{"book": "adl0136", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0136\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/gmsbcc63\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0136", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0136", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0136", "page": 4, "text": "كتابخانه پوهنتون\nملی\nکارته سه کابل افغانستان\nهو التوفيق\nرسالهٔ ابتدائی حفظ الصحه\nبرای تعلیم جماعات مدرسهٔ مبار که حبیبیه\nترجمه و انتخاب شده و به تجویز\nانجمن معارف در مطبعهٔ\nدار السلطنه کابل بطبع\nرسیده است\nسنه ۱۳۳۳\nهجری"}
{"book": "adl0136", "page": 5, "text": "(۲)\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nرسالهٔ حفظ الصحه\nباب اول - هوا\nفصل اول\nدر بیان ضرورت هوای صاف و پاک : -\nبرای حیات انسان وجود سه چیز از ضروریاتست (۱) هوا (۲) آب (۳) غذا در عدم آب و غذا انسان احیاناً کمی زیست دارد - ولی از نبودن هوا بچند دقیقه می میرد - پس از جملهٔ حوائج انسانی هوا نهایت ضروریست - اگرچه هوا تا ببدنمان تصادم ننماید (که در انصورت آنرا نفحه (بادسخت) می نامند) نه بنظر می آید و نه محسوس میشود - ولی شما دائماً در کرهٔ بزرگ هوا بود و باش دارید که دران مانند ماهی زیر سطح آب حرکت می نمائید"}
{"book": "adl0136", "page": 6, "text": "( ۳ )\n\nچنانکه هوا برای زیست انسان ضروری است همچنان وجود هوای\nپاك و صاف برای صحت آن نیز ضروریست مثلا اگر حیوانی در ظرف\nشیشه انداخته دهن آنرا مسدود نمائیم که راه تردد هوای تازه\nبسته گردد بچند دقیقه نفس آن تنگی میکند و میمیرد — و نادر است\nاینکه هوا بحدی کثیف شود که در ان انسان و حیوان زیست\nنتوانند — مگر تا درجهٔ کثیف میگردد که رنك كسانیکه دران\nهوا بود و باش دارند زرد گشته در صحت آنها تغیری پیدا میشود —\nو باقسام و انوع امراض مبتلا میگردند\n\nفصل دوم در بیان اسباب کثافت هوا : —\n\nدائماً در دنیا آنچنان کارهای بزرگ طبیعی جاریست که بواسطهٔ\nآن هوا کثیف میگردد — و اول آن تنفس است که از حرکت\nتنفس انسان و حیوان ضرور است که هوا قدری کثیف گردد —\n\nمثلا جزء اعظم هوا ( مولد الحموضه ) آکسیجن است که زیست\nانسان انحصار بران دارد — و حصهٔ از ان در شش رفته بجای آن\nمرکب فاسدیکه غاز کاربانك ایسد ( حامض كاربونيك ) گفته میشود\nدر انجا پیدا میگردد — و نیز بخار آب و دیگر مرکبات فاسد که\nدر باطن انسان حادث میگردد بآن هوا مختلط میشود و از اسباب\nهلاك حيوان ( که در ظرف شیشه محبوس بود ) یکی آنست که\nچون آکسيجن — ( مولد الحموضه ) هوای ظرف تمام میشود برای\nزيست نه ( حامض کربونيك ) غاز کار بانك ایسد و نه ابخرهٔ آبی\nقائم مقام آن شده می تواند — و سبب دوم آن مرکبات\nفاسده میباشد\n\nد خط احمد فضل محمد [؟]\n\n[English cursive text: A. A. Ahmed Khan]"}
{"book": "adl0136", "page": 7, "text": "(٤)\nعمل احتراق نیز هوا را کثیف می‌سازد زیرا که از بهر سوختن\nاشیا آکسیجن (مولد الحموضه) ضروری است و بغیر آن هیچ چیز\nنمیسوزد - واز سوختن آن نیزهما نمرکب فاسد یعنی غاز کار بانك\nایسد (که از اثر تنفس حادث میگردد) پیدا میشود - اگر بجای\nحیوان چیز افروخته را در ان ظرف بنهند فوراً خاموش میگردد\nزیرا که اکسیجن تمام میشود و بغیر آن چیزی نمیسوزد -\nاز تعفن اشیا نیز هوا کثیف میگردد - وقاعده کلیه اینست\nکه بعد از مردن کل اجزای حیوانی و بعضی اجزای نباتی بمدت\nاندك متعفن میشود و در ممالك گرم سیر بمجرد مردن تعفن دران\nپیدا میشود - و از ان اقسام غازهای مختلف حادث میگردد که بعضی\nاز ان بدرجه افراط سمیت دارد - از تعفن انسان وحیوان و نبات\nمرده مرکبات فاسده مضر صحت پیدا میشود - فضله انسان نیز\nازین قبیل است مثلاً عرق که از جلد انسان و یا بول و براز و غیره\nکه از بدن جمیع حیوانات خارج میگردد بعضی از انها چنین است\nکه قبل از خروج از بدن پوسیدگی در ان ظاهر میگردد -\nسوای اسباب فوق هوا از ابخره زمین نیز کثیف میشود زیرا که\nزمین چنانکه تصور میکنیم پاره کل وريك نیست که دران هیچ\nچیز نفوذ نتواند بلکه میان سطح زمین و سطح آبی که در زیر آن\nموجود است تردد هوا کم و بیش جاریست و این هوا از زمین برآمده\nباهوای خارج زمین مختلط میگردد پس اگر در زمین چیزی باشد\nکه سبب کثافت هوا گردد آن چیز از مسامات زمین (بواسطه هوا)\nبرآمده هوای بیرون را که تنفس انسان با آن میشود کثیف"}
{"book": "adl0136", "page": 8, "text": "( ٥ )\n\nمی نماید ـ عوام الناس موادی را که از بدن انسان یا حیوان پیدا میشود مطلقا مضر صحت گمان نمیکنند و نمیدانند که اکثر آنها اثر مضر دارد و بسا اوقات باین غلط فهمی همچنان آنها را بر سطح زمین میگذارند ـ در گیاه و خس و خاشاك و برگ درخت و دیگر اجزای نباتی چون متعفن شود نیز همین اثر مضر موجود میباشد و به تخصیص فساد این اثر وقتی افزون میگردد که زمین نمناك باشد زیرا که رطوبت زمین آنها را بزودی متعفن میگرداند ـ و سم زمین یا ابخره آبی فی الفور از اثر هوامی پردو از ان برودت مضر صحت حادث میشود و رطوبت زمین و تعفن نباتات هوای موضعی را که در نواحی آن غدیر و یا شوره زار باشد مضر صحت میگرداند و اگرچه آن شوره زار قدری دوری داشته باشد اما وزیدن باد کثافت آنرا منتشر ساخته به شهر وقریه جات می آورد و نیز کثافتی که از عمل یومی خانگی مانند غسل و شست و شو و پخت و پز و غیره پیدا میشود اگر باحتیاط تمام دفع ان نشود هوا را کثیف می سازد ـ\n\nبعض حرفه ها و پیشه ها نیز آنچنانست که سبب کثافت هوا میشود مانند چرمگری وقصابی ورنك مالی وغیره که تعلق باجزای مرده حیوانات و نباتات دارند و از بجهه هوا را کثیف می سازند و بعض حرفه ها آنچنان است که از سبب دستکاری اهل آن ذرات دقیقی در هوا مختلط میگردد ـ سوهانگر و کار یگران کار خانه جات وغیره در ین صنف داخلند ـ الغرض چون این ذرات در هو ا مختلط گشته از تنفس به شش میرسد امراض مختلفه حادث میگردد"}
{"book": "adl0136", "page": 9, "text": "(٦)\n\nفصل سوم\n\nدر بیان عملهای طبیعی که هوا را مصفی میسازد - واضح\nگردید که اشیائی که هوا را کثیف می سازد بسیار و دائماً جاریست\nپس اگر عمل طبیعی دفع آنها را ننماید زیست انسان محال میگردد -\nمگر بعض قوانین طبیعیه چنانست که در دفع فساد هوا\nبسیار اثر دارد - اول انتشار اقسام غازهای مختلف است که\nبواسطهٔ آن مرکبات فاسده خود بخود پراگنده گشته بکرهٔ هوا\nمختلط میگردد - دوم وزیدن باد تند است که سبب تبدیل هوا\nمیشود - سوم اشجار و نباتات سرسبز است که اجزای كاربانك\nايسدكيس را که از حیوانات و نباتات زنده بكثرت خارج میشود\nاز اکسیجن جدا مینماید - واکسیجن را صاف و پاک می سازد\nو این سه طریق از بهر تصفیهٔ هوا موجود است و دائماً حصهٔ کثیر\nکثافتی را که از اسباب مذکور فوق پیدا میشود دفع میکنند -\nمگر حیف که اکثر مردم مانع اجرای عمل تصفیهٔ هوا میشوند -\nوسوای احداث کثافت هوا خود را بحجره های تنک و تاریکی\nمحبوس میکنند که عمل طبیعی دافع کثافت هوا هرگز در انجا کارگر\nنمیشود - و در شهرها خانه سکونت را آنقدر خرد تعمیر میکنند\nکه بود و باش آنها اکثر بحجره های تنگ و تاریک میباشد و از نتیجهٔ\nکثافت هوا که از تنفس حادث میگردد پیش میشود -\n\nفصل چهارم\n\nدر بیان اسباب کثافت هوای شهر و دهات :-"}
{"book": "adl0136", "page": 10, "text": "(۷)\nاسباب کثافت هوا که مذکور گردید عموماً در هر شهر و ده\nموجود میباشد مگر در بعضی کم و در بعضی بسیار - اطاق یا مسکن\nشهر و ده عموماً بر دو قسمت - صحن دار - و خانه كوچك بي صحن\n( کلبه ) اطاق صحن دار اکثریه محاط بچهار دیواریست که برای\nتردد هوا و دخول روشنی دروازه و دریچه ندارد - و خانه كوچك\nاینطریق ساخته میشود که اگر در آنرا به بندند تردد هوای تازه\nو دخول روشنی دران امکان ندارد - و اهل آن در آنچنان حجره\nتنگ و تاریکی می خسپند که نه هوای کثیف که از تنفس فاسد\nشده است خارج میگردد - و نه هوای لطیف از خارج داخل میشود\nتا تبدیل هوای کثیف نماید - و از نتیجه در همان هوای کثیف\nتنفس می نمایند - و علاوه بران مردم عوام عموماً سر و روی خویشرا\nمجیده میخوابند تا اینکه در زمستان نیز بهمین طریق زیر صندلی\nاستراحت میکنند - و نیز آتشی که از بهر پختن طعام و چراغی که شب\nمی افروزند نه تنها اکسیجن را جذب می نماید بلکه دیگر اجزای\nزهر دار را نیز به هوا مختلط می سازد که سبب افزونی کثافت\nآن میشود\nاکثریه در قرب و جوار خانه ها مرده را دفن میکنند -\n( و یا اهل هنود نیم سوخته میگذارند و نیز جانوریکه هر جا می میرد\nتا وقتیکه درنده و پرنده آنرا نخورد در همانمقام افتاده میباشد -\nو همچنین نباتات مضر و بیکاره پیش روی در وازه ها میروید\nو همان جا پزیده و متعفن میگردد و کسی آنرا از آنجا دور نمیکند -\nو بصفائی بدن هم چنانچه باید نمی پردازند - چنانکه بعد از غسل"}
{"book": "adl0136", "page": 11, "text": "(۸)\nجامه چرکین می پوشند ـ ولحافی که از عرق ودیگر فضلات بدن خراب گشته باشد شب برسر می اندازند ـ سر رشته حمل ونقل فضلات مانند سرگین وغیره کامل نمیباشد وبول وبراز و نجاست دیگر برسر راه در کوچه وبازار افتاده میباشد\nاکثر مردم در کوچه وبانزديك خانه ویابالای بام برای قضای حاجت می نشینند و آن نجاست در همانجا افتاده میباشد تا اینکه خشك گشته اجزای آن بتحريك باددرهوا مختلط میشود ـ ویابآب باران مخلوط گشته درصحن وغیره منتشر میگردد\nبیت الخلا دائماً ازنجاست وغیره مملومیباشد که چیزی ازان در زمین جذب میشود وچیزی بروی کوچه و بازار وباصحن خانه جریان می نماید که اینهمه سبب کثافت هواست وهمچنین مردم بهرجایی باکانه ادرار میکنند\nسرگین دواب یازیرپای مردم پایمال میگرددویامتصل خانه ها انبار میشود که تعفن آن نیز سبب کثافت هواست زیرا که در حین متغیر شدن بوی بدی از ان پیدامیشود که زمین و هوای اطراف وجوانب آنرا کثیف می سازد ـ ودر هردو صورت فساد آن یکسانست بلکه درصورت اول بسبب نم زمین زودتر متعفن میگردد\nاکثر مردم بهرجائیکه اتفاق افتد غسل میکنند وا گرچیزی تعفن پذیردر آنجاافتاده باشد آب غسل آنرابزمین فرو میبرد سر رشته بدر رفت آب نیز کامل نمیباشد وآب باران درصحن حویلی ویا در چقری ومغاکهای متصل خانه جمع میشود ـ و ایستادن آب در چنین مواضع ضرر کلی دارد زیرا که اکرسطح صحن خانه"}
{"book": "adl0136", "page": 12, "text": "(۹)\nنسبت به سطح زمین دور آن پست باشد و گرد آن خانه خندق آب باشد\nو بدر رفت نداشته باشد نم بآن خانه سرایت میکند و از نم و تعفن\nنباتات آنمقام هوا کثیف میگردد و این کثافت منتشر گشته\nسبب امراض مختلفه میشود آلائش مطبخ و آب شست وشو را\nهرجادر کوچه وبازار بیباکانه میریزند ـ وقصاب هرجا که میخواهد\nذبح حیوان میکند و آلایش انرا همانجا می اندازد ـ چرمگر و رنگریز\nو پیشه وران دیگر نیز بر سر بازار اجرای کار خویش می نمایند و آن\nسبب ضرر مردم نواحی وکثافت هوا میشود\nفصل پنجم در بیان اسبابیکه مانع و دافع کثافت هوا می باشند\nمنع بعضی از اسباب مانع کثافت هوا امکان ندارد مانند تنفس\nو افروختن آتش جائیکه این هردو موجود باشد آکسیجن صرف\nشده در هوا بالضروره سمیت پیدا میشود که مضر حیاتست ولی\nتا وقتیکه در قوانین طبیعه خللی راه نیابد از تنفس و افروختن آتش\nهیچ فسادی عائد نمیشود با این همه تدارک اصلاح هوا باین طریق میشود\nکه دائما تردد هوای تازه از خارج جاری باشد ـ ولی تردد باد تند\nچندان ضرور نیست زیرا که وزیدن هوا در فضای خانه اگرچه\nمحسوس نمیشود مگر تغیر و تبدل آن دائما جاریست ـ برای اینکه\nهوای خانه لطیف باشد می باید که تعداد نفوس دريك خانه و بيك\nوقت زیاده از حد نباشد والا هوای آن بسرعت کثیف میگردد\nو عوض آن هوای لطیف بقدر کفایت از خارج نمیرسد ـ پس\nضرور است که هیچگاه در حجره هجوم مردم نباشد"}
{"book": "adl0136", "page": 13, "text": "( ۱۰ )\nدر عمارت سرکاری مانند چهاونی وزندان برای يك نفر باید\nكه بقرار اصول حفظ صحت جای داده شود تعیین آن به پیمائش\nمكعب فت میشود مثلاً خانه كه ده فت طول و ده فت عرض وده فت\nارتفاع دارد هوای آن یكهزار فت ( مكعب ) خواهد بود -\nو برای یكنفر محبوس ٦٤٨ فت ( مكعب ) بكارست - تعیین جای\nبه پیمائش سطح زمین نیز میشود مثلاً خانه كه ده فت طول و ده فت\nعرض دارد مساحت سطح آن صدفت ( مربع ) خواهد بود\nبرای یكنفر سپاهی ٦٢ فت( مربع ) - و برای یكنفر محبوس ٣٦\nفت ( مربع ) جای مقرر میشود از بهر محبوس نسبت به سپاهی\nجای كمتر معین شده است زیرا كه بقرار قاعده سقف زندان\nاز سقف سائر عمارات بلندتر میباشد - ونیز برای تردد هوا دریچه\nوغیره دارد ( برای مردم عوام محض پیمائش سطحی كافیست )\nاكر ممكن باشد برای یكنفر ٤٨فت ( مربع )جای دهند ـ دریچه\nهای دیوار باید كه بلند باشد تاهوای كثیف كه از تنفس پیدا میشود\nبه آسانی خارج كردد -زیرا كه هوای تنفس اكثریه نسبت به هوای\nنواحی كرم تر وسبكتر میباشد واز غنچه صعود مینماید - وسعت\nدریچه بلحاظ تعداد ساكنین خانه باشد\nاكر بخانه كه دران یكنفر یادو نفر سكونت دارد در آئید\nوعفونتی محسوس كردد یقین دانید كه دران خانه سررشته هوای\nتازه بوجه كمال نیست\nچون بقرار اصول فوق تقرر مقدار جای باعتبار تعداد نفوس\nمیباشد پس باید كه از بهر مریض نسبت به شخص تندرست"}
{"book": "adl0136", "page": 14, "text": "( ۱۱ )\nجای فراخ تر معین شود - زیرا که برای مریض هوای تازه بیشتر\nبکار است - و سببش آنست که چون انسان مریض گردد از شش\nو سائر اعضای او نسبت بحال صحت خروج مواد کثیفه بیشتر میباشد\nو عفونت بسرعت دران پیدا میگردد پس برای اینکه هوای نواحی\nمریض قابل تنفس باشد ضرور یست که مقدار هوای نواحی او\nافزون تر از اعتیادی باشد بلکه تیمار داران را نیز پابندی این امر\nواجب ولازم است ضرورت هوای لطیف برای اطفال شیر خور\nو جوانان تنومند یکسان میباشد - عوام الناس بقرار رسم زچه را\nبخانه تنك و تاريك میگذارند که تردد هوا دران بکلی مسدود میباشد\nطرفه آنکه دران خانه رفت و آمد و هجوم خویش و اقربا و همسایه\nبیشتر میباشد - و این رسم محض از بهر زچه مضر نیست بلکه برای\nمولود نیز خطر بسیار دارد - تا اینکه بقدرت کامله الهی همین خطر\nبرای مولود بسا اوقات موجب هلاك میگردد زیرا که از بهر تنفس\nآنها هوای خالص بمقدار کافی نمیرسد در خانه سکونتی که دریچه\nو دود کش از برای تردد هوا نباشد آتش نیفروزند .--\nعموماً چراغ سفالی و غیره در خانه ها روشن میشود که از دود\nآن هوا کثیف میگردد و سر رشته آن مانند اخراج دود آتش\nنیز آسانست\nبرای دفع و منع فسادیکه از عفونت پیدا میشود این اصول را\nمد نظر باید داشت که حیوانات مرده و نباتات پژمرده راحتی الوسع\nپیش از تعفن باحتیاط برداشته از آبادی دور بیندازند بقرار اصول\nدینیه در باب منع عفونت تأکید زیاد وارد شده است چنانچه لازم"}
{"book": "adl0136", "page": 15, "text": "( ۱۲ )\nاست که عمق قبر بقدر ٤ فت باشد و بعد از دفن مرده دهن قبر بخاك و گل خوب مسدود شود – جانور مرده را فی الفور بر داشته و بجای دور برده بمغاکی بخوبی گور کنند : -\nخس و خاشاك و سرگین و غیره را که از بهر باروتکه میدارند بفاصله یکصد گز از آبادی انبار شود و گاه گاه بران خاك بیندازند – درینصورت نه عفونت ازان پیدا میشود و نه اثر آن که برای زراعت دارد زائل میگردد\nبرای صحت جلد و دفع مواد عفونت پذیر که از جلد انسان خارج میشود هیچ طریقی بجز صفا داشتن بدن نیست – و تکمیل آن به غسل میشود که یومیه بآب سرد یا گرم نموده شود – از بهر اشخاص جوان وقوی آب سرد وازبهر اشخاص پیرا آب شیر گرم بهتر است – جلد انسان مانند سائر اعضا برای انجام عملهای مفید آفریده شده است – اگر مصفی نباشد در عمل آن نقصان راه می یابد – اگرچه جلد حصه ظاهری بدنست ولی در رتبه از هیچ عضو باطنی کم نیست ومسامات بیشمار آن بیفائده نمیباشد بلکه دائما فضلات متعفن ازان خارج میگردد و چون جلد صاف نباشد مسامات آن مسدود گشته اقسام امراض پیدا میشود و در صورتیکه لباس و بستر خواب چرکين باشد صفای بدن فائدہ نمیکند – پس همیشه صفا داشتن و گذاشتن آنها در هوا چند دقیقه لازم است\nواکثر شهرهای متمدن از برای اخراج آب مستعمل مطبخ و حمام و بول و براز و غیره بدررفتی زیرزمین دارد که آن آب مستعمل"}
{"book": "adl0136", "page": 16, "text": "( ۱۳ )\nو(غیره در خندق جمع شده از انجا بذریعه انبوبه های خورد آهنی که بهر خانه نصب میباشد ) در انبوبه های کلان جاری میشود و از انبوبه های کلان به جویهای پخته کاری گشته در دریای شور میریزد و یا بجای دور از آبادی جمع میشود که بعد ازان بکار های مفید ( مانند مصرف کشت ) بکار می آید چون سررشته صفائی باینطریق کامل شود — مرمت آن خرج کثیر نمیخواهد .. وا گر تامل کنید خرچ وزحمت این سررشته از اجوره کناس وخاكروب وغيره بسیار کم است : —\nبقرار انتظام فوق جمیع قاذورات بسبب نشیب مجرای آن جریان میکند و در مقامیکه نشیب نداشته باشد نجاست را در خندق جمع میکنند و به بمبه ( پمپ ) بالا کشیده خارج می نمایند ولی خرج این سررشته بسیارتر است — در ملکهای هموار مانند هند که نشیب وفراز کم دارد اجرای آن نهایت بمشقت میشود— بنای بیت الخلا بنهجی باشد که بول و براز در زمین استقرار نگیرد — وبعد از قضای حاجت اکر قدری خاك بران انداخته يوميه دو دفعه پاك شود اثر آن بهوا سرایت نمیکند — ونیز حاجت باستعمال اشیای دافع عفونت نمی افتد پس بهترین طریق آنست که بول و براز و غیره را در مغا کی كه يك فت عمق و يك فت عرض آن باشد بیندازند و بران شش انج خاك خشك انداخته پنهان سازند و پس ازان در ان سرزمین زراعت شود — وا کر زراعت نکنند ازین طریق فایده حاصل نخواهد شد — مزروعات تمامی اجزای نجاست را جدا کرد."}
{"book": "adl0136", "page": 17, "text": "( ١٤ )\nغذای خویش می سازد و اثری ازان باقی نمی ماند — اگر ممکن\nباشد آب حمام و مطبخ را نیز بطریق فوق در کشت بیندازند تا زمین\nآنرا جذب نماید و در صورتیکه همچنان بروی زمین بیفتد اگرچه\nزمین جذب آن میکند ولی مواد عضویه یا جانداریکه دران موجود\nمیباشد جذب نکشته سبب کثافت هوا میگردد\nبرای دفع نم بدر رفت آب نهایت ضرور است تا آب باران\nازان بدریا یا جوی جاری گردد — و اگر دریا نزدیک نباشد اینقدر\nسر رشته لازمست که آب باران در نواحی مساکن جمع نشود —\nو بدر رفت حتی الوسع پخته باشد تا آب گنده را زمین جذب نکند\nکرسی خانه از صحن حویلی قدری بلند تر باشد تا خانه نمناک\nنشود و اگر کرسی خانه پست و یا با صحن برابر باشد خانه را نم میگیرد\nو بود و باش در اینچنین خانه گویا امراض متفرقه را خریدن است —\nخواب بر فراز چهارپائی نسبت بزمین بهتر است — و در مقامیکه\nهوای مرطوب دارد و یا در آنجا کثرت ابخره باشد باید از زمین\nبسیار بلند خواب کنند و یا بخانه خسبند که سطح آن چوبی باشد\nو یا در بالاخانه ولی بزیر آن بالاخانه مواشی را نه بندند زیرا که تنفس\nآنها هوا را کثیف می سازد — و از سرگین و بول آنها زمین\nمتعفن میگردد — و از بهر صفائی ضرور است که سطح دیوارهای\nخانه گاه گاه کهگل شود ولی نچندانکه خانه را نم بگیرد — ( و مانند\nهنود سرگین بکهگل نیندازند زیرا که هوا ازان متعفن گشته\nمورث اقسام امراض میشود )"}
{"book": "adl0136", "page": 18, "text": "( ١٥ )\n\nبرای منع ودفع زهر ملیریا که سبب تب میگردد بهترین علاج آنست که شوره زار وخندق که دران آب ایستاده میباشدونزديك آبادی باشد آنرا خشك ساخته دران زراعت نمایند واگرخشك کردن آن ممکن نباشد باید که دران اشجار بسیار وانبوه بنشانند زیرا که اشجار نیز زهر ملیریا را زائل می سازد – ولی علاج بهتر همان خشك كردن آب وزراعت است که سابق بیان کردید علاوه بران باید خس وخاشاك کوچه وبازار را بروبند و همه را یکجا کرده بسوزند ویادرا نبار پارو بیندازند زیرا که خس و خاشاك وغیره نیز اجزای حیوانی ونباتی بکثرت دارد وچون سر رشته صفائی وبرداشتن آن بخوبی نشود هوا را کثیف میسازد – انتظام اهل پیشه که حرفهٔ ایشان سبب عفونت هوامیگردد بوجه احسن نموده شود مثلا مسلخ ودكان قصاب صاف و پاك باشد تا مگس بر گوشت ننشیند ( چنانکه ازيمن توجه مبارك اعليحضرت والا بقصابهای دارالسلطنه الماريها جهة نهادن كوشت مرحمت شده ) و آلائش مسلخ باحتياط تمام برداشته شود وباید که کارخانهٔ چرمگری ورنگرزی بیرون شهر باشد واگر اندرون شهر باشد لازمست که برای آن گوشه معین شود که تردد مردم در آنجا کم اتفاق بیفتد – وچون باصول فوق توجه كامل نمايند هواپاك وصاف خواهد ماند انشاء الله تعالی"}
{"book": "adl0136", "page": 19, "text": "( ١٦ )\n\n( باب دوم در بیان آب )\n\nفصل اول در بیان - ضرورت آب مصفا\n\nبرای صحت انسان بعداز هوا آب بدرجه دوم ضروری است -\nبلکه بعضی آب مصفا را بر هوای لطیف ترجیح میدهند - طریقی که\nبرای تصفیه هوا سابق بیان کردید همان طریق از بهر تصفیه آب\nنیز استعمال میشود - زیرا که کثافت آب اکثریه از اختلاط\nهوا حادث میگردد مگر ماسوای این اسباب دیگری نیز هست که\nآب را کثیف میگرداند که بیان و طریق منع ودفع آنها در فصول\nذیل مبین میشود - انشاء الله تعالی\n\nفصل دوم در بیان وسائل بهم رسیدن آب : -\nوسیله بزرگ بهم رسیدن آب باران است چون باران میبارد\nحصة ازان بدریا وجوی وغدیر وغیره میرود - وحصة را زمین\nجذب کرده بچاه وچشمه وغیره میرساند - بلکه مقدار کثیر آب\nجذب شده از زمین برآمده بدریا وجوی نیز میرسد\nبرفراز کوه بجای باران برف میبارد - و در تموز چون برف\nمیگدازد آب جریان نموده بدریا مختلط میگردد - و از نتیجه ات\nکه در یائی که منبع آن کوهستان باشد بتابستان طغیان می نماید -\nاین امر بر همه واضح است که در حین امساك باران آب دریا\nوجوی و چاه وچشمه کم میشود - بلکه بعضی اوقات چاه و چشمه\nبکلی خشك میگردد - و در موسم باران از کثرت بارش دریا\nطغیان مینماید و آب چاه و چشمه افزون میشود"}
{"book": "adl0136", "page": 20, "text": "( ۱۷ )\n\nظاهر است که قطرات باران چون از هوا گذشته بزمین افتد در حین مرور کثافت هوا با آن مختلط میگردد و چون هوای شهر کثیف تر است لہذا بارانیکه بشهر میبارد کثافت بیشتر دارد\nعلاوه بر اسباب فوق کثافت آب باران اسباب دیگر نیز دارد ـ مثلاً چون باران می بارد و بزمین پیوسته جذب میشود وجوئه و میکنیشیا و دیگر اجزای معدنی با آب آن مختلط میگردد ولی باختلاط این اشیا آب بکلی کثیف نمیشود ـ البته چون مردم انرا فاسد سازند ـ و یا از غدیر و حوضی گرفته شود که مملو از خس و خاشاک و گیاه فاسد باشد در انصورت کثافتی دارد که لائق استعمال نیست ـ\n\nفصل سوم\nدر بیان -- اسباب کثافت آب شهر و قریه و طریق منع و دفع آن : -\nآب نوشیدن را عموماً از دریا و چاه و حوض می گیرند -- پس باید که اسباب خرابی و وسائل منع آن معلوم شود سابق بیان کردیم که آب بدریا و چاه بدو طریق میرسد اولا آنکه ـ برسطح زمین جاری گشته بدریا مخلوط میگردد و ثانیا آنکه در زمین جذب میشود و از مسامات آن بتدریج برآمده بدریا و چاه و غیره می آمیزد ـ پس ظاهر است که مواد فاسده که برسطح زمین و یا زیر آن باشد در آب حل شده آنرا کثیف و فاسد میگرداند و از باران کثافت آب بیشتر میشود زیرا که خاک و آلائش با آن آمیخته آنرا تیره و مکدر می سازد"}
{"book": "adl0136", "page": 21, "text": "( ۱۸ )\nاکثریه قاذورات و آلایش شهر را بدریا می اندازند وعوام بکنار\nآن قضای حاجت میکنند و آن نجاست را آب باران بدریا می برد\nگاز ران و دیگر مردم بر کنار دریا جامه می شویند ـ و آب\nحمام وبیت الخلارا اکثریه در دریا می ریزد و باز از هما نمقام آب نوشیدن\nمی برند و چون اب دریای کلان و تیز رفتار باین کثافتها فاسد\nگردد اب جوی که با هستکی جریان میکند بطریق اولی فاسد\nخواهد شد : ـ\nتدارک این خرابی باین طریق میشود که اب مستعمل را بزمین\nنیندازند تا اثر ان بر سطح وزیر زمین سرایت نکند و متصل\nمقامیکه اب نوشیدن از انجا می برند نجاست والایش هرگز نیندازند\nو منفذ اب حمام وبیت الخلا بدریا نکشند و در انمقام غسل وشست\nوشو مطلقا نشود ـ الغرض جای اینچنین کار ها پائین و دور\nاز شهر باشد تا اب نوشیدن فاسد نگردد ـ بلکه مناسب است که\nمتصل كنار دریا بزمین ریگ زار حوضی چند فت عمیق\nبکنند تا اب دریا از الایش و کدورت صاف کشته\nدر ان جمع شود ( اینچنین حوض کویا بمنزله فلتر است ) کثافت\nاین آب بسبب اینکه مقطر گشته داخل حوض میشود از کثافت\nآب دریا کمتر است ـ\nکثافتی که آب در یادارد آب غدیر و حوض نیز دارد بلکه\nکثافت آب غدیر و حوض از سبب ایستادن آن بیشتر مضر\nصحت است\nبعض اوقات بول و براز جریان کرده در آب غدیر و تالاب"}
{"book": "adl0136", "page": 22, "text": "( ١٩ )\n\nمیریزد -- و یا در زمین جذب کشته از مسامات آن بآب غدیر جاری میشود -- و اکثریه مردم در تالاب وغدیری که آب آن از بهر نوشیدن برده میشود غسل و شست وشو نیز میکنند و مواشی را آب میدهند و آنمواشی به عادت بهیمی خود دران بول وسرگین میکنند مردم عوام در کنار آن برای قضای حاجت می نشینند و باز در همانجا وضو میکنند و رخت چرکین را می شویند رسن تاب رسن و ریشه های درخت و چرمکز چرم خام را دران تر میکنند که سبب افزونی کثافت میشود -- تدارک اینچنین فساد بجز آن نمیشود که نجاست را برزمین متصل غدیر وغیره نیندازند تا در زمین جذب نگردد و بآب سرایت ننماید و از ارتکاب اینچنین امور بر کنار غدیر اجتناب لازم است و نزدیك آن بیت الخلا بنا نشود -- وجائی که دریا و چشمه نبود -- و ذریعهٔ آب نوشیدن غدیر و حوض باشد باید که يك حوض یا دو حوض را برای نوشیدن مختص سازند بطریقی که غسل وشست وشو دران نکنند و زمین نواحی آن از نجاست پاك باشد و برای کارهای متفرق ( مانند غسل و شست و شوی جامه و ظرف مطبخ و دیگر اشیا که سبب کثافت آب میشود ) حوض های دیگر مقرر گردد\n\nاگر در نواحی تالاب وغدیر چند چاه خورد بکنند آب از مسامات زمین دران نفوذ کرده مانند آب مقطر خواهد ریخت باید که آب نوشیدن از ان بگیرند -- بودن نهال تازه وسر سبز در آب ضرر ندارد بلکه مفید است بشرط اینکه چون پژمرده گردد دور نمایند نمیاید که در تالاب وغدیر حوالی شهر چرم و دیگر اشیای"}
{"book": "adl0136", "page": 23, "text": "( ۲۰ )\n\nعفونت پذیررا نینمایند زیرا که از اثر آن نه تنها آب بلکه هوا نیز\nکثیف میگردد — باید که آب نوشیدن نهایت مصفا باشد و هرگز\nاینچنین خیال نموده نشود که غسل به آب کثیف مضایقه ندارد —\nبلکه غسل به آب کثیف خریدن امراض است آب در چاه از\nچشمه‌های زیر زمین میآید — دهن چاه باید که از زمین حوالی\nآن بلندتر باشد ودور چاه صفۀ بلند پخته کاری بنا شود وگر نه\nآب کثیف باران دران خواهد ریخت — حتی الوسع چاه در\nزمین پاك وصاف کنده شود — واگر در زمین ناپاك بکنند آبی\nکه دران ازمسامات زمین میرسد متعفن میگردد — ودران مواد\nعضویه که مضر صحت است پیدا میشود — قریب چاه بیت الخلا\nمطلقاً نباشد والا نجاست که دران زمین نفوذ میکند از مسامات\nآن مختلط بآب خواهد شد وآنرا کثیف خواهد ساخت که قابل\nاستعمال نخواهد ماند — اگر نزديك چاه بیت الخلائی باشد باید\nکه زمین آنرا نهایت صاف کرده بنایش را منهدم سازند — در\nنواحی چاه مغاك نباشد تاآب دران جمع نگردد ( چنانکه اکثر\nبوقت کشیدن آب ریخته در مغاك جمع میشود ) زیرا که اینچنین\nآب زیر پای مترددین وجانوران پایمال میگردد—ومرغ و جانوران\nخانگی دران بخاك میکنند وبازاین آب‌را زمین جذب میکند واز\nمسامات آن بآب چاه مختلط گشته آنرا کثیف می سازد وبسا\nکه متصل چاه برای آب دادن مواشی حوضی بنا میکنند ودائماً\nآن حوض شکسته وریخته میباشد و آب خراب دران جمع میگردد\nو آن آب بچاه نفوذ میکند"}
{"book": "adl0136", "page": 24, "text": "( ۲۱ )\nاکثر یه بر سر چاه غسل میکنند و رخت ناپاك را میشویند و چرك\nرخت و بدن در چاه میريزد – اگر قریب چاه اشجار باشد باید\nدهن آنرا بسرپوش بپوشند تا برك اشجار دران نریز دو آب را\nكثیف نسازد --\nدلو ورسن چرکین نیز آب را کثیف میسازد واگر باصول -\nذیل عمل شود آب چاه از کثافت محفوظ خواهد ماند چاه در موضع\nناپاك و با نزديك بيت الخلانباشد تا آب بدر رفت در ان نریزد و دیوار چاه\nچنان باشد که نفوذ آب مستعمل ازان ممکن نباشد -- و نزديك\nچاه شست وشوی وغسل وغیره مطلقا نشود – وزمین چاه از زمین\nحوالی آن بلندتر باشد – ودور آن صفۀ عریض پخته کاری بنا شود –\nونزديك آن مغاك نباشد – تا آب بدررفت و باران دران جمع\nنگردد – ودهن چاه به پنجرۀ آهن یا چوب پوشیده باشد تابرک اشجار\nو چیزی دیگر دران نیفتد چنانکه سابق مبین کشت - وا کر ممکن\nباشد آب از چاه به بمبه ( پمپ ) کشند مکر خرج آن بسیار است\nو ا کثر خراب میشود – ولی بپاك نگهد اشتن دلو ورسن هيچ\nتکلیف و خرجی نیست برای تصفیۀ آب طریق های بسیار اختراع\nشده – اول اینکه ا کر آب را چند دقیقه همچنان گذارند و حرکت\nندهند ذرات و درد آن ته نشین شده صاف میکردد – دوم اینکه\nآنرا – صاف میکنند - سوم آله هائی است ( مانند فلتر ) که برای\nتصفیه آب ایجاد کشته -- مکر طریق سهل تصفیه آنست که سه عدد\nکوزه بگیرند – وزیر دو کوزه را سوراخ خوردی بنمایند و در یکی\nازان پاره های خورد زغال و در دیگری ریك بیندازند که تقریباً"}
{"book": "adl0136", "page": 25, "text": "( ۲۲ )\n\nثلث هر کدام پرشود ـ وهر سه کوزه را يك بالای ديگر گذاشته دهن هر کدام را بپارهٔ فلالين يا كرباس صاف بپوشند آب كوزهٔ بالا كه زغال دارد بكوزهٔ دوم كه ثلث آن ازريك پر ست ميريزد ـ وباز از سوراخ آن بکوزهٔ پائين ميريزد واين آب صفا برای استعمال نهایت مفید است واكر طريق فوق را بعمل نیاورند پس آب را جوش دهند وسرد کرده استعمال نمایند ـ وبهتر آنست كه آب جوش را يكدفعه ازپارهٔ فلالين وياململ صاف کنند\n\nچون تصفيهٔ مقدار كثير آب بطريق فوق دشوار است لهذا درا کثر شهرهای متمدنه سررشتهٔ کرده اند که ازجای دور آب صاف را بانويه بشهر مى آورند ـ ا كر چه مصارف آن بسیار است همچنان كه برای صحت انسان آب صاف از حوائج ضروریه مهیا شد از برای صحت وزيست دواب نیز آب مصفا بکار است زیرا که اگر دواب را آب صاف ندهند لاغر ونحيف ميشوند بلکه اکر ازغدير وبدررفت كنده آب بنوشند كرم درمعدهٔ آنها پیداشده مريض وهلاك میشوند\n\nاگر منتظمين صفائى شهر وقريه جات بهدايات مذ کورهٔ فوق كماهی توجه نماينديقين است كه دفع كثافت آب وهوا بوجه احسن خواهد شد بتوجه يك شخص اجرای قوانين صحت چنان که باید نمیشود بلکه سعى عمومى سكنهٔ يك مقام درين باب ضروری است ـ شخصی که خواهش صحت وسلامت خویش دارد بروی فرض است که پابند قوانين حفظ صحت باشد ـ واكر اکثر مردم"}
{"book": "adl0136", "page": 26, "text": "( ۲۳ )\nاتفاق کرده سعی نمایند سر رشته بهم‌رسیدن هوای تازه ولطیف\nو آب مصفا بآسانی میشود\nدر شهرهای بزرك ممالك متمدنه سر رشته تصفیه آب وهوا تعلق\nبمجلسی ( که آنرا مجلس منتظمه می نامند ) دارد و در قریه‌جات ملکان\nورؤسا انتظام آن را میکنند\nباب سوم\nدر بیان چند اصول دیگر که برای صحت انسان ضروریست\nسوای هوای لطیف و آب مصفا چند اصول دیگر نیز هست که برای\nحفظ صحت ضرور وپابندی آن باختیار انسان میباشد و سبب صحت\nو خوشحالی او میگردد — مثلا خوردن و نوشیدن و لباس و خواب\nبقدر ضرورت وتفریح طبع — اگر تفصیل هر کدام علیحده بیان\nشود برای هر يك احتیاج به فصل جداگانه می افتد و این رساله\nمختصر گنجایش آن ندارد و نیز ممکن نیست که برای هر کدام\nقواعد مختص وضع نمائیم لهذا ببیان مختصری اکتفا میکنیم\n( ۱ ) خوراك : هر کسی حسب‌الخواهش خوراك حاصل نمیتواند\nکرد بلکه بعضی بسبب افلاس محتاج قوت لایموت میباشد —\nولی لازمست که هر قسم طعام که پیدا شود آنرا باحتیاط طبخ نمایند\nتا خام نماند — و در خوردن مضمون هدایت مشحون حضرت\nسعدی علیه الرحمه را کار فرمایند ، نچندان بخور کز دهانت برآید\nو نه چندان که از ضعف جانت برآید — واینکه یکدفعه بسیار\nبخورند بهتر آنست که روزی دویاسه دفعه کم کم خورده شود\nو طعام را بخوبی مضغ نمایند — واگر ممکن باشد اقسام اطعمه\nو بقول تازه تناول نمایند"}
{"book": "adl0136", "page": 27, "text": "( ٢٤ )\n(٢) در باب نوشیدن اکتفا بآب مصفا شود و از مسکرات وغیره محترز باشند (که هم شرعاً ممنوع و هم دشمن صحت میباشد)\n(٣) در باب لباس نیز مانند خوراک قواعد کلیه مقرر نمیتوانیم کرد — هرکس باید که برحسب حیثیت لباس ازبهر خویش واولاد خویش بسازد اما لباس مناسب صحت باشد — در مقامهای مرطوب رخت بسیار پوشیده شود زیرا که در اینچنین مقامها چون دفعهٔ هوا سرد شود انسان مریض میگردد — درعلاقه که برف می بارد بسار ضرورت است که حفاظت بدن را از برودت بوجه احسن نمایند — علی الخصوص دروقت خواب\n(٤) اگرچه در باب اول بیان کردید که برزمین نخسپند وسر خویش به لحاف وغیره نه پیچند ولی چون ازبرای برودت سامان کافی نباشد بهتر است که برزمین بخسپند وسر را به لحاف وغیره به پیچند تا از برودت محفوظ ماند\n(٥) ریاضت وخواب باختیار انسان نیست زیرا که اکثر مردم از طلوع تا غروب آفتاب برای حصول قوت محنت ومشقت میکشند و برای ریاضت جسمانی فرصت ندارند مگر باوجود آن اگر قدری فرصت حاصل شود باید که کمی ورزش کنند تا شب بخوبی استراحت کرده برای کار ومشقت روز دیگر مستعد و آماده باشند وصحت ایشان کامل گردد ونقصانی دران راه نیابد\n(٦) مانند خوراک برای بعضی افراد ضرورت خواب بسیار است چنانکه برای کودکان خوردسال خواب بسیار ضرور ومفید میباشد واشخاص معمر ونوجوان حسب عادت وفرصت بخسپند"}
{"book": "adl0136", "page": 28, "text": "( ٢٥ )\nهر فرد بشر یومیه قدری محنت و مشقت میکشد پس اگر برای\nکار مفید باشد روح اورا ازان محنت فرحتی حاصل میشود زیرا که\nروح و جسم را با هم تعلق و ارتباط بسیاری است عیاشی از بهر\nروح و جسم هر دو ضرر دارد و اجتناب از ان لازم است ـ اموریکه\nسبب نقصان اولاد میباشد خواه از جانب والدین و خواه از جانب\nخود اولاد توجه باصلاح آن ضروری است زیرا که قوت نسل\nآینده انحصار بران دارد مثلا عروسی اولاد صغیر ـ یعنی اگر\nاطفال را در صغر سن نکاح نمایند اولاد ایشان ضعیف البدن میاید\nبرای اطفال خورد نسبت بجوان هوا وغذای لطیف ضرور\nاست الغرض صحت و قوت اولاد بپابندی امور فوق و نیز بر تعلیم\nو تربیت آنها منحصر میباشد ـ اگر باین امور توجه کامل شود\nاولاد توانا و تندرست خواهد بود ـ والا مبتلای اقسام امراض\nگردیده ضعیف و نحیف میشوند\nباب چهارم\nدر بیان جدری و هیضه\nدر اکثر ممالك سه مرض بسیار میباشد (١) تب (٢) چیچك\n(٣) هیضه که سبب هلاك اکثر مردم میگردد و از تب عوارض\nمختلفه باطنی مانند اسهال و پیچش و مرض طحال نیز لاحق میشود.\nاگرچه از پابندی اصول صحت که در فوق بیان شده است دفع\nامراض بکلی ممکن نیست ولی بسبب آن تخفیق بالضروره واقع\nخواهد شد انشاء الله تعالی"}
{"book": "adl0136", "page": 29, "text": "( ٢٦ )\n\nدر باب چیچک و هیضه بیان چند اصول ضروری لازمست تمامی مردم\nمرض چیچک را بخوبی میدانند زیرا که هر سال تعداد کثیر اطفال\nخورد سال گرفتار این مرض کشته ضائع میشوند واکر کسی\nاز مرگ نجات یابد چهره او از داغ بدنمای آن مدۃ العمر دا غدار\nمیباشد - بلکہ بعضی کور و کل و بعضی گرفتار صدمه های شدید میشوند\nبرای دفع این مرض درا کثر ممالک متمدن این علاج رواج\nاست که نوك نشتر را آلوده آب دانه چیچک نموده در جلد ساعد\nشخص تندرست داخل میکنند و این آب را یا از دانه چیچک\nمیگیرند و یا جلبه ( پوست خشك شده دانه چیچك ) انرا در آب\nسائیده بنوك نشتر داخل جلد انسان میکنند و بر جائیکہ خال میزنند\nدانه ها مانند دانه چیچك بروز می نماید مکر باینطریق بعض اوقات\nدانه بکثرت می برآید و سبب هلاك میگردد\nتقریبا صد سال میشود که جز نام دا کتر انکر یز دریافت کرد\nکہ آب دانه هائیکہ بپستان کاو می برآید اکر بطریق فوق داخل\nجلد انسان کردد از مرض چیچك نجات حاصل میشود و چون\nکاو را در زبان لاطنی ویکا کویند نام این عمل ویکسی نیشن نهاده شد\nو باصطلاح جدید عربی تلقیح الجدری نامیده شده است و در اول این\nاختراع داکتر جزر ادا کتران دیکر و مردم عوام سخر یہ واستهزا\nمیکردند ولی بعد از تجربه مدت بسیار ثابت کردید که الحق ازین\nاختراع فائده بسیار بخلق رسیده - آبی را کہ از دانه پستان\nکاو میگیرند باصطلاح انگریزی لمف کویند و ضروریست که همیشه\nلمف از پستان کاو کرفته شود - بلکه اکر شخصی را بدرستی"}
{"book": "adl0136", "page": 30, "text": "(۲۷)\n\nخال چیچک زنند – و از دانه های اولف گیرند هیچ مضایقه\nنیست و مانند لمف پستان گاو فائده می بخشد.\nدر ممالک متمدن حکم است که چون اولاد بسن معینی میرسد\nخال چیچک و برا میزنند – مگر در بعض بلاد مردم عوام چنان\nاعتقاد دارند که چیچک هندوزنی است ماترانی نام – و چون در کار\nهای او مداخلت شود خشمگین گشته مریض را گرفتار عذاب\nگوناگون می سازد – وبدین خیال فاسد از خال زدن اجتناب\nمی نمایند – واولاد ایشان از صدمهٔ این مرض هلاک و کورولنگ\nمیگردد – و اینخیال فاسد ایشان مانند خیال شخصی است که\nچون صحت و مرض از جانب رب العالمین است علاج آنرا گناه\nتصور نماید مثلا استعمال کونین در تب بخیال خام عوام گناهست\nمگر نمیدانند که سبب حدوث مرض عدم شکر و تغییر نعمای الهی\nاست – چنانکه خدای عزوجل برای کار آمد انسان آب\nوهوای لطیف آفریده وجهلا قدر این نعمت را ندانسته آنرا\nتغییر میدهند و کثیف میسازندوبهمان کثافت انرا استعمال می نمایند\nبیشک شافی مطلق خدای عزوجل است وحدوث امراض بارادهٔ\nاوست ولی از بهر هر مرض علاجی آفریده بعد از خال زدن اکثریه\nچیچک نمی کشند و اگر کشند نهایت خفیف میباشد – ولی\nلازمست که خال باحتیاط تمام زده شود – لہذا برای اینکه\nفائده از خال مرتب شود لحاظ امور ذیل ضروری است.\n(۱) اینکه دانهٔ خال بخوبی آماس نماید – واز جبههٔ سه چهار"}
{"book": "adl0136", "page": 31, "text": "( ۲۸ )\nروز احتیاط کنند که بازو از صدمه و خراش و غیره ایمن باشد\n(۲) اینکه سه یا چهار دانه خال زده شود و بیکدانه اکتفا ننمایند\n(۳) اینکه عمل تلقیح در سن طفولیت نموده شود تا احتمال بروز\nچیچک باقی نماند .\n(٤) اینکه كودك را چون بسن بلوغ رسد بار دیگر نیز خال زنند\nاگر باین شرائط كما هی عمل شود امید است که چیچک از روی\nدنیا بکلی مفقود گردد انشاء الله تعالی .\nاسباب حدوث مرض هیضه را چنانکه باید تا حال کسی دریافت\nنکرده -- ولی اگر اجرای قوانین صحت که فوق بیان گشت\nبخوبی شود مرض مذکور تخفیف کلی می یابد و بتجربه رسیده که\nچون اینمرض در بعض مقامات حادث میگردد مطلق از انجا دفع\nنمیشود -- لهذا این اصول را مد نظر باید داشت که چون شخصی\nدر خانه مبتلای این مرض گردد آن خانه را مدت ده دوازده\nروز خالی نمایند و هر چند تعدی این مرض بمس و قرب مریض\nحاصل نمیشود زیرا که اگر چنین میبود تیمارداری مریض هیضه\nرا کس نمیکرد -- مگر در خانه که این مرض حادث گردد\nاجتناب از ان خانه بهتر است -- و تردد در انجا لازم نیست زیرا که\nاسباب هیضه آنجا موجود است مبادا شخص دیگر نیز مبتلا\nگردد -- در ایام هیضه بسیر و تماشائیکه هجوم مردم باشد نروند\nو ریاضتی که سبب ماندگی شود نکشند و استعمال فواکه بسیار\nنموده از آشامیدن آب غیر مصفا احتراز لازم شمارند و حتی الامکان\nاستعمال آب جوشان نمایند -- و اگر دران اوقات مخالفت"}
{"book": "adl0136", "page": 32, "text": "( ۲۹ )\nاصول صحت نمایند البته استیصال صحت خویش خواهند کرد .\nباب پنجم\n\nدرباب ضبط مواليد واموات\nقوانین حفظ صحت مندرجه رساله هذا عام فهم و آسانست\nوثبوت اینکه اجرای عمل آن سبب تخفیف امراض میگردد بقرار\nصفحه آینده است .\nدر اکثر ممالک متمدن پیش از اجرای قوانین حفظ صحت\nتعداد اموات بسبب امراض فوق بسیار بوده است مثلا در انگلستان\nفی هزار هژده نفر فوت میکردید ولی اززمانی که پابندی اصول\nحفظ الصحت نموده شده است در اموات قلت رخ نموده چنانکه\nاز ۱۸ به ۸ نفر رسیده -- از نفوس شماری هند واضح است که\nسابق ازین از سپاه انگریزی در سالی فی هزار ۶۹ نفر می مرد --\nواکنون که اجرای قوانین حفظ الصحت در عسکر جاری\nگشته است تعداد اموات بسیار کم شده -- و همچنین تعداد\nاموات محبوسین هند خیلی کم شده است مثلا سابق ازین در علاقه\nبنگال از محبوسین فی هزار ۷۳ نفر بامراض مختلفه هلاك ميشد\nوحال بسبب پابندی قوانین مذکور بقرار تحقیق تعداد اموات\nبسیار کم گشته و کم شده میرود تب ملیر یا سابق در اکثر ممالک\nبکثرت می بود و هزاران نفوس مبتلای آن گردیده تلف می شد\nچون در بعض بلاد سررشته بدررفت وخشك كردن آب کثیف\nخندق وغيره كامل شده تب ملیر یا ازان حدود مفقود گشته است"}
{"book": "adl0136", "page": 33, "text": "( ۳۰ )\nتا وقتیکه عمل تلقيح الجدری ( خال چيچك ) در انگلستان و دیگر\nممالك يورپ رواج نداشت مرض چيچك بشدتی عارض می شد\nکه هزاران نفر مبتلای آن کشته می مردند چنانکه درین ايام\nدر بعض بلاد ايشيا اين عمل رواج ندارد و مرض مذکور بشدت\nمیباشد .\nدر اکثر ممالك اين قانون جاری است که محبوسين و سپاهیان\nنظام را حکماً خال چیچک میزنند و تجربه ثابت کشته که مرض\nچيچك بانها کم عارض میشود .\nعلاوه برین چون در چھاونی و بندیخانه پابندی قوانین حفظ\nالصحت كامل باشد حدوث مرض هيضه نيز کم بوقوع می آید\nوهيضه مرض مهلکی است که اكثریه مریض آن میرد – باید\nکه چون رپوت اموات بدفتر از بهر اندراج برسد تحقیق سبب\nو محل آن بخوبی نموده شود زيرا كه اگر سبب موت مرض متعدی\nباشد احتیاط کرده بدفع آن بکوشند .\nو همچنین ولادت درج کتاب شود – و چون ولادت نسبت\nبموت فزونتر باشد بايد دانست که باشندگان آنمقام خوشحال\nو فارغ البال ميباشند – واگر برعکس بود احوال باشند گان\nآنجا خراب خواهد بود .\nدر اكثر ممالك متمدن ثبت تعداد موت و ولادت به صحت تمام\nمیشود و نتيجه آن هفته وار برای آگاهی عوام الناس شائع\nمیگردد تا معلوم شود که ساکنين آنجا خوشحال اند و یا بمصیبتی\nگرفتار ."}
{"book": "adl0136", "page": 34, "text": "(۳۱)\n\nپس اگر باصول حفظ الصحت که درین رساله\nمختصر اندراج یافته گاهی عمل نمایند انشاء الله\nتعالی در امراضی که بکثرت واقع\nمیشود تخفیف کلی حاصل\nخواهد گشت و تعداد\nاموات نیز کم خواهد\nشد\n\nاحمد الدین"}
{"book": "adl0136", "page": 35, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0136", "page": 36, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0136", "page": 37, "text": "[BLANK PAGE]"}
