{"book": "adl0133", "page": 1, "text": "[seal] رساله قریه جات [seal]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0133", "page": 2, "text": "برق آبی مندی در سنه ۱۹۲۶ آغاز\nیافته بود وازان وقت تاحال شب و روز جریان\nداشته است پروژه برق آبی مندی در نوع خود یکی\nاز پروژه های مهمه عالم است .\nاجمال ساختمان پروژه مذکور که تفصیل آن در شماره\nهای گذشته ما درج است بستن آب دریای «اوهی»\nکه معاون دریای بیاس می باشد تعمیر یک تونل بزرگ\nدر کوه قریبه که طول آن تقریباً ٣/١ ٢ میل است\nوقطر عرض آن نه و نیم فت میباشد\nسرازیر نمودن آب بتوسط دو نل بزرگ\nفولاد با لندی دو هزار فت به جو گند رانات\nکه محل ایست گاه است آب مذکوره چهار\n« جنریتر » ( ماشینیکه از حرارت قوه\nكهربائی تولید می نماید ) را به جریان\nخواهد آورد که قوه برقی خود را\nبایستاسیون سرایتی منتقل نماید و بتوسط سیم\nسرایتی برق ٥٠٠ میل برق خود را به شهرهای\nمتعدده پنجاب خواهد رساند\nحالا که کار تولید برق یکی از جنریترها شروع\nشده است تجربه راجع به سرایت برق مذکور\nبه سیم ها بعمل خواهد آمد و گمان میرود این کار\nدر ظرف يك هفته شروع خواهد شد (سول)\n\nامید عفریت نفاق در کنفرانس مندوبین\nتمام پارتی های سیاسی کشته خواهد شد و اگر امید\nکامیابی پیدا شد پندت موهن مالویه غالباً دورۀ\nپنجم را نموده هنوداً و سکه ها را ترغیب خواهد داد\nتا تجاویزی را که در کنفرانس آتیه تقدیم میشود\nمطابق بر نمایند\nپیغام مالویه مظهر است که بوقت شام\nبسبب علالت طبیعت پندت مدن موهن مالویه\nدرمیان او و مولانا شوكت على فعلاً\nمذاکره بعمل نیامد و قرار معلوم دوباره بروز\nچهار شنبه مجلس خواهند نمود در ین اثنا داکتر\nسید محمود و مولانا ابوالکلام آزاد با رهنمایان\nعیسائی ملاقی گردیده کوشش دارند که انتخابات\nمخلوط را بر آنها هم بقبولانند (انقلاب )\n(کامیابی در تربیه کورها )\nلندن ۱۲ میزان : - تربیه کورها در امتحانات\nموسيقى - ادبیات ، تجارت خیلی کامیاب شده اند\nبچه از جمله ۳۷ نفر طلاب کور دار المعلمین شاهی\nانگلستان يك نفر هم ناکام نگردیده ، یکی از\nطلاب کور از تمام طلاب موسیقی انگلستان نمرۀ\nزیادی حاصل و نائل نشان طلائی گردید در\nدار المعلمین مذکور ٧٤٠ نفر شاگرد موجود"}
{"book": "adl0133", "page": 3, "text": "درنتیجۀ امتحان خطها، مسلم گردید که نویسندۀ\nمراسله يكنفر از مامورین ساخلو آلپ بوده است\nاین جوان که اصلا از اهالي مناکو بود و اسمش\n(جاك سمه ریا) است توقیف گردیده است پس\nاز توقیف مشارالیه در صدد بر آمده انتحار کند\nولی متعاقب این تصمیم اقرار بخطا های خود نمود\nجستجو وتحقيقات در قضیه بعهده ژاندارمری\nمحول گردید و شب بعد از توقيف وی یکنفر از\nعملجات ايطاليائی موسوم به (انتونیوبورا)\nکه در ساختمان انبار مهمات قشونی شرکت داشته\nبود توقیف گردید .\nمطابق اظهارات سرباز جوان مزبور و(بورا)\nمعلوم است که سرباز مورد تطمیع يكنفر نماینده\nيك مملکت خارجی واقع شده حاضر شده بود\nاطلاعاتی راجع بمواقع و قلاع سرحدی بآن ها بدهد.\n(٣٥ مليون وسائط نقليه)\nمسائلی که ناشی از رقابت بین راه آهن و وسائط حمل\nو نقل ارضی میشود در طی کتاب صنعت (موتورسازی\nبریتانیا) طبع سال ۱۹۳۲ مورد بحث قرار گرفته\nاست راپورت اشاره میکند که انبوه وسائط نقلیه\nارضی در مستعمراتی که با راه آهن رقابت مینمایند\n\nاشقر اقبال از [ILL?] خیر تاخته\n[ILL?] بر نجاتش عزم\nدید افغان را بدست دزد رهزن مبتلا\nگشته جاری هر طرف کار روا و ناروا\nدست بر شمشیر و لب در\nچندگاهی ملك افغان همچو لیل تار شد\nافسر کابل زمین از فاسق و اشرار شد\nاینچنین اوضاع ایشان\nبود جاري هر طرف آن ظلم و استبداد شان\nاندران دم طبل جنگ نادری شد در فغان\nجداً «نادر» که عزم قــ[ILL?]\nکرد ۹ ماه پایه داری بهر رهزن روزگار\nمنهزم شد لشکرش اندر مصاف و کار زار\n«نادر غازی» در افغان بــ[ILL?]\nبا برادر های خود این صاحب تاج و کلاه\nبا رضا و رغبت ملت بشد بر تخت شاه\nدر هزارو سه صد وهشت\nای «غفوری» سال چهارم از نجات آمد به پیش\nاز جفای سارقان گردیده بودی سینه ریش\nزانکه ملت را سراسر شــ[ILL?]"}
{"book": "adl0133", "page": 4, "text": "رسالة تربية طفل\nمؤلفش بزبان عربی فاضل دانشمند (داکتر شبلی افندی)\nمترجمش بزبان فارسی قاری عبدالله\nکه برای افاده عموم در دار التالیف وزارت جلیله معارف\nترجمه و ترتیب شده و بتصویب وزارت موصوفه حسب الحکم\nجناب ع- ج حضرت عالی (حیات الله خان) وزیر معارف\nدر مطبع وزارت جلیله معارف بچاپ رسید\nسنه ١٣٠١ ش\nعدد چاپ (۶۰۰) جلد"}
{"book": "adl0133", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0133", "page": 6, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nاز سخنان عاقلانه (ناپلیون) بوناپارت است که\nمیگوید:- امروزه روز فرانس در اصلاح حال خود انقدر\nاحتیاج که بمادرهای صالحه دارد بچیز دیگر ندارد اگر این\nرای نسبت بفرانس صحیح باشد هیچ شبهه نیست\nکه نسبت بتمام عالم نیز صحیح خواهد بود. زیرا این مهم\nاز اصلاح مادر بقلم میرود که دانا بچین- تربیت طفل"}
{"book": "adl0133", "page": 7, "text": "۲\nبیچاره خود باشد که هم در حالت جنینی و هم در حالت طفلی\nبعد از ولادت خود محتاج استمداد بوده در اموریکه یکی\nاز آن را هم خود خبر ندارد اعتمادش باو میباشد\nو چون ما در طفل خود را خوب تربیه و پرورش کند تندرست\nو ہشیار کلان میشود. و تندرستی و ہشیاری مدار و مرکز\nہئیت اجتماعی بوده فوائدی بملت میرسد و هرگاه مع الاسف\nدر تربیه او سوء تدبیر بعمل آرد آن بیچاره را همین در طفلی\nعرضه امراض بسیاری ساخته صحتش را تلف میگرداند\nو چون سنش خیلی خورد میباشد مشکل که تاب آور رنج\nاینهمه امراض گردد و مقاومت آنها بتواند و بالفرض اگر\nبر مرض غلبه کرده از چنگ مرگ رائی یابد باز هم نشو\nو نما نمیکند و پیوسته علیل و ضعیف بوده بدرد هیچ چیز نمیخورد"}
{"book": "adl0133", "page": 8, "text": "۳\nونماى عقلی و بدنی او فتور ونقصانی راه مییابد وضعف\nونقاهت جانش میکشد و ازین رهگذر است که دانائی گفته\n(زنی که گهواره طفلی بدست شور میدهد گویا تمام عالم را می جنباند\nوبحرکت وشور می آورد) بلی حکمای اسلامی انسان را\nعالم صغیر بلکه عالم کبیر گفته اند پس باید شور دادن گهواره طفل\nشور دادن عالم باشد سبحان الله مادر در خصوص پرورش\nطفل چقدر جوابده میگردد که به بیان راست نمی آید خصوص\nزنان نو کتخدا که درینباب فهم وزیرکی ندارند وتجربه نکرده اند\nازین رو برای همچه زنان چند نصیحتی بزبان قلم می آرم."}
{"book": "adl0133", "page": 9, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nآغاز به تربیه طفل در وقتی می شود که هنوز جنین در شکم\nمادر باشد. و درینوقت مراد از تربیه طفل غمخواری و احتیاط\nمادر اوست یعنی زن در اثنای حمل خودش باید در تندرستی\nو حفظ صحت خود احتیاط بسیار نماید. از خوراکه باب\nطعامی اختیار نماید که غذائیت آن بسیار زود هضم باشد\nاز غذائیکه مولد حرارت و چربو بوده ثقیل الهضم باشد پرهیز کند\nزیرا چیزیکه سبب چاغی زن در اثنای حمل شود خوب نیست"}
{"book": "adl0133", "page": 10, "text": "۵\nبلکه غذائیکه مقوی عضلات باشد برای او خوب است\nچاغی حرکات مادر را بتاخیر و تعویق انداخته سختی در ولادت\nپیش میکند باید حامله چای بسیار نخورد. لباسش باید گرم\nو فراخ و کلان باشد که بدنش را تنگ نگیرد و فشار ندهد.\nبسا که لباس تنگ سبب (نقصان) و سقوط رحم\nو سختی ولادت و بد شکلی طفل میگردد.\nروز یکبار حمام کند، هوای حمام گرم باشد در پاکی\nو ستره گی بدن خوب کوشش نماید به کسالت و تنبلی\nعادت نگیرد بلکه بکارهای خانه مشغول باشد و در کثرت\nراه رفتن و ریاضت بدنی کوشش نماید و از ریاضت روحی\nپرهیز کند در مجلسهای که بسیار آدم و بیروبار باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 11, "text": "۶\n\n(مانند مجلس طوی وغیره) نرود سرشام وقت خواب کند\nو وقت برخیزد. روز خواب بسیار نکند باید آرام و آسوده\nخاطر بوده خود را خوش نگهدارد پس از کارهائی که\nسبب تشویش خاطر گشته تاثیری بدل پیدا میکند پرهیز نما\nاگر حامله در آخر ایام حمل خود به تیاری و آمادگی لباس\nو غیره لوازم طفل مشغول گردد باکی ندارد. تیاری لباس و\nلوازم طفل در ماه هفتم خوبست زیرا احتمال دارد\nوضع حمل پیش از وقت شود بهر تقدیر تیاری لباس\nو گهواره و غیره باید اقلاً دو هفته پیش از وقت\nولادت باشد."}
{"book": "adl0133", "page": 12, "text": "۷\nاستقبال طفل در حین ولادت ناف را بعد\nاز نزول جنین اولاً بسته و بعد قطع کنند طفل را عادتست\nکه در وقت ولادت صدا و گریه میکند و این گریه و صدا\nعلامه و نشان صحت اوست زیرا دلیل است بر آغاز\nتنفس (نفس کشیدن) او هرگاه فریاد نکرد و آغاز تنفس\nننمود یکچپه آب سرد برویش بزنند و اگر باین چاره نه شد\nاولاً بآب سرد و باز بآب گرم بنوبت غوطه‌اش دهند\n(مگر باحتیاطی که بیان خواهد شد) زیرا دفعهً تغییر\nناگهانی که در حرارت بدنش از آب سرد و گرم پیدا میشود\nو علاوه بران پاکی دهن و بینی از لعاب دهن و آب بینی"}
{"book": "adl0133", "page": 13, "text": "A\nسبب تنفس او میگردد و چون طفل آغاز بتنفس کند\nآغاز بحیات خارجی خود مینماید و لازم میشود که\nاورا بقديفه نرم و گرمی پیچیده بجای گرمی بگذاریم و اسباب\nحمام کردن و غسل دادن اورا مهیا داریم بستن در\nدروزن و غیره منافذ خانه پیش از غسل لازم است\nاحتياطات راجع به نظافت\nنظافت طفل\nکودک در وقت زادن (و بدنیا آمدن) تنها برهنه\nاز لباس نیست ( بلکه پاک و ستره هم نمیباشد)\nپس بر ما لازم است که پیش از لباس پوشانیدن در پاکی\nو ستره کی او بکوشیم و از برای رخت پوشانیدن"}
{"book": "adl0133", "page": 14, "text": "۹\n\nضرور است که کودک را به قدیفه یا لنگ پیچیده در هر دو\nزانوی خودمان بگذاریم، و اگر بر چوکی (یا تختی) بگذاریم\nخیلی بهتر است، هرگاه هوا سرد باشد، لنگ گرم\nبرای کودک لازم است. زیرا سردی هوا خیلی مضر برای\nکودک است پس در سردی هوا لازم است که در وقت\nپوشانیدن او خیلی احتیاط نمائیم. و طریق احتیاط این است\nکه (فازلین) یا زردی تخم یا صابون بدست مالیده\nبتمامی بدن کودک بمالیم. زیرا دلاک و مالش سر و پشت\nو قات آرنج (زیر بغل) و مابین رانها خصوص همان\nاطراف اعضا که چین و چنگلی در پوست میباشد\nبسیار ضرور است."}
{"book": "adl0133", "page": 15, "text": "۱۰\nهرگاه به قرار هدایات فوق کار و تک و مانش طفل\nانجام یابد پاک و ستره خواهد شد؟ نی نی بلکه عمل\nفوق از مقدمات ستره‌گی او میباشد پس سراپا\nشستن و غسل دادنش لازم است تا ستره‌گی و پاکیش\nکامل کشته پوست جانش خوب ستره و صفا شود.\nوقتیکه کودک را به (تپ) یا طشت هرچه باشد\nغسل دهند ظرف غسل لازم است لگن چینی یا فلز مدنی\nگلیت کرده باشد و میانه و اطراف آن ظرف را\nبآب گرم درجهٔ جوشش خوب شسته و پاک سازند\nبعد ۲/۴ حصهٔ ظرف را بآب جوش داده که از جوش نشسته بدرجهٔ\nحرارت معتدل رسیده باشد پر کنند."}
{"book": "adl0133", "page": 16, "text": "و باید مقدار آب بقدر کفایت کودک بوده درجه حرارتش\nبرابر بدرجه حرارت جسم باشد یعنی ۳۷ درجه میزان الحرارة\nسانتی گراد - هرگاه آب از درجه مذکور گرم تر باشد کودک\nمی سوزد و اگر سرد تر باشد زکام می شود .\nهرگاه بخانه میزان الحرارة موجود نباشد دست\nدر آب درون کرده درجه حرارتش را معلوم سازند-\nاگر معتدل باشد کودک را دران بگذارند بلکه اگر میزان الحرارة\nهم باشد دست زدن در آب برای امتحان حرارت واجب است\nو پیش از غسل دادن احتیاطاً لازم است تکه پارچهای\nگرمی آماده داشته باشیم تا کودک را بعد از غسل\nدران بگذاریم و برای بدن خشکی او لنگ شکسته ابرمانندی"}
{"book": "adl0133", "page": 17, "text": "لازمست تا ترشحات و قطرات بدن کودک را\nبسرعت و سہولت جذب و چشم نماید و تا ممکن است\nلنگ نو استعمال نکند بنا بر دو سبب (۱) سترہ\nو پاک نمیباشد (۲) تکه نو خشن و درشت\nبوده قطرات و رطوبت آب را نمیپوشد. علاوه بر این\nپوست بدن کودک خیلی لطیف و نازک و حساس است\nکه هر تکه و قماش صلاحیت خدمت آن ندارد -\nو بسا که از چنین تکه ها کودک پوست شود.\nو در ان خیلی ضرر است .\nپس تدفئه (گرمی) رخت کودک چگونه لازم است؟\nبهتر و آسانتر آنست که در بوتل و مانند آن آب گرم انداخته"}
{"book": "adl0133", "page": 18, "text": "۱۳\nرخت کودک را بران به پیچیم .\nو چون رخت و لنگ و غیره اسباب او آماده شد\nبر ما چه لازم است و چگونه کودک را بدست گرفته بلگن\nآب بگذاریم که نه کودک از دست مان بیفتد و نه افگار شود؟\nلازم است وقتیکه ما کودک را بر سر زانو یا بر چوکی\nگذاشته ایم چهار انگشت دست چپ را بپشت\nگردن او بگذاریم بطوریکه دست چپ از برای سر تکیه\nو شست و باقی سرانگشتان کودک را محکم گرفته\nنماند بیفتد و بعد ازان بدست راست از هر دو زانویش\nبروجه آتی بگیریم یعنی انگشت شهادت را در بین سر دو زانو\nبگذاریم تا همراه شست حلقه گشته بران راست کودک"}
{"book": "adl0133", "page": 19, "text": "۱۴\n\nاین حلقه محیط شود و سه انگشت باقی ران چپ را\nنیز حلقه وار بگیرد ـ و بعد از ان که کودک را بهمین کیفیت بگیریم\nبرفق و مدارا بطشت آب گذاشته غوطه‌اش میدهیم\nچنانکه تمام جس او سوای سر داخل آب شود ـ و درینحال\nدست چپ تنها سر کودک را بیرون آب و باقی بدنش را\nاندرون آب میگیرد ـ و دست راست هر دو زانوی\nکودک را یله کرده به پنبه یا بدون آن بدنش را می‌مالد\nو باید غسل طفل بسیط و ساده باشد ـ یعنی مدت مدیدی\nدر آب نباشد بلکه طول غوطه و مکث آن در آب بیشتر از\nسه دقیقه لازم نیست ـ و باید اهمال نورزیم بلکه خیلی احتیاط\nنمائیم که آب پلید یا جامهٔ چرکین بچشمش در آید ـ زیرا چنین"}
{"book": "adl0133", "page": 20, "text": "۱۵\nاهمال و بی پروائی نتائج خوبی ندارد و اکثر سبب کور شدن\nمیگردد .\nطریق گرفتن کودک در آب\nبعد از غسل\nبعد از انکه کودک را غسل (موافق هدایات فوق)\nدادند باید در اخراج او از آب همان احتیاط را\nبجا آرند که در در آوردنش گفتیم یعنی دست چپ را\nبی لرز و حرکت تکیه سر ساخته و بدست راست بهمان\nکیفیت حلقه ساختن انگشتان هر دو زانویش را\nگرفته کودک را بیرون از آب کشیم\nو کودک درین آن بگریه و اضطراب آغاز مینماید"}
{"book": "adl0133", "page": 21, "text": "١٩\nمگر وقتیکه بسرعت بگلیم گرمش بپیچیم آرام و خموش خواهد شد\nبعد ازان نرم و آهسته بخشک ساختن بدن کودک\nآغاز میکنیم یعنی مرور قدیفه بتمام اجزاء بدنش لازم است\nتا آثاری از رطوبت در بدنش نماند علی الخصوص خیلی احتیاط\nلازم است که سرو اندامی که چین و چملکی دارد خوب خشک شود\nمانند زیرهای بغل و زانو خصوص باید جلد و پوست نشارود\nو پژمان نگردد.\nو چون بدنش خوب خشک شود (پودر یکه) سحق\nو سفیده بیز کردگی باشد بر تمامی اعضا خصوصاً بر اعضای\nچین چملکی دار لازم است بپاشیم که خیلی فائده مند است\nو بهترین انواع [ILL] و اقاقیا است استعمال عمده پودر [ILL]"}
{"book": "adl0133", "page": 22, "text": "۱۷\nغیر معطر و سیده نیز کبریت نباتی و سیده نیز طلق (ابرک)\nمیباشد ولازم که سحوق را بدست نگیریم بلکه همراه پر پودر\nیا پنبه پاش دهیم و بعد ازان برخت پوشانیدن آغاز کنیم\nلباس\nوظیفه پوشاک حفاظت و نگهبانی کودک است\nاز شدت گرمی و سردی و آزادی حرکت اعضا\n(یعنی آنقدر فراخ باشد که اعضایش بخوبی حرکت تواند)\nپس باید فصل و موقع تبدیل لباس او را بدانیم .\nاختلاف لباس کودک بر حسب اختلاف جایها\nو شهر ها میباشد (چون وطن عزیز ما کابل سرد سیر است\nباید لباس طفل در زمستان و غیره اوقات سردی"}
{"book": "adl0133", "page": 23, "text": "۱۸\nخوب گرم و نرم باشد.\nجای اقامت و گذاشتن کودک\nاکنون از تدبیر لباس فارغ شدیم از محل بود و باش\nو گهوارۀ کودک سخن میرانیم برای کودک خانه لازم است\nکه نه بسیار گرم باشد و نه بسیار سرد. و از تابش و\nحرارت آفتاب و شمال و رطوبت دور باشد\nو چون هوا غازی است غیر مرئی که از استنشاق میکنیم\nو زندگی ما دران است ـ و از لوازم حیات و جزء\nغذای مان میباشد. پس باید هوا همیشه صاف و پاک\nباشد مگر هوای اندرون شهر نادر اصاف خواهد بود زیرا هوا به سبب غباری\nذرات و غازات مضره غالباً فاسد می گردد و این ذرات"}
{"book": "adl0133", "page": 24, "text": "۱۹\n\nبدرجه خورد و ریزه اند که هرگز بچشم ممکن نیست دیده شوند\n(و این ذرات غیر مرئی) آنقدر بسیار اند که حد ندارد.\nو هر که خواهد درجه کثرت و کثافت این ذرات را ببیند\nو بشناسد باید به شعاع و پرتو آفتاب که در روزنۀ خانه\nتاریک می افتد نظر کند. در ان پرتو و (هوای شفاف)\nخوب بنظر می آیند که چقدر بی شمار و پراگندۀ بسیاراند\nکه تماشا بین را بدهشت می افگند. هر گاه دیدن\nاین مقدار از ذرات این قدر دهشت خیز باشد\nاگر همه شان دیده شود و بنظر آید چه حیرت دست خواهد داد.\nاگر از مواهب الهی بما تیزی بصر آنقدر دهند که جمیع\nاین ذرات را بچشم دیده بتوانیم - درمیان آنها دایگ ها"}
{"book": "adl0133", "page": 25, "text": "۲۰\nو ذره لگ های خورد خورد ریزه ریزه بدرجه خواهیم دید که\nاکنون مشاهده اینچنین اجزاء خورد ریزه ریزه (بی آله قویّه مانند\nما یسقرس کوب که بمنزله عینک است\nبرای دیدن همچه اشیای غیر مرئی) بچشم ممکن نیست.\nهمین اجزاء و ذرات گوناگون غیر مرئی را بزبان فن مکروب نامند.\nهرگاه امر ازین قبیل است پس لازم که محل اقامه\nکودک بجائی باشد که نسبته وجود چنین ذرات\nدران کمتر یافت شود. و باید همچه محل را تفتیش و جستجو نمائیم.\nدرجه حرارت هوائی که کودک استنشاق میکند باید از\n۱۵ درجه پست و از ۲۲ درجه بلند نباشد ازینجهت\nبرای احتیاط باید میزان الحرارتی نزد خود نگهدارند"}
{"book": "adl0133", "page": 26, "text": "۲۱\nهرگاه میزان الحرارت نباشد در تعیین درجه هوا\nتخمین حواس را قائم مقام میتوان ساخت\nگهواره کودک\nاکنونکه خانه اقامتگاه کودک برحسب دلخواه معین گردید\nخوابگاهش کجا و چگونه باید؟ میدانید که هرگاه در آغوش مادر\nیا در کنار شخص دیگر بخواب (ناز) رود چه خطراتی را عرضه میگردد\nبسا کودکان معصوم که از بی پروائی مادران ظلوم در اثنای\nخواب از دولت حیات محروم گشته بخواب سمور میروند\n(سینه یا دست یا پهلوی شان بدن آن بیچاره لگ\nبرابر شده راه تنفسش میگیرد و خفه شده می میرد) .\nبنابرین باید حکم نمائیم که ۱- کودک را در اثنای خواب"}
{"book": "adl0133", "page": 27, "text": "۲۲\nبر بستر علیحده و جدا خواب دهند و این خیلی ضرور و لازم است\nو بهترین گهواره از برای کودک آنست که (تکان شور نخورد)\nو تحریکش ممکن نباشد - زیرا کودک را بنهادن\n(بگاز) از ضرر و خطر خالی نیست (آمدیم بر گریه او)\nغالباً سبب آن یا گرسنگی یا درد و الم یا رطوبت\nو تری خواهد بود، و چون آن بیچاره را بگاز شور دهیم\nاسباب گریه و ناله اش را نمیتوانیم گم و دور نمائیم .\nاین یک سخن را نیز باید بدانیم که کودکان عادات\nنیک و بد خیلی زود آموخته و خوگر میشوند و درین باب خیلی\nاستعداد قابلی دارند. و چون امروز او را بشور دادن\nو جنبانیدن آموخته سازیم دوباره بی شور دادن گاهی"}
{"book": "adl0133", "page": 28, "text": "۲۳\nخواب نمیکند.\nبنابرین گهوارۀ که شور نخورد و غیر متحرک باشد برایش\nواجب و لازم مینماید و بهترین گهواره فلز معدنی\nاست (یعنی آهنی یا برنجی یا غیر آن) زیرا گهوارۀ\nآهنین محکم و متین بوده شستنش در وقت لزوم هم\nبآسانی میشود.\nباب دوم\nغذای کودک\nشیر مادر عینی بهترین غذائی است از برای طفل\nو این شیر از دو سر چشمۀ قدرتی که آنها را پستان\nگویند (سرمیزند) و طفل آنرا می چوشد. و از وقت"}
{"book": "adl0133", "page": 29, "text": "۲۴\n\nولادت طفل تا هنگامیکه از شیر جدا می شود این دو پستان\nبوظیفه غذا رسانی او قیام می ورزد. طفل همان لحظه که\nبدنیا می آید باین غذا (که از خوان فیض برایش مقرر شده)\nآگاه و دانا میباشد. و چون مادر در کنارش گرفته\nبه پستان خود نزدیک می سازد هماندم دهان میکشاید\nو سر پستان را بهر دو لب گرفته فشار میدهد و شیر\nمی چوشد و حال آنکه غیر ازین از هیچ کار دنیا\nخبر ندارد.\nشیر از پستان بمقدار کافی جوشش میزند و می تراود\nو برای طفل غذای پوره میباشد (زیرا شیر مادر\nخیلی فضیلت و برتری دارد) که هیچ غذائی بآن برابری کرده نمیتواند"}
{"book": "adl0133", "page": 30, "text": "۲۵\nنه شیر گاو و گاو میش و نه از بز و نه چیز دیگر سوای شیر\nزیر ارزاق مطلق جلت حکمه این غذای لطیف را که در پستان\nمادر بودیعت گذاشته مناسب بدرجه حرارت\nجسم است و گویا مقطر و صاف گشته بتدریج از پستان\nبدهن طفل و از انجا بمعده اش رسیده غذا می شود .\nمگر باید پرسید که هر مادری دارای اینچنین\nیک غذای لطیفی هست یانی ؟ بلی اکثر مادران شیر دار\nمیباشند و اگر بعضی از سبب کم شیری نمیتواند\nکفیل غذای طفل خود شود اینچنین زن خیلی کم و نادر است.\nولی هزار افسوس شیر بسیاری از زنان بکار\nغذای طفل نمی آید چرا که پستان شان تکمه سر ندارد،"}
{"book": "adl0133", "page": 31, "text": "۲۶\nو طفل نمیتواند بدهن بگیرد (و اینقسم زن مشاهد است\nکه در ۱/۲ میباشد) و بعض زنان بسبب مرض نمیتوانند\nاطفال خود را شیر دهند.\nقواعد عمومیه ضروریه\nطفل دو سه روزه را ضرورت نیست بجز شیر مادر\nچیز دیگر دهند. بلکه از دادن دیگر چیزها (مانندی که روغن\nوغیره میدهند خیلی پرهیز لازم است).\nو از معلوماتست که روغن خورانیدن وغیره بطفل\nچندان فائده نمی بخشد. و نیز لازمه از مسهل دادن\nپرهیز نمایند. چرا اول شیری را که طفل از پستان مادر میخورد\nشامل بر موادی است که او را محتاج مسهل نمیگذارد."}
{"book": "adl0133", "page": 32, "text": "۲۷\nو لازم است در یک ماه اوّل روز هشت بار\nطفل را شیر دهند ـ و بعد ازان عدد شیر دادن بقدّر\nبزرگ شدن طفل کم می شود ـ و باید روزانه بعد از دونیم ساعت\nیکبار شیر دهند که از ابتدای ساحت ۶ صبح تا انتهای\nساعت ۱۰ شب هفت بار شود\nو تا میتوانند طفل را عادت سازند که در باقی شب\nهیچ شیر نخورد مگر یکبار نزدیک بصبح و این عادت خیلی لازم است\nو هر بار که شیر میدهند نمانند از پانزده بیست دقیقه علاوه شیر بخورد\nو در اینجا احتیاطهای دیگر نیز لازم است یعنی هروقت\nکه شیر میدهند باید یکدفعه پیش از شیر دادن و یکدفعه\nبعد ازان سرپستان را باب جوش دادگی شیر گرم بشویند"}
{"book": "adl0133", "page": 33, "text": "۲۸\nو بعد ازان دهان طفل را بدستمال نرم و نازک ستره\nخشک و پاک سازند .\nبسیاری از اطفال شیر خواره جور و تندرست را\nامتحاناً پیش از شیر دادن و بعد ازان دو دفعه وزن\nو تول کرده اند . و معلوم گردیده که بهر شیر دادن در\nمقدار شیر اختلافی پیدا میشود و غالباً صبح شیر زن بسیار\nو بطرف دیگر و شام کمتر میباشد. و بمشاهده رسیده\nکه اطفال سنگین وزن نسبت باطفال کم وزن شیر بیشتر مینوشند\nو با وجود آن احوالات دیگری هم هست که ازین قیاس معلوم میشود\nو در ایام زچه گی شیر زنان نوزای کم و از زنانیکه پیشتر هم زچه\nشده شیر داده اند بسیار میباشد ."}
{"book": "adl0133", "page": 34, "text": "۲۹\nاین سخن دانستنی است که هر طفل که بقرار نشو ونمای عادتی\nکلان می شود شیر مادرش در اول زچه گی بسیار کم بوده\nنزدیک به پوره شدن یک ماه اول خیلی بسرعت\nافزون میگردد و فوق العاده زیاده میشود و باز از همان حین\nتا آخر سال نخستین کم کم زیاده میگردد. و نیز طفل که اول بار\nاز پستان مادرش شیر میخورد غالباً بروز اول بیست قاشق\nقدر از قاشقهای خورد چای خوری شیر میخورد ـ و در روز سوم\nاکثر مقدار شیر خوردنش از ۲۰ قاشق بربع ۱/۴ (لتر)\nمیرسد و در روز پنجم غالباً از چار یک لتر برنیم لتر بالغ می شود\nو باز از روز پنجم تا روز سیم که ۲۵ روز شود اکثر از نیم لتر\nتا یک لتر مقدار شیر خوردنش میباشد سبحان الله از"}
{"book": "adl0133", "page": 35, "text": "٣٠\nکثرت حرص این طفل ،ببینید چند روز پیش ازین بچند\nقاشقک خورد از شیر قناعت می ورزید و امروز\nچهار یک ۱/۴ لتر خواهش دارد تا غذایش کامل شود\nو باز دو روز بعد یکتر (یک لتر عبارت است از ۶۱ مکعب انچ\nتقریباً) از نیم لتر کفایت نمیکند. و چون سنش بیکماه رسد\nخواهشمند مقدار مختلفه از زیادت شیر می شود. که\nاین اختلاف زیادگی در میان نیم لتر و یک لتر میباشد.\nو باز در یازده ماه دیگر نیز در مقدار شیر خوردن\nخودش میفزاید ولی این فزونی خیلی اندک است\nزیرا در اطفال یکساله خیلی کم می بینیم که از یک لتر و ربع آن\nعلاوه تر خورد. این معلومات بسیطه برای ارشاد و رهنمائی زنان"}
{"book": "adl0133", "page": 36, "text": "۳۱\nشیرده کفایت بوده در امور راجعه به شیر دادن اولاد خودشان\nخیلی مهم است باید فراموش نسازند .\nزنان و شیر دادن شان\nپیش ازین گفتیم :- که هر دفعه شستن پستان پیش\nاز شیر دادن و بعد از ان لازم است اکنون از طریق\nگرفتن طفل در بغل هنگام شیر دادن بحث میرانیم .\nهرگاه زن بر تخت یا چارپائی نشسته باشد\nلازم است کودک را بر سر هر دو زانوی خود بگیرد و سرکودک\nاز پایهایش بلند تر باشد زیرا اکثر اطفال را که باین سلیقه\nبر سر زانو می گیرند آنها به مقصد ما در خود پی برده سر خود را\nشور میدهند و دهن کشاده فی الحال پستان ما در را میگیرند"}
{"book": "adl0133", "page": 37, "text": "۳۲\nو هرگاه بعض اطفال مقصد مادر را نفهمند (که چرا باین وضع\nبرسر زانویش گرفته) برای مادر لازم است مهارت خودش\nرا بخرج رسانیده صبر ورزد زیرا بعض اطفال خودشان بی‌صبر\nو بعضی بدخلق بوده گریه و بیقراری آغاز میکنند. و\nبر زن واجب است پستان را بدست گرفته\nسر آن را در میان هر دو انگشت شهادت و وسطی نهاده\nفشار خفیفی بدهد تا سر پستان بلند و ظاهر شده نهادنش\nبدہن طفل صورت پذیر گردد و یکدو قطره شیر بجوشد\nاز انجا که شیر مادر خیلی شیرین و خوشگوار است\nو اطفال غالباً دارای حرضند ذائقه شیر مزه داده\nفی الحال که سر پستان را بدهن شان بگذارند بشیر خوردن"}
{"book": "adl0133", "page": 38, "text": "۳۳\nآغاز میکنند. بعض اطفال که پستان را خیلی بقوت سخت\nمیگیرند و بعد از ان سر خود را پس کرده گریه و فغان میکنند.\nو شیر را قی میکند سببش آنست که زن سر او را به پستان\nچپانده نفس آن بیچاره تنگ می شود بعض اطفال برغم\nجهد و کوشش مادر که در خوراک او بهر گونه چاره وسیله میجوید\nتن به شیرخوارگی در نمیدهد مگر تا امکان سعی و کوشش است\nنا امیدی لازم نیست\nو ملتفت باید شد که در اولها طفل خیلی شیر کم میخورد\nو کم محتاج آن میباشد. و نیز سر پستان در اول حال\nچندان بلند و ظاهر نمیباشد و ازین رو نمیتواند بآسانی\nدر دهن بگیرد. مگر رفته رفته سر پستان بلند و دراز گشته"}
{"book": "adl0133", "page": 39, "text": "۳۴\nشیر خوردن طفل خیلی آسان میگردد.\nهرگاه طفل شیر نخورد لازم نیست او را چیز دیگر بدهیم بلکه خوب است که در گهواره اش بگذاریم زیرا آخر روز دوم یا سوم پستان را گرفته شیر خواهد خورد. و باید طفل را همین در عقب ولادت بخواب شب آموخته و عادت سازیم و پنج شش ساعت شیر ندهیم\nبعض اطفال که خواب را دوست دارند و بعد از انکه بده بچه شیر خورند خواب کرده صبح می خیزند در نشو و نمای خود هیچ کم از اطفال دیگر نیستند.\nبعض اطفال شبانه برخاسته گریه و چر چر آغاز میکنند مگر با وجود آنهم روا نیست هر بار که گریه کند بایشان شیر بدهید."}
{"book": "adl0133", "page": 40, "text": "۳۵\nچنانکه پیشتر گفتیم :- لازم نیست طفل را هر بار که گریه\nو شور کند در گهواره بجنبانیم شیر دادنش هم هر بار که\nگریه لازم نمی نماید بلکه چون بسیار گریه و شور کند\nلازم است ملتفت شویم و به بینیم که چه چیز او را تنگ\nساخته و بآلم انداخته چرا که هرگاه او را در بغل بگیریم\nچپ کرده خیلی بخوشی و خورسندی چشم خودش را وا میکند\nو اینچنین اطفال صحبت و معاشرت را دوست داشته\nبه تنهائی ملول و خفه میباشند و چون دو سه دقیقه\nهمین طور بر سر هر دو دست او را بگیریم (حاجت بشیر دادن نمی ماند)\nکه عادت بد گرفته پاره از شب بیدار باشد و\nباز روز خواب رود و در شب آینده نیز بنای گریه را ماند"}
{"book": "adl0133", "page": 41, "text": "۳۶\nبطمع شیر و غیره روش شب گذشته را با مادر بگذارد\nچونکه آغاز به تربیت طفل همین از اول زادن واجب است\nو هرگاه خوب دیدید که در گهواره اش چیزی نیست\nکه موجب دلتنگی و ملالتش گردیده باشد همانطور او را\nبگذارید و غم نخورید که گریه میکند یا ضرری با و میرسد\nچرا که آخر خواب میکند.\nکیفیت شیر خوردن طفل\nطفل خیلی بحرص و چابکی پستانرا گرفته شیر میخورد\nو چون در عین شیر خوردن دهانش پر از شیر شود\nگاه گاه بسیار بقوت شیر را قُرت میکند\nو با وجود آن پستان را نمیگذارد بلکه در میان هر دو لب گرفته"}
{"book": "adl0133", "page": 42, "text": "۳۷\nمیباشد و بعد از دو سه دقیقه که شیر را قُرت کرد باز بچوشیدن آغاز\nمیکند. و گاهی صدای قُرت کردن شیرش شنیده می شود\nازینجهت لطفالیکه پستانرا میچوشند و بعد از چار\nپنج چوشک صدای قُرت کردنشان شنیده نمی شود\nمعلوم است دهانش پر نمی گردد و این دلیل است\nکه در پستان شیر بقدر کفاف نیست یا شیر ازان\nبسختی خارج می شود.\nو گاهی برعکس آن هر بار که شیر بچوشد دنبال آن\nصدای قُرت می برآید. و هم شیر خیلی بسهولت از پستان\nبیرون می شود و دهانش پر شده از لبانش سر میکند\nدرینحال خیلی احتیاط لازم است زیرا طفلیکه حریص"}
{"book": "adl0133", "page": 43, "text": "۳۸\n\nباشد شیر بیش از کفایت چوشیده از دهانش سر میکند\nو اگرچه گمان بقی میرود ولی قی نیست بلکه همان شیر\nعلاوه گی است که از دهانش سر میکند و این اگرچه\nسبب رنج و تعب طفل نمیگردد مگر لازم است تکرار این\nبسیار واقع نشود. و چون کمی فکر و تأمل کنیم که بعض\nطفل ها در اوقات بسیار کم یا بعبارة دیگر در ظرف چند دقیقه\nمقداری از شیر میخورند که باندازه و قیاس برابر یک\nکوزۀ بزرگ میگردد واجب است خیلی احتیاط\nدربارۀ شان مبذول فرمائیم زیرا طفل شیرخواره چنانچه\nگاهی از کمی شیر رنج والم می افتد همچه بسیاری شیر\nسبب الم بلکه موجب مرض او میگردد ."}
{"book": "adl0133", "page": 44, "text": "۳۹\n\nدر خصوص اطفالی که شیر بقدر کفاف قسرت نکرده\nبر سر پستان خواب شان می‌برد - علی الخصوص اطفالی\nکه در اثنای شیرخوارگی زردی در رنگ شان میباشد\nباید خیلی پر حذر باشیم که بچه اطفال از بس پر خورده اند\nبرنج افتاده خواب شان نبرده است .\nشیرخواره که بزودی خواب میرود در حال شیرخوارگی\nزرد میباشد شیر و غذا بقدر کفاف نمیخورد - و شیرخوار\nکه قی میکند بیشتر از کفاف میخورد .\nعلی العموم طفل شیرخواریکه بعد از شیر خوردن خواب کند\nیا بیدار بوده علامه و نشان انشراح خاطر و خرسندی\nاز طلعتش نمایان باشد اصلا گریه نمیکند - و چون بگهواره اش"}
{"book": "adl0133", "page": 45, "text": "۴۰\nبگذارند خموش و چپ بوده چشمهایش واسیه باشد\nگویا مدتی در احوال کائنات فکر و تأمل مینماید. و بعد\nازان بخواب آرام رفته نفس کشیدن و خور خورش منتظم\nو بآرامی میباشد .\nطفل در ماه های اول بغیر از شیر خوردن\nو خواب رفتن شغلی ندارد .\nچگونه شیر خواره غذا را هضم میکند\nبرای جواب این سوال واجب است باحتیاط\nفوق العاده در عدد بول و براز شیر خواره فکر و تأمل\nنمایند . شیر خواره که چند دفعه بول و براز میکند هضمش جید\nو خوب میباشد. و بول و براز طفل جید الهضم"}
{"book": "adl0133", "page": 46, "text": "۴۱\n\nبر وجه آتی میباشد.\nدر هر ۲ ساعت شبانه روز ماه اول از (۳) بار تا (۴) با\nو در ״ ״ ״ ماه دوم تا ماه ششم\nاز (۲) بار تا (۳) بار. و بعد ازین مدت\nروز یکبار دوبار می باشد. ولی اکثر در رقمهای\nفوق تغییر پیش میشود و قاعدۀ عامّه واجب الالتفات\nدر خصوص براز آنست که هر روز باشد. هرگاه عدد براز\nاز مقدار ادنای مذکورۀ فوق کم یا از درجه متوسطه مسطور\nافزون گردد باید در احوال شیرخواره نظر و توجه نمائیم\nچون در طبیعتش امساک و قبض باشد و در یکروز\nیا دو روز بجز یکبار براز نکند معلوم است غذای کافی برایش"}
{"book": "adl0133", "page": 47, "text": "۴۲\n\nنمیرسد ـ و هرگاه تعداد سر پای گرفتنش بسیار باشد\nمعلوم است که در مزاجش اسهال و غذایش بسیار\nو ردی می‌باشد ـ ولی اینهم از قواعد عمومیه است\nکه خالی از شذوذ و ندرت نیست .\n\nطفل جید الهضم که دارای صحت کامل باشد\nبرازش روان و تازه و قوامش در بین سیلان\nو بستگی میباشد ـ و در ین وقت\nزردی رنگش نیز خوب شمرده میشود .\nهرگاه براز بسیار زرد رنگ و مائل بسفیدی باشد\nحال شیر خواره چندان قرار دلخواه نمیباشد.\nو چون رنگش مانند سبزی پالک سبز باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 48, "text": "۴۳\nدلیل بر قلق و بیقراری حال شیرخوار میباشد .\nهرگاه باین مشاهده ها و تجربه ها فکر و غور شود ـ معلوم\nمیگردد که در اوّل سوء هضم که برای شیرخوارہ پیش میآید\nمواد براز غالباً زرد بوده و بعد از انکه هوا خورد سبز میگردد\nمادر هوشیار بیدار مغز را لازم که چون فضله طفل را سبز\nببیند مراقب نفس خود و شیرخواره خود بوده\nدر حفاظت و نگهبانی او غفلت نورزد .\nو چون فضلۀ جیدالهضم در عقد و بستگی هم جید میباشد\nیعنی مواد مرکبۀ آن در پیوست و خشکی با هم متساوی و متشابه\nمیباشد پس در صورتی که موادش دروک و دانه جدا بوده\nبعضی اجزایش بسته و خشک و بعضی اجزا جاری و آبگین با[شد]"}
{"book": "adl0133", "page": 49, "text": "۴۴\n\nهضم قریباً ناقص و غیرعادی میباشد پس احتیاط بحال\nکودک لازم است .\nبر از طفل شیر خوار کامل الهضم بودار نمیباشد\nو چون بوی بد از ان برخیزد قطعاً معلوم میشود که در امعا\nو روده اش تخمر غیر عادی پیدا گشته (غذا ترش گشته)\nبر از بد بو و عسیر مادی بالاخص از شیر خوارکانی\nمشاهده میشود که بغذای صنعتی پرورش می یابند .\nخلاصه . اگر در یک روز چند بار بر از کند و رنگش زرد و بی بو\nباشد بر هضم جید و رضاعه کافی دلیل میگردد .\nاگر روز یکبار کند نشان آنست که شیر کافی برایش\nنمیرسد و زیادست در غذایش لازم است"}
{"book": "adl0133", "page": 50, "text": "۴۵\nو در روز ۸ - ۹ یا ۱۰ بار نشان بیش از کفاف شیرخوردنش\nبوده علی الخصوص که فضله روان و سبز رنگ باشد\nپس کم کردن غذا لازم است .\nو چون مواد فضله سبز یا بد بو باشد دلیل کافی است\nبر بد هضمی و ردائت آن و درینصورت باید سببش را\nدریافته تلافی و چاره آن را بنمائیم بحث تفتیش از\nسبب و تدارک و تلافی آن ضرور است . هرگاه کیفیت\nو احوال عادتی براز بسرعت عود ننماید رجوع بډاکتر و\nطبیب خیلی بزودی لازم میگردد - خصوص که در تابستان\nو گرمی این احوال پیش شود .\nشیرخواریکه شیر خوارگی هضمش هر دو جید و خوب باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 51, "text": "۴۶\nچند بار سر پا گرفته میشود و فضلاتش بسیار و بَولُش شفاف\nبوده رنگ و بونمی‌داشته باشد .\nهر گاه اثر و نشان بول در سرین او ظاهر شود یا بوی تیز\nاز ان برخیزد غالباً دلیل اختلال و سوء هضم میباشد بد هضمی)\nو چون بول اندک باشد غالب اوقات دلیل بر نقصان\nغذا است .\nاما بول رنگ دار و بودار بخصوص از شیرخوارگانی\nمشاهده میشود که بغذای صناعی (ساختگی)\nپرورش مییابند ."}
{"book": "adl0133", "page": 52, "text": "۴۷\nسررشته نظام غذا\nطریق نگهبانی و حفظ صحت\nباید دانست که هر رقم غذائی که شیر دار میخورد\nهمان غذا در کیفیت و مقدار شیر تاثیر حقیقی می بخشد.\nاکنون از نظام و تدبیر غذا و طریقه های حفاظت\nمادی و ادبی زن شیرده بحث میرانیم.\nشیر مادر غذائی است که طبیعت برای طفل\nخاص گردانیده پس شیر ده را واجب است\nغذا بقدر اندازه خورد و از پر خوری و بیش از اندازه بپرهیزد\nغذایش باید گوشت تنها یا سبزی تفه نباشد"}
{"book": "adl0133", "page": 53, "text": "۴۸\nبلکه در سبزی باب گوشت بیندازد و باید بسیار و هر وقت\nاز گوشت قاغ و گوشت شکار مانند آهو و غیره\nو حیواناتیکه بدریا زندگی دارند و آنها را میوۀ بحری میگویند\nنخورد و پرهیز نماید همین طور از لبلبو و پیاز و مانند آن پرهیز نمای[د؟]\nزیرا این اشیا خیلی شیر را فاسد می سازند .\nاما اشیاء نشوی ( بالیدگی بخش ) مانند نخود یا باقلی\nو فاصلیا و کچالو خیلی غذای خوبی است برای شیرده .\nخلاصه شیرده از هر گونه غذای نافعه که میخورد بخور د و بانو[؟]\nکافی بخورد .\nاکنون بآب و شربتیات شیرده توجه می نمائیم\nزنان شیرده را تشنگی فزونتر از حالت معتاد می باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 54, "text": "۴۹\nپس واجب است چیزی بنوشند که هم رفع تشنگی شود و هم ضرر به شیر نرسد .\nمشروباتی که اکثر ملائم و مناسب احوال ایشان میگردد همین شیر و آب است بعض زنان بضرورت یا ذوقی شیر می نوشند و از غیر آن پرهیز می نمایند و باین واسطه از نان و آب دیگر مستغنی میباشند بچه زنان را شیر خیلی بسیار و جیّد میباشد .\nامّا بیره و مانند آن از مشروبات چونکه باعث زیادتی شیر میگردند در نوشیدن آنها چندان باکی نیست خصوص زنان سوداگرانی که"}
{"book": "adl0133", "page": 55, "text": "۵۰\nتجارت این مشروبات دائر از مشروبات نشئه آور خیلی\nپرهیز لازمست زیرا که شیر خطرناک گشته\nضرر عائد شیر خواره می شود .\nطریقه های حفاظت مادی و ادبی\nزنان شیر ده را واجب است که پابند قواعد\nنظافت و ستره گی بوده در رعایت آن دقت\nوزیر کی بکار برند و ما پیش ازین از سترگی پستان\nو احتیاط در ان باب بحث را ندیم .\nاکنون میگوئیم : غسل کردن و حمام نمودن نیز\nلازم است و لزومش کمتر از احتیاطهای\nسابقه نیست باید معیشت و گذران شیرده خیلی منتظم"}
{"book": "adl0133", "page": 56, "text": "۵۱\nو بآرامی باشد، زیرا از ریاضت نفس شیر نقصان\nمی پذیرد .\nو از احتیاطهای لازمه آنست که باید\nشیر ده قهر نشود تندی غضب بمحصول شیر نقصان\nبسیاری میرساند بچه از سائر تأثرو انفعالات نفسانی\nمانند (غم و خفقان) مطلقاً پرهیز لازم است زیرا\nاز همه اینها نقصان بشیر میرسد .\nنظافت و سترگی طفل\nشستن و غسل دادن طفل هر روزه لازم است\nو اگر هر روزه نشویند اقلاً در هر سه روز یکبار غسلش لازم است\nو بعباره دیگر دو روز بعد غسلش ضرور است"}
{"book": "adl0133", "page": 57, "text": "۵۲\nو در غسل طفل همان احتیاطها ئیکه در سرکتاب\nبیان کردیم رعایت نمایند .\nکی و کدام وقت به تغییر و تبدیل لته های طفل\nآغاز میشود و طریق تغییر لته چگونه است.\nباید هر بار که طفل چتل کند لته هایش بدل شود\n(در انش مائی باشد یا غیر آن) معرفت وقت\nتبدیل لته خیلی آسانست زیرا حرارت و رطوبت\nغنداق و لته ها نشان وقت تبدیل است. سستی و کاہلی\nدرینباب لازم نیست زیرا وقتیکه طفل چتل کند\nو لته هایش بدل نگشته مدت دیر بگذرد جلد\nو پوست او سرخ و کبود میشود و بسا که ازین سبب"}
{"book": "adl0133", "page": 58, "text": "۵۳\nجلد بشار دو پوست شود و رنج و المی که ازین رهگذر\nبطفل میرسد قابل بیان نیست .\nدرینصورت تغییر و تبدیل لته ها بقدر امکان واجبست\nخصوص که جلد و پوستش سرخ شود .\nدر تغییر لته های طفل چگونه آغاز شود\nهمین بکشیدن و بدل کردن لته های ملوث و تر،\nو خشک ساختن جلد و بدن طفل اکتفا لازم نیست\nبلکه همیشه باید جلد او را بدستمال نرم یا پاره پنبه\nکه در آب جوش شیر گرم غوطه داده باشند بشویند\nوطفل را بسیار لطیف و نرم پاک سازند تا چنگلی های\nپوست (قاتهای ران وغیره) کامل ستره و پاک شود"}
{"book": "adl0133", "page": 59, "text": "۵۴\nانابی فرک و تراش بعد از ان سحق (پودر) وغیره\nبران پاش دهند .\nلازم است از اقرب طرق نظافت و پاکی خیلی\nبسرعت و زودی برای طفل حاصل میشود\nبحث و بیان کنیم باید طفل را از سی چهل روزگی\nبسرپای گرفتن عادت سازند زیرا این عادت حسنه\nطفل را هم از خوردی و چهل پنجاه روزگی پاک وستره\nنگه میدارد. لگن ظرف مخصوص سرپا گرفتن را\nقصریه می نامند .\nشیر دادن دایه باجرت\nنوعی از رضاع طبیعی دایه گرفتن است"}
{"book": "adl0133", "page": 60, "text": "۵۵\n\nبرای طفل به تنخواه ۔ دایه زنی است که طفل خودش را\nگذاشته طفل دیگری را باجرت و تنخواه شیر میدهد\nو بخانه فرزند رضاعی خودش میپاید .\n\nرضاعت صنعتی\nباثبات و اتفاق حكما طفلی که از شیر مادر\nمحروم و بی نصیب ماند واجبست او را بشیر حیوان\nپرورش دهند و برای طفل غیر شیر هر غذائی که باشد\nسَمّ نافع است بنا بر این از بعض حیوانیکه شیرش مناسبت\nو قرابتی بشیر زن دارد و مقدار کافی شیر میدهد\nبحث و بیان میکنیم .\nعلی العموم شیر حیواناتیکه موافق مزاج طفل شیر خوارست"}
{"book": "adl0133", "page": 61, "text": "همین شیر خر و بز، و گاو، و گاومیش است اما خر\nحیوانی است که دو پستان دارد و شیرش\nبه شیر زن قریب میباشد فرق همین است که\nدر شیر خر شکر و مسکه از شیر زن کرده بیشتر است\nو چون خر خیلی بر کرۀ خود مهربان بوده همه شیر خود را\nصرف غذای آن می سازد حصول شیر خر برای طفل خیلی\nدشوار است مگر برای طفل چند روزه که بشیر اندک\nقناعت می ورزد اگر کسی دستگیری کند علاوه بران\nدر بعض اوقات یافت هم نمی شود .\nاما بز نسبت بخر شیرش بسیار بوده بر غایۀ\nخود چندان مهربانی ندارد زیرا شیر خودش را خشک نمی سازد"}
{"book": "adl0133", "page": 62, "text": "۵۶\nاگر بزغاله اش را از شیر خوردن هم منع نمائی .\nمناسبتش بشیر زن هم کمتر از شیر خر است\nزیرا شکر و شیرینیش کمتر و مسکه اش بسیارتر است\nو ازینجهته طفل مانند شیر مادر آنرا هضم کرده نمیتواند\nبنابران طفلی را که شیر بز میدهند آن بیچاره را\nدلتنگ و ملال می سازند .\nگاو و گاومیش را نیز باخر مخالفت است\nکه اگر گوساله شان را از شیر خوردن محروم سازید\nباز هم شیر بسیار میدهند و اصلا بسیار شیردار هم هستند\nحقیقۀ سرچشمۀ حقیقی شیر همین پستان گاو و گاومیش\nاست که فیاض مطلق این سرچشمه را خیلی بسیار شیر ساخته."}
{"book": "adl0133", "page": 63, "text": "۵۸\nاز انجا که شیر گاو میش مسکه بسیار دارد و شیر گاو\nخفیف و سبک میباشد لازمست شیر گاو را\nازان بهتر دانیم ولی با وجود این بسیاری مقدار\nاگر بشیر زن مناسبتی داشته باشد چقدر\nیک کار خوبی است نسبتش بشیر زن از شیر خر کمتر\nو از شیر بز بیشتر است - شکری که در شیر گاومیش است\nمقدارش نظر بشیر خر کم و نسبت بشیر بز بسیار است\nو نسبت به شیر زن مسکه زیاد دارد ولی زیادت اندک.\nهمین شیر است که در رضاعت صنعتی محل اعتماد\nمی تواند شد زیرا بآسانی مهیا می شود - لازم است\nشیر از شائبه چرک و کدورت صاف و پاک باشد."}
{"book": "adl0133", "page": 64, "text": "۵۹\nو چون پیشتر ازین در خصوص هوای صاف و ذرات\nمکروب که در هوا میباشد بحث راندیم و گفتیم مکروبات\nدر جای (وسط) بتوالد و تکاثر و نشو و نما و انتشار آغاز\nمینمایند ـ اکنون میگوئیم شیر (وسط) و موافق حال\nمکروبات میباشد .\nو دلیل آنست که هرگاه شیر را بکوزه سفالی\nبی سرپوش بگذاریم که هوا دران داخل شود\nغبار و ذرات و مکروبات در ان مییابیم که بعضی\nآغاز بنمو دارد و بعضی قریب بنمو میباشد. و چون فرض\nکنیم که طفل از همین شیر میخورد پس برای طفل چه خطر پیش خواهد\nو عاقبت کار مکروبات بکجا خواهد رسید."}
{"book": "adl0133", "page": 65, "text": "شک نیست که مکروبات انتشار و پراگنده شده\nنمومیگیرند و امروزه روز مسلم است و ما هم باید بدانیم که\nحیوانات کرویه هرگاه داخل جهاز هضمی (معده) می‌شوند\nانتشار و پراگندگیش نسبت بخوردی و تازگی جسم می‌باشد\nو چون بجسم طفل داخل شود خیلی بسرعت خوفناک\nانتشار می‌یابد و همیشه ازان مرض بر می‌خیزد و غالباً\nسبب موت میگردد زیرا از رگ و ریشه این دانه خبیث\nامراض خطرناکی در حشا و روده عارض می‌شود و هر قدر جسم\nخورد و ترو تازه بود خطر انتشار مکروب در ان بیشتر است\nو در اطفالی که یکساله شده می میرند بمشاهده رسیده است\nکه در صد پنج بمرض معده و امعا گرفتار بودند."}
{"book": "adl0133", "page": 66, "text": "۶۱\nپس واجب است سر ظرف شیر را بپوشیم\nهمین یک هوا دشمن جان شیر نیست، زیرا دیگر\nچیز هائی هم هست که چون بشیر برسد شیر را فاسد\nمی سازد. شیر بیچاره از هنگام دوختن تا بمقر\nرسیدن همین در معرض فساد و تباهی میباشد\nزیرا دست بدست میگردد اول بدست دوشنده\nباز بدست صاف کننده باز بظرف شیردانی\nهنوز این کیفیت برای شیر در دهات پیش می شود\nو از شیر شهر بگوئیم که بیشتر معرض فساد میگردد\nزیرا دست بدست گردیدن و نقل کردنش از یک ظرف\nبدیگر ظرف بیشتر است هنوز دل شیر فروش"}
{"book": "adl0133", "page": 67, "text": "۶۲\nبدوشتن شیر در خمره ناپاک تخ کرده همیشه آب نیز\nهمراه آن خلط میکند و چون این آب غالباً ملوث میباشد\nشیر نیز بآمیزش آن ملوث میگردد\nپس معلوم است که در شهر شیر ستره و\nپاکیزه خوب از زیر گاو چه قدر بدشواری پیدا میشود\nلازم است بدانیم که شیر زیر گاو نیز مدام خوب\nو جید نمیباشد زیرا گاهی از سبب ناجوری گاو\nو گاهی از کم خوراکی و گاهی از خوردن کاه و علف\nخراب شیرش ردی و فاسد میگردد .\nفرض میکنیم که گاو هم علف موافق و خوب\nخورده باشد و شیرش هم بقرار قواعد حفظ الصحه"}
{"book": "adl0133", "page": 68, "text": "۶۳\nدوخته شده و بظرف پاک و پاکیزه مانده شده باشد\nآیا طفل بسهولت هضمش میکند یا نی؟ شک نیست که\nهضم بآسانی و جودت میکند مگر جودت هضم وابسته\nبوقت شیر دوختن است یعنی هر قدر تازه دوش\nباشد همانقدر سهل الهضم میباشد .\nو چون فی الحال از پستان گاو خارج شود\nو طفل بخورد هضم خیلی سهل تر می شود و هر قدر از وقت\nبرآمدنش از پستان دیر بگذرد دیرینه گشته تحلیل می پذیرد\nو هضمش سخت و صعب می شود .\nو از سببی که شیر فاسد و خراب نشود\nو صاف و پاک آن را کودک بنوشد حکما نصیحت میکنند"}
{"book": "adl0133", "page": 69, "text": "۶۴\nکه باید کودک از پستان حیوان شیر بخورد ولی سوای بز\nدیگر حیوان طفل را نمیگذارد شیر از پستانش بچوشد.\nو چون صورتحال ازین قرار است لازم چیست؟\nبلی همیشه لازم است شیری بخریم که منبع و دوشنده آن\nبما معلوم باشد و بعد از خریدن جوشش بدهیم که\nمکروب آن تقریباً متلاشی و نابود گردد.\nطریقه های واجب العمل\nطریقهٔ عملیه که شیر بدان واسطه خالص و صاف\nگشته هیچ مکروب دران نماند چیست و کدام است؟\nاین طریقه جوشش یا تعقیم شیر است.\nلازم است از برای جوش شیر ظرف ستره"}
{"book": "adl0133", "page": 70, "text": "۶۵\nو پاکیزه بگیریم ( و بهترین ظروف ظرف مس است )\nو ظرف را از شیر نیمه ساخته بر سر آتش بگذاریم\nو بعد از آنکه مدتی بر سر آتش ( این مدت بقرار حرارت\nآتش دراز و کوتاه میباشد ) بماند\nروی شیر پرده و کثافتی گرفته شیر بالا می آید.\nدرین هنگام واجب است که فورا بقاشق پاکی\nهمان پرده را پاره و از سر شیر دور کنند در نیوقت\nغلیان و جوش حقیقی ظاهر میشود و چون غلیان جوش\nپنجدقیقه استمرار ورزد شیر را از آتش فرود آرند.\nشیریکه قرار فوق جوش خورد آنرا ( شیر غالی ) میگویند\nو طریق نگه کردن آن این است که یا بهمان ظرف"}
{"book": "adl0133", "page": 71, "text": "جوشدادگی یا بظرف شته گی دیگر که خوب بآب جوش\nآنرا شسته باشند شیر را انداخته سرظرف را\nسیر پوشش خوب محکم بسته کنیم تا باین طریق شیر\nاز مکروب خطرناک پاک وصاف مانده صلاحیت\nخوراک طفل را پیدا کند مگر این صلاحیت بیش از یکروز\nدوام ندارد زیرا هنوز مکروب دران بوده سر گرم\nبسیار شدن و انتشار یافتن میباشد و شیر بعد از یکروز\nاز خوردن می براید مگر که تعقیم شود :\n\nتعقیم شیر\nاگر خواهند مکروبات شیر بکلی هلاک گشته\nشیر خالص صاف و پاکی بهم رسد باید شیر را"}
{"book": "adl0133", "page": 72, "text": "۷۴\nقرار هدایات فوق جوش داده حرارتش را کم از کم\nبیک صد و ده درجه برساند و مدت جوش ۱۵ دقیقه\nباشد باین طریق جوش را تعقیم نام میگویند.\nمسئله تعقیم را میخواهیم بلکه نمیستوانیم درینجا\nمفصلا شرح و بسط دهیم مگر میخواهیم قارئین کرام را محض\nمعرفی نمائیم که اگر شیر تازه از زیر پای گاو تندرست\nرا تعقیم نموده در بوتل گذارند و سر بوتل را خوب بکاک\nمحکم سازند مدت درازی می پاید.\nهر چند شیر معقم با شیر مادر مساوات و برابری\nنمی تواند ولی شک نیست که حفاظت و نگاه کردن شیر\nمدت مدیدی که لائق خوردن اطفال بوده از مکروب"}
{"book": "adl0133", "page": 73, "text": "۶۸\nبکلی تنقیه یافته باشد از فتوحات علم و کشفیات عصر\nحاضر است که از بیست سال فزونتر باین سو\nحیات بخش هزاران نفوس شیر خواره گردیده\nجانشان را از تهلکه مرگ نجات بخشیده -\nهنوز بعد ازین چه احتیاطهای لازمه دیگری که\nدر استعمال شیر باجرا خواهد آمد.\nتسخین شیر بواسطه حمام مریم\nطریق دیگری از برای تنقیه شیر و گرم کردن آنهم\nدر میان مردم رواج دارد که از قدیم برای حفاظت میوه ها\nو سبزیات و شیر معروف و مستعمل است .\nشیر را درین طریقه بصد درجه میزان الحراره مئینی"}
{"book": "adl0133", "page": 74, "text": "۶۹\nجوش می آرند هر چیز را که در میان آب جوشان\nبرای گرم کردن بگذارند بچه گرم کردن تسخین بواسطه حمام ماریا\nمیگویند و آله های این قسم تسخین را با شکال و طبائع\nمختلفه ساخته اند\nجوش یا گرم کردن شیر باین طریق هم چندان\nباکی ندارد. ولی تعقیم و پایش شیر باین طریق بیشتر\nاز طریق سابق نیست و دوامش اکثر نی\nشیریکه در جودت و خوبی آن هیچ شک\nو شبهه باقی نمی ماند همان است که بشیشه های\nخوب سربسته محکم یکدفعه بمقدار وافی برای غذای\nطفل پر کنیم. زیرا در شیشه از هر گونه لوث"}
{"book": "adl0133", "page": 75, "text": "۷۰\nو آلائش محفوظ می ماند .\nدر بیان رضاعهٔ صناعیه\nهرگاه اطفال غریبه و مساکین بکدام سببی\nاز شیر مادر خود شان محروم گردند واجب است\nبشیر حیوان پرورش یابند. شیر گاو قرار بیانات\nسابق برای شان خوب است\nو چون حرارت شیر در وقت برآمدن\nاز پستان برابر بحرارت جسم مادر میباشد\nلازم که طفل را شیر سرد ندهیم بلکه به ۳۷ درجه\nمیزان الحرارت (سانتی گرام) برسانیم .\nمگر آیا طفل را شیر خالص صاف بدهیم"}
{"book": "adl0133", "page": 76, "text": "۷۱\nیا چیزی آب دران بیامیزیم؟ از انجا که قاعده کلی\nمروجی درین باب نیست تقریر ثابتی بجواب\nاین مسئله هم نمیتوان نمود.\nبلکه لازم است بهضم اطفال توجه و دقت نمائیم\nبعض اطفال از همان روز ولادت شیر خالص\nرا هضم می تواند و بعضی تا اندکی آب دران نیامیزند\nاصلا هضم نمیتواند.\nآمیزش آب بشیر هم در دو ماه یا سه ماه اول\nمی باشد و بعد ازان اگر بیامیزند بندرت خواهد بود\nبهر حال باید آب جوش داده باشد اگر اندک\nقند هم بشیر بیامیزند باک ندارد تا بقدر امکان"}
{"book": "adl0133", "page": 77, "text": "۷۲\nمناسبت (و قربتی) بشیر مادر پیدا کند . مقداری قند\nباید تقریباً در یک لتر شیر (١٠) گرام قند بیفتد\nو بقرار عادت قند را اول بهمان مقدار معین آبجوش\nآب میکنند و باز شربت را بشیر می آمیزند. هرگا\nشیر بهمین صفت مهیا گردید آیا طفل را بطور نوشاندن\nبخورانیم یا بطور مکیدن و برای شیر پیاله و قاشق بکار\nاست یا پستان صناعی ؟\nبهر طریق که شیرش دهیم جواز دارد\nولی بشرطی که از احتیاطهای لازمه که\nدر ذیل بیان می شود غفلت نورزیم ."}
{"book": "adl0133", "page": 78, "text": "۷۳\nاحتیاطات لازمه در شیر دادن\nبواسطه قاشق و پیاله یا پستان صناعی\nاستعمال قاشق\n\nواجب است پیش از هر چیز قاشق را\nبآب جوشان غوطه داده خوب بشویند و قاشق\nو پیاله شیر را نزدیک بپیش دست بگذارند\nو بعد ازان طفل را بر سر هر دو زانو بگذارند و بیکدست\nسر او را بالا گرفته بدست دیگر سر قاشق را بنرمی در میان\nهر دو لبش گذاشته اندک اندک دستۀ قاشق را\nبالا کنند تا شیر بمدارا و کم کم بحلق او فرو رود و چون\nطفل اُفقی و راستمان خواب بوده پایهایش بلند"}
{"book": "adl0133", "page": 79, "text": "۷۴\nو سرش پست تر باشد شیر ندهند زیرا باین رقم\nشیر دادن سبب اختناق و خفه شدن گلوی طفل\nمیگردد.\nاستعمال پیاله\nدر استعمال پیاله هم لازم است که پاکی\nو نظافت سابق را ملحوظ دارند. و خود پیاله باید محکم\nباشد تا از شکستن پیاله و مجروح شدن لب طفل\nایمن باشیم. و باید پیاله لبالب نباشد\nبلکه هر بار کم کم در ان شیر بیندازند.\nسن طفل هر چه باشد باید او را بسرعت\nو شتاب زدگی شیر ندهند."}
{"book": "adl0133", "page": 80, "text": "۷۵\nبلکه هر قدر سن او خورد تر و کوچکتر باشد در دادن شیر\nبا و همانقدر تأنی و مدارا لازم است .\nپستان صناعی درین عصر حاضر مرکب\nاز یک شیشه مستدیرالشکل و یک سرپستان\nمیباشد .\nپستان صناعی باید انبوبه‌دار نباشد\nبلکه پستان انبوبه‌دار خطرناک بشمار می‌آید و بهتر آنست\nکه پستان ساده و بسیط بوده و پاک کردن\nو شستنش آسان باشد .\nباید در پستان صناعی شیر افزونتر از حاجت\nنماند مثلاً هرگاه تخمین زنیم که طفل ۱۵ دقیقه صبر کرده"}
{"book": "adl0133", "page": 81, "text": "۷۹\n\nپستان مادر را میگیرد واجب میگردد که غذای صناعی را هم\nبرابر بهمان مدت (مثلاً ۱۵ دقیقه بعد) بطفل بدهیم\nو چون شیر خلاص، و طفل از غذا خوردن فارغ شود\nواجب است لب و دهان او را پاک کنیم. نیز\nهربار که طفل از غذا فارغ گردد لازم است که پستان\nرا با حلمه اش اول صاف و پاک سازیم\nو بعد ازان (تا وقتیکه طفل باز شیر خورد)\nدر آب جوش داده بگذاریم.\n\nو بیشتر ضرر پستان صناعی از سبب\nحلمه است که از مطاط میباشد و ازان بهمان\nطفل را انواع مرض میگیرد."}
{"book": "adl0133", "page": 82, "text": "66\nاز انجمله (سلاق) یا (قلاع) مرضی است که در دهان\nبرای طفل عارض می شود و آن مرضی است که بحلق طفل\nاز ترش شدن شیر پیدا می شود و این مرض نقطه\nو خالهای سفید است که بر هر دو لب ظاهر میگردد\nهرگاه بچه خالها و نقطه ها در لبان طفل بنظر برخورد و تحقیق\nگشت که از قطرات شیر نیست واجب است\nکه فی الحال طبیب را بخواهند .\nاحتیاطهای لازمه\nدر بعض احوال خصوصی بهنگام رضاعت\nدوام احتیاط که در اثنای رضاعت بکار است\nحاجت بترغیب و تذکار ندارد - مگر اینقدر فراموش"}
{"book": "adl0133", "page": 83, "text": "مان نگردد که هر قدر طفل بیچاره خورد و صغیر باشد\nهمانقدر تاب مقاومت امراض در و کم بوده عرضۀ\nمرض بیشتر میگردد.\nو نیز باید بدانیم فصلی که (در بین فصول چهار گانه)\nکنندۀ اطفال است همین فصل تابستان است\nکه این بیچاره گان ناتوان را بخطره های بزرگ بزرگ\nمی اندازد.\nدرین ماه با هر قدر احتیاط کنیم باز هم\nبا دای بعض امور واجبه قیام کرده نمیتوانیم همه گی\nاز دست مان پوره نمی شود زیرا خیلی دشوار است که\nشیر را حفاظت کرده نمائیم که مایه شود و ترش گردد."}
{"book": "adl0133", "page": 84, "text": "۶۹\nدر اوقاتی که طفل دندان میکشد نیز احتیاط کلی\nلازم است و باید بغذای او توجه مخصوصی داشته باشیم\nرضاعت مختلطه\nوقتیکه شیر زن کم بوده برای غذای طفل\nکفایت نکند واجب است قدری شیر حیوان هم\nمهیا داریم تا غذایش کفایت شود. همین رضاعت\nرا رضاعت مختلطه میگویند زیرا از هر دو رضاعت طبیعی\nو صناعی ترکیب یافته .\n( ظروفی که دران رضاعت مختلطه حاصل میشود )\nاسبابی که همین از عهد ولادت طفل مقتضی\nباعث رضاعت مختلطه میگردد علت و منشاء آن"}
{"book": "adl0133", "page": 85, "text": "یا از طرف مادر است یا از جانب شیر خواره\nاگر از طرف مادر باشد غالباً شیر او بقدر کفایت نمیباشد\nباید فراموش نسازیم که زنان اکثر اوقات\nدر اولهای زچه گی خودشان نمیتوانند اولاد را\nشیر کافی بدهند . و شیرشان جاری نمیشود مگر دوسه\nهفته بعد و بعضی از زنان تا یک ماه دو ماه نمیتوانند\nشیر کافی دهند. و بعضی را مدت درازی بعد از دو ماه\nنیز حال بدینمنوال است و با وجود این مردم چندان\nنمی فهمند ولی خیلی دارای اهمیت یک سخنی است .\nو چون شیر خواره در روزهای اول شیر\nمقدار کافی نیابد سبب تشویش خاطر و نومیدی مادر"}
{"book": "adl0133", "page": 86, "text": "۸۱\nو متعلقین میگردد. مگر این سخن چندان مستوجب نا امیدی\nنمیباشد\nبعضی از زنان بگمان کم شیری طفل خود را\nشیر نمیدهند و اگر از ایشان از مدت کم شیری بپرسیم\nکه چند وقت میشود همین قدر خواهند گفت\nکه چند روز شیر خودمان را تجربه کرده ایم .\nولی تجربه چند روزه عذر آن نمیگردد که از شیر\nدادن طفل خود بازایستند بلکه مادرهای مشفق را\nلازم است بماه ها بر شیر دادن اولاد خودشان\nدوام و اصرار ورزند و درین باب خیلی کوشش کنند\nو از خطره هائیکه از رضاعت صناعی حادث میشود"}
{"book": "adl0133", "page": 87, "text": "۸۲\nطفل خود را حفاظت نمایند\nرضاعت صناعی چه قسمی میباشد\nهرگاه برضاعت صناعی گرفتار آئیم دو چیز\nفراموش مان باید نشود- اولاً شیر زن هاضم\nشیر حیوان میباشد اگر خوب بدقت ملاحظه فرمائیم\nمی بینیم که تنها شیر گاو را اگر هر قدر کم هم باشد طفل بسختی\nهضم میکند و چون پیش ازان اندکی شیر مادر خود خورده\nباز شیر گاو را بخورد بخوبی هضم میتواند- همین کیفیت ما را\nبر هاضم بودن شیر مادر قائل ساخته\nثانیاً هر قدر پستان مکیده شود شیرش\nفزون میگردد و چون محصول شیر مادر کافی نباشد هم لازم است"}
{"book": "adl0133", "page": 88, "text": "۸۳\nکه اولاً طفل خود را از شیر خود نیمسیر ساخته بعد از ان\nبشیر گاو سیرش سازد. ولی اگر طفل اوّل از پستان مادر\nشیر نیمسیر خورد و باز دو ساعت بعد مقدار لازم از\nشیر گاو باو بخورانند این کار خیلی بد است زیرا در اوّل شیر\nخوارگی تبدیل پستان مادر به پستان صناعی\nطفل را از عملیهٔ هضم که شیر مادر مساعد آن میشود\nمحروم میگرداند.\nو چون طفل کلانتر باشد یعنی از چار ماهه تا ده ماهه\nممکن است او را از یک شیر بدیگر نقل داده به بینیم که\nشیر گاو را خوب هضم میکند یا نی و اگر بخوبی هضم تواند بمفاد گوُر\nچه میخواهد بجز دو چشم روشن ما هم او را بشیر گاو پرورش داده"}
{"book": "adl0133", "page": 89, "text": "۸۴\nحریت و آزادی اهالی را تبریک میگوئیم .\nباب سوم\nبرای دریافت نموی طفل تول کردن او کفایت میکند\nو چون یک دو بار تولش کنیم معلوم میشود که ثقلش\nدر روز های اول کم بوده و بمشاهده رسیده است که نقصان\nثقل بطفل اکثر میباشد و غالباً زیادست و چاغی\nطفل را تول کردن در هفته یکبار دو بار خیلی خوبست زیرا درجه نمو و بالیدنش دار شده\nکیفیت غذایش هم بتبعیت معلوم میگردد. و این سخن بدیهی است که افزونی وزن طفل نشان\nصحت صیب باشد. وزن طفل در اول ولادت تقریباً هفت رطل انگریزی میباشد در هفته اول نمی بالد\nبلکه در سه روز اول نسبت بحین ولادت لاغر میگردد و این نقصان لاغری تقریباً تا روز دهم میباشد.\nو بعد ازان بتدریج گوشت گرفته میرود و بالیدنش (از ۴ اواق تا ۸ ) در هفته میباشد و درجه اوسط\nزیادت هر هفته (۶) اواق تقریباً میباشد. پس طفل که در وقت ولادت ۷ رطل انگلیسی باشد\nدر آخر هفته (۶) تقریباً دو رطل افزون گشته به ۹ رطل میرسد و در آخر ماه سوم ۱۱ رطل و در آخر ماه (۶)\n۱۶ رطل و در آخر ماه نهم ۲۰ رطل و در آخر سال اول ۲۴ رطل میگردد. (باقی حاشیه در صفحه ۸۵)"}
{"book": "adl0133", "page": 90, "text": "۸۵\nاز روز پنجم ولادت آغاز میکند و از همین حین استقرار می ورزد پس توسط چاغی در ظرف ماه اول یومیه از ۲۵ تا ۳۰ گرام و ماهانه (۷۵۰) تا (۹۰۰) گرام میباشد و در سه ماه دیگر که دوم و سوم و چهارم باشد زیادت یومیه ۲۲ گرام و ماهانه (۶۹۰) گرام می آید و در ماه پنجم و ششم روزانه ۲۰ گرام و یک ماهه ۶۰۰ گرام\nعلی العموم میتوان گفت که در آخر ماه پنجم دو چند ولادت و در آخر سنه اول سه چند ولادت می شوند. هرگاه وزن طفل از مقدار مذکور کمتر باشد واجب است باوقات رضاعه و سررشته و تدبیر آن توجهی مخصوص نمود اگر شیر از کفایت کم باشد زیاده اش سازیم و اگر ردی باشد بتجویدش بکوشیم و لازم است باین توجه و تدبیر قناعت نورزیده طفل را به طبیب نشان دهیم تا تندرستیش برای ما یقین گردد .\nطول طفل و بلندی قامتش در اول ولادت ۱۹ قیراط و در آخر ماه ششم ۲۶ ۱/۲ در آخر سنه اول (۳۱) قیراط و در آخر سنه چهارم ۳۸ قیراط یعنی دو چند طول روز ولادت میباشد. و احیاناً طفل خیلی بسرعت در وزن و طول زیادت میگیرد و با وجود اینهم رول را بدرستی ادا می نماید ."}
{"book": "adl0133", "page": 91, "text": "۸۶\nچاق میگردد. و در ماه هفتم روزانه ۱۸ گرام و جمله در ماه\n۵۴۰ گرام می برآید در ماه هشتم ۵۱۰ است\nکه زیادت یومیه ۱۷ گرامه شود در ماه نهم زیادت\nهر روزه ۱۳ گرام است که از ماه کامل ۳۹۰ گردد\nدر ماه دهم روزانه ۱۲ گرام و ماه کامل ۳۶۰ میباشد\nدر ماه یازدهم زیادت روزینه ۱۰ و از ماه ۳۰۰\nظاهر میگردد در ماه دوازدهم روزینه ۸ و ماهانه ۲۴۰\nگرام است در آخر ماه پنجم طفل دو چند وزن ولادت\nخودش می برآید ازین بیان معلوم گردید که بیشتر\nنموی طفل در چند ماه اوّل خصوصاً در چهار ماه اوّل\nمیباشد مخفی مباد که این رقوم تخمیناً درجهٔ وسط میباشد"}
{"book": "adl0133", "page": 92, "text": "۸۷\nوگرنه نموی حقیقی یومیه اختلاف بسیاری دارد\nچنانکه گاهی از درجه مسطور کمتر و گاهی فزونتر می شود\nاما اطفال اول باری (نخستینه) که شیر اول باری\nپرورش مییابند نموی شان در ماه های اول خیلی کمتر\nمیباشد . بخلاف اطفالی که مادرهای شان پیشتر\nنیز اطفال دیگر را شیر داده اند .\nتول کردن اطفال خیلی عادت خوبی است\nبشرطی که اسباب باعث لاغری و نموی\nآنها را بدانیم .\nهرگاه از تول مطرد و پی در پی نقصان لاغری\nطفل معلوم شد ظاهر است مریض میباشد ."}
{"book": "adl0133", "page": 93, "text": "۸۸\nو اگر زیاده می برآمد مگر کم لازم است سببش را\nمعلوم نموده باحوال خیلی التفات و توجه مبذول فرمائیم\nولی ترس و بیمی بخود راه ندهیم\nاین یک سخن معلوم است که اگر بخواهیم طفل\nهر روزه نمو کرده مطرداً زیادست پذیرد امری است\nکه عقل قبولش ندارد .\nازینجا دانستیم که طفل را تول کردن در کمین\nحالش بودن چندان باکی ندارد مگر بشرطی که نتیجه\nوزن را خوب فکر و تشخیص نمائیم .\nوزن کردن طفل را بتر ازو چندان از کارهای\nضرور شمار نمی شود زیرا ممکن است ازان مستغنی گردیم"}
{"book": "adl0133", "page": 94, "text": "٨٩\nلذا کسانیکه قدرت خریداری آن ندارند باکی نیست.\nچندی احوال طفل را بتدریج ملاحظه کرده دیدیم که\nشیر خوردن و هضم و نمویش هر سه خوبست. اکنون\nمیخواهیم باحوال عمومی صحت و مرض اطفال\nجلب نظر دقت نمائیم.\nنشان صحت طفل و خوبی غذای او آنست که\nدر حالت بیداری برنگ و روی خوشش و رخسار\nپُر گوشت و گردی روی و چشمان مست باشد\nو پوست بدن نرم و شفاف و گوشتش صلب\nو سخت بوده شکمش لاغر و هموار و صدایش سخت باشد\nاما طفلی که تندرست نبوده غذایش ردئی باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 95, "text": "۹۰\nرنگش زرد و کنج های چشمش سست و خلط خلط میباشد\nو نشانی دیگری هم هست که خیلی دارای اهمیت میباشد\nباید از ان غفلت نورزیم و آن این است که غالباً\nسر طفل از شکل و هیئت خود تغییر میخورد زیرا استخوانهای\nکاسۀ سر مانند اشخاص کلان پُر گوشت پوره نمیباشد\nو بواسطۀ پردۀ تازه یکجا جمع شده است. وقتیکه\nانگشت ابهام را آهسته بر فرق سرش بگذاریم\nدر بین هر دو استخوان میان سر شگاف و چقوری حس\nمینمائیم و چون انگشت ابهام را از انجا نزدیک\nبطرف پیشانی فراریم فضای غشائی حس میکنیم\nکه آن را (یافوخ) و نرمۀ سر گویند. و چون طفل جور"}
{"book": "adl0133", "page": 96, "text": "۹۱\nو تندرست باشد یافوخ تازه و سخت میباشد و هرگاه\nبرعکس طفل علیل و ردی الغذا باشد یافوخ ظاهرآ فرخو\nو سُست و کاواک بوده که هم بانگشت و هم بچشم\nمعلوم می شود. میدانید چرا اینچنین است ؟ بلی در زیر\nاستخوان کاسه سر مواد سائلی است که حفاظت\nمغز سر وظیفه اوست و این سائل مواد غذائیه هم\nدارد پس هرگاه طفل شیر کافی نیابد یا شیرش\nغذای صالح برای بدن نشود همان سائل غذاش گشته\nبعض اجزای آن بعض دیگر را میخورد. و هر قدر همین سائل\nکم شود استخوانهای سر بهم نزدیک شده\nدر پرده که استخوانها را بهم ربط داده شگافی ظاهر میگردد"}
{"book": "adl0133", "page": 97, "text": "۹۲\nمعلوم است که یافوخ ترازوی وزن برای اطفال\nمحتاجان میتوان شد .\nخال چیچک\nاز امراض متعدی که خیلی برای اطفال بآنواع مهلک\nثابت شده یکی چیچک میباشد و برای مان\nلازم است طفلهای خودمان را ازان حفاظت نمائیم\nتقریباً یک قرن می شود (چنر) نام داکتر انگلیسی\nکشف این مسئله فرموده دلیل و برهان بران اقامه نمود\nکه اطفال از خال زدن گرفتار این مرض نمیگردند.\nو چون همه اطفال موجود بروی کره ارض در\nوقت لازم خال زده می شدند و باز در هفت سال"}
{"book": "adl0133", "page": 98, "text": "۹۳\nخال را اعاده و تکرار میکردند امروز این مرض کامل محو\nو متلاشی می‌بود ولی مع الاسف بسیاری از مردمان\nبواسطه فساد افکار و خیالات خودشان بصلاح خانه‌دان\nنمی‌فهمند و اقرار ندارند و این ماده نافعه را برای اولاد\nخودشان پرزو نمیکنند ازین است که اکثری\nاطفال را خال نیز نشد.\nو چون این مرض مهلک خیلی بسرعت تعدی\nو سرایت دارد در وقتیکه پیدا می شود و بعضی گرفتار\nآن میگردد باید طفل خود را پیش از چیچک کشیدن\nخال زینیم.\nبزعم بعضی خال زدن طفل بسیار خورد را"}
{"book": "adl0133", "page": 99, "text": "۹۴\nسبب بعضی خطره ها میگردد و بعقیدۀ بعضی در هر وقت\nو موسم خوب نمینماید، ولی لازم است اشخاص عاقل\nگوش باین خرافات نگرفته هر وقت که باشد\nاولاد خود را خال زنند .\nهوا خوری اطفال قاعده عمومی\nوقتیکه هوای بیرون از (۱۰) فوق صفر\nپست تر یا از (۲۸) درجه بلند باشد خوب نیست\nطفلی را که گاهی نبرآمده بهوا خوری برارند. و چون هوا\nمعتدل یا سن طفل کلان باشد ممکن است طفل را\nدر اوقاتیکه گرمی بشکند کم کم هوا خوری بکشند\nدر شمال بسیار سخت و آفتاب بسیار گرم از هوا خوری"}
{"book": "adl0133", "page": 100, "text": "۹۵\nپرهیز لازم است در وقت هوا خوری لازم است\nروی طفل را به دستمال نرم و نازکی پت کنند\nکه در چشمش گرد و غبار و مکس داخل نگردد - خلاصه\nهوا خوری اطفال صبحانه بهتر است از دیگرانه\nطفل بسیار خورد را در وقت هوا خوری بهتر است\nبر سر هر دو دست بگیریم - و چون یک قدری کلان گردید\nبگی پایه گی بهتر مینماید - و بهتر بگی تپ دار\nچهار عراده میباشد - در زمستان لازم است\nطفل را بقطیفه و شالی بپیچانیم که خنک نخورد -\nو در سردی زور بهتر است بوتلی را بآب گرم پر کرده\nبه پهلویش بگذاریم که خیلی فائده دارد ."}
{"book": "adl0133", "page": 101, "text": "۹۶\nدندان کشیدن\nطفل تقریباً بششماهگی آغاز بدندان کشیدن\nمینماید. ولی این قاعده کلی نیست زیرا وقت روئیدن\nآن خیلی اختلاف دارد و بمشاهده رسیده است\nکه دندان عادتهً چند تا یکجا می برآید. و در میان برآمدن\nهر جوره تا جوره دیگر چند ماه تاخیر و فاصله میباشد\nغالباً ترتیب ظهور دندانها بر حسب مشاهده قرار ذیل\nمیباشد.\n(۱) هر دو شیر دندان پیش روی پائین (۲) هر دو شیر دندان پیش رو بالا\n(۳) هر دور با عیه پائین (۴) رباعیتین بالا"}
{"book": "adl0133", "page": 102, "text": "۹۷\nوچون اطفالی که غذای کافی نمی یابند یا مریض\nمیباشند رستن دندان شان چندان با نتظام نبوده\nپس می افتد مستحسن است ترتیب فوق را داسْته\nبحال اطفالی که دندان شان بی ترتیب براید یاسن\nدندان کشیدن رسیده و هنوز هیچ دندان نکشیده اند\nتوجه خاصی مبذول فرمائیم .\nاطفال در اوقات دندان کشیدن چندان تندرست\nوسخت سرقوی نمیباشند بلکه احوال شان تنگ بوده\nمزاج شان بسرعت قبول مرض مینماید .\nخیلی نادر است طفل دندان کشد و مریض نشود\nبلکه غالباً در نیوقت در قوهٔ هاضمه شان اضطراب"}
{"book": "adl0133", "page": 103, "text": "۹۸\nو فوری راه یافته قی و اسهال برای شان عارض میگردد\nد بزودی زکام می شوند لذا در وقت ظهور دندان خیلی\nاحتیاط در غذا و حفاظت احوال شان لازم است.\nبعض اطفال را علاوه بر ضعف عمومی فتور عضوی مانند\nورم بیره و درد احیاناً و خون آن عارض میگردد.\nدر نیوقت اکثر زنان از ناداری بدوا و علاج زنانه\nرجوع مینمایند. ولی قاعدهٔ کلی است که باید\nبنای علاج برأی دحکم (داکتر) بوده- هر دوا را سرخود\nبطفل ندهیم.\nبرسر پا آمدن طفل\nغالباً اطفال حرکت نمیتوانند مگر که دست شانرا بگیریم"}
{"book": "adl0133", "page": 104, "text": "۹۹\nیا ایشان را بر داریم - و هر قدر طفل قوی و سلیم البنیه\nباشد هم بر زمین نشاندنش چندان لازم نیست\nمگر در ماه چهارم یا پنجم و درین وقت بپا رفته نمی تواند\nمگر بخشک یا چار غوک میکند و بر دستها و زانوهای خود\nتکیه می نماید- بعد ازان بنای برخاستن میکند و براه\nایستاده شدن را تعلیم میگیرد - و بعد ازان یکپار از\nپای دیگر دور میگیرد و بنای قدم زدن را میگذارد و\nپس ازان بر فتار آغاز مینماید.\nچه وقتی اطفال راه میرود و کدام\nوقت لازم است راه برود\nبر سر پا آمدن و راه رفتن طفل نیز مانند دندان کشیدن او"}
{"book": "adl0133", "page": 105, "text": "۱۰۰\nوقت و تاریخ معینی ندارد غالباً اطفال جور و تندرست\nدر یکسالگی و یک و نیم سالگی بر سر پا می آیند و بعضی\nکه پیش از یکسال راه روند پیش دستی میکنند\nو بعضی که پس از دو سال بر سر راه رفتن بیایند\nپس می مانند .\nو غالباً اطفالی که دیر براه رفتن بیایند.\nیا به غذای خوب پرورش نیافته اند یا ناجور میباشند\nبنا برین طفلی که یک و نیم ساله شود و راه نرود لازم است\nکه بسیار متوجه حال او گردیم. هرگاه همانطور\nپایهایش قوت نداشت و استاده شده نمیتوانست\nلازم است بطبیب حواله اش نمائیم ."}
{"book": "adl0133", "page": 106, "text": "١٠١\nاحتیاطهای لازمه\nوقتیکه طفل بدرجه رسد که هر چیز را بدست میگیرد\nباید چیز های تیز مانند کارد و چاقو و سوزن اشیای گرم\nمانند چای وغیره را به پیش او نمانند زیرا هر چیز را که طفل بگیرد\nفی الحال بدهن میکند بنابرین بسیار احتیاط لازم است\nکه چیز نجس یا مضر را نخورد- و در پیش او هیچ چیز نگذارند\nکه مبادا چیز یشی را قُرت کرده در گلویش بند ماند و خفه شود\nاسباب بازی\nباید اشیای لعب و بازی اطفال تیز و برنده و رو غن زدگی\nنباشد- وقتیکه اطفال نزدیک دندان کشیدن میشوند لعاب\nدهن شان بسیار میگردد و ازین سبب هر چه بدست شان آید"}
{"book": "adl0133", "page": 107, "text": "۱۰۲\nبدهن خود میکنند پس درین وقت لازم است که اسباب بازی او\nاز چیز مخصوص مانند دندان فیل یا استخوان باشد.\nو نیز بسیار احتیاط کنند که همیشه انگشتانش ستره و پاک باشد\nهرگاه طفل نو بر نشستن بیاید لازم است که توشکچه یا چیز دیگر\nبزیر پایش بگذاریم و نمانیم که بر زمین خشک خالی بنشیند.\nباید هیچگاه نگذاریم دست خودرا بچراغ یا آتش یا غیره\nپیش کند چراکه می سوزد. هرگاه بزمین بیفتد باید از یکدستش\nگرفته بالا نکنیم زیرا که اکثر شانه اش می براید.\nاز شیر جدا کردن\nوقت شیر جدا کردن طفل باعث بار نشو و نما و صحت مزاج\nو بر آمدن دندان او میباشد. و بهتر است بیکساله گی جداشو"}
{"book": "adl0133", "page": 108, "text": "۱۰۳\nچرا که از برآمدن دندان معلوم میشود که حالا شیر خالص\nبعوض نان آب کفایتش نمیکند و چون طفل یکنیم ساله شود\nو هنوز تنها شیر با و بدهند خیلی ضرر دارد چرا که دندان کشیدن\nو راه رفتن او را پس می اندازد\nطفل را در تابستان یا که ناجور باشد از شیر جدا نکنند\nو تا ممکن است طفل را عادت سازند که چیزی از شیر گاو بخورد\nباید اطفال از شیر جدا شده را بغیر از شیر و تخم\nو تلخوان گندم یا جو و برنج چیز دیگر ندهند\nطفلی که عادت بشیر دارد و هنوز چیز دیگر نمیخورد باید\nغذایش چیز های آبگین و لطیف باشد برای طفل غذای دیگر\nمانند تخم و غیره اشیای نمونجش لازم است تا مگس شیر باشد"}
{"book": "adl0133", "page": 109, "text": "۱۰۴\nغذایش کامل شود.\nغذای طفل بمقدار کفایت لازم است باید گاهی\nعلاوه ندهند که ضرر دارد و طفل را ناجور میکند.\nو ازین سبب باید هر روزه یکبار قدری (هریره)\nبا شیر علاوه کرده طفل را بخورانیم. و چون دیدیم که خوب\nهضم میکند روز دو بار بدهیم.\nبرای طفل درین سن شیر و هریره وقتی موافقت\nمیکند که ما حتی الامکان مقدار خوراک و کیفیت ساختن\nهر دو را خوب بدانیم.\nچنانکه شیر را خوب جوش داده یا (تعقیم) نموده\nبی قند یا با قند صاف ساخته روزی ۴ بار یا (۵) بار"}
{"book": "adl0133", "page": 110, "text": "۱۰۵\nهمراه قاشق بطفل بدهیم و درین وقت احتیاط بسیار کنیم\nچنانکه در شیر دادن صناعی گفته بودیم .\nصفت حریره پختن بروجه ذیل است.\nاولاً دیگچه ستره را قدری شیر انداخته بر سر آتش\nبگذاریم و یکقاشق خورد تلخان گندم را در آب خوب\nصاف انداخته قاشق بزنیم که خوب گډ و حل شود. و چون\nدیدیم شیر آغاز به جوش گذاشته تلخان آب\nکرده گی را درمیان شیر انداخته ده دقیقه شور داده\nاز سر آتش فراریم که پخته شده، درینوقت\nقدری قند بآن اضافه نمائیم .\nباید هر بار حریره تازه پخته طفل را بدهیم"}
{"book": "adl0133", "page": 111, "text": "١٠٤\nحریرهٔ باسی را دو بار سه بار گرم کرده باو ندهیم که لائق\nخوراک او نمیباشد .\nو می شود که قوهٔ هاضمهٔ او را دیده از انواع تلخان\nحریره بپزیم - هرگاه قبض بوده کم سر پا گرفته می شد\nاز تلخان جو (حریره) لازم است - و چون چند بار\nسر پا گرفته می شد و معده اش تلین بود حریرهٔ تلخان\nبرنج و تالیار مناسب است .\nبعد ازان در مقدار غذای او زیاده و نقصان نمیکنیم\nمگر وقتیکه وظیفهٔ هضم یا احوال خود طفل یا نتیجهٔ تول\nاو را امتحان نمائیم . بعد ازان غذایش را زردی تخم آمیخته\nهمراه شیر یا حریره مقرر میکنیم - و بعد ازان کامل زردی"}
{"book": "adl0133", "page": 112, "text": "١٠٧\nو سفیدی تخم غذا مقرر می شود چرا که تخم غذای خوبی است\nخصوص تخمی که تازه مرغ داده باشد - و به تخم مکروبات\nمضره هم خلط نمی شود مگر باید که تخم را از اندازه بسیار نخورد\nچنانکه بعض زنان نادان روز سه چهار دانه تخم بطفل میدهند.\nغالباً تخم قبض و امساک می آرد و چون طفل متواتر\nازان بخورد سختی و سوء هضم و اسهال پیش میکند و چون تخم\nد هریره بخورد هضم او خوب میگردد.\nو از سبزی باب خمیرۀ کچالو برایش مناسب است\nو باید مقدارش کم باشد مگر وقتیکه سوء هضم پیش کند\nفی الحال رجوع به تنها شیر می شود.\nهمیشه ملاحظۀ احوال طفل در تابستان و گرمی لازم است"}
{"book": "adl0133", "page": 113, "text": "۱۰۸\nچنانکه در سال اوّل نیز همین ملاحظه رعایت می‌شد هنگامیکه\nطفل بر سر میز نان و دسترخوان بنشیند هر غذائی را که\nبه بیند میل بخوردنش میکند، درینوقت برای ما لازم است\nجلو نفس او را نمانیم یله بوده هرچه خواهد بخورد وگرنه سبب مرض\nو ناجوری او میگردیم.\nازین سبب لازم است طفل را با خود یکجا\nبر سر دسترخوان ننشانیم بلکه او را علیحده نان بدهیم\nتا خلل بحفظ صحت او نرسد\nتمام شد\nبعون الله الملک الوهاب"}
{"book": "adl0133", "page": 114, "text": "* اندر اساس وسطوت دشمن رخنه پا نهاد }\nای فاتح مجاهدة تل خوش آمدی\nای در بی عدیل مجلل خوش آمدی\n* ای هستیم فدای قدوم تو خوش نژاد }\nجانم بلب رسیده و عمرم بکو تهیست\nاز ساز و برگ قوت هستی کفم تهیست\n* سرد است در همه بدنم خون اتحاد }\nاز خاندان و خویش عزیزان گذشته ام\nاز راحت و مسرت و ارمان گذشته ام\n* یا میدهم نجات تو یا سرتوان نهاد }\nافتاد در تعاقب يك عزم بس رفيع\nفرمود فکر همره و یاران خود وسیع\n* بهتر که شمه ز بیانش دهم بیاد }\nمنزلگه حیات شرافت نشان ماست\nدیدار او مفرح جسم و روان ماست\n* با من کنید از پی تخلیصش اجتهاد }\nنظاره نجات وطن خوش مسرت است\nاز بهر هرکدام شما فخر و عزت است\n* از بهر التيام جراحات این بلاد }\nاینست از برای عزیزان نصیحتم\nگویند هر یکی ز خلاصی ملتم\n* آسوده باشم از پی آرام ملك شاد }\n\nاز دگر ما مورین و منسوبین شان در باریکاب ازو شان استقبال فرمودند و جلالتمآب سفیر صاحب فرانسه وعالیقدر مستشار سفارت کبرای ایران مقیمۀ کابل در بگرامی و جمعی از افراد دگر مناطق عرض راه ازو شان پذیرائی نمودند.\nبالآخره بروز پنجشنبه دسته جات متعددهٔ تمام طبقات ملی باچهره های خندان در حالیکه لباس های نظیفی در بر داشتند کنار جادهٔ بزرگ جلال آباد را از حد تپهٔ بلخ الي وزارت حربیه که منطقهٔ پذیرائی اوشان تعیین و بچندین دروازه های عالی العال تزئین ، و تمام خط حرکت والاحضرت ممدوح به بیرقها و گلها آراسته شده بود ، اشغال و با يك وضع سرور آمیخته با ابتسامات فرحت باری مقدم این جنرال فاتح را انتظار میکشیدند.\nوقتیکه ساعت ۱۰ نیم فرا رسید حضرتعالی افخم سردار شاه ولیخان فاتح کابل بسواری موتر بارفقای همسفر خود رونق افزای سیاه سنگ شدند درین منطقه و ، ج رئیس صاحب بلدیه وسائر اعزه ومعاريف وتجار واهالي شهر که قبلا صف بستهٔ احترام بودند از ایشان استقبال خوبی نمودند والا حضرت سردار شاه و لیخان نیز با ایشان احوال پرسی واظهار تلطف و گرم جوشی فرموده"}
{"book": "adl0133", "page": 115, "text": "زیرا همیشه افراد و جماعات و ملت ها در سیر حیات خود معروض انقلابات میشوند انقلابات از خود عوامل میداشته باشد چند علت يك معلول را روی کار می آورد در حیات و زندگانی انسانها وقتیکه معلولات جدیدی بظهور میرسد اولتر علل آنرا می سنجند و ازان نتیجه و تجربه می آموزند .\nانقلابات یا بحرانهای اجتماعی دائماً عوامل کلیه و جزئیه را دار است هرگاه در يك بحران اجتماعی علل و اسباب آن بکلی فهمیده نشده و ازان جلوگیری نشود باز انقلابات یا بحران های مکرر رو میدهد .\nحالا اغتشاش و بحران وطن را نباید کسی با نظر سطحی و بدون هیچ اسباب و علل تويك امر تصادفی تعبیر کنند و ازان هیچ تجربه و نتیجه گرفته نشود .\nبرای سنجش چنین عوامل ارباب فکر و قلم همیشه بایست نظریات خود را بجامعه تقدیم نمایند خصوصاً در مواقعیکه مخصوص بدکار و یاد آوری مارا در يك اختناق شدیدی در آورده بود و برای العین می نگریم که حیات غیر محتاطانه؛ انسان را با چه مخاطرات توأم و خبط و خطا در زندگانی خواه اجتماعی و یا انفرادی باشد ، انسانرا با چه مشکلات و چه مصائب مبتلا می سازد ؟\nالبته در نتیجه اینقدر مصائب و زحمات انسان کار دیده و دانسته میشود و تجارب زیادی حاصل می نماید .\nتجارب انسان برای خود انسان محصول قیمت دار حیات و دستور زندگانی آتیه اوست اما برای انسال او علمی است که در آینده بدست آنها می افتد .\nپس گفته میتوانیم که انقلاب یا بحران وطن تجارب نافع بدست ما داده است آن تجربه عبارت از اتحاد و اتفاق و رفع نفاق و شقاق و دوری از هوسات نفسانی ، و کناره جوئی از هر ناملائمات روحی و اخلاقی ، و روی کار آوردن يك رژیم اعتدالی مطابق تماثل روحی و اخلاقی ملت ، و ائتلاف تمام طبقات روحانیون و ادبا و سیاسیون مملکت است ."}
