد و سپاهیان نیز شائع شده است از انجمله ۸ نفر مجروح می باشند که از جهازات کوئین میری و انونسيبل وفور جون وارديت وشارك برآمده اند ( در باب شارك بيشتر مذکور نشده است ازین معلوم میشود که آن علاوه از ١٤ لنگر جهاز دیگر که غرقاب شده اند می باشد ) از جهازات موسوم به اندى فليتيك ابيل ود يفينس وبليك پرنس و تپ رری لیند و طر بونیت و تومد و نيستريك نفر هم زنده و سلامت نه برآمده است ( کویا از ٢٧٤٤ نفر سپاهیان و افسران هیچ کس زنده و سلامت نه برآمده است ) از نفری جهاز وارثير ٦٦ نفر هلاك و ۲۷ نفر زخمی شده اند و از سپاهیان جهازات دیگر ۱۱۷ نفر هلاك و ۷۳ نفر زخمی شده اند .\n\nجمله ضایعات کشتیهای جنگی انکلیزی در بنجارهٔ عظیم الشان بحری از قسم سپر درید ناوت و گرووازور ، و تباه کن و غیره تا محال که اعتراف شده است ١٦ قطعه میباشد . جدول مفصل از اور ذیل درج می کنیم .\n\nجدول تعداد کشتیهای جنگی بریطانی که در جنگ بحرى مؤرخه ۳۱ ماه می در بحر شمال از طرف کشتیهای جنگی جرمنی غرقاب شده است\nکیفیت | نام کشتی | سنهٔ تعمیر\nوزن ( ۲۷ ) هزار تن - طوب (۸) عدد طوب ۱۳ و نیم انچه، و ١٤ طوب چارانچه قیمت علاوه از (۲) ملیون پوند - تعداد مرتبات (۱۰۰۰) نفر سپاهی - سرعت فی ساعت (۲۸) نات - از قسم سپر درید ناوت. | کوئن میری | ١٩١٥\nوزن ۱۸۷۵۰ تن - طوب (۸) عدد طوب ١٤ انچه و (١٤) طوب ٤ انچه - قيمت يك و نیم مليون پوند - تعداد مرتبات (۷۹۰) نفر سپاهی - سرعت في الساعة (٢٥) نات - از قسم سپر درید ناوت | ایدی فيلتيك ابيل | ١٩١١\nوزن (١٧٢٥٠) تن - طوب ۸ عدد طوب (۱۲) انچه و (١٤) طوب (٤) انجه - قیمت علاوه از دو ملیون پوند . - تعداد مرتبات ( ۷۹۰ ) نفر سپاهی - سرعت في الساعت (۲۷) نات - از قسم سپر درید ناوت . | انو نسبيل | ١٩٠٩\n\n( جنك عظيم الشان بحرى )\nلندن ۲ ماه جون - سلخ رجب -\nاعلان رسمی بیان می کند که جنگ بحرى بتاريخ ۳۱ ماه می (رجب) بعد از چاشت بر ساحل شیتلند بوقوع آمد مقدمة الجيش بريطانيه که دسته کروزرهای جنگی و چند لنگر دیگر کروزرهای خورد و کلان و چهار لنگر جهاز جنگی تیز رفتار مشتمل بود - دسته جهازات جنگی جرمنی بهمراه دسته کشتیهای جنگی انگلیزی بر سر مصاف آمدند کروزرهای مصافی موسوم به کوئین میری وایدی فيلتيك ايل وانو نسيل و ديفنس وبليك پرنس نامان انکایز غرقاب شده اند - کروزر مصافی سوپربه و از تیر انگلیز بیکاره شده است الی چند فاصله او را کشیده بردند لا کن مراحل جهاز برای گذاشتن آن مجبور شدند - معلوم شده است که قایقات تباه کن موسوم به نپریری و تراولیات وفور جون و سپیر و اردیت انگلیزی نیز ضائع شده اند .\n\nتلفات غنيم نهایت خوفناک بودكم از كم يك لنگر كروازور مصافى غنيم تباه کرده شده است - ربوت آمده است که در حین حمله شبيك چهار جهاز جنگی جرمنی را کروزرهای ما غرقاب کرده بودند دو لنگر دیگر از کروزر های خورد را بیکاره ساخته شده بود که غالباً غرقاب شده اند تعداد درست جهازات غنیم که غرق کرده شده اند بطور صحیح معلوم نمیباشد .\n\nجهازات و کشتی های هالیند که در اتردم و بومیدن رسیده اند مجروحین و مقتولین و سپاهیان غیر مجروح را که از بحر برداشته بودند. خبری از قسم سپر درید ناوت و گرووازور ، و تباه کن و غیره تا محال که اعلان رسمی برای تسلیم مینماید که دولت کر کروازور خورد موسوم به اودن ولومرین ضائع شده اند و چند لنگر دیگر کشتی های تارپیدو مفقود شده اند اعلان مذکور نیز می گوید که در متنها کل نفری جهاز برطانیه موسوم به اندی فلتيك ابيل را برداشته اند و سه لنگر باز نیاه کن برطانیه را غرقاب کرده اند -\n\nدو نفر اميرا لبحر ضائع شدند -\nلندن ۳ ماه جون - امير البحرینی درد پونی که در باب مرگ امیر البحرها شائع کرده است بیان داشته است که او بوقت جنگ رهبری دویژن خود را بکمال تهور و شجاعت میکرد - امیر البحر در باب مرك كبطانان جهازات اندى فيلتيك و انونسييل وکوئین میری به تاسف اظهار می کند .\n\nلندن ۳ ماه جون - غره شعبان -\nبطور رسمی اعلان کرده میشود که از جهاز جنگی برطانیه موسوم به کوئین میری ماسوای چهار نفر افسران باقی کل افسران ضائع شده اند و از جهاز انونسیل کل افسران ماسوای كمان افسر و يك نفر لفتنت کشته شده اند - کل افسران جهازات برطانوی موسوم به اندى فيلتيك و ديفينس وبليك پرنس ضائع شده اند لا كن كل افسران وار سپیتر صحیح و سالم برآمده اند -"}
{"book": "adl0616", "page": 1713, "text": "صحیفه ١٦\nسال نجم\nزیاره ۲۰\n\nاعلان\nسراج التواریخ\nجهاول و دوم\nزند كانى جاودانى هر قوم وملت ( تاریخ آنست . (سراج التواریخ)\nآینه حیات نمای ملت جلیل افغانست. زیرا از آغاز تشکیل و تاسیس\nیافتن دولت افغانیه حالیه تحت میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین\nدر سگاه عبرت ، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی\nملت را واجب است که یک نسخه از آرا بدست آرند و مانند حرزجان\nدر کتابخانه قلوب خودشان نگهدارند. علی الخصوص که کتاب مذکور\nبه نیت خالصانه و خیر خواهانه استفاده عمومی به امر و فرمان ذات عرفان\nصفات بادشاه مقدس ما اعلیحضرت، سراج الملة والدين ، تأليف و تدوين\nو در مطبعة حروفی دار السلطنه کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است.\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزانی)\nیعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیه افغانستان تا ورود اعليحضرن\nامیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث میراد\nو جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زایی ) یعنی از ابتدای\nحکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس\nاعلی حضرت ، ضیاء الله والدين امیر عبد الرحمن خان ، طاب ثراء وقع\nتاریخیه را جامع میباشد بر کاغذ اعلا بحروف تیپ بطبع رسیده است . قیم\nکتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلیدان از قرار ذیل است.\nنمبر (۱) بنتی چرمی چرم تصواری دانه دار کابلی پخت چهار مایه\nجدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل خود\nبندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی\nنمبر (۲) پشتی مقوارو به کیر معاشی چهار کنج وزیر چرم فریب\nحاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جته سیزده رو به تخته کان\nنمبر (۳) پشتى مقوا رو به كبيره لاجوردی چهار گنج و زیج\nمیشی سرخه کابلی بخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلابه\nجزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی\nنمبر (٤) بنتی مقوا رو به ابری چهار کنج و زیر چرم میشی سره\nکامل بخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جته كونه بان\nشده ده روسیه پخته کابلی و سه شاهی\nنمبر (۵) پشتی مقوار و به ابری سرخ چهار کنج و زیر کیره سیاه اسم کند\nو نشان دولت ورق طلاء جنه كوك بندی شده به روپیه بخار\nو یازده شاهی\n\nمحل فروخت\nغیر ازینها دوسه چهار دیگر این زده و زخمی شده اند که هنوز نامهایشان\nمعلوم نیست. و چون جهاز همب شائر که بالارد کو غرق شده است. در نفس ارك مبار که از تحویل خانه جناب محمد ولیخان سرده\nهمه را داخل حساب کنیم ۱۷ انكر جهاز جنگی انگلیزی در همین تاریخ\nهمين جنك بحرى غرقاب لجه فنا کردیده است .\nدر بازار ارس از دکان عبدالله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد کرده\nو جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس ارنا\nوقاله و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعليه\nهمایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقايه شيرازه\nاز طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن کم کن\nخواهد شد. فقط\nدر چاپخانه حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر تحریر\nمحمود طرزی\n\n۱۹۰۰\nيكيك برنس\nوزن ( ١٣٥٥٠ ) من طوب (٦) عدد\nطوب (۹) انج ودوسوت ) و ( ۱۰ ) طوب\n(٤) ، آنچه قیمت ( ۱۱ ) لك و ( ۹۳ )\nهزار و ( ٤ ) صد پوند - تعداد مرتبات\n( ٧٠٤ ) نفر سياهي ... سرعة في الساعته\n---\n(۲۲۳) نات - از قسم كروزور\n۱۹۰۹\nدقیس\nوزن ( ١٤٦٠٠ ) تن - طوب ) ٤ )\nعدد طوب ( ۱۰ ) انجه و ( ۱۰ ) طوب\n(۸) انچه - قیمت ( ۱۳ ) لك و ( ٥٣ )\nو ( ۷۰۰) وجهل و چهار پوند - تعداد\nمرتبات (۸۵۰) فرسیاهی سرعت في الساعته\n---\n(۲۲۳) نات- از قسم كروز ور\n۱۹۰۷\nوار تیر\nوزن ( ۱۳۵۰۰ ) من طوب ( ٤ )\nعدد طوب ( ٧ انجه : ٥ ) و ( ٦ ) طوب\n( ۹:۲ ) انجه - قیمت (1) - تعداد\nمرتبات (٧٠٤) نفر سپاهی سرعت في الساعت\n( ۹ : ٢ ) نات - از قسم کروز ور\n۱۹۱٤\nتب زیری\nوزن ( ۱۸۵۰ ) آن - طوب (٦) عدد\nطوب (٤) انجه قیمت (1) - تعداد\nمرتبات (۱۰۰) نفر سیاهی - رفتار (۳۱)\nنات - از قسم کرو زور\nمارک بارد\nار قسم سیر درید ناوت اعلا\nتربو لیند\nار قسم تباه کن\nفور جون\nاز قسم تباه کن\nسيروهاك\nاز قسم سیاه کن\nاز دنت\nاز قسم تباه کن\nالكاسترا\nاز قسم تباه کی\nتومه\nاز قسم تباه کن\nاستر\nاز قسم تباه کن\n\nآخر ترین خبرها\nلندن ۸ جون ۶ شعبان\nحکام بحری باور نمی کنند که بریپ شاتر تارپید و افتاده است.\nموسم از حد طوفانی میباشد و بر موقعه واردات شب و روز جهازات\nکشتی نقل و حرکت می نمودند - درگر کوال بیان کرده می شود که\nجهاز در ظرف ۲۰ دقیقه غرق شده بود - مرده های چند نفر دستیاب\nشده است -"}
{"book": "adl0616", "page": 1714, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود رها نمی یابیم ممکن نشد لهذا با داکخانهٔ مرکزی دارالسلطنه کابل يك مقاوله نموده داکخانهٔ مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهدهٔ همت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را مشعر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غیر فردا فردا واسطهٔ آدمهای داکخانه بمحل شان میرسد\n\nشرایط خريداري\nدارالسلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابلی\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائیکه باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه دو روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه شش روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراء قبول میشود\nيك طلای پوند انگلیزی یازده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجارتی، و صنعتگرانی که صنعت خود شارا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود.\nاعلانی که در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود در سر هر سطر ۱ یک روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی اجرت گرفته میشود اعلانی که درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطر يك قرآن یعنی نیم روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر سه شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطر يك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد\nهر گاه شخصی اعلان خود را مهادتاً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشگی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nحتماً سه قطعه زمين\nدر ۲۹ روز\nآسيا اوروبا افريقا\n( مطبعهٔ عنایت ) یک اثر دلپذیر جدیدی در نظر هو سکاران عرفان جلوه عرض میدهد، بدست آرید، بخوانید که طی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید، چه چیزها می بینید، چه چیزها میشنوید، چه ابتهاجها و سرورها میگیرید علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر !\nاین اثر از سه جلد مرکب و در يك وقایه مجلد میباشد. تقریباً (۷۰۰) صحیفه، و یا (۱۰٥) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار دیگر چه میخواهد ! همینقدر که بادر نفس مطبعهٔ مبارکه در ده افغانان به ( عبدالروف ) خان مرتب مطبعهٔ مبارکه یا در بازار ارك بدكان (بازمحمد) تاجر کتب در بازار کتب فروشی متصل مدرسهٔ شاهی بدکان حاجی ملا ( غلام محمد ) خان تاجر مشهور کتب رو آورده و یا بمبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کاری هم نیست"}
{"book": "adl0616", "page": 1715, "text": "( اعلان )\n\nپراكنده\nاز آثار مطبوعه تازه مطبعه مبارکه عنایت . عبارت از يك مجموعه اشعار آبدار مجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا و خوبی طبع دلربا، بالتصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از حیث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر بیکطرز جدید است . نسبت خوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان ، یعنی مقابل (۱) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب، و در بازار ارک از دکان باز محمد، و نیز متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\n\nجزيرة پنهان\nهوسکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین نوبر رسیده گلزار ، مطبعه عنایت ، کام جانرا شیرین نمائید ! جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر منظر گشا و جلوه گر میسازد. هم حکایت ، هم غیرت هم فن، هم فضیلت : خوبی چاپ ، خوبی کاغذ، خوب تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان : تنها (٦) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان ، و آن از باز محمد در بازار ارك ، و دكان حاجی غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسه شاهی.\n\nاعلان\n\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانية مجلد\nکتاب سال دوم ... مصور مجلد\nکتاب سال سوم ... مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب درسی\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنها را داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\n\nاز مطبعة عنايت\nقیمت دروپيه کابل\nصحت روز افزا و روضه دین بهادر مجلد ٢\nسير در جو هوا مجلد ٢\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ٢\nاز مردن سختی و از هر چمن سستی مجلد ٢\nروضة حكم مجلد ٢\nپرا کنده مصور مجلد ١\nجزیره پنهان مصور مجلد ٦\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرفوف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی قیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند به دفتر سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\n\nکتابهای مجله سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه آن و شماره های متفرقه آن ، و همه کتابهای مطبعه عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك قیمتهای معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشین خانه میعادگاه ، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1716, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n١٣٣٩\n\nشماره ٢١\nسال نهم\n\nفهرست مندرجات\n\nالمعسكري\n( تشريف حلول ماه مبارك رمضان شكريه ماه مبارك رمضاني )\n\nاخلاقیات\n( بمناسبت شرف رمضان فیض رسان - غزوات جلیله پیغمبری صلى الله عليه واله وسلم )\n( اخلاق اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم )\n\nحوادث داخليه\n( ومن الغرايب - ارحاجی مینویسد ـ حادثه برق )\n\nحوادث خارجيه\nحالتين لارد كچنر - از پس ماند گان لارد كچنر و هندوستان - خبرهای جنگ نقل از جراید اوروبا - انسانيت تركها ـ مراجعت کشتی (جو) بوطن - جهازات انگلیس - حمل مهمات جنگی سوئد - سواری نظامی در اسلامبول ماکنون در اسلامبول - هزار عسکر در سالونيك ثروت طبیعی صربستان - اعزام قشون به اسیای صغیر - تشکیلا قشوقي و نقشه شرق - قوای المان و اتریش در اسلامبول - عقاید وزیر بحریه آلمان - فعالیت در فرونت انکلید - مخارج جنك فرانسه - پیه مصنوعی در آلمان اوضاع فرونت شرق - ترجمه از اخبار تبلیغ منطبعه سوریه - آخرین خبرهای جنگ از اخبارهای انگریزی - محاربات وردن - قلعه واکسی ضبط گردید - کلید گرفته نشده است - کشتی لارد کچنر منقلب کشت - جنازه كرئيل فان جبراند - جنگ دیوها - پریشانی باشندگان - گرمی کارزار مغرب روسی - شورش ايرلند کارستانهای تحت البحريها - تلفات افسران دولت برطانوی - حوادث ایران - اعلان سراج التواريخ\n\nاعلان\n( سراج التواريخ )\n\nتصاویر\nاز چند کارهای تاریخی سیاحت هند ذات اعليحضرت پادشاه - ذات شوکت سمات اعلیحضرت پادشاه دولت مستقله افغانستان در کوالیار - از چند کارهای تاریخی شهزاده معظم دولت مستقله افغانستان حضرت معين السلطنه صاحب در هنگامیکه بسیاحت هندوستان تشریف وده بودند ـ"}
{"book": "adl0616", "page": 1717, "text": "اعلان\n\nاز صنایع پروژه های ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین بادشاه ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسمی و همت جناب جریلی کارخانه جات، ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر البسه های حوایج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های عساکر شاهانه وغیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایونی حکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای، ذیل (دکان عبدالله خان در بازار ارک) میباشد.\n\n(۱) نرخ های پشمینه بافی برنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گزانگلیزی ۳ دونه مشخص شده و در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nاقسام قسم دوم قسم اول\nدرجه ها درجه سوم قدری کلفت قیمت آن ۱۰ پیسه زیاد شد درجه دوم درجه اول درجه سوم درجه دوم درجه اول\nرقم رنگ خودرنگ رنگ خودرنگ رنگ خودرنگ رنگ خودرنگ\nقیمت تا حال ساخته نشده ۶ روپیه و ۴۲ پیسه ۶ روپیه و ۱۱ پیسه ۶ روپیه و ۱۸ پیسه ۶ روپیه و ۴۲ پیسه ۶ روپیه و ۱۱ پیسه ۶ روپیه و ۱۸ پیسه\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گزانگریزی کشمیره چهار خانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیره هزار میخه ۵ روپیه پسته\n\n(۲) تکمه های چرمی محراب و منبردار\nجرابها\nرقم تکمه اشک زوج راهدار زوج معمولی زوج میانه فی درجن خورد فی درجن کلان فی درجن\nقیمت ۱ روپیه ۵۲ پیسه ۳۶ پیسه ۱۵ پیسه ۱ روپیه ۱۰ پیسه ۵۵ پیسه ۱ روپیه ۲۰ پیسه\n\n(٤) کروره های جدید ساخت\nرقم از باف یک اسپه دو کره سه کره چرم باف یک اسپه یک اسپه چار کاره نخی\nقیمت ۸ روپیه و ۳۳ پیسه ۹ روپیه و ۲۴ پیسه ۹ روپیه و ۱۱ پیسه\nرقم چرم باف دست بادامی دو اسپه چرم باف دسته دولانه یک اسپه دسته دولانه یکی چار اسپه چرم باف همرکاب\nقیمت ۸ روپیه و ۲۳ پیسه ٤ روپیه ٤٦ پیسه ۸ روپیه و ۲۳ پیسه\nرقم قبضه ولجی کلایت مربعه توپخانه قبضه کلایت نقره از چرم سه لایه توپخانه ره باف رقم سواری سامی کلیت ره باف دو تاره رکاب\nقیمت ۳ روپیه و ٥٥ پیسه ٤ روپیه و ٥٧ پیسه ۵ روپیه و ۹۰ پیسه ۵ روپیه و ٥٤ پیسه\nرقم دکان ارغ چرم باف میانه چوب بست زنانه از زین سواری تیغ چرمی زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت ٤ روپیه و ٤٥ پیسه ٤ روپیه و ٨ پیسه ٤ روپیه و ٥٨ پیسه\nرقم دسته بادامی بیخ چرمی دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره از زین سواری دولایه تیغ چرمی کمک دار چرم باف مابین بست یک اسپه\nقیمت ٤ روپیه و ٤٩ پیسه ٤ روپیه و ٥٩ پیسه ۸ روپیه و ۱۲ پیسه\n\n(٥) اقسام گلهای مصنوعی سر\nقسم گل جرین گل نافرمان گل برینه گل شیو\nقیمت ٥ روپیه و ٣٦ پیسه ٦ روپیه و ٦ پیسه ٦ روپیه و ٧ پیسه\nقسم شکوفه نارنج گل یسمن گل نسترن جنیلی\nقیمت ٧ روپیه و ٤٥ پیسه ٩ روپیه و ٥٨ پیسه ٥ روپیه و ٣٨ پیسه ٦ روپیه و ٨ پیسه\nقسم شکوفه سیب گل گلاب گل سوسن گل گندمی\nقیمت ٩ روپیه و ٣٥ پیسه ٧ روپیه و ١٢ پـ ٩ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( المشتهر )\n( میر محمد هاشم دفتری کارخانجات ۱ کمال نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1718, "text": "صفحه (۱)\n\n(شماره) ۲۱\nسال پنجم\n\nسراج الاخبار افغانستان\n۱۳۳۹\n\nمدير و محررش\nمحمود طرزی\n\nالادارة و المطبعة\nدر ماشينخانه دار السلطنة (كابل)\nهمه مراسلات محرریه به اداره سراج الاخبار و همه اعلانات تجارتیه بنام مدير فرستاده ميشود\n\nقیمت سالیانه\nبر دار السلطنة كابل ۸ روپیه كابلی\nدر اطراف داخله ملك ۱۰ روپیه كابلی\nدر خارج مملکت ۱۸ روپیه انگلیزی\nجريده روز يكبار نشر ميشود\nنسخه سابقه این در قابل بخواهش است\n(اوراق غیر مدرج نشود اعاده میشود)\n\nتاریخ قمری یکم رمضان ١٣٣٤ تاریخ انگریز ۲ جولائی عیسوی ۱۹۱۶ تاریخ شمسی ۱۱ سرطان ۱۳۹۵\n\nتشریف حلول ماه مبارك رمضان غفران نشان را سراج الاخبار افغانيه ، پرجمله مؤمنين و مؤمنات مبارکباد میگوید دعای ترقی و تعالی دین مبین اسلام را ورد زمان صداقت می نماید .\n\nشكرية ماه رمضان فيض رسان\nشكر له كه ماه رمضان باز آمد\nانکه مهمان عزيز است جو جان بازآمد\nیار دیرینه ما وه که پس از يك سالی\nیاد ما کرد و بعد عظمت و شان بازآمد\nصالحان راست ازین مژده نشاط بیحد\nطالحان را بدل اندوه گران بازآمد\nمومنان را همه جا خاص بافغانستان\nدر کف از ادهم مقصود عنان بازآمد\nز انکه با عادت پارینه به ختم قرآن\nشاه با جمله اعیان و سران باز آمد\nیعنی آن خسرو گیتی که سراج الملت\nنقش در همه افاق عیان باز آمد\nیکه شوقی نماز و به عبادت دارد\nاز پی طاعت شهر رمضان باز آمد\nسوی جامع بتراویح روان شد از ارك\nسوی آن حافظ فرخنده لسان بازآمد\n\nهرده روزه اقامت بچمن زار حضور\nقبه را بيت او نور فشان باز آمد\nخیمه و بارگه شاه نه کول و نه چین\nچون بهاری زپی رفع خزان بازآمد\nپهن گردید بساط کرم او بچمن\n(دلکشا) بود و رو پیر و جوان بازآمد\nدستر خوان نهی یافت ملا و خاص و عوام\nبهروز از نعمش خلق جهان بازآمد\nبعد افطار همان جمع کثیری باشاه\nسوی مسجد همه تا خورد و کلان بازآمد\nمسجد جامع عابدین درین مه هر شب\nبر سر صومعه ها فجر کنان بازآمد\nچو قرآن به دهم شب چو پذیرفت اتمام\nمومنان را ز غم نار امان باز آمد\nیارب این خسرو اسلام که فیض کرمش\nهمچو دریا بهمه اهل جهان باز آمد\nتا بگیتی بود امد شد ماه رمضان\nخلق گوید که چنین رفت و چنان باز آمد\nبهروز باد با فزونی عمر و دولت\nکه به اسلام از و امن و امان باز آمد\nهست شیر احمد مخلص جو دعا گوی درش\nشاغل ادعیه اش روز و شبان بازآمد\n\nالراقم داعی صداقت دستور حاجی شیر احمد شاعر حضور"}
{"book": "adl0616", "page": 1719, "text": "سال نجم شماره ۲۱\n\nعنایت عسکریه\n\nبمناسبت شرف رمضان فیضرسان\nغزوات جلیله پیغمبری\n( مقدمه )\n\nدیشب در کتبخانه عاجزانه ام قرار عادت مستمری گشت و گذار عالم عرفان داشتم، چنانچه هر شب یکی از کتابها را گرفته بقدر یک ساعت پیش از منام مطالعه می کنم - دیشب بهمین عنوان جلیل مافوق يك كتابی بدستم افتاده - با وجود یکه یکبار پیش ازین سرتا پیا مطالعه اش نموده بودم باز هم بتأثير قدسيت تخمیر آن مرزجان - یعنی کتاب علویت برهان - تاب آور مقامت نشده - دوسه شبی را که به اتمام مطالعه آن در او روم چنان سرشار نشئه موضوع خورشید طلوعی گردیده که وجدانم مرا مجبور نمود تا ازین قشه - دار فضیلت برادران وطن عزیزم را نیز بی بهره نگذاشته ترجمه بعضی بازچهای انرا بزبان فارسی و طی درج اخبار صحایف که ترجمان افکار این عبد ناینکار است نمایم .\n\nاما از همه بیشتر بك چند کلمه از اصل موضوع این کتاب مستطاب تحت باید راند ، که چیست و از چه تحت میراند : این کتاب ، بعنوان [ صحیفه های مفاخر عسکریه ] و باز در زیر عبارت مذکوره بنام ( غزوات جلیله پیغمبری )، از طرف بك عسكر - هم تمام مسلمان يك عسكر - ( احمد رفيق ) نام يك ( بلوك عشر ) صنف نظامی دولت علیه عثمانیه تألیف شده است . جزاه الله خيرا .\n\nمؤلف مشار اليه در مقدمه کتاب خود چنین آغاز سخن میکنند : « در حرب ، شاهد مقادریت را بدست آوردن، بوجود دوقوت مهمه قایم و دایم میباشد: یکی (قوه مادیه) ، دیگری (قوه معنویه) . قوه مادیه ، ان قوتیست که عبارت از آلات و ادوات و اسباب علمی و عملی جنگ است. مانند احوال و وضعیت وقت و زمان را ملاحظه کردن، ترقیات فنیه حریه را بروی کار آوردن، و ان ترقيات فنیه را بوضع وحركات دشمن در زیر مدنظر تدقیق و تطبیق گرفته استعمال کردن . و آثار فنیه که تا به الآن برای فنون حربه بوجود آمده است با همه آنها تطبيقات و عملیات حربه را اجرا کردن از جمله چیز ها نیست که ( قوه مادیه ) به آن حاصل میشود و بدست میآید . «اما (قوه معنویه) يك قوت غير مرئی - يعنى يك قوتیست که بچشم دیده نمیشود ولی تاثیران (از قوت مادیه) بمراتب بر تر است. و آن عبارتست از حسیات درونی، و اخلاق و طبایع فطری و حیات و تربیه اجتماعی هر قوم و هر ملت . ( قوه مادیه ) در دو دولتی که با یکدیگر جنگ می کنند بصورت معادل و برابر موجود شده میتواند . مثلا بهر كونه اسلحه جنكي وفنون حربي كه يك دولت مسلح مجهز باشد دولت مقابل و محارب آن نیز از ان ترقیات عسکریه استفاده کرده میتواند . حال انكه قوة معنويه بك چیزیست که سنگهای ته داهای اساس و بنیاد طبایع هر قوم و هر ملت را در فطرت تشکیل داده است . .\n\nاین سخن مؤلف بسیار راست و معقول است، و مقصدش ازین تمهید همین است که ( قوة معنویه ) که دین مبین بسیار متین اسلام ، برای مسلمانها حاضر و آماده نموده چنان يك قوت لا يتزلزل ، وفضیلت لا تبدیل ایست که برای مکرمات وامتی دست داده است . مثلا: اول سبق درین ره جان بازی است حرفش دیوان عشق دارد زین در سها سبقها . بلی ، بلی : نخستين كام ترقى وتعالى قوة معنويه اسلامیه همانا محقر دانستن جان باختن است در راه مجاهدات کلمه حق ، و اعتقاد راسخ برانست که در آخرت بهشت جاودان و در دنیا سعادت بیکران در پیش دارند. همه قوه معنویه در وقت حرب در همین نکته مقصور و مستقر افتاده است . چرا چنین نباشد ! اسباب بکماله ظفر در جنگ ، موت را نسبت بقدسین وظیفه خیلی اسانتر دانستن است که اهم ترين اركان رصين قوة معنوية عالم عسکریه اسلامیه همین نکته است و بس . از احمد رفیق بیشترین اثر بهتر خود، اول از ( اصول حرب نبوی ) ( ص ) بصورت مدخل — یعنی راه درا مدیحت، برداشت سخن را نموده از ( غزوات جلیله پیغمبری ) بر صحیح ترین استنادات تاريخيه ومتين ترين كتب سيرنبوی بحث و بیان میراند . این چیزی نیست زیرا تفصیلات غزوات جلیله در اکثر کتب تاريخيه واضح و روشن ذکر و بیان شده است ، اما صنعت و مهارتی که برادر دینی ما ( بولك مشر ) نظامی ( احمد رفيق ) بيك درين از فواید مظهر خويش بقوة قلميه فنيه حریه بکار برده است این است که آن غزوات مبجله حضرت قافله سالار انبيا عليه اكمل التحايا را با اصول فنون حربية حاضره تطبيق و برابری داده تحریر نموده اند که اصل جالب نظر دقت همین مسئله است. حتی بعضی نقشه ها ، و ( فروکی) ها — [ فروکی آن نقشه های جنگهای موقعی را میگویند که تنها محل نقطة دار الحرب و وضعيت تعبية جنك آنجا را نشان بدهد ای - و ] غزوات جلیله را نیز از نقطه نظر ارکان حربیه این زمان کشیده است. دیگر فضیاتی که دارد این است : — که در تالیف و تحریر این اثر محرر سخن پرور، ثبت خالصانه ، و خدمت خدا پسندانه تقویت و بحره قوه معنويه افراد از دوی ظفر نموی عثمانیه را در پیش نظر گرفته نوشته است .\n\nحال آنکه همه اردوهای عسکریه دول اسلامیه در احتشامات قوة معنویه یکسان و برابر میباشند . — یعنی همان اصول وقواعد حربیه است که مبنی بر نظام و انتظام ، صداقت و اطاعت ، حب غزا ، ارزوی شهادت و اعلای اسلامیت بود، رهبر و رهنمای عموم اردوهای عسکریه اسلامیان شمرده میشود نه تنها بعضی را."}
{"book": "adl0616", "page": 1720, "text": "صحیفه ۳ سال نجم شماره ۲۱\n\nلاجرم چنانچه ان برادر دی ما برای استفاده قوة معنوية اردوى منظمة عثمانيه تحریر نمود، هر گاه ما هم برای استفاده اردوی دولت متبوعه مقدسة افغانیه خود حسن نیتان برادر خود ما را از حیث ترجمه تعقیب و پیروی کنیم چه ها کی داشته خواهد بود ! و من الله التوفيق .\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nاصول حرب نبوی\n\nفهرست\n(۱) انوار جلیله حضرت پیغمبری - ( ۲ ) مأذونیت بجهاد - (۳) فضیلت جهاد - ( ٤ ) غزوات مشهوره پیغمبری -\n( ٥ ) فضائل المجاهدين : اطاعت ، حب غزا ، شجاعت محبت به بیرق ، آرزوی شهادت . -\n(٦) اسلحة حربيه : شمشير ، تير ، نيزه . -\n(۷) صنوف اساسية عسكرية نيوى (۸) وظایف مختلفه پیاده و سواری -\n(۹) اصول حرب تداركات حربيه ، سوق - یعنی عسکر رائی - کشف - یعنی احوال عسكریه دشمن را معلوم کردن و وظیفه قراول پیش ، اهمیت و علویت چهره . -\n(۱۰) صیغه های مختلفه محاربه -\n(۱۱) غنایم و اسیران -\n( ۱۲ ) حقوق حرب در عهد رسالتپناهی -\n( ۱۳ ) قوت مجموع اردوی جناب نبوت پناهی در غزوات مختلفه\n\nالصديق رضى الله تعالى عنه به ( جبل ثور ) التجا برده ، با معجزات باهره نبویه از انجا بسوى ( مدينه منوره ) حرکت ، و اهالی آن شهر فيوضات بهررا مظهر فيوضات وبرکت فرمودند . قدسيت جليله اسلامیه در مدینه منوره و همه اطراف و نواحی آن اولا بيك سرعت برق مثالی به اعتلا نمودن آغاز نهاد ، فضیلتهایی که انصار کرام در راه خدمات دین حق بركاب حضرت رسول برحق بيك غيرت جانسپارانه ابراز نمودند، برای مکارم جلیله اسلاميه بك اساس بسیار بلند پایگاهی بوجود آورد . تعالی شوکت اسلام در دلهای کافران یک حس عظیم عداوت حاصل نمود . این عداوت روز افزونی گرفته بدرجه رسید که سبب بی راحتی و نا آرامی انصار کرام گردید . لاجرم بعضی از انصار کرام و اصحاب عظام ازین تشددات کفار بیزار آمده، برای نظلم احوال بحضور جلیل نبوی آمده عرض و استرحام نمودند که جور و جفای کفار روز بروز افزونی می گیرد . هر گاه برای اعلان شان اسلامیت بجهاد امر و فرمان شود چه مانی خواهد بود . اما چون همه حرکات و افعال قدسیت اشتمال حضرت نبوت پناهی بر اوامر جلیله صمدانی مستند بود، بجواب آنها میفرمودند که هنوز براههای جهاد مأذونیت حضرت رب جلیل شرفریز نشده است .\n\n— ۲ —\n\nاین حال بقدر پنج ششماه دوام ورزید . امت نجيبة اسلاميه بايك مثانت صبورانه بهرگونه تجاوزات وتحديات كفار ناهنجار مقاومت و توانایی نمودند. دو سال بعد از هجرت نبویه بود که آیت جلیله ذیل شرف نزول فرموده مقدمات فوز و نصرت را برای علم و افرازی جهانگیری دین حق حاضر و آماده نمود . مآل جلیل آيه كريمه چنین است : و مشرکهایی که مقاتله و محاربه می کنند . بسببی که بر مؤمنين جفا روا میدارند، بمقابل آن مؤمنین را جهاد اذن داده شد . جناب حق قادر است برینکه بندگان مؤمن خود را ظفر و نصرت احسان بکند. این آیه کریمه برای مظفریت اسلاميه يك بشارت عظیمه تشکیل داد. سر از همان روز از مهاجرين كرام يك يك فرقه ترتيب داده شده و يك فرقه در زیر کمان افسری عم اکرم حضرت پیغمبری جناب ( حمزه ) و يك فرقه در زیر کمان افسری عم زاده حضرت رسول مجتبی علیه افضل التحايا جناب ( عبيد بن الحارث ) رضي الله عنهما تشكيل و ترتیب داده شده و بهر یکی از کو ماندان های مکرم این دو فرقه يكيك بيرق سفیدی عطا فرموده شده بر کاروانهای تجارتی مشرکین مكه سوق کرده شدند . این فرقه های عسکریه که از طرف قدسیت شرف حضرت رسالتپناهی بطرز وانتظام مخصوصی ترتیب یافته وسوق شده بودند، کامیابهای درخشان درخشان احراز نمودند . این کامیابیها حب علوی جهاد را زیاده تر افزونی داد . سفرهای حرب هر انقدر که افزونی گرفت ، در باب آداب و حقوق و قواعد جهاد نيز آيات كريمه شرف نازل شده میرفت که آن آیات جلیله دستور العمل متين جهاد و مجاهدین را بصورت بسیار واضح و صریح بیان میفرماید . [ مؤلف کتاب چون اصل آیات کریمه را در کتاب خود درج نکرده ، و تنها به ترجمه و مآل آنرا زبان ترکی عثمانی به تحریر آورده است . لهذا ما نیز به ترجمه همان ترجمه اكتفا ميورزيم .]"}
{"book": "adl0616", "page": 1721, "text": "سال پنجم\nشماره ۲۱\n\nمال آن آیات کریمه چنین است : - « صنادید قریش اگر باشما مبادله و مقابله بکنند، شما نیز با آنها فی سبیل الله مقاتله و جهاد کنید اگر آنها بانها بقتال آغاز نکنند شما آغاز تجاوز حد نکنید. جناب حق تجاوز کننده‌گان را دوست ندارد » .\n\nدیگر : - « و آنانیکه حیات دنیا را به نعیم آخرت سودا می کنند فی سبیل الله بادشمن مقاتله باید بکنند. هر کس که در راه خدا مقاتله کرده شهید بشود، یا آنکه احراز غلبه کرده نایل ظفر بشود، در نزديك وقت ما او را اجر عظیم میدهیم » .\n\nدیگر : - « باستکین وسبك بغزا برائید – [ خفيف و ثقیل را مؤلف عسکر پیاده و عسکر سواری تعبیر کرده است ] – در راه خدا با مالهای خود، و نفسهای خود جهاد بکنید این جهاد برای شما خیر است اگر شما بدانید که جهاد چقدر ثواب، و تخلف از امر جهاد چقدر عقاب دارد » .\n\nدیگر : - « ای مسلمانها ! برای محافظهٔ دین اسلام ، جهاد بر شما فرض کرده شد. اگرچه قتال شما را خوش نیاید اما بسیار چیزها نیست که شما را خوش نمی آید آنچیزها برای شما نافع و خیر مند است، مانند جهاد وغزا . اگرچه در ظاهر حال در امر جهاد وغزا ، فدا کردن جان و صرف مال شما میشود و آن بر شما دشوار می آید، اما نتیجهٔ آنها در دنیا برای شما نعمت مظفریت و غنیمت بار می آورد، و محافظهٔ دین و دولت شما را میسر میشود، و در آخرت نعمت جنت ورتبهٔ جلیلهٔ شهادت را مظهر میشوید. گاهی میشود که چیزهایی را که شما خوشگوار میبینید، آنچیزها برای شما موجب مصیبت و ادبار است، مانند تخلف ورزیدن از جهاد وغزا، از تخلف ورزیدن جهاد وغزا بدشمن دین و دولت لذت غلبه میرسد، وموجب محرومیت شما از نعم و ثواب آخرت میشود. جناب حق بکافهٔ امور شما واقف است شما آنرا نمیدانید » .\n\nدیگر : - « ای مؤمنان در راه حق و طریق قیاس مطلق ، با صفای دل و نیت خالص جهاد بکنید. زیرا جناب حق شما را برای نصرت دین اسلام خلق فرموده است » .\n\nدیگر : - « اگر دشمنان شما بر شما اعلان حرب و اظهار عداوت بکنند و با شما به قتال پیش آیند، شما هم آنها را بقتل بکنید » .\n\nدیگر : - « چنانچه مشرکین جملهٔ بانها حرب می کنند، شما نیز با آنها حملهٔ جهاد بکنید » .\n\nاین است مال و مضمون آیات کریمهٔ قرآن مجید وفرقان حمید که دستور العمل اصول حرب دین مبین اسلام را فقره فقره نشان میدهد با این آیات جلیلهٔ قدسیهٔ قرآن عظیم الشان ، بايك لسان آمرانهٔ بسیار بلیغی دین مبین اسلام را بر حرب وقتال در راه خالق متعال بدایرهٔ عدل و انصاف امر و تبشیر مینماید که چون بنظر غور تدقیق شود، معلوم میشود که قاعده‌های اساسی آغاز این دین مبین راصول حرب و فنون عسکریه شایافته است . علی الخصوص از آیه کریمهٔ آخرین که در بالا مذکور گردید اصول ( مکلفیت عامه ) در قواعد حربیۀ اسلامیه اساس گرفته شده است مکلفیت عامه، اینست که عموم افراد امت مکلف و مجبور باشند به امور عسکری چنانچه در توقت حاضر در نزد عموم دولتها بجز بعضی همین قواعد و اصول مکلفیت عامه در امور عسکریه اساس اتخاذ شده است . افراد اردوی حضرت رسالتپناهی به اصول مکلفیت عامه جمع میشدند . به اجرت و مزدوری ، بادادن بدل نقدی اصلا عسکر گرفته نمیشد . حتی در يك حدیث شریف چنین فرموده شده است که مآل آن از قرار ذیل است : « قریباً شهرها فتح میشود . از هر قوم اعوان و انصار پیدا میشود هر انقدر که در اطراف و اکناف مسلمین افزونی گیرد، امام المسلمین بقدری که حاجت داشته باشد ازین عسکر مسلمین – برای آنکه کفار بر مسلمین همجوار خودشان غلبه نکنند ، از بهر جهاد بدون اجرت عسکر می کنند. اگر از میان این عسکرها یکی بدون اجرت محاربه را مکروه دیده فرار بکند، و دیگری بجای او به اجرت خدمت بکند آن آدم از شرف غازی گری محروم میشود، و به اجر و ثواب نایل نمیشود» [ كوكب المسعود في كوكية الجنوب ، ص ١٨] والحاصل این اصول اخذ عسکر بطریق مکلفیت عامه که در بن عصرهای ترقی فوق العادهٔ عسکری، دولتها را از رنج و اندیشهٔ بی عسکر ماندن فارغ البال ساخته است اساس آنرا اصول حرب نبوی وضع نموده است . در آیات کریمه که در بالا مذکور گردید سه بجا ارشاد فرموده شده که نادشمن بر چنان افعال و حرکاتی که موجب اعلان حرب شود اقدام نکنند، بدون سبب غائره راه جهاد نیاید شد. در غزا باید اعلای دین اسلام را مقصد یگانه، و رهبر حرکت اتخاذ کنید. و با صفای دل و خلوص چنان مجادله بکنند. و نعم قدسیهٔ زیبائیه که را فرقه های مسلمانها سبب جهاد فی سبیل الله آن قابل میشوند چنان لسان بلیغی امر به تکثیر فرموده شده که در پیش جلالت و مهابت آن بجز تسلیم و منقاد شدن دگر راه مستقیمی نیست. این است که از آغاز شرف نزول این آیات قرا به از طرف عموم مجاهدین اسلام دستور مظفریات اتخاذ گردید . احادیث شریفه که از لسان حکمت بیان جناب نبوتپناهی شرف صادر شده نیز بر شرف و شان عسکری يك قدسیت سرمدی بخش فرموده است که مآل و مضمون بعضی احادیث شریفه از قرار ذیل است : ( باقی در شمارهٔ آینده )\n\nاخلاق اصحاب\n\nاخلاق اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم\nبار امانت\nحضرت ( عباس ) عم حضرت پیغمبری\nآن صحابی جلیل آن شاه اوج سروری\nيك روایت میشود از وی حکایت بشنوید\nبشنوید و عبرتی گیرید و هم آگه شوید"}
{"book": "adl0616", "page": 1722, "text": "شماره ۲۱۰\nسال پنجم\n\nدر چنین وقتی که عالم جمله در خواب خوشند\nغیر خاموشی و آرامی نشد صوتی بلند\nپس چسان کردی فدا آرامی و خواب خوشت\nمیروی با کیا ای من فدای سیرتت\nگفت من راحت کجا دارم به این بار گران\nگردن و دوشم بود هم زیر بارش چون کمان\nگر تو پنداری خلافت سهل و آسان و حقیر\nهیچگه، هرگز نخواهی گشت سردار و امیر\n«کلکم راع» .... مگر نشنیدی از خیر البشر\nچون بود مسئول پس میگو چسان خوابد عمر؟\nبا وجود اینکه بی خوابی و بیداری کشم\nباز هم هرگز نخواهم رست از ظلم و ستم\n\nگفت بودم در مدینه در زمان آن عمر\nآن عمر کاو بد غیور و با شکوه و داد گر\nيك شبی در موسم سرما که بد سرد و خنک\nبهر دیدار عمر خواستم اجاحبك\nيك عبا بر دوش افگندم روان گشتم ز بیت\nراه پیمودم میان کوچها بی صوت وصیت\nمضطرب چشمم بهر سو ساکن بود و سکوت\nنا گهان يك هیکلی در پیش رویم شد ثبوت\nهیکلی اعرابی با هیبتی قامت بلند\nيك ردای بس سفیدی در بر آن هوشمند\nچون شدم نزديك ديدم بود آن هیکل عمر\nادب دادم سلام و گفتمش ای داد گر\n\nAMIR'S VISIT TO PESHAWAR.\nBALJEE.\n\nاز تذکارهای تاریخی سیاحت هند\nذات اعليحضرت باد شاهی در پشاور در سنه ۱۹۰۷\n\nکفچه میزد دیگ را و طفلکان گریان وزار\nپیره زن بايك صدایی گریه آلودی فکار\nبهر تسکین دل طفلان زار خویشتن\nکو گرسنه بود و نالان از غریبی و محن\nدم بدم میگفت اينك میشود حاضر طعام\nكمترك صبری بکن تا پختگی گردد تمام\nساعتی من با عمر استاده در بیرون در\nمنتظر بودیم تا بینیم طبخ ما حضر\nليك وقت اندر گذشتن بود و دیگش هم بجوش\nطفلکان، بی صبر و بی آرام و گریان در خروش\n\nگر نیاید باورت با من بیا و سیر کن\nتا ببینی راز های بار سنگین بی سخن\nبود آن شمس عدالت پیش و من دنبال او\nسایه آسایی زدم با او قدم بی های و هو\nهمچنین رفتیم تا بیرون شدیم از شهر و کوی\nخارج شهری مدینه شد امیر نيك خوی\nمردی اعرابی را دید و استاد آن عمر\nبود در گردش به طفل و پیره زالی چون قمر\nبود پیدا از جبینش حزن و اندوه و کدر\nبگذاشته پیش دیگی را و جائی شعله ور"}
{"book": "adl0616", "page": 1723, "text": "صفحه ٦\nشماره ۲۱\n\nشد پیش و سلامی داد و گفت ای والده\nچیست این پختت که هرگز می نه گردد مایده\nطفلکان را تا بکی داری چنین گریان و زار\nهر چه باشد پخته شد، ده وارهانشان را انتظار\nآه حسرت برکشید ان پیرزال خوش لقا\nبعد از رد سلامش گفت: اهلاً مرحبا -\nپیش آی بنگر طعام ما که کردی باخبر\nپخته با خامت خود فتوی بده از خیر و شر\nچون شدم نزدیک دیدم ازمان در دیگ او\nپاره سنگی در میان آب جوشان سو بسو\nمیرود: گاهی بالا و گه زیر آن پاره سنگ\nنیست دیگر چیز در دیگ زن آواره رنگ\n\nشد عمر حیران و پرسیدش که چیست این طبخ و نفخ\nمقصدت از سنگ پختن چیست بگذر و ساز فتح\nگفت زن این نی غذا باشد به دیگر مقصد است\nمقصدم خواباندن اطفال و بازی داد است\nچون که از ماکول و از اسباب دفع جوع شان\nهیچ چیزی نیست در دستم که گردم شادمان\nشادمان با هیچ نتوان شد مگر نان با طعام\nنیست نی نان و طعامی غیر سنگ فی الجام\nزین سخن افسرده خاطر گشت شاه داد گر\nگفت آیا شوهر و فرزندی داری یا پدر؟\nتا که بهر نفقهٔ شان کار بندد یا کمر؟\nگفت سه فرزند ارشد داشتم، شوهر، پدر\n\nاز تذکار های تاریخی سیاحت هند\nذات شوکت بنات اعلیحضرت بادشاه دولت مستقلهٔ افغانستان در گوالیار در سنه ۱۹۰۷\n\nجمله شان بهر عزا در خاک شام و روم و مصر\nرفته بودند و شهید افتاده یا در قید اسر\nاین سه اطفال صغیر احفاد من باشد بدان\nکو پدرشان شده به بند و رفت سوی جاودان\nاین سوم شب شد که من با این یتیمان گرسنه\nمانده ایم و غیر دربار خدا بی توشه\nزین سخن نالان و گریان شد امیر المؤمنین\nگفتم ای مادر چرا غفلت نمودی اینچنین\nبود لازم بر تو کز این ماجرای حال خویش\nمینمو دی باخبر ذات امیر داد کیش\n\nزین سخن عمر از این شد همچو شیر شرزه\nشد جبین پر چین و کف و لب غضب لبریزه\nگفت: - خواهم از خدا تا آن امیری بی خبر\nکو ندارد هیچ غم ز احوال خلق الله بسر\nمحو گردد، زود گردد در نگون اقبال او\nزود گردد به تاراج عالم همه احوال او\nدر عجب رفتم، بگفتم: والده! این بد دعا\nنیست حق بهر عمر، باشد سراسر ناروا\nاو چه کرده با تو باشد مستحق این عتاب\nاو چه داند حال تو، انصاف فرما ای جناب"}
{"book": "adl0616", "page": 1724, "text": "صفحه ۷\n\nگفت انصاف انجنین باشد که من بازی دهم این پنهان را، و او خواهد یارد هیچ هم :\nمار ما باشیم و در دستش امانت از خدا داد ما را حق از و خواهد سند روز جزا\nگفتمش حق با تو باشد ای تجيبه والده ليك كراو باخبر میبود. بودی فایده\nگفت: باید باخبر باشد ز حال بند کان او بگردد او پرسد او تجوید ما جزان\nگفتمی عباره را صدها هزاران کاروبار باشدو کی میرسد تنها به این صدها هزار\nگفت: میدانست چون بار خلافت را گran پس چرا اول قبولش کردچون آب روان\nعدل را عهده بر ار آنوقت شد فاروق ما کو خلافت را بدوش خود نهاده برملا\nتو همیگویی که کارش هست افزون پیشمهار کار را اول نظامی ده سپس شو کاردار\nكار او آيا بجز جنك وغزا ديگر چه بود بهر فتح ملكها لشکر کتا دیگر چه بود\nمردم شهر مدینه گرسنه عربان گذار شهرها كيرو قسمت یاب و در تقسیم آر\nاین ستم را چنان باشندی وزیری و قهر می دو آن زن که سامع را همیکردی زجر\nدر چنین احوال از آواز طفلان شد بلند. كريه ها و ناله ها ( الجوع ) كوبان شد بلند\nشد از این فریادها اعرابیه تالان و زار روسوی آسمان رداشت و گفت ای کردکار\nبا صواعق اوفتد فریاد ایشان صفار بر سر آن آن خطایی که هست او ظلمکار\nای عمر آه پایان را مکن باران کمان صاعقه باشد که وفرقت ویزدی کمان\nاب و جدش را نو از بهر غزا نمودی سوق از پنهانش خبر گیری نشد . مهر تو ذوق\nکر مرادت این بود من آیم و زاری کنم چون کدا یان نان کویان پیش تو خواری کنم\nحاش لله | بدمرا بانی که بدا کرم زتو او بمن تعلیم کی داده که آرم سر فرو\nشد خلیفه زیسخن محجوب و بیتاب و زبون گفت ای مادر بدست است حق زينهم فزون\nباش تا یکدم روم آیم. تو این اطفال را بازی میده تا شوند آرام من آيم هلا !\nاین بگفت وزود برباشد عمر منهم زبي باد سرعت میدوید او پیش و منهم همچو ( في )\n\n(۱) فی ساله را گویند\n\nسال پنجم\nشماره ۲۱\n\nدر میان کوچه های تنگ و تاريك بلد گاه چپ که راست میرفتیم باشد مستند.\nپیش روی ما یکی در وازه تقول وبند. يك كلبد از جیب آورد آن عمر آن هوشند\nباز کرد. او در درآمد او به پیش و من عقب در میان آن ، کدام ، بیت مال خوش سبب\nجستجو نمود عمر در مخزن تاریک و نار شمعی پیدا کر دو بر افروخت، پس شد آشکار\nيك جوال آرد بود و يك سبوی رو غنی گفت بر دوشم بکن بار این جوالده منی\nاین سبورا نیز خود بردار و جابك شويكا ناله زار بتمام نموده بقسرار\nدر ببندید و روان شد. از همان راه نخست راه دور و بانده و دو بار سنگین هم به پشت\nگفتمش ای یار پيغمبر امیر با وقار مہربانی کی بده بارت مرا شودم گذار\nگفت حاشا کر میرم تو مکن با من مدد شد و بال من من باید همه از یک وید\nتو مگر نشنیدی ای عباس زان اعرابیه کوهمی گفت از دل پرسود باشد را کیه\nبار سنگین خلافت را بدوش خود چرا میگرفتی که میدانست برداشتی ورا :\nدر کنار دجله كر كر کی دمايد يك بره میشود مسؤل عمرزان ظلم و بدعت يك سره\nكر بماند يك زنی میکس عمر مسؤل شد. کر قیمی گرسنه ماند عمر مسئول شد\nخانة عبارة را گر کنند باران خراب زیر بار آن بود روش عمر در پیچ و تاب\nقطره خونی اگر ریزد شاحق قاتلان میشود گرداب و میگردد عمر غرقاب آن\nچون خلیفه شد عمر آباد کر مسؤل کیست ؟ چون کند ا يا عمر ؟ دیگر - حن مقبول نیست\nاز محمد آنچه بد مطلوب ، خواهند از عمر حق بدست شان بود. زیرا خلیفه شد عمر\nای عمر بازی خلافت را چسان کردی بدوش چون گرفتی بار سنگین را همیکش همم بکوش\nاین سخنها را همیگفت و قدم میزد عمر تا که واصل شد به پیش خیمه پژمرده فر\nرف کنند از دوش جوال آر در ادر گوشه اش من نهادم نيز روغن را برای توشه اش"}
{"book": "adl0616", "page": 1725, "text": "شماره ۲۹\nسال پنجم\nصحيفه ۸\n\nمير خاب که محل و مسکن ابتدءا کو است رسيده که عينا همان مکتوب را هم بجهه نقل آن بجبههٔ استحضار خاطر مبارك ارسال خدمت عالى نمودم تا از مطالعهٔ مبارك گذشته واگر قابل درج جريده نامى باشد امر باندراج آن فرمايند که يکى از بدايع خارقه الهى است و در خور انتشار است\n\nنقل خط مذكور\n\nدر يوم دوشنبه ۲۵ ثور ۱۲ رجب المرجب سنه ١٣٣٤ در قبيلهٔ سلطان خيل طايفهٔ كوچى قوم احمدزائى كوچى قدر و نام زوجهٔ محمد نادر كه حامله شده بود از وقتى كه حامله شده بود تا زمان وضع حمل بالاى اشتر سوار زده مى كرد و چون كه مده حمل مذكوره تمام شد در يك شبانه روز از بطن واحده دو دختر و دو نچه بوجود آمده و براى هر واحد يك ماده نره مقرر كرده كه طفل ها را شير ميدهد ـ انتهى ـ مكرر عرض مى شود كه چون كوچى ها در يك جا مقيم نيستند بنا را قبيله مذكور حسب معمول در تردد است فقط\n( عبد الخيار )\n\nاز حاجى مينويسد\n\nاز طرف حاكم حاجى و چمكنى خبر رسيده كه بتاريخ ۱۲ ماه ثور در علاقهٔ حاجى بموعد دو ساعت كامل يوم مذكور برف بارى بود فرداى آن آب استاده در هر موضع مذكور منجمد و منعقد گرديده بود و از ابتداى ماه ثور الى يومنا در شباروز چهار مراتبه پنج مراتبه هر روزه بارندگى در دست و در بعضى موضعات تا له هذا باريدن بتواتر جريان دارند در هر شيله و مواد كوه و دشت و كشت زار معلق پر آب گشته اند مانند محرروان در هر رقبه زمين اين محال آب بنوعى كثرت و وفوريت دارند كه رودها عبور نهايت بدشوارى مى شود و املاك متصل رود از شدت و فوريت آب رو بخرابى آورده اطلاعدهى لازم دانسته اطلاعدهى نمودم و دراكثر موضعات صاعقه افتاده و مى فتند مگر فضل الهى بطاعت لامع حضرت الولى الامر والاجناب اعليحضرت ديانت شعار مسعود والا راى تقرى و مواشى ضرر و نقصان نرسانيده اند\n\nنمبر ۱۳ مؤرخهٔ شهر رجب المرجب سنه ١٣٣٤\n\nحادثه برق\n\nحاكم كته كان بدربار حكومتى هرات معروضداشته است كه در تاريخ ۱۲ جمادى الثانى در نيم شب باران شديد و رعد و برق هاى مزيد جريان داشته درين اثناء صداى رعد و آتش رق شدن كرده ماده غرفه از او درق جدا شده بخانهٔ سياه عزيز نام بلوچ تعلق خيل نور الله نام على زائی از باديه نشين علاقهٔ مذكوره مى افتد خود عزيز نام كه از شدت صداى رعد از خانه برآمده بود بواسطه نزول برق از خانه برآمده بوده بواسطهٔ نزول برق از هوش رفته بعد از مدتى كه بهوش آمده از ميان خانهٔ خود آواز ناله را ميشنود كه سوختم در ميان خانه خود آمده از جمله دو نفر آدم و دو نفر اشتر كه در انخانه بوده چهار نفر عيال و يك پسر يازده ۱۱ ساله كه خواب بوده با دو نفر اشتر بواسطه احتراق برق مذكور فوت و هلاك شده بودند بقيه نفرى خانه مذكور كه احتراق آن به اندرون بدن شان كمتر موثر گرديده بود است بحال خود آمده الحال سالم شداد يكى\n\nشد عمر در پيش ديك و سنگرا بيرون كشيد\nآرد را در اب افگند و كمى روغن مزيد\nكرد . آتش را فروزان ليك هيزم شد خلاص\nچند چوب تر ندارك شد بصد غور و مقاص\nذات والاى خليفه آن امير محتشم\nدر ميان خانه در پيش او جاغ كرده به هم\nطلعهٔ بيضاى ذات اشرف يكسو منش\nدر ميان خاك و بالها دميدى آتشش\nچوبها بربود و دود ازديد هاى آن جناب\nقطره هاى اشك بارانيدى هم چون در ناب\nتا كه آتش در گرفت و تخته شد آش طعام\nگفت مادر قاب اور تا شود طفلان بكام\nقاب چو بين زرنگى بود پيش آورد همان\nاز اماچ گرم و چرب آمد بطفلان تا روان\nداغ بود و خوردنش مشكل بدار بهر صغير\nزان سبب پف كرده خورانيدشان ذات امير\nخيمه كه ماتمسرائى بود يکدم پيش ازين\nاين زمان شكر كه باشد رشك فردوس برين\nرات ماتم شد . روز افزا در و ديوار او\nطفلكان بازى كنان شادى كنان در هاى و هو\nحضرت فاروق اعظم گفت اى مادر بخش\nرخصتم كن بعد ازين همره برسد حقت و بخش\nدر حين ان شهادت مند زاده محتشم\nگفت پيدا روح فرحت لهجه اش شد مبتسم\nالوداع گفتيم وزان خيمه برون رفتيم زود\nتفت ديدى نقلت بار خلافت را چه بود\nگفتمش گر تو نبودى از تو بهتر هم نبود\nكو بدوش خود بگيرد بار اين تست و گشود\nاى عمرنى تو ملك هستى نه يك ظالم امير\nليكن در دست چه باشد ، چون تو ئى ايسى خمير\nعدل مطلق غير حق مرديگرى را مدام نيست\nعجز انسان ظلوم البت بجز اخلاص بيست\nليك سعى و جد قدر طاقت وسع بشر\nبهر عدل و خوبى اين باشد كه كرده ان عمر\nصد سلام وصد تحيه بادر جان بى\nبعد ازان برال و هم بر جمله ياران بى\nاللهم صلى على محمد وعلى اله وصحبه وبارك وسلم\nارده افغانان کابل ۲۲ جمادى الثاني سنه ١٣٣٤\n\nحوادث داخليه\n\nومن الغرايب\n\nفضيلتمند ( ملا عبدالجبار ) آخند زاده براى ما مينويسد : امروز يك برزه بخط برادر اينديا کو - ( ملا عبدالستار ) از لهو كرد علاقهٔ"}
{"book": "adl0616", "page": 1726, "text": "سال عجم شماره ۲۱\n\nاز جمله عیال های قولی یکنفر عیال با پسر کودکی خواب بوده اثر حریق مادرش را سوخته هلاک ساخته و پسرک صغیرش کمتر محترق گردیده که حال پسرک مذکور سلامتی حاصل کرده است .\n\nیکی از صاحبمنصبان انگلیس که چند ماه در بین النهرین خدمت کرده بود جریده مورنینک پست مورخه ۷ فوریه مثنوی نوشته بر اطلاعات ما از شرافت و انسانیت توکها می افزاید . صاحب منصب مزبور میگوید :– حسن اخلاق و اطوار ترکها مرا چنان مجذوب کرده که تعجب دارم چگونه در دام آلمانها افتاده اند ( البته مقصود من ترکهای حقیقی هستند نه کردهای وحشی که دست قضائی بر ارامنه کشودند یا ترکهای عرب نژاد که در بغداد منزل دارند )\nبعد از وقعه السیفون از آنها یک عملی ناشی شد که شایسته تحسین و تمجید است . يك زورق ما که سیصد نفر مجروح داشت به گل نشست و مجبور شدیم که چند نفر پرستار برای آنها گذارده تر کشان بگوئیم . ترکها زورق را باطناب سمت خود کشیده بیرق سفید را بر آن نصب نمودند و بدون هیچ مزاحمت و اذی به اردوی انگلیس شان فرستادند .\nدر جنگ همان شب دو نفر صاحبمنصب انگلیسی که مجروح شده بودند در میدان ماندند و گرفتار توکها شدند . جوانمردان ترک کمربند و رولور و استاد و دوربین این دو نفر اسیر را گرفتند و خود شان را نزد ما فرستادند . یکی از آنها حکایت میکرد که باو آب داده بودند تا بتوشد لباسش را باز کرده بودند ناراحت باشد .\n\nمراجعت كشتى ( مو ) بوطن\nبیانیه اداره بحری آلمان\nمین زدن به ادوارد هفتم\n\nا امستردام مورخه ۵ مارسن\nرطبق تلگرافی که از برلن رسیده اداره از کان تجربه آلمان بیانیه صادر کرده است بدین مضمون\nکشتی « مو » در تحت فرماندهی کنت دون اند زودوه تا اسکلو دین بعد از چند ماه جولان در دریاها امروز بیکی از بنادر آلمان رسید در حالی که ٤ صاحب منصب انگلیسی و ۲۹ عمله بحری و ١٦٦ نفر اجزاء جهازات دشمن که از ان جمله ۱۰۳ نفر هندی هستند با سارت آورده و نيز يك مليون مارك كه معادل ۵۰۰۰۰۰ لیره است طلای نقد از دشمن گرفته است\nکشتی ( مو ) جهازات ذیل را یا غرق کرده یا اسیر نموده و بعنوان غنیمت بحری به بنادر بی طرف فرستاده است .\n\nجهازات انگلیسی\nکشتی کودرنج ۳۹۸۷ تن ،\nکشتی انور ٠٣٤٩٦\nترایدر ٠٣٦٠٨\nاربادن ٠٣٠٣٥\nدرو موتی ٠٣٦٢٧\nتار پینگفورد ٠٣١٤٦\nکلن مکتاویج ٠٥٨٩٦\nالام ٠٠٧٧٨١\nدست بورن ٠٠٢٣٠٠\nهوراس ٠٠٣٣٢٥\n\nحوادث رجينه\n\nجانشين لارد كثير\nاخبارات بالعموم اظهارات نموده اند که بجای لارد کچر کدام شخص دیگری مقرر خواهد گردید نامهای لائید جارج و چرچل ولارد دربی در این باره در معرض بحث آمده اند – تصدیق این ریپورت که لارد فرنیچ را بجای او پیشنهاد کرده وزارت جنگ پیش کرده شده است تا حال بعمل نیامده است – دیلی کرانیکل می گوید که مستر ایسکویث غالباً کدام رکن پارلیمنت رابجای لارد کچر مقرر خواهد کرد .\n\nپس ماندگان\nبطور رسمی اعلان کرده می شود که یک نفر افسر و ۱۱ نفر سپاهیان جهاز اب شائر را که بريك تخته خود را محکم کرده بودند موج رساحل انداخته است .\n\nلارد كثير وهند وستان\n\nشماره ۹ جون ۷ شعبان\nبموجب و تسلسل اعلان رسمی نظامی مورخه ۷ ماه جون کساندرا نحیف بهندوستان هدایت می کنند که یاد کار فیلد مارشل کچر در شمله دعا و در دهلی بوقت دعا بیرق را سرنگون کرده شود و ۱۹ فیر توپ بطور سلامی کرده شود در کل مقامات نظامی بیرق نیز سرنگون کرده خواهد شد و در هر مقام که توپ خانه وجود باشد فیر توپ کرده شود مزید بران کماندرانچیف هدایت میکنند که حکام و افسران تا الی هفت روز نشان ماتم بپوشند –\nیوم و تاریخ و وقت دعا و نماز جنازه بعد ازین مشهر کرده خواهد شد\n\nلندن ۷ ماه جون – ٥ شعبان –\nیادداشت نویس لارد کچر در وایست مستر کرت شائع نموده است لارد کچر شب و روز در حاصل کردن عهده و ویرانی هند مستغرق بود وقتیکه عهده مذکور به هاردنگ داده شد از حد مایوس شد و گفت که برای من در دنیا اکنون ما سوای فروریگر هیچ چیز نمانده است لاکن از تقرر او در مصر قدری تسکین خاطر او شده بود\n\nلندن ۷ ماه جون – ٥ ماه شعبان\nمستر اسکوئثه بطور عارضی وزیر جنگ مقرر گردیده است –\n\nلندن ۷ ماه جون – ٥ ماه شعبان –\nتلفات در جهازات که غرقاب نشده اند قرار ذیل می باشد ۱۶ نفر هلاك و ۱۲۸ نفر زخمی و ٥ نفر مفقودالخبر اند –\n\nخبرهای جنگ نقل از جراید اوروپا\nانسانيت تركها"}
{"book": "adl0616", "page": 1727, "text": "صفحه ۱۰\nپارهٔ ۶۱\nسال پنجم\n\nفلامنكو ٠٤٦٢٩\nساکسون براس ٠٣٤٧١\nکشتی بادی ادین بورك ٠١٤٧٣\nجهاز فرانسوی مارونی ٠٣١٠٩\nجهاز بلژیکي لوكر امبورك ٠٤٣٢٢\n\nدر چند نقطه از سواحل دشمن کشتی مو مین گذارد و از جمله جهازاتی که بواسطه مین آن کشتی غرق شدند کشتی ادوارد هفتم است (رویتر)\n\nحمل مهمات جنگی بسوند\n\nآژانس پتروگراد از مسکو خبر میدهد که از قرار اطلاعات واصله بانجا این اوقات از طرف کارخانهٔ کروپ گلوله و مهمات و لوازم حربی به مملکت سوند حمل و نقل میشود .\n\nشورای نظامی در اسلامبول\nمخبر روزنامه وبه و ریمیا از بکارست خبر میدهد که از قرار اطلاعات واصله از اسلامبول چند روز قبل در آنجا يك شورای نظامی با حضور فيلدمار شالما كنزن ايمان فون ساندرس باشا ، اسدپاشا ، انور پاشا و میانکو سکی ژنرال از پنی و جمعی از صاحب منصبان اردوهای المان و عثمانی تشکیل یافته در این شورای نظامی مسئلهٔ حرکات جنگی آتیه و ازدیاد قوا و استحکامات عثمانی در جبههٔ روسیه مطرح مذاکره بوده است و کوپایی از مقررات همین جلسه بلا فاصله حمل و نقل توپهای سنگین اتریشی بمیدانهای روس و عثمانی شروع شده است .\n\nما کنزن در اسلامبول\nتلگراف آژانس پتر و گراد مورخه ۱۵ مارت ( ۲۳ جمادى الأول) حاکی است که فیلد مارشال ما کنزن بتاز کی وارد اسلامبول شده است . بر حسب اخبار رسمی ورود مشار اليه باسلامبول برای این است که لقب فیلد مارشالی آلمان را سلطان عثمانی تقدیم نماید و لیکن حقیقت مطلب این است که فرماندهی کل قوای عثمانی در آسیای صغیر بعهده مشار اليه گذارده خواهد شد .\n\nهزار بمب در سالونيك\nآژانس پتروگراد خبر میدهد که بر حسب اطلاعات واصله به مسکو ، آلمانها ۱۰۰۰ بمب به سالونيك انداخته اند .\n\nثروت طبیعی صربستان\nاز ( تور اسپویرین ) واقعه در رومانی روز نامه « نوويه وريمياه » خبر میدهند که حکومت بلغارستان برای استفاده از منابع ثروت طبیعی صربستان نقشه بزرگ و وسیعی حاضر کرده است. این نقشه حکومت بلغار از طرف دولتين آلمان و اطریش نیز تصویب شده است . این دو دولت که بهر گونه اقدامات بلغارستان اظهار مساعدت کرده اند در ین موقع منافع خود را نیز بیشتر منظور داشته اند فعلا برای تحقیقیات و تفتيش معادن صربستان بيك كميسيون مركب از نمايند كان آلمان و اطریش تشکیل یافته کمسیون مزبور شروع بکار نموده در درهٔ نهر ( تيموك ) وجود معادن مس ، ارزیز، روی، آهنربا و چندین فلز معدنی را کشف کرده است این اوقات از طرف متخصصين معادن آلمان\n\nو اطریش و بلغار برای اکتشافات و بکار انداختن معادن مزبوره مشغول تدارک نقشهای لازمه هستند و در اول ماه ( مای ) شروع بعمليات نموده اند.\n\nاعزام قشون به اسیای صغیر\nاز قرار اطلاعات اخیره در اطراف اسلامبول لا ينقطع جران قطارهای راه اهن مداومت یافته و از قطعه ترا کیا اتصالا قشون حمل و نقل میشود. این قما کر جهت مقابله با اردوی روس به جبهه اسیای صغیر اعزام میشود .\n\nتشکیلات قشون ونقشهٔ شرق\nتذکراتی از پترو گراد اشعار میدارند که مسافرت مارشال ما کنزن به اسلامبول با مسئله تشكيلات جديد قشون عثمانی و ترتيب يك نقشه برای عملیات شرق کاملا علاقه دار میباشد .\n\nقوای المان و اتریش در اسلامبول\nاز بکارست روزنامه « پیر زایا وید و موستی » اطلاع میدهند که در اسلامبول در موقع ادای مراسم سلام ، باطریهای توپ سنگین المان و اتریش نیز اشتراك نمودند، برحسب معلوماتی که از آن بدست آمده، در اسلامبول عده کثیری از قوای عسکری المان و اتریش موجود بوده و این خبر از منابع عدیده تایید شده است .\n\nعقاید وزیر حربهٔ المان\nاز قرار معلوماتیکه از بکارست روز نامه « پ. وید و موستی » رسیده امیرال ( فون كليب ) وزير حربهٔ جديد المان میگوید که محافل عسکریه المان را بدین عقیده متقاعد سازد که هر چه زودتر باید فعالیت حرکات بحربهٔ المان شروع شود ، وزیر مشارالیه کاملا بر خلاف این عقیده است که قوای بحربهٔ المان كما في السابق بیحرك مانده و ابداً فعالیت نگذارد .\n\nفعالیت در فرونت انگلیس\nاعلامیه اركان حرب انگلیس در جبهه فرانسه اشعار میدارد که المانها در نزدیکی یوانشی و یوانشان و او از چندین بمب محرق ساخته کودالهایی را که بواسطه انفجار بمب ها تشکیل یافته بود اشغال کردند. ما بواسطه هجوم دیگر اگرچه کودال را گرفتیم ولیکن همه دشمن را مجبور نمود یم که ان را تخلیه کنیم. در اطراف مازن ، و هوهم ران جنگهای شدید با تفنگ و مین و نارانجك های دستی جریان یافته ، قسمتی از اطراف اوريت ، كروسترایت ، هوك سنزان ، ولوتوس را باتش توپ گرفته مانیز در مقابل انها يك انبار مهمات حربیه را در نزدیکی بوستا ویران و محترق ساختیم طیارات ما که برای اجرای کشفیات رفته بوده مراجعت نکرده اند .\n\nه آجیق سوز ، ٢٤ جمادى الأول\n\nمخارج جنك فرانسه\nاین روزها در مجلس مبعوثان فرانسه راپورتی در خصوص بودجهٔ سال ۱۹۱۹ خوانده میشود درین را پورت مخارج فرانسه بقرار ذیل نشان داده شده است :\nملیارد وصد"}
{"book": "adl0616", "page": 1728, "text": "سال عم\nشماره ۲۱\n\nاز آغاز جنگ حاضر تا آخر سال ۱۹۱۹ مخارج جنك فرانسه بالغ بر شصت و شش میلیارد و هفتصد و هشتاد و دو ملیون فرانك ( تقریبا نوزده کرور تومان ) میباشد. از این مبلغ ۳۷ ملیار د فرانک برای مخارج وزارت جنك و نه مليارد و ۷۸۲ ملیون فرانک برای مصارف وزارت بحريه و وزارت مستعمرات تخصیص داشته است . و کیفیت از دیاد تدریجی مخارج جنك بقرار ذيل نشان داده شده است : در شش ماه اول سال ۱۹۱۵ مقدار مخارج عبارت بوده است از ۸ ملیارد و هشتصد مليون فرانك در سه ماه بعد بالغ بر پنج ملیارد و شش مليون فرانك بوده و در سه ماه اخیر سال مزبور بمبلغ ٦ ملیارد و چهل و هشت ملیون فرانك بالغ خواهد شد . در سه ماه اول سال ١٩١٦ میزان مخارج عبارت بوده است از ٧ ملیارد و هفتصد مليون فرانك ، ودرسه ماه بعد مبلغ ٧ ملیارد و هشتصد مليون فرانک رسیده است .\n\nازند کارهای تاریخی : شهزاده معظم دولت علية مستقلة افغانستان\n( معين السلطنه سردار عنایت الله خان ) در هنگامیکه بسیاحت هندستان تشریف برده بودند درسته ۱۳۲۲\n\nبیه مصنوعی در آلمان\nاز کیهان روزنامه « پرز او یا ویده موستی » تلكرافا اطلاع میدهند که بر حسب معلومات جريدة « برابر تا گیلات » پرو فیسر ( ليندير )"}
{"book": "adl0616", "page": 1729, "text": "شماره ۲۱ سال نهم صحیفه ۱۳\n\nتمام این راه های که جدید اساخته اند دارای دو شعبه و دورشته است. و از اینجا بخوبی معلوم میشود که اطریشی ها برای جنگ های سخت که در فرونت های مهم ما بوقوع خواهند پیوست. با چه فعالیت و جدتی مهیا و حاضر میشوند، و چه تدارکات بزرگی فراهم کرده اند .\n\nاچق سوز - ۹ - ۷ ج ۲\n\nوقلوبهم شتى\nتو ایشان را با هم متفق پنداری اما دلهای شان از یکدیگر جدا است ای رو\n( ترجمه از اخبار ( تبليغ ) منطبعة سوريه )\nانظار کیان هنگامه سیاست ما بين الدول درین نزدیکی زمان از آمدن اعضای مجلس ملی روسی بلندن و تقدیم شدن ایشان بحضور پادشاه انگلستان و خطابه پرجوش و خروش وزیر اعظم برطانیه بایشان و خصوصاً از کلام مستر ایسکویتهه که از اتحاد انگلیس و روس حریت نوع بشر محفوظ کردید - احوال قلبیه ارباب حل و عقد دولتین را فهمیدند. قانون فطرت چنین واقع شد که در محل شك و شبهه تاكيد در کلام برای رفع ابهام لازم باشد . پس این تاکید در اظهار دوستی و استواری اتحاد میان انگلیس و روس درین هنگام که بظاهر زیست و مرگ ایشان با يكديكر وابسته میباشد چه داعیۀ ضروری داشته باشد . جواب مشفقانه موسیوسازانوف وزیر خارجه دولت روس درادای شکر و امتنان شنا و صفت انگلیس حالب بعض رموز خفيه خلجان نخستين كلمات موسیو سازانوف را بمعرض غور و فکر باید آورد ... تا آنك يكانكي با يكانكي سياست دولتین در تحصیل مرام خودشان هویدا کردند. مفهوم گفتار موسیه سازاناف چنین است - : اظهار مستر اسکویث در باب اتحاد کامل ميان دولت انگليس وروس بر مسائل شرقیه از طلوع فجر جدید در سیاست عالم و معامله ما بين الدول خبر میدهد. — وفاق عالمی میان انگلیس و روس عبارت است ازین که مخالفه شان بخلاف دشمنی نام گذاشته شده است — در همه اوقات باقی خواهد ماند و مبنی بر اتحاد منافع هر دو دولت در صادق دوستی ایشان .. صلح عالم متجلی و القلب بلام\n\nدر خطابه مخصوصی که در جلسه علمای شیعی قرائت نموده بدلایل علمی اثبات کرده است که بوسایل علمی مقدار کافی پیه مصنوعی برای آلمان تدارك میتوان کرد. پروفسور مزبور ادعا میکنند که این پیه اختراعی را از حشرات کوچک و کرمهائیکه از لانه اجساد حیوانات تعذیه میکنند. ممکن است بعمل آورد .\n\nاوضاع فرونت شرق\nآلمانها در جبهه فرانس و انگلیس تا وقتی بنای تطبیقات خواهند گذاشت و فشارهای سخت وارد خواهند آورد که در فرونت ماطغیان آبها مداومت دارد. در میدانهای متفقين ما ممکن است که جنگهای بسیار دهشتناکی وقوع یافته و صفحات جدیدی پیش آید . لیکن شدت عملیات آلمانها در ان نقاط دری نمی نماید و آن ضربهای سخت چندان امتداد نمی یابد. در بحبوحه آن محاربات بزرگ ، طغیان آب در فرونت روسیه فرونشسته و اردوهای روس بار دیگر معاونتهای ذیقیمت متفقين تواند نمود . آلمانها همین نکات را در نظر گرفته و پیش بینی میکنند و اهمیت جناحين ما را دانسته سعی میکنند که توجه ما را از جناحین اردو بنقاط دیگر جلب نمایند . در فرونت (دوبنا) که آلمانها بزرگترین فعالیت و جدیت خود را در اطراف ریکا و ايكسکول نشان داده و در نواحی ( بارا نوويج ) نیز حدیث مخصوصی بعمل میاورند .\nدر فرونت جنوب غربی علی رغم يك نوع سکونت مختصری که بنظر میآمد. اطریشی ها از عقب فرونت برای جدیت و عملیات مهم گماشته اند. این اقدامات با نبودن راه در فرونت ما و با موفقیت آلمانها در جبهه فرانسه علاقه دار میباشد اطریشی ها در طول مدتی که در کالیسیا و کاوین استقرار یافته و اقامت ورزیده اند، متجاوز از هزار و درست ( قریب صد و پنجاه فرسخ ) راه آهن کشیده اند. در صورتیکه راه های باريك متعدد که در صحراها امتداد یافته، جزو این حساب نمیباشند .\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nبر همه آرزو کشان علم و عرفان ممالک خارجه اعلان میشود که کتاب مستطاب (سراج التواریخ) که کیفیت آن در اعلان کالم آخرین اخبار ما مندرج است : در شهر پشاور بمعرفت عالیجاه ميرزا غلام حیدر خان سررشته دار باكخانهٔ دولت عليهٔ مستقلهٔ افغانستان بقیمتهای متعین آن بفروش میرسد. خواهشمندان خریداری و مطالعه آن در هندوستان ، و سایر ممالك خارجه به سررشته دار مومی الیه مراجعت کرده دستیاب میشوند .\nقیمتهای کتاب نمبر وار در کالم اخرى اخبار مندرج است بر هر کتاب مبلغ يك رو بيه و يك عباسي کابلی مخارج ارسالية كتاب از کابل الی پشاور ضم و علاوه کردیده است . خریدارانی که از دیگر اطراف از پشاور طلب کنند، قیمت اجرت پارسل ذالك انگریزی البته برذمهٔ خودشان میباشد ."}
{"book": "adl0616", "page": 1730, "text": "۱۳\nساله نيم\n\nمحقق شدن این خیال که فرانس و شبه داخل منطقة نفوذ رطانی باشد ... حالت روس عجیب افسوس انگیز است . آبنای باسفورس و دار دانیل از جهت مخالفت جرمنی و آستریا درین قرون اخیره بدست روسی نیامده و نخواهد آمد - و خلیج فارس را انگلیس که دوست روس است نمی گذارد که بدست روس درآید - و دریای بالو را جاپان زیر نفوذ خود آورده است . پس چگونه این شرط که جای خروج بحر اعظم جانب جنوب برای روس بطوریکه قابل هیچ تغیر و تبدل نباشد حاصل شود ، درست خواهد بود ! غریب ترین چیز این است که مملکت واسعة بولند بنوعی بدست جرمها در آمده است که وزیر امور خارجه دولت روس در باب استخلاص آن از دست دشمن چنان مایوس شده که میگوید که در باب ملک پولند فی الحال تشکیل نظام از پیش نمودن ممکن نیست ، ولیكن استقلال ادارة ملك خود از روی انصاف بدرجه غایت به پولند داده خواهد شد - و ترقى مالى وصناعی پولند هم اصلاح پذیر خواهد گردید . از کلام وزیر اعظم جرمنی ظاهر است که همین طور امتیازات را جرمنی به پولند عطا خواهد نمود - پس پولند از دست روس رفته است اما جای خروج بحر اعظم جانب جنوب، هنوز گنجشکی است بالای درخت ! و این تردد عساکر روس در جولانگاه ارض روم و طرابزون و کرمان شاء يمكن كه نمونه این حکایت ذیل کردد !\n\nشنیدم که یکبار در دجله سخن گفت با عابدی کله\nکه من در فرماندهی داشتم پسر بر کلاه مهی داشتم\nسپهرم مدد کرد و دولت وفاق گرفتم بیازوی دولت عراق\nطمع کرده بودم که کرمان خودم کذا که بخوردند کرمان سرم\n\nاخر ترین خبر های جنگ نقل ترجمه اخبار های انگریزی\nمحاربات وردن\n\nلندن ۸ جون ۶ شعبان -\nپیرس : اعلان رسمی که امروز در پیرس شائع شده است بیان می کنند که قلعه وا کسی کاملاً خرابه شده است و در انجا محض يك مقام مشاهده بود غنیم آنرا به بهای گران گرفته است و او را برای تسخیر وردن چندی نزدیکتر آورده است .\nقلعه واکس ضبط کردید .\n\nلدین ٨ جون ۶ شعبان\nاعلان رسمی که امروز بعد از چاشت شائع شده بود بیان می کنند که جرمها بر قلعه واکس زیاد شده بعد از جنگ و جداد نهایت خوفناک که الى يك هفته جاری مانده بود ویض شده اند در علاقه جات دووا مونت و تهیومونت وهار تنيس ويلر گلوله باری نهایت خوفناك بوقوع می آید\nکلید گرفته نشده است\n\nلندن ۹ جون ۷ شعبان\nپیرس - از جرمها در تسخیر قلعه جات واکس ٠٤ اروز صرف شده است - جرمنها کل جمعیت خود را برای تسخیر قلعه مذکور\n\nری اولادنا واولاد اولادها . عشق شدن این خیال که فرانس و روس را از یک دیگر بیگانه کردن ممکن نیست - این امر را اثبات مینماید که دول متوسطه ( یعنی جرمنی و آستریا ) برباد شدند و برای ایشان روز شامت غیر مردود خود را هر چند تاخیر کرده باشند . بنا بران خیال که روس اراده لغلب بخلاف یورپ دارد نهایت امکان است و این راستی است وقتیکه جای خروج ( بحر اعظم ) جانب جنوب حاصل شود - و ملک روس باسلوب مناسب درست کرده شود ، و همه همچنان که ما حقوق خود را پابند . و همه آرزو های روس در غرب و شمال فعال درآید - روس خطر دائمی برای ناروی و سویدن نیست . و چون طالعی شور و غوغا در باب جزائر ایرلند مانند دخان پریشان است و کشت - در باب ملك بولند فی الحال تشکیل نظام از پیش نمودن نیست ، وليكن استقلال ادارة ملك خود از روی انصاف بدرجه خواهند داد - و ترقی مالی و صناعی پولند هم مزید خواهد گردید - و بر اعظم انگلستان و وزیر امور خارجه روس متفقاً اعلان کرده اند که دولت انگلیس و روس هر دو بر اموریكه تعلق دارد بممالك اتفاق خالص حاصل کرده اند و ممالك شرقیه عبارت است از ممالک و ایرانیه و افغانیه و چینیه - از ساحل شرقی بحر اوسط تا ساحل بحر کامل - یعنی در صورت مظفریت ایشان - انگلیس و روس و برای دارای همه بر اعظم آسیا خواهند بود - و رتق و فتق این ممالک واسعه حسب خواهش این دو دولت خواهد بود - وزیر وزیر و اقوام شرقیه بر مصلحت و مشیت ایشان موقوف باشد . و راست است آنچه که موسیو سازاناف میگوید که از اتحاد انگلیسی و این در سیاست عالم و معاملة ما بين الدول طلوع فجر يوم جديد بوقوع است ، ازین فقره ظاهر است که جنگ نادر دوام خواهد کرد . و مسبب اصلی این جنگ جهان آشوب صرف ادعای روس و انگلیس در عالم شرقی بود - اما تقلب روس بر آسیای صغرای و اختلال و پیسی در عراق عرب چنان استوار نمی نماید که دارائی بر اعظم آسیا را میسر کرده باشد - و اما این فقره موسیو سارا ناف که جای خروج بحر اعظم جانب جنوب که برای روس بطوریکه قابل هیچ تغیر و تبدل نباشد حاصل شوده است و همچنانی جان گزا در دل سیاسیان انگلیس پیدا کرده است . مثلاً و با انگلشمین کلکته میگوید که نه مستر ایکویته و نه موسیو سازاناف و مواد معاهده که در باب مسائل شرقیه نموده اند اشارت نموده - و همچنان مینماید که تا زمان دوام جنگ آن مواد معاهده را مخفی نهاده داشت - با اقل درجه تا آنزمان که حلیفان احوال خود را در بین و مقیمین و اطمینان نسازند . ازین ساب در باب مواد معاهده قوت و جبهه را پرواز دادن منفعتی نخواهد بخشید و لیکن اینقدر سراسر امید است که ما امید میکنیم که دولت روس بالآخر این امر را قبول نماید و امید است که ما ( انگلیس ) در خلیج فارس استحقاق خصوصی داریم و اغلب بلا شرکت داریم و این هم امید میکنیم که این خطه بلاشک\n\nکلید"}
{"book": "adl0616", "page": 1731, "text": "شماره ۲۱\nاز حد کثیر گفته میشود - گلوله باری بشدت عدیم امثال جاری\nمی باشد و مصرف نارنجک ها نسبت به سابق از حد زیاده تر می باشد.\nکشتی لارد کمتر منقلب گشت\n\nلندن ٩ ماه جون -\nنظارت تجربه اعلان می نماید که جهاز ایمپ شائر بعمل ۸ عند\nبهمراه نقب متصادم کشته در ظرف ده دقیقه غرقاب شده بود دولایه\nجهاز تباه کن بهمراه آن بطور حفاظت مقرر بودند که از سبب\nهای بحری از آن جدا شده بودند .\n\nلندن ۱۰ ماه چون - ۸ شعبان -\nجهاز انیکه از اور کنی در ایردین رسیده بودند بیان می کند\nلارد کچتر از گوشه نهایت شمالی سکا تلنيد بعمل ٧ بجه شام بر می آمد\nسوار شده بود در انوقت بر قطعات سنگ لاخ جزيرة مذكور منقسم\nگردباد پیدا شده بود در پی حادثه غرقابی جهاز مذكور بعمل در محل\nبوقوع آمده بود و دسته تجسمی که یک ساعت بعد از حادثه محل شروع\nروانه شده بود رپوت داد که آن يك لشكر جهاز جنگی را در دریا\nآتشزدگی شعله زن دیده بود - تظاهر چنان معلوم می شد که آن از کجا\nچیز برانیده شده است و در ظرف ۲۰ دقیقه غرقاب شده بود آن شب\nبار سبکباران ساحل نیز دیده بودند و آنها نیز دیده بودند که چهارده جنازه\nکشتی از جهاز مذکور در دریا انداخته شده بودند که بهمراه سندان\nمتصادم شده پاش پاش شده بودند کشتی که ران لار دکتر و عمله ها\nشده بود از سبب تلاطمها منقلب گشته بود - جهازات را در عمق عالی\nطلب کرده شد لاكن آنها هیچ نشان جهاز جنکی مذکور را به آن\nكنك كطان جهاز بر ساحل خالی دیده شد. حالا جمعه دوازده نفری\nیک سنگ لاخ دستیاب شد سواران حالا از سبب تعب و ماندگی با هم\nبیهوش شده بودند - بعض در حالت بیهوشی قرقر کردند که اینکه\nبر تخته جهاز مانده است - مرده های ۷۵ نفر از زیر سنگلاخ بشدت\nشده اند - آنها را بریسمانها بالا کشیده شد - از بعض مرده ها لکه های\nهای دست و ناخن های پا کننده شده بودند ازین معلوم میشد\nبرای بالا شدن از حد جدو جهد نموده بودند\n\nجنازه كرئيل فتز جيرالد\n\nلندن ۱۰ ماه جون - ۸ شهر شعبان -\nامروز تدفين كرئيل فتز جيرالد ومقام ایست بودن به شان و رسم ملبس\nنظامی بوقوع آمد - و اكثر معززین انگلستان بوقت لحظه\nحاضر بودند\n\nلندن ۲۳ ماه می ۲۰ - ماه رجب -\nدر دار العوامه امشب مستر اسکویته در باب قرضه می کرد.\nتجویز کرد باین طریق مقدار كل قرضه جنگ ۲ ارب و ۳۸ گروه در قبال\nلك بوند خواهد شد در حال از عرصه پنجاه روز بقدر لك و كرده\nیوند يوميه بطور مصارف جنك صرف شده است اگرچه در افراد\nمحازان اگرچه از دومیل تجاوز نکرده است لاكن در این محاذ\nتنك وضيق محاربات نهایت شدید بوقوع می اید . تلفات جرمني وكنيدا\nبه آنها بطور قرض داده است در مصارف از حد زیاده می شده است جانب\nصفحه ١٤\nسال نجم\nفراهم آورده بودند و گلوله باری بجای اتواب معمولی بهمراه اتواب\nکلان کرده شده بود تا هم قلعه وا کی مدافعت و مقابله گلوله باری\nخوفناك وحمله جات شديد الى ۹۰ روز نموده است لاکن کنون حالت\nمقامی آنرا تا حال جرمتها نیافته اند - قلعه وا کی بریلندی ۱۱۵۰\nفت واقع است و کله آن قدر ۱۲۷۵ فت بلند می باشد قلعه زیر دست\nو نهایت مستحکم سوویل بر همان که واقع است - اکنون قلعه جات\nتاوا نيز و فردی وی سری جمعه قلعه مذکور خط مدافعت جدید میسازد\nدر تسخیر این قلعه زیر دست از جر منها تلفات كثير و رقم خطير بالضرور\nخرج خواهد شد - | میگویند که در خانه کدام شخص دزد در آمده يك\nصندوقچه جواهرات را برد و رفقاء برای احوال پرسی آمدند صاحب\nخانه به آنها گفت : گرچه دزد صندوقچه را برده است لاکن با کی\nندارد چرا که کلید آن نزد من مانده جرمها اگرچه بر قلعه جات\nوا کس قابض شده اند لا كن كليد آنها تا حال بدست فرانسوی ها\nمی باشد. - المترجم ]\n\nلندن ٩ جون ٧ شعبان\nروما - اعلان رسمی می گوید که مهاجمه استروی ها بدستور\nشروع میباشد غنيم كمك مزيد يافته بعد از کاوله باری خوفناک\nجات شدید را شروع کرده است دفعیه دسته های حمله آور غنیم بار\nبار کرده شده است بلکه بر آنها بنوك پرچه ها حمله جات بالمقابل نیز\nکرده شده است بغرض حاصل کردن نجات از کاوله باری مسلسل غنیم\nیوقت شام ما يقدر يك صد كر به پا شدیم - برباقی حصص مواد دفعیه\nحمله جات غنیم نیز کرده شده است .\n\nلندن ٧ ماه چون ٥ شعبان -\nاعلان رسمی امشب جرئيل هيك بیان می کند که شب گذشته\nو امروز در مشرق پپ رس مقابله شدید توپخانه ها بوقوع آمده است\nغنیم دیروز بر خندق های صف اول ما که در قریه بر یاد شده هوج واقع\nبودند قابض شده است بر دیگر حصص محاذ حمله جات او سرا سر ناکام\nثابت شده اند - امروز در مغرب هوج دفعيه يك حمله خورد جرمن\nها کرده شده است .\n\nلندن ٦ ماه جون -\nاینهتز - یونان بر نفوذ قانون عسکری در سالونیکا اعتراضات کرده\nاست چرا که از این سرا سر خلاف ورزی حقوق شاهی آن می شود\n\nلندن ٦ ماه جون - ٤ ماه شعبان -\nشانگهی - یوان شی کانی بروز دوشنبه بوقت صبح مرد -\n\nلندن ٧ ماه جون ٥ شعبان -\nیوان شی کانی از سبب مرض کرده مرده است.\n\nلندن ٦ ماه جون شعبان\nنامه نگاران متیم صدر مقیم جنكى برطانوی جنگ و جدال ببین\nرس واقع جنوب هوج را از حد خوفناک و خون ریز بیان می کند.\nمحازان اگرچه از دومیل تجاوز نکرده است لاكن در این محاذ\nتنك وضيق محاربات نهایت شدید بوقوع می اید . تلفات جرمني وكنيدا\nبه آنها بطور قرض داده است در مصارف از حد زیاده می شده است جانب"}
{"book": "adl0616", "page": 1732, "text": "١٥٤ سال هم شمارهٔ ۲۱\n\nجاری و اتحادیان از یکم ماه ابریل الی ۲۰ ماه می داده شده است به ٧٤ ملیون ند سیده است تجویز قرضه به اتفاق آراء منظور کرده شد —\n\nلندن ٢٤ ماهی ۲۱ – ماه رجب –\nبیان رسمی روما می گوید که ربوت آمده است که غنیم ما بین نهضت و ايدج افواج را فراهم آورده می رود – ایطا لوی ها بی هم تزلزل و الک میرود —\n\nلندن ٢٥ ماه می – ۲۲ ماه رجب –\nبیان رسمی روما بیان می کنند که ایطالوی ها طلاس دریای پوسینا را کورا بطريق احسن و باقاعده كاملاً خالی کرده اند – ایطانوی ها در مکانات خط مدافعت واقع طاس دریای اسپرو را مضبوط کرده اند ما کل اتواب را که بودن آنها ناممکن بود تباه کرده ایم دیروز بر استحكامات ما واقع والارسه فشار خوفناك اوردند —\nبیان ایطالوی ها در وادی سوکانه از تاریخ ۲۲ ماه می ( ۱۹ ماه رجب ) شده بود تادیروز جاری بود لا كن باقاعده —\n\nجنك ربوها\nلندن ۲۵ ماه می – ۲۲ ماه رجب\nنامه نگار اخبار میلان می گوید که نظاره های خوفناک جنگ ریوها که در عرصه کار زار ترول دیده شده اند در جنگ دیوها ديده شد بی شکی و دند کلوله های استروی در اطراف کوه ها شکاف ها می ساختند و زمین را قلبه می کردند و تکه های سنگ بهمراه ناله ها در وادی مثل باران می افتادند تدافع و مقاومت اهل ایطالیه در این حالات از معجزه کمتر معلوم نمی شود\n\nلندن ۳ ماه جون - غره شعبان\nاعلان رسمی منجانب جرئیل هيك بیان می کند که در علاقه بوری مابين هرج و مرج ريل ميان ويب رس جنك خوفناك على الدوام جاری میباشد غنیم بر مثال کامیابی دیروزه باز بوقت شب هجوم شدید آورده و در استحکامات ما در آمده در سمت ذل بيك بقدر ۸ صد گز پیشرفت کرده —\n\nپریشانی باشند کان\nلندن ۲ ماه جون\nخبر تلگراف سالونيكا مظهر است که ٢٥ هزار نفر بلغار به در علاقه ویران داخل شده اند هزارها نفر آنها بهمراه در ینی های جرمنی و ترکی بودند باشندگان سرحدات یونان دهشت زده گریخته میروند و این خوف و دهشت را منتشر کرده اند —\n\nسر گرمی بر محاذ مغربی روس\nلندن ۲ جون\nاعلان رسمی پیترو گرید می گوید که در قفقاز ما در علاقه باقی کورت دفعهٔ حمله شدید ترکان نموده ایم - يك جمعیت زبردست ترکان در قریب ماما خاتون واستحكامات ما هجوم خوفناک اورد مایل را برباد کرده ماما خاتون را خالی کرده ایم —\n\nلندن ۲۷ می - ٢٤ رجب المرجب -\nواشنگتن - چونکه برطانیه و فرانس جهازات ذلك ممالك غير جانب دار را گرفتار کرده در بندر گاه نزدیک ترین برده خریطه های\n\nداک راضبط می کنند اضلاع متحده امریکه در این باب اعتراضات نموده است و یک یاد داشت سخت در ممالک مذکور فرستاده است —\n\nلندن ۲۷ ماه می\nپیر کرید - امیران جنگ بیان می کند که جر من ها بر محاذ روسی در عقب خود استحکامات تدافع را بستر گرمی تمام تعمیر کرده میروند - چرا که آنها در باب حمله روسیان متوقع اند آنها تعمير دو سرك ريل کرده اندیکی از میوالی شاول دوم از میمل الى موراو بوو —\nبرمیتو يك شاخ کارخانه کریس نیز قائم کرده شده است و لیبیا و درا مرکز بحری درجه اول ساخته اند —\n\nشورش اثر ليند —\nقانون عسکری تاحال جاریست\n\nلندن ۲۷ ماه می —\nاعلان مندرجه ذیل در دبلن شائع شده است — چونکه ناراضگی و بدامنی تا حال در اکثر حصص اثر لیند منتشر میباشد لهذا قانون عسکری در کل اثر لیند تاحکم ثانی جاری و ساری خواهد ماند —\n\nلندن ۲۷ می ٢٤ رجب —\nپیوس - در باب وفات جرئیل گلیاتی محافظ مشهور و معروف پیرس اعلان کرده میشود متوفی در يك وقت وزیر جنگ فرانس نيز بود —\n\nکارستانهای تحت البحریها\nجهازهای تجارتی که از تاریخ ۲۶ ماه می الی ۹ ماه جون بواسطه تحت البحر های جرمنی غرقاب شده اند از قرار ترجمه اخبارهای انگلیزی\nجهاز برطانوی موسوم به ( ریناس ) - جهاز دولت دانمرك موسوم به (کارلا ) - جهاز ايطالوی موسوم به ( ارمینا ) - جهاز یونان موسوم به ( ايدمواس کو راس ) - جهاز دولت ايطاليا موسوم به ( فیزی کوئیف ) - جهاز دولت ناروی موسوم به ( تجويو ) - جهاز دولت فرانس موسوم به ( موسوس ) - جهاز دولت ايطاليا موسوم به ( برومانی) جهاز دولت اسپانیه موسوم به ( اور برا ) - جهاز دولت برطانيه موسوم به ( ليكوديوك ) - جهاز برطانوی موسوم به ( ایتیاس) - جهاز ايطالوی موسوم به ( واليون زو ) - جهاز ايطالوی موسوم به ( کربلا ) جهاز دولت یونان موسوم به ( در پناستا ) - جهاز دولت یونان موسوم به ( ايد من تايوس ) - جهاز دولت یونان موسوم به ( آستروس ) - جهاز دولت سویدن موسوم به ( روزالیند ) - جهاز دولت برطانوی موسوم به ( ارجینتو ) - جهاز ايطالوی موسوم به ( استراليا ) - جهاز برطانوی موسوم به ( دیفود ) - جهاز دولت بلجيم - جهاز برطانوی موسوم به ( هر کو لیز ) - جهاز برطانوی موسوم به (مورا دیا ) جهاز ايطالوی موسوم به ( اینا ) - جهاز برطانوی موسوم به ( ترنك بانی ) - جهاز برطانوی موسوم به ( سوتکیه کرته ) - جهاز برطانوی موسوم به ( دن کرتهه ) جهاز دولت ناروی موسوم به ( روما ) - جهاز برطانوی موسوم به ( کو لکننده ) جهاز برطانوی موسوم به (و ایلم گردو) جهاز برطانوی موسوم به ( دیوس ليند ) - جهاز برطانوی موسوم به ( سالمون پول ) جهاز برطانوی موسوم به ( توید موته ) - جهاز"}
{"book": "adl0616", "page": 1733, "text": "صفحه ١٦\nسال پنجم\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول و دوم\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ آنست . (سراج التواريخ) آئینهٔ حیات نمای ملت جلیل افغانست . زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس یافتن دولت افغانیه حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهتر ازین در سکاه عبرت ، و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز جان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانه استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات عز و صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت « سراج الملة والدین » تألیف و تدوین و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است جلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل بحث میراند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمدزائی ) یعنی از انتهای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان گانه اول جلوس اعلیحضرت « ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان » طاب ثراه وقایع تاریخیه را جامع میباشد و کاغذ اعلا بحروف تیپ طبع رسیده است . قیمت کتاب مذکور نسبت زینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است .\nنمبر (۱) پشتی چرمی چرم نسواری دانه دار کابلی پخت چهار تخته جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل حرز بندی شده مبلغ شانزده روپیه بخته کابلی\nنمبر (۲) پشتی مقوا رویه کیرمه ماشی چهار کنج و زیر چرم قرمز حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جه سیزده روپیه تخته کابلی\nنمبر (۳) پشتی مقوا رویه کیرمه لاجوردی چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کامل پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جه جزء بندی شده یازده روپیه بخته کابلی و ده شاهی\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا جه کوک بندی شده ده روپیه بخته کابلی و سه شاهی\nنمبر (۵) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر کیرمه سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جه کوک بندی شده نه روپیه بخته کابلی و یازده شاهی\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مباركه از تحویل خانهٔ جناب محمد ولیخان سرجماله در بازار ارگ از دکان عبد الله خان\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر دريك وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون والا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از انکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر محررین\nمحمود طرزی\n\nحال عجم\n\nفوجی ایطالوی جهاز دولت سویدن موسوم به ( ایتامی ) - جهاز دولت ناروی موسوم به ( دئور ) - جهاز دولت ناروی موسوم به ( ادر کیدل ) - جهاز دولت ناروی موسوم به ( پر اسیر ثالث ) جهاز دولت سویدن موسوم به ( بارا ) - جهاز دولت سویدن موسوم به ( هیدی ) - جهاز دولت ناروی موسوم به ( ریمانارا ) است . یعنی در عرصهٔ ۱۳ روز چهل و يك جهاز بواسطة تحت البحریهای جرمنها غرقاب گردیده است .\n\nتلفات افسران دولت برطانوی\nاز تاریخ ۱۹ ماه می الی ۱۲ ماه جون از قرار ترجمهٔ اخبارهای انگلیزی\nماه می عدد ماه جون عدد\n۱۹ ۲۱ ۱ ۳۸\n۲۱ ۲۴ ۲ ۴۴\n۲۲ ۴۴ ۵ ۳۰\n۲۳ ۳۳ ۸ ۵۸\n۲۴ ۷۶ ۹ ۶۶\n۲۸ ۴۳ ۱۲ ۱۰۶\n۲۹ ۱۰۶\n۳۱ ۹۶\n\nمجموع کل (۹۳۹)\n\nحوادث ایران از اخبار های ایران\nتلگراف آقای نظام السلطنه با علیحضرت امپراطور آلمان\nاعلیحضرت امپراطور آلمان - نظر به همراهی که اعلیحضرت امپراطوری همیشه نسبت بدول اسلامی نموده اند در این موقع که این جانب ریاست قوای ملی ایران را برعهده گرفته ام ادعیه خالصانه خود را تقدیم حضور اعلیحضرت امپراطوری نموده و از مساعدتیکه آن اعلیحضرت الى حال برای پیشرفت این مقصد ملی و اسلامی نموده اند امتنان و تشکر خود را تقدیم میدارم امیدوارم که بهمراهی صاحب منصبان قشون منصور آلمانی و كمك مادی خالصانه دولت امپراطوری و با مهدات جنگی و اسلحه که به ایرانیان تسلیم خواهد شد این جانب موفق شوم که صفحه ایران را از لوث وجود دشمنان دیرینه اش پاك نمایم از خداوند تبارك و تعالى پیشرفت مقصد مقدس مشترك را خواهانم .\nنظام السلطنه\n\nجواب تلگراف آقای نظام السلطنه\nبحكم اعلیحضرت امپراطوری - از مژده که در خصوص بعهده گرفتن ریاست قوای ملی ایران بمن ابلاغ نموده بودید متشکرم اطمینان تام دارم که بواسطه جدیت حضرت مستطاب عالی و مساعدت وطن پرستان و جنك جویان غیور موفق خواهید شد که مقام قدیم ایران را بین سایر ملل کسب نماید . اعزام مارشال بارن فوندر کلتر و صاحب منصبان آلمانی ثابت مینماید که دولت امپراطوری هر نوع مساعدت و همراهی که ممکن است با این اقدام مقدس حضرت مستطاب عالی خواهد نمود . از خداوند باری تعالى موفقیت قوای ایران را خواهانم .\nبا کف وزیر امور خارجه"}
{"book": "adl0616", "page": 1734, "text": "اعلان\nعموم مشترکین کرام خود را یاد آوری میکنیم هر قدر سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشترکین کرام دارالسلطنه کابل خود را رها نمایم ممکن نشد لهذا با داکخانه مرکزی دارالسلطنه كابل يك مقاوله نموده با کخانه مشارالیه تقسیم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشترکین کرام ما رساند در عهده همت خود قبول نمود. مشترکین کرام دارالسلطنه خود را مشعر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطه غیر فردا فردا واسطه آدمهای داکخانه خود شان میرسد\n\nشرایط خر داری\nدار السلطنة | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه یازده روپیه کابل\nقیمت شش ماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nمن حیثیکه باشد با اجرت پوست\nسه ماهه اشتراك قبول میشود\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه هشت روپیه انگلیزی\nيك طلای پوند انکلیزی یازده روپیه کلدار است | از قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجاری و صنعتگرانی که صنعت خود شانرا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و یا دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود : اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود و سر هر سطر به يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطريك قرآن يعنى نيم روبية كابلی اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه درج شود از یکبار تا به پنج بار فی سطريك قرآن يعنى نيم روبية كابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فی سطر به شاهی اجرت گرفته میشود. طول ستريك ستون اخبار ما ( ۳ – اینچ – ٤ – سوت ) میباشد هر گاه شخصی اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پشکی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nحتماً يک قطعهٔ زمين\nسياحت نامهٔ شهروی\nدر ۲۹ روز\nآسيا و اوروپا و افريقا\n( مطبعه عنایت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوسکاران و عرفان جلوه عرض میدهد، بدست آرید، بخوانید در ظرف ۲۸ روز يك مدت کمی سه قطعه زمین را با سیاح آن یکجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مکمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید. چه چیزها میشنوید، چه لباسها چه سرورها میگیرید: علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه - يك اثر ! این اثر از سه جلد مرکب و دريك وقایه مجلد میباشد. تقريباً (۷۰۰) صحیفه، و با ( ١٠٥ ) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (۷) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محکم و استوار: دیگرچه میخواهید! همینقدر که یا در نفس مطبعه مبارکه در دکه افغانان به ( عبدالرووف ) خان سر مرتب مطبعه مبارکه، و یا در بازار ارگ بدکان (باز محمد) تاجر کتب و یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسه شاهی بدکان حاجی ملا ( غلام محمد ) خان تاجر مشهور کتب رو آورده مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کاری نماند"}
{"book": "adl0616", "page": 1735, "text": "اعلان\nجزیرۀ پنهان\nهوشکاران مطالعه آثار ادبیه را مژده ! ازین نوبر رسیده گلزار « مطبعۀ عنایت » کام جانرا شیرین نمائید ! « جزیرۀ پنهان » يك ناولیست که قوت علم و معرفت و سعی و غیرت را برای اساس زندگان نوعی بشر منظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوبی کاغذ ، خوب تصورش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیهای باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (۹) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعۀ عنایت در ده افغانان ، دکان باز محمد در بازار ارك ، دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسۀ شاهی .\n\n( اعلان )\nپراکنده\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، عبارت از يك مجموعۀ اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوبی طبع دارا ، با تصاویر بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر یکطرز جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان . یعنی مقابل (۷) دو روپیه کابلی در خود مطبعۀ عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارك از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسۀ شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حکم مجلد ۲\nبراکنده مصور مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ۱\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالروف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان آرزوی خریداری کتابهای مافوق را بخواهند که در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰ ۰ ۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰ ۰ ۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد ؟\nادب در فن\nترجمه\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنها را داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه ان و شماره های متفرقۀ آن و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقیمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانۀ مبارکه ، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1736, "text": "سراج الاخبار افغانستان\n۱۳۲۹\nشماره ۲۲\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nجشن اتفاق ملت ۱\n\nعالم عسکری ( غزوات جليه پيغمبری )\n\nحوادث خارجيه خامه رانی نامه نگاران در خصوص غرقابی لارد کچنر – فاجعه غرقابی لارد کچنر – اعلان در باب خود مختاری شریف مکه – کعبه معظمه – حکایتهای مجاره – رستاخیز وردون – يك فقره تاریخیه از کتاب هندوان – تلگراف آقای نظام السلطنه به انور پاشا وزير جنك عثمانى – جواب تلگراف انور پاشا – ذمه وار تکالیف حاجیان صرف عربها ست –\n\nاعلان ( سراج التواريخ – ايضاً اعلان سراج التواريخ )\n\nتصاویر منظرۀ کعبۀ معظمه – منظره ادای نماز در اطراف بیت الله الحرام زادالله شرفا – منظره روضه مطهره نبویه در مدینه منوره –"}
{"book": "adl0616", "page": 1737, "text": "اعلان\nاز صنایع پروزهای ذات ستوده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدين بادشاء ترقیخواه دولت علیه افغانیه وسمی و همت جناب جریل\nدر خانه جات ماشین خانه مبارکه دارالسلطنه کابل علاوه بر بقای خواج دولتی و عسکری مانند آلات حربه دفاعیه و اونیفورمه های\nسائر شاهانه و غیره، بعضی دیگر مصنوعات داخلی که از آن اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده است که از حضور اعلیحضرت همایون\nبحکم فروش آن صادر گردیده است: محل فروش این چیزهای، ذیل ( دکان عبد الله خان در بازار ارک ) میباشد.\n\n(۱) اسرج های پشمینه بانی رنگهای مختلف که قیمت آن از قرار گرانگلیزی ۳ فوله مشخص شده در صندوقخانه جنسی هم بفروش میرسند\n\nقسم اول\nاقسام\nدرجه ها\nدرجه اول\nدرجه دوم\nدرجه سوم\nقدری کلفت\nقیمت آن ۱۰ چه زیادشه\nرقم\nرنکه\nخودرنگ\nرنکه\nخودرنگ\nرنکه\nخودرنگ\nکمال ساخته شده\nروپیه\nروپیه\nروپیه\nروپیه\nروپیه\nروپیه\nقیمت\n۱۸ به\n۱۸ به\n۱۰ به\n۱۰ به\n۱۰ به\n۱۰ به\n\nکشمیره های قسم اول درجه دوم از قرار گرانگلیزی | کشمیره چهارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه | کشمیر و هدار هم در قم به روپیه بیست چیه\n\n۲\nتکمه های چرمی محراب و منبردار\nجرابها\nرقم\nتکه بانکه زوج\nراهدار زوج\nمعمولی زوج\nکلان فی درجن\nمیانه و درجن\nخورد فی درجن\nقیمت\n۱ روپیه ۵۲ به\n۴۵ به\n۱ روپیه ۱۰ به\n۱ روپیه ۱۰ به\n۵۵ به\n\n(۴)\nکروره های جدید ساخت\nرقم | زبان کتاب دو کره دو ناره | زه باف یک اسپه دو کره به ناره | چرم باف یک اسپه\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳ به | ۸ روپیه و ۲۴ به | ۸ روپیه و ۲۲ به\n\nرقم | چرم باف دست بادامی رو انبه | چرم باف دسته دولانه یک اسپه | دست دولایه یکی بار اسید | یک اسپه چار تاره نحی\nقیمت | ۸ روپیه و ۲۳ به | ۸ روپیه و ۲۹ به | ۹ روپیه و ۱۱ به\n\nرقم | قبضه ونجی کلیت قدرة وبخانه | قبضه کلیت نقره از چرم سه لایه توپخانه | زه باف رقم سواری سامی کلیت | زه باف دو تاره رکان | چرم باف همرکاب\nقیمت | ۳ روپیه و ۵۵ پیسه | ۲ روپیه و ۷۵ پیسه | ۵ روپیه و ۹ به | ۵ روپیه و ۵۱ به | ۱ روپیه و ۱۳ پیسه\n\nرقم | رکابی از نخ | چرم باف میانه چوب بیت زنانه | از زین سواری تیغ چرمی | زنانه ابریشی خیاطه\nقیمت | ۲ روپیه و ۴۵ پیسه | ۵ روپیه و ۵۸ به | ۵ روپیه و ۸ به | ۵ روپیه و ۵۸ به\n\nرقم | دسته بادامی نبیع چرمی | دسته دولانه سامی برنجی کلیت نقره | از زین سواری دولایه شیخ بری کمک دار | چرم باف ما بین بیت یک اب\nقیمت | ۲ روپیه و ۴۹ به | ۲ روپیه و ۵۱ به | ۱ روپیه و ۵۹ به | ۸ روپیه و ۱۲ به\n\n۴۰۵\nاقسام کلهای مصنوعی سر\nقسم\nکل جرین\nقسم\nکل نافرمان\nقسم\nکل رینه\nقسم\nکل شیو\nقیمت\n۵ روپیه و ۳۹ به\n۶ روپیه و ۹ به\n۶ روپیه و ۷ به\n۶ روپیه و ۳۰ به\n\nقسم\nشکوفة تاریخ\nقسم\nکل یاسمن\nقسم\nکل استرن\nقسم\nجلیلی\nقیمت\n۷ روپیه و ۴۵ به\n۵ روپیه و ۵۸ به\n۵ روپیه و ۳۸ به\n۶ روپیه و ۸ به\n\nقسم\nشکوفه سبب\nقسم\nکل گلاب\nقسم\nکل سوسن\nقسم\nگل گندمی\nقیمت\n۹ روپیه و ۳۵ به\n۷ روپیه و ۱۲ به\n۶ روپیه و ۵۴ به\n۶ روپیه و ۵۴ به\n\n( میر محمد هاشم دفتری کار خادمات ( کیمان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1738, "text": "صفحه (۱)\nسال پنجم\n(شماره) ۲۲\n\nقیمت سالیانه\nدر دارالسلطنة کابل ۸ روپیه کافی\nدر اطراف و داخله مملکت\nدر خارج مملکت\nاخراجات داک ۱۰ روپیه انگلیزی\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقیمت یک نسخه آن در کابل یکسنی است\nاوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nمدیر و محرر\nمحمود طرزی\nالادارة و مطبعة\nدر ماشینخانه دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانه\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nتاریخ قمری ۱۵ رمضان ۱۳۳۴\nتاریخ انگریز ۱۹ جولان عیسوی ۱۹۱۶\nتاریخ شمسی ۲۵ سرطان ۱۲۹۵\n\n***\n\nجشن اتفاق ملت\nکه از مراسم بسیار مقدس و معزز دولت متبوعهٔ مقدسهٔ ما، و ملت نجیبهٔ افغانیهٔ ما میباشد بفضل و عنایت رحمانی، در زیر سایه مراحموايهٔ ذات شوکت سمات اعلیحضرت (سراج الملة والدین) پادشاه معالی پایگاه با دانش و دیانت، و متبوع و اولی الامر مقدس با عدالت و پدر اشفق و ارحم ملت، در یوم دو شنبه ۲ ماه مبارك رمضان فیضرسان بکمال عزوشان شرف انعقاد یافت. از درگاه خالق لیل و نهار تا سالهای بیشمار دوام داشتن این جشن مبارك را در زیر سایه پادشاه بسیار خوب محبوب القلوب خویش، برای ملت و وطن عزیز خودمان تضرع و نیاز میکنیم. انشاءالله در شماره آینده از تفصیلات این مراسم جشن مبارك و مراسم عمدهٔ دینیهٔ ختم قرآن عظیم الشان در عبادت خالق کون و مکان با پادشاه اسلامیان مفصلاً عرض و بیان می نمائیم.\n\n***"}
{"book": "adl0616", "page": 1739, "text": "صفحه ۳ سال نجم شماره ۲۲\n\nغزوات جليلة پیغمبری\nاصول حرب نبوی\nما بعد از شماره\n(۲۱)\n\nمضمون شريف بعضى احاديث نبويه عليه الف تحیه که در اصول حرب نبوی مدار فخر عالم عسكرية اسلاميه و دستور العمل امت ناحيه شده است از قرار ذیل است : — : « من از طرف جلیل صمدانی ، به آخر زمان با شمشير فرستاده شده ام. من و امت من ، تا بوقتیکه بجناب حق عبادت و اطاعت کامله حاصل آید، شمشیر را از دست نخواهیم گذاشت ، رزق من در زیر شمشیر است. کسانیکه بمخالف امر من حرکت بکنند حقیر و ذلیل میشوند . » « دروازه های جنت اعلا در زیر سایه های شمشیر است . » « خیر و سلامت بشمشیر است. در شمشیر است باشمشیر یکجاست . » « نزدیکترین مردمان از روی درجه به مرتبة انبيا مجاهدین اسلام است . » « و در نزد خداوندی فی سبیل الله یکبار محار به کردن ، از چهل بار حج رفتن مقبولتر است . » « افضل اعمال مؤمنها همین است که با دشمنهایی که اعلان مخاصمه بکنند. برای محافظه دین و دولت تا بدم آخر محاربه بکنند . »\n\nاین است که اردوی ظفر آبروی اسلام ، مال و مقصد این آیات جليلة فرقانيه و احادیث شریفه نبویه را رهبر و پیشوای مظفریات خود اتخاذ نموده ، و فضایل بر گزیده حضرت پیغمبری را نقش حافظه احترام ساخته ، به احراز نمودن ظفرها و کامیابیهای بسیار درخشان درخشانی آغاز نهادند .\n\nغزاهای بدر ، احد ، خندق ، خيبر ، فتح مكه ، حنين ، طايف ، و تبوك از چنان غزاها و رزمگاههای جلیل بود که خورشید ضیا افشان اسلامیت را بايك شعشعه بی نهایه مظفریت آفاق گیر جهان انسانیت کردانید . فیوضات بغايات وحدانیت قدسیه الهیه را به اقطار عالم واصل گردانید .\n\n[ براى تعريف معناى شرعى غزا گفته ميشود كه همان سفرهاى جنك ، كه سوق يعنى عسكررانى — و اداره يعنى دور دادن و بحركت آوردن آن اردوى عسكرى — بالذات بنفس نفيس خود ذات حضرت رسالتپناهى اجرا يافته باشد ، و وجود مقدس شان زمام سرکار افسری آن اردوى سفر جنك را بدست مبارك گرفته باشد آن سفر جنك را (غزا) ميگويند . و آن سفرهاى جنك كه از طرف حضرت رسالتپناهى\n\nبواسطه يك سردار وامير لشكر ، در داخل يك ( منطقة الحركات ) جدا گانه اجرا يافته باشد آن را ( سريه ) ميگويند . ]\n\nدر كتاب ( كوكب المسعود فى كوكبة الجنود ) مذكور است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و سلم بيست بار بالذات بنفس نفيس همايون به ( غزا ) علم افراخته شوكت واجلال شده اند . و چهل و هفت بار هم افراز ( سريه ) شده اند . و در هجده غزا مظهر مظفریت كامله كردند . غنايم و سرزمين بدست آورده اند كه اينهم دليل واقعيست كه دين مبين اسلام از آغاز بر عسكرى و فتوحات بلاد براى انتشار حق و سداد اساس و بنياد نهاده است .\n\nوالحاصل هر انقدر كه غزوات مباركه پى هم بوقوع آمده ميرفت . موجب تعالى و ترقى فضيلتهاى نظام و انتظام مجاهدين كرام نيز شده ميرفت افراد اردوى جلالت نموى حضرت پيغمبرى بجنان فضايل جنك اورا . و خصايل مردانه آرايش ذات وصفات نموده رفتند كه يك تمثال مجسم فضائل و مكارم را براى همه دنيا نشان ميدادند ، در اردو ، از احكام مقدسه دينيه بقدر يك ذره انحراف ورزيده نميشد پيروى سنت سنيه نبويه مدار يكانه فخر و مباهات شمرده ميشد . آنچند چيز از جمله فضايل محمد و واجب الرعايه قوة نظامية مجاهدين اسلام بود اطاعت ، حب غزا ، شجاعت و به بيرق محبت ، صداقت، ارزوى شهادت\n\n﴿ اطاعت ﴾\n\nحضرت سردار كتيبه انبيا عليه افضل الصلوة والتحايا عروق و زمانيكه براى تحصيل رضاى ربانى ، و مقصد خدا پسندانه اعلاى وحدانيت سبحانى علم افراز ايفاى جهاد ميشدند ، با آنكه بهر سمتى كه سوق عسكرية سريه ميفرمودند ، بر عساكر ظفر مآثر همركاب همايون و با عسكرى كه در زير امر و كوماندانى سردار و امير لشكر بجهاد ميرفته اول از اجر عظيم و ثواب جسيمى كه از ( اطاعت ) عسكر ، به سردار و كوماندان محصول مى آمد اعلان و بيان ميفرمودند ، مثلاً بمضمون حديث شريف ذيل مزاياى اطاعت را تجليل ميفرمودند . و كسانيكه اطاعت مرا الزم و واجب ميدانند ميبايد كه به سردار و قائد الجيش كه نصب كرده ام اطاعت بكنند . كسانيكه به سردار نصب كرده من اطاعت نكنند ، بدانند كه بمن هم اطاعت نكرده اند . اين گونه كلام هاى قدسيت اقسام حضرت پيغمبرى ، نقش پذير حافظه احترام مجاهدين اسلام گرديده ، در راستاى غزا اطاعت مافوق را مدار سعادت دنيا و آخرت ميدانستند .\n\nچنانچه در سال هشتم هجرت نبويه ، براى تأديب و سرزنش بعضى قبايل مشركين كه حيوانات و مواشى مدينه منوره را يغما و تاراج كرده بودند ، جناب ( عمرو بن عاص ) رضى الله عنه را بايك قوه قليله كه عبارت از سه صد نفر بودند به اجراى سفر حرب مأمور فرمودند . در عقب آن براى قوه امداديه آن قوه اول ، در معيت حضرت ( ابو عبيدة بن الجراح ) رضى الله عنه بيك قطعه عسكريه ديگر كه مركب از دوصد نفر بود اعزام فرموده بودند . هنگاميكه حضرت ابوعبيده به اردوى حضرت عمرو بن العاص ملاقى شد ، خواست كه سر دارى عموم از دورا او را عهده بگيرد ، اما حضرت بن عاص رضى الله عنه گفته"}
{"book": "adl0616", "page": 1740, "text": "صفحه ۳ سال پنجم\n\nبرای امداد و معاونت فرستاده شده ، المانين سرداری و مسئوليت اردو در عهده ماست :» پس باين گفته حضرت عمر و بن عاص ، حضرت عبيده فرموده درين باب امر رسول اکرم صل الله عليه وسلم را که پيش از برآمدنش از عرب بياو فرموده بودند بخاطر آورده گفت : « بلی، حضرت رسول الله امر فرموده بودند که اختلاف نکنيد ، و اگر تو بمن اطاعت نکنی من بتو اطاعت ميکنم » حضرت عبيده به اين حرکت خود شان ، درجه وجوب واهميت اطاعت امير و قومان افسر را يك مثال بسيار جلی بوجود آورده ، هرگاه صفحات مختلفه همين سفر حرب را پيش نظر دقيق گذرانيده شود، در باب اطاعت اميرالجيش به بسی مثالهای جليل برخورده ميشود، در همين سفر حرب بود که گمان افسر اردو، حضرت عمر و بن عاص مبالغه شد برای اينکه قوت ، و ترتيبات جنگی اردوی اسلام را از دشمن پنهان بدارد ، امر کرده بود که در اردو گاه پشب آتشی افروخته نشود . اما هوا سرد بود ، وافراد عسکریه از شدت برودت بحد تأثر ميشدند . اين حال لطردفت حضرت ( عمرالفاروق ) رضی الله عنه را که هم دران اردو بودند جلب نموده به حضرت ( ابوبکر الصديق ) رضی الله عنه را که در نزديك شان نشسته بودند گفت : « چه حالت ! اين آدم آيا عسکر را از سردی ميخواهد هلاك سازد؟ حضرت ابوبکر بايك اعتدال صادقانه بجواب چنين فرمودند . « بس دارشو يا عمر ! حضرت پيغمبر اورا نسبتی که به احوال حربيه و فنون آن آگاهی کامله دارد ، بر مجاهدين اسلام سردار نصب فرموده اند . چون درينوقت سردار ميباشد ، اطاعت کردن او بر رقبۀ ما واجب است . حضرت فاروق چون اين بيان حقيقت را از رفيق صديق خود شنيد ، بايك توکل فدوقانه اظهار تسليميت نمود . اينست که اطاعت اردوی عسکر اسلاميه به اين درجه خارق العاده رسيده بود ذاتاً آن اساس حضرت که مراد از امر (اطاعت) است ، در فرقان عظيم بصورت صريح بيان فرموده شده است . مثلاً متأمل و متمعن اين آيات كريمه که ميفرمايد : « ای مؤمنها ! به الله تعالی ، و برسول او اطاعت کنيد . عملهای خود را به بی اطاعتی باطل نسازيد . » و در جای ديگر « ای مؤمنها ! ! اگر شما به دين الله تعالی ، و برسول او مدد دهيد ، جناب حق نيز بشما نصرت ميدهد ، و در رزم قدم های ثابت و متانت بشما ارزانی ميدارد . » رسول اينچنين آيت كريمه ، برای اطاعت در دهنده دين حق زياده از اندازه موجب اطاعت و فضيلت وغيرت وحميت اردوی اسلام می گرديد بالخصوص که فقه سالار الباغيه افضل الصحابه ، بسببی که اطاعت را اساس فضيلت مادی و معنوی نشان داده بودند ، و مدار سعادت دنيا و آخرت شمرده بودند ، از اينرو يك ادنا حرکت را که برخلاف اطاعت باشد تجويز و تصويب نميفرمودند .\n\nفرمان نمودند . اين امر رسانيدن بی مجرد يکاشرف صدور يافت ـ بموجب نظام اصول حرب نبوی ـ همه مناديها برای تعطيل حرب ندا کردند و هماندم هر کس از محاربه و مقاتله دست برداشته بيكارگی حرب معطل شد . اما از افراد اردوی هابوی يک نفر عسکر بود که بعد از آوازهای مناديها نيز از حرب و قتال دست برداشته بسياری از کفار را تلف نموده خودش نيز تلف گرديد . بعد از ختام محاربه ، يکی از اصحاب بحضور حضرت رسالت پناهی عرض نمود که : ـ « فلان آدم شهيد شد ، » آنحضرت فرمودند که : ـ « چون او به امر اطاعت نکرده ، عاصی شمرده ميشود . و عاصی را جنت حلال نميشود ، » » پس از همين يك نكته بايد استدراك كرد كه با وجوديكه در قضای مراتب اسلاميه در تحت لواء شهادت ميباشد ، باز هم بی اطاعتی امکان افسر اعلا موجب محروميت آن رتبۀ جليله می گردد . پس حالا تأمل شود که همين حکمهای کان افسرهای کمترین جنگهای حاضره بجز همين امر جليل اطاعت ديگر چيست؟ اما با اقتدار و لياقت کان افسر هم از انحرافات شمرده شده است\n\n(حرب غزا)\n\nدر اردوی حضرت پيغمبر (ح ب غزا) بدرجه خارق العاده حکمتفرما ، و جايگير دلها شده بود ـ عموم مجاهدين ، غيرت دينيه را بر هر چيزی افضل و اقدم ميدانستند . از تقريباً افسر همه افراد اردو از جهت وحدت اسلاميه متحد و متفق بودند . چون به قين و تحقيق ميدانستند که اگر شهيد بشوند سر راست به بهشت اعلا ميروند، از ان سبب در نزد همه افراد اردو ، عزيزتر و اعلا تر از حب غزا و آرزوی شهادت ديگر چيزی نبود . در اردو آرزوی بدست آوردن مال غنيمت که اساس آنرا اصول حربوی پيش از يك هزار و سيصد سال وضع فرموده هيچ نبود . زيرا حضرت رسول اکرم صل الله تعالى عليه و آله و صحبه و سلم کسانی را که آرزوی غنيمت را در دل ميپرورانيدند ، و برای غنيمت بجهاد ميرفتند ، اکيداً و اشخاصاً از اردو طرد و اخراج ميفرمودند چنانچه هنگاميكه برای خير امر حاضری بسفر حويداً عطان ميفرمودند چنين فرمان نمودند : ـ « ميخواهم که در اردوی من بجز آن کسانیکه برای اعلای دين جهاد می کنند ديگر کسی موجود باشد » . اينرا فرموده ، و همان اشخاصی را که به آرزوی غنيمت ميخواستند به اردوی مايونی التحاق بکنند آنهارا قبول فرمودند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1741, "text": "٦٢٤\nخودتان راه میدهد، و وقاتلوا قومه خودتان را که مکشید. نصایحت\nخودتان عزیم و منکر نشوید.\n\nدیگر ـ هر مردی که در میدان حرب و قتال از میدان\nفرار کند، و در وقوع محفوظ مقدم و موجل شده باشد.\nاما حضرت امیر المؤمنین علیه السلام، باز اصول حرب و قتال\nرا به او تعلیم فرمود، و فرمود که در میدان قلعه های\nمستحکم و برجهای مشید باشد ـ باز هم مرد آمده شما را مییابد.\n\nخود (سعد) گفت:\nای مؤمنها! همیشه پای جهاد و احکام شرعیه و طاعات\nصبر و توانی کنید. در محاربه ثبات و پایداری نمائید، و در مخالفت\nعدو خود که دشمنان شماست صبور شوید. در هر جدها طلب\nمکارم مریخ داشته، و به در خود حضرت نتیجه که دل شجاعت\nبیزایش حب عنا سوزان بود گفت:\n\nاما بکشید که اهل خلاص بشود.\nآن آیات جلیله، که هر یک از آنها سرمایه جدها کتابهای دستور\nالعمل عسکری میشود، با احادیث میمونه حضرت رسالت پناهی، و تأکید\nمیفرماید کمال آن شرف بعضی از آنها قرار ذیلست:\n\nحضرت با شجاعت جل و علا مردم شجاع و دلاور را دست دارد\nاگرچه آن شجاعت بدرجه باشد که بیداری را تلف کند.\nبا چنین اوامر جلیله ربانی، و فرامین جناب رسالت پناهی، فرمان\nمسلمین و مجاهدین دین مبین فضیلت محفظه شجاعت و قهرمانی را از ثمرهای\nاسامی فتوح و نصرت، و صفات مخصوصه اسلامیت شناخته، در غزوات\nمبارکه شجاعتهای خارق العاده را از خود ـ و در هر حرب و قتال\nبا آرزوی اطاعت امتزاج کرده، برای مظفریت و فتوحات اردوی اسلام\nیک اساس قوی و یک شهراه مستوی بوجود آورد.\n\n(عجت بیرق)\n\nعلی الخصوص محافظه، و بانیهای نصرت انتهای اسلام یک وقتی\nمتدنه، و یک فضیلت میمونه مجاهدین دین و غزوات مسلمین تعریه\nشده بود که این مسئله اردوی عجب کریه اسلامیه را یک هیئت و نظم\nدیگری کشیده بود. هر وقتی که از طرف شریف حضرت رسالت پناهی\nاز قوماندانها یعنی امیر الجيش، سر به شهید میشد، در اوقات از\nشریف خود ذات اقدس رسالت پناهی، بجای آن هر کسی را که مناسب\nمیدیدند معین و مقرر میفرمودند. بیرق شریف چون علامت سرداری\nوامیر الجيش بود، از او بهر شخصی که شجاعت، و دانسته گی و مهارت\nآن ظاهر و معلوم شده میبود، تودیع و تسلیم فرموده میشد.\n\n(علم، بیرق، رایت) فارسی، (سنجاق) ترکی نامهای «بیرق» اردوی\nاسلام سه نوع خاص این اسمای موجود بود. و بزرگترین آنها (لوا)\nبمداران (رایت)، بمداران (لوا) بود، از همه پیشتر از باقی سیه\nیک بیرق ایجاد گردید که آنرا (لوا) نام نهادند. بعد از آن یک بیرق\nسیاه دیگر ایجاد گردید که نام آنرا (رایت) گذاشتند. رایت از\nپشم سیاه بافته شده بود. رایت خود ذات رسالت پناهی جلب دار\nو سطح آن خالدار، و چهار کلمه یک بیرق مبارک بود که (لا اله\nطیبه (لا اله الا الله محمد رسول الله) نوشته شده بود.\n\nشجاعت\n\nغازیهای اسلام که در ابتدای جهاد خارق العاده، حب هزار و دل میرور\nاز چنین عزم دیندارانه و این میدانهای محاربه عزیمت میکردند، در رکاب\nطراز آب حضرت رسالت پناهی شجاعتهای دلاورانه، و کارزارهای سهمناک\nاز از میرمردد. عن الخصوص که آیات قدسیت سپاه قرآن عظیم الشان\nکه در خصوص حرب و قتال فی سبیل الله اتصال، و مروات و استقامت\nجهادین فرق وارد میشد، دیدم یک قوت تازه، و دلاوری بی اندازه\nو دلاهای مسلمانها القای نموده. آیات کریمه کادر بضراب شرف و قول\nفرموده، مال و ممنون بعضی از آنها از قرار ذیل است:\n\nای مجاهدین اهل ایمان! اگر از شما قدر بیست هر مجاهد\nتار، در مقابله اعدا اطمینان ثبات و شجاعت یابد، عقیدت بدانید که\nبر وصد نفر اعدا غالب می آید.\n\nدیگر ـ جناب حق عز و جل و مشقت حرب را از شما تخفیف عود\nتظامی شد که در دنیا ضعف ایمان و اذعان میباشد. باز در غزوات\nدر دفعه خواهد صادر باشد، در میدان حرب و وصد نفر اعدا و اگر\nزیرا هزار نفر خواهد باشد، و وصد هزار نفر اعدا مضاعف و احسان\nمن غالب می آید.\n\nدیگر ـ ای مؤمنها! اگر کار شما در قصد جنگ اقتدا\nو شما عسکر که بمقابله آن میروید، در محاربه ثبات ورزید، و روی\nاز جنگ ریشاید، جناب حق را از دل و زبان بسیار ذکر بکنید. در زمان\nبر اعدای خود ظفر مییابید.\n\nدیگر ـ کتاب حق و رسول او اطاعت بکنید. اگر میخواهید\nکه از شما رخ ظفر رود، منازعه و مخالفت مکنید. لوجه الله ثبات بکنید\nعون و نصرت الله عظیم الشان باصح کنندگانست.\n\nدیگر ـ چون شما با الترو مانو فر از آنها هستید، پس اگر مؤمن\nشد. از مصیق که در عا، و به آن دو چار میشوید، خوف و تلاش را"}
{"book": "adl0616", "page": 1742, "text": "سال پنجم \t شماره ۲۲\n\nنخستین بیرقی که از طرف حضرت فخر کائنات علیه افضل الصلوة والتسليمات عطا فرموده شده، در سنهٔ یکم هجرت نبویه است که به جناب (عبیده بن الحارث) احسان فرموده اند، و بعد از ان به عمزاده حضرت رسول (ص) و حضرت (حمزه) و حضرت ( على ) کرم الله وجهه و رضی الله تعالى عنهم في هم (لوا) نام بیرق عطا فرموده شده است. این لوای مقدس بدست قوماندان و کمان افسری که داده میشد، خواه عموم افراد عسکریهٔ آن اردو، وخواه خود آن ذات شریفی که حامل آن سنجاق شریف میبود، در راه محافظه و نگهبانی آن فدای جان نمودن را سرنامهٔ عنوان فخر و مباهات خودشان میدانستند. و در خصوص فدا کاریهای خارق العاده ابراز مینمودند. چنانچه در سال هشتم هجری در ( موته ) نام محاربه که در مابین عساکر اسلام و دولت روم بوقوع آمده بود، در خصوص محافظهٔ بیرق چنان يك اثر دلاوری و قهرمانی بظهور آمده\n\nبيت الله ، كعبة معظمه\nمنظره بیت شریف از جهت حطیم مبارك كه در اينوقت بخيمه و فساد دشمنان عصیان دران برپاشده است\n\nبود که امثال آن در صحایف تاریخ کمتر دیده میشود. درین محاربه، که به مهارت عسکریهٔ کوماندان ذیشان، و سردار شجاعت بنیان اسلام جناب ( خالد بن وليد ) رضى الله عنه نتيجهٔ کاميابی و ثمرهٔ فتح و ظفریابی برای اردوی اسلام بدست داده بود، در اول محاربه علمدار عساكر مظفرهٔ اسلامیه حضرت ( زید ) رضی الله عنه بود، اما در اثنای محاربه بر جناب علمدار شجاعت مدار يك حملهٔ سختی از دشمن آمده، حضرت زید، بشجاعتهای مردانه مدافعه مینمود که درین اثنا بضرب نیزهٔ دشمن شربت شهادت را نوشید. حضرت ( جعفر بن ابیطالب ) برادر حضرت (علی) رضی الله عنهما مجردیکه شهید شدن زید، و افتادن بیرق را مشاهده نمود، بسرعت"}
{"book": "adl0616", "page": 1743, "text": "شماره ۲۲\nسال نجم\nصحیفه ٦\n\nبرق مثالی خود را رسانیده پیش از انکه بیرق بر زمین برسد بيك چالاکی خارق العاده بیرق شریف را بدست شجاعت و حماست عالی خود در ربود. اما، تا خود را میرسانید، و بیرق را میگرفت، ابر باران دشمن که بصورت بسیار دهشتناکی جاری بود وجود مبارک آن یگانه جوهر شجاعت و مردانگی را از چند جا زخمدار نمود. حضرت جعفر مانند يك شرارهٔ شجاعت و جلادت با آن زخمدار خون نثار، در مقابل سیلاب دهشت مآب صفوف اعداء ثبات و پایداری نموده با شمشیر خون آشامی که در دست و بیرقی با احتشامی که در دیگر دست داشت در کله پرانی دشمن کوتاهی نمیورزید. رفته رفته آتش برق صاعقه بار تیغ های آبدار، و چکاچاک تگرگ ریزی تیرباران جان شکار افزونی میگرفت و از هر طرف حمله های سخت سخت، پرچم ظفر رحم اسلامی در می پیوست. ولکن حضرت جعفر باز هم در ثبات و استقامت حیدرانهٔ خویش قدر ذره خلل راه نداده برقتل اعدای دین و ملت اسلام دوام میورزید. عساکر طرفین بصورت بسیار جانسپارانه وفداکارانه، سینه بسینه، و گلو بگلو دست و گریبان شده بودند. درین اثنا دست راست شیر میدان و غایة تیغ غدر و جفای یکی از افراد عسکریهٔ کفار از آرنج بریده شد. اما غیرت و ناموس و شرف عسکری و نظامات متین اصول حرب نبوی را به بینید که آن غظنفر میدان شجاعت ماند - بی آنکه بگذارد بیرق اسلام سرنگون گردد، بیرق را بدست دیگر گرفت. و پای ثبات و مردانگی آل هاشمی را در مدافعهٔ اعدا محکم فشرد. هزار افسوس! کمی نگذشته بود که دست چپ مبارک نیز بریدهٔ تیغ حرب گردید.\n\nمنظره ادای نماز\nدر اطراف بیت الله الحرام زادها الله شرفاً\n\nدر انحال از چشمه ای شرر افشان قهرمانی و دلاوری آن سردار علم دار عساکر اسلام، اشك قهر و غضب ریزان، و دل شجاعت منزل مبارکش بالنهيب دلاوری سوزان گردیده، با دستهای بریده بیرق را در اغوش بدن خون آلوده کشیده، نگذاشت که آن لوای مقدس بر زمین افتد و تا وقتی که حضرت (عبد الله بن رواحه) رضی الله عنه که بقرار قاعدهٔ اصول حرب نبوی بعد از ایشان منصب سرداری مأمور و مقرر بود مانند برق خود را رسانیده بیرق را در ربود، و حضرت جعفر خود را با آن علم همایون غیر قابل سرنگون نمانیده، و به شکنها، و عیبهای آن علم ظفر پرچم که با نسیم فوز و نصرت تموج میکرد چشمها و روی مبارک را مالیده و پوسیده، در حالیکه سراسر بیتاب و توان مانده بودند و بیرق شریف را بحضرت (عبدالله بن رواحه) تسلیم کردند. و بعد از تسلیم بود که بخون مستغرق - در حالیکه از هفتاد و یک جا مجروح بودند، در میان یک گردباد دهشتناک تیرباران دشمن تسلیم روح نموده در راه دین و اعلای لوای ظفر انتمای اسلامی و باین استقبالها شهید شدند. حضرت (جعفر بن ابیطالب) رضی الله عنه از کوماندانها و سردارهای بسیار شاندار، و دلاور های شیر وقار در جلیل حضرت پیغمبری بود که همین روایت حمیدهٔ تاریخیه و سیریه، بر حرکت دلاورانهٔ آن محب تمثال شجاعت دلیل روشن و برهان مبرهنیست که در اوراق تاریخ ماند."}
{"book": "adl0616", "page": 1744, "text": "صحیفه ۷\n\nسال نجم\nشماره ۲۲\n\nومیل اینگونه فضيات محبت علم شرافت تو ام هیچ دیگر نظیری ندارد .\nحضرت جعفر، از خاصان وبرگزیدگان حضرت قافله سالار ما علیه\nام الفضال والصلواة واكمل التحايا بودند که امحضرت آن شهید سعید شجیع را\nخیلی دوست میداشتند. و از جمله شجعان نامداری بودند که خبر شهادات\nایشان موجب تامر و دلسوزی فوق العاده حضرت پیغمبری صل الله علیه\nو آله و سلم شده است. و بزبان معجز بیان مبارک در اثنای تسلی دادن\nو ناداری کردن زوجه محترمه حضرت جعفر فرموده اند که : گریه\nمیکنید ، گریه میکنید ، اشکهای چشمهای تانرا ضبط کنید. جناب\nحق بجای آن دو بازوی بریده او ، دو شهبالی عطا فرموده که روح پاکش\nکه همان دو شهبال ، در همین وقت در جنت اعلا پرواز می کند .. [ اللهم\nصل على سيدنا محمد وعلى آله واصحبه وبارك وسلم ]\n( آرزوی شهادت )\n\nیک نفر افراد عسکری را از رده نموده باشند. فردای آن نفر مذ کور را\nبحضور خود طلبید نفر از بیم مجازات برخود لرزید ، حال آنکه حضرت\nرسول اکرم، بعوض مجازات بذل التفات و خاطر نوازی فرموده ، خاطر\nشکسته اعرابی را به تعمیر فرو دن بذل عنایت فرمودند .\nدیگر چیزی که موجب جانسپاری و حرکات فدا کاری افراد و افسران\nاردوی اسلام میشد . این بود که آن خلاصه و زبده کائنات\nحضرت پیغمبر معالی صفات علیه افضل التحيات بوجود مقدس خودشان بالذات\nچنان یک جوهر مقدس شجاعت و دلاوری ، و چنان یک هیکل مجسمة\nبسالت و بهادری بودند که در مقابل تیرباران دهشتناک اعدای دین حق ،\nدرجه ثبات و تمکین نبوت پناهی شان ، نمونه امتثال ، و رهنمای عساکر\nاطاعت خصال اسلامیه می گردید. زیرا در شجاعت و ثبات و استقامت\nبشدت مصادمات، وجود مقدس حضرت قوماندان اعظم و اقدس\nاردوی قدسیت نموی اسلامی علیه الصلوة والسلام، برتمام افراد\nمجاهدین اردوی همرکاب همایونی شان تفوق و برتری داشت ، در تنکترین\nو دهشت آورترین هنگامه های رستاخیز حرب ، هیچ اثر تزلزل ، و هیجان\nاظهار نمودن از خصایل برگزیده خدا پسندانه شان بود . حضرت (علی)\nکرم الله وجه که حماست و شجاعت حیدری شان مانند شمشیر تابان\nعیان است میفر موده اند که : . در شدیدترین زمانهای تجاریه که\nفشارهای مافوق الطاقه گرفتار می آمدیم و همه ما به رسول الله التجا\nمیبردیم ... همه افراد مجاهدین ، پیروی نمودن شجاعت و استقامت\nحضرت رسول اکرم صلى الله علیه وسلم را برای خود مدار تمیز و اعتبار .\nو کمال شرف و افتخار میشمردند. بمجرد یکه از طرف حضرت پیری\nامر هجوم و حمله به بولی و قومانده ( الله اکبر ( 1 ) عطا میشد، زخمها نیز\nتمام زخمهای خود را بدرجه ممکن بسته کرده، برای اشتیاق\nنمودن به اطاعت امر هجوم و حمله ، یک بر دیگر مسابقه و پیشقدمی\nمیور زیدند.\n\nازاین قبیل لوحه های شفقت ، که حضرت فخر کائنات علیه افضل\nالصلوات والتسلیمات در نظر مجاهدین اسلام نشان میدادند. در خصوص\nفضیلت قهرمانی و دلاوری که در نزد حضرت پیغمبری قیمت و اهمیت فوق\nالعاده داشت . همه مجاهدین اسلام را چنان شوق و غیرت ، و چنان صبر\nو استقامت در مجاهدات و مجاربات میبخشید که همه افراد عسکری اردوی\nاسلامی برای احراز کردن نام مفخرت اقسام بهادری و دلاوری با یکدیگر\nخودشان مسابقه و داوطلبی شتاب میکردند. و چون این نام ، بدون آنکه\nمرار الحفر شناختن، و برای مرتبة جلیلة شهادت بیان و دل آرزو کش\nبودن بدیگر چیزی میسر نمیشد از اثر و اردوی عسکری اسلامی در\nزمانهای مود هشترین محاربه ها، جائفت الیها و غیرتهای عالیترین خوده را\nافراد عسکریه از روی حضرت پیغمبری، اینهمه فداکاریها و جانبازیهایی\nرا که ابراز میکردند. محض ازین بود که اولا فیض قدسی جاودانی دین\nمبین اسلامی انجان فضیلتها آراسته و پیراسته گردانیده بود که هیچ یکی\nاز افراد اردوی اسلامی نبود که بقدر ذره از هیچیکی ترین فضیلتهایی\nکه تا بحال مذکور کردید مخالف و تجاوز بتوانند . ثانیا کبر علوی\nخصایل جمیله وعدالت و مساواتی بود که از طرف اشرف حضرت ذیشان\nبمقابل مجاهدین اسلامی ان ایراز فرموده میشد حضرت قافله سالار انبیاء\nو سرور و سردار کل اصفیا علیه افضل التحایا عدل وحقانیت بدرجة رعایت\nمیفرمودند که اگر تنها یک شتر میبود باز هم دیگر اصحاب کرام نوبت سوار\nمیشدند. در اثنای فرهیچ باک و کریه رنجیده خاطر نمیساختند، هر فرد\nعسکری را جدا جدا به کابات تلطف والتفات مینواختند، لطفهای محاصر\nو بلیغ بسیار مؤثر برای افزونی حماست و شجاعت شان بیان میفرمودند.\nدر غزای طایف، در اثنای سوق رفتار عسکری ، که از یک جای\nتنگی می گذشت، در یک بغل شتر سواری آنحضرت شریک اعرابی از افراد\nعسکری مجبوریت به فشار و تطبیق در می گذشت که به این سبب قدم مبارک\nآنحضرت را در مابین شتر خود و شتر سواری آنحضرت خیلی فشار داد\nآنحضرت برای یک قدری دور کردن شتر خود ، آهسته. با نوک تازیانه\nبدست مبارک شان به پای اعرابی و که دادند. اما بسیبی که مبادا دل\nمی کنند ...\n\nازین جهت بود که ( آرزوی شهادت ) برای مجاهدین اسلام\nاز فضایل و گزیده، و خصایل بسیار پسندیده شمرده میشد . مال\nو مضمون آیات کریمه که در مخصوص شرق نزول فرموده از قرار\nذیل است :\nه شما برای آن کسانیکه در راه حق سبحانه تعالی شهید بشوند مرده\nتگوئید ، نی، بلکه آنها زنده هستند. لکن شما آنرا نمیدانید ...\nاگر شما در حرب برید، و یا در راه خدا شهید بشوید، البته از جناب\nحق به ثواب نایل میشوید .\nاحادیث منبعی که از لسان المجاز بیان آنحضرت صلى الله علیه وسلم\nشرف صدور یافته ، مال و مضمون حکمت مشحون بعضی از آنها از\nقرار پاست :\nه به آنجناب باریتعالی که تقسیم همه اشیا به دست قدرت ربانی اوست\nقسم میکنم که در راه دین غزا کرده شهید شدن ، و بعده باز زنده شده\nباز شهید شدن ، باز زنده و شهید شدن را آرزو و الماس میکنم ...\nو شهادتی که با شمشیر بدست بیاید، غیر از شرك همه گناها ترا عفو\nمی کنند ..."}
{"book": "adl0616", "page": 1745, "text": "شماره ۲۲\nسال نجم\n\nدر نزد خداوندی مقبولتر و محبوب تر از قطره خونی که فی سبیل الله\nریخته شود، دیگر چیزی نیست ..\nدهنگامی که جنبهای عساکر اسلامیه ، و صفهای جما کر دشمن با یکدیگر\nرا بر و مقابل می آیند. در انوقت ملائکه گرام بمیدان حرب فروآمده\nمرزه هر يك از مجاهدین را مینویسند مثلا فلان برای دنیا ، وفلان\nحسب الحمية ، وفلان يسوق عصبيت محاربه می کنند. برای کسی نگوئید\nکه فلان فی سبیل الله شهید کردید مکر که آنکس برای تعالی دین\nاسلام حرب بکند. غزاي في سبيل الله این است ..\nوجه پایه بود .\n\nأسلحة\n\nدر دور جلیل باخمیری اسلحه يك قدر و قیمت عالی را مالک بود .\nبنداز .\nدر غزای مشهور ( احد ) جناب ( سعد ابن وقاس ( رضی الله تعالى\nعنه، زیاده رهزار تبریز کفار انداخته بودند. و در هر انداخت خود\nآماج با خطا نکرده بودند، چون میدان محمار به کرم گردیده بود.\nو حضرت رسول ذیشان این مهارت کانکتانه جناب سمند را مشاهد\nفرمودند بنابر تشویق و تقدیر اين احسن اعمال فرمودند که : - تاثیر\nسعد : پدر و مادر فدای تو باد ... با این خطاب جلیل حضرت\nعلى الخصوص ( تير ) که از دور استعمال میشد، و و شمشیره که از\nنزدیک استعمال می گردید خیلی ق قدر و قیمت شمرده میشدند. در فضلیت\nو مزیت این دو اسلحه مهمه، بسیار احادیث حقيقة نبويه شرقها در\nاست. حتی در دین مبین اسلام ، چنانچه اصول مکلفیت عامه -- یعنی\nمجبور بودن عموم افراد بعسکری از احکام جلیله دینیه شمرده شده\nاست ، كذالك تعلیم و تربیه عسکریه نیز از ضروریات احکام دینیه میباشد.\nمثلا مضمون و مال این آیه کریمه که برای مقابله اعدا بدرجه\nکه قدرت نان برسد، اساته وآلات حربية ، ونظر بهروقت مالزمة\nجهاد را حاضر و آماده کنید. و در طویله اسپهای بسته و پرورش یافته\nبدرجه قدرت خود مهیا نمائید .. صریحاً ثابت میسازد که دین مبین\nاسلام تا چه درجه برای تدارکات عظيمة سفرية حربه حاضر و آماده\nبودن را امر و فرمان میدهد .\nكذالك احادیث یقه که در خصوص وارد شده است مزیت و اهمیت\nاسلحه و ( فن انداخت ) را که از مهمترین مانزمه فنون حربه شمرده\nمیشود خیلی اعلاود وبالا فرموده اند. مال و مضمون بعضی ازان\nاحاديث منیفه از قرار دیاست :\nه تبر بیندازید، و براسب سوار شوید . اما تیر انداختن تان در پیش\nمن خير تر و او لتر است ..\nجناب حق ، به برکت تیر سه کس را بجنت میددارد یکی آن که\nنبرد ابرای طلب تواب و احتساب بوجود میاورد . دیگر آنکه تیرد ایکمان\nمنده بهتر انداز معاونت میکنند. دیگر آنکه تیر را بر سینه دشمن دین\nومات می اندازد ..\n\nباین آیات کریمه، و احادیث حليفه مرتبه اسلحه سازی ، و تیراندازی .\nوندار كان حاضری جنگ بر چنان اساسه ای متینی بنیاد گرفت که نمر :\nآن تا خال - بلکه تا به ابد در علوم و فنون حربیه مشعله های رهنمای فتح\nو ظفر هر قوم و مانی که به آن پیروی کرده اند شده و میشود و خواهد\nشده . [ علی الخصوص در مضمون حدیث شریف اول به ترجیح دادن تیر\nاندازی را بر سواری ، دستور مرجع بودن ها کر پیاده ، بر عما کر\nسواری نیز اینا فرموده شده است که نتیجه آن در پنهه برها و جربهای\nموجوده در هجوم های پیاده وضبط بودن قلعه های خارق العاده\nبظهور پیوست .\nاین آیات جليله قرآنه ، و این احادیث سقیفه نبوده که شرف\nصدور می یافت آرزوی شهادت ، و جانسیاری با شهادت شانرا دوبالا\nمیساخت. همه افرادار دورا يك شوق وشغف عظیمی در خصوص حاصل\nنمودن رتبه ، شهادت بیتاب مینمود. درجه که امر و قومانده هجوم\nدو می داده میشد، بسیاری از افرادار دو برای آنکه برتبه جلیله شهادت\nسرفراز شوند ، زرههای خود را از بر انداخته ، دلبرانه و غضنفرانه\nخود را میدان حزب پرتاب مینمودند. در عزای بدر، و بی غزوات\nمبار که دیگر جانیاریها و فدا کاریهای که اصحاب جلیل و افراد\nاردوی ظفر دلیل ابراز نموده اند. به اثبات رسانیده که آرزوی شهادت\nو حقیر نداشتن مرگ در افراد عسکریه اردوی نویه تاچه درجه\nمیباشد | حضرت سردار جلیل الديا عليه آلاف التحتية والتنا بسيار\nمحترم ، و کسانی را که بین تیر اندازی مشهور بودند خیلی معزز و مکرم\nمیداشتند، ابراز مهارت کنند کان این شعبه مهمه دا بكلمات بر تلملفات\nسعادت غايات بنوبتها تلطيف و تطبيب میفرمودند .\nدر محاربه های این زمان، ومنون عسکریه این عصر و اوان چون\nنظر کرده شود (فن انداخت) از مهمترین تعلیمات و تربيه عسكريه شمرده\nمیشود . حالانکه برای عسکر ظفر رهبر اسلام در هر جا که باشند این\nمن شريف انداخت و دیگر همه تعلميات و تربیه های عسکریه از احکام\nجليلة قطعيه دنییه شمرده شده آمده است. حضرت سرور و سردار\nاصفيا عليه افضل انتحايا ، چنانچه من انداخت را تقدیر و تحسین میفرموده با\nكذالك قیمت شمشیر را که یگانه سبب تشييد و تزئيد ( فکر تعرضی)\nمیباشد ایز تنجيل و توفير ميفرمودند. مثلا فرموده اند که : و جنت\nدر زیر سایه های شمشیر هاست . باین کلام قدسیت اشتغال درجه\nو مرتبه شمشیر را اعلا فرموده اند .\n\nجواد حارجية\n\nنامه آرایی نامه کاران\nدر خصوص عرفانی لارد کبوتر\n\nنقل از جريده حبل المتين :\nیکی از ضایعات بزرگ -\nلارد یکتر وزیر جنگ که معروف ترین رجال انگلستان در شرف\nوبزرك ترين سرداران و جنرالان جنگی عالم بود بدعوت اعليحضره"}
{"book": "adl0616", "page": 1746, "text": "شماره ۲۲\nاز بیست سال باین ظرف لارد کمتر شخص دوم جنگی انگلستان\nبود یعنی بعد از لارد را براس لارد کمتر عالی بودی سال گذشته آن یکه\nمرد تاریخی در میدان فرانسه وداع زندگی گفت و امسال این یگانه\nسردار جلیل القدر انگلستان ترک حیات عاریت نمود ، هر قدر انگلستان\nدر ماتم این وزیر بزرگ مبالغه نماید کم است ولی میتوان گفت که اینگونه\nرجال بزرگ که تادم واپسین بوطن محبوب خود خدمت نموده هرگز\nنمی میرند و زنده جاوید هستند مسلماً فقدان الازدیکتر براهالی انگلستان\nخیلی مؤثر واقع گردیده و میتوان گفت که یکی از مصائب تاریخی انگلستان\nشمار است .\n\nفاجعه غرقابی لارد کجار\n\nاخبار ( آواز اسلام ) مینویسد :\nواقع موت هر کس که باشد چیزی است تم الكبير ووحشت خير .\nمیک فرق دوستی و دشمنی را از میان بر دارد ، تصور مرک یکبار کی\nمعهای نیرنگی عالم را پیش نظر آورده عقل انسانی را مبهوت مینماید .\nاگرچه موت هیچ کس ، چه بزرگ باشد چه خرد - کاروبار دنیا را\nسال نمیکنند - وکمان میر که تو چون بگذری جهان گذشت : هزار\nشمع کشتند و انجمن باقی است ... ولیکن تاریخ شاهد است که حیات\nبعضی اشخاص اگرچه در قرون یکبار باشد. منبع حیات ملل میباشد.\nو ممات چنین اشخاص خلال عظیم در جریان احوال جمعیت انسانی پیدا\nمیکند. مثلاً وجود اسکندر اعظم کونیا مناطیس بشری بود که مات\nیونانیان قدیم را بذات خود وابسته برای تسخیر عالم قومی غیر قابل\nمراحم و مدافع بوجود آورده بود، نپولین بونا پارت هم جاذبه مجسم\nبود که فولاد به کری را نخود کشیده گینی را ز رو زیر میشود . لار دکتر\nدر حالت موجوده در تمالك واسعة برطانية ميه سالاری ساخت که تا امروز تاریخ انگلستان بخود یاد ندارد از مناعی لاز دیچیتر و در\nبود که دولت انگلیس از هفت به هزار لشکر در عرصه دو سال به پنج\nملیون قشون بالغ آمد و اول شخصی بود که به آواز بلند عظمت و اهمیت\nاین جنگ را تسلیم کرده اقل مدت آن را به سال گفت اگرچه لارد\nتجز برخی مخالفین مسلک در انگلستان داشت ولی دوست و دشمن قاتل\nبودند که در فنون جنكي والشكر آرائی لاردکمتر تالی ندارد و نفوذش\nدرمان انگلیسیه باندازه بود که در رجال انگلستان احدی دارای این\nو مایه دیده نمیشو دلار دکتر چندین مرتبه به میادین فرانسه رفت و در ایطالی\nو بالکان کردش نمود و پادشاه یونان را از معیت با المان باز داشت و از انجا\nنصر برگشته وضع قشونی آنجا را تکمیل نمود حالا بروسیه میرفت\nکه اصلاحات عمده در قشون روس بدهند که دست اجل کر بانش را\nگرفته فرصت نداد .\n\nحمده سبب رفاق لارد کبار روسيه تصفيه مسئله شرق بود مسلماً\nجنك خونخواره در این چند ماه ایستی در شمالی بغداد پیش آمده تا مسائل\nشرقيه بكدفعه تصفیه پذیرد چه در حقیقت حل مسئله شرق امروزه نصف\nجنگ را تصفیه تواند کرد اگر دارد کمتر روسيه موقت بقينا بقنقال\nو ایران و آسیای صغیر و عراق عرب هم دهیار میکردید زمانه اش میلات\nداد که این نقشه بزرگ را هم گاه دل انجام داده مانند مصر تا جنتیحات\nخویش را بچشم خود بیند .\n\nسال\nاطور نیکلای دوم با تمام هیئت اداری خود در جهاز جنگی همشایر\nاز بیست سال باین ظرف لارد کمتر شخص دوم جنگی انگلستان\nبود یعنی بعد از لارد را براس لارد کمتر عالی بودی سال گذشته آن یکه\nمرد تاریخی در میدان فرانسه وداع زندگی گفت و امسال این یگانه\nسردار جلیل القدر انگلستان ترک حیات عاریت نمود ، هر قدر انگلستان\nدر ماتم این وزیر بزرگ مبالغه نماید کم است ولی میتوان گفت که اینگونه\nرجال بزرگ که تادم واپسین بوطن محبوب خود خدمت نموده هرگز\nنمی میرند و زنده جاوید هستند مسلماً فقدان الازدیکتر براهالی انگلستان\nخیلی مؤثر واقع گردیده و میتوان گفت که یکی از مصائب تاریخی انگلستان\nشمار است .\nدر جنگ تونسوان افریقای جنوبی علم و دانش و خدمات دقیمتش\nالمیدان هو لناك را بکام دولت انگلیس ساخت و نیز سپه سالار هندوستان\nو اصلاحات عمده در اداره لشکری هند داد و در حقیقت يك گونه استقلالی\nادارة الشکری هند محشود که تا کنون هم ا تحت اقتدار کامله فرما\nفرمای هندوستان بیرون است متانت و نکته سنجی و قابلیت تحریری وی\nمناقشة بالارد گر زن بخوبی ظاهر کردید که لار دگر زن مجبور به استعفای\nفرمانفرمائی هندوستان شد .\nدر موقع حمله ایطالی به طرابلس غرب وزیر سیاسی مصر گردید\nاودر آن موقع تائیدات کافی از روی سیاست به اقتدارات انگلستان\nشود درین جنگ هم لارد کمتر بیش از کلیه رجال انگلستان خصه و\nبار وذمه وار بود و اول شخص نظامی بود که بوزارت جنگ رسید\nوقبل از وی در انگلستان وزارت جنگ را بيك مرد سپاهی نداده بودند.\nداور عمده لارد کمتر دولت انگلیس را دارای یک قوت قوی بری بود\nکه در حالت موجوده در تمالك واسعة برطانية ميه سالاری ساخت که تا امروز تاریخ انگلستان بخود یاد ندارد از مناعی لاز دیچیتر و در\nبود که دولت انگلیس از هفت به هزار لشکر در عرصه دو سال به پنج\nملیون قشون بالغ آمد و اول شخصی بود که به آواز بلند عظمت و اهمیت\nاین جنگ را تسلیم کرده اقل مدت آن را به سال گفت اگرچه لارد\nتجز برخی مخالفین مسلک در انگلستان داشت ولی دوست و دشمن قاتل\nبودند که در فنون جنكي والشكر آرائی لاردکمتر تالی ندارد و نفوذش\nدرمان انگلیسیه باندازه بود که در رجال انگلستان احدی دارای این\nو مایه دیده نمیشو دلار دکتر چندین مرتبه به میادین فرانسه رفت و در ایطالی\nو بالکان کردش نمود و پادشاه یونان را از معیت با المان باز داشت و از انجا\nنصر برگشته وضع قشونی آنجا را تکمیل نمود حالا بروسیه میرفت\nکه اصلاحات عمده در قشون روس بدهند که دست اجل کر بانش را\nگرفته فرصت نداد .\n\nحمده سبب رفاق لارد کبار روسيه تصفيه مسئله شرق بود مسلماً\nجنك خونخواره در این چند ماه ایستی در شمالی بغداد پیش آمده تا مسائل\nشرقيه بكدفعه تصفیه پذیرد چه در حقیقت حل مسئله شرق امروزه نصف\nجنگ را تصفیه تواند کرد اگر دارد کمتر روسيه موقت بقينا بقنقال\nو ایران و آسیای صغیر و عراق عرب هم دهیار میکردید زمانه اش میلات\nداد که این نقشه بزرگ را هم گاه دل انجام داده مانند مصر تا جنتیحات\nخویش را بچشم خود بیند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1747, "text": "صفحه ۱۰ سال پنجم شمارهٔ ۱۲\n\nفتح ام درمان از جملهٔ کار نامهای عسکریٔ لارد کچنر در تاریخ ثبت گردید وليكن ان واقعات محال قابليت عسکریٔ لارد کچنر حسب اصول جدیده نمیتواند شد . زیرا که درویشان مسلح بشمشیر و نیزه بمیدان کشاده پیش قوتهای نوایجاد جوق جوق در آمدند ـ و در چند ساعت آماج توپهای مرگزا شده هیچ اثری ازیشان باقی نماند . البته جوانمردیٔ درویشان بدرجهٔ فوق العاده رسیده بود ـ يك جماعت علم برداران ایشان پیش لشکر میرفت . هر گاه يك بیرق و دار کشته شد دیگری بیرق را گرفته بکمال سکون قلب پیش رفتن گرفت . تا همه افراد آن جماعت کشته شدند . مؤرخین میگویند که در ان موقع لارد کچنر اقتدا بچنگیز و تیمور نموده چند هزار درویشان زخمی را تهٔ تیغ بیدریغ باستکین بیرحمی کشید ـ و در تخریب مزار مهدیٔ سودان در خارطوم و برون آوردن جسد او از گور و انداختن ذره های لاش او در آب نیل و سرش را بریده بانگلستان فرستادن ذمه واری لارد کچنر و لارد کرومر سابق وکیل دولت انگلیس در مصر برابر بود . و همچنین در باب بدار کشیدن فلاحین معصومین قصبۀ دنشاوای لارد کچنر و لارد کرومر معاملهٔ فرعون را بعمل آورده بودند ـ در جنگ ترانسوال افریقای جنوبی ( سنهٔ ۱۸۹۹ ـ سنهٔ ۱۹۰۲ ع ) هم جوهر سپه کریٔ خارق العاده از لارد کچنر بظهور نه پیوست . بوئیران که اخیراً قریباً سی هزار مانده بودند . دولت لشکر انگلیسی تا آخر مغلوب نشده بودند . لارد کچنر خانهای ایشان و اثاث البیت ایشان وزراعتهای ایشان را سوخته بود و گله های گوسفند و گاو و غيرها را کشته اما ایشان اسباب رسد و امانات انگلیس را بتاراج میبردند و جنگ بدون کمی جوش جاری میداشتند ولی ـ لارد کچنر نان و مکان بویران را در خیمه هائی که در زمین گل ولای و تپ را زده بودند سکنی داده بود ـ ازین ظروف قحط و الوباء بچگان بوئیران باین کثرت مردن آغاز کردند که در رای جریده دیلی نیوز لندن ظن غالب بود که در مدت دو سال همه نسل بوئیران از دنیا محو شود پس خوف انقطاع نسل بوئیران و وعدهٔ دولت برطانیه باعطای استقلال عملی زیر بیرق انگلیسی و اعانت پول برای اصلاح احوال شان ، و خواهش شاه ایدورد هفتم که تاجپوشی او هنگام صلح باشد ـ این همه اسباب جمع شده بوئیران را راضی بصلح گردانید ـ\n\nاگرچه کار نامهای عسکریٔ لارد کچنر از روی اصول جدیده از درجهٔ اولی نبوده ـ ولیکن در میان ملت انگلیس موجب سرافرازی نمایان گردید ـ از نجا است که او را بار دیگر بمصر فرستاده بودند ـ و زمام سیاسی بدست او نهاده ـ ادارهٔ سیاسی او در مصر کمتر از ادارهٔ لارد کرومر نبود . و تقرر او بمنصب وزارت حرب هنگام آغاز شدن انجنك عالمگير مروج لارد کچنر را باوج رسانیده بود ـ انتظام فوج انگلیسی پس از اعلان جنك و قانون خدمت عسکری جبری در تاریخ انگلستان از باقیات لارد کچنر خواهد ماند ـ ولیکن قصور منصوبهای جنگی او ـ چه در تیم چیپل و لوئس و چه در کیلی پولی و عراق عرب در میان ماهران فن حرب مسلّم شده است ـ شاید که هوای مصر خاصیت خود پرستی دارد ـ لارد کچنر در اواخر ایام او د. ادعای انا ربكم الاعلى از فرعون مشهور ـ علیه ما یستحقه بهیچوجه کم نبود ـ و غرقابی هر دو از غلیان آب بحر و طوفان هوا مردم دیانت مذاق را مایهٔ عبرت خواهد بود\n\nدر خاتمه ازین سخن گفتن چاره نیست که مرد شجاعی لارد کچنر درین احوال نازك برای ملت انگلیس زبانی است محدود شمار که معنویات همه ملت را شکسته است ـ جای نشین او در مطالب انگلستان موجود نیست البته ملت انگلیس قابل رحم و غمخواری است ـ\n\nيك حادثهٔ نوی در عالم اسلامیت\n( نقل از ترجمهٔ اخبار سواد هند )\n\nمفتری کرت\n\nاعلان در باب خود مختاری شریف اعظم مکه\nبرای ما بفرض اشاعت اعلان مندرجه ذیل اختیارات داده شده است از ذرائع قابل اعتبار معلوم شده است که هر هائینس شریف اعظم مکه معظمه به امداد قبایل وسطی و مغربی عرب در باب آزادی از حکومت جابرانه عثمانی و خود مختاری خود اعلان نموده است ملک عرب از عرصهٔ دراز زیر یوغ حکومت ناگوار عثمانی افتاده مصائب والآلام قسما قدم برداشته شده بود ـ در روانی از تاریخ ۹ ماه جون ۷ شعبان شروع شده بود و بر فتح عظیم الشان شریف مکه معظمه منتج شده است ـ بر مکه معظمه و جدهٔ شریفه و طائف قبضه کرده شده است و اهل قلعه اظهار اطاعت نموده اند ماسوای دو قلعه خورد طائف که تا حال مقابله و مدافعت مینمایند ـ تعداد افواج که در مکه معظمه و طائف اطاعت قبول کرده اند تا حال معلوم نمیباشد لا کن در جده شریف ۱۵ نفر افسران و ۱۶۰۰ نفر سپاهیان اظهار اطاعت نموده اند و شش عراده توپ نیز بدست آورده شده اند . ـ مدینه منوره بقرار خبرهای تازه تریر محصور میباشد و سلسله های آمد و رفت و ارسال و مرسول هر قسم علاقه حجاز کاملاً بدست شریف میباشد ـ چونکه جدهٔ شریفه کاملاً زیر نگین شریف اعظم آمده است بنابرین امکان دارد که سلسلهٔ آمد و رفت از راه بحر باز قائم کرده شود و تجارت بهمراه بنادر حجاز از سر نو شروع بشود ـ اکنون امید کرده میشود که اکثر مشکلات و مصائب زائرین اماکن مقدسه که در عرصهٔ دو سال گذشته بر آنها نازل شده بودند بر طرف خواهد شد . ـ لا کن یاد باید داشت که از سبب قلت جهازات علاوه از قلت ذخائر خوراك حالت بدامنی ضروری معلوم می شود که امسال زیارت بیت الله شریف را اگر اکثر نفر مأمور بکنند از حد مناسب خواهد بود ( این خبر بهمراه خبر ریوتور مورخه ۲۲ ماه جون که از قاهره رسیده است از سر تا پا تطبیق میخورد )\n\nکعبهٔ معظمه\n« چو کفر از کعبه برخیزد کجا ماند مسلمانی »\nاگر این خبر فلاکت آوری که از ترانس ( رویتر ) نقلاً اخبار های انگلیزی و اردو نشر داده اند حقیقت داشته باشد، هیچ شبهه نیست که مضمون خیالی مصرع فوق، جامهٔ حقیقت را در بر نموده یعنی اگر اراضی مقدسهٔ حجاز مفتقر انظار از در زیر شبکهٔ حیل و دسایس عنکبوت بر تلبیس در آمده باشد، حکم باید کرد که ( مسلمانی ) در روی زمین نخواهد ماند ! وا گر بماندهم ، ناقص الاعضا ، شکسته ، ریخته ، پاشیده يك چیزی خواهد ماند"}
{"book": "adl0616", "page": 1748, "text": "سال عجم شماره ۲۲\n\nباب ( اجتهاد ) مسدود است، و تابحال همچنین واقعه جانگاه بکر و اوان برای معلوم کردن معیار ( شرافت ) و ( کثافت ) شريف مكه\nفرانی در عالم اسلام بوقوع نیامده است که ( بیت الله ) ( کعبه معظمه ) يك مقياس و محك كافى وافى شمرده ميشود . ( وافتكر ) .\n( مکه مکرمه ) مسلمانان، در زیر یوغ حکمرانی ، یا در ظل بیرق حمایت اما باید دانست که شریف مکه اعلان عصیان نکرده است . وا کر\nو نگرانی کفر درآمده باشد الحمد لله والله از هنگامیکه درسته هجرت کرده باشد مستند بريك قوة الظهر يست که همان قوة الظهر دريك\nنبویه علیه افضل الصلوة والتحیة اردوی همایون ظفر مقرون اسلامیه، وقتى قوة الظهر اعلان خديويت نسلاً بنسلاً از بهر مصر بها شده بود .\nدر زیر قیادت و سرافسری سرور و سردار اصفیا ( محمد مصطفی ) علیه و از نتیجه آن تا بحال ببرق كفر رونق شیر مفترس درنده، و اسب شاخ\nافضل الصلوة والتحایا مکه مکرمه فتح گردیده است. تا بجان که هزار دار گونده بران سرزمین ها تموج نمای استیلا کردیده مانده است !\nو سیصد و کسور سال میشود هیچوقت نشده است که بران مقامات لارد کیجتر مغروق گفته بود که مکه و مدینه را چنین و چنان میکنم.\nمقدس اسلام، و آن ارواح مقدس اسلام همچنین فلاکت و مصیبت با آن آرزو خوراک ماهیان گردید : پیروان او ا گر این آرزوی شدیده\nعظيمه وارد شده باشد . این جای سوال این است که ( فریضه حج او را در چنین حال تخته که رمقی برای شان باقی نمانده ، و بهر گونه\nبیت الله ) که یکی از بناهای پنجگانه مسلمانیست، آیا بکدام درجه باقی وسایل مانند شخص بدریا افتاده دست و پا میزنند از قوه بفعل نیاورند\nخواهد ماند و چه حکم و چه کیفیت حاصل خواهد کرد ؟ پس کدام وقت خواهند آورد )\nمیگویند ( شريف مکه ) بدولت متبوعة مقدسة اسلامية خويش اهالی حجاز بدو بلای عظیمه مبتلا هستند که یکی جهالت و نادانی\nاعلان ( عصيان ) نمود .... همین گمان ( عصيان )، در چنین وقت عمومی ودیگر مفلسی و گرسنه گی عمومی که از نتیجه بی علمی\n\nمنظرة روضة مطهرة نبويه در مدینه منوره که از قرار خبرهای جراید\nانگلیسی گویا در ینوقت از طرف باغیهای محاصره شده\n\nو نادان بظهور می آید، پیغامی و نادانی داناً يك مزرعه بسیار صالح\nو نافعات برای افشاندن تخم فساد و حیله و نفره، که دشمنان دین مبین خان - نی نی ، حاشا ! این عنوان جلیل الشان تنها بسیاری\nسید المرسلین محرمها و خروارها از ان در هی جیب دارند . علاج دفع وکمی نفوس موقوف نیست ، بلکه بسی لوازمات دیگر هم بکار دارد.\nگرسنه گی هم ، دو بر یازده زده گفته يك چند ملیون فرانک - یعنی که از انجمله مفتاح حرمین الشریفین را مالک بوده است و آنهم از عصر\nخرج يك روزه يادو روزه جنك .. هاست که بدست سلاطین دولت علیه عثمانیه میباشد .\nچیزی که خود این مدیر عاجز بیچاره از محاور ( محمد خان افندی ) داکتر - اگر همچنین باشد، آنرا هم چندی بعد خواهید دید.\nداغستان بانك داکتر انگلیزی در سنه ( ۱۳۰۰ ) هجری یعنی پیش اگرچه قول يك داکتر چندان چیزی نیست که دلیل افکار سیاسیه\nاز سی و چار سال در ( کراچی ) شنیده و بخاطر دارم از قرار ذیل است : بکدولت بتواند شد . اما چون بدقت نظر کرده شود این بات تهدید\nداکتر - آیا دولت عثمانیه چقدر نفوس مسلمان رعایا دارد معنی دار ایست که مشت نمونه خروار افکار ملیه انگلیزیه را در باب\nخان - تقریباً هفده بیست ملیون . مسلمانی نشان میدهد و حال آنکه افکار سیاسی شان نیز چیزی نیست\nداکتر - حال آنکه دولت بریتانیه تقریباً صد ملیون رعایا از کما این باشد . مصر را مرکز خلافت اسلامیه انگلیزیه ساختن، و همه\nنفوس اسلام را مالک میباشد. پس آیا عنوان ( خليفة المؤمنين ) اراضی فلسطین و سوریه و عراق را به آن ملحق نمودن ، و کذا را نیز\nبر جناب ( ويكتوريا ) لایق تر نخواهد بود ؟ يك امارت اسلامية انكليزيه اتحاد كردن ، وهمه جزيرة العرب را به آن الحاق نمودن، و برای همه مقامات مقدسة اسلامیه بجز يك از تاریخی"}
{"book": "adl0616", "page": 1749, "text": "صحیفه ۱۲ سال نجم شماره ۲۲\n\nو اهمیت آثار عتیقه کی شان دیگر هیچ اهمیت و اعتباری باقی نگذاشتن. و قرآن و احکام آنرا سراسر از روی دنیا برداشتن و غیره و غیره چیزهایی نیست که بر کسی پوشیده مانده باشد. غیر ازینها چون بطرز تقریر و تحریر اخبار های انگلیزی دقت شود، باز هم علناً ظاهر و هویدا میکردند که محرك وفتنه بر انگیزنده این عصیان کیست و چیست؟ از حالا لقب (هرهاینس) را دادن، شریف اعظم گفتن، مسلمانانرا بوعده های رفع شدن مشکلات حجاج و آسانیهای شان پر سرور و شادمانی برانگیختن از چیز هایی نیست که مسئله را آفتابی نسازد. لهذا (سراج الاخبار افغانيه) كه يك جريدة مدافع دين مبين اسلامی خود را شمرده به آن فخر میکنند، بکمال نفرت و شدت این عمل قبیح عصیان نمودن شریف ناشریف مکارا نفرین و تقبیح میکنند. و او را عاصی و خاین، خاطی و غابن بدولت متبوعه و دین مقدسه اش میشمارند. اگر این عصیان و اعلان آزادی خود را در يك وقت دیگری میکرد هر چه که بود بود. اما در چنین وقت و در چنین زمان این عصیان از چنان گنا هانی نیست که عفو شدنی باشد. باب اجتهاد چون مقفول و مسدود است، البته کسی جرأت بر چیزی گفتگویی نخواهد توانست که (فریضه حج) را که در زیر حمایت بیرق انگلیزی باشد چه حکم است و به این سبب حاجیهای که تعصب خشک دارند در نی برق مبرق انكليز منکلیز ندیده و چشمهای خود را پوشیده و سر خود را پایان انداخته حجک خود را کرده و اپس خواهند آمد. اما یکانی که تعصب دینی شان یک قدری تر باشد، اولا بر چنین حج جرأت نخواهند کرد، و اگر بکنند هم بعوض رحم شیاطین میباید که بر روی همدیگر خودشان نفرین بیارانند، زیرا همین مسلمانان این عصر و زمانیست که خانهٔ خدا و مرقد رسول خدارا که از هزار سال به اینطرف گذشته کان شان در زیر بیرق اسلامی محافظه کردند این تا خلفها یعنی مسلمانان روی زمین این زمان پامال قدمهای نجس کفارش خواهند ساخت ! لاسمح الله ولا قدر الله\n\nنتیجه این عصیان چه خواهد شد؟ این خواهد شد که دولت علیه عثمانیه بسببی که حیات معنوی و روحانی خود را بوجود مکه و مدینه قایم می بیند تا بدرجه که ممکن باشد از ان اراضی مقدسه دست بردار نخواهد شد، ولابد از راه شام يك اردوی مکملی سوق خواهد نمود. حال اگر نکنند، بالاخره بهمه حال خواهد نمود. اینهم معلوم است که شریف مکه نه توپی دارد و نه چه خانه لابد و ضرور است که برشانهٔ کدام توپ والای جبه خانه دار بالا شده این بلند پروازی را خیال کرده است. پس وقتيكه جنك متبوع و باغی در گرفت هماندم حامی و محرک باغی با همه بی بود کی بمیدان میبراید که در انوقت عموم مسلمانها بحساب گرفتن از ان حامی و محرك فساد مجبور خواهند شد ....... مع ذالك ما این خبر را باور کرده نمیتوانیم، و شریف مکه (حسين) پاشا را که سالهای در از در استامبول اقامت داشته و یکی از فحول رجال دولت عليه عثمانيه میباشد و ميگويند كه يك مرد عالم، فاضل، دانا، دیندار مسلمان هستند ازین سبب هیچ صورت حکم کرده نمیتوانیم که بر چنین بغی و عصیان در چنین وقت بحران اسلامیان مرتکب شده باشد. اگر باشد هم مانند (ادریسی) را که در (یمن) بروی دولت متبوعه اش بر انگیخته بودند، حال نیز بلکه بعضی مشایخ جاهل عرب را اغوا کرده توانسته باشند. اما شریف مکه که هم خاندان نبوت است و هم به امارت بسیار با اقتداری با رتبهٔ جليله و زارت از طرف دولت متبوعه مقدسه اش در مانند مکهٔ معظم يك جای قدسیت ما و آن که روح همه امت محمدیه شرق و غرب کره زمین شمرده میشود به امارت و شرافت مأمور باشد آیا چنان میشود که همه این چیز ها را پس نموده بواهمه و خيال بلا و سلطنت جدا گانهٔ عربی عالم اسلام را به تزلزل و تفرقه پریشانی اندازد و خود را در پیش خدا و رسول و تمام امت محمد به بدنامی و رسوایی سمر سازد ! بالفرض والتقدیر اگر کرده باشد، اول به تفاوت ثانياً بتفاوت ثالثاً به حکمرانی، را بما به تفرقه اندازی در عالم اسلامی [که انسان\n\nاعلان\nسراج التواريخ\n\nبر همه آرزو کشان علم و عرفان ممالک خارجه اعلان میشود که کتاب مستطاب (سراج التواریخ) که کیفیت آن در اعلان کالم آخرین اخبار ما مندرج است: در شهر پشاور بمعرفت عالیجاه میرزا غلام حیدر خان سررشته دار کتابخانهٔ دولت علیهٔ مستقلهٔ افغانستان قیمتهای متعین آن بفروش میرسد، خواهشمندان خریداری و مطالعهٔ آن در هندوستان، و سایر ممالك خارجه به سررشته دار مومی الیه مراجعت کرده دستیاب میشوند.\nقیمتهای کتاب نمبر وار در کالم اخری اخبار مندرج است بر هر کتاب مبلغ يك روبيه و يك عباسی کابلی مخارج ارسالية كتاب از کابل الی پشاور ضم و علاوه گردیده است. خریدارانی که از دیگر اطراف از پشاور طلب کنند، قیمت اجرت پارسل داك انگلیزی البته برذمه خودشان میباشد ..."}
{"book": "adl0616", "page": 1750, "text": "جریمه ۱۳\nسال نجم\nشماره ۲۲\nو لبنانی حیج بر اتحاد اسلامی در هر وقت و هر زمان بتایافته است و عامنا الجانت و عذاری بین دولت اسلامی که متنوع اوست، سادانا بماند رساندن بکفاریکه با دولت اسلام می جنکنند که متبوع اوست سابعاً ناقص نمودن فوت یک دولت اسلام را در مقابل دشمن، ثامناً به شادان ساختن کفار و کریان ساختن اسلام، تاسعاً بالنتيجه بمداخلات رعایت ، و رفته رفته باستیلای کفر را و ان مقامات مقدسه سبب شدن مرتکب شده خواهد بود که این ارتکاب عبارت از نه عیب شرقی ایست که دهم آن را قارئین کرام درک خواهند فرمود ، خلاص اگر شريف مكه همچنين بك في رحمی بر نفس خود و اسلام نموده باشد. در نزد اسلام همچنان منفور ومقبوح يك شخصيت که در نزد انکلیز سرغنه ترین باغیان آبرلند ، ولایق همان سرا و جزائیست که باغیان آیر کند را انکابزها نشان داده و یا در دل خود تصور دارند که بدهند سراج الاخبار افغانيه - تنها بحساب خود - همینقدر تبادر افکار را وظیفه اسلامیت خود دانشته نوشت. باقي والله اعلم بصواب ...\n\nدر نك سطح زمین اطراف ما را دچار تشنج کرده و بهر شکل بود روز را به شب رسانده و در صدد برآمدیم که گودالها و سوراخهای چپ و راست در زمین حفر نمائیم که شاید پناهی برای ما بوده باشد . حالا یکی دو نفر پهلوی استان استاده و جمعی دیگر میخواهند زیر باران کلوله و متراليوز بلکه بتوانند بخوابند.\nباتفاق يك نفر رفیق خویش سوراخی برای جای خود حذر کرده ریخته بود اطراف کو دال قرار دادیم که اگر خمپاره و گلوله بالای میز ما بترکه شاید این شاخه های کلفت درخت قدری از فوت آن بکاهد و اسباب هلاکت ما نکردد\nو قدری از شاخه های درختان را که کلوله های خصم قلم کرده و زمین خواستیم بخواب رویم خیلی مشکل بود رفیقم گفت سوراخ خود. مان را عوض نمائیم لیکن دو مرتبه خیال کردیم اگر از پنجا بیرون رویم کسی دیگر جای ما را خواهد گرفت و خودمان مکان بهتری بدست نمیاریم . بهر صورت سعی کردیم بخوابیم.\n\n(حکایتهای محاربه)\n\nرستا خبر ور دون\n\nیاد داشت یک سرباز جوان\n\nیک نفر از سربازان جوانی که در مراحل مخوف رستاخيز ، وردون . حضور داشته و تأثیرات صاعقه های مرگبار کاوله ریزی آلمان را دیده بابك سادگی جالب توجه حكايات ماموریت های خطرناک را به پدر و مادر خویش نوشته و در ابتدای مراسله این مختصر مقدمه و امینویسد : تصور میکنم که خواندن این مراسله من خیلی توجه شما را جلب نماید زیرا که خواهید فهمید که در این ایام هولناک در مقابل محاربات دهشت فزای موردونه چگونه زندگانی کرده و ماموریت های سراسر مخاطره من چه بوده است. خواهش دارم این مراسله را نگاه دارید که اگر سلامت عودت کردم قرائت آن در آینده برای خود من خوش خواهد بود .\nاز آنوقتی که در تاریخ ماه ۱ کثیر رژیمان ما از ، سون ، حركت کرد ما را به ، وردون، آوردند و در همانجا اقامت داشتیم ، من جزو دسته بودم که خطوط ارتباطیه رساندن کاوله را به توپخانه حراست میکرد. ۱۹ مارس به از شب رفته به سرعت ما را خبر کردند که بلا فاصله باید مقدار زیادی کالوله به قلاع مقدم رسانید، یک دسته دیگر ما را به نقطه اعزام کردند که محل اتصال انبار کلونه با با طربهای توپ بود.\nدر آن شب ما به سنگرهای به رسیده ایم و تا حال کلوله های آلمان در نقاط دورتر از ما زمین را کاوش مینماید .\nمتاسفانه این حالت دوام نیافت و پس از چند لحظه کم کم خمپاره های قتال خصم نزديك ما میریزند . اول در صد متری و بعد پنجاه متری وسپس نزديك و ما را طوری در فشار قرار داده اند که ناجار هريك از ما بسوراخی از زمین فرو رفته و هرکس هر چه را می بیند برای سنگر اطراف خودتل میسازد ولی معهذا تلفاتی وارد نکرده است .\nنا ظهر همین حالت زنده کان نموده و تكرك كلوله های آلمان بدون\n\nلحظه طول نکشید که یک خمپاره مدهش نزديك ما افتاده و ما را از خواب براند، رفقای اطراف ما را صدا کردند که بفهمند زنده ایم با تلف شده ایم . سپس يك كلوله دیگر افتاده و دواسی که آنجا بودند. از هم مثلاثی ساخت اسپان دیگر رم خورده فرار باطراف کردند . رفقا رفتند آنها را بگيرند كلوله دیگر صغير هول آوری زده چهار اسب دیگر را کشت و سه نفر از رفقا را مجروح کرد . اسب من را هم که از میان سوراخ دهانه آنرا در دست داشتم از پای در آورد کار خیلی سخت میشد رفيق من اجودان مصمم شد که از انجا رفته و مكان استا امن تری بدست آرد. برف و باران بهم مخلوط محشر می کنند و سرمای فی اندازه سختی شدت و فشار ما را زیادتر میسازد .\nجای دیگری که در نزدیکی های سوراخ اولی بدست آوردیم موقتا قدری بهتر و امان تر است. نزدیک های طلوع فجر است اجودان دقیقم به من حکم داد که زین و برك اسب تلف شده خود را از پشت حیوان مقتول بردارم . با وجود آنکه کلوله های آلمان زمین و زمان را متزلزل کرده اند نزديك اسب رفته و پنجاه مرتبه این طرف و آن طرف غلطیدم زیرا که حرکت دادن اسب مرده آسان نیست و همان تنه اسب در این مدت بك سنگری برای من شده که از تکه پاره های ترائیل و خیاره من المحفوظ می داشت. حالا دیگر از همان که میترسیدیم دو جار آن شده ایم . کلوله های بزرگ و كوچك در همانجا فرود می آید. و در این نقطه که دسته جات شش هفت نفری قرار داریم مباردمان محشر می کنند.\nنمیدانم چگونه و با چه عبارتی آن منظره بهت آور غم خبر را برای شما شرح دهم ؟ کثرت پوست و خون اسب های پاره پوره مثل خمیر مارا در میان گرفته، هر چه که در اطراف ما یافت میشود مخلوط و ممزوج ابقایای اجسام این حیوانات بیچاره شده است بعضی از این اسپان بك وطعه از بدنشان را شرائیل برده زمین افتاده و با حالت پر از وحشت و اضطرابی دست و با بهوا میزنند. برخی ديكر با نصف بايك عضو قطع شده و سرهای دوباره شده و کفل های متلاشی باشکم دریده ما بوسانه سمی برای فرار می نمایند. توده کرم و خونینی از اسب و خون وزين وبرك ترتیب یافته است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1751, "text": "حيفه ١٤\nسال نجم\nغریو و غرش بمباردمان مختصری تخفیف یافته فورا شروع بملاحظه\nاطراف وتنظيم امور خويش نمودیم بدبختانه عده کثیری از رفقای ما\nدر آن سرزمین و نقطه پر خطر باقی مانده بودند در راهی که به نقطه\n(ب) میرفت میترالبوزهای خصم مانند تکرك کلوله می ریختند و عبور از\nآن خطرناک ترین اقدام بود اجساد سربازان مقتول و اسب های کشته\nدر تمام آن خط و قطعه مخلوط به همدست بکردن ریخته و هر دفعه که کلوله\nریزی خصم به تشنجات متناویه می افزودند تمامت آن میدان سراشیب\nاز يك دود سیاه و زردی مستور میشد و می بایستی پوزه بندهای خود را\nبگذاریم زیرا که کارهای خفه کننده نیز همراه کاوله ها برای ما نیز\nمیفرستادند .\n\nدر آنوقت يك منظره ظالمانه ويك نمایش سفا کانه در آن صحنه\nخوف و هراس رخ میداد . غالی از رفقا و جنگ آزمایان از پا در آمده\nو فقط پنج نفر آدم سالم از ما باقی ماند و بود و حکم داشتیم که تا آخرین\nنفر و نفس آنجا را نگاهداریم.\n\nمن فعلا حالات فوق التصور مهيب وهول اور انوقت را برای شما\nذکر نمی نمایم همین قدر میگویم که هم برای ما و هم برای المانها اروز\nیکی از پر محنت ترین روزهای دوزخ بود که هیچ کس نمیتوانست خیال\nنماید از کام اهریمن جهنمی آن ورطه هرگز خلاص کردد .\n\nبهر حالی بود تحمل کردیم. چهار ساعت بعد از ظهر بود که حکم\nباز کشت و عقب نشستن ما دادند که از طرف (ل) به استحكامات ( ب )\nدر يك سنكر سراشیب تندی که انجا را هیچ نمیدانم برویم .\n\nدر زیر باران خیاره های قتال المان بایستی مجددا ترتیبات کار خود را\nبدهیم برای اینکه بتوانیم حتی الامکان با کشته شدن اسپان حامل قور\nخانه مهمات جنگی را از انجا بیریم، موفق میشدیم لیکن با چه مخاطرات\nفراوان و با چه خونریزی های سخت چرا که المانها ما را باشر اینلهای\nخودشان پیوسته بدرقه می نمودند. المانها متدر جا اراضی و خطوط ماده\nگرفته پیش می ایند لیکن توپخانه ما نیز پیوسته فعالیت مخرج میدهد .\nفقط بایستی خط زنجیر حرکت را عقب بریم که بتوانیم قدری ترتیب\nکار خود را بدهیم .\n\nاسپ ها معدوم شده اند دیگر اسب حسابی نداریم . من پیاده راه\nمی روم و يك اسب بد بخت جراحت یافته را که نمیتواند با قدمهای من\nهمراهی کنند و مهمات خود را بار آن کرده ایم سخت باشلاق میزنم و باید\nبهر صورت باز ما را منزل برساند و سایر اسب ها که زخم آنان سخت بود\nيضرب کلوله رو نوم د گشتیم .\n\nاول شب در ان خطوط سراشیب رسیده و قرار يافتيم من اسب رفقای\nمجروح را گرفتم تمام رفقا و سربازان انجا نمیدانند چه میشود و تکلیف\nه خواهد بود. من از شدت خشکی در زیر پالتوی خویش روی زمین\nخوابیدم. همکی هم از شدت خستگی روی زمین افتادند ای ممکن است\nخواب برد ؟ دیگر برف روی زمین و سرمای هولناك شيدا فکر نمی\nکنیم همینقدر خیاره های خصم بسر ما فرود می ایند و ان قطعه ایمن\nاست مکران که طرق ارتباطيه النجارا شدیداً بمارده می نمایند و در طول\n\nشماره ۲۲\nراه عرابه های بارکش و اسپان کشته شده آنها در اطراف متفرقه و\nمتلاشی هستند و هدف این بمبار دمان تنها برای استحکامات\nنظامی ( ب ) میباشد :\n\nبا وجود برف زمین و سرمای شدید از فرط خشکی بخواب رفتیم\nلیکن خواب ما نمیبایستی طول بکشد . پس از لحظه چند که نمیدانیم\nچقدر شد ما را بیدار کردند و عده را معین نموده بودند که اسپان توپخانه\nو حامل قورخانه را که مجروح بودند به سرباز خانه عقب ، وردون میدند.\nبه سايرين حكم حرکت و سواری دادند و من چند سراسب که دست باش\nرفيق مجروح بود از وی گرفتم .\n\nدران دل شب بود که باطریهای توپخانه لا يتقطع مشغول تیراندازی\nبودند و دقیقه زمین و هوا را راحت نمی گذارند و این خبر شایع میشد\nکه قشون آلمان پیش میابند و پیوسته نزديك بمواقع ما میشوند و بنابراین\nبا احتمال هر گونه خطر و با هر قیمت حکم شده است برویم باطریهای تو بهای\nمقدم را به عقب حرکت دهیم .\n\nامید و احتمال موفقيت و خلاصی باطریها تقریبا قطع است معهذانی\nتوانیم عده از رفقا و سربازان مجروح که قبلا تمام نوشته جات و استاد خود را\nمعدوم کرده بودند که بدست خصم نیافتند در انجاها بگذاریم و برویم.\nراهی که بطرف آنها میرفت مستقیم بود و از این گذشته با وجود آنکه\nخمپاره ها و بمبارد مان آلمان با وضع مدهشی این راه را بمبارده می کردند\nباز هم نسبتا از سایر راه ها که کلوله های خصم زیروز بر می کرد امن ترینظر\nمیامد . با این حالات و با مجبور بودن بانکه از زیر کاوله های آلمان عبور\nنمائیم قاعده تايك راه کمتر خطر ناکی را باید انتخاب کنیم ولی برای\nتکمیل بدبختی در گرفتاری ماها آن سرباز بریکاریه که بلد راه ماشد.\nو ما را باید به نقطه معهود برساند خودش هم راه بلد نبود و در چنین شب\nتاریک هراس آوری که فقط برق کلوله توپ چراغ ما بود بی جهه خود را\nدو چار این نوع با یه کردن سفاهت محسوب بود .\n\nبه نقطه و ل ، که رسیدیم قدری توقف کردیم و پس از مشاوره\nمصمم شدیم که راه امن تری را پیدا کنیم . بنابر این از سراشیب شبه که\nصبح در آنجا بودیم فرود آمده و تمام خط را لاشه اسپان واسبابها سد\nکرده بودند. در اینجا خط راه واقع است که به قامه به میرود با آنکه کلوله\nهای پیاپی خصم میریزد ناچار به چهار نعل اسب حرکت کردیم و صدمه\nوارد نشد .\n\nاز این نقطه بعد راه بزرگ داخل شده و منظره این جاده و اقعایی\nهولناك و هراس آور بود تمامت راه مزبور را از نمشهای آدم واسب\nمخلوط هم و از عراده های شکسته شده و غیره مستور بود و حالا هم\nکاوله های توپهای دوزخی ۳۸۰ میلیمتری آلمان جحیم واقعی را درانجا\nایجاد کرده و بلا در تك کلوله میریزد. هر یکدفعه که برق نوبهای مزبور\nمی درخشد و هوا را روشن میسازد یک منظره فوق التصور بهشت بارى\nدر نظر آمده و قلوب ما را سخت فشار میدهد."}
{"book": "adl0616", "page": 1752, "text": "صحیفه ۱۵\nسال پنجم\nشماره ۲۲\n\nيك فقرة تاريخيه\nاز کتاب هندوان\n\nمیگویند که در زمانه قدیم پنج هزار سال قبل يك مهاراجه در وسط\nهند بنام کنس بود که نهایت ظالم و نا انصاف بود - و دیگر راجه\nكوچك باسد يو نامی و رانی آن را قید کرده بود و هریچه این ها را که\nپیدا می شد میکشت زیرا که کنس را یک نجومی گفته بود که با بچه\nراجه باسدیو ترا خواهد کشت .\n\nهمین طور هفت بچه های باسد پو را کشته بود وقتیکه هشتم بچه\nپیدا شد باید یو او را بایک دختر دوست تبدیل کرد و کنس را فقط\nاین خبر داد که دختر پیداشد و عرض نمود که برای خدا دختر را به بخشید\nکنس عباره دختر را هم زور پر دو کشت - اما وقتیکه می گشت آواز\nاز غیب آمد که ای ظالم کنی توسخت گناه کردی - این پیکناه را\nناحق کشتی - دشمن تو که را خواهد کشت بجای محفوظ رفته هست -\nکفس بسیار متحیر شد و نه فهید که دشمن چه طور و کجا رفت\nاو از همین روز همه مسکین بچه های ملک را کشتی آغاز کرد - اما بچه\nباسدیو را که نام آن کرشن بود و در برند این می ماند کشتن نتوانست.\nاگرچه بسیار مردمان بی ایمان را برای کشتن کرشن هم فرستاده بود\nاما کرشن همه قاتل ها را خود کشت\nآخر وقتیکه شری کرشن دید که برای خود کنی این قدر بچه\nها را می کشد و مادرها را زحمت میدهد از برند این حرکت نموده جای\nکنی رفته او را کشت و ملک خود را از ظلم آزاد کرد که نام شری\nکرشن تا امروز مشهور و محبوب کردید -\nاز این قصه دو سبق میگیریم اول که عاقبت ظالم چه میشود و العام\nقوم پرست چه .\n\nضروری تنبیه - این هم برای انصاف تواریخ شری کرشن گفتن\nلازم هست که کرشن مرکز کشت و خون کردن به خواست او فقط\nتعلیم محبت کرده است که تا امروز مقبول هست او عجاره مجبور شد.\nکه زهر را باز می بکشد - دیگر شری کرشن کنی را برای خواهش\nحکمرانی هم نکشت بعد از موت را چه کنس تخت را محقدار سلطنة\nداد که او را هم کنی قید کرده بود و خود و پدر خود بطور رعايا\nو نوکر ماندند .\nاین فقره تاریخیه بسبی که در روایات مختلفه اقوام وملل بك نمونه\nبرای تطبیقات مسایل تاریخیه باشد درج نمودیم. زیرا در مابین این\nروایت ( كتاب هندو ان ) وقصه برحصه حضرت موسی و فرعون\nیک مناسبت و مشابهت وقوعات بنظر بر میخورد که از غرابت خالی نیست.\n\nتلگراف آقای نظام السلطنه\nبه انور باشا وزير جنك عثماني\n\nدر این موقع که ریاست قوای ملی ایران را برای دفاع از دشمنان\nایران و معاندین دین مقدس اسلام بر عهده میگیریم از حضرت عالی خواهش\nمینمایم که امتنان و تشکر قشون مرا به عساكر منصور دوان سنيه عثمانی\nكه يك عده از سربازهای رشید خود ر ا برای کمک و همراهی نزد ما میفرستند\n\nبابو رقمه تند و ملایم غیر از حرکت کردن زیر خیاره های المان که\nزمین را مثل تكراه سیراب میکند راه می پیمانیم د کر چاره نبود . و بدیهی\nاست در زیر چنین آتش و فولادی غیر ازینکه انسان قهر اقضا و قدری میگویند\nشده و بدون فکر جان حرکت کند جاره و علاجی ندارد .\n\nبالاخره پس از صدمات زیاد به راشیب دیگری رسیدیم که بمراتب\nمراحل اولیه عبور و حرکت ما خطر بالاتر می بود. باطربه ای تویی\nکه برای استخلاص و بردن آنها به عقب میرفتیم در يك تپه مجاوری\nاست و یک راه باریکی از این نقطه به محل مزبور میرود و بایستی بهر قیمت\nد هر اندازه مخاطره به تپه مذکور خود را برسانیم.\n\nتا کنون مخاطرات عظیمی با ما مصادف نشده است لیکن در این جا\nان خباره بزرگی فرش کنان رسیده اسپان جلو را قطعه قطعه ساخت\nو اسب های عقبی از شدت وحشت رم خورده و همگی در یک گودالی که\nناره های سابق کنده بودند افتادند تمامت ستون دسته جات ماهر جای\nخود ایستادند و بایستی ایران را بیرون کشیده و باز حرکت کنیم دیگر\nمن چیزی از قیافه مصیبت خیر آن ساعت نمی نویسم و خودتان تصور\nنمائید که در ان ساعت با این حال زیر باران آهن و اتش المنان حالت ما\nمجارستان گذشت : معلوم است در این موقع غیر از کشته و متلاشی گذاشتن\nو گذشتن جاره نیست بازی پس از زحمت قدری دیگر راه رفتیم که باز هم\nلك كاوله المان رسيده و يك عرابه بزرك قورخانه را بکلی و از کون\nساخت .\n\nبالاخره پس از تحمل مشقت های بی پایان و اضطراب های سخت\nماری های معهود رسیدیم تو بچی ها از مشاهده ما خیلی خورسند شدند\nالی این نقطه را نیز المانها کشف کرده و پیوسته کلوله و خمپاره بدانجا\nمی فرستند. من با چشم اطراف را کاوش کرده و يك تنه درخت قطع شده را\nبانده و با کمال شادی و مسرت مثل اینکه در میدان جشنی هستم آن را در مقابل\nسر خود قرار داده که از تکه پاره های خمپاره شاید محفوظ بمانم .\nصاحب منصب باطری های اینجا خیال حرکت داشت و از ما سؤال کرد\nکه در و تپه هایی را که آمده اید دشمن بمبارده می نماید یانه . پس از شنیدن\nجواب ما که همه جا دو خانه کلوله های خصم است چنین حکم داده و گفت\nفرزندان عزیزم خیلی کارید شده است باید از این جا خارج کردیم .. و\nحالا دیگر باید از همان منطقه های مخاطره که عبور کرده ایم دو مرتبه\nحرکت کنم .\n\nبسرعت کارهامان را مرتب کرده باطری ها را جمع کردیم عمده صدمات\nان ماموریت به من و رفقایم رسید زیرا که برای پی بردن توپ ها اسب\nقدر کفایت نیست و علاوه بران زمینهای اطراف را طوری بمباردمان\nالغير شکل داده و کودال و تپه ایجاد کرده است که برای حرکت هر توپ\nاسب زیاده لازم است و بنابر این در نهایت مشقت میبایستی لا اقل در اسب\nبه هريك خوبی بسته و بعد از انکه آن را به یک زمین مسطحی رساندیم فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1753, "text": "نمبره ١٦\nسال پنجم\n\nتقدیم بدارید و یقین دارم که بعون الله تعالى فتح و منصوریت باقواى متفقه اسلامی خواهد بود\n\nنظام السلطنة\n\nجواب تلگراف حضرت دولتلو انور پاشا\nتلگراف نامه حضرت اشرف با کمال ممنونیت واصل اینکه قوای ملی ایران در دست عزم حضرت اشرف است عن صميم الفواد تبريك مينهايم قویا امیدوارم که در این آن تاریخی از شهرت و ماثر اجداد خودمان علهم خواهیم شد برضد دشمنان خودمان مشترك مساعی نموده بمون باری تامین مظفریت خواهیم نمود برای تامین عملیات د با هر گونه معاونت از طرف ما ایفا خواهد شد قوا و مهماتیکه برای معاونت احضار حضرت اشرف شده است در راه است تمنای موفقیت مینمایم\nانور\n\nذمه دار تکالیف حاجیان صرف عرب هاست\nما قبل از این نوشته بودیم که از بد نظامی ترکان ، بد نظمی عریان بار بار زیاده تر میباشد . و در یکدیگر ها نوشته شده بود که ذمه و از تکلیف حاجیان صرف شريف مكه میشود . زیرا ترکان را با این سخنان پیش ازین هم بك امانی بود . امروز حاجی کرم داد صاحب پدروی یک خطی فرستاده است که ما انرا در نجا عیناً درج میکنیم .\n\nترجمة خلاصة خط حاجی کرم داد پدروی\nبسبب آزادی خواهی و با تفاوت شریف مکه تنها در هندستان نی بلکه در پارلمنت الکلند نیز برای سهولت و امن حاجیها از شریف مکه امید ها کرده شده است . وامید می کنند که شریف تمام این خرابها و بد نظمی ها را وقتیکه خود مختار شود دور کرده میتواند شاید که این درست باشد اما بشر طیکه او از ایمان داری کار بگیرد که در اصل باعث تكليف حاجیان عربها میباشد . و شریف مکه حامی آنها میباشد شريف عون پاشا که سلف این شریف بود . هر انچه که می کرد . و آن ظلمه ای صریحی که روا میداشت برهیچ کسی پوشیده نیست . اگر در حقیقت دیده شود . این هم از کمزوری ترکان بود . که چرا برای ان مقامات مقدسه و عربها قوة كامله سوق نمی کرد و آنها را سرزنش و تادیب نمی نمود . حاجیها هیچگاه از ترکان شکایت نمی کنند بلکه عربان ترکان را بکار حاجیان هیچ دخل گرفتن نمی گذارند آیا بدویهای خونخاری که برای یک ریال قتل يك انسانا مانند قتل يك مكس هم نمیدانند آیا ترک است يا عراب؟ عرب باعث این همه تکالیف است برای من بند و بست خود مختارانه عربها از پیش هم ثابت شده است که خراب بود . و برای حاجیان آنقدر تکالیف پیدا شده بود که رفته رفته مردمان رفتن حج را بند کرده بودند . سخن انصاف همین است كه ترك موجب تكليف حاجيان نبود بلك خود عرب بود . حاجیانی که خبر این بقاوت را میشوند می گویند : -\nکان : بالاحج هم رفت و عمره و غيره\nترجمه از اخبار بسه\n\nشماره ٢٢\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول و دوم\n\nزندگانی جاودانی مرقوم و ملت ( تاریخ آنست ، و سراج التواريخ ) آئینه حیات نمای ملت جلیل افغانست ، زیرا از آغاز تشکیل و تأسیس یافتن دولت افغانية حاليه بحث میراند که برای حالیه و استقبال مآل بهتر ازین درسگاه عبرت و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود . هر فردی از ملت را واجب است که یک نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرزجان در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات عرفان صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة و الدين ، تأليف و تدوين و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه کابل زیور طبع آرایش و تزین یافته است .\n\nجلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزائی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت عليه افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل تخت میبرآند و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمدزائی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان ، طاب ثراه وقائع تاریخی را جامع میباشد و کاغذ اعلی بحروف تایپ بطبع رسیده است ، قیمت کتاب مذکور نسبت بزینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است .\nنمبر (١) پشتی چرمی جرم نصواری دانه دار کاملی تحت چهار حاشیه جدول طلابر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصل جزو بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی\nنمبر (٢) پشتی مقوا رویه کیرمانی چهار کنج و زیر چرم فرمه سیاه حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه سیزده روپیه پخته کابلی\nنمبر (٣) پشتی مقوا رویه گیره لاجوردی چهار کنج و زیر چرم مینی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاسته جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی\nنمبر (٤) پشتی مقوا رویه ابری چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی پخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه کوته بندی شده ده روپیه پخته کابلی و سه شاهی\nنمبر (٥) پشتی مقوا رویه ابری سرخ چهار کنج و زیر گیره سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جنه كوتك بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مبار كه از تحویل خانهٔ جناب محمد ولیخان سرچوکانه\nدر بازار ارگ از دکان عبدالله خان\n\nچون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد . اگر دريك وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اعلیحضرت همایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از انکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد . فقط\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدير و محرر محمود طرزی\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1754, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را یاد آوری میکنیم مقدور سعی و کوشش کردیم که از شکایت نرسیدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه کابل خود را فى ايام ممكن نشد لهذا حالا بكخانهٔ مركزى دارالسلطنة كابل بك مقاوله نموده دا كخانه مشاراليه تقسيم و توزیع اخبار ما را که بهمه مشتركين كرام ما رساند در عهدهٔ جهت خود قبول نمود. مشتركين كرام دارالسلطنه خود را مشعر و یاد آوری میکنیم که بعد ازین اخبار های شان بدون واسطهٔ غير فرداً فرداً واسطه آدمهای دا كخانه خود شان میرسد\n\nشرایط خر داری\nدارالسلطنه | ولایت داخل افغانستان\nقیمت سالیانه هشت روپیه کابلی | سالیانه چارده روپیه کابل\nقیمت ششماهه پنج روپیه کابلی | ششماهه هشت روپیه کابل\n\nدر خارج افغانستان\nهر جائی که باشد با اجرت پوست\nقیمت سالیانه ده روپیه انگلیزی | قیمت ششماهه هفت روپیه انگلیزی\nسه ماهه اشتراك قبول نمیشود\nيك طلای پوند انگلیزی بازده روپیه کلدار است از همین قرار حساب کنند\n\n( شرایط درج کردن اعلانها )\nسوداگرانی که مال تجاری، و صنعتگرانی که صنعت خود شارا در سراج الاخبار افغانیه اعلان و اشهار کردن میخواهند، و با دیگر هر رقم اعلان و اشهاریکه باشد از قرار شرایط ذیل درج و شایع میشود: اعلانیکه در متن اخبار از یکبار تا به پنج بار نشر و شایع شود بر سر هر سطر ١ يك روپیه کابلی و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى اجرت گرفته میشود اعلانیکه درین ورق وقایه خارج شود از یکبار تا به پنج بار فى سطريك قرآن يعنى نيم روپيه كابلى و اگر از پنج بار بیشتر نشر کردن خواهند فى سطر ده شاهی اجرت گرفته میشود. طول سطريك ستون اخبار ما ( ٣ — اینچ — ٤ — سوت ) میباشد هرگاه شخصی اعلان خود را متمادیاً تا يك سال نشر کردن خواهد و وجه يك ساله را پیشکی ادا نماید در ورق پشتی و در سطری ستار اجرت گرفته میشود\n\nاعلان\nحَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ\nدر ٢٩ روز\nآسيا اوروپا افريقا\n\n( مطبعة عنايت ) يك اثر دلپذیر جدیدی در نظر هوسکاران عرفان جلوه عرض میدهد. بدست آرید، بخوانید در ظرف ٢٩ روز يك مدت كى سه قطعه زمین را با سیاح آن کجا و همراه دور و سیر میکنید. ملکهایی را که بران میگذرید مفصل و مكمل جغرافیا و تاریخ آنرا خوانده میتوانید. چه چیزها می بینید. چه چیزها میشنوید. چه آدمها چه روزها میگذرانید علمی، ادبی، سیاسی در عین زمان شاعرانه عاشقانه هوسات برانگیزانه — يك اثر! این اثر از سه جلد مركب و در يك وقايه مجلد میباشد. تقریباً (٧٠٠) صحیفه، و با (١٠٥) قطعه تصاویر مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه های مهمه مزین است. نسبت با اینهمه خوبیهای آن قیمت (٧) هفت روپیه کابلی آن هیچ نیست. کاغذ اعلا، چاپ حروفی، تصاویر زینکو گرافی، جلد محكم و استوار: دیگر چه میخواهید! همینقدر که بادر فى مطبعه مبارکه درده افغانان به ( عبدالرءوف ) خان سر مرتب مطبعة مباركه، یا در بازار ارکیدگان (باز محمد) تاجر کتب و یا در بازار کتب فروشی متصل مدرسة شاهي بدكان حاجی ملا ( غلام محمد ) خان تاجر مشهور کتب رو آورده مبلغ فوق کتاب مذکور را بدست آرید دیگری کاری نماند"}
{"book": "adl0616", "page": 1755, "text": "( اعلان )\n\nپراکنده\n\nاز آثار مطبوعۀ تازۀ مطبعۀ مبارکۀ عنایت ، عبارت از يك مجموعۀ اشعار آبدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خون طبع دلربا ، با تصاوير بسيار زيبا جلوه گر بازار عرفان گرديده است . اگرچه از بحث خط و خال سعيد است ولى مضامين و خيالاتش سراسر بیکطرز جديد است . نسبت بخوبيهاى ظاهرى و معنويش قيمتش خيلى ارزان ، يعنى مقابل (۷) دو روپيه کابلى در خود مطبعۀ عنايت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارك از دكان باز محمد ، و در متصل مدرسۀ شاهى از دكان حاجى غلام محمد خان تاجر كتب هر کس خريده ميتواند .\n\nاعلان\n\nجزیرۀ پنهان\n\nهوسکاران مطالعۀ آثار ادبیه را مژده : ازین نوبر رسیده گلزار ، مطبعۀ عنایت ، کام جائرا شیرن نمائید ! ، جزیرۀ پنهان ، يك ناوليت که قوت علم و معرفت رسمى و غيرت را براى اساس زندگان نوع بشر نظر ثابت و جلوه گر میسازد . هم حکایت ، هم عبرت هم فن ، هم فضیلت ! خوبى چاپ ، خوبى کاغذ ، خوب تصویرش علاوه قيمتش نظر بخوبيهاى باطنى و ظاهريش بسيار ارزان ! تنها (٦) شش روپيه محل فروخت نفس مطبعۀ عنايت در ده افغانان ، و آن از محمد در بازار ارك ، دكان حاجى غلام محمد خان تاجر كتب متصل در مدرسۀ شاهى .\n\nاعلان\nاز اداره\n\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعلم و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن\nرنجه\nمختصر جغرافیای عمومی\n\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است . هر کس که آرزوی خریداری آنها را داشته باشد به اداره مراجعت کند .\n\nاعلان\nاز مطبعه عنایت\n\nقیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردو را دور زمین بهشتاد روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۱\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۱\nاز هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۱\nروضة حکم مجلد ۲\nپرا کنده مصو ر مجلد ۲\nجزیرۀ پنهان مصور مجلد ۱\n\nهر کس که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان از نزد عبدالرؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار ارك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند . و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای مافوق را بکنند باید در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند .\n\nاعلان\n\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه ان و شماره های متفرقۀ آن ، و همه کتابهای مطبعۀ عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسۀ شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارك بقيمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشینخانه میآید که ، و در خود مطبعۀ عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1756, "text": "سراج الاخبار افغانیه\n١٣٢٩\n\nشماره ٢٣-٢٤\nسال پنجم\n\nفهرست مندرجات\n\nعيد سعيد فطر )\nجشن اتفاق ملت )\nآذين وشهر آئين )\nكيفيت ختم شريف در تراويح )\nتفسير بسم الله الرحمن الرحيم )\nسياحت )\nنقل استمنا و فتوای محكمة شرعيه )\nادبيات ( نامه منظومه — انتخاب از خوشحال خان\n\nحوادث خارجيه { افسانه های جنگ از جرائد اوروبا — نطق صدر اعظم المان — نطق وزير جنگ المان — انگلیس در عراق عرب حسان داخل شد — تحت البحریهای جدید المان — در مدیترانه — تنقيدات يك صاحب منصب الماني — آيا شريف مكه و اعراب بغاوت کرده اند — وليعهد عثمانی در فرونت غرب — تشويقات عثمانی دو البانی — بيانات يك صاحب منصب المانی — اتش سيال يلمايع سوزان — مس در المان — حمله پوريكا از خشكی و دريا — توسعه حقوق ليوان در پرور — استخدام نسوان در جنگ — احتراق در کار خانه باروت — تبريكات قيصر — ماموريت های فوق العاده فرزندان قيصر —\n\nاعلان ( سراج التواريخ — ايضاً اعلان سراج التواريخ\nسالنامه ( سال پنجم سراج الاخبار افغانيه\nتصاوير ( از منظرهای عید سعید — كذا — تشریف آوری اعلیحضرت پادشاه به مصلی — عودت شاهانه از نماز —"}
{"book": "adl0616", "page": 1757, "text": "اعلان\nاز صنایع پروبهای جات متعدده صفات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه ترقيخواه دولت عليه افغانيه و همت جناب جریبال کارخانه جات . ماشین خانه سیار که دارالسلطنه کابل علاوه رایجای حوائج دولتی و عسکری مانند مساکر شاهانه و غیره ، بعضی دیگر مصنوعات داخله که ازان اهل وطن استفاده میتوانند نیز ساخته شده حکم فروش این صادر گردیده است : محل فروش این چیزهای ، ذیل ( دکان عبدالله خان در بازار اراک ) میباشد .\n\n(۱) سرج های پشمینه یلی رنگهای مختلف کیفیت آن از قرار گرانیکری ۳ توته مشخص شده در صندوقخانه جنسی بفروش میرسد\n\nاقسام\nقسم اول\nدرجه‌ها | درجه اول | درجه دوم | درجه سوم قندی کلفت قیمت آن ۱۰ چند از اول پشمینه\nرقم | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ | رنگ | خودرنگ\nمال‌ساخت‌لشکر | ٦ روپيه و ١٨ پيسه | ٧ روپيه و ٢ پيسه | ٦ روپيه و ١١ پيسه | ٦ روپيه و ٤٨ پيسه | ٦ روپيه و ٦٠ پيسه | ٧ روپيه و ٢٥ پيسه\nقیمت | ٦ روپيه و ٥٠ پيسه | ٧ روپيه و ٤٠ پيسه | ٦ روپيه و ٤٠ پيسه | ٧ روپيه و ١٠ پيسه | ٦ روپيه و ٩٠ پيسه | ٧ روپيه و ٧٥ پيسه\n\nکمره های قسم اول و درجه دوم از قرار گرانیکری کشمیره هر چارخانه ۷ روپیه ۳۵ پیسه\n\n۲\n***\nتکمه‌های چرمی و جراب و منبردار\nراهدار زوج | معمولی زوج | کلاه قندزی | سیاه قندزی | خورد قندزی\nرقم | تکمه‌لک زوج | ١ روپيه و ١٠ پيسه | ١ روپيه | ٥٠ پيسه\nقیمت | ١ روپيه و ٥٢ پيسه | ٣٦ پيسه | ٤٥ پيسه\n\n(۱)\nکوره های جدید ساخت\nرقم | زره‌باف یک ابه دوگرده‌واله | چرم بف یک ابه دو گره سه تاره | يك ابه چار تاره گلى\nقیمت | ۸ روپیه و ۳۳۳ پیسه | ۹ روپیه و ٢٤١ پیسه | ٦ روپیه و ١١ پیسه\nرقم | چرم بافت نادوت تدارای روایه | چرم بفی دسته روالاه يك ابه | چرم بف همرقان\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٨٩ پیسه | ٤ روپیه و ٤٦١ پیسه | ۸ روپیه و ٢٣ پیسه\nرقم | تخته و رختى كمر سه توغخانه | قبضه کاپیت قره از چرم دولابه توغخانه | زره‌باف رقم سواری ساس کلبت\nقیمت | ۳ روپیه و ٥٥١ پیسه | ١ روپیه و ٥٧٤ پیسه | ٥ روپیه و ٩ پیسه\nرقم | از این سواری تیغ جرمی | چرم بف میانه چوبه یت زنانه | زنانه ابریشمی خیاطه\nقیمت | ٤ روپیه و ٤٥١ پیسه | ٥ روپیه و ٨٩ پیسه | ٤ روپیه و ٥٨ پیسه\nرقم | دسته ادای تیغ جرمی | دسته دولامسای و رختى كليت نقره | از این سواری دولابه تیغ جرمی كمك دار\nقیمت | ١ روپیه و ٤٩١ پیسه | ١ روپیه و ٤٥١ پیسه | ۸ روپیه و ١٢ پیسه\n\n***\nتمام گلهای مصنوعی سر\nقسم | گل جرین | گل بادرمان | گل کرینه\nقیمت | ٥ روپیه و ٣٦ پیسه | ٦ روپیه و ٦٦ پیسه | ٩ روپیه و ٧ پیسه\nقسم | شکوفهٔ نارنج | گلیسن | گل استرن\nقیمت | ٧ روپیه و ٤٥ پیسه | ٩ روپیه و ٥٨ پیسه | ٥ روپیه و ٢٨ پیسه\nقسم | شکوفهٔ سیب | گل گلاب | گل سوسن\nقیمت | ٦ روپیه و ٣٥ پیسه | ٧ روپیه و ١٢ پیسه | ٦ روپیه و ٥٤ پیسه\n\n( بر یک عدد هاشم دفتری کارخانجات ۱ گردان نظامی )"}
{"book": "adl0616", "page": 1758, "text": "سال پنجم (شماره) ٢٣-٢٤ صحیفه (۱)\n\nمدير و سر محرر\nمحمود طرزی\n\nالاعلانات و مطبوعات\nدر ماشین‌خانهٔ دار السلطنة (کابل)\nهمه امورات تحریریه به اداره خانۀ\nبنام مدیر فرستاده میشود\n\nسراج الاخبار افغانیه\n۱۳۲۹\n\nقيمت ساليانه\nبزوار دارالسلطنة كابل ۸ روپيه كابلى\nدر اطراف داخله مملکت\nباخراجات داك ١٤ روپيه كابلى\nدر خارج مملکت\nباخراجات داك ١٠ روپيه انگليزى\nهر پانزده روز یکبار نشر میشود\nقيمت يك نسخه آن در کابل یک آنه سی است\n(اوراقی که درج نشود اعاده نمیشود)\n\nتاریخ قمری غره شوال ١٣٣٤ تاریخ انگریزی ۱ اگست عیسوی ١٩١٦ تاریخ شمسی ۱۰ اسد ١٢٩٥\n\nانکار پر شوق و هوس و يك تذكار خیلی بزرگ و مقدس آرزوی فیروز سعادت اندوز ميامن امروزی است که در ان همه افغانان باهم نخستین بار جمع و فراهم گشته و بیکدیگر صدای اتحاد، و صلای اتفاق در داده از نفس خودها بكمال فرحت ورضا، وصدق وصفا يك نفر را برگزیده بر خویش پادشاه وأولو الأمر مقرر وتعيين نموده همه گان بالاتفاق ، بنابر امر وارادة حضرت آفرینندهٔ خلاق ، وقادر على الاطلاق ، باتمام رغبت و اشتياق قلوب خالی از نفاق ، نطاق محكم حلف و میثاق خدمتش را چست برمیان ربط و الحاق نموده و از غیرت ذاتی و شجاعت فطری خود دوستان را یادآوری و اخطار ، و دشمنان را تخویف ، و انذار فرموده ، در مقابل همه عالم، وساير امم، خود شارا یکی از ملل معظم ، واقوام ذي همم بعلم آورده، استقلال ملى، وحريت قومى خویش را ثابت و مسلم داشتند. چنانچه درین بار باز برای اعاده و تکرار آنروز فیوضات آثار سعادت آثار افغانی، جشن موصوف اتفاق ملی، دو شعار و زینت والی، از طرف عموم اهالی با تمام فرحت و مسرت ، و چراغان وزینت ، در زیر سایهٔ ترقیخواه ذات شوکتمآب پادشاه ترقیخواه مقدس محبوب القلوب ملت جلیلهٔ افغان ، اعلیحضرت سراج المله والدین امیر حبیب الله خان ، ادام الله دولته الى اخير الدوران بكمال ترتيب و انتظام از قرار ذیل آغاز و انجام یافت\n\n( مراسم دربار معالی بارجشن مقدس اتفاق ملت )\n\nامسال چون جشن مقدس اتفاق ملت از حسن اتفاق بتاریخ ۲ رمضان سعادت فیضان تصادف ورزیده بود، از انرو از چند روز در همهٔ مردم طبعاً بك مراقی در یکباب حسن میشد که آیا مراسم پر مکرم این جشن بزرك على چه نهج وصورت انتظام و سرانجام خواهد یافت ؟ که بنابران روزی چند قبل از تشریف ماه رمضان فیض‌رسان از طرف جناب ايشيك آقاسی ملکی که بالخصوص بامور اداره و تنظیمات همچنان دربار های بزرگ جشن ها و عیدها و غیره مأمور میباشند. اعلانهای رسمی برای رفع شبههٔ واردهٔ فوق که در خیال عموم مجسم داشت در نقاط مهمهٔ شهر مینو بهر عزیز ما چسپانده و آویزان شده بودند تا اهالی آنرا دیده ازان کیفیت\n\nعید سعید میامن پدید ( فطر ) این سال فرخ فال ١٣٣٤ هجری نبوی صلی الله عليه وآله وسلم را ( سراج الاخبار افغانيه ) بر همهٔ مومنين و مؤمنات امت ناجیهٔ اسلامیه از صمیم دل مبارکباد میگوید . حفظ وصیانت دین مبین مقدس را از شر دشمنان آن از بارگاه صمدانی تضرع و نیاز میکند\n\n﴿ جشن مقدس اتفاق ملت ﴾\n\nچون اين يك بدرجۀ اثبات و تحقیق پیوسته است که جمیع اسباب رقی و مدنیت و فرخندگی و سعادت و كاميابي و مظفریت و امن ورفاهيت و فیروزی و غالبیات از یمن فيوضات اتفاق ترشح و انشآت نموده اند. لهذا مقصد اهم عنوان مقدس و معظم « اتفاق ملت» عبارت از تقرر و تمكن افکار عموم افراد ملت است بر چنان يك نقطۀ واحد ، ويك مركز كثير الفوايدى که از اینجا بزودی و سهولت وصول و شمول شان بشاهراه ترقى و تمدن ممکن و میسر باشد. و آنهم بجز اینکه از همه اول بهر نظم و ايفا و اداره و اجرای جمیع امور، و کارهای ضرور خوديك شخصيت فاعل، ويك هیئت مختاری انتخاب واتخاذ نمايد بكلى عديم الامكان وغير متصور است که به مطلب و مرام فایزو نائل گردیده کامیاب شوند . یعنی خیلی يك مسئلهٔ پر اشکال ويك احتمال محال عدیم الانحلالی است كه يك ملتى بوجود يك آمر و متبوع بتواند ، آزادی و استقلال ملى ، وأوضاع حال و استقبال وطنی خویش را حفظ و صیانت نماید . پس مراسم ذی مکارم « جشن مقدس اتفاق ملت » که همه ساله بتاريخ دوازدهم سرطان در جمیع ممالک محروسة الممالك وطن عزيز ما افغانستان صانها الله عن الآفات والخسران از طرف عموم ملت نجیبهٔ افغان بابك ذوق و مسرت بسیار درخشان ويك حظ ولذت فوق العادة عظيم الشأنى اجرا میشود . في الحقيقت بك"}
{"book": "adl0616", "page": 1759, "text": "صحیفه ۲\nسال بجم\nانعقاد دربار جشن را دانسته و بر طبق آن عمل پیرا گردیده خواطر خود را تعمین و قلوب خود را تسکین دهند. پس بموجب هدایات اعلان مذكور جميع ارباب مناسب ملكي وعسكري و اصناف علما، و اشراف شهر و اطراف دار السلطنه کابل که توسط رفعه های مخصوص و نکتهای خبری دو روز قبل از طرف ايشيك آقامیان ملكي و نظامی و سارجن میجر دعوت و اخبار گردیده بودند ساعت ۶ و نیم عصر دوشنبه حاضر سلامخانه عام شده و بعد از توقف ثلث ساعت نماز کاهی که در حین لطافت پیرا من سمت غربی قصر شوکت احتوای دلکشا تهیه و تفریش شده بود برای ادای صلوت مغرب عازم کشته بعد از مرور جار نجد قیقه که در اثنای راه صرف شد هر صنف بدرستی و انتظام تمام داخل صفهای نماز کردیده و باریسمانهای باریک و درازی تسویه و ترتیب صفوف قرار اصول معمول بعمل آمده همه کان بر جایه ای خود قرار گرفتند . سپس در پینوسهای خوشرنگ و طريف لوله های کاغذی رنكا رنك و لطیفی که در هر کدام آن سه سه دانه نقل عجيده وملة في بود بر عموم صفوف في نفر يك لوله ، دو لوله بفرض افطار که تمجیل آن از سنن سید الابرار است توزیع و تقسیم شد. درین اثناعین هنگامیکه هر کس با تمام شوق و هوس تشريف شوکت رديف ذات قدسيت صفات اعلیحضرت پادشاه معظم و مقدس خود را يك آرزو و اميد ، و يك مراق شدیدی می رودانید، از عقب صفوق و از راه سمت شمال نماز گاه با کاه بواری اسي صبا رفتار چهره ملاحت بار فرحت آثار فرخنده کی دیار سعادت نتار شهریار مراحم کردار عطوفت شعار ملت تجيبه افغان ، اعلیحضرت مبراج الملة والدين امير حبيب الله خان ، سالنه الله بالحفظ والامان از دور ظاهر و نمایان کند. همه کان بنا بر حفظ آداب سلام و وفای مراسم تعظیم وا کرام پریا خانته بعرض و تقدیم تحيات شاهانه و ادعیات ملوکانه رداخته صفه عزت و احترام گردیدند، ذات مكارم صفات مراحم آیات اعلیحضرت همايون القدس والا بعد از ان که عموم صفوف را بهیأت عمودی در اثنای مرور، ضمناً ملاحظه و عبور فرمودند عنان عزبات موكب شوکت موهب همایونی را متوازی خطوط صفوف عطف داده در مقابل صف اول عین بر نقطه وسط توقف ورزیده در حالیکه جمیع حضار چهره ملاحت شهرة ملو كانه شانرا با کمال ذوق و سرور مشاهده و تماشا می کردند عموم را مخاطب نموده چنین بکلام حکمت انجام ابتدا فرمودند و جشن اتفاق ملت ، چنین خوشی و آزادی افغانستانست از در گاه حق سبحانه تعالی همیشه آرزو دارم که این جشن برا رمضان افتاد از انرو مرکزی لا محال باین خیال بود که سر رشته و انتظام أن نجمه اصول کرده خواهد شد ؟ خود من بفکر خود خواستن شما را ر همه شما دراین روزه داری بسیار تکلیف بود که یهوده و به کار بر جاهای خود می نشنید، و هر کس در فکر زود گذشتن روز خودسر زانو افکنده میرفت و بر خلاف آنهم درست نبود که شما را یکلی نمیخواستم ، لهذا همین وقت عصر را مناسب یافتم که یک جا با هم دیده و افطار کرد، و هر کس شیرینی خود را گرفته مرخص شود و امسال اینهم نمیشد که بمانند ساله ای سابق همه شما را صنف به صنف مفصل از نظر بگذرانم . چرا که در اثنای چنین روزه داری بسیار سخت و دشوار\n\nشماره ٢٣ - ٢٤\nمینمود البته برای شماها یک کار سهل و آسانی بود اما برای من سخت تکلیف داشت که تنها یک آدم همه شما را از نظر بگذرانم، این جشن بهمراه امسال دو سال دیگر هم در ماه مبارك رمضان خواهد آمد. و تا حال این دو روزه که گرفته ایم خود من ذاتاً هیچ تکلیفی دران حس نکرده ام و هوا هم نسبت بچند روز پیشتر قدری - د شده انشاء الله بر شما هم امید است بصحت و عافیت گذشته باشد و ازان زحمتی ندیده باشید . و بالفرض اگر یک تکلیف و مشقتی هم از ان به ابرسد باید آنرا بصیر و طاقت مقابله کنیم چرا که بنده هستیم و خالق ما را به ادای فرایض خود امر فرموده میباید کم بهر صورتیکه ممکن باشد در بجا آوردن آن حتی الوسع کوشش و رزیم. درین اثنا چون وقت افطار خیلی قریب بود از اترونات شو کتبات اعلیحضرت همایون اشرف والا همه کان را به نشستن امر و اجازه نمود. و خود هم از بالای اسب شرف نزول فرموده و صصلای امامت مسند آرای عزت و دیانت کردید. منتظر رسیدن وقت افطار و ادای نماز گشتند . چنانچه بعد يك وقفه مختصر از بالای نية بمار و که موقع انداخت توپ است اول بك دود مسرت اندود و متصل آن يك آواز مهابت اند از اکه وقت افطار را اشعار نمود. سامعه نواز کردید که بنا بران هر کس با شیرینی که قبلاً به او داده شده بود روزه خود را باز نموده تهیه نماز آغاز نهاد و مؤذن هم بيك آواز معتدل و متوسط بكمال خوش الحاني اذان گفته و از صف اول هم صدای اقامت باند گردیده عموم حضار با کمال ذوق و مسار بپادشاه دیانت اکتناء عطوف مرحمت شمار و پدر ترقی خواهر وف شفقت کردار خودشان اقتدا ورزیده با حضور قلب و صفای عقیدت بك نماز بسیار با تأثیر و حرارتنا کی بجا آورده شد . بعد چون صلوت الحجام و ختتام پذیرفت. همه کان جانب عمارت باشو کن سلامخانه عام متوجه گشته و بعد از چند دقیقه جمع علمای عظام و خوانین دی احترام واهل مناصب عليكي وعسكري حسب مراتب پر چوکهای خودوس و جابهای مناسب خودها نشتند وضعیت داخلی دالان بزرگ سلامخانه عام چنان یک منظره خوشنهای بازیات و انتظامی را تشکیل داده بود که زبان از تقدیر، وقد از تحریر وصف و تعریف آن عاجز وقاصر است. جانرهای نفیس و بلوری که از سقف مزین و زرین دالان آویخته و در ان شمع های کافوری لطیف و رنکینی افروخته شده بودند و ظروف و اوانی قیمتدار بسیار زیبا و اعلاميكه برميز بزرك حضور بکمال دقت و اعتناء چیده شده بود عکس انداز و رتو نثار تجلیات و انوار گردید. زینت و لطافت صوری آنها را دو بالا میساخت . برنده خارجی سمت شمالی سلامخانه و زیر آن موقع با صفای خوش هوایی که برای میرزاها و دفترچها و کار بکر های ماشین خانه ها و معلمهای مکتبها و کلانتر ها و غیره تخصیص داشت و در ان هر صنف وكمال درستی و نظام اخذ مقام نموده بود. با قالیتهای زیبا و فرشهای اعلا، و تحیرهای خوشنمائی تزیین و بالامپهای بزرگ و گران بهای تنویر یافته بود که انسان چون همه آن ترتيبات وتنظيمات، و چراغانها و تزینات را ميديد يك حظ وفرحت و ذوق ولذت عظیمی در قلب و دماغ خود حس می نمود . بعد از وقفه نصف ساعت عين هنگامیکه از صف دادن میزهای نانخوری فراغ کلی حاصل شده بود. از بیرون سلامخانه او از دلنوا"}
{"book": "adl0616", "page": 1760, "text": "سال پنجم صفحه ٣ شمارۀ ٢٣ - ٢٤\n\nموزیکه عسکری که سلامی بزرگ شاهانه را نواخت، ورود مسعود همایونی را بر همه کان اعلان و اخبار نمود ذات اعلیحضرت بادشاه معظم محبوب القلوب مقدس ما از دروازۀ سمت غربی با کمال شوکت و احتشام معیت شهزادگان عظام داخل والان سلامخانه عام گردیده عموم حضار برای ادای سلام صف بسته عزت و احترام گشتند ذات اعلیحضرت جاودانی بعد از انکه در مقابل میز مخصوص نانخوری شاهانه شان تمام عز و شکوه جلوس فرمودند همکس انرا به نشستن و صرف طعام امر و اجازت داده يك آن خوردن عمومی مشغولیت حاصل شد و هر میز انواع میوه های تازه واطعمه لذیذه حاضر کردیده بود بعد از انقضای يك ساعت که در اثنای طعام و جای نوشی ضرور نمود ، به آوردن دستمال های شیرنی ابتدا ورزیده شد ، تا به نصف ساعت دیگر هم تقسیم و توزیع شیریی دوام ورزید ، واخيراً بساعت ۱۰ چون طبعاً بك فراغت و فرصت عمومی دست داده بود ذات اعلیحضرت هما بونی همه كان را رخصت عودت عطا فرموده پس از انکه موزیکه در خارج سلامخانه با کمال هیئت سلامی آخری بادشاهی را نواخت هر کس بسمت عزیمت خود متوجه گشته بدین طریق مراسم در بار فرحت بار سلامخانه عالم با تمام ترتیب و انتظام انجام و اختتام یافت، در شب دوم جمیع ارباب مناصب ملکی و عسکری و علمای عظام، و خوانین ذی احترام بالباسهای مخصوص درباری شان به همین وسعت پیرامن قصر معالی حصر استور دعوت شده بودند، وضیعت موقع خیلی زیبا و هوش ربا يك منظره را تشکیل داده بود هر طرف با چراغاتها و زینهای بسیار مکلفی تنویر و تزیین یافته بود. همه شب بعد از فراغ طعام افطار تا به وقت سحری موزیکه ها نغمه های بسیار لطیف دلنواز و و سرود های ذوق آور نشاط اندازی می سرا شیدند بعد از طعام سحری و توپ صبح جميع حاضرین را از طرف قرین الشرف همایونی رخصت عودت ، و اجازه عزیمت عطا و مرحمت گردیده پس از انکه سلام آخری ذات ملوکانه از طرف عموم بجا آورده شد هر کس بسمت مقصود خود عازم و متوجه گشته بدین طریق با کمال فرحت و سرور ، ولذت و حبور مراسم مجلس لیلهٔ مبارکهٔ دوم جشن که رسماً در صحن صفا پیرامن قصر سعادت حصر استور ترتیب و انعقاد یافته بود باتمام و انجام پذیرفت .\n§\n( آذین و شهر آئین )\nبرای شبهای پنجشنبه و جمعه بعموم دکاندارهای همه بازارهای شهر عزیز مینو بهر ما از طرف دایره بلدیه خبر يك آذین و تزیین عمومی بازار ها تبلیغ کردیده بود که بنابران از ابتدای روز چهار شنبه هر کس بآراستن و زینت دادن دکان خود بکمال جدیت اشتغال ورزیده تا بوقت عصر روز مذکور همه بازارهای دارالسلطنه با طنطنهٔ کابل را يك مسرت و تازگی ، ويك نشاط و فرخندگی فوق العادة احاطه و استیلا نموده عوام الناس جوق جوق دیده میشدند که در مقابل هر دکان برای تماشای قطعه های تصاویریکه از جبههٔ دکان آویخته شده بودند ایستاده در تصورات زینت و رونق آن سراسر محو و مستغرق بودند . در شب اول ذات ملکوتی صفات اعلیحضرت بادشاه ترقیخواه رعیت پرور و پدر خیر خواه عاطفت گستر ملت با عموم شهزادگان عظام که بهمرکاب همایونی شاهانه شان معیت داشتند بسواریٔ موتر همه بازارها را سیر و تماشا فرموده و هر دکانداری که دکان خود را نسبتاً به تکلفات و تزیینات زیادی آراسته\n\nبود موجب تقدیر و تحسین و الثناء و الطاف همایونی میگردید . در بدو ورود ذات اعلیحضرت پادشاهی و عموم شهزادگان گرامی بعضی دکانهای بسیار بزینت و انتظام بازار ارک را بقدوم میمنت لزوم خودشان ، مشرف ساخته ، و یکان یکان اسبابهای جدید و نفیسی را عمداً قیمت های بسیار بلندی خریداری فرموده و ازین اخذ و عطای شاهانه يك سود و منفعت کلی بصاحبان مال راجع و عاید گشته بدینصورت قلوب عموم اهالی را باین وضع مرغوب و لطف و مرحمت عمیم شاهانه شان بخود پروانه وار گرویده و مجلوب ساختند . بعد از ساعت ۳ صبح روز جمعه جمیع مراسم برمکاره جشن مقدس اتفاق یافت با همه آزادی و فرحت و نشاط و مسرت بپایان رسید فقط .\n( کیفیت ختم شریف در تراویح )\nبر کنار غربی کول با صفای خوش آب و هوا خیمه ها و سرا پرده های بسیار مزین و اعلا برای ذات اعلیحضرت همایون اقدس والا ، وبقی شهزادگان ، واکابر و اعیان سلطنت بکمال اعتنا و دقت برپا کردیده بود . عموم اهل مناصب ملکی و عسکری و علمای عظام ، و خوانین ذی احترام ، بالباسهای مخصوص شبانه خودشان بايك جمعیت بزرگ رعایای صادقه شاهانه که مخصوصاً بتوسط تگنای خبری ایشیک آقاسی صاحب ملکی دعوت و اخبار گردیده بودند یومیه از تاریخ ۱۰ رمضان سعادت فیضان بساعت ٦ و نیم عصر حاضر صحن و سمت پیرامن گردیده ، و از انجا هر کس بطوع و رغبت خود یکتار در اوت بارکول لطیف خوشگوار آمده محصول کشتی سواری را که خیلی ارزان و منفعت آنهم از طرف قرین الشرف اعلیحضرت پدر غمگسار ملت راجع به یتیم خانه است ، ادا کرده به غرض تفریح و تنزه جوق ، جوق در کشتیها و قایقها برای سیر و تماشای عالم آب که عیناً نمونه يك سیاحت بحری را نشان میداد سوار میشدند ، چنانچه تا به ساعت ۷ کشتی سواری دوام میورزید ، بعد عموم نفری مدعوین در صحن صفامن برای ادای نماز در نماز گاه مخصوصی که متصل صحن تهیه و اقامه کردیده بود فراهم گشته منتظر رسیدن وقت نماز و شنیدن توپ افطار می نشستند . درین اثنار جمیع حاضرین يك شیرنی مختصری که تنها افطار را کفایت کند نیز تقسیم می شد . چون بعد مرور دقیقه چند از ساعت ۷ توپ افطار با عالم عالم فرحت و مسرت بایک آواز دلنوازی طنین انداز میکردید هر کس روزه خود را باز کرده به ادای نماز تهیه و آغاز مینماد . بعد از فراغ نماز و دعا عموم نفری بدو مجلس بزرگ منقسم میگشت چنانچه اول آن عبارت از مجلس خصوصی حضور همایونی بود . که در ان ارباب مناسب ملکی و عسکری و علما و خوانین دربار اشتراک داشتند ، و بالای چوکیهای اعلا و میزهای زیبا در صحن حین با صفا صورت و تشکیل یافته بود . و مجلس دوم مقدار مسافتی دور تر از مجلس اول مجلسی بود که به نفری رعایا تخصیص داشت و با قالینها و فرشهای بسیار نرم و رنگینی تا يك مسافه درازی تفرش و تزیین شده بود ساعت ۷ به آوردن وصف دادن میزها ، و گستردن خوانهای بسیار بزرگ پهنا که بر هر کدام آنها انواع طعامها و میوها بکمال اعتنا چیده شده بودند ابتدا میشد ، و ناهنگامیکه از ادای نماز يك فراغت عمومی دست میداد ظروف طعام با تمام ترتیب و انتظام در هر دو مجلس آماده و مهیا میگشت ، چنانچه پس از فریضهٔ صلوة هر کس"}
{"book": "adl0616", "page": 1761, "text": "صحيفه ٤\nبجای مخصوص و معین خود متوجه کشته در پیشروی خود بالسد و ممانعتی خوان توال پادشاهی را مانند مائده آسمانی تیار و گسترده دیده بکمال آزادی بصرف آن مشغول میشد، تا به ساعت ۸ و نیم از طعام و جای و همه لوازم يك فراغ كلى حاصل گرديده ، بعد هر يك بهيئة وضو و نماز پرداخته به ساعت ۹ پس از انکه جمیع نفری نماز گذاران در نماز گاه جمع و فراهم آمده ترتیب و تسویه صفوف انتظام می یافت ، توپ کوچکی که در صحن مسجد معالی پایگاه عید گاه نهاده شده بود بکمال شدت صدا براورده رسیدن وقت نماز را بر همه کان اخبار و اعلان مینمود، که مشاوران ذات ملكوتى صفات اعلیحضرت بادشاه دیانت اكتناء منظم محبوب القلوب بسیار مقدس ما با همه شهزادگان عظام وغيره نفرى هم ركاب شاهانه شان بسواری موتر از صحن نماز گاه تشریف فرمای هن و اجلال كرديده بايك شان و شوكت بي اندازه ، ويك ذوق و مسرت فوق العاده به ادای صلوة قيام و ثبات ورزیده میشد وضعیت ادای نماز خیلی پرجوش ، و جالب فكر و هوش يك منظره را تشکیل میداد، صداهای بلند بر تأثیر تكبير مكبران ، وسکوت عمومی سامعان، و پرتونشاری سیما و انوار چراغهای کیس بسیار سفید و درخشان ، و خوش آوازی و فصاحت طرازی جناب حافظ عید خوش الحان ، ومثابت وعظمت الفاظ كلمات حضرت قرآن عظيم الشان هريك بر قلب و حواس چندان تأثيرات بحد و مقیاس اجرا مینمود که انسان در مقابل قدرت وكبريا، وجلال وجبروت ذات مالك الملك والملكوت ، واله و مبهوت می گشت. بعد از هر چهار رکعت در اثنای توقفی که در هر ترويحه لازم میشد کسانیکه تشنه و یا بوضوی تازه محتاج میبودند به آبدانهای برنج، وجان های آب سرد که بهر هر طرف نصب شده بودند مراجعت کرده دفع تشنگی وغیره لوازم خود مینمودند، و هر شب بهمین نهج و اصول تا به ساعت ۱۱ صلوت تراویح دوام میورزید. تا به شب هفدهم نوبت ختم الشريف كلام حضرت ملك العلام در رسید، چنانچه بوقت عصر روز شانزدهم اگر کسی بقرار عادت برای کشتی سواری و تماشا جانب چین متوجه میشد، بر خلاف اباد سابق دفعتاً در وضعیت کناره های كول يك تبدل و انقلاب عظيمي ملاحظه میکرد، یعنی تقریباً قسم کلی خیمه ها و سراپرده هائی را که قبل ازین بر ساحل غربی کول دیده بود سراسر ناپیدا ، و بعوض آن بسمت شرقی کول اشکال بعضی درختها و سرو های آتش بازی را ایستاده و برپا می یافت. در شب هفدهم بعد از انکه از ختم شریف و تقسيم شيريني مشترك آن فراغ حاصل شد به ساعت ۱۰ عموم نفری حضار ختم ، وغيره اهالی شهر شهیر عزیز ما که تقریباً هفت، هشت هزار نفر میشدند برای تماشای آتش بازی عازم سمت کول گردیده از یکسر تا بدیگر سر ساحل آنرا احاطه نمودند . و بمجرد یکه ذات اعلیحضرت همایون اشرف اعلا بسواری موتر از مسجد عیدگاه بموقعی که بر کنار غربی کولها جوکیا ، آراسته و برای نفری مجلس خصوصی حضور شاهانه تهیه شده بود تشریف فرمای شوکت و اجلال گشتند به افروختن آتشبازیها ابتدا ورزیده شد، از همه اول صدای توب کاریز هوائی که نوعی از آتشبازی است شروع شدن تماشا را بر عموم اعلان نمود. هرباری که این کاریز هوای صدا میکرد تا ۲۰ ، ۳۰ متر\n\nسال پنجم ٢٣ - ٢٤\nعموداً بطرف سما يك خط آتشینی کشیده و باز بریکچند مخصوصی کفیده از ان کلهای آتشین سرخ و سبز بسیار خوشرنگی مانند ستاره ها برزمین میریخت سپس متصلا به افروختن اقسام چرخها و دروازه ها ، و درختها و سروهای آتشبازی که هر کدام آن در آب ساکن و موج کول منظره های بس لطیف و زیبانی را تشکیل میداد آغاز شد . از یکسو مهتاب نیز که تو بطلوع شروع نموده بود از عکس مهری خود که در آب صاف تاب كول انداخت يك ستون براق و تابناك سيميني غرباً ، شرقاً ازيك سر تا دیگر سرکول بوجود آورده رونق و لطافت موقع و تماشارا دوبالا ساخت. همدرین اثنا ذات اعليحضرت همايون والاباهمة شهزادگان عالى تبار ، واکثر نفری معزز دربار برای سیر و تماشای منظره کول طراوت بار که از روشی و رنگینی چراغان آتشبازي يك جلوه خیلی عجیب و غریبی را بنظر تجسم میداد قایقها و کشتی های مخصوص خودشان سوار شده در وسط کول راندند . و انشبازی ، نام تار ساعت کامل دوام ورزیده به ساعت ۱۱ بعد از انکه حروف الشين لوحة « شب شما خوش » در پیش نظر عموم ظاهر گشت تماشای اتشبازی به انجام رسید بعد از اتمام تماشا ذات اعلیحضرت همایونی با همه شهزادگان ، و نفرى رعیت رکاب شاهانه شان بسواری عرابهای موتر از همین عزیمت فرموده و باقی تماشا کنندگان نیز بعودت مجبور گشته بدین صورت مراسم با احتشام مقدس ختم شریف با کمال عزت و احترام و ترتيب وانتظام انجام واختتام پذیرفت !\n[ محرر اداره . عبد الرحمن ]\n\nتفسير بسم الله الرحمن الرحيم\nبنام خدای بسیار رحمت کننده و بسیار مهربان آغاز میکنم – در آغاز هر کار یاد کردن نام خدا موجب برکت است – الله نام آنذات پاک است که موجود بوجود خود است – ووجود جمله كائنات وبقای آنها وابسته و قائم بوجود او – رحمت لغة عبارت است از میل نفسانی که رأفت روح و رقت قلب باشد . و این کیفیت نفسانی مصدر خیر و خوبی میباشد ... پس الرحمن والرحيم هر دو دلالت کند بر آن عنایت عامة الهی که شامل است بر جمیع کائنات و آن لطف خاص نامتناهی که مخصوص است بهر يك از اجناس و انواع و اشخاص مخلوقات – خدا رحمن است یعنی لطف كلى او بهمه ذرات عالم محیط است – ورحیم است – یعنی عنایت خاصه او بهر جنس ونوع و شخص بطور خاص متعلق شده – مثلاً صفت رحمانیت او همه اجرام علويه واجسام سفليه وارواح و انفس را بوجود آورده و بنظام محکم همه را با هم مرتبط داشته – وصفت رحیمیت او هر نوع را بطور مخصوص امتیاز بخشیده – مثلا جمادات و نباتات وحيوانات وغيرها هر يك ظهوری خاص دارد – و میتوان گفتن که جاذبه کلی که همه قوا را سازی است مظهر رحمانیت ایزد يك است – و جاذبه خصوصی که مثلاً نظام شمسی ما را برپا داشته است گونیا نمونه رحيميت او است – پس رحمت مرادف آن قوت مکونه است که نظام کائنات و دوام حیات اشرف\nالمخلوقات باو وابسته است ."}
{"book": "adl0616", "page": 1762, "text": "سال پنجم صحيفه ٥ شماره ٢٣ - ٢٤\n\nاز لحاظ دینی از رحمت خدا مراد است بعثت انبیا و انزال کتب برای فلاح نوع بشر بدون تفاوت قبائل و اقوام - و از رحیمیت او لطف فرمودن بر حال کسانیکه هدایت را قبول کردند و محاسن اخلاق ذوات خویش را منور و مزین نموده در تحصیل فضائل گوی سبقت ربودند - ذکر رحمت نامه و شفقت خاصه باری تعالی هنگام آغاز کردن هر کار بزرگ و خورد حسب منطوق حدیث شریف « کل امر ذی بال لم یبدأ بسم الله فهو ابتر » ( هر کار ذی شان که به بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرده نشود از خیر و خوبی عاری میباشد ) تلقین این اصل عظیم است که بدون مرحمت باهمی های جمعیت انسانی و ترقی تمدن و تقدم معارف و مصالح صورت نبندد - در خیر القرون اسلامی همین حسیات رحمت و رأفت بود که وحشیان صحرا گرد جزیرة العرب را دارای بهترین حصه های دنیا ساخته مشعل بردار تمدن حقیقی کرده بود - و درین عصر ترقیات هوش رباهم در بلاد غربیه از یورپ و امریکا همین حس مرحمت و شفقت انسانی است که همه افراد ملت را بزیور علم و هنر آراسته ترقیٔ تمدن را باوج رفعت رسانده است از جمله مظاهر رحمت انسانی در بلاد غربیه اجرای قوانین صحت در همه طبقات ملت است یعنی بنای راهها و خانها و شهرها و باغها و صفائی آنها حسب قانون صحت - و بنای شفاخانها برای خواص و عوام - و همچنین بنای کتب خانها در شهرها و قریه ها برای تربیت دادن کتابهای تاریخی و اخلاقی\n\nاز منظره های عید سعید\nانتظار تشریف سعادت ردیف ذات شوکت سمات اعلیحضرت همایونی در صحن جامع فیوضات لامع عید گاه.\n\nو غيرها بعوام - و بنای خانها برای پیران و یتیمان و بیوگان و کوران و معذورین هر قسم - و اداره آنها بنوعیکه گدا گری از ملت کم شده و بنای مدارس فنیه و صناعیه برای تعلیم اولاد فقرا و مساکین - خصوصاً حسن اداره زندانها که حقیقتاً محیر عقول است - اولا مجرمین و محبوسین را در عرابهای بسته از جائی بجائی میبرند تا حیای فطری از بندیان زائل نشود ثانیاً قاتلین و مرتکبین جنایات کبیره را از مجرمین جرمهای صغیره جدا جدا و علی تفاوت درجات جنایات در زندانهای علیحده می نهند - و ثالثاً انتظام خورد و نوش و صحت بندیان را زیر تفتیش نظامی و ارباب مطبوعات و بزرگان قوم و عوام خلائق دائماً در حالت خوب دارند - و رابعاً واعظان دینی و کتابهای محاسن اخلاق و رسائل علمی و روزنامها به بندیان میدهند تا ایشان از صحبت نيك و احوال مساعد از کرده خود پشیمان شده قلب خود را تبدیل نمایند - و هنگام اختتام میعاد حبس گوئیا از مادر نوزاده در جمعیت انسانی بال در آیند - برای نوجوانان خطا کار که مرتکب اضاعت زر و تنگها و غیره هنگام ضعف یا عمری شده باشند اصلاح خانها دارند آنجا چیزی قبیح که منافی شرف می باشد . برای درستی اخلاق چنین نو عمر بندیان مساعی شدیده بعمل می آرند - و خبر اصلاح ایشان هر دم"}
{"book": "adl0616", "page": 1763, "text": "صفحه ٦\nسال نجم\nبارة ٢٣ - ٢٤\n\nمخدمت بزرگان دولت میرسد - و وقتیکه یقین شد که خطا کار از کار\nخود نادم شده نیک سیرت گردید او را بجای تو بمنصب لایق تعیین\nکنند - ویزترین اصل النائب من الذنب كمن لا ذنب له کار فر موده او را مانند\nمردم معصوم در معاشرت قبول میکنند. این معامله مرحمت و شفقت\nبا اسیران خصوصاً در ممالک متحده امریکاناتی از حسیات ذیل است -\nنخستین انسان اشرف المخلوقات است و در آفرینش بیگناه پیدا شده - البته\nصدور جرم از اسباب خارجیه بوده است - شرط عقل است که تبدیل\nاحوال و اسباب نموده و مراسم اصلاح بعمل آورده کم گشته را به راه\nراست در آرند - و گران مایه جوهر انسانی را بغفلت ضایع نکنند -\n\nهای مجد سالت و دامل باره زنهار تا بيك نفسش تشكی بنكه دومين\nاز جمله فرائض ملت یکی این است که در تربیت اخلاقی و تهذیب روحانی\nافراد به قدر وسع بگوشد - اگر قصوری در اخلاق افراد راه باید\nالبته حصة آن قصور جملات هم عائد میشود پس لازم آمد که در باب\nمجرمین ملت تلافی مافات نموده باصلاح ایشان بکوشد - سومین در هر\nانسان حس و جدانی موجود است - تا زمانیکه انسان قانی القلب كاليه\nنشود - امید صلاح اور فی است - پس چرا کوشش را دریغ داشته\nباشند. این امر مو که اسلامی و انصاری امتثال نموده نائل بسعادت دنیوی شده\nاند و مسلمانان کونیا این مرحمت و شفقت با همی را فراموش کرده اند !!\n\nتصویر ان اعلیحضرت بادشاه دیانت آگاه دولت مستقله افغانستان به مصلا\n\nتوبه کردن عاصیان از گناههای خویش و رجوع ایشان بجناب باری بیان فرموده داد فصاحت و بلاغت داده است خلاصه اش این است :\nتعالی و محو شدن خطاهای شان هنگام ندامت حقیقی یکی از رکن اعظم وقتیکه بك گوسفند از گله صد گوسفند در بیابان گم میشود - جویان\nاسلام است که مبنی است و رحمان محض ایزدی و از آنجا است که ذکر همه که توده را گذاشته در پی آن یک گم شده در بیابان میگردد و بکمال\nکردن رحمانیت و رحیمیت خدا در ابتدای هر کار تشویق است بگناه مشقت و جستجو آنرا باز یافته به پشت خود بر میدارد و بخانه باز گشته در میان\nکاران توبه و انابت الی الله - و اصل مقصود از دین الهی با کردن همسایه گان خود شادمانی میکنند و میگوید که من که گمشده گوسفند خویش\nمردم است از کندکی سیئات و تزیین ایشان با اعمال صالحات - تا همه قبائل نیافتی - بیائید و با من شادمان کنید یقین بدانید که چون گنهکاری\nبشریه یک عائله رحمانیه گردند و همه کره الارض یک دارالامن رحیمیه پریشان روز کار از کرده خود پشیمان شده بسوی پرور دگار خویش\nشود - حضرت مسیح علیه السلام در انجیل رحمت خدا و شفقت او بر حال باز گردد - در میان کروبیان آرمانی و توبه آن یک گنهکار زیاده تر داند\nتوبه کنندگان از گناههای خویش و باز آیندگان بدرگاه الهی از گمراهی مالی میباشد که بر تقوای نود و نه متقیان که احتیاج بتوبه ندارند - -"}
{"book": "adl0616", "page": 1764, "text": "صفحه ۷\nسال نجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\nباهنگامی که پیروزنی از ده باره های نقره يك مسكوك تقرنی خویش را مانی در شب کم میکنند او چراغ را روشن کرده در همه زوایا و خیابای خانه باید تلاش میکنند و در آخر آراباز در یافته با حباب اظهار شادمانی مینماید و میگوید بیائید و با من شادمانی کنید که من پول کم شده خویش را باز یافتم - بيشك جون كمراهی مخدای پاک تو به کنند - ایزد تعالی از آمدن او از ان پیره زن شادمان تر شود به بابك صاحب ثروت و دولت و فرزند داشت - کوچکترین ایشان بیدر گفت که حصه مرا از مال و مثال بمن بده - پدر حق او را باو داد - او همه مال خویش را در اندک زمان مینمود - وقت نیروز تاب شدت آفتاب نیاورده در سایه سنك زرك در عیش و نشاط و نغمه و سرور - وشراب و کباب و زنان رقاصه و ندیمان قمار باز باک در باخت و محتاج نان شبینه شده از جانی بجائی پریشان کشته بخانه کنامی پناه گیرند و نگهبانی کله خو کها را پیشه گرفت - واز پس مانده خوراک خو کها شکم پر کرد - زمانی برین بینوانی وزاری و ذلت و خواری گذشت - روزی این خاطر بدل او در آمد که پدر من مالك مال و دولت دنیا است و از خوان نعمت او عالمی بر میخورد و هنوز بروت او از فراوانی زبانی نمیرسد - پس من چرا خود را درین فاقه و بینوانی هلاک کنم ؟ باید که پیش پدر خودم بروم و بگویم که ای پدر من نافرمانی تو کردم و عصیان بخدای عزوجل نمودم - من سزاوار فرزندی تو نیستم - مرابجای یکی از نوکران خود قبول کن - پس ایستاده شد و بسوی پدر خویش روان کشت هنوز او دور بود که پدر او اور ادید و رحمت و شفقت او نجوش آمد - دویده او را به بغل گرفت وروی بکردنش نهاد و ببوسید - و با وجود اظهار ناقابلیت از پسر پدر اور انحمام فرستاد - خدمت نو در برش کرد و خاتمی بازگشت او نهاد - ويك قربه گوساله بقدوم فرزند ذبح کرده ضیافتی پرتکلف درست نمود چون پسر بزرگ که در کشت زار بود آواز موسیقی و رقص شنید. از خادم رسید. او جواب داد که برا در تو باز آمده است و پدر تو شادی قدوم او صحیح و سالم کو ساله فربه را کشته ضیافت درست کرده است. او بختم در آمد و بخانه در نرفت، پدرش بیرون آمده دلجوئی کرد. پسر بزرك جواب گفت که من درین سالهای در از خدمت تو کردم و هیچگاه از فرمان تو سرمو انحراف نورزیدم و تو مرا هيچگاه يك بره كوچك هم ندادی که با دوستان خودم جشن آراسته شادمانی کنم. ولیکن بنجر دیکه این پسر تو که مال و دولت ترا در صحبت زنان فاحشه ضائع کرد باز آمد نو برای او کو ساله قربه را ذبح کردی، پدر جواب داد - پسرا تو همیشه با من هستی و هر چه که من دارم همه ملک تست - اما اکنون سزا است کو جشن آراسته کنیم و شادمانی نمایم. زیرا که این برادر تو مرده بود کنون باز زنده شد . و کم شده بود . و باز یافته شد .\nجناب مسیح علیه السلام درین تمثیلات به حالت تمدن را بیان فرموده است یعنی در ابتدای تشکیل هیئت انسانی که هنوز مردم خانه بدوش باشند. همه مال و دولت ایشان منحصر بمواشی از گوسفند و کاو و شتر میباشد . و وقتيكه مردم بقربه و شهر اقامت کردن عادت گرفتند. وزر وسیم ذریعه تبديل اشيا كرديد - لا محاله تعلق قلب بسیم وزر میباشد اما مردم طبقه اعلی که بسیم و زر مائل نیستند - محبت ایشان با ولاد خود فطاری است. درین هم به صورت مرحمت جبلی و محبت انسانی حسب قانون فطری عادی کاملا بیان کرده شد كو شباهر مثال بك صنف رحمت\n\nانسانی را مظهری واقع شده است - و مقصود عيسى عليه السلام این است که مرحمت و شفقت ایزدی خود در طلب گم گشتگان میرود . و هنگامیکه گمرهان برادر است می در آیند شادمانی ملاء اعلی از شادمانی انسانی زیاده تر میباشد، اما جناب سيد أولاك صلى الله عليه وسلم تمثيلى باز بیان فرموده است که شادمانی باری تعالی بر راه یافتن گم گشته از شادمانی انسانی فوق العاده هم زیاده تر میباشد مفهوم تمثيل حضرت رسول كريم علیه السلام چنین است - : مسافری در بیابان بی آب و ریکستان دور و در از همه اسباب خوردنی و نوشیدنی براشتر خود باز کرده قطع مسافت مینمود - وقت نیروز تاب شدت آفتاب نیاورده در سایه سنك زرك که از حسن اتفاق در قاب صحرا نمودار گشت برای استراحت فرود آمد و سنگی را بالین ساخته برزمین های خویش دراز کشید - از ماندگی زود خوابش برد - اما مهار شتر را بدست خود استوار گرفته بود قدری از زمان در خواب نوشین گذشت. وقتیکه بیدار شد . دید که اشترش رفته است. در حالت پریشانی نجستجوی او همسو دوید - اما هیچ نشانی نیافت - عاقبة الأمر خسته آن و سراسیمه خاطر بجای خواب خود باز آمد و دل بر هلاک نهاده همان جا باز بخواب رفت و پس از زمانی باز بیدار شد چون چشم کشاد. دید که اشترش بسوی او دوان می آید از ملاحظه این امر نجیب و غریب چنان شاد و خرم شد که از فرط سرور دمی از خود دور گشت و در ان حالت بیهوشی زبان به ثنا وصفت باری تعالی کشاد و گفتن گرفتن ....\nالهي أنت عبدي و اناريك - ( ای خدای من تو بنده من هستی و من پروردگار تو هستم ) و در حالت محویت این کلمات را بار بار بر زبان میراند و کمان می کنند که او از خلوص دل پر بویت خدای یک اقرار مینماید جناب سرور کائنات علیه الف تحیات میفرماید که هر گاه گناهکاری از راه دور افتاده نائب شده بدرگاه ایزد تعالی بازپس می آید شادمانی ، خدای باشد بر باز آمدن آن بنده گم گشته زیاده تر از ان است که آن مسافر بیابانی بر باز یافتن شتر گم گشته خود کرده بود و از فرط شادمانی بجای الهی انت ربي و انا عبدك - او قضیه را برعکس کرده - الهى انت عبدي وانا ربك گفته بود ؟\nاز جمله صفات رحمت را بر گزیدن - وصیغه عام يعنى رحمن را مقدم وصيفة خاص یعنی رحیم را مو خر داشتن و این هر دو صفت رحمت را با اسم ذات منظم کرده بار بار زبان زد هم مسلمان گردانیدن اشارت است باین امر جلیل که بعثت محمدى بالخصوص مظهر ان رحمتی علیت غضی واقع شده است. و تخلق باخلاق الله شیوه اسلامی است. برای تابع بر حمایت ایزد ذو الجلال این فرمان وارد شده است. الراحمون يرحمهم الرحمن تبارك وتعالى - و ارحموا من في الأرض يرحمكم من في السماء ( كسانی که در هم میکنند. برایشان رحمن تبارك و تعالى رحم میکند. رحم بکنید بر آنانکه رزمین اند . آنکه در آسیان است بر شما رحم خواهد کرد ) - این رحمت رحمانی نام است بهمه افراد نوع بشر خصوصیت با سلام ندارد . حتی که شامل است بدی روح حیات هم چنانکه فرموده است . وفي كل ذي كبدة رطبة أجره ( نیکوئی باهران جانور که جکر تر دارد کردن موجب اجر است ) و ظهور صفت رحیمیت در مسلمانان چنان بوقوع پیوسته به اشداء على الكفار رحماء بينهم با هم شفیق و مهربان اخوان صفت اطوارشان ... در رزم چون شیر زبان در زم زیب انجمن -"}
{"book": "adl0616", "page": 1765, "text": "صفحه ۸\nخدای ذوالمنن از مرحمت و شفقت خود نبی الرحمة را مبعوث فرمود — و حسب وعدۀ پاك خود كه در تورات و زبور و فرقان كرده بود امت مرحوم محمد به را وارث بهترین حصۀ كرۀ الأرض هم كرد اما صد حیف كه مسلمانان در ایام عظمت و شوکت خود زود نه تنها پیروی بر حمایت ایزد منان را فراموش نمودند — بلکه در خانه جنگی مبتلا شده و وصیت حکمت بنیاد «سباب المومن فسوق وقتاله كفره» (دشنام دادن مرمومن را گناهی است بزرگ و جنگ كردن با او كفر است) هیچ ملتفت نشده عالم سلامی را كه از فیضان چند صد ساله تمدن و تنور نمونه فردوس برین بر روی زمین بود ماتم کده ساختند و عقول عالیه را كه ثمرۀ طيبۀ آبیاری باغبان شریعت غرا بودند به بیرحمی نیست و نابود نموده حالة الناس را بدارائی ممالك واسعه گذاشتند چون رحیمیت نیز از ایشان زائل شده شیرازۀ جمعیت اسلامیه از هم گسیخت، اقوام نصرانیه كه در قرون اخیر مرحمت و شفقت انسانی را در میان قبائل خودشان دستور العمل معاشرت ساخته بودند، ممالک اسلامیه را یغما گرفتند – تا در زمان ما ذلت اسلام بغایت رسید – و نزديك بود كه باد صرصره حمله اعدا چراغ کورستان اسلامی را هم خاموش کند – رحمت ایزدی بجوش آمد – و قومی را كه همه عالم بمرگش فتوی داده بود از زاویۀ خمول بمنصۀ ظهور آورد – و مانند اسلامیان قرون اولی بصفات عالیه از ایمان خالص و قلب صافی و همت قوی و ارادۀ راسخ و فدا کاری جان و مال بردین و ملت و مرحمت و شفقت بر عالمیان متحلی ساخته ایشان را از همه عالم برای دستگیری اسلام گزید – در حق ایشان این آیت کریمه صادق شد فسوف ياتى الله بقوم يحبهم ويحبونه اذلة على المؤمنين واعزة على الكافرين ( عنقريب خدا قومی را بسازد كه او ایشان را دوست دارد و ایشان او را دوست دارند. ایشان بمومنین بتواضع و مرحمت پیش می آیند و بدشمنان دین و دولت شدت و شرف نفس مینمایند هر مسلمانی و از هر کجا كه امروز قسطنطنیه را از شش صد سال زود – در قوم و دولت ترك كه سینه را از با تطرف بمقابله مهاجمات نما را سپر کرده مردانه در حفظ شرف اسلام جان و مال را فدا میکنند يك نمونه اخوت اسلامی حقیقی خواهد دید – وقتیکه ایشان بر مردم فتنه و فساد و بغض و عناد دست یافتند، از روی مرحمت و شفقت هم جنایت پیشه بد کاران را كه در مدت سی و سه سال يك عالمی را زیر و زبر کرده بودند على الله عما سلف – گفته فرصتی برای اصلاح اخلاق و تهذیب نفوس دادند. برای احیای مات ابواب علوم وفنون حقیقی روی هر كه و مه گشادند. نظام مالی را از غین و خیانت پاك نمودند. و در تهیه قوت عسکری حسب تازه ترین اصول هیچ دقیقه از دقائق فرو نگذاشتند. اعمال ایشان از اقوال دیگران ناطق تر است و نیز قوم و دولت افغانستان كه دولت مستقله اسلامیه است امیدگاه مسلمانان است. از جوانمردی این ملت اسلام در اینده بسیار امیدها دارد. فيا رحمن و يا رحيم. كثر املنا لهم ووفقهم بالظفر المبين وبارك فى اعمالهم. واجمع شمل المسلمين بهم واصلح بالهم – فانت مجيب الداعين وانت ارحم الراحمين\n\nسال پنجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\n\n( سیاحت )\n« سرمه از فیض سفر ماه بیداش گردید »\n« صیقل تیرگی بخت جلای وطن است »\n\nبر سر کنان صحایف لطایف مطبوعات جدیده، و تماشا بینان صفحات آثار غریبه قدیمه پوشیده نیست، که در زمرۀ اسباب و علل ترقی و تعالی دول و ملل مختلفه سیاحت يك موقع بس مهمی را حایز است ...\n\n« سیاحت » از ازدیاد قوه بصری، افراط معلومات نظری، موجب حصول مسرت و تحصیل فرحت، منشافکر و غیرت است و ماخذ پند و عبرت.\n\nاستفاده از نعم خداوندی کار با خردان است و بیهوده گذاشتن مخلوقات آن مبدع حکیم، پیشه جاهلان و تنبلان و يكنوع كفران.\n\nدایرۀ بصارت را وسعت دادن، و دایما افق های جدید پیدا کردن آب های مختلف مزه چشیدن، و هواهای متنوعه تنفس کردن، در کوه ها دریاها، وادیهای غیر مؤتلفه گذر کردن، زمین های مغایر یکدیگر دیدن، تبدلات گوناگون، از قبیل قلت و کثرت، و شکل و صورت منه و خاصیت محصولات زمینی، معاینه کردن و تغیرات کثیره در احوالات اقوام غیر موافق مشاهده نمودن، خواهش فطری و احتیاج طبیعی انسانی است.\n\nآیا دقت فرموده اید! که فرق ظاهری و تمیز اولین در جماد و نبات با حیوان همین حرکت است و بس. پس هر قدر دایرۀ گشتن و سیاحت کرد را توسیع و تمدید دهید زیاده تر از جماد و نبات خود را دورتر کرده خواهید بود.\n\nباز هم اگر سیاحت خود را فقط بقطع کردن مسافه های بعیده حصر سازید، در شما و يك مرغ تیز پر، در شما و يك دیل بار، در شما و يك ریح عاصف صرصر هیچ فرقی نخواهد بود. نی نی! بلکه هر کدام آنها نسبت بتو سریعتر و تو از آنها پست تری.\n\nپس لازم است که در سیاحت ها بادیدۀ باز حکمت و بصیرت، و سمع گوش بر آواز غیرت و عبرت راه بروید، بجای آنکه افکار نارساها در معاینه بوقلمونی مناظر طبیعیه صرف نمائید، بر احوالات مختلفۀ اقوام غیر موتلفه خوض و امعان کنید. اوضاع و اطوار آنها را دیده با حال ترقی و تنزل شان تطبیق داده عبرت بگیرید.\n\nاین گونه سیاحت ها الزم و مفید ترین سیاحت ها است، موجب ترقی باعث اصلاح، سبب فلاح است.\n\nبه بینید! که دین مبین اسلام اینگونه سیاحت را بر پیروان خود ایضاح و قرآن عظیم الشان در جاهای متعدد، سیر فی الارض را امر کرده است. نعوذ\n\n« فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة الظالمين »\n\nعبرت از احوال اقوام عالم وظیفه دینی مسلمانان است ولی هزار افسوس که ما مسلمانان بطرف آن خیلی کم توجه کرده ایم.\n\nجغرافیا و تاریخ که لب لباب سیاحت های عجیب و غریب عتیق و جدید است، انسا را در خانه از احوالات عالم و اوضاع و اطوار بنی آدم اخبار می کنند و فائدۀ سیاحت که عبرت است از ان کاملیت بدست نمی آید ولی\n\nکابل. ششم رمضان المبارك ١٣٣٤ هجرى\nمحمد بركات الله"}
{"book": "adl0616", "page": 1766, "text": "سال پنجم\nشماره ٢٣ – ٢٤\n\nيکی از فضایل بی شمار حضرت صدیق رضی الله تعالی عنه که در قرآن مذکورست ذکر مصاحبت سفر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم است ، ثانی اثنین اذ هما فی الغار .\n\nخلاصه مسلمانانرا این تعلیمات قرآنی ، وتصریحات حضرت نبوی از طرف دیدن ممالک ، و دیارها بدین شان از از ممالک بر ممالک ظاهر وکفر متوجه ساخته بهمت مسلمانانه خود از اندلس تا چین یعنی از شرق تا غرب دویده دویده علم توحید و اسلامرا فراز زهه خلا بندند . ايضا ، يوروپ افریقا همه را یعنی همه دنیارا سیر و سیاحت و زیر علم اصلاح داشته آوردند .\n\nراه های منتظم ساختند ، شهر های حزین آباد کردند، تنها برهای اعظیم را سیر وتفرج کردند بلکه بحرهای کبیره را دور وکنار نمودند - ابن خلدون می گوید که افواج بحری بی امیه اعلانترین افواج دنیا بود ، و دران زمان کتاب های بسیاری در فن تجارت تالیف و تصنیف شد .\n\nقوم عربی مسلمانها بهمدیل دلائلی بود فتح جزیره سسیل در زمان مأمون و معتصم از طرف مسلمانان لذا این دلیل قوی قوم بحریه مسلمان است و لفظ ( ادمیرال ) که در زبان های یوروپی بمعنی رئیس بحر است از لفظ ( امیر البحر ) گرفته شده است .\n\nبر عهدهی عباس سفر های بحری و پیمایش های بحری اجرا شده ، قطعه مشهور آن بامره است .\n\nمسلمانها در جهاز ران خود ( قطب نما ) را استعمال کرده اند از بصره ، آخند چین ، افریقا تجارت های بزرگی جاری بوده و تجارت شان که از ان دلایل بزرکنه سیاحت حسن تعجب آور است باروی زمین واسودین نیز جاری بود ، به ایطالی و فرانس و سسل چه جای بیان است .\n\nاحیا و اکمال جغرافیه را هم مسلمانان کرده اند در آخر عصر نهم عیسوی بکمال شوق و ذوق جغرافیه می خواندند و کتاب ها دران فن نوشته اند که این همه دلایل جهان گردی ایشان است .\n\nمسار بن مهبر ، البيرونی ، ياقوت ، وغيره جغرافيون با كمال برده البروق محمود غزنوی در هندوستان سیاحت کرده در ١٠٣٨ ع وفات یافت - ناصر خسرو که در ١٠٦٤ تولد شده سیاحت ها کرده و باز نوشته است . بلاذری همدانی مورخ در آخر عصر سوم و آغاز عصر چهارم هجرت جغرافیه و تاریخ ، یعنی وجنوب غرب تحریر کرد . کتاب های بسیاری در اسلام در خصوص فواید سفر تحریر شده است .\n\nدر مسلمانها سیاح های بسیاری گذشته است که با وجود نه بودن ریل حتی يك بی هم این همه قطعات را طی کرده اند مانند ابن بطوطه ابن جبير ، ابن سعيد المغربى وغيره ، كه همه سیاحت نامه های خود را تحریر کرده اند .\n\nابن سعيد المغربى البغدادى كه در ٦٨٥ هجرى در توانی فوت شده در اثر بنام ( قضاء الارض ) دو صف الكون دارد كه نخستين آن در كتب خانه سينت پترو گراد و يك نسخه آن در كتاب خانه اكسفورد و يك نسخه از دوم آن بر در اكسفورد موجود است . این اثرها در فن جغرافیه بوده است .\n\nدر وطن غربى شدى هر كس بآسانى هنوز\nكى ز آغوش پدر يوسف بزندان آمدى\n\n٩\nمسلمانها آنها را علوم فرنگستان گفته خود را از انشبه ایشان نگاه میداریم ، و در معانی کلمات قرآن مجید دقت کرده آنرا کناه میشماریم . آه... امر رسته کلام از دست نرود عجالتاً از توجهات مسلمانان سلف و این امر مفید جلیله ای سیاحت کمی بحث رانده یکانی این عنوانرا از خاطرهای ارین گرام دور کرده بتعارف آشنای دیرینه شان کوشش ورزیم\n\n§\n\nدین مقدس اسلام مقصد یگانه که دارد اشاعت توحید و اعلای کلمة الله است . دین مبین هذا برخلاف ادیان دیگر تنها برای يك قوم يا يك قبيله شرف نزول نفرموده بلکه برای اصلاح کل بنی بشر از زمان نزول تا یوم القیام ارسال شده است ، پس برای اعلای کلمة الله و انتشار توحید در تمام دنیا سیاحت های گونا گون و کشتی ها در بر ، سفرها در بحر ، بصورت امن و حرب ، صلح و جنگ لازم و لابدیست .\n\nقرآن عظیم الشان در جاهای مختلف ( چنانکه ذکر شد ) به سیاحت ها وسیرها در ارض امرها نموده است و ازان عبرت گرفتن فرموده است دل وا اسفا ! که بجای ما فرنگیان با همان پی پرده ارض های اخیر نموده بدان سیاحت کردند و آثار عتیقه و مدنیت های گذشته را نشان یافتند ربما اگر از جانه با پرسید خود را پرتاب کرده توانستیم . خود را متقی اصولی و عارف می شناسیم و بهمین اکتفا کرده آنرا وافی میدانیم\n\nاگر ما این نکات را غور و خوض کرده مدنیت های غیر المنقول گذشته را تحقیق و تقدیر کرده و سبب محو و بربادی آنرا که تکذیب دین و نبی الهی است دانسته ، رعایت خلاق عالم ثابت و دوام بوده ، قاعده مضمره آنرا که فرنگیان امروزه گرفته نتوانسته اند ، ما می گرفتیم ، و آنهم دست جز ، عبرت ، که نتیجه آن ، راحت و فرحت ، است .\n\nحضرت نبی اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید اطلبوا العلم ولو بالصين و دل ما آنرا دقت نکردیم و نمیکنیم که ایهمه رفتن تا ، صین ، یعنی دور ترین نقاط از مکه مکرمه بمدینه منوره ، در آسیا ، برای چیست؟ اگر يك كسى در تاریخ خود باز حیات برکات حضرت سید البشر بنظر امعان به بینم ، خواهم یافت که ثابت و ملی بوده حرکتی نکردند ، گونه گونه آزارها ، نوع نوع مالمها برای اشاعه اسلام یافتند\n\nهر که باشد وطن شناس نکند آزارها\nپای گل اندر چمن دام پرست از خارها\n\nتا آنکه دران اوقات سوره یوسف شرق نزول ارزانی فرموده از هجرت و دوری راه از وطن و در سر مراد جا گرفتن ذکر نموده ، کنایه عبرت موجود بود و اشارت رفتن صریح و همچنان هم شد بمجردیکه از قید دشمن رهیده بپاهای سفر را قطع کردند . روز بروز موانع و مشکلات دفع و سنگ خلا دشمنان دفع گردید ورنه رفته نایل مراد شدند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1767, "text": "صفحه ۱۰\nشماره ۲۳ - ۲۴\n\nبر رو آورد ، و امروز بیشتر و زیاده تر از ان ظاهر و ترفع آشکار است . اینهمه برکتهای سیاحت است ! سیاحت ! ...\n\nیکروزی اعلیحضرت خالد آرامگاه مغفور از دست مصائب زمانه\nما از موده ایم درین شهر بخت خویش\nباید برون کشید ازین ورطه رخت خویش\nگفته ، بيك طرفی رفت، و در ایام سیاحت خود چیزهای بسیاری دیدند، و شنیدند ، و ازان عبرت گرفته ، روزی که پس بوطن خود مراجعت کردند، وطن را از حضیض ذلت برداشته باوج رفعت رسانیده و ترک دغدغه حیات نمودند .\n\nپس از یشان ذات شوکت سیات اعلیحضرت متبوع مقدس ما (سراج الملة والدین) جلوه ارای سریر سلطنت شده ، چون از فواید سیاحت باخبر بودند ملک خود را وملك متعلق و همسایه ملك خود را دیدن خواسته هندوستان تشریف بردند و در اینجا سیاحت خود را به قسمی که مفید بود یعنی بچشم عبرت واحد حکمت دیده پس تشریف آوردند ، و اساس ترقی را که اعلیحضرت مغفور مرحوم حضرت ضیا الملة والدین گذاشته بود به بلند کردن کوشش ورزیدند پاهای آهنین ترین فابریکها پشمینه بافی وغیره همه از نتیجه همان سیاحت پادشاه بیدار ما بومان آمد و چون از فواید عبرت با خبر بودند نفری را که غریب الوطن بودند طاییده بعزت و حرمت داشت و از آنها در راه وطن عزیز مقدس خدمت های بزرگی گرفته شده که بهترین و مفید ترین آن وجود مسعود جناب مستطاب سر محرر صاحب سراج الاخبار افغانیه است که چون دایره سیاحت شان وسیع تر و خط حرکت شان در ارتر بود داد خدمات وطن عزیز ، قدس خود از راه قلم بیشتر فایده رسانده توانستند که همیشه ملك مرهون احسان وتحسین و تقدیر کننده خدمات شان است .\n\nاز احوالات سیاحت اعلیحضرت امیر مرحوم نوشتن تحصیل حاصل است زیرا کتاب باج التواریخ فارسی را البته هر کی دیده و خوانده می تواند، و سیاحت های مدیر صاحب هم البته خریده و مطالعه میشود، اما بك كتاب باید اثری از سیاحت ذات والأصفات پادشاه ترقی خواه معدات گستر ما در فارسی موجود نیست تا اهالی وطن عزیز ما طرز سیاحت و سلیقه جهان کشتی که بادیده باز عبرت می باشد ، به بینند ، لهذا ما بعضی فقرات و جمله های سیاحت شانرا از یک کتاب اردو که ( سیاحت حبیب ) نام دارد جمع و ترجمه کرده به این راه خود می کنیم، و ایشانرا هم برین گونه سیاحت های پر استفاده تشویق و ترغیب می نمایم\n\nمی برد ره بکمال آدم خاکی ز سفر\nمیشود کاسه گل ، ساخته از گردیدن\n\nحال سیاحت هند ذات شوکت سیات اعلیحضرت همایونی از طرف اکثر اخبارات هند واسطه نامه نگارها اشاعت یافته ولی کتاب سیاحت حبیب اکثر دیدنی های خود مولف و پاشنیدنی بسیار محقق است که همه کرده ، ما از ان فقط بسیار مجمل همان فقرات و نکات راجمع وتربیه می کنیم که مطلب اصلی سیاحت ( یعنی ایزاد معلومات ) از ان ظاهر شود.\n\nدر وقتی که از طرف دولت انگلیز برای سفر اعلیحضرت هما یونی بهند جا شده ، اعلیحضرت همایونی در جواب ( برای رفع شبهه های انگلیزها که در وقت موجود بود، و افغانستانرا دوست صمیمی خودای شمردند ) فرمودند که :\n\n***\n\nاز کسانیکه ما نام آن را میدانیم حضرت شیخ سعدی است علیه الرحمه که این دو بیت در باب سیاحت از یشان است .\nتا به کان و خانه در گروی\nهرگز ای خام آدمی نشوی\nرو اندر جهان تفرج کن\nپیش از انروز کز جهان بروی\n\nوذات خود شان هم سیاحت های بزرگی در هند و فارس و شام اجرا کرده ولی بجای آنکه سیاحت نامه خود را بنویسند ما حصل سیاحت و عبرت های سفر خود را که بوستان و گلستان است نوشته اند که این دو کتاب اخلاق در فارسی نادر و نایاب است و امروز بواسطه همین دو کتاب شیخ مذکور مشهور عالم و بر زبان هر کلان و کم است حتى كتاب های شان در زبانهای مختلف اوروبا ترجمه وشايع وتحسين و تقدیر شده اند .\n\nبلند نام نگردد کسی که در وطن است\nز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است\n\n* * *\n\nتمام مورخین اتفاق دارند که در زمانه که عروفن آشیان خود را در مسلمانان و در اندلس ، گرفته بود صدها عیسائی ها از ملک های خود سیاحت کرده کرده بآنجاها آمده تعلیم گرفتند و بعد از اکمال تعلیم به جاها و وطن های خود رفته اشاعت تعلیم می کردند، و نیز جنگ های صلیبی که قریب دوصد سال در مسلمانان و عیسائیان جاری بود، و افواج های عیسائی به آن ها نفر آمده جنگ کرده شکست خورده پس به ملک های خود میرفتند و عادات و اوضاع و شان عرب ها در ایشان تاثیرات نمایان کرده بودند و همین سیاحت ها ایشان را هشیار و بیدار ساخته اقتدار پویه را از سر خود پس کرده باین رقی های نمایان رسیدند که امروز همه ممالک اسلامیرا بلع وقرت کردن میخواهد .\n\nبرادران ! برای اثبات فواید سیاحت بجاهای نهایت دور و دراز سفر کرده عصر های بسیار قبل را یاد آوری کردیم ولی اگر اینقدر دور نرفته در خود چشم می کشادیم هم همین مدعا را اثبات کرده میتوانستیم .\n\nدقت کنید وطن عزیز ما افغانستان يك صحيفه انقلابات جهان و نمونه تبدلات احوال زمان است، کاهی دولت معظم آسیا بوده و کاهی پامال اغیار بر جفا\n\nاما پس از ان که از اختلافات مابینی و نزاع خانه گی خلاصی یافته و خلاف سابق رو بترقی نهاده است ، و از روزی که دست تربیت اعلیحضرت خالد آشیان امیر عبد الرحمن خان مرحوم یافته آن قاناً رو بترفع گذارده است تا بحال امروزه رسیده است .\n\nپیش از عصر (اعلیحضرت ضیا المله والدین مرحوم ) به نام ترقی و به نشان تمدن بود نه از نظام و انتظام خبری نه از معارف و صنایع اثری موجود بود و چون کار بدست اعلیحضرت مرحوم مغفور مبرور رسید ، سر رشته های گونا گون و انتظامات معقول در هر باب مهیا کرده دولت را آبی"}
{"book": "adl0616", "page": 1768, "text": "سال پنجم شماره ٢٣ - ٢٤ صحيفه ٦١\n\nکفر است در طریقت ما کینه داشتن آئین ما است سینه چو آیینه داشتن\n\nو تهیه سفر نمودند. درین جاهم به جواب امر او اعیان فرمودند که مقصد از رفتن تحصیل معلومات است و دیدن اختراعات و ایجادات جدیده و اوردن آنها در وطن خود و بس. چنانچه جاهائی که اعلیحضرت همایون در سفر خیریت از خود برای تماشا رفته اند . ملاحظه افواج بود، یا معاینه کارخانها با دیدن مکاتب و مدارس و بعضی مزارات مشهور بوده است. ترقی صنایع آب و تاب معارف انتظام عساکر تعمیرات ، قلعه ها همه اثر و نتایج همان دیدنی ها بود که بعد از تشریف شان بوطن بر سر کار آمدن و هنوز چها و چها خواهد بود که نتیجه انها مقید وقت است و نوبت اجرای شان نرسیده.\n\nزیرا اعلیحضرت تماشای بندرگاه ها و بحرها ، ريل ها و جهازها هم نموده اند، البته هر چیز را به امعان وتدقيق ديده اند !... اعلیحضرت همایونی با رعایای هند، هندو، مسلمان شیعه، سني بيك و غیره مرحمت ها و ملاطفت های شاهانه کرده اند. دلهای همه را بخوبی بدست آورده اند. يك بيان اعلیحضرت را که با یکی از علمای شیعی فدا حسین صاحب معلم دینیات مدرسة العلوم عليكده كرده اند زیر عنوان سیاست پروری شان ترجمه می کنیم :— اعلیحضرت همایونی با معلم صاحب مذکور پس از تعارف فرمود . هر چندن مردم مراستی متعصب می گویند مگر شما خبر خواهید بود که مسلمانان دهلی بنا بر آمدن من در وقت عبد الحی قربانی کاو را پیش از پیش\n\nعودت شاهانه از نماز گاه\n\nکردن خواستند ولی من بكمال شدت نه پسندیدم ، زیرا درین واقعه هندوها دل آزرده می شدند و قربانی هم به گوسفند، بز وغیره ادا میشود،\nمباش در پی آزار و هر چه خواهی کن\nکه در طریقت ما غیر ازین گناهی نیست.\nپس آیا شما گمان میکنید که شیعه ها را من از هندو ها هم بتر می بینم یا نی! در رعایای من ، شیعه، هندو ، آتش پرست ، یهود هر گونه مردم هستند من به آنها را بيك نظر می بینم و صلاح و فلاح همه را زیر قانون مساوات اجرا میکنم .\n\nغیرازان اعلی حضرت در هر مکتب بزرك ومدرسة نامي رفته امداد های در می کرده اند و در هر مزار و مرقد متولیان حسب مراتبهم اعانه کرده اند. در هر مکتب و هر جا لفظ و مضمون این بیت را تکرار فرموده اند\nما چوبر کاریم بکجا بر شریعت مستقیم\nرای دیگر سر هفتاد و دو ملت می کنیم\nوبعضاً بنفس نفیس همایونی امتحان دینیات گرفته اند و رأی خود را ظاهر داشته اند . و سنگ بنیاد کالج حمایت اسلام لاهور را بدست خود نصب نموده اند ."}
{"book": "adl0616", "page": 1769, "text": "۱۲۷۴ سال پنجم نمره ۲۳ - ۲۴\n\nتماشای کار گاها و نمایشات مفیده مانند ماموره ها کرده اند ولی کارهای بیفایده را نه تنها پشت کوش بلکه صریح منع فرموده اند . چنانچه قصیده های بی شماری که مردم ساخته بودند همه را طرد نمودند . این سیاحت شان از ۲ ماه جنوری سنه ۱۹۰۷ آغاز شده بعد از ۲۹ روز به ۷ مارچ ۱۹۰۷ مطابق ۱۳۲۵ هجری اختتام یافته ، با خیالات نو ، معلومات نو ، ارادهای نو وارد جلال آباد شدند و ان معلومات و خیالات ترقی های حالاتی و ترقی های آینده ما را در بر دارد . اینقدر معلومات در باب فواید و سیاحت ، قارئین کرام خود را داده عفو تصدیع میخواهم . ( محرر اداره : عبدالهادی )\n\n✧ نقل استفتاء وافتای محکمهٔ شرعیه ✧\nچون جناب عزت و فطانت نشان گرامی خبر خواه و خدمتکار دولت سعادت بیان اسلامی محمود يك خان طرزی مدیر و سر محور سراج الاخبار افغانی يك مكتوب و صورت استفتای ارسالی بيد عنایت رسول ناصری زبده با اس بیلی هندوستان را در محکمه شرعیه دار السلطنه فرستاده طالب فتوی شد لهذا مكتوب و استفتای او را نقل نموده در بخش بطریق افتا جواب نوشته شد.\n\nنقل مکتوب\nبعالیجناب قدوة السالکین زبدة العارفین جناب اديتر صاحب مدت\n\nاعلان\nسراج التواریخ\nبر همه آرزو کشان علم و عرفان ممالک خارجه اعلان میشود که کتاب مستطاب (سراج التواریخ) که کیفیت آن در اعلان کالم آخرین اخبار ما مندرج است : در شهر پشاور بمعرفت عالیجاه میرزا غلام حیدر خان سررشته دار باکخانه دولت علیه مستقله افغانستان بقیمتهای متعین آن بفروش میرسد . خواهشمندان خریداری و مطالعه آن در هندوستان ، و سایر ممالک خارجه به سررشته دار موجی الیه مراجعت کرده دستیاب میشوند . قیمتهای کتاب نمبر وار در کالم اخری اخبار مندرج است و هر کتاب مبلغ يك روپیه و يك عباسی کابلی مخارج ارسالیه کتاب از کابل الی پشاور ضم و علاوه گردیده است. خریدارانی که از دیگر اطراف از پشاور طلب کنند، قیمت اجرت پارسل داک انگریزی البته بذمه خود شان میباشد .\n\nفيوضهم - السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته - احوال اینست که درین لازمیست بلکه این هم تحریر فرموده است که شخصی که این سنت را\nملك آذان ثانية جمعه قریب منبر از قدیم جاری بود لیکن از چند عرصه زنده خواهد کرد او را ثواب یکصد شهید خواهد شد الغرض در اثبات\nعالم فاضل شهر ما جناب مولانا مولوی الحاج مفتی احمد رضا خان صاحب وی این حدیث پیش کرده است ( عن السائب بن یزید رضی الله تعالى عنه\nنسبت این اذان ثانية جمعه تحریر فرموده است که این اذان ثانية جمعه قال كان يودن بين يدى رسول الله صلى الله تعالى عليه و سلم اذا جلس\nبیرون جوف مسجد رو بروی امام بفاصله باشد اندرون مسجد اذان على المنبر يوم الجمعة على باب المسجد وابى بكر و عمر رضى الله\nگفتن مکروه و خلاف ادب دربار الهی است پابندی رواج در مسئله عنه ) علاوه از این دیگر چند ثبوت بین پیش کرده اند بلکه بانضمام\nنباید شد هر آنچه حضور اکرم سرور عالم صلى الله عليه وسلم با خلفای هم تحریر فرموده است که بغایت مستند و ثبوت کافی معلوم میشود .\nراشدین حضور رضوان الله تعالى عنهم عمل فرموده است پابندیش الا در فتاو نیز دیگر مقامات علمای وهابیه اعتراضات کرده اند از مذهب"}
{"book": "adl0616", "page": 1770, "text": "صحيفة ١٣\nسال النجم\nشهارة ٢٣ - ٤٢\nبد عوام الناس شورش پیدا شده است و بیشتر قید رواج را بر خود ملحوظ\nمیدارند و هم برین نمط علمای وهابیه میگویند که اذان ثانیه جمعه قریب\nامام باید شد چرا که از سنت در جمیع امصارا اسلام\nهمچنین جاریست روبروی حضور کاهی اذان بیرون مسجد نشده و نه در عهد\nخلفاء و این حدیث را ضعیف میگویند و استادش را باور نمیکنند.\nناسپ دانسته پاکن استفتا در قسطنطنیه بخدمت جناب شیخ الاسلام\nصاحب از سال کرده شده بود و الا بسبب آغاز جنك و بند شدن\nجواب نیامد اکنون دوباره از حضور رجوع کرده شده است\nکه حضور ضرور بالضرور خود در دار الافتاء اعليحضرت امير\nصاحب داخل فرموده ومواهير جميع علما و مفتیان کابل بر استفتنا ثابت\nکنانیده بسبیل دان بسیار جلد تر هر قدر که عجلت دارد ممکن باشد\nو میتواند بنام را هم حسب نشان و سراغ مندرجه ذیل ارسال فرمایند\nکه او را در مطبع طبع نموده شایع کشانیده شود و باعث رفع زاع و اختلاف\nالمي باشد استفتا ملفوف عريضه هذا است والسلام علاوه ازین هم\nلك نقل استفنا معه جواب در بر چه سراج الاخبار شایع فرموده يك\nرچه سبیل دالا مرا ارسال فرمائید قیمت اور احسب تحریر جناب ارسال\nخواهم کرد - بنده ( هیچمدان سید محمد عنایت رسول ناصری از بلده\nانس بریلی محله كبير سوجی خان نزد جامع مسجد ملك هندوستان )\nالمعروضه روز سه شنبه ٢٤ ربیع الثانی سنه ١٣٣٤ ) نقل فقرات استفتای او )\nچه میفرمایند علمای دین متین و مفتیان شرع مبین درین مسئله (۱)\nاذان ثانیه جمعه که رو روی منیر میشود در وقت رسول الله صلى الله عليه\nوسلم اندرون مسجد میشد با بیرون مسجد - (۲) در زمانه خلفای\nراشدین کجا میشد (۳) در کتب معتمد فقه حنفیه اذان گفتن اندرون\nمسجد منع گفته ومكروه فرموده بأنى (٤) اگر در زمان رسول الله\nصلى الله عليه و آله واصحابه و سلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم اذان\nیرون مسجد میشد و ائمه ما نيز اذان الدرون مسجد را مکرو فرمود. در حالت\nما امتیان محمد برا برین عامل باید بود یا وابند رواج و رسم باید کرد و رسم\nورواجی که مخالف حدیث و فقه افتد در آنحالت مسلمانان را پیروی فقه\nو حدیث لازم است یا پابندی رسم و رواج ( ٥ ) بدعت با امر جدید آن است\nکه مطابق حکم رسول خدا صلى الله عليه وسلم و خلفای راشدین و احکام\nانه باشد با آنکه خلاف آن همه کان در مخلوق مروج شده باشد (۹) در\nمکه معظمه و مدینه منوره این اذان مطابق حدیث وفقه میشود و با خلافت\nاگر خلاف میشود ارشاد علمای گرام آنجا در باره عقاید حجت اند خصوصيتها\nبا فعال مؤذنان خواه داران آنجا هیت باشند. اگرچه خلاف شريعت\nره وحدیث وفقه باشند (۷) در احادیث تذکره زنده کردن سنت هست\nان بالدوير ان اجر يکصد شهید و عده فرموده است یانه و اگر هست سنت\nزنده را از نده کردن مراد باش دیانت مرده و اسنت مرده آنوقت گفته خواهد\nشد که خلاف او در خلق رواج افتد یا آن که خودر ان باشد سنت مرده قرار خواهد\nالله یافت (۸) بر علما لازمیست یا که نه که سات مرده را زنده کنند و بر\nباله آنان این اعتراض جائز میتواند شد که پیش از شما علمای دین نبودندا کرابن\nود اعتراض باشد صورت زنده کردن چه باشد (۹) در وسط مسجدی که حوض واقع\nیب باشد بر فصل او ایستاده مجازی منبر اذان داده شود در منصورت اذان بیرون\n\nمسجد ادا خواهد شد بانه (۱۰) در مساجد یکه روبروی منبر دیوار واقع باشد.\nاگر مؤذن بیرون مسجد اذان گوید روبروی خطیب نباشد در الصورت\nچه باید کرد بینوا توجروا\n\nافتا\n\nبر مستفتیان این واقعه مخفی و پوشیده میاد - که انان در داخل مسجد\nبرواني مكروه است ( كما في كتاب النظم ) و برواتي مكروه نیست\n( كافي الجلالي ) هكذا في جامع الرموز في باب الاذان - توفیق در میان\nروایتین اینکه روایت گراهیت در حالیست که اذان خانه بیرون مسجد\nباشد - و روایت عدم گرامیت در حالیست که اذان خانه داخل مسجد\nباشد . و این اختلاف در اذانیست که برای اعلام غائبین باشد. بدخونه\nوقت ( چون اذان نجکانه و اذان اول جمعه در زورآه ) و ازانی که برای\nاعلام نائین نباشد به اتفاق در داخل مسجد نیست پس گروه نیست اذان دوم\nجمعه نزد منیر زیرا که آن برای اعلام نائین به حول وقت است - چنانچه صاحب\nدر مختار در باب اذان تصريح برین نموده و نیز در فتح الباری شرح\nصحیح بخاری از مهلب نقل کرده که حکمت در مقرر کردن اذان روز جمعه\nدر پیش منبر برای اعلام مردم است به نشستن امام بر منبر برای خطبه نا مردم\nسکوت ورزند از سخن - پس ازین تصریح نیز ثابت است که\nوضع آن برای اعلام ماشین نیست - قائده این اذان اعلام حاضرین است.\nبرای استماع خطبه و اقامت اعلام حاضرین است برای شروع نماز -\nاگر اعتراض شود که وضع اذان برای اعلام غاشین است پس\nچگونه اذان جمعه برای اعلام حاضرین باشد جواب آنکه این تخصیص برای\nاز ان بچگانه است نه اذان جهاز برا که ابتکار در جمع سنت است و همه انتخاب\nگرام برای اقامت این سنت در روز جمعه مبکر میبودند و اگر احیاناً\nاشکار از یکی در انوقت فوت می شد. علوم میکردید. پس به اعلام غاشین\nدر حالت در انوقت حاجت نبود - ومؤيد احمد قول صاحب مرفان است که چون\nاهل مدینه بسیار شدند و بدعت ترك استکار در آن ظاهر کردید ادا اینکه در عهد\nحضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم تزد منبر میشد کافی برای اعلام همه\nاهل مدینه نبود لهذا جناب عثمان على رضى الله عنه اذان ديگر بيرون\nمسجد برزور، اجتهاداً مقرر نمود تا که همه اهل مدینه بشنوند --\nعنه\nوايضا ذكر فى فتح الباري شرح صحيح البخاري وتين تما مضى ان عثمان\nاحدثه الاعلام الناس بدخول وقت الصلوة قياساً على علية الصلوة وابقى\nخصوصيتها بالاذان بين يدى الخطيب الربى وقال محمود ابن احمد العيني\nفي شرحه على الصحيح البخاري فلما كانت خلافة عمر رضي الله عنه وكثر\nالمسلمون امر مؤذنين ان بودن الناس بالجمعة ما، جأمن المسجد حتى يسمع الامن\nالادان و امران يؤذن بين يد به كما كان يفعل التوتر بين بارى في صلى الله عليه\nو سلم وبين يدى ان بكر رضي الله عنه في قال عمر رضي الله عنه اما الاذان\nالأول انحن ابتدعناء لكثرة المسلمين التي قلبت مما ذكر ان الاذان قبل\nزمان عمر رضى الله كان بن بدى الحبيب كما هو كذلك في زمنه لكن لا\nالاعلام الغائين بل لا علام الحاضر بن مجلوس الإمام على المنبر ليسكتوا -\nو آنچه امام سیوطی رحمه الله در توشیح در اب تازین عند الخطبه فرموده\nموید است که حکمت در اذان بین یدی الخطيب این است که خاموش"}
{"book": "adl0616", "page": 1771, "text": "صحیفه ١٤\nسال حجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\n\nکردند مردم از سخن و از بانك وخروش عجبهٔ سمع خطبه - در نجا نيك واضح است که اذان بین یدی الخطیب مانند اقامت در داخل مسجد امام المدیر برای اعلام حاضرین است مبرا از کراهیت .. و آنچه در بعضی از تفاسیر اذان قدیم را رباب مسجد آورده اند متمسك بروانی کردیده اند که ابی داؤد در سنن خود آورده و در سند روات أو ابن اسحق مندرج است لیکن این اسحق نزد محدثين مطلعون وحديث مروی او ضعیف است که قابل تمسک نمیباشد و علامه محمود ابن احمد العینی رح از بیهقی نقل نموده که حفاظ حدیث از عمل کردن محد ينيكه این اسحق دران متفرد باشد پرهیز میورزند حال آنکه درین محل متفرد است و استدلال بران محل حیرت زیرا که در حق او سخن گفته شده به انواع سخنها حتی که امام مالک رحیا او نسبت کذاب کرده و بسیاری از محدثین اورا مدلس میگویند و ان هجر در تهذیب و تقريب تهذيب گفته که محمد ابن اسحق صدوق است لکن مدلس و مرمی بتشيع و قدر است والحق ان فى رواية محمد بن اسحق تقدير يعنى اذا جلس النبى صلى الله عليه وسلم على المنبر اذن بين يديه بعد ما نادى على باب المسجد والنداء الاب الفاظ مخصوصة على باب المسجد كان في زمن النبى صلى الله عليه وسلم والشيخين ثم جعل عثمان رضى الله عنه هذا النداء اذانا اى بالفاظ مخصوصة على مكان عال هوا الزوراء على ما صرح به في المرقاة فهذا هوا التحقيق الحقيق بالقبول و به ارتفع التعارض من الروايات الفحول واكر فرضاً تسلیم کرده شود که اذان در زمان حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم بیرون مسجد مقرر بود پس هیچ شک و شبه نیست در بن که جناب عثمان رضی الله عنه خلیفه ثالث اذان ثانی جمعه ادرون مسجد قریب منبر جاری نمود و چون خلیفه بر حق مطاع بود بسبب قول رسول الله صلى الله عليه وسلم ( عليكم بسنتي وسنت الخلفا الراشدين من بعدى ) به ضایع اواحدی انکار نه نموده اجتماع سکوتی بران منعقد شده و اجتماع انتخاب قطعی است کمابين في موضعه پس ازین جبهه ارباب هر چهار مذهب معة أتباع شان غرباً و شرقاً متفق الدبرینکه در روز جمعه دو اغاز میگویند یکی بیرون مسجد برای اعلام غابتين و یکی درون مسجد قريب منبر برای اعلام حاضر بن و استحضار آنها برای سماع خطبه مانند اقامت که برای شروع نماز است پس هر که اجتماع هر چهار مذهب را که مرتب است با جماع انتخاب گرام رضی الله عنهم پسند نداند و برای عمل نه نماید میباید احدی گوش به گفته او نگیرد . المرام ( این شخص که میگوید اذان ثانیه نماز جمعه بیرون مسجد به باب او روبروی امام باید شد و اندرون مسجد اذان گفتن مكروه و خلاف ادب دربار الهی است ) آیا خود را مقلد یکی از مذاهب اربعه میداند یانه اگر نداند پس از روی احدیت میگوید یا از رای خودا گر از احادیث میگوید این خلاف واقع است چنانچه در فوق مفصلا مرقوم شد که اذان در زمان حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم درون مسجد قريب منبر بود و اگر از رای خود میگوید تقلید او مسلما را روانیست و اگر خود را داخل یکی از مذاهب اربعه میداند احوال مذاهب اربعه مختصراً در فوق مرقوم کردیده و مفصلاً در ضمن مسائل مرقومة ذيل ميآيد انشاء الله تعالى تا بداند خلاصه آنکه ما مقلدان را نمیرسد که دره از اقوال مجتهدين في الشرع والمذهب مخالفت نمائيم واجماع مجتهدین هر چهار مذهب بر همین است که آذان ثانیه نماز جمعه در صف اول قريب منیر گفته میشود و توارث و معموله جميع اهالی مذاهب اربعه در مکه معظمه\n\nومدينه منوره و تمامی بالاد اسلامیه از شرق تا غرب بهمین طریق جاریست پس بر جميع اهالی مذاهب اربعه لازم است که از تقلید ایشان مخالفت نمایند اگر بالفرض بك حديث صحيح غير مطعون در بذباب ظاهر کنند و اعتراض نماید که حضرت امام همام صافی صوفى ابو حنيفه كوفى رحمة الله تعالی علیه فرموده که ( اذا صح الحدیث و يخالفه قولى فهو مذهبی ) وديكر قول او ( اتركو القولى بقول رسول الله صلى الله عليه وسلم والصحابه) پس میباید مقلدان مذهب امام همام ممدوح حديث مفروضة منقوله عمل نمايند و ترك مذهب کنند جوابش اینکه این کلام على العموم مراد نیست بلکه در حق مجتهدين في المذهب است زیرا که اجماع امت بر این است که بر غير مجتهد تقليد مجتهد ونقل قول او واجب است و نیست حلال مر او را حکم وقتوا باستنباط خود از آیات و حدیث وقياس و نافذ نيست حكم او بغير تقليد بلکه گناه کار میشود بر حکم کردن بغیر از تقلید ( وقوله اتركو القولى ) خطاب ومجتهدين في المذهب است که شاگردان امام ممدوح اند و خطاب نیست برای هر کس چنان که چند قیود در ین کلام مقدر است ( قید اول ) این که ثابت باشد نزد امام که حدیث صحیح است و برد و نسخ وغيره از طرف امام سخن گفته نشده باشد و این قید ازین قول امام ممدوح ميرايد ( که اذا صح الحديث ) لأنه اذا كان ضعيفاً أو تكلما فيه من جانبه لم يكن صحيحاً - ( قيد ثاني ) این که ثابت باشد حدیث صحیح یحینی که در مقابل أن حديث قول امام قول قیاسی باشد و اینقید ازین قول وى يخالفه قولى بيدا وهو بدا است زیرا که وقتی که ثابت شد حدیث صحیح و در مقابله آن اجماع یا کتاب یا حدیث صحیح تر در نزد مام ثابت شده باشد مثل مسئله بودن بسمله جزء از قرآن به جزء از فاتحه و مسئله اخفای بسمله در نماز و غیره آن که در کتب مبسوط مذکور است آنرا قول خاص امام گفته نمیشود ( وقيد سوم ) اینکه صاحب خطاب مجتهد في المذهب است و این قید از قول وی - اذا صح الحديث يخالفه قولى فهو مذهبی - میراید زیرا که معرفت مخالفت قول امام از حدیث ازشان هر مقلد نیست بلکه از شان مجتهد في المذهب است پس بنابر این مخالفت قول امام مر غير المجتهد في المذهب كه قيود سه گانه میداند مقعد صرف را جائز نیست فقط تحرر يوم ٢٤ جمادى الثاني سنه ١٣٣٤ محل مواهير حضرت قاضي القضاة و اهالی محكمة شرعية دار السلطنة كابل\n\nادبیات\n\nنامه منظومه بخدمت جناب فیض مآب مدیر و سر محرر صاحب سراج الاخبار مبارك بقرار شرح ذيل\nالا كه سفته در ها و گوهر اسرار\nمبادي كل رویتو کلش اخبار\n\nنضارتی و طراوت زنت کابل را که محده سخنت میرود بسمت چهار\nقدت ببالغ هنر همچو سرو آزادست لبت به نکته رائیست بلیل گلزار\nتحت زیاده عرفان جوشم بود در جوش دلت زعشق بگردش جو کنبد دوار\nپس از دعا کم اظهار مدعای ضمیر که هموار باب کتاب است و نیست جای مدار"}
{"book": "adl0616", "page": 1772, "text": "صحیفه ١٥\nسال عجيم\nشارة ٢٣ - ٢٤\n\nنوشته ام سخن چند را خدمت تو\nز عشق شده در وصف شاه عدل شمار\nکی زحيله دنيا وشورش عالم\nشکانی دگر از جور دور این پر کار\nبخدمت تو فرستاده ام امید کنان\nکه مثل در کشی او را برشته اخبار\nبیا که اندکی از کردش زمان کویم\nکه خلق رو چه سودا وسود ازین بازار\nزمین ز شورش جنگ و جدل خرابشده\nبه کشک و قصر بلندش گرفته چند قرار\nفلك زيرك بسی جامه کرده سبز و کبود\nبمدتیکه بم برد هزار کار خسار\nچنان موافقت كفر او فتاده بهم\nکه چند ملت و کشور بود بهم غم خوار\nچه سر و یا و چه بلجيك چه فرانس چه روس\nفرنك الطالبه با مردم بلند شعار\nشوب و تير و تفنك و به تبع رنكارتك\nزهر حيفه دنیا کشند زار و نزار\nگرفته روی زمین آتش فساد چنان\nکه فرق تا بقدم سوخت اهل این بازار\nازین طرف شده سلطان از اطرف جرمن\nکشید شیخ مکافات بر سر كفار\nنژادی نماند کی روی جهان\nبرین وتیره دوسه سال اگر شود بیکار\nنمانده هیچ کسی بیغم اندرین دنیا\nکه او نه بسته بفتراك ميوه زين اشجار\nخوشا که زنده نظامی بدی و فردوسی\nکه مینوشت هزاران کتاب ازین اسمار\nچه گفتم آه پشیمان شدم از گفته خود\nکه صد کتاب چنان است درج در اخبار\nچنان بورطة حيرت فرو شدى ابدل\nکه عجب نمودی ز فکرت بسیار\nسروش غیب به کوش جگر صدا در داد\nکه نیست دسته ازین بحر هیچکس بکنار\nمگر که کشور سلطان سراج ملت و دین\nز قتل حضرت ایزد بود با من قرار\nخصومتی بود در میان دو دشمن\nبفرش خاک و تیمار خفته گریه وقار\nترازوی بعدل و سخاوت بود فرید زمان\nکه نام حاتم و نوشیروان نشد اظهار\nبود حکیم برای علاج هر مرضی\nدهد دوای موافق بدرد هر بیمار\nسدیست از پی یاجوج کفر در ره دین\nبه بست کردن دشمن برشته افکار\nجهان بظل همایون او همایونست\nملاذ و مأمن هر دولت است در اعصار\n\nزیمن اوست راحت جو کافه اسلام\nجهان چرا نکند تن مقدمش ایثار\nکسیکه شکر وجود شریف او نکنند\nمدام باد وجودش نشانه سوفار\nدگر دعا به رفیقان اهل دین این است\nکه باد دلبر ایمان هر یکی یک یار\nمقیم دشت فنائیم چون حباب بموج\nرحیلست ازین منزل غریب آزار\nچه اعتبار بود بر بقای رنك خزان\nهمیشه بارکشیم در خریف و بهار\nغذا وقوت بنی آدم ست خون جگر\nعبث به گرد هوا و هوس زنند قمار\nهمه غنوده دو چشمان بخواب خرگوش است\nتوافتند ز مکر سماء گرفتار\nفسون دمد که کلاهت بسر نهد لیکن\nبحیله حیله رباید زفرق و سر دستار\nفرو بحلق نبردم ز انگبین و عسل\nکه در مذاق و گلویم بریخت زهر دمار\nجو وضع خلق بدین وتیره شد (صابر)\nتو خویشتن بخداوند کردگار سپار\nامضا\nمیراکبر صابر از ارغنده\n\nاغاب\n( از خوشحال خان )\nپشتانه که آدم زاد دی\nپه خوبو نوکش عناد دی\nله حکمت لری نه عقل\nخویش هر کوره بفساددی\nنه دلدار بویل کار کا\nنه به لغت د استاد دی\nچه په روی کښی بوی شه وی\nد هغه دور جلاد دی\nیو زړه په کښی ناست دی\nځکه تل په بلا بار دی\nاول زه دا نور به سه\nخوښه واره د اهداد دی\nبه نفاق یی وار ورک کړل\nکه شجاع دی که جواددی\nپه قدر شده نه بدل\nډیرتر موروتر جرار دی\nد الله شکر کړه خوشحاله\nچه بنده نه دی آزاد دی\n\nحوادث خارجيه\nافسانه های جنگ نقل از جراید امروز\nنطق صدر اعظم آلمان\nبتاريخ ۷ آوریل - از برلن خبر می رسد : برطبق مندرجات آژانس وولف امروز جلسه رایشتاک مفتوح شد. هنگام مراجعة ثانوى بودجه صدر اعظم امپراطوری در حضور وکلاء و وزراء نطق ذیل را ادا نمود : جریان حوادث اخیره آنچه را که من ماه قبل در خصوص وضعیت و موفقیت نظامی استراتژی آلمان در پیشگاه مجلس رایشتاک بیان داشتم عیناً بطور وضوح تائید و تصدیق نموده بمعرض جلوه می گذارد . جنگ حاضر در تمام عرصات عمده کارزار دنيا كما كان مساعد بحال نظامیان غیور و رشید ما است . دشمنان ما خیال دارند که برای موفقیت و پیشرفت مقاصد سوء خویش مناسبات و روابط آلمان را با تمام دنیا قطع کرده او را بوسیله قحط و غلا معدوم"}
{"book": "adl0616", "page": 1773, "text": "شمارۀ ٢٣ - ٢٤\nسال پنجم\nصحیفه ١٦\n\nسازند . درك اين مطلب بر من بسيار دشوار است که اشخاص باهوش و فراست چطور بعد از تجارب زياد ١٩١٥ باز اميد قحط و غلاى آلمان دارند و باز منتظر هستند که آلمان از گرسنگى تلف شود . محصول ١٩١٥ ما بسيار بد بود ولى بموجب راپورتهائيكه متواليا مى رسد محصول امساله مملکت ما از هر حيث و جهت اميد بخش است . انگليس روز بروز محاصره بحرى سواحل آلمان را تقويت مى نمايد و ملتفت نيست که از اينگونه عمليات و اقدامات او چه خسارات کلى بمنابع دول بى طرف عموما و اتازونى مخصوصا وارد آمده است . حکومت اتازونى بر عليه محاصره بحرى و خسارات وارده جداً اعتراض نموده است . اشخاص با عقل و بام در که دول بى طرف ابدان مى توانند از ما تقاضا نمايند که اسلحه خود را براى حفظ حقوق خويش استعمال نکنيم . ما سلاح خود را بر عليه کسانيكه حقوق بين الملل را تضييع نموده با پيشرفت تمايلات سوه خود مى خواهند ما را از گرسنگى معدوم سازند بکار برده و مى بريم ما پيوسته منافع حقيقى مال بيطرف را مرعى و محترم داشته ايم و در مقابل انتظار داريم که ديگران هم حقوق حقه ما را رعايت نموده ما را ذى حق بدانند . از بيانات دشمنان چنين مستفاد مى شود که هيچ يک از آنها ميل بانعقاد صلح ندارند . اسکويت ميگويد که مذاکرات صلح آميز شروع نخواهد شد مگر بعد از اينکه قدرت و توانائى اطباقى ( ميليتاريزم ) پروسى بکلى منهدم و منهزم گردد . بشرايط پيشنهاد دشمنان ما يك جواب داريم و آن جواب را هم شمشير آبدار خواهد داد . ما فقط براى حفظ منافع و حقوق حقه خود دست بقبضه شمشير برديم وا گر صلح چندى قبل از اين مى توانست وجود خارجى پيدا کند حالا ديگر آن احتمال و امکان بکلى از ميان رفت زيرا که راه هزيمت و عقب نشينان سپاهيان دلاور جنگجوى ما منقطع و مسدود شد . حوادث و واقعات جنگ بالطبيعه مسئله لهستان را مطرح کرده است تصفيه مسئله لهستان يکى از وظايف عمده آلمان و اطريش و هنگرى است و طولى نمى کشد که آنان وظيفه خود را ايفا مى نمايند . بدولت روس اجازه نخواهيم داد که در دفعه ثانى قشونهاى خود را بمحدود شرقى و غربى روس سوق دهد . ايالات « بريويسلن » نبايد يك دفعه ديگر با پول فرانسه مبدل بدروازه شود که از آنجا بتوانند بمملکت آنان حمله نمايند . ما بايد آنيه بلژيك را تامين نمائيم كه يك مرتبه ديگر دولت مزبور دست نشانده انگليس و فرانسه نشود و دولتين مذکور اين براى کشمکش با ما آنجا را مبدل باستحکامات نظامى و اقتصادى خود نکنند . حکومت آلمان اجازه نخواهد داد که فرانسه يك دفعه ديگر قبايل فلاماند ستمديده را تحت نفوذ تمدن خود قرار دهند . سپس ما حکومت روس را مجبور خواهيم کرد که تمام آلمانيها تيرا که در تبعيت اروما هستند و هزاران جور و تعدى در حق آنان نموده و اموال و دارائى آنها را بحاول و غارت برده و آنها را بدون جبهه تبعيد کرده متقاعد سازد و تمام خسارات وارده را جبران نمايد . ما راه نجات و رستگارى هموطنان خود را که در قيد عبوديت و اسارت روسها اسير هستند باز خواهيم کرد صلحی که بعد از جنگ کنونى منعقد خواهد شد بايد متين و پايدار و تزلزل ناپذير باشد .\n\nبريتانياى کبير با کمال جديت کوشش دارد که بعد از جنگ و بعد از انعقاد صلح عمومى باز در زمينه اقتصادى کشمکش خود را با ما مداومت دهد . ولى تمام جد و جهد و مساعى او کما فى السابق نتيجه و ثمره حاصل نخواهد کرد .\n\nما تا کنون هيچيك از ملل را تهديد باضمحلال و انهدام نموده ايم . براى تصرف قطعه زمين ديگران فرزندان و نوجوانان ما بخون رنگين خود آغشته نمى شوند .\n\nقلوبها و اعصاب ما و عروق ما و همت ما و نظر على ما ما را و قطاميان دلير و رشيد ما را تقويت نموده برويال مى بخشند .\n\nبا اين سابقه درخشان ما بدون شبهه آتيه ما هم اميد بخش و درخشان خواهد بود .\n\nنطق وزير جنگ آلمان\nيك ملت شکست ناپذير\n\nاز آمستر دام مورخه ١٠ آوريل\nبر طبق تلگرافات واصله از برلن در طى قرائت لايحه که از طرف وزارت جنگ آلمان دائر بر تاديه يك وجه معينى به سربازهاى بانوان شده جنگ به ريشتاك پيشنهاد شد بود ژنرال وبدون هو من بورن وزير جنگ چنين گفت :\nدر اين موقع لازم نميدانم راجع به وضعيات نظامى توضيحاتى بدهم زيرا بيانات شانسلور امپراطورى و راپورتهاى رسمى مراکز نظامى حاوى اطلاعات کافيه ميباشد و ملت بخوبى ميتواند عمليات فاتحانه قشون آلمان را در تمام فروشهاى جنگ درك کند . راپورتهاى مراکز ما خيلى مختصر و موافق رسم نظام انشاء ميشوند ليکن بر خلاف راپورتهاى دشمنان ما هميشه صحيح و راست هستند . مملکت ما هيچ با عراق و مبالغه احتياجى ندارد . از يك نظر سطحى بر نقشه فتوحات ما معلوم ميشود ، دشمنان ما بر آن مشهور اميدانند اما اعتراف ميکنند ، اراده و عزم ملت ، قواى روحيه افراد آلمان و موجود بودن جميع تدارکات لازمه نظامى فتوحات ما را تامين ميکنند ما را بوسيله شجاعت سپاهيان ما به آخرين مقصود خويش ميرسانند .\n\nراجع به تعرضات روسيه و جنگ وردون وزير جنگ آلمان چنين گفت . دشمنان ما ميگويند که عمليات آلمان در حقيقت مجاهدات مذبوحانه ايست كه يك ملت خسته فرسوده بعمل مياورد .\n\nاما چنين نيست عمليات ما در حقيقت اطمئنانى است كه يك ملت قادر قاهر شکست ناپذيرى وارد ميآورد - يك ملتى که جميع لوازم و تدارکات را موجود دارد و با آنها بقدرى بر دشمنان خويش مشت خواهد زد تا آنها را خسته و فرسوده نمايد .\n\nبراى حصول اين مقصود من با تمام قواى خويش مشغول کار ميشوم صد ذرع سنگر در نظر من از فتح بحرين اطق بهتر و مفيدتر است اطاقهاى بليغ در خصوص فتح جنگ کنونى را خاتمه نخواهد داد . تنها چيزى که جنان را خاتمه ميدهد اولا لطمات سختى است که در ميدان جنگ بر دشمن وارد آيد و ثانيا استقامت ملت است که لطمات مزبوره را"}
{"book": "adl0616", "page": 1774, "text": "صحیفه ۱۷\nسال پنجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\nت\nوارد آورد و تا آخر پافشاری نماید. کمه پافشاری قاصر از آنست. در اوایل امر او ضاع پیشرفت برای قسمت قشونی که در تحت\nکشور و شوق سپاهیان ما را تغییر نماید. ما میخواهیم با نیروی سپاهیان ریاست زنرال تو شاید در کنار دجله بسمت بغداد میرفت مساعد کردید\nخويش جنگ را بفتح قطعی خویش خاتمه دهیم . قشون در صورتی میتواند و ژنرال مزبور با موفقیت تا ، كوت العماره ، رفت و در آنجا يك فقره\nکار کنند که ملت پایداری نماید. تا بحال هیچ دولتی مثل انگلستان دایره جنگ با قوای عثمانی نمود . پس از این فتح زنرال نوشاند پیاده نظام\nحرب را وسعت نداده و بازن و بچه جنگ نکرده است. اما وسائلی که ما و توپخانه خود را سوار کشتی و کرجی های بخاری نموده و معجلا با ایلغار\nدر دست داریم بقدری نیکو وقوی و وسیمند که انگلستان از عهده برنخواهد قشونی بسوی بغداد عزیمت نمود .\nن آمد که ما را گرفتار تحط وغلا نماید .\n\nدر تاریخ ۲۳ نوامبر ۱۹۱۵ قوای ژنرال توشاند وارد آسیفون\nمشاركت و اتحاد ملت آلمان در این جنگ از جمله مسائل با عظمت گشت. در آن موقع قوای عثمانی در تحت فرماندهی زنرال نور الدین\nتاریخ است ، قشون آلمان عزیمت دلیرانه مان خویش را سپاس گذار است پاشا در مقابل بود. لیکن بنظر نمیامد که قابل آن باشد که بتواند از پیشرفت\nاستظهار روح ملت قشون آلمان همه چیز خود را فدای تحصیل يك صلحی قوای انگلیس جلو گیری کرده و بغداد را حفظ نماید و بنا بر این خیلی\nخواهد کرد که باللغات و فدا کاریهای ما متناسب باشد و آنه ما را تامین انتظار وصول این خبر میرفت که عنقریب قشون انگلیس داخل بافت\nعابد . تا زمانيكه يك چنين صلحی منعقد کرده باید صبر و تحمل کرد. از قدیم خلفای عباسی کردند.\nجمله اختصاصات این جنگ آنست که ثمرات ان برای ما خوب است اما بتدریج، فتح\nوظفر كامل با ما خواهد بود و ما باید بدين مسئله اطمینان داشته باشیم .\n\nحکایت های محاربه\n\nانگلیس در عراق عرب چان داخل شد ؟\nدر تاریخ ۲۵ نوامبر دو روز بعد از ورود نوشاند به آسیفون امدادیه\nنیرومند و عساکر مقتدرى بكمك نور الدین باشا رسیده و بلا فاصله\nحملات شدیده و تمرضات قاهرانه عثمانها بر علیه قوای انگلیس شروع\nشده و در نتیجه آن جنك فاتحانه ژنرال نوشاند را با قوای ایوانج می\nدر یکسال و نیم قبل دولت انگلیس قشونی به عراق عرب اعزام وثاه كوت العمارة ، بسرعت عقب راندند . داشته\nو در صدر آمد که طرف بغداد برود و این قشون کشی نه تنها برای\nعرصه به ژنرال توشاند تنگ شد و نتوانست درست ملتفت شود که\nامین و حراست معادن نقطی بود که انگلستان در اراضی ایران داشت چه مقدار قشون عثمان در مقابل دارد و اشتباها تصور کرد که میتواند\nبلکه برای تامین نظریات و منافع خیلی مهم تری بریطانیای کبیر اقدام\nدر و كوت العماره ، توقف نموده و انتظار امداد به جدیدی که حنا\nآلمان انگلستانرا تهدید میکرد که اردوی بزرگی از قشون تورک را برای او میفرستادند داشته باشد و نظر با تكه كوت العماره در يك نقطه\nطرف هندوستان سوق داده و مسلمانان ساکن آن دیار و نواحی را مهم استرا تازی در محلی واقع است که دجله پیچ میخورد و برای مدافعه\nخیلی سهل و مناسب است خیال کرد که نارسیدن مدد ممکن است بدون\nروی بشورانند.\nانگلیس برای آنکه راه مزبور را مسدود ساخته و طرق این اطمه و خطر در آنجا اقامت گزید.\nاقدامات را برای آلمان و عثمانی سد سازه با تفاق روسیه داخل عملیاتی از طرفی هم زنرال نور الدین بك قشون معتنابهی مهیا داشت و می\nشدند که انگلیس در عراق عرب و روسیه در قفقاز متفقا کار کنند. توانست از اطراف قوای ژنرال توشاند را محاصره نماید و بنابر این عمل\nچنانچه ورود و حضور قشون انگلستان در بغداد صورت فعلیت محاصره را خوب انجام داده و مقداری در اطراف آنجا به محاصره\nمی یافت مقاصد المان را در آسیای مرکزی و شرقی بکلی معدوم و متلاشی کاشت و مقدار دیگر را جنو بود که قوای امدادیه جدید انگلیس\nمی ساخت و شروع به عملیات و تهیجات آلمان در داخله آسیا مدتها قبل نتوانند به ژنرال توشاند ملحق شوند.\nاز طلوع حزب بين المللی شروع کشته بود .\nعدم موفقیت انگلیس و ایراداتی که توان به حکومت هندوستان که\nدر همین حین عساکر عثمانی شروع به حمله بر استحكامات كوت العماره\nنمودند و يك قشون مكنى هم بطرف و البقاء در ساحل دجله و در مشرق مامور تشکیلات این قشون کشی بود نمود آن است که قوای عظیمه باطلاقهای سوا که اعزام کردند و کار محصوریت انگلیس ها کاملا و مقدار قشون مکفی برای بک چنین امر مهمى تدارك نساخت و قبلا\nانجام یافت .\nمشکلاتی که ممکن بود برای این امر در پیش آید پیش بینی نکرد.\nاو این مرحله این قشون کشی مساعد شد و تصرف بصره خیلی برای موقعیت عساکر ژنرال توشاند اضطراب آمیز می شد. مندرجا\nالمانها نا مطبوع واقع شد زیرا که قبلا بین النهرین را مانند یکی از متصرفات تهدید استحکامات آن بیشتر کردید، مقدار ما کر وی ۱۰ هزار\nخودشان می پنداشتند .\nو تقريبا ۹۰ هزار نفر قشون عثمانی او را احاطه کرده و مسافت کوت\nپس از استقرار مواقع خویش در بصره قشون انگلیس بسوى العماره وزرال نوشاند ناقور ته تقریبا ٤٠٠ کیلومتر بود ..\nشط العرب بالا رفته و و قورته، را که در محل التقاء دجله و فرات اردوگاه مرکزی انگلیس که در فورنه قرار داشت برای استخلاص\nواقع است اشغال کرد. سپس قشون مزبور بدوستون منقسم شد. ژنرال توشاند از محاصره دوستون قشون یکی در تحت فرماندهی ژنرال\nمرکز عمومی اردوگاه در خود فورته قرار گرفت و هر يك از ستونها ایلمر و دیگری در تحت ریاست ژنرال اليك بطرف كوت العماره از طرفين\nطرف یکی از دورود دجله وفرات بالا رفت .\nساحل يمين و يار دجله اعزام داشت ."}
{"book": "adl0616", "page": 1775, "text": "صحيفة ١٨\nسال نجم\nنمره ٢٣ - ٢٤\n\nاردوی جنرال ایلمر که در جانب ساحل شرقی پیش میرفت در تاریخ ٩ ژانویه نزديك نقطۀ « شيخ سعد » رسيد و در آنجا با عساکر عثمانی تصادف شده جنگ شدیدی واقع گردید که تمامت مدت روز طول کشید . در اين حين يك ستون قشون دیگر انگلیس در ساحل غربی دجله قوای عثمانی که عده شان قلیل بود حمله ور شدند وزود مقصود رسیده قشون مزبور را عقب راندند در حالتیکه قشون ژنرال ایلمر روز هشتم و نهم را نیز با قوای عثمانی جنگ می کرد تا آنکه بالاخره موفق شد که عساکر خصم را بطرف « اراحه » عقب تر نشاند .\n\nاز تاریخ ٢٥ نوامبر روزی که در آنروز قشون ژنرال توشاند نسیفون را تخلیه کرده و متعاقب آن در كوت العماره محصور شده بود تا روز ٩ ژانویه که قشونهای امدادیه انگلیس در طرفین دجله و در « شیخ سعد » جنك ميكردند يك ماه و نيم گذشته و در این مدت هنوز انگلیس ها وقت خود را تلف نکرده بودند ولی عملیات آنها بطور کندی صورت می گرفت . ظاهرا علت این سستی و کندی را بدین مسئله باید منتسب داشت که تقریبا در اطراف دجله راه های خوب و آبادانی و قریه وجود ندارد و بعلاوه در آن مدت غالبا باران مثل سیل از آسمان به زمین فرو می ریخت و تقریبا همیشه قشون های انگلیس بایستی در میان کل و با طلاق اردو زده و توقف نماید و رساندن آذوقه و تامین ارتباط با مشکلات فوق التصور مرارت آمیزی صورت می یافت .\n\nپس از محاربات شیخ سعد ژنرال ایلمر که فرماندهی کل قشونهای انگلیس بوی محول بود بطرف « اراحه » متوجه شد و آنجا نزديك نقطۀ واقع شده است که رود « وادی » رود خانه غیر منظمی که آبهای با طلاقهای سواکیه را بدجله میریزد در آنجا است .\n\nقوای ژنرال ایلمر در این جا نیز باعساکر عثمانی تصادف کرده و پس از دو فقره محاربه سنگینی که یکی در ١٣ و دیگری در ١٥ ژانویه رخ داد و عثمانیها مجبور به عقب نشینی شده و ژنرال ایلمر از وادی دور کرده و ٢١ ژانویه مجددا به « السین » رسیده و به قوای ترک حمله برد . اين جنگ بسیار سخت و خونريز گرديد و طرفين مكرر غالب و مغلوب شدند و طغیان سیلاب دجله و هوای بد مجال ندادند که ژنرال ایلمر بتواند روز ٢٢ بخصم حمله برد ابلاغیه های رسمی انگلستان در اینموقع خبر دادند که قشون ژنرال ایلمر در ١٣٠٠ متری خطوط عثمانی جایگزین شده اند .\n\nمدت يك ماه تمام عملیات قوای ژنرال ایلمر بكلى معوق و خنثی ماند . ژنرال فرمانده کل قوای بین النهرین انگلیس که خودش به ستونهای امدادیه برای باز دید رفته بود تلگرافی در آخر ژانویه بلندن مخابره کرده و گفت : بواسطه کل و با طلاقهای عمیقی که در اراضی ایجاد شده است حرکات و عمليات قشونی مشکل و محال است وضعیت صعب اراضی بدرجه بود که ژنرال ایلمر را ناچار ساخت که مواقع خود را رها کرده و عقب تر تا مشرق وادی در آنطرف منطقه باطلاقها برود زیرا در همان وقت وزارت جنك انگلستان بموجب تلكرافاتی که متعاقب تعویق و تعطیل جنگ بوی رسیده بود اطلاع میداد که ژنرال ایلمر در ٢٢ فوریه يك اردوی عثمانی را در ساحل یسار دجله در ارتفاعات « ام الحنا » توب بسته و روز بعد توپخانه خود را بهمان جانب مرکزیت داد که آنجا را استیلا نمايد ليكن مسئله محاربات ام الحنا در ٦ مارس صورت یافت .\n\nمتعاقب آن ژنرال ایلمر توانست بطرف كوت العماده پیش رود و ٨ مارس مجددا بمواقع اتراك در « السين » حمله برد ولی کاری صورت نداد که قوای اتراك را تکان دهد بلکه خودش ناچار بعقب نشستن شد و مجبورا دفعه دیگر از آنجا بطرف پایین باز گشت .\n\nهر صورت نتيجه آن جنك عقب رفتن ایلمر بود ولی ابلاغیه ها و تلگرافات انگلیس از این واقعه اشعاری نداشتند مگر در دهم ماه که اطلاع دادند بواسطه فقدان آب و مشكلات موقع ناجار بعقب نشستن بطرف رود خانه شده اند در تاریخ ٢٥ مارس فقط اطلاع داده شد که قشون ژنرال ایلمر بواسطه يك ضرب شصت و يك مقام كوچك عثمانی را در فلاحیه در ٢٠ کیلومتری شمال شرقى السين اشغال کرده اند .\n\nدر آنوقت ژنرال ایلمر از فرماندهی قشون منفصل شد و ژنرال كورنك زمام فرماندهی کل را عهده دار شد و تغییر مزبور تا درجه اسباب امیدواری شد که ژنرال كورنك بر خلاف فرمانده سابق جدیت وفعاليت فوق العاده تری برای رفتن به « كوت العماره » ونجات قواى محصور انگلیس نماید و در تاریخ ٩ همان ماه فرمانده جدید کوشش کرد که در فلاحیه بقشون عثمانی هجوم برد و مصادف با وی ژنرال ليك در جانب یسار دجله بنای تعرض گذارد . و معلوم است که ترتیب آذوقه و كمك رساندن بوی در چه مشکلات بزرگی قشون ترک در اینجا دو بار لطمه و عقب نشینی شدند و آخرین اخباریکه رسید مشعر بر آن بود که هوا دو روز است خوش و مساعد شده و ژنرال كورنك تدارک می بیند که بصناعیه حمله برد .\n\nمسائلی که ذکر شد یک فهرست مختصری از وضعیات قشون کشی انگلیس به بین النهرین است و بطوریکه در فوق ذکر گردید انگلیس ها از قورنه دوستون قشون حرکت دادند: یکی بطرف دجله و بغداد بالا میرفت و دیگر از کنار ساحل فرات بنای عزیمت را نهاد آیا این ستون دوم قشون چه شد ؟ -- ابلاغیه های انگلیس مدتی است خیلی از این مطلب کمتر چیزی اشعار می دارند . ما همینقدر اطلاع داریم که قشون مزبور در کنار فرات حرکت کرده و تا ناصریه پیش رفته و از ترعه شط الحی تا « شطرا » رفتند و در آنجا يك فقره جنكي نيز باقشون عثمانی نمودند . اینطور بنظر ما می آید که این اردو بواسطه علل و جهاتی که تا کنون نخواسته اند بگویند وارد ناصری شده و در همانجا هم فعلا اقامت دارند .\n\nبهر حال ژنرال توشاند چهار ماه ونیم در كوت العماره محصور مانده گرفتار آمد ١٩ هزار نفر محصور طبعا در نهایت مرارت دو چار شدند . ژنرال كورنك در هشتم آوریل تا ١٥ کیلومتری كوت العماره خود را رساند لیکن توانست بالاتر برود ، تا آنکه سقوط كوت العماره و تسلیم ژنرال توشاند یکی از حوادث بسیار سخت و مصیبت آوری برای انگلیز گردید .\n\nتحت البحربهای جدید آلمان\nخیلی بزرك - خيلي كوچك\nمتعاقب اختراعات جديده تحت البحربهای آلمان که بدون منشور و شماعی با پریسکوپ ساخته شده است باز هم اخیرا اطلاعاتی از نوع تحت البحریهای جدید الاختراع دیگر رسیده و در مراکز مطالعه بحری"}
{"book": "adl0616", "page": 1776, "text": "سال پنجم\nشماره ٢٣ — ٢٤\n\nمذاکره میشود که آلمانها بتاز کی تحت البحریهای خیلی عظیم الجثه ساخته و مخصوصا به بحر مدیترانه فرستاده اند که دو کار از آنها صورت می گیرد یکی آنکه از زیر آب جنگ کرده و جهازات را با تریل غرق و بعبارة اخرى جنك تجارتی می نماید دیگر آنکه توپ های بزرگ و متعددی در آنها تعبیه شده است که بعلاوه جنک زیر آبی روی آب هم آمده و با کشتی های سطح در با محاربات بحری رو برو مینماید و بزرگی این قسم تحت البحريها مثل جهازات متوسط جنگی است\n\nمتعاقب این خبر اطلاع دیگری رسیده و تایید شده است که مترادف با تحت البحری های جسیم و بر عرض و طول کار خانجات بحری آلمان تحت البحریهای خیلی کوچکی نیز به تازه کی اختراع و تدارک کرده اند که حجم و قطر آن خيلي كم و كوچك و مخصوص برای عملیات در دریاهای كوچك و خليج های تنگ است و این قسم تحت البحربها کمتر می توانند از مراکز بحری خویش دورتر روند\n\nاین دو قسم تحر البحري تازه کی عرض وجود نموده و بعضی ها تصور می کردند شایعه آن نفیس هم است لیکن مخالف هم نیست . دو قسم ساخته شده و هریک از آنها برای انجام ماموریتی که از عهده او ساخته می شود معین شده اند .\n\nدر خصوص این تحت البحریهای کوه پیکر جدید آلمان اطلاعات فراوانی رسیده است لیکن هیچیک از آنها شاید اطلاعات عمیقه و تفاصیل مبسوطه را حاوی نبوده و اگرچه اخبار متعدد می رسد ولی در میان آنها چیزهایی که صحیح تر بنظر می آید بایستی اختیار کرد .\n\nاین اطلاعاتی را که نایب امیرال گرانت فرمانده کل اسکادرن تحت البحریهای انازونی در کمیته مجلس نماینده کان داده است در این مورد ذکر مینمائیم . امیرال مزبور شرحی از تحت البحری های جديد الاختراع آلمان که در حین حرکت روی آب ٧٥٠ تن و در وقت حرکت زیر آب ٩٠٠ تن ظرف بار گیری دارند اشعار داشته و چنین گفته است .\n\nمرکز عمده و تکیه گاه بزرگ تحت البحریهای آلمان جزیره « هیگولند » میباشد و تحت البحریهای مزبوره ماه های عدیده اول جنگ تا محیط و فاصله ١٣٥٠ میل ( قریب ۳۹۰ فرسنك ) دور از آن نقطه آمدورفت و دائره عملیات داشته اند از قراریکه میتوانیم تصویر نمائیم تحت البحریهای مذکور با سرعت ۲۰ نود سرعت سیر دارند لیکن بطور عموم در حین عملیات بسرعت ۱۷ تا ۱۸ نود حرکت نمایند و عادتا در روی آب به تندی ۱۳ نو د راه می روند و هیچگونه اطلاعات دقیقه بدست ما نیا مده که در زیر آب بچه سرعت طی طریق را می کنند\n\nاین تحت البحر بها ١٣٥٠ میل دور می روند و رفتن و آمدن آنها به مرکز خودشان دو مقابل آن ۲۷۰۰ میل ( ۷۸۰ فرسنك ) می باشد\n\nو این مسافرت را بده روز می توانند صورت دهند یعنی روزی ۳۰۰ میل راه می پیمایند لیکن مدت ماموریت و عملیات آنها بیست روز است که رفته و پس از انجام کار مجددا عودت نمایند مگر آنکه قبل از بیست روز تربیل ها و قور خانه خود شان را مصرف کرده باشند که در آنصورت زودتر به مرکز خویشتن رجعت می نمایند .\n\nعده صاحبمنصبان و ملا حان بحر البحربها ۳۸ نفر یعنی ٦ صاحبمنصب\n\nو ۳۲ ملاح است همینکه تحت البحریها رجعت کرد ۳۸ نفر مزبور ۱۲ روز مرخصی دارند که رفع خسته کی کرده و راحت شوند و بنا برین ترتیب چنان است که از هر سه کشتی تحت البحری پیوسته يك فروند در تکیه گاه بحری است و یکی در کار حرکت و دیگری مشغول عملیات در وسط دریا است .\n\nاز حساب کردن ايام عمليات هر يك تحت البحرى ۹ روز برای مسافرت به میدان بزرگ دریا و ۲۰ روز برای مشغول جنگ و غرق جهازات بودن و ۱۲ روز مرخصی و استراحت اعضا چنين مفهوم می گردد که مقیاس ساختن و بکار انداختن تحت البحریهای کوه پیکر و بر میدان نسبتا به سیستمهای کوچک تر قدری کم و ضعیف است و بنا بر این خوب فهمیده میشود که اداره بحریه آلمان با نتایج و تاثیراتی که از جنگهای تحت البحری بدست آورده و بانتاج و اثرات بزرگ تری که برای آتیه تعقیب مینماید شروع بساختن و تدارك سیستم های جدید از تحت البحریهای تازه تری نموده است که با ترتیبات معینه تاثیرات نتایج مهمه را استیفا با مساعی و کوشش های كوچك تر تحصیل نماید یعنی تحت البحریهای کوچک سیستم تازه باز دو فواید بزرگ از آن بگیرد\n\nاز طرفی توجه بدین نکته نیز خیلی لازم است که تحت البحریهای خیلی درشت و خیلی كوچك از حیث توپیل و غرق سفاین خصم يك طور اسلحه دارند و قوه آنها در جنگ زیر آبی متساوی است و هر دو قسم میتوانند همان اثرات منتظره و همان ماموریت ها را انجام دهند .\n\nدرست در همین موقعی که جنگهای تحت البحرى آلمان شدت و قوت یافته و دایره عملیات خود را توسعه داده اند تحت البحریهای جدید الاختراع وی بیرون آمده و شروع بکار کرده اند : آلمان از این قسم تحت البحربها خیلی ساخته و آماده کرده است . زیرا بطوریکه امیرال امریکا گفته است برای فعالیت و مداومت در عملیات باید سه تحت البحری باشد که یکی از آنها مشغول عمل بوده باشد و بنا برین عده بایستی زیاد گردد که از هر سه فروند یکی بماموریت اشتغال یابد و در اینصورت تحت البحری های جدید اغلب از سیستم كوچك ساخته شده اند . چرا که بیشتر این تحت البحربها را آلمان میخواهد در بحر شمال و در پای مااش برضد جهازات انگلیس و فرانسه کار کنند و این نقاط نزديك مراکز عمده و تکیه گاه های بحری آلمان است و میتوانند پیوسته بمراکز خود رفته آذوقه و قورخانه توبیل بردارند و احتیاج بدان نخواهند داشت\n\nکه تحت البحریهای خیلی عظیم الجثه برای همراه برداشتن مقدار زیاد مهمات و سوخت در اینجا بکار برند مگر در دریاهای دور مثل مدیترانه واژه که سیستم های بزرگ می روند .\n\nآیا ظرفیت و حجم این تحت البحریهای سیستم جدید چقدر میباشند ؟ آلمانها عادت ندارند که اسرار خود را بکسی گفته و هیچکس را طرف اطمینان خود قرار دهند . اینقدر رسماً اطلاع حاصل شده است که يك تحت البحرى آلمانی توسط جهازات انگلیس و فرانسه در بحرمانش غرق شده و تحت البحري مزبور خیلی کوچک و اعضاء آن خیلی کم بودند\n\nبر حسب حدس و تخمین هایی که زده شده است حجم و ظرفیت این تحت البحریهای تازه در سطح آب از ۲۰۰ تا ۳۰۰ تن میباشد و دوره"}
{"book": "adl0616", "page": 1777, "text": "سال پنجم شماره ٢٣ - ٢٤\n\nعملیات آنها زود زود شروع و ختم می گردد . توجه بدین نکته خیلی ضرور است که برای استعمال این تحت البحری ها حتما مرکز و تکیه گاهی لازم است که در سواحل بلژيك خيلي نزديك و كاله ، ساخته شده است که از فواصل و مسافات کوتاهی بتوانند در بحر شمال و دریای مانش آمده مبادرت بماموریت و عملیات بنمایند . این مسئله را باید بخاطر آورد که مکرر خبر رسیده است تحت البحری هائی که آلمان در کار خانهای جدید « هو پکن » و « انورس » ساخته است در کانال های زبروك حرکت کرده و از آنجا داخل دریا شده است . محسنات و نتایجی که بوسیله این تحت البحری های جدید كوچك برای عملیات محیط های نزدیک حاصل می شود از این قرار است اولا ساختن آنها کم است و با مبلغی می توان عده زیاد حاضر ساخت . ثانیا زمان ساختن آنها کم است و در قلیل مدت از کار خانه بیرون آمده و شروع بکار می کند . ثالثا یک عده معدودی از صاحب منصبان و ملاحان کاردان را می توان بچندین تحت البحری کماشت و مثل تحت البحری های بزرك عمله جات زیاد لازم ندارد . محتاج بگفتن و توضیح نیست که چنانچه فواید و محسنات این سیستم جدید با وضعیات معین مدلل گشته است . تحت البحری های خیلی بزرگ هم در میدانهای بزرگ و مخصوص خود مسلما کار میکنند . اداره امیر البحری آلمان هر يك از اسلحه و آلات جنك تحت البحری را برای یک کار معینی تخصیص داده و از هر کدام آنها هر خاصیتی که می خواهند بهمان کار استعمال می کنند . نان ۱۹ اوریل\n\nحکایتهای محاربه\nدر مدیترانه\nکشتی پروانس چطور غرق شد\nمراسله ایست که از جزیره مالطه مسیو بو کانوسکی نماینده سن راجع به چگونگی تربیل خوردن و غرق شدن کشتی پروانس در بحر مدیترانه به رئیس جمهور فرانسه نوشته است . آقای رئیس جمهور بدون شبه اطلاع دارید که دست قضا و قدر چه مقدرات میشوی برای کشتی پروانس پیش آورد . برای آنکه لااقل اندوه و مصیبت فرانسه را قدری تخفیف دهد بشما مینویسیم که حالت اشخاصی که در آن موقع در حین غرق شدن بین آسمان و آب قرار داشتند چه منظره شگفت انگیزی داشته و چگونه خویشتن را برای فدا شدن در راه وطن مهیا می ساختند . در این کشتی يك بالطاليون سرباز وعده از نفرات رژیمان « و پیاده » بودند و در مقابل آن خطر یعنی غرق و اعدام يك سكونت حیرت آمیزی از خود بظهور رساندند . در موقعی که تربیل خصم به پیکر کشتی خورده و دفعتا او را دچار لرزه و تشنج کرد من با فرمانده کشتی و معاون وی و چندین از صاحب منصبان عالی روی عرشه کشتی بودیم . فوری بنای تدارک را نهاده سعی کردیم بلکه زمام آرامگاه داریم و سپس کمربند خلاص تقسیم کرده گرجی های نجات هر چه مقدور بود باب انداختیم . ندا فریاد و ناله برخواسته نشد . مطلقا زاری و نوحه شنیده نگردید و بهیچوجه اضطراب و تزلزل مشاهده نگشت . سکونت و سکوت مناعت\n\nکارانه بین این اشخاص که برای پیشرفت مقصود حاضر فدا کاری بودند حکمفرما می بود .\nاگر خلاصی و نجات را کبین این کشتی تنها بدست رؤسا امکان پذیر میشد مسلما همگی را خلاصی ممکن بود ولی متاسفانه کشتی بابك سرعت و شدت غم خیزی در آب فرومی رفت . بلا فاصله و در کمال شدت آب دریا داخل دیگ های بخار و كوره های آتش میشد . وقتيكه ديك ها شروع بانفجار و ترکیدن را نهادند من خویش را به دریا افکنده و بسرعت شنا میکردم که از منطقه انفجار و لطمات تکه پاره های کشتی دورتر روم .\nدقیقه چند پیش طول نکشید که فرش انفجار و احتراق بابك صدای مد هنى وبابك وضع هراس آمیزی برخواست من سر خویش را به عقب برگردانده - خاتمه حیات کشتی را برای العین مشاهده نمودم فرمانده کشتی کابینن « وسکو » در بالای برج عرشه همانطور باقی مانده بود و بايك صدای رسائی که همهمه اشخاص را ساکت کرد فریاد آورد « فرزندان عزیزم خدا حافظ » اشخاصی که در کشتی باقی مانده و روی عرشه و پل بهیئت اجتماع جمع شده بودند بشو به خویش بايك لحن هیجان انگیزی جواب دادند « زنده باد فرانسه » .\nدر اطراف کشتی مغروق اشخاصی که با کمر خلاص شنا میکردند و در كرجيها و تخته پاره ها سوار بودند خوب مشاهده کردند که جهاز پروانس فرو رفت .\nدفعه اول بفتنا كشتى بك تكان بزرگی نخود داده و سطح عرشه مساوی با سطح آب گردید و همان وقتی که باقیمانده گان کشتی و شنا وران دریا بيك صدا فریاد « زنده باد فرانسه » کشیدند و فاصله آن پنج دقیقه طول کشید .\nمنظره میهیج و باهیبتی بود . پس از آنکه من قریب نیم ساعت شناوری کردم بيك كرجي خلاص رسیدم که جمعی در آن بودند و من هم بنو به خویش بدان آویزان گشتم و مهما بالا کشیدند . شب شده است يك باد شروری در کمال سردی می وزد و گوشت های بدن ما را بدندان وزش موذی خویش می کرد و غالب از ما هانگلی تخت هستند و حتی يك جامه خیس شده از آب هم در بر ندارند .\nآن شب زمهریر و عذاب بهیچوجه تمام نمیشد و مثل يك سال بنظر می آمد و مثل آن بود که صبح خلق نخواهد شد ولی با تحمل آن محنت شکایی از لب ها بیرون نمی آمد .\nرفقای بدبخت و همراهان مصیبت کشیده من برای رفقای خویش که در کشتی مانده و با آن حالت یأس در کام تهنك اجل فرو رفتند پیوست دوچار اندوه بوده و از زاری و غم خواری غرق شدگان منصرف نمی شدند و کامات آنان فقط فحش و ناسزائی بود که به تحت البحری خصه می دادند که نه قبل و نه بعد از حمله غدارانه و تربیل زدن به کشتی جرات نکرد که بالای آب آمده و بیرق خویش را نشان دهد که کی و چکاره است .\nتمام مدت شب و قسمتی از روز تا گر در اب بودیم و دندانهای مان از شدت سرما پیوسته بهم میخورد و فقط علاقه به زندگانی و عشق بانکه زنده باشیم و بتوانیم انتقام خویش را بکشیم ما را از مردن و در آب افتادن حفظ می کرد . بالاخره بعد از بقای ۱۸ ساعت در این حالت دل و"}
{"book": "adl0616", "page": 1778, "text": "صحیفه ۲۱\nخراش بك كشتی ماهی گیری رسید و ما را از این مصیبت و مسکنت نجات داد .\nعده از کا نیکه در کرچها و تخته پاره ها بودند در همان شب از کثرت سرما و رنج جان تسلیم نموده و جمعی قریب به موت بودند و عده كثير از شدت هول و عذاب مشاعرشان مختل و دیوانه شده بودند . بك كشتي عسى انكليس و يك كروازر فرانسوی نجات یافته کان را جمع کرده جمعی را بسوی جزیره، میلو، و برخی را بطرف و مالطه ، بردند و من جزو آنهایی بودم که به تکیه گاه انگلیس رسیدم . البته میل خواهید داشت که پاره از وقایع آن ساعت بهت آور را برای شما حکایت نمایم و بافتخار نژاد ما این داستان شایسته برای اخلاف باقی ماند .\nكابين ، وسكو ، با صاحب منصبان تا آخرین ساعت زندگانی کشتی به برج مهشه خود را بند کرده و بابك حس خدا کارانه تعلیمات میدادند. نوجیهای نوبهای عقب کشتی پروانس بمجرد ریل خوردن کشتی تو بهای خویش را بر کرده و سعی می نمودند که شاید تحت البحری غدار را بتوانند در گوشه مشاهده کرده و سزایش را بدهند و اینقدر در انتظار ماندند تا انکه لوله های توپ بکلی در آب دریا فرو رفت . به مجردی که کشتی موسوم به «کانادا ، ی انگلیس علامت بحری غرق راشنید به استخلاص شتافت و باتفاق کروازر فرانسوی قریب سیصد نفر از سربازان و را کبین کشتی خلاصی یافتند که حتی الامکان مسافرین را بتوانند نجات دهند .\n\nاز جراید انگلیس\n\nتنفيدات يك صاحب منصب الماني\n\nازار كان حربيه انگلستان\nهر قدر که فرانسویان کفایت دارند انگلیس هایی کفایت اند که در توپهای ضد طيارات فرانسویان شگفت انگیز است . صدی نود و پنج از تلفات هوائی ما بواسطه توپهای فرانسوی و صدی پنج بواسطه توپهای ضد طيارات انگلسی است. طیارات فرانسوی روی هم رفته خیلی بر طيارات انگلیس مزیت و برتری دارند اما آسمان پیمایان انگلیس از مرگ سیم و وحشت ندارند و خود را بی محابا در خطر میاندازند در مهارت علمی و نقشه و طرز ساختشان طیارات فرانسویان از طیارات متخاصمين بالاتراند .\nخواندن جرائد انگلیس مارا خیلی مرکرم و مشغول میدارد مطالب پلتیکی تمام صفحات آنرا پر کرده است. در نمرات اخير جرائد انگلیس مشروحات مفصل راجع باین مسئله مینوشتند که آیا حقوق اجزاء پارلمان که سرباز شده اند دو برا رشود یا خیر ولی از جنگ های وردون و از عملیات بين النهرين تقريباً هیچ چیز نمی نوشتند .\nانگلیس ها هنوز درک نکرده اند که اگر در این جنك عليه قطعی با ما نباشد اقلا شکست هم نخواهیم یافت. در تمام میدانها قشون ما اراضی را که گرفته اند نگاه داشته اند .\nایالات شمالی فرانسه، بلژيك، حرب لهستان، ایالات غربی روسه و قراطاغ در تصرف ما هستند. راست است که در آسیای صغیر بر عثمانی\n\nسان نجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\nحمله کرده اند اما قشون ترك انگلیس ها را از کالی پولی اخراج نمودند و حالیه باستمداد رود دجله مشغول خفه کردن قشون انگلیس و هند میباشند بواسطه خیانت ژاپونی ها کیا چو از تصرف ما خارج شد و مستعمرات افریقائی ما را منتزع ساخته اند لیکن باید دانست که میدان های کیاجو و افریقا اهمیتی ندارند و نتیجه جنك در روسیه و فرانسه معلوم خواهد شد .\nانگلستان شاید هنوز دل خود را خوش کنند که ملکه و خانم دریا میباشد اما ملکه ایست که پیرو فرتوت شده و سلطه وی بر امواج دریاهمان قدر میباشد که بر آسمانها غلبه دارد. تجربه انگلستان جهازات بیطرف را از آمدن بسواحل ما ممانعت مینمایند و نمیگذارند که کشتی های تجارتی ما سیر کنند اما تحت البحربهای ما در دریا ها مشغول حرکت هستند و قعر اقیانوس را آرامگاه کشتی شکسته های انگلیس کرده اند. ما بتوسط زبان های خویش بدون هیچ مزاحمت در آسمان انگلستان سیر می کنیم و تباهی و بوار بر آنها میبارانیم وا کر جان نفوس بی گناه در این جنبش ها تلف شود ما را چه کناه است و آیا انگلستان که میخواهد بوسیله محاصره کردن سواحل ما اطفال معصوم و زنان بی گناه آلمان را از کر سنگی معدوم نماید عذری کرده اند بیاورد ؟ ما از این جنك متنفر هستیم. شانسلور ما در جلو جميع عالم اعلام میکنند که مقصود آلمان در این جنك منهدم ساختن قوای مسلح انگلیس است در صورتی که مستر اسکویت در تمام نطق های خویش اعلام میدارد که متفقین میخواهند قوای آلمان را منهدم سازند و عظمت نظامی مارا معدوم کنند در صورتیکه همین قوه ملیت مار اضمانت مینماید . تعجبی نیست که ما جنگ میکنیم، فکر انگلستان بخواب به بند آید که در جنگی آلمان شکست باید هر وقت بخاطر میاوریم که لرد کرزان گفته بود که هندیها در عقب قشون فاتح متفقین وارد آلمان می شوند بی اختیار میخندیم .\n\nآیا شریف مکه و اعراب بغاوت کرده اند :\n\nلكهنو - ۲۸ - جون .\nدر مجلس عام مسلمانان قرار یافت که ایشان از حرکت ناشایسته باغیان عرب اظهار برائت مینمایند و عمل قبیح آن فتنه انگیزان را سرا سر خلاف دین اسلام می پندارند. و کسانی را که بان اشرار اعراب خمکاری میکنند خارج از دائره دین می انکارند . و چنین مردم بی ناموس را اعدای اسلام و اسلامیان می شمارند و از مضمون تیلیگرافی از کلکته که بعض مسلمانان از خبر بغاوت اعراب شاد شده اند اظهار نظرین سخت و بیزاری و بحث میکنند !\n\nجناب محترم مدیر سراج الاخبار افغانيه -\nاز اشاعت غیر قابل اعتبار خبر هوش ربا که شریف مکه خلاف خلافت عظمی علم بغاوت برا فراشته و باتفاق قبايل يمن ووسط جزيرة العرب عساكر عثمانیه را در مکه و طائف وجده اسیر کرده . و پیرامون مدینه منوره محاصره نموده . وسكة الحدید را از مدینه تا بسیار مسافت در شمال خراب ساخته در همه عالم اسلامی يك هیجان جهان آشوبی"}
{"book": "adl0616", "page": 1779, "text": "سال پنجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\n\nپیدا شده است حسب منطوق كلام رب منعام وان جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا ( اگر کار شخصی بشما خبری بیارد . بر شما لازم است که در تحقیق و تفحص آن خبر دقت نمائید ) بزرگان ملت مرحومه را باید که از محض شنیدن این خبر وحشت از متاثر نشوند - بلكه تدقیق و امعان نظر را کار فرموده پرده از رخ شاهد حقیقت بر دارند . این خبر بویژه در احوال موجوده . زیاده تر احتمال کذب دارد شهادت قرائن ذيل - اولا همین شریف مکه بود که فرزند خود را رئیس عسکر عثمانی کرده مقابله با غیان جنوبی فرستاده بود . ثانیاً همین شریف بود که هنگام اعلان جهاد اکبر پیش از بیست و يك ماه بیرق همایون سيد لولاك را در مدينه منوره على روس الاشهاد برافراشته بود ثالثاً دولت عليه عثمانیه از ملك حجاز هيچ محاصل نمیگیرد بلکه هر سال پانزدهم ماه شعبان در قصر همایون سلطانی در قسطنطنیه مراسم صره همایون که عبارت است از ارسال کردن وظائف شریف مکه ومشايخ وعلما ومجاورين حرمين شريفين بكمال تجمل و شان ادا کرده می شود ، صره های طلا خالص براشتران و قاتران همراه لشكر منظم جانب بيت الله روان کرده میشود . شریف مکه که بعقل سلیم شهرت دارد . چگونه جبر این نقصانات ظاهری تواند نمود و در حالت موجوده وادی غیر ذی زرع قابلیت محاصل کافی ندارد - رابعاً شریف لشکر ندارد و نه برای پیدا کردن لشکر منابع ثروت دارد خامساً اگر شریف زیر حمایت دولت نصرانی استقلال اسمی اختیار کرده باشد بيشك ، فر من المطر و قر تحت الميزاب ، در حق او صادق خواهد آمد - دران صورت عالم اسلامی این بی ناموسی را هرگز قبول نخواهد کرد . واقفان اسرار سیاست دول معظمه یورپ اشاعت چنين اراجيف را عباره استكشافی برای دانستن سمت هوای حسیات خلایق می نامند ایشان را قرآن كريم المرجفون في المدينة، لقب داده بود . مثلاً هزيمت فاحش مخالفین در گیلی پولی و سقوط قسط العمارة وضائعات عظيمة تجربه در معرکه چلند و غرقابی لارد کچر - این واقعات مفزعه در مدت قليله . و علاوه بران امکان غالب سقوط وردون همه متفق شده مخالفین را مجبور کرده است بر اشاعت چنین دروغهای بی بنیاد ! يك امکانی دیگر باقی است که مخالفین دولت عليه عثمانیه دیدند که روزانه تقریباً پنج مليون زر سرخ صرف میشود . خواستند که سد راه كراف ووعدة اعانت عسکری و اسلحه و مهمات جنك شريف مكه را از جاده صواب منحرف کنند . با کرده اند . البته ، المتشبث بالحشيش .. اما این سعی ایشان مورد بلاهای مهلکه برای سعی کنند گان خواهد بود . اگر این خیال حقیقت باشد یعنی شریف مکه باغوای دولت نصرانی و مدد آن این رخنه در اسلام انداخته و برخلاف آن دولت اسلامی که تنها در عالم استقلال خویش را نگاه داشته حمله های بزرکترین دول دنیا را متحمل میشود و برای شرف و بقای اسلام جان و مال را فدا میکند خروج نموده . البته مرتكب جنائی کبیر شده است . این عمل وضیع شریف را نه نسلهای موجوده و نه قرون آینده اسلامیه عفو خواهند کرد زیرا که خدانخواسته باشد در اين نازک حالت از خانه جنگی احتمال محو شدن دولت عثمانیه و هم جمله دولهای اسلامیه میباشد این غداری را چگونه امت مرحومه از کسی که خود را از اولاد رسول کریم میخواند عفو نماید !\n\nجو کفر از کعبه بر خیزد کجا ماند مسلمانی !\n\nخصوصاً خراب كردن سكة الحديد حجاز که از پول مسلمانان دنیا ساخته اند و در هنگام بنایش صدها مسلمین جان خود را طوعاً نثار کرده بودند خیانتی است بهمه عالم اسلامی - برای هزارها حجاج زحمتی شدید پیداشد . چگونه جراید انگلیسی از تسهیل حجاج از جهت این بغاوت لاف میزند : الاعراب اشد كفراً ونفاقاً در حق شریف باغی ثابت شود اگر او در حقیقت مرتکب این جنایت کبری شده است . و اظهار نفرین و امن و غضب از مسلمانان لکهنو در حق این جانیان عین صواب باشد .\n\nمسلمانان حقیقی را باید که در صورت ثبوت خبر بغاوت شريف اعوان او هم همت را نبازند . بلکه امیدوار مظفریت اسلامیان حقیقی باشند پیشین گوئی حضرت رسول کریم است که بدأ الاسلام غرباً وسيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء | اسلام در آغاز در دار غربت (مدينه) نائل بقوت و عظمت شد، و بعد در دار ظهور (مکه) ورود زمان آید که باز اسلام در دار غربت ( استنبول ) و نه در بلاد عرب فائز بنصرت و ظفر خواهد شد چنان که در بدایت شده بود پس آفرین بران مسلمانان حقیقی که در بلاد غربت اسلام را بجان و مال خود بکار داشته حائز بسعادت دارین باشند در خاتمه باید که شریف و دیگر سادات بفهمند : الحسنة حسنة وهي من بيت النبوة احسن والسيئة سيئة وهي من دار العلوية أقبح ( نيكى نیکی است اما از خانه پیغمبر نیکو ترین مینماید و بدی بدیست ولیکن از دار العلویه بدتر است )\n\nخبرهای متنوعة جنك الجرايد أوروبا\n\nوليعهد عثمانی در فرونت غرب\n\nاز بخارست روزنامه «اوترو روسی» خبر میدهند که بر حسب معلومات واصله از اسلامبول ، وحیدالدین افندي وليعهد عثماني برحسب دعوت امپراطور ويلهلم بميدان غرب مسافرت می کنند که در انجام وقت اختتام جنك وردن در فرونت مزبور حضور داشته باشد .\n\nتشویقات عثمانی در البانی\n\nاز سالونيك تلگرافاً خبر میدهند که پنج نفر صاحب منصب عثمانی از راه (سانتین) به البانی مسافرت کرده اند صاحب منصبان مزبور فتوای شیخ الاسلام عثمانی را همراه خود برده اند که در البانی انتشار دهند. در این فتوى المان و بلغار را معین اسلام معرفی نموده و البانیها را دعوت کرده اند که باردوهای آنها ملحق شوند از قرار معلوم صاحب منصبان مزبور امیدوار بوده اند که مجمع آوری و مسلح نمودن پنجاه هزار نفر از آرناوودها موفق شده اند .\n\nبيانات يك صاحب منصب المانی\n\nاز استکهلم تلگرافاً خبر میدهند که یکی از صاحب منصبان بحریه آلمان"}
{"book": "adl0616", "page": 1780, "text": "سال نجم\nشماره ٢٣ - ٢٤\nدر ضمن مصاحبه با بعضی از مخیرین جراید سوند اظهار داشته است که جنگهای بزرگ بحربه المان در فصل پائیز شروع خواهند شد . و در همان موقع اغلب کشتیهای جدید المان را که فعلا مشغول ساختن آنها هستند به آب انداخته شروع به محاربات قطعی دریانی خواهند نمود .\n\nمزبور شعله های سیال خود را تا مسافت پنجاه متر می اندازد و حرکت با جریان این شعله ها على الظاهر تا يکدقیقه مداومت می باید .\n\nآتش سیال با مایع سوزان\n\nمن در المان\n\nروزنامه و تان و در خصوص یکنوع شمله های سیال که المانها با ماشین مخصوص بطرف دشمن می اندازند. تحقیقات ذیل را مندرج نموده است: المانها آتش سوزان را مانند آب جریان داده و بتوسط آن مخصوص در جنك استعمال می کنند. این ماشین یا متحقيق شعله باش بشكل بك استوانه فلزی ساخته شده و طول آن یک متر است و يك لوله بطول هشت الی ده متر به استوانه مزبور نصب شده است این لوله را دو تر سرباز نگاه مدارند و یکنفر دیگر نیز همان مایع سوزان را اداره می کنند.. ماشین\n\nروزنامه ( تویه و ریمیا ) نقل می کنند که امپراطور ویلیام فرمانی صادر کرده و در جراید المان اشاعت داده مشعر بر اینکه باید تمام تخته های مس را از سقف عمارات برداشته و سقفها را از آهن با چیز دیگر ترتیب دهند، بر حسب این فرمان سقف عمارت قشنگ پوتسدام که از مس بود برداشته شده و در سایر عمارات عالیه برلین نیز شروع به برداشتن طبقه های می نموده اند. و باین ترتیب در نقاط مختلفه المان سقفهای شصت و پنج عمارت را تغییر خواهند داد و بدین وسیله هزارتن ( قریب سه هزار و پانصد خروار ) من تحصیل خواهد شد و از قراری که ( نووبه و ریمیا ) مینویسد این مقدار من برای مصرف کار خانه های مهمان جنگی تا یکهف کفایت تواند کرد .\n\nخاتمة\nجم سراج الاخبار افغانيه\nبفضل وعنايت قادر حكيم لايزال جلت عظامته و توجهات عرفان\nآیات اعلیحضرت ( سراج الله والدين ) بادشاه دیانت خصال ترقی مال .\nاین گرامی نامه اسلاميه وطنيه - یعنى جريدة ( سراج الاخبار افغانيه )\nسال نجمین خود را بین نسخه پیست و چهارم خود به انجام رسانید.\nو بقرار سالهای - ابو در غبار نیز بنام ( معلم حكمت ) يك ( هدية )\nناچيزانه ، وبك الرفقا عمرانه پیشکش انظار قارئین عظام خود نمود .\nاز بار کاه از دمتها جل ثنائه تضرع و نیاز میکنیم که در زیر ظل ظلیل\nعرفان دليل بادشاء عده المثيل دولت عليه مستقله افغانستان ( اعلیحضرت\nسراح الملة والدين الحبيب الله خان ) ادام الله دولته إلى مديد الزمان .\nدين ، دولت ، ملت وطن ترقيها وتعالها ، معمور بنهای روز افزون\nمیبیند. و این کرا برنامه و طنیه که بخدمت قلمية ذي مفخرت این\nمقدسات افتخار میاد تا بسیار سالها بر ایفای وظیفه مقدسه خود دوام\nور زد و من ای او شنایای ات اعلی حضرت متبوع و اولی الامر اعظم مقدس خود را\nنایسی زمانها زینت لوحه افتخار خود سازد .\nآمین\n\nحمله به ریکا از خشکی و دریا\n\nالمان نتواند به ساحل نزدیک شود تو بهای مزبور المانی قوای خشکی خودشان را كمك و مدد کرده و میتواند مواقع جناح يسار مارا در فرونت ریکا مورد حمله و تعرض قرار دهند و بدین ترتیب میدان و نواحی ریکا از دو طرف یکی از جانب کانکر و جزره والون و دیگری از جانب سواحل خلیج مورد تعرضات قوای بری و مجری المان خواهند شد .\n\nاز بطر و گراد تلگراف می نمایند که المانها جدیدا در فرونت دینا مقدار زیادی توپ خانه بحری آورده اند و انا ماژور کا روسی رسیدن ویخانه بحری المان را در فرونت ریکا تصدیق مینماید جریده انوالید ارکان وزارت جنگ روس چنين اظهار میدارد که تا ظهور این نوع توبها در این قسمت از میدان و شروع به تعرضات ای بحری المان در فصل بهار برضد خليج وسواحل ريكا علاق مستقيم و محكمى موجود میباشد .\n\nتوسعه حقوق ایوان در نروژ\n\nاز استکهلم تلکرانا خبر میدهند که مجلس ملی نوروز تصویب نموده است که قانون اسامی تبدیل یافته و بنسوان مملکت حق عضویت در شورای وزراء داده شود .\n\nجریده مزبور مینویسد : در صورتیکه قوای بی روس که فعلا در آن خلیج بر علیه سفاین جنكي المان جنك مينمايد سطه تو بخانه بحری"}
{"book": "adl0616", "page": 1781, "text": "صحيفة ٢٤ سال پنجم شماره ٢٣ - ٢٤\n\nاعلان\nسراج التواريخ\nجلد اول – و دوم\n\nزندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاريخ آنست . (سراج التواريخ ) آئينه حيات نمای ملت جليل افغانست . زيرا از آغاز تشكيل و تاسيس يافتن دولت افغانيه حاليه بحث ميراند كه برای حال و استقبال ملت بهتر ازين درسگاه عبرت ، و خوشتر ازين انتباه ملت تصور نميشود . هر فردی از ملت را واجب است كه يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند حرز جان در كتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند . علی الخصوص كه كتاب مذكور به نيت خالصانه و خير خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان ذات عرفان صفات بادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة و الدين ، تأليف و تدوين و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنه کابل بزیور طبع آرايش و تزئين يافته است . جلد اول اين كتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذيشان ( سدوزائی ) يعنی از آغاز تأسيس و استقلال دولت عليهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امير كبير امير دوست محمد خان مرحوم جنت مكان از هند در كابل تخت ميراند و جلد دوم آن از حكومت خاندان جليل الشان ( محمد زائی ) يعنی از ابتدای حكومت اعلیحضرت امير كبير امير دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضياء الملة والدين امير عبد الرحمن خان ، طاب ثراه وقائع تاريخيه را جامع ميباشد بر كاغذ اعلا بحروف تیپ بطبع رسيده است . قيمت كتاب مذكور نسبت بزينت و خوبی تجليد آن از قرار ذيل است\n\nنمبر ( ١ ) پشتی چرمی چرم صواری دانه دار كابلی تخت چهار حاشيه جدول طلا بر كار نشان دولت و اسم كتاب از ورق طلای اصل جزو بندی شده مبلغ شانزده روپيه پخته كابلی —\nنمبر ( ٢ ) پشتی مقوا رويه كبرباساتی چهار كنج و زير چرم قرمه سياه حاشيه و اسم كتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته سيزده روپيه پخته كابلی —\nنمبر ( ٣ ) پشتی مقوا رويه گيره لاجوردی چهار كنج و زير چرم ميشی سرخه كابلی تخت حاشيه و اسم كتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته جزء بندی شده يازده روپيه پخته كابلی و ده شاهی —\nنمبر ( ٤ ) پشتی مقوا رويه ابری چهار كنج و زير چرم ميشی سرخه كابلی پخت حاشيه و اسم كتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته كوك بندی شده ده روپيه پخته كابلی و سه شاهی —\nنمبر ( ٥ ) پشتی مقوا رويه ابری سرخ چهار كنج و زير گيره سياه اسم كتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته كوك بندی شده نه روپيه پخته كابلی و يازده شاهی —\n\nمحل فروخت\nدر نفس ارك مبارك از تحويل خانهٔ جناب محمد ولیخان سرجماعه در بازار ارگ از دكان عبدالله خان\nچون كتاب مستطاب سراج التواريخ چهار جلد ميباشد اگر در يك وقايه و شيرازه متحد حجم كتاب موصوف كلان ميشد لهذا اعلیحضرت همايون والا امر نمودند كه جلد اول و دوم در يك وقايه شيرازه شود و جلد سوم و چهارم آن كه هنوز در زير طبع ميباشد و پس از انكه از طبع برآمده مهیا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نشر كرده خواهد شد فقط\n\nاستخدام نسوان در جنگ\nاز پاريس روزنامهٔ « اوروروسستی » خبر ميدهند كه از طرف « وزارت جنك » فرانسه حكمی صادر شده است مبنی بر اينكه در مراكز قشونی برای انجام وظايفی كه مستقيماً و بلا واسطه مربوط با مور جنگی نميباشد بجای افراد قشون حتی الامكان از طبقهٔ نسوان معين شوند از قرار اشعارات جرايد فرانسه از روی تجربه معلوم شده است كه اين ترتيب نتايج خوبی ظاهر ساخته است .\n\nاحتراق در كارخانه باروت\nاز لندن روز نامهٔ نوويه ورميا خبر ميدهند كه بر حسب معلومات شعبهٔ مطبوعات انگليس وزير قورخانه اطلاع داده است كه هفتهٔ گذشته در كارخانهٔ باروت « كاند » احتراق بزرگی وقوع يافته و بواسطة احتراق مزبور چندين انفجار حادث شده است حريقی كه موافق ظهر آن روز واقع شده است اتفاقی بوده است آخرين انفجار در ساعت دو بعد از ظهر واقع گرديده است . عدهٔ ضرر ديدگان اين حادثه بطور تخمين دويست نفر ميباشند .\n\nتبريكات قيصر\nامستردام مورخه ٢٩ مارس – بر طبق تلگرافی كه از برلن رسيده قيصر تلگراف ذيل را به مهیافریش مخابره نموده است .\nاز راپورت نتيجه قرضه چهارم جنگ خيلی مسرورم . اينك تنها و تجميع كسانی كه در اين مسئله كمك كردند تبريكات و تشكرات خود را اظهار ميدارم . اين استقراض دليل بر آنست كه ملت المان دارای يك قوت و قدرت تزلزل ناپذيری است و عزم و تصميم آنها در فتح تكان نخورده و واقع اين قوت و قدرت اخلاقی را بايد در رديف شجاعت و شهامتی قرار داد كه هر روزه سپاهيان ما در ميدان جنگ بروز ميدهند . ملتی كه با يك چنين روحی باشند با وجود بر ضد دشمنانش مقاومت می كند و بر خداوند اعتماد دارد ميتواند بفتح و غلبه خويش اميدوار باشد (روژ)\n\nاز جراید فرانسه\nماموریت های فوق العاده فرزندان قیصر اگوست ويلهلم نايب السلطنه بلژيك\nاز امستردام تلگرافاً اطلاع ميدهند كه پرنس اگوست ويلهلم چهارمين پسر قيصر ويلهلم عنقريب با يكعده اشخاص و يك موكب مهمی وارد بروكسل پای تخت بلژيك خواهد شد پرنس مزبور بجای « دون بسينك » فرمانفرمای كل آن مملكت برقرار و لقب نايب السلطنه بلژيك را خواهد گرفت . از سويس تلگرافات وارده اشعار ميدارد كه روزنامه « طنين » منطبعه اسلامبول خبر داده است كه پرنس ايتل فردريك فرزند دوم قيصر المان بهمين زودی وارد قسطنطنيه خواهد شد و بر حسب ماموريت از جانب فدريك قبضه شمشير مرصع خيلی نفيس هديه امپراطوری را به سلطان عثمانی تقديم می دارد\n\nدر چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گرديد\nهمه مقاله هائیکه دستخط ندارد از طرف مدير و سر محرر تحرير يافته\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0616", "page": 1782, "text": "اعلان\nعموم مشتركين كرام خود را\nياد آورى ميكنيم\n\nمقدور سعى و كوشش كرديم كه از شكايت نرسيدن اخبار مشتركين كرام دارالسلطنه كابل خود رها مي يابم ممكن نشد لهذا با كدخداى مركزى دارالسلطنه كابل يك مقاوله نموده و آن كدخداى مشاراليه تقسيم و توزيع اخبار ما را كه بهمه مشتركين كرامها برساند در عهده همت خود قبول نمود، مشتركين كرام دارالسلطنه خود را نشر و ياد آورى ميكنيم كه بعد ازين اخبار هاى شان بدون واسطه هر فردا هر فردا بواسطة آدمهاى كدخداى مذكور شان ميرسد.\n\nشرایط خريدارى\nدارالسلطنه | ولايت داخل افغانستان\nقيمت ساليانه هشت روپيه كابلى | ساليانه چارده روپيه كابل\nقيمت ششماهه پنج روپيه كابل | ششماهه هشت روپيه كابلى\n\nدر خارج افغانستان\nامريكا و آسيا و غيره اجرت پوست\nقيمت ساليانه ده روپيه انگليزى | قيمت ششماهه شش روپيه انگليزى\nبه علاقه اشتراك قبول نميشود\nيك پوند انگليزى يازده روپيه كلدار است از همين قرار حساب كنند\n\n(شرايط درج كردن اعلانها)\nسوداگران كه مال تجارى، وصنعتگران كه صنعت خود شانرا بسراج الاخبار افغانيه اعلان واشهار كردن ميخواهند، و يا ديگر هر رقم اعلان واشهار كه باشد از قرار شرايط ذيل درج و شايع ميشود: اعلانيكه در متن اخبار از يكبار تا به پنج بار نشر و شايع شود بهر هر سطر ١ يك روپيه كابلى و اگر از پنج بار بيشتر نشر كردن خواهند فى سطر يك قرآن سى به روپيه قابل اجرت گرفته ميشود اعلانيكه عدين ورق وقايه خارج شود از يكبار تا به پنج بار فى سطر يك قرآن سى نيم روپيه كابلى و اگر از پنج بار بيشتر نشر كردن خواهند فى سطر سه شاهى اجرت گرفته ميشود. طول سطر يك ستون اخبار ما (٣ - اينچ - ٤ - سوت) ميباشد هر گاه شخصى اعلان خود را متمادياً تا يك سال نشر كردن خواهد و وجه يك ساله را مشكى ادا نمايد در ورق پشتى و نيم سطرى ستار اجرت گرفته ميشه.\n\nاعلان\n\nحِصَّه اَوَّل قِطْعَهٔ رُبْع مَسْكُون\nسياحتنامهٔ\nدر ٢٩ روز\nآسيا ٪ اوروپا ٪ افريقا\n\n(مطبعة عنايت) يك اثر دلپذير جديدى در نظر هوشمكاران عرفان جلوه عرض ميدهد. بدست آريد، بخوانيد. در ظرف ٢٩ روز يك مدت كمى تمام زمين را با سياح كجا و همراه دور و سير ميكنيد. ملكهايى را كه در ان ميگذريد مفصل و مكمل جغرافيا و تاريخ آنرا خوانده ميتوانيد. چه چيزها مى بينيد، چه چيزها ميشنويد، چه لذتها، چه مرورها ميگيريد علمى، ادبى، سياسى در عين زمان شاعرانه عاشقانه هوسات انگيزانه - بكار آيد. اين اثر از سه جلد مركب و در يك وقايه مجلده ميباشد. تقريباً (٧٠٠) صحيفه، و با (١٠٥) قطعه تصاوير مناظر مختلفه و اشخاص معتبره و نقشه هاى مهمه مزين است. نسبت با اينهمه خوبيهاى آن قيمت (٧) هفت روپيه كابلى آن هيچ نيست، كاغذ اعلا، چاپ حروفى، تصاوير زينكو گراف، جلد محكم و استوار ! ديگر چه ميخواهيد ! همينقدر كه يا در عين مطبعهٔ مباركه آورده افغانان به (عبدالرؤف) خان سر مرتب مطبعه مباركه، يا در بازار ارك بدكان (باز محمد) تاجر كتب و يا در بازار كتب فروشى متصل مدرسه شاهى بدكان حاجى ملا (غلام محمد) خان تاجر مشهور كتب رو آورده مبلغ فوق كتاب مذكور را دست آريد ديگرى كارى نماند"}
{"book": "adl0616", "page": 1783, "text": "اعلان\nجزيرۀ پنهان\nدوستداران مطالعه آثار ادبیه را مژده : ازین و بر رسیده بازار ، مطبعه عنایت ، کام جانرا شیرین نمائید ! جزیره پنهان ، يك ناولیست که قوت همت و معرفت رسمی و غیرت را برای اساس زندگان نوع بشر نظر ثابت و جلوه گر میسازد. هم حکایت ، هم بموعظت، هم فضیلت ! خوبی چاپ ، خوب کاغذ، حسن تصویرش علاوه ، قیمتش نظر بخوبیها باطنی و ظاهریش بسیار ارزان ! تنها (۶) شش روپیه محل فروخت نفس مطبعه عنایت در ده افغانان ، و باز که در بازار ارك، دكان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل در مدرسه شاهی.\n\n(اعلان)\nپراكتك\nاز آثار مطبوعه تازه مطبعة مباركة عنايت ، عبارت از يك مجموعة اشعار ابدار تجدد آثاری میباشد که بر کاغذ اعلا ، و خوش طبع دارا ، بالتصاوير بسیار زیبا جلوه گر بازار عرفان گردیده است . اگرچه از بحث خط و خال بعید است ولی مضامین و خیالاتش سراسر پیکر نو جدید است . نسبت بخوبیهای ظاهری و معنویش قیمتش خیلی ارزان - یعنی مقابل (۲) دو روپیه کابلی در خود مطبعه عنایت از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب ، و در بازار ارك از دکان باز محمد ، و در متصل مدرسه شاهی از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب هر کس خریده میتواند.\n\nاعلان\nاز اداره\nکتاب سال اول سراج الاخبار افغانیه مجلد\nکتاب سال دوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال سوم ۰۰۰ مصور مجلد\nکتاب سال چهارم مصور مجلد\nعز و اسلامیت\nآیا چه باید کرد؟\nادب در فن ترجمه\nمختصر جغرافیای عمومی\nاین کتابهای فوق در اداره موجود است، هر کس که آرزوی خریداری آنها را داشته باشد به اداره مراجعت کنند .\n\nاعلان\nاز مطبعۀ عنایت قیمت روپیه کابلی\nسیاحت ردی را دور زمین بهشتگاه روز مجلد ۲\nسیاحت در جو هوا مجلد ۲\nسیاحت در زیر بحر مصور مجلد ۲\nاز هر دین سخنی و از هر چمن سمنی مجلد ۲\nروضة حاکم مجلد ۲\nپراگنده مصور مجلد ۲\nجزوه پنهان مصور مجلد ۱\nهر کسی که آرزوی خریداری این کتابهای مافوق را داشته باشد از خود مطبعه عنایت در ده افغانان از نزد عبد الرؤف خان سر مرتب و از دکان باز محمد خان کتابفروش در بازار اراك و از دکان حاجی غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی بقیمتهای معینش خریداری کرده میتوانند. و اگر از خارج افغانستان ارزوی خریداری کتابهای مافوق را داشته باشد در سراج الاخبار افغانیه مخابره کنند.\n\nاعلان\nکتابهای مجلد سراج الاخبار افغانیه ، و کتابچه های علاوه آن و شماره های متفرقه آن ، و همه کتابهای مطبعه عنایت خریدارانی که آرزوی خریداری آنها را داشته باشند از دکان حاجی ملا غلام محمد خان تاجر کتب متصل مدرسه شاهی ، و از دکان باز محمد خان تاجر کتب در بازار ارک بقیمت های معین آن خریداری کرده میتوانند و نیز در خود اداره در ماشین خانه مبارکه ، و در خود مطبعه عنایت در ده افغانان هم بفروش میرسد فقط"}
{"book": "adl0616", "page": 1784, "text": "[احمد؟]"}
{"book": "adl0616", "page": 1785, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1786, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0616", "page": 1787, "text": "[BLANK PAGE]"}
