{"book": "adl0335", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0335\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/3bk3jb3h\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0335", "page": 2, "text": "ظهور الایمان"}
{"book": "adl0335", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 6, "text": "هو\n\nطُهُورُ الْاِسْلَام\n\nدر اخلاق که بتصویب وزارت جلیلهٔ معارف برای\nافادهٔ عموم در مطبع وزارت جلیلهٔ معارف به انتظام\nحافظ امیر محمد خان زیور طبع دربر کرد\n\nتحریر ۱۸ میزان سنهٔ ۱۳۰۲\n\nعدهٔ طبع اوّل ـــــ"}
{"book": "adl0335", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 8, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنخستین حقوقیکه بر ذمه مصنفین و مؤلفین واجب الادا میباشد\nحمد واجب الوجوديست که اولاً انسانرا با حسن تقويم واعدل تصویر تسويه\nداده مخلوق گردانید ، وبمان ) وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ ( مُكرّم\nو ممتاز ساخت ، وثانیاً بزیو عقل و زینت عرفان متجلی و درخشِان\nگردانید ، وثالثاً خلعت حمل امانت و اداء حقوق بر قامت با استقامت\nبفحواى ( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ)\nراست ساخت ، و امانتی بدین عظمت و مهمی باین ابهت را نامزد\nاو گردانید. و درود متواتر ورود است بر پیغمبری که وجود مبارکش\nبالذات مصدر اسرار دقائق و مظهر انوار حقائق گشته، وبان"}
{"book": "adl0335", "page": 9, "text": "۲\nلولاک، بر تارک پاکش جلوه گر شده ، ولوای (اِنّا اَعْطَیْناكَ الْكَوثَر)\nباسم سامی تقدسش برافراشته. یعنی آن سلطان انبیا و برهان\nاصفیا شفیع روز جزا نُدرت محمّد مصطفیٰ صلی الله علیه و آله وسلّم\nو چهار یار گزین و آل و ازواج طاهرین و همه اصحاب از انصار و مهاجرین\nو غیرهم اجمعین . و مدح و دعای پادشاه اسلام است که وجود\nمسعودش یگانه سبب نظام عالم و انتظام امم میباشد. یعنی شاه\nمعارف پرور عرفان گستر، صفوهٔ ثمرهٔ زمان، حامی حمای بیضهٔ دوران\nنیّر سپهر سلطنت، قطب دائرۀ فلک ابهت، بدست آرندهٔ\nزمام استقلال افغانستان، خلاصهٔ دودمان محمد زائی الغازی امیر امان الله\nخان (لازالت رایات دولته عالیه و ایام سلطنته باقیه) الهی خود ذا[ت]\nشاهانه را بر جادۀ حق راست و قائم، و بصراط مستقیم مقیم دارا\nو وزرای صداقت بنیان و اُمَنا و وکلای مخالصت اقتران و نشینان[؟]\nو مصاحبان خلوصیت نشان شان را بر طبق رضای همایون مطابق\nو حسب دلخواه اصابت مقرون شان موافق گردانا و که راه کج را را[ست]\nو ظلم را عدل، و بد را خوب ، نه پنداشته احتیاط ورزند، و بجنو[د]"}
{"book": "adl0335", "page": 10, "text": "۳\nایشان ناحق را حق نسازند آمین\nو بعد میگوید کمینۀ حقیر عبدالحق ابن مرحوم ملا عبد العزیز قوم\nسلیمان خیل ساکن ارغندۀ سفلی که چون درین زمان میزان دنیا\nو دین بدست تقدیر آویزان، و پلۀ دنیا سنگین بر زمین؛ و از دین\nترقی بر عکس کرده قریب بآسمان رفته؛ و رایات شریعت\nمنکوس و مدارس علوم مدروس است و در سول الله صلی الله\nعلیه و آله و سلم فرموده انْصُرْ أَخَاكَ ظَالِمًا أَوْ مَظْلُومًا یعنی\nبا برادر مسلمان خود ظالم باشد یا مظلوم نصرت کن، حضار عرض\nنمودند، یا رسول الله صلی الله علیه و سلم اینک با مظلوم نصرت خواهیم\nکرد که او را بحق برسانیم، با ظالم چگونه نصرت کنیم؟ رسول الله فرمود\nاو را از ظلم باز دارید که همین با او نصرت است\nمسئله دین ماست که اگر بحضور نماز خوان کودکی در\nحریق و یا چاه عمیق افتد بر این نماز خوان واجب است\nکه نماز را قطع کند، و آن نفس را از هلاک خلاص نماید و حالانکه بدعت\nکشنده است سوی آتش دوزخ پس هر که مسلمانی را"}
{"book": "adl0335", "page": 11, "text": "۴\nببیند که در بدعت سخن گوید و با مبتدع مجالست کند بر این شخص واجب\nاست : که به هر نوع باشد او را منع نماید و مداهنت نکند\nکه مداهنت در دین از علامت منافقین است تعصب دینی و مذهبی\nدر هر وقت قاعدۀ اسلام و قانون اهل ایمان و اساس دین\nو شعار موحدین و علامۀ مؤمنین است . خصوصاً در وقت\nظهور بدعت ها و ارتکاب مناهی امر معروف و نهی منکر فرض است\nو در تورات و انجیل و قرآن عظیم الشان مدح این امت به آمرین\nبالمعروف و ناهین عن المنکر ورود یافته است دین اسلام برای\nهر گروه و اشخاص حقوق را مقرر و معین ساخته هر کسی را پابند\nحکمی و حقی کرده ؛ در دین ما قصاص و دیات ، حدود و تعزیرات\nتخویف و تحذیرات است کسی خود سر نیست : نصب امام\nبر مسلمانان و تقرر قاضی بر امام برای اجرای همین احکام\nو غیره واجب و لازم گشته تا اهل ظلم و فساد خود سر نبوده خلل\nو نقصان در احکام اسلام واقع نشود . معابر و دیار اسلام\nاز شر و فساد قطاع الطریق و اهل طغیان در امن و امان دارند ."}
{"book": "adl0335", "page": 12, "text": "۵\nلهذا رسالهٔ مشتمله بر حقوق نوعیه و شخصیهٔ اسلامی بطرز\nاختصار و آسان بیان کردم و به ( ظهور الأمان ) مسمی\nساختم تا عامهٔ مسلمانان از حقوق خودشان آگاهی یافته پابند\nآنها بوده مطلق العنان نباشند و حقوق شرع انور را بر ذمهٔ\nخود لازم و واجب بدانند از الله تعالی که هادی حقیقی است\nامید میکنم که بعد از تعمیل آنها در دارین بمقصد خود فائز و نائل\nگردند آمین و من الله التوفيق ."}
{"book": "adl0335", "page": 13, "text": "[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL] بسم الله الرحمن الرحیم [ILL]\n[ILL]\nحقوق نفس بر خود نفس\n\nبدانکه حق نفس بنفس اساساً و ابتداءً دو میباشد\n١- تکمیل کمالات\n٢- ظلم ناکردن بر خود\nاین دو حق ازان حق ہائیست که نقلاً و عقلاً و شرعاً و عرفاً بر ہر نفس\nلازم است؛ تا از عذابہای دنیا و آخرت خود را رہا نمید و بمقصود\nدنیوی و اخروی خود نائل و فائز گردد\nچرا کہ اگر در کسب واکمال کمالات اهمال ورزد گو یا جور و ظلم را\nبر ذات خود روادار گردید؛ وحق ثانی خود را ادا نکرد؛ لهذا\nالبته در دنیا به بادیهٔ ضلالت و شکنجهٔ جهالت گرفتار میباشد.\nو در آخرت ابدالآباد مؤلم و معذب میماند. پس حق نفس ادا نگردید"}
{"book": "adl0335", "page": 14, "text": "بلکه در ضد آن کوشش ورزید\nبدانکه از جمله حقوق نفس بر خود نفس که در دو حق فوق مندرج\nاست؛ این چند حقوق است\n۱— حق الله تعالی است بر بندگان\n۲— حق بندگان است بر الله تعالی\n۳— حق قرآن عظیم الشان است\n۴— حق رسول الله صلی الله علیه و سلم است بر امت\n۵— حق پادشاه است بر رعیت\n۶— حق رعیت است بر پادشاه\n۷— حق علما است\n۸— حق والدین است\n۹— حق ولد است بر والدین\n۱۰— حق شوهر است بر زن\n۱۱— حق زن است بر شوهر\n۱۲— حق قرابت و رحم است"}
{"book": "adl0335", "page": 15, "text": "۸\n\n۱۳— حق جار است .\n۱۴— حق مسلمان است بر دیگر مسلمان .\n۱۵— حق اخوت اسلامی است .\nاین حقوق در حقیقت از حقوق نفس است بر خود نفس\nلیکن از جهاۀ معاملۀ نفس با ایشان نسبت حق به ایشان کرده میشود\nپس هر یکی ازین حقوق بعنوان علیحدہ جدا جدا بیان\nخواهد شد انشاء الله تعالی تا که نفس برخی از حقوق بنده گی\nخود را دانسته و در ادای آنها اهتمام ورزد !\nاما در خلاصۀ حقوق چنین گفته میتوانم : که هر نفس بر ذات\nخود این حق را الزاماً دار است که خود را بدست خود در عذاب\nشدید الیم دائم دوزخ گرفتار نکند؛ بلکه حتی الوسع در پی سعی و\nکوشش حقوق و نجات و فلاح خود باشد ."}
{"book": "adl0335", "page": 16, "text": "۹\n(بیان حق اللہ تعالی)\nسوال:- حقوق اللہ تعالی چند و کدام است؟\nجواب:- مجملاً سه حق میباشد :\n۱- توحید .\n۲- عبادت .\n۳- اطاعت .\nچنانچه معاذ ابن جبل رضی اللہ تعالی عنه از حضرت رسول الله\nصلی اللہ علیہ وسلم پرسید : يَا رَسُوْلَ اللّٰهِ مَا حَقُّ اللّٰهِ\nعَلَى الْعِبَادِ . رسول اللہ علیہ السلام در جواب فرمود:\nحَقُّ اللّٰهِ عَلَى الْعِبَادِ اَنْ يَعْبُدُوهُ وَلَا يُشْرِكُوا بِه شَيْئًا\nوَاَنْ يُطِيْعُوْهُ وَلَا يَعْصُوهُ وَاَنْ يَشْكُرُوْا نِعْمَتَهُ وَلَا يَكْفُرُوا\nبِهَا . یعنی حق خدای تعالی بر بندگان این است :\n۱- اینکه او تعالی را ب یگانگی بپرستند و چیزیرا بالو تعالی\nشریک نسازند .\n۲- اینکه اطاعت او تعالی را بکنند و بی فرمانی"}
{"book": "adl0335", "page": 17, "text": "نمایند\n٣ ــــ اینکه شکر نعمت او تعالی را ادا نمایند ؛ وناسپاسی\nنکنند\nپس کسیکه اینحقوق را ادا نمود مومن است از عذاب\nابدی دوزخ خود را نجات داد ؛ و بر دخول جنت فائز میگردد\nو کسانیکه اعراض نمایند در عذاب دوزخ جاوید میمانند .\n(بیان توحید او تعالی)\nس :ــــ معنی توحید باری تعالی چیست ؟\nج :ــــ معنی توحید او تعالی این است که در الوهیت\nوخالقیت و استحقاق عبادت و تدبیر عالم هیچ کسی با او تعا لی\nشریک نیست\nپس توحید در الوهیت شرعاً وعقلاً واجب است و در استحقاق عبادت شرعاً واجب است\nچنانچه الله تعالی فرموده است : وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا\nإِلَهاً وَاحِداً لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ\nیعنی بندگان مأمور کرده نشدند مگر برای اینکه خدای یگانه را بپرستند"}
{"book": "adl0335", "page": 18, "text": "که نیست معبود بر حق مگر او پاکی است او را از چیزیکه شرک\nمیکنند\n(بیان خواص توحید)\n١— اول از خواص توحید این است؛ که او تعالی من کل الوجوه\nبکمال مطلق موصوف است که بوجه من الوجوه در او تعالی\nنقصی نیست. چون درینخصوص دیگری با او تعالی شریک\nو مشابه ومثل و مانند نیست؛ لهذ اعبادت وتعظیم\nو اجلال و خوف و رجا و دعا و انابت و تو به و توکل و استعا\nشرعاً و فطرۃً تنها برای او تعالی واجب است !!\n٢— سجده است ؛ پس اگر کسی برای غیر او تعالی\nکند؛ آن غیر را باو تعالی مشابه نمود .\n٣— توکل است؛ که اگر کسی بغیر او تعالی توکل نماید آن غیر را\nبا او تعالی مشابه ساخت\n۴— تو به است؛ که اگر کسی برای غیر او تعالی تو به کند\nغیر را با او تعالی مشابه کرد ."}
{"book": "adl0335", "page": 19, "text": "۱۲\n\nتها ـ قسم خوردن است بنام او تعالی بجهه تعظیم و اجلال او\nپس اگر کسی بنام غیر او تعالی بوجه تعظیم قسم خورد؛ دیگر یر ابا او\nتعالی مشابه نمود .\nالغرض مقصود این است : که توحید و عبادت به پروردگار\nمخصوص است که وحده لاشریک ، اوست چنانچه فرموده\n(وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّینَ ) و از جمله اخلاص این\nاست : که او تعالی را دوست داشته باشیم ؛ و دیگری را\nتبعا بسبب دوستی او دوست بگیریم یعنی که دوستی و محبت\nاینکس وسیله و واسطه باشد برای زیادت محبت پروردگار\nاین توحید از حقوق الله تعالی است : که بر جمیع بندگان\nحق و ثابت است و بسبب آن مسلمان از دیگران ممتاز\nمیگردد .\n( بیان عبادت )\nبعضی از حقوق الله تعالی عبادت است : که بامر خود از\nبندگان میخواهد یعنی بر بندگان لازم است که بکلی و از"}
{"book": "adl0335", "page": 20, "text": "۱۳\n\nصمیم دل ایمان و اذعان داشته باشد بر اینکه مستحق عبادت\nپروردگار است یعنی عبادت خاص حق او تعالی است؛ که دیگریرا\nدران هیچ مدخلی نیست .\nچرا که خالق و منعم و جزا دهنده او تعالی است؛ پس\nوقتیکه از کتم عدم بعرصهٔ وجود و شهود او آورد ؛ و باز در مدت\nبقا الوان آلاء و انواع نعم او میدهد ؛ و بعد الفنا جزای\nاعمال اگر خیر باشد خیر؛ و اگر شر باشد شر؛ او میدهد\nپس بالضرور مستحق عبادت او باشد ؛ لہذا بر سبیل دوام\nاو را اطاعت کرده عبادتش را بجمیع حقوق و آداب ادا نمایند.\nپس کسیکه عقل سلیم و وجدان مستقیم دار و ایمان دارد\nباینکه عبادت از جمله حقوق او تعالی است .\nو اگر کسی منکر امر او تعالی؛ و منکر اثبات حقوق او تعالی\nبر بندگان؛ و منکر جزا دادن او تعالی باشد آن کس دهری است."}
{"book": "adl0335", "page": 21, "text": "١۴\n\n( بیان اطاعت )\n\nاطاعت :- یعنی فرمانبرداری پروردگار از حقوق پروردگار است\nکه بر بندگان لازم واصل آن سه چیز است :\n\n١- خوف .\n\n٢- رجا .\n\n٣- حب .\n\nپس علامهء خوف ترک محارم است ؛ وعلامهء رجا رغبت\nدر طاعت است ؛ وعلامهء حب شوق وانابت است . وعلامهء\nانابت سه چیز است :\n\n١- دل او برای تفکر باشد .\n٢- زبان را برای ذکر مقرر نماید .\n٣- بدن را برای خدمت معین کند .\n\nوحقیقت اطاعت الله تعالی بامتثال اوامر واجتناب\nاز مناهی متحقق میگردد .\n\nچون از حدیث سابق راجع بجواب معاذ رضی الله تعالی عنه"}
{"book": "adl0335", "page": 22, "text": "۱۵\n\nحقوق بندگان نیز ظاهر گشته لهذا بیان میشود.\n(بیان حقوق بندگان بر الله تعالی)\nچون حضرت معاذ رضی الله عنه پرسید یَا رَسُولَ اللهِ مَا\nحَقُّ الْعِبَادِ عَلَی اللهِ تَعَالَی و رسول الله در جواب\nفرمود حَقُّ الْعِبَادِ عَلَی اللهِ اَنْ یَّقْبَلَ تَوْبَتَهُمْ اِذَا تَابُوْا\nوَ اَنْ یُّدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ وَ اَنْ یَّعْفُوَ عَنْهُمْ. یعنی حق بندگان\nبر الله تعالی این است : وقتیکه توبه کنند ؛ توبه شان را\nقبول نماید ؛ و ایشان را در بهشت در آرد ؛ و گناهان شانرا\nعفو کند .\nپس معلوم گردید ؛ که بندگان را نیز حقی هست ؛ لیکن\nمراد از حق بندگان حق کرم و وعده است ؛ نه حق لزوم و الزام\nچرا که بر خدای تعالی کسی حق لزوم ندارد .\nاما الله تعالی خلاف وعده نمیکند ؛ لهذا این وعده را\nحق گفتیم پس بندگان را لازم است که در ین لطف پروردگا\nنظر نمایند که دشمنان خود را با وجود طغیان و عصیان روزی"}
{"book": "adl0335", "page": 23, "text": "١٦\n\nمیدهد ؛ و پرده پوشی عاصیان را مینماید بسبب طغیان شان\nرزق خود را منع نمیکند و بهر حال روزی میدهد .\nپس خلاصه حق بندگان بر الله تعالی این است :\nکه چیزیکه بر زبان پیغمبران خود وعده کرده ؛ آنرا بلطف\nوکرم خود مرحمت کرده عنایت فرماید ! و آن این سه چیز است\n۱- قبول توبه و کرامت .\n۲- تجاوز از معصیت .\n۳- ادخال جنت .\n(بیان حقوق قرآن)\nحضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است :\nاَفْضَلُ عِبادَةِ أُمَّتِی تِلاَوَةُ الْقُرْاٰنْ. ونیز فرموده است :\nخَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْاٰنَ وَعَلَّمَهُ . یعنی بهتر شما کسی است\nکه قرآن کریم را بیاموزد و باز بیاموزاند .\nاز حقوق قرآن شریف این سه قسم است :\n۱- تعظیم بتکلم کلام ."}
{"book": "adl0335", "page": 24, "text": "۱۷\n\n۲ - نظر بمقدار قراءت\n۳ - نظر بقاری\nنظر بمتکلم : تعظیم متکلم است یعنی قاری قرآن در دل عظمت خود متکلم\nرا حاضر کند و بداند که این کلامی را که میخوانم کلام بشر\nنیست\nنظر بمقدار قراءت سه درجه است :\n۱ - اعلی\n۲ - اوسط\n۳ - ادنی\nدرجهٔ اعلیٰ هفتهٔ دو مرتبه ختم آن است\nدرجهٔ اوسط : هفتهٔ یکمرتبه ختم آن است\nدرجهٔ ادنی : ماه یکبار ختم آن است ؛ و اگر اقلاً سال\nدو بار ختم کند نیز بعضی از حق او ادا میگردد\nنظر بقاری : - این است : که بدن او را چهار حصه است :\n۱ - حصهٔ زبان است : که بتصحیح حروف ، و ترتیل و آهستگی"}
{"book": "adl0335", "page": 25, "text": "۱۸\n\nبخوانند! و بتحسین و تزئین صوت قرائت کند و در قراءت تعجیل ننماید .\n۲ ــــ حصهٔ عقل است ؛ و آن تفسیر معانی قرآن است .\n۳ ــــ حصهٔ دل است : که بحضور و فکر و تأمل در معانی خوانده\nشود ؛ تا در دل مؤثر گردد ؛ و تعظیم و توقیر قرآن شریف ظاهر\nشود . و همت خود را در فهم و تفکر معانی آن مصروف دارد ؛ و فهم\nمعانی هر آیت را که لائق شأن اوست در ذهن خود واضح بدارد !\nو هر امر و نهی و تهدید و وعد و وعید و زواجر و قصص و امثال را\nکه در آن می بینند ؛ مخاطب بآنها خود را بداند ! که مأمور منم\nمنهی منم ؛ و مقصود ازین قصه ها و امثال پند و عبرت گرفتن\nاست ؛ نه قصه خوانی .\nو بآثار و اخبار مختلفه آن چنان متأثر گردد که بقرار قراءت\nو فهم هر آیت فرح و حزن و خوف و رجاء او چنان افزون شود که از\nفرط حزن و غمگینی مفضی بگریستن شود .\nپس حصهٔ دل تأثر و زجر و پند است .\n۴ ــــ حصهٔ اعضا و تمامی بدن این است ؛ که با وضو و نظافت"}
{"book": "adl0335", "page": 26, "text": "۱۹\nجای و جامه؛ به توقیر و تواضع و هیئتی مؤدب سر فرو وافگنده\nمثلیکه بحضور استاذ می نشیند روی بقبله بنشیند؛ نه چهارزانو\nو تکیه کرده؛ و نه بهیئت تکبر و تجبر و غرور .\n( بیان حقوق رسول الله صلی الله علیه و سلّم )\nمجمل حقوق رسول الله ص بقرار ذیل است :\n۱-- وجوب اطاعت او ص .\n۲-- ملازمت تعظیم و تکریم او ص .\n۳-- فهم شریعت او ص .\n۴-- مواظبت سنت او ص .\n۵-- لزوم محبت او ص .\n۶-- محبت آل بیت و اصحاب او ص .\n۷-- شفقت و رحمت بر امت او ص .\n۸-- تفحص کردن از اخلاق و آداب او ص تا باخلاق کریمه و فضائل\nجزیله و آداب جمیله او متخلق و متأدب شوند ."}
{"book": "adl0335", "page": 27, "text": "۲۰\n\n( بیان اطاعت اوص )\n\nالله تعالی در قرآن عظیم الشأن فرموده: أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ\nیعنی فرمان برید! خدای تعالی و رسول الله را . در این آیت\nشریف تنبیه است باینکه: طاعت الله تعالی در طاعت رسول الله است\nصلی الله علیه وسلم است ؛ چرا که آمر و ناهی در حقیقت پروردگار\nو رسول الله مبلغ آنهاست : پس اوامر و نواهی رسول الله را\nمثل اوامر و نواهی الله تعالی بدانند ! زیرا که طاعت خدای تعالی\nبا عصیان رسول الله تمام نمیشو و و صورتی ندارد ؛ چنانچه\nخود خدای تعالی اطاعت رسول الله را اطاعت خود دانسته\nو فرموده : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ . یعنی کسیکه\nفرمان بری کرد رسول الله را هر آینه فرمان برداری کرد خدای\nتعالی را . درین آیت شریف فرموده : که فرمان بردن رسول من\nاطاعت من است .\n\nعبد الله"}
{"book": "adl0335", "page": 28, "text": "۲۱\n(بیان فہم شریعت رسول علیہ السّلام)\nالله تعالی در قرآن عظیم الشأن فرموده : مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا . یعنی چیزیکه از اوامر و فرمایشات رسول من برای شما میدهد آنرا بگیرید؛ و بآنها چنگ زنید! و از چیزهائیکه شما را منع کرده ؛ باز گردید و منع شوید در این آیت ؛ و دیگر آیات بسیار معلوم است؛ که اطاعت رسول الله اطاعت خدای تعالی است ؛ چنانچه اطاعت او را با طاعت خود مقترن ساخته ؛ و بسبب آن وعده‌های ثواب جزیل و اجر جمیل نموده است ؛ و برای مخالفت اوامر او و ارتکاب مناہی او عذاب شدید مقرر نموده است .\nو خود رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : مَنْ اَطَاعَنِيْ فَقَدْ اَطَاعَ اللهَ وَمَنْ عَصَانِيْ فَقَدْ عَصَى اللهَ یعنی کسیکه اطاعت کرد مرا بدرستیکه اطاعت کرد خدای تعالی را و کسیکه بی‌فرمانی مرا کرد و از فرمایشات من مخالفت ورزید پس بدرآئینه بی‌فرمانی خدای تعالی را کرد .\nعبدالحد"}
{"book": "adl0335", "page": 29, "text": "۲۲\n\n(بیان مواظبت سنت)\nالله تعالی فرموده : لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُوْلِ اللهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ\nیعنی هر آئینه وبدرستی مرشمارا دررسول خدا خصلتی است نیکو.\nکه در امر شریعت اقتدا با وکنید ! ومتابعت سنّت اوّرا\nلازم دانید ! وبرسنّت او محافظت ومواظبت نمائید!\nوقولاً وفعلاً از مخالفت اوّاجتناب ورزید !\nورسول الله فرموده : مَنْ رَّغِبَ عَنْ سُنَّتِیْ فَلَیْسَ مِنِّیْ\nیعنی کسیکه از سنت من کراهیّته اعراض نماید ! پس او ازدین\nوملت من حساب نیست .\n\n(بیان لزوم محبّت)\nیعنی محبّت رسول الله راچنان برخود لازم دانند که ازجان\nدوست تر بدارند چنانچه رسول الله فرموده : لَایُؤْمِنُ\nاَحَدُکُمْ حَتَّیْ اَکُوْنَ اَحَبَّ اِلَیْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ\nوَمِنَ النَّاسِ اَجْمَعِیْنَ . یعنی ایمان یکی از شما کامل\nنگردد ؛ تا آنکه نزواواز مادر وپدروفــرزند او و ازجمیع\n\nعبدالله"}
{"book": "adl0335", "page": 30, "text": "۲۳\n\nمردمان دوست تر نشوم\nو نیز فرموده : لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّی أَکُونَ أَحَبَّ\nإِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ. یعنی هرگز ایمان یکی از شما\nکامل نگردد تا آنکه از نفس خودش نزد او دوست تر نشوم .\nپس بدانکه محبت سه قسم است :\n۱ ــــ محبت اجلال و اعظام ؛ مثل محبّت پدر و علما و فضلا .\n۲ ـــــ محبت رحمت و شفقت ؛ مثل محبّت ولد .\n۳ ــــ محبت مشاکله و استحسان ؛ مثل محبت غیر این کسان .\nپس باید محبت رسول الله صلی الله علیه و سلم اختیاری عقلی\nو برین هر سه نوع محبت راجح تر بود ؛ نه طبعی چرا که این از وسع\nو اختیار بیرون است ؛ بر عدم آن مؤاخذه نیست .\nچنانچه مریض دوای تلخ بدخو را بالطبع بد میداند ؛ لیکن چون\nبمقتضای عقل خود میداند که صلاح بدن من در خوردن آن است\nبا وجود بدخوری باختیار خود سوی آن میل میکند و تناول\nمینماید . همچنان مؤمنیکه بداند رسول الله امر و نهی نمیکند"}
{"book": "adl0335", "page": 31, "text": "۲۳\nمگر در چیز ہائیکہ صلاح دین و دنیا و آخرة و عقبای من در آن\nاست ؛ یقیناً بداند که بالای امت خود از پدر مهربان تر\nو از همه مردم شفیق تر است پس بمقتضای عقل خود امر او را\nبر امر دیگران راجح تر میداند .\nو نیز چون کسی بداند که شفقت او علیہ الصلوة والسلام\nبر عصاة امت چه مقدار است ؛ و بداند که سبب ہدایت\nو واسطهٔ دخول جنت؛ و نجات از دوزخ اوست صلعم ؛ بالضرو\nمحبت او را بر محبت نفس خود می گزیند .\nاما بمجرد دعویٰ محبت حاصل نمیشود تا علامات آن در\nشخص متحقق نگردد ؛ پس بعضی از علامات آن اجمالاً ذکر میگردد\nتا محب حقیقی از مدعی ممتاز شود .\n(علامات محبت رسول الله صلعم)\n۱— عمل است بر سنت او ص .\n۲— اقتداء است بملت او م .\n۳— متابعت اقوال و افعال اوست م ."}
{"book": "adl0335", "page": 32, "text": "۲۵\n۴— امتثال اوامر اوست .\n۵— اجتناب از نواهی اوست .\n۶— در وقت نعمت و نقمت تأدب است بآداب او ۴ .\n۷— چیز یرا که او ۴ مشروع و یا ممنوع گردانیده آن را\nبر خواهشات نفس خود ؛ مختار نمودن است .\n۸— بسیاری ذکر؛ یعنی یاد کردن اوست .\n۹— بسیاری شوق است ؛ بملاقات او ۴ که در داربقا\nلقای وی صلعم نصیب شود .\n۱۰— در وقت یاد شدن شمائل مبارکش ؛ تعظیم و توقیر اوست\nیعنی چون وصف او ۴ ذکر شود اگرچه وصف افتخار باشد\nاظهار تواضع و انکسار نماید .\n۱۱— چون نام مبارکش یاد شود؛ بر ذات او ۴ درود بفرستد.\n۱۲— کسانی را که رسول الله ۴ دوست داشت از اهل بیت\nو اولاد و غیره همه را دوست داشتن .\n۱۳— دوست داشتن اصحاب اوست ۴ ؛ از مهاجرین"}
{"book": "adl0335", "page": 33, "text": "٢٦\nوانصار وغیر ایشان رضوان الله علیهم اجمعین. و بخوبی و نیکوئی\nایشانرا یاد کردن است، که حقیقة (خَیْرُ اُمَّةٍ) در حق ایشان ثابت\nو صادق است؛ و براے دیگران بتوسط ایشان علیهم\nالرّضوان؛ و دشمنی کردن است؛ با کسانیکه با اصحاب\nدشمنی کردند ؛ و دشمن دانستن است آن کسانرا که اصحاب را\nبد میگویند و یا دشمن میدانند .\n١٤- اجتناب و پرهیز و دوری کردن است ؛ از کسانیکه\nاز سنت او مخالفت میکنند؛ و در دین او بدعت را\nظاهر میسازند و رواج میدهند؛ و از دل آن کسان را بد\nدانستن است .\n١٥- محبت است با قوم او که عرب است .\n١٦- شفقت و نصیحت است بر امت او که در مصالح و ضرورّیات\nدینیّه و دنیویّهٔ ایشان؛ و رفع و دفع مضرتها از ایشان سعی\nو کوشش نماید ، مثل خود او که بر مؤمنان رؤف و رحیم بود ."}
{"book": "adl0335", "page": 34, "text": "۳۷\nبیان حقوق پادشاه\nبدانکه چون درجه عظمای پادشاهی خلافت نبوت است\nچرا که نبی واضع شریعت است ؛ و پادشاه اسلام حامی\nو حافظ آن ؛ چنانچه درین معنی گفته اند: الْمُلْكُ وَالنُّبُوَّةُ تَوْاَمَانِ\n(نزد خرد شاهی و پیغمبری * چون دو نگین اند به یک انگشتری)\nو تعمیر معمورهٔ مملکت وابسته به تسخیر و تنظیم همت عالی پادشاه\nاسلام است ؛ تا خاص و عام و کافهٔ انام در ظل حمایت او\nاز آسیب سموم نیران حوادث آسوده خاطر زیست\nو معیشت نمایند لہذا الله تعالی فرموده: اَطِيْعُوا اللَّهَ وَ\nاَطِيْعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي الْاَمْرِ مِنْكُمْ . یعنی\nفرمان برید! در اوامر و نواہی خدای تعالی را . و فرمان\nبرید! رسول او را در حال حیات ؛ و سنتش را اقامت\nنمائید ؛ بعد از وفات؛ و فرمان برید پاشاهان دین را که\nنائبان حضرت سید المرسلین اند. پس الله تعالی\nدر این آیت شریف اطاعت پادشاه را با طاعت خود"}
{"book": "adl0335", "page": 35, "text": "۲۸\nو رسول خود مقترن ساخته است؛ ازین سخن اطاعت\nپادشاه را مقایسه و موازنه کرده میتوانیم که چه مقدار است\nلهذا بعضی از حقوق او را بطریق اجمال بیان مینمایم\nتا عامه مردمان از ان بی بهره نمانند؛ حقوق او بقرار\nذیل است :\n۱ ـــ وجوب اطاعت اوست .\n۲ ـــ در وقت حاجت معاونت اوست .\n۳ ـــ در دل محبت اوست .\n۴ ـــ بزبان ثنا و مدحت اوست .\n۵ ـــ بارکان امتثال اوامر و نواہی اوست .\n۶ ـــ ظاهراً و باطناً تعظیم و تبجیل اوست .\n۷ ـــ در وقت ضرورت قرض دادن است او را .\n۸ ـــ در صورت عدالت ؛ بوجه صدق نه نفاق لزوم مدحت\nاوست .\n۹ ـــ در صورت ظلم صبر است بر مکاره او ."}
{"book": "adl0335", "page": 36, "text": "۲۹\n۱۰ـ قولاً و فعلاً همراه او نیکی کردن است.\n۱۱ـ لزوم اطاعت است والی او را.\n۱۲ـ هر گروه را از رعیت بکار محوله منسوبه خود باخلاص\nو صداقت مشغول شدن است.\n۱۳ـ کسیکه از ماتحت حکومت و مملکت او سعی بفساد و\nشقاق کند آنرا بقرار تفصیل آتی دفع کردن است.\n(بیان وجوب اطاعت پادشاه)\nآیت شریفه یکه در خصوص وجوب اطاعت بدو\nبا ترجمه اش مذکور گردید دیگر آیات درین باب بسیار اند\nلیکن این مختصر گنجایش تفصیل آنها را ندارد.\nوالحاصل اطاعت پادشاه در اموریکه خلاف شریعت\nنباشد بر عامه رعایا واجب است رسول الله صلی الله\nعلیه و سلم فرموده : اِسْمَعُوا وَاَطِيعُوا وَ لَوِ\nاسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمُ عَبْدٌ حَبَشِىٌّ . یعنی بشنوید\nو فرمان برید ! حکم امیر خود را اگر چه مقر ر شده باشد"}
{"book": "adl0335", "page": 37, "text": "۳۰\nبر شما غلام سیاه حبشی. اگرچه امارت غلام جائز نیست لیکن در این حدیث شریف مبالغه است؛ در قبول نمودن واطاعت کردن حکم پادشاه اسلام را .\nدر کتاب ردالمحتار فرموده : وَجَبَتْ طَاعَةُ الْاِمَامِ عَادِلًا كَانَ اَوْ جَائِرًا . یعنی فرمان بری پادشاه وجباً عادل باشد یا ظالم .\n(بیان معاونت با پادشاه)\nالله تعالی فرموده : وَاِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّيْنِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ . یعنی اگر مؤمنان طلب نصرۀ کنند از شما در کار دین که در مقاتلۀ کفار یاری بخواهند؛ پس بر شما یاری کردن ایشان واجب است !\nو در آخر آیت فرموده : اِلَّا تَفْعَلُوْهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْاَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيْرٌ . یعنی اگر فرمودۀ مرا نکنید معاونت ننمائید و با هم دوستی و پیوند و اتفاق و نصرۀ نداشته باشید؛ در زمین فتنه و فساد بزرگ و بسیار"}
{"book": "adl0335", "page": 38, "text": "۳۱\n\nمیباشد ؛ اهل کفر و طغیان غلبه میکنند و کار دین بضعف\nو اندراس میرسد .\nو رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : السُّلطا\nظِلُّ اللهِ فِی الاَرْضِ یَاْوِیْ اِلَیْهِ کُلُّ مَظْلُوْمٍ .\nیعنی پادشاه اسلام در زمین سایۀ خداست که هر مظلوم\nو ستم دیده سوی او پناه میآرد ؛ و در سایۀ حمایتش\nاز آفتاب ظلم و عدوان و کفر و طغیان به آسوده حالی مُسلّم\nمیماند ؛ لهذا بر جمیع رعیت رعایت احکام و رسوم او\nلازم است و در وقت حاجت که استعانت نماید در نصرۀ\nو معاونت او جان و مال خود را فدا باید کنند ! و سعی و\nکوشش خود را بوجه اتم مبذول دارند .\n(بیان امتثال اوامر و نواهی پادشاه)\nرسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرموده : السَّمْعُ\nوَالطَّاعَةُ عَلَی الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ فِیْمَا اَحَبَّ وَکَرِهَ مَا لَمْ\nیُؤْمَرْ بِمَعْصِیَةٍ فَاِذَا اُمِرَ بِمَعْصِیَةٍ فَلَا طَاعَةَ"}
{"book": "adl0335", "page": 39, "text": "۳۲\n\nیعنی شنیدن و قبول کردن حکم پادشاه در چیزیکه خوش بدارد\nو یا مکروه پندارد؛ بر مرد مسلمان واجب است تا که بگناه و خلاف\nشریعت امر نفرموده و وقتیکه مرد مسلمان بگناه و خلاف\nشریعت مأمور گردید ؛ آنگاه حکم او را قبول کردن و فرمان\nبری او کردن نیست\n\nو نیز چون سلمه ابن یزید جعفی رضی الله تعالی عنه از حضرت\nرسول الله صلی الله علیه و سلم پرسید : یا رسول الله\nاگر بر ما امیرانی مقرر شوند که حق خود را از ما بخواهند\nو حق ما را منع کنند پس ما را چه میفرمائید؟ رسول الله\nدر جواب او فرمود : اِسْمَعُوا وَ اَطِیعُوا فَاِنَّمَا عَلَیْهِمْ\nمَاحُمِّلُوْا وَ عَلَیْکُمْ مَّاحُمِّلْتُمْ . یعنی بشنوید و قبول کنید\nحکم ایشان را چرا که نیست بر ایشان مگر چیزیکه بار کرده\nشده بر ایشان از اعمال و نیست بر شما مگر چیزیکه بران\nمکلف شده اید ، از سمع و طاعت ."}
{"book": "adl0335", "page": 40, "text": "۳۳\n\n(بیان تعظیم پادشاه)\nچون بر وجود فایض الجود پادشاه اسلام فوائد دینیه\nو دنیویه از حد احصا افزون مرتب و مربوط است؛ لہذا\nرسول اللہ صلعم فرموده : مَنْ اَهَانَ سُلْطَانَ اللهِ\nفِي الْاَرْضِ أَهَانَهُ اللهُ وَمَنْ أَكْرَمَ سُلْطَانَ اللهِ\nأَكْرَمَهُ اللهُ . یعنی کسیکه اهانت کند و سبک پندارد\nپادشاه را که از جانب خدای تعالی است در زمین ؛ خوار\nو سبک سازد او را خدای تعالی . و کسیکه پادشاه را\nکه از جانب خدای تعالی است مکرم داند و احترام نماید؛\nاللہ تعالی او را مکرم و معزز میسازد .\nپس هرگاه که چنین است ؛ بر هر واحدی از رعایا ظاهراً\nو باطناً تعظیم و تجلیل پادشاه اسلام لازم و ضرور است\nفخر و عظمت و فضیلت پادشاه که موجب تعجب رعایا است\nهمین بس است که حضرت رسول اللہ صلی اللہ علیہ وسلم\nفرموده : وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ أَنَّ الْوَالِيَ لَيَرْفَعُ لَهُ"}
{"book": "adl0335", "page": 41, "text": "۳۴\nكُلُّ يَوْمٍ مِثْلَ عَمَلِ رَعِيَّتِهِ وَصَلَوتِهِ تَعْدِلُ لِسَبْعِينَ\nاَلْفَ صَلَوَةٍ وَاِنْ جَارَ وَظَلَمَ ثَقُلَ حَمْلُهُ وَعَلَيْهِ وِزْرُهُ\nیعنی سوگند بآن ذاتیکه ذات محمد درید اوست که بدرستی\nبرای والی عادل هر روز برداشته شود مثل عمل رعیت او\nو نماز او برابر است بهفتاد هزار نماز دیگران . واگر ستم\nوظلم نمود ؛ بار او گران میشود ؛ و براوست گناه او .\n(بیان صبر در مکاره پادشاه)\nرسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : مَنْ رَاٰی\nمِنْ اَمِيْرِهِ شَيْئًا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرُ فَاِنَّهُ لَيْسَ اَحَدٌ\nيُفَارِقُ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَيَمُوْتُ اِلَّا مَاتَ مِيْتَةً جَاهِلِيَّةً\nیعنی کسی که ببیند از امیر خود چیز یرا که مکروه پندارد صبر کند\nزیر اکه هیچ یکی نیست که مقدار یک بدست از جماعت مسلمانان\nجدا شود ؛ و در بحال بمیرد مگر که مرده بمرگ جاهلیت .\nیعنی بدیدن مکروه اقدام به بغی و سرکشی نکند که\nبعد از بیعت و اتفاق بر پادشاه اسلام نفاق و جدائی و اختلاف"}
{"book": "adl0335", "page": 42, "text": "۳۵\nبر پا کند چرا که اینکس بنوع مردن جاهلیت می برد ! بلکه صبر\nنماید و رضا بر قضای الهی دهد\n(بیان لزوم اطاعت والی پادشاه)\nرسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: اِنْ اُمِّرَ عَلَيْكُمْ\nعَبْدٌ مُّجَدَّعٌ يَقُودُكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ\nاَطِيْعُوا . یعنی اگر از جانب پادشاه بر شما غلام گوش\nو بینی بریده امیر و والی مقرر شود، که شما را بطرف قرآن میخواند\nو بحکم شرع انور امر مینماید ! پس بشنوید و قبول کنید ! حکم\nاو را و فرمان برداری نمائید امر او را . یعنی بر رضا و رغبت\nهمان غلام حقیر و ذلیل را اطاعت نمائید و حکم او را قبول\nکنید ! و از و سرکشی نکنید ؛ تا موجب خسران و طغیان\nنشوید .\n(بیان شغل هر کسی به کار خود)\nچونکه حفظ دین و وطن و ملت و دنیا و دولت و اهل و اولاد\nو اموال همه بوجود محمود پادشاه اسلام وابسته و مربوط است"}
{"book": "adl0335", "page": 43, "text": "۳۶\n\nلهذا كافه انام؛ وعامه اهل اسلام را ضرور و واجب است\nكه دقیقه در اطاعت و تعاون و فدا ساختن سرو مال تکاسل و تغافل\nنكنند؛ و در ادائی شکر این نعمت که وجود پادشاه است\nتهاون و تعطل را راه ندهند؛ تا موجب غلبه دشمن و خراب\nدین و وطن نشود؛ و هر گروهی از رعیت با خلاص و صداقت\nدر صرف کردن جان و مال خود در راه خوشنودی پادشاه خود\nمشغول و مصروف باشند! مثلاً کار دارانیکه بکاری\nمعین و از جانب پادشاه مقرر اند؛ در آن کار با معامله صدق\nو اخلاص کنند! و او را نائب پیغمبر صلی الله علیه و سلم\nدانسته رعیت را آزار ندهند رشوت نخورند ظلم نکنند؛\nکار های خود را بخوبی بانجام رسانند؛ نظامیان در خدمت\nنظام خود بحال حضر و سفر امن و جنگ؛ بصداقت و اخلاص کوشش\nورزند؛ و این خدمت را خدمت او ندانند. بلکه خدمت\nدین و دولت و وطن و ملت و ناموس خود بدانند! علما و فضلا\nو اهل الله بشکر و مدح و دعا گوئی و اخلاص و امر معروف و نهی منکر"}
{"book": "adl0335", "page": 44, "text": "۳۷\n\nو اظهار حقوق او مصروف باشند ! و مردمان را از حقوق او\nآگاه کنند و هر گروه را از وظیفۀ شان خبر سازند ؛ تا در کار\nخود مشغول باشند .\n\nو دولت مندان و صاحبان مال و عزت ؛ در وقت\nحاجت قرض بدهند ! و درین خصوص دریغ نکنند؛ تا موجب\nمغلوبیت و منکوبیت نشود . زمین داران و کشتنمدان\nمالیات و عشر و خراج مقرره خود را بلاتکاسل و تعلل برسانند\nو ازین خصوص ملالی و غباری بخاطر خود با راه ندهند ؛ که درحقیقت\nهمه خدمت دین است .\n\n( بیان ساعی بفساد و خروج بر پادشاه )\n\nکسانیکه از ماتحت حکومت پادشاه سعی بفساد مینمایند\nو یا خلاف ورزیده خروج میکنند و باعث برانگیختن فتسنه\nمیگردند بقرار تفصیل دفع و رفع شان واجب است !\nچنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده : مَنْ خَرَجَ\nمِنْ أُمَّتِي فَاضْرِبُوا عُنُقَهُ . یعنی"}
{"book": "adl0335", "page": 45, "text": "۳۸\nهر مردیکه براید و از اطاعت امام خروج کند؛ و بحالانکه میان\nامت من فرقت اندازد و ایقاع شر و فساد کند و در کلمه اسلام\nشقاق و خلاف نماید ؛ گردنش را بزنید ! و تفصیل آن در\nکتب فقه شریف مسطور است ؛ که اولاً ایشانرا نهی کنند !\nو اگر شبهه داشته باشند دفع آن نمایند! و اگر با وجود آن\nکارگر نیفتاد و بر کار خود مصر بودند گردن ایشان را بزنند !\nمثلیکه حضرت علی کرم الله تعالی وجهه با خوارج همین معامله اجرا\nکرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : إِنَّهُ\nسَيَكُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ فَمَنْ أَرَادَ أَن يُفَرِّقَ أَمْرَ\nهذِهِ الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنَا\nمَّا كَانَ . یعنی شرور و مفاسد و خصلتھای بد و فتن ظهور\nخواهد کرد پس هر که خواهد جدائی افگند در کار این امت و حالانکه\nامر امت بر یک کلمه مجموع است هر که باشد اورا بشمشیر\nبزنید ! یعنی اگرچه اشراف مردمان باشند\nو نیز رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : مَنْ"}
{"book": "adl0335", "page": 46, "text": "۳۹\nخَلَعَ يَدَا مِنْ طَاعَةٍ لِقَیَ اللهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا حُجَّةَ لَهُ\nیعنی کسی که دست خود را از اطاعت امام بکشد و عهد و بیعت را\nبشکند، بروز قیامت ملاقی شود با پروردگار یعنی بدرگاه عزت\nاو را پیش کنند و حال آنکه حجت ایمان با او نباشد. این\nهمه برای این است که شقاق و نفاق در دین که بنای آن\nبر اتفاق و اجتماع است؛ موجب ضعف اهل اسلام و غلبه\nکفر و اهل طغیان میگردد. لہذا برای کسانیکه در زمین سعی\nبه فساد کنند یا قطاع الطریق میشوند یا از اطاعت پادشاه\nخروج میکنند در شرع انور زجر و توبیخ و جزای شدید مقرر است\nکه تفصیل آن در این مختصره مناسب نیست از جہتہ ضرورت\nمقام بہمین قدر اکتفا ورزیدیم . چون از حقوق پادشاه\nحقوق رعیت نیز مستفاد میگردد لہذا حقوق رعیت نیز\nبیان میشود انشاء الله تعالیٰ ."}
{"book": "adl0335", "page": 47, "text": "۴۰\n(بیان حقوق رعیت بر پادشاه)\nبد انکه رعیت عیال خدای تعالی است؛ یعنی او تعالی\nمتکفل و متعهد حال رعیت است و مئونت نفقه دادن و\nتدبیر کردن ایشان بر اوست؛ و او تعالی از جانب ایشان\nخصم است؛ چنانچه حدیث قدسی است؛ که الله تعالی\nخطاباً برای پادشاه ظالم میگوید: ای شبان بد!\nگوسفندان تیار و فربه خود را بتو سپردم؛ تو گوشت ایشانرا\nخوردی! شیر ایشان را نوشیدی! روغن شانرا نان\nخورش ساختی! پشم شانرا پوشیدی! استخوان خالص را\nماندی که شرق شرق میکند.\nحضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: مَنْ\nاذیٰ مُؤْمِناً فَقَدْ اٰذَی اللهَ . یعنی هر که بیازارد مؤمنی را\nهر آینه آزرده میسازد خدایتعالی را .\nو نیز فرموده: اَلَا کُلُّکُمْ رَاعٍ وَّ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ\nعَنْ رَّعِيَّتِهِ فَالْاِمَامُ الَّذِيْ عَلَی النَّاسِ رَاعٍ"}
{"book": "adl0335", "page": 48, "text": "۴۱\nوَ هُوَ مَسْئُوْلٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِهِ\nوَ هُوَ مَسْئُوْلٌ وَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى بَيْتِ زَوْجِهَا وَهِيَ\nمَسْئُوْلَةٌ وَالْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَيِّدِهِ وَ هُوَ\nمَسْئُوْلٌ اَلَا فَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُوْلٌ عَنْ رَعِيَّتِه\nیعنی آگاه باشید! همۀ شبان و نگاهبان هستید؛ و همۀ شما\nاز رعیت تان پرسیده میشوید؛ پس امامیکه بر مردمان حاکم\nاست؛ شبان ایشان و در معاملۀ شان مسئول است؛ و هر مرد\nشبان اهل خانۀ خود است؛ ومسئول ازان؛ زن شبان\nخانۀ شوهر خود است؛ و در آن مسئول؛ غلام شبان مال\nبادار خود است؛ و از ان مسئول؛ آگاه باشید! پس همۀ شما\nشبانید و همۀ شما از رعیت خود پرسیده میشوید!\nیعنی مراد از رعیت آن است؛ که در زیر نظر و نگاهبانی\nوحسن تعهد دیگری باشد؛ و همین دیگر را راعی گویند\nرعایت پادشاه یاری کردن در امور رعیت و اقامت\nبر حقوق ایشان است؛ و رعایت زن بحسن تیمار داری"}
{"book": "adl0335", "page": 49, "text": "۴۲\nدر کارهای خانه شوهر اوست با ورعایت غلام عبارت است\nاز نگاهبانی او همان مال بادار را که در دست و تصرف اوست\nو اقامت بخدمت با دار خود و همه کسانیکه در حدیث شریف\nذکر شدند از ماتحت و تعلق شان مسئول اندحتی که اگر کسی نه پادشاه\nباشد، و نه عیال ؛ و نه بادار و نه پدر داشته باشد رعایت\nاو در حق دوستان و همنشینان ما وست پس لازم است\nکه تصرف راعی در رعیت خود بموافقت شرع شریف باشد\nتا در روز قیامت فی الجمله در مسئولیت جواب خود را گفته بتواند\nو گرنه پناه بخدا\nحتی که هر شخص شبان اعضا و جوارح خود و در آن مسئول\nاست با که بچه اعمال و افعال و اقوال آنها را مصروف و مشغول\nساخته است ."}
{"book": "adl0335", "page": 50, "text": "۴۳\n(حقوق لازمه بر پادشاه)\n۱— حفظ دین و مذهب است؛ که تغیر و تبدیلی در آنهـا\nپیدا نشود؛ و مرتدین و زنادقه را قتل نماید! مبتدعه را\nکه مرتکبین بدعت شده آنرا رواج میدهند؛ محض\nبرای تحفظ دین و احتیاط در شریعت زجر و توبیخ\nکند! و چون از شرع قویم و صراط مستقیم میلی عدولی\nمیکنند و سنت سنیته رسول مقبول صلی الله علیه\nوسلم را متروک میسازند و رفته رفته بدعت میان مردمان\nعام و رواج میشود؛ لهذا بر پادشاه اسـلام دفع\nایشان واجب است\n۲— اقامت حدود و استیفای قصاص است؛ تانفوس\nو اموال؛ بلکه دین و شریعت از زلل و خلل مصون و\nمأمون باشند ! .\n۳— امن راه ها برای مسافرین و عابرین و سد ثغور\nاست؛ که سرحد های دار اســـلام را با فواج و آلات"}
{"book": "adl0335", "page": 51, "text": "۴۴\nجنگ مشحون دارد؛ تا بلاد اسلام از شر کفار و قطاع الطریق\nمصون مانند.\n\nو در دفع قطاع الطریق توجه فرماید تا موجب اختلال راه ها\nو رعایا نشوند ؛ پس اگر قطاع الطریق در قطع طریق قتل و غارت\nاموال میگردند ؛ برای صلاح عالم و نظام امر امم بر پادشا\nلازم است که در صورت تنها قتل ؛ قصاصاً آنها را بکشد !\nو در صورت قتل و غارت اموال ؛ بر دار بیاویزد؛ و در گرفتن\nاموال ؛ دست ها و پاهای شانرا بر خلاف ؛ یعنی دست راست\nو پای چپ را قطع نماید !\n\n۴ - حفظ جمعیت اسلام است ؛ تا ضعف و نقصان\nدر دین و ملت پیدا نشود .\n\n۵ - با صاحبان حاجات معاونت کردن است .\n\n۶ - با رعیت بر طبق سنّت محمّدی صلّی الله علیه وسلّم\nو سیرت عمری رضی الله تعالی عنه معامله نمودن است.\n\n۷ - شفقت خود را در بارهٔ ایشان مبذول داشتن است.\nعبدالله"}
{"book": "adl0335", "page": 52, "text": "۴۵\n\n۸—امر معروف ونهی منکر کردن است؛ و اگر خود بذات\nنفیس خود برای ادای این سیرت که از آداب\nانبیا است علیهم السلام فراغت نیابد؛ واعظین\nو محتسبین را مقرر و موظف نماید! تا متروک نگردد .\n۹—حفظ عمارت و آبادی شهرها است ؛ که بقاء مردمان\nبعمارت بلدان وابسته است .\n۱۰—نصرۀ مظلومین است که برای شنویدن مظالم خود\nبدر بار بنشیند ! تاحق مظلوم را از ظالم وحق ضعیف را\nاز قوی بگیرد .\n۱۱—اهل اسلام را بر اقامت جمعه و جماعات و اعیاد\nکه از مراسم اسلام است مستقیم و مجتمع دارد تاحلل\nدر احکام اسلام واقع نشود؛ و بناء مساجد و ترمیم و تعمیر\nآنها بوجه احسن انجام شود؛ و ائمه و مدرسین مقرر\nو مامور دارد؛ و قضاة و مفتین و محتسبین بادیانت\nومتدیین و واعظین فصیح بهرده و شهر مقرر دارد؛ تنخواه"}
{"book": "adl0335", "page": 53, "text": "۴۶\nو وظیفه های کافی بدون اسراف و تقتیر بدهد ! در اطراف\nو اکناف مملکت خود علم و شریعت و دین و سنت را\nشائع و مروج سازد اعلام اسلام را بلند نماید ! تا بدنیا\nنیکنام و در عقبی به نزد خدای تعالی و حضرت رسول الله صلعم\nسرفراز باشد .\n۱۲- برای کارهای حکومت کسانیر انتخاب نماید\nکه اهلیت و صلاحیت حکومت را داشته باشند و امنا\nو عدول و خیر خواه رعیت باشند بدخلق\nو دائم الغضب نباشند .\nخودش از احوال و معامله کارداران خود باخبر باشد\nو از احوال رعایا و امرا و افواج و افسران و غزاة\nو قضاة تفحص و تفتیش نموده متوجه باشد تا حیف\nو خیانتی در میان نیاید ! تفتیش کارداران خود را\nبوجه اتم و اکمل بدارد ؛ چرا که ظلم ایشان بخود پادشاه راجع\nو روز قیامت از معاملۀ عمال خود مسئول است ."}
{"book": "adl0335", "page": 54, "text": "۴۷\nگناه هرکسی به نفس خودش لازم است ، وظلم پادشاه ظالم\nبرعیتش متعدی میگردد و بهر قریه و خانه میرسد ؛ وظلم\nحاکمان نیز بسوی پادشاه راجع میشود ؛ ازین جهته عذاب ظلم\nپادشاه شدید است ؛ پس باید که بر نفس خود انصاف کند !\n۱۳— حق معظم رعیت عدل کردن پادشاه است ؛ بر رعیت\nچنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده :\nعَدْلُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ سَنَةٍ\nوَجَوْرِ سَاعَةٍ شَرٌّ مِنْ مَعْصِيَةِ سِتِّينَ سَنَةٍ\nیعنی عدل کردن یک ساعت برای پادشاه از عبادت\nهفتاد سال بهتر است و ظلم کردن یک ساعت بدتر است\nاز معصیت شصت سال . و نیز رسول الله صلی الله\nعلیه وسلم فرموده : إِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلى اللَّهِ تَعَا\nيَوْمَ الْقِيَامَةِ وَأَقْرَبُهُمْ مَجْلِسًا إِمَامٌ عَادِلٌ .\nیعنی بدرستیکه دوست ترین مردمان پیش الله تعا لی\nدر روز قیامت و نزدیک ترین ایشان بدرگاه او پادشاه"}
{"book": "adl0335", "page": 55, "text": "۴۸\n\nعادل است :\nپادشاه عادل در روز قیامت بزیر سایه عرش میباشد\nو دعاء او مستجاب میگردد : نظر کردن بروی او عبادت است\nسخنان او شفا است .\nسلطنت با وصف عدالت سعادت با عظمت است :\nو با وصف ظلم شقاوت بی نهایت .\nبعضی از اهل تجربه معلوم کردند که نیت پادشاه : در\nحال رعیت مؤثر است : وقتیکه نیت عدالت نماید در\nمملکت او ارزانی و فراوانی و برکت پیدا میشود ؛ و چون\nعزم ظلم کند قحط و قیمتی در بلاد او ظاهر و هویدا گردد .\nعدالت میزان خدا است در زمین : بعدل آسمان\nو زمین استوار است .\nپسر پادشاهی از پدر خود پرسید : این دولت\nتا بکی در خاندان ما باقی خواهد بود ؟ پدرش جواب داد : تا\nزمانیکه بساط عدل و انصاف درین ایوان گسترده پاشد ."}
{"book": "adl0335", "page": 56, "text": "۴۹\n\nدر خبر است: هر والی که بمیرد و نیت ظلم در دل او باشد الله تعالی\nبهشت را بر او حرام گرداند.\nدر روز قیامت منادی ندا میکند: ای شبانان بد!!\nشما را برای نصرت مظلومان و دفع ظلم؛ و اشاعت عدل\nامیر گردانیده بودم؛ حالانکه شما توانگران را فقیر و فقرا را\nضائع ساختید؛ روپیه و طلا را جمع کردید؛ بعزت\nو جلال من سوگند است؛ که امروز انتقام ایشان را از شما\nبگیرم. پس افسوس بکسی که دور و گرد او را خصما گرفت\nباشد.\nپس پادشاه عادل را به درازی عمر و همیشه گی عزت\nدر دنیا و آخرت مژده باد؛ وظالمانرا به نقصان عمر و خسران\nدنیا و عقبی آگاهی باد.\nپس برای خدا اعتبار؛ برای رسول خدا اعتبار!!\nدر خبر آمده: روزی نیست که فرشتگان بدست راست\nپادشاه و شیاطین بدست چپ او صد ا نکنند! فرشتگان"}
{"book": "adl0335", "page": 57, "text": "۵۰\nمیگویند: ای پادشاه عدل کن یا حکم بحق نمای تا از دوزخ نجات\nیابی و بسلامتی در بهشت داخل شوی ، اگر عدل کردی نجات\nمی یابی ؛ و اگر ظلم کردی هلاک میشوی . وشیاطین میگویند\nنقد را به نسیه مفروش ، خوشی و راحت دنیا را غنیمت شمر\nبخواہشات ولذات دنیا حکم نما .\nپس اگر بحکم فرشتگان عمل نمود نجات یافت ؛ واگر بقول\nشیطان رفت و فریفته او شد هلاک گردید .\nکسیکه بر هوای نفس رفت شقی و هلاک شد ؛ چرا که ظالم\nخانه خود را خراب میکند و نمی فهمد ؛ و با اولاد خود جنایت\nمینماید و نمی داند ؛ و پی های خود را می برد وحس نمیکند .\nدر حدیث شریف پیشتر گذشت : که ظلم یک ساعت\nاز شصت ساله گناه بدتر است ؛ پس چگونه حال کسیکه تمام\nعمر او در ظلم بگذرد ؛ وای بر او باز وای بر او .\nالله تعالی فرموده : وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ . یعنی\nوای بر کم پیمودگان که در پیمانه و ترازو کم میدهند و حق های خود را"}
{"book": "adl0335", "page": 58, "text": "۵۱\nکامل میگیرند پس چه باشد حال کسیکه همۀ مال را بظلم میگیرد\nو خانه و سرای را خراب میکند ؛ دل و بدن را درد ناک\nمیسازد .\n( تنبیه )\nبعضی از فضلا گفته است ، که قتل حکمی از قتل حقیقی حسی سخت\nتر است ! چرا وقتیکه یکی را قتل نماید ، قتیل در ظرف چند\nدقیقه الم یافته می میرد و باز که شهید شد با استراحت میشود !\nو چون کسی مال یکی را بگیرد ؛ و او را بعد از توانگری فقیر و پس\nاز عزت ذلیل گرداند ؛ و دل و بدن او را بدرد آرد بیچاره بچند\nقسم قتل کشته میشود و در هر نفس زدن او افسوس هاست\nالله تعالی براے پادشاه فنا و اجل نوشته و عمر کوتاه\nو زمان اندک و نفس های محصور معدو و برایش معین ساختا\nپس ای پادشاه توشهٔ فردا را امروز بگیر! که پس فردا\nنه تو باشی نه امروز .\nخوبترین پادشاهان کسی است که روش و رفتاری"}
{"book": "adl0335", "page": 59, "text": "۵۲\n\nنیکو را میان رعیت بذل نماید؛ خصلت بد را به نیک تبدیل کند.\nو بدترین پادشاهان آن است که خصلت نیکو را بد بد تبدیل\nنماید\nو هوشیارترین پادشاهان آن است اکه امیدان رعیت را\nبسبب رضا مندی دلهای شان مطیع خود ساخته باشد\nنقل است: که بعضی از پادشاهان بنی عباسیه سه رقعه\nنوشته بغلام خود تسلیم نمود ؛ و او را حکم داد ؛ که چون مرا\nدر غضب دیدی هر سه رقعه را بمن بده ؛ در ان سه رقعه چنین\nنوشته بود :\n۱ ــــ خشم خود را فرو خور ؛ که جز این نیست که تو مخلوق هستی\nنه خالق\n۲ ــــ بر بندگان خدا رحم کن ؛ که الله تعالی بر تو رحم کند.\n۳ ــــ عدل کن ! که الله تعالی ترا بعدل مأمور گردانیده\nو فردا روز قیامت از تو پرسان عدل را میکند\nبرای پادشاه همنشینان خائن از دشمن بدتر است."}
{"book": "adl0335", "page": 60, "text": "۵۳\n\nچرا که جهته طمع دنیوی سخنان دروغ را بحضور پادشاه میگویند\nو اصل حقیقت را میپوشانند؛ و رفته رفته مملکت خراب میشود.\nاز سلطان سکندر پرسیدند، اساس و تشیید سلطنت\nخود را بچه چیزها دانستی ؛ گفت بهشت چیز :\n۱- امر و نهی را هر گز بیجا نمی کردم .\n۲- هرگز خلاف وعده و وعید ننمودم .\n۳- اهل ولایت و کفایت را والی گردانیدم .\n۴- به تقوی کار کردم نه بهوی .\n۵- برای ادب معاقب کردم نه برای غضب .\n۶- در دلهای رعیت محبت خود را انداختم .\n۷- قوت خود را عام کردم .\n۸- فضول خرجی نکردم .\nچون از جمیع حقوق که بیان شد مفهوم گردید که ده\nوظیفه بر پادشاهان لازم است الہذا بچه آنها بیان میشود\nانشاء الله تعالی ."}
{"book": "adl0335", "page": 61, "text": "۵۴\n( وظیفه اولی )\n۱ - خودرا یکی ازجمله رعایا و بمنزله یک شخص بداند پس\nچیزیرا که برای نفس خود دوست دارد برای\nرعیت خود دوست داشته باشد؛ و چیزیرا که برا\nنفس خود بد می پندارد برای ایشان نیز بد پندارد؛ چنان\nخلفای راشدین و دیگر خلفا که بسیرت شان عمل\nمیکردند همچنان بودند .\nو اگر چنین نکند خیانت کرده و خائن خود معلوم است.\n( وظیفه دوّم)\n۲ - برای آمدن حاجت مندان منتظر باشد و ایشانرا\nخوار و حقیر نداند ؛ زیراکه رواکردن حاجت مسلمان\nاز هفتاد حج و هفت صد رکعت نفل بهتر است .\n( وظیفه سوّم )\n۳ - در کوشیدن شهوة صرف همت نکند که عاقبت آن\nحسرت و ندامت است ."}
{"book": "adl0335", "page": 62, "text": "۵۵\n\n(وظیفه چهارم)\n۴- در امور سلطنت رفق نماید ؛ نه درشتی و سختی چراکه\nبنای اسلام برفق است ؛ و بنای کفر بدرشتی\nپس پادشاهیکه با رعیت خود رفق نمود ؛ عنقریب الله\nتعالیٰ که پادشاه پادشاهان است با او رفق\nخواهد نمود .\n(وظیفه پنجم)\n۵- کوشش نماید تا جمیع رعیت خود را از خود خورسند\nبدارد ؛ چنانچه رسول الله صلعم فرموده : بهترین\nپادشاهان شما آن است که همه شما آنرا دوست\nداشته باشید ؛ و بدترین پادشاهان شما آنکه\nشما او را دشمن دانید .\n(وظیفه ششم)\n۶- رضای مخلوق را وقتیکه بر خلاف شرع ؛ و خلاف\nرضای خالق باشد مختار نکند که ظلم است . و ظلم"}
{"book": "adl0335", "page": 63, "text": "۵۶\nبر بندگان خدا از حد شرع شریف درگذشتن است\nمروی است که در دارعقبی که مقام عدل و انتظام است\nامیری را با دو نفر دیگر حاضر آرند که بر یکی در دنیا رحم کرده و\nبردیگری غضب؛ واو و سوال شود: که ما ترا بر بندگان\nخویش مسلط گردانیده بودیم ؛ باحسان و عدل امر کرده\nاکنون در میان این دو کس چگونه انصاف داشتهٔ ؟\nامیر گوید : الهی بفرمان تو کرده ام انچه کرده ام ! گوید چگونه ؟\nگوید فلان کس سرقه کرده بود بر او قهر کردم که مستوجب ان\nبود و بقتل رسانیدم . حق تعالی گوید : در حق بندهٔ من ظلم\nکردهٔ تو از من قهار تر نبودی که من او را بقطع ید امر کردم؛ وتو\nاو را بقتل رسانیدی . بازگوید در حق این بندهٔ دیگر چگونه\nانصاف کردهٔ ؟ گوید : الهی این بندهٔ بود که بسبب زنا بر او\nحد لازم شده بود لیکن بسیار ضعیف البدن بود؛ من بر او\nرحم کردم و گفتم که او را آهسته آهسته حد زنید ؛ که مبادا بمیرد\nحق سبحانه تعالی در جواب گوید : تو از من رحیم تر نبودی که من"}
{"book": "adl0335", "page": 64, "text": "۵۷\n\nبرای او در شرع چنان حکم نکرده بودم که تو بجا آوردی\nپس امر شود که او را بدوزخ برید ! که از حد اعتدال شریعت\nتجاوز کرده ؛ بلکه یک سر موی تجاوز کردن و بر خلق خدا\nخلاف شریعت ظلم یا رحم کردن اسراف است\nوالله تعالی فرموده، اِنَّ اللّٰهَ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِيْنَ .\n(وظیفهٔ هفتم)\n۷- بداند که خطر پادشاهی بسیار عظیم است ؛ و شکر آن\nبسیار دشوار؛ پس کسی که عدل و اعتدال نمود زهی سعادت\nاو ؛ و کسیکه از حد تجاوز نمود و انصراف ورزید بر شقاوت\nاو\n\n(وظیفهٔ هشتم)\n۸- با علما ملاقات نماید ؛ برای اختلاط و ملاقات شان\nتشنه و مشتاق باشد ؛ و برای شنیدن کلام شان\nو تبرک جستن باقوال شان حریص باشد .\nلیکن مراد از علما علمای ربانیین و با عمل اند که از خدا می"}
{"book": "adl0335", "page": 65, "text": "۵۸\n\nتعالی بترسند و در حق بندگان خدا خیرخواه و ناصح باشند\nچنانچه شقیق بلخی رحمة الله علیه نزد هارون الرشید در آمد؛\nهارون اورا گفت : مرا نصیحت کن ! شقیق رحمة الله گفت:\nخدای تعالی ترا بجای حضرت صدیق رضی الله تعالی عنه\nنشانده ؛ و از تو صدق میخواهد . و بر مقام حضرت عمر\nفاروق رضی الله تعالی عنه مقیم ساخته ؛ و از تو عدل و فرق\nمیان حق و باطل می طلبد . و برجای حضرت عثمان رضی الله\nتعالی عنه ترا نشانده ؛ از تو حیا میخواهد . و برجای حضرت\nعلی رضی الله تعالی عنه ترا نشانده ؛ و از تو عدل و علم میخواهد\nباز هارون گفت : زیادت کن ! گفت خدای تعالی را سرائی\nاست که نام آن جهیم است تو دربان آن سرای میباشی\nو تراسه چیز عطا کرده .\n۱ – مال بیت المال\n۲ – دره\n۳ – شمشیر ."}
{"book": "adl0335", "page": 66, "text": "۵۹\nوگفته : که ای بنده من ! تو مأمور هستی که بندگان مرا ازین سرای\nباین چیز ها باز داری ؛ پس کسیکه از جمله محتاجان نزد تو بیاید\nبر او بخل مکن ؛ و از بیت المال چیزی او را بده ؛ و کسیکه بی\nفرمانی مرا میکند و از امر من مخالفت مینماید ؛ او را بهمین دره\nکه بتو داده ام ادب کن ! و کسیکه دیگری را بغیر حق بکشد او را\nبهمین شمشیر قصاص نما !\nباز گفت : ای هارون ! تو دریا هستی و رعیت جوی ها\nمیباشند ؛ اگر صاف بودی صاف میباشند ؛ واگر چرک\nبودی چرک میشوند\n(وظیفه نهم)\n٩- والیان و حاکمان و عاملان خود را برای ظلم کردن\nبر رعیت نگذارد ، دست های شانرا از ظلم بر رعایا\nکوتاه سازد ؛ بر ظلم شان راضی نباشد ؛ چرا که\nپادشاه از ظلم عاملان خود بروز قیامت نزد الله تعالی\nمسئول است : چنانچه پیشتر گذشت و ایشان از"}
{"book": "adl0335", "page": 67, "text": "ظلم پادشاه مسئول نیستند؛ پس پادشاهیکه بر ظلم کردن حاکمان\nخود راضی باشد، شقی تر از و کسی نیست؛ چرا گویا آخرت\nخود را بدنیای دیگران فروخته است؛ که ایشان بسبب او\nکسب دنیا میکنند؛ و بر رعیتش ظلم و ستم مینمایند و رشوت\nمیخورند؛ و فردا بروز قیامت پادشاه مسئول میباشد.\nچنانچه در تورات مذکور است؛ که چون پادشاه بر ظلم عاملان\nخبر گردد؛ و بران رضا دهد؛ گویا خود او کرده است\n( وظیفۀ دهم )\n۱۰— تکبر را که اصل و اساس کل عیب هاست از خود دور\nکند؛ و بر رعایا شفقت و رحمت داشته باشد؛ که\nرحمت او موجب رحمت حق تعالی میشود.\nپس اقلاً این فکر داشته باشد؛ که از خاک پیدا شده ام\nو خورندۀ من خاک است؛ و عنقریب ازین حکومت\nبزندگی یا بمرگ معزول میگردم؛ پس ازین فکر اگر\nعاقل باشد تکبر نمیکند؛ و اگر جاهل باشد بیچاره تا"}
{"book": "adl0335", "page": 68, "text": "۶۱\nو از همنشینان مالک است .\nپادشاه را ازین اوصاف چاره نیست و بالضرور\nباید بآنها متصف باشد :\n۱ — شجاعت ؛ تا بی هیبت نباشد ؛ و سد خلل مملکت\nبتواند .\n۲ — سخاوت ؛ تا باموال جهاد نماید و دلهای مردمان را\nشاد دارد .\n۳ — فراست ؛ تا در تدابیر منازل و امور سیاست\nبفکر صائب عمل نماید ؛ و هر شخص را بمنزله و مرتبه اش\nبشناسد ؛ و در فهم دقائق غلط نکند ؛ و کار را نه به بسیار\nتأنی کند که موجب خلل شود ؛ و نه به بسیار تعجیل ؛ که موجب\nفساد گردد .\n۴ — عدالت ؛ که معلوم است چنانچه گذشت ."}
{"book": "adl0335", "page": 69, "text": "۶۲\nتنبیه\nپادشاه را لازم است که چون از جنایت کسی باو خبر\nدهند در عقوبتش تعجیل نکند؛ بلکه تأنی و توقف نماید! شاید\nکه از جبهه عداوت، و یا برای طمع مال و یا بخطا و غلط ؛ و یا بدون\nتحقیق و محض اشتباه با و خبر داده باشند ؛ پس سخن را\nبه یقین برساند ؛ تا در ثانی خجل و پشیمان نشود . چرا اگر\nجانی مستحق قتل باشد در قبضه حکومت است، خلاص نمیشود\nپس تعجیل برای چیست ؟ و اگر کشته شود و بعد از ان ظاهر\nگردد که بخطا کشته شده : حالا با وجودیکه مسئولیت قیامت\nباقیست ، زنده کردن او غیر ممکن نیست ، لهذا در کشف\nحقیقت حال مبالغه و کوشش تمام کرده بر قول عوام اعتماد\nننمایند\nحید الله"}
{"book": "adl0335", "page": 70, "text": "۶۳\n(بیان حقوق علما)\nبدانکه درجه علمای امت حضرت (محمد) صلی الله\nعلیه وسلم مثل درجه انبیا ر بنی اسرائیل است؛\nو کرامت و شرافت شان بزرگ و عالیشان است؛ و از\nجمله پادشاهان یا دیگر مردمان کسی که تعظیم علما کند گویا تعظیم\nخدا و رسول را نموده و کسیکه ایشانرا اهانت نماید گویا خدا\nو رسول را اهانت میکند «وَالْعِیَاذُ بِاللّهِ» چرا که علما وارثین\nانبیا و برگزیدگان اولیا اند.\nعلم فضل خدا است با هر شخصیکه خواسته داده میدهد\nقدر علم کبیر و فضل آن کثیر است؛ در فضیلت و شرافت\nعلم و علما اینقدر کفایت میکند که الله تعالی فرموده: یَرْفَعِ\nاللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.\nو رسول الله صلعم فرموده: مَثَلُ الْعُلَمَاءِ فِی الْاَرْضِ\nکَمَثَلِ النُّجُومِ فِی السَّمَاءِ. یعنی مثل علما در زمین مثل\nستارگان است در آسمان."}
{"book": "adl0335", "page": 71, "text": "۶۳\nو نیز فرموده : اَلنَّظَرُ اِلیٰ وُجُوهِ الْعُلَمَاءِ عِبَادَةٌ ، یعنی\nنظر کردن بسوی رویهای علما عبادت است .\nو نیز فرموده : اگر علما نمی بودند امت من هلاک میشدند\nالهی علما را نگاه دار ! .\nو نیز فرموده : نظر کردن به روی عالم نزد الله تعالی\nدوست تر است از عبادت شصت سال که روز روزه دار\nو شب بیدار باشد .\nو نیز فرموده : کسیکه عالم را عزت دهد ! یقین که مرا عزت\nداده و کسیکه مرا عزت داد یقین که خدای تعالی را عزت کرد ! و کسیکه\nخوار و سبک دانست عالم را یقین که مرا اهانت کرد ! و کسیکه\nمرا اهانت کند بازگشت او دوزخ است .\nآگاه باشید ! که الله تعالی از جهة علما غضب می شود\nو دعای عالم را قبول میکند .\nآگاه باشید ! عقب عالم اقتدا کنید ! آنچه صافی باشد\nازو بگیرید ! و آنچه کدر باشد بگذارید !"}
{"book": "adl0335", "page": 72, "text": "۶۵\n\nآگاه باشید ! الله تعالی بروز قیامت هفت لک\nگناه عالم را میآمرزد ؛ که یکی از آنها برای جاهل آمرزیده نشود.\nوکسیکه مجلس عالم را دریابد در روز قیامت بر او سختی و\nعذاب نباشد .\nنیز فرموده : اگر علما نباشند ؛ بندگان خدا یکرو\nهم برعبادت پروردگار خود ؛ بدون آموختن چیز ؛ قادر شده\nنمیتوانند . و علما مثل انبیا شفاعت میکنند .\nونیز فرموده : خیر دنیا و آخرت همراه علم است ؛ وشر\nدنیا و آخرت همراه جهل .\nحضرت عیسیٰ علیہ السلام فرموده : کسیکه علم آموخت\nو بدیگر میآموزانید و آن دیگر بران عمل نمود ؛ آن کس ملکوت در\nاعظم بعظیم بشمار میرود .\nونیز حضرت رسول الله فرموده : زود بر امت من زمانه\nبیاید که از علما و فقها بگریزند پس الله تعالی ایشان را بسه\nبلا مبتلا میسازد :"}
{"book": "adl0335", "page": 73, "text": "۶۶\n۱-- از کسب شان برکت برداشته میشود\n۲-- پادشاه ظالم برایشان مسلط میگردد\n۳-- از دنیا بغیر ایمان میروند\nو نیز فرموده : عالم باش و یا متعلم و یا سامع علم\nو چهارم مباش که هلاک میشوی\nرسول الله فرموده : قوام دنیا بچهار چیز است :\n۱-- بعلم علما ؛ که اگر علما نباشند جهلا هلاک میشوند\n۲-- بعدل امرا ؛ که اگر نباشند بعضی مردمان ؛ بعضی دیگر را\nخواهند خورد ؛ مثلیکه گرگ میش را میخورد\n۳-- بسخاوت اغنیا ؛ که اگر ندهند فقرا هلاک خواهند شد\n۴-- بدعاء فقرا ؛ که اگر نکنند اغنیا هلاک خواهند شد\nو نیز فرموده : کسیکه یکدرهم به طالب علم نفقه دهد ؛ گویا\nبقدر کوه احد زر سرخ در راه خدا نفقه کرده\nپس ازین آیت ها و احادیث شریفه معلوم گردید ؛ که\nافضل و بهترین کسب ها علم است"}
{"book": "adl0335", "page": 74, "text": "۶۷\n\nعلم عصمت ملوکی است ؛ که از ظلم باز میدارد؛ و سوی حلم\nراجع میگرداند ؛ و از اذیت رعیت منع میکند؛ و بر مردمان\nمهربان میسازد .\nبسبب علم حلال و حرام دین شناخته میشود ؛ احکام جائز\nو ممنوع معلوم میگردد ؛ صلهٔ رحمی حاصل میشود .\nبوسیلهٔ علم ؛ بمعرفت حقائق میرسد ؛ و رضای\nخالق حاصل میگردد .\nعلم را هر کسی بیاموزد؛ اگر پادشاه باشد صاحب دین\nو دیانت میشود ؛ اگر از اوساط باشد سردار میگردد ؛ اگر رذیل\nباشد شریف میشود .\nکسیکه دنیا میخواهد علم بیاموزد ! کسیکه آخرة میخواهد علم\nبیاموزد .\nهر عز تیکه بسبب علم حاصل نباشد آخر آن ذلت\nاست .\nنیکوترین علم آن است که با عمل باشد ."}
{"book": "adl0335", "page": 75, "text": "۶۸\n\nوقتیکه الله تعالی براى امتی خیر خود راسته باشد؛ علم\nبه پادشاهان آن امت میدهد؛ و مرتبه های بزرگ را به علمای آن می بخشد\nعلم جلای عقل ؛ و تیزی ذهن ؛ و زندگی دل ؛ و قوت\nطبیعت است.\n\nعلم را بیاموز ؛ در نفس خود کبیر؛ و در قوم خود امیر میشوی\nعلم چنان عزتی است که جوان آن پیر نمیشود ؛ و چنان\nخزانه ایست که بخرج کردن فنا نمیگردد .\n\nمیوه علم شیرین ترین میوه ها است که بدست فهم\nچیده میشود ؛ درخت آن خزان ندارد ؛ و در فصل خزان\nو زمستان هم بار میدهد .\n\nهیچ بنابر روی زمین ؛ از بنای روی کاغذ پاینده تر\nنیست.\n\nستون بدن روح ؛ و ستون روح علم است .\nعلما سادات مردمانند ؛ شرافت انسان بعلم و لسان\nاست."}
{"book": "adl0335", "page": 76, "text": "۶۹\nپس حق علم این است؛ که فضیلت آنرا بدانند؛ واهل\nآنرا معظم شمارند .\n(نبذی از حقوق علما)\n١—پادشاه ومخمین ! علما را در مجلس خود باشرف مواضع\nبشانند .\n٢—حقوق ومراسم ایشان داده شود .\n٣—بحضور شان به دو زانوی ادب بنشینند !گویا تعظیم\nعلم را که صفت پروردگاراست مینمایند .\n۴—زلات شانرا بپوشند ! چراکه غیر از رسول الله صلعم\nکسی معصوم نیست .\n۵—پادشاه رزق حلال برای شان وظیفه بدهد .\n٦—به دعای شان تبرک بجویند ! چرا که پیشوایان شریعت\nایشانند\n٧—پادشاه تفحص وجستجوی حاجات شانرا کرده وحاجا\nشانرا روا گرداند ."}
{"book": "adl0335", "page": 77, "text": "۸ - فکر کنند که از روی تامل و مهربانی سرور و خورسندی در\nدلهای شان داخل نماید .\n۹ - در مواصلت و خویشی شان تقریر بکو بند !\n۱۰ - از روی مهربانی برای اولادشان تحفه کویا چیزی بدهند .\n۱۱ - پیرانرا بر جوانان مقدم بدارند .\n(بیان حقوق والدین)\nبدانکه حق مادر و پدر اعظم حقوق بشر است؛ لہذا در آیت\nشریف : وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا\nبعد نهی از شرک ؛ احسان ایشانر اذکر کرده و نیز الله تعالی\nفرموده : وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ\nإِحْسَانًا . الله تعالی در این آیت شریف ؛ احسان پدر و مادر را\nبا عبادت و توحید خود مقارن ساخته ؛ ازین مقارنت\nحق و احسان ایشان را تا حدی موازنه کرده میتوانیم ؛ که\nسبب ظاہری وجود و معیشت ولد ایشانند ؛ وسبب\nحقیقی پروردگار ."}
{"book": "adl0335", "page": 78, "text": "۷۱\n\nو پدر و مادر در سببیّت و تربیت ولد با حضرت الٰهیت آیه\nمناسبتی دارند . مادر و پدر نخستین ظهور برخی از صفات پروردگار\nکه عبارتست از ایجاد و ربوبیت و رأفت و رحمت ؛ لہذا معلوم\nگشت ؛ که بعد از توحید و عبادت پروردگار اہم واجبات ؛ با پدر و مادر\nخود احسان کردن است . وَ قَضٰی رَبُّكَ اَلاّ تَعْبُدُ وَ اِلاّ اِيّاهُ\nیعنی اللہ تعالٰی امر کرده ؛ که مپرستید و اطاعت نکنید مگر اللہ\nتعالٰی را . وَ بِالْوَالِدَيْنِ اِحْسَانَاً . ونیکی و مہربانی کشید ؛ با پدر\nو مادر خود . اِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ اَحَدُ هُمَا اَوْ كِلَاهُمَا . اگر برسند نزد\nتو به پیری یکی و یا ہر دوی ایشان . فَلَا تَقُلْ لَّهُمَا اُفٍّ . پس مگو\nایشانرا قول بد که از ان دل ایشان آزرده شود ؛ و یا اینکه\nچون یکی و یا ہر دو از کلان سالی بدرجهٔ رسند که برای قضای\nحاجت انسانی از جا حرکت کرده نتوانند و محتاج تو شوند\nپس آنرا بردار و بینی خود را بند یا پیشانی خود را ترش مکن\nچرا که در وقت خوردی و ضعف تو صد ہا بار به تکرار از تو گندگی\nدیدند و پاک کردند . وَ لَا تَنْهَرْ هُمَا . و بگفتار خود با ایشان"}
{"book": "adl0335", "page": 79, "text": "۷۲\nدرشتی مکن . وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيماً . و بگو ایشان را قول نرم\nونیک . وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ . و با ایشان\nذلیل و فروتن و مهربان باش . وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا . و بعد از\nمرگ شان دعای مغفرت کن ! برای شان ؛ یعنی حق پدرو\nمادر بر پسر در حال حیات و بعد از وفات واجب است ! که\nبعد از پنج وقت نماز برای شان دعای مغفرت کند ! كَمَا رَبَّيَانِي\nصَغِيراً . چنانچه تربیت مرا کردند در حال خردی من ؛ و در\nخدمت من اقامت داشتند ؛ حالا از جانب من بمغفرت\nایشان را جزا بده ! رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ؛ پروردگار\nشما بر دلهای شما عالم است ؛ که با پدر و مادر چه در دل\nدارید از نرمی و نیکوئی . إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ . اگر شما\nبا پدر و ما در نیکو کار باشید بسبب آن از جانب الله تعالی\nمستوجب پاداش میشوید . فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُوراً .\nو اگر حق ایشان را ادا نکردید پس برای خدای تعالی\nتو به کنید ! چرا که خدای تعالی برای رجوع کنندگان"}
{"book": "adl0335", "page": 80, "text": "۷۳\n\nاز گناهان آمرزنده است . و در حدیث شریف مذکور است\nکه برّ یعنی نیکوئی با والدین افضل است از صلوة و صوم و حج\nو عمره و جهاد فی سبیل الله ؛ و نیز فرموده : رضای خدای\nتعالی در رضای پدر است و سخط خدای تعالی در سخط پدر .\nو نیز فرموده : اگر در کل عمر خود جمیع اموال و خدمت\nگاران خود را به پدر خود بدهد ! و در رضای پدر خود کوشش ویژه\nنفقه نماید ؛ حق پدر ازین بزرگ تر است ؛ و حق پدر یک\nذره ایست در جنب حق مادر ؛ وجنت زیر اقدام مادران است\nو کسیکه با پدر و مادر خود نیکی کند و ایشان را خورسند بدارد؛\nالله تعالی در عمر او زیادت کند ؛ پس ای گروه نیکوکاران\nمژده باد شما را .\nو فرموده : که نظر کردن بسوی مادر و پدر عبادت است .\nابن عباس رضی الله تعالی عنه گفته : که رسول الله صلی الله\nعلیه و سلم فرموده : هیچ پسری نیست که سوی پدر و مادر\nخود بنظر رحمت نظر کند مگر آنکه بهر نظر کردن برای او حج"}
{"book": "adl0335", "page": 81, "text": "۷۴\nمقبول نوشته میشود؛ حضار مجلس گفتند : اگر روز یکصد مراتب نظر\nکند؟ در جواب فرمود: آری الله تعالی اکبر و اطیب است\nو نیز ابن عباس رض فرموده : در تواضع و تملق با پدر و مادر خود\nچنان باشن ! که غلام گنه کار ذلیل ضعیف با بادار درشت\nخوی سخت دل میباشد\nالله تعالی برای حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد\nای موسی تعظیم پدر و مادر کن کسیکه ما در و پدر خود را تعظیم نماید\nدر عمر او زیادت شود و فرزندی باو بخشم که با او نیکی کند؛ و کسیکه\nاز مادر و پدر خود سرکشی نماید عمر او را کوتاه میکنم و پسر باو میدهم که از و سرکشی کند.\nمروی است که مردی نزد رسول الله از پدر خود شکوه کرد\nکه مال مرا میگیرد رسول الله پدر او را خواست؛ دید که پیری است\nبه عصا تکیه کرده میآید؛ رسول الله از و پرسید؛ در جواب\nعرض نمود ؛ وقتیکه پسر من ضعیف و فقیر بود و من قوی وغنی بودم\nهیچ چیزی از اموال خود را از و دریغ نمیداشتم؛ و امروز\nمن ضعیف و فقیرم او قوی و غنی میباشد ؛ و بر مال خود بالای"}
{"book": "adl0335", "page": 82, "text": "۷۵\nمن بخل مینماید.\nرسول الله بگریست و گفت : هیچ سنگ و کلوخی نیست\nکه این سخن را شنیده و نگریسته باشد، و بعد از ان پسر او را\nفرمود : خود تو و مال تو از پدرت میباشید .\n(نبذی در حقوق والدین)\nچون از آیات و احادیث شریف حقوق ذیل معلوم و مفهوم\nگردید لہذا جدا جدا بیان میگردد :\n۱ - امر ایشان را در چیزیکه معصیت نباشد اطاعت کند .\n۲ - اگر برای خدمت محتاج شوند بخدمت شان قیام ورزیده\nو بدست خود انجام دهد بدیگری خدمت شانرا محول\nنفرماید ؛ چراکه خدمت این چند نفر برای شخص عار نیست\n۱- استاد .\n۲- پدر و مادر .\n۳- پادشاه .\n۴- مهمان ."}
{"book": "adl0335", "page": 83, "text": "۷۶\n۳— اگر برای طعام محتاج باشند ایشانرا طعام بدهد\n۴— اگر برای پوشاک محتاج باشند و پسر صاحب قدرت\nباشد پوشاک بدهد .\n۵— وقتیکه او را طلب کنند فوراً نزد ایشان حاضر شود\n۶— با ایشان بنرمی و خوبی سخن گوید ؛ نه بدرشتی و سختی\n۷— در تحصیل مطالب ایشان سعی و کوشش نماید .\n۸— در مخاطبه نام ایشان را نگیرد .\n۹— تا اجازت نخواسته باشد بحضور شان سخن نگوید .\n۱۰— در راه رفتن پہلو پہلو و برابر همراه شان نرود؛ بلکه\nمثل غلام که عقب بادار میرود پس پشت شان برود\nاما اگر او را پہلوی خود خواست قبول نماید .\n۱۱— در خوردن و آشامیدن و سخن گفتن و غیره بر ایشان\nسبقت نکند\n۱۲— چیز یرا که برای خود خوش و پسند دارد ؛ برای\nایشان پسند داشته باشد ؛ و چیز یرا که خود بد"}
{"book": "adl0335", "page": 84, "text": "۷۷\nمیدانند برای ایشان نیز بد بداند\n۱۳— پدر و مادر دیگری را دشنام ندهد ؛ که آن دیگر نیز پدر\nو مادر او را دشنام میدهد و سبب لعن ولد میشود\n۱۴— هروقتیکه برای نفس خود دعا کند ؛ برای ایشان نیز\nدعا نماید! و بعد از هر نماز برای شان طلب مغفرت\nو رحمت کند.\n۱۵— هرجمعه قبر ایشان را زیارت نماید ! چنانچه رسول الله\nفرموده : مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبَوَيْهِ أَوْ أَحَدِهِمَا فِى كُلِّ جُمُعَةٍ كَانَ بَارًّا\nیعنی کسیکه قبر پدر و مادر خود را و یا قبر یکی را در هرجمعه زیارت\nنماید نیکو کار است.\n۱۶— عهد ایشان را که همراه کسی کرده باشند بعد از وفات\nشان بجا کند.\n۱۷— با اقربائی ایشان مواصلت نماید\n۱۸— دوستان ایشان را اکرام و احترام کند ! عزت\nو حرمت و تعظیم ایشان را داشته باشد."}
{"book": "adl0335", "page": 85, "text": "۷۸\n۱۹- دین ایشان را ادا کند .\n۲۰- با آشنا و دوست پدر مواصلت دوستی نماید .\nو اگر مراعات حق هر دوی شان متعذر بود که یکی بمراعات\nدیگری آزرده می شد ؟ پس در اموریکه به تعظیم و احترام\nراجع باشند لحاظ حق پدر راجح است . چرا که نسب\nاز جانب پدر معتبر است ؛ و در اموریکه بخدمت و عطای\nنعمت راجع باشند؛ حق مادر راجح بود چنانچه اگر هردو\nشان در خانه داخل شوند؛ برای تعظیم پدر استاد\nشود ! و اگر چیزی از پسر طلب کنند اوّل اعطا به\nمادر نماید .\nاگر پسر بانقدر نفقه دسترس داشته باشد که یکی از ایشانرا\nکفایت میکرد به مادر بدهد چرا که مشقت و شفقت و خدمت\nو تحمل حمل ! و زائیدن و شیر دادن ؛ و تربیت بدن و معالجه\nو شستن گندگیها و چرک ! و تیمار داری بیماری و غیره\nاز مادر بسیار است .."}
{"book": "adl0335", "page": 86, "text": "۷۹\nو اگر مردند و آزرده بودند ؛ خورسندی در ضامندی ایشان\nبچه چیز خواهد شد :\n١- بصلاحیت پسر؛ که سبب محبت و خوشی ایشان است\n۲- با اقربا و دوستان ایشان مواصلت و دوستی کند.\n٣- برای ایشان مغفرت و رحمت بخواهد و صدقه نماید ! و خیرات\nکند ! چنانچه مروی است : که مردی از بنی سلمه از رسول الله\nصلی الله علیه و سلم پرسید : که مادر و پدر من مرده اند ؛ آیا\nچیزی از نیکوئی ایشان بر من باقی است ؟ رسول الله صلعم\nفرمود : آری !\n١- مغفرت بخواه برای شان .\n۲- عهد و پیمان ایشان را نافذ گردان .\n٣- عزت و حرمت دوستان ایشان را بکن .\n۴- با اقربای ایشان پیوند و دوستی نما ."}
{"book": "adl0335", "page": 87, "text": "۸۰\n\n(بیان حق ولد)\nچون از بیان حقوق والدین حقوق ولد نیز مستفاد میگردد؛\nلهذا حقوق ولد بیان میشود؛ پس بدانکه ولد صالح نعمت\nو موهبت پروردگار است؛ لہذا بر هر مسلمان لازم است\nکه چون اللہ تعالی او را ولدی عطا فرماید بچه باشد یا دختر؛ خدای\nتعالی را شکر و حمد بگوید! باینکہ از صلب من مثل انسان را پیدا\nکرده ؛ کہ اللہ تعالی را توحید و عبادت کند ؛ و بندگی نماید؛ ونسب\nوی سوی من منسوب شود؛ پس از حقوق او این است:\n۱— گیر در گوش او اذان بگوید .\n۲— نام نیک مثل عبدالله ، و عبدالرحمن و محمد و\nغیره برسر او بگذارد .\n۳— قدری خرما یا عسل یا دیگر شیرینی در کام او بمالد .\n۴— اگر پسر باشد دو گوسفند و اگر دختر باشد یک گوسفند\nاز عقیقه نماید .\n۵— موی سر او را که ہمراہ او پیدا شده بتراشند و بازن"}
{"book": "adl0335", "page": 88, "text": "۸۱\nونقره وزن کرده بصدقه کشند\n۶ ــ او را ختنه کنند\n۷ ــ کتاب خدا و سنت رسول الله و اقوال سلف و زبان\nعرب را با و نشان بدهند\n۸ ــ بخوبترین کسب ها او را هدایت نمایند\n۹ ــ از همنشینان بد واقوال ملحدین او را نگاه دارند\nرسول الله فرموده : من حَقّ الوَلِدِ عَلَی الوَالِدِ ثَلَاثَۀ اَشیَاءً\nاَن یحَسِّنَ اِسمَهُ اِذَا وَلَدَ وَيُعَلِّمُهُ الكِتَابَ اِذَا عَقَلَ وَيُزَوِّجَهُ\nاِذَا اَدرَكَ . یعنی از حق ولد بر پدر سه چیز است .\n۱ ــ در حین تولد نام نیک بونهد\n۲ ــ وقتیکه عاقل گردید قرآن شریف و علم آداب را\nباونشان بدهد\n۳ ــ وقتیکه جوان شد برای او زن بگیرد .\nو نیز رسول الله فرموده : الله تعالی رحم کند بپدریکه در نیکی\nپسر خود معاونت نماید : یعنی او را با مری مامور نسازد"}
{"book": "adl0335", "page": 89, "text": "۸۲\n\nکه در ان بهم سرکشی باشد .\nو نیز فرموده : اگر یکی از شما پسر خود را علم و ادب بیاموزد\nبهتر است او را از نیکه هر روز نصف پیمانه غله صدقه نماید .\nهر پدری که قرآن شریف و علم و ادب به پسر خود بیاموزد\nثواب آن برای پدر است غیر ازینکه از ثواب پسر چیزی\nکم شود ؛ و چون قرآن شریف را با و نیاموخت بلکه طریق فسق و فجور را\nآموخت گناهش بر پدر است غیر از انیکه از گناه پسر چیزی\nکم شود پس امید که عقلا ازین عبرت گیرند .\n(بیان حق شوهر بر زن)\n\nاز عبد الله ابن عمر رضی الله عنهما مرویست : که زنی نزد\nرسول الله آمد و پرسید : مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَی الْمَرْأَةِ : یعنی\nحق شوهر بر زن چیست ؟ رسول الله فرمود : اَنْ لاَّ تَمْنَعَ نَفْسَهَا\nوَلَوْ كَانَتْ عَلَی ظَهْرِ قَتَبٍ وَلاَ تَصُوْمُ يَوْمًا اِلاَّ بِاِذْنِهِ اِلاَّ رَمَضَانَ\nفَاِنْ فَعَلَتْ كَانَ الْاَجْرُ لَهُ وَالْوِزْرُ عَلَيْهَا وَلاَ تَخْرُجُ اِلاَّ بِاِذْنِهِ\nفَاِنْ خَرَجَتْ لِعْضِهَا لَعَنَتْهَا مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلَائِكَةُ الْعَذَابِ حَتَّی تَرْجِعَ"}
{"book": "adl0335", "page": 90, "text": "۸۳\nیعنی حق شوهر بر زن این است که نفس خود را از شوهر خود\nمنع نکند داگرچه شوهرش او را برپالان شتر طلب نماید)؛\nو روزۀ نفل نگیرد مگر باجازت شوهرخود و اگر گرفت ثواب آن از\nشوهر است و گناه آن بر خود زن؛ و از منزل شوهر نبرآید مگر\nباجازت شوهر؛ و اگر خودش بدون اجازت برآید؛ فرشتگان\nرحمت و عذاب بر او لعنت کنند؛ تا آنکه واپس مراجعت نماید.\nزنی از رسول الله پرسید؛ حق شوهر من بر من چیست؟\nرسول الله فرمود؛ اگر نزد او داخل شوی؛ و خون و ریم از نزد\nاو جاری باشد؛ و تو بر زبان خود آنرا بلیسی؛ هنوز حق او را\nادانکرده باشی\nمعاذ رضی الله عنه گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم\nشنیدم که گفت: هر زنیکه از جهة نفقه دل شوهر خود را غمگین\nسازد؛ و یا بچیزی شوهر را مکلف نماید که در طاقت او نباشد\nالله تعالی فرض و نفل او را قبول نمیکند؛ تا که توبه کند\nو هر زنیکه از یک سوراخ بینی شوهر خود خون و از دیگر سوراخِش"}
{"book": "adl0335", "page": 91, "text": "۸۴\n\nریم بلیسید دستور حق شوهر خود را ادا نکرده\nنقل است : که اعرابی نزد رسول الله آمد و گفت : یا رسول الله\nمن مسلمان شدم ؛ لیکن چیزی بمن نشان بده که یقین من زیاده\nگردد ؛ رسول الله پرسید چه میخواهی ؟ گفت : این درخت را\n(که در آنجا معلوم میشد) طلب کن ! که نزد شما بیاید، رسول الله\nخود او را فرمود ! برو! و آنرا طلب کن. اعرابی نزد درخت رفت\nو گفت : رسول الله ترا خواسته است فی الحال درخت مذکور\nبحركت آمد باین قسم که بخها رطرف خود سیل کرده رگهای جانب\nمقابل را میبرید ؛ و بعد از ان جانب رسول الله متوجه شده رگها\nو شاخهای اوکشان کشان بود تا که نزد حضرت رسول الله رسید\nسلام داد ؛ آن اعرابی فریاد بر آورد لاحسبی حسبی ؛ یعنی\nبس است مرا بس است مرا . آنگاه رسول الله درخت را اجازت\nمراجعت داد واپس رفته رگهای او در جاهای خود فرو رفت\nو خود باستاد ؛ اعرابی گفت : یا رسول الله مرا اجازت بدهید\nکه سر و پای شما را ببوسم ؛ و اجازت یافته بوسید ! باز گفت"}
{"book": "adl0335", "page": 92, "text": "۸۵\n\nآیا اجازت میدهید که ترا سجده کنم؟ رسول الله در جواب فرمود\nبرای من سجده مکن ؛ هیچ مخلوقی برای مخلوقی سجده نکند ؛ اگر امر\nمیکردم که برای مخلوق سجده شود؛ هرآئینه میفرمودم که زن\nبرای شوهر خود سجده نماید از سبب تعظیم حق او .\nو از حقوق شوهر بر زن آن است که الله تعالی در قرآن\nعظیم الشان فرموده : وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ\nیعنی بگوی ای محمد صلی الله علیه وسلم مر زنانی را که بخدا و رسول\nایمان دارند و مسلمانند که منع کنند چشمها را از دیدن چیزی اینکه‌\nنظر کردن برای شان حلال نیست نظاره نکنند چرا که نظر قاصد زنا\nو فرستاده فساد است . چنانچه از آیت شریف نیز چنان\nمعلوم میشود که اوّل غض بصر و بعد ازان حفظ فروج فرموده است\nپس درین مقارنت تبعید است به بزدلی فتنه‌ نظر و نظاره کردن باعث\nبر اقدام فعل میشود . ازین جهت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم\nفرموده : اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ . یعنی نظر\nتیری از تیرهای ابلیس است . (این نظر از دور چون تیر است و بهم"}
{"book": "adl0335", "page": 93, "text": "٨٦\n\nمشقت افزون میشود صبر تو کم) ويَحْفَظْنَ فُرُوْجَهُنَّ. و نگاه دارند\nفرج های خود را یعنی از زنا و یا بستر نگاه دارند .\nو چون شهوة زنان اکثر و زینت شان افزون تر است و عقل\nو احتیاط شان کمتر لهذا ایشان را بغایت خفا و حجاب مؤکد ساخت\nو از اظهار زینت منع نموده فرموده : وَلَا يُبْدِيْنَ زِيْنَتَهُنَّ . يعنى\nظاهر نسازند زینت خودها را زینت زن عبارت از چیزی است\nکه بآن گوش و گردن و غیره اعضای خود را آرایش دهد از\nقبیل زیور باشد مثل گوشواره و انگشتری و چوری و کڑه و خلخلی\nو پای زیب و غیره و یا مثل سرمه و حنا و سرخی رخسار و خالها\nوغیره . و مراد این است که اظهار مواضع زینت با که سر و گوشها\nو گردن و سینه و بازوها و بند های دست و ساق ها و غیره\nبرای زنان حرام است . إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا . یعنی مگر چیزیکه\nاز روی عادت و برای حاجت ظاهر میشود از اندامها که روی\nو هر دو کف و هر دو قدم است که در پوشیدن آنها حرج است\nیعنی در پوشیدن کف ها و قدم ها برای زنان در دادن و گرفتن"}
{"book": "adl0335", "page": 94, "text": "۸۷\n\nچیز‌ها و گشتن حرج است پس ایشانرا از اظهار آنها در وقت\nحاجت چاره نیست چنانچه در جا‌های ذیل مواضع حاجت است.\n۱- در ارادهٔ خواستگاری با که سوی روی زن نظر\nاندازد تا خوش کند و سبب الفت و صلاح شان شود\n۲- در ارادهٔ خریدن کنیز چرا که در ان ضرورت است\n۳- در ادای شهادت برای شاهد جائز است تا او را\nبشناسد\n۴- برای حکم قضای قاضی است\n۵- برای دایه جائز است\n۶- برای دیدن بکارة در دعوای عنین جائز است.\n۷- برای ختنه کننده جائز است\n۸- برای طبیب حاذق وقتیکه زن طبیبه نباشد رواست\nکه عضو علیل مریضه را دیده تشخیص نماید و دوا دهد\n۹- برای تحمل شهادة در زنا جائز است که طرف اندامهای\nنهانی شان ببینند تا شاهدی ادا کنند که مثل میل در سرمه دان داخل شد"}
{"book": "adl0335", "page": 95, "text": "۸۸\n\nچوب در سر سینه ان دیدم ، وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ\nدیگر دانند و بنهند چادر های خود را بگریبان های خود تا سینه\nو بوی ها و گوشها و گردن مستور و پرده شوند و سینه ها از\nگریبان معلوم نگردد . و در آخر آیت شریف فرمود\nوَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ، و نزنند\nزنان پایهای خود را بر زمین یا یکی را بدیگری برای آشکار شدن\nچیزیکه پنهان است از زینت زنان یعنی زنانیکه پای زیب\nدر پای میکنند برای اظهار پای زیب و آواز برآوردن آن\nپای خود را در رفتن نزنند چراکه شنواندن آواز مثل اظهار\nزینت است . و موجب میل دلها و سبب حصول فتنه\nمیشود .\nپس در مخفی کردن الله تعالی اظهار آواز زیور را بعد\nاز نهی اظهار زیور تأکید شدید بالای تشدید است تا مردان\nو زنان مسلمان بدانند که هر چیزیکه بفتنه میرسد احتراز\nو نگهداشت ازان واجب است . و نیز معلوم شد که آواز"}
{"book": "adl0335", "page": 96, "text": "۸۹\nبر آوردن زنان حرام و اخفای شان واجب است؛ چرا وقتیکه\nآواز کشیدن زیور حرام شد ؛ آواز کشیدن خودش بطریق\nاولی حرام و بیشتر موجب برانگیختن فتنه میشود . ازین جهت است\nکه اذان زنان مکروه است .\nو نیز الله تعالی فرموده : یَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ\nكَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ . یعنی ای زنان پیغمبر نیستید شما مثل یکی\nاز زنان دیگر . یعنی بسبب صحبت نبی شریف ترین زنان شما\nمیباشید . اِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ . اگر\nمیترسید از مخالفت حکم خدا و رضای رسول پس در وقت\nمخاطبه مردمان نرمی و فروتنی مکنید ؛ یعنی چون مردی بدروازه\nکسی بیاید و حالانکه صاحب خانه حاضر نباشد زن او را جائز نیست\nکه در جواب و سوال نرمی کند ؛ چرا که او بناز و کرشمه سخن گفتن\nبرانگیزندهٔ شهوة و طمع است . فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ\nپس طمع میکند کسیکه در دل او مرض محبت فسق و فجور باشد .\nوَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا . و بگوئید ؛ در جواب قولی بعید از تهمت"}
{"book": "adl0335", "page": 97, "text": "۹۰\n\nو طمع؛ یعنی بدرستی و درشتی جواب بدهید؛ نه بنرمی و شکستگی\nو ناز و کرشمه . ( بست نرمی افت جان سمور * وز درشتی میبرد جان خار پشت )\nوَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ ، و آرام گیرید در خانه های خویش\nیعنی در خانه ها و مساکن خود ثابت و لازم باشید ! چنانچه بی بی\n( سوده ) بنت زمعه رضی الله تعالی عنها چنان در خانه خود خلوت\nگزینی اختیار کرد که بزندگی از دروازه خود نبر آمد و در خلافت\nحضرت عمر رضی الله تعالی عنه جنازه او را از خانه کشیدند وقتیکه\nاو را میگفتند چرا بحج و عمره نمیروی در جواب میفرمود\nما را گفته اند. وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ ، در بیگانگان چشم زن کور باد\nچو بیرون شد از خانه درگور باد) . وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ\nالاُولى . و خود را آراسته نکنید مثلیکه در زمان جاهلیت\nپیش ! زنان خود را میآراستند . یعنی زمان حضرت\nابراهیم علیه السّلام جاهلیت اولی است که در آن زمان زنان\nلباس های خود را مروارید دوزی کرده در راه ها خود ها را بمردان\nنشان میدادند آنچنان نکنید ؛ و یا اینکه در برج ها و دیوار ها"}
{"book": "adl0335", "page": 98, "text": "۹۱\n\nبالا نشوید که از آنجا بمردان خود را نشان بدهید، و یا اینکه\nدر رفتار خرامان خرامان مروید، در این آیت شریف اگرچه\nظاهراً خطاب برای زنان رسول الله صلی الله علیه وسلم\nاست لیکن مراد همه زنان امت است\nرسول الله فرموده: صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا.\nیعنی دو گروه از اهل دوزخ اند و من ندیدم ایشان را، یعنی بعد\nاز زمان مطهره او پیدا میشوند. قَوْمٌ مَعَهُمْ سِيَاطٌ\nكَأَذْنَابِ الْبَقَرِ يَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ. یعنی صنف اول قومیست\nکه در دست های شان قمچین ها باشد از چرم بافته مثل دمهای\nگاوان نوک ناگره که بآنها مردمان را میزنند. وَنِسَاءٌ كَاسِيَا\nمميلات مائلات رؤسُهُنَّ كأسنمة البخت لا يدخلنَّ الجَنَّةَ وَلَا\nيجدن ريحها وَإِنَّ ريحها ليوجد مسيرة اربعين عاماً\nو صنف دوّم زنانیست که در حقیقت برهنه باشند که در ظاهر\nلباس های نازک پوشیده باشند. و یا اینکه از لباس\nتقوی عاری باشند که روبندها پس سر انداخته باشند"}
{"book": "adl0335", "page": 99, "text": "۹۲\nتا روی ها و سینه های شان برهنه شوند. مميلات؛ يعنى\nمیل دهنده باشند دل های مردان را بسوی فساد با خود\nو یا اینکه در رفتار میلان دهنده باشند شانه ها و سرین های\nخود را. و یا اینکه میل دهنده باشند روپوش های خود را\nطرف پس سر؛ تا رویهای شان برهنه شود. مائلات؛\nیعنی میل کننده باشند سوی مردان و یا اینکه خرامنده باشند\nدر رفتار . رؤسُهُنَّ كأسنمَةِ البُخْت . سر های شان مثل كوهانهای\nشتران مایه باشد . یعنی سر های خود را به مویها و چادر ها و کلاها\nکلان کنند که مثل کوهان شتر ما یه شود . داخل نشوند در\nبهشت؛ و نیا بند بوی بهشت را و هر آئینه بوی آن از چهل ساله\nراه دریافت میگردد .\nمرویست که بعضی از مؤمنین منتظر طعام رسول الله را\nمی بودند و در مجلس طعام داخل شده تا میخوردند و بعد از ان زود نمی رفتند\nو سخن میگفتند رسول الله از ان آزرده می شد و از حیا\nچیزی نمیگفت لہذا الله تعالیٰ این آیت را نازل کرده"}
{"book": "adl0335", "page": 100, "text": "۹۳\n\nفرمود : یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوت النبی یعنی\nای مسلمانان بهیچ حال از احوال در حجره های رسول الله داخل\nنشوید : الا ان یؤذن لكم . مگر در حالیکه اذن کرده شود\nبرای شما و شما را طلب نماید الی طعام . برای طعام : پس\nدرائیدا غیر ناظرین اناه . و حالانکه نگران بطرف طعام نباشید\nیعنی در اذن خواستن حفظ ادب و مراعات احترام میباشد\nولکن اذا دعیتم فادخلوا . یعنی ولیکن وقتیکه خواسته\nشدید و شما را طلب نمود داخل شوید . فاذا طعمتم فانتشروا.\nو وقتیکه طعام خوردید پراگنده شوید با و دیر نکنید : و لا\nمستانسین لحدیث . و نه انس گیرنده باشید برا\nسخن گفتن میان خود یعنی ننشینید آرام گرفتگان برای سخن\nبلکه برائید . ان ذلکم کان یؤذی النبی . بدرستیکه این\nانس گرفتن شما در خانه و دیر نشستن میرنجاند و آزرده میکند\nپیغمبر را . فیستحی منکم . پس حیا میکند که شما را بگوید برائید\nوالله لا یستحی من الحق . و الله تعالی از حق حیا نمیکند ."}
{"book": "adl0335", "page": 101, "text": "۹۲\n\nیعنی بر آمدن شما بعد از تناول طعام حق است پس نباید از حهت حیاء\nترک شود لہذا فرمود که الله تعالی از گفتن حق حیا نمیکند و گفت که برائید\n\n(دین و اسلام در ادب طلبیست : کفر و طغیان رسوم بی ادبیست)\nوَاِذَا سَألْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاْسئَلُوهُنَّ مِنْ وَّرَاءِ حِجَابٍ . دو وقتیکه\nاز یشان متاعی بخواهید از قبیل دیگ و کاسه و نمک و غیره\nاز پس پرده یعنی از بیرون دروازه بخواهید . ذَالِکُمْ اَطْهَرُ\nلِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ . این خواستن از پس پرده پاکیزه تر است\nبرای دلهای شما و زنان و موجب سیانت از خواهشات نفسانی\nو خیالات شیطانی ؛ چرا وقتیکه مرد و زن بهیچ بهم نه بینند\nدر دل یکی چیزی نباشد . در آخر آیت فرموده : وَاتَّقَيْنَ اللهَ\nاِنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَئٍ شَهِیداً . یعنی ای زنان در خصوص ستر\nو حجاب که شما مامور شدید از خدا بترسید ! که هیچکس شما را نه بیند\nغیر از پدر و پسر و برادر و برادر زاده و خواهر زاده و عمو و ماما هرآئینه\nالله تعالی بهر چیزی از گفتار و کردار و اعمال نفوسس و احوال\nقلوب و اندیشه تا و میل نفوس شما حاضر و ناظر است میل دل شما"}
{"book": "adl0335", "page": 102, "text": "۹۵\nاز و پنهان نیست ، جزای شما را میدهد . چون که خدا شد بخفایا گواه\nکرد شما را همه لحظه نگاه * دیده بپوشید زنامحرمان * دور شوید از ره وهم وگمان\nدر پس زانوی حیا و وقار * خوش بنشینید بصیر و قرار )\nازین آیات و احادیث شریفه ستر و حجاب همۀ زنان ثابت\nو هویدا گردید پس از حقوق شوهر بر زن این است که مطلقاً\nبدون اجازت او از خانهٔ وی بیرون نرود و اگر برآید در شرعیت\nما آن زن را ناشزه گویند که حق نفقهٔ وی از ذمهٔ شوهر ساقط میگردد\nو این غیرت مرد برای صیانت اهل و حفظ ناموس خود واجب است\nچنانچه سعد ابن عباده انصاری خزرجی رضی الله تعالی عنه\nاز حضرت رسول الله پرسید : اگر با اهل خود مردی را بیابم\nاو را چیزی نگویم تا چهار نفر شاهد گذرانم رسول الله در جواب\nفرمود (نعم) آری سعد گفت : وَالَّذِى بعثک بالحق لو وجدت\nمع امرأتی رجلاً لضربته بالسیف . یعنی سوگند بآن ذاتیکه\nترا بحق رسول فرستاده که اگر با زن خود مردی را بیابم هرآئینه\nاو را بشمشیر بزنم رسول الله صلی الله علیه وسلم حضار مجلس را"}
{"book": "adl0335", "page": 103, "text": "۹۶\nگفت: اتعجبون من غیرة سعد فوالله لانا اغیر منه والله\nاغیر منی ومن غیرة الله انه حرم الفواحش ما ظهر منها\nوما بطن. یعنی آیا از غیرت سعد تعجب میکنید سوگند بخدا هر آئینه\nمن از وغیرت مندترم و الله تعالی از من غیرت تر است و از غیرت\nاو تعالی است که بر بندگان مکلفین خود از روی شفقت و مرحمت\nاقوال و افعال آشکارا و پنهان زشت را حرام گردانیده\nتا در دوزخ نیفتند و از افتیدن شان غیرت کرده است.\nاین نه چیز از مجمل حقوق شوهر است بر زن.\n۱- از خانه شوهر خود بدون اجازت او بیرون نشود.\n۲- اگر از حیض پاک باشد؛ هروقت که او را برای جماع\nبخواهد امتناع نیارد.\n۳- در مال او خیانت ننماید.\n۴- در دعای خود او را شریک کند.\n۵- اقربای شوهر خود را تعظیم و اکرام نماید.\n۶- بزبان خود او را آزرده و دق نسازد."}
{"book": "adl0335", "page": 104, "text": "۹۷\n\n۷-- حتی الامکان در کارهای او معاونت نماید\n۸-- اگر مال دار بود در مال خود بشوهر خود احسان ننهد .\n۹-- مال خود را از و منع نکند .\n(بیان حقوق زن بر شوهر)\nرسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : استوصوا بالنساء\nخيراً فانهن عوان عندكم اخذتموهن بامانة الله واستحللتم فروجهن\nبكلمة الله تعالی . یعنی وصیت ومحکم کنید نیکوئی را بازنان\nچراکه ایشان نزد شما امانت اند و با مانت خدای تعالی ایشانرا\nگرفتید و بکلمۀ خدای تعالی فرج های ایشان را برای خود\nحلال گردید .\nپس از حقوق ایشان این چیزها است که در ذیل بیان\nشده :\n۱-- زن خود را از حلال نفقه دهد ؛ و دران وسعت نموده\nتنگی ننماید .\n۲-- خدمت خود را در ستر و حجابیه بالای او بکند چرا که"}
{"book": "adl0335", "page": 105, "text": "۹۸\n\nزن عورت و برآمدن آن گناه و ترک مروت است .\n۳- احکام لازمه شریعت را که در روز قیامت از آنها\nمسئول است؛ مثل نماز و روزه و احکام حیض و نفاس\nکه زن برای آموختن آن محتاج است باو نشان بدهد .\n۴- چون که زن امانتی است در دست شوهر در خصوص\nمهر و غیره بر او ظلم نکند .\n۵- بدون اجازت شرعی او را نزند .\n۶- بیشتر از چهار ماه از و دور نشود .\n۷- از زیارت والدین او را منع نکند .\n۸- از دبر با او مجامعت ننماید .\n۹- اگر در کدام امری از و سرکشی ظاهر شود از روی\nخیر خواهی و نصیحت آنرا تحمل نماید ."}
{"book": "adl0335", "page": 106, "text": "۹۹\n\n(بیان حقوق اقارب و رحم)\n\nاللہ تعالی فرموده وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ . یعنی حقوق خداوندان قرابت را که صلۂ رحمی و نیکی کردن است ادا کن! پس کسی که غائب نبوده میان اقربا باشد بر او واجب است که بهدیه و زیارت صله رحمی نماید! و اگر بهدیه مال قادر نباشد؛ زیارت و اعانت خود را دریغ نداشته باشد. و اگر غائب باشد بزیارت شان رفته میتوانست زیارت افضل است و اگر نمیتوانست بفرستادن خط و سلام صله رحمی را ادا کند.\n\nو نیز اللہ تعالی فرموده : وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا . درین آیت شریف معرفت را علت و حکمت جعل قرابت و رحم گردانید! تا این نعمت را فراموش نکنند پس کسی که قطع رحم کرد گویا کفران نعمت نمود و حکمت جعل مذکور را لغو ساخت .\n\nمعنای صله رحمی این است که قرابت و نسب را فراموش"}
{"book": "adl0335", "page": 107, "text": "نکند؛ بلکه به زیارت کردن و تحفه دادن و تحفه روان کردن دروا\nکردن حاجات ؛ واعانت کردن بدست و زبان اجرا نماید\nو این درجه ها دارد؛ کمترین درجه که بآن صله رحمی حاصل میشود سلام\nدادن و سلام روان کردن و بذریعه مکتوب دعا و سلام و اظهار\nشوق ملاقات و ذکر بعضی وقائع فرستادن است .\nاما وقت و اندازه ندارد بلکه بمقدار وسع و عدم حرج جانین\nمقدر میباشد .\nرسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : الا ان الرحمة\nلا تنزل علی قوم فیهم قاطع رحمه . یعنی آگاه باشید رحمتیکه\nخاص است باهل کمال از مؤمنین نازل نمیشود بر قومیکه در ان\nمردی قاطع رحم باشد . ازین حدیث شریف معلوم میشود\nکه قطع رحم گناه عظیم است ؛ چرا که بسبب آن از خود قاطع و\nهمنشین او رحمت منع میشود ؛ پس بر هر مسلمان واجب است\nکه از قطع رحم تو به نماید و از خدای تعالی مغفرت طلب کند؛\nو با اقربا پیوندی نماید ! هر کسیکه قریب داشته باشد و پاسے خود"}
{"book": "adl0335", "page": 108, "text": "۱۰۱\nبزیارت او نرود و از مال خود اور اند هد البته قطع رحم میکند .\nو نیز رسول الله فرموده : من سره ان يبسط له فى رزقه\nوان ينساء له فى اثره فليصل رحمه . یعنی کسیکه خوش دارد که\nدر رزق او فراخی و در اجل او تاخیر شود پس با رحم پیوندی نماید\nیعنی با اقربای خود دوستی و پیوند کند ! و اگر گویند اجال مقدر\nو ارزاق منقسم است کم و زیاد نمیشوند چنانچه از آیات شریفه\nمعلوم است : پس معنای بسط و تأخیر چیست ؟ این سخن دو جواب\nدارد .\n۱ مراد از زیادت در کیف است ؛ یعنی بسبب توفیق\nطاعت در روزی و عمرش برکت میشود : یعنی زیادت\nدر برکت است\n۲ مراد از زیادت حقیقت زیادت در کم است ؛ لیکن\nنظر بعلم فرشته که بعمر موکل است ؛ و در لوح محفوظ برا\nاو ظاهر میشود ؛ که محو و اثبات در ان جائز است چنانچه\nالله تعالى فرموده : يمحو الله ما يشاء ويثبت ، یعنی"}
{"book": "adl0335", "page": 109, "text": "١٠٢\n\nعمر شخص در لوح محفوظ شصت سال ثبت میباشد و بهمین شصت\nسال فرشته علم دارد؛ لیکن صله رحمی میکند هشتاد میگردد؛\nآن محو و این اثبات میشود و الله تعالی میداند که چنین میشود؛ پس\nاین زیادت و تغیر در علم و تقدیر پروردگار نیست؛ در علم او تعالی\nزیادت و نقصان نیامد که این را قضای مبرم گفته میشود؛ بلکه زیادتی\nنظر بعلم فرشته حاصل شد که این را قضای معلق میگویند.\nو نیز رسول الله فرموده : صلة الرحم وحسن الجوار وحسن\nالخلق يعمران الديار ويزيدان في الاعمار. یعنی احسان\nبا اقربا و حسن روش با همسایگان و خوش خلقی با مردمان خانه‌ها\nو شهرها را آباد و عمرها را زیاد میکند.\nاز حضرت انس ابن مالک رضی الله تعالی عنه مروی است\nکه سه نفر در روز قیامت زیر سایه عرش میباشند.\n١- واصل رحم که در عمرش زیادت؛ در رزق و قبرش\nوسعت میشود.\n٢- زنی که شوهرش مرده؛ و ازو یتیمان مانده باشند"}
{"book": "adl0335", "page": 110, "text": "۱۰۳\nو این زن براى يتیمان بنشیند و شوهر نکند تا کلان شوند\nو یا بمیرند .\n٣- کسی که طعام اماده ساخته یتیمان و مساکین را بدهد.\nمیمون ابن مهران رحمة الله علیه گفته : سه حق است\nکه مسلمان و کافر در ان برابر اند :\n۱- با کسیکه عهد کردی مؤمن باشد یا کافر با بر عهد خود\nاستوار باش ! چرا که عهد برای خدای تعالی میباشد .\n۲- با کسیکه قرابت داری مؤمن باشد یا کافر با او\nپیوندی کن .\n۳- کسیکه ترا بر چیزی امین گرداند مؤمن باشد یا کافر\nدر ان خیانت مکن و آن امانت را ادا کن\nپس از آیات و احادیث و اقوال علما معلوم گردید\nکه به هر مکلف صله رحم واجب ؛ و قطع آن حرام است\nو معنای آن با اقربای نسبی و خداوندان خویشی یعنی\nقوم پدری که نسب از جانب پدر معتبر است؛ و قوم"}
{"book": "adl0335", "page": 111, "text": "۱۰۴\n\nمادر که بسبب خویشی قریب میگردد؛ احسان کردن است و با ایشان\nمهربانی و نرمی نمودن؛ و احوال ایشان را تفحص نمودن و رعایت شان\nکردن است؛ پس مستحب است که در نیکی کردن بترتیب ذیل احسان\nخود را مبذول نماید :\n۱ --- با مادر .\n۲ --- با پدر .\n۳ --- با اولاد .\n۴ --- با اجداد و جدات .\n۵ --- برادران و خواهران .\n۶ --- اعمام و عمات .\n۷ --- اخوال و خالات است .\nپس کسی که از جانب پدر و مادر قریب باشد در نیکی\nمقدم است بر کسانیکه از یکطرف باشد .\nبدانکه در صلهٔ رحم ده خوبی است\n۱ --- رضای خدای تعالی حاصل میشود؛ چرا که بصلهٔ رحم امر"}
{"book": "adl0335", "page": 112, "text": "۱۰۵\n\nکرده است\n۲- خوش ساختن است دل اقربا را، و در خبر است که افضل\nاعمال خوش ساختن است دل مؤمن را\n۳- خورسندی فرشتگان ست .\n۴- یاد کردن مسلمانان است او را به نیکوئی .\n۵- ابلیس را غمگین ساختن است .\n۶- زیادت عمر است .\n۷- برکت در رزق است\n۸- خوشی مردگان است ؛ چرا که پدر و پدر کلان به احسان با\nاقربای ایشان خورسند میشوند .\n۹- زیادت مودت است .\n۱۰- زیادت اجر است بعد از مرگ ؛ چرا وقتیکه احسان او را\nیاد کنند ؛ برای او دعای مغفرت مینمایند ."}
{"book": "adl0335", "page": 113, "text": "١٠٦\n\n(بیان حقوق جار یعنی همسایه)\nرسول الله فرموده : مازال جبرئیل یوصنی بالجارحتی\nظننت انه سیورثه . یعنی جبرئیل مرا در حق همسایه مدام وصیت\nمیکرد؛ تا حدیکه گمان کردم عنقریب او را وارث خواهد ساخت\nکه یک همسایه از دیگر همسایه میراث ببرد .\nدر این حدیث شریف مبالغه است؛ در خصوص شدت\nمحافظۀ حق همسایه ؛ که با همه شان بقسم لایق حال هر یکی روش نمایند\nو برای شان خیرخواهی نموده دفع مضره از ایشان کند .\nو نیز فرمود : که روز قیامت یک جار بدیگر جار چسپیده\nمیباشد و میگوید : پروردگارا ازین بپرس و بازخواست\nکن ! که چرا دروازۀ خود را در روی من می بست و مرا از عطا و\nبخشش خود محروم میساخت .\nبدانکه جوار سه قسم اند .\n١— همسایه که سه حق دارد .\n٢— همسایه که دو حق دارد ."}
{"book": "adl0335", "page": 114, "text": "۱۰۷\n\n٣- همسایه که یک حق دارد\nهمسایه که سه حق دارد ؛ آن است که قریب و خویش و\nمسلمان باشد .\n١- حق رحم .\n٢- حق اسلام .\n٣- حق همسایگی ، چنانچه الله تعالی فرموده : والجار ذي القربی\nهمسایه که دو حق دارد ؛ آن است که قرابت ندارد و مسلمانست\nدو حق او .\n١- حق اسلام .\n٢- حق جوار است .\nهمسایه که یک حق دارد ؛ جار کافر است ؛ که محض حق\nجوار دارد .\nاصل حسن جوار در چهار چیز است :\n١- در مال خود با جار خود مواساة داشته باشد .\n٢- در چیزیکه نزد جار باشد طمع نکند ."}
{"book": "adl0335", "page": 115, "text": "۱۰۸\n\n۳- آزار و رنج خود را ازو باز دارد.\n۴- به رنج و آزار دادن جار صبر نماید.\nچرا حسن جوار این نیست که او را آزار ندهی بلکه این است\nکه در ضرر رسانی او صبر نمائی.\nهر مسلمانرا میشاید که به آزار جار صبر نماید؛ و آزار خود را\nازو باز دارد؛ یعنی جار ازو در امن باشد و باین سه چیز\nدر امن میشود:\n۱- دست\n۲- زبان\n۳- عورت\nامان دست: این است که اگر در بازار بیادش آید\nکه کیسه روپیه من در خانه جار مانده از خوف تلف ایمن باشد\nو اندیشه نکند بلکه یقین نماید که گویا در خانه خودش است.\nامان زبان: این است که سخنی در حق همسایه خود نگوید که اگر\nحاضر شود؛ گوینده از خجالت سکوت شود."}
{"book": "adl0335", "page": 116, "text": "۱۰۹\n\nامان عورت: این است که اگر در سفر باشد و خبر شود\nکه جار من در خانه من درآمده ، دل او آرام باشد که خیانت\nنمیکند\nتفصیل حقوق جار :\n۱-اگر قرض بخواهد او را بدهد .\n۲- اگر مهمان کند اجابت نماید .\n۳- اگر مریض شود و یا بیمار و استته بیمار پرسی کند .\n۴- اگر معاونت خواهد مدد نماید .\n۵- اگر او را مصیبتی رسد تعزیت کند .\n۶- اگر خیری رسد تهنیت گوید .\n۷- اگر بسفر رود منزل و عیال او را محافظت کند .\n۸- اگر بمیرد به جنازه او حاضر شود و نماز جنازه را خوانده\nاو را دفن نماید .\n۹- به بوی دیگ خود او را آزرده نسازد ، که اگر بوی آن\nبمشامش رسد از ان دیگ چیزی بدهد ."}
{"book": "adl0335", "page": 117, "text": "۱۱۰\n\n۷۰- بدون اجازه بنای خود را بر بنای او بلند نسازد.\n\n(بیان حقوق یک مسلمان بر دیگر مسلمان)\n\nمسلم از ابوهریره رضی الله تعالی عنه روایت کرده که رسول الله\nفرموده : حقوق یک مسلمان که بر دیگر مسلمان لازم است شش است\nشخصی پرسید : آن شش حق چیست ؟ رسول الله صلی الله علیه سلم\nدر جواب فرمود : اذا لقیته فسلم عليه واذا دعاك فاجبه\nواذا استنصحك فانصح له واذا عطس فحمد الله فشمته\nواذا مرض فعده واذا مات فاتبعه . یعـنی :\n\n۱-- وقتیکه با مسلمان ملاقی شدی جهته احیای مودت اسلامی\nاو را سلام بده.\n۲-- وقتیکه برای ضیافت ترا طلب نماید او را اجابت کن\nلیکن اگر در آنجا معصیت نباشد.\n۳-- وقتیکه در امری از امور از تو نصیحت و مشورت\nطلب نماید او را از روی خیرخواهی نصیحت کن."}
{"book": "adl0335", "page": 118, "text": "۱۱۱\n\n۴- وقتیکه عطسه زد و (الْحَمْدُ لِلَّهِ) گفت؛ او را دعای رحمت\nکن ! یعنی (يَرْحَمُكَ اللَّهُ) بگوی .\n۵- وقتیکه مریض شد ؛ بزیارت او رفته او را بیمار\nپرسی بکن .\n۶- وقتیکه بمیرد متابعت جنازۀ او بکن تا او را دفن نمایند .\nو نیز رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده\nالْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ .\nیعنی مسلمان کامل آن است که دیگر مسلمانان از زبان و دست\nاو سالم باشند درین حدیث شریف تحریص است بر اینکه\nبه هر چیزیکه مسلمانان آزرده گردند ؛ ترک آن چیزها لازم است\nو سر آن محض حسن خلق است با مردمان . و نیز ترغیب است\nبر ترک معاصی و اجتناب از مناهی .\nچنانچه حسن بصری رحمۃ الله علیه گفته ؛ ابرار آن\nکسانند که مورچه را نیازارند ؛ و شر را پسند ندارند .\nو سبب تخصیص زبان و دست این است که اضرار اینها"}
{"book": "adl0335", "page": 119, "text": "۱۱۲\nبسیار است؛ وگرنه از جمیع شرور و اضرار اجتناب\nلازم است\nنیز فرموده : در کسیکه این چهار چیز موجود باشد\nاو بهتر مردمان است\n۱ -- در احسان با مردمان معاونت نماید\n۲ -- به تو به تائب خورسند شود\n۳ -- برای گنه کاران دعا کند؛ و برای مصرمین مغفرت بخواهد.\n۴ -- دروغ گوئی و خیانت را ترک کرده باشد .\nنیز فرموده : مروت در شش چیز است : سه\nاز ان در حضر است و سه در سفر؛ آن سه که در حضر است\nاین است\n۱ -- قرآن شریف خواندن .\n۱ -- و فرق ازار دست و زبان این است : که آزار زبان بر زمان موجود و گذشته و آینده عام است\nو آزار دست بوجودین مخصوص میباشد و اگر کتابت نیز شامل باشد آزار دست\nنیز عام میگردد ."}
{"book": "adl0335", "page": 120, "text": "۲- مساجد آباد کردن\n۳- برای رضای خدای تعالی برادران دینی گرفتن\nو آن سه که در سفر است این است\n۱- توشه دادن\n۲- با همرهان خو و خوش خلقی کردن\n۳- مزاح و خوش طبعی نمودن بشرطیکه گناه نباشد\nکسیکه باین شرائط اقامت گزین باشد مؤمن بحق است.\nرسول الله فرموده: وَاللّٰهِ لَايُؤْمِنُ وَاللّٰهِ لَايُؤْمِنُ\nوَاللّٰهِ لَايُؤْمِنُ کسی پرسید: وَمَنْ يَا رَسُولَ اللّٰهِ !\nیا رسول که ایمان نیاورده؟ او فرمود: اَلَّذِي لَا يَأْمَنُ جَارُهُ\nبَوَائِقَهُ. یعنی شخصیکه همسایه اش از شرور و ستمها و سختیهای\nاو در امن نباشد. در این حدیث از تکرار قسم معلوم میگردد که رسول\nصلی الله علیه و سلم چقدر کمال مبالغه نموده اند در اینکه ایمان\nکامل حاصل نمیشود تا آنکه همسایه انسان از شرور و ستمها و\nسختیهای او در امن نباشد."}
{"book": "adl0335", "page": 121, "text": "۱۱۴\n\nپس کسی‌که میخواهد مؤمن بحق ؛ و بکمال ایمان موصوف باشد\nدوست بدارد برای برادر مسلمان خود چیز‌ی را که برای\nخود دوست دارد.\n(بیان حقوق اخوت اسلامی)\nبدانکه عقد اخوت (برادری) که یک مسلمان با دیگر مسلمان\nبلحاظ خدا می‌بندد چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم میان بعضی\nصحابه رضی الله تعالی عنهم بسته بود؛ مثل عقد نکاح حقوقی دارد که\nوفای آنها واجب است! یعنی برادر ترا در مال و نفس و دل و\nزبان تو حق است که همۀ آنها به هشت حقوق بیان میشود:\n۱ ــ مواساة در مال ؛ و آن سه قسم است:\n۱ ــ ادنی\n۲ ــ اوسط\n۳ ــ اعلی\n(بیان قسم ادنی)\nادنی مرتبه مواساة با برادر خوانده دینی این است:"}
{"book": "adl0335", "page": 122, "text": "۱۱۵\nکه او را مثل غلام و یا خادم خود دانسته از زیادتی مال خود حاجت\nاو را رواگرداند؛ و محتاج بسوال کردن نگذارد و اگر او را محتاج\nبسؤال گردانید در حق اخوت تقصیر نمود\n(بیان قسم اوسط)\nقسم اوسط: این است که او را مثل نفس خود بداند و در\nمال خود او را شریک ساخته در جزو آن با او جوانمردی کند\nچنانچه صحابه چنین کردند که یک آزار را دو نیم کرده یک پارچه\nآنرا به برادر دینی خود دادند\n(بیان قسم اعلی)\nقسم اعلی: این است که او را بر نفس خود مختار نماید و حاجتترا\nبر حاجت خود مقدم دارد که این را ایثار گویند و مرتبه صدیقین ؛\nو انتهای درجه محبت اخوت است . و گاهی چنین شده که در\nنفس ایثار کرده اند؛ چنانچه بعضی از صوفیه را پادشاه بقتل میرساند\nاز ان میان ابوالحسین نوری رحمة الله علیه سوی شمشیر مبادرت\nنمود چون از و پرسیدند در جواب فرمود: که درین لحظه حیات"}
{"book": "adl0335", "page": 123, "text": "١١٦\n\nاخوانرا بر حیات خود دوست تر داشتم وحیات برادران شان\nایثار نمودم که اوّل خود کشته شوم وکشتن ایشانرا نه بینم گویند\nهمین سخن سبب نجات کل شان گردید\nاین مرتبۀ علیا را الله تعالی در قرآن عظیم الشأن بیان کرده\nومؤمنانی را که بآن موصوف اند توصیف فرموده : وَأَمْرُهُمْ\nشُورَىٰ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ یعنی کارهای\nشان میان شان شریک بود که بطریق مشورت اجرا میکردند\nنه بوجه استبداد؛ ومالهای شان نیز مخلوط بود که مال یکی از\nدیگری تمیز نمی شد در نفقه کردن\n٢-- حق دوّم : اعانت کردن است در حاجت روائی او\nو آن نیز سه درجه است :\n١-- ادنی\n٢-- اوسط\n٣-- اعلی\n(بیان ادنی)"}
{"book": "adl0335", "page": 124, "text": "۱۱۷\n\nادنی: وقتیکه قدرت داشته باشد بعد از سوال حاجات\nاو را رواگرداند؛ لیکن بخوشی و خورسندی و کشاده روئی\nو اظهار کند که باین سوال خود با من احسان کردید و من منت شمارا\nقبول کرده تشکر آنرا بجا میآرم .\n(بیان اوسط)\nاوسط: این است که حاجت او را مثل حاجت خود بداند و\nبدون سوال کردن برواکردن حاجات او قیام ورزد! و در\nحال حضور و غیاب او بدروازه اش رفته احوال پرسی نماید\nو از تیل و نمک و غیره حاجات شان بپرسد؛ و در ادای آنها\nچنان تبادر ورزد؛ که برادرش خبر نباشد؛ چراکه درین اظهار\nشفقت و اخوت است؛ که اگر شفقت نباشد گویا درخت اخوت\nبی خیر و بی ثمر میماند .\n(بیان اعلی)\nاعلیٰ: این است که حاجات برادر خود را از حاجات خود ضرور تر\nبداند؛ و در همه اوقات حالات او را پرسان نماید! مشلیکا ز"}
{"book": "adl0335", "page": 125, "text": "۱۱۸\n\nحال خود غافل نباشد همچنین از حالات برادران خود غافل\nنباشد و ایشان را از اظهار حاجت و استعانت و سوال\nنمودن غنی گرداند؛ و بقسمی در ادای حاجات ایشان قیام نما\nکه گویا خودش خبر ندارد که این وظیفه را بجا کرده؛ بلکه در وقتیکه\nسعی و خدمت او را قبول کنند؛ این قبولی را منت و احسان\nاز جانب ایشان بداند؛ وصرف در ادای حاجات اقتصار نکند\nبلکه در اکرام و ازدیاد و ایثار و تقدیم شان براقربا و اولاد خود\nکوشش ورزد . عطار رحمة الله علیه فرموده : بعد از سه روز\nبرادران خود را بجوئید و بیابید! اگر مریض بودند بیمار پرسی ایشان را\nبنمائید و اگر بشغلی گرفتار بودند در آن معاونت کنید ! و اگر فراموش\nکرده بودند خود را بیادشان بدهید !\n۳ — حق سوم در زبان ؛ و این دو قسم است :\n۱ — به نطق .\n۲ — به سکوت .\nنطق به زبان حق چهارم است که بعد ازین بیان خواهد شد"}
{"book": "adl0335", "page": 126, "text": "۱۴۹\nدر اینجا که حق سوم است حق سکوت زبان بیان میگردد.\nحق سکوت این است\n۱ – که از ذکر عیوب او در حضور و غیابش سکوت نماید.\n۲ – در سخن های او تجاهل ورزد و از رد آن سکوت نماید.\n۳ – ستیزه و مناقشه با او نکند.\n۴ – از باطن حالات و اخبار او تفحص و تجسس ننماید با خصوصاً\nحالاتی که خود او کتمان آنها را اراده داشته باشد.\n۵ – وقتیکه در راه و یا کدام حاجتی او را ببیند و او خودش\nغرض خود را بیان نکند که از کجا آمدم و بکجا میروم و چه میکنم\nابتداءً ازین چیزها از و نپرسد؛ مبادا که در طبیعت\nاو گران افتد؛ و یا بدروغ گفتن محتاج شود.\n۶ – علی الخصوص آن اسراریکه بطریق راز و خصوصی گفته\nباشد؛ و برای دیگران فاش نکرده باشد آن اسرار\nقطعاً فاش نشود حتی که برای خاص ترین دوستان خود\nنیز اظهار نکند؛ اگرچه منافره و قطیعت در میان واقع شده"}
{"book": "adl0335", "page": 127, "text": "١٢٠\n\nباشد؛ چراکه اگر خبر شود که ستر مرا فاش کرده طبیعتش مکدر میشود؛ و این\nفاش کردن راز از دخالت طبع و خبث باطن خود فاش کننده\nمیشود؛ لہذا درین خصوص تاکید مزید لازم است\n\n٧ ــ از عیب دوستان و عیال و اولاد او سکوت کند\nکه از ان اندوه بسیار پیدا میشود؛ و اگر گوینده کدام فایده\nدران ملحوظ داشته باشد این فائده شخصی لازمی از ضرر\nو فساد متعدی بدتر است .\n\n٨ ــ از طعنه که دیگری بطریق حکایت گفته باشد از ان سکوت کند\nچراکه آزار و رنجش اول از رساننده حاصل میشود\nبعد از ان از گوینده آری ! اگر کسی مدح او کرد رساندن\nآن بهتر است چرا که سرور آن اول از رساننده\nحاصل میشود بعد از گوینده ؛ و اخفای آن از جمله\nحسد شمرده میشود .\n\n٩ ــ خلاصه هر سخنی را که او مکروه میداند از ان سکوت\nکند ! چرا مؤمن کریم در محاسن برادر خود فکر میکند"}
{"book": "adl0335", "page": 128, "text": "۱۲۱\nتا بدل او تعظیم و محبت و احترام او پیدا شود. و منافق لئیم در عیوب\nبرادر خود ملاحظه مینماید.\nپس حق این است که اظهار جمیل و ستر قبیح کرده شود.\n۴- حق چهارم، نطق زبان است، چرا که حق اخوت مثلیست که\nسکوت از مکاره را اقتضا مینماید، همچنین نطق محبوب اقتضا\nمینماید؛ بلکه نطق محبوب از خصوصیات اخوت شمرده میشود\nچرا که قناعت بر سکوت با اہل قبور مجاوت نمودن است\nزیرا برادران اراده دارند که یک بدیگر فائده رسانند\nو استفاده حاصل کنند نه اینکه آزار و رنج دیگر\nخلاص باشند چرا که این اخلاص حق عموم مسلمانان است\nحق برادری بران افزون است پس در اخوت لازم است\nکه محبت خود را بزبان آشکارا کند، و احوالی که از آنها\nپرسان لازم باشد تفحص نماید مثل پرسان کردن\nاز کدام حادثه که بر و حادث شده باشد. و اظهار\nشغل دل خود را بر پریشانی وی یا اظهار دیر رسیدن"}
{"book": "adl0335", "page": 129, "text": "۱۲۴\nخود را نزد او و غیره . و نیز همه حالاتی را که او مکروه میداند\nو بسبب آنها دلش مغموم باشد باید از همه حالات کراهیت\nخود را بزبان و افعال اظهار کند تا غم شریک شمرده شود .\nو همه حالاتیکه بسبب آنها مسرور باشد باید بزبان از ان\nسرور اظهار نماید تا او را معلوم شود که از جهته خوشی من\nخوش شده است . و معنای اخوت تمام گردد . چرا که معنای\nاخوت غم و شادی را با هم قسمت کردن است ! چنانچه حضرت\nرسول الله فرموده : اذا احب احدكم اخاه فليخبره . یعنی\nچون یکی از شما برادر خود را دوست دارد پس باید که او را از\nمحبت خود خبر کند که من ترا از جهته صفات مرضیه که داری مخلصانه\nدوست دارم . غرض از خبر دار ساختن او که در حدیث شریف\nامر کرده است : صرف زیاده محبت است ؛ چرا وقتیکه\nبداند که تو او را دوست داری بالطبع او نیز دوست میدارد\nو وقتیکه تو بدانی که او ترا دوست دارد محبت تو اضافه تر\nمیگردد . پس از جانبین محبت و دوستی روز افزون"}
{"book": "adl0335", "page": 130, "text": "۱۲۳\nو مضاعف میشود ، حالانکه باهم محبت کردن مسلمانان دائماً\nدر شرع مطلوب ؛ و در دین محبوب است ازین جته رسول الله\nطریقه محبت را بیان کرده فرمود : تهادوا تحابوا . یعنی\nبا هم تحفه بدهید ! محبت شما زیاد میشود بلکه کینه دل را میبرد .\nپس از جمله نطق زبان :\n۱— این است که در غیابش بنام خوب و سنگین او را\nیاد کند .\n۲— اینکه او را بمحاسن حالاتیکه می شناسی ثناگوئی ؛ چرا که\nدر جلب محبت از اعظم اسباب مودت شمرده\nمیشود . و همچنین به تحسین اولاد و صنعت و عقل\nو خلقت و غیره چیزهائیکه او بآن سرور میگردد\nیاد شود ؛ اما بدون کذب و افراط تا بر خلاف\nثمره نبخشد\n۳— اینکه برحسن نیتی و صنعتیکه در حق تو دارد او را تشکر بکنی .\n۴— کسیکه مدح و ثنای او را بگوید برایش برسانی ؛ واظهار"}
{"book": "adl0335", "page": 131, "text": "۱۲۴\nکنی که من نیز از مادح بسبب مدح شما خوش شدم . که اگر نرساند\nقسمی از حسد شمرده میشود .\nهـ ــ دفع کردن کسی است که در غیاب قصد اذیت او کند\nو یا سخن بد که لائق او نباشد در حق او بگوید ؛ که این\nنیز در جلب محبت و تحصیل مودت تأثیر عظیمی دارد.\nهـ ــ حق پنجم : از لغزش و خطائی برادر خود در گذشتن است\nلیکن اگر لغزش در دین باشد که مرتکب معصیتی شده\nلازم که برفق و لطف او را نصیحت کند تا از سبیل کجی\nو اصرار معاصی باز گردد و باستقامت و انابت\nعودت نماید ! و اگر با وجود نصیحت مراجعت و ندامت\nنکند ! قطع اخوت و مفارقت از صحبت لازم نیست\nشاید که از استمرار مصاحبت حیا کند و تارک و تائب\nگردد . و نیز عقد اخوت که منعقد گردید! وفا بحقوق\nآن لازم است که بطریق دوام با او مرافقت\nو معاونت داشته باشد و در ان اهمال نورزد"}
{"book": "adl0335", "page": 132, "text": "۱۲۵\n\nو حالانکه در اصرار معاصی اضافه تر بمحافظت از ان و معاونت\nدر ترک آن محتاج است که شاید صحبت او مؤثر گردد .\n۶— حق ششم ، برای برادر خود در حیات و بعد از ممات\nدعای خیر و مغفرت نمودن است .\nپس چیزیرا که برای نفس خود مسئلت داری و از چیزیکه\nاستعاذہ مینمائی برای برادر خود نیز مسئلت\nکن او پناه بجوی ! چرا که در حقیقت دعا کردن برای برادر\nخود دعا کردن است برای نفس خود . چنانچه\nرسول الله صلّی الله علیه وسلّم فرموده : اِذَا\nدَعَا الرَّجُلُ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ قَالَ الْمَلَكُ\nوَلَكَ مِثْلُ ذَلِكَ . یعنی وقتیکه شخصی برای برادر\nغائب خود که از مجلس و یا سفر و یا بموت غائب\nباشد دعا کند فرشته که برین کار موکل است\nگوید : ترا مثل این باشد . یعنی از خدای تعالی\nطلب کند ؛ که برای وی بگردان مثل دعای وی"}
{"book": "adl0335", "page": 133, "text": "١٢٦\nکه برای برادر خود کرده و اگر بحقیقت نظر شود برادر صالح از اقربا\nبهتر است چرا که اقربا میراث را تقسیم میکنند و بمالیکه\nاز و مانده است تنعم و معیشت مینمایند ازین سبب است\nکه چون خبر مرگ بایشان برسد می پرسند از و چه مانده است؟\nو برادر صالح مثل فرشتگان عمل مینماید یعنی بفراقش غمگین\nو در اعمال که پیش فرستاده اندوه ناک میباشد که آیا\nعاقبت او چه خواهد بود و در شب تاریک برای او طلب\nمغفرت میکند و حالانکه وی زیر خاک پنهان میباشد و بد\nاعمال نیک که کرده خورسند میباشد این بعینه حال فرشتگان\nاست ؛ چنانچه رسول الله صلعم فرموده : وقتیکه بنده\nخدا بمیرد مردمان می پرسند چه مال گذاشته ؟ و فرشتگان\nمی پرسند پیش چه فرستاده ؟ و از روی شفقت او\nخورسند میشوند\n۷ حق هفتم : محبت برادر خود تا وقت مرگ و محبت\nاولاد و دوستان او بعد از مرگش وفا نمودن است"}
{"book": "adl0335", "page": 134, "text": "۱۲۷\nچنانچه اندک وفا بعد از مرگ بهتر است از بسیاری آن در حیات\nحتی که از جمله وفا این است که سگ دروازه او را از دیگر سگان ممتاز\nو مرح بداند چرا که حق اخوت تا روز قیامت پایدار و فائده دار\nمیباشد پس اگر مرگش قطع نماید شیطان خورسند میگردد.\nچرا که برادران دینی برندگان اندوه و معاونین دین میباشند\nو مودت دائمی آنست ، که محض لله باشند نه برای تحصیل کدام\nغرض چرا که آن بزوال غرض زائل میگردد.\n۸ - حق هشتم: تخفیف و ترک تکلیف است، یعنی برادر\nخود را بر چیزیکه بالای او مشقت و ماندگی آرد مکلف\nنسازد؛ بلکه تا میتواند باطن او را از حاجات و مهمات\nخود فارغ و مسرور دارد؛ و در جاه و مال ازو استمداد\nند طلبد و او را در وقت ملاقات برای تواضع و احوال\nپرسی خود مکلف نکند ، چرا که مقصود و منظور ازین اخوت\nبلحاظ خدا محبت کردن است و بدعای یکدیگر تبرک جستن\nو بملاقات یکدیگر انس و الفت یافتن و در دین استعانت"}
{"book": "adl0335", "page": 135, "text": "۱۲۸\n\nخواستن و بسبب قیام حقوق و تحمل مشقاتش برای خدای تعالی\nتقرب جستن پس اگر برای غرضی تکلیفی کند حق اخوت فوت گردید.\n\nلله الحمد والمنه که این درر فرائد در سمط تنظیم منتظم ؛ و این\nغرر فوائد در سلک تدوین منسلک گشت ، امید که عاملین آن از\nدار بوار نجات ؛ و در دار القرار قرار یابند . والصلوة\nوالسلام علی سید المرسلین و خاتم النبیین و علی آله و اصحابه\nاجمعین آمین .\n\nالمؤلف .......... (عبدالحق) المعترف بالتقصیر عفی عنه\n\n(بقلم احقر سید محمد داؤد الحسینی غفر ذنوبه)"}
{"book": "adl0335", "page": 136, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 137, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 138, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0335", "page": 139, "text": "[BLANK PAGE]"}
