{"book": "adl0152", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0152\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/dncjsxrx\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0152", "page": 2, "text": "(عدد)\n۱۰\n\nکتبخانه\nمطبعة\nعنايت\n\n(عدد)\n۱۰\n\nاطاعت اولی الامر\n\nدارالسلطنه كابل\n\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته کردید\nسنه\n۱۳۳۴"}
{"book": "adl0152", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0152", "page": 4, "text": "( عدد ) کتبخانه ( عدد )\n۱۰ مطبعة ۱۰\nعنایت\nاطاعت اولی الامر\nدار السلطنه کابل\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته گردید\nسنه\n١٣٣٤"}
{"book": "adl0152", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0152", "page": 6, "text": "(۳)\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nافاده مرام\n\nاین امر از بدیهیات وغیر محتاج تفکر است که چون ارادۀ ازلی حضرت الهی جل جلاله بترقی حالت ملتی متعلق کردد جمیع ارادات افراد ملت را بیکطرف متوجه ساخته وشقاق ونفاق را از حقیقت بواطن شان مرفوع ومدفوع کردانیده همکی افراد ملت متفق اللفظ والمعنی در ترقی دین ودنیا ساعی وجاهد بوده یکی در تحصیل مقصد آندیکر کوشیده و هر فرد مقصد برادر مسلمان خود را مقصد ومراد خود دانسته تا اینکه مقاصد همکنان همان يك كرديده يك اتحاد ذاتی واتفاق حقیقی بروز میکند که درعین کثرت افراد ملت يكوحدتی ملاحظه میشود ونتیجۀ آن سعادت دارین بوده درمملکت صغير فوائد كثيرۀ مادی ومعنوی حاصل میکردد و ترقیات فوق العاده درمدت قلیل نمایان میشود که درممالك"}
{"book": "adl0152", "page": 7, "text": "(٤)\nوسیمه کبیره که ازین سعادت اتحاد و اتفاق محروم باشند در مدتهای\nبسیار همچنان نتایج حسنه ظهور نموده نمیتواند .\nو این سعادت اتفاق و اتحاد از چه حاصل میشود معلوم است\nکه علت اصلی آن ( اتحاد مقصد است ) که اگر مقصد جميع\nافراد ملت ترقی دین باشد دین شان ترقی میکند و اگر بترقی دنیا\nمتفقاً متوجه کردند دنیای شان ترقی میکند و تحصیل این مطلب\nاعلیٰ و مقصد اقصای ( اتحاد مقصد ) که مایه سعادت دارین و ترقی\nکونین است در اطاعت و اتباع فرد اول ورکن اکمل دین و دولت\nو روح وروان رعیت که وجود باجود خلیفه زمان و سایه حضرت\nرحیم رحمن است انحصار دارد و بجز این امکان حصول ندارد\nزیرا که چون اراده ازلی برین رفته است که در هروقت و هرزمان\nبندگان خود را بی وجود انبیا و رسولان برحق براه راست\nنیاورده و هدایت و ارشاد شان را بذریعه انبیای زمان حاصل داشته\nو بعد از ختم نبوت خلفای راشدین را جانشین پیغمبر مقرر فرموده\nو همان وظیفه مقدسه هدایت و ارشاد عبادر ابردوش ایشان گذاشته\nو بعد از زمان خلافت راشده حقوق خلافت راشده را بر ذمه\nسلاطین اسلام وضع فرموده تا زمانیکه مسلمانان اطاعت و محبت\nخلفای اسلام را حرز جان می دانستند دین و دنیای شان ترقی\nو تعالی نموده سلطنت اسلامی بعلو شان و ترقی و وسعت نمایان"}
{"book": "adl0152", "page": 8, "text": "(۵)\nرسید و از آن زمان باز که مطلب اعلای (اتحاد مقصد) برطرف گشته و مقاصد مسلمانان از یکدیگر متغایر گردیده واضح ولایح است که حالت اسلام و سلطنت اسلامیه نیز رو بتنزل و تسفل داشته است\nبناءً علی هذا ماملك افغان را که والحمدلله والمنه يك دين و يك مذهب و یک پادشاه دینپناه داریم و بحمیت ذاتی و شجاعت فطری متصف میباشیم - و مقصد پادشاه و رعیت و جمیع افراد مملکت ما يك است و از مراحم ایزدی و تفضلات صمدی برعیتی شهریار دین دار مراحم شعار (اعلیحضرت سراج الملة والدین) افتخار داریم و رضای خداوند تعالی و تقدس ـ و پیغمبر مقدس علیه الصلوة والسلام را در رضا و اطاعت پادشاه خود بحکم دین و ایمان خود منحصر میدانیم و افنای روح و روان خودها را در اطاعت اولی الامر فرض ذمت و لازم همت دانسته و میدانیم و از همین عطیهٔ کبرای الهی که (اتحاد مقصد) پادشاه و رعیت است امید وار ترقیات فوق العادهٔ دین و دنیا بوده و میباشیم .\nفرض ذمت ما رعایاست که شکرانهٔ این نعمت عظمی را بجا آورده و دوام این سعادت را از حضرت فیاض مطلق جل جلاله بصد نیاز مسئلت نمائیم .\nیارب این نعمت که ما را داده در تزاید دار تا یوم القیام"}
{"book": "adl0152", "page": 9, "text": "(٦)\n\nو علاوه از ادای شکرانه الهی توجه تام بداریم که در باب\nاتحاد و اتفاق همدیگر کوشان باشیم واوامر الهیه و ارشادات نبویه\nرا که مدار سعادت ماست در باب اتحاد و اتفاق و اطاعت و محبت\nخلیفه زمان و شهریار دوران همواره مدنظر خود داشته باشیم که\nخدای زمین و آسمان و پیغمبر انس و جان و امامان دین و ایمان\nو مقتدایان ما درین باب چه فرموده و برای رفتار ما مسلمانان افغان\nدرین جزو زمان چه دستورالعمل عطا فرموده شده است درین\nاوراق بعض اوامر الهیه و سنن نبویه و اعمال و اقوال ائمة دین\nمبین را که تعلیم و تعلم آن برای اولاد وطن مقدس و باقی افراد\nرعایا ضروری بود تحریر شده در ( مطبعه عنایت ) که از مراحم\nمعارف پروری همت عالی نهمت حضرت شهزاده عالی متعالی جناب\nمعین السلطنه صاحب افخم ابقاه الله تعالی تأسیس یافته است هزاران\nهزار بطبع رسیده در مدارس دولت مفت و رایگان تقسیم و توزیع\nفرموده و میفرمایند —\nالله تعالى و تقدس عامة افراد افغان را توفیق عطا فرماید تا این\nاوامر سنیه را بگوش هوش شنیده و بر طبق آن عمل فرمایند —\n(انه قريب مجيب) آمین یارب العالمین\n\n(المؤلف حقير عبدالرب عفی الله عنه)\n\n[ornament]"}
{"book": "adl0152", "page": 10, "text": "(۷)\n\nهو الله الموفق\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\n\nاطاعت اولی الامر\n\n(۱) آیات کلام الهی -\n\nيا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولی الامر\nمنكم فان تنازعتم في شيء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تؤمنون\nبالله واليوم الاخر ذلك خير واحسن تأويلا .\n(سورة نسا ء پارة ه)\n\nيعنى اى صاحبان ايمان اطاعت خدا ورسول واميران خود را\nبر خود لازم گيريد - ودر امر يكه يكديگر نزاع وخلاف نمائيد\nبامر خدا ورسول مراجعه كنيد اگر ايمان بخدايتعالى وروز"}
{"book": "adl0152", "page": 11, "text": "(۸)\nاخرت داشته باشید و این همه ارشاد الهی برای شما خیرو موجب\nانجام نيك است.\n\n(۲) احادیث نبوی\n\nعن ابي هريرة رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم\nمن اطاعنى فقد اطاع الله ومن عصانى فقد عصى الله ومن يطع\nالامير فقد اطاعنى ومن يعص الامير فقد عصانى وانما الامام جنة\nيقاتل من ورائه ويتقى به -\n( صحيح بخاری وصحيح مسلم )\nیعنی حضرت ابو هریره که یکی از اجله اصحاب حضرت\nرسالتمآب عليه الصلوة والسلام است روایت نمود که آنحضرت\nفرموده است كسيكه اطاعت نمود مرا اطاعت کرد خدا را وكسيكه\nنافرمانی نمود مرا نافرمانی کرد خدارا و شخصیکه اطاعت نماید\nامیر را اطاعت کرد مرا و آنکه نافرمانی ورزد امیر را عصيان\nورزید مرا و پادشاه سپر است که در عقب وی کار زار کرده میشود\nو نگهداری نیز بوی نموده میشود - یعنی مقاتله ومغلوبتی اعدا\nو حفظ ونگهداری رعایا هر دو منحصر در وجود پادشاه است -\n( ازین ارشاد نبوی باین نتیجه رسیدیم که مقاتله با اعدا بدون\nمتابعت و امر پادشاه مخالف او امر پیغمبر ما است ) ."}
{"book": "adl0152", "page": 12, "text": "(۹)\n\n(عن ام الحصین رضی الله عنها قالت قال رسول الله صلی الله علیه وسلم\nان امر علیکم عبد مجدع یقودکم بکتاب الله فاسمعوا له واطیعوا .\n(صحیح مسلم)\n\nیعنی حضرت ام الحصین رض که یکی از زنان صحابیات حضرت\nرسالتمآب و راوی بسی از احادیث شریفه میباشد میفرماید که\nآنحضرت علیه الصلوة والسلام فرمود اگر غلام کوش و بینی بریده\nبر شما امیر گردد که بحکم کتاب خدایتعالی اداره امور شما را\nمینماید پس قبول امر او و اطاعت او بر شما لازم و واجب است .\n(عن انس رضی الله عنه ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال اسمعوا\nو اطیعوا وان استعمل علیکم عبد حبشی كان رأسه زبيبة : -\n(صحیح بخاری)\n\nیعنی حضرت انس بن مالك رض که خادم حضور حضرت\nرسالتمآب بوده است فرمود که حضرت رسول مقبول علیه\nالصلوة والسلام فرمود قبول امر و اطاعت را بر خود لازم شمارید\nاگرچه عامل شما غلام حبشی باشد که سر او مانند دانه مویزی\nبوده باشد مراد این است که عامل خلیفه مانند خود خلیفه\nلازم الاطاعت است و مراد از خوردی سر نقصان عقل عامل است\nکه بقرار ارشاد حضرت خیر العباد نقصان عامل خلیفه موجب"}
{"book": "adl0152", "page": 13, "text": "(۱۰)\nعدم اطاعت او نباید شد - بلکه عدم اطاعت عامل موجب\nعدم اطاعت خلیفه میکردد -\n(عن ابي هريرة رضی الله تعالى عنه قال سمعت رسول الله صلى الله تعالى\nعليه وسلم يقول ( من خرج من الطاعة فمات مات ميتة جاهلية ومن قاتل\nتحت راية عمية ويغضب لعصبية فقتل فقتلة جاهلية ومن خرج على\nامتى بسيفه يضرب برها وفاجرها ولا يتحاشى من مؤمنها ولا يفى\nلذي عهد عهده فليس منى ولست منهم) -\n( صحیح مسلم )\nیعنی حضرت ابوھریره رض فرموده است که ازان حضرت\nعلیه الصلوة والسلام شنیدم که میفرمودند کسیکه از اطاعت پادشاه\nخارج گشت و دران حالت مرد مرک او مرک جاهلیت است که\nاحکام مسلمانی بروی جاری نمیگردد و کسیکه زیر بیرق\nنامعلوم (یعنی بیرقی که حقیت و حقیقت آن معلوم نباشد )\nمقاتله کند و برای تعصب قومی بغضب شده مقتول کردد - قتل\nاو نیز بقسم جاهلیت است - و شخصیکه برامت من شمشیر\nخود را کشیده نیکو کار و بدکار آنرا یکسان بزند و از مؤمن\nامت من کناره جوئی ننماید و با صاحب عهدی وفای عهد ننماید\nپس اینچنین اشخاص نه از من اند و نه من از ایشانم - هر گاه بنظر\nبصیرت این اوامر سنیه و این ارشادات نافعه که درین حدیث"}
{"book": "adl0152", "page": 14, "text": "(١١)\nشریف حضرت فخر النبین ورود یافته است دیده و ملاحظه شود\nبر ظاهر میگردد که اصول اصلاحات کلیه دران مندرج بوده اجمال\nاوامر آن بقرار ذیل است : -\n(١) مرگ اشخاص باغى مرگ جاهلیت است .\n(۲) كسانیکه در يك امر نامعلوم و خيال خامی باپادشاه زمان مقاتله\nکنند وزیر بيرق فساد وفتنه اجتماع نمایند و کشته شوند کشته\nآنان از جاهلیت است نه شهادت .\n(۳) كسانيكه بسبب تعصبات قومی و دشمنیها و کینه های داخلی\nبغضب آمده يكديگر خود را میکشند و برخلاف اوامر پادشاه در\nبین خود ها فساد و فتنه بر پا میدارند قتل آنان از جاهلیت است\nنه قتل شهادت -\n(٤) كسیكه بکشت وخون راغب ميكردد - ونيك وبد مسلمانانرا\nیکسان میکشد و وفای عهد نداشته باشد اینهمه امور موجب عدم رضا\nو بیزاری حضرت پیغمبر (ص) سید البشر ما است ـ که از حضرت\nفياض مطلق نجات قوم و اولاد وطن خود را از ان خواستکاریم\nآمین .\nعن عوف بن مالك (ن) الاشجعى رضى الله تعالى عنه قال خيار\nائمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم وتصلون عليهم ويصلون عليكم وشرار\nائمتكم الذين تبغضونهم و يبغضونكم وتلعنونهم ويلعنونكم قال قلنا"}
{"book": "adl0152", "page": 15, "text": "(۱۲)\n\nیا رسول الله افلا ننابذهم عند ذلك قال لاما اقاموا فيكم الصلوة ـ\nلاما اقاموا فيكم الصلوة الا من ولی علیه وال فرآه یأتی شيأ من\nمعصية الله فلیكره مایاتى من معصية الله ولا ينزعن يدا من طاعة\n( صحيح مسلم )\nیعنی حضرت عوف بن مالك اشجعی صحابی حضرت رسول\nمقبول علیه الصلوة والسلام فرموده است که بهترین پادشاهان شما\nآنانند که شما ایشان را دوست داشته باشید وایشان شمارا دوست\nداشته باشند ـ وشما داعى ومادح ایشان باشید وایشان داعی ومادح\nشما وبدترین پادشاهان شما آنانند که شما آنانرا مبغوض بدارید ـ\nوآنها شمارا وشما مذمت کننده وبدکوى آنان باشید وآنها ازشما ـ\nحضرت عوف که راوى حديث است میگوید که مایان جماعة\nحاضرين اصحاب بحضور حضرت رسالت مآب معروض داشتیم\nکه اگر پادشاهان ما از قسم دوم باشند آیا پادشاهی آنان باقی\nمیاند و آیا مابا ایشان معارضه نمائیم واطاعت ایشان را از گردن\nخودها نیفكنيم آنحضرت عليه الصلوة والسلام بشدت تمام\nفرمود که تازمانيكه در بين شما نماز را بپادارند واز نماز انكار\nنکنند هرگز معارضه ایشان را روا مدارید ـ هرگز معارضه\nایشان را روا مدارید وتكرار اين فقره براى تأکید است بعد\nازان چنین ارشاد فرمود که آگاه باشید اى امت مرحومه باینکه"}
{"book": "adl0152", "page": 16, "text": "( ۱۳ )\nشخصی که در تحت حکومت و ولایت والی باشد و معصیتی را از معاصی\nخدای تعالی از والی خود ببیند پس لازم است که همان معصیت را\nدر دل مکروه پندارد - اما هرگز دست را از اطاعت والی باز\nنکشد -\nاز مفاد سراسر سداد این حدیث مبارك\n( نتایج ذیل حاصل می شود )\n(۱) اینکه امیران مسلمانان نيك وبد میباشند وبهترین پادشاهان\nآنانند که ایشان از رعیت راضی باشند ورعیت از ایشان و بدترین\nپادشاهان بر عکس میباشند .\n(۲) اینکه اگر پادشاه مسلمانان خداناخواسته مبغوض قوم بگردد\nوقوم مبغوض پادشاه شود پس تاوقتیکه آثار اسلام مانند برپاداشتن\nنماز وغیره شعایر اسلام را ترك ننموده باشد رعایا را باوجودمبغوضیت\nطرفین اطاعت پادشاه لازم وواجب است و مبغوضیت وعدم رضا\nاز پادشاه بهیچ گونه مجوز نافرمانی نیست .\n(۳) اینکه اگر افراد رعیه از والی و پادشاه خود ارتکاب معصیتی\nرا از معاصی خدای تعالی معاینه دارند پس بقرار امر پیغمبر\nلازم است که همان معصیت را در دل مکروه پنداشته از درگاه\nخداوند جل شانه سوال نمایند که همان معصیت بطاعت مبدل\nگردد وبسبب دیدن معصیت هرگز از اطاعت دست نکشند که\nدیدن معصیت عذر عدم اطاعت نمیتواند شد ."}
{"book": "adl0152", "page": 17, "text": "(١٤)\n\n( عن عبد الله بن عمر رضی الله تعالى عنهما قال سمعت رسول الله\nصلى الله عليه وسلم يقول من خلع يدا من طاعة لقى الله يوم القيامة\nولا حجة له - ومن مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية\n( صحيح مسلم )\nیعنی حضرت عبد الله بن امیر المؤمنین عمر ابن الخطاب رض فرموده\nاست که از آنحضرت عليه الصلوة والسلام شنیدم که میفرمودند\nکسیکه دست را از اطاعت و فرمان برداری کشید در روز قیامت\nبا خدای تعالى ملاقی میشود و هیچ حجت و سند نجات برای او موجود\nنخواهد بود - وشخصیکه بمیرد و در گردن او بیعتی نباشد این مرك\nاو از جاهلیت است .\nمفاد حديث مبارك\n\n(۱) اینکه دست کشیدن از اطاعت پادشاه زمان موجب باطل گشتن\nجميع دلايل نجات اخروی مؤمن است یعنی اگر دلایل بسیاری\nاز عبادات برای نجات اخروی داشته باشد و در اطاعتش خلل راه\nیابد این درد بیدرمان همگی را باطل میسازد ( الله تبارك وتعالى\nقوم ورعیه افغانستانرا ازین مصیبت نجات بخشد )\n(۲) اینکه اشخاصیکه در یاغستانات بود و باش دارند و یا پادشاه\nمسلمانان بیعت نکرده اند و در کردن ایشان قلاده اطاعت پادشاه\nمسلمان نیست مرك همکنان مرك جاهلیت است ."}
{"book": "adl0152", "page": 18, "text": "(١٥)\nالحمد لله هزاران هزار شکر مرحضرت منعم حقیقی راست که\nملت افغان از قوم خود پادشاه مسلمان دیندار دارند - وازمرك\nجاهلیت برطرف میباشند .\nعن عرفجة رضی الله تعالی عنه قال سمعت رسول الله صلى الله عليه\nوسلم يقول انه ستكون هنات وهنات فمن اراد ان يفرق امر\nهذه الامة وهى جميع فاضر بوه بالسيف كاينا من كان -\n( صحیح مسلم )\nیعنی حضرت عرفجة صحابى رض میفرمايد كه از حضرت رسالت\nمآب عليه الصلوة والسلام شنیدم که میفرمودزوداست که فسادها\nوشرور زیادی واقع کردد ـ پس کسیکه اراده کند تفریق امر\nامت را در حالیکه امت جمع ومتفق باشد بشمشیر بزنید وبکشید آن\nتفریق دهنده را هر کسیکه باشد .\nمفاد حديث مبارك\n(١) معجزه طاهره آنحضرت (ص) ازين حدیث ثابت میشود که\nبوقوع شرور وفسادات ونزاع درامر خلافت قبل ازوقت آن خبر\nداده اند وهدايت اصحاب وباقی مسلمانان را فرموده اند .\n(۲) اینکه تفریق دهنده امرامت بعد ازانکه بر شخصی اجتماع شان\nحاصل کردد هر که باشد لازم القتل است - ومراد این است که\nاگر شخصی مدعی فضیلت باشد و باعث وموجب تحريك فتنه كرده"}
{"book": "adl0152", "page": 19, "text": "(١٦)\n\nو در اجتماع مسلمانان خلل افگند همان شخص با وجود فضیلتش\nواجب القتل است زیرا که تصریحات اوامر شرعیه و هدایات نبویه\nمقتضی بقای امن و امان و دفع فساد و فتنه میباشد و تحريك فتنه\nاگر چه فرضاً برای نتیجه نيك باشد بحکم شرع انور ممنوع و محرك\nآن واجب القتل است .\n( وعنه قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من اتاكم\nوامرکم جمیع على رجل واحد یرید ان یشق عصا كم او یفرق\nجماعتكم فاقتلوه . )\n\n( صحيح مسلم )\n\nیعنی و نیز حضرت عرفجه (رض) که راوی حدیث سابق است\nفرموده است که شنیدم از حضرت رسول مقبول عليه الصلوة\nوالسلام که میفرمودند . چون امارت شما بر مردی قرار یافته باشد\nو اجتماع شمایان حاصل باشد پس هر که ارادۀ خلل اندازی در اتفاق\nشمایان بنماید یا تفریق دهد جماعت شما را بکشید او را .\n( عن عبد الله بن عمر رضى الله تعالى عنهما قال قال رسول الله\nصلى الله عليه وسلم من بايع اماما فاعطاه صفقة يده وثمرة فؤاده\nفليطعه ان استطاع فان جاء آخر ينازعه فاضربوا عنق الآخر ) .\n\n( صحیح مسلم )\n\nیعنی حضرت عبد الله بن عمر فاروق رضى الله تعالى عنهما"}
{"book": "adl0152", "page": 20, "text": "(۱۷)\nروایت نموده است که آنحضرت علیه الصلوة والسلام فرمودند\nکسیکه بیعت کرد بپادشاهی و پیمان دست و ثمره دل خود را بوی\nداد پس لازم است که تاوقت وجود قدرت واستطاعت در اطاعت\nاو قصور نماید - واگر دیگری آمده بپادشاه موجود منازعه\nکند گردن آن دیگر را بزنید .\n(عن ابن عمر رضی الله تعالی عنهما ان النبی صلی الله تعالی علیه\nوسلم قال ان السلطان ظل الله فی الارض یأوی الیه کل مظلوم من\nعباده فاذا عدل كان له الاجر وعلى الرعية الشكر واذا جار كان عليه\nالاصر وعلى الرعية الصبر ) .\nیعنی از حضرت عبد الله بن عمر فاروق رضی الله تعالی عنهما\nروایت شده است که آنحضرت علیه الصلوة والسلام فرمود پادشاه\nسایه خدای تعالی است در زمین که هرستم دیده وظلم کشیده از\nبندگان او تعالی بوی رجوع میکند وبداد خواهی نزدی میرود\nاگر عدل کند اورا اجر ثابت وبر رعیت شکر لازم است وچون\nجور وستم نماید بروی بار گناه لازم و بر رعیت صبر واجب .\n(عن یونس بن اسحق عن ابيه قال قال رسول الله صلی الله علیه\nوسلم كما تكونون كذلك يؤمر عليكم ) .\nیعنی یونس بن اسحق تابعی از حضرت پدر بزرگوار خود\nکه صحابی حضرت رسول مقبول علیه الصلوة والسلام است روایت"}
{"book": "adl0152", "page": 21, "text": "(۱۸)\nنمود که آنحضرت (ص) فرمود چنانچه بوده باشید همچنان امیر\nو حاکم برشما مسلط میگردد یعنی خوبی و بدی حاکم بر وفق اعمال رعایا\nاست و بهمین مضمون در جای دیگر ثابت شده است که اعمالکم\nعمالکم یعنی عملهای شما عاملان شما است و تفصیل این خطاب در\nحدیث آینده بخوبی مذکور است .\nعن ابی درداء رضی الله تعالی عنه قال قال رسول الله صلی\nالله تعالی علیه وسلم ان الله تعالی یقول انا الله لااله الا انا مالك\nالملوك وملك الملوك قلوب الملوك في يدي وان العباد اذا اطاعونى\nحولت قلوب ملوکهم عليهم بالرحمة والرأفة وان العباد اذا عصونى\nحولت قلوبهم بالسخطة والنقمة فساموهم سوءالعذاب فلا تشغلوا\nانفسكم بالدعاء على الملوك ولكن اشغلوا انفسكم بالذكر والتضرع\nكی اكفيكم ملو ككم .\n( ابونعيم در كتاب حلية الاوليا )\nیعنی حضرت ابو در دای صحابی رضی الله تعالی عنه روایت نموده\nاست که آنحضرت عليه الصلوة والسلام فرمود که الله تبارك\nو تعالی میفرمايد منم خدای برحق که نیست هیچ معبود برحق\nبجز من مالك پادشاهانم و پادشاه پادشاهان دلهای پادشاهان در دست\nتصرف من است چون بندگان من اطاعت ورزند مرا دلهای\nپادشاهان شان را برایشان نرم و مهربان میگردانم - و چون بندگان"}
{"book": "adl0152", "page": 22, "text": "(۱۹)\nعصیان ورزند مرا دلهای پادشاهان شان را بقهر و عذاب رسانی\nمتبدل میسازم که ایشان را بعذاب شدید معذب دارند و چون\nاین همه امور مخصوص اراده و فرمان من است پس هر گز\nخود را به بد گفتن پادشاهان خود مشغول مسازید لیکن چون\nاز ایشان جور و ستم بینید خودها را بذکر و تضرع و زاری\nبدرگاه من مشغول سازید تا کفایت شما را از پادشاهان شما نمایم.\nاین حدیث (حدیث قدسی است)\nکه عبارت و لفظ آن از حضرت رسول مقبول و مضمون آن\nاز حضرت الله تعالی و تقدس است و حضرت رسول مقبول حکایت\nآن را بزبان هدایت ترجمان خود فرموده مسلمانان کامل العقیدۀ\nافغانرا دستور العمل کافی و شافی است که اختیار جمیع امور از\nحضرت حقتعالی است خوبی و بدی بالادستان مربوط حسن\nعمل و سوء عمل زیردستان است الله تعالی اعمال ما را خوب\nو بر شریعت مطهره مطابق داشته باشد تا همواره از مراحم شهریار\nخود مشمول عواطف خسروانه بوده باشیم.\n(عن عبادة بن الصامت رضی الله تعالی عنه قال بايعنا رسول\nالله صلى الله عليه وسلم على السمع والطاعة في العسر واليسر\nوالمنشط والمكره وعلى أثرة علينا وعلى ان نقول بالحق اينما كنا"}
{"book": "adl0152", "page": 23, "text": "(٢٠)\n\nلا نخاف فى الله لومة لائم وعلى ان لا ننازع الامر اهله الا ان تروا\nكفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان –\n\n(صحیح بخاری وصحیح مسلم)\n\nیعنی حضرت عباده بن صامت صحابی (رض) فرموده است که\nما باین جماعة اصحاب (رض) با حضرت رسول مقبول علیه الصلوة\nوالسلام بر امور ذیل بیعت نموده‌ایم –\n\nقبول امر واطاعت در دشواری و آسانی وحالت نشاط\nوعدم نشاط –\n\nقبول برگزیدن دیگری بر ما بحکومت وغیره\n\nگفتار راست در هر جا که باشیم – و در اطاعت امر خدایتعالی\nاز ملامت هیچ ملامت کننده خوف ننمائیم –\n\nنزاع ننمودن در امارت با اهل آن مگر اینکه کفر ظاهر که\nنزد خدایتعالی حجت وسند عدم اطاعت شده بتواند از وی نمایان\nو آشکارا دیده شود نعوذ بالله منها .\n\nاین حدیث مبارک که با وجود قلت الفاظ شامل کلیات امور\nسیاست مدنیه و حاوی اصول حقوق پادشاه ورعیه میباشد کیفیت\nبیعت رعایای مسلمانان را باپادشاه مسلمان بقرار ذیل ارشاد\nفرموده است –"}
{"book": "adl0152", "page": 24, "text": "(۲۱)\n\n(۱) قبول امر واطاعت در وقت دشواری و آسانی ورضا\nوعدم رضا یعنی رعایا در امر دشوار و آسان ومطابق خیال ومخالف\nآن یکسان اطاعت نمایند -\n(۲) اگر پادشاه بحقی از حقوق بعض افراد رعایا را مخصوص\nگرداند و بعض را محروم – یا بعض افراد را بر بعض دیگر\nحاکم وبالا دست مقرر دارد همان افراد زیر دست بقرار امر پیغمبر\nحق شکوه را ندارند بلکه قبول امر واطاعت برای رعایا\nلازم است .\n(۳) راست کرداری وراست گفتاری در هر جا وهر زمان\nلازم رعایا است که در امریکه حق خدایتعالی باشد از هیچ کس\nخوف نکرده وبملامت ملامت کنندگان باک نشمرده راستی را\nپیشه خود گیرند و حقوق پادشاه را براستی تأدیه نمایند واز کذب\nوفریب وحیله وغدر با پادشاه ودر بین خود اجتناب تام لازم\nشمارند –\n(٤) در امارت با اهل آن هیچ نزاع وخلاف روا ندارند\nوتا زمانیکه خلیفه مسلمانان مسلمان باشد وکفر صریح ظاهر که\nهیچ شک وشبه را دران راه نباشد از خلیفه ظاهر نگردد تا\nآنوقت خلیفه زمان مطاع الامر ولازم الاتباع است ونزاع کننده\nومحرك فتنه لازم القتل است - و باین نکته توجه مسلمانان لازم"}
{"book": "adl0152", "page": 25, "text": "(٢٢)\n\nاست که درین حدیث مبارک که ارشاد حضرت خیر العباد (ص)\nوموجب اصلاح حالت جمیع افراد ورافع فتنه و فساد است در باب\nعدم نزاع در امارت تاکیدات زیاده ورود یافته است - وباعجاز\nنبوی این امر قبل از وقوع دانسته شده است که بعض افراد\nرعیه بتقاضای نفس با امرای زمان خود نزاع خواهند کرد و بهانه\nنزاع آنان نسبت کفر و ظلم وغیره خواهد بود - نی نی این\nبهانه موجب تحريك فساد و فتنه است - وحضرت هادی صراط\nمستقیم وبانی شرع قویم علیه الصلوة والتسلیم ازین گونه مفاسد\nافراد امت را تاقیام قیامت ممنوع فرموده وحفظ قواعد اسلام\nرا باطاعت اولی الامر و اتفاق و اتحاد و باز و داری افراد امت\nمربوط گردانیده و چنین ارشاد فرموده است که تازما نیکه پادشاه\nمسلمانان مسلمان باشد و منکر اصول اسلام نگردد واجب الاطاعت\nولازم الاتباع است مگر درصورتیکه حکومت مسلمانان بکافری\nتکیه کند یا حاكم مسلمانان بخذلان شيطان كفر را اختیار کند\n( نعوذ بالله ) و از اصول اسلام انکار نماید وکفر او ظاهر\nواشکارا باشد که تاویل و بهانه وحیله را دران راه نباشد دران\nصورت افراد رعيه مسلمان را صبر بر اطاعت وزیر دستی کافر موجب\nعدم رضای حضرت پیغمبر و باعث تباهی اعمال حسنه و غیرت\nاسلامیست ."}
{"book": "adl0152", "page": 26, "text": "(۲۳)\nسبحان الله ! ! !\nچگونه پیغمبر صادق و خیر خواه موافق که ارشادات او همگی\nموجب سعادت دنیا و عقبای ما است از انعامات آلهی برای ما\nعطا واحسان شده است و بشرف امت بودن او افتخار یافته ایم\nوما مسلمانان بکدام حد و اندازه در ادای حقوق دینیه و عمل\nبمقتضیات اوامر نبویه تفریط و تقصیر نموده ایم که در خدمت دین\nودولت خود بهانه جوئی میکنیم - کسانیکه مسلمان و در امت\nحضرت سید الانام علیه الصلوة والسلام محسوبند و از شومی اعمال\nوغفلت از ارشادات و هدایات حضرت رسول بركمال عليه الصلوة\nوالسلام زیر تسلط ملت غیر درآمده ودين و ناموس شان در محل\nخطر است در اطاعت حکام غیر دین خود کوشش میورزند و به\nبهانه های نفسانی و تسویلات شیطانی اطاعت ملت غیر را برای\nخود موجب نجات تصور کرده اند ! ! ! وكفر حقيقی ! وشرك\nظاهری ! و نصرانیت بدیهی ! حکام ایشان موجب نزاع رعبه وحکام\nنمیگردد ما مسلمانان افغان که بحمد الله والمنه دعوی غیرت دینی\nوقومى وفطری را داشته و داریم ودل داده محبت و اطاعت حضرت\nرسول انام عليه الصلوة والسلام و خدام و چاکران صمیمی دین\nمتین اسلام بوده و میباشیم وزیر دستی ملت غیر را مخالف وضد\nایمان و اسلام خود دانسته با نیاز قوم و ناموس خودها را از تسلط"}
{"book": "adl0152", "page": 27, "text": "(٢٤)\n\nملت غیر بحکم دین و ایمان بتوفیق ایزدمنان محفوظ داشته ایم -\nوصغیر و کبیر و برنا و پیر مابفنا نمودن روح و روان خود کفیل\nحفظ دین و ناموس بوده هستی خودرا با محکومیت غیرملت موجب\nخسران دین و دنیا و محرومیت از رضای حضرت محمد مصطفی (ص)\nو موجب نزول غضب الله تعالی دانسته و میداند --\nپس با وجود اتصاف ما باینچنین صفات فاضله که خویش و بیگانه\nالحمدلله والمنه اقرار واظهار آن را کرده و میکنند - چگونه\nدر اطاعت و محبت و خدمت پادشاه مسلمان با دیانت خود که\nبه نیت صادق و اعتقاد موافق و عبادات لایق متصف است وجود\nخود ها را محو و نابود نسازیم - و رضای پادشاه خود وسعی در\nاطاعت و فرمان برداری او را چرا برای حصول رضای صاحب دین\nمتین و ترقی شرع مبین و ابطال ارادهٔ باطلهٔ اعدای دین و ناکامی\nتدابیر مفسدین اخوان الشیاطین بالیقین حاصل نداریم - خدایا\nکریما کرد کارا توفیق و هدایت و ارشاد نصیب ملت و پادشاه\nافغان بدار تا برطبق رضایت و بروفق اوامر رسول برحق در\nخدمت دین و دولت صرف همت و غیرت نمایند ( این دعا از من\nو از فوج ملك آمین باد )"}
{"book": "adl0152", "page": 28, "text": "(٢٥)\n\nفي بعض الكتب .\nابن آدم تدعو على من ظلمك ويدعوا عليك من ظلمته فان\nشئت اجبناك واجبنا عليك وان شئت اخرنا الامر الى يوم القيمة\nفيسعكم العفو .\nیعنی در بعض کتب سماوی ورود یافته است که الله تعالی\nبا انسان خطاب نموده میفرماید .\nای ابن آدم دعای بد مینمائی بر آنکه بر تو ظلم نموده است و از من\nداد میخواهی و در همین حالت بر خودت نیز مظلوم دیگری که\nستم دیدۀ تست دعای بد میکند و داد خود را از من میطلبد پس\nاگر خواهی دعای هردو را قبول فرموده داد او را از تو وداد\nترا از ظالمت می ستانم و اگر خواهی قبول دعای هردو را بروز\nقیامت میگذارم تا عفو واسع من همه گانرا در بر گیرد\nاز تحدیث قدسی واضح میگردد که هر ستم و جوری که انسان\nاز بالا دست خود می بیند در همان حالت خودوی بزیر دست خود\nظلم و ستم رواداشته عدالت آلهی موجب این میگردد که بالادست\nوی نیز بروی ظلم و ستم نماید .\nبنا بران عاقل منصف را لازم است که حقوق زیر دستان خود را"}
{"book": "adl0152", "page": 29, "text": "(٢٦)\nضایع ننموده وازستم بالا دست شکوه نکنند و علاج اصلی آنرا\nبرضای زیردست خود بنماید --\n(قال عبيدة السلماني لعلى رضى الله تعالى عنه يا امير المؤمنين مابال\nابى بكر وعمر انطاع الناس لهما والدنيا عليهما اضيق من شبر فاتسعت\nعليهما ووليت انت وعثمان الخلافة ولم ينطاعوا لكما والدنيا قد\nاتسعت فصارت عليكما اضيق من شبر فقال لان رعية ابى بكر وعمر\nكانوا مثلى ومثل عثمان ورعيتى انا اليوم مثلك وشبهك -- !!!\nیعنی حضرت عبیدة سلمانی تابی از حضرت امیرالمؤمنین علی\nکرم الله تعالی وجهه پرسید که آیا بچه سبب مردمان اطاعت\nابوبکر وعمر را قبول کردند و دنیائی که یکوجب بود وسعت\nیافت وچون نوبت خلافت بخودت وعثمان رسید از اطاعت شما\nنفرت نمودند ودنیای وسیع برشما ازوجب تنگ تر گشت حضرت\nامیر المؤمنین(رض) در جواب فرمودند که رعیت ابوبکر وعمر چون\nامثال من وعثمان بودند ازانرو درجة امرای ما نیز بهمان حد\nرسید ورعيت من امثال واشباه خودت میباشند پس چرا با آن حد\nترقی ننمائیم --\nازین اثر مبارك باین نتیجه رسیدیم که ترقیات مادی ومعنوی\nامر خلافت وسلطنت تابع حالت رعیت است اگر رعایا بصفات\nحسنه وجوش وخروش ایمانی متصف ومتحلی باشند حالت امارت"}
{"book": "adl0152", "page": 30, "text": "( ۲۷ )\nنیز ترقی میکند و خلیفه زمان از رعایای خود خدمات مفیده\nگرفته میتواند ونتایج عظیمه ترقیات دینیه ودنیویه ازمساعی\nرعایا حاصل میشود واکر تعصبات قومیه واغراض شخصیه مد\nنظر افراد رعیه بگردد حالت خلافت وسلطنت متغیر شده ودرصورت\nفساد اخلاق افراد رعیه توجه خلیفه زمان منتج فوائدتامه نمیگردد\nازانرو هريك ازرعایا را توجه کامل باصلاح حالات شخصیه واعمال\nذاتیه خود فرض عين وعين فرض است .\nرفتار مجتهدین دین متین حضرت سیدالمرسلین\n( در باب اطاعت اولی الامر : ـ )\nحضرت امام همام اعظم و مقتدای عالم امام ( ابوحنیفه کوفی\nرحمة الله تعالى عليه ) كه مجتهد مطلق ميباشند و مایان افغانیان تابع\nمذهب مهذب ومقلد احکام فقهیه شان میباشیم ولادت باسعادت\nشان درسنه ۸۰ هشتاد هجری ووفات حسرت آیات شان درسنه\n١٥٠ یکصدو پنجاه هجری قدسی است .\nحضرت امام اعظم رح معاصر خلیفه ابوجعفر منصور دوانیقی\n( خلیفه دوم ازخلفای عباسیه ) بوده‌اند چون علم و تقوی وزهد\nو فقاهت حضرت امام شهرت یافت ( خلیفه ابوجعفر منصور )\nاراده نمود که منصب قضای ممالك اسلامیه رابحضرت امام مفوض\nدارد ازانرو حضرت امام را بحضور خود طلبیده امر نمود که"}
{"book": "adl0152", "page": 31, "text": "(۲۸)\n\nمنصب مذکور را قبول نماید حضرت امام چون از حظوظ نفسانی\nکاملاً در گذشته بودند واشغال ومناصب را مخل ادای عبادات\nوطاعات میدانستند بنابران در حضور خلیفه از منصب قضا استعفا\nنمودند واز مجلس خلیفه مرخص شدند چون همواره نفری زیادی\nبرای حل مسایل دینیه بحضور امام حاضر میشدند مخالفین\nوحاسدین حضرت امام بسمع خلیفه رسانیدند که امام ابوحنیفه\n( رحمة الله تعالى عليه ) منصب قضارا قبول نکرد واز منصب\nومرحمت پادشاه ابا نمود مگر در خانه خود مردمان را باحکام\nومسائل فتوی میدهد ( خلیفه ابوجعفرمنصور ) ازین امر رنجیده\nامر نمود که ( ابولیلی ) که عالم فقیه و معاصر حضرت امام بود\nبمنصب قضای ممالك مقرر گردد وحضرت امام ابوحنیفه رح بالكل\nاز فتوی موقوف باشد حضرت امام اعظم رحمه الله تعالی بعد از\nصدور این امر خلیفه دررا برخود بسته ومردمان چون بدر\nسرای برای حل مسایل حاضر میشدند همه گانرا نزد ابولیلی که\nبدرجۀ تلمیذ حضرت امام بود ودرعلم وعمل باحضرت امام\nمساوات نداشت بسبب امر خلیفه ارسال می نمود ودرهیچ مسئله\nجواب نمیفرمود تااینکه شبی دختر حضرت امام که نهایت قدرمند\nوپسندیدۀ حضرت امام بود برای ادای نماز تهجد درنصف شب\nبرخاسته بعد ازتکمیل وضو دندان مبارکش قدری خون شده"}
{"book": "adl0152", "page": 32, "text": "(۲۹)\nچون لعاب دهن را ملاحظه نمود بسبب قلت تغير رنگ لعاب دهن\nدر نقض وضوی خود مشتبه گردیده در همان نصف شب این بدر\nمنير بحضور حضرت پدر بزرگوار خود حاضر شده کیفیت واقعه\nرا معروض داشت وحل این مسئله را از حضرت امام در خواست\nنمود حضرت امام که درین وقت شریف بادای نمازتهجد مصروف\nبودند بنظر عطوفت پدرانه دختر عفیفهٔ عابدهٔ صالحهٔ خود را\nمنظور فرموده گریهٔ زیاد نمودند واز دختر خود درحل سوال\nشان عذر خواستند وبرقت تمام فرمودند که جگر پارهٔ من !\nخلیفهٔ زمان مرا ازفتوی منع فرموده حل سوال ترا بیان نموده\nنمیتوانم ازقاضی ابی لیلی که قاضی ممالک ومنصوب خلیفهٔ وقت\nاست حل مطلب خود را نمائید، ازنجواب باصواب تحسرانتساب\nدختر صالحهٔ عفیفه اش نیز بگریه درافتاده درظل شب این چراغ\nوستارهٔ دین باهم گریهٔ زیاد نمودند حضرت امام فرمودند که\nچون لیاقت منصب قضارا در خود ندیدم در حضور خلیفه ازان\nاستعفا کردم اما در نیم شب در باب حـل سوال جگرپار خود\nبرخلاف امر خلیفه فتوی داده نمیتوانم\nسبحان الله !!!\nچگونه دین متین و چه امامان وتابعان حضرت سیدالمرسلین\nعليه الصلوة والسلام داریم که تقلید ومتابعت آثار مبارکهٔ شان"}
{"book": "adl0152", "page": 33, "text": "(۳۰)\n\nموجب نجات دنیا و عقبای ما است —\nای اولاد وطن دیانت مسکن مقدس رفتار و سلوك مقتدای دین\nماوشما حضرت امام اعظم معظم رحمة الله تعالی علیه این بود که\nدر نصف شب در حل مسئله دینی با دختر خود برخلاف امر خلیفه\nفتوی نمیداد مایان افغانان که الحمدلله والمنه تابعان حضرت امام بوده ایم\nدرین زمان اخیر که جدائی از قوم و پادشاه خود موجب برکندن\nشیرازه حکومت اسلامیه میگردد چرا در اطاعت ومحبت پادشاه\nخود از سر قدم نسازیم ورضای اولی الامر خود را برای ترقی\nدین ودولت خود چرا حاصل نداریم :—"}
{"book": "adl0152", "page": 34, "text": "(۳۱)\n\nفرمان اعلیحضرت همایونی\nتحریر شب دوشنبه ٢٥ ماه ربيع الاول سنه ١٣٣٤\nعاليجاه فضايل همراه قاضی القضاة را واضح باد\nاحادیث شریف و بعضی اقوال که درج این رساله\nمیباشد بدرستی ملاحظه کرده هر گاه مطابق\nشرع شریف باشد تصدیق كنيد\n(سراج الملة والدين)\nبزودی ارسال حضور خواهی كرد انشاءالله تعالی"}
{"book": "adl0152", "page": 35, "text": "(٣٢)\nجواب فرمان اعلیحضرت همایونی\nتصدق حضور انور اعلیحضرت همایون والا شوم\nدر باب رساله اطاعت اولی الامر ارسالی حضور همایونی\nمعروض میشود که درباب اطاعت اولی الامر هرانقدر که زیادات\nودلایل دینیه تحریر شود هنوز کمتراست زیرا که اطاعت اولی\nالامر ثالث اطاعت حضرت خدا ورسول (ص) می باشد ودر امر\nمباح اطاعت امر شان واجب میگردد - وبسیار لازم است که\nدرینباب رسایل وتواليف اجرا وطبع شود - خود اینبنده\nدرگاه الله تعالی نیز درینباب عزم مصمم داشتم که درباب اطاعت\nاولی الامر دلایل دینی را تحریر دارم مگر بسبب زیادت مرض در تعویق\nافتاد این رساله صحیح وواجب العمل است زیاده اختیار بحضور\nوالاست بلكه امر اولی الامر فعل مباح را واجب میگرداند فقط\nالهی همواره خیر دارین نصیب کناد به برکت محمد صلی الله عليه\nوسلم و آله الامجاد وصحبه الاوتاد الراقم\nسعدالدین قاضی القضاة"}
{"book": "adl0152", "page": 36, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0152", "page": 37, "text": "[BLANK PAGE]"}
