{"book": "adl0551", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0551\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/5x69p8hm\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0551", "page": 2, "text": "ای نام تو راحت دل وجان\nمایه در حمت بر ابوان\nکاری که بر تو کل تو کردم ابتدا\nیا رب بفضل خویش رسانش بانقبا\nچون شمس النهار آشکارا\nذرات کو نیاست پیدا\nهر سبزه که از زمین برآید\nبر وحدت تو زبان کشاید\nمطبوعهٔ یوم پنجشنبهٔ پانزدهم شهر ذیحجة الحرام سنه ۱۳۱۹\nنقشهٔ اشتهار واجب الاظهار شمس النهار\nشرح قیمت اخبار\nدر صورت عدم ادای پیشکی\nششماهه پیشکی\nسالیانه عه روپیه چهره شاهی\nسالیانه عه روپیه چهره شاهی\nعه روپیه چهره شاهی\nقیمت اخبار متفرقه یع اخبار ..... ده انه\nهر کسی که سوای دادن زر قیمت اخبار بنام خود اخبار بند سازد تا زمانی که زر قیمت اخبار\nادا نکند قیمت اخبار به ذمه اش محسوب شده در وقت حساب از او گرفته خواهد شد\nو تفصیل قیمت اخبار که در نقشه مندرج است امرای کامکار و روسای نامدار و نوابان\nراجگان و والیان ملکی ازین حساب مستثنی هستند اوشان هر چه از روی فیاضی و فیض\nرسانی موافق شان و شوکت و ناموری خود عطا و مرحمت فرمایند زیبا و شایان است"}
{"book": "adl0551", "page": 3, "text": "۲\n\nلهذا از کرم گستری و فیض بخشی اوشان امید قوی و رجای واثق این است که هرگاه این اخبار\nدر خدمت با عظمت اوشان برسد آن را از روی عالی همتی و بلند حوصله کی خود منظور نموده\nبنده وقایع نگار را باصدار پروانه فیض نشان مشعر بر منظوری خریداریش عزت و افتخار بخشند\n\nاشتهار\n\nبر آئینه ضمیر صاحبان فضل و کمال و والیان با عز و جلال مخفی و محتجب نماند که در این اوان\nسعادت اقتران که خلایق ممالک افغانستان و ترکستان بزیر سایه همایه پناه بندگان اسکندر\nشان اشرف امجد امیر شیر علی خان بهادر ادام الله عمره و اقباله و اجلاله در نهایت امن و امان\nاسایش دارند و همواره دعای دولت ابد مدت مینمایند و رعایا و شرفای این دیار متوجه بخار\nگردیده شوق دیدن اخبارات و حصول فواید از آن ورزیدند لهذا اقل العباد میرزا عبد العلی\nحسب الفرمايش احباب اخبار صدق اثار سمی بشمس النهار را در مطبع کابل جاری نموده\nاخبارات صدق اثار ترکستان و بدخشان و بخارا و هرات و روس و قندهار و غیره حدودات\nرا از دفاتر سرکار والا تبار حاصل نموده در این اخبار درج نموده خواهد شد و مهماً امکن سعی\nاین خواهد بود که خبر بازاری و پوچ هرگز در این اخبار درج نگردد قیمت این اخبار بمدت العهد در سال\nده روپیه و بمدت ششماهی ده روپیه و بخدمت صاحبان مطبع به عوض مبادله اخبار پیشکش\nنموده خواهد شد و صاحبان ایالت والا همت قیمت اخبار بجوادی و فیاضی ایشان گذاشته شده\nو محصول ڈاک کابل الی پشاور و محصول ڈاک سرکار انگریزیه نیز بذمه صاحب مطبع خواهد بود چنانچه\nبالفعل پارچه اخبار بخدمت صاحبان والا همت فرستاده امید که هر یک از صاحبان شایقین\nذی شان\n\n۲۳۰۱\nقرار دادیم ما"}
{"book": "adl0551", "page": 4, "text": "۳\nشمس در بهار زمان امیر شیر علیخان در سیغنه ورق\nذی شان که خریداری اخبار صدق آثار شمس النهار کابل را منظور داشته باشند گرامی نامه\nمنظوری خود را اسمی اقل العباد میرزا عبدالعلی مهتمم مطبع شمس النهار کابل ارسال دارند\nتا اسم شریف ایشان درج رجستر گردیده همیشه وار پارچه اخبار پر بهار شمس النهار ارسال خدمت\nمبارکشان گردد و در وقت رسیدن پارچه اخبار اگر کدام صاحب خریداری اخبار را منظور\nنظر کیمیا اثر نباشد پس حاجت واپسی پارچه اخبار نیست امید که بذریعه نوازش نامه خود\nاطلاع فرمایند که در صورت واپس فرستادن پارچه اخبار اولا بخدمت جنرل پوسته ماستر صاحب یکا\nمیرود و اما نجا بعد مرور چند ماه در مطبع واپس میرسد بنابران با باعث عدم اطلاع نامنظوری\nاخبار از این جا اخبار همیشه علی الاتصال بخدمت اوشان فرستاده خواهد شد و برای آن قدر\nمدت قیمت اخبار بر ذمه اوشان واجب الادا خواهد گشت و از صاحبان مطابع که اخبار ها\nبطور پیشکش بخدمت مبارکشان فرستاده میشود التماس اینکه بعوض اخبار ها پارچه اخبار\nمطبع خود مرحمت نموده هفته وار فرستاده باشند و مضمون اشتهار هذا را تا دو ماه کامل در\nاخبارات خود درج فرموده باشند که ممنونی و مشکوری حاصل خواهد شد و هر صاحب خریدار\nکه مبلغ قیمت اخبار رو عرضی یکماه ارسال نماید بپرچه پیشکی حساب خواهد شد و بعد یکماه ساالیانه\nوحصه روپیه بر ذمه شان محسوب خواهد شد\n\nاطلاع ضروری\nبخدمت صاحبان خریداران اخبار پر بهار شمس النهار کابل واضح باد که از جهت قیمت اخبار\nهر گاه مبلغ عنایت نمایند بذریعه هندوی بدکان چیله رام شکار پوری که دکان اصلی وی"}
{"book": "adl0551", "page": 5, "text": "۳\n\nدر امرت سر و کلکته دی لد کابل است هندوی باسم شاه جویاری درمنی ارسال فرمانی\nو بر سرنامه خط تحریر فرمایند که خط هذا در بالاحصار کابل در مطبع شمس النهار کابل نزد میرزا بند\nالعلی مهتم مطبع شمس النهار کابل برسد :: و چونکه بفرستادن مبلغ هندوی بکابل بیجنت عالی\nصاحبان ذیشان هندوستان دشواری بنظر می آید و نوٹ سرکار انگریزی جابجا در این ملک فروش\nندارد بنا بر آن بلحاظ سہولیت احباب خریداران اخبار پر بهار شمس النهار کابل عرض کرده میشود\nکه عالیجاه حاجی حسن خان صاحب مهتم داک خانه کابل مقیم پشاور اجنٹ مطبع مقرر کردید و اطلاعا\nبخدمت صاحبان والاشان خریداران اخبار پر بہار شمس النهار داده میشود که هر وقت خط و\nکتابت یا ارسال هندوی یا نوٹ که مطلوب داشته باشند بر سر نامہ خط خود این قدر عبارت درج\nکرده باشند که خط هذا در پشاور در داک خانہ کابل نزد عالیجاه حاجی حسن خان مہتم داک خانه کابل\nرسید ہ بوساطت اوشان نزد میرزا عبد العلی مہتم مطبع شمس النهار کابل برسد امید است\nبلا توقف خواهد رسید و خطی که در آن هندوی باشد رجستری باید ماتلف نشود و بحاجی حسن خان\nنوشته شده اوشان همراه پوست ماستر صاحب داک خانه استقامی خواهند کرد تا بمجرد رسیدن خط\nنزد اوشان برسد انشاء اللہ امید است که درین صورت حرج در رسیدن خط نخواهد شد\n\nاشتہار ضروری مفید عام\n\nالحمد لله که ہنگام ترقی علوم است اسباب افزائش فنون و علوم در این مرز و بوم است مه طفل\nدبستان علامہ زمان گشته با بچه خوان مشهور زبان ان که سابق ازین حصه اول کتاب مفید عام\nبه دو لغت یعنی اردو و انگریزی مطبوع و مشتهر شده ہزاران شایقین هر دو زبان را بسمت اموزگان\n\nلطف"}
{"book": "adl0551", "page": 6, "text": "لطف زبان دانی بخشیده و بپایه کمال رسانیده بود هندبان در زبان انگریزی علم مہارت کامل\nنداشتند واہل بویہ پازانسان در دو خط وانی بر داشتند حالا سه حصه باقیه یعنی جلد دوم جبلدوم\nسیوم و جلد چهارم آن در چهار زبان انگریزی و فارسی وانگریزی وارد و باشد تالیف شده چاپ طبع\nمیپوشد براینه نفعش خواص و عوام را تمام و هر مبتدی و منتهی را فایده تام خواهد بود با ل هر مانده را انچه یاران\nضرورتا وقت یکی بدین کتاب موجود است روز فزون استفاده شلش در عالم مثال مفقود اگر منبع\nعلومش کوئی رو است اگر مخزن رموزش خوانی زیباست نزارتش معلم باسرا به علم وادب افزا\nومطالعه بش معلم با هداج علماء مرتقی فزايده شهر و چهار زباش بشتر حه کوس لمن الملکی نت\nمگر عمری در مطالعه کتب صرف کند تا بقدر استعداد و مهارت حرفی حاصل نہ آید کہ بمطالعه این\nکتاب بفرصتی قلیل و بناید اگر زر خطیر ومال کثیر خرج نماید لیاقتی و قابلیتی باین مرتبه میسر نگرد که به\nشش روبه قیمت این در حصه باشد بحصول انجام از آنکه قلیل الالفاظ و کثیر المعانی ست بی\nدرکوزه آره خیره لاثانی است از این که قیمش ارزان و فوایدش فراوان است در نفع خلایق مجو\nبقدری باران ست شش هزار لغات روز مره از هر چهار زبان در ان مهیایند و حروف تهجی\nیکی از انها و جمله اقسام حروف انگریزی و طریق صحت تلفظ هر زبان زبان دیگر از بین سه اربعه\nم طریق اشتقاق و دستور انشا در این کتاب مرقوم است و روز مره هرگونه گفتگو بطور سوال وجوا\nدر معاملات دنیاوی دیاری تحریر کاغذ ضروری و مکاتیب و غیره و امثله وصرف و نحو بر چهار زبان\nحساب و جغرافیہ مع نامور نقشجات وتواریخ معتبر وسلاطین و دی زمین مع جمیع تصاویر فرمانی\nروایان انگلستان وایران و روس و غیرهم و اهمیت زبانهای مذکوره واقسام نظم و نشرانها دیگر\nمضامین ضروری و کارآمد و غیره مندرج کتاب ها گردیده و نیز آن وقت ہے کہ در حصۀ اول مانده بود"}
{"book": "adl0551", "page": 7, "text": "در اینها حل شده امید که شایقین بعد از وقوف بر این همه فواید بغایت و قلت قیمت همت بر\nخریداریش کارند و غفلت و تساہل روا ندارند همانا لعل پاره های نمایانند که بقیمت خزف ریزه بابد\nمی آیند و با کهربا با است تابند که بی شبهه بار کرشمہ می ارزند خریدارانش را باید که درخواستهای خا\nمع زرقیمت در مطبع هذا ارسال فرمایند و به زودترین اوقات بی تعب محنت اعلی درجہ فضیلت حاصل\nنمایند اکثر درخواستهای رسانزدم رسیده اندلیکن انتظار اینست که بعد وصول صدر در خواست\nدیگر مع زرقیمت مجلدت بر انطباعش نموده ارسال خدمت شایقین خواهیم نمود التماس بخدمت\nمہتممان اخبار - هر صاحب مہتم اخبار این اشتهار را سه تبہ از راه عنایت درج اخبار خود فرما\nتا یکجلد کتاب ہذا پیشکش خدمت لازمان فرستاده آید العـبـد\nسید حضرت علی مہتمم مطبع نصرت المطابع دہلی واقع فراش خانه\nخبر لندن\nاز اخبار راجپوتانه منقول است که یک انگریز ولمن بصاحب زن خود را باین سب کہ زن وی چند\nدفعه با دیگر مردم بصیغه بدفعلی قرار شده بود طلاق داده بود و با یکه یکره خستر بموجب قواعد مذهب\nو آئین خود گفتگوی مناکحت وعده کرده بود بعد از چند ایام بسبب خبر اتفاقی زن سابقه خود است\nشده نکاح جدید منعقد ساخت و دختری را که با وی وعده نکاح کرده بود واگذاشت دختر مرغ\nچون دید که زن و شوہر باہم درست شده من ازین معامله محروم ماندم این امر را باعث بدنامی خو\nدانسته از حلف وعده ولمن صاحب نالش کرد که این شخص با من وعده کرده بود که من ترا نکاح می کنم\nحالا عهد خود شکستانده مرا موقوف نموده بازن سابقه خود سازش کرد درینباب دعوی خود را\nباثبات"}
{"book": "adl0551", "page": 8, "text": "باثبات رسانید عارضه احکام حکم شد که مبلغ سی هزار روپیه بطور جرم عهد شکنی از دلسن حیات\nگرفته بدختر مذکور داده شود چنانچه دادند حالا دختر مذکور میخواهد که شوهر دیگر کند ::\n\nخبر امریكا یعنی دنیاء نو\n\nصاحب مهتم اخبار عالم كمال اخبار مالوه اکسیر مینگارد که در مملکت امریکا چهار کرور مردم آبادند\nو در آن ولایت در تضاد شراب مسل مرکه آهنی جاریست در طیاری این کابل سرک و کادنها پنجصد و پنجاه\nکرور روپیه صرف گردیده و در سنه ١٩٠٠ عیسوی آمدنی این ریل مسوق الذكر مبلغ هشتاد کرور روپیه بیست\nو چهارصد نفر گیتیان تجار در آن شرکت كنده ::\n\nطریقۀ شناخت نسل انسان\n\nاز ملاحظه اخبار عام لاهور واضح گردید که در کتاب حکمت چین یک عجیب و غریب نقل شناخت نسل\nانسان تحریر شده است که در هر چینی قدری خون اولاد را و قدری خون پدر را در یکظرفی که در آن\nآب باشد می اندازند اگر خون فرزند و پدر با هم مختلط گردید پس میدانند که اولاد حلال است و فرزند هم\nآن پدر است و اگر احياناً خون های هر دو با هم مختلط نگردیدند و جوش نخوردند پس ایشان یقین می\nکنند که این فرزند هیچگونه رشته همراه این پدر ندارد ::\n\nخبر پروشیه\n\nاز اخبار عام لاهور واضح گردید که از عرصه چند یوم در سلطنت پروشیه دزدی طلا بوقوع رسیده"}
{"book": "adl0551", "page": 9, "text": "احوال آن هندی بطریقہ علمی دریافت کرده شد کیفیت آن بخو ایست که در چند صندوق طلا\nپر بود و از یک مقام بدیگر مقام میبرند از آن صندوق هاکسی از یک صندوق طلا کشیده و بعوض طلا\nسنگ در آن صندوق پر کرد وقتی که بگورنمنت آن مقام یعنی حاکم اعلی این از یهودا گردید آن وقت\nحکم داد که در هر مقامات که این صندوق ها مانده شده بودند و از هر هر جای که روانه شده باشند یکجا\nآن مقامات آورده شوند تا ملاحظه کرده شود وقتیکه ریگهای هر مقام آورده شدند پس خدیجه خورد\nبین دیده شد ریگ یکمقام که در آن کشب صندوقها در آن مقام مانده شده بودند بمثل ریگها\nآن صندوق که از آن طلا برداشته و بعوض آن ریگ پر کرده بودند شناخته شد در آن مقام\nتلاش خود کرده و یافتند فقط ܀\n\nخبر مستر ملول صاحب\n\nاز اخبار انجمن پنجاب لاهور واضح گردید که مستر ملول صاحب که شخصی معزز و دپتی کمشنر سر بود\nو از هدایات غیبی مسلمان گردیده بود و در زیر الزام گورنمنت آمده از الزامات گورنمنت بری گردید\nبعہدہ خود مشتغل شد و بعد از آن استعفا داده روانه مکه معظمه زاد الله شرفها گردید و بعد از اتمام\nحج شریف بزیارت مرقد منور رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نموده قصد دارد که آینده اوقات گرامی\nخود را در طاعت حضرت سلطان روم خلد الله ملکه بسر برد و بانکهای پیرامون ملازمت انگریزیه\nمفادِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ\n\nخبر خوشحسرت اثر که در اخبار کوه نور مورخہ ۲۴ جنوری ۱۸ درج بود بنام با اطلاع ناظرین درج اخبار"}
{"book": "adl0551", "page": 10, "text": "۹\n\nمیگردد که مولوی خیرالدین نام شخصی که سابقا بسبب خیالات خراب محض بطمع بال چندصد\nمذهب عیسانی را اختیار نموده بود و در مذهب عیسانی بسیار مباحثه طویل اشیای بیفایده سر کرده\nعیسائیان خود را می شمرد در این روزها بتائید اذا جاء الحق وزهق الباطل\nباز سر رشته اسلام را بدست گرفته بتاریخ ۲۱ جنوری ۱۹۱۴ء در مسجد جامع دہلی بوقت ظهر\nاسلام قبول کرد و ترک مذهب عیسائی نمود و چند عرصه قبل ازین مولوی مذکور چند اسوله بر عیسوی\nبیان نموده بود که عیسویان از جوابشان قاصر آمدند حالا مولوی اراده دارد که آن اسوله ها را\nچاپ نماید مگر اینقدر تحریر لازم افتاد که اگر شخصی جاہل ترک ملت خود کرده باسلام قبول نماید اکه\nچه در شرع مرتد میگردد تا هم در عوام عذر جهالت و نافهمی می پذیرد می گردد و در حالتی که شو\nصاحب عالم باشند و از علوم دینیه خود واقف و با وجود وقوف مذهب باطل را اختیار کند\nباز بگردد چندان لطفی ندارد بقول شاعر ز حجیم یا بغیر اگر خو کنی تو با خود چه کردی که با او کنی\n\nخبر چین و روس\n\nصاحب مهتم سید الاخبار دہلی بحواله پارس میل مینگارد که آنچه صلحنامه در میان اهالی چین و روس\nدر ۱۹۱۱ء عیسوی تحریر کرده بود درین روز ها از جانب دولت روسیه بر آن صلحنامه گفتگو پیش\nگردیده است روسیه میخواهند که در قلمرو چین تا جوان روس بی اندیشه آمد و رفت داشته باشد\nانچه شرایط چانی که پیشتر تحریر کرده بودند منسوخ کردند\n\nخبر طایف"}
{"book": "adl0551", "page": 11, "text": "۱۰\n\nبتاریخ ۹ رجب المرجب سنه ١٣٢٦ در اطراف طایف مرض فالج عارض گردیده بسیار مردم را بجان\nبلب رسانید چنانچه حضرت دولتلو پادشاه بمه و التبه متوجها برام خلق الله گردیده مرض مذکور ازان\nطایف دور گردیدها را قضا و قدر در شهر مکه شریفه را دائه عربا وارد گردیده و سید عبد الله صاب\nابن عون شریف مکه مبتلای آن مرض گردید بعد از آن مرض مذکور بحجاز رخ نموده بهشت هشت نفر\nمبتلای مرض مذکور گردیدند که در آن دو سه چهار نفر جان بحق تسلیم نمودند و مشهور است که بسبب کشت\nعفونت این مرض طاری گردیده بود چون کبا لفضل وقت حج شریف قریب رسیده است حتمان\nاست که در ایام حج که کثرت زوار حجاج میباشد این مرض عام نگردد امید است که ملازمان دولت\nعثمانیه تدارک این امر بخوبی خواهد نمود در سید الاخبار: \n\nخبر سلطان روم خلد الله ملکه و محملوی پادشه استریه\n\nبملاحظه اخبار طلسم حیرت در امر واضح گردید که در این روزها ما بین سلطان روم دائم سلطنته و سرکا\nاستریه یک تنازع سخت واقعه شده بود که اگر صورت صلحیت پیش نمیشد شاید که جنگهای عظیم\nبظهور میرسیدند تفصیلش اینکه یک ملک مستمی بپوسینا در قلمرو سلطان روم است که متصل\nبملک اشتر یه میباشد در آن ملک ابوسینا اکثر مردم کرسشان عیسوی مذهب میباشند چونکه\nاهل اسلام ادیان غیر را لایق ادای جزیه میدانند از این جهت آن عیسوی مذهبان از دست ترکان\nکه حکام وعمال سلطان اند به تنگ آمدند و صورت داد بلای ایشان بسبب نزدیکی ملک به سرکار\nاشتر یه رسید سرکار اشتر یه درین باب یکمراسله دوستی آمیز باسمه سفارتش در روم عبارتی\nکه رعیت سلطان اند بخدمت سلطان گزارش کرد حضرت سلطان محکملوی پادشاه غیرتمند\n\nخود را"}
{"book": "adl0551", "page": 12, "text": "خود را در باب رعیت خود نامناسب دانسته جواب درشتی آمیز نوشت چونکه سرکار اشتریا\nبموجب قواعد خود این جواب را موجب اهانت خود دانسته از سلطان مبادله عزت خود خواست\nچنانچه ازین باعث مابین دولتين منازعه قومی بر پاشده و تحریرات جوش و خروش با هم شروع\nشدند این خبر بگو ش سرکار جرمن رسید چونکه سر کار جرمن با دولت روم شیوه دوستی دارد\nوانطرف اشتر یه را هم ملت خود دانسته جهته دولت رومیه نوشت که ما هر حال دوست و خیرخواه\nان دولتیم اما در این معامله در حالت اشتعال نائره طبیعی و کر می است که من در هم امید امداد\nو معاونت از دولت من بکنید از زمزمه این تکرار دولت روسیه مطلع گشته بطریق دوستان\nاز جهته سلطان روم نوشت که اگر در این معامله با قوم دولت اشتر یه صورت مصالحه کر دو بود\nو از مردم کرشتان ابوسنیا یک داد و فریادی شنیده شود در دادن انصاف آنقو کم کرستان\nبجان توجه فرموده شود از اینقدر صورت معامله از تحریرات که واضح گردیده درج اخبار محدوده\nآینده انچه بوضوح انجامید کذارشش خدمت ناظرین اخبار نموده خواهد شد : - - *\n\n* خبر مرادآباد *\n\nاز ملاحظه اخبار لوح محفوظ مطبع مراد آباد واضح گردید که مسوده قانون مینو سبل کمیٹی یعنی تشخیص\nمحصولات خانها و عمارتها و جمیع اکساها و گادی ها و اسپان و قاطران و فیلان و شتران\nد ان تجویز کورنر جنرل اجلاس کونسل تیار شده است که جهته اجرا معطل است عنقریب جاری\nخواهد شد نیز از ملاحظه اخبار فزا واضح شد که تاریخ 5 جنوری مقام خیر آباد ضلع\nسیتا پور یک اوده میله بود در ان میله فیلان را بدویدن انداخته بودند از اتفاقات یک فیل کج"}
{"book": "adl0551", "page": 13, "text": "۱۲\n\nشخص فراجی خود و چالاکی فیلبان پیش شد و فیل دوم بباعث ثقالت اعضای خود پس ماند بعد از\nاین کار فیلبان فیل پس مانده را غیرت در دل آمده بفیل خود یک اشاره کرد که فیل وی خود را جمع\nکرده بر فیل که در دویدن غالب امده بود یک ضرب زد که بقدر یک بلشت دندان خود را در وجود وی\nدرون کرده مجروح ساخت فیل مجروح بجوش آمده باهم در مجادله شدند و باینصورت تا دو گھنته\nجنگ کردند و هر یک فیل بقدر حال بخوبی مجروح شدند که غلبه هیچ کدام ظاهر نشد که در این اثنا حکام\nضلع پیچی کش نزده و این جنگ را بواهمۀ ضایع شدن انسان موقوف نمود ٪\n\nخبر بدخشان\n\nکارسپاندنت بدخشان می نگارد که در سال حال برف در حدودات و قعان و شعبان بکثرت\nباریده و در بدخشان هم بنسبت سال های سابق دو چند و سه چند شده ده نفر کافر باشندۀ\nکافرستان وارد مقام فیض آباد گردیده مشرف باسلام گردیدند منجمله ان کافرا شخصی مسمی\nکه ملک و رئیس پنصد خانه است نقل عجیب بیان کرد که سبب تعجب می نماید لانه راجع اخبار عرض\nکنم مسمی وان بیان نمود که ملک مایان که بفاصله دو صد میل از بدخشان واقع است و آن\nملک را سورا می گویند دره ایست که ماسے قوم سورا کووا مانگا تقریبا سه هزار خانه در ان دره\nاباد هستیم متصل اندره کوهی است نهایت بلند که تقریبا هفت هشت هزار فت از سطح سمند\nبلند است و شاخ کوه همالیا است در آن سوراخی است قوم مایان دستوری دارند که و\nکه عروسی می کنیم اول زن را در آن غار برده سه گشته زن را در آن غار رها می کنیم بعد از ان ان زن را\nکشیده بخانه می آریم و عادت و خرط این است که کاهی آن زن احوال انغار را بیان نمیکند\n\nمدت شوهر"}
{"book": "adl0551", "page": 14, "text": "۱۳\n\nشوهر و یا قوم آن زن از آن زن استفسار میکند تا بحال ان نام همان کرد که وقتی که عروسی کردم\nدو سال بعد یک شخص سوداگر مسلمان میرفت میر ہزار در ملک مابان آمده سوداگری اجناس\nپوشیدنی را آورد من هروقت بنزد وی میرفتم و آن مسلمان خفیہ خفیہ تعلیم و تلقین مسلمانی میدا\nو چونکہ مرا تعشق ہمراہ زوجہ خود بود جملہ احوال بزوجه خود گفتم چنانچه بعد ششماه اسلام در دل\nبنده و زوجه جاهم اثر کردہ خفیہ مسلمان کردیدیم روزی از زوجه خود استفسار کردم که در این غار کرد\nبرنج کجاست و عروسیهای خدا در انجا می برند و مردان هرگز در انجا نمیروند در آنجا چیست زنم بنده\nگفت که در انجا بفاصله پنجاه قدم وقتی که رفته شود یک بتی نهایت بزرگست و یک چشمهای\nبغایت شیرین زن رفتہ از ان چشمہ اب مینوشد و قدم بت بزرگ را میبوسد لیکن سبست بنما\nان بت بطرف یک گوشه روشنایی معلوم میشود لیکن من نرفتم و نه زنها ان طرف میروند\nچونکه دریافت احوال آن روشنائی نهایت بدلم میل کرد و مذهب اسلام نهایت در دلم\nاثر کرده بود مذهب سابقه خود را عین ضلالت می پنداشتم روزی صبح دو سد وقت امان کاپرویم\nوبوقت تاریکی داخل آن غار شدم وقتی که بفاصله پنجاه شصت قدم رفتم بتی نهایت بزرگ\nدیدم بصورت زن از طلای ناب برنج که تشخیص آن بخوبی کرده نتوانستم و متصل آن چشمه آبی بود که\nاز سنگ برآمده بود نهایت سرد و شیرین که باعتقاد خود زنهای قوم مابیان میگویند که بلی\nاین بت زن بابا آدم است و این چشمه چشمه از چشمه های بهشت است داخل شدن هرگز\nدرین غار موجب ہتک حرمت زن بابا آدم است از این جہتہ گاہی مردان در اینغار داخل نمیشوند\nو بنا ین احوال از زن خودمی پرسند که پرسیدن را هم موجب هتک میدانند و تشکید و شنگا\nرا بطرف شمال بت دیدم قدم جرات ما کشاد و بمشتره فتهم سنگی حایل دیدم بقوت خود آن سنگرا"}
{"book": "adl0551", "page": 15, "text": "۱۴\n\nبقدی دور کردیم که مرور و عبور در آن ممکن باشد وقتی که پیشتر دیدیم یک مکان وسیع دیدیم که دران\nخم های آهن باخته پر از عرق انگور و در آن هره با نهایت قوی هیکل که بالفعل شش نفر مساوی\nبر یک شخص آن بوده میتواند شد در آن عرق تا مانده ست صد و هشتاد خم را شمار کردم و میلان ها\nوسیع و جاهای خوب عمارت از سنگ سرخ و سیاه در آنجا ساخته و اوتار آهنگری و زرگری\nدر آنجا نهاده ست عمارت کلان مقفل دیدم چونکه تنها بودم خوف در دلم اثر کرد پیشتر جرات نکرد\nصرف وقتی که نزدیک مکان مقفل رفتم آواز جرس متواتر می آمد بوقت شام واپس آمدم و این قصر\nبهماسایم که سبب تلقین من مسلمان شده بودند این احوال با ایشان گفتم و عزم مصمم نمودیم که رفته\nو آن مکانات مقفل را میگشائیم و از ملک خود میگریزیم که اگر بر این سرکسی واقف شد که کسی از دیگر\nداخل غار شده آن را قتل میکنند در آن روز تا رنجم بیمار ضیقتی محرقہ وفات یافت دلم از ملک کارستان\nسرد شده عزم آمدن ترکستان نموده اول همه ده نفر داخل آن غار شدیم وقتیکه بسیار مشقت با\nآن یک مکان مقفل که از ان آواز جرس می آمد کشادم سقف آن مکان بمقدار دو هزار خت بلند\nدیدم در آن جرسی بکلانی پانزده من آویخته دیدم که بعد از یک منث حرکت کرده آواز میکرد و دران\nمکان و فوربت های سنگین و برنجی بود و بوی مشک بسیار کشت می آمد و یکطرف صندونا\nبسیار افتاده بودند شمار کردم که بقیاس میگویم که از هزار و دو هزار بسیار بودند و بطرف\nجرس که نگاه کردم هیچ بخیالم نیامد که حرکت وی بسبب چیست شاید طلسمی کرده باشند فوراً آن\nخانه را بند کرده خانه دویم را کشادیم در آن طویله اسپان بود و بقدر یکصد اسپ ها به آخورها\nبودند در ابتدای نظر خیال کردم که حقیقت اسپ ها اند وقتیکه خوب تامل کردم دیدم که اسپ های\nاز سنگ تراشیده اند که کمترین بر صناعان مانی نژاد که بتمی تصویر یک اسپ تراشیده بودند\n\nکه هیچ"}
{"book": "adl0551", "page": 16, "text": "۱۵\nکه موج مویهای دم اسپان در آن تصویر نمودار بودند بطرف شمال ان چشمه که رفتم در ان جا\nچشمه بسیار شیرین از اب سرد بر آمده بود که در همان زمین غرق میشد معلوم نمیشد که اب بکدام\nطرف میرفت متصل چشمه یکسوراخ بود بقدر هفت فت و در داز ان روشنائی میرفت و\nمتصل چشمه یک بت از برنج یا طلا که تشخیص کرده نتوانستم بقدر ده فت بلند بد و زانو نشسته\nو یک شمشیر که آن را از برنج ساخته بودند و تاج شاهی بسر آن بت ماند چشمهای آن بت کوسنک\nسُرخ بودند که تعجب انکه مثل چشم انسان پلک میزد ندانستم که در ان چه حکمت بکار برده بودند بعد از\nآن اینمکانرا هم بسته کرده مکان سیوم را که از همه مکان ها بلند تر و وسیع تر و دروازه آن هم کلان تر\nبود کشادیم در ان بت وطیفه دیدیم و بر هر دهلیز ده هبیت نفر سپاهیان از سنک تراشیده مسار استار\nبودند وقتیکه از سه دهلیز ها گذشتیم مکان وسیع و در بقدر د و هزار فت تمام صحن اینخانه نقض کاری\nاز سنک مرمر و سیاه و سرخ یکتمثال فرش نموده کرد اکر د آن بقدر چهار صد کرسی از سنک مانده و\nبر هر یک آنها بتنی بصورت انسان نشسته بدست هر یک قبضه شمشیر وبطرف غربی آن مکان یک تختیت\nپایه بقدر نه فت بلند نهاده بر آن تصویر بت بقدر سی فت بلند از سر تا قدم نقره کرده تاج چهار قبه پر\nنهاده نشسته بود بخیال چان آمد که تصویر کدام پادشاه بود و درین خانه بوی مشک بکثرت بود و بردی\nتخت آن پادشاه دو تصویر بچه های خورد از مس ساخته بودند بشکلی که آن دو تصویر خورد پسران آن\nپادشاه باشند این عجایبی از ان مکان دیده بر آمده عرصه بیست و هفت یوم بسبب کثرت\nبرف که در این روز ها در حدودات شغان و وخان و زیاک افتاده بود و ارد ایستقام کردیم\nخبر کابل\nموسم نهایت سرد است برف بحدی بارید که به نسبت هفت هشت سال گذشته دو چند و چنانچه"}
{"book": "adl0551", "page": 17, "text": "١٦\n\nترما شیر خدا کرم هم بهفت هشت درجه میرسد از رپوت کوتوالی شهر کابل واضح کردید که دونت\nاز قلعه قاضی بطرف بیک توت میرفتند وقت شام شده قلعه بیک توت بخاطر اراده صرف طعام\nبوده‌اند اواهمد برایشان غالب شده از صعوبت بردو هوای سرد بیهوش افتادند از اتفاقات دو\nسوار از طرف پغمان بشهر کابل میکدشتند نزدیک معدلت بیک توت دوتن را بزمین افتاده\nدیده ترحم نموده ایشانرا برداشته در قلعه کل اباد اوردند و در مکان گرم اوشان را نکهداشته\nاتش را پیشان روشن نمودند از قضا مقدر بکرفن بوقت صبح وفات آو دیگرش صحت یاب\nو پرپورت انوالی نیز شعبه نافعه کوتوالی واضح کردیده که واقعه ۱۲ ذی الحجه هندی آب کرم حمام\nخود برود حسب مطمح در حجه محمد بالای بام غسل میکرد بعد فراغت غسل وقتیکه پائین بمکان خود\nآمد از استیلای مرض فالج کردیده بوقت شام وفات یافت در ماه ذی العقده بسبب شب زنده\nو قضا چهار عدد ستلهای مطبخ ترقیده‌ تیرنی بردیگر نیست که درین روزها اگر احیاناً کوزه\nمسین پر اب بیرون خانه‌ مانده شود بوقت صبح ان کوزه مس توته توته میکردد راه جلال آباد\nکابل کاری مسدود نگردیده بود لیکن سال اسیر بکثرت برف اکثر آمد و رفت مسدود است\nداک سرکاری بغایت صعوبت بدو چند ایام سابق دور عهده میکنند صرف در موضع جکد\nپنج زمین هشت هشت فت برف افتاده فوته بندد و نود و سه نفر مات برف افتاده کابل با\nخرو امان راه مسدود است راه ترکستان و قندهار بالکلم مسدود کردیده دیروز داک قندهار\nو در هرمیت هرم تلاوم عاید کابل کردید ::\nانما الحياة الدنيا لعب ولهو وزينة وتفاخر بينكم وتكاثر في الاموال والاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفرًا ثم يكون حطامًا وفي الآخرة عذاب شديد ومغفرة من الله ورضوان وما الحياة الدنيا الا متاع الغرور (حدید)"}
