{"book": "adl0430", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0430", "page": 2, "text": "م سبب نشر این رساله *\nبعد از انکه بنده اله و آقای سرور جویا از\nطبع مجله مناجات حضرت خواجه عبد الله انصاری *\nفراغت حاصل نمودیم جناب حاجی محمد عظیم خان *\nهراتی که از دیر زمانی در صدد دستیابی مکمل رساله\nمزارات با برکات هرات بوده و به طبع و نشر آن تمایل\nقلبی داشتند، معاونت خود را در انطباع این رساله\nنایاب اصرار داشته و اینک بعون الله تعالی در طبع\nآن اقدام ورزیدیم و ضمنا بعرض مرام پردازیم\nهرات از شهرهای قدیمی و مشهور ببلاد آریاست]\nدر این حدود یعنی صوبه آریا بسیار شهرها بوده\nکه باید در بین هرات و مشهد باشد، و شک نیست شهر\nهرات که شرقیها او را هری میگویند نزد\nیونانیان بنام آریا موسوم بوده اما یقین نشده\nاست کدام شهر [آریا] گفته می شده است، قرار\nگفته (آرین) مورخ پایتخت (آریا) (آرتاکوانا) یا\nارتاگانا بوده دو شهر دیگر سکندریه * و\nاخا به * و هم یکی (کندکی) است و مسلم نیست ازینها\nکدام یک هرات است – قرار بیان (پاری) مورخ"}
{"book": "adl0430", "page": 3, "text": "ب\n\nشهر [ ارتاگوانا ] پایتخت آریا عبارت از شهر فوشنگ است ابن عقیل (پوشنگ) نوشته که از هرات به فاصله يك منزل است و بسر حد دریای هریرود است [ فعلا در جنوبى زنده جان علاقه غوريان آثاراین شهر موجود است ] بینی مورخ هم این را تائید کرده که (ارتاگوانا) همین شهر فوشنگ است و شهر سکندریه شاید شهر فراه باشد و آریا همین شهر هرات است ولى فراه از حدود آریا خارج است باری بقول (پلو تارق) مورخ شهر فراه را سکندر اعظم بنا نموده و از (آریا) بهند بهمین راه میرفته اند .\nبهر صورت مسلم شد که هرات از صوبه های نهایت قدیمی است (آرین) مورخ هم عقیده دارد که هرات قبل از سکندر اعظم بنا شده و میگوید سکندر اینقدر مجال پیدا نکرد که در این سر زمین سر از نو شهر بسازد - اینطور هم شده که فاتحین مقدونیه بهر جا میرسیدند شهرهای سابقه را نامهای قومی گذاشتند .\nصاحب روضة الصفا می نویسد - هرات از شهرهای عظیم قدیم است و پادشاهان ذی شوکت در این مقام اهتمام نموده و مقر خود داشته چنانکه از فحوای این رباعی معلوم میشود :-"}
{"book": "adl0430", "page": 4, "text": "ج\n\nلهراسپ نهاده است هری را بنیاد * گشتاسب بر او بنای دیگر بنهاد\nبهمن پس ازو عمارت دیگر کرد * اسکندر رومیش همه داد بباد\n\n( عرض مقصود )\n\nچون غرض از طبع و نشر این رساله تاریخ و تشریح\nحالات بزرگان و مشایخ و اکابر دین مبین اسلامی\nهستند که در این سر زمین غنوده اند – لذا تاریخ\nهرات از سابق و خصوصاً از زمانی که دیانت اسلامی\nدر این خطه شیوع پیدا نموده و استیلای مسلمان ها\nو تسلط عرب بوجود آمده بود هم تذکار میگردد .\nصاحب فتوحات اسلامی بنا بر قول صحیح مینویسد –\nدر سال ( ۲۳ ) از هجرت – بدوره خلافت حضرت\nعمر فاروق ( رض ) خراسان فتح شد در همان زمان\n(یزد جرد) که از تهاجم عساکر مسلمین هزیمت دیده بود\nدر مرو پناهنده شد و در آنجا آتشکده بناکرده و قاری\nبر امجدداً بر علیه حکومت عرب بشورانید، حضرت عمر رض\n( احنف بن قیس ) را که صاحب لوائی بود به خراسان عازم\nفرموده و با لشکر زیاد خراسان را گرفتند و از راه\n( طبسین ) بهرات عازم و به غلبه هرات را فتح کردند\nو [ صحاری عبدی ] را حکمران هرات نمودند – ولی"}
{"book": "adl0430", "page": 5, "text": "بعد از شهادت حضرت عمر (رض) اهل خراسان مخالفت\nنموده بودند (عبد الله بن حازم) برای فتح هرات\nآمده ولی با ابن (عامر) که والی این ولایت بوده\nمصالحه نموده و هرات را در تحت استیلا آورده بودند\nگویا نشئت دیانت اسلام در هرات بدوره خلافت\nحضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه گفته می شود\nو بعدها در دوره خلفاء سوم و چهارم و بنی امیه\nو بنی عباس هم سلطه عرب در این ولا وجود داشته\nو سلاطین نامداری که بعدها از سامانی ها و سلجوقی\nها قدرت یافته اند هم مربی دیانت اسلامی بوده\nاند مگر عظمت هرات در این دوره اخیر بزمان (امیر\nتیمور گرکان) وخصوص هنگام سلطنت امیر شاهرخ بوده\nاین پادشاه عظیم الشان مرکز سلطنت خود را ولایت هرات\nقرار داده و آثار تاریخی مهمی نسبت بعالم دیانت پروری\nخود باقی گذاشت که غرض از تعمیر مصلاء هرات است\nصاحب روضة الصفا توضیح میدهد که در سال ۸۱۱ شاهرخ\nمیرزا از سمرقند عودت فرمودند بعمارت باغ سفید و اردو\nبنای مدرسه شریف خانقاه معارف پناه در شمالی قلعه اختیار\nالدین باتمام رسید و مدرسه مهد علیا تعمیر گوهرشاد\nآغا هم آثارش ظاهر است"}
{"book": "adl0430", "page": 6, "text": "در سال 851 این پادشاه معارف دوست وفات یافته است.\nمقصود اینکه چون سلاطین نامدار سعادت کردار\nدر زمان سلف مربی علم و عرفان و معاون اهل فضل و\nایمان بوده‌اند مزیدا در هرات اهل علم و بزرگان\nدین قیام داشته و به فیوضات لدنی رسیده‌اند زیرا\nسعادت دین و دنیا از علم حاصل است و تعمیم علوم\nدینی در این سرزمین فوق التصور بوده است.\nحضرت پیر هرات خواجه عبد الله انصاری (رحمة الله\nعلیه) میفرمایند : (حق تعالی خواست که قدرت خود\nنماید عالم را آفرید ـ و خواست که خود را نماید آدم\nرا آفرید) البته کسانیکه صفت حقیقی آدمیت را دارایند\nهمین درویشان ومشایخ و بزرگانند که در پی حقیقت\nبودند و به اصول حقه طریقت.\n[طریقت چیست؟]\nالتعظيم لامر الله؛ والشفقة علی خلق الله ـ این مردان\nراه خدا بودند که به اوامر و نواهی الهی اطاعت\nو تعظیم و بخلق الله شفقت و مرحمت داشته‌‌اند بدیهی\nاست رفتار این بزرگواران سرمشق بزرگی است\nبآن کسانیکه بخواهند به اسلامیت و انسانیت حقیقی"}
{"book": "adl0430", "page": 7, "text": "و\n\nواصل گردند چه او شانند که متصف بهمه صفات نيك\nبوده بهر کس نیکی را پسندیده اند ـ و از بدیها دست\nکشیده اند بی عمل نبو دند ـ و فریفته عمل نبو دند مال\nرا عاریت دانستند و طاعت را غنیمت شك را گذا شتند ؛\nو یقین را دریافتند ؛ و با الجمله با حق بصدق ، با خلق به\nانصاف ، با درویشان با خلاص ؛ با دوستان به نصیحت\nبا دشمنان بحلم ، و با عالمان بتواضع بوده آنچه بخود\nنه پسندیدند بدیگری هم راضی نگردیدند ؛ بلکه تنها در\nحق بنی نوع انسان این رعایه را صرف نکرده بتمام\nکاینات و بهمه صنوف حیوانات جاده انصاف و عدالت\nپیموده و از راه مروت عدول نفرموده اند .\n\nعارف شهیر شرق حضرت شیخ سعدی علیه الرحمه میفرماید\nطریقت بجز خدمت خلق نیست * بگفتار و عمامه ودلق نیست\nو باز از صفات نيك و شفقت مردان راه طریقت حکایت\nمیفرمایند !-\n\nیکی سیرت نیک مردان شنو * اگر نيك مردی و فرزانه رو\nکه شبلی ز حانوت گندم فروش * بده بردا نبان گندم بدوش\nنگه کرد موری در آن غله دید * که سرگشته هر جانبی میدوید\nزرحمت بر او شب نیا رست خفت * بما و ای خود بازش آورد گفت\nمروت نباشد که این مور ریش * پراکنده گردانم از جای خویش"}
{"book": "adl0430", "page": 8, "text": "ز\n\nدرون پراکنده گان جمع دار * که جمعیّت باشد از روزگار\nچه خوش گفت فردوسی پاکزاد * که رحمت بر آن تربت پاک باد\nمیازار موری که دانه کش است * که جان دارد و جان شیرین خوش است\nسیاه اندرون باشد و سنگدل * که خواهد که موری شود تنگدل\nگرفتم ز تو ناتوان تر بسی است * تواناتر از تو هم آخر کسی است\nدر خاتمه به تقریب اینکه مدفن اولیاء کبار و مرقد درویشان\nنامدار در این مجله قید و به ارباب بصیرت\nو ارادتمندان به اهل طریقت موضح و نمودار می\nگردد، امید است استعانت از خداوند متعال به برکت\nاین بزرگان خجسته خصال فرموده به اعمال\nو افعال مردان راه حقیقت پیروی و از نظر اخلاص و\nارادت و شیوه وفا و صمیمیت در این مراحل قدم\nبگذارند تا فایده دارین را حاصل بدارند.\n(عبدالکریم احراری)"}
{"book": "adl0430", "page": 9, "text": "بسم الله الرحمن الرحيم\n\nالحمد لله الذی جعل زیارت مراقد الاولیا وسیلة\nلحصول مقاصد العباد والصلوة والسلام علی سید الانبیا\nوالاوتاد ـ وعلی آله واصحابه صلوة دائمة تامة\nالی یوم التناد ـ اما بعد فیقول الداعی لدوام\nالحضرت السلطان احقر خلق الله عبد الله بن عبد الرحمن\nالحسینی المشهور بین کل لا فظ با صیل الدین الواعظ\nاعانه الله تعالی فی اتمام مهماته ونیل مرامه یقبل\nدعواته و حاجاته شعر (۱) هبطت الیک من المحل الارفع\nورقاء ذات تعزز و تمنع ، باشارت عالی جناب شریعت\nمآب حقیقت ایاب مزین شرع محمدی و معین سنت احمدی\nلا زال علیه صلوات الابدی واردشده که دریایه\n(۱) این شعر مقتبس است از قصیده شیخ الرئیس معنی آن چنان\nاست که نازل شده است بسوی تو از جای بلند ورقاء که نام\nمعشوقه است که صاحب عزت و جاه است"}
{"book": "adl0430", "page": 10, "text": "سرير همایون و مجلس عالی مبارك و ميمون حضرت\nخلافت پناه پادشاه اسلام ناظم امور انام ظل الله\nعلى مفارق اهل الاسلام متفقد الرعايا من مضائق حوادث\nالزمان ناشر العدل و الاحسان باسط بساط الامن والامان قامع\nمواد ظلم و الطغيان المستعين من عواطف الملك المستعان\nالسلطان ابن سلطان غیاث الدنيا و الدين سلطان الاعظم\nابوا لفتح سلطان ابوسعید كوركان [۱] خلد الله تعالی ملکه و سلطانه\nذکر مزارات متبرکات قبة الاسلام هرات افیضت علی\nاقطافها [۲] سجال [۳] البركات میگذشت فرمان رفیع عالم\nمطیع شرف نفا ذیا فت که شرح مراقد اولیاء کرام و\nاکابر عظام که درین خطه مدفونند در جز وی مضبوط\nو مندرج گردد و بشرف مطالعه نواب کامیاب بنوعی\nکه موجب معرفت نام و نشان با شد مفيد خاص و عام\nگردد ؛ امتثالاً بحكم الرفیع این رساله در سلك نثر و\nرشته تحریر مضبوط ساخته شد، و بعرض خدام سپهر مقام\n(۱) کورگان باالضم وواو معر و ف وراء مهمله موقوف\nوكا ف د و م فارسی آنکه از جانب ما در هم باد شاه زاده\nباشد و یا نسبت دامادی بپاد شاه داشته باشد .\n(۲) اقطاف جمع قطف ميوه چيده (۳) سجال بالكسر\nجمع سجل بمعنی دلو ."}
{"book": "adl0430", "page": 11, "text": "ر سائنیده‌ و باین مقام مجد دآخود را به سلسله دعا گویان\nمندرج گر د‌انید ر‌جاء‌واثق كه نظار ه قبول حجا به\nبارگاء ا يوان فلك اشتبا ه حضرت خلافت پناه شود و\nبميا من عواطف مطيعان عتبه عليا مر اكام دو گيتى حاصل\nآيد ذالك فضل الله يوتيه من يشاء و منه الابتداء و الانتهاء\nاما بعد در خبرا ست از حضرت پيغمر صلى الله عليه و سلم\nكه ر وز قيا مت شخصى از حسنات نا اميد مانده با شد\nحضرت حق سبحانه و تعالى فرمايد ؛ اى بنده فلان دانشمند\nرا در دنیا میشناختی گوید میشناختم حضرت حق‌سبحانه وتعالی\nخطاب فر ما يد كه تر ا بوی بخشيدم، سيد الطائفه\nابو لقا سم جنيد بغدادى قدس سره فر موده كه حكايت پيران\nو احوال ایشان دل مریدا‌ن‌را تربیت و قوت بخشد و\nپير طريقت وشيخ الاسلام ا ين ا مت ندیم حضرت بارى\nحضرت خواجه عبدالله انصار ى قدس الله ا لعز‌يز فرموده‌\nکه ازهر پیری‌سخنی یاد گیرید و ا‌گر نتوانید نام ایشان‌را\nیاد دارید که بعمر خود بهره یابید وا‌ین‌کتاب مشتمل\nا‌ست‌بر‌يك مقدمه و‌سه باب وخاتمه .\nمقدمه درر‌فتن بز‌یارت‌ا‌ولیاء‌ا‌لله‌وفواید‌آ‌ن—\nبدان که زیارت‌کردن مزار ا‌ت و مر‌اقد ا‌ولیاء‌ا‌لله‌وعلمأ\nو ا‌تقیا وصلحا و‌پد‌را‌ن و‌ما‌در‌ا‌ن و‌سا‌یر مو‌منان"}
{"book": "adl0430", "page": 12, "text": "۴\n\nمستحب است و بهترین روزها برای زیارت کردن روز\nپنجشنبه و جمعه و شنبه و دو شنبه است اما روز جمعه بعد\nاز نماز و روز پنجشنبه و شنبه پیش از طلوع آفتاب و\nدر روز دوشنبه اول روز اولی بود و آورده اند که\nدر شب جمعه و تمام روز جمعه و روز پنجشنبه و روز\nشنبه و دو شنبه اموات از حال زائران وقوف\nمییابند و هم چنین در شب عیدین و باقی لیالی متبرکه\nخصوصاً در شب برات هرگاه کسی خواهد بزیارت رود\nمستحب است که اول وضو کند و در خانه دو رکعت نماز\nبگذارد؛ و در هر رکعت فاتحة الکتاب یکبار و آیت\nالکرسی یکبار و سوره اخلاص سه بار بخواند و ثواب\nآن را بمیت بخشد و متوجه قبرستان شود و در راه\nبمالا یعنی اشتغال ننماید و بسکون و آهستگی رود ؛ چون\nبمقبره رسید نعلین از پای کشد و پیش روی میت به نیشیند\nبعد ازان بگوید السلام علیکم یا اهل الدیار من المومنین و\nالمسلمين رحم الله المتقدمين منكم والمتاخرين منا انتم لنا\nسلف ونحن لكم تبع وانا انشاء الله بكم لاحقون السلام على\nاهل لا آله الا الله محمد رسول الله و اگر در گورستان کفار\nیا اهل اسلام مختلط باشند بگوید السلام على من اتبع الهدى\nو سورۀ فاتحه و آية الکرسی و یازده بار سورۀ اخلاص"}
{"book": "adl0430", "page": 13, "text": "و آیهٔ کریمهٔ فلله الحمد رب السموات و رب الارض\nرب العالمين و له الكبرياء فى السموات و الارض وهو\nالعزيز الحكيم بخوانند و در خواندن سورهٔ يسين شريفه\nو سورهٔ تبارك شريف آثار بسیار وارد است . روایت\nشده است که ایستاده دعا کردن اولی است [مسئله] در\nکفایه آورده است که برقبور بوسه نزنند [مسئله] در\nگورستان خواب کردن مکروه است (مسئله) نماز در\nمقبره گذاردن مکروه است وقتیکه قبر در پیش روی\nوی باشد و اگر قبر در پس پشت وی با شد و یا چندان\nاز پیش روی وی دور با شد که اگر شخص در ان محل\nبگذرد کراهیت نداشته با شد با کی نیست و اگر میان قبر\nو مصلی دیوار یا حایلی باشد هیچ کراهیت ندارد (مسئله)\nمکروه است در گورستان بول و غایط کردن و بر قبر\nنشستن و پای بر قبر نهادن و گورستان را راه ساختن\nو همچنان طعام خوردن و خنده کردن در مقابر زیرا که\nآنجا محل اندوه وحزن و فکر در امور آخرت است\nاینها که بیان نمود یم روایت فقهای مجتهدین مذهب حضرت\nامام اعظم رحمه الله عليه بود و منشأ و مأخذ آن از سنت\nحضرت سید الابرار و اثار سلف است بدانکه فعل و قول\nحضرت ثبوت شعار و سيد ابرار صلی الله علیه وسلم بر"}
{"book": "adl0430", "page": 14, "text": "و\nاستحباب زیارت قبور وارد است ؛ اما فعل آنحضرت صلی الله\nعلیه و علی آله و اصحابه و سلم چنانچه بصحت پیوسته بر وایت\nابو موهبکه پیغمبر صلی الله علیه و سلم در آخر عمر شریف\nشبی از حجرۀ مبارکه بیرون رفته به گورستان بقیع نزول\nفرموده و اهل گورستان را زیارت کردند و چندان\nدعاء خیر در حق ایشان به تقدیم رسانیدند که راوی گوید\nبا خود گفتم چه بودی که از اهل این گورستان بودمی ؛ و\nدر کتب اسانید و سیر آورده است که حضرت سید المرسلین\nو خاتم النبیین صلی الله علیه و سلم در ان سال به غزوۀ بنی\nلحیان رفته بودند بمنزل عسفان (۱) رسیدند ؛ و در آنجا\nقبر پدر و مادر خود را شناخته زیارت کردند و آن مقدار\nگریستند که مجموع اهل و یاران خود را بگریه در\nآوردند ؛ اما قول پیغمبر صلی الله علیه و سلم اینکه حضرت\nامام محمد غزالی قدس سره به سند خود روایت کرده\nاز حضرت بی بی عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنهما که\n(۱) عسفان موضعیست دو مرحله دور از مکه معظمه بطرف\nمدینه علی صاحبها التحیه بدانکه این قول خلاف کتب حدیث است\nدر کتب حدیث وارد شدست که آمنه والده حضرت رسول\nصلی الله علیه و سلم در مقبرۀ حجون مدفون است و عبدالله\nوالد شان در مدینه مشرفه میباشند والله اعلم ."}
{"book": "adl0430", "page": 15, "text": "رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند که هیچ مردی نباشد که بزیارت برادر مسلمان خود رود و پیش قبر او بنشیند الا که اگر صاحب قبر مسلمان باشد با او انس گیرد ؛ و از ابوهریره رضی الله عنه مرویست که گفت رسول الله صلی الله علیه وسلم چون بگذرد مسلمان بر سر قبر مسلمانی و بران سلام کند خواه شناسا باشد خواه ناشناس البته صاحب قبر جواب آنکس را بگوید و در اخبار به ثبوت پیوسته که حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند که عرض کنند اعمال بندگان را در روز پنجشنبه و دوشنبه به حضرت خداوند جل سبحانه و در روز جمعه اعمال بندگان را عرض کنند به پیغمبران و پدران و مادران ایشان پس از عمل نيك ایشان شاد میشوند و از نیکوئی فرزندان سفیدی ایشان زیاده می‌شود : و دیگر روایت شده است بدرستیکه عملهای شمایان را عرض کنند بخویشان و نزدیکان شما اگر حسنات به بینند شادواگر سیئات بینند ملول می‌شوند و میگویند بار خدایا نمیران ایشان را تا تو به کنند و راه راست یابند و از فحوای بسیاری از اخبار و آثار و حکایت صالحان محقق میگردد که اموات از احوال احیا خبر می یابند و بزیارت یاران و دوستان انس حاصل میکنند و از بعضی ثقات مرویست که روح زائران"}
{"book": "adl0430", "page": 16, "text": "را نور عمل بیشتر است و ارواح اصحاب قبور را انوار\nتجلیات ربانی بیشتر هر گاه که احیا بزیارت اموات روند\nارواح ایشان با یکدیگر مقابل شوند و انوارشان\nبهم پیوسته گردد در آئینه نفع زنده گان به مرده گان و\nاز مرده گان به زنده گان برسد ، و مرشد الطریقه\nو الحقیقة شیخ شهاب الدین سهروردی قدس سره در\nکتاب عوارف المعارف آورده است که ارواح در برزخ\nو محل خود همواره در جولان میباشند و احوال و\nاوضاع ایشان را معلوم میکنند و از عالم قدس نیز استغاثه\nمینمایند و غرض از ایراد این کلمات این است که زیارت\nقبور را منافع بیشمار است واگر صاحب قبر از ابرارو\nاهل عرفان باشد هر چه زائر باو بگوید جواب بگوید\nو اگر زائر اهل دل و صاحب کشف باشد شعور پیران\nحاصل کند و ازان گفتگوی خبردار شود (مشهور است)\nکه شیخ ابو اسحق رومی قدس سره شاگردی داشت که صحیح\nبخاری شریف برای او میخواند هنوز تمام نشده بود که\nشیخ را قابض اجل بقبض روح قیام نموده در حالت نزع\nایشان شاگرد گفت شیخا تو رخت زنده گانی بر می بندی و\nقرائت درس من درمیان مانده صلاح چیست شیخ گفت باکی\nنیست هر روز وقت درس خواندن بیا و پیش روی من"}
{"book": "adl0430", "page": 17, "text": "به نشین و درس میخوان شاگرد بدان منوال کار کردهر گاه\nغلط بخوا ندی شیخ رحمة الله علیه از قبر تلقین صوا ب\nفرمودى تا بو قتیکه کتاب تمام شد (بد انکه) قرآن شریف خواندن\nدرنزد قبر مسلما نان بقول امام محمد شیبانى رحمة الله عليه سراً و جهراً\nجائز است و فتوای بر این قول است اگر خوانند ه ثواب قراء ت\nخو د ر ا بميت بخشد نفع آن و فیض آن بى شبهه بميت\nر سد مؤ ید ا ین قو ل آنکه د ر صحاح آ و رده است\nکه پیغمبر صلی الله علیه و سلم بر د و قبر بگذشت و\nبنو ر نبو ت معلو م شد که ا یشا ر ا عذ ا ب میکنند\nد و شا خ سبز ر اطلب نمود ههر يك ر ا از ان د ر\nقبر فر و بر د ند و فر مو د ند که تخفیف عذ ا ب شد\nا ز ايشان ما د ا میکه ا ین د و شا خ سبز با شند و\nخشك نشوند چون مقر ر است که شاخ سبز ذکر خداى ر ا میگوید و\nچو ن خشك شود ا ز ذکر با ز میما ند هر گاه ذکړ نبات نفع\nمیر ساند بمر د ه پس معین ا ست که تلا و ت قر آ ن\nا ز مو من مو حد نا فع و موثر خواهد بو د ( فايده )\nد ر بعضی کتب معتبره دیدم که مستحب است بمسا جد\nقديم و مقا بر كريمه وصوامع وخلوات ا کا بر وا ولباء\nرفتن و بصدق دل از انجا فیض گر فتن چه بصحت رسیده\nاست که پیغمبر صلی الله علیه و سلم روز های شنبه از"}
{"book": "adl0430", "page": 18, "text": "۱۰\n\n- باب اول -\nدر ذکر مراقد اولیاء که در عرصه قبة الاسلام هرات و توابع آن مدفونند از قدیم الایام و ابتدای فتح اسلام تا انتهای زمان خاقان صاحب قرآن مغفور قطب السلطنه الدنيا والدین امیر تیمور کورگان انار الله برهانه و اسامی شریف ایشان در تاریخ هرات و کتاب طبقات حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره و طبقات مشایخ هرات و غیر آنها از کتب که مذکور بود شمه از احوال و فضایل و مقامات این طائفه آورده شد تا روشن گردد که رتبت و منزلت آن بزرگان تا بچه حد بوده است و وقوف بر این احوال و اوضاع مفید کمال حسن صدق و اعتقاد بوجه خاطر خواهد بود بدان اسعدک الله تعالی بنیل المقاصد الدينية و الدنيويه که اقدم این جماعت و اکمل ایشان اسوة الاعزة الظاهرة و قدوة الائمة الباهرة سيد الهمام و المشهود بين الانام مقبول الملك الجبار :"}
{"book": "adl0430", "page": 19, "text": "۱۱\n\nعبدالله\nبن معاویه بن ابو المساكن عبد الله بن جعفر الطیار رضی الله تعالی عنهم از اکابر اولیا و اقطاب زمان خود بوده و در علم ظاهری و باطنی سرآمد روزگار و کرم وافی داشت و شجاعتی بی پایانی داشت و پنهان خلق را بطریق حق دعوت میفرمود و با وضیع و شریف طریق شفقت و کرم مسلوك میداشت بمقتضى الانسان عبيد الاحسان بسیاری از اهالی مملکت و اطراف و اكناف بخدمت آن میل میکردند تا بمرتبه رسید که در نواحی فارس و اصفهان خطبه بنام وی خواندندى در آن وقت حکام برفع و قمع آن بزرگوار اقدام نمودند و لشکر انبوه بسر او فرستادند و قوم او را متفرق ساختند و آن حضرت با خواص خود بگریخت و بقهستان ۱ آمد ابو مسلم مروزی به شبل [۲] طهمان که از قبل او در هرات حاکم بود نامه نوشت که بهر نوع و وسیله که میسر شود او را نزد يك خود طلب کن\n[۱] قهستان یعنی بر جند وقاین ۲ شبل بالکسر بچه شیر درنده و آنجا مراد نام نائب الحكومة ابو مسلم است که در هرات بوده است ."}
{"book": "adl0430", "page": 20, "text": "پس شبل هدایای تمام مرتب ساخته و مکتوب در غایت\nتعظیم و احترام به نزد او فرستاد و بآمدن هرات او\nرا ترغیب نمود و متعاقب تحف و هدایا بطرف آن روانه\nمیکرد و فریب میداد تا اینکه با سفزار هرات آمدند\nو از آنجا بشهر آمده در قریب درب خوش آن بزرگوار\nرا فرود آوردند ، و جای اقامت نیکو بجهة آن تعین\nنمودند تا خاطر مبارك تسکین یابد ؛ پس شبل با ابو\nمسلم نامه فرستاد که آنچه مقصود بود بحصول پیوست\nابو مسلم پنهانی بروی نامه نوشت که کارش را تمام کن\nو سرش را بمن فرست آخر الامر سید مشارالیه دانست\nکه شبل قصد کشتن وی دارد خواست که بگریزد فرار\nمیسر نشد پس آن بزرگوار را بگرفتند و محبوس نمودند\nو بعد از چند روز به قتل رسانیدند و سر مبارك بزرگوار\nرا به نزد ابو مسلم فرستادند و بدن مبارك را در تل\nقطبیان در مصرخ که مشهور و معروف است مدفون\nساختند و این واقعه بزرگ در سال یکصدوسی\nو چهار هجری واقع شده آورده اند که از همان مدت\nشبل به رنج عظیم مبتلا شد و با قبح و جوه بمقر سقر\nرسید ، وجناب ولایت مآب [ شیخ الاسلام مولانا\nزین الدین تایبادی رحمة الله علیه فرمود . که شبی در"}
{"book": "adl0430", "page": 21, "text": "۱۳\n\nمصرخ هرات در سر روضه حضرت سید عبدالله بسر\nبردم و در ارواح اولیا نظر کردم از مشرق تا\nمغرب هیچ روحی از روح آن بزرگوار تر ندیدم و\nمقرر است نزد اصحاب کشف و ولایت که در هر شب جمعه\nارواح اقطاب واو تاد دران مزار متبرك حاضر\nمیشوند ، و در سال هفتصد وشش هجری سلطان محمد کرت\nکه از سلاطین غور است بر سر تربت عنبر سرشت ایشان\nگنبدی عالی بنا نموده است و در سنه [۱] هزار سه\nصد هفت جناب جلالتمآب سعد الدین خان که در هرات\nنائب الحکومه بود جهت مزار کثیر الانوار ایشان دو\nعدد لوح بسیار خوب ساخته که کیفیت شهادت و تاریخ\nدران مندرج است ، مشهور است که شبل قاتل این\nبزرگوار را در هر جا دفن میکردند خاك جسد پلید\nاو را بیرون می انداخت تا اینکه در پایان پای\nاین والا جناب دفن نمودند قرار گرفت .\nشاه زاده ابو القاسم\nبن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام\n\n[۱] این عبارت تالفظ مشهور است الحاقیست از شیخ\nاصیل الدین واعظ نیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 22, "text": "۱۴\n\nزین العابدین رضی الله تعالی عنهم هم در مصلح است\nو شیخ یحیی عمار قدس سره استاد و مربی (حضرت خواجه عبدالله\nانصاری همواره با خواجه وصیت میفرمود که پیوسته بزیارت\nابوالقاسم بن جعفر رضی الله تعالی عنه میرو و از روح مقدس او\nاستمداد همت مینمای و شیخ الاسلام حضرت خواجه\nعبدالله انصاری رحمة الله علیه به کرات میگفتند که در\nشب جمعه در کهندژ مصلح هر دعای که کنند امیدواری\nچنان است که با جابت مقرون گردد و در هرات\nپیران هستند که از بزرگان ما تقدم شنیده اند که قبر\nآن امام کجا است و اکثر مردم به یقین نمیدانند اما\nمعین است که در مصلح است پس طریقه زیارت کردن چنان\nباشد که در گنبد مقبره در آید و به نیت زیارت سوره\nفاتحه و اخلاص بخواند و بروح پرفتوح آن ببخشد و\nبه آن وسیله مرادات و مقاصد خود را از حضرت قاضی\nالحاجات بخواهد و سال شهادت شان و کیفیت آن بتحقیق\nنرسیده اما قبر آن در مصلح است شرقی گنبد سید عبدالله\nمذکور در سنه (۱) هزار و سه صد و بیست و پنج حضرت پادشاه\nاسلام غیاث الاسلام والمسلمین اعلیحضرت سراج الملة\nوالدین امیر حبیب الله خان بها در خلد الله تعالی ملکه\n(۱) این الحاقیست از شیخ اصیل الدین نیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 23, "text": "۱۵\n\nو سلطانه به طریق دوره کل افغانستان تشریف فرمای\nدار النصرت هرات شدند آبادی های این د مزار فیض\nانوار روی بانهدام نهاده بود امر مبارك شد که آباد\nشود همان بود که بنا باحکام شهریاری تمام آباد شد.\nمزین و منقش گردید و اضافه بر بنای سابق جای\nکبوتران و خانقاه و چله خانه ها و مسجد و حجر.\nها آباد شد اللهم ایدزمان دولته الى یوم القيامه\n\nبی بی ستی رح (۱)\n\nدوبازار خوش قریب چهار سوق در\nسمت جنوبى بازار مدفون است عابده عصر و ولیه\nدهر بود بی بی ستی از مشاهیر دوستان حق سبحانه\nتعالى و مستجاب الدعوة بود و نظر تمام با بومسلم مروزی\nداشت و به همت آن کارهای شگرف در هرات و نیشابور\nاز دست ابو مسلم برآمد در اول حال شوهر ی داشت\nابو نصر شب رو میگفتند هردو با تفاق عیاری (۲) میکردند\nو در آخر دری از غیب برروی آن گشاده شد و از خلق گوشه\n\n(۱) ستی بکسر سین در اصل سیدتی است بزن بزرگ اطلاق\nمیشود چنانچه سید بمر د بزرگ.\n(۲) عیاری پاك و دزد. کذافی اللغات."}
{"book": "adl0430", "page": 24, "text": "گرفت و متوجه راه حق شد و کارش بالا گرفت و در سال\nصد پنجاه و هشت هجری وفات یافت و پیوسته اهالی هرات\nبزیارت آن میروند و در اجابت دعامز آرشان تر یا ق\nمجربیست و در ایام حضرت خاقان سعید شاهرخ میرزا بر\nسری قبر آن عمارت و مسجد عالی بنا نمودند .\nامام عبدالله الواحد\n( بن مسلم بن عقيل رضى الله عنهم )\nدر جنوب شهر هرات نزديك بطرف قبله امام متقی\nعارف عالم امام عبدالله الواحد بن مسلم بن عقیل رضی\nالله تعالى عنهم) در علوم ظاهر و باطن خصوصاً در فن حديث\nو تاریخ بغایت کامل بوده در زمرها و لیای کبار\nمعدود گشته ( نقل است ) از ابو الفضل اسحاق که گفت در\nواقعه دیدم که دو مرغ سفید به فصیل شهر نشسته بود ند\nیکی ازان دو مرغ با دیگری می گفت که پر خود را در زیر\nاین شهر درآور و آن را زیر و زبر گر دان جواب داد\nکه نمی توانم از روح مقدس حضرت امام عبدالله الواحد\nبن مسلم رضى الله تعالى عنه شرم میدار م و درطبقات\nمشایخ هرات آورده است که یکی از پیران طریقت گفته\nکه بر سر تربت حضرت امام عبدالله الواحد بن مسلم [رض]"}
{"book": "adl0430", "page": 25, "text": "نشسته بودم که ناگاه سگی پای شکسته آمد و در پایان\nپای قبر امام عبدالله الوا حد با یستا د و بزاری تمام\nناله میکرد و میگریست و پای شکسته خود را در خاک\nمی مالید اندک زمانی برآمد پای درست شده بیرون\nرفت قبر مبارکش در بیرون درب فیروزآباد است در محله\nخوانچه آباد پیوسته اکابر اولیای هرات مثل سید عبدالله مختار\nو شیخ عمو و شیخ ابو عبدالله مالانی وغیرهم ملازمت بزرگوار\nبتقديم رسانیده اند فی الحقيقت قبله اجابت است و در\nجدی ایشان اختلاف است بعضی ایشان را از اولاد\nمسلم بن عقیل گفته و در لوح مزار ایشان که بسیار قدیمی\nاست ایشان را پسر زید بن حسن بن حضرت علی کرم الله\nوجهه گفته ثبت لوح ایشان چنین نوشته شده *الله اکبر*\nظهور گوهر درج سعادت و طلوع اختر برج سروری\nوا سیادت یعنی وجود امام انام سید السادات والا\nشراف افتخار آل عبدمناف امیر عبد الله الواحد\nبن الامام الهمام خلاصه اولاد عترت طاهره نقاوه\nاحفاد صاحب ملت ظاهره امیر زید بن الامام شجره\nروضه کرم و کرامت ثمره سیادت و امامت امیر\nالمومنين حسن ابن اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب\nکرم الله وجهه در مکه مبارکه بود، در زمانی که"}
{"book": "adl0430", "page": 26, "text": "۱۸\n\nاز هجرت سی و پنج سال و بروایتی سی و هفت سال گذشته\nبود، در ایام امامت امیرالمومنین حضرت علی کرم\nالله وجهه و شیخ حسن بصری رحمة الله علیه باشارت\nحضرت علی کرم الله وجهه تربیت و اجتهاد مینمود\nو در هشتاد و هشت از هجرت در زمان حیات پدر\nبزرگوار خود بعد از وفات جد عالیقدر حضرت\nامیرالمومنین حسن رضی الله تعالی عنه شربت شهادت\nاز کاس اجل نوشیده و بعد از انقضای سه صد و بیست\nسال از وفات حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم تربت\nعنبر سرشت او ظاهر شد و سبب ظهور آن بود که شیخ\nابو نصر قدس سره در منام حضرت سیدالا نام صلی\nالله علیه و سلم به حضور عمران فرمود بر وفق آن اشارت\nبا بشارت شیخ متوجه صوب خراسان شد، و در محروسه\nهرات در موضع خمچه آباد ساکن شد و قبر این\nبزرگوار را که روضه ایست از ریاض بهشت احیا\nکرد و شیخ ابو نصر یکصد و بیست سال عمر یافت فقط تاریخ\nهمین قدر بود تمام شد، و دیگر لوحی به قدر سه زرع\nبلند در بالای سر این بزرگوار نصب است در زمان\nسلطان حسین میرزا حسن شاه قوچانی این را تیمناً نصب\nنموده و گنبدی که حال آباد است از ابنیه ملوک کرت"}
{"book": "adl0430", "page": 27, "text": "است و در زمان خاقان مغفور حضرت ضیاء الملة و الدین\nطاق ایوان مزار موصوف خراب شده بود همان بود\nکه بنا باحکام مرحوم مغفور طاق مذکور آباد شد و در سنه\nهزار و سه صد بیست بفرمان پادشاه اسلام اعلیحضرت\nسراج الملة والدین امیر حبیب الله خان خلد الله تعالی\nملکه و سلطانه تمام مزار شریف ترمیم و آباد شد و\nتاریخ آباد شدن آن به نظم در شرقی طاق مذکور نصب\nاست .\n\nحضرت خواجه ابو الولید\n\nاحمد بن ابی الرجا عبد الله بن ایوب بن حنیفة الهروی\nنور الله مرقد هم از اکابر علما ظاهر و باطن بوده\nو هروی الاصل و در قریه آزادان که در قبله شهر\nهرات واقع است سکونت داشته و با امام احمد حنبل\nکه یکی از ائمه دین است بسیار صحبت داشته و سلطان\nاهل حدیث ابو عبدالله بن اسمعیل بخاری و امام\nدارانی سمرقندی صاحب سنن پیش او حدیث خوانده\nو در کتاب خود مکرر از ایشان نقل کرده اند و در سنه\nدوصه وسی و دو هجری در هرات وفات یافته اند و قبر مبارکش\nمشهور و معروف است و سلطان محمد کرت بر سر تربت"}
{"book": "adl0430", "page": 28, "text": "۲۰\nایشان عمارت و گنبدی عالی بنا فرموده است و حال\nآباد است و اکثر ملوك از بکبه در آنجا بنا های خیر نموده\nاند و محب الفقراء و المساكين حاجی محمد عظیم خان\nو عاليجاه میرزا غلام حیدر خان ساكن قریه مذكور\nمد تها است که ترمیم مزار فیض مشحون را می نما ید\nچنانچه در آنجا مدرسه بجهة طلاب و دارلحفاظ و مسجد\nجامع وحوض آب و طاق نما ها را آباد نموده\nاست وخرج طلاب وحفاظ قرآن مجید را از مال خود\nداده که بتعليم مشغول با شند جزاه الله خيراً كثيراً\n(۱) و فضایل و کمالات حضرت ابو الوليد قدس الله سره\nبیش از ان است که در حیز تحریر در آید و مشهور است\nکه سی هزار کس در جنازة ایشان نماز گذار دند\nگویند که حضرت خواجه ابو الو لید نماز جمعه را در\nمسجد الحرام میگذارد و شب بمنزل خود مراجعت\nمینمود. و خاقان سعید شاهرخ میرزا ابن امیر\nتيمور کورگان اثار الله بر هانه ما دامیکه در هرات\nمی بوده هر چهار شنبه بمزار متبرك ایشان میرفت\nبرف و باران او را مانع نمیشد و بی عذر مرض هرگز\nآن را ترك نمیکرد و خواص و عوام هرات از زیارت\n(۱) این از اصل کتاب است."}
{"book": "adl0430", "page": 29, "text": "۲۱\n\nمز از آن منافع کلیه یافته و می یابند.\nحضرت خواجه علی\n\nبن موفق بغدادی رحمة الله علیه دیگر امام صدق\nو صفای مرکز دائرۀ علم و حلم و آزادی شیخ علی\nبن موفق بغدادی از اکابر مشایخ عراق بوده\nو با ذوالنون مصری قدس سره صحبت بسیار کرده\nحضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس الله\nسره العزیز گفته که خواجه علی بن موفق از بغداد پیاده هفتاد\nو چهار حج کرده وقتی حج کرده بتاسف با خود میگفت\nکه میروم و می آیم نه دل و نه وقت من خود در چه حالم\nآنشب حق تعالی را بخواب دید که وی را گفت ای پسر موفق\nتو بخانه خویش کسی را خوانی که نخواهی اگر من\nترا نخواستمى نخواندمی و راه ندادمی گویند روزی\nدر راه کاغذی یافته در آستین نگاه داشتند چون از آستین\nبرآوردند دیدند که در آن نوشته است که ای ابن\nموفق از فقر میترسی و حال آنکه من پروردگار توام\nو ایشان گفته اند که خداوند ا اگر من ترا از بیم\nدوزخ میپرستم در دوزخ فرودآر و اگر با مید بهشت\nمی پرستم هرگز در آنجا جای مده و اگر بمهر میپرستم يك"}
{"book": "adl0430", "page": 30, "text": "۲۲\n\nدیدار بنمای و پس از ان هر چه خواهی بکن وفات\nایشان درسنه دو صد وشصت و پنج هجری بوده شیخ الاسلام\nخواجه عبدالله انصاری (رح) در طبقات مشایخ ذکر ایشانرا کرده است و از طبقه\nثانیه اش شمرده وصاحب طبقات هرات ایشان را از طبقه\nثالثه معد و دساخته والقول قول الاكابر مدفنش در بير ون\nدر ب قطبی چاق نزد يك راه کا زرگاه و باغ سفید\nوگویند که حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سر.\nچون سواره بآن راه بگذشتی فرود آمدی و باادب\nبگذشتی و در طبقات حضرت خواجه تعیین مدفن آن\nبزرگوا ررا نه نموده و از كتب اسمار جال محدثان\nغیر این معلو م میشود و مورخان هرات آورده اند\nکه بعضی میخواستند که جسد مبارک آن بزرگوار را\nبدزدند و به بغد ا د به برند زیراکه او بغداد يست\nا هل قبة الاسلام هرات این حال را معلو م کرده بر\nبالای قبرآن ديواری ساختند تا مضبو ط گردد بندۀ\nحقیر (۱) كاتب این گرید که حا ل عالیجاه محب الفقرا\nحاجي الحرمين الشريفين حاجي ميرزا محمد عظيم خان\nجزاء الله في الدارين خير اًكثیراً دائره مزار آن بزركوار\nرا کلان نموده دیوارهای اطراف آن را با خشت پخته\n[۱] از پنجا الحاقيست ."}
{"book": "adl0430", "page": 31, "text": "۲۳\n\nجدیداً آباد کرده است و ذکر این بزرگوار در نفحات\nالانس وسفینة الاولیاء مذکور است .\nحضرت خواجه رخ بند\nدیگر امام زاهد و عارف ارجمند قطب الحق والملة\nوالدین خواجه محمد یوسف رخ بند قدس سره العزیز وی مصاحبت\nبا حضرت خواجه ابوالولید رحمة الله علیه داشتند و\nپیوسته نقاب بر روی خود می آویختند تا چشمش در دنیة\nوما فیها نیفتد ازین جهت ایشان را خواجه رخ بند میگفتند\nگویند که هرکس در هرات ناجور شدی يك زرع کرباس\nو یکدینار نذرایشان کردی صحت یافتی ؛ و در قدیم\nالایام هیچکس نزديك مزار ایشان سواره نمی توانستی\nگذشت تا اینکه روزی حضرت خواجه عبدالله انصاری\nقدس سره بر سر تربت آن بزرگوار آمد و زمانی\nدیر توقف فرمودند و توجه تمام به تقدیم رسانیدند بعد\nازان سواران را فرمودند که بگذرند ؛ مدفن مبارك\nآن بزرگوار در درون شهر هرات در میان مسجدی که\nبنام نامی ایشان است در محله قضات الهی به برکت\nروح آن بزرگوار عالی همت ما گنه کاران را هدایت نموده\nتوفیق طاعت واجتناب از معصیت کرامت فرمائی آمین ."}
{"book": "adl0430", "page": 32, "text": "۲۴\n\nامام ابوالحسن کردی (رح)\n\nاز جمله محدثان و فقها و حفاظ وزها دروز کارخود\nبوده مشهو ر است که هشتاد هزار حدیث یاد داشت وفاتش\nدرسال دو صد وپنجاه و پنج هجری است مدفنش در هرات\nاست لکن غیر معین\n\nشیخ ابوالهاشم رازی (رح)\n\nد ر علم لغت و فن ادب بی نظیر بوده است وفاتش\nدر سال دو صد وهفتاد از هجرت و مدفنش در بیرون\nدرب خوش و مزار متبرکش تریاق احمر است\n\nسید ابوعبدالله المختار (رح)\n\nافتخار آل طه و یس مقتدای ابرار سید ابو عبدالله مختار\nابن سید محمد هر وی از مشایخ هرات بوده و در\nعلم صورت و معنی بی نظیر بوده است و کرامات و خوارق\nعادات ازان حضرت بسیار به ظهور پیوسته؛ و مدفن\nایشان درکوه شمال هرات درسر کوه عمارت عالی\nدارد و معروف و مشهور است وفات ایشان در\nسال دو صد و هفتاد و هفت ازهجری واقشده و از"}
{"book": "adl0430", "page": 33, "text": "۲۵\n\nسادات حسینی بوده و اهل قبة الاسلام هرات بزیارت\nایشان رفته توسل میجویند و بمقاصد خود فائز میشوند.\n\nامام عثمان دارانی (رح)\n\nدر علم ظاهر و باطن و فن تصوف نیک ماهر بوده\nو شافعی مذهب بوده و متقی و بزرگ و مشایخ ازان\nاستفاده بسیار مینمودند و در سال دو صد و هشتاد از\nهجرت وفات نموده و مدفنش در مقبره خیابان است\nاکنون قبرش معلوم نیست.\n\nامام ابوسعید مهین (رح)\n\nمقتدای هرات و در زهد و ورع و علوم ظاهری و باطنی\nید طویلی داشت و مصنفات آن مشهور است (منقول است)\nکه یکی از موسی هارون مسئله پرسید موسی از سائل\nسوال کرد که تو از کجائی گفت از هرات گفت مسئله از من می\nپرسی و ابوسعید در شهر هرات شما است و وفاتش در\nدر سال دو صد و نود هجری و مدفنش در درب خوش است\nو در جوار آن بزرگوار بسیاری از اکابر و اقاربه\nو اولادان مدفونند."}
{"book": "adl0430", "page": 34, "text": "۲۶\nشیخ عبدالرحمن بن طهمان (رح)\nمشهور است که هفتاد سال در هرات در مسجد متعین روز بروزه و شب باحیاء لیالی میگذرانیده وجه معاش او از دست ریس زوجه او بوده سال وفاتش معلوم نشده فاما او را از طبقه ثالثه شمرده اند و مدفنش در مقبره درب خوش نزد يك قبر امام ابو سعید معین (رح) است .\n\nسیدابوالمعالی مختار (رح)\nنقاوه خاندان طیبین و طاهرین سید ابو المعالی مختار بن سید عبد الله مختار از جمله اکابر دین و افاضل علمای اهل یقین و زاهد و عابد وقت خود بوده و کرامات و مقامات بلند و از تلامذه اصحاب پدر خود بوده بعلو مرتبه امتیاز داشت سال وفاتش معلوم نشده و قبرش در پایان پای قبر پدرش معلوم است .\n\nفقیه عثمان مرغزی (رح)\nاز فرزندان حضرت سید عبد الله مختار است و او را سوخته شوق میگفتند و در غایت ادب بغایت الغایة"}
{"book": "adl0430", "page": 35, "text": "۲۷\nراسخ بودند مشهور است که هرگز بطرف هرات\nآب دهان خود را نینداخته است ، بجهة آنکه در هرات\nپیران هستند تاریخ وفات او معلوم نشده و مدفنش\nدر پایان پای حضرت سلطان عبد الله الواحد شهید است .\nامام محمد (رح)\nبن اسحاق سعدی رحمة الله علیه از زهاد و اتقیاء\nروزگار خود بوده مزار او را قبله حاجات\nمیگویند وفاتش در سال سه صد و پنج هجری واقع شده\nمدفن او در قریه یزدان انجیل است .\nشیخ عبدالله (رح)\nبن عروه رحمة الله عليه - شيخ المعارف امام عبدالله\nبن عروه بانواع علوم ظاهر و باطن معروف بوده\nو مدتی هشتاد سال عمر خود را بزهد و ورع گذرانیده\nوفاتش در سال سه صد و یازده هجری واقع شده و\nمدفن آن بدر بخوش است .\nشیخ محمد [رح]\nبن عثمان دارانی شیخ عابد متحقق محمد بن عثمان دارانی"}
{"book": "adl0430", "page": 36, "text": "۲۸\n\nاست در علم امانت و صلاحیت قائم مقام پدر خود\nبوده وفاتش در سال سه صد و سی از هجرت مدفنش در\nمقبره خیابان نزديك قبر پدر بزرگوار آن واقعشده ۰\n\nامام ابو علی حامد [رح]\n\nامام متورع مجتهد امام ابو علی حامد بن محمد سقاء\nدر علم فقه شریف و در سائر علوم ماهر بوده و پیوسته\nدر وعظ و نصیحت مبنود و نزديك خاص و عام مقبول\nوفاتش در سال سه صد و پنجاه و شش هجری است و\nمدفنش در درب خوش است ۰\n\nشیخ ابواللیث\n\nفوشنجی (رح) قطب الوقت وشیخ ابدال ابواللیث فوشنجی\nرحمة الله علیه حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری\nقدس سره در مصنفات خود آورده که ابواللیث فوشنجی\nاز عرفاء وسادات بوده و پیوسته پای برهنه در\nخرقه ژولیده میرفته و يك شبانه روز هرگرد ريك\nمنزل نمیگذرانیده فردا وجدا گرد عالم میگشت ،\n[مشهور است] که ابواللیث فوشنجی (رح) وقتی در رود\nهرات غرق شد گفت خداوندا مرا خلاصی ده که برای"}
{"book": "adl0430", "page": 37, "text": "۲۹\n\nتوسه بارقل هو الله احد بخوانم فی الحال دست از غیب\nپدید آمد و او را خلاص کرد روزی میگفت که نه\nسال ازان واقعه گذشته و مرا میسر نمیشود که نذر\nرا وفا کنم هر گاه که گویم قل هو الله احد به جواب\nشنوم که میگویند هیچ میدانی که احد کیست چندان\nذوق وشوق و وجدآن بر سر من استیلا یابد که مجال\nنطقم نمی ماند سال وفاتش معلوم نیست اما مدفنش در\nخیابان در پشت جوی انجیل در بالای بلندی واقع\nاست و باقی اقطاب و مریدان و همصحبتیها در جوار\nایشان مدفونند و کسی که اندك صفای که داشته باشد\nدریابد که چه فیض و حضور آنجا میرسد.\n\nشیخ محمد گازر (رح)\nشیخ زاهد متوورع محمد بن عبدالله قصار\nهروی (رح) شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله\nانصاری قدس الله سره العزیز بسیار مدح ایشان\nرامی نمودند و از اکابر زمان خود بوده و\nخرقه ازدست شیخ ابواللیث فوشنجی (رح) پوشیده\nو در اقران محمد نقشبند قدس سره و شیخ عمو\n(رح) معدود گشته تا ریخ وفاتش معلوم نیست و قبرش"}
{"book": "adl0430", "page": 38, "text": "۳۰\n\nدر خیابان معروف و مشهور است؛ میگویند پدرش\nگازری میکرده و سنگ گازری پدرش را بر سر قبر\nاو نهادند و حا لا موجود است .\n\nشیخ ابوالعباس (رح)\n\nشیخ الاولیاء محمد ابوالعباس غورا نی\nشیخ الاسلام حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره\nدر تصنیفات خود آورده که او از بزرگان این طایفه\nوانکشاف قلوب وقبو ر داشته تا ر یخ وفاتش معلوم نشده\nاما قبرش در غوران است در بلوک گذره .\n\nشیخ ابوزید مرغزی [رح]\n\nقدوة المشایخ خواجه ابوزید مرغزی از کبار مشایخ\nهرات بود وارباب کشف و یقین و در علم فقاهت و ورع کمال\nتمام داشته و کرامات بسیار از ایشان ظاهر شده و از تلا\nمذه ر بیع بوده و او از تلامذه امام شافعی رحمة الله علیه\nبوده مشهور است که حضرت خواجه عبدالله انصاری رحمة\nالله علیه شاگرد امام نصر الدین مرغزی بوده و او\nشاگرد امام ابوزید(رح) مرغزی بوده سال وفاتش بتحقیق نه پیوسته\nواما مدفنش در اندرون شهر هرات در غربی مسجد"}
{"book": "adl0430", "page": 39, "text": "۳۱\n\nجامع شریف است .\n\nشیخ ابو عبدالله مالانی [رح]\n\nامام و محدث و متقی ابو عبدالله احمد بن عبدالرحمن مالانی\nاز بزرگان مشایخ هرات بوده و از اقران شیخ عمو بوده\nو با یکدیگر بحج رفته بودند و به صحبت مشایخ حجاز\nرسیدند و اهل هرات همه باو بیعت کردند خواجه\nعبدالله بن عروه فرموده که بعد از حسن بصری (رح) هیچ\nکس بقدر ومنزلت شیخ احمد مالانی رح نمیدانه سال\nوفاتش معلوم نشده و قبرش در طلقان مالان است و مرقد\nایشان معروف و شهرت دارد که هر چهار شنبه حضرت\nخواجه عبدالله انصاری قدس سره ، بزیارت ایشان میرفته\nو بهر حاجت که زیارت او کنند مقصود حاصل شود .\n\nشیخ ابونصری هروی (رح)\n\nعابد و زاهد و یگانه وقت خود بود شیخ الاسلام حضرت\nخواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه فرموده که شیخ\nابونصر از بزرگان گازرگاه است جمعی از شاگردان او بحج\nمیرفتند ، بی اجازت حضرت شیخ پس در راه بشیخ حصری\nرسیدند فرمود که یکی از شمایان چیزی بخواند شخصی"}
{"book": "adl0430", "page": 40, "text": "۳۲\n\nازان میان بخواندن مشغول شد شیخ حصری بیخود گشت و به سماع در آمد ددر اثنای آن حال فرمود که امسال شما را بار نیست باز گردید بعد ازان گفت که شما شاگردان ابونصری هروی نیستید گفتند هستیم فرمود که چرا بی دستوری آن بیرون آمدید البته مراجعت کنید و پیش او روید هر کس که باز گشت بسلامت بماند وجمعی که نشنودند و متوجه راه حج شدند بسموم بسوختند و قبرش در گازرگاه است لکن معلوم نميباشد .\n\nخواجه قرییخ هروی (رح)\n\nشيخ الموحدين والمحقيقين خواجه قطب الحق والدین قربيخ الهروی؛ شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره فرموده که قربيخ پیری باشکوه و با صلابت و خداوند ولایت بوده وفاتش در سال سه صدو هفتاد و هشت از هجرت و قبرش در گازرگاه شریف است .\n\nخواجه خیرچه [رح]\n\nشيخ الابدال و العارفين كمال الحق والدين خواجه خیر چه قدس سره از اکابر اقطاب واز بدلاء هندوستان و مستجاب الدعوة بوده است حضرت خواجه عبد الله"}
{"book": "adl0430", "page": 41, "text": "۳۳\n\nانصاری قدس سره در طبقات خود ذکر ایشان کرده است\nمشهور است که هر که را درد دندان یا درد چشم یا مر ضی\nدیگر پید ا شدی بر فتی نزديك خواجه خیر چه ا لتما س\nفاتحه نمو دی فی الحال سو ره فاتحة الکتاب بخوا ندی\nآن مریض از مرض خلا ص شدی و قتی دانشمندی گفت یا\nخیر چه سوره فاتحه را در ست نمیخوانی بیا که با تو سورة\nفاتحه را درست سازم خواجه گفت که تو دل خود را در سته\nبساز بعد ازان بآن به هیچ حا ل ملتفت نشد مشهور استه\nکه او غلام شخصی بو د از تجار مالك وی از وی خوارق\nعادات مشاهده میکرد پس در آخر کار او را آزاد گردانید\nحضرت شیخ الاسلام گفت که من پسر خواجه او را دیده ام\nو بعضی از احو ا ل رفیعه خیر چه را از وی شنیدم و قبر\nوی در گا ز ر گاه است بالا تر از مزار فیض آثا ر حضرت\nشیخ ا لا سلام بین الشمال والمشرق و زیارت مر قد آن\nبزرگوار تریاق آز موده است .\nحضرت خواجه ابوعبدالله\nطاقی [رح]\nقطب المشایخ کعبة ا لانا م مر شد السالکین زبدة ا لمحقیقین\nعلاء ا لد ولة و الحق والد ین الکرام الهمام ا لدا عی الی"}
{"book": "adl0430", "page": 42, "text": "۳۴\n\nالله فخر الحق و الشریعة و التقوی وارث الانبیاء دلیل\nالهدى الى طريق المستقيم ابو عبد الله محمد بن فضل الطاقی\nالسجستانی الهروی مشهور بخواجه طاق [۱] در علوم\nشریعت وطریقت وحقیقت درجه علیا داشت ورسوم\nصوفیه و اشارات ایشان نیکو میدانسته و ولایت\nوکرامت و فراست ایشان از حد تواتر گذشته بود\nواینجا از شرح کردن ولایت وکرامت او از هزار\nیکی واز بسیار اندکی در حیز تحریر نمی گنجد و در\nاظهار مذهب حق وقوت اعتقاد عدیل نداشت حضرت\nخواجه عبد الله انصاری قدس سره فرموده که هرگز\nهیچ بزرگی باهیبت تر از حضرت ابو عبد الله طاقی\nرحمة الله علیه ندیده ام واو پیر و استاد من است\nو اگر او را نمیدیدم اعتقاد مذهب حق را نمیدانستم\n[نقل است] که حضرت خواجه ابو عبد الله طاقی\nرحمة الله علیه گفت که هزار پیر را دیده و خدمت کرده\nام که همه از اهل کرامت بودند [نقل است] که در\nزمان حیات ایشان ابدالی از طرف بلخ آمده بود و\nدر شهر هرات میگشت دید که مرد بی انصافی ظلم میکنند\n(۱) طاق قریه ایست در ملك سجستان که از آنجا\nدر هرات نزول فرمودند ."}
{"book": "adl0430", "page": 43, "text": "۳۵\n\nبه حضرت خدا وند بنالید و در حق آن دعای بد نمود\nو از شهر بیرون رفت در ساعت آتش عظیم در هرات\nافتاده مردم بیچاره شده به نزد حضرت خواجه\nابو عبدالله طاقی (رح) رفتند حضرت خواجه درباغ\nخود تا ک می بریدند متوجه شدند دیدند که عالم را\nآتش گرفته چنانچه گویند که مسجد هرات چوب پوش\nبوده آتش گرفته بوده و آتش زننده خود را بوطن\nرسانده حضرت خواجه نخ تاک را گرفته به طرف\nبلخ فرستادند ابدال را از در وازه بلخ پیش\nکشید ه و به هرات ، آوردند و گفتند که چرا گریختی\nا بد ال گفت از سبب که از وسم من نشد که علاج کنم\nگریختم بعد ازان حضرت خواجه قطره اشک چشم\nخود را بطرف شهر انداخته آتش فر ونشست و هم\nدرین باب ایشان فر مو ده اند .\nرباعی\nآن آتش دوشین که برافروخته بود\nاوسو ختن از دل من آموخته بود\nگر آب دو چشم من نکردی یاری\nچه چله فروشان که هری سوخته بود"}
{"book": "adl0430", "page": 44, "text": "۳۶\n\nاز حضرت شمس الدین محمد مرویست که گفت\nمن حضرت خواجه را در واقعه دیدم که بر کرسی\nنشسته بود و جمیع بزرگان دست پیش سینه نهاده ایستاده\nبودند و حضرت خواجه انصار صاحب در تعریف\nایشان فرموده\n\nرباعی\n\nای آنکه یگانه گشته در آفاق\nاز جان بتو اند اهل عرفان مشتاق\nکس نیست بمانند تو در فقر و فنا\nگشت است ازان نام خوشت خواجه طاق\n\nو ایشان حنبلی مذهب بوده‌اند . وفات ایشان\nدر سال چهارصد و شانزده هجریست و مدفن\nایشان در بیرون درب خوش است و خاقان سعید\nانار الله برهانه بر سر تربت آن بزرگوار عمارت\nعالی ساختند و سلطان حسین میرزا دهلیزی و در\nبلندی در جنب عمارت وی ساخته و هر دمی ایشان همواره\nبزیارت میرفته اند الهی ببرکت روح پاك حضرت\nخواجه عبدالله طاقی قدس سره اهالی هرات را\nدر پناه حمایت خود نگهداری و از شر اشرار و"}
{"book": "adl0430", "page": 45, "text": "۳۷\n\nاز پنجه تظالم ظالم محفوظ و مسلم داری و پادشاه\nوقت و امناء دولت را عادل گردان و بر ترویج\nشریعت نبویه على صاحبها الصلوات و التسليمات والتحيه\nتوفیق دهی و از ابواب رحمت خود دری بروی همه\nامت نبوى صلى الله عليه و آله واصحابه وسلم خصوصاً\nبروی مسلمانان اهالی هرات بگشائی آمین ثم\nآمین یارب العالمین .\nامام عبدالله\nبن اليمان رحمة الله عليه امام و مقتدای اهل عرفان\nابو عبد الله بن اليمان رحمة الله علیه از مشایخ کبار\nبوده حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره از\nوی نقل و حدیث فرمودی و گفتی روایت میکنم از\nبزرگی که چشم من چون او ندیده بغايت محدث و زاهد\nزمان خود بوده و به طریقه صحابه و سلف رضی الله\nعنهم زندگانی میکرده و سال وفاتش در سال\nچهار صد و شانزده هجری بوده و مدفنش معلوم\nنیست رحمة الله عليه ."}
{"book": "adl0430", "page": 46, "text": "۳۸\n\nشیخ یحیی بن عمار سجستانی (رح)\n\nامام زاهد متقی شیخ یحیی بن عمار سجستانی پیشوای\nسالکان و ناصح طالبان ومقتدای اهل هرات بوده\nو علوم ظاهری و باطنی را به کمال خوبی دانسته\nو در قبة الاسلام هرات مدت شصت سال نصیحت مسلمانان\nمیفرمودند و در تربیت و تقویت حضرت خواجه عبدالله\nانصاری رحمة الله علیه می کوشیده [مشهور است] که\nتا شیخ یحیی عمار زنده بود هیچ آفریده با خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره در مباحثه و مجادله غالب\nنتوانست آمد و باصحاب خود میگفت که گرامی دارید\nحضرت خواجه عبدالله انصاری را که او امام روز\nگار خواهد شد وفاتش در سال چهار صد و بیست و دو\nهجری و مدفنش در مقبره خیابان است [نقل است] که\nبعد از وفات او را بخواب دیدند پرسیدند که حضرت\nخدای تعالی با تو چه کرد جوابداد که چون من\nاز دنیا رحلت کردم حضرت حق سبحانه تعالی با من\nفرمود که ای یحیی من با تو کار ها داشتم اما روزی\nدر مجلس وعظ مارا ستودی، یکی از دوستان صاحب\nکمال حاضر بود وقتش خوش شد ترا درکار او کردم"}
{"book": "adl0430", "page": 47, "text": "۳۹\nو گر نه با تو چها میکردم .\nخواجه عبدالرحیم (رح)\nاز استادان حضرت خواجه عبدالله انصاری است و احوالات و مقامات ایشان فوق الحصر و البیان است و مدفنش در دشت پلان در میدان زیارت گاه مرغاب است .\nشیخ عمو (رح)\nالشيخ الكبير شيخ ابو اسمعيل احمد بن محمد بن حمزه صوفى المشهور به شیخ عمو رحمة الله عليه او را شحنه مشایخ خراسان میگفتند و در علوم فتوت و توکل با کمال بوده و در ابتداء در اندرون شهر هرات منزل داشت آنجا که اکنون خانقاه قاضی جلال الدین است و از هر طرف درویشی که بطرف هرات آمدی به نزد وی آمدی و حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بیست سال خدمت خانقاه وی نمودی و خدمت وی آن بود که هر دانه که در مطبخ او می پختند او را پاک میکردی حضرت شیخ عمو رحمة الله علیه در حدیث اسناد عالی داشت و با بسیاری"}
{"book": "adl0430", "page": 48, "text": "۴۰\n\nاز مشایخ عظام صحبت نموده بود و صائم الدهر بود\nو عمرش به نود سال رسیده بود و فاتش در سال\nچهار صد و چهل و چهار از هجرت واقع شده و قبرش در\nگازر گاه شریف است نزديك رباط و مسجد جامع\nكه در قدیم بوده و در ایام سلطنت ابو سعید میرزا\nمولانا رکن الدین خافی بنیاد و تجدید آن را نمود\nو با تمام رسید *\nشیخ الاسلام حضرت خواجه\n\nعبدالله انصاری قدس سره\nشیخ الاسلام وكعبة الانام مهبط خیر و بركات اعنی\nپیر هرات منظور نظر عنایت حضرت باری ابو اسمعیل\nخواجه عبدالله انصاری قدس سره از نسل ابو منصور\nمت الانصاری است که وی پسر حضرت ابو ایوب انصاری\nاست رضی الله تعالى عنه که صاحب رحل حضرت رسول\nالله صلى الله عليه وسلم بوده و مت انصاری در زمان خلافت\nحضرت عثمان رضی الله عنه با احنف بن (قیس)رض در هرات\nآمده بودند و حضرت خواجه در کهندز مصرخ هرات\nمتولد شده اند فرمودند که اول مرا در دبیرستان\nزنی کردند چون چهار ساله شدم مرا در دبیرستان"}
{"book": "adl0430", "page": 49, "text": "۴۱\n\nمالینی کردند و چون ۹ ساله شدم املا نوشتم در\nدبیرستان ادب خورد بودم که شعر عربی، میگفتم چنانچه\nدیگران بر من حسد میبردند و اشعار ایشان از ششصد هزار\nبیت عربی بیش است؛ و گفته اند که من سه صد هزار\nحدیث با هزار هزار اسناد یاد دارم که هیچکس بروزگار\nمن آن نکرده که اگر من بر هر اندام خود دست می\nنهادم آن را حدیث یاد داشتم و گفته اند که من خورد\nبودم که خود را در گهواره کی یاد میدهم که کفچه\nگرم بر دیك می نهادند و شش ماه بیش شیر نخوردم\nمصنفات ایشان در عالم مشهور است مثل تفسیر قرآن\nو منازل السائرین و طبقات مشایخ هرات و گنج نامه\nو غیره . ( نقل است ) که در فوشنج ضعیفه باخبر بود\nگفت دران شب که حضرت خواجه متولد شدی دو\nواقعه دیدم که حضرت خضر علیه السلام مرا گفت\nکه امشب در هرات فرزندی متولد شده که از\nمشرق تا مغرب فضل او پر شود و تربیت کلی از\nحضرت شیخ ابوالحسن خرقانی قدس سره و حضرت\nخواجه عبدالله طاقی قدس سره یافته اند آورده اند\nکه حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره گفت\nکه من از دو کس بلغذ دو چیز برید یکی حضرت"}
{"book": "adl0430", "page": 50, "text": "۴۲\n\nشیخ ابو الحسن خرقانی و دیگر حضرت خواجه عبدالله\nطاقی قدس سره و ریاضت حضرت، خواجه بمرتبهٔ\nرسیده بود که گفته بحدیث خواندن مشغول بودم\nو اکثر اوقات گیاه تناول میکردم و خشت زیر سر\nمی نهادم و فاتش در سال چهار صد و هشتاد و يك\nهجری و عمر مبارکش هشتاد و چهار سال و چار ماه\nو بیست روز بوده و در تاریخ هشتصد و سی دوی هجری\nخاقان سعید سلطان ابوسعید میرزا بر سر تربت آن\nبزرگوار عمارت و مسجد جامع عالی بنا نموده\nو اکثر سلاطین اسلامیه تا حالا در آنجا بنا های خیر\nنموده اند و املاک زیاد یرا وقف نموده اند که به\nمصارف آن برسد و اهل هرات از وضیع و شریف\nپیوسته بمرقد منور توسل میجویند و بمقاصد دین و\nدنیا میرسند فیض الهی دران موضع بسیار است!\nذکر جماعتی از اولیای کبار و مشایخ که از اقران\nحضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بوده اند\nو حضرت خواجه در مصنفات خود ذکر ایشان نموده\nاند و تاریخ ایشان معلوم نیست درین محل اسامی\nاین بزرگواران در سلك تحریر می آید تا بمقتضای\nاثر معتبر عند ذکر الصالحين تنزل الرحمة برکات"}
{"book": "adl0430", "page": 51, "text": "۴۳\n\nآن طایفه بروزگار بماند .\nشیخ ابوحفص غورانی (رح)\nپیر با هیبت بوده و کرامات فراوان داشته مدفنش\nدر قریه غوران است (بلوك گذره) .\nشیخ ابوبشر (کواشانی رح)\nگویند که کبوتر بسخن او از کبوترخانه فرود «۱»\nمی آمد تاریخ وفاتش معلوم نیست و قبروی در قریه\nکواشانچه است .\nعبدالله كهين وعبدالله مهين [رح]\nهر دوی ایشان از کواشانچه بوده اند وهردواز\nپیران حضرت خواجه عبدالله انصاری بوده‌اندو\nمدفن ایشان در قریه کواشانچه است از بلوك\nگذره .\nشیخ احمد کهدستائی [رح]\nاز اصحاب ولایت بوده در قریه کهدستان\n(۱) الحال آنرا پیر کبوتر خوانند ."}
{"book": "adl0430", "page": 52, "text": "۴۴\n\nمدفون است .\n\nشیخ ابوالحسن نجار قهندزی (رح)\n\nاز اکابر این طایفه بوده و قبرش الحال معلوم نیست\n\nخطب کورت (رح)\n\nپیران بسیار دیده و سید القوم بوده و خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره بسیار به مهمانی ایشان تشریف\nمیبرده و قبر وی در قریه کورت است .\n\nشیخ احمد کوفانی [رح]\n\nاز اهل کمال و حال بوده و مدفنش در قریه کوفان\nاست (بلوک گذره) .\n\nپیر محمد کشور [رح]\n\nاز اکابر دین و مشایخ هرات بوده و شیخ الاسلام\nحضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره بسیار وصف\nایشان میفرموده اند .\n\nمحمد شگرف [رح]\n\nاز پیران صاحب حال بوده اند اما تاریخ فوت و قبرش"}
{"book": "adl0430", "page": 53, "text": "۴۵\n\nمعلوم نیست .\n\nابوسعید مالانی (رح)\nدر علم حدیث استاد حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس\nسره بوده وحال عظیم داشته و امام نودی رحمة الله علیه\nدر اربعین خود ذکر ایشان نموده وقبر ایشان در زیارت\nگاه است و فیض در مزار ایشان زیاده ازان است که وصف\nآن کرده شود وفاتش در سال چهار صد و دوازده از\nهجرت است .\n\nشیخ ابوالحسن حداد (رح)\nهرویست و از سادات عظام و درویشان مجرد\nبوده اما مدفن ایشان معلوم نیست\n\nشیخ ابومنصور سوخته [رح]\nامام زاهد و متورع و از اهل فضل بوده و قبرش\nدر خیابان است .\n\nشیخ بغطاء نوبادانی (رح)\nشیخ عالم و کامل و از بزرگان سادات عظام"}
{"book": "adl0430", "page": 54, "text": "۴۶\n\nبوده و علم درویشی را نيك میدانسته و مدفنش در\nقريه نوبادان است .\n\nدرویش محمد خیاط [رح]\n\nحضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره وصف\nاو را بسیار کرده و از اکابر بزرگان بوده و شمرده\nاند اما قبرش معلوم نیست .\n\nشیخ بغطاء جولاه (رح)\n\nاز اکابر مشایخ هرات بوده مدفنش بکورستان\nدرب خوش است .\n\nاما بعد ازین بذکر طبقه دیگر که تالی زطبقه حضرت\nخواجه عبد الله انصاری بوده‌اند قیام نمود\nخواهد شد .\n\nشیخ ابوعبدالله عميری (رح)\n\nامام متعبد عالم فاضل زاهد عابد از اقران\nخویش بعلم وکمال ممتاز بوده و وفاتش در سال چهار صد\nو هشتاد و هفت از هجرت و مدفنش درب خوش است."}
{"book": "adl0430", "page": 55, "text": "۴۷\n\nشیخ عبدالهادی (رح)\n\nدیگر نقطه دائره علم و حلم و آزادی شیخ\nعبد الهادی خلف الصدق حضرت خواجه عبد الله\nانصاری قدس سره است به علم ظاهر و باطن\nآراسته بود با ورع و تقوی و زهد و فضل شهرت\nتمام داشته وقتی که ملاحده در هرات استیلا یافته\nبودند تفرقه بسیار باورمانیدند و در آخر در کهندژ\n[۱] او را شهید کردند همانجا مدفون ساختند بعد از\nچند روز که آن فتنه تسکین یافته از قبرش برآورده به\nگازرگاه شریف بردند و در پیش روی پدر بزرگوار\nاو دفن نمودند وحالا قبرش ظاهر و هویدا است .\n\nشیخ ابونصر خمچه آبادی (رح)\n\nشیخ الاقطاب و مرشد السالکین شیخ ابو نصر خمچه\nآبادی رحمة الله علیه در اعداد علمای ربانی معدود\nگشته و در علم ظاهر و باطن معمور اصلش از کرمان\nبوده و ریاضات مالا نهایه داشته و همواره مصاحبت\nبا حضرت خضر علیه السلام داشته و در سبب ترقی او\n\n۱ یعنی کهنه تل ."}
{"book": "adl0430", "page": 56, "text": "۴۱\n\nآورده اند که شخصی روزی پیش او فتوای آورد\nمضمون اینکه چه میفرمایند علمای اسلام در شان\nجوانی که مبداء حال خرکاری میکرده روزی بر\nدر از گوشی خشم گرفته و چوبی چند بر در از گوش\nزده آن حیوان باو در سخن آمده گفت این همه غضب\nو تندی بر من مظلوم بی زبان رانده گیر اندیشه\nنمیکنی که اگر حضرت خداوند بزرگ بر تو خشم گیرد\nهیچ توانی که از عهده آن بیرون آئی پس آتش ندامت\nدر دل او افتاد و باستغفار و توبه مشغول میباشد\nو مدتی بیست سال است که آب چشمش ایستاده نشده و\nاکنون پیر گشته و آب در دو دیده نمانده هرگاه\nحال گذشته خود را یاد میکند و ستم که بر آن دهان بسته\nنموده بخواطرش می آید از هیبت حقسبحانه و تعالی\nخون از دیده اش روان میگردد و چون در نماز\nمی ایستد بر روی و موی و مصلی او همه خون روان\nمیگردد و نماز و وضوی او چیست شیخ ابونصر در حالیکه\nاین فتوی بخواند حال بروی بگشت برخواست و\nروان شد گفت آن شخص کجا است گفتند در فلان\nموضع است سر و پای برهنه میرفت بسرعت تمام بخا\nنقاه او رسید گفتند درآی که در نماز ایستاده"}
{"book": "adl0430", "page": 57, "text": "بود . و همین ساعت قالب تهی ساخته شیخ ابو نصر\nرحمة الله علیه در آمد و درویش را دیده روی و\nموی سفیدش بخون سرخ شده و جان داده نيك در\nآن نظر کرده در روی شیخ خندید بعد ازان شیخ\nابو نصر به تجهیز و تکفین او قیام نموده و پس ازان\nواجد وحال برشیخ ابونصر غلبه نمود و سرد ر کوه و بیابان نهاده\nو دایماً میگریست روزی شخصی باو رسید سوال کرد\nکه ای حیران چرا میگریی مگر آیت از کلام ملك علام بتو\nرسیده یا ان کار نکرده و آن آیت خصم تو شده گریه\nتو بگریه دل سوختگان نمی ماند بگریه دامن سوختگان\nمی ماند شیخ ابونصر (رح) را این سخن در د بر در د\nفزود قصه او بجای رسید که او را با خلق آرامش نماند آب\nونان را ترك نموده و بمحاسبه خود مشغول شد و سر و پا\nبرهنه سیر میفرمود تا بپای درخت رسید و در سر چشمه\nآن درخت منزل گرفت و آن درختی بود خار دار\nو بر هر خاری از اشك آن باری بسته بود و ازان\nدرخت خوشه ها بر منوال انگور سرخ آویخته بود\nپس از اشك آن درخت مقداری بلیسدی هوش بوی باز\nآمدی و به عبادت حق مشغول بودی اژدهای بزرگه\nبیا مد برگرد آن درخت و برگرد شیخ حلقه زد شیخ"}
{"book": "adl0430", "page": 58, "text": "۵۰\nابو نصر مدت بیست سال در میان حلقۀ مار عبادت می\nکرد و از میوۀ آن درخت تناول می نمود و از ان\nچشمه وضو میساخت و عبادت میکرد به هیچ کاری\nدیگر نمی پرداخت و از خلایق کسی بآنجا نمیرسید\nبعد از مدت بیست سال جوانی در ان منزل ظاهر شد\nو از ان چشمه وضو ساخت و دو رکعت نماز بگذارد\nو گفت شیخا امروز روز عرفه است توجه نمای\nو حج بگذار شیخ ابو نصر فرمود حالا از حج و\nعرفه دورم جوان گفت اینک کوی عرفات و در\nنظر او عرفات را بنمود بآن جای رفت و بحاجیان\nموافقت نمود بعد از ان که از وقوف عرفات فارغ\nشدند نه جوان را دید و نه چشمه پس مناسك را\nبا تمام رسانید و در تحت نودان خانۀ کعبه مقام\nساخت گاه گاه پشتۀ هیزم میکشید و میفروخت و روز\nگار بآن میگذرانید ده سال به آن دستور بگذرانید\nبعد ازان حاجیان به مدینۀ منورۀ مشرفه بزیارت\nحضرت رسول الله صلى الله علیه و سلم میرفتند پیری\nباو گفت چرا موافقت باین جماعت نمیکنی که\nبزیارت حبیب خدا صلى الله علیه و سلم می روند\nپس در صحبت آن جماعت بمدینۀ منوره رفت و در"}
{"book": "adl0430", "page": 59, "text": "۵۱\nمقابلهٔ روضهٔ مقدسهٔ مطهرهٔ حضرت رسول صلی\nالله علیه و سلم بایستاد و سلام نمود و جواب از قبر\nشریف آنحضرت صلی الله علیه و علی آله و اصحابه\nو سلم شنید که علیک السلام یا ابونصر ده سال دیگر\nدر آنجا بمجاور ت، بگذرانید بعد ازان از روحانیت\nحضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم رخصت یافته\nبطرف شام و بیت المقدس روانه شد وده سال\nدیگر دران موضع مقدسه مجاورا شد آنگاه بعراق\nآمد ودر کوه ها و صحرا ها با درویشان مصاحب بود\nو بخلوت بسر می برد و مدتی بیست سال باین طریق\nبگذشت آنگاه شبی حضرت رسالت پناه صلی الله\nعلیه و سلم را در واقعهٔ دید که باو فرمودای\nابونصر درخراسان هرات روو مؤمنهٔ را بنکاح\nگیر که سه فرزند بتو حواله است و شیخ ابونصر\nیکصد و بیست سال عمر یافت واحوالات و مقامات\nوکرامات و بزرگی ایشان زیاده ازان است که\nدرین مختصر گنجد و فاتش در سال پانصد از هجرت\nو مدفنش در پهلوی حضرت سلطان میر عبدالله الواحد\nشهید است و شرح مزارش از شرح مستغنی است\nرحمة الله علیه."}
{"book": "adl0430", "page": 60, "text": "۵۲\nسلطان مجد الدین طاب ثراه (رح)\n\nدر طریق توکل و تجرید یگانه روزگار بوده و در سلک اولیاء کمل معدود گشته و مقامات عجیبه و حکایات غریبه از وی مرویست و امام فخر الدین رازی بزیارت او بسیار میرفت اما تاریخ وفاتش معلوم نشده و مدفن ایشان در اندرون شهر هرات در میانه درب خوش و درب فیروزآباد و شیخ محمد محمود که از محققان مشایخ است در پهلوی قبر وی مدفون است و عمارتی بر سر قبر وی ساخته اند و خاقان سعید که هر سال دو نوبت بمزارات هرات تردد مینمود بآنجا هم بزیارت آن بزرگوار میرفت.\n\nشیخ ابوشجاع کرمانی [رح]\n\nامام ربانی علاء الدولة والدين ابو شجاع کرمانی اسم شریف شان محمد ابن مسعود است در هرات بغر یابی میگذرنیده تا وفات یافت در سنه پنج صد و نود هجری وفات یافت مدفنش در مقبره درب خوش و زیارت قبرش تریاق مجرب است."}
{"book": "adl0430", "page": 61, "text": "۵۳\n\nحضرت خواجه ترازو دار (رح)\n\nشیخ الفقرا ء زبدة المتوکلین قطب الحق والدین ابویزید الوزان المشهور به خواجه ترازودار از جمله مشایخ هرات بوده و خود را از خلق پنهان میداشته چون از جهان فانی نقل کرد او را در اندرون شهر هرات در دو ون دکان که دربازار فیروز آباد داشت دفن نمودند و آنجا را عمارت کردلد مشهور است که خواجه شبی در دکان خود در خواب رفته بود که نیم شب ضعیفه او را طلب نمود نعره زد و يك فلوس داشت فصل زمستان بود بر فی عظیم شده بود خواجه بیدار شده آن عاجزه گفت این فلس را بستان و مرا پنج چیز بده خواجه چراغ روشن کرده بخواهش آن مهمی که داشت بساخت ضعیفه بدعای خیرش یاد نمود و گفت خدایا دل او را منور گردان و در دو جهانش عزیز گردان گویند چون خواجه وفات یافت در خوابش دیدند پرسیدند که خدای تعالی با تو چه کرد جواب فرمود که بدعای پیر زنی مرا بیامرزید .\nبیت\nهمت از آنجا که نظر ها کند خار مداوش که اثر ها کند"}
{"book": "adl0430", "page": 62, "text": "۵۴\n\nمزار متبرکش اکثیر احمر است و ایشان را برادری\nبود صاحب کمال کارهای بسیار کرده و حجهای\nپیاده گذارده و در جنب بازار فیروزآباد در\nمیان مدرسه او را دفن کردند .\nامام فخرالدین رازی (رح)\nامام الهمام الداعی الی الله فخر الحق والملة والدین\nابو عبدالله محمد بن عمر الرازی القرشی\nالتمیمی البکری از فحول ائمه و علمای عصر خود بوده\nو از میان انصاف معتبر که اش تصانیف بسیار\nاز وی در جمیع علوم منقوله و معقوله در روی\nزمین انتشار دارد و در زمان سلطان غیاث الدین غوری\nدر هرات ترقی نموده و سلطان موصوف مسجد جامع هرات\nرا باسم شافعیه بجهۀ امام مذکور بنا نموده هر روز جمعه\nآنجا به نصیحت مسلمانان مشغول میشده و کمالات ایشان فوق\nالحصر و البیان است ولادت ایشان در بیست و پنجم ماه\nرمضان سال پنجصد و چهل و چهار هجری و فاتش در روز دو\nشنبه عید فطر سال ششصد و شش هجری و مشهور است که در\nحین وفات این رباعی را انشاء فرموده اند !"}
{"book": "adl0430", "page": 63, "text": "۵۵\n\nرباعی\n\nهرگز دل من ز علم محروم نشد کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد\nهفتاد و دو علم درس خواندم شب و روز معلوم شد که هیچ معلوم نشد\nمدفنش در خیابان هرات معروف و مشهور و بفیوضات ربانی مشرف و معمور است .\n\nسلطان میر غیاث الدین (رح)\n\nسلطان غازی عادل متمکن بر مسند عدل و صدق و یقین سلطان غیاث الدین از کمل سلاطین ایام و افضل ولات بوده و کمال عدالت پروری و مسلمانی او شهرت تمام دارد و پیوسته بتربیت علما و تقویت صلحا و فضلا و تشعیت شرع محمدی صلی الله علیه و سلم اشتغال میفرمود و در تمهید قواعد جهاد با کفار وقامع و قمع اشرار مبالغه تمام مینمود و مذهب شافعی داشت و از آثار خیر او بنای مسجد جامع هرات است که از غنیمت حلال باساس تقوی موسس و صفای آن از خلوص عقیده بانی خبر میدهد و همواره معبد اولیا و اتقیا بوده و است و مشهور است که چهار جمعه یکنوبت حضرت خضر علیه السلام آنجا به نماز حاضر میشود و هرگز از اهل غیب خالی نیست و بسی سالك جلد میباید که شب تنها در آنجا قیام نماید و در"}
{"book": "adl0430", "page": 64, "text": "۵۶\nطرف جنوبی مسجد بز رگوار بصف ا ول در ر کعت نماز گذارد ن\nو مر ا د خو استن ا ثری تمام دا ر د (۱) و در شمال مسجد متصل\nمد ر سه غیا ثیه خا نقا هی است . که ا کثر مشا یخ در ان مو ضع\nمتبرك بخلو ا ت و ار بعینا ت بسر بر د ه ا ند و بیدا ر ی از\nا هل دل د ر ین مو ضع متبر ك به مقا صد کـلیه فا یز آمد\nا ند و در میا ن گنبدی که در صفه شما لی است\nمد فو ن گشته و بعضی از ملو ك کر ت نیز د ر ا ن گنبد\nمد فو نند و در طر ف غر بی گنبد مذ کور مد ر سه معمور\nگشته آ نهم از آ ثا ر و بنا ی او ست و ا ین مسجد شر یف\nا ز عجا ئبا ت مسجدها است ، چنا نچه و سعت آن شا نز ده\nجر یب ا ست چها ر صد و شصت گنبد د ا ر د و صد وسی\nو شش ر و ا ق و چها ر صد و چهل و چهار پیل پا یه وشش\nد ر و ا ز ه اما د ر تا ر یخ نهصد و چها ر هجر ی در و قت\nسلطا ن حسین میر زا دا را ی صیا نت تد بیر و ز یرامیر\nعلی شیر تجد ید و تر میم مسجد را به طر ز جد ید نمو د ه\nچنا نچه کا شین کا ر ی و میذ نه و ا طرا ف مسجد شر یف\nبسنگ مر مر آ با د نمو د ه و تا ر یخ آ با د شدن مسجد\nمذ کو ر ا ین د و ر با عی است .\n(۱) از ینجا تا آ خر الحا قیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 65, "text": "۵۷\n\nقطعه تاریخ\n\nمقصوره و طاق مسجد شهر * گردیده خراب بود از دیر\nشد امر ز غیب گشت تاریخ * وفق لبنا ئه علی شیر\nوله ایضاً ۹۰۴\nز تعمیر این بقعه جان یافت فیض * که مانند خلد است ماوای فیض\nچه از فیض اتمام شد بهره مند * خرد یافت تاریخ ان جای فیض\nو در سال هزار و چهل و پنج هجری در عهد شاه\nاسماعیل صفوی باز دو مرتبه خراب گردیده بود تا\nدر سال هزار و دو صدو پنجا ه وسه هجر ی ایوان سمت\nشما لی مسجد را و زير يا ر محمد خا ن درا نی آ با د\nنمو ده و در ابتدای سلطنت پادشاه اسلام ضیاءالملة\nو ا لدین ا میر عبد الرحمٰن خان مرحوم ايوان قبله\nکه خر ا ب شده بود آباد شد ، و در سا ل هزار و سه\nصد و بیست و پنج هجری پادشاه مسلمین اعلیحضرت سراج الملة\nو ا لد ین ا میر حبیب ا للّٰه خان خلد ا للّٰه ملکه به طريق\nد و ره تشر يف فر ما ی دار النصرت هرات شدند چون\nمسجد متبر ك ر ا از آ ثا ر قد يمه د يد ند و بمرور ا يام\nر و ی با نهد ا م نها د ه بو د ا مر و ا ر شا د فر مو د ند كه\nمبلغ د و لك ر و پیه از عین ا لما ل خو د شهر یا ر ی"}
{"book": "adl0430", "page": 66, "text": "۵۸\nآبادی مسجد شریف بشود، و صداقت نشان شاه قاصی دوست محمد خان را که از نظمیای ملک بود آن را مقرر این خدمت نمودند همان بود که به مدت پنج سال به طرز قدیم آباد شد !\n\nرباعی\n\nخدایا تو این شاه درویش دوست * که آسایش خلق در ظل اوست\nبتوفیق طاعت دلش زنده دار * بسی بر سر خلق پاینده دار\n\nو از جمله عجایبات که در این مسجد شریف است دیگی است که نهایت بزرگ جنس آن از هفت جوش است بجهة شربت دادن در ایام متبرکه ساخته شده است و بسیار منقش و در زمان ملوک کورت قلندر نام قناعی از عین المال خود آنرا وقف نموده است و این دو بیت در مدح پادشاه وقت در آنجا مسطور است !\n\nرباعی\n\nهزار سال جلالی بقای ملکش باد * شهو را و همه اردی بهشت و فروردین\nبسال هفتصد و هفتاد و شش از هجرت * که نفشبند حوادث نمود صورت این"}
{"book": "adl0430", "page": 67, "text": "۵۹\n\nشیخ محمود بن محمد سرمقی [رح]\n\nشیخ الاصفیا کمال الملة و الدین محمود بن محمد سرمقی\nرحمة الله علیه اصل ایشان از سرمق فارس بوده که\nقصبه مشهور و معروف است و تمام آن قصبه وقف حرمین\nشریفین است و در زمره جوانمردان مشایخ هرات\nمعدود گشته اند و در زهد و تقوی یدی طولی داشت\nو در قریه که بخواجه سرمه مشهور است مدفون\nشده قبرش معروف و هویدا است و سلاطین ماضیه بر\nسر تربت آن عمارت عالی بنا نموده اند و حال آباد\nاست و خانقاهی وموقوفاتی دارد هرچند که معاملات\nاوقاف درین ایام مشتق از توقف می باشد اما امید\nاست که بمیامن حضرت خلافت پناه غلات اوقاف بمصارف\nاستحقاق برسد و در اراضی آمال تخم اقبال\nکاشته شود .\n\nشیخ سیف الدین ترک (رح)\n\nشیخ ابدال و از ابناء ملوک بوده مجذوب گشته و نظر\nاز شیخ قطب الدین حیدر زاده یافته و خوارق عادات\nاز ا و بسیار ظاهر شده چنانچه اهالی هرات به"}
{"book": "adl0430", "page": 68, "text": "یکباره گی معتقد آن بوده هر چند کسوت ملا متیا ن\nاختیار کرده اما بواسطه جذبه او را معذور\nمیداشتند ابتدا در خیابان هرات قریب مزار خواجه\nعلمدار بسر میبرده از بسیاری تردد اهل هرات\nبه تنگ آمده آخر به گازرگاه شریف نقل کرده و\nآنجا به عبادت مشغول شده چون وقتش رسید برخواست\nو بحوض آب درآمده غسل بجا آورد و بمنزل خود\nرفت و بنشست و کلمه شهادت گفت و جان روان تسلیم\nنمود و مریدان پیش آن صقه رابته اندر میگویند\nهمچنان نشسته است\n\nدرویش داد بابو (رح)\nدرویش عارف و سالک اصلش از مصر بوده و چرم\nگری میکرده گویند روزی شیخ پوست ها را در\nتغار نهاده بود روزی دیگر چون برخواست آن\nپوست ها را پیراسته و چرم شده یافت از ان سبب او\nرا حالی پیش آمد و توبه کرده و متوجه راه حق شده\nو در زمان سلطان غیاث الدین غوری به هرات آمده\nو سلطان مشارالیه به صحبت او تقرب میجست واز احوال\nسفر خود عجائب و غرائب بسیار دیده بود بیان میکرد"}
{"book": "adl0430", "page": 69, "text": "۶۱\n\nو سلطان میفرمود که با بو داد سفر داری از ان جهة\nایشان را داد با بو میگفتند نام اصلی ایشان درویش\nحاجی محمد است تا ریخ و فاتش محقق نشده اما\nمدفنش در بیرون درب قطبی چاق است مقابل خانقاه\nزیده آغا متصل براهی که بمصر خ میروند .\n\nحضرت میرحسینی قدس سره\n\nقطب ربانی و محقق صمدانی سید الکبیر حسین بن\nعالم بن ابی الحسن المشهور به سید حسینی العلوی عالم\nو عارف و محقق و موحد بود اصلش از نواحی (۱)\nغور بوده و از مریدان شیخ رکن الدین ابوالفتح\nبوده و او از مریدان پدر خود شیخ صدر الدین\nبوده و او از مریدان شیخ زکریاء ملتانی است\nمشایخ بسیار دیده و خدمت ها کرده و مصنفات میر\nحسینی معروف و مشهور است و معرف حال اوست مثل\nنزهة الارواح و طرب المجالس و صراط المستقيم و\nگنج نامه وزاد المسافرین و کنز الرموز و دیگر\n\n(۱) در غور قریه ایست که آن را گریوه نامند که\nآنجا مولد و مسکن شان بوده است و تا حال آثار\nشان در ان قریه موجود و معروفست كذا هو الظاهر ."}
{"book": "adl0430", "page": 70, "text": "۶۲\nرساله ها (مصراع) سخنش خود معرف هنر است\nوفاتش در سال هفتصد و هجده هجری و تاریخ\nوفات ایشان درین دو بیت مذکور شده است .\n\nبیت\nده و شیش از مه شوال هفتصد و هجده\nنمو د واقعه افتخار آل محمد\nروان سید سادات عصر میر حسینی\nشد از سراچه دنیا بدار ملك مخلد\n\nو قبرش در مصرح هرات در خطیره حضرت سیدعبدالله\nبن حضرت معاویه بن حضرت عبد الله بن حضرت جعفر\nالطيار است رضى الله عنهم و فیض از مرقدش میبارد\n\nبیت\nهر کس که زملك آشنائیست\nداند که متاع ما كجا نيست\n\nمولانا عبدالرحیم [رح]\n\nالمشهور به پیر تسلیم امام عصر و مجتهد دهر نظام\nالحق و الدين مولانا عبد الرحيم الخوا فى المؤثر\nتائیادی از ائمه دین و اجله اهل یقین و از اقران\nشیخ علاء الدوله سمنانی و شیخ قطب الدین جا می\nو شیخ محمد خلوتی خوارزمی و شیخ قوام الدین\nبسطامی و استادان مولانا محمود زاهد مرغابی\nو مولانا ابوبکر تایبادی بوده و اصلش از برایارد"}
{"book": "adl0430", "page": 71, "text": "۶۳\nخواف است اما در هرات بسر میبرد و مشارالیه\nو معتمد فیه زمان خود بوده و سخنان او نزد حکام\nکالنص القاطع بوده و معاملة اذعان و تسلیم اومنور\nو روشن است وقصۀ شهادت آن بواسطۀ مخالفت غوریان\nشهرتی دارد القصه خود را فدای اهالی شهر ساخته\nوبا ین ضابط عمل نمود که شهر قلیل از برای جلب\nکثیر داخل خیر کثیر است و زیارت مرقد شریفش در\nحصول مطالب به تجربه‌ رسیده است و قبرش درخیابان\nمشهور و معروف و شهادت ایشان در سال هفتصد و\nسی و هشت هجری است .\nمولاناظهیرالدین غوری (رح)\nمولانا شیخ الاسلام سعید فرید دهر و وحید عصر مولانا\nظهیر الدین محمد بن احمدغوری بسیار بزرگ و صاحب\nکمال و مستحق تعظیم و اجلال بوده و در ولایت غور\nمتولد شده اند و بعد از واقعه هلاکو در هرات آمده\nملجا اکابر گشت هفت نوبت حج گذارد و از اقران\nپیر تسلیم بوده واکثر حفاظ خراسان کلام الله را\nاز او اخذ کرده‌اند و سلسله نسبش به خلیفه حضرت\nرسول الله صلی علی علیه و سلم حضرت ابوبکر الصدیق"}
{"book": "adl0430", "page": 72, "text": "۶۴\nرضی الله تعالی عنه منتهی میشود و فاتش در سال\nهفتصد و سی سه هجری مدفنش در پهلوی پیر تسلیم در خیابان\nاست.\nشیخ ابونصر جامی (رح)\nقطب الحق و الدین ابو نصر یحیی جامی بن ابوا لفضل\nجامی قدس سره اصلش از جام ولادتش در نیشابور\nبوده ونشو و نما در هرات یافته و از اکابر علمای و\nمشایخ خراسان بوده و حدیت شریف پیش پدر خود\nخوانده و با شیخ علاوالدوله سمنانی رحمة الله علیه و\nشیخ صفی الدین اردبیلی و مولانا اعظم مجد الدین\nاسماعیل وقاضی القضات فارس صحبت داشته و هفت\nمرتبه حج گذارده و بخدمت مشایخ حجاز رسیده\nو فاتش شب پنجشنبه بیست و یکم جمادی الا خر سال\nهفصد و چهل و يك هجری و مدفنش در بیرون درب فیروز\nآباد در خانقاه که ملك معز الدين ابو الخير محمد\nکرت بجهة ایشان بنا فرموده وجد وحال وفضل و\nکمال ا و متجاوز ا لحصر والبيان است ."}
{"book": "adl0430", "page": 73, "text": "۶۵\n\nشیخ قوام الدین بسطامی قدس سره\n\nشیخ الاسلام عالم ربانی و ینبوع مکرمت و نیکنامی\nشیخ قوام الملة و الدین بسطامی از ائمه دین و اجله\nاهل یقین و حنفی مذهب بوده و از اقران شیخ علاو\nالدوله سمنانی و شیخ قطب الدین جامی و اکفاء ایشان\nبوده خرقه از دست پدر خود شیخ جمال الدین\nعبدالمجید پوشیده وعلو مرتبه او را خواص و عوام\nاعتبار میکردند و سلسله خرقه ایشان به سلطان بایزید\nبسطامی منتهی میشود و بفضل کرامات و مقامات مقامی\nدارد و بسیاری از اکابر دین فیض از دامن او خواسته\nاند و در سال هفتصد و چهل و سه هجری در هرات\nوفات نموده و بموجب وصیتش در خیابان در خطیره\nامام فخر الدین رازی رحمة الله علیه ایشان را\nدفن نمودند.\n\nمولانا محمود مرغابی [رح]\n\nقطب الاولیاء و الاوتاد مولانا محمود زاهد\nمرغابی جلال الملة و الدین از اکابر عصر و یگانه دهر\nوعالم به علوم ظاهره و باطنه و حنفی مذهب و از اصحاب"}
{"book": "adl0430", "page": 74, "text": "مولانا نظام الدین پیر تسلیم بوده و کرامات فراوان\nاز ان منقول است میگویند که هر سال وقت محصول کشت\nپنج خروار آرد در خمها میریخت و تا آخر سال\nازان خرج میکرد گاهی آرد بمردم صد من دادی هرگز\nازان خمها کم نگشتی وفاتش در سال هفتصد و هشت هجری\nمدفن ایشان در قریۀ مرغاب هرات معروف و مشهور\nاست ؛ و خاقان سعید هر سال دو نوبت بزیارت ایشان\nمیرفت ، رحمة الله عليه .\nقاضی جلال الدین محمود [رح]\nملك القضاة والحكام مناهج الحلال والحرام نقطۀ\nدائرۀ شریعت و مدار مرکز حقيقت الواصل الى جوار\nرحمة الملك الودود قاضى جلال الدين محمود الامانی\nقاضي القضات هرات ، از متعینان اكابر قبة الاسلام هرات\nوملجا سلاطین و از اولاد سرور ارباب تحقيق اميرالمومنين\nسيدنا حضرت ابی بکر الصديق رضى الله عنه ومقدم ارباب\nعمايم واهالی مملکت خراسان بوده پیوسته ملوك و حكام\nبه صحبت شریفش میرفتند و در جزئیات وکلیات او\nرا ؛ مشار اليه و مدار اليه میدانستند و در مکاتیب\nکه بفرمان ملك معز الدین بایشان میفرستادند ملك"}
{"book": "adl0430", "page": 75, "text": "۶۷\n\nمشار اليه بخط خود بر حاشیه مکتوب ثبت میفرمود\nکه بنده مخلص دولتخواه حین کرت و امثال این\nتعظیمات واقع میشد ، وتقوی وزهد وورع با قصی الغایت\nداشت ! و خاقان صاحب قرآن پیش ، از زمان\nظهور جهان گیری با او ملاقات کرده بود و بسیار\nمعتقد او گشته و فاتش در سال هفتصد و هشتاد هجری\nمدفنش در خطیره حضرت خواجه عبد الله انصاری\nقدس سره در مقبرة القضات است .\nشیخ سیف الدین خلوتی [رح]\nشیخ کامل صمدانی در علم حقیقت و ورع و زهد و\nتقوی ، و علوم ظاهر و باطن صاحب کمال بوده\nمولدش در هرات و در خوارزم نشو و نما یافته و در\nهرات اقامت فرموده و از دست شیخ عالم شیخ\nمحمود خلوتی خرقه پوشیده و کرامات عجیبه و احوالات\nغریبه از وی منقول است و در سال هفتصد و هشتاد\nو پنج هجری وفات نمود و در مزار خلوتیان قریه\nپل گازرگاه مدفون است ."}
{"book": "adl0430", "page": 76, "text": "شیخ ظهیرالدین خلوتی [رح]\nکهف الطالبین شیخ ظهیرالدین خلوتی در علم قرائت\nفرید عصر خود بوده و جناب ولایت مآب مولانا زین\nالدین ابوبکر تایبادی در شان او فرموده که در\nزیر طاس فلك مثل ظهیرالدین خلوتی نمیدانم و مولانا\nشرف الدین عثمان زیار نگاهی فن قرائت را ازو اخذ\nکرده ومدتی مدید ملازمت شیخ سیف الدین خلوتی به\nتقديم رسانیده ودر سال هشتصد از دنیا رحلت کر د ه\nودر مزار خلوتیان او را مدفون ساختند و در این مزار\nبسیاری از عزیزان واولیاء وارباب کشف وتسخیر مدفونند\nهر که اندك قابلیت داشته باشد در آن منزل بتوجه تمام\nدرآید و همت از تعلق باغیار منقطع سازد فيوضات متتابعه\nباو واصل شود .\nاخی محمدواخی محمود (رح)\nپیران صاحب وقت ومجذوبان عالی وجدو از مفردان\nومجردآ ان بابا سنگوی ابدال بوده اند هر کس که بزیارت\nایشان میرفت ما فی الضمیر او را میگفتند تاریخ\nوفات ایشان بتحقیق نپیو سته اما اخی محمد در خیابان"}
{"book": "adl0430", "page": 77, "text": "ء ۶۹ ء\n\nدر پهلوی مدرسه فرمان شیخ است و مدفن اخی\nمحمود در کوه مختار است.\n\nپیر لقمه (رح)\n\nاز هندوستان آمده در هرات مقیم شد. و سبب\nلقمه که لقب آن شده بود این است که هر که را دیدی\nگفتی لقمه ما کو و هر چه باو میدادند از حبوبات\nو نمك و صابون و کلوخ و غیره در يكدیگر انداختی\nو طعام ساختی و با نفس خود این نوع خطاب فرمودی\nکه ای نفسك این است رزق تو اگر خواهی بخور و اگر\nخواهی بگذار منقول است که جمعی از تجاران گفتند که\nما بسفر دریا رفته بودیم و در میان بحر کشتی ما\nبغر قا ب افتاده مضطرب احوال شدیم ناگاه پیر\nلقمه را دیدیم که بر روی آب پیدا شد و کشتی ما را از\nهلاکت گذرانید تا ریخ وفات او معلوم نشده و قبرش\nدر خیابان است.\n\nدرویش مسافر (رح)\n\nپیر کامل عارف و مرد با شکوه و صاحب حال بود\nو مدت چهل سال بهر نماز غسل بجا می آورد و"}
{"book": "adl0430", "page": 78, "text": "۷۰\n\nدر خیا بان در خطیره سعد که از اسباط حضرت\nحمزه (رض) بن عبدالمطلب است محاذی مدرسه گوهر شاد\nبیگم بنت امیر غیاث الدین مدفون است .\n\nسید اشرف\nبن سید مبارک شاه [رح]\n\nامام ربانی بی مثل و اشتباه سید برهان\nالملة و الدین اشرف بن مبارک شاه از فقها و فضلای عصر\nخود بوده و بمذهب حضرت امام اعظم ابو حنیفه\nکوفی رحمة الله علیه عمل میفرموده و استفاده علوم از\nمولانا شمس الدین محمد کرت و علامه زوزنی و\nمولانا رکن الدین شارح لباب و مولانا افتخار\nالدین نسفی و اقران ایشان کرده و مدت هشتاد سال\nدر هرات فتوی نوشت و در سال هشتصد و سه وفات\nنموده قبرش در خیابان است .\n\nمولانا حسام الدین العبدی [رح]\n\nامام العصر والزمان الواصل الی جوار الفضل\nالاحدی مولانا حسام الدین العبدی رحمة الله علیه\nبسیار بزرگ و عالم و محدث بوده واز مولانا"}
{"book": "adl0430", "page": 79, "text": "۷۱\nسیف الدین احمد الابهرى و مولانا شمس الدین کرمانی\nاخذ علوم نموده و فاتش در غره ماه شعبان سال\nهشتصد و هفت هجری بود ه و مدفنش در اندرون گنبد\nسیدالسادات شاهزاده عبدالله رضی الله عنه است :\n(منقول است که بعد از وفات او را بخواب دیدند گفتند\nکه خدای تعالی با تو چه کرد جوابداد که دوازده\nهزار نفر را از ساکنان عالم غیب ملازم من ساخت\nتا بخواندن حدیث نبوی صلی الله علیه و سلم قیام مینمایند\nاین بود ذکر جماعتی از اعیان که از ابتدای فتح\nاسلام تا سال هشتصد و هشت هجری در هرات مدفون گشته\nاند و تواریخ و اسامی ایشان نوشته شد والا فضایل و\nکمالات و کرامات این جماعة مذکوره در مجلدات\nنگنجد و در ین غرض تعیین مراقد و نام و نشان ایشان\nاست امل واثق و رجاء صادق که برکات همم علیه این\nبزرگان لحظه فلحظه بروزگار زائرین واصل\nو متواصل گردد .\n- باب دوم -\nدر ذکر جماعتی که در اندرون قبة الاسلام هرات\nباسم و لقب شهرت دارند و همواره حاجتمندان و سالکان"}
{"book": "adl0430", "page": 80, "text": "۷۲\n\nبزيارت ایشان توسل میجویند و بمساعدت صدق خود\nبمرادات و بمقاصد خود میرسند لیکن از نسخه معتمد\nاحوال این بزرگان مذکور نشده فاما مقرر است\n(ع) (جنبش گرد از سوار بود) تا عود در مجمر نباشد\nبوی بمشام طالبان نرسد اول بذكر اولیاء الله که در شهر\nمدفونند قیام نموده خواهد شد و بعد از ان اسامی طائفه\nکه در ظاهر قبة الاسلام هرات و توابع آن آسوده\nاند بقلم می آید .\n\nشاه زاده فرخ بن خاقان [رح]\n\nاز اعوان ابو مسلم مروزی است و از متعینان وقت خود\nبوده و شهید شده و پیوسته اهالی مملکت بزیارت او توسل\nمیجویند و بمقصد میرسند و مدفنش قریب دروازه\nخوش متصل باره است .\n\nخواجه عبدالله مصری [رح]\n\nاز متعینان اولیاء الله واکابر اتقیا بوده و در هرات\nاو را هلاکو شهید کرده و زیارت مزار او عظیم متا تر\nاست مدفنش در غاری که متصل برج قولع است و حاله\nهمان محله را بنام مبارک ایشان یاد میکنند ."}
{"book": "adl0430", "page": 81, "text": "۷۳\n\nخواجه مخفی [رح]\n\nقطب الزمان و غوث العصر والاوان در زمانه حضرت\nخواجه عبدالله انصاری قدس سره بوده و کسی از\nحال وکمال او وقوف نداشته ومدفنش در باره\nدرب قطب چاق قریب برج گوشه شهر و آنجا محل غیبیان\nوآستانه مراد است .\n\nمسجد چهار شنبه\n\nقریب برج خواجه عبدالله عصری رحمة الله علیه مسجدی\nاست متبرک مشهور است که در گوشۀ آن مسجد از طرف\nجنوب خانه ایست که جمعی از اولیاء الله در انجا\nمقبورند وبآن خانه کسی نمیرود و بغایت مهیب جای\nاست در روز چهار شنبه اهالی هرات بزیارت آن\nجا میروند و آستانۀ مراد است .\n\nمسجد گنبد خواجه نور\n\nدر نواحی آن چشمه ایست و مسجدیست آنرا مسجد خواجه\nنور مینامند و بر پهلوی آن مزار یست مشهور بخواجه\nنور در روز چهار شنبه دو رکعت نماز حاجت در ان"}
{"book": "adl0430", "page": 82, "text": "مسجد گذار دن و مراد طلبیدن و بمقصود رسیدن از مجر با تست\nو میگویند که از بنای آنموضع الی یو منا هذا چهار\nهزار سال میشود والله اعلم و پیوسته در هر قرن\nاز قرون ماضیه معبد مردم بود ه شیخ الاسلام و المسلمین\nشیخ زین الدین الخوافی قدس سره بسیار به مسجد\nمذکور میرفته و ی فرمودند که درین موضع بشرایع\nمختلفه و ادیان متنوعه طاعات و عبادات به تقدیم\nرسانیده اند و درین موضع فیض و حضور تمام بخواص\nعوام حاصل میگردد ؛ و در بعضی اساس گنبد مذکور\nچله خانه ها ساخته اند و آن خلوت خانه ها منزلی\nبس مهیب است و شبها دران موضع بسر بردن کار هر کس\nنیست و فی الواقع بسیار یا زحاجتمندان دران\nموضع بمراد و بمقصد رسیده اند که هر مستمندی سه\nچهار شنبه چاشت دران موضع دو رکعت نماز\nحاجت بگذار دالبتۀ کامروا گردد.\nخواجه امانت دار [رح]\nدر محله میران مشهور است قریب دروازه فیروز\nآباد قدوة المشایخ هرات بوده و استمداد از\nهمت ایشان اثری تمام دارد."}
{"book": "adl0430", "page": 83, "text": "۷۵\n\nخواجه مراد بخش [رح]\n\nدر محله قالین بافان قریب درب عراق است هر که\nبصدق نیت توجه نماید البته مرادش حاصل شود و\nاین معنی از مجرباتست .\n\nخواجه چهارشنبه [رح]\n\nدر محله سلانی قریب برج شمعانی و از اکابر دین است\nو روح مؤثر گرم دارد و اکثر مردم شب چهارشنبه دران\nمزار میروند بسیار با فیض است .\n\nپیر غازانی [رح]\n\nدر محله غازان قریب درب عراق از عزیزان و\nبزرگان بوده و طالبان بمیامن همت آن پیر\nصاحب کمال بمقاصد خویش میرسند .\n\nخواجه ابوالقاسم [رح]\n(آبگینه گر)\n\nدر بازار خوش قریب دروازه امام\nوقت و اکابر عصر خود بوده و در زمان ابو مسلم\nمروزی شهرت داشته و بامداد و اعانت او"}
{"book": "adl0430", "page": 84, "text": "۷۶\nفیض بر اثران میرسد.\nمزار چهل دختران [رح]\nدر محله کلاگران متصل بفصیل شهر خلایق مملکت در آنجا میروند و فیض مییابند.\nمزار شهدا [رح]\nدر رکن شرقی مسجد جامع شریف قریب باب خضر که مشهور و معروف است.\nاجد و باجه [رح]\nقریب درب فیروزآباد دو مزار است بیکدیگر متصل بآجه و باجه مشهور است و بس بزرگ است و ماجا نیازمندان است.\nبی بی نور (رح)\nدر محله شمعان قریب درب عراق و مسجدی در جوار مزار عابده زاهده بی بی نور است و گویند که پل مالان بنا کرده اوست روح بغایت گرم دارد و زیارت مزار او از مجرباتست."}
{"book": "adl0430", "page": 85, "text": "۷۷\nشیخ محمد مکی [قدس سره]\nدر اندرون درب قطب چاق از اولیاء الله ربانی\nبوده و مکرر انوار از قبر او تافته و هر کس آنجا\nمراد یافته .\nمسجد شهدا\nبر شمال خانه اسدان است در دیوار آن مسجد\nگویند شهدا مدفون و خلایق هرات آنجا توسل\nمیجویند و فیض بسیار میبا شد .\nخواجه مظفر شهید [رح]\nدر طرف جنوبی مسجد جامع هرات خانه خرابه‌\nایست در آنخانه دو قبر است یکی از ان دو قبر\nخواجه مظفر شهید است و زیارت او تریاق آزموده‌\nاست .\nمزار طفلکان\nبعضی از اطفال آنجا مدفونند در محله که بایشان\nشهرت دارد در میان درب فیروزآباد و درب خوش"}
{"book": "adl0430", "page": 86, "text": "۷۸\nزیارت ایشان مجرب است در حصول مرادات\nو مهمات\n\nخواجه خاموش [رح]\nاز قدماء مشایخ است و روح پر فیض دارد و مدفنش\nدر جوار محله طفلکان است\n\nمزار سادات\nگنبدی است قریب بمحله طفلکان و سه قبر در آنجا\nموجود است که از کبار مشایخ و سادات بوده‌اند مشهور\nاست که شب جمعه دران موضع مکرر انوار نزائیران\nمیرسد اما تا ریخ وفات آنها معلوم نشد .\nاما بدانکه جمعی که در ظاهر بلوکات هرات قریب\nشهر در پرده اند بعضی از آنها که اسامی شریف\nایشان در طبقات حضرت خواجه عبدالله انصاری\nقدس سره بنظر رسیده و از اقران حضرت خواجه\nعبدالله انصاری بوده‌اند بعد از ذکر خواجه عبدالله\nانصاری علی سبیل الاختصار مذکور شد اول ایشان"}
{"book": "adl0430", "page": 87, "text": "۷۹\n\nخواجه کاتب [رح]\n\nنزد اهل هرات چنان شهرت دارد که کاتب وحی آسمانی بوده اما در کتب احادیث محدثین او را از جمله کاتبان وحی نشمرده اند شاید که از کاتبان خلفای راشدین رضی الله تعالی عنهم باشد و روحی بغایت کرم دارد و ارباب کشف و ریاضت در مزار او بسیار فیض برده اند ومدفنش در محله شتربانان و باغ زبیده واقع شده و گنبدی بر سر تربت ان بنا کرده اند و خاقان سعید هر سال مکرر بزیارت مزار ایشان میرفته ، منقول است که محلی که حالاقبر اوست آتشکده گبران بوده چون ایشان به هرات آمدند آنجا مقیم شدند و خلایق را باسلام و متابعت دین محمدی صلی الله علیه و سلم دعوت میفرمودند بمیامن جد و جهد ایشان دین رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در هرات رونق تمام یافت و بسیاری از اهل صدق دیده اند که شب جمعه از قبر ایشان نور تافته است .\n\nخواجه کله [رح]\n\nسبب لقب کله انکه هر کس مرادی داشتی دو کله"}
{"book": "adl0430", "page": 88, "text": "۸۰\n\nگوسفند نذر ایشان کردی و بدر ویشان آنجا\nمیدادی بمراد خود میرسیدی مرقد ایشان در\nبیرون درب ملک محاذی گوشه هرات و گنبدی\nو صفه و حوض آب در محاذی قبر ایشان ساخته\nاند و حالا خراب شده است و همواره ارباب\nحاجت بآنجا تر دد مینمایند و پیوسته جمعی از درویشان\nملازم ایشان بوده اند .\n\nخواجه یافته [رح]\n\nقریب حمام سلیمان شاه در اندرون دیواری\nکه متصل بکوچه باغ زاغان است مرقد یکی از درویشان\nواقعشده که بخواجه یافته شهرت دارد درمقابل\nآن مسجدی ساخته اند و خلایق در آنجا میروند .\n\nخواجه چهل کزی [رح]\n\nدر خلف باغ زاغان مزاری و صفه قدیمی است\nو قبر طویلی و روحی بغایت گرم دارد و شرف الدین\nقصاب آن صفه را ساخته است و پسرش در پهلوی\nآن صفه لنگری مختصر منعقد گردانیده و بر جنب آن\nحوض آب ساخته اند و آن محل را بخواجه چهل"}
{"book": "adl0430", "page": 89, "text": "۸۱\n\nگزی میخوانند و از مزارات مشهور است ع (بیهوده\nسخن بدین درازی نبود) .\nخواجه سبز پوش [رح]\n\nدر محله کج کجی است شیخ الاسلام و المسلمین كهف السالکین\nشیخ جلال والدلة والدين ابو اسحاق المر سدی\nروح الله روحه میفرمود . که از روح حضرت خواجه\nسبز پوش فیض فراوان میر سد و زیارت مزا ر آن\nاز مجر باتست .\nخواجه مروارید [رح]\n\nبر کنار خندق درب عراق در خلف عمارت\nمجد د که ا کنون نواب کامکا ر میسازد از قدماء\nمشایخ هرات بوده و شهرت تمام دارد .\nخواجه مرادبخش [رح]\n\nقریب کوچه باغ زبیده مد فتش بر کنار راه واقع\nاست و حاجتمندان زیارت او را آزموده اند ."}
{"book": "adl0430", "page": 90, "text": "۸۲\n\nسید محمد مغربی [رح]\n\nدرگورستان غریبان بر شرقی باغ زبیده واقع\nشده از مشایخ بزرگوار و از مشاهیر مزارات\nهرات است و فیوضات بسیار دارد .\n\nخاك صندوقی\n\nبر سر کوچه که بمحله باغ نو میروند میان درب\nعراق و درب فیروز آباد و آن محل را بآن\nمیخوانند از مزارات مشهور است .\n\nکوی شهدا\n\nبر شمال حضرت امام عبدالّٰله الواحد شهید است وشهرت\nیافته که حضرت امام عبدالّٰله الواحد شهید را آنجا\nبشهادت رسانده اند والّٰله اعلم و حالا هموار شده .\n\nمسجد پنجه\n\nدر مقبره خوانچه آباد در شرقی امام عبدالّٰله الواحد\nبن ابو مسلم مسجد یست که آن مسجد پنجه میگویند و\nهمواره محل غیبیان بوده و شب ها تنها در ان جة"}
{"book": "adl0430", "page": 91, "text": "۸۳\n\nبسر بردن کار هر کس نیست و بسیاری از درویشان\nواولیاء الله در آن خلوت گذرانیده اند و منزلی\nبغایت سهمناک است و حالا خراب شده است .\n\nخواجه مراد بخش [رح]\n\nدر نواحی خواجه آباد در آنجا دو قبر است\nتنها در انجای بسر بردن کار هر کس نیست بخواجه\nمراد بخش مشهور است و بعضی سلطان پیر حاجات\nمیگویند .\n\nشاه ابو القیس\n\nاز بزرگان دین بوده مدفنش در جانب جنوب\nدرب خوش در بلندی واقع شده و مسجدی در\nنزدیکی مزار او بنا کرده اند و پیوسته درویشان\nکامل آنجا بسر برده اند و حضرت قطب الاقطاب شیخ\nزین الدین خوافی قدس سره مکرر آنجا شب ها بسر\nبرده اند و مریدان خاص خود را پیوسته بزیارت\nایشان تحریص میفرمود ."}
{"book": "adl0430", "page": 92, "text": "۸۴\nپیر غیبی\nمشهور بسلطان شاه زنده در بالای بلندی در طرف\nشرقی حضرت خواجه عبدالله طاقی قدس سره واقع\nشده و لوح قبرش متصل بر اصل دیوار ظاهر و هویدا\nاست وزيارت آن از مجرباتست .\n\nپیرفخر ثانی\nاز جمله ملامتیان بوده ومدفنش در بیرون درب\nخوش بمیان بازار چه متصل براه در دست چپ وقتی\nکه از شهر بیرون آیند از عزیزان بوده وخوارق\nعادات از ایشان بسیار منقول است .\n\nمزار دختران\nدر بیرون شهر قریب درب خوش نزديك كاروان\nسرای در خانه تنگی چند دختران متصل یکدیگر\nآسوده اند گویند که جمعی از دختران صالحات\nبودند واز خوف اشرار بخوانه رفته و در آنجا\nناپدید شدند وبيك روايت بطريق دیگر نقل شده علی\nاختلاف الاقوال فیض و برکت بسیار دارد و بوی"}
{"book": "adl0430", "page": 93, "text": "۸۵\n\nصلاح و تقوی از قبور ایشان بمشام جان طالبان\nو فواید بسیار بزائران میرسد.\nمحمد ماه روی\n\nاز اعزه و اهل دل بوده‌اند مدفنش در بیرون\nدرب خوش در کنار خندق از ان راه که به گازر\nگاه میروند از میان باغ سفید اهل هرات بازگشت\nتماما بآن مزار دارند.\n\nخواجه روشنائی\n\nدر نواحی باغ سفید مسجدی و لنگری آنجا ساخته\nاند و شهرت تمام دارد و بسیار حاجتمندان بزیارت\nآن مرقد میروند و بمراد و مقصد میرسند.\n\nبابا قَبْزه مجذوب\n\nدر بیرون درب خوش آنجا که سقایان آب\nبر میدارند از مشاهیر مجانین بوده و خوارق عادت\nاز ایشان بسیار صادر میشده."}
{"book": "adl0430", "page": 94, "text": "۸۹\n\nمولانا حاجی ابدال\nاز مجذوبان و بدلاء وقت بوده و هر چه بر زبان\nاو گذشتی همان شدی مدفنش در بیرون درب خوش\nمشهور و معروف .\n\nشیخ منصور\nاز اکابر علما و افاضل قدما بوده فضل و کمال\nاو بدرجه علیا رسیده مدفنش در گوشه میدان سعادت\nمتصل بباغ اخی زرگر .\n\nخواجه آدینه\nبعلم ظاهر و باطن آراسته و در صورت و معنی صاحب\nکمال بوده اما مدفنش قریب حوض چهار باغ ترکان\nدر کنار راه بطرف جنوبی مقبره حضرت قطب\nالاقطاب خواجه عبد الله طاقی قدس سره .\n\nخواجه کوزه گر\nاز بزرگان دین و اجله اهل یقین بوده مدفنش\nبیرون درب خوش قریب بکر آباد ."}
{"book": "adl0430", "page": 95, "text": "۸۷\n\nمقبره گازرگاه\n\nچندان اکابر و اقطاب و اولیا آنجا\nمدفونند که شرح و بیان ایشان در مطولات\nنگنجد مشهور است که حضرت شیخ الاسلام خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره میفرموده اند که بسیاری\nاز دوستان خدا در این مقبره در پرده اند و این\nفقیر مصنف کتاب از مولانا اعظم سعید و شیخ ارجمند\nالی جوار رحمة الکریم الوافی مولانا رکن الحق\nو الملة و الدین الخوافی شنیده ام که میگفت که چهار\nهزار اولیای کامل در گورستان گازرگاه در قبر\nاند و فیض در ان محال ریزان است اول ایشان\n\nزیارت خواجه کان هفت چاه\n\nقریب مزار حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس\nسره معروف و مشهور است و اهل هرات بعد از\nزیارت حضرت خواجه بدانجا میروند و هفت نوبت\nگرد آن مزار میگردند و هفت سنگریزه را گرفته\nبر هر کدام سوره قل هو الله احد را خوانده بر آن\nجا میریزند و خالی از حالی نیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 96, "text": "۸۸\nمحیی السنته\nدر گورستان خیابان بر دست راست رونده نزديك\nمقبرۀ معماران از بزرگان بوده‌اند امانه آن\nمحیی السنة که مؤلف کتاب مصابیح و معالم التنزیل\nاست و مقرر است که مدفن مبارك ایشان در مرو\nالرود واقع شده .\nخواجه علمدار\nدر مقبرۀ خیابان نزديك به قبر پیر تسلیم شهرتی دارد\nو مقرر است که در مقبرۀ مذکوره اعزه و اکابر\nو متقدمین و متاخرین مدفونند و در مجالس طالبان\nو راغبان ارواح مقدسۀ ایشان بامد اد و اعانت\nمشهور .\nشیخ مسافر\nاز کمل درویشان بوده و در فقر ید طولی داشته\nتاریخ وفاتش معلوم نشده اما مدفنش محاذی مدرسۀ\nگوهر شاد آغا در طرف شرقی راه خیابان نزديك\nحوض ."}
{"book": "adl0430", "page": 97, "text": "۸۹\nباباهدای مجذوب\nاز زبردستان مجانین بوده در ایام ملوک کرت\nبجذبه رسیده و بسیاری حکایات غریبه ازوی منقول است\nمدفنش در خیابان قریب سرکوچه که بساق سلمان میروند\nمعروف و مشهور\n\nمزارسر کوچه\nدر سر کوچه که بشادی بره میروند بطرف شمال با غ\nزاغان متصل براه از دست راست رونده چون بمزار حضرت\nخواجه ابوالولید احمد (رح) میروند مزار یست در بلندی\nواقع شده یکی از بزرگان سادات است روحی بغایت گرم\nدارد و قبر او شاهد حال اوست\n\nشیخ ابوالعلاء\nدر بیرون گنبد خواجه ابوالو لید احمد (رح) بر جانب\nقبله واقع شده از کبار اولیاء بوده و زائران بعد از زیارت\nحضرت خواجه ابوالولید بآنجا میروند واستمidad همت می\nنمایند مجرب است"}
{"book": "adl0430", "page": 98, "text": "۹۰\nخواجه اولین\nاز اعزه مقربان درگاه راه حق بوده مدفنش قريب پل\nتکار بر سر راه ملدام شهرتی تمام دارد از اکابر و ارباب\nحيرت بوده هرگز سواره ازان راه کسی نمیتوانست که\nبگذرد و بسیاری از اهل دل آنجا به فیض رسیده اند .\nخواجه چهارشنبه\nمد فتش قريب پل دل قرار بر کنار راه دل مالان از\nبزرگان فقراء بوده اند و زیارت ایشان را مجرب نموده اند\nپیر سرخ\nاز کبار درویشان بوده اند مد فاش در قریه سرنان بلوك\nگذاره .\nخواجه کنجان\nاز قدماء مشایخ و اولیاء هرات بوده اند مدفن ایشان\nدر اعلی سیاوشان است از بلوک گذاره ."}
{"book": "adl0430", "page": 99, "text": "۹۱\n\nخواجه عزیز\n\nاز مشاهیر اولیاء هرات بوده مدفنش در قریه کول نشین.\n\nخواجه مسعود\n\nبس عزیز و مقرب بوده ومدفنش در قریه داد شان\nاست.\n\nخواجه محمد بی نظیر\n\nاز اعزۀ وقت خودبوده وازشاگردان شیخ عبد الرحیم\nمالانی بوده و در دشت یلان آسوده اند بغایت بزرگ و\nصاحب معرفت بوده اند مدفنش قریب چشمۀ مالان است.\n\nخواجه شیرسرخ\n\nاز مریدان خواجه عبدالرحیم مالانی است مشهور است که\nنسخۀ کتاب از خواجه عبدالرحیم در مکه مبارکه ماند.\nبوده وخواجه را بمطالعۀ آن مهمی افتاده بود روزی برف\nعظیم میبارید فرمود که کیست برود و آن نسخه را بیارد\nبعد از تامل بسیار شیر سرخ را طلب کرد وجای نماز خود\nرا بوی داد و گفت برو وان کتاب را بما رسان درحال"}
{"book": "adl0430", "page": 100, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0430", "page": 101, "text": "۹۳\nخواجه رخ (۱)\nاز پیران طبقات معدود گشته و مقامات او\nمیان اهالی هرات شهرت یافته مدفنش در قریه\nشمعان است .\nخواجه پنج شنبه\nاز مفردان و عالی همتان د هر بوده از زیارت\nاو طالبان بمراد میرسند مدفنش در نزديك پل\nمالان است .\nخواجه کازرمالانی\nاز قدماء اوتاد و کمل افراد هرات بوده\nو مردمان از همت علیه او استمداد نموده و می\nنمایند مدفنش در قریه مالان است .\nخواجه سلیم\nاز اکابر درویشان ماضی است مدفنش در قریه\nمالان است .\n(۱) وقیل خواجه سیه پوش ."}
{"book": "adl0430", "page": 102, "text": "۹۴\nخواجه سلیم دستجردی\nاز متعینان اولیاء بوده مولانا شمس الدین سفو\nجردی در همه ساله از سفو جرد پیاده بزیارت\nمر قد او میر فته و استمداد و استفاده می نمودند\nمد فتش در میان گوا شا نچه و رنجان بلوك گذاره\nاست .\nخواجه طلقانی\nخواجه محمد بن عبدالر حمن طلقانی مالانی بس\nبزرگ بوده و صاحب کمال مد فتش درقریه دستجرد\nقبله چهار باغ فیر و زه است .\nشیخ علی کاکو\nاز كبار درویشان بوده و خوارق عادات ازایشان\nبسیار منقول است قبرش در زیارتگاه است قریب\nبا زار چه .\nشیخ سراج الدین\nبلخى الاصل بوده و در علم تفسیر و حدیث ید طولى"}
{"book": "adl0430", "page": 103, "text": "۹۵\nداشت و مدتی مصاحبت با پیر تسلیم نموده و وحدت\nبس عالی داشت مد فنش در قر یه شمعان است .\n\nشیخ علیا\n\nاز اکا بر فقراء و اعاظم عر فاء بو د . مدفنش در\nقر یه اسفغان است بلو ك گذاره است .\n\nخواجه بختیار\n\nاز در ویشان صاحب حا ل بو ده و قتی بس گرم\nداشت قبر ش هم د ر اسفغان است .\n\nبابابکر\n\nاز قد ما ء مشایخ هرات بو ده و صا حب مقام عالی\nمد فنش د ر قر یۀ تیر زان ا ست بلو ك ادوان .\n\nپیر ترك\n\nاز مجذو بان واهل حال بو د . قبرش در بشرات است .\n\nخاجی محمدزاده\n\nا ز ا قر ا ن قد وة ا لعر فاء مو لانا جلال ا لد ين محمود"}
{"book": "adl0430", "page": 104, "text": "۹۶\n\nزاهد مرغابی ست قبرش در زیارتگاه است .\n\nشیخ ابواسحق\n\nاز کبار محدثان و ائمه سلف بوده وفاتش در سال\nدو صد و بیست هجری بوده و مدفنش در قریه شکیبان\nسفلا است .\n\nشیخ ابونصر\n\nاز قدماء مشایخ و اولیاء و معاصر شیخ الاسلام\nاحمد الجامی است مدفنش در شکیبان علیا است .\n\nپیر چهار تخته\n\nبسیار عزیز و صاحب کمال بوده تأریخ وفاتش معلوم\nنشده مدفنش در شکیبان علیا .\nای عزیز بدانکه از مواضع متبرکه و اماکن میمونه\nقبه مختار است بالای حوض ماعیان و همواره\nمنزل اهل غیب می باشد و عزیزان و بزرگان در آن\nجا بفیض رسیده اند و در روزهای سه شنبه در آنجا\nرفتن و دو رکعت نماز حاجت گذاردن فوائد بیشمار\nدارد و تجربه شده ."}
{"book": "adl0430", "page": 105, "text": "۹۷\n\nقبر سرخ\n\nدر کوه که به بند قارون مبر و ند متصل است در پشت\nقریه ساق سلمان معروف به قبر سرخ صورت قبر در آن\nموضع ظاهر است هر که را مهمی رسد باید که غسل\nکند و جامه نو پوشیده و بآنجا رود هزار سنگریزه\nخورد بر دارد و بعد از ان دور کعت نماز بگذارد\nو در مقابل قبر آن بنشیند و بروح پاك حضرت رسالت\nپناه صلى الله عليه و سلم توجه کند و هزار یک نوبت\nبگوید که صلی الله عليك يا رسول الله و هر نوبت که\nاین را گفت يك سنگريزه را بجانب قبر اندازدو\nچون تمام شد مراد خودر ا طلب کند و در حین مراجعت\nسه درویش را دهان شیرین کند البته مرادش حاصل\nشود\n\nباب سوم\n\nدر ذکر جماعتی از اولياء و اکابر وعلماء و عرفاء\nکه بعد از وفات امیر تیمور کورکان که در خطه هرات\nو توابع آن بجوار رحمت قاضی الحاجات انتقال\nفرموده اند ."}
{"book": "adl0430", "page": 106, "text": "۹۸\n\nشیخ شهاب الدین بسطامی (رح)\nشیخ الاسلام والمسلمین مرشد السالكين صاحب\nالمقامات العليه و الدرجات السنيه كعبة الواصلين\nو قبلة الانام شیخ شهاب الدین بسطامی قدس سره\nاز اکابر اولیاء وقت خود بوده و با شیخ قطب\nالدین یحیی ایجامی قدس سره صحبت داشته و حدیث\nبر او خوانده و تلمیذ شیخ قوام الدین بسطامی\nرحمة الله عليه بوده و استفاده علم فقه را از امیر\nسید جلال الدین کرمانی به تقدیم رسانیده اند\nو بعد از تحصیل علوم بریاضت و در ویشی مشغول شده\nچندانکه بمرتبه ارشاد رسیده و کرامات و مقامات\nو کمالات او زیاده از آن است که در این مختصر\nگنجد و تالیف آنجناب در علوم ظاهر و باطن در\nمیان مردم مشهور است چنانچه علو مرتبه آنحضرت\nاز مضمون آنها معلوم میشود و همواره معتقد فیه\nسلاطین و خواص و عوام بوده ملك معز الدین حسین\nکرت جهت مریدان شیخ خانقاه بنا کرده در خیابان\nو خانزاده بیگم زوجه پادشاه سعید مزین سریر\nعظمت و سلطنت بی اشتباه امیرزاده میران شاه"}
{"book": "adl0430", "page": 107, "text": "۹۹\n\nانار الله برهانه در محله باز او خوش خانقاهی بس\nعالی ساخته و وقفی وافی دارد و بواسطهٔ قصور\nهمت و فتور که در موقوفات است اکنون خانقاه مشرف\nبر خرابی است امل واثق که بمیامن معدلت حضرت\nخاقان خلافت پناه این خیر جاری نمودار شود مشهور\nاست که هرگز شیخ شهاب الدین قدم در ان موضع\nننهاد بلکه در مرور ایام بانجا نظری نمیفرمود و\nخواجه عزیز و خواجه محمود مدرسه ها جهته شیخ\nساخته اند فاما شیخ در آنجا درس نگفت بلکه تعیین\nمدرسها فرمود و خاقان صاحب قرآن قطب السلطنة\nالدنیا والدین امیر تیمور کورکان انار الله برهانه\nتعظیم شیخ را باقصی الغایت بتقدیم میرسانید چنانچه\nاهالی هرات را در فقرهٔ بشیخ بخشید و آن شهرتی\nدارد و رحلت او بعد از وفات خاقان مذکور به\nپنجاه در آخر سال هشتصد و هفت هجری واقع\nشد و مدفنش در خیابان در خطیرهٔ امام فخرالدین\nرازی است قدس سره.\n\nشیخ عبدالحق طوسی\n\nاز علماء صورت و معنی و از اقران شیخ شاه فراهی"}
{"book": "adl0430", "page": 108, "text": "۱۰۰\nو شيخ علاء رافعی و شيخ اسمعيل خوارزمی بوده\nو پيوسته در معرفت و محبت سخن ميراند تاريخ\nوفاتش معلوم نشده مدفنش در قريه خواجه سرهق\nدر بيرن مشهد خواجه جلال الدين سرمقی است .\n\nشيخ علی رافعی\n\nاز مشاهير متأخرين و عالم بعلوم ظاهره و\nباطنه و زاهد و متقی و ناصح و واعظ بوده وبا\nامير سيد علی همدانی و شيخ سيف الدين خاوتی و شيخ\nزين الدين ابوبكر تايبادی رحمهم الله صحبت داشته و\nعمرش به شصت و سه سال رسيده قبرش در خيابان\nاست .\n\nشيخ شمس الدين بخاری (رح)\n\nاز اهل كمال و سر حلقه عارفان و ابدال و اصلش از\nبخارا بوده و در شيراز بسلوك مشغول شده و بعد\nاز وصول بمعارج ارشاد بهرات آمده و در قريه\nسروستان بسر ميبرده و ديوانی در حقايق گفته صباح\nيوم جمعه هفدهم جمادی الاول سنه هشتصد و سيزده\nجامهای که دو روز عيد می پوشيد در بر كرد و خرقه"}
{"book": "adl0430", "page": 109, "text": "۱۰۱\n\nپشمین بالای آنها بپوشید و بدست مبارک خود قبر\nخویش بکند و جامه آخرت راست کرد و در عقب غسال\nبفرستاد چون غسال بیامد بفرمود تا آب را گرم\nکردند و غسال را تعلیم غسل و قرائت بیاموخت و از\nحاضران مجلس استمدادی همت طلب نمود و گفت\nوقت رحلت ما رسیده چون در خلوت در آیم مترصد\nباشید تا سه نوبت بگویم یا هو بعد از ان بغسل و تکفین\nمن مشغول شوید بهمان منوال کار راست شد چون در\nآمدند قالب تهی ساخته بود او را در انموضع که\nطرف شمالی قریه سر وستانت دفن نمودند و در\nمزار آن فیض بسیار است و از لطایف اتفاقیه اینکه\nاز بخارا که هشتصد و سیزده است تاریخ وفات او\nمعلوم شده .\n\nمولانا شمس الدین محمد ظهیر\nشیخ الاسلام مقبول الخواص و العوام ناصح الانام\nالعالم الحریره مولانا شمس الدین محمد بن ظهیر از جمله\nمشاهیر علماء هرات بوده و کشف قلوب و قبور داشته\nو پیوسته بوعظ و نصیحت مسلمانان قیام مینمود . و مرجع\nاکابر واهالی مملکت هرات گشته و همواره کشف سالکان"}
{"book": "adl0430", "page": 110, "text": "۱۰۲\nو مشکلات و حل معضلات ایشان میفرمود و باطعام مساکین و بذل وجود شهرت تمام داشت و جنیان مسخر او بودند و حج گذارده بود و در سال هشتصد و چهارده هجری از دنیا رحلت کرده و قبرش در خیابان است در جوار پیر تسلیم و زیارت او از مجرباتست .\n\nشیخ اسماعیل خوارزمی\n\nاز جمله مشایخ خوارزم و از جمله مریدان شیخ الاسلام ربانی شیخ علا الدوله سمنانی بوده و با فرید الدین یزدی و شیخ الاسلام قدوة العارفین شیخ عفیف الدین جنید المرشدی صحبت داشته و از اقران شیخ عبد الحق طوسی قدس سره و شیخ ابو سعید خلوتی و شیخ جمال الدین سمنانی معدود گشته و حج اسلام را در یافته و مشایخ حرمین الشریفین را زیارت کرده مشهور است که بیست و چهار سال آب نخوردند و کشف قلوب و قبور داشته و استمداد همت ازوی بسیار واقع شده وفاتش در ماه رمضان سال هشتصد و چهارده هجری و مدفنش در بیرون درب ملك قریب خانقاه شیخ چاوش در گنبدی که منزل او بوده است واقع شده ."}
{"book": "adl0430", "page": 111, "text": "۱۰۳\n\nشیخ ابوسعید خلوتی\n\nاز انزه مشایخ هرات بوده و هروی الاصل و مرید شیخ سیف الدین خلوتی بوده وزهد و مقامات و ریاضات او شهرت دارد و عمرش به نود سال رسیده و در آخر نابینا شد . و در غره ذی الحجه سال هشتصد و بیست هجری وفات یافته و در خطیره خلوتیان مدفون گشته و قبرش معروف است .\n\nسید قدسی\n\nدر علوم ظاهری و باطنی صاحب کمال بوده و در زمان خاقان سعید از جانب قرشی بخارا در هرات تشریف آورده و چند وقت در قبة الاسلام هرات توقف نموده و در هرات وفات یافت مدفنش در کوه سید عبدالله مختار است .\n\nمولانا شمس الدین محمد\n\nالزاهد المتورع المتقی المشهور به ملای کلان از اکابر زهاد و عباد خراسان بوده و حنفی المذهب و از اصحاب شیخ زین الدین ابوبکر تایبادی و مولانا"}
{"book": "adl0430", "page": 112, "text": "محمود زاهد مرغابی و شیخ شاه فراهی بوده و مواعظ\nپیرتسلیم را ایشان جمع نموده و در سلك نظم آورده و\nکمالات ایشان پیش ازان است که در ین مختصر جمع\nتوان کرد ود را مر معروف و نهی منکر ید طولی\nداشت و از صحبت مردم آخر احتراز مینمود و هر چند\nخاقان سعید خواست که به صحبت او مشرف شود\nبجای نرسید عمرش بهفتا دود و سال رسیده مد فن\nایشان در مقبره زیارت گاه است\n\nمولانا جلال الدین افتخار\n\nمولانا اعظم افضل قراء خراسان اکمل ابرار\nمولانا جلال الدین افتخار الحقه الله تعا لی با صحا ب\nدارالقرار از جمله علماء هرات بوده و در فن قراءت\nید طولی داشت و جميع قرائات عشره را بر شیخ الاسلام\nو خاتم المجتهدین شمس الملة والدين محمد بن\nالجرزی خوانده و در علم حدیث نیز مهارت تمام\nداشت و کتبخانه معمور وقف طلبه کرد وفاتش دو\nسال هشتصد و بیست و سه هجری مدفنش در خیابان در\nسرکوچه امام فخرالدین رازی است قدس سره *"}
{"book": "adl0430", "page": 113, "text": "۱۰۵\n\nبابا ارسلان دیوانه\nدرویش مجذوب و عارف محبوب از متعینان مجانین بوده این فقیر از جناب حقیقت انتساب مولانا رکن الدین خافی شنودم که فرمودند که هیچ هفته نبودی که بدیدن بابا ارسلان دیوانه نرفتمی و از ایشان خوارق بی حد مشاهده نکردمی وفاتش معلوم نیست اما مدفنش در خطیرۀ پیر فخر الدین ثانی مالانی متصل بشارع عام واقع شده .\n\nپیر سه صد ساله\nشیخ سالک درویش بابا یوسف ریاضت تمام وسلوك با نظام داشت و بغایت باشکوه و باهیبت بوده مدتهای مدید در کوه ها وصحراها بآهوان بسر میبرد و معمر شده بود چنانچه شهرت داشت که سه صد سال از عمرش گذشته بود وفاتش در سال هشت صد و بیست وسه ازهجرت مدفنش در شرقی خیابان در خطیرۀ که مشهور به پیر سه صد ساله است .\n\nخواجه لطف الله بن عزیز واعظ\nواعظ باعلم و تمیز خواجه لطف الله بن عزیز از افاضل"}
{"book": "adl0430", "page": 114, "text": "۱۰۶\n\nزمان و اماجد دوران و بسیار ماهر در فن تفسیر\nو حج اسلام گذارده بود و مدتهای مدید در مسجد\nجامع هرات به نصایحت مسلمانان قیام مینمود\nوفاتش در سال هشتصد و بیست و سه هجری مدفنش\nدر خیابان هرات در جوار مقبره امام فخر الدین\nرازی و گنبد ممتاز دارد و حال خراب شده و از\nنو ا در روزگار بوده .\n\nمولانا یوسف حلاج\n\nمولانا اعظم اعلم العلماء فی العجم مولانا یوسف\nحلاج از اکابر ائمه دین واجله صدق و یقین و ماهر\nدر فن حدیث و علوم معقوله و منقوله و در درویشی\nصاحب کمال بوده و معنی وافی وجد و حال کافی\nداشت و اکثر ائمه هرات و مدرسان شاگردان\nاو بودند و تاریخ وفاتش را بر سنگ لوح او نوشته اند\nو مدفنش در خطیره امام فخر الدین رازی است .\n\nمولانا صفی الدین عطاء الله\n\nمولانا اعظم العلماء الفقها فی العرب و العجم مولانا\nصفی الدین الخوافی از متبحر دان عصر و از متعینان"}
{"book": "adl0430", "page": 115, "text": "۱۰۷\n\nدهر و به کمال علم و فضل و تقوی شهرت داشته و مدتهای\nمدید درقبة الاسلام هرات به نشر علوم دین و بشر سوم\nیقین اشتغال داشت و وفات نمود و مدفنش در\nخطیره امام فخرالدین رازی قدس سره .\nمولانا ناصرالدین الکوسوی\nزاهد متورع از متعینان روزگار بوده و در علم\nفقاهت ماهر پیوسته بذکر مشغول می شدند مدفنش در\nخطیره امام فخرالدین رازی است قدس سره و در\nاین خطیره بسیاری از علما و فضلا مثل [ مولانا\nصدرالدین امام و مولانا عبدالرحیم یارا حمد و\nمولانا عبدالرحیم هروی و لدمولانا اعظم اعلم\nالعلما مولانا سیف الدین الابهری و مولانا جنید خجندی\nقدس سره و مولانا محمد بدر و مولانا علی شاه طوسی\nمدفونند رحمة الله علیهم .\nسید یونس\nمرتضی اعظم اقدم سید یونس از اعزه سادات و\nاشراف و محدث یگانه و فصیح زمانه بوده\nمدفنش در خطیره امام فخرالدین رازی نزديك"}
{"book": "adl0430", "page": 116, "text": "۱۰۸\nمقبره شیخ بسطامی است\nشیخ ابواسحق المرسدی\nشیخ الاسلام و مرشد الانام حجة الله علی الخلایق با الاستحقاق جمال الحقيقة و الشريعة و التقوی والدین ابواسحق المرسدی الکازرونی از متعینان اقطاب روزگار و صاحب مهارت و در فنون علوم شاگرد و مرید شیخ الاسلام بلاشك و اشتباه نهنگ اولیاء شیخ زین الدین علی کلاه رضی الله عنه و ارضاه وسند حدیثش با پدر بزرگوار قدوة المحدثین و اسوة المفسرین قبلة الواصلین شیخ جمال الملة و الدین احمد المحدث المرسدی و برادر نامدار شیخ الاصفیاء امام ائمة دین جامع بین العلوم خلاصة الاصفیاء نقاوة الاتقیاء شیخ عفیف الملة و الدین جنید رحمة الله علیه در اکثر مشایخ شريك بوده و تصرفی که آنحضرت در قلوب خاص و عام میفرموده مقدور هیچکس از اولیاء متاخرین نبوده از شیراز بخراسان نقل کرده در هرات ساکن شده و بالتماس تمام خاقان سعید بدر خواست بدین آنحضرت میرفته و میفرموده که عمر عزیز اکثر اوقات بعزلت و انزوا و مطالعه وتحقیقات"}
{"book": "adl0430", "page": 117, "text": "میگذارد و اکثر خواص و عوام پیوسته ملازمت\nمینمودند و بزحمت و مبالغه تمام گاه گاهی می یافتند\nوجود و کرم و فضل و علم ایشان درجه قصوی و\nمرتبه اعلی داشت و عمرش به شصت و نه سال رسیده\nو در سال هشتصد و بیست و هشت هجری روح نازنینش\nیاعلی علیین منتقل گشت مدفنش در خطیره حضرت شیخ\nالاسلام خواجه عبد الله انصاری قدس سره است\nو شرح کمالات ایشان طولی دارد\n\nپیر قوام الدین تبریزی\n\nشیخ ناسك سالك پیر قوام الملة و الدین تبریزی\n(رح) در طریق تجرید و توکل و تفرید یگانه عصر\nبوده و پیوسته با وراد و اذکار ماثوره قیام می\nنمود و همت عالی داشت و به صحبت شیخ جمال الدین\nو شیخ کمال الدین خجندی و اقران ایشان رسیده\nبود و فاتش در ماه صفر سال هشتصد و بیست و هشت\nهجری مدفنش در راه زیارت حضرت خواجه ابوالولید\nاحمد قدس سره در حریم نهر انجیل ."}
{"book": "adl0430", "page": 118, "text": "۱۱۰\n\nمولانا شرف الدین عثمان قاری (رح)\nاز نوادر روزگار بوده و قرائت و قوف سجاوندی\nرا استحضار داشت و بزهد و ورع میگذرانید و اکثر\nحفاظ هرات و توابع آن علم قرائت را ازو اخذ\nکرده اند و بسی نفس مبارک داشت و ذکر ایشان\nدر کتاب رشحات و در ذکر مولانا شمس الدین\nمحمد روجی مجملا مسطور است وفاتش در دوازدهم\nشوال سال هشتصد و بیست نه هجری اما مدفنش در\nقریه زیارتگاه در محله که بنام ایشان مشهور است\n\nمولانا جلال الدین واعظ (رح)\nاملح الزاکرین ناصح المسلمین مولانا جلال الدین\nواعظ هروی از فحول وعاظ بوده و مدتی مدید\nبه نصیحت مسلمانان گذرانیده و تفسیر جمع کرد در\nهفت مجلد که جامع بسیاری اقوال مفسران است\nو معمر شده چنانچه در آخر عمر از سخن گفتن باز ماند\nو در سال هشتصد و سی و سه هجری از دنیا رحلت کرد\nو در گازرگاه در پشته که به تل گنج مشهور است\nمدفون شد ."}
{"book": "adl0430", "page": 119, "text": "۱۱۱\n\nشیخ عبیدالله خلوتی\n\nشیخ زا هد و سا لك و پیر نورانی و با صفا بو د و در خانقاه خلو تیا ن بذکر و سلوك مدت ها میگذرانید، و در سال هشتصد و سی و سه هجری از دنیا رحلت کرد و در خطیره خلو تیان در میان دو جوی مدفونند .\n\nمولانا رکن الدین الخوافی\n\nمو لا نا اعظم بحر الحقایق افضل المتبحر دین بین الامم الواصل الی جوار رحمة الله الوافی مولانا رکن الدین الخوافی از متعینان روز گار بود و سر ور افاضل هر ملك و دیار و عالم بعلوم ظاهره و با طنه و مرید شیخ الاسلام و مرشد الانام بلا اشتباه شیخ زین الملة و الدین محمد بن علی کلاه قدس سره بود و از اقران شیخ الاسلام والمسلمین شیخ عفیف جنید و اخوه الاعیانی المحقق الصمدانی بالاتفاق شیخ جمال الملة و الدین ابو اسحاق و مولانا اعظم قدوة العلما فی العجم مولانا جلال الملة و الدین و غیره بوده در رقم توصیف و تواریخ و فضل و سائر علوم اصول و فروع ید طولی داشت و پیوسته ملجاء حکام و ملاذ خواص"}
{"book": "adl0430", "page": 120, "text": "۱۱۲\n\nو عوام ميبود و حج اسلام را گذارده و به صحبت بسیاری\nاز اکابر رسیده و مسافری وافر نموده و در آخر\nحال اکثرا ایام در ولایت خواف بسر میبردند و گاهی\nبشهر هرات تشریف می آوردند و در قبۀ الاسلام هرات\nدر روز یکشنبه بیست و هفتم شوال سال هشتصد و سی و\nچهار هجری بجوار رحمت ارحم الراحمین پیوسته و در اندرون\nخطیره شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس\nسره در پیش روی مرقد مبارک او مدفون گشته\n\nمولانا فصیح الدین علاء الغوری\n\nمولانا اعظم افضل الفقهاء فی العجم مولانا فصیح\nالمله والدین محمد بن محمد المشهور بعلاء الغوری\nالاصل المفتی به قبۀ الاسلام هرات از متدینان روزگار\nوز هادو فقهای هرات و سالهای بسیار به فتوای\nمذهب حضرت امام اعظم رحمة الله علیه انقیاد بامر و\nقول او بوده و پیوسته بنشر علوم اصول و فروع اشتغال\nمیفرمود و عمر عزیزش از هشتاد سال بگذشت و در\nسال هشتصد و سی و هفت هجری فوت شد مدفن ایشان\nدر خطیره شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری قدس\nسره در پایان پای قبر آن حضرت واقع شده است ."}
{"book": "adl0430", "page": 121, "text": "۱۱۳\n\nمولانا رکن الدین\nشیخ الاسلام والمسلمین بقیة الاولیاء الراسخین\nمولانا رکن الدین خلف الصدق شیخ الاسلام و مرشد\nالانام شهاب الحق والدین بسطامی است یگانه\nروزگار خود بوده و از متعینان ابرار و بعلوم ظاهر\nو باطن آراسته و اکثر کتب متداوله را بخط شریف\nخود نوشته بود و در مکارم اخلاق درجه قصوی\nداشت و معمر شد وفاتش در ماه رجب سال هشتصد و\nسی و هشت هجری مدفنش در خطیره امام فخر رازی\nدر جنب پدر بزرگوارش واقع شده .\n\nمولانا زاهد شکیبانی\nشیخ کامل ربانی مولانا زاهد شکیبانی از جمله\nنازنینان عهد خود بوده و خرقه ارادت از دست\nشیخ الاسلام والمسلمین شیخ زین الدین ابوبکر تایبادی\nپوشیده و سلوك وافی داشته و وعظ موثر میگفت و\nگاه گاهی به شهر تشریف می آورد و اهالی قبة\nالاسلام هرات از انفاس متبرکه او بهره میگرفتند\nوحضرت شیخ زین الدین قدس سره با او نظر تمام داشت"}
{"book": "adl0430", "page": 122, "text": "۱۱۴\nو اوقات خود را بتوکل وتسلیم میگذرانید و فاش\nدر سال هشتصد و سی و هفت هجری مدفن ایشان در\nقریه شکیبان سفلا است .\nشیخ زین الدین الخوافي [رح]\nشیخ اسلام و مرشد الانام خاتم الاقطاب المحققين\nاسوة الجماهير السالكين الى جوار رحمة الله الوافي\nشیخ زین الدین ابو بکر الخوافی از اکابر اهل ارشاد\nومتعينان ارباب سلوک و افراد روزگار بوده و در علم ظاهر و\nباطن ید طولی داشت و مسافرت بسیار نموده و حج اسلام\nگذارده و مشایخ حرمین شریفین زاد الله شرفاً و تکریماً و\nمصر و شام را در یافته مثل شیخ زین الملة والدين العراقي\nو شیخ جلال الدین خجندی و غیرهم در علم سلوك وارشاد\nطالبان راه حق کسی باو نمیرسیده و ترویج سنت و جماعت\nراسخ بوده و بطریقه شیخ شهاب الدین سهروردی بوده اند\nو پیوسته در قمع ملا حده و بد مذهبان میکوشید و در مصر\nو شام و روم و عرب و عجم و ایران و طهران مریدان او بسیار\nبودند و تصانیف و مکاتیب وارشاد به او در میان است\nو طریقه عبادت و ریاضت و اطوار اربعینات از متاخران\nباو منتهی میشود و اوراد در عصریه و فجریه او میمنت"}
{"book": "adl0430", "page": 123, "text": "۱۱۵\n\nتمام دارد و قلوب خواص و عوام را صفای با نظام می\nبخشد و اکثر اوقات در زیارتگاه بسر میبرده و در آخر عمر\nدر گوشه کوه در نواحی گذره زاویه بساخت درویش آباد\nنام کردند دران موضع مکرر بار بعین می نشست و غلبه\nدرویشان و طالبان در ملازمت وی بسیار شد عمر شریفش\nاز هشتاد گذشته بود و در سال طاعون سنة هشت صد و سی\nو سه هجری وفات یافت و در محل دفن ایشان\nاختلافات متنوعه واقع شده و نعش مبارك ایشان را در سه\nجای نقل دادند و آخر الامر در جوار عید گاه مدفون\nنمودند مزار متبرك ایشان معمور و روز بروز در ترقی است\n\nشیخ ابوسعید گازرونی\n\nشیخ الاسلام و المسلمین زبدة المحد ثین شیخ الملة\nوالدین ابو سعید گازرونی رحمة الله علیه از زهاد و\nمتعینان و فقها و اهل حدیث است و سندش به پدر\nبزرگوار قدوة ارباب حدیث فی عصره و اوانه\nشیخ جمال الملة و الدین احمد محدث و برادر\nعالی مقدار ش شیخ الاسلام و المسلمین شیخ عفیف\nالدین جنید و شیخ المحققین با الاستحقاق شیخ جمال\nالدین ابو اسحق قدس الله تعالی ارواحهم و غیر"}
{"book": "adl0430", "page": 124, "text": "۱۱۶\n\nایشان از مشایخ و علماء پیوسته به نشر علوم شرعیه\nقیام میفرمودند و بقصد ملازمت برادر بزرگوار\nاز شیر از به هرات آمده و در آنجا بماند و شیخ\nجمال الدین ابو اسحق در وقت رحلت سجاده ارشاد\nرا با و حوالت نمود و در سال طاعون سنه هشت\nصد و سی و سه هجری در هرات وفات یافت مدفنش\nدر خطیره شیخ الاسلام خواجه عبد الله انصاری\nقدس سره نزديك قبر شيخ جمال الدین ابو اسحق\nقدس سره است .\nمولانا جلال الدین قاینی\nمولا اعظم قدوة الناصحين زبدة المحدثين مولانا\nجلال الدین محمد بن عبد الله القاینی از متعبدان مؤخر\nومجردان مقدم بوده و میفرمود که نسبت من منتهی\nمیشود به مفتی الثقلین شیخ نجم الدین عمر النسفی و مدت\nهای مدید در مقصوره هرات به نصیحت مسلمانان\nمشغول بود و قوت حافظه عجیبه داشت چنانچه اکثر\nمحفوظات او گر مکشوف شدی خلایق در ورطه حیرت\nافتادندی و در آخر حال خاقان سعيد منصب احتساب\nرا در قبة الاسلام هرات بایشان امر فرمودند و در"}
{"book": "adl0430", "page": 125, "text": "۱۱۷\nرواج شریعت و قمع بد مذهبان سعی بسیار بجا می آورد\nوفاتش در سال هشتصد و هشتاد و هشت هجری مدفنش\nدر قریۀ جفرتان در مدرسۀ که بنا کرده اوست\nواقع است .\n\nمولانا محمد\n\nبن مولانا سعدالدین تفتازانی (رح)\n\nمولانا الاعظم بقیة الاکابر والعلماء مولانا شمس\nالدین محمد بن مولی المدقق العلامه استاد الکل فی\nالمعني المحقق الربانی مولانا سعد الملة والدین\nالتفتازانی کریم الاخلاق و یگانۀ روزگار و سالها\nدر هرات مقدم علماء و فضلا بوده عمرش قریب\nبه هشتاد سال رسیده و در سال طاعون سنۀ هشت\nو سی و سه هجری وفات یافت مدفنش در اندرون\nخطیرۀ شیخ الاسلام خواجه عبد الله انصاری قدس سره\nدر مقبرۀ قضات امامیه مدفون است .\n\nمولانا نور الله خوارزمی\n\nمولانا الاعظم علامة العلماء فی العالم مولانا نور الله\nخوارزمی از مجردان علماء و متعینان فضلا بوده"}
{"book": "adl0430", "page": 126, "text": "۱۱۸\nو در فن علوم اصول و فروع عربیه ماهر و مؤلفات\nمشهور در هر فن از و مانده و مدتی مدید در قبۀ\nالاسلام هرات به نشر علوم قیام می نموده و در\nآخر حال خاقان سعید منصب خطابت مسجد جامع\nهرات را باو مفوض نمود و چند سال بدان کار اشتغال\nنموده عجب تر آن که هیچ جمعه خطبه مکرر نخواندی\nو روز جمعه تا بمسجد آمدی خطبه انشاء نمودی و در\nسال طاعون سنه هشتصد و سی و سه هجرای بجوار\nرحمت الراحمین پیوست مدفنش در خطیره حضرت\nخواجه عبدالله انصاری است در مابین قبر حضرت\nخواجه و قبر مولانا فصیح الدین محمد علاء .\n\nدرویش عبدالله\n\nسالك فيا ض بلا شك و اشتباه درویش عبد الله از\nمتعینان وقت خود بوده و در میان خلق پنهان و\nبسراق او لیائی تحت قبائی لا يعرفهم غیری متمکن\nو در اندرن شهر هرات دکان علافی داشت و پیوسته\nدر دکان قرآن میخواند و جنیان مسخر او بوده واز\nشاگردان مولانا ظهیرالدین خلوتی بود و اطاق\nدر محله خلوتیان داشت و هر سه شنبه به قبه مختار"}
{"book": "adl0430", "page": 127, "text": "۱۱۹\n\nمیرفت و بلاغیان آنجا صحبت داشت و خوارق عادات\nو مقامات و کرامات از او بسیار دید میشد و عمر\nشریفش به هشتاد سال رسیده و در سال طاعون سنه\nهشتصد و سی و سه هجری و فات یافت مدفنش در\nخطیر، خلوتیان است [رح]\n\nسید علی شبرغانی\nسالک مسلک ربانی سید علی شبرغانی رحمة الله علیه\nاز زها دروزگار و ارباب مجاهدت و ریاضت بود\nو پیوسته اربعینات می نشست و خرقه از سید علی همدانی\nمیرسید و طریقه بغایت پسندیده داشت وفاتش در سال\nهشتصد و سی و هشت هجری مدفنش در قریب باغ آهو\nدر باغچه که خود عمارت کرده بود .\n\nزین العابدین مجذوب\nمرتضی اعظم از متعبان روزگار بوده و حدیث بر\nسید علی همدانی و فقه برسید مبارک شاه هروی خوانده\nو در آخر مجذوب شده و از بسیاری که با مجذوبان\nمی نشست بجذ به رسید و مدتها در کوه ها میگشت مشهور\nاست که عمرش از یکصد و بیست سال گذشته بود تاریخ"}
{"book": "adl0430", "page": 128, "text": "۱۲۰\n\nوفاتش معلوم نشد. مدفنش در تل قطبیان است .\nبابا زکریا مجذوب\n\nدرویش مجذوب مدتهای مدیدی در سر راه\nخیابان مینشست بسیاری خوارق عادات از وی مشاهده\nمیشد و در میان مجذوبان شهرت داشت مدفنش در همان\nمحل که می نشست معروف و مشهور است .\n\nمولانا سعدالدین فارسی\n\nمولانا اعظم استاد العلماء فی عصره و زمانه مولانا\nسعد الدین الفارسی از متقیان روزگار و شاگرد\nسلطان المحققین میرسید شریف جرجانی و در علم معقول\nصاحب کمال بوده و مدتهای مدیدی در مدرسه غیاثیه\nمتصل مسجد جامع نشر علوم نموده وطاعتی بردوام\nو توجهی با نظام داشت و از خدمت او بسیاری\nطالبان به مقصد رسیدند و نماز تهجد از وی فوت نشده\nو دعای سیفی و ادعیه ماثوره بسیار میخواند و در\nماوراء النهر بخدمت مریدان خواجه علاء الدین\nعطار مشرف شده بود و مشق درویشی از ایشان\nکسب کرده بود مدفنش در خطیره امام فخر الدین"}
{"book": "adl0430", "page": 129, "text": "۱۲۱\n\nرازی مشهور است .\nمولانا محمد\nبن حاجی ابو بکر سنوگردی\n\nمولانا شیخ الاسلام افضل الزها د و مرشد الانام\nفی العصر مولانا شمس الدین محمد بن حاجی ابو بکر\nاز متقیان زمان خود بوده و در علم فتوی وزهد\nو تقوی از اما ثل و اقران خود امتیاز داشت\nمسکن ایشان در قریه سنو جرد و پیوسته اهالی هرات\nاز خواص و عوام باو تردد مینمودند و بفاتحه و\nدعای او تبرك میجستند و وعظی گرم و نصیحت دلپسند\nمیفرمودند و علم ظاهرش به تعریف باطن آراسته\nبود و عمرش بهشتاد سال رسیده وفاتش در سال\nهشتصد و چهل وهشت هجری مدفنش در قریه سنو گرد\nدر بلو ك كذا ره .\n\nبابا حسن ابدال تمرك\n\nدرویش مجذوب و مرغوب و مبدء حال سپاهی\nگری میکرده و ظلم و تعدی از او صادر میشد\nمدتی به تحصیل داری مال بطوس رفته بود و"}
{"book": "adl0430", "page": 130, "text": "۱۲۲\n\nاخی محمد طوسی او را سیاست فرمود چون بهرات\nمراجعت فرمود بعد ازان اسپ و سلاح و اسبابیکه\nداشت همه را در سر پل انجیل بدر ویشان بخشید\nو پوستین پوشید . و بگورستان خیابان رفت و آنجا\nساکن شد جذبه او را فرا گرفت و جلالیه بر او\nغالب شد و نظری قوی داشت و اهالی هرات از\nترك و تاجيك بديدن او میرفتند و معمر شد مدفنش\nدر شرقی خیابان است و ایوان و حجره های\nعالی دارد .\n\nبابا جمال مجذوب\n\nاز اعزه مجانین بوده و در مبداء حال مكتب\nداری میکرد بعد از ان که بجذبه رسیده بود اکثر\nاوقات در میان جوی های آب میبود در تابستان\nوزمستان و جوی هارا پاك ميكرد وبطريق كه در\nمتخيله او قرار گرفته بود حروف تهجی و بعضی از\nسوره های قرآن مجید را میخواند و بدعای ماثوره\nبعد از ختم قیام مینمود و بسیار قوی مشرب بوده و\nبعضی که با او اخلاص داشتند او را بخانه خود میبردند\nويك روز نگاه میداشتند و گاهی بودی که در خانه"}
{"book": "adl0430", "page": 131, "text": "۱٢٣\n\nکسی رفتی و یکی دیگری را گفتی که این مرد چرا\nنمیر و د ما را به تنگ آورده وفی الحال برجستی\nو از ان منزل بیرون رفتی و با هیچکس التفات نکردی\nو بهیچ نوع او را تسکین نتوانستی داد و بكرات و\nمرات این معنی از و مشاهده رفته مد فتش [۱] به\nدرب قطب چاق نزد يك بازار است و بر محوطه\nاندك عمارتی دارد و زیارت او مجرب است .\nبا با خمیر کبر ابدال\nاز بدلاء وقت بوده و اکثر اوقات در گورستان\nخیا بان بسر میبرده مدفنش در شرقی خیابان است .\nپیر سرخ\nاز اعزه دوستان حق بوده زمستان و تابستان\nدر برف و باران بردکان که بسر راه ساق سلمان\nاست نشسته بود و پای او زخمی داشت وضو میساخت\nو نماز میگذارد و از هیچ کس چیزی نمی طلبید ، جمعی\nکه بر حال او وقوف داشتند گاهی مقدار طعام پیش\n\n(۱) و در نسخه های دیگر لفظ درب قطبی چاق\nموجود نیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 132, "text": "م١٢٤م\nاو بر دندی اگر شبهتی داشتی تناول نکردی واگر شبهتی نداشتی دران تصرف کردی واکل نمودی و قبرش در همان محل است که در حین حیات می نشست اما تاریخ وفاتش محقق نشده .\n\nسید محمد اشرف [رح]\nمقتدای اعظم افتخار اتقیاء فی العجم سید شمس الملة و الدین محمد بن اشرف از اکابر سادات و متعینان اشراف روزگار وصاحب ولایت تمام وزهد و تقوی بانظام داشت خاقان سعید اورا در هرات برابر باب عمايم قبة الاسلام تقدیم می فرمود. و مکارم اخلاق فراوان داشت و بغایت واجب التعظیم میبود عمرش از هشتاد گذشته بود وفاتش در سال هشتصد و پنجاه هجری مدفنش در خیابان است محاذی مدرسه ابوسعید میرزا .\n\nبابا کیلانی [رح]\nاز ملامتیان بوده مدتی در گلخن حمام امیر علی شیر که در محاذی درب عراق است بسر می برده بعد ازان جای رفت و در جوار باغ زبیده قریب"}
{"book": "adl0430", "page": 133, "text": "۱۲۵\n\nقریه مغولان تکیه بساخت و بعضی اراضی آن موضع را\nصالحه زراعت گردانید و در آخر طریق خمول اختیار\nکرده پیوسته جمعی از قلندران وملا متيان ملازم\nاو بودند و مردم شهر بدیدن او میرفتند و پیوسته ديك\nكلان صرف آینده و رونده میکردند و مدفنش در همان\nمحل است که خود اختیار کرده بودند و خوارق عادات\nاز و مشاهده میرفت .\n\nمولانا سراج الدین ملتانی\n\nمولانا اعظم اعلم العلماء ذی الفضل العالى و الفقر\nالمتعالى والورع الدايم مولانا سراج الدین ملتانی\nاز متعینان زهاد وقت خود بوده و تربیت یافته شیخ\nالاسلام والمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و\nمنظور نظر خواص آن بزرگوار دین بوده و بعد از آن\nقایم مقام او و مقتدای مریدان ایشان بود و طریقه به\nغایت عالی داشت و فقر وسلوك وولایت او بر هر کس ظاهر\nمیشد و بطريق اخیار میگذرانید فوتش در سال هشتصد و چهل\nويك است مدفنش در تخت مزار شیخ زین الدین\nالخوافیست ."}
{"book": "adl0430", "page": 134, "text": "۱۲۶\n\nشیخ بهاء الدین عمر جفاره کی\n\nشیخ الاسلام و کهف الانام ملجاء الخاص والعام قبلة\nالسالکین بعلو الهمة و سمو و النظر شیخ بهاء الدین عمر\nاز مریدان حال خود شیخ محمد بن شاه فراهی\nبعلوم ظاهر و باطن بسیار بلند و صائم الدهر و\nمشرف به قلوب و قبور و معتقد فیه سلاطین و حکام و\nملاذ و ملجاء خواص و عوام بوده مولدش در فراه\nو در هرات نشو و نما یافته و کارش بغایت بالاگرفت\nو کرامات و مقامات وی درین مختصر کجا بیان گردد\nشرح اوصاف بزرگی او نتوان نوشت در ایام سلطنت\nامیر زاده بابر دعوت حق را لبیک اجابت نمود و\nنقدی که داشت بخلف الصدق خود گذاشت و فات ایشان\nدر روز سه شنبه سلخ ربیع الاول در سنه هشتصد و پنجاه\nو هفت هجری واقع شد مدفن ایشان در شمال زیارت\nشیخ زین الدین الخوافی جنب عیدگاه هرات است.\n\nمولانا جلال الدین الکرمانی\n\nمولانا شیخ الاسلام والمسلمین عارف یگانه زمان\nخود بوده و جامع میان علم ظاهر و باطن و مربی"}
{"book": "adl0430", "page": 135, "text": "تربیت شيخ الاسلام ومرشد الانام با لاتفاق شيخ\nجمال الدين ابوبكر اسحق كازرونی المر سدی بود و\nميان شيخ واولياء عظام سفارت مينمود و اخبارغيبی\nمی آورد و میبر ده و سلوك وافی داشت و رياضت\nشاقه کشیده تا بمقصد اصلی رسیده و كشوفش بصحت\nموصوف واخبارش بصدق معروف و هموار ه شعر بافی\nکسب ميکرده واز همين درك معيشت عیال داری خود\nمينمودو در وقت خاص بدرس طلبه مشغو ل ميشد و تو جه\nدایم داشت ونور بشره از حضور دل خبر میداد مدفنش\nدر خطیره امام فخر رازی درخلف پنجر ه که محیط\nاست بمرقد امام مذکور و فیض وافی از روح آن\nبزائیران میرسد .\nمولاناسعدالدین الکاشغری (رح)\nمولانا شيخ الاسلام قدوة العرفا واسوة الكبراء في\nعهده واوانه مولانا سعد الدين الکاشغری قدس سره\nاز اکابر اولیاءالله بوده و بطريق عالی درجات خواجه\nگان نقشبنديه قدس ارواحهم سلوك ميفرموده و در\nانجمن بخلوت میگذرانید ومقامی بغايت شگرف داشت\nو معتقد فیه تمامی اعزه و حكام وخواص و عو ا م"}
{"book": "adl0430", "page": 136, "text": "۱٢٨\n\nبوده و خلیفه حضرت مولانا نظام الدین خاموش قدس\nسره بوده اند و بخدمت حضرت سید قاسم تبریزی و\nمولانا ابو یزید پورانی و شیخ زین الدین خافی و شیخ\nبهاء الدین عمر جغاره گی رسیده اند و صحبت ها نموده\nو حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره شاگرد\nو مرید و داماد ایشان بوده وفات ایشان در اثنای\nنماز ظهر روزی چهار شنبه هفتم جمادی الاخری سال\nهشتصد و شصت هجری مدفن ایشان در خیابان در تخت\nمزاری که بجهه ایشان تعیین نموده بودند و مولانا\nعبدالرحمن جامی قدس سره وصیت فرموده بود\nکه در پیش روی ایشان مدفون گردند در همان جای\nمدفونند .\nمولانا جلال الدین ابو یزید پورانی\n\nمولانا شیخ الاسلام مغفور سعید القطب النورانی\nمولانا ابو یزید پورانی قدس سره بر طریقه سلف\nو شیوه اقطاب و ابرار و صحابه کبار میگذرانید و\nمناقب علیه او بیش ازان که در حیز تحریر در آید\nو به صحبت مولانا ظهیر الدین خلوتی رسیده اند و\nمعتقد طریقه ایشان بوده اند و حضرت مولانا عبدالرحمن"}
{"book": "adl0430", "page": 137, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0430", "page": 138, "text": "۱۳۰\n\nو با خواص خود میگفت که بمن نمودند که عرصه مملکت\nآن صاحب کمال همایون واصل ومتواصل گردد\nو عمر شریفش به نود سال رسیده بود و در آخر\nسال هشتصد و شصت و دوی هجری بجوار رحمت ارحم\nالراحمین پیوست و مدفن ایشان درقریه پوران\nخاصه در تخت گاه که بجهة ایشان ساخته شده است.\nمولانا شمس الدین محمد کوسوی\nوی از اولاد کبار و احفاد بزرگوار کهف\nالانام منظور نظر ملك علام شیخ الاسلام احمد\nالجامي قدس سره است خواجه معین الملة والدين\nمحمد المشهور بخواجه محمد کوسوی از اقطاب\nو وزگار و مشایخ کبار و ناصح جمیع خلایق و\nصاحب کشف و شهود و عارف بحقایق قرآنی وحدیث\nبود و در هنگام وجد نظر مبارك او بر هر کس که افتادی\nآنکس البته بیهوش شدی و در منبر وقتش بسیار\nخوش میشد و در مجلس شریفش فیوضات ربانی بر\nمفارق مستمعان نثار میشد و اخلاص تمام و اختصاص\nبا نظام بدولت خواهان حضرت خلافت پناه خاقان\nسعید داشت و در ان وقت که در هرات فتور واقع"}
{"book": "adl0430", "page": 139, "text": "۱۳۱\n\nشده بود بمجاهده مردم بیگانه واهل فجور اشتغال\nمینمودند روزی جمعه اتفاقاً از حمام بیرون آمده\nبودند در راه بر منکرات وقوف یافتند عظیم\nملول شدند بعد از نماز جمعه که مجلس میفرمودند\nاتفاقاً ناظم الحروف در آن روز خود را مشرف\nداشته در اثنای وعظ استغراق واقع شده و\nحکایات بلند بزبان ایشان بگذشت و در انمیان\nفرمودند که ایها الناس عجب حالیست که جماعت\nاجنبی اند و حالا پیدا شده اند و در مملکت دیگران\nبغیر حق تصرف کرده اند تا باین غایت بی راهی\nو فجور مینمایند و خبر ندارند که خداوند ملك عنقریب\nمظفر و منصور میرسد خلایق متحیر شدند و با یکدیگر\nگفتند که آیا مآل این سخن بکجا خواهد رسید و فقیر\nتاریخ آن روز را نوشته چهل روز بگذشت که عسکر\nهمایون حضرت خلافت پناه در صحرای گازرگاه\nنزول فرمودند وفاتش در سال هشتصد و شصت و سه\nهجری مدفنش در کنج مغربی مسجد جامع از طرف جنوب در\nهمان خانه که منزل ایشان بود در جوار مزار متبرك\nخواجه مرغزی رحمة الله علیه ."}
{"book": "adl0430", "page": 140, "text": "۱۳۲\n\nمولانا جلال الدین محمود امامی\n\nمولانا شیخ الاسلام اعظم جامع اقسام کمالات\nذی الطالع المسعود و الخلق المودود مولانا\nجلال الدین محمود الامامی از اعیان اکابرقبة\nالاسلام هرات و مقتدای قبایل و اقوام و خلیفه و\nتابع بدر منیر سلطان سید احمد کبیر رفاعی قدس سره\nبود و اوراد و اذکار عالی داشت و با اکابر و افاضل\nبسیار صحبت میداشت و جمیع محصولات و اسباب مورثی\nخود را صرف فقرا و مساکین احمدیه و مرشدیه و غیر هم\nمیفرمود و لقمه ارباب مناصب تناول نمیکرد و عمرش\nبه نود سال رسیده بود و در سال هشتصد و شصت و سه هجری\nوفات یافت مدفنش در خطیره امام فخر رازی در\nجوار مشایخ بسطامی قدس الله ارواحهم .\n\nبابا کوکی مجذوب\n\nدیوانه کرم بود و هیبت تمام داشت و سخنان تلخ\nبسیار میگفت و او را از مشاهیر مجانین میشمردند روزی\nشیخ زاده پیر قوام که در ایام دولت بابر بمرتبه\nصدارت رسیده بود و سواره در سر پل انجیل میگذشت"}
{"book": "adl0430", "page": 141, "text": "۱۳۳\nیا با کوکی سنگی چند در دست داشت یکی از آنها\nرا بطرف شیخ زاده انداخت بمیان دو شانه او\nخورد و عظیم متاذی شد با نوکران خود گفت\nتا با با را بسبارات کردند یکسال بسر نکشید که دولت\nاو منقضی گشت نه شیخ زاده ماند و نه مریدان به يك\nباره گی خراب و بر هم شدند وفاتش در سال هشتصد\nو هشتاد وچهار هجری مدفنش در خیابان است .\n\nمولانا محمد جرجانی\n\nمولانا اعظم اعلم العلماء فی العجم حاوی الفروع\nوالاصول جامع المعقول والمنقول المشتهر طینته وفضائله\nبين الامم معدن العلوم و الحكم مولانا شمس الملة\nوالدین محمد الجرجانی از فحول علماء واعیان فضلاء\nو استاد اكثر طلبۀ خراسان وعقیدۀ پاك و بدايۀ بغایت\nخوب داشت و مدتی سی سال كتب متداولۀ مشكله مثل شرح\nقاضی مصباح و شرح موافق وشرحين مفتاح و كشاف\nرا بی مطالعه درس میگفت و شاگرد مولانا اعظم علامة\nالعلماء في العالم مولانا جلال الملة و الدین یوسف\nالحلاج بوده و ازو تربیت یافته و عمرش از هشتاد\nسال گذشته بود و در سال هشتصد وشصت و چهار هجری"}
{"book": "adl0430", "page": 142, "text": "۱۳۴\n\nوفات یافت مدفنش در تخت گاه شیخ زین الدین\nالخوافی است .\nمولانا زاهد طفلکانی\n\nمولانا اعظم المشایخ و الاماجد العالم الربانی\nمولانا زاهد طفلکانی از اعزهٔ روزگار وصلحای نامدار\nو در علوم صوری ومعنوی صاحب اعتبار و متقی و عابد و زاهد\nو بر طریقهٔ زمینهٔ سلوک میفرمود مولانا اعظم قدوة\nالسالکین مولانا سراج عالم باونظر تمام داشت فی الواقع\nاز اکفاء و اقران خود ممتاز بوده و در سال هشتصد وشصت\nوچهار هجری وفات یافت مدفنش در تخت گاهی شیخ\nزین الدین الخوافی است .\nاین بود اسامی اکابر و اعیان افاضل واشراف مشایخ\nواقطاب که در خطهٔ قبة الاسلام هرات و بلوکات آن در\nپرده اند و همواره مقصد زوار و معاذ و ملاذ صغار وکبار\nاهالی مملکت از خواص وعوام میباشند و در فوشنج (۱)\nکه از نواحی قبة الاسلام هرات است وحال مشهور به قریهٔ\n\n(۱) فوشنج شهری بود که آن را قبل از بناء هرات\nپوشنك بن افراسیاب بنا کرده بود كذا فی عجایب\nالبطلان ."}
{"book": "adl0430", "page": 143, "text": "۱۳۵\n\nزنده جان میباشد از قدیم الایام تاحال مسکن مردم نيك\nبوده و میباشد و بسیاری از اکابر و محدثان و فضلاء و\nبزرگان مثل شیخ ابوالحسن فوشنجی وشیخ عبدالحق که از\nنسل حضرت شیخ احمد جام است و غیره بزرگان\nمدفونند ؛\n\nاستقصای مزارات هرات را نمودن امر خطیر (۱)\nاست و در تاریخ مکمل که از مولفات این فقیر است\nاستقصای آن واقع شده امل واثق که بمیامن انظار\nعنایت و مساعدت اهتمام ارکان دولت حضرت خلافت\nپناه کشور ستان سلطان ابوسعید گورکان خلد الله\nتعالی ملکه و سلطانه این نسخه شریفه و سائر توالیف\nاین فقیر که مدتها است در پس پرده خفا مانده بر\nمنصه [۲] ظهور و عرصه عرفان اشتها ر منظور مطالعه\nو ملاحظه اهل روزگار کردد والله علی کل\nشئی قدیر \nخاتمه موعوده ؛ مشتمل بر چند کلمه که اظهار آن\nبر این مسکین واجب است مثل ادای دین و استماع\nآن حسب الامکان بر نواب کامکار فرض عین است\n\n(۱) خطیر بالخاء المعجمه امری امری بزرگ .\n(۲) منصه تخت جلوگاهی عروس ."}
{"book": "adl0430", "page": 144, "text": "۱۳۶\nامید است که بشرف قبول مشرف گردد انشا الله تعالی\nبر مرآت ضمیر مطیعان سرادق دولت و سعادت که\nسجلجلال ارواح عالم غیب و شهادت است معروض\nمیگردد که نعم نامنتهای حضرت الهی بمرتبه بر مفارق\nعظمت وا بهت ملازمان این آستان ظفر آشیان فائض\nمیشود که عقول افهام انام بادراک کیفیت و کمیت\nآن نمیتواند رسید و بمقتضای قضیه شرطیه ولئن شکر\nتم لازیدنکم بر ذمه همت حجاب بارگاه کیوان پناه\nلازم و متحتم است بتمهید قواعد شکر واهب العطايا\nاشتغال فرمودن تا مستوجب زیادتی گشته هر ساعت\nدولت تازه و هر لحظه نصرتی بی اندازه بروز کار\nهمایون و صول یا بد چون مقرر است که این فیوضات\nلاریب بمدد عنایت عالم غیب بی شائبه نقص و عیب\nمتعاقب برساحت آمال وامانی معتکفان این عتبه [۱]\nسپهر مرتبه نزول مینماید پس واجب که بر طبق فرمان\nواجب الاذعان واحسن كما احسن الله اليك عنان\nعاطفت را بصوب تفقد و اوضاع مستمندان معطوف\nدارند هر آئینه مستلزم استخلاد دولت و جهانی\nاست چون در جمع نمودن این رساله توجه خاطر\n\n(۱) عتبه پیشگاه دراست ."}
{"book": "adl0430", "page": 145, "text": "۱۳۷\n\nدریا مقاطر خدام است به تحقیق و یقین نمودن مراقد\nاولیا و اکابر و اشراف تا بعد از معرفت مزارات\nآن طایفه در هنگام ظهور مهمات استمداد همت از\nروحانیت ایشان طلب نموده مقاصد و مطالب حاجات\nو مآرب بحصول موصول نزاید بهمین منوال اگر در\nچنین مجال بترفیه احوال کسب و کمال و ترقی برمساعد\nاقبال شان که متفق علیه است پردازند یقین که اثر این\nمعنی از غیر آن کمتر نخواهد بود بعد از ایضاح مقدمات\nاگر بتفاصیل حکایات شروع مینمایند مقصد بطول می‌انجامد\nو با برام منتهی میشود حسن ادب تجویز این معنی نمی‌\nنماید بر وفق کلام معجز نظام که (خیر الکلام ما قل\nودل) عرضه داشت ارکان دولت می نماید که دفع بدان\nو قمع ددان و کشف استار ظلم و شقاق و تحقیق معاملات\nمرد زان و قلابان و فریاد رسی مظلومان وافتاده گان و\nغریبان واستخلاص عجزه از دست تطاول اقویه و بد\nگویان و تمیز رسوم ظلمه جافیه از صولت شریعت\nمحمدیه علیه الصلوات والتسلیمات و التحیه و قواعدسلاطین\nماضیه و کسب ذکر جمیل و ثنای جزیل و تاسیس سنت\nحسنه چند تاقیام قیامت متمسک آیندگان باشد از اهم\nمهمات است مناسب حال این دولت ظاهره چنان مینماید"}
{"book": "adl0430", "page": 146, "text": "۱۳۸\n\nکه چندان خیرات بمساعدت نواب کامگار فلك اقتدار ممضى\nومجرا شود که سلاطین روی زمین دستور دولت خود\nشناسند دلیل صدق این معنی خبر معتبر [ من سن سنة\nحسنة ] كافي و وافي است تمت الكتاب جلد اول\nرسالة مزارات هرات بتاريخ یوم دوشنبه بیست\nیکم شهر ذی قعدة الحرام سنه يكهزار وسه صدوچهل\nو هشت من هجرة النبوی صلى الله عليه وعلى آله واصحابه\nوسلم حرره العبد الفقير دين محمد بن مرحوم تاج محمد\nبن مرحوم آخند ملا شهاب الدین قوم پوپلزائی\nقندجانی الهی ببرکت ارواح پاك مزارات کثیر\nالبركات دارالنصرت هرات راقدس الله ارواحهم\nواین بنده گنه کار شرمسار و باقی اهل هرات را هدایت نمائی و\nتوفیق بر طاعت واجتناب از معصیت کرامت فرمائی\nآمین ثم آمین یارب العالمین برحمتك ياارحم\nالراحمين ."}
{"book": "adl0430", "page": 147, "text": "۱۳۹\n\n- [بسم الله الرحمن الرحيم] -\n\nسپاس و ستایش مر خدای را سز است که آئینه\nدل دوستان را جلوه گاه جمال ذات کریم خود\nگردانید و بحکم [الاناء يتر شح بما فيه] پر تو نور\nقدیم خود را بر صفایح وجود ایشان هویدا ساخت\nكما قال رسول الله (ص) الذين اذا رادوا ذكر الله وصلواة\nورحمت خدای به افضل ارباب فنا و بقا یعنی سرخیل انبیاء صلوة\nالله وسلامه عليه وعليهم ورحمت بر خانواده پاك او و\nبر اصحاب و جمعی که پیروی ایشان گشته اند الی\nيوم القيام باد :\n\nبعد برای صواب نمای حقایق آگاهان معارف\nانتباه مخلصان و معتقدان اهل الله عرضه میدارد\nفقیر حقیر پر تقصیر لازم التقصير عبيد الله بن ابو سعيد\nهروی که چون کتاب مقصد الاقبال که عالم کامل و\nعارف فاضل امیر سید عبد الله الحسينى المشهو ربه\nاصيل الدين واعظ که در سنه هشتصد و شصت چهار\nهجری تصنیف نموده بود و مزارات عالی درجات هرات\nوا که تا ایام سعادت فرجام ایشان بحكم ( اولیاء\nالله لا يموتون بل ينقلون من دار الفناء الى دار البقاء )"}
{"book": "adl0430", "page": 148, "text": "۱۴۰\nبرای دیگر نقل نموده اند در ان رساله تحریر شده\nو ذکر خود ایشان و اولیاء عظام و مشایخ ذوی\nالاحترام که بعد از ایشان بوده اند و ذکر آنها\nمتفرق بود در سنه یکهزار و صدو نود هشت هجری که\nسه صد و سی و چهار سال از تصنیف کتاب سابق گذشته\nبود هيچ يك از فضلای بلاغت شعار بخيال این نیفتاد\nکه در یکجا جمع نمایند ،\nبناء عليه این بنده محقر با وجود قلت بضاعت و عدم\nاستطاعت بسبب کمال اعتقاد و ذوق زیارات عالی\nدرجات جمعی از اولیا الله که ذکر ایشان در نفحات\nالانس و رشحات وحبیب السير و وسیله الشفاعات\nو سائر کتب که بنظر رسیده در جزوی علیحده در آخر\nکتاب رساله مزارات سابق تحریر نموده که هر کس ذوق\nزیارت داشته باشد مطالعه کند و بزیارت بزرگان\nاشتغال نماید تا بمضمون حديث شريف نبوى صلى الله\nعلیه و سلم اذا تحیرتم فی الامور فاستعينوا من اهل\nالقبور اعانت از اولیاء الله خواسته بمطالب و بمقاصد\nبرسد\nفائده زیارت : حضرت حقایق و عرفان پناه مولانا\nعبدالرحمن جامی قدس سره در کتاب نفحات الانس"}
{"book": "adl0430", "page": 149, "text": "۱۴۱\n\nدر ذکر ابوالمکارم رکن الدوله احمد بن محمد\nنقل کرده اند که درویشی از وی سوال کرد که\nچون این بدن را در خاک ادراکی نیست و روح\nاز وی مفارق شده در عالم ارواح حجاب نیست چه\nاحتیاج است بسر خاک رفتن چه در هر مقام که\nتوجه کنند بروح آن معلوم است حضرت شیخ فرمودند\nکه فائده بسیار دارد یکی آنکه چون کسی بزیارت\nکسی میرود چندان آن زیارت خوش میشود و چون سر خاک رود\nو بحس مشاهده کند حس او نیز مشغول شود و بکلی\nمتوجه شود فائده بیشتر داشته باشد دیگر آنکه\nهر چند ارواح را حجاب نیست و همه جهان اورا\nیکی است اما در بدن که هفتاد سال با او صحبت داشته\nو بدن محشور او که بعد از حشر ابدالاباد خواهد\nبود آنجا باشد بآن بدن نظری و تعلق بیشتر باشد فوائد\nزیارت بسیار است اگر کسی اینجا توجه کند بروحانیت\nحضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم فایده می یابد\nواگر بمدینه مشرفه منوره رود و روحانیت حضرت\nرسول الله صلی الله علیه و سلم از رنج راه او با خبر\nباشد و چون آنجا رود و به حس مشاهده کند و بکلی\nمتوجه شود فائده آن را با این چه نسبت است اکنون"}
{"book": "adl0430", "page": 150, "text": "۱۴۲\n\nبذکر مزارات عالی درجهات و تاریخ وفات و مدفن\nایشان که در کتب مذکور شده قیام نموده خواهد\nشد و منه الاعانة و التوفیق\n\nمولانا نورالدین عبدالرحمن\nالجامی قدس سره\nفضائل و کمالات آنجناب مانند آفتاب جهان تاب\nمنور عرصه ربع مسکون است و رشحات اقلام فیض\nانجام آن زبده شیخ و شاب بسان قطرات سحاب\nخضرت بخش فضای بوقلمون از جواهر نظمش صدف\nالافلاک پر و درر افروز است و از لآلی نثرش عرصه\nعالم خاک جواهر اندوز و تصانیف ایشان بعدد لفظی\nجامی پنجاه و چهار است و همه در عالم مشهور مثل\nشرح ملا ونفحات الانس و هفت اورنگ مشتمل بر\nهفت کتاب و بهارستان و غیره و حضرت مولانا را فهمی\nو طبعی بود که بالاتر از ان کس را نباشد و بسیار\nخوش خلق و خوش تکلم بود و مطائبهای شیرین میفرمود\nلقب اصلی ایشان عمادالدین و لقب مشهور نورالدین\nو تخلص جامی و نام والد ماجد ایشان نظام الدین\nاحمد بن شمس الدین محمد دشتی است ودشت محله"}
{"book": "adl0430", "page": 151, "text": "م ۱۴۳ م\nایست از اصفاهان حنفی مذهب بوده اند و حضرت\nمولانا عالم و فاضل و در فنون علم ظاهری و باطنی\nجامع و مقبول عامه و مقتدای اهل ماوراء النهر وخراسان\nو پیشوای زمان بوده اند و سلطان حسین میرزا را\nکمال عقیدت و نیازمندی بخدمت ایشان داشت و از\nکمل مریدان مولانا سعد الدین کاشغری بود ه و حضرت\nخواجه محمد پارسا را در ایام طفولیت ملازمت کرده\nبودند و حضرت پاره التفات کرمانی بدیشان عنایت نموده\nبود و خواجه عبیدالله احرار قدس الله سره کمال تعظیم\nو احترام شان مینمودند چنانچه در مکاتیب خود لفظ عرضه\nداشت می نوشتند و میفرمود که آفتابی در خراسان است\nمردم آنرا گذاشته برو شنائی چراغ بماوراء النهر\nمی آیند با وجود این بزرگی گاهی اظهار درویشی و کرامات\nنمی فرمودند و خود را بلباس عالم ظاهری و گاهی برصفت شعر و شاعری\nپنهان میداشتند و میفرمودند که ستر حال شرط این\nطریقه است و هرکس از فقرا بلباسی مستور است و این\nفقیر با حسن لباسی که لباس علما ست مستورم ولادت با\nسعادتش در شب بیستم شعبان المعظم سال هشتصد و هفده\nهجری و مدت عمر ایشان به هشتاد و یکسال رسید.\nو فاتش بعد از فوت حضرت خواجه احرار بسه سال در"}
{"book": "adl0430", "page": 152, "text": "۱۴۴\n\nسال [۸۹۸] هشتصد و نود و هشت از هجرت روز ۵ شنبه هجدهم محرم الحرام در وقت اذان صبح وفات نمودند خاقان کبیر سلطان حسین میرزا و امیر علی شیر و سائر وارکان دولت و از سادات و علما و مشایخ بمنزل آن جناب که قریب پل تولکی بوده و مشهور است بدولتخانه تشریف برده بعد از لوازم تجهیز و تکفین بعیدگاه هرات برده و در پیش روی پیر بزرگوار ایشان مولانا سعد الدین کاشغری دفن نمودند و مزار آنحضرت قبله حاجات و کعبه مرادات است و اکثر مردم هرات روز شنبه بزیارة ایشان میروند و فیض و فتوح میبرند مناقب شان بسیار است درین مختصر نمیگنجد .\n\nخواجه محمد اکبر [قدس سره]\n\nمشهور به خواجه کلان پسر کلان حضرت مولانا سعد الدین کاشغری است از اصحاب حضرت خواجه عبیدالله احرار قدس الله اسراره بوده اند و حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره در صفت ایشان می فرمودند (خاك او بهتر ز خوان دیگران) وفات ایشان صبح پنجشنبه دوازدهم جمادی الاخري سال نهصد و چهار هجری و قبر ایشان در تخت مزار والد ایشان است ."}
{"book": "adl0430", "page": 153, "text": "۱۴۵\n\nخواجه محمد اصغر [رح]\n\nفرزند خورد مولانا سعد الدین کاشغری است مطلع بر دقایق تفسیر و حقایق تاویل بود وفات ایشان در ولایه زمین داور در سال نهصد و شش هجری و بعضی از خدام نعش مبارك ایشان را در هرات آورده در عقب والد ایشان مدفون نمودند مخفی نماند که هر دو خواجه حافظ قرآن مجید بودند و در علوم ظاهری و اخلاق باطنی شهرت تمام دارند .\n\nمولانا محمد جامی [رح]\n\nبرادر مولانا عبدالرحمن جامی قدس سره اند و حضرت مولانا جامی صاحب در ترجیع بند مرثیه ایشان فرموده اند ! بیت\n\nمن بودم از جهان و گرامی برادری * در سلك اهل فضل گرانمایه گوهری\nزانسان برادری که در اطوار علم و فضل * چون او نزاده مادری ایام دیگری\n\nوفات ایشان در سال هشتصد و هفتاد و هفت هجری بود مدفنش در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است ."}
{"book": "adl0430", "page": 154, "text": "۱۴۶\n\nمولانا عبدالغفور لاری\n\nلقب اصلی شان رضی الدین است و اصل ایشان از لار\nاست از اعیان آن دیار بوده و از اولاد ابن سعد\nعباده (رض) اند که مهتر قبیله خزرج است و از کبار صحابه\nانصاری است و از اصحاب مولانا نورالدین\nعبدالرحمن جامی است در طریقت و شاگرد رشید\nایشان بود در علوم و بر کتاب شرح ملا و نفحات\nالانس حاشیه نموده و حضرت جامی صاحب در مدح\nایشان گفته اند .\n\nبیت\n\nآنجا که فهم و دانش مرغی بود شکاری * باز یست تیز رفتار عبدالغفور لاری\nو در علوم عقلی و نقلی یگانه زمان و فرزانه دوران\nبوده و در روز وفات شان حضرت مولانا عبدالرحمن\nجامی حاضر بوده اند و کمال محبت و اخلاص بخدمت\nایشان داشته اند و فات ایشان بعد از طلوع آفتاب\nروز یکشنبه پنجم شعبان سال نهصد و دوازده هجر یست .\n\nقطعه\n\nچه شد عبدالغفور آن کامل عصر * بعقبی غرقه دریای غفران\nچو خواهی روز ماه و سال فوتش * بگو یکشنبه و پنجم زشعبان"}
{"book": "adl0430", "page": 155, "text": "۱۴۷\n\nو قبر ایشان در پایان پای پیر ایشان مولانا عبد\nالرحمن جامی است زهی سعادت مند مریدی که\nکه بعد از مردن هم در خدمت پیر خود با شد .\n\nمولانا شهاب الدین برجندی\nاز کبار اصحاب مولانا سعد الدین کاشغری بوده اصل\nایشان از برجند بوده که قصبه ایست از قاین و نام\nایشان احمد بن محمود است سن شریف ایشان پنجاه\nو پنج سال بود و در سال هشتصد و هشت هجری و به\nروایتی در سنه هشتصد و پنجاه و هفت وفات نمودند و\nقبر ایشان در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است .\n\nمولانا علاؤالدین\nنام ایشان محمد بن المومن است و مولد ایشان\nآب یز است که دهی است در ولایت قهستان از کبار\nاصحاب مولانا سعد الدین کاشغری است و بعد از نقل\nایشان بدار عقبی به خدمت مولانا نور الدین عبد\nالرحمن جامی بازگشت تمام داشته و میفرمودند که در\nزمان سلطان ابوسعید گورکان که حضرت خواجه\nعبید الله احرار در هرات تشریف آورده بودند"}
{"book": "adl0430", "page": 156, "text": "۱۴۸\n\nاول بار بنده که بملا زمت ایشان مشرف شدم فرمودند که چه کسی و چه نام داری و چه کار میکنی گفتم تفری ام از خادمان مولانا سعد الدین کاشغری و مکتب دار یکی میکنم فرمودند دار يك مگوی و به تصغير نام او مبر که مکتب داری کار بزرگ است و بسی فوائد و عوائد بران مرتب است وفات ایشان د رسال هشتصد و نود دو هجری مدفن ایشان در تخت مزار مولانا سعد الدین کاشغری است . [۱]\nخواجه قاسم جامی\nاز عرفاء عصر واز اولاد حضرت مولانا شیخ الاسلام احمد الجامی است تاریخ وفات ایشان معلوم نشده و قبرش در تخت مزار مو لا نا سعد الدین کاشغری است .\nمولانا غياث الدين شمع ريز\nاز فضلا و عزیزان بوده و قبرش در آخت مزار مولانا سعد الدین کا شقری است .\nامام شش نور\nاز سادات اند و کیفیت ایشان در لوحی بالای سر ایشان ثبت است در قریه که بنام ایشان مشهور است\n[۱] ذکر شان درر شحات مذکور است ."}
{"book": "adl0430", "page": 157, "text": "۱۴۹\nگنبدی است عالی وشیش قبر درآنجا موجوداست وارباب حاجت دران منزل بفیوضات میرسند گویند که حضرت شیخ الاسلام و المسلمین شیخ زین الدین الخوافی بزیارت مزارات سادات سته میرفتند و مریدان و مخلصان را بزیارت شان امر میفرمودند وفی الواقع بغایت پر فیض ونورانی است تاریخ وفات ایشان معلوم نشده .\n\nمیرعبدالله الحسینی\n\nالمشهور باصیل الدین واعظ از سادات والا تبار بوده و در علم وزهد و تقوی درجهٔ علیا داشت و در ایام خاقان سعید سلطان ابو سعید کورگان از شیراز که وطن اصلی ایشان بوده در هرات تشریف آوردند و همیشه در هفتهٔ یك نوبت در مدرسهٔ کوهر شاد آغا که در خیابان است بموعظه ونصیحت خلق می پرداخت و از مؤلفات آن ستوده خصال است کتاب درج الدرر و رسالهٔ مزارات هرات و کتاب معراج الاعمال در بیان اوراد و عبادات است در میان افاضل و اعیان مشهور است انتقال سید بزرگوار هفدهم ربیع الاخر سال هشتصد و نود و سه هجری و قبر ایشان در جنب مدرسهٔ"}
{"book": "adl0430", "page": 158, "text": "۱۵۰\n\nگوهر شاد آغا .\nمولانا خواجه کوهی\nدر بدایت حال ارادت بخدمت حضرت خواجه محمد کوسوی\nداشت و چهار سال در خدمت ایشان بوده اما در آخر\nوی را تربیت از روحانیت پدر وی مولانا حافظ\nشمس الدین محمد بود . مدفنش در کوه شمال ساق\nسلمان است .\nمولانا حاجی محمد فراهی (رح)\nاز اصحاب مولانا شیخ زین الدین الخوافی\nو بغایت بزرگوار و بسیار عالی مقدار و در ترک\nو تجرید یگانه روزگار بوده واوقات شریف\nخود را بمطالعه علوم دینیه و معارف یقینیه میگذرانیده\nوفاتش در سال هشتصد و شصت هجری و قبرش در\nخیابان در خطیره امام فخر الدین رازی است (رح)\nقاضی نظام الدین محمد\nولد ارشد مولانا حاجی محمد فراهی است و مولانا\nحاجی محمد در سلک اعاظم و فقهای زمان ابو"}
{"book": "adl0430", "page": 159, "text": "۱۵۱\n\nالقاسم با بر بها در انتظام داشت اما قاضی نظام\nالدين محمد بمزيد زهد و تقوی مها رت داشت و\nو در امور درس و فتوای مشهور بود و مدت مدید\nدر مدرسه غیاثیه و مدرسه اخلاصیه بمراسم تدریس\nقیام مینمود و خاقان منصور به تکلیف او را قاضی\nهرات مقرر نمود و در فیصل قضا یا نهایت امانت مرعی\nمیداشت و فاتش در ماه محرم سال نهصد هجری و\nقبرش در کازرگاه در مزار حضرت خواجه عبد\nالله انصاری قدس سره *\n\nمولانا معين الدين واعظ\n\nفراهی برادر امجد قاضی نظام الدین محمد\nبوده و در زهد و تقوی درجه علیا داشت و در مسجد\nجامع هرات وعظی در کمال تاثیر میگفت و با مرای\nکه در مجلس میبود ملتفت نمیشد و در نصیحت آن طائفه\nسخنان زشت بر زبان او میگذشت و بعد از فوت برادر\nخود یکسال صاحب منصب قضا بود بعد ازان ترك كرد\nدیگر هر چند مبالغه نمودند قبول نکرد و از آثار قلم\nلطایف نگارش کتاب معارج النبوة و تفسیر [١] فاتحه\n[۱] که مسمی است به اسرار الفاتحه *"}
{"book": "adl0430", "page": 160, "text": "۱۵۲\n\nالكتاب و قصه یوسف زلیخا در میدان عالم مشهور است و غیره تصانیف نیز دارد وفاتش در سال نهصد و هفت هجری و قبرش در مزار مقرب حضرت باری خواجه عبدالله انصاری در پهلوی برادر خود خواجه نظام الدین احمد در پایان پای حضرت خواجه عبدالله انصاری است قدس سره\n\nمولانا كمال الدین حسین واعظ كاشفی\n\nباواز خوش و صوت دلكش بوعظ نصیحت میپرداخت تصانیف وی بسیار است از انجمله جواهر التفسير و تفسير موهب عليه و روضه الشهداء و انوار سهیلی و مخزن الانشاء واخلاق المحسنين واختيارات در میان عالم مشهور است و در سنه نهصد و هشت هجری وفات یافت و قبرش در شمال عیدگاه است\n\nشيخ نور الدين محمد\n\nولد امجد شيخ بهاء الدین عمر جفاره کی بود و سلطان ابو سعید کورگان در تعظیم ان جناب مبالغه تمام می فرمودند وفاتش در صبح جمعه بیست و سیم رمضان المبارك سال هشتصد و هفتاد و هشت هجری و مدفنش"}
{"book": "adl0430", "page": 161, "text": "۱۵۳\n\nدر خیابان در پهلوی والد خود مدفونند .\n\nحافظ غیاث\n\nقدوهٔ ارباب علم و حلم و عمدهٔ محدثان زمانهٔ خود بود وفاتش در سال هشتصد و نود و هفت هجری و قبرش در شمال خیابان در مقبرهٔ مولا عمر مدفونند.\n\nشیخ شاه محمد\n\nبغایت بزرگوار بوده و کرامات و مقامات داشته و پیوسته پادشاه اسلام سلطان ابوسعید کورگان به صحبت وی رفتی و قبر وی در شمال عیدگاه سابقه است .\n\nمولانا حافظ روجی\n\nقاری سبعه وصاحب کرامات و مقامات بوده و قبر وی در جنوب استاد وی حافظ علی روجی است .\n\nحافظ علی روجی\n\nوی نیز قاری سبعه و صاحب کرامات و مقامات بوده و قبر وی در قبلهٔ عیدگاه هرات است ."}
{"book": "adl0430", "page": 162, "text": "۱۵۴\n\nشاه طيب الخوافی\nاز مريدان شيخ الاسلام والمسلمين شيخ زين الدين\nالخوافی است و حج گذارده و ازوی کرامات\nبسيار منقول شد . وفاتش دو سال هشتصد و نود\nو چهار هجری و قبرش در خيابان در خطيره علما\nمدفون است .\n\nسلطان محمد وسلطان محمود\nهر دو از اولاد شاه طيب الخوافی و خلفای وی\nبوده اند قبر ايشان در خيابان در مقبره شاه\nطيب است .\n\nدرويش خداداد [رح]\nسياه پوش از خلفای شاه طيب است و قبرش در تخت\nگاه شاه طيب است .\n\nمولانا شمس الملت والدين قدس سره\nاز مريدان کار کردۀ شيخ الاسلام والمسلمين شيخ\nزين الدين الخوافی است و جامع بود . ميان علم"}
{"book": "adl0430", "page": 163, "text": "۱۵۵\n\nظاهری و باطنی و کرامات و مقامات او فوق\nالحصر و البیان است کتاب منازل السائرین که\nاز تصنیفات حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری\nاست شرحی نیکو کرده است هر که اندک حالتی داشته\nباشد داند که اکثر سخنان که در آنجا مذکور است\nمبنی بر قواعد علم و عرفان است و مبسوط از خصایص\nذوق و وجدان است و قصیده عنبر که برده را بعربی\nو فارسی مخمس نموده در نهایت فصاحت شرح کرده\nکه صاحب کمالان از تحریر آن متحیر اند و بر اسماء\nالحسنی شرح بسیار نیکو کرده است یکی از علماء\nگفته که مرا مهمی پیش آمد بخدمت وی رفتم بالتماس\nآنکه سفارش من به پادشاه وقت بکند پیش از انکه\nاظهار کردم کاغذی از آستین مبارک خود بیرون\nآورده بمن داد چون نگاه کردم آن نوع که میخواستم\nنوشته بود بخدمت پادشاه بردم مهم من کفایت شد\nو گویند قوت حافظه وی بحدی بود که در ماه مبارک\nرمضان هر روز یک جزء قرآن مجید را حفظ میکرد\nو شب تلاوت میکرد تا آخر ماه مبارک کلام الله را حفظ\nکرده بود وفاتش در سال هشتصد و نود و يك هجری و قبرش\nدر خیابان و امیر نظام الدین علی شیر در جانب جنو به"}
{"book": "adl0430", "page": 164, "text": "۱۵۶\nمزار فیض آثارش خانقاهی ساخته است.\nمولانا شمس الدین محمد عطار\nاز اصحاب شيخ الاسلام و المسلمین شیخ زین الدین\nالخوافی است وعالم به علوم ظاهری و باطنی بوده\nو قبرش در خنچه آباد در درون روضه حضرت امام\nعبد الواحد شهید است.\nامیر خواجه خواند محمد\nحضرت مخدوم امجد از سادات عظام و در علوم معقول\nو منقول مهارت تمام داشت و در تالیف کتاب افادت\nایاب روضة الصفا نهایت بلاغت بکار برده و در آخر\nحیات انزوا اختیار کرده مدت یکسال به گازرگاه بوده\nکسب عبادت اخروی مینمود. در آخر مریض شده بشهر\nمراجعت نموده مدتی هژده ماه صاحب فراش بوده\nو در دوم ذی قعدة الحرام سال نهصد و سه هجری از\nمحنت آباد جهان بریاض راحت افزای جنان خرامید\nو عمرش به شصت سال رسیده بود و قبرش در مزار شیخ\nبهاء الدین عمر چغاره گی است."}
{"book": "adl0430", "page": 165, "text": "۱۵۷\n\nمولانا شمس الیدین محمد روحی (رح)\nمقتدای مشایخ زمان و پیشوای اصحاب زهد و عرفان\nبوده و قریب هفتاد سال در سلوك طریق هدایت و\nسنن سنیه حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم سعی می\nنموده و جمعی کثیر از درویشان و طالبان طریقه ایشان\nرا سلوك مینمودند و بآستانه کرامت آشیانش میرسیدند\nو از باطن فرخنده میانش اقتباس انوار سعادت\nنموده بمرادات خود فائز میگردیدند و در سال\nنهصد و چهار هجری از جهان رحلت نمود امیر نظام الدین\nعلیشیر بعد از تقدیم غسل و تکفین نعش مبارك مغفرت\nصفاتش را بعیدگاه هرات بردند و نماز جنازه گذاردند\nو در پهلوی قبر مولانا سعد الدین کاشغری که پیر\nارشادش بود دفن کردند بعد از چندگاه جمعی\nمریدانش بآن مقبره رفتند آن عزیز را از قبر بیرون\nکرده به گازرگاه بردند و نزديك بمزار حضرت\nخواجه عبدالله انصاری قدس سره تختی ساخته مدفون\nنمودند."}
{"book": "adl0430", "page": 166, "text": "۱۵۸\n\nمولانا امیر حسین معمائی (رح)\n\nدر تزکیه نفس نفیس و تصفیه باطن شریف عدیل نداشت و چندین سال در مدرسه اخلاصیه ساکن بود و به طلب علوم مشغول بود از نتایج آن سید ستوده خصال رساله معمائی است در کمال بلاغت و در سال نهصد و چار هجری بمرض اسهال در گذشت و در گنبد مدرسه اخلاصیه مدفونند .\n\nمولانا کمال الدین مسعود شیرازی\n\nدر علم کلام و منطق و حکمیات و سائر علوم معقول و منقول اعلم علمای زمان خود بوده و در سال نهصد و پنج هجری وفات نمود و در خیابان در مزار پیر سید صد ساله مدفون است .\n\nمولانا قطب الدین یحیی\n\nولد مولانا شمس الدین محمد بن مولانا سعد الدین مسعود تفتازانی وفاتش روز دوشنبه سال هشتصد و هشتاد و هفت هجری و مدفنش در مزار مقرب حضرت باری خواجه عبدالله انصاری است ."}
{"book": "adl0430", "page": 167, "text": "۱۵۹\n\nقاضی نورالدین محمد الامامی\nمدت هجده سال بشغل قضاوت در دار النصرت هراة\nاشتغال داشت و بمقاضای فاحکم ابين الناس بالحق از مضامين\nفتاوای اهل اسلام تجاوز نمی نمود و در بیستم جمادی\nالاول سال هشتصد نود يك هجری دست قضا سجل حیاتش\nدر نوشت در كازركاه بخطيره که نزديك مزار خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره ساخته بودند مدفون شد .\n\nمولانا شمس الملة والدين\nمحمد امین زیارتگاهی [رح]\n\nاز اصحاب شیخ اسلام و المسلمین شیخ زین الدين\nالخوافی است و عالم بوده بعلوم ظاهری و باطنی\nو كمالات و مقامات وی بیش از ان است که در حیز\nتحریر در آید و کرامات فراوان ازوی منقول است\nآورده اند که هر شب دوشنبه حضرت رسول الله صلی\nالله عليه وسلم را در خواب میدید و مشکلات خود واز خلایق\nرا از آن حضرت صلی الله علیه وسلم میپرسید وجواب با صواب\nمی شنید ، وفاتش در سال هشتصد و هشتاد و پنج هجری\nمدفن ایشان در قرية زیارتگاه معروف و مشهپر است."}
{"book": "adl0430", "page": 168, "text": "۱۶۰\nدرویش عباس زیارتگاهی [رح]\nوی از اصحاب و مریدان شیخ زین الدین الخوافی است مدت سی سال در ملازمت وی گذرانید و بغایت بزرگواری در وقت خود سر حلقه عارفان روزگار خود بوده و مقامات و درجات عالی داشت و در آخر نابینا شد و پیوسته این بیت را میخواند!\nبیت\nچشمم از آسیب مردم در بروی خود به بست * گوشه عزلت گرفت و با خیال او نشست\nگویند روزی در قریه زیارتگاه در مسجدی که در میان ده بود شخصی قرآن میخواند از استماع آن وقتش خوش شد از مسجد بیرون آمده در حوض که بر در مسجد بود درآمد و مدت مدیدی بر روی آب دوید و سماع کرد که قدم و دامن او تر نشد و مدفنش در زیارتگاه است .\nمولانا عبدالرحمن\nکار دگر زیارتگاهی\nاز اصحاب مولانا سراج الملة و الدین عالم است مشربی بغایت صافی دارد و از مقام ابدال و اوتاد"}
{"book": "adl0430", "page": 169, "text": "۱۶۱\n\nبهره وافی داشت و حضرت مولانا نور الدین عبد الرحمن جامی قدس سره با وی صحبت میکرده و فاتش در سال نهصد و نه از هجرت مدفنش در قریه زیار تگاه است .\n\nشیخ صوفی علی [رح]\n\nاز زها د کبار و عباد نا مدار و متقیان روزگار بوده و چند نوبت حج اسلام را گذارده و بسیاری از مشایخ و بزرگان را دیده و اهل دنیا در نظرش بی اعتبار بوده در وقتی که خانقاه بازا ر فیروزآباد را میساختند خادم آمده و گفت چیزی خر چی ضرور است یکی از مریدان در مراقبه بود سر بر آورد گفت زمانی توقف کن که از غیب میرسد چون لحظه بر آمد تاجری هزار دینار زر در نزد شیخ آورد گذاشت خادم زر را گرفته رفت شیخ هر دو گوش درویش خود را بتافت و گفت دیگر این نوع کرامت نکنی و فضولی نکنی وفاتش در سال نهصد و هشت از هجرت و قبرش در خیابان در خطیرهٔ علیحده که از برایش ساخته اند مدفون است ."}
{"book": "adl0430", "page": 170, "text": "۱۶۲\n\nمولانا شمس الدین\nمحمد اسد گازر گاهی\n\nعالم بعلوم ظاهری و باطنی و از مریدان شیخ\nالاسلام و المسلمين شیخ زین الدین الخوافی است\nوفاتش در سال هشتصد و هفتاد و چهار هجری شده\nقبرش در گازرگاه در اندرون خطیرهٔ حضرت خواجه\nعبد الله انصاری در زیر قدم آنحضرت است .\n\nمولانا شمس الدین محمد\n\nوی نیز از اصحاب شیخ زین الدین الخوافی است\nو کمالات و مقامات بلند داشته گویند وی را بیماری\nدست داد بعد از چند روز برخواسته وضو ساخت و\nبجماعت با مریدان خود نماز گذارد و بعد ازان بذکر\nکلمه لا اله الا الله مشغول شد در اثنای ذکر تکیه بر\nیکی از اصحاب خود کرد و گفت لا موجود الا الله و\nجان بجانان داد قبرش در گازرگاه است در کوه\nشمالی نز د يك بقبر خواجه خپرچه ."}
{"book": "adl0430", "page": 171, "text": "۱۶۳\nمولانا درویش احمد گازرگاهی\nاز اصحاب و مریدان شیخ زین الدین الخوافی است وعالم بعلوم ظاهری و باطنی وفاتش در سال هشتصد و هفتاد و چهار هجری بود قبرش درگازرگاه در پایان پای حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس سره است .\nمولانا ابوالخیر درب خوش\nاز اصحاب شیخ الاسلام والمسلمین شیخ زین الدین الخوافی است بغایت بزرگوار و در طریق تجرید و توکل سر دفتر روزگار بوده و پیوسته بخلوت میگذرانید و ایشان را دو برادر دیگر بود که آنها نیز اهل حال بودند یکی مولانا شهاب الدین دیگری را مولانا خواجه کوهی گفتندی و از اولاد صلبی مولانا حافظ شمس الدین محمد اند که وی نیز از خلفای شیخ زین الدین الخوافی است و کرامات بسیار از وی نقل کرده اند وقبرش در جنب تربت شاه ابوالقدس است در بیرون درب خوش ."}
{"book": "adl0430", "page": 172, "text": "۱۶۴\nمولا‌نَا درویش علی کازر گاهی\nاز مریدان مولانا شمس الدین محمد تبادکانی است\nو نظری که بوی داشته بر هیچ کس نداشته از بزرگی\nاستماع افتاد که حضرت مولانا عبد الغفور لاری\nکه از محققان زمان خود بوده میفرمودند که هر\nگاه مرا از سخنان شیخ محی الدین بن العربی قدس\nسره مشکلی پیش آید آنرا بخدمت مولانا درویش\nعلی القا میکنم فی الحال رفع آن مشکل میشود با\nوجودیکه آن امی است و چیزی نخوانده و قبر وی\nدر گذرگاه شریف نزديك بحوض آشکارا .\nشیخ درویش محمد کازر گاهی(رح)\nسردفتر مشایخ روزگار بوده و کرامات\nبسیار از وی منقول است گویند از تاجران هرات\nبسفر دریا رفته بودند و در میان دریا کشتی ایشان\nنزديك بود که غرق شود التجا بدرویش محمد برده\nبودند ناگاه دیدند که در روی دریا پیدا شد\nو کشتی ما را نجات داده در کنار کشید وفاتش\nدر سال هشتصد و نود هجری و قبرش در"}
{"book": "adl0430", "page": 173, "text": "۱۶۵\n\nگازرگاه است.\n\nمولانا شمس الدین\nمحمد پای گنبد رح\n\nاز علوم ظاهری و باطنی صاحب کمال بود.\nعزیزی نقل کرده که بملازمت وی رفتم لطف بسیار\nنمود و گفت ما را فراموش مکن من متحیر شدم چون\nیک هفته بگذشت از دنیا رحلت کرده بود و فاتش\nدر سال نهصد و پنج هجری مدفنش در قریه خراشان\nاست.\n\nخواجه عبداللطیف الصوفی\n\nبسیار بزرگوار و عالیقدر بوده و حالات\nعجیبه و مقامات غریبه داشت و گفت در آوان\nسلوک روزی مرا میل ماهی شد بجای ماهی فروش\nرفتم و چند ماهی بریان خریدم و بدکان در شدم\nدیدم که پیری بغایت با صفا و نورانی نشسته\nبروی سلام کردم و ماهی را پیش وی نهادم وی\nجواب سلام مرا باز داد و از سر اشتها تناول کرد\nمن گفتم دیگر میل داری گفت دارم رفتم دیگر"}
{"book": "adl0430", "page": 174, "text": "۱۶۶\n\nخریدم و آوردم و آن را نیز خورد و گفت ای\nعبدالطیف تو ما را خدمتی کردی بیا تا ترا خدمت\nکنم و دست خود را بر من زد و خود را ظاهر کرد\nحضرت خضر علیه السلام بوده در قدمش افتادم و بوسه\nبر پای وی دادم و رسید بر من آنچه رسید و از ان\nوقت هر چند روزی بمن ظاهر میشود و دفع مشکلات\nمن میکند وفاتش سال نهصد و هجده هجری قبرش\nدر قریه فراشان در خطیره مولانا شمس الدین\nمحمد پای گنبد است .\n\nمولانا جلال الدین سعید ابومکی\n\nشیخ المشایخ حرم محترم کعبه معظمه بود و کرامات\nو مقامات و خوارق عادات فراوان از او ظاهر\nشد . و عابد و عالم و محدث زمانه و یگانه عصر و\nطریقه بغایت پسندیده داشت وفاتش در سال\nنهصد و سی هجری و قبر وی در خیابان در شرقی\nزیارت صوفی علی است .\n\nخواجه محمد شمعان\n\nاز مشایخ عظام و علمای کرام و عالم بوده به"}
{"book": "adl0430", "page": 175, "text": "۱۶۷\n\nعلوم ظاهری و باطنی و در زهد و تقوی درجه علیا\nداشت وفات ایشان در سال چهار صد هجری\nواقع شده و قبر ایشان در قریه کورت خواجه قریب\nشا فلایان است و زیارت کردن وی جهته مطالب\nو مقاصد مجرب است .\nخواجه شمس الدین مطهر او به\nخلف الصدق حضرت شیخ الاسلام و كعبة الانام\nمرغ شد الخاص و العام منظور نظر خاص ملك علام\nاحمد جام قدس سره شرح کمالات وی از تعریف\nو توصیف مستغنی است تاریخ وفات وی معین نشده\nو قبرش در قطعه بران [۱] ولایت او به است .\nخواجه محمد المسجور (رح)\nبسیار بزرگ و یگانه عهد بوده مد فن شان در\nسیوشان بلوك گذاره است و درویش سید عبدالحی\nکه از اولاد غوث اعظم شیخ عبدالقادر جیلانی\nبود یکی از خلفاء شان است بتربت منور شان درویش\nعبدالحی خانقاه بس عالی بنا نموده گویند که درویش\n[۱] والحال انرا پنج میران نامند ."}
{"book": "adl0430", "page": 176, "text": "۱۶۸\n\nعبدالحی از آغاز بنای خانقاه تا انجام آن کمر خودرا نگشوده\nو دانه گندم در گریبانش افتاده و سبز شده و خوشه نموده\nمدفن درویش عبدالحی در قریه سنزو گرد است و\nفوتش در سنه یکهزار و هشت هجری است اما تاریخ\nفوت شیخ محمد مسجور معلوم نیست همانا که بعد قرن\nمولانا عبدالرحمن جامی باشد.\nخواجه محمد کامل\nاز متقدمین اولیاء الله بوده‌اند و از قراری که\nاز نقش لوح سنگ که در بالای سر مبارک ایشان\nاست نسب شریف وی بدین نوع که امیر المومنین علی\nابن امیر المومنین عبدالله ابن امیر المومنین عباس\nرضوان الله تعالی علیهم اجمعین که عم رسول الله صلی\nالله علیه وسلم بود ولادت با سعادت وی در کوفه\nدر بیست یکم رمضان سنه هفتاد و چهار هجری و رحلت\nوی بقصبه اوبه در سیزدهم ربیع الاخر سنه یکصد و سی\nو دوی هجر و قبروی در اوبه در محل که اکنون بخواجه\nکامل مشهور است و لوحی که در پایان پای مبارک ایشان\nاست بعینه مرقوم میگردد تا باعث ازدیاد\nزائیران گردد :"}
{"book": "adl0430", "page": 177, "text": "۱۶۹\nهو الله الباقی\nالحمد لله الذی نعمائه شامل آلائه کامل ذو القدر و الفضائل\nو الصلواة و السلام علی نبیه محمد الفارق بین الحق و الباطل\nاما بعد فهذا تاریخ ابن ابن عم الرسول کمالاته\nمبرهن بالدلائل المهتدی الهادی العادل امیر\nالمؤمنین محمد الملقب بخواجه کامل ابن الامام الوری\nو الهدی و التقی امیر المؤمنین علی ابن ابن عم النبی\nامیر المؤمنین عبد الله ابن اهل السخا بین الناس\nامیر المؤمنین عباس رضوان الله تعالی علیهم اجمعین\nمولده بکوفه در بیست یکم رمضان سنه هفتاد و چهار\nخلافت به خراسان شانزدهم ذی حجه سنه یکصد\nو بیست و پنج و رحلت بقصبه او به دوازدهم ربیع\nالاخر سنه یکصد و سی و دو این رباعی بر سنگ مزار\nایشان مرقوم است .\nرباعی\nحاکم نيك رای خیر اندیش * پیروی اهل فاقه و درویش\nسال نهصد بده کم از هجرت * کرد احیای قبر آن حضرت\nپنجره گرد قبر پیر نهاد * در دو کیتی خداش خیر دهاد"}
{"book": "adl0430", "page": 178, "text": "۱۷۰\n\nمزارات سادات چشت اولهم\n\nخواجه ابو احمد ابدال\n\nوی پسر سلطان فرسنافه است که امیر آن ولایت\nبوده وی را خواهری بود بغایت صالحه شیخ ابواسحق\nشامی بخانه وی امدی و طعام وی خوردی روزی وی\nرا گفت که برادر ترا فرزندی خواهد بود که وی\nرا شانی عظیم باشد میباید که محافظت حرم برادر خود\nبکنی تا در ایام حمل چیزی که دران حرمتی و شبهتی\nباشد نخورد ان ضعیفه صالحه که بموجب فرموده شیخ\nابواسحق بدست خود ریسمان رشتی و فروختی و ما\nیحتاج حرم برادر خود را مهیا ساختی و در تاریخ\nسال دو صد و شصت هجری در خلافت معتصم باالله ابو\nاحمد متولد شد همان ضعیفه درخانه خود پرورش می\nدادگاه گاه که شیخ ابواسحق بخانه وی آمدی و\nدر آوان صبا که خواجه ابواحمد را بدیدی گفتی\nازین كودك بوی آن می آید که از وی خاندان عظیم\nظاهر گردد و احوال عجیبه و اثار غریبه از وی مشاهده\nمی افتاد وقتیکه خواجه ابواحمد بسن بیست ساله\nگی رسید . بود همراه پدر خود سلطان فرسنافه جهة"}
{"book": "adl0430", "page": 179, "text": "۱۷۱\nشکار بکوه رفته بود در اثنای شکار از پدر و اتباع\nجدا افتاده بمیان کوه رسید دید که چهل تن از رجال\nالله برسری سنگ ایستاده اند و شیخ ابو اسحق در\nمیان ایشان است حال بروی بگشت از اسپ\nفرود آمد و در پای شیخ ابو اسحق شامی افتاد\nاسپ و سلاح هر چه داشت بگذاشت و پشمینه پوشید و\nبایشان روان گشت هر چند پدر و اتباع اورا طلب\nکردند نیافتند بعد از چند روز خبر آوردند که وی\nبا شیخ ابو اسحق در فلان موضع از کوهها بوده است\nپدرش جمعی را فرستاد تا وی را آوردند چندانکه پند\nدادند و بند نهادند از آنچه در آن بود باز نتوانستند\nآورد گویند که پدرش را خمخانه بود روزی فرصت\nیافته و در انجا در امد و دری آن را محکم به بست\nو خمخانه را فرو کوفت پدرش را آگاه کردند بیام\nبرآمد و از غایت غضب سنگی بزرگی را برداشت\nکه از بالای بام بروی اندازد روزنه فراهم\nامد و سنگ را فرا گرفت سنگ در هوا معلق بایستاد\nچون پدرش این حال را مشاهده کرد بر دست وی\nتوبه کرد و از وی مثال این کرامات و خوارق\nعادات نه چندان ظاهر شده است که بتفصیل بیان"}
{"book": "adl0430", "page": 180, "text": "۱۷۲\n\nتوان کرد وفات ایشان در سال سه صد و پنجاه و پنج هجری و قبر وی در چشت است .\nخواجه محمد\nبن ابی احمد ابدال چشتی\n\nوی بعد از وفات پدر خود قایم مقام وی شده به موجب فرموده پدر از بیست و چهار ساله گی بیش تحصیل علوم دین و معارف یقین کرده بود و زهد و ورع تمام داشت و از دنیا و اهل ان بغایت مجتنب بوده همواره بزهد و ترك دنيا تحریض می نمود و می گفت چون اول و آخر ترك دنيا است خود را از غرور نگاه می باید داشت سلطان محمود سبکتگین بغزوه (۱) سؤمنات رفته بود و خواجه را در واقعه نمودند که بمددگاری میباید رفت در سن هفتاد ساله گی با درویشان متوجه شد و چون آنجا رسید به نفس مبارك خود با مشرکان وعبده اصنام جهاد نمود روزی\n\n(۱) سؤ منات بتی بود معبود هنود در هندوستان که آن شهر را بنام ان بت میگویند بهندی بمعنی ماهی خدا سلطان محمود آن شهر را بغلبه از هنودان گرفت وسؤمنات را شکست [رح] ."}
{"book": "adl0430", "page": 181, "text": "مشرکان غلبه کردند و لشکر اسلام پناه به بیشه آوردند\nنزديك بود که لشکر اسلام شکست خورند خواجه را\nدر چشت مریدی بود آسیابان محمد کاکو نام خواجه\nآواز داد که کاکو دریا ب در حال آسیابان را دیدند\nکه اضطراب میکرد و لکلکه آسیا را بدر و دیوار میزد\nو مجاربه مینمود تا لشکر اسلام قوت یافت و کافران\nرو بهزیمت کردند در همان وقت محمد کاکو را در\nچشت دیده بودند که ده مرده آسیا را بر درو دیوار می\nزند از وی سبب پرسیده بودند همین قصه را گفته اند.\nاستاد مردان\nاز قصبه سنجان خاف (۱) بوده و از مریدان\nخواجه محمد چشتی است و سالها کلوخ استنجا و آب\nوضوء و پر مهیا میداشت روزی که او را بمراجعت\nوطن امر نمودند بگریست و گفت من طاقت مفارقت\nندارم خواجه کرم نمود و گفت هر وقت که ترا آرزوی\nدیدار ما بوده باشد حجاب های جسمانی ومسافت\nهای مکانی مرتفع میگردد و ما را در آنجا به بینی\n(۱) سنجان معرب سنگان است و ان قریه ایست در\nخواف نزديك برآباد."}
{"book": "adl0430", "page": 182, "text": "۱۷۴\n\nو همچنان بود دائما استاد میگفت که من از سنجان\nچشت را می بینم وفات ایشان در سال چهار صد و\nیازده هجریست و قبر وی در چشت است .\nخواجه یوسف\nبن محمد سمعان\n\nوی خواهر زاده خواجه محمد بن ابی احمد چشتی\nاست و مرید تربیت یافته وی خواجه محمد شصت\nپنجسال متاهل نشده بود همشیره داشت که خدمت وی\nمیکرد و خوردن و پوشیدن از دست رشته وی بودی\nو از سبب خدمت برادر خود میل تزوج نداشت و به\nطاعت و عبادت خدایتعالی مشغول بودند شبی حضرت\nخواجه محمد خواجه احمد را در خواب دیدند که\nفرمودند در ولایت شاشان مردیست محمد سمعان\nنام تحصیل علوم کرده و صالح است خواهر خود را\nبا و عقد کن خواجه او را طلب داشته همشیره را باو\nعقد کرد و خواجه یوسف در چشت از ایشان متولد\nشد خواجه محمد بعد از شصت و پنجسال متاهل شده بود\nاما وی را پسر بزرگ نرسید خواجه یوسف را به\nمنزله فرزند می پرورید و تربیت میکرد و بتحصیل"}
{"book": "adl0430", "page": 183, "text": "۱۷۵\n\nعلوم و سلوك راه خدايتعالی دلالت مينمود بعد از وفات وی قايم مقام شان شد خواجه يوسف را بعد از پنجاه ساله گی ميل انزوا و انقطاع پيداشد خواست نزديك مزار خواجه مکی که بسيار بزرگ بوده وشيخ ابو اسحق شامی زيارت ايشان بسيار ميکرد چله خانه در زمين بکند با شارت هاتفی غيبی ان موضع را که حالا چله خانه است اختيار کرده چون کلند و بيل آوردند زمين بغايت محکم بود چنانکه هیچکس نتوانست بکند خواجه کلند بر داشت و بدست خود از چاشتگاه تا نماز پيشين آنرا با تمام رسانيده و مدتی دوازده سال در آنجا بسر برد و چندان سكر و وحشت و ولوله و حيرت بر وی غالب شده بود که گاه بودی که خادم آب وضوء بردست وی ريختی در اثناء وضو از خود غائب شدی و یکساعت يا بيش غائب بماندی و باز حاضر شدی و وضو را با تمام رسانيدی در آن وقت که شيخ الاسلام ابو اسمعيل خواجه عبدالله انصاری قدس سره بمزارات چشت رسيده بود با وی ملاقات کرده بود و بعد از معاودت بهرات استحسان وی کرده وفات ايشان در سال چهارصد و پنجاه و نه هجری است و مدت عمر هشتاد و چهار سال بوده و در وقت"}
{"book": "adl0430", "page": 184, "text": "۱۷۶\n\nرحلت خواجه قطب الدین مودود پسر کلان خود را\nقائممقام خود ساخت و قبر ایشان در چشت است .\n\nخواجه مودود چشتی\n\nدر سن هفت سالگی تمام قرآن را با ظا هر معنی آن\nحفظ کرده بود و بتحصیل علوم اشتغال میداشت چون\nبسن بیست سالگی رسید والد بزرگوار وی خواجه\nیوسف رحلت نموده بود و وی ـ ابجای خود بنشـاند.\nبود وبخصال حمیده موصوف بود و با فعال پسندیده\nمعروف ومردم آن ولایت همه در مقام اعتماد و محبة\nوانقیاد و ارادت وی بودند وتوفیق شرف صحبت و\nدولت تربیت حضرت شیخ الاسلام احمد جام قدس\nسره نیز یافته در انوقت که حضرت شیخ الاسلام از\nجام بهرات تشریف آورده بودند و خاص و عام مشاهده\nکرامات و مقامات و خوارق عادات از ایشان می\nنمودند و خواجه با مریدان خود سواره و پیاده به\nهرات آمده که شیخ الاسلام را از هرات بیرون\nکند بعد از ان که کرامات را مشاهده نمو د در حینی\nکه دو هزار سواره همراه داشت پیاده شده و بوسه\nبر پای شیخ الاسلام احمد الجامی داده شیخ دست"}
{"book": "adl0430", "page": 185, "text": "۱۷۷\n\nبر پشت وی میزد و میگفت کار ولایت چون میبینی که\nولایت مردان سلاح و حشم نباشد بر و وسوار شو\nتوکودکی و نمیدانی که چه میکنی و چه میگوئی و در\nنفحات الانس مذکور است که بعد از مقدمات شیخ\nالاسلام فرمود که مردم را مرخص کن و دو خادم\nبا خود نگاهدار و سه روز توقف کن خواجه چنان\nکرد شیخ الاسلام فرمود که مصلا بر طاق نه و بر و علم\nبیاموز که زاهد بی علم مسخره شیطان است گفت\nقبول کردم دیگر چه فرمائی فرمود که چون تو از\nتحصیل فارغ شوی احیای خاندان کن که آبا و اجداد\nتو مردم بزرگ بوده اند و صاحب کرامات حضرة\nخواجه مودود فرمود مرا احیای خاندان میفرمائید\nهم شما بر وجه تیمن وتبرك مرا اجلاس فرمائيد\nشیخ الاسلام فرمود پیشتر آی خواجه آمد و دست\nوی را بگرفت و بر کنار چار بالش خو دبنشانـد و\nصد نوبت گفت بشرط علم پس سه روز در خدمت شیخ\nالاسلام بود و فواید گرفت و نوازش یافت و باز\nگشت و بعد ازان با ندك فرصتی بجهته تحصیل\nعلوم وتكميل معارف بجانب بلخ و بخا را تشریف برده\nومدتی چهار سال بقدر وسع و امکان در آن"}
{"book": "adl0430", "page": 186, "text": "۱۷۸\n\nبا ب اجتهاد نمود و در ان دیار هر جا آیات\nغریبه و کرامات عجیبه که تفصیل آن باعث تطویل\nاست به ظهور رسیده است و بعد ازان بچشت مراجعت\nنمودند و به تربیت مریدان و مستفیدان مشغول شده\nو از اطراف طالبان روی ارادت بخدمت و صحبت\nوی اوردند وفات ایشان در سال پنجصد و بیست و پنج\nهجری و قبروی در چشت است .\n\nشاه سنجان\n\nنام ایشان محمود است و لقب رکن الدین از ده\n(۱) سنجان خاف بوده ومرید خواجه مودود چشتی است\nو گویند در مدت که بچشت اقامت مینمود هرگز در\nچشت نقض طهارت نکرده چون خواستی که طهارت\nکند سوار شدی و از چشت بیرون رفتی و طهارت\nساختی و مراجعت نمودی و میفرمود که مزار چشت\nمقامی مبارک و منزلی متبرک است روا نباشد\nکه انجا بی ادبی کنند و گویند که پیشتر وی را\nخواجه سنجان میگفتند و خواجه مودود وی را شاه\nسنجان لقب نهاد و همیشه به آن می نازید ومفاخرت\n(۱) معرب سنکان است ."}
{"book": "adl0430", "page": 187, "text": "۱۷۹\n\nمی کرد وفات ایشان در سال پنجصد و نود و هفت\nهجری وقبر ایشان در چشت است و ذکر ایشان\nدر کتب مشایخ مذکور است .\nخواجه احمد [رح]\nبن خواجه مودود چشتی رح\n\nوی بسیار بزرک بوده و بعد از وفات پدر بمقام\nوی نشست و مقبول همه طوایف بوده و بر کافه انام\nشفقت عام و مروت تمام داشت و کوبند که حضرت\nرسالت پناه صلی الله علیه وسلم را در خواب دید\nفرمودند که ای احمد اگر تو مشتاق ما نیستی ما مشتاق\nتوابم چون بامداد شد سه بار موافق اختیار کرد\nو مجهول وار چنانکه کسی وی را نشناسد بزیارت\nحرمین الشریفین زاد هما الله شرفاً وتکریماً متوجه\nشده چون اقامت ارکان و شرایط حج کرد بحرم\nمحترم مدینه مقدسه منوره معطره مشرفه مصطفویه علی\nصاحبها الصلوات والتسلیمات والتحیر توجه نمود\nوامدتی شش ماه مجاورت کرده کویند که مداومت\nو مواظبت وی بر مجاورت خادمان حرم را کران\nآمد خواستند که وی را برنجانند از روضه مقدسه"}
{"book": "adl0430", "page": 188, "text": "۱۸۰\n\nمشرفة معطرة رزقنی الله زیارتها آواز امد چنان\nچه همه حاضران شنیدند که وی را مرنجانید که از\nمشتاقان ماست و بعد از مراجعت مدینة منوره به\nبغداد رسید در خانقاه حضرت شیخ شهاب الدین\nسهروردی قدس سره فرود امد و شیخ وی را تعظیم\nو احترام نمود و خلیفۀ بغداد بنا بر خوابیکه دیده\nبود وی را طلبیده وظایف اکرام واحترام بجای\nاو و د و وی خلیفه را نصایح جایگیر و مواعظ دل\nپذیر گفت و همه در محل قبول افتاد فتوحی که اورد\nبجهة استمالت خاطر خلیفه ازان محقری برداشت وچون\nبیرون رفت به فقرا و مساکین قسمت کرد و بخراسان\nتوجه نمود و فات وی در سال پنچصد و نود وهفت\nهجری و قبر ایشان در چشت است .\n\nشیخ احمد چشتی\n\nغیر ابو احمد ابدال است زیرا که وی متقدم است\nو شیخ الاسلام وی راندیده بود وغیر خواجه ابو\nاحمد مودود است زیرا که وی متاخر است و شیخ الاسلام\nگفت من هیچکس را ندیده ام قوی تر در طریق ملامت\nو تمامتر از احمد چشتی و چشتیان همه چنان بودند"}
{"book": "adl0430", "page": 189, "text": "۱۸۱\nاز خلق بی باک و در باطن سادات جهان و وی سه\nبار در بادیه رفته بود و باز گشته که از خود در آن\nاخلاص تمام ندیده بود و همه احوال ایشان\nباخلاص و ترک ریا بود حضرت شیخ الاسلام خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره گفت که احمد چشتی بزرگ\nبود و مرا تعظیم داشتی و حرمت کردی که هیچ کس\nرا نکردی و پیش تر کسی که موی خود را دریای\nمن میمالید وی بود تاریخ وفات وی معلوم نشده\nو قبر وی در چشت است [رح]\nخواجه اسماعیل [رح]\nبرادر خواجه احمد چشتی است شیخ الاسلام خواجه\nعبدالله انصاری قدس سره گفت که من هیچ کس را\nندیده ام بفراست چون برادری احمد چشتی وی خدمت\nمن گردی و مرا تعظیم تمام کردی من در قهندز مجلس\nمیکردم و از مجلسیان من کسی بود که با وی محبت\nداشت و سخنان من را بوی باز میگفت که این\nدانشمند شما از کوی ماست خداداند که از سخنان\nوی در سر من چیست یعنی از طمع سخن او مرا مایه\nاست پس ازان مراد عوت کرد و همه دنیائی خود"}
{"book": "adl0430", "page": 190, "text": "بر من باشيد تاريخ وفات وی معلوم نشده و\nقبر وی در چشت است .\n\nخواجه حاجی مکی\n\nاصلش از مکه معظمه بود و حضرت شیخ ابواسحق\nشامی زیارت وی بسیار میکرده و مشایخ و بزرگان\nچشت زیارت وی نموده اند و از قدماء اولیاء الله\nو اکابر این طائفه بود و خواجه یوسف والد خواجه\nمودود در جوار مزار وی چله خانه با شارت\nهاتف غیبی کنده است و در انجا اربعینات نشسته و فتوحات\nیافته تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبر وی\nدر چشت است .\n\nشیخ ابن یمین کوسوی\n\nزبدة السالكين و عمدة الواصلین صاحب الوجد\nو التمکین از خلفای برگزیده و مقتدای این طائفه\nصوفیه بود بخلوات و اربعینات نشسته و ریاضت\nشاقه کشیده و کرامات مشهور و خوارق عادات\nمعروف از وی بظهور رسیده و مدتی مدیدی در\nشهر هرات پیشوای و مقتدای خلق بوده و مرقد"}
{"book": "adl0430", "page": 191, "text": "۱۸۳\n\nمبارکش در قریه سینان است در غربی\nشهر هرات .\n\nمقرى درويش احمد صوفيانی\n\nوی خافی الاصل بوده و در قریه صوفیان\nهرات بوده سالك طریقت ناظر حقیقت و مخصوص\nبواردات غیبی و از اصحاب پسندیده و خلفای بر\nگزیده حضرت شیخ ابن یمین کوسوی است و کرامات\nبسیار ازوی بظهور رسیده روزی بعد از فراغ\nاوراد فرمود که دوش در واقعه صحن عظیم\nمفروش بنظر در آمده ناگاه شخص جمله فروش را\nدر نوردیده و جمع نمود و شخصی دیگر همین صحن\nرا بفروش ملوکانه مفروش نموده تعبیر این واقعه\nچنان بخواطر میرسد که این فروش تعلق بپادشاه عصر دارد\nو دولت وی در نوردیده شده فروش دویم اشارة\nبآنست که پادشاه نو بعرصه ظهور در آید چون\nچند روز ازین واقعه گذشت اخبار متواتر شد که\nپادشاه عصر رحلت نموده برهم زدگی بسیارشد\nتا آنکه ملك بپادشاه دیگر قرار گرفت و در تاریخ\nهزار و هشت هجری ازین سراچه فانی رحلت نمود"}
{"book": "adl0430", "page": 192, "text": "۱۸۴\n\nمرقد وی در قریه صوفیان است و بعد از وفات\nوی ملا محی باغدشتی در هرات خلیفه وی شد .\n\nشیخ شاه محمود کاریزکی\n\nاز اصحاب شیخ درویش محمد داشگر بوده و مدتی\nدر هرات بخلوت وانزواء وعزلت بسر برده وزاهد\nمتورع وعالم بوده طاعات و عبادات بسیار بجا\nمی آورده و مردم هرات او را بسیار مخلص و\nمعتقد بوده اند واحیای سلسله شریف میکنند چون\nصحبت شریف ایشان دست دهد از مغتنمات است، الهم\nمتع المسلمين بطول حياته از بعضی اعزه استماع\nافتاده که بعضی اعمال که بضبط و ربط محصول هرات\nمعین بودند بمزرعه که مولانا شاه محمود دخل داشته\nاند دعوی و منازعه انداخت و لگدی بر پشت حضرت\nشیخ زده از وی آزرده خواطر گشت دیگر روز\nآن عامل از پشت اسب بیفتاد و گردنش بشکست وفات\nوی در غره ذالحجه سال هشتصد و هفتاد وسه هجری\nو قبر وی در محله باغدشت است ."}
{"book": "adl0430", "page": 193, "text": "۱۸۵\n\nملا میرزا لنگری\nوی نیز از خلفای شیخ درویش محمد داشکر بوده\nاست و مدتی در شهر هرات بخلوت و عزلت بسر می\nبرده وزاهد و متورع بوده و طاعات و عبادات\nبسیار بجا می آورد و مردم هرات آن را عزیز داشتند\nو مخلص و معتقد بوده اند وفات وی در سال نه\nصد و نرد . هجری است و قبر وی در قبله مزار\nشیخ محمود است در قریه باغدشت .\n\nملا یحیی باغدشتی [رح]\nوی مرید مقرب درویش احمد صوفیانی است و\nبعد از وی جانشین و خلیفه وی بوده و مدت بیست\nسال بعد از وی بارشاد طالبان قیام مینموده و در\nسال هزار بیست و هشت هجری از جهان فانی وداع\nکرده و بسرای جاودانی خرامید وقبرش در محله\nباغدشت در مزار شیخ محمود شاه است وعزیزی تاریخ\nوفاتش را بنظم گفته !"}
{"book": "adl0430", "page": 194, "text": "۱۸\nنظم\nشیخ یحیی قدوۀ اهل یقین زاهد خوش صحبت نیکو سرشت\nبود مست حق چنان کان خود نبود بیمی از دوزخ امیدی از بهشت\nکاشتی در مزرع دل تخم ذکر در جهان این بود اورا کار و کشت\nباغ دشت از فیض او پر نور بود حالیا گردید دشت خشك و زشت\nذکر حق چون بود وردش كلك فهم ذکر حق تاریخ فوتش را نوشت\n۱۰۲۸\n\nمیر شمس الدین خیاط\nمشهور بمیر قناد از سادات عظام وزهاد کرام بوده ب زیارت\nبیت الله حرام وروضۀ منورۀ حضرت سید الانام علیه\nصلوات والسلام مشرف شده وفاتش در شب پنج\nشنبه بیست پنجم محرم الحرام سال هشتصد و هشتاد و نه\nهجری و قبرش در محلۀ باغدشت و در جانب جنوب مزار\nوی مسجد یست در کنار جوی انجیل\n\nمولانا محمد مقیم\nاز اولاد شیخ شاه محمود است و مدتی در هوا\nدشتك بر جادۀ شیخوخیت مستقیم بوده و طریق اجداد\nکرام را بجا می آورده زاهد وعابد بوده تاریخ"}
{"book": "adl0430", "page": 195, "text": "۱۸۷\n\nوفات وی معین نشده و قبرش در هواد شک است و حالا بده شیخ پروا نه مشهور است.\nشیخ فضل الله سروستانی\nعابد و زاهد و مقبول اهل و از اصحاب و خلفای شیخ ابن یمین است خوافی الاصل بوده و در هرات ساکن شده در تقوی و ورع بی نظیر بوده علی الدوام بمراقبة و بذکر مشغولی داشت و بمقامات بلند و کرامات ارجمند رسیده تاریخ وفات وی محقق نشده و مرقد وی در قریه سروستان است.\nامیر صدرالدین صوفیانی\nدر بلده هرات مدتی بریاضت و مجاهدت مشغول بوده صاحب تقوی و ورع بوده تاریخ وفات وی محقق نشده و قبر وی در خیابان است.\nمیر محمود [میر محسن] سروستانی\nبسیار متواضع و متخشع و بعبادت و ریاضت مشغول بوده و تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در سروستان است."}
{"book": "adl0430", "page": 196, "text": "۱۸۸\n\nمقری علی زاهد\n\nموصوف با وصاف جلی و خفی تربیت یافته شیخ محمد داشگر و بغایت متدین و متورع بوده و ریاضت و مجاهدت کشیده و بزیارت بیت الحرام مشرف شده و زیارت حضرت سید الانام صلی الله علیه وسلم را نموده تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در قریه ملاسیدان است بر کنار راه مزار حضرت خواجه ابو الولید قدس سره است .\n\nملا مومن\n\nملا سیدانی رح\n\nمدتی در جاده شیخوخیت مستقیم و جماعت مریدان را در خلوت و عزلت امر میفرمودند افاده و استفاده رسانیده و تاریخ وفات وی معلوم نشده و قبرش در ملاسیدان است .\n\nمیرزا مظفر\n\nملا سیدانی رح\n\nداماد ملا مومن رقایم مقام وی بوده باعث"}
{"book": "adl0430", "page": 197, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0430", "page": 198, "text": "شیخ المشایخ شیخ درویش محمد دا شکر بوده‌اند نموده\nو حضرت شیخ صبیه عفیفه خود را بعقد مناکحت وی در\nآورده اند نقل است در ان شب که عقد مناکحت واقع\nشده حضرت شیخ که خال وی بوده اند حضرت رسول\nالله صلی الله علیه و سلم را در خواب دیدند که بغایت\nمسرور بودند و یقین شد که ابتهاج و سرور آن\nحضرت جهة این وصلت بوده نسب شریف وی بسادات\nعظام که در قریه شمعان هرات اند میرسد و بحضرت\nمولانا مقیم که از اعزه وقت و بسلسله علیه حضرت\nخواجگان نقشبندیه بوده اند رابطه مودت و اتحاد\nتمام داشته و بزیارت حرمین شریفین رسیده اند و\nبعد از مراجعت چند وقت در مسجد زیارتگاه ریاضت\nشاقه کشیده اند و از وی کرامات فراوان بظهور\nرسیده چون مریض شده ایشان را بمحل ایشان\nآورده وفات نمود مدفن ایشان در قریه شمعان\nاست مشهور است که در آخر سخن دنیوی نمیگفته\nخاموش بوده‌اند روزی مولانا محمد حسین سیداو\nشانی که از اعزه وقت بوده اند التماس سخن\nکرده بعد از مدت سر بر آورده گفتند !"}
{"book": "adl0430", "page": 199, "text": "۱۹۱\n\nبیت\n\nهر کز نفسی بی رخ آن ماه نباشم * ترسم که نگاهی کند آگاه نباشم\nو دیگر هیچ نگفتند ملا محمد حسن را تاثیر عظیم کرده\nبیرون رفت وفات وی در سنه هزار و بیست و هشت\nهجری واقع شده تاریخ وفات شانرا استادی چنین\nبنظم آورده است !\n\nقطعه\n\nقدوة الاولیا فی الافاق * میر جعفر چو سوی عقبا رفت\nغلغل افتاد در ملائك عرش * که ولی خدا ز دنیا رفت\nبهر تاریخ فوت او گفتند * قدوة الاولیا بعقبى رفت\n\nبابا علیشاه مجذوب\n\nاز ابدالان زمان خود بوده امورات غریبه وحالات\nعجیبه ازوی بسیار نقل میکنند از ان جمله آن است که\nدر آوان سلوک جذبه بایشان رسیده بود و در ان\nحالت آلت رجولیت خود را بر سنگی نهاده و سنگی\nدیگر بر داشته و بران چندان زده که ریشه ریشه شده\nو بعد ازان آنرا شانه میکرده یقین تا آدمی را موهبت\nعالی از عالم بالا نرسد طاقت چنین مشقت نخواهد آورد\nروزی سلطان حسین میرزا را بر تخت دیده که از درب"}
{"book": "adl0430", "page": 200, "text": "۱۹۲\n\nفیروز آباد بیرون میاورند پرسید که این چه مرغ است\nکه در قفس کرده اند حاضران گفتند که این پادشاه\nعصر است سلطان حسین میرزا جواب داد که مگر شاهرخ\nمیرزا مرده است که پادشاهی بدو رسیده است و ازین\nسخن چنین معلوم میشود که بابا از زمان میرزا\nشاهرخ تا ایام سلطنت سلطان حسین میرزا در استغراق بوده\nو از گردش اطوار سلطنت خبری نداشته و نیز آورده\nاند که روزی حضرت مولانا عبدالرحمن جامی قدس\nسره و شیخ الاسلام هرات و چند نفر دیگر از علماء\nدر مجلس بابا حاضر شدند وقت نماز بابا بقصد امامت\nپیش رفته این بیت را خوانده .\nبیت\nای پری گرهی پری بر بام قصر آن پری * نامه خود را بدستت میدهم آنجا ببری\nو احرام نماز بسته مولانا عبدالرحمن جامی بی توقف\nاقتداء کرده و شیخ الاسلام اقتدا نکرده و لیکن می\nگفته که از نمازهای مدت عمر خود آن قدر امید ندارم\nکه ازین دو رکعت نماز و لیکن رعایت ظاهر شریعت\nپسندیده تر است و در جای دیگر نقل کرده اند که\nروزی وقت نماز شام حضرت بابا بر دری مسجدی\nایستاده بودند و حضرت مولانا عبدالرحمن جامی"}
{"book": "adl0430", "page": 201, "text": "۱۹۳\n\nو شیخ الاسلام هرات رسیدند انها گفتند ای دیوانه\nنماز نمیگذاری گفت نماز میگذارم آن ها حرس در\nمسجد اد را مدند و با با بقصد نماز پیش شده گفت نیت\nکرده که بگذارم سه رکعت نماز عاشقانه عار فا نه الله اکبر\nو بعد از فاتحه این بیت را خواند .\nبیت\nهیچ میدانی چه کردی بر دل افکار من * روی بنمودی و شد آتش پرستی کار من\nو د ررکعت دوم بعد از فاتحه این بیت را خوانده .\nبیت\nای کبوتر گر پری بربام قصر آزیری * نامه خودم بکنگره بر گردن اجابری\nشيخ الاسلام قطع نماز کرد. وحضرت مولانا عبدالرحمن\nجامی قدس سره بعد از نماز به شیخ الاسلام فرمود نمازی\nکه در تمام عمر مقبول درگاه بود از دست دادی تاریخ\nوفات وی تحقیق نشده و قبر وی در کنار کار آباد قریب\nمحله سار بان ها و در شرقی مزاروی چشمه ایست .\nمولانا عبد الله هاتفی\nخواهر زاده حضرت مولانا عبدالرحمن جامی است عالم وعامل\nبوده و در نظم مثنوی ازسائر شعرای زمان خود گوی سبقت\nربوده و از جمله تصانیف آن مثنوی لیلی و مجنون است"}
{"book": "adl0430", "page": 202, "text": "۱۹۴\n\nو دیوان غزل نیز دارد نقل است که در\nانشاء نظم لیلی و مجنون از حضرت مولانا عبدالرحمن\nجامی قدس سره استیذان نمود حضرت مولانا ویرا\nبجواب گفتن قطعه مشهوره حکیم فردوسی علیه رحمه امتحان\nفرمود قطعه فردوسی اینست !\nقطعه\nدرختی که تلخ است ویرا سرشت * گرش درنشانی بباغ بهشت\nو ر از جوی خلدش بهنگام آب * به بیخ انگبین ریزی و شهدناب\nسرانجام میوه چوبار آورد * همان میوه تلخ بار آورد\nجواب مولانا هاتفی :\nگر از بیضه زاغ ظلمات سرشت * نهی زیر طاوس باغ بهشت\nبهنگام آن بیضه پروردنش * ز انجیر جنت دهی ارزش\nدهد آبش از چشمه سلسبیل * دران بیضه دم در د هد جبرئیل\nشود عاقبت بیضه زاغ زاغ * کشد رنج بیهوده طاوس باغ\nچون قطعه را بنظر مبارک حضرت شان رسانید\nفرمودند اگرچه در همه بيت يك بيضه نهاده اما\nگفتن لیلی و مجنون ترا اجازتست و فاتش در سال\nنهصد و بیست و هفت هجری و قبر وی در پایان پای مولانا\nسعدالدین کاشغری است و تاریخ وفات آنرا عزیزی\nچنین گفته !"}
{"book": "adl0430", "page": 203, "text": "۱۹۵\n\nتاريخ قوة او طلبیدم زعقل وگفت از شاعر شهان وشهی شاعران طلب\nمولانا حميد الدين\nولد مولانا شمس الدين محمد تباد كانی رح\nسالها بافاده و استفاده اشتغال داشت وفاتش در سال\nنهصد وهفده هجری و قبرش در جوار قبر والدش در خیابان\nاست.\n\nسيد محمد شہری\nدر باغ مرادنرديك حوض آسوده است و از\nسادات عظام وصاحب کرامات و مقامات بوده.\n\nشیخ یحیی بخاری\nاز واصلان وكاملان بوده وریاضت شاقه کشیده واز\nابدان زمان خود بوده ودر پایان چشمه كازر كاه\nآسوده است ودر نزديك مقبره او غاریست كه آنجا\nچندین بزرگان بسر برده اندوده کس از بزرگان نزديك\nمر قدوی مدفونند."}
{"book": "adl0430", "page": 204, "text": "۱۹۶\n\nمقبرۀ سنگ چل\n\nمشهور بخواجه عبدالله سنگ چل و خواجه کباب پز در راه پای کوه قریب تخت سفر و مقبره ایشان سنگ چل است صاحب کرامات بوده‌اند.\n\nخواجه محمد خباز\n\nاز بزرگان صاحب کرامات بوده‌اند و مولانا معین الدین سبزواری در کتاب خود تعریف ایشانرا نموده و در سر چارراه گازرگاه آسوده‌اند.\n\nخواجه محمد خلوتی\n\nدر سر پل گازرگاه مدفون است گویند که از جمله کرامات او حوضی است که بی‌گل پوشیده‌اند.\n\nشیخ شبگیر\n\nاز ابدال زمان خود بوده و در سر چارراه گازرگاه آسوده‌اند."}
{"book": "adl0430", "page": 205, "text": "۱۹۷\n\nقطب الاقطاب\nشیخ نجم الدین\nدر سر زینه کازرگاه در تخت تنها مدفونند صاحب\nکرامات و از ابدالان زمان خود بوده و جد ایشان\nنیز شیخ نجم الدین نام داشته و قبر ایشان در کنار\nراه کازرگاه است نزديك براه ملا اشرف قاضی\nرحمة الله تعالی علیهم اجمعین .\n\nخواجه سیاه پوش\nاز پیران طبقات معدود گشته و کرامات او در\nمیان اهل هرات شهرت یافته مدفنش هم در قریۀ\nشمعان است .\n\nشیر سرخ\nاز ارباب وجد و احال بوده قبرش در غوران\nگذاره است .\n\nذکر مولانا درویش احمد سمرقندی\nوی نیز از اصحاب و مریدان کار کردۀ شیخ الاسلام"}
{"book": "adl0430", "page": 206, "text": "۱۹۸\nوا المسلمين شيخ زين الملة و الدين الخوا فی است\nو عا لم بعلوم ظاهری و باطنی بودم و در توحید و\nعرفان یگانه دوران بود و سر دفتر کاملان زمان\nوی پیش از سفر خراسان و عراق و حجاز در ماوراء\nالنهر بصحبت حضرت قطب الاقطاب خواجه علاءالدین\nعطار قدس سره رسیده بود و بعد از ان در خطه شام\nدر خدمت مولانا شمس الدین محمد سیرین که از\nکبار مشایخ آنجا بودند بسر میبرده اند اما هيچ يك\nرا تسلیم نشده بود تا آنکه مولانا شمس الدین\nحیات را سپرده بعد مولانا درویش احمد در طلب\nدرویش و مرشد کامل بگر دعالم سرگردان شد در هر\nولایت و دیار که میرسید طلب درویشان بزرگ میکرد و هر که را میدید\nازوی بهتر میطلبید تا آنکه بخطه روم رسید و از مردم آنجا احوال اهل\nدل پرسید گفتند که در مسجد جامع مازنگی مجذوب است\nو با هیچکس سخن نمیکند در هفته يك نوبت طعام اندك می\nخورد و شب و روز آنجا میباشد درویش احمد بآن\nمسجد رفت دید که زنگی سر برهنه بر روی فرش خشت\nپخته رو بقبله افتاده پیش او رفت و با دب تمام بایستاد\nبعد از زمانی زنگی سر بر داشت و گفت ای درویش\nاحمد آنکس که تو میخواهی در خراسان در ولایت"}
{"book": "adl0430", "page": 207, "text": "۱۹۹\n\nخاف در قريه براباد مى يابی ومراد ازان حضرت\nشيخ زين الدين را داشت اين بگفت و سرد ر كشيد و\nخاموش شد فی الحال درويش احمد از انجا متوجه\nخراسان شد چون؛ بقريه براباد رسید وقت نماز پیشین\nبود خدمت شیخ در مسجد تشریف داشته بودند بآنجا\nرفته نماز جماعت بگذارد و بعد از فراق نماز بر\nخواست و بر حضرت شیخ زين الدين قدس سره سلام\nكرد بعد از جواب سلام فرمودند كه ای درويش احمد\nدر روم آن زنگی مجذوب چه گفت درویش احمد\nقدس سره گفت مصرع (ندیدم درجهان مردی كه باشد\nهمچنين كامل) فی الحال پيش رفته و در قید ارادتش\nدر آمد وبكار مشغول شد و بيمن همت وحسن تربیت شیخ\nبدرجات بلند و مقامات ارجمند و مرتبه كمال رسید\nوكرامات وخوارق عادات مثل احیای اموات وامانت\nاحیا ازوی منقول است قال العبد المفتقر الى الله الغنی احمد\nابن جلال الدين السمرقندی ایده الله تعالی كه در اربعين\nمیلاد که اختيار وخاصه شيخ كامل مكمل شيخ الاسلام\nو المسلمين شيخ زين الملة والدين شيخ زين الدين\nالخوافی است دام الله تعالى ظل الارشاد. در خلوت\nدرويش آباد بودم در شب دوم از خلوت حضرت"}
{"book": "adl0430", "page": 208, "text": "۲۰۰\nرسالت پناه صلی الله عليه و سلم ديده شد جامه سفيد\nدر بر و موی ها بغايت سياه و يافته و عصا بدست زنبیل\nبگردن من نهادند و سه بار در بازار فيروز آباد\nکه در شهر هرات است شيئاً لله میگفتم و میرفتم و فرمودند\nکه حلال ترين لقمه ها درين زمان همین است و درین\nحال جمعی که در گرد حضرت عليه الصلوات والسلام\nبودند زنبيل مرا پرگهر کردند و باز بحضرت نبی علیه\nالصلواة والسلام ملاقات افتاد فرمودند که قصص\nرا درس بگوئی و فرمود که خاك زياد نگاه به از مال\nدنيا قبرش در شرق تخت آستانه در شمال جوی بردست\nراست راه چون به گازرگاه روند به پل نزديك است\nذكر مولانا زاده\nوی از اصحاب و مريدان مولانا سراج الملة والدين\nاست و عالم بود بعلوم ظاهری و باطنی بودند و در زهد\nو صلاح و تقوی نظیر خود نداشتند و از وی كرامات\nفراوان منقول است وفاتش در سال هشتصد بیست و\nچهار است قبرش در تخت مزار حضرت شيخ الاسلام\nوالمسلمين شيخ زين الدين الخوافی است و بسیار\nبزرگ بوده (رح) ."}
{"book": "adl0430", "page": 209, "text": "۲۰۱\nذکر شیخ زین الملة و الدین\nاسفر غابادی [رح]\nوی نیز از مریدان حضرت مخدومی اند و پیوسته\nدر گازرگاه در خانقاه والد بزرگوار خود مولانا\nشمس الدین محمد اسفر غابادی بسر میبرده و بذکر و\nفکر و تلاوت و عبادت میگذرانیده و در آخر حیات\nبه شهر تشریف آورده و در خانقاء شیخ صوفی علی بوده\nو اهالی شهر بصحبت وی میرفتند و تبرک میجستند روزی\nبا جماعتی قصد زیارت وی کردم در راه یکی از ایشان\nگفت اگر درویش را بعد از انابت احتیاج به تو به\nشود خود توبه کند یا باز، بدست شیخ خود توبه باید\nکرد چون بخدمت وی رسیدم آن شخص را مخاطب کرده\nفرمود اگر درویش گناه از و صادر شود احتیاج نیست\nکه آن را اظهار نماید و باز بر دست شیخ ، توبه کند\nباید که بخود در خفیه توبه کند و آن را پوشیده دارد\nو دیگر گرد آن نگردد و امثال این حکایت بسیار است\nکه از وی واقع میشد وفاتش در سال نهصد و سی و دو\nاست قبر وی در گازرگاه در جنب قبر والد وی که"}
{"book": "adl0430", "page": 210, "text": "است .\nذکر مولانا حاجی ابراهیم\nعالم بعلوم ظاهری و باطنی بود و عارف و موحد\nو حاجی الحرمین الشرفین بود و کرامات فراوان ازان\nمنقول است و بغایت خلق نیکو داشت شمایل ملیح و زبان\nفصیح داشت و سفر بسیار کرده بود و لقمه ارباب دنیا\nکم تناول کرده و از کد یمین معاش میگذرانیده و بشره\nبغایت نورانی داشت چنانچه هرگاه این فقیر حقیر بی\nبضاعت را غم یا حزن روی دادی قصد ملازمتش میکردم\nچون چشم من بر روی مبارک وی می افتاد فی الحال\nآن غم بشادی و آن پریشانی بجمعیت مبدل میشد و این\nمعنی از مجربات بود وفاتش در سال نهصد بیست هشت\nو قبرش در مقبره مخدومی تا بادگانی است .\nذکر شاه خورد (رح)\nبغایت بزرگوار بود و کرامات و مقامات داشته\nپیوسته پادشاه مرحوم ابو سعید سلطان بصحبت وی می\nرفته و مقبره مذکور در شمال عیدگاه است ."}
{"book": "adl0430", "page": 211, "text": "حضرت شیخ کمال الدین حسن (رح)\nعلامهٔ زمانه بود و بسیار دانشمندان از دامن او\nبر خواسته اند و فاتش در سال هشتصد و هشتاد و هشت\nاز هجرت است قبرش در شمال عیدگاه است .\n\nذکر مولانا شمس الدین محمد (رح)\nشيخ الاسلام و افضل الزهاد و مرشد الانام مولانا\nشمس الدین محمد ابن حاجی ا بل بعلم و زهد و تقوی\nو فتوی از اقران امتیاز داشت و پیوسته اهل هرات\nرا تزهد مینمودند و در اصل از سنو جرد (۱) بود از\nبلوك كذاوه پیوسته اهالی هر مملکت از خاص وعام\nبران تردد میکردند و بدعای او تبرك می جستند وعلم\nظاهر وباطن ایشان به تعریف ؛ آراسته وعمرش هشتاد\nرسیده مدفنش در قریهٔ سنو جرد سال فوت وی سنهٔ ثمان\nو اربعین و ثمان مائه .\n\nذکر باباحسین ترک (رح)\nدر اول سپاهی بود و ظلم و تعدی میکرد نوبت به\n(۱) سنوجرد معرب سنوکرد قریهٔ ایست در هرات ."}
{"book": "adl0430", "page": 212, "text": "تحصیل مقدار مال بطوس رفته اخی محمود طوسی اورا\nسیاست فرمود چون بهرات آمد اسپ و سلاح بدرویشان\nداد و پوستین کهنه در پوشید و در خیابان ساکن\nشد جذبه او را فرا گرفت و آن جا بود تا ازین دنیا\nرحلت کرد قبرش هم آنجا است درغرب خیابان .\n\nذکر با با جمال مجذوب\n\nمشهور به با با علی هست از اعزه مجانین بود در مبدء\nحال مکتب داری میکرد و بعد از ان مجذوب شد و در\nمیان جوی های آب در زمستان و تابستان ایستاده جوی\nپاك میکرد بعد بعضی از سوره قرآن مجید میخواند\nو بدعای ماثوره بعد از قرائت قیام مینمود بسیار قوی\nمشرب بود و بعضی آنرا بخانه خود می بردند یکروز و\nيك شب نگاه میداشتند و هر که بدل خود گفتی این مرد\nچرا نمیرود فی الحال برجستی و برفتی و دیگر التفات\nنکردی مدفنش در بازار (۱) اسپ فروشان است .\n\nسید غیاث الدین مجذوب\n\nسالك عارف با تمكين سید غیاث الدین از اهل كمال\n\n(۱) درین زمان سعادت اقران آن موضع را بازار پای حصار میگویند."}
{"book": "adl0430", "page": 213, "text": "۲۰۵\nبود و سخنان كالنص القاطع واقع میشد مغيبات؛ بر او\nمكشوف میگشت و نظر آن حكم كيمياى احمر داشت وفاتش\nسال هشتصد و شصت و هشت از هجرت قبرش در اندرون\nخطيرۀ خلوتيان در ميان دو جوى واقع شده .\nمیر محمد طاهر\nاز اكابر سادات بوده اند و در مرغاب آسوده اند\nهر كس ايشان را در روز دوشنبه زيارت كند مقصد\nوى حاصل كردد و كرامات فراوان داشته اند .\nمولانا عبد الصمد بخارائى (رح)\nعالم و فاضل و مجتهد دين بوده اند و در درون\nخطيرۀ حضرت خواجه عبدالله انصارى قدس سره در\nپائين پاى ايشان آسوده اند در بيرون مقبره بزير لوح\nچاهى است و هفتاد و دو شهيد در همان چاه مدفونند\nدر زمان هلاكو بشهادت رسيده اند وزيارت ايشان را\nاهل هرات لازم دانسته اند .\nديگر در باغچۀ سفيد فروشان حضرت خواجه كازر\nو شیخ زین الدین و پير مراد بخش و شیخ قیر بنج در گازرگاه\nاست هر مطلب كه داشته باشند بر سر تربت شیخ قیر بنج رح"}
{"book": "adl0430", "page": 214, "text": "بروند و با این ترتیب بخوانند که ذکر میشود بمراد میرسند\nيك هفته روزه هر روز هزار بار این آیت کریمه به\nخوانند و ذکر حضرت شیخ قرینج نیز علیحده ذکر شده\nبود مدفن ایشان در طرف کوه زنجیر گاه است\nو حضرت خواجه عبد الله انصاری قدس سره هفتاد سنك\nبدور مقبره ایشان آورده نصب کرده اند جهة اخلاص\nکه داشته اند و آیة کریمه اینست ( فلله الحمد رب\nالسموات و رب الارض رب العالمين و له الكبرياء فی\nالسموات و الارض و هو العزيز الحكيم )\nدیگر در مقبرۀ خمچه آباد از طرف شرقی خطیرۀ\nامام امیر عبد الله الواحد شهید مسجد یست او را التجه\nمیکویند همواره محلی غیبیان میباشد و تنها در آن جا\nبسر بردن کار هر کس نیست بسیاری از اولیاء و درویشان\nبسر می بردند بغایت منزلی است سهمناك و دو رکعت\nنماز در آنجا گذاردن تریاق اکبر است و در خمچه\nآباد در اندرون محوطه تنها مشهور بخواجه مراد\nبخش خمچه آبادی معروف است و مردمان هرات به\nزیارت میروند و بمراد میرسند ."}
{"book": "adl0430", "page": 215, "text": "۲۰۷\nخواجه غریبان\nاز مشاهیر بزرگان بوده و مدفنش در قریه ده کنار است.\nدیگر (شیخ گذرانی) و سه نفر دیگر مثل (ملا\nیحیی خاوائی) و (شیخ نجم الدین مالانی) , قطب الاقطاب\nدر سر زینه گازرگاه بر يك تخت آسوده اند دیگر مسمات\nدر طرف خانه ملا اشرف قاضی مستجاب الدعوت بود\nو هیچکس از برابر قبر ایشان سواره نتوانستی گذشت .\nدیگر (شیخ احمد مرجانه رح) بسیار بزرگ بوده\nدیگر (شیخ عالم تیزائی) از بزرگان و سادات قوم\nبوده رح .\nالحمد لله علی التمام و الصلواة و السلام علی سیدالانام\nو علی آله و اصحابه مصابیح الظلام و آخردعوانا ان\nالحمد لله رب العالمین ."}
{"book": "adl0430", "page": 216, "text": "هو الله تعالى\n- حصهٔ سوم -\n(رسالهٔ مزارات بابرکات)\nهرات\n- طبع ۱۳۱۰ -\n(در مطبعهٔ دانش)"}
{"book": "adl0430", "page": 217, "text": "(بسم الله الرحمن الرحیم)\nالحمد لله الذي نور قلوب العارفین بانوار التجلیات\nوالواردات وعطر مشام المشتاقین بنفحات الانس\nوالمشاهدات والصلواة الزاکیات النامیات علی اشرف\nالموجودات ومجمع المعجزات وعلی آله واصحابه الذین\nاستفادوا بصحبته اعلی المقامات والکرامات\nوبعد برای خداشناسان دل آگاه ومخلصان ومعتقدان\nاهل الله عرضه میدارد فقیر حقیر محب درویشان وخوشه\nچین خرمن ایشان محمد الصدیق الهروی ابن العارف\nالعالم الربانی مولینا عبد الحمید السیاوشانی (۱) غفر الله\nله ولوالدیه واحسن الیهما والیه که چون کتاب مقصد\nالاقبال را اعنی حصه اولی از شرح مزارات عالی درجات\nهرات در سنه ۸۶۳ هجری قمری عالم کامل وعارف فاضل\nسید عبد الله الحسینی الهروی مشهور باصیل الدین الواعظ\nتصنیف وتالیف نموده بود و بعد از ان در سنه ۱۱۹۸\nهجری مولینا العالم الفاضل والعارف الكامل عبید الله\nبن ابوسعید الهروی حصه دوم مزارات هرات را که\nمشتمل است برذکر حضرت مولینا العارف الجامی تا به\n(۱) سیارشان قریهٔ بزرگ است واقع در بلوک گذاره هرات ."}
{"book": "adl0430", "page": 218, "text": "وقت آن مؤلف جمع و تالیف کرده بود و از ان وقت\nتا این زمان که سنه ۱۳۵۰ هجری قمریست عرفا و اولیائی\nکه خاک پاک هرات بوجود مبارك ایشان زیب وزینت\nیافته است در پس پرده شده اند و تا حال هیچکس متعرض\nشرح حالات شان نشده است بناءعلیه جمعی از محبان و مخلصان\nاولیاء الله درین زمان سعادت اقتران از ین فقیر بی سامان\nالتماس نمودند که شرح حالات آن بزرگان را بطریق اختصار\nجمع وتالیف نموده آن را حصهٔ سوم قرار دهم پس جهة\nخوشنودی ارواح بزرگان و اسعاف مرام اخوان مستعیناً\nبا لله در ین میدان صعب اقدام نمودم وراء من اکجا وصف\nبزر گان کجا * نجم کجا ماه درخشان کجا * کیف الوصول\nالی سعاد و دونها * قلل الجبال و دونهن خیوف *\n\nحضرت آخند ملا گندم علی\nصاحب رح\n\nالعالم العامل الولی واقف اسرار الخفی و الجلی\nحضرت آخند ملا گندم علی ولادت با سعادت شان در\nیوم جمعه ربیع الاول سنهٔ ۱۱۰۰ یکهزار یکصد هجری قمری\nدر قریهٔ خلچان که اکنون مسمی است بروضه باغ واقع\nشده است از والدهٔ ماجدهٔ شان روایت است که در\nوقت ولادت حضرت آخندصاحب هردو دست خود را"}
{"book": "adl0430", "page": 219, "text": "۳\nبرداشت و بآواز بلند گفت لا اله الا الله محمد رسول الله\nچنانچه حاضرات همگی شنویدند و تا از نفاس پاك نشدم پستان\nرا نگرفت و در وقتیکه جنین برد اگر لقمه شبهه میخوردم\nدر شکم اضطراب مینمود و تاقی نمیکرد م آرا م نمیکر فت\nدر وقت صبوۀ آثار سعادت از جبین مبارك او لایح بود •\nفي المهد ينطق عن سعادة جده * اثر النجابة ساطع البرهان\nنقلست که میفرمودند در مبادی حال شبها را در تربت\nحضرت ميا رزا يحيى قدس سره احیا مینمودم و از روح\nپر فتوح شان افتتاح میجستم شبی در ان روضه مراقب بودم\nناگاه آوازی ازان تربت شنیدم که ای گندم علی\nقرآن بخوان گفتم من امى ميباشم قرآن خواندن نمیتوانم\nفرمودند پس مستمع باش تامن بر تو قرآن بخوانم چون استماع\nنمودم از اول قرآن شریف تا آخر ختم نمودند پس صبح\nصادق دمید بخود متوجه شدم دیدم که حفظ قرآن شریف\nبا فتوحات و فیوضات بسیار چون صبح صادق از مطلع غیب\nبر زمین دلم تابیدن گرفت دیگر فرمودند که ای گندم علی\nبتحصیل علم اشتغال نما تا از تاریکی جهات برهی على الصباح\nبعزم تحصیل علوم بجانب مدرسه حضرت اعلم العلما وقدوة\nالفضلا مولينا ملا دولت محمد میرفتم در اثناء راه بحضرت\nخضر علیه السلام ملاقی شدم فرمودند بطلب علم میروی مبارك"}
{"book": "adl0430", "page": 220, "text": "۴\n\nبا دين الطاف بسیار و مرحمت بیشمار بر من نمودند که\nازان علم لذتی امن حاصل شد (علم اهل دل نه ازمکتب بود\nبلکه از تلقین خاص رب بود) چون بمدرسه رسیدم بهر\nکتاب از هر علم که نظر کردم بفضل ربانی برایم مکشوف\nبود چون حضرت مولینا صاحب موصوف نظر کردند که من\nکتب مطالعه میکنم از روی تعجب فرمودند ای کند معلی\nتو شخص امی میباشی چگونه کتاب مطالعه مینمائی ماجرا\nرا بخدمت شان عرض کردم بسیار مسرور شده فرمودند\n* ذالك فضل الله يؤتيه من يشاء والله ذو الفضل العظيم *\nحضرت ایشان کسب طریقت و خلعت خلافت از حضرت میر\nسید محمد قتالی و ایشان از حضرت شاه علی و ایشان از\nحضرت شیخ احمد اقطع وایشان از حضرت شاه غیاث الدین\nو ایشان از حضرت خواجه محمد معصوم و ایشان از حضرت\nوالد ماجد خود امام ربانی مجددالف ثانی شیخ احمد\nسرهندی قدس الله تعالی اسرارهم حاصل نمودند ایام\nحیات را بعبادت و مجاهدت در مغارات و قلل جبال\nبسر میبردند و ازیشان خوارق عادات بسیار بظهور رسیده\nاست که این رساله گنجایش بیان آنراندارد حضرت مولینا\nعزیز الله که یکی از خلفای شان است مناقب و خوارق عادات\nایشان در رساله علیحده بیان فرموده است ."}
{"book": "adl0430", "page": 221, "text": "نقلست که در یافت شب قدر ا ز ابتداء سلوك تا وقت فوت\nازیشان فوت نشد چنانچه یکی از مخلصان این مضمونرا\nدر رشته نظم درآورده است .\nمر شد ما رهبر عالی تبار * بر طریق استقامت پایدار\nگفت تا این راه دین شد رهبرم * فوت ناگشته شب قدر از برم\nگاه شب در جفت و گه در طاق بود * تا مرا این شهره آفاق بود\nمطلع اسرار شد آن نامدار * بود از نور تجلی بر قرار\nلطف او در باره محزون فتاد * تا طریق راه او را جلوه داد\nذکر انتقال و ارتحال شان از دار فانی بدار باقی در\nسنه ۱۱۸۵ روزی در مجمع مریدان نشسته بودند فرمودند\nدر واقعه دیدم که عمرم از هشتاد و پنج تجاوز نمی کند\nهمانا که عمرم بآخر رسیده باشد عنقریب از الم هجران\nمیر هم و بدولت وصل محبوب حقیقی سر افراز میشوم یکی\nبرود حضرت مولانا ملا دولت محمد را از قریه خلیچان\nبیاورد که برایم جنازه بخوانند چون اثر بیماری در بدن شان\nظاهر نبود حاضرین در تعجب شدند لاجرم یکی از مریدان\nبخدمت حضرت مولينا صاحب شتافت و ماجرا را بیان نمود\nدر همین شب در بدن مبارك تب حریقی پدید آمد و بحكم\nالموت جسر يوصل الحبيب الى الحبيب آتش شوق در کانون\nسینه شان اشتعال یافته اضطراب میکردند بلی (وعده وصل"}
{"book": "adl0430", "page": 222, "text": "چون شود نزديك * آتش عشق تیز تر گردد چون فردا شد حضرت\nمولينا ملاد ولت محمد حاضر شدند بعد از بجا آوردن تكرمه\nو تحیه حضرت ایشان فرمودند كه فردا ان شاء الله تعالى\nصلوة جنازه ام را ادا خواهید نمود مخلصان ازین خبر\nدهشت اثر محزون شدند در شب سه شنبه هر دو بزرگوار با\nيكدیگر صحبت نمودند چون روز شد در خلوتخانه اندرون\nشده فرمودند حضار را كه مراقب شوند چون صلوة ظهر\nرا بجماعت ادا نمودند متوجه قبله شده در حق اولاد و\nمخلصین و باقی مسلمین دعا نمودند كه پيك اجل رسيد ومژدۀ\nارجعی الی ربك راضیة مرضیه را خواند پس حضرت شان\nبآواز بلند گفتند الله وجان بجانان سپردند و حاضرین\nبآواز بلند استرجاع انا لله وانا اليه راجعون را ادا\nنمودند پس حضرت مولينا دولت محمد تغسيل و تكفين شان\nرا نموده همراه جمع كثیری نماز جنازه خوانده ایشان\nرا دفن كردند مدفن مبارك شان قریۀ خسرو است ( يزار\nو يتبرك به ) زیارت شان در اجابت دعا تریاق مجرب است\nيكی از فضلاء در تاریخ فوتش فرموده *\nچونكه تاريخ وفاتش از خردجستم يقين ـ از عنايات الهی گشت برمن این یقین\nسال غين وفاو ها وقاف از غفران حق ـ جان پاكش شد جوار رحمة للعالمين\nاز یشان سی خلفای كبار واولاد نامدار باقیمانده است"}
{"book": "adl0430", "page": 223, "text": "۷\nتا حال که سنه ۱۳۵۰ است هر يك ازيشان صاحب مدرسه و خانقاه ميباشند و بطريقه انيقه جدا مجد خلق خدا را ارشاد مينمايند وفقهم الله تعالى وا يانا الى يوم التناد آمین یا رب العالمین و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین\nحضرت خلیفه\nمير يحيى صاحب قتالی قدس سره\nآن ناهج مناهج شریعت مصطفى صلى الله عليه وسلم سالك مسالك طريقت مرتضی حضرت خلیفه میر سید یحیی از اولاد و احفاد حضرت سلطان العارفین المشهور فی البلاد والجبال سلطان میر ابراهیم قتال است قدس سره و متصف بعلوم ظاهری و باطنی و یگانه زمان خود بود خرقه خلافت و اذن طريقه انيقه چشتیه را از والد ماجد خرد حضرت حاجی میر افضل شهید حاصل نموده و آن از پدران خود تا حضرت سلطان ابراهیم (۱) قتال و آن از مشایخ چشتیه عمر شریف را بعبادت ومجاهدت و ارشاد وهدایت خلق الله در کوه زور (۲)\n(۱) سلطان ابراهیم را از ان قتال نامند که نسبت طریقه شان بجنيد واسط بشیخ عين الدین قتال میرسد .\n(۲) آنرا کوه زور ازان سبب مینامند که یکی از اولاد ضحاك ماردرش از خوف کاوه دران کوه متحصن شده بود که آنر ازور نامداشت ."}
{"book": "adl0430", "page": 224, "text": "که در غربی محال غور و شرقی اسفزار است بسر میبرد و در اخیر\nعمر از پل هرات شد و صاحب کرامات و خرق عادات بود\nنقلست عبدالرحمن خان بارکزائی توپچی باشی که\nیکی از مقربان اعلیحضرت احمد شاه غازی سدوزائی بوده روزی بموجب\nکاری بشکنجه گرفتار شده و به آن سبب از طرف شاه حکم\nقتل شد ملازمان شاه آنرا بنزد فیل بردند حمله نکرد باز\nبنزد توپ بردند در نگرفت تفتیش نمودند که با خود تعویذ\nداشته باشد نداشت متعجب شده شاه را مطلع نمودند شاه از\nرحمن خان پرسید که آیا بیکی از بزرگان اخلاص مندی\nکه ترا از قتل مانع آمد گفت آری در ابتداء شباب شبانی\nمیکردم روزی نمد پوشی ژولیده موئی در قله کوهی با من ملاقی\nشد آنرا سلام نمودم و نامش پرسیدم گفت نامم سید یحیی است\nو از سادات کوه زورم مخلص وی شدم و از وی استمداد\nطلبیدم گفت مدد کن بنزد احمد شاه معنی سخن آنرا ندانستم\nو از من غایب شد امروز که مرا بفیل حواله کردند\nدیدم که همان شخص حاضر شد و بعصای خود بطرف فیل\nاشاره کرد تا فیل گریخت باز که مرا بنزد توپ بردند دیدم\nکه حاضر شد و ابریق آبی را بدهان توپ ریخت بر من کارگر\nنشد پس ازین ماجری شاه فرمود که رحمن خان را محبوس\nنما ئید تا حضرت میر حاضر نشود رحمن خان را رها نمیکنم"}
{"book": "adl0430", "page": 225, "text": "۹\n\nپس بفرمان اندك حضرت میر بدر بار شاهی حاضر شدند\nو شفاعت رحمن خان را کردند پس رحمن خان بمنصب\nاصلی خود مقرر گردید شاه نیز از مخلصان و بار یافتگان\nحضرت میر شد و الطاف پادشاهی را بخدمت شان مصروف\nنمود نقلست روزی مخلصان اسفزاری حضرت میر از\nجور جعفر خان فوفلزائی که حاکم شان بود حضور حضرت\nمیر صاحب شکوه نمودند حضرت میر بر آشفت و در غضب\nشد و آتش پاره را بحجره خود انداخت و گفت ای خانه\nبسوز نقاوت الهی خیمۀ جعفر خان در اسفزار در گرفت\nو جميع متاع آنرا بسوخت میر عیسی مجذوب همین مضمون را\nدر سلك نظم در آورده .\nنخل باغ حاجی افضل سید یحیی ما ـ شاخ شیخان مکمل سید یحیی ما\nقائل ذكر اله قابل انوار حق ـ لایق تاج مكلل سيد يحيى ما\nهم امیر و هم فقیر هم ندیم بزم شاه ـ در همه سادات مشعل سید یحیی ما\nفخر اولاد نبی و سرور اهل یقین ـ صف و صافی همچو صیقل سید یحیی ما\nطبل منشور خلافت در جمیع مسلمین ـ زد باذن حاجی افضل سید یحیی ما\nچون کرامات و مقاماتش نگنجد در جهان ـ منکران را کر د احول سید یحیی ما\nشد برحمن خان حواله فیلشه از روی کین ـ فیل را کرده معطل سید یحیی ما\nشاه دران را کمر بسته بالطاف ا له ـ ناصر آن شاه عادل سید یحیی ما\nدولت شاهی بابدالی (۱) میسر شد ازان ـ چشم عالم را مکحل سید یحیی ما\n\n(۱) اعلحضرة حمد شاه را ابدالی از ان نامند که جد اعلی آن ابدال خان است ."}
{"book": "adl0430", "page": 226, "text": "آتش اندر خانه زد خیمه ز جعفر خان بسوخت - خشم زد بر خان ورفل سید یحیی ما\nدارد عیسی بر جنازش روز محشر التجا - قطب دین وغوث اکمل سید یحیی ما\nعمر گرامی شان بهفتاد و دو سال رسید و در سنه یکهزار\nو یکصد نود و دو هجری ندای ارجعی الی ربک راضیة مرضیة\nرا بگوش هوش خود شنید و جان بجا ان سپرد مرقد منور\nشان بجنوب قریۀ بیحقی است بکنارۀ دشت یلان مرجع خواص\nو عوام است (یزاد و یتبرک به) بر ان عمارت عالی است.\nجناب حضرت\nصوفی اسلام کروخی(۱)\nقطب الاولیاء و شمس الاصفیاء مرشد الانام حضرت صوفی\nاسلام شهید و ابا ماجد شان از بزرگان ولایت خوارزم\nبودند و در اخیر عمر وطن مالوف را گذاشته در قصبه\nمدرک که از مضافات میمنه است سکنا پذیر شدند و جنب\nشهادت پناهی در سنه ۱۱۳۸ در ان موضع متولد شدند\nو بعد چند سال والد شان در ان چا فوت شدند جناب حضرت\nاز تقدیرات الهی بعد از چند سال در بخارا رفته در جملۀ\nعسکر امیر بخارا محمد رحیم خان مندرج شدت بلائی وقت\n(۱) کروخ بفتح کاف و تشدید و بضم راء مهمله و قیل بتخفیف\nو خاء معجمه قصبه ایست که بشرقی و شمالی هرات واقع شده."}
{"book": "adl0430", "page": 227, "text": "از حسن خدمت بمنصب عالی سرافراز شده است میفرمودند\nروزی جهة محاربه سوی مرواورگنج میرفتم در اثناء\nراه حضرت خضر علیه السلام بصورت بسیار نیکوئی با من\nصحبت نموده مرا نصیحت کرد که ای فرزند از لعب و لعب\nدنیا دست بدار خدمت پادشاه مجازی را ترك نمای\nو بخدمت سلطان حقیقی بکوش گه دنیا فانی است وعقبی باقی\nآن نصیحت در دلم مؤثر گشت وحب دنیا دردلم سرد شد تا\nترك جاه ومنصب کردم وهفت سال در غار نورعطا بخلوت\nوانزوا بسر بردم وگاه گاه صحبت آن پیر زنده دلان\nبرابر میسر میشد جناب حضرت شهید در طریقه ما ذون\nبودند در طریقه نقشبندیه خلافت خلافت را از حضرت خلیفه\nغالب نظر حاصل نمودند وایشان از حضرت شیخ الله یار\nکه ایشان مصنف مسلك المتقین است وایشان از حضرت شیخ\nحبیب الله وایشان از حضرت میا معصوم صاحب وایشان از\nوالد ماجد خرد حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی\nشیخ احمد سرهندی قدس الله اسرارهم و در طریقه جهریه\nمجازاند از طرف خلیفه عاشور قل که بچند واسطه نسبت\nطریقه شان میرسد بسیادت پناهی سلطان خواجه احمد یسوی\nقدس سره جناب شهادت پناهی مدتی در محال فرغانه وبخاری\nشریف بهدایت خلق اشتغال داشتند اکثر آن دیار بخدمت"}
{"book": "adl0430", "page": 228, "text": "شان ارادت داشتند چون پادشاه وقت از اجتماع و کثرت\nمریدین شان دلتنگ شد ایشان بصفای باطن آن را در یافته\nعنان عزیمت را صوب هرات کثیر البرکات منعطف کردند\nچند وقت در ولایت میمنه و اون جلا دو خواجه آنقر طرح\nاقامت نمودند چنانچه مساجد و خانقاه شان تا حال\nمعمور و معروف است بعد از چند گاه در هرات شرف ورود\nیافتند اولا در قریۀ چهار حیات نزول فرمودند پس از ان\nدر علاقۀ کروخ رحل اقامت انداخته با رشاد و هدایت\nخلق و عبادت حق سبحانه تعالی بسر میبردند نقلست پیش\nاز ورود شان در هرات حضرت شیخ عبد الخالق یلانی که\nصاحب کشف و کرامت بودند و از جملۀ تالیف شان دیوانی\nغزل و تفسیر سورۀ والعصر است در وقت فوت برای باز\nماندگان خود توصیه نمودند که بعد از من فقیری ترک در\nهرات پیدا میشود عمامه و عصای مرا بآن شخص تسلیم نمائید\nچون جناب حضرت در هرات ورود یافتند در منزل حضرت\nشیخ که واقع است در بلوک گذاره و حال مشهور است\nبمنزل خواجه ها تشریف برده آن امانت را از بازماندگان\nحضرت شیخ بازیافت نمودند خوارق عادات جناب حضرت\nبسیار است درین مختصر نمی گنجد هرگاه طالبی خواهش\nاطلاع داشته باشد در رسالۀ اسلامیه رجوع نماید شرح"}
{"book": "adl0430", "page": 229, "text": "۱۳\n\nشهادت با سعادت جناب حضرت در زمانی که حاجی فیروز\nالدین شاه خلف مرحوم تیمورشاه سدوزائی در هرات حکم\nران بود و فتحعلیشاه قاجار در ایران پادشاه بود لشکر انبوهی\nبعزم تسخیر هرات آمدند و قلعه غوریان را معسکر نمودند\nجناب حضرت با مخلصین و مریدین و باقی اهالی هرات به\nمعیت حاجی فیروز الدین شاه برای حفظ دین و مملکت عزم محاربه\nنمودند در قریه شکیبان هر دو لشکر با یکدیگر تصادف نمودند\nبعد از محاربه مردانه اسلامیه جناب حضرت با اکثر خلفاء\nخود شربت شهادت را نوشیده در زمره و لا تحسبن الذین\nقتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون فرحین\nبما اتاهم الله من فضله داخل شدند *\nدر مسلخ عشق جز نکو را نکشند * لاغر صفتان دشت خود را نکشند\nگر عاشق صادقی ز کشتن مگریز * مردار بود هر انچه او را نکشند\nاهالی هرات نعش مبارک شان را در کرخ در چهار باغیکه\nجناب حضرت بدست مبارک خود ناجو شانی کرده بودند دفن\nنمودند (یزاد و یتبرک به) در لوح مزار فیض آثارشان این\nرباعی ثبت است *\nتا از نظر نهان شده خورشید دین پناه * گردید روز اهل ارادت شب سیاه\nسال شهادتش طلبیدم ز پیر عقل * گریان شد و بناله بگفتا (غریو آه)\n۱۲۲۲"}
{"book": "adl0430", "page": 230, "text": "۱۴\n\nایشان یکهزار و یک خلیفه داشتند که شرح و خوارق عادات شان در رساله اسلامیه مندرج است ازیشان بسی اولاد و احفاد نامدار باقی ماند که صاحب خانقاه و مدرسه بودند و خلق را بطریقه انیقه شان ارشاد و هدایت نمودند خصوصاً خلف الصدق شان جناب خلیفه الله بردی صاحب که صیت بزرگی شان گوش اهالی اسلام را پر در ساخت * و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین .\n\nخلیفه میر ابراهیم\n\n* صاحب ادرانی (۱) قتالی *\nالعالم الربانی والعارف السبحانی خلیفه میر ابراهیم ادرانی در یانوش خلف الصدق حضرت خلیفه میر سید محمد قتالی است ولادت با سعادت شان در کوه زور واقع شده است در ابتداء جوانی در هرات آمده بتحصیل علوم دینیه اشتغال نمودند و در علم فقه و حدیث و تفسیر و اخلاق بر اقران فائق شده در قریه ادران ازدواج نموده مسکن گرفتند و طالب مرشد کامل شدند اگر چه والد ماجد شان کامل\n\n(۱) ادران بضم همزه و سکون دال مهمله و فتح راء مهمله قریه ایست در شرقی و جنوبی شهر هرات واقع بمسافت دو فرسخ ازان ."}
{"book": "adl0430", "page": 231, "text": "۱۵\n\nو مکمل بودند و بسیار سالکان بصحبت شان اکمال یافتند مثل حضرت آخند ملا کندم علی صاحب که شرح حالات شان گذشت لاکن در زمانی که طالب مرشد گردیدند پدر بزرگوار شان فوت شده بودند لذا نسبت طریقت و خلعت خلافت را از حضرت منا عبدالرحیم صاحب مجددی حاصل نمودند و ایشان بچند واسطه از جد امجد خود حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی شیخ احمد سرهندی قدس سره اخذ کردند خلیفه موصوف بسی مجاهدات وریاضات شاقه نمودند و در تجرید و تفرید یگانه زمان بودند از بسکه از بحر معرفت آشامیده اند ایشان را ده یانوش میگفتند (نقلست) روزی پادشاهی وقت در ادران جهة زیارت شان ورود یافته و مصارف زیادی جهة خرج لنگر شان مقرر فرمود هر چند سعی نمود حضرت خلیفه قبول ننمودند (نقلست) روزی حضرت خلیفه بمردم ادران فرمودند در واقعه دیدم درویشی باین قیافه صاحب مقامات و درجات عالیه است اما از ارباب جهل است آن شخص را در هر جای که دیدید بحضورم بیاورید که باوی صحبت نمایم اتفاقاً روزی همان شخص را در یافته بیاوردند باری ملاطفت و صحبت نموده سوال کردند که این درجات را از چه یافتی و چه عمل داری آن شخص فرمود که من ناخوانم و داخل عسکر اسلام لکن"}
{"book": "adl0430", "page": 232, "text": "۱۶\n\nکتابی دارم که آن بمنزلهٔ پیر کامل و همیشه با من است و\nاز ان تقرب میجویم شاید که از برکات آن باشد پس آن\nکتاب را در میانه گذاشت که مکتوبات حضرت امام ربانی\nبود حضرت خلیفه فرمودند که ای فرزند این عمل را لازم\nگیرید بعد مریدان را ترغیب نموده امر فرمودند بمطالعهٔ\nمکتوبات شریف حضرت خلیفه بعبادت و ریاضت و تربیت\nمریدان شصت سال زیست کردند و در اخیر ندای ارجعی\nالی ربك راضیة مرضیه را شنیده از دار الفنا بدار البقا\nشتافتند مرقد منورشان در قریهٔ ادران است مشهور و معروف\n(یزاد و یتبرك به) بر مرقد شان عمارت عالی است و آخر\nدعوانا ان الحمدلله رب العالمین .\nحضرت خلیفه\nمیر عبدالباقی صاحب ادرانی قتالی\nالشيخ العالم العارف الفاني الباقی خلیفه میر عبدالباقی\nصاحب ادرانی قتالی خلف الصدق خلیفه میر ابراهیم صاحب\nاست نسبت ارادت و خلافت از والد ماجد خود داشتند از علوم\nشریعت و طریقت بهرهٔ وافی یافتند یگانهٔ عصر و مقتدای\nزمان بودند خوارق عادات شان بسیار است درین مختصر\nنمیگنجد لکن برخی را جهت استماع مخلصین شرح میدهیم"}
{"book": "adl0430", "page": 233, "text": "۱۷\n\nنقلست شاه گلخان بادیه نشین گفت غلامی داشتم\nمفقود شده بود توسل بجناب شان جسته عرض مفقودی غلام را\nنمودم اولا سکوت نمودند در ثانی فرمودند حالا بخواب دست\nغلام تو در دستم بود که از نزد مرجان نام بنزد خود می\nکشیدم وازمن پرسیدند که آیا مرجان نام در هرات خواهد\nبود من عرض کردم که در موضع دهن دو آب است فرمودند\nکه در قبله زمین خواهد بود بعد از چند یوم غلام آمد ازوی\nپرسیدم که درین اوقات کجابودی گفت در سرحد مشهد به\nکوه سرخ نزد مرجان نام بادیه نشین بودم در شب جمعه به\nخواب دیدم که حضرت خلیفه میر عبدالباقی صاحب ا درانی\nدست مرا گرفت و بجانب هرات کشیده از خواب بیدار شدم\nواز شوق دیدار شان بی طاقت شده روانه هرات شدم حضرت\nایشان بدلجوئی درویشان و برآوردن حاجات مسلمانان\nو عبادت حضرت منان و تربیت مریدان بسی اهتمام داشته\nعمری بسر بردند در سنه ۱۲۹۲ زمان امارت مرحوم امیر\nشیر علیخان بمصداق مصدوقه ( کل من علیها فان ) طائر روح\nپر فتوحش تنگنای فانی را پدرود کرده در فضای وسعت افزای\nجنان خرامیده برحمت حق پیوست مرقد منور شان در مقبره\nادران بخطیره والد ماجد شان خلیفه میر ابراهیم صاحب واقع\nاست ( یزاد و یتبرك به ) ملا عبدالرحمن شاعر متخلص به"}
{"book": "adl0430", "page": 234, "text": "۱۸\n\nعاشق که مالك الشعراء آن وقت بود اشعار ذیل را در مرثیه\nو تاریخ وفات شان بسلك نظم کشیده این است\nز مضمون اذا جاء الاجل مفهوم میگردد\nکه نتواند کسی پیچد سر از جیب قضا اینجا\nز سوگ یکجهان فانی که شبهش نیست در گیتی\nدل از هستی بپردازد مکن چون و چرا اینجا\nبقا بالله عبدالباقی آن پیری بحق رهبر\nکه در القاب بود سید و فخر الورا اینجا\nزهی خضر مسیحا وش که وقت خرق عادتها\nز انفاس خوش خود ساختی دارالشفا اینجا\nدعای حور من وجه قبول افتاد چون گفتش\nمرا آنجا رساند یا ترا خواهد خدا اینجا\nبود جایش جوار رحمت حق بهر تا ر یخس\n۱۲۹۲ حساب اندر جمل کن تا بیابی مدعا اینجا\n(وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین)\n\nحضرت خلیفه میر محمد صدیق\n\nادرانی قتالی قدس سره\n\nآن شهباز بلند پرواز عرش آشیان قدسی مکان قطب\nربانی و غوث صمدانی مرشدی و مولائی خلیفه میر محمد"}
{"book": "adl0430", "page": 235, "text": "۱۹\n\nصدیق صاحب ادرانی خلف الصدق حضرت میر عبدالباقی\nصاحب ادرانی است در علم ظاهر و باطن و در طریق تجرید\nو تفرید یگانه زمان بودند انفاس طیبه شانرا خالق تعالی\nشفاء امراض آفرید . بود در يك توجه طالب مستعد را\nاز حضیض خاك باوج افلاك میرسانیدند جامه خشن و کهنه\nپوشیدی و بریاضت بدن کوشیدی هر کسی که ایشان را دیدی\nدلش از حب دنیا سرد شدی وطالب راه آخرت گشتی و\nمرد شدی هرگز املاك و اراضی و تنور نداشتی و با ان\nدر هر شب و روز خلق بسیار از خوان احسان شان طعام\nبرداشتی محبوب القلوب جمع مسلمانان بودی قرآن مجید\nرا حفظ داشته در هر شبی در نماز تهجد یکمنزل را بتانی\nو تدبر تلاوت نمودی بفقراء ومساکین بدرجه کمال متواضع\nبودی سفری حرمین شریفین را بطرزی رفتند که هیچکس\nبدان طور نرفته در هر منزل اهالی آن جا مرید و معتقد\nشان شدی خصوصاً مردم عرب و در مدینه مشرفه شب تنها\nدر روضه مبارکه قیام لیل مینمودند در انجا در طریقه علیه\nقادریه و چشتیه و سهروریه ممتاز شده مرید گرفتند\nخوارق عادات شان بسیار است که یکی از مخلصین آنها را\nجمع نموده در یک مجلبه مشتمل بر دو صد ورقه است این فقیر\nبعضی را تیمناً و تبرکا در این رساله درج مینماید"}
{"book": "adl0430", "page": 236, "text": "نقلست در سنه ۱۲۶۶ یکهزار دو صد شصت و شش هجری\nقمری که ولادت باسعادت شان واقع شد حضرت میر ابو الفیض\nصاحب سیو ثانی (رح) که شیخ بزرگ و معروف است و\nعنقریب شرح حالات شان می آید بعبا و قبای این تازه گل\nبوستان احمدی بقریه ادوان در نزد والد ماجد شان\nخلیفه میر عبد الباقی صاحب آمدند بعد از فراغ حضرت میر\nذکر نمودند که قرة العین را بیاورید که چشم بجمال وی\nمنور شود خادمه که آن را خیری میگفتند ایشان را در\nقنداقه آورده زینت بخش مجلسیان گردانید حضرت میر\nصاحب قنداقه شان را در بغل گرفته ایستاده شدند و ایشان\nرا از سر خود بالا گرفته بجوش و خروش آمده فرمود\nنوبادة باغ احمدی مبارك شمس فلك محمدی مبارك\nو چند فرد عاشقانه از اشعار حضرت شمس تبریزی (رح)\nخواند و فرمود میر محمد صدیق از من بالا و از خلیفه\nعبد الباقی جان بالا و از مشایخ وقت بالا ازین حالت\nبرای مجلسیان شوری و فغانی ظاهر شد بعد حضرت میر فاتحه\nخوانده عزیمت خانه خود نمودند کرامات اولیا حق است\nچنانچه حضرت میر فرمودند رتبۀ صاحب مبارك از همه بالا\nگرفت نقلست صوفی ملا احمد کورتی که یکی از مخلصان\nشان بود میگفت که من روزی شرف صحبت شان را حاصل نموده"}
{"book": "adl0430", "page": 237, "text": "فرمودند که ای احمد خوب شد که آمدی اسپ حاضر کن\nکه بشکار میرویم و هیچوقت بشکار نمی رفتند چون حاضر کردم\nسوار شدند و میرفتیم باران گرفت من متفکر و متحیر به\nرکاب شان میرفتم و با خود می اندیشیدم که تفنگ و آلت\nشکار موجود نیست چگونه صاحب مبارک شکار خواهند نمود ناگاه\nبکوه رسیدیم عنان اسپ را گردانیده در شعبه داخل شدند\nکه دو گوسفند کوهی شاخ بشاخ پیچیده در ان شله افتاده\nاز حرکت مانده اند و توانائی رفتن ندارند فرمودند که ای\nاحمد اینها را ذبح کن که از عذاب خلاص شوند و با خود\nببریم چنان کردم فرمودند که ای احمد با خود میاندیشیدی\nدیدی که بی تفنگ شکار میشود میفرمودند مرید گرفتن\nکسی را شاید که اگر در هر ناحیه عالم هفتاد مرید داشته باشد\nو يك زمان همگی موت شوند از حال هيچيك غافل نباشد\nنقلست میرا براهيم خواجه سیروانی (رح) در ابتداء\nمرید شيخ ملا عبد العزیز قشوری بود و دُرا خبر از مریدان\nصاحب مبارك شد میگفت روزی در بادغیس بخواب قیلوله\nشدم و پیشتر بصحبت صاحب مبارك نرسیده بودم و اندیشه\nآن هم نداشتم در خواب دیدم که کسی میگوید که خلیفه میر\nمحمد صدق ( محی السنة و مميت البدعة القوى فی الله الواثق\nبالله المتوكل على الله الذی لم يوجد مثله في البلاد و لم يكن له"}
{"book": "adl0430", "page": 238, "text": "نظير فى العباد و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين )\nاز خواب بیدار شدم و این عبادت را نوشتم و از مخلصان\nشدم نقلست صاحبزاده عبدالله جان مجددی که از مریدان\nحضرت صاحب چهار باغ جلال آباد است میگفت روزی بخدمت\nخلیفه صاحب عرض کردم که مرا اجازه خواندن درود صلوة تنجينا\nبدهيد فرمودند اجازه دیگر درود میدهم که به خواندن\nاین درود شمار ا احتمال ضرر است يك شب بی اجازه در مسجد\nنیسان بخواندن این درود شروع نمودم ناگاه دیدم که سه شخص\nمهیب بر فیلها سوار بر من حمله آوردند التجا بحضرت\nخلیفه صاحب آوردم حاضر گردیده فرمودند که مترس\nفیلها را در حال دفع کردند درین اثنا جد امجد خود اعنی\nحضرت مجدد صاحب را دیدم که میفرمودند حضرت خلیفه\nصاحب مددگاری تو شد و اگر نه ترا هلاک میکردند در\nسنه ۱۳۲۵ هجری قمری که سراج الملة و الدین امیر شهید\nامیر حبیب الله خان در هرات شرف ورود یافت بدیشان\nاخلاص مندی بسیاری بظهور رسانیده از ان چیزی قبول\nننمودند مگر پوستین سموری که جهۀ یادآوری گذاشتند\nبیان رحلت با سعادتشان قبل از رحلت چند چیز از یشان\nبظهور پیوست که مشعر بر فوت شان بود اولا بر يك سال\nپیش از فوت بر خلاف عادت خود مدرسه و همین روضهٔ"}
{"book": "adl0430", "page": 239, "text": "متبرکه را که حال مرقد منور شان است بشوق تمام بدست\nمبارك خود اشجار تا ژودران غرس نمودند دیگر در همان\nسال در ماه مبارك رمضان بخلاف عادت سابقه خود\nمسلمانان را جمع نموده با ایشان نماز تراویح را به شش\nشب ختم قرآن مجید نموده امامت کردند دیگر در این\nسال صحبت و خلوت با مریدان بیشتر از پیشتر مینمودند\nدیگر در آخرین مجلسی که ابن فقیر شرفیاب صحبت شدم\nبعد از ملاطفت فرمودند که شما را توصیه میکنم هرگاه\nکه جهة نماز سحری بر خیزید یکبار خود را بر خاك انداخته\nبگوئید الهی خلیفه را بیامرزای فرزند وجود شما سعادت\nدارین است انشاء الله تعالی از صحبت شما مسلمانان بدرجة\nعالیه خواهند رسید چون عمر شان به شصت و سه سال رسید\nکه مسنونه حضرت سید الانام است علیه و صلی الله السلام مرض\nمورثی که درد پا است بایشان عارض شد در شب جمعه\nسیزدهم صفر المظفر سنه ١٣٣٠ هجری قمری جمیع اقوام\nرا حاضر ساختند و با ایشان وداع نموده در وقت سحر\nفرمودند که وقت رحلت است متوجه باشند هریکی به\nتهلیل و ذکر اشتغال ورزیدند و خود صاحب مبارك متوجه\nقبله نشسته منتظر پيك و پیام ملک علام بودند که انگاه ندای\nارجعي الي ربك راضية مرضية را شنيده لبيك گفته طائر"}
{"book": "adl0430", "page": 240, "text": "۲۴\n\nروح پر فتوحش تنگنای دنیای فانی را پدرود نموده بفضاى\nدلگشای جنان خرامید حاضرین به آواز حزين استرجاع\nنمودند که (انا لله وانا اليه راجعون) در روز جمعه\nعلما و مشایخ و حکام واکثر اهل هرات در نوین عليا\nگرد آمده صلوة جنازه را بخشوع وخضوع ادا نمودند\nو چون در سه موضع مرقد مبارك را حفر نموده بودند در\nقریه کورت و ادران و نوین اهالی این مواضع با یکدیگر\nمنازعه کردند اگر قوه عسگری نبودی بمقاتله می کشید آخر\nالامر بحكم قاضى شريعت و علما در وسط دئوستان نوین علیا\nدفن نمودند در شب فوت شان جماعة از قلندران در خواب\nدیدند که قطب زمان از دارالفنا بدار البقا رحلت نمود در\nایام تعزیه جميع اصناف بازار هرات از مسلمان و یهود\nو هنود بی حکم حاکم دکان بندی نموده همراه باقی اهل هرات\nبسوگ و رزی در نوین حاضر بودند تا به درماه گرنیا شور\nقيامت در نوین قایم بود در هر روز اهل یکقریه با علمی\nمجلل بحلهای فاخره برافراشته مع مبالغ کثیره نعت خوانان\nو گریه کنان در نوین حاضر شده صدقه مینمودند که عدد\nحلها بهفتاد میرسید روضه متبرکة بسی فرح بخش و دلگشا\nاست در غربی تربتشان یکی از مخلصان باشارت خودشان\nایوانی رفیع بنیانی تعمیر نموده است از زیارت شان فیوضات"}
{"book": "adl0430", "page": 241, "text": "۲۵\n\nو فتوحات برزائران ظاهر و باهر است داند آن کس\nکه داند ( يزاد و يتبرك به ) و آخر دعوانا ان الحمدلله\nرب العالمين .\n\nخلیفه حاجی سید احمد\nصاحب قتالی\n\nقدوة السالکين . زبدة العارفین حاجی میر سید احمد\nصاحب خلف الصدق حضرت حاجی میر سید محمد صاحب که\nبرادر کلان حضرت خلیفه میر محمد صدیق صاحب بودند\nنسبت ارادت بخدمت عم بزرگوار خویش داشته و حضرت\nعم بزرگوارشان درباره شان همواره توجه و الطاف کا ملی\nداشتند عم بزرگوار شان یکروز قبل از رحلت خود موصوف\nرا در خلو تخانه که آنرا خواله هشت مینامند طلبیده توجه\nدادند و بجای نشینی خود امر فرمودند بناء عليه ما دام\nحیات زاویه نشین آن بقعه مبارکه بوده بعبادت و ریاضت\nو ارشاد خلق کوشیده قدم بر قدم عم بزرگوار نهاده بدرجات\nعالیه مشرف شدند و قرآن شریف را حفظ می نمودند و\nباستعمال کتب فقه و تفسیر و حدیث شریف بسیار شایق بودند\nنقلت يك صوفی میگفت روزی در خاطرم گذشت\nکه چرا حضرت خلیفه بتوجه سالکین بسیار نمی کوشند بمثل"}
{"book": "adl0430", "page": 242, "text": "۲۶\n\nدیگر شیخان در حال دریافتند و مرا بخلوت طلبیده فرمودند\nای فرزند اگر ما شیخی کنیم شیخان دیگر از کار میمانند\nالبته ما بکار دیگر اشتغال داریم پس خطر ه از من دفع\nشد در اخیر عمر چند روز در بستر بیماری افتاده در یوم\nپنجشنبه غره ذیحجة الحرام سنه ۱۳۴۱ پيك اجل را لبيك\nگفته جهان فانی را پدرود نموده بجوار رحمت حق تعالی\nپیوست در قریه نوین علیا در خطیره عم بزرگوار خود\nمدفون شد .\n\nحضرت آخند ملا علی محمد\nصاحب اسفزاری\n\nالشیخ العالم العامل الامجد حضرت آخند ملا علی محمد\nصاحب خلف الصدق حضرت صوفی ملانور محمد صاحب\nاست که یکی از بزرگان وقت بوداد حضرت آخند صاحب\nدر عنفوان شباب بطلب علم شغل داشتند بعد از تحصیل علوم\nبطلب مرشد کامل شدند مدتی جویا بودند تا بخدمت حضرت\nمولوی محمد جان صاحب که یکی از خلفای شاه صاحب\nدهلی بودند در قندهار رسیدند دست ارادت و انابته\nبدست مبارك شان دادند ریاضت و مجاهدت بسیار نمودند\nتا از فضل کردگار بدرجات عالیه رسیدند و بامر خلافت"}
{"book": "adl0430", "page": 243, "text": "۲۷\n\nممتاز شده با سفز او رجوع نموده بهدایت وارشاد طالبین\nعمر را بسر بردند حضرت ایشان دائم الصوم و دائم السکوت\nبودند نقلست روزی حضرت مولوی صاحب فرمودند\nدواثنا ئیکه از دار الفاخرۀ بخارا مراجعت میکردیم\nدر هرات آمده از هرات کثیر البرکات هرات رسیدیم\nو از انجا عنان عزیمت را بجانب قندهار گردانیدیم در\nمیان راه موضعی بود بسیار نورانی و فیضانی از اهالی\nآن دیار جویا شدیم که درین موضع کدام بزرگ مسکن دارد\nکه بوی عارفی حق پرستی بمشام ما میرسد گفتند این موضع\nاز صوفی ملا نور محمد است حال میدانیم که آن کس والد\nماجد شما بوده است این درجۀ رفیعه که شما را رسیده\nاست همانا چیزی از توجه آن بزرگ باشد از صحبت\nحضرت آخند صاحب بسی خلفاء کبار و نامدار بکمال رسیدند\nکه شرح حالات بعضی از ایشان درین رساله مندرج است\nاز ایشان پنج نفر اولاد باقی ماند که هريك بمنزل ماه تابان\nعالم را منور کرده است این فقیر بصحبت اکثر آنها رسیده\nاست خصوصاً حضرت صوفی صاحب عليه الرحمه مدفن شان\nدر قریۀ عزیز آباد اسفزار است مشهور و معروف (یزاد\nويتيرك به) تاریخ فوت شان معین نشد *"}
{"book": "adl0430", "page": 244, "text": "حضرت میر ابوالفیض\nصاحب قتالی سیاوشانی\nآن خلاصه خاندان اصطفا نقاره دودمان ارتضا آن\nسوخته شوق الهی آن مر تقی مد ارج اقطاب و ابدا لی\nحضرت میر ابو الفیض قتالی قدس سره خلف الصدق میر\nا بو ذر صاحب است که سلسله نسب شان میرسد بحضرت سلطان\nابراهیم قتال قدس سره ولادت باسعادت حضرت میر صاحب\nدر د و از دهم رجب سنه ۱۲۲۱ در قریه آخری ساخر واقع\nشد ه است بعد والد ماجد شان در قریه سیوشان نزول فرمود ه\nدر زمانیکه حضرت میر صاحب سه ساله شد ند پدر ایشان\nفوت شدند و در شمالی خانقاه حضرت شیخ عبدالحی صاحب\nدر سیاوشان مدفون شدند در صغرسن اثر سعادت از ناصیه\nحضرت میر صاحب لایح بود در مبادی حال در شهر هرات\nآمده بنزد حضرت خلیفه ملا عبدالاحد صاحب علم فقه\nو تفسیر وحدیث شریف را حاصل نموده بسلك ار ادت داخل\nشدند دراین اثنا قرآن مجید را حفظ نموده صیام\nحضرت داؤد علیه السلام را وظیفه خود ساخت وریاضات\nشاقه کشید بعد از چند سال با ذن و اجازه خلیفه صاحب\nموصوف عزیمت سفر قندهار نموده بخدمت شمس المشایخ حضرت"}
{"book": "adl0430", "page": 245, "text": "۲۹\n\nمولوی محمد جان صاحب میر با زار که خلیفه حضرت غلا معلی\nشاه صاحب دهلی بود ند رحل اقامت انداختند ودست\nارادت بدا ما ن شان آویختند در ان زمان حضرت آخند\nملا علی محمد صاحب اسفزاری هم بخدمت مولوی صاحب در\nقندهار بریاضت و مجاهدت بسر میبردند جناب مولوی\nصاحب حضرت آخند صاحب و میر صاحب را بحفاظت باغ\nسنزری مقرر فرمودند این هر دو نفر هرانی ازحسن خدمت\nیا دلی فرصت بدرجات عالیه رسیده محسود همه طالبان\nو مریدان شدند بعد از چند وقت حضرت آخند صاحب را\nبارشاد طالبان ماذون نموده مرخص اسفزار هرات نمود ند\nدر وقت آمدن کلاه خود را بسر شان نهاده وسبحهٔ خود را\nبدست شان داده تبريك ودعا کردند جای نمازلحمدی خود\nرا بحضرت میر صاحب عطا نموده فرمودند که ای سید زاده\nشما همراه آخندصاحب بروید تا کار شما را تمام کند پس\nهر دو بزرگوار عازم سمت هرات شدند چون برود هیرمند رسیدند\nحضرت آخند صاحب فرمودند ای سید زاده شما را سفر هندوستان\nلازم است بدهلی روید بزیارت حضرت غوث احدی شاه صاحب\nدهلوی چند سال خدمت نمائید وچند سال بتربت میر صاحب\nحضرت امام ربانی تا کار شما تمام شود حضرت عزیمت دهلی\nنموده دو سال وسه ماه دران روضه متبرکه بسر بردند بعد ازان جا"}
{"book": "adl0430", "page": 246, "text": "٣٠\nبشہر هند شریف در روضۀ متبرکۀ حضرت امام ربانی صاحب یکسال و چهار ماه خدمت و خلوت نمودند پس ازان مراجعت نموده عازم هرات شده هفت سال بخدمت حضرت آخند ملا علی محمد صاحب در عزیز آباد اسفزار خدمت کردند آخر الامر که بدرجۀ کمال رسیده از طرف آخند صاحب ماذون و مجاز شده وارد هرات شدند و در ادوان بجوار حضرت خلیفه میر عبدالباقی صاحب سکنا نمودند بعد از هفت ماه در شهر هرات قریب مسجد نقاشی جای گرفته بارشاد و هدایت خلق بسر می بردند.\nبیان خوارق عادات شان\nاگر چه گوش اهل هرات پر از خوارق عادات شان است لکن بعضی را در ین رساله درج مینمائیم نقلست روزی حضرت میر صاحب در قریۀ كشك نماز ظهر را در مسجد بجماعت ادا مینمودند ناگاه ابر شد و ژاله گرفت حضرت میر نماز جماعت را ترك نموده تنها ادا نمودند بعد از نماز امام و مقتدیان اعتراض نمودند که چرا جماعت را ترك نمودید فرمودند امام نماز را ترک کرده در باغ خود رفته است که باغ را ژاله زده است یا نه حقیر تنها ماندم نماز را تنها خواندم امام تصدیق نموده که خاطرم متوجه باغ شده بود معذرت خواست نقلست خلیفه ملا محمد جان که"}
{"book": "adl0430", "page": 247, "text": "۳۱\n\nخلیفه شان بود میفرمود که روزی بحضرت میر صاحب عرض\nکردم که در مصرح قلندری آمده است میگویند که سرمه\nسلیمانی دارد هر کس بچشم خود بکشد آن را کسی نمیبیند\nفرمودند آصف سلیمان با شماست سر مۀ سلیمانی ازان بخواهید\nپس ازان زبان مبارك را بچشم من و آخند زاده ملا محمد\nامان و ملا ابراهیم و عبد الکریم پسر ملا حسینی کشید ند\nهر چهار نفر مایان از صبح تا بنماز ظهر هرچه از چهار بازار\nهرات بر میداشتیم و می گذاشتیم کسی مار ا نمی دید چون\nوقت ظهر در مسجد نقاشی بحضو ر شان مراجعت کردیم\nدست مبارك را بروی ما یان کشیدند نمایان شدیم در سنه ۱۲۹۰\nهجری قمری از شهر رخت اقامت بقریۀ کبر ز ان کشید ند\nدر همان سال یانز دهم ربیع الاول یوم پنجشنبه تنگنای جهان\nفانی را پدرود نموده بفضای دلگشای جنا ن خرامید ند\nشرح فوت شان اینست که قبل از فوت خود حضرت\nخلیفه عبد الباقی صاحب ادرائی را خواسته تجهیز و تکفین\nو نما ز را بدیشان توصیه نمودند و پسر سلالهٔ خو د میر\nغلام علی شاه را در طریقهٔ علیه قادریه خلیفه و جانشین\nخود کردند در روز فوت شان سردار محمد یعقوب خان\nپسر امیر شیر علی خان مرحوم با مشایخ و علماء هرات و\nباقی مخلصین در قریهٔ کبر ز ان حاضر شده نعش مبار ك را"}
{"book": "adl0430", "page": 248, "text": "۳۲\nبنا بوصیت خود شان در قریۀ سیا و شان برده و در شمالی\nخوانقاه حضرت شیخ عبدالحی در جنب والد ماجد شان\nدفن کردند (انا لله و اليه راجعون)\nحضرت میر غلام علی شاه قتالی\nمجدوب حضرت اله العارف بالله میر غلام علی شاه\nخلف الصدق حضرت میر ابوالفیض صاحب در ماه رمضان\nسنه ١٢٦٥ هجری متولد شدند در سن هفت سالگی باجازه\nوالد ماجد خود جهة درس خواندن در عزیز آباد اسفزار\nبخدمت شیخ زادۀ مکرم رفتند در سن شانزده سالگی ازانجا\nدر داخل قریۀ کوه زور رفته اربعینات و ریاضات شاقه\nنموده بعد از دو سال بهرات مراجعت نموده بخدمت والد\nماجد خود کسب طریقۀ انیقۀ قادریه نمود بعد از فوت پدر\nبزرگوار خود مریدان را بتربیت طریقۀ قادریه باکمال\nمیرسانید صیام حضرت داؤد علی نبینا و علیه السلام را لازم\nداشتند تلاوت قرآن مجید را بسیار میکردند شبها در مزارات\nعالی درجات هرات بسر میبردند از ایشان خوارق عادات به\nظهور رسیده لکن این مختصر گنجایش بسط آن را ندارد\nآخرالامر مرض ذات الصدر بایشان عارض شده چون اجل\nموعود رسیده بود بعد از چند روز در شب دوشنبه ربیع الثانی"}
{"book": "adl0430", "page": 249, "text": "سنه ۱۳۱۱ پيك اجل را لبيك كفته جان را بجانان تسليم\nنمودند در یوم دوشنبه علما و سادات وحکام در قریه\nکبرزان حاضر شده جنازه خوانده نعش شان را در انجا دفن\nکردند مرقد شان مشهور و معروف است (یزاد و يتبرك به )\n\nحضرت میر سید سعدالله\n\nصاحب قادری\n\nآن خلاصه خاندان مصطفوی نقاوه دودمان مرتضوى العالم\nالعارف بالله الواصل الى الله حضرت میر سید سعد الله صاحب\nخلف الصدق حضرت سید حمیدالدین صاحب است که سلسله\nنسب و ارادت شان میرسد بحضرت پیر پیران و میر میران\nغوث الثقلین وقطب الخافقین غوث الاعظم سید عبدالقادر جیلانی\n( افاض الله علينا من فيوضاته و فتوحاته آمین ) حضرت\nایشان در اخیر عمر جهة زیارات كثيرالفيوضات هرات\nزینت بخش این بقعه مبارکه هرات شدند در علم تفسیر وحدیث\nشریف بی نظیر بودند همواره مجلس و صحبت شان با علما بود\nبجود و سخا شهرتی دارند در طریقه علیه قادریه خلق را\nارشاد و هدایت می نموده مرجع خواص وعوام شدند مرحوم\nشهزاده کامران سدوزائی بسیار معتقد شان شد بنت صلبی خود\nرا بحباله نکاح شان درآورد و هفت نفر غلام و کنیز و هفت"}
{"book": "adl0430", "page": 250, "text": "۳۴\n\nدر بند حویلی که واقع است در جنب مسجد جامع شریف\nو هفت زوج اراضی غوران بائی را نذرالله نموده بخدمت شان\nتقدیم نمود پس ازان که الطاف پادشاهی دامنگیر شان شد مقیم\nهرات گردیدند دو میوه نو باده تازه که یکی شان میر سید\nمحمد شریف ودیگری میر سید محمد نجیب از نخل باغستان\nشاهی بوجود آمد ند که شرح حالات هر يك علیحده در حیز\nتحریر می آید آخر الامر حضرت موصوف بحكم كريمه (كل\nمن عليها فان) طائر روحش جهان فانی را پدرود نموده به\nآشیان قدس خرامید شهزاده گان تا مدار وعلما وسادات ومشايخ\nو با قی مخلصين بجنازه شان حاضر شده نعش مبارك شان را\nدر مزار فیض آثار حضرت ملا حسن مجزوب که واقع است\nبه خیابان هرات د فن نمودند تاریخ فوت شان بتحقيق نرسیده است.\nحضرت میر سید شریف\nصاحب قادری سیاوشانی\n\nزبده سادات کرام و عمده مشایخ عظام ثمره شجريه غوثيه\nتازه گل باغ احمديه محبوب حضرت باری میر سید شریف قادری\nخلف الصدق حضرت میر سید سعدالله صاحب قادری است که مناقب\nشان گذشت تولدشان در شهر هرات سنه ۱۲۵۴ واقع شده است.\nچنانچه شهزاده والا جاه جهان گیر شاه پسر مرحوم کامران شا -"}
{"book": "adl0430", "page": 251, "text": "۳۵\n\nدر تاریخ ولادت شان چند فرد را برشته نظم در کشیده است\nعیناً آن را تحریر مینمائیم :-\nزنسل پیر پیران غوث اعظم آن شه اکبر — چو فرخ سرو آزاده زباغ احمد و حیدر\nگلی از گلشن سبطین و بار زوجهٔ زهرا — خجسته میوهٔ از قرآن خاتون نیکو فر\nچه زیبا کوکبی آمد برون از مطلع خوبی — زبرج کامرانی گشت طالع چون مه انور\nپدر نسل چنان شاهی که شاهان همه عالم — زخاک پای او سازند کحل برچشم و تاج سر\nمحی الدین جیلانی شهی کل اولیاء الله — که زیر مقدمش گردن نهاده اصغر واکبر\nورا مادر بود دختر چنین شاهی که از عدلش — بود اندرهری با گوسفندان گرگها یاور\nمحمد کامران شه کز فروغ کوکب بختش — بود شام هری روشن چو صبح مطلع خاور\nزهی شهزاده و سید محمد شد شریف اسمش — زهی اسم زهی اصل زهی نسل زهی گوهر\nز اولاد نبی چون بود این سید و شهزاده — بجو تاریخ مولودش جهان گیرا ز (پيغمبر)\n۱۲۵۴\n\nدر مبادی حال بتحصیل علوم و کمالات پرداختند و بهرهٔ وافی\nیافتند چنانچه در کمالات ظاهر و باطن یگانه عصر شدند بعد از\nفوت پدر بزرگوار هر دو برادر از شهر کوچکرده در قریه سیدوشان\nسکنی پذیر شدند اهالی آندیار بخدمت شان ارادت و\nعقیدت نمودند این فقیر مؤلف بصحبت شان بسیار رسیده است\nخلق نیکو و خلق دلجو داشتند این چنین صورت زیبا و سیرت\nدلر با بکسی ندیدم مرجع خواص و عوام بودند دو مرتبه\nبزیارت حرمین شریفین زاد هما الله شرفاً مشرف شدند در مرتبهٔ"}
{"book": "adl0430", "page": 252, "text": "۳۶\nاخير والد ماجدم بمعيت شان شامل بودند حالات عجيبه از\nايشان دريافتند به ترتيب مريدان و دلجوئی مسلمانان\nبسیا ر میكوشند خرق عادات از ايشان بظهور می رسيد .\nنقلست مرحوم آخند ملا عبد الخالق که امام و مدرس\nشان بوداد می فرمود هرگاه سحر در مسجد می آمدم از دور مسجد\nرا روشن میدیدم چون بمسجد داخل میشدم میدیدم که\nحضرت صاحب در مسجد مراقب نشسته و چراغ نیست میدانستم\nکه آن نور ذکر است چون عمر ایشان بشصت و سه سال\nرسید بمرض سوزاکی گرفتار شده در سنه ۱۳۱۷ بيك اجل را\nلبيك گفته در جوار رحمة رب العالمين ( في مقعد صدق\nعند مليك مقتدر ( شتافتند علما و سادات و مشایخ و اهل هرات\nدر جنازه شان حاضر شده در خطیره حضرت خواجه روشنائی\nکه واقع است در سیوشان قریب نهر گذاره نعش ایشانرا\nدفن نمردند ( ان لله وانا اليه راجعون )\nحضرت صاحبزاده\nسید محمد نجیب قادری چاوشالی\nعالم اديب لبيب وعارف حسيب نسيب صاحبزاده میر سید محمد\nنجيب خلف الصدق حضرت مير سيد سعد الله صاحب و برادر\nخرد صاحبزاده میر سید محمد شریف است ولادت با سعادت"}
{"book": "adl0430", "page": 253, "text": "۳۷\n\nشان در سنه ۱۲۵۹ در شهر هرات واقع شده است در\nمبادی حال با برادر کلان خود بتحصیل علوم کوشیدند تا\nدر کمالات صوری و معنوی بر اقران فائق شدند در فن شعر\nمهارت اعلی و ید طولی داشتند قصیده که در مزار فیض\nآثار حضرت خواجه محمد کنجان است از نتایج طبع ایشان\nاست برعایت دلها و خدمت علما و فقرا میکوشیدند بزیارت\nحرمین شریفین بصحابت برادر کلان خود مشرف شدند\nدر سنه ۱۳۱۲ در حین حیات برادر بزرگ ایشان بحکم آیه\nوافه (کل نفس ذائقة الموت) طائر روح پر فتوحش از\nتنگنای قفس بدن پرید و بآشیان اصل رسید (انالله و انا\nالیه راجعون) علما و سادات و سایر اهل هرات در سیاوشان\nجمع شده جنازه شانرا خوانده در مزار فیض آثار حضرت\nخواجه روشنائی دفن نمودند\n\nحضرت آخندزاده\nملا یحیی صاحب زیارتگاهی\n\nآن خزانه علم و حکمت آن یگانه حلم و عصمت آن حامل\nشریعت مصطفوی صلی الله علیه و سلم و عامل طریقة مرتضی رضی\nالله تعالی عنه آخندزاده ملا یحیی خلف الصدق مرحوم\nآخند ملا عبد الله فاضل بخارائی است که در علم و تقوی"}
{"book": "adl0430", "page": 254, "text": "۳۸\n\nیگانه عصر و فرزانه دهر بوداد آخند زاده موصوف در عنفوان\nشباب جهة تحصیل علوم بسی ریاضات و مجاهدات نمودند\nتا علوم عقلیه و نقلیه و اصول و فروع را بخدمت والد ماجد\nخود حاصل کرده بتدریس طلبه در مدرسه والد ماجد خود\nمیکوشیدند و طالب مرشد کامل میبودند چون ایشان شافعی\nمیرزا رحیم الله عزیز آبادی که از اعاظم خلفاء قطب العارفین\nحضرت غلام علی شاه صاحب دهلوی بودند و در هرات شرف\nورود یافتند جناب آخند زاده موصوف بخدمت شان\nشتافتند ریقه ارادت شانرا بدوش همت خود انداخت\nو چنان ریاضات شاقه کشید و رنجها دید که زیاده از طاقت\nبشر است تا بخلعت خلافت شان مشرف گشت با وجود این تدریس\nطلبه را ترك ننمودند اکثر اهل هرات از علما و امرا مرید\nو معتقد شان شدند امیر محمد یعقوبخان پسر امیر شیر علی\nخان مرحوم با اعیان و ارکان دولت روزهای جمعه\nدر زیارتگاه بخدمت ایشان میرسیدند کرامات و خوارق\nعادات ازایشان بسیار بظهور میرسید که تفصیل آن درین\nنمی گنجد در سنه ۱۲۹۳ طائر روح پرفتوحش از تنگنای\nدنیای دنی پرید و به آشیان اصل خود رسید علما و سادات\nو مشایخ عصر و حکام و مریدین در قریه زیارتگاه نماز\nجنازه را خوانده در دشت یلان قریب مرقد پدر بزرگوارش"}
{"book": "adl0430", "page": 255, "text": "۳۹\n\nدفن نمودند از ایشان خلفاء نامدار و اولاد کامکار\nباقی مانده تاریخ وفات از طبع فقیر مؤلف است .\nزفضل عالم عارف که نام نامیش یحیی — زیارنگاه عالم شد زیارتگاه بیهمتا\nلقاء حضرت حق را زبس مشتاق میبودی — بشد تاریخ فوت او (لقاء خالق یکتا)\n۱۲۹۳\n\nحضرت خواجه خلیفه\n\nمولینا صاحب حوض کرباس\n\nآن مقتدای طریقت و پیشوای شریعت سلاله مشایخ عظما\nحضرت خلیفه مولینا صاحب رحمة الله علیه خلف الصدق\nحضرت خلیفه خواجه محمد یوسف الجامی است که مناقب\nشان در کتب مسطور است سلسله نسب شان میرسد بحضرت\nشیخ الاسلام و قطب الانام حضرت شیخ احمد الجامی النامقی\nقدس الله تعالی سره که از احفاد حضرت جریر بن عبد الله\nالبجلی است که یکی از کبار صحابه بوده است رضی الله تعالی عنه\nنام مبارک ایشان خواجه عبدالرحیم عماد الدین است ایشان\nدر طریقه علیه نقشبندیه مرید و خلیفه پدر بزرگوار خود\nبوده اند درجه عالیه داشتند در علم فقه و تفسیر و حدیث\nیگانه عصر خود بودند و اکثر اوقات همراه علما مجالسه و مذاکره\nمیکردند تحصیل علومرا از خواجه ضیاء الدین محمود که"}
{"book": "adl0430", "page": 256, "text": "۴۰\n\nداماد ایشان نمودند همواره اوقات را با وراد و وظایف و ریاضات\nشاقه مصروف میداشتند در نصایح خلق و دلجوئی شان سعی بلیغ\nمینمودند در اداء فرائض بجماعات و اتباع سنة سنیه کوشش\nزیاد داشتند خوارق عادات از ایشان بسیار بظهور رسیده\nنقلت بعضی مخلصین شان از ظلم محمد علم خان فراهی\nشکوه و استغاثه نمودند که بسیار شخص جابر وظالم است\nو تعدی آن از حد گذشته که شب و روز در ایذای خلق\nخدا میکوشد فرمودند که عرض شما را امشب بخدمت\nبزرگان خواهم نمود و امیدوارم که باین نیزه شکم\nاورا پاره کنند و اشاره بر نیزه خود کردند در همان\nشب شکم خان مذکور در فراه پاره کرده او را هلاک\nساختند نقلت خواجه قطب الدین که همشیره زاده\nوامام ومدرس مسجد شان بود میگفت روزی حضرت\nایشان برایم فرمودند ای فرزند چرا درس طلبه را نمیگوئی\nدر جواب شان گفتم که طالبان از علوم بلند میخوانند و بنده\nاز درس آنها عاجزم فرمودند هر کتاب که میخواهی\nتدریس کن انشاء الله تعالی میتوانی همان بود که هرکتاب\nاز هر علم که مطالعه کردم منکشف شده تدریس نمودم\nعمرشان بهفتاد و شش سال رسید درسنه ۱۳۹۳ هجری قمری\nیوم پنجشنبه هشتم جمادی الاخری مرغ روحش بجوار رحمت"}
{"book": "adl0430", "page": 257, "text": "۴۱\nحق پیوسته مرقد مبارك شان در شرقی مزار فیض آثار\nحضرت خواجه ابوالولید احمد است . يزار ويتبرك به )\nحضرت حاجی خواجه\nاحمد الجامی حوض کرباسی\nعارف اوحد و شیخ امجد حضرت حاجی خواجه احمد\nالجامی رحمة الله عليه خلف الصدق حضرت خواجه عبدالرحيم\nعماد الدین الجامی است وی فرزند ارشد و مرید و جای\nنشین پدر بزرگوار خود بودند از اکابر مشایخ عصر است\nتعليم فقه و تفسیر وحدیث و تجوید را در نزد مرحوم ملا\nمقرى محمد كه امام و مدرس شان بود نموده اند و از علم\nطب نیز بهره وافی داشتند در ریاضات و مجاهدات و اتباع\nسنت حضرت خیر الانام عليه الصلواة والسلام بسر میبردند\nدر نصایح و دلجوئی خلق بسیار میکوشیدند هیبت و شکوه\nشان قلوبرا فراهم میکرفت که در حضورشان اکثر مردم را\nیارای سخن گفتن نبود مرجع خواص وعوام بودند\nامرا و حکام بخدمت شان عقیدت و ارادت داشته بصحبت\nشان میرسیدند و استفاده می نمودند بمثل مرحوم سردار\nمحمد ایوب خان پسر مرحوم امیر شیر علیخان و مرحوم فراموز\nخان سپه سالار هرات اقلست نایب میر خان درانی"}
{"book": "adl0430", "page": 258, "text": "۴۲\n\nحوض کریاسی میگفت روزی حضرت حاجی صاحب مرا امر فرمودند که اسپ مهیا کن تا با تو بزیارت حضرت خواجه ملا کوهی برویم همان بود که رفتیم و تا عصر در آنجا بسر برده نماز عصر را در انجا خوانده مراجعت نموده نماز شام را بکنار حوض دشت خواندیم در اثناء نماز هر دو اسپ گریخته رفتند که از چشم غایب شدند من مضطرب شده بعد از نماز اراده کردم که آنها را تعقیب نمایم مرا منع کردند و فرمودند که تا نماز خفتن را بخوانیم خود آنها میآیند چون نماز خفتن خوانده شد هر دو اسپ حاضر شده آنها را سوار شده آمدیم عمر شان بهفتاد و سه سال رسید در یوم چهارشنبه پانزدهم محرم الحرام سنه ۱۳۰۷ بود که پيك اجل را لبيك گفته بجوار رحمت حق جل شانه پیوستند مرقد مبارك شان در جنب والد بزرگوار شان است يزار ويتبرك به )\n\nحضرت مولينا عبدالغفور\nصاحب خواجه چناری\n\nصاحب الفيض والنور ما وجد نظيره في الدهور حضرت مولينا عبدالغفور قدس سره خلف الصدق حضرت ملا قربان و ایشان خلف الصدق حضرت آخند ملا کند معلی صاحب است"}
{"book": "adl0430", "page": 259, "text": "۴۳\n\nو سلسله ارادت شان بجد بزرگوارشان میرسد در تجرید\nو تفرید و ترك دنیا در عصر خود نظیر نداشت اکثر اوقات را\nدر مغاری کوه و قلل جبال بسر می برد جامه خشن و کهنه\nمیپوشید و بمجاهدت و ریاضت نفس میکوشید نقلست در\nمبادی حال جهة صید و شکار در مرغزار میگشت و در سیر\nو سلوک نمی کوشید روزی درویشی در قریه خواجه محمد\nچنار با ایشان تصادف نموده فرمود ای عبد الغفور تا بکی\nعمر را ضایع میکنی و بطریقه جد امجد خود نمیروی فرمود\nکه حلاوت و حرارتی در خود نمی بینم آن درویش فرمود\nچهل شب در آستانه جد خود حضرت آخند ملا کند معلی صاحب\nقیام نما البته بهره و کام خود را خواهی یافت حضرت مولینا\nچهل شب در خسرو چنانچه درویش گفته بود بسر بردند\nشب چهلم حضرت حق سبحانه تعالی بر ایشان داد آنچه داد\nکرامت و خرق عادات شان در هرات بحد تواتر است لکن\nدر این مختصر گنجایش آن را ندارد و تاریخ ولادت\nووفات شان معلوم نشد لهذا به تفصیل آن نپر دا ختم\nمدفن شان در قریه خواجه محمد چنار مشهور و معروف\nاست در اجابت دعا مجرب است یزاد و یتبرک به )"}
{"book": "adl0430", "page": 260, "text": "۴۴\n\nحضرت شهزاده\nحاجی گیتی ستان باشدارن\nالعارف بالله الذی اذا قال بالله واذا سکت سکت لله فرید\nالعصر و وحید الزمان الشیخ حاجی گیتی ستان خلف الصدق\nشهزاده سلطان شاه است بن مرحوم امیر تیمورشاه بن مرحوم\nالسلطان احمد شاه الغازی و ایشان از جمله مردان ومجزوبان\nسالك بودند میفرمودند که پدرم شهزاده سلطان شاه اساس\nسلطنت را بعم محترم شهزاده محمود شاه گذاشت و مصاحبت\nفقرا را برخود لازم گرفت و همواره حدیث مبارك را تکرار\nمینمود که [ اللهم احینی مسکیناً و امتنی مسکیناً و احشرنی\nفی زمرة المساکین ] و مرا امر میکرد به آموختن علوم\nشرعیه و من در مدرسه پای حصار بخدمت حضرت خلیفه\nملا عبدا لاحد صاحب درس میخواندم دران اثنا فقیری بنزد\nپدرم آمد و گفته گیتی ستان را بمن بسپارید که تربیت\nکنم از وفور عقیدت که برای درویشان داشت برایش\nمسکن و معاش مقرر نموده مرا بصحبت وی ترغیب نمود بنا به\nفرموده پدر خود گاه گاه بعد از فراغ درس بخلوت آن فقیر\nمیر فتم و ازان حالات عجیبه مشاهده مینمودم مگر اینکه مرا\nتعلیم ذکر نمیکرد روزی بنزد پدرم آمد و با وی وداع نمود"}
{"book": "adl0430", "page": 261, "text": "۴۵\n\nو گفت امشب از دنیا میروم فرزندانم پیش باین چهره حاضر میشود\nنعش مرا تکفین و تجهيز مينمايد همان شب فوت شد فردا\nهمان درویش حاضر شد و تجهیز نموده رفت بعد از ان جا\nمتاثر شدم و محبت فقرا در دلم جای گرفت درین اثنا پدرم\nفوت شد و آن آتش در دلم زیاده اشتعال یافت غلامها و کنیزها\nرا آزاد کردم و عازم سفر حرمین شریفین شده ترك وطن\nمالوف نموده یازده سال مسافر بودم در اثنا راه بصحبت\nفقر او زیارت مشایخ رسیدم بعد از زیارت حرمین شریفین\nبه بغداد شریف بزیارت روضه مطهره حضرت غوث الاعظم\nمحی الدین عبدالقادر جیلانی مشرف شدم درین اثنا حضرت\nشیخ عبدالرحمن صاحب که یکی از خلفای غوثیه بود از كركوك\nبزیارت حضرت شیخ شرف ورود می یافت بخدمت شان شتافتم\nاز ایشان حالات عجیبه مشاهده کرده در مسلك ارادت شان\nدر آمدم و بخدمت شان در كركوك که هشت منزل است از\nبغداد رفتم و در جامع شن حجره نشین شدم هر گاه بخدمت\nشان میرسیدم بپا ایستاده کلمات قدسی سمات شانرا\nاستماع مینمودم بعد هفت سال مرا ماذون و مجاز کردانیده\nبجانب هرات فرستادند و فرمودند در هرات که میروی اولا\nبخدمت شخصی روی که در شرقی هرات مسکن دارد و نام شان\nمولنا عبدالغفور است و مرا عطا فرمودند اجازه خطی که"}
{"book": "adl0430", "page": 262, "text": "مشتمل است بر ذکر مشایخ علیه قادریه از حضرت عبدالرحمن\nالی حضرت غوث الاعظم قدس سره چو در هرات آمدم بنا بفرموده شان\nاولا بصحبت حضرت مولانا در قریه خواجه چنار رسیدم\nبمجرد که دست شانرا گرفتم فرمودند ای شهزاده تا نگفتند\nنیامدی خوش امدی من آب درب خوانه بودم بارها میدیدم\nکه دست متصرفی از طرف بغداد میآید و مشایخ هرات رد میکنند\nتا اینکه ترا فرستادند الحمد لله علی ذالك و نیز فرمودند\nالحمد لله که نسبت صحیح از حضرات غوثیه حاصل\nنمودی حضرت غوث الاعظم صاحب فرمودند که طوبی\nلمن رانی و لمن رای من رانی الی سبعین درجه انتهی نقلست\nچون حضرت حاجی صاحب عازم هرات شدند بقریه پرک\nنو بادام مسکن گرفته خلقی بسیار برا هدایت نمودند درین\nاثنا در یوم پنجشنبه سنة یکزار دو صد و پنجاه شش بود\nحضرت امیر زاده را حق جل و علی برای شان عطا فرمود\nکه آثار سعادت از ناصیه شان ظاهر و هویدا بود\nدر صغر سن بکمالات ظاهری وباطنی متصف شدند چون درسن\nسی سالگی رسیدند در نوزدهم شهر محرم الحرام سنه ۱۲۷۶\nبجوار رحمت حق پیوست پدر بزرگوار شان بنا بسفارش\nخود شان نعش شانرا در قریه یا شد ان بخطیر ه حضرت\nخوجه محمد بند کشا دفن نمودند پدر شان در مرتبه شان"}
{"book": "adl0430", "page": 263, "text": "مـ ۴۷ مـ\n\nبسی قصائد پر سوز انشاد فرمودند بعد از فوت شان یازده\nسال حضرت حاجی صاحب بعبادت و هدایت خلق خدا بسر\nبردند در سنه یکهزار دو صد و نود و هفت روح پر فتوح\nشان تنگنای قفس اد نرا بدرود نموده بجوار رحمت حق\nپیوست و در قریه پاشدان در خطیره حضرت خواجه محمد\nبند کشا مدفون شدند انا لله و انا الیه راجعون مزار فیض\nاثار شان مرجع خواص وعوام است واخر دعوانا ان الحمد\nلله رب العالمین\n\nحضرت پیرامان الله\nصاحب غوری\n\nآن فانی فی الله وبقی بالله حضرت پیر امان الله\nخلف الصدق مولینا رحمة الله قندهاری است در بدایت حال\nدر شهر قندهار بتحصیل علوم اشتغال نموده علم فقه وتفسیر\nوحدیث را تحصیل نمودند بعد طلب مرشد شده دست\nانابت را اولا بدست حق پرست حضرت با رفعت مولوی\nمحمد جان صاحب قندهاری دادند بعد از فوت شان ربقهٔ\nارادت حضرت حاجی دوست محمد صاحب دهلی را که\nخلیفهٔ حضرت شیخ ابوسعید است و آن خلیفه حضرت شاه\nاولیاء غلام علی شاه صاحب دهلی قدس الله اسرارهم بردوش"}
{"book": "adl0430", "page": 264, "text": "۴۸\n\nهمت خود انداخته مدت سه سال در صحبت شان کسب علوم\nباطن نموده خرقه خلافت پوشیده بعد عنان عزیمت را\nبجانب هرات گردانید و از انجا بغور رفته رخت اقامت انداخت\nو بسیاری اهالی غور معتقد و مخلص شان شدند سال های\nبسیار در انجا بعبادت خدایتعالی و هدایت خلق الله بسر\nمیبردند و از ایشان بسی کرامات وخرق عادات دید . شد .\nکه این رساله گنجایش آن را ندارد و در کتاب علیحده\nبعضی از مخلصان شان جمع نمودند آخر الامر در سنه ۱۲۹۳\nکه غزوه میوند در قندهار واقع شد وایشان همراه مخلصان\nخود بغزا رفتند برای ایشان مرض ذات الجنب عارض شد\nاز انجا مراجعت نموده در خوانه خود رسیده بحكم وا فيه\n( کل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذوالجلال والاكرام )\nمرغ روح پرفتوحش عالم فانی را پدرود نموده بسوی آشیان\nاصل شتافت ( انا لله و انا اليه راجعون ) نعش مبارك شان\nرا در قریه طولی که من جمله قرای غور است مدفون گردانیدند\n( يزاد و يتبرك به ) و از اولاد شان بعد از فوت شان دو\nفرزند ارشد بطریقه شان خلقا را ارشاد و هدایت نمود ند\nحضرت ولی الله صاحب در غورات و حضرت مولوی ولی محمد\nصاحب در هرات حضرت ولی الله صاحب مدفن شان د ر\nپر چمن است تاریخ فوت شان معلوم نشد و حضرت مو لوي"}
{"book": "adl0430", "page": 265, "text": "۴۹\n\nولی محمد صاحب درسنه ۱۳۲۰ در هرات داعی اجل\nرا لبيك گفته و بآشیان اصل شتافت و در قریه ده ز يرك\nمدفون شدند (رحمة الله تعالی علیهم اجمعین )\nحضرت شیخ ملا عبدالرسول\nصاحب اوکلی\n\nآن سوخته عشق كبريايى با و یافته درگاه الهی مقبل مقبول\nشيخ ملا عبدالرسول مريد و خلیفه حضرت شيخ نور الله صاحب\nاست كه بچند واسطه میرسد بحضرت امام ربانی مجدد الف\nثانی شیخ احمد سهرندی قدس سره شيخ موصوف در تجريد\nو تفرید یگانه زمان بودند اكثر عمر را بمزارات عالیدرجاب\nهرات گذرانیدند بفقر و صيام روز و صلوة و قيام شب طاقة\nقویی داشت از ایشان کرامات و خوارق عادات بسیار\nبظهور رسیده که این مختصر گنجایش آن را ندارد همواره\nنیمچه نمدی پشمی میپوشیدند و بمجاهدت نفس میکوشیدند\nو با فقراء میجوشیدند تا آخر داعیه اجل را اجابت نموده\nطائر روحش تنگنای دنیا را بدرود نموده بفضای دلگشای\nجنان خراميد (انالله و انااليه راجعون) مدفن شان در علاقه\nاوكل است مشهور و معروف بزار و يتبرك به )"}
{"book": "adl0430", "page": 266, "text": "حضرت میا فضل الحق\nصاحب مجددی\nآن ناسك مناسك شریعت و قطب دائرهٔ طریقت شیخ\nزادهٔ برحق حضرت میا فضل الحق صاحب مجددی خلف الصدق\nشاه باز بلند پرواز قدسی مکان عرش آشیان شیخ الشیوخ\nحضرت میا محمد عمر صاحب مجددی است حضرت موصوف\nدر عنفوان شباب علوم متداوله را بخدمت والد ماجد خود\nتحصیل نموده داخل طریقهٔ علیه نقشبندیه شدند اینقدر\nریاضت و مجاهدات و وظائف و اوراد داشتند که زیاده\nاز طاقهٔ بشر است در ادراك جماعات و استقامهٔ شریعت\nمطهره و رعایه و استمالت قلوب مسلمانان بی نظیر بودند\nدر ماه مبارك رمضان در نماز تراویح هر پنج شب يك ختم\nقرآن شریف مینمودند و به تربیت مریدان میکوشیدند\nهمواره مصاحب شان علما بودند سفر حرمین شریفین را\nهمراه چند نفر مخلصین بسیار بطرز نیکو و آداب دلجوی بجای\nآوردند عمر گرامی شان قریب بهفتاد سال رسید در\nسنه ۱۳۳۲ ندای ( ارجعی الی ربك راضیهٔ مرضیه )\nرا بگوش هوش شنیده طائر روحش تنگنای دنیا را پدرود\nنموده به آشیان قدس رسید ( انالله وانا اليه راجعون )"}
{"book": "adl0430", "page": 267, "text": "۵۱\n\nدر جنازه شان علما و مشایخ و حکام و مخلصین اجتماع نموده نعش مبارك شان را در خطیره علایحده غربی مزار فیض آثار حضرت مولوی جامی قدس الله سرهما دفن نمودند (زاد و یتبرك به)\n\nحضرت خلیفه\n\nملا عبد الاحد صاحب سلجوقی\n\nقطب دائره شریعت و غواص بحر طریقت عارف امجد خلیفه ملا عبد الاحد صاحب خلف الصدق مرحوم آخند ملا میرزا است که یکی از اکابر و مشاهیر علماء هرات بودند ولادت باسعادت شان در سنه ۱۱۶۵ هجری قمری واقع شده است در عنفوان شباب علوم متداوله را در نزد والد ماجد خود تحصیل نموده بتدریس اشتغال مینمودند در سن بیست و پنج سالگی اشتیاق صحبت مرشد کامل در کانون سینه شان اشتعال نموده موصوف را بیتاب کرده جویا و پویای مرشد کامل شدند اولا بخدمت باسعادت حضرت خلیفه میر ابراهیم صاحب قتالی ادرانی شتافته استدعاء ارادت نمودند حضرت خلیفه بعد از استخاره فرمودند که نصیبه شما در نزد ما نیست بعد بخدمت با سعادت آخند ملا عبیدالله صاحب که یکی از احفاد حضرت آخند ملا کند معلی صاحب بودند"}
{"book": "adl0430", "page": 268, "text": "۵۲\nتوسل نموده ایشان هم بعد از استخاره چنین فرمودند\nدرین اثنا مکتوبی از دار المفاخره بخاری از حضرت\nقطب العارفین حضرت جی صاحب مجددی باسمی شان وارد\nشد که مطلوب شما درین جاست پس کمر همت را بسته با چند\nنفر از خاصان خود متوجه بخاری شدند در بادیه هائله\nرسیده راه را گم کردند و متحیر نشستند در این اثنا حضرت\nجی صاحب در بخاری این حال را دریافته بیکی از\nمریدان که خلیفه ملا عثمان گواشانی بود فرمودند که بعضی\nاز یاران شما در بادیه راه گم نموده بر بام مسجد بالا رو\nو آهسته اذان بگوی بعد از اذان بکوی که یاران بدست راست\nخلیفه موصوف مبادرت نموده بقدرت الهی این آواز بگوش\nراه گم کرده گان رسید دست راست را گرفته راه یافتند\nبعد که به بخارا رسیدند ایشان را بطریقۀ انیقه نقشبندیه\nداخل نمودند بادنی فرصت به درجات عالیه مشرف شده خلعت\nخلافت در بر کرده عازم هرات شدند باقی اوقات عمر عزیز\nرا بریاضت نفس و هدایت خلق و تدریس کتب صرف نمودند\nخوارق عادات از ایشان بسی بظهور رسیده که این مختصر گنجایش\nآن را ندارد در اخیر که عمرشان به نود و پنجسال رسید جناب\nحضرت جی صاحب یکخرقه در هرات فرستادند و نوشتند\nکه این خرقه از ان ملا محمد حسین پسر شماست حضرت خلیفه"}
{"book": "adl0430", "page": 269, "text": "۵۳\n\nیاران را جمع نموده خرقه را در بر ی فرزند ارجمند خود\nخلیفه ملا محمد حسین صاحب که عنقریب شرح حالات شان ذکر\nمیشود نمودند و فرمودند که ای فرزند این بار امانت که بر دوش\nمن بود بدوش تو انداختم متوجه خود باش و با یاران وداع نمودند\nکه این خرقه مژده فوت من است قریب بدان در بیست و پنجم\nمحرم الحرام سنه ۱۲۵۵ طائر روح پر فتوحش این تنگنای\nدنیای دنی را پدرود نموده در فضای بیدای جنان خرامید\nو نعش مبارك شان را در مقبره سلجوقیه که غربی تاژوستان\nمزار فیض آثار حضرت مواری جامی قدس سره واقع است دفن\nنمودند انا لله وانا اليه راجعون )\n\nحضرت خلیفه\nملا محمد حسین صاحب\n\nآن فاضل کامل وعالم عامل خلیفه ملا محمد حسین خلف\nالصدق حضرت خلیفه ملا عبد الاحد است ایشان در عنفوان شبا ب\nعلوم متداوله را در نزد والد ماجد خود تحصیل نموده بخد مت\nشان دست انابت دادند بحسن خلق و عبادت و گوشه نشینی معروف\nبودند و در حسن خط نستعلیق شهره آفاق اند که قطعات شان\nبزیور زر محلی در جمیع ممالك افغانستان موجود است\nو اکثر خوش نویسان هرات بالذات يا بالواسطه تلميذ شان"}
{"book": "adl0430", "page": 270, "text": "۵۴\n\nاست عمر گرامی شان از هشتاد سال متجاوز شد بالاخره ندای\n(ارجعی الی ربک) را بگوش هوش شنیده طائر روح شان\nتنگنای دنیا را پدرود نموده بدارالخلد شتافتند و در مقبرۀ\nسلجوقیه مدفون شدند انا لله وانا الیه راجعون)\n\nحضرت میر مصطفی\n\nصاحب بیچقی قتالی رحمۃ الله علیه\n\nناسك مناسك شريعت مصطفوی و سالك مسالك طريقۀ\nمرتضوی حضرت خلیفه میر مصطفی صاحب خلف الصدق\nمیر سید اشرف است که سلسلۀ نسب شان میرسد بحضرت\nمیر یحیی صاحب که در اوائل این حصه ذکر شان تحریر\nیافت حضرت ایشان در عنفوان شباب بتحصیل علوم دینیه\nپرداختند و ازان بهرۀ وافی یافتند در زمان بیست و پنج\nسالگی بمطالعۀ کتب تصوف روی آوردند تا داعیۀ ارادت\nو انابت بدیشان مستولی شده بخدمت حضرت شیخ ملا محمد\nجان پسر بزرگ و جای نشین حضرت آخند ملا علی محمد\nصاحب اسفزاری که مناقب شان گذشت شتافتند و مرید\nشدند بعد از ریاضت چند سال بخلعت خلافت سرافراز\nشده بتلقین و ارشاد مریدان پرداختند بعد از فوت پدر بزرگوار\nخود بصحبت صاحب مجذوب وحضرت صوفی صاحب که پسران"}
{"book": "adl0430", "page": 271, "text": "۵۵\n\nدیگر حضرت آخند ملا علی محمد صاحب بودند رسید و از نزد\nایشان نیز اخذ و اجازت خواست ایشان حالت قوی داشتند\nو باستقامت شرع شریف بسی اهتمام مینمودند در اکثر\nاوقات در مسجد جامع شهر هرات بسر میبردند بسن چهل\nو هشت سالگی بطرز نیکو از یاوت حرمین شریفین مشرف\nشدند خرق عادات از ایشان بسیار نقل میکنند نقلست یکی\nاز مخاصان میگفت نیم شبی در مسجد جامع هرات تنها مراقب\nنشسته بودم دیدم که مسجد روشن شد و حضرت ایشان\nدر آمدند از شوق دیدار شان بیهوش افتادم چون صبح شد\nایشان را جویا شدم که دران شب در قریهٔ پیچقی بودند\nچون عمر شان بشصت و سه سال که عمر مسنونه است رسید\nدر سنه ۱۳۳۷ هجری قمری طائر روح شان تنگنای دنیا\nرا بدرود نموده بفضای باغ جنان خرامید علما و مشایخ\nو مخلصین جنازه خوانده نعش مبارك شان را در پیچقی دفن\nنمودند یکی از مخلصین شان بر مزار فیض آثار شان مسجد\nجامع عالی تعمیر نموده است یزاد و یتبرك به )\nیکی از فضلاء وقت در مرثیه و تاریخ فوت شان چند\nفرد را در سلك نظم در آورده است عیناً نگاشته شد :-\nیگانه قطب زمان شهسوار سیر و سلوك - مهین زمره سادات شیخ با تمکین\nنزول فیض الهی بعرصه امکان - عطای نامتناهی بساکنان زمین"}
{"book": "adl0430", "page": 272, "text": "وه\n\nرئیس اهل صفامیر مصطفی کو بود - خزینه گهری معرفت چراغ یقین\nجمال ملت دین مطلع شموس هدا - ضیاء لیر ار شاد مقتدای مهین\nچو بود طائر روحش زآشیانه قدس - ز تنگنای قفس روی سوی علیین\nمیان زشغل گرفت آن جناب در شوال - حساب رحلت او میشود ازین تعیین\nچو بود عارف یکتا بسر غیب جلال - زسر غیب جلال انتقال توثق دین\n۱۳۳۷\n\nحضرت آخندزاده\nملا محمد حسن او بهی\n\nشمس فلك شریعت غواص بحر طریقت صاحب فیض الهی آخندزاده ملا محمد حسن اوبھی خلف الصدق آخندزاده ملا شمس الدین قوم طوخی قندهاری است اخذ طریقه نقشبندیه را از حضرت آخندزاده ملا کامران صاحب موسی زائی نموده اند و ایشان از حضرت مولوی ملا محمد جان صاحب میر بازار و ایشان از حضرت غلام علی شاه صاحب دهلوی قدس الله اسرارهم تحصیل علوم را در پشت رود قندهار کردند و در جوانی عازم هرات شده در قصبه اوبه سکنا پذیر شدند عمر خود را بتدریس علوم دینیه و ارشاد و هدایت خلق بسر بردند بسیاری اهل هرات مخلص و معتقد شان بودند بسی حالت قوی داشتند از صحبت حکام احتراز"}
{"book": "adl0430", "page": 273, "text": "۵۷\n\nو اجتناب مینمودند بزیارت مزارات مشایخ بسیار میرفتند\nعلی الخصوص در گازرگاه شریف بزیارت حضرت شیخ الاسلام\nمقبول حضرت باری خواجه عبدالله انصاری قدس سره در استقامت\nشرع شریف بسیار میکوشیدند و حال را از مردم بیگانه می\nپوشیدند مخلصین شان کرامات و خوارق عادات از ایشان\nبسیار نقل میکنند عمر شان قریب بهشتاد سال رسید در\nسنه ۱۳۴۲ یوم سه شنبه هفتم ذیقعدة الحرام جهان فانی\nرا پدرود نموده بدار الخلد باقی شتافت و بمخلصان داغ\nجدائی گذاشت نعش شان را در قریۀ یند بنوش او به دفن\nنمودند یزاد و یتبرك به )\nحضرت صاحبزاده\nملا محمد جان صاحب\nآن رهنمای اهل ایمان و مقتدای اهل عرفان صاحبزاده\nملا محمد جان خلف الصدق حضرت شیخ ملا عبد الرسول است\nکه مناقب شان گذشت نسبت ارادت و خلعت خلافت از والد\nماجد حاصل نمودند در عنفوان شباب مدت مدید و عهد بعید\nدر هرات و قندهار جهت تحصیل علوم دینیه و فنون یقینیه\nالتزام فقر و فاق و ریاضات شاقه نموده قصب السبق از همگنان\nو سائر اقران ربوده و از هر علم بهرۀ وافر و حظ متکاثر"}
{"book": "adl0430", "page": 274, "text": "داشتند خوارق عادات از ایشان بسیار بظهور رسیده که\nتحریر آن درین مختصر نمیگنجد عمر گرامی شان قریب\nبه نود سال رسید آخر الامر بحکم آیه وافیه ( كل من\nعليها فان و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الاكرام )\nطائر روح پر فتوحش لتنگنای دنیاء دنی را بدرود نموده\nبفضای جنان خرامید در یوم یکشنبه نهم محرم الحرام سنه\n١٣٥٠ در علاقه او کل در خطیره والد ماجد خود مدفون\nشدند انا لله و انا الیه راجعون )\n\nمیر با به مجذوب\n\nقتالى رحمة الله عليه\n\nوی از اقوام قریب حضرت خلیفه میر محمد صدیق\nصاحب ادرانی بود عمر گرامی خود را در قریه ادران\nبه ترك عوائق و علایق گذرانید و در اخیر عمر در قریه\nآزادان سکونت پذیر شد و اهل آن قریه مخلص وی\nشدند از وی حالات غریبی مشاهده میشد چنانچه یکی\nاز صلحاء نقل میکند روزی در قریه ادران بعد از نماز\nصبح میر با به گفت دیشب آخند زاده ملا محمد حسن او بهی\nفوت شده است خدایش درجات رفیع دهد خوب شخصی بودند\nمن در تعجب شدم بعد معلوم شد که در همان شب فوت شده"}
{"book": "adl0430", "page": 275, "text": "۵۹\n\nبودند در شهر شعبان المعظم سنه ۱۳۴۷ در قرية آزادان بجوار رحمت حق جل وعلا پیوست وبسمت شمالی مسجد جامع زیارت حضرت خواجه ابو الولید احمد قدس سره مدفون گرديد انالله وانا اليه راجعون )\n\nذکر علماء ربانی\n\nکه درین خاك پاك هرات نشو و نما و تحصیل کمالات علميه و عمليه نموده و از زبان درر بار شان حلقة گوش هراتیان پر از جواهر و درر شده و از نفحات گلزار علوم شان مشام جان جهانی معطر گردیده و از انوار انفاس طيبه شان قلوب عالمی منور است آخر الامر جهان فانی را بدرود نموده به دار جاودانی شتافتند .\nهمین علما است که بقاء دین مبین حضرت خاتم النبین صلى الله علیه و آله وسلم مربوط بایشان است همین علما است که سواد خامه شان بخون شهداء وفى سبيل الله برابری میکند.\n\nمرحوم\n\nآخند ملا خدا بخش رحمة الله عليه\n\nجامع المعقول و المنقول حاوى الفروع و الاصول آخند ملا خدا بخش ملقب به شیخ الاسلام خلف الصدق مرحوم آخند"}
{"book": "adl0430", "page": 276, "text": "ملا محمد قاسم است ایشان بهر علوم عقلیه و نقلیه در حسن خط از اقران فائق بودند کتب درسیه را دو مرتبه به قلم خود نوشتند و یادگار زمان گذاشتند در فن شعر مهارتی تامی داشتند که اشعار آبدار شان در صفحه روزگار ثبت است و تخلص شان عطاء الله است چنانچه این فرد از ان نشان میدهد ( ای عطا جولان بمیدان سعادت میکند * آنکه دایم در رضای حضرت معبود بود ) واز توالیف شان رساله ایست در شرح کلمه طیبه بعبارات رائقه او مضامین فائقه در طلاقت لسان و فصاحت بیان شهرتی دارند عمر گرامی را بریاضت و عبادت و نصیحت خلق و تدریس طلبه بانجام رسانیدند و از زبان شان عالمی مستفید شد و باقیات صالحات برای خود گذاشت با الاخره این دنیاء فانی را بدرود گفته در سنه ۱۲۸۸ هجری قمری بسوی دار جاودانی شتافت ( انا لله و انا اليه راجعون ) مدفن مبارك شان قریب مزار فیض آثار حضرت مولوی جامی عليه الرحمه و مزار فیض آثار حضرت شیخ زین الدین الخوافی قدس سره در حظیرهٔ علیحده که مسمی است به خطیره ملا ذبیح الله خان واقع شده است ."}
{"book": "adl0430", "page": 277, "text": "۶۱\n\nآخند ملا رحیمداد [رح]\n\nآن جامع علوم عقلیه و نقلیه حاوی علوم اصلیه و فرعیه مرحوم آخند ملا رحیمداد غلجائی در تربیت طلبه واستقامت تدریس وزکاء عقل وفهم در زمان خود بی نظیر بودند در هر فن و هر علم قوت و قدرت تالیف و تصنیف داشتند چنانچه تعلیقات و تحریرات شان در کتب معتبره اکنون مسطور و موجود است اکثر علماء نامدار از تلامیذ شان بودند عمری بتدریس طلبه و نصیحت مسلمانان و بعبادت قادر منان کوشیده با الاخره بحکم کریمه (کل من علیها فان و یبقی وجه ربك ذو الجلال و الاکرام) طائر روحش جهان فانی را بدرود نموده بسوی آشیان قدس شتافت انا لله و انا الیه راجعون )\n\nآخند ملا عبدالله\n\nفاضل زیارتگاهی رحمة الله عليه\n\nجامع المعقول و المنقول حاوی الفروع والاصول مرحوم آخند ملا عبدالله فاضل والد ماجد آخند زاده ملا یحیی که مناقب شان گذشت در علم و تقوی و انزوا منفرد عصر بودند نجابت پناه مرحوم متوفی جامی علیه الرحمه جهة تدريس"}
{"book": "adl0430", "page": 278, "text": "۶۲\n\nشان در زیارتگاه مدرسه عالیه بنا نموده است که اکنون\nآباد است وی مرید رشید حضرت شاه افضل احمد صاحب\nکه مشهور است بحضرت جی بودند بسیریاضات و مجاهدات\nنمودند عمر گرانمایه خود را بنصیحت مسلمانان وتدریس\nطالبان علوم بانجام رسانیدند در بعضی کتب معتبره تحریرات\nو تعلیقات شان دیده میشود بالجمله عالمی از زبان قال\nو حال شان استفاده نموده بهره وافی یافتند باالاخره\nبحكم (كل نفس ذائقة الموت) از دست ساقی اجل شربت\nموت چشید و جان را بجانان سپرد خلف الصدق شان آخند\nزاده ملا یحیی صاحب با جماعت مسلمانان نعش مبارك شان\nرا در مقبره زیارتگاه دفن نمودند و بر آن عمارتی\nتعمیر نموده اند انالله وانا اليه راجعون )\nاخند ملا محمد اویسی\nسيا وشانی رحمة الله عليه\nجامع المعقول و المنقول حاوی الفروع والاصول\nآخند ملا محمد صاحب خلف الصدق آخند ملا محمد صالح\nکه جد امجد فقیر مؤلف است رحمة الله عليه ولادت باسعادت\nشان در سنه ۱۲۲۵هجری قمری واقع شده است در علم وزهد\nو تقوی یگانه عصر و فرید دهر بوده است تحصیل علوم را"}
{"book": "adl0430", "page": 279, "text": "در نزد مرحوم آخند ملا میر داد روضه بقی و علماء شهر\nنموده قصب السبق را از همگنان ربوده بعلوم عقلیه و نقلیه\nفائق شده است که اکنون تحریرات و تعلیقات که بر کتب\nمعتبره نموده بدست خط مبارك شان بنزد این فقیر موجود\nاست به تربیت و تدرس طلبه می کوشیدند تا از برکات\nشان علما و مدرسان والاشان بهره وافی یافتند و ایشان\nبعد از چند سال از وطن مالوف خود انزوا و عزلت گرفته\nدر قلل جبال بسر می بردند و آتش شوق پیر کامل در کانون\nسینه شان شعله میزد و نمی یافتند آخرالامر فقیری که نام\nمبارکش فقیر عبدالله هندوستانی بود بامر و اجازت حضرت\nقطب العارفین غلام علی شاه صاحب دهلوی آمده ایشان را\nشش ماه در قله کوهی تر بیت نموده بعد ازان فقیر بهندوستان\nمراجعت نمود و ایشان بوطن مالوف خود باز آمدند ازیشان\nبسیار حالات عجیبه و کرامات غریبه مشاهده نموده بدرجات\nبلند و مقامات ارجمند رسیدند خوارق عادات بظهور رسیده\nکه این مختصر گنجایش آن را ندارد مرید نمیگرفتند اما چند\nنفر از دزدان و قطاع الطریق و فاجران را تو به دادند\nو اهل آن زمان بخدمت شان اخلاص وعقیدت کاملی داشتند\nایشان همواره از صحبت حکام و عمال احتراز و اجتناب\nمینموده شب بعبادت معبود حقیقی و روز بتدریس طلبه علوم"}
{"book": "adl0430", "page": 280, "text": "۶۴\n\nعمر گرامی را که شصت وسه سال شد بانجام رسانیدند باالاخره\nبحكم وافية كل من عليها فان ويبقى وجه ربك ذوالجلال\nوالاكرام طائر روحش تنگنای دنیای فانی را بدرود نموده به\nآشیان اصل خود رسید (انا لله وانا اليه راجعون)\nمدفن مبارك شان در مقبرۀ سیدا و شان قریب مزار فیض\nآثار حضرت خواجه محمد گنجان است و تا چند سال اهل\nسیداوشان از خاك مرقد شان جهة دفع امراض خود میگرفتند *\n\nمرحوم حضرت آخند\n\nملا محمد عمر سلجوقی رحمة الله عليه\n\nجامع المعقول والمنقول حاوى الفروع والاصول حضرت\nآخند ملا محمد عمر سلجوقی در علم و ورع و استقامت\nشریعت و جودت ذهن وقوت ذكاء فريد عصر و وحيد\nدهر بودند اكتساب علوم وکمالات را بخدمت آخند ملاخدا بخش\nو آخند ملا رحیمداد و آخند ملا گلزار نمودند فقیر مؤلف كتب معتبره\nوعلوم متداوله را بخدمت شان تحصیل نمودم واز صحبت شان\nبركات كثيره یافتم اکثر علما و مدرسین این زمان از\nتلامیذشان است خواه بالذات وخواه بالواسطه عمر گرامی\nرا بمطالعه کتب و تدریس و تالیف با نجام رسانیدند\nمؤلفات شان این کتب است : (۱) ملهم الاصول (۲) شرح"}
{"book": "adl0430", "page": 281, "text": "۶۵\n\nفارسی کافیه (۳) حاشیه برا یسا غوجی (۴) حاشیه بر غلام\nیحیی بهاری (۵) رد الروافض (۶) تفسیر سورة فاتحه\n(۷) تفسیر سورة و العادیات (۸) تفسیر سوره اخلاص رابطۀ\nارادت به آخند زاده ملا یحیی صاحب زیار تکاهی که مناقب\nشان گذشت داشتند جهة قمع و قطع بدعتها جد و جهد قوی\nمینمودند از قرآن مجید ده جزء حفظ داشتند و باقی را\nنیز بسیار تلاوت مینمودند بحضرت خلیفه میر محمد صدیق\nصاحب ادرانی اخلاص و عقیدت وافر داشتند چنانچه از\nشهر تا منزل شان پیاده پای برهنه میرفتند مدتی چند سال در\nحجرۀ مسجد منزوی بودند آخرالامر در سنه ۱۳۳۱ هجری\nقمری داعی اجل را لبيك گفته طائر روح پر فتوحش در\nساحتی جنان خرامید (انا لله و انا الیه راجعون) مدفن\nشان در غربی تاروستان حضرت موازی جامی است مقبرۀ سلجوقیه\n\nمرحوم اخند ملا عبد الفتاح\n\nجامع المعقول و المنقول حاوی الفروع و الاصول آخند\nملا عبدا لفتاح تحصیل علوم و کمالات بخدمت مرحوم آخند\nملا خدابخش و آخند ملا رحیم داد نموده بودند از بدایت تحصیل\nتا پانزده سال در تدریس کتب و نشر علوم بسیا ر کوشش\nنموده طلبۀ علوم از ان استفاده نموده کامل شدند بعد بمرض"}
{"book": "adl0430", "page": 282, "text": "۶۶\nرعشه گرفتار شده از تدریس باز ماندند حواشی و تحریرات\nشان در بعضی کتب ثبت است شرح فارسی خلاصة الحساب\nاز آثار خامه شان باقی است فقیر مؤلف کتاب مطول و خلاصة\nالحساب را بنزد شان تحصیل نمودم نسبت ارادت بخدمت آخندزاده\nملایحیی صاحب زیارتگاهی داشتند قریب به نود سال عمر\nنمودند آخرالامر داعی اجل را لبیك گفته درسنه ۱۳۳۵\nبرحمت حق جل سلطانه پیوست ایشان را در سمت جنوبی\nخطیره حضرت مولوی جامی علیه الرحمه دفن نمودند اناالله\nو انا الیه راجعون )\n\nمرحوم اخندزاده\nملا عبد الباقی سیاوشانی\nجامع المعقول و المنقول و حاوی الفروع والاصول\nآخندزاده ملا عبدالباقی سیاوشانی خلف الصدق آخندملا\nعبدالخالق اکتساب علوم و کمالات را از نزد والد ماجد\nخود نمودند در تقوی و انزوا و حدت زکاء فرید عصر\nبودند کتب معتبره را تدریس مینمودند بزیارت حرمین\nشریفین مشرف شدند در طریقهٔ علیه قادریه نسبت ارادت\nو خلافت بحضرت صاحبزاده میر سید شریف صاحب قادری\nسیاوشانی داشتند بسیاری مسلمانان مخلص و معتقد شان"}
{"book": "adl0430", "page": 283, "text": "۶۷\n\nبوده و بعضی رسائل از توالیف شان باقی است در سنه ۱۳۳۷\nجهان فانی را پدرود نموده بدار الخلد باقی شتافتند مد فن\nشان در خطیره علیحده پایان مقبره سیدا و شان است .\nیزاد و یتبرك به )\n\nمرحوم حاجی ملا غلام محمد\nمعلم الحفاظ آزادانی\n\nعالم عامل و فاضل کامل فرید عصر و زمان یگانه\nدوران رفیق شفیقم حاجی ملا غلام محمد خان بارکزائی\nخلف الصدق مرحوم قاضی ملا محمد سلیم در علوم دینیه\nاز اکابر علما محسوب و از اعاظم فضلا معدود میشد در عنفوان\nشباب تحصیل بعضی علوم و حفظ قرآن عظیم الشان را در هرات\nنموده و عنان همت را بسوی سفر سعادت اثر حرمین شریفین\nزاد هما الله شرفاً منعطف گردانیده و پیاده و آزاده طی\nمنازل و مسافات بعیده نموده و در شام شریف بعضی علوم\nدینیه را تحصیل کرده بعد از نیل مرام وحج و عمره وزیارت\nحضرت سید الانام علیه السلام بوطن مألوف خود رجوع\nنموده بتدریس کتب وتلاوة کلام مجید بسر می برد درزمان\nسلطنت مرحوم سراج الملة والدین امیر شهید حبیب الله\nخان که در هرات تاسیس دار الحفاظ میشد فقیر مؤلف"}
{"book": "adl0430", "page": 284, "text": "و حاجی موصوف را بتعليم طلبه حفظ قرآن مجيد مقرر نمودند\nاز خلوص نیت و یمن همت این هر دو نفر ضعیف حق جل وعلا\nمرحمت نموده هشتاد نفر حافظ تام چند از دار الحفاظ\nبنعمث حفظ قرآن مجید مشرف و بوظیفه همه ساله از بیت\nالمال موظف شدند در شهر صفر سنه ١٣٤٠ بحكم آیۀ\nوافیه (كل من عليها فان ) جهان فانی را پدرود نموده\nبعالم جاودانی شتافت چون حافظ قرآن مجید است تعیین\nتاریخ وفات حافظ قرآن شد ١٣٤٠\nمرقد شان مقابل درب مزار فیض آثار حضرت خواجه\nابوالولید احمد قدس سره واقع است یزاد و یتبرک به انا لله\nو انا اليه راجعون )"}
{"book": "adl0430", "page": 285, "text": "خاتمه\nمزایای طبع این یگانه کتاب مستطاب رساله شریفه بر دیگر کتب مطبوعه حالات مشایخ عظام هرات ظاهر و باهر است ؛ خصوص جلد ثالث که ذکر مشایخ و اکابر دین مبین بقلم عالی جناب محمد زاد ه صاحب ملا محمد صدیق خان که شخص نهایت متدین وعالم بعلوم شرعیه و حافظ قرآن حمید مجید و مدرس معروف اند تدوین یافته و نام نامی بزرگان و علماء سعادت نشان بیاد گار میماند مطبعه دانش شکر گذار است که موفق به طبع اینگونه آثار بزرگ که زنده کننده نام بزرگان دین است شده توانسته است - بدیهی است ذکر این رجال نامدار دلیل به شرافت و عظمت هرات میگردد و در آینده هم امیدواریم به یمن دیانت خواهی مسلمانان صادق این خطه ترقیات بزرگی بعالم دیانت و اسلامیت اینولایت ثابت و پایدار مانده - و این نام نامی هرات همواره در صفحات تاریخ بشر حایز اهمیت باشد.\nاحراری"}
