{"book": "adl0537", "page": 1, "text": "نظامنامه\nخزانه حربیه\n[در مطبعه ماشین خانه کابل؟]"}
{"book": "adl0537", "page": 2, "text": "نظامنامه\nجزای عمومی\nدر مطبعه ریاست شرکت رفیق طبع گردید\n۳۰ جوزا - سنه ۱۳۰۶\nتعداد طبع - ۱۵۰۰ جلد\nفی جلد ۳۹ پول"}
{"book": "adl0537", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0537", "page": 4, "text": "(۱)\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nنظامنامهٔ جزاي عمومي\n\nمقدمه\n\nقاعده\n\n( ۱ ) :— چنانچه اجرای مجازات جرایمیکه براه راست بر علیهٔ حکومت واقع میشوند بدولت عائد است همچنان از جملهٔ جرایمیکه برعلیهٔ يك شخص بوقوع برسند ، تحدید درجهٔ تعزیرات آنهم که تابع بتعزیر شرعی و سیاستی باشند ، بدولت عاید میشود ، بنابران دربارهٔ این دونوع مجازات در این نظامنامهٔ جزا چنانچه مقدارهای آن بقرار رای اولوالامر ووكيل آن بعد از وقوع واقعه و ملاحظهٔ حال مجرم تعیین میشود ، موجبات آن بیان گردیده و دربارهٔ جرایمیکه بقصاص ودیت وحد تابع میباشند احکام"}
{"book": "adl0537", "page": 5, "text": "(۲)\n\nمنیفۀ شرعیه را نیز حاوی است ؛ لهذا كافۀ مندرجات آن مطابق شرع\nانور ( محمدی ) است و مطابق مذهب مهذب حنفی و مبنى بروايات قوية\nمفتی بها است .\n(۲) :ـ جره هائيكه شرعاً مستوجب مجازات هستند سه نوع است :ـ\nاول :ـ آنکه مستلزم جزای حد میباشند .\nدوم :ـ مستلزم جزای قصاص و دیت .\nسوم :ـ مستلزم جزای تعزیر .\n(۳) : ـ جرایمیكه مستلزم حد میباشند مثل زنا وشرب خمر وقذف وسرقه وقطاع\nالطريق كه حدود آن از طرف شارع تعیین شده .\n(٤) ـ جرایمیكه موجب قصاص ودیت میشوند قتل وجرح است .\n(٥) :ـ جرایمیكه موجب تعزیر میشود ، افعال قبيحه وشنیعه است که به مرتكب\nآن جزامعين ومقدر نیست ، بلکه مفوض برای اولوالامر ووكیل آن است\nكه بدرجات مختلفه ومراتب متنوعه برای اشخاص مجرمين بعد از ملاحظه\nحال مجرم در وقت وقوع جرم ، جز اتعیین كند مثل كلام عنيف ونظر\nببش الوجه وفرك لاذن وجز الى باب القاضی يعنی سخن زشت وديدن\nبترش روئی ومالیدن گوش و كش كردن تا در وازۀ قاضی ) وحبس\nوجلاء الوطن الى درجة قتل سياست ، اما در صنف جزای ضرب یعنی لت از (۳)\nدره الى ( ۳۹ ) دره اختيار دارد و در حبس برای اشخاص مشهور بالفساد\nكه متعنت گفته میشوند الی حبس دوام و برای دیگر مجرمین مستلزم مجازات\nتعزیری هر میعاد حبس كه تعیین میكنند اختیار دارند .\n(٦) : ـ مدت حبس مجرمين الى زمان ظهور آثار صلاح وتوبه است محكومين"}
{"book": "adl0537", "page": 6, "text": "( ۲ )\nجزای آخر ی ا گر قبل از اکمال مدت حبس توبه وصلاح شانرا بشرائط\nذیل ظاهر وثابت کنند . مدت متباقيه ایام حبس شان معاف میشود .\nالف :ـ محبوسینی که بموجب فیصله محاکم عدليه محکوم بحبس گردیده\nباشند :\nاول :ـ مجرمینیکه بغیر واقعیات قتل و سرقه مرتکب جرائم دیگر گردیده\nمحبوس باشند .\nالف :ـ مجرمینی که الی سه سال محکوم بحبس باشند بنظر\nبهیئت محکومیت حبس بتصديق ثلث الى نصف اهل\nقریه و یا محله او .\nب :ـ مجرمینی که زاید از سه سال محکوم بحبس باشند به تصدیق\nدو ثلث اهل قریه اویا محله او .\nدوم :ـ مرتکبین قتل وسرقه به تصدیق تمامی اهل قریه یا محله او .\nتصدیق اهل قریه و محله باید شرعی باشد و مشروط بران است که\nمصدقین کلیه قوم و یا قریب مجرمین نباشند و به تصدیق اهل قریه\nو محله که در باب ظهر و آثار توبه وصلاح مجرم مینمایند ،\nمجالسیکه منجرمین از آنجا رها میشوند و جاده ( ۸ ) توضیح گردیده\nاطمینان حاصل کنند وا گر قریه خورد و نفری آن کم باشد مجالس\nمذکور بصلاحیت حال مصدقین بدرستی علم آورده منظور مینمایند.\nب :ـ مجرمینیکه بموجب فیصله مجالس مشاورہ و محاکم مامورین\nمحکوم بحبس گردیده باشند :ـ\nاول :ـ مجرمینیکه الی سه سال محکوم بحبس شده باشند بتصدیق"}
{"book": "adl0537", "page": 7, "text": "( ٤ )\nآمر مافوق قریب و مامورین ادارۀ منسوبۀ آنها .\nدوم :- مجرمینیکه زیاده بر سه سال محکوم بحبس شده باشند به تصدیق آمر مافوق و وزیر یا مدیر مستقلۀ منسوبۀ شان .\n( ٧ ) :- در تصدیق های آثار تو به و صلاح تصدیق مجالس مشورۀ ادارۀ های حکومتی منسوبۀ شان علی الترتیب تا مواقعیکه حکم رهائی آن داده میشود باید کرده شود .\n( ٨ ) :- تصادیق اثار توبه وصلاح محبوسین بعد انقضای دوثلت مدت حبس محکومیت شان که بقرار توضیح مادۀ ( ٦ ) و ( ٧ ) ترتیب می یابد بمواضع ذیل تقدیم گردیده بعد اطمینان هیئت دوایر مذکور بظهور توبه و صلاح آنها ازین مواضع عفو مجازات مدت متباقیه حبس مجرمین را باندازۀ اختیارات شان نموده میتوانند . ولی قبل از مرور مدت مذکور تصادیق مزبور را تقدیم و منظور نمی توانند :\nالف : - عفو مجازات متباقیۀ حبس مامورین :\nاول : - مجرمین محکوم الی حبس یکساله از طرف مجالس مشاورۀ نائب الحکومگیها و حکومتی های اعلی .\nدوم :- مجرمین محکوم اضافه از یکسال الی حبس سه سال از طرف مجالس مشاورۀ وزارتهای منسوبۀ شان .\nسوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از سه سال به منظوری حضور ملوکانه .\nب : - عفو مجازات متباقیۀ حبس غیر مامورین :\nاول : - محکومین الی حبس یکساله از طرف مجالس مشاورۀ که حکم محبوسی دربارۀ آنها صادر نموده ."}
{"book": "adl0537", "page": 8, "text": "( ٥ )\nدوم : ـ مجرمين محكوم حبس اضافه از يكسال الی سه ساله از طرف مجالس مشاوره نائب الحكومگيها و حكومتيهاى اعلى و حكومتيهاى كلان منسوبه شان .\nسوم : ـ مجرمين محكوم حبس اضافه از سه سال تا ده سال به منظورى مجلس مشوره وزارت عدليه .\nچهارم : ـ مجرمينى كه اضافه ازده سال محكوم حبس باشند بمنظورى حضور ملو كانه بعد تصديق وزارت عدليه .\n( ٩ ) : ـ تصديق آثار توبه وصلاح بقرار فوق تادو مرتبه درباره يك شخص منظور ميشود علاوه بران درباره مرتكبين سرقه ومشهور بالفساد محل اعتبار نيست\n( ١٠ ) : ـ محكومين حبس اضافه از يكماه الى سه سال تنها بيك لنك زولانه در محبسخانه اكمال مدت حبس خود را مينمايند و در محبسخانه بصنايع مختلفه اشغال ميشوند : ومعاش شان بشرط فقر از طرف دولت داده میشود كسانيكه از يكماه كمتر محكوم شوند در توقيفخانه متوقف ميمانند .\n( ١١ ) : ـ محبوسين اتهام قتل ومشهور بالفساد ومحبوسينی كه اضافه ازسه سال بحبس محکوم شده باشند بهردوپای مجرم زولانه انداخته میشود ونظر باقتضای جرم بندیها در خدمات شاقه دولت گماشته ميشوند و از طرف دولت برای شان خورا كه داده میشود .\n( ١٢ ) : ـ جزای ضرب دریات در صحن سرایهای حکومتی در حالیکه یکی از مفتی های محكمۀ شرعیه كه اعطای حكم نموده و یکنفر منصبدار کوتوالی و عندالاقتضانائب الحكومه و یاحا كم ويك مفرزۀ نظامی و کوتوالی موجود باشد در پیش روی يك جم غفير اهالی اجرا میشود ."}
{"book": "adl0537", "page": 9, "text": "( 6 )\n\n( 13 ) : جزای ضرب بامر اسـم ذیل اجراء میابد : مفتی محکمه شرعیه بامقررۀ نظامی\nو اکوتوالی که در قاعدۀ بالا ذکر شده در صحن سرای حکومتی عین در جای\nوسطی آن اخذ موقع مینماید واهالی به دورا دور صحن ایستاده ويك میدان\nتوسیعی بوجود آورده اجتماع میکنند متعاقباً محکوم علیه بمیدان آورده\nمیشود و مفتی همان محکمه که دربارۀ او اعطای حکم نموده حکم فیصله شده گی\nاو را به آواز بلند میخواند بعد از ختم قرائت محکوم علیه از کالای بالا پوش\nبرهنه شده در صحن مذکور ایستاده شده در حال ضرورت يك شخص\nدیگر از کوتوالی مقابل او ایستاده شده سر او را در بغل میگیرد جلادکوتوالی\nدرۀ شرع شریف را گرفته بموجب اشارۀ که از طرف مفتی داده میشود يك\nشابعد دیگر ضربه هـا را در پشت مجرم فرو می آرد در اثنای ضرب دست\nاو از تحت او شانه باید بالا تر نشود و بعد از نمایش ضرب مجلد\nدره باید بجلد مجرم کش کرده نشود بعد از پوره شدن عدد\nمطلوب بموجب اشارۀ مفتی محکمه عملیات ختام می پذیرد و متعاقباً\nاگر محکوم علیه علاوه بران بجزای حبس هم محکوم گردیده باشد به\nبندیخانه سپرده میشود واگر اضافه بران محکومیتی نداشت آزاد گذاشته\nمیشود . او اگر محکوم علیه زن باشد در حضور محکمۀ شرعیه بحال\nنشستن مجرمه . جز بصورت ساترانه زده میشود و درحال ضرورت سر\nاو را باید شخص محرم بگیرد واگر محرم نباشد زن دیگر را باید مکلف\nسر گرفتن او بدارند و ایفای تشهیرات فوق در شان او ضرورت ندارد .\n( 14 ) : هیچ مامور دولت تا حکم شریعت غرای محمدی ص نباشد هیچکس از رعایا را\nبهیچ وسیله وبهانه ضرب نمیتواند وهم حکمی را که از محکمه صادر گردد"}
{"book": "adl0537", "page": 10, "text": "( ۶ )\nبالذات بدست خود اجرا کرده نمیتواند جزای ضرب فقط بشکل و\nصورتیکه در بالا ذکر شده اجرا پذیر میگردد .\n( ١٠ ) : - طرز جزای قتل تعزیری از حضور پادشاهی صادر میگردد و در اثنای\nمنظوری اعلامیكه حکم قتل را حاوی بوده از طرف اشرف پادشاهی\nتصریح و اراده فرموده میشود .\n( ١٦ ) : - زنیکه مجزای قتل محکوم گردیده باشد اگر حامله بود . بعد از وضع\nحملش مجازات میشود .\n( ١٧ ) مردانیکه به جزای حبس اضافه از سه سال محکوم شوند مجلس تعیین جزا در\nتشهیر آنها مختار است هر مجرم را که لازم تشهیر بداند تشهیر میشود .\n( ١٨ ) : - هرگاه یکی از تبعه دول اجنبیه باشنده افغانستان مرتکب جرمی گردد\nکه مستلزم جزا باشد بر طبق نظامنامه جزا مانند سایر تبعه افغانستان\nمجازات می شود .\n( ١٩ ) : - يك شخص پس از انکه بصورت قطعی به يکی از مجازات تعزيرية\nحقوق الله محبوس شده و در اثنای حبس مرتکب ديگر جرم گردید\nکه مستوجب جزای حبس شود پس هر قدر که از مدت حبس اول او\nباقی باشد در جزای حبس ثانی محسوب میشود . و اگر مدت متباقیة\nحبس اول اضافه از محکومیت حبس ثانی باشد همان باقی مانده حبس\nمحکومیت اول را پوره میکند . و در تعزیرات حقوق العباد حبس علاحده\nمقرر میشود و در حدود اگر جرایم از يك جنس بودند قبل از اجرا\nيك حد کافی است و بعد لاجرا مجازات حدثانی را نیز مییابد . و در جرایم\nمختلفه حدود علیحده جاری میشوند ."}
{"book": "adl0537", "page": 11, "text": "( 8 )\n\n( 20 ) :- هر گاه بر بالای يك شخص ديت شرعى و تضمينات شخصيه ورد اموال مسروقه ومصارف محكمه يكجا حكم شود و مال موجود او پوره نكند چون همه حقوق العباد است بقرار تقسيم مال موجودۀ او در حقوق مذكوره مطابق حصۀ شان تسهيم شود .\n( 21 ) :- مصارف محكمه ازهمان شخص كه سجل شرعى يعنى فيصله ميگيرد گرفته ميشود.\n( 22 ) :- اشيائيكه اعمال و استعمال و نقل و محافظه و بيع و شرای آن جرم را بوجود مى آورد اگرچه بفاعل جرم تعلق نداشته باشد هم شخص مجرم را تعزير داده مى شود .\n( 23 ) :- اشخاصيكه بكدام جرائم كه امنيت داخلى وخارجی دولت را اخلال نمايد جرأت ورزيده باشند بعد از اکمال نمودن مدت جزائیه که شرعاً برای شان معين ميشود ، در حالیکه دولت از نزد آن مطمئن نبود وتوهم فساد و خلل آينده از وکرده ميشد در تحت نظارت کوتوالی میباشند .\n( 24 ) :- بودن در زير نگرانی کوتوالی عبارت است ازین چند چيز : -\nاول :- اقامت کرده نتوانستن در محل هائیکه حکومت آن را تعيين نموده است .\nدوم :- محلی را که دران اقامت میورزد و يا جـهائيكه تا بر سيدن محل اقامت خود ازآنجاها ميگذرد آنرا تعيين و بيان نمودن .\nسوم :- در تذكرۀ مرور وی بقسميكه گفته شد اشارت كردن .\nچهارم :- بمجرد رسیدنش در آنجا در ظرف ( 24 ( ساعت از ورود خود بحکومت خبر دادن .\nپنجم :- در حاليكه ازآنجا بيكطرف ديگر رفتن آرزو داشته باشد سه روز"}
{"book": "adl0537", "page": 12, "text": "( ٩ )\n\nپیشتر بحکومت خبر داده مجدداً تذکرهٔ مرور خود را گرفتن . کسیکه در زیر نظارت ضبطیه بوده و با وجود آن به این شرایط رعایت نکند تعزیر میشود .\n\n( ٢٥ ) :— مامور یکه بمحبوسیت مدت لااقل دوسال محکوم بگردد به این شرط که اینده در هیچ یکی از خدمات دولت ازوکار گرفته نشود طرد کرده میشود مامور یکه مرتکب جرم سرقت اموال دولت واخذ رشوت بگردد اگرچه کمتر ازین مدت بمحکومیت دچار شده باشد الی الابد ازخدمت دولت طرد میشود .\n\n( ٢٦ ) :— در اثنای وقوع جرم کسانیکه سن پانزده سالگی را پوره نکرده باشند ، ازقوهٔ ممیزه محروم دانسته میشوند، وازجرمیکه کرده باشند مسئول شناخته نمیشوند، هرگاه از سبب جرم ایشان دیت‌لازم شود بعاقله متعلق میشود وخود ایشان بوالدین وولی‌ها ووصی‌های شان تسلیم میشوند مگر هرگاه اینچنین بچه‌ها سن پانزده را پوره کرد ، در حقوق الله مثل‌صلوة وصوم وحقوق العباد مثل دین گرفتار ومأخوذ است ، ودر حدود سن هجده ضروری است . اگر مجرمه زن بود انتهای سن شان پانزده وابتدای سن شان نه سال است لیکن مأخوذیت از پانزده است ، واگر دیگر علامات بلوغ مثل احبال واحتلام وانزال قبل از سن‌های مذکوره ظاهر شود بالغ گفته میشود .\n\n( ٢٧ ) :— مجنون در جنایت مالی امثال غصب وسرقت ودیت جرح در صورتیکه مال مغصوبه ومسروقه ودیت شرعی کمتر از نصاب پنحصد روپیهٔ شرعی بود از مال شخصی او استرداد میشود ، واگراضافه ازان باشد تعلق بعاقله میگیرد وصغیر ومعتوه نیز حکم مجنون‌ را دارد ."}
{"book": "adl0537", "page": 13, "text": "( ۱۰ )\n\n( ۲۸ ) : ـ هرگاه ثابت شود كه يك شخص يك جرم را كه اصلاً مرضای او نبود\nمجبوراً به تهدید قتل و تلف عضو مرتكب گردیده است از مجازات معاف\nدانسته میشود ، تنها درين باب مجبوریتی كه معتبر است نظر بدرجات جرم\nاولاً عبارتست از وقوع يك چنان كیفیتى كه آنشخص را تماماً وكاملاً از\nشعار تهمت بری الذمه نشان بدهد ، وثانياً پیش آمد يك چنان ضرورتیكه\nاو در مقابل آن مقاومت كرده نتوانستن خود را ثابت بسازد . الا از قبیل\nامر والدین به اولاد و یا از بادار بخدمتگار ، حالانیكه از تعظیم واحترام نشئت\nمیكنند آنها را مجبوریت گفته نمیشود .\nتفصیل مجبوریت مجبور وانواع معافی شان و بیان شرائط كامله ( در\nكتاب فتاوای امامیه ) انشاء الله تعالی اندراج مییابد .\n( ۲۹ ) : ـ مدافع از مال وجان كه متعرض فى المقابل ذى سلاح ديده شود در روز ،\nوشب ، وشهر ، وغير شهر مساوی بوده از جزاء معاف دانسته میشود .\nواگر مقابل غیر ذی سلاح و دارای آلات غیر مهلك مثل عصا باشد در\nخارج شهر شب و روز در معافی متساویست ، و در شهر به روز مطلقاً معاف\nنبو ، تنها در شب معاف است ، بناءً على ذلك فاعل آن از جزاء معاف دانسته\nمیشود افعالیكه در اثنای نهب و سرقتیکه اجرای جبر و شدت بوقوع\nپیوسته باشد ویا خود در سرقتھائیكه مورث چنان يك ضرر عظیمی میشوند\nكه اراده واختيار يك شخص را خلل دار میسازد بوقوع برسند و یا هرگونه\nافعاليكه برای دفع سارق وناھب اجرا شود ویا در حالیکه استرداد مال ممكن\nنباشد ، هرگاه برای مدافعهٔ خود محافظه وتخلص واسترداد فوری مال\nافعالی بوقوع برسند آنها نیز جرم گفته نمیشوند ."}
{"book": "adl0537", "page": 14, "text": "(۱۱)\n\n(۳۰) :— اموال مسروقه در دست هر کس که باشد از وی گرفته میشود مگر جزا عاید است بفاعل سرقت.\n(۳۱) :— اشخاصیکه به جمعیت سرقه نمایند اگر مال مسروقه به نصاب هر یکی از سارق بقرار تقسیم میرسید قطع ید همه شوند و اگر به نصاب نمیرسید تعزیر شوند.\n(۳۲) :— کسانیکه به عطای هدیه و یا نقود و یا به اجرای تهدید و یا به اعمال حیله و دسیسه و یا بصرف نقود و یا بصورت استعمال بیجای حکم مأموریت خود دیگری را بوقوع یافتن جرائم تحریک نمایند و یا بوقوع يك جرم واقف گردیده برای حصول آن تجویزات نمایند و یا اسلحه و آلات و وسایطی را که مدار وقوع يك جرم باشد دیده و دانسته تدارک کنند یا در افعالی که سبب آماده گی و یا تسهیل و یا کمال يك جرم باشند دانسته با فاعل اصلی آن معاونت ورزند همه این قسم کسان فرعاً ذی مدخل همان جرم شناخته میشوند. کسانیکه برخلاف امنیت حکومت و امنیت عمومیه و امنیت اشخاص و اموال دست درازی و یا استعمال جبر و شدت مینمایند و یا بر افعال و حرکات ارباب جرایم واقف بوده بآنها بالاختيار خوراك و خوابگاه و جای پناه و جای اجتماع میدهند نیز فرعاً ذی مدخل شمرده میشوند ، کسانیکه اشیائی را که بصورت غصب و یا سرقت و یا خود از وقوع یافتن يك جرم استحصال کرده باشند، تماماً و يا يك قسمتی از آنرا دیده و دانسته حفظ و اخفا نمایند نیز در همان افعال ذی مدخل شناخته میشوند و نظر به این حالات مختلفه دربارۀ کسانیکه فرعاً ذی مدخل يك جرم باشند که عبارت از ساعی و معاون و محرك است تعزیراً مجزی فعل خود ها گرفتار میشوند، و اما تحدید درجۀ تعزیر ذی مدخل کمتر از جزای فاعل مستقل میباشد."}
{"book": "adl0537", "page": 15, "text": "( 12 )\n\n( 33 ) : - قوماندان کوتوالی وعلاقه داران وحکام محلی که به جهت بدست آوردن\nمجرم تحقیقات ابتدائیه می نمایند البته محتاج برآنند تا دلایل را که عند\nالشرع اثبات جرم آن نزد قاضی شود دستیابی کنند وآن ذیلا ً مرقوم ودر\nهرکدام ، تعیین وظایف مامورین مذکورین واضح میگردد :-\n( 34 ) : - هر مظنونی که به اثبات جرم او شاهدان عدول خواه باصل جرم ویا\nباقرار مجرم بآن یا اقرار خود مجرم موجود باشد وبه قوماندان وعلاقه\nداران وحکام مذکورین دانسته شود فواراً این چنین مظنون را توقیف\nکرده قاعدتا ً مظنون مذکور ومدعی را باشهود مقرر محکمه شرعیه\nبدارند که قاضی شرعا ً فیصله نماید اما مامورین حکومتی تا در جه\nامکان جد وجهد نمایند که شاهدان مذکور ظاهراً شرع پسند باشند که\nشرعا ً رد نشوند تاباعث زحمت نگردد چه قاضی بغیر اقرار خود مجرم\nوياشاهدان عادل باصل جرم ویا باقرار مجرم بآن و يانكول مجرم از حلف\nدر حقوق العباد وحدود وقصاص به مجرد نوشته ومكتوب بدون مخبرين\nشرعا ً اعطای حکم کرده نمیتوانند .\n( 35 ) : - مظنونیکه باثبات جرم واقرار خود مظنون یاشاهدان عادل قرار ماده\n34 بدست نیاید درینصورت مامورین به تفاوت درجات بقرار ذیل\nاجرا دارند .\nدر تعزیر متهم :-\n( 36 ) : - هرگاه يك شخص بصلاحیت مشهور باشد وبيك جرمی مظنون شود\nويكنفر عادل يادونفر مستور الحال درحق او بجرم حاضره بمامورین\nاخبار بدهند شخص مذکور توقیف نمیشود ودر باره او بحضور قاضی"}
{"book": "adl0537", "page": 16, "text": "( ۱۳ )\n\nسوگند است وبس . مگر تنها در جرایم عظیمه مشهوره که احتمال فرار\nباشد و یکنفر عادل یا دو نفر مستورالحال در حق او بجرم حاضره بمامورین\nاخبار بدهند تازمان حضور قاضی توقیف میگردد و باقرار خود مجرم\nو یا بوجود دو نفر شاهدان عادل براصل جرم و یا باقرار مجرم در جرم\nو بحکم قاضی محکوم میشود و در حال شهادت دو نفر شاهدان عادل در\nبدی او بحضور قاضی توقیف میشود تا زمان کشف حال .\n( ۲۷ ) : ــ هرگاه يك شخص مستورالحال که نه مشهور بصلاح است و نه معروف\nبه فساد بيك جرمی مظنون شود و یکنفر عادل یا دو نفر مستور الحال نزد\nقاضی اخبار بفساد او نمایند ، بجرم اتهام محبوس میشود . تا زمان کشف\nحال واگر قاضی حاضر نباشد تازمان حضور قاضی دیگر مامورین حکومتی\nاو را توقیف کرده میتوانند .\n( ۲۸ ) : ــ اگر شخصی مستورالحال که نه مشهور بصلاح است و نه معروف بفساد\nبيك جرمی مظنون شود و یکنفر عادل یا دو نفر مستورالحال در حق او\nاخبار باتهام نکرده باشند . در ینصورت قراین واماراتی که موجب ظن\nغالب قاضی بقرار شرع شریف موجود باشد و شخص مذکور بهمان\nجرم محکوم نگردیده اما محکوم بجرم اتهام شده بقرار قرائن وامارات\nمذکوره تا زمان کشف حال توقیف میشود .\n( ۲۹ ) : ــ اگريك شخص مفسد بيك جرمی مظنون شود که علم قاضی به اخبار\nعدول و یا کثرت واقعات جرم او برسد اما جرم حاضره او ثابت نشده\nباشد درینصورت علم قاضی معتبر بوده حاجت بشهود و ثبوت و دعوی\nنبوده مفسد مظنون محبوس میشود . تا زمان ظهور آثار صلاح وتوبه که\nموافق مواد نظامنامه هذا اجرا میشود ."}
{"book": "adl0537", "page": 17, "text": "( ١٤ )\n\n( ٤٠ ) : - اگر يك شخص مشهور بفساد مجرمی مظنون شود که علم قاضی به اخبار عدول و یا کثرت واقعات جرم او برسد اما جرم حاضره او ثابت نشده باشد درینصورت علم قاضی معتبر بوده حاجت بشهود وثبوت ودعوی نبوده شخص مظنون مشهور به فسادرا تعزیرالی قتل جائز است .\n( ٤١ ) : - در کشف حال يك مظنون دستورالعمال که در ماده ( ٣٨ ) مذکور است بهر طریق از طرق ممکنه استنطاق مظنون لازم است تا شهود بر اقرار آن پیدا شود و یا اقرار ونکول او ظاهر گردد ، واز همسایه و جوار وتعلقات او تحقيق حال واعمال وافعال او کرده شود که اگر بدی او ظاهر شد ، قاضی بقرار اخبار شهود یا بسبب جرم اتهام حكم برحبس او کنند واگر بدی او ظاهر نشود ونه اقرار کنند ونه نکول رها داده شود ، هرگاه در اقرار مظنون تناقض پیدا شود ، ظن صريح گفته میشود وتعزیر کذب داده میشود ، صورت تناقض خواه تحریری یا شفاهی بحضور ماموریکه دونفر شاهد بتحریر واقرار شفاهی او که تناقض پیدا شده بحضور قاضی حاضر بیاورد صحیح دانسته میشود .\n( ٤٢ ) : - در باره شخص مظنون به سرقه که مشهور بفساد باشد درحال استنطاق که بعضی دلائل ملزمیت او از روی استنطاق ظاهر شود برای تکمیل اسباب ثبوت جرم هرگاه مفید دیده شود ضربیکه استخوان را نشکنند یا گوشت بدن را نکلفاند جائز است .\n( ٤٣ ) : - هرگاه در شب حاجت به تجسس وعلم آوری در خانه يك مظنون شود قوماندان کوتوالی یا علاقه داران وحکام محلی که ایفای وظایف کوتوالی را هم مینمایند باید که باخود دونفر اشخاص متدین و یا یکنفر مفتی را"}
{"book": "adl0537", "page": 18, "text": "( ١٠ )\n\nببرند که بحضور همان دو نفر متدین ویا یکنفر مفتی تلاشی خانه مظنون\nمذکور کرده شود ونظامنامه مفصل آن نیز ثانی وضع و نشر میشود .\n( ٤٤ ) : ـ قراین وامارات بشرایطی که در ماده ( ٣٨ ) مذکور است خاص در\nتعزیراتی که حقوق الله باشد مدار حکم شرعی میشود . اما تعزیراتی\nکه در آن حق عبد است مدار حکم شرعی نمیگردد .\nتعزیر در حقوق الله برای قاتل :ـ\n( ٤٥ ) : ـ درعفویا ابراء یاصلح ورثه کلاً ویا بعضاً در دعاوی قتل بعد از ثبوت\nقصاص که ( حق العباد است ) ساقط میشود اما در صورت صلح بعض\nیا عفو بعض یا ابراء بعض حصه ورثه بمال بدل میگردد و در حق الله\nبقرار ذیل قاتل تعزیر داده میشود .\nالف : ـ هرگاه فعل قتل بصورت خفی باشد و بصورت شدت وزور\nومکابره نشده باشد وشخص مجرم مشهور بفساد نباشد و در\nملك امنيت موجود باشد ، پس حکومت مجرم را بقرار\nمراتب اربعه تعزیر بدون قتل وحبس دوام میتواند .\nب :ـ هرگاه فعل قتل بطریق مکابره یا بالظلم باشد و شخص مجرم\nمشهور با الفساد باشد و در ملك امنيت باشد حکومت حسب\nفوق مجرم را تعزیر الی قتل کرده میتواند .\nج :ـ هرگاه قاتل مکابر با الظلم نباشد اما مشهور با الفساد باشد\nتعزیر الی قتل میشود .\nد : ـ هرگاه قتل بصورت خفی باشد وبصورت شدت وزورومکابره\nنشده باشد ومجرم قصد اغواء کرده باشد وشخص مجرم مشهور"}
{"book": "adl0537", "page": 19, "text": "( 16 )\n\nیا بالفساد نباشد و در ملك امنیت موجود باشد حکومت بنابر\nمصلحت وقت تعزیر الی قتل کرده میتواند\n\n( 46 ) : - تعزیر حقوق الله برای دزد و قطاع الطريق : -\nالف : - هرگاه بر شخصی یا اشخاص فعل دزدی و یا سرقه ثبوت شود\nو حد شرعی لازم گردد بقرار امر شرع شریف اجرای حد میشود .\nو اگر حد شرعی لازم نشود، مگر فعل دزدی و سرقت ثابت شود\nدر صورتی که تکرار فعل باشد از طرف حکومت تعزیر الی قتل\nداده میشود .\nب : - اگر شخصی یا اشخاص قطاع الطريق باشد که در شهر یا بیرون\nشهر داره کنند ، اگر حد شرعی در باره آنها ثابت شود\nاجرای حد در حق آن ها میشود در صورتی که حد شرعی\nثابت نشود ، مگر قطاع الطريق آنها ثابت شود از طرف حکومت\nتعزیر الی قتل کرده میشود .\nاگر قطاع الطریقی گرفته شود که اخذ مال یا قتل نفس نکرده باشد تعزیر\nبدون قتل به حبس است الی ظهور آثار توبه و یاتا بمیرد و اگر مال گرفته\nباشد و قتل هم کرده باشد ، سر کرده او یا یکی از رفقای او اگر حد شرعی\nدر بالای اوشان لازم شد اجرا میشود و اگر حد شرعی لازم نشد از طرف\nحکومت تعزیر الی قتل کرده میشود\n\n( 47 ) : - شاهدانيكه بيك فعل واجب التعزیر در حقوق الله نزد قاضی ادای شهادت\nنمایند اگرچه جرم مذکور در امکنه مختلفه دیده شده باشد شهادت\nشان صحیح است مثلاً يك پوليسركه عادل باشد در يك محل يكشخص را در"}
{"book": "adl0537", "page": 20, "text": "( ١٧ )\n\nشب معاینه گردد که دو چراغ موتر و بایسکل آن روشن نبود و دیگر عمل پولیس\nعادل دیگر گادی و یا موتر همان شخص را بی چراغ روشن دیده باشد هر دو نفر\nاشهاد و اخبار کننده مجرم مذکور مجرم تعزیری گرفتار میشود .\n( ٤٨ ) : ــ در فقره قتل که دیت بطریق قسامت و یا قتل خطا در نفس و یا در\nاعضای آن حکم میشود محصول فیصله خط آن مانند رقم فیصله خط های\nدعاوی قصاص و حدود میباشد که زیاد از شش روپیه گرفته نشود .\n( ٤٩ ) : ــ هر گاه شخصی محکوم با قصاص گردیده برای استیفای قصاص بورثه مقتول\nتسلیم شود ورثه مقتول میتواند که خودش محکوم را باسلحه مثل شمشیر\nو یا کارد تیز و تفنگ قصاص کند و یا يك نفر و یا چند نفر را از طرف خود\nوکیل بگیرد که آنها باسلحه مثل شمشیر و یا کارد تیز و تفنگ وکالتاً قصاص\nنمایند بشر طیکه خود ورثه در وقت استیفای قصاص حاضر باشد .\n( ٥٠ ) : ــ يك شخص که بروی چندین جرم واجب التعزير حقوق الله یکباره گی\nثابت شود بموجب همان جرمی که مستلزم جزای سنگین تر باشد حکم\nدربارۀ وی صادر می گردد ."}
{"book": "adl0537", "page": 21, "text": "( ۱۸ )\n\nباب اول\nفصل اول\n\n( ۵۱ ) : - با دشمنان افغانستان متفق گردیده بر علیه افغانستان یعنی بر خلاف\nافغانستان سلاح گرفتن ( تعزیر ) .\n( ۵۲ ) : - يكدو لت اجنبی را بر علیه افغانستان بحرب بر انگیختاندن ( تعزیر ) .\n( ۵۳ ) : - در داخل شدن دشمن به افغانستان سهولت بهم رسانیدن و بغرضیکه\nدشمن به آسانی در افغانستان راه واستيلا يابد راه ها وریالها وقلعه ها\nو ماشينخانه های افغانستان را تخریب نمودن وعسکر دشمن را بسلاح\nو پول معاونت كردن وعسکر افغانستان را در مقابل دشمن بعدم\nمقاومت تشویق نمودن ویابرای از قوه بفعل آوردن یکی از این جنایات\nبا دشمن مخابره کردن ( تعزیر ) .\n( ٥٤ ) : - بدشمن از ترتیبات عسکریه مملکت ونقشه های مدافعه و تعرض و\nمقدار قوۀ عسكريه والحاصل یکی از اسرار عسکر به واسرار مهمۀ سیاسی\nرا خبر دادن ( تعزیر )\n( ٥٥ ) : - عسكر افغانستان را بفرار کردن بسوی دشمن تشویق و اغوا نمودن\n( تعزیر )\n( ٥٦ ) : - جدا ساختن و علیحده گردانيدن يك قسم اراضی افغانسان را از\nافغانستان و یا خود در آنجا برای تاسیس دادن يك اداره مستقله\nجدا گانه از ادارۀ دولت کوشیدن ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 22, "text": "( ١٩ )\n\n( ٥٧ ) : — بغرض كوشش در ايجاد يك حرب برعليه افغانستان بخاك يك دولت\nاجنبی پناه بردن ( تعزير ) .\n( ٥٨ ) : — پيش از اعلان حرب يکی از تبعهٔ افغانستان در خدمت عسکری دشمن\nبوده پس از اعلان حرب نيز درهمان خدمت دشمن باليدن( تعزير )\n( ٥٩ ) : — تبعهٔ افغانيه را بر عليه حكومت به بغی وعصيان تشويق دادن ومتعاقباً\nفعل عصيان بوقوع آمدن ( تعزير ) .\n( ٦٠ ) : — بی وقوع فعل بغاوت فقط در توليد مادهٔ بغاوت كوشيدن ( تعزير ) .\n( ٦١ ) : — بيرق‌ها ونشانهای افغانستان ويادول اجنبيهٔ دوست اورا بغرض حقارت\nو استخفاف پاره كردن ( تعزير ) .\n( ٦٢ ) : — تشويق نمودن اهالی افغانستا نرا بمقاتلهٔ يكديگر و بدينغرض آنها را\nبضد همديگر مسلح گردانيدن ( تعزير ) .\n( ٦٣ ) جرائمیكه در قاعده های ( ٥٩ ) و ( ٦٠ ) و ( ٦٢ ) بيان گرديدند ،\nهرگاه از طرف بعض جمعيت ها بعمل آيد رؤسای شان ونفری شان\nنسبتاً ( تعزير ) .\nعلاوه بران جرائمیكه درين قاعده ها بيان گرديده هرگاه به آنخصوص\nدر ميان بعض اشخاص مذاكره ومفاهمه بميان آيد و به بعضی اسباب\nتوسل ورزيده شود کسانيكه در مذاكره و مفاهمه شامل ميباشند ،\nرؤسا و باقى شان نسبتاً ( تعزير ) .\nو اگر تنها مذاكره بوقوع آيد وباسباب توسل ورزيده نشود رؤسا\nو باقى اعضا نسبتاً ( تعزير )\nاگر از ميانهٔ شان يكنفر تكليف نمايد وديگران تكليفش را رد نموده"}
{"book": "adl0537", "page": 23, "text": "( ۲۰ )\n\nقبول نکنند شخص تکلیف کننده ( تعزیر ) .\nکسانیکه بتدارک و اعمال و احضار و اعطای سلاح و الاتیکه\nيك جمعیت فسادیه برای اجرای مقصد خود بآن محتاج است پردازند .\nهرگاه ماده فساد بموقع فعل آید ( تعزیر )\nوالا اگر بموقع فعل نیامده بدرجه تشبث باقی بماند نسبتاً ( تعزیر )\nچون در افغانستان تجارت اسلحه جاری است کسانیکه به پیشه اسلحه\nفروشی و تجارت سلاح مشغول باشند . هرگاه برفساد مذکور وقوف\nنداشته بر آنها اسلحه بفروشند از جزا معاف هستند .\n( ٦٤ ) : ــ کسانیکه عسکر دولت را به بلوا وبغاوت تحريك وتشويق نمایند (تعزیر)\n( ٦٥ ) : ــ قصداً ماشینخانه ها وانبار خانه های دولت را احراق نمودن ( تعزیر )\n( ٦٦ ) : ــ کسانیکه تاراج کردن نقود واشیای رعیت ودولت تشبث ورزند . رؤسا\nوبقيه نفری نسبتاً ( تعزیر )\n( ٦٧ ) : ــ دزدانیکه در کوهها وصحرا ها مسلح گشت وگذار نموده مردمانرا لخت\nمیکنند . اگر بمطابق ( فتاوای امانیه ) ح ـ لازم نشود بعد از تاوان\n( تعزیر ) .\n( ٦٨ ) : ــ کسانیکه بمقصد قطع طریق در کوه ها وصحرا ها مسلح گشت و گذار\nنموده قبل از دزدی و تاراج گرفتار شوند ( تعزیر )\n( ٦٩ ) : ــ از ارباب شقاوت مستمره کسانیکه قبلاً هم مرتکب جرمی گردیده\nباشند . ویا رهزنانیکه در دست افتاده گان خودرا شکنجه واذیت مینمایند\nو یا در اثنای قطع طریق مردمانرا میکشند ( تعزیر ) .\n( ۷۰ ) : ــ اگر رهزنان کسی را قتل نکرده و مال نگرفته مجروح کرد اگر"}
{"book": "adl0537", "page": 24, "text": "( ٧١ )\n\nبمطابق ( فتاوای امانیه ) حد لازم نشود بعد از تاوان ( تعزیر )\n\n( ٧١ ) : - در کوچه ها و میدانها بغرض تشویق مردم برای عصیان اوراق مضره مطبوعه و یا غیر مطبوعه را نشر کردن و یا برای این مقصد نطقها گفتن هرگاه عصیان بظهور آید (تعزیر) و هرگاه بظهور نیاید نسبتاً (تعزیر) واگر بالتکرار در محل دیگر هم از ایشان اینگونه اوضاع سرزند اگرچه فعل عصیان بظهور نیاید ( تعزیر )\n\n( ٧٢ ) : - کسانیکه اخبار ها و بیان نامه هائیکه بغرض تشویق مردم برای عصیان نوشته شده باشد در نزد خود داشته ها و یا توزیع نموده باشند ( تعزیر )\n\n( ٧٣ ) : - کسانیکه در اجرا نگردیدن یکی از اوامر وقوانین موضوعه دولت ویا برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ نمایند و از مامورین دولت باشند هم ( تعزیر ) .\n\n( ٧٤ ) : - اگر شخصی در خانه يك کس بی آنکه خانه خودش باشد جبراً و یا خود تهدیداً وتخويفاً یا آنکه خفياً داخل شود ( تعزیر ) تحقیق و تفتیشی که دوائر پولیس بعضی خانه های مشتبه را نمایند از این قاعده مستثنی است .\n\n( ٧٥ ) : - کسیکه ورثه مقتول را بر عفو کردن از قصاص نابته مجبور کند . قاتل و شخص جابر ( تعزیر ) .\n\n( ٧٦ ) : - هرگاه یکی از رعایا اسبابی را که فرار محبوسین را تسهیل نماید تهیه وتدارک کند ( تعزیر ) .\n\n( ٧٧ ) : - کسانیکه برای تسهیل فرار محبوسین برای شان سلاح وسائط تدارک نمایند ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 25, "text": "( ۲۲ )\n\n(۷۸) : ـ محبوسينکه از حبس خانه ها فرار مینمایند و باز دستگیر شوند علاوه\nبر اصل جزای فعل سابق آنها نسبتاً دیگر تعزیر نیز داده میشود .\n(۷۹) : ـ کسانیکه توقیف و زیر استنطاق اند و هنوز حکم شرعی بر اوشان صادر\nنگردیده از باعث غفلت پهره دار فرار کنند نسبت باتهام مفرور محافظه\nغافل ( تعزیر ) .\n(۸۰) : ـ کسانيكه يك بندى فراری و یا اشخاص متهم جرم را شناخته حمایت\nمینمایند ( تعزیر ) .\nو خویشاوندان مفرور از اصول و فروع از قبیل پدر و مادر و ازواج و اولاد\nمذکور اگر حمایت کنند از خفیه داشتن او از جزا معاف هستند .\n(۸۱) : ـ مهريکه از طرف مامورین دولت برای حفظ بعض اشیا و یا اوراق\nو یا کدام محل وضع شده باشد کسی که آنرا بشکند ( تعزیر )\nعلاوه بر شکسته شدن مهر هرگاه بعضی اشیا و اوراق هم دزدی شده\nباشد اگر مطابق ( فتاوای امانیه ) بر سارق حد لازم نشود ( تعزیر )\n(۸۲) : ـ کسانیکه اوراق رسمیه دولت را سرقت و یا محو و اتلاف نمایند ( تعزیر )\n(۸۳) : ـ اگر شکسته شدن مهر و سرقت اوراق رسميه و محو و اتلاف آن از\nطرف بعضی اشخاص بصورت هجوم بر محافظ آن بعمل آيد هريك از\nهجوم کننده گان [ تعزیر ] .\n(٨٤) : ـ کسی که بی صلاحیت و ما ذونیت خود را چنان نشان بدهد که گویا بيك\nمنصب ملکی و یا نظامی منسوب بوده علاوهً به ایفای وظایفیکه بآن\nمنصب عاید است جرأت ورزد ( تعزیر ) .\n(٨٥) : ـ کسی که بدون ماذونیت دولت سر بخود فیصله حقوق اشخاص را که"}
{"book": "adl0537", "page": 26, "text": "( ٧٣ )\n\nبصورت اصلاح نباشد نماید ( تعزیر ) .\n( ٨٦ ) : - كسيكه اموال غیر منقوله را که از نزد وی حکما گرفته شده و بمستحقش\nتسلیم گردیده باشد بالتکرار ضبط نمايد مال مضبوطه بصاحبش مسترد\nگردیده علاوتا ( تعزیر ) .\n( ٨٧ ) : - کسانیکه آلات تلگراف و تیلفون را قصدا خراب نمایند علاوه بر گرفتن\nقیمت ضرر ( تعزیر ) .\n( ٨٨ ) : - کسيكه سیم تیلفون و تلگراف را بریده و پایه ی آنرا انداخته موجب\nتعطیل و تعویق مخابرات گردد ( تعزیر ) .\n( ٨٩ ) : - اگر این معامله بریدن و تخریب سیم های تیلفون و تلگراف در اثنای\nيك محاربه ویا اختلال بوقوع آید نسبتا ( تعزیر ) .\n( ٩٠ ) : - كسانیکه مسکوکات قلب میسازند و قلب چلانی میکنند ( تعزیر ) .\n( ٩١ ) : - كسانيكه پیسه قلب را نا دانسته داد وستد مینماید هيچ مستحق جزا\nنمیشوند . فقط بعد از آنکه قلب شناسی را آموخته بازهم بچلانیدن آن\nکوشش ورزند ( تعزیر ) .\n( ٩٢ ) : - کسانیکه اشیاء تقلیدی مثل کړه کات کرده طلا و نقره و امثال آنرا به\nقیمت اصل جنس فروخته بالمقدم ساخته کاری نمایند بعد از تاوان\nشرعی ( تعزیر ) .\n( ٩٣ ) : - کسانیکه فرمانهای پادشاهی و مهرهای حکومت و مهرها و امضاهای\nمأمورين دولت و اوراق و سنداتیکه تعلق بدفتر ها باشد تقلید و تحریف\nنموده استعمال کنند هر گاه نقصان بيت المال و یا از اهالی را نموده\nباشند بعد از تأدیه مقدار نقصان ( تعزیر ) .\nهر گاه از فرمان ساخته گی پادشاهی بدولت يك ضرر کلی برسد"}
{"book": "adl0537", "page": 27, "text": "( ٢٤ )\n\nنسبتاً ( تعزیر ) .\nكسانيكه اینگونه اوراق ساخته گی و محرف را بدست آورده استعمال نمایند ( تعزیر ) .\n( ٩٤ ) : - كسانيكه خواه برای خلاص کردن خود و یا دیگران از خدمت دولت بنام طبیب ها شهادتنامهٔ ساخته گی بسازند ( تعزیر ) .\n( ٩٠ ) : - همچنان طبیب ها و جراح هائیکه خواه مبنی بر رشوت و خواه بنابر خاطر والماس برای رها ئيدن يك آدم از خدمت دولت شهادتنامهٔ كاذب بدهند ( تعزیر )\n( ٩٦ ) : - اشخاصیکه سندات تقلیدی یا تحریفی در بارهٔ مدعی علیه خود بمحاكم دولت ابراز نمایند بعد از تاوان که بمدعی علیه ضرر عاید گردیده باشد نسبتاً (تعزیر )\n( ٩٧ ) : - كسانيكه بنادانی و ناشناسی چیز های ساخته گی و تقلیدی را استعمال میکنند ( از جزا معاف هستند ) .\n( ٩٨ ) : - هر گاه شخصی بخانه کسی قصداً آتش بزند بعد از تاوان مال محروق (تعزیر) و اگر التهاب آتش بدیگر خانه های متصل آن سرایت کند علاوه بر تاوان مال محروقه ( تعزیر ) .\nو هر گاه آتش زده گی مذكور سبب قتل نفس شود علاوه بردیت شرعی ( تعزیر ) .\n( ٩٩ ) : - كسانيكه خواه در داخل شهر و خواه خارج شهر در و قوع يافتن حريق تشبث و كوشش نمایند ولا كن بعمل آورده نتوانند ( تعزیر )\n( ١٠٠ ) : - کسیکه چوب های بریده و محصولات درویده را مانند خرمن وغيره آتش بدهند علاوه بر تاوانيكه بصاحب مال میدهد ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 28, "text": "( ۲۰ )\n( ۱۰۱ ) : ــ هر گاه حریقی که قصداً از طرف آتش زننده گان بوقوع آید و موجب وفات انسانها گردد علاوه بر تادیۀ دیت ها ( تعزیر ) .\n( ۱۰۲ ) : ــ كسیكه يك آدم را بآتش زدن امر اجبار نماید بخوف قتل اگر چه آتش زده گی بوقوع نیاید شخص جابر ( تعزیر ) .\n( ۱۰۳ ) : ــ در افغانستان ساختن شراب و استعمال و ادخال آن و مسكرات دیگر بکلیه ممنوع است ، مگر چرس و بنک که از محصولات افغانستان است ، تنها خرید وفروش آن برای استعمال در داخل ممنوع است ، اخراج آن بممالك خارجه ممنوع نیست .\n( ١٠٤ ) : ــ كسانيكه علناً شراب نوشی نمایند ( ۸۰ ) دره ضرب میشوند .\n( ١٠٥ ) : ــ كسانيكه خفياً شراب نوشی نموده از آثار عیانیه یعنی از بعضی قرائن و استدلالات خفیاً شراب نوشی شان بقرار شرعی ثابت گردد ( ۸۰ ) دره ضرب میشود .\n( ١٠٦ ) : ــ کسانیکه شراب بدیگران میفروشند ( تعزیر ) .\n( ۱۰۷ ) : ــ كسانيكه شراب سازی مینمایند بعد از اتلاف شراب او ( تعزیر ) .\n( ۱۰۸ ) : ــ کسانیکه از خارج شراب را بافغانستان ادخال مینمایند شرابش اتلاف وخودشان ( تعزیر ) .\nهمه قواعد این فصل خاص به اهل اسلام و تبعۀ افغانیه عاید است فقط دربارۀ تبعۀ اجنبی كسيكه برای تجارت بافغانستان شراب را داخل كرده و با فغانها بفروشد بموجب قاعده های فوق جزا می بیند .\n( ۱۰۹ ) : ــ کسانیکه چرس و بنگ میکشند و یا ترياك میخورند ، هرگاه سن شان از پانزده اضافه باشد ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 29, "text": "( ٢٦ )\n\n( ١١٠ ) :ـ كسانيكه علناً ويا خفيةً بار نكر بازی كنند ( تعزير ) .\n( ١١١ ) :ـ كسانيكه علناً وياخفيةً باز نگری كنند ( تعزير ) .\n( ١١٢ ) :ـ هرگاه پدر واقربای يك بچه در پیشروی خودهمان بچه را برقصیدن\nمساعده نمايند ( تعزير ) .\n( ١١٣ ) :ـ برای هرنفر از دسته باز نكر ( تعزير ) .\n( ١١٤ ) :ـ رقاصی زن بحضور مردان هرواحد از مردان وزنان ( تعزير ) .\n( ١١٥ ) :ـ در مسايل قتل وجرح برای تفصیلات احكام قصاص ودیت قاضی باید كه\nبكتاب فتاوی امانيه ، مراجعت بکند .\n( ١١٦ ) :ـ قتل عمد قتلیست كه باستعمال آله قاتله قصداً حادث شود چون سلاح\nو مانند آن مثل چوب تیز وسنگ تیز وآتش . وقتل شبه عمد قتلیست\nكه بغیر سلاح وآلات كشتنی مذکوره قصداً اتلاف حارث شود .\n( ١١٧ ) : هرگاه شخصی شخص دیگر را بصورت عمد قتل نمايد ( قصاص ) .\n( ١١٨ ) :ـ هرگاه فاعل قتل عمد نامعلوم باشد ومقتول موجود بود اگر در آبادی باشد\nویا در مسجد محله ( دیت براهل محله و آبادی ) .\nواگر در مسجد جامع ویا راه عامه بود ( دیت بر بیت المال است ) .\nواگر در بیابان بود ( هدر است ) .\n( ١١٩ ) هرگاه قاتل بر فعل قتل عمد اقرار باشد ، وورثه مقتول او را عفو نمايند .\nقاتل ( تعزير ) .\n( ١٢٠ ) :ـ هرگاه تنها یکنفر از ورثه مقتول قاتل را كه بر فعل قتل عمد اقرار كرده\nعفو نماید بعد از دیت ( تعزیر ) .\n( ١٢١ ) :ـ واگر قاتل قوم دار و پیسه دار بوده بدان لحاظ از طرف ورثه مقتول"}
{"book": "adl0537", "page": 30, "text": "( ۲۷ )\n\nعفو شود . بهمه حال ( تعزیر ) .\nو اگر اولیای مقتول باقاتل ومقتول قرابت پدر ومادر وبرادر وخواهر\nداشته باش . وقاتل را عفو کند ازین قاعده مستثنی است .\n( ۱۲۲ ) :- هرگاه یکی از ارباب جنایت و شقاوت مستمره برای بعمل آوردن\nيك جرم عظیم مردمان دیگر را غدارانه شکنجه ویا اذیت نماید\n( تعزیر )\n( ۱۲۳ ) :- هرگاه شخصی بصورت شبه عمد کسی را بقتل رسانید ( دیت\nشرعی بر عاقله ) اولاً قريه ثم قثم برسه سال قسط .\n( ١٢٤ ) :- هر گاه شبه عمد مکرر شد ( تعزیر )\n( ١٢٥ ) :- اگر عاقله قريه وبعيده نداشت مثل لقيط وحربی مستامن ( دیت )\nبر بيت المال وتعزير بر قاتل )\n( ١٢٦ ) :- اگر ورثه مقتول دیت را عفو کند . قاتل ( تعزیر )\n( ۱۲۷ ) :- و اگر عفو در حق يك قومدار ودولت مند باشد ( تعزیر )\n( ۱۲۸ ) :- کسیکه جسد يك مقتول را اخفا نماید و یا بی آنکه بحکومت خبر بدهد\nدفن کند ( تعزیر )\n( ۱۲۹ ) :- هر گاه شخصی شخص دیگر را لت و کوب ویا جرح نمود وموجب\nقطع وشكستن وسقوط عمل يعنى از کار برآمدن یکی از اعضایش\nگردد علاوه بردیت شرعی برجانی در صورت عمد ( تعزیر )\nواز غیر عمد که خطاست ( دیت بر عاقله )\n( ۱۳۰ ) :- شخصی که شخص دیگر را لت و کوب و یا مجروح نموده موجب از کار\nپس ماندن او گردد ، اگر به مطابق احکام ( فتاوای امانیه ) قصاص\nويا ديت لازم باشد بعد از ادای ارش وتاوان جرح ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 31, "text": "( ۲۸ )\n\n( ۱۳۱ ) : - کسانیکه از آبا واجداد و امهات خود یکی را ضرب و یا جرح نماید ( تعزیر)\nو اگر سبب سقوط یکی از اعضا شد علاوه بر دیت شرعی و قصاص\n( تعزیر )\n( ۱۳۲ ) : - کسیکه به مقصد قتل استعمال سلاح نمود ( تعزیر )\n( ۱۳۳ ) : - کسیکه خطاء سبب تلف يك آدم گردد بعد از دیت شرعی ( تعزیر )\n( ١٣٤ ) - هر گاه شخصی خطاء شخص دیگر را مجروح بسازد بعد از دیت شرعی\nکه ادا نماید اگر کیفیت جرح از عدم رعایت نظامات آمده باشد\n( تعزیر )\n( ١٣٥ ) : - هرگاه يك شخص به امر يك آمر جابر شخصی را جبراً و كرها قتل\nکند و یا ضرب و جرح نماید و مجبوریـت او بقرار ماده ( ۲۸ ) ثابت\nگردد ( جزای قاتل و ضارب و جارح در حق آمرش اجرا میشود ) .\n( ١٣٦ ) : - کسیکه در خانه خود مرد بیگانه را با حرم خود بخلوت به بیند و او را\nبقتل رساند ( از جزا معاف دانسته میشود )\n( ۱۳۷ ) : - کسانیکه آبا و اجداد و امهات خود ها را بقتل برسانند اگر بقرار\n( فتاوای امانیه ) قصاص لازم نشود ( تعزیر )\n( ۱۳۸ ) : - کسیکه شخص مستامن را بکشد ( تعزیر )\n( ۱۳۹ ) : - اگر بعضی از ورثه ، معاون قتل مورث خود بوده عفو نماید بدون\nحصة ورثه عفو کننده دیت از مال قاتل اخذ بورثة باقی مقتول داده\nشود چون عفو او مسقط قصاص میگردد قاتل ( تعزیر )\n( ١٤٠ ) :- اگر بر اقرار قاتل عمد مامورین دولت که رسماً بتحقیقات ابتدائیه\nموظف هستند در محكمه شرعیه گواهی داده و شرعاً اثبات شود پس از حکم"}
{"book": "adl0537", "page": 32, "text": "( ۲۹ )\n\nقاضی ورثه مقتول عفو نمایند مجرم بمجازات قاعده ( ۱۱۹ ) محکوم\nمیشود .\n( ١٤١ ) سابی وقادیانی و زندیق ( قتل کرده شود ) و سارق که تکراراً سرقه کند\n( تعزیر\" قتل شود ) . و خناق بتکرار خنق که کسی را کشته اند\n( قتل میشود ) .\n( ١٤٢ ) : — شخصیکه نامه تهدید قتل بفرستد بدین مضمون که در صورت عدم\nایفای مطلوبات خود او را محو و اعدام خواهد نمود ( تعزیر ) .\n( ١٤٣ ) : — اشخاص متهم بالقتل که قبل از محکومیت خفيةً و ارثان مقتولین را\nبمبلغ و یاجنس معینی رضامند ساخته ورثه در محکمه شرعیه سوگند\nندهد و کار سازی شان ثابت شود شخص متهم بالقتل بعد از علم قاضی\n( تعزیر ) .\nو اگر قبل از مرافعه حکومت و قضا برای پامال کردن مصالحه نموده\nو بحکومت اطلاع ندهند چون اطلاع واقعات قتل بحکومت حتمی\nاست بنابران ورثه مقتول نیز ( تعزیر ) می شوند .\n( ١٤٤ ) : زنیکه به استعمال و سابط مخصوصه و یا از طرف دیگری به استعمال آن\nرضا داده موجب اسقاط جنین خود گردد .\nعلاوه بر تاوان شرعی که عبارت از غره که نصف عشر دیت بعاقله\nاست ( تعزیر )\n( ١٤٥ ) :— زنیکه برضای یکزن دیگر تدارک وسایط مخصوصه نموده بدون رضای\nشوهر جنینش را اسقاط نماید علاوه بر تاوان شرعی مذکور ( تعزیر )\n( ١٤٦ ) :— هر گاه درین اثنا حامله وفات گردد و جنینش ساقط گردیده بود علاوه\nبر تاوان شرعی که بعاقله حامله میشود برای زنیکه واسطه شده ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 33, "text": "( ٣٠ )\n\n( ١٤٧ ) :ـ در صورتیکه بدون رضای زن وسایط مخصوصه استعمال کرده شود و یا افعالی مانند ضرب و جرح موجب سقوط جنین گردد ، فاعل علاوه بر تاوان شرعی که بر عاقله جارج و ضارب می آید ( تعزیر ) .\n( ١٤٨ ) :ـ اگر در اثنای اینگونه اسقاط جنین زن وفات نماید و جنین میت شده ساقط شود تاوان جنین و دیت زن هر دو ذمه فاعل است . و هر گاه جنین حیات بود در ثانی فوت کرد دیت کامل بر ذمه فاعل بود و ( تعزیر ) در هر دو صورت مییابد .\n( ١٤٩ ) :ـ هرگاه اینچنین جرایم را يك طبیب یا قابله اجرا نماید علاوه بر جزاهای که در قاعده های پنجگانه معین است در حکم هر قاعده که داخل باشد بعد از تاوان شرعی بر عاقله زن ( تعزیر بر طبیب حامل و قابله )\n( ١٥٠ ) :ـ هرکسيكه بايك بچه فعل شنیع لواطت اجرا نماید ( تعزیر الی قتل )\n( ١٥١ ) :ـ اگر مفعول کمتر از ده سال باشد ( از جزا معاف ) . واگر عمر مفعول زیاده از پانزده سال باشد و جبراً فعل شنیع در حق او اجرا شود از جزا معاف )\n( ١٥٢ ) :ـ اگر مفعول عمرش زیاده از پانزده سال بوده برضا و رغبت خود بفعل شنیع تن داده باشد ( تعزیر الی قتل ) .\n( ١٥٣ ) :ـ اگر کسی برای بچه بازی بچه نگاه کند ( تعزیر ) . وامرد نیز در صورت رضا نیز بهمین ( تعزیر ) محکوم میشود .\n( ١٥٤ ) :ـ کسیکه متهم بفجور باشد اك يك امرد را باکراه بگریزاند ( تعزیر ) واگر يك شخص مستورالحال باکراه و یا بصورت خدعه بگریزاند بهمه حال نسبتاً ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 34, "text": "( ۳۱ )\n\n۱۰۰ : - هر گاه شخص محصن با زن غير محصنه فعل زنا نمايد [ زانى رجم و زانيه صد دره ] .\n١٥٦ : - هرگاه يك مرد محصن با يك زن محصنه برضاى جانبين فعل شنيع اجرا نمايد ( زانی و زانيه رجم ) .\n١٥٧ : - اگر يك مرد غير محصن با يك زنیکه شوهر زن عسكرى باشدكه درمقابل دشمن بمحاربه است. فعل شنيع اجرا نمايد ( زانى صددره علاوه تعزير زانيه رجم ) .\n١٥٨ : - اگر كسى يك زن شوهر دار را كه شوهرش خواه در سفر و خواه درحضر و خواه زن عسكرى و خواه از اهالی باشد بطور جبر و يا حيله بگریزاند ( تعزير ) .\nدر صورت جبرو حيله زن شوهر دار ( از جزا معاف ) و در صورت رضا بجزاى مذکور گرفتار میشود .\n( ١٥٩ ) : - اگر کسی يك زن بیوه را و يا يك دختر خانه را بطور جبر و یا حیله بگریزاند ( تعزير ) .\n( ١٦٠ ) : - هر گاه شخص غیرمحصن با يك زن محصنه فعل زنا اجرا نمايد ( زانی صد دره ، زانیه رجم )\n( ١٦١ ) : - هر گاه يك شخص غیر محصن با يك زن غير محصنه زنا كند ( زانى و زانيه صد دره ) .\n( ١٦٢ ) : - اگر یکی از طرفین در ارتکاب فعل شنيع جبراً مجبور شده باشد ( مجبور از جزا معاف دانسته میشود ) جابر ( تعزیر ) میشود .\n( ١٦٣ ) : - زنيکه با ديوانه زنا كند ( تعزير ) .\n( ١٦٤ ) : - زنيكه شوهرش غائب باشد و خودش حامله گردیده بر زنا اقرار و"}
{"book": "adl0537", "page": 35, "text": "( ٣٣ )\n\nنسبت فعل را بر يك شخص منکر نماید ، اگر برضای خودش فعل\nوقوع یافته باشد ( تعزیر ) .\n( ١٦٥ ) : - گریختاندن زن شوهردار درصورت اقرار زن که برضای خود رفته\nباشد ویا بقرائن قطعیه ثابت شود نسبتاً ( تعزیر ) .\n( ١٦٦ ) : - درمسئله زنا که حد شرعی بشبهه ساقط شود ( تعزیر ) .\n( ١٦٧ ) : - کسیکه بيك صدمه غیر فعل زنا بکارت باکره را زائل کند علاوه\nبر مهر مثل ( تعزیر ) .\n( ١٦٨ ) : - مردیکه بازن اجنبیه بغیر زنا ولواطه بباقی اعضای او دست درازی\nویا مساس کند در صورتیکه مرد اکراه کند تنها مرد ، و در صورت\nرضا زن ومرد هردو ( تعزیر ) .\n( ١٦٩ ) : - زنها ئیکه به بد افعالی متواتره شهرت پیدا کنند ( تعزیر ) .\n( ١٧٠ ) : - شاهدانیکه بزنا شهادت داده اند درزمان رجم زانی فوت ویا بدون\nعذر غائب شده باشند از محکوم علیه مذکور حد ساقط شده ( تعزیر\nوتشهیر ) میشوند .\nاگر قبل از یکماه شاهدان مذکور حاضر شوند محکوم علیه ( رجم\nواگر پس از یکماه حاضرشوند حد ساقط وهمان تعزیر اجرا میشود) .\n( ١٧١ ) : - کسانیکه برمعاملات جزائیه شاهدی ناحق میدهند ( تشهیر ) .\n( ١٧٢ ) : - کسانیکه بمسائل حقوقیه شاهدی دروغ بدهند ویا قسم ناحق بخورند\nدر صورت رجوع شاهدان ، علاوه برمقدار نقصانیکه بصاحب حق\nرسیده ( تشهیر وتعزیر ) .\nدر صورت عدم رجوع شاهدان تنها تشهیر ."}
{"book": "adl0537", "page": 36, "text": "( ۲۳ )\n\n(١٧٣) : ـ کسانیکه شخصی را بعوض شخص دیگری که حقیقتا آنشخص حاضر\nنباشد در محکمه آورده برای فواید خود بغریب از اقرار شخص غائب\nوثیقه شرعی حاصل نمایند ، کذا بعض اشخاص درواقعه مذکور تصدیق\nنمایند هرگاه منفعتی حاصل کرده باشند به شخص ضرر رسیده مسترد\nگردیده اشخاص فریب کننده ( تعزیر ) . ونفری مصدقین جزای\nشاهد زور می بینند اگر فائده تحصیل نکرده باشند فریب کننده گان\nومصدقان معامله مذکور جمعاً جزای شاهد زور می بینند .\n(١٧٤) : ـ درحاليكه يك وارث عدم وقوع قتل را دانسته بريك شخص بتدارك\nشاهد زور دعوی قتل اقامه نماید وبطلان دعوی او بصورت برحیات\nبودن مقتول ثابت گردد وارث مدعی ( تعزیر ) .\n(١٧٥) : ـ هرکسیکه بقوه اجرائیه ویا بقوه عدليه ويايك ماموريكه واسطه رسانیدن\nكيفیت است باین دوقوه اخبار نامه و یا شکایت نامه داده بيك شخصی\nکه بیگناهی او را محقق میداند ، یا از برای غرض بيك مأموريكه يك\nگناه را اسناد کند و یا خود درمخالفت آن شخص آثار دلايل ماديه\nبسازد وجرمهای اسناد کرده گی او برخلاف ظاهر شود نسبتا مفتری\n( تعزیر )\n(١٧٦) : ـ هرگاه شخصی برخلاف شخص دیگرقذف یعنی جرم اسناد زنارا ارتکاب\nکند ، قاذف برطبق فصل مخصوص ( فتاوای امانیه ) [ هشتاد دره\nضرب می شود ] .\n(١٧٢) : ـ هرکسیکه برخلاف دیگری به تبيين يك جرم مخصوص ویا به بیان کردن\nيك ماده مخصوصه که تشکیل جرم نماید مردمان را بحقارت و خصومت"}
{"book": "adl0537", "page": 37, "text": "( ٣٤ )\n\nخود معروضداشته ویا کسی را با اسناداتیکه موجب کسر وناموس واعتبار او باشد ذم کند ( تعزیر ) .\n( ١٧٨ ) : ــ برای اینکه ذم مذکور مستلزم جزا باشد واقع گردیدن آن بیکی از صورتھائی که در ذیل نشانداده شده شرط است :ــ\nاولاً : ــ در مواجھۀ متجاوز علیه در يك مجلس ویا در يك موقع که دیگر اشخاص شنیده بتوانند علنی باشد .\nثانیاً : ــ باید در غیاب متجاوز علیه و لا کن با یکچند اشخاص مجتمع و یا متفرق اختلاط کرده اجرا شود .\nثالثاً : ــ باید بصورت اسم ونوشته لوایح عبرت که برعموم نشر وتشهیر میگردد ویا بر بعضی مردمان توزیع گردیده باشد ویا مکتوب کشاده که براه راست بمتجاوز علیه فرستاده شده باشد ویا بواسطۀ ورقۀ پوست وقوع یافته باشد .\nرابعاً : ــ باید باھر رقم جرائد و وسائل یومیه موقوته وھر نوع مطبوعات و وسائط نشریه واقع شود .\n( ١٧٩ ) : ــ ھر گاه بر خلاف شخصیکه بشتم دچار تجاوز گردیده است از سبب مادۀ که موضوع شتم است تعقیبات قانونیه اجرا شود ومستحق شود که متجاوز بیگناھی شخصی را که بروی تعرض واقع گردیده دانسته درصدد ثبوت اسنادات به اوست آنزمان شتم بافترا منقلب گردیده مطابق قاعدۀ که در بارۀ افتراست حکم داده میشود . ھر گاه شخصی که ارتکاب جرم شتم را نموده در بارۀ برائت ذمۀ خود اثبات صحت ویا شہرت فعلیکه بر متجاوز علیه اسناد نموده بخواھد این ادعایش قبول نمیشود ."}
{"book": "adl0537", "page": 38, "text": "( ٣٠ )\n\n( ١٨٠ ) : ـ هر کسیکه بدون تعیین کدام مادۀ مخصوصه بیکصورت دیگر بر ناموس\nو یا شهرت و یا حیثت یکشخص دیگر مرتکب فعل ( قدح ) گردد ( تعزیر )\nجرم ( قدح ) نیز بیکی از صورتهای چهار گانه که در بارۀ شتم ذکر شد\nلازم است که بموقع بیاید فاعل قدح هر گاه اثبات کردن چیزهای را که\nاسناد کرده است ادعا نماید مسموع نمیشود .\n( ١٨١ ) : ـ هر گاه در میان دزدان یکنفر و زیاده ازان مسلح بوده در اثنای شب\nدیوار يك خانه و یا دکانیکه دران انسان اقامت میورزد شکافته و یا اینکه\nقفل آنرا شکستانده و یا خود خویشتن را بـمانند مأمورین دولت\nنشانداد و يا يك امر ساخته گی که از يك مأمور دولت گرفته باشد ابراز نموده\nبدرون داخــل شده و انجا جبر و شدت نموده دزدی کنند اگر\nبمطابق کتاب ( فتاوی امانيه ) حد لازم نشود ، بعد از تاوان\nشرعی هر یکی از دزدان را ( تعزیر )\n( ١٨٢ ) :ـ هر گاه دو کس ویا زیاده بران بيك خانه در آمده با اجرای معامله جبر\nو شدت دزدی کنند اگر بمطابق ( فتاوی امانیه ) حد لازم نشود ،\nهر يك از دزدان ( تعزیر )\nاگر در اثنای معامله جبر وشدت يك آدم را مجروح سازند اگر مطابق\n(فتاوی امانیه) حد و قصاص لازم نشود ، بعد از تاوان شرعی (تعزیر)\n( ١٨٣ ) :ـ هرگاه دريك خانه که کس اقامت نداشته باشد بصورتیکه در دو قاعده\nفوق بیان شد داخل گردیده دزدی کنند اگر مطابق ( فتاوی امانیه )\nحد لازم نشود ، بعد از تاوان شرعی ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 39, "text": "( ٢٦ )\n\n( ١٨٤ ) :ـ هرگاه هنگام شب یکچند نفر یکجا شده در راه عام دزدی نمایند اگر\nمطابق ( فتاوی امانيه ) حد لازم نیاید علاوه بر تاوان مــال مسروق\n[ تعزیر الى قتل ]\n( ١٨٠ ) : کسانیکه بغیر از همین چند صورت هائیکه در قاعده های فوق بیان گردیده\nبيك رقم دیگر دزدی کنند ، عموماً اگر بمطابق ( فتاوای امانیه حد\nلازم نشود ، بعد از تاوان مال ( تعزیر ) .\n( ١٨٦ ) : ــ هر گاه عراده چی‌ها و کرایه کش ها اشیائی را که حمل ونقل مینمایند\nخیانت کنند ، بعد از تاوان شرعی ( تعزیر ) .\n( ١٨٧ ) : ــ هر کسیکه اسپ و سائر حیوانات سواری و باری و عراده و مـانند\nنرگاو و ماده گاو و حیواناتی را بدزدد ، اگر بمطابق ( فتاوی امانیه )\nحد لازم نشود ، بعد از تاوان شرعی ( تعزیر ) .\n( ١٨٨ ) : ــ هرکس که آلات و ادوات زراعت و هیزمـيكـه برای فروش فراهم\nو احضار گردیده باشد و چوب تعمیر و مرغهای خانگی و کشتکار\nدرویده و نادرویده را بدزد اگر بمطابق ( فتاوای امانیه ) حد لازم\nنشود ، بعد از تاوان ( تعزیر ) .\n( ١٨٩ ) : ــ هركسيكه يك كليد را تقلید کند و يا يك رقم آله که قفل را بکشاید\nبسازد ( تعزیر ) .\n( ١٩٠ ) : ــ دزد اینکه بخانه شخصی برای دزدی رفته به بردن مال موفق نشوند و\nجرحی هم واقع نگردد اشخاص مسلح و غیر مسلح شان نسبتاً (تعزیر)\n( ١٩١ ) : ــ اشخاصیکه بدزدی وداره و تاراج شهرت پیدا کرده باعث اخلال\nامنیت و رفاه عامه شوند ، باید که اشخاص درست و روشناس آنجـا\nدر محکمه ابتدائیه محــلی رفته صورت واقعه را سجل شرعی نمایند حاکم"}
{"book": "adl0537", "page": 40, "text": "( ٣٧ )\nمحلی موصوف معلوماتیكه در بارۀ آنها داشته باشد نیز تحریر کرده در محكمة شرعية محلى بسپارد ، این معلومات بعد از علم قاضی در حقوق الله مدار حكم شرعی میگردد ، اگر شهرت دزدی و داره و تاراج متواتر یا غیر متواتر و یا محدود باشد نسبتا ( تعزیر ) .\n(١٩٢) : كسانیكه بارتكاب دزدی وداره و غیره جرایم محكوم به نقل مكان بيك موضع معین گردیده خلاف حكم ازان محل بحكومتی منفی ویا دیگر حكومات و علاقه جات افغانستان بروند ( تعزیر ) .\nاگر ثانیا در محل مذكور منشاء فساد وداره گردند ( تعزیر الى قتل )\n(١٩٣) : شخصیكه در مقابر رفته كفن میت را بكشد ( تعزیر ) .\n(١٩٤) : هر كسیكه جبرا از دست شخصى يك حجت نقدی وسند قرض را بگیرد بعد از گرفتن سند و حجت كه تحویل صاحبش نماید ( تعزیر ) .\nو اگر دزد مال مسروقه را قبل از حكم قاضی بصاحب مال تسلیم نمود حد لازم نمیشود ( تعزیر ) .\nمادة ( ٣١ ) نظامنامه هذا شامل این فصل است .\n(١٩٥) : كسيكه اموال دولت را نقداً يا جنساً سرقت نمايد چون حد لازم نمیشود نسبتاً ( تعزير ) و مثل آن مال از سارق گرفته تحویل خزينة بيت المال شود ، اگر مأمور باشد ( طرداز مأموريت ) .\n(١٩٦) : اگر مرتكبين جرمی كه در قاعدة ( ١٩٥ ) بیان گردیده ملازم دولت نباشند با وجود آنهم بموجب قاعدة مزبور مجرم شناخته ( تعزیر میشوند )\n(١٩٧) : كسیكه يك كودك را بيك چیزی راضی و قانع گردانیده مجیله از دست وی سند دین یعنی حجت و یا كدام ورقة ابرا و تعهد را بگیرد هر گاه بكودك نقصان رسیده باشد ، تاوان آنرا میدهد و علاوه بران ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 41, "text": "( ٣٨ )\n\n( ١٩٨ ) هرگاه کسی بريك كاغذ سفيد مهر دار و يا امضا دار كه باو امانت تسلیم گردیده باشد ، امانت داری خود را سوء استعمال نموده بنام صاحب مهر و امضا عبارا تيكه ، متضمن تعهد و یا ابرا بوده ، و یا خود بر آن يك سندی بنویسد که صاحب امضا را ذاتا و يامالا نقصان برساند بعد از تاوان شرعی ( تعزیر ) .\n١٩٩ : ــ کسیکه بصورت امانت و وکالت سندات ، و او راق اموال ، اشيا و نقود سائره که باو تسلیم گردیده باشد بصاحبش اعاده ننموده پنهان و یا ضایع کند بعد از تاوان ( تعزیر ) .\n٢٠٠ : ــ کسانیکه قمار میزنند هريك از قمار بازان ( تعزیر ) .\n٢٠١ : ــ کسانیکه در خانه و دکانهای خود پنهانی قمار بازانرا آورده از آنها حق نعل میگیرند ( تعزیر ) .\n٢٠٢ : ــ کسیكه حيوانات سواری و بارگير و اسپ عراده و سائر حيوانات دیگریرا قصدا اتلاف نمايد ، بعد از تاوان شرعی ( تعزیر )\n٢٠٣ : ــ کسی که طرق عمومیه و یا چشمه ، و یا پل و یا آبرو های آب و یا ابنیه که ملك خود او نباشد بالاختيـار هدم و تخریب كنـد بعـد از تاوان شرعی ( تعزیر ) .\n٢٠٤ : ــ كسيكه بدون يك دست آویز رسمی وحجت شرعی که حق او را اثبات نماید خود سـر خـلاف حكم شريعت اموال غير منقوله را كه داخل عهده تصرف شخصی دیگری باشد ضبط و مداخله نماید ، بعد از استرداد چیز ضبط گردیده گی ( تعزیر ) .\n٢٠٥ : ــ کسیکه نهالستان باغ و یا نهالهای قیمتدار و میوه دار را قطع و تلف نماید و یا بمقصد تخريب در ان حيـوانـات را بگشاید علاوه بر تاوان"}
{"book": "adl0537", "page": 42, "text": "( ۳۹ )\nشرعی ( تعزیر ) .\n( ۲۰۶ ) : - طبیبان وجراحان وعطارا نیکه بنابر سوء قصد به بیمار دوای مهلک داده موجب وفات مریض گردند ( تعزیر )\n۲۰۷ : - هرگاه اینچنین يك دوای مهلك بنابر سوء قصد داده شده باشد هرچند که موجب موت و هلاك مريض نگردیده باعث شدت بیماری و مرض شود طبیب و یا عطار و جراح برای اینکه آینده درهیچ جا اجرای صنعت نتوانند شهادتنامه شان ضبط گردیده ( تعزیر )\n( ۲۰۸ ) : - طبیبان ویا جراحان و عطا رانیکه جاهل باشند ، سهوا بمريض دوای مهلك داده ، و يابهر حال در فريضة ماموریت خودها غفلت و اهمال نموده این سهو واهمال شان سبب موت مریض گردد برای اینکه آینده در هیچ جا اجرای صنعت نتوانند شهادتنامۀشان ضبط و ( تعزیر ) .\n( ۲۰۹ ) : - اگر ازین اهمال مریض وفات نیافته بلکه موجب شدت بیماریش گردد ( تعزیر ) .\n( ۲۱۰ ) : - داکترها واطبای یونانی که از مدیریت مستقله طبيه اجاز تنامه معالجه نداشته در شهر کابل بمداوای اهالی پردازند ، اگر از معالجه شان هیچ آسیبی هم به بیمار نرسد چون از اداره طبیه اعلان شده که هیچ طبیب بدون شهادتنامه مدیریت طبیه علاج نکنند بنابر همین مخالفت ( تعزیر )\n( ۲۱۱ ) : - در صورت عدم حصول مصارف محکمه ، از صاحب سجل در مرکز ها به موجب تحقیقات کوتوالیها ، و در حکومتیها به موجب تحقیقات حکام محلی که لا جایدادی صاحب سجل را اثبات نماید از محکمه مجانا بلا بدل فیصله داده میشود .\n( ۲۱۲ ) : - کسانیکه باتهام جرائم توقیف شوند و در محاکم عدلیه اصل فعل برای"}
{"book": "adl0537", "page": 43, "text": "( ٤٠ )\nشان ثابت شود ایام مدۀ حبس شان از ابتدای توقیف محسوب است .\n( ٢١٣ ) : – شخصیکه ایام حبس را تکمیل نماید ، ویا بواسطۀ اتهامی توقیف شده\nباشد حین رهائی ضامن گرفته نمیشود .\n( ٢١٤ ) : – کسانیکه عیال منکوحه کسی را که شوهرش مسافر باشد برای دیگری\nبفریب عقد نکاح نماید ( تعزیر ) . و زن بشوهر اصلیش واپس\nداده شود .\n( ٢١٥ ) : – در کندن یا تراشیدن بقدر ربع و اضافه از آن موی سر و ریش\nمرد را اجباراً ( تعزیر ) . واگر موی سر زن را بقدر ربع و اضافه\nاز ان جبراً کند ویا تراشید نسبتاً ( تعزیر ) . در کندن و تراشیدن\nموی مرد وزن در صورت اجبار که مادون از ربع باشد نیز ( تعزیر )\n( ٢١٦ ) : – شخصیکه پدر ویا مادرش از ایذاء ویا اطوار نا پسنداو به محاکم شاکی\nشود ( تعزیر ) .\n( ٢١٧ ) : – زنیکه بدون عذر شرعی و بلا اذن شوهرش در خانۀ مردمان اجانب\nبرود ( تعزیر ) .\n( ٢١٨ ) : – برای شخصیکه باستثنای قتل که بعد العفو در نظامنامۀ جزای عمومی\nحكم تعزیر شده مرتکب يك جرمی گردد اگر از طرف\nمدعی عفو صادر شود ، و آن جرم با قرار خود مجرم ثابت باشد\nتعزیر ساقط نمیگردد بهر حال تعزیریکه به تخصیص همان جرم\nدر نظامنامۀ جزای عمومی ذکر شده در بارۀ او اجرا میشود .\n( ٢١٩ ) : – آکل الربایعنی سود خورنده را ( تعزیر . ) وسود دهنده\nاگر مجبور نباشد نیز ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 44, "text": "( ٤١ )\n\n( ٢٢٠ ) : - اگر يك شخص مكلف عاقل بالغ را در يك جرم نامشروع مباشر\nببیند فاعل آن فعل را به نصایح مفیده منع كنند و اگر منع نشود\nبقاضی وحاکم محلی اخبار كنند .\n( ٢٢١ ) : - اشخاصیكه خود را به مردم به صفت مخبر دولت معرفی میكنند\nویا باین صفت خود را شهرت میدهند و باین وسیله باعث تخویف اهالی\nمیشوند ( تعزیر ) .\n( ٢٢٢ ) : - كسانيكه برای ساختن زیورات مسكوكَات دولت را آب می نمایند\n( تعزير )"}
{"book": "adl0537", "page": 45, "text": "( ٤٢ )\nفصل دوم\n( ٢٢٣ ) : ـ یک سری از اسرار سیاسی و عسکری دولت بحسب ماموریت خود واقف گردیده در حال عدم ماذونیت آنرا به دشمن افشا نمودن ( تعزیر )\n( ٢٢٤ ) : ـ قاضی ها وجمله مامورینیکه وظایف وخدمات رسمیه را در عهده گرفته اند واعضای منتخبه منصوبه وجميع مجالس رسمیه وکسانیکه از احاد ناس مانند حكم واهل خبره بوده با یک وظیفه رسمیه مکلف هستند ووکیل های دعوی برای نکردن چیزیکه شرعاً بکردن آن مجبورند ، ویابرای کردن چیزیکه شرعاً به آن مجبور نیستند پول و یا اشيائيكه بنام هدیه بگیرند و یا سائر منافعیکه باید صورت برای خود تامین مینمایند وفرق فاحش که در بین قیمت حقیقیه و ثمن مسمای اموال واملاکیکه برای همین مقصد خراه کم و یا زیاده بیع وشرا شوند گرفته میشود رشوت است .\n( ٢٢٥ ) : ـ يك ماموريكه بغرض باطل گردانیدن يك حق رشوت بگیرد رشوتیکه گرفته است از نزدش به راشی استرداد میگردد در صورت عدم حضور راشی بخزانه دولت تادیه میشود و مرتشى ( تعزیر ) .\n( ٢٢٦ ) : ـ هر گاه رشوت تنها برای وعده کردن و یا نکردن کدام کاری گرفته شده بطلان حق بعمل نیامده باشد ، رشوت از نزدش استرداد گردیده علاوتاً ( تعزیر ) .\n( ٢٢٧ ) : ـ راشى يعنی رشوت دهنده بهر دوصورت نسبتاً ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 46, "text": "( ٤٣ )\n(۲۲۸) :- هرگاه يك آدم برای محافظه جان و مال و عرض خود و الحاصل برای حفظ يك منفعت مشروعه خود برشوت دادن مجبور گردد رشوئيكه داده است واپس بخودش داده میشود و تنها مرتشى جزا می بیند .\n(۲۲۹) :- ماموریكه اموال دولت را نقداً ویا جنساً به جعل کاری خیانت کند شخص مذکور را ( تعزیر داده شود و مال خیانت کرده کی از نزدش استرداد گردیده طرد از ماموریت ) .\n(۲۳۰) :- مامورینکه در وقت بیع وشراء اشیاء بحساب دولت در معاملات خرید و فروش آن دست بازی نموده خود ازان مستفید گردد ( تعزیر )\n(۲۳۱) :- هرگاه یکی از مامورین دولت حق يك آدم را که از دولت میگیرد تماماً نداده يك قسم آنرا خودش بگیرد ( مثل پیسه گرفته از وی استرداد گردیده به ذیحق تسلیم شود علاوتاً تعزیر ) . هرگاه بواسطة شخص دیگر مرتکب این جرم گردد ( خود مامور با مرتکب جرم تعزیر )\n(۲۳۲) :- هرگاه یکی از مامورین دولت اجرت عمله را که برای کار دولت استخدام نموده است کم بدهد و یا هیچ نداده خودش بگیرد پیسه که گرفته است از خودش گرفته عوض اجوره عمله بآنها داده میشود علاوتاً ( تعزیر ) .\n(۲۳۳) :- هرگاه یکی از مامورین دولت در من الواردات بيت المال نقصان برساند اگر خودش بکیسه خود بریزد از خویش استرداد میگردد و لا بدیگری گذاشته باشد از آن شخص محصل و تحویل خزانۀ بیت المال گردیده بهمه حال مامور مذکور ( تعزیر ) گردیده از ماموریت طرد میشود ) .\n(٢٣٤) :- هرگاه یکی از مامورین دولت برای تمتع و استفاده خود سراً ویا علناً بالذات ويا على طريق المشارکه در خريداري بعضي اسبابهایکه بوزارت"}
{"book": "adl0537", "page": 47, "text": "( ٤٤ )\n\nو یا اداره او لازم بوده از طرف دولت در آن خصوص امر داده شده باشد\nو یا در خرید بعضی اشیائیکه بحساب دولت خریده میشوند ، و یا در فروش\nچیزهائیکه از طرف دولت برای او سپرده میشود مشارکت ورزیده بود\n( از ماموریت طرد وتعزير )\n( ٢٣٥ ) :— اگر در خرید و فروخت این اموال اجرت و سلطت بگیرد ( از\nماموریت طرد )\n( ٢٣٦ ) :— مامورینی که برای خود ویا برای دیگران بیسۀ سر کاری را برداشت\nمی نمایند ( از ماموریت طرد وتعزير )\n( ٢٣٧ ) :— مداخله کردن مامور بصورت جبر ومحکم در حق مدعی یا مدعی علیه\nبنابر يك غرض وحمایه در حضور محاكم شرعیه عدلیه و اداره طرد )\n( ٢٣٨ ) :— اگر در نتیجه جبر وتحكم از محکمه بناحق يك حكم صادر گردد\n( مامور مداخله کننده وحکم کننده تعزیر )\n( ٢٣٩ ) :— قاضی های محکمه ها و اعضای مجلس های مشوره علاوه بر امضا\nنکردن بر مداخله که جبراً بوقوع آمده است ، میباید که احوال آن را\nنیز بدولت اطلاع واخبار نمایند والا اگر در یکی ازین دوامرة وگذاشت\nنموده بودند ( عزل از ماموریت )\n( ٢٤٠ ) :— رئیس های مجلس ویا قاضی های محکمه هائیکه معامله را از روی جبر\nوالتماس مخالف شرع اجرا کرده باشند ، رؤ ا و اعضای آن نسبتاً\n( تعزير وطرد از ماموریت )\n( ٢٤١ ) :— اگر يك مامور برای اجرا نگردیدن یکی از اوامر نظامات دولت ویا\nبرای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ نماید ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 48, "text": "(٤٠)\n(٢٤٢) :- هرگاه کدام وزیر و یا نائب الحکومه و یا حاکم اعلی یا حاکم و علاقه دار و مستوفی و سررشته دار و قاضی و مامور مالیه و مدیران تجارت و زراعت وكمرك در داخل منطقه ماموریت خود تجارت خرید و فروخت ارزاق را در دست خود گرفته بالذات اجرا نماید چنین اشخاص را تجارت خواه عانی باشد یاسری ( از ماموریت طرد میشود و فقط در جائیکه هست اگر از خود املاك واراضی داشته باشد تجارت محصلات زمین های خودش ازین قاعده مستثنی است )\n(٢٤٣) :- هرگاه ماموریکه بلا عذر معقول فرمانها و امر نامه هائیکه دولت نشر نموده باشد نشر نماید ( طرد از ماموریت )\n(٢٤٤) :- هرگاه يك مامور بلا سبب مقبول در ایفای وظیفه خود غفلت و اهمال ورزد و یا امری را که از طرف امرش موفق به حکام شرعیه و سیاسیه داده شده باشد اجرا نماید اگر ازین عدم اجرا برای دولت يك ضرر برسد نظر بدرجة ضرر بعد از استرداد تاوان شرعی ( تعزیر ) . و هرگاه ازان بسیاست دولت يك ضرر برسد نیز ( تعزیر ) . واگر ازان برای یکی از رعايا يك ضرر مالی رسيد علاوه بر ( تعزیر ) تاوان همان ضرر از وی نیز گرفته می شود .\n(٤٠٠) :- مامورين ماتحت هرگاه علاوه بر امانات خود بوظائف آمران شان جرأت ورزند و ازین خلاف ورزی آنها چیزی ضرر نرسد تعزیر واگر برای دولت يك ضرری برسد نظر بدرجه ضرر بعد از تاوان ( تعزیر ) . واگر بسیاست دولت ضرر برسد نظر بمراتب ضرر نسبتا ( تعزیر ) . واگر ازان برای یکی از رعایا ضرر برسد علاوه بر تاوان مال نظر بمراتب"}
{"book": "adl0537", "page": 49, "text": "(٤١)\nجرم نسبتاً ( تعزیر ) .\n(٢٤٦) : ـ هر گاه یکی از مامورین برای اعتراف کشانیدن جرم بر یکشخص مظنون\nو یا متهم باذیت و اشکنجه او امر نماید و یا خود بالذات اجرا نماید ( از\nماموریت برای همیشه طرد و استرداد رتبه و نشان و تعزیر ) .\nاگر آدم اشکنجه شده از صدمه اشکنجه وفات یابد کسی که اشکنجه او را\nامر داده است جزای قاتل را که دیت بر عاقله اوست می بیند بشرطیکه\nمامور مجبور ثابت شود و اگر مجبور نباشد (دیت بعاقله شکنجه کننده\nکه مامور است میشود ) .\n(٢٤٧) : ـ هر گاه یکی از مامورین در حق يك محبوس از طرز مجازاتیکه شرعی و\nسیاسی تعیین نموده است بالاتر وسنگین تر آنرا اجرا نماید و یا اجرای آنرا\nبدیگری بفرماید ( تعزیر ) :\n(٢٤٨) : ـ هرگاه يك مامور مخالف طرزیکه آنرا شریعت نشان داده است بخانه\nیکی از رعایا بدون اذن صاحب خانه داخل شود ( تعزیر ) . اگر هم\nدر خانه داخل شود وهم بخواهش خود به اجرای جستجو و تفتیش\nقیام و اقدام نماید نسبتاً ( تعزیر . )\n(٢٤٩) : ـ هرگاه یکی از مامورین مال وملك یکی از رعایا را جبراً اشترا و یابه ادعای\nبیعنی ضبط کند و یا بمرو شد ، مار و ملکیکه گرفته شده دو باره\nبصاحبش عیناً در صورت وجود مال و یا بدلاً در صورت اتلاف اعاده\nمیشود ، خود مامور (طرد و تعزیر ) .\n(٢٥٠) : ـ اگر یکی از مامورین دولت از رعایا زیاده از محاصل دولت يك چیزی\nاضافه ستانی نموده آنرا در کیسه خود بریزد ( علاوه بر استرداد مقداریکه\nگرفته است تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 50, "text": "( ٤٧ )\n( ٢٥١ ) :— امواليكه در يكي از كمركها محصول شده و از آنجا بجای ديگر نقل شود و مدير كمرك ديگر جای دوباره محصول بگيرد همان مدير كمرك ( تعزير ) .\n( ٢٥٢ ) :— هرگاه مامورين كمرك مال تجارتي را ملاحظه و محصول نكرده سند داده بود و ثابت گرديد همان مأمور كمرك و تاجر [ تعزير ] .\n( ٢٥٣ ) :— هرگاه يك مامور و يا يك رئيس و سركردة اهالی غير از خدمتهائيكه بموجب كدام نظامنامه ويا فرمان پادشاهی شرعاً امر شده باشد رعايا را بيگار گرفته از آنها کار بگیرد حق اجرت عملۀ بيگار ازوی گرفته بعملۀ داده میشود و [ تعزير ] .\n( ٢٥٤ ) :— هرگاه ازمامورين دولت و يا آدمهای شان و يا منصبداران و سپاهيان نظامی و كوتوالی در خانۀ رعايا واهالی فروکش گردیده بی رضا و جبراً طعام بخورند و يا برای اسب ها جو و كاه و غيره بگيرند [ قيمت اشيائيكه گرفته و خورده اند استرداد گرديده بصاحبانش داده میشود علاوتا تعزير ] .\nاگر اردوی نظامی در اثنای كوچ از يكجا بديگر جاحرتکب اينچنين حركت گردد . قيمت چیز هائيكه گرفته شده باشد بقسم تاوان از منصبدار فوج كه با ايشان درين جرم شريك بوده گرفته میشود و خود منصبدار در ديوان حرب در تحت محاكمه می آيد و سپاهيان نيز اگر بی اجازه منصبدار مرتكب گرديده باشند قرار فوق محکوم به [ تعزیر ] میشوند .\n( ٢٥٥ ) :— كسانيكه يكي از مامورين و يا از سپاهيان و منصبداران نظامی وكوتوالی وپليس را در اثنای ايفای وظيفه و يا بخاطر وظیفۀ شان كه ايفای مینمايند ضرب و جرح و يا اينكه جبر و تشدد نمايند و يا سلاح بكشند علاوه بر جزای مستلزم ضرب و جرح [ تعزير ] ."}
{"book": "adl0537", "page": 51, "text": "( ٤٨ )\n\n( ٢٥٦ ) :— هر گاه از پیش سپاهی یا منصبدار نظامی و پولیس که بر محافظهٔ\nيك محبوس مامور باشند بسبب غفلت و بی پروائی محبوس بگریزد نظر\nبدرجات اهمال وغفلت شان نسبتاً ( تعزير ) .\nو اگر محبوس مذکور را قصداً بگریزانند ، هرگاه محبوس بقتل محكوم\nشده باشد ( تعزير ) .\nوهر گاه محبوس هنوز محکوم علیه نگردیده باشد ودر باره اوحکم محکمه\nصادر نشده باشد و قصداً او را بگریزانند نسبتاً ( تعزير ) .\n( ٢٥٧ ) : — از طرف مامورین دولت مهریکه برای حفظ بعضی اشیاء و یا اوراق\nو یاکدام محل وضع شده باشد هر گاه آن مهر از سبب غفلت وسهل\nانگاری کسی که بمحافظه آن مامور است شکسته شود ماموریکه غفلت\nنموده است ( تعزیر ) .\nاگر مهر را خود همان ماموریکه بمحافظه آن کماشته شده باشد بدون\nماذونیت بشکند ( تعزیر ) .\nعلاوه بر شکسته شدن مهر هر گاه بعضی اشیا واوراق هم دزدی شده\nباشد اکر مطابق ( فتاوی امانيه ) بالای سارق حد لازم نشود\n( تعزير )\n( ٢٥٨ ) :— مامورينيكه اوراق رسميه دولت را سرقت يامحو واتلاف نمايد ( تعزير )\n( ٢٠٩ ) :— هر گاه مامور پوسته خطوط رسمی و خصوصی که به پوسته خانه او\nسپرده میشوند آنرا بکشاید و یا در کشادن آن مساعده نماید ( تعزیر )\n( ٢٦٠ ) :— هرگاه یکی از مامورین خواه در میان سطر های اعلام و فیصله آرا\nوسندات وسائر سجلات دفاتر که در اثنای ایفای وظیفه خود بنویسند\nیا بتغير خط وختم وامضا ويا در صورت نوشتن اسم يك شخص بعوض"}
{"book": "adl0537", "page": 52, "text": "( ٤٩ )\n\nشخص دیگر تحریفات نموده اینگونه ساخته کاری نماید ( تعزیر ) .\n( ٢٦١ ) :- هر گاه يك مامور در اثنای ایفای وظیفه خود در وقت نوشتن اوراق\nرسمیه که تنظیم میکند يك چيز يرا كه يك آدم نگفته است بقسم گفته کی\nاو و چیز یرا که گفته باشد بر عکس آن نوشته بدینصورت ساخته کاری\nنماید ( تعزیر )\n( ٢٦٢ ) :- رئیس های مجلس و قاضی های محکمه که اوراق ساخته گی و قاعده\nهای فوق الذکر را دانسته در موقع اجرا بگذارند ( تعزیر )\n( ٢٦٣ ) :- اگر يك مامور مرتکب جرمهائیکه در فصل اول باب اول تصریح شده\nكردد و راجع بماموريت او ملاحظه شود اكر چه داخل\nفصل دوم باب اول نیامده باشد محاکم شورای دولت و مجالس مشوره\nمجرم را عیناً بر طبق معاملاتی که داخل فصل اول باب اول ذکر شده\nمحکوم به ( تعزیر ) کرده میتوانند ."}
{"book": "adl0537", "page": 53, "text": "( ٥٠ )\nباب دوم\nفصل اول\nالف\n( ٢٦٤ ) :— كسیكه نشانی را كه از طرف حكومت برای او داده نشده باشد بیاویزد یا البسهٔ رسمیهٔ بالاتر از رتبهٔ خود را بپوشد یا در حالیكه هیچ رتبهٔ نداشته باشد لباس رسمی در بر كند چونیكه استعمال آن بدون اشخاص مجاز شده كی برای دیگری اجازه نیست ( تعزیر )\n( ٢٦٥ ) :— كسانيكه باداره های گمرك بیان نامه ها و بیجك‌های ساخته كی ومحرف وخلاف حقیقت را ابراز نمایند ( تعزیر )\n( ٢٦٦ ) :— اگر شخصی شخصی را ضرب وجرح نماید وجرح وضرب مذكور سبب از كار بس ماندن او نگردد به مطابق احکام ( فتاوی امانیه ) دیت و یا قصاص لازم نشود ، بعد از ارش و تاوان جرح ( تعزیر )\n( ٢٦٧ ) :— کسیكه محض بغرض تهدید وتخویف سلاح بكشد ( تعزیر )\n( ٢٦٨ ) :— كسیكه متهم بفجور باشد اگر یك امردرا به اكراه بگریزاند ویا بخدعه وفریب ببرد ( تعزیر )\nاگر یك شخص مستور الحال باكراه ویا بصورت خدعه بگریزاند بهمه حل نسبتاً ( تعزیر )\nامرد در صورت رضا به مجازاتی که گریزاننده محکوم شده محکوم میشود ؛ و اگر یك طفل را بگریزاند که مظنهٔ بد فعلی نباشد خاص گریزاننده ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 54, "text": "( ۵١ )\n\n( ۲۶۹ ) :— هر گاه بدون ذم و قدح يكى بر خلاف ديگرى بيك اشارۀ مخصوصه\nاجراى حقارت نمايد . حقارت كننده ( تعزير )\n( ٢٧٠ ) :— كسيكه آلات وادوات زراعت وصناعت مشروعۀ ديگرى را بشكند ويا\nخراب بكند بعد از تاوان شرعى ( تعزير )\n( ۲۷۱ ) :— كسيكه نهالستانها وكشت زارهائى را كه هنوز به كمال نرسيده باشد\nقطع و تلف نمايد ويا به مقصد تخريب در آن حيوانات را بكشايد\nبعد از تاوان شرعى ( تعزير )"}
{"book": "adl0537", "page": 55, "text": "( ٥٢ )\nفصل اول\n( ب )\n( ٢٧٢ ) :— کسانیکه مبدء اشاعه ونشر خبر های خلاف واقع متعلق سیاست داخلی مملکت شوند ( تعزیر )\n( ٢٧٣ ) :— اشخاصیكه چیزی را حکومت اعلان نکرده باشد بحکومت نسبت داده در بین اهالی نشر وشایع کنند ( تعزیر )\n( ٢٧٤ ) :— کسانيكه عند اللزوم بوزارت ها ودوائر دولت جلب میشوند ، اگر قریه دار ویا رئيس محلی ودیگر مامور تصدیق حاضر نبودن وبیماری شخص جلب شده را مینمایند وكذب ظاهر شود مصدق كاذب ( تعزیر )\n( ٢٧٥ ) :— اطبا وجراحان وعطاران وقابله ها اگر اسرار شخصیه را که به اقتضای صنعت شان بآنها سپرده میشوند، در غیر احوالیکه قانوناً به اخبار آن مجبور اند افشا نمایند ( تعزیر )\n( ٢٧٦ ) :— اشخاص متخاصمین که به محاکم عدلیه یا اداره های دولت در اثنای محاکمه و تحقیقات باهم مشاتمه کنند از محاکم عدلیه بموجب امر قضاة در کوتوالی محلی و دیگر دوائر دولت از طرف آمر همان اداره که اختیار اجرای تعزیر را داشته باشد دربارۀ اشخاص شاتمین ( تعزیر ) اجرا میشود\n( ٢٧٧ ) :— سرقت اموالیکه نصاب شرعی را که مراد از هفت قران است پوره نکند ( تعزیر ) .\n( ٢٧٨ ) :— کرایه کش ها و کسانیکه بخدیعت اخذ بیعانه میکنند و از عهدۀ انجام عمل برآمده نمیتوانند بعد از استرداد وجه بيعانه ( تعزير ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 56, "text": "( ٥٣ )\n\n( ۲۷۹ ) :ـ كسیكه خندق و جرهائیكه بردو را دور اراضی يك شخص دیگر كنده\nشده باشد پر و خاكریز نماید و یا احاطه هائیكه از تپه ها و خار و خس\nبر اطراف كشتزار كشیده شده ویران كند بعد از تاوان ( تعزیر )\n( ۲۸۰ ) :ـ در راهها و سركها خاكروبه ها و گندگیها و سائر چیز هائیكه موجب\nبدبوئی و تعفن باشند انداختن و به بی پروائی بالای كسی خاك جاروب\nو چركاب ریختن و در سركها حسب اللزوم بعضی چوقوریها كنده\nشبانه بر بالای آن فانوس نگذاشتن ( تعزیر ) .\n( ۲۸۱ ) :ـ در داخل شهر ودهات در جائيكه احتمال ضرر باشد پطاقی انداختن\nممنوع است فاعل آن ( تعزیر ) .\n( ۲۸۲ ) :ـ در داخل شهرها بلا لزوم تفنگ زدن ممنوع است فاعل آن ( تعزیر )\nمراد از تفنگ زدن در شهر فقط همان مناطق شهر ازان مطلوب است\nكه از طرف قوماندانهای كوتوالی محلی محدود كرده میشود .\n( ۲۸۳ ) :ـ در جائیكه مردمان جمع باشند بسببكه تو هم ضرر باهالی دارد اسپ\nدوانیدن ممنوع است فاعل آن ( تعزیر )\n( ٢٨٤ ) :ـ كسیكه از گرفتن سكه دولت بقیمت معینش انكار و استنكاف ورزد( تعزیر )\n( ٢٨٥ ) :ـ قصداً بخانه ویا حویلی يك شخص دیگر خاك و سنگ و ناپاكی انداختن\nویا بجائیكه داخل شدن در آن ممنوع است در آمدن و از جائیكه گذشتن\nازان ممنوع است گذشتن ( تعزیر )\n( ٢٨٦ ) :ـ بدرجه كه باعث برهم زدن راحت اهالی گردد بلا موجب غال مغال و\nشماته كردن ( تعزیر )\n( ۲۸۷ ) : ـ اعلانا تیكه بامر حكومت چسپانیده و آویخته شده باشند كندن\nو پاره كردن ( تعزیر )"}
{"book": "adl0537", "page": 57, "text": "( ٥٤ )\n\n( ٢٨٨ ) :— کسانیکه کمتر از نرخ معین مروج اشیا خورا که و غیره را بفروشند\n( تعزیر ) .\n( ٢٨٩ ) :— کسی که جاهائی را برای منافع عمومیه از قسم طرق عامه و میدانها\nترك و تخصیص شده باشند خراب وویران سازد ویا از طول وعرض\nآن مقداری برای خود بدزدد جائی را که خراب کرده است بخودش تعمیر میشود\nو جائی را که دزدیده است از وی اخذ و استرداد گردیده بعد\n( تعزیر ) .\n( ٢٩٠ ) :— کسانیکه دیوارهای مساجد وجوامع ومقبره ها و سرکها و دیوارهای\nعمارت های سرکاری وابنیۀ خصوصی را به ذغال و سیاهی وغیره چرك\nوخط میکنند ویادرخت هائی را که ازطرف حکومت در سرکها نشانده\nشده ویا گلزار هائی را که بر اطراف سرکها طرح شده اند خراب\nکنند و گلهای آنرا جدا سازند ( تعزیر ) .\n( ٢٩١ ) :— کسانیکه هنگام شب چراغهای موترهای وکادی و بایسکل را خاموش\nگذاشته باشند ( تعزیر ) .\n( ٢٩٢ ) :— در اثنای مرور و عبور غیر پیاده بر سرکها بدست چپ خود نرفته\nبدست راست بروند ( تعزیر ) .\n( ٢٩٣ ) :— گفتن الفاظ ركيك و لغو و طعن و استهزاء غير قذف ( تعزیر ) .\n( ٢٩٤ ) :— جنك دادن طیور و حیوانات ( تعزیر ) .\n( ٢٩٥ ) :— در داخل شهر کبوتر پرانی و کاغذ پرانی و بدون عذر بالای بام\nبرآمدن که ازان همسایه متضرر شود ( تعزیر ) .\n( ٢٩٦ ) :— جنگهای خفیف و گفتگو های بازاری که روز مره واقع میشود در\nصورتيكه يکی از جانبین بدائرۀ پولیس عرض کند ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 58, "text": "( ۰۰ )\n\n(۲۹۷) :ـ آویختن مرغ زنده از پا برای فروختن در بازار ( تعزیر ) .\n(۲۹۸) :ـ اسپ را در بازار ایستاده کرده ، وخود جلو آنرا گرفته بردکانی نشستن\nچون توهم ضرر غیر دارد ممنوع است ، بنا بران فاعل آن ( تعزیر )\n(۲۹۹) :ـ بر حیوان یا بريك عراده از مقدار اضافه از طاقتش بار کردن ممنوع\nاست ( تعزیر ) .\n(۳۰۰) :ـ استنجا بدست بر سرکها لاابالیانه گشتن ( تعزیر ) .\n(۳۰۱) :ـ كسانيكه مانند مساجد و تربت و مانند آثار شریفه یا ابنیه وعماراتی\nرا که از تزئینات بلدیه میباشند خراب ورخته دار نمایند ؛ ویادرختها ونهال\nهائیکه در راه ها وسركها وكوچه ها ویا صحن های مساجد باشند ببرند ،\nبعد از ادای تاوان شرعی مقدار ضرر ( تعزیر ) .\n(۳۰۲) :ـ چلم بردار بازار و قصه خوان واسپندی ورمال وفالبين مسلمان واهل\nهنود و سادو هائیکه بدر وازه های اهالی میگردند موقوف اند اگر\nبعد ازین کسی مرتکب این فعل فوق گردید ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 59, "text": "( ٥٦ )\nفصل دوم\n(٣٠٣ ) : - اگر هنوز رشوت داده و گرفته نشده باشد و تنها در باره اخذ و اعطای آن يك گفتگو ویا مقاوله تحریری بعمل آمده وثابت شود ، را شی و مر تشی ( تعزیر ) .\n( ٣٠٤ ) : - هر گاه يك مامور در صورتیکه برایش رشوت تکلیف شود و او آنرا قبول نماید ومتعاقباً بدولت خبر بدهد ، خودش علناً از طرف اشرف پادشاهی بايك تحسين نامه تلطيف گردیده ورا شی (تعزیر ) میشود .\n( ٣٠٠ ) : - کسیکه برشوت دادن مجبور شود ، و رشوت را بمرتشی داده باید در ظرف یکهفته بدولت خبر بدهد ، هر گاه بدلا ئل مقنعه رشوت را اثبات نمود شخص مذکور از جزا معاف میشود .\n( ٣٠٦ ) کسیکه مامورین دولت را در اثنای ایفای وظیفه شان ویا در يك امریکه متعلق خدمت شان باشد ، از کدام سببی برای شکستاندن قدر و ناموس شان تحقیر کند ویا در حق شان حدت لسان بطريق فحش نماید و یا خود تخویف نماید ( تعزیر ) .\nاگر این معامله در اثنائيكه يك محكمه ويايك مجلس مشوره بكار مشغول باشد واقع گردد نسبتاً ( تعزیر )\n( ٣٠٧ ) : - کسانیکه سپاهیان ومنصبداران نظامی وکوتوالی و پولیس را در اثنای وظیفه شان حقارت کنند ( تعزیر ) .\n( ٣٠٨ ) : - سندات و اوراق رسمیه اگر از غفلت و سهل انگاری مأمورینیکه بمحافظه آن مکلف اند محو واتلاف گردد غفلت کننده ( تعزیر ) ."}
{"book": "adl0537", "page": 60, "text": "( ۵۷ )\n\n( ۳۰۹ ) : - مامورینیکه در مقابل آمرهای خود بی حرمتی وسرکشی نمایند ( تعزیر )\nاگر سرکشی در مقابل يك تنبیهی که متعلق به ایفای وظیفه او بوده\nبعمل آید علاوتاً ( از ماموریت عزل ) .\n( ۳۱۰ ) : - مامورینیکه در حین ایفای امریکه آمر های شان داده باشد سستی\nوسهل انگاری نشان بدهند الی سه مرتبه ( تعزیر ) .\nوبه نوبت چهارم علاوه بران ( عزل ) .\n( ۳۱۱ ) : - آمران مافوق هرگاه بوظیفه مامورین ماتحت خود در چنان مسایلیکه\nقانوناً در داخل دائره صلاحیت مامورین ماتحت تعین گردیده باشد\nبصورت سلب اعتبارات مامورین مذکور مداخله نمایند ( تعزیر )\n( ۳۱۲ ) : - مامورینیکه در خارج وظیفه از روی حیثیت ماموریت خود حرکتهای\nنامناسب نمایند ، در نوبت اول ودوم وسوم ( تعزیر ) .\nدر مرتبه چهارم ( عزل از ماموریت ) .\n( ۳۱۳ ) : - نایب الحکومه الی علاقه دار ومستوفی تا مامورین مالیه و قوماندان های\nعسکری در منطقه ماموریت خود ها تازمانی که باین حیثیات در مقامات\nماموره موظف اند از اراضی واموال واشیای سرکاری اگر بنام خود\nویا اشخاصی که طبعاً در مایملك بدو اشتراك دارند خریداری نمایند\nاز ملازمت طرد واشیای مبایعه استرداد وقیمت آن رد میشود .\n( ۳۱٤ ) : - مامورینیکه بترتیب اوراق سوانح عمر خود مکلفیت دارند به ادخال پسران\nقابل التعلیم خود شان که سنین آنها از هشت سال کم و از دوازده سال\nاضافه نباشد در مکاتب محلی مکلف اند .\nدر صورتیکه نسبت به تعمیل قاعده هذا مساهلت وتکاسل ورزند ، در"}
{"book": "adl0537", "page": 61, "text": "( ٥٨ )\n\nمرتبة اولی و دوم ( تعزیر ) .\nو در دفعۀ سوم از ماموریت ( طرد ) کرده میشود .\n\nخاتمه\n\n( ٣١٥ ) بـ اگر کدام واقعه در دوائر حکومت وارد گردیده که حکم آن در نظامنامۀ هذا نبود از روی کتب فقه شریف مطابق مذهب حنفی رح فیصله کرده صورت آن بشورای دولت ارسال شود : که تا بعد از تصویب و منظوری حضور شاهانه داخل نظامنامۀ هذا گردد .\n( ٣١٦ ) ـ در اجرا و تطبیق مواد این نظامنامه وزارت داخلیه و وزارت عدلیه و شورای دولت مامور و مکلف اند .\n( ٣١٧ ) ـ همچنین در اجرای موادیکه مجزای اداری تعلق دارد مامورینیکه بنظامنامۀ تشکیلات اساسیه در حل و فصل آن موظف اند نیز مکلف میباشند .\n\nامضای علمای منتخبه مجلس لویه جرگه\n\nمواد نظامنامۀ هذا موافق احکام شرع شریف و مطابق مذهب مهذب حنفی رح و\nمبنی بروایات قویۀ مفتی بها است . المصحح مولوی محمدابراهیم\nمولوی عبد الحی پنجشیری رئیس تمیز کاموی مشرقی\nبندالله ابوالفتح فضل ربی بکهاوی\nافقر عبد الخالق الصدیقی مولوی گل دست عفی عنه\n\nادخال و اجرای این نظامنامه را در نظامات دولت امر و اراده فرمودیم و نظامنامۀ مطبوعۀ طبع سنه ١٣٠٠ جزای عمومی متروك و منسوخ است ."}
{"book": "adl0537", "page": 62, "text": "( ٥٩ )\n\nضمیمه نظامنامه جزای عمومی\n\n( ماده اول ) تبدیل ماده ( ۱۷۳ ) :\nاشخاصیکه بدزدی و داره و تاراج شهرت پیدا کرده باعث اخلال\nامنیت و رفاه عامه شوند باید که اشخاص درست و رو شناس آنجا در\nمحكمه ابتدائیه محلی رفته صورت واقعه را سجل شرعی نمایند حاکم\nمحلی موصوف معلوماتیكه در باره آنها داشته باشد نیز تحریر کرده در\nمحكمه شرعیه محلی بسپارد واین معلومات بعد از علم قاضی در تعزیرات\nحقوق الله مدارحكم شرعی میگردد علاوه بران نایب الحكومه ها وحکام اعلی\nوكلان وقتاً فوقتاً عنداللزوم در منطقه های حکومت متعلقه خود یکنفر مامور\nرسمی را که اهل باشد بصفت قضاء منفرداً و یا دو نفر دیگر را بحیثیت اعضا\nبا این یكنفر موقتاً مقرر کرده میتوانند که در آن منطقه رفته نفری مفسدین\nمذکور را سجل نموده در صورت اول از طرف قاضی محلی و در\nصورت دوم از طرف قاضی موقتی در مجلس تعیین جزای محلی سپرده\nمیشود تا حسب مراتب ذیل تعیین جزا کنند : -\nالف : اگر شهرت دزدی و داره و تاراج متواتر باشد .\nب : اگر غیر متواتر باشد .\nج : اگر محدود باشد .\nدر هر سه صورت فوق بتناسب درجات تعیین جزا می کنند .\n( ٢ ) هرگاه در محیط يك علاقه داری یا حكومتي يك شخص یا اشخاص به\nتكرار مرتکب دزدی یا داره بازی یا قطاع الطریقی شده بودند و یا مفسد\nو مشهور بالفساد موجود بوده علاقه داران یا حكام محلی در بدست"}
{"book": "adl0537", "page": 63, "text": "( ٦٠ )\nآوردن ودستگیر نمودن این چنین اشخاص تشبثات لازمه قانونی را بعمل\nنیاورده بودند وحکام مافوق یا حکام اعلی ونایب الحکومه های مربوطه\nشان آن اشخاص را دستگیر نمایند ویا حکام وحاکم اعلی ونایب الحکومه\nهای دیگر ولایات واقف شده معرفی شان را بکنند و یا همچنان بذرایع\nدیگر بحکومت مرکزی معلوم شوند چون علاقه داران و حکام محلی\nبمراقبت این مسئله درحل وظیفه خود غفلت ویا چشم پوشی نموده اند\nبناء علیه بواسطه غفلت شان از ماموریت طرد می شوند .\n( ۳ ) مامورینیکه بجزای حبس تعزیری حقوق الله محکوم میشوند هر گاه مطابق\nماده ( ٧ ) نظام نامه اساسی از جزا معاف شوند عزل آنها نیز تابع\nبعفو جزا بوده بماموریت حکومت قبول شده می توانند هر گاه در احکام\nتنها عفو حبس تخصیص شده باشد ازین قاعده مستثنی است .\nمورخه اول جوزا ١٣٠٦"}
{"book": "adl0537", "page": 64, "text": "از روی این ( غلطنامه ) آن اغلاطیکه درین نظامنامه جزای عمومی در مطبعه\nواقع شده تصحیح کرده شود\n\nصفحه | سطر | چنین طبع شده | چنین خوانده شود | صفحه | سطر | چنین طبع شده | چنین خوانده شود\n۱۷ | ٤ | مجالس مشاوره | انجمن های انتخاب مامورین | ۱۱ | ۲۲ | بجزای فعل خود ها | به جزای فعل خودها\n۱ | » | یکمل | يك سال | ۱۲ | ١٤ | نمی توانند | نمی تواند\n» | » | مجلس مشوره | انجمن انتخاب | ۱۳ | ٥ | و بحکم قاضی | بحکم قاضی\n۱۲ | » | وزاره عدلیه معاش شان | مامورین وزارت عدلیه خورا که شان | ١٤ | ۱۲ | تحریری یا شفاهی | تحریری باشد یا شفاهی\n۱۷ | ٦ | جز بصورت ساتراته | جزاء بصورت ساتراته | » | ١٤ | شده محضور قاضی | شده ، گرفته بحضور قاضی\n» | ۷ | باقی مامدة | باقی مانده | » | ۱۷ | نشکند | نشکناند\n۱۳ | ۹ | کرد | کردند | ۱۰ | ٤ | اما تعزیراتی | اما در تعزیراتی\n١٤ | » | ماخوذه ست | ماخوذند | » | ۹ | حصه ورثه | حصه باقی ورثه\n۱۰ | » | اگر مجرمه زن بود | اگر جرم کننده زن باشد | » | » | بدل میگردد | بدل می گردد\n» | » | شان | او | ١٦ | ۱ | یا بالفساد | بالفساد\n١٦ | » | شان | آن | ۱۷ | » | دو چراغ موتر و یا یکی | دو چراغ موتر و یا یکی\n۱۰ | ۱۰ | نبوه | نبوده | ۱۸ | ۸ | تحریب | تخریب\n۷ | ۱۱ | بصرف نقود | بصرف نفوذ | » | ۱۷ | جدا ساختن | در جدا ساختن\n۱۷ | » | فرعاً ذی مدخل | فرعاً ذی مدخل | ۲۰ | ٥ | والا اگر | و اگر\n | | | | » | ۲۱ | مجروح کرد | مجروح کردند"}
{"book": "adl0537", "page": 65, "text": "از روی این (غلط نامه) آن اغلاطی که درین نظامنامه جزای عمومی در مطبعه\nواقع شده تصحیح کرده شود\n\nصحیفه\nسطر\nچنین طبع شده\nچنین خوانده شود\nصحیفه\nسطر\nچنین طبع شده\nچنین خوانده شود\n\n۲۱\n۳\nمطبوعه یا غیر مطبوعه\nمطبوعه یا غیر مطبوعه\n۲۹\n۳\nشود\nشوند\n۸\nتوزیع\nتوزیع\n۱۰\n»\nندهد\nندهند\n۱۰\nصرف نفوذ بخار\nصرف نفوذ نمایند\n۳۰\n۱۷\nامرد نیز\nامرد\n۲۰\nسلاح وسایط\nسلاح و سائره\n۳۱\n»\nشوهر زن عسکری\nشوهرش عسکری\n۲۲\n۲\nمیشود\nمیشوند\n۳\n٦\nزنی\nزانی\n٢٤\n۷\nو الماس\nو التماس\n۳۳\n۲۱\nمزمنان\nمردمان\n۲۰\n۳\nبا آتش زدن\nبا آتش زدن\n٣٤\n١٦\nمستحق\nمتحقق\nامر اجبار\nامر و اجبار\n٣٥\n٤\nبموقع\nبوقوع\n۱۲\n»\nمیشود\nمیشوند\n»\n»\nچیزهای\nچیز های\n١٤\n»\nشراب او\nشراب آنها\n»\n۹\nنشانده اند\nنمانداده\n۱۰\n»\nشرایش\n»\n»\n۳۹\n٤\nمهلك ساير\nمهلك كه بنابر\n۱۷\n»\nهمه قواعد این فصل\nهمه این قواعد\n٤٠\n۱۵\nقتل که بعدالعفو در نظامنامۀ جزای عمومی حکم تعزیر شده. مرتکب\nقتل که جزای آن بعد العفو قبلاً مرقوم گردیده . مرتکب\n٢٦\n۹\nحادث شود\nحادث شود\n۲۷\n۳\nداشته باشد\nداشته باشند\n۲۸\n۱\nیکی را ضرب وجرح نماید\nیکی را ضرب و جرح نمایند\n٤٤\n۲\nاشیائی که\nاشیائی که\n۱۰\n»\nقصاص\nقصاص\n»\n۹\nتحكم\nتحكم\n»\n۱۱\nحکیم\nحكم"}
{"book": "adl0537", "page": 66, "text": "از روی این (غلطنامه) آن اغلاطیکه درین نظامنامۀ جزای عمومی در مطبعه\nواقع شده تصحیح کرده شود\n\nصفحه سطر چنین طبع شده چنین خوانده شود صفحه سطر چنین طبع شده چنین خوانده شود\n\n٤٤ ١٠ والا اگر و اگر ٥٣ ٦ ریختن ریختن\n٤٦ ٢ برای اعتراف برای اعتراف ٥٧ ١٦ ما يملك برو ما يملك آنها باوشان\nکمانیدن کنانیدن\n» ٤ ونشان و تعزیر ونشان علاوۀ تعزیر ٥٨ ٤ وارد گردیده وارد گردید که\nکه حکم آن حکم آن\n٤٧ ٣ مامورین مامورین » ٦ که تا بعد از تا بعد از تصویب\n» ٤ بود بودند تصویب و قانونی و منظوری\n٤٨ ١ میش پیش منظوری\n» ٨ مر محافظه بر محافظه » ٩ مجزای به جزای\n» ٢ محبوس محبوس تبدیل مادۀ\n» ٣ بی پروئی بی پروائی ٥٩ ٢ ١٧٣ تبدیل مادۀ ١٩١\n» ١٦ نماید نمایند\n٥٠ ١١ به مطابق و مطابق » ٤ درست و\nروشناس درست و روشناس\n» ١٨ حل حال » ٦ تحریر تحریر\n٥١ ٥ بکمال به اکمال » ١١ در آن منطقه رقه در آن منطقه رقه\n٥٢ ٦ در مین اهلی در بین اهالی » ١٣ قاضی موقی قاضی موتی\n» ٧ عد ملزوم عدم اللزوم » ١٥ دردی دزدی\n» ١٦ و دیگر و به دیگر » ٢٠ داره مازی داره بازی\n» ١٨ سرقت\nمولکه سرقت اموالی که » ٢١ موجود بوه موجود بوده"}
{"book": "adl0537", "page": 67, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0537", "page": 68, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0537", "page": 69, "text": "[BLANK PAGE]"}
