{"book": "adl0189", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0189\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/vt4b8h28\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0189", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 4, "text": "Bando bast-e saltanati 1886\nlord Dufferin & AR"}
{"book": "adl0189", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 6, "text": "مشیر دربار سلطنتی\nشده بود حال ظهور کرد و من بحمدالله کاری نکرده ام که امروز\nاز شرمساری بدولت شما حرف زده نتوانم پس کسی که این قسم زندگانی\nکند شکرانه بر و واجب است جو اسب و لیسرائی بسیار خرمی\nشدم که درین مجلس ابتدای سخن دو قطعه مکتوب شما را اسمی لارونون\nصاحب مسموع شدم و مضامین یکقطعه خط شما را که در ان ذکر میرزا\nصادق خبار نویس روس هست در روم وقتی که بودم بی کم و یاد\nمطالعه کرده ام خطهای شما بسیار صاف و صریح بنظر من رسید\nوقتدار شما را در سخن خوب دانسته و تصدیق نموده ام جوابات\nسرکار والا من انچه شما امروز در این حرف میزنید\nپیشتر دیده و دانسته و از روی دانسگی امنای دولت شما را\nاطلاع داده ام ذمه من از کسر و نا تمامی کار ها بری خواهد بود"}
{"book": "adl0189", "page": 7, "text": "اظهار وایسرای شما بخوبی خود را از احوال\nافغانستان واقف کرده اید جواب سرکار والا\nبلی خوب از احوال مردم افغانستان خبر دارم و دولت شما را\nخبر داده ام اظهار وایسرای مثل خود شما امروز مرد\nشجاع و دلیر و کاردان کمتر موجود خواهد بود و مثل قوم شما\nقومی بزرگ و قوی و دلیر در عالم کم است جواب سرکار\nوالا دلیری و شجاعت من بر خود من معلوم نیست و کار\nدانی بعقلست از عقل خود راضی هستم که تا امروز بکار قوم من آمده\nو خیر و بهبود امور آنها را اختیار کرده و امید بخداوند دارم\nکه خوبتر بکار قوم من خواهد رفت اظهار وایسرای\nدولت افغانستان در میان دو دولت قوی و کلان افتاده"}
{"book": "adl0189", "page": 8, "text": "۵\n\nلازمست که با یکی بحکم ضرورت دوستی داشته باشد جواب\nسرکار والا من هم این معنی را بدرستی دانسته دوستی\nدولت شمارا اختیار کرده ام در وقتی که از هندوکش گذشتم\nقصد من دوستی دولت شما بود اظهار ویسرائی\nتشریف آوری شما بدولت ما ثبوت درستی قول و دلیل ظاهر\nدوستی و یگانگی است جواب سرکار والا از دوستی\nدولت شما نفع تمام بقوم من رسیده و میرسد برای منفعت قوم\nخویش دوستی دولت شما را اختیار کرده ام و امید میکنم که از\nبرای منفعت قوم خود باز با دولت شما ملاقات کنم و دوستی\nبر دوام باشد اظهار ویسرائی آنچه شما در مدت\nدوستی بدولت ما اظهار کرده و از هر احوال خبر داده اید من"}
{"book": "adl0189", "page": 9, "text": "اگر در روم و اگر در روس بوده‌ام با رای شما موافقت داشته‌ام\nزیرا که از لندن نقل خطوط شما را بطور روزنامه احوالات دولت\nبرای من میفرستادند جواب سرکار والا پس آقا کار\nخود را در مدت چهار سال با مخالفت رای وزرای دو قوم کمیٹی\nویک و دیگری طوری میدانم که رای یکقوم بادیگر قوم موافق نمی بود\nجناب لارد رپن را ملامت نمیدانم و وزرای مذکور را هم نمیگویم\nکه خیرخواه دولت خود نبودند جهت حیاط میکردند از احتیاط بسیار\nسخن را بتاخیر انداخته بودند این است که مدت چهار سال کار\nپس افتاد اظهار ویسرای گذشته گذشت تدابیر آینده\nضرور است جواب سرکار والا کار آینده بسیار\nسخت شده و گرهی که بدست تعلق داشت بدندان کشید"}
{"book": "adl0189", "page": 10, "text": "در وقت تدبیر شما تاخیر کردید حال فرصت تدبیر باقی نماند\nاظهار ویسعرای حال که دولت روس مهلت نمیدهد\nشما گذشته را یاد نکنید جواب سرکار والا باختیارات\nافغانستان مثل کلاه نیست که از سر خود بردارم و باز بر سر خود بگذارم\nحکم من بر قوم من جاریست اما دل قوم در قبضه قدرت دست منیا نیست\nاینقدر میگویم که دوستان من البته بکاری که قدم میگذارم متابعت\nمیکنند و کل اقوام بر وفق رای من حرکت خواهند کرد اما وقتی\nکه انتظام بیابند حال که با شما دوست هستم و بخانه شما از برای صدق\nدوستی آمده ام باید راست بگویم که مردم افغانستان هنوز انتظام\nنیافته اند خصوصاً درین ایام که مدعی پیش قدمی کرده و سرحدات\nاز لشکرها پر شده و لشکرهای من بهر گوشه و کنار افتاده پهره دارا"}
{"book": "adl0189", "page": 11, "text": "بدنامي افغانستان ميباشند چنانچه لشکری که بکر مقرر داشته ام\nبرای پهره داري سيد محمود مقرر شده اند ولشکری که در پشبلق\nافتاده اند پهره دار مريي شنواري ميباشند و لشکری که همراه\nحيدر خان جرنیل در منگل رفته بودند برای دفع فساد بدنامی\nآن علاقه رفته بودند و بدخواهان مرا شما در پشاور جای داده\nبودید هر چه مردم را بر فساد آورده بودند اینها آورده ندوديگر\nسلسله بدخواهان که در ایران هستند بقبض شما میباشند و محبوس دست شما\nنیستند پس در ولایتی که این همه اسباب باشد اگر دولت پخته\nو دو هزار ساله باشد بي نظم خواهد شد چه جاي افغانستان\nاظهار وایسرای امروز تحقیق و صحیح است که روس در\nقفقاز و مرو لشکر تیار میکند و لکن در کل دنیا با او جنگ خواهد بود"}
{"book": "adl0189", "page": 12, "text": "۶\nاعتماد شما بر دولت ما باید بوده باشد جواب سرکار والا\nاعتماد من هست اما از خود من لاکن از مردم افغانستان عموماً\nبمرور حاصل میشود وقتی که وحشت و خوف و رعب از دل آنها\nبرطرف گردد میشود که اعتماد حاصل کنند اظهار وایسرا\nشما را از کاغذی که در باب استحکام قلعۀ هرات نوشته ام چه تدبیر\nو اندیشه صواب در خاطر هست جواب سرکار والا\nهرات را بلشکر خود هرات که مردم افغانی هستند استحکام منظور\nدارید یا بلشکر خود اظهار وایسرای اگر شما امداد لشکری\nقبول کنید امداد لشکری داده میشود جواب سرکار والا\nمن این سخن را بقوم خود صلاح نکرده ام نمیدانم که قوم من رضا\nمیدهند یا نمیدهند اظهار وایسرای از گفتار شما چنان"}
{"book": "adl0189", "page": 13, "text": "معلوم میشود که از امداد لشکری پهلو تهی میکنید جواب\nسرکار والا من از حرفی که با قوم صلاح نکرده ام شما را\nجواب گفته نمیتوانم و از امداد لشکری شما پهلو تهی نمیکنم هرگاه مردم\nافغانستان ابتدا اسلحه و یراق و جبه خانه و غیره لوازم امداد\nملاحظه کنند انوقت امداد لشکری شما را کمک و قوت کار خود\nمیدانند و من میگویم که البته امداد لشکری شما لازم میشود که لشکر\nافغانستان و لشکر شما متفق هم در برابر مدعی ایستاده جنگ\nکنند هرکجا لشکر افغانستان کم زور شد کمک از لشکر شما برد\nهرکجا لشکر شما کم قوت بودند مدد از لشکر افغانستان داده شود\nمثل جنگ سباسپول که لشکر سلطان هم بود و لشکر شما هم بود\nاظهار ولیسرايي جنگ مردم افغانستان بروی"}
{"book": "adl0189", "page": 14, "text": "تهنا نمیشود در بحر اسود و روم و غیره از ہر طرف جنگہا با او خواہد بود\nجواب سرکار والا مثلاً این کلاه که بر روی چوب\nافتاده من خواہش دارم که از من باشد شما خواہش دارید که از\nشما باشد فلانی خواہش دارد که از و باشد و منظور همه آنست که\nکلاه را از میان ببرند وقتی که یکی از چهار نفر دست انداخت و کلاه را\nببرد و تصرف شد سه نفر دیگر را دعوی بر سر چه چیز باقی ماند مدعا\nاز میان رفت هرکس دامن چیده پای پس میکشد دوستان شایم\nکه رومی و جرمنی و غیر آنها بوده باشند اگر دست بر و شمار بر روی\nدیدند البته قدم پیش میگذارند والا پای خود را پس میکشند\nاظهار ویسرای شما میتوانید که از جانب مردم\nافغانستان ذمه بردار شوید که امداد لشکری ما را برای مدافع روی"}
{"book": "adl0189", "page": 15, "text": "۱۲\nقبول دار شوند جواب سرکار والا مطلبی را که\nبقوم خودظاهرنکرده ام امروز بشما وعده کنم فردامرضی قوم نباشد\nشما میگویید چرا وعده خلاف کردید آیا شما می توانید بی اطلاع\nدولت خود با کسی جنگ کنید اظهار ویسری\nدر باب امدادلشگرو استحکام هرات تکلیف برشمانداریم\nاظهارمامحض ازطریق دوستی است جواب سرکاروالا\nمیدانیم که تجویز شما نفع قوم من است اما بصلاح قوم کار می شود\nاظهار ویسری شماچه مطلب داریداظهار کنید\nو تدبیرمدافعه روسی راچه صلاح میدانیدجواب سرکاروالا\nهرگاه اسلحه و یراق و اسباب ما کامل می بود تدبیرمدافعه روسی\nالبته باسباب میشد چون میدانم که اسباب نداریم کامیابی او"}
{"book": "adl0189", "page": 16, "text": "۱۳\n\nاز عدم اسباب ما خواهد بود اظهار ویسراي شما\nمیتوانید که هرگاه زفل داشته باشید روسي را دفع کنید\nجواب سرکار والا دفع را گفته نمی توانم اما کوشش\nخودرا میکنم ایا شما که صاحب ہمہ اسباب هستید میتوانید بگوئید\nدفع روسی را کرده میتوانیم و در باب اسلحه اختیار دارید اگر بدهید\nخوب بدهید یا بدهید رد نمیکنم و اگر ندهید هم کشته نمیتوانم\nزیرا که در دولت شما حق ندارم خود براي دولت شما کار نکرده‌ام\nکه خواهش اسلحه را وار باشم قوم من براي شما خدمتی نکرده اند که\nحق قوم را از شما مطالبه کنم بلکه تا دیروز با شما دشمنی داشتند امروز\nکه دوست شده اند آنچه در عالم دوستی عطا کرده اید از مهربانی\nو پرورش است پس من زبان خواهش ندارم اظهار ویسراي"}
{"book": "adl0189", "page": 17, "text": "۱۴\nدر هرات چه قدر توپ دارید جواب سرکار والا سی و\nیک ضرب جلوی پانزده ضرب توپ جنسی اظهار ولسترا\nتوپهای کلان دُورزن هرگاه بشما داده شود می توانید در هرات ببریده\nجواب سرکار والا ممکن است که رسانده شود زیرا\nدر دریای هیرمند کشتی ها از برای جبر ساخته شده توپ کلان\nمیگذرد اظهار ویسلری شما راضی نمیشوید که انجیزیها\nپیش قلعۀ هرات قلعهای كوچك جنگي بسازند جواب سرکار والا\nساختن قلعها آیا روسي را از پیش آمدن ممانعت ميكند و ميتران\nاگر جنگ شود فرصت ساختن قلعها کجاست و درین موسم باران\nکه خیمهای شما از تري خشك نمیشود دیوار گل چگونه خشک خواهد شد\nواگر نشود فرصت از دست نمیرود و ساخته خواهد شد اظهار ولیسترا"}
{"book": "adl0189", "page": 18, "text": "۱۵\nشما خوب میفرمائید احوال تل بنگیها چه طورست شنیده ام سرکوب\nونزدیک قلعه هرات است جواب سرکار والا برداشن\nتل بنگیها را بکارگذاران هرات امر کرده بودم لاکن تپه خاکی نیست\nپشته سنگی است بزحمت تمام برداشته میشود و از هرات دوراست\nو گلوله توپ از تل بنگی از خاک ریز هرات نمیگذرد و از مصلا سَفْتاب پُرْ\nاندرون هرات را میزنند لاکن حکم داده ام که زیر بناهای مصلا نقب\nکنده اند هر وقت که مدعی پانها د خاک هرات بشود نقبها را آتش\nداده مصلا را هموار می کنند اظهار ولیس از انحکام\nهرات و تدبیر نقبهای مصلا خرسند شدم خطاب سرکار والا\nدر حملۀ جهته روسی بخاک افغانستان و حال که پیش قدمی بحدات\nهرات کرده و لشکر ما با لشکر او مقابل شده اند و صاحبان همت"}
{"book": "adl0189", "page": 19, "text": "١٦\nاز قرار خطی که حاضر و موجود هست ذمه دار و رفع میباشند چه تدبر\nاندیشیده اند اظهار ویسراي جميع دولت و ملتان\nآماده و مستعد اند که در حمله جسته روسي محاربات سخت و شديد در\nبر و بحر با او سر کنند و نیز دول دیگر از هر طرف گریبان گیر او خودت\nجواب سركار والا صحیح میفرمائید شما از عزت جهان\nهزار ساله گذشته نمیتوانید و ما از خانمان هستی و ناموس هشت هزاره\nساله گذشته نمیتوانیم ولی دولتهای دیگر که سر خود را برفاقت دیوستے\nما و شما بالامیکنند تا وقتی خواهد بود که امید بهبود دارند هرگاه\nامید بهبود برای شان نباشد پای خود را پس میکشند ما میمانیم شما\nومن تا جان دارم کار میکنم اظهار ویسراي فوج با\nبرای امداد شما موجود است ولاکن نخواهیم گذاشت که با بغارستان"}
{"book": "adl0189", "page": 20, "text": "۱۷\nداخل شوند تا شما خود التماس بکنید و خواهش نمائید جواب\nسرکار والا خیال شخص خود من آنست که لشکر شما\nبا لشکر من در روز جنگ یکجا باشند و من در وقتی که این طرف می\nآمدم اظهار این سخن را بقوم خود نکرده ام و حال می بینم که روسی از پرده\nبرآمده و از مصالحه گذشته بجنگ پیش می آید و البته امداد لشکری شما را\nبقوم خود اظهار خواهم کرد اظهار ویسرای هرگاه لشکر\nروسی با لشکر شما که حال مقابله دارند جنگ کنند مناسب نخواهد\nبود که کمیشن دولت ما در معرض ضرر و خطر بوده باشد رای شما\nدر باب آنجا چیست که صدمه نرسد جواب سرکار والا\nکمیشن شما از جای مقابله هر دو لشکر دور هستند وقتی که مقدمه\nشود اگر لشکر ما فتح یاب شدند خود مردم کمیشن شما در امن و سلامت"}
{"book": "adl0189", "page": 21, "text": "۱۸\nخواهند بود و اگر لشکر ما بهزیمت یافته بقلعهٔ هرات می آیند دو نفر\nاز اتالی کمیشن شما با ده نفر ملازم در اندرون قلعه هرات داخل شوند\nباقی بسمت غورات و سرحد هزاره جات خود را بکشند برای حاکم انحدود\nمی نویسم که آنها را پناه بدهند تا لشکرها از کابل و غیره حدود بغورات\nبرسانم و آن لشکر از پرون با مردم روسی جنگ بکنند و آسان نسیت\nکه روسی هرات را متصرف شود در وقتی که هرات بدست وزیر\nیار محمد خان و خرابه بود محمد شاه قاچار بچهارده ماه نتوانست هرات را\nتصرف شود و کلای دولت روس روم و فرانس و دولت شما\nهمراه او بودند تا از هرات بحصول مراد برگشت حال هرات آباد تر قلعه\nاز آنزمان و لشکر آماده و با قوت تر است و جبه خانه و گدام فراوان\nفراهم آمده چه جای اندیشه و تشویش است که روسی تصرف"}
{"book": "adl0189", "page": 22, "text": "۱۹\nخواهد کرد اظهار ويسراي هرگاه مردم افغانستان\nلشکر ما را برای امداد خود قبولدار نباشند مقرری کمیشن ما را چگونه در\nهرات محفوظ خواهند داشت جواب سرکار والا\nمردم افغانستان را از لشکر بسیار شما واهمه و خوف بهت میدارد\nکه مبادا قصد مداخلت ملک ما را داشته باشند و از نفری اندک\nاین توهم را نمیکنند که مداخلت بملک ما خواهند نمود نمی دانند\nکه برای بهبود کار ما داخل خاک و ولایت ما شده اند البته بی خطر\nآنها را نگاه خواهند داشت اظهار ويسراي من\nمصلحتهای شما را بتار برقي بدولت خود طلاع میدهم و باشما\nباز مجلس ملاقات خواهم کرد جواب سرکار والا\nهر سخنی که در ان پیچ و گره پیدا میشود شما بلندن خبر میدهید"}
{"book": "adl0189", "page": 23, "text": "۲۰\nو از چهار نفر وزرای دولت خود مشوره و صلاح می پرسید و چول\nافغانستان را تنها از من میخواهید من با خدای خود راز خواهم گفت\nو صلاح امر خود را از حضرت او خواهم حست اظهار ویسرا\nبخنده و مطایبه شما از ما صلاح بپرسید جواب سرکار والا\nصلاح شما را قوم من پسند نخواهند کرد در امور خارجه بمصلحت شما\nکار نمی کنم و در امور داخلهٔ ملک خود بمصلحت شما کار نداریم\nاظهار ویسراي من با سلطان روم و شاه روس\nمکالمه بسیار کرده ام و هم کلام و همر بان شده ام مثل شما است\nگوئی و سخن سنج و نکته دان کمتر مردی بروزگار خود دیده ام جوا\nسرکار والا زحمتی که برخود متحمل شده ام از برای\nراحت و منفعت قوم است و الّاشخصی که مثل من و در پایٔ"}
{"book": "adl0189", "page": 24, "text": "۲۱\nو شکسته اعضا داشته و جمیع عمر را مگر بخیال حکومت افغانستان بخوش طبعی\nو آزادگی بسر برده و شوق شکار را بحد کمال رسانیده باشد که حکومت\nو سلطنت خود را بیک روزه تماشای شکار برابر نکند باید ازین ملکر زود\nو بتعجیل بیرون نمیرفت چکنم که بار ننگ و ناموس قوم پیش وی افتاده\nباید بر دوش همت کشیده بمنزل برسانم فقط کیفیت مجلس ملاقات\nحضرت شهریاری با جناب وایسرای صاحب یوم\nشنبه هژدهم جمادي الثاني بمنزل خود سرکار والا\nسنه اظهار وایسرای سوال وجواب دیروز را\nدر لندن براي دولت خود اطلاع داده بودم امروز بذريعه تار\nبرقی خبر آمد و از روی خبر تار که صاحبان پارلیمنٹ حرف\nزده اند باشما سخن میگویم لشکر ما برای امداد شما در جنگ نمودن"}
{"book": "adl0189", "page": 25, "text": "۲۲\n\nبا روسی آماده و موجود هست ولاکن ازین سخن که شما فرموده اید من باین\nامر با قوم خود صلاح نکرده و اطلاع نداده ام و اعتماد قوم من امروز\nبر شما نیست مگر بمرور حاصل خواهد شد وقتی که منافع شما نسبت بایشان\nپي در پي ظهور کند و بچشم خود مشاهده کنند و به بینند امید می کنم که\nاعتماد شان حاصل گردد همه صاحبان پارلیمنٹ در ورطهٴ حیرت افتاده اند\nکه لشکر ما را بسبب بی اعتمادی قوم شما در سرحدات ولایت شما راه\nنباشد و خود شما یعنی لشکر و قوم شما در کارهای خود شکسته و ناتمام\nو ناتمام باشند باین شکستگی و نیم درستی جنگ شما با مردم روسی بلا شک\nخرابی و بربادی افغانستان خواهد بود وقتی که شما خراب و بی اب و شوید\nو امداد لشکر ما را خواهش کنید انوقت چاره و علاج کار بر ما هم سخت\nو دشوار خواهد بود و شما خوب سنجیده و درست گفته اید که قوم"}
{"book": "adl0189", "page": 26, "text": "۲۳\nافغانستان را بر ما اعتماد نیست ما خود بخطای خود اقرار داریم که چرا\nبا مردم افغانستان جنگ میکردیم و البته بعد از جنگ باین فرصت کم\nاعتماد آنها بر ما حاصل نمیشود جنگ نمودن و دشمنی کردن با مردم افغانستان\nخطای بزرگست که از ما صادر شده خوب نکردیم که با مردم افغانستان جنگ\nکردیم خطاب سر کار والا صحیح و بجا میگویند که کارهای\nافغانستان سررشته نشده و شکسته و ناتمام است و من هم راست و درست\nگفته ام و براستی شما را خبر داده ام که اعتماد قوم من امروز بر شما حاصل نیست\nهرگاه شما را از حقیقت حال واقف نکنم فردا در دوستی خود خیانت\nکرده خواهم بود و شرمساری خواهم برد و من هرگز دوست خاین نیستم\nو عیب شرمساری را بر خویش نمی پسندم اما امید بخدا دارم که بسعی و\nکوششهای من کم کم اعتماد قوم من بر شما حاصل شود و در دوستی"}
{"book": "adl0189", "page": 27, "text": "۲۴\n\nباشما یک جهت باشند تا امروز همین قدر کار کرده ام که این جمعیت\nو مردمی را که با خود آورده ام و با من دوستی و اخلاص شما را دارند\nبچشم دشمنی نمی بینند و دوست میدانند از باقی مردم خود هم میدارم\nکه بروم و دلایل نفع دوستی شما را بآنها ثابت کنم دلهای شانرا\nبدوستی شما میل بدهم اگرچه شما بر خطای خود از جنگ و دشمنی با مردم\nافغانستان اقرار دارید من این خطای شما را عذر معقول بیجا ادا\nمیکنم که سرکرده و پیر انزمان خطا کرده بود که شما را بر حال قوم\nو خیالات شان واقف نساخته و از قوم صلاح و مشوره کار را\nنپرسیده بی اطلاع قوم بدوستی شما اقدام کرد و تعهد اموری نمود را\nکه رضای قوم در آنها نبود و خود نتوانست که تمشیت آن امور را بکند\nتا قوم دولت شما ضایع و تلف گردید و شما را علاج و چاره جنگ"}
{"book": "adl0189", "page": 28, "text": "۲۵\nعزت خویش لازم افتاد ولاچار جنگ افغانستان را اماده شدید تا باد\nوعزت دولت خودرا بجا کنید اگر جنگ نمیکردید آب و عزت دولت شما\nبجا نمیشد هرچه کرده اید محض لاچاری و ناعلاجی بوده است اظهار ولیسترا\nپارلمنت دولت ما هیچ راه چاره و علاج را امروز نمیدانند که چه کنند وکدام\nکار را بختیار نمایند که مدافعه روسي از تصرف ولایات افغانستان بیاید\nو دولت و خانه شما برباد نرود اگر جنگ روس باشما پیش امد و مردم شما از\nناتمامي کارهاي خود شکست خوردند و ملک شما را دشمن با و شما قبضه کرد\nعزت دولت ما که ذمه دار حفاظت ملک شما از دست انداز دشمن چاپری\nهستیم برباد خواهد رفت و خواهي نخواهي جنگ ما با دولت روس باید بشود\nتا آنکه دولت خودرا بر سر این کار تمام کنیم راه چاره و علاج را از خود شما\nمیجویند هر تدبیری که متضمن خیر وصلاح امروز وبرجا ماندن عزت دولت پیا"}
{"book": "adl0189", "page": 29, "text": "٢٦\nوخانه و ملک شماست خود شما بیان کنید وسر رشته بدست ما بدهید\nتا بران عمل کنیم فکر ما بیچاره و علاج کار نمیرسد صوابدید شما را هر چه باشد\nپادشاه ما و وزیر اعظم وباقی وزرای ما مسلم ومنظوردارند جواب\nسر کار والا دولت شما که امروز راه چاره و علاج کار را از من\nمیجوئید و مرا دوست صادق و دانا شناخته ومصلحت دان امور\nدولت خود ودولت من میدانند تدبیر صواب واندیشه دور بین من\nمقتضی این است که پارۀ وجزئی از اراضی متنازع فیه سرحدات افغانستان\nکه الان نزاع ما و مردم روسی بر سر آنها حاصلست صاحبان کمیشن شما\nکه هم منصف وهم دوست دولت ما گشته میشوند برای روسی بگذارند\nو من چنان میدانم که خاک و مسکن ترکمانيه سارق را هیچ تصرف نشده ام\nو فی الحقیقه هنوز مردم ترکمانيه سارق رعیت من نیستند وضبط و ربط"}
{"book": "adl0189", "page": 30, "text": "۲۷\n\nدر امور آنھا نکرده ام و طایفه ھستند که ھرگز دین و اعتماد بخدا و عھد و پیمان\nندارند و چنان می بینم که در وقت جنگ لشکر ما با لشکر روسی مردم مذکور\nاز مال و دولت خود نگذرند و بواسطۀ پایمال نشدن بروسی پیوسته\nدولت اسلام خود روی گردان شوند پس بر سر خانه و جای گروھی که\nاینقدر بی دین و بیوفا باشند جنگ را با دولت بزرگ و کلان اماده\nو خود را از ناتمامی کارھای خویش و عدم اسباب در عین شکستگی و بی\nسامانی خراب کردن و دولت دوست خود را با دشمن قوی پنجه گرفتار\nکار خردمندان نیست کمیشن خود را اذن بدھید که پارۀ از سرحدات متنازع\nبرای عزت دولت روس که پادشاه کلان ست بگذارند من که اتالیق کمیشن\nمنصف و دوست خیرخواه خود قرار داده ام ھر حصه و تقسیمی که با روسی\nوحد جدا نمایند راضی خواھم بود و مضایقه اھم کرد مثلاً شخصی اعجوبه"}
{"book": "adl0189", "page": 31, "text": "۲۸\nکه خنجر بشکم او فروبرند و باز مختار کنند که بقطع یک بند انگشت\nخود راضی میشود یا بنوک خنجر که در شکم او فروبرند البته قطع بند انگشت\nبرای او از پاره شدن شکم بهتر است ازین نقص اندک نفع بزرگ زندگی را بیابد\nو ازان صدمه شدید روی حیات زندگی را نخواهد دید و حال انکه انچه برای\nروسی گذشته شود جزء سرحدیه متعلق بیک افغانستان نخواهد بود جزء زیان\nهست که در دو سال قبل برای گفتگوی امروز و مایه قرار داد مصالحه متصرف\nشده بودم حال ازان زیادتی بنا برخیر وقت میگذرم اگر کارنایی من\nدرست می بود و مردم من حرف مرا می شنیدند و غافل از اوضاع امروز\nنمی بودند و دولت شما را پیچیدگی معاملات مصر در پیش نمی بود وقت\nجنگ با دولت روس امروز بود که مردم ترکستان زمین بوسیله دعا\nو آمین جنگ مردم افغانستان و روسی را میخواهند تا شور و فتنه عظیم"}
{"book": "adl0189", "page": 32, "text": "۲۹\n\nبر پا ساخته بلوای عام بکنند و دامن ملک خویش را از زیر پای روسی\nبکشند و شب و روز بانتظار امر مرا میدارند که کی وکدام ساعت آنها را\nاشارت کنم و فرمان غزا و جهاد را بدهم لکها نفوس بدشمنی روس اماده\nو تیاراند ولی کار من ناتمام و شمارا پیچیدگی معاملات مصر در پیشنگ\nامروز را خیر می بینم و راضی بر مصالحه میشوم شما انتقام خود را از مخا لفان\nمصری میگیرید من هم درستی کار های خود را برحمت الهی وسعی و گوشت ها\nخود در نصیحت قوم و تقویت دولت شما از مددهای دوستانه می کنم\nو سرحدات را استحکام میدهم و قلعجات جنگی در سرحدات میسازم\nو درستی کار افغانستان آنچه من میدانم هشت سال مهلت و فرصت میخواهد\nبعد از هشت سال گرچه مردم ترکستان زمین بنوعی مغلوب روسی خواهند\nکه آنوقت مجال حرکت و شور و بلوا رانخواهند داشت و تصرفات روسی"}
{"book": "adl0189", "page": 33, "text": "٣٠\n\nدر ترکستان زمین خوب قایم میشود و امروز حکم می کنم که آن روز دست\nو پای مردم از کلیه بسته خواهد بود ولی خدا بخواهد کار های افغانستان درست\nخواهد شد و نا تمامی نخواهد داشت و در مقابله دشمن بدرستی کار میتوانند داد\nاظهار و يسرای ازین تدبیر خردمندانه و صوابدید عاقلانه\nشما همه صاحبان پارلیمنت و امنای دولت ما از ورطه حیرت برآمده اند\nو گیر هی که در کار افتاده بود بساختن فکر شما باز شد بسیار رای پسندیده و نیکوست\nامنای دولت ما برین رای و صوابدید البته کار میکنند اگر مردم روسی عزت\nخود را بهمین قدر که شما راضی شدید قدر شناختند و مصالحه در میان آمد\nبسیار خوب و اگر قدر شناس عزت خود نبودند و جنگ میکردند پس بحکم\nضرورت جنگ ما و شما بالاتفاق با او خواهد بود و در خشکه و دریا با او\nجنگ میکنیم و شما را تنها در مقابل دشمن نمیگذاریم اگر جمیع دولت ما بر باد رود"}
{"book": "adl0189", "page": 34, "text": "۳۱\nباک نخواهد بود و برین تدبیر که الان مدار کار را گذاشته اید امید می کنیم\nکه دولت روس راضی و خوشحال شود و بر امنای دولت سختیهای کار\nاسان شد و بر این تدبیر فکر و اندیشه هیچکس از مردم پارلیمنٹ ما نرسیده تا اکنون\nبر شجاعت و دلیری و جوهر مردانگی شما اقرار و اعتراف داشتیم و چنان\nدانسته بودیم که کار سلطنت و سپهداري از دست شما خوب می آید\nدر کار مشوره و صلاح و تدبیر امور کمتر توجه فرموده اید حال که چنین تدبیر\nدرست و راي مستحسن از شما مشاهده شد اقرار میکنیم که مثل شما یکنفر\nنهایت دو نفر مدبر و مصالح شناس در دولت ما خواهد بود و اگر یکنفر\nبیقین برود در شخص دوم شک خواهیم داشت بسیار مدبر و کار دان هستید\nحال بهر نوعی که برای خود و اولاد خود و دوستان خود از ما عهد و پیمان میخواهید\nبا شما معاهده میکنیم جواب سرکار والا مرکز در دولت شما"}
{"book": "adl0189", "page": 35, "text": "۳۲\nآمده ام وخود را دوست شما میدانم و از دوستی شما چشم داشت\nمنافع برای اقوام خود دارم و بتقویت دولت شما کارهای خود را انشاء الله\nتعالی درست خواهیم کرد از همت و مردی و مصلحت دانی من دور بود که\nبرای دو پاره زمینی که از زیادتی سرحدات خود بروسی ندهیم شما را بجنگ\nو منازعه با دولت مذکور گرفتار کنم و آب و عزت دولت شما را بکاهم من\nو قدردان دوستی شما نباشم دوست صادق باید بخیر و منفعت کار بکوشد\nو امری را اختیار کند که ضرر بدوست خود نرساند مرا عهد و پیمان جدید\nباشما در کار نیست لفظ و قول شما را پسند و معتبر میدانم شما هم قول\nمرا و لفظ مرا در دوستی خود سند بدانید و اگر میخواهید عهد و قرارداد ستی\nخود را بخط خود نوشته بشما می سپارم و من هرگز از دوستی شما و دشمنی\nروس بر نمیگردم با او دوست نخواهم شد و با شما دشمنی نخواهم کرد اگر دوست"}
{"book": "adl0189", "page": 36, "text": "۳۳\n\nبحرف و سخن شیر علیخان شده باری هتک عزت مرا میکرد و مرا از\nسمرقند بندی در تاشکند نمیبرد و حرف شخصی را که با من هیچ همسری\nنداشت و در خاندان ما نوکر و محکوم بود درباره من نمی شنید ممکن نبود\nکه از دوستی دولت او بر میگشتم بلکه از جانب او بمقدم دشمنی جانب شما\nپیش می آمدم بعد از انکه پاس خاطر مرا نکرد و قدر نام و نشان مرا شکست\nو از خانه او دل آزرده بر آمدم و با شما حرف دوستی آغاز کردم\nممکن نیست و از محالات خواهد بود که دوستی شما را ترک نمایم خط\nاظهار وایسراي دولت ما را بر دوستی صدق گفتار شما\nاعتماد تمام حاصلست ما امر و پرورش و آبادي شما را دوستانه\nمنظور داشتیم و مربی احوال شما یک حدي بودیم حال وجود شما را\nنصف اعضاي دولت خود قرار داده ایم آنچه از خیر و خوبی و سلامتی"}
{"book": "adl0189", "page": 37, "text": "۳۴\n\nبر وجود خود روادار هستیم بر شما نیز روادار می باشیم و ظاهرست\nکه از درد و الم و شادی و فرح انچه بر نیمه اعضا برسد نیمه دیگر را از درک\nخود\nهمان کیفیت چاره و علاج نیست و ما از ملاقات شما بر جمیع ارزوی\nکامیاب شدیم حال وقت اظهار شماست که هر مطلب و مرادی\nداشته باشید بیان بفرمائید تا خواهش های شما را قبول کنیم جواب\nسرکار والا خواهش من دوستی دولت شما و قراً\nشما براستی و درستی قول من بود بعمل آمد دیگر خواهش ندارم\nو بر دولت شما تکلیف نمیگذارم و اگر خود شما نظر بشان دولت\nنستان\nخویش حسن محبت و مهربانی را از عطیه چیزی که تقویت کار مردم افغان\nاز ان حاصل شود بظهور برسانید قدر دان احسان دولت شما خواهم\nهستیم\nبود چنانچه دوازده لک روپیه سالیانه میدهید و شکر گذار احسان شما"}
{"book": "adl0189", "page": 38, "text": "۳۵\nو مبلغ مذکور را با مالیات افغانستان یکجا کرده صرف تنخواه لشکری\nمیکنم اگر منظور شما این باشد که لشکر افغانستان زیاده و جدید نگاهداشته\nسالمانه\nشود و جه تنخواه لشکر جدید را ندارم و از مالیات افغانستان و وجه\nشما چیزی اضافه نمانده که ذخیره و خزانه داشته باشم احوال ملک و دولت\nخود را از شما پنهان نکرده ام باقی اختیار دارید اظهار وایسرای\nموازی پنجهزار تفنگ بغل پر با جبه خانه فی الحال بطور هدیه و عطیه\nشما را داده میشود و دو هزار میل نهری مارنی که شما بخریداری خواهش\nکرده بودید نیز با جبه خانه زود خواهد رسید فقط کیفیت مجلس\nملاقات حضرت شهر یاری با جناب وایسرای صاحب بجای خود\nوایسرای\nصاحب یوم یکشنبه ۱۹ جمادی الثانی سنه ۱۳۲۵ اظهار سرکار والا\nمشتملبر شش فقره فقره اول انچه دسترس ما بوده باشد بتوانیم که وقتاً فوقاً"}
{"book": "adl0189", "page": 39, "text": "چیزی وجه نقدی فراهم آورده بسلحه و جبه خانه از دولت شما\nخریداری بکنیم باید تاجران معتبر اسلحه فروش دولت شما با ما آشنا\nو معامله دار بوده باشند و بدون تکلیف اسلحه که بکار داریم از تجار\nمذکور دستگیری بکند و سابقا هم با جناب لار در پن صاحب بها درکر\nاستدعا پرداخته ایم وصاحب موصوف در انجام این مطلب نذار\nمکتوب خود وعده داده بودند فقره دوم از دارالسلطنه کابل\nچند نفر کاریگر هرفن را برای آموختن صنایع مقرر میدارم که در لندن\nرفته صنایع را که بکار دولت خدادا و افغانستان میرود و ترقی سامان\nدولت از آنها حاصل میگردد بیاموزند فقره سوم چند\nنفرانجنیر های قابل یعنی استادان تعمیر اردولت شما میخواهم\nحاضر دارالسلطنه کابل شوند تا قلعه جاتی که بهر جا از برای استحکام"}
{"book": "adl0189", "page": 41, "text": "۳۸\nزیاد کنم همین مداخل را به لشکری که ساخته‌ام خرج می‌کنم جواب\nوایسرای صاحب این شش فقره اظهار شما را از روی تجو[یز]\nصواب جواب میگویم کیفیت مجلس ضیافت سرکار والا بجای وایسرا[ی]\nصاحب شب ۳ شنبه ۲۱ جمادی الثانی سنه ۱۳۲۵ هشت بجه شب بکو[ه]\nحضرت شهریاری سوار آراءه اسپي شده بمنزل جناب وایسرای صاب\nتشریف بردند دو محفل ترتیب و تزئین داده بودند یکی محفل خاص دیگری\nمحفل عام در محفل خاص جناب وایسرای صاحب شهزاده انگلستان و جمیمع افران\nنامدار یورپین حضور داشتند حضرت شهریاری بر کرسی عزت تمکن فر مو[دند]\nجناب وایسرای جانب راست و شهزاده انگلستان جانب چپ ایشان\nبر کرسیها قرار یافته باقی افسران در چپ و راست هر یک بجای خویش نشستند\nانواع اطعمه و اقسام شریه بر سر خوان و خوان بر سر میز حاضر و موجود بود"}
{"book": "adl0189", "page": 42, "text": "۳۹\nحضرت شهریاری از همه مطبوخات که در آنها گوشت و روغن بود اجتناب\nو احتراز فرموده دست بجانب هیچ مطبوخ دراز نکردند الاپاره نان\nپان\nو قدری بیضه مرغ که بآب جوش داده بودند صرف نمودند حاضرین یوب\nشراب ناب مثل آب آشامیدن گرفتند وایسرای صحب بحضرت شهریاری\nشهریاری\nخطاب کرد که ما مردم شراب را وقت طعام بجای آب میخوریم حضرت\nفرمودند که من آب را بجای شراب می نوشم پس از صرف طعام و تجرع\nخویش\nشراب همگی از جای برخاستند و لب بدعائی دوام دولت پادشاه\nدند\nو درازي عمر او باز کردند حضرت شهریاری نیز باین زبان دعا فرمو\nکه از خداوند ترقی و شوکت دولت شما را میخواهم که امروز با دولت شما\nدوستی کرده ام و دوستی من با دولت شما خاص از برای خود من نیست\nیستی\nخیر و منافع اقوام خویش را منظور دارم و چشم داشت من آنست که ازین و بو"}
{"book": "adl0189", "page": 43, "text": "۴۰\n\nنفعی تمام باقوام من برسد پس دولت شما دیر پای و در از مبادا تا قوم من\nمتمتع گردند حاضرین مجلس از ین گونه دعائی بسامانه عا بزده بسا منبسط و فرحناک شده\nثانی همه برپای ایستاده قانون دعارا باین ترانه ساز کردند که از خدا وند\nسرسبر‌ی نهال عمر جناب امیرصاحب افغانستان را میخواهیم که با دولت ما\nدوستی کرد و از دوستی دولت ما آبادی قوم خود را منظور دارد\nآبادی قوم او در همسایگی ما باعث استحکام و عزّت دولت ماست\nو در آبادی قوم او حرف خرابی دشمن ما مندرج است ختم مجلس خاص\nشهزاده\nبد عا شده حضرت شهریاری و جناب و یسرای صاحب وجناب\nانگلستان و باقی افسران همگی بمحفل عام وارد شدند درین انجمن چگان\nهندوستان و نوابهای هر ضلع ومقام بنظار شرف ملاقات دوست\nبوسی شهر یار والا را داشتند یکیک بمقصد خویش رسیدند ومجلس آخر"}
{"book": "adl0189", "page": 44, "text": "۴۱\nپیوست جناب ویسرای دزوجه او مشایعت کرده و عذر خواسته\nبجای خود برگشتند و حضرت شهریاری بمنزل خود تشریف آوردند فقط\nکیفیت مجلس دربار جناب نایب السلطنه\nکه حضرت شهریاری رونق افزای آن محفل بزرگ شدند و بعد از ان\nمجلس عزیمت مراجعت دارالسلطنه را در خاطر خطیر تصمیم روز دادند\nچهارشنبه ۲۲ جماد الثانی سنه ۱۳۲۵ بوقت یازده بجه فارن سکرتری صاحب\nو سکرتر صاحب خاص خود جناب ویسرای صاحب و دو نفر مصاحبان\nجناب ویسرای صاحب شرفیاب حضور حضرت شهریاری شده\nاظهار داشتند که محفل بزرگ برای تشریف بردن شما ترتیب شده\nکه در ان محفل کل افسران یورپین و راجگان هندوستان حضور دارند\nباید درین انجمن بزرگ حرف اتحاد دولتین فیما بین شما و جناب ویسرای صاحب"}
{"book": "adl0189", "page": 45, "text": "مذکور شود حضرت شهریاری در ساعت دوازده بهمرابی صاحبان مذکور\nسوار ارابه اسپی شده روانه گردیدند از دروازۀ عمارتی که قرارگاه رکاب\nاشرف بود تا دروازۀ خیمه وایسرای صاحب فوج و لشکر دو رسته ایستاده\nو رده کشیده و صف بسته بودند بهر فوجی که از پیاده و سوار و توپخانه\nمیگذشتند باجهای سلامتی بنواختن می شد حین ورود بخوالی خیمۀ\nوایسرای صاحب و فرود آمدن از ارابه بیست و یکضرب توپ شلیک\nسلامی بعمل آوردند جناب وایسرای صاحب و جناب شهزادۀ انگلستان\nو جناب سپه سالار افواج هند بمقدم تعظیم تا زیر سایبانی که بیرون خیمه\nبرپای کرده بودند پیش آمده با یکدیگر دست داده اندرون خیمه شده\nو برصدر محفل که صفه ترتیب داده و بر سر صفه سه کرسی زرین نهاده\nبودند جای کردند کرسی جناب نایب السلطنه در میان و کرسی سرکار والا"}
{"book": "adl0189", "page": 46, "text": "۴۳\n\nپهلوي رست و كرسي شهزاده جانب چپ واقع بود و زير كرسي شهزاده\nجانب چپ افسران يورپين يعنی فرنگستان و فراتر از انها راجگان هندوستان\nو زير كرسي سركار اشرف بفاصله اندك پنج كرسي از معتمدان حضور شهرياري\nو فراتر از انها نوابان هر ضلع و مقام مقرر و صفوف مردم و نبام شریعت\nاول بترتیب بسته و آنچه حضرت ظل الهي تخمين كردند و گفتند و نايب السلطنه\nتصديق نموده هزار و چهار صد نفر بر كرسيها نشسته بودند درين مجلس\nبزرگ و انجمن كبريايي سخن گفتن بود آغاز كلام از جانب سركار وا شد\nخطاب بحضار مجلس كردند و گفتند خدا را شكر ميكنم كه اقوام افغانستان\nچندي قبل ازين با دولت شما دشمن بودند و امروز بواسطه من دوست\nشدند و علامت دوستي عنيست كه من بدولت شما آمده ام و جماعتي\nاز اعيان و رويشناسان هر قوم از اقوام افغانستان بامن حاضر اند"}
{"book": "adl0189", "page": 47, "text": "۴۴\nو قول مرا در حضور شما تصدیق میکنند که اقوام افغانستان دوستے\nدولت شما را از صمیم قلب برای منافع و فوائد خویش اختیار داشته اند\nو با دشمن دولت خود و دولت شما که دولت روس باشد دشمنی دارند\nو هرگز دوست نخواهند شد زیرا که ضررهای بسیار از دوستی و دشمنی او ایست متصور\nفارن سکرتری صاحب فقره کلام شهریاری بزبان انگریزی ترجمه به اہل مجلس\nفهمانید جمیع مردم یورپین مرد وزن فخریه و مباهات کردند و بوجدو ذوق\nاز سرور و نشاط بسیار درآمدند و کف بر کف زدند فقرۂ دیگر اغاز نهادند\nو فرمودند حال که اتحاد و دوستی ما و شما بر عالمیان ظاهر شد و جز این\nمجلس و شرح گفتار من مرور بکل دولتها و بگوش جمیع سلاطین میرسد عالم\nو باید در چنین محفل بزرگ انچه من بگویم سرموئی در قول من خلاف نباشد\nشما را نوید میدهم و مژده میرسانم که هرگاه در مملکت هندوستان"}
{"book": "adl0189", "page": 48, "text": "۴۵\n\nفتنه برای شما حادث گردد و اختلالی در امور حکمرانی شما روی بهد اقوام\nحفاظت\nافغانستان میتوانند و در قدرت و قوت دارند که امداد دوستانه از\nسرحدات هند بشما برسانند و رفع آن فتنه از دست شما بامداد دوستان\nشما که اقوام افغانستان اند بعمل آید و اظهار این نکته تلافی آن عهد وپیمانیست\nکه شما را در دفع فتنه دشمن خارجی دولت افغانستان بر عهده مقدست\nیعنی بر ذمه گرفته اید که هر دشمنی از دول خارجه قصد دست اندازی بخاک\nرا\nافغانستان بکند دولت شما با دولت ما متفق و همدست شده او\nاز میان بردارند بمحض ختم این کلام باز جمیع مردم یوروپ از کرسیها\nمتحرک شدند و از روی وجد کف بر کف زدند لاکن راجگان هندوستان\nطایر رنگ از رخسار پریده چهره ارغوانی زعفرانی شد فقره سوم\nاین است که بعد از انکه تحایف و هدایاتی بسیار مخالپس"}
{"book": "adl0189", "page": 49, "text": "و حضور شهریاری از پی هم آوردند و بیرون کشیدند و باز آوردند\nو بیرون بردند شمشیری مکلل بالماس جناب ویسرای صاحب طلبیده\nدر نهایت تعظیم و آداب بدست سرکار والا داد و گفت چون\nذات مسعود شما یکی از شجاعان روزگار شمرده میشود لایق می‌دانم\nکه این شمشیر برسم یادگار از دولت ما در دست شما بوده باشد\nحضرت شهریاری فوراً بجواب فرمودند من هم قبول کردم انشاء الله\nتعالی گردن دشمن دولت خود و دولت شما را باین شمشیر خواهم زد\nنشاط حاضرین بساط ازین گفتار آنقدر شد که به تحریر نمی گنجد باز همگی\nآواز برکشیدند و کف بر کف زدند و مجلس بآخر رسید سرکار والا رجعت\nجناب ویسرای صاحب و جناب شهزاده انگلستان همراهی ایشان\nکرده تا جائیکه سوار ارابه می شدند آمدند و برگشتند و وقت سواری"}
{"book": "adl0189", "page": 50, "text": "چست و یکضرب توپ شرلپک شا\nحاضر بودند و لوازم سلامی را تا دروازه عمارت شرمناه بار دی تقدیم\n\nقطعه تاریخ طبع از بلبل شاخسار معانی طوطی شکرستان شیوه بیانی برگزیده\nبارگاه صمدی یعنی جناب حاجی میر احمد صاحب متخلص به قرضی\n\nپادشاه صاحب تیغ و نگین\nعبدالرحمن خان شه افغان زمین\nمن چه گویم وصف شاه کوصف شاه\nرفته از شرق است تا اقصای چین\nملکی دین فرسوده بودند این زمان\nاستواری یافتند زین شاہ دین\nدین مثال بیختر آباد شد\nملک همچون ارک شه با زیب دین\nحسن تدبیر و رای ارجمند\nدر همه کارش خدا باشد معین\nاز کمالات شه ما بی سخن\nجمله شاهان زمانند خوشه چین\nهرگز در دل بود سر نهان\nشاه ما آن راز خواند از جبین\nدر سوال انگلستان هیچ شاه\nقطعه نفرموده جواب اینچنین\nهر سوال دیسه را جواب\nدیده بابی در صدف در ثمین\nچاپ شد در شهر کابل صفا و خون\nاین سوالات و جوابات متین\nیک هزار و یکصد و سه سال بود\nگفت قرضی در ربیع دومین\nدر به تعمیه بخواهی سال آن\nآخر شرق واحد با غرب بین\nتو کجا و این سخنها از کجا\nقرضی از طبع عزیزی خوشه چین"}
{"book": "adl0189", "page": 51, "text": "سوار عرصهٔ سخنورمی سخندانی\nیکه‌تاز میدان بلاغت و معانی سید سندی جناب\nمیر سیف الدین صاحب عزیزی کوهستانی\n\nمنش پیدا و شاری نخستین\nجل صنع الله فی ماء وطین\nبنده رحمن بصفوف الصفا\nاست خلقش حصه‌للعالمین\nنزد رای او فلاطون کودکی\nجنب حکم او فریدون حصین\nدانه افغان جدا شد از دلوی\nاز کمال فطرت و رای متین\nشد رفاهمیت مخلوق خدا\nخند دانایی همین باشد همین\nاین کتاب اثار حکمت بودها\nگفتگو گه انچنان گه انچنین\nدر تکلم داد سحبان داده است\nآفرین باد آفرین باد آفرین\nچون عزیزی سال تاریخش بگفت\nیافت این مطبوع از طبع برین\nچون سمرقند بحق پیوستی\nحلیه او بود خیر المسلمین ۱۳۰۰\n\nخاتمة الطبع\n\nیکه‌این کتاب نایاب در اسعد زمان وحمید اوان بفرمان سرکار نامدار\nوالا در تالیفات جناب بلاغت و فصاحت مآب میرزا محمد نبی خانصاحب\nدبیر الملک نائب السلطنیه بتاریخ هفتم شهر جمادی الاول سنه ۱۳۰۰ هجری\nباهتمام بنده کمترین آفاق منشی عبد الرزاق دهلوی\nدر مطبع دار السلطنه شهر کابل زیور طبع پوشید"}
{"book": "adl0189", "page": 52, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 53, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 54, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0189", "page": 55, "text": "DUFFERIN\nAMIR\nAR"}
