{"book": "adl0351", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0351\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/80gb5n4v\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0351", "page": 2, "text": "هدية\nمكتب امانيه اصول دفتری\nمحفل نمونه مالیه\n«رویداد کار گذاری»\nدر مطبع سنگی ماشینخانه مبارکه کابل زیور طبع در بر کرد\nتعداد طبع ۲۰۰ جلد"}
{"book": "adl0351", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 5, "text": "ذات شوکت سمات اعلیحضرت شهریار غازی جوان بخت معارف\nپرور محب ملت و ترقیخواه وطن ، مؤسس\nمکتب امانیه اصول دفتری"}
{"book": "adl0351", "page": 6, "text": "(1)\n\nبسم الله خیر الاسماء\n\nهدایۂ مکتب امانیہ (اصول دفتری)\n\nبتاریخ ١٦ سنبلہ جناب ادیب محترم کارگذار صاحب مالیه کارنامی کارگذاری، و نتایج مکتب امانیه اصول دفتری را بحضور ذات شوکتسمات همایونی در پغمان برده از شرف ملاحظہ شاہانہ گزارش داده بعرض رسانید اینکه:-\nذات اقدس کارروائی دوسالہ کارگذاری مالیہ و نتایج مکتب امانیه اصول دفتری را که ملاحظہ فرمودید، من نمیتوانم گفت که من کردم، چیزی که بطور شکران میگویم اینست که جناب اعلیحضرت غازی بر فاہ ملت و سهولت کار دولت جد و جہد نموده بنفس نفیس خویش روزها و شب های خود را صرف کرده زحمات زیاد کشیدند، امروز نتایج را دیدند، ملت ادای شکریہ این نعمت عظمی را که خداوند کریم، چنین پادشاہ شفیق وطن دوست برای شان اعطا فرموده کرده نمیتوانند"}
{"book": "adl0351", "page": 7, "text": "(۲)\nخادم که مملوک افکار با اقتدار پر انوار شاهانه هستم، خدمتم محسوب\nنکرده بانجام وظایفم مسرور بوده از یک مقتدر میخواهم که سالهای\nدر از بظل ظلیل عاطفت اعلیحضرت غازی خدمت قوم خود را نموده نتایج\nکار های محوله ام را بتقدیم برسانم.\nاعلیحضرت غازی جوانبخت مدتی بود که کار نامه کار گذاری تمام\nو قابل ملاحظه حضور مبارکت داشت انتظار میکشیدم که مرض نازله هیضه\nدفع شود، و بروز جشن مبارک استقلال که روز با شکوه و شان است،\nبعرض برسانم بهره ام نیفتاد.\nلهذا میخواهم که باراده سنیه شاهانه بتاریخ ١٤ عقرب محفل نمونه ما یه\nمنعقد نمایم، ذوات کرام را مدعو نموده مراحم شاهانه که در باره اولاد وطن\nشده توضیح کنم.\nاعلیحضرت غازی معارف پرور منظور فرموده اجازه انعقاد مجلس را بسلام\nعام حکم فرمودند.\nروز شنبه ۱۳ عقرب دعوت نامه های رسمی که از طرف ادیب محترم\nکار گذار صاحب مالیه بطبع رسانیده شده بود، به اسم جنابان جلالتما باون"}
{"book": "adl0351", "page": 8, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 9, "text": "جناب عالیقدر محترم میرزا غلام یحیی خان کار گذار مالیه و\nرئیس مساحت اراضی و مدیر مکتب امانیه اصول دفتری"}
{"book": "adl0351", "page": 10, "text": "(٣)\nوزراء محترم ومستشاران و مدیران مکرم وصاحبمنصبان نظامی و فرقه دپو خوانا\nمهاجرین هندی و طلاب دارالعلوم امانیه و مکتب حکام و قریه‌داران و\nموسفیدان شش کروهی و بعضی قریه‌داران محالات و وکلای ملی و نفری\nمعتبرین دارالسلطنه و اشخاص روش‌ضمیر که بتعداد (پنجصد) نفر میشدند\nدعوت نامه بذریعه چپراسیان کارگذاری برای شان فرستاده شد.\nروز یکشنبه هفت ونیم بجه شاگردان سال اول وسال دوم مکتب امانیه\nاصول دفتری ونفری مهندسین مساحت اراضی بکارگذاری حاضر شدند\nچپراسیان وعمله کارگذاری بدروازه صف بسته ایستاده بودند،\nنفری طلاب مکتب امانیه ومهندسین نیز آمده صف بسته انتظار تشریف\nفرمائی جناب کارگذار صاحب را میکشیدند.\nبساعت (٨) بجه جناب کارگذار صاحب تشریف آورده نشانهای\nوایشان صداقت وشهادتنامه ها و خلعتها را در پطنوس های نقره گذاشته\nبسلامخانه فرستاده، خودشان باشاگردان وعمله کارگذاری بر صفوتبسته\nروانه سلامخانه شدند. یمینکه بسلامخانه رسیدند بسری داخلی عمارت\nسلامخانه شاگردان توقف نموده خود جناب کارگذار صاحب داخل"}
{"book": "adl0351", "page": 11, "text": "(٤)\n\nسلامخانه شده ناشتا و شیرنی های اعلیٰ و سگرت که بالای میزها چیده شده بود و ترتیب چوکی‌ها را ملاحظه کرده مراجعت نموده از حد دروازۀ سرک الیٰ دروازۀ عمارت سلامخانه بفاصلۀ بیست قدم ده ده نفر از شاگردان مکتب را انتخاب فرموده موظف نمودند که نفری مدعوین که از دروازۀ سرک داخل سرک سلامخانه میشوند مراسم تعظیمات شانرا بجا آورده از جملۀ ده نفر چهار نفر مشایعت کرده بحد دیگر نفری برسانید. خود جناب کارگذار صاحب بمعۀ بیست نفر بدروازۀ سلامخانه ایستاد شدند.\n\nذوات محترم از ساعت هشت و نیم بجه بشروع بتشریف آوری نموده شاگردان بوضعیت درست ایفای انسانیت خویش را ادا نموده نفری مدعوین را الیٰ دروازۀ سلامخانه میرسانیدند، کارگذار صاحب و بیست نفر بدروازه پذیرائی کرده ده نفر دیگر که بداخل سلامخانه ایستاد بودند همراه شان رفته بموضع نشیمنش میرسانیدند.\n\nبساعت نه و نیم بجه ترقی خواهان وطن که تشریف فرما شده بودند صرف چای و ناشتا نمودند."}
{"book": "adl0351", "page": 12, "text": "(۵)\nبعمل ده مجد جناب کارگذار صاحب و شاگردان مکتب داخل سلامخانه\nشده بمقابل تخت سعادت بخت ذات شوکتسمات اعلیحضرت، صف آرا\nگردیده ادای سلام پادشاه غیور غازی را نموده، شاگردان سال اول\nبطرف راست و شاگردان سال دوم بطرف چپ و مهندسین حست\nعقب جناب کارگذار صاحب در وسط بمقابل تخت بطرف پایان استاد\nنظری سامعین سکوت کرده جناب کارگذار صاحب شروع به نطق و خواندن\nاوراق تحریریه کارنامه خود به جدیت و آواز بلند نمودند، که من عیناً\nآنرا برای مطالعه قارئین کرام درج مینمایم.\n(غلام محی الدین منتظم مکتب امانیه اصول دفتری)\n\n(نطق جناب کارگذار صاحب خواندن اوراق\nکارنامه شان)\n\nحضرات محترم، وزراء مکرم، حضار کرام محفل !!!\nاز تشریف فرمائی اولیای عظام دولت مقدس خود، که بقدوم میمنت لزوم"}
{"book": "adl0351", "page": 13, "text": "( ٦ )\n\nمحفل نمونه مالیه را مفتخر ساخته بدعوت من قدم رنجه فرموده اید، تشکرات\nصمیمانه خود را ابراز مینمایم .\nتنها تشکر من بمقابل مراحم شما کافی نیست ، مدیران و مأمورین مالیه و\nشاگردان مکتب امانیه و مهندسین مساحت اراضی تشکرات خالصانه خود\nرا با آواز بلند اظهار نموده خوش آمدید میگویند ،\nآواز عموم ـ خوش آمدید ! ! !\nهمواره از خداوند ملیک مقتدر سلامتی ذات اقدس اعلیحضرت غازی\nو ملت اسلامی را تمنا داریم .\nذوات وطن پرست ، که امروز بترقیات وطن کوشاند ، و مقصد\nیگانه شان حمایت دین رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم ، و مسلک شان\nرفتار حقانیت است ، ما افکار با اقتدار شانرا تقدیر کرده ، از خداوند تعالی\nمقاصد دارین کامیابی شان میخواهیم .\nذوات محترم حضار کبار محفل ! ! !\nامروز که اوقات قیمتدار شما را به تشریف آوری ضایع کردم ، میخواهم\nکه بحضور شما کار روائی دو ساله کارگذاری ، و نتایج مکتب امانیه"}
{"book": "adl0351", "page": 14, "text": "(۷)\n\nاصول دفتری را تقدیم کنم.\nارادۀ سنیۀ شاهانه و عزم و مقصد خیرم صدشانه ابکار مالیه،\nو اجرای دفاتر اصول دفتری توضیح نمایم، وزحماتِ پادشاه\nوطن دوست را تأیید کرده تصدیق کنیم، که اعلیحضرت غازی از زمان\nشهزادگی حبّ الوطن را بسر داشته، بترقیات وطن و حمایت\nدین مبین و بر فاه ملت جد و جهد میکردند.\nالحال اینهمه تشبثات عالیه را بفاعلیت موافقانه و نتایج\nکامگارانه بثبوت رسانیدند، ما از حق سبحانه تعالی نیاز میکنیم، که\nسایۀ هما پایۀ اعلیحضرت غازی را برسر ملت افغان و افغانستان\nممتد و آسایش افگن فرماید.\nحضرات محترم !!!\nمیدانید که من عاجز از اولاد وطنم، در پیروی اسلاف خود، که\nنویسنده گی پیشه داشتند اقدام کرده، بعد از ایام متمادی شاگردی\nبهر شعبه میرزائی تجربه نمودم، در انزمان هم بیکاری و روزگذرانی را عیب\nو عبث دانسته از لهو ولعب متنفر میبودم، چنانچه در حضار محفل بعضی"}
{"book": "adl0351", "page": 15, "text": "( ۸ )\nتشریف دارند، که بهمراه شان بطرز مذکور کار میکردم، بعد از مدتی\nبیک ذات محترم دو چار گشته، از زبان شان کلمہای وطن\nپرستی استماع میکردم، در اوایل چندان اعتنا نمیورزیدم، امّا\nبمرور زمان بر من چنین تاثیر نموده که عاشق وطن شدم، تفصیل این\nسوانح را در تمہید کتاب اصول دفتری که تألیفم هست بیان\nکرده ام، همیشه در صدد این بودم که بیک ذرایعه بممالک خارجه\nرفته چیز مفیدی برای وطنم اخذ کرده پس بمملکت عزیزم صرف\nنمایم، لیکن آرزویم میسّر نشده دایم مخزون و متأسّف میبودم.\nخداوند نعم الوکیل چنان وسیلهٔ فرمود، که چند ذوات مکرم\nوطنخواه عثمانی در سنه ۱۳۳۱ به افغانستان آمدند، منجمله شان یکت ادیب\nماہر خواهشش نمود که چند نفر از اولاد وطن بمن سپرده شوند تا علم\nاصول دفتری را برای شان درس بدهم، حسب الانتخابش\nچند نفر برایش داده شد، بخوش نصیبی در زمرهٔ شان من هم بوده،\nبکمال ذوق و متوجّه تعلیم شدم، در مدتی اصول دفتری را که قسم تجاریه\nبود تعلیم گرفته، بعد از امتحان شهادتنامه رسمی حاصل کردم پس ازین"}
{"book": "adl0351", "page": 16, "text": "(۹)\nکامیابی ہر قدر کوشش وسعی کردم، که کارہای دولتی وطنم بہ اصول\nمذکور اجرا شود بہره ام نیفتاد ، بملاحظه خدمت ملت و حب الوطن کہ\nبدل می پرورانیدم ، و محنت خود را بے ثمر دیده بغم و اندوه همیشه\nخود را مدیون دولت میشمردم .\nحق سبحانه تعالی کہ بضمیر بنده گان دانا و بحال شان بینا ست\nچنان مرحمت فرموده شخصی نجیب کہ بولایت عثمانی مفتش مالیه بود\nاصول دفتری دولیه را بمن تعلیم نموده بشها دتهای دیگر فایز شدم ، بآن جنیابان\nمحترم خدمتی نکرده بہیچ زبان شکر یه شانرا بجا آورده نمیتوانم :\n(اگر خدمتش دورم بدل شرمندگی ارم - چوقمری طوق در گردن نشان بندگی دارم)\nوزراء محترم و حضار مکرم !!!\nوقتیکہ اصول دفتری دولیه را آموختم ، و باین مطمئن خاطر شدم که اجرا\nکار مالیہ را کرده میتوانم ، خواستم که عریضه در غیاب بحضور جنایع الحضر\nامیر شہید سعید تقدیم کنم ، اشخاص خائن کہ ضد ترقی وطن بودند ، مرا\nبسررشتہ داری فراه مقرر کرده بذریعہ محصل از کابل کشیدند ، تانیجه\nآلہی نصاب اصول دفتری را بیا دنصاب صبیان ابونصر فراہی ضبط کردم"}
{"book": "adl0351", "page": 17, "text": "(۱۰)\n\nمدتی در حضور سفر کارهای وطن مقدسم را به اصول دفتری ساختن اقسام نمونه ها تطبیق میکردم - وهمیشه درصدد این بودم که متخصصین اصول دفتریرا یافته از انها معلومات حاصل کنم ، چنانچه باچند نفر ماهر کاردستان متصادف شده از کمالات شان مستفیض گردیدم ، و نیز نمونه های دفاتر ممالک عثمانی را بدست آورده از آنها استفاده کردم ، چون نوع کار جميع عالم اصولی و قواعد معاملات تمام دول متنوع و مختلف است ، بناء ان آنها را مدنظر داشته بزحمت بسیار قواعد معاملات وطن مقدسم را باجرای اصول دفتری مطابق ساختم ، و باین نکته دائماً حسرت ناک و حزین بودم که چرا معاملات وطن عزیزم بطرز اصول اجرا نشود که ملت بداد خود بداند و دولت بگرفت خود بفهمد ، و چیزیکه از ملت گرفته میشود بدون کم و کاست بخزینه دولت برسد ، کے باشد که ملت از حساب بیحساب خلاص شود ، هر قدر که داد و فریاد کردم کسي نشنید ، کار دارهایکه ضد مسلک حقانیت بوده پیش از اینکه مکاتیبایی بفهمند بصورت آسان میگفتند نمیشود - اولیای عظام دولت محض بشخصیت و گفته آنها اعتبار کرده عرفم محسوس و مسموع نمی شد."}
{"book": "adl0351", "page": 18, "text": "(١١)\n\nتسلی من بهمین بود شخصیکه چیز را نداند اگر بگوید که نمی شود گفته آن قابل\nدقت و وقعت نیست، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ\nلِلْمُتَّقِينَ.\nجناب اعلیحضرت غازی عدالت گستر حقانیت پسند !!!\nدر زمان شهزاده گی شان با فکار منور خود عزم کرده بودند، که کار اصول\nدفتری را انشاء الله تعالی بافغانستان رواج خواهم داد، و ملت را از\nشکنجه های عذاب حسابات بی تناہی خلاص خواهم نمود.\nازین نیت رعیت پرورانه بنده را بحضور طلب فرموده گفتند که\nاصول دفتری کاریست مفید و مقبول عالم، میخواهیم که بوطن عزیزیم اجرا\nنمایم، ضدیت بکار مذکور بدون واقفیت از روی جهالت است.\nلہذا دفاتر شخصی خود را به این اصول تبدیل و تطبیق داده معاملات\nبطرز مروج عالم جاری مینمایم، بنده از یاس بسیار و مخالفتی که دیده بودم\nبفرط مسرت میگفتم، اینکه می بینیم به بیداریست یا رب یا بخواب .\nمراد یگانه ذات اعلیحضرت غازی ترقی خواه وطن و طالب رفاه\nملت از ساختن دفاتر شخصی شان این بود که نمونه اجرای کار دولت شود"}
{"book": "adl0351", "page": 19, "text": "( ۱۲ )\nبدینطریق معاندان مسلک حقانیت را قانع بسازند، با وجود این عواطف\nشان اشخاص معاند بسیار ذرایع بحضورشان در تشدد محال بودن اینکار\nعرض کردند، مگر حضرت شهزاده حقایق و ساده بگفتهٔ شان التفات\nنکرده فرمودند که کار شخصی من است بدیگری تعلق ندارد ، و بمن تشفی\nزیاد داده شروع بکار نمودم، ذات ستوده صفات شان هر روزه مفتشی\nمیگردند، و به نطق های مؤثر میفرمودند که اجرای کار وابسته بسعی\nو عمل است، بتعمیل ارشادات یکسال کار دفتر شخصی شان بطرز جدید\nاجرا شد، یعنی هرروزه و ماهواره و سالیانه معاملات بجز و کل\nواضح گردید .\nآخر خداوند ذوالجلال خواست که ملت افغان زنده و آزاد گردد\nو بمعارف و اصلاح باوج رفعت برسد، جناب اعلیحضرت غازی متملکن\nتخت سلطنت گشت .\nبعد از مدت سه ماه در سنہ ۱۲۹۸ شمسی ارادهٔ سنیهٔ شاهانه بدین اقتضا\nفرمود ، که مکتب اصول دفتری تأسیس شود، تا اولاد وطن بخواندن علم\nاصول بهره مند گردند، و مالیهٔ شش کروهی نقد و بطرز اصول دفتری"}
{"book": "adl0351", "page": 20, "text": "(۱۳)\n\nاجرا شود، لہذا مدیریت مکتب اصول دفتری، و کارگذاری مالیه را برای\nبفدائی محول فرمودند.\nاکثر نفری انتظار میکشیدند که اداره نسخه اهم توانست، چیزیکه مرا جسور\nبکار ساخت اول نوازشات اعلیحضرت غازی و توجه شاهانه شان،\nدوم بعجز تمام صرف نظر کردنم از اغراض شخصی و بمسلک حقانیت صدق\nو صفا رفتار نمودنم، نتیجه این هر دو کاریکه بآن مأمور و موظفم همین است،\nکه ملخص آنرا بحضور دوستداران ملت، فدائیان وطن، ذوات معظم\nامروز بعرض میرسانم.\n\n(مکتب امانیه اصول دفتری)\n\nکه در سنه ۱۳۲۹ تأسیس شد، موسس جناب اعلیحضرت غازی، اراده\nفرمودند که (۸۳) نفر متعلمین داخل مکتب شوند، اکثر نفری طلاب مکتب\nاز میرزا زادگان که بدفاتر کار میکردند و معاشات مقرری داشتند،\nگرفته شدند، و بعضی فخریه نیز داخل مکتب گردیدند، مصارفات شانرا\nدولت تأمین کرد، قبل از دخول مکتب اعلیحضرت غازی معارفشو\nبقصر سعادت حصر ستور، طلاب را بحضور مبارک طلب فرموده"}
{"book": "adl0351", "page": 21, "text": "(١٤)\n\nنطق هائی مؤثر نموده باو شان وعده فرمودند، که اگر بتحصیل علم کامیاب\nشدید، حسب اللیاقت بآن کار مالیه مقرر و بانواع مراحم ملوکانه مفتخر خواهید شد\nاز حضور مبارک کوتی باغ علیمردان جای مکتب مشخص شده، بروز\nافتتاح مکتب که متعلمین حاضر شدند، برای شان حقوق خداوند تعالی،\nو حضرت رسول مقبول صلی الله علیه وسلم، و پادشاه ذیشان، و والدین،\nو وطن مقدس، و ملت نجیب اسلامی را بیان کرده گفتم که اگر کامیابی\nمیخواهید، باید حقوق حقداران خود را شناخته، بفداکاری شرف\nوطن را بفعالیت محافظه کنید، که تفصیل بیاناتم بشماره های اخبار خیریه\nمعارف درج است.\nاگرچه بعضی عیب جویان میگفتند، که این حقوق را باصول چه\nمناسبت، مگر نیک سنجیده بودم تا فکر کسی سلیم نشود کارش درست\nنمیشود، تا مساوات را نداند عدالت کرده نمیتواند، تا حق خود و دیگر را\nنشناسد بتمیز حق و باطل قادر نمیشود، درینصورت حتی المقدور تنویر\nافکار شانرا نموده، مسلک و رفتار حقانیت را تعلیم دادم، خصوصاً\nاز خوردن رشوت مدامش منحوس که مایه نار جهنم است تنفرشان"}
{"book": "adl0351", "page": 22, "text": "(۱۵)\n\nساختم، و به اتحاد و اتفاق راغب شان نموده، تخم عداوت کفار و اغیار\nرا بسینه های شان کاشتم،\nقدر حریت را در مملکت خود، و قیمت وطن را زیر سایه پادشاه\nخود، و استقلال سلطنت را بی حمایت دیگری مدلل نمودم، و\nآن حقوق را درج کتاب اصول دفتری نمودم، که از مطالعه آن ذواتِ\nروشن ضمیر حق بجانبم خواهند دانست.\nو خدای عالم الغیب شاهد است (وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا)\nکه بجز خدمت خالصانه که بمعاونت تعلیم یافتگان اصول دفتری مضاف\nمیشود، مدعای نفسی غرض شخصی نداشتم و ندارم.\nعالیجنابان محترم !!!\nچون قواعد اصول دفتری را خوانده، و ضبط کرده و بغور و خوض سالها\nبه احوال ملک خود مطابقت داده بودم، هر شب برای تعلیم فردا درسی\nساخته تا اختتام تعلیم کتاب هم با تمام رسید، بعد از مدت یکماه که\nفصل مالیه را شاگردان تعلیم گرفتند، جناب اعلیحضرت غازی آنها را\nبگلخانه ارگ مبارک برای استعلام سباق شان طلب فرموده"}
{"book": "adl0351", "page": 23, "text": "(١۶)\n\nبقدر چهار ساعت بالذات از آنها سوالات پرسیدند، تا درجه که خواند\nبودند بحضور شاهانه بطریقی بیان نمودند، که باعث خوشنودی ذات\nحمیده صفات شاهانه گردید، ذات شوکسمات نطق مؤثر ترغیب\nعلم و عرفان نموده با عطیه قلمهای جواهر نشان و طلاهای مسکوک\nسرافرازشان نمودند، کوائف این باریابی شاگردان اصول دفتری\nو مورد انعامات گشتن شان در اخبار امان افغان بتفصیل درج شد\nازین مراحم پدرانه اعلیحضرت غازی اینقدر تشویق طلبا شد که از\nپیش بیش کمر همت بسته بمدت قلیل درسهای زیادی را بخوبی\nآموختند.\nبی ریب خداوند باریتعالی وجود مسعودش را بملت افغان\nبرگزیده ، فکرش را منورترین افکار، وعقلش را سالم ترین عقول\nآفرید.\nشاگردان مکتب بمدت سه ماه و سه روز اصول دفتری و نصاب\nمقرره جغرافیا و حساب را تعلیم گرفتند .\nهیئت ممتحنین از حضور مبارک مقرر گردید، نفری طلا با متحان"}
{"book": "adl0351", "page": 24, "text": "(۱۷)\nکامیاب شدند، مجلسی بمکتب منعقد گردید، شاگردان بفرمان عظیم\nالشان میثاق نمودند ، حسب اللیاقت شان شہاد تنامه های رسمی\nداده شد .\nنتایج امتحان شان بحضور مبارک تقدیم گردید ، از حضور مبارک\nبمقرری اداره هاسبه مالیه سرافراز شدند ، و معاشات لایق برایشان\nاعطا شده ، مواهیر رسمی مفوضه شان گشت .\nرأی مهرتضایای ذات شوکتسمات برین اقتضا فرمود ، که\nفدائی وطن آنها را بمحل ماموریت های شان رسانیده ، ملت را از\nفوائد اینکار واقف بسازم ، بهر محالیکه رسیدم بحکومتی آنجا ملکان معنی\nراجع نموده ، اول از حقوق خداوند تبارک و تعالی ، وحضرت رسول\nاکرم صلی الله علیه وسلم ، و پادشاه معظم ، و ملت نجیب ، و وطن\nمقدس، بحث رانده و عداوت دشمنان دین ، و ضرورت اتفاق و\nاتحاد را بیان نمودم .\nدوم نظامنامه مالیه را قراءت کرده فوائد آنرا واجرای اصول\nدفتری وزحمات پدر معنوی شانرا بیان کرده ، هزار ها لعنت بر خائنین"}
{"book": "adl0351", "page": 25, "text": "(۱۸)\nو دولت وملت و وطن و رشوت خوار گفته مأمورین مالیه را سوگند بصدق\nمعامله داده آغاز بکار نمودند.\nمحبان وطن، ذوات معظم !!!\nنتایج سال اوّل مکتب، و کارروائی که کرده شده ملخص آنرا عرض میکنم که:\n(۸۳) نفر تعلیم گرفته پنجاه نفر بکار های مالیه، باقی بکار های متفرقه دفاتر\nمثل کوتوالی و نظام و خزانه و گمرک و غیره مأمور شدند، .\nو کتاب اصول دفتری که بتطبیق احوال وطن عزیزم تألیف\nنمودم، خاصتاً بکار مالیه نیست بلکه جمیع منابع واردات را داراست\nو ساختن اقسام دفاتر آنرا از جزویات الی کلیات یکان یکان توضیح\nمیکند، این اثر عاجزانه ام برای تنویر افکار نوجوانان وطن نیز مفید است\nارباب بصیرت محض بمطالعه دریافت معاملات و محاسبات را\nکرده میتوانند، با رادۀ سینه چهار صد جلد بطبع رسانیده میشود.\nحضار محفل !!!\nوقتیکه از محالات مراجعت نموده شرفیاب حضور مبارک همایونی شدم\nذات شاهانه مرحمت نمود برایم فرمودند که جهة سال آینده (۹۰) نفر"}
{"book": "adl0351", "page": 26, "text": "(19)\nبراى اجرای کارهاى محالات باقیمانده وقفاً تعلیماً فرستاده شوند.\nحسب الامر اعلحضرت غازی معارف نشور (٩٠) نفر داخل مکتب شدند\nونفرى مذکور از میر زازادگان، دارالعلوم امانیه وفخریه میباشند.\nمصارفات شان مثل سال اول بمراحم شاهانه داده شده\nبمدت (٦ ماه و ٦ روز) تعلیم اصول دفتری و دینیات و حساب و\nجغرافیه را بقرار نصاب مقرره گرفته فارغ التحصیل شده اند، بعد از\nامتحان مکمل بکامیابی شاگردان رسیدیم امروز مبارکباد میگویم!!!\nو از خداوند رحمان مستعان میخواهیم که بسلامتی ذات شاهانه بکار روانکی\nنیز موافق آیند، تا از عمل خیر شان خداوند تبارک و تعالی و حضرت رسول\nاکرم صلی الله علیه و سلم، و پدر معنوی شان اعلیحضرت غازی خورسند\nو رضامند شوند، در زمان تعلیم خودشان بهتر معلوم است تا وسع بشری\nچه قدر سعی و کوشش نموده تنویر افکار شانرا بگفتار نموده، و تعلیم\nاصول که موظف از طرف دولت بودم بکدام درجه زحمات کشیده ام\nاگر قدرى بآنها بلحاظ تعلیم شان سخت گیری شده، ملحوظ مركاى نيای\nشان بوده اگر چه لله الحمد جوانان وطن پرست بسیار با عز از و اکرام"}
{"book": "adl0351", "page": 27, "text": "(۲۰)\nکوشیده اند و انتنان مسرت از اخلاق پسندیده شان دارم، مگر\nانسان جائز الخطا است، هرگاه بعضی بخاطر خود بحق استاد چیزی\nگذرانیده باشند، و بآن سبب قابل مؤاخذه میباشند، و آن\nباعث ناکامی کارشان میشود .\nلهذا من از صمیم دل از قصور شان در گذشته از خداوند غفور\nبرایشان عفو میخواهم .\nرسمی\nفرزندان رشیدم طلاب مکتب امروز طالب شهادتنامه های\nخود هستند، و شهادتنامه های شان را حسب الامتحان نوشته\nبحضور عطوفت مداران آورده ام، بآن شرط شهادتنامه را به آنها\nمیدهم ، که مثل طلاب سال اول مکتب بفرقان عظیم الشان که\nمیثاق داده اند اینها که طلاب سال دوّم اند آن موعده را من میخواهم\nاگر بران رفتار کرده ثبات ورزیده میتوانید عهد نمائید : تا شهادتنامه\nالبت\nبرایت شان داده شود : هرگاه این امر را قبول نکنید و بگوئید بروزست\nمیثاق داده ایم : من حرف شما را تصدیق و تأئید کرده میگویم ، که اگر\nشخص از خدا وند بتر سد و خداوند را حاضر ببیند خوف و پروا از هیچ چیز ندارد"}
{"book": "adl0351", "page": 28, "text": "( ۲۱ )\nمگر از بیعت تحت شجره تمسک گرفته تسلی خود را من بلحاظ کار ملت کرده بروز\nحشر خود را بری الذمه میسازم، هر گاه شخصی تجاوز از عهد خود کرد و صرف نظر\nاز مسلک حقانیت نمود من مسئول شمرده نشوم .\nزیرا که مقدورم همینقدر بود راه نمائی کردم هدایت خداوند کند ، باین\nتوضیح کردم اگر شاگردانم طالب شهادتنامه هستند، گرفتن شهادتنام\nموقوف بميثاق است ، زیرا که دولت آنها را رسماً باندازه اختیارات داده\nبکار محول مینماید ، هرگاه شخصی شهادتنامه رسمی نگیرد بکار طرز جدید\nمالیه داخل نشده ، دولت رسماً او را نمی شناسد و دعوی ترفیع\nرتبه خود را بحقوق کرده نمیتواند .\nاز دلبندان عزیزم آزادانه بدون لحاظ شخصی بحضور محفل جواب میخواهم\nوَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُلاً.\nغلام محی الدین منتظم مکتب : -\nجناب کارگذار صاحب عظم، که بیانات فوق را نموده عهد نامه که\nبقرآن عظیم الشان نوشته بودند بدست من داده به جهر قرائت کردم"}
{"book": "adl0351", "page": 29, "text": "(۲۲)\nاز نفری شاگردان سال دوّم میرزا امیر محمد خان نطق ذیل را خوانده\nدیگران تائید میکردند.\n\nنطق میرزا امیر محمد خان از طرف خود و نفری طلاب سال دوّم\n(بحضور محفل)\n\nبحضور استاد محترم و حضّار معظّم!\nمن از طرف خود بالاصاله و منجانب\nبرادران عزیزم که حاضر اند با لوکاله\nاز مراحم پدر تاجدار ملّت دوست ما\nذات شوکتسمات اعلیاحضرت غازی\nو زحمات استاد شفیق ما به آواز\nبلند تشکّر میکنم ! (آواز عموم)\nامروز اعتراف کرده میگویم که ما\nجسد بی روح بودیم، بدرستی قدر و"}
{"book": "adl0351", "page": 30, "text": "(۲۳)\n\nمنزلت وطن خویش را میدانستیم\nاز توجهات ذات شاهانه بمددتی\nتعلیم و از گفتار و کردار ادیب لبیب\nجناب کارگذار صاحب وطنیت را\nدانسته ادعای فدائی بودن را\nداریم ، اگر از ما بگفتار است جنابان\nبرادران ما مدیران مالیه بکردار خودها\nبه ثبوت رسانیده اند، ما نیز امید\nقوی بدل میپرورانیم ، که گفتار خود\nبفعالیت بحضور حق سبحانه تعالی\nو انظار عموم به ثبوت برسانیم.\nضمیر ما پیروی خیالات و افکار\nمنور پادشاه ذیشان است، که\nبترقیات وطن و رفاه ملت کوشان\nبوده پیروی رسول الله صلی الله"}
{"book": "adl0351", "page": 31, "text": "-٢٤-\n\nعلیه و آله و صحبه و سلم را میکند، خوش\nنصیبیم که خداوند تبارک و تعالی\nچنین پادشاه با اعطا و احسان\nکرده که روز و شب کمرش بسته بخدمت\nوطن است .\n\nآواز عموم :\n(خدا نگهدار پادشاه غازی را از ما)\n\nاز روزی که داخل مکتب امانیه اصول\nدفتری شدیم حقوق باریتعالی جل جلاله\nو حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله\nو سلم و پادشاه و والدین و استاد\nو وطن و ملت را هر روزه باوقات\nمقرره خوانده تعلیم گرفتیم، و هزارها\nلعنت بر خائن دین و دولت و ملت\nو رشوت خوار گفته، رشوت خوار را"}
{"book": "adl0351", "page": 32, "text": "(٢٥)\nبیدین شمرده، امروز به بسیار\nمسرت بحقوق حقه اران خود و تنفر\nرشوت میثاق میدهیم .\nو جنایت را بملت و دولت کفر\nمیدانیم، بدون اجبار موعوده را\nبحضور حضار کبار محفل تجدید کرده\nاز مراحم استاد محترم خود طالب\nشهادتنامه های رسمی هستیم\nبصدای بلند میگوئیم که بمیثاق ما\nمطمئن خاطر باشید .\nوَاللّٰهُ الْمُوَفِّقُ\nلِلسَّدَادِ\nوَمِنْهُ\nالْهِدَايَةُ وَالرَّشَادُه\nامين امين ."}
{"book": "adl0351", "page": 33, "text": "(٢٦)\n\nغلام محی الدین منتظم :-\nدر حالیکه میرزا امیر محمد خان نطق خود را تمام کرد و دیگران بتکرار تائید\nکرده بجایش امضا نمودن عهد نامه و گرفتن شهادتنامه را نمودند،\nشهادتنامه ها که در کاغذ ها پیچانیده محکم و بالایس اسم اسامی طلاب\nنوشته بود جناب کارگذار صاحب اسم اسامی طلاب را خوانده، یگان\nیکان آمده دستخط به عهد نامه و به زبان سوگند یاد کرده شهادتنامه خود را\nگرفته ادای سلام مینمودند، بعد از تقسیم نمودن شهادتنامه های رسمی\nمکتب امانیه اصول دفتری، مهندسین مساحت اراضی را نیز شهادتنا\nهای شان که از وزارت جلیله معارف رسیده بود برای شان\nداده شد ، جناب کارگذار صاحب بپا ایستاده آغاز بخواندن\nکار روائی نمودند :-\n\nکارگذاری مالیه :-\nدر ۱۲۹۸ شمسی اراده سنیه شاهانه برین تصویب نمود، که اجرای دفاتر\nمالیه بطرز جدید شود، همه افراد ملت بداد خود دانسته که افغانستان فی"}
{"book": "adl0351", "page": 34, "text": "کرده نتواند ، از انواع حواله جات مختلفه ورسانیدن اجناس متنوحه، واز\nبیگاری های متعدده نجات یافته مأمون ومصئون بوده متوجه کارخود\nباشند.\nلهذا برای اجرای کار مالیه شش گروهی نظامنامه ترتیب تنظیم\nنمودند، بقصر استور ملکان و موسفیدان ۶ گروهی را بشرفیابی حضور مبارک\nاعلام واجازه داده شد ، ملکان وموسفیدان که شرفیاب حضور شاهانه\nشدند، ذات اقدس نطق بتائید کا راصول دفتری وفوائد پابندی\nنظامنامه مالیه کرده بآسایش شان قانع ومطمئن خاطر نموده مرخص شان\nفرمودند،\nو باجرای کار ندائی مامور شدم ، ازجنابان ضمنا معذرت\nخواسته، شکایتی بیان میکنم، حکایتا میگویم که دفاتر طر ز سیاق یک نظلام\nدرستی نداشته که بیکبظر مجموع دخل وخرج از وی فهمیده میشد ، بلکه برای\nمعلوم کردن یک حساب روزها وسالها میگذشت، رعیت مالیه ده مالیه\nدهی خود نمیدانست که چقدر مالیه میدهم ، و دولت از من چه میگیرد وبکدام\nوقت مالیه را جمع میکنم، بلکه انتظار حواله ومحصل را هروقت میکشید ،"}
{"book": "adl0351", "page": 35, "text": "(٢٨)\nدفتردار نمیتوانست بگوید که سرجمع تعلق من چند است، رسیدگی و باقی جوئی\nفقط\nرعیتی که اضافه ستانی ملک را اظهار میکرد صحت قولش را نموده و یا شطراً\nتردید وجه صحتش دانسته کرده نمیتونست ، چون دفاتر مالیه دارای\nجزو نبود، دفتر دار از موقوفی یک ملک خائن معذور بود.\nرفع این اشکالات بعصر ترقی عصر اعلیحضرت غازی بوده، که دفاتر\nاصول دفتری که مصدق ومنظم و مسلسل است بروی کار آورده\nشود .\nبسال اول من تنها بودم ، مشاور اجرای کارم ذات شاهانه بودید\nبتجویز وافکار با اقتدارش یگرفتن جزو بالیه مجبور شدم بلحاظ یکه دفاتر\nسیاق جزو نداشت چیزیکه جزو آن داخل دفاتر بود از سنوات ماضی\nبوده صحت نداشته ، واوراق سرجمع مالیه بدستی از مالکان بر خرد\nاسامی مالیه ده که گرفته شد ، بتنظیم دفاتر ذیل آغاز نمود .١ --\nچیز یکه وقتم را بسیار ضایع نمود تسعیر کردن و معلوم نمودن افرا\nمالیه ده بود .\nاینقدر میگویم که برای وطن عزیزم بمراحم ذات همایونی کارهائیه"}
{"book": "adl0351", "page": 36, "text": "(۲۹)\nاساساً دفتر ساخته شده :\n(۱) دفتر انوانتر خصوصی، انوانتر خصوصی یکحساب است که بمقتضای\nوقت و فکر مأمور ساخته میشود، که جزو او توحید کرده، با جرای کار\nاساس گردیده، مأمورین مالیه که بصورت دائمی بکارهای رعیتی مشغولیت\nو بداناندن اسامی مسئولیت دارند و به معلوم کردن سرمایه دولت\nکه موظف هستند انوانتر خصوصی میسازند بحیثیت تعریف بارز باشی\nجزو یکه از ملکان گرفته بودم فرداً فرداً داخل نموده، بدعوی و منازعه مالیه\nبمقام شاهد و دلیل واثبات ساختم، که علاقه و قریه و صاحب جمع\nو اسامی مالیه ده ورند و سکونتش، و نوع زمین و تعداد زمین و بست\nمالیه، و فی مالیه، و مالیه سالیانه را توضیح مینماید، تعداد علاقه و تسمیه\nو ملک و اسامی مالیه ده، از ارتباط تنظیمش و اتصال مسلسلش ظاهر\nمیشود، که دفتر آنرا بترتیب (الف) تقدیم میکنم .\n(۲) از روی انوانتر خصوصی برای رعیتی مالیه ده تکت رسنی\nبذریعه ملک قریه فرستادم که رعیت، نوع زمین و تعداد زمین و موقع\nو بست مالیه و مالیه سالیانه خود بداند که اضافه ستانی در حقش نشود"}
{"book": "adl0351", "page": 37, "text": "(۳۰)\nو به نزد دوائر حکومت اعتبارش توضیح، و بداشتن تکت تبعه دولت\nعلیه شناخته شود، یک قطعه تکت رعیتی را بنوشتة (میم) تقدیم\nمینمایم.\n(۳) برای ملکان تکت ملکی ساخته شده که دارای جمع و خرج\nاست، بجمع تکت ملکی بهر سطرش اسامی مالیه ده بتفصیل داخل شده\nتا ملک قریه بداند که اسامی مالیه ده کیست، و جمع جمعهی سالیانة\nمن چیست، منجمله جمعهی خود تا حال چند رسانیده ام، و چقدر باقیدا\nهستم، و در اخیر سال فارغخطی و تمسک حسابش بوده بدوائر حکومتی\nحاکمیت ملک را برعیت مندرجه اش ثابت مینماید، فردا فردا مالیه دهی\nوقسط اسامی را میداند، تکت ملکی یک ملک را جهة دریافت معاملات\nبه نمبر (الف) تقدیم نمودم.\n(۴) برای ملکان حساب خصوصی ساخته شده و حساب خصوصی\nهمه وقت با دارۀ مالیه میباشد که مأمور کار از جمع و خرج و باقی ملک دانسته\nباشد، و یکنظر جواب رسیده‌گی و باقی و میگوید، یکجلد حساب خصوصی\nبرای معلوم کردن حضار محفل آورده بحرف (نون) تقدیم کردم"}
{"book": "adl0351", "page": 38, "text": "(۳۱)\n\nتا نتایجش دیده شود.\n(۵) روز نامچۀ خرج ساختۀ ام که حصولی مالیه روز افزون و مسلسل\nآنچه سندات ملکان که یومیه میرسد نمبر داخله روز نامچه میشود و از روی\nروز نامچه بحساب خصوصی ملک درج و همانروز داخل تکت ملکی عوض\nسند بامضای ملک داده میشود، و هر روز دانسته خاطر بیننده میگردد\nکه الیوم چقدر رسیده و کل رسیده گی مالیه چیست (میم) بالای دفتر مذکور\nنوشته ام ملاحظه بفرمائید.\n(۶) دفتر انوانتر جنرال، یعنی حساب عمومی مالیۀ اداره را ساختم\nکه یک سطرش صورت حساب یک ملک را نشان میدهد و بانقطاع\nمعامله تعداد علاقه و قریه و ملک اسامی مالیه ده و جمع مالیه سالیانه\nو رسیده گی و باقی اداره را بیک سطر نشان داده موازنه حسابات صحت\nمعاملات را توحید میکند (لام) بالای وقایه آن نوشته گردم\nمطالعه نمائید.\n(۷) ملکان که سابق برعیتی رسید میدادند در حالیکه میدانستند\nکه رسیدهای رعیتی از نزدش مفقود شده بدوائر حکومتی عارض میشدند"}
{"book": "adl0351", "page": 39, "text": "( ۳۲ )\nکه فلان شخص مالیهٔ خود را نرسانیده حکومت، از رعیتی سند ملک را\nمیخواست ، چون بدست رعیت سند نمی بود بلحفظ نرسانیده‌گی\nدوباره از رعیت گرفته میشد، برای دفع منازعه کتاب پارچه‌سید\nساختم ، که ابتدای سال کتاب مذکور مختوم بملکان سپرده میشود\nکه هر ورق آن سه پارچه دارد ، دو پارچهٔ آن که ابتدای ورق است\nکنده بموعد اقساط بمهر ملک برعیت داده پارچهٔ سوم که مربوط\nشیرازهٔ کتاب و رسید ملک است ، بکتاب محفوظ میماند که بمقام\nمنازعه وانکار نمودن ملک و مفقودی رسید شاهد ودلیل واثبات\nحساب شمرده میشود، چون کار مالیه اسامی و ملک باین کتاب\nپارچه رسید تمام گفته میشود ، بالای آن ( ت ) نوشته شد\nبملاحظهٔ این توجه کنید .\nذوات محترم حضرات مکرم !!!\nدفاتریکه ملاحظه فرمودید بکار مالیه بفکر عاجزانه ام چنان دفتریست\nکه بتوجه ذات شاهانه ساخته شده نظیرش بانتظام دیگر دفتری\nنخواهد بود که از خواندن یک سطر انو اثر خصوصی جز و مالیک اسامی"}
{"book": "adl0351", "page": 40, "text": "(۳۳)\n\nمطالعه سطر خیر انوانتر جنرال ، معاملات یک اداره ظاهر و هویدا میشود،\nدفاتر اصول دفتری دائماً دارای جزویات بوده کلیات را\nبخواند یکسطر نشان میدهد ، حال سطر اخیر انوانتر جنرال را ملاحظه بفرمائید\nکه تعداد علاقه و قریه جات و ملکان و اسامی مالیه ده و مالیه سالیانه و\nرسیدگی و باقی را آشکار مینماید .\nارباب بصیرت میدانند که چقدر زحمت کشیده شده ، و حسابات\nاصول دفتری که مصدق منظم شمرده میشود، بحیثیت اینکه معاملات\nمندرجه اش یک بدیگر موافق باشند، از موافقیتش صحت تحریرات\nنمایان و موازنه حق و باطل محاسبات گفته عموماً اسامی مندرجش\nبهیئت آن قانع بوده کسی اضافه ستانی کرده نمیتواند و دست تظلم\nبسته رعیت بدا د خود میداند .\nحال ترتیب حروف که دفاتر مالیه را تقدیم کردم و اشکالات\nسابق را بیان کرده سهولت و انتظام دفاتر طرز جدید را نشان دادم\nآن حروف ٤ را که نوشته ام که یکجا شود و طرز کارش بهمین\nمنوال باشد ، (امان ملت) است ."}
{"book": "adl0351", "page": 41, "text": "(٣٤)\n\nعالیجنابان !!!\nاظهر من الشمس است که در سابق چون از طرف دولت بیک کار دستور\nالعمل بخشید، ملت چقدر بهراس میبود که آیا در ان چه امر است – آن نزد\nکار داران میبود هر چیزیکه بخیال او میرسید و اجرا میکرد کسے پرسید\nنمیتوانست که بکدام قاعده ها ، فرضاً اگر میپرسید میگفت که داخل\nفقرات دستور العمل من است ، حال اینکه دستور العمل فقط قضاً\nو عمل خودش میبود ، از ان رویه بود که ملت اسم نظامنامه را شنید\nتنفر میورزید .\nحکیم حاذق ملت افغان ( اعلیحضرت غازی ) که تشخیص مرض ملت را\nنموده بودند نظامنامه مالیه که تداوی اولین بود بطبع رسانیده عموماً\nتوضیح نموده بملکان و موسفیدان و ملا امامان اعطا فرمودند ، ملت از\nفوائدش آگاه شد .\nامروز هر قدر نظامات که دولت مقدس تشکیل مینماید ، ملت که\nمیخواند تشکر نموده از صمیم دل دعاے سلامتی پادشاه غازی را مینمایند.\nبلی شخصی که مریض باشد و در مرض متمادی گرفتار ، دفعتاً بمعالجه"}
{"book": "adl0351", "page": 42, "text": "(۳۵)\nطبیب لایق بهتری بیند هر روزه بر اسپ صحت خویش طالب دواء\nدیگر است .\nملت از مداوای اعلیحضرت حیات بخش وطن شفا و اعتلا را\nامتحان کرده حالا امیدوار دیگر عنایت است .\nلهذا در صباح و مسا ورد زبان خود ساخته میگویم : زنده باد\nاعلیحضرت امیر امان الله خان غازی ظِلّ الله .\n(آواز عموم)\nدر سنه ۱۲۹۹ نتایج کار مالیه شش کروهی بحضور ذات اقدس همایونی تقدیم\nگردید ، و طلاب مکتب امانیه فارغ التحصیل بوده انتظار مأموریت خود را\nمیکشیدند، ذات شاهانه امر واراده فرمودند ، که کوهدامن و چهاریکار\nو کوهستان و پنجشیر و نجراب و تگاب و جبل السراج و غوربند و ترکمان\nو پارسا از سمت شمالی ، لہوگره از سمت جنوبی ، وردک و میدان\nاز سمت مشرقی ، باید بطرز جدید اجرا شود .\nمأمورین مالیه از شاگردان مکتب امانیه مقرر شوند، حینیکه اراده\nسنیه شاهانه بامر اجرای طرز جدید اصدار یافت پنج ماه از سال"}
{"book": "adl0351", "page": 43, "text": "(٣٦)\n\nگذشته بود، جناب ذات شاهانه بافکار ذی اقتدار خود چنین تجویز نمودند که پرنجاه\nاز سال گذشته و شاگردان مکتب تعلیم یافته اصول دفتری هستند، مگر\nتجربه بکار ندارند و تحویل کردن سیاق باصول دفتری، واجرای\nفقرات نظامنامۀ مالیه بسال اول صعوبت درشته فعالیت زیاد\nبکار دارد .\nدرینصورت محالات را باداره ها تقسیم نموده شاگردان مکتب\nمقرر وموظف شدند وتنخواه بقرار لیاقت شان داده شد .\n(شاگردان رشیدم اولاد وطن فدائیان پادشاه غازی) که\nبمحل مأموریت های خود رسیدند، جمع ملکان وقریه را از دفترها گرفته\nبقاعدۀ سیاق خلص بدون جزو مالیه ده گرفتند، از ملکان جزو اسامی\nمالیه ده را معلوم نموده بطرز اصول دفتری که مالیه ها کروهی را ساخته بودیم\nبمثل آن کارروائی نمودند، بدون کارغوربند که از جمله کار های\nادارۀ مالیه ناتمام مانده که سبب ناتمامی آنرا نمیتوانم که بگویم وقتم\nضایع میشود و مأمورش را مسئول نمیدانم ،تفصیلش بحضور\nمبارک عرض شده ، الحمد لله کار دیگر اداره ها فیصله و تمام گردید."}
{"book": "adl0351", "page": 44, "text": "محاسبات شان بکار گذاری مالیه فیصل و قطع شد، بکار گذاری\nمالیه کار ہائے کہ در ۱۳۲۹ اجرا شدہ از تفرعات آن صرف نظر کرد\nصورت اجراآت را بعرض میرسانم :۔\n(۱) کار مالیه ۶ گروہی و قطع محاسبات آن کہ از روی انوائتر\nجنرال از جزء کل و تعداد علاقہ و قریہ و اسامی و مالیه شان\nکہ ملاحظہ فرمودند .\n(۲) قطع محاسبات مدیران مالیه و ادارہ ہائے مالیه و ساختن\nدفتر کبیر مالیه که از ملاحظه آن تعداد محال و ادارہ ہائے مالیه و علاقہ و\nقریہ و مالکان و اسامی مالیہ دہ و مالیه سالیانه و رسیدہ گی و باقی\nبیک ورق ساخته شده کہ بخط اندن یکسطر جمیع مالیه کہ بطرز جدید اجرا\nشدہ معلوم میشود ، دفتر مذکور حاضر است ملاحظہ بفرمائید .\n(۳) پشکی قطعہ نمونہ از وزارت جلیله داخله جهته تحصیص بمن سپردہ شدہ\nبود اصل حوالہ و نفریکہ تحصیل شدہ و نفریکه تحقیق شده و مستحق گرفتن\nنبود ، بعد از تحقیق خلاص شدہ جدول آنرا ساختہ ام بحضور\nشما تقدیم میکنم."}
{"book": "adl0351", "page": 45, "text": "(۳۸)\n(۴) نفری قومی از ۶ کروهی گرفته داخل نظام شده تعدادش را بورق\nعلیحده ساخته بحضور شما تقدیم مینمایم.\n(۵) نفری پشکی برای ماشینخانه جمع آوری و گرفته شده بجناب وزیرصاحب\nمحترم معلوم است .\n(۶) کار خریداری ۶ کروهی و قطع محاسبات آن بمالکان .\n(۷) جمع آوری اطفال ۶ گروهی بداخل شدن مکاتب، اینخدمت\nرا جناب محترم وزیر صاحب معارف میدانند که چقدر نفری داخل شد\n(۸) حاضر نمودن نفری غیر حاضر ماشینخانه که جناب سررشته دار\nآن میدانند.\n(۹) به ارباب بصیرت معلوم است که اقلاب یک کار بدیگر نوع تاملت\nبفهمد و عادی شود بسیار دشوار است ، ذوات محترم که بکار گذاری\nتشریف آورده عرضہ چی را دیده اند، تائید این حرف را خواهند نمود،\nکه بروز سه صد نفر تخمیناً کارش تمام میشود.\nعظمت مداران محترم !!!\nبیک چیز شاگرد شرمنده نیستم به پیش وجدان خود و دیگران که بکار روائی"}
{"book": "adl0351", "page": 46, "text": "( ۳۹ )\nو بقدر اندازه و اختیارات که از دولت بمراحم ملوکانه بمن عنایت بخش\nشخصی و مدعای نفسی کرده باشم .\nاگر کسی علمش رسیده باشد، بدون تصور بین بگوید که از علم مخجول\nشوم، و باین اظهارم خداوند عالم الغیب میداند که غرض شخصی و\nمدعای نفسی را بدولت و ملت مقدسم خیانت و کفر میدانم، خیانت\nبدولت و ملت خود نکرده ام، وفدائی اعلیحضرت غازی هستم، فدائیت\nو ملوکیتم صرف بافکار وطن پرستی اعلیحضرت غازی است، اگر چه تاامروز\nفدائی بودن خود را بفعالیت بظهور نرسانیده ام، هر روزیکه حیات\nخود را بطلب رضایش نثار نمودم انگاه فدائی شمرده میشوم.\nکار روائی کار گذاری را که بحضور ذوات محترم عرض کردم بمقصد\nیگانگیم استحضار نتایج کارها و کامیابی آن، تا ترقخواهان که سالها\nآرزو داشتند، از غیرت شاه نوجوان مسرور گردند، فدائی کارروا را\nخدمت خود دانسته اظهار نمیکنم زیرا که ایفای وظیفه خود را نموده جهت\nملت و قوم و دولت خود را نمودم .\nاجرش را از خداوند چشم داشته آینده نیز توفیق میخواهم که لا بقات"}
{"book": "adl0351", "page": 47, "text": "(٤٠)\nخدمت ملت خود را کرده رضای پدر تاجدار شفیقم که وابسته برضا\nخداست بفداکاری حاصل نمایم :\nمنت منه که خدمت سلطان همیکنم\nمنت بدان از و که بخدمت گذاشتت\nغلام محی الدین منتظم :-\nدرینحال جناب کار گذار صاحب مکرم سکوت کرده ، حضرات محفل دفاتر\nو فیصلہ کار ما را دیدند به تصدیق و تأئید شروع کرده کار روائی کار گذار\nصاحب را مدح کردند ، از تأئیدات آن قدر نمایان بود که بدرستی حرف\nشنیده نمی شد ، قریه داران و موسفیدان پکروہی بحضور محفل بپا\nایستاده گفتند : ما ادای شکریہ مراحم پادشاه غازی و پدر تاجدار\nشفیق خود را کرده نمیتوانیم، بدون اینکه جان خود را فدایش نمائیم\nاظهار \nما رفتار حقانیت کارگذار صاحب معظم را بیان داشته میگوئیم\nکه درین مدت دو سال اشارتاً و دلالتاً و کتماً نا غرض شخصی و مدعا نفسی\nاز نامبرده ندیده ایم ، فدائی وصدیق پا دشاه و دولت و ملت است"}
{"book": "adl0351", "page": 48, "text": "(٤١)\nبحضور پادشاه و خداوند تبارک و تعالی بلفظ اشہد شہادت میدهیم\nقریه داران محالات گشته جناب کارگذار صاحب که بسال گذشته\nبحالات تشریف فرما شده بودند احسانات و مراحم شاهانه را\nبر ملت بیان کرده مأمورین را سوگند بصدق معامله داده میگفت که\nخوردن نان و میوه بحیثیت کارداری حرام است گفتهٔ خود را بانظار\nعموم به ثبوت رسانیده کسی انکار از رفتار حقانیتش کرده نمیتواند\nبیشک برگزیدهٔ پادشاه برگزیده است.\nجناب کارگذار صاحب بجوش و خروش به آواز بلند بخواندن\nورق لایحه شروع نمود:\nامروز با متنان تشکر میگویم، معاملات مالیات که بطرز جدید اجرا شده دولت و ملت کامیابی حاصل نماید انشائ الله تعالی\nکرده اند این فائز المرامي درجه همت اصول دفتری و افکار با انوار مؤسش جناب اعلیحضرت غازی است\nمحبّان اولاد وطن!!!\nیک ماه قبلتر ین دفاتر مالیه را بعهٔ دفتر کبیر، بحضور مبارک در پغمان برده\nاز ملاحظهٔ ذات شاهانه گذرانیدم، اشخاصیکه ایفای وظیفهٔ خود را\nبدرستی نموده بودند، و بمسلک حقانیت رفتار کرده اند، صداقت\nشان بحضور مراحم ظهور بظهور رسیده با عطای نشان ذیشان"}
{"book": "adl0351", "page": 49, "text": "(٤٢)\n\nصداقت ووجه نقد وخلعت آنها را سرافراز فرمودند، که بحضور شما درقله\nداده، ونشانها بالای سینه های شان آویخته وخلعت دربر اوشان\nمیشود، زهی سعادت ملت که چنین پادشاه مهربان مجاز و بنده\nداشته باشد. زهی ارشادات اولا دوطن که خدمت ملت را بصداقت\nکرده مستحق نشان ذیشان صداقت گردو :-\n(۱) جنابان صالح محمد خان وغلام محی الدین خان که بکارگذاری خدمت\nکرده اند برای هر یک آنها یک یک قطعه نشان و پنصد روپیه نقد .\n(۲) مدیران مالیه که برای شان نشان ذیشان صداقت عطا\nشده :-\n(الف) مدیرانیکه حاضر هستند:\n۱- میرزا خیر محمد خان مدیر اداره کلکان.\n۲- میرزا غلام محمد خان مدیر اداره اول چهاریکار.\n۳- میرزا محمد عمر خان قایم مقام اداره دوم چهاریکار.\n۴- میرزا محمد علیخان مدیر اداره سوم چهاریکار.\n۵- میرزا محمد عثمان خان مدیر اداره شکردره ."}
{"book": "adl0351", "page": 50, "text": "(٤٣)\n\n٦ - میرزا محمد عثمانخان مدیر اداره قره باغ .\n٧ - میرزا عبدالرحیم خان مدیر یزه کوهستان .\n٨ - میرزا نجف علیخان مدیر نجراب .\n٩ - میرزا امیر محمد خان مدیر پنجشیر .\n١٠ - میرزا فقیر محمد خان مدیر اول لہوگرد .\n١١ - میرزا عبدالوهاب خان مدیر دوم لہوگرد که چند روزمیشود\nکه مدیر مأمورین وزارت مالیه مقرر شده .\n١٢ - میرزا غلام بہاؤ الدینخان مدیر اوّل وردک .\n١٣ - میرزا محمد ہاشم خان مدیر میدان .\n١٤ - میرزا محمد کبیر خان مدیر لغمان .\n١٥ - میرزا امیر عباس خان .\n١٦ - میرزا عبدالقیوم خان مدیر لغمان .\n١٧ - میرزا محمد ابراهیم خان مدیر لغمان .\n١٨ - میرزا عبداللہ خان مدیر لہوگرد .\n(ب) میرزا میر محمد ہاشم خان مدیر دوّم وردک ، یک جوان خوش اخلاق"}
{"book": "adl0351", "page": 51, "text": "(٤٤)\n\nو شخص ماهر کار بود، و ایفای مأموریت خود را بدرستی نموده، رعیتی و قریه\nداران وردک از اخلاق حمیده و رفتار حقانی او بار بار اظهار شکریه‌ها\nنموده اند.\nآن فرزند رشید مکتب امانیه در مبانی وردک مبتلاء مرض و باگر دیده\nچون استعدادے نداشت، یک شخص محضاً لله بسواری بحدّ شت\nتوپ رسانید ش، از شدت مرض و حرارت هوا آب طلب کرد\nهمراهش در جستجوی آب رفته، چون پس آمد بیچاره جان بحق تسلیم\nنموده بود (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُوْنَ) .\nدلبند عزیز تم تشنه لب جانداده بشفاعت جدّش حضرت\nنبی کریم علیه الصلوة و التسلیم بر لب حوض کوثر سیرابش میخواهم.\nفرزندان رشیدم شاگردان مکتب امانیه، برادر مرحوم مغفور\nوطن پرست خود را بیاد آورده سوره فاتحه بخوانید.\nنشان ذیشان صداقت که برایش اعطا و احسان شده بود، با جازه\nشاهانه بخانه اش میفرستم تا یادگار نگهدارند :\n(ماتم و سورجهان بسکه بهم آمیز است)"}
{"book": "adl0351", "page": 52, "text": "(٤٥)\n\n(٣) برای ملکانیکه چپن و کلاه از حضور مبارک مرحمت شده :-\n١- ملک عبدالاحمد خان ده خدا داد .\n٢- ملک میراحمد شاه خان چهار قلبه .\n٣- ملک عبدالقادر خان ده قلندر .\n٤- ملک عادل شاه نونیاز .\n٥- ملاکل احمد خان .\n٦- ملک آقا بابای ده مبارک .\n\nغلام محی الدین منتظم :\nجناب کارگذار صاحب و شاگردان مکتب میگریستند، کارگذار\nصاحب سوره فاتحه شریفه را به جهر قرائت کرده بحق متوفای مرحوم\nمغفور دعا نموده، و بدست خود نشانها را بالای دلهای شاگردان\nآویخته و خلعت را در بر قریه داران کرده آغاز بنطق ذیل کردند :\n\nاز غم شاگردم مسرّت کوچ کرده نشانهای ذیشان صداقت را"}
{"book": "adl0351", "page": 53, "text": "(٤٦)\nبه شاگردان سعیدم، وخلعت را بملکان مبارکباد میگویم، واز خداوند\nواهب العطایا میخواهم بزندگی و فرخنده گی اعلیحضرت غازي\nبه ایفاى خدمات شایسته در عهد سلطنتش جمیع خدمتگاران سرافراز\nشوند.\nذوات مکرم حضار محفل نمونۀ مالیه!!!\nبسال گذشته، جناب علحضرت شاهانه، بشاگردان مکتب فدائیان\nوطن وعده فرموده بودند، که اگر ایفاى مأموریت خود را بدرستی نمودید\nو به حقانیت رفتار کردید ترفیع منصب وافزودی تنخواه برای شماها\nمرحمت میشود، حال که خدمت شان منظور حضور مبارک گردید،\nترفیع منصب وافزودی تنخواه و اجازۀ پوشیدن لباس رسمی\nبرای مرحمت شد، و بمقرری تنخواه و کار برای فدائی اجازه فرمودند\nکار نفوس وزراعت وتحصیل مالیه وخبرداری متعلق ومفوض شان\nگردید. تقسیم اداره ها را که نموده بودم منظور گردید، که در اخیر تقسیم\nاداره ها و تشکیل را میخوانم، برای فدائی اجازه داده شد که\nبمحالات دار السلطنه الی قندهار رفته سر رشتۀ انتظام کار مالیۀ"}
{"book": "adl0351", "page": 54, "text": "(٤٧)\nنمایم، لہذا مع الخیر قندہار میروم، بعد از مراجعت قندہار بدیگر محلات\nهم رفته فريضه ليست تشکیل ملک را مینمایم، چند روز بعد مع الخیر\nمیروم، یکروز بکار گزاری مجلس وداعیه تشکیل داده وداع کرده\nبهمانروز بیکی عازم محل مأموریت و روانه سمت مقصود میشویم\nاز خداوند تبارک و تعالی سلامتی اعلیحضرت غازی را تمنا کرده\nپی مقصد ترقی وطن میرویم. امروز به شاگردانم یاد آوری کرده\nکلمه آخری را میفهمانم.\nشاگردان رشید مکتب امانیه !!!\nروزیکه داخل مکتب شدید از گفتار عموم که اجراے کار اصول\nدفتری ناشد هست مایوس بودید، تنها تسلی شما بافکارذی\nاقتدار پر انوار شاهانه بود، من یأس شما را درک کرده بشما گفته\nبودم که بفضل خدای قدیر و توجه پادشاه بدنیا کار ناشد چیزی\nنیست، البته کامگاری بسته بسعی و عمل است، واجرائیش\nمنحصر بارادۂ پادشاه، شما مطمئن خاطر بوده تشکر کنید که بملت\nسائره اجنبیه ملت برای وسائل ترقی وطن کوشش و زحما"}
{"book": "adl0351", "page": 55, "text": "(٤٨)\nکشیده یک کار را سرمایه ساخته بحضور اعیان دولت توضیح میکند\nما و شما غافل نشسته ذات اقدس کوشش کرده ما و شما را ترغیب\nبعلم و خدمت وطن میکند .\nدرینصورت میباید که بامیدواری مسلم بکامیابی جد و جهد کنیم،\nقدر و قیمت این روز را بدانیم که دریا بموج است و کشتی تیار، اگر\nعزم بالجزم کردیم بساحل بسلامت واصل، ورنه از غفلت و بے\nپروائی خدانخواسته غرق ذلت و ادبار میشویم.\nدلبندان عزیزم !!!\nروز دیگرش همان روزی بود که امتحان داده بودید، و بیرق\nمکتب سجده و تخته دروس شما برداشته شده بود، و بقدر دو\nساعت از فراق مکتب میگریستید، و روزهای تعلیم را قیمتاً\nشمرده بحسرت ناله میکردید، من بشما گفته بودم که عزیزانم شما بمراحم\nشاهانه مفتخر بکار شده بمحل ماموریت های خود میروید .\nاز برای خدا از حقوقهائیکه خوانده اید صرف نظر نکنید،\nشما نیز نطق های موثری کردید، وقتیکه ماموریت بحالات شما را"}
{"book": "adl0351", "page": 56, "text": "(۵۷)\n(تشکیل کارهای کارگذاری مالیه)\nکارگذاری مالیه که گیرنده محاسبات مدیران و مامورین مالیه است\nاسم | ولد | ماموریت\nمیرزا غلام مجتبی خان | میرزا مصطفی خان | کارگذار مالیه فدائی پادشاه غازی\nمیرزا خیر محمد خان | شهنواز خان | معاون\nمیرزا محمد شفیع خان | محمد مهدیخان | سرکاتب\n\" | \"\nمیرزا محمد یوسفخان | ذوالفقار خان | مفتش داخله\nمیرزا عبدالعزیز خان | میرزا شاه پسندخان | کاتب\nمیرزا محمد اکبر خان | میرزا محمد شریفخان | کاتب\n(مکتب امانیه اصول دفتری)\nمیرزا غلام مجتبی خان | میرزا مصطفی خان | مدیر محب اولاد وطن\nغلام محی الدینخان | حاجی عبدالغفورخان | منتظم\nمیرزا محمد موسی خان | حاجی میرزا عطا محمد خان | معلم"}
{"book": "adl0351", "page": 57, "text": "(٥٨)\n(تشکیل کارهای کارگذاری مالیه)\nاداره مالیه شش کروهی دار السلطنه کابل ، مدیریت درجه اول\nاسم\nولد\nمأموریت\nمیرزا غلام مجتبی خان\nمیرزا مصطفی خان\nمدیر مالیه ، خادم ملت\nمیرزا عبد الرحیم خان\n// //\nمدیر محاسبه\nمیرزا محمد جانخان\nسرکاتب چهاردهی و بتخاک\nمیرزا محمد عمر خان\nمیرزا فتح محمد خان\nسرکاتب پنجه ده و موسهی\nمیرزا عبد المجید خان\nسرکاتب پغمان\nمیرزا عبد الرحمن خان\nمیرزا مصطفی خان\nکاتب\nمیرزا فقیر احمد خان\n//\nمیرزا محمد سرور خان\nمیرزا غلام جیلانی خان\nمعاون مدیر محاسبه\nکاتب اعانه مکاتب\nصالح محمد خان\nپاینده محمد خان\nمأمور متفرقه ۶ کروهی\nمیرزا محمد عظیم خان\nمحمد کبیر خان\nسرکاتب\nملا کل احمد خان\nممیز"}
{"book": "adl0351", "page": 58, "text": "(۵۹)\nتشکیل کارهای کار گذاری مالیه\n\nریاست مساحت اراضی نام دیگر محکمه بندوبست\nاسم\nولد\nماموریت\n\nمیرزا غلام مجتبی خان\nمیرزا مصطفی خان\nرئیس، ترقیخواه وطن\n\nعبیدالرحمن خان\nعبدالرحمن خان\nمأمور\n\nاعضای ادارهٔ مساحت\n\nمیر عبدالعزیز خان\nمیر غلام محی الدین خان\n\" \" \"\n\nمحمد اکبر خان\nمحمد کبیر خان\n\" محرر ؟\"\n\nمحمد انور خان\nمحمد عثمان خان\n\" \" \"\n\nمیرزا محمد اکبر خان\nمیرزا عبدالفتاح خان\nسرکاتب \" \"\n\nمیرزا عبدالرزاق خان\nمیرزا شاه پسند خان\nکاتب \" \"\n\nمأمورین جماعہ\n\nعبدالعلی خان\nسمندر خان\nمأمور جماعه (۱)\n\nمحمد انور خان\nمحمد ایوب خان\nاعضای جماعه\n\nمحمد عثمان خان\nعبدالرحیم خان\n\" \" \""}
{"book": "adl0351", "page": 59, "text": "(۶۰)\n(تشکیل کارهای کار گذاری مالیه)\nریاست مساحت اراضی ، نام دیگر محکمه بند و بست\nاسم\nولد\nمأموریت\nغلام غوث خان\nعبد العزیز خان\nمأمور جماعه (۲)\nعبد الکریم خان\nمحمد قاسم خان\nاعضای جماعه\nسکندر شاه\nسید حسن شاه\n\" \"\nعبد القادر خان\nمحب علیخان\nمأمور جماعه (۳)\nگل چند\nچنه مل\nاعضای جماعه\nسید یعقوب شاه\nسید تحقیق شاه\n\" \"\nعبد الغنی خان\nعبد المجیب خان\nمأمور جماعه (۴)\nپاینده محمد خان\nغلام مصطفی خان\nاعضای جماعه\nخان محمد خان\nیار محمد خان\n\" \"\nمحمد زمانخان\nحافظ خدا بخش خان\nمامور جماعه (۵)\nگل احمد خان\nشیر محمد خان\nاعضای جماعه\nحسین علیخان\nحسین قلیخان\n\" \""}
{"book": "adl0351", "page": 60, "text": "(۶۱)\n(تشکیل کارهای کارگذاری مالیه)\nریاست مساحت اراضی = بنام دیگر محکمہ بندوبست\nاسم ولد مأموریت\nمحمد نبی خان عبدالغنی خان مأمور جماعه (۶)\nعلاء الدینخان محمد ناصر خان اعضای جماعه\nمحمد عمر خان طره باز خان \" \"\nگل احمد خان حاجی نور محمد خان مأمور جماعه (۷)\nمحمد اسحق خان عبدالعزیز خان اعضای جماعه\nسلطان محمد خان امیر محمد خان \" \"\nمحمد حسین خان امیر محمد خان مأمور جماعه (۸)\nعبدالله خان غلام حیدر خان اعضای جماعه\nمحمد یونس خان احمد علیخان \" \"\nمحمد طهماسب خان عبدالباقی خان مأمور جماعه (۹)\nعبدالله خان عبدالرحمن خان اعضای جماعه\nغلام جیلانی خان محمد صادق خان \" \""}
{"book": "adl0351", "page": 61, "text": "-( ۶۲ )-\n(تشکیل کارهای کارگذاری مالیه)\nریاست مساحت اراضی = بنام دیگر محکمه بند و بست\nاسم ولد مأموریت\nمحمد زمانخان محمد اعظم خان مأمور جماعه (۱۰)\nگل احمد خان میرزا شیر احمد خان اعضای جماعه\nغلام ایشان خان میرزا عبدالله خان \" \"\nعبدالغنی خان میرزا محمد علیخان مأمور جماعه (۱۱)\nنجف علیخان \" \" اعضای جماعه\nخیر الدینخان سیف الدینخان \" \"\nشیر علیخان عبدالمنان خان مأمور جماعه (۱۲)\nقربانعلیخان محمد اعظم خان اعضای جماعه\nمحمد امین خان بهاء الدین خان \" \"\nنور احمد خان میر احمد خان مأمور جماعه (۱۳)\nمحمد نبی خان میرزا امیر محمد خان اعضای جماعه\nمحمود شاه خان میر احمد شاه خان \" \""}
{"book": "adl0351", "page": 62, "text": "(۶۳)\n(تشکیل اداره‌های متعلق کارگزاری مالیه)\n\nنمبر | سمت | نمبر | اداره | اسم و ولد | مأموریت\n | سمت |  | اداره | اسم | ولد | \n۱ | جنوبی | ۲ | لهوگرد | میرزا غلام محمد خان | محمد شریف خان | مدیر مالیه درجهٔ (۲)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد سعید خان | میرزا محمود خان | معاون درجهٔ (۲)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد نبی خان | عین الدین خان | سرکاتب درجهٔ اول\n\" | \" | \" | \" | میرزا عبدالعزیز خان | فقیر محمد خان | \" \" \"\n\" | \" | \" | \" | میرزا غلام سخی خان | محمد اکبر خان | کاتب درجهٔ (۲)\n\" | \" | \" | \" | میرزا عبدالکریم خان | عبدالحمید خان | \" (۳)\n۲ | مغربی | | | | |\n\" | \" | ۳ | وردک | میرزا فقیر محمد خان | دین محمد خان | مدیر مالیهٔ درجهٔ (۳)\n\" | \" | \" | \" | خواجه ذکر الله خان | خواجه محمد حیدر خان | معاون درجهٔ (۳)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد عثمان خان | محمد ایوب خان | کاتب درجهٔ (۳)\n\" | \" | ۴ | میدان | میرزا محمد هاشم خان | محمد عظم خان | مدیر مالیهٔ درجهٔ (۳)\n\" | \" | \" | \" | خواجه محمد سعید خان | خواجه محمد حیدر خان | معاون درجهٔ (۳)"}
{"book": "adl0351", "page": 63, "text": "٦٤\n\n(تشکیل اداره های متعل‍قه کارگزاری مالیه)\n\nنمبر | سمت | نمبر | اداره | اسم و ولد | مأموریت\n | | | | اسم | ولد | \n\n۲ | مغربی | ۴ | میدان | میرزا محمد نعیم خان | محمد طاهر خان | کاتب درجه (۲)\n۳ | شمالی | ۵ | کوهدامن | میرزا محمد عثمان خان | میرزا محمد عمر خان | مأمور درجه اوّل\n\" | \" | \" | \" | میرزا عبد الغفور خان | امیر محمد خان | معاون درجه (۳)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد رضا خان | میرزا محمد علی خان | سرکاتب درجه اول\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد حسن خان | محمد غوث خان | کاتب درجه (۲)\n\" | \" | \" | \" | میرزا عبد القدوس خان | عبد الرشید خان | \" \" (۳)\n\" | \" | ۶ | چاریکار | میرزا محمد عثمان خان | محمد کاظم خان | مأمور درجه (۲)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد اکبر خان | \" \" | معاون درجه (۳)\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد غوث خان | خان محمد خان | سرکاتب درجه اول\n\" | \" | \" | \" | میرزا محمد عمر خان | شیر محمد خان | کاتب درجه (۲)\n\" | \" | ۷ | دره کوهستان و پنجشیر | میرزا عبد الرحیم خان | میرانشاه خان | مأمور درجه (۲)"}
{"book": "adl0351", "page": 64, "text": "(۶۵)\nتشکیل اداره های متعلق کارگذاری مالیه\nنمبروسمت نمبراداره اسم و ولد مأموریت\nسمت اداره اسم ولد\n۳ شمالی ۷ دره کوهستان وپنجشیر میرزاغلام نبی خان میرزاغلام علی خان معاون درجه (۳)\n\" \" \" \" میرزاعبدالقدوس خان عبدالسلام خان سرکاتب درجه (۲)\n\" \" \" \" میرزانوراحمد خان شاد محمد خان کاتب درجه (۳)\n\" \" نجراب و تکاب میرزا نجف علیخان میرزانورعلیخان مأمور درجه (۳)\n\" \" \" \" میرمحجوب خان سیدمحمد خان معاون درجه (۳)\n\" \" \" \" میرزاعبدالحی خان برات علیخان کاتب درجه اول\n\" \" ۹ ترکمان و پارسا و غور بند میرزا محمد عمرخان محمد حسن خان مأمور درجه (۳)\n\" \" \" \" میرزاعبدالحسین خان غلام حسن خان معاون درجه (۳)\n\" \" \" \" میرزامحمد یوسف خان محمد حسن خان کاتب درجه (۲)\n\" \" ۱۰ جبل السراج میرزامحمدعلیخان محمداسلم خان مأمور درجه (۴)\n\" \" \" \" میرزاشیرعلیخان کاتب درجه اول\n۴ مشرقی ۱۱ لغمان میرزایحیی اکبرخان حاجی محمد یعقوب جان اداره اول مأمور درجه (۲)"}
{"book": "adl0351", "page": 65, "text": "(٦٦)\n(تشكيل اداره های متعلق کارگذاری مالیه)\nنبروسمت | نمبرواداره | اسم و ولد | مأموریت\nسمت | اداره | اسم | ولد\n۳ | مشرقی | ۱۱ | لغمان | میرزاعبدالسبحان‌خان | میرزا عبدالرحمن‌خان | معاون درجه (۳) اداره اول\n\" | \" | \" | \" | میرزا شیراحمد خان | علی احمد خان | کاتب درجۀ اول | \"\n\" | \" | ۱۲ | \" | میرزامحمدابراهیم‌خان | سید محمد خان | مأمور درجه (۳)\n\" | \" | \" | \" | میر محمد نبی خان | میر ابوالقاسم خان | معاون درجه (۳)\n\" | \" | \" | \" | محمد اصغر خان | محمد اکبر خان | کاتب درجه اول\n۴ | مغربی | ۱۳ | مقر | میرزا سلطانعلی‌خان | تاجمحمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | \" | میرزا سیدعلی‌خان | سیدحشمت‌الله‌خان | سرکاتب درجۀ اوّل\n\" | \" | \" | \" | میرزا مسجدین‌خان | میرزا محمدجان‌خان | کاتب درجه (۳)\n\" | \" | ۱۴ | جاغوری‌و‌مالستان | میرزا امیرمحمدخان | فیض محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | \" | خواجه‌عبدالغفور‌خان | خواجه‌محمد‌عمر‌خان | کاتب درجه اوّل\n\" | \" | ۱۵ | بهسود | میرزاعبدالعزیز‌خان | عبدالقیوم‌خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | \" | میرزامحمدکاظم‌خان | احمدقلی‌خان | سرکاتب درجه اول"}
{"book": "adl0351", "page": 66, "text": "(۶۷)\n\n(تشکیل اداره ها متعلق کارگذاری مالیه)\nنمبر وسمت نمبر واداره اسم و ولد مأموریت\nسمت اداره اسم ولد\n۲ مغربی ۱۵ بہسود میرزا محمد یعقوب خان قنبر علیخان کاتب درجه (۳)\n۳ شمالی ۱۶ بامیان میرزا الاحد خان على احمدخان مأمور درجه (۴)\n\" \" \" میرزا حبیب اله خان ملک حسین خان سرکاتب درجه اول\n\" \" \" میرزا عبدالغفار خان غلام نقشبند خان کاتب درجه (۳)\n\" ۱۷ سیغان و کهمرد میرزا پاینده محمد خان میرزا فقیر محمد خان مأمور درجه (۴)\n\" \" \" میرزا محمد اسمعیل خان ملا محمد یوسف خان سرکاتب درجه اول\n\" \" \" خواجه سیف الدین خان جلال الدین خان کاتب درجه (۳)\n\" ۱۸ دایزنگی میرزا غلام بہاؤ الدین غوث الدین خان مأمور درجه (۴)\n\" \" \" میرزا غلام حسین خان میرزا عبد الرزاق خان کاتب درجه اول\n۴ مشرقی جلال آباد\n\" ۱۹ سرخ رود دیوان نند لعل دیوان حکم چند مأمور درجه (۴)\n\" \" \" دیوان کینه مل درم سنگ کاتب درجه اول"}
{"book": "adl0351", "page": 67, "text": "(۶۸)\n(تشکیل اداره‌های متعلق کارگزاری مالیه)\nنمبر و سمت | نمبر و اداره | اسم و ولد | مأموریت\nسمت | اداره | اسم | ولد\n۴ مشرقی جلال آباد | ۲۰ اداره سر دفتر | میرزا باقر شاه خان | رحمیت الله خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا محمد عثمان خان | عبد الرزاق خان | کاتب درجه ثانی\n\" | \" | ۲۱ چپرپار | میرزا خواجه عبد الطیف خان | خواجه الدین خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا محمد سرور خان | سلطان محمد خان | کاتب درجه اول\n\" | \" | ۲۲ کوت مهمند دره | میرزا عزیز احمد خان | تاج محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا عبد الاحد خان | حاجی میرزا محمد حسن خان | کاتب درجه اول\n\" | \" | ۲۳ خوگیانی | میرزا گل احمد خان | امیر محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا حبیب الله خان | عبدالله خان | کاتب درجه اول\n\" | \" | ۲۴ کامه | میرزا محمد سیف الدین خان | احمد جان خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا محمد سالم خان | - | کاتب درجه اول\n\" | \" | ۲۵ شینواری | میرزا غلام محمد خان | نظر محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا عبد المجید خان | مسجد خان | کاتب درجه اول"}
{"book": "adl0351", "page": 68, "text": "(۶۹)\n(تشکیل اداره های متعلقۀ مرکز سری مالیه)\nنمبر سمت | نمبر و اداره | اسم و ولد | مأموریت\nسمت | اداره | اسم | ولد\n۴ شرقی جلال آباد | ۲۶ حصارک غلجائی | میرزا فقیر الله خان | عبد الله خان | مأمور درجۀ (۴)\n\" | \" | میرزا ویس الدین خان | محمد عمر خان | کاتب درجۀ اول\n\" | ۲۷ حصارک بشیر | میرزا میر عباس خان | میر محمد ہاشم خان | مأمور درجۀ (۴)\n\" | \" | میرزا نثار علی خان | حاجی عبد المؤمن خان | کاتب درجۀ اول\n\" | ۲۸ اداره ۱ کنر | میرزا محمد اکبر خان | میرزا محمد عثمان خان | مأمور درجۀ (۴)\n\" | \" | میرزا غلام محمد خان | عین الله خان | کاتب درجۀ اول\n\" | ۲۹ اداره ۲ کنر | میرزا خواجه میر احمد | خواجه درویش خان | مأمور درجۀ (۴)\n\" | \" | میرزا میر آقا خان | میر حسین خان | کاتب درجۀ اول\n\" | ۳۰ اداره ۳ کنر | میرزا امیر محمد خان | فخر الدین خان | مأمور درجۀ (۴)\n\" | \" | میرزا حبیب اللہ خان | میرزا عبدالرحمن خان | کاتب درجۀ اول\nولایت قندہار | | |\n\" | ۱ به گرومی | میرزا غلام علیخان | فتح علیخان | مأمور درجۀ (۴)"}
{"book": "adl0351", "page": 69, "text": "۷۰\n\n(تشکیل اداره های متعلتہ کار گذاری مالیه)\n\nنمبر سمت | نمبر اداره | اسم و ولد | مأموریت\nسمت | اداره | اسم | ولد\nولایت قندهار | ۱ | ۶ کروهی | میرزا عبد القدوس خان | ملا عبد الاحد خان | کاتب درجه اول\n\" | ۲ | کلات | میرزا نور محمد خان | صالح محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا محمد صادق خان | میرزا عبد اللطیف خان | کاتب درجه اول\n\" | ۳ | هوتک | میرزا غلام دستگیر خان | میر غوث الدین حیدر | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا مسجد ی خان | میرزا فیض محمد خان | کاتب درجه اول\n\" | ۴ | ترنک جلدک | میرزا نظار محمد خان | عبدالمؤمن خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا غلام حسین خان | کلب حسین خان | کاتب درجه اول\n\" | ۵ | معروف | میرزا سید محمد خان | سید کاظم خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا محمد رحیم خان | حسن علیخان | کاتب درجه اول\n\" | ۶ | ده راوت و چار | میرزا یعقوب علیخان | غلام حیدر خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | \" | میرزا اسلم خان | شیر محمد خان | کاتب درجه اول\n\" | ۷ | ده لاء میانشین | میرزا محمد عثمان خان | کلانتر سید حسین خان | مأمور درجه (۴)"}
{"book": "adl0351", "page": 70, "text": "(۷۱)\n(تشکیل اداره های متعلق کار گذاری مالیه)\n\nنمبر سمت | نمبر اداره | اسم و ولد | مأموریت\nسمت | اداره | اسم | ولد\nولایت قندهار | ۷ ادلهمیشان | میرزا امیر محمد خان | دلاور خان | کاتب درجه اول\n\" | ۸ کشک نخود | میرزا ابو الملی خان میرزا سید محمد | میرزا قاسم خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | میرزا عبد الممدخان | میرزا محمد جان خان | کاتب درجه اول\n\" | ۹ خاک ریز | میرزا محمد عمر خان | نور محمد خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | میرزا محمد نبی خان | حاجی عبد الغفار خان | کاتب درجه اول\n\" | ۱۰ ترین | میرزا جلال الدین خان | حاجی احمد سعید خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | میرزا نور احمد خان | فقیر محمد خان | کاتب درجه اول\n\" | ۱۱ دراب و افغان | میرزا عبد الکریم خان | میرزا عبد الرؤف خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | میرزا بختیار خان | محمد ایوب خان | کاتب درجه اول\n\" | ۱۲ گرم سیر | میرزا محمد شریف خان | میرزا محمد صدیق خان | مأمور درجه (۴)\n\" | \" | میرزا یار محمد خان | غلام محمد خان | کاتب درجه اول\n* | * | * | * | *"}
{"book": "adl0351", "page": 71, "text": "(۷۲)\nغلام محی الدین منتظم :-\nحضار محفل از مسرت چك چك كردند، جناب کارگذار صاحب که\nاز حضور ذات شاهانه ماذون بمقرری مأمورین و مدیران مالیه و تشکیل\nاداره های کارگذاری مالیه و محالات شده بودند، ورق تشکیل اداره\nهای مالیه را و نفری که مقرر نموده بودند، و کسی واقف احوال و مقرری\nخویش نبود، چون ورق تشکیل را قراءت نموده نفری که اسمش گرفته\nمیشد بسیار بوضعیت درست به ترتیب رتبه خود ایستاده میشدند\nو بسیار الفاظ های مؤثر بیان کرده از خداوند متناسب صداقت و\nموافقیت کار را مینمودند، و از چشمان شان آب جاری میشد،\nاکنون که خواندن تشکیلات تمام شد کار گذار صاحب حضرات\nمحفل مباركباد گفته ، میرزا فقیر محمد خان مدیر مالیه وردك از طرف\nخود و نفری مأمورین مالیه بحضور استاد معظم خود و حضار محفل نطق ذیل را نمود\nنطق میرزا فقیر محمد خان\nحضار كبار محفل، بنده از طرف خود اصالتا و از جانب دیگر\nبرادران مکتب مبارکه شاهانه اصول دفتری وکالتا خیر مقدم رسانیده"}
{"book": "adl0351", "page": 72, "text": "(۷۳)\n\nعرض میدارم!\nاولاً نیازیکه از درگاه حضرت بے نیاز ما فدائیان وطن داریم\nسلامتی ذات با برکات شهریار مراحم شعار پادشاه مهربان پدر\nمعنوی مان است، که امروز از مساعی جمیله و مجاهد جلیله شان\nدارای نام و نشان گردیده ایم، چنانچه در آغاز جلوس میمنت انوس\nخویش ملت نجیبه خود لا از نیر اسارت اجانب وارهانیده گوهر قیمتدار\nاستقلال را بکف اقتدار خویش آورده، این ملت بخواب رفته\nکه سالهای بسیار و قرنهای بیشمار چون جسم بیجان در تحت اسارت\nدیگران بود از توجه ذات خجسته صفات شهریاری به عموم ملل\nمشهور و بر تمامی دول معروف گردید.\nعلاوه بر ان شب و روز اوقات قیمتدار خود را مصروف\nترقی وطن و ازدیاد علم و فن میدارند، خیال عالی شانه شان\nبه بهبود سلطنت و ترقی دولت و آسوده حالی ملت است چنانچه\nیکسال از جلوس میمنت مانوس شاهانه شان نگذشته بود که راے\nبیضای شان چنین قرار گرفت که طرز عتیقه سیاق نا پدید،"}
{"book": "adl0351", "page": 73, "text": "-(٧٤)-\nو اصول مقبول ترویج یابد، زیرا که سابق برین گاهی ملت بیچاره بداد\nخود نفهمیده و دولت بگرفت خود ندانسته ملت مظلوم باسم باقی بد نام،\nو کار دولت بی انجام، کاردارانیکه از طرف دولت موظف\nبودند، وظیفه فرض منصبی خود را یکطرف گذاشته از آیه وافی هدایه\nحضرت خالق یگانه جل شانه که (انما المؤمنون اخوة)\nارشاد فرموده خود را واقف نساخته برای منافع خود زجر و ضرر\nیک برادر مؤمن خود را روا دار شده دولت را از خود ندانسته\nاز فائده آن صرف نظر نموده شب و روز خود را بعیش و نشاط گذرانیده\nوقت خود را غنیمت می شمرد.\nشهنشاه افغان پناه ملت خواه ما بباعث انتظامات دولت\nو آرامی و رفاهیت ملت مکتب مبارکه امانیه اصول دفتری را\nتأسیس، و جناب فیض مآب نکوکردار کارگذار صاحب را\nبمدیریت مکتب موصوف مأمور و ذی افتخار فرموده، ما فدائیانرا\nاز حضور لامع النور مبارک خود جهة تحصیل اصول جدیده ارشاد\nفرمودند، که بمکتب فیض مکسب موصوف، تحصیل اصول مقبول را"}
{"book": "adl0351", "page": 74, "text": "(۷۵)\nبنمائید، بعد از آنکه فارغ التحصیل گردیدید، بکارات عمده دولت مامور\nوسرافراز میشوید.\nجناب ادیب لبیب فرزانه ما از روی شفقت استادانه\nو مرحمت پدرانه خود قاعده های اصول را بمدت کی بسیار سهولت\nبرای شاگردان سرا پا اخلاص خود دانائیم، اضافه بران در هر روز\nو هر ساعت از مرحمت های اعلیحضرت نکو دار، و بی اعتباریهای\nاشخاص رشوت خوار بحث میراندند، خلاصه مقصد که کارگذاریهای\nصادقانه و کارروائیهای عادلانه استاد فرزانه ما بدولت و ملت\nاظهر من الشمس گردیده.\nحینکه در مکتب بودیم بچشم سر میدیدم که از شش بجه صبح تا ده\nبجه روز بتعلیم شاگردان، وازده بجه تا بشام بعرض و داد ملت\nوقت خود را صرف نموده، بعد از شام بی آنکه استراحتی کند به\nتحریر در س فردا اشتغال داشتند، مهربانیها یکه در باره ما فدائیان\nاعلیحضرت فرموده اند بیرون از حد بیان است.\nهنوز در س مالیات را با تمام نرسانیده بودیم که ما فدائیان را"}
{"book": "adl0351", "page": 75, "text": "-( 76 )-\nبحضور فیض گنجور انور والا مشرف فرمودند، پادشاه مراحم شعار و پدر\nنامدار تاجدار ما هرکدام ما را بحضور مبارک شهریاری خود طلب فرموده\nبمثل پدر شفیق مهربان بزبان در افشان خود بقسم امتحان استفسار\nمیفرمودند، بعد از فراغ امتحان تحسین و آفرین و انعامات سر افتخار\nغلامان خود را بکهکشان فلک رسانیدند، بعد از تحصیل کتب جمیع\nشهادتنامه های رسمی خارج گردیده بکار های لایق و تنخواه های\nفراوان و مواهیر رسمی سرافرازی یافته بمحل مأموریت های خود رفتیم\nشفقت های اعلیحضرت، ونصیحت های استاد ذی همت\nخود را مد نظر داشته حتی المقدور بشری خدمتیکه از دست ما آمد بجا کردیم\nنتیجه ما خدمتگاران از حضور پر نور پادشاهی گذارش یافت اگرچه\nخدمتیکه ما خدمتگاران نمودیم بهیچصورت حقوق پدر معنوی ما بجا\nنشد، با وجود آن اعلیحضرت ذره نواز از طریقه شفقت گستری خویش\nمبالغ زیادی بتنخواه های خدمتگاران صادق خود افزون نمود\nعلاوه بر ان به نشانهای ذیشان صداقت ممتاز فرمودند.\nشکریه احسان بی پایان پادشاه مهربان خود را همچنان"}
{"book": "adl0351", "page": 76, "text": "(۷۷)\n\nبیان کرده نمیتوانیم، اما اینقدر میگوئیم که الحمد لله تعالی امروز خد\nمخر خدمتگار بحضور صاحب دولت ظاهر و آشکار گردیده هدر ضایع\nنمیشود، ما از درگاه حضرت الله تبارک و تعالی آرزو داریم\nکه هر کدام ما سر و جان خود را فدای مهربانیهای پدر مهربان\nخود بسازیم، چنانچه جناب مرحوم مغفور برادر هم مکتب و هم سلک ما\nمیر محمد هاشم خان مدیر مالیه وردک، در راه رضای اعلیحضرت\nو خدمت دین و دولت جان خود را فدا ساخت، تا هر کدام ما\nرضامندی اولوالامر خود را حاصل نموده کامیاب دارین شویم\nعلاوه برین به آواز بلند میگوئیم :-\n( زنده باد تاجدار افغان اعلیحضرت امیرامان الله خان! زنده باد\nملت غیور افغان! زنده باد حضرت استاد ما کار گذار وطن پرست )\n\nغلام محی الدین منتظم :-\nجناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب داخله که\nدر محفل مذکور حضور داشتند نطق بسیار مؤثری که خود جناب ممدوح"}
{"book": "adl0351", "page": 77, "text": "(۶۸)\n\nتحریر داشته بودند بحضور محفل قراءت شد و سزاوار تحسین نفری\nمحفل گردیدند.\n\nنطق جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب\nداخلیه\n\nعمل دو بجۀ ظهر\nاز مشاهده مساعیات جمیلۀ دوست محترم کار گذار صاحب\nو بروز مجاهدات حسنۀ برادران عزیزم فارغ التحصیلان مکتب مبارکۀ\nامانیه اصول دفتری، و جماعت مهندسین مساحت اراضی، از طرف\nخودم و جملۀ ارکان وزارت خود و طلبۀ عزیز مکتب حکام امانیه\nبی اندازه مسروریت تارا تبیین داشته شاگردان ذیسعادت\nمکتب موصوف را از حصول تمغه‌ ها و شهادتنامه‌ ها تبریک میگویم.\nالحق دوستم مومی الیه در خدمت دولت و صداقت شعار\nدولت قومی صولت اعلیحضرت با دیانت مان زحمات شاقه\nو تکالیف مفرطه را متحمل گردیده، جدیت و فعالیت نهایت خوبی را"}
{"book": "adl0351", "page": 78, "text": "جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلی وزیر صاحب داخلیه"}
{"book": "adl0351", "page": 79, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 80, "text": "(79)\nبظهور رسانیده در تنویر افکار و اکتساب علوم ضروریه دفتریه ایشانرا\nخود متبادر سعی و کوشش نموده است انکشاف این حقیقت و\nبیان این واقعیت بیجا نخواهد بود ، و برخود شاگردان غیر نظامی\nو آشکار است که هرگاه چنانچه امید کرده میشود ، خدمات شایسته\nو افعال پسندیده نسبت بدولت متبوعه و ملت مقدسه خویش\n(که امروز از فریضه ما وجبه هر فرد غیور افغان است) ایفا و ابراز\nنمودند، توفیقات کامله حضرت احکم الحاکمین جل شانه، و روحا\nمقدس حضرت سید المرسلین (ص) همواره شامل حال شان بوده\nتوجهات جهاندار جات همایونی را نسبت بخویشتن جلب وجذب\nکرده مورد عطایای بے گران و مظهر تلطفات فراوان ذوات\nمراحم صفات اعلحضرت شهریاری میگردند انشاء الله تعالی.\nزیاده حضرت حق تو انا بی همتا بزیر سایه هما پایه اعلحضرت\nوالای غازی (ایده الباری ) جمیع ما خدمتگاران دین و دولت\nووطن پرستان با حمیت را توفیق خدمت با صداقت در راه\nترقی دین و ملت و اعلای کلمه توحید و اسلامیت اعطا نموده"}
{"book": "adl0351", "page": 81, "text": "( ۸۰ )\n\nبالتخصيص این نونهالان دبستان مکتب فیض مکسب مبارکه را که\nبشهادتنامه های تحصیلی خود فایض شده و میثاقیکه مشهود داشته\nاند در نیل مرام موفق و کامیاب گرداناد .\nباقی دعا ست که الله تبارک و تعالی ذات معارف\nسمات اسلام پرست وطن دوست شاهانه را که موجد\nو محیی این جمله ترقیها است دیر سال باریکه سلطنت مستدام\nداشته و بجاده شریعت توام داراد ، زنده باد شهنشاه جوان\nافغان ! پاینده با د ملت حر افغان ! تابنده باد دین مقدس\nاسلام ! ! !\n\nغلام محي الدين منتظم :-\n\nدرین اثنا جناب محترم\nمولوی محمد حسین خان مدیر\nدارالعلوم (امانیه) بپا برخاسته"}
{"book": "adl0351", "page": 82, "text": "(۸۱)\n\nکوائف صادقانه جناب\nکارگذار صاحب را\nکه چشمدید شان بود بحضور\nمحفل نمونه مالیه بیان\nنمودند :-\n\nنطق جناب مولوی محمد حسین خان مدیر دارالعلوم\nامانیه\n\nحضرات موقرا !\nبعد از اینقدر بیانات قیمدار و تقریرهای رنگین، گفتار من\nهمانقسم است مثلیکه کسی طلا را ملمع یا سوسن را منقش کند، بعد از\nچنین نطقهای پرشیرین اگر یکدو کلمه من کار چای تلخ را بدهم\nغنیمت است، اما این اندیشه دامنگیرم میشود که آیا استعداد\nحرف زدن را پیش حضار کباری دارم که ما بین شان اکابر\nملت و عالمان فنون موجود باشند لایق نبود قطره بعمان"}
{"book": "adl0351", "page": 83, "text": "۸۲\n\nبردن ، خار و خس صحرا بگلستان بردن * اما چکنم که رسم\nموران باشد ، پای ملخی پیش سلیمان بردن *\nباز این فکر لاحق میشود که با وجود شغف فطری با افغانستان\nو سکونت سیزده چهارده ساله در ان از دیگر ملک گفته میشوم و\nحضرت علی کرم الله وجهه فرموده اند :—\nحسين اذا كنت في بلدةٍ — غريباً فعاشر با دابها\nولا تفخرن فيهم بالنهى — فكل قبيل بالبابها\nلهذا بر تجربه و واقعیت خود فخر ناکرده بعجز و انکسار فقط آن واقعاترا\nبیان میکنم که در باب کار گذاری مالیه بمشاهده چشمید من آمده است :—\nیکروز جمعه در تنگی سیدان برای ماتم پرسی رفتم، نزدیک شام\nاز گلباغ گذشته یک محفلی را دیدم که بر لب جوی منعقد، همراه\nشر شر آب صدای ساز و خواننده هم میآید، در میان آن شخصی\nمحو سر و دنشسته اشکباری میکند، اگر شاعر میبود از آنجمله شعریکه\nحالا در آثار عتیقه شمرده میشوند ، منبع آن جوی را چشمهای خود\nقرار میداد *"}
{"book": "adl0351", "page": 84, "text": "۸۳\n\nبدلم این خیال خطور کرد که از اهل معارف میباشم و خود را از ساز و خواننده\nنگهداشته طلبا را هم از اینگونه لہو و لعب باز میدارم بنا برین از شخص\nدر تقوی بهترم .\nامام حسن بصری در بکنار دریا یک حبشی را دید که صراحی مانده\nرو بروی زنی نشته است ، چونکه ولی کامل بودند و از اصول\nولایت اینست که انسان خود را از دیگران حتی از کافر ہم بهتر نشمارد\nزیرا خاتمہ مستور است شاید بهدایت خداوندی کا فرایمان برد\nو مسلمان خدانخواسته مرتد بمیرد ، بدل امام صاحب گشت کہ\nمن خر و این غلام من تربیت یافته بیت رسول در هر مسلمانان و\nاین بیحیا ئیکه در شارع عام بازن شراب میخورد ، البته ازین سیاه\nدل و سیاه رو بهتر خواهم بود.\nدرین اثنا کشتی نمودار شده در گرداب افتاد و انا فانا هفت\nسواران غرقاب شدند ، حبشی فی الفور غوطه زده یکی بعد دیگری\nشش نفر را بیرون کشید ، پس بحضور امام ایستاده عرض کرد\nکه اگر از من بهتر ید هفتم را از مرگ خلاص کنید ، امام صاحب"}
{"book": "adl0351", "page": 85, "text": "(٨٤)\n\nعاجز آمده بر خطرهٔ دل خود ندامت خوردند و حبشی را از خود بس بزرگتر گفته برای نجات آن مغروق التماس کردند، آخر کیفیت حبشی نصیحت ازو طلبیدند، گفت که زن مادرم و صراحی آب است و فضیلت در خدمت خلق است چنین خدمتیکه مردم از مصائب و آفات براحت و آرام بیارد، از همین جا حضرت سعدی رح فرمودند\nعبادت بجز خدمت خلق نیست\nبتسبیح و سجاده و دلق نیست\nخیر ذکر آن محفل طرب بود که صدر آن کارگزار بر آمد، آخر محقق شد که کدام دیگر عائشه بلب حوض مجلسی آراسته بود، و کارگذار حساب اتفاقاً در آنجا رسیده رقت بر یک فردی آورد که دلبستگی وطن را بطرز دلفریبی ادا میکرد، در گلباغ برای ملاحظه کوشش آمده بود بقرار فرمودهٔ اعلیحضرت که اگر آبش جهت کشت های چهار روپیه فایده برساند حاجت نگاه کردنش برای تماشائیست در همانروز تا بقصر چهل ستون نصف شب آواز فواره را شنیده باوجود درد پای که نصیب اعدایش باد دران روزها واقع شده بود بیرون"}
{"book": "adl0351", "page": 86, "text": "(۸۵)\n\nبرآمده حکم کردند که بسبب قلت آب، آب فواره هم فصل مردم را\nسیراب کند\n\nخوبی شاهان در رعیت جا کند\nچرخ اخضر خاک را خضرا کند\n\nیکی از آنها کارگذار است که روز جمعه مذکوره برای اهتمام آب\nتا آخر تنگی رفته همراه از دھام عوام قال و مقال کرده که دران کلمات\nعدل و مساوات بسیار شنیده میشد سر رشته آب رسانی نمود\nو از ان سر رشته آب بسے شرفا را صیانت کرد که از دست برد\nدر از دستان میرنجیدند\n\nچیست نسبت پا اسمعیل را با دست حق\nآبروی آدمی مانند زمزم هم نبود\n\nبعد از شام از راه دشوار گذاری مراجعت کرده که از تاریکی\nخوف افتادن مرگی داشت، توپ شب بخانه رسید، آنگاه\nاعتراف کردم که از من در زحمت کشی برتر است.\nبعد از محنت متواتر یکهفته بروز رخصت هم استراحت نکردن"}
{"book": "adl0351", "page": 87, "text": "(۸۶)\n\nکار هر کس نیست، اکثر مردم یوم جمعه در قطعه بازی و شطرنج منهک\nشده بر غالب آمدن طوس یگانه خود و چالهای پیاده و\nخیزهای اسپ و کجروی فرزین خوش و خرم میگردند.\nحال آنکه شاه و مانکه کاغذی و پیاده و اسپ چوبی ساکت و صامت\nو بیجان اند، آیا این بازیها زیادتر لطف دارد از بازی حقیقی\nسوارها و پیاده هائیکه همه جاندار در ضیق و فشار روزگار بزبان\nحال و قال خود از ما فوقان تسریح استدعا میکنند که در تخفیف\nرنج بری شان بکوشند، پادشاه کاغذی را از طوس و پادشاه\nچوبی را از مات نگهداشتن چه حظی دارد بمقابله پادشاه\nجرار و فعّال و متدین و ملّت پروریکه با خدام جان نثار خود شب\nو روز در دفع آلام و رفعت ملک و فلاح و اصلاح وطن مشغول است\nکسانیکه حسیات انسانی و اسلامی دارند، از احوال متعال پادشاه\nخود محظوظ شده در پیروی اولیل و نهار کار کرده خود را و ملت\nخود را آماده میسازند که از مغلوبیت و شکست محفوظش دارند\nدرین بازی زنده جانان و ذی روحان فی الحقیقت زیادتر التذاذ است"}
{"book": "adl0351", "page": 88, "text": "( ۸۷ )\nبرای کسانیکه وجدان سلیم داشته خدمت ملت و رفاهیت آن میخواند\nاز روی همین فکر روشن کار گذار صاحب در ابتداء تاسیس\nمکاتب شش کروی بروز های جمعه همراه من بغایت و اعانت\nرفته بمردم دعات بحث ها کرده بخوبیهای معارف قائل میسنمود\nکلموا الناس علی قدر عقولهم بهمین اوضاع چند مکتب را\nبروز های جمعه جاری کردیم بحیثت مدیر مکتب اصول دفتری\nکارگذار صاحب از اهل معارف شمرده میشود و خود در ترقی\nآن ساعی بوده طلبای آن مکتب را نیز خیر خواه آن گردانیده است\nاگر چه این طلبا خود هم در معارف داخل اند ، اما بسبب عرصۀ قلیلی\nکه در مکتب بودند توقع نمیرفت که تربیت کامل آنرا برداشته باشند\nاما مواعظ زبر دست کار گذار صاحب و معاضدت و بازوی\nبا نیروی شان ( غلام محی الدینخان و صالح محمد خان ) که بعلم\nو صلاح از صبغۀ مکتب ملون اند تعلیم یافتگان مکتب اصول دفتری\nنه تنها در حصول مالیه بطرز جدید کامگار آمدند ، بلکه اهل معارف را\nاز معاونت خود گرویدۀ خود ساختند ، هر مستمیکه موسسیان"}
{"book": "adl0351", "page": 89, "text": "(۸۸)\nمکاتب رخ کردند این مدیران مالیه بکمک تیار بودند بلکه بعضی\nپیشتر راه را بر ای ما صاف میکردند تا بمنزل تأسیس و استحکام\nمکاتب بآسانی میرسیدیم، عرض کرده بودم که واقعات چشم دید خود را\nبیان میکنم، میرزا عبدالله خان مدیر برکی راجان میرزا عبدالوهاب خان\nمدیر کلنگار، میرزا فقیر محمد خان مدیر محمد آغه چنان امدادی نمودند،\nکه باجازه جناب عالیقدر جلالتمآب وزیر صاحب معارف باین موقع\nاظهار تشکرشانرا مناسب میدانم، همۀ شان خصوصاً میرزا عبدالله\nخان بهر قسم اعانت حاضر در ترغیب و تحریص مردم بمکتب هیچ\nدقیقه فرو نگذاشتند، چون از لهوگرد بطرف غزنین میرفتم میرزا\nبهاء الدین خان مدیر وردک در ابراز عنایت از همسران خود پا پس\nننهاد، اوضاع و اطوار این نوجوانان ملت یکی شعاع را از خیر\nالقرون در تیرگی این عصر جلوه گر میساخت، در یک حجرۀ تنگ نشسته\nکه نیمیش گلیم داشت و نصفش نداشت، بیرون یک سپاهی\nنیم پت و نیم لچ ایستاده میگوید که دیگر اندیوارم گریخته من هم نباش\nمیروم، از برای خدا پیاده های علاقه دار را به بینید که سراپا"}
{"book": "adl0351", "page": 90, "text": "(۸۹)\n\nسوار کالاهای اعلی و پیزارهای جل و بل در پای ، و ما\nفلاکت زده ها را ملاحظه کنید که برای محصلی نالان ما میسازند، و غم\nنان ما میخورند، دیگرها مرغ میزنند و ما جان میکنیم، چرا محصلی گرفتن\nخلاف نظامنامه است، ما هم آخر در نظام کلان شدیم.\nباور کنید که این بسیر و سامانی مدیرها بیشتر رعب و هیبت\nمی انداخت بنسبت شان و شکوه حکام ، زیرا این یک از انعکاسی بود\nکه برسفيران رومی در عهد خلیفۀ ثانی افتاد ، چون حضرت فاروق رض\nرا در لباس ساده عصا بدست در کوچه مدینه تنها روان دیدند\nگفتند که اگر با پوشاک زرق برق ملوکانه با لشکر مسلح میگشتند\nچنین شوکت حشمت نمیداشتند.\nیکدیگر مثال تطبیق احوال بکوهستان در نظرم خورد میرزا عبدالرحیم\nخان در کوته خود پنج شش خریطه کرباسی آویخته بر سر آنها پاکته\nفلانی سمت نگاشته بود، این بود الماریهای دفترش\nکه از آبنوس و صندل محکم و خوشنما تر تجسم میکرد، حهت استقا\nاین مدیران مالیه با چنین غیرت و دلاوری جفت بود که عسکر را"}
{"book": "adl0351", "page": 91, "text": "(۹۰)\n\nبرشک میآورد، سنجن بوله غین در نامه و گیا وه از بد مستی در\nسرکشی نام پیدا کرده اند، یکی ازین قبایل در زد بندی خود را که بحرات\nسپاهی در رعیتی بکابل آورده میشد بکشت و خون رمانیده همراه او\nبکوه بالا شدند، و از تکالیف سرکار آزاد و پایان نمی آمدند\nچون قسط مالیۀ شان نزدیک رسیده بود میرزا نجف علیخان\nمدیر بخراب تن تنها بکوه بر آمده کاملا مواجب تھا نرا وصول کرد.\nاین جوانمردان ملت افغان بر سر همه اوصاف روشن حقانی\nگزیده از رشوت ستانی سخت مجتنب میباشند، حتی از نان و\nمیوه مردم هم پرهیز مینمایند .\nاین ارتقای شان منسوب است بشخصیت فعال کا\nگزار صاحب که در اندک مدت نصایح دلنشین نموده آنها را\nتابع مثال خود ساخت، و ارتفاع ظاهری و معنوی خود کار گذار\nمبنی است بر اراده های حقانیت و ساده اعلیحضرت که خدام\nجان نثار را منور الافکار گردانیده است .\nاین امر مسرت است که حالا جماعت مساحت اراضی"}
{"book": "adl0351", "page": 92, "text": "(۹۱)\nبمدیران و مأموران مالیه ملحق گشته اند، چون اینها بهره کافی از\nعلم نبرداشته اند لازم است که همه شان با معارف وابستگی\nداشته باشند، از اثرات مفید علمی که برطلبا پرتوافگن میشود خود\nها را مستفیض سازند، بمطالعہ کتب و ملاقات با معلمان متعلمن\nدر خیالات خود وسعت وصلاحیت پیدا کنند، از نظامنامه\nهائیکہ اعلیحضرت غازی یوماً فیوماً شایع میفرمایند خود ها را آگاه\nداشته برای فدا کاری آماده باشند، جان نثاری را\nبر وجود مسعود شاهانه فرض خود بدانند و این جان نثاری\nصورتهای مختلف دارد، برای عسکر جان در میدان\nدادن است، وبرای ملازمان ملکی جان در دفتر قربان\nکردن، و این مشکل تر است بزرگی با نفس خود مکالمه داشت\nکہ آنها را بر جہاد تحریص میکرد، گفتند کہ جہاد فعل ثواب است\nو این محال است که تو تشویق آن بدی، جوابداد که در غزا یکبار\nکشته شدن است، و شما روزی صد بار مرا میکشید\nازین سبب رسول اللہ صلعم اصلاح نفس را جہاد اکبر فرمودند"}
{"book": "adl0351", "page": 93, "text": "-(۹۴)-\nرَجَعنَا مِنَ الْجِهَادِ الْاَصْغَرِ الَی الْجِهَادِ الْاَكْبَرِ\nشخصے بتنگی و تلخی گذران میکند و خوراک و پوشاک درست\nندارد با وجود آن حرام نمیخورد این جهاد اکبر است .\nخانی یا معتبری بر ضعیفی ظلم میکند مدیر یا حاکم حمایت\nکمزور نموده نشانهٔ دشمنی آن خان میگردد و پروائیش هم ندارد\nاین جهاد اکبر است . خود را بقولی و راست کرداری نمود\nساخته با دیگران بامر بالمعروف و نہی المنکر سلوک کردن\nتا همه افراد ملّت متفق و متحد شده بمقابلهٔ کفار بنیان مرصوص\nگردند جهاد اکبر است ، چون پادشاه ما مجاهد اکبر است\nختم مقاله را بدعای بپریای تائید و تمدید و توفیق مجاهداتش\nمیکنم ، آمین *\n*---*---*"}
{"book": "adl0351", "page": 94, "text": "(۹۳)\nغلام محیی الدین منتظم :-\nچون جناب مولوی صاحب موصوف نطق خود را با تمام\nرسانید، خود جناب عالیقدر جلالتمآب سردار اعلیٰ\nوزیر صاحب داخله، نطق ذیل را بیان فرموده محفل نمونه\nمالیه اختتام یافته همه مدعوین مرخص گردیدند.\n\nنطق ثانی\n(جناب جلالتمآب عالیقدر سردار اعلیٰ وزیر صاحب داخله)\n۳ ۱/۲ بجهٔ عصر\nحضرت ایزد توانا میخواست که ملت شجاع غیور افغان را به ترقیات عالیه\nدرخشان رسانیده رفعت و اعتلا امان بخشد از انرو یک پادشاه حقّانی\nآگاه ترقی خواه غیور و یک قهرمان جسور مانند ذات فرخنده سمات باشوکت\nوشان (اعلیحضرت الغازی امیر امان الله خان صانه الله تعالی بالحفظ والامان)\nرا برای مان کرامت و احسان فرموده که ملت با غیرت خود را بهمت عالیهٔ\nخویش یکی از جمله ملل متمدن کرۀ ارض گردانیده در صحایف تاریخ روزگار"}
{"book": "adl0351", "page": 95, "text": "(٩٤)\nبیادگار بگذرانند.\nاز روزیکه اعلیحضرت پدر نوجوان تاجدار مقدس متبوع مان که غمگسار\nحقیقی ملک و ملت اند، چون لالۀ نورسته بر سریر سلطنت نشسته\nاگر بدیدۀ انصاف حقیت دیده شود ساعتی از غمخواری و کوشش فوالهای\nترقی و تعالی ملت عزیز شاهانه خویش فارغ نبوده سعی دارند که بهر وجه\nکه دست دهد و ممکن باشد اهالی خطۀ جنت مینو وطن مقدس عزیز ما وکاً\nشان حسب شریعت غرای نبوی و مسلک طغرای مصطفوی(ع)\nدارای هر گونه شرف و شان و مالک هر قسم علم و عرفان گردند از ان\nکه جمال \" باقیمتش در ما اثر کرد \" ظاهر ولایح است که این جمله کیفتیهای\nبوقلمون ترقی نمون و انواع نعمتهای علوم و فنون گوناگون که امروز\nدر وطن عزیز مقدس مان جاری و ساری بوده بچشم خویش\nمشاهده مینمائیم، وابسته بوجود ذیجود حضور مراحم ظهور ذات اقدس\nشوکتسمات ترقی آیات شاهانه میباشد.\nو اگر بر خویشتن نظر کنیم \" همان خاکیم که هستیم \"\nدعا ست که حضرت ایزد متعال سایۀ هما پایۀ اینچنین پادشاه"}
{"book": "adl0351", "page": 96, "text": "(۹۵)\nفلک تمثال محبوب القلوب ترقی خواه غمگسار ملک و ملت پدر\nتاجدار خیلی مهربان مان و مجاهد اکبر فی سبیل الله را از سرما\nافغانیان سنی، بلکه جمله اهل اسلام کم نکناد .\nافغان و افغانیان را ازین نعمت عظمیٰ و عطیه کبرئے\nمعارف و عرفان (که حقیقتاً یگانه حیات یک ملت و باعث\nترقی و تعالی دولت است) بے بہرہ نگرداناد .\nزیاده توفیق انیق حق سبحانہ تعالیٰ را رفیق حال خود\nمیخواهیم که تا آنکه جهت هرگونه فدا کاری و جان نثاری در راه\nخدمت دین و دولت بیش از پیش تیار و آماده باشیم *\nتمت"}
{"book": "adl0351", "page": 97, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 98, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0351", "page": 99, "text": "ق ۳۱۰۰\n۷۵\nاس کتاب کا مالک محمد ابراہیم خان ہے\n\n[ILL]\n\n۴۵۸\n\n[ILL]"}
