{"book": "adl0242", "page": 1, "text": "هدیه سراج الاطفال\nاخلاق\nتالیف\nمدیر جریده سراج الاخبار افغانیه\nمحمود طرزی\nدر مطبعه سراجیه مقیم دارالسلطنه کابل\nسنه ۱۳۳۲ هجری شمسی مطابق\nسنه ۱۳۳۳ قمری"}
{"book": "adl0242", "page": 2, "text": "هدیه سراج الاخبار افغانیه\nکتاب\n۲\nعجایب جاپان\nتألیف\nمدیر و سرمحرر سراج الاخبار افغانیه\nمحمود طرزی\nدر مطبعه دارالسلطنه کابل بسعی و اهتمام مهتمم مطبعه الحاج عبدالخالق\nپسر طرزی مرحوم بزیور طبع آراسته گردید\n۱۳۳۴"}
{"book": "adl0242", "page": 3, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nالمقدمة\nحمد و ثنای حقیقی بحضرت خالق لایزال یگاست.\nو درود بر روان پاک حضرت رسول برحق خاتم الانبیا\nمحمد مصطفی صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم\nسزاست. آل و اصحاب حضرت شفیع لور\nشایان تقدیس و تکریم امت است. ائمه و مجتهدین\nو علما و مشایخ علیهم الرحمه سزاوار رحمت"}
{"book": "adl0242", "page": 4, "text": "و تعظیم ملت است .\nاما بعد بعرض مقصد شروع نموده میگویم\nکه چون ذات اقدس الهی جل اسمه اراده میفرماید\nکه یک ملکی را آباد سازد ، و یک ملتی را بخیرنا\nو سعادتها رهنمائی کند قوة عظیمه فعال لما یرید\nو مسبب الاسبابی را بکار انداخته بسی سببها\nبرای آن فراهم می آورد . یکی از سببهای\nمهمه آن احسان فرمودن پادشاه خوبست\nبرای آن ملک و ملت علی الخصوص برای\nملک و ملت اسلام . زیرا مسلمانی وجود\nپادشاه را لازم میداند، و به اطاعت آن"}
{"book": "adl0242", "page": 5, "text": "۴\nخود را مکلف و مأمور میشناسد حکومتهای\nجمهوری در اسلام هیچ دیده و شنیده نشده است\nاگرچه شورا و جمهور انعقاد شده باشد ولی\nبرای انتخاب خلیفه و امیر شده است نه براے\nتاسیس حکومت جمهوری ١٠٠ حکام بسبار متدین\nقوانین الهی که عبارت از قرآن عظیم الشان است\nخالق کون و مکان است یک شهراه مستقیم\nو یک رهنمای هدایت تقویمی بر اس مسلمانان است\nکه هرانند مسلمانان این منهج قویم و مسلک\nمستقیم را رهبر خط حرکت خود اتخاذ نموده اند\nبمقصد زودتر رسیده اند"}
{"book": "adl0242", "page": 6, "text": "۵\n\nو هر انقدر که از ان شھراه حقیقت تشعب نموده\nمتفرق شده اند ہمانقدر از یافتن منزل حقیقت\nدور تر افتاده اند . پادشاہان اسلام\nمحافظ این شھراهِ عدل و استقامت بسايق\nیعنی راننده رعایای خود است بران\nمسلک مستقیم پر سعادت .\nما شکر خدای بیھتای خود را چان\nادا کرده میتوانیم . که با ملت افغان مانند\nاعلیحضرت ( سراج الملة و الدین ) امیر\n( حبیب اللہ ) خان أیّد اللہ دولته بالنصر من الرحمن\nیک پادشاه عدالت نشان عطا و احسان"}
{"book": "adl0242", "page": 7, "text": "ء\nفرموده . این پادشاه معظم مقدس ما\nملت افغانیه را دایما بر منهج مستقیم و طریق\nقویم دین مبین سلمانی سوق فرموده .\nو همیشه در محافظه آن شاهراه سعادت همراه\nصرف همت نموده . در محافظه دین و ناموس\nو شرف ملک و ملت شاهانه خود کوشش\nورزیده . و از حاضریهای اسباب مدنیت\nکه در وقت حاضر برای بشریت ضرور\nدیده میشود فرو داری نفرموده . لهذا\nاین یکی از اسبابهای مهمه ایست که حضرت\nمسبب الاسباب کائنات برای خیر و سعادت"}
{"book": "adl0242", "page": 8, "text": "۷\nافغانستان آماده فرموده است.\n\nدیگر از اسباب ترقی و تعالی ملت\nو وطن که ذات اقدس واجب الوجود\nمهیا فرموده این است که یک شوق\nو ذوق عمومی جوانان وطن ما بسوی\nخواندن و نوشتن تحصیل هنر و ر می پیدا شده\nکه اینهم بیک امید استقبال بزرگی ملت را\nمنتظر می سازد. از نتیجه این دو اسبا\nمهمه است که ( سراج الاخبار افغانیه)\nبفیض توجهات جهان درجات متبوع مقدس\nمکرم، و حامی محبوب القلوب مشفق معظم خود،"}
{"book": "adl0242", "page": 9, "text": "۸\nدر رغبت و ذوق مطالعۀ قارئین کرام خود\nیک دورۀ یک سالۀ خود را به اتمام رسانیده\nنسخۀ (۲۴) خود را بکمال موفقیت\nبمعرض انتشار جلوه گر ساخت .\nچون در شمارۀ دوازدهم سال یکم\nروزنامۀ خود یک رسالۀ بنام ( علم و اسلامیت)\nبر قارئین کرام عرض و تقدیم کرده وعده\nداده بودیم که در هر ششماه انشآء الله\nهمچنین یک کتابچۀ که یک عرض فایده\nبتواند بنظر مطالعین خود عرض خواهیم نمود\nاین است که درین بار بطبع و نشر"}
{"book": "adl0242", "page": 10, "text": "۹\n\nاین اثر قلمیهٔ ناچیزانه بنام (چه باید کرد؟)\nعرض خدمت میداریم .\n\nاین اثر بنابر یک مقصد مخصوص و یک\nغرض معینی نوشته نشده ، بلکه بطور عمومی\nاز بعضی لوازمات مالا بُدّ منه که بر ای\nهیئت اجتماعیهٔ اسلامیه درین عصر حاضر\nبکار است بفکر قاصر احقر خود دستند بر قوال\nادبا و علمای عصر درین اثر ناچیزانه بحث\nو بیان رانده ایم . و اینهمه نیست مگر از\nحسن توجهات مراحم آیات اعلیحضرت همایونی\nکه در ترویج نشر علم و عرفان الطاف"}
{"book": "adl0242", "page": 11, "text": "۱۰\n\nاحسان بی پایان همایونی شانرا شایان\nورایگان میفرمایند .\n(چه باید کرد؟) نام اثر احقر\nخود\n(محمود طرزی) از جهت نام و موضوع\nعبارت از یک استفهام و استفساریست\nکه بنا بر یک حسن اندیشه و سودا و یک خوف\nو بیم دهشت نما از فکر فاتر، وعقل قاصر خود\nمی پرسم و تفهیم و تفسیر این استفهام و استفسار را\nنیز از زبان همان فکر و عقل بترجمانی کوشش\nمختلف\nمیورزم . ولی چون افکار بقدر الوان\nو متفاوت میباشد از ان سلب هر کس کی فکر"}
{"book": "adl0242", "page": 12, "text": "۱۱\nو تصوری کند برعین حقیقت بودن آن فکر حکم کرد\nنمیشود . لاجرم این اثر ناچیزانه که ترجمان\nافکار قاصرانه عبیدانه است هیچگاه از خطا\nو نقصان خالی و عریان نخواهد بود . پس\nاز نظر خطا پوشش ارباب عرفان عفو\nو سمح آنرا رجا و استرحام میکنم . و بنا بر فحوای\n( الكلام يجر الكلام ) این فکر و تصور\nعاجزانه دیگر افکار و تصورات عاقلانه یا تفکر را با خود همراه\nساخته اخرالامر بر اشتباه حقیقت یک فکر حقیقی پیدا خواهد شد؟\nیک عمر میتوان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نماید ۱۰\nو من الله التوفیق"}
{"book": "adl0242", "page": 13, "text": "۱۲\n- ۱ -\nچه بودیم - چه شدیم ؟\nهر چه که بودیم بودیم ! پیش از طلوع\nآفتاب عالمتاب دین مبین محمدی از افق ارا[ضی]\nمقدسۀ بطحی و یثرب هر چه که بودیم بودیم!\nاحوال پیشتر از ان وقت خود را موضوع\nبحث نمیکنیم. امّا بعد از آنکه شعشعۀ پاشی\nدین مبین اسلام از حجاز مغفرت طراز\nظهور نمود هنوز یک عصر نگذشته بود که ما\nیکدولت پر قوّت و ذی شوکت عظیمۀ دنیا\nبودیم که از حدّ بحر محیط اطلسی تا بقریبهای"}
{"book": "adl0242", "page": 14, "text": "۱۳\nسورچین در حوضه تصرف احکام دین مبین ما\nدر آمده بود.\nدر زمان خلافت خلفای راشدین رضی الله تعالیٰ\nعنهم اجمعین در دنیا دو دولت بسیار جسیمه\nقوی الشکیمه مشهوری موجود بود که یکی دولت\n(روم) و دیگری دولت (فرس) بود.\nدولت روم غیر از قطعه اروپا بر تمام\nسواحل آسیای صغرا یعنی (انا طول)\nو (سوریه) یعنی شامات و ارض فلسطین\nو افریقا مالک و حاکم بود و در توانگری\nو دبدبه حشمت و شوکت و تجهیزات عسکری"}
{"book": "adl0242", "page": 15, "text": "نسبت بعصر خود بدرجه دولتهای بزرگ\nاین عصر اوروپا شمرده می شدند. دولت\n(روم) بری و بحری یک دولتی بود\nکشتیهای مکمل جنگی را مالک بود، عسکرشان\nبه اکمل ترین اسلحه وقت شان مجهز و\nدر جوشنهای فولادی مستغرق بود.\nمال، جواهر، غلامان، کنیزان شانرا\nحد و حساب بنود. دولت فرس\nاز سواحل یمانیه تا بسواحل هندیه همه اراضی\nحضرموت و عمان و عراق عرب و تمام\nایران و افغانستانرا تا بحدود هندوستا(ن)"}
{"book": "adl0242", "page": 16, "text": "در زیر تصرف داشت . بلکہ با شکر جنگے\nو فیلہای زرہ پوش حشمت و شوکت\nفریدونی و کسرائی را مالک بود .\nدین مبین اسلام ازین ہمہ مزخرفات\nظاہری ، و دبدبہ ہا و شوکت ہای جہانے\nہیچ چیزی نداشت بعوض آن ہمہ چیزہا\nقوانین منتظم لا یتغیری داشتند کہ در\nپیش حاکمیت و متانت آن قانون\nمقدس الهی آنہمہ دبدبہ و قوت مانند\nلشکر ایلجاری بی تعلیم و قواعد در مقابل\nعساکر منظم تعلیم یافتہ با قانون و نظام"}
{"book": "adl0242", "page": 17, "text": "۱۶\nبنظر می آید . هیچ دینی از ادیان و هیچ\nپیغمبری از پیغمبران بجز دین مبین مسلمان\nو پیغمبر ذیشان اهل ایمان برنشر عدالت\nتامه را بر تمام جهان مبنی و مامور شده\nنیامده است . دین مبین اسلام\nبر تاسیس دادن سلطنت و تشکیل دادن\nدولت عظیمه جهانگیرانه موضوع شده است.\nقرآن عظیم الشان برای رهنمائی\nعموم نوع بشر را بشهراه عدالت و سعادت\nنازل فرموده شده است . و دین اسلام\nبرنشر آن در تمام جهان مامور شده است ."}
{"book": "adl0242", "page": 18, "text": "ما عساکر ظفر مآثر اسلام را در مقابل\nلشکرهای آهنین پوش روم و فرس عساکر\nمنتظمه نظامی تشبیه نمودیم، بخیال بعضی ظاهر\nحال\nپرستان خواهد رسید که محرر درینباب بهمه\nمبالغه آمیز سخن میراند. آیا چنان آنچنان\nعساکر بی سلاح و بی پوشاک کم خوراک را\nنسبت به آن عساکرهای مسلح زره پوش\nتوانگر پرغله منتظم و معلم بگوئیم؟ اولاً این\nیک را باید دانست که لباس ذراندو\nدیگر، و نظام معین حدود دیگر است.\nدین مبین مقدس ما از آغاز نشر سعادت"}
{"book": "adl0242", "page": 19, "text": "پیمبر خود بر جهاد و فتح بلاد مأمور شده آمده است.\nو مقصد ازین مجاهدات و فتوحات بجز نشر\nعدالت و تعمیم علم و معرفت، و لغو اساس\nشقاوت و بنیاد نهادن مساوات\nحقوق عباد و بر کندن بنیاد ظلم و بیداد،\nعمران عالم، و اصلاح بنی آدم دیگر بر\nهیچگونه چیزیکه منافع دنیوی و جسمانی دران\nباشد نبود. چنانچه وقوعات تاریخیه\nاین را ثابت میسازد. دین اسلام\nعدالت و مساوات را بزور تیغ در عالم\nبه نشر دادن مأمور بود. و این تیغ بخان"}
{"book": "adl0242", "page": 20, "text": "یک نظام و قواعد حربیه و سیاسیه\nاستعمال می شد که هیچ قوتی در مقابل آن مقاومت\nو پایه داری نمیتوانست .\nدرینجا یک چند مثال تاریخیّه از محاربه\nعساکر اسلام با اردوی دولت فرس\nبیان میکنیم تا درجهٔ نظم و نسق عسکری\nو اصول مخابرات سیاسی و حقوق الدولی\nامرا و افسرهای اسلامی ظاهر گردد :\nقوماندان عمومی - یعنی سر افسر بزرگ\nاردوی اسلام در محاربهٔ ( قادسیه )\nکه با دولت فرس بوقوع آمد حضرت"}
{"book": "adl0242", "page": 21, "text": "(سعد بن ابی وقاص) رضی الله عنه بود\nکه این قهرمان جلیل الشان یکی از اصحاب\nبرگزیدۀ حضرت فخر کائنات علیه افضل الصلوه\nبودند و از اکابر حقوق شناسان یعنی\nفقهای اصحاب شمرده می شدند. در\nبیست و هفت محاربه غزوات حضرت\nپیغمبر رکاب حاضر بوده اند. از طرف\nدولت فرس (رستم) نام یک قوماندان\nخیالات پرست متکبر مغرور می بمقابل آن\nصحابی جلیل الصفات افتاده بود اولاً\nنطقی را که حضرت خلیفۀ اعظم حضرت"}
{"book": "adl0242", "page": 22, "text": "۲۱\n(عمر الفاروق) رضی الله تعالی عنه که در\nوقت تعیین فرمودن آنها را بر سر افسرئے\nاردوی اسلام فرموده اند بشنویم:\nصورتِ نُطق\n«ای سعد !\nمناسبت و قرابتی که بحضرت رسول اکرم دارے\nترا مغرور نکند ، حضرت حق تعالی بدی را\nبه بدی محو نمیکند ، بلکه بدی را به نیکی محو میکند\nهیچکس بدرگاه حق بجز اطاعت خود بدیگر\nصورت نسبتی ندارد . در دین الهی همه مردما\nبر مساوات هستند . الله تعالی ربّ جمله مردمان"}
{"book": "adl0242", "page": 23, "text": "۲۲\nهمه مردمان بندگان آن خالق عظیم الشانست\nبه امر مائیکه از حضرت پیغمبر دیده نظر کرد\nبرهمان امرها عمل کن، در هرجا بلی صبوری\nو پایه داری را اختیار باید کنی، معابداً\nخراب مکن، اگر غالب بیائی بصورت\nغدارانه بر عقد معاهده اقدام مکن، برا\nکسانیکه امان گفته عرض انقیاد کنند\nشمشیر نیست .»\n\nحالا یک محاوره و مکالمه یکی از افسران\nمقدمة الجیش عساکر اردوی اسلام را\nکه باسر افسر کل اردوی دولت فرسنجیه یان"}
{"book": "adl0242", "page": 24, "text": "۲۳\nیافته بشنویم :\nمحاوره\nرستم - شما همسایه مائید. هر\nوقتیکه بجار و می آوردید از ما بخوبی معامله\nمیدیدید. بمحافظه حقوق شما هر وقت\nحاضریم . بیائید که صلح را اختیار کنیم . بغایة\nاز احسان کردن با شما خود داری نمیکنیم\nزهره رضی الله عنه - ما بسبب احسان\nگرفتن، و یا بدنیا رغبت داشتن با شما\nجنگ نمیکنیم. مقصد ما دنیا نیست آخرت است\nپیش ازینهم بشما فهمانیده بودیم باز میگوئیم"}
{"book": "adl0242", "page": 25, "text": "۲۴\n\nحضرت باری تعالی برای ما یک پیغمبر و رهنما فرستاد\nآن پیغمبر صادق ما را ( بدین حق دعوت )\nنمود ، ما هم اجابت کردیم ، ما بنصرت الهیه\nموعود میباشیم . کسانیکه دین ما را قبول کنند\nبحمایت و نگهبانی آنها، و کسانیکه قبول نکنند\nبجهاد کردن با آنها مأمور میباشیم .\nرستم ـ ( دین حق ) چیست ؟\nزهره ـ دین حق آنست که بوحدانیت\nحق تعالی و بنوت محمد مصطفی شهادت آورند\nو مردمانرا از عبادت مخلوق بر آورده بعبادت\nالله تعالی دعوت کردنست شما برادران را"}
{"book": "adl0242", "page": 26, "text": "۲۵\nهمه ما اولاد آدم هستیم، برادر خیر برادر\nخود را میخواهد ، ما هم بر شما یک چیزی که\nخیر شما در آنست تکلیف میکنیم .\nرستم ـ اگر ما دین شما را قبول کنیم یا بر میگردید؟\nزهره ـ بلی والله ، همه ما حالا بر\nمیگردیم ، و به نیت خصومت و دشمنی بر خاک\nشما قدم هم نمیگذاریم .\nرستم پرستم ازین جوابها این یک\nافسر خورد پیش قراول عسکر اسلام بگرداب\nتفکر افتاده از کنار نهر فرات که حدود خط\nعرب بود ، و با حضرت زهره در آنجا"}
{"book": "adl0242", "page": 27, "text": "۲۶\nتصادف نموده بود پس بخیمه گاه خود برگشت\nو از حضرت (سعد بن ابی وقاص) برای\nمکالمه فرستادن یک ایلچی را طلب نمود\nحضرت سر افسر اردوی اسلام جناب\n(ربعی بن عامر) را فرستاد. ربعی وقتیکه\nبر سر جسر رسید پیش قراولهای عسکر فرس\nاو را در آنجا نگهداشته آمدن او را\nبه رستم خبر دادند.\nرستم برای اینکه شعشعه ها و دبدبهای\nعجمانه دولت خود را نشان بدهد خیمه\nو سایبان خود را همه با پرده ها و فرش ها"}
{"book": "adl0242", "page": 28, "text": "۲۷\nزراند و د مزرکش مفروش و آراسته\nگردانیده بود، یک تخت بزرگی از طلا\nوجواهر دران نهاده بران بکمال غرور\nوعظمت نشسته ربعی را بحضور خود طلب نمود\nربعی در حالیکه بر اسپ خود سوار بود\nبخیمه در آمد. فروا مدنش را از اسپ تکلیف\nنمودند. او نیز از اسپ خود فرود آمده\nلجام آنرا بیکی از متکاهای زراندود بسته،\nونیزه خود را بر فرش مزرکش خلانیده، و\nفرش را جمع کرده برخاک نشست. این محاوره\nبواسطه ترجمان درمابین شان جریان نمود:"}
{"book": "adl0242", "page": 29, "text": "۲۸\n\nرستم ـ در اینجا تا برای چه آمده اید؟\nربعی ـ برای این آمده ایم که بندگان\nخدا را از تنگی بفراخی برآریم ، خلق را از تیره‌گی\nدینهای باطل رهائی داده در دایرهٔ نورا\nعدالت اسلامیه در آریم . ما برای دعوت\nکردن مردما نرا بدین حق فرستاده شده‌اید؟\nکسانیکه دعوت ما را قبول کنند برادر ما میشوند\nجایها و زمینهای آنها را بخودشان ترک‌کرده\nهمیشه بمعاونت و حمایت آنها حاضر میباشیم.\nو کسانیکه از دعوت ما سرکشی و ابا نمایند\nتا بوقتیکه بر آنها غالب بیاییم جنگ میکنیم ."}
{"book": "adl0242", "page": 30, "text": "رستم - ببین ! ما بسایۀ شجاع[ت؟]\nو انسانیت خود در چنین خیمه های مزین بید اندو[ه]\nمی نشینیم .\nربعی - این سخنان تو موافق حکمت\nنیست ، زیرا عدالت یکجای و موضع مخصوصی\nندارد ، در میان یک خیمۀ سیاه کهنه نیز اجرا\nشده میتواند .\nرستم - این خیال پلوهای شیرین\nخودتست که خود را به آن تسلی و دلدار[ی]\nمیدهی .\nربعی - این هم خیال خام توست"}
{"book": "adl0242", "page": 31, "text": "که بیهوده نفس خود را بزرگ مینمائی .\nرستم ـ آیا تو هیچ نمیترسی ؟\nربعی ـ چرا بترسم ؟ ترس برای\nخائنهاست . ما بسایه دین مبین خود عالی\nشدیم . ما برای منفعت شخصیه خود خدمت\nنمیکنیم با هیچ کس غرض شخصی نداریم . مقصد\nیگانه ما مسعود شدن انسانهاست .\nرستم ـ این جسارت و دلاوری را\nبتو که داده ؟\nربعی ـ این جسارت و دلاوری را\nحضرت باری تعالی بمن داده است ."}
{"book": "adl0242", "page": 32, "text": "زیرا در کتاب خود میفرماید (( ای مسلمانها\nاگر سخن میگوئید سخن راست بگوئید .))\nرستم ـ در میان شما چنان مردمان\nبزرگی نیست که لایق تاج و تخت باشد.\nبیک چند روزی که زمانه با شما ساز آمد\nچرا این قدر غره میشوید ؟\nربعی ـ بزرگی مخصوص بذات حضرت\nباری تعالی است . انسانها در حقوق با هم\nمساوی و برابر است . و چیزیکه انسانها را\nاز یکدیگرشان ممتاز می سازد صافی\nوجدان ، حسن اخلاق ، علم و کمالات"}
{"book": "adl0242", "page": 33, "text": "انسانیه است. حسب و نسب اگرچه\nدر نزد ما اعتبار و قدر بسیاری دارد.\nولی عفت و استقامت، در استحقاق\nشرط اعظم است. مایان مانند شما باخلاق\nبد و اسارت بندگان خدا متصف نیستیم.\nرستم ـ اگر من ترا میخواسته بودم\nهمین دم بصورت بسیار وحشیانه و الم\nانگیزانه بقتلت میرسانیدم. بهر صورت\nحالا این را میپرسم که آیا این کار خود را\nیکچندی تاخیر کرده میتوانید، تا ما\nدر آنباب اندیشه کنیم؟"}
{"book": "adl0242", "page": 34, "text": "۳۳\n\nربعی - یکدو روز تاخیر شده\nمیتواند :\nرستم - بیکدو روز نمیشود، میدان\nباید داد تا با رؤسای قوم و اصحاب خود\nمکاتبه و مشاوره کنیم.\nربعی - ما پیش ازین سفیرهای خود را\nبپای تخت شما فرستادیم و دعوت دین\nحق را تبلیغ کردیم ، و از شما جواب رد رفتیم\nو بحرب قیام ورزیدیم . حالا که محارب\nشمرده میشویم بنا بر سنت رسول خود شما را از\nسه روز زیاده تر مهلت داده نمیتوانیم."}
{"book": "adl0242", "page": 35, "text": "۳۴\n\nشما با قوم خود بیندیشید. تکلیف ما ازین\nسه چیز است که بارها گفته ایم باز میگوئیم\nیا بشرف اسلام مشرف میشوید که درانحا[لت]\nدر ما بین ما و شما هیچ فرق و مباینتی نمیماند.\nیا جزیه را قبول میکنید که در انحال ما از خصو[مت]\nدشمنی باشما دست میکشیم، و هر وقتیکه ازما\nمعاونت بخواهید بمددگاری خود مارا\nحاضر خواهید یافت . و اگر ازین دو\nصورت یکی را قبول نکنید سوم صور[ت] آن\nبجنگ حاضر و آماده شدنست . و من\nضامنم که باین سخن من همه رفقای من نیز رضا"}
{"book": "adl0242", "page": 36, "text": "۳۵\n\nو موافقت نمایند .\nرستم ـ آیا تو بزرگ وسید\nآنها هستی ؟\nربعی ـ نی سید آنها نیم ؛\nولی چون همه اسلام یک وجود هستند\nو بقانون الهی همه ما مربوط هستیم از آنرو\nهر یکی از ما که موافق آن قانون متین\nوشرع مبین چیزی بگوئیم دیگران نیز آنرا\nقبول میکنند.\nرستم ـ مبادا از یکطرف\nبا مهلت بدهید و از دیگر طرف در اثناء"}
{"book": "adl0242", "page": 37, "text": "۳۶\nمهلت بر ما هجوم کنید ؟\nربعی — در نزد ما بعهد خود وفا کردن\nو برسخن خود پایه داری نمودن اساس نخستین\nدین است . کتاب ما همچنین امر میکند . دروغ\nگفتن علامت منافقان ، و طبیعت دون\nهمتان است .\nحالا یکقدری بدیدۀ غور و تحقیق بسوی\nاین یک دو مثالیکه تذکار نمودیم دیده شود\nبخوبی معلوم میگردد که ما در ابتدای ظهور خود\nبچه درجه متانت و صلابت بیک دست تیغ\nشجاعت و بیک دست میزان عدالت را"}
{"book": "adl0242", "page": 38, "text": "۳۷\nگرفته برای برآوردن عالم از ظلمت\nبنور ظهور نمودیم . اگر باینگونه مثالهای\nتاریخیه اسلامیه بپردازیم جلد ها نوشتن\nلازم است . اما اگر انصاف شود همین\nیک دو مثال برای حقانیت دین مبین محمدی\nو قوانین متینه احکام عدالت ، و مساوات\nو آزادی آن صراط المستقیم سعادت\nسرمدی دلیل و برهان بسیار روشن\nو مبرهنی میباشد .\nحضرت خلیفه اعظم اسلام منطق مبارک\nخود سرا فسرار دوی اسلام را از غرور"}
{"book": "adl0242", "page": 39, "text": "منع و بر نکوئی امر میفرمایند بر عامه امت و\nسادات ارشاد مینمایند و بر اوامر\nحضرت پیغمبری که برای محاربات\nبطور یک دستوری وضع شده برابر\nکردن حرکات و اعمال شانرا یاد میدهند\nصبوری پایه داری را در شدت حروب\nمی آموزانند. رعایت معابد\nو حسن صورت عقد معاهدات را\nاز روی عدل نشان میدهند.\nاز سر افسر بزرگ تا یکنفر عسکری\nخود را بحبل المتین احکام قانون شرع مبین"}
{"book": "adl0242", "page": 40, "text": "۳۹\nچنان مربوط و متشبث بودند که بقدر یکذره\nاز ان خلاف ورزیدنرا بخیال و خاطر\nخود هم نمیگذرانیدند، اول از مسلمان\nشدن و با هم اخوت پیدا کردن و یا جزیه\nیعنی تا بعیت کردن و مالیه دادن را تکلیف\nمیکردند. در هر جائیکه جزیه قبول شد\nعرض دین جان مال آنها و همه حقوق مادی\nو معنوی آنها محفوظ مانده است. و هر کسیکه\nاز دین حق و یا تا بعیت استنکاف نموده اند\nبا آنها محاربه شده است. محاربات به اصول\nو قواعد حربیه موافق اجرا یافته است."}
{"book": "adl0242", "page": 41, "text": "۴۰\nهمه نقشه حرکات عسکریه از طرف سر افسر\nبزرگ داده می‌شد. جناحین، قلب،\nساقه قراول به اصول و نظام ترتیب\nمییافت. قومانده - یعنی بولی قواعد\nعبارت از کلمه شریفه دهشت انگیز هیجان\nآمیز (الله اکبر) بود که بیک تکبیر همه\nعسکر حاضری خود را میدیدند. به تکبیر\nدوم صنف پیاده و سوار بهجوم حاضر می‌شدند\nبتکبیر سوم بچنان دهشت و چنان صولت\nبر خط حرکتی که سر افسران به آنها داده بود.\nهجوم و یورش می‌بردند که هیچ قوتی در مقابلشان"}
{"book": "adl0242", "page": 42, "text": "مقاومت نمیتوانست . هر انقدر که صدای\n( اَللهُ اَكبَرُ ) شدّت میکرد جنگ هم شدّت\nمیورزید . و چون آن جنگها بجز اِعلای (کلمة\nالله ) ، و محافظه حقوق عبادالله بر دیگر\nچیزی مبنی نبود فتح و ظفر بی گفت بهر اینعسکر\nاسلام همعنان می آمد . وجدان پاک،\nاخلاق حسنه ، حقانیت ، عدالت ،\nمساوات ، طاعت ، صفوت ، اخلاص\nصبوری ، توانائی ، زره های آهنین انها\nبود. دروغ گفتن ، خیانت کردن،\nمردم را خوار و حقیر دیدن تحکّم در انها نبود"}
{"book": "adl0242", "page": 43, "text": "بالعکس در اردوی خصم مقابل\nبرغم همه حشمت و شوکت و دبدبه و دارا\nظاهری که داشتند ازین فضایل و محاسن\nهیچ چیزی نداشتند. پادشاهان و بزرگان\nو افسران دیگر ماتحت و تبعه خودشانرا\nبنظر مخلوق خود میدیدند. همه رعایا\nشان اسیر شان بود که مانند دوآب\nو مواشی آنها را به اعمال شاقه استخدام\nمیکردند. حتی در همین محاربه (قادسیه)\nکه با دولت فرس بوقوع آمد بسیاری\nاز اسیران که برای نگریختن صفها"}
{"book": "adl0242", "page": 44, "text": "صفهای شانرا با یکدیگر بزنجیرها بسته بودند\nدر اثنای شکست همه آن صفها با زنجیرهای خود\nدر نهر فرات غرقاب ممات شدند.\nدر هر بلادی که میرسیدند، اهالی\nآنجا چون عدل و حقانیت و مساوات\nو لغو اسارت را در دین مبین اسلام\nمشاهده میکردند خود شانرا از تاریکی\nبسیار تیره در یک روشنی پرانواری\nمیافتند. و خود بخود در دایرهٔ نورانی\nاسلام جان می انداختند. و باخوت،\nاتحاد، یگانگی، مساوات برادران اسلام خود"}
{"book": "adl0242", "page": 45, "text": "۴۴\n\nشریک می‌شدند و ازین بود که هنوز\nیک عصر نگذشته بود اکثر آسیا و یک قسمی\nاز اوروپا و افریقا بنور نیر درخشان\nاسلامی منور و تابان گردیده مردم نصاراً\nبجز در جزیره نامی خالی و کم آبادئی قطعه\nاوروپا که بعضی حکومتهای غیر متمدن وحشیانه\nبسیعالت و بساواتی تشکیل داده بودند\nدر دیگر هیچ جایک حکومتی و مدنیتی نداشتند.\nاین است که ما در اوّل ظهور خود\nاینچنین یکدولت قوی الشکیمه متمدنه باعدالت\nو حقانیت عظیمه بودیم که همه ما بیک احکام"}
{"book": "adl0242", "page": 46, "text": "۴۵\nکتاب مبین قرآن کریم، و اوامر رسول\nواجب التعظیم خود حرفاً مربوط بودیم . و\nهیچ تفرقه و هیچ فرقه در ما موجود نبود .\nولی هزار افسوس که این حال بسیار دوام\nننمود : بلای تفرقه و اختلاف در امت\nبکمال دهشت ظهور نمود . اول فرقه هائی\nکه بر ضد همدیگر در مابین خود اسلام تیغ\nبر کشیدند. فرقه خوارج و روافض بود .\nرفته رفته بسی مذهبها ، و گروه هاتشعبیات نمود ،\nدر هر فرقه و هر گروه بسی مسلکها ، طریقه ها\nپیدا شد . مرکزیت خلافت برطرف شده"}
{"book": "adl0242", "page": 47, "text": "۴۷\nطوایف الملوکی عمومی قایم گردید . آن\nطوایف الملوکیها بخونریزیها ، و قلع و قمع همدیگر\nمنجر گردید . اما با وجود آنهم مدنیت اسلامیه\nدر هر قطعه و هر بقعه که تأسیس یافته بود آن قطعه\nو بقعه را بعمارتها و آبادیها و مدرسه ها و\nجوامع شریفه ، و تکایا و زوایا و دار الفنونهآ\nو کتابخانه ها ، و راهها و پلها و غیره آبادیهای\nمدنیه رشک آور بلاد عالم ساخته اند .\nدر قرون وسطی مسلمانها بودند که\nمدنیت را در عالم نشر کردند . دین اسلام\nبنا بر مقصد جها د بهر سمتی که رخ آورد معا"}
{"book": "adl0242", "page": 48, "text": "۴۷\nو صنایع را نیز با خود برده مملکتها را گلزار\nمعارف ساختند. شهر بغداد در جهت\nشرق، و شهر (قرطبه) در جهت غرب\nممالک اسلامیه منبع فیض و عرفان گردید،\nطوایف الملوک اسلامیه ازین دو چشمه\nآب علم و عرفان را بهر طرف ممالک\nاسلامیه جاری نمودند. آیات کریمه\nقرآن مبین، و احادیث منیفه رسول\nرب العالمین بر تحصیل علم و عرفان اهل\nایمانرا رهنمائی نموده بود. از آنرو حکمت\nو علم را یک مال گم شده خود دانسته بهر جائیکه"}
{"book": "adl0242", "page": 49, "text": "۴۸\n\nیافتند بدست آوردند. قرآن عظیم الشان\nچون یک کتابی بود که جامع همۀ علوم و فنون\nارضیه و سماویّه بود. لہذا مسلمانان\nبدانستن همۀ خشک و تر کائنات بعلم\nآوردن مجبور بودند. همه کتب حکمیّه و\nفلسفیّه و ریاضیه را از زبان یونانی\nبعربی ترجمه کردند. بنابر وسعت و جامعیّتی\nکه زبان عربی مالک آن بود زبان علمی\nعمومی اسلام گردید. مانند (امام طبری)\n(زمخشری) (فخر رازی) (ابوحیان اندلسی)\n(قاضی بیضاوی) علمای اسلامیه"}
{"book": "adl0242", "page": 50, "text": "۴۹\nبه نوشتن تفسیر ها بدیانت اسلامیه\nخدمتهای بزرگی کردند. و همچون حضرت\n(امام بخاری) و (امام مسلم) و (امام ترمذی)\nو(امام ابو داؤد) و (امام نسائی) و (ابن\nماجه) و غیره به تالیف کتابهای احادیث\nنبوی در دین مبین اسلام یک شهر راه خیری\nگشادند. حکمای اسلامیه از علم حکمت اثری\n(افلاطون) و (ارسطو) را ترجمه کرده\nمطالعات خود را بران افزودند. مشهورترین\nحکمای اسلامیه (یعقوب کندی) (ابوعلی سینا)\n(ابن ماری) (ابن رشد) (امام غزالی)"}
{"book": "adl0242", "page": 51, "text": "۵۰\nو غیره میباشند . بسایه استعداد فطری که\nعرب در شعر و انشا بادیات داشتند\nادبیات اسلامیه خیلی ترقی کرده است\n(حسان بن ثابت رضی الله عنه) (کعب\nبن زهیر ) ( فرزدق) ، ( جریر ) (ابو\nنواس ) ، ( ابو تمام طایی ) ، ( متنبی ) ، و\n(ابو العلا ) ( ابن الفارض ) و غیره از\nمشاهیر شعرای عرب هستند که بسی حلیات\nو الهیات بنظم آورده اند. از ادباها و\nشعرای فارسی زبان مانند فردوسی ، سعدی\nحافظ ، نظامی و غیره بظهور آمده در راه"}
{"book": "adl0242", "page": 52, "text": "۵۱\nادب و اخلاق خدمتها کردند. در علم\nتاریخ و جغرافیا مانند ابن جریر طبری مسعودی\nبن بغدادی ابن جوزی ابن الاثیر ابو الفدا\nابن خلدون یاقوت حموی و غیره کوششها\nنمودند و فایده ها رسانیدند. علم جبر و مثلثات را\nعلما و حکمای اسلام وضع و ایجاد کردند.\nو بتوسیع تصحیح علم هیئت و هندسه خدمت\nکردند. علم جغرافیا را علمای اسلام بسیار ختہ را\nترقی داده اند. علی الخصوص جغرافیای دریا\nبسیار پیش برده اند. در علوم ریاضیه خدمتہای\nعلمای اسلام خیلی بزرگ است. در قم ارقام"}
{"book": "adl0242", "page": 53, "text": "۵۲\n\nاشارتهای رقوم هندسه را علمای عرب\nوضع کرده اساس علم حساب را بنیاد نهاد\nقومهائیکه در زیر حکم حکومت اسلامی\nدر آمدند و ذمی شدند. حکومت اسلامیه\nآنرا از خود پنداشتند و بعرب ساختن آنها\nکوشیدند که این مسئله بتهذیب اسلامیه و ترقی\nعلوم و فنون بسیار خدمت ورزیده است.\nدرخشان ترین ایام مدنیت اسلامیه زمان\nحکومت (مأمون) عباسی است. مأمون\nدر بغداد یک مجلس علمی تشکیل داد. و رصدخانه\n(شماسیه) را تأسیس نمود. نخستین بار که"}
{"book": "adl0242", "page": 54, "text": "۵۳\nنصف النہار دور زمان خلیفه مامون بوقوع\nآمده است که در آنوقتها اوروپائیان\nدر میان یک ظلمت جهالت و بیعلمی محضی\nپویان بودند. موسسین علوم طبیعیه نیز\nحکما و علمای اسلامیه عرب است.\nاگرچه حکمای یونان احوال کائنات را\nتحقیق کرده بعضی قواعد در انساب\nگذاشته اند ولی تحقیقات آنها سطحی\nیک چیزی بود. علمای عرب است\nکه قواعد نظریه وافیه علوم طبیعیه را\nوضع کرده اند. والحاصل در علوم"}
{"book": "adl0242", "page": 55, "text": "۵۴\nو فنون، در عدل و حقوق حتی در صنعت و\nتجارت رهنمای یگانهٔ شاهراه مدنیّت\nدین مبین اسلام است.\nدر زمانهائیکه مدنیّت اسلامیه\nترقّی داشت اوروپا ئبها بسیار پائنده\nبودند. نه بزرگان نه خوردان هیچکس\nبسوی تحصیل علوم و فنون شوق و هوس\nنشان نمیدادند . زبان کلیسا-\nیعنی زبانِ دینی اوروپا زبان لاتینی بود\nحال آنکه اهالی هر ملک اوروپا بزبان\nخود شان سخن میگفتند. تنها گروه دانایها"}
{"book": "adl0242", "page": 56, "text": "و پادر بها بود که بتحصیل علم دین خود مجبور بودند\nکه آنها نیز بجز از همان درجه لوازمات دینی\nخود شان بدیگر تحصیلی نمی پرداختند . احکام\nانجیل شریف چون صرف بدین و کلیسا\nمتعلق بود و از معاملات جهانداری و ملک\nگیری و اداره و سیاست حکومتی هیچ بحث\nنمیراند طبعاً معلومات تحصیل کنندگان آن\nنیز بهمان امورات منحصر میماند، و از مسایل\nدینیه بیرون نمی برآمد . بعکس آن قرآن مجید\nکه همۀ عبادات دینیه و معاملات\nبود\nسیاسیه و جمله علوم و فنون کونیه را جامع"}
{"book": "adl0242", "page": 57, "text": "۵۶\nاگر چه از طرف (شارلمان) نام پادشاه\nاوروپا که همعصر (خلیفه هارون الرشید) بوُ\nدر بعضی جاها یگان مکتب باز شده بود.\nولی چون در مردمان هوس علم و کمال نبود\nو کتابها که خوانده شود نیز مفقود بود از ان\nمکتبها فایده حاصل نشد. وقتیکه معلم\nدرس میداد هر چند نفر شاگرد می که\nدر حلقه تدریس او میبود بهانقدر چیزیکه\nاز و می شنیدند اکتفا ورزیده بسبب بی کتابی\nمعلومات شان بهمانقدر چیزیکه از و آب\nشنیده بیاد میکردند محدو د میماند. حال اً"}
{"book": "adl0242", "page": 58, "text": "۵۷\nدروقتی بغداد بدرجه بعلم و هنر و صنعت\nو تجارت و زراعت تمدن یافته بود که\nاز طرف خلیفه هارون الرشید یک ساعت\nبسیار عجیب الاختراعی برای شارلمان\nتحفه گویا فرستاده شده بود که با آب\nحرکت میکرده و در هر وقت ساعت\nزنگ مینواخت. و این ساعت از\nطرف صنعتگران عرب در بغداد اختراع\nشده بود. صنعت آهنگری، اسلحه سازی\nحکاکی مینا کاری، آینه سازی، قماشها\nابریشمین بافی، رنگریزیهای رقم رقم -"}
{"book": "adl0242", "page": 59, "text": "۵۸\nهمگی از طرف عربها ایجاد و اختراع شده\nبود که بیچاره فرنگان بسوی آن اختراعات\nحیران حیران میدیدند.\nاین حال بیخبری و جهالت و نادانی\nاوروپا تا بوقتیکه در (اندلس) یعنے\n(اسپین) مدرسه ها و دار الفنونهای\nاسلامیه تأسیس بنیاد نیافته بود دوام ورزید.\nبعد از ان از ایتالیا و فرانس و جرمنی\nهوسگاران علم و فن به اندلس آمده بمدرسه ها\nو مکتبهای اسلام داخل شدند، و از این\nعلمای اسلام زبان عربی و علوم و فنون"}
{"book": "adl0242", "page": 60, "text": "۵۹\nنگشتان\nتحصیل کردند. حتی در میان مردمان فر\nکه از علمای اسلام تحصیل علم کرده اند چنان\nمردمانی پیدا شدند که تا بمقام (پاپ بزرگ)\nواصل شدند.\nاین است که ما در (قرون وسطی)\nبه این درجه مدنیت مشعشعه داری\nبودیم که مردمان اروپا از ما تحصیل علم و\nتمدن میکردند. ولی هزار افسوس که تفرقه ها\nو تشعبها و اختلافهای مذهبی و مسلکی وطریقتی\nروز مره افزونی گرفت. در هر فرقه و هر شعبه\nبصدها فرقه ها و شعبه های دیگر پیدا شد"}
{"book": "adl0242", "page": 61, "text": "۶۰\nآن خالصیت و بی غشی که بود باقی نماند.\nهر انقدر که اختلافات مذهب و طریقت\nبیشتر گردید همان قدر اخلاقها و روشها\nو عادتها و مسلکها که در ابتدا می ظهور\nبر یگانگی و اتحاد و معاونت و عدالت\nو حانیت مبنی بود بر دیگر گونه غرضها\nو مطلبها بنا یافت. شیعه گری، سنی گری\nدفعه اسلام را بر دو فرقه ضدیه\nبمدیگر برانگیخت اسماعیلیها، فاطمیها،\nمعتزلیها، قدریها، جبریها و نابیها با بیها\nهنوز چه ها و چه ها بظهور آمده اسلامیت را"}
{"book": "adl0242", "page": 62, "text": "۶۱\nمانند موی زنگی بهم پیچید ، علوم و فنون\nنیز متروک شد ، هر چه که نوشته شد\nبر همین دعواها نوشته شد .\nحال آنکه از طرف دیگر غرب ترقی\nکردن گرفت ، انوار شمس تابان تمدن\nاز آنطرف پدیدار گردید . همان علوم\nو فنونی که از شرق بغرب داخل شده\nبود در آنجا یک نشو و نمای بسیار خارق العاده\nپیدا کرده از تطبیقات عملی و فعلی آن\nبسی صنایع و اختراعات عجیبه و غریبه\nبظهور آمد . زیرا در اسلام علم و فن"}
{"book": "adl0242", "page": 63, "text": "۶۲\nتنها به تطبیقات نظر می و آن نظریات\nبه تطبیقات معنوی و روحانی صرف\nاستعمال شده برای تطبیقات مادی\nکه کار از ان گرفته شود کمتر استعمال\nمی شد. اما در فرنگستان چون امورات\nمعنوی و روحانی تنها بعالم کلیسا منحصر\nبود هیچ کس در پی آن نیگشت و همه علوم\nو فنون را بعملیات انداخته هزارها\n۱ گونه ترقی برای آن دادند او بسی\nفواید و منافع از ان بروی کار انداخته\nرفته رفته یک عکس عمل بوقوع آمد"}
{"book": "adl0242", "page": 64, "text": "آن جمعیت و یگانگی و اتحاد بتفرقه ها\nو اختلافها و بیگانگیها مبدل شد، آن\nفتوحات و جهانگیری ها بمغلوبیتها و اسارتها\nتحول یافت، آن علمها و صنعتها وفنها\nبکاهلیها و رخاوتها و تن پرستیها محو گردید\nدر دنیا از دولتهای قوی الشکیمه اسلامیه\nاثری باقی نماند، شرق غرب جنوب\nشمال دنیا را مدنیت اروپا استیلا نمود\nدر وقت حاضر دولتهای معروف و مشهور\nمستقلی که از اسلام مانده دولتهای\nعلیه عثمانی، ایران، افغانستان است."}
{"book": "adl0242", "page": 65, "text": "۶۴\n\nکه مانند یک جزیره در میان بحر واقعشده\nاست . بر هر طرف این جزیره را\nآبهای سیلابهای پر جوش و خروشی\nکه از طرف غرب و شمال جریان یافته\nاستیلا نموده است . و حالا کم مانده\nکه در میان این جزیره نیز بعضی رخنه ها\nو شق ها انداخته خطوط اتصالیه این\nجزیره را از هم منفصل گرداند تا هر کدام\nجدا جدا مانده آهسته آهسته در\nزیر آب فرو روند . چنانچه رخنه های\nجهت جنوب و شرقی و شمالی ایران"}
{"book": "adl0242", "page": 66, "text": "۶۵\n\nمثال این است.\nحقیقتاً که اینحال شایان دقت و سزاوار\nدهشت یک حالیست هر مسلمان را از دهشت\nاینحال یک خوف و رعب و هراس و تلاشی\nپیدا میشود. در عین زمان یک یأس و نا\nامیدی بسیار حزینی بر دلها مستولی میگردد.\nدر هر طرف که نظر میکند خود را تنها می یابد.\nبه هیچ یک تشبثی فکرش ثابت نمیشود، آنقدر\nخود را پیاده و عقب مانده می بیند که از رسیدن\nمنزل قطع امید میکند، قلب، حواس، دماغ را\nیک خوف و دهشت عمیقی فرا میگیرد، بی اختیار"}
{"book": "adl0242", "page": 67, "text": "بر زبان هر کس همین کلمه تکرار می یابد\nآیا چه باید کرد؟\nظهور حضرت سیّدنا مهدی انتظار\nباید کرد ! اما خیلی خوب ، چسان انتظار\nباید کرد ؟ دست بسته ، پا بسته ، دهن بسته ،\nچشم بسته انتظار باید کرد ؟ مانند تنبلان\nزیر درخت زردآلو به امید افتادن زردآلو\nدهن باز افتاده انتظار باید کرد !\n«نیست برای انسانها مگر سعی و عمل شان»\nرا فراموش کرده انتظار باید کرد !\nفرصتها ، و وقتهای بسیار عزیز را از دست"}
{"book": "adl0242", "page": 68, "text": "۶۷\n\nداده انتظار باید کرد ! ذلت، حقارت\nاسارت را قبول کرده انتظار باید کرد ! ...\nهرگاه انتظار همچین انتظار باشد، آیا\nدر وقت ظهور سیدنا مهدی منتظرین او\nبکدام چشم، و چه رو به او نظر خواهند\nتوانست ؟ زیرا در آنوقت حضرت\nمهدی برای همراهی خود یک عسکر محو معدوم\nشدۀ خوار و ذلیل بی قوّت و بیقدرتِ\nزبونی خواهد یافت . و بسبب غفلت و تن\nپروری و کاهلی شان که هیچ حاضری\nو تدارکی ندیده اند از آنها نفرت خواهد کرد."}
{"book": "adl0242", "page": 69, "text": "۶۸\nما ممالک موجوده حکومتهای سلامیه را\nبیک جزیره تشبیه دادیم که هر طرف آنرا\nآب سیلاب فرا گرفته است. بلی، این\nتشبیه را بیک نظر که بر خریطه یعنی نقشه\nاسیا بیندازند یک تشبیه تامی مییابند.\nجهت غربی و سبر این جزیره ممالک دولت\nعثمانیه است که از استانبول تا بطهران\nو از طهران باز تا بکابل بدون حایل و مانعی\nهمه این جزیره از خشکه بهم دیگر مربوط\nمیباشند. جهت شمالی این جزیره را\nاز سر غرب شمالی گرفته تا بمنتهای شمال"}
{"book": "adl0242", "page": 70, "text": "شرقی سیلاب بلا مآب دولت روس\nاستیلا نموده است . جهت جنوب و شرقی\nآنرا آبهای نهنگ آهنین، و اثر درهای\nنفت آتشین انگلیس فراگرفته است . جهت غرب\nیعنی سر این جزیره را از فرق و شقیقه ها و\nپس گردن تا بحد گلو هفت هشت دولتها\nبسیار پر قوّت و هیبت بزرگی احاطه\nنموده است .\nدولت عثمانیه بسببی که در دهنه مجرا\nسیلاب واقعشده و اگر جزیره را بیک\nوجودی تشبیه بدهیم سر آن وجود شمرده میشود"}
{"book": "adl0242", "page": 71, "text": "۷۰\n\nهمه قوت سیلاب اوّل بران هجوم کرد\nآمده است. تاثرهای جریان یافتن سیلابها\n(محاربات اهل صلیب) هزارها گونه صدمه\nاین سیلابها را متحمل شده آمده است\nو در هر هجوم یک پاره آنرا در زیر آب\nفرو برده تا آنکه در وقت حاضر بجز یک کله\nخشک دگر چیزی برای او باقی نمانده.\nقلم عجز رقم (محمود طرزی) هنوز\nاینقدر جسارت گستاخانه را مالک نشده\nکه خود را مدبر امور جمهور قرار داده در باب\nمسئله مهمه بسیار دشوار (آیا چه باید کرد؟)"}
{"book": "adl0242", "page": 72, "text": "۷۱\nیک حکم قطعی داده بتواند. اما مقصد عاجزانه\nاز تحریر این اثر عاجزانه ایناست\nکه یک فکر اجمالی بیان گردد.\nو آن اجمال موجب تفصیل افکار\nارباب افکار شود. و از\nمصادمه های آن افکار\nبرق حقیقت بظهور آید. لهذا\nدر اول امر از (آیا چه کردند؟)ی\nاین جزیرهٔ اسلامی سیلاب زهر طرف\nآنرا فرا گرفته بحث میرانیم: اوّل از\nسر جزیره گرفته نظر میکنیم که:"}
{"book": "adl0242", "page": 73, "text": "۷۲\n\nآیا عثمانیان چه کردند؟\n\nولی تا میتوانیم مختصر بیان میکنیم تا رساله ما\nبقباله تبدیل قیافت نکند :\nدولت علیه عثمانیه در سنه ۶۹۹ هجر\nیعنی پیش از شش صد و هفتا دو سه سال\nدر طرفهای آسیای صغری که به اناطول\nمعروف است از یک عشیرت مختصره یک\nدولت مستقله قوی الشکیمه بوجود آورده –\nبقرار قاعده طبیعی که در همه دولتها جاری\nآمده است – از آغاز ظهور جود در پی\nتجملات و هوسات نگشته متصل بفتوحات"}
{"book": "adl0242", "page": 74, "text": "۷۳\n\nعظیمه و مهاجمات شدیده مشغول شده\nدولت خود را شوکت ، عظمت ، قوت\nثروت بخشیدند . بلادی را که فتح کردند\nبه بناهای عظیمه ، وجوامع شریفه و نشر علوم\nو معارف آباد کردند. ولی رفته رفته\nتجمّلات و تنعمّات افزونی گرفت.\nیک مدّتی بازار گل و لاله ، و ژاله و پیاله\nگرم گردید ، باز یک وقتی خودکشیهای\nعایله بر پا شد ، ترقّیات علم و معارف\nدر زیر پرده تعصّبات و تقیّدات انحصاراً\nپنهان گردید. علم و فن بدرجه محدود"}
{"book": "adl0242", "page": 75, "text": "۷۴\n\nگردید که بجز مجادلات علمیهٔ مخرج (ض)\nو (ظ) دیگر چیزی شنیده نمی شد. حال آنکه\nاز طرف دیگر اوروپائیها بیدار و هوشیار شده\nمیرفتند . اوروپائیان چون تنها علوم و\nفنون حکمیه را از شرق گرفته بودند کارها\nو اختراعات ، و ایجابات عجیبه و غریبه\nدر عالم مدنیت و جهانگیری از ان علمها\nو فنها بروی کار آورده میرفتند. در\nحالتی که اول اساس اصول عسکر نظامیه را\nکه دائماً در چونیها زیر سلاح باشند، تعلیم\nو قواعد عسکریه بیاموزند بنام (یینی چری)"}
{"book": "adl0242", "page": 76, "text": "۷۵\nیعنی عسکر نو در تاریخ (۷۳۰) هجری\nسلطان (اورخان) غازی پسر سلطان\n(عثمانخان) غازی بنیاد نهاد، و تا یک\nمدت مدیدی با آن عسکر آسیا، اوروپا،\nافریقا را بلرزه درآوردند و بسی بلاد را\nفتح نمودند. ولی رفته رفته بسبب دبدبه،\nو دارات و تجملاتی که برای سلاطین\nحاصل میشد کارهای دولت گاهی\nکه بدست صدر اعظمها و رجال دولتِ\nکارآگاه و صادق، و بعدالت موافق\nدرآمدی، و پادشاه هم هشیار و بیدار"}
{"book": "adl0242", "page": 77, "text": "۷۶\nو کار آگاه بوده بحسن صورت انجام یافته\nاست و گاهی که بر عکس آن بوده (ینی چرپها)\nعصیانها نموده اند . و خرابیها رسانیده اند\nو در چنان وقتها دولتهای غربی استفاده‌ها\nکرده اند.\n[این را هم بگوئیم که دولتهای نصاریٰ\nاوروپا از زمانهای بسیار قدیمی در صدد\nمحو کردن اسلام ، و رهائی دادن\n(قدس شریف) را از دست مسلمانان\nافتاده بودند. و بارها بار حمله ها و هجومها\nشدید (اهل صلیب) بر بلاد اسلامیه"}
{"book": "adl0242", "page": 78, "text": "بوقوع آمد . اما هیچ صرفه نبردند . لہذا\nچوندیدند که قوت شان کافی نمی‌آید، به\nافزونی قوت خود افتادند. علم، فن\nصنعت را رهبر خود ساخته یگان یگان\nملکهای اسلام را از آسیا و افریقا\nبدست خودشان درآوردند، و در وقت\nحاضر بچنان درجه قوت و قدرت خود را\nرسانیدند که امروزه روز تنها برہانی داد\nقدس نی بلکه بربانی دادن تمام کرۂ زمین را\nاز مسلمانان اتفاق کرده اند ]\nوالحاصل دولت علیه عثمانیه باسبی"}
{"book": "adl0242", "page": 79, "text": "تهلکه های عظیمی افتان و خیزان موقع خود را\nمحافظه کرده توانسته است . ولی برا\nتشبثات عظیمه که اوروپائیها در راه\nقوت و ترقی و برتری خودشان بران\nاقدام نموده اند هیچگونه اقدامات فعلاٌ\nبکار برده نتوانسته اند که نظر بموقع عنوان\nخلافت اسلامیه خودشان برحال\nو استقبال عموم اسلامیت نتیجه های\nآن شمولیت داشته باشد . مثلاٌ نه برا\nبیدار کردن و به اتحاد آوردن مسلمانها\nو نه برای رسانیدن خطوط اتصالیه خود را"}
{"book": "adl0242", "page": 80, "text": "به آنها و غیره هیچ یک شبشی ننمودند. در حالتیكه\nکتابها و رساله های مطبوعه مصوّره دینی\nنصاری که بواسطه میشنرهای شان بملک\nعثمانی پخشه شدن آغاز نهاده بود در\nاستانبول هنوز مطبعه ها ـ یعنی چاپخانه ها را\nبنظر بدعت فرنگی دیده کتابهای مقدّسه را\nنی بلکه کتب فقهیّه و غیره را نیز بچاپ کردن\nاجازه نمیدادند. تعصّبات بدرجه بود\nکه بر متفنّنین فنون حکمیّه و عقلیّه که مدار\nترقّی بدان است حکم زندیق و دهری\nو طبیعی را میکردند."}
{"book": "adl0242", "page": 81, "text": "۸۰\nاگرچه آغاز (نظام جدید) عسکری\nدر سنه (۱۲۲۰) یعنی تقریباً یک عصر\nپیش ازین اوّل بار در زمان حضرت\n(سلطان سلیم خان ثالث) وضع گردید\nولی هیچ قرار و ثباتی نیافته تا بزمان\nسلطان (محمود خان ثانی) که جد امجد حضت\nسلطان (محمد خان خامس) موجوده\nمیباشند عسکر بی نظام ینی چری\nکه در یک وقتی از منتظمه ترین عسکرهای\nدنیا شمرده می شدند و در اجرای\nخرابیها بروی کار بودند. در زمان"}
{"book": "adl0242", "page": 82, "text": "سلطان مشارالیه بحکم مرفوع شد و نظام جدید\nعسکری قرار پیدا کرد . حال آنکه در آنوقت\nنظام عسکری دولتهای اوروپا بدرجه\nسرمشق حصه عالم شده بود. و بسیار\nاز ممالک اسلامیه از دست برآمده\nبود. و اوروپا بدرجه اعلی ترقیات\nصناعیه و علمیه واصل شده بود.\nاز ان عصر دولت علیه بترقیات\nعصریه مدنیه اوروپیه آغاز نهاد، زیرا\nدید که بدون آن چاره گذران با همسایگان\nممکن نیست. در حالیکه شکل حکومت عبارت"}
{"book": "adl0242", "page": 83, "text": "از یک پادشاه و یک وزیر بود دوایر حکومتی\nتشکیل یافت. در زمان سلطان مغفور\nعبد العزیز خان چنانچه عساکر برّیۀ عثمانی\nتکمل نمود. قوۀ بحریۀ عثمانیه نیز خوب شکلی یافت یا\n\nنظامها، قوانین دوایر رجال سیاسی و\nاداری عظیمی بوجود آمد. مکتبهای متعدد\n\nباز شد. مکتب حربیه ترقی گرفت. بعد ازان\nانقلابات عظیمۀ داخلیه و خارجیه ظهور نمود\nاسرافات بی اندازۀ سلطان منجر بخلعش\nگردیده بعد از شش ماه سلطنت سلطان\nمراد خان خامس سلطان عبد الحمید خان ثانی"}
{"book": "adl0242", "page": 84, "text": "۸۳\n\nبر تخت سلطنت جلوس نموده و در روز اول\nجلوس خود اول امر و اراده او برد کلا\nو وزرای دولت این بود : «برای\nدرست ساختن حال دولت، و گرفتن\nاستقبال آنرا در زیر امنیت به اتفاق محتاج\nمیباشیم . در نظر من اتفاق بر هر قوت\nفایق است. اتفاق میباید که از هیئت\nوکلا آغاز کرده طبقه بطبقه در ذهن هر کس\nباید جایگیر شود. و امور دولت را نیز بهمین\nنقطه متوجه باید نمود . و چون ترتیب این\nانجمن به مقصد تاسیس دادن یک رابطه"}
{"book": "adl0242", "page": 85, "text": "۸۴\n\nزوال نا پذیری در ما بین خود شما مبنی میباشد\nاز انرو امید میکنیم که شما نیز این نیت مرا\nبخوبی تلقی میکنید . بنا برین بر شما امر وتوصیه\nمیکنم که مسئله اتحاد را در اینها به اثار فعلیه\nخود تان اثبات کنید .»\n\nدر ینوقت دولت علیه عثمانیه بتما مها\nیک شکل حکومتهای متمدنه را گرفته بود .\nدوایر حکومتی وجود جسم دولت را\nعینا مانند دیگر دولتهای متمدنه تشکیل داده\nبود، مانند (مدحت) پاشای مشهور ان\nیک مجلس سیاسی مبنی بر رئیس و کلا نظارت داخله و نظارت خارجه دو بازده"}
{"book": "adl0242", "page": 86, "text": "۸۵\nجسم بوده مالیه ماشین معده و قوه عسکریه بریه\nو بحریه قدمها ئیگه بران بر پا و پنجه های مدافعه\nآن جسم هیبت نما را تشکیل داده بود. زمام\nاداره این دایره ها بدست دیپلو ماسها\nبا علم و زکا بود. افسرهای بسیار قابل\nمکتب دیده با علم و فن و ارکان حربها\nکمل آنوقت و زمن را مالک بود.\nاما عصیانها (صربستان) و (قره طاغ)\nو دیگر جهتهای بالقا نها که بتحریک روس\nو دیگر دولتهای اروپا از بسیار وقتها\nبر پا شده بود و دائم میورزید. محاربه"}
{"book": "adl0242", "page": 87, "text": "مشہورۂ فلاکت آور روس آغاز نمود.\nدرین ہنگام دولت عثمانیہ بیک حال بسیار مشکلے\nدر مانده بود. ہمۀ اروپا علی الخصوص\nروس بہمہ حال مضمحل نمودن عثمانی را مصمم\nنموده بودند. تنہا دولت انگلیس بود کہ\nبا عثمانی معاونت کردن میخواست. ولی\nاوہم از اجرای ان عاجز بود. درین محاربہ\nدولت عثمانیہ مضمحل شد. فلاکتهای\nعظیمۀ مادی و معنوی اورا وارد گردید.\nچنانچہ بسی ممالک از دست شان بواسطۀ\nاجانب برامد. اند و ست خود سلطان"}
{"book": "adl0242", "page": 88, "text": "٨٧\nنیز بسی آدمان کاری وطن پرور ضایع\nشده مجلس مبعوثان بند شد ، و امورات\nدولت بدست یک چند اشخاصی که سلطانرا\nدر زیر نفوذ خود در آورده بودند افتاد\nملت و دولت عثمانیه بدرجه نهایت\nضعف گرفتار آمد . قوه بحریه عثمانیه\nسراسر معدوم گردید .\nمعافیه از دیگر جهت بهزارها مطبعه\nو مکتبها بروی کار آمده بسی ارباب\nعلوم و فنون ، و کتابهای ، علمی، و فنی ،\nوجود گرفت مسئله معارف در زمان"}
{"book": "adl0242", "page": 89, "text": "۸۸\nخاقان مشار الیه بدرجه ترقی یافت\nکه هیچ یک قریه و دهی از ممالک عثمانیه\nبی مکتبها نماند و در ذکور و اناث ملت\nعلم و فن مبذول ورایگان گردید .\nولی قهر و تسلط پر خوف و بیم مستبد\nجلادانه مردمان قصر ( ییلدیز ) چنان\nیک کابوس بلائی بر ملک و ملت\nانداخته بود که نه از ان علم و فن، و نه\nاز ان مکتب و ارباب دانش سخن\nهیچ استفاده نمیشد . اورو پا ، غیر\nاز انکه استفاده های عجیب و غریبی"}
{"book": "adl0242", "page": 90, "text": "از خوف و رعب پر او تمام سر می میلیدند\nدر ممالک عثمانیه میگردیده رفته رفته به اینهم قناعت\nنکرده، مسئله شرق را بهانه گرفته قسمت\nکردن ترکیا را در ما بین خودشان قرار\nدادند. ابتدا قسمت را از (ماکدونیا)\nآغاز نموده بودند که دفعتاً از طرف جمعیت\nخفیه که بنام (اتحاد و ترقی) از بسیار\nوقتها تشکیل یافته بود. (مشروطیت\nو قانون اساسی) اعلان گردیده\n(سلطان محمد خان خامس) بتخت سلطنت\nجلوس نمود"}
{"book": "adl0242", "page": 91, "text": "۹۰\nاگرچه این انقلاب عظیمه یک سکته\nموقتی در تصورات اروپا وارد\nآورد ولی بعد از اندکی دانستند که اگر\nادنا فرصتی فوت کردند ترکیا از حال\nمقاسمه شدن بیرون خواهد شد.\nهماندم بکار آغاز نهادند، بوسنیا هرسک،\nبلغاریا دفعةً تجزیه گردید، طرابلس غرب\nدرنه، بنغازی، رودوس، والحاصل\nیک شور رستاخیزی بر ان ممالک بر پا\nگردید مصیبت دیگر بی اتفاقی مُلتِ\nعثمانی شد که همه مسلمانان عالم را در یک"}
{"book": "adl0242", "page": 92, "text": "۹۱\nگرداب یاس و حزن پر اندیشه مستغرق\nنمود. و هم در عین زمان همه مسلمانان را\nبر حرکات و مقاصد اوروپائیان آگاه و بیدار\nساخت که مجبوراً از یکدیگر خود سوال باید بکنند که\n(آیا چه باید کرد؟)\n\nحالا یکقدری بسوی (ایران) که\nوسط جزیره است نظر کنیم ببینیم که :\nایرانیان آیا چه میکنند ؟\n\nایران یک مملکتی است ترتاوتز زمانهای\nبسیار قدیم دولتهای بسیار جسیمی دران\nتشکیل یافته و بسی مشاهیر عجیب و غریبی"}
{"book": "adl0242", "page": 93, "text": "۹۲\n\nپرورانیده است که درینجا از احوال تمدنیه\nقبل الاسلام آن، و از سلطنت‌های مختلفه متشکله بعد\nاز اسلام در ان بحث نمیرانیم. زیرا مقصد ما\nتاریخ نویسی نی بلکه یک سوال استفهامی را\nکه انرا حل کردن میخواهیم.\nپیش از همه چیز یک نقطه بسیار\nمدهشی که در مناسبات عمومی عالم اسلام\nمتعلق ایران جلب انظار و دقت را مینماید\nو مسئله اتحاد و ترقی اسلام را تا بسیار\nزمانها به تعویق در انداخته است همانا\nتفرقه مذهب است. جناب شاه"}
{"book": "adl0242", "page": 94, "text": "(اسمعیل صفوی) اگر بیک نظر و دبنیائی\nحال امروزئی عالم اسلام را میدید،\nومیدانست هیچگاه با مذهب جداگانه\nدیگرئی اعلان سلطنت نمیکرد و مذهب تشیع را مذهب رسمی\nدراوقات اسپر را نمیمعاطه مجبور بود ، زیرا یک\nرقیبی مانند سلطان سلیم عثمانی در مقابل\nخود داشت . و بدیگر صورت که مقاتل\nبا قوت خلافت بیاید ممکن نمی شد مگر\nاینکه او نیز یک خلافتی تشکیل کند. وان\nميسر نمی شد مگر که یک مذهب جداگانه\nاعلان نماید زیرا در یک مذهب دو خلیفه"}
{"book": "adl0242", "page": 95, "text": "۹۴\n\nنمی شد . این است که این انشقاق مذهبی\nکه صرف بر یک اساس پولتیکی مبنی بو\nیک نتیجه وخیمی در پولتیک استقبال اتحاد اسلام\nنشان داد. از اوایل عصر دهم هجری\nتا به این وقتها هر آنقدر علومی که تداول و تدریس تحصیل یافت\nو هر انقدر ارباب علوم و دانشی که بسر رسید، و هر انقدر تالیفات\nو تصنیفاتی که بوجود آمد ، و هر آنقدر اجراات\nو تطبیقاتی که بعمل آمد ، و هر انقدر پولتیک\nو سیاستی که بخرج رفت همگی بر اساس\nضدیت اتحاد ، و مبنی بر تفریق و تبعیض ، و\nتبعید از همدیگر بنا و بنیاد یافت، تا بدرجه"}
{"book": "adl0242", "page": 96, "text": "رسید که نصاری و یهود را عوام ایران\nافضلتر از سنی دانستند، و کذالک\nعوام سنّی شیعه را همچنان شناختند که\nحقیقتاً این یک مصیبت عظیم عالم اسلامی\nشمرده میشود. ایکاش که آن\nاجتهادات نیز بر اساس جد و جهد،\nو شجاعت و شیر دلی، و محبت وطنیّه\nو ملّیه مؤسّس میبود! هزار افسوس\nکه آنهم نبود. افضل طاعات و عبادا\nت\nسبب شتم بعضی گذشتگان هزار ساله،\nو نوحه کردن و زار زار گریستن عمری"}
{"book": "adl0242", "page": 97, "text": "۹۶\nبرای واقعات بسیار الم انگیز فجیعه گذشته\nشمرده می شد . آیا یک ملت و قومی\nکه همه عمر خود را بیک ماتم و نوحه و گریه\nبسر آرند در دلهای شان چسان یک\nاثر زنده گی قهرمانا نه دلاورا نه باقی\nخواهد ماند ؟\nخدا دانا و بیناست که ما این سخنانرا\nاز تعصب بطریق طنز و طعنه نمیگوئیم. زیرا\nبدین و مذهب کسی هیچکاری نداریم\nو هم وقت تعصب و طعن باقی نمانده.\nچونکه آتشهای توپها و تفنگها دوخشتندے"}
{"book": "adl0242", "page": 98, "text": "سر نیزه ها، و تیغهای اوروپا بر عموم عالم اسلام\nمتوجه شده نه بر خصوص ! مقصد ما تنها یک\nتفحص و تجسس احوال ممالک سلامیست که برای سوال\nاستفهامی ، (آیا چه باید کرد؟) یک\nزمین تطبیقی تدارک کرده بتوانیم .\nاگر چه بعضی از اخلاف شاه اسمعیل صفوی\nاین نکته مهمه را درک کرده رسمیت مذهب\nشیعه و غیره عواید را ترک نمود ولی چنان\nرسوخ و تمکن پیدا نکرده بود که زایل شود\nانجام و ختام دولت صفوی بیک درام\nفجیعی خاتمه پذیر گردید ، افغانها قیام کردند ."}
{"book": "adl0242", "page": 99, "text": "۹۸\nبر ایران هجوم بردند، دولت صفوی را\nبر هم زده ایرانرا سراسر در زیر ضبط آورند\nاگرچه دو بار دولت عثمانیه در حمایت\nآن کوشش نموده با افغانها محاربه نمود،\nو باز دولت روس نیز عیناً همین معامله را\nاجرا کرد ولی سودمند نیفتاد. اگر در\nانوقت افغانها و عثمانیها دیپلوماسیهای\nدور اندیش دانشمندی را مالک میبودند\nببسیار سهولت و آسانی میتوانستند که\nکه یکدولت مستقله بسیار متینی از خود ایران\nدر ایران تشکیل بدهند، و اختلاف مذهبی را"}
{"book": "adl0242", "page": 100, "text": "۹۹\nرفع نموده در سیاست یک اتفاق مثلث\nتجاوزی و تدافعی بسیار متینی عقد کرده\nمیتوانستند. درین اثنا از قوم افشار\nایران نادر نام یک قهرمان جسور دلاور\nقیام نموده افغانها شتر را از ایران بیرون\nکشید. و در ایران سلطنت خود را اعلان\nنمود. و غیر از ایران : افغانستان\nو ماوراء النهر را نیز ضبط و تسخیر و فتوحات\nخود را تا بهندستان توسیع و تمدید نموده\nاست. ولی دولتی که او تشکیل داده\nبود بعد از خودش پایدار نشده محو"}
{"book": "adl0242", "page": 101, "text": "و منقرض گردید . چنانچه در افغانستان\nدولت دورانیه افغانیه از طرف (احمد شاه\nابدالی) تأسیس و بنیاد یافت در ایران\nنیز از طرف (عبد الکریم) نام یک مرد\nبا حقانیت هوشمندی دولت (زند)\nتشکیل گرفت که آنهم در اندک مدتی\nانقراض یافته (آقا محمد خان) نام\nیک شخصیکه به (قاجار) نام یک قبیله ترکمان\nجهت شمالی ایران منسوب بود ظهور نمود و دولت\nقاجاریه را که امروزه روز بر قرار و بر دوام\nاست تأسیس و تشکیل داد . بعد از آقا محمد خان"}
{"book": "adl0242", "page": 102, "text": "۱۰۱\n\n(فتحعلی شاه) ، و بعد از ان محمد شاه و بعد از ان\nجناب (ناصر الدین شاه) و بعد از ان\n(مظفر الدین شاه) طاب ثواهم بر تخت\nسلطنت ایران جلوس نموده اند:\nزمان سلطنت مرحوم ناصر الدین شاه\nبچنان یک راحت و آسایش داخلی و خار\nمرور نموده که ایران نظیر آنرا کمتر بیاد میدهد.\nدر عین زمان بچنان عطالت و تن پروری\nو بیکاری گذشته که انسان را حیرت ست\nمیدهد. جلوس بادشاه مغفور ایران با جلوس\nامپراطور حالای اوستریا مجارستان"}
{"book": "adl0242", "page": 103, "text": "۱۰۲\n(فرانسواژوزه ف) تقریباً تقرب دارد\nپس چون این دو طرف زمان را در\nاوستریا و ایران مقایسه نمائیم در پیش\nآن فعالیت و این عطالت بجز حیرت دگر\nهیچ چیزی نمی یابیم . در حالیکه بطرف سی چهل\nسال در اوستریا مجارستان بهزارها\nمکتب ها دارالفنونها ، صنایع خانه ها،\nکتب خانه ها، انجمنهای علمی بوجود\nآمد در ایران هیچ اثری از آنها دیده\nنشد. در حالیکه در اوستریا مجارستان\nکشتیهای بخاری متعدد و سس برای تجارت"}
{"book": "adl0242", "page": 104, "text": "و حرب ساخته شد در ایران یک فلوکه\nهم بوجود آورده نشد. با وجودیکه\nاوستریا بقدر ایران بحر را نیز\nمالک نیست. در حالیکه ملت اوستریا\nبهزارها فابریکها، و دارالصناعه ها، و\nمخترعات عجیب و غریبی را مالک\nگردیدند ملت ایران بجز اینکه بعضی\nصنایعهای قدیمی خودشانرا مانند\nقالین بافی و غیره نیز از دست دادند\nدگر هیچ چیزی نیافتند. در حالیکه دولت\nاستریا قریب یک ملیون عساکر منتظم"}
{"book": "adl0242", "page": 105, "text": "معلم پر توپ وتفنگ و بصد ها افسرها\nدارکان حربهارا ممالک گردید دولت\nایران در پی تدارک یکی ازینها ادنی\nاندیشه هم ندانید ما ازان یک غند\nد وغند عسکر منتظمه ایران بحث نمیرانیم\nزیرا انرا از او نمیدانیم ! ...\nحال انکه در همان عصر افغانستان\nدور از همه گان نیز بقدر یک لک عسکر\nمنتظم معلم طرز جدید را با سلاح انوقت\nبطرز بسیار تکملی تدارک کرده توانسته\nبود . مرحوم مظفر الدین شاه پادشاه"}
{"book": "adl0242", "page": 106, "text": "۱۰۵\n\nبیدار مغزی بود. اگر چه برای ملک\nو ملت خود بسی خیرها و املهای نیکی مد نظر داشت\nولی اجل امانش نداده با همه آمال و\nآرزوهای خیر خواهانه اش در زیر خاک\nپنهان ساخت.\n(محمدعلی شاه) یک ناخلفی ببرآمد\nهر آنچه که پدرش کرده بود سراسر بضد ان\nحرکت کردن گرفت. اختلاف عظیمی\nدر ما بین او و ملت بوقوع آمد. دولتهای\nرقیب شمالی و جنوبی ایران فرصت را\nغنیمت دانسته یکی آنرا و دیگری این را"}
{"book": "adl0242", "page": 107, "text": "آله‌های منافع شخصیهٔ حرص پرستی خودشان\nساختند ، کردند و میکنند هر آنچه کردند\nو میکنند که یومیه وقوعاتِ آن در زیرِ نظر\nماست، و آن حرکات و وقوعات\nاست که موجب این سوال استفهامیهٔ\n(آیا چه باید کرد؟) میشود.\nحالا یکقدری بسوی آخرِ جزیره یعنے\nافغانستان نظر اند ازیم به بینیم که :\n\nافغانیها آیا چه کردند؟\n\nافغانستان یکقطعهٔ بزرگِ آسیای\nوسطی است که تاریخ از زمانهای بسیار"}
{"book": "adl0242", "page": 108, "text": "قدیمی موجودیت آنرا نشان میدهد . و قوم\nافغان نیز از قومهای قدیم دنیا ست که\nتا از زمانهای پیش از ادیان در همین قطعه\nافغانستان که در انوقتها ( بکابلستان)\nیا ( زابلستان ) معروف بود سکونت\nدارند قصه شاه کابل و زال با و رستم\nو گب کوهزاد و غیره از حکایات\nاساطیر الاولین آنست . حتی بعضی\nنام پهلوان مشهور یکه در تواریخ قدیمه ایران\nبه ( پشوتن ) مذکور شده است از کلمه\n( پشتون ) یا ( پختون ) که نام اصلی افغانها"}
{"book": "adl0242", "page": 109, "text": "بزبان خودشان است ماخوذ پنداشته\nاند. یعنی (پشوتن) پشتون معنی افغان\nبوده است!\nقدیمترین مؤرخین دنیا (هرودوت)\nیونانیست که ابوالمورخین معروف است.\nمورخ مذکور در تاریخ خود که چار و نیم عصر\nپیشتر از میلاد عیسی علیه السلام نوشته\nاز زبان (اسکیلاکس) نام سیاح\nیونانی که از طرف اسفندیار به آنطرفها\nمامور فرستاده شده بود نام افغانرا\nپادنا تحریفی ذکر کرده (آغاوان)"}
{"book": "adl0242", "page": 110, "text": "۱۰۶\nنوشته است که آغاوان نیز از کلمه\n(آسواغان) که بزبان سانسکریت بمعنی\n(سوار) می آید غلط و تحریف شده است.\nوالحاصل ما از تفصیلات تواریخ قدیمه\nآن صرف نظر کرده و از دولتهای\nافغانی وغیره افغانی که قبل از سلطنت\nدرانی در ان تشکیل یافته نیز بحث نرانده\nتنها از ابتدای سنه (۱۱۶۰) که\nدولت افغانستان با ملت خود استقلال\nپیدا کرده بحث میرانیم و می بینیم که درینقدر\nمدت چه کرده اند."}
{"book": "adl0242", "page": 111, "text": "۱۱۰\n\nپیش از سنهٔ مذکوره افغانستان\nگاهی از ممالک ایران و گاهی از\nممالک هندوستان شمرده می شد.\nبعد از وفات (نادرشاه) مشهور (احمدخان)\nکه از امرای قبایل افغانیه و از روی\nطایفه صدوزائی ابدالی در اسنے بو\nاعلان استقلال نموده شهر (قندهار) را\nآباد، و پای تخت خود را در آن بنیاد\nنهاد. همهٔ قبایل، وعشایر افغانیه\nاورا بعنوان (احمد شاه بابا) به سلطنت\nقبول کرده بفتوحات و توسیع بلاد"}
{"book": "adl0242", "page": 112, "text": "۱۱۱\nآغاز نهادند. در زمان سلطنت احمد شاه\nغیر از همین دایرهٔ حدود موجودهٔ امروز\nافغانستان یک قسمی از ایران و همهٔ\nسیستان و تمام بلوچستان، و سند\nو یک قسمی از هندوستان و ایالت\nکشمیر بدولت افغانستان ملحق گردید\nو افغانستان یکدولت بسیار جسیمی\nدر آسیا تأسیس و بنیاد یافت. ولی\nهزار افسوس که در زمان پسر جانشینش\n(تیمورشاه) دولت کوچکتر گردید.\nپای تخت نیز (بکابل) انتقال نمود"}
{"book": "adl0242", "page": 113, "text": "۱۱۲\nبعد از تیمورشاه در مابین پسرانش\nبسبب بلای کثرت زوجات و افزو نی\nشهزادگان و عدم تربیه کامله شان\nبی اتفاقیها و خانه جنگیها ، و همدیگر خود شانرا\nکور کردنها که از نادر ایرانی برای شان\nسر مشق مانده بود میدان یافت . مملکت بهیچ درجه\nگردید. ملت افغانیه در مابین این جنگها\nمابین خودشان با همدیگر در اویختند،\nخونها ریختند، تخمهای عداوتها در مابین\nهمدیگرشان کاشتند. در عین زمان وسعت\nمملکت نیز کمتر شده میرفت."}
{"book": "adl0242", "page": 114, "text": "۱۱۳\nدرین اثناها انگلیزها نیز از طرف شرق\nبه افغانستان تقرب می نمودند. ویگان یگان\nمناسبات با هم پیدا می شد. تا آنکه\n(شاه شجاع) که آخر ترین پادشاهان\nسدوزائی از ذریت (احمد شاه) بود\nبحیلهٔ سیاسی انگلیزها گول خورده و قائد\nو پیش دار اردوی انگلیز شده یک\nاردوی مکمل انگلیز را در افغانستان داخل\nنمود. مردمان افغانستان ازین داخل\nشدن اجنبی غیر دین در خاک پاک مقدس\nوطن شان و اسارت خود را بدست"}
{"book": "adl0242", "page": 115, "text": "۱۱۴\n\nانگیزان رم و ابا نمودند. \nاینرا هم بگوئیم که از طایفه محمد زائی \nدرانی سردار پاینده خان ملقب به \n(سرفرازخان) یک راد مرد نیک نهاد \nخجسته سیری بود که از امرای بسیار مهم \nو عمده زمان شاهان سدوزائی شمرده \nمی شد. این ذات اولاد صاحب \nرشد و اقتدار بسیاری را مالک بود. \nدر اواخر سلطنت سدوزائی از اولاد \nسردار پاینده خان موصوف که به تیغ \nجور و ستم (شاه زمان) بقتل رسیده بود،"}
{"book": "adl0242", "page": 116, "text": "و بعد ازان پسر بزرگش (وزیر فتح خان)\nنیز از دست (شاه محمود) کشته شده\nبود، همه مردم افغانستان از ظلم و استبداد\nطایفه سدوزائی رو گردان شده طایفه\nمحمدزائی یک استعداد و قابلیت عظیم\nسلطنت را مالک شده بودند.\nبناءً علیه انگلیزان (سردار دوست محمد خان)\nکه مؤخراً بلقب (امیر کبیر) پادشاه\nمستقل کل افغانستان گردیدند.\nو با نفوذ ترین و هوشمند ترین همه\nبرادران خود بودند با همه اولاد ها و عیالها"}
{"book": "adl0242", "page": 117, "text": "و بعضی از برادران شان توقیف نموده\nہندوستان محفوظاً فرستادند. مگر\nبزرگترین فرزندان شان (سردار محمد اکبر خان)\nکه بلقب (وزیر) ملقب بود بیک\nتقریبی بسوی ترکستان بفرار کامیاب\nآمد. و از انجا عودت نموده و بر رؤسا\nو عشایر اقوام مختلفۀ افغانیه بیانیات را\nنشر و تبلیغ نموده، و ہمہ ملت افغان\nعموماً اعلان جہاد کرده در زیر کمان افسری\nشہرزادۀ مذکور با انگیزان بجرب آغاز نہادند\nانگیزان بر مالک شدن شان"}
{"book": "adl0242", "page": 118, "text": "۱۱۷\nبر افغانستان چنان مین و خاطر جمع شده\nبودند. که عیال و اطفال خود را نیز آورده\nعمد تاً توطن و تمکن تام ورزیده بودند.\nولی غافل از اینکه در افغانستان بجز\nافغان دیگر کسی توطن کرده نمیتواند . . .\nاین محاربه نتیجه وخیم و فجیعی برای انلگیز\nبخشید . غیر از مردان و زنان و اطفالی\nکه اسیر شدند باقی هر عسکر نظامی\nانلگیز از توپخانه و رساله و پیاده از کابل\nتا بجلال آباد عموماً بقتل رسیدند. تنها\nیک داکتر انلگیزی بود که بحالت نیم جان"}
{"book": "adl0242", "page": 119, "text": "۱۱۸\n\nبجلال آباد رسیده خبر فلاکت آور محوشدن\nاردو را بمفرزه جلال آباد رسانید\nتوانست . (شاه شجاع) مذکور اگرچه\nدر آخرها بوسیله انگلیزان، وگول خوردن\nخودکسب وقوف کرده توانسته بود\nاما پیش از آنکه یک چاره بتواند.\nاز طرف بعضی سرداران افغان بقتل\nو حکومت صد روزایی بر وختم شد.\nرسید ، مقصد ما چون تاریخ نویسی نیست\nاثر اثر و اجمال واقعات را مینویسیم :\nاجمال این وقوعات برین نتیجه داد که\nحکومت انگریزیه هند اسرای خودشانرا"}
{"book": "adl0242", "page": 120, "text": "با اسرای افغان مبادله کرده امارت\nمستقله امیر کبیر جنت مکان اعلیحضرت\n(امیر دوست محمد خان) را تصدیق نمود\nو یک معاهده عقد نموده امیر مشارالیه را\nبکمال اعزاز و اکرام بدار السلطنه کابل\nروانه کردند .\nزمان سلطنت امیر کبیر بسیار\nراحت و رفاهیت تامی مرور نمود .\nاگر چه در اصلاحات داخله کوشش بلیغی\nمصروف گردید ، و تمام ممالک محروسه\nبه اداره مرکزیه دار السلطنه کابل مربوط"}
{"book": "adl0242", "page": 121, "text": "۱۲۰\nشده افغانستان یکدولت با اقتدار\nمالک الرقابی گردید. ولی در سیاست\nخارجی هیچ غور و تدقیقی و برای تعلیم و تربیه\nعمومی هیچ تشبث و اقدامی بعمل نیامد.\nبعد از وفات امیر کبیر باز بلا\nبی اتفاقی برادران و خانه جنگیهای\nخانمانسوز ویران کن خاندان و رما\nپسران امیر کبیر در گرفت مدتی مملکت\nپامال هرج و مرج قتل و قتال همدیگرشان\nشد. در ینفرصتها بود که بلوچستان،\nو شالکوت و دیره ها و پشاور و غیره"}
{"book": "adl0242", "page": 122, "text": "١٢١\n\nاز دست برفت . اینرا هم بگوئیم که یگانه\nموجب این خانه جنگیها و بی اتفاقی برادران\nاز دو چیز بود : یکی تکثر زوجات بود.\nما تعدد زوجات نمیگوئیم تکثر زوجات\nمیگوئیم . زیرا تعدد زوجات عبارت از\nهمان چهار زوجه معدوده ایست که شریعت\nآنرا احتیاطاً در زیر بعضی شرایط مؤکده\nجواز داده است . ولی تکثر زوجات\nعبارت از بیست و سی و چهل زوجه ای ست\nکه از هر کدام آنها یکیک وَلَد صالحی پا\nهم بدنیا بیاید ! این بی اتفاقی اولادها"}
{"book": "adl0242", "page": 123, "text": "۱۲۲\nانبا قبها از ابتدای طفولیت آغاز می نهاد\nرقابت ها و همچهیمیها داده ها و لاله ها و\nدایه ها از اغاز کار اساس نفاق را\nمی نهاد. دیگر اینکه تربیت و تعلیم\nشهزادگان بصورت اکمل اجرا نمیشد.\nبمجرد یکه بدنیا آمده بودند سردار صاحب\nگفته شده به انواع لهو و لعبها مشغول\nمی شدند. تحصیل علمی شان اکثر\nتا بحد خواندن کتاب فارسی و نوشتن\nیک امر و احکام منحصر می ماند. از احوال\nعالم خارج هیچ وقوف و معلوماتی نمیداشتند"}
{"book": "adl0242", "page": 124, "text": "۱۲۳\nذاتاً بیخبری و بیعلی عمومی چنان حکفرما بود\nکه هیچ کسی از ان رہائی نداشت .\nو الحاصل اگر چه اخر الامر سلطنت\nافغانستان برد امیر شیر علیخان ) مرحوم\nقرار یافت . و باز همه افغانستان\nبیک مرکز مستقل مربوط گردید ، و بقدر\nشصت هفتاد ہزار عسکر نظامی معلم\nطرز جدید حاضر نمود . و تا یکدرجه بسی اصلاً\nمدنیته بروی کار آورد ولی موخراً بنا بر\nخطای سیاسئی که پیش آمد و آنهم عبارت\nاز گول خوردن بدسیسه دولت روس"}
{"book": "adl0242", "page": 125, "text": "۱۲۴\n\nو اعلان حرب نمودن با دولت انگریز\nبود مغلوب گردید. و بترکستان رفته\nدر مزار شریف وفات یافت .\n\nپسرش امیر محمد یعقوب خان که\nبعد از حبس چند ساله پدر خود از محبس\nبر آمده در چنان وقت بسیار نازک\nبر تخت حکومت جلوس نمود از سرایه\nحبس خانه چند ساله، و سوء استشاره\nبعضی مشاورین و قرنای نالایق یک معاهده\nبسیار مضر و غیر نافعی با انگلیزان عقد\nنموده که نتیجه ان بقتل (کمناری) و محبوس شدنش"}
{"book": "adl0242", "page": 126, "text": "۱۲۵\n\nخود او بهندوستان فرستادنش منجر شده\nدفعه دوم باز انگلیزها افغانستانرا استیلا\nنمود. جنرال (روبرتس) مشهور در کابل\nانتقام (کمناری) را بهانه گرفته یکدارے\nبر پا کرد. و در هر روز پنج ده بیست نفرمظلومان\nوطن را بر دار کشیدن گرفت. بعضے\nاز خائنان وطن، دین و ایمان و وجدان\nخود را از سبب بیسیلی و بیخبری ء وطن وملت،\nو دیانت ناشناسی بیک جیفه و نیهٔ\nدنیوی سودا کرده انواع دنائتها و\nبی شرفیها اجرا کردند که صحایف تاریخ"}
{"book": "adl0242", "page": 127, "text": "۱۴۶\nافغانستان تا به ابد نامهای آنها را بلعنت\nیا د وتذکار خواهد کرد .\nاهالی عموماً برانگیزان قیام کردند\nعلما در هر هر طرف اعلان جها د نمو دند\nزن مرد پیر برنا هر کس که دستش سلاح گرفته\nمیتوانست بمیدان حرب خود را پرتاب\nکردند. در هر طرف بر انگلیزان هنگامه\nرستا خیز بر پاگر دبد. همه اردوی\nانگلیز در قلعه مستحکم (شیر پور) که\nامیر شیر علیخان مرحوم آنرا در نزدیک\nشهر کابل بیک وضعیت حربیه بسیار مکملی"}
{"book": "adl0242", "page": 128, "text": "۱۲۲\nبرای یک اردوی عسکری افغانی\nاثاث نموده بود. محصور گردید. در قندهار\nنیز اردوی شان محصور بود. تهلکه و فلاکت\nسابقی که بر انگلیزان پیش آمده بود\nدرینبار نیز مدیشه ازان آمدنی بود.\nزیرا درین اثنا ناخبر دهشت اثر گذشتن\nخاقان مغفور اعلیحضرت (امیر عبد الرحمن خان)\nطاب مثواه از نهر آمو نیز مانند یک صاعقه\nدررسید. در حالیکه ملت افغانیه یک\nپادشاه و سر افسر بزرگی را مالک\nنبود اینهمه حالهای فلاکت اشتمال را"}
{"book": "adl0242", "page": 129, "text": "۱۲۸\nبرانگیزان بر پا کردند و چون اینچنین یک\nقوماندان جلادت و شجاعت نشان\nبسیار جسور و جوانمردی مانند اعلیحضرت\nضیاء الملة و الدین امیر عبد الرحمن خان\nبرین ملت وطن پرور با غیرتی که مانند\nشیران گرسنه بخون دشمن وطن تشنه\nعموماً به پا خواسته اند پیدا شود\nآیا چه شور رستاخیز نیست که بر پا نگردد!\nدولت فخیمه انگریز سیاست\nخوبی بکار برده پیش از انکه امیر مغفور\nبسوی کابل حرکت کنند بعضی از مامورین"}
{"book": "adl0242", "page": 130, "text": "۱۲۹\n\nمخصوصی را با نامهٔ مخصوصه که مبنی بر مصالح و سعایت\nبود بحضورشان فرستادند. هنگامیکه\nذات اعلیحضرت خاقان مغفور در شکارِ\nکوهستان تشریف آوردند تقریباٌ یکصد\nمردم با سلاح از اهالی و یک مقداری\nاز عسکر نظامی بمعیت شاهانه شان\nموجود بود. بعد از معاهده نامهٔ که در (گندمک)\nنام موقع عقد گردید اردوی انگریز از\nافغانستان محافظت تمام اخراج گردیده\nزمام ادارهٔ دولت افغانستان بکف\nکفایت با اقتدار پادشاه دانا سیاست"}
{"book": "adl0242", "page": 131, "text": "۱۳۰\nآگاه و جسور و غیور درآید. حالا درینجا اگر بگوئیم\nکه درینواقعه ذات اعلحضرت خاقان\nمغفور یک حق بسیار عظیمی بر دولت فخیمه\nانگلستان دارد هیچکس آنرا انکار کرده\nنمیتواند. زیرا اگر تضیق مینمودند بیسی از فلاکتیها\nبزرگی بر اردوی دولت انگلیس وارد میآمد\nاگر دولت بهیه انگلیس دعوا کند که حقوق\nحکمرانی افغانستان را تصدیق کرده است\nدولت علیه افغانستان نیز این حق خود را\nثابت میتواند که اردوی اورا از\nهالک محقق نجات داده است."}
{"book": "adl0242", "page": 132, "text": "۱۳۱\nاین یک دور تجددی برای\nافغانستان بود . زیرا بعد از آنکه یک\nدولت اجنبی مملکت را استیلا نمود سر از نو\nباز دولت مستقله افغانستان تأسیس\nو بنیاد یافت . در مدت سلطنت سنیه\nخاقان مغفور اجراآت و ترقیاتی که برو\nکار آمده درینجا موضوع بحث نمینمائیم.\nچونکه هنوز از خاطر ما فراموش نشده .\nبطریق اجمال اینقدر میگوئیم که اعلیحضرت\nخاقان مغفور افغانستان را یکدولت\nقوی الشکیمه بسیار با قوت و اقتداری"}
{"book": "adl0242", "page": 133, "text": "۱۳۴\nبا همه استعدادها و قابلیت ہائیکه یکدولت\nمعظمه اسلامیه را در آسیا تأسیس بنیاد\nدهد وضع نمود .\nبعد از ارتحال آن مؤسس بنیان سلطنت\nچون نوبت حکومت بوالد اکبر وارشدشان\nذات اعلیحضرت بادشاه حقایق آگاه\nمعظم حالافی ما اعلیحضرت (سراج الملۃ والدین\nامیر حبیب الله خان) رسید آن استعداد\nنشوونماے\nو قابلیت سال بسال روز بروز لحظه بلحظه\nذاتی خود را بظهور آورد . تا انکه در وقت\nحاضر مملکت افغانستان در قطعه آسیا چنان"}
{"book": "adl0242", "page": 134, "text": "۱۳۳\n\nیک اهمیت و وقعت عظیمی پیدا کرده که اگر\nشاهین ترازوی قوام و اعتدال آسیا شمرده\nشود جا دارد. و ازین است که انسان\nبر سوال استفهامی:\nآیا در چنین وقت باریک باید چه کرد؟\nمجبور میشود. بلی، مسلمانها مجبور اند\nکه از همدیگر خود در ینوقت این سوال را بکنند\nو یک فکری و تدبیری بحال خود بیندیشند\nوقت بسیار نازک بسیار تنگ، فرصت\nمفقود حمله بیدرنگ است. یک دقیقه\nغفلت یکروز خسارت است. یک روز"}
{"book": "adl0242", "page": 135, "text": "۱۳۴\nخسارت یکماه پس افتادن است ،\nیکماه پس افتادن یکسال عقب ماندنست\nیکسال عقب ماندن ، یک عمر افسوس\nخوردن است که در انحال همه اشجار ،\nاحجار ، کوه ودشت ، سما فضا بیک زبان\nحال طعنه مآل انمصرع را خواهند خواند :\n« الْآنَ قَدْ نَدِمْتَ وَ لَا یَنْفَعُ النَّدَمُ »\n- ( ( ترجمه ) ) -\n( ( حالا کنی ندامت و سودی نمیدهد ) )\nاگر بنظر غور و تدقیق بسوی ( چه بودیم ،\nو چه شدیم ؟ ) خودما ، ( و آیا چه کردند ،\nخود ما نظر کنیم مسئله ( آیا چه باید کرد ؟ ) ما"}
{"book": "adl0242", "page": 136, "text": "۱۳۵\nخود بخود بمیدان می برآید. بعضی میگویند که ما\nاگر بخواهیم اینحال حاضر خود را بحال هزار و سیصد\nسال پیشتر خود رجعت بدهیم امر محالی می نماید\nآن صفوت ، آن حقانیت آن اخلاق\nحسنه را بدست آوردن به اصحاب\nو بما بعین شدن موقوف است آنعصر\nو آن زمان چون بعصر و زمان سعادت\nنزدیک بود پرتو تابش آن مهر منیر دلها را\nروشن و وجدانها را صاف داشته بود\nاما هر انقدر که از اشمس درخشان دورتر\nشده ایم همانقدر ظلمت و تیره گی ما را فرا"}
{"book": "adl0242", "page": 137, "text": "۱۳۶\n\nگرفته است .\nحال آنکه ما این سخن را یک عذر رنگ\nجانشینی میشماریم ، و حقیقت را بدیگر صورت\nجلوه گر می بینیم . ما ظلمت ، و تیره گی ، و\nعقب ماندن خود را از دور شدن آن\nنور نمی بینیم. زیرا آن نور چنان نوری\nنیست که تا با دام القیامت از ما دور\nشود. اگر آن نور منحصر بزمانه ما وعصرنا\nمیبود از عصر سعادت یک قدم باین سو\nشامل نمی شد . ولی ما برین ایمان آوردیم\nکه آن نور برای روشن ساختن همه عالم را"}
{"book": "adl0242", "page": 138, "text": "تا به ابد شرف نزول فرموده ، و تا به ابد\nهمه عالم از ان استناره میکند . سبب\nیگانه این ظلمت و تیره گی ، و این ذلت\nو پستی ما این است که ما خود را خود از ان\nنور دور انداخته ایم و بس .\nقرآن عظیم الشان یک کتاب\nمقدس قویم ، و یک منهاج مکرم\nمستقیمیت که برای هدایت و رهنمای\nهمه بنی نوع بشر نازل شده است .\nهزار افسوس که بسیاری از ما مسلمانان\nآن کتاب مقدس زندگی بخش را برای"}
{"book": "adl0242", "page": 139, "text": "۱۳۸\nمرده گان خود مخصوص نموده ایم، و تنها برا\nخواندن به ارواح مردگان خود بدست\nمیگیریم. آن کتاب معظم را که برای\nشفا و رحمت عالمیان نازل فرمود شده\nکتاب مرده گان میدانیم. از هر جا\nبیشتر قرائت قران کریم را در سر\nقبرستانها بحضور مرده گان میشنویم!\nمقصد این نیست که بروح مرده گان\nقرآن خوانده نشود. بلکه مقصد اینست\nکه زنده گان برای زنده گانی خود نیز\nآنرا بخوانند."}
{"book": "adl0242", "page": 140, "text": "همه فلاکتها و مصیبتها ئیکه برما پیش امده\nاز جاهل بودن ما بقرآن خودما، و وظیفه\nانسانیت خود ما و خود ما و انسان\nو جهان میباشد همه بی ثروتی و نادار\nو مفلسی ما از بیعلمی و بیخبریست. قرآن\nعظیم الشان است که علم را حیات و جهل را\nموت، و علم را نور، جهل را ظلمت بیاننشان\nداده است. هزار افسوس که ما قرآن\nخود را زود میخوانیم و زود از بر میکنیم\nولی بمعانی آن هیچ غور نمیکنیم. این سلاح\nجهانگیر خود را بر مقتضا زمان و عصر خود"}
{"book": "adl0242", "page": 141, "text": "تطبیق و استعمال نمیکنیم. قرآن ماست\nکه از مسخر بودن همه اشیای کائنات\nرا بـما تبشیر و بیان میکند. پس ما اگر\nآن بیان مؤمن به خود را دستورالعمل\nاتخاذ کرده بواسطه علم و فن اصول\nتسخیر همه اشیاء را برای استفاده اجوا\nخود و بلاد خود بیا موزیم ، و حکم خود را\nبرکوهها ، و معدنها ، و دریاها، ونهرها\nجاری نمائیم بجز اینکه متابعت حکم قران\nخود را کرده با شیم دگر چه خواهد\nبود !"}
{"book": "adl0242", "page": 142, "text": "۱۴۱\n\nکردنیهای ضرور\nای اخوان المسلمین ! کردنیهای\nبسیار ضروری داریم و وقت بسیار\nتنگ . هر چه کردنی باشیم زود بکنیم\nو زود دست و پا بزنیم ، و زود بیدار\nشویم . وگر نه زود باشد که در\nخواب شکار شویم چنانچه بسیاری\nاز ما شکار شدند .\nاولاً ـ (قرآن) عظیم الشان\nخود را بسیار بخوانیم ، و احکام جلیله او را\nرهبر دنیا و آخرت خود سازیم ،"}
{"book": "adl0242", "page": 143, "text": "۱۴۲\n\nو برای آن مجلسهای علمیه بسیار\nبزرگی از علما، و حکما، و متفننین اسلام\nدر هر جاهای ممالک اسلامیه تشکیل\nدهیم، در آن مجلسها در ان کتاب\nمقدس ربانی غور و تدقیق شده\nو نکات سعادت آیات پر\nمحسنات آنرا بهمه زبانهائیکه\nمسلمانان به ان متکلمند نشر نموده\nبصورت بسیار واضحه یی بر عالم اسلام\nپراکنده سازیم . تا مسلمانها\nبدانند که قرآن کریم تنها کتاب"}
{"book": "adl0242", "page": 144, "text": "۱۴۳\nآخرت و مرده گان نیست بلکه کتاب\nجمله کائنات و موجودات است که بعطا\nفرمودن آن کتاب کائنات و موجودا\nرا بما عطا فرموده است . از جهل ما\nبقران ماست که مانند (رشوت)\nیک فعل قبیح و نجسی را ارتکاب میکنیم،\n(دروغ) میگوئیم ، (غیبت) ، و (نفاق)\n، و (ریا) را شعار خود می سازیم،\n(افترا) ، و (بهتان) را آلات کین\nو حسد ساخته اخوت ، و همدردی، و معاونت\nهمدیگر را به آن از بیخ بر میکنیم . و بی"}
{"book": "adl0242", "page": 145, "text": "۱۴۴\n\nکارهای دیگری که به بیان نمی آید همه را\nبکمال جرات مرتکب میشویم . از همه عجیبتر\nاینکه چون یک دور کعت نماز نفلی\nیا یک چیزی تلاوت قرآن کردیم\nکفارة همه آن گناهان میشماریم .\nحالانکه نماز اگر خوانده شود تنها نفع\nآن بنفس خود انسان میرسد.\nو ارتکاب اینچیزها به اساس اسلامیت\nلرزه می اندازد. چنانچه نماز بقرآن\nفرض شده اینچیزها نیز بقرآن منع این\nگشته . پس اگر عالم حقیقی قرآن عظیمیم ا"}
{"book": "adl0242", "page": 146, "text": "۱۴۵\n\nخود میبودیم چنین نمیبودیم\nثانیاً - (اتحاد) را بقول\nقرآن عظیم الشان خود اساس\nمسلک اتخاذ کنیم . و این اتحاد\nیعنی یگانگی و اتفاق را از افراد\nآغاز کرده در همه اقوام و قبایل\nو عشایر ملل مختلفه اسلامیه ساری\nو جاری نمائیم که اینهم بغدا کاریها\nو سعیها و کوششهای بلیغی متوقف\nاست . جمعیتها ، دار الندوه ها و مجلسها\nمکتبها در هر بر طرف ممالک اسلامیه"}
{"book": "adl0242", "page": 147, "text": "١٤٦\nتشکیل یافتن لازم است . علی الخصوص\nدر ایام حج در مدینه منوره و مکه مکرمه\nکه طوایف مختلفه اسلامیه در آنجا\nجمع می آیند . این اتحاد مبنی بر محافظه\nموجودیت ، و ترقی و تعالی اسلامیه\nمیباشد . فرنگستان را از مسئله\n(اتحاد اسلام) یک هراسش و\nاندیشه غیر اختیاری حاصل میشود\nحال آنکه مقصد ما و بلکه همه اسلام\nاز تعبیر اتحاد اسلام این نیست\nکه اسلام برای قیام بر نصارا"}
{"book": "adl0242", "page": 148, "text": "۱۴۷\n\nاتحاد کنند. نی بلکه مقصد از اتحاد\nاسلام اتحاد برای ترقی و تکمل و تمدن\nو تعاون است. مثلا اگر مقصد\nاز اتحاد اسلام بر انگیختن اسلام\nبر نصارا باشد از ینگونه اتحاد\nغیر از ضرر و نقصان دگر اصلاح\nو بهبودی حاصل نیست مسلمانان\nهندوستان، یا چین، یا ترکستان را\nبر دولتهای متبوعه حاکمه شان\nبعصیان و قیام و حمله آور علی تشویق\nو ترغیب دادن جنایت بسیار فجیعی"}
{"book": "adl0242", "page": 149, "text": "۱۴۸\nشروع میشود. مقصد از اتحاد\nآنها این است که بغض و نفاق\nخود را از همدیگر برفق و وداد و اتفاق\nو اتحاد تحویل داده متفقاً\nو متحدأ در محافظهٔ قرآن ، و ایمان\nو محافظه حقوق و شرف با عموم\nمسلمانان اتحاد کنند و در\nمعارف و فنون بدرجهٔ قوّهٔ\nحاکمهٔ خود خود شانرا رسانیده\nهم برادران محتاج و آزاد\nخود شانرا بکمالات خود مستفید"}
{"book": "adl0242", "page": 150, "text": "کنند هم حقوق استفاده تمامی مادیه\nخودشانرا محافظه بتوانند\nالحمد لله که یوماً فیوماً این حسیات اتحادیه\nدر هر هر طرف میان مسلمانان بنظر\nمسرت و افتخار مشاهده میکنیم\nقرآن عظیم الشان اتحاد را\nامر فرموده . بسبب دور افتادن\nاز معانی احکام قرآن کریم\nدر هر طرف چون نظر کنیم مسلمانانرا\nاز اتحاد و اتفاق دورتر می بینیم.\nممالک عثمانیه را در یک گرداب"}
{"book": "adl0242", "page": 151, "text": "بی اتحادی ، و بی‌اتفاقی\nمستغرق می‌یابیم ، ایران را\nازان هم بدتر ، افغانستان را\nمعلوم که زائیها ، و خیلها ،\nو طایفه‌ها ، و قوم‌ها و قبیله‌ها ،\nدر مابین خودشان چه\nعداوتها ، و چه رقابتها و چه\nهم چشمیها و چه خونریزیها\nدارند. لهذا مسلمانان را\nلازم است که تخم اتحاد را\nبقولت ایمان کامل بر قرآن خود"}
{"book": "adl0242", "page": 152, "text": "در مزرعه عالم اسلام بکارند.\nو ثمره های سعادت آن را\nبرچینند .\nثالثاً - (علوم و صنایع را)\nمانند یک مال گم شده خود دانسته\nدر عقب آن بدویم و بدست آریم\nعلی الخصوص دولتهای آزاد و مستقل\nمثلاً بکمال تاسف می بینیم که دولتهای\nعثمانی ، و ایران، و افغانستان\nاز معادن یعنی کانهای خود شان\nهیچ استفاده کرده نمیتوانند ."}
{"book": "adl0242", "page": 153, "text": "در دولتهای اوروپا نه تنها از کانها\nملک خودشان بلکه از کانهای\nرومی زمین استفاده میکنند\nبلکه غیر از معادن طبیعی بر اختراع\nمعدنیات صنع نیز مقدر اند.\nزیرا آنها علم آنرا دارند و ما علم انرا\nنداریم. هزاران چیز است که بسبب\nعدم علم آن از ان محروم مانده ایم.\nو دیگران بسبب علم آن به آن نایل\nشده اند که در اینجا ما تنها بیک معادن\nمثال آوردیم. یگانه چاره زود بدست"}
{"book": "adl0242", "page": 154, "text": "موزون آن برای افغانستان\nو ایران، غیر از فرستادن\nو نشه نمودن اولاد خودشانرا\nبمکتبها و دار الفنونها و صنایع\nخانه نامی روی زمین و اساس\nدادن مکاتب فنیه و علی الخصوص\nمکاتب ابتدائیه و رشدیه را\nدر وطن دگر چاره دیده نمیشود.\nولی اگر از امروز بکار آغاز کنیم\nده سال بعد ازین ثمره آنرا\nخواهیم دید، و هر چه پستر بمانیم"}
{"book": "adl0242", "page": 155, "text": "خسارت آنرا بیشتر خواهیم دید.\nرابعاً - (عسکر شدن)\nدولت علیه عثمانیه همه عسکر شده‌اند\nایران و افغانستان را نیز\nضرور است که همه عسکر شوند. ملتي\nکه برای محافظۀ ملیت، و وطنیت خود\nعسکر نشوند حق وطن و شرف ملت\nخود را بجا نیاورده خواهند بود\nکه مجازات آنرا در دنیا و آخرت\nخواهند دید. همه عسکر شدن\nعبارت ازین نیست که ده ملیون"}
{"book": "adl0242", "page": 156, "text": "۱۵۵\nنفوس افغانستان دفعةً زیر\nسلاح درآیند . نی بلکه هرفردی\nاز افراد اهالی بدون استثنا\nبمجردیکه به سن بیست و یک سالگی\nدر آید همان دم بقرعة عسکری\nداخل شده مدت دو سال\nکامل بسلک عسکری داخل شوند.\nو بعد از آنکه دو سال خدمت\nعسکری خود را بجا آورند و تعلیم\nو قواعد عسکری خود را بیاموزند\nرخصت میشوند که به اینصورت"}
{"book": "adl0242", "page": 157, "text": "۱۵۶\nقضیه همه عسکر شدن در ظرف\nیک چند سال نتیجه پذیر میگردد.\nاگر چه کر و نیهای ضروری بسیار\nداریم. ولی ما در ینـو قت بهمین چهار\nعنصر اساسی، افکار نا بکار قاصراً\nخود را عرض کرده توانستیم.\nخاتمه\nو اعتذار\nاین عبد احقر حضرت خلاق\nمجر و بر این رساله محقره را محض\nبنا بر نیک مقصد خدمت حقیرانهٔ"}
{"book": "adl0242", "page": 158, "text": "۱۵۷\nمورانه ناچیزانۀ بقلم گرفته هدیۀ\nلتقارئین با این نسخۀ شمارۀ بیست و چهارم\nروزنامۀ مبارکه خود که نسخۀ آخرین سال اول\nاوست نشر نموده عرض و تقدیم نموده‌ایم.\nاگرچه مطبوعات اسلامیه ازینگونه ایقاظ\nنامه‌ها و فغانها پیشتر و بیشتر و بار بار\nبهتر از ما نوشته و گفته و نشر کرده‌اند\nکه این اثر ناچیزانۀ ما نسبت به آنها\nهیچ نیست. و چون از نگفتن و ننوشتن\nگفتن و نوشتن بهتر می‌نمود.\nبه بی‌بضاعگی، و کم اقتداری"}
{"book": "adl0242", "page": 159, "text": "خود ندیده به تحریر ونشر این اثر\nجرأت نموده شد. هیچ شبهه\nنیست که این اثر ما بدرجه کافی مقیاس\nواسعی که برای احتیاجات (چه باید کرد؟)\nنیست ولی این اثر ناچیزانه ما چون\nباز کردن یک راه تحریر اینگونه آثار و\nوضع کردن یکفکر کمی از بسیار است امید میشود\nکه صاحبان افکار عالیه، و دانشمندان\nهواخواهان ترقیات اسلامیه ازین راه دا[ن]ش\nرهگذر بسی تصورات و تدبرات نافع مفید تر\nدر وطن عزیز ما از قلمهای گهریار خودشان"}
{"book": "adl0242", "page": 160, "text": "بروی کار آورند. و نیز خطا و قصوری\nکه درین اثر ناچیزانه به بینند بنظر خطاپوش\nخود عفو بفرمایند. باقی از درگاه\nحضرت الهی جلّ عظمته توفیقات، و\nسعادات و ترقّیات و آگاهی همۀ\nبرادران مسلمان خود را نیاز میکنیم\nوالسلام\nمدیر و سرمحرّر سراج الاخبار افغانیّه\nمحمود طرزی"}
{"book": "adl0242", "page": 161, "text": "۱۶۰"}
{"book": "adl0242", "page": 162, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0242", "page": 163, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0242", "page": 164, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0242", "page": 165, "text": "[BLANK PAGE]"}
