{"book": "adl0151", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0151", "page": 2, "text": "۷۶ (اپ)\nع\n\n(هدیه)\n(عدد) کتبخانه (عدد)\n۱۰ ۱۰\n\nمطبعه عنایت\nفضائل محامد\n\nاعدادیه اول\n\nاطاعت اولی الامر\n\n[اعدادیه اول]\nدار السلطنه کابل\n\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته گردید\nسنه\n۱۳۳۴\n(طبع ثانی)"}
{"book": "adl0151", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0151", "page": 4, "text": "( هدیه )\n( عدد )\nکتبخانه\n( عدد )\n۱۰\nمطبعه\nعنایت\n۱۰\nاطاعت اولی الامر\nدار السلطنة کابل\nدر مطبعه عنایت بزیور طبع آراسته کردید\nسنه\n١٣٣٤\n( طبع ثانی )"}
{"book": "adl0151", "page": 5, "text": "( ۲ )\nبسم الله الرحمن الرحیم\nافاده مرام\nاین امر از بدیهیات و غیر محتاج تفکر است که چون اراده ازلی حضرت الهی جل جلاله بترقی حالت ملتی متعلق گردد . جمیع ارادات افراد ملت را بیکطرف متوجه ساخته و شقاق و نفاق را از حقیقت بواطن شان مرفوع و مدفوع گردانیده همگی افراد ملت متفق اللفظ و المعنی در ترقی دین و دنیا ساعی و جاهد بوده یکی در تحصیل مقصد آندیگر کوشیده و هر فرد مقصد برادر مسلمان خود را مقصد و مراد خود دانسته تا اینکه مقاصد همگنان همان يك گردیده يك اتحاد ذاتی و اتفاق حقیقی بروز میکند که در عین کثرت افراد ملت بکوحدتی ملاحظه میشود و نتیجه آن سعادت دارین بوده در مملکت صغیر فوائد کثیره مادی و معنوی حاصل میگردد و ترقیات فوق العاده در مدت قلیل نمایان میشودکه درممالك وسیعه کبیره که ازین سعادت اتحاد و اتفاق محروم باشند در مدتهای بسیار همچنان نتایج حسنه ظهور نموده نمیتواند .\nو این سعادت اتفاق و اتحاد از چه حاصل میشود معلوم است که علت اصلی آن (اتحاد مقصد است) که اگر مقصد جمیع افراد ملت"}
{"book": "adl0151", "page": 6, "text": "( ۳ )\n\nترقی دین با شد دین شان ترقی میکند و اگر بترقی دنیا متفقاً متوجه\nگردند دنیای شان ترقی میکند و تحصیل این مطلب اعلی و مقصد\nاقصای ( اتحاد مقصد ) که مایه سعادت دارین و ترقی کونین است در\nاطاعت و اتباع فرد اول ورکن اکمل دین ودولت وروح و\nروان رعیت که وجود با جود خلیفه زمان و سایه حضرت\nرحیم رحمن است انحصار دارد و بجز این امکان حصول ندارد ــ\nزیرا که چون اراده ازلی برین رفته است که در هر وقت و هر زمان\nبندگان خودرابی و جود انبیا و رسولان بر حق براه راست\nنیا ورده و هدایت و ارشادشان را بذریعه انبیای زمان حاصل داشته\nو بعد از ختم نبوت خلفای راشدین را جانشین پیغمبر مقرر فرموده\nوهمان وظیفه مقدسه هدایت و ارشاد عباد رابردوش ایشان گذاشته\nو بعد از زمان خلافت راشده حقوق خلافت راشده را بر ذمه\nسلاطین اسلام وضع فرموده تا زمانیکه مسلمانان اطاعت و محبت\nخلفای اسلام را حرز جان می دانستند دین و دنیای شان ترقی\nو تعالی نموده سلطنت اسلامی بعلو شان و ترقی و وسعت نمایان\nرسید و از آن زمان باز که مطلب اعلای ( اتحاد مقصد ) برطرف\nگشته و مقاصد مسلمانان از یکدیگر متغایر گردیده واضح و لایح\nاست که حالت اسلام و سلطنت اسلامیه نیز روبتنزل و تسفل\nداشته است .\nبناء علی هذا ماملت افغان را که و الحمد لله والمنه يكدين و يك\nمذهب و یکپاد شاه دینپناه داریم و بحمیت ذاتی و شجاعت فطری\nمتصف میباشیم ــ و مقصد پادشاه و رعیت و جمیع افراد مملکت ما\nيك است و از مراحم ایزدی و تفضلات صمدی برعیتی شهریار دین"}
{"book": "adl0151", "page": 7, "text": "( ٤ )\nدار مراحم شعار ( اعليحضرت سراج الملة والدين ) افتخار داريم\nو رضای خداوند تعالی و تقدس — و پيغمبر مقدس عليه الصلوة\nوالسلام را در رضا و اطاعت پادشاه خود بحكم دين و ايمان خود\nمنحصر ميدانيم وافنای روح وروان خود ها را در اطاعت اولی\nالامر فرض ذمت ولازم همت دانسته وميدانيم و ازهمين عطيه\nكبرای آلهی كه ( اتحاد مقصد ) پادشاه ورعيت است اميدوار\nترقیات فوق العاده دين و دنيا بوده وميباشيم .\nفرض ذمت ما رعاياست كه شكرانه اين نعمت عظما را بجا\nآورده و دوام اين سعادت را از حضرت فياض مطلق جل جلاله\nبصد نياز مسئلت نمائيم )\nيارب اين نعمت كه ماراداده\tدر تزايد دار تايوم القيام\nو علاوه از ادای شكرانه الهی توجه تام بداريم كه در باب\nاتحاد و اتفاق همديگر كوشان باشيم و اوامرالهيه وارشادات نبويه\nرا كه مدار سعادت ماست در باب اتحاد واتفاق واطاعت و محبت\nخليفه زمان و شهريار دوران همواره مد نظر خود داشته باشيم كه\nخدای زمين و آسمان و پيغمبر انس و جان و امامان دين وايمان\nو مقتدايان مأدرين باب چه فرموده و برای رفتار ما مسلمانان افغان\nدرين جزو زمان چه دستور العمل عطا فرموده شده است درين\nاوراق بعض اوامرالهيه وسنن نبويه واعمال واقوال أئمه دين مبين را\nكه تعليم و تعلم آن برای اولاد وطن مقدس وباقی افراد رعايا ضروری\nبود تحرير شده در( مطبعه عنايت ) كه از مراحم معارف پروری همت\nعالی نهمت حضرت شهزاده عالی متعالی جناب معين السلطنه صاحب\nافخم ابقاه الله تعالی تأسيس يافته است هزاران هزار بطبع رسيده در"}
{"book": "adl0151", "page": 8, "text": "( ٥ )\n\nمدارس دولت مفت ورا یگان تقسیم و توزیع فرموده و میفرمایند—\nالله تعالى و تقدس عامۀ افراد افغان را توفیق عطا فرماید تا این\nاوامر سنیه را بگوش هوش شنیده و بر طبق آن عمل فرمایند —\n( انه قریب مجیب ) آمین یارب العلمین\n[ المؤلف ]\nحقیر عبد الرب عفى الله عنه\n— § —"}
{"book": "adl0151", "page": 9, "text": "( ٦ )\nهو الله الموفق\nبسم الله الرحمن الرحيم\nاطاعت اولی الامر\n( ١ ) آیات کلام الهی -\nيا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر ذالك خير و احسن تأويلا .\n( سوره نساء پاره ٥ )\nيعنى اى صاحبان ايمان اطاعت خدا و رسول و اميران خود را بر خود لازم كيريد - و در امريكه يكبا ديكر نزاع و خلاف نمائيد بامر خدا و رسول مراجعه كنيد اگر ايمان بخدايتعالی و روز آخرت داشته باشيد و اين همه ارشاد الهی برای شما خير و موجب انجام نيك است ."}
{"book": "adl0151", "page": 10, "text": "( ۷ )\n(۲) - احادیث نبوی -\nعن ابی هریرة رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم من اطاعنى فقد اطاع الله ومن عصانى فقد عصى الله ومن يطع الامير فقد اطاعنى ومن يعص الامير فقد عصانى وانما الامام جنة يقاتل من ورائه ويتقى به -\n(صحيح بخاری و صحیح مسلم)\nیعنی حضرت ابو هریره كه یکی از اجله اصحاب حضرت رسالتمآب علیه الصلوة والسلام است روایت نمود كه آنحضرت فرموده است كسيكه اطاعت نمود مرا اطاعت کرد خدا را وكسيكه نافرمانی نمود مرا نافرمانی کرد خدا را و شخصیكه اطاعت نماید امیر را اطاعت کرد مرا و آنكه نافرمانی ورزد امیر را عصیان ورزید مرا و پادشاه سپریست كه در عقب وی کارزار کرده میشود و نگهداری نیز بوی نموده میشود - یعنی مقاتله و مغلوبى اعدا و حفظ و نگهداری رعایا هر دو منحصر در وجود پادشاه است - ( ازین ارشاد نبوی باین نتیجه رسیدیم که مقاتله با اعدا بدون متابعت و امر پادشاه مخالف اوامر پیغمبر ما است ) .\n( عن ام الحصين رضی الله عنها قالت قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ان امر عليكم عبد مجدع يقودكم بكتاب الله فاسمعوا له واطيعوا . ( صحیح مسلم )\nیعنی حضرت ام الحصین رض که یکی از زنان صحابیات حضرت رسالتمآب و راوی بسی از احادیث شریفه میباشد میفرماید که آنحضرت عليه الصلوة والسلام فرمود اگر غلام گوش و بینی بریده بر شما امیر گردد كه بحكم كتاب خدا يتعالی اداره امور شما را"}
{"book": "adl0151", "page": 11, "text": "( ۸ )\n\nمینمايد پس قبول امر او و اطاعت او بر شما لازم و واجب است .\n( عن انس رضی الله عنه ان رسول الله صلی الله عليه و سلم قال\nاسمعوا واطيعوا وان استعمل عليكم عبد حبشى كان رأسه زبيبة : -\n( صحیح بخارى )\nيعنی حضرت انس بن مالک رض که خادم حضور حضرت\nرسالتمآب بوده است فرمود که حضرت رسول مقبول عليه\nالصلوة والسلام فرمود قبول امر و اطاعت را بر خود لازم شماريد\nاگر چه عامل شما غلام حبشی باشد که سر او مانند دانه مويزی\nبود. باشد - مراد اين است که عامل خلیفه مانند خود خلیفه\nلازم الاطاعت است و مراد از خوردی سر نقصان عقل عامل است\nکه بقرار ارشاد حضرت خيرالعباد نقصان عامل خليفه موجب\nعدم اطاعت او نميباشد - بلكه عدم اطاعت عامل موجب\nعدم اطاعت خلیفه میگردد -\n(عن ابیهريرة رضی الله تعالى عنه قال سمعت رسول الله صلى الله تعالى\nعليه وسلم يقول (من خرج من الطاعة فمات مات ميتة جاهلية ومن قاتل\nتحت راية عمية و يغضب لعصبية فقتل فقتلة جاهلية ومن خرج على\nامتى بسيفه يضرب برها وفاجرها ولا يتحاشى من مؤمنها ولا يفى لذی\nعهد عهده فليس منى ولست منهم) -\n( صحیح مسلم )\nيعنی حضرت ابو هريره رض فرموده است که ازان حضرت\nعليه الصلوة والسلام شنيدم که ميفرمودند كسيکه از اطاعت پادشاه\nخارج گشت و دران حالت مرد مرگ او مرگ جاهليت است که\nاحكام مسلمانی بروی جاری نمیگردد و کسیکه زير بيرق نامعلوم (يعنی"}
{"book": "adl0151", "page": 12, "text": "( ۹ )\nبیرقی که حقیت وحقیقت آن معلوم نباشد ) مقاتله کند و برای تعصب\nقومی بغضب شده مقتول گردد - قتل او نیز بقسم جاهلیت است -\nوشخصی که بر امت من شمشیر خود را کشیده نیکو کار وبدکار آنرا\nیکسان بزندو ازمؤ من امت من کناره جوئی نماید وباصاحب عهدی\nوفای عهد ننمایدپس اینچنین اشخاص نه ازمن اند ونه من ازایشانم ـ\nهرگاه بنظر بصیر ت این او امر سنیه و این ارشادات نافعه که درین\nحدیث شریف حضرت فخرالنبیین ورودیافته است دیده وملاحظه\nشودپرظاهر میگردد که اصول اصلاحات کلیه دران مندرج بوده اجمال\nاوامر آن بقرار ذیل است : ــ\n( ۱ ) مرگ اشخاص یاغی مرگ جاهلیت است ــ\n( ۲ ) کسانیکه در يك امرنامعلوم وخیال خامی باپاد شاه زمان مقاتله\nکنند وزیربیرق فساد وفتنه اجتماع نمایند و کشته شوندکشته آنان\nاز جاهلیت است نه شهادت .\n( ۳ ) کسانیکه بسبب تعصبات قومی و دشمنیها وکینه های داخلی\nبغضب آمده یکدیگرخود را میکشند وبرخلاف او امر پادشاه دربین\nخودها فساد وفتنه برپامیدارند قتل آنان از جاهلیت است نه قتل شهادت -\n( ٤ ) کسی که بکشت و خون راغب میگردد ــ ونيک وبد مسلمانانرا\nیکسان میکشد و وفای عهدنداشته باشد اینهمه امورموجب عدم رضا\nوبیزاری حضرت پیغمبر ( ص ) سيد البشرمـا است ــ که ازحضرت\nفياض مطلق نجات قوم واولاد وطن خودرا ازان خواستگاریم آمين.\nعن عوف بن مالك ( ن ) الاشجعی رضی الله تعالى عنه قال خيار\nائمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم وتصلون عليهم ويصلون عليكم وشرار\nائمتكم الذين تبغضو نهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم قال قلنا"}
{"book": "adl0151", "page": 13, "text": "( ١٠ )\nيارسول الله افلا ننابذهم عند ذلك قال لاما اقاموافيكم الصلوة — لاما\nاقاموافيكم الصلوة الامن ولى عليه وال فرآه يأتى شيأ من معصية الله\nفليكره مايأتى من معصية الله ولاينزعن يدا من طاعة\n( صحيح مسلم )\nيعنى حضرت عوف بن مالك اشجعی صحابی حضرت رسول مقبول\nعليه الصلوة والسلام فرموده است که بهترین پادشاهان شما آنانند که\nشما ایشان را دوست داشته باشید وایشان شهارادوست داشته باشند —\nوشماداعی ومادح ایشان باشید وایشان داعی ومادح شماو بدترين پادشا\nهان شما آنانند که شما آنها را مبغوض پندارید — و آنها شماراوشما مذمب\nكننده و بدگوی آنان باشید و آنهاازشما — حضرت عوف که راوی\nحدیث است میگوید که مایان جماعهٔ حاضرین اصحاب بحضور حضرت\nرسالت مآب معروض داشتیم که اگر پادشاهان ما ازقسم دوم باشند آیا\nپادشاهی آنان باقی مماند و آیاماباایشان معارضه ننمائیم واطاعت ایشان\nرا ازگردن خود ها تیفنکنیم آنحضرت علیه الصلوة والسلام بشدت\nتمام فرمود که نازمانیکه در بین شما نمازرا بر پادارند و ازنماز انکارنکنند\nهر گز معارضهٔ ایشان را روانمدارید — هر گز معارضهٔ ایشان را روا\nمداريد وتكرار اين فقره برای تاکید است بعدازان چنین ارشاد فرمود\nکه آگاه باشید ای امت مرحومه باینکه شخصیكه در تحت حكومت\nو ولايت والى باشد ومعصیتی را ازمعاصی خدای تعالی ازوالی خود\nبیند پس لازم است که همان معصيت را در دل مكروه پندارد — اما\nهر گز دست را ازاطاعت والى بازنکشد —\nازمفاد سراسر سداد اين حدیث مبارك\nنتايج ذيل حاصل میشود\n(۱) اینکه امیران مسلمانان نيك و بدمیباشند و بهترین پادشاهان آنا"}
{"book": "adl0151", "page": 14, "text": "( ١١ )\nنند که ایشان از رعیت راضی باشند ورعیت از ایشان وبدترین پادشا\nهان برعکس میباشند .\n(۲) اینکه اگر پادشاه مسلمانان خدا نا خواسته مبغوض قوم بگردد\nوقوم مبغوض پاد شاه شود پس تا وقتیکه آثار اسلام مانند برپا داشتن\nنمازوغیره شعایر اسلام را ترك ننموده باشد رعایا را باوجود مبغوضیت\nطرفین اطاعت پاد شاه لازم وواجب است و مبغوضیت وعدم رضا از\nپاد شاه بهیچ گونه مجوز نافرمانی نیست .\n(۳) اینکه از افراد رعیه از والی و پاد شاه خود ارتکاب معصیتی را\nاز معاصی خدای تعالی معاینه دارند پس بقرار امر پیغمبر لازم است\nکه همان معصیت را در دل مکروه پندا شته از درگاه خداوند جل شانه\nسوال نمایند که همان معصیت بطاعت مبدل گردد و بسبب دیدن معصیت\nهرگز از اطاعت دست نکشند که دیدن معصیت عذر عدم اطاعت نمیتواند شد.\n( عن عبدالله بن عمر رضی الله تعالى عنهما قال سمعت رسول الله\nصلى الله عليه وسلم يقول من خلع يدا من طاعة لقى الله يوم القيامه ولا\nحجة له - ومن مات وليس فى عنقه بيعة مات ميتة جاهلية\n( صحيح مسلم )\nیعنی حضرت عبدالله بن امیر المؤمنين عمر ابن الخطاب رض فرموده\nاست که از آنحضرت علیه الصلوة والسلام شنیدم که میفرمودند کسیکه\nدست را اطاعت و فرمان برداری کشید در روز قیامت با خدای تعالی\nملاقی میشود و هیچ حجت وسند نجات برای او موجود نخواهد بود -\nوشخصیکه بمیرد و در گردن او بیعتی نباشد این مرگ او از جاهلیت است .\nمفاد حديث مبارك\n(۱) اینکه دست کشیدن از اطاعت پادشاه زمان موجب باطل گشتن"}
{"book": "adl0151", "page": 15, "text": "( ۱۲ )\n\nجميع دلايل نجات اخروی مؤمن است یعنی اگر دلایل بسیاری از عبادات برای نجات اخروی داشته باشد و در اطاعتش خلل راه یابد این درد بیدرمان همگی را باطل میسازد ( الله تبارك وتعالی قوم و رعيهٔ افغانستانرا ازین مصیبت نجات بخشد )\n( ۲ ) اینکه اشخاصیکه در باغستانات بود و باش دارند و بپادشاه مسلمانان بیعت نکرده اند و در گردن ایشان قلادهٔ اطاعت پادشاه مسلمان نیست مرگ همگنان مرگ جاهلیت است .\nالحمد لله هزاران هزار شکر مر حضرت منعم حقیقی راست که ملت افغان از قوم خود پادشاه مسلمان دیندار دارند ـ واز مرگ جاهلیت برطرف میباشند .\nعن عرفجة رضی الله تعالی عنه قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول انه ستكون هنات وهنات فمن ارادان يفرق امر هذه الامة وهى جميع فاضربوه بالسيف كاينا من كان ـ\n( صحیح مسلم )\nیعنی حضرت عرفجهٔ صحابی رضی میفرماید که از حضرت رسالت مآب عليه الصلوة والسلام شنیدم که میفرمود زود است که فساد ها و شرور زیادی واقع گردد ـ پس کسیکه اراده کند تفریق امر امت را در حالیکه امت جمع و متفق باشد بشمشیر بزنید وبکشید آن تفریق دهنده راهر کسیکه باشد .\nمفاد حدیث مبارک\n( ۱ ) معجزهٔ ظاهرهٔ آنحضرت ( ص ) ازین حدیث ثابت میشود که بوقوع شرور و فسادات ونزاع در امر خلافت قبل از وقت آن خبر داده اند وهدایت اصحاب وباقی مسلمانان را فرموده اند ."}
{"book": "adl0151", "page": 16, "text": "( ۱۳ )\n\n(٢) اینکه تفریق دهندۀ امر امت بعد از انکه بر شخصی اجتماع شان\nحاصل گردد هر که باشد لازم القتل است ـ و مراد این است که اگر شخصی\nمدعی فضیلت باشد و باعث و موجب تحريك فتنه گردد و در اجتماع مسلما\nنان خلل افگند همان شخص با وجود فضیلتش وا جب القتل است\nزیرا که تصریحات اوامر شرعیه و هدایات نبویه مقتضی بقای امن و\nامان و دفع فساد و فتنه میباشد و تحريك فتنه اگر چه فرضاً برای نتیجۀ\nنيك باشد بحكم شرع انور ممنوع و محرك آن واجب القتل است .\n(و عنه قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من أتاكم و امركم\nجميع على رجل واحد يريد ان يشق عصاكم او يفرق جماعتكم فاقتلوه.)\n( صحیح مسلم )\nیعنی و نیز حضرت عریفه (رض) که راوی حدیث سابق است فرموده\nاست که شنیدم از حضرت رسول مقبول عليه الصلوة والسلام که میفر\nمودند ـ چون امارت شما بر مردی قرار یافته باشد و اجتماع شمایان حاصل\nباشد پس هر که ارادۀ خلل اندازی در اتفاق شما یان نماید یا تفریق\nدهد جماعت شما را بکشید او را .\n( عن عبدالله بن عمر رضی الله تعالى عنهما قال قال رسول الله صلى الله\nعليه وسلم من بايع اما ماً فاعطاه صفقة يده و ثمرة فؤا ده فليطعه ان\nاستطاع فان جاء أخر ينازعه فاضر بو اعنق الآخر )\n( صحیح مسلم )\nیعنی حضرت عبد الله بن عمر فاروق رضی الله تعالى عنهما روایت نموده\nاست که آنحضرت علیه الصلوة والسلام فرمودند کسی که بیعت کرد با\nپاد شاهی و پیمان دست و ثمرۀ دل خود را بوی داد پس لازم است که\nتاوقت وجود قدرت و استطاعت در اطاعت او قصور نماید ـ واگر"}
{"book": "adl0151", "page": 17, "text": "( ١٤ )\n\nدیگری آمده باباد شاه موجود منازعه کند گردن آن دیگر را بزنید.\n(عن ابن عمر رضی الله تعالی عنهما ان النبی صلی الله تعالی علیه وسلم قال ان السلطان ظل الله فی الارض یأوی الیه كل مظلوم من عباده فاذا عدل كان له الاجر وعلى الرعية الشكر واذا جار كان عليه الاصر وعلى الرعية الصبر ) .\nیعنی از حضرت عبدالله بن عمر فاروق رضی الله تعالی عنهما روایت شده است که آنحضرت علیه الصلوة والسلام فرمود پادشاه سایه خدای تعالی است در زمین که هر ستم دیده وظلم کشیده از بندگان او تعالی بوی رجوع میکند و بداد خواهی نزدوی میرود اگر عدل کند او را اجر ثابت و بر رعیت شکر لازم است و چون جور و ستم نماید بروی بار گناه لازم و بر رعیت صبر واجب .\n( عن یونس بن اسحق عن ابیه قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم كما تكونون كذلك يؤمر عليكم ) .\nیعنی یونس بن اسحق تابعی از حضرت پدر بزرگوار خود که صحابی حضرت رسول مقبول علیه الصلوة والسلام است روایت نموده که آنحضرت (ص) فرمود چنانچه بوده باشید هم چنان امیر و حاکم بر شما مسلط میگردد یعنی خوبی و بدی حاکم بر وفق اعمال رعایا است و بهمین مضمون در جای دیگر ثابت شده است که اعمالكم عمالكم يعنی عملهای شما عاملان شما است و وتفصيل این خطاب در حدیث آینده بخوبی مذکور است.\nعن ابی درداء رضی الله تعالی عنه قال قال رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم ـ ان الله تعالى يقول انا الله لا اله الا انا مالك الملوك و ملك الملوك قلوب الملوك في يدي وان العباداذا اطاعونى حولت قلوب ملوكهم عليهم بالرحمة والرأفة وان العباد اذا عصونی حولت قلوبهم بالسخطة والنقمة"}
{"book": "adl0151", "page": 18, "text": "( ١٥ )\n\nفسا موهم سوء العذاب فلا تشغلوا انفسكم بالدعاء على الملوك ولكن اشغلوا\nانفسكم بالذكر و التضرع كى اكفيكم ملوككم .\n( ابو نعيم در کتاب حلية الاوليا )\n\nيعنى حضرت ابودردای صحابی رضى الله تعالى عنه روايت نموده است\nکه آنحضرت عليه الصلوة و السلام فرمود که الله تبارك و تعالى ميفرمايد\n« منم خدای بر حق که نيست هيچ معبود بر حق بجز من مالك پادشاهانم\nو پادشاه پادشا هان دلهاى پادشاهان در دست تصرف من است چون\nبندگان من اطاعت ورزند مرا دلهاى پاد شاهان شان را برايشان نرم\nو مهر بان ميگردا نم – و چون بندگان عصيان ور زند مرا دلهاى\nپادشا هان شان را بقهر و عذاب رسانی متبدل میسازم که ايشان را\nبعذا ب شديد معذب دارند و چون اين همه امور مخصوص اراده و فر\nمان من است پس هرگز خودرا به بد گفتن پادشاهان خود مشغول مسا\nزيد ليكن چون از ايشان جور و ستم بينيد خود ها را بذكر و تضرع\nوزاری بدرگاه من مشغول سازيد تا كفايت شما را از پادشاهان شما نمايم.\nاين حديث (حدیث قدسی است )\n\nکه عبارت و لفظ آن از حضرت رسول مقبول ومضمون آن از\nحضرت الله تعالى و تقدس است و حضرت رسول مقبول حكايت آن\nرا بزبان هدايت ترجمان خود فرموده مسلما نان كامل العقيدة افغانرا\nدستورالعمل كافى و شافی است که اختیار جميع امور از حضرت حقتعالی\nاست خوبی و بدی – بالادستان مربوط حسن عمل و سوء عمل زير\nدستان است الله تعالى اعمال ما را خوب و بر شريعت مطهره مطابق\nداشته باشد تا همواره از مراحم شهريار خود مشغول عواطف خسر\nوانه بوده باشيم ."}
{"book": "adl0151", "page": 19, "text": "( ١٦ )\n\n( عن عبادة بن الصامت رضی الله تعالى عنه قال بايعنارسول الله\nصلی الله عليه وسلم على السمع والطاعة فى العسر واليسر والمنشط والمكره\nوعلی اثرة علينا وعلى ان نقول بالحق اينما كنا لا نخاف في الله لومة لائم\nوعلى ان لا ننازع الامر اهله الا ان تروا كفراً بواحاً عندكم من الله\nفيه برهان -\n\n( صحیح بخاری و صحیح مسلم )\nیعنی حضرت عباده بن صامت صحابی ( رض ) فرموده است که مایان\nجماعة اصحاب ( رض ) با حضرت رسول مقبول عليه الصلواة والسلام\nبر امور ذیل بیعت نموده ایم -\nقبول امر و اطاعت در دشواری و آسانی و حالت نشاط و عدم نشاط -\nقبول برگزیدن دیگری بر ما بحکومت وغیره\nگفتار راست در هر جا که باشیم - و در اطاعت امر خدایتعالی از\nملامت هیچ ملامت کننده خوف ننمائیم -\nنزاع ننمودن در امارت با اهل آن مگر اینکه کفر ظاهری که نزد\nخدا يتکالى حجت وسند عدم اطاعت شده بتواند ازوی نمایان و آشکارا\nدیده شود نعوذبالله منها .\nاین حدیث مبارک که باوجود قلت الفاظ شامل کلیات امور سیاست\nمدنیه وحاوی اصول حقوق پادشاه ورعیه میباشد کیفیت بیعت رعایای\nمسلمانان را با پادشاه مسلمان بقرار ذیل ارشاد فرموده است -\n( ١ ) قبول امر و اطاعت در وقت دشواری و آسانی و رضا و عدم\nرضا یعنی رعایا در امر دشوار و آسان و مطابق خیال و مخالف آن یکسان\nاطاعت نمایند -\n( ٢ ) اگر پادشاه بحق از حقوق بعض افراد رعیه را مخصوص گرداند"}
{"book": "adl0151", "page": 20, "text": "( 17 )\n\nو بعض را محروم – یا بعض افراد را بر بعض دیگر حاکم و بالا\nدست مقرر دارد همان افراد زیر دست بقرار امر پیغمبر حق شکوه\nرا ندارند بلکه قبول امر و اطاعت برای رعایا لازم است .\n( 3 ) راست کرداری و راست گفتاری در هر جا و هر زمان لازم\nرعایا است که در امر یکه حق خدایتعالی باشد از هیچ کس خوف نکرده\nو بملامت ملامت کنند گان باك نشمرده راستی را پیشۀ خود گیرند\nو حقوق پاد شاه را بر استی تأدیه نمایند و از کذب و فریب و حیله و غدر\nباپاد شاه و در بین خود اجتناب تام لازم شمارند –\n( 4 ) در امارت با اهل آن هیچ نزاع و خلاف روا ندارند و تا زمانیکه\nخلیفه مسلمانان مسلمان باشد و کفر صریح ظاهر که هیچ شك و شبهه\nرا دران راه نباشد از خلیفه ظاهر نگردد تا آنوقت خلیفه زمان مطاع\nالامر و لازم الاتباع است و نزاع کننده و محرك فتنه لازم القتل است –\nو باین نکته توجه مسلمانان لازم است که درین حدیث مبارك که ارشاد\nحضرت خیر العباد ( ص ) و موجب اصلاح حالت جمیع افراد و رافع\nفتنه و فساد است در باب عدم نزاع در امارت تأکیدات زیاده ورود یافته\nاست – و باعجاز نبوی این امر قبل از وقوع دانسته شده است که\nبعض افراد رعیه بتقاضای نفس با امرای زمان خود نزاع خواهند\nکرد و بهانه نزاع آنان نسبت کفر و ظلم وغیره خواهد بود – نی نی این\nبهانه موجب تحريك فساد و فتنه است – و حضرت هادی صراط\nمستقیم و بانی شرع قویم علیه الصلوة و التسلیم ازین گونه مفاسد افراد\nامت را تا قیام قیامت ممنوع فرموده و حفظ قواعد اسلام را باطاعت اولی\nالامر و اتفاق و اتحاد و باز وداری افراد امت مربوط گردانیده و چنین\nارشاد فرموده است که تا زمانیکه پاد شاه مسلمانان مسلمان باشد و منکر"}
{"book": "adl0151", "page": 21, "text": "( 18 )\n\nاصول اسلام نگردد واجب الاطاعت ولازم الاتباع است مگر درصو\nرتيكه حكومت مسلمانان بکافری تکیه کند یا حاكم مسلمانان بخذلان\nشیطان کفر را اختیار کند ( نعوذ بالله ) و از اصول اسلام انکار نماید و\nكفر او ظاهر و آشکارا باشد که تأویل و بهانه و حیله را دران راه نباشد\nدران صورت افراد رعیۀ مسلمان را صبر بر اطاعت و زیر دستی کافر\nموجب عدم رضای حضرت پیغمبر و باعث تباهی اعمال حسنه وغیرت\nاسلامیست .\nسبحان الله !!!\nچگونه پیغمبر صادق و خیر خواه موافق که ارشادات او همگی موجب\nسعادت دنیا وعقبای ما است از انعامات آلهی برای ما عطا واحسان\nشده است و بشرف امت بودن او افتخار یافته ايم وما مسلمانان بكدام\nحد واندازه در ادای حقوق دينيه وعمل بمقتضيات اوامر نبويه تفريط\nو تقصیر نموده ایم که در خدمت دین ودولت خود بهانه جوئی میکنیم -\nکسانيكه مسلمانان و درامت حضرت سید الانام عليه الصلوة والسلام\nمحسوبند و از شومی اعمال وغفلت از ارشادات و هدايات حضرت رسول\nبرکمال عليه الصلوة والسلام زير تسلط ملت غير درآمده ودين وناموس\nشان در محل خطر است در اطاعت حکام غیر دین خود کوشش میورزند\nو به بهانه های نفسانی و تسویلات شيطانی اطاعت ملت غیر را برای خود\nموجب نجات تصور کرده اند !!! و كفر حقيقى ! وشرك ظاهرى ! و\nنصرانیت بدیهی ! حکام ایشان موجب نزاع رعيه وحكام نميگردد ــ ما\nمسلمانان افغان که بحمد الله والمنه دعوی غیرت دینی و قومی و فطری\nرا داشته و داریم و دل دادۀ محبت و اطاعت حضرت رسول انام عليه\nالصلوة والسلام و خدام و چاکران صمیمی دین متین اسلام بوده و"}
{"book": "adl0151", "page": 22, "text": "( ۱۹ )\n\nمیباشیم و زیر دستی ملت غیر را مخالف وجدانان و اسلام خود دانسته\nبار بار قوم و ناموس خودها را از تسلط ملت غیر بحکم دین و ایمان بتوفیق\nایزد منان محفوظ داشته ایم – وصغیر و کبیر و برنا و پیر ما بفنا نمودن روح\nو روان خود کفیل حفظ دین و ناموس بوده هستی خود را با محکومیت\nغیر ملت موجب خسران دین و دنیا و محرومیت از رضای حضرت محمد\nمصطفی ( ص ) وموجب نزول غضب الله تعالی دانسته و میداند –\nپس با وجود اتصاف ما باینچنین صفات فاضله که خویش و بیگانه\nالحمد لله والمنه اقرار واظهار آن را کرده ومیکند – چگونه در اطاعت\nو محبت و خدمت پادشاه مسلمان بادیانت خود که به نیت صادق واعتقاد\nموافق و عبادات لایق متصف است وجود خودها را محو و نابود نسازیم –\nو رضای پادشاه خود وسعی در اطاعت و فرمان برداری اوراچرا برای\nحصول رضای صاحب دین متین و ترقی شرع مبین و ابطال ارادهٔ\nباطله اعدای دین و ناکامی تدابیر مفسدین اخوان الشياطين باليقين\nحاصل نداریم — خدایا کریما کردگارا توفیق و هدایت و ارشاد نصیب\nملت و پادشاه افغان بدار تابر طبق رضایت و بر وفق اوامر رسول بر حقت\nدر خدمت دین و دولت صرف همت و غیرت نمایند (این دعا از من\nو از فوج ملک آمین باد )"}
{"book": "adl0151", "page": 23, "text": "( ۲۰ )\n۳\nفى بعض الكتب .\nابن آدم تدعو على من ظلمك ويدعوا عليك من ظلمته فان شئت\nاجبناك واجبنا عليك وان شئت اخرنا الامر الى يوم القيمة\nفيسعكم العفو .\nیعنی در بعض كتب سماوی ورود یافته است كه الله تعالی باانسان\nخطاب نموده میفر ماید .\nای ابن آدم دعای بد مینمائی بر آنكه بر تو ظلم نموده است واز من داد\nمیخواهی و در همین حالت بر خودت نيز مظلوم دیگری كه ستم دیدهٔ تست\nدعای بد میكند وداد خودرا از من میطلبد پس اگر خواهی دعای\nهر دو را قبول فرموده داد اورا از تو وداد تر ااز ظالمت می ستانم واگر\nخواهی قبول دعای هر دو را بروز قیامت میگذارم تا عفو واسع من\nهمه كانرا در بر گیرد .\nاز یحدیث قدسی واضح میگردد كه هر ستم وجوری كه انسان از\nبالادست خود می بیند درهمان حالت خودوی بر زیر دست خود ظلم\nوستم روا دا شته عدالت آلهی موجب این میگردد كه بالا دست وی\nنیز بروی ظلم وستم بنماید -\nبنابران عاقل منصف را لازم است كه حقوق زیر دستان خودرا ضایع\nننموده وازستم بالادست شكوه نكند وعلاج اصلی آنرا برضای زیر\nدست خود بنمايد -"}
{"book": "adl0151", "page": 24, "text": "( ۲۱ )\n( قال عبيدة السلماني لعلى رضی الله تعلی عنه ياامير المؤمنين مابال\nابی بکر وعمر الطاع الناس لهما والدنيا عليهما اضيق من شبر فاتسعت\nعليهما ووليت انت وعثمان الخلافة ولم يغطا عوا لكماوالدنيا قدا تسعت\nفصارت عليكما اضيق من شبر فقال لان رعية ابی بکروعمرکا نوا مثلی\nومثل عثمان ورعيتى انا اليوم مثلك وشبهك — ! ! !\nیعنی حضرت عبيدة سلمانی تابعی از حضر امير المئو منين علی کرم الله\nتعالی وجهه پرسيد که آيا مچه سبب مردمان اطاعت ابوبکر و عمر را\nقبول کردند و دنيائی که يکو جب بود وسعت يافت و چون نوبت\nخلافت بخودت وعثمان رسيد از اطاعت شما نفرت نمودند و دنيای وسيع\nبر شما از وجب تنك تر گشت حضرت امير المؤمنين (رض) در جواب\nفرمودند که رعيت ابوبکر و عمر چون امثال من وعثمان بودند ازانرو\nدرجة امـرای مانیز بهمان حد رسيد ورعيت من امثال واشباه خودت\nميباشند پس چرا با آن حد ترقی نمائيم —\nازين اثر مبارك به اين نتيجه رسيديم که ترقيات مادی و معنوی امر\nخلافت وسلطنت تابع حالت رعيت است ا گر رعايا بصفات حسنه وجوش\nو خروش ايمانی متصف ومتحلی با شند حالت امارت نيز ترقی ميکند\nو خليفة زمان ازرعايای خود خدمات مفيده گرفته ميتواند ونتايج\nعظيمة ترقيات دينيه و دنيويه از مساعی رعايا حاصل ميشود و اگر"}
{"book": "adl0151", "page": 25, "text": "( ۲۲ )\n\nتعصبات قوميه واغراض شخصيه مد نظر افراد رعيه بگردد حالت\nخلافت وسلطت متغیر شده و در صورت فساد اخلاق افراد رعیه توجه\nخليفة زمان منتج فوائد تامه نميگردد از انرو هريك از رعايا را توجه\nكامل باصلاح حالات شخصيه واعمال ذاتيه خود فرض عين وعين\nفرض است .\n\n( ٤ )\n\nرفتار مجتهدين دين متين حضرت سيد المرسلين (ص )\n\n( در باب اطاعت اولى الامر : - )\n\nحضرت امام همام اعظم ومقتدای عالم امام ( ابو حنيفه كوفى رحمة\nالله تعالى عليه ) كه مجتهد مطلق ميباشند و مايان افغانيان تابع مذهب\nمهذهب و مقلد احكام فقهيه شان ميباشيم ولادت باسعادت شان در\nسنة ٨٠ هشتاد هجرى ووفات حسرت آيات شان در سنه ١٥٠ یکصد\nپنجاه هجری قدسی است .\n\nحضرت امام اعظم رح معاصر خلیفه ابو جعفر منصور دوانيقي\n( خلیفه دوم از خلفای عباسیه) بوده اندچون علم و تقوی و زهد و فقاهت\nحضرت امام شهرت یافت ( خلیفه ابو جعفر منصور ) اراده نمود كه\nمنصب قضای ممالك اسلامیه را بحضرت امام مفوض دارد از انرو حضرت\nامام را بحضور خود طلبیده امر نمود كه منصب مذکور را قبول نمايد\nحضرت امام چون از حظوظ نفسانی کاملاً در گذشته بودند و اشغال"}
{"book": "adl0151", "page": 26, "text": "( ۲۳ )\nومناصب را مخل ادای عبادات وطاعات میدانستند بنابران در حضور\nخلیفه از منصب قضا استعفا نمودند و از مجلس خلیفه مرخص شدند\nچون همواره نفری زیادی برای حل مسائل دینیه بحضور امام حاضر\nمیشدند مخالفین و حاسدین حضرت امام بسمع خلیفه رسانیدند که امام\nابو حنیفه ( رحمة الله تعالى عليه ) منصب قضا را قبول نکرد و از منصب\nومرحمت پادشاه ابا نمود مگر در خانه خود مردمان را باحکام و مسائل\nفتوی میدهد ( خلیفه ابو جعفر منصور ) ازین امر رنجیده امر نمودکه\n( ابولیلی ) که عالم فقیه و معاصر حضرت امام بود بمنصب قضای ممالک\nمقرر گردد و حضرت امام ابو حنیفه رح با لکل از فتوی موقوف باشد\nحضرت امام اعظم رحمه الله تعالى بعد از صدور این امر خلیفه در را\nبرخود بسته و مردمان چون بدر سرای برای حل مسایل حاضر میشدند\nهمگانرا نزد ابو لیلی که بدرجه تلمیذ حضرت امام بودو در علم و عمل با\nحضرت امام مساوات نداشت بسبب امر خلیفه ارسال می نمود و در هیچ\nمسئله جواب نمیفرمود تا اینکه شبی دختر حضرت امام که نهایت قدرمند\nوپسندیده حضرت امام بود برای ادای نماز تهجد در نصف شب برخاسته\nبعد از تکمیل وضو دندان مبارکش قدری خون شده چون لعاب دهن\nرا ملاحظه نمود بسبب قلت تغیر رنگ لعاب دهن در نقض وضوی خود\nمشتبه گردیده درهمان نصف شب این بدر منیر بحضور حضرت پدر"}
{"book": "adl0151", "page": 27, "text": "( ٢٤ )\n\nبزرگوار خود حاضر شده کیفیت واقعه را معروض داشت و حل این\nمسئله را از حضرت امام در خواست نمود حضرت امام که درین وقت شریف\nبادای نماز تهجد مصروف بودند بنظر عطوفت پدرانه دختر عفیفه عابده\nصالحه خود را منظور فرموده گریه زیاد نمودند و از دختر خود در حل سوال\nشان عذر خواستند و برقت تمام فرمودند که «جگر پاره من! خلیفه زمان\nمرا از فتوی منع فرموده حل سوال ترا بیان نموده نمیتوانم از قاضی\nابی لیلی که قاضی مملکت و منصوب خلیفه وقت است حل مطلب خود\nرا بنمائید ازینجواب باصواب تحسرا نتساب دختر صالحه عفیفه اش\nنیز بگریه در افتاده در دل شب این چراغ و ستاره دین با هم گریه زیاد\nنمودند حضرت امام فرمودند که چون لیاقت منصب قضا را در خود\nندیدم در حضور خلیفه ازان استعفا کردم اما در نیم شب در باب حل\nسوال جگرپاره خود بر خلاف امر خلیفه فتوی داده نمیتوانم\n\nسبحان الله !!!\n\nچگونه دین متین و چه امامان و تابعان حضرت سید المرسلین علیه\nالصلوة و السلام داریم که تقلید و متابعت آثار مبارکه شان موجب نجات\nدنیا و عقبای ما است –\nای اولاد وطن دیانت مسکن مقدس رفتار و سلوك مقتدای دین ما و شما\nحضرت امام اعظم معظم رحمة الله تعالی علیه این بود که در نصف شب"}
{"book": "adl0151", "page": 28, "text": "( ٢٥ )\n\nدر حل مسئله دینی با دختر خود بر خلاف امر خلیفه فتوی نمیداد مایان افغانان که الحمد لله والمنه تابعان حضرت امام بوده ایم درین زمان اخیر که جدائی از قوم و پادشاه خود موجب بر کندن شیرازۀ حکومت اسلامیه میگردد چرا در اطاعت و محبت پادشاه خود از سر قدم نسازیم ورضای اولی الامر خود را برای ترقی دین و دولت خود چرا حاصل نداریم : -"}
{"book": "adl0151", "page": 29, "text": "( ٢٦ )\n\nفرمان اعلیحضرت همایونی\n\nتحریر شب دوشنبه ٢٥ ماه ربیع الاول سنه ١٣٣٤\nعالیجاه فضایل همراه قاضی القضاة را واضح باد\nاحادیث شریف و بعضی اقوال که درج این رساله\nمیباشد بدرستی ملاحظه کرده هرگاه مطابق\nشرع شریف باشد تصدیق کنید\n( سراج الملة و الدین )\nبزودی ارسال حضور خواهید کرد انشاءالله تعالی"}
{"book": "adl0151", "page": 30, "text": "( ۲۷ )\n\n— جواب فرمان اعلیحضرت همایونی —\n\nتصدق حضور انور اعلیحضرت همایون والا شوم\nدر باب رساله اطاعت اولی الامر ارسالی حضور همایونی معروض میشود\nکه در باب اطاعت اولی الامر هر انقدر که زیادات و دلایل دینیه تحریر\nشود هنوز کمتر است زیرا که اطاعت اولی الامر ثالث اطاعت حضرت\nخدا و رسول ( ص) می باشد و در امر مباح اطاعت امر شان واجب\nمیگردد — و بسیار لازم است که در ینباب رسایل و توالیف اجرا\nو طبع شود — خود اینبندۀ در گاه الله تعلی نیز در ینباب عزم مصمم داشتم\nکه در باب اطاعت اولی الامر دلایل دینی را تحریر دارم مگر بسبب\nزیادت مرض در تعویق افتاد این رساله صحیح و واجب العمل است زیاده\nاختیار بحضور والا ست بلکه امر اولی الامر فعل مباح را واجب\nمیگرداند فقط * آلهی همواره خیر دارین نصیب کناد به برکت محمد صلی الله\nعلیه وسلم و آله الامجاد و صحبه الاوتاد\nالراقم\n( سعد الدین قاضی القضاة )"}
{"book": "adl0151", "page": 31, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0151", "page": 32, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0151", "page": 33, "text": "[BLANK PAGE]"}
