{"book": "adl0134", "page": 1, "text": "سلسله انتشارات انجمن معارف افغانستان کابل\nرساله سوم ادبیات\nشامل\nمنتخبات اشعار از اساتید متقدمین و متاخرین و شعرای معاصر\nافغانستان و ایران و بعضی مقالات ادبی و اخلاقی\nکه برای متعلمین مکاتب ابتدائیه افغانستان\nانتخاب و طبع شده است\nمطبع ماشینخانه کابل بسال ١٣٠٤ شمسی"}
{"book": "adl0134", "page": 2, "text": "سلسله مؤلفات بیت العلوم مبارکہ حبیبیہ دارالسلطنت کابل\nقال النبی علیه السلام\nاطلبوا العلم ولو بالصین\nفرمود پیغمبر علیه السلام طلب کنید علم را اگر در چین باشد\nرساله سوم دینیات\nکه بعد از\nتصدیق قاضی القضات افغانستان و مشاهیر اهل محکمہ شرعیہ دارالسلطنت کابل\nو محفل میزان التحقیقات الشرعیه بقرار تجویز سررشته دار تعلیم عمومی افغانستان\nبرای تعلیم درجہ صبیانیہ یعنے سال سوم طلبۂ مدارس ابتدائیہ مقرر شدہ است\nدر مطبع اسلامیہ سٹیم پریس لاہور انطباع یافت"}
{"book": "adl0134", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0134", "page": 4, "text": "این تقویم امسال از شومیه است\nاز الفقیر محمد حسن مینا ساز\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\n\nحمد بیحد به ربّ عزّوجل نعت بیعد باحمد مرسل\nبر روان صحاب و آل کرام در رحمت کشاده باد مدام\nامّا بعد بر ضمائر ارباب دانش و اصحاب بینش\nمخفی نیست که عنصر مبارک علم و دانش مایۀ حیات\nقوم خصوص اسلام و سبب بقای سنت خیر الانام\nبوده و هست و جمیع ملل عالم و طوائف بنی آدم از\nبرکت این گوہر بی بہا از حضیض ذلت باوج رفعت\nارتقا جسته اند و عقلای زمان بعد از تفتیش حقائق\nامور برین نتیجه وقوف یافته اند که معرفت خداوندی و\nانتظام امور دنیوی و اُخروی صرف وابسته دانش\nاست و بس۔ و اینکه ہر ملتی که از مایۀ این گوہر\nفضل عاری بوده از آسایش دارین محروم است۔"}
{"book": "adl0134", "page": 5, "text": "و نیز اهمیت علم را خداوند متعال و حضرت رسول با\nکمال بعالم ایضاح داده ـ و در کلام قدیم خود بین نهج\nارشاد فرموده است که قُلْ رَّبِّ زِدْنِى عِلْمًا\nو در جای دیگر وَ الَّذِينَ اُوْتُوُا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ\nهمچنین حضرت مخبر صادق عليه الصلوة و السّلام چنین\nخبر داده اند که اَلْعِلْمُ حَيَاةُ الْاِسْلَامِ وَ عِمَادُ\nالدّين و در هیچ یکی از مذاهب عالم این قدر تحریص\nعلم موجود نیست که در ملت مقدّس اسلام ورود یافته\nاست ـ و ظاهر است که ترویج این فیض عام در هر\nمّلت وابسته بتوجّه شخص اوّل و فرد اکمل یعنی پادشاه و\nمربوط باراده اوست ـ و چون اعلیحضرت پادشاه دیانت\nپناه هدایت آئین اعنی سراج الملة و الدّین امیر\nحبیب الله خان پادشاه خود مختار مملکت افغانستان\nو ممالک محروسۀ آن که یارب روزگار دولتش پاینده و\nکوکب اقبال و ابهّتش تابنده باد برای تربیت و\nتعلیم کافۀ رعایای فدوی و جان نثار و پرورش روحانی"}
{"book": "adl0134", "page": 6, "text": "صغار و کبار مملکت خود سر چشمهٔ این فیض سرمد جاری و\nگلستان علم و هنر را آبیاری فرموده بیت العلوم حبیبیه را\nدر اصل دار السلطنته دولت خدا داد مفتوح و حقائق\nعلم و ادب را بواسطهٔ آن مشروح گردانیده از برای\nتتمیم این امر خطیر و تکمیل این خطب جلیل حضرت\nعالی متعالی نائب السلطنته دولت قوی شوکت افغانستان\nرا که روح علم و روان دانش است مأمور فرموده اند.\nکه بقرار تجویز سررشته دار تعلیم عمومی افغانستان که دارای\nکمالات وافی و والای تجارب کافی صیغهٔ تعلیم است.\nدر ترویج علم و اشاعت تعلیم مساعی جمیله بکار برده\nتخم دانش را در قلوب ملت افغانستان بکارند و سررشته دار\nممدوح علاوه بر اجرای مدرسهٔ العلوم حبیبیه و شعب\nمتفرقه مدارس ابتدائیه که برای تعلیم علوم ضروریه دینیه\nو دنیویهٔ اطفال مسلمان باز شده اند و علاوه بر مدرسهٔ\nطبی و کان شناسی وغیره تالیف خانه را نیز یکی از فروع\nکاملهٔ بیت العلوم حبیبیه مبارکه مقرر داشتند و امور ذیل"}
{"book": "adl0134", "page": 7, "text": "۴\nرا دران ملحوظ نمودند :-\n(۱) تالیف و تصنیف کتب و رسائلی که در مدرسۃ العلوم\nحبیبیه و باقی مدارس متفرقه دولت خدا داد در علوم\nمتفرقه تعلیم داده میشود +\n(۲) تالیف و تصنیف کتب و رسائلی که علاوه از تعلیم\nبرای بهبود و ترقی ملت و دولت اسلام ضروری\nباشند +\n(۳) انتخاب و ترجمه کتب و رسائلی که در ممالک اسلامی\nدیگر عثمانی و ایران و ہند بالسنه متفرقه عربی و\nفارسی و ترکی و انگریزی و اردو طبع شده تا عموم\nرعایای این دولت قوی صولت علاوه بر تحصیل\nعلوم دینیه و کمالات جدیده در مدارس عمومی از مطالعه\nاین مؤلفات مفیده نیز حظی وافر فرا گیرند و این سلسله\nمبارکه را باسم سلسله مؤلفات بیت العلوم حبیبیه\nمقرر ساختند لہٰذا شکرانہ این نعمت عظمیٰ و موہبت\nکبریٰ بر کافهٔ رعیتہ افغانستان لازم و دعای بقای"}
{"book": "adl0134", "page": 8, "text": "۵\n\nاین پادشاه جوان بخت هنر پرور بر قاطبهٔ ملّت\nاسلام متحتم است که همواره همتش مصروف اشاعت\nعلم و دانش و ضمیر منیرش خواهان اجرای هنر و کیش\nاست ـ و ختم کلام بر دعای مزید عمر و اقبال\nاین خسرو کامگار و خدیو نامدار می رود *\nای در بقای عمر تو خیر جهانیان\nباقی مباد آنکه نخواهد بقای تو\n\nالمؤلف حقیر قلیل الفهم کثیر التقصیر\nعبدالرب عفی الله عنه ۱۳۲۶ھ"}
{"book": "adl0134", "page": 9, "text": "۶\nاین کتاب سراج الاحکام"}
{"book": "adl0134", "page": 10, "text": "۷\nباب اوّل\nربع اخیر پارۀ اخیر قرآن عظیم با ترجمه\nسورهٔ قدر مکی است و\nپنج آیت است\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nاِنَّـآ اَنْزَلْنٰهُ فِیْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ\nبدرستی که ما فرو فرستادیم قرآن را در شب قدر و\nمَا اَدْرٰىكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ\nچه چیز دانا کرد ترا که چیست شب قدر شب\nالْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ اَلْفِ شَهْرٍ\nقدر بهتر است از هزار ماه"}
{"book": "adl0134", "page": 11, "text": "تَنَزَّلُ الْمَلَئِكَةُ وَ الرُّوْحُ فِيْهَا بِاِذْنِ\nفرود می آیند فرشتگان و حضرت جبرئیل در آں شب باجازت\nرَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ سَلَامٌ\nپروردگار ایشاں از بہر ہر کارے بزرگ سلامت است\nهِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ\nشب قدر تا دمیدن سفيدۂ صبح\nسورۂ بینہ مدنی است\nو هشت آیت\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nلَمْ يَكُنِ الَّذِيْنَ كَفَرُوْا مِنْ\nنبودند آنانکه کافر شدند از\nاَهْلِ الْكِتٰبِ وَ الْمُشْرِكِيْنَ\nاہل کتاب یعنی یہود نصاریٰ و از مشرکان عرب\nمُنْفَكِّيْنَ حَتّٰى تَاْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ\nباز ایستادہ گان از کفر تا آنگاہ کہ آمدہ بدیشاں حجتے روشن"}
{"book": "adl0134", "page": 12, "text": "۹\nرَسُوْلٌ مِّنَ اللّٰهِ يَتْلُوْا صُحُفًا\nفرستادهٔ از خدای تعالی میخواند بر امتِ خود صحیفه های\nمُّطَهَّرَةً ۙ فِيْهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ؕ\nپاکیزه از کذب در آن صحیفه ها نوشته های راست است\nوَمَا تَفَرَّقَ الَّذِيْنَ اُوْتُوا الْكِتٰبَ\nو متفرق نشدند آنانکه بایشان کتاب داده شده\nاِلَّا مِنْۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ؕ\nمگر از پس آنکه آمد بدیشان پیغمبر\nوَمَاۤ اُمِرُوْۤا اِلَّا لِيَعْبُدُوا اللّٰهَ\nو امر کرده نشدند اهلِ کتاب مگر آنکه پرستش کنند خدای تعالی را\nمُخْلِصِيْنَ لَهُ الدِّيْنَ ۙ حُنَفَآءَ وَ\nپاک کنندگان برای خدائتعالی دینِ خود را میل کنندگان از عقائدِ باطله بدین اسلام\nيُقِيْمُوا الصَّلٰوةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكٰوةَ\nدیگر مامور اند که بگذارند نماز را و بدهند زکوٰة واجب را بمحل آن\nوَ ذٰلِكَ دِيْنُ الْقَيِّمَةِ ؕ اِنَّ الَّذِيْنَ\nو آنچه مامور اند بدان دین و ملت راست است بدرستی آنانکه"}
{"book": "adl0134", "page": 13, "text": "كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتٰبِ وَ الْمُشْرِكِيْنَ\nکافر شدند از یهود و نصاری و از مشرکان یعنی بت پرستان\nفِيْ نَارِ جَهَنَّمَ خٰلِدِيْنَ فِيْهَا أُولٰئِكَ هُمْ\nدر آتش دوزخ باشند جاویدان در آن آن گروه ایشانند\nشَرُّ الْبَرِيَّةِؕ اِنَّ الَّذِيْنَ آمَنُوا وَ\nبدترین همه آفریدگان بدرستی آنانکه ایمان آوردند و\nعَمِلُوا الصّٰلِحٰتِ اُولٰئِكَ هُمْ\nکرده اند عملهای پاک و ستوده را آنگروه ایشانند\nخَيْرُ الْبَرِيَّةِ ؕ جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ\nبهترین همه آفریدگان پاداش ایشان نزد پروردگار ایشان\nجَنّٰتُ عَدْنٍ تَجْرِيْ مِنْ تَحْتِهَا\nبستانهای اقامت است که میرود زیر اشجار آنها\nالْأَنْهٰرُ خٰلِدِيْنَ فِيْهَا أَبَدًا ؕ\nجویها پایندگانند ایشان در آن بهشت ها همیشه\nرَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ؕ\nخوشنود باشد خدا از ایشان و خوشنود باشند ایشان از خدا"}
{"book": "adl0134", "page": 14, "text": "۱۱\nذٰلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهٗ\nآنچه مذکور شد از جنت و رضوان برای آن کس است که بترسد از عقوبت پروردگار خود\nسوره زلزال مدنی است و هشت آیت است\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیْمِ\nاِذَا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزَالَهَا\nچون جنبانیده شود زمین جنبانیدن وی\nوَ اَخْرَجَتِ الْاَرْضُ اَثْقَالَهَا\nو بیرون آرد زمین بارهای گران خود را\nوَ قَالَ الْاِنْسَانُ مَا لَهَا\nو گوید انسان چیست زمین را که پوشیده های خود را ظاهر کرد\nیَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبَارَهَا بِاَنَّ\nآن روز سخن گوید زمین خبرهای خود را بسبب آنکه\nرَبَّكَ اَوْحٰی لَهَا یَوْمَئِذٍ یَّصْدُرُ\nپروردگار تو امر کند مرآن را آن روز باز گردند\nالنَّاسُ اَشْتَاتًا لِّیُرَوْا اَعْمَالَهُمْ\nمردمان پراگنده گان یعنی گروه گروه تا نموده شوند جزاهای کردارهای خود را"}
{"book": "adl0134", "page": 15, "text": "۱۴\nفَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ\nپس هر که عمل کند بوزن مورچه نیکی را به بیند پاداش آن را\nوَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ\nو هر که عمل کند بوزن مورچه بدی را به بیند پاداش آن را\nسورۀ عادیات مکی است و\nیازده آیت\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nوَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا\nسوگند باسپان دونده که بوقت دویدن نفس زنند\nفَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا\nپس بیرون آرندگان آتش از سمهای خویش\nفَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا\nپس قسم بغارت کنندگان در وقت صبح\nفَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا\nپس بر انگیختند آن اسپان بوقت سپیده‌دم غباری در کنار آن قبیله"}
{"book": "adl0134", "page": 16, "text": "۱۳\nفَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ۙ إِنَّ\nپس بمیان در آمدند بدین وقت گروهی را از دشمنان دین بدرستی\nالْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ۚ وَإِنَّهُ\nکه انسان مر پروردگار خود را ناسپاس است و بدرستی که خدا\nعَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ ۙ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ\nبر ناسپاسی او هر آئینه گواه است و بدرستی که انسان برای دوستی مال\nلَشَدِيدٌ ۗ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ\nهر آئینه سخت است آیا نمیداند انسان که چون ظاهر شود\nمَا فِي الْقُبُورِ ۙ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ۙ\nآنچه در گورها است و حاضر کرده شود آنچه در سینه ها است\nإِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ\nبدرستی که پروردگار ایشان باقوال و افعال ایشان روز قیامت هر آئینه\nلَخَبِيرٌ ۙ\nدانا است (و بر جزا دادن توانا)\nسورهٔ قارعه مکی است و یازده آیت\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۝"}
{"book": "adl0134", "page": 17, "text": "الْقَارِعَةُ : مَا الْقَارِعَةُ ۚ وَمَا أَدْرَاكَ\nروز کوبنده چیست کوبنده و چه چیز دانا کرد ترا\nمَا الْقَارِعَةُ ۙ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ\nکه چیست کوبنده روزی است که باشند مردمان از هول آن روز\nكَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ۙ وَ تَكُونُ الْجِبَالُ\nمانند پروانه پراگنده و گردد کوه ها\nكَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ۚ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ\nمانند پشم رنگین زده شده بکمان ندافی پس اما هرکه گران باشد\nمَوَازِينُهُ ۙ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ ۙ\nترازوهای عمل او پس او در زندگی باشد پسندیده\nوَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ۙ فَأُمُّهُ\nو اما آنکه سبک بود ترازو های عمل او پس جای او\nهَاوِيَةٌ ۙ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ\nهاویه است که درکه زیرین دوزخ است و چه چیز دانا کرد ترا که چیست هاویه\nنَارٌ حَامِيَةٌ ۙ\nآتشی است بغایت رسیده در سوزش"}
{"book": "adl0134", "page": 18, "text": "سوره تکاثر مکی است و\nهشت آیت\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nاَلْهٰكُمُ التَّكَاثُرُ ۙ حَتّٰى زُرْتُمُ\nمشغول کرد شما را فخر کردن به بسیاری قوم تا حدیکه آمدید بگورستانها\nالْمَقَابِرَ ؕ كَلَّا\nو مردگانرا شمار کردید نه چنین باید کرد که همت عاقل مصروف دنیا شود آخرترا فراموش کند\nسَوْفَ تَعْلَمُوْنَ ۙ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ\nزود باشد که بدانید عاقبت تفاخر و تکاثر را پس حقا که زود\nتَعْلَمُوْنَ ؕ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُوْنَ\nبدانید نه چنین باید کرد اگر بدانید که چه احوال در پیش دارید\nعِلْمَ الْيَقِيْنِ ؕ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيْمَ ۙ\nدانستن درست بیگمان هر آئینه ببینید دوزخ را اول از دور\nثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِيْنِ ۙ\nباز خواهید دید دوزخ را دیدنی بچشم یقین"}
{"book": "adl0134", "page": 19, "text": "۱۶\nثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ\nپس هر آئینه پرسیده شوید آنروز از نعمتهاے که بدان مشغول شدید در دنیا\nسورة عصر مکی است و\n۳ آیت است\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nوَالْعَصْرِ ۞ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي\nسوگند بخداے روزگار بدرستیکه همه آدمیان هر آئینه\nخُسْرٍ ۞ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا\nدر زیان اند بسبب ضائع کردن عمر در طلب دنیا یا بیدار مگر آنانکه گرویده اند\nوَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ\nو کرده اند کردارهاے پسندیده و وصیت کرده اند یکدیگر را بعمل راست\nوَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ۞\nو وصیت کرده اند یکدیگر را بصبر و طاعت و باز ماندن از گناه"}
{"book": "adl0134", "page": 20, "text": "١٧\n\nسورة همزه مکی است و\n٩ آیت\n\nبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nوَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍۙ ۨ الَّذِیْ\nواے مر هر عیب کننده طعنه زننده را آن کسیکه\nجَمَعَ مَالًا وَّعَدَّدَهٗۙ يَحْسَبُ اَنَّ مَالَهٗٓ\nجمع کرد مالے را و شمرد آن را می پندارد اینکه مال او\nاَخْلَدَهٗۚ كَلَّا لَيُنْۢبَذَنَّ\nجاوید خواهد ساخت او را در دنیا چنان است هر آئینه انداخته شود\nفِی الْحُطَمَةِ ۙ وَمَآ اَدْرٰىكَ مَا الْحُطَمَةُؕ\nدر حطمه و چه چیز دانا کرد ترا تا دانی که چیست حطمه\nنَارُ اللّٰهِ الْمُوْقَدَةُۙ الَّتِیْ تَطَّلِعُ\nآتش خداے بر افروخته شده آن آتشے که غالب شود\nعَلَی الْاَفْـِٕدَةِؕ اِنَّهَا عَلَیْهِمْ مُّوْصَدَةٌۙ\nبر دلها و بمیان آن ها در آید بدرستیکه آن آتش بر کافران بسته شده است"}
{"book": "adl0134", "page": 21, "text": "في عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ\nدر ستون های دراز یعنی آنرا چنان بسته اند که هرگز نتوانند کشاد\nسوره فیل مکی است و\nپنج آیت\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ\nاَلَمْ تَرَکَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ\nآیا ندانستی که چگونه کرد پروردگار تو\nبِاَصْحَابِ الْفیلِ اَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ\nبه صاحبان فیل آیا نگردانید مکر ایشان را\nفِىْ تَضْلِیلٍ وَ اَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا\nدر تباهی و بطلان و فرستاد بر ایشان مرغان\nاَبَابیلَ تَرْمِیْهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجّیلٍ\nگروه گروه میزدند ایشان را بسنگی از سنگ گل\nفَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأکُوْلٍ\nپس ساخت ایشانرا مانند برگ کاه خورده شده"}
{"book": "adl0134", "page": 22, "text": "۱۹\nسوره قریش مکی است\nو چهار آیت\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nلِإِيلَافِ قُرَيْشٍ إِيلَافِهِمْ\nتعجب کنید برای پیوستن قریش بیکدیگر\nپیوستن ایشان\nرِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ فَلْيَعْبُدُوا\nدر سفر زمستان و تابستان\nپس باید که بپرستند\nرَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمُ\nپروردگار این خانه معظمه را آن خداوندی که طعام داد ایشان را\nمِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ\nبدین دو رحلت از گرسنگی و ایمن گردانید ایشانرا از ترس آنها که در جوانی مکه اند و یکدیگر را میکشند\nسورۀ ماعون مکی است و\nهفت آیت\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ"}
{"book": "adl0134", "page": 23, "text": "۲۰\nاَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ\nآیا دیدی تو آن کسی را که تکذیب می کند بروز جزا و آن ابوجهل است\nفَذلِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ\nپس او آن کس است که بستم میراند یتیم را\nوَلاَ يَحُضُّ عَلى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ط\nو تحریض نمی کند بر طعام دادن درویش\nفَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَوتِهِمْ\nپس سختی عذاب مر نماز گزاراں را آنانکه ایشان از نماز خود ها\nسَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَآؤُنَ\nبی خبرانند آنانکه ایشان ریا می کنند\nوَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ\nو باز می دارند مال زکوۃ را و بمتاع خانه معاونت نمی کنند\nسوره کوثر مکی است و\n۳ آیت\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ"}
{"book": "adl0134", "page": 24, "text": "۲۱\nاِنَّا اَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ\nبدرستی که ما داده ایم بتو حوض کوثر را\nفَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ\nپس نماز بگذار پروردگار خود را و شتر قربانی کن\nاِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْاَبْتَرُ\nبدرستی که دشمن تو اوست دم بریده و مقطوع از کارهای خیر\nسوره کافرون مکی است\nو شش آیت است\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nقُلْ يَا اَيُّهَا الْكَافِرُونَ لَا اَعْبُدُ\nبگو ای محمد ای کافران نخواهم پرستید\nمَا تَعْبُدُونَ وَ لَا اَنْتُمْ عَابِدُونَ\nآنچه شمای پرستید و نیستید شما پرستندگان\nمَا اَعْبُدُ وَلَا اَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدْتُمْ\nآنرا که من می پرستم و نیستم من پرستندۀ آنچه شمای پرستید"}
{"book": "adl0134", "page": 25, "text": "۲۲\nوَلا اَنْتُمْ عَابِدُوْنَ مَا اَعْبُدُ\nو نباشید شما پرستنده گان در استقبال آنچه من می پرستم در استقبال\nلَكُمْ دِيْنُكُمْ وَ لِیَ دِيْنِ\nمر شما را ست دین شما و مراست دین آئین که برانم نخواهم گذشت ازان\nسورة نصر مدنی است و\n۳ آیت\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ\nاِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الْفَتْحُ\nچون بیاید یاری کردن خدا و فتح مکه و سائر بلدان\nوَ رَاَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُوْنَ فِیْ دِيْنِ اللهِ\nو می بینی تو مردمان را در می آیند در دین خدا که اسلام است\nاَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ\nگروه گروه پس تنزیه کن مقترن بستایش پروردگار خود\nوَ اسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا\nو آمرزش طلب کن ازو بدرستیكه خدا هست قبول كننده توبه"}
{"book": "adl0134", "page": 26, "text": "۲۳\nسوره لهب مکی است و\nپنج آیت است\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ\nتَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ\nہلاک و نابود باد ہر دو دست ابولہب و ہلاک شد\nمَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ\nدفع نکند این ہلاک را از وی مال وی و آنچه کسب کرده است\nسَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ\nزود باشد که درآید بآتشی صاحب شعله\nوَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ\nو زن او که بردارنده ہیزم و خار بوده است\nفِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ\nدر گردن آن زن رسنی باشد از لیف خرما\nسورۀ اخلاص مکی است\nو چهار آیت"}
{"book": "adl0134", "page": 27, "text": "۲۴\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌۚ اَللَّهُ الصَّمَدُۚ\nبگو ای محمد اوست خدای یگانه در ذات و صفات خدای که بی نیاز است از همه چیزها\nلَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْۙ\nنزاد کسی را و زاده نه شده از کسی\nوَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ\nو نیست مر او را همتای هیچ یکی\nسوره فلق مدنی است\nو پنج آیت\nبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ\nقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِۙ\nبگو ای محمد پناه می برم به آفریدگار صبح\nمِنْ شَرِّ مَا خَلَقَۙ وَمِنْ شَرِّ\nاز شر آنچه آفریده است و از شر"}
{"book": "adl0134", "page": 28, "text": "۲۵\nغَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ\nشب تاریک چون ظلمت او بر همه چیز ها غلبه کند و از شر\nالنَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ وَمِنْ شَرِّ\nدمندگان در گره ها و از شر\nحَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ\nحاسد وقتی که ظاهر کند حسد خود را و بمقتضای آن عمل کند\nسوره ناس مدنی است و\nشش آیت\nبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ\nقُلْ اَعُوْذُ بِرَبِّ النَّاسِ\nبگو ای محمد پناه می گیرم به پروردگار آدمیان\nمَلِكِ النَّاسِ إِلٰهِ النَّاسِ مِنْ\nپادشاه مردمان معبود بر حق مردمان از\nشَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي\nشر وسوسه کننده پنهان شونده آنکس که"}
{"book": "adl0134", "page": 29, "text": "۲۶\nيُوَسْوِسُ فِيْ صُدُوْرِ النَّاسِ\nوسوسه می کند در دل های مردمان\nمِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ\nاز جنیان و آدمیان یعنی شیاطین الانس والجن\nباب دوم\nچون بعض مسائل طهارت در رساله اول\nو رساله دوم مذکور شده است بقیه آن مسائل\nدرین رساله سوم مذکور می شود +\n(۱) بیان تقسیم نجاست\nنجاست بر دو قسم است غلیظه و خفیفه +\nنجاست غلیظه آن است که بثبوت آن به\nقرآن یا به حدیث مشهور شده باشد و معارض نداشته\nباشد- اگر معارض داشته باشد آن را خفیفه گویند+"}
{"book": "adl0134", "page": 30, "text": "۲۷\nفضلۀ آدمی و خون جاری و شراب و سرگین\nاسپ و گاو و غیره نجاست غلیظه است +\nبول حیواناتیکه گوشت آن خورده می شود - و\nفضلۀ جانوران پرنده که گوشت آن خورده نمی شود -\nنجاست خفیفه است +\nبر بدن یا جامه بقدر یک درم از نجاست غلیظه\nو بقدر کمتر از ربع عضو و ربع هر قطعه جامه از\nنجاست خفیفه عفو است +\nو مراد از درم مقدار قعر کف دست است -\nدر نجاستی که آبگین باشد - و در نجاست ذی جرم\nوزن یک مثقال است +\nبیان آب پاک و ناپاک\nهر آبی که ازان وضو جائز است غسل نیز\nجائز است و به همان آب چیز ناپاک را پاک\nکردن نیز جائز است +"}
{"book": "adl0134", "page": 31, "text": "۲۸\nآب هائیکه به آن وضو جائز است ازین قرار است *\n(۱) آب باران -\n(۲) آب چشمه و چاه -\n(۳) آب دریا -\n(۴) آب برف -\n(۵) آبی که بسبب مکث بسیار بو دار شده باشد - به آن سبب کدام چیز پاک ذائقه یا رنگ یا بوی آن یا همه آن متغیر شده باشد مگر بشرطیکه جاری میتواند شد و سخت نشده باشد *\n(۶) آب جاری - و آن آبی است که کاه و خس را برده بتواند *\n(۷) آب ایستاده که ده در ده باشد و عمق آن این قدر باشد که هرگاه یک کف دست آب گرفته شود - سطح زمین بی آب نماند *\nآب هائیکه وضو به آن جائز نیست *\n(۱) افشرده درخت یا میوه -"}
{"book": "adl0134", "page": 32, "text": "۲۹\n(۲) آن آب که بر آن دیگر چیز پاک غالب شده باشد\nو نام آب ازان دور شده باشد. چون شوربا و\nسرکه وغیره *\n(۳) آن آب ایستاده که از ده در ده کم باشد - و\nچیز ناپاک دران افتاده باشد*\n(۴) آبی که برای رفع حدث یا حصول ثواب\nمستعمل شده باشد *\n(۵) آب پس خورده سگ و خنزیر و باقی چهار پایان\nدرنده *\nدر آب جاری یا ده در ده هرگاه نجاست بیفتد\nباید که از جای نزدیک نجاست وضو نکند *\nپس خوردۀ آدمی و حیواناتی که گوشت آن\nخورده می شود پاک است - و پس خوردۀ سگ\nو خنزیر و باقی درندگان چهار پایان ناپاک است - و\nپس خوردۀ مرغان درنده و حشرات زمین و ماکیان\nیله و گربه مکروه هست - و پس خورده خر و استر مشکوک"}
{"book": "adl0134", "page": 33, "text": "۳۰\n\nاست و عرق هر جانور مانند پس خوردۀ آن است ـ\nمگر عرق خر و استر پاک است *\nاز آب مکروه وضو کردن مکروه است ـ امّا اگر\nآب پاک میسّر نشود از آن آب وضو کردن روا\nاست ـ اگر غیر آب مشکوک آب دیگر بدست نیاید\nبه همان آب وضو کند و تیمم نیز کند *\nبیان جانورانی که از مردن\nآن ها در آب آب نجس نمیشود\n(۱) آن جانورانی که تولد آن در آب میشود مانند ماهی\nو خرچنگ وغیره *\n(۲) جانورانی که خون ندارند مانند زنبور و مگس و مور\nو پشه و غیره ـ مگر از جملۀ آنها که زهر دارند ـ هرگاه\nدر آب بمیرند بسبب زهر آن ازان آب احتراز\nاولی است *"}
{"book": "adl0134", "page": 34, "text": "۳۱\nبیان احکام چاه\nاگر یک پشکل یا دو پشکل اشتر یا گوسفند در چاه بیفتد نجس نمی گردد - اما از افتادن سرگین گاو و اسپ و خر وغیره نجس میشود +\nو اگر فضله کبوتر یا گنجشگ در چاه بیفتد نجس نمی گردد - و اگر فضله ماکیان بیفتد نجس میگردد +\nو اگر بول گوسفند یا گاو دران بیفتد نجس میشود -\nهمچنین هرگاه قطره خون یا شراب در چاه به چکد - نجس میشود و چون نجس شد لازم است که همه آب چاه کشیده شود اگر موش یا گنجشک و مانند آن در چاه بیفتد و بمیرد پس بعد از کشیدن همان حیوان بقدر بیست دلو تا سی دلو آب از آن کشیده شود +\nو اگر کبوتر یا ماکیان یا گربه و مانند آن در آن افتاده بمیرد کشیده شود از آن چهل دلو الی پنجاه دلو +"}
{"book": "adl0134", "page": 35, "text": "۳۲\nو اگر گوسفند یا سگ یا آدمی دران بمیرد کشیده شود از آن همه آب آن و همچنین همه آب کشیده شود اگر سگ یا خنزیر دران افتاده و زنده کشیده شود - و هر یک ازین حیوانات مذکور هرگاه در چاه مرده و پوسیده یا آماسیده شود کشیدن همه آب آن لازم است - خورد باشد آن حیوان یا کلان باشد .\nو هر حیوانی که در چاه افتاده و زنده بر آورده شود و آب بدهن او رسیده باشد - اگر پس خوردهٔ همان حیوان پاک بود آب چاه نجس نمیشود - و اگر پس خوردهٔ او نجس بود همه آب کشیده شود - و اگر مشکوک بود نیز همه آب کشیده شود - و اگر مکروه بود پس بهتر است که ده دلو کشیده شود .\nو اگر در چاه موش مرده و مانند آن یافتند - و معلوم نبود وقت افتادن آن پس هرگاه پوسیده و آماسیده نشده بود - نماز یک شبانه روز را که از ان وضو کرده باشند اعاده نمایند - و هر چیزیکه بآن شسته"}
{"book": "adl0134", "page": 36, "text": "۳۳\nباشند باز بشویند - و اگر پوسیده و یا آماسیده شده بود -\nپس نماز سه شبانه روز را اعاده کنند :\n(۴) احکام جبیره\nجبیره آن چوبها را میگویند که بر عضو شکسته بسته\nباشند - وقت وضو اگر در شستن عضو شکسته خوف\nضرر باشد - در عوض شستن مسح کرده شود - همچنین\nحکم عصابه زخم است - اگر اعضای وضوی شخصی\nکفیده باشد - و دران چیزی یا دوا گذاشته باشد - پس\nآب را بران عضو بگذرانند و مسح نکنند - و اگر از\nآب ضرر برسد پس مسح کنند :\nباب سوم - مسائل روزه\n(۱) روزه و وقت آن :\nروزه در شرع عبارت است از ترک کردن خوردن"}
{"book": "adl0134", "page": 37, "text": "۳۴\nو نوشیدن و جماع از طلوع صبح صادق تا غروب\nآفتاب بشرط اراده و نیت *\nروزۀ ماه رمضان بر هر شخص مسلمان که صاحب\nعقل و بجوانی رسیده باشد فرض است ـ و هر که\nاز فرضیت آن انکار کند کافر می شود *\nاگر کسی روزۀ این ماه را بسبب عذری از اعذار\nشرعیه ترک کند قضای آن بر وی فرض میباشد*\nروزۀ نذر و کفارة واجب است ـ و غیر آن\nهمه نفل *\nنیت روزۀ رمضان و روزۀ نذر معیّن از شب\nتا نصف النهار نموده شود ـ لیکن برای روزۀ قضا\nو روزۀ نذر غیر معیّن نیّت کردن از شب لازم\nاست ـ برای روزه داشتن در آخر شب سحری\nخوردن سنت است ـ و وقت آن از ابتدای\nنصف یا سدس آخر شب تا قبل از طلوع صبح\nصادق است : بمجرّد غروب آفتاب روزه را افطار"}
{"book": "adl0134", "page": 38, "text": "۳۵\nباید کرد و تاخیر نباید کرد زیرا که تعجیل در افطار سنت\nاست +\nاگر شخصی روزه داشته باشدـ و دشنام و دروغ و\nغیبت و باقی کارهای بد را ترک نکند روزۀ وی\nمکروه میشود +\nاگر در شب سی ام شعبان بسبب ابر وغیره هلال\nرمضان دیده نشود و شک پیدا شودـ فردای آنرا\nاز ماه شعبان محسوب دارندـ و عوام الناس روزه نگیرند\nمگر برای کسانیکه طریقۀ نیت آن را بدانند ـ بهتر\nاست که روزه بگیرندـ و طریق نیت آن چنین\nاست که نیّت روزۀ نفل را بنمایند +\nاگر شخصی تنها هلال رمضان دیده باشد بر وی\nلازم میشود ـ اگرچه مردمان دیگر قول او را اعتبار ندهند\nاگر شخصی تنها هلال عید را دیده باشد و مردمان دیگر\nقول او را اعتبار نداده باشند درین صورت او را لازم\nاست که روزه بدارد ـ اما اگر در یکی ازین دو روز افطار"}
{"book": "adl0134", "page": 39, "text": "۳۶\nکند قضای آن بدون کفاره بر وی واجب است\nاگر در آسمان ابری یا غباری ابر مانند موجود\nباشد برای اثبات هلال رمضان شهادت یک شخص\nعادل کفایت میکند- لیکن برای هلال شوال و\nذی الحجه شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن ضروری\nاست ܀ و هرگاه در آسمان ابری یا غباری نمودار\nنباشد برای اثبات هلال این هر سه ماه شرط است\nکه آن قدر مردمان شهادت ادا کنند که اجتماع ایشان\nبر کذب عادةً محال باشد ܀ چون آسمان صاف نباشد\nو بشهادت یک شخص عادل غره رمضان ثابت\nشده باشد- و جمله مردمان ازان تاریخ صوم سی روزه\nرمضان را با تمام رسانیده باشند و روز سوم باز ابر\nباشد در این صورت بشهادت آن یک شخص افطار\nنمیتوان کرد - تا اینکه دو شخص عادل شهادت ادا\nنکنند اثبات هلال عید نشود ܀\nعادل آن است که مرتکب گناه کبیره نباشد -"}
{"book": "adl0134", "page": 40, "text": "۳۷\nو از گناهان صغیره هم حتی المقدور پرهیز کرده باشد*\nدر بیان آن کارهایی که روزه را می شکند\nو کفارت لازم میشود. و آن کارهایی که روزه\nرا می شکند و کفارت لازم نمیشود -\nبلکه فقط قضای آن واجب می شود.\n(۱) هر کسی که روزه بیاد او باشد و دیده و دانسته\nچیزی بخورد یا بنوشد و یا جماع کند. روزهٔ او\nمی شکند و قضاء روزه آن روز با کفارت بر وی\nلازم میشود. و کفارت یک روز اینست اگر قدرت\nداشته باشد یک غلام را آزاد کند. و اگر قدرت\nنداشته باشد دو ماه تمام پیاپی روزه بگیرد. و اگر\nاین را هم نتواند شصت مسکین را طعام باید داد*\nمسائلی که در آنها قضا لازم است نه کفاره\n(۱) وقت مضمضه کردن بغیر ارادهٔ او آب در حلق\nاو فرو رود اگرچه روزه بیاد او باشد*"}
{"book": "adl0134", "page": 41, "text": "۳۸\n(۲) اگر کسی بزور روزه را بر وی شکست +\n(۳) در گوش یا در بینی دوا چکانده شود +\n(۴) بر زخم سر دوا بنهد و درون دماغ او برود +\n(۵) بر زخم شکم دوا بنهد و درون شکم او برود +\n(۶) سنگریزه را از حلق فرو برد و از حلق او گذشت +\n(۷) قے آورد به اراده خود به پری دهن +\n(۸) سحری خورد بگمان اینکه شب است یا افطار کرد بگمان اینکه شام است و بعد ازان معلوم شد که روز است +\n(۹) اگر اوّل بفراموشی چیزی خورده باشد بعد ازان بگمان اینکه روزه من شکسته است قصداً چیزی دیگر بخورد +\n(۱۰) اگر در کُل ماه رمضان نیّت روزه را نکرده باشد یا در یک روز آن نیّت نکرده باشد- درین همه صورت ها قضا لازم است نه کفارت +\nمسائلی که در آنها نه قضا لازم میشود نه کفارت"}
{"book": "adl0134", "page": 42, "text": "۳۹\n(۱) روغن بر عضوی مالیدن +\n(۲) سرمه در چشم کشیدن +\n(۳) غیبت کردن +\n(۴) بے اختیارے آمدن +\n(۵) در گوش او آب در آمدن +\n(۶) از حلق او غبار یا دود یا پشه و یا مگس فرو رفتن +\n(۷) مسواک کردن +\n(۸) احتلام +\n(۹) حجامت کردن +\n(۱۰) فرو بردن چیزی که در دندان او باشد بشرطیکه کم از نخود باشد - در همین همه مسائل نه قضاء لازم است نه کفارت +\nبیان مسائلی که روزه در آنها مکروه می شود و قضاء لازم نمی شود +\n(۱) چشیدن نمک طعام یا مزهٔ آن +\n(۲) خائیدن طعام مگر وقتیکه خائیدن آن از برای"}
{"book": "adl0134", "page": 43, "text": "۴۰\nکودک ضرور باشد مکروه نیست +\nبیان اشخاصی که معذور اند و روزه خوردن برائی آنها\nروا است +\n(۱) پیر بسیار ضعیف که طاقت روزه گرفتن را ندارد\nو در عوض هر روزه مسکینی را طعام بقدر صدقۀ\nفطر بدهد - هرگاه او را طاقت پیدا شد روزه را\nبگیرد +\n(۲) زن حامله +\n(۳) زنانی که بچۀ خود را شیر میدهند - مگر هر دو را\nشرط است که در روزه گرفتن برائی خود او یا\nبرائی بچۀ او ضرر باشد +\n(۴) مسافر - اگر چه خوف ضرر او را نباشد - لیکن اگر\nخوف نباشد روزه گرفتن او بهتر است +\n(۵) مریضی که او را ترس زیاده شدن مرض باشد +\nبیان روزهائی که دران روزه داشتن ممنوع است +\nدر روز عید فطر و عید اضحیٰ و سه روز بعد از"}
{"book": "adl0134", "page": 44, "text": "۴۱\nعید اضحی یعنی روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ماه\nذی الحجة الحرام روزه گرفتن ممنوع است :\nبیان روزه هائیکه روزه گرفتن دران مستحب است :\n(۱) شش روز شوال بعد از روز عید فطر :\n(۲) روز های ایام بیض یعنی سیزدهم و چهاردهم و\nپانزدهم هر ماه :\n(۳) روز عاشوره با یک روز ما بعد آن :\nبیان اعتکاف\nاعتکاف سنت مؤکد است در ده آخر ماه رمضان\nو معنی آن اینست که روزه دار در مسجدی که دران\nجماعت هر روزه میشود به نیت عبادت مقیم باشد.\nمعتکف را خوردن و نوشیدن و خوابیدن در مسجد\nرواست ـ و برای نماز جمعه به مسجد جامع رفتن نیز\nرواست ـ و خرید و فروخت نیز رواست. بشرطیکه\nآن چیز در مسجد نباشد ـ زن در خانه خود معتکف"}
{"book": "adl0134", "page": 45, "text": "۴۲\nشده میتواند +\nباب چهارم\nمسائل حج\nحج فرض است بر هر مسلمانی که عاقل و بالغ\nوصحیح البدن و بینا باشد. بشرطیکه توشه راه رفتن و\nآمدن و راحله و خرج عیال را تا وقت بازگشتن\nداشته باشد. و در راه نیز امنیت باشد +\nچونکہ تفضیل مسائل حج اطفال را ضروری نمی\nباشد. بنابر ان در کتاب های کلان که در درجات\nبالاتر درس داده می شود مذکور خواهد شد ۔ انشاء الله\nتعالیٰ +"}
{"book": "adl0134", "page": 46, "text": "۴۳\nباب پنجم\nمسائل زکواة\nبر مسلمان آزاد عاقل و بالغ که مالک نصاب\nباشد و آن نصاب از حاجت اصلی زیاده باشد- زکواة\nبعد از گذشتن یک سال فرض است- و نصاب\nنقره مقدار دو صد درم شرعی است که مساوی هفتاد\nروپیہ کابلی می شود- و نصاب زر سُرخ بیست مثقال\nشرعی است و آن در وزن مساوی مثقال متعارف\nاین زمان است+ پس مقدار زکوٰة در نقره از دو\nصد درم شرعی پنچدرم شرعی که مطابق است با یک\nروپیہ و نهُ شاهی کابل لازم می شود+\nو در زر سرخ از بیست مثقال نیم مثقال لازم\nمی شود و مراد از حاجت اصلی جای سکونت و"}
{"book": "adl0134", "page": 47, "text": "۴۴\nغله خوردنی و جامه های پوشیدنی و اسباب استعمال خانه\nو اسپان سواری و افرازهای ارباب صناعت و کتابهای\nخواندنی و غیر آن است که از اینهمه لوازم و ضروریات\nاست +\nاگر شخصی قرض دار بنده باشد و مقدار قرض را از\nمال خود کشیده باقی مانده را اگر برابر نصاب بوده باشد\nزکواه واجب می شود و الا واجب نمی شود - اگر قرض\nخدا باشد مانند نذر و کفاره پس آن مقدار قرض از مال\nکشیده نمی شود بلکه لازم است که قرض مذکور را نیز\nدر مال خود محسوب داشته و زکواه همه را ادا کند\nو مال تجارت را قیمت کند - هرگاه قیمتش بنصاب\nشرعی می رسید - چهل یک آن را بعد از گذشتن\nیک سال ادا کند +\nو در باب نقره و زر سرخ مسکوک باشد و یا غیر\nآن مانند زیور و ظروف وغیره قیمت آن معتبر است +\nو در وقت ادا کردن زکواه به فقیر یا در وقت جدا"}
{"book": "adl0134", "page": 48, "text": "۴۵\nکردن مقدار زکوة از مال خود نیت ادای زکوة لازم\nاست که بی نیت زکوة صحیح نمی شود و در مواشی چرنده\nنیز زکوة لازم می شود - لیکن مقدار زکوة و مقدار نصاب\nو شروط آن چون تفصیل زیاد دارد - بنا بر ان در\nکتاب های کلان مذکور خواهد شد - انشاء الله تعالیٰ *\nدر زکوة و کفارت ادای قیمت نیز روا ست - اگر\nمالک نصاب بعد از گذشتن سال زکوة سال های آینده\nرا پیشتر ادا کند روا می شود - و اگر صاحب نصاب\nنباشد روا نیست *\nمصارف زکوة\nاشخاصی که ادای زکوة برای آن ها روا ست -\nهفت طائفه اند *\n(۱) فقرا - و فقیر شخصی است که مالک نصاب نباشد -\n(۲) مساکین - و مسکین آن است که هیچ چیز نداشته\nباشد *"}
{"book": "adl0134", "page": 49, "text": "۴۶\n(۳) عمال پادشاه که عشر و زکواة را جمع میکنند - و از بیت المال مسلمانان وظیفه معینه ندارند *\n(۴) غلامان مکاتب و مکاتب آن است که مولای او آزادی او را بادا کردن مالی معین مشروط نموده باشد - و هر وقت که آن مال را ادا کند - آزاد می شود *\n(۵) قرض داری که مالک نصاب نباشد *\n(۶) غازیان یا حاجیان که از اموال و امتعه خود جدا باشند *\n(۷) مسافری که مال داشته باشد مگر نزد او نباشد-پس مالک نصاب مختار است که زکواة خود را بقرار تقسیم به همه این طوائف میدهد یا به یکی از آنها ادا میکند بقرار حکم شرعی مجبور نیست - که تخصیص یکی از آنها را بنماید *\nبیان کسانی که ادای زکواة بآن ها روا نیست *\n(۱) در کفن مُرده صرف کردن *"}
{"book": "adl0134", "page": 50, "text": "۴۷\n(۲) قرض مرده را ادا کردن -\n(۳) غلام خریده آزاد کردن -\n(۴) مسجد بنا کردن -\n(۵) اصول یعنی پدر و مادر و بالا تر از آنها را دادن -\n(۶) فروع یعنی پسر و دختر و اولاد آنها را دادن -\n(۷) زن خود را دادن -\n(۸) شوهر خود را دادن -\n(۹) توانگر را دادن که مالک نصاب باشد *\n\nبیان صدقۀ فطر\nصدقۀ فطر بر مسلمان آزاد واجب است - بشرطیکه مالک نصاب باشد که از حاجت اصلی او زیاده باشد اگرچه یک سال کامل بر آن نگذشته باشد * و اشخاصی که صدقۀ فطر دادن از ایشان واجب است - از این قرار است :-\n(۱) از نفس خود -"}
{"book": "adl0134", "page": 51, "text": "۴۸\n(۲) از اولاد صغار که فقیر باشند\n(۳) از غلام و کنیز خود که برای خدمت باشند - نه از\nبرای تجارت و نه از زوجه خود و نه از اولاد بالغ\nعاقل خود - اما اگر مجنون باشند پس صدقه فطر\nاز جانب آنها نیز لازم میگردد - شخصی که صدقه فطر\nبروی واجب باشد اگر کسی او را زکوة بدهد - صحیح\nنمی شود - زیرا که شخص مذکور بقرار حکم شرع انور\nغنی شمرده می شود *\nاجناسی که صدقه فطر ازان دادن روا می باشد\nازین قرار است :-\nگندم و کشمش و خرما و جو و جواری و امثال آن\nاما از گندم نصف صاع و از باقی ها یک صاع از\nهر شخص ادا نموده شود و مراد از صاع صاع عراقی\nمی باشد که هشت رطل است - و هر رطل نود مثقال\nمتعارف است - پس نصف صاع مساوی سه پاؤ و\nسه خورد بوزن کابل می شود - و یک صاع مساوی"}
{"book": "adl0134", "page": 52, "text": "۴۹\nیک نیم چهارک و نیم پاؤ کابل می شود - اما ادای قیمت\nاین اشیا افضل است * و وقت ادای صدقۀ فطر\nبعد از طلوع صبح عید فطر شروع می شود و انتہا وقت\nآن معین نیست - مگر مستحب این است که قبل از\nبر آمدن برای نماز عید ادا نموده شود و صدقۀ فطر\nرا به مسکین شهر خود بدهد - اما اگر شخص بیرون شهر\nقریب وی باشد یا محتاج تر باشد پس به وی\nدادن بهتر است *\nباب ششم\nمسائل نکاح\nنکاح به ایجاب و قبول منعقد میگردد بشرط اینکه\nزن و شوہر یا وکیل ہای ایشان کلام یک دیگر را بشنوند\nو دو مرد مسلمان یا یک مرد و دو زن مسلمان دران"}
{"book": "adl0134", "page": 53, "text": "۵۰\n\nمجلس حاضر باشند و سخن هر دو را یکجا بشنوند - نکاح زن\nعاقل و بالغ بغیر اجازه ولی صحیح می شود- اما اگر بغیر\nکفو انعقاد نکاح نموده شود ولی را میرسد که آن را رد\nکند- و نکاح صغیره بغیر از ولی صحیح نمیشود- پس اگر\nپدر یا جد او داده باشد- بعد از بلوغ نیز آن را رد کرده\nنمی تواند- و هرگاه غیر ازین هر دو ولی دیگر او را\nداده باشد در وقت بلوغ یا در وقت علم وی بعد از\nبلوغ اختیار دارد خواه قبول کند یا نکند +\n\nبیان زنانیکه نکاح ایشان حرام است\n\n(۱) اصل مرد یعنی مادر و مادر مادر و مادر پدر و مادر پدر\nکلان تا آخر این دو سلسله +\n(۲) فرع وی یعنی دختر و دختر دختر و دختر پسر تا آخر\nاین دو سلسله +\n(۳) خواهر و اولاد او تا آخر سلسله +\n(۴) دختر برادر و اولاد او تا آخر سلسله +"}
{"book": "adl0134", "page": 54, "text": "۵۱\n(۵) خواهر پدر *\n(۶) خواهر مادر *\n(۷) دختر زن او خواه بان زن خلوت صحیحه نموده باشد\nیا نه *\n(۸) اصل زن او یعنی مادر زن و مادر مادر او و مادر\nپدر او تا آخر دو سلسله بشرط آنکه با زن خود بعد\nاز نکاح خلوت صحیحه نموده باشد * یا نه\n(۹) زن فرع او یعنی زن پسر و پسر پسر تا آخر سلسله\n(۱۰) در حیات زن خود خواهر او یا کدامی از متعلقات\nاو را نکاح کردن که هر گاه یکی از ان هر دو را\nمرد فرض کنیم آن دگر بر وی حرام باشد *\n(۱۱) خواهر و دگر متعلقات مذکوره زنی که او را طلاق\nداده باشد و هنوز عدت او نگذشته باشد *\n(۱۲) همین محرمات مذکوره که رضاعی باشند *\n(۱۳) اصول و فروع زنی که با او زنا نموده باشد - یا\nبشهوت دست زده باشد *"}
{"book": "adl0134", "page": 55, "text": "۵۲\n\n(۱۴) زنی که علاوه بر چهار زن منکوحهٔ آزاد که همه\nزنده باشد به نکاح گرفته باشد +\n(۱۵) نکاح کنیز شخص دگر بشرطیکه زن آزاد داشته\nباشد .\n\nبیان مهر\n\nاقل مقدار مهر ده درم شرعی است که سه و\nنیم روپیه پخته کابلی می شود . و اکثر آن حد ندارد\nو اگر دختر یا خواهر خود را به کسی بدهد به شرط آنکه\nآن دیگر کس خواهر یا دختر خود را در عوض مهر\nاو بدهد - نکاح جائز است اما مکروه است و واجب\nمی شود مهر مثل هر یک +\n\nبیان عدل کردن درمیان زنان\n\nچون شخص زیاده از یک زن دارد لازم است\nبر او که در خوردن و نوشیدن و لباس و شب"}
{"book": "adl0134", "page": 56, "text": "۵۳\n\nگذرانیدن با همه برابری کند۔ اگر یکی از آنها نوبت خود را به دیگری بخشد جائزه است *\nدر سفر مرد را اختیار است که هر یکی از آنها را همراه خود ببرد اما بهتر آن است که قرعه باندازد و نام هر یک که بر آید او را همراه خود ببرد یا برضای همه یکی را ببرد *\n\nبیان طلاق کردن\n\nچون میان زن و شوهر موافقت نباشد جائز است که شوهر زن را طلاق بدهد * با آنکه طلاق نزد خدای تعالی بسیار نا پسندیده است ۔ اگر شخصی زن خود را سه طلاق کند ۔ پس آن زن برای شوهر اوّل روا نمی شود۔ مگر وقتی که با شوهر دیگر نکاح بکند و آن شوهر دوم با او جماع بکند باز او را طلاق بدهد بعد از گذشتن عدت روا می شود نکاح او برای شوهر اوّل و این را حلاله میگویند و ازین احتراز کردن بهتر است *"}
{"book": "adl0134", "page": 57, "text": "۵۴\nبیان عدّت\nمدّتی که بعد از طلاق شدن یا بعد از مردن شوهر او\nاو را دران مدّت نکاح روا نمی باشد آن مدّت را\nعدّت میگویند. و اگر شوهر زن بمیرد و حامله باشد عدّت\nاو وضع حمل اوست. و اگر حامله نباشد عدّت او چهار\nماه و ده روز است. و اگر شوهر او را طلاق داده باشد\nو حامله باشد عدّت او نیز وضع حمل است. و اگر\nحامله نباشد عدّت او بعد از طلاق دیدن سه حیض\nاست. و اگر صاحب حیض نباشد عدت او گذشتن\nسه ماه است.\n\nبیان حقوق زن و شوهر\nحقوق زن بر شوهر این است:\n(۱) اول در پرده نشاندن.\n(۲) احکام شریعت را باو آموختن."}
{"book": "adl0134", "page": 58, "text": "۵۵\n\n(۳) بقدر طاقت خود از حلال او را خورانیدن و نوشانیدن\nو پوشانیدن *\n(۴) اگر موافقت میان ایشان نشود او را بہ طیب خاطر\nطلاق کردن -\n(۵) برای او خوابگاہ شب مقرر کردن -\n(۶) دشنام ندادن -\n(۷) پدر و مادر او را طعنہ نزدن -\n(۸) اگر قدرت داشتہ باشد با پدر و مادر او احسان کردن۔\n(۹) بطاعت خدای تعالیٰ و خصلت ہای حسنہ\nنصیحت کردن *\nحقوق شوہر بر زن\n(۱) اطاعت او را در امر شرعی کردن -\n(۲) بغیر اجازت او از مال او بکسی چیزی ندادن\n(۳) بغیر اجازت شوہر روزہ نفل نگرفتن -\n(۴) بغیر از اجازت شوہر از خانہ بیرون نہ رفتن -\n(۵) عیب شوہر را پیش دیگران ظاہر نہ کردن -"}
{"book": "adl0134", "page": 59, "text": "۵۶\n\n(۶) خود را به زینت و زیب برای شوهر آراسته کردن +\n(۷) مال و عزت شوهر را حفاظت کردن +\nباب ہفتم\nدر مسائل رضاع\n\nمدت رضاع دو سال است نزد حضرت امام اعظم\nمعظم رحمہ اللہ تعالی اگر در این مدت کدام طفلی شیر\nغیر مادر خورده باشد کم یا زیاده آن زن مادر او میباشد\nو شوهر آن زن پدر او میباشد. و همه متعلقان او تعلقدار\nآن طفل میشوند . و آن کسانیکه از تعلقات نسبی مادر\nاو برای او حرام بوده همچنین تعلقات این مادر\nرضاعی او بر آن طفل حرام میشود . چنانچه ازین بیت\nمعلوم میشود +\nاز جانب شیر ده همه خویش شوند"}
{"book": "adl0134", "page": 60, "text": "۵۷\nوز جانب شیر خواره زوجان و فروع\nباب هشتم\nدر بیان مسائل متعلقه میت\n(۱) چون کسی را مردن نزدیک شود روی او را طرف\nقبله کنند - و بر پهلوی راست بیندازند - و نزد او کلمه\nشهادت بخوانند - بنحویکه او بشنود - چون او بمیرد زنخ\nاو را بسته کنند - و چشمهای او را بپوشانند و بزودی\nسامان تجهیز او را کنند - اول او را غسل داده کفن\nبپوشانند - بعد ازان او را بیرون برده نماز جنازه بر\nاو بخوانند - و دفن کنند - چون خبر وفات کسی را\nبشنوند یا جنازه را بینند اِنَّا لِلّٰهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ\nرَاجِعُونْ بخوانند *\n(۲) برای غسل مرده آن آب بهتر است که برگ سدر"}
{"book": "adl0134", "page": 61, "text": "۵۸\nو اشنان دران جوش داده باشند ـ ورنه آب خالص\nکافی است *\n(۳) کیفیت غسل دادن این است\nکه اول مرده را بر تخته بنهند ـ و جامه های او را\nبکشند اما از ناف تا زانوی آن خرقه بیندازند تا عورت\nاو برهنه نشود ـ اگر بر بدن او نجاست ظاهری باشد -\nآن را بشویند ـ سر و ریش او را به گل خطمی بشویند -\nبعد ازان وضو بدهند بدون مضمضه و استنشاق - بعد\nازان مرده را بر پهلوی چپ بیندازند ـ و پهلوی راست\nاو را بشویند ـ بعد ازان بر پهلوی راست انداخته پهلوی\nچپ او را بشویند ـ بعد ازان تکیه داده بنشانند و شکم او\nرا آهسته آهسته بمالند ـ اگر چیزی بیرون شود آن را\nبشویند و غسل را اعاده نکنند ـ بعد ازان بجامه بدن\nاو را خشک نمایند ـ و بر اعضای سجده یعنی پیشانی\nو بینی و هر دو دست و هر دو زانو و هر دو قدم او\nکافور بمالند ـ و بر سر و ریش او حنوط یعنی عطر مرکب را"}
{"book": "adl0134", "page": 62, "text": "۵۹\nبمالند و ناخن او را نبرند و موی او را شانه نکنند. و شهید\nرا غسل ندهند بشرط آنکه عاقل و بالغ باشد. و مرتد\nنباشد یعنی بعد از رسیدن جراحت بلا تعطیل مُرده\nباشد. اما هرگاه خوردن و نوشیدن یا خواب و مداوات بنماید\nو بعد ازان بمیرد پس غسل داده شود *\nبیان کفن\nبرای کفن مرد سه جامه سنت است. قمیص و\nلفافه و ازار. و یک ازار و لفافه نیز کفایت میکند. و برای\nزن پنج جامه سنت است. ازار و لفافه و قمیص و چادر\nو سینه بند. و یک ازار و لفافه و چادر نیز کفایت میکند*\nکیفیت پوشانیدن کفن\nاوّل لفافه را هموار کنند. دوم ازار را هموار کنند.\nبعد ازان همراه قمیص پوشانیده مرده را بر ازار بنهند.\nو اوّل طرف چپ ازار را بپیچانید. بعد ازان طرف راست\nرا. و لفافه نیز بهمین قسم پیچیده شود. و در زن اوّل لفافه"}
{"book": "adl0134", "page": 63, "text": "۶۰\nرا هموار کرده و ازار را بر لفافه هموار کنند. بعد ازان قمیص\nرا پوشانیده موی سر او را دو حصه کرده بر سینه بالای\nقمیص بنهند. بعد ازان چادر را بیندازند - بعد ازان\nسینه بند را بسته کرده بعد ازان ازار و لفافه را بپیچانید\nچنانکه در مرد گذشت - و اگر اندیشه باز شدن کفن باشد\nجانب سر و پای را به بندند - و شهید را کفن نپوشانند.\nبشرط مذکور بلکه با جامه های او که از جنس کفن باشد\nدفن کنند :\n\nبیان نماز جنازه\nبیان مذکور در رساله دوم مفصل مذکور است :\n\nکیفیت برداشتن جنازه\nجنازه را چهار نفر یا زیاده بر شانه های خود بردارند.\nو بزودی بروند - لیکن دویده نروند - و هر که در راه نشسته\nباشد - چون جنازه نزدیک او بیاید ایستاده شود - اگر بتواند"}
{"book": "adl0134", "page": 64, "text": "۶۱\nبرود با او نماز جنازه را بخواند - بغیر عذر سواره رفتن همراه جنازه منع است *\nبیان دفن کردن\nبرای دفن مرده قبر عمیق بکنند - و دران لحد یا شق بسازند - و مرده را از جانب قبله در آرند - روی او را طرف قبله بکنند - و در وقت در آوردن بِسْمِ اللهِ وَعَلَى مِلَّةِ رَسُوْلِ اللهِ بخوانند - و گرهی را که باندیشۀ باز شدن کفن کرده اند بکشایند - و قبر را به خشت خام و سنگ و گل مسدود کنند - بعد ازان بخاک پُر کرده بمثل پشت ماهی بسازند و مربّع نسازند - و در وقت داخل کردن زن در قبر پرده باید گرفت - و در قبر خشت پخته و چوب استعمال کردن مکروه است - و پخته کردن قبر نیز مکروه است - و بر مرده به آواز بلند گریه کردن و نوحه نمودن و جامه ها را پاره کردن و موی کندن یا تراشیدن و روی و سر را طپانچه زدن"}
{"book": "adl0134", "page": 65, "text": "۶۲\nموجب گناه است- مگر جاری شدن اشک روا است-\nو از خانه مرده تا سه روز طعام خوردن مکروه است - و\nپس مانده گان او را دگر کس از خانه خود طعام باید داد-\nاز سه روز زیاده ماتم داری نکنند - مردان را بقبرستان\nرفتن و عبرت حاصل کردن و دعای مغفرت برای\nایشان کردن مستحب و کار نیک است- لیکن زنان\nرا بقبرستان رفتن منع است .\nباب نهم\nدر بیان مسائل ذبیحه\nدر وقت ذبح کردن این چهار رگها را باید برید- یکی\nنای گلو که ازان نفس می بر آید- دوم مَری که ازان\nآب و طعام میگذرد- سوم و چهارم رگ های کلان که\nبجانب چپ و راست نای و مری می باشند- و این"}
{"book": "adl0134", "page": 66, "text": "۶۳\nرگها را از بالای گره گلو باید برید. به هر چیز تیز که خون را\nجاری کند ذبح کردن بآن روا است مگر بدندان و ناخن\nو شاخ که در بدن محکم باشد. و مستحب آن است که کارد\nرا خوب تیز کنند. و از پشت گردن ذبح نمودن مکروه است\nو همچنین ذبح کردن که کارد تا حرام مغز برسد و پیش\nاز سرد شدن ذبیحه پوست برکردن و سر بریدن آن مکروه\nاست. و ذبح کردن کودک یا زن یا گنگ یا غیر مختون\nبشرطیکه مسلمان باشد یا اهل کتاب باشد حلال است.\nو از مشرک و مرتد و کسیکه قصداً بِسْمِ اللهِ نگوید-\nحرام است *\nجانور های حرام\n(۱) درنده گان چهار پایان مثل گرگ و پلنگ و شیر-\n(۲) پرندگان که بچنگ شکار میکنند-\n(۳) خزنده گان زمین مثل مار و موش-\n(۴) خر و استر و فیل- خوردن اعضای عورت *"}
{"book": "adl0134", "page": 67, "text": "۶۴\nغدود و مثانه و زهره و خون جاری حرام است *\nبیان شکار کردن\nجانور حلال را که بچیز تیز مثل تیر و تفنگ یا بجانوری آموخته مثل سگ و باز که شکار کرده باشند خوردن آن روا است - بشرطیکه شکار کننده بِسْمِ الله گفته باشد در وقت زدن و روان کردن جانور شکاری - و اگر بجانور آموخته جانور غیر آموخته شریک شود - یا جانور آموخته از شکار کرده خود چیزی را بخورد خوردن آن روا نیست *\nبیان قربانی کردن\nهر شخصی که بر او صدقه فطر واجب است قربانی نیز بر او واجب است - قربانی از جانب خود باید کرد نه از جانب غیر - مگر که آن غیر امر کرده باشد او را اگر گوسفند نر یا ماده یا بز نر یا ماده باشد قربانی کردن از یک"}
{"book": "adl0134", "page": 68, "text": "۶۵\nشخص روا ست ۔ اگر گاؤ یا اشتر باشد از جانب هفت کس\nروا می باشد ۔ بشرطیکه نیت تمام ایشان قربانی باشد ۔\nنه خوردن گوشت و وقت قربانی از روز دهم ذی الحجه\nالحرام تا آخر روز دوازدهم ذی الحجه میباشد ۔ لیکن مردم\nشهری پیش از خواندن امام نماز عید را قربانی نکنند ۔\nو مردمان ده که در آنجا نماز عید خوانده نمی شود بعد از\nطلوع صبح صادق قربانی کنند +\nبیان سال حیوان قربانی\nگوسفند و بز یک ساله ۔\nگاؤ دو ساله ۔\nاشتر پنج ساله ۔\nجانورانی که قربانی کردن آن روا نیست\n(۱) کور ۔\n(۲) یک چشم ۔\n(۳) لنگ که تا جای ذبح رفته نتواند ۔\n(۴) بسیار ضعیف و لاغر که مغز آن آب شده باشد +"}
{"book": "adl0134", "page": 69, "text": "۶۶\n(۵) اکثر گوش آن بریده باشد -\n(۶) اکثر دُم آن بریده باشد -\n(۷) سرین آن بریده باشد -\n(۸) آنکه بینائی چشم او بسیار تر از ثلث رفته باشد *\nاگر کسی گوشت قربانی خود را بخورد روا است - و\nدیگران را نیز بخوراند - ومستحب آنست که صدقه کردن\nرا اندک از ثلث نکند- ومستحب است که قربانی را\nخود او ذبح کند- اگر می دانست ذبح کردن را- و اگر\nنمی دانست دیگری را امر کند که ذبح کند- و خود او\nحاضر باشد- پوست قربانی را صدقه کند یا دلو چاه مسجد\nو غربال بسازد - اجرت قصاب را پوست و گوشت\nآن ندهد- و اگر پوست آن را فروخت - بهای آن را\nصدقه کند *"}
{"book": "adl0134", "page": 70, "text": "۶۶\n\nباب دهم\nمسائل متعلقه آداب مختلفه\n\n(۱) سلام - چون مسلمانان با یکدیگر ملاقات کنند-\nیا از یکدیگر جدا شوند آنها را لازم است که با یکدیگر\nسلام بگویند - اوّل سلام کردن سنت است و بسیار ثواب\nهم دارد - جواب سلام بسیار تأکید آمده است - در سلام\nفقط لفظ سلام نباید گفت - این طریق بگوید اَلسَّلامُ\nعَلَيْكُمْ - لیکن خوب تر آن است که اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ\nوَرَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ بگوید + بعد ازان مجیب\nبگوید وَ عَلَيْكُمُ السَّلَامُ خوب تر آن است که وَ\nعَلَيْكُمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ بگوید -\nوقت سلام بدست اشاره نباید کرد - سنت آن است\nکه رونده نشسته را و سواره پیاده را و قلیل کثیر را اول"}
{"book": "adl0134", "page": 71, "text": "٦٨\n\nسلام بگویند - چون چند نفر مردمان یکجا باشند - یکی از میان آنها سلام یا جواب سلام بگوید از دیگران کفایت میکند *\n(۲) ملاقات - چون مردمان با هم ملاقی شوند - اوّل سلام بگویند - بعدۀ مصافحه و معانقه کنند با هم - و بطیب خاطر ملاقات کنند - لیکن وقت ملاقات خود را خمیده نباید کرد و نه بوسه باید کرد - امّا اگر پدر و مادر اولاد خود را از راه شفقت ببوسد یا دست مادر و پدر یا دست مرد متقی و صالح و استاد خود را ببوسند درست است *\n(۳) عطسه - چون حاجت عطسه بیفتد - دهن را بجامه یا بدست باید بپوشد و آواز را بلند نکند - و بگوید اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ - و شنونده او را در جواب بگوید يَرْحَمُكَ اللهُ تَعَالٰی - و باز عطسه کننده بجواب او بگوید يَهْدِیکُمُ اللهُ وَ يُصْلِحُ بَالَکُمْ لیکن کسیكه اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ نگوید حق جواب را ندارد *\n(۴) تثاوب یعنی فاژه - از امتلای معده و کدورت"}
{"book": "adl0134", "page": 72, "text": "٦٩\nحواس و ثقل بدن پیدا میشود و این چیزها سبب غفلت\nو کندی ذهن و بدفهمی و عدم نشاط و حضور در عبادت\nمی باشند ازین سبب خدای تعالی این را نمی پسندد\nاین کار شیطانی است حتی المقدور از تثاؤب احتراز\nباید کرد. وقت تثاؤب دهن خود را بجامه یا بدست باید\nبپوشد *\n(۵) خوردن - این قدر خوردن که انسان از ہلاکت\nباز ماند فرض است. و این قدر خوردن که ایستاده شده\nنماز خوانده بتواند موجب ثواب میباشد. و این قدر\nخوردن که ازان سیری و آسوده گی که موجب ازدیاد\nقوت باشد حاصل شود مباح است. و ازین مقدار\nآخرین زیاده خوردن حرام است . لیکن اگر روز آینده\nنیت روزه کرده باشد برای حصول طاقت تکمیل آن\nروزه یا برای پاس خاطر مهمان که مبادا از حیا کم بخورد\nزیاده خوردن از سیری جائز است *\nدر خوردن این کارها سنت است:-"}
{"book": "adl0134", "page": 73, "text": "۷۰\n(۱) در ابتدا بِسْمِ اللهِ خواندن اگر اوّل فراموش کرده\nباشد در طعام هر وقت که یاد بیاید بگوید بِسْمِ اللهِ\nاَوَّلَهُ وَ اخِرَهُ +\n(۲) در آخر اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ گفتن +\n(۳) پیش و پس از طعام دست شستن +\n(۴) بدست راست خوردن +\n(۵) بسه انگشت ابهام و سبابه و وسطیٰ خوردن +\n(۶) از پیش خود خوردن ـ اگر میوه باشد از دیگر اطراف\nخوردن روا ست +\n(۷) در آخر پیش از دست شستن انگشت ها را\nلیسیدن +\n(۸) ظرف را پاک کردن +\n(۹) بر دسترخوان اگر لقمه بیفتد آن را برداشتن و\nخوردن +\n(۱۰) از قریب کنارهٔ طشت خوردن ـ و از میان آن\nنخوردن +"}
{"book": "adl0134", "page": 74, "text": "۷۱\n\n(۱۱) نان را عظمت و حرمت کردن یعنی وقتیکه نان برسد\nانتظار نان خورش نه نمودن :\nمکروهات در خوردن این است :-\n(۱) طعام را بد گفتن :\n(۲) تکیه کرده خوردن :\n(۳) دیدن بطرف مردمان وقت خوردن :\n(۴) سخن گفتن که ازان مردمان را کراہیت یا خنده\nیا رنج بیاید :\n(۵) سیر و پیاز و دیگر چیز ها خوردن که بوی آن را\nمردمان خوش نمیکنند :\n(۶) از دهن خود لقمه بیرون کرده بکاسه انداختن :\n(۷) مابین خوردن خلال کردن دندان :\n(۸) بنان دست پاک کردن :\n(۹) پیش دیگران طعام خود را نیکو گفتن و بآن خوش\nشدن :\n(۱۰) قیمت طعام نشان دادن :"}
{"book": "adl0134", "page": 75, "text": "۷۲\n\n(۱۱) طعام نفیس را چیده چیده خوردن *\nدر طعام اگر مگس بیفتد آن را غوطه داده بکشند -\nو طعام را بخورند *\n(۶) نوشیدن - سنت ها در نوشیدن این است :-\n(۱) پیش از نوشیدن بِسْمِ اللهِ گفتن *\n(۲) بسه دفعه نوشیدن *\n(۳) هر دفعه ختم آن به اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ نمودن *\n(۴) نشسته نوشیدن *\n(۵) ظرف را بدست راست گرفته نوشیدن - مگر در وقت\nنان خوردن *\nو می باید که در آب ندمند - و وقتیکه دهن در آب باشد\nتنفس نباید کرد - و برای تنفس باید که آن ظرف را از\nلب دور کند - و اگر در چیز نوشیدنی خس ها باشد باید که\nاوّل آنها را بکشد - و بدمیدن یکسو کردن درست نیست -\nایستاده نوشیدن مکروه است مگر آب زمزم و فضل\nوضو * اگر از مشک وغیره حاجت نوشیدن باشد باید که"}
{"book": "adl0134", "page": 76, "text": "۷۳\n\nبه دهن آن را مس نکند +\nمسکر آن چیزی را میگویند که نشه پیدا کند ۔ و آن بر چهار قسم است :۔\n(۱) خمر ۔ و آن غورهٔ انگور میباشد که می جوشد و کف هم می آرد ۔ و تیزی آن این قدر میباشد که نوشیدن آن عقل را زائل میکند ۔ این قلیل باشد یا کثیر حرام است ۔ تجارت آن هم درست نیست +\n(۲) طلا ۔ آب انگور را گویند که بعد از جوشیدن زیاده از یک ثلث بماند +\n(۳) سَکَر: این آب خام خرمای تازه است +\n(۴) نقیع زبیب کشمش خشک یا منقی را بآب تر کرده می سازند این قسم آخر اگر نشه پیدا کند حرام می باشد +\n(۵) بنگ و چرس و افیون حرام است ۔ اگر مسکر شود سوای آنها هر چیزی که نشه میدهد نا روا ست ۔\n(۶) در باب تمباکو اختلاف است خوبتر همین است ۔ که"}
{"book": "adl0134", "page": 77, "text": "۷۴\nاین را هم نکشند *\n(۷) بیان ظروف ـ ظروفیکه از نقره یا طلا ساخته\nمی باشد استعمال آن حرام است *\n(۸) بیان لباس ـ هر جامه که تار و پود آن از ابریشم\nباشد آن را حریر گفته می شود ـ پوشیدن آن زنان را\nجائز است و مردان را حرام ـ اما اگر حاشیهٔ لباس بقدر\nچهار انگشت عریض از حریر باشد صحیح است ـ مرد را\nتکیه حریر یا نهالی استعمال کردن جائز است ـ هر جامه\nکه تار آن ابریشمی باشد و پود آن غیر ابریشمی پوشیدن\nآن در جنگ جائز است ـ لیکن در دیگر حالت ها مکروه\nاست ـ از پوست درنده ها لباس و فرش ساختن مکروه\nاست ـ زنان را جامه از هر رنگ پوشیدن جائز است ـ\nبرای مردان جامهٔ سفید از همه خوبتر است ـ جامهٔ معصفر\nو زعفرانی مکروه است ـ دیگر رنگ ها قباحت ندارد ـ لیکن\nسُرخ خالص مکروه است ـ لباس فاخره نباید پوشید ـ و\nنه آن جامه که بسیار طویل باشد و ازان اظهار غرور و"}
{"book": "adl0134", "page": 78, "text": "۷۵\nتکبر کرده باشد۔ یا آن خلاف عادت اهل شهر خود باشد۔\nو مسنون نباشد۔ لیکن حسب لیاقت و استطاعت خود\nاز پوشیدن جامه عمده و پاکیزه ممانعت نیست ۔ زیر جامه\nوغیره را از شتالنگ پایان کردن وعید سخت دارد ۔\nغرض از لباس ستر عورت و جسم را از گرمی و سردی\nمحفوظ داشتن است ۔ لہٰذا ہموارہ چنین لباس باید\nپوشید که ازان حصول این اغراض منظور باشد ۔ اگر\nاز پوشیدن جامه بدن یا خصوصاً آن حصهٔ بدن که عورت\nگفته می شود برهنه ماند یا تکلیف گرمی و سردی رفع نشود\nپوشیدن آن لباس درست نیست ÷ زنان را لباس\nمردان و مردان را لباس زنان نباید پوشید۔ جامه دریده\nکه ازان کشف عورت شود پوشیدن آن روا نیست۔\nابتداے پوشیدن لباس از جانب راست باید کرد۔\nوقت پوشیدن بِسْمِ اللهِ خواندن و بعد پوشیدن شکر\nخداے تعالیٰ بجا آوردن از ضروریات است ۔ زیور طلا\nو نقره پوشیدن زنان را درست است ۔ لیکن مردان"}
{"book": "adl0134", "page": 79, "text": "۷۶\nرا حرام است - امّا وقت ضرورت مرد را اجازت است\nکه انگشتری نقره بپوشد - انگشتری از سنگ و آهن\nو برنج نباید ساخت *\n(۹) آداب خفتن - وقت خواب کردن این کارها\nاز مستحبات است :-\n(۱) چراغ را خاموش کردن -\n(۲) ظرف آب را سرپوش کردن -\n(۳) دروازه را بند کردن -\n(۴) اگر چیزی خورده باشد دهن را پاک کردن - اولیٰ\nآنست که وضو کرده شود -\n(۵) بر پهلوی راست روی خود را سوی قبله کرده\nخواب کردن - لیکن اگر بر پشت دراز شده قدرت\nخدای پاک را که در آفرینش اجرام فلکیه بنظر می\nآید در دل خود فکر کنان بخواب بروند جائز است -\nبر روی خوابیدن مکروه است *\nحضرت تقدس مآب نبوی عَلَیْهِ اَفْضَلُ الصَّلٰوةِ"}
{"book": "adl0134", "page": 80, "text": "۷۷\nوَ اَتَمُ التَسْلِيْمِ وَالتَّحِيَّاتِ وقت خواب کردن دست\nخود را زیر رخساره مبارک نهاده میخواندند اَللَّهُمَّ بِإِسْمِكَ\nاَمُوْتُ وَاَحْیٰی ۔ و چون بیدار می شدند ۔ میگفتند ۔\nاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِیْ اَحْيَانَا بَعْدَ مَا اَمَاتَنَا\nوَإِلَيْهِ النُّشُورُ +\n(۱۰) آداب مجلس ۔ در مجلس کسی را از جای او\nخیزانیدن و در جای او نشستن درست نیست ۔ اما اگر\nکسی به مرضی خود بخیزد جای او نشستن گناه نیست ۔\nلیکن اگر او باز بجای خود بیاید او مستحق است که بر\nجای خود بنشیند ۔ در مجلس هر جای که جای باشد ۔\nباید نشست ۔ اگر دو کس با یکدیگر نشسته باشند ۔ بغیر\nرضای آنها مابین آنها نباید نشست ۔ اہل مجلس را\nشاید ۔ کہ چون شخصی بیاید که دران مجلس بنشیند ۔ درست\nننشینند که برای او ہم جای شود ۔ بهترین مجلس ہمان\nاست که دران مردمان بجای خودہا درست نشسته\nباشند ۔ و ذکر خدا و رسول او کرده شود ۔ و مجلسی که دران"}
{"book": "adl0134", "page": 81, "text": "۷۸\n\nذکر خدای تعالی و رسول او نباشد و بجای آن سخنان\nبیهوده و لغو کنند - آن بد ترین مجلس است - اگر مردمان\nبصورت حلقه نشسته باشند در جائیکه در وسط آنها\nخالی است نشستن جائز نیست +\n(۱۱) سنت های بدن - سنت های متعلقة بدن\nاین است+\n(۱) غرغره کردن -\n(۲) در بینی آب انداختن -\n(۳) مسواک کردن -\n(۴) سبات بریدن -\n(۵) ریش را گذاشتن که طویل شود - از تراشیدن و بریدن\nآن احتراز کند+\n(۶) موهای زیر ناف تراشیدن -\n(۷) موهای بغل گرفتن -\n(۸) ناخن بریدن -\n(۹) به آب استنجا کردن -"}
{"book": "adl0134", "page": 82, "text": "۷۹\n(۱۰) ختنه کردن -\n(۱۱) موهای سر چیزی تراشیدن و چیزی نه تراشیدن درست نیست *\n(۱۲) موهای سر را شستن و آنها را به دو حصّه کرده مابین آنها فرق داشتن سنت است *\n(۱۳) کارهای جانب راست و چپ - این کارها را بجانب راست باید کرد :-\n(۱) گرفتن چیزی پاک -\n(۲) خوردن و نوشیدن -\n(۳) مصافحه -\n(۴) ابتداء وضو -\n(۵) پیزار پوشیدن -\n(۶) جامه ها پوشیدن -\n(۷) در آمدن در جای های مبارک و مقدّس - مثل مسجد و غیره *\n(۸) خط و مکتوب نوشتن و دادن *"}
{"book": "adl0134", "page": 83, "text": "۸۰\nاین کارها بجانب چپ باید کرد :-\n(۱) دور کردن چیز نجس -\n(۲) چرک وغیرہ را دور کردن -\n(۳) بینی را پاک کردن -\n(۴) استنجا کردن وغیرہ ۔ بحالت عذر خلاف این کردن جائز است +\nچون ہمراہ کسے از خود کہ بزرگتر باشد بروند باید کہ پس او در جانب راست باشند ۔ و اگر رفیق راہ از خود بدرجہ کمتر باشد باید کہ خود پیش باشند ۔ و او را در پس جانب راست بمانند ۔ جانب چپ را ہموارہ خالی باید گزاشت ۔ تا آب دہن بآن طرف اندازند +\n(۱۳) خصائل مکروہہ - ازین خصائل مکروہ بسیار احتراز باید کرد :-\n(۱) صفیر زدن -\n(۲) ہر دو دست باہم زدن -\n(۳) از انگشت ہا صدا بر آوردن -"}
{"book": "adl0134", "page": 84, "text": "۸۱\n(۴) در راه چیزی خوردن -\n(۵) در جماعت یا مجلس پای دراز کردن -\n(۶) دیگران را حقیر شمرده بغرور و تکبر تکیه کردن -\n(۷) جامه های نهایت دراز پوشیدن -\n(۸) خنده قهقه کردن -\n(۹) بغیر ضرورت بآواز بلند سخن کردن -\n(۱۰) زود زود رفتن بیوقار -\n(۱۱) بغیر خوف خدا بآواز بلند گریه کردن -\n(۱۲) روبروی مردم چرک را از جسم دور کردن -\n(۱۳) در مبرز و مانند این چنین جاها حرف زدن یا سلام گفتن یا جواب سلام دادن -\n(۱۴) در نزد مردمان بی عذر سر برهنه کردن -\n(۱۵) غیر عورت بدن که برهنه کردن آن محض حرام است دیگر حصۀ بدن را بی ضرورت برهنه کردن -\n(۱۶) مسجد - مسجدها برای ذکر خدای تعالی و نماز خواندن و قرآن شریف خواندن و تدریس و وعظ"}
{"book": "adl0134", "page": 85, "text": "۸۲\n\nکردن و نصیحت کردن میباشد - لہذا در آنہا ہمیں کارہا\nمابعد را نباید کرو :-\n(۱) جنگ و جدال کردن -\n(۲) خرید و فروخت کردن -\n(۳) چیز گم گشته را طلب کردن - و کارہای خلاف\nشرع کردن درست نیست :\n\nمسجد را صاف و پاکیزہ باید داشت آب دہن و\nبول و براز کردن و آب بینی یا کدام دیگر نجاست\nرا انداختن جائز نیست - لیکن بغیر ضرورت بچہ بے تمیز\nو دیوانه و بہائم را بردن مکروه است - پیاز و سیر و یا\nدیگر چیز بد بو را خوردہ بمسجد رفتن درست نیست - و\nاگر بو دور شود مضائقہ ندارد :\n\n(۱۵) دُرود - مراد از درود این است که آدمی برای\nجناب تقدس مآب نبوی عَلَیہِ الصَّلوةُ وَ السَّلَامُ\nاز جناب کبریای اَللهُ تَعَالیٰ جَلَّ شَانُہُ رحمت\nبہ طلبد - در تمام عمر یکبار درود خواندن فرض است-"}
{"book": "adl0134", "page": 86, "text": "۸۳\nو ازین زیاده خواندن سنت است و بکثرت خواندن\nثواب عظیم دارد :\nدرود را درین مقامات باید خواند:-\n(۱) در نماز بعد از تشهد -\n(۲) پیش از دعا و پس دعا -\n(۳) وقت گفتن یا شنیدن یا نوشتن نام مبارک آنجناب\nتقدس مآب -\n(۴) در نماز جنازه -\n(۵) در خطبه ها و کتابها بعد از بسم الله و الحمد لله :\n(۱۶) کبائر - لفظ کبائر جمع کبیره است- و مراد ازان\nگناه کبیره است - علما در تعریف و تعداد آن اختلاف\nدارند- بعضی آنجمله کارها که حق تعالی جلّ شانه در کلام\nپاک خود از آنها منع فرموده است گناه کبیره گفته است-\nو نزد بعضی کبیره آنست که سزاء آن در دوزخ داده می\nشود- یا در دنیا از روی قوانین شریعت مبارکه داده می\nشود- تعداد آنها سه و چهار و هفت و نه و هفده و هفتاد"}
{"book": "adl0134", "page": 87, "text": "۸۴\n\nباختلاف گفته اند ـ لیکن بعضی علما باتفاق گفته اند که\nگناهان کبیره این است :-\n(۱) شرک کردن ـ\n(۲) بر گناه صغیره اصرار کردن ـ\n(۳) از رحمت خدای تعالیٰ نا امید شدن ـ\n(۴) از عذاب الله تعالیٰ جل شانہ نترسیدن ـ\n(۵) شهادت دروغ گفتن ـ یا نکو کار را تہمت زنا کردن\n(۶) قسم دروغ خوردن ـ و مراد ازان اینست که بمدد قسم\nدروغ را راست و راست را دروغ بسازد یا مال\nکدام مسلمانی را بغیر حق بمدد قسم بگیرد ـ اگرچہ\nیک مسواک باشد *\n(۷) سحر ـ\n(۸) خمر یا کدام دیگر چیز نشاء دار را استعمال کردن ـ\n(۹) مال یتیم را خوردن بہ ظلم ـ\n(۱۰) ربا گرفتن ـ\n(۱۱) کسی را ناحق کشتن ـ"}
{"book": "adl0134", "page": 88, "text": "۸۵\n\n(۱۲) دزدیدن -\n(۱۳) نافرمانی والدین کردن -\n(۱۴) برادر مسلمان را دشنام دادن -\n(۱۵) غیبت -\n(۱۶) دروغ -\n(۱۷) سخن چینی کردن - وغیر آن چند چیز دیگر نیز\nگناه کبیره است - که ذکر آن انشاء الله تعالیٰ\nدر کتابهای کلان می آید +\nصغائر - لفظ صغائر جمع صغیره است - و مراد\nاز ان گناہی است کہ کبیره نباشد +\n\nتمت الرسالۃ الثالثۃ بالخير والعافیۃ فی شہر\nشعبان المعظم ۱۳۲۶هـ\n\nالعبد المذنب عبدالعلی عجالۃ تحریر نمود"}
{"book": "adl0134", "page": 89, "text": "۸۶\n\nھواللہ تعالیٰ\n\nنقل تصدیق قاضی القضات افغانستان\n\nاین رسالہ از ابتدا الے انتہا ملاحظہ و مطالعہ\nشد۔ ہمہ مسائل آن با فقہ شریف حنفی مطابق بودہ\nصحیح و درست است *\n\nالراقم دستخط مُہر\nسعد الدین سید غلام محمد ملا نظام الدین\nقاضی القضات رئیس محفل میزان قاضی محکمہ عسکر\nالتحقیقات شرعیّہ\nمُہر مُہر\nملا عبد المجید ملا سید احمد\nنائب دار القضائے کابل نائب دار القضائے کابل"}
{"book": "adl0134", "page": 90, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0134", "page": 91, "text": "[BLANK PAGE]"}
