{"book": "adl0468", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0468", "page": 2, "text": "نظامنامه مالیه"}
{"book": "adl0468", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0468", "page": 4, "text": "نظامنامه مالیه\n\nمحال\nعلاقه\n\nتعداد طبع (۳۰۰۰) جلد\nشمار جلدانه ( )"}
{"book": "adl0468", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0468", "page": 6, "text": "- ۳ -\nبسم الله الرحمن الرحيم\n( اطیعوا الله واطيعوا الرسول واولى الامر\nمنكم فان تنازعتم فى شئ فردوه الى الله\nوالرسول )\nپس از اظهار محامد خداوند يكتا جل علی\nو درود بروح مطهر خاتم انبیا صلی الله علیه و آله\nاجمعين الى يوم الدين !\nاین نکته نهایت واضح است که مدار جریان\nمعاملات و اساس ترقی هر دولت منحصر برمتانت\nو جامعیت اصول نظام نا مه ها ی آن د ر وقت\nحاضره برای طرفین که دولت وملت باشد فایدهٔ"}
{"book": "adl0468", "page": 7, "text": "- ۴ -\nعظیمه دارد که ملت را بدادش دولت را بگرفتنش\nمی فهماند - و مامور را میداناند که از چه\nمسئول و بکه مسئول است .\nبنا بر ملاحظه این فواید برای ترقیات وطن\nعزیزم افغانستان و آسایش ملت آن از حضور\nشاهانه ام نظامنامه هذا برای اداره معاملات مالیه\nترقیم و طرز دفاتر آن باصول جدیده مقبوله\nعالم تنظیم و مقرر گردید .\nبرای انضباط مالیه و کارهای متعلقش نظام\nهذا منظور حضور گردیده امضا شد که مامورین\nکار و تبعه مالیات وظایف مقدس خود را دانسته\nتخلف نورزند .\nمالیه چیزیست که از محصول زمین و سر\nدرختی و اموال غیر منقوله گرفته میشود -"}
{"book": "adl0468", "page": 8, "text": "- ۵ -\nاموال یا طبیعتا و یا تخصیصا غیر منقوله شمرده\nمیشود - آنچه محصولیکه از اموال غیر منقوله\nگرفته شود مالیه است .\n\nمالیه زکوة است که از عصر ترقی حصر\nحضرت سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم\nو خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم برای\nمجاهدین و حراست وطن از ملت گرفته اخذ\nو قبض میشود و متصرف آن پادشاه است که\nبمصرف آن حفاظت ملت و وطن را می‌نماید\nمالیه جمعی بست تقرریست که تغییر و تبدیل ندارد\nریزش مالیه جمعی بجریبی و تخم ریز و پاراب\nوقلبه بست و اشجاری و پیکال و مرد کار و بست\nمشخص و تعیین و تخصیص میشود .\nهر نوع محصولات زمین و غیره که مستمراً"}
{"book": "adl0468", "page": 9, "text": "- ٦ -\nتقرر داشته فایده و نقصان آن عاید بملت باشد\nجمع بست گفته میشود ـ جمع بست مقاوله دولت\nوملت است ـ وشرط اعظم آن رضای جانین است\nلهذا صورت معاملات واخذ مالیات آن بقرار\nفقرات ذیل است : ـ \nفقره اول قریه داران قریجات را لازم است\nکه جز وجریبی زمین مزروعی وقنوات وچشمه\nسار وقلبه بست و آنچه ریزش مالیه اسامی مالیه‌ده\nتعلق ملکی آن متعلق به آن باشد کاملا بتفصیل\nاسم وولد وساکن باداره مالیه قلمداد بدهند\nو بعد از دادن قلمدادشان خط ازایشان گرفته\nشود که اگر ثانی بقلمدا دشان چیزی تفاوت\nظاهر شد از تاریخی‌که باداره مالیه قلمداد نکرده\nچشم‌پوشی نموده بودند از مزروعی و باغی فی‌جریب"}
{"book": "adl0468", "page": 10, "text": "- ٧ -\n\nبیست روپیه از قریه وچهل روپیه از صا حب قریه\nواز قنواة وچشمه سار وقلبه ست وغیره یکصد\nروپیه ازقریه ودوصـد روپیه ازصاحب ملك بطریق\nجریمه تحویل صندوقخانه نموده رسید آن ببولك\nمالیه فرستاده شود واز بولك مالیه عوض رسیدبرای\nسند ادارهٔ مالیه فرستاده شود ودراخیر سال بذریعهٔ\nبولك مالیه خاص آن از ملا حظهٔ حضور گذرانیده شود\nفقرهٔ دوم ـ مدیر مالیه جز ویکـه از قریه\nداران وصاحبان جمع میگیرد ـ جمنع سابق قریه را\nاستاد بـگیرد ـ جزویکه قریه داران میدهند اگر\nنسبت بگذشته زیادشد بلحاظ قلم اندازی هذه السنه\nاورا بسته باسامی تکت بدهد ـ زمین نو آباد که\nقریه دار قلمداد نماید مالیه آن به طبـق یاوان\nشريك سنجیده بر اصل ما لیه قریه افز ود وبسته\nشود ـ وقریه دار بسبب خدمت مومی الیه که بدولت"}
{"book": "adl0468", "page": 11, "text": "- ٨ -\nمقدس خود مینماید يك امتیاز خصوصی داده میشود -\nاز گذشته اضافه جزو و نواباد حضور شاها نه.\nصرف نظر کرده باز خواست نمیفرمایند - در\nصورتیکه قریه دار قلمداد نکرد وبذرایع دیگر\nبادارهٔ مالیه رسید تحقیق و ثبوت شد بقرار مواد.\nذیل معمول دارد .\nمادهٔ ( ١ ) اگر قریه دار واسامی در بین.\nخود سازش کرده قلمداد نکرده بودند جریمهٔ\nقریه دار و اسامی بقرار حکم فقرهٔ اول است .\nمادهٔ ( ٢ ) اگر قریه دار از اسامی مالیه را\nگرفته بود و بادارهٔ مالیه قلمداد نکرده بود.\nجریمه اسامی نیز از قریه دار گرفته شود .\nمادهٔ ( ٣ ) هرگاه اسامی سند قریه دار را\nنداشته و به قریه دار قلمداد نداده چشم پوشی"}
{"book": "adl0468", "page": 12, "text": "- ۹ -\n\nنموده بود جریمهٔ قریه دار از اسامی گرفته\nشود - بعد از تحقیقات و گرفتن جریمه مالیهٔ\nآن از سال اول و تشریح نظامنامه گرفته میشود -\nوظیفهٔ قبله داران است که در ابتدای که مدیر\nمالیه میرسد جزو اسامی تعلقهٔ خود را الی موعد\nقسط اول که میزان است سپرد ادارهٔ مالیه نمایند\nو رسید قلمداد خود را بگیرند هرگاه الی موعد\nقسط جزو اسامی مالیه ده را بادارهٔ مالیه ندادند -\nمدیر مالیه سیاههٔ نام نویس قبیله دارا نیکه جزو\nنداده اند بپولك مالیه بفرستد که بحضور تقدیم شود .\n\nفقره سوم - مالیه قریه استاد است که بست آن\nاز روی عمل و اجارهٔ چند ساله سنجیده و\nچندیکه آن گرفته و تقرر داده بست مقرر\nگردیده - در اینصورت اگر جزو داده گی"}
{"book": "adl0468", "page": 13, "text": "-۱۰-\nقبیله داران جمع سابق قریه را پوره نکرده\nکسر میکرد مدیر مالیه کسر مالیه را بالای مالیه\nاسامی مالیه ده قریه علی السویه تقسیم نماید .\nفقرۀ چهارم - قبیله داران که جزو ملك\nداری رعیتی تعلقه خودها را بادارۀ مالیه سپردند\nمدیر مالیه را میباید که جزو تعلقه قبیله دارانرا\nبسر رشتۀ اصول دفتری داخل کتاب جزو املاکات\nنماید و از روی کتاب مذکور برای هر فرد\nرعیت تکت مالیه دهی آنرا بکاغذ چهاپی بمهر رسمی\nبدهد واخیر آنرا بمهر کلکی مختوم نماید که رعیت\nبداد خود دانسته قبیله داران ازاوشان اضافه ستانی\nنکنندـ بدون مبلغ داخله تکت قبیله دار از رعیت دیگر\nچیزی حق ندارد که بگیرد ـ اگر قبیله دار تکت مالیه\nدهی اسامی را از ادارۀ مالیه گرفته و برای اسامی"}
{"book": "adl0468", "page": 14, "text": "= ١١ =\nمالیه ده نداده بود و ثبوت شد فی تکت (٢٥) روپیه جریمه\nاز قبیله دار گرفته میشود.\nفقره پنجم ـ گرفتن مالیه بدو قسط مقرر\nگردیده که قسط اول بمیزان که فصل ربیع کاملا\nبا تمام میرسد ـ وقسط دوم بدلو که فصلی خریف\nبرداشته میشود ـ هرگاه شخصی وجه مالیه سالیانه\nذمه گی خودرا بقسط اول برضا ورغبت بر شاندو از\nدین بیت المال خودرا فارغ البال بسازد منظور است بلکه\nاعتبار شخصی او تایکدرجه بنزد حکومت خواهد بود .\nفقره ششم ـ از اداره مالیه برای قبیله داران\nکتاب رسید چهاپی د ده شده که قبیله داران ده روز\nقبل از رسیدن قسط رعایای تعلقه خودهارا برای\nآما ده کردن وجه قسط اطلاع بد هند\nبروز اول قسط شروع بوجه تحصیلی مالیه کرده"}
{"book": "adl0468", "page": 15, "text": "- ۱۲ -\n\nالی روز اخیر قسط کاملا وجه مالیه قسط مقرره\nرا تحصیل نمایند - و از ادارۀ مالیه برای قبیله\nداران که کتاب رسید چها پی داده شده هر ورق\nآن سه پارچه میباشد که یکپارچه را به قسط اول\nو پارچه دیگر را به قسط دوم رسید بدهند\nو پارچه سوم که بکتاب باقی میماند صورت\nگرفت وجه را نوشته کند که در وقت ضرورت\nبمقام شاهد و دلیل بوده ثبت رسید اسامی باشد --\nاگر رعیت بکاغذ سفید رسید گرفته بود و در بین\nقریه دار و رعیت گفتگوی واقع شد رسید\nمذکور سند شمرده نمیشود - بدون شاهد و\nاثبات در صورت ثبوت بقدر داخله تکت جریمه از\nقریه دار گرفته میشود.\n\nفقره هفتم - وقتیکه قریه داران وجه اقساط آنرا"}
{"book": "adl0468", "page": 16, "text": "– ۱۳ –\nبموعد ان تحصیل کردند کاملا وجه تحصیلی\nخود را تحویل صندوقخانه در موعد قسط نموده\nرسید از درك ابوابجمعی خود و اداره مالیه بدون\nجزو حاصل دارند .\nفقرۀ هشتم – از اداره مالیه برای قریه داران\nطومار جزو از اسامی جمع دهی شان همه ساله داده\nمیشود – تا استحضار و دانسته کی قریه دار حاصل\nباشد که فلان اسامی در جمع من مالیه دهی دارد\nو جمع قریه داری من اینقدر وجه میشود ومناصفه\nجمع مذکور كه يك قسط است بداند – وقتيكه\nقریه دار وجه تحصیلی خود را تحویل نموده و\nرسید حاصل کرده رسید را باداره مالیه آورد\nمدیر مالیه وظیفه فرض منصبی خود را بقرار ذیل\nمعمول دارد ."}
{"book": "adl0468", "page": 17, "text": "- ۱۴ -\nاول ـ مدیر مالیه طومار ابوابجمعی قریه دار را دیده مشخص کند که قسط قریه دار چند میشود و رسید صندوقخانه را موافق بقسط نماید - رسید صندوقخانه را ضبط کرده نقل رسید آنرا بخرج طومار قریه دار نوشته رسید کند.\nدوم ـ اگر قریه دار وجه قسط ابوابجمعی خود را پوره تحویل صندوقخانه نکرده بود و تمسك حسابی بموجب فقرات نظامنامه نداشت در اینصورت ضرور است که اسامی که وجه قسط مالیه را نداده نشان بدهد و یا وجه دولت را برساند .\nسوم ـ وقتیکه قریه دار قلمداد کرد که فلانه شخص وجه قسط را نرسانیده محض بگفته او اعتبار نمیشود کتاب رسید چاپی که تمبر پست است و برای قریه دار داده شده فوراً بتمبر اسامی مقابله"}
{"book": "adl0468", "page": 18, "text": "ـ ١٥ ـ\n\nشود اگر هر دو پارچۀ رسید چاپی اسامی مطابق\nتمبر موجود وسفید بود حرف قریه دار قابل\nاعتبار شمرده بهمراه مذکور ملازمان سرکاری\nمقرر میشوند که اسامی را حاضر کنند\n\nچهارم ـ در حالیکه اسامی مطلوب حاضر شد\nسبب نرسانیدن مالیه بمواجهه قریه دار پرسیده\nمیشود اگر اسامی بدون رسید قریه دار و یا تمسك\nحسابی بود و سند از ادارۀ مالیه نداشت از قرار\nفی تومان پنجر و پیه جریمانه سنجیده بذریعۀ\nملازمان سرکاری بمعۀ مالیۀ قسط مذکور حصول\nو تحویل صندوقخانه شود از وجه مالیه که\nبذریعۀ ملازمان سرکاری تحصیل شود برای\nقریه دار قریه داری داده نمیشود ـ هر گاه اسامی\nبادارۀ مالیه حاضر گردیده و بکاغذ سفید رسید"}
{"book": "adl0468", "page": 19, "text": "- ١٦ -\nقریه دار را حاضر کرد در صورتیکه قریه دار\nقبولدار شود بدون اثبات که صحیح است فی\nتومان پنجروپیه جریمه بمعۀ اصل وجه از قریه دار\nو پنجرو پیه از اسامی گرفته تحویل\nصندوقخانه شود به سببیکه خلاف نظامنامه رفتار\nنموده رسید بکاغذ سفید گرفته و یا قریه دار\nاز گرفتن وجه انکار داشته باشد و رسید را\nساخته گی بشمرد رسید مذکور که بکاغذ سفید باشد\nبدرجه رسید چهاپی اعتبار ندارد باز هم علم آوری\nزیاد شود هرگاه قریه دار ملامت شود بقرار\nفقرۀ ششم جریمه گرفته شود واز اسامی جریمۀ\nآن مطابق فوق است ـ لهذا سه مرتبه تکرارا\nاز قریه دار که چنین فعل بظهور برسد از\nطرف دولت معزول میشود ."}
{"book": "adl0468", "page": 20, "text": "− ۱۷ −\n\nپنجم − چهار مادهٔ فقرهٔ هشتم که ذکر\nشده اگر مدیر مالیه از سر گذرانیده باز خواست\nنکرده وجه بیت‌المال را جهة تحصیل تحویل حاکم\nنکرده معلومدار غرض شخصی و مدعای نفسی\nاو گفته میشود وجه باقی قسط مالیه بمعة جریمهٔ\nمقرره که از قریه دار واسامی گرفته میشود\nاز خود او گرفته تحویل صندوقخانه شود − و\nعلاوه بر آن به سببیکه ایفای ماموریت خود را\nنکرده از طرف حکومت برایش سزا داده میشود .\nفقرهٔ نهم − اگر اسامی وجه قسط اول\nو جریمه را با وجود محصلی حاکم نرسانید و\nقسط دوم رسید وجه ذمت و مالیه خود را ادا\nنکرد جریمه نرسانیدن مالیه قسط دوم سنجیده\nبحواله داده میشود الی موعد حوت اگر رسانید"}
{"book": "adl0468", "page": 21, "text": "- ۱۸ -\n\nدیگر مدارا و رعایت او نمیشود اینطور اشخاص\nرا دولت او باش و بد بده دانسته مدیر مالیه\nحکمی بذریعه قریه دار وخود مذکور یازمین\nمذکور را بدیگری گرو داده و یا بالای خود\nاو بفروش رسانیده وجه سرکار را تحصیل نماید\nکه بدیگر سال باقی نماند - اگر شخصی گرو\nنمیگرفت و یا قطعی نمی خرید بپواک مالیه\nخبر بدهد .\n\nفقرۀ دهم - اگر شخصی ما به ده قبل از\nبرداشتن حاصل مفرور و یا بجنایت گرفتار گردیده\nحبس شد قریه دار را میباید که زمین مذکور را\nباقربای او بسپارد و بروز رفع حاصل قریه دار\nحاضر بوده مال او را سیاه کرده تحویل اقربای\nاو نماید - مالیۀ سرکار را از شخصیکه حاصل"}
{"book": "adl0468", "page": 22, "text": "- ١٩ -\n\nتحویل او شد بگیرد - هر گاه شخص مالیه ده\nبعد از برداشتن حاصل مفرور و یا کرفتار حبس\nو جنایت کردید چون وجه اقساط بمعۀ جریمه\nکرفته میشود اگر حصول نشد مطابق حکم فقرۀ\n(۹) معمول داشته شود در حا لیکه ملك او را\nکارداران دولت متصرف نشده باشند .\nفقرۀ یازدهم شخص زمین داریا فرار یا حبس\nکردید قوم قریب نداشت که زمین مذکور با و\nسپرده شود هر گاه زمین مذکو ر زراعت\nشده باشد و دهقان نداشته باشد ملك سپرد\nدهقان نموده با خبری و هوشداری حاصلات\nآنرا نماید و بادارۀ ما لیه کیفیت آن را تحریر\nدارد که در وقت فصل شخصی از ادارۀ مالیه\nمقرر شود که باتفاق قریه دار رفع حاصلات آنرا"}
{"book": "adl0468", "page": 23, "text": "نموده جنسی آنرا بفروش رسانیده باداره مالیه\nسیاهه آنرا حاضر دارند ـ هر قدر وجه فروش\nحاصل که از منجمله آن مالیه زمین مذکور\nبذریعه قریه دار تحویل خزانه شود باقیمانده وجه\nآنرا قریه دار بخزانه تحویل کرده رسید\nامانت گرفته باداره مالیه حاضر دارد که ثبت شود\nو از اداره مالیه کیفیت آن بيولك مالیه خبر داده\nشود حینیکه اسامی صاحبش پیدا شد باداره مالیه\nآمده در خواست نماید ـ مدیر مالیه تصدیق\nآنرا نموده حواله بيولك مالیه نمائید از بولك مالیه\nاگر خیانتی نداشت بموجب رسید امانت وجه\nآن بخزانه حواله داده میشود ـ بسال دیگر\nزمین مذکور را اجاره بدهد تا مالك زمين بیاید\nهمه ساله وجه مالیه تحویل خزانه باقی آن امانت"}
{"book": "adl0468", "page": 24, "text": "- ۲۱ -\nبخزانه تحویل شود .\nفقره دوازدهم ــ برای مزروعات وباغاتیکه\nآفت سماوی برسد و یا از بی آبی\nسوخت برسد ــ فورا رعایا وقریه دار باداره مالیه آمده\nبکاغذ رسمی درخواست نمایند ــ مدیر مالیه\nبموجب درخواست شان از اداره مالیه ممیز مقرر\nکند که بالای زمین های آفت رسیده و سوخته\nرفته علم آوری نمایند وعلم آوری مذکور بسه\nتفریق باشد ــ اول زمین ها وباغاتیکه کاملا ضرر\nرسیده باشد ــ دوم اینکه مناصفه را ضرر وباقی\nآن سالم باشد ــ سوم که قدری ضرر رسیده باشد\nقریه دار وممیز تعیین وتفریق نموده طومار ممیزی\nخود را مهر کرده باداره مالیه بسپارند مدیر مالیه\nبعد از تحقیقات لازمه وظیفه فرض منصبی خود"}
{"book": "adl0468", "page": 25, "text": "- ۲۲ -\n\nتصدیق خود و حاکم انولا را کرده حواله ببلك\nمالیه نماید - بلك ماليه زمين مزروعى و باغى\nوقنوات وچشمه سار را بموجب مواد معمولدارد :\nماده اول درباب زمین مزروعی وغيره كه\nضرر رسیده باشد دو صورت دارد - ( يا در فصل\nربیع است ) ( يا در خريف )\nصورت اول - فصل ربيع سه قسم خواهد بود :\nقسم اول - اگر کاملا ضرر رسيده بود\nوجه ماليه آن بقسط دوم سال آينده گرفته شود .\nقسم دوم - که مناصفه رسيده باشد بقسط\nاول سال آینده گرفته شود .\nقسم سوم - كه قدرى ضرر رسیده باشد\nبقسط دوّم سال مذکور گرفته شود .\nصورت دوم - درایام وهنگام فصل حریف"}
{"book": "adl0468", "page": 26, "text": "- ٢٣ -\n\nاگر ضرر رسيد دو قسم خواهد بود :\nقسم اول اگر ضرر کامل رسیده باشد\nمالیه بقسط دوم سال آینده گرفته شود .\nقسم دوم - اگر مناصفه و یا قدری ضرر\nرسیده بود بقسط اول سال آینده گرفته شود.\nمادهٔ دوم - در باب باغی و سردرختی اگر\nکامل ضرر رسیده باشد بقسط اول سال آینده\nهرگاه مناصفه ضرر رسیده بود بقسط دوم سال مذکور\nگرفته شود . - در باب این فقره مدیر مالیه بقرار\nامر بولك ماليه معمول دارد .\nچون سرکار ملك را جمع بست نموده و در سالها ئیكه\nزمین دار کمائی میکند و حاصل زیاد می بردارد\nبدولت اضافه از مالیه نمیرساند دولت حقدا رد\nکه مالیه خودرا بگیرد - مگر چون دولت و رعیت"}
{"book": "adl0468", "page": 27, "text": "- ٢٤ -\n\nيك وجود هستند باقساط رعایت آن کرده شده\nکه در فوق ذکر است .\nفقره سیز دهم - زمین‌های مزروعی و یا باغ\nرا اگر آب برد ـ و یا قنوات مسدود و خشك و خراب\nشد از دو حال خالی نخواهد بود ـ اگر بعد از فصل\nباشد مالیه و تحقیق سبب خرابی کیفیت ممیزی\nآن بپوك مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم میشود -\nهر قراریکه از حضور ناظر مالیه حکم شد از بوك\nمالیه بمدیر مالیه خبر داده میشود بقرار حکم\nمجری داده شود ـ مگر قریه دار را\nلازم است که اسامی را باداره مالیه حاضر نماید که\nموعد آبادی آنرا مشخص کند ـ هر گاه اسامی مذکور\nصاحب استعداد نبود ممیز مقرر شود که پیمایش\nمخارج آنرا نماید و طومار آنرا بپوك مالیه"}
{"book": "adl0468", "page": 28, "text": "- ٢٥ -\nبفرستد بو لك مالیه بقرار اجازه ناظر مالیه\nچهار یکه پیمایش را سنجیده بعد از منظوری\nحضور بقرار حجت شرعی وضمانت خط صیغه\nتقاوی از طرف سرکار وجه بدهد که آباد نماید -\nحینیکه آباد شد بقرا موعد مقرره قریه دار باداره\nمالیه اطلاع بدهد که مالیه آن بسته شود - وجه\nتقاوی در پنجسال با قساط اخیر سال گرفته شود\nاگر اسامی زمین خود را آباد نمیکرد خط داده\nوا گذار شود که بدیگری داده - هر گاه\nممکن آبادی نداشت بعد از تحقیق خبر .\nفقره چهار دهم اگر صاحب زمین املاك\nمزروعی خود را نهال غرس نموده باغ ساخت\nپنسال اول قریه دار بادارۀ مالیه خبر بدهد که\nکه ممیز مقرر شده علم آوری نماید - تامدت"}
{"book": "adl0468", "page": 29, "text": "-٢٦-\n\nپنجسال که اشجار آن مثمره نشده مالیه مزروعی\nگرفته شود ــ بسال ششم مالیه باغی بسته و گرفته شود\nمگر مدیر مالیه بهمان تاریخ صورت ممیزی آنرا\nبذریعه داك محصولی بپولت مالیه ارسال دارد که ملا\nحظه مامور پو لك مالیه بطریق نشانی شود\nفقره پانز دهمــ شخصیکه زمین باغی داشته\nباشد واشجار آنرا بکشد قریه دار را لازم است\nکه بمدیر مالیه خبر بدهد که مالیه مزروعی بسته و گرفته\nشود و از اداره تحریری بپولت مالیه نیز خبر داده شود\nفقره شانز دهمــ قیمت زمین های مخروبه\nاز قراری جریب سه روپیه و چمنها فی جریب ده روپیه\nمقرر شده ــ هر گاه شخصی زمین مخروبه و چمن\nرا آباد کند بیاید باداره مالیه آمده استدعا نماید مدیر\nمالیه از شقعداران زمین های مخروبه و چمن پرسید"}
{"book": "adl0468", "page": 30, "text": "۲۷\nهر گاه آنها نگرفته خط وا گذاری دادند - بقرار\nجریب قیمت معین که ذکر شده قیمت کرده وجه\nآنرا بخزانه تحویل نموده از اداره مالیه سند حاصل دارد\nمدیر مالیه را لازم است که بقرار وجه تحویل کرده گی\nاسامی برایش سند جریبی بحدود معین بدهد و از اسامی\nخریدار قرارداد موعد آبادی آنرا بگیرد و بپلك\nمالیه خبر بدهد بسالیکه بذرافشان نمود قریه دار را لازم\nاست که بادره مالیه اخبار کند و مدیر مالیه\nجریب کش مقرر نماید هر قدر زمین را که بدر نموده\nبود بقرار مالیه بلوان شريك قریه مذکور سنجيده\nبسال اول چهاریکه بسال دوم مناصفه بسال سوم\nسه حصه بسال چهارم کامل مالیه بلوان شريك كرفته\nشود و بپولك مالیه نیز اطلاع داده شود.\nفقره هفدهم - اسامی که سابق بلحاظ"}
{"book": "adl0468", "page": 31, "text": "- ۲۸ -\nتکلیفات خود را قطعه برات کرده بودند حال تکالیف\nبمراحم ملوکانه موقوف شده قطعه برات بودن\nموقوف است اشخاصیکه قطعه برات بودند کاملا\nبجمع قریه داران قریه بسته شوند - هرگاه شخصی\nبقطعه برات دادن راضی باشد چون معاملات دولت\nطوالت وتخواه مأمورین تنخواه - ور ضایع میشود .\nبمالیه سابقه خود فی روپیه ده پیسه قبولدار شود و بدولت\nبرساند و قطعه برات باشد منظور است\nفقرة هيجدهم - قریه استاد است\nو برای هر قریه یك قریه دار لازم است مدیر مالیه\nسعی و دقت کند که در يك قريه يك شخص قريه دار\nمقرر باشد - اگر ناشد بود دوقریه داربيك -\nقريه منظور است - هر گاه شخصی قریه دار سه قریه\nنباشد جمع قریجات هر كدام على حده علی حده بسته"}
{"book": "adl0468", "page": 32, "text": "میشود مکر بشرطیکه کامل قریه‌دار قریه باشد.\nفقره نوز دهم - مقرری قریه دار با نتخاب\nرعیت است که درسه سال مقرر میشود - لیکن\nرعیت باید قریه‌دار شخصی را انتخاب کنند که\nصا حب هستی و جایدا‌د و ظاهر ش بصلا ح\nدینی ودینوی آراسته باشد - درموعد انتخاب\nکه طومار رسمی کر فت تاجنا یت وقبا حت\nو خیا نت ازنا مبر ده بظهو ر نرسد معز و ل\nنمیشود - هر گاه این افعال ازنا مبرده بظهور\nرسید موقوف وطرد گردیده دیگر ملا‌ز‌مت او\nبدولت و قریه داری آن برعیت مقبول ومنظور نمیشود\nفقره بیستم - انتخاب قریه‌دار برضای رعیت\nاست درصورتیکه قریه‌دار فرار و یامال دولت را\nازدرك مالیه تلف نماید چون رعیت کفیل است."}
{"book": "adl0468", "page": 33, "text": "دوات بجایداد قریه دار تعلق نداشته وجه خود را بقرار\nریزش مالیه از اسامی مالیه ده آن میگیرد اختیار\nجایداد قریه دار برعیت است .\nفقره بیست و یکم ـ شخصی که بعد از\nگرفتن تکت رسمی مالیه اگر زمین خود را\nبه بیع قطعی و یا جائزی بفروش برساند ضمانت وجه\nاز اسامی فروشنده گرفته ومامورین بقرار مواد\nذیل معمولدارند : ـ\nماده اول ـ اهالی محکمه که قباله را\nنوشته میکنند ضرور است زمین ها ئیکه متعلق\nبجریب است اعلی واوسط وادنی ـ هر گاه متعلق\nبجریب نباشد معدود مروج آنرا قید نماید ـ\nوتصدیق قریه دار قریه درذوالیدی آن و ملکیت\nفروشنده شرطاست ."}
{"book": "adl0468", "page": 34, "text": "- ۳۱ -\n\nماده دوم ـ اسامی فروشنده که قباله را\nباداره مالیه جهة تصدیق مهر قریه دار حاضر میکند\nمدیر مالیه را میباید که تکت اسامی فروشنده را دیده\nمهر قریه دار قریه را بنام ملکیش و معدود و فروش داخل\nقباله را معدود تکت تطبیق نماید ـ اگر زمین مندرجه\nتکت را کاملا بفروش رسانیده بود و یا چیزی را بفروش\nرسانیده و باقی آن مانده باشد خیر والا اضافه از معدود\nداخله تکت بود زیاده را بکتاب جزو بسته نموده\nمطابق فقره (۲) باز خواست نماید زیرا که قلم\nاندازی ثابت میشود .\nماده سوم ـ در صورت فروش قطعی و یا\nجائزی قباله بکتاب جزو املاكات بخانه کیفیت\nخاص معدوده واسم خریدار محاذی سطر فرشنده\nدرج شود ."}
{"book": "adl0468", "page": 35, "text": "- ٣٢ -\n\nما ده چها رم - قباله بیع جائزی که بسال\nاول بخانه کیفیت کتاب جزو املاکات داخل شد بسال\nدیگر بکتاب جزو املاکات بخانه ملاحظات نوشته میشود\nتا بسالیکه گرواست همچنان حینکه بایع زمین خود\nرا خلاص کرد لازم است که قباله را نزد مدیر\nمالیه حاضر دارد که فسخ آنرا بخانه کیفیت نوشته\nمهر خود را باطل نماید و مشتری نیز بکتاب جزو\nامضا نماید - در بیع جائزی تکت صاحب زمین\nاگر کاملا گرو کرده با شد ضبط هر گاه\nچیزیرا گرو داده باشد کم نمیشود - نوشته کتاب\nجزو کافیست گروی دار همه ساله مالیه را بنام\nصاحب زمین بملك بمعرفت خود برساند .\nماده پنجم - مذباب فروش قطعی اولا اگر\nشخصی زمین خود را کاملا بفروش رسانید داخل"}
{"book": "adl0468", "page": 36, "text": "- ۳۳ -\n\nکتاب جزو املاکات تاریخ فروش واسم خریدار\nقیدو تکت فروشنده ضبط شود و اسامی خریدار اگر بقریه\nمذکور زمین داشته باشد تاریخ و اسم فروشنده نوشته به\nتکت سابق آن مالیه افزوده شود ـ هرگاه سابق بقریه\nمذکور زمین داری نداشت در سال اول کیفیت خرید\nآنرا مدیر مالیه بعد از ثبت کتاب جزو در عقب تکت نوشته\nبخرید ار تسلیم نماید و بسال آینده تکت مذکور\nرا ضبط نموده باسم خود خریدار تکت بدهد ـ\nثانیا در صورتیکه شخص فروشنده از منجمله زمین\nخود چیزیرا بفروش برساند و چیزی برای خودش\nباقی بماند بعد از مندرجه کتاب جزو مالیه زمین\nمحدود که بفروش رسانیده از تکت فرو شنده\nوضع شود ـ در حالیکه خریدار تکت وزمین\nبقریهٔ مذکور داشته باشد به تکت مذکور معدود\nمالیه افزوده شود ـ اگر زمین ومالیه دهی بقریه"}
{"book": "adl0468", "page": 37, "text": "ـ ۳۴ ـ\n\nمذکور بجمع قریه دار فرو شده نداشت بسال\nاینده بتعداد نمبر آخرا و ابجمعی قریه دار تکت جدید\nبرایش داده شود ـ مکر همانروز زمین از تکت\nفروشنده وضع شود .الیه هما نسال را بنام بایع\nبرساند ـ بسال دیگر که تکت مالیه دهی خودرا\nگرفت باسم خود برساند .\nمادۀ ششم ـ مالیه وابسته تصرفی فصل است\nاگر بایع زمین خود را بعد از فصول بفر و ش\nرسانید مالیۀ دولت ازخود او هر گاه قبل ازفصول\nبفروش رسانید از مشتری گرفته میشود ـ مدیر\nمالیه را لازم است که در وقت فروش بین الفصلین\nخط مقاولۀ رسانیدن مالیه را بقرار قبولی از نزد بایع و\nمشتری گرفته قباله را مهر کند که جای گفتگو\nبروز دیگر باقی نماند .\nفقرۀ بیست و دوم ـ مدیر مالیه ازروی کتاب"}
{"book": "adl0468", "page": 38, "text": "- ٣٥ -\n\nجزو املاکات جمیع قریه داران خاص داخل\nحساب خصوصی نماید و سندات قریه داران\nهر روزیکه برایش میرسد بروز نامچه تحصیلات\nمجری نموده سند را ضبط کرده بطومار خرج\nقریه داری قریه دار مذکور رسانده مهر نماید\nو در اخیر هر قسط یک حساب عمومی بسازد و\nنقل آنرا بپونک مالیه بفرستد که بذریعه پونک\nمالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم میشود و در حینیکه\nمفتش مقرر میشود اساس علم آوری آن باشد.\n\nفقره بیست و سوم - قریه داری قریه داران\nبقرار مقرری سابق از وجه حصولی قسط دوم\nبحسابشان مجری داده شود از وجهی که داخل جریمه\nآمده باشد با وجود حصولی قریه داری داده نشود.\n\nفقره بیست و چهارم - تنخواه مقرری\nمدیر مالیه و مامورین اداره مالیه بمو - مدیرات"}
{"book": "adl0468", "page": 39, "text": "- ٣٦ -\nنظارت مالیه بدو قسط از صندوقخانه داده میشود\nبلحاظیکه در ملك بلفظ تنخواه برداشت نکنند\nهرگاه کرده بودند و بظهور رسيد يك بريكنيم\nگرفته میشود .\nفقره بیست و پنجم ـ در سنوات سابق که\nمالیه جنسی گرفته میشد حواله آن بجایداد کدام\nداده میشد از رسانیدن کدام وانواع حواله و\nخریداری متعدد کار داران ملت بعذاب وبدولت\nفائده هم نمیرسید و باقی مانده حواله كدامها\nبقیمت گران تسعیر و ازملت شدت گرفته\nمیشد ـ ذات شاهانه از روی رعیت پروری و\nعدالت گستری دفع این صعوبت را به نقد داده\nبجهة آسایش ملت صورت اخذ مالیه را نقد و\nرسانیدن آنرا اقساط مقرر فرمودند ـ وازروی\nضعفي تسعير اجناس محال ( ) بقرار"}
{"book": "adl0468", "page": 40, "text": "- ۳۷ -\n( تسعیر نامهٔ مستقل سه ساله )\nجدول نرخ اجناس\nاسم جنس | فی | مقدار | از مقداری | نقد\nپیسه | روپیه"}
{"book": "adl0468", "page": 41, "text": "- ٣٨ -\nجدول صفحه ۳۷ منظور فرمودند که ملت بداد خود\nدانسته باقساط مقرره بدون صعوبت مالیه خودرا\nبدولت برسانند - و رعیت از رسانیدن کدام\nو حواله داران فارغ البال باشند .\nفقره بیست و ششم - تسعیر مستقل\nمندرجه نظامنامه هذا از ابتدای سنه ۱۲۹۹ الی\nسنه ۱۳۰۱ شمسی که سه سال میشود منظور است .\nبعد از انقضای سه سال تجویز علیحده میشود\nانشاء الله تعالی بسببیکه نقصان رعیت و دولت\nنشود و در آنوقت نظامنامه مالیه عند الضرورة\nترمیم خواهد شد .\nفقره بیست و هفتم - از طرف دولت\nبملاحظه خیر ملت مالیه جنسی نقد مقرر گردید\nدر صورت محاربه اجنبی اگر جنس بکار دولت\nشود بوقت فصل بقرار مالیه دهی اسامی جنس"}
{"book": "adl0468", "page": 42, "text": "- ۳۹ -\nمطلوب خود را جنس گرفته میتواند ـ و قیمت جنس مذکور بقراریکه تسعیر شده مجری میدهد ـ معاملات دفاتر و محاسبات رعیت به نقد است بدون ضرورت محاربه دولت بموعد سه سال جنس نمیگیرد ـ و کار آمد خود را به نرخ روز و خوش رضای رعیت بدون اجبار خریداری میکند .\nفقره بیست و هشتم ـ رباطها ئیکه در عرض راه ساخته شده بلحاظ آسوده حالی باشندگان قریه جات وعابرین ملت است در باب مرمت کاری کار رباطهای متعلق محا لات بقرار وند و تقسیم بدون مصالح و بناخاص مرد کار آن بعهده رعیت است و برف پاکی رباطهای مذکور را بقرار سابق رعیت نماید که خراب ویر هم نشود\nفقره بیست و نهم ـ تقسیم آب بخشی رعیتی تعلق بمدیر مالیه دارد که بقرار قاعده"}
{"book": "adl0468", "page": 43, "text": "- ۴۰ -\n\nحسابی و گذشته تقسیم آب بخشی را نماید مصارف دهنه های آب خوره و کندن جوی و آبخوره و ساختن پلهای آبخوره بعهده رعیت است مدیر مالیه را لازم است که بقرار حقابه برای رعیت آب بدهد ـ هرگاه بدون حقابه برای شخصی مدیر مالیه آب داده بود و یا دیگری رقعه داده بود و بظهور رسید باز خواست شدید کرده میشود .\nفقره سی ام ـ اشخاصیکه گفتگوی مالیه دهی و یا دعوی آب بخشی داشته باشند و نزاع شان بخصوص آب و مالیه ضرر بعنوان شریکی باشد عرض و دادشان متعلق باداره مالیه است که مدیر مالیه تحقیق فقره منازعه شانرا نموده بقرار حسابی فیصله نماید ـ هرگاه بمحال تصفیه نشد صورت تحقیق خود را روانه دارد که ببولك مالیه علم آورده حقداری شود ـ اگر ببولك و نظارت مالیه فیصله"}
{"book": "adl0468", "page": 44, "text": "- ۴۱ -\nآن بحسابی نشد و ممکن نبود از نظارت مالیه تحقیقات\nمدعی و مدعی علیه بنظارت عدلیه فرستاده شود\nبعد از فیصله بيولك مالیه و از بولك مالیه باداره\nمالیه خبر داده شود .\nفقره سی و یکم - برای گفتگوی حسابی\nوحقه داری مالیه و آب بخشی وضرر پلوان شریکی\nشخصی که باداره مالیه خواسته میشود اولاً\nمدعی کوایف خودرا بذریعه عریضه رسمی\nاز مدیر مالیه درخواست نماید - ثانیاً مدیر مالیه اگر\nمدعی علیه را لازم خواستن میدانست بدست مدعی\nجلب نامه بدهد - مدعی جلب نامه را برده بقریه دار\nقریه مدعی علیه نشانداده قریه دار قریه اسامی را\nواقف نموده قریه دار قریه بجلب نامه از واقفیت\nآن تصدیق نماید - اگر مدعی علیه حاضر نشد و\nمدعی بمدیر مالیه عارض کردید مدیر بعد از ملاحظه"}
{"book": "adl0468", "page": 45, "text": "- ۴۲ -\n\nجلب نامه بذریعه احضار نامه مدعی علیه را بواسطه محصل بخواهد - در اینصورت که مدعی علیه باثر احضار نامه و محصل حاضر گردید ده روپیه جریمه از نامبرده گرفته تحویل خزانه شود و رابوت آن بپولک مالیه فرستاده شود - لیکن جریمه تحویل خزانه بواسطه مجرم میشود.\nفقره سی و دوم - مدیر مالیه که جلب نامه و احضار نامه رسمی اسمی مدعی علیه که میدهد ثبت آن بکتاب سر کاری باشد اگر بدون ثبت کتاب ظاهر شد بهر قطعه آن ده روپیه جریمه از مدیر مالیه گرفته میشود.\nفقره سی و سوم - اسامی مدعی و مدعی علیه که باداره مالیه گفتگو مینمایند اگر منازعه شان سهل بود حاجت بصورت حال ندارد - هر گاه منازعه شان صعب و تحقیق زیاد بعمل آورده میشد."}
{"book": "adl0468", "page": 46, "text": "- ۴۳ -\n\nعریضه مدعی را استاد گرفته سؤال و جواب مدعی\nو مدعی علیه را بـکاغذ نوشته کند ـ حاضرین\nاداره که عبارت از نفری غیر اداره باشد در\nصورتیکه مدعی و مدعی علیه مهر و امضا نداشته\nباشند از اقرارشان تصدیق نماید ـ مدیر مالیه بعد\nاز سؤال و جواب مدعی و مدعی علیه بقرار حسابی\nفیصله نماید ـ هرگاه فیصله باداره مالیه نشد بقرار\nحکم فقره (۳۰) معمولدارد .\nفقره سی و چهارم ـ جمع انواع تکالیف\nاز حضور کاملا موقوف کردید احدیرا اجازه\nنیست که بالای رعیت چیزی حواله کند ـ هرگاه\nکار داران و یا قریه داران چیزی تکالیف بالای رعیت\nحوالـه کـرد رعیت اولا بمدیر مالیـه ـ\nثانیا بحاکم ثالثا بحاکم بالا دست آن خبر بدهد\nحاکم بالا دست منع نماید هرگاه منع نشد باز ـ"}
{"book": "adl0468", "page": 47, "text": "- ۴۴ -\n\nخواست کند ـ وعلاوه بر آن هر گاه بحضور\nرسید باز خواست او نشده بود از شخصیکه\nباز خواست نکرده باز خواست میشود .\nفقره سی و پنجم ـ شفعۀ داری زمین خواه\nبلحاظ باقی دولت و یا داد و طلب رعیت باشد\nموقوف است مگر در جائیکه ذات شاهانه لازم\nبدانند بموجب فرمان رسمی اداره مالیه و یا حاکم\nامر نمایند ـ بدون فرمان دیگریرا اجازه نیست\nکه حکم شفعداری نماید .\nفقره سی و ششم ـ مدیر مالیه با دارهٔ\nمالیه که حساب قریه داران و صاحبان جمع را\nبقرار قواعد اصول دفتری میسازد در اخیر سال\nحسابات اداره مالیه را تمام نموده بمعة سندات\nخود ببولك مالیه روانه نماید که سنجیده شود و همه\nساله سند فیصله حساب مدیریت خود را حاصل نماید ـ"}
{"book": "adl0468", "page": 48, "text": "- ٤٥ -\nدر حینیکه حساب مدیر مالیه بيولك مالیه برسد\nيولك دار مالیه الى يکماه فیصلۀ حساب آنرا نماید\nفقرۀ سی و هفتم ـ اشخاصیکه وجه مالیه را\nبموعد قسط نرسانیدند مدیر مالیه بموجب حکم\nنظامنامه جریمۀ انرا سنجيده بدمۀ باقى مالیه آن\nضم نموده سياهۀ جزوار ساخته تحویل حاکم محال\nنماید و نقل آنرا بکتاب عیناً رسید بگیرد صورت\nخلص حواله را که جهۀ تحصیل تحویل حاكم\nمینماید بيولك مالیه اطلاع بدهد .\nفقرۀ سی و هشتم ـ مدیر مالیه که سیاهه باقی\nمالیه را تحویل حاکم کرد حاکم را میباید که برایش\nرسید داده شروع بتحصیل نماید و پانزده در پانزده\nراپوت تحصیل را بمدیر مالیه بدهد .\nفقرۀ سی و نهم ـ وجه باقی که تحویل حاكم\nشد و شروع بتحصیل کرد میباید که سعی شود"}
{"book": "adl0468", "page": 49, "text": "- ٤٦ -\n\nکه بسال دیگر باقی نماند اگر اسامی گفتگوی\nحسابی داشت باداره مالیه روانه دارد بدون خط\nمدیر اختیار معطلی و کم و زیاد کردن و قسط\nنمودن وجه مالیه را حکام ندارند هرگاه حکام\nدر تحصیل تغافلی کردند و تمسك حسابی از مدیر\nمالیه نداشتند . وسال باخیر رسید وجه مالیه بقریه دار\nباقیماند جواب درك باقی بذمه حکام است .\nفقره چهلم ـ نظار نظارات و مأمورین\nکار بکارهای مالیه که باسم مدیران مالیه حکم\nمینماید حکم شان خلاف قواعد نظامنامه مالیه نباشد\nهرگاه بخلاف فقرات نظامنامه بود مدیر مالیه\nاجرا نکرده بيولك ماليه خبر بدهد .\nفقره چهل و یکم ـ برای کارهای اداره\nهائیکه تشکیل شده بقرار امر آمر مفتش برای\nتفتيش مقرر می شود ."}
{"book": "adl0468", "page": 50, "text": "- ٤٧ -\n\nمدیران مالیه در اجرای کار دقت کرده دفاتر\nخود را دائما منتظم داشته باشند که مفتش در\nوقت تفتیش سرگردان نشود .\n\nاعلان\n\nنظامنامه مالیه که مظهر است بچهل و يك\nفقره از ملاحظه حضور شاهانه ام گذارش یافته\nبرای سعادت ملت و ترقیات وطن افغانستان منظور\nگردیده احدیرا اجازه نیست که خلاف رفتاری\nنماید هرگاه رعیت و قریه داران و مدیران و\nحکام و نظار نظارات بخلاف آن رفتار نموده\nبودند و بحضور رسید و ثابت شد باز خواست\nشدید میشود نظام هذا متعلق است بمالیه اداره\nعالیه ( ) و برای (\n) داده شد فی یکم حمل سنه ۱۲۹۹"}
{"book": "adl0468", "page": 51, "text": "[BLANK PAGE]"}
