{"book": "adl0378", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0378\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/rfj6q5dp\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0378", "page": 2, "text": "FAYZ\nMUH\nKILID\nI-\nTADJVID"}
{"book": "adl0378", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 4, "text": "Emâm Sajâwandi Lôgari\n- Kelid-e tajwid\n1304 / 1925 déc."}
{"book": "adl0378", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 6, "text": "كليد تجويد\n(یادگار امام سجاوندی ؒ لوگری از یک وطندارش)\nبرای\nمعلمان ابتدائیه و متعلمان رشدیه\nبتصویب ع، ج فیض محمد خان وزیر معارف\nدر مطبع شرکت رفیق زیور طبع در بر کرد\nجلد ۷ - سنه ۱۳۰۴\nتعداد طبع ثانی ...... (۱۲۰۰) جلد"}
{"book": "adl0378", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 8, "text": "۱\nاعلام\nمعلّم باید فقط آن امور را بطلبا نشان بدهد که در زبان\nفارسی یا افغانی آنها پیشتر یاد ندارند، مثلاً مخارج\nحروف مخصوص عربی و صفات حروف مانند:\nس، ل وغیره احوال مختصر مدها و نون ساکن\nو تنوین و ذکر مجمل اوقاف و بیان سرسری خصوصیات\nرسم خط آموختن اصطلاحات برای طلبہ ہیچ\nضرورت ندارد، چون صرف و نحو خواندند خود یاد میگیرند،\nاین کتابچه مقصود است برای معلمان جماعتهای ابتدائیه\nو متعلمان رشدیه.\nتمهید ، تجوید\nاین علم بر مخارج حروف و صفات آنها و حالاتِ"}
{"book": "adl0378", "page": 9, "text": "۲\nوقف و ابتدا و وصل و ادغام و حروف مد\nوغیره بحث میکند ، در کلام الهی هر حرف یک کلمه\nبدیگر حرف آن، و هر کلمه آیت بدیگر کلمه آن بذریعه تعلق\nحرف آخر یک لفظ با حرف اوّل دیگر لفظ متصل است\nاین اتصال و اجتماع کلمات و آیات برای قرائت\nقواعدی دارد که درین اوراق بیان شده، چونکه\nبمدد اینها قرآن مجید صحیح و صاف خوانده میشود\nلهذا فن تجوید را فرض قرار داده اند ، زیرا که حکم\nخداوندیست وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً\nقرآن را واضح و درست بخوان .\nمهدی"}
{"book": "adl0378", "page": 10, "text": "۳\nمخارج حروف\nاز جمله حروف عربی، بیست و هشت حرف را\nصحیح میگویند، و سه از انها یعنی و ، ا ، ی را علت\nیعنی بیست و هشت حرف آواز پوره دارند و سه\nناقص؛ حروف صحیح بحرکت دو حصه دهان تلفظ میشوند\nو علت فقط از یکی یعنی تا وقتیکه اول حرف صحیح\nنباشد حرف علت خوانده نمیشود.\nو ، ا ، ی آنوقت حروف علت میباشند\nکه بر اینها سکون بیاید مثلاً در نور، نار، فی در وقتیکه\nان، یا، هر سه صحیح اند زیرا بخود آواز پوره میدهند.\nالف همان وقت است که ساکن باشد،\nدر غیر زبان بران نیفتد ورنه همزه گفته میشود"}
{"book": "adl0378", "page": 11, "text": "٤\n\nمثلاً در الله رأس.\nدهان\nم ب ف و و\nلب\nدندان ط د ت س ز ص ی ش ج\nزبان ث ذ ظ\nل ن ر\nکام ك ق خ غ ح ع ه ء\nض\nحلق\nگلون"}
{"book": "adl0378", "page": 12, "text": "۵\nاز روی این نقشه تمام مخارج هفده میشود :-\n(۱) ء - ھ از آخر حلق میبراید .\n(۲) ح - ع از میان حلق می براید .\n(۳) خ - غ از قریب حلق میبراید .\n(٤) ف از لب زیرین می براید چون دو دندان\nبالا بآن بخورد .\n(٥) و از کشادن دو لب پیدا میشود .\n(٦) ب - م از چسپیدن هر دو لب(؟) .\n(۷) ق از بیخ زبان می براید .\n(۸) ك پستر ازان .\n(۹) ج - ش - ی از میان زبان بکام می برایند.\nلب بهم چسپد اگر گوئی محمّد از زبان\nهست نام رحمة للعالمین شیرین جان"}
{"book": "adl0378", "page": 13, "text": "۶\n\n(۱۰) ض از آخر زبان بطرف چپ دندانہا بآواز\nدراز می برآید .\n(۱۱) ل از سر زبان چون بسه دندان بالا بخورد و\nحرکت کند .\n(۱۲) ن از کنارۂ زبان بد و دندان بالا خوردہ .\n(۱۳) ر از پشت زبان کہ بکام مائل میشود .\n(۱۴) ت - ط از نوک زبان چون بہ دندانہای\nبالا میخورد .\nت از کشیدن لب و ط پیش .\n(۱۵) ث - ذ - ظ از نوک زبان چون از سرِ\nدندانہای بالا بگذرد تلفظ اینہا مائل طرف\nچپ است و در ظ لب پیش می آید .\n(۱۶) ز - س - ص از نوک زبان می برآیند"}
{"book": "adl0378", "page": 14, "text": "در حصی بسیار پیش میرود.\n(١٧) در حالت غنه درشتی تلفظ زائل شده مخرج\nبیخ بینی میباشد.\n\nاین مخارج مجملاً پنج قسم است:-\n\nخلقی | شفوی | لهوی | مسنی | اسلی\nاز حلق | از لب | از کام | از دندان | از زبان\nا ح خ ع | ب ف م | ج ق ك | ت ث د ذ | س ز ص\nغ ه | و | ی | ط ظ ل ن | ض\nاین قسم را قمری نامیده اند یعنی اگر ال\nقبل از اینها بیاید ل خوانده میشود مثلاً\nالقمر والكتاب | این دو قسم شمسی گفته میشوند ل خواند\nنمیشود بلکه مشد سرش می آید\nالنجم والشمس"}
{"book": "adl0378", "page": 15, "text": "۸\n\nصِفَاتِ حُرُوْف\n\nچونکه مخارج کمیت یعنی اندازۀ حروف را نشان\nمیدهد، صفات کیفیت آنها را بیان میکند و این\nدو قسم است: لازمی و عارضی.\n\nصِفَاتِ لَازِمِي\n\nاین صفتہائیسکه در نفس حروف مدام میباشد\nبتعداد هفده است:-\n\n(۱)\nمہموس یعنی حروفی که در ان آواز آهسته\nباشد و اندک پنهان.\nث ح خ س ش ص ف ك ه (ده حروف)"}
{"book": "adl0378", "page": 16, "text": "۹\n(۲)\nجہر یعنی حروفی که آوازشان آشکارست ماسوای\nمہموس همه جهر خوانده میشوند (هجده حروف)\n(۳)\nدرین هفت آواز سخت میباشد: ب ت\nج د ط ق ك.\n(٤)\nرع ل من سختی دارند مگر کمتر\n(٥)\nباقی پانزده رخاوت یعنی سستی آواز دارند\n(٦)\nدرین حروف که مستعلیه میگویند آواز بلند میشود\nخ - ص - ض - ط - ظ - غ - ق"}
{"book": "adl0378", "page": 17, "text": "۱۰\n\n(۷)\nبیست و یک حرف باقی مستفله گفته میشوند و در\nآواز شان پستی میباشد .\n(۸)\n{ حروف مطبقه یعنی بآواز پیوسته در مستعلیه داخلند }\nص - ض - ط - ظ\n\n(۹)\n(باقی بیست و چهار حروف کشادگی آواز دارند)\n(۱۰)\n{ این شش حروف مذلقه گفته }\nمیشود در آواز آنها لغزیدگی میباشد\nب - ر - ف - ل - م - ن -\n\n(۱۱)\nباقی بیست و دو حروف مصمته در آواز ایستادگی دارند"}
{"book": "adl0378", "page": 18, "text": "۱۱\n\nیعنی برعکس نفریمدگی.\n(۱۲)\n\nحروف صغیر صدای پرندگی دارند\nدر ز س ص ز آواز زنبور س از\nملخ ص از مرغابی.\n\n(۱۳)\n\nاین پنج حرف صفت قلقله یعنی جنبش آواز\nدارند ب ج د ط ق .\n\n(١٤)\n\nدر آواز شین انتشار و پراگندگی میباشد.\n\n(۱۵)\n\nض صفت مستطیل یا درازی آواز دارد.\n..."}
{"book": "adl0378", "page": 19, "text": "۱۲\n\n(١٦)\n\nر ل صفت انحراف دارند یعنی آواز اینها\nاز یک طرف بدیگر طرف میگردد.\n\n(۱۷)\n\nم - صفت اخفا دارد یعنی آوازش ظاهر نمیباشد\nسببش اینست که در تلفظ صدای دو (م)\nنبراید و در تشدید زائد از دو نشود.\nاز صفات مذکوره معلوم شد که هر حرف\nپنج صفت دارد و بعضی زیادتر مثلاً حروف جهر\nو رخاوت و مستفله و مصمته پنج کیفیت دارند\nو حروف اضداد که برعکس اینها آوازشان پست\nموصوف بزیاده تر از پنج صفت اند چون حروف\nصفیر و غیره."}
{"book": "adl0378", "page": 20, "text": "۱۳\nمجهوره : ء ب ج د ذ ر ز ض ط ظ ع غ ق ل م\nن و ی .\nرخاوت : ث ح خ ذ ر ز س ش ص ض ظ غ\nف ه ی .\nمستفله : ء ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش\nغ ف ک ل م ن ه و ی + ن ه و ی\nمنفتحه : ء ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش\nع غ ف ق ک ل م .\nمصمته : ء ت ث ج ح خ د ذ ز س ش ص ض\nط ظ ع غ ق ک ه و ی .\nحروف علت یعنی ا و ی بحال سکون تابع\nحرف ما قبل متحرک میباشد .\n* * *"}
{"book": "adl0378", "page": 21, "text": "١٤\n\nصفات عارضی حروف\nبرخلاف صفاتِ لازمی صفاتِ عارضی اگرچه\nدر قرائت دائم باشند لازم حرف نمیباشند :\n(١)\nدر حروف مستفله آواز پست و باریک می برآید\nو مخرج بوقت تلفظ می افتد .\n(٢)\nدر حروف مستعلیه آواز پر میباشد و هنگام\nخواندن مخرج بالا میرود .\n(٣)\nحروف مطبقه زیاد تر پری آواز دارند در حروف\nمستفله بعضی جاها باریکی بآدله نیامده"}
{"book": "adl0378", "page": 22, "text": "۱۵\n\nمثلاً بعد از فتحه و ضمه ل باپری آواز خوانده میشود\nبسبب تعظیم در اَللَّهُ و اَللَّهُمَّ ل ، آواز\nپری دارد .\n( ٤ )\nر باریکی آواز کم داشته میباشد الاّ اگر مکسور\nیا ساکن باشد یا ماقبلش کسره بیاید لازم\nمتصل و بعد از ان حرف مستعلی متصل نباشد\nباریک یا پست ادا میشود ، مثلاً :\n( رِقَابٌ - رِضْوَانٌ - فِرْعَوْنُ ) در کلمهٔ\nفِرقِ چونکه قاف مکسور است و آسانی در تلفظ\nبپابندی قاعده حاصل نمیشود ، لہذا باریکی و پری\nآواز هردو جائز است .\nبغیر ازین مقامات ، ر ہرجا پری آواز دارد ."}
{"book": "adl0378", "page": 23, "text": "١٦\n\n(٥)\nحروف قلقله در محض سکون هم با واز پر خوانده میشود\nو اگر بعد از انها وقف بیاید پرتر میگردد مثلاً\nد در یَلِدُ .\nلین\nاز حروف علّت اگر (و) و (ی) ساکن\nما قبل مفتوح باشد لین گفته میشود زیرا در آواز اینها\nنرمی پیدا میشود نه درازی که خاصه مد است سببش\nاینست که از (و) ضمه برآمده است و از (ی)\nکسره و از (ا) فتحه، لهذا اینها را موافق یکدیگر\nیافته چون حرکات مخالف بیاید لین میگویند\nو موافق را مد یعنی قبل از و ضمه و قبل از ی\nکسره و قبل از ا فتحه بیاید ."}
{"book": "adl0378", "page": 24, "text": "۱۷\nمد\nدو قسم است :-\nمَدّاصْلى ومَدّ فَرعی\n(۱)\nاَصْلِيّ\nدرین مد آواز موافق حرف میباشد یعنی قصر که برابر\nدو حرکت است ، اگر بعد از (و ی ا) همزه یا سکون\nنباشد مد اصلی یا طبعی گفته میشود مثلاً: رِجالٌ\nكَرِيمٌ - حُورٌ .\n(۲)\nفَرْعِيّ\nاگر بعد از حروف علت همزه یا سکون بیاید مد فرعی که\nمیگردد باز مد سه حال دارد :- لازم - واجب - جائر."}
{"book": "adl0378", "page": 25, "text": "۱۸\n\n(٤)\nلازم\nلازم آنست که بعد از ان سکون اصلی بیاید - یعنے\nدر حالت وقف و وصل سکون بر قرار بماند اگرچه\nلازمی باشد یا عارضی، این مد باز در چهار قسم منقسم\nشده است .\n(الف)\nمدّ کلمی\nیعنی مد و ساکن در خود کلمه باشد مثلاً در ضّالّیّن\nدرازى مد دو نیم چند یا سه چند یا سه و نیم چند مدّ اصلی است\n(ب)\nمدّ حرفی\nیعنی در حروف جداگانه باشد در الّٓمّٓ لام و میم"}
{"book": "adl0378", "page": 26, "text": "در تلفظ میان خود مد دارند و بعد از ان حرف ساکن است\nحکم درازیش مثل کلمی است .\nبا ز این دو مد کلمی و حرفی دیگر دو قسم دارند .\n(ج)\nمثقل یعنی بعد از مد حرف مشد د بیاید چون :-\nاَ تُحَاجُّوْنّیْ ، اٰلذَّکَرَیْنِ .\n(د)\nمخفف یعنی بعد از مد حرف ساکن محض باشد چون\nآلْئٰنَ .\nمَدّ حَرفیْ\nدر حروف مقطعه میآید که در ابتداے بعض سوره است\nبراے این هشت حرف مخصوص است س ص\nع ق ك ل م ن بجز ع این حرف همه مده است ."}
{"book": "adl0378", "page": 27, "text": "۲۰\nعین مثل مدطول یا وسط خوانده میشود یعنی برابر\nسه الف یا دو نیم یا دو الف .\nاگر یکی ازین حروف خود دو حرفی باشد مد آن\nاصلی است - ح ر ط ه ی حمّ یسّ\nطه الرّ .\nازین معلوم شد که در حروف مقطّعه پنج حرف\nمد اصلی دارند و هشت مدّ لازم و یک الف\nهیچ ندارد .\n(۲) مدّ واجب\nچون بعد از حرف مد همزه بیاید و هر دو در یک کلمه\nباشند مد واجب است مثلاً جَاءَتْ شَآءَ\nجِیئَ سِیئَتْ سُوءٍ مقدار این برابر\nلازم است یا دو چند یا دو نیم چند اصلی ."}
{"book": "adl0378", "page": 28, "text": "۲۱\n\nاین را مد لازمی کلمی را مد متصل هم میخوانند.\n(۳) مد جائز\n\nاین مد سه قسم دارد :-\n(الف)\nمنفصل\nیعنی مد در آخر لفظ اول و همزه در اول لفظ آخر میباشد\nو در میان وقف نی چون لَا اَعْبُدُ .\n\n(ب)\nبعد از مد سکون عارضی یا وقف باشد مثلاً تَعْلَمُوْنَ\nنَسْتَعِيْنُ .\n\n(ج)\nاین را مد بدل بدین وجه میگویند که حرف مد بعد از همزه\nبعوض دیگر همزه میآید مثلاً اٰمَنَ اِيْمَانًا"}
{"book": "adl0378", "page": 29, "text": "۲۳\nاولی الف بدل همزه است و دوم یا ۔ این مد را\nجائز باین سبب میگویند که طول و توسط و قصر\nهر سه مقدار جائز و رواست ، قصر برابر یک\nالف یعنی دو حرکت میباشد .\nنون ساکن و تنوین\nاگر در آخر کلمه نون ساکن یا تنوین یعنی دو حرکت\nبیاید و بعد از ان دیگر لفظ بغیر از وقف باشد\nچهار صورت پیدا میشود ، اظهار ، ادغام ، خفاء ،\nاقلاب .\n(۱)\nاظهار\nاگر بعد از نون ساکن یا تنوین حرف حلقی باشد\nتلفظ آواز ظاهر ادا میشود زیرا مخرج نون طرف"}
{"book": "adl0378", "page": 30, "text": "۲۳\n\nزبان است و مخرج حروف حلقیه ازین فاصله\nبعد دارد: اِنْ اَنَا - اِنْ هُمْ - مِنْ عِلْمٍ -\nحَکِیْمٌ - عَلِیْمٌ - وَالْمُنْخَنِقَةُ - ذَرَّةٍ خَیْرًا\nنَارٌ حَامِیَةٌ - جُرُفٍ هَارٍ ۙ\nدرین امثله حرفی که بعد از نون ساکن یا تنوین\nآمده است بآواز ظاهر جدا از حرف ما قبل خوانده\nمیشود .\n(۲)\nادغام\nضد اظهار است که بجای جدا جدا خواندن هردو\nحرف یکبارگی تلفظ میشود .\nبعد از نون ساکن و تنوین اگر یکی ازین شش\nحرف بیاید تشدید واقع میشود :-"}
{"book": "adl0378", "page": 31, "text": "٢٤\nال م ن و ی - ازین شش همراه چهار\nحرف شد با غنه است و بدو حرف بدون آن\n(الف)\nم - ن - و - ی - غنه دارند چون اِنَّ نَّشَا\nمِنْ نَّذِيرٍ - نَضْرَةً نَّعِيمٌ - عَنْ مَّا -\nنَذِيرٌ مُّبِينٌ - مِنْ وَّالٍ - لَشَهِيدٌ وَّ اَنَّهُ -\n(ب)\nر - ل غنه ندارند - مثل اَنْ لَّنْ - هُدًي\nلِّلْمُتَّقِينَ - مِنْ رَّبِّكُمْ - عَزِيزٌ رَّحِيمٌ -\nاگر نون ساکن واو - یا در یک کلمه بیایند\nادغام نمیشوند، یعنی علحده علحده خوانده میشوند\nدُنْيَا - صِنْوَانٌ -\n* * * * *"}
{"book": "adl0378", "page": 32, "text": "٢٥\n(٣)\nاقلاب\nآنست که دران یک حرف بجای حرف دیگر\nبدل خوانده شود - اگر بعد از نون ساکن و تنوین\nب بیاید اقلاب آن به م میشود مثلاً\nعَلِيمٌ بِمَا - مِن بَعْدِ - درین آواز غنه هم\nپیدا میشود اما باخفا یعنی بآهستگی و پوشیدگی.\n(٤)\nاخفا\nیعنی تلفظ ما بین اظهار و ادغام ادا میشود اگر\nبعد از نون ساکن و تنوین این پانزده حروف\nبیاید آواز اخفا دارد :\nت ث ج د ذ ز س ش ص ض"}
{"book": "adl0378", "page": 33, "text": "٣٦\n\nط ظ ف ق ك .\nاَنْذَرْتَهُمْ - يَوْماً ثَقِيْلاً - مَنْشُوْرًا -\nسُنْدُسٍ - رِيْحًا صَرْصَرًا - يَنْفِرُوْنَ\nاِنْ كَانَ - اِنْ جَاءَ - مَنْ شَاءَ -\nاِنْ قَالَ . .\n\nمیم ساکن\nسه حکم دارد :- اخفا - ادغام - اظهار .\n(١)\nاگر بعد از میم ساکن ب بیاید حکم اخفا دارد و این\nاخفای شفوی میگویند زیرا هر دو حرف از لب\nمی برایند مثلاً عَلَيْكُمْ بِمَا .\n(٢)\nاگر بعد از میم ساکن دیگر میم متحرک باشد هر دو"}
{"book": "adl0378", "page": 34, "text": "۲۷\nمدغم شده یکجا بیک آواز به شد خوانده میشوند\nمثلاً عَلَيْهِمْ مَّا.\n(۳)\nباقی تمام حروف بعد از میم ساکن حکم اظهار\nدارند- اگرچه و- ف در مخرج قریب اند\nمثلاً أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ وَلَا.\nمیم و نون وقتیکه مشدّ د باشند غنّه زاید\nمیگیرند زیرا اینها حروف اغن بوده—\nچون به تنہائی غنه دارند همان غنه را ادغام\nدو چند میشود.\nادغام\n(۱)\nاگر دو حرف در مخارج وصفات یکی باشند"}
{"book": "adl0378", "page": 35, "text": "۲۸\n\nمثلین و اگر در مخارج یا در صفات یکی باشند جنسین\nگفته میشوند ۔ ادغام درین هر دو صورت\nمی آید :\nمثلین چون اضْرِبْ بِّعَصَاكَ ۔\nاذْكُرْ رَّبَّكَ - قَالَ لَّهُمُ .\nجنسین چون قَالَتْ طَّائِفَةٌ .\n(۲)\nادغام در قریبین بعض جایها می آید مثلاً قَدْسَمِعَ\nوَالصَّفْتِ صَفًّا .\nقریبین آن دو حرف که در مخارج متفق باشند\nدر صفات .\n(۳)\nشرط ادغام اینست که حرف اول ساکن باشد"}
{"book": "adl0378", "page": 36, "text": "۳۹\nدوم متحرک مثلاً قُلْ رَبِّكُمْ قَدْ جَعَلَ .\n(٤)\nاگر دو حرف اقسام مذکوره متحرک باشند بعضی\nاینجا هم ادغام جائز میدانند مثلاً يَعْلَمُ ما -\nبَعْدَ ذلِكَ .\n(۵)\nاگر حرف اوّل مطبقه باشد و دیگر مستفل\nادغام ناقص است زیرا حرف اول قوی است\nو دوم ضعیف باید ضعیف در قوی محو نشده جدا\nماند (+) مثلاً در اَحَطتُ -\n(+) خلیفهٔ اوّل فرمود که ضعیف را از قوی\nنگاهداشته در پناه خود جدا میگذارم ."}
{"book": "adl0378", "page": 37, "text": "٣٠\n(٦)\nاگر اول حرف مستعلی است و بعده مستفل\nادغام میکنند زیرا اوّل بسیار عالی\nنیست که ثانی را فانی بسازد الم نخلقکم\nاینجا خواه صفت استعلا غالب شود یا نه یعنی\nبلندی قاف به پستی کاف ظاهر باشد یا نه\nهر دو جائز است .\n(۷)\nاگر نون در اخیر لفظ اول باشد و (ی) یا (و)\nدر شروع دیگر لفظ ادغام می آید اما غنه نون\nباقی می ماند مثلاً : مَنْ یَّشَاءُ - مِنْ وَّالٍ .\nهمزه وصل\n(۱)"}
{"book": "adl0378", "page": 38, "text": "۳۱\nاگر ابتدا ساکن بشود همزه وصل قبل از ان\nمی آرند و این وقت وصل دیگر لفظ حذف\nمیشود زیرا حاجت این نمی ماند چه بسبب\nآسانی تلفظ عربی آورده بودند (+)\n(۲)\nاگر مضارع مضموم العین باشد همزه وصل هم\nضمه داشته میباشد ور نه کسره مثلاً از یذکر\nاُذکُرُ و از دیگر الفاظ اِضرِبُ و غیره .\n(۳)\nاگر همزه وصل در اول اسم بیاید و معرّف بالام\n(+) در افغانی ابتدا ساکن می آید اما فارسی زبانان جهته سهولت\nتلفظ همزه وصل می آرند مثلاً مکالمه افغانان اولوالعزم در اکبرنامه\nروایت شد یکی گفت این مرز و بوم اغلم دگر گفت\nاستا بلا و اغلم در اصل هستا به ابتدا ساکن ستایوه ."}
{"book": "adl0378", "page": 39, "text": "۳۴\n\nنباشد كسره میگیرد چون اِبْنٌ اِمْرُءٌ اِثْنَتَانِ.\n(٤)\nاگر لام تعريف بعد از همزه بيايد همزه مفتوح ميكردد\nمثلاً اَللهُ الصَّمَدُ .\n(٥)\nاگر ما بعد همزۀ وصل بلفظ ما قبل وصل شود همزه\nمی افتد و حركت حرف آخر با سكون حرف\nما بعد همزه پیوسته میشود مثلاً نَسْتَعِیْنُ\nاِهْدِنَا اگر همزه خوانده شود ضمه نون بر قرار\nمی ماند .\n\nلام\nاگر ل در نفس فعل باشد در اول یا آخر\nو بعد از ان حرف مثل یا جنسش نباشد با ظهار"}
{"book": "adl0378", "page": 40, "text": "۳۳\nخوانده میشود مثلاً در قُلْنَا - قُلْتُ - وَاتَّقَى .\nوقف وابتدا\nوقف حرکت را ترک کردنست و یک لفظ را\nبدیگر نا پیوستن .\nابتدا شروع کردن از سر یا خواندن بعد از\nوقف را میگویند .\nوقف در سه حال می آید :\n(۱)\nاضطرار یا حالت مجبوری یعنی وقتیکه ضرورت\nنفس گرفتن می افتد .\n(۲)\nانتباه یا آگاهی یعنی خواننده متوجه شده\nآنمقام را بخوبی بفهمد ."}
{"book": "adl0378", "page": 41, "text": "٣٤\n(٣)\nختم یا یعنی بارادهٔ خود وقف نمودن تا آواز\nقطع شده یک لمحه آرام کرده شود این وقف\nسه قسم دارد ١- تام ، کافی ، حسن .\n(الف)\nاگر کلمهٔ آخری یک جمله بلفظ اول دیگر فقره\nپیوستگی ظاهری نداشته معنی نیز آنجا\nختم شود وقف تام است ، اینجا ایستاده شدن\nبسبب تمام شدن معنی و نبودن تعلق لفظی\nمابین دو جمله ضروری است مثلاً در شروع\nقرآن مجید بعد از اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ\nوقف تام است زیرا بعد از ان پیوستگی لفظی\nهم نیست و آیات مسلمانان باختتام رسیده آیته[ا?]"}
{"book": "adl0378", "page": 42, "text": "٣٥\nدر باب کفار آغاز میشود نیز بعد از عَذَابٌ عَظِيمٌه\nتعلق لفظی بما بعد نیست و انتهای آیات کفار شده\nابتدا بیان منافقان میشود .\n( ب )\nاگر پیوستگی لفظی نباشد و یک حصه معنی آنجا خلاص\nشود وقف کافی است بسبب تمام شدن\nیک مدعا ایستادن کفایت میکند و درست است\nمثلاً در فاتحه بعد از يَوْمِ الدِّينِ و بعد از\nنَسْتَعِيْنُ در وقف کافی عبارت جاری میماند\nهرچه در تام تمام میشود چون وَلَا الضَّالِّيْنَ.\n(ج)\nاگر یک لفظ بلحاظ معنی بدیگر وابستگی ندارد اما\nبذریعه حرکات پیوسته است وقف حسن است"}
{"book": "adl0378", "page": 43, "text": "٣٦\n\nیعنی نیکو - اگر این وقف آخر آیت بیاید و بعد ازان\nابتداء دیگر آیت کرده شود آنهم حسن است\nو اگر بعد از ان آیت نو بنا شد ابتدا باید که پیش از\nوقف نموده شود و اگر بعد کرده شود قبیح است\nدر الحمد لله وقف ما بین لام و حاء بالكل جائز نیست\nو در دال رواست اگر حاجت افتد در نام\nالله وقف حسن است و ابتدا بما بعد قبیح\nدر نون عَالَميْنَ ه وقف حسن است و ابتدا\nبه الرّحْمنِ الرّحیْمِ ه هم حسن - چه دیگر آیت\nبعد از ان شروع میشود - اوقافیکه در حالت\nاضطرار یا انتباه نموده شود قبیح است زیرا بغیر از ضرورت\nاشد جائز نیست چه در میان جمله واقع شده\nمعنی کامل نمی بخشد ."}
{"book": "adl0378", "page": 44, "text": "۳۷\n\n(رموز مروجهٔ اوقاف)\n۱ ء انتہای آیت وقف پوره است اگر\nدیگر علامه سرش نباشد .\n۲ م لازم لازم و ضرور است .\n۳ ط مطلق باید وقف کرده شود .\n٤ ج جائز وقف کردن جواز دارد .\n٥ ز مجوز وقف تجویز کرده شده .\n۶ ص مرخص رخصت وقف داده شد .\n۷ ق میگویند که اینجا وقف است .\n۸ قف حکم وقف داده شد .\n۹ ك کذلک مثل وقف سابق حکم است .\n۱۰ صلے وصل اولی بهتر است که وقف نشود .\n۱۱ لا نہی وقف نشود بی ضرورت ."}
{"book": "adl0378", "page": 45, "text": "۳۸\n١٢ مع تعلق پیش تعلق کلام و کلمات بهر دو\nطرف است وقف هم\nهر دو جائز است .\n١٣ غفران بخشش وقف نموده طلب آمرزش\nکرده شود .\n١٤ سکته ایستادن وقف است بی گرفتن نفس .\n١٥ صلعم وقف نبی خود آنحضرت برای مصلحت یا\nضرورت وقف فرمودند .\n١٦ دو قف وقفی که بالاست حکم دارد .\nعلامات رکوع و ربع و نصف و سیپاره و منزل\nاز خود الفاظ ظاهر میشود .\nسکته\n(۱)\nدر سوره کهف بعد از عِوَجًا تنوین به الف مبدل شده"}
{"book": "adl0378", "page": 46, "text": "۳۹\n\nپس معنی دیگر آمده قیّما .\n(۲)\nدر سوره یس بعد از مرقد نا ـ اندک وقفه\nبرائی جو ابیکه بعد از ان می آید .\n(۳)\nدر سوره قیامه بر نون من تا که در آواز نزع\nسکوت و شکستگی ظاهر شود .\n(٤)\nدرمطففین بر ( بل ) بعد ازان تأکید معنی است\nسکته در الحمد و دیگر جا یها درست نیست .\nخصوصیات بعض حروف\nبعض حروف مخالف تلفظ ظاهر خوانده\nمی شوند . ۱"}
{"book": "adl0378", "page": 47, "text": "(١) مثلاً یبصُطُ هرجاے به آواز (س)\nخوانده میشود .\n(٢) بصطةً اگر ماقبلش فى الخلق باشد\nآواز سین دارد ورنه بصاد خوانده میشود .\n(٣) اگر پیش ہمزه دیگر همزهٔ استفهامے\nبیاید آواز آن نرم میگردد یعنی همزه اول مانند\nفتحه میشود و تلفظ آن ما بین الف و همزه میباشد .\n(٤) در مجر يها بسبب امالت آواز\nالف بطرف ( یا ) مائل میگردد و تلفظ مابین (الف)\nو (یا) میشود .\n(٥) در فیہ مُهَانًا ۔ آواز (ہا) اشباع\nمی پذیرد، یعنی دراز شده مثل (یا) خوانده میشود.\n(٦) القہ اشباع دارد اما اَلْقِهْ"}
{"book": "adl0378", "page": 48, "text": "٤١\n\nخوانده میشود .\nخصوصیات رسم خط\nخطی که حضرت عثمان رض جامع قرآن در مصحف مجید\nتحریر کردند در دنیای اسلامی مروج شد\nمستثنیاتی که اوّل داشت بهمانحال تا زمان\nحاضر مانده وبوجه ادب و قدامت بران استقامت\nضروریست .\n(١) در ده جای اَنْ لَّا جدا جدا نوشتشته است\nو دیگر جا یها اَلَّا .\nاَنْ لَّا تَعْبُدُوْا - اَنْ لَّا يُشْرِكْنَ - اَنْ لَّا\nتُشْرِكَ - وَاَنْ لَّا يَدْخُلُنَّ - اَنْ لَّا تَعْلُوْا\nاَنْ لَّا يَقُوْلَ - اَنْ لَّا اَقُوْلَ - اَنْ لَّا"}
{"book": "adl0378", "page": 49, "text": "٤٢\nمَلْجَأَ - أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ .\n(٢) إِنَّمَا در سورۂ هود جدا جدا\nنوشته است .\n(٣) عَنْ مَا علحده علحده نوشته است\nاگر بعد ازان ( نُهُوا ) است ورنه پیوسته\nمیباشد چون عَمَّا مَنْ .\n(٤) مِنْ مَّا در سوره مَایِ نساء وروم\nجدا جدا آمده و در سورۂ منافقین هم بعضی جدا\nمینویسند .\n(٥) أَمْ مَّنْ در سوره های فُصِّلَت\nو ذبح و توبه از همدیگر جدا نوشته است .\n(٦) حَيْثُ مَا هر جا اینکه مگر جدا آمده .\n(٧) أَيْنَمَا در توبه و نحل یکجا نوشته اند"}
{"book": "adl0378", "page": 50, "text": "٤٣\n\nو در نسا و شعرا هم بعضی همچنین مینویسند.\n(٨) اگر قبل از لام جار (ما) بیاید بعد ازان\nهؤلاء و لهذا و الَّذینَ باشد جدا نوشته است\nمثلًا مَالِ هؤُلَاءِ - مَالِ هَذَا - مَالِ الَّذینَ.\n(٩) بعضی لَاتَ حِینَ مَنَاصٍ مینویسند\nتا بر (ت) وقف نشود.\n(١٠) كَالُوهُمْ وَزَنُوهُمْ هردو متصل نوشته\nشده یعنی الف که بعد از صیغه جمع می آید نیامد.\n\n(ۃ و ت)\nۃ که علامت تأنیث است در بعض جا بها بشکل\n(ت) آمده و فرق در قرائت باین آورده که وقف\nبر (ۃ) آواز (هـ) میدهد و بر (ت) آواز\n(١) در سوره های زخرف - اعراف -"}
{"book": "adl0378", "page": 51, "text": "٤٤\n\nروم - هود - كهف - بقر - رحمت نوشته است.\n(٢) در سوره بقر نعمت آمده است و دو با\nدر آخر سوره ابراهیم و سه بار در اخیر سوره نحل و جا دوم\nدر عقود و در سوره های عمران - لقمان - فاطر -\nطور - در کل جایها نعمت یازده بار آمده .\n(٣) لعنت - در سوره های نور - و عمران\nبر کا ذبین آمده .\n(٤) امْرَأَتُ اگر بعد از ان نام شوهرش\nباشد وزن با و مضاف باشد مثلاً اِمْرَأَتُ الْعَزِيزِ\nامْرَأَتُ فِرْعَوْنَ آمده .\n(٥) سُنَّتُ در فاطر وانفال و در غافر حضر\nدر موضع ثانی نوشته است .\n(٦) مَعْصِيَتُ در سوره مجادله آمده ."}
{"book": "adl0378", "page": 52, "text": "٤٥\n(٧) اَنْبَتَ - بَقِيَّتُ - فِطْرَتَ -\nهر جای آمده .\n(٨) قُرَّتُ اَعْيُنٍ نوشته است چون\nاعین مضاف الیه باشد .\n(٩) جَنَّتُ در سورۀ واقعه و شَجَرَتُ\nدر سورۀ دخان آمده .\n(١٠) كَلِمَتُ در میان سورۀ اعراف .\nاگر در کدام لفظ تا ، تا نیث معلوم باشد و در مفرد\nو جمع آن اختلاف باشد آن لفظ بر (ت) نوشته میشود .\n(استعاذه)\nاستعاذه بذریعۀ خواندن اعوذ بالله از شیطان\nمردود پناه خواستن است حکم آن از سورۀ نحل\nگرفته شده : فَاِذَا قَرَأْتَ الْقُرْاٰنَ فَاسْتَعِذْ"}
{"book": "adl0378", "page": 53, "text": "٤٦\n\nبِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، اگر كسی قرائت را\nبشنود باید که استعاذه به آواز جهر کرده شود\nدر میان نماز و تلاوت قرآن مجید آهسته۔ اگر\nسامع نباشد اختیار است که بلند خوانده شود\nیا آهسته۔\n\n(بسمله)\nبسمله بوسیله بسم الله بنام خدا شروع کردنست.\nدر شروع سوره بسمله خواندن سُنت است و\nدر میان سوره اختیار است خوانده شود یا نه۔\nچونکه بنام خدای رحمن و رحیم شروع کرده میشود\nو سورۀ توبه از غضب الهی پُر است در ابتدای آن\nو در میان بسمله خواندن منع است."}
{"book": "adl0378", "page": 54, "text": "٤٧\n(حدیث)\nكُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَمْ يُبْدَأُ بِبِسْمِ اللّٰهِ\nالرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ فَهُوَ أَبْتَرُ .\nهر کار ضرورے کہ از بسملہ ابتدا نشود\nپریشان میگردد .\nچونکہ علم تجوید فرض است برین ختم می شود .\nبسم الله اوله واخره\n«تصدیق»\nاین کتاب کلید تجوید را از الف تا آخر معاینه\nکرده بنشر وافادۀ معلمان ابتدائیه و متعلمان\nرشد یه مفید و مناسب دیدم\nسیف الرحمن قاضی عسکر"}
{"book": "adl0378", "page": 55, "text": "٤٨\n\nتمام شد"}
{"book": "adl0378", "page": 56, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 57, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 58, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 59, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 60, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0378", "page": 61, "text": "[BLANK PAGE]"}
