{"book": "adl0265", "page": 1, "text": "احسن تالیفات اولی الالباب که موجب مسرت ابدی و بهجت سرمدی\nو رافع ملال قلوب مستظهران کل\nسعادت مآل است حمد کریمی است که ذات بی زوالش مبداء فیض و\nکمال است\nعمدة المتقین\nتالیف\nسرکار\nمستطاب قطب الاقطاب حضرت اخندزاده صاحب سوات\nبمطبع دارالسلطنه کابل\nباهتمام محمد حسین تاجر کتب و مدیر مطبعه حروفی طبع گردید"}
{"book": "adl0265", "page": 2, "text": "CUMDA\nAL-\nFARA' IZ"}
{"book": "adl0265", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0265", "page": 4, "text": "'Omdat al- farâ'ez\n\n1334 / 1915-16"}
{"book": "adl0265", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0265", "page": 6, "text": "للرجال نصیب مما ترک الوالدان والاقربون وللنساء نصیب مما ترک الوالدان والاقربون\nمما قل منه او کثر نصیبا مفروضا\nالحمدلله و المنه له الشکر و النعمه که این کتاب مستطاب نایاب مطلوب و مرغوب طلاب\nمحبوب\nقلوب احباب\nالمسمی\nعمدة الفرض\nالمحشی\nبزبدة الفرض\nالمتوارث من العوارض\nحسب الفرمان واجب الاذعان شانزاده والادودمان سردار مکرم جناب معین السلطنه مفخم\nدر مطبع فیض منبع چاپخانه سنگی\nدارالسلطنه کابل بحسن انتظام عالیجاه غیرت نشان محمد محمود خان جبرنیل کارخانه جات طبع شد"}
{"book": "adl0265", "page": 7, "text": "۲\nبسم الله الرحمن الرحیم\nالحمدلله الواحد الاحد صمد والصلوة والسلام علی رسوله محمد وآله المجد و صحبه المورد\nپس از حمد و ستایش خالق موجودات و نعت حضرت سرور کائنات\nعلیه افضل الصلوات و اکمل التحیات و وصف خلفا الراشدین\nوالعلماء الراسخین و الصحابة والتابعین رضوان الله تعالی علیهم اجمعین\nدعای بقای حضرت سلطان معظم و خاقان مکرم صاحب تیغ و نگین\nحامی دین متین حضرت سید المرسلین و مروج علم یقین امیر ابن الامیر ابن الامیر\nاعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه"}
{"book": "adl0265", "page": 8, "text": "۳\nنظم\nپیرۀ زال دهر فرزند ناید چنین\nدر سلاطین جهان نامداران معان\nگر بیاید از فروغش باشد انس و جان\nکنند تحسین رونق فزایی علم و فضل\nمنت مر خدا را که این کتاب نایاب و نسخه کمیاب اعنی بیان عام میراث\nعیان فهم وراث که تا این زمان توجه هیچکدام از سلاطین نامدار\nو علمای کامگار در تصنیف و تالیف آن مبذول نشده بود در این عهد\nحضرت شهریار عدالت شعار و خسرو معدلت دثار و امرا و شان\nشاهزاده ذو الاقتدار مهین پور خلافت بهین بانی عدل و رافت\nشاهزاده آزاده جناب معین السلطنه صاحب اطال الله عمره\nوزاد قدره و شید امره که باین ذره بیمقدار شرف نفاذ یافت و اینجانب\nبحکم انما مامور معذور سر را قدم ساخته و کمر همت بمیان جان چست بسته\nباندک زمان سواد را بیاض در آورده بعمدة المیراث موسوم ساخته\nتقدیم نمودم و بعد از تصحیح و تصدیق جناب قاضی القضاة و تحقیقات"}
{"book": "adl0265", "page": 9, "text": "۴\nاهالی محکمۀ دار السلطنه حکم چاپ فرمودند و باالله التوفیق وبیدۀ التحقیق\nسبب توشیح نظم فرائض و ترشیح آن بزبان پارسی در عین ملال\nمن كان صاحب الفضل والکمال ومنبع العدل والافضال پوراعظم\nحضرت قبلہ عالم وسلطان افخم سراج الملۃ والدین قامت ودام سلطنتہ\nومعدلتہ اللھم ایدامره وشیدقدره وآمن بلده واحفظ ولده لاسیّما\nصدر الکبیر معین السلطنۃ القویہ لازالت حضرتہ العلیہ وسدّتہ السّنیہ\nکہ باعث تحریک طبع حزین وتفریح دل غمین شدند که در خاتمه حصه\nبیان توریث موتی بوارثان نمودم و دعای بقای عمر جمیع شهزاده ها\nمصرح که قبول افتدنه دور است از کرم له ملجا اهل الفضل والعام\nغوثهم فی المعضلات الأمر\nنظم\nای مدار و معین اهل یقین\nتیغ قهرت بفرق دشمن دین\nباد تا میوزد نسیم یمین\nدر گلستان و بوستان زمین"}
{"book": "adl0265", "page": 10, "text": "بتو ترتیت کردم این اوراق\nنیست درشرت بم نفاق وشقاق\n\nای که داری تمام دانش و هوش\nبصغیر سخن گزاری گوش\n\nنزد اهل خرد عمارت دل\nبهتر است از دوصد عمارت گل\n\nگر شود طبع یادگار بود\nسبب فضل ومُت بار بود\n\nزانکه اصلش فرائض دین است\nباعث عزوجاه وتمکین است\n\nگر پسندد بلطف عین مرأ\nورنه از بخت ناسزا فریأ\n\nحاش للّہ کہ در کمال وهنر\nنیست در سروران با و همسر\n\nملجاء اهل فضل وغوث زمان\nرونق افزای علم و زیب جهان\n\nاعتمادم عنایت الله است\nاستنادم بفضل مولا است\n\nقصد من سر بسر دعاست تمام\nاز برای کرام ونسل گرام\n\nدور باد از حوادث دوران\nیارب این خاندان نسل شهان\n\nنقل کردم کنون سوی مقصود\nتا که ناجد جلال در موعود\n\nعرض حالی که مختصر باشد\nبهتر از عرض منتشر باشد"}
{"book": "adl0265", "page": 11, "text": "۶\n\nیک مسئله بر سبیل نمونه و اعلام نموده شد و شرح و تفصیل آید انشاالله تعالی\nمثلاً حاجی مرد مال ندارد غیر از یک خانه مرهون در عوض سه صد روپیه\nقیمت دارد پنجهصد روپیه وصیت کرده دو صد روپیه یک زوج و دو خواهر\nعینی و برادر و خواهر مادری را وارث گذاشته خانه مذکوره فروخته شد\nو حق مرتهن ادا شد پنجاه روپیه در سامان دفن و اجرت قبرکن و غیره صرف\nگردید و اجرای وصیت شد از ثلث مابقی آن و صد روپیه باقیمانده\nبوارثان مذکورین تقسیم شد باین هیئت و تصویر که ثبت است\n\nمسیه حاجی مات مسئله ۱۵/۴ توافق بخمس ترکه ۲۰۰/۴۰ ربع و ثلثان و ثلث\n\nزوجه اخت اخت اخ لام اخت لام\n۳ ۴ ۴ ۲ ۲\n۲۰ ۲۶ ۲/۳ ۲۶ ۲/۳ ۱۳ ۱/۳ ۱۳ ۱/۳\n\nمخرج سهام وارثان (۱۲) تصحیح (۱۵) ترکه (۱۰۰) وفق تصحیح (۳) وفق ترکه (۲۰)\nسهم هر وارث در وفق ترکه ضرب نموده بر وفق تصحیح تقسیم نمودیم از هر برادر\nاولاد ام ۱۳ ۱/۳ و از هر واحد اخوات شقیق ۲۶ ۲/۳ و از زن ۲۰ کسور\nو صحاح را جمع نمودیم مساوی ترکه حاصل شد همین است برهان حساب\n\nکه گفته اند"}
{"book": "adl0265", "page": 12, "text": "گفته آید در خطبه کتاب و ز حسابش دلیل و برهانست و برهان\nفروض و ذوی الفروض و ادای دیون و اجرای وصیت در نص قرآنیست\nو سامان دفن از سنت سیدالانام و عول از اجتهاد خلیفه ثانی و حرمان\nاخوات و اخوان با اصول و فروع پنهان از مذهب نعمان و شمار قوت\nقرب و وصف اصل در مسائل ذوی الارحام از رای امام محمد شیبانی\nو قلت میراث خنثی و کثرت حمل و تأخیر میراث مفقود و اسیر تا مدت\nنود سال از ولادت از کتب فقه حنفی رحمة الله علیهم جمیعاً ثابت و آردار\nبخدمت عالمان دین عرض میشود که اولی و انسب اینست که تحقیق در این\nو تقلید مذهب درین زمان واجب اولاً بلحاظ اسلام و ایمان علم آوری نما\nهر گاه خطایا بید که انسان مرکب از ان اصلاح فرمائید و اجر از خدا وند خواهید ثانیاً\nدر مسئله اگر غلط یابید و ظاهر نمائید نصف معاش یکساله این فقیر انعام شما\nمثال ثانی قاری عمر و از یک زوج دو دختر و دو پسر ترکه پنجاه در هم است\nقاری مسئله ۲۴/ توافق بنصف ۲۵/ سهم زن شش صحیح و از دختران صنف\nزوجه بنت بنت ابن ابن و از پسران چهار و چهار و کوسو اینا\n۶ ۷ ۷ ۱۴ ۱۴ مقصود ست جاحی و قاری\n۳/۲۴ ۳/۲۴ ۷/۲۴ ۷/۲۴ ۱۴/۲۴ ۱۴/۲۴"}
{"book": "adl0265", "page": 13, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\n\nالحمد لله الذی له میراث السموات والارض والصلوة والسلام\nعلی رسوله محمد فضل من بین سهام التعصیب والفرض و علی\nآله الکرام وصحابه الفخام واتباعه العظام الی یوم الدین اجمعین\n\nبعد حمد اله جلیل\nفرض عین است در دین اسلام\nپس ازین از برای اهل یقین\nزانکه فرموده احمد مختار\n\nصلوات رسول بی خلیل\nهم بر اصحاب و تابعین کرام\nاین معانیست از فرایض دین\nیاد گیرید ای کرام اخیار\n\nدر فرایض"}
{"book": "adl0265", "page": 14, "text": "در فرائض برای قوم عرب\nلازم آمد حساب و علم ادب\n\nعجمی را نباشد این افهام\nجز بضبط تمام و رسم سهام\n\nفارس این مساحت میدان\nموجزش را بنظم کرد بیان\n\nشرح و تفصیل سفته و سفته و بیان\nمینمایم برای خلق عیان\n\nکسب ابی طانہ عرب اہل حشم\nکردام سیب ہم بعالم عجم\n\nهر که میراثی ذوی الفروض محرم\nارث گیرد بقدر فرض و سهم\n\nمخرج مطلبش ز قرآنست\nوز حسابش دلیل و برهانست\n\nنام شد علم قد الفرائض دین\nبحقیقت چنانکه هست یقین\n\nکفت ناظم بوارثان علوم\nبزبان دری باصل فهوم\n\nاولا مال مرده ده در دین\nگر مراوراتعلقی است بعین\n\nبیان واقع است یعنی در حینیکه از مرد غیر مال مرهون نمانده باشد دین مرتهن\nاز ان ادا شده از باقیمانده آن سامان میت شود اگر هیچ نمانده باشد سامان مرد\nبروار ثانست که نفقه برایشانست و اگر وارثان نباشند و یا ذیق مسکنت\nباشند بر بیت المال و اگر بیت المال هم نباشد بر آنان که در دین برادر هستند\nو در کیش برابر چنانکه در دیار هندوستان و بلاد روس و غیره از تسلط غیر دین"}
{"book": "adl0265", "page": 15, "text": "۱۰\n\nپس تجهیـــز او بلا کم و بیش | عدّه سنت است و قیمت پیش\n\nپس حرف عطف جهت تعقیب مفید ترتیب یعنی در صورت مذکور سامان آن\nپس از دین است زیرا که دین پیوسته بعین است وسامان مرده بقرار عده سنت\nکرده شود قیمت پوشش حال حیات مگر نه آن شرع انور نباشد و نیز وانبازا آن\nمنع کفران عدسنت و قیمت پوشش حال حیات اگر مال مستغرق دین باشد پس کفا\n\nپس بدین دگر که نیست چنان | پس بوصیّتی ثلث می رسان\n\nدین اگر تعلق بعین مال ندارد بعد از سامان فرح میت است و بعد از آن اجرای وصیت\nاز سوم حصه باقی مال بعد ادای دین غیر تعلق بعین حاصل اینکه دین دو قسم است\nپیوسته بمال و این دین مقدم از سامان میت است و اگر پیوسته بمال نیست موخر\nو اجرای وصیت از سوم حصه باقی ترکه بعد از ادای قسم دوم دین است بعد از آن اثاث\n\nپس بدی فرض وز نسب عصبه | بعد از ان معتق از سبب عصبه\nعصبانش پس چو نر باشند | پس لعب فرض بروبند\n\nیعنی در میراث دادن وارثان که بعد ادای دین و اجرای وصیت است آغا\nمابقی الذی فرض شود و باقمانده از سهام ذوی الفروض بعصب نسبی داده شود اگر"}
{"book": "adl0265", "page": 16, "text": "۱۱\nعصبۀ نسبی در مسئله بود بسببی دهند واگر عصبۀ سببی مرده باشد بعصبات انکه بشرا کرد\nنه ماده داده شود و اگر در مسئله هیچ هم عصبه نباشند نسبی و سببی بر ذی فرض ذی فرض\nنسبی بقدر فرض شان پاشیده شود یعنی رد شود و سبب عصوبت آزاد کردنست\n\nفائده\nزن در عصوبت آزاد کردن غیر خود میراث ندارد و اگر خود مملوک خود را آزاد کند\nو بعد از ان آزاد شده فوت شود و آن زن زنده باشد و آزاد شده عصبۀ نسبی\nنداشته باشد همان زن از ان عصبه است آنچه از ذوی الفروض باقماند بعصبه آزار سرد\nو اگر عصبه نباشد بیان شده که بذی فرض نسبی رد شود نه بر فرض زوجین\n\nبعد ازان و رو پسپش اولی از موالات هر که شد مولی\nانکه حامل شد بمقشر وبیر پس مت از نسب خبر گیر\nلیک آن غیرست از منکر و ان مقرت بقول خویش مقمر\n\nدر حال بودن ذی فرض نسبی و عصبه ذو رحم وارث است و ذو رحم\nکه با مرده خویش است و فرض ندارد و عصبه نبود و ذوی الارحام مانند\nچهار قسم است و در فصل علیحده پس از بیان عصبات بتفصیل بیان خواند شد اسم"}
{"book": "adl0265", "page": 17, "text": "۱۲\nو در حال نبودن ذوی الارحام مولای موالات که حامل خیر و شر است وارث میشود\nو در حال نبودن مولای موالات مقرله بنسب بر غیر وارث شود بدو شرط غیر تصدیق\nقول مقرنکرد و مقر بر اقرار خود ثابت ماند تا دم موت احدیما چنانکه زید\nبعمر و گفت ترا با من موالات است در غرامت تاوان و در موت میراث\nو عمرو قبول نمود و همچنین با ولید مجهول النسب گفت که تو برادر من هستی\nو پدر زید تصدیق قول زید نمود و زید در اقرار خود تا حین موت ثابت بود\nپس از فوت وارث گذاشت زوجه و مولای ولاء و مقر له را باین هیئت\nمسئله ۴ زید مسئله زید از چهار شد ربع برزوجه\nزوجه مولای ولاء عمرو مقرله بنسب غیر ولید و سه ربع باقی از فرض زن\n۱ ۳\nکه رو ندارد مولای ولاء و مقرله که ولید است از جهتیکه ارث او از مولای ولاء\nمؤخر است محروم شد اگر در مسئله مولای ولاء نبودی ولید وارث شدی\nو آن سه ربع بردی واگر زوجه نبودی مال را کامل مولای موالات بردی\nواگر هر دو نبودند ولید که مقرله بنسب بغیر است می برد مثلا مسئله زید ۱\nزید مرد غیر از مقر له بنسب بر غیر که ولید است وارد تندارد مقرله ولید\nشد\nترکه را کامل برد و بعد از ان وصیت کل مال جاری شود اگر وصیت نموده با"}
{"book": "adl0265", "page": 18, "text": "۱۳\n\nسبیل بیت المال واگر بیت المال نباشد چنانکه در بلاد کفار بهر وجه خه\nکه خواهند صرف کنند\nپس بموصی له تمام مال | بعد از ان میرسد بیت المال\nدر حینکه هیج قسم وارث نباشد وصیت بکل مال جاری شود و با وجود احد زوجین\nپس از فرض زوجین وبیت المال از همه آخر است و در حینکه بیت المال نابلد با\nبزوجین رد نیست دیگر نه است یک مسئله بر وجه نمونه نموده شد چنانکه زیدی\nغیر از یک خانه هیچ مال ندارد و آنهم در نزد عمر وابوض سه صد روپیه گروست\nصد روپیه از بکر بروی دین است و دو صد روپیه جهت خالد وصیت کرد\nونیز وارث گذاشته یک زوج دو خواهر عینی یک خواهر مادری و یک برادر مادری را\nخانه مذکوره بششصد روپیه فروختند دین مرتهن ادا کردند باقی ماند سه صد رویه\nسامان کفن و دفن پنجاه روپیه ودین بکر ادا شد صد روپیه بعد تجهیز میت\nو ادای دین باقی ماند یکصد و پنجاه روپیه ثلث آنرا خالد برد که موصی له است\nو صد روپیه بر وارثان باین هئیت تقسیم شد که مسئله از دوازده و عول آن پانزده\nکه ربع و ثلث و ثلثان جمع شد مخرج ربع چهار و مخرج ثلث و ثلثان شش شد\nحاصل ضرب مخرج مشترک که دوازده سهم زوجین برد و شش حصه خواهران شقیق"}
{"book": "adl0265", "page": 19, "text": "۱۴\nو چهار حصه خواهر و برادر مادری و چهار حصه هر یک خواهر عینی و دو حصه\nهر یک ولد ام فروض را جمع نمودیم پانزده شد و ترکه صد در بین توافق خمس\nوفق تصحیح سه و از ترکه بیست با منقسم عمل غرض هر واحد وارثانرا در ترکه\nضرب نموده تصحیح و یا در وفق ترکه ضرب نموده بر وفق تصحیح تقسیم نموده شد\nو یا بطریق نسبت که از ضرب و تقسیم هم سهل تر و آسان تر است مثلا\nمسئله ۱۴ ع ۱۵ تر ۲۰/۱۰۰ زن بیست حصه برد\nزوجه دو خواهر دو ولد مادر\nاولاد مادر ۱/۳ ۲۶ حصه بردند\n۳ ۸ ۴\n۲۰ ۵۳ ۱/۳ ۲۶ ۲/۳ خواهران عینی ۱/۳ ۵۳ حصه بردند\nحصه ها را جمع نمودیم مساوی ترکه شد که دریافت حق هر واحد تحت خط عرضی ثبت است\nمسئله زید ۱۴ ع ۱۵ تر توافق خمس ترکه ۲۰/۱۰۰ زن ۲۰ حصه برد\nزوجه اخت ع اخت ع اخت ف اخ ف هر یک خواهر تهار چهار حصه\n۳ ۴ ۴ ۲ ۲\n۲۰ ۲۶ ۲/۳ ۲۶ ۲/۳ ۱۳ ۱/۳ ۱۳ ۱/۳ هر یک ولد ما در دو دو حصه بردند\nجمع حصه ها پانزده زن ربع دارد و هر یک خواهران ثلث و هر یک اولا\nمادر سدس حصه هر یک از وارثانرا بر وفق تصحیح نسبت نموده از قرار همان نسبت\nاز وفق ترکه او را میدهیم چنانکه داده شد مثلا"}
{"book": "adl0265", "page": 20, "text": "۱۵\n\nزید اصل مخرج سهاع ۱۵/۳ توافق بخمس ۳۰۰/۶۰ ترکه در مسئله\nزوجه اخت ع اخت ع اخت لام اخ لام فرض ن ربع\n۳ ۲ ۲ ۲ ۲ از بر و خواهران\n۲۰ ۲۶ ۲/۳ ۲۶ ۲/۳ ۱۳ ۱/۳ ۱۳ ۱/۳\nعینی ثلثان واز هر یک ولد مادر سدس ربع از له ثلثان از ۴ سدس از ۲\nمخرج سهام دوازده و تصحیح آن پانزده و ترکه صد در بین توافق بخمس وفق مسئله\nوفق ترکه بیست سهم هر واحد را بوفق مسئله نسبت نموده بهمان نسبت از ترکه\nاو را حصه دادیم سهم زن مساوی وفق مسئله وفق ترکه را بیست حصه برد\nواز هر یک خواهران عینی مساوی وفق تصحیح و ثلث آن وفق ترکه و ثلث\nآنرا بزدند واز هر یک اولاد ام دو ثلث وفق تصیح دو ثلث وفق ترکه را بزدند\nبنا بر اصول اهل فرائض در مسئله مذکوره هر یک ولد مادر سیزده حصه و یک ثلث برد\nو هر یک خواهر عینی بیست و شش حصه و دو ثلث برد و زن بیست حصه برد\nبهیئت مذکوره و این هیئت ۲۰ ۲۶ ۲/۳ ۲۶ ۲/۳ ۲۶ ۲/۳ جمع کل ۱۰۰\nاما بعد میگوید فقیر البصمد قاری نیک محمد که تعلم و تعلیم علم فرائض که نصف علم است\nجهت دریافت قواعد میراث ضرور یست و هر طائفه را بزبان خودش لازم\nبلکه الزم است خصوص در شهر شیر افغانستان صانها الرحمن عن شرور الزمان و فتن الدوران"}
{"book": "adl0265", "page": 21, "text": "١٦\nکه زبان فارسی جاری وساریست لہذا ضوابط فرائض به تر دری در آمدت\nکه در ضبط سہولت عذوبت دارد و تشریح تفصیل نیز از همین در آمد و توضیح صور\nو ترشیح هم کذا تا از ذوق طبع رسد پس بیان مینمایم وبالله التوفيق بیدالتحقيق\n\nبیان موانع ارث\n\nعلل منع ارث پنج بود فکرنا مت رنگر که گنج بود\nزاند از پنج هدم شود پیدا مکرم حصر نیست قصد اینجا\n\nپنج چیز وارث را از میراث منع نماید قتل ناحق ورُقیت واختلاف دین ودار\nلیکن اختلاف دو قسم است اختلاف دین ظاهر و هویداست اختلا\nدار در بین کفار اگر چہ حُکماً باشد چنانکه ما بین ذمی و مستامن و جهل تربت\nچنانکه در بین غرقی و حرقی و غیر ازینها که در مصاب عام دافته نشوند\nکه قبض روح کدام اول شده و از کدام آخر درینصورت نیز وراثت نیست\n\nمانع ارث قتل ناحق دان از مکلف که شد مباشر آن\nوارث که مورث خود را بغیر از حکم شرع کشت از میراثش محروم شد\nلیکن قتل ناحق که مانع میراث است برسبیل مباشرت است که بدست با"}
{"book": "adl0265", "page": 22, "text": "۱۷\n\nنه بطریق سبب چنانکه پدر پسر خود را کشت اگرچه شرعاً قصاص بر پدریست\nفاما زجراً از میراث محروم شود در دنیا واز سبب کفران نعمت ماخوذ شود در عقبی\nقیمت اختلاف دین و دار جهل ترتیب موت نیز شمار\nدوم مانع میراث مملوک بودنست سوم اختلاف دین چهارم اختلاف دار\nمابین کفار پنجم عدم علم بترتیب موت چنانکه زید و عمرو هر دو پدر و پسر\nدر یک کشتی نشسته بودند کشتی تباه شده غرق گشتند دانسته نشد که\nقبض روح کدام یک اول شده از یکدیگر وارث نمیشوند\nمثلا مسئله زید از ۸ مسئله عمرو از ۲۴\nزوجه ابن ابن زوجه بنت ابن اب\nهند بکر عمرو سلمی حمیده خالد زید\n۱ ۷ م ۳ ۷ ۱۴ م\nمسئله زید از هشت هند یک حصه برد وبکر هفت حصه وعمرو محروم شد\nکه منع است ومسئله عمرو از بیست وچهار سلمی سه حصه برد وحمیده\nهفت حصه وخالد چهارده حصه وزید ممنوعست محروم شد درین\nزید وعمرو که ترتیب موت شان معلوم نشد میراث از یکدیگر منع گشت\nمیراث هر یک را وارثانش بردند"}
{"book": "adl0265", "page": 23, "text": "۱۸\nنیست ممنوع مانع میراث | هست محجوب حاجب وارث است\nکسیکه خود او از میراث منع باشد مانع دیگری نشود و محجوب حاجب شود\nبر دو نوع حجب نقصان و حرمان چنانکه زید پسر خود عمر و را کشت و پسر او که\nبکر نام دارد مملوکست از میراث عمر و مقتول زید جهت قتل و بکر جهت رق\nمحرومند و از عمر و مذکور ما در و زن برادر دیگر خالد نام وارث است بنابرین\nمثلا مسئله زید قاتل عمر و مقتول ۱۲ مسئله عمر و مقتول از دوازده\nزوجه ام اخ اب اخ رق حصه زن است ۳ از ما در چهار\nهند سلمی خالد زید بکر\n۳ ۴ ۵ م م نسبت در بین هر دو حصه\nتبائن است سه در چهار زده شد حاصل دوازده چهار یک زن و سه یک مادر\nو پنج حصه باقیمانده را اخ آزاد برد پدر قاتل و برادر رق محرومند آب مانع اخ نشد\nو اخ مملوک با اخ آزاد بجمع نگردید در منع مادر از ثلث این مسئله مثال عدم\nمنع بود و مثال حجب محجوب مثلا مسئله بکر از ۶\nدر مسئله بکر از شش حصه یک حصه ما در ۲ ام اخت اخ اب\nم م م ۵\nو پنج حصه پدر خواهر و برادر اگر چه باب در میراث محجوب اند حاجب مادر شدند\nاز سوم بحصه ششم حجه حجب نقصان یا مثلا میت مادر وجده و دو برادر"}
{"book": "adl0265", "page": 24, "text": "۱۹\n\nوزوجه وجد راگذاشت باین هیئت مبین مسئله ۱۲\nربع زن برد و سدس مادر وباقی جد زوجه ام جده اخ اخ جد\n۳ ۲ م م م ۷\nازوجود جد برادران ساقط شدند و ازسبب جمعیت برادران ما در از سوم حصه\nبششم حصه محجوب شد وجده بمادر ساقط گشت که حجب حرمانست درین\nمسئله دو قسم وارث بیان شدند فرض مادر و زن و عصوبت جد وحرمان جم\n\nفصل در بیان فروض ذوی الفروض\n\nحصهٔ مقرر مقدر در کتاب الله جهت وارثان فرض نام گردیده و سهم نین\nو آن وارثان که این فروض و سهام بآنان مقرر است ذوی الفروض اند\nفرض شش دنوع گشت عیان نصف ربع و ثمن بود یک ازان\nثلثان و ثلث سدس دربین ده و دو مرد و زن شد اهل این\nحصه های معین در کتاب الله جهت وارثان شش است بنا بطریق تضعیف\nو تنصیف چنانکه نیم و چهار یک و هشت یک یک نوع است\nو دو سهم از سه سهم و یک سهم از سه سهم و یک حصه از شش حصه نوع دوم است\nمعنی نصف نیم و ربع نیم نیم و ثمن نیم نیم نیم یک نوع شد بنا بتنصیف"}
{"book": "adl0265", "page": 25, "text": "۲۰\n\nو ثلثان دو چند ثلث و ثلث دو چند سدس بنا بر تضعیف و همچنان\nثمن نیم ربع و ربع نیم نصف هر سه یک نوع شد و سدس نیم ثلث که\nنیم ثلثان است نوع دوم شد و مالک این شش فرض که دو نوع است\nدوازده نفر مرد و زن است\nاب پس جد بی‌وساطت ام\nما بقی نیز ببره انشے\nبا ولد از دگر گرفت ششم\nمحض تعصیب دگراینجا\nپدر میت و در حال نبودن پدر جد صحیح که پدر پدر است با ولد میت که\nدر مسئله جمع شوند ششم حصه دارند اگر ولد نر باشد و یا ماده باشد باقی مانده را\nنیز ببرند و اگر ولد میت در مسئله نباشد محض عصبه شوند نزدی فرض\nآنچه از اصحاب فرض باقی ماند ببرند و اگر اصحاب فرض در مسئله نباشند\nکل مال را برند اینست معنی محض تعصیب در گم اینحا\nولد مادر کلاله ببرد\nسدس در جمع ثلث و زوج و مردا\nولد مادر یعنی خواهر و برادر که اخیافی باشند نه از پدر فرد سدس ببرد\nو جمع ثلث نر و ماده در قسمت برابر است معنی کلاله اینست مرد یا"}
{"book": "adl0265", "page": 26, "text": "۲۱\n\nولد و والد ندارد فائده اولاد مادر وقتی وارث شوند که میت کلاله باشد\nفرع واصل نرا زوی نباشد یعنی پسر و دختر و اولاد پسر وان سفل\nو پدر و پدر پدر وان علی نداشته باشد برادران و خواهران مادری ثلث را مشترکاً برند وگرنه سدس را برند\nزوج را نصف بی ولد با او ربع وزوجات جمله نصف ثمن\nزن اگر اولاد نگذاشته باشد شوهرش از ترکه او نیم برد و اگر گذاشته از چهار یک\nو مرد اگر فرزند نگذاشته باشد زنش چهار یک ببرد وگرنه از هشت یک\nزوجه اگر یک باشد و یا چهار باشند از مال شوهر سهم شوهر از مال زن فرضاً برنده\nبنت پس سفلش چو بنت پسر نصف گیر دو ثلث یار کثیر\nدختر میت و دختر پسر میت در حال نبودن دختر نیم برد و اگر زیاده از یک باشند\nدو سهم از سه سهم برند پسر پسر هر قدر که زیر رود مثل پسر است و دخترش\nمثل دختر در حال عدم دختر یعنی اگر یکنفر باشد نیم برد و زیاده از یکنفر دو ثلث\nعصباتند بال برادر خودها لذکر مثل حظ دو انثی\nدختر میت با برادر خود عصبه شود و همچنین دختر پسر نر دو چند بر دو ماده یکچند\nیعنی دختران میت با پسران او عصبه شوند و مثل آنها دختران پسر با پسران او\nکه باقیمانده اصحاب فروض را و یا کل مال را ببرند و نر دو چند ماده برد"}
{"book": "adl0265", "page": 27, "text": "۲۲\nاگر دختر و پسر خود میت عصبه شود اولاد پسر و پسر پسر محروم شوند\nسدس به سفلیات با علیا حجب با دو مگر که با آنها\nیا فروتر بود ذکر پیدا عصباتند این رجال و نسا\nپایان درجه ها را با یک درجه بالا سدس است و با دو بالا درجه حجب\nمگر که با این سفلیات و یا فروتر از پنها اگر نر باشد اینان عصبه شوند و در دو چند\nماده برد حق بنات زیاده از دو ثلث نیست که دو علیا برد و باقیماند\nاز صاحبان فرض را عصبه برد تفصیل بیان عصبات با نجه دثر آید\nمثلا مسیله ۱۸ زید در بصورت\nبنت بنت الابن بنت ابن الابن ابن ابن ابن رننا حجب دارد\nهند سلمی سعیده صالح و سلمی سدسا\n۹ ۳ ۲ ۴ \nاگر صالح نبودی سعیده محروم شد حال اصل مسئله از شش حصه دختر پسر\nوار شش حصه یک حصه دختر پسر و دو حصه باقیمانده به سعیده و صالح\nصحیح تقسیم نمیشد بنا بران سه را در شش زده صحیح از هجده شد از هجده کل\nحصه را هند برد و سهم را سلمی و دو بخس را سعید و چهار رسده صالی\nاین مثال بود که با سفلی از فرض بنات نمانده بود نر پیدا گردید"}
{"book": "adl0265", "page": 28, "text": "۲۳\n\nصالح مبارکست سعیده را و مثال فروتر اینست\nمسئله ۱۲/۶ زید\nبنت بنت الابن بنت ابن الابن بنت ابن ابن الابن ابن ابن ابن الابن\nقطام خذام حمیده مجیده ولید\n۳ ۲ ۱ ۱ ۲\nدر مسئله بنت و بنت ابن که قطام و خذام است نصف و سدس بردند\nثلثان که فرض بناتست تمام شد حمیده که فروتر است و مجیده فروتر از آنست\nاز فرض محروم شده با ولید عصبہ شدند ولید مبارکست حمیده و مجیده را\nاصل مسئلہ از شش تصحیح آن دوازده قطام شش حصہ خذام دو\nحصہ بردند حمیده و مجیده از چهار حصه باقیمانده یک یک و ولید دو حصه بردند\nبنا بعضوبت للذکر مثل حظ الانثيين چنانکه در نقش فوق ثبت گردید\nاخت عینی خلیفہ دختراست پدری گشت جای بنت پسر\nخواهر حقیقی که از پدر و مادر است خلیفه دختر است و خواهر علاتی که از پدر است\nبجای دختر پسر است در حین عدم بنات و بنات بنین خواهر عینی اگر\nفرد باشد نیم برد و اگر جمع باشند ثلثان و خواهر پدری با یک عینی سدس برد\nو با دو محروم شود از فرض و عصبہ شود با برادر خود و اگر در مسئله با خواهر عینی"}
{"book": "adl0265", "page": 29, "text": "۲۲\nبرادر عینی باشد خواهر و برادر علاتی محروم شوند چنانکه اولاد بنین باین بن بیست\nواگر خواهر عینی نباشد علاتی حکم عینی دارد لیکن در بنات ابن این زیادت\nبر خواهران علاتیست که باسفل نرعصبه شوند و خواهر علاتی با برادر زاد\nعصبه نمیشود چنانکه میت دو خواهر عینی و یک علاتی و ابن اخ علاتی را گذاشت\nمثلا مسئلۀ ۳ مسئله از سه شود دو حصه را\nدو اخت ع اخت ل ابن اخ ل دو اخت عینی بردند و یکحص\n۲ ۱\nابن اخ و اخت علاتی محروم شود ابن اخ مبارک نیست عمۀ خودرا ونیز\nدختران برادر با پسران برادر عصبه نمیشود تفصیل آن آینده می آید انشاءالله تعا\nخلفا را عصوبت بشان با اصول و فروع زحرمان\nخواهران حقیقی گرنباشد علاتی بادختر ودختران پسرعصبه شوند\nفائده\nخواهر عینی که عصبه شد برادر علاتی محروم شود وگرنه خود علاتی عصبه شود\nو خواهران و برادران مطلقا بابن میت وابن ابن وان سفل محروم شوند\nو با پدر وجد واب جد هم در مذهب حنفی رحمة الله علیه حال چهارزن\nذی فرض درین شش بیت بیان شد فرض شان قصداً وعصوبت و حرمان طبعا"}
{"book": "adl0265", "page": 30, "text": "۲۵\n\nام با اولاد و دو زاخوه و اخت | سدس گیرد و گرنه ثلث دست\nثلث باقی حصه زین و شو | گر بود با اب و یکی زان دو\n\nمادرمیت باولد و با دو عدد برادران و خواهران ششم حصه دارد و گرنه حصه سوم\nو با احد زوجین و اب ثلث باقی یعنی سوم حصه باقی از فرض زن شوهر\nمادر با پدر ببرد نه باجد که در انصورت ثلث کل ببرد مثلا\nمسئله زید مسئله ۴ عمرو مسئله میت اول زچهار\nزوجه ام اب زوج ام اب واز میت دوم از سه\nدر هر دو مسئله مادر ثلث باقی برد که یک حصه است و پدر دو حصه ببرد\nدر میت اول زن یک حصه برد و در میت ثانی شوهر سه حصه برد\n\nبعد ازان جمله جده را ششم است | نسب شان چوبی اب با ام است\n\nجده یعنی مادر کلان اعنی ما در پدر و ما در ما در در حال عدم مادر ششم حصه دارد\nو اگر از یک زیاده باشند در سدس شریک اند که صحیح باشند یعنی در نسب شان\nبا مرده پدر ما در نباشد که آن خود فاسد است مادر خود را نیز فاسد سازد\n\nابوی جمله ساقط اندباب | باجدان جد کو در وسبب با\nجمله بعدی مطلق قربے | ذو جهت فی جهات بے است سوا\n\nجده ها که در مسئله جمع شدند از یکطرف باشند و یا از دو طرف باشند حصه ششم که در حا"}
{"book": "adl0265", "page": 31, "text": "۲۶\n\nنبودن ما در فرض دارند و با ن پدر بپدر ساقط شوند و از جد بجد نه مادر بدر بجد\nیعنی هر سبب بسبب خود را ساقط نمایند نه از غیر خود را وجده بعیده بقریبه ساقط شود\nو اگر یک جده از یکجهت باشد و دیگری از دو جهت هردو برابر برند چنانکه\nصالحه جده عمرو است از یکجهت و هند از دو جهت باین هیئت یکی میت\nعمرو اگر از عمرو مذکور زوجه و دو اخت عینی و\nام اب دو ولد مادر با این دو جده اید اصل مسئله\nسلمی زید از عدد دوازده می آید و عول آن بهفده\nام سعیده اب بکر قطام میگردد چنانکه در تحت این خط عرضی\nام ام ام صالحه ثبت میشود\nهند\nاین مسئله عولیست ۱۷/۱۲ عمرو\nزوجه اخت ع اخت ع اخ لام اخت لام جده جده\nفاطمه حمیده مجیده بکر سلمی هند صالحه\n۳ ۴ ۴ ۲ ۲ ۱ ۱\nتمام شد دوازده نفر صاحبان فرض که چهار مرد و هشت زن اند و حصه مقدر دارند\nفصل در بیان عصباتها\nعصبه اخد بقرینه فرض کل برد چونکه شتر یابد عرض\nچار قسم است فرع اصل خود فرع اب باشد و فرع جد\nعصبه آن وارث است که باقیمانده ترکه را ببرد یعنی پس از گرفتن ذوی الفروض"}
{"book": "adl0265", "page": 32, "text": "۲۷\n\nفروض خود را آنچه که باقی مانده باشد عصبه میبرد اگر چه یکنفر باشد همه مال را میبرد\nو عصبه چهار قسمت است فرع میت چون ابن و ابن سفل واصل میت چون\nاب و ان علا وفرع اب و فروع جد حاصل مطلب اینکه ولدیست او\nدر عصوبت اگر چه زیر رود و والدیست دوم است اگر چه در فوق رود و برارد\nمیت که فرع اب است قسم سوم و عم که فرع جد است قسم چهارم در قسم او\nبنات با بنین و با بنین بنین عصبه شوند و در قسم سوم اخوات با اخوان\nعصبه گردند و در قسم چهارم عمات با اعمام عصبه نشوند نه عمه میت و نه عمه\nپدریت و نه عمه جد میت تامل\nاقربش ابن پس فروتر از ان | پس اب بعد از و ست عالی آن\nپس چواخ ابن اخوه عم عم اب | عم جد اقرب است پس اقرب\nقریب ترین عصبات در نفع بردن از مال میت ابن است و در حال عدم او\nابن ابن و هکذا در خصوص بنات مکرر بیان شد که با برادران خود عصبه شوند\nو بناب بنین با برادرزاده خود ها در صورتیکه ثلثانرا بنات برند و در محاذ تر\nبنات بنین و یا فروتر از آنها ذکور پیدا آید این دختران پسران میت که از فرض\nمحروم شده اند با محاذی خود و اسفل خود عصبه شوند و بعد از عدم ولدیست"}
{"book": "adl0265", "page": 33, "text": "۲۸\n\nو ولد ولد میت اصل میت قریب تر است در عصوبت که اول پدر است تعصیبه\nاز پدر جد صحیح یعنی پدر پدر وان علا و در حال عدم فرع و اصل میت فرع ابست\nکه ولد پدر است یعنی برادر و خواهر عینی میت مقدم است اگر عینی نباشد علاتی\nدختران پدر با پسران او مانند دختران میت است با پسران در عصوبت ندین\nپسران پدر یعنی دختر پسر پسر میت و پسر او مانند برادر است نه دخترش\nو زن عصبه نسبی بنفسه هرگز نمیشود ولعین میشود و اولاد میت و اخوات او بغیر میگردد\nو نیز خواهر عصبه مع غیره شود که در حدیث وارد شده است اجعلو الاخوات مع البنات عصبة\nو باید دانست که خواهر عینی با دختر میت و یا دختر پسر او عصبہ شود و برادر و خواهر\nعلاتی محروم کردند و بعد از عدم این سطا ئفه عم میت و ولد عم و عم اب و ابن او\nو عم جد و ابن او مانند ابن اخ میت اند که خواهران ایشان و دختران عم با ایشان\nو با اسفل از خودها عصبه نشوند اصل مسئله اینست که هر ماده که فرض ندارد عصبہ\nبغیره و مع غیره نشود و نیز در میراث عصبات دو لحاظ لازم است ترتیب ذکوری\nو قوت قرابت ترتیب اینست که در حین وجود ولد ولد ولد ولد ابن که فرع است\nاب و جد عصوبت ندارند و در حین وجود جد جد که از میت بسیار بعید است\nاخوه محروم شوند و با وجود ابن ابن ابن ابن اخ میت عم محروم شود و در حین"}
{"book": "adl0265", "page": 34, "text": "۲۹\n\nوجود پسر پسر پسرعم او عم اب محروم شود و هکذا الی آخر اجداد الاعمام وقوت\nقرابت اینست که با وجود برادر عینی که از طرف پدر و مادر برادر است برادر علاتی\nکه صرف از طرف پدر برادر باشد ساقط شود همچنین عم علاتی بعینی ساقط گردد\nو نیز قریب ببعید ساقط شود اگر چه قرابت مجب ضعیف باشد چنانکه باخ علاتی برادرج عینی\n\nفصل در مخارج فروض\n\nمخرج عدد را گویند که ازان عدد فرض مطلوب بدون کسر حاصل شود چنانکه یک از دولم\nدو مخرج نیم و لم سه مخرج دو ثلث و یک ثلث و لم چهار مخرج نیم و چهار یک\nو لم شش مخرج دو ثلث و یک ثلث و سدس و لم هشت مخرج ثمن وربع النصف و\nکه بیانست و عیان در نظم و نثر نقش و تصویر نظر نمای و عمل فرمای کلک بیان\n\nمخرج نصف دسمی ز دو گیر\nگر بود واحد و چو شد اکثر\n\nلیک از نوع یک تو مخرج آن\nاز سمی فصیل آن میدان\n\nمخرج نصف دو لم و همنام از غیر دو چنانکه بیان شد در فصل مخارج فروض که مخرج ربع\nاربعه یعنی از چهار یک چهار و از شش یک شش و از هشت یک هشت\nو از سه یک سه لیکن وقتیکه در مسئله زیاده از یک فرض آنهم از نوع واحد باشد\nمخرج فرض خور د تر و کمتر از کلان و بسیار هم باشد چنانکه هشت از هشت یک هشت است"}
{"book": "adl0265", "page": 35, "text": "٣٠\n\nو چهار یک و نیم و شش از شش یک است و یک سیکا دو سیکه\nواگر دو نوع در مسأله آیند حسن که بیان میشود که مخرج مشترک در معین که دانده عول نمید یا تماما\nنصف گر با تمام نوع دوم یا بعض از شش بدر\nمخرج نیم و ثلث و ثلثان و سدس شش کسی که مخرج فرض اول است و از نوع دوم مثال اجتماع\nبا تمام نوع دوم که میت شوهر و دو خواهر عینی و یک خواهر یا برادر مادری را با ما\nگذاشته باشد و مثال با لبعض نوع دوم که شوهر را با مادر و یا یک خواهر اخیافی و یا دو خوا\nعینی گذاشت\nچون شود تنگ از فروض شیر عول او طاق و جفت تا ده بر\nدر مسئله که وارثان جمع شوند و فرض بعض شان نیم بود چنانکه شوهر و از وارثان که\nتمام نوع ثانی و یا بعض اگر عول نماید عولش طاق و جفت میرود آید هفت و\nطاقت و هشت و ده جفت حال اینکه اگر شش که مخرج نیم است با نوع\nثانی از ادامی فرض تنگ شود مخرج را بهیئت ذیل وسیع گردان چنانکه زوج\nو دو خواهر عینی کا عول هفت است مثلا هر گاه در مثل این سلمه مادر هم باشیه عول او\nمسله ع ٧ چند ماتت مثلا میرسد له ع ٨ ماتت\nزوج اخت اخت زوج اخت اخت ام\n٣ ٣ ٢ ٣ ٢ ٣ ١"}
{"book": "adl0265", "page": 36, "text": "۳۱\nمثال ثالث که عول آن ۹ شود اگر بجای مادر دو خواهر اخیافی باشند اینست مثلاً\nمسئله ۶ ع ۹ زید مات مثال رابع که\nزوج اخت عینی اخت عینی اخ لام اخت لام عول آن ده شود\n۳ ۲ ۲ ۱ ۱\nمسئله ۶ ع ۱۰ زید مات\nزوج اخت عینی اخت عینی اخ لام اخ لام ام\n۳ ۲ ۲ ۱ ۱ ۱\nربع باثانی از دوازده عول آن طاق تا هفده است\nفرض ربع که با نوع ثانی جمع شود مخرج مشترک دوازده است و عول او طاقست\nنه جفت سیزده پانزده هفده چنانکه در مسئله زن میت با دو خواهر و مادرآید\nمثلاً مسئله ۱۲ ع ۱۳ زید مات زوجه ربع دارد و دو اخت عینی ثلثان\nزوجه اخت عینی اخت عینی ام وام سدس اصل مسئله دوازده عول آن سیزده\n۳ ۴ ۴ ۲\nمثال ثانی که عول آن پانزده شود مسئله ۱۲ ع ۱۵ زید مات\nزوجه ربع دارد و خواهران عینی ثلثان زوجه اخت عینی اخت عینی اخی لام ام\n۳ ۴ ۴ ۲ ۲\nو خواهر مادری و مادر هر یک سدس اصل مسئله دوازده و عول مسئله پانزده\nمثال ثالث مسئله ۱۲ ع ۱۷ زید مات\nکه عول آن هفده شود زوجه اخت عینی اخت عینی اخت لام اخ لام ام\n۳ ۴ ۴ ۲ ۲ ۲"}
{"book": "adl0265", "page": 37, "text": "۳۲\nفرض ام سدس واز اولاد ام ثلث وازاخوات عینی ثلثان اصل مسئله دوازده\nوعول آن هفده سدس ۲ ثلث ۴ ثلثان ۸ ربع ۳ جمع فروض هفده\nثمن با او بود بیست و چهار عول او بیست هفت شد یکبار\nثمن که سوم حصه فرض نوع اولست اگر با نوع ثانی جمع شود زیاده از یک مرتبه\nعول ندارد ومخرجش بیست و چهار است اگر مخرج مذکور از ادای فروض کثیره\nضیق شود در مخرج وسعت داده شود که فروض را ادا نماید همچنانکه خلیفه ثانی\nامیر عادل رضی الله عنه وسعت داده بود\nمثال بی عول مسئله ۲۴ زید مثال با عول مسئله ۲۴ ع ۲۷ زید\nزوجه دو اخت راخ عینی زوجه دوبنت ام اب\n۳ ۱۶ ۵ ۳ ۱۶ ۴ ۴\nدر مسئله میت اول زوجه که با بنات جمع شد فرض او ثمن است واز بنات ثلثان\nواخ عصبه اصل مسئله بیست و چهار ثمن آن سه و ثلثان آن شانزده\nباقیمانده فروض پنج که اخ بر دو فروض تمام شده عول نگردید و در مسئله دوم\nمیت\nزوجه ثمن دارد و دو بنت ثلثان وام واب هر یک سدس وسدس و ثلث\nو دو ثلث و یک ثمن که جمع گردید بهیئت مذکور فوق که تحریر شد بیست و هفت شد\nثمن ۳ یک ثلث ۸ دو ثلث ۱۶ جمع نمودیم بیست و هفت حاصل شد"}
{"book": "adl0265", "page": 38, "text": "۳۳\n\nفصل در بیان تماثل و تداخل و توافق و تباین دو عدد\nچونکه فروض وارثان و مخارج فروض و تصحیح مسائل میراث همه عدد است و عدد موضوع علم حسابست و دانستن نسبت در بین دو عدد لازم است که بیان شود\n\nاسوه دو عدد تماثل شد\nعدد کم بیش را تداخل شد\nگوتباین چو عاد شد واحد\nشد توافق چو ثالثی زائد\n\nدر بین دو عدد اگر مثلین باشند نسبت تماثل است اگر عدد کم در عدد بیش داخل شود تداخل و اگر موافقت دارند توافق در وقت تقسیم شدن بعدد ثالث و اگر در بین عددین مفروضین ازین سه نسبت هیچکدام نباشد تباین است مثال تماثل ۲ و ۲ و مثال تداخل ۳ و ۹ و مثال توافق ۴ و ۶ عدد چهار و شش بعدد دو که ثالث است قسمت شود یعنی دو عدد که در یک مسئله آید نظر میندازند که با هم متناسبند یا نه غیر متناسب را متبائن نامند و متناسب بر دو قسم است اگر در مقدار و شکل با یکدیگر برابرند تماثل است چنانکه ۳ و ۳ و اگر یکی جزو دیگر است تداخل چنانکه ۴ و ۸ و عدد ثالث اگر جزو هر دو باشد توافق است چنانکه ۶ و ۸ که دو جز هر دو است و در بین هر دو توافق باین عدد ثالث است"}
{"book": "adl0265", "page": 39, "text": "۳۴\n\nشد توافق بنصف عاد چودوت | گر سه باشد بثلث وفق دروت\nقسمت کننده هر دو عدد اگر دو باشد توافق بنصف گفته شود و اگر سه با شربت\nهمچنین قیاس کن که در بین دوازده و شانزده توافق بر بعست و در بین شست\nو بیست و پنج تخمس که عاد دوازده و شانزده چهار است و از بیست و پنج\nپنج و همچنین در بین سی و شش و چهل دو توافق بسدس بقرار ذیل ۱۲ و ۱۶ توافق\nبربع و در بین ۲۰ و ۲۵ توافق بخمس وفق بعد د عاد حاصل انیست که فروض مقدره\nکسوراند در تماثل مخرج هر دو یک است و در تداخل اقل در اکثر داخل شود\nو در توافق اکثر و اقل هر دو بعدد ثالث بدون کسر تقسیم شود و خارج قسمت\nاز هر یک آن دو عدد وفق است همچنانکه در بین دوازده و شانزده توافق بربع است\nهر دو را جدا جدا باربعه تقسیم نمودیم از دوازده سه خارج شد و از شانزده چهار و هکذا\n\nفصل در بیان صحیح کردن سهام وارثان دهم میراث\n\nسهم یک طایفه چوشد مکسور | چون توافق با بین و شد منظور\nوفق فرقه بزن بمخرج فرض | در تباین تمام اوست بغرض\nهر گاه حصه یک طائفه بخود آن طائفه صحیح قسمت نشود و کسر پیدا آید در بین عدو"}
{"book": "adl0265", "page": 40, "text": "آن طائفه و عدد همان حصه نسبت دریافت نمائی اگر توافق است وفق عدد\nرؤس آن فرقه را در مخرج سهام ضرب کن و در تباین کل را چنانکه زید مرد\nو یک جده و شش دختر و یک عم خود را وارث گذاشت در مسئله دو طائفه\nذوی الفروض است یک طائفه عصبه و دیگر طائفه بنات ثلثان اند\nمسئله از شش است برابر عدد رؤس بنات اصل مخرج مسئله شش\nو سهام چهار در بین توافق بنصف نیم عدد رؤس بنات را در اصل مسئله ضرب کن\nمثلا میت مسئله ۶ ۱/۶  زید وفق عدد بنات را که سه شود در\nیک جده شش بنت یک عم اصل مخرج مسئله ضرب نمودیم\n۱      ۴        ۱\n۳      ۱۲      ۳\nهجده حاصل شد یک جده را سه حصه دادیم و شش بنت را دوازده حصه\nو یک عم را سه حصه مسئله تصحیح شد از هجده حصه شش دختر دوازده بهریک\nرسیده دو حصه مثال تباین قرار ذیل است که تحت خط عرضی ثبت گردید\nمثلا میت مسئله ۶ ۲/۳ عمرو دختران پنج\nام اب بنت بنت بنت بنت بنت و سهامشان چهار\n۱  ۱   ۴   ۴   ۴   ۴   ۴\n۵  ۵   ۲۰  ۲۰  ۲۰  ۲۰  ۲۰\nدر بین تباین رؤس بنات را در اصل مسئله ضرب نمودیم ۶ به ۵ حاصل سی\nحصه مادر پنج و حصه پدر نیز پنج است و از هر واحد بنات چهار و در تداخل"}
{"book": "adl0265", "page": 41, "text": "٣٦\n\nدو صورتست اگر عدد رؤس کم است و در سهام داخل حکم تماثل دارد\nتقسیم کسر نیست و بضرب و تقسیم دیگر حاجت نه مثلا یک ام و دو بنت و یک عم\nباین هئیت میرسله ٦ کبر مثلا از شش مادر میت سدس یک\nیک ام دو بنت یک عم و دو بنات ثلثان و باقیمانده را عم برد\nبهر یک دختر میت دو حصه رسید اگر سهام کم باشد در رؤس داخل کسر پیدا\nمیشود پس حکم توافق دارد چنانکه از میت یک مادر کلان و هشت دختر\nو یک عم مانده باشد مثلا میرمسئله ١٢/٦ عمرو\nاصل مسئله از شش تصحیح از آن یک جده هشت بنت یک عم\nدوازده دو حصه بیک جده رسید و هشت حصه بچهار بنت و دو حصه بیک عم\nدرین امثال کسر سهیم یک طائفه بود که بیان شد و اگر در سهام چند طائفه باشد بیان میشود\n\nگر بود کسر سهم طائفه ها وفق یا کل هر گروهی را\nباکل و یا بوفق دیگر بین در تماثل بزن یکی را زین\nدر تداخل فریکین ش را از همه مخرج این بست بجا\n\nاگر کسر در بین سهام چند طائفه واقع شود در توافق وفق کل سر گروه را و در تباین"}
{"book": "adl0265", "page": 42, "text": "۳۷\n\nکل هر گروه را با کل هر گروه در تباین یا بوفق او در توافق و در تماثل یکی\nازین گروه را و در تداخل فریق اکثر را در اصل مخرج ضرب نمای حاصل انست\nدر صورتیکه حصه های چند طائفه بر آنها برابر تقسیم نشود درینصورت اول در بین سهام\nو روس هر طائفه نسبت دریافت کن اگر توافق باشد وفق عدد روس آن\nگروه را ملحوظ داشته گروه دیگر را با سهام وی نسبت یا دریافت نموده ملحوظ\nداشته باش تا تمام شود پس در بین اعداد این طائفه ها نسبت دریافت نما\nو در تماثل یکی ازینها را در اصل مسئله ضرب کن و در تداخل فرقه اکثر را\nو هرگاه در طائفه ها که نسبت ملحوظ شده توافق باشد وفق یک طائفه را در\nطائفه دیگر ضرب نموده حاصل آنرا با طائفه ثالث ضرب نمای و در تباین\nکل عدد یک طائفه را با طائفه دیگر ضرب نموده حاصل ضرب را با ثالث ضرب کن\nتا تمام شود حاصل آخر را که مبلغ نام نهاده اند در مخرج ضرب نمای حاصل\nضرب مبلغ که در مخرج ضرب شد تصحیح مسئله است و از ان حصه هر واحد\nهر گروه بدون کسر صحیح ظاهر میگردد مثال تماثل مسئله ۱۸\nاصل مسئله شش سدس مادر کلانها یکی برند سه جده شش اخت عیم\nثلثان خواهران وی و باقی را اعمام مثلاً عدد رؤس جدات سه و از اخوات سه"}
{"book": "adl0265", "page": 43, "text": "۳۸\n\nو از اعمام سه در بین سهام جدات و روس تباین واز اعمام نیز چنین است\nکل عدد رؤس ہر دو طائفه ملحوظ شد و در بین سهام و روس اخوات توافق نیم\nنصف عدد روس ملحوظ شد که سه باشند در بین وفق روس اخوات و کل عدد\nروس جدات و اعمام تماثل است عدد یک طائفه را در اصل مسئله ضرب\nنمودیم هیجده حاصل شد هر یک از جدات و اعمام را یک یک حصه رسید\nو هر یک اخوات را دو دو حصه رسیدند هر واحد را سهم صحیح رسید مثال خلل\nمسئله ۱۰/۶\nسه جده\n۱\nنه اخت\n۶\nعمرو\nهیجده عم\n۱۸\nروس طائفه ها سه جده نه اخت\nهیجده عم در بین سهام و رؤس تباین است\nو در بین رؤس و رؤس تداخل فریق اکثر را در اصل مسئله ضرب نمودیم طائفه\nجدات هجده حصه بردند که برای هر واحد شش حصه گردد طائفه اخوات هنفاد و دو\nدو سهم بردند که بهر واحد هشت سهم شود و گروه اعمام هیجده بخش بردند که بجهت\nهر واحد یک بخش رسد حصه را جمع نمودیم سهام همه طوائف یکصد و هشت\nحاصل گشت تصحیح مسئله بدانست مثال دوم مسئله ۱۲/ ۱۳۲ زید\nزوجات اربعہ ربع دارند وجدات ثلاثه دس\nو اعمام باقیمانده را مسئله دوازده سهم زوجا\nچهار زوجه سه جده دوازده عم\n۳\n۳۶\n۹\n۳\n۳۲\n۸\n۷\n۸۴\n۷"}
{"book": "adl0265", "page": 44, "text": "۳۹\n\nدر بین سهام وروس تباین و سهم جدات دو در بین تباین و از اعمام هشت\nپس تو تباین است سه و چهار تباین است حاصل دوازده با عدد روس\nپس انرا تمام تماثل و یا عدد روس زوجات و جدات در اعمام داخل بهر تقدیر\nدوازده در دوازده که ضرب نموده شد یکصد و چهل و چهار حاصل گردید که صحیح مسئله\nیک اخذ زوجات سی و شش بردند که بهر یک نه رسید و جدات بیست و چهار\nایند که هر کدام هشت رسید و اعمام هشتاد و چهار اخذ کردند که بهر یک هفت رسید\n\nبق یک در توافق همه تن در تباین بکل دیگر زن\nبا حاصل و بجمع دگر اینچنین نامت ام فرقه نگر\nازین ضرب مبلغست تمام در مخرج و جمیع سهام\n\nاینکه همانست که بیان شده که یک مرتبه لحاظ نسبت در بین سهام و روس\nیک طائفه دیده شود و دوم مرتبه در بین روس هر طائفه با طائفه دیگر در توافق\nو در تباین کل یک را با کل دیگر ضرب کرده و عمل را بدین طریق\nننموده حاصل ضرب را که مبلغ نام کرده اند در مخرج ضرب زده در مخرج سهام\nما انه ضرب نما که حصه هر واحد آشکارا وظاهر شود و مراد از طائفنا تمام"}
{"book": "adl0265", "page": 45, "text": "۴۰\n\nآنست که در بین تقسیم حصهٔ هر طائفه کسر باشد و باین عمل که قاعده مقرر کرده\nشده در نسبت سهام هر طائفه با روس و نسبت هر طائفه با طائفهٔ دیگر کسر\nمحتاج شویم چنانکه از میت چهار زن و هجده دختر و پانزده مادر کلان شش عم\nمانده باشند بهیئت ذیل نقش آیند نظر فرمای شده اصل مسئله بیست و چهار\nمسئله ۲۴ / ۴۳۲۰ کبر سهام زوجات از انجمله\nچهار زوجه هجده بنت پانزده جده شش عم ثمن است و حصهٔ\n۳ ۱۶ ۴ ۱\nبنات شانزده که ثلثان است\n۵۴۰ ۳۸۸۰ ۷۲۰ ۱۸۰\n۱۳۵ ۱۶۰ ۴۸ ۳۰\nو بخش جدات چهار که سدس است و رسد اعمام باقی آن که ایشان عصبه‌اند\nدر بین سهام و روس بنات توافق بنصف وفق روس نه و در سهام و روس\nباقیین تباین لهذا کل عدد روس آنان ملحوظ گشت باین صورت ۴ و ۶\nتوافق بنیم وفق یکعدد در کل دیگر ضرب نموده شد حاصل دوازده و بانه\nتوافق بثلث بدینصورت ۹ و ۱۲ وفق یک در دیگر ضرب نموده شد\nحاصل سی و شش با پانزده توافق بثلث وفق یک در کل دیگر ضرب شد\nحاصل ضرب یکصد و هشتاد و عدد روس شش عم دران داخل رقم یکصد و هشتاد\nکه مبلغ است در بیست و چهار که مخرج است ضرب نموده شد حاصل ضرب\n۲۴ × ۱۸۰"}
{"book": "adl0265", "page": 46, "text": "۴۱\nچهار هزار و صد و بیست تصحیح مسئله فرقه ناتمام است و همین مبلغ را در سهم\nهر طائفه ضرب نموده سهام فرقه زوجات را که پنجصد و چهل باشد و از هر فردشان\nیکصد و سی و پنج شود داده شد و از گروه بنات دو هزار و هشتصد و هشتاد که از\nهر واحد ایشان یکصد و شصت گردد دادیم و از طائفه جدات نهصد و بیست که از هر\nآنان چهل و شش شیعی در اد شد و از فرقه اعمام یکصد هشتاد که از هر فردشان شش دواد شد\nمثال سانیت مسئله از ۵۰۴۰/۲۴ مات زید دو زوجه دو فرزند دو شش جده\nدو زوجه شش جده ده بنت هفت عم و دو بنت ایشان و هفت عم\n۳ ۴ ۱۶ ۱\n۶۳۰ ۸۴۰ ۳۳۶۰ ۲۱۰ باقی سهام را اصل مسئله\n۳۱۵ ۱۲۰ ۳۳۶ ۳۰\nاز بیست و چهار و مبلغ دو صد و ده است تصحیح مبلغ هزار و چهل\nحصه فرقه زوجات شش صد و سی و سهام طائفه جدات هشت صد و چهل\nو نصیب گروه بنات سه هزار و سه صد و شصت و رسد فرقه اعمام دو صد و ده\nکه هر یک زوجه سه صد و پانزده حصه برد و هر فرد جده یکصد و چهل سهم اخذ نمود\nو هر واحد بنات سه صد و سی و شش نصیبه گرفت و هر نفر عمر سی سد حاصل کرد\nمثل نسبت سهم فرقه او پس مضروب خط منفرد جو\nدریافت حصه هر فرد هر طائفه باشخاصی که در حساب مهارت ندارند بطریق تسیم"}
{"book": "adl0265", "page": 47, "text": "۴۲\nآسانست و گرنه طریق نسبت سهلتر و شیرین تر است چنانکه در مثال کوریتا\nسهم زوجین مثل و نیم است ہر فرد را مثل و نیم مبلغ بده که سه صد و پانزده بود\nو حصه جدات دو ثلث رؤس است دو ثلث مبلغ هر یک جده را داده شود که\nیکصد و چهل گردد نصیبه بنات از اصل مسئله شانزده است و رؤس ایشان دا\nمثل رؤس و خمس رؤس است مثل مبلغ و خمس مبلغ فرض ہر یک از بنا\nفرض کن که سه صد و سی و شش شود رسد اعمام نیز از اصل مسئله یک است\nو نسبت سهم اعمام از هفت یک است ہر کدام عم را سبع مبلغ بده که سی شود\nو آسانتر از هر دو طریق طریق سوم است که آنهم رجوع بطریق اول دارد و آن نیست\nکه سهم هر فرقه وارثانرا از اصل مسئله در مبلغ ضرب نموده بر عدد رؤس تقسیم کرده شود\n۲۱۰ × ۳ ۳۱۵\nو سه را در دو صد و ده ضرب نموده حاصل ضرب را که شش صد و سی شود برو\nتقسیم نموده خارج قسمت سه صد و پانزده خواهد آمد و چهار عدد سهم جدات مبلغ\nمذکور ضرب کرده حاصل ضرب را که هشت صد و چهل باشد بر عدد رؤس جدا است\nکه شش نفر است تقسیم کرده خارج قسمت یکصد و چهل آمد و شانزده سم بنایا\n۲۱۰ ۳۳۶۰\nدر دو صد و ده ضرب نموده شود حاصل ضرب را که سه هزار و سه صد و شصت است\nبرده قسمت شود خارج قسمت سه صد و سی و شش ظاهر شد و حاصل ضرب"}
{"book": "adl0265", "page": 48, "text": "۴۳\n\nحصه اعمام عین مبلغ دوصد وده ۲۱۰ و تقسیم آن برهفت خارج قسمت سی ۳۰ پیدا آمد\nحاصل جمع (۶۳۰+۸۴۰+۳۳۶۰+۲۱۰)=۵۰۴۰ اینست تصحیح مسئله مذکوره\n\nفصل در بیان د باقی ماند از ذوی الفروض به هم آنان\n\nفاضل از اهل فرض بی عصبا رد بر غیر شوهر و زوجات\nیعنی در مسئله اگر عصبه نباشد باقیمانده فرض ذوی الفروض بر خود ذوی الفروض\nبقدر فرض هریک پاشیده شود نه بقرار فرض زوجین داده شود\n\nهردور از اقل مخرج شان داده باقی باهل در برسان\nجنس حد چو راس خود طلبد اکثرش چون سهام خویش برد\n\nدر مسئله ردیه اگر احد زوجین باشد حصه او را از خوردترین مخرج فرضش ده و باقی\nبر ذوی الفروض نسبی برسان درینصورت اگر ذی فرض نسبی یک جنس باشند\nاز قرار شمار رؤس قسمت برند چنانکه در مسئله یک زوج و سبنت باشند\nباین هیئت مسئله ۴ زوج ۱ سه بنت ۳ نی اصل مسئله دوازده چراکه زوج مستحق ربع اس\nو سه دختر مستحق ثلثان اند سه حصه زوج بر دو هشت حصه بنات یک حصه\nباقی ماند لہذا مسئله را رد نمودیم با قل مخرج زوج که چهار است حصه زوج ۱"}
{"book": "adl0265", "page": 49, "text": "۴۴\n\nداده باقی را بنات از روی عدد رؤس خود برند که جنس واحد بودند واگر از\nیک جنس زیاده باشند پس از گرفتن شوهر و یا زن فرض خود را از وجه باقماند\nبقرار سهام خود ایشان برند چنانکه در مسئله باز وجه دو اخت لام و جده باشد باان\nهیئت مسئله ۴ زوجہ جده اختِ لام یکے صل مسئلہ از دوازده ربع زوجہ سہ\nو سدس جده دو و ثلث اولادام چهار باقی ماندسه مسئله رد شد بر اقل\nمخرج فرض زوجه که چهار است بقدر سهام شان بهر دو جنس داده شد واگرزین\nنمی بود و صرف جده و دو خواهر مادری میبودند مسئله از سه تمام میشد باین هیئت\nمسئله از ۳ جده اخت اخیافی اخت اخیافی عمرو ترکه میت بها بی زحمت کم و زیادور\nبر سه تمام شد\nفروجه دو نخو از میانه گم است مسئله از رؤس از هصت\nاگر در مسله هیچ زن و شوهر نباشد قسمت در جنس واحد از رؤس است و در اخماس\nاز سهام شان مسئله ۲ زید مرد مسئله ۵ بنت بنت بنت بنت خالد یکنام دو اخت بنت در مثال اول سود\nیک جنس اندکه مسئله از دو مقرر شد و در مثال ثانی که دو جنس اند چنانکه یک مدر\nو دو خواهر در مسئله است اصل مسئله از شش است مادر شم حصه برد\nاور دو جواهر دو ثلث بردند یک حصه باقیمانده رد شد بقرار سهام مادر و دختران"}
{"book": "adl0265", "page": 50, "text": "۴۵\nپنج و انیست تصحیح مسئله ردیه که در مسئله موصوف کسر نباشد\nکر شود انکسار را رسمن | باصولی که گفت دایم ترا\nاگر در مسئله ردیه کسر پیدا شود آن کسر را بقرار قواعد مذکوره درست کن یعنی اگر\nسهام یک طائفه بر طائفه مذکور درست تقسیم نشود اگر توافق باشد وفق عدد\nرؤس آن طائفه را در مخرج اصل مسئله ضرب کن و اگر تباین است کل\nضرب نما مثال اول مسئلہ ۴ / ۱۶ سلمی مثال دوم مسئلہ ۴ / ۸ رابعه\nزوج چهار بنت زوج شش بنت\n۱ ۳ ۱ ۳\n۴ ۱۲ ۲ ۶\nاین هر دو مسئله مذکور فوق ردیه است و در هر دو مسئله کسر واقع است لیکن\nدر بین سهام و روس بنات در میت اول تباین است چنانچه چهار در چهار\nضرب نموده شد و مسئله از شانزده صحیح گشت و در میت ثانی تداخل ست\nکه حکم توافق بثلث دارد و دو در چهار ضرب گردیده مسئله از هشت صحیح شد\nدر میت اول هر یک دختر سه حصه برد و در میت دوم هر کدام بنت یک حصه\nمثال سوم مسئله ۱۶ / عمرو مثال چهارم مسئله ۴ / ۳۲ بکر\nدو زوجه دو بنت یک زوجه چهار جده شش اخ لام\n۲ ۱۴ ۱۲ ۱۲ ۱۲\n۱ ۷ ۲ ۴ ۶\nدر میت مثال سوم هر یک زوجه یک حصه برد هر کدام بنت هفت حصه برد"}
{"book": "adl0265", "page": 51, "text": "۴۶\n\nو در میت مثال چهارم زوجه ربع دارد و چهار جده سدس و شش دخترام\nثلث دارند این هر دو مسئله نیز ردیه است و کسر هم دارند اصل مسئله از\nاقل مخرج زوجه از چهار است کل روس جدات در نصف روس اولادیا\nضرب نموده مبلغ که محامل ضرب روس جدات و نصف عدد روس اخوات\nمخرج مسئله که چهار است ضرب نموده شد و حاصل آن چهل و هشت شد و حه دوازده\nو بهر فرد جده سه و هر یک اخت لام چهار مثال دیگر بر نهج مسائل مذکوره\nمسئله ۱۴۴۰/۴۰/۸ مات زید\nچهار زوجه نه بنت شش جده\n۳ ۱۶ ۴\n۱/۸ ۲/۸ ۱/۶\n۱۸۰ ۱۰۰۸ ۲۵۲\nام اب\nام ام اب\nام ام ام اب\nام ام ام ام اب\nام ام ام ام ام اب\nام ام ام ام ام ام اب\nزوجه زوجه زوجه زوجه بنت بنت بنت بنت بنت بنت بنت بنت بنت جده جده جده جده جده جده جده\n۴۵ ۴۵ ۴۵ ۴۵ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۱۱۲ ۴۲ ۴۲ ۴۲ ۴۲ ۴۲ ۴۲\nاصل مسئله از هشت تصحیح اول از چهل و تصحیح دوم از یکهزار و چهار صد و چهل است\nدرین مثال که چهار زن و نه دختر و شش مادر کلانست اصل مسئله از هشت حصه چهار\nثمن را که زنان بردند سه حصه است و ثلثانرا که دختران اخذ نموده شانزده نصیب با"}
{"book": "adl0265", "page": 52, "text": "۴۷\nوسدس را که جدہ با گرفته اند چهار سهم است باقی ماند یک حصه و آن حصه بسهام\nجدات وبنات بقدر سهم شان پاشیده شود نه بر سهم زوجات بنابر آنکه\nرد شد بر اقل مخرج زوجات که هشتم حصه فرض شانست و مخرج آن ثمانیه است\nکه ازان یک حصه را زوجات بردند باقی ماند هفت حصه نسبت سهام بنات\nو جدات از روی اصل مسئله قبل از رد شدن چهار و یک حاصل آمد پنج\nاین پنج که حاصل نسبت ثلثان و سدس است در هشت ضرب نموده شد\nحاصل آمد چهل و آن عدد خمسه حاصل شده در سهم زوجات نیز ضرب گردید\nکه پنج ثانی حاصل شد. و همان هفت سهم که بعد از دادن حصه زوجات باقی نماند\nدر چهار سهم بنات ضرب نموده شد حاصل بیست و هشت و باز همان هفت باقیمانده\nدر سهم جدات ضرب نموده شد حاصل آمد هفت مجموع کل سهام چهل پیدا آمد\nکه تصحیح اولست این همه سهام که پنج و بیست و هشت و هفت باشد با رئوس\nوارثان مباینت دارند که عدد روس ایشان چهار و نه و شش است لهذا چهار در\nضرب نموده شد که سی و شش حاصل آنست و شش در سی و شش داخل است\nپس همین سی و شش مبلغست که در چهل ضرب شد که حاصل آخر یکهزار و چهار صد و جها\nو اینست تصحیح ثانی و مبلغ مذکور در سهام فرقه های وارثان ضرب گردید که حصه"}
{"book": "adl0265", "page": 53, "text": "۴۸\n۱۰۰۸\nهر فرقه ظاهر گشت یکصد و هشتاد سهم از فرقه زوجات است که بهر زوجه چهل و پنج سهم رفت\nو یکهزار و هشت حصه از گروه بنات است که بهر بنت یکصد و دوازده حصه میرود سهم بینایی\n۱۱۲\nنصابی به جدات است که بهر جد چهل و دو نصیبه گرفت حصه و سهم هر شخص هرفرقه را از قراره\nتقسیم یا نسبت بهر طریق که خواسته باشید ظاهر و باهر میگردد چنانکه در صفحه چهل و ششم کار\nاکنون دوم مرتبه با نقش کرده میشود که عوام هم بخوب وجه بدانند که هیچ پوشیده نماند بازی\nبنظر عبرت ببین که مرگ و میراث چه‌ ذوق دارد مرگ برای مومن صالح چقدر شیرین است برای کافر\nو فاجر و منافق و حاسد چقدر تلخ همت مسلم محض به معاد است و همت کافر بر معاد\nمثال دوم مسئله اینست و چهار رد آن از شش تصحیح اول چل مصح دوم یکهزار چهار صد تا\nچهار زوجه نه بنت شش جده\n٣ ١٦ ٤ ٤٠\n١ ٣ ١ ٣٦\n٥ ٢٨ ٧ ٢٤٠\n١٨٠ ١٠٠٨ ٢٥٢ ٤٠\n٢٥ ١١٢ ٣٢ ١٣٤٠\nاصل مسئله از بیست و چهار است قبل از رد شدن و بعد از رد شدن بر هشت\n١٤٤٠\nتصحیح اول از چهل تصحیح دوم از یکهزار و چهار صد و چهل حصه طائفه زوجات\nیکصد و هشتاد و از بهر فرقه زوجه چهل و پنج شود سهم فرقه بنات یکهزار و هشت\nو از بهر واحد بنت یکصد و دوازده و از گروه جدات دو صد پنجاه و دو از بهر یکده چهل دو\n١٨٠\n٢٥٢\nسهام را جمع نمودیم بآین طریق که هر عدد را محاذی مرتبه دیگر ثبث نمودیم آحاد باد"}
{"book": "adl0265", "page": 54, "text": "۴۹\nوعشرات بعشرات ومآت بمآت والوف بالوف مجموع سهام ۱۰۰۸\nوارثان مساوی تصحیح آخر شد اینست برهان حساب ۱۴۴۰\n۲۵۲\nفصل در بیان ارث ذوی الارحام که با میر از مرحم تر حمام\nذو رحم دان قریب با اموت\nغیر ذی فرض باشد عصبات\nذی رحم خویش میت است که فرض مقدر ندارد و عصبه نباشد و آن خویش چها رست\nعصبه سان چهار قسم اول اولاد بنت بنت پسر\nذوی الارحام مانند عصبات چهار نوعند که اول ایشان فرزندان دختر میت\nو از دختر پسر او حاصل انیست که ذوی الارحام حصه مقدر ندارند بلکه ما ند نصب اند\nحصه\nچنانکه عصبات آنچه از اصحاب فرائض باقی ماند ببرند و ذی رحم نیز آنچه از فرض\nزوجین مانده باشد ببرد و در حال انفراد کل را ببرد و نیز در حال اجتماع اقسام\nذوی الارحام بترتیب عصبات اند که اولاد اول است\nجده فاسده دگر اجداد\nپس بنات اخ و زا اخت اولاد\nقسم دوم جده فاسده و اجداد فاسدین است و قسم سوم دختران برادر واولاد\nخواهرند بترتیب عصبات که از همه مقدم فروعست و بعد از یشان اصول"}
{"book": "adl0265", "page": 55, "text": "۵۰\n\nو در حال عدم اصول و فروع فروع ابوین و آخر همه عمه که از جدین شمر است\nو خال و خاله و برنیست قیاس که با وجود هم دوم قسم سوم محرومست همچنین\nدر حالت موجودی قسم سوم قسم چهارم محروم و ترتیب ذوی الارحام بر عصبات قیاس شرع\n\nپس زجدین فرع عمه بیار\nقوت قرب و وصف اصل شمار\n\nپس از قسم سوم که اولاد خواهر و دختر برادر است فروع جدین است مانند عمه\nو خاله و خال و اولادشان در مسله ذوی الارحام قوت قرابت شمرده شود\nباتفاق و وصف اصل در تسیم و باشخا صیکه قریب بیت اند قسمت نموده\nبوارثان داده شود که روایت مشهور امام اعظم رحمة الله علیه و مذهب امام محمد\nشیبانی و مفتی به اہل فرائض است اگر چه امام ابو یوسف رحمة الله علیه که قاضی\nاول است در ابدان فروع تقسیم را معتبر داشته و از قرار نقل سید السند که از بعض\nعلما در رساله شریفه شرح سراجیه نموده و مشایخ بخارا نیز بران عمل نموده اختلاف\nاست مرجوم است رحمهم الله جمیعاً\nفائده\nدر مقصود مصرع دوم متن کتاب قدر فکر لازم است که دران دو اصل جمع شده\nاول قوت قرابت دوم وصف اصل و قوت قرابت دو قسم است\nقسم اول بدین نهج است که با وجود نزدیک بودن هر درجه هر قدر که دورتر رود"}
{"book": "adl0265", "page": 56, "text": "۵۱\n\nمحروم میشود چنانکه اگر پسر دختر موجود باشد به پسر دختر سپر چیزی نمیرسد همچنین\nاگر یکی ولد وارث باشد و دیگر از ذی رحم ولد ذی رحم محروم شود قسم دوم\nبدینقرار است که یکی عینی باشد و دیگر علاتی و یا اخیافی باشند شخص عینی\nعصبیت\nکل مال را برد و علاتی و اخیافی محروم شوند این دو قسم قوت قرب که در\nسه قوت شوند یک اصلست اتفاقی و شمار وصف اصل همانست که\nامام محمد رحمة الله در ابدان اموات فوق در اول بطن که بذکورت و انوثت\nاختلاف یافته شد تقسیم نموده ابن را دو چند بنت داده حصه هر یک رابوارثان\nاو دید اینست شمار وصف اصل که اختلافیست تفصیل آن تشریح\nو بیانش در امثال ذیل می آید انشا الله تعالی امثله اعتبار قوت قرابت\nمسئله از یک .. بکر مسئله از یک .. عمرو مسئله از یک .. زید\nعمه عینی عمه علاتی عمه عینی عمه اخیافی عمه علاتی عمه اخیافی\n۱ محروم ۱ محروم ۱ محروم\nدر میت اول و دوم عمه عینی وارث است و در میت سوم علاتی وارث گشته\nوراثت و حرمان وارثان امثله های مذکور فوق از قسم چهارم ذوی الارحام\nتفصیل\nبا عتبار قوت قرابت است که بطریق نمونه تحریر شد. و بعد ازین ترتیب\nدر امثله صفحه آینده ملاحظه کن که واضح و روشن ثبت گردیده است"}
{"book": "adl0265", "page": 57, "text": "۵۲\n\nمسئله از یک مسئله از یک مسئله از یک مسئله از یک\nابن بنت ام ام ابن اخ بنت اخ عم عینی عم عینی\nبنت بنت ام اب اب بنت ابن بنت ابن\nبنت ابن اب ام اب ۱ محروم ۱ محروم\n۱ محروم ۱ محروم محروم\nمثلاً در میت اول دختر دختر پسر وارث است و پسر دختر دختر محروم گشته\nو در میت دوم پدر مادر ما در وارث است و مادر پدر پدر مادر محروم شده\nو در میت سوم دختر پسر برادر در میت چهارم دختر عم عینی وارث است که\nولد عصبه اند و در دومیت آخر الذکر پسر دختر برادر و پسر عم عینی و هم گشتند که ولدی ارحام اند\n\nولد\nفائده\n\nدر قسم اول اگر همه ولد وارث باشند و یا هیچکدام ولد وارث نباشد و همه شان\nدر یک درجه باشند و در اصول ایشان هیچ اختلاف بذكورت و انوثت نباشد\nدر ابدان فروع تقسیم نموده ابن را دو چند بنت داده شود مثلاً\n\nمسئله از ۳ ولید میر مسئله از ۴ خالد\nابن ابن بنت بنت\nبنت بنت بنت بنت\nبنت ابن ابن بنت\n۱ ۲ ۲ ۱\n\nدرین هر دو مسئله صاحبین را اتفاقست\nکه نزد و چند ماده بر دو تصحیح هر دو مسئله\nاز سه شود در میت اول هر دو\nولد ذی فرض است و در میت دوم هر دو ولد ذی رحم و در اصول ذکورت"}
{"book": "adl0265", "page": 58, "text": "۵۳\nوانوشت شان اختلاف نیست که شمار و صفت اصل شود لهذا در ابدان موجودین\nبحکم کریمه للذکر مثل حظ الانثیین تقسیم نموده شد و اگر در اصل اختلاف با\nدر بطن اول اختلاف تقسیم کرده بوارثان هر یک قرار قسمت اصل بوارث او\nبده باین هیئت مسئله ۳ یجی تقسیم میراث میت مذکور دو حصه را دختر\nبنت بنت\nابن بنت پسر دختر مالک شد و یک تقسیم را پسر\nبنت ابن دختر دختر صاحب گشت این کشیما\n۲ ۱\nوصفت اصل نزد امام محمد رحمة الله علیه و نزد امام ابو یوسف رحمة الله علیه\nچنانست که وصف اصل را معتبر ندانند بلکه در ابدان فروع موجودین لحاظ وصت\nذکورت و انوثت نموده میراث دهد و قضیه بر عکس نماید باین هیئت مثلاً\nمسئله ۳ زیر تقسیم میراث میت مذکور دختر پسر نیم پسر دختر بر دوکه\nبنت بنت\nابن بنت ایشان وصف اصل را در شمار نیارند و بران اعتبار\nبنت ابن ننمایند و نیز اعتماد ندارند و سبب اینکه ایشان در وقت\n۲ ۱\nخلافت هارون الرشید قاضی بودند و نیز دریافت میراث ذوی الارحام\nبقولشان سهلست و مشایخ بخارا هم بنا بر نقل سید السند که سابق برین\nتذکار یافته بران عمل نموده در بخا نیز مروج گردید و گرنه روایت مشہور امام صان"}
{"book": "adl0265", "page": 59, "text": "۵۴\nو مسئله علیه و رأی امام محمد شیبانی رحمة الله علیه در جمیع مسائل ذوی الارحام\nمفتی به مذهب علمای حنفی است که شمار وصف اصلست و امام محمد\nرحمة الله علیه که شمار وصف اصول و عدد از فروع دارد چنانست که یک دختر\nدختر دختر را نیم دختر پسر دختر میدهد و دو دختر دختر دختر را که برابر یک پسر است\nبرابر یک پسر داده مثلا مسئله از سه تصحیح از چهار\nدرین مسئله یک دختر را پسر فرض نموده دو حصه میدهد\nو دو دختر دختر را دو حصه\nکه مسئله از چهار صحیح شود همینست مسلک فرائض نهر اخلاف چونکه در بطن\nثانی ذکورت و انوثت اختلافست در همان بطن تقسیم شد و حصه هر یک بطنا\nبوارثان او داده شد و بهر یک از دختران دختر یک حصه رسید و بدختر پسر دختر\nدو حصه و نزد امام ابو یوسف رحمة الله علیه مسئله از سه شود بقرار ابدان فروع\nکه وصف اصول را در ابدان فروع شمار میکنند و قرار ابدان موجودہ تقسیم میراث نمایند\nفایده\nدر ابدان ذوی الارحام اگر شخصی از یکجهت قرابت دار د حصه خود را از یکجهت میبرد\nو کسی که از دو جهت قرابت داشته باشد نصیبه خود را از دو جهت برد غیر از جدات"}
{"book": "adl0265", "page": 60, "text": "۵۵\n\nفاسد است که ذو جهت و ذو جهتین فرق ندارند چنانکه در جدات صحیحاب بانگینا\nذی فرض اند پس امام ابو یوسف رحمة الله علیه هر دو جهت را در ابدان فروع\nموجودین اعتبار نموده نر را دو چند ماده میدهد و امام محمد رحمة الله علیه اصول\nاموات در اول بطن که بذکورت و انوثت اختلاف باشد چنانکه درین مسئله\nمثلاً مسئله از ۴ نزد امام محمد مسئله از ۲ نزد ابو یوسف\nبنت بنت بنت بنت بنت بنت\nبنت ابن بنت بنت ابن بنت\nبنت بنت ابن بنت بنت ابن\nسلمی ولید سلمی ولید\nدرین مسئله سلمی دختر دختر دختر میت است از یکجهت و نیز دختر پسر دختر است\nاز جهت دیگر و ولید پسر دختر دختر است از یکطرف پس سلمی از دو جهت\nذو رحم است و ولید از یکجهت نزد امام محمد شیبانی که صاحب ثانی ابو حنیفه\nکوفی رحمة الله علیه است تقسیم را در بطن ثانی یعنی در درجه دوم نموده سلمی را سه حصه\nداده است و ولید را یک حصه چرا که سلمی در درجه دوم یک پسر و یک دختر است\nمیراث یک پسر و یک دختر را سلمی برد که ذو جهتین است یک جهت نرا\nو یک جهت ماده و ولید یک جهت ماده دارد که دختر دختر است و نزد\nابو یوسف رحمة الله علیه اصل مسئله از چهار شود و اختصار آن بدو یک حصه را"}
{"book": "adl0265", "page": 61, "text": "۵۶\nسلمی برد که از دوجهت دختر است در بطن ثالث ووصف اصل را در شما\nنیاورده بمنزله یک پسر مقرر شد وولید خود یک پسر است ذی رحم انجیریت\nتصویر این تحریر وتقریر بطریق شجره چنینست که از زید متوفی سه دختر ماند سلمی از\nجهت دو دختر نواسه است وولید از جانب یک دختر چنانکه مجیده\nدختر خود را که حمیده نام دارد بعمرو پسر فصیحه خواهر زاده خود داد ازین دوخاله زا\nسلمی متولد شد و با ولید پسر صالحه بنت سعیده با هم نواسه خاله شونداز زید\nمتوفی ذی رحم و میراث خوار باقی مانده اند باین هیئت که ثبت شده\nمسئله ۴ اختصار مسئله ۴ زید این مسئله بنا بقول امام محمد رحمة الله علیه\nاز چار شد و بقول ابویوسف رحمة الله علیه\nاز دو گردید سلمی از میراث حمیده و عمرو\nمطابق قول اول سه حصه را مالک شد\nوولید از میراث صالحه یک حصه لصاحب گر دید\nواز قرار قول دوم سلمی اگر چندی که دو جهت دارد از سبب دختر بودنش یک حصه\nمیدهند و ولید را اگرچه یک طرف دارد چونکه پسر است نیز یک حصه داده ان\nدر صنف دوم که اجداد فاسدین و جدات فاسدات است اگر بعضی از جانب مادر"}
{"book": "adl0265", "page": 62, "text": "۵۷\n\nبعضی از جانب پدرند پدری دو حصه برد و مادری یک نصیبه اخذ نماید مثلاً\n\nزید\nمادر پدر مادر پدر دو حصه برد و مادر پدر مادر مادر یک\nام الاب ام الام\nاب اب\nنصیبه اخذ نماید و اگر همه نصیبه خواران از یک جانب باشند\nام ام\n۲ ۱\nنزد امام ابو یوسف رحمة الله علیه قسمت بر ابدان موجودین\n\nبحکم آیه کریمه للذکر مثل حظ الانثیین خواهند برد و نزد امام محمد رحمة الله علیه در اصول\nبطن که بذکورت و انوثت اختلاف است حصه هر یک بوراثت او داده شود\nمثلاً این مسئله نزد ابویوسف از دو میباشد عمرو وبقول امام محمد رحمه الله علیه مسلئه از شش است\nاب اب اب الام اب ام اب الام باین صورت و هیئت\nمسئله ازا بکر\nام\nاب\nوقتیکه مسئله بقول امام محمد رحمة الله علیه از سه شد پدر پدر پدر مادر\nدو حصه برد و پدر مادر پدر مادر یک اکنون در صنف سیوم\nاب اب\n۲ ۱\nکه اولاد خواهر و دختران برادرند فرض ندارند و ذی رحم اند\n\nنظر انداخته شود در اولاد برادر اخیانی که فروع مادرند نرو ماده نزد محمد رحمة الله علیه\nفرق ندارد چنا نکه در اصول شان نر را دو چند ماده داده نشود بلکه برابر برند مثلاً\n\nخالد\nاین مسئله نزد امام محمد از دو میباشد و مسئله مذکور نزد ابو یوسف رحمة الله علیه\nابن الاخت لام بنت الاخت لام از سه شود که نر را دو چند ماده میدهد فقط\n۱ ۱"}
{"book": "adl0265", "page": 63, "text": "۵۸\n\nو در خصوص اولاد خواهر عینی که بر اولاد علاتی ترجیح دارد و اولاد علاتی بر اولاد اخیافی\nدرین دو طائفه اولاد خواهر و اولاد دختر برادر از قسم سوم ذوی الارحام است\nاگر در مسئله یک طائفه باشد مثلا دختر دختر برادر و پسر دختر برادر باشند مسئله از شش شود\nباتفاق و اگر بعضی ولد عصبه باشد و بعضی ولد ذی فرض باشد مثلا یک دختر\nبرادر عینی و دو دختر برادر اخیافی که یک دختر اول الذکر ولد عصبه است و دو دختر\nآخر الذکر ولد ذی فرض اند و نزد امام ابو یوسف رحمة الله علیه ولد عصبه ترجیح دارد\nکه ساقط میکند اولاد برادر مادری را و امام محمد رحمة الله علیه فروع را اصول فرض\nنموده ثلث را بدو دختر برادر مادری میدهد و ثلثانرا بیک دختر برادر عینی باین هیئت که\nثبت شده مثلاً میمسئله از ۶ ولید ونزد ابو یوسف رحمة الله علیه\nیک بنت اخ عینی دو بنت اخ لام برادرزاده عینی کل مال را میبرد\n۴ ۲\nو هردو برادرزاده اخیافی محروم شوند سابق ازین دانسته شد که اگر یکنفر ذی رحم\nولد وارث باشد و دیگر نفر ولد ذی رحم باشد ولد ذی رحم محروم شود و اگر\nهیچ یک ولد وارث نباشد در قسم سوم مثل صنف اول را بکار باید برد که شمار\nقوت قرب و وصف اصلت نزد امام محمد رحمة الله علیه و قوت قرب و وصف\nفرع نزد ابو یوسف رحمة الله علیه بنا بقاعده مقرره صنف اول که در مسئله مذکوره بیان شد"}
{"book": "adl0265", "page": 64, "text": "۵۹\nکه یک دختر از برادر عینی مانده و دو دختر از برادر اخیافی نزد ابو یوسف رحمه الله علیه\nعینی ترجیح دارد بقوت قرابت که از دو طرف برادرزاده است یکطرف را ساقط نماید\nو امام محمد رحمه الله علیه که با قوت قرابت وصف اصل را اعتبار مینماید و قسمت را\nبطین اول اختلاف میکند برادر زاده اخیافی را دو برادر اخیافی فرض نموده ثلث مال را\nحصه دهد و یک برادرزاده عینی را که دختر است برادر عینی فرض نموده عصبه سازد\nگویا که دو ثلث را عصوبه با و میدهد در تقسیم مواقع فکر را کار فرمودن و عمل نمودن\nلازم است و در صنف چهارم که عمات و خالات و اخوال و اعمام اخیاف\nو اولاد اقسام مذکورند و اولاد بنات اعمام و خود بنات اعمام و عمات بر اصنافات\nمذکورین فوق قوت قرابت شان معتبر است که از سبب عمه عینی عمه علاتی و اخیا\nساقط و محروم شوند و بوجودگی دختر عمه عینی دختر عمه علاتی و اخیافی و دختر عمه عینی\nو علاتی و اخیافی محروم گردند و از سبب علاقی اخیافی ساقط و محروم میگردد\nو برینست قیاس اخوال و خالات و اولادشان و اگر بعضی از جانب پدر\nو بعضی از جانب مادر باشند اولادیکه از جانب پدر است پدری و دو چند میبرد\nو ذریت مادری یک چند یعنی اولاد پدر دو ثلث و از مادر یک ثلث خواهند برد\nمثلا عمه و دو چند برد و خاله یک چند چنانکه اگر در مسئله یک عمه و دو خال منظم"}
{"book": "adl0265", "page": 65, "text": "٦٠\n\nآید تصحیح همان مسئله از بیست و یک میشود باین هیئت که ثبت کرده میشود مثلا\nمسئله از ٢١ نریدمات و در دو جانب ذی رحم قرابت تو\nعمه خال خال خاله خاله خاله\n١ ١ ١ ١ ٢ ١٤ باعث حرمان ضعیف نشود\nمثال اول مسئله از ٣ - هند مثال ثانی مسئله از یک - زینب\nعمه علاتی خاله عینی عمه عینی عمه علاتی\n٢ ١ ١ محروم\nو اگر از یک جانب ولد عصبه باشد و از جانب دیگر ولد ذی رحم ولد ذی رحم محروم میشود\nمثلا مسئله از ٣ - رابعه دختر عم بلحاظ قرابت پدر دو حصه را مالک شد\nبنت عم بنت خاله و دختر خاله از سبب قرابت مادر یک حصه را\n٢ ١\nصاحب گشت واگر در اولاد اعمام و عمات که از یک جانب انداگر یکی قوت\nقرابت دارد و دیگر ولد عصبه است ولد عصبه محروم است و در شمار و حساب\nنیاید چنانکه اگر دختر عمه عینی و دختر عم علاتی با هم جمع شوند باین هیئت که تحریر میشد\nمثلا مسئله از یک - خالد مات شمار قوت قرابت به نسبت وصف\nبنت عمه عینی بنت عم علاتی اصل قویست و ترجیح دارد بر قوت\n١ محروم\nوصف اصل قهرا بترتیب ذکری که در خود نظم گفته شده قوت قرب و وصف\nاصل شمار از اول کتاب تا آخر کتاب ترتیب ذکری در نظم ملحوظست بلحاظ باید کرد"}
{"book": "adl0265", "page": 66, "text": "٦١\n\nفصل در بیان تخارج\n\nتخارج در عرف اهل فرائض و میراث آنست که یک شخص از وارثان در عوض\nارث خود قدری از مال متروکه گرفته در باقی ترکه عرض نداشته باشد و دست بردار شود\nگرحصه صلح وارثی بریشی کن تصحیح طرح سهم وی\nیعنی اگر وارثی بادیگر وارثان بچیزی معین صلح کند چنانکه بصد دینار و یا هزار دینار\nو یا خانه و یا پیرایه و یا اسلحه و یا فرش و یا مثل آنها صلح نمود در مسئله انرا درج نموده\nو سهم انرا معلوم کرده تصحیح از سهام دیگر وارثان نمای که در میراث دیگر وارثان\nتفاوت واقع نشود و بی شمول تصحیح مکن و پس از شمول سهم آنرا طرح کرده\nترکه باقی را بر سهام باقیین تقسیم کن که زوج و برادر عینی و خواهر اخیافی باشند\nمثلا مسئله از ٦  نزیب مات | شوهر میت که با برادر عینی و خواهر\nزوج اخت اخیافی اخ عینی | اخیافی میت صلح کرد یعنی در خانه\n۳ ۱ ۲\nکه نشته ام و نشیمن دارم و یا فلان پیرایه که آنرا خود من خریده بزوجة خود تملیک\nنموده بودم برای من واگذار شوید باقی ترکه زوجه خود را بشما واگذار شده دست بردار\nمیشوم خانه را بشوهرش گذاشتند مسئله ارشش نموده مطرح شد و از حصه\nباقیمانده یک حصه را خواهر اخیافی برد و دو نصیبه را برادر عینی یعنی سوم حصه مال"}
{"book": "adl0265", "page": 67, "text": "۶۲\n\nباقی را بغیر از خانه خواهر اخیافی برد و دو ثلث را برادر عینی حاصل کرد و یا زوجه\nبا مادر و عم او در عوض هزار دینار صلح نموده از میان وارثان بدر جست مثلاً\nمسئله از ۱۲ /۳ عمرو مات از مال عمرو زن او در عوض ربع خود هزار دینار گیر\nزوجه ام عم باقی مانده مال متروکه نه سهم شود چهار حصه را\nاز نه سهم مذکور ما در میبرد و پنج نصیبه را عم او آنیست بیان تخارج که صلح کننده\nچیزی گرفته از میان خارج شد و همان چیز معین که بدان صلح شده از ترکه خارج شود\nو سهم وی از تصحیح مسئله پس از عول در سهام طرح شود\n\nفصل در بیان مناسخه\nمناسخه آنست که هنوز ترکه یک میت تقسیم نشده باشد که یکی از ورثه میرد و میراث\nاو قبل از اخذ میراث ترکه شود درینصورت دو وجه است وجه اول آنکه اگر وارثان\nمیت ثانی همان وارثان میت اول اند و نسبت ارث شان از هر دو میت\nیکسانست تصحیح مسئله از میت اول شود و در زیر نام میت دوم فقط کان لم یکن نوشته شو\nمثلا مسئله از ۴ زید مات نسبت توریث پدر به پسر و دختر مانند\nابن ابن بنت بنت توریث برادر به برادر و خواهر است\nعمرو بکر سلمی هند بنابراین مسئله از چهار شد و مال زید\nکان لم یکن ۲ ۱ ۱"}
{"book": "adl0265", "page": 68, "text": "٦٣\nو میراث عمرو ببکر و سلمی و هند که اولاد زیداند و از عمرو برادر و خواهران ازین سبب\nمسئله از چهار شده بحکم کریمه للذكر مثل حظ الانثيين تقسیم شد و از تقسیم مذکور\nبکر دو حصه برد که مذکر است و سلمی و هند یک یک نصیبه گرفتند که مونث اند فقط\nو وجه دوم اینکه اگر نسبت وارثان میت اول مختلف باشد بلکه میراث دادن میت\nدوم بوارثان او غیر اول باشند و یا وارثان غیر وارثان اول باشند در وجه ثانی مناسخه\nجاری شود\n\nمردکر وارثے تو مسئلہ اش اول از وارثان او برش\nپس سہامش بمیت تواعلے راست چون شد مسئلہ فمها\n\nیعنی اگر وارثی قبل از اخذ میراث خود قضا کرد و نسبت توريث هر دو میت\nیک قسم نبود مسئله را از میت اول صحیح و درست کرده نظر فرمای اگر حصه\nمیت دوم و سهام وارثانش برابر است حاجت بعمل دیگر نیست حصه اولرا\nبوارثانش بده چنانکه زید مرد و یک زن و عم را وارث گذاشت و قبل از تقسیم\nترکه او عم او نیز قضا کرد و از عم او که میت ثانی است یک پسر و یک دختر ماند\nاز ترکه زید عمش سه حصه برد و همان\nحصه بوارثانش رسد مثلاً\n\nمسئله از ۴ . زید . مسئله از ۳ . عمرو\nزوجه عم ابن بنت\n۱ ۳ \nهند عمرو ۱ ۲"}
{"book": "adl0265", "page": 69, "text": "۶۴\n\nمسئله عمر وبمسئله زید تصحیح شد که بربع عدد چهار که عبارت از یک باشد انرا میبرد\nوسه ربع انرا پسر و دختر عمرو بردند اکنون دانسته شد که اگر در بین عدد سهم میت\nدوم و عدد سهام وارثان او نسبت تماثل است و یا سهام وارثان سهم او\nداخل و انهم حکم تماثل دارد همان مسئله تصحیح کرده شود و اگر نه توافق است یا تباین\n\nورنه این وفق مسئله یا کل\nضرب گردد در اولین رسل\n\nنیز در سهم وارثان غلی\nغیر میت همه بهاش را\n\nضرب در سهم وارثانش دار\nیا توفقش سهم میت ان\n\nیعنی در صورتیکه در مسئله مناسخه جاری شد و در بین سهم میت دوم و سهم وارثانش\nنه تماثل بود و نه حکم تماثل ان توافق است و یا حکم توافق و یا تباین در توافق\nو حکم توافق وفق مسئله دوم را در مسئله اول ضرب کن و در سهام وارثان او نیز\nغیر سهم میت ثانی که وفق او در سهام وارثانش ضرب شود که تصحیح گرد\nو در تباین کل مسئله میت ثانی در مسئله میت اول و در سهام وارثانش ضرب شود\nو کل سهم میت ثانی در سهام وارثانش ضرب کرده شود همین است تصحیح\nهر دو مسئله بقرار هدایت نوشته فوق عمل را بکار فرما که مسئله صحیح و درست شود"}
{"book": "adl0265", "page": 70, "text": "۶۵\n\nمثلاً مسئله زید از هشت باعتبار تصحیح مسئلہ بکر از بیست و چهار و باعتبار مسئلہ ولید ۷۲\nزوجه ابن ابن ابن بنت\nہند خالد از بطن هند بکر از بطن حبیبه ولید از بطن حبیبه سلمی از بطن حبیبه\n۳ ۱۴ ۳\n۹ مسئله ۱۸ مکرمات تباین فی یده ۲\nاخ عینی ولید اخت عینی سلمی\n۲ ۱\nمسئله ۳ ولیدمات توافق نیم فی یده ۲۴\nبنت بنت بنت بنت اخت عینی\nحمیده سعیده مجیده صالحه سلمی\n۵ ۵ ۵ ۵ ۱۰\nالمبلغ ۷۲\nہند خالد حمیده سعیده مجیده صالحه سلمی\n۹ ۱۸ ۵ ۵ ۵ ۵ ۲۵\nمال زید متوفی که میت اول است بر یک زن و سه پسر و یک دختر میراث شد\nو قبل از تقسیم ترکه سهم یک پسر او بکر نام که از بطن زوجهاش هند نام میباشد فوت شد\nواز بکر مذکور ولید و سلمی نامان برادر و خواهر عینی وارث مانده اند مسئلہ بکر از سرید\nو بکر از ترکه زید انچه در دست داشت از سه ثلث مسله اش دو ثلث است و آن\nدو ثلث مذکور از میت اول میراث اوست مسئله بیست اول از رتبه یح شد"}
{"book": "adl0265", "page": 71, "text": "در بین مسئله وسهم او که از زید در دست دارد بقرار اصل مقرره تباین است سها\nدر هشت ضرب نموده در سهام وارثان زید نیز ضرب نموده شد تصحیح دوم که\nجمع هر دومیت است از بیست و چهار شد. و این مبلغ مضروب که حاصل مسئله\nمیت دوم است در سهام وارثان میت اول نیز ضرب کرده شد غیر از بکر\nکه مافی ید او دوست در سهام وارثان اوزده شد همچنانکه ثبت کرده شده است\nاز تصحیح دوم هند سه حصه گرفت وخالد که از بطن هند است شش حصه اخذ کرد\nو ولید که از بطن حبیبه است نیز شش حصه را مالک شد وسلمی هم سه حصه را گرفته\nو مسئله بکرکه از سه شده بود دو حصه برادر عینی او ولید برد و یک نصیبه خواهر اوسلمی برد\nو متوفای ثانی انچه که از ترکه زید میراث در دست داشت دوست و دو سهم\nوارثانش که ضرب کرده شد ولید را از تصحیح دوم چهار حصه رسید وسلمی را دو نصیبه\nپس سهم ولید را که جمع نمودیم و از میت اول شش حصه و از میت دوم چهار حصه\nباور رسیده حاصل جمع ده شده و این ولید که از میراث پدر خود زید شش حصه\nو از میراث برادر خود چهار حصه که جمله ده حصه شوند استحقاق گرفتن داشت قبل از\nاخذ هر دو میراث فوت شد و میراث خود را که ده حصه مافی یده فرض شده است\nنگرفته و از وی چهار دختر و یک خواهر عینی وارث ماندند مسئله ولید از شش است"}
{"book": "adl0265", "page": 72, "text": "۶۷\n۲۴×۳\nو در بین ما فی الید و مسئله اش توافق به نیم میباشد و عدد سه که در بیست و چهار\nضرب کرده شد تصحیح مسئله هرسرمیت از هفتاد و دوشد و این وفق مسئله\nولید که عدد سه ظاهر شده درسهام وارثان میت علی ضرب کرده شد مبتدا از سحجه\nتصحیح سوم\nکه هفتاد و دو شد نه حصه ببرد و خالد هجده نصیبه را اخذ کرد که این هردو نفر از زیدوارث\nمانده بودند و سلمی از ترکه زید که پدر اوست نه حصه را مالک گشت و از میراث\nبکر که خواهر عینی اوست شش نصیبه را صاحب شد واز متروکه ولید ده رسد برده\nمجموعه سهام او از هرسرسیت که پدر و برادران اویند بیست و پنج شد و هریک دختران\nولید پنج حصه گرفت که جمله بیست سهم شود باین شکل و هیئت که ثبت کرده میشود\nمثلاً (۹+۱۸+۲۵+۵+۵+۵+۵) کل هفتاد و دو و مجموع سهام\nوارثان احیابا بن هئیت است که مذکور شد سهام وارثان زید از هشت است\nوهمراه وارثان بکر از بیست و چهار و همراه وارثان ولید از هفتاد و دو سهاماست\nکه از جمله هفتاد و دو هند نه حصه گرفت وخالد هجده نصیبه اخذ کرد وسلمی بیست وپنج\nرسد گرفته است وحمیده وسعیده ومجیده وصالحه هر یک پنچ پنچ اخذ کردند این است\nطریق مناسخه که دران نسخ و اثباتست اکنون یک تمثیل دیگر نیز تحریر کرده میشود\nجهت افزایش بصیرت ناظران و وسعت طبیعت حاضران اگرچه مسئله سرمیت"}
{"book": "adl0265", "page": 73, "text": "٦٨\n\nسابق برین ثبت شده الحال دفعه ثانی نیز مسئله ہر میت بدیگر قسم ثبت و تحریر کرده میشود\nو مسائل چهار پنج و شش میت را بر همین قیاس کن و عمل نمای چنانچه در خط کتاب\nگفته و نوشته شد عجبى را نباشد این افهام جزا بضبط تمام و رسم سہام مثلاً زید مردیات\nو برادر خود عمر را وارث گذاشت قبل از تقسیم شدن ترکه زید قسمت برادرش عمرو\nبر مادر و برادر مادری و برادر پدری ترکه شد و هنوز ترکه این دو میت تقسیم نشده بود که بکار\nفوت شد و از وی دو پسر مانده اند باید مسئله بترتیبی تصحیح شود مسئله از شش زیدا\nتصحیح مسئله زید از شش است زن نیکه ربع برد و برادر او باقی انزرا عصبته زوجہ ہند اخ عمرو\n٣\nمسئله از سه بکر عمرو مات حکم توافق ٤ / ١ تصحیح مسئله عمرو از شش شده مافی الیه\nام سلمه اخ لام بکر اخ لاب خالد سه است حکم توافق بثلث دارا\n٢\nثلث شش دو است و ثلث سه یک عدد دو در مسئله و سهم وارث موجود زید\nضرب کرده شد و یکی سهام وارثان عمرو مصحح هر دو مسئله از هشت مسئله از ۳ خالد ما ٤٣\nابن ولید ابن سعید\nمسئله خالد از دو است و دو دست دارد چهار ٢ ٢\nو دخول مسئله در مافی الید حکم تماثل است الاصحہ المبلغ ٨\nدرین مسئله مبلغ صحیح هشت است که مجموعه ہند سلمی بکر ولید سعید\n٣ ١ ٢ ٢\nسهام وارثان احیاست و وارثان پنج نفر اند ہند سلمی بکر ولید سعید از مبلغ مذکوره"}
{"book": "adl0265", "page": 74, "text": "۶۹\n\nهند دو حصه گرفت وسلمی وبکر یک یک نصیبه اخذ کردند و ولید و سعید دو دو\nرسد را مالک گشتند و طریق مناسخه همین است که بیان شده باید که از همه پیشتر مسئله\nمیت اول تصحیح کرده شود و بعد از ان مسئله میت دوم تصحیح شود و درین مسئله\nو سهام میت دوم نسبت معمول فیه اهل فرائض را دریافت نموده هر دو میت را\nیک جنس فرض کرده وارثان میت دوم را یک فرقه دانسته و عمل تماثل وتداخل\nو تباین و توافق را بکار برده مسئله میت دوم وسوم و چهارم را در مسئله میت اول\nداخل نموده مکرر تصحیح کرده شود گویا که وارثان میت دوم و سوم و چهارم و پنجم همه\nوارثان میت اول اند\nفصل در بیان تقسیم ترکه بر وارثان و قرضخواهان\nمال و تصحیح گر مباین شد یا توافق دران معین شد\nبهمه حال یا بوفق بود ضرب سهم فریق مینمود\nدریافت نسبت در بین تصحیح مسئله لازم است اگر تباین است کل سهم هر فرقه\nو یا هر واحد هر فرقه در ترکه ضرب شود و بر تصحیح تقسیم کرده آید خارج قسمت هر چه\nباشد همان مطلوب اهل میراث است یا از فریق یا مفرد فریق هر کدام که باشد"}
{"book": "adl0265", "page": 75, "text": "۷۰\n\nنسبت مبلغ است بتصحیح | یا بوفقش که خارج است سریع\nحاصل ضرب را مبلغ دانسته بر مصح یا وفق مصح تقسیم کن تا مقصود بر روی آید\nخط هر دو چو کسر در مال است | مال و مصح را چو او حال است\nحاصل مال که قیمت آنست دینار است و یا درهم اگر قیمت مذکوره کسر نداشته باشد\nسهم هر فرقه و یا فرد هر فرقه که در ترکه ضرب شد و منقسم بر مصح گرد آید تمام میگردد و اگر دنیا\nو یا درهم که قیمت مال و ترکه است کسر داشته باشد مبین از جنس کسرشو مثال عدم کسر\nمسئله از ۶ تباین ترکه هفت دینار است | دو دختر چهار دینار و چهار سدس دینار گرفتند\nدو بنت دو عم | و دو عم دو دینار و دو سدس دینار اخذ کردند\n۴ ۲ ۳ ۲/۱ ۱ ۱/۲ ۲/۳\nمسئله میت مذکور از شش است و مال متروکه هفت دینار عدد چهار و دو که\nدر هفت ضرب نموده شد حاصل ضرب چهل و دو آمد از انجمله بیست و هشت\nحصه بهر دو دختر رسیده و چهارده نصیبه بهر دو عم چهار دینار و دو ثلث دینار\nاز فرقه بنات که نصف آن از هر فرد بنات شود و دو دینار و یک ثلث دینار\nاز گروه اعمام که سهم آن از هر یک عم باشد یعنی از تقسیم هفت که ترکه است بر شش\nکه تصحیح مخرج سهام وارثانست شده دو دینار و یک ثلث دینار بهر یک"}
{"book": "adl0265", "page": 76, "text": "۷۱\n\nبنت داده شد و یک دینار و یک سدس دینار بهر فرد عم داده شد عمل مذکور\nبطریق ضرب و تقسیم بیان نموده شد وعمل طریق دیگر نسبت است که سهم هرفرقه\nوارثان و یا هرفرد ایشانرا به تصحیح نسبت نموده از قرار همان نسبت از جمله ترکه جهته\nهر کدام حصه داده شود چنانکه در مثال مذکور تباین است و ترکه هم کسر ندارد مثلاً\nمسئله از ۶ در بین مسئله و ترکه تباین ترکه از ۷ سهم هر یک بنت ثلث تصحیح\nبنت بنت عم عم ۲ ۳ مسئله است هر یک بنت\n۲ ۳ ۲ ۳ ۱ ۶ ۱ ۶ سوم حصه ترکه را برد و سهم هر فرد عم سدس تصحیح مسئله شده و هر کدام عم ششم\nحصه ترکه را گرفت از هر یک بنت دو دینار و سه یک دینار میشود واز هرکدام\nعم یک دینار و شش یک دینار میگردد چهار دینار و دو ثلث دینار از هردو\nدختر که مضاعف واحد است و دو دینار و یک ثلث دینار قسمت دوعم\nکه مضاعف واحد است و اگر در ترکه کسر باشد چنانکه شش و نیم دینار باشند\nباید که تجنیس کرده شود سیزده مجنس مبلغ است و دوازده مجنس تصحیح بعمل مذکو\nدو ینار و یک سدس دینار حصه هر یک از دختران میشود و یک دینار و نیم سدس\nدینار نصیب هر کدام از اعمام میگردد مسئله از ۶ در بین مسئله و ترکه تباین ترکه ۱۳۲\nباین هیت در صفحه صورت کتب گشته بنت بنت عم عم\n۲ ۳ ۲ ۳ ۱ ۶ ۱ ۶"}
{"book": "adl0265", "page": 77, "text": "۷۲\nمثال موافقت تصحیح و ترکه اگر ترکه ده دینار باشد در مسئله مذکوره بدین قسم منقسم میشود\nمسئله از ۳ | توافق نیم | ترکه ۱۰ | در مسئله مذکوره که دو بنت است\nبنت ۲ | بنت ۲ | عم ۱ | عم ۱ | فرض ثلثانست از حصه\nدو حصه را بنات گرفتند و یک حصه باقیمانده را عصوبه که دوعم اند گرفتند سهم یک است\nو سهم گیرنده که اعمام باشند دو نفراند و در بین سهم و عدد روس تباین است کل عدد\nروس اعمام در اصل مسئله ضرب کرده شد حاصل ضرب شش آمد که تصحیح مسئله است\nو ترکه ده دینار و درمیان توافق نیم است عدد پنج که بر سه قسمت و یا نسبت کرده شد\nهر یک بنت سه دینار و یک ثلث دینار گرفت یک یک عم یک دینار ودُ\nثلث دینار اخذ کرده است\nدین و داین چو سهم و وارث گیر | همچو تصحیح دان دیون شیر\nدر میتیکه ترکه مستغرق دین باشد و دائنان متعدد باشند و دین هرکدام مساوی\nهمدیگر نباشد دین هریک را سهم فرض کن و دائنانرا وارثان مجموع\nدیون تصحیح و ترکه خود همانست که موجود است بطریق عمل مالا تثبت کرده شد\nمجموع دیون نه | زید مدیون | ترکه هفت دینار | مجموعه دیون که بمنزله تصحیح مسئله است\nعمرو دائن ۴ | بکر دائن ۲ | خالد دائن ۳ | نه دینار است و ترکه هفت دینار"}
{"book": "adl0265", "page": 78, "text": "۷۳\nو دائنان سه نفراند که بمنزله وارثان اند عمرو و بکر و خالد و ترکه هفت دینار است و این\nهفت دینار دیون را تمام ادا نمیکند بنابرین عدد دین هر واحد را که بمنزله سهم وارث\nاست در ترکه ضرب نموده حاصل ضرب را بمجموع دیون که تصحیح مسئله فرض شده\nقسمت نموده شد چنانکه حاصل ضرب دین عمر و در میان ترکه که بیست و یکست\nبر قسمت کرده شد خارج قسمت دو دینار و یک ثلث دینار است و حاصل\nضرب دین بکر در ترکه چهارده است نیز بر نه قسمت نموده شد خارج قسمت یک\nدینار صحیح و نیم دینار و نیم تسع کسرآمد و حاصل ضرب دین خالد در ترکه بیست و\nهشت است هم بر نه قسمت کرده آمد خارج قسمت سه صحیح و یک تسع کسرآمد\nمجموع کسور صحیح شده یک است با مجموع صحاح جمع شده هفت گردیده مساوی\nترکه شد که برهان حساب است عمل تقسیم ترکه بر سبیل ضرب و تقسیم تمام شد\nو طریق دوم که تقسیم ترکه بوارثان یا بدائنان است در مثال مذکوره چنانست\nکه سهم هر واحد وارثان یا دین هر یک دائنا نرا بر تصحیح مسئله و یا انچه که بمنزله اوست\nنسبت نامی و از قرار همان نسبت از جمله ترکه بهریک حصه و نصیبه میرسد چنانکه\nدر مثال مذکور که دین عمرو ثلث مجموع دیونست ثلث ترکه را که دو دینار و یک ثلث\nدینار میشود اخذ نماید و دین بکر دو ثلث ثلث مجموع دیونست دو ثلث ثلث"}
{"book": "adl0265", "page": 79, "text": "۷۴\n\nترکه را که یک دینار و پنج تسع دینار شود بگیرد و دین خالد ثلث و ثلث ثلث مجموع دبوست\nثلث و ثلث ثلث مال را ببرد کسرکه در حق عمر و است متسع است و انیکر پنج تسع\nو از خالد یک تسع مجموع کسور و صحاح مساوی ترکه است که برهان حساب است\nفصل در بیان میراث خنثی\nمعنی خنثی خیر است که علامتی از علامتهای مرد و زن نداشته باشد و یا هر دو علامه را دارد\nعلامت مردی ذکر است و علامت مونثی فرج اگر هر دو علامه باشد حکم بجانب\nترجیح آن کرده میشود و اگر ترجیح هم نداشته باشد خنثای مشکل است و اگر هردو علامے ندارد\nبلکه یک سوراخیست بخلاف آله مرد و زن و از ان سوراخ بول خارج میگردد\nاین نیز ترجیح ندارد که نه وطی ازان کرده میشود و نه دران وطی میشود این هم خنثای مشکلت\nکمتر از مرد و زن بود خنثی گر بود مشکل و گرنه سوا\nدرجه خنثی در ارث کمتر است نسبت مرد و زن یک مرتبه مرد و یک مرتبه زن قرار\nداده شود و حالت ضرر و نقصان هم او راست که گاهی مرد قرار داده شد و گاهی زن\nو در بعضی مسائل کمتر برد و در بعضی محروم شود چنانکه از میت ابن و خنثی وارث مانده باشد\nمثلا مسئله از ۳ عمر و مر مسئله از یک بکر در مسئله میت اول خنثی ماده\nابن ۲ خنثی ۱ ابن عم خنثی از عم محروم قرار داده شده نیم را ببرد"}
{"book": "adl0265", "page": 80, "text": "۷۵\n\nو در مسئله بیست دوم نیز خنثی ولد عم ماده قرار داده شده ازین سبب محروم شد\nاین امر ظاهر است که بنت عم ذی رحم است و ابن عم عصبه ذی رحم با عصبه محروم می شود\n\nمثال سوم مسئله از ۶\nزوج\n۳\n\n..\nام\n۱\n\n..\nاخت لام\n۱\n\nصالحه\nاخ لاب یعنی خنثی\n۱\n\nزوج نصف ترکه را اخذ کرد\nو مادر و ولد مادر هر یک\nسدس گرفت خنثی از اب اخ لاب قرار داده شده که عصبه باقیمانده فروض ذوی الفروض\nرا برده است اگر خواهر علاتی فرض کرده میشد نیم ترکه را می برد و مسئله به هشت عول میکرد\n\nمثال محروم شدن خنثی مسئله از ۲\nزوج\n۱\n\n..\nاخت عینی\n۱\n\nرابعه\nخنثی لاب\nمحروم\n\nشوهر است درین مسئله نیم ترکه\nو اخت عینی هم نیم اخذ کرد\nمسئله از مخرج نیم مقرر شد و مخرج نیم دو است خنثی لاب که برادر علاتیست عصبه\nمقرر گشته محروم شد اگر ماده قرار داده میشد سدس می برد و مسئله به هفت عول میکرد\n\nفصل در بیان میراث حمل که محل احتیاط است\nحظ حمل اکثر است از زن و مرد\nگر رسد مستحق او فیها\n\nلکن اخد کفیل باید کرد\nورنه باقی بوارث است سزا\nدر ابتداء حصه حمل از سبب احتیاط زیاده از حصه مرد و زن فرض کرده نگاهداشته شود که تورث"}
{"book": "adl0265", "page": 81, "text": "۷۶\n\nمعطل نشود و تقسیم میراث امریست ضروری باید که قاضی شرع انوار تمه کار را\nپیشتر از هردو جانب ضامن بگیرد اگر جنین مقدار فرض مقدر تولد شد فهوا المراد -\nوالا از هر طرف که حق آن زیاده تر باقی مانده باشد بوارث حقه دار رد کند که حق حقدار استرا\nمثلا مسئله ازی زید مثال دوم مسئله از ۴ رابعه در مسئله اول\nابن حمل ا زوج ام اخت لام حمل از اب حمل موجوده\n۱ ۲ ۳ ۱ ۱ ۱\nپسر قرار داده شد است و در مسئله سیت دوم بنت و همنست قاعده حمل برل\nدر وقت حمل اگر در مسئله زوجه وابن اخ و حمل از اخ باشد بر مقرر شده مسئله از هشت میشود\nمثلا مسئله از ۸ عمرو چون از میت ولد موجود نیست ازین سب\nزوجہ ابن اخ حمل از اخ زوجه او ربع گرفت و حمل برادر میت\n۲ ۳ ۳\nپس قرار داده شده مانند برادر خود عصبه گشته از هشت حصه سه حصه اخذ کرد و بنت قرار داده\nکه ذی رحم شده با عصبه محروم شود اگر مستحق تولد شد فبها وگرنه تر که رد شود بر چهار\nزوجہ میت یک حصه اخذ نماید و ابن اخ سه نصیبه بگیرد و بنت اخ محروم شود فقط\nحمل میت چوزاد اکبر شد وارث و مورث است بی برتر\nحمل غیرش چوم استش زاد ارث گیرد نه بر اش زناد\nحمل اگر از میت است انتهای مدت وضع آن بمذهب مذهب حنفی دو سال است"}
{"book": "adl0265", "page": 82, "text": "۷۷\n\nاگر در مدت دو سال پس از موت پدرش اولاد تولد شد وارث است و مورث\nو نه برانزان حمل غیریست را اقل مدت حمل شش ماه قرار داده اند یعنی اگر قبل\nاز انقضای مدت اقل حمل اولاد تولد شد وارث و مورث است نه زیاده بران\nحاصل اینست که در زمره وارثان میت اگر حمل باشد حظ آنرا قبل از تولد اولاد میراث او را\nبقرار اولاد مذکر جدا نموده معطل بدارند و بعد از تولد او حق دهند و این حمل خالی از دو حال\nنمیباشد از خود همان مرده است یا از غیر او اگر از خود اوست ثبوت نسب او و وراثت او\nتا مدت دو سال است وارث حمل غیرش تا مدت شش ماه نه زیاده از شش ماه\nو چون و چرا در مقدار مقرری این حمل بقرار مفتی به مذهب امام صاحب مقلد را نمیرسد\nچنانکه از میت پسر برادر و حمل از برادر باشد و تا مدت مذکوره اگر این حمل برادر مذکر تولد شد\nبا برادرزاده که برادرزاده میت است و هر دو برابراند عصوبه وارث شوند و اگر مونث\nتولد شد و یا پس از مدت موعود که شش ماه مقرر شده تولد گشت هیچ وارث نمیباشد\n\nطفل گر پا و ناف یا سر و بر زنده زاد و بمرد وارث بر\n\nجنین که طفل است راست تولد شد و یا چپ تولد شد در هر دو صورت اکثر\nحکم کل دارد اگر پا اول ظاهر شد و تا ظهور ناف زنده بود و بعد ازان مرد وارث شود\nو همچنین اگر سر و بطاهر شد حکم کل جسد دارد و اگر پس از ظهور سینه مرد هم وارث است"}
{"book": "adl0265", "page": 83, "text": "۷۸\nوخطا بوارثانش رسد واگر قبل ازظاهر شدن اکثر حصه فوت کرد حکم آن حمل دارد\nکه درشکم مادر مرده است وارث نمی شود فقط\nفضل دبیان میراث مرتد که از دین برگردد\nنبود وارث یکی مرتد | مگر از دین ملک برگردد\nمرد مرتد و زن مرتده ازهیچکس وارث نمیشود نه از مسلم و نه ازکافر مگراینعوذ بالله\nیک ملک ویا یک شهر ویا یک ده و یا یک طائفه همه مرتدشوند و تقسیم ارتداد\nبحسب عادت بعید ازممکنات است العیاذ بالله العظیم\nکسب زن کسب مرد در اسلام | از مسلمان وگرنه حق عوام\nمال میراث از کسب زن مرتده مطلقاً بوارثان او اگر مسلم باشند میرسد بغیر از شوهر او\nومال میراث از کسب مرد مرتد که در حال اسلام حاصل نموده باشد بوارثان مسلمان\nاو میرسد ومال کسب حال ارتداد در بیت المال داخل شده در نفع عام خرچ شود\nشوهر مرتده ازان سبب وارث نمیگردد که بمجردارتداد از شوهر خود باین کشته است\nو هیچ علاقه زوجیت در میان نمانده وقتیکه رشته زناشوهری از میان بکوچید سزاست\nوراثت هم از هم گسست وراثت در آنوقت است که نکاح شان تا وقت موت"}
{"book": "adl0265", "page": 84, "text": "۷۹\n\nباقی باشد و وقت وراثت پس از حکم قاضی است بلحوق مرتدہ و مرتد اگر زنده باز\nباشد یا پس از موت حاصل اینکه مرتد که بدار حرب لاحق شد و قاضی بموت او\nحکم فرمود در انوقت مال متروکه مرتد بوارثان او داده شود و یا داخل بیت المال گردد\nفصل در بیان میراث گم شد و یا بندی شد در کفار\n\nمال مفقود در معطل کو\nتانو د سال از ولادت او\n\nهمچنین حظ او زغیر میراث\nزنده در مال و مرده در حظ دار\n\nپس برد مال وارث عالی\nحظ بگردان بوارث عالی\n\nحکم اسری مجهل حال شان\nحکم مفقود گشته است عیان\n\nدرین چهار بیت مذکور فوق دو نوع توریت از دو طائفه بیان شده است یکی انکه\nخود شخص باختیار خود خواه از سبب قرضداری و یا دیگر حادثات فلکی رفته باشد\nو بر حیات و مماتش کسی از وارثان او علم نداشته باشد و دیگر بر انکفار از دارالاسلام\nبدار حرب بندی برده باشند و هیچکس واقف حالش نیست که آن بندی شده\nچه احوال دارد آیا زنده است و یا مرده آئین دو طائفه یک حکم دارند باید که\nاز وقت ولادت تا انقضای مدت نود سال مال خودش علیحده معطل و موقوف"}
{"book": "adl0265", "page": 85, "text": "۸۰\n\nباشد و میر اثیکه از خویشان امواتش در مدت گم بودن او علیحده کرده میشود نیز جداگانه\nمعطل و موقوف گذاشته شود و با مال خودش خلط کرده نشود اگر مدین مدت نود سال\nمفقود شده و بندهی گشته پیدا بدند هردو قسم مال از ایشانست اگر بعد از انقضای\nمدت نود سال هر دو فریق پیدا نیا مدند مال خودشان بوارثان احیاء که موجود میبا\nداده شود و خطشان که از مورثان مرده گان نگاهداشته شده است بر وارثان همان\nمرده گان تقسیم کرده شود نه بوارثان مفقود شده که باختیار خود فرار کرده است و\nبوضای اسیر کفار بدار حرب بر دانید اینست معنی زنده در مال و مرده در خدارا\nکه میراث خود را در حال حکم زندگی بکس نداد و در حال حکم مردگی از هیچکس نگرفته است\nدر وقت گم بودن این دو نفرکه علم هیچکس بحیات و ممات شان نباشد در حال ایا\nحکم زنده در حال خود او گویند که تا این وقت زنده بود و اکنون فوت شده باید که\nمال او را و اثبانش برند و مرده در ترکه غیر یعنی میر اثیکه از مال غیر بو هم در زندگی او\nبرایش معطل وموقوف مانده ان تقسیم شود بر وارثان\nوالحمد لله الذی خلق الخلق للابتلاء المعی المیت للامتناء لصلوة والسلام علی\nزبدۃ الانبیاء وعمدة الاصفیاء محمد صلی اللہ علیہ و علی آلہ واصحابہ و علی جمیع الانبیا\nوالمرسلين والعلماء ورثة الانبياء والقرآء والمحدثين الى يوم الدین آمین یا رب لعلمین"}
{"book": "adl0265", "page": 86, "text": "۸۱\n\nتبصره طالبان میراث وتذکره عالمان حارث\n\nبرضمائر اخلاص مظاهر اخوان علم وخاطر عقیدت مآثر خلان حلم محجوب ومستور مباد\nکه بیان حال وارثان میت را شنیدید ودانستید وتفصیلات سبب ونسب وولاء\nوتوریث شانرا از فرض وتعصیب و رد ومنع وحجب چه از نقصان وچه از حرمان دریا\nنمودید یک شمه حال حیات وممات میت مسکین را نیز بشنوید و باید که همیشه\nمدنظر داشته باشید اگر چه اند روی تعین علم دارید باید که علم را د عمل آرید و فکر نمائید که\nسفر اخرت در پیش است شما در راهستید ومیت بحال زبان حال میگوید وبآه وفغان\nوگریه وبکا وفریاد وفغان بیان میکند که ای جوانان غافل وای پیران بجاهل دیوانه اید که\nفکر وتامل نمیکنید که ما درخاک تیره خفته ایم و چهره در نقاب نهفته ایم و هریک ما\nدو حصه ایم و در یک حصه از یاد شما رفته ایم مانیز پیش از شما بر بساط کامرانی بوده ایم\nونشاط جهان فانی نمودیم عاقبت شربت مرگ چشیدیم واز زندگانی هیچ وفاندیدیم\nنه از اہل وعیال خود دیدیم مرحمتی و نه از مال و منال یافتیم منفعتی اکنون ما مشتی غبار\nو نه نقدی و نه قماشی نه سامان ندائی نه امکان صوت وصدائی همه بستیم شست کلی\nحظ ما از دنیا حرمانست وگوشت ما نصیب کرمانست نه از نام ماخبریست\nو نه از اجسام ما اثری ابدان ما رمیده واشخاص ما پوسیده خان ومان ما محرابست"}
{"book": "adl0265", "page": 87, "text": "۸۲\n\nو منزل و مکان ما تراب در بستر ما دیگری نائب و یتیمان ما از خانه غائب اگر\nندارید جنون درمانگرید کنون که روح هر یک ما می زارد و اشک حسرت میبارد\nو تعزیت خود میدارد اکنون نه ملک در تصرف ماست و نه اسباب معیشت و کامرا\nبدست داریم دانستیم با اینهمه ندامت اگر در پیش نبودی قیامت چنانکه فعلا\nواویلای میت را بدون انسان همه اشیا مثل وحوش و طیور و جمادات و نباتات\nو حیوانات بشنوند میراث گرفتن از مال متروکه و مالک و متصرف شدن نعمت\nشایگان و گنج بدون تعب و رنج چه ذوق دولا دارد و هجران احباب و ترک اسباب\nو رفتن جسد در لحد و تنها ماندن در میان قبر خصوصا شخصی که بجمع نمودن و گرداورن\nحطام دنیا و حب مال و منال در مدت حیات مستعار خود حریص بوده باشد چقدر\nمرارت و تلخی یک لا آرد ای ذوی الارحام اسلام رحم آرید بمیت مسکین خود\nیعنی بقدر وسع و طاقت بشری خود ها از تحائف قرائت قرآن مجید و فرقان حمید\nو دعا و صدقات و خیرات و مبرات فراموش نکنید بلکه در ثواب صلوة و تحیات\nو ثنا مهجور از نظر دور را فراموش نساخته بفاتحه و دعای مغفرت یاد و شاد نماید\nزیرا ما دامیکه ارواح در اشباح بود سر فرو بشتر قبل از مرض موت در املاک خود تصرف تما\nو تملک ما لا کلام داشته میباشد در زندگی خود غیر از نقصان کاری نکردم و در وقت"}
{"book": "adl0265", "page": 88, "text": "۸۳\n\nمرض موت که ملک و تصرف ناقص است تا هم کوتاهی کردم و بعد از رسیدن\nملک الموت و قبض روح که غیر از تن عریان و روح لرزان هیچ چیزی و حاصلی نماند\nاکنون هیچ چاره ندارم جز از فضل و رحمت نامتناهی الهی و محض خیرالعمل که تعلق\nو پیوستگی با صفات جمالیست و از جلالی نجات میخواهم خداوند عالم کریم و رحیم است\nاز فضل و عنایت خود رحم فرماید و دریچه از دریچهای جنت بر رویم بکشاید امین امین\nاللهم اغفر لنا ولجميع الاحبار والمؤمنين\nزتن از مرده میشود بلباس | از عمل مرده را قیاس شناس\nاولا در جدث شود پرسان | نیک و بد بعد ازان شود میزان\nچورسد نامه از یمین و یسار | هر چه باشد دران شود اظهار\nیا که فضلت و نعمتت و مزید | یا که قهر است رحمت است و وعید\nجهنم بود ورود و سبیل | از شئون جلال رب جلیل\nوصف الحال میت\nحیف سرمایه را تلف کردم | نزد دانش نه از شرف کردم\nعمر بر باد رفت در تگ و دو | هیچ حاصل نشد ز گندم و جو\nنامه خالی و دین گریانم | جانه خالی و جسم عریانم"}
{"book": "adl0265", "page": 89, "text": "۸۴\n\nهیچ بهبـود خـود نمیـدانم\nبجـز از لطف و فضل یزدانم\n\nاز مشایـان دعـا طمع دارم\nبلكه خطی رسد بدیـوانم\n\nای بری از سمات نقص و زوال\nچشم دارم سوی صفات جمال\n\nهم رجا دارم از کمـال اليقين\nكه شفيعم بود رسـول امين\n\nهر قدر مذنب گنهكارم\nنیست باٌسم ز عفو غفارم\n\nگو كريم و رحيم و ستّار است\nهم عفوست گرچه قهّار است\n\nدو قهرش بود باهل نفاق\nهم بكفّار و هم باهـل شقاق\n\nیارب از کیش احمد مختار\nحـظّ نیکی بده تو ای غفّـار\n\nیاالهـا توئی كريم و رحيم\nای پناها توئی حكيم و عليم\n\nظلم و جهلست مهج و كریـم\nشهوت و حرص و آز ترسیـم\n\nغرقم اندر كبـار عصيـان\nغرقم اندر ذخار طغيان\n\nجز بلطف تو نيست ملجا من\nغیر فضل تو نیست منجا من\n\nنیست زاد فقیر در راهم\nسائلم از در تـو میخواهم\n\nگرچه در کرده های بد مُـردم\nناامیـدان در تـو میگردم\n\nعبـد ستـارم و رجـا دارم\nکه دهـد در جوار خود بارم"}
{"book": "adl0265", "page": 90, "text": "۸۵\n\nتقریظ\n\nاما بعد میگوید راجی عفوربه الصمدالباری قاری نیک محمد ولد حاجی محمد دولانه چهاریکارینکه\nتعلیم و تعلم علم میراث که نصف علم است و شارع آنرا فرائض نام نهاده اند\nو خالق عالم و آله بنی آدم در قرآن کریم و کلام قدیم مفصل توصیه فرمود و از تحصیل آن\nهیچکس را چاره نیست که بجا نیارد و معمول به خواص و عوام چه از غنی و فقیر\nو امیر و اسیر و چه از کبیر و صغیر و برنا و پیر است و تکمیل تعمیل آن لازم اهل ایمان\nو ایقانست چنانچه در جمیع دیار و امصار بلاد افغانان در عهد معدلت مهد\nسلطنت اعلیحضرت سراج الملة والدین خلدالله ملکه وسلطانه وافاض\nعلی المومنین بره واحسانه صاحب تاج و نگین مروج دین مبین حضرت خاتم المرسلین\nو رحمت عالمین صلی اللہ علیہ وعلی آلہ واصحابہ و ذریاتہ اجمعین مطاع اقوام افغان\nالامیر ابن الامیر ابن الامیر ابن الامیرامیر حبیب اللہ خان خلف ارشد مرحوم مغفور\nجنت مکان خلد آشیان امیرعبدالرحمن خان صانہ الرحمن عن شرور الزمان و فتن الدوران\nهو الحفیظ المعین و به نستعین یارب فاحفظ اولاده واکباده وعمر دیاره وبلاده\nوکثر جنوده وجیاده خلداللہ ملکہ وسلطانہ وافض علی العالمین بره واحسانه\nایراث میراث برای وراث موافق آیات قرآن مجید و فرقان حمید است لیکن"}
{"book": "adl0265", "page": 91, "text": "٨٦\n\nتا زمان حال کتابی بدین منوال و باین جمال و کمال بنظر این رجال حال نرسیده بود\nو باین سهولت و عذوبت بزبان پارسی شایع و لامع نگردیده لهذا این بی‌بضاعت\nاصول و ضوابط این فن شریف را درین اوراق ترتیب داده عمدة الفرائض\nموسوم ساخته تحفه بارگاه حضرت ولی نعم و مولای مکرم شاهزاده معظم سردار معین\nمعین السلطنه صاحب العلیه لازالت سدته السنیه کردانیده بخدمت خدام آستان\nعالی اتجافا عرض نمودم سردار موصوف مذکور از نهایت عنایت بغایت خود\nبعد از تبلیغ تحسین باهالی محکمه غرا فرمان فرمودند که نظر ثانی بنوه علم آوری نمایند\nتا در مسائل آن فروگذاشتی نشده باشد چنانکه بعد از تصدیق و تصحیح صریح جناب فضائل مآب\nفواضل انتساب معلی القاب قاضی القضات صاحب مکمه شرعیه ولیه ضیاداً\nافغانستان و باقی اهالی محکمه فرمان بطبع و اجازه طبع در مطبعه دارالسلطنه کابل توسط\nجناب ایشک آقاسی صاحب حضور حضرت عالی و مفتش بیت العلوم مبارکه حبیبیه\nو محصلی طبع عبدالستار واقعه نگار اعلیحضرت شهریاری شرف نفاذ و عز اصدار یافت\n\nرب فارحمنا جمیعا انت ستارالعیوب\nعالم السر و اخفی فی خفیات الغیوب\n\nانت غفارالخطایا یا اله العالمین\nلیس غیرک مستعان انت کشاف الکروب\n\nو آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی خیر خلقه محمد و علی آله و صحبه اجمعین آمین"}
{"book": "adl0265", "page": 92, "text": "۸۷\n\nاصل نظمش که رشد میراث است\nفأوجیم از برای وراث است\nقید گردیده باجواب برآن\nقید صید از فنون صیاد است\nمدح صنم اگر باو سازد\nقاف ولام اجل همین یاد است\nعد تاریخ آن بشعل آمد\nزانکه تاریخ شعل آزاد است\nیا که اشعال وارثان علوم\nاز ابا جاد شهرق زاد است\nنیک نامم بود بلفظ محب\nفرح او با محمد باعث علم\n\nاصل مسائل که برای فنجایش طالبان وتقسیم نمودن ترکه در جای مصروف گشتت\nو آن مسائل برای ارشاد وارثان میت مقرر گشته هشتاد و سه بیت است\nو حواشی که عبارت از جمع حاشیه است یعنی چیزیکه پیوستگی باصل دارد و در طرف\nآنست سی و یک بیت آن مسائل که بمنزله صید است و در قید حاشیه آمده\nکه صید از قرار بازماند و همین است فن صیاد که بمجرد اخذ نمودن صید صید را\nقید مینماید تا که صید از دست نرود هشتاد و سه که همراه سی و یک جمع کرده شد\nیکصد و چهار ده بیت شدند یعنی عدد سی و یک را که بر عدد فاو جیم افزودیم\nتعبیر از ان بلفظ قید میگردد یکصد و چهار ده بیت گشتند و ابیاتیکه در مدح شاد\nآزاده گفته شده اند اگر بمجموع ابیات متن و حاشیه افزوده شود بقرار حساب جمل کبیر"}
{"book": "adl0265", "page": 93, "text": "۸۸\n\nیکصد و سی می آید که تعبیر از ان تفاوت لام گردیده است ماده تاریخ کتاب اشتغال\nو یا اشغال گفته شده از هر دو ماده ۱۳۳۲ هجری حاصل میگردد که ابتدا و انتهای تالیف\nکتاب است یعنی در سنه مذکوره شروع تالیف کتاب هداکه بعمده الفرائض موسوم شتته\nواشغال مارشان علوم است در همان سنه از سوده و مبیضه فراغت یافته تقدیم\nشانزاده والا جاه نمودم والحمد لله منظور شده حکم چاپ شرف نفاذ یافت و باصطلاح\nاباجد مشرقی که عادت مورخین است عدد حروف مفرده را از لفظ مرکب میگیرند\nاز اشغال و یا اشغل گرفته شد کتاب با نیت مسلم و تدریس جماعه رشد سیل دوم و سوم\nبيت العلوم مبارکه جبیه بغایت نافع و مفید باقے اختیار شانزاده والا تبار ست که عین معارف اند\nخاتم الطبع\n\nتبارك الذي بيده الملك وهو على كل شيء قدير الذي خلق الموت والحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا وهو العزيز الغفور\nالحمدلله که این صحائف تحالف مسائل میراث و هدایای وسائل وراث کلیات\nآن منظوم و جزیات آن مفهوم ملتقط صنایع متقدمین و بدائع متاخرین تالیف\nقاری نیک محمد حسب الفرمان واجب الاذعان سردار مکرم و شانزاده معظم\nجناب معین السلطنه صاحب افخم بحسن انتظام و اهتمام عالیمجاه عزت و نجابت\nنشان محمد سرور خان جرنیل کل کارخانه جات افغانستان بخط بی نقط حقیر سراپا تقصیر\nحافظ حیدر علی احراری در چاپخانه سنگی ماشین خانه دار السلطنه کابل سنه ۱۳۳۳ هجری مهبطبع آراست"}
{"book": "adl0265", "page": 94, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0265", "page": 95, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0265", "page": 96, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0265", "page": 97, "text": "[BLANK PAGE]"}
