{"book": "adl0181", "page": 1, "text": "[ILL]\n\nیادداشت يك مسافر\n\n[ILL]"}
{"book": "adl0181", "page": 2, "text": "یادداشت یک مسافر"}
{"book": "adl0181", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 6, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 8, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 9, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 10, "text": "محرر و ناشر: فضل احمد افغان ع ٣٥٠\n\nیادداشت يك مسافر\n\n١٣٠٨\nبرلين - ١٩٢٩"}
{"book": "adl0181", "page": 11, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 12, "text": "ناشر و محرر :\nفضل احمد افغان\n\nیاد داشت یک مسافر\n\nدربارۀ سرگذشت مردم تاجیک ، انقلاب اوکتبر ، و جمهوریت تاجکستان\n\nچاپ در مطبعه\nسنۀ ۱۳۱۱"}
{"book": "adl0181", "page": 13, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 14, "text": "یک چند سخن از طرف نویسنده\n\nسی سال پیش از این من از مملکت خود از افغانستان\nبخاک تورکستان روسی هجرت کردم سالهای دراز در شهرهای\nبخارا سمرقند خوقند و حصار شادمان زندگانی کردم.\nدر این مدت تبدلات عجیبی در این مملکت روی داد باشندگان\nاین سرزمین بسیار روزهای تاریخی عبرت انگیز را از سر خود گذرانیدند\nاگر با دیده دقت و عبرت در سرگذشت این مردم نگه کنیم چیزهایی\nکه آموختن و عبرت گرفتن ممکن است در آن بسیار است.\nمعلوم است که طرز زندگانی، محیط اجتماعی وطن من حتی ایران\nو هندوستان هم با حالت پیش از انقلاب این مردم خیلی\nمشابهت و یکرنگی دارد.\nمعلوم است که گروهی از باشندگان مردم ایران افغانستان\nو هندوستان هم در راه آزادی و ترقی وطن خود کار میکنند"}
{"book": "adl0181", "page": 15, "text": "راه ها میجویند، در مانع ها ومشکل هایی روبرو میآیند که مردم ترکستان\nاین همه را از سر خود گذرانیده اند، برای اینها آن احوال از سر\nگذشت تاریخی، خاطره های تاریخی شماریده میشود.\nمعلوم است که، مردم ایران افغانستان و هندوستان\nاز زندگانی مملکت شورایی آنچه راست وحقیقت ست کمتر شنیده اند\nهرچه شنیده اند. خوانده اند از زبان اهل غرض شنیده اند\nاز قلم اهل غرض خوانده اند.\nمن لازم دانستم که برادران هموطن و هم زبان خود را،\nاز حقیقت حال و گزارش زندگانی مردم این مملکت خالصانه\nآگاهی دهم، آنچه دیده ام واز احوال این مملکت آنچه دانسته ام\nبازبان ساده وروان بآنها برسانم.\nدر این رساله سرگذشت مردم جمهوریت شورائی تاجیکستان را\nخواهم نوشت؛ تصویر نمودن سرگذشت تاجیکان را از آن جهت\nاختیار نمودم که این جمهوریت بوطن من نزدیکتر است امردم\nتاجیک باما هم نژاد و هم زبان اند، آشنائی و شناسائی"}
{"book": "adl0181", "page": 16, "text": "ما با تاجیکان تاجیکستان چون آشنائی دو برادری است !\nکه دیرگاه از یکدیگر دور افتاده ، باز یکدیگر را یافته اند\nآب اگر صد پاره گردد باز با هم آشنا است .\nجمهوریت هم زبان ما تاجیکستان با دولت های افغانستان\nو خطای همسایه و هم حدود است ، کوهستان بدخشان تاجیکستان\nبا اندک فاصله بخاک هند میرسد . قسم جنوبی تاجیکستان که\nولایت های حصار شادمان ، قبادیان ، قورغان تپه ، کولاب ،\nقرا تگین را شامل است ، در زمان گذشته حصه های جنوب شرقی\nامارت بخارا را تشکیل مینمود\nقسم شمالی تاجیکستان عبارت است از ولایت های خجند ، اورا\nپنجیکت ، که جزو تورکستان روسی و تابع حکومت امپراطوری روس\nبود .\nمردم جمهوریت تاجیکستان دوره های حکومت امارت بخارا و\nحاکمیت امپراطوری روس را از سر خود گذرانیده اند ! در این سر\nزمین مبارزه های خونین انقلاب و عکس انقلاب دیرگاه دوام نمود ،"}
{"book": "adl0181", "page": 17, "text": "٦\n\nاین مردم در راه انقلاب و آزادی خود مبارزه ها کردند ؛\nسختیها کشیدند، آخر بمظفریت رسیدند حاکمیت شورای\nرنجبری خود را بر پا کردند.\nرنجبران تاجیکستان در مدت اندک به کامیابی های خیلی\nبزرگ اقتصادی مدنی وسیاسی رسیدند در مدت پنج سال\nآخری زندگانی جمهوریت تاجیکستان آنقدر تغیر یافته است\nکه بدون انقلاب این مرحله را به صد سال طی کردن و گذشتن\nشان ممکن نبود.\nبرای عبرت و آگاهی خوانندگان دوره های سرگذشت\nمردم تاجیکستان را بقسم های علیحده تقسیم مینمائیم و هر یک\nرا جداگانه بطریق اختصار عرض میکنیم."}
{"book": "adl0181", "page": 18, "text": "اصول حاکمیت امیران بخارا و زندگانی رعیت در آن زمان\n\nاز یک میلیون نفوس جمهوریت تاجکستان قریب شش\nصد هزار کس در زمان گذشته در زیر حکومت امیران بخارا\nزندگانی میکردند.\nبواسطه حاکم های ولایت ها، قاضی ها، رئیس ها، املکدارها\nمیر شب ها، امیر حاکمیت خود را اجرا مینمود ؛ و بواسطه این تشکیلات\nحکومتی، از حاصل رنج و سعی مردم باسم و رسم خراج، املاک ،\nزکات و غیره هر چیزی که گرفتن ممکن بود میگرفت، در راه آبادی\nترقی اقتصادی و مدنی این سرزمین از آن مدخل هیچ یک خرجی\nنمیکرد.\nقسم بسیار زمین های کشت مملکت را «املاک» «مملکه سلطانی»\nنام نهاده ملک امیر میشماریدند. اگر زمین آبیاری شده باشد\nپنج یک، اگر کشت للمی با آب باران کشته شده باشد\nده یک حاصل را حق خزینه امیر قرار میدادند. اما این قاعده"}
{"book": "adl0181", "page": 19, "text": "پنج یک و ده یک بنام بود ، در حقیقت نصف و گاها بیش از\nنصف حاصل دهقان رنجبر را املاکدار ها مأمورهای امیر میگرفتند\nحاصل کشت هر یک دهقان را جداگانه تخمین میکردند هرجا\nکه ده من حاصل است بیست من وسی من تخمین میکردند\nو از روی آن تخمین و قرار ناحق حصهٔ خراج را می طلبیدند\nو میگرفتند .\nبعضا خراج املاک چند خانواده دهقان را امیر یا حاکم ولایت به یکی\nاز منصب داران یا ملا یا شیخ می بخشید و حواله مینمود که خود\nاو بی واسطه استفاده نماید نام آن بخشش را « تنخواه »\nمیگفتند صاحب تنخواه هر قدر که میتوانست از حاصل دهقان\nزیاده تر میگرفت دهقان وعائله او را چون غلام و کنیز کار میفرمود\nشکایت و دادخواهی دهقان به اکسی نمیرسید .\nدر جمع آوری خراج املاک وزکات ودیگر مالیات ،\nغیر از مأمورهای رسمی امیر زمینداران و مال چارپاداران کلان\nمردم دولتمند صاحب نفوذ همراهی میکردند هرکس که ناتوان تر است"}
{"book": "adl0181", "page": 20, "text": "۹\nاز او بسیارتر میگرفتند. هرکس که توانا و صاحب اعتبار است\nاز او کمتر میگرفتند.\nدر نتیجه این اصول مالیات فقر و فاقۀ عامه رعیت سال از سال\nزیاده‌تر و سخت‌تر میگردید برای ادا نمودن مالیات طاقت\nفرسا فروختن زمین یا خانه یا حتی زن و فرزند رعیت فقیر چون یک\nامر عادی شماریده میشد هیچکس در این باره تعجب نمیکرد.\nاز سبب گرانی خراج و تنگی زندگانی بسیار دهقانها\nمجبور میگردیدند که از دولتمندان شهر و دیه قرض بگیرند تنزیل بسیار\nدهند، در اثر گرانی خراج و تنزیل دادن بسیار ناچار زمین یا\nخانه های خود را بصاحب دولتان شهر و دیه میفروختند باین\nراه بهترین زمین های مملکت بدست دولتمندان شهر و دیه جمع\nمیگردید و شمار دهقان بی زمین سال از سال میافزود.\nقاضیها هیچ یک مرافعه را بدون گرفتن رشوت بآخر نمیرسانیدند\nمیزان حق و عدالت اندازۀ رشوت بود هرکس که بسیارتر رشوت\nمیداد حکم بجانب او قرار می یافت."}
{"book": "adl0181", "page": 21, "text": "۱۰\n\nهرگاه دو کس یکی دولتمند و دیگر فقیر یکی صاحب اعتبار دیگر رعیت\nبی‌اعتبار در نزد قاضی می‌آمدند حکم در فایدهٔ دولتمند صاحب اعتبار\nقرار می‌یافت عرض و داد فقیر بی‌اعتبار بجایی نمیرسید.\nمیر شب‌ها که گویا کفیل و متصدی امنیت و انتظام مملکت بودند،\nهمه ویرانی و فساد را راهبر بودند.\nجوانهای امرد، فاحشه‌های مشهور دزدهای نامی را چون جزء\nتشکیلات ادارهٔ خود نگه میداشتند از آنها استفاده میکردند\nقمارخانه در تحت حمایت میر شب‌ها بودند.\nفاحشه‌ها و جوانهای امرد را با شهادتنامه‌های مخصوص در مجلس\nهای عیش و عشرت میفرستادند باندازهٔ حسن و جمال آنها از\nصاحب بزم مبلغ معینی میگرفتند.\nجاهایی که برای ایستادن نائب‌های میر شب‌ها تأسیس\nیافته بود \"پای طوق\" یا جای با امنیت قمار بازها بود، در \"پای طوق\"\nها شبها و روزها قمار می‌باختند؛ از بردها بمیر شب حصهٔ معینی\nمیدادند، دزدهای نامی شهرها و دهها نیز در حمایت میر شبها بود."}
{"book": "adl0181", "page": 22, "text": "۱۱\n\nاز کار آنها میرشب با حصه میگرفتند. هر گاه دزد، خانه را غارت\nکند صاحب خانه بمیرشب مراجعت نماید، میرشب از قریبان\nو خویشاوندان صاحب خانه چندی را بدزدی متهم میکرد، حبس\nمیگرفت آخر صاحب خانه مبلغ بسیاری بمیرشب میداد آن\nبیگناهان را از پنجه میرشب خلاص میکرد، دزدان حقیقی با آزادی\nبه کار خود دوام مینمودند.\nحاکم های ولایتها هر سال یک بار حساب ولایت را بامیر\nتقدیم میکردند چیزی که وابسته به زندگانی مردم ولایت است\nاز حاکمان هیچ نمی پرسیدند.\nترقی خواجگی دهقانی درستی راه ها تعمیم معارف تندرستی\nعامه این همه جمله هایی است که در دربار امیر کسی نمی پرسید؛\nکسی نمی شنید. حساب رسمی حاکم های ولایتها تنها از یک\nمسئله عبارت بود. «حاکم ولایت، از درآمد سالانه ولایت\nبامیر چه مبلغ و چه قدر پول آورده است».\nهر مبلغی که حاکم ولایت تقدیم مینماید، باید از آن مبلغی که حاکم"}
{"book": "adl0181", "page": 23, "text": "۱۲\n\nسابق چون درامد سالانه ولایت با میر داده بود بیشتر باشد. کمی حاصل، خشک سالی، بی آب ماندن کشت با در نظر اعتبار گرفته نمی شد.\n\nهیچ یک از مأمورهای حکومت میر از خزینه میر معاش و ماهیانه نمیگرفتند. هرکدام درامد خود را از رعیت از فقرا می ستانیدند. هریک از مأمورهای که بمنصبی میرسیدند مثلا حاکمها، علاقه‌دارها، قاضیها، رئیسها، میرشبها، مفتیها با میر تحفه‌ها تقدیم میکردند: هریک باندازهٔ منصب خود با میر مبلغی میداد این همه حکام و مأمورین دولت و علما، کرام نوبت بنوبت دخترها، پسرهای امرد خود را چون تحفه غلامی با میر تقدیم مینمودند، حتی از تقدیم نمودن زنهای خود نیز ابا نمیکردند.\nبجای تعیین نمودن حاکمها، قاضیها، مفتیها و دیگر مأمورهای دولتی علم و لیاقت آنها در نظر اعتبار گرفته نمی شد. تقدیم نمودن دختر و پسرهای صاحب جمال اند بزرگترین لیاقتها محسوب بود. هرکس در این کار پیش قدم بود، منصب و درجه بلندتر را صاحب بود."}
{"book": "adl0181", "page": 24, "text": "۱۳\nبسیاری از علمای دین و مأمورین دولت با همین راه بدرجه\nهای بلند میرسیدند .\nبرای بمنصب های بلند رسیدن مأموران دولت در بسیار\nجایها زنها دختر پسرهای رعیت را بزور میگرفتند ، یا میقریم\nمیکردند، نه امیر نه حاکمان ولایت ها در بارهٔ ظلم و بیداد مأموران\nدولت شکایت رعیت را نمی شنیدند دادخواهان را یاخواگرد\nفساد پیشه شماریده با ضرب ولت اند در بار خود میراندند .\nعلمای دین هم باحکومت داران امیر جزء یک بدن بودند . در\nسایهٔ حمایت امیر موقع اقتصادی علمای دین، نیکو تأمین میگردید .\nبسیار زمین های زراعت ، بازارها ، دوکان ها، سرای ها، حامها\nملک اوقاف بود ، آنهمه درآمد بعلمای دین میرسید . قسم مهم\nحاصل زمین های اوقاف را با یاری مأموران امیر علمای دین میگرفتند.\nامیر و مأمورانش بهر راه و وسیله مداخل علما را میافزودند.\nخیلی منصب های پردرآمد بزمرهٔ علما تخصیص گردیده بود، باشند\nهر نصب و تعیین ها بدست امیر تمرکز یافته بود ، حتی تعیین کردن"}
{"book": "adl0181", "page": 25, "text": "١٤\n\nمؤذنها ، امامهای محله ها ، مسوره خوانهای سر قبرها وابسته برضای امیر بود . از علمای دین هر یک که رضا و خوشنودی امیر را در یابد منصب پر درامد نصیب او بود . قاضیگی شهر بخارا که سالانه پنج صد هزار روبل طلا درامد داشت ، قاضیگی چارجوی و قرشی که هر یک صد هزار روبل سالانه درامد داشت . از جمله منصب هایی بود که بزمره علما تخصیص گردیده بود علما خود را شریک دولت و خزینه امیر میدانستند ، از درامد امیر بهره مند میگردیدند بنا بر این همه کار و فعال امیر و ماموران را موافق شریعت و فرموده خدا و رسول میگفتند و هر کس که\n\nنمونه از وحشانیت های امیر بخارا\n\nیکی از آنهایی که بمقابل استبداد امیر قیام نمودند و جلادان امیر او را بدین حال رسانیدند و از جان شیرینش جدا کردند ."}
{"book": "adl0181", "page": 26, "text": "۱۵\n\nبخلاف امیر و حکومت او چیزی گوید اورا بیدین و کافر میشمارید.\nحکومت امیر زمرهٔ علما را چون یک تشکیلات منظم تبلیغات\nتشویقات در بین عامهٔ مردم استفاده مینمود.\nدر آن زمان فاسق ترین مردم علمای دین بودند با مدرسه ها جای\nشراب خوری، جوان بازی، فاحشه بازی بود. ملابچه های فقیر\nو ناتوان که از سبب های حقیقی بمنصب رسیدن بی خبر بودند\nو از آن رذالت های دربارین دور بودند، هر قدر که میخواندند\nمیدانستند بجایی نمیرسیدند و منصبی را صاحب نمیگردیدند.\nناچار خواندن را ترک میکردند.\nآخر کار بجایی رسید که اعتبار دانستن و صاحب علم بودن\nاز میان رفت؛ بسیار مفتی ها، قاضیها، حاکمهای ولایت با تمام\nبی سواد بودند.\nدر نتیجهٔ این اساس و اصول حکومت داری بدست مأمورهای\nدولتی و علمای دین مبلغ های کلان جمع شد. بهترین زمینها،\nباغها، سرای ها، دوکانهای مملکت ملک امرا و علما بود، این"}
{"book": "adl0181", "page": 27, "text": "١٦\n\nدر زمره دولتمند ترین صنف مملکت بودند.\n\nبعد از جنگ آخری در سنه ۱۲۸۵ هجری در بین حکومت امپراطوری روس و امیر مظفر و تابع شدن بخارا بروسیه و رسیدن راه آهن در بخارا کار تجارت بین روسیه و بخارا بازودی ترقی کرد. امیر امرا علما بواسطه تجارها نیز تجارت میکردند. بسیاری از تجارهای بخارا با سرمایه امرا و علما کار میکردند. و بآنها قریب بودند.\n\nتسلط روسیه امپراطوری زندگانی رنجبران بخارا را پریشان تر کرد چونکه امیران بخارا بطریق تحفه و هدیه هر سال بدربار پادشاه روس و مأموران او مبلغ های کلی تقدیم مینمودند. آنهمه را نیز از رعیت می ستانیدند. زندگانی رعیت تنگ تر و سخت میگردید.\n\nدر آن زمان از علم و مدنیت در بین مردم نام و نشانی نماند. در تمام امارت بخارا از اهالی مملکت یک نفر دوکتور یا مهندس یا عالم علم زراعت یا دانشمند علم حساب یا مؤرخ یافتن ممکن نبود. مدرسه های مملکت بجز زیاده کردن شماره علمای بی سواد و فاسق دیگر خدمتی نمیکردند."}
{"book": "adl0181", "page": 29, "text": "۱۸\nترک امر و فرمانش موجب گنه کاری است .\nعامه بی سواد فریفته سخن های علمای دین بودند . از طرف دیگر\nراه مبارزه راه نجات را بروی خود بسته میدیدند ، میدانستند که\nامراء، علما و کسان صاحب نفوذ شهر و دهه بهم پیوسته اند ، همه\nیکجهت اند . بخلاف این زمره رعیت فقرای فقیر از همدیگر بی خبر بی\nتشکیلات مانده نمیدانست که چه کار کند ، راز دل خود را بکه گوید ،\nهرگاه از تنگی و سختی زندگانی مردم یک دهه قدم بشورش گذارند مردم\nدیگر دهه از انها بی خبر بودند ، بادست و تدبیر مردم صاحب نفوذ و\nدولتمندان شور و قیام رنجبران ظلم دیده خاموش کرده میشد ، جسور\nترین قیام کرده گان را چون گنه کار بدست حکومت می سپاریدند .\nمردم میدانستند که هرگاه بحکومت داران امیر غالب آیند حکومت\nامپراطوری روس امیر را حمایت خواهد کرد بمقابل حکومت\nامپراطوری قدرت و توانای مقابلت کردن را دارا نیستند تا سنه ۱۹۲۰ میلادی\nیعنی در سنه ۱۳۳۹ هجری تمام مردم بخارا و باشندگان قسم جنوبی جمهوری\nتاجیکستان امروز بهمین حال زیستند ، در نتیجه انقلاب اوکته بر"}
{"book": "adl0181", "page": 30, "text": "۱۹\n\nو افتادن امیر بخارا باشندگان این مملکت زندگانی نو را دارا\nگردیدند .\n\nاصول ادارۀ حکومت امپراطوری روسیه زندگانی\nمردم تورکستان روس در آن زمان\n\nقسمی از مردم تاجیکستان باشندگان سمت شمالی آن که ولایت\nهای خجند ، اورا تپه ، پنجه کنت را شامل است و مردم شرقی پامیر در زمان\nگذشته در زیر تابعیت حکومت امپراطوری روسیه بودند و این\nجاها داخل تورکستان روسی بود .\nحکومت امپراطوری بخارا و خیوه را بواسطۀ امیر بخارا و خان خیوه\nاداره میکرد بقیه خاک تورکستان را بی واسطه خود اداره مینمود\nچنانکه اینگونه شکل اداره بواسطه و بیواسطه از طرف دولت انگلیس\nهنوز در هندوستان معمول است .\nحکومت امپراطوری مردم تورکستان را چون ملت غیر روس"}
{"book": "adl0181", "page": 31, "text": "۲۰\n\nبیگانه میشماید . سیاستی که حکومت امپراطوری در تورکستان\nتطبیق مینمود عیناً مثل همان سیاستی است که هنوز دولتهای غالب\nو تسلط یافته در مستملکه های خود در باره ملت های محکومه تطبیق\nمیکنند .\nحکومت امپراطوری در راه ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی\nمردم تورکستان هیچ یک اقدامی نمیکرد . در کشادن مکتبها، مدرسه\nها و تعمیم معارف هیچ مددی نمی نمود، بلکه اقداماتی که مردم تورکستان\nدر این راه میکردند، از طرف حکومت دچار مانعها و مشکل ها میگردید .\nحکومت امپراطوری تورکستان را چون منبع مال خام می شناخت\nو از این راه از تورکستان استفاده مینمود ، در تأسیس صناعت و کارخانه ها\nکه مال خام مملکت را کار کند قابل استعمال نماید ممانعت میکرد، از این است که\nدر مدت پنجاه سال حاکمیت امپراطوری روسیه کار صناعت در خاک تورکستان\nترقی نکرد، کارخانه های بوجود آمد برای با آسانی بردن مال خام خدمت میکرد.\nمردم تورکستان در کارهای اداره وطن خود هیچ یک حق و اختیاری نداشتند.\nبنده مأموریت های مهم حربی سیاسی و ملکی بدست مأموران از روسیه آمده حکومت"}
{"book": "adl0181", "page": 32, "text": "۳۱\n\nو امپراطوری بود . اندمردم تورکستان قاضیها و نائب پولیس ها تعیین میکردند که\nدر بین مردم چون جاسوسان حکومت معروف بودند و در این راه خدمت میکردند\nدر زمان حاکمیت امپراطوری در خاک تورکستان بعض وسائل ترقی اقتصادی\nو مدنی نیز فراهم آمد ، اما اصول حاکمیت امپراطوری امکان نمیداد که آن وسایل\nبا در راه ترقی مردم تورکستان خصوصا قسم رنجبران خدمت نماید . در آنزمان\nدر تورکستان خط های راه آهن کشیده شد ، پوچته و تلگراف تاسیس یافت،\nراههای فنامایل درست کرده شد ، بانکها ، تجارت خانه ها تاسیس یافت شهرهای نو\nبنا یافت ،محکمه های عدلیه تشکیل گردید . این همه وسائل برای استحکام حاکمیت دولتمندان\nخدمت میکرد بوسطه این وسائل مدنی ، مردم تورکستان را بهتر استثمار میکردند محاصل رنج\nو سعی این مردم را با اسانی از دست پشان میگرفتند ومیبردند . در تورکستان کشت پنبه ترقی\nکرد ، اما منفعت آن نصیب یک مشت قلیل دولتمندان بود . در نتیجه سیاستی که در ان زمان معمول\nبود زمینهای کشت از دست دهقانها فقیر بدست دولتمندان میگذشت بشمار دهقان\nبی زمین فقیر سال بسال میافزود . حکومت امپراطوری صدها هزار دهقان را از داخل\nروسیه بتورکستان کوچانید ، زمینهای خوب مردم تورکستان را بازور ظلم گرفت و\nبمهاجران از روسیه آمده داد، خواست که با این راه از مهاجران برای خود"}
{"book": "adl0181", "page": 33, "text": "تکیه گاهی داشته باشد، در تورکستان طرفداران صادق اصول\nحاکمیت امپراطوری بوجود آید.\nدر نتیجه این سیاست حکومت امپراطوری احوال مردم تورکستان\nخصوصاً زندگانی قسم رنجبر این مردم بدتر و خراب تر شد. از ترقی\nو آبادی مملکت بعامه مردم هیچ نفعی نرسید، بی سوادی و جهالت\nعامه کم نشد، مکاتب، مدارس و مطبوعات مردم تورکستان ترقی نکرد\nاز سیاست حکومت امپراطوری عامه مردم نارضا بودند، آماده\nقیام و مبارزه بودند. در سنه ١٨٩٨ و ١٩١٦ میلادی یعنی در سنه های ١٣٨٥ و ١٣٣٦ هجری\nقیام و مقابله هم کردند. حکومت امپراطوری با ضرب توپ و تفنگ قیام را خاموش\nو مردم شورنده را مغلوب کرد.\nدر تورکستان گروهی بودند که بحکومت امپراطوری با صداقت\nخدمت میکردند و طرفداری میکردند، این گروه قلیل از علمای دین،\nزمین داران بزرگ و دولتمندان عبارت بودند، حکومت هم بهر راه\nو وسیله این گروه را حمایت میکرد.\nاز سیاست و اداره حکومت امپراطوری نه تنها عامه رنجبر"}
{"book": "adl0181", "page": 34, "text": "۲۲\n\nدر زمان حاکمیت امیرابولمری ، مدریس زندگان مسلمان ترکستان\n\nگروی از مسلمانان ترکستان که در مخالفت حکومت امیر ابولمری در بخارا بپایان رسیده اند، عکس بالا سید عالم را نشان میدهد که ریاست پروند را بر عهده داشتند."}
{"book": "adl0181", "page": 35, "text": "تورکستان نارضا بودند، بلکه اکثر مردم روسیه هم از حکومت خود\nنارضا و بحکومت خود دشمن بودند . چونکه حکومت امپراطوری در همه\nکار و سیاست خود منفعت صنف دولتمندان را مقدم میشمارید و\nبسیاری از مأموران بزرگ حکومتی، خود صاحب زمین بسیار، کار\nخانه ها، بانک ها و تجارت خانه ها بودند .\nصنف رنجبر مملکت، مردکار کارخانه ها، فابریک ها و دهقانهای\nفقیر بسختی زندگانی میکردند . از همه حقوقهای سیاسی و مدنی\nو اقتصادی محروم بودند\nاصول مالیات خراج، تجارت، صناعت، کارهای زراعت\nمعارف، عدلیه، نظمیه همه کار مملکت چنان اداره کرده میشد که\nمردم دولتمند از آنها نیکو استفاده میکردند، صنف رنجبر رعیت\nفقیر را از آنها نصیب خیری نبود. بنابرین از دیرگاه در بین دولتمندان و\nفقیران روسیه مبارزه صنفی دوام مینمود.\nوقتا که در روسیه صناعت ترقی نکرده بود، صنف مردکار، کار\nگران کارخانه ها فابریک ها هنوز بوجود نیامده بودند."}
{"book": "adl0181", "page": 36, "text": "۲۵\nیکی از بازیهای روز سه شنبه که مردم ترکستان در زمان مسافرت امپراطور کوهسار بزکشی را میبازند\nمردم ترکستان با سرهای خمیده خود بجنرال امپراطور کوهسار را سلام میگویند"}
{"book": "adl0181", "page": 37, "text": "٢٦\nمبارزه صنفی در بین دولتمندان، زمینداران و دهقانان فقیر دوام\nمیکرد. تاریخ روسیه از شورش و عصیانهای دهقانهای فقیر\nپرست. از آن جهت که دهقانها صاحب تشکیلات منتظم نبودند\nهمیشه مغلوب میگردیدند.\nهشتاد، هفتاد سال پیش از این کار صناعت بنا کردن فابریک\nها، کارخانه ها در روسیه رو بترقی نهاد وعد د مردکارهای کارخانه\nها بازودی ترقی کرد، مردکارهای کارخانه دوازده ، چارده حتی\n١٦ء ساعت کار میکردند، مزد کم میگرفتند، برای گذرانی زندگانی\nایشان کفایت نمیکرد، هرگاه کار را ترک کنند بهبودی احوال\nخود را طلب نمایند. بزور و ظلم حکومت آنها را بکار کردن مجبور مینمودند\nحکومت منفعت و خیریت صاحبان کارخانه را همیشه مقدم میشمارید\nعرض و داد مزدور کارگران را نمی شنید. دشمنی و خصومت\nکارگرها در حق حکومت روز از روز میافزود.\nتنگی زندگانی ظلم حکومت و دولتمندان صنف کارگر را در راه\nعصیان و انقلاب انداخت سی چهل سال پیش از این مردکارها"}
{"book": "adl0181", "page": 38, "text": "۲۷\nتشکیلات های مخفی انقلابی خود را بوجود آوردند. مرد کارهایی که\nدر کارخانه ها کار میکردند، هزار ده هزار و بیش از این در یکجا جمع\nبودند . جمعیت های بزرگ تشکیل میکردند . بنابرین با یکدیگر علاقه\nکردن، مشورت کردن تشکیلاتها بوجود آوردن ایشان نسبت\nبه دهقانها خیلی آسان بود .\nبا راهبری تشکیلات مرد کار ها در بین دهقانها هم کارهای تشکیلات\nانقلابی خیلی قوت گرفت و انتظام پیدا کرد . در نتیجه قوت یافتن\nجریان انقلابی کارگر ها قریب سی سال پیش از این فرقه بلشویک\nتشکیل یافت . تأسیس کننده و راهبر این فرقه لنین بود .\nاز روز تأسیس خود این فرقه رنجبر ها را در کارهای انقلابی راهبری\nکرد ، و در راه مبارزه های صنفی عموم رنجبران با تمام فعالیت کار کرد .\nحرکات انقلابی صنف رنجبر سال از سال شدت میکرد . در سال\n۱۹۰۵ میلاد بمقابل پادشاه بمقابل اصول حکومت داری دولتمندان یک\nحرکت انقلابی سخت پیدا شد ، همه مردکاران کارخانه ها ترک کار\nکردند ، خواستند که اصول ادارهٔ مملکت را دیگر کنند راه های"}
{"book": "adl0181", "page": 39, "text": "٢٨\n\nآهن استاده شد، کارخانه ها از کار ماند، حکومت و دولتمندان\nدر اضطراب افتادند در شهرهای بزرگ و در بعض ده ها در بین حکومت\nو رنجبران جنگهای خونین واقع گردید.\nدر این مبارزهٔ بزرگ صنف رنجبر مملکت مغلوب گردید\nحکومت و دولتمندان باز غالب آمدند، چونکه بسیار ترین دهقانها\nدر این حرکت انقلابی همراهی نکردند، پس مانده گی دهقانها اثر\nکرد، عسکر نیز آمادهٔ انقلاب نبود در تحت تأثیر حکومت بود.\nحکومت را مدافعه کرد.\nاین کشمکش و مبارزه صنفی رنجبر و صنف دولتمند تا\nانقلاب اوکتابر در سنهٔ ۱۹۱۷ میلاد دوام نمود و این انقلاب\nدولتمندان را مغلوب و رنجبران را غالب کرد."}
{"book": "adl0181", "page": 40, "text": "۲۹\n\nجنگ عمومی و انقلاب روسیه\n\nدولتمندان روسیه میخواستند که برای ترقی تجارت و صناعت\nخود خاک مملکت را وسعت دهند باز مملکت های دیگر را تصرف\nنمایند بخود تابع کنند. با این نیت در سنۀ ۱۳۳۳ هجری در جنگ عمومی\nداخل شدند با فرانسيه و انگلیس اتفاق کردند. بمقابل جرمنی و استریا\nو تورکیه بجنگ آغاز نمودند. جنگ بدرازی کشید. قوت و دولت\nمملکت در راه جنگ صرف کرده شد. تلفات عسکر روسیه روز اندوز\nمیافزود. حکومت روسیه پانزده میلیون رنجبر را در میدان جنگ\nبخدمت عسکری برده بود.\nمعلوم بود که برای صنف رنجبر از این جنگ فائده حاصل نخواهد\nشد. در این جنگ غالب آیند یا مغلوب گردند بهرحال منفعت نصیب\nزمینداران بزرگ صاحبان کارخانه ها، فابریک، تجارت خانه ها\nبانک خانه ها بود. این گروه در همه وقت تنگی و سختی احوال فقرای\nرنجبر را در نظر نمیگرفتند. به دوام داشتن جنگ را طلب مینمودند."}
{"book": "adl0181", "page": 41, "text": "۳۰\n\nتشکیلاتهای انقلابی در بین مرد کار عسکر و دهقان کار کردند.\nفهمانیدند که این همه خون ریزی ها برای منفعت دولتمندان است.\nمرد کار دهقان عسکر بمقابل حکومت برخاستند و در ماه فیورال سنهٔ ۱۹۱۷ میلا\nیعنی در سنهٔ ۱۳۳۵ هجری پادشاه روسیه امپراطور نیکالای را از تخت برانداختند.\nدولتمندان دیدند که اگر در آن لحظه بمقابل مردم انقلابی بطور آشکار قیام\nکنند ، کار ادارهٔ مملکت از دست دولتمندان خواهد رفت، چنین تدبیر\nرا اختیار نمودند که خودشان را در ظاهر بمردم انقلابی از طرفداران انقلاب\nو آزادی معرفی کردند ، از تخت برانداختن پادشاه را تصویب\nنمودند و با این راه ادارهٔ مملکت را بدست خود گرفتند و در باطن حرکت\nمیکردند که انقلاب را زودتر خاموش کنند. در نتیجه این انقلاب\nادارهٔ مملکت باز بدست دولتمندان بماند ، حکومت نو برای درستی\nاحوال مرد کار دهقان و عموماً صنف رنجبر هیچ یک کاری نکرد.\nجنگ را بر دوام داشت، خرابی و پریشانی صنف رنجبر روز از روز مییافزود\nاز آن روزی که حکومت امپراطوری سقوط کرد و کار بدست\nدولتمندان گذشت، فرقهٔ بالشویک و راهبر آن فرقهٔ لینن میگفت که:"}
{"book": "adl0181", "page": 42, "text": "۳۱\n« این کسانی که ادارۀ مملکت را بدست خود گرفته اند ، همه از صنف\nدولتمندان اند ، از خرابی و پریشانی صنف رنجبر اینها هیچ غمی ندارند ،\nتا زمانیکه صنف رنجبر ادارۀ مملکت را بدست خود نگیرد ، اصول ادارۀ\nکه موافق منفعت و خیریت صنف رنجبر باشد ، بوجود نخواهد آمد » .\nهر ماه هر روز که میگذشت راستی سخن بالشویکها روشن تر\nمیگردید ، اعتماد عامه رنجبر در حق فرقه بالشویک زیاد تر میشد .\nدر تحت تا ثیر تنگی و سختی زندگانی هم تبلیغات و راهبری فرقه بالشویک\nصنف رنجبر بمقابل حکومت دولتمندان راه انقلاب را پیش گرفت .\nمرد کارهای کارخانه ، علم انقلاب را بر داشتند ، همه دهقان رنجبر\nو عسکر با صنف مردکار همراهی کردند .\nدر آن روزها این شعارها سرمشق و دستور همه رنجبران انقلابی بود\n« نیست باد حکومت دولتمندان » ، حکومت را بدست شورای مردکار\nدهقان و عسکر باید داد ، جنگ را تمام باید کرد ، زمینهای دولتمندان\nبدهقان های بی زمین داده شود ، فابریک ها ، بانک ها تجارت خانه\nهای دولتمندان ملک عامۀ ملت باشد » ."}
{"book": "adl0181", "page": 43, "text": "۲۲\nدر این مبارزه صنفی دولتمندان از مقابله و مبارزه کردن عاجز\nآمدند و در ۲۵ ماه اوکتبر سنۀ ۱۹۱۷ میلادی صنف رنجبر حکومت دولتمندان\nرا بر انداخت، حاکمیت را بدست خود گرفت و حکومت شورای را\nتشکیل کرد.\nاز ساعتی که صنف رنجبر حاکمیت را بدست خود گرفت قدم بقدم\nمقصد های صنفی خود را بموقع اجرا گذاشت. تمام کارهای خود را از نقطه\nنظر صنف رنجبر تشکیل کرد.\nحکومت شورای به همه دولت های جنگ کننده تکلیف نمود که باساس\nهای برابری صلح کنند. متفق های سابق روسیه قبول نکردند. دولت\nشورا خود تنهائی صلح کرد. عهد نامه هائی که در بارۀ تقسیم کردن ترکیه\nایران و افغانستان حکومت امپراطوری با متفقان حربی خود بسته\nبود، حکومت شورا همه را بیکار و از اعتبار ساقط اعلان نمود.\nقرضهائی که برای صرف جنگ و استحکام دادن حاکمیت صنفی خود\nحکومت امپراطوری و حکومت دولتمندان از سرمایه داران خارجی گرفته\nبود حکومت شورای اعلان نمود که آن قرض ها را حکومت صنف رنجبر نخواهد"}
{"book": "adl0181", "page": 44, "text": "۳۳\n\nپرداخت. حقوق و امتیازاتی که دولتمندان خارجی در روسیه داشتند\nحکومت رنجبران نیز قبول نخواهد کرد.\nاینچنین طلباتی که حکومتهای سابق روسیه از ترکیه، ایران و\nچین داشتند همه را بخشید. از همه امتیازاتیکه در آن مملکت‌ها\nحکومت امپراطوری داشت از همه گذشت. عهدنامه‌هایی که حکومت\nامپراطوری با آن دولتها بسته بود و حقوق سیاسی اقتصادی آنها را\nزیر پا کرده بود، همه را ساقط از اعتبار شمارید و در بستن عهدنامه\nهای دیگر به اساس برابری اقدام کرد.\nتضییقات و سخت‌گیری‌هایی که بنابر سبب تفاوت ملی و دینی در حق\nغیر روس‌ها در زمان گذشته مرعی بود همه را لغو کرد. رنجبران همه\nملت و مذهب را در کار اداره مملکت حقوق برابری بخشید و امکان\nداد که هر ملت با رضا و خواهش خود طرز حکومت‌داری خود را تعیین\nنماید و اگر لازم داند مختار است که از جمهوریت شورای روسیه تمام\nجدا شود.\nزمین‌های زمینداران و دولتمند را گرفت، به دهقانهای بی‌زمین و کم‌زمین داد."}
{"book": "adl0181", "page": 45, "text": "٣٤\nبانک ها، فابریکها و تجارت خانه ها را تصرف کرد ملک ملت اعلان نمود\nزمینداران بزرگ، دولتمندان شهر و دهہ و علمای دین را از حقوق\nاداره کردن مملکت محروم قرار داد. این سیاست، این اقدامات\nحکومت شورای، دولتمندان داخلی و خارجی را در اضطراب انداخت.\nسرمایه داران داخلی و خارجی دیدند که این جریان صنفی انقلاب\nمیتواند که عالمگیر گردد و در تمام دنیا حاکمیت دولتمندان را زیر و زبر\nکند. و بنا بر این بمقابل حکومت شورای همه راه مخالفت و مبارزه را\nاختیار نمودند. منصب دارهای حربی و ملکی حکومت امپراطوری\nزمینداران بزرگ، صاحبان کارخانه و تجارتخانه ها، علمای دین\nاز روس و غیر روس همه بخلاف حکومت رنجبران برخواستند.\nحکومتهای دولتمندان خارجی خصوصاً انگلیس و فرانسه\nبا تمام هستی خود بحکومت شورای به مملکت رنجبران هجوم آوردند.\nبه دسته های عکس انقلاب داخل روسیه مدد کردند.\nاز طرف دیگر یک قیام عمومی صنفی رنجبران برپا شد، مرد کاران\nهمه فابریکها، دهقان های رنجبر از روس و غیر روس برای مدافعه"}
{"book": "adl0181", "page": 46, "text": "۳۵\n\nحاکمیت صنفی خود در مبارزه خونین اقدام نمودند\nرنجبران نمی خواستند که برای فایده دولتمندان جنگ کنند\nاز جنگ بیزار بودند، اما در این جنگ صنفی که برای نگهداشتن\nحاکمیت صنفی خود قبول نموده بودند، با کمال مردانگی استاده گی\nکردند. در اثنای این مبارزه تنگی و خرابی مملکت گرسنه گی و\nسختی عامه رنجبر روز از روز افزونتر میگردید، اما این همه تشکیلات\nعزم و متانت صنف رنجبر را نه شکست کم نکرد.\nدر سایه موفقیت و کامیابی های رنجبران روسیه جریان انقلابات\nبین الملل قوت گرفت. رنجبرانی که در مملکت های ثروتمندان زندگانی\nمیکردند از موفقیت های انقلابی رنجبران شورای باخبر شده جرات\nیافتند. بمقابل حکومت های خود نیز راه انقلاب را پیش گرفتند.\nدر نگه داشتن حکومت شورائی کوشش کردند.\nعسکرانی که از طرف دولتهای سرمایه داران برای نیست کردن\nحاکمیت شورائی فرستاده شده بودند، بمقابل حکومت شورای جنگ\nنکردند. حکومتهای دولتمندان مجبور گردیدند که از مملکت شورائی"}
{"book": "adl0181", "page": 47, "text": "٢٦\n\nدست کشند ، ترک جنگ کنند . سرمایه داران داخلی نیز از\nمبارزه و مقابله عاجز آمدند ، حاکمیت شورائی استحکام یافت،\nحکومت شورای در راه ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی صنف\nرنجبر اقدام نمود .\n\nاثر انقلاب در تورکستان\n\nدر نتیجه از تخت برانداختن پادشاه روسیه ، در تورکستان هم\nحرکت انقلابی بوجود آمد ، گروه دولتمندان روس و مسلمان کار\nاداره مملکت را بدست خود گرفتند .\nدولتمندان تجددخواه بخارا نیز خواستند که کار اداره مملکت را\nبه اختیار خود گیرند و نفوذ و تاثیر خود را بیافزایند ، آنها میخواستند\nدر امور مملکت بعضی اصلاحات اجرا شود اما امیر و اطرافیان کهنه\nپرست او این را قبول نکردند ، حصول این مطلب را امکان ندادند.\nاز انقلاب فیورال از سقوط حکومت امپراطوری صنف رنجبر\nنیز استفاده کرد ، کار پای تشکیلات انقلابی رنجبران قوت یافت."}
{"book": "adl0181", "page": 48, "text": "در بین رنجبران روس و محلی نزدیکی و یکجهتی زیاده شد.\nدر تورکستان هم صنف رنجبر بمقابل حکومت نو دولتمندان مبارزه\nمیکرد و در این مبارزه فرقه بالشوبک راهبری مینمود.\nدر نتیجه این انقلاب اوکتا بر در تورکستان هم حکومت نو دولتمندان\nافتاد کار بدست صنف رنجبر گذشت، در این جا هم صنف دولتمند\nبمقابل حاکمیت رنجبر راه مخالفت را پیش گرفتند.\nزمینداران بزرگ دولتمندان شهر و و همه منصب داران حکومت سابق\nعلمای دین از روس و مسلمان یک اتحاد صنفی بوجود آوردند.\nبا تشکیلات های عکس انقلابی داخل روسیه یکجهت گردیدند، حکومت\nانگلیس هم بیاری این گروه رسید، امیر بخارا هم با این با همدست\nبود. این دسته، این قوت عکس انقلابی که از طرف دولتمندان\nروس، یهود، ارمنی و مسلمان تشکیل یافته بود، دعوی محافظت سلام\nرا کرده و با این راه مردم را فریفته خود میکرد.\nبمقابل این گروه عکس انقلابی که دولتمندان همه ملتها تشکیل کرده\nبودند، صنف رنجبر مملکت نیز با همدیگر اتحاد نمودند، از رنجبران اوزبک"}
{"book": "adl0181", "page": 49, "text": "۳۸\n\nتاجیک، تورکمان، قرغیز، قزاق، روس یک قوت انقلابی بوجود\nآمد. همگی دست بدست یکدیگر داده حاکمیت صنفی خود را مدافعه کردند.\nدائرۀ مبارزه صنفی وسعت یافت، رنجبران بخارا و خیوه نیز همرهی\nکردند، حکومت امیر بخارا نیز افتاد، امیر بافغانستان گریخت، در\nخاک تورکستان جمهوریت های شورائی تورکستان، بخارا و خیوه\nبر پا شد. آنهائی که حاکمیت را از دست داده بودند، تا توانستند\nمقاتله و مقابله کردند، مبارزۀ صنفی بدرجه رسید که طرفداران حاکمیت\nدولتمندان باسمه چی ها، زن و کودکان دهقانهای رنجبران را میکشتند\nقتل عام ها میکردند، خرمن و خانه های رنجبران را میسوختند.\nبا این همه سختی، صنف رنجبر تاب آورد، مبارزه کرد غالب شد\nراه صنفی خود را اجرا کرد، تمام مال و ملک دولتمندان بخزینه ملت تعلق\nیافت، زمینهای زمینداران بزرگ را بدهقان های کم زمین و بی زمین\nداده شد، درآمد زمین های اوقاف را بکارندگان فقیر بخشیده شد\nتمام کار های سیاسی، اقتصادی و مدنی مملکت موافق منفعت صنف\nرنجبر تشکیل یافت، بدست صنف رنجبر گذشت."}
{"book": "adl0181", "page": 50, "text": "۳۹\n\nبعد از انکه صنف رنجبر حاکمیت خود را مستحکم نمود مسئله تشکیل\nکردن جمهوریت های ملی را پیش گرفت و در نتیجه حل کردن این\nمسئله جمهوریت شورائی تاجیکستان بوجود آمد.\n\nبرپا شدن جمهوریت های ملی در اسیای میانه\nو بوجود آمدن جمهوریت تاجیکستان\n\nوقتا که حکومت امپراطوری خان های تورکستان را مغلوب کرد\nقسم بزرگ خاک تورکستان را بی واسطه در تحت اداره خود گرفت.\nو قسمی را در زیر عنوان تابعیت امیر بخارا و خان خیوه گذاشت و بواسطه\nآنها اداره کرد.\nاما تقسیمات حدود را چنین تعیین نمود که اتحاد و نزدیکی ملت های اسیاسی\nاسیای میانه را امکانی نماند. بعد از انقلاب اوکتبر مردم اسیای\nمیانه توانستند که امتیاز ها و جدائی های ملی را محو نمایند جمهوریت های\nملی برپا نمایند در سال ۱۳۴۳ هجری بجای جمهوریت های تورکستان\nبخارا و خیوه جمهوریت های ملی تشکیل نمودند. حدود های این جمهوریت ها"}
{"book": "adl0181", "page": 51, "text": "موافق منافع ملی خود تعیین نمودند .\nدر مستملکة سابق امپراطوری ، جمهوریت های آزاد ، اوزبکستان\nتاجیکستان ، تورکمنستان ، قزاقستان و قرغیزستان بوجود آمد\nملت هائی که در نتیجۀ سیاست امپراطوری پریشان و پراکنده بودند.\nدر دائره جمهوریت های ملی خود بهم پیوستند .\nجمهوریت تاجیکستان که از جهت اقتصادی و مدنی خیلی پس مانده بود\nچون یک جمهوریت مختار در داخل جمهوریت اوزبکستان بماند.\nو قریب پنج سال زندگانی این جمهوریت در جزء اوزبکستان گذشت.\nدر مدت این پنج سال در زندگانی اقتصادی و مدنی تاجیکستان\nچنان یک تبدلاتے بوجود آمد که اگر احوال تاجیکستان را در زمان امیر\nدانید و از حالت پنج سال قبل آن واقف باشید بی اختیار خواهید گفت\nکه این ترقی تاجیکستان محیر العقول است .\nدو سال اوّل زندگانی تاجیکستان در راه برپا کردن امنیت\nمملکت ، نیست کردن باسمه چی ها گذشت. در آخر سال ۱۳۴۵ هجری خاک\nتاجیکستان از غارت باسمه چی ها پاک گردید ، امنیت در مملکت مستقر شد"}
{"book": "adl0181", "page": 52, "text": "٤٤\nو انجمن یکم شوراهای رنجبران تاجیک اجتماع نمود ، راه های انکشاف اقتصادی و مدنی مملکت را معین نمود، حکومت مرکزی خود را انتخاب کرد از آن روز حکومت تاجیکستان تمام قوت وسعی خود را در راه استحکام دادن حاکمیت صنفی ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی مملکت مصروف داشت . رنجبران تاجیکستان از همه کار بیشتر در تقویت و استحکام حاکمیت صنفی خود کوشش کردند .\nعملدار و منصب دارانی که در زمان امیر زمام ادارۀ مملکت را در دست خود داشتند ، زمینداران کلان و تجارها و علمائی که حصول حکومت داری دولتمندان را حمایت میکردند ، همه را از حقوق اداره کردن مملکت از حق انتخاب و منتخب گردیدن محروم کردند، همه را از کارهای اداره راندند ، بیرون کردند .\nحق اداره کردن مملکت را به صنف رنجبر منحصر ساختند از دهه گرفته تا مرکز جمهوریت ، همه مأمورها راهبرهای حکومت و دولت از طرف صنف رنجبر از بین صنف رنجبر انتخاب کرده میشوند . در نتیجه این انتخابات که در هر دو سال یکبار تکرار میشود،"}
{"book": "adl0181", "page": 53, "text": "٤٢\nتمام اداره و کار مملکت بدست انتخاب کرده گان صنف رنجبر گذاشته آنهائی که چند سال پیش از این مزدوری مردکاری دهقانی میکردند، امروز با کمال مهارت و توانایی کارهای مهم مملکت را اداره میکنند.\nمثلاً رئیس کمیته اجرائیه ایشان که باصطلاح ما رئیس جمهور است، رئیس شورای کمیسرها ایشان که باصطلاح ما رئیس الوزرا است، کمیسرهای عدلیه، معارف، داخلیه، حربیه، مالیه، تندرستی، زراعت ایشان که باصطلاح ما وزیرهای این وزارت خانه ها اند، همه از فرزندان رنجبر انتخاب کرده میشوند. رئیس جمهور رئیس الوزرا و دیگر وزیرها ایشان در انجمن های شورای ده نزد وکلای مرد کار و دهقان ها از کارهای حکومت و دولت حساب میدهند. اگر کار و خدمت ایشانرا شایسته شمارند بکار ایشان میمانند وگرنه بجای ایشان از بین رنجبران دیگری را انتخاب میکنند."}
{"book": "adl0181", "page": 54, "text": "٤٣\n\nخانۀ حاکمیت صنف رنجبر\n\nکمیتهٔ مرکزی اجرائیه جمهوریت اجتماعی شورای تاجکستان"}
{"book": "adl0181", "page": 55, "text": "٤٤\n\nحکومت صنف رنجبر قانونها و تشکیلات عدلیه مملکت را نیز از نقطه نظر\nمنفعت صنف رنجبر درست کرد.\nدر زمان گذشته شاهد با اعتبار محکمه، دولت مند شهر و دیه بود\nامروز سخن و شهادت یک رنجبر یک مزدور از شهادت آن اشخاص\nبا اعتبار سابق، مقدم داشته میشود.\nدر زمان گذشته محکمه، قاضی خانه را دولتمندان چون خانه خود\nمیشماریدند، میدانستند که حاکم و قاضی از جنس آنها است، قانون\nمملکت حقوق آنها را مدافعه میکند.\nامروز احوال چنین شده است که فقیر رعیت مزدور با دلیری تمام\nبه محکمه شورای صنفی خود میرود، قبل از مرافعه میداند که سخن حق او را\nخواهند شنید و حکم بجانب او خواهند کرد، چونکه آنکس که میپرسد\nآنکس که حکم میکند نیز از رنجبران است، قانون مملکت حقوق رنجبران\nرا مدافعه میکند.\nدولتمندی که در زمان گذشته محکمه را حامی خود میشمارید، در محکمه\nعدلیه شورائی با ترس و لرزه میرود، میداند که این محکمه صنف وی نیست"}
{"book": "adl0181", "page": 56, "text": "٤٥\nقانونیکه چون دستور در اساس گرفته میشود، از نقطه نظر منفعت\nصنف رنجبر نوشته شده است. بنا بر آن مرافعه را خواهد باخت صنف\nرنجبر در باره مدافعه و محافظت کردن وطن صنفی خود نیز اهمیت کلی داد\nاز روز تأسیس جمهوریت تاجیکستان در راه تشکیل کردن عسکر صنفی\nخود اقدام نمود، امروز تاجیکستان دارای یک قوت مسلح صنفی\nمکمل گردیده است که همه قسم های حربی پیاده، سواره، توپچی، پولیموتچی\nو دسته های کیمیایی را دارا است، از رنجبران تاجیک را هبران\nحربی قوماندان های ماهر رسیده است، و بسیار جوانان تاجیک\nدر مکاتب میانه و عالی حربی مشغول تحصیل اند. این قوت عسکری\nرنجبران تاجیک که جزاء عسکر سرخ شورائی است، چون یک قوت مسلح\nبین الملل رنجبران شماریده میشود.\nبرای تأمین نمودن امنیت و انتظام داخلی جمهوریت، رنجبران\nتاجیک، میلیتیه منتظم صنفی نیز بوجود آوردند.\nدر عسکر و میلیتیه جمهوریت تاجیکستان فرزندان رنجبر را قبول\nمیکنند، بمخالفان صنفی خود به فرزندان دولتمندان تیر و تفنگ را"}
{"book": "adl0181", "page": 57, "text": "٤٦\n\nنمیدهند آنها را در صف عسکر صنفی خود قبول نمیکنند. رنجبران تاجیک\nمیدانند که بدون ترقی و انکشاف اقتصادی و مدنی بهبودی و درستی\nزندگانی صنف رنجبر میسر نمیشود؛ بنابرین با یک سلسله تدبیرهای\nمهم در درستی این کارها اقدام نمودند، محافظت کردن منفعت صنف\nرنجبر را در کارهای خود اساس دانستند، خرابی مملکت، و فقیری عامه دهقانان\nرا در نظر گرفته سه سال تمام خراج زراعت را بدهقانها بخشیدند.\nبعد از آنکه احوال اقتصادی مملکت رو به بهبودی نهاد در اخذ نمودن خراج\nدهقانی اقدام نمودند؛ درباره خراج و مالیات مملکت چنین قوانینی\nوضع کردند که، باعث رفاهیت و درستی زندگانی دهقان فقیر و میانه\nحال گردد. از روی قانون خراج دهقانهای مملکت را بجهات قسم تقسیم میکنند:\nقسم اول، دهقانهائی که فقیراند حاصلی که از کشت خود میگیرند برای\nتامین زندگانی اهل و عیالشان کفایت نمیکند، این قسم را از دادن خراج\nدهقانی تمام آزاد میکنند.\nقسم دوم دهقانهائی که احوال زندگانی اشان نظر به قسم اول\nفی الجمله بهتر است، لکن بآن اندازه که زندگانی اشان بخوبی گذرد،"}
{"book": "adl0181", "page": 58, "text": "٤٣\nدرآمد ندارند با از مجموع در امد دهقانی این قسم دهقانها از صدی\nسه تا از صدی شش و هفت میگیرند .\nقسم سوم دهقانهائی که درامد کافی دارند ، زندگانی ایشان بخوبی\nمیگذرد ، از حاصل و درامد اینگونه دهقانها از صدی شش تا از صدی\nده میگیرند .\nقسم چارم دهقانهائی که درامد بسیار دارند ، درکشت و زراعت خود\nمرد کار ها چار یک کار ها پنج یک کار ها دارند ؛ تمامی گرانی خراج\nبه این گروه دهقانان عائد است ، از درامد و حاصل این قسم دهقانها\nاز صدی ده تا از صدی بیست و پنج میگیرند .\nدر زمان سابق هرکس دولتمند و صاحب اعتبار بود ، از او\nکمتر میگرفتند ، در این زمان سیاست خراج مملکت تمام برعکس\nآن است ؛ همه سبکی و رعایت نصیب دهقان فقیر و میان حال\nهمه گرانی نصیب دارا و دولتمند است، همین اساسی که در باره خراج\nدهقانی عرض کردیم در دیگر مالیات و خراجهای جمهوریت نیز مرعی است.\nجمهوریت تاجیکستان هم مثل دیگر مملکت های مشرق زمین مملکت"}
{"book": "adl0181", "page": 59, "text": "٤٨\nدهقانی است. در زمان گذشته در این جا از صناعت و کارخانه\nنام و نشانی نبود؛ بنابرین ترقی و انکشاف اقتصادی تاجیکستان\nاز همه کار زیاده تر وابسته بترقی کردن کارهای زراعت است؛\nرنجبران تاجیکستان در مسئله های ترقی کارهای دهقانی اهمیت بزرگ\nمیدهند. در این مدت پنج سال کار زراعت مملکت را خیلی ترقی دادند\nو احوال عموم دهقان ها را خیلی بهتر کردند.\nزمینهائی که در زمان گذشته ملک خصوصی امیر و مأمورانش بود\nهمه را بفقرای فقیر دهقانان رنجبر تقسیم کردند و دادند؛ انچنین زمینهائی\nاملاک و اوقاف را که در زمان گذشته قسم کلی حاصلش را مأموران\nامیر و علمای دین میگرفتند، همه را بکارنده گان رنجبر گذاشتند،\nمن بعد بنام املاک و اوقاف از آنها کسی چیزی نمیگیرد.\nخریدن و فروختن زمین را منع کردند، چونکه همه خریدار دولتمندان\nو فروشنده فقیر اند، در هر جا که خرید و فروش زمین معمول است\nزمینهای خوب آهسته آهسته بدست مردم دولتمند جمع میگردد.\nهمه زمینهای مملکت را ملک ملت قرار دادند، هر کس که کار میکند زمین از آنِ اوست."}
{"book": "adl0181", "page": 60, "text": "٤٨\n\nباو و فرزندان او میدهند ، با این راه در زندگانی عموم دهقانان یک بنیاد مستحکم اقتصادی گذاشتند .\nدر تاجیکستان آب روان و زمین قابل کشت بسیار است ، اما بسیار جوی های که برای آبیاری لازم است در نتیجه سیاست امیران کابل گردیده بی آب مانده است . حکومت تاجیکستان در باره جویهای نو برآوردن و در جویهای باطل و خشک شده آب جاری کردن باجدیت تمام کوشش نمود ؛ در مدت پنج سال قریب در یکصد و پنجاه هزار هیکتار زمین که بحساب ما نه صد هزار جریب میشود آبیاری کرده ، جویهای نو برآورده در این مدت به ده هزار خانه وار دهقان بی زمین و کم زمین از طرف حکومت زمین دادند ، آنها را بزمین های نو آبیاری شده کوچانیدند ، بهر یک باندازه کافی سلفی دادند که برای خود خانه درست کند ، گاو اسب و دیگر اسباب دهقانی بخرد .\nاز روی قرار حکومت تاجیکستان امسال باز بده هزار خانواده دهقان بی زمین و کم زمین ، از زمین هائی که آبیاری شده است، زمین میدهند و زندگانی آنها را درست میکنند ."}
{"book": "adl0181", "page": 61, "text": "۵۰\n\nدهقانهای تاجیکستان درکشت و زراعت اسباب های قدیمی را\nکار میفرمودند، اصول زراعت مملکت صدها سال پیش از این چگور\nباشد بهمان حال مانده بود، از کار فرمودن ماشینهای نو دهقانه\nو استفاده نمودن تجربه های علمی تمام بی خبر ومحروم بودند.\nحکومت تاجیکستان در این باره نیز یک تبدلات عجیبی بوجود آورد\nدر جلب نمودن عالم های علم ذراعت تشکیل کردن مؤسسه های علمی\nزراعتی اگرانومی و تعمیم نمودن ماشینهای نودهقانی، با کمال جدیت\nکوشش کرد، و مردم تاجیکستان را در کار فرمودن ماشینهای دهقانی\nو استفاده نمودن از تجربه های علمی زراعتی آماده نمود! امروز هزارها\nدهقانهای تاجیکستان با ماشینها، تراکتور ها زراعت میکنند، از تجربی\nهای علمی در کارهای دهقانی خود استفاده میکنند، کارهایی را که در هفتی\nو ماه ها میکردند، با یاری ماشین و علم، در مدت یک روز دو روز میکنند\nدر زمان گذشته دهقانهای تاجیکستان از سودخورها قرض\nها میگرفتند، وتنزیل بسیار میدادند، آخر از بار گران قرض برآمد\nنتوانسته از زمین ها و خانه های خود جدا میگردیدند، همه را فروخته قرض"}
{"book": "adl0181", "page": 62, "text": "۵۱\nخود را ادا میکردند ؛ حکومت تاجیکستان احتیاج مردم دهقان را\nدر نظر گرفته یک بانک مخصوص برای دهقانها قرض دادن تأسیس نمود،\nنمونه از عمارت های پای تخت جمهوریت رنجبران تاجیک\nدهقان سرای : - بنائی است که از طرف حکومت رنجبران تاجیک برای تربیت دهقانان رنجبر ساخته شده است\nو شعبه های این بانک را در همه جا در بین مردم دهقان تشکیل کرد،\nهیئت ادارۀ این شعبه ها از طرف خود دهقانها انتخاب کرده میشوند که\nباصطلاح محلی «شرکت های قرض دهقانی» میگویند ."}
{"book": "adl0181", "page": 63, "text": "۵۲\n\nاین بانگ بواسطۀ شعبه های خود هر سال میلیون ها بمردم دهقان\nقرض میدهد، احوال اقتصادی دهقان را در نظر گرفته مهلت ادای قرض\nرا تعیین مینماید، و همچنین تنزیل را موافق احوال دهقان سالانه از\nصدی دو تا صدی شش میگیرد که برای تأمین نمودن مخارج مؤسسۀ بانگ\nو شعبه های آن کفایت میکند.\n\nدر سالهایی که مبارزۀ انقلاب شدت کرده بود، بسیار غملداران،\nدولتمندان، طرفداران اصول حاکمیت ثروتمندان، بافغانستان گریختند،\nو از مردم سرحد نشین تاجیکستان با راه تشویق و تهدید بسیار کسان را باخود\nبردند. رنجبرانی که بخاک افغانستان رفته بودند، بحکومت خود مراجعت\nنمودند که باز بوطن خود آمدن آنها را تأمین نماید.\n\nحکومت تاجیکستان در این راه تدبیر های جدی کرد، قرار داد که\nرنجبرانی که از افغانستان بوطن خود باز میآیند، بآنها باندازه کفایه\nزمین داده شود برای درست کردن خانه و خریدن اسباب دهقانی\nبآنها مبلغ ضروری داده شود و در تمام حقوق ادارۀ مملکت آنها را\nبرابر و کامل الحقوق شماریه شود. در نتیجه یاری حکومت تاجیکستان"}
{"book": "adl0181", "page": 64, "text": "۵۳\nبسیار از رفته گان باز بوطن خود آمدند، هنوز در افغانستان قسمی\nمانده اند و همیشه کوشش میکنند که زود تر بوطن خود برسند. اما\nبرای پس آمدن آنها در آن جانب مانع ها بسیار است.\nدر باره ترقی و انکشاف کارهای دهقانی مملکت اقداماتی که\nحکومت شورائی تاجیکستان بکار برد و میکشد، نتیجه های نمایان\nبخشید، کشت مملکت در مدت پنج سال بیش از سه مرتبه افزود ؛\nخصوصاً کشت پنبه و کار پیله ابریشم بسیار ترقی کرد، صادرات،\nچیزی که از تاجیکستان در دیگر جمهوریت های شورائه و ممالک خارجه\nمیبرند سال از سال میافزاید.\nپنبه، غله، ابریشم، محصول مال چار پاداری، میوه قسم عمدۀ\nصادرات تاجیکستان را تشکیل مینماید، دهقانهای تاجیکستان\nاز فروش محصول سعی خود میلیون ها میگیرند. حاصلات تاجیکستان\nهر قدر که افزاید همان قدر احوال عامۀ دهقان بهتر، در آمدش\nبیشتر میشود، در این بابت تاجیکستان و عموماً جمهوریت های شوراۀ\nیک خصوصیتی دارند که در مملکت های غیر شورائی دیده نمیشود."}
{"book": "adl0181", "page": 65, "text": "٥٤\n\nچنانچه در مملکتهای غیر شورائی هرگاه زندگانی اقتصادی مملکت ترقی\nکند. صناعت انکشاف یابد دولتمندان دولتمندتر فقیران فقیرتر میشوند\nتفاوت زندگانی بین دولتمندان و فقیران بسیار تر میشود، در جمهوریتهای\nشورائی هر قدر که احوال اقتصادی مملکت خوب تر شود بهمان اندازه احوال\nرعیت فقیر بهتر میشود. رنجبران کار تجارت مملکت را نیز بدیگر\nاساس تشکیل نمودند.\nدر زمان گذشته کار تجارت مملکت بدست تجارها، حناط ها، جلابها\nبود آنها کوشش میکردند که هر چیز که از مردم بخرند ارزانتر بگیرند و هر چیز\nکه بمردم میفروشند قیمت تر بفروشند، در این معامله خرید و فروش\nمبلغ بسیار از جیب مردم بکیسه تجارها و حناط ها میرفت.\nحکومت شورایه تاجیکستان از طرف دولت تجارت خانه هائی تشکیل\nنمود و در بین مردم بسیار شرکت ها بوجود آورد که باصطلاح آن جا\n«کا آپراتیف» میگویند. و با این راه مردم را از پنجه تجارها، حناط ها\nخلاصی بخشید.\nامروز مردم تاجیکستان هر چیز که بفروشند به تجارت خانه های دولتی"}
{"book": "adl0181", "page": 66, "text": "۵۵\nو شرکت ها میفروشند، خرید را نیز از آنها میکنند، نرخ خرید و فروش\nمال ها را از روی اعتدال تعیین میکنند، در این میان اگر فائده\nحاصل شود، در جیب دولت و شرکت های رنجبران میماند.\nتمام تجارت مهم مملکت بدست این تجارت خانه های دولتی و شرکت\nهای رنجبران گذشته است. از این تدبیر حکومت تجارها، خیاط ها\nدلگیر و رنجبران خورسند اند.\nدر زمان گذشته تاجیکستان راه های منتظم نداشت. اسباب\nنقلیات بارکشی بردن و آوردن مال ها از شتر، اسپ و خر عبارت بود،\nدر بسیار جای های تاجیکستان از بدی راه رفتن عرابه ممکن نبود،\nبدی راه، گرانی کرا یکی از مانع های بزرگ ترقی و اقتصادی و مدنی\nتاجیکستان بود.\nاز روز تشکیل یافتن جمهوریت تاجیکستان حکومت رنجبران\nتاجیک در باره درست کردن راه ها با کمال جدیت کوشش کرد\nو تمام مردم بحکومت خود همراهی کردند: در نتیجه مساعی پنج ساله رنجبرا\nتاجیکستان و در دیگر جمهوریت های شورای این مملکت راه و نقلیات خودرا"}
{"book": "adl0181", "page": 67, "text": "٥٦\nخیلی اصلاح کرد، و موفقیت های بزرگ را صاحب گردید، راه آهن\nدر مرکز در پای تخت جمهوریت تاجیکستان رسید، از آنجا راه آهن\nرا به سمت جنوبی میکشند، ساختن راه دوام میکند. در بسیار جایهای\nتاجیکستان خط راه آفتامبیل کشیده شد. آن خط ها با راه آهن\nپیوست. در تاجیکستان نقلیات هوائی تأسیس یافت با خط منظم\nهوائی بواسطه آیرپلان ها هواپیما ها تاجیکستان با تمام جهان علاقه‌مند\nگردید، در بین مرکز دولایت های تاجیکستان نیز خط راه هوائی تأسیس\nیافت، کشتی رانی دریای امویه خیلی ترقی یافت.\nامروز راه آهن، آیرپلان ها، کشتی های بخاری دریائی، آفتامبیل\nوظیفه نقلیات را در تاجیکستان ادا میکند، این همه وسایط مدنیه\nدر راه ترقی رنجبران تاجیک خدمت میکنند.\nدر تاجیکستان اسباب مخابره پوچته - تیلگراف، رادیا نیز تأسیس\nگردید : و خیلی با زودی تعمیم یافت، نه تنها شهرها بلکه دیهه های بزرگ\nتاجیکستان هم امروز دارای شعبه های پوچته و تیلگراف است. در بسیار\nجایهای تاجیکستان رادیا (بی سیم) کار میکند."}
{"book": "adl0181", "page": 68, "text": "۵۷\n\nاولین راه آهنی که برای بهبودی زندگانی صنف رنجبر در شرق\nساخته شده است.\n\nرسیدن راه آهن به پای‌تخت تاجیکستان و استقبال نمودن رنجبران\nتاجیک اولین ماشینی را که به پای‌تخت اشان رسیده است."}
{"book": "adl0181", "page": 69, "text": "۵۸\nدرست شدن راه ها آسانی نقلیات ارزانی کرایه بردن و آوردن\nمالها در زندگانی تاجیکستان اثر بزرگ کرد : امکان بخشید که رنجبران\nتاجیکستان در تأسیس نمودن صناعت مملکت خود اقدام نمایند : در\nمدت کوتاه کارخانه های : پنبه تازه کنی، روغن کشی، صابون سازی\nاستانسه های چراغ برق که ساخته شده است از بیست عدد بیشتر است.\nامسال در تأسیس فابریک بافنده گی بزرگ، کارخانه ابریشم، وبنای\nاستانسهٔ الکتریک آبی که قوت شش هزار اسب را دارا خواهد شد،\nاقدام نمودند . صناعت تاجیکستان هم مثل کارهای زرعت اش\nبا یک زودی حیرت افزا ترقی میکند. برای اداره کردن راه های آهن\nآیرپلان ها ، فابریک ها از فرزندان رنجبران تاجیک، میخاینک ها\nتیخنیک ها، ماشینست ها، مهندس ها حاضر میشوند.\nدر راه ترقی مدنیت و معارف رنجبران، حکومت تاجیکستان همه\nوسیله ها را استفاده میکند، کوشش میکند که هر چه زود رنجبران را\nاز تاریکی جهالت بروشنایی برارد. این کار را یکی از وظیفه های اساسی\nخود میشمارد ."}
{"book": "adl0181", "page": 70, "text": "۵۹\nمعلوم است که در زمان حاکمیت دولتمندان بی علمی و نادانی مردم\nاین مملکت بدرجه انتها رسیده بود، سه سال پیش از این در تاجکستان\nتحریر نفوس سرشماری مردم را اجرا نمودند، باین مناسبت معلوم\nشد که در تمام ديهه های تاجکستان هفت هزار مرد و یکصد و هفتاد\nنفر زن با سواد بوده است؛ در چنین حالت پیش بردن کارهای\nمعارف تا چه اندازه مشکل است پرظاهر است.\nحکومت رنجبران تاجک با یک عزم متین در راه پیش بردن\nکارهای معارف قدم گذاشت، هرچیز که در دائرۀ امکان بود همه را\nدر راه معارف صنف رنجبر استفاده کرد، با مخارج بسیار از خارج\nجمهوریت معلم ها طلبید و با یک زودی فوق العاده از مردم تاجیک\nمعلم های بسیار رسانید، قسم مهم مخارج بودجۀ دولت را در راه معارف\nتخصیص کرد، مخارج همه مکتب ها را از طرف دولت تأمین نمود، مصار\nخوردنی و پوشیدنی طلبه گانرا از خزانۀ دولت داد. مساعی حکومت\nثمرۀ کلی بخشید، شمارۀ طلبه گانی که در مکاتب جمهوریت شورای تاجکستان\nمشغول تحصیلند، امسال بچهل هزار رسید!"}
{"book": "adl0181", "page": 71, "text": "٦٠\n\nیکی از بنا های مکتب صنف رنجبر\n\nبنای دارالعلوم رنجبران تاجیک : درین بنا قریب یکهزار نفر فرزندان صنف رنجبر در تحصیل علم و فن مشغولند ."}
{"book": "adl0181", "page": 72, "text": "٦١\nبیش از یک هزار طلبۀ تاجیکستان در خارج تاجیکستان در مکاتب\nمیانه و عالی با مخارج دولت مشغول تحصیلند ، در مکاتب عالی زراعت،\nطب ، مهندسی ، حقوق وغیره شمارۀ طلبه گان تاجیک سال از سال\nمیافزاید ، این همه طلبه گان که علم و هنر کسب مینمایند ، همه از فرزندان\nرنجبراند ، مکاتب و معارف تاجیکستان برای تنویر صنف رنجبر خدمت\nمیکند ، هر کس که صاحب علم و معرفت شد در ین صف رنجبر برای صنف\nرنجبر کار میکند .\nرنجبران تاجیک در تأسیس کارهای مطبوعات ، تألیف و ترجمه نیز\nاقدامات بزرگ کردند ؛ بنام « ادارۀ نشریات دولتی تاجیک » مؤسسۀ\nتأسیس نمودند ، از طرف این اداره مطبعه های مکمل بوجود آمد ؛\nقابل ترین مؤلف و مترجم ها را از هر طرف طلبیدند ، در نتیجۀ مساعی\nاین مؤسسه کتاب های بسیار بزبان فارسی - تاجیکی تألیف ، ترجمه\nو نشر گردید . در هر یک از شعبه های علوم ، هندسه ، جبر، طبیعیات\nطب ، جغرافیا ، تاریخ زبان وغیره کتابهای فارسی بوجود آمد ،\nسال از سال دائرۀ تألیف ترجمه و نشریات فارسی تاجیکستان وسعت می یابد."}
{"book": "adl0181", "page": 73, "text": "٦٢\nنزدیک است آن روزی که در راه پیش بردن مدنیت و معارف رنجبران\nپارسی گوی عالم، تاجیکستان رهبری کند! از مدنیت رنجبران تاجیک\nما نیز مستفید و بهره ور گردیم.\n\nحکومت رنجبران تاجیک تعلیم و تربیهٔ فرزندان دهقانان رنجبر را از مهم ترین وظیفه های\nخود میشمارد.\n\nنمونهٔ یکی از مکتب های که در دهه های دور دست تاجیکستان ساخته اند.\n\nکار محافظهٔ تندرستی پیش از تشکیل جمهوریت تاجیکستان تمام متروک\nبود. حکومت امیر در این باره هیچ یک اقدامی نمیکرد. در نتیجهٔ کوشش"}
{"book": "adl0181", "page": 74, "text": "٦٢\n\nرنجبران تاجیک امروز همه شهرها و دبهه های بزرگ تاجیکستان\nدارای شفاخانه ها و دواخانه ها است؛ آخرین تجربه های طبی\nو جراحی عصر حاضره در شفاخانه های تاجیکستان بعمل گذاشته شدهاست.\nمعالجه و تداوی همه بیماران بتجربه از طرف دولت رایگان کرده میشود.\nشماره بیماری های گذرنده، بیماری کودکان سال از سال کم میشود.\nحکومت شورائی تاجیکستان در ضم حل نمودن مسئله های\nاقتصادی و مدنی در تسویۀ مسائل ملی و اجتماعی نیز اهمیت بزرگ داد،\nمبارزه و مخاصمت بین ملت ها را بآشتی و برادری ملی مبدل ساخت.\nپنج یک مردم تاجیکستان غیر تاجیک اند، بملت های اوزبک\nتورکمان، قرغیز و غیره منسوبند، رنجبران این همه ملتها در اداره مملکت\nبرابر همراهی میکنند، در راه بر داشتن احوال اقتصادی و مدنی جمهوریت\nبا برادران تاجیک خود برابر کوشش میکنند. از همه موفقیت های مملکت\nبرابر استفاده میکنند؛ جدائی دین و ملت به اتحاد صنفی باشندگان\nتاجیکستان هیچ تأثیر و تفاوتی نمیکند، حتی رنجبرانی که از مملکت های غیر\nشورائی به جمهوریت تاجیکستان آمده اند و میآیند، آنها را نیز شریک"}
{"book": "adl0181", "page": 75, "text": "٦٤\nدولت میشمارند، آنها نیز در انتخاب حکومت تاجیکستان اشتراک\nمیکنند، از رنجبران ایران، افغانستان و هندوستان بسیار کسان\nهستند که عضو حکومت تاجیکستانند، در اداره کردن جمهوریت با برادرا\nتاجیک خود همراهی میکنند. قسمی از آنها در کارهای زراعت و صنعت\nمشغولند، قسمی در مکاتب شورائی تحصیل علم میکنند، تاجیکستان را\nوطن صنفی خود میدانند، با کمال آزادی و خوشنودی زندگانی میکنند.\nدر نتیجه تدبیر و سیاست حکومت تاجیکستان در بین همه ملت ها\nیک دوستی و برادری صمیمی قایم گردید.\nدر مسئله تربیت و حقوق زنان موفقیت های تاجیکستان نیز بسیار\nدر زمان گذشته زنها را مثل مال میخریدند، میفروختند، زن از همه\nحقوق انسانی محروم بود، زن را تنها آلت عیش و عشرت میدانستند.\nحکومت شورائی تاجیکستان بخلاف این عادت و این عقیده\nمبارزه سخت کرد، در تمام مسائل اقتصادی مدنی و سیاسی زن را\nیک عضو کامل الحقوق مملکت شناخت؛ در انتخابات شورایی و اداره\nمملکت زن های رنجبران تاجیکستان با مرد ها برابر همراهی میکنند."}
{"book": "adl0181", "page": 76, "text": "٦٥\n\nدر های مکاتب و مدارس تاجیکستان برای زنها تمام گشاده است\nاز زنهای رنجبر تاجیک معلمه ها، محرره ها و راهبران اداره مملکت رسیده است\nدر تاجیکستان قبل از رسیدن بسن معین نکاح کردن ، بی رضای\nدختر او را بشوهر دادن ، در بالای یک زن زن دیگر گرفتن ممنوع است.\nدر جمهوریت تاجیکستان زن یک عضو آزاد و صاحب حقوق جمهوریت است.\n\nشرح کامیابی های تاجیکستان را با این قدر اختصار میکنیم.\nخوانندگان گرام آنهائی که احوال گذشته تاجیکستان را میدانند\nخواهند گفت: معلوم است که تاجیکستان یک مملکتی بود پس مانده ،\nمردمش فقیر و ناتوان، در نتیجه غارت و تاراج باسماچیها - طرفداران\nاصول حاکمیت امیر باز خراب تر و مردمش فقیر تر گردید ! دخل این مملکت\nبخرچش البته کفایت نمیکند، این همه کامیابی های بزرگ که بدون\nمخارج میلیون ها میسر نمیشود، برای تاجیکستان فقیر چگونه میسر گردید؟\nاین سؤال طبیعی است.\nمعلوم است که تاجیکستان جمهوریت اجتماعی شورا است، بواسطهٔ\nاوزبکستان در « اتفاق جمهوریتهای شورا » داخل گردیده است. و جزء"}
{"book": "adl0181", "page": 77, "text": "٦٦\nاتفاق جمهوریت های شورای میباشد . «اتفاق» جمهوریت های شورای\nبه جمهوریت تاجکستان هرگونه معاونت مادی و معنوی را مبذول داشت.\nدر مدت پنج سال گذشته از خزینه مشترک «اتفاق» مبلغ پنجاه میلیون\nروبل بتاجکستان معاونت نمود. معاونت «اتفاق» در بارۀ تاجکستان\nسال ز سال میافزاید. چنانچه برای مصارف سال جاری سال ششم\nزندگانی جمهوریت تاجکستان چهل میلیون روبل معاونت میکنند، غیر\nاز این مصارف ساختن راه آهن و تامین مخارج عسکر نیز از خزینه مشترک\n«اتفاق» پرداخته میشود. در نظر خواننده باز یک مسئله پوشیده\nمیماند، خواهد پرسید :\nرنجبران تاجک که از مدنیت دور بودند، پس مانده بودند، این\nهمه مبارزه های صنفی را چگونه اداره نمودند، غالب آمدند و در جمهوریت\nخود چنین یک اصول اداری مدنی و صنفی را برپا نمودند، و این همه موفقیات\nها را بدست آوردند ؟\nاگر خواننده دقت کرده باشد در صحیفه های گذشته ما نشان دادیم\nدر مورد انقلاب اکتوبر راهبر صنف رنجبر فرقه بالشویگ کامونیست بود"}
{"book": "adl0181", "page": 78, "text": "٦٧\n\nانقلاب اوکتابه با راهبری این فرقه بوجود آمد و حاکمیت شورائی رنجبران\nبا راهبری بالشویك ها تشکیل یافت. سی سال است این فرقه در راه\nآزادی رنجبران و ملت های مظلوم کار میکند، در هر جا که صنف رنجبر بیدار\nو هوشیار میشود و در بین آنها گروه انقلابی پیدا میگردد، آن گروه انقلابی\nرنجبران فرقه بالشویك کامونیستی را بوجود میآرند.\nاز رنجبران فعال و انقلابی جمهوریت تاجیکستان بسیار کسان هستند\nکه در فرقه بالشویك کامونیست داخل گردیده اند، تشکیلات این فرقه\nعالم شمول در همه جای تاجیکستان موجود است. با راهبری این فرقه این\nتشکیلات، رنجبران تاجیک در راه انقلاب مبارزه کردند نصرت یافتند\nحاکمیت صنفی خود را بر پا نمودند. امروز بدرجه رسیده اند که جمهوریت\nتاجیکستان یکی از جمهوریت های مستقل «اتفاق» میشود، انجمن سوم\nشوراهای تاجیکستان قرار گذاشت که تاجیکستان از جزء جمهوریت\nاوزبکستان بپراید، بیواسطه در «اتفاق» جمهوریتهای شورایه داخل گردد.\nبنا برین بعد از این موقع تاجیکستان بزرگتر و اهمیتش بیشتر خواند\nتاجیکستان در سلسله جمهوریت های مستقل شورایه یک عامل بزرگ"}
{"book": "adl0181", "page": 79, "text": "۶۸\n\nمدنی و انقلابی خواهد گردید.\nکامبابی هائی که تاجیکستان را میسر گردیده است، جزئی است از کامیبا\nهائی که تمام ملت های مقیم جمهوریت های شورائی را نصیب گردیده است.\nاوزبک ها ، تورکمان ها ، قرغز ها ، قزاق ها و دیگر ملت هائی که در\nخاک شورائی زندگانی میکنند، هر یک جمهوریت مستقل و مختاری را مالک اند\nهر یک در راه اقتصاد مدنیت موفقیت های بزرگ بدست آورده اند.\nهر گاه سرگذشت این ملت ها را ملاحظه کنیم و با سرگذشت مردم هندوستان\nایران و افغانستان اندازه کنیم یک مشابهت و یکرنگی بسیار نزدیکی را\nمشاهده خواهیم کرد. چه شد که باشندگان جمهوریت های شورائی در راه\nآزادی و استقلال چنین کامیاب گردیدند، مردم هند، ایران و افغانستان\nاز این کامیابی ها محروم اند؟ آیا استعداد و قابلیت فطری\nمردم هند، ایران و افغانستان ناقص است؟\nما هیچ گاه چنین گمان نمیکنیم، عقیدۀ کامل داریم که اگر شرایط موفقی\nفراهم آید، باشندگان هندوستان، ایران، افغانستان هم با یک"}
{"book": "adl0181", "page": 80, "text": "٦٩\nزودی حیرت بخش ترقی خواهند کرد، اما تأثیر و نفوذ خارجی امکان\nنمیدهد که شرایطی که برای سعادت این مردم لازم است فراهم آید .\nواضح تر گوئیم : آزادی و استقلال مردم مستملکه ها و نیم مستملکه ها باعث\nپریشانی دولت های سرمایه داران است. آزادی و استقلال مردم هندوستان\nایران و افغانستان بخرابی و پریشانی دولت سرمایه داران انگلیس را\nسبب خواهد شد! چونکه شوکت و حشمت دولت سرمایه داران انگلیس را\nمردم رنجبر و کارگر هند، مصر، ایران و افغانستان تأمین میکنند ، هندوستان\nپس مانده و فقیر خزینه بریتانیای عظمی را پر میکند، دهقان مصر و هند\nنیم گرسنه و نیم برهنه زندگانی میکند ، از رنج و سعی آنها دارائی دولتمندان\nبریتانیا میافزاید.\nاز این است که سرمایه داران انگلیس میگویند: مردم هند هنوز بدرجه\nنرسیده اند که خود را خود اداره کنند! از این است که سرمایه داران\nانگلیس دشمن استقلال مردم مصر، ایران و افغانستان اند .\nیکی از مثالهای نزدیک سرگذشت یکساله افغانستان\nوطن من یکدوره مهم تاریخی زندگانی خود را میگذراند :"}
{"book": "adl0181", "page": 81, "text": "١- در افغانستان زندگانی کهنه با زندگانی نو مبارزه میکند،\nترقی کارهای معارف، انکشاف تجارت، تأسیس صناعت، مرکزیت ادارۀ\nمملکت، خواهش تجدد خواهان افغانستان، خواهش زندگانی نو است،\nکهنه پرستان این همه را نمیخواهند، مقابلت میکنند.\n٢- در افغانستان ملتهای گوناگون افغان، تاجیک، هزاره، اوزبک،\nتورکمان زندگانی میکنند، خیریت مردم افغانستان اقتضا میکند که در بین این\nملت ها یک برادری و برابری قائم باشد، در کار ادارۀ مملکت همه برابر شریک\nباشند، یک ملت حاکم دیگر محکوم نباشد، یکی بدیگری ظلم نکند.\n٣- اکثریت مردم افغانستان دهقاناند، سعادت افغانستان قتضا میکند\nزندگانی مردم دهقان بهتر و خوبتر شود، اخراج و مالیات دهقانی سبک شود،\nبمردم دهقان خصوصاً بقسم فقیر و محتاج آن هر گونه معاونت و یاری داده شود؛\nتمام کارهای مملکت چنین اداره و اجرا کرده شود که عامه مردم دهقان راضی باشند.\nبدرستی حل گردیدن و فیصل یافتن این مسئله ها نیک بختی و سعادت مردم افغانستان\nرا تأمین میکند، استقلال افغانستان را قوی میگرداند.\nدولت انگلیس دشمن استقلال افغانستان است، بنابران کوشش"}
{"book": "adl0181", "page": 82, "text": "۷۱\n\nمیکند که این مسئله ها معلق پیچیده و ناتمام ماند، تا اینکه ماده و اسباب منازعه\nدر داخل افغانستان بردوام باشد، افغانستان ضعیف ناتوان باشد استقلال\nحقیقی افغانستان بوجود نیاید! از این است که دولت انگلیس خونریزی جنگ\nهای داخلی افغانستان را طالب است، گاه به یکی، گاه بدیگری مدد میکند!\nآتش فساد را بلند میکند، آخر هر یک را فریب میدهد.\nسرگذشت تاریخی عربستان، هندوستان، ترکیه، ایران و افغانستان\nرا با نظر دقت ملاحظه کنید، می بینید که در هر موقعیکه فلاکت و پریشانی به این مملکت ها\nرسیده است، دست و دسیسهٔ انگلیس کار کرده است.\nانقلاب او کتا بر و تشکیل یافتن جمهوریت های شورائی در سیاست دنیا یک\nانقلاب بزرگ انداخته است! فرقه بالشویک ـ کامونیست و جمهوریتهای شورائی\nدر راه آزادی و استقلال ملت های مظلوم تأثیر بزرگی دارند، هر روز که میگذرد علاقه\nو یکجهتی ملت های مظلوم با اتفاق جمهوریت های شورائی و فرقه کامونیست\nمیافزاید، در هر جا تشکیلات های انقلابی قوت میگیرد. و روز نجات ملت های مظلوم\nنزدیکتر میشود! شبهه نیست که سرگذشت تاجیکستان وجود اتفاق جمهوریتهای شورای\nصنف ها و ملت های مظلوم جهان را به یک زندگانی نو و آزاد رهنمائی خواهد کرد."}
{"book": "adl0181", "page": 83, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 84, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 85, "text": "Orient Verlag (G. m. b. H.)\nBerlin S. 14\nAlexandrinenstr. 62\n[Orient?]"}
{"book": "adl0181", "page": 86, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 87, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 88, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 89, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 90, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 91, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 92, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0181", "page": 93, "text": "[BLANK PAGE]"}
