{"book": "adl0166", "page": 1, "text": "[ILL]"}
{"book": "adl0166", "page": 2, "text": "کتاب از محمد اکبر بیات سمر امید از\nانی القی الی کتاب کریم\nالی\nهر آئینه انداخته شده بسوی من نامه بزرگ\nکتاب کریم\nانه من سلیمن وانه بسم الله الرحمن الرحیم\nالاتعلوا علی واتونی مسلمین\nاین نامه از جانب سلیمان است و این نامه بنام خداوند بخشنده\nمهربان است با خبر تکبر نکنید بر من و بیائید نزد من مسلمان شده\nاثر خامه یکی از شهندیافتگان دارالامان معارف (مدرسه مبارکه حبیبیه\nغلام غوث که بعد از تصویب و اجازه جناب عالیقدر جلالتمآب\nمحمد سلیمان خان وزیر معارف عمومی دولت علیه مستقله افغانستان\nدر مطبع مبارک وزاره جلیله معارف بحلیه طبع آراسته گردید\nطبع دفعه اول در سنه ۱۳ ش (۳۰۰۰ نسخه)\nم ۱۳ ش\n\nمحمد اکبر\nاین کتاب اثری"}
{"book": "adl0166", "page": 3, "text": "این کتاب مستطاب\nاز شاگرد مکتب از قریه چنار احسان الله"}
{"book": "adl0166", "page": 4, "text": "تمهید\nالحمد لله امروز که از توجهات جهاندارجات شهریار\nترقی مدار اعلیحضرت غازی معارف پرور (روحنا فداه)\nخط معارف قلمرو بدیعه افغانستان روشن و الواح\nضمائر اولاد وطن بنقوش تحصیل علم وفن مزین گشته\nمعارف ابواب رسائل در مسائل دانش را بجميع\nاقطار وطن باز ساخته وطرح عهد و پیام با همه اهالی\nانداخته ازینجا است که این بنده هیچمدان غلام غوث\nیکی از سندیافتگان دارالامان معارف باستصوا\nواجازه عرفا اندازه یگانه مربی معارف جناب\nعالیقدر مهابت مآب سردار محمد سلیمان خان وزیر معارف"}
{"book": "adl0166", "page": 5, "text": "قبله صوری و معنوی، جناب معلی القاب،\nمخدوم محترم والا شان، حضرت رفیع منزلت،\nجناب افخم الطاف شیم، جناب محترم مهربان\nالقا‌ب کسانیکه در رتبه مساوی باشند :-\nبرادر ستوده سیر، برادر پاکیزه گوهر، برادر عزیز الوجود،\nعزیز القدر قدردان، رفیق شفیق، رفیق صدیق من،\nمشفق محترم، صدیق مکرم، دوست عزیز، رفیق جان عزیز،\nبرادر ستوده خصال خجسته افعال، مونس عزیز\nو جلیس بدل نزدیکم .\nالقا‌ب خوردان :-\nارجمند الفت پیوند، ارجمند سعادتمند،"}
{"book": "adl0166", "page": 6, "text": "ارجمند برخوردار خجسته اطوار، ارجمند عزیز الوجودم\nارجمند از عمر و جوانی بهره مند، نور بصر لخت جگر،\nجگر گوشه من، قرة العین دور از شین،\nبرخوردار سعادت اطوار، ارجمند دلبند من\nمکاتیب بزرگان :-\nمکتوب اوّل\nحضرت قبله و کعبه خود را فدا شوم!\nبعد از ادای آداب معروض میدارد که احوال\nاینحدود بخیریت درگذر است، سلامتی وجود مبارک را\nاز خداوند مسئلت دارم، مدتی شد که\nمکتوب مرحمت اسلوب غم زدای خاطر مهجور نگشته"}
{"book": "adl0166", "page": 7, "text": "۴\nتحریر شود و از عنوان تا آخر آن همین مناسبت را\nمدنظر دارند و در مکتوب از الفاظ غیر مشهور\nولغات نامانوس که خلاف محاوره باشد\nاجتناب نمایند و تا میتوانند در اختصار کوشند\nخصوص در عرایض که خدمت بزرگان نویسند\nاز تطویل بیجا اجتناب ورزند چون که بزرگان\nمشغول مهمات امورند آنقدر فرصت مساعد نمی شود\nکه بمطالعه آن پردازند بلکه درازی کاغذ سبب\nملال و کلال طبیعت شان میگردد.\nاکثر انشاپردازان سلف مکتوبات مقفی\nو مراسلات مسجع نوشته اند مگر نامه نگاران حال"}
{"book": "adl0166", "page": 8, "text": "۵\n\nاز عبارت آرائی صرف نظر کرده محض مدعا را\nبعبارت ساده تحریر میکنند، چون که مقصود از آن\nاظهار مطالب است، اگر مطلب بزبان ساده\nو موافق محاوره ادا شود بسیار خوب است\nکه اصل مطلب باقی عبارت آرائی است\nنامه نویس را (مرسل) و شخصی را که برای او\nنامه نویسند (مرسل الیه) و نامه را (مراسله)\nمکتوب، فرمان، عریضه و غیره گویند.\n\nالقاب بزرگان\nجدّ معظم، جناب مفخم، مطاع مکرم\nقبله اقدس، قبله ارشاد، قطبدارین، قبله طراوت"}
{"book": "adl0166", "page": 9, "text": "۲\nعمومی دولت علیه مستقله افغانستان قرار\nپروگرام وزارۃ جلیله معارف بعض مراسلات\nمختصری جہتہ درس مشق دوره سال (۴، ۵)\nمکاتب ابتدائیہ جمع و ترتیب نمودم امید که\nملاطفه خوانی نو نهالان وطن گردد\nه امضای\nیکی از مستخدمین وزارت جلیله معارف غلام غوث غزنوی\nہذا کتاب"}
{"book": "adl0166", "page": 10, "text": "۳\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nنامه نویسی که با شخص غائب بزبان قلم\nحرف زدن است نوعی است از فن انشا و برسه قسم است :-\n(۱) مکتوب خوردان که بخدمت بزرگان نویسند.\n(۲) که در عمر یا رتبه هر دو مساوی باشند.\n(۳) مکتوب بزرگان برای خوردان .\nدر هر کدام ازین هر سه لحاظ رتبه مرسل الیه\nلازم است و در مکتوب الفاظ مناسب شان آن"}
{"book": "adl0166", "page": 11, "text": "شاید تماشای فرحت فضای دارالنصرت ہرات\nاین بندهٔ مهجور را فراموش خاطر مبارک\nساخته باشد، لہٰذا جسارت ورزیده عرض\nمینمایم که اگر بنوید خیریت ذات کثیر البرکات\nسرور بخش طبع ملول شوند البته از شفقت پدری\nدور نخواهد بود زیاده نظر مرحمت همیشه ملتفت\nحال دور افتادگان باد ..\nمکتوب دوم\nخاکپای حصهٔ قبلهٔ اقدس خود درجهٔ سہا تعظیم\nنامهٔ فیض و برکت ختامه در حین انتظار رسیده\nہادی راه ارشادم گردید، آنچه در خصوص ساختهٔ حق\nمبحث"}
{"book": "adl0166", "page": 12, "text": "۹\nو کوشش درسی هدایتم فرموده بودند موجب\nافزونی پند و عبرتم شد، قبله از شاد من!\nبنده عقیدت مند در تمام ایام تعطیل مکتب\nهم ساعتی بی فکر یا مذاکره درس های خود نبودم\nو اکنون که قریب دو هفته از افتتاح مکتب\nمیشود هم فقیر یومیه حاضر درس گشته سرگرم\nتحصیل میباشم خاطر فیض مآثر را از\nجانب کمینه مطمئن دارید زیاده چه جسارت\nورزم\nمکتوب سوم\nحضرت قبله خود را آرزومند طوافم!"}
{"book": "adl0166", "page": 13, "text": "۱۲\nرضای (اعلیحضرت) پدر نوجوان عطا کناد\nزیاده خاطر فیض مآثر را ازینطرف آسوده دارید\nوالسلام مع الاکرام .\nمکتوب ششم\nابوی مقام برادر ذوالاحترام خود را کمینه خادمان\nبنده عقیدتمند را درین اوقات شوق تحریر\nو تقریر گریبانگیر ضمیر گشته و درینجا از کتب انشا\nنسخه که مختصر مفید و موافق نامه نویسی روزمره\nباشد هر قدر جستجو کردم میسر نشد چون دارالنصرت\nهرات هر قسم رسائل ایرانی بکثرت پیدا میشود\nاگر آن ابوی مقام کدام رساله انشا ازینجا"}
{"book": "adl0166", "page": 14, "text": "۱۵\nدستیاب نموده برای خادم خود بفرستند\nاز راه شفقت دور نخواهد بود .\nمکتوب هفتم\nعم معظم عطوفت شیم خود را بنده حلقه بگوشم!\nقبل برین یک قطعه عریضه بجواب عنایت\nنامه سامی بتوسط داک سر اسرادر اک\nفرستاده بودم انشاالله بشرف مطالعه ساطعه\nرسیده باشد اکنون که ملازم فقیر خدمت سراسر\nسعادت می آید بعریضه هٰذا پرداخته موازی\nیک جلد کتاب جغرافیانیز برای لغوی عزیزم\nعبدالصمد جان آقا فرستاده شد تا از فرصت استفاده جسته"}
{"book": "adl0166", "page": 15, "text": "از تکلیف آن فارغ گشته فرصت و سہولتی\nبرای مذاکره درس های خود مییابند زیاده\nچه گستاخی شود\nمکتوب پنجم\nجناب قبله آمال خود را جبین سای تسلیم !\nفقیر عقیدت ضمیر (که از چندی شوق تحصیل علم\nو عرفان دامن گیرم بود ) از یاری بخت بلند\nو طالع ارجمند داخل مکتب مبارکه دارالامان معارف\nگردیدم و چون قوت ولیاقت بنده موافق\nطلبای صنف اول رشدیه بود در سلک\nصنف موصوف منسلک شدم مکتب فیض مکتبب"}
{"book": "adl0166", "page": 16, "text": "۱۳\nاز یمن معارف پروریهای اعلیحضرت غازی\nو توجهات روز جناب عالیقدر جلالت مآب\nوزیر صاحب معارف بجمیع سامان لوازم تعلیم\nو اساتذه فهیم آراسته و پیراسته است\nو علاوه بر سامان مذکور خورد و نوش یومیه از قبیل\nچای و طعام فواکه فراشان و دیگر خدمه برای\nخدمت ما مقرر و حاضر میباشند از خدای کریم\nدرخواست مینمائیم که همیشه این بستان کمال را\nبزیر سایه ترقی وایه پادشاه ترقی خواه ما دارای\nهر گونه تهذیب و آداب داشته ما اولادان وطن را\nتوفیق تحصیل عرفان و خدمت نسبت و حصول"}
{"book": "adl0166", "page": 17, "text": "۱۰\nنیشکر و نارنج ارسالی صاحب کام تمنا را\nشیرین گردانید و صفرا شکن آرزوی بنده گردید\nموازی دوصد دانه نارنج و صد نیزه نیشکر از قرار\nارشاد قبله خود برای اقربا و دوستان خود تقسیم نمودم\nباقی را برای خود نگهداشتم دیگر در حصۀ تشریف آوری\nخویش امید میکنم که بنده را اطلاع فرمایند که\nکدام روز مع الخیر روانه اینصوب میگردند\nتا سر را قدم ساخته باستقبال آن قبله\nآمال بشتابم.\nمکتوب چهارم\nجناب اُستاد و قبله ارشاد من!"}
{"book": "adl0166", "page": 18, "text": "(همیشه نظر تربیت رهبر مستفیدان باد) مضامین\nدرس جماعه فقیر متعدد میباشد و برای اکثر آنها\nکتاب موجود نیست چنانچه سبق یومیه اکثر\nدرس را هر روزه یکبار مسوده کرده باز شب\nدوباره آنها را پاک نویس مینمایم ازین سبب\nبسیاری اوقات فقیر و باقی همصنفانم صرف تحریر میشود\nکه چندان فرصت مذاکره و مطالعه باقی نمی ماند\nدرس ترکی نیز از انجمله است که باعث\nعدم کتاب هر روزه سبق آن را مینویسیم\nبنابرین التماس میکنم که اگر چند جلد\nکتاب ترکی از مکتب فنون حربیه طلب فرمایند در حق طالبان فقیر"}
{"book": "adl0166", "page": 19, "text": "۱۶\n\nبعضی اوقات مذاکرۀ درس های خویش نماید\nانشا الله تعالی کتاب مذکور را باز یافت\nمیدارد زیاده چه عرض شود.\nمکتوب هشتم\nجناب کاکای شفقت و مرحمت فرمای بنده!\nاز بس درازی سفر و حرمان قدمبوسی کار بجان\nو کارد باستخوان رسیده با وجودیکه فصل طرب انگیز\nنوروز و هوای بهار کابل روح بخش جانفزاست\nمگر بحضور مینو مسرور نزهت و فرحتی نمی بخشد،\n\nبهار این چمن بی مقدمت بارچه کار آید\nتو گر آئی چمن آید بهشت آید بهار آید"}
{"book": "adl0166", "page": 20, "text": "۱۶\nترصد آنکه عنقریب نوید وصول قدوم برکت لزوم\nسامعه نواز خاطر ملول گردد زیاده چه عرض شود.\nمکتوب نهم\nجناب مامای رهنمای دین و دنیای بنده!\n(پیوسته رهبر و یاور نیازمندان باد)\nارجمند وافر تمیز عبدالعزیز خان خیلی شوق\nمکتب دارالامان معارف را دارد و تمنای خضر\nراهی میباشد چون مشارالیه پسر بیدار مغز\nنیکو اطوار است حیف است از فیض افاده\nو استفاده محروم باشد و قابلیتش ضائع گردد لهذا\nالتجا مینمایم که اگر نامبرده را بحضور مدیر ادیب معرف"}
{"book": "adl0166", "page": 21, "text": "۱۸\n\nدرمهر شوند شاید که دولت قبول دریافته بهره از\nمعارف گیرد زیاده چه جسارت نمایم.\nمکتوب دهم\nجناب صاحب معظمه!\nاخوی عزیزم عبدالله جان امتحان تازه داده\nو در جمیع مضامین مقرره مکتب فیض کسب نمبر اول\nدر جماعه اعدادیه سوم کامیاب برآمده شهادتنامه\nو امضای معلمین کرام و مدیر ذوی الاحترام بدست دارد\nاینک مشارالیه خدمت شما می آید که شهادتنامه\nاو را از نظر تربیت اثر حضرت وزارت پناهی مشرف\nگزارش دهند یقین که اگر شهادت نامه مشارالیه را"}
{"book": "adl0166", "page": 22, "text": "۱۹\nملاحظه فرمایند خیلی خورسند و مشکور خواهند شد.\nمکتوب یازدهم\nقبله فرزندان کعبه ارادتمندان روحی فداک!\nچندیست جواهر سرمه سواد نامه عطوفت ختامه\nجلا بخش چشم انتظار نگردیده موانع آن بجز کم التفاتی\nچیزی مباد التماس اینکه این کمترین فرزندان را از نظر\nتربیت نینداخته گاه گاهی بمژده سلامتی\nذات تقدس آیات مبتهج و مسرور سازند زیاده\nبجز شرح آرزوی قدمبوسی چه عرضه دارم .\nمکتوب دوازدهم\nقبله اقدس من روحی فداک!"}
{"book": "adl0166", "page": 23, "text": "۲۰\n\nاحوال اینحدود بخیر مقرونست، درخصوص\nپابندی وقت و ملازمت تعلیم و درس هدایتم\nفرموده بودند، غلام حلقه بگوش هیچگاه پند پدرانه\nو اندرز مشفقانه‌تان را فراموش نکرده و نمی‌کنم،\nهر روزه بلاناغه از ساعت ۱/۲ ۷ الی ۱/۲ ۳\nحاضر مدرسه مبارکه بوده جمیع مضامین مقرره را\nبکمال هوش سبق گرفته بمذاکره و مطالعه دروس خود خیلی\nشخص دارم استیجاب دارم، خاطر مقدس را\nازین رهگذر وغیره آسوده دارید.\n\nمکتوب سیزدهم\nحضرت پدر مخم امجدم!"}
{"book": "adl0166", "page": 24, "text": "۲۱\nعائله محترمه همه صحت دارند، عرض تسلیم و کورنش\nجداگانه میرسانند، خودم هر روزه بمدرسه رفته\nاکثر اوقاتم را در تکرار و ضبط نمودن سبقهایم\nمصروف میدارم از طرف بنده ازین رهگذر\nکاملاً مطمئن باشید .\nمکتوب چهار دهم\nحضرت پدر امجد خود را فرزند فرمان بردارم !\nرقیمه مقدسه که بڈاک چار شنبه فرستاده بودید\nالیوم موصول گردید، از نیکه مشتمل بر صحتمندی\nذات تقدس آیات بود بر مراتب مسرت\nهمگان افزود، الحمدلله خودم با سائر متعلقین صحت"}
{"book": "adl0166", "page": 25, "text": "۲۲\nدر راحت داریم و آرزوی حضور پدر امجدم با خود\nمی پرورانم زیاده حد ادبست\nمکتوب پانزدهم\nحضرت پدر مرحمت گسترم!\nاین سومین عریضه ایست که بحضورتان میفرستم\nولی تا اکنون بجوابی کسب مفاخرت ننموده ام\nخاطرم هراسان و دلم پریشان گردیده، نمی دانم\nنائل نگردیدن باین منزلت را بچه محمولدارم، غلام\nبرادر کوچکم از فرط آموختگی که بآن ذات اقدس دات\nاکثر از وقتی بسیار گریان میکند و با به جان گفته فریاد\nمینماید بهر تقدیر بنده متوقع است بروز پنجشنبه"}
{"book": "adl0166", "page": 26, "text": "۲۳\nآینده خطی را بالضرور از حضورتان تسلیم شود باقی\nہمہ متعلقین راحت اند .\nمکتوب شانزدہم\nحضرت پدر امجدم را فدا شوم !\nاز قرار مراسلہ کہ از شرف مطالعہ ساطعہ میگذرد\nآقای محمد امیر خان کہ با بندہ ہم صنف و از نژاد\nنجیب اند فردا بنده را دعوت نہار فرموده اند\nچنانکہ صلاح میدانید و اجازه مرحمت میفرمائید\nبرود و الا اعتذار نماید .\nمکتوب ہفدہم\nحضرت پدر مفخم !"}
{"book": "adl0166", "page": 27, "text": "۲۴\nمفارقت حضور از راحت و سرورم دور نموده\nو تذکار مراحم پدرانه رنحورم ساخته، باز چیزیکه\nمایه تسلی خاطر است همین اشتغال بتعلیم است\nجده و الده صاحبه ماجده در غیاب حضرت عالی\nدر حفظ و مراقبت بنده کوتاهی ندارند و بنده نیز\nاز اطاعت اوامرشان غفلت نمی کنم\nازینر و کمال رضامندی را از بنده دارند\nباقی استدعا دارم بجواب عریضه ام بنامیکه متضمن\nمژده سلامتی وجود سعادت آمود باشد\nسرفراز و مسرورم فرمایند زیاده\nجسارتست ."}
{"book": "adl0166", "page": 28, "text": "۲۵\nمکتوب هجدهم\nحضرت پدر شفقت پرورم !\nزیاده از بیست روز است که برای تیاری امتحان\nسالانه بضبط نمودن اسباقم مصروف\nو بیاد کردن درسهای خواندگیم مشغولم از ترس اینکه\nمبادا از همصنفان عزیز خودم پس مانم\nو یا در اظهار لیاقت از آنها پاکمی آرم، اکثر شبها\nتا یکبجه تکرار سبقهای خود مینمایم و فردای آن\nنیز آرام نکرده غلطی های شبینه ام را از\nاساتذۂ محترم پرسان نموده خاطرم را آسوده\nمیگردانم امید میکنم که حضرت پدر مهربانم فرزند"}
{"book": "adl0166", "page": 29, "text": "۲۶\n\nعاجز شانرا از دعا فراموش نسازند و سرافرازی\nو مفاخرتش را بین الامثال و الاقران آرزو کنند\nباقی عائلة محترمه همه راحت اند آسوده باشند.\nمکتوب نوزدهم\nجناب مدیر صاحب معظم!\nارجمندی عبد الغفور جان بملاحظه اینکه\nدیروز بحسب ضرورت بشغل کاری مصروف بود\nمجال آمدن مدرسه را نداشت اطلاعاً\nتحریر نمودم، خواهش مندم او را عفو نمائید.\nمکتوب بیستم\nحضرت مدیر صاحب افخم!"}
{"book": "adl0166", "page": 30, "text": "۲۷\nامروز بکاری گرفتارام برای خواندن سبقهایم\nبمدرسه آمده نمی توانم اُمید میکنم که از غیرحاضری\nامروزه ام معاف دارند اطلاعاً عرضشد.\nمکتوب بیست یکم\nجناب مدیر صاحب معظم زاد فیوضاته !\nامروز بباعث اینکه دیشب از درد سر خواب\nآرامی نکرده ام واکنون نیز بتکلیف آن\nاندرم میخواهم مسهل کنم لہذا بمدرسه حاضرشده\nنمی توانم خواهشمندم بنده را از غیرحاضری\nمحسوب نکنند."}
{"book": "adl0166", "page": 31, "text": "۲۸\nمکتوب بیست و دوم\nحضرت مدیر صاحب افخم !\nچون درین روزها شوق استحصال تعلیم\nهرچه بیشتر از پیشتر و اعتیاد نمودن به بیکاری\nو بطالت را ضیاع عمر عزیز خویش میدانم\nاز آنرو میخواهم اندک فرصتیکه بعد از ضبط\nنمودن سبقهایم دست میدهد بمطالعه بعضی\nکتب خارج از نصاب تعلیم مصروف دارم\nاگر التفات فرموده اجازه دهند تا از کتب خانه\nکتابی حسب مرضی و خواهش خود انتخاب نموده\nبمطالعه اش مصروف گردم خیلی مسرور میشوم ."}
{"book": "adl0166", "page": 32, "text": "۲۹\nمکتوب بیست و سوم\nحضرت عم محترم !\nرقیمه کریمه عز ورود فرموده خاطرم را از قید\nترددات آزاد نمود، قبل ازین عریضه مشتمل\nبر تذکار احوال خود و متعلقین گسیل خدمت\nنموده بودم البته بشرف مطالعه ساطعه\nپیوسته باشد، واقعه جدیدیکه شایان عرض باشد\nبروز نکرده همگان راحت اند .\nمکتوب بیست و چهارم\nحضرت عم محترم بنده !\nدو داک میشود که خطی از شما برایم نرسیده است"}
{"book": "adl0166", "page": 33, "text": "۳۰\n\nقدری مشوشم مهربانی نموده بداک آینده\nسرافراز نامه فرستاده خاطرم را از تشویش\nبرآورید باقی خودم باسائر متعلقین صحت داریم.\nمکتوب بیست و پنجم\nجناب کاکای مرحمت پیرای من !\nبا مراتب مراحم و تفقداتی که همیشه نسبت\nباین عاجز مبذول میدارید، غریب است\nچطور از زمانیکه مع الخیر روانۀ آنصوب شده‌اید\nاز بنده یادی نکرده‌اید و با صدار افتخار نامه\nشادش نفرموده‌اید نمیتوانم این را جز به بدبختی\nخویش بچیزی محول دارم بهر تقدیر مفاد حافظ،"}
{"book": "adl0166", "page": 34, "text": "۳۱\nوظیفه تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش\nکه نشنید یا شنید، ادای وجیبه خودم را که مراد\nاز ترسیل عرایض باشد لازم میدانم و صحتمندی\nوجود مبارک را همه وقت طالبم و آرزو میکنم\nکه گاهی بوسیله از وسائل بنده را قرین افتخار\nفرمایند\nمکتوب بیست و ششم\nحضرت کاکای قبلهٔ دین دنیای خود را زمین بوس حضورم !\nرقیمه شریفه که مبشر ذات مقدس بود شرف صدر\nفرموده بر مراتب افتخار و مسرتم افزود از چگونگی\nمرض اینجند باستفسار نموده بودند عرض میکنم که هرچند"}
{"book": "adl0166", "page": 35, "text": "۳۲\nنسبت به هفته گذشته رو به تخفیف گذاشته است\nولی مرض مزمن گشته، چنانکه مبرمن نامی عالمی است\nبر همان یک وتیره در شکنجه عذابش معذب\nداشته غریب اینست هر چه بدادن ادویه\nدافع خررکورمواظبت میرود ولی یوما فیوم جز\nبدتری مشاهده نمی شود، نور محمد خان داکتر\nمیگوید اگر تا شنبه آتیه در مریض افاقه دیده نشد\nدیگر استعلاج از ممتنعات است، چه معاین\nمیگردد که اکثریه حصه گرده بباعث بعضی تغیرات\nداخلی به چربو تبدیل یافته است این بود چگونگی\nحال عبدالستار جان که لیوان معروض حضر نویرکر"}
{"book": "adl0166", "page": 36, "text": "۳۳\n\nداشتم باقی اعضای فاملی بخیریت اند و تجدید\nتعظیمات ہر یک جداگانه مصدع میگردند.\n\nمکتوب بیست و هفتم\n\nحضرت اُستاد مفخم!\n\nهدایت نامه تان رسید نهایت مسرور\nگردیدم انشاءالله بقرار امرتان در تحصیل علم\nو رضای والدین حتی الوسع کوشش میورزم\nو بچیز های لغو و بیهوده توجه نمی کنم هیچ از صحبت شما\nیقین میدهم و از پیرویم با و امرتان نیز تسکین\nمی بخشم ."}
{"book": "adl0166", "page": 37, "text": "۳۴\nمکتوب بیست و هشتم\nحضرت استاد معظم را تسلیم\nهدایت نامه که بدست برادر عزیزم عبد الصمد خان\nفرستاده بودید تسلیم شدم و از مضمون نصیحت\nمشحونش مستفید گردیدم، جناب استاد مهربانم!\nشما را اطمینان میدهم که مطاوعت امرتان را\nلازم میدانم و عمل آنرا پیشه خود میسازم و در پناهی\nمدرسه مبارکه و لزوم احترام استادان معظم\nو توجه نمودن بار شادات شان که مأمور میداشتند\nانشاء الله کما یلیق در اجرای آن کوشش میورزم\nو مخالفت آن را سبب هلاک خود میدانم"}
{"book": "adl0166", "page": 38, "text": "۳۵\nباقی متوقع بندۀ عاجز را همواره بفرستادن\nهدایت نامهایتان مفتخر و مسرور سازید .\nمکتوب بیست و نهم\nجناب مامای مرحمت پیشه ای من !\nعرض وفور آرزوی قدمبوسی تان را چسان شرح\nدهم از کثرت گرفتاری نمیتوانم نامهای متواتر\nبحضور تان عرضه دارم صبح وقت که بمدرسه میرم\nعین وقت عصر بخانه می آیم و شب را به تذکار\nو یاد کردن سبقهایم میگذرانم ، خواهشمندم\nازین رهگذر معافم دارید و اندکم را بسیار شمارید\nباقی عائله محترمه صحت دارند ."}
{"book": "adl0166", "page": 39, "text": "۳۶\nمکتوب سیتم\nجناب مامای رهبرم تا بیدره فرسائی قلم\nعقیدۀ رقم قبول آستان تسلیمست ، باد !\nچاکر اخلاص سرشت را نعمت حاصل است؛\nسلامتی ذات ملکی صفار ، مدامست مدعیم،\nموازی یک طاقه لنگی جلال آبادی حاشیه سرخ\nرنگ سبز است و تحفۀ درویش، گفته\nهدیه حضور نمودم، اگر درجه پذیرائی یابد موجب\nسرفروئی این پریشان اطوار سیه روزگار\nخواهد شد زیاده برین حرف آرزوی قدمبوسی را\nسفیدی میکنم ."}
{"book": "adl0166", "page": 40, "text": "۳۷\nمکتوب سی و یکم\nجناب منیر آقای معظم !\nامروز چون نماز عصر از مکتب بخانه آمدم نامه\nسامی تانرا یافتم از مطالعه اش که مشعر بر صحتمندی\nذات تقدس آیات بود مسرور شدم خداوند\nسایه برادری تانرا از سرم کم نکند و از حصول\nفواید تربیت و هدایت شما محرومم نسازد،\nخودم هر روزه بلا ناغه جهت ادای وجیبه ذمه ام\nبمکتب میروم ولله الحمد تا تسوید عریضه هذا\nراحت دارم ."}
{"book": "adl0166", "page": 41, "text": "۳۴\nمکتوب سی و دوم\nبحضور عالیقدر جلالت مآب وزیر صاحب معارف\nعرض اینکه : - چون حسن عقیده جناب عالی\nدر قبول مستخدمین ظاہر و با هر است لہذا میرزا\nعبدالواحد خان را که بصفات حسنه موصوف\nو بمحاسن دیانت و مراتب فکاہت معروف\nاست گسیل خدمت نمودم متمنیم در زمرهٔ مستخدمین\nوزارۃ جلیلۂ معارف اگر ضرورت باشد مشمول\nو مفتخرش سازند و متیقنم از حسن خدمتگذاری\nتوجهات جناب عالیقدر جلالت مآب را\nبخود جلب و موجبات رضا مندی خاطر مبارک را"}
{"book": "adl0166", "page": 42, "text": "۳۹\nفراهم خواهد نمود زیاده جسارت است\nمکتوب سی وسوم\nحضور اقدس همایون اعلیحضرت غیور مجاهد خود فدا شوم!\nاز مدتیست که بذل خدمات خالصانه ام را\nنسبت بدولت متبوعه اهم وجیبه ذمه خویش\nفهمیده در انصرام آن حتی المقدور حصه قوی و صرف\nمساعی نموده ام چنانچه حسن خدمات صادقانه ام\nبحضور همایونی مبرهن و هوید است، مرا حمیکه\nاز حضور همایونی درباره فدوی دولت مبذول\nو معین گردیده و تفقد اتیکه بالتحقیق نسبت باین وجود\nبی نمود عر- اصدار یافته نه بحدیست که وجود عاجزم"}
{"book": "adl0166", "page": 43, "text": "۴۰\nبافضای روح بهم از تادیهٔ آن براید و یا در خور آن تواند\nعرض خدمتی نماید ولی از انجاکه الطاف شاهی دربارهٔ\nرعایا و خدمتگاران بسیار و مراحم همایونی بیشمار\nاست و نیز مدت دو سال میشود که فدوی بدون\nافزونی تنخواه باجرای وظیفهٔ خود مصروف و در حصول\nاسترضای پادشاه غیور معارف اکتناه خود مشغول\nبوده ام لهذا بکمال عجز عرض احوال را معروض حضور\nمراحم ظهور شاهی داشته از تنگدستی و تکلیف\nمعاشم عارض گردید م بائی بنده را فرمان نباشد\nهرچه فرمائی برأه  عریضه فدوی\nعبدالرحیم"}
{"book": "adl0166", "page": 44, "text": "۴۱\nمکاتیب اشخاصیکه در عمر یا رتبه مساوی مرسل باشند\nمکتوب سی و چهارم\nبرادر شفیق محترم من آقای عبدالصمد جان!\nارجمندی عبدالروف جان در خصوص حسن خط\nچندان پرداخت ننموده در املا و انشایکه بقلم\nنا بلد میباشد لهذا برای محترمتان نگاشته میشود که\nاگر\nبعضی اوقات در ساعات مذاکره متوجه ارجمندی\nمذکور گردند تا فی الجمله در رسم الخط و نامه نویسی مهاری\nحاصل نماید از خط دوستی بعید نخواهد بود.\nمکتوب سی و پنجم\nبرادر عزیز الوجود من !"}
{"book": "adl0166", "page": 45, "text": "۴۲\nنامه که بیاد آوری فقیر فرستاده بودید رسید\nاز شیوه تحریر شما ظاهر است که هنوز باستخوان\nبندی و ترکیب کلمات چندان مهارت\nحاصل نکرده اید بلکه از اسلوب انشا یک قلم\nدور افتاده اید، قوت تحریر بقدر ضرورت\nو مناسبت وقت از لوازمات است\nاگر چندی درین وادی قدم زنید امید که\nبسر منزل مقصود رسیده خود از عهده کارات\nخویش بر آئید و در خصوص نامه نویسی محتاج غیر\nنشوید زیاده درین باب چه نویسم."}
{"book": "adl0166", "page": 46, "text": "۴۳\nمکتوب سی و ششم\nبرادر خجسته سیرمن !\nزنهار که درس مشق و حسن خط را سرسری و مجهول\nنه شمارید و یک باره بران خط بطلان نکشید\nکه فردا پشیمان گشتن و خط بر زمین کشیدن\nسودی ندارد معلم اول فضائل و معارف انسانی\nهمین خط است و بس که اگر نمی بود خط سائر\nعلوم و فنون سلف گم شده امروزه روز\nسر خط ترقی و تعالی بدست بنی نوع انسان نمی آمد\nو خلاصه هنر اینقدر روشن نمایمت در قرآن کریم که\nدستور العمل دین و دنیای ماست آیه اولی که"}
{"book": "adl0166", "page": 47, "text": "۴۴\nاز ان نازل گشته و چیزیکه نخست مارا امر\nفرموده همانا همین اشاره تعلیم خط میباشد:\n(اِقْرءْ وَرَبُّكَ اْلأَكْرَمُ اَّلذِى عَلَّمَ بِاْلقَلَمِ) شام\nاین مقال است زیاده چه نگارم.\nمکتوب سی و هفتم\nرفیق صدیق من تسلیم !\nاز رتبه مدیریت و امتیاز تنخواه برادر کرام\nفضل احمد خان شنیده خورسند شدم\nو خواستم که خدمت شما بیایم که جناب عالیقدر\nجلالت مآب وزیر صاحب معارف بنده را\nکاری فرمودند، اکنون از طرف فقیر آن برادرکرام را"}
{"book": "adl0166", "page": 48, "text": "۴۵\n\nخیلی تبریکات صمیمانه تقدیم مینماید انشا الله\nخودم نیز بعد انجام کار مزبور بخدمت میرسم\nزیاده زحمت نمی دهم\nمکتوب سی و هشتم\nبرادر کرامم عبد الحکیم خان تسلیم!\nنفری طلبای صنف اعدادیه - ۳ که قرار پروگرام\nتعلیم خود را کامل کرده در امتحان سالانه کامیاب\nبرامدند همه را جناب مدیر صاحب بحضور\nجناب عالیقدر جلالت مآب وزیر صاحب\nمعارف حاضر ساختند و کیفیت کامیابی\nو حسن کوشش شانرا عرض حضور حضرت وزارت"}
{"book": "adl0166", "page": 49, "text": "٤٧\nپناهی نمودند، چون جناب عالی خریدار علم و کمال\nیاور و مربی فضل و هنر میباشند همه نفری مذکور را\nمنظور نظر عطوفت و مشمول تشریف عنایت\nساخته برتبه مدیر ها و نائب مدیرهای اطراف\nبه تنخواه فی ماه دوصد و پنجاه و دوصد روپیه\nنواختند اکنون شما را تبریکات فرستاده\nمی نگارم که باید ما و شما نیز در کوشش خود بیفزائیم\nو در خصوص تعلیم جد و جهد نمائیم تا بیکدو ساله\nتکلیف تعلیم استراحت عمری کمائی کنیم و از\nبرکت کمال بعزت و منزلت رسیم\nزیاده چه نویسم .."}
{"book": "adl0166", "page": 50, "text": "۴۶\n\nمکتوب سی و نهم\nبرادر محترم من!\nشنیدم که مزاج شریف را خدا نخواسته\nکسالتی عارض شده بملاحظه گرفتاری\nشرفیابی حضور عیادت دست نداد لهذا بوسیله\nنامه هذا در مقام استعلام برآمدم خواهشمندم\nمژده بهبودی را مرقوم داشته مسرورم\nفرمائید زیاده چه نویسم.\n\nمکتوب چهلم\nصدیق مکرم!\nمراسله شریفه که متضمن پرسش حال مخلص بود"}
{"book": "adl0166", "page": 51, "text": "۴۸\n\nواصل گردیده از اظهار محبت تان فوق العاده\nممنون شدم اگر چه هنوز قلع ماده نه شده\nولی نسبته الحمد لله تعالی بهبودی حاصل گردیده\nمشغول معالجه هستم .\nمکتوب چهل و یکم\nبرادر عزیز القدرم !\nپس از تقدیم مودت زحمت میدهم که چون\nبروز شنبه آینده بنده امتحان میدهم\nو کتاب حسابم مفقود گردیده از ین رو نمی توانم\nدر مقام تهیه و ضبط نمودن سبقهایم برآیم\nبا مقام یک جہتی استدعا دارم که کتاب خود را"}
{"book": "adl0166", "page": 52, "text": "۴۹\nبرسم عاریه به بنده التفات فرمائید بعد\nامتحان با کمال امتنان واپس تقدیم\nمیشود انشا الله تعالی.\nمکتوب چهل و دوم\nبرادر مشفق عزیز الوجودم!\nکتابی را که درخواست نموده بودید فوراً فرستادم\nچون فیما بین بنده و شما سوائی و جدائی نیست\nخواهش مندم هر چه لازم داشته باشید\nبفرمائید بیضائقه اطاعت میکنم باقی دوستان\nهمه راحت اند و عرض تسلیمات\nمیرسانند:"}
{"book": "adl0166", "page": 53, "text": "۵۰\n\nمکتوب چهل وسوم\n\nبرادرعزیز و دوست افژیرم!\nمراسله شریفه که مبنی بر اظهار التفات بود\nزیارت شد خیلی سرور گردیدم؛ بنده شما را\nنعمت صحت حاصل واسباب راحت\nو آرامی کامل است متوقعم همواره همین شیوه\nمهربانی را از دست نداده خاطرم را بفرستادن\nسرفراز نامهای تان شاد دارید زیاده یقین دارم\nبا عوالم دوستی هیچوقت بنده را فراموش\nنخواهید فرمود."}
{"book": "adl0166", "page": 54, "text": "۵۱\nمکتوب چهل و چهارم\nبرادر نیکو کردار خجسته اطوار من!\nانشا الله مزاج شریف سلامت و با مزید عزت\nمقرون خواهد بود ، از روزی که از بنده جدا گشته‌اید\nبقدری بر بنده سخت و ناگوار گذشته که از\nشرحش عاجزم، نمیدانم شما نیز ازین عاجز\nگاه گاهی تذکار مینمائید یا خیر بهر تقدیر سلامتی\nشما را از درگاه خداوند مستد عیم زیاده چه\nعرضه دارم .\nمکتوب چهل و پنجم\nهمصنف عزیزم !"}
{"book": "adl0166", "page": 55, "text": "۵۲\nچشم از زیارت مرقومه موالفت اندودت\nروشن و خاطرم از شگفتگی گلشن گردید خدا را\nشکر میگویم که هر چند مدتی در انتظار ورود نامه\nکشیدم بالآخره بحصول آن فائز گردیدم دوستان\nاینجائی همه راحت اند و بتحریر تسلیمات\nجداگانه تصدیعتم میدهند خودم با سائر متعلقین\nدارای صحت و عافیتم مطمئن باشید.\nمکتوب چهل و ششم\nعزیز القدر من !\nامشب لطفاً جمعی از منسوبان و آشنایان\nبنده را سرفراز میفرمایند چون محفلم بحضورت"}
{"book": "adl0166", "page": 56, "text": "۵۳\n\nنوری و دلم بی وجودت سروری ندارد از\nانروز میتیم از فیض حضور ست مسرورم فرمائی\nو اظهار مرحمت تازه نمائی زیاده جسارت است.\nمکتوب چهل و هفتم\nبرادر عزیز القدر قدر دان من !\nنامه ات رسید و موجب بهجت خاطر محرومم\nگردید از سلامتی وجود شفقت آمود تشکرات\nفوق العاده به تقدیم رسانیدم خدای بی نیاز\nآن عزیز القدر را که برای من مایه شرف و افتخاراست\nزنده و پاینده دارد و میخواستم محض استحضارت\nانپروگرام روزمره ام تذکار نمایم ولی از تنگی فرصت"}
{"book": "adl0166", "page": 57, "text": "۵۴\nنتوانستم و عجالته به تحریر خیریت احوال خود\nاکتفا ورزیده آنرا بداک آینده گذاشتم.\nخواهش مندم از مژده سلامتی خود مسرورم\nدارید.\nمکتوب چهل و هشتم\nهمصنف عزیزم!\nاز حین ترخیص مکتب و رفتنت بقندهار\nتاحال نامه جداگانه برایم نفرستاده\nگر اینکه بحاشیه نامه دیگران یادم نموده\nنمیدانم وعده هایت چه شد و مهربانیهایت\nبکجا رفت، نه آخر بیوفا بیگانه من هم آشنا بودم"}
{"book": "adl0166", "page": 58, "text": "۵۵\n۵۵\nخوبست من هم بهمین قدر تحریر اکتفا میکنم و زیاد\nبرین نمی نویسم تا بدانی ازین شیوه است\nدل آزرده و خاطر گرفته ام زیاده چه نویسم.\nمکتوب چهل و نهم\nبرادر ستوده خصال خجسته افعال من!\nاینداک هم گذشت و نامه ات را نیافتم\nازین رو خیلی آشفته و پریشانم، بروزهای دوشنبه\nو پنجشنبه که روز ورود داک است چون داکی را\nاز دور با کیسه پر از کاغذی بینم، از خوشی بسیار\nاز جای میروم زیرا خیال میکنم یک نامه ات را\nبدستم میدهد و از تردد خاطرم خلاصی می بخشد"}
{"book": "adl0166", "page": 59, "text": "۵۴\n\nولی افسوس چون قریش میرسم نا امید\nو مایوس میگردم یعنی نه خطی می یابم و نه پیامی\nمیشنوم ازینهمه معلوم میشود که برادرت را\nفراموش کرده دروزهای را که در مدرسه\nبایکدیگر یکجا بسر مینمودیم از یادست برده\nخوب هرچه کرده باشی خیال میکنم این نامه\nآخرینم بفرستادن نامه ات مجبور خواهد ساخت\nو بعد ازین چنین غفلت و بی پروائی را روا\nنخواهی داشت هم صنفان عزیزم محمد امیرخان\nو عبدالصمد خان سلام میرسانند زیاده\nجسارت ."}
{"book": "adl0166", "page": 60, "text": "۵۶\nمکتوب پنجاهم\nبرادر عزیز القدرم !\nاز مژده ورود مسعودت نه چنان مبتهج و مسرورم\nکه بتوان از عهدۀ شرح آن برآمد، همینقدر میگویم\nکه بمحض استماع این نوید مترنم باین بیت گردیدم :-\nالمنت لله که مهم از سفر آمد\nاز آمدنش محنت و رنجم بسر آمد\nچون فعلاً مشغول دید و وادید اهل و بیت خود\nدید نخواستم آنها را در اول ورود از لذتِ\nحضورست محروم نمایم لہذا شرفیابی خود را با وجود\nشغف زیادت دیدار بتاخیر (بتعویق) انداخته"}
{"book": "adl0166", "page": 61, "text": "۵۸\nتکریمات صمیمانه ام را بذریعه این نامه تقدیم\nمی نمایم و انشا الله فردا شرفیابی حاصل خواهم کردفقط\nمکتوب پنجاه و یکم\nدوست عزیز تر از جانم !\nمرقومه موالفت اندودت را که متضمن بتریک\nورودم بود زیارت کرده از بروز ملاطفتت\nسراپا بشاشت گردیدم، بدرجه بزیارت\nحضورت آرزومندم که اگر رعایت دید و وادید\nمنسوبان در اول ورود ملحوظ نمی بود، خودم\nشرفیاب حضور میگردیدم ، خواهش مندم هرچه\nزودتر بنده را بفیض ملاقات خود مسرور سازند"}
{"book": "adl0166", "page": 62, "text": "۵۹\nمکتوب پنجاه و دوم\nبرادر بجان برابرم !\nجهت تبریک عید سعید مشرف میشدم تشریف\nنداشتید، متأسفانه با حالت یأس حرمان\nعودت کردم لہذا تبریکات صمیمانه ام را\nبوسیله این نامه تقدیم مینمایم امید دارم که\nسالهای دراز با مزید سعادت، ملاقات\nاین قبیل اعیاد سعادت بنیاد موفقیت\nحاصل فرمائید زیاده والسلام .\nمکتوب پنجاه سوم\nرفیق شفیق محبت پرورم !"}
{"book": "adl0166", "page": 63, "text": "۶۰\n\nاز تفقد و اظهار تبریک امتنان و تشکر حاصل شد\nو بر انفعالم افزود از اینکه دران موقع در منزل\nنبودم خیلی متحسرم، امشب با یک جهان مسرت\nو معذرت بخدمت مشرف و تبریکات صمیمانه\nخود را شفاها تقدیم خواهم کرد.\nمکتوب پنجاه و چهارم\nبرادر محترم مهربان من !\nحقیقت اینست که از زحمات و اقدامات حسنه تان\nنسبت به پیشرفت مقاصد خود باندازه ممنون\nو مشکورم که مزید بران متصور نیست، الحق شیوه\nمرضیه انسانیت و روش مقتضای محبت"}
{"book": "adl0166", "page": 64, "text": "۶۱\nهمین است که معمول میدارید عجالتاً با خجالت\nفوق العاده یک جوره بوت سیاه\nارسال داشتم انشا الله تعالی از قبولش\nممنونم میفرمائید زیاده از توصیف اخلاق حمید\nو اوضاع پسندیدۂ تان زبانم قاصر است.\nمکتوب پنجاه و پنجم\nعزیز محترم بنده!\nمرقومه مکرمه بانضمام یک جوره بوت مرحمتی\nشرف وصول بخشید، زبانیکه از مراحم بیشمار\nبر آیم ندارم و توانیکه ادای اینهمه تفقدات\nنمایم از کجا آرم بجز آنکه بگویم، بحل شمع تابان"}
{"book": "adl0166", "page": 65, "text": "۶۲\nدر گلستان رنگ و بو باشی، الهی هر کجا باشی\nبهار آبرو باشی، بنده شما با سائر دوستان\nبکمال راحت و ورود مرقومات موالفت آیات\nو ارجاع خدمات لائقه را مترصد است.\n\nمکتوب پنجاه ششم\nدوست عزیز بنده!\n\nمسموع گردید مخدا ناخواسته مزاج\nلطافت امتزاجت با کدورتی مصاحبت\nنموده از ان رو خاطرم محزون دلم از آلام\nگوناگون مملو و مشحونست مرحمت فرموده\nاز مژده صحت مندی و نوید سلامتی وجود شرافت"}
{"book": "adl0166", "page": 66, "text": "۶۳\nآمد و خودت مسرورم فرمائی زیاده\nغنچه گیهایت نصیب دیده بیدلیتا\nچشم آن دارم که تا بینم گلستانت نمیت\nمکتوب پنجاه و هفتم\nمونس عزیز و جلیس بدول نزدیکم !\nبعد از تبلیغ مراسم تحیت و سلام ، چون فردا\nیکی از دوستان عزیزم (عزیز الرحمن خان)\nبرتبه جلیله جنرال قونسولگری روانه شهر تاشکند\nمیباشد بناء علیه بتقریب شب آتیه محفل و داعیته\nترتیب داده استعداد ارم شما نیز به برکت\nقدوم فرحت لزوم خود بیت الاحزانرا"}
{"book": "adl0166", "page": 67, "text": "۶۴\n\nرشک گلستان سازید زیاده\nرواق منظر چشم من آشیانۀ تست\nکرم نما و فرود آکه خانۀ خانۀ تست\n\nمکتوب پنجاه و هشتم\nدوست صدیق و رفیق شفیق بنده!\nاضطراب نوجد ایبها قیامت میکند\nکاش زاول با فراق دوستان میساختم\nرفتیم وداع ما ز دل باید کرد، بروز روانه شدن\nشما را ندیدم و بتقریب وداع آخر نیکا میخواستم\nموفق نگردیدم خیر بهر تقدیری در وداعش گرفتم\nاحتیاج عذر نیست دوست میداند که"}
{"book": "adl0166", "page": 68, "text": "۶۵\nاستقبال هجران مشکل است یوم پنجشنبه ۲۰\nبرج اسد با هئیت محترمه خود برفا هئیت تمام\nو استراحت ما لا کلام بشهر تاشکند مواصلت\nنمودیم، در بین راه سانحه قابل تذکار و واقعه\nلایق یاد گار وقوعی نیافته و فی الحال بدون از\nفراق دوستان ذره کدورت و ملالی در وجودم\nعرض وجود ندارد خاطر فیض مآثر خود را آسوده\nدارید زیاده سلام بنده را جداگانه برای\nهر یک از عزیزانم تقدیم میکنید .\nمکتوب پنجاه و نهم\nمونس عزیز من !"}
{"book": "adl0166", "page": 69, "text": "۶۶\n\nمکتوب ارسالی مورخه دوم سرطان شما رسید\nجان تازه در کالبد فسرده ام دمید هنوز صحبت\nدارم در عالم خواب و خیال با شما یکجا ام از\nیادم نمیروید دعا میکنم که در حیات خود یکبار دیگ\nشما را بیبنم چه عمر عزیز را وفا نیست باقی برای\nدوستان عرض سلام\n\nمکتوب شصتم\nدوست عزیزم التفات کن!\nچه اظهار کنم ازینکه تا بایندم یادی نکرده یعسر\nفراموشم نموده خیلی موجب پریشانی خاطرم\nشده اید، هیچ میپرسی که یاری داشتم حالش چه شد"}
{"book": "adl0166", "page": 70, "text": "46\nخلاف توقع آنچه نبایست از شما سرزد یعنی\nدوستیکه سالها از شیوه اخلاص و وفا حرف میزد\nامروز مسلک بیوفائی را پیشه خود ساخته با کس\nحرف نمیزند افسوس ! افسوس ! اگر خطائی\nاز بنده رفته که باسعی شما خط علیحدہ از عدم فرصت\nتحریر نکرده روانه نداشته ام معذورم دارید\nخواهش میکنم بخشید، لطفاً بعد ازین از احوالات\nصحت تان اخبار کنید، چونکه از طرف شما خاطرم\nبسیار پریشانست بنده الحمد لله صحت دارم.\nمکتوب شصت و یکم\nهر چه از دوست میرسد نیکوست."}
{"book": "adl0166", "page": 71, "text": "۶۸\n\nدوست عزیز تر از جانم !\n\nاز وفاچه دیدی که بیوفائی را شعار خویش ساخته\nسراسر از یادم کشیده آخر چنان نباید که\nگفته اند از دل برود هر آنچه از دیده برفت\nباری همان رفیق تو ام که دایما با ما لاف محبت\nمیزدی، افسوس، افسوس خود غلط بود آنچه\nما پنداشتیم خیر با اینهمه دوستت دارم\nو در این جفا میکشم کسیکه گل میخواهد باید\nمنت خار کشد دوست خود را بسیار\nیاد میکنم زیاده زنده باشی تو تا جهان\nاست ."}
{"book": "adl0166", "page": 72, "text": "۶۹\nمکتوب شصت دوم\nدوست عزیزم عزیز الرحمن خان !\nبنده صحت دارم ، مصاحبتهای شیرین تان\nاز یادم نمیرود ، شوقم زیاده میخواهد که دوباره\nبدیدار فرحت آثارت نایل گردم ، چه نویسم\nو چه بتسوید آرم که فکرم تماماً با شما است\nآرزو دارم که مرا از گوشه خاطر نکشیده\nهموار لطف فرموده از احوالات سلامتی\nوجود سعادت نمود خود اطلاع داده باشید\nزیاده شما را بخداوند سپردم ."}
{"book": "adl0166", "page": 73, "text": "مکتوب شصت وسوم\nدوست عزیز نامهربان من!\nشکایت ندارم که چرا فراموشم کرده اید\nبل آرزو دارم که از احوال صحتمندی وجود\nسعادت آمودتان اطلاع یابم باقی انصاف را\nواگذارم بخود شما سلامت باشید.\nمکتوب شصت و چهارم\nدوست فراموشکار تغافل شعار من !\nهرچند مروت شما از یادم کشیده است\nاما من خیال مقابله آن را ندارم، دل\nاخلاص منزل مجبورم میسازد که باری خودی را"}
{"book": "adl0166", "page": 74, "text": "۷۱\n\nبیادتان بدهم و چنان شیوه را اختیار نکنم ،\nنی نی ” رخش می باید تن رستم کشد“\nبنده هیچگاه با قدام چنین امر مقتدر نیستم،\nعزیزم عفو فرمائید، جسارت ورزیده گستاخانه\nحرف میزنم، چکنم مجبورم، استخوان شکسته میداند\nقیمت و قدر مومیائی را، شما در عالم محبّت\nآنقدر حسّ ندارید که من احساس میکنم\nزیاده چه بگویم والسلام .\nمکتوب شصت و پنجم\nرسید قاصد و پیغام آشنا آورد\nبرای خسته دلان نامهٔ وفا آور"}
{"book": "adl0166", "page": 75, "text": "۷۲\nعزیز القلب من !\nمشروحه ارسالی ۲۵ اسد آن عزیز القدر\nدرحینکه از انتظار محنت بسیار کشیده بودم\nرسید، غنچه خاطر دلگیر را شگفته تر از گل\nساخته و باغ را نشئه مل بخشید قیاس توان کرد\nکه چه مسرت بی اندازه و فرحت تازه استقبام\nکرده باشد هنگامیکه باعث تغافل\nو نسیان شعاری تان سراسر امیدم از رسیدن\nمکتوب شما منقطع گردیده بود استخوان شکسته\nمیداند. قیمت و قدر مومیائی را، بنده الحمدلله\nصحت دارم د سلامتی وجود محبست آسود ناراً"}
{"book": "adl0166", "page": 76, "text": "۷۳\nاز خدای متعال مسئلت مینمایم :\nمکاتیب خوردان : -\nمکتوب شصت و ششم\nنور چشم ارجمندی را توفیق اعمال حسنه روز افزون باد!\nمکتوب عقیدت اسلوب ارجمندی\nبمطالعه پیوست شرحی در خصوص خواندن انشا\nو خواستن رساله آن تحریر نموده بودید خیلی\nخورشند شدم، خداوند کریم بیشتر ارجمندی\nرا توفیق تحصیل علم نافع و اکتساب عمل صالح\nنصیب گناد ! رساله انشای مختصر تالیف ایران\nکه خیلی عبارت شسته و روان دارد"}
{"book": "adl0166", "page": 77, "text": "۷۴\nو از رساله درسی مکاتب ایران میباشد\nموجود داشتم برای ارجمندی\nفرستادم انشاءالله خیلی موافق طبع\nلطافت پسند ارجمند خواهد بود با دریافت\nداشته رسید آنرا باحوال خیریت خود\nارسال خواهید کرد باقی برخوردار باشید.\nمکتوب شصت و هفتم\nهمشیره زاده ارجمندی و ساده من !\nتوفیق ایزدی زیاده برین رهبر آداب تان باد\nمکتوب عقیدت اسلوب ارجمندی رسیده\nسیاهی مدادش سرمه بینائی دیده سفید"}
{"book": "adl0166", "page": 78, "text": "۷۵\nمامای اشکبار سراسر انتظارت گردید، مدتی\nاز نارسیدن خط تان خاطرم پریشان دلم\nهراسان بود، اکنون این خط تان مایه تسلی\nدل الفت منزلم گردیده لنگی حاشیه سرخ\nتان خاطر محزون را از خرمی گلگون ساخت\nبرخوردار و از حوادث زمانه بوقلمون بکنار باشید\nمکتوب شصت و هشتم\nارجمند برخوردار خجسته اطوارم !\nبعد از پرسش احوال تحریر میدارم اینکه :-\nجان پدر! پابندی اوقات را جزو اهم الزام تعلیم\nدانسته در مداومت آن کمالیق صرف همت"}
{"book": "adl0166", "page": 79, "text": "۷۶\nو بذل غیرت نمائید ، متنبه و آگاه باشید که\nدقیقه در وقت مکتب اهمال و اغفال نورزید\nچه یک روزه غیر حاضری ماحی و مستأصل\nیک ماهه تعلیم میگردد، علاوه ازین چون انسان\nدر ایام صباوت به کهالت عادی میشود\nدر ایام شباب و جوانی نمی تواند بکار های\nمهمة دولت صرف توجه نماید و بنے اوقات\nذی قیمت و فرصت های غنیمت را فوت\nمینماید لذا مجدداً تحریر میدارم که پابندی\nاوقات را خصوصاً اوقات عمر عزیز که صرف حصول علم میگردد\nوجیبه ذمه و ادای فریضه خود دانسته از وقت"}
{"book": "adl0166", "page": 80, "text": "۷۷\nگرانمایه خویش استفاده نمائید و امید میرود که\nنصیحت مشفقانه و انداز پدرانه پیر پیر را که\nبجان عزیزت میدارد دستور العمل خود ساخته\nگاهی فراموش و پشت گوش نخواهی کرد\nزیاده حیات با شرف تان را از\nخداوند رجا میکنم.\n\nمکتوب شصت و نهم\nارجمند عزیز و تلمیذ باهوش و تمیزم!\nالیوم مسموع گردیدم که سوء مزاج برایت عارض\nگردیده است، از آنرو دلم پریشان خاطرم\nهراسان است، لذا اگر مژده صحتمندی و نوید"}
{"book": "adl0166", "page": 81, "text": "سلامتی وجود اخلاص نمودت مسرورم نمائی\nمشکور می شوم زیاده .\nتنت بناز طبیبان نیازمند مباد\nوجود نازکت آزرده گزند مباد\n\nمکتوب هفتادم\n\nارجمند الفت پیوند از عمر و جوانی بهرمند محمد حسن جان آقا!\nکتابچه انشا را که خواسته بودید بدرست ملازم\nشما گسیل نمودم، رقعات موافق مذاق\nخود را نقل و نوشته کرده کتابچه را واپس\nارسال کنید تا دیگر مصنفان شما هم نوشته کنند\nامید است که از مضامین دلنشین فصاحت آئین آن"}
{"book": "adl0166", "page": 82, "text": "79\nمستفید و محظوظ خواهند شد زیاده زنده باد\nتا جهان باشد .\n( فرامین جسته وزراء امنای دولت )\nمکتوب هفتاد یکم\nجناب عالیقدر جلالت صدر اعظم صاحب را\nواضح خاطر باد ! یک قطعه عریضه اخلاص فریضه\nاہالی اشرف البلاد قندهار در باب تاسیس\nمکاتب باصول طرز جدید در شهر موصوف\nبوساطت وزاره جلیله معارف از حضور\nمعارف نشور ذات همایونی شرف گذارش یافت\nهمان بود که ذات عرفان سمات شاہانہ"}
{"book": "adl0166", "page": 83, "text": "۸۰\nاراده معارف پرورانه شان را تقدیر نموده\nدرخواست سراسر فیوضات آنها را\nبسمع قبول اصغا فرمودیم و برای عالیقدر\nجلالت مآب محمد سلیمان خان\nوزیر معارف امر و ارشاد نمودیم\nتا بعجاله سامان و لوازمات چهارصد نفر\nطلبه را تهیه و آماده نموده ارسال نمایند\nو نیز عالیجاه عزت همراه صالح محمد خان که\nشخص قابل و لایقیست و از مدتی در دایره\nجلیله معارف خدمات شائسته اجرا نموده\nدر امور معارف و مکاتب باصول طرز جدید"}
{"book": "adl0166", "page": 84, "text": "۸۱\nواقفیت تامه و بلدیت کامله را داراست\nو علاوه ازین با اهالی آنولا بلد و رو شناس\nاست. مدیریت مکاتب شهر قندهار\nبه تنخواه سالانه دو هزار روپیه پخته از حضور\nشاهانه کسب مباهات نمود لهذا حصه شما\nتحریر میشود که با مدیر مزبور معین و مستظهر گردیده\nدر انتشار معارف که حقیقته ذریعه حیات\nیک امت و باعث ترقی و تعالی دولت است\nساعی و کوشان باشید پیاده از خداوند\nرجا میکنیم که افغان و افغانیان را ازین نعمت\nعظمی و عطیه کبری معارف و عرفان"}
{"book": "adl0166", "page": 85, "text": "۸۲\nبی بهره نگردانا و آمین .\nمکتوب هفتاد و دوم\nعالیقدر جلالت مآب سردار اعلی\nسپه سالار غازی وزیر حربیه را واضح خاطر باد:\nاز حسن خدمات فائقه دلاورانه و اجراآت\nلایقه فداکارانه عالیجاه صداقت و شجاعت همراه\nمحمد عمر خان غندمشر که نسبت بدولت متبوعه\nو ملت مقدسه خویش در معرض اجرا آورده\nحضور شاهانه ما خیلی مبتهج و مسرور گردید\nاین جان نثاریها و سربازیهای مشارالیه\nکه حسیات افغانیه شجاعانه را ابراز نموده"}
{"book": "adl0166", "page": 86, "text": "۸۳\nحقیقتا درخور تقدیر و سزاوار هزار گونه تحسین\nو آفرین است لهذا بپاسلاف این خدمتگذاری\nو صداقت کاری او بمفاد مزد آنگرفت جان برادر\nکه کار کرد از حضور همایونی بترفیع منصب منیعه\nلوا مشری و نشان ذیشان حسن خدمت\nبین الامثال والا قران کسب افتخار نمودند باین\nجهه شما تحریر میشود که از الطاف شاهانه\nمستحضر گردیده من بعد حیثیت و رسمیت\nمعزی الیه را برتبه جلیله لوا مشری معرفی نمائید فقط\nمکتوب هفتاد و سوم\nعالیقدر صداقت مآب ایشیک آقاسی حضور انور طبابو!"}
{"book": "adl0166", "page": 87, "text": "۸۴\nاز حسن خدمات عالیجاه اخلاص همراه محمد اکرم خان\nمامور وزارت جلیله معارف حضور مراحم ظهور\nذات شوکت سمات شاهانه امتلی مبتهج\nو مسرور گردید لهذا ازین خدمات شائسته\nو افعال پسندیده که نسبت بدولت متبوعه\nو ملت مقدسه خویش ایفا و ابراز نموده توجهات\nجهاندرجات همایونی را نسبت بخویشتن\nجلب و جذب کرده مورد عطایای بیکران\nو مظهر تلطفات فراوان گردید چنانچه مبلغ دوزار روپیه تحتیه\nکابلی که مناصفه آن یک هزار روپیه می شود از\nعین المال شخص خود بقسم بخشش و انعام بجهته"}
{"book": "adl0166", "page": 88, "text": "۸۷\n\nشانرا باکمال عجله در ماشینخانه مبارکه تهیه و سررشته نمائید\nو نیز بوساطت خط علیحده جهته عالیشان جلالتماب\nبابای کرام نائب الحکومه صاحب دارالنصرت ہرات\nاشعار نمائید که در مراسم پذیرائی و استقبال ہئیت\nتحصیلیه تا محال دولت یاز صرف مساعی و اهتمام نمایند\nو بمجرد ورود خیریت اندوزایشان در شهر ہرات\nمحض جهته خوش آمدید و خیر مقدم آنها یازده فیر توپ\nدر معرض اجرا آورده شود باقی تا چند روزیکه در هرات اقامه\nنمایند در مراسم مہمان نوازی شان اہمال\nو اغفال نخواهد شد انشا الله تعالی ."}
{"book": "adl0166", "page": 89, "text": "۸۸\n\nمکتوب هفتاد و ششم\nعالیقدر جلالتمآب محمودخان یاور حضوراً\nواضح خاطر باد. عالیقدر جلالتمآب سردار محمد سلیمانخان\nوزیر معارف بحضور شاهانه ام عریضه پرداز گردیده اینکه\nچون وجود یکباب مکتب ابتدائیه در نفس شوره بازار\nحتمی و لازمی بود و حالاً در ان حدود و نواحی خانه\nسرکاری وجود نداشت مکتب موصوف در حجره ای\nمسجد علیا که بعضی وقف مسجد و برخی عین المال است\nشرف تاسیس یافته، همانست که عرض وزیر معارف\nشرف منظوری یافته در معرض قبول رسید لہٰذا شما را\nامر و ارشاد است که مانع و مزاحم تاسیس مکتب نگردید"}
{"book": "adl0166", "page": 90, "text": "۸۹\nحجرهای مسجد را جهته تعلیم اطفال سعادت\nاحتفال واگذار شوید تاکید است .\nمکتوب هفتاد و هفتم\nعالیجاه عزت و صداقت همراه جمعه خان\nحاکم محال میمنه را واضح خاطر باد ! از اخبارات\nواثقه و اطلاعات واصله که بحضور شاهانه ام\nمتوصل گردیده ظاهر و باهر است که مدیر مالیه انولا\nبنای رشوت خوری و اصنافه ستانی را گذاشته،\nهمواره بباعث اغراض شخصی و منافسات ذاتی\nبر رعایای صادقانه بیچاره کمر تعدی و ظلم بسته است\nلهذا جهته شما اخطار میشود که بمجرد ملاحظه فرمان هذا"}
{"book": "adl0166", "page": 91, "text": "۹۰\nملک و مال مدیر مذکور را ضبط نموده خودش را\nمعه یک پہرہ رساله تحت الحفظ بدار السلطنه\nارسال نمائید تا تحقیقات لازمه بعمل آورده بکیفر\nاعمال نامرضیه و اوضاع ناشایسته خویش\nنایل و واصل گردد تاکید انست .\nمکتوب هفتاد و هشتم\nعالیقدر جلالت ماب وزیر عدلیه را واضح خاطر باد .\nدو نفر عموزادگان (عبدالاحد خان و عبدالجبار خان)\nکه در باب چیزی املاک پدری و مال موروثی\nبا هم منازعه و مناقشه دارند از حضور شاهانه\nدر وزاره جلیله عدلیه مامور گردیدند تا حسب"}
