{"book": "adl0490", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0490", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0490", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0490", "page": 4, "text": "( نظامنامه محکمه شرعیه )\n( در باب معاملات تجارتی )\n\nدر مطبع حروفی ماشینخانه\nدار السلطنه کابل طبع کردید\n\nسنه ۱۳۰۱ شمسی"}
{"book": "adl0490", "page": 5, "text": "( ٢ )\n\nنظامنامه محكمه شرعيه\n\nدر باب معاملات تجارتى\nدر باب منع قرض تجار و دكاندار\n\n١ - تجار و دكاندارانيكه پيشه بزازی و فروش ملبوسات و مفروشات و امثال آنرا دارند قطعاً برای نوكر پيشه و ديگر مردم رعيتى مال و اجناس خود را قرض ندهند ، اگر معامله بقرض نموده بودند بهيچيك دوائر حكومتى حق محاكمه و دعوى را ندارند و در خصوص ادعای شان شنيده نميشود .\n٢ - اگر بعضی كارداران و معتبرين بقوه اختيارات خود ها بزير دستی بدون تأديه وجه نقد"}
{"book": "adl0490", "page": 6, "text": "( ٣ )\n\nاز تجار و دکاندار بطریق قرض مال بگیرند\nدوچند قیمت اصل آن ازو تحصیل گردیده\nیکچند تسلیم صاحب مال و یکچند جزاءً\nتحویل خزینۀ دولت میشود .\n٣ معاملاتی که سابقاً بصیغۀ قرض نموده باشند همه را\nالی اخیر ١٣٠١ انفصال داده بقرار اقساط\nمقررۀ وزارت عدلیه از مقروض خودها\nاخذ و قبض نمایند .\n٤ تجار باد کانداران بیوپار خود بموجب حجت\nمحکمۀ شرعیه خرید و فروخت مال خود را\nبقرار مروجۀ سابقه میتوانند\n٥ طوائف کوچی که در اطراف و سرحدات\nولایات افغانستان با رعایا داد و معامله کرده\nمال خود را بطریق نسیه و سلم بفروش\nبرسانند بقرار سابق معاملۀ شان جاریست"}
{"book": "adl0490", "page": 7, "text": "( ٤ )\n٦ - اشیای خوراکه را اگر بقسم نسیه معامله کنند\nممانعت نیست باندازه که توان ادائی قیمت\nآنرا معامله دار خود ها ببینند وقرض\nبدهند جائز است .\nدرباب معاملات تجارتی : -\n٧ تاجرانیکه مال تجارتی خود را بدکاندار و بیوپار\nمعامله دار خود میدهند وحجت معمول\nتجارتی میگیرند در محاکم شرعی همان حجت\nرا سند دانسته احتیاج طلب شهود و\nاثبات علیحده ندارد .\n٨ اگر در يك موضع حجت تجارتی وجود نداشته\nباشد و تاجری مال خود را به يك دکاندار\nو معامله دار خود بوعده فروش نماید و در\nحجت مهر حاکم و علاقه دار و امضای خریدار\nرا نماید محاکم شرعیه همان حجت را سند\nدانسته طلب اثبات علیحده نکنند"}
{"book": "adl0490", "page": 8, "text": "( ٥ )\n\n۱۹ اگر تجار مال خود را بدکاندار و معامله\nدار خود بنسیه فروخته در کاغذ سفید\nوکتاب خود از خریدار سند گرفته باشد\nو در بین آنها اتفاق دعوی شود ؛ از قسم\nحقوق غیر تجارتی شمرده میشود و بقرار\nاثبات شرعی حقوق فیصله شود .\n\n۱۰ - دعاوی که از معاملات گذشته باشد از روی\nبی و خاطه و روز نامچه تجارتی که در\nقاعده ( ۲۹ ) نظامنامه هذا تفصیل سند\nقبول و عدم اعتبار آن مشروح است\nتصفیه گردیده حاجت اثبات جداگانه\nو شهود و سوگند نیست .\n\n۱۱ - نفری دکاندار و معامله دارانی که مال\nتجار را به نسیه خریده سند میدهند وجه\nرساندگی خود را که میرسانند در قفای"}
{"book": "adl0490", "page": 9, "text": "( ٦ )\n\nحجت خود درج نموده در کتاب و هی\nخود دستخط شخص را که وجه تسلیم\nاو میشود نمایند ، همچنان امانت دارانیکه\nمال تجار امانه نزد شان است و سند\nاخذ مال امانت را بصاحب مال داده اند\nدر وقت واپس رسانیدن آن در ظهر سند\nخود خط حصولی از صاحب مال حاصل\nدارند .\n\n۱۲ - اشخاصی که تجارت می کنند و یا خیال\nتجارت را دارند و نفری دکاندار و معامله\nدار تجار و کرایه کش که معاملات شان\nبا تجار است مهر و یا دستخط خود ها را\nبدفتر كمرك ومحكمه شرعيه يا مجلس علاقه\nداری موضع سکونت و معامله خود ثبت\nو امضا کرده بشهادت نامه علیحده تصديق\nمامور كمرك يا محكمه شرعیه و مجلس علاقه"}
{"book": "adl0490", "page": 10, "text": "(٧)\n\nداری را بدست داشته باشند تا بحكم شهادت\nنامه دستخط و مهر او داخل سند تجارتی\nگردیده در حین منازعه در محاکم شرعیه\nحكم بتصحیح آن نموده شود .\n۱۳ - در حجت و سند معاملات تجارتی مهر\nو دستخط شخص حجت دهنده شرط است\nاگر دستخط نداشته باشند تنها مهر کافیست\nحجت و سندیکه از طرف شخص نوشته تنها\nمهر علاقه دار و کلانتر را نموده باشد و مهر\nو امضای آن در آن نباشد بنا برسد اسباب\nسازی محل حکم قاضی نشود .\n١٤ - در مخاصمه تجار و کرایه کشها جتی و نوشته\nكمرك سند کافیست در محکمه عدلیه بقرار\nسند مذکور فیصله میشود .\n١٥ - حجت های چهاپی که خود تاجر یا بذریعه\nدلال از دکاندار و معامله دار بمهر و دستخط"}
{"book": "adl0490", "page": 11, "text": "( ۸ )\nشان میکرد همان حجت ها را دلال یا خود تاجر برای ثبت محکمه عدلیه برده نویسنده محکمه عدلیه دستخط و مهر حجت دهنده و تصدیق دلال و یا تجار و نشان چهاپ دولت را ملاحظه و ثبت کتاب تجارتی محکمه موصوف نموده محصول سرکاری آن را گرفته مهر نشان حقوق تجارت را نماید و تسلیم دلال یا تاجر کند تا در وقت منازعه حجت مذکور بحضور قاضی سند معتبر باشد و مدار حکم و فیصله بوده حاجت اثبات و شهود علیحده نداشته باشد .\n١٦ - در خیانت معاملات تجارتی اصل مال بقرار سند تجارتی از خائن شرعاً گرفته میشود\n١٧ - در باب منافع تجارتی بر خائن بشرعی تعزیر لازم میگردد بمسئله تعزیر بالمال به"}
{"book": "adl0490", "page": 12, "text": "(۹)\nمحاکم عدلیه بخائن مذکور حکم شده\nفیصله میشود . و در تعیین تعزیر مطابق\nوجه منافع که در مبلغ ومدت مذکور دیگر\nتجار منفعت برداشته باشد . اهالی محکمه\nبقرار اثبات مجازاتی حکم میکنند\n۱۸ هر گاه در معامله هندوی تجارتی شخصی وعده\nمقرره هندویرا ایفا نمود و دعوای او\nبه محکمه عدلیه رسید از شخصیکه تخلف وعده\nنموده است راس المال گرفته میشود و بعوض\nخلف وعده بقرار قاعده ۱۷ ازو جزای\nنقدی گرفته میشود ، وبصاحب وجه\nداده میشود .\n۱۹ - خرید وفروش مالیکه حاضر نباشد .\nبعقد سلم شرعی که تفصیل آن در ذیل شده\nیکی از شرائط آن دادن کل وجه قیمت\nآن است در مجلس عقد با جمله شرائط سلم"}
{"book": "adl0490", "page": 13, "text": "(۱۰)\nشرعاً صحیح بوده مال مذکور بذمة فروشنده لازم میشود که برای خریدار برساند خواه نقصان باشد یا فائده صورتهای عقد سلم قرار ذیل است :-\n۱ - بیان جنس مثل گندم و جو :\n۲ - بیان نوع مثل گندم آبی و للمی .\n۳ - بیان صفات مثل گندم جید و خوب و یا ردی و بد .\n٤ - بیان مقدار مسلم فيه مثل يك خروار و یا بیست کیل .\n٥ - بیان مقدار راس المال اگر از چیزی قدری و وزنی بود اگر قدری نبود حاجت به بیان ندارد مثل حیوان وغیره .\n٦ - ماندن مده که بی مده ماندن درست نیست\n۷ - بیان مده که بتصحیح صاحب مده ادنای آن یکماه است ."}
{"book": "adl0490", "page": 14, "text": "( ۱۱ )\n۸ - بیان جای سپردن غله سلم اگر نقل داشت\nواگر نقل نداشت مانند زعفران حاجت\nندارد .\n۹ - قبض راس المال در مجلس عقد سلم .\n۱۰ - موجود بودن مسلم فیه از وقت عقد\nتاوقت آمدن وعده .\n* *\n*"}
{"book": "adl0490", "page": 15, "text": "( ۱۴ )\nدرباب تاجر دیوالی\nوفرار وخارج دولت\n۲۰ - هرگاه گماشته که باعتبار گماشتگی شاء\nخود معامله کرده خواه دیوالی شود یا فرار\nکند بقرار سندات معتبر تجارتی که در\nقواعد فوق ذکر است مطابق عرف تجار\nاز شاء او شرعاً گرفته میشود .\n۲۱ - اگر تجار قرضدار فرار کند یا بخارج\nدولت باشد و بجهة حقرسانی قرضداران\nخود حاضر نشود و مال او در داخل دولت\nعلیه افغانستان باشد بعد از مراجعت قرض\nخواهان او به محکمه عدلیه قاضی محکمه\nجایداد او را در تحت حفاظت گرفته تا چهل\nروز برای پیدا شدن صاحب مال اعلان\nو انتظار نموده بعد از انقضای موعد مذکور\nشرعاً از طرف همان تاجر دین دار وکیل"}
{"book": "adl0490", "page": 16, "text": "( ۱۴ )\nگرفته شده قرضخواهان وکیل او دعوای\nشرعی کرده بقرار سندات تباری بالای\nاو ثابت کرده حق رسی قرض خواهان\nبذریعه همان وکیل شده از قرضخواهان\nضامن گرفته میشود که اگر تاجر مذکور\nحاضر شده سند واثباتی حاضر کند از\nقرضخواهان گرفته واپس تسلیم او شود\nچنانچه در حصهٔ حقوق تمسك القضاة مشروحاً\nتحریر است .\n۲۲ – اگر دعوای تاجر به آرتی باشد که فلان\nتاجر فراری یا خارج دولت که مدیون\nمنست شما آرتی او میباشید حقرسی مرا\nبقرار تجارتی نمائید قاضی بقرار سندات\nتجارتی و ثبت دفتر كمرك علم آورده اگر\nمال تاجر مدیون نزد او باشد حفرسانی\nكند والاخیر ."}
{"book": "adl0490", "page": 17, "text": "( ١٤ )\n۲۳ - در خصوص معاملات تجارتی که در سابق\nشده و حال بقواعد نظامنامه هذا تطبيق\nنمیشود و برای تحقیق روز نامچه و خاطه\nو غیره سندات آن قاضی بذریعه حاکم همان\nموضع چند نفر تجار صاحب دیانت را خواسته\nاز آن استفسار کشف حال را کرده بقرار\nهمان سند شرعاً فیصله نماید .\n٢٤ - در باب بعضی تجار و دکاندار که دیوالی\nمیشود برای قاضی لازم است که حجره\nو دکان او را بذریعه حاکم قفل نموده يك\nمفتی از محکمه و يك نفر از حضور حاکم\nولایت مقرر شده مال حجره و خانه او را آنچه\nهستی داشته باشد به حضور چهار نفر تجار\nمعتبر سیاهه نموده وجهیکه از مردم دادن\nباشد طلب کاران او را خواسته بقرار\nسررشته تجارت آنچه حق آنها مانده باشد"}
{"book": "adl0490", "page": 18, "text": "( ١٥ )\nو آنچه هستی شخص دیوالی باشد قیمت کرده\nبالای وجه طلبکاران بقرار ریزش مساوی\nفی روپیه آنچه برسد بكل معامله داران او\nرسانیده ـ سند از آنها باز یافت دارد ،\nوا کر مال امانت در نزد مفلس مذکور\nباشد تعلق بصاحب امانت داشته داخل\nتقسیم نمیشود وا گر مال خود مفلس\nمذکور نزد کسی بطریق گرو بوده باشد\nمال منقول وغير منقول گروی مذکور\nرا بفروش رسانیده اول وجه گروی\nداران را برسانند باقی وجه فروش مال اورا\nبقرضداران او بقرار تقسيم بدهند\n٢٥ - بعضی دکانداران که نقصان کنند و معامله\nمردم را رسانیده نتوانند قاضی محکمه\nبصوابديد تجار معتبر علم راحوال او\nآورده اگر نقصان در فروش مال یا سوخت"}
{"book": "adl0490", "page": 19, "text": "( ١٦ )\n\nبعضی معامله دار او شده که بقرار سررشته\nتجارت از لاعلاجی او باشد قاضی بذریعه\nحاکم اگر لازم بداند برای او قسط و\nمهلت مقرر کند وضامنان درست ازو\nبگیرد که باید بهمان موعد مقرره وجه طلب\nداران را برساند هرگاه در موعد مذکور\nنرسانید قاضی را لازم است که بذریعه حاکم\nمحصل مقرر کرده از خود او وضامنان او\nحصول نموده وجه طلبات مردم را رساند\nهر گاه معامله دار دکاندار بمحکمه حکومتی\nیا کوتوالی عرض کند که قبل از موعد\nمقرری محکمه محصل بالای دکاندار کند\nاین خلاف قاعده است محکمه کوتوالی یا\nحکومتی را اجازه نیست که محصل بالای\nدکاندار مقرر کنند ."}
{"book": "adl0490", "page": 20, "text": "(۱۷)\n٢٦ — در باب بعضی تجار و دکاندار که بد معاملگی\nکرده خود را دیوالی کنند و طلبات بعضی\nکسان بدمه او باشد درین باب سه صورت\nگذاشته شد که بقرار آن معمول دارند .\nصورت (۱) دکانداریکه معامله دار زیاد باشد\nو بمعامله خود پریشان شود که یعنی از\nمعامله او چیزی دستگیری نکند و دیگر\nمال و ملک و هستی هم نداشته باشد و تجاران\nکه طلب کار آن میباشند وجه خود را\nمیخواهند در ینصورت بمحکمه عدلیه\nحکومت ضامنان در ست با جایداد از و گرفته\nقسط و مروریکه لازم بدانند مقرر کنند\nکه بهمان مرور وجه تجار را رساند اگر\nبوعده مذکور رسانید خوب والا از ضا\nمنان مذکور محصول رسانیده بطلب کاران\nاو رسانند .—"}
{"book": "adl0490", "page": 21, "text": "( ۱۸ )\nصورت ( ۲ ) شخص دیوالی که صاحب ملك\nو جایدا د است بد معامله شده خیال خوردن\nمال مردم را نماید قاضی و حکومت را لازم\nاست که ملك و هستی او را بحضور تجار\nمعتبر داخل قیمت آورده بقرار تقسیم\nبطلب کاران او بدهند ا کر چیزی باقی بماند\nبقرار سررشته صورت ( ۱ ) ضامن از او\nگرفته قسط مقرر کنند و در باب تقسیم\nو ریزش حق سرکار و رعیق فرق ندارد\nعلی السویه تقسیم شود ـ\nصورت ( ۳ ) شخص دیوالی که وجه زیاد دادن\nدارد جایداد او کم باشدو درك نقصان خود را\nهم بقرار سررشته تجارت گفته نمیتواند\nظاهر معلوم می شود که مال مردم را خیال\nخوردن دارد از این قسم شخص که این\nقسم کرده باشد بعد از آنکه فیصله کرد"}
{"book": "adl0490", "page": 22, "text": "( ١٩ )\n\nحاکم را لازم است که آنچه هستی او باشد بفروش رسانیده بطلبکاران او بقرار تقسیم بدهند و آنچه باقی بماند کیفیت اورا نوشته بنائب الحکومه و یا حاکم کلان بدهند اینچنین اشخاص در جمله نفری باقیده نادار دولت جزا می یابند.\n۲۷ - بالای شخصیکه حق دولت و حق رعیت هردو طلب باشد هرگاه تاریخ حجت شرعی قبل از تاریخ تحت محاکمه گرفته شدن شخص مدیون باشد در وقت ریزش جایداد شخص مدیون بر سرکار ورعیتی علی السویه تقسیم میشود والا تاریخ حجت شرعی بعد از مواخذهٔ حکومتی مدیون باشد حق سرکار پیش از رعیت کاملاً گرفته میشود و هرگاه بقرار قسط ریزش شد هم قسط سرکار مقدم خواهد بود ."}
{"book": "adl0490", "page": 23, "text": "( ۲۱ )\n۲۸ – در باب افلاس خط نفری دیوالی و نادار\nمعامله تجارت تا شخص مفلس نقصان خود را\nبحضور قرضخواهان ومعامله داران خود\nثابت نکند قاضی برای او افلاس خط\nشرعی ندهد .\n۲۹ – بهی معتبر تجارت بقرار امضای تجاران\nاست که تجار آنچه مال از خارج یا داخل\nدولت خواسته یا خریداری کرده رقم\nووزن و گزانه و عددی آنرا داخل کتاب\nخاطمه تجارتی خود داشته باشند و مال\nمذکور که بمعرفت خود تجار یا دلال\nبفروش رسیده جزوی باشد یا کلی صنف\nورقم ووزن و عدد وگزانه و وجه قیمت\nآن باید داخل کتاب روز نامچه تجارتی\nاو بقسم نقدی و جنسی باشد مالرا که بوجه"}
{"book": "adl0490", "page": 24, "text": "( ۲۱ )\nنقد فروخته و داخل روزنامچه خود بقرار فوق نموده باقی مال را اگر بدکان داشت یا بقرض مروج تجارتی فروخته اصل مالرا در جمع مذکور ورساندگی آنرا در خرج او رسانیده باشد وجزو مال را بتعریف فوق ورسید وجه را مطابق روز نامچه خود بتاریخ معین در خرج مدیون رسید نموده باشد همین قسم بهی مرتب گفته میشود واگر این قسم بهی مرتب نبود باز هم اگر سندات یابهی غیر مرتب باشد قاضی بذریعه چند نفر تجار بادیانت تحقیق کرده اگر تجار مذکور شهادت صحت سندات یابهی و استحقاق مدعی را دادند بقرار شهادت ایشان مطابق سندات یابهی مذکوره قاضی فیصله نماید والا از قسم"}
{"book": "adl0490", "page": 25, "text": "( ۲۲ )\n\nدعوی حقوق بوده بهمان قرار شرعاً فیصله\nنمایند ، و از ابتدای سنه ۱۳۰۳ مردم تجار\nباید بهی تجارتی خودها را بقرار توصیف\nفوق مرتب داشته باشند\nادخال این نظامنامه را در جمله نظامات\nدولت امر و اراده میکنیم و در اجرای احکام\nمواد آن وزارت عدليه ومأمورين متعلقه\nآن مسئول اند بتاريخ يوم چهار شنبه\nاول حمل سنه ۱۳۰۱"}
{"book": "adl0490", "page": 26, "text": "[BLANK PAGE]"}
