{"book": "adl0526", "page": 1, "text": "نظامنامه\nجزای عمومی\n[ILL]\nسنه ١٣٠٤"}
{"book": "adl0526", "page": 2, "text": "برای فرودگان\nطبع شد\n\nنظامنامهٔ\nجزای عمومی\n\nدر مطبع دائرهٔ تحریرات حضور و مجلس عالی وزرا طبع گردید\n\nثور - سنهٔ ١٣٠٤ش\n\nتعداد طبع ثانی ... (١٠٠٠) جلد"}
{"book": "adl0526", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0526", "page": 4, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنظامنامه جزای عمومی\nمقدمه\n(١):— چنانچه اجرا مجازات جرایمیکه براه راست برعلیه حکومت\nواقع میشوند بدولت عائد است همچنان از جمله جرایمیکه\nبرعلیه یک شخص بوقوع برسند. تحدید درجه تعزیرات\nآنهم که تابع تعزیر شرعی و سیاستی باشند، بدولت\nعاید بوده، بنا بران درباره آین دو نوع مجازات این\nنظامنامه جزا چنانچه مقدار های آن بقرار رای\nاولوالامر و وکیل آن بعد از وقوع واقعه و ملاحظه حال"}
{"book": "adl0526", "page": 5, "text": "۲\nمجرم تعیین میشود و موجبات آن بیان گردیده و از سبیکه\nدرباره جرایمیکه بقصاص و دیت و حد تابع میباشند\nاحکام ضیفه شرعیه را نیز حاوی است. بنابرآن کافهٔ\nمندرجات آن مطابق شرع انور (محمدی) است\nو مطابق مذهب مهذب حنفی و مبنی بروایات قویهٔ\nمفتی بها است .\n(۲) :- جرمهائیکه شرعاً مستوجب مجازات هستند\nسه نوع است :-\nاول :- آنکه مستلزم جزای حد میباشند .\nدوم :- مستلزم جزای قصاص و دیت .\nسوم :- مستلزم جزای تعزیر .\n(۳) :- جرایمیکه مستلزم حد میباشند مثل زنا و شرب خمر\nو قذف و سرقه و قطاع الطریق که حدود آن از\nطرف شارع تعیین شده .\n(٤) :- جرایمیکه موجب قصاص و دیت میشوند قتل\nو جرح است .\n(٥) :- جرایمیکه موجب تعزیر میشود افعال قبیحه و شنیعه است"}
{"book": "adl0526", "page": 6, "text": "۳\nکه بمرتکب آن جزا معین و مقدر نیست ، بلکه مفوض برآ\nاولو الامر و وکیل آن است که بدرجات مختلفه و مراتب\nمتنوعه برای اشخاص مجرمین بعد از ملاحظه حال مجرم\nدر وقت وقوع جرم جزا تعیین کند مثل کلام عنیف و نظر\nبعبس الوجه و فرک الاذن و جرالی باب القاضی\n(یعنی سخن زشت و دیدن بترش روئی و مالیدن گوش\nو کش کردن تا دروازه قاضی) و حبس و جلاء الوطن تا\nدرجه قتل سیاستاً اما در صنف جزای ضرب\nیعنی لت از (۳) دره الی (۳۹) دره اختیار دارد\nو در حبس بر اشخاص مشهور بالفساد که متعنت گفته میشوند\nالی حبس دوام و برای دیگر مجرمین مستلزم مجازات\nتعزیری هر میعاد حبس که تعیین میکنند اختیار دارند.\n(۶):- مدت حبس مجرمین الی زمان ظهور آثار صلاح و توبه است\nمحکومین جزای حبس اگر قبل از اکمال مدت حبس توبه\nو صلاح شانرا شرائط ذیل ظاهر و ثابت کنند ،\nمدت متباقیه ایام حبس شان معاف میشود.\nالف :- محبوسینی که بموجب فیصله محاکم عدلیه محکوم"}
{"book": "adl0526", "page": 7, "text": "٤\nمحبس گردیده باشند.\nاول: مجرمینیکه غیر واقعات قتل و سرقه مرتکب\nجرایم دیگر گردیده محبوس باشند.\nالف: - مجرمینی که الی سه سال محکوم\nمحبس باشند نظر بمیعاد محکومیت\nحس بتصدیق ثلث الی نصف\nاهل قریه و یا محله او.\nب : - مجرمین که زاید از سه سال محکوم\nمحبس باشند بتصدیق دو ثلث\nاهل قریه و یا محله او.\nدوم : - مرتکبین قتل و سرقه بتصدیق تمامی اهل\nقریه یا محله او.\nتصدیق اهل قریه و محله باید شرعی باشد و شرط\nبران است که مصدقین کلیه قوم و یا قریب مهجمین\nنباشند و بتصدیق اهل قریه و محله که در باب\nظهور ثار توبه و صلاح مجرم بنمایند مجالسی که مجرمین از انجا\nرها میشوند و بماده (٨) توضیح گردیده اطمینان حاصل کنند"}
{"book": "adl0526", "page": 8, "text": "۵\nو اگر قریه خورد و نفری آن کم باشد مجالس مذکور بجمعیات\nحال مصدقین بدرستی علم آورده منظور مینمایند .\nب :- مجرمینیکه بموجب فیصلۀ مجالس مشاوره و محاکم\nمأمورین محکوم بحبس گردیده باشند :-\nاول :- مجرمینیکه الی سال محکوم بحبس باشند\nبتصدیق مافوق شرعی مأمورین اداره منسوبۀ انها.\nدوم :- مجرمینیکه زیاده بر سال محکوم بحبس شده باشند\nبتصدیق مافوق و زیر یا مستقله منسوبۀ ان.\n( ۷ ) :- در تصدیق های اثار توبه و صلاح تصدیق مجالس مشورۀ\nاداره های حکومتی منسوبۀ شان علی الترتیب تا مواضعیکه\nحکم رہائی آن داده میشود باید کرده شود .\n( ۸ ) :- تصدیق های آثار توبه و صلاح که بقرار توضیح مادۀ\n( ۶ ) و ( ۷ ) ترتیب مییابد بمواضع ذیل تقدیم گردیده\nاز مواضع عفو مجازات مدت متباقیۀ حبس مجرمین باندازۀ\nاختیارات شان نموده میتوانند :-\nالف :- عفو مجازات متباقیۀ حبس مأمورین :-\nاول :- مجرمین محکوم الی حبس یکساله از طرف"}
{"book": "adl0526", "page": 9, "text": "مجالس مشاوره نائب الحکومه‌گیها و حکومتیهای\nاعلی.\n\nدوم :- مجرمین محکوم اضافه از یکسال الی حبس سه\nسال از طرف مجالس مشاوره وزارت‌های\nمنوبه شان.\nسوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از سه سال بمنظوری\nحضور ملوکانه.\nب :- عفو مجازات متباقیه حبس غیر مامورین :-\nاول :- محکومین الی حبس یکساله از طرف مجالس\nمشاوره که حکم محبوسی درباره آنها صادر\nنموده.\nدوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از یکسال الی سه\nساله از طرف مجالس مشاوره نائب\nالحکومه‌گیها و حکومتیهای اعلی حکومتیهای\nکلان منوبه شان.\nسوم :- مجرمین محکوم حبس اضافه از سه سال\nتا ده سال بمنظوری مجلس شوره"}
{"book": "adl0526", "page": 10, "text": "Y\nوزارت عدلیه\nچهارم: مجرمینی که اضافه از ده سال محکوم حبس\nباشند بمنظوری حضور ملوکانه بعد تصدیق\nوزارت عدلیه.\n(۹):- تصدیق آثار توبه و صلاح بقرار فوق تا دو مراتب در بارهٔ\nیک شخص منظور میشود علاوه بران در بارهٔ مرتکبین سرقه\nو مشهور بالفساد محل اعتبار نیست.\n(۱۰):- محکومین حبس اضافه از یگماه الی سه سال تنها بیک لنگ زولانه\nدر محبوسخانه اکمال مدت حبس خود را مینمایند و در محبوسخانه بضنایع\nمختلفه اشغال میشوند و معاش شان بشرط فقر از طرف دولت\nداده میشود، کسانیکه از یکماه کمتر محکوم شوند در توقیفخانه متوقف میباشند.\n(۱۱):- محبوسین اتهام قتل و مشهور بالفساد و مجبوسینی که اضافه\nاز سه سال بحبس محکوم شده باشند بهر دو پای\nمجرم زولانه انداخته میشود و نظر باقتضای جرم ببدیها\nدر خدمات شاقهٔ دولت گماشته میشوند و از طرف\nدولت برای شان خوراکه داده میشود.\n(۱۲):- جزای ضرب یعنی لت در صحن سرایهای حکومتی"}
{"book": "adl0526", "page": 11, "text": "۸\n\nدر حالیکه یکی از مفتی های محکمه شرعیه که اعطای حکم نمود\nو یکنفر منصبدار کوتوالی و عند الاقتضا نائب الحکومه\nو یا حاکم و یک مفرزه نظامی و کوتوالی موجود\nباشد در پیش روی یک جم غفیر اهالی اجرا میشود.\n\n(۱۳) : - جزای ضرب با مراسم ذیل اجرا مییابد :-\nمفتی محکمه شرعیه با مفرزه نظامی و کوتوالی که در قاعده\nبالا ذکر شده در صحن سرای حکومتی عین در جای وسطی\nآن اخذ موقع مینماید و اهالی بدور او در صحن ایستاده\nو یک میدان وسیع بوجود آورده اجتماع میکنند\nمتعاقباً محکوم علیه بمیدان آورده میشود و مفتی همان محکمه\nکه درباره او اعطای حکم نموده حکم فیصله شده گی را\nباواز بلند میخواند بعد از ختم قرائت محکوم علیه از کالای\nبالا پوشش برهنه شده در صحن مذکور ایستاده شده در\nحال ضرورت یک شخص دیگر از کوتوالی مقابل او ایستاده\nشده سر او را در بغل میگیرد جلاد کوتوالی دره شرع\nشریف را گرفته بموجب اشاره که از طرف مفتی داده\nمیشود یک بعد دیگر ضربه ها را در پشت مجرم فرو می آرد"}
{"book": "adl0526", "page": 12, "text": "۹\nدر اثنای ضرب دست راست از شانه باید بالاتر\nنشود و بعد از تماس ضرب بجلد دره باید بجلد مجرم کش کرده\nنشود بعد از پوره شدن عدد مطلوب بموجب اشارۀ مفتی\nمحکمه عملیات ختام میپذیرد و متعاقباً اگر محکوم علیه علاوۀ\nبران بجزایی حبس هم محکوم گردیده باشد به بند خانه سپار\nمیشود و اگر اضافه بران محکومیتی نداشت آزاد گذاشته\nمیشود، و اگر محکوم علیه زن باشد در حضور محکمۀ شرعیه\nبحال نشستن مجرمه جزا بصورت ساترا نه زده میشود\nو در حال ضرورت سر او را با ید شخص محرم بگیرد و اگر\nمحرم نباشد زن دیگر را باید مکلف سرگرفتن او بدارند\nو ایفای تشهیرات فوق در شان او ضرورت ندارد.\n(١٤):- هیچ مامور دولت تا حکم شریعت غرای محمدی نباشد\nهیچکس از رعایا را بهیچ وسیله و بهانه ضرب نمیتواند\nو هم حکمی را که از محکمه صادر گردد بالذات بدست خود\nاجرا کرده نمیتواند جزایی ضرب فقط بشکل و صورتیکه\nدر بالا ذکر شده اجرا پذیر میگردد.\n(١٥):- طرز جزایی قتل تعزیری از حضور پادشاهی صادر میگردد"}
{"book": "adl0526", "page": 13, "text": "۱۰\nو در اثنای منظوری اعلامیکه حکم قتل را حاوی بوده از\nطرف اشرف پادشاهی تصریح و اراده فرموده میشود.\n(۱۶):- زنیکه بجزای قتل محکوم گردیده باشد اگر حامله بود بعد\nاز وضع حملش مجازات میشود .\n(۱۷):- مردانیکه محکوم بجزای حبس اضافه از سه سال باشند\nپیش از انکه آنها را در بندیخانه ببرند بشهر گشتانده\nتشهیر میشوند .\n(۱۸):- هرگاه یکی از تبعهٔ دول اجنبیه باشندهٔ افغانستان\nمرتکب جرمی گردد که مستلزم جزا باشد بر طبق\nنظامنامهٔ جزا مانند سایر تبعهٔ افغانستان مجازا\nت میشود .\n(۱۹):- یک شخص پس از انکه بصورت قطعی بیکی از مجازات\nتعزیریه حقوق الله محبوس شد و در اثنای حبس\nمرتکب دیگر جرم گردید که مستوجب جزای حبس شود\nپس هر قدر که از مدت حبس اول او باقی باشد در جزا\nحبس ثانی محسوب میشود . و اگر مدت متباقیه حبس اول\nاضافه تر محکومیت حبس ثانی باشد همان باقی ماندهٔ"}
{"book": "adl0526", "page": 14, "text": "۱۱\n\nحبس محکومیت اول را پوره میکند و در تعزیرات حقوق العباد حبس علیحده مقرر میشود و در حدود اگر جرایم از یک جنس بودند قبل از اجرا یک حد کافی است و بعد الاجرا مجازات حد ثانی را نیز مییابد. و در جرایم مختلفه حدود علیحده جاری میشوند.\n(۲۰):— هرگاه بر بالای یک شخص ثبوت شرعی تضمینات شخصیه و رد اموال مسروقه و مصارف محکمه یکجا حکم شود و مال موجود او پوره نکند چون همه حقوق العباد است بقرار تقسیم مال موجودۀ او در حقوق مذکوره مطابق حصۀ شان تسهیم شود.\n(۲۱):— مصارف محکمه از همان شخص که سجل شرعی یعنی فیصله میگیرد گرفته میشود.\n(۲۲):— اشیائیکه اعمال استعمال و نقل و محافظه و بیع و شرا آن جرم را بوجود می آورد اگرچه بفاعل جرم تعلق نداشته باشد هم شخص مجرم را تعزیر داده می شود.\n(۲۳):— اشخاصیکه بکدام جرائم که امنیت داخلی و خارجی دولت را"}
{"book": "adl0526", "page": 15, "text": "۱۲\nاخلال نماید جرأت ورزیده باشند بعد از اکمال نمودن مدت جزائیه که شرعاً برای شان معین میشود، در حالیکه دولت از نزد آن مطمئن نبوده توهم فساد و خلل آینده ازو کرده میشد در تحت نظارت کوتوالی میباشند.\n(٢٤):- بودن در زیر نگرانی کوتوالی عبارت است از پنج چیز:-\nاول:- اقامت کرده نتوانستن در محل هائیکه حکومت آنرا تعیین نموده است .\nدوم :- محلی را که در ان اقامت میورزد و یا جاهائیکه تا برسیدن محل اقامت خود از انجاها میگذرد آنرا تعیین بیان نمودن .\nسوم :- در تذکرهٔ مرور وی بقسمیکه گفته شد اشارت کردن .\nچهارم :- بمجرد رسیدنش در انجا در ظرف (٢٤) ساعت از ورود خود بحکومت خبر دادن .\nپنجم :- در حالیکه از انجا بطرف دیگر رفتن آرزو داشته باشد سه روز پیشتر بحکومت خبر داده مجدداً تذکرهٔ مرور خود را گرفتن ."}
{"book": "adl0526", "page": 16, "text": "۱۴\n\nکسیکه در زیر نظارت ضبطیه بوده و با وجود ان این\nشرایط رعایت نکند تعزیر میشود.\n(۲۵):- ماموریکه بمحبوسیت مدت لااقل دو سال محکوم بگردد\nبه این شرط که اینده در هیچ یکی از خدمات دولتی\nازو کار گرفته نشود طرد کرده میشود.\nماموریکه مرتکب جرم سرقت اموال دولت اخذ رشوت\nبگردد اگرچه کمتر ازین مدت بمحکومیت دچار شده باشد\nالی الابد از خدمت دولت طرد میشود.\n(۲۶):- در اثنای وقوع جرم کسانیکه سن پانزده سالگی را\nپوره نکرده باشند. از قوۀ ممیزه محروم دانسته\nمیشوند و از جرمیکه کرده باشند مسئول شناخته\nنمیشوند. هرگاه از سبب جرم ایشان دیت لازم شود\nبعاقله متعلق میشود و خود ایشان بوالدین و ولیهای وصی\nهای شان تسلیم میشوند مگر هرگاه اینچنین بچه ها سن\nپانزده را پوره کرد، در حقوق الله مثل صلوة و صوم،\nو حقوق العباد مثل دین گرفتار و مأخوذ است. و در حدود\nسن هجده ضروری است. اگر مجرمه زن بود انتها"}
{"book": "adl0526", "page": 17, "text": "١٤\n\nسن شان پانزده و ابتدای سن شان سال است\nلیکن مأخوذیت از پانزده است. و اگر دیگر علامات\nبلوغ مثل حبال و احتلام و انزال قبل از سن نامی مذکور\nظاهر شود بالغ گفته میشود.\n(٢٧) : ـ مجنون در جنایت مالی امثال غصب و سرقت و دیت\nجرح در صورتیکه مال مغصوبه و مسروقه و دیت شرعیه\nکمتر از نصاب پنصد روپیه شرعی بود از مال شخصی او\nاسترداد میشود. و اگر اضافه از ان باشد تعلق\nبعاقله میگیرد و صغیره و معتوه نیز حکم مجنون را دارد.\n(٢٨) : ـ هرگاه ثابت شود که یک شخص یک جرم را که اصلاً\nمرضای او نبود مجبوراً به تهدید قتل و تلف عضو مرتکب گردیده\nاز مجازات معاف دانسته میشود. تنها درین باب\nمجبوریتی که معتبر است نظر بدرجات جرم اولا عبارتست\nاز وقوع یک چنان کیفیتی که آنشخص را تماماً و کاملاً از شعا\nتهمت بری الذمه نشان بدهد. و ثانیاً پیش آمد\nیک چنان ضرر نیکه او در مقابل آن مقاومت کرده\nنتوانستن خود را ثابت بسازد. الا از قبیل امر والدین"}
{"book": "adl0526", "page": 18, "text": "١٥\n\nبه اولاد و یا از بادار بخدمتگار، حالانیکه از تعظیم و احترام\nنشئت میکنند آنها را مجبوریت گفته نمیشود.\nتفصیل مجبوریت مجبر و انواع معافی شان باین\nشرائط کامله در کتاب فتاوای امانیه انشا الله تعا\nاندراج می یابد.\n(٢٩): - مدافعه از مال و جان که متعرض فی المقابل ذی سلاح دیده شود\nدر روز و شب، و شهر و غیر شهر مساوی بوده از جزا\nمعاف دانسته میشود، واگر مقابل غیر ذی سلاح\nو دارای آلات غیر مهلک مثل عصا باشد در خارج\nشهر شب و روز در معافی متساویست. و در شهر و روز\nمطلقاً معاف نبوده تنها در شب معاف است بناءً علی\nذلک فاعل آن از جزا معاف دانسته معاف میشود\nافعالیکه در اثنای نهب و سرقتیکه اجرای جبر و\nشدت بوقوع پیوسته باشد و یا خود در سرقتهائیکه\nمورث چنان یک ضرر عظیمی میشوند که اراده و اختیار\nیک شخص را خلل دار میسازد بوقوع بپردند و یا هر گونه\nافعالیکه برای دفع سارق و ناهب اجرا شود"}
{"book": "adl0526", "page": 19, "text": "١٢\nو یا در حالیکه استرداد مال ممکن نباشد هرگاه برای\nمدافعه خود و محافظه و تخليص و استرداد فوری مال افعالی\nبوقوع برسند آنها را نیز جرم گفته نمیشود.\n(٣٠):- اموال مسروقه در دست هر کس که باشد از وی گرفته میشود\nمگر جزا عاید است بفاعل سرقت.\n(٣١):- اشخاصیکه بجمعیت سرقه نمایند اگر مال مسروقه به نصاب\nهر یکی از سارق بقرار تقسیم میرسید قطع ید همه شود و اگر\nبه نصاب نمیرسید تعزیر داده شود.\n(٣٢):- کسانیکه به اعطای هدیه و یا نقود و یا به اجرای\nتهدید و یا با عمال حیله و دسیسه و یا بصرف نفوذ\nو یا بصورت استعمال بیجا حکم مأموریت خود دیگر را\nبوقوع یافتن جرائم تحریک نمایند و یا بوقوع یک جرم\nواقف گردیده برای حصول آن تجویزات نمایند\nو یا اسلحه و آلات و وسایطی را که مدار وقوع یکجرم\nباشد دیده و دانسته تدارک کنند یا در افعالیکه\nسبب آماده گی و یا تسهیل و یا اکمال یک جرم باشند دانسته\nبا فاعل اصلی آن معاونت ورزند بد این قسم کسان"}
{"book": "adl0526", "page": 20, "text": "۱۷\nفرعاً ذی مدخل بمان جرم شناخته میشوند .\nکسانیکه برخلاف امنیت حکومت وامنيت عمومیّه وامنیت\nاشخاص اموال است و راه زنی و یا با استعمال جبر\nو شدّت مینمایند و یا بر افعال و حرکات ارباب\nجرایم واقف بوده بآنها بالاختیار خوراک و خوابگاه\nو جای پناه و جای اجتماع میدهند نیز فرعاً ذی مدخل\nشمرده میشوند ، کسانیکه اشیائی را که بصورت\nغصب و یا سرقت و یا خود از وقوع یافتن یک جرم\nاستحصال گردیده باشند، تماماً و یا قسماً دانسته حفظ\nو اخفا نمایند نیز در همان افعال ذی مدخل شناخته میشوند\nو نظر به این حالات مختلفه دربارهٔ کسانیکه فرعاً ذی مدخل\nیک جرم باشند که عبارت از ساعی و معاون و محرک است\nتعزیراً بجزای فعل خودها گرفتار میشوند، و اما بتجدید\nدرجهٔ تعزیر ذی مدخل کمتر از جزای فاعل مستقل\nمیباشد .\n* *\n*"}
{"book": "adl0526", "page": 21, "text": "۱۸\n\nباب اول\nفضل اول\n\n(۳۳):- بادشمنان افغانستان متفق گردیده برعلیه افغانستان\nیعنی برخلاف افغانستان سلاح گرفتن [تعزیر]\n(٣٤):- یکدولت اجنبی را برعلیه افغانستان بحرب برانگیختاندن\n[تعزیر]\n(٣٥):- درداخل شدن دشمن بافغانستان سهولت بهمرسانیدن\nوبغرضیکه دشمن به آسانی در افغانستان آمده استیلایاب\nراه ها وپلها و قلعه ها و ماشینخانه های افغانستان را\nتخریب نمودن و عسکر دشمن باصلاح و پول معاونت کردن\nوعسکر افغانستان را در مقابل دشمن بعدم مقاومت\nتشویق نمودن و یا برای ازقوه بفعل آوردن یکی از این\nجنایات بادشمن مخابره کردن [تعزیر]\n(٣٦):- بدشمن از ترتیبات عسکریه مملکت و نقشه های مدافعه"}
{"book": "adl0526", "page": 22, "text": "۱۹\nو تعرض و مقدار قوه عسکریه و الحاصل یکی از اسرار\nعسکریه و اسرار مهمه سیاسی را خبر دادن [ تعزیر]\n(۳۷):- عسکر افغانستان را بفرار کردن بسوی دشمن\nتشویق و اغوا نمودن [تعزیر] \n(۳۸):- در جدا ساختن و علیحده گردانیدن یک قسم اراضی\nافغانستان را از افغانستان و یا خود را انجا برای\nتأسیس دادن یک اداره مستقله جداگانه از اداره\nدولت کوشیدن [ تعزیر] ۰\n(۳۹):- بغرض کوشش در ایجاد یک حرب برعلیه افغانستان\nبخاک یک دولت اجنبی پناه بردن [ تعزیر]\n(٤٠):- پیش از اعلان حرب یکی از تبعه افغانستان در خدمت\nعسکری دشمن بوده پس از اعلان حرب نیز در همان خدمت\nدشمن پائیدن [ تعزیر]\n(٤١):- تبعه افغانیه را برعلیه حکومت به بغی و عصیان تشویق داد\nو متعاقباً فعل عصیان بوقوع آمدن [ تعزیر] ۰\n(٤٢):- بی وقوع فعل بغاوت فقط در تولید ماده بغاوت\nکوشیدن [تعزیر]"}
{"book": "adl0526", "page": 23, "text": "۲۰\n\n(٤٣) :- بيرقها و نشانهای افغانستان یا دول اجنبیه دوست او را\nبغرض حقارت و استخفاف پاره کردن [تعزیر]\n(٤٤) :- تشویق نمودن اهالی افغانستان را بمقابله یکدیگر و\nبدین غرض انها را بضد همدیگر مسلح گردانیدن [تعزیر]\n(٤٥) :- جرایمیکه در قاعده های (٤١) و (٤٢) و (٤٤)\nبیان گردیدند، هرگاه از طرف بعض جمعیت ها بعمل آید\nرؤسای شان و نفری شان نسبتاً [تعزیر]\nعلاوه بر ان جرائمیکه درین قاعده ها بیان گردیده هرگاه\nبه الخصوص در میان بعض اشخاص مذاکره و مفاهمه\nبمیان آید و به بعضی اسباب توسل ورزیده شود\nکسانیکه در مذاکره و مفاهمه شامل میباشند رؤسا\nو باقی شان نسبتاً [تعزیر]\nو اگر تنها مذاکره بوقوع آید و باسباب توسل ورزیده\nنشود رؤسا و باقی اعضا نسبتاً [تعزیر]\nاگر از میانه شان یکنفر تکلیف نماید و دیگران تکلیفش را\nرد نموده قبول نکنند شخص تکلیف کننده [تعزیر]\nکسانیکه بتدارک اعمال احضار و اعطا سلاح"}
{"book": "adl0526", "page": 24, "text": "۲۱\nوالائیکہ یک جمعیت فسادیہ برای اجرای مقصد خود\nبآن محتاج است پردازند، هرگاه ماده فساد بموقع\nفعل آید . [ تعزیر ]\nوالا اگر بموقع فعل نیامده بدرجه تشبث باقی ماند نسبتاً\n[ تعزیر ]\nچون در افغانستان تجارت اسلحه جاریست کسانیکه\nبپیشه اسلحه فروشی و تجارت سلاح مشغول باشند هرگاه\nبر فساد مذکور وقوف نداشته بر آنها اسلحه بفروشند\nاز جزا معاف هستند .\n(٤٦):-- کسانیکه عسکر دولت را ببلوا و بغاوت تحریک\nو تشویق نمایند [ تعزیر ] .\n(٤٧):-- قصداً ماشینخانه ها و انبارخانه های دولت را\nاحراق نمودن [ تعزیر ] .\n(٤٨):-- کسانیکه بتاراج کردن نقود و اشیای رعیت و دولت\nتشبث ورزند، رؤسا و بقیه قهری نسبتاً [ تعزیر ]\n(٤٩):-- دزدانیکه در کوهها و صحراها مسلح گشت و گذار نموده\nمردمانرا لخت میکنند، اگر مطابق ( فتاوای امانیه )"}
{"book": "adl0526", "page": 25, "text": "۲۲\n\nحد لازم نشود بعد از تاوان [تعزیر] .\n(۵۰):— کسانیکه بمقصد قطع طریق در کوه ها و صحراها مسلح گشت و گذار\nنموده قبل از دزدی و تاراج گرفتار شوند [تعزیر] .\n(۵۱):— از ارباب شقاوت مستمره کسانیکه قبلاً هم مرتکب جرمی\nگردیده باشند، و یا رهزنانی که در دست افتاده گان\nخودرا شکنجه و اذیت مینمایند، و یا در اثنای قطع طریق\nمردمانرا میکشند [تعزیر] .\n(۵۲):— اگر رهزنان کسی را قتل نکرده و مال نگرفته مجروح کرد اگر\nبمطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود بعد از تاوان\n[تعزیر] .\n(۵۳):— در کوچه ها و میدانها بغرض تشویق مردم برای عصیان\nاوراق مضره مطبوعه و یا غیرمطبوعه را نشر کردن و یا برا\nاین مقصد نطقها گفتن، هرگاه عصیان بظهور آید [تعزیراً]\nو هرگاه بظهور نیاید سبقاً [تعزیر] .\nو اگر بالتکرار در محل دیگر هم از ایشان اینگونه اوضاع سرزد\nاگرچه فعل عصیان بظهور نیاید [تعزیر] .\n(۵۴):— کسانیکه اخبارها و بیان نامه هائیکه بغرض تشویق مردم برای"}
{"book": "adl0526", "page": 26, "text": "۲۳\n\nعصیان نوشته شده باشند در نزد خود داشته هنوز\nتوزیع ننموده باشند [تعزیر] .\n(٥٥) :— کسانیکه در اجرا نگردیدن یکی از اوامر و قوانین موضوعه دولت\nو یا برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ بنمایند\nو از مامورین دولت نباشد هم [تعزیر] .\n(٥٦) :— اگر شخصی در خانه یک کسی بی آنکه خانه خودش باشد جبراً\nو یا خود تهدیداً و تخویفاً ، یا آنکه خفیتّاً داخل شود [تعزیر] .\nتحقیق و تفتیشی که دوائر پولیس بعضی خانه‌های مشتبه را\nنمایند ازین قاعده مستثنی است .\n(٥٧) :— کسیکه ورثه مقتول را بر عفو کردن از قصاص ثابته مجبور\nکند ، قاتل و شخص جابر [تعزیر] .\n(٥٨) :— هرگاه یکی از رعایا اسلحه را که فرار محبوسین را تسهیل نماید\nتهیه و تدارک کند [تعزیر] .\n(٥٩) :— کسانی که برای تسهیل فرار محبوسین برایشان سلاح و اسما\nتدارک نمایند [تعزیر] .\n(٦٠) :— محبوسینی که از حبس خانه ها فرار مینمایند و باز دستگیر شوند\nعلاوه بر اصل جزای فعل سابق آنها نسبتاً"}
{"book": "adl0526", "page": 27, "text": "٢٤\n\nدیگر تعزیر نیز داده میشود.\n(٦١):-- کسانیکه توقیف و زیر استنطاقند و هنوز حکم شرعی\nبر اشان صادر نگردیده از باعث غفلت پہرہ دار فرار\nکنند نسبت به اتهام مفرور محافظ غافل [تعزیر].\n(٦٢):-- کسانیکه یک بندی فراری و یا اشخاص متهم جرم را شتہ\nحمایت مینمایند [تعزیر].\nو خویشاوندان مفرور از اصول و فروع از قبیل پدر و\nمادر و ازواج و اولاد مذکور اگر حمایت کنند از خفیه داشتن\nاو از جزا معاف هستند.\n(٦٣):-- مُهریکه از طرف مامورین دولت برأی حفظ بعض اشیا و یا\nاوراق و یا کدام محل وضع شده باشد کسے که آنرا\nبشکند [تعزیر].\nعلاوه بر شکسته شدن مهر هرگاه بعضی اشیاء و اوراق\nہم دزدی شده باشد اگر مطابق (فتاوای امانیة)\nبر سارق حد لازم نشود [تعزیر].\n(٦٤):-- کسانیکه اوراق رسمیہ دولت را سرقت و یا محو و\nاتلاف نمایند [تعزیر]."}
{"book": "adl0526", "page": 28, "text": "۲۵\n(۶۵): اگر شکسته شدن مهر و سرقت اوراق رسمیه و محو و\nاتلاف آن از طرف بعضی اشخاص بصورت هجوم بر\nمحافظ آن بعمل آید هر یک از هجوم کنندگان [تعزیر] .\n(۶۶): کسیکه بی صلاحیت و ماذونیت خود را چنان نشان\nبدهد که گویا یک منصب ملکی و یا نظامی منسوب بودی\nعلاوتاً به ایفای وظایفیکه به آن منصب عاید است\nجرأت ورزد [تعزیر] .\n(۶۷): کسیکه بدون مأذونیت دولت سرخود فیصله حقوق\nاشخاص را که بصورت اصلاح نباشد بنماید [تعزیر] .\n(۶۸): کسی که اموال غیر منقوله را که از نزدی حکماً گرفته شده\nبمستحقش تسلیم گردیده باشد بالتکرار ضبط نماید ال منبحه\nبصاحبش مسترد گردیده علاوة [تعزیر] .\n(۶۹): کسانیکه آلات تلگراف و تیلفون را قصداً خراب نمایند\nعلاوه بر گرفتن قیمت ضرر [تعزیر] .\n(۷۰): کسی سیم تیلفون و تلگراف را بریده و چوبهای آنرا\nانداخته موجب تعطیل و تعویق مخابرات گردد [تعزیر] .\n(۷۱): اگر این معامله بریدن و تخریب سیمهای تیلفون و تلغراف"}
{"book": "adl0526", "page": 29, "text": "٢٦\n\nدر اثنای یک محاربه و یا اختلال بوقوع آید نسبتاً [تعزیر].\n(۷۲):- کسانیکه مسکوکات قلب میسازند و قلب چلانی میکنند [تعزیر].\n(۷۳):- کسانیکه پیسه قلب را ندانسته داد و ستد مینمایند بهیچ مستحق جزا\nنمیشوند، فقط بعد از آنکه قلب شناسی را آموخته باز هم\nبچلانیدن آن کوشش ورزند [تعزیر] .\n(۷٤):- کسانیکه اشیای تقلیدی مثل کره ملمع کرده طلا و نقره\nو امثال آنرا بقیمت اصل جنس فروخته یا نیقم ساختگاری\nنماید بعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n(۷۵):- کسانی که فرمانهای پادشاهی و مهرهای حکومت و مهرها\nو امضاهای مامورین دولت و اوراق و سنداتیکه\nکه تعلق بدفترها باشد تقلید و تحریف نموده استعمال کنند\nهر گاه نقصان بیت المال و یا از اهالی را نموده باشند\nبعد از تادیه مقدار نقصان [تعزیر] .\nهرگاه از فرمان ساختگی پادشاهی بدولت یک ضرر\nکلی برسد نسبتاً [تعزیر] .\nکسانیکه اینگونه اوراق ساخته گی و محرف را بدست\nآورده استعمال نمایند [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 30, "text": "۲۷\n\n(۷۶) :- کسانیکه خواه برای خلاص کردن خود و یا دیگران از خدمت\nدولت بنام طبیبها شهادتنامه ساخته گی بسازند [تعزیر]\n(۷۷) :- همچنان طبیب ها و جراحهایی که خواه مبنی بر رشوت\nخواه بنابر خاطر و التماس برای رهانیدن یک آدم\nاز خدمت دولت شهادتنامه کاذب بدهند [تعزیر]\n(۷۸) :- اشخاصیکه سندات تقلیدی یا تحریفی درباره مدعی\nعلیه خود بحاکم دولت ابراز نمایند بعد از تاوان که بمدعی\nعلیه ضرر عاید گردیده باشد نسبتاً [تعزیر] .\n(۷۹) :- کسانیکه نادانی و ناشناسی چیزهای ساخته گی\nو تقلیدی را استعمال میکنند [از جزا معاف هستند] .\n(۸۰) :- هرگاه شخصی بخانه کسی قصداً آتش بزند بعد از تاوان\nمال محروق [تعزیر] .\nو اگر التهاب آتش بدیگر خانه های متصل آن\nسرایت کند، علاوه بر تاوان مال محروقه [تعزیر].\nو هرگاه آتشزده گی مذکور سبب قتل نفس شود علاوه\nبر دیت شرعی [تعزیر] .\n(۸۱) :- کسانیکه خواه در داخل شهر و خواه خارج شهر در وقوع فتن"}
{"book": "adl0526", "page": 31, "text": "۲۸\nحریق تشبث و کوشش نمایند ولاکن بفعل آورده\nنتوانند [تعزیر] .\n(۸۲) - کسی که چوبهای بریده ومحصولات در ویده بمانند\nخرمن وغیره آتش بدهد علاوه برتاوانئی که نصاب\nمال رسیده [تعزیر] .\n(۸۳) - هرگاه حریقی که قصداً از طرف آتش زننده گان بوقوع آید\nوموجب وفات انسانها گردد ، علاوه برتأدیه دیت نا\n[تعزیر] .\n(۸٤) : - کسیکه یک آدم را بآتش زدن امرو اجبار نماید بخوف قتل\nاگرچه آتش زده گی بوقوع نیاید شخص جابر [تعزیر] .\n(۸۵) - در افغانستان ساختن شراب واستعمال و ادخال آن\nومسکرات دیگر بکلیه ممنوعست ، مگر چرس وبنگ که از\nمحصولات افغانستان است ، تنها خرید و فروش آن\nبرای استعمال در داخل ممنوع است ، اخراج آن\nبممالک خارجه ممنوع نیست .\n(۸۶) : - کسانیکه علناً شرابنوشی نمایند (۸۰) دره ضرب میشوند\n(۸۷) - کسانیکه خفیاً شرابنوشی نموده اثر آثار بیانیه یعنی از بعضی"}
{"book": "adl0526", "page": 32, "text": "۲۹\nقرائن و استدلالات خفیهٔ شراب نوشی شان بقرار\nشرعی ثابت گردد (۸۰) دره ضرب میشوند .\n(۸۸):- کسانی که شراب بدیگران میفروشند [تعزیر] .\n(۸۹):- کسانیکه شراب سازی مینمایند بعد از اتلاف شراب [تعزیر] .\n(۹۰):- کسانیکه از خارج شراب بافغانستان ادخال مینمایند\nشرابش اتلاف و [تعزیر] .\nهمه قواعد این فصل خاص باهل اسلام و تبعه افغانیه است اما\nفقط در بارهٔ تبعهٔ اجنبی کسیکه برای تجارت بافغانستان\nشراب را داخل کرده و بافغانها بفروشد بموجب قاعده های\nفوق جزا می بیند .\n(۹۱):- کسانی که چرس و بنگ میکشند و یا تریاک میخورند ، هرگاه\nسن شان از پانزده اضافه باشد [تعزیر] .\n(۹۲):- کسانی که علناً یا خفیاً بازنگر بازی کنند [تعزیر] .\n(۹۳):- کسانیکه علناً و یا خفیاً بازنگری کنند [تعزیر] .\n(٩٤):- هرگاه پدر و اقربای یک بچه در پیش روی خود همان بچه را\nبرقصیدن مساعده نمایند [تعزیر] .\n(٩٥):- برای هر نفر از دستهٔ بازنگر [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 33, "text": "٣٠\n(٩٦):-- رقاصی زن بحضور مردان ہر واحد از مردان و زنان [تعزیراً]\n(٩٧):-- در مسائل قتل و جرح برای تفصیلات احکام قصاص و\nدیت قاضی باید که بکتاب (فتاوای امانیه) مراجعت بکند.\n(٩٨):-- قتل عمد قتلیست که باستعمال آله قاتله قصداً حادث شود\nچون سلاح و مانند آن مثل چوب تیز و سنگ تیز و آتش.\nو قتلت شبه عمد قتلیست که بغیر سلاح و آله کشتنی مذکور آ قصداً قتلاً حادث شود.\n(٩٩):-- ہرگاہ شخصی شخص دیگر را بصورت عمد قتل نماید [قصاص]\n(١٠٠):-- ہرگاہ فاعل قتل عمد نا معلوم باشد و قتیل موجود بود اگر در آبادی\nو یا در مسجد محله [دیت بر اہل محله و آبادی].\nو اگر در مسجد جامع و یا راه عامه بود [دیت بر بیت المال است]\nو اگر در بیابان بود [ہدر است].\n(١٠١):-- ہرگاہ قاتل بر فعل قتل عمد اقرار باشد و ورثہ مقتول او را\nعفو نمایند، قاتل [تعزیر].\n(١٠٢):-- ہرگاہ تنہا یک نفر از ورثہ مقتول قاتل را که بر فعل قتل عمد\nاقرار کرد عفو نماید، بعد از دیت [تعزیر].\n(١٠٣):-- و اگر قاتل قوم دار و پیسه دار بوده بدان لحاظ از طرف\nورثہ مقتول عفو شود، بہمہ حال [تعزیر]."}
{"book": "adl0526", "page": 34, "text": "۳۱\n\nو اگر اولیای مقتول باقاتل و مقتول قرابت پدر و مادر\nو برادر و خواهر داشته باشد و قاتل را عفو کند ازین قاعده\nمستثنی است .\n(١٠٤) :- هرگاه یکی از ارباب جنایت و شقاوت ستمه برای\nبعمل آوردن یک جرم عظیم مردمان دیگر را غدارانه شکنجه\nو یا اذیت نماید [تعزیر]\n(١٠٥) :- هرگاه شخصی بصورت شبه عمد کسی را بقتل رسانید\n[دیت شرعی بر عاقله] اوّلاً قریبه ثمّ ثمّ بر سه سال قسط .\n(١٠٦) :- هرگاه شبه عمد مکرر شد [تعزیر] .\n(١٠٧) :- اگر عاقله قریبه و بعیده نداشت مثل لقیط و حربی مستامن\n[دیت بر بیت المال و تعزیر بر قاتل] .\n(١٠٨) :- اگر ورثه مقتول دیت را عفو کند ، قاتل [تعزیرا] .\n(١٠٩) :- و اگر عفو در حق یک قومدار و دولتمند باشد [تعزیر] .\n(١١٠) :- کسی که جسد یک مقتول را اخفا نماید و یا بی آنکه بحکومت\nخبر بدهد دفن کند [تعزیر] .\n(١١١) :- هرگاه شخصی شخص دیگر را لت و کوب و یا جرح نمود موجب\nقطع و شکستن و سقوط عمل یعنی از کار بر آمدن"}
{"book": "adl0526", "page": 35, "text": "۳۲\nیکی از اعضایش گردد علاوه بر دیت شرعی برجانی\nدر صورت عمد [تعزیر] .\nو از غیر عمد که خطا ست [دیت بر عاقله] .\n(۱۱۲): شخصی که شخص دیگر را لت وکوب ویا مجروح نموده\nموجب از کار پس ماندن او گردد، اگر بمطابق احکام\n(فتاوی امانیه) قصاص و یا دیت لازم نباشد،\nبعد از ادای ارش و تاوان جرح [تعزیر] .\n(۱۱۳): کسانیکه از آبا و اجداد و امهات خود یکی را ضرب و یا جرح\nنماید [تعزیر] .\nواگر سبب سقوط یکی از اعضا شد علاوه بر دیت\nشرعی و قصاص [تعزیر] .\n(١١٤): کسیکه بمقصد قتل و ابراز سلاح نمود [تعزیر] .\n(١١٥): کسیکه خطاءً سبب تلف یک آدم گردد بعد از دیت\nشرعی [تعزیر] .\n(١١٦): هرگاه شخصی خطاءً شخص دیگر را مجروح بسازد بعد از\nدیت شرعی که ادا نماید اگر کیفیت جرح از عدم رعایت\nبنظامات پیش آمده باشد [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 36, "text": "٣٣\n(۱۱۷): هرگاه یک شخص به امر یک آمر جابر شخصی را جبراً و کرهاً\nقتل کند و یا ضرب و جرح نماید و مجبوریث او بقرار\nمادۀ (٢٨) ثابت گردد [جزای قاتل و ضارب\nو جارج در حق آمرش اجرا میشود] .\n(۱۱۸): کسیکه در خانه خود مرد بیگانه را با محرم خود بخلوت ببیند\nو او را بقتل رساند [از جزا معاف دانسته میشود] .\n(١١٩): کسانیکه آباء اجداد و امهات خود هارا بقتل برسانند، اگر\nبقرار (فتاوای امانیه) قصاص لازم نشود\n[تعزیر] .\n(۱۲۰): کسی که شخص مستأمن را بکشد [تعزیر] .\n(۱۲۱): اگر بعضی از ورثه معاون قتل مورث خود بوده عفو\nنماید بدون حصه ورثه عفو کننده دیت از مال\nقاتل اخذ بورثه باقی مقتول داده شود چون عفو او\nمسقط قصاص میگردد قاتل [تعزیر] .\n(۱۲۲): اگر بر اقرار قاتل عهده مامورین دولت که رسماً به تحقیقات\nابتدائیه موظف هستند در محکمه شرعیه گواهی داده و\nشرعاً اثبات شود، پس از حکم قاضی ورثه مقتول"}
{"book": "adl0526", "page": 37, "text": "٣٤\n\nعفو نمایند مجرم به مجازات قاعدۀ (١٠١) محکوم میشود.\n(١٢٣):-- سابی و قادیانی و زندیق [قتل کرده شود].\nو سارق که تکراراً سرقه کند [تعزیراً قتل شود].\nو خناق بستکرار خنق که کسی را کشته اند [قتل میشود].\n(١٢٤):-- شخصی که نامۀ تهدید قتل بفرستد بدینمضمون که در صورت\nعدم ایفای مطلوبات خود او را محو و اعدام خواهد\nنمود [تعزیر].\n(١٢٥):-- اشخاص متهم بالقتل که قبل از حکومت خفیهٔ وارثان مقتولین را\nبه مبلغ و یا جنس معینی رضامند ساخته ورثه در محکمه شرعیه\nسوگند ندهد و کارسازی شان ثابت شود شخص متهم بالقتل\nبعد از علم قاضی [تعزیر].\nو اگر قبل از مرافعه حکومت و قضا برای پامال کردن مصالحه\nنموده و بحکومت اطلاع ندهند چون اطلاع واقعات\nقتل بحکومت حتمی است، بنابران ورثهٔ مقتول نیز [تعزیر]\nمی شوند.\n(١٢٦):-- زنی که به استعمال وسایط مخصوصه، و یا از طرف دیگری\nبه استعمال آن رضا داده موجب اسقاط جنین خود گردد"}
{"book": "adl0526", "page": 38, "text": "٣٥\nعلاوه بر تاوان شرعی که عبارت از غره که نصف عشر\nدیت بعاقله است [تعزیر] .\n(١٢٧):- زنیکه برضای یکزن دیگر تدارک وسایط مخصوصه نموده بدون\nرضای شوهر جنینش اسقاط نماید علاوه بر تاوان شرعی\nمذکور [تعزیر] .\n(١٢٨):- هرگاه درین اثنا حامله وفات کرد و جنینش ساقط گردیده\nبود علاوه بر تاوان شرعی که بعاقلهٔ حامله میشود برای\nزنی که واسطه شده [تعزیر] .\n(١٢٩):- در صورتی که بدون رضای زن وسائط مخصوص استعمال\nکرده شود و یا افعالی مانند ضرب وجرح موجب سقوط\nجنین گردد، فاعل علاوه بر تاوان شرعی که بر عاقلهٔ جارح\nوضارب می آید [تعزیر] .\n(١٣٠):- هرگاه در اثنای اینگونه اسقاط جنین، زن وفات نماید\nوجنین میت شده ساقط شود، تاوان جنین ودیت زنی\nهر دو ذمهٔ فاعل است، و هرگاه جنین حیات بود و در ثنا\nفوت کرد دیت کامل بر ذمهٔ فاعل بود و [تعزیر] در هر دو\nصورت مییابد ."}
{"book": "adl0526", "page": 39, "text": "٣۶\n\n(١٣١) - هرگاه اینچنین جرایم را یک طبیب یا قابله اجرا نماید علاوه\nبر جزاهائیکه در قاعده های پنجگانه معین است در حکم سرقه حد\nکه داخل باشد، بعد از تاوان شرعی بر عاقله زن\n[تعزیر طبیب جاهل و قابله] .\n(١٣٢) - هرکسی که بایک بچه فعل شنیع لواطت اجرا نماید\n[تعزیر الی قتل] .\n(١٣٣) - اگر مفعول کمتر از ده سال باشد [از جزا معاف] .\nو اگر عمر مفعول زیاده از پانزده سال باشد و جبراً\nفعل شنیع در حق او اجرا شود [از جزا معاف] .\n(١٣٤) - اگر مفعول عمرش زیاده از پانزده سال بوده برضا و رغبت\nخود بفعل شنیع تن داده باشد [تعزیر الی قتل] .\n(١٣٥) - اگر کسی برای بچه بازی بچه نگاه کند [تعزیر] .\nو آمر نیز در صورت رضا نیز بهمین [تعزیر] محکوم میشود .\n(١٣٦) - کسیکه متهم بفجور باشد اگر یک امر د را به اکراه بگریزاند\n[تعزیر] .\nو اگر یک شخص مستور الحال به اکراه و یا بصورت خدعه\nبگریزاند بهمه حال نسبتاً [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 40, "text": "۳۷\n\n(۱۳۷):— هرگاه شخص محصن با زن غیر محصنه فعل زنا نماید [زانی رجم و زانیه صد دره] .\n(۱۳۸):— هرگاه یک مرد محصن بایکزن محصنه برضای جانبین فعل شنیع اجرا نماید [زانی و زانیه رجم] .\n(۱۳۹):— اگر یکمرد غیر محصن بایک زنیکه شوهر زن عسکری باشد که مقابل دشمن به محاربه است، فعل شنیع اجرا نماید [زانی صد دره علاوه تعزیر زانیه رجم] .\n(١٤٠):— اگر کسی یکزن شوهردار را که شوهرش خواه در سفر و خواه در حضر و خواه زن عسکری و خواه از اهالی باشد بطور جبر و یا حیله بگریزاند [تعزیر] .\nدر صورت جبر و حیله زن شوهر دار [از جزا معاف] .\nو در صورت رضا بجزای مذکور گرفتار میشود .\n(١٤١):— اگر کسی یک زن بیوه را و یا یک دختر خانه را بطور جبر و یا حیله بگریزاند [تعزیر] .\n(١٤٢):— هرگاه شخص غیر محصن بایک زن محصنه فعل زنا اجرا نماید [زانی صد دره زانیه رجم] .\n(١٤٣):— هرگاه یک شخص غیر محصن بایکزن غیر محصنه زنا کند"}
{"book": "adl0526", "page": 41, "text": "۳۸\n\n[زانی و زانیه صدوره]\n(١٤٤):- اگر یکی از طرفین در ارتکاب فعل شنیع جبراً مجبور شده باشد\n[مجبور از جزا معاف دانسته میشود] جابر [تعزیر] میشود.\n(١٤٥):- زنی که با دیوانه زنا کند [تعزیر].\n(١٤٦):- زنی که شوهرش غائب باشد و خودش حامله گردیده\nبزنا اقرار و نسبت فعل را بر یک شخص منکر نماید. اگر\nبرضای خودش فعل وقوع یافته باشد [تعزیر].\n(١٤٧):- گریختاندن زن شوهر دار در صورت اقرار زن که برضای\nخود رفته باشد و یا بقرائن قطعیه ثابت شود نسبتاً [تعزیر].\n(١٤٨):- در مسئله زنا که حد شرعی بشبه ساقط شود [تعزیر].\n(١٤٩):- کسیکه بیک صدمه غیر فعل زنا بکارت باکره را زایل کند\nعلاوه بر مُهر مِثل [تعزیر].\n(١٥٠):- مردی که با زن اجنبیه بغیر زنا و لواطه بباقی اعضای او\nدست درازی و یا مساس کند و در صورتیکه مرد اکراه کند\nتنها مرد و در صورت رضازن و مرد هر دو [تعزیر].\n(١٥١):- زنهای که بید افعالی متواتره شهرت پیدا کنند [تعزیر].\n(١٥٢):- شاهدانیکه بزنا شهادت داده اند در زمان رجم زانی"}
{"book": "adl0526", "page": 42, "text": "۳۹\nفوت و یا بدون عذر غائب باشند از محکوم علیه مذکور\nحدساقط شده [تعزیر وتشہیر میشوند]\nاگر قبل از یک ماه شاهدان مذکور حاضر شوند محکوم علیه رجم\nو اگر پس از یکماه حاضر شوند حد ساقط و همان تعزیر اجرا\nمیشود].\n(١٥٣):- کسانیکه بر معاملات جزائیه شاہدی ناحق میدہند[تشہیر]\n(١٥٤):- کسا نی بمسائل حقوقیة شاہدی دروغ بدہند و یا قسم ناحق\nبخورند در صورت رجوع شاہدان ، علاوه بر مقدار نقصانی که\nبصاحب حق رسیده [تشہیر وتعزیر] .\nدر صورت عدم رجوع شاهدان تنها [تشہیر] .\n(١٥٥):- کسانیکه شخصی را بعوض شخص دیگری کہ حقیقتاً انشخص هم\nنباشد در محکمه آورده برای فوائد خود بفریب از قرار\nشخص غائب وثیقه شرعی حاصل نمایند، کذا بعض اشخاص\nدرواقعه مذکور تصدیق نمایند ہر گاه منفعتی حاصل کرده باشند\nشخص درر سید مسترد گردیده اشخاص فریب کننده [تعزیر] .\nو نفری مصدقین جزای شاہد زور میبینند ، اگر فائده\nتحصیل نکرده باشند، فریب کننده گان و مصدقان"}
{"book": "adl0526", "page": 43, "text": "٤٠\n\nمعامله مذکوره مجازاً بی شاهد زوری میبیند .\n\n(١٥٦) : در حالیکه یک وارث عدم وقوع قتل را دانسته بر یک شخص بتدارک شاهد زور دعوی قتل اقامه نماید و بطلان دعوی او بصورت بر حیات بودن مقتول ثابت گردد وارث مدعی [تعزیر] .\n\n(١٥٧) : هر کسیکه بقوه اجرائیه و یا بقوه عدلیه و یا بیک مأموریکه واسطه رسانیدن کیفیت است باین دو قوه اخبار نامه و یا شکایشنامه بدهد بیک شخصی که بیگناهی او را محقق میداند، یا از برای غرض بیک مأموری که یک گناه را اسناد کند و یا خود در مخالفت آنشخص آثار دلایل مادیه بسازد و جرمهای اسناد کرده گی او بر خلاف ظاهر شود نسبتاً مفتری [تعزیر] .\n\n(١٥٨) : هرگاه شخصی بر خلاف شخص دیگر قذف یعنی جرم اسناد زنا را ارتکاب کند، قاذف بر طبق فصل مخصوص فتاوای المگیه [هشتاد دره ضرب میشود] .\n\n(١٥٩) : هر کسی که بر خلاف دیگری بتعیین یک جرم مخصوص و یا ببیان کردن یک ماده مخصوصه که تشکیل جرم نماید"}
{"book": "adl0526", "page": 44, "text": "٤١\nمردمانر ابحقارت وخصومت خود معروضد آویاکسی را\nبا اسناد ائیہ کہ موجب کسر ناموس و اعتبار او باشد ذم کند\n[ تعزیر ]\n(١٦٠):- برای اینکه ذم مذکور مستلزم جزا باشد واقع گردیدن آن بیکی\nاز صورتهای که در ذیل نشان داده شده شرطست\nاولا :- در مواجهه متجاوز علیہ در یک مجلس و یا در یک\nموقع که دیگر اشخاص شنیده بتوانند علنی باشد.\nثانیا :- باید در غیاب متجاوز علیہ ولاکن با یکچند اشخاص\nمجتمع و یا متفرق اختلاط کرده اجرا شود .\nثالثا :- باید بصورت اسم و نوشته لوایح عبرت کہ در عموم\nنشر و تشهیر میگردد و یا ببعضی مردمان توزیع گردیده\nباشد و یا مکتوب کشاده که بر اوراست بتجاوز علیہ\nفرستاده شده باشد و یا بواسطه ورقه پوست\nوقوع یافته باشد .\nرابعاً :- باید با هر رقم جرائد و وسایل یومیہ موقته و هر نوع\nمطبوعات و وسائط نشر یہ واقع شود.\n(١٦١):- هرگاہ برخلاف شخصی که باشتم دچار تجاوز گردیده است"}
{"book": "adl0526", "page": 45, "text": "٤٢\nاز سبب ماده که موضوع شتم است، تعقبات قانونیه\nاجرا شود و مستحق شود که متجاوز بیگناهی شخصی را که بروی\nتعرض واقع گردیده دانسته در صدد و پیوستن باستداد\nباو است آنزمان شتم به افترا منقلب گردیده مطابق قاعده\nکه درباره افترا است حکم داده میشود، هرگاه شخصی که ارتكاب\nجرم شتم را نموده در باره برائت ذمه خود اثبات صحت و یا\nشهرت فعلی که بر متجاوز علیه اسناد نمود بخواهد این\nادعایش قبول نمیشود.\n(١٦٢):— هرکسیکه بدون تعیین كدام ماده مخصوصه بيكصوت دیگر بناموس\nو یا شهرت و یا حیثیت یک شخص دیگر مرتکب فعل (قدح)\nگردد [تعزیر] .\nجرم (قدح) نیز یکی از صورتهاے چهارگانه که در باره\nشتم ذکر شده لازم است که بوقوع بیاید فاعل قدح\nهرگاه اثبات کردن چیزہائے را که اسناد کرده است\nادعا نماید مسموع نمیشود .\n(١٦٣):— هرگاه در میان دزدان یکنفر و زیاده از ان مسلح بوده در\nاثنای شب دیوار یک خانه و یا دکانیکه در ان انسان"}
{"book": "adl0526", "page": 46, "text": "٤٣\nاقامت میورزدشگافته و یا اینکه قفل آنرا شکستانده\nیا خود خویشتن را مانند مامورین دولت نشانده ویا یک\nامر ساخته گی که از یک مأمور دولت گرفته باشد دارا بنموده\nبدرون داخل شده و آنجا جبر و شدت نموده دزدی کنند\nاگر مطابق کتاب (فتاوای امانیه) حد لازم نشود\nبعد از تاوان شرعی هر یکی از دزدان را [تعزیر].\n(١٦٤):— هرگاه دو کس و یا زیاده بران بیک خانه در آمده با اجرای\nمعامله جبر و شدت دزدی کنند اگر مطابق (فتاوای امانیه)\nحد لازم نشود، هر یکی از دزدان [تعزیر] .\nاگر در اثنای معامله جبر و شدت یک آدم را مجروح سازند\nاگر مطابق (فتاوای امانیه) حد و قصاص لازم نشود،\nبعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n(١٦٥):— هرگاه در یک خانه که کس اقامت نداشته باشد بصورتیکه\nدر دو قاعده فوق بیان شد داخل گردیده دزدی کنند\nاگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان\nشرعی [تعزیر] .\n(١٦٦):— هرگاه هنگام شب بچند نفر یکجا شده در راه عام دزدی نمایند"}
{"book": "adl0526", "page": 47, "text": "٤٤\nاگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نیاید علاوه بر تاوان\nمال مسروق [تعزیر الی قتل] .\n(١٦٧) :- کسانیکه بغیر از همین چند صورتهائی که در قاعده های فوق بیان\nگردیده بیک رقم دیگر دزدی کنند، عموماً اگر مطابق (فتاوای\nامانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان مال [تعزیر] .\n(١٦٨) :- هرگاه مراده چی ها و کرایه کش ها اشیائی را که حمل و نقل\nمینمایند خیانت کنند، بعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n(١٦٩) :- هرکسیکه اسپ و سائر حیوانات سواری و باری و عراده و\nمانند نرگاو و ماده گاو و حیواناتی را بدزدد، اگر مطابق\n(فتاوای امانیه) حد لازم نشود، بعد از تاوان شرعی\n[تعزیر] .\n(١٧٠) :- هرکس که آلات و ادوات زراعت و هیزمیکه برای\nفروش فراهم و احضار گردیده باشد و چوب تعمیر و\nمرغهای خانگی و کشته کار ددیده و نادرویده را\nبدزدد اگر مطابق (فتاوای امانیه) حد لازم نشود،\nبعد از تاوان [تعزیر] .\n(١٧١) :- هرکسیکه یک کلید را تقلید کند و یا یک رقم آله که قفل را"}
{"book": "adl0526", "page": 48, "text": "٤٥\nبگشاید بسازد [تعزیر] .\n(١٧٢):— دزدانیکه بخانه شخصی برای دزدی رفته به بردن مال موفق\nنشوند و جرحی هم واقع نگردد اشخاص مسلح و غیر\nمسلح شان نسبتاً [تعزیر] .\n(١٧٣):— اشخاصیکه بدزدی و داره و تاراج شهرت پیدا کرده باعث\nاخلال امنیت و رفاه عامه شوند، باید که اشخاص درست\nو روشناس آنجا در محکمه ابتدائیه محلی رفته صورت واقعه را\nسجل شرعی نمایند حاکم محلی موصوف معلوماتی که درباره آنها\nداشته باشد نیز تحریر کرده در محکمه شرعیه محلی بسپارد،\nاین معلومات بعد از علم قاضی در حقوق الله مدار حکم شرعی\nمیگردد، اگر شهرت دزدی و داره و تاراج متواتر یا غیر\nمتواتر و یا محدود باشد نسبتاً [تعزیر] .\n(١٧٤):— کسانی که محکوم به ارتکاب دزدی و داره به نقل مکان گردید\nخلاف حکم حکومتی منفی و اپس عود نمایند [تعزیر] .\nاگر ثانیاً در محل مذکور فساد و فساد و داره گردند [تعزیراً الی قتل].\n(١٧٥):— شخصیکه در مقابر رفته کفن میت را بکشند [تعزیراً]\n(١٧٦):— هر کسیکه جبراً از دست شخصی یک حجت نقدی و سند قرضی را"}
{"book": "adl0526", "page": 49, "text": "٤٦\n\nبگیرد بعد از گرفتن سند و حجت که بتحویل صاحبش نماید [تعزیرا]\nواگر دزد مال مسروقه را قبل از حکم قاضی بصاحب مال تسلیم نمود\nحد لازم نمیشود [تعزیر] .\nماده (۳۱) نظامنامه هذا شامل این فصلست .\n(۱۷۷) :— کسیکه اموال دولت را نقداً یا جنساً سرقت نماید چون حد\nلازم نمیشود نسبت [تعزیر] و مثل آنمال از سارق گرفته\nتحویل خزینه بیت المال شود ، اگر مأمور باشد [طرد از\nمأموریت] .\n(۱۷۸) :— اگر مرتکبین جرمی که در قاعده (۱۷۷) بیان گردیده ملازم\nدولت نباشند با وجود آنهم بموجب قاعده مزبور مجرم\nشناخته [تعزیر میشوند] .\n(۱۷۹) :— کسیکه یک کودک را بیک چیزی راضی و قانع گردانیده\nبحیله از دست و سند دین یعنی حجت یا کدام ورقه ابرا و تهتد را\nبگیرد هرگاه بکودک نقصان رسیده باشد، تاوان آنرا\nمیدهد و علاوه بران [تعزیر] .\n(۱۸۰) :— هرگاه کسی بر یک کاغذ سفید مهردار و یا امضا دار که باو\nامانت تسلیم گردیده باشد، امانت داری خود را سوء"}
{"book": "adl0526", "page": 50, "text": "٤٧\n\nاستعمال نموده بنام صاحب مهر و امضا عباراتی که\nمتضمن تعهد و یا ابرا بوده ، و یا خود بر آن یک سندی\nبنویسد که صاحب امضا را ذاتاً و یا مالاً نقصان برساند\nبعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n(١٨١):- کسیکه بصورت امانت و وکالت سندات ، و اوراق اموال\nاشیا و نقود سائره که با و تسلیم گردیده باشد بصاحبش\nاعاده ننموده پنهان یا ضایع کند بعد از تاوان [تعزیر]\n(١٨٢):- کسانیکه قمار میزنند هر یکی ، از قمار بازان [تعزیر] .\n(١٨٣):- کسانیکه در خانه و دکانهای در پنهانی قماربازان را آورده\nاز آنها حق نعل میگیرند [تعزیر] .\n(١٨٤):- کسیکه حیوانات سواری و بارگیر و اسپ عراده و سائر\nحیوانات دیگری را قصداً اتلاف نماید، بعد از تاوان\nشرعی [تعزیر] .\n(١٨٥):- کسی که طرق عمومیه و یا چشمه ، و یا پل و یا آبروهای آب\nو یا ابنیه که ملک خود او نباشد بالاختیار هدم و تخریب کند\nبعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n(١٨٦):- کسیکه بدون یکسند آویز رسمی و حجت شرعی که بتوافق"}
{"book": "adl0526", "page": 51, "text": "٤٨\nاثبات نماید خود سر خلاف حکم شریعت اموال غیر منقوله\nرا که داخل عهدهٔ تصرف شخص دیگر یباشد ضبط و\nمداخله نماید، بعد از استرداد چیز ضبط گردیده گی [تعزیر].\n(۱۸۷) :-- کسیکه نهالستان باغ و یا نهالهای قیمتدار و میوه دار را\nقطع و تلف نماید و یا بمقصد تخریب ویران حیوانات را بکشای\nعلاوه بر تاوان شرعی [تعزیر].\n(۱۸۸) :-- طبیبان و جراحان و عطار انیکه بنا بر سوءقصد به بیمار دوای\nمهلک داده موجب وفات مریض گردند [تعزیر].\n(۱۸۹) :-- هرگاه اینچنین یک دوای مهلکی بنا بر سوءقصد داده شده باشد\nهرچند که موجب موت و هلاک مریض نگردیده باعث شدت\nبیماری و مرض شود طبیب و یا عطار و جراح برای اینکه\nآینده در هیچ جا اجرای صنعت نتوانند شهادتنامه شان\nضبط گردیده [تعزیر].\n(۱۹۰) :-- طبیبان و یا جراحان و عطارانی که جاهل باشند سهواً\nبمریض دوای مهلک داده و یا بهر حال در فریضهٔ مأموریت\nخودها غفلت و اهمال نموده این سهو و اهمال شان سبب\nموت مریض گردد برای اینکه آینده در هیچ جا اجرای"}
{"book": "adl0526", "page": 52, "text": "٤٩\nصنعت نتوانند شهادتنامه شان ضبط و [تعزیر].\n(١٩١) :- اگر ازین اهمال مریض وفات نیافته بلکه موجب شدّت\nبیماریش گردد [تعزیر].\n(١٩٢) :- داکترها و اطبای یونانی که از مدیریت مستقلهٔ طبیّه اجازتنامهٔ\nمعالجه نداشته در شهر کابل بمدوا و ابری اعمالی پردازند،\nاگر از معالجهٔ شان هیچ آسیبی هم به بیمار نرسد چون از ادارهٔ\nطبیّه اعلان شده که هیچ طبیب بدون شهادتنامهٔ مدیریت\nطبیّه علاج نکند بنا بر همین مخالفت [تعزیر].\n(١٩٣) :- در صورت عدم حصول مصارف محکمه، از صاحب سجل\nدر مرکزها بموجب تحقیقات کوتوالیها، و در حکومتیها بموجب\nتحقیقات حکام محلی که لاجایدادی صاحب سجل را اثبات\nنماید از محکمه مجاناً بلا بدل فیصله داده میشود.\n(١٩٤) :- کسانیکه باتهام جرائم توقیف شوند و در محاکم عدلیت اصل\nفعل برایشان ثابت شود ایّام مدّهٔ حبس شان از ابتدأ\nتوقیف محسوب است.\n(١٩٥) :- شخصی که ایام حبس را تکمیل نماید و یا بواسطهٔ اتهامی توقیف\nشده باشد حین رهائی ضامن گرفته نمیشود."}
{"book": "adl0526", "page": 53, "text": "۵۰\n(۱۹۶):- کسانی که عیال منکوحه کسی را که شوهرش مسافر باشد برای\nدیگری بفریب عقد نکاح نماید [تعزیر].\nوزن بشوهر اصلیش واپس داده شود.\n(۱۹۷):- درکندن یا تراشیدن بقدر ربع و اضافه ازان موی سروریش\nمرد را اجباراً [تعزیر].\nواگر موی سر زن را بقدر ربع و اضافه ازان جبراً کند ویا\nتراشید نسبتاً [تعزیر].\nدرکندن و تراشیدن موی مرد و زن در صورت اجبار\nکه مادون از ربع باشد نیز [تعزیر].\n(۱۹۸):- شخصی که پدر و یا مادرش از ایذا و یا اطوار ناپسند او\nبه محاکم شاکی شود [تعزیر].\n(۱۹۹):- زنیکه بدون عذر شرعی و بلا اذن شوهرش در خانۀ بیگانۀ\nاجانب رود [تعزیر].\n(۲۰۰):- برای شخصی که به استثنای قتل که بعدالعفو در نظامنامۀ جزای\nعمومی حکم تعزیر شده مرتکب یک جرمی گردد اگر از طرف\nمدعی عفو صادر شود، و انجرم باقرار خود مجرم ثابت باشد\nتعزیر ساقط نمیگردد بهر حال تعزیری که به تخصیص همان جرم"}
{"book": "adl0526", "page": 54, "text": "اه\n\nدر نظامنامۀ جزای عمومی ذکر شده در بارۀ او اجرا میشود.\n(۲۰۱): آکل الربا یعنی سود خورنده را [تعزیراً] و سود دهنده\nاگر مجبور نباشد نیز [تعزیراً] .\n(۲۰۲): شخص مسلمان اگر دیگر شخص مسلمان عاقل بالغ را در یک جرم\nنامشروع مباشر دیده او را بهر صورت که ممکن باشد\nمنع کند .\n*    *\n*"}
{"book": "adl0526", "page": 55, "text": "۵۲\n\nفصل دوم\n\n(۲۰۳):- بیک سری از اسرار سیاسی عسکری دولت بحسب\nمأموریت خود واقف گردیده در حال عدم مأذونیت آنرا\nبدشمن افشا نمودن [تعزیر].\n(۲۰۴):- قاضی با و جمله مأمورینیکه وظائف و خدمات رسمیه را در عهده\nگرفته اند و اعضاء منتخبه منصوبه و جمیع مجالس رسمیه کسانیکه\nاز احاد ناس مانند حکم و اهل خبره بوده با یک وظیفه رسمیه مکلف\nهستند و وکیلهای دعوی بجهت نکردن چیزیکه شرعاً بکردن\nآن مجبورند، و یا برای کردن چیزی که شرعاً\nبآن مجبور نیستند پول و یا اشیائیکه بنام هدیه بگیرند و یا\nسائر منافعی که به اینصورت برای خود تأمین مینمایند\nو فرق فاحشی که در بین قیمت حقیقیه ثمن مسمای اموال و املاکیکه\nبرای همین مقصد خواه کم و یا زیاد، بیع و شریٰ شوند گرفته\nمیشود رشوت است.\n(۲۰۵):- یک مأموریکه بغرض باطل گردانیدن یک حق رشوت بگیرد"}
{"book": "adl0526", "page": 56, "text": "٥٣\nرشوتی که گرفته است از نزدش براشی استرداد میگردد\nدر صورت عدم حضور راشی بخزانه دولت تادیه میشود\nو مرتشی [تعزیر] .\n(٢٠٦):ـــ هرگاه رشوت تنها برای وعده کردن و یا نکردن کدام کار\nگرفته شده بطلان حق بعمل نیامده باشد، رشوت از نزدش\nاسترداد گردیده علاوه [تعزیر] .\n(٢٠٧):ـــ راشی یعنی رشوت دهنده بهر دو صورت نسبتاً [تعزیر] .\n(٢٠٨):ـــ هرگاه یک آدم برای محافظه جان و مال و عرض خود و لا محال\nبرای حفظ یک منفعت مشروعه خود برشوت دادن مجبور\nگردد رشوتی که داده است واپس بخودش اعاده میشود تنها\nمرتشی جزای میبیند.\n(٢٠٩):ـــ مامورینیکه اموال دولت را نقداً و یا جنساً بجعل کاری خیانت کنند\nشخص مذکور را [تعزیر داده شود و مال خیانت کردگی از نزدش\nاسترداد گردیده طرد از ماموریت].\n(٢١٠):ـــ مامورینیکه در وقت بیع و شراء اشیا بحساب دولت در معاملات\nخرید و فروش آن دستبازی نموده خود از ان مستفید\nگردد [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 57, "text": "٥٤\n\n(۲۱۱):— هرگاه یکی از مأمورین دولت حق یک آدم را که از دولت\nمیگیرد تماماً نداده یک قسم آنرا خودش بگیرد [مثل پیسه گرفته\nازوی استرداد گردیده بدیحق تسلیم شود علاوه تعزیراً -\nهرگاه بواسطه شخص دیگر مرتکب این جرم گردد [خود مأمور با\nمرتکب بجرم تعزیر] .\n\n(۲۱۲):— هرگاه یکی از مأمورین دولت اجرت عمله را که برای کار دولت\nاستخدام نموده است کم بدهد و یا هیچ نداده خودش بگیرد\nپیسه که گرفته است از خودش گرفته عوض اجوره عمله بآنها\nداده میشود، علاوه [تعزیر] .\n\n(۲۱۳):— هرگاه یکی از مأمورین دولت در فرائد و اردات بیت المال\nنقصان برساند اگر خودش بکیسه خود بریزد از خودش استرداد\nمیگردد و الا بدیگری گذاشته باشد از آنشخص تحصیل و تحویل\nخزینه بیت المال گردیده بهمه حال مأمور مذکور [تعزیر گردیده\nاز مأموریت طرد میشود] .\n\n(۲۱٤):— هرگاه یکی از مأمورین دولت برای تمتع و استفاده\nخود سراً و یا علناً بالذات و یا علی طریق المشارکه در خریداری بعضی\nاسبابهائی که بوزارت و یا اداره اولانعم بوده از طرف"}
{"book": "adl0526", "page": 58, "text": "۵۵\nدولت در آنمخصوص امرداده شده باشد، و یا در خرید بعضی\nاشیائیکه بحساب دولت خریده میشوند، و یا در فروش\nچیزہائے کہ از طرف دولت برای او سپرده میشود شرکت\nورزیده بود [از مأموریت طرد و تعزیر] .\n(۲۱۵) :۔ اگر در خرید و فروخت این اموال اجرت و ساطت میگیرد\n[از مأموریت طرد] .\n(۲۱۶) :۔ مأمورینے کہ برای خودیا برای دیگران پیسه سرکاری را\nبرداشت مینمایند [از مأموریت طرد و تعزیر] .\n(۲۱۷) :۔ مداخله کردن مأمور بصورت جبر و تحکم در حق مدعی یا مدعی علیه\nبنا بر یکغرض و حمایه در حضور محاکم شرعیه عدلیه و اداره [طرد].\n(۲۱۸) :۔ اگر در نتیجه جبر و تحکم از محکمه بناحق یک حکم صادر گردد [مأمور\nمداخله کننده و حکم کننده تعزیر] .\n(۲۱۹) :۔ قاضی ہائے محکمہ ہا و اعضای مجلس ہاے مشورہ علاوہ\nبر امضا نکردن بر مداخله که حسب را بوقوع آمده استنا متیاً\nکه احوال آنرا نیز بدولت اطلاع و اخبار نماینت و الا اگر\nدر یکی ازین دو امر فروگذاشت نموده بودند [عزل از مأموریت]\n(۲۲۰) :۔ رئیسہای مجلس و یا قاضی ہاے محکم ہائی معاملہ را از روی"}
{"book": "adl0526", "page": 59, "text": "٥٦\nجبر و التماس مخالف شرع اجرا کرده باشند رؤسا\nو اعضای آن نسبتاً [تعزیر و طرد از مأموریت] .\n(۲۲۱) :--- اگر یک مأمور برای اجرا نگردیدن یکی از اوامر نظامات\nدولت و یا برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف\nنفوذ بنماید [تعزیر] .\n(۲۲۲) :--- هر گاه کدام وزیر و یا نائب الحکومه و یا حاکم اعلی و یا حاکم و علاقه دار\nو مستوفی و سر رشته دار و قاضی و مأمور مالیه و مدیران تجارت\nو زراعت و گمرک در داخل منطقۀ مأموریت خود تجارت خرید\nو فروخت ارزاق را در دست خود گرفته بالذات اجرا نماید\nچنین اشخاص، تجارت خواه علنی باشد یا سری [از مأموریت طرد\nمیشود و فقط در جائی که هست اگر از خود املاک و اراضی داشته\nباشد تجارت محصولات زمینهای خودش ازین قاعده\nمستثنی است] .\n(۲۲۳) :--- هر گاه مأموریکه بلا عذر معقول فرمانها و امرنامه هائیکه دولت\nنشر نموده باشد نشر ننماید [طرد از ماموریت] .\n(۲۲۴) :--- هر گاه یک مأمور بلا سبب مقبول در ایفای وظیفۀ خود\nغفلت و اهمال ورزد و یا امری را که از طرف آمرش"}
{"book": "adl0526", "page": 60, "text": "موافق به احکام شرعیه وسیاسته داده شده باشد\nاجرا نماید اگر ازین عدم اجرا برای دولت یک ضرر برسد\nنظر بدرجه ضرر بعد از استرداد تاوان شرعی [تعزیر].\nو هرگاه ازان به سیاست دولت یک ضرر برسد،\nنیز [تعزیر] .\nو اگر از ان برای یکی از رعایا یک ضرر مالی رسید،\nعلاوه بر [تعزیر] تاوان همان ضرر از وی نیز گرفته\nمی شود .\n(۴۲۵) :-- مأمورین ماتحت هرگاه علاوه بر اختیارات خود بوظایف\nآمران شان جرأت ورزند و ازین خلاف ورزی آنها\nچیزی ضرر نرسد [تعزیر] .\nو اگر برای دولت یک ضرری برسد نظر بدرجه ضرر\nبعد از تاوان [تعزیر] .\nو اگر به سیاست دولت ضرر برسد نظر بمراتب غدر نسبتا\n[تعزیر] .\nو اگر از ان برای یکی از رعایا ضرر برسد علاوه بر تاوان\nمال نظر بمراتب جرم نسبتاً [تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 61, "text": "۵۸\n\n(۲۲۶) :— هرگاه یکی از مامورین برای اعتراف کنانیدن جرم بر\nیک شخص مظنون یا متهم با ذیت و شکنجه او امر نماید و یا خود بالذات\nاجرا نماید [ از ماموریت برای همیشه طرد و استرداد رتبه و\nنشان و تعزیر ] .\nاگر آدم شکنجه شده از صدمه شکنجه وفات یا بد کسيکه شکنجهء\nاو را امر داده است جزای قاتل را که دیت بر عاقله اوست مي بيند\nبشرطيكه مامور مجبور ثابت شود، و اگر مجبور نباشد [دیت بر عاقله\nشکنجه کننده که مامور است میشود ] .\n(۲۲۷) :— هرگاه یکی از مامورین در حق یک محبوس از طرز مجازاتیکه\nشرعی و سیاستی تعیین نموده است بالاتر و سنگین تر\nانرا اجرا نماید و یا اجرای انرا بدیگری بفرماید [تعزیر ] .\n(۲۲۸) :— هرگاه یک مامور مخالف طرزی که انرا شرعیت نشان داده است\nبخانه یکی از رعایا بدون اذن صاحب خانه داخل شود [تعزیر] .\nاگر هم در خانه داخل شود و هم بخواهش خود باجرای جستجو و تفتیش\nقیام واقدام نماید نسبتاً [تعزیر ] .\n(۲۲۹) :— هرگاه یکی از مامورین مال و ملک یکی از رعایا را جبراً اشترا\nو یا به ادعایی بیعنی ضبط کند و یا بفروشد ، مال و ملکی که"}
{"book": "adl0526", "page": 62, "text": "۵۹\n\nگرفته شده دوباره بصاحبش عیناً در صورت وجود مال\nو یا بدلاً در صورت اتلاف اعاده میشود، خود مامور طرد\nو تعزیر] .\n(۲۳۰):- اگر یکی از مأمورین دولت از رعایا زیاده از محاصل دولت\nیک چیزی اضافه ستانی نموده آنرا در کیسه خود بریزد\nعلاوه بر استرداد مقداری که گرفته است تعزیر] .\n(۲۳۱):- اموالیکه در یکی از گمرکها محصول شده و از آنجا بجای دیگر\nنقل شود و مدیر گمرک دیگر جای دوباره محصول بگیرد همان\nمدیر گمرک [تعزیر] .\n(۲۳۲):- هرگاه مأمورین گمرک مال تجارتی را ملاحظه و محصول نکرده سند\nداده بود ثابت گردید همان مامور گمرک و تاجر\n[تعزیر] .\n(۲۳۳):- هرگاه یکی مأمور و یک رئیس و سرکرده اهالی غیر از\nخدمتهائی که بموجب کدام نظامنامه و یا فرمان پادشاهی\nشرعاً امر شده باشد رعایا را بیگار گرفت از آنها کار بگیرد\nحق اجرت عمله بیگار از وی گرفته به عمله داده میشود و\n[تعزیر] ."}
{"book": "adl0526", "page": 63, "text": "۶۰\n(۲۳۴): - هرگاه از مأمورین دولت دیا آدمهای شاری یا منصبداران\nو سپاهیان نظامی و کوتوالی در خانه رعایا و اهالی فروکش\nگردیده بی رضا و جبرأ طعام بخورند و یا برای اسپهای\nخود جو و کاه وغیره بگیرند قیمت اشیائیکه گرفته و خورده اند\nاسترداد گردیده بصاحبانش داده میشود علاوه تعزیرماً.\nاگر أردوی نظامی در اثنای کوچ از یکجای دیگر جای بحرکت چنین\nحرکت کرد، قیمت چیزهای که گرفته شده باشد\nبقسم تاوان از منصبدار فوج که با ایشان درین جرم شریک\nبوده گرفته میشود و خود منصبدار در دیوان حرب تحت\nمحاکمه میآید و سپاهیان نیز اگر بی اجازه منصبدار\nمرتکب گردیده باشند قرار فوق محکوم به [تعزیر] میشوند.\n(۲۳۵):- کسانی که یکی از مأمورین و یا از سپاهیان و منصبداران\nنظامی و کوتوالی و پولیس را در اثنای ایفای وظیفه\nیا بخاطر وظیفه شان که ایفا مینمایند ضرب و جرح و یا اینکه\nجبر و تشدد نمایند و یا سلاح بکشند علاوه بر جزای مستلزم\nضرب و جرح [تعزیر] .\n(۲۳۶):- هرگاه از پیش سپاهی یا منصبدار نظامی و پولیس که بر خطئه"}
{"book": "adl0526", "page": 64, "text": "۶۱\n\nیکے ہوتنامع باشند بسبب غفلت بے پروائی محبوس بگریزد\nنظر بر درہائے حال بہ غفلت شان نسبتاً [تعزیر] ۔\nواگر محبوس مذکور را قصداً بگریزانند ، ہر گاہ محبوس بقیل\nمحکوم شدہ باشد [تعزیر] ۔\nدہر گاہ محبوس ہنوز محکوم علیہ نگردیده باشد و دربارهٔ\nاو حکم محکما نیا نشده باشد و قصداً او را بگریزانند نسبتاً\n[تعزیر] ۔\n(۳۳۷) ــــ از طرف مامورین دولت مُہرے کہ براے حفظ بعضی اشیار\nو یا اوراق و یا کدام محل وضع شده باشد هرگاه آن مُهر\nاز سبب غفلت و سہل انگاری کسیکہ به محافظهٔ آن ماموراست\nشکسته شود مامورے کہ غفلت نموده است [تعزیر] ۔\nاگر مُهر را خود ہمَان ماموریکہ بہ محافظهٔ آن گماشته شده\nباشد بدون ماذونیت بشکند [تعزیر] ۔\nعلاوہ بر شکسته شدن مهر هرگاه بعضی اشیاء و اوراق\nہم دزدی شده باشد اگر مطابق (فتاوائے امانیہ)\nبالائے سارق حد لازم نشود [تعزیر] ۔\n(۳۳۸) ــــ مامورینے کہ اوراق رسمیهٔ دولت را سرقتاً محو و افنا"}
{"book": "adl0526", "page": 65, "text": "٦٢\n\nنماید [تعزیر] .\n(٢٣٩) :— هرگاه مأمور پوسته خطوط رسمی و خصوصی که بپوسته خانه\nسپرده میشوند آنرا بکشاید و یا در کشادن آن مساهله نماید [تعزیر]\n(٢٤٠) :— هرگاه یکی از مأمورین خواه در میان سطر های اعلام و فیصله\nآرا ء و سندات و سائر سجلات و دفاتر که در اثنای ایفای\nوظیفه خود بنویسند یا بتغیر خط و خاتم و امضا و یا در صورت\nنوشتن اسم شخص بعوض شخص دیگر تحریفات نموده اینگونه\nساخته کاری نمایند [تعزیر] .\n(٢٤١) :— هرگاه یک مأمور در اثنای ایفای وظیفه خود در وقت\nنوشتن اوراق رسمیه که تنظیم میکند یک چیز را که یک آدم\nنگفته است بقسم گفته گی او و چیز را که گفته باشد برعکس آن\nنوشته بدینصورت ساخته کاری نماید [تعزیر] .\n(٢٤٢) :— رئیس های مجلس و قاضی های محکمه که اوراق ساخته گی\nو قاعده های فوق الذکر را دانسته در موقع اجرا بگذرانند\n[تعزیر] .\n(٢٤٣) :— اگر یک مأمور مرتکب جرمهائیکه در فصل اول باب اول\nتصریح شده، گردد راجع بمأموریت او ملاحظه شود اگرچه در این فصل"}
{"book": "adl0526", "page": 66, "text": "۶۳\nفصل دوّم باب اوّل نیامده باشد محاکم شورای دولت و مجالس مشوره مجرم را عیناً بر طبق معاملاتی که در فصل اوّل باب اوّل ذکر شده محکوم به [تعزیر] کرده میتوانند."}
{"book": "adl0526", "page": 67, "text": "٦٤\nباب دوم\nفصل اول\n(الف)\n(٢٤٤):— کسیكه نشانی را که از طرف حکومت برای او داده نشده باشد بیاویزد یا البسه رسمیه بالاتر از رتبه خود را بپوشد یا در حالیکه هیچ رتبه نداشته باشد لباس رسمی در بر کند چونكه استعمال آن بدون اشخاص مجاز شده گی برای دیگری اجازه نیست [تعزیر].\n(٢٤٥):— كسانيكه باداره های گمرك بيان نامه های چك های ساخته گی و محرف وخلاف حقیقت را ابراز نمایند [تعزیر].\n(٢٤٦):— اگر شخصی شخصی را ضرب و جرح نماید و جرح و ضرب مذکور سبب از کار پس ماندن او نگردد بمطابق احکام (فتاوای امانیه) دیت و یا قصاص لازم نشود، بعد از ارش و تاوان حسب جرح [تعزیر].\n(٢٤٧):— كسیكه محض بغرض تهدید و تخویف سلاح بكشد [تعزیر]."}
{"book": "adl0526", "page": 68, "text": "۶۵\n(۲۴۸):- کسیکه متهم بفجور باشد اگر یک امرد را به اکراه بگریزاند و یا بنخدعه\nو فریب ببرد [تعزیر] .\nاگر یک شخص مستور الحال باکراه و یا بصورت خدعه\nبگریزاند بهمه حال نسبتاً [تعزیر] .\nامرد در صورت رضا بمجازاتی که گریزاننده محکوم شده\nمحکوم میشود. و اگر یک طفل را بگریزاند که مظنه بد فعلی\nنباشد خاص گریزاننده [تعزیر] .\n(۲۴۹):- هرگاه بدون ذم و قدح یکی برخلاف دیگری بیک اشاره\nمخصوصه اجرایی حقارت نماید، حقارت کننده [تعزیر] .\n(۲۵۰):- کسیکه آلات و ادوات زراعت و صناعت مشروعه\nدیگری را بشکند و یا خراب بکند بعد از تاوان شرعی\n[تعزیر] .\n(۲۵۱):- کسیکه نهالستانها و کشت زارهای را که هنوز بکمال نرسید\nباشد قطع و تلف نماید و یا بمقصد تخریب در ان حیوانات را\nبکشاید بعد از تاوان شرعی [تعزیر] .\n* *\n*"}
{"book": "adl0526", "page": 69, "text": "۶۶\n\nفصل اول\n\n( ب )\n\n(٢۵٢) :- کسانیکه مبدا اشاعه و نشر خبر های خلاف\nواقع متعلق سیاست داخلی مملکت شوند\n[تعزیر]\n\n(٢۵٣) :- اشخاصیکه چیزیرا حکومت اعلان نکرده باشد بحکومت نسبت\nداده در بین اهالی نشر و شایع کنند [تعزیر]\n\n(٢۵٤) :- کسانیکه عنداللزوم بوزارتها و دوائر دولت جلب میشوند\nاگر قریه دار و یا رئیس محلی و دیگر مأمور تصدیق حاضر نبودن و بیمار\nشخص جلب شده را بنمایند و کذب ظاهر شود مصدق\nکاذب [تعزیر]\n\n(٢۵۵) :- اطبّا و جرّاحان و عطاران و قابله ها اگر اسرار شخصیه را که باقتضای\nصنعت شان بآنها سپرده میشوند در غیر احوالیکه قانوناً به اخبار آن\nمجبور اند افشا نمایند [تعزیر]\n\n(٢۵٦) :- اشخاص متخاصمین که بمحاکم عدلیه یا اداره های دولت در اثنای"}
{"book": "adl0526", "page": 70, "text": "۶٧\nمحاکمه و تحقیقات باهم مشاتمه کنند از محاکم عدلیه بموجب امر\nقضاته در کوتوالی محلی و دیگر دوائر دولت از طرف امرهمان دارۀ\nکه اختیار اجرای تعزیر را داشته باشد در بارۀ اشخاص\nشاتمین (تعزیر) اجرا میشود .\n(٢٥٧) :— سرقت اموالیکه نصاب شرعی را که مراد از صفت قرآن است\nپوره نکند (تعزیر) .\n(٢٥٨) :— کرایه کش ها و کسانیکه بجد یعت اخذ بیعانه میکنند و از عهدۀ\nانجام عمل برآمده نمیتوانند بعد از استرداد وجه بیعانه [تعزیر].\n(٢٥٩) :— کسیکه خندق و جرها ئیکه بر دورا دور اراضی یک شخص\nدیگر کنده شده باشد پر و خاکریز نماید و یا احاطه هائیکه از تپه ها\nو خار و خس بر اطراف کشت زار کشیده شد ویران کند\nبعد از تاوان [تعزیر] .\n(٢۶٠) :— در راهها و سرکها خاکروبه ها و گندگیها و سائر چیزهائیکه موجب\nبدبوئی و تعفن باشند انداختن و به بی پروائی بالای\nکسی خاک جاروب و چرکاب ریختن و در سرکها حسب اللزوم\nبعضی چقوریها کند شبانه بر بالآ آن فانوس نگذاشتن [تعزیر] .\n(٢۶١) :— در داخل شهر و دهات در جائیکه احتمال ضرر باشد بطاقی انداختن"}
{"book": "adl0526", "page": 71, "text": "۶۸\nممنوع است فاعل آن [تعزیر] .\n(۲۶۲) :— در داخل شهرها بلا لزوم تفنگ زدن ممنوع است\nفاعل آن [تعزیر] .\nمراد از تفنگ زدن در شهر فقط همان مناطق شهر از ان مطلوبت\nکه از طرف قوماندانها کوتوالی محلی محدود کرده میشود .\n(۲۶۳) :— در جائیکه مردمان جمع باشند بسیکه توهم ضرر باهالی دارد\nاسپ دوانیدن ممنوع است فاعل آن [تعزیر] .\n(۲۶۴) :— کسیکه از گرفتن سکه دولت بقیمت معینش انکار و استنکاف\nورزد [تعزیر] .\n(۲۶۵) :— قصد ابخانه و یا حویلی یک شخص دیگر خاک و سنگ و ناپاکی\nانداختن و یا بجائیکه داخل شدن دران ممنوع است در امدن و از\nجائیکه گذشتن از ان ممنوع است گذشتن [تعزیر] .\n(۲۶۶) :— بدرجه که باعث برهم زدن راحت اهالی گردد بلا موجب\nغال مغال و شماته کردن [تعزیر] .\n(۲۶۷) :— اعلاناتیکه بامر حکومت چسپانیده و آویخته شده باشند\nکندن و پاره کردن [تعزیر] .\n(۲۶۸) :— کسانیکه کمتر از نرخ معین مروج اشیا خوراکه وغیره را بفروشند"}
{"book": "adl0526", "page": 72, "text": "۶۹\n\n[تعزیر]\n(۲۶۹) : کسی که جائی را که برای منافع عمومیه از قسم طرق عامه\nو میدانها ترک وتخصیص شده باشند خراب و ویران سازد\nو یا از طول و عرض آن مقداری برای خود بدزد و جائی را\nکه خراب کرده است بخودش تعمیر میشود و جائی را که دزدیده است\nاز وی اخذ و استرداد گردیده بعد [تعزیر] .\n(۲۷۰) : کسانیکه دیوارهای مساجد وجوامع و مقبره ها و سرکها\nو دیوارهای عمارت های سرکاری و ابنیه خصوصی را\nبه ذغال و سیاهی و غیره چرک و خط میکنند و یا درخت هائی را\nکه از طرف حکومت در سرکها نشانده شده و یا گلزارهائی را\nکه بر اطراف سرکها طرح شده اند خراب کنند و گلهای آنرا\nجدا سازند [تعزیر] .\n(۲۷۱) : کسانیکه هنگام شب چراغهای موتر و گادی و بایسکل را\nخاموش گذاشته باشند [تعزیر] .\n(۲۷۲) : در اثنای مرور و عبور غیر پیاده بر سرکها بدست چپ خود\nنرفته بدست راست بروند [تعزیر] .\n(۲۷۳) : گفتن الفاظ رکیک و لغو و طعن و استهزا و غیر قذف [تعزیر]."}
{"book": "adl0526", "page": 73, "text": "۷۰\n\n(٢٧٤) :— جنگ دادن طیور و حیوانات [ تعزیر ] .\n(٢٧٥) :— در داخل شهر کبوتر پرانی و کاغذ پرانی و بدون عذر بالای\nبام بر آمدن که از ان همسایه متضرّر شود [ تعزیر ]\n(٢٧٦) :— جنگهای خفیف و گفتگوهای بازاری که روزمره واقع\nمیشود در صورتیکه یکی از جانبین بدائرة پولیس عرض کند [ تعزیر] .\n(٢٧٧) :— آویختن مرغ زنده از پایرا بی فروختن در بازار [تعزیر] .\n(٢٧٨) :— اسپ را در بازار ایستاده کرده ، وخود جلو آنرا گرفته\nبر دکانی نشستن چون توهم ضرر غیر دار د ممنوع است\nبنابران فاعل آن [ تعزیر ] .\n(٢٧٩) :— بر حیوان یا بر یک عرّاده از مقدار اضافه از طاقتش بار کردن\nممنوع است [ تعزیر ] .\n(٢٨٠) :— استنجا بدست بر سر کهالا با لیانه گشتن [ تعزیر ] .\n(٢٨١) :— کسانیکه مانند مساجد و تربت و مانند اثار شریفه\nیا ابنیه و عماراتی را که از تزئینات بلدیه میباشند\nخراب و رخنه دار نمایند ، و یا درخت ها و نهالها ئیکه در راه ها\nو سرکها و کوچه ها و یا صحن های مساجد باشند ببرند، بعد از\nادای تاوان شرعی مقدار ضرر [ تعزیر ] ."}
{"book": "adl0526", "page": 74, "text": "٧١\n(۲۸۲) :— چلم بردار بازار و قصه خوان و اسپندی و رمال و فالبین\nمسلمان و اہل ہنود و سادو ہائیکه بدروازه ہای اہالی\nمیگردند موقوف اند اگر بعد ازین کسی مرتکب این فعل\nفوق گردید [ تعزیر ] .\n* *\n*"}
{"book": "adl0526", "page": 75, "text": "۷۲\nفصل دوم\n(۲۸۳): اگر هنوز رشوت داده و گرفته نشده باشد و تنها در بارۀ\nاخذ و اعطای آن یک گفتگو و یا مقاولۀ تحریری\nبعمل آمده و ثابت شود، راشی و مرتشی [ تعزیر ] .\n(٢٨٤): هرگاه یک مأمور در صورتیکه برایش رشوت تکلیف شود\nو او آنرا قبول ننماید و متعاقباً بدولت خبر بدهد، خودش\nعلناً از طرف اشرف پادشاهی با یک تحسین نامه\nتلطیف گردیده و راشی [ تعزیر ] میشود .\n(٢٨٥): کسیکه برشوت دادن مجبور شود، و رشوت را بمرتشی داده\nباید در ظرف یکهفته بدولت خبر بدهد ، هرگاه بد لائل متقنعه\nرشوت را اثبات نمود شخص مذکور از جزاء معاف میشود .\n(٢٨٦): کسیکه مأمورین دولت را در اثنای ایفای وظیفه\nشان و یا در یک امری که متعلق خدمت شان باشد ، از\nکدام سببی برای شکستاندن قدر و ناموس شان تحقیر کند\nو یا در حق شان حدتِ لسان بطریق فحش نماید و یا\nخود تخویف نماید [ تعزیر ] ."}
{"book": "adl0526", "page": 76, "text": "۷۳\n\nاگر این معامله در اثنائیکه یک محکمه و یا یک مجلس مشوره بکار\nمشغول باشد واقع گردد نسبتاً [ تعزیر ] .\n(۲۸۷) :— کسانیکه سپاهیان و منصبداران نظامی و کوتوالی\nو پولیس را در اثنای وظیفۀ شان حقارت کنند\n[ تعزیر ] .\n(۲۸۸) :— سندات و اوراق رسمیه اگر از غفلت و سهل انگاری\nمأمورینیکه بمحافظۀ آن مکلف اند محو و اتلاف گردد\nغفلت کننده [ تعزیر ] .\n(۲۸۹) :— مأمورینیکه در مقابل آمرهای خود بی حرمتی و سرکشی\nنمایند [ تعزیر ] .\nاگر سرکشی در مقابل یک تنبیهی که متعلق به ایفای وظیفه\nاو بوده بعمل آید علاوتاً [ از مأموریت عزل ] .\n(۲۹۰) :— مأمورینیکه در حین ایفای امری که آمرهای شان داده\nباشد سستی و سهل انگاری نشان بدهند\nالی سه مرتبه [ تعزیر ] .\nو به نوبت چهارم علاوه بران [ عزل ] .\n(۲۹۱) :— مأمورینیکه در خارج وظیفه از روی حیثیت مأموریت خود"}
{"book": "adl0526", "page": 77, "text": "٧٤\n\nحرکت هاى نامناسب نمایند، در نوبت اوّل و دوّم\nوسوم [ تعزیر ] .\nو مرتبۀ چهارم [ عزل از مأموریت ] .\n(٢٩٢) :— مأمورینیکه بترتیب اوراق سوانح عمر خود مکلّفیت دارند\nبه ادخال پسران قابل التّعلیم خودشان که سنین آنها\nاز هشت سال کم و از دوازده سال اضافه نباشد\nدر مکاتب محلّی مکلف اند .\nدر صورتیکه نسبت به تعمیل قاعدۀ هذا مساهلت و تکاسل\nورزند، در مرتبۀ اولی و دوّم [ تعزیر ] .\nو در دفعۀ سوّم از مأموریت [ طرد ] کرده میشوند .\nخاتمه\n(٢٩٣) :— اگر کدام واقعه در دوائر حکومت وارد گردیده که حکم\nآن در نظامنامۀ هذا نبود از روی کتب فقه شریف\nمطابق مذهب حنفیؒ فیصله کرده صورت آن بشورای\nدولت ارسال شود ، که تا بعد از تصویب علمای\nمنتحبۀ لوی جرگه داخل نظامنامۀ هذا گردد ."}
{"book": "adl0526", "page": 78, "text": "٧٥\n\n(٢٩٤) :- در اجرا و تطبیق مواد این نظامنامه وزارة داخلیہ و وزارة\nعدلیہ و شورای دولت مأمور و مکلف اند .\n\n(٣٩٥) :- همچنین در اجرای موادی کہ بجزای اداری تعلق دارد\nمأمورینیکہ بنظامنامۀ تشکیلات اساسیه در حل و فصل\nآن موظف اند نیز مکلف میباشند .\n\nنقل امضاء علماء مجلس لوحجرگه\n\nمواد نظامنامه هذا موافق احکام شرع شریف و مطابق مذهب مهذب\nحنفی ج و مبنی بر روایات قویه مفتی بها است .\nالمصح مولوی محمد ابراهیم کاموی مشرقی    مولوی عبد الحی حبشیری رئیس تمیز\nبندۀ اله ابوالفتح فضل ربی پجہلوی    احقر عبد الخالق الصدیقی\nمولوی محمد رفیق    مولوی گل دست عفی عنہ\n\nادخال و اجرای این نظامنامه را در نظامات دولت امر و اراده فرمودیم\nو نظامنامه مطبوعۀ سابقہ جزای عمومی متروک و منسوخ است. (مهر امیر حبیب الله خان)"}
{"book": "adl0526", "page": 79, "text": "[BLANK PAGE]"}
