{"book": "adl0225", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 2, "text": "RAHAT\nAL\nATFAL"}
{"book": "adl0225", "page": 3, "text": "Abd ol-Khâleq, éd.\n\nRâhat ol-atfâl\n\n1902"}
{"book": "adl0225", "page": 4, "text": "Abd ol-Khâleq, éd.\n\nRâhat ol-atfâl\n\n1902"}
{"book": "adl0225", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 6, "text": "10968\n12 A\n[نمبر درج رجسٹر؟]"}
{"book": "adl0225", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 8, "text": "هو\nچون همواره ذات ستوده صفات\nحضرت پادشاه اسلام پناه حامی دین مبین حضرت سید المرسلین\nقبلۀ عالمیان امیر حبیب الله خان مصروف رعیت پروری و غربا نوازی\nبوده و میباشند هیچ وقتی از اوقات عظمی اطفال شاه و وزیر از امراض جدری و حصبة\nو حصبه و غیره خلاص نشده بناءً علی هذا احکما پایه سریر خلافت مصیر اصدار شرف\nفرمودند که کتابچه مختصر حاوی چند نسخه مجربه از کتب اطبای متقدمین تا\nنمایند فلهذا اطبا حاذق این امر خطیر را ذمه بردار شد کتابچه ندار ترتیب نموده\nمعروض حضور پایه النور نمود و از حضور منظور شده اسم کتاب را برجست الاطفال\nموسوم گردانیده حکم چاپ فرمودند و در مطبع دارالسلطنة\nکابل زیور طبع پوشید\n١٣٢٠"}
{"book": "adl0225", "page": 9, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nاصناف حمد بیحد و انواع سپاس بی‌قیاس مبدعی را\nپیدا کننده\nکه آثار ابداع او بر هر ورقی از اوراق و شجره از شجار\nسمت وضوح یافته و انوار ایجاد او بر هر ثمری از\nاثمار و زهری از ازهار تافته بی‌اهتزار نسیم امر کن فکان\nاز گلها تابیده پیدا شو\nاو\n\nسله اهتزاز جنبیدن و وزیدن\nهوا ۲"}
{"book": "adl0225", "page": 10, "text": "۳\n\nاو غنچه نباتی لب بشکر خنده نشود و نمینمکشاید\nو بی حکم و فرمان روایی او دست تمرد کیش صبا\nکلاه شکوفه از سر شاخسار می نمی رباید تا سحاب قدسش\nآبیاری بستان روزگار نکرد صور نگارخانه آفرینش\nبر صفحات اوراق ظاهر نگشت و تا خورشید حکمتش\nگلگونه پر الوان بر چهره مقدرات نکشید نوعروسان\nموجودات باشکال مختلفه و الوان متعدده بر منصه"}
{"book": "adl0225", "page": 11, "text": "۴\nظهور جلوه نمود شعر ففي كُلِّ شَىءٍ لَهُ ايَةٌ : تَدُلُّ عَلى\nاَنَّهُ وَاحِدٌ : و درود نامحدود که ایزد معبود بامر\nیَا اَيُّهَا الَّذینَ امَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا بدان\nحکم فرموده سزاوار درگاه عرش پایگاه احمد محمود\nکه بخطاب مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلعالمین مخاطب گردیده\nونفرستادیم ترا ای محمد مگر رحمت مرعالمیانرا\nفرد گر نبودی ذات پاکش را سبب : تا ابد حوا\nبودی و آدم عزب : وصلواۃ ذاکیات بر آل واصحاب\nاو که"}
{"book": "adl0225", "page": 12, "text": "او که بمضمون اصحابی کالنجوم بایتهم اقتدیتم اهتدیتم\nوجود مسعودشانرا در ظلمت بیدای غوایت چراغ\nسبیل هدایت گرداننده علیه وعلیهم السلام الی یوم القیام\nاما بعد بررای ذوالاعتلاي ارباب فطنت\nصاحبان بزرگی و بلندی خداوندان زیره کی ودانش\nو اصحاب حکمت مخفی و محتجب نماند که خداوند\nیگانه که مدبر اینکارخانه و مقلب اوضاع زمانه است\nتصرف کننده\nاز فیض بی منتهای خود سعادتمندی را متوید و یومیه\nتوانا گردانیدن"}
{"book": "adl0225", "page": 13, "text": "٦\nگیتی مبسوط الید کنند که بمراحم بخشایش و رافت بالتیام بسته شدن\nوالتیام پیوسته و بهم دادن جراحات قلوب ستمدیدگان پردازند\nمصداق این مقال حال همایون فال مظهر قدرت\nالهی رواج دهندهٔ سکه شاهی ذات حمیده صفات\nامیر ابن الامیر ابن الامیر امیر حبیب الله خان نسبت\nامیر یکه چنانکه آرای سریر سلطنت گردیده خطهٔ افغانستان زمین\nرا بزیور عدل و انصاف توشیح آرایش دادن و تزئین آراسته شدن داده فرد\nجلوس"}
{"book": "adl0225", "page": 14, "text": "جلوس شاه جستیم و گفت هاتف غیب به پیر\nفروع بغرا و بگو امیر جوان بخت به حمدالله جاهی نرا\nهزار شکر و سپاس است براهالی افغانستان وکافه\nمسلمانان بوجود سعادت نمود چنین پادشاهی غمخواری\nکه دقیقه از دقایق اوقات را بدون غمگساری\nرعایا مصروف نمیدارد بناء علیه از کمال الطاف\nو مرحمت که بر صغیر و کبیر ازین شهرها یه با تدبیر"}
{"book": "adl0225", "page": 15, "text": "۸\n\nکه آناً فاناً جلوه ظهور دارد در غمخواری اطفال امت\nخلق از پیشگاه حضور باهر النور فرمانی عز اصدار یاف\nمشتمل بر اینکه بر اطفال چهار مرض صعب عسیر العلاج\nدشواری\nعموماً عارض میشود و از عدم وقوف بر تدبیر\nنادانستن\nحفظ صحت و کمال بیخبری مردم از اسلوب امر علا\nطریقه و روش\nمرض اکثر اطفال تلف میشوند اگر چه مضمون آیه\nکریمه اذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعته و لا یستقدمون\nوقتیکه بیاید اخر زمان اعمار ایشان\n\nثابت"}
{"book": "adl0225", "page": 16, "text": "۹\nثابت است از آنجا که عالم عالم اسباب است و علل\nیعنی بے علت\nبیا جل مطلق نیست پس باید و شاید که طبیبان پای پیر\nبر مقدرات خداوندی\nندارد ۱۱\nخلافت مسیر از روی تجربه و قیاس اقوال حکما طبا\nاندازه و برابری\nمتقدمین مقایسین و مجربین رساله که مشتمل بر قواعد\nقیاس کنندہ گان تجربه کنندگان\nحفظ صحت ما تقدم و فواید امر علاج از ابتدای مرض\nیق\nتا انحطاط باشد بوجه اکمل و اتم تسوید نمایند تا عامه خلا\nکم شدن تمامتر نوشته کنند\nرا تبدبیر این امراض وقوف حاصل آید و بقوانین وقوام"}
{"book": "adl0225", "page": 17, "text": "۱۰\nآن در حفظ صحت و امر علاج کوشش تام نمایند همید\nاز رب جلیل که فایده جزیل و جمیل موجب نماید\nبمقتضای فرمان قضا جریان غلامان هیچمدان\nعبدالرشید و محمد اعظم واحمد جان و محمد ابراهیم\nبذل جد و جهد نموده رساله حاوی بر یک مقدمه\nصرف نمودن کوشش و توانایی در برگیرنده\nو سه فصل مرتب نمودیم تا فایده تام بر کافه انام حاصل آید\nوالله مفیض الخیر والجود چون غزل تحریر و تدمین این سالها\nجمع و ترتیب کردن\nرفا"}
{"book": "adl0225", "page": 18, "text": "۱۱\nرفاهیت و راحت اطفال است لهذا براحت الاطفال\nمسمی گردید هرگاه کلمات لفظ صرع و سرفه و حصبۀ و پیچش\nلفظها و حرفهای\nو حمیقا و چیچک شمرده شوند و عدد یک که الف است\nبحساب تهجی ازان وضع گردد سال تاریخ تالیف\nیعنی از جمع حساب آن کم کنند\nاین رساله موافق آید بطرز ابیات بدین نحو نظم\nقسم و روش\nمرض صرع و سرفه و پیچش :: با حمیقا و حصبۀ چیچک\nجمع آیند و یک شود زان کم :: هست تاریخ سال تالیف این"}
{"book": "adl0225", "page": 19, "text": "۱۲\nمقدمه در بیان امراض و احوالیکه اکثر اطفال را\nیعنی اول من\nپیدا میشود و معالجه و تدبیر ایشان بدانکه چون بدن\nو مزاج اطفال در نهایت لطافت و نزاکت است\nباید که تعدیل آن در غایت اعتدال تربیت باشد\nبرابری\nسما برى\nپرورش\nزیرا که مزاج اطفال شدید القبولند برای تاثیر هر اثر\nکننده که برو وارد گردد بسبب غلبه رطوبت\nوضعیف قوی و نرمی اعضا الهذا واجب است کیر طفا\nونا توانی قوت\nایشان\nرا"}
{"book": "adl0225", "page": 20, "text": "١٣\n\nرا دور دارند از امور نفسانیه مذمومه مثل غضب سخت\nو ترس عظیم و بیداری بی نهایت و خواب بیغایت\nبجهته آنکه اینها برهمزن نشاط اطفالند و باعث بدی\nحال پس باید که معالج ایشان تامل نماید که در هر وقت\nچه خواهش مینماید و از کدام چیز نفرت دارند اگر\nآن چیز را که خواهش دارند و مضر حال و قال ایشان\nنباشد ازان بازندارند که باعث سرور و خوشی"}
{"book": "adl0225", "page": 21, "text": "۱۴\n\nایشان میشود و آنچه مضر احوال شان باشد از ان باز\nدارند و نگذارند که بآن نزدیک شود بملایمت و ملاطفت خوش\nو بباید دانست که هر یک از منفعت و مضرت به دو\nقسم است یکی آنکه نافع بدن است دویم آنکه نافع\nیعنی طبیعت طفل را خورسند میسازد\nبنفس و روح است اما آنچه نافع به بدن است سلامتی\nبدن است از اقسام بدی مزاجات که لازمه آنست\nپیدا کردن امور نفسانیه بسبب علاقه که میان بدن\nو نفس"}
{"book": "adl0225", "page": 22, "text": "١٥\n\nونفس است زیرا که اخلاق ردیّه طابع انواع بدی\nیعنی فاسد و بد\n\nمزاج است مثل سُرعتِ غضب و دلاوری وطپش\nیعنی زود بقهر شدن ١٢\n\nشدید که طابع بدی مزاج حار است و مانند ایستادن\nگرم است\n\nو نابودن قدرت بر سخن و دوست داشتن تنهایی\n\nو ترس که طابع بدی مزاج بارد اند و همچنین اخلاق\nسرد است\n\nردیّه حاصل کردند از عادتی که طابع آن مزاج سببی است\n\nآنند مثل غضب با وجود آنکه طابع مزاج گرم است"}
{"book": "adl0225", "page": 23, "text": "١٦\n\nبدی مزاج گرم نیز طالع آنست در هنگامیکه سخت\nگرم باشد بسبب آنکه ثوران گرمی و پراکنده شدن\nدر حرکت آمدن ١٢\nآن خصوصاً در جائیکه اخلاط آماده برای گرمی بسیار\nیعنی رطوبات ١٢\nباشد و غم نیز طالع بدی مزاج حار است جهته آنکه\nدر غذا\nطبیعت مستقل میباشد و حاوی بر غذا تصرف میکند\nدر بر گیرنده\nبقدر لایق که باعث فساد اعضا نمیگردد بقدر وفا\nولیکن استلایی یابد بر ان خشکی و یبس و یا برخوانش حصر\nغالب میشود\nروح"}
{"book": "adl0225", "page": 24, "text": "۱۷\n\nله یعنی اصلی حرارت\nکه در وجود انسان است\n\nروح بطرف باطن ممتد شدن روح در ان که هر دو\nمقتضی جفاف و خشکی میکندی و تبدد اند که لازمه آنست عدم\nتحرک قوای نفسانیه بسبب تحلیل حرارت غریزیه\nو پیدا شدن بدی مزاج سرد بلغمی سست کننده قوا\nنفسانیه بالعرض بسبب عدم تحریک و حرکت یا انعدام\nپس ظاهر گردید ازین تقریر که تعدیل اخلاق حاصل میگردد\nبتعدیل مزاج بدن در حفظ صحت نفس از غضب شدید\nو نگاه داشتن سلامتی طبع خود\nاز قهر و اندوه سخت"}
{"book": "adl0225", "page": 25, "text": "۱۸\n\nو غیر آن از عوارض نفسانیه که تغیر دهنده حفظ\nصحت بدن و نفس اند بسبب هیجان و حرکت و فرط\nدر حرکت آمدن ۱۲\nحرارت تحلیل اما غضب غیر شدید معین و نافع\nدر باد شدن رطوبات بدن\nو روح ۱۲\nصحت مزاج است باعتبار اندک تحریک و انفعال\nدر جنبش درمیآرد ۱۲\nحرارت غریزیه بیان دیگر آنست که چون طفل\nیعنی اصلی\nاز خواب برخیزد باید که آنرا بحمام برند و با آب نیم گرما\nبدن اور ابشویند و بعد از حمام و شستن بطبیعت بگذارد\n\nکه لعب"}
{"book": "adl0225", "page": 26, "text": "۱۹\n\nکه لعب و بازی که مضر و ضد حال او نباشد با قرین\nبدی رساننده ۱۲ مخالف ۱۲ یعنی همسران ۱۲\n\nو همسالان خود نماید تا مقدار یکساعت یا زیاده که\nکه باشم در عمر برابر باشند جائیکه\nچهار ساله همراه دو ساله ۱۲\nباعث زیادتی تحلیل گردد و با کوچک تر از خود و یا\n\nبزرگتر مناسب نیست زیرا که باعث آنست\n\nکه جمیع ما بالقوه خود را بفعل نمیتوان آورد بسبب عدم\nتمام آنچهار قوت و توانائی که\nدارد ۱۲\nقابلیت و استعداد جانب ثانی اگر طفل باشد یا حیا\n\nو شرم او اگر بالغ باشد و بعد از یکساعت انقدر طعام\n\nکه یعنی اگر طفل خورد بود برابر\nوی مقاومت همراه بزرگتر از خود کرده\nنمیتواند از جهت عدم توانائی\nو قوت خود ۱۲\n\nکه یعنی حاقدر غذا که باعث\nتخمه و فساد هضم نشود ۱۲\n\n(طبیعت او هضم غذ بر)\n\nبتواند نمود ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 27, "text": "۲۰\n\nخورانند تا که بدل آن چیزی که تحلیل گردیده و باعث\nاز غذا ۱۲\n\nبالیده گی او شود بعد ازان اگر ببازی اقدام نماید مانع\nآن نیایند و اگر خواهد بخوابد بخوابانند و بعد از خواب\n\nبدستور بآب نیمگرم استحمام و غسل دهند و شرایط لعب\nو غذا مرعی دارند و بالجمله بحسب مقتضای زمان\n\nوفصل مرعیت حفظ صحت بدن طفل را بنفیس و نمایند و چون\nطبع طفل ۱۲\n\nبسن چهار ساله گی رسد شروع بتادیب و تهذیب اخلاق\nادب اموختن ۱۲ مائیکوئی خلق ۱۲\n\nشه مراد از زمان و فصل ہر وقوت\nاز اوقات است ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 28, "text": "۲۱\nتعلیم او نمایند بتدریج و چون بسن هفت سالگی رسد\nسبق ودرس آموختن ۱۱ درجه در جه نه اینکه بخواست یکدفعه ملا شود ۱۲\nتادیب او را زیاده نموده او را بمعلم و مؤدب حَسَن\nادب و تعلیم ۱۱ ادب آموز ۱۲\nادب و خلیق نیکو و عالم لایق حال او سپارند تا او را\nادب و مکارم اخلاق و آداب اسلوب معامله\nاخلاق پسندیده و نیکو ۱۱ طریقه و روش ۱۱\nبا پدر و مادر و استاد و ذوالحقوق و اقربا و عزیزان\nصاحبان دین ۱۱ خویشان ۱۲ و دوستان\nو اقران و از خود بزرگتر و کوچکتر بطریق سلام و کلام\nو همسران ۱۱\nبا هر یک و سائر اداب مجالست و مشی و غیره با چنانچه\nیعنی دیگر اطوار های لایق ۱۱ نشستن ۱۲ و حرکت کردن ۱۳\n\nطور پسندیده و دلپذیر"}
{"book": "adl0225", "page": 29, "text": "۲۲\nندا\nذکریافت بحسب لایق سن و فهم او دراک او بیاموزد\nیعنی بقدر علم او ۱۲\nشجاعی مسلمانی مسلمانی و دینداری را با و آموز در خانه فرض بودن نماز پنجگانه در شبانروز و ماه رمضان و فریضه حج و زکوة و از حرام خود را نگاه داشتن و غیر مسایل را\nو از مسایل متعلقه بدین و آئین او نیز علومی که است \nاحوال آخرت و ثواب و عقاب و غیره ۱۲\nتحصیل کنند ولکن هر یک بقدر لایق که حفظ و ضبط\nتواند نمود و سبب کلال و ملال خاطر و حزن او\nگرانی ۱۲ و ازرده گی ۱۲ غمگینی ۱۲\nنگردد و بحسن خلق و زبان نرمی با او سخن گوید و چو\nو بخوش زبانی و مهربانی ۱۲\nطبع او مکدر شود او را اذن سیر و تماشا و بازی مناب\nدهند و چون بسن ده سالگی رسید باید که حمام رفتن\n\nاو را"}
{"book": "adl0225", "page": 30, "text": "نند بنابر طبیعت شان\nخود قوی میشود فضایل را\nخود دفع میکند ۱۲\n۲۳\nاور ا کم نمایند وریاضت و تحمل مشقت و تادب\nبار تکلیف ها ادب اموختن ۱۲\nو تعلیم اور ابیفزایند تا انکه بسن رباق و ترعرع رسد\nقریب جوانی ۱۲ بمعنی بالیدن\nکه قریب چهارده سالگی است و در سن چهار د\nو پانزده سالگی که سن بلوغ است باید ریاستی معتدل را\nاو لازم گردانند جهته تحلیل اندک رطوبتی که در مزاج\nتری زاید که موجب سستی\nمیشود ۱۲\nانست و انعاش حرارت و تصلیب و تخفیف اعضا\nتازه گی ۱۲\nسختی ۱۲ خشکی ۱۲\nکه هیچگونه ترک ننماید انرا اگر تساهل و اسهال در ورزند چرکا\nیعنی ریاضت ۱۲ کاہلی و باک نا نمودن ۱۲ رنج و الم ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 31, "text": "۲۴\n\nو توبیخ نمایند و مزاج اطفال درین اوقات حارطرب\nسیمانست ۱۲  گرم تر ۱۲\n\nمیباشد و مراتب آنرا پنج مرتبه قرار داده اند چنانچه\n\nدر مراتب اسنان ذکر یافت چون امزجه و قوی\nسنها ۱۲\n\nایشان ضعیف میباشد اکثر ایشانرا لاحق میگردد\nشه یعنی زیاد میشود تری بدن\nسن هرگاه ریاضت نمایند ۱۲\n\nپس باید که به نحو لایق و طرز موافق بعلاج آن پردازند\nبطریق ۱۲ منبر  درون برابر تری میدافع بهمان\n\nفصل اول در امراض سر و از جمله امراضی که\nجدائی\n\nاکثر ایشان را عارض میگردد از امراض الرئس\nیعنی اطفال را ۱۲  پیدا میشود\n\nشه از جمله اقسام مرضهای\nسر یکی از ان بند شدن بخار\nدر شکم های دماغ و راههای\nآن پس وقتیکه راههای\nدماغ بند شود بواسطه بالا\nرفتن\nبخارات روح نفسانی از جائیکه\nخود معطل میماند پس بیهوش\nمیشود طفل و میگویند مصروع\nرا ۱۲ ع"}
{"book": "adl0225", "page": 32, "text": "٢٥\nريح الصبیان ست که آنرا ام الصبیان و فزع الشیطان\nیعنى ما در بچه ها ١٢\nو أم الشیاطین نیز گویند و بعضی این را از اقسام صرع\nو ما در جن يعنى از جنبیان ١٢\nکه بفارسی میرگی گویند دانسته اند مطلقاً و بعضی گفته\nاند که صرعیست که با تب سوزنده باشد و بعضی تخصیص داده\nاند بآنکه اگر آنحالت متواتر و پیهم واقع شود آنرا\nأم الصبیان نامند والا ریح الصبیان و بعضی غیر صرع\nدلالت متواتر نبود ١٢\nو مشابه بصرع دانسته اند علامت آن آنست که دفعتاً\nحله و خوف و فزس دادن\nشیطان که جن باشند میگویند ١٢"}
{"book": "adl0225", "page": 33, "text": "٢٦\n\nایشانرا عارض گردد و بیهوش افتند و دستها و پایهای\nایشان پیچیده گردد و چشم‌ها برگشته کف بر دهان آید\nچپ شده\nو بالجمله چون بهوش آید گریه بسیار نماید و پستان نگیرد\nو قلق و اضطراب نماید در صورتیکه سبب علت قوام\nنارامی و بیتابی مرض\nباشد و الا بحالت اصلی آید و یا قریب بدان با کلال\nماندگی\nو ماندگی بیشتر سبب آن ریح غلیظی است که در سر\nبند شدن باد غلیظ\nایشان جمعشود و استخوان سر ایشانرا که قحف نامند\nکاسه سر\nمتمرد"}
{"book": "adl0225", "page": 34, "text": "٢٧\n\nمتمدد سازد بنحویکه در رگهای سر و شریان آن کشاد\nدراز و کشیده شده ۱۲ جنجلی عبارت از دندانها و درزا\n\nگردد و نیز اکثر سبب آن بخارات فضول مهتضمه\nضد تحلیل پذیر شده ۱۲\n\nدر بطون ایشان ست که صعود بدماغ ایشان نماید\nبالا میشود ۱۲\n\nو بجهت رداءت باعث این حالت میگردد و اگر بدی\nبدی فاسد شدن ۱۲ یعنی باعث مرض صرع و بیهوشی میگردد ۱۲\n\nآن کمتر ست باصلاح و تدبیر آن پردازند زود شفا\nیعنی فساد شیر ۱۲ جلاب دهند که معده طفل\nپاک شود ۱۲\n\nیابند والا هلاک میگردند علامت نوع مهلک اینست\nو اگر نه می میرد ۱۲ دائمیت شدن آن\n\nکه روز و پی در پی آید و هر دفعه صعبتر از دفعۀ اول\n۱۲ مراد از بطون شکم و معده\nباشد نیز بخارات از ان بر خاسته\nسر بالا میرود و رادتهای غبار\nرا بلند میکند ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 35, "text": "۲۸\n\nبطن اول\nبطن دوم\nبطن سوم\nمؤخر دماغ\n\nو بسبب کثرت مادۀ آن و استیلای جمیع بطون دماغ\nپری عبارت از فضای\nدماغست\nو علامت صحت شدن آنست که دیر دیر آید دفعۀ\n\nثانی سهلتر از اول این دلیل قلّت ماده و تحلیل\n\nآنست علاج تدبیر ما تقدم آنست که بمدّت از غذا\nتصرف چاره کردن پیش از پیدایش مرض آفلام\nمتبخره سراع العفونت مانند شیر و مثل آن و تخمه که از\nبخار کننده\nاقسام بد هضمی ست و پری معده و از خوف بعضی ب\nاز اخلاط فاسده\nو غیره امور نفسانیه و جای وزیدن بادهای سخت\nچیزیکه خبر تعاقد ارد ۱۲\n\nاجتناب"}
{"book": "adl0225", "page": 36, "text": "۲۹\nاجتناب نموده محفوظ دارند و از قبض طبعیت ان\nدور نمایند ۱۲ یعنی شکم او بند نشود\nبا خبر باشند و در هر ماه جند بید ستر بویانند و عود\nمایه حیوان دریائی است مانند سنگ ۱۲\nصلیب در گردن او آویخته دارند نز دورو آنجا\nکفهای دست و پا را بمالند و بازوها بر بندند و\nنگذارند که اضطراب کند اگر بزودی از این تدبیر\nافاقه اید بهتر والا اگر بطول انجامید و با تواتر کردید\nشفا یافتن ۱۲\nملاحظه نمایند که اثار غلبه کدام خلط ظاهرست بحسب ان\nموافق\nستله خلط مثل خون یا صفر یا بلغم\nیا سودا باید دانست هرجا که خلط\nیاد شود ازین چهار بیرون نبود\n۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 37, "text": "۳۰\n\nتدبیر نمایند مثلا اگر آثار غلبهٔ صفرا باشد از تب محرقه\nو تیزی و گرمی پوست بدن و تنگی نفس و خشکی لب\nیعنی گرفتگی سینه ۱۲\nو غیره عوارض در یابند و بتدبیر آن کوشند با دویه\nدوا ۱۲\nو اشربه و سعوطات و ضمادات و اطلیه بارده بر سر\nنوشیدنی ۱۲  ببینی کردن چی خوردن دوا را کوفته بعوض ضماد بجهت رفع کرمی  و مالیدنیهای سرد ۱۲\nکشیده بگذارند ۱۲\nو تلیین بطن آن بشیافات و ضمادات بر شکم آن\nنرم و ملایم داشتن شکم ۱۲    مثل شیاف فلوس ۱۲\nو خورانیدن ادویه ملینت مسهله مانند آنکه مطبوخ انرا کل\nنرم کننده ۱۲                  جوشانیده شده ۱۲\nخطمی و تخم خبازی و عنب الثعلب و اصل سوس مقشرا\nسگ انگور ۱۲ شیرین بویه پوست انی انرا برداشته ۱۲\n\nبینکو"}
{"book": "adl0225", "page": 38, "text": "۳۱\nنیلوفر و پرسیاوشان و شاهتره و بیخ کاسنی و تخم\nکاسنی و گل سرخ و عناب و سپستان و برگ گاوزبان\nو برگ سنای مکی هر یک بقدر لایق جوشانیده و با\nصاف کرده مغز فلوس و شیرخشت نیز بقدر ضروره\nدر آن حل نموده ثانیا صاف کرده روغن بادام\nشیرین چکانیده و نیم گرم کرده بخورانند بهترین شرطهابیست\nدماغ دوشیدن شیر شیر دهنده است بر تارک سر\nطلاوت"}
{"book": "adl0225", "page": 39, "text": "۳۲\n\nو چند قطره در بینی آن و نیز خرقه بشیر تر کرده بر تارک\nمعنی دوشیدن ۱۲ پارچه ۱۲\nآن انداختن و یا تراشه کدو بر سر او گذاشتن غین\nگل یا مسکه که بآب زده باشند بر بدن مالیدا\nجهت ازاله تشنج مفید عموما در هر وقت و بهترین ملینا\nدور کردن ۱۲ در هم کشیدین ۱۲\nبرای ایشان بعد از سهل مطبوخ مذکور مغز فلوس\nاز جوشانده که گفته شد ۱۲\nو شیر خشت با روغن بادام است و اگر علامات\nنشان ۱۲\nغلبه بلغم معلوم شود در تسخین آن کوشند زیرا که نیمه مرض\nزیادتی ۱۲ بگرم داشتن ۱۲\n\nمثل سپیدی رنگ مجه\nو زبان و ستی و کاهلی بدن و تاندیو\nتنگی و بسیاری خواب و کندی\nحواس ۱۲\n\nاز بلغم"}
{"book": "adl0225", "page": 40, "text": "۳۳\nاز بلغم بیشتر واقع میگردد بسبب غلبه آن بر مزاج\nایشان دوای شدیدالمنفعت در آن صعتر که کاکوتی\nنامند و جندبیدستر و عود صلیب و پودینه و زیره کرمانی\nاست اجزای مساوی و نیز زیره و جندبیدستر و صعتر\nهرسه برابر مفید بالجمله هرکدام مفرداً و مجموعاً که مناسب یا کلان ۱۲\nوقت و لایق دانند نرم سوده مقدار سه حبه سه قدر نخود ۱۲ در شیر\nمرضعه که شیردهنده است حل کرده باو بخورانند"}
{"book": "adl0225", "page": 41, "text": "۳۴\nو اگر کمی ازان در شیر حل کرده صاف نموده نیمگرم\nیک دو قطره در بینی و گوش او چکانند نیز مفید فوراً\nبافاقه می آید و مالید ان جند بیدستر و عود صلیب\nو اندک مشک در هم سائیده باشیر مرضعه یا آب اندک گرم\nمخلوط نموده بر دو شقیقه و ناخن های دست و پا\nو درون بینی مالیدن و نیز اندکی خورانیدن نفع\nکلی دارد و بادویه مشروب مسهله و ملینه و شیافات ملینه\nدوانامی نوشتیدنی ۱۲ جلاب نرم کننده ۱۲\nمخرجه"}
{"book": "adl0225", "page": 42, "text": "غله طریق مد برکردنی\nاصلاح زهر یت نماید دانه\nجمالکوته را کردن با نیطور\nمغز جمالکوته را که تازه قوی\nباشند و از پوست دور کرده دو\nنمایند و بآب لیمو مقشر تنها\nبرآورده در عطره که پیش دارم\nکرده باشند درخته شب دنیا\nخالص تاخته جندلور و در\nرقته بقدر یک جیا را نگذشته باشم\nباشد بعد باندازه مقداری بهم\nسیمین بکنند سمین در میان اند\nمخرجه بلغم و مانند آن مطبوخ موصوف با ضافه تخم\nبیرون کننده ۱۲\nبادیان و اسطخودوس و کاکوتی و پودینه و یک حببه\nتاد و حبه حب السلاطین مدبر که جمالکونه نامند در شیر\nمرضعه حل نموده بطفل خورانیدن چند مجلس با\nطبع مینماید بسیار مفید است خصوصاً باصطلاح\nتا دو چو\nاطبای اہل ہند و شیاف فضله موکش نیز تاثیر\nتمام دارد در کشودن قبض شکم و لعوق صمغ النجار\nدواسی عهم حربره پسیارید صنع الشحرة\nودا\nمدیر بهمین بود ۱۲\nمذکور\nاست نگاه دارند طریق\nبعد حب الملوک برآورد\nاز سمیر کین بسوزد و حمالکونه و\nتا نیم جیما را طرف آن مقدا رکن\nبالای آن خاکستر در ماند حبه بالا\nخاکستر سمین می انداخته بر اوریم\nنا آنکه مقداری که محبت از ان کختر\nتازه سوخته گردد حب السلاطین\nنسوزد پس برآورده همان سر را در تازین\nبا لطرف نور بمیرند و انقد با قدر می\nگرم انداخته همراه سمین سحق اند نظر\nسابق البته مقدر شایک مخترق\nاز سمین بوزد و دده بار\nدیگر"}
{"book": "adl0225", "page": 43, "text": "٣٦\n\nتله یعنی عوض کنده نای لاغیه کوی که فرایبون نامند میسازند ۱۲\nعله لاغیه از قسم توعایتی کیاء شیردارست مانند سقمونیا پشیز میباشد بدل آن فرایبون که بزبان فارسی کنده نای کوی نامند میسازند ۱۲\nمعمول با شکر محلول در آب نیمگرم که در آن لاغیه دواست حل کرده\nجوشانیده باشند و یا بّدل آن بمقدار مناسب خوراندن\nفایده دارد و در بینی اوشان بویانیدن صبر\nو زعفران تا آنکه عطسه آرد و ریختن سرکه بر آهن تفتۀ\nو یا سنگ تفته و بخار آنرا بدماغ رسانیدن از ان گرم کرده ۱۲\nبهتر خردل سائده در سرکه خیسانیده است که بر آهن تر کرده ۱۱ کندم\nتفته ریخته بخار آن بدماغ آن رسانند و بستن سبوس\n\nنمک"}
{"book": "adl0225", "page": 44, "text": "۳۷\nو نمک گرم کرده بر سر آن و اصلاح حال شیردهند\nاز اشیاء بخار انگیز و مولد بلغم واجب و لازم دانند\nپیدا کننده ۱۲\nفصل ثانی در سرفه است بدانکه سرفه اطفال\nچند نوع ست یکی بسبب رفتن دود در حلق علاج\nآن نبات یا شکر عیل یا ترنجبین هرکدام که مناسب\nوقت داند لعوق ساخته استعمال نمایند و بسیار\nباشد که همان لحظه شیر شیر دهنده خورایند کفایت کنند"}
{"book": "adl0225", "page": 45, "text": "۳۸\nدویم آنکه از رفتن گرد و غبار بحلق عارض گردد علاج\nسرفه پیدا شود ۱۲\nآن حلق و سینه را بروغن های مناسبه مانند روغن بنفشه\nو بادام چرب نمایند اگر غذا خور باشد اغذیه چرب نجی\nبخورانند و شیر غرغره نمایند سیوم آنکه از خشکی درشتی\nپنجه های شش که قصبه نامند بهم رسد علامت آن\nنشان ۱۲\nسرفه خشکست و ملاقات دود و غبار علاج آن نیز\nرسیدن ۱۲\nچرب کردن حلق و سینه است بروغنهای مناسبه\nشیره را در دهن گرفته در گلو رسانند\nشوم مراد از غرغره یک قطره\nباز تکرار نموده پس بیندازند ۱۲\nدیموم"}
{"book": "adl0225", "page": 46, "text": "۳۹\n\nوموم روغن ولعاب بعداز تنقیه گرم با قدری نبات خورانید\nشد\nواغذیه و ادویه مرتبه استعمال نمودن اگر صفراوی با\nغذا ۱۲ و دوای ۱۲ ترکننده ۱۲\nآب شاه توت یا رب آلوبالو اگر غذا خور باشد پیش از غذا\nتناول نمودن و شیر دهنده آنرا اغذیه و ادویه دافعه\nخوردن ۱۲\n\nصفرا بخورانند و اگر حاجت تنقیه باشد مسهل بنده ۱ آب سگ انگور جوش داده\nلیعنی جلاب ۱۲\n۱۲\n\nچهارم آنکه از بسیاری رطوبت بهم رسد و این\nترشی ۱۲\n\nاطفال را عارض میگردد و در اکثر باز کام باشد و لهذا\nپیدا میشود ۱۲\nرفتن آب از بینی ۱۲\n\nط له از شیر خشت و فلوس همراه ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 47, "text": "۴۰\n\nجمهور اطبا همین قسم را در امراض صبیان ذکر نموده اند\nو زکام را با آن یکجا بیان کرده علامت آن نزول فرود آمدن\nرطوبت از بینی است علاج اگر سرفه بی نزله زکام\nجهته پختن ماده طبخ عناب سپستان و اصل سوس مقشر جوشانده ۱۲\nو بنفشه و گاوزبان و زوفاء یابس پر سیاوشان خشک ۱۲\nو مویز بیدانه سه روز بخورانند و بعد از ان همین طبخ جوشانده\nاگر طبع آن قبض باشد مغز فلوس و شیر خشت کمی حل تسکین نماید ۱۲\n\nنمود"}
{"book": "adl0225", "page": 48, "text": "۴۱\nنموده با اندکی روغن بادام بخورانند و اگر مغز فلوس\nعمل نماید و یا طفل آنرا نخورد برگ سناء مکی با ادویه مذکوره\nطبخ نموده بخورانند و بر سینه او قیروطی که از روغن بادام\nوموم ساخته باشند چرب نمایند و قدری پشم گوسفند\nبگیرند و بر دود چوب گز بدارند که اثر دود در آن عضو\nحاصل گردد پس آن پشم را در سینه آن ببندند که دام\nبسته باشد شبانه روز دو مرتبه پشم را بدود چوب نذکور\n\nحاشیه:\nقیروطی مرهم بیایی\nرا بر دو سینه ها"}
{"book": "adl0225", "page": 49, "text": "۴۲\nتجدید نمایند و بهنگام سردی هوا خصوصاً سحرگاه\nمحافظت نمایند که هوای سرد بقصبه ریه که نیچه های\nشش است نرسد و از سخن گفتن بسیار باز دارند\nو جذبیه ستر بر منخرین ببینی و بناگوش و شقیقه و کف\nو پای او بمالند و آب سرد مطلقاً نخورانند و اگر بردوام\nو رطوبت بسیار غالب باشد اندکی عسل ناب ممزوج\nنموده نیمگرم کرده بخورانند و اگر ازینها کفایه حاصل\nنگردد"}
{"book": "adl0225", "page": 50, "text": "۴۳\n\nنگردد گاه گاه انگشت را بعسل آلوده و ایارج فیقرا که\nمعجون است ۱۲\nنسخه آن در قرابادینات مذکورست بر آن پاشیده\nبر بیخ زبان آن بمالند تا رطوبت سینه آن خارج گرد\nترمی ۱۲\nبقی منفعت قی درینباب بسیار ست بشرطی که ماده\nآن که بلغم است نضج یافته باشد و قی بآسانی آیدا\nپخته شده باشد ۱۲\nخصوص که سبب شرفه نزله باشد و این دو اشرا\nیعنی رطوبت از طرف سر بحلق و سینه ریخته باشد ۱۲\nایشانرا بسیار مفید ست صمغ عربی کثیرا منز به دلا\nیعنی بسیار نفع رسن ۱۲\n\nحاشیه\nسنبل الطیب دارچینی\n۱ ال ۱ ال\nسلیخه حستلبان عود بلسان\n۱ ال ۱ ال ۱ ال\nمصطکی اسارون زعفران\n۱ ال ۱ ال ۱ ال\nحب بلسان عسل صاف کوفته بیخته\n۱ ال\nسفوف سازند با همرا عسل مخلط\nکرده نگهدارند ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 51, "text": "۴۴\n\nربّ سوس قند از هر یک بقدر حاجت نرم کوفته\nشش نخود ۱۲ الی\nسازند و با شیر شیر دهند حل کرده بخورانند و لعا\nبقدر نخود ۱۲\nبزرگتان با عسل یا قند نیمگرم بسیار مناسب است\nغرا ۱\nولعوق و شربت تخم زرو فانیز اثر تمام دارد و بهترین\nغذای\nماش و برنج بشیرهٔ بادام و چلا و با ماش کم روغن پخته\nبخورانند و شبها حبوب سُرفه در دهن ایشان گذاشتن\nمُکّولی ۱۲\nو خورانیدن حَبّه سفید یکه در میان سیاهی چشم سفندی\n\nحاشیه راست بالا:\nصفت لعوق زوفا\nبعد فاختند و درم بیخ\nده درم در نیم پاو آب جوش\nدهند تا نیم پاو آب بماند\nبعد صاف کرده با نیم پاو\nعسل صاف بقوام آورند\n۱۲\n\nحاشیه راست پایین:\nصفت گلزوفایی خک\nبا عناب پالیده بنخود دریا\nبسیار کرم بختیا بند و نرم کنند\nبعد جوش داده صاف کرده\nقند سفید یکپاو عسل صفیا\nبنخورد انداخته بقوام آورند\n۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 52, "text": "۴۵\n\nمیباشد بگیرند و خشک نموده با نبات بسایند و در شیرشرا\nدهنده حل کرده یک حبه تا دو حبه با و بخورانند دهریکی\nیک حبه تا دو حبه ۱۲\nبقدر دو حبه بوقت خواب با و بخورانند و هنگام سحر\nدو حبه ۱۲\nیا صبح حلوای مغز بادام و یا حلوای چهار مغز بخورانند\nکه سرفه کهنه را زایل گرداند و سینه را بموم روغن و پشم\nدور ۱۲\nنحویکه مذکور شد گرم نگهدارند و چون سرفه با نزله و\nتضمیق گفته شد\nزکام باشد باید که آب گرم بر سر او بسیار ریزند هنگام\n\nله یعنی بجلسیه در بختیان\nو هم بار بیستی آب آید ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 53, "text": "۴۶\nسحر که وقت حرکت نزله است حلوای بادام عسلی باد\nبخورانند بنابر بند شدن سوراخهای پوست سبب\nسردی هوای سحرگاه و توجه گرمی بدن بدرون و ا\nکردن ماده یعنی سبب که از ان زکام و نزله پیدا\nشد سر او را پوشیده دارند. باید دانست که در فرم\nاطفال هر چند بلغمی باشد شیایکه بسیار گرم خشکیبا\nاستعمال نباید نمود خصوصاً که با آن حرارت معتب با\nکه درین\n\nحاشیه:\nمغز بادام شیرین سحا\nکرده و در کند اله سائیده\nهمراه عسل صاف حلوایزد\nهر قدر که خواهند ۱۲\nبکلاه و دستار"}
{"book": "adl0225", "page": 54, "text": "۴۷\n\nکه درینوقت تمامی همت مصروف برنضج ماده وازاله\nروزی سه بار\nحرارت باشد و بسیار باشد که حرارت تب بلغمی را\nکه سبب سرفه باشد بتحلیل برد و احتیاج بتدبیر دیگر\nنشود و در سرفه بلغمی با تب این دو انسب است سه دا\nبدین وزن هرگاه طفل چهار مائل\nیا پنجساله بود مقدار\nاصل سوس مقشر عناب گل بنفشه گل کاوزبان از هر یک چین\nنیم مثقال\nپنجدانه نیم مثقال یکمثقال\nگیرند و بخورانند و هرگاه نرم داشتن طبع مطلوب باشد شیر خشت\nیعنی کم بند نشود چهار مثقال\nن\nغلیه دوا را بهمان نیم سالانه\nجای قوزی اب جوش داد\nصل نموده صاف کرده بخورانند و هرگاه طفل خوردتر\nاب کرده خورانند"}
{"book": "adl0225", "page": 55, "text": "۴۸\n\nبود دو سه قاشق بخورانند و از ترشی و چیزهای ترشیا\nو گرم بسیار پرهیز دهند و اگر نزخشت بدست نیاید\nمغز فلوس دران حل کرده با قدری روغن بادام\nچهار مثقال\nهشت قطره\nبخورانند و مسهلات دیگر اکثر مضراند و حب کا کرا\nمانند هلیله کابلی مسهل کلی قوی دست\nسنگی که نسخه آن انیست کاکر اسنگی یک نخود قرنفل\nیک نخود مغز بادام تلخ یکنمیخود صمغ عربی یکنیم نخودریو\nخطائی دو نخود افیون شش نخود نرم کوفته بیخته تقدیر با"}
{"book": "adl0225", "page": 56, "text": "۴۹\nحب ها ساخته از دو حب تاسه حب شبانروزی\nبدهند سرفه اطفال را بسیار نافعست بنا بر اینکه سرفه را\nآرام میکند و بواسطه تریاک بیهوشی می آرد و سبب\nخواب ایشان میگردد و بسا هست که در سرفه بلغمی تب\nبسیار وقت\nاکثر نا فهان ادویه بسیار گرم و خشک مجفف را\nخشک کننده\nاستعمال نمودند و بسبب تجفیف رقیق و تغلیظ آن\nخشک گردان ۱۲ آب کین ۱۲ بسته تران ۱۲\nضیق النفس و بعضی را تب محرفه بهم رسیده و بعضی را\nتنگی سینه\nسوزنده پیدا شده"}
{"book": "adl0225", "page": 57, "text": "۵۰\nورم شش یا نفحہ طحال کہ در اصطلاح اهل هند بد به مشهور است\nورم کہ از درد طلی پیدا میشود ۱\nعارض میکرد پس احتیاط در ینباب واجبست بسبت باید\nدانست که در علاج هر مرض و ناخوشی هرگاه طبیب بود\nو یا غیر مثل تجربہ کار وزنان عاقلہ صاحب تجربہ اول با\nعلم خود را بمرض بیارد ثانیاً هر آنچه مناسب ولایق بود\nاز دوا و غذا خواه از روی تجربہ بود خواه از قرار رشته\nکتاب بعمل آرند و هرگاه طاقت معلوم کردن ودادن\nافی"}
{"book": "adl0225", "page": 58, "text": "اه\nمرض را نداشته باشد اگر طبیب بود و یا غیرویازن\nنگاهی مرتکب امرعلاج نشوند و اقوال زنان صیقل که خود را\nصاحب تجربہ میدانند از درجہ اعتبار ساقط زیرا کہ\nادویہ ایشان زهرست دار دمانند توتیای ہند\nو جمالکوته و مردارسنگ و نظیر انها فصل سوم\nدر حصبه و جدری و حمیقا بدانند که حصبہ بفتح دانه ہای\nسرخ متفرق است که باندازه ارزن میشود و بفارسی"}
{"book": "adl0225", "page": 59, "text": "٥٢\n\nسرخگان نامند نزد قرب ظهور او ابتدا آماس کرد\nنزدیکی ۱۲ برآمدن ۱۲ اول ورم\nسرخ خفیف الحجم پدید آید مانند قرص برغنیت بغارا\nسبک جثه ۱۲\nکیک خورده گی نامند و بعد از ظهور ورم همانجا\nدانه ها پدید آید و ماده او خون صفرا و یبست خاصه\nیعنی صفرا همراه خون یکجا میشود ۱۲\nو یبست که پخته نمیشود و ریم نمیکند و بهنگام به شدن\nخشک ریشه از وی جدا شده میریزد بلکه ابتدا\nسبوسه\nپدید آید و پس از ان حَصَبه ظهور نماید و جدری\nبالفتح"}
{"book": "adl0225", "page": 60, "text": "۵۳\n\nبالفتح والضم دانه‌های بزرگ است بمقدار عدس بلکه\nزبر و پیش نسک\nکلانتر از ان پخته میشود و ریم میکند که بفارسی آبله خوانند\nو تقدم تب درین نیز لازم است علامت حصبہ\nو پیش بودن تب نشان حی\nو جدری درد پشت است و خارش بینی و سر\nو آبله چیچک\nچشم و سیلان اشک و در و سر و در خواب ترسیدن\nجاری شدن اشک از چشم\nو در پوست بدن سوزش و خلش دایم دریافتن باشد\nکه بعضی را سرفه و در د گوش و تنگی نفس و گرفتگی آو"}
{"book": "adl0225", "page": 61, "text": "۵۴\nآواز نیز عارض شود بالجمله هرگاه تب بدین قسم ظاهر\nشود حکم باید کرد که حصبه یا جدری پدید می آید خاصته\nدر موسمی و فصلی که ظهور آن عام باشد و فرق درین\nبرآمدن ۱۲\nحَصبه و جدری آنست که تب حصبه گرمتر و تیز تر\nاز تب جدری و در دپشت در وی کمتر و ناآرامی\nبیشتر میباشد و ایضاً حصبه دفعته بروز میکند و آبله\nاگر زود تر برآید در سه روز والا در یک هفته و حصبه\nنیز"}
{"book": "adl0225", "page": 62, "text": "۵۵\nنسبت بجدری رداءت دارد خاصه که اگر سیاه\nبدی\nوگمد و بنفش باشد و دیر بر اید وغشی واند وه مفرط ارد\nتیره ۱۲ بسیار\nمهلک باشد و کذالک آنچه دفعة غایب شود پس غشی\nکشنده وهمچنان ۱۲\nافتد وبدستور آبله پهلو دار بهم پیوسته وکثیر المقدار\nبسیار اندا ۱۲\nو برسینه وشکم بسیار براید و دیر نضج بود و همچنین اگر خون\nپخته شود و آب گیرد ۱۲\nاز جدری تراوش کند و یا ابتدا آبله براید پس تب\nگیرد نهایت بد بود و اگر بعد بر آمدن آبله تب است"}
{"book": "adl0225", "page": 63, "text": "٥٦\n\nنشود نیک نبود و بهترین و اسلم ترین علامات درآبله\nو حصبه آنست که نفس بر جای ماند و شعور بر حال\nآگاهی ١٢ آواز ١٢\nو میل بغذا و آب برقرار باشد انتباه تولد این مرض\nآگاهی ١٢\nدر صبیان بنابر جوشش خونست بر سبیل تصرف طبیعت\nاطفال ١٢\nبواسطه پختن خون خام چه خون اطفال خام و تر میباشد\nو تغیر در آن لازم و ممکن نیست که چیزی گرم و تر پخته\nیعنی جوشش\nشود و از حالی به حالی بگردد بی آنکه جوش زند ازینجا\n\nکه کود"}
{"book": "adl0225", "page": 64, "text": "۵۷\n\nکه کودکان را نزد پختن خون بواسطه جوش و بثور مذکوره\nدانه\nظهور میکند در اکثر و نادرست که خون بجوشد و پخته شود\nمی برآید\nبر ظاهر چیزی از بثور پدید نیاید بی عارضی مانع البروز\nبخار بدون سببی ۱۲ که منع برآمدن\nکند ۱۲\nتنبیه هرگاه تب حَصْبه و جدری و بروز آن در ولایتی\nبیدار کردن ۱۲\nعام شود و اطفال بسیار بآن گرفتار آید پس تدبیر حفظ\nصحت آنست که اطفال را از اغذیه و اشربه یابسه\nخوردنی ۱۲ نوشیدنی ۱۲ خشک\nو تنقلات آن باز دارند و از آنچه سبب احتراق\nخوردن ۱۲ خون شود ۱۲ باز دارند ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 65, "text": "۵۸\nخون گردد از حرکات بدنی و نفسانی نیز محفوظ دارند\nمثل زحمت ورنج کشیدن مثل ترس و خوف و خفقان۱۲\nبدن ۱۲\nو بدن را از اخلاط زایده پاک نمایند مثلا اگر تغیر درخون\nفساد\nبحسب کیفیت یا کمیت احساس نمایند و باخراج\nگرمی زیادتی مقدار ۱۲ دریافت کنند ۱۲\nو اصلاح آن کوشند بحجامت یا ارسال علق اگر\nچسپانیدن جوک\nمدت\nطفل شش ماه نرسیده باشد زلو بنشانند و الا بحجامت\nمقدار مقصود خون بیرون آرند و تصفیه خون نمایند\nو صاف نمودن ۱۲\nو اشربه مخصوصه نمایند و اگر مبتلا از اخلاط دیگر ببا\nپری بدن ۱۲ مواد\nبحسب"}
{"book": "adl0225", "page": 66, "text": "۵۹\n\nبحسب غلبه هر خلط تقلیل و اصلاح آن لازم شمانید\nموافق زیادتی هر مواد ۱۲ کم کردن صاف و بحال اوردن -\n\nو پیوسته طفل را از تخمه و بد هضمی نگهدارند و هر گاه\n\nتب ظاهر شود و دریابند که تب جدری و حصبئه است\nو بیابند\n\nو هنوز اثری از بثور بروز نکرده باشد تعجیل نمایند\nنشانی\n\nو خون برون آرند بوضع محاجم و یا ارسال علق پس\nنهادن حجامت ۱۲ یا جوک\n\nاگر تب حصبه باشد یعنی سرخکان خون کمتر گیرند و اگر\n\nجدری باشد که چیچک است خون بیشتر اخراج نمایند"}
{"book": "adl0225", "page": 67, "text": "٦٠\n\nاز جهة کثرت خون و اولیتر آنکه تب سُرحکانی سخت گرم\nبود و دهن تلخ و چشم زرد و بول ناری باشد یعنی سُرخ\nعلاج آنست که نخست قدری صفرا کمتر کنند ملیّنات\nبدواهای نرم کنندۀ معده بشرطی که تب نرم نبو\nو بعده به تسکین مشغول گردند و اخراج خون موقوف\nآرامی یعنی خون کشیدن معطل دارند\nدارند که در اینحالت ضرر دارد بدانند که بعضی اطبا\nدر تب جدری و حصبہ اگر چه اثری از دانه پدید نیا ماده\n\nباشد"}
{"book": "adl0225", "page": 68, "text": "٦١\n\nط یعنی در زمان برآمدن\nآبله و سرخکان ۱۲\n\nباشد استعمال مغلظات و مبردات خون را منع کردن\nغلیظ کننده خون ۱۲ سرد کننده ۱۲\nاند و استدلال نموده اند که جوشش خون در ینوقت\nدلیل گرفته اند ۱۲\nبر سبیل تصرف طبیعت است که مواد زائد را بدین جوش\nمیخواهد از تن بیرون آرد و شک نیست که استعمال\nمغلظات آنرا از جوش باز میدارد و نمی مقتضی\nمیگردد بر خلاف تقاضای طبع و ایضاً باعث\nاضطراب طبیعت میشود و لاکن حق آنست که اگر ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 69, "text": "٦٢\n\nصفراویت غالب بود از تسکین چاره نباشد بشرطیکه\nمبالغه در تبرید نکنند و درین تب ها اگرچه صفرا غایت\nبسیاری سردی\nباشد اما آنقدر که اعضا را تسلی دهد و حرارت غریبیه\nتسکین دهد و بنشاند عارضی\nقدری تسکین دهد و بنشاند و مع ذلک بدتر از آن ها\nهمراه این\nاو ممنون دارد اما اگر اثری از بثور بران ظهور کند\nنگاه\nاحتراز از ملینات و مُبَرّدات و مُغَلّظات واجب است\nو سزاوار آنست که درین حالت اخراج خون هم نشاید کرد"}
{"book": "adl0225", "page": 70, "text": "٦٣\n\nمگر آنجا که جدری باشد و خون بغایت غالب بود و در نزد\nنهایت بسیار\nکه آفتی بنا بر زیادتی خون روی خواهد داد می توانند\nکه قدری خون بگیرند با وجود بروز بثورات بسیار\nبتجربه رسیده که چون در ینوقت حسب وجوب\nلایق ضرورت\nحاجت خون گرفته شده سبکی ظاهر پدید آمده و مرض\nبعافیت انجامیده و ایضاً وجب است که نزد\nنمودار شدن بثور تن بیمار بجامه نرم و گرم به پوشند\nوهو"}
{"book": "adl0225", "page": 71, "text": "۶۴\nو هوای خانه معتدل سازند تا مسام بکشاید و عرق\nسوراخهای پوست باز شود\nخفیف آید و شور بآسانی پرون آید و آب سرد جرعه\nجرعه نوشانند و صندل و کافور بوباسند تا قوت دل\nو دماغ را یاری دهد وطبع را با خراج ماده بسوی ظاهر بدن\nقوت بخشد و هرگاه معلوم نمایند که ماده غلیظ است\nیا مسام بند باید که تلطیف ماده و تفتیح مسام نمایند\nرقیق و نرم کشادن\nو نشان ماده غلیظ انیست که دانه برسینه و نواحی ان بیشتر\nزنادها\nاز دیگر"}
{"book": "adl0225", "page": 72, "text": "٦٥\nاز دیگر جا برآمده و چهار روز گذشته و هنوز بثور بالکل\nظهور نکرده باشد و نشان بستگی مسام آنست که پوست\nدرشت و عرق کمتر آید بالجمله تدبیر تلطیف و تفتیح یعنی\nلطیف گردانیدن ماده و کشادن مسام چنان است\nکه بر حال مریض نظر کنند که حرارت او بکدام درجه است\nبحسب آن معالجه نمایند مثلاً اگر نبض و نفس بر حال بود\nو غشی و حرارت و اندوه و غم در باطن بسیار نباشد زبان"}
{"book": "adl0225", "page": 73, "text": "٦٦\n\nسیاه گشته باید که هوای خانه مایل بحرارت سازند و آب\nنمی گرم\nسرد ندهند و چیزی سر بپوشانند و گاه گاه آبگرم میده\nباشند و یا آب بادیان تر و این دو اسود دار للنگ\nتازه\nکه عبارت از لاک ست چادرم عدس مقشر هفت درم\nاندک پوست کرده\nکتیرا سه درم جمله باهم کرده هر قدر که مناسب دانند درآ\nبجوشانند تا خوب جوشیده شود چون به نیمه آید صا\nسازند و بدهند بچند دفعه واگر درین مطبوخ دو درم\nجوشانده\nبرگ"}
{"book": "adl0225", "page": 74, "text": "۶۷\n\nبرگ گل سرخ و هفت دانه انجیر و دو درم بادیان دانه\nمویز معه تخم او بیفزایند بهتر باشد و بدستور اگر انجیر فقط\nبجوشانند در آب و قدری زعفران در آن میزنند\nو بنوشانند نفع تمام دارد و ایضاً آب گرم نزد بیمار داشتن\nردای سفت بالا گرفته تا بخارا و ببدن رسد جهته تبرز چادر کلفت تابر آمدن\nبثور و تفتیح مسام کثیر الاثرست لکن باید که سر او از رداء بیرون\nدانها باز شدن بسیار فایده مند است\nدارند تا بخار بدماغ نرود و قلق نیارد و اگر نبض ونفس\nنارامی و بیقراری"}
{"book": "adl0225", "page": 75, "text": "٦٨\n\nمتغیر بود و غشی و حرارت بسیار و سیاهی زبان پیدا\n\nباشد زنهار چیزی حار نشاید داد و بهمان تدبیر که\nگرم\n\nذکر شد ملازمت باید نمود یعنی تن بجامه گرم داشتن\nهمیشه\n\nو آب سرد دادن و اشیای سرد بویانیدن و درینجا\nلبت\n\nجهته تفتیح مسام غیر از تبخیر آب گرم نتوان پرداخت آنهم\nبدون از بخار ما\n\nبنوعی که تلواسه و خفگی نیارد بلکه هرگاه درین حمیات\n\nحرارت بسیار بود پوشیده داشتن بجامه ضعف و غشی\n\nبیقراری"}
{"book": "adl0225", "page": 76, "text": "٦٩\nوبیقراری آرد باید که هوای خانه خنک کنند و بوی\nهای بارده مانند صندل وکافور بویانند و ببرابر بینی\nبادبیزن به جنبانند یعنی پکه کنند تا راحت حاصل شود\nولیکن تن پوشیده دارند باعتدال تا سردی هوا\nبتن نرسد مگر وقتیکه بوئیدن بویهای سرد کفایه نکند\nدر تسکین واحتیاجی بود بسرد داشتن قلب که در تصفیه\nرواست که گاه گاه جامه او از حد سینه سبکتر کنند تا هوا"}
{"book": "adl0225", "page": 77, "text": "اما احتیاط نمایند تا خنکی ہوا جز بدان موضع نرسد\nیعنی دل\nو همچنین ہرگاه آبله برآمده باشد و بیقراری و نا آرامی\nو حرارت اندرون کمتر نشود و زبان سیاه باشد\nباینهمه حال تن گرم داشتن خطای عظیم باشد و هرگاه\nغشی افتد همگی عنایت بتقویت دل نمایند و دیگر\nعوارض نظر نکنند و ایضا بعدان که آبله و حصبه تمام\nبرآمده باشد شربتهای سرد حسب حاجت بدهند\nقبض"}
{"book": "adl0225", "page": 78, "text": "۷۱\nقبض وبسط طبیعت ملحوظ دارند و صلا در نیوقت طبع\nنشیب و فراز در نظر\nرا جنبش ندهند باستعمال مسهلات واگر طبع بخود\nنرم شود بزودی بند نکنند خاصه اگر از اجابت طبع\nراحت پیدا بود و بدانند که اسهال در آخر صبه\nخطر عظیم دارد و تعجیل کردن در بند شدن او لازم\nخوف بزرگ\nبچیزهای قابض مقوی چون قرص طباشیر قابض و ب\nیعنی دانای بندکننده قوت هنده شیک\nو مانند آن مفید ست صفت آن گل سرخ پنجدرم تخم تره"}
{"book": "adl0225", "page": 79, "text": "بریان کرده هشت درم طباشیر چهار درم نشایسته\nسه درم صمغ عربی سه درم هرگاه اندک تف داده شود\nعیب ندارد همه را کوفته و بیخته همراه عرق کلاب قرص\nبندند خوراک آن یکمتقال برای آدم کلان و ایضاً\nهرگاه خون بینی افتد تا خون صاف نیاید منع اوشایم\nکردمکر وقتیکه خوف ضعف بودکه درینصورت جست\nکه خون بینی بند کنند ببعضی دوائیکه بند کنند\nخون"}
{"book": "adl0225", "page": 80, "text": "۷۳\nخون بینی ست مانند پشم شتر را سوخته در بینی دمند\nمجربست ایضاً کندر تریاک کافور هر یک یک جو\nبآب سائیده در بینی چکانند و بر سر آب سرد ریزند\nایضاً کافور یک نخود تریاک یک نخود در آب فشردۀ\nسرگین خر حل کرده در بینی چکانند فوراً بند مینماید\nبدانچه در مجلس مذکورست اگر چه خون سیاه باشد بدستور\nهر عارضه که درینمرض عارض شود چون بیخوابی\nپیش آید"}
{"book": "adl0225", "page": 81, "text": "۷۴\n\nو سرفه شدید و مانند آن تدارک بنوعی که اصل علت\nرا نیز موافق باشد توانکرد و هرگاه بثور بروز کنند\nو باز مخفی گردند دلیل بد بود درینصورت لازم است\nپنهان ۱۲\nکه طبع را یاری دهند بر بیرون آوردن دانه چنانچه\nگذشت و شیرۀ بادیان و کرفس تازه و خشک\nتنها یا هردو یکجا کرده خورانیدن در بروز بثور\nنفع تمام دارد فایده هنگام ظهور بثور محافظت\nدانه نگهبانی\n\nچشم"}
{"book": "adl0225", "page": 82, "text": "۷۵\nچشم و بینی و حلق و گوش و شش ورود و وبندگاه\nلازم است تا این اعضا از صدمه برآمدن وی\nآفت\nمحفوظ مانند و اگر برآید بغایت سبک تر بود و حفظ کدام\nدر امن ۱۲\nجدا جدا ذکر می یابد تا محافظت چشم آنست\nبیان\nکه سماق در گلاب تر کنند و صاف نموده قدری\nکافور در آن افزوده شبانه روز چند مرتبه در چشم\nبچکانند و آب کشنیز تر و تخم انار ترش و مازو\nسبز دانه"}
{"book": "adl0225", "page": 83, "text": "٧٦\n\nبگلاب سائیده قطره قطره چکانیدن همین عمل دارد فایده\nو اگر آبله در چشم پدید آمده باشد کافور در گلاب حل انظاهرا\nکنند و بچکانند و اگر سرمه اصفهانی و کافور بآب گشنیز\nبسایند و هر لحظه بچشم قطور نمایند سُرخی چشم و بثور را که\nدر طبقه قرنیه که از طبقات چشم است ظاهر شد باشد\nیعنی پرده دوم ۱۲ یعنی جمله هفت پرده است\nنفع دهد و هرگاه چشم از شدت پری میل بجحو کند\nسیما مالیدن\nیعنی از حدقه بیرون آید باید که بعد استعمال ادویه مذکوره\nسیاهی چشم\n\nرفاده"}
{"book": "adl0225", "page": 84, "text": "۷۷\n\nرفاده بچشم گذارند باندازهٔ چشم و بعصابه بربندند\nپتی طلائی\nتا چشم را فرو نشانده دارد و اگر طفل بیقراری و بیطاقتی\nکند گاه گاه بکشایند و باز بربندند محافظت درون بینی\nپتی را دور نمایند ۱۲\nآنست که سرکه معهٔ گلاب یا تنها هر لحظه چند قطره در بینی\nهمراه\nبچکانند یا روغن گل یا روغن مورد با کمی کافور آمیخته\nدر بینی کشند و اکثر درون بینی بدان چرب نمایند\nمحافظت حلق آنست که بمحض ظهور آبله در بدن\nنشان"}
{"book": "adl0225", "page": 85, "text": "بلکه از وقت معلوم شدن تب جدری و حصبہ بفرمایند\nمریض اگر شیرخوار نباشد که انار معه دانه مضغ\nنماید یعنی خائیدن ساعته بعد ساعته و آب او فرو برد\nو غرغره بشربت خرنوب یا جوشانده سماق و گل سرخ\nو عدس مقشر که در کلاب جوشانده باشند نافع است\nو مثل این غرغره بآب بسیار سرد خاصه که عرق گلاب\nباو مخلوط بود و برب انار و رب شاه توت سودمند است\n\nدما"}
{"book": "adl0225", "page": 86, "text": "۷۹\nو محافظت شش نسبت که چون آبله بیرون آید آواز\nدرست باشد نظر کنند که حرارت قویست یا ضعیف\nزیاده\nو مع ذلک طبع بند است یا کشاده اگر حرارت قوی بود\nبهمراه این ۲\nو کشودگی طبع نبود لعاب اسفرزه و بهدانه باقند\nجرعه جرعه دهند بلکه بلیسانند تا مرور او بدرنگ\nگذشتن مکث\nباشد و بادام کوفته در دهن نگهداشتن نفع دارد\nو استعمال این لعوق بطریق لیسانیدن اثر تمام دارد\nخوردن"}
{"book": "adl0225", "page": 87, "text": "۸۰\n\nمغز تخم کدوی شیرین دو جزو مغز بادام سفید کرده\nال ال\nیکجزو کتیرا نصف جزو ادویه نرم کوفته بلعاب اسفرزه\nنیمال\nیا ببدانه بسرشند و اگر با وجود حرارت طبع نرم بود\nگرمی یت\nبگیرند صمغ عربی و مغز بادام و مغز کدو مغز تخم خیارشان\nو هر یک ابریان ساخته نرم بکوبند و بلعاب اسفرزه\nبریان سررشته بلیساند و اگر حرارت قوی د بودنی مجا\nدر طبع نباشد باید که مسکه تازه و شکر اندک اندک\nبلیسند"}
{"book": "adl0225", "page": 88, "text": "۸۱\nبلیسانند محافظت مفاصل بندها آنست که صندل و شیاف\nمامیثا و گل ارمنی و گل سرخ خشک و اندکی کافور بگلاب\nو قدر کمی سرکه سائیده در بندگاه بمالند و اگر بر مفاصل\nورمی بزرگ گرم از قبیل خروج که از اقسام دمل دانه است\nبرآید ضماد منضج مرخی پزنده سست کنند مثل اسفرزه و گل خطمی و کنوچه\nو کتان و بارتنگ و مانند اینها هرکدام که موجود شود\nگذارند تا نضج یابد هرگاه خود بخود شکافته شد خوب والا"}
{"book": "adl0225", "page": 89, "text": "۸۲\nصفت مرهم کافور\nزود بشگافند تا ریم او برآید بعده تدبیر اندمال جراحت به شدن زخم\nبمراهم نمایند مثل مرهم کافوری و این مرهم برای زخم آبله\nچیچک که بحد زخم برسد فایده مند است ص سفیده آل\nدو توله باریک سائیده در چهار توله روغن سیمین\nآمیخته خوب یکجا کرده که یکرنگ شوند بعد ازان\nچهار توله آب خالص داخل کرده بدست خوب بمالند\nتا همه یکذات شود بعد همان قدر آب دیگر نیز اندا\nبشویند"}
{"book": "adl0225", "page": 90, "text": "۸۳\nبشوید چند مرتبه شسته قریباً پنجاه بار بعد بر پارچه کشیده\nبالای زخم بگذارند ایضاً برگ نیب چهار توله کوفته\nقرص بندند همراه کمی آب بعد در نیم پا و تسکه تازه جوشان\nانداخته که بسوزند بعد قرصها را برآورده روغن را\nصاف کرده مکرر بآب شسته بعد مردار سنگ یک نیم مقال\nخوب سائیده داخل روغن نمایند وقت حاجت\nبکار برند محافظت بوده تا آنست که شربت مورد"}
{"book": "adl0225", "page": 91, "text": "۸۴\nو قرص طباشیر و رب به میداده باشند هر وقت خاصه\nدر زمانیکه آبله روی بخشکی و خشک و ریشه گی نماید زیرا\nچون آبله از ظاهر تن رو بکمی نهد گاه باشد که ثقبه ها\nباقیمانده\nبروده ها ریز د پس در ین وقت رعایت روده ها\nبهترین مقاصد است فایده در اطعمه و اغذیه صابان\nخوردنی نوشیدنی\nچیچک و سُرخکان بدانند که در چیچک هر چه سردود\nو مایل بخشکی مناسب است چون تلخان جود طلایق\nترافان"}
{"book": "adl0225", "page": 92, "text": "۸۵\nترخان جراول یکپاو جو را پاک کرده نیمکوب نموده\nبگذارند یکساعت بعد کوفته پوست آنرا دور کرده\nدر ظرفی بریان کرده بعد کوفته بیخته نگاه دارند و عدس\nبآب انار ترش یا باب غوره یا باب ریباس آمیخته\nروغن\nو اگر طبع خشک بود و در سینه و حلق درشتی باشد\nاما حرارات سخت عظیم نبود تلخان مذکور را با شربت قند\nکم شیرنی دهند و شیای تُرش منع نمایند و آنجا که طبع"}
{"book": "adl0225", "page": 93, "text": "٨٦\nنرم و حرارت عظیم بود و سینه و حلق درشت تلخ انرا\nگرمی\nمکرر بریان کنند و بقرص طباشیر قابض آمیزند و بخورانند\nدر ان نسخته\nو اگر نرمی طبع بنهایت بود کشک آب از جو مقشر\nعمل بسیار پوست کرده\nبریان و انار دانه و تخم خشخاش که هر سه برابر باشند\nمرتب سازند و بدهند و اگر در حلق درشتی بود\nخشکی\nو بیخوابی باشد از جو بریان پاک کرده و تخم خشخاش\nکشک آب بپزند و انار دانه موقوف کنند و دیگر ضایع\nندآمیزند\nحسب"}
{"book": "adl0225", "page": 94, "text": "۸۷\nحسب وقایع موقوف بررای طبیب است اما ماده\nمناسب کارزار\nحصبه ازانکه کمتر و تباه تر میباشد و صفرای سوخته\nخون را تباه میکند هر چه باو دهند باید که سرد و تر باشد\nفاسد\nچون کشک آب و مانند آن و در کشک آب ترشیهای\nآب جوش کرده\nمناسب نیز آمیزند اگر سرفه بناشد و اگر با سرفه\nبود آب خرفه و آب تربوز و آب کدو و امثال آن\nمفید ست لیکن این اشیاء بی ترشی نباید داد و دیگر"}
{"book": "adl0225", "page": 95, "text": "۸۸\nاغذیه مروجه فی کل بلاد هرچه مناسب باشد تجویز نماین\nطعامهای مشهور در هم شهر\nکرده و بدانند که ترنجبین و بنفشه در حصبه ممنوع اس\nمنع\nانتباه هرگاه در فصلی ظهور حصبہ و جدری شایع شو\nخبر دادن\nطاهر حلق\nاطفالی را که از ده ساله اند بوضع محاجم دار سال\nحجامت\nچوک\nخون بکشند و هرچه در باب احتیاط سابق گذشت\nبعمل ارند و شیر دهنده را قصد کنند و مسهل دهند\nو احتیاط در غذا مرعی دارند و شیر و شیر بلنی و شر را\nد گوشت\n\nسله زیرا که ترنجبین هضم آن\nمانند خوردن عسل است\nکرم اما مجاز در یگر اینجا\nشیر کشت و د مندا خلا ما داورت\nزیاده بی قراری هلاکمت\nهمینجاه ضرورت افتدبدل\nآن شیر خشت بخورانند ۱۲\n۱ سله زیرا که بنفشه را گنگا\nضعف دل باعث میقراری\nو نا ارامی و دل بدی و برار\nافروختن تب های گرم\nسوزنده ۱۲"}
{"book": "adl0225", "page": 96, "text": "۸۹\n\nاو گوشت و بادنجان و امثال آن خرما و خربوزه و پل\nو انجیر و انگور و مانند آن هر چه گرم و خون افزا و حر کت\nدهنده صفرا بود از مرضعه یعنی شیر دهنده و مرضع\nکه شیر خورنده باشد باز دارند و بآب\nمیوه ها مثل انار بیدانه و آب تمر هندی طبع طفاً\nملایم باید داشت و از کشتن و دویدن در آفتاب\nونشستن نزد آتش و نظیر آن هر عملی که گرم کننده\nباشد"}
{"book": "adl0225", "page": 97, "text": "۹۰\nبود منع شدید باید کرد و بهترین اغذیه درین موسم\nخوردنی وقت\nبقول سرد و ترش مثل پالک وکدو و خرفه است\nسبزیها\nو تناول گوشت گاه گاه اگر بقولات و ترشیها معدلا\nخوردن سبزیها\nکرده باشند مجوز و استعمال شربت عناب بشتر\nکدر که بهندی کیورا و سفوف طباشیر که پیشتر گفته شد\nو قرص کا فورص کلسرخ سه درم طباشیر سه درم صندل\nسفید دو درم تخم کاسنی تخم خرفه پاک کرده بمحرم\nکدوی"}
{"book": "adl0225", "page": 98, "text": "۹۱\n\nکدوی شیرین تخم کاهو هر یک دو درم کتیرا یکدرم\nکافور شانزده برنج همه را کوفته بیخته همرا ه لعاب اسفرزه\nقرص بندند خوراکه دو درم برای آدم کلان و امثال\nآن مفید و غسل کردن بآب سرد نافع است و شیرآسیاب\nقدری نوشانیدن مانع بروز آبله است دران سال\nبرآمدن\nو اگر برآید زیاده برچند عدد نباشد و از مجربات\nمکدره است تنبیه بسیار باشد که چون آبله برآید خود"}
{"book": "adl0225", "page": 99, "text": "۹۲\n\nبخود بهتر شود و حاجت بپرانیدن و خشک ریش\nجدا کردن نیفتد و گاه باشد که بدین احتیاجی شود\nلهذا این تدبیر ثلثه ذکر می شود تدبیر پرانیدن آبله\nباید دانست هر گاه آبله برآید و شبی بیقراری کمتر شود\nو نبض و نفس بحالت طبیعی آمده باشد بدانند که\nآبله دیر خواهد پخت باید که بابونه واکلیل الملک\nو بنفشه و خطمی و سبوس گندم مفردا یا مجموعاً\nدر آب"}
{"book": "adl0225", "page": 100, "text": "۹۳\n\nدر آب بجوشانند و در دو ظرف نهاده زیرجا\nنهند یکی پیش و یکی پس تا بخار لطیف او ببدن\nرسد و آبله آبناک شود که پختن وی همین است\nو بعده تدابیر خشک کردن نمایند و هرگاه با وجود\nبروز آبله تمامی حرارت و بیقراری کمتر نشود نبض\nو تنفس بحال طبیعی نیامده باشد علامت خیر نبود تدابیر\nاصلی\nخشک کردن آبله هرگاه آبله تمام برآید هفت روز"}
{"book": "adl0225", "page": 101, "text": "۹۴\n\nبگذر دو تمام پخته باشد بنگرند آنچه بزرگ باشد شقوق\nزیر شکافند بآہستگی و آب او بخرقه نرم خشک کنند\nوبعده گل سرخ یا برگ مورد یا صندل یا چوب گز\nسوده در زیر دامن بر و دکنند اما در تابستان\nتموز\nگل سرخ و مورد و صندل تبخیر کردن بهتر است و در\nدود\nزمستان برگ سوسن و چوب گز صوابتر اگر موضعی ریش\nزخم\nگردد گل سرخ و صبر و کندر و انزروت مخون بیادشان\n\nبشویند"}
{"book": "adl0225", "page": 102, "text": "۹۵\n\nبسایند و بر جراحت افشانند اگر آبله بزرگ و بیار\nپاشند ۱۱\n\nآب باشد برگ گل سرخ سوده یا آرد ارزن یا آرد\nجودر جای خواب اندازند و بیمار را بران خوابانند\n\nاگر پوست خراشیده شود برگ سوسن که تر باشد\nاز شاخ جدا کنند و بگسترانند و برگ گل سرخ و بر\nباند ازندم\n\nمورد سائیده بر فراش باشند و کذالک ریگ\nجای خواب\n\nنرم خوابانیدن سریع الاثر است و در یکروز نفع میکند\nزود فایده امند"}
{"book": "adl0225", "page": 103, "text": "٩٦\nو اگر آبله دیر خشک شود از نمک آب چاره بنات\nصواب آنست که عدس و برگ گل سرخ و پوست\nگز ترشیده اندر آب بپزند پس در آن آب قدری\nنمک اندر افکنند و پنبه پاکیزه نرم بدان ترکنند\nو بر آبله همی نهند تا آب نمک در آن اثر کرده وزود\nخشک کند اگر حرارت قوی بود قدری کافور\nو صندل سوده نیز درین آب حل نمایند و برگ بید\nو سفیدآب"}
{"book": "adl0225", "page": 104, "text": "۹۴\n\nحصه دوم در صفت مرهم یک مثقال\nپنج مثقال روغن گل سرخ\nسفیداب مردار سنگ\nخوب سائیده مخلوط سازند\nبعد از آتش نمایان کرده\nقدری سفید\n\nمرهم برد و نیم مثقال کافور صمغی\nداخل نمایند مرهم کافور نیم مثقال یکثقالی\nهم سوده داخل همین مرهم\nنمایند بهتر است ایضا برای\nزخم درون بینی حصه سود\nنیم مثقال زعفران یک\nارد و نیم مثقال هر سه را بآب\nسوده به نماید ایضا نیم مثقال\nنیم مثقال کتیرا شته صمغی\nکرده از آتش نمایان کرده\nدارا داخل نمایند هرگاه\nدرین هر دو نخود قدری کافور\nبندازند بهتر خواهد شد\n\nو سفید آب قلعی و مردار سنگ باریک سائیده\nبپاشند و آبله را که ریش گردد بمرهم کافوری\nتدارک توانند کرد و همچنان جرحت اگر در بینی بود\nاستعمال همین مرهم کافوری نافع است و چون آبله\nخشک شود ازاله خشک ریشه نمایند تدبیر خشک\nدور کردن\nریشه دور کردن بدانکه خشک ریشه آن پوست را\nگویند که بر ریشها پدید آید هر گاه آبله خشک شود و خشک\nزخم"}
{"book": "adl0225", "page": 105, "text": "۹۸\nیشفی قرآن باخلق\nتاق بات ق یاقه\n۲ ۷ ۱ قوذو\n۶ ۸ ۱ نعزه\n۱۰ ۳ ۱ الله يعظمه\nوذ بجلا الله اعوذبگبـ\nلله اعوذ و بجلا الله ا\nنقه و احذر غلى عیاق\nذهب عنى بحولك و\nاليوم حديد قناظن\nاحسن صورتم و رز\nعالمين يا علي يا عظيم\nلا تذرنی قز ۱۹۱\nحي يا قيوم يا"}
{"book": "adl0225", "page": 106, "text": "صحه چند [ILL] زیر [ILL]\nخانه کتب [ILL]"}
{"book": "adl0225", "page": 107, "text": "۹۸\n\nریشه نماید بنگرند که خشک ریشه چه گونه است اگر خشک\nو باریک باشد و زیاد هیچ تری نبود باید که قطره روغن\nنیم گرم بچکانند تا زود بیفتد و بهترین روغنها درینجا\nروغن کنجد است ولیکن برآبله رومی عوض او روغن\nپسته بکار برند که از روغن کنجد داغ میماند و اگر سطح برین\nیا اندر زیر او رطوبتی باشد آنرا با همتنگی بر دانند\nبی استعمال روغن و رطوبت از زیر او خشک کنند\nپس"}
{"book": "adl0225", "page": 108, "text": "۹۹\nپس نظر کنند که عمق دارد یعنی بپوست فرورفته است\nچیزی\nیا نه اگر فرورفته گی داشته باشد ذرور صبر و مرکی\nپاشش\nوزرد چوبه خام و مردار سنگ و اقلیمیای نقره\nپرکنا\nکه چرک آنست وسفید آب قلعی وسندر بپاشند\nو اگر عمق ندارد و با پوست برابر بود شبگری سفید\nونمک سائده بران بپاشند وبگذارند تادیگر\nباز شک ریشه آرد و آنرا نیز باهستگی بردارند پس"}
{"book": "adl0225", "page": 109, "text": "۱۰۰\n\nتقطر کنند اگر زیر او همچنان رطوبت باشد همانطریق\nترمی ۱۲\nکه گذشت بعمل آرند و اگر رطوبت نبود بعلاج حاجت\nنیست و اگر دیگر بار خشک ریشه آرد بروغن چیز\nپوست جدا کند\nکنند تا ساقط شود و هرگاه آبله شود و نشان او بماند جهت\nافتادن\nازاله او بیخ نی خشک آرد باقلا و مغز بادام و مغز تخم خربزه\nدور کردن ۱۲\nکرمه و برنج لک و نبات و آرد جو هر یک مقداری نرم\nکوفته بسفیده تخم مرغ سرشته بمالند حمقا بروزن غبرا\nباد آبله که مشهور بآبله چچک است\n\nجهات"}
{"book": "adl0225", "page": 110, "text": "۱۰۱\nجبات بزرگ متفرقه است که از اعداد توان شمرد و خاصۀ\nدانها جدا\nولیست که بی تب باشد و عقل بر قرار و نفس قوی بود\nو او اسلمترین انواع است و آنرا باد آبله خوانند و وی\nخود بخود زایل شود و محتاج بتدبیر نیست و اگر حسب الاحتیاج\nدر کار شود آنچه در صدری مضبوط است سبکتر از ان استعمال نمائید فقط\nچیچک بود یعنی گفته شده\nخاتمه\nستایش بحد حکمت آفرینی را سزد که نوع بشر را بحکمت بالغه\nشرح خاتمه مستغنی است از بیان تفصیل"}
{"book": "adl0225", "page": 111, "text": "۱۰۲\nخود عقل معاش و معاد عطا کرد که بتدابیر بایسته و سلیقه\nشایسته در حسن انجام امور دنیوی و اخروی خویش پرداخته\nباشد جل جلاله و عم نواله و ثنای لاتعد رسالت نشینی را\nمصالح\nزیبد که بفطنت کامله خویش طریقه حسن معاشرت و مصالح\nدنیا و آخرت ایجاد فرموده که هر کسی از ان دستور العمل آگاه\nاصلاح حال خویش ساخته باشد علیه افضل الصلوات\nوالتحیات و علی آله و صحابه اولی الشرف والبرکات\nاما بعد"}
{"book": "adl0225", "page": 112, "text": "۱۰۳\nامابعد متوقع اجرعظیم کمترین بندگان درگاه کریم عبدالرشید\nو محمدعظم و احمد جان و محمد ابراهیم بخدمت ارباب\nفہم و فراست آنکه درین آوان فیض بنیان این نسخہ ہمایون فیضر\nپیرامون احسب الامر جلیل القدر حضرت کیہان خدیو خرد\nپژوہ اعلیحضرت شهریاری با کمال تصحیح و تنقیح از نسخہای\nمعتمدہ طب تتبع نمودہ ایم ختم القد حصول الامل التمنی التمام\nشہر شعبان المعظم سنہ یکہزار و سہ صد و نوزده ہجری حسن انجام\n۱۳۱۹"}
{"book": "adl0225", "page": 113, "text": "۱۰۴\nپذیرفت پس ترصدماز بندگان با اخلاق و خوکرده‌گان بروی\nو اتفاق آنست که هرگاه از مطالعه این نسخه کیفیتی حاصل نماید\nکمیته‌های هیچمدانر بدعای خیر یاد و شاد فرمائید ان‌الله ستعان\nخاتمة الطبع\nالحمدلله المنه که این کتاب نایاب این نسخه لاجواب در عهد معدلت\nمهد حضرت پادشاه اسلامیان پناه حامی دین مبین سید المرسلین\nامیر ابن الامیر امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه در مطبع دار السلطنة\nکابل باهتمام خادم آستان حاجی عبد الخالق مهتمم چاپخانه مبارکه بقلم\nزیبای رقم غلام قادر کاکری در بیست و نهم شهر صفر المظفر ۱۳۳۲ از یوم\nپوشید طبع"}
{"book": "adl0225", "page": 114, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 115, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 116, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0225", "page": 117, "text": "[BLANK PAGE]"}
