{"book": "adl0609", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0609\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/dbrv16nt\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan Digital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about this item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser. When referring to or citing this item please use the \"handle\" URL and not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\n\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0609", "page": 2, "text": "کتابچه [حکومت؟]"}
{"book": "adl0609", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0609", "page": 4, "text": "المنة لله که بحسن توفیق جناب باری تعالی\nکتابچه قانون کارگذاری حکام دولت علیه خداداد افغانستان درش\nقوسئی سال کوسفند سنه ١٣ هجری شمسی مطابق سنه ١٣٣٢\nهجری قمری حسب الامر اعلحضرت (امیرامان الله خان)\nخلد الله ملکه وسلطانه ... در چاپخانه\nسنگی دار السلطنه کابل زیور\nطبع پوشید"}
{"book": "adl0609", "page": 5, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nقاعدهٔ اول\nبرحاکم و نویسنده و سایر مالکان و صاحب جمعان بموجب\nقانونی که در ابتدای سال میمون فال پیچی ئیل از حضور لامع النور\nبا تمام کار پردازان دفتر فارخطی تقر یافته لازم است که حبه و دینارا\nاز وجه مالیات و فروعات و سایر جهات بی سند دفتر پارسید"}
{"book": "adl0609", "page": 6, "text": "۳\n\nخود تحصیل نکند پس بر حاکم لازم است که مضمون این قاعده را\nدر تعلقه حکومت خود اشتهار و تاکید بلیغ کند که رعایای آنحاحیه\nوفلسی بکسی ندهند و ملکان و عاملان نیز هیچ چیز را بی سند\nو رسید نگیرند\n\nقاعده دویم\n\nبر حاکم لازم است که اگر شخصی از رعایا نزد حاکم آمده اظهار\nدارد که فلان شخص از من وجه فروعاب و یا مالیات و یا غیره\nحقوق سرکار یرابی سند وصول نموده و یا بنجود حاکم مدلل شود\nکه فلان کس وجه را از رعایا بی رسید تحصیل نموده بر حاکم"}
{"book": "adl0609", "page": 7, "text": "۴\nلازم است که فی الفور انشخص را طلبیده رسید وجه را ازو گرفته\nبرعیت بدهد و بر هر روپیه و ہر من غله که بی رسید گرفته و خلاف\nقانون و فرمان ورزیده بعد از ثبوت مبلغ یکشاهی سیاستاً\nجهته خزانه بیت المال وصول نماید تا داد و ستد بی سند از مملکت\nموقوف شود .\n\nقاعده سویم\nدرخصوص وجه که از بابت باقیاتهای سنوات سابقه و یا نقصان\nفارغخطی های سالهای لاحقه بر عاملان و مستاجران و رعایا\nآنطرف در دفتر فارغخطی می براید و یا وجه که از بابت اموال"}
{"book": "adl0609", "page": 8, "text": "۵\nمردم فراری و سائر معاملات فروعی در محکمههای مذکور بسبب\nعدم سر کردگان شان در بیرون بی اعتدالی میکند فلهذا\nجهته آسایش رعایا فرمان واجب الاذعان چنان شرف صدور\nمییابد که محکمههای مذکور تحصیل وجه های مذکور را بر ذمه حاکم مالیات\nیا فروعا ت گذاشته حقیقت آنرا مفصل جهته او بنگارد وابوابجمعی\nکند تا تحصیل کرده برساند و جواب آنرا بگوید و محصل فرستادن\nاز اطراف موقوف شود ."}
{"book": "adl0609", "page": 9, "text": "۶\n\nقاعدۀ چهارم\nاشخاصی که جهته حسابی دهی و دیگر معاملات دفتری در محکمه‌های\nدفاتر و یا کوتوالی بکار باشند که در دارالسلطنه حاضر شوند\nآنرا هم بقرار قاعدۀ سابقه لازم است که بحاکم آن تعلقه اطلاع\nبدهند و آنشخص را بواسطۀ حاکم حاضر دارالسلطنه نمایند و محصلان\nخود را بحصول فرمان مبارک ضروری موقوف دارند\n\nقاعدۀ پنجم\nبر حاکم لازم است که بموجب قاعدۀ سابقه چون رقعه از طرف\nدفترهای سرکاری و نائب کوتوالی جهته خواستن شخصی بحاکم"}
{"book": "adl0609", "page": 10, "text": "برسد و در برآوردن مطالب آنها توجه تام کما شته بکاهل\nو تغافل نورزند امر سر کاریرا تعطیلی پیش نیاید و بر حاکم لازم\nکه سرکردگان دفاتر دار السلطنه و نائب کوتوالی را قاعده سویم\nو چهارم ظاهر سازد تا حقیقت احوال بانها مدلل شده من بعد\nاز فرستادن محصلات باطراف موقوف و معطل دارند.\nقاعده ششم\nرسوماتیکه قبل ازین حاکم یا دفتری و یا عامل ضبطی ها هنگام انجام\nدادن از مستاجران و یا ملکان و رئیسان رسوم کویا و یا حاکم\nبطریق نان خورده از مردم میگرفتند چونکه این قاعده شنیعه نظر"}
{"book": "adl0609", "page": 11, "text": "۸\n\nبرفع تهمت کارداران از سه پنچی میل از حضور لامع النور\nموقوف کردیده فلهذا بر حاکم لازم است نه بنفس خود مرتکب\nاین امر شونده نه احدیرا بگذارند که باین کار اقدام نماید و اگر کسی\nبرین کار اقدام نماید البته بعد از ثبوت بازخواست میشود .\n\nقاعده هفتم\n\nبر حاکم لازم است که مضمون قاعده ششم را در مابین رعایا\nو ملکان تعلقه خود اشتهار نماید و هر تعلقداران و عاملانرا\nاز حقیقت فرمان مبارک مطلع سازد تا در هنگام بازخواست\nبحق ندانسته باشند"}
{"book": "adl0609", "page": 12, "text": "قاعدهٔ هشتم\nاشخاصیکه بسبب جرم دولتی و یا گناه ملتی بموجب حکم شریعت\nغرا و یا فرمان همایون والا مستوجب آن گردد که مال و متاع\nاو ضبط سرکار شود لازم است که خود حاکم با میرزا و قاضی رفته مال\nو متاع او را مفصل در قید سیاهه آورده تحویلی خود کند و سیاهه مذکور را\nقاضی آنجا بجهته خان علوم و حاکم بجهته سر دفتر خود ارسال دارد\nقاعدهٔ نهم\nهر گاه شخصی از مردم رعایای تعلقهٔ حاکم بر دیگر رعیت دعوی\nداشته باشند و از حاکم استدعای حاضر آوردن مدعی خود را"}
{"book": "adl0609", "page": 13, "text": "۱۰\nبحضور قاضی شرع بکند بر حاکم لازم است که آنشخص را در محکمه\nقضا نزد قاضی شرع آنجا بفرستد تا مشارالیه مطابق قاعده\nچهار دهم اساس القضات رفته مشتمل بر احضار آنشخص غائب\nبدهد و بمجرد گفتن خصم لازم ندارد که حاکم محصل خود را بطلب آن\nشخص غائب ارسال دارند .\nقاعده دهم\nشخصیکه رقعه قاضی را جهة احضار خصم خویش گرفته پیش او ببرد\nو خصمش از قول قاضی شرع ابا و سرکشی ورزیده با او در محکمه\nشرع حاضر نشود و قاضی اطلاع آنرا بحاکم بدهد بر حاکم لازم است که"}
{"book": "adl0609", "page": 14, "text": "۱۱\nمحصل شدید عقب شخص سرکش فرستاده او را حاضر نماید تا بموجب\nقاعدۀ پانزدهم اساس القضات بانچه رای قاضی تقرر پذیرد\nسرکش را تعزیر کند و اجرت محصلی که در احضار او سرگردان شده\nنیز بقرار قاعدۀ هژدهم اساس القضات حاکم از شخص سرکش\nتحصیل نماید .\nقاعدۀ یازدهم\nشخصیکه بسببی از اسباب شرعی و موجب کتاب الهی\nمستوجب حبس شود و قاضی مطابق کتاب حکم شرعی بحبس\nآنکس صادر نماید بر حاکم لازم است که شخص مذکور را در تصرف"}
{"book": "adl0609", "page": 15, "text": "۱۲\n\nخود در آورده و رقعه در باب حبس او از قاضی حاصل نموده بعد\nاز ان ب قراری که قاضی مصلحت بداند و حبس او را مقرر نماید آنشخص را\nداخل زمره محبوس گرداند و بموجب قاعده نود و یکم اساس\nالقضات رسید محبوس مذکور را جته سند تحویل قاضی نماید .\nقاعده دوازدهم\nبر حاکم لازم است که سررشته نگهداشت آن محبوسانیکه بسبب\nحقوق مردم محبوس میشوند و از محکمۀ شرع با و می سپارند هم\nبقرار فرموده قاضی و قواعد اساس القضات نماید و رها کردن\nآن محبوس نیز مفوض بحکم شرع و امر قاضی است به بیند"}
{"book": "adl0609", "page": 16, "text": "۱۳\n\nقاعدة نود و هشتم اساس القضات را\n\nقاعدة سیزدهم\n\nشخصیکه در تعلقه یکی از حکام سکه زدن قلب بحضور قاضی و\nشهادت شهود ثابت شود و یا اوزار و اسبابیکه بدان\nسکه قلب بسیار زده میشود در خانه انشخص موجود کردد و یا\nروپیه های قلب مکرر در دست او دیده شود بر حاکم لازم است\nکه فی الفور انشخص را مقید نماید و مال و اسباب اورا\nکلاً و جزواً بحضور قاضی انجا در قید سیاهه آورده نزد خود\nنگهدارد و خود انکس مع شرح احوالش مفصل در کوتوالی"}
{"book": "adl0609", "page": 17, "text": "۱۴\n\nدارالسلطنه بفرستند و سرکرده کوتوالی او را بحضور\nلامع النور حاضر نموده آنچه فرمان درباره مال او بشما برسد\nبعمل خواهید آورد\n\nقاعده چهار دهم\nشخصیکه در سندات محکمه قضا و یا براتها و وثیقه های\nسرکاری و حجت های مردم حک کردن و دست زدن\nتصرف و دغابازی نماید و یا سند ساختگی و جعلی\nدر دست گرفته میخواهد در نزد دفتری و یا قاضی کار خود را\nبدان پیشرفت دهد بر حاکم لازم است که اینطور شخص را"}
{"book": "adl0609", "page": 18, "text": "۱۵\n\nمحبوس نموده بعد از ثبوت عذر مذکور بر ذمه او بحضور قاضی\nو سائر معتبرین عازم دارالسلطنه نموده شرح احوالش را\nمفصل عریضه نماید و مال و اسباب و سائر مایملک او را\nبحضور قاضی و معتبرین در قید سیاهه آورده انچه فرمان مبارک\nشود بهمان طریق معمول دارد\n\nقاعده پانزدهم\n\nبنابر رفع جعل سازی و دفع دغا بازی از مملکت فرمان مبارک\nچنان شرف صدور مییابد که از ابتدای هذه السنه مهر کنی\nبغیر از شهر های افغانستان ز اطراف و قریها موقوف است"}
{"book": "adl0609", "page": 19, "text": "١۶\n\nواحدی از مهرکنان را اجازت آن نیست که بغیر سند سرکاری\nو دادن عهد نامه آنهم در شهرها مهر برای کس بکنند پس\nاگر کسی در اطراف تعلقه حاکم باین کار اقدام نماید و دغا و دغلی\nاز و ظاهر نشود فی مهرنامی که کنده باشد یکصد روپیه پخته جرمیه\nبدهد و اگر دغا و تلبیسی او بظهور رسیده باشد فی الفور آن\nکس را محبوس نموده با شرح احوالش روانه دار السلطنه دارند\n\nقاعده شانزدهم\n\nبر حاکم لازم است که در تمام تعلقه خود از ملکان و کلانتران و میرابها\nهر قریه التزام و اقرار نامه با مهر قاضی بگیرد که از جمله فراریان"}
{"book": "adl0609", "page": 20, "text": "۱۷\nو اخراجیان مملکت افغانستان باغیان متمردان دولت\nرفعت توامان احدیرا بی سند سرکاری در قریه های خود\nنگذارند که داخل شوند و بمجرد داخل شدن لازم است\nرپوت آن شخص را بحاکم برسانند\nقاعده هفدهم\nشخصیکه بعد از التزام اشخاص فراری و اخراجی و یا کسانی که\nدر مدت شش سال با باغیان شریک شده بر روی لشکر\nفیروزی اثر اسلحه جنگ بر داشته و یا معاونت بآنها\nرسانیده و یا از طرف خاینان دولت بطریق جاسوسی"}
{"book": "adl0609", "page": 21, "text": "۱۸\n\nو احوال گیری آمده باشند در قریۀ پناه خود جای بدهد و\nبخلاف التزام و اقرار خویش رفتار نماید بر حاکم لازم است\nکه بعد از ثبوت او را محبوس نموده با شرح احوالش ارسال\nحضور لامع النور بدارد\n\nقاعدهٔ شتر دهم\nهرگاه مصلحت ملکی اقتضای آن کند که املاک ضبطی مجرم\nمحرم بر شفع داران آن فروخته شود بر حاکم لازم است که تا فرمان\nمبارک حضرت ظل الهی دران باب باو نرسد احدیرا نگذارد\nکه املاک مذکور را بمرضای رعایا بر آنها بفروشند و البته بموجب"}
{"book": "adl0609", "page": 22, "text": "۱۹\nقاعده بر کارداران دارالسلطنه فرمان همایون شرف\nصدور خواهد یافت که فروش املاک ضبطی هر تعلقه تعلق\nبحاکم آن تعلقه دارد دیگر کس متصدی این امر نشود\nقاعدۀ نوزدهم\nشخصیکه بنابر اظهار خیرخواهی دولت یا غمخواری امور ملت\nو یا طمع اجرت در نزد حاکم بیاید و اظهار نماید که در نزد فلان\nکس اموال مردم فراری و غایبان دولت میباشد لازم است\nکه خود آن شخص مدعی شده بشهادت شهود بحضور قاضی\nثبوت آن اموال را بر او بنماید و یا بموجب دستخط و مهر مدعی علیه"}
{"book": "adl0609", "page": 23, "text": "۲۰\nمذکور را ثابت کند بعد ازان حاکم را اجازتست که بموجب\nسجل قاضی و مہر معتبرین آنشخص را محبوس نموده مطالبه\nمال ازو بکند\nقاعده بیستم\nهمچنین کسیکه نزد حاکم آمده در خصوص کسی اظهار کند که\nبا مردم فراری خطر وی و معرفت دارد و خائنان دولت را\nعانت میرساند حاکم را نمی شاید که بمحض گفتن شخص مذکور را\nمحبوس نماید بلکه اولاً از شخص مظهر دلیل معقول طلب کرد\nثانیاً از هر طرف جستجو کرده چون سند و ثبوت بر و بیابد در ضو"}
{"book": "adl0609", "page": 24, "text": "۲۱\n\nقاضی و معتبرین گناه را برو ثابت نموده بعد بآنچه لایق باشد و\nاز حضور لامع النور امر شود معاقب دارد .\n\nقاعدة بیست و یکم\n\nاشخاصیکه بسبب عداوت و دشمنی بر شخص بری الذمه در خصوص\nاموال فراری و یا دوستی و کاغذ روی با خائنان دولت تهمت\nکنند و بموجب احکام شرع شریف بثبوت نتواند و مهر و دستخط\nشخص متهم را حاضر نکنند و بر حاکم مدلل شود که این شخص محض\nبنابر عداوت در میان پادشاه و رعیت افساد و تفریقی می\nانداخت و اینمعامله را برای اعتبار و اشتهار خود می ساخت"}
{"book": "adl0609", "page": 25, "text": "۲۲\n\nپس بر حاکم لازم است که اینطور اشخاص را مقید نموده با شرح احوالش\nروانه دارالسلطنه بدارد که بمقتضای رای صواب نما جزای\nعمل در کنارش نهاده شود و مردم فقرا از شر او ایمن شده\nبفراغت زیر سایه عاطفت زندگانی کنند .\n\nقاعده بیست و دویم\n\nچون منظور نظر کیمیا اثر اعلیحضرت ظل الهی برای رفاهیت\nاهالی مملکت و تسهیل حساب دفتری در تهذیب امور تجارت\nاین است که وزن و پیمانه اطراف دارالسلطنه بیک نسق باشد\nلهذا بر حکام اطراف لازم است که در تعلقهای خود اشتهار"}
{"book": "adl0609", "page": 26, "text": "۲۳\n\nکنند و از مردم التزام بگیرند که بغیر من کابل دیگر من خرید و فروش\nنکند و لازم است که حاکم هر تعلقه در هر قریه یکمن آهنی بمهر سرکار\nروبروی خود قاضی ساخته باهالی آنجا بسپارد و نیز از روی\nهمان من پیمانه بسازد و معلوم دار کند تا از روی همان من\nو همان پیمانه دیگر مردم من و پیمانها ساخته اختلاف از میان\nرعایا رفع شود و در امور تجارت خسارت واقع نیاید\n\nقاعدۀ بیست و سوم\n\nدر خصوص اصلاح سنگ کابل بموجب قواعد قدیم در سنه\nگذشته تخاقوی ئیل بدین قسم سر رشته از حضور لامع النور"}
{"book": "adl0609", "page": 27, "text": "۲۴\n\nشده برای ابتدای حکام کمیت آن مطابق وزن روپیه کابلی\nنگارش مییابد تا هر حاکم در تعلقه‌سنگ را باین وزن موافق\nبسازد و رعیت را از حقیقت احوال اگاه نماید یکسیر کابل که شصت و\nچهار خوردست مساوی میآید با هفتصد و شصت و هشت روپیه\nکابلی و نیم سیر آن سی و دو خورد است مطابق میآید باسه صد و\nهشتاد و چهار روپیه پخته کابلی یک چهارک آن که شانزده خورد است\nهم وزن میشود با یکصد و نود و دو روپیه پخته کابلی یکپاو آن که چهار خرد است\nمعادل میآید با چهل و هشت روپیه پخته کابلی یکخورد آن که عبارت\nاز بیست و چهار مثقال است برابر میآید با دوازده روپیه پخته کابلی"}
{"book": "adl0609", "page": 28, "text": "٢٥\nقاعدۀ بیست و چهارم\nهرگاه شخصی از رعایای اطراف بعد از اشتهار مذکور و دادن\nالتزامات بحاکم از راه راست انحراف ورزیده به سنگهای\nمختلف داد و ستد نماید البته بر حاکم لازم است که بعد ثبوت\nمبلغ یکصد روپیۀ پختۀ کابلی بطریق مصادره جهته خزانۀ مسلمانان\nازان شخص وصول نماید .\nقاعدۀ بیست و پنجم\nشخصی را که ملازمان سرکاری و یا دیگر مردم رعایا در حالت\nنقب زنی و یا بر دیوار عمارت برآمدن و یا در دست داشتن"}
{"book": "adl0609", "page": 29, "text": "۲۶\n\nآلات دزدی هنگام شب دستگیر کنند چون در شریعت برای\nآن چیزی مقرر نیست بآنچه حضرت ظل الهی زیر این قاعده\nدستخط مبارک فرمایند حکام اطراف معمول دارند جریمه سی روپیه\nپخته کابلی - حبس یکماه - بعد از ایام حبس ضامن داده رها شود\n\nقاعده بیست و ششم\nشخصی را که صاحب خانه هنگام شب در درون سرای و خانه خود\nآماده دزدی کردن بگیرد لازم است که فی الفور همسایگانرا اطلاع داده\nفردا او را بحاکم بسپارد و چون بقرار شرع قطع ید کسی بغیر\nبرداشتن مال لازم نمیشود برای آن شخص آنچه از حبس تعزیرا"}
{"book": "adl0609", "page": 30, "text": "۲۷\n\nکه حضرت ظل الهی مصلحت دانسته مقرر فرمایند وزیر این\nقاعده بدستخط مبارک رقم نمایند البته حاکم معمول خواهد داشت\nجریمه انچه دارندگی داشته باشد خمس آن جریمه گرفته شود\nحبس سه ماه\n\nقاعدۀ بیست و هفتم\n\nشخصی که بر دیگری ادعا نماید که مال مرا همین شخص دزدی کرد\nو یا بعضی از اموال دزدی شدۀ خود را در تصرف آنشخص\nبیابد بر حاکم لازم است که طرفین را در محکمه نزد قاضی بفرستد\nپس اگر بموجب احکام شرع دزدی بر وثابت شد و قاضی"}
{"book": "adl0609", "page": 31, "text": "۲۸\nحکم کرد برآن که دزدست و قطع یدا ولازم ست میباید که قاضی سجلی\nبران معامله نوشته بحاکم بسپارد بعد ازان حاکم اجازت آنرا\nدارد که دست او را مقطوع سازد .\nقاعدهٔ بیست و هشتم\nشخصی را که بقرار قاعدهٔ گذشته در شرع دزدی بر وثابت میشود\nو دزد مشهور و معروف نبود و در مدت العمر دیگر بآر بدزدی گرفتار\nنشده باشد و ازین عمل توبه کند و مبلغ یکهزار و هفتصد و چهل\nروپیه پخته کابلی که در شرع قیمت بریدن یکدست ست بزمّهٔ\nخود قبول کند بحاکم اجازتست که بعد از استرداد مال"}
{"book": "adl0609", "page": 32, "text": "۲۹\nمسروقه بمالکش و پس از داخل کردن وجه فوق بخزانه ضمان\nاز آنشخص گرفته اورارها نماید اما اگر دزد معروف بود و بدزدی\nاشتهار دارد بقرار حکم شرع قطع یدا ولازم ست .\nقاعدۀ بیست نهم\nشخصیکه غلام وکنیز و یا پسر کسی را بحیله بازی را ضی نموده\nبگریزاند و یا به تخویف و زدن آنها را مجبور کرده با خود ببرد چون\nحاکم مطلع کردد فی الفور باید قریهائیکه در سر راه قریب آن\nواقع ست بر حقیقت حال واقف نموده در حفظ گذرها\nکوشش بلیغ نماید و در هر طرف خود حکام تعلقهای دیگر را"}
{"book": "adl0609", "page": 33, "text": "۳۱\n\nنیز برای حفظ را بها خبردار نماید\n\nقاعده ششم\n\nچون بساعی و کوشش حاکم یکی ازین اشخاص که ذکرش در قاعده\nبیست و نهم گذشت گرفتار آید کنیز و غلام و پسر را لازم است\nبمالک و پدرش بیا رد و تا دیب کردن آنها بتازیانه و چوب\nبمقدار مناسب که مفضی ہلاک نشود مفوض بمالک و پدر\nآنها است اما شخصی که انرا گریزانده چون در شرع تعزیر آنرا\nمفوض برای سلطان عصر است پس آنچه حضرت ظل\nالہی مصلحت وقت دانسته زیر این قاعده دستخط فرمایند"}
{"book": "adl0609", "page": 34, "text": "۳۱\n\nحاکم معمول خواهد داشت\nجریمه - دو صد روپیه کابلی محبس دوماه - زدن شصت چوب\nکه کلی چوب بقدر شصت انسان باشد و طول آن یک گز شاه\n\nقاعدۀ سی و یکم\n\nشخصیکه منکوحۀ غیر و یا دختر کسی را بحیله و دغا و یا به تخویف\nو تهدید بکبریزاند و بمساعی حاکم و رعایا گرفتار آید بر حاکم لازم است\nکه آن فساد پیشه را مقید و محبوس عازم السلطنه بدارد و شرح\nاحوال او را بمهر قاضی و مفتی و معتبرین قوم عرضه حضور بدارد تا\nبموجب احکام الهی و سیاسات پادشاهی بجرائیکه لایقش"}
{"book": "adl0609", "page": 35, "text": "۳۲\n\nباشد برسد تا عبرت دیگران گردد .\nقاعده سی و دویم\nاشخاصیکه دیگرانرا بدعا و حیله اشیائی بخورانند و یا چیزهائی\nبنوشانند که عقل را زایل میکند و بدان سبب میخواهند\nاموال شانرا بغارت و دزدی ببرند و دیگر خیال فاسد در حق او\nداشته باشند و این معامله در نزد قاضی و حاکم مدلل شود\nلازم است که همان اشخاص را فی الفور تعزیر کنند و محبوس\nنموده بسوی دار السلطنه بفرستند ."}
{"book": "adl0609", "page": 36, "text": "۳۳\nقاعدة سی و سوم\nبر حاکم اطراف لازم است که از همه ملکان و رئیسان قریهای تعلقه\nخود را التزامها بگیرند که جمعیت دزدان و رهزنان را در قریهای\nخود جا نگذارند که بیاسیند و اموال دزدی و رهزنی را نیز در خانهای\nخود جا نگه ندارند و اگر بالفرض والتقدیر جمعی از دزدان و رهزنان\nدر قریه شان داخل شوند و یا مال را برای حفاظت در آنجا بیارند\nباید فی الفور آنها را گرفتار نموده رپوٹ آنها را بحاکم و قاضی برسانند\nقاعدة سی و چهارم\nکسانیکه بعد از اشتهار و گرفتن التزام جمعیت دزدان و"}
{"book": "adl0609", "page": 37, "text": "۳۴\n\nدر هر جا زاشب درخانه خود نگهدارند و یا مالهای دزدی شده\nدر حفظ خویش در ارند و این مدعا بر آنها ثابت شود لازم است\nدر وقت باز خواست همان دزد قطاع الطريق را با مال مسروقه\nبدست حاکم بدست دند والا بآخوذ الشان بمانند دزدان بسزا و عقوبت\nخواهند رسید که در کتب شرع اعانت بر دزدی بعینه چون دزدیست\n\nقاعده سی و پنجم\n\nبرای امنیت راهها و معابر و استراحت مسافر و تاجر بر ملکان\nو رعایائیکه در عرض راه و یا قریب آن سکونتی دارند لازم است\nنگهبانی راهها که در حدود آنها میگذرد بنمایند و نگذارند که"}
{"book": "adl0609", "page": 38, "text": "۳۵\n\nمفسدان و دزدان در حدود شان تردد نموده دست اندازی\nکنند و مسافرین را شبها در محل محفوظ جای و منزل بدهند\nپس اگر در حد و دقریه از قریها مال کسی دزدی شود بر حکام\nلازم است وجه قیمت مال موصوف را مقرون بچند شرایط\nاز اهالی آن قریه وصول نموده به صاحب مال برساند شرط او\nانکه مال کم شده اگر یالی باشد که در راه محصول ازان گرفته میشود\nلازم است داخل سیاهه بندر باینکه انمال بران گذشته ثبت\nآمده باشد و اگر در سیاهه محصول گیران داخل نشده و انشخص\nمحصول مال مذکور را نداده تاوان گرفتن انمال از اهل قریه لازم"}
{"book": "adl0609", "page": 39, "text": "۳۶\n\nندارد بلکه امراو محول بشریعت است هرگاه برکسی ثبوت کرد\nفبها و الا نه غرضدار نباشند - شرط دویم - انکه اگر مال\nموصوف از اموال تجارت نباشد و محصول از انها گرفته نمیشود\nاقلاً لازم است که ساکنان دو سه منزل که مسافر مذکور بران گذشته\nانمال و متاع را دیده باشند حاکم باید تحقیق کند که آیا شخص مدعی\nهمین مال را بتحقیق در تصرف داشت یا خیر - شرط سوم اگر\nشخص مذکور همراهان داشته باشد لازم است که همراهان\nاو بران مال واقف باشند و گواهی بدهند که در فلان\nحدود مال مذکور در نزد این شخص موجود بود و در فلان موضع"}
{"book": "adl0609", "page": 40, "text": "۳۷\n\nمفقود شد و یا مسروق گشت - شرط چهارم بهر حال لازم\nدارد که خود صاحبال بحضور قاضی سوگند غلیظ بخورد که فلان\nمال متصف بفلان وصف که قیمت آن این مبلغ بود از نزد من\nدرفلان موضع بطریق تغلب یا سرقه گرفته شده و ضایع گردید\n\nقاعده سی و ششم\n\nبعد از تحقیق شرایط مذکوره و تفحص و تفتیش زیاد چون بحاکم\nو قاضی مدلل شود که مال مذکور تلف شده پس از اهالی قریۀ\nآن حد که در قرب آن واقع است آن موضع در تقسیم آن قریه\nخوانده میشود وجه مال تلف گردیده را بموجب تقسیم تحصیل نموده"}
{"book": "adl0609", "page": 41, "text": "۳۸\nبصاحبمال بسپارد و رسید از و بگیرد و حاکم را لازم است سعی کند\nکه ملکان در هنگام قسمت بر رعایای عاجز ستم شریکی بعمل نیارند\nقاعدۀ سی و هفتم\nهر گاه رعیت آن قریه پیش از دادن تاوان مال دزد را بسر\nپیدا کرده نزد حاکم حاضر سازند و مال را بر و ثابت کنند البته\nحاکم بمردم قریه مزاحم نمیشود و بازخواست را بقرار امر کتاب الهی\nاز خود دزد می نماید و اگر بعد از دادن تاوان مردم قریه دزد مال\nمذکور را بیابند و بر و ثابت کنند لازم است که حاکم مبلغ\nتاوانرا از دزد تحصیل نموده با هل قریه مطابق تقسیمیکه تاوان"}
{"book": "adl0609", "page": 42, "text": "۳۹\nداد داند برسانند و دزد را نیز بقرار قواعد سابقه ماخوذ و معاقب\nنمایند\nقاعده سی و هشتم\nچون محض بجهت تاکید و احتیاط در معامله قتل نفس فرمان واجب\nالاذعان حضرت ظل الهی چنان شرف صدور یافته که اشخاص\nواجب القتل را که حکم شرع بر قتل آن جاری شده حکام اطراف\nدار السلطنه اختیار ندارند بقتل برسانند لهذا نگارش می پذیرد\nکه چون مرد خانه دار و زن باشوهر در تعلقه حاکمی مرتکب زنا شود\nو یا کسی دیگر یرا بعمداً مقتول نماید و بحضور قاضی انجا معامله مذکور"}
{"book": "adl0609", "page": 43, "text": "۴۰\n\nبر انکس ثابت شده قاضی حکم بر قتل او نماید لازم است حاکم\nشرح احوال او را با خودش مقید در دار السلطنه بفرستد\nتا بعد از تحقیق بسزای خویش برسد\n\nقاعده سی و نهم\n\nچون اشخاص مذکور الفوق در دارالسلطنه رسیده مرحوم\nو مقتول شوند از ورثه و بازماندگان شان جریمه گرفتن ممنوع است\nهمان قتل و رجم شان کافیست حاکم را لازم است که زیان\nمزاحم ایشان نشود ."}
{"book": "adl0609", "page": 44, "text": "۴۱\n\nقاعده چهلم\n\nهرگاه شخصی بسبب قتل عمداً گرفتار شود بحضور قاضی قتل\nعمداً بر آن شخص ثابت شد حکم بقصاص بکنند و ورثه مقتول\nدست از قتل قاتل کشیده باخذ دیت شرعی راضی شوند\nپس بر حاکم لازم است که وجه دیت شرعی را از قاتل گرفته\nبورثه مقتول تسلیم نماید و یا ضامنان معتبر وجه ازو بگیرد و نصف\nمبلغ دیت شرعی را بجرایم خزانه مسلمانان از شخص قاتل\nوصول نماید و این زجریست که حضرت ظل الهی برای حفظ\nخونهای اهل مملکت مقرر فرموده اند ."}
{"book": "adl0609", "page": 45, "text": "۴۲\nقاعدۀ چهل و یکم\nدر خصوص قتل خطا و شبه عمد انیز همین حکم است که دیت شرعی\nحاکم بعد از حکم قاضی از کسانیکه برانها لازم میشود وصول نموده\nبورثه مقتول تسلیم نماید و نصف دیت شرعی را بطریق\nمصادره جهتۀ خزانه مسلمانان وصول نماید .\nقاعدۀ چهل و دویم\nوجه دیت را که معامله قتل عمداً و خطا بقرار قاعده چهلم و\nچهل و یکم حاکم تحصیل نموده بورثه مقتول میرساند منجمله ان\nفی تومان دو روپیه جهتۀ حاکم اجازت ست که از ایشان درعوض"}
{"book": "adl0609", "page": 46, "text": "مزد تحصیل گردانند و خود حاکم متصرف شده بخرج خود برساند\nو با دیت دهندگان در خصوص محصلی معارض نباشند که\nهمان دادن نصف دیت بطریق مصادره کافیست\n\nقاعده چهل و سوم\n\nاشخاصیکه قتل شان بموجب شرع هدی است و دیت و قصاص\nندارد مانند کسی شمشیر و تفنگ و سایر اسلحه را بر روی شخصی\nمهیا کرد و اراده قتل او را دارد و آنشخص برای دفع از خود\nاو را مقتول نماید و یا نامحرمی که در حرم سرای کسی داخل شده\nبعیال و یا کنیز او اراده دست اندازی میکند و یا دزد سارقی"}
{"book": "adl0609", "page": 47, "text": "۴۴\nکه مال را دزدی میکند و بصدا و منع ممانعت نمیشود و سائر\nاقسام آن که در کتب فقه تفصیل شان مذکور است چون\nکسی مرتکب قتل این طور اشخاص شود و حاکم مطلع گردد لازمست\nکه قاتل را گرفته نزد قاضی حاضر نماید و در تحت حراست خویش\nمانند محبوس نگهدارد. هرگاه نزد قاضی هدر بودن خون\nمقتول را ثابت و قاضی سجل باو بدهد البته باید ست بی همه\nچیز رها شود.\nقاعدۀ چهل و چهارم\nمردۀ را که در محله و یا قریه و یا سرای بآثار جراحت و خفه کردن"}
{"book": "adl0609", "page": 48, "text": "۴۵\n\nو بر آمدن خون از چشم و گوش و بینی بیابند بر ساکنین انجا\nلازم است که فی الفور رپوٹ آنرا بحاکم تعلقہ و یا نائب او\nو یا قاضی و یا مفتی که در آن حدود باشند برسانند تا خو\nانها رفته بر سر مرده حاضر شوند و بحضور مردم معتبر تشریح حا\nو موضع پیدا شدن میت و کیفیت زخم و خون و سایر حادثات\nرا مفصل بنویسند پس از ان اجازت دفن او را بدهند و بی\nحاضر شدن این اشخاص اهل قریه رخصت ندارند که مرده را\nدفن کنند"}
{"book": "adl0609", "page": 49, "text": "۴۶\nقاعدهٔ چهل و پنجم\nهرگاه ولی میت بر تمامی اهل قریه دعوای قتل نماید و بقرار\nمسئله قسامت پنجاه قسم باهل آن قریه داده شود و ولی میت\nمستحق گرفتن دیت شرعی گردد بر حاکم لازم ست که وجه\nدیت را بقرار قسمت شرعی از اهالی آنجا وصول نموده بولی\nمیت برساند و ربع دیت شرعی را علاوه بر دیت جهت خزانهٔ\nمسلمانان از اهل آنجا تحصیل نماید و محصلی را بقرار قاعده سابق\nاز وجهی که بولی میت میدهند بگرداند و با اهل قریه در خصوص\nمحصلی مزاحم نباشند ."}
{"book": "adl0609", "page": 50, "text": "۴۷\n\nقاعده چهل و ششم\n\nدر هر قتلی که دیت شرعی بر خود قاتل میشود جریمه سرکاری نیز\nلازم است که برابر دیت از مال و ملک خود شخص قاتل تحصیل\nشود و اگر با الفرض و التقدیر شخص قاتل بسبب افلاس از اداء\nوجه عاجز آید و از حاکم مهلت بخواهد بعد از دادن ضامن معتبر بحاکم\nاجازت است که وجه را بمهلت تحصیل کند و اگر ضامن هم\nنداشت آن قدر مدتی که زیر این قاعده حضرت ظل الهی رقم\nفرمایند محبوس دار السلطنه خواهد بود ـ تفصیل این قاعده\nدر قاعده (۶۳) احکام شده ."}
{"book": "adl0609", "page": 51, "text": "۴۸\nقاعده چهل و هفتم\nدر هر قتلی که دیت آن بقرار شرع انور بر عاقله قاتل میشود جریمه\nسرکار را نیز عاقله او ادا نمایند برابر دیت و در خصوص\nگرفتن جریمه شان بحاکم اجازتست که بقرار قسط الی یوم\nنوروز همان سال که حسابهای عاملان قطع میشود تحصیل\nنماید تا رعایا به آسودگی ادای وجه بتوانند.\nقاعده چهل و هشتم\nاشخاصی که بسبب جراحت و دندان شکنیها و سایر جنایات\nگرفتار آیند لازم است حاکم آنها را در محکمه شرع بحضور قاضی"}
{"book": "adl0609", "page": 52, "text": "۴۹\n\nآورده با مدعی بشریعت بنشاند هرگاه بقرار شرع جنایت\nبرانشخص ثابت شد مستلزم قصاص کردد البته بقرار حکم قاضی\nدست بدست و چشم بچشم قصاص خواهد شد و بعد از قصاص\nلازم نیست که جریمه از جانی گرفته شود همان قصاص برای سزای\nاو کفایت میکند\n\nقاعدۀ چهل و نهم\nدر زخمها و جراحتهائیکه برای اقسام آن دیت شرعی در کتابهای فقه\nمقدر و مقرر است البته قاضی و حاکم آنرا بموجب کتاب عجیب\nبدان قرار حکم بردیت نمایند و در جراحاتی که وجه دیت آنها بموجب"}
{"book": "adl0609", "page": 53, "text": "۵۰\n\nکتاب محول برای و صواب دید پنچ نفر مردم عادلان است\nبر حاکم لازم است که پنج نفر مردم فهمیده دیندار صاحب فکر را مقرر\nنموده بحضور خود حقیقت زخم را بسنجد و کاغذی در خصوص\nسنجش بر آنها مهر نموده باتفاق قاضی بموجب انشخص حکم\nبر مقدار دیت بکند و جرم سرکاری هم سیاساً بقدر\nدیت گرفته شود .\n\nقاعده پنجاهم\nدر خصوص بعضی دست اندازیها و مشت جنکیها که عوام الناس\nمابین خود ها مینمایند و دیت و قصاص شرعی بسبب آنها"}
{"book": "adl0609", "page": 54, "text": "۵۱\nلازم نمیشود فرمان همایون والا آن است که در چنین ماده جریمه\nگرفته نمیشود پس اگر جانبین در زدن با هم مساوی باشند حاکم\nاختیار آن را دارد که طرفین را مدت قلیلی که از سه روز زیاده\nنباشد محبوس نماید و اگر زدن و دست اندازی بسیار از\nیک جانب شده باشد در ان وقت لازم است که ضارب\nمضروب را از خود راضی کند تا رها شود\nقاعدۀ پنجاه و یکم\nبر حاکم لازم است که در تعلقه خود اشتهارات جاری کنند\nکه مردم یکدیگر را فحش و ناسزا نگویند و بزبان خود بد الفاظی را"}
{"book": "adl0609", "page": 55, "text": "۵۲\n\nکه در شریعت غرا موجب تعزیر است جاری نکنند و نیز بر قاضیان\nو مفتیان لازم است الفاظی که بگفتن آن در شریعت تعزیر مقرر است\nدر اشتهار خودها از روی کتب فقه بزبان فارسی و افغانی بنگارند\nتا مردم عوام از حقیقت آگاهی یافته از نطق آن الفاظ اجتناب ورزند\nقاعده پنجاه و دویم\nهرگاه بعد صدور اشتهار و دانستن احکام کرد کار شخصی باین\nفعل اقدام نموده فحش و ناسزا بدیگری بگوید و در حضور قاضی\nمعامله مذکور بپایه ثبوت رسیده حسب الشرع دره زدن\nبرای او مقرر شود بر حاکم لازم است که در هر دره پنجروپیه پخته"}
{"book": "adl0609", "page": 56, "text": "۵۳\nبطریق مصادره تحصیل نماید\nقاعدۀ پنجاه و سوم\nدر خصوص اشخاصی که بسبب سکر شراب یا دیگر جنایات گرفتار\nشده از شرع بجیه تعزیر او دره مقرر شود نیز بقرار سابق\nبر حاکم لازم است که از ان شخص فی دره پنجه روپیه بطریق مصادا\nوصول نماید .\nقاعدۀ پنجاه و چهارم\nحاکم را در چند جا اجازتست که پیش از اطلاع و امضای\nقاضی تعلقه خود کسی را دستگیر نماید و بعد از حبس تحقیقات"}
{"book": "adl0609", "page": 57, "text": "۵۴\n\nاور ا بمعرفت قاضی بنماید اول مجرمی که از کدام بندیخانا\nسرکاری گریخته باشد و حاکم و یا ملازمان او آنکس را بیابند\nلازم است که محبوس نموده با کیفیت احوالش عازم\nدارالسلطنه نماید دویم شخصیکه دزد و کیسه بر مشهور\nو معروف باشد و یا رهزن معلوم دار بود و بحاکم یا ملازمانش\nدوچار شود لازم است فی الفور گرفتار شود سوم\nکسیکه علی الظاهر شمشیر بر روی کسی از غلاف برآورده\nو یا دیگر اسلحه و آلات قتل را مهیا کرده اراده زدن شخص را\nدارد دستگیر نمودن آنشخص نیز بر حاکم و ملازمان او چون"}
{"book": "adl0609", "page": 58, "text": "۵۵\nحاضر باشند لازم است چهارم شخصی که مرتکب گناهی\nشده باشد که بسبب ان گناه قتل او لازم بود و یا مال\nکسی سرقه کرده و یا گریزانده باشد و در باره آنها در دارالسلطه\nو یا تعلقهای اطراف اشتهار شده باشند و حاکم انها را بیند\nو بشناسد لازم است که محبوس نماید پنجم شخصی که\nاز دهان او بوی شراب میرود در حالت سکر در کوچه ها\nو بازارها تردد مینماید لازم است که او را گرفتار نموده نز د قاضی\nحاضر سازد ششم شخصی که در حالت نقب زنی\nو یا بالا شدن بر عمارت کسی هنگام شب گرفتار شود و یا"}
{"book": "adl0609", "page": 59, "text": "۵۶\nکسی او را دستگیر کرده نزد قاضی حاضر کرده بآنچه حکم قاضی\nشود امضا نماید و همچنین است حکم کسانیکه در حالت ارتکاب\nآتش زدن خرمن یا عمارت کسی و یا دیگر ضرر مالی و جانی\nبدست ملازمان حاکم بقید بیفتند شخصی که بحضور ملازمان\nحاکم و یا خود حاکم شخصی را فحش و ناسزا بگوید که بدان سبب ان\nشخص واجب تعزیر میشود آنرا نیز لازم است گرفته در نزد قاضی\nحاضر نماید و حسب الحکم شرع معمول دارد\nقاعده پنجاه و پنجم\nبغیر مواقع مذکور که در قاعده سابقه بتفصیل ذکر شد حاکم را"}
{"book": "adl0609", "page": 60, "text": "۵۷\nاجازت آن نیست که احدی را بی حکم قاضی شرع محبوس\nنماید و اگر با الفرض و التقدیر بنا بر غرض نفسانی ماسوای\nمواقع مذکوره یکی از رعایا را محبوس نمایند و از جانب قاضی\nواقعه نویسان و یا خود محبوس احوال بسمع مبارک برساند\nالبته از حاکم باز خواست شدید بعمل خواهد آمد\nقاعده پنجاه و ششم\nمحض بجهته رفاهیت رعایا و آسایش برایا فرمان همایون\nچنان شرف صدور مییابد که بغیر حاکم احدی را اجازت\nمحبوس کردن کسی نیست پس اگر شخصی از معتبرین ملکان"}
{"book": "adl0609", "page": 61, "text": "۵۸\n\nو کلانتران احدی از رعایا را بخانه خود محبوس نماید و این\nمعامله بحضور قاضی بر و ثابت شود لازم است که حاکم مبلغ\nپنصد روپیه پخته کابلی از ان شخص تحصیل نماید\nقاعدۀ پنجاه و هفتم\nشخصی که برای غرض نفسانی و برآوردن مطلب خویش\nدیگری را تخویف و تهدید نماید که بفلان کار اقدام نما والا نه\nدر خصوص تو بحاکم رپورٹ خواهم کرد که اموال فراریان در خانۀ\nاوست و یا مردم باغی و اخراجی را معاونت میرساند\nبر حاکم لازم است اینچنین اشخاص فساد پیشه را بعد از ثبوت"}
{"book": "adl0609", "page": 62, "text": "۵۹\nفی الفور محبوس نموده معه شرح احوالش عازم دارالسلطنه بدارد تا در اینجا انچه از حضور درباره او صادر شود اسمی حاکم آن فرمان نوشته میشود که از قرار فرمان عمل کنند .\nقاعده پنجاه و هشتم\nبحکام اطراف اجازت است که در معاملات قروضی میان رعایا که انفصال ان بواسطه حاکم بشود و حق صاحب حق بمساعی او بمرکز خود قرار گیرد همان مبلغی که بصاحب حق میرساند فی تومان دو روپیه پخته بطریق مزد تحصیل بگیرد"}
{"book": "adl0609", "page": 63, "text": "قاعده پنجاه و نهم\nهر گاه شخصی شخصی را بکشد جرم سرکار برابر دیت مقرر است\nو هرگاه قصاص شد چنانکه دیت موقوف است جریمه هم\nموقوف است و اگر وجه دیت که بر عاقله مقرر است پوره و\nکامل جمع شد و جریمه سرکار از ملک و مال قاتل پوره شد\nاز مال برادر و خواهر و پدر و مادر و برادر زاده و خواهر زاده و\nعمو و خاله و عمه و عموزاده و خاله زاده و عمه زاده حکم است که پوره\nشود و اگر شخصی دیت خود را تمام یا یک حصه یا دو حصه یا پیش یا\nکم بخشید سرکار جریمه خود را نمی بخشد و پوره میخواهد تاسد"}
{"book": "adl0609", "page": 64, "text": "ابواب قتل وخون ریزی بعمل آید و کسی آسان آسان\nبقتل کسی اقدام نکند\n\nقاعدۀ ششم\n\nیک وارداتی یا معامله یا دعوائی بیک شکل و صورت برای\nفیصله و غور رسی نزد حاکم آورده شود و حاکم مذکور که قاعدۀ های\nکتابرا به بند میشود که بقرار عبارت و مدعا هم شکل همان دعوے\nکه آورده شده است درین کتاب نیابد و حاکم مذکور حیران خواهد\nشد که از روی کدام قاعده عمل بکنم نا لاچار خواهد شد از دل خود\nتجویز خلاف قاعده کرده فیصله خواهد نمود بنا بر آن حکم تاکید فرمود"}
{"book": "adl0609", "page": 65, "text": "۶۲\n\nمیشود که هرگاه دعوی چنان پیش شود که درج قواعد این\nکتاب نباشد لازم دارد که صورت دعوی مذکور را هر حاکم به\nشرح و تفصیل عرضه حضور بدارد و از حضور مهر ظهور دستور\nالعمل آن داده میشود اگر لازم شد برای آینده بر طور اصلاح\nاینچنین قواعد درج کتاب کرده میشوند مگر قطعی حکم است که\nحاکمان تجویز ورای خود بر خلاف قواعد مندرجه کتاب بغیر\nفرمان و دستورالعمل هیچ کاری نکند.\nقاعده شصت و یکم\nهرگاه شخصی قوم دار و صاحب غرت کسی را کشت از خود او"}
{"book": "adl0609", "page": 66, "text": "۶۳\nو قوم او جرم بسیار و دیت شرعی گرفته شود چرا که این آدم\nبسبب قوم و عزت خود مینازد و شخص غریبی را بناحق از\nزندگی نا امید میسازد - هرگاه شخصی غریبی شخصی را کشت\nهمانست که بقرار شرع شریف از نزد او دیت گرفته میشود\nهر گاه از وجه دیت اضافه ماند بقرار قاعده مسطوره پنجم و نهم\nگرفته می شود\n\nقاعده شصت و دویم\n\nهرگاه شخصی سوگند با و راجع شود واو سوگند نخورده\nبفدیه سوگند چیزی بدهد در باب جیران حکم والا چنانست"}
{"book": "adl0609", "page": 67, "text": "۶۴\n\nهرکسیکه قسم باو راجع میشود و قسم نمیخورد ملامت است یا\nقسم بخورد یا از غرامت دعوی و جرم براید\nقاعدۀ شصت و سوم\nدر باب شخص قاتل که از شرع شریف حکم دیت بالای\nخود او شده بعاقله او تعلق نمی گیرد و خود او بی استعداد\nو جایداد میباشد که وجه دیت را رسانده نمیتواند حکم والا\nچنان است که بندی میباشد و کل کار میخواه حرفۀ دیگر میکند\nکه هر چه پیدا کند و از اخراجات آن زیادتی کند بصاحب دیت بدهد\nو اگر حرفۀ او محض اخراجات او شود خود بندی می باشد و اگر زیا"}
{"book": "adl0609", "page": 68, "text": "۶۵\nشود اجرت او بصاحب دیت داده شود والا خیر بند\nباشد واکر صاحب دیت دیت خود را ببخشد یکسال\nاز برای بیت المال خدمت کند و باز رها شود و جرم\nبیت المال ازین چنین آدم همین است\nقاعده شصت و چهارم\nهرگاه در محله یا قریه یا سرای شخصی مقتول شود و ور\nقاتل انرا نشناسند و بر مالک مقتل جای دعوی نکنند\nبعد از انکه قاضی شرع شریف و حاکم ملاحظه مقتول و جراحات\nعث\nاو را نمودند حکم حضور انور اعلیحضرت والا سیاستا از با"}
{"book": "adl0609", "page": 69, "text": "۶۶\n\nدفع خون ریزی ازین قرار است که هفت هزار روپیه پنجه کابلی\nدیت و جریمه آن از مردم چهار اطراف موضع مقتل باگرفته\nشود بدین طریق که فی نفر بالغ مذکور پنچروپیه کابلی گرفته شود\nتا وجه هفت هزار روپیه کابلی پوره شود بزن و شیخ فانی وصغیر\nغرضدار نشوند اول از نفری قریه قریب گرفته شود و باز ثم\nفثم تا هر جا پوره شود مبلغ مذکور بحصول برسد و هرگاه مردم\nمذکور قاتل را بدست دادند دیت و جریمه گرفته نمیشود و این وجه\nدیت حکمی که حصول شود مناصفه ان حق ورثه و مناصفه ان\nجریمه سرکار است"}
{"book": "adl0609", "page": 70, "text": "٦٤\nفقره شصت و چهارم بقرار دستخط مبارک اعلیحضرت تاجدار ی جهاپشد\nقاعدهٔ شصت و پنجم\nاگر شخصی بقتل برسد و ورثهٔ آن دعوی قتل مورث خودرا بر شخصی\nمعین در محکمه ننماید و قبل از ثبوت قتل بمبلغ معینی مصالحه\nکنند درینصورت که با بین خودها مصالحه می کنند معلوم است\nکه شامل قتل مقتول میباشند زیرا که هر گاه قاتل نباشند چگونا\nقبل از ثبوت مصالحه می کنند سرکار والا از جرمیه نمیکندرند\nباید جریمهٔ سرکار گرفته شود و گرفتن جریمه محض آنست\nکه سد باب قتل و آدم کشی شود ."}
{"book": "adl0609", "page": 71, "text": "۶۸\n\nقاعدۀ شصت و ششم\nبمخصوص اشخاص فراری که بواسطۀ جنایت از حضور فرار\nولایات و محالات علاقۀ دولت خداداد شده و یا میشوند بدو\nنوع حکم فرموده میشود اول اشخاصیکه در ولایات علاقۀ دولت\nخداداد یعنی قندهار و هرات و ترکستان و قطغن و بدخشان\nفرار شده و یا میشوند در هر قریه و قشلاق که برای شان نائب الحکومه\nجای داده است و میدهند باید حاضری ایشانرا هر روزه ملک\nو ارباب همان قریه و قشلاق ملاحظه کند و در هفته یکمرتبه فوجدار\nو ماه یکدفعه حاکم ماتحت نائب الحکومه و در سال سه دفعه نائب الحکومه"}
{"book": "adl0609", "page": 72, "text": "٦٩\nاز حضور خود آدم مقرر کنند که حاضری ایشانرا ملاحظه کنند\nو اگر شخصی از فراری مذکور غیرحاضر شود ارباب و ملک و چوبدار\nبحاکم و حاکم بنائب الحکومه اطلاع بدهد و نائب الحکومه تفحص\nکرده اگر پیدا نشد بحضور اطلاع بدهد که از حضور برای حاکم\nوطن مالوف او فرمان شود که اگر آمده باشد اورا دستگیر کرده\nبحضور ارسال دارد که بازخواست فرموده شود — دوّم\nاشخاصیکه در محالات مثل فراه و پشت رود و میمنه و امثال آن\nکه فرار شده و یا میشوند در هر قریه و قشلاق که حاکم برای\nایشان جای داده و میدهد حاضری ایشانرا هرروزه ملک"}
{"book": "adl0609", "page": 73, "text": "دار باب همان قریه و قشلاق ببیند و ماهی یکمرتبه فوجدار حاضر\nملاحظه کند و حاکم محال اگر جای فراری مذکور تا شش کروهی\nحکومتی حاکم نشین باشد در سال سه دفعه بحضور خود خواسته\nخود حاکم حاضری به بیند و اگر دور باشد در سال سه مرتبه از\nحضور خود آدم مقرر کند که حاضری ایشانرا ملاحظه کند اگر خیرخواه\nبودند بقرار فقره اول معمول دارند\n\nقاعده شصت و هفتم\n\nدر خصوص شخصی که بقتل شخصی گرفتار شود در محکمه شرعیه اثبات\nقتل بر او شده اهالی محکمه شرعیه حکم بر قصاص او بقرار شرع کنند"}
{"book": "adl0609", "page": 74, "text": "۷۱\nو بحضور اعلیحضرت والاهم امضا فرموده شود که بورثه مقتول\nسپرده شود که بقصاص برسانند پس در ینوقت دو قسم\nکیفیت پیدا شود قسم (الف) و قسم (ب) قسم (الف)\nاین است که شخص قاتل را بدست ورثه مقتول میدهند که\nقصاص کنند ورثه مقتول بعوض یک مبلغی از قتل او گذشته\nصلاحیت می کنند مثلاً میگوید که بمبلغ یکهزار روپیه پخته\nاز قصاص گذشتیم قاتل هم راضی میشود پس درینصورت\nهرگاه در ورثه مذکور صغیر باشد حق صغیر شرعاً وصول شود\nو حق ورثه کبیر بقرار رضامندی جانبین که قبول کرده اند گرفته"}
{"book": "adl0609", "page": 75, "text": "۷۲\n\nشود و برای سرکار مناصفه وجه که برای ورثه کبار و صغار قبول\nکرده و داده جریمه گرفته شود تا کرتیا رسانیدن مبالغ مذکور محبوس\nباشد - قسم (ب) آن است که بعد از اثبات شرعی ورثه\nمقتول مجانا بلا بدل عفو کرد دیگر صغیر در ورثه مقتول باشد\nحق او بقرار امر شرع از قاتل گرفته شود در باب جریمه سرکار\nقاتل مذکور یا مبلغ یکهزار روپیه پخته کابلی جریمه میدهد و یا بعد از\nوقتیکه او را ورثه مقتول عفو کرده مدت دو سال کامل محبوس\nبا مشقت بوده باشد یعنی کارهای تعمیر و سرک و امثال آن\nبالای او کرده شود تا موعد حبس او پوره شود"}
{"book": "adl0609", "page": 76, "text": "۷۳\n\nقاعدۀ شصت و هشتم\n\nاگر شخصی بقتل برسد و ورثۀ آن دعوای قتل بمورث خود را\nبرشخصی معین از غیر مردم محله مقتل بنمایند و بثبوت شرعی ثبوت نشود\nچون شخصی مدعی بشریعی خلاص میشود و بر مردم محله مقتل\nاز جهت اینکه مدعی را ورثه از غیر محله مقتل گرفته است شرعاً\nچیزی لازم نمیشود درینصورت بواسطه وجود مقتول بنا\nبر انسداد قتل و آدم کشی از حضور انور والا حکم است که\nنصف دیت جریمه از همان اسامی که در ذیل قاعدۀ\nشصت و چهارم کتابچۀ حکومتی هده است جریمه گرفته شود"}
{"book": "adl0609", "page": 77, "text": "٧٣\n\nتا سد باب قتل و آدم کشی شود\nقاعده شصت و نهم\n\nاگر شخصی مقتول شد و ورثه آن شخص معین را از اهل\nمحله و مقتل مدعی بگیرند و دعوی قتل مورث خود را بنمایند\nو بشرعی ثبوت نتوانند چون شخص مدعی مذکور بشرعی خلاص میشود\nو اگر باز ورثه بر مردم محله و مقتل رجوع نموده دعوی نمایند\nشرعی دعوی اوشان شنیده قسامت میشود بصورتیکه\nقسامت شد دیت بقرار شرعی و جریمه موافق کتابچه حکومتی\nگرفته میشود والا ورثه بر اهل محله و مقتل رجوع و دعوی نکنند"}
{"book": "adl0609", "page": 78, "text": "۷۵\nبر اهل محله مقتل هم چیزی لازم نمیشود درینصورت که ورثه\nبر اهل محله مقتل رجوع و دعوی نکنند و دیت شرعاً\nخلاص شود سرکار والا بواسطه وجود مقتول بنا بر دفع\nخون ریزی و سد باب ادم کشی از جریمه نمیگذرند هرگاه\nشخصی مقتول مذکور را حاکم و قاضی بقرار سرشته دیده تصدیق\nنمایند که کشته شده از حضور والا حکم است که مناصفه دیت\nکه یکهزار و هفتصد و پنجاه روپیه پخته کابلی بوده باشد بطور\nجریمه سیاسئتا از اهل محله مقتل زجراً گرفته شود و گرفتن\nجریمه محض انست که سد ابواب ادم کشی کردد."}
{"book": "adl0609", "page": 79, "text": "۷۶\n\nقاعده هفتادم\n\nبخصوص نفریکه به فقرهٔ قتل محبوس شده و بقرار شرعی\nثابت گردیده شرعاً حکم دیت از جایدا دخود شان میشود\nو از خود جایدادی ندارند در کتابچه حکومتی سابق حکم بود که بندی\nبوده گل کاری و یا حرفه دیگر نمایند و آنچه از مخارج شان\nزیاده شود بصاحب دیت داده شود چون در اینصورت\nمحبوسی این چنین نفری زمان دراز میشود بنابران از حضور\n(اعلیحضرت) بقرار ذیل حکم فرموده شده\nالف و ب ـ الف آنچه جایداد شان باشد حصول"}
{"book": "adl0609", "page": 80, "text": "۷۷\nشده برای ورثه مقتول داده شود اگر دیت را پوره کرد خیر\nو اگر پوره نکرد از محکمه شرعیه معلوم کرده شود هرگاه شرعاً تا\nوقت رسانیدن دیت حکم حبس بود محبوس باشند اگر\nشرعاً حبس شان لازم نمی شد بقرار فقره (ب) معمول داند\n(ب چونکه شرعاً بباعث رسانیدن دیت حکم حبس نشد\nهر شخصی از پنچسال محبوسی او زیاده باشد ضامن داده رها\nشود و اگر از پنچسال محبوسی او کمتر باشد محبوس باشند\nتا پنچسال محبوسی او پوره شود بعد از پنجسال ضامن داده رها\nشود ."}
{"book": "adl0609", "page": 81, "text": "۷۸\n\nقاعده هفتاد و یکم\nدر باب نفری فراری هائیکه از حضور اعلیحضرت خاقان خلد\nمکین (ضیاء الملة و الدین) مرحوم و از حضور انور اعلیحضرت\n(سراج الملة و الدین) سرکار والا و نائب السلطنه بواسطهٔ\nخیانات و جنایات در ولایات و محالات دولت علیه\nخداداد افغانستان در سنوات گذشته فرار شده اند و یا\nدر آینده از حضور والا نائب السلطنه فرار میکردند و خود ایشان\nفوت شده عیالهای شان با پسران و دختران صغیر و صغیره\nاز آنهابی سرپرست میماند که گشتمندی از دست شان"}
{"book": "adl0609", "page": 82, "text": "۷۹\nنمیشود بصورت دستور العمل امر میشود\nنفری فراری مذکور سه قسم است - الف - وب - وج -\nالف اسامی معتبر- ب نفری متوسطین- ج نفری غریبه\nدر باب الف چونکه اولاده اولاده اسامی لازم نیست که در وطن خودها\nواپس بیایند. در باب ـ ب شرارت انها دیده شود اگر از پدران\nشان شرارت قوی سرزده باشد مثل الف است\nدر باب ج به تفصیل فرموده میشود .\nدر باب الف مثل فقراتیکه در باب ب وج یاد میشوند مثل آن نفری\nدر ذیل آن می رود و اگر هیچ کس از خودها"}
{"book": "adl0609", "page": 83, "text": "۸۰\n\nنداشتند که سرپرستی خودشان و ملک داری شان را\nبکنند پس درینصورت ضرور میشود که تا بلوغ همان ملکی که\nبرای شان داده شده بود ضبط شود و عوض آن جیره\nداده شود وقتیکه بالغ شد همان زمین او واپس داده شود\nکه کشتمندی کنند.\nدر باب ب اگر پدران شان شریر بودند آنها مثل الف\nو اگر شرارت شان کم بود مثل ج\nدر باب ج هر گاه اولاد کبیر مردینه باشد البته مثل پدران خود"}
{"book": "adl0609", "page": 84, "text": "۸۱\nخود کشتمندی خواهند کرد هرگاه اینطور باشد که هیچکس\nاز آنها برای کار نمانده باشد بازدید شود که عمو و عموزاده\nو قوم شان در آنجا مانده است یا نه هر گاه مانده باشند زمین\nو اولاد فوتی بانها سپرده شود که سر پرستی ملک و\nخودشان را نمایند تا آن با بتن بلوغ برسند و قابل کار\nشوند بعد زمین خود را کشت کنند مثلاً قوم و خویش اطلاق\nبآن میشوند که یک جماعه یکجای قرار شده باشند مثل اینکه\nدر جبل السراج دو قوم یکجا شده با هم جنگ کردند بحضور\nتحقیق شد (۳۰) نفر از یک جماعه و (۳۰) نفر از دیگر"}
{"book": "adl0609", "page": 85, "text": "۸۲\n\nجماعہ حکم فرار شدند (۳) نفرشان ده ده نفر تقسیم شدند که ده\nنفر در هرات و ده نفر در میمنه و ده نفر در ترکستان فرار شدند\nما همین ده نفر را قسم قسم شریک میدانیم وقت جنگ\nهمراه مقابل تیار بودند باید در وقت مصیبت هم شریک\nباشند از جمله همین ده نفر پنج نفر مرد قابل کار داشت\nو هر پنج نفر فوت شدند و باقی شان صغیرست تا وقت\nکبیر شدن صغیر ها یا تا وقت زنده ماندن بیوه ها باید زمین\nشانرا همان پنج نفر زنده گرفته سرشته زمین و اولادشانرا\nبکنند و اگر اینطور بود که همین قسم غم شریک هم نداشته"}
{"book": "adl0609", "page": 86, "text": "۸۳\n\nو از قسم جیم بود و یا از قسم دوم ب بود بحضور نائب السلطنۀ\nعرض کند و نائب السلطنه آنها را در کابل خواسته تسلیم\nاقوام شان نمایند وقتیکه در کابل خواسته شدند ملک‌ها\nشان که ضبط شده واپس داده نمیشود قوم شان سررشتهٔ\nشانرا بکنند و زمین کشت‌مندی شان که در آنجا داده شده واپس\nگرفته میشود مُخلّص مدّعا اینکه از قسم الف و از قسم اول ب\nب‌هیچ صورت واپس در وطن خود تا آمده نمیتوانند چرا که\nسرکار برای آنها جیره بقرار شرح فوق مقرر فرموده اند از قسم\nدوم ب و از قسم ج همان است که واپس در وطن خواسته"}
{"book": "adl0609", "page": 87, "text": "۸۴\nمیشوند و در آمدن آنها دو فقره حکم میشود فقره اول و فقره دوم\nفقره اول هر گاه از خود استطاعت داشتند بقرار امر\nنائب السلطنه بخرج خود خواهند آمد مگر آدم سرکاری همرا\nشان بیاید فقره دوم هر گاه بی استعداد بودند بخرج سرکار\nآورده شوند خوراکه و پوشاکش بقسم ضعفاء داده شده آورده\nشود دو فقره دیگر هم لازم است فقره اول میشود که یک شخصی\nفوت شده باشد و از او یک زن و یک طفل شیر خواره\nو یک دختر جوان مانده باشد همان دختر جوان عروسی\nکرده باشد باید که سررشته خشو و خسر پوره شیر خواره"}
{"book": "adl0609", "page": 88, "text": "خود را بمان داماد بکند مگر برای آنها هم سرکاری ملک دادہ\n\nنمیشود\n\nفقره دوم - ہر کاوبی کس بود مثل اینکه ذکر شدہ ببوڈن\nآنجا راضی بود و بقسم گدائی یا مزدوری اوقات خود را\nمیگذرانید کره نیست که حکما آورده شوند\n\nتمام شد کتابچه\n\nدستور العمل حکامها مورخه\n\n۱۳۹۸\n\nیوم شنبه ۵ عقرب"}
{"book": "adl0609", "page": 89, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0609", "page": 90, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0609", "page": 91, "text": "[ILL]\n[ILL]\n\n۵۰\n۱۵\n۲۵\n۲۰"}
