{"book": "adl0119", "page": 1, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنادر افغان\nشامل\nکوائفی از محاربات اعلیحضرت محمد نادر شاه پادشاه\nغازی خلدالله ملکه\nمولف: انجنیر\nسید قاسم خان مهاجر سرماتی\n[ILL]"}
{"book": "adl0119", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 5, "text": "۱ صفت سردارها\n۲ چرنده \" \"\n۳ اعلیحضرت شهید\n۴ \" \" با ملک زاده جنوبی\n۵ \" \" با متعلمین نورستانی بحث و تر و عکس دارد\n۶ \" \" یکگروپ هم صنفی مکاتب افغانستان\n۷ جمناستیک\n۸ موزیک\n۹ مشق تفنگ خنک اردلی\n۱۰ اعلیحضرت سراج الملت و الدین\n۱۱ \" \" نادر شاه شهید با صاحب منصبان افغانستان\n۱۲ امتحان ده در عساکر\n۱۳ اعلیحضرت نادر شاه شهید با ۹ کر در\n۱۴ مرحوم شهید نصرالله خان\n۱۵ طوپ حودرز\n۱۶ قوای مجاهدین\n۱۷ اعلیحضرت نادر شاه شهید در یکی از محاذه جنگ\n۱۸ یک گروپ هم در ایام جهاد\n۱۹ ایام بازگشت اعلیحضرت نادر شاه شهید از سفر با اعلیحضرت امان الله خان عکس\n۲۰ منار استقلال\n۲۱ ۲۳ صدراعظم با اعلیحضرت شهید\n۲۲ \" \" و اعلیحضرت شهید\n۲۳ سرور رعنایت الله خان\n۲۴ ایام که اعلیحضرت شهید از بنکه تشریف آورده اند\n۲۵ جلالت مآب پشر نقاب با برادرش"}
{"book": "adl0119", "page": 6, "text": "۲۶ قصر سوخته جلال آباد\n۲۷ محمد گل جان مهمند\n۲۸ سردار محمد علی جان پیروز در خوست (یکجا با)\n۲۹ .. .. علی شاه جان\n۳۰ اعلیحضرت امان الله خان\n۳۱ سردار شاه ولی خان\n۳۲ ماشین چاپ اخبار وعکس\n۳۳ وزیر علی احمد خان\n۳۴ سردار شاه محمود خان\n۳۵ سردار محمد هاشم خان\n۳۶ سردار شاه ولی خان و سردار شاه محمود خان\n۳۷ ارگ کابل که حریق گردیده\n۳۸ ورود اعلیحضرت نادر شاه شهید در کابل\n۳۹ بیعت ملت به اعلیحضرت نادر شاه شهید"}
{"book": "adl0119", "page": 7, "text": "۱ -\n۲ دی\n۳ ای\n۴ \"\n۵ \"\n۶ \"\n۷ حجم ۲\n۸ متفرقه\n۹\n۱۰ اعلان\n۱۱ \"\n۱۲ افتتاح\n۱۳ اعلان\n۱۴ مرحوم\n۱۵ مکتوب\n۱۶ قوای [؟]\n۱۷ اعلان\n۱۸ تلگراف\n۱۹ ایام [؟]\n۲۰ اخبار [؟]\n۲۱ ۲۷\n۲۲\n۲۳\n۲۴ ۱\n۲۵ جـ"}
{"book": "adl0119", "page": 8, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 9, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 10, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنادر افغان\nجلد اول\nکه مشتمل بر اجمال حیات اعلیحضرت محمد نادر شاه از ولادت\nتا بدو سلطنت میباشد\nمؤلف : برهان الدین کشککی\nتاریخ طبع اول : ۲۳ میزان ۱۳۱۰ شمسی\nدر مطبع سنگی ریاست عمومی مطابع کابل طبع شد"}
{"book": "adl0119", "page": 11, "text": "اهداء\nاین کتاب مفید که دارای معلومات نافعه و آثار مهمه و از جمله مفاخر تاریخی\nو مشتملبر اجمال حیات پر افتخار شهریار استقلال و نجات بخش افغانستان\nاعلیحضرت (محمد نادر شاه غازی) از تاریخ ولادت با سعادت شان الی\nفتح کابل و نجات وطن است و من آنرا از جراید و مطبوعات وطنی و خارجی و اسناد مهمه\nرسمی (که خوشبختانه در هنگام مدیریت خویش در اخبار اتحاد مشرقی و اخبار حقیقت\nکابل و تصدی من در دائره تحریرات حضور عصر امانی و ریاست شورا\nدورهٔ ماضی و در اثنای انقلاب) جمع آوری کرده بودم اقتباس\nو ترتیب داده بمعرض مطالعه و افادهٔ ابنای وطن که علاقه‌مندی زیادی\nبه سوانح درخشان این مرد تاریخی افغانستان دارند اهدا میکنم .\nکابل - ۲۰ جوزا - ۱۳۱۰ - برهان الدین کشککی"}
{"book": "adl0119", "page": 12, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (۲) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nاز طرف راست بجانب چپ : ــ\n(۱) سردار محمد هاشم خان . (۲) سردار احمد شاه خان . (۳) سردار محمد نادر خان . (٤) سردار محمد عزیز خان .\n(٥) سردار شاه محمود خان . (٦) سردار شاه ولیخان (۷) سردار محمد علی خان ( مرحوم )\nاین عکس تاریخی در سنۀ ١٢٦٨ شمسی گرفته شده است"}
{"book": "adl0119", "page": 13, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 14, "text": "جلد اول - نادر افغان ۱ حمد ونعت . نسب و تاریخ ولادت سردار محمد نادر خان\n\nبسم الله الرحمن الرحيم\nالحمدُ لِلّهِ الّذِي مَا لِلعَالَمِ سِواهُ خَالِقٌ وَصَانِعٌ ، وَلَا لَهُ عَمَّا يُرِيدُ\nمَانِعٌ وَدَافِعٌ ، وَالصَّلوةُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ النَّذِيرِ الَّذِي سَيْفُهُ لَامِعٌ\nوَبُرْهَانُهُ قَاطِعٌ ، وَالسَّلامُ عَلَى الِهِ الطَّاهِرِ الطَّائِعِ ، وَاَصْحَابِهِ الظَّاهِرِ النَّافِعِ\nوَعَلَى مَنْ اتَّبَعَهُمْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ السَّاجِدِ الرَّاكِعِ .\nسلسله نسب و تاریخ ولادت و تعلیمات\nجناب سردار محمد نادر خان بن سردار محمد یوسف خان که سلسله نسب\nاصولی و فروعی شان ضمیمه این کتاب ان شاء الله مرقوم میگردد ، بتاریخ حمل\n۱۲۶۲ هجری شمسی در دیره دون هند تولد یافته اند .\nامور رضاعت و حضانت اوشان تحت نظارت والد امجد شان سردار محمد یوسف خان\nو والده ماجده شان بکمال غمخواری و دلسوزی اجرا ، و بعدا جهت آموختن آداب ابتدائیه"}
{"book": "adl0119", "page": 15, "text": "تعلیم وتربیۂ عالیهٔ سردار محمد نادر خان ۲ جلد اول - نادر افغان\n\nکه لازم بچه اطفال اعزه واشراف است توجهٔ خصوصی پدر وعم معظم برادرشان مبذول\nومخصوصاً اتالیق دانشوریرا برای شان استخدام فرمودند.\nچون این دودمان معظم از روی نجابت ذاتی وشرافت فطری، طبعاً ملتدوست\nووطنخواه بودند، همین روح وطن دوستی وملت پروری را برعلاوهٔ پابندی شدید\nبامور مذهبی ومحترم شمردن همه اوامر ومقررات اسلامی در تمام اولاد های خویش\nتزریق وتتنمیه میفرمودند، وبنا برهمین ملاحظات اساسی اولیای معظم این فامیل محترم\nبامید خدمتگذاری وطن وقوم نسبت به تعلیم درست وتربیۂ صحیح فرزندان خود\nتوجه واهتمام انتهائی شانرا مبذول ومعطوف میفرمودند.\nتعلیمات ابتدائی وانتهائی سردار محمد نادر خان ودیگر برادران وعموزادگان شان\nذریعهٔ اساتذهٔ لایق اسلامی ومعلمین دانشور عصری که مخصوصاً برای شان از طرف یمین\nاولیای دلسوزشان بمعاش گزاف واعزاز ممتاز استخدام شده بودند،\nدرمحل نشیمن شان بتکمیل رسیده است:\nاز دیدن مناظر رذیله، گشتن به اطراف وحوالی عادات قبیحه، جداً ممنوع ومحروم\nحتی در مواقع تفریح هم تحت نگرانی اتالیق مخصوص، و یکی از اولیای امورشان بوده،\nبر حرکات واوضاع سردار محمد نادر خان ودیگر اخوان وعموزادگان عالیشان اوشان،"}
{"book": "adl0119", "page": 16, "text": "تعلیم و تربیه سردار محمد نادر خان\n۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nنیز نظارت دلسوزانه جاری، و نسبت بتعدیل و اصلاح هر نوع اعمال شان توجه\nکافی کرده میشد .\nچنانچه بواسطه همین تعلیم و تربیت صحیح وحسن مراقبت، تمام افراد اینخاندان\nمجسمه اخلاق و دیانت و صفات عالیه گردیدند .\nدر فرصتیکه تفریح و ساعت تیسری این سرداران عالی مستلزم میشد و\nتقویه جسمانی و تهیه استعداد عسکریت، ریاضت بدنی و زحمت کشی و حرکت را\nبرای اوشان ایجاب مینمود عنداللزوم از طرف صبح و عصر عموماً و در ایام تعطیلات\nعمومی زیاده تر به سیر نمودن و شکار کردن و کوه پیمائی و جنگل نوردی مشغول میشدند\nو بعضاً بزیارات متبرکه تشرف میجستند .\n\nعلت مسافرت\nخاندان سردار یحیی خان از افغانستان\n\nدر عصر امیر محمد یعقوب خان که از اوضاع ناگوار خود مورد عتاب پدرش امیر شیر علیخان\nشده هفت سال تمام را در انواع زحمات و مشقات، بمحبس گذرانیده تماماً\nقوای فکری و اداری خود را فنا ، و بضعف اعصاب و امراض دماغی مبتلا بود، در"}
{"book": "adl0119", "page": 17, "text": "علت مسافرت خاندان سردار یحیی خان ٤ جلد اول ـ نادر افغان\nموقع عزیمت امیر شیرعلیخان بمزار از طرف پدرش وکیل دار السلطنه، و بعد\nوفات او در ربیع الثانی ١٢٩٦هـ ق با مارت رسید اولا بکشیدن آن افواج انگریزی\nکه موجب حرکت پدرشان مرکز شده بود، بشرائطی چند پرداخت، متعاقباً از\nخود غرضی کاردارها و آشوب پسندی لشکرها، انقلاب شدیدی واقع شد\nکه در آن (سرهیوی کیوناری) سفیر انگیر مقتول، و تکرار قوای انگریزی جهه خونخوا\nنمایندۀ خود بر افغانستان تجاوز کرد .\nامیر محمد یعقوب خان ازین بی جلو شدن عساکر و نفاق اندیشی مأمورین، و\nمخالفت انگیزی سرداران قوم، زیاده تر عصبانی و از ادارۀ امور مأیوس شده\nبشرحیکه در صحیفۀ (٣٥٣) جلد دوم سراج التواریخ مرقوم است، دست از کار\nکشیده شد، این استعفای او که ناشی از ضعف باغی او بود بر ملت افغانستان\nاثر بد انداخت، تمام عشائر و قبائل افغانی بشدت بر علیه قوای انگیر شوریدند .\nانگریزها این آشوب را از طرف اَعزه و معاریف و متنفذین افغانستان دانسته\nعدۀ از آنها را شهید، و بعضی را حبس، و خود امیر محمد یعقوب خان را با متعلقین آن\nو دیگر سرداران و قائدین با رسوخ وطن بتخت الحفظ بهند بردند، که در ان ضمن خاندان\nسردار یحیی خان هم (که صبیۀ او شان حرم امیر مذکور بود) از وطن محبوب شان اخراج شدند ."}
{"book": "adl0119", "page": 18, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (۶) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nاین گروپ تاریخی در سنه ۱۲۷۷ ش گرفته شده است\n\nصف اول از طرف راست بـچپ: (۱) سردار شیراحمد خان. (۲) سردار فتح محمد خان (۳) سردار معظم یحیی خان. (۴) سردار محمد سلیمان خان\n(۵) سردار محمد عزیز خان\nصف دوم از طرف راست بـچپ (۱) سردار شاه محمود خان (۲) سردار نور احمد خان (۳) سردار محمد هاشم خان (۴) سردار محمد نادر خان\n(۵) سردار شاه ولیخان (۶) سردار علی محمد خان (۷) سردار احمد شاه خان"}
{"book": "adl0119", "page": 19, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 20, "text": "جلد اول - نادر افغان\nرفتار شریفا نه خاندان نادری در خارج\nدر هند هم بنابر همین نسبت خویشی، محل توقف امیر محمد یعقوب خان و سردار یحیی خان در دیره دون تعیین شد، ولی سردار معظم یحیی خان و باقی افراد این دودمان عالیشان با وجود همان نسبت قرابتیکه در بین آنها ده سال قبل ازین درعصر والدش امیر شیر علیخان پیدا شده است، چون با اوضاع و طرز عمل محمد یعقوب خان از ابتداء موافقت نداشتند و همه حرکاتش را بنظر تخالف و تأسف دیده بخبط و خطاهای سیاسی او را ملامت میکردند، با اینکه هر دو خاندان در یک منطقه اقامت داشتند با همدیگر حرف زدن و مخالطت کردن در کنار، حتی بسالها همدیگر را نمیدیدند و سرداران عظام از رفت و آمد و خلا و ملا اطفال خود با اولاد او مخالفت و جدا این موضوع را مراقبت میفرمودند .\nگذاره نیکو و رفتار شریفانه خاندان نادری\nچون اعلیحضرت ضیاءالمله والدین درطی دیگر اطلاعاتیکه از عامه مجاری امور میگرفت، از گذاره و چگونگی آن اعزه افغانی که در خارج سکناگزین بودند بیشتر معلومات موثقه را اکتساب میکردند، لذا درین سلسله از حسن گذاره و پابندی اوامر اسلامیه و رعایت عرف و عادات افغانیه خاندانی سردار یحیی خان نیز معلومات صحیحی\n(٥) - دل آغـا ه و افـغـان (٦) سـر دار مـحـمـد عـلـیـخـان (٧) سـر دار احـمـدشـاه خـان"}
{"book": "adl0119", "page": 21, "text": "رفتار شریفانهٔ خاندان نادری در خارج\n۶\nجلد اول - نادر افغان\n\nدائماً باو شان مواصلت میکرد . .\nتا اینکه بعلم الیقین دانستند که این دودمان عالی در بین همهٔ آن خاندان‌های افغانی که\nدر خارج مسکن دارند ، واحد خاندانی است که بدین و وطن و ملت خود محبت دارند\nو در آن عالم غربت بکمال شرافت و استقامت طورے امرار حیات، و چنان\nگزارۀ اوقات شانرا مینمایند که موجب تحسین از خود و بیگانه و عموماً باخلاق عالی شان\nمعترف اند .\nبر علاوهٔ آن در بین این خاندان عالیشان یکعدهٔ کافی از جوانهای صاحب\nتعلیم و تربیهٔ عالی که داراً تمام خصائص اسلامی و افغانی میباشند نیز موجود است،\nکه برای وطن مطهر خدمات با صداقت ، و برای ترقی افغانستان زیاده مصدر\nفعالیت خواهند شد ، ازین جهة در اواخر سلطنت خود یک دعوتنامهٔ احترام\nکارانه را بنام سردار صاحبان تحریر و از اوشان خواهش کرد تا با آل و اولاد\nو تمام افراد خاندانی خود عازم وطن محبوب خویش شوند و هم این موضوع را رسماً\nبحکومت هند نگاشت تا در فراهم آوری تسهیلات لازمهٔ سفریهٔ آنها\nمساعدت کند ."}
{"book": "adl0119", "page": 22, "text": "ورود و پذیرائی خاندان نادریه بافغانستان ٧ جلد اول - نادر افغان\n\nورود خاندان نادری\nبکابل\n\nچون این دودمان عالیشان بنابر رفع آن ایجابات سیاسی که موجب عزلت و گوشه نشینی شان در خاک اجنبی واقع شده بود، بملاحظه اینکه وطن از تجربه و دانش و خدمات و رویه بی آلایش آنها مستفید، و ملت از کار روائی شان طوریکه از آبا و اجداد معظم شان دیده بودند بهره ور شود در سنه ۱۳۱۹ قمری وارد خاک مقدس وطن شدند، از طرف تمام اعزه و مشاهیر وطن و مأمورین رسمی حکومت، در عرض راه و خود کابل پذیرائی را که در خور شان و احترام آنها بود مورد شدند.\nبر علاوه آن این ذوات از طرف شخص پادشاه و عامه زعمای امور آنوقت باعزاز و تکریم معقول قبول شده تمام املاک و اراضی و مایملک شان که امانتاً در دست حکومت بود برای شان ابدا گردید.\nدر مقاربت و توصل با اوشان تمام اعیان و اشراف افغانستان بهمدیگر سبقت و بسا مخدرات با عفت را در سلک ازدواج جوانان صاحب تعلیم و تربیه این دودمان صاحب دیانت مسلک نمودند، و اکثریه مائل و راغب به خویشاوندی"}
{"book": "adl0119", "page": 23, "text": "ورود و پذیرائی خاندان نادرجی بافغانستان ۸ جلد اول ـ نادر افغان\nو مواصلت با عقائف صواحب عصمت این دودمان نجیب هم بودند، ولی\nحسب عادت مستمره که از قدیم الایام در بین این سرداران ذوی الاحترام،\nمعمول است، آنها کمتر بیچه مواصلت ها که خارج از افراد خاندانی شان میبود\nرغبت، وعلی الاکثر سلسله مناکحت بنین وبنات شانرا در خود افراد فامیل جلیل\nشان اجرا و تعمیل مینمودند .\nتنها بنابر اصرار و استرجای بار بار والده و همشیرهای اعلیحضرت سراج الملة والدین\nو میلان طبع همایونی که بر علاوه توحد سلسلۀ نسبی و نسبت قریب خاندانی، یک\nعلاقه جدید مواصلتیکه موجبات مزید تحکیم محبت و صمیمیت را بین اعلیحضرت و این سلاله\nصاحب عفت فراهم آورد، کریمه سردار صاحب محمد یوسف خان (که یک عالمه\nفاضله و زباندان عاقله و صاحبه تقریر و تحریر بودند) در حباله نکاح شهریاری آمد و بکمال\nتزک و احتشام مراسم این عروسی بجا آورده شد، خطاب این صبیّه عفیفه که در\n١٣٢٠هـ عقد نکاحش با اعلیحضرت امیر حبیب الله خان بعمل آمده از طرف اعلیحضرت\n(علیا جناب) گذاشته شد، از بطن ایشان شهزاده اسد الله خان در ١٣٢٨هـ\nقمری هجری تولد یافت .\nعالیجنابان سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان خاصه و باقی افراد"}
{"book": "adl0119", "page": 24, "text": "شمولیت سرداران عالی بخدمات وطن\n۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nاین دودمان عالیشان عند اللزوم بحضور پادشاه مدعو و مشرف، در مجالس مهمه\nو تقاریب رسمیه و تفریحیه دائماً بحیثیت رفیق صمیمی بنام مصاحب حواشی اعضای\nدربار پادشاهی شامل میبودند و در هر شعبه که بحث و مذاکره می افتاد ، افکار\nمعقول و نظریات مقبول آنها موثر و نافع افتاده موجبات رضا و خورسندی\nپادشاه را حاصل ، و تحسین و آفرین دیگر زعمای امور را نائل می شدند، حتی همه آثار\nمدنی و عمرانی و غیره که از محصولات مفیدهٔ عصر سراجیه گفته میشود، در اثر پیشنها\nدای نافعه و مشوره های خیراندیشانهٔ همین حضرات سرداران عظام جناب\nمحمد آصف خان و محمد یوسف خان بعمل آمده است.\nالحق که این ذوات عالی صفات دائماً برای منافع مملکت و فراهم آوری رفاه و\nآرامی ملت و رفع تکلیف و مضرت بسیار ساعی و کوشان بودند، و عموم مردم\nخاطرهای شیرین حسن اخلاق و خیر اندیشی ها و همدردیهای اوشان را بخاطر دارند.\n\nشمولیت سرداران عالی\n(در خدمات موطن آبائی شان)\n\nرفته رفته این دودمان عالی از عقل و فراست خدا داد و وسعت نظر و\nخیراندیشی و حقائق گوئی و جذبات ملتخواهی و حس وطن دوستی خود هر روزه"}
{"book": "adl0119", "page": 25, "text": "شمولیت سرداران عالی بخدمات وطن\n۱۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nدر موقعیت و احترام خود می افزودند و توجّه قدر شناسانه پادشاه و دیگر\nذوات خبرت آگاه را بخود جلب میکردند و مشارکت رسمی و معاونت اساسی\nآنها را در انجام خدمات وطن بشدّت بر اولیای امور آنوقت مستلزم و ایجاب\nمینمودند.\n\nچنانچه این پرتو دانش و صمیمیت ملّی سرداران عظام و کیاست و فهم و\nاطوار عالی سردار محمد نادر خان، رئیس حکومت آنوقت را باین مسئله وادار\nکرد تا نه تنها در اعزاز رسمیه، و احترام مقتضیهٔ این خاندان بیفزایند و در همه\nامور مملکت داری آنها را سهیم و شریک قرار دهند زیرا که فکر رسای آنها\nدر همه شعبه‌های آن بسیار خوبی از نقطهٔ نظر خیراندیشی ملت و منفعت جوئی\nحکومت بخوبی میرسید، بلکه دگر افراد خورد و بزرگ این دودمان را هم باید حتماً در\nخدمات مملکت فراهم آوری موجبات مسرّت رعیّت حصّه بدهند.\n\nدرینجا چون مقصود از نگاشتن واقعات عمده است که بحیات سردار محمد نادر خان\nربط و تعلق دارد، از ریخته قلم از اعطای توضیح انواع قدردانی و مقرّریهائی دیگر\nافراد دودمانی شان نکول کرده بناظرین محترم وعده میدهد که ان شاء الله\nاختصار حیات و خدمات و مفاخر آنها را اخیراً در ضمیمهٔ این مجلد اول می نگارد و فعلاً"}
{"book": "adl0119", "page": 26, "text": "دوره کندکشری سردار محمد نادر خان ۱۱ جلد اول - نادر افغان\n\nبتذکار اجمال حیات نادری از بدو شمولیت رسمی شان در خدمت افغانستان تا انجام آن خدمت خیلی عالی و قیمتدار شان که بموقع حدوث انقلاب در نجات قوم و وطن از گرداب رنج و محن فرموده اند تصمیم میکند. بعون الله تعالی.\n(اولین منصب نظامی سردار محمد نادر خان)\nچون ذاتاً سردار محمد نادر خان از آوان طفولیت الی سن بلاغت بیش بهدف زدن و شکار کردن و کشیدن انواع ریاضت و زحمت که لازم یک جوان افغان عسکری مشرب میباشد، خیلی عادی و صاحب مهارت است و مبادی تعلیمات علمی و عملی قشونی را هم از اولیای شجاع خود (که در چندین مواقع حرب و ضرب آنرا اموخته و تجربه کرده اند) یاد گرفته است، و هم از شوق فطری خود و علاقمندی زیادیکه درین مسلک شریف دارد، مطالعات شان در فن جلیله عسکری مکمل است، و هم از موقع ورود شان به افغانستان الی الان زیاده تر بدیدن پریت ها و مشق های نظامی و نشست و برخواست باصاحب منصبان افغانی عادی شده اند، و هم در موقع شمولیت بدربار پادشاهی زیاده تر بامور عسکری دلچسپی خود را نشان میدهند، وعلی الاکثر در موقع شرفیابی پادشاه در اطراف مسائل حربی و نظم و نسق قوای نظامی بیانات میدهند."}
{"book": "adl0119", "page": 27, "text": "دوره کند کشری سردار محمد نادر خان\n۱۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nلذا علحضرت سراج الملة والدین نظر باہلیت و لیاقت و کفایت این\nسردار صاحب شجاعت، اوشان را در اواخر ۱۳۲۱ قمری مطابق ۱۲۸۲ شمسی\nبمنصب «نرینشری» کند کشری در سپور اردلیان حضورش منصوب نمودند .\nدر حین این تقرر در محضر والدامجد وعم معظم شان شجاعت مآب\nمحمد نادر خان را ازین موضوع مطلع نموده گفتند که «فعلاً شما را در اسپور اردلیان\nحضورم کرنیل مقرر کردم ، تا ازین چیزهائیکه در شعبه نظام از آن بحضورم اعلام میکنید\nعملاً بحکومت و ملت خود امتحان بدهید و این نفری را که تحت امر شما مقرر میکنم\nمطابق فکر و آرزوی خود تعلیم و تربیه کنید» .\nشجاعت مآب سردار محمد نادر خان ازین اشتراک رسمی خود در خدمات وطن\nو اختصاص سلگیکه او را نهایت عزیز و مقدس میداند ، و از مدتیست که در اطراف\nآن مصروف معلومات واکتساب عملیات هست ، خیلی مسرور و متشکر شده\nبکار نظام بکمال فعالیت و جدیت اقدام کرد .\nدر تعلیمات عملی ، نظری ، اجرای ریاضت بدنی ، مانوره های عسکری ، تعمیم\nهدف زدن ، شطارت ، فعالیت و تعلیم اموریکه دانستن آن برای هر فرد عسکری\nلازمی است ، در اندک فرصت قطعه منصوبه خود را از سایرین بهتر، و در همه شعبات"}
{"book": "adl0119", "page": 28, "text": "دوره غندمشرى سردار محمد نادر خان ۱۳ جلد اول - نادر افغان\n\nلازمه مطابق مقتضیات عصریه، آنها را تربیه، و حسن عملیات نظامی خود را\nعلناً مشتهر فرمودند.\n\nترفيع شجاعت مآب محمد نادر خان\n(به غندمشرى)\n\nشخصاً اعلیحضرت سراج الملة و الدین از اجراآت و زحمت کشی شجاعت مآب\nمحمد نادر خان بالعموم نظارت میفرمودند، و همه این تطبیقات مفیده عصریه نادر را\nدر نظام، بنظر محبت دیده اوشانرا تحسین، و در فراهم آوری تسهیلات\nلازمۀ آن اوامر میدادند، و بتعدیل بعضی تعلیمات هم بشجاعت مآب موصوف\nنظریه خود را میدادند، و هم در وسعت معلومات اوشان بذل مساعی میفرمودند.\n\nدر عین زمان خود کرنیل موصوف (با اینکه تعلیمات اوشان بالنسبة بآن\nعالی و مکمل بود) در خواندن اثرات نظامی و اتخاذ اصول و مقررات عساکر تازه\nدنیا نیز خیلی جد و جهد میفرمودند.\n\nبعد از اینکه اوشان در تعلیم و تربیه و ضبط و ربط قطعه منسوبه خود طوری کسب\nموفقیت کردند که نه تنها شخص پادشاه، و زعمای امور آنگاه، بلکه عموم عسکر و سپاه\nحسن تعلیم و تطبیقات این جوان کارآگاه را تحسین و تصدیق میکردند، و زحمت کشی"}
{"book": "adl0119", "page": 29, "text": "دوره غندمشری سردار محمد نادر خان ١٤ جلد اول نادر افغان\n\nو وظیفه شناسی او را آفرین میگفتند، از حضور پادشاهی در صله این مساعیات\nقدردانی شان، به ترفیع منصب شد، و در اوائل ۱۳۲۳ ق مطابق ١٣٨٤ شیر\nبه منصب برگدی (غندمشری) در اثر همان فعالیت و زحمت و صداقت خود\nترفیع یافتند و یک نشان خدمت را هم حاصل نمودند.\nدرین موقع باز از حضور همایونی، در محضر پدر و عم و دیگر منسوبین خاندانی شان\nو عامه زعمای امور از صنف ملکی و نظامی، بعد از اظهار مسرت از مجاهدت\nو فعالیت شان، این خدمات آنها را باعطای ترفیع تقدیر، و به اوشان توصیه\nکردند، تا در مزید تعلیم و تربیه نظامیان حضوری بذل مساعی کنند، و منتظر مزید\nنوازش حکومت و تقدیر ملت باشند.\nحضرت محمد نادرخان غندمشر ازین قدردانی پادشاهی اظهار مسرت\nو از توسیع دائره خدمتش شکرگذاری کرده، از خداوند توفیق خدمت و\nفعالیت را برای خود خواستار شده از ذات پادشاهی رجا کردند تا الآن\nکماکان در فراهم آوری تسهیلات مطلوبه، و معاونت های اخلاقیه باو مساعدت\nفرمایند، اعلیحضرت پادشاهی هم این تمنای اوشان را بکمال محبت پذیرفته گفتند\nکه «شما را طوریکه من الی الآن کرنیل حضورم دانسته با شما در هر امر کمک و معاونت"}
{"book": "adl0119", "page": 30, "text": "دوره غند مشری سردار محمد نادر خان\n۱۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nمیکردم، بعد ازین نیز شما را ارجمند عزیز الوجودم دانسته غند مشر حضورم مقرر کرده\nدر رفع هر نوع مشکلات و اعطای تسهیلات لازمه بشما کمک میکنم امید دارم\nکه بعد ازین لیاقت فطری شما محتاج معاونت و نظارت من نخواهد بود».\nدرنجا باندازه که حلقه مجاهدت حمیت مند موصوف وسعت کرد، بهمان\nپیمانه مراتب خدمت و فعالیت و زحمت خود را افزونی داد و کند کشرهای\nدرست و تولیمشرهای خوبی را در مفرزات ما تحت خود از اشخاص لایق\nمقرر فرموده راجع بتعلیم و تربیه و همه مقررات نظامیه غند منسوبه خود بیش از پیش\nبذل مقدرت ورزید، و دائره تعلیم و اعمال نظامی خود را هم بلند گرفت،\nشب و روز بجز از فکر ترقی و پیشرفت عسکر و افزونی مطالعات و بلند بردن\nمعلومات خود، و صاحب منصبان ما تحت خویش دیگر مشغله نداشت تا اینکه\nدر ظرف دو سال و چند ماه در چندین مواقع از امتحان قابل تقدیر و نمایشهای\nبی نظیر، غند مربوطه خود را بهترین افراد عسکری افغانستان تمثیل کرد، و خود را\nباین وسیله مورد تقدیر و تجلیل عمومی قرار داد.\n\nمحمد حبیب و رمان\n۱۵ / ۸ / ۱۳۱۰"}
{"book": "adl0119", "page": 31, "text": "مجاهدت نادری در موقع سیاحت پادشاهی\n١٦\nجلد اول - نادر افغان\nاظهار لیاقت عسکرانه و جذبات عالیجنابانه جمعیت بنیان\nمحمد نادر خان\nبتقریب سیاحت پادشاه\nافغانستان\nدر موقعیکه اعلیحضرت امیر حبیب الله خان در ١٣٢٤ ق مطابق ۱۲۸۵ ش\nبدورۀ هند تصمیم کردند، و یکعدۀ از اعیان و اشراف افغانستان بمعیت ایشان\nدر آن سیاحت مشارکت داشتند، حصۀ مهم این رفقا و مصاحبین شهریار را\nافراد معظم این خاندان عالیشان تشکیل کرده بود، که در آن ضمن جمعیت مند محمد نادر خان\nنیز که بحیثیت نمایندۀ عسکری افغانستان شامل، و از فعالیت و کیاست و\nوظیفه شناسی خود، در تمام دورۀ امصار و بلدان مشهور هندوستان،\nنام و شرف عسکری افغانستان را بدرستی تثبیت و رضا و مسرت شهریار را\nبوجه احسن تحصیل، و ضبط و ربط و فوقیت تعلیمات نظامی مربوطه اش را (که\nامتحانات آنها در وطن مکرراً از طرف قرین الشرف گرفته شده بود) در مقابل\nقوای اعزازیه حکومت انگریز که در همه مواقع جهت پذیرائی همایونی تشرف میجستند،"}
{"book": "adl0119", "page": 32, "text": "ترفیع جناب محمد نادرخان بمنصب جنرالی\n\n۱۷\n\nجلد اول - نادر افغان\n\nتمثیل و اوند !\n\nهکذا بعد از فراغ سیاحت هند در اثنای دورهٔ ولایات و حکومتیها\nافغانستان که در سنهٔ ۱۳۲۵ ق مطابق سنهٔ ۱۲۸۶ ش از طرف همایونی اجرا بشد\n( و در آن سیاحت تاریخی هم بر علاوه همرکاب بودن حمیت مآب محمد نادرخان\nغندمشر حضور، سرداران معظم و دگر ذوات محترم این خاندان فخـم\nهم برفاقت و همراهی موکب پادشاهی ملتزم بودند ) نیز خدمتگذاری ، و\nزحمت کشی و علاقه مندی حمیت مند محمد نادرخان و قطعات عسکری\nمربوطهٔ این ذات عالی صفات، اسباب مسرت و خوشنودی شهریار را\nفراهم آورد، و برعلاوهٔ آن حسن تدقیق و تعمیق و اطلاع گرفتن این درگاه حضور\nاز تمام مجاری امور عسکری و ملکیتی (عام از اینکه جزوی میبود یا کلی) ذات\nشاهانه را بآتیه درخشان وجوهر عقل و ذکای فراوان خود امیدوار ساخت.\n\nتقدیر خدمات منیع حمیت مآب محمد نادرخان\nبه ترفیع یافتن شان بمنصب جنرالی\n\nنظر به مساعیات جمیله و خدمات عالیه که از حمیت انتساب محمد نادرخان\nغندمشر حضور، در امور نظامی مشاهده شده، و فعالیت جراری و بیداری که"}
{"book": "adl0119", "page": 33, "text": "داوطلبی جانمجی نادرخان جهته سرکوبی اسرار جنوبی ۱۸ جلد اول - نادر افغان\n\nدر سیاحت هند، و وظیفه شناسی و دانشموری که در هنگام دورهٔ داخله\nافغانستان بملاحظه پیوسته، و کفایت و لیاقتی که از وجود خبرت آمودش هویدا\nبود، در سنه ۱۳۲۶ ق مطابق سنه ۱۲۸۷ ش بمنصب منیع جرنیلی ( لومړی )\nحضوری عز افتخار یافتند، ومیدان مجاهدت ومساعیات قیمتدار این عسکر\nهوشیار بسیار وسعت پیدا، وشب و روز تمام قوا و حواسش را، اصلاح\nتنظیم و انضباط و استواری امور عسکری مشغول میداشت ! و دائماً در\nتعلیم و تربیه و تقویه صوری و معنوی نظامی مربوطه اش بذل مساعی میورزید.\nداوطلبی عالیشان شجاعت مآب محمجنی نادرخان\nدر موقع عصیان و سرکشی اشرار جنوبی\nدر فرصتی که عالیشان شجاعتمآب محمد نادرخان حسب مطلوب ، در تنظیم\nو تنسیق آن عساکر خاصه حضوری که تحت قیادت و اداره شان بود، کسب\nموفقیت کرده بودند، واقعه بغی منگل در اواخر سنه ۱۳۲۹ ق مطابق سنه ۱۲۹۰ ش بظهور\nانجامید، و طور فضای سمت جنوبی را مکدر ساخت که یک قلم مأمورین محلی\nو قوای نظامی متعینه سمت جنوبی ، از جلوگیری و استیصال آن عاجز و پریشان\nماندند، وفکر علحضرت امیر حبیب الله خان را هم نهایت سراسیمه و حسیات"}
{"book": "adl0119", "page": 34, "text": "داوطلی سردار محمد نادر خان جهت سرکوبی اشرار جنوی ۱۹ جلد اول- نادر افغان\n\nدیگر زعماسے امور را نیز حیران و واله ساخت، چرا که سردار محمد اکبرخان حاکم\nاعلای جنوبی در خوست، و شاغاسی خواجه محمدخان در جاجی، و ناظم دوست محمد خان\nدر گردیز با عدهٔ زیاد عسکری و ملکی در هرنقطه محصور و قلعه بند، و چاره کار بر آنها\nحصر شده بود، و خود سری و سفید چشمی اشرار جنوبی بدرجهٔ نهائی رسید بود\nچنانچه قوای محلی جنوبی را تماماً مجبور و محصور کرده، در صدد تجاوز بر مرکز بودند،\nتا اینکه کوتل \"تیره\" را هم اشغال و راه آمد و شد و مخابرهٔ مرکز را با جنوبی مسدود\nنموده بودند.\nاز همین جهته بود که درین سال برخلاف معمول، حرکت هیئت همرکابی اعلیحضرت\nاز مشرقی محض جهته حفظ ما تقدم و اتخاذ ترتیبات دفاعیه پیشتر واقع شد، و در\nعین زمان قوای قومی مشرقی را بصورت فوری جمع آوری نموده بآنها شخصاً اعلیحضرت\nبالنفسه به سرکوبی اشرار تشویق و تحریص میدادند (۱) و در نظر داشتند که دیگر اقوام\nو عشائر ملی را هم وادار نمایند، تا در سرکوبی اشرار جنوبی مشارکت ورزند.\nچرا که بملاحظه عدم موفقیت آن قوای مکفیهٔ عسکریه عصراجیه که در موقع\nبروز این واقعه در جنوبی بودند، از عسکری یک قلم مایوس ومتیقن شدند،\n\n(۱) ملاحظه شود نطق اعلیحضرت به صفحه (٤) شماره (١٥) سال اول سراج الاخبار، و برای مزید اطلاع شماره ٤ و قرینه آن."}
{"book": "adl0119", "page": 35, "text": "داوطلبی جنرال محمد نادرخان جهت سرکوبی اشرار جنوی ۲۰ جلد اول - نادر افغان\n\nکه نشانیدن این جوشش مخالفت ذریعه قوای عسکری محال، وحتماً باید این قضیه\n\nبقوای قومی انفصال یابد .\n\nولی در یک دربار خاص الخاص که در موضوع سرکوبی اشرار و استیصال\n\nاین واقعه جنوبی منعقد شده بود ، عالی‌شان شجاعت بنیان جنرال محمد نادر خان ،\n\nبکمال رشادت و جلادت بحضور اعلیحضرت جذبات سرشار عسکریتش را ضبط\n\nناکرده قبل از پرسان مردانه وار این بیانیه را عرض نمود :\n\n\"اعلیحضرتا ! این واقعه آنقدر مهم نیست که شما راجع به جلوگیری و چگونگی\n\nنتایجش اوقات قیمتدار تان را صرف میکنید ، و از بحث و کنگاش زیاد\n\nبخود درد سر را عائد میفرمائید ،،\n\n\"اگر اجازه اعلیحضرت باشد که من بشرف این خدمت پر مفخرتی که از سالیان\n\nدراز آرزو مند آنم ، امتیاز و افتخار یابم امید است که بفضل خدا و حسن نیت شما\n\nدر فرصت قلیل ، این اشرار را خوار و ذلیل و همه امور جنوبی را حسب دلخواه اصلاحاً\n\nو تعدیل میکنم .\"\n\n\"اعلیحضرتا ! بسیار ممنون و متشکرمیشوم تا از جلب قوای قومی منصرف و تنها\n\nبا نجام این خدمت این خادم خود را با عسکری که خودم تربیه کرده ام مأذون فرمائید"}
{"book": "adl0119", "page": 36, "text": "اعزام نادری جهتہ سرکوبی اشرار جنوبی\n۲۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nتارقیه بمعاونت پروردگار، دود از دمار آن اشرار یکه بملت و حکومت قویجه\nخود اضرار را وارد میکنند بکشم، و وظیفهٔ ملیت و عسکریت خود را بدرستی\nایفا کنم \".\nاولاً اعلیحضرت و زعمای امور باین عریضهٔ شفاهی جرنیل حضوری چندان\nعطف توجّه نکردند، و یا تصوّر داشتند که این عسکر هم مانند عساکر جنوبی\nکاریرا از پیش برده نمیتوانند، جناب جنرال از دربار برگشته علی الفور این\nمطلب را در یک معروضهٔ خود نگاشت و محض جهتہ قبول و اجابت آن چند\nاز اعیان دربار را هم باین مسئله وادار کرد تا در اخذ اجازهٔ این فقره با او همنوا\nکنند.\nو در فرستادنش برای خدمت ملت و مملکت در جنوبی بحضور عرض الحاح باصرار\n\nمسروریت شاهانه ازین جذبهٔ عسکرانه\nجنرال محمّد نادر خان\nو اعزام شان جہتہ انطفاے نائره شرارة\nبه سمت جنوبی\n\nپس از تقدیم شدن این عریضه و اجازه دادن ذات شاهانه برای جناب\nجنرال، همچنان که عالیشان شجاعت بنیان محمّد نادر خان ازین امتیاز شان"}
{"book": "adl0119", "page": 37, "text": "اعزام نادری جبهه سرکوبی اشرار جنوبی\n۲۲\nجلد اول - نامه افغان\n\nبخدمت وطن و نائل گردیدن خویش به تمنا و آرزو ئیکه از مدت مدید انجام\nآنرا بخاطر می پرورانید، بمسروریت و مشکوریت زیاد هم آغوش گردید، اعلحضرت\nامیر حبیب الله خان هم ازین رشادت و حس عسکریت و جذبات ملیت\nاین جنرال خجسته خصال خود فوق العاده مسرور و مشکور گشته بلانها یتحبت\nو احترام او شانرا در دل خود جا دادند، برعلاوه آن همه ذوات بزرگ حکومت\nاز ین حس شریف این جنرال صاحب توصیف، تعریف ها نموده، دعای\nموفقیت و کامیابی آنها درین داو طلبی اوشان، از درگاه رب منان\nورد زبان خورد و کلان افغانستان بود !\nبالجمله جنرال با یک غند از عساکر غسوبه خویش و اختیارات تام و\nتشکیلات عالی و امور تشریفاتی که شخصاً از طرف قرین الشرف همایونی،\nاز قبیل میتخندست و فراش و آبدار و چایدار و طباخ و غیره تخصیص و تعیین شد بود\nعازم صوب مقصود شدند .\nچون واقعات این سفر مظفریت اثر سنه ۱۲۹۱ بغی جنوبی را در همان موقع\nشخصاً جناب جنرال نیکو خصال بقلم حقایق رقم خویش بصورت یک را پور\nمختصر بنا بر درخواست فاضل شهیر محمود بیگ خان سرمحرر و مدیر اخبار تحریر کرده"}
{"book": "adl0119", "page": 38, "text": "اعزام جنرال محمد نادر خان بسمت جنوبی\n۲۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nو در سراج الاخبار افغانیه عیناً منشور گردیده است ناظرین میتوانند که کوائف\nمفصل این فتوحات و مظفریتهای جناب مستطاب جنرال محمد نادر خان را\nدر ان ملاحظه فرمایند (۱)\nدرینجا راقم الحروف محض جهة ارتباط وقائع خلاصةً ازین مساعی جمیلهٔ نادری\nباستناد همان منشورات رسمی و اخباری که الی الآن موجب افتخار جهان\nعسکری است، قرار آتی تذکار میدهد:-\nخلاصه این جنرال شجاعت مثال بتاریخ ۲۳ جمادی الاول با عزاز و احترام مخصوصی\nاز دارالسلطنهٔ کابل حرکت و شب ۲۴ را جهة تهیه و تکمیل لوازم ضروریه ولایتی گذرانید\nفردای آن با ترتیبات مخصوصی از انجا سفر و شب ۲۵ را در چهارآسیا و شب\n۲۶ را در محمد آغه لوگر منزل گرفتند.\nبعد از موصلت در حدود لوگر از یکطرف جناب جنرال باخذ ترتیبات لازمه عسکری\nاز قبیل مقرر کردن هیئت های استکشافیه و اعزام پیشدارهای عسکریه و غیره مصرف\n\n(۱) ناظرین درین مورد صحیفه ۳ و ۴ شماره ۱۸ سال اول سراج الاخبار منطبعه ۲۸ جوزا و شماره ۴\nسال دوم سراج الاخبار منطبعه ۱۹ عقرب ساله ۱۲۹ کابل را ملاحظه کنند، برعلاوهٔ این معلومات مفصلی که راجع\nبه اجراآت وطنخواهانهٔ نادری درین شماره و دگر شماره های سراج الاخبار افغانی مرقوم است، ذکر این مجاهدت\nعالی المال جناب جنرال در ضمن یک قصیدهٔ طویلی که در صحیفهٔ ۱۴ شمارهٔ ۱۸ سال اول تاریخی ۲۷ جوزا منطبعهٔ\nکابل موجود میباشد نیز مشرحاً مرقوم است ."}
{"book": "adl0119", "page": 39, "text": "اخطار نامه مهمه نادری بعنوان اقوام جنوبی\n٢٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nمقدرت ورزیدند، واز جانب دیگر مکاتیب متحد المال را که تماما مشتمل بر مواعظ خیر\nاندیشانه بود باسمی سرکردگان سائر اقوام و عشائر جنوبی نگاشتند و در ان عموم اهالی را\nاز اثرات وخیم این سرکشی که از طرف بعض اقوام آن نواحی بنا بر غلط فهمی و یا مجبوری\nسرزده است مشرحاً و مفصلاً دانا ندند.\n\nاخطار نامه مهمه نادری بعنوان اقوام جنوبی\nدرین دعوتنامه ای اصلاحیه نادری این نکته بعموم اهالی آن خطه خاطرنشان\nشده بود :-\n\n«چون حکومت آرزومند تباهی و بربادی شما اقوام نمیباشد، این خیرخواه قوم\nو هیچخواه افغاستان از مرکز جهت اداره و تنظیم رشته های از هم گسسته سمت جنوبی\nو تنویر اذهان آنانیکه بنا بر غلط فهمی و یا نادانی بسرکشی و مخالفت با حکومت اسلامی خود\nقیام دارند، مقرر و معین شده است، چون من خود را خیر اندیش ملت و حکومت\nمیدانم و سعادت و نیکنامی شما اقوام غیور را خواهانم، میخواهم که اولاً از راه نصیحت و\nملائمت شما را بخیر و شر تان آگاه کرده براه بیاورم»\n«اگر عقل و دانش شما راهبری کند، و این نصائح خیر اندیشانه مرا که ضامن سعادت\nو برومندی حال و آتی شماست، بسمع قبول بشنوید؛ من بشما عهد و پیمان میکنم و برای قوام"}
{"book": "adl0119", "page": 40, "text": "اخطارنامه نادری بعنوان اقوام جنوبی ٢٥ جلد اول - نادر افغان\n\nو طوائفی که برعلیه حکومت مصروف اقدامات مخالفانه هستند اطمینان میدهم که\nسمت جنوبی از سرزنش و بازپرس حکومت عفو خواهد بود و من بحضور اعلیحضرت\nسفارش خواهم کرد تا از ین خطاها و تجاوزات شما که موجب این هنگامه و سبب بغیات\nعسکریه شده است، صرف نظر فرمایند و این همه تقصیرات شما را که الی الان فهمیده\nو نافهمیده از شما سر زده است بذیل عاطفت شاهانه خود بپوشانند»\n«اگر خداناخواسته این نصیحت همدردانه مرا کار بند نشدید، و یا این پیشنهاد خیر\nاندیشانه مرا تعمیل ننمودید، و مثل سابق در مخالفت و عناد عجولانه خود با حکومت\nاسلامیه تان مداومت را اختیار کردید، البته که حکومت جهة تأمین امنیت و\nانضباط و اندفاع این تمرد و عناد (که اضافه بر این اغماض و تحمل در برابر ان آن از\nهر حیث و جهة نهایت شاق و دشوار است) شرعا و عرفا مجبور خواهد شد که این شورشی را\n(که دامنه آن بنا بر تحریکات مغرضین و مفسدین یوما فیوما در ترقی و تزائد است)\nبقوت عسکری و شدت فرونشاند و دود از دمار آن اشرار نابکار برآرد که سد راه حریت\nو سعادت جامعه میشوند»\n«اینک جهة حصول این مقصد مقدس که خیر اسلام و قوم و ملک و پادشاه\nدر آن است خودم با یک قوه عسکری عازم سمت جنوبی میباشم و در نظر دارم که یک دوره"}
{"book": "adl0119", "page": 41, "text": "اخطارنامۀ مهر نادری بعنوان اقوام جنوبی\n٢٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nمکملی را در تمام آن اجرا کنم و با شما برادران عزیزم در جرگه‌های قومی ملاقات کرد، شفاناً\nشما یانرا بخیر و شرتان بداء‌نم و در رفع آن تکالیف و مصائبی که موجب این حرکت شما\nشده است، بذل مقدرت ورزم و آن اشقیا و مغرضین را که سبب سلب امنیت و محرک\nخونریزی و برادرکشی شده‌اند، بموجب امر خدا و رسول و صوابدید شما مجازات بدهم»\n«چون من بعسکر معیتی خود تأکید زیاده کرده‌ام که بدون از دفاع تعرض و رد حملهٔ\nمخالفین باحدی از شما افراد و اقوام سکنهٔ سمت جنوبی غرضدار نشوند ازینجهة\nهمه‌تان آرام و آسوده در محلات خود بوده خاطر جمع باشید، که این قوهٔ نظامی\nجهته خدمت شما و گرفتار کردن آن دستهٔ شرارت‌پیشه عزیمت فرمای آنصوب شده‌اند\nکه راحت و امنیت عمومی آن نواحی را مختل، و فضای مأمون جنوبی را مکدر، و تمام قوم را\nبدنام و سرگردان و خودها را مخذول و پریشان کرده‌اند»\n«در خاتمه بعموم اقوام و طوائف سمت جنوبی توصیه میکنم تا این فرصت را غنیمت شمردۀ\nازین موقع خوب استفاده کنند و بمجرد خواندن این اخطارنامه ام نه تنها خودها را ازان\nمفسدین و نفری شرارت‌پیشه که موجب این غلغله شده‌اند، کناره و گوشه نمایند بلکه اولاً\nبه راهنمائی و اصلاح آنها صرف مساعی اسلامی خودها را بدرجهٔ اقصی مبذول نمایند\nو این بیانات فوق مرا که تماماً از جنبهٔ همدردی و خیراندیشی میباشد، با آنها حالی کنند"}
{"book": "adl0119", "page": 42, "text": "وقوع محاربه و فتح کوتل تیره\n۲۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nاگر مفید افتاد خوب والا آنها را بقوهٔ قومی اصلاح و تادیب دهند و مطمئن باشید که این خدمات شما که در راه بهبود ملک و ملت و منافع حکومت متبوعه تان میباشد بی نتیجه نخواهد ماند» .\n\nوقوع محاربه و فتاح کوتل تیره و ادارهٔ\nامنیت عمومیه\nمع الاسف قبل از وصول و تاثیر این اخطار نامه (که تعداد کفيه دو سه روز قبل از مواصلت جناب جنرال بوقع التمور بنام عموم مشاهیر و معاریف جنوبی ارسال شده بود) بتاریخ ۲۷ جمادی الاولی هیئت اکتشافیه و پوسته های نظامی در اردوگاه التمور این اطلاع را بحضور جناب جنرال آوردند: «که یک لشکر قومی منگل با اقوام احمد زائی و غیره نفری را با خود طرفدار کرده بعزم حمله آوردن فوری و شب خون زدن ناگهانی بر قوای نظامی مصروف ترتیبات اند و درعین زمان وادی صعب المرور تیره را با سنگر ها و استحکام های متین مستحکم داشته زیاده از پنج شش هزار آدم که اکثرشان با تفنگهای دنباله پر مسلح هستند فعلاً در آنموضع جمع آوری کرده در کمین نشسته منتظر موقع و فرصت و رسیدن معاونت و اگر جمعیت های شان)"}
{"book": "adl0119", "page": 43, "text": "وقوع محاربه و فتحتاج کوتل تیره ٢٨ جلد اول - نادر افغان\nجناب جنرال محمد نادر خان بواسطه اکتشافاتیکه از بد و حرکت شان در موضوع\nتعرض و دفاع و دگر حرکات مستلزمه حربیه اجرا نموده بودند، بمجرد گرفتن این خبر\nو مصدق پنداشتن آن از دگر جهات و قرائن و امارات علی الفور صورت نقشه\nو پلان محاربه خود را محرمانه بیک وضعیت بسیار مستحسنی ترتیب دادند، در وقت\nشب برکد (غلام نبی خان) و برکد (غلام جیلانی خان) و کرنیل (شیر احمد خان)\nو دیگر افسران نظامی را با قوت کافیه عسکریه و توپ های کوهی، ساخت جرمنی\nعلی العجاله بحرکت امرداده بوقت صبح در نقاط بسیار مهمه لازمه که بر مواقع های دشمن حاکم\nو ناظر بود تعبیه گردانید.\nبوقت صبح دو تولی از کندک اردلی دارول را با دو بلوک طوپ های مخرا بین\nآتش فشان در زیر قومانده کرنیل (یاقوت شاه خان) بیک سرعت فوق العاده\nبهجوم ویورش امر نمود.\nمهاجمین نامینخواستند که در مقابل قوای عسکری یک کاری بکنند نفر نظامی\nکه در جناح یمین از شب بر موضع های حاکم تعبیه شده بودند، بیک آتش بسیار شدید\nتوپ و تفنگ آنها را استقبال نمودند و در ظرف یک چند ساعت همه مواقع\nمستحکمه شانرا بگله های روان شبرسنل پاره پاره ساختند، قوای جانب مقابل که"}
{"book": "adl0119", "page": 44, "text": "وقوع محاربه و فیتتاح کوتل تیرا ۲۹ جلد اول - نادر افغان\n\nچند ساعت قبل خود ها را غالب و قوهٔ عسکری را مغلوب تصور میکردند، بمجردیکه\nازین بیداری و دفاع اساسی نظامی خبر گرفتند، و بقدر (۳۰۰) نفر را مقتول\nو مجروح در میدان کارزار دیدند، لاچارانهزام و عقب نشینی را در برابر این دفاع\nعالی عسکری تصویب و تصمیم کردند.\nعساکر شاهانه بکمال مظفریت بیرقهای خودشانرا بر مواقع متعرضین بتموج آوردند\nیک بلوک رساله یعنی سواری و یک بلوک تفنگ ماشیندار و یک مفرزه از صنف\nاحتیاط بعقب گیری منهزمین دوام ورزیدند، این مفرزه را دیگر مفرزه های عسکری\nنیز تقویت داده و مفرورین را در مرکز شان که قلعهٔ (تندان) بود، زیر تضییق و\nفشار گرفتند، و در اندک مدتی قلعه را ضبط و تسخیر نموده، محصورینش را در کوه ها و صحراها\nو جنگل ها طرد نمودند.\nحقیقتاً جناب جنرال محمد نادرخان درین محاربه (که حقیقتاً حکم دفاع را داشت)\nموافق به اصول و قواعد حربیه حرکات عسکریه شانرا اجرا نموده اند و شجاعت\nو بهادری عساکر همرکابی و کار آگاهی و بیداری افسران نظامی معیتی شانرا\nنیز اثبات نموده اند الحق که خدمات عسکر و افسر درین مدافعه جداگانه شایان تحسین\nو آفرین است."}
{"book": "adl0119", "page": 45, "text": "وقوع محاربه در قشلاق کوتل تیره\n۳۰\nجلد اول ـ نادر افغان\nبالجمله اردوی عسگری بروز جمعه ۲۹ جمادی الاولی از (المتو) حرکت کرده\nاز همه طرف خطوط مواصله خود را تأمین داده راه هائی را که مخالفین از امنیت بر روی\nعباد الله محروم گذاشته بودند، پاک و صاف ساخته مظفرانه اردوگاه\nخود را در موقع گردیز بر پا نمودند.\nاین دفاع دهشت رسان جناب جرنیل محمد نادر خان قوه معنویه تاب\nو توانائی مخالفین حکومت را که الی الآن خودها را در هر میدان غالب و فاتح و\nقوه حکومتی را مغلوب و ناتوان دیده بودند، خراب ساخته اغلب آنها عرض\nاستیمان نمودند.\nاز طائفه احمد زائی هفت قوم قرآنهائی شریف را مهر و دستخط کرده\nشفیع آوردند، و باقی آنها قلعه و دهات خود را ترک کرده بصوب علاقه منگل\nفرار نمودند، (جانداد) که رئیس این گروه مخالف بود نیز فرار نمود، قلعه جانداد را\nدو تولی از عسکری اشغال نموده غله بسیار وافری را ازان بدست آوردند.\nبتاریخ ۳ جمادی الاخری (جانداد) همراه ملک اصیل و غیره اقوام منگل قرآن\nشریف را مهر کرده بحضور جناب جرنیل صاحب روانه کرده به بسیار ندامت\nعرض استیمان نمودند، (ولی محمد) برادرزاده (جانداد) همراه عزیز خان و تیمور شاه"}
{"book": "adl0119", "page": 46, "text": "اداره امنیت عمومی در سمت جنوبی ۳۱ جلد اول - نادر افغان\n\nو غنی نام و گر برادران جانداد نیز بخدمت جناب جرنیل آمده عرض طاعت و\nندامت کردند.\n\nبمجرد مواصلت اردوی عسکری بمنطقه گردیز از هر طرف مناظر فرحت انگیز\nمشهود و امنیت و انضباط کلی در سرتاسر آن حوالی از اثر آن نصائح آبدار جنرال محمد نادرخان\nکه شفاهًا بمجامع عمومی میفرمودند و بوسیله همان تحریرات مواعظ آثارشان که\nشمه ازان در صحیفه (۲٤ تا ۲۷) اشاره شد حکمفرما گردید.\n\nدر همین روز دوشنبه ۳ ماه جمادی الاخری عهدنامه‌های اقوام باقیمانده\nاحمدزائی و طوطاخیل که در قرآن مجید نموده بودند، به نزد جنرال محمد نادر خان رسید\nعموماً اهالی احمدزائی و منگل از کردارهای ماضیه خود نادم و منفعل شدند.\n\nدر موقعیکه جناب جرنیل صاحب آثار و علائم کامیابی و موفقیت خود و\nحس تأثر و انفعال را در ناصیه آن جماعت گول خورده جنوبی مشاهده فرمودند\nمتحسس شدند، که به حل این قضیه مدهشه که فکر مرکز را مکدر بلکه افکار تمام مردم را\nمختل ساخته بود) بصورت ابلاغ و اصلاح و جرگه موفق شده میتوانند، بهمه قوماندانهای\nنظامی و سرکردگان قومی در خوست و جاجی و جدران وغیره اوامر فوری\nترسیل داشتند، که حتی الامکان از اقدامات عسکری منصرف بوده باشند"}
{"book": "adl0119", "page": 47, "text": "اداره امنیت عمومی در سمت جنوبی ۳۲ جلد اول - نادر افغان\n\nو تا میتوانند بطور الوسی و جرگه قومی به اصلاحات اساسی آغاز کنند.\nو عساکر را نگذارند که به اتلاف مال و جان اهالی اقدام کنند بلکه بصورت آشتی\nو تسلی آنها را از خطایای شان آگاه ساخته براه راست راهنمونی کنند زیرا\nکه بر بادی آنها در اثر این غلط فهمی گول خوردگی نقصی است که به مملکت و حکومت\nعائد می شود .\nاز اثر آن دفاع جناب جرنیل که از قوای قوی مهاجمین (که در کوتل تیره\nبر عسکر ما تعرض نموده بودند و نظامی ما آنها را بشدت پاشان نمودند) و ازین\nتبلیغات و نصائح همدردانه اوشان که تقریراً و تحریراً بعموم میفرمودند، تمام\nاقوام و طوائف جنوبی مطمئن و تسلی شدند و فهمیدند که حکومت بر بادی آنها را\nخواستار نیست، و بهمین یک گوشمالی سرسری ما را متنبّه گردانید اگر ما بیش\nازین بمخالفت خود دوام ورزیم البته که بمقابل ما قوت هم موجود است.\nالبته بعضی مفسدین که شقاوت شان زیاد بود همراه عیال واره خود ها\nبکوه ها بالا شدند اما از حکمت عملی جناب جنرال محمد نادرخان و تشبثات اساسی\nشان در اندک زمان اکثر همین نفری که خودشان به ارتکاب و خطای خود مقرو\nقائل و از خوف کرده های نامشروع خویش بجنگلها و کوه ها متواری شده بودند"}
{"book": "adl0119", "page": 48, "text": "اداره امنیت عمومی درسمت جنوبی ۳۳ جلد اول – نادر افغان\n\nبحضورشان خجالت زده حاضر و توبه نامهای خودها را بقرآن شریف نوشته\nامضا ومهر کرده تقدیم مینمودند وبرقول و پیمان جرنیل موصوف اعتماد کلی میکردند\nزیرا که عموماً متیقن شده بودند که جنرال محمد نادرخان بهمه اقوال ومواعید خود\nعمل پیرا و پابند است .\nدر حالیکه ملت افغانستان بالعموم خاصۀ اقوام جنوبی بچه اشخاص\nصادق القول واثق العهد را خیلی محترم میدانند وذواتی را که مواعید خود را\nایفا میکنند خیر خواه وامین میدانند و به تعمیل هر نوع اوامر محمد رجال صاب\nصداقت صرف مجاهدت مینمایند .\n\nمسرّت اعلیحضرت از خدمات این جنرال\nصاحب شجاعت\n\nچون جناب محمد نادر خان همین اجراآت یومیه خود را مفصلاً و منظماً به\nبحضور اعلیحضرت امیر حبیب الله خان میفرستاد و هر روزه فرامین وصول این\nرا پورهای خود را با هدایات لازمه مرکزی میگرفت ، لذا ما از جمله آن فرامین\nمهمه تاریخی درینجا به زنکوگراف کردن همان فرمان اعلیحضرت سراج الملته والدین"}
{"book": "adl0119", "page": 49, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (۳۳) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصحیفۀ (۱) فرمان دستخطی نمبر ٢٥ اعلیحضرت حبیب الله خان سراج الملّة والدین\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\nابوالمعظم\n١٣٣٠\n۳۰\n\nسپه سالار\nلپي عزت مقرر سپه سالار باشد از صدمۀ محمد عارفان جزئیات از حضور ترسیل می گردد\n\nواضح خاطر باد عرضۀ معروضۀ ضمیمۀ مورخۀ ۵ ماه حوت حوالی از قندهار مطویۀ مرقومۀ تحریر خرابی\nمردم خرم و احمد زائی و پسران جانداد و برکۀ نامی غائیان از شاه زنبور در حضور پر نور ملاحظه\nنگریزد مقداری حدود قاتل چند نفر سگان لشکر که ساتی آمده بود شرابیائین می فروشند\nبدر شده است در شکار آنها و پي اپي نمودن درباره ایشان و بملاحظات خود بصرف نمودن\nسیدان خوله بلحاظ کوتاه شدن دست تصرف مردم خرم از زدن حملات و دزدیدن گوسفند\nتضعیف افتادن آنها و ملاحظه اینکه سیدان خوانین خرم وجه تقویم تعیض آوردن آن\nدر آینده مقدر است و نیز بلحاظ اینکه راه خوست و پکنتیا برهم تجارید در کنه تا بازار درواری عسکری\nاز نخر خرم که تضعیف بواسطه بندش راه واقع نشود و عزم حرکت سیدان خوله را بعنوان سپاهی\nنظامی و حکم بارگیری روشن اطاق بار رده محوله بر مفسدین و زدن تاج سرشته و مدار سوسنیه\nرحمت و ملفت را بفرسیدان خوله نمودن و بد شدن زحمات مخالفین و تمایل قاطبه شان\nبدست ارور عسکر سرد و تجویز خود قرار هم نمودن خیمه و گاه خانه ها رسیدان و کوبیدن آن و\nوبعد حکم سوختاندن خانه های مذکوره را دادن و دفعه الثانی کوته زنهار طاعنان و طعنها دادی\nامتیاز از مفسدین خط امان سر و مال خود را حاصل کند باآنها و غوشان منزجر شدن و\nملاحظه مفسدین از یک جانب بحال ترحم را در باره مطیعان و از جانب دیگر شقاوت ابدی\nو در بدر شدن خانمانی و پریشان حالی و عدم تنویر از هجوم واسطه هدایت پرده تار طاعتی و عصیان\nآنها نمودن و دانستن که با تفریقۀ شدن فکۀ کلیّه زیلر غرقی کردار مال را بغار رامدی دانسته"}
{"book": "adl0119", "page": 50, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (۳۳) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصحیفۀ (۲) فرمان دستخطی نمبر ۳۵ اعلیحضرت حبیب الله خان سراج الملۃ والدین\n\nو بتوبه نامه از گناه و بدکرداری آنها بخشید ه و در آن شرایف ابلاغیه عفو و تقصیرات شان بطاعتی که\nاجازه حاضر شدن را خواستن و آوردن غازی محمد اکبر خانرا بو وعده فقریکهای انگر یزها\nو معقولی که بموجب دست و پخته سرت قرآن شریف در باب تعذرت در کار مقبول که در\nجانب عهده دارهم بوکالت حاضر شده ایم برا بنا بر مدل شود و آمدن تمام متقالی سنگری\nو اعذار که و پسران نمایند بو و مقبولی که آن خود را خواستن و حاضر شدن عمارت کابل\nدر قلعه و قلعه فقره قرجات و فرستادن عرایضے آنها در باب عراضه نمود بو جمیع مقولات\nو شغبی شان در را در عسکر دور زند کرانه و در فرستادن انتقامات را کاری\nاز قسم غله وجات بموجب پول پیران در قلعه زاد مکان و سایر جاها بمحور رسید بو که در\nکابل میکنند. هر قدر متعهد از بد خود بمجرد خواندن بطه رفاجقها دادند و در سلاح عریضه جات\nمقدری که تبق در گردش آمده امروز بخواند و مطیع شدن تمام غله مورد عفو است بگوید\nدانسته شدم از حسن کار که در سرکار دانی پشنگی کش و غیره بطایف تا خورند لازم\nو دنیا شار را با عزت و هنگام خوار نام در رخصت آمده از حکام تا خوبیدم\nخداوند ایضا بهتر از سلف مقر این خدمت نماد نویش مستمر بخواهد شد ـ\nالبته بهر را که کشته اند یا مدهند و نقصانات که هم بقدریکه ندیدند بگذارند\nنزدشان خواهید گرفت پیران در قلعه راه ها مقال هم لازم است که در رفت\nشوند و کابر که رسیدن ند و پیش خواستم که بگذشتن شهر فرزندان عفو\nتربیت داده از دم خوابم سخت است و الله تعالی ـ دوره‌تی بسربجا دارد\nتخت نیز شده را بجا بشوند خیر با ـ فساد و جریم اراده کے شکسته قطعی\nحبیب الله بن عبدالرحمن خان"}
{"book": "adl0119", "page": 51, "text": "مسرت حکومت و ملت ازین خدمات جنرال محمد نادرخان ٣٤ جلد اول - نادر افغان\nاکتفا میکنیم که بعد از وصول این اطلاعات فوق از موفقیت جنرال محمد نادرخان\nتقدیر و بحق اوشان دعا و مزید اظهار مسرت و ثنا کرده اند.\nالحق که این اجراات عالی و خدمات قلمی و سیفی نادری که در راه اصلاح\nو تنظیم و ادارۀ امنیت سمت جنوبی در موعد قلیلی از فکر رسای جناب جنرال\nمحمد نادر خان بعمل آمده سبب مزید مسرت رجال معظم حکومت گردیده فوق العادۀ\nموجب مزید امتنان و شکران عامه ملت گشته است.\nبر علاوه خورسندی حکومت و خوشحالی عموم طبقات ملت افغانستان\nهمان اقوام و طوائفی که الی الآن کمر مخالفت را بر علیه حکومت بسته بودند و شدیداً\nبرخلافش مقاومت و عموماً راه معاندت را می پیمودند، در اثر آن نصائح\nخیرخواهانه نادری که لعموم اهالی جنوبی متوالیاً و گوشمالی پدرانه که بشوخ چشمان\nنا عاقبت اندیش آن سامان موقتاً دادند، تماماً جناب جنرال محمد نادرخان را\nخیرخواه و سعادت اندیش خود قبول کرده همگی از اعمال سابق خود نادم و برا\nامتثال هر نوع اوامر و هدایات این وطنخواه ملت دوست خود باز حاضر کردند.\nمخصوصاً بعد از اینکه جناب جنرال همه آن مواعید شانرا (که در اول وهله\nهمراه آنها بالنسبه عفو تجاوزات آنها نموده بود) مکملاً ایفا نمود و عذر این خطای"}
{"book": "adl0119", "page": 52, "text": "انابت و اطاعت سکنۀ جنوبی بحکومت سراجی ۳۵ جلد اول - نادرخان\n\nآنها را قسمیکه لازم بود از حکومت خواست و تمام تقصیرات شانرا بذیل عاطفت پوشانید، بلانهایه در قلوب عموم افراد و اقوام جنوبی عزت و احترام این جنرال عالی جانشین شد.\nعموم آن اقوام و عشائر جنوبی که دانسته و یا نادانسته بمخالفت حکومت تصمیم کرده بودند، بعد از شنیدن مضامین آن فرمانی که بعنوان جنرال بجواب معروضه حقیقت اشتمالش از حضور اعلیحضرت سراج الملته والدین راجع بعفو شدن مخالفین نگاشته شده بود، از مسرت در جامه های خود نمیگنجیدند، و تماماً بجوش و خروش زیاد بدعاگوئی و اظهار خوشنودی خود از جناب جنرال و حکومت سراجی پرداختند.\nانابت و اطاعت سکنۀ جنوبی بحکومت سراجی\nاقوام جنوبی در برابر این نوازش پادشاهی که بنابر عرض و درخواست نادری دربارۀ آنها امر عفو را صادر کرده بود، تماماً یک عریضه پر سوزی را بنام اعلیحضرت سراج الملته والدین نگاشته توسط جناب جنرال بمرکز تقدیم داشتند که خلص مفاد این معروضه قرار آتی است:-"}
{"book": "adl0119", "page": 53, "text": "معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری ٣٦ جلد اول - نادر افغان\n\n« بحضور مراحم ظهور اعلیحضرت سراج الملة والدین عرض عاجزانه ما اقوام\nجنوبی که مجبوراً بر خلاف حکومت خود قیام کرده بودیم این است :- »\n« عموم ما در اثر نصیحت و راهنمائی جناب مستطاب جرنیل محمد نادر خان\nبخیر و شر خود کاملاً مطلع شده از حرکات گذشته عرض ندامت کنان تکراً\nتو به نامه معذرت ختامه خود ها را بحضور اعلیحضرت سراج الملة و الدین تقدیم\nمیداریم ، و از صمیم دل میگوئیم که ما اقوام سمت جنوبی از شما پادشاه مراحم\nپناه خود، بعد ازین سرکشی نداریم »\nما اقوام از صدق دل عرض میکنیم این مخالفتی که از ماسرزده در اول\nشکل بغاوت و سرکشی از حکومت را نداشت بلکه ابتدا ما این حرکت را\nمحض نجات یافتن از جبر و تعدی حکام و مأمورین سوء مصدر شده بودیم که\nاز هر طرف چاره را بر ما حصر کرده بودند »\n« ما میخواستیم که خود ها را از مظالم مأمورین سوء خلاص و صدائى\nمظلومیت خود ها را باین ذریعه بسمع شاهانه برسانیم تا غور رسی ما را\nبفرمایند »\n« ولی بدبختانه کشران و عامه افراد ما درین وهله مرتکب غلط فهمی شده"}
{"book": "adl0119", "page": 54, "text": "معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری\n۳۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nمسئله را وخیم ساختند و نتیجه انچه بر ما مقرر و مقدر بود، متأسفانه بظهور انجامید\nو ما را درین عالم خجالت کشانید .»\n«باز شکر میکنیم که خداوند کریم ما را نه تنها بواسطه نصایح جناب\nجرنیل محمد نادر خان از ان تهلکه نجات بخشید، بلکه مورد عفو و لطف\nشاهانه نیز گردانید.»\n«اینک ما اقوام سمت جنوبی در برابر این همدردی جناب\nجرنیل صاحب که با ما نموده اند و این نوازش و الطاف پادشاهی\nکه درباره ما رعایای گول خورده خود مرحمت فرموده اند، جدًا\nحاضریم که بتعقیب و دستگیری آن اشرار و مفسدینی که فضای\nمأمون این اطراف را بنا بر اغراض شخصی و مقاصد نامشروع خود\nمسموم کرده اند، و اسباب بدنامی و پریشانی ما را فراهم آورده\nاند، والی الان ربقه اطاعت حکومت اسلامی را بگردن خود\nنکشیده کوه گریز میباشند، حسب هدایت جناب جرنیل صاحب\nمحمد نادر خان با برادران عسکری خود بر آئیم، و از هر طرف چاره را بر\nآنها حصر کنیم و تا آنوقت از تعاقب آنها منصرف نشویم که یا اوشانرا"}
{"book": "adl0119", "page": 55, "text": "معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری\n۳۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nاصلاح و تادیب و یا دستگیر نموده بجنرال صاحب تسلیم کنیم (۱) »\n«برعلاوه آن ما اقوام سمت جنوبی یکعده از اولادهای اعزه و\nمعاریف خود ما را بغرض تعلیم و تربیه به حضور اعلیحضرت پدر معنوی خود تقدیم\nمیکنیم، تا هر قسمیکه ذات شاهانه بالنسبه تعلیمات آنها هدایت\nمیفرمایند، تحت نگرانی جناب جرنیل محمد نادر خان، که ما اوشانرا\nخیرخواه خواه خود میدانیم کسب علم نمایند (۲) »\n«همچنین ما اقوام سمت جنوبی از جوانهای رشید خود بهر اندازه\nکه جناب جرنیل صاحب مناسب میدانند برای خدمت عسکری\nمیدهیم تا بجهة تعمیل هر نوع اوامر حکومت متبوعه بهر نقطه\nکه مامور شوند خدمت نمایند (۳) »\n\n(۱) چنانچه افراد قومی این سمت هم در تعاقب این اشرار همراه قوهٔ نظامی شرکت ورزیدند\nو حسب نقشهٔ جناب جرنیل از طرف چگنی و خوست و میدان خوله اشرار کوه کوه گریز را تحت تضییق\nگرفتند و در اثر این تعرض عدهٔ از متجاوزین بدون خونریزی و محاربه عهد و پیمان کرده توبه نامه ها\nو اطاعت نامه های خود را تقدیم و خود را بجنرال تسلیم کردند و بعضی نفری دگرشان دستگیر شدند.\n(۲) بعد از مواصلت جنرال بمرکز بنا بر صوابدید جناب اوشان، حکومت سراجی کفالت تعلیم\nو تربیت این نفری را که بالغ بر یکصد نفر بودند تحت نگرانی خود جنرال ممدوح گذاشت\nو بر اوشان امر فرمود، تا مکتبی را بنام مکتب ملک زاده های جنوبی بمصارف سرکاری دائر نمایند، چنانچه\nجنرال ممدوح بتفصیلی که در صفحه (۵۵) مرقوم است این مکتب افتتاح فرمودند.\n(۳) جناب جرنیل عده کانی از جوانها اقوام جنوبی را برای خدمت عسکری انتخاب کرده قبل از حرکت خود از جنوبی بکابل فرستاد."}
{"book": "adl0119", "page": 56, "text": "معروضه اقوام جنوبی درحضور شهریاری\n۳۹\nجلد اول - نادر افغان\n\n«هر قدر خرابی که در اثر این هنگامه بحکومت متبوعه ما عائد شد\nما اهالی سمت جنوبی حاضریم که خساره آنرا بهر اندازه که جرنیل صاحب\nبفرمایند تلافی کنیم (۱) »\n« بواسطه جناب جرنیل صاحب ما اقوام سمت جنوبی از حکومت\nاسلامی خود امید داریم تا بعد ازین در مسئله رشقه که برای علوفه\nکمندهای سرکاری برما الی الآن ششصد جریب حواله میشد و مجرائی\nآنرا فی جریب شش روپیه در مالیات بهزار مشکل برای ما میدادند\nمأمورین حکومت بمقابله ما شیوه عدالت و انصاف را مرعی دارند\nزیرا که اولاً بقرار حسابی ششصد جریب رشقه سرکاری بر ذمه ما نمیشود\nو باز قیمت یک جریب آن بقرار نرخ روز شصت روپیه می شود (۲) »\n\n(۱) از طرف جناب جنرال امر شد تا همه آن تهانه ها و چهاونی و عمارات حکومتی را که اهالی در جوش مخالفت خراب\nکرده اند سر از نو تعمیر و اسلحه را که به یغما برده اند واپس تحویل کنند، و مالیات و محصولات مواشی\nو غیره رسوم دولتی را علی العجاله تسلیم نمایند، و صد نفر از ان اشخاصی را که جنرال انتخاب میکند\nبکابل بفرستند، مردم بکمال محبت همه این اوامر را پذیرفتند.\n\n(۲) از حضور جناب جنرال امر صادر شد که این قاعده برخلاف امر پادشاهی اجرا شده بعد ازین\nبرای مواشی سرکاری رشقه بقرار نرخ روز خریداری شود."}
{"book": "adl0119", "page": 57, "text": "معروضه اقوام جنوبی بحضور شهریاری\n٤٠\nجلد اول - نادر افغان\n\n«در مسأله حواله‌مندی هم دربارهٔ ما اقوام سمت جنوبی حق‌تلفی،\nوبرعلاوه آن از طرف سرکار قیمت اجناس هم برای ما بدرستی نمیرسد\nدرین باره هم نظر لطف حکومت را خواهانیم (۱)»\n«در موضوع غله که اضافه از حاجت حکومت در رباط خندخیل\nبر ما اهالی سمت جنوبی حواله و تحویل میشود، نیز امید واریم که اگر\nبعد ازین باندازهٔ کار آمد حکومت بر ما حواله شود بهتر خواهد بود (۲)»\n«در خاتمه ما اهالی سمت جنوبی ازین لطف عدیم المثال پادشاهی که\nبرای ادارهٔ امنیت و اصلاح و تنظیم سمت جنوبی همچو یک جنرال\nعالی را که مقصدی بغیر از سعادت ملک و ملت و خیرخواهی\nحکومت و رعیت ندارند مقرر فرموده اند، بحضور مبارک اعلیحضرت\nشهریاری باز عرض شکرگذاری میکنیم، مخصوصاً در برابر این مرحمت جاباً\n\n(۱) - جنرال صاحب امر اصدار کرد که این قاعده از طرف حکومت گذاشته شده، قسمیکه در\nدگر حصص افغانستان هیچ حواله‌جات وجود ندارد در جنوبی هم باید نباشد اگر حکومت جنس\nبکار داشته باشد بعد ازین بصورت خوش رضا از مردم خریداری کند.\n(۲) - بعد از علم آوری جنرال صاحب معلوم شد که واقعاً غله اضافه از مصرف بر اهالی حواله و تماماً\nدر گدام حیف و خراب میشود، لذا امر دادند که مصرف سالیانهٔ گدام خندخیل را از روی\nخرج چندسالهٔ آن سنجیده بهمانقرار از مردم اجناس در بدل مالیات‌شان تحصیل\nو حوالهٔ مزید آن تعطیل شود."}
{"book": "adl0119", "page": 58, "text": "معاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادر خان از جنوبی\n٤١\nجلد اول - نادر افغان\n\nمحمد نادر خان جرنیل حضور که مجروحین ما را پرستاری و با غربا و\nمساکین ما مهربانی و رهنمائی صحیح کردند، و این خطای بزرگ ما را\nبحضور شهریاری شفاعت خواهی نمودند، بسیار منت گذاریم، واز\nخداوند متعال امثال این رجال صحیح را برای خدمت ملک و\nملت بیشتر خواستیم» [محل امضاد مواهیر عموم اعزه ومعاریف وخوانین ومکان ومشران اقوام سمت جنوبی]\nدر جواب این معروضه اهالی جنوبی که مخلص مندرجات آن فوقاً اشاره شد\nاعلیحضرت سراج الملة والدین امر دادند :-\n\nچون قبلاً اختیارات کافی درین مطالب معروضی شما و دگر مهمات امور عالیه با\nرشادت همراه عزیزی بیان محمد نادر خان جرنیل حضوری خود داده ام قسمیکه\nاوشان مناسب دانسته و اجراآت کنند منظور است\n\nمعاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادرخان جنوبی\nجناب جنرال شجاعت تمثال محمد نادر خان بعد از استیصال این واقعه هائله\nو پژوش و دلجوئی عموم اقوام و طوائف جنوبی و اعطای هدایات درست در امور\nملکی و نظامی اخذ مالیات و سائر رسوم حکومتی و جمع آوری آن اسلحه و سامانیکه\nدر موقع اختلال بدست مردم رسیده بود و کار انداختن دران محلات\nو تهانه های سرکاری که خراب شده بود و دستگیری آن مفسدین شرارت پیشه"}
{"book": "adl0119", "page": 59, "text": "ضمیمه صحیفه ( ٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nعاليشان شجاعت بنيان جناب جنرال محمد نادر خان\n( این عکس از صحیفه ۱۱ شماره ٤ سال دوم سراج الاخبار )\n( گراور شده است )\n« کابل سنه ۱۳۳۰ »"}
{"book": "adl0119", "page": 60, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 61, "text": "معاودت مظفرانه جناب جنرال محمد نادر خان از جنوبی ٤٢ جلد اول - نادر افغان\n\nکه یگانه عامل و برافروزنده این نائره مدهشه شد بالآخر فرار را بر قرار اختیار و در\nقلل جبال و جنگلها متواری شده بودند، و تسویه امور مهمه واعطای\nمکافات لازمه برای آن خادمین و اجرای مجازات برای آنمجرمین\nشقی که رفتن و آوردن آنها هرگز لازم نبود و می بایست که در همان\nمحل علی العجاله نتیجه اعمال نیک و بد خود ها را میگرفتند، بنا\nبر امر و اجازه مرکز حکومت افغانستان عازم دارالسلطنه کابل\nشدند، مراسم تودیع این سردار والا تبار بر علاوه اینکه\nاز طرف قوای عسکری محلی بکمال مسرت و گرمجوشی فوق العاده\nایفا و بجا آورده شد عموم اقوام و طوائف سکنه سمت جنوبی هم\nدقیقه از دقائق اخلاص و محبت و مراتب احترام و صمیمیت\nخود ها را فرو گذار نشده با یکجهان فرحت در یک عالم دعا گوئی و مسرت\nنهائی حضرت معظم له را وداع نمودند و در همه جا سلسله پذیرائی و استقبال و مشایعت\nاین جنرال با اجلال دوام داشت. بالجمله جناب جنرال یکعده بزرگی از اشرار را محبوساً\nو جم غفیری از صاحبان نفوذ و اشخاص مشتبه را یغمل و ملک زاده ها آنجا را بغرض اعطای\nتعلیم و تربیه با خود گرفته در عشره آخر ماه رمضان ۱۳۳۰ ق مطابق سنبله ۱۲۹۱ شمسی مع الخیر و العافیه از جنوبی بیکوضع با شکوه"}
{"book": "adl0119", "page": 62, "text": "شر ملی از گایست نادری تا سراج الاخبار افغان\n٤٣\nجلد اول - نادر افغان\n\nعازم دار السلطنه افغانی شدند.\nمراسم پذیرائی حضرت معظم له هم از طرف اعیان مشاهیر عموم ملت در همه\nمواقع مواصلت و نقاط مجاور عرض راه و خود مرکز و هم از طرف قوای نظامی\nو مأمورین حکومت بشیوه های مملو از تحسین و محبّت بعمل می آمد.\nاینک ما در ذیل اولاً این ورود ظفر آمود نادری را از نقطه نظر ملی و متعاقباً\nاز حیث رسمی از سراج الاخبار افغانی نقل میکنیم :-\nمسرت ملت او مظهریت\nجنرال صاحب درایت\nمکتوب بعنوان فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار افغانیه\n«یوم دوشنبه ۲۷ رمضان المبارک که یکروز مبارک این ماه بود در هر طرف\nشهر یک شوق و شادمانی مشاهده میشد ! مردمان شهر فوج فوج بسوی کوشک\nبزرگ (عینی حصار) میرفتند ، ازین معلوم میشد که غیر از شرافت معنوی آنروز\nمبارک یک شرافت مادی دیگری نیز در بر دارد .»\n«این مخلص شما نیز بعد از فراغت از وظیفه بارفقای خود در عرابه نشسته بسمت\nعرابه چی را براندن اشارت کردم»"}
{"book": "adl0119", "page": 63, "text": "مسرت ملی از موفقییت اردوی منصور از سراج الاخبار ۴۴ جلد اول - نادر افغان\n\n«عرابه از حد قومی باغ هنوز نگذشته بود که بیک منظرۀ بسیار پرشکوهی\nبرخوردیم، آمد آمد اردوی مظفر از زبان هر رهگذر بیک سرور مفتخرانه شنیده میشد\nعرابه را در یک کناره کشیده در پیش یک منظرۀ بسیار باشکوهی خود را یافتم\nکه همۀ هیبت و سطوتِ موجودیت عسکریۀ افغانیه را بکمال مهابت در نظر ما\nتجسم میداد!»\n«پیش از همه این را عرض کنم که شتافتم باین تماشا مبنی بر یک وقت معینۀ\nو ساعت تیری نبود، دو سه روز پیش ازین خبر گرفته بودم که اردوی مظفر\nعودت میکند»\n«آمد اردو که یک غائلۀ پر ولوله گمراه شدن و نادانسته عصیان یک قومی\nاز اقوام و بلکه یک عضوی از اعضای ما را بموجب رضا و تعلیمات همایونی براء\nآورده و مانند بغی و عصیان یک مرض مهلک و خبیثی را از آنقوم و عضو ملت\nبتدابیر صحیۀ کمتری عملیات جراحیه اصحاح و اصلاح نموده عودت میکند، لہذا\nاستقبال و دیدن آمدن مجاهدین وطن را از زمرۀ مثوبات شمردم.»\n«عرابۀ ما چون در مقابل توقف داشت مجرای جریان آمدن اردو تماماً\nمشاهده میتوانستیم صدای دلهای عساکر رساله و موزیکه های عساکر پیاده"}
{"book": "adl0119", "page": 64, "text": "مسرت ملی از کامیابی اردوی منقول از سراج الاخبار ٤٥ جلد اول - نادر افغان\nتقرب نمودن اردو را اشعار میکرد ، اولاً عساکر نظامی غند اول وارد لی باغسنا\nسواری خاصه که با اونیم فورمه های رسمی خودشان ملتبس بودند و به استقبال\nبرامده بودند موزیکه های اهویه لطیفه فتح را نواخته بتمام نظام مهابت انجام\nمرور نمودند » .\n« در عقب آن عساکر ملکی شاهانه که هر فرقه و هر جماعه هر قبیله با تخته چوبها\nاسم و شهرت شان بران نوشته شده بود و یکی از آنها که در صف اول شان\nمیبود بدست داشته بودند شناخته میشدند ، از همه پیشتر جماعه قوم جدران بود\nکه (بقیافه عجیب الخلقه مردانه رئیس و افسرشان ببرک خان ) از دور شناخته\nمیشدند . »\n« بعد از ان دیگر صفوف عساکر ملکی بیک انتظام تمام در گذشتند، که\nبسبب دوری و ضعف بصر نوشته تخته های شانرا خوانده نتوانستم » .\n« در عقب آن یک منظره دهشتنمای دیگری ظهور کرد که آنهم مرور گروه اشقیا\nگمراه شده بود که محبوساً تحت نظارت یک قوه عسکری که مقدم و مؤخر جنبین نان\nدر حرکت بودند » .\n« حقیقتاً که این منظره خیلی رقت آور بود، مجازات مدیشه جهالت و شقاوت را"}
{"book": "adl0119", "page": 65, "text": "سرت ملی از وضعیت نادری منقول از سراج الاخبار ٤٦ جلد اول - نادر افغان\n\nبرأی العین نشان میداد، نتیجه شقاوت و عصیان ذلت و حقارت و خذلان است که خدا انسانرا از آن بلای خانه ویران بحفظ و صیانت خود نگهدارد .»\n«بعد ازین منظره نظر پرور دیگر بمرور آغاز کرد که عبارت از عساکر ظفر مأثر مجاهد سار آقای محمد نادر خان بود که با یک نشئه سرشار غالبیّت که از صنوف پیاده و توپخانه و بلوکهای مترالیوز مركب بود مرور نمودند و در عقب آن سواری خود جناب جنرال (محمد نادرخان) با بلوکهای عساکر سواری معیتش و باقی افسران نظامی و بعضی از ذوات مستقبلین و در پی آن دیگر متفرقات رهرو گذشتند.»\n«با رفیق خود چنان قرار دادیم که از راه نز دیکتری پیش از رسیدن جنرال در چهاونی خود را برسانیم ، و اگر ممکن شود یک رسم ملاقات استقبال را نیز بجا بیاریم، و هم پیشتر و نز دیکتر ازین آن برادران عسکری خود را بینیم».\n«جناب جنرال هنوز از مراسم ایفای سلام اعلیحضرت پادشاهی در مقابل دروازهٔ ارگ مبارکه فارغ نشده بودند که عرابه ما در پیش دروازهٔ قشله توقف ورزید .»\n«رفیقم چون از افسران صنف نظامی بود در داخل شدن چهاونی مزاحمتی نکشیدیم .»"}
{"book": "adl0119", "page": 66, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٧\nمشتری ملی از موفقیت نادری معقول از سراج الاخبا\n«اگر کسی میخواهد که یک مجسمه شجاعت و مردانگی را به بیند در چهاونیهای\nعسکری درآمده حیات عالم عسکری را تماشا کند ، اتحاد، یگانگی ، مشقت ،\nسعی ، کوشش، صبوری ، حقیقت پادشاه و وطن دوستی را درین منبع\nناموس و شرف مشاهده خواهند کرد . »\n«امروز درین قشله غند اردلی عساکر خاصه شاهانه یک رونق تازه\nو یک شکوه بی اندازه دیگری دیده میشد » .\n« همه نفری موجودی غند بدر شیهای مکمل خودشان ملتبس بوده در میدان\nچهاونی صف بسته احترام شده بودند. در افسرها یک شوق و شطارت مشاهده\nمیشد ، درین اثنا جناب دگرنیل عبدالوکلیل خان که یکی از افسران بسیار لایق و خلیق\nاین قشله و غند مبارک میباشد، بما پیش آمده اظهار لطف و مرحمت نمود.»\n« و الحاصل بعد از کمی انتظار جناب جنرال صاحب محترم از مدخل جبهه غربی\nچهاونی ، سواره با عسکر سواری معیت خود داخل شدند، و بصفوف عسکر رفته\nمراسم سلام و خوش آمدی و احوال پرسی را با عساکر اجرا نمودند ».\n« اگرچه فرصت مکالمه و پرسیدن بعضی کوائف با جناب جنرال\nدست نداد ، ولی بیک مصافحه و معانقه بسیار صمیمانه عالیجنابانه شان نایل شدند"}
{"book": "adl0119", "page": 67, "text": "احترام رسمی بادی جبهه فتح جنوبی منقول از سراج الاخبار ٤٨ جلد اول - نادر افغان\n\nو بسلامتی و کامیابی شان شکر با و ثنا ها گفته واپس عودت کردیم. »\n«اینست که سیاحت امروزی خود را بهمین قدر نوشته بخدمت آن\nادیب محترم تا یکدرجه تصویر و تحریر نمودم . »\nاز ده افغانان کابل فی ۲۷ رمضان ۱۳۳۰ (۱)\nم ، ط\nاحترام حکومت بمناسبت این موفقیت\nجنرال شجاع مثال\n\n«از جانب سرنگران (۲) اداره مبارکه سراج الاخبار افغانیه برای مدیر و محرر\nاداره موصوفه (۳) خبر داده میشود که کوائف ذیل را انشأء الله تعالی عیناً درج روزنامه مبارکه\nسراج الاخبار نمایند اینکه :- »\n« عالیجاه رشادت همراه محمد نادر خان جرنیل حضور انور که از برای تهدید و توبیخ\nطائفه منگل و غیره از حضور مبارک والا مقرر و مأمور گردیده همراه یک غند فوج مکمل\nعازم و روانه آنصوب گردیده بود ، بدستیاری فضل ایزدی جل سلطانه در انجا\n\n(۱) ملاحظه شود صفحه ۱۳ و ١٤ شماره اول سال دوم سراج الاخبار افغانیه ، میزان ۱۲۹۱\n(۲) سرنگران سراج الاخبار افغانیه جناب علی احمد خان یشیک آقاسی ملکی حضور پادشاهی است .\n(۳) یعنی فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی ."}
{"book": "adl0119", "page": 68, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n٤٩\nاحترام رسمی تاج پوشی فتح جنوبی منقول از سراج الاخبار افغانی\n\nرفته باصول درست و سررشتهٔ مناسب، انتظام امورات آنو را نموده\nبفتح و فیروزی و کامیابی از انجا مراجعت نموده چنانچه در ثانی فوائد انتظامات\nمذکور نتیجه های نیک خواهد بخشید ، بروز دوشنبه ٢٧ ماه شریف رمضان وارد\nدارالسلطنهٔ کابل گردید » .\n« خود جرنیل صاحب موصوف و نفری منصبداران ماتحت او و علم عقاب\nو افواج ظفر امواج که همراه شان بود بعافیت و خیریت بروز مذکور بدارالسلطنه\nرسیدند، از مردم رعایای شهری باستقبال برادران نظامی خود برآمد\nبرسیدن آنها و کامیابی شان خوشی های زیاد و خورسندی تمام نمودند\nو بقرار قاعدهٔ مقرره موازی یازده ضرب توپ سلامی برای علم از بالا\nتپه شیر پور از جائیکه توپ چاشت زده میشود فیر شد » .\n« در موقع وصول نفری نظامی که همراه جرنیل صاحب رفته بودند بحد چونیها\nشان، چون از غند اردلی های حضور انور یک مٹ (١) و از اردل حضور یک مٹ\nو از غند کوتوالی و دارالسلطنه مخلوط یک مٹ برای خدمت مزبور رفته بودند\nباقی نفری غند شان که در کابل بخدمت بودند بحد چونیهای خود برآمد قرار سرشته نظام\n\n(١) مت در افغانی بمعنی بازو و قوت است و باصطلاح عسکری انوقت مطلب از یک کندک بود."}
{"book": "adl0119", "page": 69, "text": "احترام رسمی در جبهه جنوبی منقول از سراج الاخبار\n۵۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nادای سلامی را بندوق تمام نموده هر سمت مذکور بهمراه غند خود یکجا شده داخل چونیهای خود شدند.»\n«جرنیل صاحب موصوف همراه نفری منصبداران ماتحت خود بحضور مبارک اعلیحضرت والا حاضر شده بشرفیابی حضور مبارک را حاصل نمودند، حضور انور والا از روی عنایت هر کدام از منصبداران را که بدست بوس شان مشرف میشدند، بشفقت زیاد دست مبارک را بسر و روی شان کشیده نوازش و مهربانی میفرمود.»\n«حضور انور والا بعد از انکه جرنیل موصوف و نفری منصبداران بدست بوس مبارک شان مشرف شدند، بزبان مبارک چنین بیان واضح فرمودند:»\n«من از خدمت شما خوش شدم خداوند از شما ها خورسند باشد و بقدر و اندازۀ که جرنیل حضور از شما ها خوش باشد من هم همانقدر خوش میباشم ان شاء الله تعالی بعد از عید سررشته کارهای شما خواهد شد در حال زیاده تفصیل داده نمیشود در موقع آن البته مطلع خواهید شد، بعد از ان جرنیل حضور و باقی نفری منصبداران را مرخص فرمودند، همینکه از حضور مبارک مرخص شدند باقی خدام حضور(۱) که بحضور\n(۱) مقصود از زعمای امور و اعزه و معاریف افغانستان است."}
{"book": "adl0119", "page": 70, "text": "احترام رسمی الی درسی جمیع جنو بی منقول از سراج الاخبار\n۵۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nمبارک حاضر و ایستاده بودند بهمراه نفری منصبداران خدمتی منگل بغل کشی ها\nو معانقه بمحبت های تمام نمودند، بسیار بملاقات همدیگر ذوق و خوشی گرمجوشیها\nزیاد کردند، و از برای نفری منصبداران مذکور در کوتی مهمانخانه نان بسیار مکلف\nطبخ و آماده شده بود، که نفری مذکور تناول نمودند، و کل نفری فوجی و غیره که\nبخدمت در منگل رفته بودند تماماً بضیافت پادشاهی مدعو و برخوان انعام\nشهریاری صرف طعام نمودند.»\n«از نفری مردم منگل و احمدزائی و غیره که بهمراه جرنیل صاحب موصوف\nبرای سلام حضور مبارک و بطور یرغمل و غیره از ملکان و معتبرین و پسران شان\nو مردم رعیتی آمده اند موازی هفتصد و بیست و هشت نفر میشوند (۱) .»\nنتیجه مکافات و مجازات واقعه منگل\nبعد از انجام امور تشریفاتی روز نخستین عالیشان شجاعت مآب جنرال\nمحمد نادر خان اوراق کار و نتایج افکارشانرا که راجع بنتیجه این واقعه داشتند\nبحضور تقدیم نمودند که ذات شاهانه در تمام فقرات و نظریات همین جنرال رشاد\nمثال را منظور، و در اثر آن بعد از چندی علیاحضرت امیر دربار عامی را منعقد\n\n(۱) منقول از صفحه ۱۵ شمارهٔ ۲ سال دوم مورخهٔ ۲۰ میزان ۱۲۹۱ سراج الاخبار افغانیه ."}
{"book": "adl0119", "page": 71, "text": "ارتفای جناب مجرار در خان با ان منصب نائب سالاری بنقل از سراج الاخبار ٥٢ جلد اول - نادر افغان\n\nو عموم خدام و اشرار بد فرجام جنوبی را در ان حسب تصویبات اولیه و معرفی\nو تشریحات متعاقبه سپه سالار بمکافات کامگار، و مجازات اخطار نموده هر کدام بصواب\nو خطای شان مطلع و صورت نتیجه اعمال نیک و بد شان را میداناند .\nچون تذکر این نتایج خارج از موضوع ماست، ناظرین را که مائل باستطلاع\nآن باشند درین مطلب بمطالعه کردن سراج الاخبار حواله میدهیم (۱) .\nنائب سالاری جناب جنرال\nمحمد نادر خان\n\nبالجمله جناب جنرال فاتح در صله این خدمات مهم قابل قدرشان به ترفیع منصب\nو اتخاذ نشان ذیشان سرداری کسب افتخار کردند که سراج الاخبار افغانیه\nازین مخفرت تاریخی شان چنین معلومات میدهد:-\n\" از طرف قرین الشرف علحضرت پادشاهی جناب جنرال محمد نادرخان از\nمنصب جنرالی حضور ، بمنصب عالی نائب سالاری حضور اعلیحضرت همایونی\nبه ترفیع منصب مفتخر و سرافراز و بیک قطعه نشان ذیشان ( سردار ) نائل\nو ممتاز گردیدند . \"\n(۱) شایقین نتیجه وقایع منگل را از صفحه ۳ - ۱۱ شماره ٤ سال دوم سراج الاخبار افغانیه منطبعه ١٩ عقرب\n۱۲۹۱ ملاحظه نمایند ."}
{"book": "adl0119", "page": 72, "text": "ارتقا جناب سردار محمد نادر خان بمنصب نائب سالاری منقول از سراج الاخبار ٥٣ جلد اول - نادر افغان\n\n« ذات اعلیحضرت پادشاهی در آخر دربار معالی بار یوم عید سعید بزرگان قوم را خطاب فرمود ، در باب خدمات نمایان جناب جنرال در وقعه منگل بیان و رأی طلب فرمودند، همه حاضرین بحسن خدمت و شایسته گی و لیاقت جنرال تصدیق و شهادت دادند (۱) . »\n« بعد از ان ذات اعلیحضرت شهریاری بجنرال خطاب نموده فرمودند : که شما را بمنصب نائب سالاری سرافراز فرمودم و یک قطعه نشان سرداری را بشما احسان کردم، با اینهمه از حضور خود دور نداشته نائب سالار حضور مقرمدم »\n« الحق که این تلطیف و مکافات جهاندارجات شاهانه درباره مشارالیه شایان هزاران تبریک است ، که با وجود ترفیع منصب و نشان شرف عین و سعادت نشور (حضور) نیز برای شان باقی بماند » .\n« ما جناب نائب سالار حضور اعلیحضرت همایونی سردار محمد نادر خان » را باین مظهریت مراحم شاهانه تبریک میگوئیم (۲) : »\nـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ\n(۱) قارئین در اثنای خواندن این مضمون دقت کنند که راجع بترفیع جناب محمد نادر خان در محضر عمومی اشراف نظامی و ملکی مذاکره بمیان می آید و از عموم حضار درین مورد شکر گرفته میشود و نظریه محبوبیت عمومی اوشان در قلوب ملت دانشمند اثمراً ترفیع و اعزاز اوشانرا باکثریت مطلقه تصویب میکنند .\n(۲) صحیفه ۵ سال ۲ شماره ۱۰ مورخه ۳ عقرب ۱۲۹۱ سراج الاخبار افغانیه مطالعه شود .\n\nعبدالرشید ۱۶ سرطان ۴۵"}
{"book": "adl0119", "page": 73, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 74, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (٥٥) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nجناب مستطاب محمد نادر خان در مکتب ملك زادهای سمت جنوبی\nکابل سنه ١٣٣٥ ق"}
{"book": "adl0119", "page": 75, "text": "تلطیف اشخاصی واقع دیمکه با حشیا مخفیانه مخاصمه میکه ده بودند ٥٤ جلد اول – نادو افغان\nنوازش و تلطیف نادری\nبه اقوام و اشخاص خدمتگزار\nعالیشان عزت و شجاعت مآب محمد نادر خان نائب سالار درینموقع بحکومت\nمتبوعه خود راجع بمکافات آن صاحب منصبان شجاع و اقوام غیرتمند که\nدر انطفای نائرهٔ مخالفت جنوبی بهمرکاب شان مظهر خدمات شده بودند\nپیشنهادات نافعه را تقدیم کردند، از حضور پادشاهی تمام آن بر طبق افکار و\nنظریات نائب سالار صاحب منظور و بالنسبه تطبیق آن تلطیفات و اوامریکه\nاصدار یافته بود شخصا ایشانرا موظف فرمودند، تا حسب نظریه و صوابدید\nخویش آنرا از قوه بفعل بیاورند، و اخیرا راپورت اجراآت خویش را\nبحضور تقدیم دارند.\nچنانچه نائب سالا صاحب محمد نادر خان بتمام آن صاحبمنصبان رشیدیکه\nدرین حادثه حسب اوامر و هدایات شان خدمت و مظهر فعالیت شده بودند\nبرعلاوه تلطیف و نوازش یک یک منصب ترفیع داد (۱) و بعموم\nنظامیهای فاتح نیز بخشش و تحسین نامه ها اعطا فرمود، بآن اعزه و معاریف اقوام\n(۱) تفصیل منصب هائیکه حسب تصویب و انتخاب نائب سالار صاحب و منظوری حضور به مستحقین آن درین موقع داده شد\nدر صفحه ۳ شماره ۸ سال دوم سراج الاخبار مورخه ۱۹ جدی ۱۲۹۱ ملاحظه شود."}
{"book": "adl0119", "page": 76, "text": "صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیۀ ملکزادهای جنوبی\n۵۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه حسب هدایات شان اجراات نموده بودند، خلعت‌های فاخره و انعامهای\nلایقه، و بعامه لشکریهای شان نیز تلطیف و اکرام نمودند، یعنی خدمت\nهیچ فرد و جمعیت و قوم را بدون مکافات نگذاشت و همه را از خوان احسان\nپادشاهی شادکام فرمود، و پس ازان توجه فعالانه و اقدامات مؤثرهٔ\nشانرا در امور نظام مبذول فرمودند.\n\nمکتب ملکزادهای جنوبی\n\nمخصوص جهت تعلیم و تربیه و اصلاح آن اولاده اعزه و معاریف جنوبی که بهمرکاب\nنائب سالار صاحب وارد کابل شده بودند علی الفور حسب استیذان و\nمنظوری اعلیحضرت یک مکتب عالی را افتتاح و معلمین لایق را دران استخدام\nو سلسله تدریس و تعلیمات آنها را آغاز کردند، راجع بخورد و نوش و بود و\nباش و رفع هر نوع تکلیقات و فراهم آوری هرگونه تسهیلات شان شخصاً و ارسی\nو در نظم و نسق صوری و معنوی حسن تعلیمات آنها نظارت میفرمود\nو برعلاوهٔ خبرگیری که وظیفه در اوقات رسمیه حسب پروگرام مقرره بهمراه اجرا\nدیگر امور مفوضه خویش از مکتب ملک زاده ها میکردند علی الاکثر از طرف صبح\nو عصر نیز مکتب مذکور، حاضر، و از چگونگی جریان امورشان اطلاعات را"}
{"book": "adl0119", "page": 77, "text": "ضميمة صحيفة (٥٦) جلد اول كتاب «نادر افغان»\n\nجناب مستطاب سردار محمد نادر خان سپه سالار با طلبة نظامی جدید الاسلام\n\nد ۱۳۳۲ شـ کال اږی"}
{"book": "adl0119", "page": 78, "text": "ضمیمه صحیفۀ ( ٥٧ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nدارالسلطنه کابل سنه ۱۳۲۵\nجناب سردار اعلی محمد نادر خان سپه سالار بامعلمين ومحصلين مكتب حربيه\n\nمعرفی ذواتیکه بر چوکی نشسته اند\n۱ معلم ۲ داکتر عبدالعزیز خان ۳ قاری عبدالله خان ٤ نظیف افندی\n٥ جناب محمد نادر خان سپه سالار ٦ علی افندی مدیر مکتب حربیه ۷ محمد گل\nخان کپیتان ۸ معلم ۹ نور محمد خان کپیتان داخلۀ مکتب\nصفوف مقدم ومؤخر که نشسته و ایستاده اند تماماً طلبۀ مکتب حربیه میباشند"}
{"book": "adl0119", "page": 79, "text": "صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیه طلبه جدید الاسلام\n٥٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nحاصل مینمودند.\nچنانچه در اثر نگرانی و غمخواری این ذات عالی همۀ متعلمین این مکتب به حلیۀ\nفضل و کمال و حسن اخلاق متحلی و در اندک زمان هم در تعلیمات علمی و اخلاقی و هم\nدر فنون عسکری بلندتر از سائرین شدند، و هر واحد شان حسب مراتب اهلیت\nو لیاقت خویش بمواقع لازمهٔ خدمات ملک و ملت را اشغال و در پیشرفت مقاصد\nحکومت مصروف شدند.\nمکتب جدیدالاسلام\nاز انجا که یگانه منظور نظر معارف اثر نادری تعلیم علم و عرفان و تعمیم تعلیمات عصر عسکری\nو اصلاح اخلاق و امور تربیوی نظامی بود، ازین جهت بیشتر از همه امور باین شعبه\nتوجه شانرا مبذول میفرمودند و بهر اندازه که حلقه مأموریت شان وسیع، و\nاختیارات شان عالی شده میرفت، بهمان پیمانه آن اختیارات و نفوذ و رسوخ\nخود را در خدمت بعرفان و تنویر اذهان عسکریان و عامهٔ ابنای افغانستان صرف\nمیکردند.\nشلیکه بر علاوه غمخواری و نگرانی که از مکتب ملک زاده ها باجمالیکه فوقاً اشاره شد\nو نظارتیکه از مکتب حربیه میفرمودند، یک مکتب دیگر یرا هم بنام «مکتب جدید الاسلام»\nملاحظات گلخن"}
{"book": "adl0119", "page": 80, "text": "صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیه مکتب حربیه ٥٧ جلد اول نادر افغان\nبنا بر پیشنهاد خویش و منظوری حضور تأسیس و افتتاح فرمودند، که دران مخصوصاً\nنوجوانان مردم نورستان خود را بحلیهٔ علم و عرفان می آراستند، و از خرمن\nفضل و اخلاق نادری و معلمین منتخبهٔ این ذات عالی دانه های رفتار نیک و محصول\nتربیت و تعلیم درست را می برداشتند، و تحت تعلیم اساتذهٔ دانشور مراتب علمی\nوفنی خود را تکمیل میکردند، و با لآخر حسب منظور جناب محمد نادر خان نائب سالار\nاشخاص خوب و افراد درست ازین مکتب بهم برآمدن گرفت و یکی بعد از دیگری\nهر واحدی از متعلمین آن، بمواقع و مناصبی که درخور احوال شان بود اشتغال نمودند.\nمکتب حربیه\nاز انجا که جناب محمد نادر خان از ابتدا خواهان تعلیم و تربیت اساسی و تعمیم\nاصول و فنون عصری در تمام قوای نظامی بود و این مطلب را بار بار بسمع شهریاری\nو دیگر اولیای امور میرسانید و در اثر همین بیانات واقدامات خویش بسیار اشخاص\nفهمیده سورا طرفدار فکر خویش نموده بود، ازین جهة در سنه ۱۳۲۵ ه ق مطابق سنه ۱۲۸۶ ش\nموفق شده توانست که فکر پادشاهی را به افتتاح یک مکتب عالی العال حربیه غیر سازد.\nچنانچه این مکتب تأسیس شد، و آقای محمد نادر خان منتهای فعالیت و همدردی\nخود را راجع بموفقیت و کامیابی طلبهٔ آن حسب خاطر خواه مبذول نمود، ولی مع الاسف\nجناب سردار اعلی محمد نادر خان سپه سالار با معلمین و متعلمین مکتب حربیه ۱۳۲۵ دار السلطنهٔ کابل"}
{"book": "adl0119", "page": 81, "text": "صرف مساعی نادری در تعلیم و تربیت مکتب حربیه ۵۸ جلد اول ـ نادر افغان\nبواسطه یک انتخاب سوئی که در مدیر آن از طرف بعضی زعمای امور که مسلکی بجز از عیاشی و فکری بغیر از تن پروری نداشتند و میخواستند که روح فحاشی و تنبلی و لاابالی گری را ذریعه همین طور اشخاص فضول در محیط بپرورانند شده بود، مساعی اوشان بهره ور شده نمیتوانست و امور مجریه مکتب حربیه عوض افاده جزو یه اضرا متعدده را عائد میکرد.\nتا اینکه در اثر تفتیش و وارسی نائب سالار صاحب انواع امور مخالف شرعیه و احساسات ملیته از اجراآت او بمشاهده پیوست و در اداره مکتب بسیار ناگواریها و فساد اخلاق و حرکات ناشایسته از ان پست فطرت دیده شد، لذا مراتب بمقامات مرجوعه ابلاغ و در نتیجه معلم مذکور از رتبه و منصبش مطرود و بنفی و اخراج، از خاک پاک افغانستان محکوم شد (۱).\nپس از ان شخصاً جناب محمد نادر خان تا چندی از اجراآت و امور اداریه و تعلیمیه آن مکتب نظارت، و اشخاص فاضل و دانشوری را برای تعلیمات، و اصلاحات آن مقرر فرمود، و حسب نظریه عالیجنابانه نادری در ان تعلیمات آغاز و طلبه صاحب تعلیم و تربیه ممتاز از ان اخراج، و حسب لیاقت و اهلیت خود\n(۱) تفصیل خیانت کاریهای محمود سامی در صفحه ۳ شماره ۴ سال دوم سراج الاخبار ۱۹ قوس ۱۲۹۱ موجود است."}
{"book": "adl0119", "page": 82, "text": "توجه نادری در امور نظام\n٥٩\nجلد اول - نادر افغان\n\nمراتب عسکر را اشغال میکردند، هر چند در عصر امانیه تکرار همان مخرب اخلاق\nو مایه فساد (مدیر نخستین مکتب حبیبیه محمود سامی) مقرر شد، ولی در اثر وارسی و تفتیش و مساعی نادری\nو انتخابات صحیحی که در سائر معلمین و هیئت اداری آن مطابق فکر نادری شده بود محمود سامی\nاز ان بیباکی های خود علانیته تا چندی منصرف و حسب نظریه سپه سالار اجرات\nمیکرد.\nتوجهات نافعه نادری در اصلاح امور نظامی\nافزودی تنخواه و مقرری غلگی\nدر عین اقدامات نافعه که عالیشان عزت و شجاعت مآب سردار محمد نادر خان\nنائب سالار در ترقیات عرفانی و ذهنی عساکر میفرمودند از غمخواری عموم عساکر\nنیز غفلت نمی ورزیدند، و تا اندازه که میتوانستند و کسب موفقیت می نمودند\nدر آرامی و آسوده حالی و فراهم آوری اسباب دلگرمی نظام میکوشیدند.\nچنانچه در اثر یک مجلس و تبادل افکاری که با عموم صاحبمنصبان نظامی نمود\nو از معلوماتی که راجع بمعیشت نظامی گرفته بود، باین نکته مهمه ملتفت و مطلع گردید\nکه معاش ماهواره ده روپیه کابلی برای نظامی مکفی نمیباشد، زیرا اگر یک عسکر\nاحتیاجات شخصی خود را ازین تنخواه خویش تهیه کند، نظر به نرخ آنوقت بیش از\nدو سه روپیه برای مخارج خانگی و پس انداز او باقی نمی ماند."}
{"book": "adl0119", "page": 83, "text": "توجه نادری در امور نظام ۶۰ جلد اول - نادر افغان\n\nچون جناب محمد نادر خان بمنصب نائب سالاری حضوری نائل و بشمولیت در همه\nاجراات قشونی و اعطای نظریات عالی مأذون بود، این مسئله را بالفاظ درست و\nمضمون دلنشین بحضور عرض کرد و راجع به افزونی تنخواه و تهیه ارزاق نظام که\nبه نرخ مستقل از طرف حکومت برای آنها اعطا شود اصرار و الحاح کرد.\nدر نتیجه فکر پادشاهی را به اصلاح این امر مهم متوجه ساخت تا رسماً\nامر داد که در معاش عامه عسکر افغانستان ماهواره دو روپیه کابلی افزوده\nو برعلاوه آن امر رسمی و عمومی اصدار یافت که برای عسکر فی روپیه را یک کابلی سیر\nاز مخازن ارزاق سرکاری (گدام ها) در بدل معاش شان اعطا شود، چنانچه\nاز منظوری غله گی که برای هر فرد نظامی ماهواره چهار سیر به چهار روپیه کابلی\nداده میشد و افزونی دو روپیه تنخواه در هر ماه بعد از وضع مخارج ضروریه الی شش\nهفت روپیه برای شان باقی میماند.\nتهیه دریشی و اهتمام بترقی صوری و معنوی نظامی\nراجع به تهیه دریشی و منظم بودن نظام از لباس و مسکن گرفته تا بهمه امور\nانضباطیه و تعلیمیه و تربیوی شان نیز نظریات خوبی را به اعلیحضرت تقدیم و ازینجا\nعموماً افکار نادری بصورت رسمی در همه قطعات تحت تطبیق و اجرا آمد، همه عسکر"}
{"book": "adl0119", "page": 84, "text": "ارتقا جناب محمد نادر خان به سپهسالاری افغانستان\n٦١\nحصہ اول ـ نادر افغان\nبدیریشیهای مخصوصه شان ملتبس و قشله و چهاونیهای شان صاف و درست و در برابر و قرب ہر چهاونی دکانهائیکه دران ضروریات عساکر موجود میبود احداث و به اقامه صلوة مساجد تعمیر و ائمه مقرر و جهتہ اجرای تفریح شان میدانها و منظرہای دلنشینی در حوالی نشیمن آنها ترتیب داده شد و بلانها یہ در ہمہ شعبات امور عسکری یک روح و رونق و رشادت و شطارت بمشاهده می پیوست .\n\nافتخار منصب سپهسالاری بوجود مفاخر بنیان سردار محمد نادر خان\n\nچون این فکر رسا و اعمال صداقت انتما و رشادت و فعالیت و وارسی جناب محمد نادرخان بتمام امور جزوی و کلی نظامداری بعلم الیقین پیوست ، و در ہمہ اجراآت افکار او شان نافع و قیمتدار ثابت شد، از شخص شاه گرفته تا عامه رعیای امور ، از سائر افراد نظامی گرفته تا جمہور صاحبمنصبان حتی فراد ملت او شانرا بنظر تقدیر و تحسین میدیدند ، و تمام اعمال دلسوزانہ و مجاہدات غیورانہ شانرا بنظر تقدیر مشاهده میکردند ، ازینجهتہ اعلیحضرت سراج الملۃ والدین نه تنها مقام منیع سپهسالاری عمومی افغانستان را بوجود عرفان و شجاعت نمودشان"}
{"book": "adl0119", "page": 85, "text": "ارتقای جناب محمد نادرخان به سپهسالاری افغان\n۶۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nافتخار دادند و باین وسیله در مزید ترقی و اعزاز نظام و در خشنودی و مسرت\nعامّه انام افزودند، بلکه بدیگر اخوان و منسوبین این خاندان که تماماً در مناصب رسمیّۀ\nشامل بودند نیز نظر لطف و مرحمت خود را مبذول، و اعزاز و احترام جمهور شانرا\nمیفرمودند، بهترین مصداق این مطلب نظریه ایست که سراج الاخبار افغانیه بالنسبة\nاین تقرّر و ارتقای جناب سپهسالار نگاشته است که ذیلاً نقل میشود، و خواننده میبیند\nکه شخص پادشاه راجع به این انتخاب بکجا در محضر عامّۀ صاحبان منصبان نظامی و اعیان\nملکی بحث میفرماید، تا عموم مردم ازین اعزاز و احترام شان مسرور شوند، و این\nخورسندی عمومی که بواسطۀ قدردانی یک مجاهد صادق مملکت و وطنفواه صحیح\nملت حاصل میشود، در محبوبیت شاه بیفزاید :-\nنظریۀ سراج الاخبار\nراجع به ترفیع سردار سپهسالار\n\n« از طرف ایشیک آقاسی نظامی حضور اعلیحضرت همایونی در خصوص تعیین\n(۱) مطالعه قبلاً در صحیفۀ (۵۳) خوانده که در موقع ترفیع جناب محمد نادرخان به نائب سالاری هم در چنین یک محضر\nعمومی که مشتمل بر اعیان وطنی بودند، راجع به انتخاب شان مذاکره نموده اند، و اوشان به اکثریت مطلقه\nاز طرف جمهور قابل تقدیر و ترفیع گفته شدند .\n(۲) مطلب از جناب محمد سلیمان خان است ."}
{"book": "adl0119", "page": 86, "text": "ارتجابی عالی محمد نادر خان سپهسالارافغانستان ۶۳ جلد اول - نا در افغان\nمنصب جلیله سپهسالاری جدید، برای ما چنین تحریر یافته است که روز سه شنبه\n۲۱ ماه حال اعلیحضرت والا در سلامخانۀ عام دربار نموده بودند، اینکه دربار انعقاد\nیافت چنین نطق و امر فرمودند که عالیجاه عزت همراه امیر محمد خان سپهسالارنظامی\nبواسطه که دائم الاوقات مریض میباشند و بدربار ها وغیره رسیده نمیتوانند\nبنابران عالیجاه ارجمند سردار محمد نادر خان نائب سالار حضور را به منصب فیضہ\nسپهسالاری حضور مقرر و مباهی فرمودیم، و در منصب عزت و تنخواہ\nعالیجاہ امیر محمد خان سپهسالار سابق هیچ تغیر و تبدیل داده نخواهد شد،\nو بدربارها و جشن ها وعیدین هرگاه صحت داشته باشد بیاید، در همان چوکی مقرری\nخواهد شست.»\n«سراج الاخبار: این لطف و مرحمت عالی العال اعلیحضرت پادشاه\nمراحم خصال خلد الله ملکه که در حق خدمتگذاران صادق دولت شان فرموده شده است\nالحق که یک لطف و مرحمت پادشاهانه بسیار امید آور مکرمت پرور میباشد.»\n«جناب عالیجاه شجاعت و بسالت همراه (امیر محمد خان) سپهسالار، که\nاکثر عمر گرانمایه را در راه خدمت دولت علیه افغانستان در صنف جلیله عسکریه\n(۱) یعنی فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و سرمحرر سراج الاخبار افغانیه ."}
{"book": "adl0119", "page": 87, "text": "ارتقای جنابعی نادر خان بسپہسالاری افغانستان ۶۴ جلد اوّل - نادر افغان\n\nبسر آورده است ، و در زمان خاقان مغفور جنت مکان در صنف جلیله افسران عسکریه\nداخل شده و در بلی محاربات ابراز شجاعت و صداقت نموده و در پاداش\nهر خدمت و صداقت بالتدریج ترفیع مناصب کرده تا انکه در زمان سعد اقتران\nاعلیحضرت سراج الملة و الدین بمنصب جلیله سپهسالاری که منتهای مناصب عسکری\nدولت متبوعه ما است سرافراز و کامیاب آمده است ............ تابحال\nبر ان منصب جلیله برجا بوده و بسبب ضعف پیری و انحراف صحت شان ، ذاتِ\nاعلیحضرت همایونی استراحت فکریه و بدنیه شانرا التزام فرموده از\nکار ایشان را معاف ، وعزت و اعتبار و شرف عسکری شانرا کما کان\nبرقرار داشتند ، که در حقیقت این مسله یک لطف عالی العال و مرحمت فوق العاده\nاست ، که از طرف ذاتِ اعلیحضرت پادشاهی در حق آن خدمتکار صادق\nسالخورده شان ابراز فرموده شده است . »\n« سپهسالار جدید جناب شجاعت و بسالت مآب سردار « محمد نادر خان »\nاز اُمرای عسکریه بسیار کارگذار پسندیده اطواریست که از تربیه شدگان\nمحفل حضور ذات شوکتسمات اعلیحضرت سراج الملة والدین پادشاه معظم\nبا دانش و دین ما است ."}
{"book": "adl0119", "page": 88, "text": "ارتقاجات محمد نادرخان سپه سالار افغان ٦٥ جلد اول - نادر افغان\n\nمشارالیه بعلوم و فنون عسکریه از روی احتیاجات وقت حاضر، آگاه و دانا\nو در عین ریعان شباب میباشند، عالم، فاضل، هوشیار، بیدار یک ذات\nخجسته صفاتیست، بزبان انگریزی آشنا و در امورات عسکری دانا و بینا\nهستند، علی الخصوص بذات خجسته صفات ولیعمت بی منت خود در\nغیبت و حضور، از نزدیک و دور، یک اخلاص و صداقت قولی و فعلی مفرطه دارند\nاز هنگامی که در صنف جلیلهٔ عسکریه داخل شده اند، و برغند عساکر خاصه یعنی اردلی\nواردلی مأمور گردیده اند، هر وقت بعد وقت یک تجدد و تازه گی نشان داده اند\nاز قراریکه از دفتر مبارکۀ نظام استعلام نموده ایم، ترفیع مناصب عسکریه میرزا\nمشارالیه از قرار ذیل است:»\n« جناب شجاعت مآب سردار محمد نادرخان سپه سالار در سنه ١٣٢١\nدر صنف جلیلهٔ عسکریه داخل شده اند، که بهمان وقت بمنصب زرشری یعنی کرنیلی\nاسپورهای اردلیان حضور مبارک مقرر شده بودند، در سنه ١٣٢٣ یعنے\nدو سال بعد از حضور مبارک به منصب برگدی غند اردلیان حضور مبارک انوروالا\nمأمور گردیدند، در سنه ١٣٢٦ از حضور مبارک در غند مذکور به منصب جنرلی\nسرافراز شده اند، در سنه ١٣٣٠ بعد از آنکه از محاربه منگل مظفرانه عودت نمودند"}
{"book": "adl0119", "page": 89, "text": "معرفی سپهسالار عسکر منقول از سراج الاخبار ٦٦ جلد اول - نادر افغان\n\nدر غند اردلی بمنصب عالیۀ نائب سالاری و لقب سرداری مفتخر و سرافراز\nگردیده‌اند، بتاریخ یوم سه‌شنبه ۲۱ ماه رجب ۱۳۳۲ از حضور مبارک همایونی\nبمنصب جلیلۀ سپهسالاری سرافرازی یافته‌اند .»\n«سراج الاخبار . این منصب جلیله‌شانرا از صمیم دل تبریک میگوید، و از\nدرگاه حضرت خالق متعال جل و علی نیاز میکند، که در امورات تنسیقیه و اصلاحیۀ\nعموم اردوهای جنود ظفر نمون دولت متبوعۀ مقدسه‌شان که فرض عین و عین فرض\nذمۀ منصبی‌شان است بر موافق رضای خدا و پادشاه و امیدواری ملت و\nوطن موفق و کامیاب آیند . (۱) »\n\nمعرفی رسمی سردار محمد نادر خان\nسپهسالار\nدر یک پریت مهم عسکری\n\nدر اثر این تقرر و انتخاب از حضور پادشاهی ذریعة فرامین متحدالمال بعموم\nقوماندانهای نظامی مرکزی و ولایات و حکومات افغانستان ازین ترفیع و تعیین\nمرجع عمومیتۀ امور نظام افغانستان که جناب محمد نادر خان سپهسالار میباشند\n\n(۱) منقول از صحیفۀ ۸ و ۹ و ۱۰ سال سوم شمارۀ (۲۱) سراج الاخبار افغانیه ."}
{"book": "adl0119", "page": 90, "text": "معرفی سپه سالار بعسکر منقول از سراج الاخبار افغانیه ٦٧ جلد اول - نادرخان\n\nاعلام شد. علاوه برآن امر شد تا یک پریت بزرگ نظامی نیز ترتیب و در ان رسماً\nازین تقرر سپه سالار بعامه عسکری اخبار شود. اینک تفصیل این پریت بزرگ\nنظامی از سراج الاخبار افغانیه (که فاضل شهیر محمود بیک طرزی مدیر و محرر آنرا نوشته)\nعینا نقل میشود:\n« روز چهارشنبه ١٤ ماه شعبان المعظم در قشله یعنی چهاونی قلعه (شیرپور) یک\nپریت عمومی عسکری بوقوع آمد.»\n« در شماره سابقه خود از تعیین فرموده شدن منصب جلیله سپه سالاری\nجدید در عهده جناب عزت و شجاعت مآب (سردار محمد نادر خان)\nبیان نموده بودیم. بناءً علیه شهزاده جوانبخت معظم « سردار عنایت الله خان عین السلطنه »\nصاحب که از آغاز جلوس میامن مأنوس ذات شوکتمات داعلیحضرت\nسراج الملة و الدین، والد ماجد کثیر المحامد خودشان بمنصب فخیمه نظارت\nجلیله حریبه دولت خداداد افغانستان، از طرف قرین الشرف همایونی\nسرفراز و ممتاز بوده و هستند. اعلان نمودن و معرفی کردن سپه سالار جدید را\nبعموم عساکر ظفر مآثر شاهانه لازم و مناسب دانسته در یوم چهار شنبه ١٤\nشعبان المعظم اجرای یک پریت عمومی عساکر را امر نمودند»"}
{"book": "adl0119", "page": 91, "text": "ضمیہ صحیفه (٦٨) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nيك گروپ مهم تاریخی صاحب منصبان نظامی افغانستان در سنه ١٣٣٣\n\nصف اول که بر چوکی نشسته اند و مشتمل بر صنف آمران و ارکان عسکری است از راست به طرف چپ:-\n١ — نائب برگد عبد الرحمان خان.\n٢ — برگد محمود علیخان.\n٣ — برگد محمد انورخان.\n٤ — جناب محمد نادر خان سپه سالار.\n٥ — نائب سالار صالح محمد خان.\n٦ — برگد غلام محمد خان.\n٧ — برگد محمد اسمعیل خان.\nصف دوم وصف سوم وصف چهارم مشتمل برصاحب منصبان بزرك و كوچك است."}
{"book": "adl0119", "page": 92, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 93, "text": "مساعی جمیله نادری در امور عسکری\n۶۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nشهزاده معظم و سپه سالار صاحب محترم با جمله افسران در (شیر پور)\nکه همه عساکر ظفر مآثر از همه اصناف پیاده و رساله و طوپچی و غیره حاضر و آماده\nتشریف آوری شان بودند، تشریف فرمای سعادت و اقبال گردیده از طر[ف]\nعموم عساکر، مراسم سلام ایفا و یک (رسم کمپید، یعنی رسم استعراض)\nمکملی اجرا گردید، و از طرف حضرت عالی منصب جلیله سپه سالاری سردار محمد نادر خان\nبر عموم افسران و عساکر رسماً اعلان گردیده مراسم سلامی بجا آورد شد»\n«بعد ازان شهزاده معظم با جمله افسران محترم بمکتب حربیه تشریف آوردند\nو در آنجا میوه و شیرینی و چای که از طرف سپه سالار صاحب حاضر شده بود\nتناول فرموده شد، و نطقها و تبریکها و شادمانی ها اجرا گردیده مراسم مذکور\nبانجام رسید(۱)»\n\nمساعی جمیله نادری در اصلاح و تنظیم امور عسکری\n\nبعد از اینکه سپه سالار درایت مدار بوزارت حربیه رسماً بکار آغاز فرمودند\nدر اصلاح و تنظیم همه امور متعلقه نظام صرف مجاهدت ورزیدند، مخصوصاً در تمام\nفروع و اصول مواد آتی الذکر داخل اقدامات اساسی شدند :-\n(۱) ملاحظه شود صفحه ۱ شماره ۲۲ سال سوم سراج الاخبار مطبعه ۲ اسد ۱۲۹۳ - کابل"}
{"book": "adl0119", "page": 94, "text": "مساعی جمیلهٔ احمدی در امور عسکری\n۶۹\nجلد اول ـ نادر افغان\n(۱) بودجه و مصارفات عساکر مرکزی و اطراف و نواحی افغانستان را از نظر\nگذرانیده، در آن بسا تعدیلات و ایرادات نافعه فرمودند.\n(۲) راجع به تغییر و تبدیل و ترفیع و تنطیف بعض صاحبمنصبان در عموم نقاط\nافغانستان، بنابر ایجابات نظامی و ملاحظات سیاسی، اوامر لازما\nاعطا فرمودند.\n(۳) راپورهای مفصل هر یک از قوماندانی های عسکری افغانستان را\n(۱۵ در ۱۵) خواستار شدند.\n(۴) نسبت به اصلاح امور مهمهٔ نظامی بعموم صاحب منصبان اوامر جدی را\nاصدار کردند، تا دائماً در آن مورد نظریات شانرا بمرکز اشعار دارند،\nبرعلاوه آن امر فرمودند که علی الفور از اجمال مجاری امور سابقه و حالیه هر\nقوماندانی عسکری یک یک راپور مفصل جامعی را تقدیم نمایند.\n(۵) در فراهم آوری اسلحه و تهیهٔ لوازم حربیه و انداختن روح تازه در امور\nمتعلقه ارکان حربیهٔ عمومیه تشکیل و تفریق کندکها از حیث اسلحه و البسه\nو سماً و صفات، بذل توجه فرمودند.\n(۶) سررشتهٔ امور نقلیهٔ عسکری و تهیهٔ ارزاق را حسب مطلوب نمودند."}
{"book": "adl0119", "page": 95, "text": "مساعی جمیلهٔ نادری در امور عسکری\n۷۰\nجلد اول - نادر افغان\n\n(۷) انتظام بر اصل تنخواه نظامی را بصورتیکه در وقت موعود عموماً محاسنش خود را\nمیگرفتند و هر واحد از صورت حساب خود بکلی مطلع ومطمئن میبودند\nنمودند.\n(۸) تجویز حاضری و رخصتی و اعطای هدایات مخصوص راجع بمریضی و وفات\nوغیر حاضری افراد عسکری.\n(۹) تهیهٔ سامان و لوازم و ادویهٔ شفاخانه های نظامی وسنجیدن و بکار\nانداختن مقدمات نافعهٔ حفظ الصحّه.\n(۱۰) تقسیم و توزیع قوای مرکزی در نقاط لازمهٔ اطراف و نواحی و تعیین\nمحل وتعلیم اسپورت یومیهٔ شان در مواضع متعدده.\n(۱۱) مأمور داشتن نظام را به انعقاد یک یک پریت عمومی در چمن نظامی\nخواجه رواش یا شیر پور در هر هفته یکبار، که ذاتاً سپه سالار صاحب\nبر عملیات شان نظارت میکرد.\n(۱۲) عیناً تطبیق نمودن این مفکوره را در تمامی نظامی افغانستان، در سائر\nولايات وحکومات افغانستان.\n(۱۳) بکار انداختن ومحصول گرفتن از فابریکهٔ حربی وعطف توجه نمودن در افزونی"}
{"book": "adl0119", "page": 96, "text": "مساعی جمیله نادری در امور عسکری\n۷۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nکار آن و ساختن و ترمیم نمودن انواع اسلحه و مواد انطلاقیه در آن .\n(١٤) تحصیل لوازم و بهمرسانی اسلحه و سامان ضروریه بعموم قوای مرکزی و اطراف\nو اکناف مملکت افغانی .\n(١٥) تأسیس قشله ها و چاونیها برای قرارگاه مرکزی هر یکی از قوای مرکزی و\nولایات افغانستان و احداث تهانه ها در تمام سرحدات افغانستان .\n(١٦) حسن مراقبت و توجهات مزیده بمکاتب حربیه و غیره مدارس متعلقه آن\nمثل مکتب ملک زاده ها و جدید الاسلام و مخابره و غیره .\n(١٧) تعمیم انواع اسپورت و ریاضت های بدنی و تعلیمات نظامی\nدر تمام افراد عسکری .\n(١٨) تقرر دوائر استخباریه راجع به اخذ حالات و جریانات عمومیه عسکریه در مرکز\nو اطراف .\n(١٩) سررشته انتظام امور سرحدیه وطن، و گشودن در منابره را با قبائل بمدین و\nهمزبان مجاور افغانستان .\n(٢٠) تشکیل کتابخانه عسکری .\n(٢١) تأسیس دارالترجمه برای افاده گرفتن از اثرات مفیده عصریه ."}
{"book": "adl0119", "page": 97, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (۷۲) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجمناستک مکتب اعدادی\n\nکابل سنه ١٣٣٤ ق"}
{"book": "adl0119", "page": 98, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 99, "text": "مساعی جمیله مادری در امور عسکری ۷۲ جلد اول - شماره غقبان\n\n(۲۲) طبع و نشر اوراق و لوائح و تعلیمنا مه های نافعه امور عسکرتیه .\n(۲۳) ترتیب تهیه نقشه ها و غیره امور لازمه سوق الجیشی و مسائل متعلقه امور تعرض و دفاع .\n(٢٤) تعیین سلسله مراتب و توضیح صلاحیت و تکالیف صاحبمنصبان و هیئت معیت شان .\n(٢٥) تفریق صنف محارب و غیر محارب ، و ایزاد تشکیلات لازمه عصریه در عسکر از قبیل تعیین امام و مؤذن و سقا و دلاک و بیطار و داکتر و محاسب و تحویلدار و امثال آن بهر کندک یا غند در تمام عسکری افغانستان .\n(٢٦) تنظیم و تنسیق علم مبارک و صورت بست پرک ، بلوک ، تولی ، کندک ، غند ، لوا و فرقه و قطعات جسیمه .\n(۲۷) اجرای مانوره ها و جنگ های مصنوعی و انواع مشق نظامی .\n(۲۸) مسابقه اسپ دوانی و جمناستیک و هدف زدن و دویدن و غیره اعمال نظامی .\n(۲۹) اجرای سفری و سوقیات فرضی بنقاط مجهول بصورت ناگهانی بجهة اصلاح نقائص سوق الجیشی ."}
{"book": "adl0119", "page": 100, "text": "مساعی جمیله نادری در امور عسکری\n۷۳\nجلد اول ـ نادر افغان\n\n(۳۰) اهتمام بصفائی اسلحه و طرز استعمال آن و توجه کردن به ترمیم و اصلاحات\nلازمه آن.\n(۳۱) تقرر هیئت های تفتیشیه جهة اخذ معلومات از ضبط و ربط و تعلیم و تربیه\nو طرز اداره قشونی و غیره.\n(۳۲) اعطای مقالات عسکریه روح پرور، در سراج الاخبار افغانیه جهته تنویر\nافکار ضابطان عسکری طرف صاحبمنصبان انشو معیت شان جهته تشویق.\n(۳۳) ترخیص سپاهیان پیر، معیوب، طرد چرسی، بنگی، بد اخلاق، شرارت پیشه\nاز نظام، و گرفتن جوانان تنومند سالم الاعضای خوش اطوار بعوض انها.\n(٣٤) نهادن اساسهای صحیح و درست جهته جلب قوای عسکری بصورت\nنفوسی، تا در سه سال دوره تعلیمات خود را تمام، و بعداً رخصت، و\nعوض شان دیگر نفر از اقوام فرستاده شود.\n(٣٥) سبکدوشی صاحبمنصبان ضعیف و سالخورده که قابل کار نظام نبوند\nو تقرر وجه مستمری و یا زمین بخشی برای شان از طرف حکومت.\nو دیگر امور یکه ذکرش بطوالت می انجامد."}
{"book": "adl0119", "page": 101, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 102, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (۷۴) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nباجه عسکر پیاده\nکابل سنه ۱۳۳۰ ق"}
{"book": "adl0119", "page": 103, "text": "اهتمام نادری در احیای روح عسکری ٧٤ جلد اول ـ نادر افغان\n\nاهتمام به احیای روح فعالیت عسکری\n\nاز یکطرف جناب محمد نادر خان در امور اداری و اعطای هدایات لازمی\nو وضع دستورالعمل‌های عالی برای ترقیات مادی و معنوی عسکری دباجائیکه\nفوقاً بآن اشاره شد، عطف توجهات صمیمی شانرا فرمودند، و از جانب\nدیگر شخصاً در بیداری و فعالیت عسکری و تطبیق همین اوامر و مفکوره نامی\nنافعه خویش بذل مجاهدت میفرمودند.\n\nازین مساعی و کارگذاری نادری در امور قشونی شخص شاه و اولیای امور\nو عموم تبعه افغانی نهایت مسرور، و در برابر دیدن این جوش و خروش نظامی\nکه تا چندی قبلترین اکثری از آنها همچو اجساد بی روح دیده می‌شدند و کنون که در\nقالب آنها روان فعالیت و شطارت از طرف جناب محمد نادر خان دمیده شده\nاز هر گوشه و کنار تحسین و آفرین به ایشان نثار میشد، جهته تصدیق این مطلب\nذیلاً مضمون یکی از نامه نگاران، فاضل شهیر محمود بیگ خان طرزی مدیر و محرر\nسراج الاخبار افغانیه مطالعه شود:-\n\n\"درین ایام که جناب محمد نادر خان سپه سالار مقرر شدند، در هر هر جا\nصدای «مارچ» عساکر ظفر مآثر افغانیه سامعه نواز و آواز موزیکه نامی افغانیه"}
{"book": "adl0119", "page": 104, "text": "اهتمام غازی اخبار روح عسکری منقول از سراج الاخبار ٧٥ جلد اول - نادر افغان\n\nبا ظفر و نصرت هم آوازند.»\n«روز سه شنبه ١٠ شوال المکرم در پیش باغ چرگری قریب مکتب حربیه\nچه دیدم که از چهار غند عساکر مقیمه دارالسلطنه صاحب طنطنه کابل وشیمی ب،\nآنها را آورده بود که سپه سالار شهامت آثار شجاعت دار، امتحان عساکر\nفیروزی مظاهر را میدیدند، حقیقتاً خیلی مؤثر یک منظره بود.»\n«افسر افغان، سپاه افغان، موزیکه افغان، تماشا بین افغان،\nهمه افغان، هر صدای موزیکه راست در دلم جا میگرفت، و نغمه های آن این\nمحو مخالف آوای :\n\nرو اَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ باش خاک اندر دیده اغیار باش\nبر سر اعدای خود شمشیر باش گاه مکن روباه بازی شیر باش\n\nرا بلند مینمود.»\n«هر تار مویم برای بلند نمودن نام اسلام، افغان، پادشاه، راست\nایستاده بود، انتظام نظام، ترانه های ملی، موسیقیه ها، درخشیدن برچه ها\nدشمن کش، (پر مخ زاو) افسر ها، دلها را مسرت، دقت چشم را حیرت، گوشها را\nسامعه نوازی میفرمود.»"}
{"book": "adl0119", "page": 105, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ ( ٧٦ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\n( کابل سنه ١٢٩٣ ش )\n\n( امتحان مشق تفنگ غند اردلی )"}
{"book": "adl0119", "page": 106, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 107, "text": "اهتمام نادری ایجاد روح عسکری بقول سراج الاخبار ٧٦ جلد اول - نادر افغان\n«درین روزها در عالم عسکری یک جدیت، و رونق و نشاط دیگری\nمعلوم میشود، گروهی در یکطرف شهر مینو بهر بزدن آماج مشغوف اند، وطائفه\nدر دیگر جانب بتعلیم قواعد حربی مصروف .»\n«شنیده شده که به سه شنبه دیگر امتحان بست های هنرفی عساکر نصرت مآثر\nو به سه شنبه دیگر امتحان بست های مکین است، و بعد از ان خود حامی ملت افغانیه\nیگانه رعیت دوست نظام نواز وطنخواه ملت پرور، اعلیحضرت همایونی\nروحنافداه امتحان جمیع عساکر وغیر هم را میگیرند.»\n«بعد از استجازه حضور، جناب سپه سالار صاحب تمام ضعفا\nو ریش سفید های عسکر را کشیده جوانان تنومند را در آن داخل کرده است»\n«ای وطنخواهان! عسکر در عصر حاضر نگهبان وطن و ناموس میباشد\nاهمیت عسکریه در هیچ ملازمت پیدا نمیشود، خواه از روی دین، خواه\nاز روی دنیا در حدیث شریف منقول است، که نگاهداشتن یک شبه\nسرحد از دنیا و ما فیها بهتر است، وافضل صحابه بعد از عشره مبشره، اصحاب\nبدر رضی الله عنهم میباشند، که من حیث عسکریت یا حفظ وطن و اعلای کلمة الله\nفضل میباشند .»"}
{"book": "adl0119", "page": 108, "text": "وضعیت افغانستان در موقع حرب عمومی\n۷۷\nجلد اول - نادر افغان\n\n\"بر هر فرد مسلمان را لازم است که خطاب (عسکری) را بخود قبول فرماید\"\n(ع ، ه )\nمفکوره سراپا نفعه نادری\nدر موقع حرب عمومی\nچون درین ایام جنگ عمومی کمال شدت و عظمت را بخود گرفته بود،\nو به بسیار سرعت حیرت افزا شراره عالم سوز حرب، از هر طرف شرباً\nشده خرمن امن و آسایش اوستریا را در داده از انجا بر روسیه سرایت\nو از روس گذشته المان را شعله افشان کرده، ثم فثم بفرانسه و بلژیک و انگلیز\nتجاوز کرده، دولت عثمانیه را هم فرا گرفته بود، و تمام این مناطق را بشر بای\nقرمزی خود خونبار کرد، و قتل ولیعهد اوستریا در مغرب، و بعضی حصص شرقی\nعینا تمثال خون سیادش را که اوراق تاریخ مشرق زمین ازان خون آگین است\nقایم کرد.\nازین جهت تعیین خط مشی سیاسی افغانستان، درین هنگامه کلان حتمی\nو ضروری بود، که نظر بموقعیت سیاسی و جغرافیائی خود و اهمیت جنگجوئی و سلحشوری\n\n(۱) ملاحظه شود ستون ۲ صفحه ۳ شماره ۲ سال ۴ سراج الاخبار منطبعه ۳۰ سنبله ۱۲۹۳ - کابل"}
{"book": "adl0119", "page": 109, "text": "وضعیت افغانستان در موقع حرب عمومی\n۷۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nملت شجاعش اعلان شود . والا در صورت عدم تعیین مسلک ممکن است که\nتحت کدام تضییق و فشاری بنام طرفداری و یا اتحاد روس و انگلیز که\nاز همسایگان شرقی و شمالی اوست بیاید .\nدرحالیکه بعض جرائد انگلیزی و هندی پروپاگند شمولیت افغانستان را\nدر جنگ عمومی و اعطای معاونت را بحکومت انگلیز میسرودند ، بکذا دول\nمخالف اتحاد مثلث یعنے دروس ، انگلیز ، وفرانسه ، مخصوصاً جرمنی و ترکیه\nآرزومند مساعدت و مشارکت افغانستان بود با اوشان درین محاربه عظیم\nچنانچه برای همین مقصد یک وفدی نیز از طرف المان و ترک وارد کابل شده\nبودند . (۱)\nدرینجا مجلس خاص الخاصی منعقد و در آن همه اولیای امور شامل شده در طراف\nتعیین خط مشی افغانستان بالنسبه آن حرب جهانسوز مذاکره کردند ، بعد از\nبحث و مذاکره طولانی زعمای امور عصر سراجی این مسئله را باکثریت تصویب\nکردند که «باید افغانستان در حرب حاضره کاملاً بیطرف باشد ، تا زمانیکه\nبر خلاف شان و شرافت و احترام و حیثیت ملت و حکومت با اندک کجشکانی\n(۱) که ذوات مشهو این وفد ندرمایر المانی و کاظم بیک ترکی ، فلوکس و این جنیک ، را جا مهند پرتاب ، و مولوی برکت الله خان بود."}
{"book": "adl0119", "page": 110, "text": "وضعیت افغانستان موقع حرب عمومی 79 جلد اول ـ نادر افغان\nو حمله از طرف هیچ یک از دول متحارب عاید نشود، مخصوصاً همسایه های\nشمالی و شرقی ما که فعلاً با همدیگر متحد و برعلیه اتفاق مثلث داخل حرب اند\nتمام شرائط بیطرفی و مراتب حقوقی ما را مراعات نمایند حتمی است. که\nافغانستان هم تمام شرائط غیرجانبداری را بالمقابل آنها مرعی دارد»\nدرین مجلس خاص سپه سالار صاحب یک نطق مؤثری را راجع به\nاهمیت نظام ایراد، و ضمناً فرمودند «باید ما توجه خصوصی خود ما را بسوی\nامور عسکری بیش از پیش مبذول، و در رفع هرگونه نقائص آن بذل مساعی\nنمائیم، تا در صورت اندک یک تجاوز برحقوق مشروعه ما و یا تصور افتادن کدام\nیک لکه بر دامن شأن و شرف وطن و یا توجیه کدام خطره بکدام گوشه مملکت\nعلی الفور مشت های سختی که از دست های شجاعت پیوست ملت غیور و عسکر جسورما\nتشکیل شده باشد بر دهن و گردن اینگونه متجاوزین و متعرضین حواله کرده شود .\nدر دنیای موجوده بهر اندازه که در قوت و عظمت و قدرت عسکری\nافزوده شود، و در ملت ها روح شجاعت و حفظ شأن و شرف ملیت و\nوطنیت شان موجود باشد، بهمان اندازه بعزت و اعتلا هم آغوشش و\nبمقاصد عالیه خود نائل میشوند ."}
{"book": "adl0119", "page": 111, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 112, "text": "ضمیمه صحیفه ( ۸۱ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nاعلیحضرت امیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین\nکابل ۱۲۳۹ ش"}
{"book": "adl0119", "page": 113, "text": "اثر بیان نادری در حکومت سراجی در ترقی عسکری\n۸۰\nجلد اول - نادر جهان\n\nاگر بدیدۀ انصاف و تعمق ببینیم امروز بعوض این حقوق دولیۀ بین المللی\nکه برای نام موجود است، و کسی بران عمل نمیکند، قوت و قدرت قایم گردیده است\nواقعاً که حقانیت و انصاف امروزه عالم ، بفحوای اَلْحَقُّ لِمَنْ غَلَبَ به قوّت\nمربوط است و قوت هم در عصر حاضر عبارت است از بودن روح وحدت\nو شجاعت در ملت و داشتن عسکر زیاد مجهز صاحب تعلیم و تربیه و دارائی مکفی\nتوپ و تفنگ و دیگر وسائل و وسائط مقتضیه حربیه است ، لذا از حضور\nاعلیحضرت رجا میکنم تا زیاده تر بترقی و انضباط عسکری بذل مساعی فرمایند\nبکذا فرید توجّه و اهتمام عموم مأمورین مسئول این شعبه را در اعتلا و اصلاح\nنظام خواهانم .\nاثر این مفکوره نادری در ترقیات عسکری\nبیانیه غرّای فوق سپه سالار صاحب چون مبنی بر حقانیت و سعادت\nبود، اعلیحضرت و عموم زعمای امور بتصدیق آن پرداختند، حتی شخص اعلیحضرت\nسپه سالار صاحب را مخاطبه کنان فرمودند که :-\n\" بعد ازین خودم حتی الامکان پریت های عمومی که هفته یکبار اجرا میشود\nبالذات برای گرفتن امتحان و تشویق عساکر حاضر میشوم ، و برای شنیدن"}
{"book": "adl0119", "page": 114, "text": "اثر بیان نادری در حکومت سراجی در ترقیات عسکری ۸۱ جلد اول - نادر افغان\n\nو اجرا نمودن هر نوع عرائض و امور نظامی بهر وقتیکه شما خواسته باشید\nمائل و حاضرم »\nوارسی اعلیحضرت همایونی بمعاینه نظامی\nو انجام امور عسگری\nاین مفکوره نادری که مزید توجه و اهتمام شخص پادشاه را بطرف عالم عسکری\nایجاب میکرد و از طرف اعلیحضرت بنظر استحسان و قبول دیده شد، اینطور اثر\nو ثمر داد ، که امور سررشته طلب وزارت حربیه بهر وقتیکه سپه سالار صاحب\nتقدیم میکرد فوراً اعلیحضرت بآن وارسی مینمود ، و بمعین السلطنه نیز تأکید اکید فرموده\nبود تا بمعاونت و مساعدت سپه سالار در راه ترقیات مطلوبه عسکر جبراً\nدقیقه فروگذار نشود ، برعلاوه آن شخصا با اعیان افغانستان و حواشی شان\nاحضاریت شانرا حتی الامکان در هر هفته به پریت گاه نظامی جهت معاینه و تشویق\nعمومیه التزام فرمودند . اینک بتصدیق این مطلب عین آن مضمون سراج الاخبار\nافغانیه مرقوم می شود ، که بقلم فاضل شهیر محمود طرزی مدیر آن مرقوم\nشده است :-"}
{"book": "adl0119", "page": 115, "text": "امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغانی\n۸۲\nجلد اول - نادر افغان\n\n«در ظرف این دو هفته در چمن حضوری و چمن نظامی امتحانات مهمة عسکریة\nاجرا گردید»\n«ذات شوکتسمات اعلحیضرت یک امتحان عمومی عساکر نصرت مآثر\nملوکانه شانرا اراده و فرمان فرمودند، در هفته گذشته امتحان صنف پیاده\n(غند اردلی) یعنی عساکر خاصه همایونی در چمن حضوری اجرا گردید، ذات علیشحصرت\nهمایونی با همه شهزادگان عظام و مصاحبان و سرداران کرام بدرستی نیترسی\nعسکری در چمن شوکت پیرامن تشریف فرما گردیدند، عساکر ظفر مأثر همایونی در\nزیر کمان افسری جناب سپه سالار محمد نادر خان به ترتیب بسیار منظمی صف ارائی\nنموده بودند، تشریف موکب همایونی بسواری عرابه موتر بوقوع آمد بود، بعد انکه\nاز عرابه موتر فرود آمدند در حالیکه شهزاده گان عظام و یکی از مصاحبان خاص همرگان\nبودند بسواری اسپ بر همه صفوف عساکر مرور فرمودند .»\n«از طرف عموم عساکر شامانه سلامی بزرگ ایفا گردید، ذات علحضرت پادشای\nعساکر شاهانه را به التفات و نوازشات همایونی مظهر سعادت فرموده، در وسط\nچمن در زیر بیرق بزرگی که مخصوص پادشاهی است عودت و توقف فرمودند .»\n«اولاً امتحان (شی مست) و بعد از ان (منزنی مست) و بعد از ان (کمپنی مست)"}
{"book": "adl0119", "page": 116, "text": "امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغان\n۸۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nاجرا گردید که هر یک از سمت های مذکور از چند رقم کار تفنگ ، و کار قدم بکمال مهارت و اتفاق صنعت بحضور شوکت موفور قوماندان مقدس اعظم ذات شاهانه ابراز نمودند ، و باز همه ست ها غنچه ست شده (مارچ پاس) یعنی برسم کچید دو بار از حضور همایونی گذشتند ، بار اول کمپنی ست و بار دوم همست گذشتند ، که این مارچ پاس یا رسم کچید مست بست از مشکلترین کارهای امتحان مذکور شمرده میشد و آنرا عساکر شاهانه بکمال درستی اجرا کرده توانسته مظهر تفقد شاهانه گردید .»\n\n«بعد ازان ذات اعلیحضرت یک تقریر دلپذیری در باب اهمیت عالم عسکری و سعی و غیرت در راه وظیفه شناسی بر عموم افسران نظامی بیان فرموده و از طرف حاضرین دعای سلامتی پادشاه و فتح و فیروزی عسکر و سپاه نثار گردیده مراسم امتحان بانجام رسید ، و ذات اعلیحضرت بسواری عرابه موتر با همرکابان حضور بقصر شاهانه عودت فرمودند .»\n\nدرین هفته در چمن نظامی امتحان عساکر طوپچی و بطاریه های طوپ گرفته شد که ان شاء الله در شماره آینده از تفصیلات آن با بعضی لوحه های تصاویر آن تزئین صحائف اخبار خواهیم نمود .» (۱)\n(۱) ملاحظه شود صفحه ۲ شماره ۳ سال ٤ سراج الاخبار مورخه ۱۳ میزان ۱۲۹۳ - کابل ."}
{"book": "adl0119", "page": 117, "text": "ضمیمهٔ صحیفه (٨٤) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nکابل سنه ١٣٣٤ق\n\nعالیقدر جلالتمآب سردار محمد نادر خان سپه سالار با جمعی از صاحب منصبان افغانستان"}
{"book": "adl0119", "page": 118, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 119, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ ( ٨٤ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nامتحان ورسم مرور عساکر مرکزی در سنۀ ۱۳۳۲ ق"}
{"book": "adl0119", "page": 120, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 121, "text": "امتحان عسگری منقول از سراج الاخبار افغانیه ٨٤ جلد اول - نادر افغان\n\nدر شماره ما بعد حصه موعوده این مضمون را چنین تحریر و تکمیل میکند:-\n«اعلیحضرت دائماً یک توجه خاصی در امورات مهمه عسکر پروری و ترقی روز\nافزون لشکری مبذول میفرمایند، حتی درین اوقات با وجود بسیاری کارهای\nدولتی در هفته یکروز را منحصر برویت و تمشیت امورات مهمه عسکریه داشته اند\nچنانچه در دربار روز شنبه بزبان مبارک فرمودند که بسبب تبدیل دادن\nایام دربار که بروزهای سه شنبه مقرر بود ازین است که روز سه شنبه را برای\nملاحظه امورات عسکریه مقرر فرموده اند .»\n«سپهسالار بیدار هوشیار جناب سردار محمد نادر خان و دیگر همه نایب سالارها\nو جرنیلها و افسرهای نظامی اردوهای عساکر شاهانه نیز بنابر پیروی افکار قدسیت اثار\nقوماندان اعظم و متبوع مقدس مکارم شیم خودشان از جد و جهد دائمی\nباز نمی ایستند .»\n«درین دو سه هفته نمایشها و امتحانهای مختلفه عسکری در چمن حضوری و چمن نظامی\nاز حضور میامن موفور ذات اعلیحضرت پادشاهی گذارش یافته و موفقیتها و\nکامیابی های کامله ازان بحصول انجامیده است، چنانچه در هفته گذشته امتحان\nرسم مرور و انداخت توپخانه ها در چمن حضوری بعمل آمده درجه انتظام عساکر"}
{"book": "adl0119", "page": 122, "text": "امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغان\n٨٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nتوپچی، و نظم و نسق توپخانه ها پدیدار گردید، علی الخصوص طوپ های میدان کوهی\nکه در ماشینخانه دارالسلطنه بمعرفت کارگران وطنی ساخته شده موجب افتخار\nو مسار بیشمار دیده میشد، درجه مقاومت و متانت این توپها را ازین قیاس باید کرد\nکه بعضی ازین توپهای وطنی خود ما پنج شش هزار گله انداخته توانسته است که\nحقیقتاً شایان شکران بیشمار یک چیزی است . »\n« این نمایشها و امتحانها که اجرا میشود محض برای انیست که نواقصات لوازمات\nعسکریه ظاهر گردیده، در باب اکمال آن سعی شود، چنانچه بنابر استفساریکه\nاز جناب سپه سالار صاحب سردار محمد نادر خان در خصوص سبب و چگونکی نمایشهای\nمذکور از طرف عاجزانه ما واقع شده است، ذات عالی شان از قرار ذیل معلومات\nعطا فرموده اند که عیناً مکتوب شفقت اسلوب عالی شا را درج مینمائیم: »\nنقل مکتوب\n( بعنوان فاضل شهیر محمود طرزی مدیر و محرر سراج الاخبار)\nیوم یکشنبه ۷ شهر ذیقعده الحرام ۱۳۳۲ قمری\nچون آن مشفق کیفیت نمایش عسکری را که بر وزهای سه شنبه بحضور مبارک\nاعلیحضرت پادشاه معظم گذارش یافته از بنده جویا شده بودید ، بنابران حقیقت آنرا"}
{"book": "adl0119", "page": 123, "text": "امتحان عسکری منقول از سراج الاخبار افغانیه ٨٦ جلد اول - نادر افغان\n\nبرای آن دوست دانشمند تحریر نمودم ، اینکه همواره نظر و توجه ذات همایونی\nاعلیحضرت والا به ترقی ملت و دولت افغانستان است ، و اساس ترقی\nدولت وابسته بانتظام و آراستگی عسکر است ، بنا بران پادشاه معظم\nاعلیحضرت والا در هر هفته یکروز از اوقات قیمتدار شاهانه را که روز سه شنبه باشد\nبرای اجرای امورات عساکر دولت علیه شان معین فرمودند ، که در روزهای\nمذکور جمله امورات که در باب ترقی عسکر باشد بحضور مبارک گذارش داده از حضور\nسررشته تکمیل آن نموده میشود ، بنا بران حسب الامر همایونی، بروزهای مذکور شروع\nاز غند اردلی نموده ملاحظه جمله عسکری پایتخت را ان شاء الله تعالی فرموده\nو سررشته تکمیل شانرا از جمله لوازمات سفری و حضری که بکار باشد میفرمایند\nما جمله افسران و سائر عسکر و افراد افغانستان از درگاه خداوند کریم استدعا\nداریم که ما خدام دولت را توفیق عنایت نماید که خدمتگذاری پادشاه معظم و دولت\nعلیه افغانستان را بصدق دل انجام ، کاهلی و سستی را از خود دور و در\nخدمت خود ما جد و جهد بی اندازه نمائیم ، تا باعث نجات دنیوی و اخروی ما\nباشد . محل امضای سپه سالار محمد نادر » (۱)\n(۱) ملاحظه شود صفحه ٣ شماره ٤ سال ٤ سراج الاخبار افغانیه منطبعه ۲۸ میزان ۱۲۹۳ ."}
{"book": "adl0119", "page": 124, "text": "اجمال مساعی نادری در عصر سراجی ۸۷ جلد اول - نادر افغان\nانصراف از تفصیل بنا بر خوف تطویل\nاز انجا که حصص مهم سراج الاخبار افغانیه را همین ترقیات و اقدامات\nعالی که از مجهودات این شخص وطن دوست ملت خواه در موقع سپه سالاری\nاز قوه بفعل آمده و عمده ترین اجراآت عصر سراجیه را امثال همین اعمال قابل\nامتثال نادری تشکیل نموده است\nاگر نگارنده درین محل خواسته باشد که تنها بنقل کردن همان مندرجات\nاخبار اکتفا کند، و یا لااقل باقتباسش توجه نماید البته برعلاوه اینکه\nتحریرات ما بطوالت می انجامد، این مجموعه ما نیز صورت یک رویداد مفصل\nوزارت حربیه را بخود خواهد گرفت .\nلهذا درین مورد بنگاشتن همین اجمال و اشاراتیکه قبلاً گذشت اکتفاء\nو خلاصه مطالعین را آگاه میکنیم که حضرت عالی سردار سپه سالار صاحب\nاز ساله نیز الی اواخر ساله که جمله (۶) شش سال شود، در تطبیق و اجرا\nموادیکه در صحیفه (۶۹) تا (۸۶) قبلاً بتلخیص آن ایما شد بکمال فعالیت بذل مقدرت\nمیورزیدند و دقیقه از اصلاح و ادای خدمت وجیبه ملک و قوم و شاه\nواجب الاحترام شانرا فروگذار نمیشدند، و در عسکر نوازی و تلطیف مزاج قشونی"}
{"book": "adl0119", "page": 125, "text": "جمال مساعی اردوی در عصر سراجی ٨٨ جلد اول - نادر افغان\n\nو اعزاز و ترفیع صاحب منصبان خدام صمیمی نظامی بحکومت پیشنهاد های اساسی را\nتقدیم و منظوری آنرا تحصیل و باین قدر دانی خود در خرسندی و مزید فعالیت\nو کار پردازی آنها می افزودند، و در عین زمان نظام افغانی را به بهترین صورتی\nمنظم و مخصوصاً اردوی مرکزی را از هر حیث عالی و معظم ساختند، و در ضبط\nو ربط قوای همرکابی اردوی سراجی که در سفر و حضر با اوشان میبود بیشتر بذل\nمجاهدت مینمودند!\nبهمراه ترقیات حربی پیشرفت امور عرفانی را هم بر خود (طوریکه قبلاً نگاشتیم)\nالزم قرار داد از یکطرف در انواع تعلیم و تربیه و تنویر افکار منسوبین عسکریه در لیعه\nمکاتب و مدارس و معلمین و اتالیق های مخصوص میکوشیدند، و از جانب دیگر\nدر وسعت معلومات صاحبمنصبان و افراد عسکری به نشر تالیفات و اثرات\nنافعه عصر یه عسکریه بذل مقدرت میورزیدند.\nبا اینکه سپه سالار معظماً ومسئلاً شب و روز گاه و بیگاه در عظمت و\nرفعت و اصلاح صوری و معنوی امور قشونی مصروف و همواره اوامر و\nهدایات نافعه را بعموم قطعات مرکزی و اطراف و نواحی میدادند\nهمه وقته شرفیابی حضور را نیز حاصل، و در سفر و حضر همرابی شهریاری را نائل میبودند"}
{"book": "adl0119", "page": 126, "text": "اعتبار خاندان نادری در عصر سراجی ۸۹ جلد اول - نادر افغان\n\nدر امور نظامی وظیفه و در سائر امور ملکتداری عند اللزوم بحضور پادشاه\nو دیگر زعمای امور، افکار و نظریات قیمدارشان را ابدا میکردند.\nاعتماد و اعتبار دودمان نادری در عصر سراجی\nاز همین هوشیاری و بیدار مغزی و دوراندیشی و حکومت دوستی\nو ملت پروری و وطنخواهی خویش یوماً فیوماً مراتب اعزاز و امتیاز وافتخار\nو اعتبار جناب محمد نادر خان و تمام افراد فرخ نهاد خاندانی شان در ترقی\nو تزائد بود، و عمده امور ملکی و نظامی در مواقعیکه بر دیگران اعتماد و اعتبار\nنمی شد، و یا کدام اصلاح مطلوبه حسب دلخواه از سائرین توقع نمیرفت، بیکی\nاز افراد این دودمان صداقت بنیان عطا می شد.\nبهترین مصدق این مطلب همانا وجود مفاخر آمود سرداران عظام\nجنابان سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان بود، که بحیثیت\nمصاحبین افخم دائم الاوقات بحضور پادشاه میبودند، و راجع باکتساب فضائل\nو اجتناب از رذائل و خدمت ملک و ملت و کندن ریشه های منحوس جهالت\nو خیانت، دائماً افکار خودها را تقدیم میکردند.\nو باز تقرر حصہ تعالی سردار محمد عزیز خان است در مقام وزارت خارجه"}
{"book": "adl0119", "page": 127, "text": "ضميمه صحيفه (۱۰) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nاین گروپ از شماره ۲۱ سال ۳ سراج الاخبار افغانيه مطبعه ۱۸ سرطان ۱۲۹۳ ش گراور شده است\n\n(صف اول از طرف راست بچپ\n(۱) جناب سردار سپه سالار محمد نادر خان (۲) جناب محمد سلیمانخان شاغاسی نظامی\nحضور (۳) مصاحب خاص اعليحضرت جناب سردار محمد آصف خان (٤) مصاحب\nخاص اعلیحضرت جناب سردار محمد یوسف خان (۵) جناب محمد عزیز خان شاغاسی خارجه حضور\nصف دوم از طرف راست بچپ : -\n(۱) جناب مجمد علی خان کرنيل رساله شاهی (۲) جناب شاه ولیخان رکاب باشی حضور (۳)\nجناب احمد شاه خان سر میر اسپور حضور (٤) جناب محمد هاشم خان سرسپروس حضور\n(ه) جناب شاه محمود خان سرخان اسپور حضور ."}
{"book": "adl0119", "page": 128, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 129, "text": "اعتبار خاندان نادری در عصر سراجی ۹۰ جلد اول - نادر افغان\n\nعصر سراجیه، و بودن عالیشان عزت و شجاعت بنیان سردار محمد هاشم خان\nنائب سالار نظامی هرات، و تقرر والاشان جلالتمآب سردار محمد سلیمان خان\nبه نائب الحکومه گی هرات است، که این ذوات محترم این وظائف بزرگ\nشان را بچنان درستی و خوبی انجام داده اند، که الی الآن حسن اعمال\nو رفتار صداقت آثارشان ضرب المثل و ورد زبان صغار و کبار افغانستان\nاست.\nبر علاوه آن ذوات معظم آتی الذکر ازین خاندان جلیل الشان بمناصب افتخاری\nآتی حضور شهریاری (که در واقع یک یک اسم مصاحبی و همراهی خصوصی شان بود\nدر سفر و حضر بحضور آن شاه جلیل القدر) نیز نائل بودند:\nجناب سردار شاه ولیخان برادر سپه سالار رکاب باشی حضور.\n\" \" شاه محمود خان \" \" : سرهاوس \"\n\" \" محمد علی خان \" \" : برگد غند هسپو اولیان \"\n\" \" احمد شاه خان پسر عم سپه سالار : سر هراسپور \"\n\" \" احمد علی خان نواسه \" \" : سرخان \" \"\nبا این همه جاه و جلال، حشمت و اقبالی که از فضل خدای متعال بواسطه صداقت"}
{"book": "adl0119", "page": 130, "text": "محبوب القلوبی خاندان نادری در انظار عمومی ۹۱ جلد اول - نادر افغان\n\nو امانت و حسن اخلاق و رفتار عالی العال باین خاندان صاحب کمال حاصل\nو موجود بود، عموماً هر هر فرد این دودمان بغیر از خیر اندیشی حکومت و فکر سعادت\nملت و وطن دیگر فکر و ذکری نداشتند و بجز از تواضع وانکسار و همدردی با صغار\nو کبار اثری از خود غرضی وغیره اوضاع لایعنی در وجودشان دیده نمیشد .\nبصفات پابندی با وامر دین حضرت سیدالمرسلین و صمیمیت با شهریار\nمسلمین و اخلاص و محبت با مملکت و باخبری از چگونگی اوضاع عمومی ملت و\nعزت و احترام بزرگان و مراعات مراتب شفقت والفت با خوردان متصف\nو معروف، و بنظر عموم طبقات ملت و اعیان حکومت محبوب و مرغوب بودند.\n\nمحبوب القلوبی خاندان نادری\nدر انظار عمائد حکومت ، وعامه افراد ملت\n\nبواسطه همین رفتار نیک و اخلاق حسنه و خیرخواهی حکومت و طرفداری\nاز آرامی وطن و نیکنامی عمومی تبعه افغانی که از صفات ممتاز این خاندان\nعالیشان مخصوصاً از ذات بابرکات محمد نادرخان سپه سالار بود، و همیشه\nاز دست و زبان اوشان برای مردم رفاه و سعادت حاصل میشد، و گاهی"}
{"book": "adl0119", "page": 131, "text": "وقعه شهادت امیر شهید\n۹۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز اوشان با وجود این تقرب سلطان اشغال مناصب کلان و عظمت و اقتدار\nفراوان باحدی ضرر و اذیتی ازوشان واصل نمی شد عموم افراد ملت آنها را بنظر عزت\nو احترام میدیدند، همچنین تمام احزاب ملی و طبقات سیاسی، بواسطه صداقت\nو امانت و صفات برگزیده شرافت و نجابتیکه درین ذوات صاحب دست\nموجود بود، از اوشان توقیر و طرز عمل شان را بالعموم تحسین و از فراهم آوری\nمساعدتهای لازمه و معاونتهای اخلاقیه، در پیشرفت امور متعلقه شان که تماماً\nبرای خیر و بهبود ملک و ملت، و تحکیم و تشیید حکومت میبود، خودداری\nنمیکردند.\n\nاجمال وقعه شهادت امیر شهید\nو انقلاب ۱۳۲۷ جلال آباد\n\nمع الاسف اعلیحضرت امیر حبیب الله خان در سالهای اخیر سلطنت شان\n(که از نقطه نظر سیاسی و اثرات حرب عمومی خیلی مهم بود) کاملاً از امور مملکتداری\nبی پروا، و بشکار و مجالس تفریحی و انواع ساعت تیری مصروفیت زیاد\nپیدا کرده، همه امور را به برادر و فرزندانش سپرده، خودش بالکل بیکار قرار داد."}
{"book": "adl0119", "page": 132, "text": "واقعه شهادت امیر شهید\n۹۳\nجلد اول - نادر افغان\nاز یکطرف این بی اعتنائی اعلیحضرت، از جانب دیگر تشبثات غرضجویانه\nاحزاب خیانت، در سفر شتائی ۱۳۳۷ موکب سراجی که حسب معمول سنوات\nماضی بعمل آمده بود) بشکارگاه کله گوش لغمان آن شاه مظلوم را در لیل پنجشنبه\n۱۸ جمادی الاولی ۱۳۳۷ شهید ساخت، إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُوْنَ.\nسردار نصرالله خان نائب السلطنه با جنازه امیر شهید از لغمان وارد جلال آباد\nشده امر داد تا نعش شاه شهید را در میدان گلف که مقابل سراج العمارتست\nدفن کنند، و در عین زمان سلطنت خود را هم اعلان کرد، سردار عنایت الله خان\nمعین السلطنه و سردار حیات الله خان عضد الدوله و دیگر افراد خاندان شاهی\nکه در جلال آباد حاضر بودند، و شاغاسی های حضور، و عموم زعمای امور و قوای\nنظامی و افراد ملکی مشرقی با او بیعت کردند.\nامیر نصرالله خان اطلاع این امارت خود را طوریکه بعامه نقاط افغانستان\nمخابره کرد، بمرکز کابل بسردار امان الله خان عین الدوله (که حیث\nوکالت ۱/۲ ماهه مرکزی را داشت و درین ایام موعدش هم بسر رسیده بود\nو میباید که در جلال آباد می آمد) نیز فرستاد، و از وی تقاضا کرد تا بیعت\nعموم طبقات مرکز را گرفته توام بیعتش بحضور بفرستد."}
{"book": "adl0119", "page": 133, "text": "واقعة شهادت امیر شهید ٩٤ جلد اول - نادر افغان\n\nلیکن عین الدوله امارت نصراللهی را تحت تنقید گرفت واراکین ملکی و \nنظامی مرکزی را با خود متفق کرده نه تنها از فرستادن بیعتش انکار، بلکه\nخودش مدعی تاج و تخت شده در کابل سبک طمطراق برباد سلطنتش را \nاعلان، و به امیرنصرالله خان و عموم طرفدارانش انذار حرب فرستاد.\nدر عین زمان از یکطرف تمام ذرائع خبررسانی افغانستان زیر سانسور\nگرفته شد، و جمیع اعلانهای امارت نصراللهی و فرامین شاهی مشرقی از\nبین راه گرفته شد، و تمام معابر و خطوط مواصله را تحت نظارت شدید\nعسکری گرفتند، و از طرف دیگر ذریعة اعلانهای اشتعال آمیز خود و\nتبلیغات جمعیت های متعددۀ پروپاگندچی که بهر سمت و هر نقطه مخصوصاً در شرقی\nبتعداد زیاد ذریعة موترها اعزام، و در ظرف شش ساعت به فتح آبادمواصلت\nو از انجا پیاده شده در اطراف ذیحق و امین و صالح الاماره بودن عین الدوله\nو قاتل بودن امیر نصرالله خان ذی مدخل بودن تمام هیئت معیت او به پروپاگند\nشروع، و بمردم از عطا پاشی و خطا پوشی بخشش های حکومت امانی\nداستانها راند کار، و اعلانهای رقت افزای امانی را که بتعداد زیاد، برله\nحکومت کابل و برضد حکومت جلال آباد، با خود داشتند توزیع، و عامۀ"}
{"book": "adl0119", "page": 134, "text": "واقعه شهادت امیر شهید\n۹۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nاغالی و تمام افراد نظامی را بنام خونخواهی امیر شهید تحصیض داده میگفتند که عین الدوله\nتنخواه عسکر را فی ماه بیست روپیه منظور و بعسکر امر میکند، تا در القای\nیک بلوا، و برپا کردن یک آشوب قیامت نما، علی الفور اقدام نمایند\nو تمام هیئت معیت امیر نصرالله را تار و مار، و عمائد و اراکین سلطنت را\nگرفتار کنند.\nدر اثر این تشبثات اساسی و اقدامات مؤثره حکومت امانی نه تنها\nسلطنت نصراللهی سقوط، بلکه یک هرج و مرج شدیدی سرتاسر مشرقی را\nفرا گرفت، اشخاص معظم و اراکین بزرگ حکومت سراجیه، که دران ضمن\nخاندان سردار یحیی خان و فامیل امیر نصرالله خان و منسوبین و متعلقین سردار\nعنایت الله خان معین السلطنه هم شامل بودند یکی بعد از دیگری بندی شده\nمحبوساً بکابل فرستاده شدند.\nچون مسئله خونخواهی امیر شهید یک آله موفقیت حکومت امانی، و بهترین\nذریعه بدنام ساختن آن اراکین سلطنتی قرار داده شده بود، که در مشرقی بتبابعیت\nمعین السلطنه و دیگر دودمان شاهی به امیر نصرالله خان بیعت کرده بودند بهمین\nکه آن بازار طلسم بدون استعمال سلاح و یک مقاومت جدی در اثر یک"}
{"book": "adl0119", "page": 135, "text": "ضمیمه صحیفه ( ٩٦ ) جلد اول كتاب « نادر افغان »\n\nمرحوم امیر نصرالله خان نائب السلطنه عصر سراجیه که بعد از شهادت برادرش اعلیحضرت\nامیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین در مشرقی بابر تکلیف عمومی براریکه پادشاهی نشست،\nو در اثر پروپاگند حکومت امانیه در اواخر سنه ١٢٩٧ ش سلطنتش سقوط کرده خود ان\nمظلوم بچنگال يك محبس شدیدی افتاد که دران بمدت قابلی جانش را بجهان آفرین سپرد"}
{"book": "adl0119", "page": 136, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 137, "text": "واقعه شهادت امیر شهید ٩٦ جلد اول - نادر افغان\n\nپروپاگند فرضی و تحریکات انقلابی شکست، و میدان برای امیر امان الله خان\nخالی ماند و قاتل اصلی را هم نه تنها او خوب میشناخت، بلکه اکثری از اهالی افغانستان\nمیدانستند که کجاست و می شناختند که کیست؟ لهذا اولتر محبوسین خاندان\nسردار یحیی خان مرحوم، که در ان ضمن سپه سالار صاحب هم بود رها کرده شدند\nو بعد از ان معین السلطنه خلاص شد، تنها امیر نصرالله خان مظلوم بندی ماند، و در\nهمان محبس جانش را بجان آفرین سپرد .\nچون اعطای تفصیل اینطور مضامین از اساس موضوعه این کتاب خارج بود\nدرینجا محض جهتہ ربط واقعات بهمین قدر اجمال اکتفا شد زیرا یقین داریم اکثری\nاز اهالی افغانستان از اسباب و علل این واقعه پوره واقف اند(١) .\n\n(١): باز هم اگر ناظرین خواهان تفصیل این واقعات باشند بصفحه های ١٢ شماره اول سال اول منطبعه ٢٢ حمل امان افغان\nوصحائف ٣ و ٤ شماره ٢ سال اول منطبعه ٤ ثور امان افغان وصحیفه های ٤ الی ٧ شماره ٣ سال\nاول منطبعه ٢٢ ثور سال ١٢٩٨ امان افغان مراجعه فرمایند، که از قلم آقای\nعبدالهادی خان مدیر آن تحریر شده است ."}
{"book": "adl0119", "page": 138, "text": "علل موجبه جهاد استقلال\n۹۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nعلل و اسباب موجبه محاربه استقلال\nبالجمله چون امیرامان الله خان بدون اشکال و موانع، تاج و تخت افغانستا را\nباین وسائل و وسائطیکه اجمالش مرقوم شد اشغال، و میدان را از اعمام\nو برادرانش ربود، در صدد تحکیم و تشیید قوائم امارتش در دیگر ولایات\nو حکومات افغانستان برآمد و در پی شنا ختاندن خویش بحکومت انگلیز افتا\nزیرا که با وجود اعمام و اخوان بزرگش ازین ادعای بلا استحقاق شاهی او\nهمانطوریکه در داخل افغانستان تمام زعمای امور و اولیای حکومت و عامه ملت\nدر ورطه حیرت و استعجاب افتاده، در موضوع قبولیت او بشاهی افغانستان\nتردد داشتند، حکومت انگلیز هم رسما از شناختن او بشاهی افغانستان\nدر حالیکه عم معظم و برادران بزرگش موجود بودند، استنکاف داشت.\nدرینموقع شاه امان الله خان بحیرت افتاد که بکدام اصول جلب توجه\nملت را بخود حاصل، و هم حکومت انگلیز را بشاهی خود قانع سازد، همان بود\nبدون تدقیق، و سنجش در موقعیکه از عسکر و ذخائر حربی خو\nتهم معلوماتی نگرفت، و نه انقدر پولی داشت که بتواند مصارف مکمل محاربه را\nتا جریان طبیعی آن تأمین کند، بهترین طریقه موفقیت را در اشغال مقام سلطنت"}
{"book": "adl0119", "page": 139, "text": "سوقیات جهاد استقلال ۹۸ جلد اول ـ نادر افغان\n\nانداختن ولوله جهاد را در ملت اسلامی افغانستان دانسته، در بدو امارت خود\nاعلان غزا را محض ازین نقطه نظر داد، تا باین وسیله وحدت حقیقی ملت را که در همه\nمواقع، نظر باقتضای طبعی و مقررات دینی و ذوق فطری و شجاعت جبلی ملت\nدیانت طویت افغانستان، خود بخود بوجود می آمد تشکیل، و ازین مراعا\nجذبات عمومی و چیزیکه دائماً ملت افغانستان در هوس و آرزوی آن میطپیدند\nو از فقدان آن بخود می پیچیدند، جلب محتبت مردم را بخود تحصیل، و باین وسیله\nپادشاهی خود را بر انگلیسها بقبولاند.\n\nاجرای سوقیات افغانی\nو تهیه گرفتن امور حربی\n\nلهذا اعلیحضرت امان الله خان موقع را غنیمت دیده علی الفور بنام حفظ و تأمینات\nسرحدیه یک یک فرقه از ان قوای منظمه عسکری را که سپه سالار صاحب\nآنرا بهزار زحمت و مشقت در عصر سراجی تحت تعلیم و تربیه گرفته بود، و یک\nفوج بسیار زبر دست و منظم بود، و اگر بصورت صحیح از آنها کار گرفته میشد\nو مشکلاتی که از هر طرف آنها را زیر تضییق و فشار گرفته بود، از راه پیشرفت شان"}
{"book": "adl0119", "page": 140, "text": "سوقیات جهاد استقلال ۹۹ جلد اول - نادر افغان\n\nبرکنار میشد، البته مصدر بسا شجاعت و افتخار میشدند بهمه حواشی سرحدیه\nو نقاط لازمه سوق داد، و بهمراه تمام این قوای اعزامیه باندازه لازمه تجهیزات و\nذخائر حربیه، از ان مخازن و جباخانه های احتیاطی که در موقع سپه سالاری\nمادری، ذخیره و تهیه شده بود، نیز فرستاده شد .\nنفیر عام جهاد جهت اشتراک عامه ملت شجاعت مدار، در خط محاربه،\nنواخته شد ! و از هر طرف بحار تموج غزاة و مجاهدین بکمال جوش و خروش\nتمام آن اطراف و نواحی سرحدی را که درخور دفاع و تعرض بودند، در تلاطم\nخود گرفته، بدون رعایت ترتیب اتخاذ اوامر و تطبیق یک سلسله و انتظام مقتضیه\nحربیه (که اجرا و نظارت این امور از وظائف مهمه حکومت بود) در بعض نقاط\nدر بین طرفین تصادم هم واقع شد !\nهمچنین اعلانهای جهاد جهت تشویق و تحریص اقوام تهور مقام سرحدی نیز\nترسیل، و همه قبائل و عشائر سرحدیه برعلیه حکومت هند یک پارچه آتش شده\n(آنها هم بدون از مراعات نقشه مقرره که در اعطای آن مرکز افغانستان\nاغفال شدیدی کرده) اطراف و حوالی خود را در التهاب و سرگردانی\nمتوالی گرفتار نمودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 141, "text": "سوقیات جهاد استقلال ١٠٠ جلد اول - نادر افغان\nعساکر درجه اول عالی العال افغانی که عبارت از غند اردل واردلی و رسالۀ\nشاهی بود، بالوازم و تشکیلات لازمۀ آن از قبیل ماشیندار و توپهای\nمتنوعه، تحت قیادت عالیجاه صالح محمد خان سپه سالار درجه اول و وزیر حربیه و یکعده\nاز صاحبمنصبان دیگر (که موظف و مامور دفاعیه و تعرضیۀ تمام سرحدات\nافغانی از شنوار تا اسمار بودند) و لشکرهای مجاهدین ملی را بمشرقی اعزام\nو در انجا با قوای محلی قومی و نظامی که به پیمانۀ بسیار وسیع و حرارت زیاد،\nتماماً تهیه گرفته، بانتظار ورود امر مرکز و قائد عمومی بودند، ملتحق؛ و داخل\nاقدامات قبل از وقت شدند.\nهمجناب شاغاسی عبدالقدوس خان اعتماد الدوله را با یک فرقۀ\nمکمل الاسباب درست و یک قوۀ مکفیۀ مجاهدین وطنی جاده پیمای\nولایت قندهار نموده در آنجا با قطعات جسیمۀ قوای ملی سمت مغربی و نظامی\nمقامی آنجا ملصق و در صدد اجرات مقتضیۀ جهاد شدند.\nمع الاسف این جوش و خروش مجاهدین ملی و نظم و ترتیبات مکملۀ\nنظامی بواسطۀ انتخابات ناموزون و سوء اداره و عدم سنجیدن یک\nپلان معقول جهتۀ امور تعرضیه و دفاعیه و بد نظمی در رسانیدن آذوقه و دگر"}
{"book": "adl0119", "page": 142, "text": "حرکت سپه سالار برای جهاد استقلال ۱۰۱ جلد اول - نادر افغان\n\nخطاهای ناقبل عفو در امور تعبیوی و سوق الجیشی و عدم رعایت مقررات لازمه حربی که تماماً از طرف خائنین و بعضی زعمای امور مرکزی و قشونی عامیانه و نا عاقبت اندیشانه اجرات میشد، اثرات مطلوبه و نتائج لازمه خود را نداد، بلکه در برخی از نقاط عوض منفعت خساره و عدم موفقیت را هم بنصیب قوای اعزامیه ما آورد و آن عسکر منظمی را که سپه سالار جهة دفاع از اضرار متوقعه حرب عمومی ترتیب کرده بود، بعضی قوماندانها بے متلون المزاج ببی استقامت معرفی کردند.\n\nاعزام موکب نادری بسمت جنوبی\nجهه حصول شرف استقلال ملی\nبحیثیت یک قوماندان حربی\n\nدرین ضمن حضرت عالی محمد نادر خان سپه سالار عصر سراجی را که درین ایام موقتاً بیکار، و در خانه خود با قلب فکار، این واقعات متنوعه و سوء اداره را بکمال حیرت مشاهده میکردند، امیر امان الله خان بکمال اعزاز و احترام بحضورشان مدعو، و به اوشان اظهار کرد «که قوای عمده و سامان مکملی با افواج ملکی و قوای نظامی و قومی همان است که بسمت مشرقی و مغربی افغانستان"}
{"book": "adl0119", "page": 143, "text": "حرکت سپه سالار برأی جہاد استقلال ۱۰۲ جلد اول - نادر افغان\n\nبه تحت سرافری دیگر صاجمنصبانیکه از حضور ما مستقیماً مقرر شده اعزام شدند\n«چون فعلا بدست ما اینقدر یک قوه هم نیست که حسب مطلوب بتواند،\nاز عهده دفاع سمت جنوبی براید، بهتر است که شما محض بنام حدمت\nاسلام و حفظ شان و شرف ملی و کسب آن مفاخر تاریخی حربی که از سالها\nدر از ذوق حصولش را بخاطر میپرورانیدید، قوماندانی عمومی منطقه مهمه\nجنوبی را بکف با کفایت خویش گرفته با همین نفری باقیمانده و سامان\nموجوده علی الفور عازم سمت جنوبی شوید، زیرا که این ناحیه شدیداً زیر\nخطر و بیشتر تر تصور سوق الجیشی خصم ازین نقطه که بمرکز بسیار زیاد نزدیکست\nبخاطر میرود .»\n«هرچند میدانم که جناب شما نظر بآن اوضاع ناملائمی که مع الاسف\nناحق و بی موجب با دود مان تان در اثنای انقلاب جلال آباد، از طرف\nحکومت من مرعی شده شکسته خاطر میباشید، اما از حسیات و طنخواهی\nو جذبات ملت پروری تان یقین دارم، درین فرصتیکه وطن در خطر است\nو افغانستان فهمیده یا نافهمیده اعلان حرب داده، مصروف امور\nسوق الجیشی است، تا بحفظ شان و شرف ملی خود نایل شود، شما"}
{"book": "adl0119", "page": 144, "text": "حرکت سپهسالار برای جهاد استقلال ۱۰۳ جلد اول - نادر افغان\n\nگاهی آن اموریرا که بمسائل شخصیه ما و شما متعلق است اهمیت نمیدهد ؛\nو بکمال آن فعالیت و شطارتیکه مخصوص ذات شما است ، بسم الله گفته ،\nعازم سمت جنوبی میشوید تا درین کشمکش موت و حیات محض جهت حفظ\nشئونات ملیه و سیاسیه این وطن اسلامیه خود، شما در جنوبی و دیگر\nعساکر ظفر مأثر تربیت یافته دست شما، در مشرقی و مغربی و دیگر سرحدات\nافغانی باتفاق قوای ملی حسب هدایات واصله مرکزی ، داخل اجراآت موثره\nحربی شوید .»\n« من امید میکنم که با اینکه عسکر معیتی شما کم ، و با آنهم غیر منظم و سامان\nو لوازم حربی شما حکم کالعدم را دارد ، ولی نظربه محبت و رسوخیکه شما\nدر جنوبی دارید و به برکت عزم و استقامت و دانشوری که خدا بشما عطا کرده است\nاغلباً موفق میشوید .»\n«چون وقت کم و فرصت باریک میباشد ، بهتر است که از حالا تهیه\nسفر خود را ببینید و یک آن اولتر عازم سفر شوید .»\nسپه سالار بدون اندیشه و تردد ، از شنیدن این اختصاصش\nبرای شان و شرف وطن دچنان یک مسرتیکه کدام یک متاع گرانبهائی را یافته باشدا،"}
{"book": "adl0119", "page": 145, "text": "حرکت سپه‌سالار برای جهاد استقلال\n١٠٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nداوطلبانه این خدمت بزرگ باشرف عسکریت را قبول، و نسبت\nبآن جفای حکومت و بی احترامی که اعلیحضرت از وقوع آن معذرت خواستند\nیک لفظی را هم ایراد نکردند.\nفقط اینقدر گفتند: «باک ندارد اگر دگر قوماندانها بی‌محترم آن عساکرا\nو قوای صاحب تعلیم و تجربه ام را که از چندین سال من بآنها تعلیم داده‌ام\nو روابط دارم و از روحیات‌شان باخبرم با سامان مکفیه و تمام لوازم\nمهمه با خود برده اند، چون من متکی بلطف خدا و باز تسلی بر آن حسن گذاره خودم\nهستم که با اقوام و عشائر جنوبی در ۲۹۱ ش نموده ام، اینک بکمال\nذوق و محبت حاضرم، که برای خدمت وطن خود درین موقع نازک علی الفور\nبرای جهاد عازم سمت جنوبی شوم، تنها اجازه میخواهم که ارجمند شاه ولیخان\nرکاب باشی و شاه محمود خان پسر سادس و جناب حضرت صاحب\nشور بازار را با خود ببرم و هم توقع میکنم تا همه عرائض و پیشنهاد نمایم را، که از\nمحاذ جنگ بشما بفرستم حتی الامکان اجرا و در محل تطبیق بگذارید».\nبعد از ختم این مذاکرات در اوائل رجب المرجب ۱۳۳۷ حضرت عالی\nسپه سالار با دو برادران و عده از دوستان و همسلکان خویش و یک\n\nملاحظه می گردد\nروی کار آمدن"}
{"book": "adl0119", "page": 146, "text": "حرکت سپه سالار برای جهاد استقلال\n١٠٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nکندک نظامی و دو طوپ هودزر و هشت ضرب طوپ نه پن قاطری\nو صد سوار شاهی و یک اندازه جباخانه از مرکز کابل عازم سمت جنوبی\nشدند، شب اول را در چهار آسیاب، دوم را در کلنگار و سوم را بالتمور گذرانده\nروز چهارم داخل حدود گردیز شدند، و بعسکری امر دادند تا از عقب شان بیایند،\nمراسم تعظیم و احترام شان هم بدار السلطنه کابل از طرف شاه و رزا\nو عامه خلق الله، به پیمانه بسیار اعلی بجا آورده شد، و هم در تمام نقاط عرض راه\nجمعیت های نهایت انبوه مردم، رسم پذیرائی این سرعسکر خجسته پیکر را\nبه منتهای اخلاص و صمیمیت بجا آوردند، از شنیدن نطقهای شجاعت آور\nاوشان مسرور و تماماً یکی بعد از دیگری تهیه دیدن شان برای\nجهاد خود ها را آماده میکردند.\nچون ما بقی واقعات سپه سالار که در عرض راه الی فتح تهل و غیره واقع شد\nمجملاً در امان افغان مرقوم است، اینک نگارنده حالات ما بعد از ٢٥ رجب\n١٣٣٧ را ذیلاً از ان اخبار اقتباس میکند که آقای عبدالهادی خان مدیر\nامان افغان آنرا ذریعه یکی از نامه نگاران حربی خود گرفته است:-"}
{"book": "adl0119", "page": 147, "text": "اجراآت نادری در جنونی موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۰۶ جلد اول - نادر افغان\n\nاجراآت عالی و حسن مساعی سپه سالار غازی\nدر موقع جهاد استقلال ۱۲۹۸\n(۱)\n(از قلم يك نامه نگار حربي امان افغان)\n\n\"..........۲۹ رجب چون جناب سپه سالار محمد نادر خان و برادران\nگرامی قدرشان، بعد از منزل التمور بقلعه سفید که تقریباً بر مسافت سه کروه از\nالتمور واقع است رسیدند، مردم منگل وغیره جوق جوق جمع آمدند\nو گردشان حلقه انداخته اظهار جوش و خروش نمودند. تفنگ های\nشادمانی را فیر و نظاره های مسرت را نواختند، این همه مسرت و شادمانی\nشان ازینجهته بود، که ایشان باز مربی قدیمی خود را دیدار نمودند، اینها تا اینوقت\nاز عزیمت جهاد خبر نبودند، این جم غفیر همرکاب سپه سالار صاحب\nبقلعه بالاحصار گردیز رسیده در آنجا جناب سپه سالار مردم را بواسطه\nیک تقریر مؤثر از عزیمت خود بسوی جهاد اطلاع بخشید، عموم را براهین عفو\nقصور و تقصیر یکدیگر هدایت نموده به اتحاد و اتفاق تاکید فرمودند،\n\n(۱) منقول از صفحه ۴ لیه شماره ٤ منتشره ۱۸ سرطان ۱۲۹۸ سال اول امان افغان."}
{"book": "adl0119", "page": 148, "text": "اجرأت نادریه طی جنوبی بموقع جهاد استقلال شوال المکرم ۱۳۳۷ ۱۰۷ جلد اول - نادر افغان\n\nمردم بجوش وعده کردند که برین گفتار سپه سالار رفتار. وخودها را بافتخار\nو در جهاد کامگار خواهند کرد .»\n«۲۷ رجب: فرقه های اقوام مختلف در بالاحصار گرد آمده جوش و خروش\nخود ها را نسبت بغزا اظهار نمودند ، جناب مستطاب هر طائفه را از\nشرف جهاد مطلع کرده برای آماده شدن آنها باجرای آن ، هدایات فرمودند.\n« شوق مردم ازین طلاع غرا مضاعف گردید ، نوشتن و قلمبند کردن\nاین شوق مسلمانان از احاطه و قدرت قلم خارج است، جوش مردم را دیده\nتقریر پر اثر جناب سعادت مآب سپه سالار صاحب را شنیده یک عالم\nغریب قلوب حضار را فرامیگرفت ، چشم ها از مسرت پر نم میشد ، سخن کوتاه\nهر روز همین عالم بود ، و همین جوش ، اعادهٔ این را ضروری ندیده درینجا فقط\nکوایف ضروریه را قلمبند می نمایم :»\n« ۲۸ و ۲۹ رجب الی غرهٔ شعبان را هم در اجراآت مهمه و القای جوش\nو خروش و ترتیبات لازمه گذرانیدند ».\n« ۱، ۲ ، ۳ ، ۴ شعبان هم در همین موضوع گذشت ، جناب سعادت مآب\nسپهسالار صاحب مردم را ترغیب و تحریص و تشویق مینمایند ، جوش"}
{"book": "adl0119", "page": 149, "text": "اجراات دهمی جنوبی درموقع جہاد استقلال استقلال تان افغان ۱۰۸ جلد اول - نادر افغان\n\nو خروش مردم روز بروز مترقی است ، مناقشه با همی داخله قریباً مرفوع\nو علائم اتحاد و اتفاق در همه جا مرئی است .»\n« ۵ شعبان ، امروز بوقت ۹ بجه جناب سعادت مآب فوجی گردیز را\nملاحظه و برای امتحان فیر توپ امر فرمودند بجه ۹ بجه باینکه بفاصلهٔ قریب\nیک میل بطرف شمال مغرب بالاحصار واقع است رسیدیم ، بفاصلهٔ\nقریب ۲۰۰۰ گز آماج را نصب چهار عراده توپ را برای نشانه کردن\nآماج امر، و هدایت ضروریه را برای توپچیان تبلیغ نمودند، توپچی فیر کرده\nگلوله اول از آماج سر و به نشان نخورد ، جناب سعادت مآب غلطی توپچی ها را\nتصحیح نمود، باز امر « اُور » ایراد نمودند ، سه گلوله ها بدرستی فیر شد\nبعد از ان یک شرابنل فیر کرده شد ، تا که نشانه بدرستی معلوم شود ، شرابنل\nدوم فیر شده به نشانه خورد ، پس چهار شرابنل یکجا فیر شد ، هر چهار بدرستی\nبه نشانه خوردند . »\n« ۶ شعبان ، جناب سعادت مآب سپه سالار امر فرمودند ، که\nفوج گردیز نشانه زدن توپ ها را مشق کنند ، نزدیک تپه ماران که\nبالای چشمهٔ ماران است ، فوج مذکور چاند ماری کرد ، بتطار"}
{"book": "adl0119", "page": 150, "text": "اجرات نادری در سمت جنوبی در موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۰۹ جلد اول - نادر افغان\n\nاردو هر روزه کرده میشود (۱) مردم عام و خاص چشم براه هستند، درینروز\nطوفان باد شروع، اکثر خیمه را کند، درین ضمن خیمه ما هم کنده شد بعضی\nنقشه هائی را که تیار میکردم قدری خراب شد.»\n« ۷ شعبان: امروز بخیر و عافیت اردوی معلی رسید، جناب\nسعادت مآب ایشان را ”مانده نباشید برادرها“ فرموده با آنها چورپری\nکرده یک نطق مؤثری را ایراد نمودند، و از یکسربدیکر عساکر نظامی و\nملکی گردش کنان همه ایشان را ملاحظه فرمودند، و در آخر جناب\nسعادت مآب سپهسالار، امر ”لوی سلامی“ را اعطا، و رد بقیله سلامی\nاعلیحضرت را بجا آوردند، بعداً بخیمه خود تشریف آورده منصبداران را\n”مانده نباشید برادران“ فرموده و همراه شان معانقه و مصافحه کرده\nدر طی نطق خود فرمودند: ”الحمدلله که خداوند تعالی ماها را برای این خدمت معظم\nو مقدس منتخب فرمود، از شمایان امید دارم که فرض خود را بدرستی و صداقت\nبجا خواهید آورد، تا خداوند تعالی و حضرت رسول الله (ص) و حکومت اسلام\n\n(۱) اردو عبارت از همان قوه نظامی است که در صفحه (۱۰۵) مذکور است، علت عقب ماندن شان اینکه\nسپهسالار صاحب با اخوان شجاعت مدار و دگر متعلقا رانش بعد از تودیع مرکز حرکت شانرا پیشتر از عسکر برای تطبیقات\nو اجرات مطلوبه سمت جنوبی تصمیم کردند: چنانچه چند روز پیشتر از وصول عسکر جنوبی بشروع باقدامات مؤثر کرده شد."}
{"book": "adl0119", "page": 151, "text": "اجرأت نادر جمعیتی در موقع جهاد استقلال منقول از امان افغان ۱۱۰ جلد اول - نادر افغان\n\nاز ما رضامند باشند ، بدرگاه الهی دعا میکنم خداوند تعالی ما را پیش پادشا\nاسلام و برادران عسکری و ملی ما نشرماند» حضار صدای آمین امین را بلند کردند\nنماز شام را همین جا ادا نموده بعد طرف بالاحصار مراجعت نمودند»\n«۸ ، ۹ شعبان : جناب سعادت مآب سپه سالار بوقت ۱۰ بجه بنفرو گاه\nتشریف بردند ، پریت شد یک تقریر موثر را ایراد فرمودند که هر لفظ آن تاثیر\nمنفعت بخشی را پرتاب نمود ، بعد از پریت ، فوج از طرف خود برای جناب\nسعادت مآب چای تقدیم نموده اتن ملی را بر پا نمودند ، حضار بسیار محظوظ\nشدند عسکر ملکی هم اتن کردند ، جناب سعادت مآب اتن کنندگان را مبلغ\nسه صدر روپیه انعام داده مرخص فرمودند ، جناب حضرت صاحب بوقت ۳ بجه\nروز [از کابل] تشریف آوردند، سرداروس صاحب شاه محمود خان برای\nاستقبال شان رفتند ، حضرت صاحب فوج را نصیحت و تشویق به\nجهاد فرمودند .»\n« ۱۰ شعبان : الحمدلله خیریت است ، در سائیکلو ستائل اشتهارات\nضروریه برای اصلاح قبائل، چاپ کرده روانه شد، تمام شب برسائیکلوستا\nکار جاری بود . »"}
{"book": "adl0119", "page": 152, "text": "اعزام قوماندانهای نظامی بمحاذهای جنگی\n111\nجلد اول - نادر افغان\n\n« ۱۱ شعبان باد و طوفان سخت آمد اکثر خیمه هاکنده شد، بعد از یکساعت قدر باران شد ، در\nعلاقه گردیز طوفان باد عموماً میخیزد، از ین سبب بگردیز را گردیز میگوئیم . »\n\nاعزام جنابان شاه ولیخان و شاه محمود خان بمحاذهای مفوضه شان\n\n« ۱۲ شعبان نقشه های کرم و وزیرستان که از چند روز بسر دست بود ، بتکمیل رسید\nتا یکعد از انرا رکاب باشی جناب شاه ولیخان بغرض توزیع بنون مسعود ، و مابقی انرا جناب سرگردون\nصاحب شاه محمودخان بکوئل پیوار ، جہتہ استطلاع عامه با خود ببرند ؛ از مرکز طلاع علم خضرت رسید\nکه در سوات مشرقی منظمی واقعه ده است . از استماع این خبر یک افسردگی قلوب سامین خاص افراگر\nبرای فتح و خیر اسلام دعاها کردند، ولزوماً این اطلاع را بصوت مژده فتح لوارک و غیر هسکری\nو قوای قومی آنجا بلاغ نمودند چنانچه این مژده تأثیر عجیبی بخشید (۱) درین روز\nنقشه کشی کرم شروع شد . »\n\n«۱۳ شعبان برای تشویق اقوام سرحد دیگر اشتهارات چاپ شد، برای\nاصلاح تورمی اعلان طبع گشت ، که در صورت خدمت آن جونی که\n\n(۱) ناظرین عزم قوی و ارادۀ ( نادری ) را ازین ابر تخمین کرده میتوانند همچه وقایع مهم که فکر رجال مرکزی را مشوش\nو کابل را متزلزل کرده ، با وشان اثری را وارد نمی کند ، بلکه بالعکس موجب مزید شجاعت و عبرت\nو اقدامات جدی اوشان و قوای معیتی شان میگردد ، اگر درین موضع نازک لطف الهی برانگیزنده عرق\nحمیت جناب محمد نادر خان و طر دست نمی شد ، البته آن نتایج خوشگواری که از ین جنگ بظا ر شد و شرف\nوعزت واقعی و حقیقی وطن را نمودار ساخت گا ہے بدست نمی آمد ."}
{"book": "adl0119", "page": 153, "text": "اعزام قوماندانهای نظامی بمحاذهای جنگی\n۱۱٢\nجلد اول - نادر افغان\n\nپیشتر ملک شانرا آبیاری میکرد، و الحال بند است، باز جاری خواهد شد»\n\n«بوقت ۹ بجه جناب شاه ولیخان رکاب باشی بمعیت حضرت صاحب\n(نور المشائخ) عازم ارگون جهته ملحق شدن به مسعودها دوز یها شدند،\nجناب سعادت مآب سپه سالار صاحب پیش روی فوج اعزامیهٔ\nمحاذ مسعود یک تقریر پر تأثیری ایراد نمودند، جناب رکاب باشی صاحب\nاز طرف فوج خود جواب پرجوشی را عرض کردند، و بعد از یک دعای مخلصانهٔ\nرقت آوری توکل بخدا کرده روانه شدند، فوج جناب شاه محمود خان\nسر اوس صاحب را که عازم کوتل پیوار بودند، جناب سعادت مآب\nسپه سالار، بعد از تشویق نمودن به جهاد مرخص فرموده و بخدا سپردند،\nجناب سر اوس صاحب طعام چاشت را صرف نموده بوقت یک\nبجه روز روانه شدند.»\n\n«درین اثنا خبر قطع مناسبات رسید الحمدلله بسیار خرسند شدیم،\nبرای جناب سر اوس صاحب و رکاب باشی صاحب این خبر و اشتهارات\nفرستاده شد»\n\n«١٤ شعبان: جناب سعادت مآب در انتظام بارگیر و آذوقهٔ اردو"}
{"book": "adl0119", "page": 154, "text": "حرکت سپهسالار از گردیز بعزم تعرض بر انگلیز بنقل از سراج ۱۱۳ جلد اول - نادر افغان\nکه بخیر فردا عازم خوست خواهند شد، مصروف بودند، بواسطۀ اشتهارات چهاپ\nبعسکر و افواج چھاونیهای سمت جنوبی هدایات ضروریه برای مدافعه، خلاف\nهجوم آوری جهاز هوائی در وقت حرکت و قیام فرستاده شد.»\nحرکت جناب سپه سالار از گردیز بعزم جهاد\n«١٥ شعبان : قریب ٩ بجه عسکر شجاعت اثر بقرار هدایتیکه دیروز نشر\nشده بود برآمد، اوّل توپخانه کوچ داده شد، در عقب آن بفاصلۀ صد گز فوج پیادۀ\nبرآمد، جناب سعادت مآب سپه سالار از بالاحصار برآمده بر سر راه\nفوج را ملاحظه فرمودند، برای سلامی اردو، توپ ها فیرکرده شد، جناب\nفضیلت پناه حضرت صاحب خطبۀ جهاد را خوانده و نماز جمعه را در مسجد جامع\nگردیز ادا کردند، سپس یک تقریر مؤثر ایراد فرمودند، قریب یک بجه\nروانه شدند، راه بالکل خراب بود، سرک هیچ نبود، بارگیر توپخانه و هودرز\nتکلیف زیاد از ان مرور مینمود، نشیب و فراز، فرودآمدن نه صرف مردم\nپیاده را مانده ساخته بلکه اسپ ها بوهم زله و مانده میشد، بر سر راه مردم\nدر اکثر جایها قرآن شریف را آویزان کرده بودند، فوج تیمناً از زیر آن میگذشت"}
{"book": "adl0119", "page": 155, "text": "حرکت سپه سالار از گردیز عزم تعرض بر انگلیز مقتول انا ١١٤ جلد اول - نادرخان\n\nو هر کس قرآن شریف را می بوسید، بوقت پنج بجه شام به منزل (دره) نزدیک\nشدیم .... مردم بجوش و خروش استقبال کردند، حتی مادرهای سالخورده هم\nدرین هجوم مستقبلین شامل بودند ، و خود را برای جهاد پیش میکردند ، جناب\nسعادت مآب آنها را انعام داده مرخص میفرمودند ، اردوئی که پیشتر رسیده بود\nبجوش سلامی جناب سعادت مآب گرفت ، سپه سالار صاحب ایشانرا\n(مانده نباشید برادران) فرمودند، داک آمده بود، در ضمن خطوط واصله\nیک اشتهار عام در باب طوائف پشاور که از طرف دیتی کشنر آنجا نشر شده بود\nنیز موجود بود . »\n\n« ١٦ شعبان ! بوقت صبح مکتوب جناب سرسراوس صاحب شاه محمود خان\nرسید، الحمدلله آنجناب بخیر و عافیت بمنزل حسن خیل رسیده اند»\n« بوقت ۹ بجه ازینجا کوچ شد، راه نسبت به دیروز زیاده خراب بود\nنشیب و فراز حسب معمول، مگر آب دریائی جدران بران مستزاد است، ازینجهته بمشکلات\nسخت ، سر دچار میشدیم ، و از پای میماندیم ، بعد از قطع نمودن ربع منزل\nیک منظر غریب بنظر برخورد تمام کوها و تپه ها شاداب و بر آنها درخت های\nجلغوزه ، ارچه ، بلوط وغیره روئیده بودند ، این مناظر از منظره های سوئیزرلیند"}
{"book": "adl0119", "page": 156, "text": "حرکت سپه سالار از گردیز عزم تفریح انگور شتول از راه پیچی ۱۱۵ جلد اول - نادر افغان\n\nدر هیچصورت کم نبود..... بر سر یک کوتل بالا شدیم، اینجا مردم ما را بدوغ\nتواضع کردند، درین محل یک دو مزار اولیا بزرگ است بوقت ۱۱ بجه در قریه\nملک مکی خان رسیدیم، مردم موکب نادر را بجوش و خروش استقبال کردند\nاین علاقه نهایت حاصل خیز است، مردم مهمانی غریبانه خود را با تقدیم نمودند\nماست و نان جواری فراوان آوردند، صدق و اخلاص شان بر قلوب\nحضار نقش گردید، بعد از صرف طعام جناب سعادت مآب قدری\nاستراحت فرمودند، بعد از نماز ظهر ازینجا روانه شدند.»\n«مردم در راه به اکثر جاها جمع آمده بودند، اتن بر پا کرده نعره های\n\"یا چهار یار\" را بلند و تفنگ ها را برهوا فیر میکردند، قریب ۶ بجه بمنزل روزه\nرسیدیم، جناب سعادت مآب با ملکان جدران ملاقات کردند.»\n« در ما بین قبائل جدران قبل ازین بسیار \"بدی\" بود، خانه های یکدیگر را\nمیسوختاندند، با هم کشت و خون میکردند، از قلعه ها برامدن قطعاً غیر ممکن بود\nاز یک قلعه قدری آب و آتش و غیره را بعضی نفری ما خواست تا مالک آن\nاز سر دیوار این چیزها را داد، مگر دروازه را باز نکرد، که مدعی ما دارد میگویند\nکه ناظم دوست محمد خان حاکم اعلای جنوبی از مابین ملک شان به معیت فوج هم"}
{"book": "adl0119", "page": 157, "text": "حرکت سپاه رازگر در بعزم تعرض بر انګلیز تقول ازمانان ١١٦ جلد اول - نادر افغان\nگذشته نمیتوانست ، ملکان وعده کردند که بمنزل آینده همراه غازیان اقوام\nخود خواهند رسید . »\n« ١٧ شعبان اردو علی الصباح کوچ کرد، جناب سعادت مآب بوقت\n۹ بجه روانه شدند، راه نهایت خراب و نسبت به دیروز بدتر بود ، غیر از سنگ\nنام ونشان ریگ یا گل دیده نمیشد ، بعد از وقفهٔ هره دقیقه از میان دریا و شیله‌ها\nگذشتن لازم می‌آمد، مشکلات طبیعی و مزاحم‌های قدرتی و بی‌امنی این سمت را\nملاحظه و دقت باید کرد، مگر فضل خداوند تعالی شامل حال است، الحمدلله\nراه بخیر و عافیت قطع گردید ، این منزل بسیار دراز بود ، در یک جای\nاسپ فقیر محمد خان مهاجر هندی بیطار ، افتاد و سقط شد . »\n« در یک قریه جناب سعادت مآب پایان شده نان چاشت را صرف\nنمودند ، جناب فضیلت پناه حضرت صاحب نور المشایخ، هم بهمین جا پایان شدند\nغازیان قوم ملک بگر خان رسیدند ، و آتن برپا کردند ، حاضرین بسیار\nمحظوظ شدند ، منظرهٔ این علاقه بسیار دلکش بود ، درخت‌هٔ انار ، توت ، زیتون\nروئیده بودند ، بفاصلهٔ دو گروه از منزل مقصود نفری قومی ببرک خان برای\nاستقبال آمده بودند ، فرزند دومین شیر لیوک خان ، فوج ملکی را بولیے"}
{"book": "adl0119", "page": 158, "text": "حرکت سپه سالار گردون حشم در غرض رفع فتنه انگريز ننقوات از مال افغان ۱۱۷ جلد اول - نادر افغان\n\n\"سلامی\" داده رسم تعظیم را بجوش و خروش بجا آوردند، مردم درینجا بیرقی را\nکه بیکطرفش نوشته \"نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ\"\nو دیگر طرفش نشان دولت علیه و الفاظ دولت خداداد افغانستان را حائز بود\nبا خود داشتند، بعد از مسافت نیم ساعت علاقه (المره) شروع گردید،\nاین علاقه نهایت حاصل خیز است، هر طرف باغات و مزرعه های سبز\nموجود اند ....... به ۶ بجه شام در منزل (المره) که قریه خان موصوف است\nرسیدیم، فوج بجوش سلامی جناب سعادت مآب را گرفت، موزیکه نواخته شد\nطبیعت سامعین بحال شد، پنجاه نفر مسعود که پیشتر در فوج انگریزی نوکر بودند ازینجا\nمنفصل و بحضور جناب سعادت مآب مشرف شدند، جناب سپه سالار صاحب\nبا اوشان بسیار مهربانی فرمودند، ملکان دتنی، وزیری، مسعودی، خوست)\nنیز آمدند، در المره شرف ملاقات سپه سالار غازی را نائل شدند."}
{"book": "adl0119", "page": 159, "text": "وصایای نادری برای قوای افغانی منقول از امان افغان\n۱۱۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nوصایای نادری برای قوای افغانی\nآغاز پیشقدمی عشایر افغانی در خاک انگلیز\n۱۸ شعبان: برای عسکر و فوج ملکی جناب سعادت مآب بواسطة\nاشتهارات هدایت فرمودند که در موقع پیشرفت و فتوحات به مال رعایا\nو مسلمانان و هندوان هندوستان دست اندازی نشود، اگر کسی خلاف\nاین حکم کرد ازو سخت بازخواست خواهد شد، این اشتهارات برای سرداوس\nصاحب جناب شاه محمود خان و رکاب باشی صاحب جناب شاه ولیخان\nنیز فرستاده شد، و هم در دیگر مقامات ارسال گشت»\nبه ملکان مسعود، وزیر، داور، تنی، و دیگر معتبرین نیز ازین اشتهارات\nداده شد، خبر آمد که مسعود با بنا بر وصایای نادری به حمله های خود شروع کرده اند\nهفتاد و پنج راس شتر که بچهاونی (سروکی) انگریزی در علاقه مسعود غله میبردند بدست\nمسعودها افتاد که بره ۳ رأس غله بار بود، و چهل راس آن خالی میباشد»\nامروز غازیان قوم تنی رسیدند، قریباً دو هزار نفر خواهند بود، تفنگ ها\nفیر کردند و شادمانیها نمودند: ۱۱ نفر از قوم تنی سیم تلگراف چهاو د (میرانشاه) را"}
{"book": "adl0119", "page": 160, "text": "آغاز تعرض عساکر افغانی بر انگلیس مقتول الزمان افغان ۱۱۹ جلد اول ـ نادر افغان\n\nکنده بودند، یک ستون آهن از انرا بطور ثبوت با خود آورده اند، جناب سعادت مآب برای شان بهادری و سفر خرچ و کارطوس دادند .»\n« آب و هوای این علاقه گرم است فصل پخته و تیار است توت هم پخته شده است\nببرک خان مبلغ چهار هزار روپیه برای مهمانی فوج ابدا نمود، بوقت عصر توپهای قاطری و هودزر فیر شد، پنج گله از قاطری زده شد همه بر نشانه بدرستی خوردند دو گلوله از هودزر فیر شد: یکی رون و دیگر بم، هر دو بدرستی به نشانه خوردند، اثر صدای توپ و مسافهٔ آماچ و درستی نشانه، مردم را چنان متأثر کرد، که جوش و خروش شان بلا مبالغه چهار چند گردید. ایشان در باب موفقیت خود بفضل خدا متیقن شدند، خبر آمده است که مسعودیها (۲۲۰) راس شتر دگر را هم که برای سردکی غله میبردند، گرفتند، بر همه غله بار بود.»\n« درین مسئله جای شک نیست که حملات ازینطرف بخوبی تا حال شروع نشده مگر: کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها : نظر بمشکلات راه و بی امنی ملک هرچه که از فضل خدا شده بسا غنیمت است.»\n« الحمدلله مسعودها کار خود را آغاز کرده اند، همراه دیگر اقوام یاغستان و رعایای انگریزی عهد و مواثیق بسته شده، ان شاء الله بمجرد رسیدن فوج"}
{"book": "adl0119", "page": 161, "text": "آغاز محاربه در سرحدات جنوبی منقول از امان افغان\n۱۲۰\nجلد اول – نادر افغان\n\nظفر موج برسرحد، کامیابی بقد مبوسی غازیان ملت بیضای اسلام حاضر خواهد شد، فردا ۱۹ شعبان ان شاء الله ازینجا سوی خوست چهاونی (ماتون) کوچ است، چهاونی ماتون مرکز حرب این اردو که همراه جناب سعادتمآب سپه سالار است خواهد بود، ان شاء الله تعالی.»\n«اینجا قلت کاغذ است برای چاپ کردن اشتهارات وغیره کاغذ بکار میشود، از راه مهربانی کاغذ سفید روانه بدارید، برای خود بنده هم کاغذ سفید و پاکت داکی خرید کرده روانه بفرمائید.»\n(از اردوگاه قدم)\n\nآغاز ضرب منظم در تمام سرحدات جنوبی\n«روز ۲۰ و ۲۱ شعبان تماما در دلجوئی وتشجیع عساکر و اقوام و نصایح لازمه واعطای پروگرام نقشه جات جنگ بآخر رسید.»\n«۲۲ شعبان از محاذ وزیرستان و مسعود که در زیر سرکردگی جناب رکاب باشی صاحب شاه ولیخان میباشد، و مرکزش الحال چهاونی ارگون است، خبر آمد که نفری وزیرستان چهاونی وانا را که در جنوب و مغرب وزیرستان یک چهاونی مستحکم و حصین است محاصر نموده اند، نقشه ارسال خدمت است."}
{"book": "adl0119", "page": 162, "text": "اقدامات حربی در سرتاسر حواشی جنوبی سفوان در ماها ۱۳۱ جلد اول - نادر افغان\n\nنقشه محاذ کرم و کوهات را عنقریب روانه خدمت خواهیم کرد .»\n«۲۳ شعبان نیز در اعطای پرگر امهای جنگ و تشجیع و تحریص عساکر\nگذشت .»\n«۲۴ شعبان از طرف کوتل پیوار که زیر سرکردگی جناب سرسراوس صاحب\nمیباشد، خبر رسید که دشمن بوقت شام ۲۱ شعبان برسنگرهای ما هجوم آورده\nمردم توری ، نظامی و ملکی درین هجوم شامل بودند ، جنگ تا دو ساعت\nدوام داشت که دشمن عقب نشست، بوقت ۸ بجه ۲۱ شعبان باز دشمن در\nحد سرسرنگ هجوم آورد جنگ تا سه ساعت جاری بود ، دشمن باز عقب نشست\nفوج ما آنها را تعاقب کرد، و تلفات کثیر رساند، از طرف ما یکنفر شهید شد .»\n«بهیمن روز ۲۴ شعبان فوجی دشمن در حد سرسرنگ سنگرهای نو نیا\nمیکردند به فوج متعینه ما اطلاع رسید، مایان فورا هجوم بردیم یک صوبه دار\nمیجر دشمن مجروح شد ، و دشمن رو بفرار گذاشت فوج ما سنگرهای\nشانرا قبضه نموده وضعیت خود را استحکام نمود .»"}
{"book": "adl0119", "page": 163, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 164, "text": "ضمیمه صحیفه ( ۱۲۳ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nتوپ هویتزر در اثنای سوار کردن فیل بر سر اده در محاذ نیل\nحمل و نقل دادن سریع توپ هویتزر به دره های تنك ها و كتل كوه ها و نقاط صعب العبور از جمله افکار نابغه های محير العقول جناب جگرن محمد نادر خان سپه سالار غازی است که الی الآن\nدر دیگر جایها نظیر آن دیده نشده ، مخصوصاً این ابتداء نادرانه سپه سالار خیلی قابل افتخار است که اوشان برای اولين مرتبه توپ هویتزر را عراده بوسیله جانوران بصورت اتومبیل مبدل داده اند.\n۱۲۹۸ شمسی"}
{"book": "adl0119", "page": 165, "text": "انقطاع طرق مواصله انگلیز با مفعول زامان افغان ۱۲۲ جلد اول - نادر افغان\n\nتسخیر سپین وام\nانقطاع طرق مواصله معسگرهای بزرگ انگلیزی\n\n« ۲۵ شعبان : مبارک باشد : بحمدالله تهانه \" سپین وام \" که برسرک دریای\n\" تپل و میرام شاه \" در وزیرستان واقع است (از طرف قوای همکابی\nسپه سالار غازی ) مسخر گردید. »\n\n« بوقت ۲ بجه در لیل ۲۴ شعبان جناب سعادت مآب سپه سالار،\nعالیجاه عبدالقیوم خان کرنیل توپ خانه و عالیجاه خدا داد خان کرنیل پیاده را\nهمراه دو تولی پیاده و ۲ عراده توپ برای تسخیر تهانه سپین وام فرستاده\nبودند ، نفری ملکی جدران همراه ببرک خان رفته بودند، ۱۱ بجه روز ۲۴ شعبان\nقشون ظفر مقرون به تهانه سپین وام میرسند ، فوج دشمن که قریب ۳\nصد نفر مسلح بودند گریختند ، بیست و شش نفر افریدی از جمله آنها پیش آمده بعسکر ملی\nسلامی گرفتند ، و تفنک های خود را تسلیم نمودند ، گدام فراوان بدست آمد\nنخود ، آرد ، بوره ، کچالو و غیره جبا خانه را فوج دشمن سوختانده بود ، مردم\nوزیری مال شان را بطور غنیمت بدست آوردند ، به رعایا و اهل قریه"}
{"book": "adl0119", "page": 166, "text": "تسخیر سپین وام ومحاصره تهل منقول از امان افغان ۱۲۳ جلد اول - نادر افغان\nهیچ تکلیف نرسید، در مال کسی دست اندازی نشد .»\n« نقشه وزیرستان ارسال خدمت میشود ، تا موقعیت سپین وام بخوبی\nمعلوم شود، ان شاء الله سلسله رفت و آمد و کمک رسانی تهل از میرام شاه\nمنقطع گردید، میرام شاه، بنون، تهل در تهلکه افتاده است.»\n« ٢٦ شعبان جناب سعادت مآب سپه سالار زاد الله اقباله از منزل\nصادق ولندر کوچ کردند، تا که برای توپ ها و اردوگاه جای درست را\nمعین بفرمایند. راه نهایت خراب بود، آب پیدا نمی شد، برگه مبارک شاه خان\nخوست که یکر و پیش آمده بود ، جاهای مهم و مواقع مناسب را بدست آورده\nقوه خود را تخمیناً بتقرب سه هزار گز بقلعه دشمن رسانده بود ، بوقت ۱۱ بجه روز جنگ\nآغاز شد، از هر دو طرف گله باری شدید شد، جناب سعادت مآب سپه سالار\nزاد الله اقباله بوقت دو بجه روز رسیدند، موضع های ضروریه را استحکام\nنموده سرهای کوه را تصرف کردند، بوقت شب اردو رسید، تا\nنصف شب بهر طرف گشته، مواضع توپ را معین فرمودند.»"}
{"book": "adl0119", "page": 167, "text": "فتح تهل منقول از امان افغان\n١٢٤\nفتح تهل\nو حتراق مخزنهای انگلیزی از بمباردمان نادری\n\n«۲۷ شعبان بوقت ۹ بجهٔ روز گلوله باری شدید آغاز شد، الحمدلله\nچهاونی و قلعه و استیشن ریل دشمن در تهل از بعضی جایها خراب شد\nاز گله باری هووزر ما که خود جناب سعادت مآب محمد نادر خان سپه سالار دام اقباله\nآنرا نصب و فیر میکردند، گدام دشمن سوخت، آتش تمام شب و نصف روز\n۲۸ شعبان شعله زن بود.»\n\n«شهر تهل بتصرف ما آمد، شفاخانه و بعضی تهانه های سرحدی تسخیر شد\nخودم شب ۲۸ شعبان را در شهر تل بسر بردم، مردم را تسلی دادم، مردم بسیار\nخرسند شدند، از شفاخانه بعضی ادویه و اسباب بدست آمد، بوقت\nعصر یک تهانهٔ مستحکم و معمور که در آن افریدیها بودند، مسخر گردید، افریدیها تماماً\nعهد خود همراه تفنگ ها برآمدند، و به افواج اسلامی خود سلامی گرفتند، تعداد ایشان\nتقریباً ۵۰ نفر بودند در تهانهٔ مزبور، آرد، گر، تیل خاک، جبه خانهٔ فراوان بود"}
{"book": "adl0119", "page": 168, "text": "جلد اول - نادر افغان\n١٢٥\nفتح تهل منقول از امان افغان\n\nهمه اسباب را غازیها بدست آوردند . الحمدلله . »\n« ٢٨ شعبان قدری بخاموشی گذشت ، جهازات ہوائی صبح و شام\nهر دو وقت گلوله باری کردند سه نفر شهید و چهار نفر زخمی شدند ، مگر الحمدلله غازیها\nغیور و سپاهیان شجاع ما هیچ پروا ندارند . »\n« ٢٩ شعبان ، باز بوقت صبح طیاره ها آمدند ، و گله باری کردند تأثیر\nنبخشید ، مجاهدین بر هدایات عمل کردند ، مأمون ماندند . بوقت عصر\nاز طرف ما گله باری شدید آغاز ، و یک توپ دشمن بیکار شد . الحمدلله\nگله های دشمن انقدر بیموقع و بیکار میخورد که نزدیک یکصد گز هم به توپهای ما\nنمی آمد هیچ تلفات برای ما نرسید یک توپ دگر دشمن را هم الحمدلله مخرب\nکردیم بوقت شب وزیر بهانی زیر کمان افسری عبدالقیوم خان کرنیل و داد محمد خان\nکرنیل که از سپین وام به تهل رسیده بودند ، و پادشاه میر خان و\nجدران ہا زیر کمان ببرک خان یورش بردند ، سنگرهای دشمن را تصرف\nآوردند مجاهدین چشمه که مال مواشی را سیراب میکرد با مخزن آب لوله\nکه بعسکر انگلیسی آب میدهد ، بدست آوردند ، قلعه و چهاونی تهل بالكل\nبفضل خدا محصور است . »"}
{"book": "adl0119", "page": 169, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (١٢٦) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nقوای مجاهدین ملی با منصبداران افغانی در جهاد سنه ١٢٩٨ ش در موضع وانای وزیرستان."}
{"book": "adl0119", "page": 170, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 171, "text": "تنیجر مسکرهای انگریزی منقول از امان افغان\n١٢٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nرشادت اقوام و قبائل سرحدی\nتسخیر وانا، سروکی، پیوار، خرلاچی وغیره\n\nغرهٔ رمضان المبارک خبر رسید که ۳۰ نفر افریدی و پنجابی بروزیکه\nاز طرف ما گله باری شدید شد، از قلعهٔ تهل گریختند، چهاونی هنگو که مابین\nتهل و کوهات واقع است محصور میباشد، قوم ارکزی هم بنای تجمع را گذاشته\nو بیرق بسته اند و عنقریب در محاربه شامل خواهند شد. افواج انگریزی\nاز تهانه های دوته خیل، شپانه، خیسوره، توت نری ابو، که در شمال\nوزیرستان واقع اند برآمده به پیش سعادت مآب سپه سالار زادالله اقباله\nحاضر شده اند و تهانه های مزبور، در تصرف افواج اسلامیهٔ افغانی میباشند\nچهاونی میرام شاه هم محصور است، الحمدلله\n\nمکتوب از طرف نامه نگار حربی مورخهٔ غرهٔ رمضان\n\nمبارک باشد الحمدلله که جناب رکاب باشی صاحب شاہ ولیخان\nچهاونی (وانا) و چهاونی (سروکی) را تصرف نمودند، فوجی که دران چهاونیها بود"}
{"book": "adl0119", "page": 172, "text": "عزم آهنین نادری در برابر مشکلات ۱۲۷ جلد اول - نادر افغان\n\nبقرار عهد خود افسران انگریز را کشته جباخانه را چور کرده برآمدند، جناب\nشاه محمود خان سرسراوس صاحب کوتل پیوار را در تصرف خود آورده، به\nکامیابی پیشرفت دارند، تلفات دشمن بآن حدود ۳۰ نفر و از مایان ۷ نفر\nشهید شده اند، دو قریه دشمن غرلماچی وغیره را تصرف نمودند و دو ضرب\nتوپ دشمن بیکار شد (۱)»\n\nعزم آهنین و قیام خونین نادری\nو فتوحات تاریخی سمت جنوبی\n\nبه تمام هموطنان عزیز عموماً و بکسانیکه میدان حرب شامل، و یا در سیاسیات\nایام جهاد ذی دخل بودند، بهتر معلوم است که بمقابل حضرت عالی محمد نادر خان\nغازی، در موقعیکه عزم و تصمیم جهاد را فرمودند، بسا اشکال مادی و معنوی عاید بود\nکه جهت استطلاع ناظرین بچند مواد آن ذیلاً اشاره و از مابقی آن لزوماً منصرف\nمیشویم :-\nعسکر و جباخانه و لوازم و تجهیزات حربیه شان بالنسبه فرقه های سفری\nشرقی و غربی نامکمل بوده بسیار نقائص داشت.\n(۱) منقول از صحیفه ۵ کالمی ۸ شماره ۴۲ سال اول امان افغان منطبعه ۱۸ سرطان ۱۲۹۸ - کابل"}
{"book": "adl0119", "page": 173, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 174, "text": "ضمیمه صحیفه (۱۲۹) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nبا قوماندان جلالتماب سردار محمد نادر خان سپه سالار غازی در یکی از محاذ های جنگ سمت جنوب بموقع جهاد استقلال\n\nسنه ۱۲۹۸ ش"}
{"book": "adl0119", "page": 175, "text": "عزم و حوصله نادری در برابر مشکلات ۱۳۸ جلد اول - نادر افغان\n\nعسکری همرکابی شان، باندازه نبود که میتوانست بقوه محض نظا\nسر تا سر حواشی و سرحدات جنوبی در کنار، حتی یک منطقه حربیه را بصورت صحیح\nاشغال میکرد .\nدر داخل اقوام و عشائر جنوبی چندان جدال و خانه جنگی از ضعف اداره\nمامورین محلی مناقشه قومی موجود بود که توحد و اجتماع آنها در موقع مطلوب نهایت\nزحمت طلب بود .\nاداره وتنظیم امور از هم گسیخته جنوبی، و باز رعایت همه امور سوق الجیشیه\nو تعرضیه و دفاعیه، بالای افرادیکه از همه چیز (بجز از شجاعت و تهور که همراه آن\nجوش و خروش مذهبی هم منضم بوده است ) عاری بودند، امر نهایت\nصعب بود.\nرسیدن خبر عقب نشینی قوای دکه، شخوار، باسول، بتی کوت، سراخ علیخان\nو بالاخره اطلاعیه سقوط جلال آباد و وصول عسکر مشرقی بصورت غیر منظم بکابل\nو انحلال ادارات حکومتی مشرقی، تاثیرات سوئی را در انولا القا نمود زیرا که یکهفته\nقبل از تعرض تهل اطلاع این واقعات مشرقی کاملاً بذریعه فرامین و مکاتیب وغیره\nدر سر تا سر جنوبی رسیده بود )."}
{"book": "adl0119", "page": 176, "text": "عزم و حوصله نادری در برابر مشکلات\n۱۲۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nاطلاعات تذبذب و سوء اداره و سراسیمگی و عدم دقت و اهتمام رجال بزرگ مرکزی در حل و فصل آن امور مهم ملکتداری که تقریبا فیصله موت و حیات ابدی افغانستان مینمود ، زیاده تر فکر و حواس سپه سالار غازی را مشغول ، و خیلی توجه اوشانرا بطر ز عمل مرکز مبذول میداشت .\nولی این اشکال و موانعیکه شمه از ان اشاره شد ، در عزم بالجزم و اداره قوی نادری هیچ یک نقص و فتوری را عائد نکرد و متوکلاً علی الله با جائیکه فو قامرقوم است کسب موفقیت نمود ، و بمدد الهی و حسن مساعی خود ، روح وحدت را در عموم اهالی جنوبی تزریق و همه اقوام داخلی و سرحدی را از حسن اجراآت خود و برادران خیر اندیش خویش ، بیک جوش و خروش زیاد بمیدان جنگ سوق داد ، و بهمت قوای قومی و تدابیر قابل تقدیر جانبان شاولینجان و شاه محمود خان وگر خدام افغانستان و تلقینات حضرات شمس المشائخ و نور المشائخ تمام تهانه های مهم و قشله های بزرگ (۱) و خطوط های مواصله و نقاط دفاعیه انگریز را که در اطراف و حوالی سرحدات جنوبی افغانستان ، در وزیرستان باصول نهایت عالی و منظم موجود بود تسخیر ، و قبضه ، و بسیار اسلحه و سامان\n\n(۱) اکثر این چهاونی ها را نفری وزیرستان که دران وقت در جمله لشکری افغانستان شامل شده بودند قبضه کرده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 177, "text": "ضمیمهٔ صفحهٔ (۱۳۰) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nيك گروپ بسیار مهم تاریخی در ایام جهاد استقلال ۱۲۹۸ که در یکی از غارهای حربی سمت جنوبی گرفته شده است\n\n۱ : در وسط گروپ که بر اموال غنیمت نشسته اند : جناب سردار محمد نادر خان سپه سالار\nغازی فاتح تل ، بطرف دست راست شان جناب سردار شاه ولی خان غازی فاتح\nوزیرستان وبطرف چپ اوشان جناب سردار شاه محمود خان غازی ، فاتح تندی مبر\n۲ : صف ایستادهٔ پیشروی از جمله منصبداران ملیشای اقوام وزیر و مسعود که داخل\nعساکر افغانی شده اند .\n۳ : صف ایستادهٔ عقب از جمله سپاهیان ملیشای اقوام وزیر و مسعود که از عساکر\nانگریزی خود را کشیده داخل عساکر افغانی شده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 178, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 179, "text": "عزم قومی و حوصله نادری برحال مرکزی ۱۳۰ جلد اول - نادر افغان\n\nو غنائم و ذخائر متنوعه را بدست آوردند .\nبر علاوه آن بنا بر اقدامات موالفت آمیز این ذواتِ صاحب تمیز\nاکثر قطعات قشون انگلیز و از اقوام افریدی و ارکزائی با اسلحه و سامان خود\nاز معسکر های جانب مقابل بعد از رسانیدن تلفات با نگلیز جدا ، و مطیعاً\nبحضور سپه سالار صاحب احضار، و اسلحه شانرا تهدیه و خود ها را جهت\nایفای هر نوع اوامر و خدماتیکه از حضورشان تعیین شود تقدیم میکردند چنانچه\nسپه سالار آنها را با اسلحه و تجهیزات شان علی الاکثر بمرکز روانه مینمود،\nتا موجب تقویه روحی و تحکیم معنویات مرکزی بشود) .\nهمچنین تمام تبعه و ساکنین خطوط مجاور سرحد افغانی و انگلیز از نقاط دو\nو دراز عرائض اخلاص و نیاز شان را در جواب خطوط و اعلانهای مرسوله\nسپه سالار تقدیم ، و آماده بودن شان را برای اجرا و تعمیل هر گونه هدایات\nشان تبلیغ مینمودند .\nواقعاً بهر طرف و بهر نقطه که اردوی مظفر و عسکر شجاعت پیکر نادری\nعزم و تصمیم میکرد ، فتح و ظفر ، موفقیت و اقبال ، برکاب نصرت انتسابش\nکله فرسائی ، وحریف در برابر اقدامات عنیفش خود بخود میدان را خالی ، و"}
{"book": "adl0119", "page": 180, "text": "اختناق پیشرفت نادری از حکومت امانی ۱۳۱ جلد اول - نادر افغان\n\nعموم سکنه و تبعه همان اطراف و حوالی محض بکشش مقناطیسی نادری هم\nبا انگلیز داخل اقدامات حربی میشدند (۱) و هم بحضور تلطف ظهور این سپهسالار غا[زی]\nمشرف، و بالنسبه پیشرفت عزائم و مقاصد عالی شان عموماً خود ها را مفخر\nو مباهی میشمردند، و تماماً استدعای حرکت و تعرض شان را بسرعت\nمسئلت میکردند.\n\nاختناق پیشرفت نادری از طرف حکومت امانی\n\nآری این موفقیت سپهسالار غازی در سرتاسر سرحدات جنوبی که در واقع\nطلیعه مظفریت آتیه و دیباچه فتوحات منویه نادریه است، اگر بنا بر اوامر\nمکرر و تاکیدات یکی بعد از دیگر مرکز مختنق نمی شد، و زعمای امور کابل جهت\nتقهقری آن مجاهدین جنوبی را که بهرکاب سپهسالار غازی برای حصول\nاستقلال و شان و شرف ملی خود داخل اقدامات و مساعی بودند،\nایجاب و الزام نمیکرد دو عساکر ما از سمت مشرقی عقب نمی نشستند)\nالبته که پرچم افغانی بسرعت نهائی بر طبق نقشه و پروگرام نادری بمواضع مطلوبه\n\n(۱) چنانچه اکثر تهانه ها و چها ونیهای وزیرستان را که انگلیز ها تخلیه نمودند بقبضه همین اقوامیکه طرفدار\nو معاون افغانستان بودند درآمده، تحت اداره مامورین ما و نظارت مجاهدین میبود ."}
{"book": "adl0119", "page": 181, "text": "رہنمائی سپہ سالار غازی بزعمای امور مرکزی ۱۳۲ جلد اول - نادر افغان\n\nنصب و متموج میبود، و تمام اردوی همرکاب سپه سالار غازی که با یک\nجوش و خروش و حسیات بلند داخل مجاهدات ارجمند بودند، بهترین بازوئ\nعسکری و نمایش قابلیت و شجاعتِ ملی خود را میدادند، و منطقه پیشرفت\nآنها یوماً فیوماً در ترقی و تزائد میبود (زیرا که سپه سالار، یک پلان بزرگ را\nتجویز نموده بود، که یک حصّهٔ آن در وزیرستان اجرا و دیگر حصّهٔ آن از طرف\nتیراه بصورت تعرض ارکزائی ها از طرف شرقی بر تهل در شرف اجرا شدن\nبود، و پس از تطبیق آن، همه مقاصد مطلوبه سپه سالار تکمیل، و متقاعقاً\nبمزید اقدامات و تعرض خود تعجیل میکردند.\n\nراهنمائی سپه سالار غازی بزعمای امور عصرمانی\nدر راه حصول استقلال و آزادی و حفظ شان و شرف ملی\n\nمع الاسف درین مورد ضعفِ ادارهٔ مرکزی و شکست قوای شرقی\nنه تنها مانع پیشرفت اقدامات و تکمیل آن پلان مطلوبه سمت جنوبی گردید که\nاجراآت آن در نظر گرفته شده بود، بلکه توجه زیاد و اهتمام بسیار سپه سالار\nغازی را بسوی حل و فصل آن مسائل نهایت مهم سیاسی مبذول نمود"}
{"book": "adl0119", "page": 182, "text": "رهنمای سپهسالار غازی در بحبوحه‌های امور مرکزی ۱۳۳ جلد اول - نادر افغان\n\nکه اگر خدا ناخواسته بر طبق مفکوره حواشی دربار امانی و مصوبه شورای او\n(که عبارت از چند اشخاص محدود غیر ذمه وار بودند) آن مسائل شر فانه\nکه شدیداً حضرت عالی محمد نادرخان از قبولیت آن ابا و استنکاف\nکرد، در محل اجرا و تطبیق گذاشته میشد، البته که افغانستان بالنسبه زمان\nامیر شهید بدرجه پست تری میرسید، و خار اندیشه خرابی آن (لاوقع الله)\nبدل وطتخواهان صادق بسیار تر می خلید .\nبلی اگر فضل خدا شامل حال افغانستان نمی بود، و باز ملت شجاع آن مردانها\nجهته حصول شرف و عزت و استقلال وطن کمر همت خود را نمی بستند، و یا\nهمچو محمد نادرخان سپهسالار یک عسکر با غیرت دلاور متوکل علی الله\nاداره امور را نمیکرد، و یا این سپهسالار فرزانه بهمراه آن فتوح و مظفریتها\nعسکرانه شان (که بهترین نمونهٔ حزم و تدبیر و ضرب شمشیر شان )\nذریعهٔ آن افکار و نظریات قیمت دار خود (که اعلی ترین نشانهٔ وطتخواهی طویت\nپروری و اثر قلم سیحار رقم نادری است) به تقویه روحی و راهنمائی اساساً\nاعلیحضرت امان الله خان نمی پرداخت ، و از آن لغزشهای نا قابل عفو\nرجال بزرگ ارتجاع پسند دورهٔ امانی (که مجلس در فرامین دستخطی اعلحضرت موجود)"}
{"book": "adl0119", "page": 183, "text": "ضمیمه نمبر (۱) صحیفه ( ۱۳۸ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصحیفه اول فرمان دستخطی امیر امان الله خان تاریخی ۲٦ شعبان ۱۳۳۷ ق\n\nپیچه عزت غیرت نشان قمرالدین کو ماندان پست کاسو دفع نایر را\n\nتلگراف\nقبرین در باب فوجی نظار و یکا سمت شرقیه و پارتیشته گیه د نو را بر صالح الدین سپهسالار\nمراسلت خوردن زهر تا مر یعقوب را حضور مقدر سر برنا خبر دادید و پوستخر مأیوسی و غیرت قدری که در قبال\nشکست خورده و بطرف کابل آمده بودند اینجا در حضور ضمناً پست کالسو و موقع پر پیش داستان نیز کم شد؟\nآنجا سوید بصورت تعدیل د پر بچه یمیدید که از آمدن آنها یکم دایه پر شرف و مقیم داشته تا بروز یک شنبہ\nروزه جواب تادیه شده بناً در همان راه پیشتر از حرکت آنها پیش نرفته جان فدائی و تا بست داد و تقابله متوجه که در پیش\nگرفته حازم کابل شده و سفارت بازیه بخاطر مفسدان غوربند بهر صورت آن را در جابجا تقدیم نماید\nکه تباع لطف ایشان که غرض آزمون دانسته ۲۲ مهر شتر یکه بیک چادر خواها دار آمده جله چگونه ؟\nدر یک بار که و تا بین خانه و کنا از عرشه جهاز آک و پیوسته غند که د املی جهت و قایدین بر وقت تجهیز چگونه\nو افغان زیب دلا دانی در قوم کابل تقدیم داریند تا هر کی پسند د از قدیر پر تیغ کنده شده\nان مدیر را بحضور نقل میبیند و وقت میکشید و عمارت شاه را بجهت استقرار ان با عهده\nو خادمینخاب خانه هم به همره میداشتیم که پر وضع در بردارند تا بخدرسه قراء و قلاع عمارت در ایند\nرفتیم و قره دانه حضرت شد بر قدم در گاه باندازه دانند تا برانی یک نیاران ندام تر کار شده\nپیچه دالی طبع تو معلوم است درینمورد چه مناسب میداند تا بجا میاورید و ز مینه دارا باشید"}
{"book": "adl0119", "page": 184, "text": "ضميمة نمبر (٢) صحيفة ( ١٣٧ جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصحيفة دوم فرمان دستخطی امیر امان الله خان تاریخی ٢٦ شعبان ١٣٣٨ ق\n\nموزغه شد و نقر یه خلوصیه بهمان جوش و خروشی کشته در کار روایه ما بر خاطراتی داشته باشید آکه\nتحریر یوم سه شنبه ٢٠ شعبان ١٣٣٨\n\nامیر امان الله"}
{"book": "adl0119", "page": 185, "text": "رهنمائی سپهسالار غازی بزعمای امور مرکزی ۱۳۴ جلد اول – نادر افغان\nدستگیری نمیکرد، همان است که افغانستان عشر عشیر این موفقیت\nو شرافت را حاصل نمی نمود، در نتیجه این محاربه عوض آزادی و استقلال\nهزاران پریشانی و اشکال را بخود حاصل میکرد .\nچنانچه ناظرین از مطالعه عین فرمان نمبر ۲۸ تاریخی ۲۶ شعبان المعظم\n۱۳۳۷ که ضمیمه این صفحه زنگوگرافی آن موجود است، پریشانی حواس و\nتذبذب خاطر زمامداران بزرگ مرکز را بخوبی فهمیده میتوانند، و میدانند که\nازین بد نظمی و سوء رفتار خود بجای تمجید در معرض تنقید بوده‌اند و مورد اعتراض جدی\nملت واقع شده اند، زیرا درین موقعیکه ملت شجاع افغانستان مردانه واً\nداخل محاربه بوده، جهتہ حصول شان و شرف ملیه خود بقدر سر مو هم از غنیم\nخود خوف و هراس نداشتند، این سراسیمه گی و پریشانی رجال مرکزی\nطبعاً بانظار عمومی، قبیح و ناموزون دیده میشد .\nبر علاوه آن معلوم میگردد که اعلیحضرت امان الله خان قبل از شوره و\nراهنمائی محمد نادر خان سپه سالار باصرار و تکویم بار بار اطرافیان دون همت\nو حواشی نشینان پست فطرت خود همان معاهده ذلت آور عهد باستان\nآرزومند بود که با انگلیز دوام دهد . اما انگلیز چون ازین تردد مرکز اطلاعات"}
{"book": "adl0119", "page": 186, "text": "رهنمائی سپه سالار غازی برعایای مور مرکزی ١٣٥ جلد اول ـ نادر افغان\nبر آن تمکین نکرده شرائط نہایت سنگین را بروی تحمیل نمودن در نظر داشت.\nمشوره خواهی حکومت امانی از سپه سالار غازی\nخشونت مقدسه وطنخواهانه نادری\nجای شکر است که اعلیحضرت درین مسئله مهم از یک ذات بزرگ\nملت دوست وطنخواه (سپه سالار محمد نادر خان) خواهان مشوره و مصلحت شد.\nآن مفکوره عالیه و نظریه قیمتدار را که این سپه سالار با افتخار اولاً ذریعه\nمکتوب مخصوص و ثانیاً بوسیله دیگر معروضه خاص الخاص خویش\n(توسط یک وفد) در آن موقعیکه موت وحیات ابدی افغانستان فیصله میشد\nبا اعلیحضرت امان الله خان داد، حقیقتاً خیلی مفید و مؤثر افتاد.\nچنانچه این جذبات استقلالخواهی نادری نه تنها اعلیحضرت امان الله خان\nبر خبط دماغی و خطای سیاسی حواشی او متنبه و آگاه ساخت! وجداً او را و\nهمقطارانش را ازین حرکت شان که بمضاء وطن و بر ضد احساسات عالیه بود\nمانع شد! و بلانهایه اوشان را بپیش کردن شرائط باشرف و تقاضای حصول\nاستقلال تشویق و تحریص کرد، بلکه بالمره از تلون مزاجی و تردد فکری وار هانید!"}
{"book": "adl0119", "page": 187, "text": "رهنمائی سپه سالار غازی برعایای محور مرکزی ۱۳٦ جلد اول ـ نادر افغان\nو بیک عزم و ثبات و استقامت ، هدایت ؛ و دماغ شانرا تقویت فرمود.\nبالجمله یا از بین آن نامه های متعدده نادری که متوالیاً با علیمحضرت بفرستاد\nدرین محل یک مشوره نامه شانرا که بعنوان علیمحضرت امان الله خان فرستاده\nجهته استطلاع عامه مرقوم مینمایم که سپه سالار درین مکتوب و دگر مکاتیب\nخویش علیمحضرت و سائر ارباب سیاست مرکزی را درین فرصت نازک بخشوشت\nمقدسه و حفظ شان و شرف ملیه واداره و همفکری و همنوائی آنها را با خویش درین\nجذبات قیمتدار خواستار است :-\nعمده مطالب مشوره نادری\nسپه سالار درین معروضه خود از وصول پروتوکول تجدید معاهده عصر\nضیاء المله و الدین و خواندن دکشرائط سنگین هیجان انگیز انگلیز، که نظر\nبه پریشانی مرکز آنرا تقدیم کرده بود، تذکر کنان این نکته را بشدت خاطرنشان\nعلیمحضرت امان الله خان و زعمای امور آنزمان نموده است که :-\nنظیر اینقسم واقعات و محاربات را تاریخ افغانستان بسیار تر بخاطر دارد !\nو این وطن شجاعت قرین با قبل ازین زیاده تر بمشکلات و موانع سردچار شده\nکه در ارتفاع آن همه مصائب و اندفاع تمام مصاعب ملت افغانان"}
{"book": "adl0119", "page": 188, "text": "رهنمائی سپهسالار غازی برعایای امور مرکزی ۱۳۷ جلد اول نادر افغان\n\nامتحان شجاعت و مردانگی خود ها را بدرستی داده اند.\nچنانچه در مواقعیکه تشکیلات حکومتی در افغانستان منحل عسکر منظم لادرک، خزانه بکلی خالی میبود، همین ملت غیور شجاعت طینت ما بوطن خدمت، و این خاک پاک را در برابر همه خطرات حمایت، و شر اعدا را از و بدرستی کفایت میکردند ! و برای نجات آن و راحت ملی و حفظ شان و شرف افغانستان بقربانیهای بیشمار احضار، و وطن را از پایمالی و اثر دشمنان شرف و عزت مملکت نگهبانی قابل افتخار کرده اند.\nچون در عروق و شرائین همین طبقه موجوده ملت شجاع ما نیز همان جوش و خروش و خون پدر های شان در غلیان است چطور میشود که ما با این شرائط مبشر فاتحین و یا از آمدن یک جهاز انگلیزی بمرکز کابل، روح ملی خود را بر عکس آن تلقین کنیم در حالیکه روزانه طیاره های متعدد حربی، بالای اردوی ما گله باری میکند، و یکفرد ما بقدر ذره از ان متاثر نمیشود !\nدر باب نظریه اهالی شورا که اعلیحضرت ارقام فرموده اند مینویسم که این اشخاص نماینده های حقیقی ملت نیستند و این اشخاص را نباید شورای افغانستان شمرد، نماینده های حقیقی ملت محمود سامی و محمود شاغاسی امثال آنها شده نمیتواند."}
{"book": "adl0119", "page": 189, "text": "ضمیمۀ نمبر 6 صحیفۀ ( 139 ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصحیفۀ ( 1 ) فرمان نمبر 38 دستخطی امیر امان الله خان\n\n۱۳۳۸\nتحریر بیست ششم حمل\n\nپایه حشمت عزیز عنوا‌ن برادر جان برابرم نور محمد طرزی سررشته دار سوانی[؟] خارجیه!\n\nعریضه مورخه یوم دوشنبه 10 ماه رمضا‌ن المبارک ۱۳۳۸ شما ملاحظه حضر[؟] اینجها‌نب را[؟] گذرانی قریب[؟] الدم[؟] بودم[؟]\n\nکه نقطه خط دیو[؟] بر[؟] اثر شد یوم س[؟] در ضما‌ن فرما‌ن مبارک و[؟] تقریر قرار[؟] بقرار گذشته شد[؟] هر‌ آ[؟]ینه\nکه تراز[؟] نقصان آنج[؟] در روزنامه‌جات بشیفر[؟] فرستاده‌ام ـــــ ۱ مقاله‌جات از طرف جرا‌ید[؟]\nافغا‌نستان همه ایام[؟] نوع[؟] تأثیر بر جا‌ن معاهده سور[؟] یتیمه[؟] همه به‌‌ قضیه[؟] با‌شد بر[؟] خط[؟] با‌نضما‌م[؟]\nقوم درست کنند در موضع مذکور[؟] زده با‌شند ـــــ ۳ همان صلح سود نظایر‌[؟] نها‌ اقتا‌ل[؟] اقوام[؟] و[؟]\nجرا‌یم مخا‌لفا‌ن[؟] گره نه‌[؟] شد زیر[؟] پستا‌ن این[؟] سو[؟] بمر[؟] مرکز در[؟] گزیدن ـــــ ۴ اشتها‌ر[؟] این[؟]\nنوع[؟] تجهیز[؟] فوج مقا‌م[؟] لقا‌ن که دلا‌لن[؟] ـــــ ۵ پیس[؟] کرد خط نوشتن این منا‌بع[؟] تسلیم و انقیاد[؟] طهارت[؟]\nسا‌مان ـــــ ۶ تقرر[؟] حضر‌ت[؟] جز در و در‌[؟] این وقت[؟] از[؟] متعا‌ون تا‌[؟] خبر‌[؟] به[؟] شرایط نوشتۀ[؟] هما‌ن[؟] شه[؟]\nسیاست شریک عا‌لم عنر[؟] دا‌شت[؟] با‌شه[؟] بیش[؟] از این مضا‌مین صورت[؟] مرکز کار افغا‌نستان یکی[؟]\nسر‌[؟] دولت قصری[؟] ریشۀ این دنا‌ن[؟] نا[؟] سا‌ل[؟] در‌ هر فقه[؟] حر‌یا‌ن[؟] و‌[؟] بنجا‌ه[؟] بر‌س[؟] در‌[؟] هر[؟] حق[؟] عا‌لی[؟]\nعرضه[؟] بعضی جا‌ت[؟] ام[؟] مورخه[؟] نها‌م[؟] د‌عائی[؟] است فرد را پیر[؟] اید[؟] بر‌[؟] جا‌ت در‌[؟] صا‌لحی[؟] که[؟] [ILL]\nیقینه[؟] آجا‌ر[؟] نما‌یند آیا‌[؟] از بد[؟] معاهده است[؟] و کیک[؟] شما‌ن[؟] سما‌ت قر‌آن[؟] در ۳۳ ماه هستیم[؟] نماید تا‌[؟] آید[؟] که[؟]\nاگر[؟] حا‌لت کار[؟] بر‌عکس گذار‌ته[؟] بگذر[؟] غریب[؟] شده با‌شد[؟] در‌[؟] غبا‌ر تا‌ند[؟] س[؟] اب[؟] جر‌م[؟] به[؟] جوا‌نب[؟] متع[؟]\nجما‌ن[؟] تسلیم[؟] چرا‌[؟] گو‌[؟] ینده[؟] از[؟] لفظ ا‌مر‌[؟] حقیقی مرا‌ط[؟] یوم کا‌مر[؟] دیدم بد[؟] نظر[؟] سو‌د[؟] نوق[؟] از[؟] روز[؟] خوا‌هم[؟]"}
{"book": "adl0119", "page": 190, "text": "ضمیمۀ نمبر ۷ صحیفه (۱۳۹) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصحیفۀ (۲) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان\n\nعرض کرده ام که در باب صلح صلاحیت ضرورت دارد که وقوع دربار و سفر نمایندگان\nمادیت داشته باشد باید از هر طایفه یک یکنفر وکیل بمهر طلب دیده چرا بان عرضه اند\nنیز عرض میدارد که اگر از طوایف پشتر زمان پشت شرقی شوراها دغه بطرف مغرب پای پیاده و\nبدست آمده پیش اگر مطابق عهده دار سابق مع توجیه دهد – معارف پالیس مع عرض میدارد\nاگر بقسمی که تا کدام پاینتر بصورت دالت نقص میکنند اگر جنگ بظهور پیوست کافر از کو\nاینقدر عرض میدارد در نظر دولت را مقرر فرماید تا ذات پیر مطاع اتفاق بخشند والله بستم\nو خط مبارک جلالتمآب شرفیه باین صورت است – قایم مقام شان امروز بچشم بندگان از \nقوم دراغلستان که چو یانی کلان برگز و انعام مقیم شده در تا به خان دروزخان بند ایقان بدانند\nخوب است و اگر باین قسم نامه پلان فرماید تا در زرخان بچادر وزیر اعظم تسلیم الله عزیز باش که تابان\nدر آید بقرار عرضی که آقای عنقریبا بحضور می آید تا غره رجب بخزانه رسیده و آن مرحم مورد لزوم \nخدا نکرد حوصله و ضایع از دولت وارد شود باین چه روبرو قراری بدست و شایدم بموجب غوغا بوی\nاعطا نمودم – پگاه بطور عزیزا از افغان طردن بمرحم قایم مقام باشد ویل امر نمیدانم گوید که در \nروز قونسل میگذرانم که آن پگاه سویم حساب دهم در دفتری که میگذراندند در دفتر برای\nدنیا و آخرت سو نخواهیم نول سورسآن نسازد اگر بران دقت در حق داشته باشم باین بطر مع سو\nقبول نخواهد کرد اگر از شتر شرقی چند تنر آن سرداری که در مصیبت خود آن از ممسک خواند پیران \nو عهده دار مجلس تدبیر شما بصورت پیدا آمده و سفر بمشرف دریافت نوآشنایان باشد تا کدام\nکار سرتنبول نآید در کدام کار قونسل عهده و مدرسی بکار ندارد پس باین افغانانه قرینه که\nدر سائر امور نے عوام هدایت نماید است – در باب سفر و مصیبت و دوست که بر کدام\nاز شان بمرتبی فرستاده اید پیک زنگ و الفاظ رابجای معلوم بفلان ناید دوران سهم"}
{"book": "adl0119", "page": 191, "text": "ضمیمهٔ نمبر ۸ صحیفه ( ۱۳۹ ) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصحیفه ( ۳ ) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان\n\nکه جنابر از مبلغ سه لک روپیه کابلی پیشتر ازین در ایام روزمره ...\nاندوخته بود در وقت بند و پر شدن ولایت قندهار بپایه اکثر پیش آمدن معامله حاضر شد و اگر خدای نخواسته\nما بباوریکه قبول نموده تا حیات دارم بزبان میکشیم و بجایشه زبان ما مهر و رسم خدای کارساز\nتا برسر ما ...\nو اگر خواه نا خواه مبلغ ندانی شرر کار سرکار بمانم در یغیره از مخاطبته میکاسه ندانسته و نمیدانم لکن\nبخدایرا در وقت محاسبعه شرر که پیشم است اتفاقاً که عادتاً درست نمیتواند بحساب کارساز کر دروقت\nدر آنجایکه ذرایعہ جنات سرشت سررشته بهم میخورد بخاطر زیریضر صلاح نداشته بسیار فرعی\nازان و شریری نداشته برادرانم بیشتر و پیشتر خواه خوب و خواه سوء در وقت خلوت نتوانند\nبه بینم انم - دوم میتوییم در آنوقت به بچه اندرز باشد . بیان پیکار و کو نیازا\nدر هر صیح بمقابل بگذرانم - سیوم پولی نداده هنوز در درازگرافتابی است معلوم ندانم بیچ\nپرده مراد خواهد بود - چهارم تاء میرنظامی و یک ثار پراکنده شده ازین یورش نمودن بیجا است\nمتفرق هر شیشه از جمع شدن نشان از محال است - پنجم ترایا صلاح سودا گانه در روزنامه پیش همگی\nیکه از تصور فہم ہنر نشان و سعه خواهد بود - ششم اگر دریزقت وقتی فتاد که چنانیکو در دیده\nمانند نشان میمرند - هفتم باید و مفرد و مقبر با از یورش ارونی غوطا شده و با شجر\nبتصرف شان آمده که مگذرند و اینده مجلس لشکریانه دلیر نخواهند ماند تاہم هرگاه\nشرایط ایجا بخاطر خواه ابد گرفت پایه ضرورت تا چه دا در در پیکار قایم شبیه\nو نیز در پیراهن ..."}
{"book": "adl0119", "page": 192, "text": "ضمیمه نمبر ۹ صحیفه (۱۳۹) جلد اول کتاب « مادر افغان »\nصحیفه ( ٤ ) فرمان نمبر ۳۸ دستخطی امیر امان الله خان\n\nنامه خبردار آقا جان بیگ محفظه بدریا اباد قوش ابدان سوطایع خند – دیگر انکه آنیخه\nیک سر شو رهبر یا از طرف دلبری برای آن سو باز چه ملاحظه نمایم دار الفکر شق بیان میرسد\nمیباشد در یک عریضه مجاست داشت مزین بمهره و خط سابقه خبردار بو خط ند اغا صوفیه\nکر رخ ترین لوازم ایشان به بیان مخصوص بوی - فرمان پذیر شوند بر جریان امور معلوم شدار رایان\nمقرر سازد مهره و صحابه آنهای باید و بکار انداختم ند ریشه می نماید شد تا پیوست\nباعلامت ایشان سالهای عدد زر و بیان انصورت معه مطالبه مقرت معلوم هواله حصه\nامروز ملاحظه گزارش هیئت مقرره مقدمه برشان تبیین و در هر مور دست آمد ۱۴ ×\n\nقوز با روح – دست از طلب ندارم تا امان برایم .\n\nیا جان بجانان یا جان زتن برایم .\n\nامیر\n\nمحافظین امان الله\nخط امان الله خان"}
{"book": "adl0119", "page": 193, "text": "رهنمائی سپہ سالار غازی برنجهای امور مرکزی\n۱۳۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nلطفاً شما بهیچه مقدرات مهمه ملیه و سیاسیه وطن محبوب ما را که بموت و\nحیات ابدی ملت متعلق است نه خودتان و نه وزرا و مأمورین شما\nخود سرانه حل و فصل نمائید ! بلکه حل و فصل بهیچه امور راضر ورا بصد ضر در بخود\nملت واگذارید؛ تا آنها مطابق ذوق و روحیات خود آنرا فیصلہ کنند\nبرای خدا هوش کنید که بقدر یک ذره درینموضوع برخلاف جذبات ملیه\nاقدام و حرکت نکنید والا بسیار پشیمانی زیاد خواهید کشید .»\n\"محمد نادر\"\n\nغرض از زنگوگرافی فرامین امانی چیست\n\nاینک اولاً جهته تصدیق این مطلب عین همان فرمان علحضرت\nامان الله خان زینکوگرافی شد که در آن از بی نظمی مشرقی و تذبذب و تر دو رنجان\nامور مرکزی و سئول بودن خود علحضرت امان الله خان بنظر عامه ملت افغاستان\nتذکار و مفکوره سپهسالار را در موضوع حصول استقلال و یا قبولیت تحت\nالحمایگی خواستار است ، بجواب آن سپهسالار مشوره مادرانه فوق خود را که در صحیفه\n(۱۳۶) تا (۱۳۸) مرقوم است فرستاد، و اوشان را به نفع و نقصان شان بدرستی\nدانا ند ."}
{"book": "adl0119", "page": 194, "text": "رہنمائی سپہ سالار غازی بزعمای امور مرکزی\n۱۳۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nثانیاً همان فرمانهای اعلیحضرت امان الله خان را که در جواب دیگر\nپیشنهاد روح افزای حریت بخش استقلال خواه نادری تحریر شده است و در ضمیمه\nاین صحیفه زنکو گرافیش موجود است ، بناظرین تقدیم میکنم که در فرمان نمبر ۳۹\nمخصوص و خیلی مهم دستخطی اعلیحضرت امان الله خان تاریخی لیل پنجشنبه ۱۳\nرمضان المبارک سنه ۱۳۳۷ ق از خلص مطالب مکتوب این سپہ سالار غاز\nو اجمال مفکوره وطنفواهی و نظریه ملت دوستی و جذبات عسکری و روح\nاستقلالخواهی نادری تذکر داده است، مواد هفتگانه ما بعد از سطر پنجم صحیفه\nسوم این فرمان تماماً مصدق این مدعا است که استقلال و حریت افغانستان\nتماماً از لطف خدا و جوشش و خروش عامه ملت، و باز در عالم اسباب\nفقط و فقط از حسن اقدامات و شجاعت و دلیری و تدبیر محمد نادر خان غازی\nبکف می آید ! و بدون از حزم و عزم بالجزم و تدابیر صائب و رأی ثاقب\nنادری ممکن نیست که انگیلنر بقدر یکموی از ان شرائط شرم آمیز و فقرات\nخجالت خیز که تحمیل آنرا نظر به نادانی و نا عاقبت اندیشی و جہالت زعما\nامور مرکزی حتماً خواستار بود تنزیل خواهد کرد ."}
{"book": "adl0119", "page": 195, "text": "ضمیمۀ نمبر (۱۰) صحیفۀ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصحیفۀ ( ۱ ) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان\n\n١٤٦ ع\n\nلیلیجاه عترت و عزیز عثمان پرور محمد نادرخان سپه سالار سواره نظام نظر اباد\nدر باب عریضه که جهت پویسه غندی قندهار با ارقام امور نموده و چالان پست که نقصان سو بر قرار داد است تقدیم\nداره یک قطعه جواب عریضه مذکوز در طرف پایین ایند تبانه تحریر شده انقد و ر سید مذکوره و چاپار خانه که جهت\nارقام امور سنگیجه بمهر شما در غار با صدارت بخشی تمام گسته گی سر فابریکه شخه کانه در مرقومه پایین عریضه سنگیه\nدر هر موضعه که پشه از مقامر فونقز بغدث ذت یافت میرداری کنند - و این نسخه سو در با نظم مصالحه در داده\nبا حضرت پاچا وه جلالتسو از عبارت زیر کرده با نظر فرقه آمد که سکنه خیبر بابران سرپاس نوده دار\nیگاه در طرف شاه محمود خان خبر درست میدهد و قوم نقاخی الوسور پیوور از سایر نود پلیس بقدر افکار ساره\nچهاردهیم مانع کرده بریقبه دایی بیاورد – دوم لیلیجاه عترت عزیز شاه ولیخان خبر فرپوی نورستان سوبحفرت\nاز درمان نورستان محطبه میکنند مگر جهت دوسلبیه با بهان طریقه سوار باندازه ده از قوه خبر در باج\nو در اینجا همه رسالت تونسوز دوست میدهند دکان دپیوه سور دراگاه در شده باش قومی تو اور ده کان فرساح\nجلالسو تاکید کند از عملدار همان مدعا دو بار سو کند دوم در باب برق ولتقیه افغانستان هر گاه جاعات\nدر نورستان باشند جهت در منطقه گذشته به نفوج بتقویم دارای قورت در کابل شه ریفو در باز برسیم\n\nدر این فرمان به ۱۳ جمله تاکید به عقب نشینی ده میل دور تر از سرحد کرده شده ملاحظه شود: سطر ٦ و ٧\nو ٩ و ١٠ و ١١ صفحۀ اول و سطر ٤ و ٧ و ٩ و ١٠ و ١٢ صفحۀ ٢ و سطر ٨ و ١١ صفحۀ ٤ این فرمان"}
{"book": "adl0119", "page": 196, "text": "ضمیمهٔ نبر (١١) صحیفهٔ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصحیفهٔ ( ٢ ) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان\n\nو اگر برق بوجودی نو الاکته نمیشدند – نیم هشتاد و دو انشور باسی شکسته است اگر شر کٹ باشد\nبقدر محله یکی از تولها بدارد – چهارم پیوسته شبه است روز ناعلام امیر تپید اگر بکار است\nجایکه ترک اشد و پرسان کرده اند استندارند در اینصورت تعویجه نمیداست – نیم غروز سوطرسوه\nکه از مقام شوری آنجانب بروید برای جواب بفر ماییه از انبانیا میگویند و بکه در طرف سوتالی\nگذاشته اند و تهیه آن شده تهیه ناصره کمله سوه تمام تو ابراهیم برف دست خوانشان شد جنوب\nو آمد گذشت مستم خبر است در جنگ خد باید هر صورت لوسو اماده جنگی باشند پنه – ششم هرگاه اشرات\nبضد خربش انها بگذرد با هرفرج لوسوم پیش نو امیل اوطریقیشان در مقبره انداخته دقسوط دیده بدان که تسلیم\nباید معلوم نماید بصورت ندیدن خربش انها نتواند حال صلح اشنگران معلوم دلی بنابر این فرما یا بی\nمعلوم نمایند و چدانشهر فوج کو سو دیار بر اس بیا و کنز یک مست یک روی دوز افترا تو نام خرسند\nبا ده میسر نوکر اسود و اگر در پشاور میر غونتر جان بدهید نبارد دستور کنند – شم اگر انها خرسنا\nو نو ر جاب مستقربند و یا مدر و علام رعایا و طونفو بایت کو سونت خانه خود در چند ینجای خوارنو اکشه\nوانه بدبر یا حکم رشوه و جاکے منظور داست بقدر اینکه از عقابه و ریشها در بردیم و چیاکشته از طوفان\nچا باید از وز وز طوفانزا محمد شمریشقد و ز باشند تا نقره بلغ لاریش دالما رو چیک اماده شام دعایداست\nخوسواع امید حه باید به هرحالت در پها ر تھے کو باره اماده بود بد روز بر روز تقدیم تو کر"}
{"book": "adl0119", "page": 197, "text": "ضمیمۀ نمبر (۱۲) صحیفۀ ( ١٤٠ و ١٤٢ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصفحۀ (۳) فرمان نمبر ٤٦ دستخطی امیر امان الله خان\n\n[ILL]\n\nای نام در دل ارام در بطن که به بند دهان سال در تباه روح و بقاء جهان شارع ثلث شرع و مقوله شرع حامى مقاصد مقاصد عامه و هموم جامعه هموم [ILL] دلهای [ILL]\nعزیزان و سرپرستان امان الله [ILL] و از دعا و نیازی را که از صمیم قلب بجان [ILL]\n[ILL] شما عرض میکنم بپذیرید من که بفضل خداوند سبحان و مرحمت عامه افغانیان تاج و تخت [ILL]\nپدرانم را بدست اوردم و باختیار شما و در [ILL] شما و برای شما به تخت پادشاهی نشستم ایا میدانید که\nبرای چیست و این بارهای گران را برای چه بدوش کشیدم میخواهم و خدا میداند که میخواهم\nشما را از این قید و اسارتی که بدست دیگران دارید و ازین قید و اسارتی که بدست دیگران دارید و ازین خواری و ذلتی که در ان گرفتار\nهستید برهانم و شما را مردمان ازاد و سرفراز و بادولت و باثروت و با علم و هنر سازم\nبدانید که این خیالات از حد امکان بیرون نیست و بفضل خداوند در اندک زمانی میسر میشود\nاما بشرطی که شما با من موافقت کنید و براهی که من میروم و بشما نشان میدهم بروید و ان راه\nراه دین و راه قران و راه اتفاق و اتحاد و راه علم و معرفت است پس بیائید و از من\nکه خیرخواه شما هستم بشنوید و دست بدست من بدهید و بکمر همت بندید و از همه\nپیشتر برای تحصیل علم و معرفت بکوشید و مکاتب را برپا کنید و اطفال خود را در ان\nمکاتب بفرستید تا علم دین و دنیا را بیاموزند و ازین جهل و نادانی که مایه همه بدبختیها است\nخلاص شوند و بدانید که من درین راه از هیچگونه کمک و معاونت دریغ ندارم و با تمام\nقوا و دارائی خود درین راه همراهی میکنم و از خداوند متعال توفیق خود و شما را\nدرین راه خیر و سعادت مسئلت دارم والسلام [ILL] امان الله [ILL] [ILL] [ILL] [ILL]"}
{"book": "adl0119", "page": 198, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 199, "text": "خواهش متارکه و سلسله جنبائی مصالحه افغان و انگلیز ١٤٠ جلد اول - نادر افغان\n\nخواهش متارکه فوری و مصالحه انگلیز و افغان\n\nناظرین محترم قبل برین در اثنای خواندن سطور اخیر صحیفه دوم فرمان نمبر ٣\nتاریخی ١٣ رمضان ١٣٣٧ در عکس ضمیمه صفحه ١٣٩ این کتاب از انتخاب ایشیک\nآقاسی ملکی جهت عقد شرائط متارکه مطلع شده اند، همان بود که رئیس مذکور با اعضاء\nخویش بنا بر خواهش و تمنای حکومت هند جهت مذاکرات بهندوستان\nاعزام شدند، و در طی مذاکرات از همه اولتر حکومت انگلیز خواهش متارکه را\nنمود، و در اثر آن خواهشمند دوام سلسله مذاکره شد تا بنا بر موافقه طرفین\nیک معاهده را عقد کنند.\nیکی از شرائط متارکه مذکور این بود که باید عساکر و عشائر افغانی تماماً آن مقامات\nو قشله های عسکریه شان را که از انگلیز در جنگ گرفته اند استرداد، و از مقر عسکر\nانگلیزی بفاصله بیست میل دورتر از سرحد داخل خاک خود اقامت گزین شوند.\nمع الاسف حکومت مرکزی افغانستان نا عاقبت اندیشانه و خودسرانه\nبدون تدقیق و مفاهمه با ملت این شرط متارکه را که بر خلاف حسیات عامه\nو جذبات ملیون بود قبول و اعلیحضرت ذریعه فرمانی که در زنگوگراف ضمیمه این صحیفه"}
{"book": "adl0119", "page": 200, "text": "موجود است بحضرت عالی سپهسالار محمد نادر خان غازی، اطلاع اکید کرد\nتا علی الفور نه تنها هرقشله ها و سنگرها و نقاط حاکمه را که از حکومت انگلیز متصرف شدست\nتخلیه بلکه تمام قوای همرکابی شانرا از خاک انگلیز بیرون و بمسافه ده میل دورتر از حد\nبداخل خاک افغانستان اقامه دهند و آنها را از اقدامات مخالفانه برعلیه انگلیز مانع شوند.\nهر چند این وطخواه ملت دوست بالنسبه ناموزونی و بی نزاکتی این\nشرط متارکه دلائل را اقامه کرد و مضار و مفاسد آن مرکز را مکتوباً ورساله دماند\nو بآنها بکمال وضاحت وصراحت خاطر نشان کرد ، در یموقع که کاملاً معنویات\nخصم مقابل باخته شده و در هر میدان بمقابله قوای مجاهدین سپر انداخته ، و\nعلی الیقین بفضل اله العالمین در برابر این قیام خونین و عزم آهنین ملت افغانستان\nمغلوب ومنکوب ، وبهمه شرائط وخواهش های ما حسب مطلوب مجبوراً تمکین میکنند\nچه حاجت است که ما از محاربه منصرف وبمتارکه تن بدهیم ، فرضاً اگر متارکه را\nآنها خواهش دارند پس بر ما چه لازم است که اینطور شرائط ننگین آنها را\nمتقبل شویم !\nاما امیرامان الله خان باینطور عرائض پشخوامانه و مسائل مهمه اهمیتی نداد\nو تکرار امر اجرا و تعمیل آن شرائط را از سپهسالار شجاعت مدار ( که آنها جداً"}
{"book": "adl0119", "page": 201, "text": "ضمیمۀ نمبر (١٤) صحيفۀ (١٤٢) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصفحۀ (١) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان\n\n١٦ / ١\n\nای پادشاه حشمت و عزیز خان کبو یمر افغان سپاه غازی سردار محمد نادر !\nعریضۀ شما مورخۀ ٢٦ ذی الحجه الحرام ١٣٤١ و ٢٠ ماه اسد که در تاریخ یکم ماه سنبله بحضور ام رسید از فجایع و جرایم قهرآمیز\nسوء ادارات بیجای ارباب طمع بیداد شکایت‌ها و ابراز نعرۀ جانسوزها بود که از خواندن آن بی نهایت متأثر و محزون شدم\nاگر چه بموقع سوء تفاهیم مواد پیشتر که عقدۀ آن براه حقیقت واضخ نگردیده بود بر است اشتباھات بد گمان بودم\nتا بود که با عریضۀ صریح اشعاری پیرامون خود من بغایت اگر چاره بی تفاوتی نمیکردیم خرابی میگردید خدا را که باوقات ؟؟\nرأفت بصیر با ثبات شمر تفادیر تقدیر در نظر حقیقت ادعا و افکار حق بیار شما گنجانیده در سوابق خدمات صادقانه\nشما که قراریست زمان است پیش ما و مادر مھران ما اظهر من الشمس بود و در احقاق محق شایان شما نیز دریغ و مضائقه\nنچشم و آن سوء تفاهمی که در بین واقع بود یکسره از روی دلایل تحقیق بدریا متطالبی بر افگنده ایم شکی\nدر اخلاص شمایان در شجره نیست که تا دم مرگ فراموش نمیشود با شما نیز در ادای شکرانه از سوابق و لواحق\nولینعمتان ما عهده بر ا یید از درگاه خداوند تبارک و تعالی خیر و سعادت برای شما از صمیم قلب\nمیطلبم که تا در آینده هم با کمال جدیت در خدمتگزاری ملت غیور و دولت خداداد خویش ساعی و\nکوشا باشید تا جلب رضای ما و رفاهیت عامۀ مسلمانان که مایۀ افتخار ما و شماست گردد درین مورد از پیش هم سفارشات اکید\nبشما دارم و امید که در مساعی جمیله و انجام فرایض وجدانی خود بکمال جد و جهد اقدام کنید و مراتب مساعی خود را هر وقت باطلاع\nما برسانید تا در رفع مشکلات شما تدابیر لازمه در نظر گرفته شود و نیز مراتب خیر اندیشی شما که از روی کمال دلسوزی\nابراز میدارید بموقع اجرا گذاشته خواهد شد و در ضمن خدمات باین دولت چنانچه گذشته کرده اید آینده هم در ادای\n[ILL]"}
{"book": "adl0119", "page": 202, "text": "ضمیمه نمبر (١٥) صحیفه (١٤٢) جلد اول کتاب « نادر افغان »\nصفحه (٢) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان\n\nیک شهر وقتی مشتعل شده و روشنی روزگار [ILL]\nوزیر طوائف با یک قطعه دست [ILL]\nوزیر بادیه نشین و اراده [ILL]\nمطابق اجرا و تحسین است [ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0119", "page": 203, "text": "ضمیمۀ نمبر (١٦) صحیفۀ (١٤٢) جلد اول کتاب «نادر افغان»\nصلوه (٣) فرمان نمبر ٥٥ دستخط امیر امان الله خان\n\nمهربانه برادر من - روزی در شیوا از من بخط همایونی خود نوشته یاد گار گرفته بودید در کابل\nهمراه خود بیاورید که مهر خود من در اینجا بماند در شیوا در آنوقت مهر خود را نبرده بودم باشما\nگفتم تا خط را بمهری از طرف کلکطیبه گان بستم ترسیقه بنام آقا محمد خان والی موکد بکار خود\nبه مهر ملکی خود که در پشاور از برای کاغذ جات شما ساخته حوالی است مهر و امضا می کردیم در اینجا چونکه\n[ILL] از روی محبت امضاء شده میخواهم که خط بمهریه من بماند در وقت فرصت در کاپی جامع یک\nحرف بنویسم برای شما کار دارد یا نه مرا اطلاع بدهید اینکه از مخلصت دوستی بلکه ببرادر خواندگی\nموفق میباشم از دل و جان دعای شما بسیار محترم است از هر جهت خرم میباشم الحمد لله و المنه بملاقات شما\nبسیار مسرور میشوم از شیوا یامان که آمده اید یکبار در عهدۀ من نفرستادید اسباب و سامان\nیک اسپ عربی و یک جوره قالین و یک مجمره – دو قبضه مرده با مرجان و یک قبضه چاقو و یک قبضه\nتلوار و دو قوطی نصوار دانه یک قوطی چای یک بسته بادام یک بسته مغز بادام یک بسته پسته یک خریطه\nشکر و یک بسته قند و یک جوره موزه و یک جوره جراب پشمی یک جوره بوت کرمچ یک جوره کلوش\nیک دانه چپن یک جوره پتلون یک جوره کرتی یک جوره واسکت یک جوره زیر جامه یک جوره\nپیراهن یک دانه دستمال یک دانه کلاه یک دانه لنگی یک دانه چادر یک دانه دستمال گردن\nیک دانه چتر یک دانه عینک یک دانه ساعت جیبی یک دانه قطی نصوار طلا یک دانه قلم طلا\nیک دانه انگشتر طلا یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه\nشال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه\nجراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک\nکشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری\nیک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری\nیک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری\nیک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری\nیک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری\nیک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری\nیک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری\nیک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری\nیک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری\nیک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری\nیک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری\nیک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری\nیک دانه شال کشمیری یک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری\nیک دانه دستکش کشمیری یک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری\nیک دانه کرتی کشمیری یک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری\nیک دانه پیراهن کشمیری یک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری\nیک دانه دستمال کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری\nیک دانه دستمال گردن کشمیری یک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری\nیک دانه قطی نصوار کشمیری یک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال کشمیری\nیک دانه پتو کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه شال گردن کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه لنگی کشمیری یک دانه کلاه کشمیری یک دانه جراب کشمیری یک دانه دستکش کشمیری\nیک دانه پوزار کشمیری یک دانه شال کمر کشمیری یک دانه چپن کشمیری یک دانه کرتی کشمیری\nیک دانه پتلون کشمیری یک دانه واسکت کشمیری یک دانه زیر جامه کشمیری یک دانه پیراهن کشمیری\nیک دانه چادر شب کشمیری یک دانه روی پاک کشمیری یک دانه رومال کشمیری یک دانه دستمال کشمیری\nیک دانه کلاه کشمیری یک دانه لنگی کشمیری یک دانه چادر کشمیری یک دانه دستمال گردن کشمیری\nیک دانه چتر کشمیری یک دانه عینک کشمیری یک دانه ساعت جیبی کشمیری یک دانه قطی نصوار کشمیری\nیک دانه قلم کشمیری یک دانه انگشتر کشمیری یک دانه شال"}
{"book": "adl0119", "page": 204, "text": "< ضمیمه نمبر (۱۷) صحیفه (١٤٢) جلد اول کتاب « نادر افغان » >\n< صفحه (٤) فرمان نمبر ٥٥ دستخطی امیر امان الله خان >\n\nعقیدت پناه حارث افغانی کاسوا از حسن نیت بی باکانه و جرات دلیرانه\nکه برخلاف باغیان لشکر فراسوای کنتر بخوبی نموده که در ان جنگ شما\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0119", "page": 205, "text": "خود پیش متارکه بسلسله جنباني مصالحہ افغان انگلیز ١٤٢ جلد اول - نادر افغان\n\nاز قبول آن انکار داشتند) اصرار میکرد .\nچون اطاعت آمرین مافوق وانقیاد بہدایات مرکزی از مقررات عمدهٔ\nقانون نظامی است ، لذا سپہ سالار صاحب ، ازہمہ اقدامات و پیشرفت خود\nمنصرف شده بعد از تعاطی خبر متارکه بین سپہ سالار وجنرال دایر قوماندان\nعمومی محاذ « توغ » کہ جہتہ دفاع از مزید پیشرفت قوای نادری عوض جنرال\nیوستیس مقرر شده بود ، بنهایت نظم و ترتیب بسر حد افغانستان مراجعت کرد .\nهمان امر مؤکد مرکزیرا یچنان بیکصورت مقبول واصول معقول درمحل اجرا\nوتنفید گذاشت ، که بقدر یک ذره در جوش و خروش عسکری وقوای قومی نقص\nو فتوری واقع نشد ، ونہ عساکر خود را با وجود امر واصرار بار بار مرکز کہ فقط\nدر همین فرمانی که بضمیمہ این صحیفہ موجود است در ۱۳ جملہ تاکید عقب نشینی و مل کر د شدست\nاز خط مدافعہ سرحد دور کرد، بلکه خط مدافعه کوتل سوار را تا زمان معاودت وفد\nافغانی ، از منصوری وعقد متارکہ در دست داشتند ، وپس ازان از شندی علا قہ\nکُرم منصرف شدند ، وشیفتگان جہاد منتهی وفدائیان سعادت مُشرِف\nمِلی که سر دادن و جان کندن را درین راه نیک فخر ابدی و سعادت و افتخار\nدینی و دنیوی خود میدانند ، از گرفتن این امر چندان متأثر شدند :"}
{"book": "adl0119", "page": 206, "text": "فتوحات نادری از نقطه نظر خارجی ١٤٣ جلد اول - نادر افغان\n\nاجمال این فتوحات و شجاعت نادری\nاز نقطه نظر خارجی\nمضامینی را که الی الآن با نسبت بآن اقدامات تاریخی و مظفریت‌های\nنادری نگاشتیم که محاربۀ استقلال از وشان در عالم حربی بقوۀ شمشیر وطنجواهی\nو در جنبۀ سیاسی بنوک قلم ملت پروری شان بمنصۀ شهود پیوسته گویا تلخیص مطبوعات\nوطنی بوده بر علاوۀ آن تمام این تحریرات مستند به اسناد مهمه رسمیه است.\nچون در موضوع جرائد خارجه مخصوصاً مطبوعات دول ملل همجوار ما هم\nمطالب مهمی را نشر کرده اند، که درین محل اقتباس آن باعث مزید دلچسپی\nناظرین را فراهم میآورد، ولی در عین زمان نقل و خلاصه نمودن آنهمه مضامین\nبر علاوۀ اینکه وقت زیاد میخواهد، موجب تطویل کلام و نوشتن تمام آن خارج\nاز مرام است، لذا از ان بین تنها گرفتن چند یادداشتی از ان کتاب \"محاربۀ\n١٩١٩ افغان و انگلیز\" که از طرف ریاست ارکان حربیۀ انگلیزی ترتیب و طبع\nشده است اکتفا، و متعاقباً آن معلومات اساسی و بیطرفانه را که صاحبنصبان\nمعظم ترکی در یک کتابیکه آنهم بهمین نام \"محاربۀ ١٩١٩ افغان و انگلیز\" موسوم و از"}
{"book": "adl0119", "page": 207, "text": "کروکی محاذ‌های عمومی افغان و انگلیس در سمت جنوبی\nافغانستان - در محاربه سنۀ ۱۹۱۹ ع\nاسکیل ۱ انچ = ۱۶ میل\nشمال\n(منقول از نقشۀ منضمه صفحۀ ٢٩٢ کتاب محاربۀ ١٩١٩ ع افغان و انگلیس)\n(مطبوعۀ کابل)\nضمیمۀ صفحۀ ۵۱۴ جلد اول کتاب نادر افغان"}
{"book": "adl0119", "page": 208, "text": "فتوحات نادری از نقطه نظر خارجی\n١٤٤\nجلد اول - نادر افغان\nرا پورهای بسیار صحیح و مطبوعات عصری جمع و ترتیب گردید بمنصه طبع و اشاعت\nگذاشته شده است نقل میکنیم.\n\nاقتباس از راپور رسمی انلگلیزی\nنسبت مجاهدات نادری در محاربه استقلال\n(۱)\n\n[از مطالعه فصل ششم محاربه ۱۹۱۹ع افغان و انگریز معلوم میشود که در محاذ\nسمت جنوبی عده آن قوه منظمه مکمل الاسباب صاحب تعلیم و تربیه نظامی\nانگریز که آنها را مخصوصاً برای مقابله و مدافعه سپه سالار صاحب تهیه کرده\nبودند و در موقع پیشرفت سپه سالار و برادرهای شجاعت مدارش،\nداخل حرب بودند قرار جدول صفحه ١٤٥ است، ولی درینجا ناظرین محترم دقت و\nانصاف کنند که قوه منظم عسکری افغانستان به این پیمانه که نوشته شده است\nنمی باشد و جناب سپه سالار درین معرکه فقط از معاونت قوای ملی و اقوام و عشائر\nسرحدی کار گرفته است.] (مؤلف)\n\n(۱) منقول از فصل ششم کتاب محاربه ۱۹۱۹ع افغان و انگریز مطبوعه ۱۹۲۶ کلکته از سلسله مطبوعات\nمرکزی حکومت هند که در صحیفه ١٤٥ تا ١٦٠ این کتاب مرقوم است."}
{"book": "adl0119", "page": 209, "text": "مجاهدت نادری در نظر مطبوعات انگلیزی ١٤٥ جلد اول- ارمغان\n\nاسم موقع\nقوای محارب انگلیس در مقابل سپهسالار\nقوماندران محاذ\nصفحه کتاب\nقوای محارب افغانسان در محاذ افغان و انگلیزه\n\nپاچه چنار\nملیشیا کرم یک کندک پیاده، یک تولی رساله، دو دسته توپخانه کوهی ، یک کندک رساله، موتر های ماشیندار.\nمیجر داید\n٥٢\nقوای افغانی در محط کروز، علی خیل ومتون یک کندک رساله و چهار وغنه پیاده و چهل و هشت ضرب توپ بود .\n\nتھل\nیک تولی رساله، دو دسته توپخانه کوهی یک تولی انشاآت، چهار کندک پیاده دو دانه توپ ٣ انشا و درزر.\nجنرال یوستیس\n٥٦\n\nدر دولی\nیک تولی رساله، یکدسته توپخانه، یک تولی انشاآت، یک کندک ڈوگره، یک کندک پیاده\n٥٣\n\nبا نکھو و سدان\nیک کندک پیاده.\n٥٤\n\nکوهات\nیک قطعه رساله کمتر از دو تولی یک توپخانه کوهی، سه کندک پیاده.\n\"\n\nمیرام شاه\nملیشیای وزیرستان شمالی.\n\"\n\nتھل پیشاور و کوهاٹ\nیک کندک پیاده.\n\"\n\nتھل\nموترهای زره پوش ، کندک رساله کمتر از دو تولی یکدسته توپ های هاودزر دو کندک پیاده\n\""}
{"book": "adl0119", "page": 210, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی\n١٤٦\nجلد اول - نادر افغان\n\n[درین راپور رسمی که از صفحهٔ ٥٢ آغاز شده در ضمن کشفیات\nو اطلاعات استخباری مرقوم است که :-]\n\n«بتاریخ ٦ می علائم مصروفیت دشمن (یعنی مجاهدین همرکاب سپهسالار)\nبر محاذ مرکزی یعنی بر کوتل پیوار اظهار و مشغولیت شان در کندن سنگر و ساختن استحکام\nدوام، و مساعیات نماینده های حکومت در القا جوش و خروش و تحریک قوم ارکزائی،\nوزیری، مسعودی جریان داشت، ولی چندان کسب موفقیت کرده نتوانستند، آواره\nآمد آمد و حرکت نادرخان سپه سالار سابق افغانستان الآن کماکان (زماتون بغرض\nغلبه بردن بر محاذ ٹوچی و کرم دوام دارد، هرچند اوّلاً ما (یعنی عسکر انگریزی) تصمیم کرده\nبودیم که از طرف جنوب و مغرب، خوست را زیر فشار تعرض خویش بگیریم، اما قوماندان\nنظامی ما از فقدان عساکر مکفیه و نبودن لوازم نقلیه ازین مفکورهٔ خویش منصرف و مجبوراً\nوضعیت دفاعیه را برای عسکری خود مستحسن دید، کنون انتظار میکشیم که نادرخان با\n١٤ غند پیاده و ٤٨ ضرب توپ (١) بکدام نقطه و محاذ ما حمله آور میشود.»\n\n«مسائل درمیانی کرم و ٹوچی هم سخت اختلاف داشت، چنانچه ما بغرض دفاع\nیک قوم شجاع مگر در تعداد از دشمن کمتر در علاقهٔ کرم آمدیم در موقعیکه ظاهر شدن قوای افغان\n\n(١) ناظرین مطلع اند که با سپهسالار اینقدر قوهٔ نظامی و تجهیزات حربی موجود نیست و درین حمله بهمراه شان فقط ٢ کندک عسکر پیاده\nو ده ضرب توپ، و باقی قوای مجاهدین قریب شش هزار نفر لشکر ملی بوده است."}
{"book": "adl0119", "page": 211, "text": "مجلد اول - نادر افغان\n١٤٧\nمجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی\n\nدر علاقۀ ٹوچی یک علامۀ اغتشاش را در افراد وزیری متردد تولید میکند، و توقع میرود که قوم مسعود در مزید این حرب نیز شرکت کند، و در عین زمان امکان خواهد داشت که عداوت دیرینۀ این دو طائفه مانع اقدامات متحد کارانۀ شان برعلیه ما بشود فرقه مشر پوستس که در کوهات قوماندان بود، بغرض مدافعۀ علاقۀ کوهات ، کرم ، حتی سرحد افغان تا کوتل پیوار و خار لاچی در محاذ کرم تعیین شد) .»\n« قوماندان عمومی این محاذ فرقه مشر پوستیس بالعموم امر گرفتن ترتیبات دفاعیه را در تمام اضلاع کوهات و کرم و کوتل پیوار و خار لاچی و دیگر نقاط مجاور سرحد افغانی داد و هم مقرر داشت که در موقع حمله آوری افغانها بر وادی ٹوچی، تمام پهره های متصل دریا و بالای میرام شاه باید تخلیه و قشون حضری آنجا بعلاقۀ سفلای ٹوچی مراجعت کنند »\n« منطقۀ مخاطرۀ اولین پاره چنار ، سنجیده شده بود ؛ چنانکه در فصل سوم مذکور است یک غند پیاده و یک غند رساله و یکدسته توپخانه جبل جهة تقویۀ قوای دائمی ملیشیای کرم در پاره چنار فرستاده شد و این قوۀ الظهر در ٧ می بآنجا واصل و از آمدن این قوه برای آن محل تسکین کلی حاصل شد، برعلاوه عساکر محلی که در کوهات موجود بود ، به دو غند پیاده وسوار و دو کندک پنجابی و گڑھ وال و یکدسته ماشیندار دیگر هم تقویه گردیدند که متعاقباً ازین قوا غند پیاده و دسته ماشیندار تکرار به پاره چنار ارسال شد . که به"}
{"book": "adl0119", "page": 212, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ١٤٨ جلد اول - نادر افغان\n\n۱۲ و ١٥ می رسیدند، برعلاوه آن سه صد نفر از افراد عسکری قدیمی ملیشیای کرم جهة پہره داری نقاط لازمه پاره چنار تازه استخدام شد، تا که موجب استراحت تمام ملیشیا بشود »\n« میجر ڈاڈ قوماندان ملیشیای کرم یک پہرہ ٦٠ نفر را به قیادت نایب کپتان (فیرویل) جهتہ نگاہبانی کوتل پیوار، طرف خندخیل و ٤٥ نفر را برای تأمین جاده دریای کرم، پشین غاخ الی خارلاپچی سوق نمود »\n« در ١٤ می اطلاع واصل شد که نادر خان به علی خیل رسیده که بفاصله ۸ میل بجانب غربی کوتل پیوار واقع است، و در نظر دارد که از آنسمت حمله آور شود، لذا میجر ڈاڈ با ٤٥٠ عسکر پیاده و ٥٠ نفر سوار و دو توپ از ملیشیای کرم پیش رفته متصل قریه پیوار اقامه نمود، چون این خبر افواهی بود، اخیراً غلط ثابت شد»\n«بنابرین به ١٦ می توپهای فوق الذکر در پاره چنار پس فرستاده شد، قوای معینه آن محل به استمداد مردم توری از تعرض دشمن در دهات پیوار بخوبی جلوگیری نمودند، از تهانه لکڑتیکه که بمسافه ١٦ میل جانب جنوب غربی پاره چنار واقع است اطلاع آمد که افغانها آنموضع را بمخاطره انداخته اند، لذا در همین روز ١٦ می تحت کمان افسری کپتان چمپن مین یکدسته نظام دو صد نفر پیاده و ٦٠ نفر سوار ملیشیا کرم"}
{"book": "adl0119", "page": 213, "text": "مجاهدات نادری در دفتر مطبوعات تلنگیسری 149 جلد اول - نادر افغان\n\nاعزام شدند، تنها نفری ملیشیای کرم بدیدن دشمن موفق (ولی بدون رساندن\nکدام خسارهٔ جانی) ۶۰ راس مال مواشی آنها را بتصرف آورده توانستند،\nحقیقتاً نظام باقاعده افغان و افراد قومی آنها را بدرستی تقویه کرده بودند و گاه گاه\nفیرهای توپ و تفنگ بر تیری متکل جاری بود، تا هم در اثنای سه هفته هیچیک قضیه\nمهمه حادث نشد ......... »\n«بتاریخ ۲۲ می تقسیمات نظامی ما و از افغانان که (اقوام) را در خوف انداخته بود\nقرار آتی است» (۱)\n«به ۲۳ می نادر خان از (ماتون) حرکت کرده جانب پائین دریای کیتو\nپیشرفت نمود، از سمت حرکت مشارالیه ممکن نیست که پیشگوئی کرده شود، بی\nاین حرکت او موجب جوش و هیجان وزیریهای علاقه ٹوچی شد»\n«در ٢٤ می یکدسته نظامی از دردونی به محمد خیل که بفاصله ۱۴ میل\nواقع است جهتہ تقویه و اطمنان پہره ہای ملیشیای آنسمت و تهدید اہالی آن نواحی\nکه به ما سخت اذیت میدادند فرستاده شد، در عصر همین روز محقق شد که نادر خان\nطرف پایان سپین وام از نقطه که راه تهل و ایدک آمده بخط در یا یکدیگر را تقاطع میکند\n\n(۱) صورت این تقسیمات قبلاً در صفحه (145) تحریر شده است."}
{"book": "adl0119", "page": 214, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی ۱۵۰ جلد اول - نادر افغان\nو در اینجا یک پہرۀ ملیشیائی با هم واقع است حرکت خواهد کرد اینجتۀ فیصله شد که\nقوۀ ہای سپین وام شیوه که بر دریای کرم هشت میل جانب شمال شرق سپین وام\nواقعست به ایدک فرستاده شود، جهته تسهیلات رجعت این قطعات (ایل وڈ)\nکرنیل دو کندک پیاده را در کھجوری مجموع نمود، و علی الصباح ٢٥ می مقابل دشت\nشیرت الله پیشرفت را آغاز نهاد نخستین عساکر حضری شیوه به سپین وام\nپس پاشدند، پس هر دو قوۀ متحدۀ الی ایدک ۲۱ میل پیش رفته (۱) در حالیکه\nآنها از سپین وام مرخص شدند، قشون منظم افغان قلعۀ مذکور را متصرف شدند\nمجرد وصول و عبور نادرخان از خاک مایگ جم غفیری از وزیریها با اردو ی شان\nملحق شده، این وزیریها علی الفور به تعقیب آن قوام ملیشا که ایل وڈ کرنیل جهته\nحمایت و مراجعت آنها آمده بود پرداختند، چنانچه یک صاحبمنصب ہندی\nو ۱۵ نفر عسکر یها را با خود اسیر برده، دیگر موفق نشدند که ضرر و خساره بما عاید کنند\nدر عصر ٢٥ می جمعیت مذکور به ایدک رسید، در عین تخلیه شدن پہره های فوق الذکر\nبقوماندان دسته نظامی محمد خیل نیز امر رسید که عساکر حضری سپین ضیوه،\nداتا خیل و توت کی را جانب حصۀ علیای توچی بعقب کشیده بعداً به در دونی\n(۱) یعنی بعقب نشستند."}
{"book": "adl0119", "page": 215, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انګلیزی ۱۵۱ جلد اول ـ نادر افغان\n\nمراجعت کنند این پیره های مذکور بکمال موفقیت تهانه را تخلیه نمودند، تنها\nذخائر و مالزمهٔ خود ها را چون نقل داده نمیتوانستند، آتش زدند، قلعه بیک ملِک\nبا اثر و صاحب رسوخ قوم دور (که یک قبیله مختصر در وادی توچی سکونت دارد)\nسپرده شد، این شخص جهت نگهداشت قلعه اندهشت یا برین رضامند نبود، بنابرین\nحصن مذکور از دست اهالی آنجا چور و تاراج، علاوه سوختانده شد (دستهٔ نظام\nو ملیشیای حضری قریب نیمه شب به میرام شاه و در دونی مراجعت کردند) در اثنای\nهمین عقب نشینی و پسپائی تقریباً یکصد و پنجاه نفر ملیشیا رو گردانیده ملحق بقوهٔ افغانان\nشدند، اکنون متیقن گردید که نه تنها وزیریهای توچی با ما مخالفت دارند بلکه وزیریهای\nشمالی نیز متکلاً برعلیه ما مخالفت دارند، لهذا مناسب دانسته شد که یک قطعهٔ\n۲۰۰ نفری از عسکر ڈوگره برای اصلاح افکار مشوش اهالی و تهدید مخالفین در قلعهٔ\nمیرام شاه اقامه داده شد»\n«در ۲۶ می آن افراد ملیشیا که از قوم وزیری بودند علناً از ما بغاوت و به\nسرکردگی پت خان صوبه دار، و ترین خان جمعدار از زیر دیوار (چهاونی) نقب کنده\nبا دگر اقوام مسلح شان که برخلاف ما داخل جنگ بودند ملحق شدند»\n«پیره های ملیشیائی، چونکه از بکیر تخلیه میشد لذا در علاقهٔ وزیرستان جنوبی"}
{"book": "adl0119", "page": 216, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 217, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی ۱۵۲ جلد اول - نادر افغان\nنیز احوال ما از بد بدتر شده میرفت، زیرا که شاه ولیخان برادر نادر خان از ارگون\nبرای حمله آوری و انما داخل اقدامات بود فیصله شد که باید ما بهره های دانا وگول را\nقبل از وقوع حادثه ٹوچی تخلیه نمائیم»\n«به ۲۶ می بعد از اینکه اقوام وزیری و افریدی آن مواضع مملوکه ما را گرفتند\nبمقابله و مجادله کردن با آن عساکر و منصبداران که تاکنون همراه ما شب و با صداقت\nمرعی داشته بودند بعطف توجه نمودند، میجر رسل با افراد متباقی بعد از قطع کردن\n۶۰ میل راه در حالیکه با افراد باغی و اقوام وزیر و غیره اثمائی جنگ نموده ، بطرف\nقلعہ سنڈے مین راه خود را گرفت، در اثنای این پسپائی از عسکر خود پنج نفر افسر\nمقتول و دو نفر زخمی گذاشت ........ »\n« عساکر حضری ملیشیا به شکل از سپین وام پس شدند ، که نادر خان با سه هزار\nپیاده و دو توپ اود زر ۱۰ انچه کروپ ، و ۷ توپ ۷ پله انچه کروپ با تعداد\nزیاد قومی در مقابل تهانه مذکور نمودار شد ، در انجا مشارالیه از تهل ، و بنو،\nو ایدک ، و ٹوچی بفاصله بیست میل دور بود ، پیشرفت مشارالیه ازین را\nابدا متوقع نبود زیرا از اطلاعات سابقه متیقن شده بودیم که جاده مذکور برای\nسوقیات چنین قوای بزرگ ناقابل مرور است الی الآن از سمت حرکت"}
{"book": "adl0119", "page": 218, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ۱۵۳ جلد اول - نادر افغان\n\nونقطه مطلوبه مشارالیه بصورت صحیح معلوماتی در دست نیست (۱) »\n« از بنویکدسته نظام که مرکب از دو تولی جاٹ و یک تولی رساله و یکدسته\nتوپخانه جبل و یکدسته هوتز رطرف گٹھی کرم که چارمیل مفاصله از بنو دارد\nبرای محافظه تنگی دریای کرم حرکت نمود، جنرال یوسٹیس نیز در ۲۵ می با یک کندک\nسکهه ویک کندک گڑھوال و یکدسته توپخانه آنرا تقویه کرد، به ۲۶ می\nیک تولی انشاآت برای تقویه قوای ٹہل نیز واصل شد »\nقوه حضری در ٹہل قرار آتی است :-\n« رساله یک تولی »\n« توپخانه دو دسته »\n« انشاآت یک تولی »\n« گڑھوال یک کندک »\n« پیاده یک کندک »\n« سکهه یک کندک »\n(۱) یعنی پیشگوئی کرده نمیشود که این سوقیات سپه سالار به سپین دام که یک نقطه مهمه و بقلب همه محاذ های\nبزرگ عساکر انگلیزی میباشد و از تصرف این محل نظامی ( بنو ) ، ( ٹہل ) ، ( پاره چنار ) و دیگر قشله\nهای انگریز از هم منفصل و زیر تهدید گرفته میشود ، چه نتیجه خواهد داد ، و سپه سالار به کدام\nمنطقه فوجی مایلغار خواهد نمود ."}
{"book": "adl0119", "page": 219, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی\n١٥٤\nجلد اول - نادر افغان\n\n\"گورکه یک کندک\"\n\"توپ ہوتزر ۳ انچه دو ضرب\"\n\"قوماندانی قوای فوق الذکر را خود یوستیس فرقه مشر گرفته جهتۀ دفاع افغانها\nمصروف اقدامات شد و خطوط داخلی و خارجی محاذ را قرار آتی تقسیم کرد.......»\n\"خطوط محاذ خارجی:-\"\n\"از شیله سنگ روبا تا کوہ کوہات، کندک گڑھوال\"\n\"و از کوہ کوہات تا پگٹ ہل، کندک سکهه.\"\n\"از پگٹ ہل تا شیله سنگ روبا وقلعۀ کنگره یک کندک پیاده کمتر از یک تولی .\"\n\"خطوط داخلی محاذ :-\"\n\"قلعه و استیشن و عمارات مامورین ملکی یک کندک گورکه کمتر از دو تولی\"\n\"برای ذخیرۂ عمومی:-\"\n\"متصل عمارت مامورین ملکی بسنگر ہا ئیکه بشکل قطر در عصر لارڈ رابرت به سال ۱۸۷۹ حفر\nکرده شده بود دو تولی پیادۂ گورکه و یک تولی پیاده\"\n\"تا ٢۶ می کار استحکام و سرشتۀ دفاع جریان داشت\"\n\"در ٢٧ می عساکر افغانی بساعت ٩ بصورت نا گہانی آشکار و محاصرۀ تهل را آغاز نمودند\""}
{"book": "adl0119", "page": 220, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگلیتری ١٥٥ جلد اول - نادر افغان\n\nقلعه تهل در یک دشتی مرتفع که یک میل وسعت دارد بین سنگ روبا و شیله\nاشکالی واقع، واز دریای کرم که یک میل دور تر جانب غربی قلعه جریان ارد بارتفاع\nصدمت بلند است، و قریه بزرگ تهل بفاصله نیم میل طرف غرب آن موجود میباشد\nکه دران ۳۷۲ خانه آباد، و افغانهای بنگش در آن بود و باش دارند، بطرف\nشمال غربی سنگ روبا یک قلعه ”خدی مخ“ به ارتفاع دوهزار وشه\nواقع میباشد، میدان سرسبز طرف مشرق بین کرم و وادی میران زائی قریب\n۲۰ میل متدرجاً بلند شده میرود ، طرف جنوب شیله اشکالی وسمت شرقی\nو مغربی را سلسله کوه ها احاطه کرده است و این سلسله جبال مرتفع سر کشیده\nحیرت انگیز بشکل قله های کافر کوٹ بالتدریج بطرف قلعه سر نشیبی دارد،\n«بجانب غربی کرم یک کوه خشک و خالی بنام خفیا نگه معروف و .. فت\nاز دریا بلند واقع ، وزمین این منطقه منظره هموار و وسعت ه میل را حائز است،\nسر حدی محنت طرف شمال (خدی مخ) رفته طرف جنوب و جنوب مغرب یک\nخط را الی نیم میل دور تر از قریه تهل به پهلوی دریای کرم بجانب مغرب تشکیل و\nحدود وزیر یرانشان میدهد»\n«آب برای معسکر تهل و ستیشن آن ذریعه فابریک آب کشی از شیله سنگ دوبا"}
{"book": "adl0119", "page": 221, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات\n١٥٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه بمسافه سه صد گز بشمال شرقی قلعه تهل واقع میباشد رسانیده میشود، اردوگاه مرکزی\nافغانها در موضع یوسف خیل بر کنار دریای کرم سه میل دورتر بجانب شمال غربی\nتهل تشکیل یافت و دسته توپخانه خودها را بر خفیا نگه در سنگلاخ سیاه که یک\nکوه بچه یوسف خیل است تعبیه نموده داخل عملیات شدند، از فاصله (٣٥٠٠ لی\n٥٥٠٠) گز قلعه تهل را زیر آتش اتواپ خود گرفتند، و بعمارات فصیل و قشله\nنظامی خساره های بی اندازه را عائد کردند، که درین ضمن بسیاری از بمبهای شرائفل\nبر بارکها که بطور خسته خانه استعمال میشد ترکید»\n«چون آمدن و رفتن و داخل و خارج شدن از قلعه حتی حرکت کردن\nباندرون قشله بواسطه بمباردمان شدید افغانها مشکل و متعسر شده بود\nسنگرهای رفت و آمد بدرون قلعه ساخته شد، تا در تعداد تلفات\nآن (افراد محصور قواسی محارب انگلیس تقلیل، و موقتاً از بمبارد\nافغانها) نجات یابند.\nقوه پیاده افغانها بر قریه تهل قابض شد، و افراد قومی از کرم گذشته\nکوهای را متصرف شدند که رخ شان بسمت ده محمد زائی بود، و تپه های\nکوچک (خدی مخ) و مقامات مرتفع کوهای را که بجنوب قلعه"}
{"book": "adl0119", "page": 222, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی\n۱۵۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nبارتفاع (٣٥٠٠) سه هزار و پنصد گز واقع است تصرف کردند . »\n\n« به ٢٨ می آتش توپهای بود در صحیح و شدید شده رفت ، و مخزن تیل پترول\nو گدام کاه سفید و آذوقه که در بیرون قلعه ذخیره شده بود ، و استیشن ریل ( از اثر\nگلوله باری اتواپ افغانی ) در آن واحد آتش گرفت. و استیشن تلگرام بیسیم از تفتر\nگله های توپ خراب شد ، محض درین محاربه توپهای ما بالنسبه اتواپ افغانی پست\nو از صفت دور رسی عاری بود ، در اثر اجرای مساعیات زیاد و ببار دومان طیاره\nمخصوصاً بر منطقه که توپخانه افغانی آنرا بخود سنگر گرفته بود ، آتش توپ افغانها\nبرای اندک فرصت خاموش کرده توانستیم ، اما این نجات یا خاموشی توپ های\nافغان وقتی بود ، قشون با قاعده افغانها از قریه تهل برآمده مترددانه تهیه حمله بردن\nشانزابر قلعه نظامی ما گرفتند ، اما بذریعه فیرهای متحدانه و متوالیه توپ ، تفنگ ،\nماشیندار ، بعقب نشستن مجبور شده تکرار حمله خود ها را تجدید نکردند »\n\n« در شب ٢٨ و ٢٩ می قوۀ ملیشیا سرحدی تهانهای طرف راست شیله سنگ روبا\nرا تخلیه کرده جانب هنگور پسپا شدند ، از تصرف کردن دشمن این موضع را چشمه که\nاز انجا به تهل آب رسانیده میشد در مخاطره افتاد »"}
{"book": "adl0119", "page": 223, "text": "مجاہدات نادری در نظر مطبوعات انگریزی\n۱۵۸\nجلد اول - نادر افغان\n\n«در ۲۹ می قشون حضری قلعه بکندن چقوریها باندرون قلعه مشاغلت داشته\nآبهای آنرا در تنکه های موم جامه برای خود ذخیره میکردند، و سبب سوختن آذوقه حیوان\nو انسان برای هر دو صنف مناصفه جیره داده شد »\n« در شب ۲۹ و ۳۰ می ، بر پکت پل حمله آوردند ، چون پوره طرف جنوب\nقلعه تهل را قوه پیاده و دسته توپخانه ما اشغال کرده بود، دشمن را زیر آتش گرفته\nبیک توپ چول مهتابی می انداخت و بدیگر شراسپل را استعمال میکرد ، ازین\nآتش توپ تفنگ ، ماشیندار و استعمال بمبهای دستی، دشمن پس پاشد، درین\nمجادله ایس ، سی، سکات لفنثانت و پنچنفر دیگر مجروح شد »\n« به ۳۰ می طیاره ها به منازل دیگری تعیین شد ، اما توپخانه افغانی بشدت\nنهائی تمام این روز را هم متوالی در آتش باری گذرانید، درین اثنا توپهای هوتزر\nافغانی از طرف جنوب تهل در مقابل دشت برده از یک موضع حاکی که ارتفاع آن\n۲۹۳۱ گز بود، آتش باری شدید را شروع و فصیل قلعه و جای اقامه اتواپ هارا\nبخساره های زیاد معروض نمودند .............»\n« فی الحال این اقدامات و حمله نادرخان و محاصره شدن تهل تهیه پیشرفت ما را\nبطرف جلال آباد معطل نمود ، و برما لازم شد تا مجاهدات آخری خود را در تخلیص تهل"}
{"book": "adl0119", "page": 224, "text": "مباهات نادری در نظر مطبوعات انگریزی\n١٥٩\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز چنگ نادر خان فوری بندوا کنیم، تا مبادا اقوام اورکزائی و زیری سخت، که تا اکنون\nطرفداری و معاونت افغانها را عملاً نکرده اند، در صفوف دشمن داخل، و بر علیه ما\nکار روائی کنند »\n« (در صفحه ٥٩ مرقوم است که) علی الصباح ٢ جون ژنرال ڈایر اداره امور نظامی\nتهل را بدست خود گرفته و یوستیس فرقه مشرکوهات از محاذ تهل (بطرف هند)\nمراجعت نمود....... در همین روز جنرال ڈایر، از نادر خان یک مکتوبی را گرفت\nکه در ان مرقوم بود، که [بامر اعلیحضرت، جنگ ملتوی شد]»\n«(در صفحه ٦٨ مرقوم است که) بمورخه ٧ جون در حالیکه جنگ ترقی داشت ،\nجنرال بیین قوماندان فرقه کوهات وارد پاره چنار گردیده بعنوان شاہ محمود خان\nبرادر كوچک محمد نادر خان كه در ١٩١٩ بنام سرسراوس شهرت داشت، مکتوبی نگاشت\nکه [چون معاهده متارکه امضا شده است باید عساکر افغانی را واپس بخواهید]»\n« (در صفحه ٦٢ ، ٦٣ مرقوم شده که) این تعرض و پیشقدمی نادر خان یک کار\nاستادانه و ضرب ماهرانه بود ، این حرکت و سوقیات او براه نا خراب دشوارگذار\nو حرکت دادن یکقوه زیادیرا با توپهائیکه بر فیلها بارکرده شده بود، بر شخصیت و اقتدار مشارالیه\nمی فزاید، چنانچه در خاتمه این جنگ بمنصب جلیله سپه سالاری و وزارت جنگ هم نائل »"}
{"book": "adl0119", "page": 225, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n١٦٠\nجلد اول - نادر افغان\n\nاقتباس از مطبوعات ترکی\nنسبت بمجاهدات نادری\nدر محاربه استقلال\n(۱)\nراه کرم، کوهات، کابل،\n\n«در ١٥ می راپوری که به باش قوماندان اردوی هندوستان جنرال (مور)\nرسیده بود، از قوتی که افغانها در خوست جمع کرده بودند دو (کندک) طابور پیاده آن\nاز حدود گذشته به (کوتل پیوار) آمدن شانرا، دیگر سه (کندک) پیاده بهمراه\nیکمقدار توپچی به (علی خیل) نام موقعی که به جبهه حدود افغانی واقع است بودن شانرا\nمیفهماند، بناءً علیه (۲) به کوتل پیوار یکدسته از ملیشیا کرم (یکقطعه ٥٠٠ لی\n٨٠٠ نفری و بقدر (۲ طابور) دو کندک پیاده، یک بلوک سواری و چهار تو جبل\nفرستاده شد و همچنان از فرقه که در قصبه کوهات بوده و در احتیاط عموم نگاهدا شده بود\n(۱) منقول از صفحه ۱۳ الی ۱۸ کتاب (افغان و انگلیز حربی \"۱۹۱۹ عیسوی\" که از طرف دائره تعلیم و تربیه ریاست ارکان\nحربیه عمومیه تورکیا در ۱۳۴۱ هـ ق ترتیب و در مطبعه عسکری در سعادت طبع شد. حاشیه صفحه (١٣٤) این کتاب،\n(۲) از طرف انگلیزها ."}
{"book": "adl0119", "page": 226, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n۱۹۱\nجلد اول - نادرخان\n\nچهار کندک عسکر نیز سوق کرده شد، زمانیکه این قطعات به کومات موصلت نمودند\nدر اثنا ئیکه پیشرفت افغانها را خبر گرفتند در حال به (تهل) و (پاره چنار) فرستاده شدند\n«در را پور وصله ۲۴ می آرزوی حرکت جنرال (نادرخان) را به جهت\nتوچی و کرم ، و بدون ازین تعرض یک قطعه عسکریه افغانیه را به تهانه سپین ام\nنام یک قلعه خردیکه در جوار حدود کائن است نشان میداد (مندرج بود) بنابر علیه\nیک کندک پیاده و دو طوپ از کومات بواسطه شمند و فر به (تهل) سوق کرده شد\nبهمراه موصلت این قطعه عسکریه یک قوهٔ که عبارت از چهار کندک پیاده یک تولی\nسواری، چهار طوپ جبل ، یک تولی استحکام مرکب باشد در تل جمع کرده شد،\nدر ماه می در پاره چنار دو کندک پیاده ، یک تولی سواری ، چهار طوپ موجود بود»\n«در ۲۷ می عساکر افغانی باتفاق قبائل سرحدیه یکجا در جوار (تل) دیده شدند\n«خود قصبه و جوار تپه های جنوب غربی این قصبه را اشغال نمود، انگلیسها در\nقلعه تل که بجهة شرق شهر کائن است میبودند، افغانها بضرب بمباردمان شدید\nتوپچی خود قلعه تل را بلرزه درآوردند. انگلیسها، این بمباردمان افغان را بواسطه\nدو طوپ ابوس آلمانی ۳۸ انچه مینویسند در نتیجه این بمباردمان مدهش انگلیسها\nبیرق تسلیم را بالاکشیدند، لیکن افسوس ازینکه افغانها این تکلیف را قبول نکرده عساکر انگلیس"}
{"book": "adl0119", "page": 227, "text": "جلد اول - نادر افغان\n١٦٢\nمجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n\nقلعه را ترک نموده، از قلعه برامده رفتند.»\n«جنرال (برره ت) پس از خبردار شدن این عاقبت فجیعه تل بذریعه شیمند فر از پشاور بکوهات یک کندک پیاده و یک بطریه توپچی صحرا سوق نمود، و همچنین از دو فرقه که بمحافظه تنگی خیبر مامور بود بسوق یک قوه امدادیه نیز امر کرد حقیقتا وضعیت خیلی زیاده کسب اهمیت و نزاکت را دارا شده بود.»\n«جنرال نادر خان اگر به رفتار و پیشرفت خود دوام کرده میتوانست پس از گرفتن عقب تنگی خیبر به پیشروی پشاور خود را رسانده میتوانست.»\n«بموجب امر جنرال (برره ت) قوه امدادیه که از فرقه دوم محافظ تنگی خیبر ترتیب و تکمیل یافته بود، همچنانکه در ٢٩ می ٣ کندک پیاده بکوهات سوق کرده شد، از قوه احتیاط عمومی که در لاهور نگاه کرده شده بود نیز ٤ و از (انباله) هم دو کندک پیاده فرستاده شد، این قطعات در ٢٩ می به (کوهات) بمواصلت شروع نمودند.»\n«در ٣٠ می بطرف شرق (تل) اجتماع نمودند، در ٣١ می بتعرض شروع کردند و قصبه تل را در ماه حزیران از نزد افغانها استرداد نمودند، انگلیسها مینویسند که افغانها در اولین محاربه خیلی ضعیف یک مقاومت نشان داده اند، لاکن سبب این نیز رسیدن امر تعطیل مخاصمات این محاربه است، که از طرف امیر حبیب الـ"}
{"book": "adl0119", "page": 228, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٣ جلد اول - نادر افغان\n\nنادر خان رسیده بود، بدین سبب است که افغانها بدون یک مقاومتی عقب\nنشسته اند»\n\n« در ٢ ماه جون انگلیسها افغانها را تعقیب کرده از حدود گذشتند . حین سیدن\nبپاره چنار شش ده افغانهای (سرحدی خود را) پس از سوختاندن تخریب نمودند .\n« درینواقعه انگلیسها برای استرداد تل ١٢ الی ١٤ کندک نظامی استخدام کردند »\n« فرستادن دو کندک پیاده، یکدسته ملیشیا، یک تولی سواری یکصداً\nطوپ جبل به (کوتل پیوار) فوقاً نشان داده شده بود، اخبار نای انگلیسی ازینهایک هیچ\nبحثی نمیراند ، احتمال که اینها نیز بهمراه قطعاتیکه بکوهات سوق کرده شده بود، یکجا\nبرای استرداد تل فرستاده شده بودند .»\n« حرکات جنرال نادر خان خیلی مهم و حاکمانه بود، در حالیکه جنرال نادر خان\nاز تل پیشرفت نمود، از جنوب تنگی خیبر به سپر پشاور رسیده میتوانست، بنابرین\nسبب بمجرد خبر سقوط قصبه و قلعه تل انگلیسها بتمام موجودیت خونباین جبهه بسوق قوه\nمجبور گردیدند .»\n« در روزهائیکه جنرال نادر خان تعرض میکرد در احتیاط عمومی انگلیسها تنها چها\nکندک مانده بود (چون از فرقه احتیاط عمومی یک مرتبه ٦ کندک و دوم دفعه ٤ کندک"}
{"book": "adl0119", "page": 229, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n١٦٤\nجلد اول ـ نادر افغان\nسوق کرده شده بود لهذا از فرقهٔ مذکور تنها ٤ کندک موجود بود ) طیارهٔ زیادی هم در\nدست وجود نداشت . »\n« چون اصلاً قوهٔ موجودهٔ طیاره کم و به تنگی خیبر تخصیص شده بود ، بناءً از انجا\nنیز برای امداد گرفته نمیتوانست ، درینروزها اگر امر متارکه بجنرال نادرخان\nمواصلت نمیکرد جنرال موصوف هم حرکات خود را جرأت کارانه پیش می برد ،\nانگلیسها خیلی بیک وضعیت مهلک دچار میشدند ، چونکه عساکر سمت خیبر سبب\nتجهیزات قبائل از جاهای خود حرکت کرده نمیتوانستند . »\n« در صورتیکه در احتیاط عمومی تنها ٤ کندک باقیمانده بود ، اگر مجردیکه حرکت\nپیشرفت نادر خان مشاهده میشد تماماً قبائل سرحد برعلیه انگلیسها قیام نموده پیش شد\nو بعقب تنگی خیبر عساکر انگلیسی را که دران حوالی موقع گزین بودند از عقب شان احاطه کرد\nمیتوانستند . »\n« جنرال نادرخان تا به آنزمان به اراضی قبیلهٔ ( اورکزائی ) قدم نگذارده بود ،\nدر حالیکه بآن منطقه میرسید (اورکزائی ها ) نیز به او التحاق کرده تحت قومانده جنرال نادر\nیکقوت بزرگ مهیا شده میتوانست . »\n« از چند بمی که یک طیارهٔ انگلیس در ٢٤ ماه در کابل انداخته بود ، اگر بهم نکرد"}
{"book": "adl0119", "page": 230, "text": "مجاہدات نادری در نظر مطبوعات ترکی ١٦٥ جلد اول - نادر افغان\n\nو بستار که قرار نمیدادند در عین زمان محاربه که در سمت خیبر جریان یافته بود تنها به\nقبائل سرحد یه منحصر نگردیده و محاربه بهمراه اردوئی افغانی دوام داده میشد ،\nجنرال (بره ت) از قوهٔ عسکریه که در تنگی خیبر موجود بود به تل فرستاده نمیتوانست\nو بنا بدین سبب اجراءت جنرال نادر خان یک شکل آسانتر ا در برگرفته میتوانست . ،،\n« علاوه برین اگر حرکات جنرال (نادر خان) وحرکات سردار صالح محمد خان\nمتحدًا در معرض اجراء گذاشته میشد ، باز هم وضعیت انگلیسها خراب و بمقابل اردو\nافغانی از مدافعه و محافظهٔ تنگی خیبر و شهر پشاور عاجز میماندند . »\n« در ٤ ماه می در تنگی خیبر و خاصه در ١٤ می بجبهه تل نیز محاربه شروع نمودن\nشان به اردوئی افغانستان خیلی بقیمت گران تمام شد ، در جون بطرف تل\nنیز بین افغانها و انگلیسها محاربه جریان نیافته قبائل افغان چنانکه در تنگی خیبر مشغول محاربه\nبودند تنها بشخصیت خود و از نقطهٔ نظر اسلامی محض در راه دین مبین اسلام بمحاربه دوام نموده اند»\n« در ایام جولائی تجهیزات قبائل به آن درجه زیاد شده بود که چهار ده کندکیکه\nدر حوالی تل موجود بود انگلیسها به تقویّهٔ دو کندک دیگر مجبور گردیدند ، و تا ایامیکه متارکه\nبعقد صلح منجر نگردیده بود ١٦ کندکیکه در دست داشتند ، به استقامت خوست حرکت\nدادن شانرا تصمیم کردند ، لیکن به ٢٢ جولائی هیئت صلحیّه افغانیرا که به دراولپندی)"}
{"book": "adl0119", "page": 231, "text": "مجاهدات نادری - دفتر مطبوعات ترکی ۱۹۶ جلد اول - نادر افغان\n\nحرکت کرده و در ۸ اگست در (راولپندی) از بین مرخصین و حکومت مصالحه نامه\nامضا کرده شده است . »\n« راه های بنو، دیره اسمعیل خان ، غزنین »\n« تا به ۲۰ ماه می از طرف افغانها بسمت وزیرستان هیچیک حرکتی طهوری نیافت\nخبر حرکت عساکر افغانیه که در انسمت بود بطرف دتوچی ، وانا ، پیشرفت نمودن\nشان ، بسر قوماندان اوردوی انگلیسی رسید . »\n« (وانا) یک موقع مهمی است که در حصه های وسطی وزیرستان در بین نهرهای\n( توچی) و ( گومل ) واقع است . »\n« عساکر دتحت امر قوماندان عسکری منطقه وزیرستان جنرال (اودویت)\nبودند ، از مرکزهای شان با ستقامتهای دیره گومل ، و (وانا) و ( میرام شاه)\nدور نشدن شانرا امر نمودند . »\n« نظر بفکر سر قوماندان اوردوی انگلیسی این قوه مذکوره خیلی کم و یک قسم از عسکر\nهای شان ملیشیا بودند ، لہذا سرقوماندان اوردوی انگلیسی نظر به تجربه و نتیجه تلخی که\nاز خیبر حاصل نموده بود ، بقوماندان منطقه وزیرستان فهمانده بود که بنفری ملیشیا\nاعتماد نکنند ، درین اثنا یک امر جنرال ( برره ت ) بدینمضمون وصل گردید : »"}
{"book": "adl0119", "page": 232, "text": "مجاهدات نادری بنقل از مطبوعات ترکی ۱۹۷ جلد اول - نادر افغان\n\n« اگر افغانها بتعرض شروع نمایند قلعه‌های دٹوچی، وانا، گومل تخلیه\nو صاحبمنصبان انگلیسی بهمراه ملیشیه هائیکه در تحت امر انگلیسها صادق بمانند، خود را\nعقب بکشند.»\n« در ٢٤ می جنرال (اودوهت) امر نمود که از قطعات عسکریه قلعهٔ\n(دردونی) یک قطعهٔ عسکریه به استقامت غرب حرکت نموده و اختلال و فتنهٔ که\nقبائل سرحد بروی کار آورده بودند تسکین نماید، و ازین مسئله جنرال (برره ت)\nرا نیز مطلع نمود، برره ت این خبر را در انروز گرفته و فی الفور بجنرال (اودوه ت)\nامر نمود که امر خود را واپس گرفته و حرکت تاخیر کرده شود .»\n« نظر برسیدن این امر مفرزه که نو حرکت کرده و بقدر پنج کروه پیش رفته بود واپس\nبجاهای شان طلب و اعاده نمود . »\n« این امر (برره ت) مصیب افتاد، چونکه در ان روزها جنرال (نادر خان)\nبه تل نزدیک شده بود اگر مفرزهٔ (اودوه ت) پیش میرفت از سببیکه جنرال\n(نادر خان) در بین خیبر و قطعهٔ مذکور میبود حالت مفرزه که برای تسکین فتنه در بین\nقبائل درآمده بود کسب وخامت میکرد ، نظر به امریکه از طرف برره ت در خصوص\nقلعه‌های ٹوچی، گومل، وانا، صادر گردیده بود بسببیکه حرکت جنرال نادر خان"}
{"book": "adl0119", "page": 233, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n۱۹۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nملحوظ بوده و در عین زمان بقطعات عسکریه که در قلعه های مذکور و در تحت امر جنرال\nاوووه ت، میبودند معاونت کرده نمیتوانست و ضمناً نظریه گذشتن یعنی\nطرفدار شدن ملیشیا به افغانها در پیش خاطر بود، بنا بران تخلیه قلعه توچی امر داد.»\n«مامور پولتیقه (سیاسی) سرحدی که در (وانا) میبود، در اثناییکه امر تخلیه\nقلعه (پولتیکل ایجنت) و (توچی) را پس از قیام قبائل سرحدیه و گذشتن ملیشیا بطرف\nافغانها داد محافظه و مدافعه این قلعه های خورد بهیچصورت ممکن شمرده نمیشد، مامور پولیتیقه\nپس از تخلیه قلعه های خورد، (وانا) را نیز تخلیه نمود، ضابطان انگلیسی بهمراه ملیشیایکه\nبه انگلیسیها صادق مانده بودند یک قوت ضعیفی تشکیل کرده از راه وانا ، مخه کوت،\nعلی خیل، به قلعه مرتضی که در کنار نهر ( ژهوب) کائن است رجعت شروع نمودند\nدر اثنای رجعت، عموداً قطع گردیدن راه رجعت شانرا که واقع روی یک تپه\nاز طرف افغانها مشاهده نمودند بالمجبوریه تعرض نموده در تمامی یک شبانه روز\nمحاربه دوام نموده، نهایت بکشادن راه موفق گردیدند و بدون توقف بمایل\nانگلیسی راه قطع نموده، در نتیجه جان خودها را به قلعه (مخه کوت) یا خود مخه کوتل بسلامت\nرسانیده توانستند، اکثر از ملیشیه های صادق که از وانا متفقاً حرکت نموده بودند،\nنیز در اثنای رجعت طرفدار افغانها شدند.»"}
{"book": "adl0119", "page": 234, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n١٦٩\nجلد اول - نادر افغان\n\n«صاحبمنصبان انگلیسی وقتیکه بقلعۀ علی خیل که از مخه کوت بمسافة ده کروه\nواقعست رسیدند، تکرار بتعرض قبائل معروض گردیدند، در نتیجه از هشت صاحب\nمنصب انگلیسی چهار نفر آن بقتل رسیده و دو نفر دیگر آن زخمدار گردید، و دو نفر\nدیگر نیز بهمراه چند نفر یکه از ملیشها باقیمانده بود، پس از رفتار یکشب و یکرد بقلعهٔ\nسندی مین التجا نمودند، قلعه (سندی مین) از قلعه مخه کوت) به مسافه\n۸ میل انگلیسی بعد دارد.»\n«امر تخلیه قلعه های (توچی) و (وانا) در ٢٤ می داده شده بود، در ٢٦ می\nسر قوماندان اور دوی انگلیسی گرفتن یکمقدار عسکر را از خیبر برای تقویه کرده نونستن\nسمت وزیرستان امر نمود بنا برین امر یک بطریه توپ چیل بهمراه دو کندک\nپیاده را بسمت (بنو) حرکت داد، از دیره اسمعیل خان نیز براه تانک یک لوای پیا\nرا بقلعه مرتضی سوق نمود .»\n«این قطعات در ٣٠ می بهمراه مسعودیها به مصادمه شروع نمودند، در ۲۴\nجنرال (اوووه ت) عزل گردیده [+] بعوض آن جنرال (قلی بو) تعیین و مقرر\nگردیده و عساکر انگلیسی که در منطقه وزیرستان بودند، سرد است به باکثس\n[+] سبب عزل مومی الیه هیچ فهمیده نشده است."}
{"book": "adl0119", "page": 235, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n۱۷۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nقوماندان اردوی انگلیسی مربوط گردید .»\n« در اول اپریل (خیزران) در وزیرستان وضعیت بقرار ذیل بود : -»\n« در بین (میرام شاه ، بنو) مواصله منقطع ، در بنو ٤ کندک انگلیسی موجود بود ،\n(اینها بطرف ٹوچی انتظار تعرض را میکشیدند) »\n« در قلعه مرتضی ٤ کندک پیاده و یک بطریه جبل (اینها نیز باستقامتهای\nٹوچی و غرب منتظر تعرض بودند)»\n«عساکر افغانیه در اطراف ٹوچی بوده و قلعه (سپین وام) که ٤ کیلومتر\nبطرف شمال غربی میرام شاه واقع و در صورتیکه از جانب خیلی وزیری و مسعودی\nتقویه گردیده بود ، در قبضه تصرف افغانها ، و قسم اعظم ملیشیا ئیکه در وزیرستان بود\nطرفدار قبائل گردیده به زیر اداره انگلیسها نیز تنهای نسبت 1/6 یعنی از شش حصه\nیک حصه باقیمانده بود»\n« در اول اپریل خبر رجعت نمودن افغانها به اردگاه انگلیسی که در شهر بنو\nواقع بود رسید ، بناءً علیه برای جنرال (قلی مو) تنها تسکین نمودن اختلال قبائل\nباقیمانده بود ، و برای اینمقصد نیز قطعات ذیل در تحت امر جنرال مذکور :- »\n« در بنو ٤ کندک پیاده ، ٤ کندکیکه از (دره جات) رسیده بود و ۲ کندکیکه از خیبرامده بود"}
{"book": "adl0119", "page": 236, "text": "مجاهدات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n۱۷۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nیک غند سواری هندی، یک بطریه شش طوپه، و جدا گانه دو طوپ جبل\nو یک قطعه استحکام ٤٥ نفره که جمعا : دو کندک پیاده ، ٣ تولی سواری، ٨\nطوپ جبل، و یک قطعه استحکام موجود بود . »\n« در صورتیکه در تحت قوماندۀ جنرال (قلی سو) اینقدر عسکر موجود بود ، با وجود آن\nجسارت کرده نتوانست که بر قبائل اجرای حرکتی بنماید، وعلاوۀ ورود دو کندک\nدیگر را از خیبر انتظار میکشید.»\n«قوۀ معنویۀ غروپ (جنرال قلی سو) به آندرجہ خراب و بر هم شده بود که قطعاً\nاز اور دو گاهای شان بهیچیک طرفی حرکت کرده نمیتوانستند،حتی برای معلومات\nگرفتن از اطراف خود نیز به افراز یک قطعۀ کشف هم مقتدر شده نمیتوانستند.»\n« بقرار تذکا ر فوق یگانه وظیفه که برای ( قلی سو) مانده بود عبارت از\nتسکین قبائل بود، اینهم نظر به فعلیات به دو قسم منقسم میگردید، اول قلعۀ طوچی را\nتصرف نمودن و دیگر آن قلعه های خورد را از قبائل استرداد نمودن و موقع\n(جندول) را تقویه نمودن.»\n« (قلی سو) رجعت افغانها را براین حمل مینمود که افغانها در اطراف قلعۀ طوچی\nجمع شدن آرزو دارند .»"}
{"book": "adl0119", "page": 237, "text": "مجاهدات نادری در خطه مطبوعات ترکی ۱۷۲ جلد اول - نادر افغان\n\n«بناءً علیه دو وظیفه فوقیکه در پیش نظر داشت، درعین زمان به اجرا کردن\nو توانستن آن قناعتی برایش حاصل نگردیده بود»\n«باین سبب تنها به استرداد قلعه‌های خورد قرار داده توانست و در ۴ اپریل\nبرعلیه قبائل مفرزه‌های خوردی سوق نمود، لیکن مفرزه‌هایی که برای استرداد\nقلعه‌های خورد و به اینصورت برای انطفای آتش اخلال قبائل سوق نموده بود\nزمانیکه بهمراه قبائل بمصادمه شروع نمودند، از دیگر جهت در (جندولا) و دیگر\nجات، وضعیت کسب وخامت نمود.»\n«مسعودیها بهمراه گروپ‌ها یعنی دسته‌های ٤٠٠ الی ٥٠٠ نفری هروز\nبه قراغولهای انگلیسی تعرض میکردند، حتی مواصلة مواقع مذکوره بهمراه (قلی‌سو)\nمنقطع گردیده بود.»\n«در ٥ اپریل همچنانکه از طرف طائفه (شیرانی) چوده وان، نام\nقراغول انگلیسی ضبط گردید، قلعه‌های خورد و (شرمل) نام نیز از طرف\nمسعودیها ضبط گردید.»\n«درین اثنا نظر به ۳ کندک امدادیکه جنرال (قلی‌سو) گرفته بود، در نهم\nاپریل برای کشادن راه (جندولا) یک مفرزه بزرگی مأمور نمود، این مفرزه"}
{"book": "adl0119", "page": 238, "text": "مجهودات نادری در نظر مطبوعات ترکی\n۱۷۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nدر (۱۱) اپریل پس از کشادن راه (جندولا) مواصلت نمودند، در ۹ اپریل خبر\nاشغال گردیدن (وانا) از طرف افغانها جنرال (قلی مو) رسیده بود (قلی مو)\nسبب اینرا نیز فهمیده نتوانست، حال آنکه در حقیقت عساکر افغانیه نظر به امر متارکه\nوانا را ترک نموده عقب نشسته بودند، لیکن در دور متارکه بمقابل کینه یعنی بعوض\n(وکه) برای بدست آوردن (وانا) و ضمناً برای تصحیح خطای واقع، پیشرفت نموده\nتکراراً موقع مذکور را اشغال نموده بودند، بناءً علیه عساکر افغانی تا بزمان امضای\nمصالحه در (وانا) ماندند، و در مقابل (وکه) (وانا) به انگلیسها داده شد.»\n«امر متارکه پس از انکه از هر دو طرف گرفته و فهمیده و در موقع اجرا گذاشته شد\nانگلیسها در وزیرستان به تسکین اختلال قبائل مشغول گردیدند، و نظر به این مسئله برای\nتخریب ده ها و برای تخویف و ترساندن قبائل، طیاره ها فرستاده و از آنها،\nکار گرفته، مصادماتیکه در بین قبائل شجیع افغانی و انگلیسها در این زمان واقع گردیداست\nجرأت و فداکاری که افغانها نشان داده اند حقیقتاً شایان تقدیر و تذکار شمرده\nمیشود، اینها در ١٤ اپریل تا به شهر (وانو) که یک شهر بزرگیست پیش رفته در آنجا\nاستحکامات هم بوجود آورده بودند، و در شب همان روز اگرچه به هانگارهای (۱) طیاره\n\n(۱) خانه های مخصوص برای محافظت طیاره."}
{"book": "adl0119", "page": 239, "text": "جلد اول - نادر افغان ١٧٤ صرف مساعی نادری در ایام متارکه\n\nهجوم نمودند، مگر موفق شده نتوانستند . »\nنظر به جرأت و حرکات فداکارانهٔ قبائل، انگلیسها تا بزمان عقد مصالحه\nدر داخل وزیرستان به پیش رفتن و قلعه‌های خوردی که در دست قبائل افتاده بود،\nتصرف و استرداد نمودن جسارت کرده نتوانستند . »\n« پس از امضای مصالحه و غیره یک مقدار عسکر گرفته ، قطعاتی که در وزیرستان\nبودند تقویه نموده و بدینصورت قلعه‌های مذکور را متدرجاً به استرداد موفق شده توانستند»\nصرف مجاهدت و مساعی نادری در طی ایام متارکه بجبهه جنوبی\nدرین موقع حضرت عالی سپه سالار غازی با دو برادر حماست پیکرشان در القاء\nروح تعرض و دفاع ، و افزونی جوش و خروش اتباع افغانی بلانهایه صرف مساعی\nورزیده در تقسیم و توزیع غنائم و اسلحه و سامان حربی که از غنیم گرفته بودند بر اقوام\nو تعیین مناطق خدمتگذاری هر قوم وطائفه در صورت آغاز محاربهٔ دوباره و تهیه\nارزاق و نواقل و دیگر لوازم حربیه صردف اقدامات و تشبثات بودند.\nدر عین زمان سلسلهٔ مراوده و مخابرهٔ خود‌ها را با آن اقوام و قبائل افغانی که\nداخل خاک انگلیز بودند و بواسطهٔ تبلیغات نادری که از بدو ورودشان جریان داشت"}
{"book": "adl0119", "page": 240, "text": "صرف مساعی نادری در ایام متارکه \n\n۱۷۵\n\nجلد اول - نادر افغان\n\nقلباً طرفدار افغانستان و منتظر وقت و فرصت پیشرفت ما بودند، تا عملاً با ما در\nوظیفه ملیت و اسلامیت مشارکت کنند، و ازین متارکه ما مأیوس و متأثر شده بودند\nنیز بیشتر از پیشتر قائمتر کرده ، دقیقه از دقائق تسلیت و دلدهی آنها را فرو گذاشت شده\nهمه شانرا برای منتظر بودن جمله آتیه افغانستان امیدوار ، و در اجرای حرکات\nو اقداماتیکه مستلزم آنوقت بود و ادار میفرمودند .\nسلسله مخابرات و اخذ مشاوره و هدایات مرکز هم متوالیاً و مسلسلاً جریان داشت\nو در همه امور مهمه داخله و مسائل جزوی و کلی خارجه از جناب سپه سالار مشاوره و استسفار\nمیشد که حضرت عالی سپه سالار باسنجیدن اطراف و جوانب هر امر و تدقیق بمفاد و مضار\nآن، مرکز را از افکار و نظریات وطنخواهانه شان اطلاع میدادند، و در تمام امور متسقشر\nحق ( اَلْمُسْتَشَارُ مُؤْتَمَنٌ ) را ایفا و وظیفه اسلامیت و جذبات افغانیت و حسیات\nملیت خود را حقانه و صادقانه ادا میفرمودند، چنانچه حکومت امانی از تمیل و اجراء\nاین آراء و مصوبات نادری در بسا امور مهمه سیاسی موفقیتهای کلی\nحاصل می شد ."}
{"book": "adl0119", "page": 241, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n١٧٦\nمعاودت مظفرانہ سپہ سالار غازی بکابل\n\nمعاودت مظفرانہ سپہ سالار فعال از معرکہ جہاد استقلال\nبعد از عقد قرار متارکہ موقتی بین حکومت افغانی و انگلیس و معاودت وفد\nعلی احمد خان شاغاسی ملکی با مواد مذاکره طلب دقت خواه از راہ پسندی بملاحظہ مؤثر\nافتادن پیشنهاد ہای سابقہ نادری درین مورد تکرار افادہ گرفتن از فکر و خیالات\nقیمتدار سپہ سالار مستلزم شد، لذا شخص پادشاہ و زعمای معظم امور آنگاہ ورود مسعود\nاو شانرا بمرکز افغانی جهتہ اشتراک در مسائل مہتہ داخلی و راہنمائی کردن در مہما\nامور خارجی و نظم و نسق وزارت حربیہ کہ ہمچو جسد بیروح افتادہ بود، تصویب کردند\nو رسماً با و شان بعد از اظہار تحسین و آفرین از اجراآت سیفی و قلمی شان\nنگاشتند، تا یک آن اولتر جہتہ معاونت فکری و امداد اخلاقی شاہ و کابینہ امانی\nو اصلاح امور عسکری مرکزی و سرشتہ و تنظیم دگر سرحدات افغانی عازم دارا لسلطنہ\nکابل شوند و برای اداره امور جنوبی یکی از اخوان شانرا با ہمان اختیار ائیکہ خودشان\nدارند از طرف خود کفیل بگذارند.\nبالجملہ جناب رشادت مآب محمد نادر خان غازی بعد از اعطای ہدایات\nو دستور ہای مکمل برای جناب شاہ ولی خان و مقرر داشتن اوشان بہ کفالت خویش"}
{"book": "adl0119", "page": 242, "text": "معاودت مظفرانہ سپہ سالار غازی بکابل ۱۷۷ جلد اول - نادر افغان\n\nجهته تدویر امور ملکی و نظامی و نظارت مسائل سرحدی جنوبی و تودیع و خدا حافظی\nبا همه قوای ملکی و نظامی در یکعالم دعا گوئی و گریه و زاری که از فراق این فراعالی\nبر مجاهدین طاری شده بود عازم مرکز افغانی شدند .\nمراسم استقبال و مشایعت و تعظیم شان در تمام عرض راه با صول خاطرخواه\nدر تمام نقاط از خط سرحد گرفته تا کابل انجام و ایفا می شد و جمهور انا م این فتح\nو مظفریت شان که در راه حصول استقلال ملت و احیای شان شرف و جلال\nمملکت نائل شده بودند اظهار مسرت و در مخدت اوشان مزایده میکردند .\nبالمقابل این پذیرائیهای مسرت آثار و ارائه این جذبات قیمتد ارجناب\nسپه سالار در تمام مواقع از مردم اظهار سرور نموده اینهمه موفقیت شانرا از لطف الہی\nو در عالم اسباب بمساعدت و مجاهدت ملت شجاعت طویت انگار داده\nملت را بیش از پیش برای حفظ وطن و محبت با همدیگر و حاضر و آماده بودن شان\nبرای هرگونه زحمت و مجاهداتی که برای شان در راه احیای مجد و اعتلا و\nشرف و ارتقای وطن عائد شود، تشویق و تحریص میفرمودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 243, "text": "پذیرائی عالی سپہ سالار غازی از طرف ملت و حکومت\n۱۷۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nپذیرائی عالی العال سپہ لا ستوده خصال\nدر مرکز دارالسلطنه از طرف ذات شاهانه\nو هیئت کابینه و باقی اعیان و مشاهیر ملکی و نظامی و معیار ملی\n\n(۱)\n\nبدون مبالغه گفته میتوانم که پذیرائی جناب محمد نادرخان غازی در موقع معاودت\nمظفرانه شان از میدان جهاد استقلال باندازه عالی العال و باشکوه و اجلال\nبود که قلم نمیتواند نگاشتن تمام مرئیات سرور و مشهودات حبور و تعظیمات قدر\nدانانه و احترامهای محبت کارانه حکومت و ملت که بتقریب آن ورود پر افتخار\nو مظفریت کما حقه حکایت کند.\nحقیقةً هم ملت و هم حکومت و هم هوا و فضای وطن مستحق بود که باین\nتقریب تاریخی از مسرت و خوشحالی در جامه خود نگنجند، و قولاً و عملاً ازین محصل\nاستقلال شرف اجلال خود پذیرائی‌ها میکردند، و مقدمش را فوق العاده گرامی شمردند!\n\n(۱) چون در موقع معاودت موکب نادری از جبهه جنوبی بجز از یک اخبار امان افغان دیگر روزنامه و صحائف موقته در افغانستان موجود نبود که آن\nهم بواسطه نداشتن لوازم طباعتی معطل بود، لهذا مراسم پذیرائی سپه سالار غازی را طوریکه عموم بخاطر دارند امان افغان\nبصورت یک فوق العاده مظلفی اشاعه داده بود."}
{"book": "adl0119", "page": 244, "text": "پذیرائی عالی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت\n۱۷۹\nجلد اول نادر افغان\nچرا که هیچ یک فرزند صادق فدائی وطن را بعد از احیای شأن و شرف ملی و حصول\nاستقلال و آزادی و مرهم گذاری بر همه آن جراحاتیکه از اعصار ماضی بر جسم\nنازک مادر وطن رسیده بود، سرافراز و ممتاز مشاهده میکنند، و تماماً باین مسئله\nمتیقن میباشند که اگر لطف الهی و شجاعت ملی حامی این خطهٔ اسلامی نمیشد و ضربها\nشمشیر و هدایات قلم نادری در امور سیاسی، معاونت مادی و معنوی رجال\nمرکز را نمیکرد، نزدیک بود که از سوء اداره مأمورین ملکی و نظامی مشرقی و خربط\nالحواسی بعضی ارباب سیاست تکرار آن زخمهای گذشته تازه و از اثر آن لا وقع الله\nمملکت پریشان و سراسیمه شود.\nواقعاً رجال حکومت، و همه افراد ملت، و تمام ذرات مملکت، حق داشتند\nکه باین تقریب به منتهای مسرتها و فرحت با هم آغوش، و اقسام خوشحالی و میلانها\nو جوش و خروش خودها را اظهار کنند! زیرا بعد از رؤیت آنهمه مناظر جگرخراش\nعقب نشینی قوای مشرقی و تجاوزات هیجان آور عساکر انگلیسی بر بعضی خطوط\nسرحدی ما، و احتراق یک شهر عمده (که پایتخت شتائی افغانستان جلال آباد بود)\nو انحلال تمام تشکیلات حکومت در سرتاسر آنحوالی، و دون همتی بعض ذوات\nمسئول سلطنتی در مقدرات آتی این خاک پاک افغانی طبعاً روز فیروز ورود مسعود"}
{"book": "adl0119", "page": 245, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۰ جلد اول نادر افغان\n\nجناب محمد نادر خان غازی، روز فرحت و سرور، و موقع خوشوقتی و حبورست! زیرا این مرد دانا که بهمت و بازوی توانای خود آبروی ملی را بجا، و حق اسلامیت و افغانیت را از طرف تمام ملتش وکالتاً بجا، و فخر و شرف وطنش را دوبالا و استقلال و آزادی را بعموم ما برگرد با یکقطعه از عسکر مجاهد سرفروش و سرباز که در رکاب نادری انواع فداکاری را اظهار کرده اند و با اسلحه و اموال و دیگر غنائمی که از دشمن ربوده است و عسکر و افسر یکه تماماً بنا بر مقررات اسلامیت و رعایت جذبات افغانیت خودها را از عسکر انگلیزی افراز به این سرافراز مردانه تسلیم کرده اند، و نفری که اسیر گرفته شده اند بمفخرانه وارد مرکز میشود.\nبالجمله بروز وصول موکب نادری بدارالسلطنه افغانی تمام اهالی شهر کابل و شش درک و دهی بیک مسرت و افتخار انتهای خط حرکت جناب محمد نادر خان سپه سالار غازیرا از ارگ گرفته الی ولایتی دو طرفه در صفوف متوالی و بهم گرفته بودند و هر کدام در موقع وصول سپه سالار ادعیه مسرت بار و غریوهای ”زنده باد غازی کامگار، محمد نادر سپه سالار“ ”پاینده باد استقلال افغانستان“ را بعیوق میرسانید.\nطلبه مکاتب ترانه های مخصوصه مظفریت نادری را با موزیکه ها میسرودند که بیک دقت و سرعت و اعتنائی فوق العاده از چندی باینطرف تهیه و ترتیب"}
{"book": "adl0119", "page": 246, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۱ جلد اول - نادر افغان\n\nو با لار موزقه تطبیق داده شده بود) و مردم دسته‌های گل و ریاحین را بر اوشان\nنثار میکردند که بر طبقهای عالی و سبدهای زیبا در اطراف و حوالی خط عبور نادری را\nهمچو یک خط مستطیل لایتقطع گلزار نمودار کرده بود).\nاز روپیه گرفته تا طلا و از میوه‌های عادی گرفته تا میوه‌های اعلی از طرف ملت\nبتقریب این معاودت پر از مسرت این قوماندان صاحب شجاعت بحضور\nایشان اهدا و نثار، و بر فقرا و مساکین بذل و ایثار میشد.\nاطراف سرک و خط عبور نادری بانواع بیرقهای رسمی ملی و قطعات\nمنظوم و منثور دعاگوئی، و تابلوهای قشنگ، و مناظر خوشرنگ تزیین شده بود.\nبالجمله به این تقریب سعید از طرف حکومت ذریعه وزارت حربیه\nیکدعوت نهایت عالی پرشکوه اشراقیه بشرف ورود حضرت عالی محمد نادرخان\nسپه سالار در ولایتی تهیه شده در آن تمام وزرا و مأمورین بزرگ ملکی تا درجه مدیر\nصاحبمنصبان نظامی الی کندکشر حاضر و منتظر، و مقدم نادری را خوش آمدی تحسین\nو آفرین گفته رسم تعظیم شان ذریعه یکدسته از عسکری مرکزی با موزیک نظامی بجا خسته شد.\nپس از حرکت سپه سالار از ولایتی از بین همان افواج مشایعین وارد کابل\nشده در چمن حضوری از طرف شخص اعلیحضرت و قوای نظامی مرکزی بکیوضع مجلل"}
{"book": "adl0119", "page": 247, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت\n۱۸۲\nجلد اول - نادر افغان\nعالی پذیرائی شده در عین زمان اعلان این معاودت با افتخارشان ذریعه اتواپ نظامی بکمال فرحت و شادمانی انجام و ذریعه نطق پادشاهی از ان خدمات بزرگ قابل افتخار نادری در محاربات جنوبی اعتراف و اعلام کرده شد، بعد از ان سپه سالار در بین تلاطم خواص و عوام و اهالی نظام رونق افرا وزارت حربیه شدند ، در انجا نیز رسم تعظیم شان از طرف اعزه و معاریف و اعیان ملکی و نظامی به منتهای صمیمیت و گرمجوشی و غلغله ادعیه و یک جهان گل پاشی و آواز های «زنده باد محمد نادرخان غاز» پاینده و برقرار باد پادشاه و استقلال مملکت افغانی بعمل آمد.\nدر چاشت این روز بشرف ورود فیروز نادری یکدعوت نهایت عالی پرتکلف (ضحوه) بعموم هیئت همرکابی و جمعیت های مستقبلین سپه سالار که از طرف وزارت حربیه افغانستان ترتیب و به پیمانه عالی گرفته شد بود عطا شد .\nسپه سالار غازی طرف ظهر این روز بیک تزک و احتشامیکه بلندتر از ان بخاطر نیگنجد، در بین غلغله های مسرت و شادمانی بحضور اعلیحضرت امان الله خان با هیئت وزرا و صاحبمنصبان بزرگ نظامی که برای استقبال شان،"}
{"book": "adl0119", "page": 248, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت ۱۸۳ جلد اول - نادر افغان\n\nدر وزارت حربیه حاضر آمده بودند تشریف بردند.\nاعلیحضرت جسته استقبال شان از قصر خارج شده بیک محبت و صمیمیت فوق العاده\nسپه سالار را علی الفور در میدان مقابل قصر، تنگ در بر کشیدند، و از سر و رویش\nبوسه ی پیهم گرفتن را آغاز کردند و بدعاهای پر سوز این خدمات سعادت اندوز\nاو شانرا تقدیر و از ان مجاهدات بینظیر شان که در راه حصول استقلال و شرف و\nاجلال آنرا اکمال کرده اند تعریف و توصیف کنان بعداً با دیگر معیت معیت\nنادری اظهار تلطف و مهربانی کنان دستش را بگردن سپه سالار انداخته اوشانرا\nبا خود باندرون قصر بردند که بشرف ورود سپه سالار غازی نهایت آراسته شده بود\nو با اوشان داخل مذاکره و احوال پرسی هائیکه لازم هیچوقت است شدند، و در\nهر جمله و هر فقره از مساعیات جمیله نادری نه تنها اعلیحضرت همایونی بلکه همه وزرا\nو منصبداران اعزه و معاریف مرکزی تحسین و آفرین میگفتند، و روح و روان\nاجراآت مرکزی را هم از تعقیب و تمثیل نمودن افکار عالی و نظریات نادری\nپیهم تصدیق میکردند، و تماماً اظهار مینمودند که اگر زور شمشیر نادری در عالم حربی\nو راهنمائی قلم نادری در جهان سیاسی در موقع نازک که فیصله ابدی وطن میشد،\nاز ما دستگیری نمیکرد، البته که ما بان سهو و خطایای بزرگ را مرتکب شده بودیم."}
{"book": "adl0119", "page": 249, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (١٩٤) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nيك کروپ تاریخی که بتقریب معاودت موفقانه\nحضرت عالی (نادرخان) سپه سالار غازی از جهاد\nاستقلال سنه ١٢٩٨ ش در يك دعوت رسمی\nبدار السلطنه کابل گرفته شده است:-\n( صف اول که بزمین نشسته از راست بطرف چپ )\n۱- سردار محمدعظیم خان ٢- جرنیل محمد یونس خان\n٣ ...... ٤ داکتر ه - داکتر ٦- موسیو\nبرادوف سفیر روسیه ٧- سردار احمدعلی خان سر\nمراسمور ۸- آقای محمود بيك وزبر خارجه ٩- نایب\nمحمد علیخان ١٠ - آقای علی احمد خان وزیر داخله\n١١-عظیم الله خان وزیر زراعت ١٢- بر گد محمدعلیخان\n١٣- آقای شجاع الدوله خان امینانیه ۴- پادشاه میرخان\n١٥- .. ١٦-سردار محمد هاشم خان قایمقام هرات ١٧-سردار محمد سلیمان خان نایب الحکومه هرات ١٨- .. .. ١٩-سردار فتح محمدخان امین العسس ۲۰- بريك طحان\nعبد الرزاق ٢١ محمد نادرخان ٢٢ - .. .. ٢٣-ميرزا محمدعثمان ٢٤ -سردار محمد عزیزخان دانای خارجه ٢٥ - میرزا محمدایوب خان ٢٦- .. .. ٢٧- .. .. ٢٨- عبد الرشید خان\n(صف دوم که به چوكى نشته اند از راست بطرف چپ) ١- .. .. ٢ - سردار معظم محمد یوسف خان مصاحب خاص امیرشهید ٣ - .. .. ٤ - سردار معظم محمد آصف خان\nمصاحب خاص امیر شهید ه - کرنیل عبدالقیوم خان ٦- سردار حیات الله خان عضد الدوله ٧- جرنیل شاه محمودخان فاتح پیمار ٨-اعليحضرت امان الله خان ٩- سردار\nسپه سالار محمد نادر خان فاتح تل ١٠- سردار محمد عمر خان ١١- برکد مبین بيك ١٢- سردار امین الله خان ١٣- بر کد عبدالحميد خان ١٤- غلام علی خان ١٥- .. ..\nجدرانی ١٦- غلام محمد خان وزیر تجارت ١٧- عبد الاحد خان ١٨- .. .. (صف سوم که ایستاده اند از طرف راست بچپ) ۱- .. .. ٢- .. .. ٣- محمد عمر خان\nمهماندار باشی ٤- حبیب الله خان طرزی ٥- شاعلغنی حضور محمود خان ٦- غلام محی الدین خان مصاحب ٧- بر کد عبدالرحمن خان ٨- عبد العزیز خان یاور حضور\n٩- جرنیل محمود سامی ١٠- روښندل خان ١١- .. .. ١٢- .. .. ١٣- برکد عطاالمداق ١٤- سبحان خان کرنیل ١٥- عبد ابراهیم خان عبد رزاق ١٦- .. ..\n( صف چهارم که ایستاده اند از راست بطرف چپ ) ١- .. .. ٢- محمد یعقوب خان غلام بچه ٣ - كر نيل محمد يوسف خان ٤ - ميرزا محمود خان وزیر مالیه\n٥- مولوی ظفر حسن خان ٦- .. .. ٧- حاجی جان خان ٨- محمد غوث خان."}
{"book": "adl0119", "page": 250, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 251, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی از طرف ملت حکومت ١٨٤ جلد اول نادر افغان\n\nدر اثنای این مصاحبه بصرف آن (دعوت عصریه) که از طرف شاه بکمال اهتمام\nتهیه شده بود نیز پرداختند.\nاعلیحضرت بعصیران روز بسپه سالار صاحب اجازه دادند تا برای چند ساعت\nبخانه رفته پدر و عم بزرگوار و عائله و اطفال شانرا ملاقات و تکرار دران دعوت شاهانه\nکه برای امشب بشرف ورود آنها ترتیب شده است وارد شده در مسرت\nعمومی بیفزایند.\nاین دعوت بزرگ پادشاهی بکمال گرمجوشی و فرحت که هر هر دقیقه آن\nبهترین مناظر حسیات ملی و تقدیر از مجاهدات نادری را تمثیل میکرد ختام یافت.\nدر اثر آن هر وزارت یک یک دعوت پر از اخلاص و صمیمیت شاندانی مجدد\nدیگری جهته تقدیر از خدمات و مجاهدات نادری ترتیب و در آن حضرت عالی سپه سالار\nو باقی رفقای شجاعتمدرشان را مدعو میفرمودند، و این سلسله دعوتها و اعطای\nمیهمانی ها بافتخار موفقیت سپه سالار، تا بسیار وقت دوام و تکرار داشت."}
{"book": "adl0119", "page": 252, "text": "جلد اول - نادر افغان\n١٨٥\nتقدیر مجاهدات نادری\n\nتقدیر خدمات نادری از طرف\nملت و حکومت افغانی\n\nاین مجاهدات نادری که فوق العاده بمفاخر و شرافت تاریخی مملکت افغانی\nافزود و از هر طرف درهای خیر و سعادت را بواسطه حصول استقلال و آزادی\nبر روی وطن کشود ، طبعا جناب محمد نادر خان غازی را در نظر عموم طبقات ملی\nمحبوب القلوب و هر دلعزیز و رهبر ملی ساخت ، و وجود مسعود او شانرا عموم ملت\nبحیث راهنمای ملی و پیشوای قومی خود اتخاذ نمودند .\nحکومت هم دقیقه از دقائق تقدیر و دلجوئی این رادمرد تاریخی را فرو گذار نشده\nاز هر حیث و هر جهته این خدمات عالی العال نادری را تحسین میکرد .\nچنانچه بافتخار این معاودت قیمتدار نادری و حصول حریت و استقلال\nمملکت افغانی یک منار یادگار تاریخی را در قرب وزارت حربیه افغانستان\nبنام نامی محمد نادر خان تعمیر و نصب نمود، و بر آن این عبارت را منقوش ساخت\nکه در زنکو گراف متعلقه این صحیفه موجود، و بهترین مظاهر ملیت ما را وانمود میسازد .\nو هم در افتخار وزارت حربیه افغانستان بمقرر این شخص شجاع فرزانه وفرود"}
{"book": "adl0119", "page": 253, "text": "ضمیمه صفحه (۱۸۵ و ۱۷۸) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\n— منار استقلال افغانستان —\n\nیادگار آن مجاهدات تاریخی جناب محمد نادر خان سپهسالار که در موقع محاربات حصول آزادی افغان با شمشیر زنان دلاور لشکر افغان انجام داده اند باین شمشیر های ملی نمایش یافته\n\nاین منار ذی افتخار در سنه ۱۲۹۹ ش در جاده مقابل وزارت حربیه در کابل تعمیر ، و بر روی آن عباراتی منقوش است که ( عیناً عکس آن از نزديك گرفته شده و بجانب راست درین منظره پدیدار است )\n\nیادگار آن مجاهدات بزرگ و خدمات تاریخی جناب محمد نادر خان غازی که در موقع جهاد حریت ازوشان در راه حصول استقلال افغانستان و احیای شان و شرف و افتخار ملت افغان بظهور پیوسته است ."}
{"book": "adl0119", "page": 254, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 255, "text": "تقدیر مجاهدات نادری ١٨٦ جلد اول - نادر افغان\n\nو جسم بی‌روح آن وزارت را بوجود این ذاتیکه روح و روان عسکر افغانستان است بیک زندگانی مشعشع و درخشان، همعنان ساخت، و یک نشان ذیشان (المر اعلی) را با مکافات مقرره اش که شرح مصرف این مکافات، برای مفادیت و وطنیه و ترقی امور تعلیمیه وطن در آتی می آید، برای شان تقدیم کرد.\nبجناب شاه ولیخان رکاب باشی در صلهٔ آن خدمات عالیشان، که بهرکاب سپه سالار نموده بودند، منصب لومشری را اهدا و به عِزّ وکالتِ نادری در غیاب برادر موقرش (سپه سالار غازی) در افتخارش افزوده، باعطای نشان سردار اعلیٰ نیز مفتخر گردید.\nبجناب شاه محمود خان سرساوس، که اوشان هم تحت اوامر نادری مظهر مجاهدات در جنوبی شده بودند، نیز منصب لوامشری را اعطا و حسب تصویب اخیرهٔ برادر معظمش اوشان را بحکومت اعلای جنوبی ولوا مشری نظامی آنسمت، با اختیارات کافی منظور کرده، مزید بران باعطای نشان سردار اعلیٰ مفتخر ساخت.\nبرای جمیع آن اشخاص اقوام و عسکری و منصبدارائیکه بمعیت سپهسالار در جهاد جنوبی مظهر خدمات عالی شده بودند، حسب تجویز و پیشنهاد سپه سالار صاحب انعام و اکرام کافی و بخشش و مستمری و ترفیع و نشان های عالی اعطا نمود."}
{"book": "adl0119", "page": 256, "text": "تقدیر مجاهدات نادری ۱۸۷ جلد اول - نادر افغان\n\nبالجمله حسن اجرات نادری بانداره در اعتمادشان افزود که در غیاب اعلیحضر وظیفه وکالت را\nبهم انجام میدادند.\nهمه کس بخاطر دارد که اعلیحضرت امان الله خان ازین مجاهدات وطنیخواهانه و مساعی\nملت پرورانه نادری دائماً تقدیر و تحسین های نهائی میفرمودند، و تکرار و باربار\nاستقلال و آزادی شرف مملکت افغانی را بر علاوه آن سند تحریری که بشکل\nمنار یادگار جهته استحضار صغار و کبار افغانستان نصب است تقریراً نیز در همه\nتقاریب بحسن تدبیر و قوۀ شمشیر نادری استناد میدادند، مؤید این مدعا آن نطقها\nاعلیحضرت امان الله خان است، که در موقع پذیرائی این سپهسالار غازی در چمن حضوری ایراد\nفرمودند و بیاناتی است که در جرائد موقوته جشن استقلال و امان افغان مرقوم است.\n\nمساعیات جمیله سپهسالار محمد نادر خان در زارته حربیه\n\nدرین موقع متارکه که بسیار زیاد امکان تیرگی مکرر آن مناسبات ا داشت که\nدر اطراف انعقاد اساسی آن مذاکرات، مدتی بطول انجامید، ضرورت توجه زیاد\n\n(۱) مؤید این مدعا شماره (۱۰ و ۱۱ سال ۴) امان افغان است که اعلیحضرت امان الله خان در اثنای نطق خود علی رؤس الاشهاد\nاعلان کرد که :- «این کامیابی ما از مهربانی خداوند و شمشیر و تدبیر سپهسالار محمد نادر خان است\nزنده باد محمد نادر خان وزیر حربیه»"}
{"book": "adl0119", "page": 257, "text": "جلد اول ـ نامه افغان ۱۸۸ تقدیر مجاهدات نادری\n\nبسوی تسویه امور حربیه بود، در حالیکه وزارت حربیه از حیث اداره و تنظیم امور مهمه\nسوق الجیشی به تمام سرحدات و نقاط لازمه کاملاً درهم و برهم و حکم یک جسد\nبیجان را داشت، زیرا که بواسطه دور شدن دست حق پرست سپه سالار\nمحمد نادرخان که حقیقتاً روح و روان این وزارت بود، و از مجهودات اساسی\nخویش که در دوره سراجیه در همه شعبات آن نموده بود، بعد از وقوع شهادت\nامیر شهید ازین وزارت، انواع فتور در اجراآت اساسی آن، بوجود\nآمده بود، ازین جهه سپه سالار مجبوراً و ایماناً مکلف بود، تا در تنظیم\nو تنسیق آن، که اس الاساس تمام حرکات و اقدامات عسکریه شناخته\nمیشود، درین موقعی که تکرار وزارت حربیه افغانستان بوجود او شأن افتخار\nیافته است، بکمال دلسوزی و فعالیت صرف مجاهدت ورزند، و در\nرفع آن همه شکایات و موانعیکه موجب اشکال برای عامه عساکر افغانی\nنه تنها در مشرقی و مغربی حتی در خود سمت جنوبی نیز شده بود، بیک اساس صحیح\nصرف مقدرت و مساعی ورزند.\n\nبلی اگر قوای مجاهدین ملی سمت جنوبی و عسکری، شرف سرافرازی\nاین فتوحات عالی و قیادت همین حضرت سپه سالار شجاعت مدار را"}
{"book": "adl0119", "page": 258, "text": "صرف مساعی نادری در تنظیم وزارت حربیه\n۱۸۹\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nمیداشتند و یا قبضه مقدرات آنها را هیچمگذاشت غیور متوکل علی الله کف\nباکفایت خود نمیداشت و بوسائل ممکنه برفع احتیاجات خود و قوای معیتش\nنمیپرداخت، و یا در فراهم آوری ضروریات حربیه لطف ربانیه ممد و معاون\nجناب محمد نادر خان نمی شد، و یا از گرفتن غنائم و پیشرفت در خاک غنیم مانند\nسائر همقطاران خود محروم میماند، البته که سمت جنوبی نظر بآن اشکال و موانعیکه\nبا وشان عائد بود نه تنها از گرفتن خاک غنیم بی نصیب، بلکه خدا ناخواسته\nبیک تفرق و تشتت هم سرد چار میشد.\nهمینکه جناب محمد نادر خان در مرکز وزارت حربیه آغاز بکار کردند و چندی خفت\nو فعالیتی را که مخصوص وجودشان است، پیشه خود گرفتند، در کالبد بیجان وزارت حربیه\nروح تازه را دمیدند، یعنی نه تنها همه نواقص را اصلاح بلکه به پیمانه زیاد تجهیزات\nحربیه را تهیه، و اوامر ترسیل و تذخیر آن را در سر تا سر سرحدات داده و پیش\nبینی های موثره را برای تعرض و پیشرفت بخش بخش و مداقه گرفتند و در عین زمان از\nگرفتن ترتیبات اساسی دفاعیه نیز فروگذاشت نکردند.\nبهمراه تنظیم و نسق امور نظامی در تشویق و ترغیب و دلجوئی و غیرت افزائی\nقوای ملکی و سائر اقوام و قبائل دین دوست افغانستان هم میکوشیدند و یاد و یا"}
{"book": "adl0119", "page": 259, "text": "جلد اول - نادر افغان ۱۹۰ صرف مساعی نادری در تنظیم وزارت حربیه\n\nعامۀ ملت را بتأثیر نطقهای مهیج و بیان نامۀ های موثر به سلسله وحدت مستحکم\nو در حب جهاد مدغم میفرمودند.\nبر علاوه آن این شخص ملت پرور وطنخواه در اعطای افکار و نظریات مفید\nبرای امیر امان الله خان و ترتیب پروژهای مذاکراتی که با انگلیز ها جریان داشت و\nپیشنهاد دگر مفکوره های سیاسیه و مبارزه های قلمیه هم کار میکردند و سائرین را\nبسر غیرت کار می آوردند.\nپس از اینکه امور اداریۀ وزارت حربیه فی الجمله جان گرفت، و کارهای آن\nبه مجرای اصلیش رو بجریان گذاشت، نوبت بملاحظه کردن آن حصص و حواشی مملکت\nرسید، که خطرۀ تعرض جانب مقابل؛ بالنسبه دیگر نواحی، بر آن بیشتر بود، و میبایست\nیک سر افسر دانشور کار ازان جلوگیری کند.\nخدمات مهمه سپهسالار محمد نادر خان وزیر حرب\nدر اصلاحات و تنظیمات سمت مشرقی\nچون بی نظمی سمت مشرقی در اثر سوء ادارهٔ زعمای امور ملکی و نظامی آنولا\nاز موقع آغاز جهاد استقلال الی اواخر ۱۲۹۸ سنه از حد گذشته بود و چندان"}
{"book": "adl0119", "page": 260, "text": "ضرورت تنظیم و اصلاح نادری در سمت مشرقی ۱۹۱ جلد اول نادر افغان\nمشکلاتی را در اجرای امور حکومتی و مسائل اداری و نظم و نسق محلی وارد کرده بود\nکه تا یک ناخن گره گشا، و یک فکر رسا، و شخص جامع الاوصافی مانند سپه سالار\nمحمد نادر خان بعقده کشائی آن مصروف نمیشد و بجل و فصل آن در پرتو عقل و ذکا\nخدا داد خویش نمیپرداخت، همانا که مجاری امور مشرقی از بد بدتر، و روح حربی و\nاتفاق و وحدت قومی آنجا بنا بر سلب اثر مرکزیت و انواع مشکلات و موانع\nپر زحمت مضطر و منزجر میگشت .\nزیرا که از نبودن مرکزیت در همچه مواقع هرج و مرج که اعلان نفیر عام شده باشد\nو تمام اقوام و عشائر ملی در خط حرب شامل، همه قرا و قصبات از اعزه و معارف\nخالی افتاده باشد و مثل جلال آباد یک شهر عمده مرکزی نه تنها از بیکفایتی حکام و\nمأمورین بیغما و تاراج ، بلکه سراسر طعمه آتش شده باشد، همه قصور عالی و عمارات\nدولتی از فرش و ظرف خالی، سرتاسر مشرقی معرض تطاول اشخاص مغرض فتنه جو\nشده باشد، خزانه ، جبهانه ، تشکیلات حکومتی در هم و برهم ، نزاع و جدال خورد\nوریزه در میان مردم حکمفرما شده باشد ، حتماً همان جوش و خروش که در بین قوای\nقومی برعلیه جانب محارب موجود است ، خود بخود زائل ، و میدان بدون حائل\nبرای حریف مقابل خالی میماند ."}
{"book": "adl0119", "page": 261, "text": "تقرر وکیل سپه سالار در وزارت حربیه و سمت جنوبی ۱۹۲ جلد اول - نادر افغان\nدر حالیکه تسویه امور و پرورش احوال عامه اقوام جسور مشرقی که تنها بدون معاونت و مساعدت و نظارت حکومت در خط حرب شامل و بکمال حماست غیرت از خاک پاک خود دفاع، و برای دوام شرف و عزت و ناموس اسلامی خود، داخل اقدامات بودند، از حد زیاده حتمی و ضروری دیده میشد.\nتقرر جناب شاه ولیخان بوکالت وزارت حربیه و حرکت سپه سالار بمشرقی\nازینجهت وزیر صاحب حربیه بعد از تسویه امور مرکزی و قرارگاههای نظامی و حواشی سرحدی، و خواهش تقرر جنرال شاه محمود خان جهت اداره امور مملکتی و نظامی جنوبی بر طبق وصایای نادری و پیشنهاد وکالت جنرال شاه ولیخان فاتح وزیرستان را در وزارت حربیه تا اجراآت مرکزی را حسب تمنای اساس و اصولیکه خود سپه سالار نهاده است، در معرض تطبیق و اجرا گذارد، عزم حرکت بطرف اصلاحات و تنظیمات سمت مشرقی فرمودند.\nمراسم نهضت فرمائی سپه سالار صاحب از کابل بصوب مشرقی بکمال گرمجوشی از طرف شخص پادشاه و کابینه وزرا و اعیان و معاریف ملی و قوای نظامی و اهالی کابل ایفا و در میان هلهله های تکبیر و دعای موفقیت با یک فرقه عسکری"}
{"book": "adl0119", "page": 262, "text": "اجراآت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی ۱۹۳ جلد اول - نادر افغان\n\nکه آنرا خود وزیر صاحب حربیه در موقع کار کردن شان بوزارت حربیه از همان افراد\nتعلیم یافته نظامی که در دوره سراجی از طرف سپه سالار صاحب غازی تحت\nتربیه گرفته شده بود، جمع آوری و تشکیل فرموده بودند جاده پیمای صوب مقصود شدند.\n\nاجراآت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی\n\nبا اینکه لوازم تشریفاتی سپه سالار صاحب باصول مکمل ذریعه موترهای\nتیز رفتار و لاری تهیه شده بود، ولی حضرت معظم له منازل مشرقی را بسواری اسپ\nتصمیم، و حرکت هیئت معیت شانرا بر فتار اردوی همرکابی خویش مقرر فرمودند\nتا در عرض راه کاهی از اوضاع عمومی و ترتیبات لازمی کسب استحضار کنند\nو هم با عطای هدایات ضروریه، تشویق و تحریص عامه، رفع نواقص مهمه، جلب\nقلوب عامه اقدامات ورزند.\nدر عرض راه مشرقی عامه اهالی شادان و فرحان، جوق جوق ازین محصل\nشان و شرف افغانستان، و فاتح عالیشان خود پذیرائی میکردند، و بصایح\nو هدایات این سپه سالار دیانت مدار خویش جواله سمع کرده تحت تاثیر می آمدند.\nبالجمله منازل مربوطه منطقه ولایت کابل را بهمین اصولی که نگاشتیم قطع"}
{"book": "adl0119", "page": 263, "text": "اجراآت پنهلا غازی در معروض یا مشرقی 194 جلد اول - نادر افغان\n\nو یاد داشت ها پیشنهاد های لازمه اصلاح امور و رفع اشکال این نقاط را مسلسلا\nذریعه تیلیفون مکاتیب بمراجع مربوطه آن میدادند .\nولی همینکه رونق افزای اولین منطقه مشرقی شدند حسب اطلاعی که قبلا بهمه\nاهالی که بمنازل عرض راه مجاورت دارند عطا شده بود ، عامه اعزه و معارف\nو اهالی اطراف و اضلاع ( جگدلک ) را در قصر یکه در آنجا هست در استقبال خود\nمنتظر یافته با آنها ملاقات مفصل نموده و وظائف ملیت و وطنیت را بهرشان\nمدلل فرمودند و اصلاحات آنجا را با مقدمات ربط و ضبط و تأمین امنیتش\nکه مختل بود بوجه احسن نموده ، در جگدلک یک قوه عسکریه را بعلاوه تعهد خدمتگذاری\nکه مردم قومی کرده بود خدمتی گذاشتند .\nهمچنین در سرخ پل با رعایا و مشاهیر قریه آن تبادل افکار کرده ، تشویق\nتحریض انجام خدمات وطن و وظایفی که بر عهده آنها گذاشته شده بود بیانات\nدادند و حاکم و مأمور مالیه حصارک غلجائی را تعیین ، و تکالیف شانرا مقرر داشته\nانضباط و اصلاحات اینجا را نیز انجام ، و بودن یک مفرزه دیگر نظامی را\nدرین محل نیز اعلام کردند .\nدر بلولی ، و گندمک ، و هاشم خیل و غیره هم پذیرائی اهالی را قبول و"}
{"book": "adl0119", "page": 264, "text": "اجرائت سپه سالار غازی در عرض راه مشرقی ۱۹۵ جلد اول نادر افغان\n\nآنها را در بجا آوری وظائف اسلامی شان مسئول قرار داده، در نمله عموم قوام\nخوگیانی را ملاقی و آنها را هم به وحدت و اخوت و انجام خدمات ملی و تعمیل\nاوامر اسلامی داعی شده در تأمین امنیت و تهیه اسباب رفاهیت ملت\nو تقرر تشکیلات حکومت بذل مساعی و امر اقامه یک یک قوه عسکری را\nدر (گندمک) و (نمله) نیز اعطا فرمودند.\nپس از فراغ پذیرائی و نصائح مردم (فتح آباد) و (بهار) در (بهاولی)\nاعزه و معاریف (سرخرود) را از مکالمات خود خشنود، و آنها را به سعادت\nو بهبود شانرا وانمود، و به ایفای خدمات ملت و حکومت آنها را تشویق و\nدر تقرر امنیت و رفع گزند خاطر رعیت بذل مقدرت، و یک قطعه نظامی را\nدرینجا هم خدمتی مقرر فرمودند.\nوصول سپه سالار در جلال آباد\nدر موقع ورود جلال آباد مراسم پذیرائی این عسکر غازی از طرف عامه\nاهالی اطراف و نواحی آنجا و سادات و علما و مشایخ و اعزه و معاریف و کلان\nشوند های (چپرهار) و (شینوار) و (کامه) و (کنرها) و (نورستان) و (لغمان)\nو غیره که اکثراً از سنگر ها و سرحدات و بعضاً از محلات خود آمده بودند بوجه احسن"}
{"book": "adl0119", "page": 265, "text": "مسرت اهالی مشرقی از ورود سپه سالار غاز  ۱۹۶  جلد اول ـ نادر افغان\n\nبشوق و ذوق زیاد اجرا و تماماً از لقا و شنیدن نصائح و هدایات موثره این\nفاتح تبل و صاحب منصب اکمل خود که برای پژویش احوال و تقویهٔ مادی و معنوی اهالی\nمشرقی همچو یک فرشتهٔ رحمت مواصلت کرده است اظهار مسرت کردند\nو آمدن این مرد نیکبخت را موجب سعادت و رفاهیت خود دانستند.\nچنانچه پیشتر نگاشتیم جلال آباد در موقع ورود سپه سالار نه تنها خالی و ویران\nبلکه تمام موجودیت آن حریق شعلهٔ آتش عدم تدبر آن عمال امانی که زمام مهام\nآنجا را در دست داشته بودند، شده بود؛ و همه قصور سلطنتی و عمارات مأمورین\nبزرگ تا درجهٔ اخیر از دروازه و تمام سامان و لوازم محتویهٔ خود عاری و خالی افتاد\nو بالآخر در تمام جلال آباد اینقدر یک جای نبود که سپه سالار بتواند خیمهٔ سفری\nخود را بیک اطاق معمولی عوض کند.\nتشکیلات حکومتی بالمره نابود، و در هر طرف تحریک خائنین و فتنه جویان وانمود\nو آثار پریشانی هویدا، و اسباب راحت و اطمینان مردم ناپیدا بود."}
{"book": "adl0119", "page": 266, "text": "بیانیه سپهسالار غازی محضر عماید مشرقی ۱۹۷ جلد اول نادر افغان\n\nمفاد نطق مقرر سپهسالار غازی در محضر اهالی سمت مشرقی\nجناب محمد نادر خان سپهسالار از همه اولتر با سادات و علما و مشایخ و\nاعزه و معاریف و ملکان و کلان شوندگان عموم نقاط مشرقی تبادل فکر کرد، و آنها\nبسوی نتایج بدنظمی های داخلیه متوجه کرده، از نزاکت امور خارجی داناند (۱) و بآنها\nفهماند که تا زمان تکمیل مطالبات افغانستان ما و شما هر لحظه در حالت حرب،\nو منتظر به حصول حقیقی همین حیات با شرفیکه بحمدالله آنرا بفضل الهی و عزم مجاهدین\nجنوبی و قوه شمشیر اسلامی قبلاً بدست آورده ایم و یا مترقب همان مرگ با شرفیم\nکه آبا و اجداد نیاکان ما آنرا در راه حفظ شان و شرف و ناموس دین و وطن\nبا افتخار تحصیل کرده اند، میباشیم.\nلهذا جهتۀ موفقیت باین مقصد با سعادت لازم هست که ما و شما آن اوامر\nاسلامی را که درین مورد شرع نبوی بما توصیه کرده است تعمیل، و از نفاق و\nخانه جنگی و نزاعهای در میانی منصرف شویم؛ و تماماً متحد اً برای تکمیل مقاصد خود\nمانند آن مجاهدینی که در دکه و غیره سرحدات مشرقی بمقصد انجام خدمت ایستاده اند\n\n(۱) نطق های سپهسالار در عرض راه مشرقی بعامه اهالی و مستقبلین نیز بهمین مضمون بوده است."}
{"book": "adl0119", "page": 267, "text": "بیانیه سپه سالار غازی در حصر عمائد مشرقی ۱۹۸ جلد اول ـ نادرافغان\n\nکمربسته حاضر و آماده باشیم.\n\nشما اولاً این موضوع را بقسم نصیحت و طورالوسی وقومی به عامه آن اقوام طوایف\nکه قبل از فراغ و تصفیه معاملهٔ خارجه بامورخانگی و مسائل داخلی پیچیده اندخاطرنشان\nکنید، اگر شنیدندفنعیم المطلوب والا خود تان آنها را بهر صورت ممکنه که بتوانید\nبراه بیاورید اگر نشد این اقوام و یا اشخاص نصیحت ناشنو را بمن معرفی کنید بقوهٔ\nعسکری آنها را تأدیب و تکالیف لازمه شانرا برای آنها تعیین کنم.\n\nبرای تهیه اسباب جنگ، جهاد بالمال و بالنفس فرض است، چون\nجوانهای شما فعلاً در سرحدات با نظار جهاد حاضر، و در عامه مردم ذوق دفاع از\nوطن و حفظ شان وشرف ملی زیاد است ولی از حیث ثروت و لوازم احوال\nمشرقی طوریکه ظاهر است، خراب میباشد، پس راجع به اعطای مالیات محصولات\nحکومتی و استرداد آن اموال اجناسیکه شما ملت بنا برامر قبل از وقت حکام\nماضی خود از مال دولت برده اید نیز مسارعت کنید.\n\nهم در فرستادن عسکری و یا قوای قومی بهرصورتیکه بشما سهل باشد بذل\nمجاهدت کنید، چرا که وجود و تهیه قوهٔ قومی عنداللزوم اندک وقت میخواهد، وعسکرا\nچون دائماً برای خدمت ملت و دفاع وطن حاضر میباشند، لهذا تا موقعیکه امر"}
{"book": "adl0119", "page": 268, "text": "بیانیه سپهسالار غازی در محضر عامه مشرقی ۱۹۹ جلد اول - نادر افغان\n\nاجتماع به عامه اهالی داده میشود، و آنها حاضر میشوند بعسکر ما به انجام وظائف خود\nمجاهدت و متعاقباً از وصول معاونت نفری ملکی تقویت میشوند.\nدر صورتیکه ما عسکری منتظم و یا قوای حاضر باش مکمل قومی را در دست نداشته\nباشیم، اگر دشمن ناگهانی حمله کند، تا که ما اعلان نفیر عام را کنیم و مردم جمع آوری کنند\nمعلوم است که کار از کار گذشته میباشد.\nبعد از رفع نزاع و گفت و شنید خانگی و جریان روح وحدت و یگانگی\nدر عامه اهالی و وصول مالیات و محصولات و استرداد اموال حکومت و رسیدن\nافراد عسکری و یا قوای قومی تان بسته ما و شما و عامه برادران سرحدی ما نشسته\nیک لویه جرگه تشکیل و وظائف خود مانرا برای جهادیکه آتیاً در صورت عدم تحمیل\nمطالبات ما واقع شدنی است تعیین خواهیم کرد.\nعزیزانم! حالا بروید و در تعمیل این او امر من که تاماً ضامن سعادت دینی\nو دنیوی تان است بفوریت بکوشید و به نزاکت این وقت دیده بهر اندازه\nکه بکوشید بهمان پیمانه مسعود میگردید.\nبروید شما را بخدا سپردم، حفظ شان و شرف و عزت و استقلال وطن محبوبم را\nاز خدای برتر به همت و شجاعت شما اقوام خواستارم."}
{"book": "adl0119", "page": 269, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۲۰۰\nمعروضۀ اعیان مشرقی بحضور سپه سالار غازی\n\nمفاد معروضه اعیان شرقی بحضور جناب سپه سالار غازی\nاهالی از شنیدن این افکار عالی سپه سالار غازی که عین مقصودشان بود\nخوشحالی زیاد کرده معروضداشتند « هر چند از سوء اداره و بیکفایتی حکام ماضی\nنظامی ما، بر جهت قهقری ترجیح داده زعمای امور تقسیم ذخائر و تجهیزات حکومتی را\nبر اهالی مستحسن دانسته اند، که در ضمن آن بسیاه بی نظمی ها و غلط فهمی ها واقع و شهر خراب شد\nولی ما مجاهدین ملی و حامیان دین مبین اسلامی به این نزاکت وقت که شما انرا\nتشریح دادید دانسته برای یک لمحه هم محاذ جنگ را خالی نگذاشتیم و کمال\nصداقت و شجاعت خود ها را در دفاع از وطن محبوب خود و حفظ شان و شرف\nاسلامی خویش بدون معاونت و مساعدت حکومت به اثبات رسانیدیم و هم\nدر جلوگیری از نزاع و خانه جنگی و تشتت عمومی اقوام و عشائر حتی الوسع کوشیدیم.\nاکنون که مثل شما یک مجاهد فعال بهر وقت ما رسید، البته تحت ادارۀ\nهمدردانه و نظارت غمخوارانۀ شما هم امنیت و انضباط کلی در سرتاسر شرقی حاکم\nو هم امور تعرضیه و دفاعیه این نواحی بوجه احسن مستحکم میگردد.\nما حاضریم این نصایح و اوامر شما را بعامۀ ملت ابلاغ کنیم، و آنها را بتوجه"}
{"book": "adl0119", "page": 270, "text": "معروضه اعزه مشرقی بحضور سپه‌سالار غازی ۲۰۱ جلد اول ـ نادر افغان\n\nواخوت، والانصراف از مجادلت، و کمر بستن بمانند دیگر مجاهدین برای خدمت،\nتوصیه کنیم ویقین داریم که این ابلاغ ما چون از طرف همچو شما یک مجاهد ملت دوست\nمیباشد موثر و مفید واقع خواهد شد، و اگر این نصایح خیرخواهانه ما در برابر جهالت\nو مفسدت بعض افراد موثر واقع نشود، البته که اطلاع آنرا اولاً بشما اعلام و باز\nباستیدان شما باتفاق قومی در تادیب و گوشمالی آنها میکوشیم.\nراجع برسانیدن مالیات و محصولات و استرداد اموال حکومتی هم بذل\nمساعی میورزیم و هم بهر سرعت ممکنه که بتوانیم جوانهای خود را برعلاوهٔ آن مجاهدین ما\nکه فعلاً در سنگرها و سرحدها مصروف حراست وطن اند، بحضور شما حاضر میداریم\nتا در تعمیل و انفاذ همه آن هدایات و اوامرتان که برای خیر و بهبود مملکت و ادامه عز و\nشرف ماملیت و پیشرفت مقاصد حکومت آنرا صادر میفرمائید مخلصانه بکوشند.»\n\nمجاهدات سپه سالار غازی در اصلاحات تنظیمات مشرقی\nپس از رخصت شدن این جرگهٔ بزرگ اعیان مشرقی به اوطان شان حضرت عالی\nسپه‌سالار صاحب از یکطرف و جناب سردار محمد هاشم خان از جانب دیگر\nباصلاحات و تنظیمات فعالانهٔ آن سمت ویرانه بکمال سرگرمی آغاز فرمودند"}
{"book": "adl0119", "page": 271, "text": "اصلاحات و تنظیمات اداری در سمت مشرقی ۲۰۲ جلد اول - نادر افغان\n\nدقیقه از دقائق همدردی و دلسوزی را برای تأمین رفاه و آسایش عمومی فروگذا\nنشدند .\nراجع به تمدید سلسله تلفون، پسته و دیگر ذرائع خبر رسانی به نقاط لازمه\nعملیات را آغاز ، و حکام مأمورین تشکیلات حکومتی ها و علاقه داریهای آن نواحی را\nتجدید، و مفرزه های محافظ عسکری را بهمه جهات مقتضیه اعزام ، و قوای نظامی را\nتحت سر عسکری قوماندانهای امین و صادق با هدایات مفصل سر از نو بسرحدات\nمشرقی کوچ داده، ضمیمه قوای قومی هر محل فرمودند، بر علاوه آن یک یک\nمفرزه سیار را که دائماً در نقاط معینه هر واحد آنها در گشت و گذار باشد مقرر\nداشته و در تهیه غله و دیگر لوازم حربیه و تعمیرهای مخروبه و ترمیم عمارات آسیب رسیده\nنیز بذل مقدرت انتهائی خود را نمودند .\nدر اثر ابلاغ نصائح سپهسالار صاحب غازی بعامه اهالی مشرقی تماماً\nآن اموال و سامان حکومتی و رعیتی را که تلف نشده بود و در دست مردم مانده بود\nبکمال خرمی مسترد میکردند، و نفری زیاد قومی و آن افراد عسکری، که سابقا در\nنظام خدمت ، و صاحب تعلیم شده، بعد از اکمال دوره ملازمت بخانه های خود\nرفته بودند ، داوطلبانه جهة قبول و انجام خدمات وطن حاضر میشدند ."}
{"book": "adl0119", "page": 272, "text": "اصلاحات و تنظیمات نادری در مشرقی\n۲۰۳\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nهمچنین رعایای صداقتمند دین دوست مشرقی برعلاوه تأدیه و تحویل محصولات\nو مالیات ذمگی شان از اعطای اعانه و فراهم آوری دیگر تسهیلات برای پیشرفت\nمقاصد وطنیه امانه سردار سپه سالار نیز خودداری نمیکردند.\nآنهمه نزاع و تشاجریکه بعد از انحلال تشکیلات ماضیه حکومت و قبل از ورود\nوزیر صاحب حربیه، بنا بر فقدان مرکزیت عائد شده بود در اثر ابلاغ وصایای\nسپه سالار بعموم عوام و خواص آن دیار، و ربط و ضبط و تعقیبات موثره این\nمرد هشیار در اندک زمان بوحدت حقیقی و اخوت اسلامی تبدیل، و همه مردم\nبرای دفاع از وطن و حفاظه شان و شرف خود بجان و تن حاضر شدند.\nمساعی جمیله این وزیر حرب عده ازان دزدان و اشقیای محلی را که رهزن\nراحت و طماینت ملت شده بودند، و خواب آرام را بر مردم حرام کرده بودند دستگیر\nو حسب الشرع اعدام، و بعضی را حبس، و چندیرا از دمار مرکز فرستاد،\nبوزارت داخله عمومیه نگاشت، تا به حصص دور دست مرکز تبعید شوند و آنها را\nکه از راه انابت شفاعت خواه به حضور عدالت ظهور این وطنیخواه غیور حاضر،\nو توبه نامه خود ها را تقدیم کردند، نه تنها معفو قرار داد، بلکه حسب ذوق و سلیقه\nهر واحد شانرا بخدمات لازمه نیز مقرر داشت که تماما در انجام خدمات امتحاناً"}
{"book": "adl0119", "page": 273, "text": "اصلاحات و تنظیمات نادری در مشرقی ۲۰٤ جلد اول - نادر افغان\n\nخوبی را دادند .\nدائماً اقوام و طوائف هر منطقه را مدعو و بمهمانی و الطاف پژوهی از اوشان پذیرائی، و در جوش و خروش و وحدت و اخوت در میانی، و ابلاغ وصایای وطنخواهی، حفظ شان و شرف اسلامی آنها میکوشیدند، در پیشرفت مقاصد عالیه و ملیه اجتماعیه، آنها را تشویق میفرمودند .\nبرعلاوه آن عالیجا عزت و شجاعت همراه محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی را تکرار بدوره و نظارت بر اجراآت لغمان و شینوار و غیره نقاط مامور میداشت که مشارالیه در همه جا اسباب رضای خالق و خوشنودی مخلوق و انداختن جوش و خروش در جذبات عمومی و پیشرفت مطالب با شرف ملی و حکومتی را فراهم آورده موفقانه برمیگشت .\nخود سردار سپهسالار یکحصه وقت خود را برای انصرام امور مرجوعه نظام و باخبری از مجاری سرحدات و حسیات افواج و اعطای جواب فرامین و مکاتیب وارده مرکز، و نگاشتن افکار و نظریاتش به پادشاه و کابینه وزرا راجع به بهبود کار و پیش بینی منافع و اضرار تخصیص فرموده بودند، و حصه دیگر آنرا بجهت شنیدن عرض و داد اهالی و اقامه عدل و انصاف، و ملاقات از اعزه و معاریف و اقوام قبایلکه"}
{"book": "adl0119", "page": 274, "text": "اصلاحات و تنظیمات نادری در سمت مشرقی\n٢٠٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nجهت ملاقات و اخذ هدایات حاضر میشدند در محضر عامهٔ هیئت هر کاب از صاحب منصبان\nنظامی و مامورین ملکی میگذرانیدند.\n\nهرچند امورات عادی عرضچی و نظامی را بعهدهٔ جمعیت مندمحمدعلیخان گرد\nمفوض فرمود بودند که مشارالیه ناموس کارانه و علاقه مندانه آنرا تا جائیکه اختیارات\nبرای شان داده شده بود و از عهده آن برآمده میتوانستند انجام، و امور مهمه و\nسررشته طلب را بحضور برادر معظم شان مرافعه میدادند.\n\nاز طرف شب بالعموم کارهای ادارات مرکزی را ملاحظه و اوامر و هدایات\nضروری را برای عامه مامورین مشرقی اعطا، و بجواب معروضات و مکاتیبیکه\nخدمت شان از عموم صاحب منصبان و قومندانهای نظامی ولایات و حکومت\nاعلی افغانستان میرسید میپرداختند.\n\nتشکیل جرگهٔ عمومی بنام اتحاد مشرقی\n\nبعد از اینکه امورات اداری و تشکیلات حکومتی مشرقی فی الجمله تحت نظم و نسق آمد\nو روح وحدت و یگانگی در کالبدش دمید، و عمارات جلال آباد تا یک اندازه\nآباد و رعایا از مساعی جمیلهٔ نادری دلشاد گشت، مسائل دیوانی مرتب، قشله‌ها"}
{"book": "adl0119", "page": 275, "text": "جرگه اتحاد مشرقی در هده ۲۰۶ جلد اول - نادر افغان\n\nنظامی از افراد محلو، و همۀ مجاری امور بر محور طبیعی خود بگردش آغاز کرد، سردار\nسپهسالار حسب وعده نخستین خود عموم سادات، علما، مشایخ و اعیان\nمشرقی و مشاهیر آنجا را جهته تعیین وظائف آتیه‌شان و مقرر داشتن تکالیف و\nخدمات هر قوم و قبیله در موقع آغاز جنگ مکرر افغان و انگلیز بیک مجلس عالی\n(اتحاد مشرقی) ذریعه مکاتیب خصوصی و اعلانهای رسمی که بتعداد مکفی\nطبع و نشر شده بود مدعو فرمود.\nزیرا تا حال که از شـ ۱۲۹۸ـه یکماه باقیمانده است انگلیز برعلاوۀ تسلیم\nنمودن استقلال افغانستان که در اثر جوش و خروش ملی و مطالبات بہیم\nعملی عموم مسکونین مملکت افغانستان و فتوحات و مظفریت سیفی\nو خشونت مقدس قلمی سپهسالار آنرا علی العجاله بصورت رسمی قبول\nو خواهش متارکه و فتح باب مذاکرات را کرده است، بدیگر شرائط\nبا شرافانه افغانستان تمکین نمیکند و درعین زمان به ترتیبات نظامی\nو تکمیل تجهیزات حربی خود مشاغلت دارد.\nدرینصورت حتمی بود که ما هم محض جهته اتمام سلسلۀ مذاکرات و حاصل\nداشتن همه مطالب و تمنیات خویش به پایه بسیار وسیع و اساس مستحکم باز برای تعرض"}
{"book": "adl0119", "page": 276, "text": "جرگۀ اتحاد مشرقی در ہده ۲۰۷ جلد اول - نادر افغان\n\nو مقابلہ و تکمیل نمودن ہمۀ مطالب مدنیہ و اجتماعیۀ خود ترتیبات بگیریم و روح جہاد\nو مقدمات حربی را تقویہ و تنمیہ کنیم، کہ اگر واقعاً از طرف حریف مقابل اندک\nیک خطرہ و بی پرداختی در اعطای حقوق مشروعۀ ما دیدہ شود، باید کہ شدیدتر\nاز پیشتر در راہ اندفاع آن مقاومت، و بشجاعت فطری و حماست جبلی و\nمقررات مذہبی خود ہمر مطالب حقۀ خود را تأمین و محافظہ کنیم.\nبالجملہ وکلا و مبعوثین ملی و عامۀ اعیان و معاریف سرحدات بموجب ہمان\nمواد و شرائطیکہ از طرف سپہ سالار توضیح و اشعار شدہ بود بیک سرعت\nصاعقہ نمائی بمجرد وصول اعلان در مرکز سمت مشرقی یکی بعد از دیگری واصل\nو شرف ملاقات و مہانی سپہ سالار صاحب غازیرا کہ بیک پیمانۀ وسیع\nنہایت عالی گرفتہ شدہ بود حاصل میکردند.\n\nتصویبات تاریخی مجلس عالی اتحاد شرقی\n\nدر عشرۀ اولیۀ حوت ۱۲۹۸ھ بعد از اجتماع عامۀ مدعوین کہ در ظرف یکہفتہ بہ\nتکمیل رسید، در ہٰدۀ مشرقی بمیدان ہمجوار زیارت نجم المشائخ (مجلس عالی\nاتحاد مشرقی) منعقد، و راجع بہ حفظ شأن و شرف اسلامی بیانات مؤثره"}
{"book": "adl0119", "page": 277, "text": "جرگۀ اتحاد شرقی در بده\n۲۰۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز طرف وزیر صاحب حربیۀ و تمام روحانیون ایراد، و مراتب شوق و محبت\nعمومی راجع به حرب و مجاهدت ایزاد، و تقاضای جدی در تعجیل تمام مطان\nمشروعۀ ملت افغانی عموماً از طرف تمام اقوام و قبائل و طوائف و عشائر\nسرحدی به حکومت افغانستان پیشنهاد شد، تا جواب آخری حکومت انگلیز را\nبه خود حاصل نماید و بوی خاطر نشان کند که در صورت عدم پذیرفتن خواهشهای\nحقۀ ملت افغانیه البته جهاد بر ما فرض و ما بمجردیکه از پهلو تهی کردن انگلیز در برابر این\nمطالبات مطلع شویم، فوراً در سرتاسر سرحدات مشرقی از اسمار گرفته الی پاچینا\nداخل میدان کار زار میشویم . (۱)\nدرینصورت حتماً آتش حرب در سرحدات جنوبی و مغربی افغانستان\nتکرار افروخته میشود و مشکلات زیاد یرا تولید میکند .\nخلاصۀ صورت مفصل این قرارداد ها که باجمال آن فوقاً اشاره شد در اثر\nنطق مهیج عسکرانۀ سپه سالار، و تأئید و تصدیق روحانیون دیانت مدار یکجوش\nو خروش فوق العاده درمیان غلغلۀ تکبیر و تسبیح از طرف عامۀ شرکای\nمجلس با کثریت مطلقۀ تصویب و در حاشیۀ قرآن پاک راجع بفدا کاری و جانبازی\n(۱) برای مزید اطلاعات این جرگۀ ملی ناظرین بشمارۀ اول سال اول اتحاد مشرقی مطبعۀ ۹ حوت ۱۲۹۸ رجوع کنند ."}
{"book": "adl0119", "page": 278, "text": "خدمات و اثرات اخبار اتحاد مشرقی\n۲۰۹\nجلد اول - نادر شاهان\n\nدر راه تعمیل و انفاذ این قرار دادها با تعیین صورت تکالیف و ذمه داری هر قوم\nراجع بامور تعرضیه و دفاعیه یک یک محاذ تعهد کردند، و هر کدام شان با تعداد\nنفری مجاهدین و سرکردگان جهاد و علم برداران غزا را از ذواتی که حریث شرف\nعامه را حائز بودند معرفی کردند .\nاز طرف وزیر صاحب حربیه برای علم برداران و مشران هر قوم یک یک\nتفنگچه عالیه که بران اسم همان قوم و محاذ خدمت آن منقوش بود با انعامات\nکافی اعطا و یک یک علم افغانی که بران آیات بینات فرضیت و عظمت\nجهاد و مراتب عظمای جنگیدن در راه خدا و اعلای کلمة الله مرسوم بود برای\nعلم برداران عطا شد .\nتاسیس اخبار اتحاد شرقی بیادگار این مجلس عالی\nبیادگار این مجلس بامرو اراده سپه سالار صاحب غازی یک اخباری\nنیز در مرکز سمت مشرقی بنام « اتحاد مشرقی » در منصه اشاعه گذشته شد که\nرسم همان علم اتحاد را در عنوان خود دارد، ذاتا این اخبار در اثر مقررات همین\nمجلس انتشارات خود را تدویر و تکرار میکرد و یکروح وحدت، اخوت ، شجاعت"}
{"book": "adl0119", "page": 279, "text": "اثرات خارجی جرگه اتحاد مشرقی\n۲۱۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nو تامین حقوق و حیات با شرف را بمردم اعطا و جذبات شریف و احساسات\nمنیف را در ملت تزریق، و جبن و خوف و زندگانی ننگین را تقبیح و ملت را\nاز هر نوع مجاری امور در هر هفته دو بار استحضار داده، از مضامین دلنشین خود\nهمه قارئین خود را مطلع و مشکور میساخت . (۱)\nگویا درین مجلس عالی اتحاد مشرقی مساعیات جمیله سپه سالار غازی\nکه از بدو ورود خود الی الان در ان زمینه صرف مجاهدت کرده بودند، عملاً ثمردار\nو نتیجه خوبی را از ان گرفت و هر قوم وطائفه در یک مسرت و خوشحالی اوامر\nاین قوماندان عالی را پذیرفته به نقاط معینه خود رجعت کرده منتظر نتیجه این یادداشتهای\nخویش که توسط حکومت متبوعه خود به انگلیز داده بودند مانده، در عین زمان بامر\nسپه سالار غازی چشم انتظار را دوخته بودند که چه وقت با اذن میدهد\n\n(۱) ازین مساعی جمیله نادری که در اصلاحا مشرقی نمودند مخصوصاً از مضامین این اخبار، که نهال دست نشانده سپهسالار\nاست ، عامه جرائد خارجه و سیاسیون و عقلای عالم خیلی تعریف و تمجید و از مندرجات آن اظهار مسرت\nمیکردند . هذا بخط نظریه معاصرش امان افغان که درباره آن نوشته باین قرار هست :-\n«با بکمال مسرت می بینیم که از سمت مشرقی درخشانترین انوار معارف ( اخبار) با یک انتظام مکملی\nشایع شده میرود. و بنام سعادت التزام « اتحاد مشرقی » در هفته دو بار چشم انتظار را بدیدار افادات\nبار خود منور می سازد ................ ما از مساعی جمیله جناب عالیقدر جلالتماب مستطاب محمد نادر خان\nوزیر صاحب حربیه ، رئیس تنظیمیه و اصلاحیه سمت مشرقی خیلی ممنون و متشکریم که برای اهالی آنجا از همه گونه اسباب\nبیداری را مهیا کرده است ................... »\nمنقول از صفحه ۲ شماره ۶ سال اول امان افغان منطبعه ۱۸ حمل ۱۲۹۹ - کابل ."}
{"book": "adl0119", "page": 280, "text": "اثرات خارجی جرگۀ اتحاد مشرقی\n۲۱۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه داخل خط حرب شویم .\n\nحتی بعضی از ان ذوات و اشخاصیکه جذبات مشتعلانه و حسیات اسلامیۀ\nخود را قید و ضبط کرده نمیتوانستند ، بمجرد انحلال این مجلس عالی اتحاد مشرقی بصورت\nدسته ها و جمعیت ها داخل گیر و دار، و مصروف جنگ و پیکار ، با حریف سیاست\nمدار خود هم شدند و با وجود ممانعت و جلوگیری سپه سالار صاحب غازی از پنجه\nشور و غوغای ملی و جنون مذهبی ، و لو از یکطرف تا چندی ساکن و آرام میشدند ،\nباز از گوشۀ دیگر اسباب پریشانی حریف را فراهم می آوردند .\n\nتأثیر مجلس اتحاد مشرقی بر حکومت انگریز\n\nوقتیکه این یاد داشت اقوام و طوائف مشرقی و سرحدی به انگریز رسید در\nحالیکه قبلاً بدیگر ذرائع ازین جذبات فنا ناپذیر و حسّیات آتش گیری که در\nاثر مساعی این سپه سالار شجاعت آثار ما ، در کانون ضمیر صغیر و کبیر مشرقی افروخته\nشده بود ، خودش هم طلاعات موثقی را گرفته بود ، علی الفور در اوائل حمل ۱۲۹۹ سنه\nخواهش افتتاح سلسلۀ مذاکرات را سر از نو ، و مسئلۀ تدقیق نمودن مطالبات\nافغانستان را در میان آورده خواهش آمدن یک هیئت اصلاحیۀ افغانستان را"}
{"book": "adl0119", "page": 281, "text": "اثرات خارجی جرگه اتحاد مشرقی\n۲۱۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nدر موضع منصوری هندوستان نمود.\nچنانچه از مرکز هیئتی برای گفت و شنید تعیین، و با تشریفات و اختیارات\nمخصوصی عازم آن سرزمین شد ولی باز انگریز نگران اوضاع و جریان افغانان\nمخصوصا از مشرقی و حواشی سرحدی و طرز عمل این سپه سالار غازی بود وحل\nو فصل مذاکرات صلحیہ را بهر صورت ممکنه که میتوانست، بتطویل کشانیده میدید\nو انتظار میکشید که این جوش و خروش سکونت پذیر است یا نی؟ و این تعهد\nو اقوالیکه از جرگه معظمه افغانیه در جوار مرقد حضرت نجم المشائخ علیه الرحمه تحت صداقت\nوزیر حربیه بسته و گفته شده تاثیرات خارجی دارد یا نه؟\nاما جای مسرت و شکران است که در جوش و خروش ملی و مساعی و اجرات\nمحمد نادر خان غازی و ضبط و ربط عسکری ما هیچیک بینظمی و سوء مجاری دیده نشده\nدر همه طبقات ملکی و نظامی حرارت و صمیمیت نهائی مشاهده میشد.\n\nغمخواری و نگرانی از مهاجرین هند\nدر ین موقع که سپه سالار در انجام وظائف محوله خود سرگرمی داشت یک\nسانحه بزرگی از علیحضرت امان الله خان سرزد، که در فاتحه گیری امیر شهید رسماً"}
{"book": "adl0119", "page": 282, "text": "اصلاحات نادری در مشرقی ۲۱۳ جلد اول - نادر افغان\n\nآن هندیهای مظلوم را بدون تعیین صنف و تعداد، و سنجش و عاقبت بینی فجاءةً به مهاجرت افغانستان دعوت داد (۱) زیرا که هندیها درینوقت بواسطه مظالمی که بر ترکان و مقام خلافت اسلامیان از طرف اتحادیون که دران انگلیز هم شامل بود تحمیل میشد، سخت پریشان بودند و میخواستند که یا با انگلیز جنگ و یا از مقبوضاتش هجرت کنند ولی در ترجیح محل هجرت متردد بودند.\nبمجرد نشر این اعلان جناب محمد نادر خان هم تلفوناً و هم مکتوباً به اعلیحضرت امان الله خان خاطر نشان کرد که درین مفکورهٔ خود مرتکب لغزش شدیدی که تلافی آن بهیچصورت ممکن نیست شده اند، چرا برعلاوهٔ اینکه درینوقت افغانستان بانواع مشکلات داخلی و خارجی خود گرفتار است، ثروت و هستی او هم باین اندازه بسیار نیست که بتواند از تمام مهاجرین هندی که به پیمانهٔ بلند خواهش مهاجرت را دارند، پذیرائی و سرپرستی، در کنار، حتی یکجای نمایش درستی را تهیه کند\n\n(۱) این حصهٔ نطق اعلیحضرت امان الله خان که راجع بهجرت نمود چنین است :\n« افغانستان با همه وسعت خود برای قبول کردن مهاجرین هندی حاضر است »\nناظرین جهت مزید معلومات عین این بیانیهٔ رسمی را در صفحهٔ ۴ شمارهٔ اول سال اول مؤرخه (۱۰) حمل ۱۲۹۹ شمسی اخبار امان افغان منطبعهٔ کابل که تحت مدیریت آقای عبدالهادی خان بود مشاهده فرمایند برای استطلاع از دیگر نشریات تشویقیه هجرت بدیگر شماره های جرائد وطن که دران هنگام انتشار می یافت مراجعه فرمایند ."}
{"book": "adl0119", "page": 283, "text": "اصلاحات نادری در مشرقی ٢١٤ حصه اول ـ نادر افغان\nمخصوصاً درین مورد عالیجاه عزت و شجاعت همراه محمد هاشم خان نائب سالار\nحاکم اعلای مشرقی تلفوناً به حضور اعلیحضرت امان الله خان قدری تیزی هم کرد\nو بشدت برین اعلان شان تنقید، و از مضار آن پیشگوئی نمود.\nبهر صورت سیل مهاجرین بلندتر از حدس و توقع مشاورین و مصدقین،\n«بلی صاحب گویان» و حواشی بلا ارادهٔ در بار امانی بکمال شدت و عظمت\nبنای آمدن را گذاشت، و سرتاسر عرض راه بین پشاور و کابل را امواج قوافل\nمسلسل آنها تشکیل داد، درین موقع همین سپه سالار و نائب سالاریکه بر اعلان قبولیت\nمهاجرین از نقطه نظر خیرخواهی و دوراندیشی تنقید میکردند، با حواشی و ملتزمین خویش\nاز صبح تا خفتن دقیقهٔ از غمخواری و خبرگیری این اخوان اسلامی خود فروگذاشت\nنمیکند، و در فراهم آوری تسهیلات لازمهٔ آنها از تورخم الی باریکاب کابل بقدری\nمساعی میکردند، و انواع مساعدتهای اخلاقی و اوضاع انسانی بآنها\nمراعات میفرمودند.\nبهر تقدیر در تمام عرض راه مشرقی همه سامان راحت و تسهیلات مقتضیهٔ\nمسافرت برای مهاجرین از همدردی و حسن مساعی سپه سالار غازی موجود بود\nولی در کابل و دیگر محلاتیکه برای بود و باش آنها تعیین و تخصیص میشد حال این مظلومین"}
{"book": "adl0119", "page": 284, "text": "اصلاحات نادری در مشرقی\n٢١٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nخیلی پریشان بود و از هیچ طرف هیچ مواسات و مواخاتی بعمل نیامد، تنها در\nکابل سردار محمدعزیز خان برادر سپه سالار دربارۀ این مهاجرین معاونت اتفاق\nچند نفر هندی و افغانهای با حس، چاره جوئی و اظهار همدردی میکردند.\nو راجع بفراهم آوری تسهیلات آن مهاجرینیکه از راه جنوبی وارد افغانسنتان\nمیشدند، عالیشان شجاعت بنیان شاه محمود خان حاکم اعلی لواشر جنوبی اظهار\nهمدردی میفرمودند.\nاین سیلاب بی پایان مهاجرین چون طاقت خودها را در اقامت افغانستاان\nطاق دیدند، لاچار بمعاودت اوطان خود شتابان شدند، در موقع واپسی آنها هم\nدر موجودیت تسهیلات و خاطر داری آنها بنابر توصیۀ سپه سالار عامۀ اهالی\nو مأمورین دیانت شعار مشرقی مخصوصاً جناب محمد هاشم خان کوتاهی نکردند.\nمساعیات عرفانی سپه سالار غازی در مشرقی\nچون وزیر صاحب حربیه در همه شعب اداریه و تنظیمیۀ مشرقی موفق شدند و سرتاسر\nمشرقی براحت و سعادت و مرفه الحالی هم آغوش، و جذبات و حسیات آنها را\nبرای حفظ حقوق و وقایۀ شان و شرف شان زنده گردانیدند، در صدد تربیۀ روحاانی"}
{"book": "adl0119", "page": 285, "text": "اصلاحات نادری مشرقی ٢١٦ جلد اول - نادر افغان\n\nو تقویۂ معنوی ابنای این سمت که بدون علم و معارف امکان پذیر نیست برآید.\nعامۀ اهالی و معاریف مشرقی را تماماً مدعو و لطفاً آنها را از محاسن علم و عرفان\nو لزوم تعلیم و تربیۀ اولاد شان به بیانات مؤثر دلنشین رقت آور مستند\nدانانده، آن مفکورۀ خودشان را که بالنسبه تأسیس مکاتب مشرقی داشتند\nبا اوشان حالی فرموده، آنها را به اعطای اعانه و ترسیل اولاد های شان\nبمکاتب توصیه نمودند.\nاهالی در مقابل این دلائل و نصائح خیراندیشانه وزیر صاحب حربیه شکرگویان\nو مسرت کنان بندوق تمام یک مبلغ زیادی را بنام اعانۀ معارف کمالیات\nخود تقبل و بکمال ذوق اطفال شانرا در «مکتب هستی» در جلال آباد که بدواً\nدر سهمًا آنرا سپه سالار صاحب غازی افتتاح فرمودند داخل کردند، و راجع\nبه اجرای مکاتب در عامۀ حکومات مشرقی هم بنائب سالار محمد هاشم خان حاکم\nاعلی و جناب محمد سلیمان خان وزیر معارف اوامر و دستور دادند، که\nمتعاقباً یکی بعد دیگری اجرا شده رفت."}
{"book": "adl0119", "page": 286, "text": "اصلاحات نادری در سمت مشرقی\n۲۱۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nتقدیر زحمتکشی و خدمتگذاری سپه سالار غازی از طرف ملت و حکومت\nجناب سردار سپه سالار صاحب ازین اجراآت نافعه خود در مشرقی که ما باجمال آن\nاشاره کردیم دران موقع نازک که مدهش ترین مناظر خرابی و پریشانی را\nبصورت حقیقی تمثیل کرده بود بنظر عامۀ ملت خواهان وطن دوست محبوب تر\nو از طرف جرائد نامدار مورد مزید تحسین و آفرین واقع شده از طرف\nاعلیحضرت امان الله خان و باقی وزرا و کابینۀ سلطنتی نیز فوق العاده تقدیر شده\nفرامین بسیار بلند و تبریک نامه های ارجمندی از هر طرف خدمت شان\nتهدیه میشد.\nبرعلاوۀ آن یک ثوب کوسی عالی را که مخصوص به نشان المرعالی و استعمال\nرجال درجۀ اول مملکت افغانی است، با یک کلاه جیغه دار نیز برای شان از مرکز\nتقدیم شد، که ملت افغانستان، مخصوصاً اهالی مشرقی ازین قدرشناسی\nحکومت خیلی زیاد اظهار مسرت کردند، و در موقع پوشیدن کوسی و کلاه مزبور\nبدعاگوئی مزید موفقیت سرفراز و در یک مجمع بزرگ عالی که مشتمل بر تمام اعیان"}
{"book": "adl0119", "page": 287, "text": "ضرورت اشتراک قواری در مذاکرات سیاسی\n۲۱۸\nجلد اول ۔ نادر افغان\n\nمشرقی بود، عموم مردم بدعا گوئی مزید موفقیت وزیر صاحب حربیه پرداختند.\n\nمعاودت هیئت اصلاحیه منصوری و ضرورت\nناخن گره کشای سپه سالار غازی برای مبارزه قلمی\n\nواقعاً نظم و نسق و اصلاحات مشرقی و مساعیات جمیله سپه سالار\nغازی همچنانکه برای سعادت و مرفه الحالی وطن و ملت مفید و مؤثر واقع شد\nدر معاملات خارجه هم تاثیرات مهمی را نشانداد، و وفد اصلاحیه افغانستان\nکه برای مذاکرات و تحصیل مطالبات ملی، در منصوری رفته بودند تا یکدرجه بساختن\nو ترتیب دادن مواد معاهده افغانستان و انگریز موفق شده، سواد آنرا\nجهته غور و تدقیق مرکز با خود گرفته در ۸ اسد ۱۲۹۹ برگشتند.\nچنانچه علامه محمود بیگ وزیر امور خارجه رئیس وفد اصلاحیه منصوری در\nهمان مجلسی که برای پذیرائی وفد اصلاحیه بنابر هدایت سپه سالار از مامورین\nملکی و نظامی و اعزه و معاریف کبار مشرقی در باغ شاهی حاضر بودند رسماً\nو علانیتاً در جواب آن نطق وزیر صاحب حربیه که بصورت خیر مقدم وفد فصلا\nایراد فرمودند، گفت:"}
{"book": "adl0119", "page": 288, "text": "ضرورت اشتراك نادری در مذاكرات سیاسی\n۲۱۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nتكمیل این مطالبات با شرفانه را كه ما از انګلیزها نموده ایم و تا یك اندازهٔ\nآنها هم تمكین كرده از اصرار قبولانیدن آن شرائطیكه منافی عزت و وقار و شرف\nافغانستان است باز ایستادند از بركت شمشیر آبدار و مساعی جمیلهٔ\nافتخار شما سپه سالار زحمت كش جرار افغانستان است اګر ما بآن فتوحات\nعالیشان شما كه در جنوبی آنرا مردانه وار احراز فرموده اید استناد نمیداشتیم\nو انګلیزان وضعیت هژبرانهٔ ما را نمیدیدند و یا فعلاً خوف و سهم این شمشیر\nبراق نادری، و اثر آن اقدامات شما نمی بود، كه منتج بجوش و خروش\nعمومی ملت افغانستان مخصوصاً از اقوام شجاع جنوبی و مشرقی و عامهٔ قوای\nعسكری ما شده است ابداً از ما باین درجه پذیرائی نمی نمودند، و نه باین اندازه\nدر برابر مطالبات مشروعهٔ ما مطایعت میكردند .\nهر چند درینقدر مدتی كه ما مشغول مذاكرات و تبادل افكار بودیم ولی بجل\nچند مسائل كه از نبودن آن استقلال و حریت ما داغدار و روح افغانیت ما\nفشار میدید حسب مطلوب موفق نشدیم .\nاینك همان مسائل بحث طلب را جهة غور و تدقیق با خویش مركز آورده ایم\nكه بحضور اعلیحضرت و جناب شما كه در هیچمواضع دائماً عصای پیری من ثابت شده اید"}
{"book": "adl0119", "page": 289, "text": "ضرورت بیشتر ان نادری در مذاکرات سیاسی \n٢٢٠\nجلد اول - نادر افغان\nو دیگر اعیان تقدیم شود، یقین میکنم که بتوجه اعلیحضرت و مساعدت فکر رسا و قلم توانا\nتان که همشیر شمشیر برچه تیز و عالی شما است یک آن اولتر آن غوامض را بصورت\nتحلیل خواهیم کرد که جانب مقابل هم بآن راضی خواهد شد، و اگر قناعت نکرد البته\nکه برای اقناع خاطر، شمشیر شما بهترین حکم و مصلح است .\nمن درین مورد در اول دخولم بخاک افغانستان از طورخم به حضور عرض کرده ام\nکه برای حل این اشکال ضرورت مساعدت فکری سپه سالار صاحب بسیار است اگر\nبرای چندی اوشانرا بمرکز بخواهید بهتر میشود، تا با ما درین مواد مرتبه معاونت کند.\nمعلوم است که از ناخن گره گشای ایشان این عقده هم بخوبی حل خواهد شد، چنانچه\nذات شاهانه این معروضه ام را پذیرفته امر دادند تا فردا با و شما متفقاً عازم مرکز شویم.\nفراغ سپه سالار غازی از اصلاحات مشرقی و اعزام شان بکابل\nچون شالوده همه اصلاحات و تنظیمات مشرقی را وزیر صاحب حربیه اساس متین\nگذاشت و همه امور بمجرای صحیح آن حسب اصول و دستور مقرره رو بجریان نهاد و ضبط\nعساکر و تنظیم سرحدات و کندن سنگرهای مهمه و استحکام های متین جنگی حسب مقتضیات عصری"}
{"book": "adl0119", "page": 290, "text": "موقعیت سپهسالار غازی در اصلاحات مشرقی ۲۲۱ جلد اول - نادر افغان\n\nبعمل آمده و تماماً از قوای قومی و عسکری تحکیم و ملو شده بود، تنها یک شخص امین\nو صادق ملت و دست فعالی مانند جناب محمد نادر خان جهتۀ نظارت و تنظیم و تدویر\nکارها به محور مقرره خود بکار داشت، تا نشود که از سوء اداره باز در موقع نازک یک پریشا\nو بی نظمی درین اصلاحات و تنسیقات واقع گردد، و باین ذریعه مسائل خارجی افغانستن\nکه فی الجمله سر و صورتی بخود گرفته است باز اشکالی را پیش کند.\nلهذا وقتیکه سپه سالار بنا به امر لازم التعمیل مرکزی و اصرار محمود بیگ طرزی\nعلی الفور با معیت وفد اصلاحیۀ منصوری بمرکز افغانی خواسته شد نظارت این\nامورات عسکری و حکومتی را که به پیمانۀ عالی و اساس صحیح گرفته شده بود، ببازوی\nتوانای خود آقای محمد هاشم خان نائب سالار نظامی حاکم اعلای مشرقی که در\nایفای همه خدمات سهیم و شریک شان بودند، گذاشتند، و خودشان عازم کابل شدند\nتا بر علاوۀ دمیدن یک روح تازه بمرکز وزارت حربیۀ افغانستان به اعطای معاونتهای\nفکری در مذاکرات اصلاحیه نیز مساعدت ورزند.\nچنانچه نائب سالار موصوف نقش قدم این سرافسر معظم را تاسی کنان ازین نهالها\nهمان ثمر مطلوبه را در اندک مدت چیده از حلاوت آن کام ملت و مذاق حکومت را\nشیرین فرمودند. شان"}
{"book": "adl0119", "page": 291, "text": "ساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ۲۲۲ جلد اول - نادر افغان\nمساعی جمیله وزیر حربیه در امور قشونی مرکزیه\nدر موقع ورود مکرر سپه سالار صاحب غازی بکابل باز در وزارت حربیه\nیک مجلس باشکوه پذیرائی شان از طرف اعیان نظامی و ملکی گرفته شده و علحضرت\nامان الله خان و کابینه وزرا و مأمورین بزرگ مقدم اوشان را بلا نهایه گرامی دانسته\nبسیار زیاد ازین خدمات شاندار و اجراآت صحیح شان که پس از مظفریت تا فتوحات\nسمت جنوبی و اصلاحات اولیه مرکز وزارت حربیه در سمت مشرقی نموداند.\nاظهار مسرت و شکران کردند.\nبالجمله جناب سپه سالار همان اجراآت فرض منصبی خویش را که الی الان غیاباً\nشان از افاتح وزیرستان جنرال شاه ولیخان اداره میکرد، بکف باکفایت خویش\nگرفت و راجع به ضبط و ربط و ترقیات نظامی فکرهای تازه و عملیات مفیده دیگر را\nدر تحت اجرا و تعمیل گذاشتند.\nاز یکطرف به ساختن قواعد و نظامات حربی مصروف شدند، و از جانب دیگر\nبتعلیم و تربیه نظری و عملی عسکر اقدامات را آغاز کردند، و در عین زمان برای تنویر\nافکار صاحبان منصبان و افراد بسیار تعلیمات و لوائح را مرتب کردند."}
{"book": "adl0119", "page": 292, "text": "مساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ٢٢٣ جلد اول - نادر افغان\n\nامر اجرا و انفاذ یک مجله قشونی را بنام «مجموعه عسکری» که حاوی مطالب\nمهمه نظامی و مسائل عمده حربی بوده برای دمیدن روحیه سلحشوری و جذبات\nوطنخواهی بهترین ذریعه پنداشته میشد، نیز دادند، و شخصا مضامین و مندرجات\nاین رساله نافعه را اداره میکردند .\nیک نقشه بزرگ بسیار مفصل افغانستان را نیز در اثر زحمت کشی و برداشتن تکالیف\nمتوالی در چار پارچه کلان برای افاده عساکر افغانی رسم و نقش و در منصه طبع و اشاعت\nگذاشته بتعداد زیاد به صا حبمنصبان و قرارگاه های نظامی نشر و توزیع فرمودند.\nراجع به قیام روابط و استحکامات خلل ناپذیر افغانستان با قبائل سرحدی\nنیز اقدامات موثری فرمودند.\nیک کتاب بسیار جامع و مفیدی را که مشتمل بر حالات سرحدیه و اوضاع عمومی\nاقوام و رسم و رواج و تاریخچه حیات و چگونگی احوال و کیف های نافعه آنها\nبود نیز از کتب معتبره و آثار قلمیه منورین و سیاسیون تسوید و ترتیب دادند (۱)\nراجع بطرز لباس حربی و رسمی اردوی افغانستان نیز ترتیبات و نظام\n\n(۱) یک حصه این کتاب سرحدی طبع و ما بقی آن در حال تسوید ماند ، که سفر سپه سالار بمعظم و بعد ازان\nتکرار بمشرقی و در اثر آن به بستر علالت افتاده ، بعد از صحت عازم پاریس شدند ، مع الاسف کنون\nاثری از ان مؤلفه نیست ."}
{"book": "adl0119", "page": 293, "text": "ضمیه صحیفه (۲۲۴) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\n(کابل سنه ۱۲۹۹ ش)\n\n۱۴۱\nسردار سپه سالار عمر خان در طالقان و زمر حریبیه (۷) لوامشر محمد نعیم خان نائب سالار (۸) فرقه مشر شاه ولی خان (۹) لوامشر محمود سامی (۱۰) لوامشر غلام حیدر خان (۱۱) لوامشر عبدالرحیم خان\nصنف مقدم از راست بطرف چپ ستند: (۱) لواء مشر محمد عمر خان (۲) لواء مشر محمد علی خان (۳) لوامشر شاه محمود خان (٤) فرقه مشر عبدالوکيل خان (۵) نائب سالار عمر خان (٦) نائب العباس\n\nصف موخر از راست بطرف چپ: ۱ کندک مشر طوطی شاه خان ۲ کندک مشر جان محمد خان ۳ غندمشر\nعطاء الله خان ٤ غندمشر عبدالقادر خان ۵ غندمشر عبداللطيف خان ٦ کندک مشر میر عثمان خان ۷ غندمشر\nعبدالرؤف خان ۸ غند مشر محمد غوث خان ۹ غند مشر محمد اکلیل خان ۱۰ غندمشر گل احمد خان ۱۱ غندمشر\nروشندلخان ۱۲ غندمشر سعدالدین خان ۱۳ غندمشر عبدالرحیم خان ١٤ کندک مشر احمد شاه خان\n١٥ غند مشر محمد یعقوبخان ١٦ کندک مشر محمد ابراهیم خان ۱۷ کندک مشر محمد لطیف خان"}
{"book": "adl0119", "page": 294, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 295, "text": "مساعی قابا قدر نادری درتنظیم امور حرب مرکزی ٢٢٤ جلد اول - نادر افغان\n\nمكملي را نه تنها ترتیب بلكه عموم منسوبين عسكري افغانستان را بالبسه آن البسه مقرره\nملبس ساخته و بيكوضع گردانید، و نظامنامه مخصوص برای آن وضع نمود . (١)\nهمچنین در تشکیلات و تنظمیات نظام مطابق اصول حاضره تعديلات و اصلاحات\nدرستی نموده، در تقرر اسماء مناصب (٢) و تعیین رتب و اختیارات و صلاحیت\nشان نیز دستورهای خوبی را بتوسط متخصصین این فن وضع فرمود . (٣)\nراجع بخریداری اسلحه رقم تازه بيك پیمانه کافی نیز بحکومت نظریات خوبی داد\nتوجه زعمای امور را برای تکمیل این نقص بزرگ کرده فرمایش خریداری اسلحه زیاد را\nبه فابریکه های اروپا دادند (٤)\nهمچنین راجع به ترقیات فابريكه حربی و مصنوعات آن اهتمام زیاد وسعی وافی\nشانرا بخرج دادند و تقریباً مواد مستحصله آنرا بالنسيه سابق بيك بر دو ساختند .\nاز یکطرف ذریعه هیئت جمال پاشا يك قطعه منظمه عسکر را عیناً باصول\nعسکر های اروپا بنام «قطعه نمونه» تشکیل فرمودند، و از جانب دیگر ذریعه صاحب منصبان\n(١) نظامنامه البسه عسكریه ملاحظه شود. (٢) ملاحظه شود نظامنامه مناصب قدیمه و حاضره .\n(٣) ملاحظه شود نظامنامه وزارت حربیه و نظامنامه تفریق وظائف عسکری . (٤) اسلحه که بدوا\nفرمایش داده شده بود در عین موقع کارکردن سپه سالار در حربیه رسید، و مابقی اسلحه را که آقای محمود طرزی\nو خود سپهسالار از فرانسه خریداری کرده بودند، خود سپه سالار در موقع سفارتش از پاریس ارسال کرد که برای خاتمه دادن\nواقعه ۱۳۰۳ جنوبی کار آمد ثابت شد ."}
{"book": "adl0119", "page": 296, "text": "ساعی قابل قدر نادری در تنظیم امور حرب مرکزی ۲۲۵ جلد اول ـ نادر افغان\n\nرشید افغانستان یک قطعه دیگر را در خود ار و در ترتیب دادند، و باین وسیله یک\nمسابقهٔ شیرین ترقیات عسکریه را بمیان آورده عین مطلوب شانرا که منظم و باقاعده بودن\nعساکر افغانی است باین ذریعهٔ نافعه بوجود آوردند.\nبر علاوهٔ آن عساکر افغانستانی بالعموم و عسکر مرکزی کابل را بالخصوص از حیث نظم\nو نسق، و ربط و ضبط، و تعلیم و تربیه، و پابندی وقت، و حسن اخلاق، و روح شجاعت\nو وطن پرستی و غیره صفات عسکری آراستند و راجع برسانیدن مکمل معاش\nو غله گی و رفع دیگر اشکالات آنها توجه مخصوصی ابکار میبردند.\nبرعلاوه اعطای جواب مکاتیب رسمی و هدایات لازمی در هر پانزده روز\nیک یک مرتبه امرنامه‌های مخصوصی بنام احوال پرسی که مشتمل بر مجاری امور مرکزی\nو خیریت عمومی در تمام اطراف و نواحی و یک سلسله نصائح عالی و وصایای لازمهٔ\nسرافسری میبود بعموم قوماندانهای نظامی افغانستان میفرستادند.\nعلاقمندی نیا در سپه سالار غازی تعمیم فیوضات علمی وعرفانی\nیکی از خصائص عمده و نظریات برجستهٔ این صاحب منصب دانشور که جداً قابل\nتقدیر میباشد، وعزت و احترام شانرا در قلوب تمام ذوات روشن ضمیر جاگزین نموده"}
{"book": "adl0119", "page": 297, "text": "خدمات مهمه عرفانی سپه سالار غازی ۲۲٦ جلد اول - نادر افغان\n\nهمانا خدمات عرفانی شان میباشد که تعمیم علم و آداب و اخلاق را در شعبات نظامی\nخصوصاً و در سائر ابنای وطن عموماً آرزومند بودند و درین راه منتهای جد و جهد\nشانرا صرف میکردند .\nحقیقتاً که مشغله تفریحی و بهترین لمحات سرور معنوی این سپه سالار غازی هامان\nلحظه بود که از تعلیم و تربیه و چگونگی اخلاق و اطوار طلبه مکتب حربیه و غیره منسوبین\nعسکریه معلومات میگرفتند و یا بر طرز تعلیم و پیشرفت های عرفانی شان نظارت و یا از\nتحصیلات شان امتحان میگرفتند.\nاین ذوق فطری در وجود عرفان نبود سپه سالار از بد و مأموریت شان بوجود ہمراہ\nآن ترقیاً و اعزاز و مراتبی که خدا وند با و شان مرحمت میفرمود، این حس شریف ہم\nبالیده میرفت و رو بترقی می نهاد .\nچنانچه اگر با تاریخ عرفانی مملکت خود یک نظر سرسری بیندازیم اولین طرفدار\nعلم و عرفان و مجری تعلیمات عالیه بطرز حالیه درین وطن اسلامیه ما همین مرد دانشور میباشند\nمثلاً در مرکز کابل اولین مکتبی که تأسیس و ثمرهای مطلوبی از ان تحصیل شده مکتب ملگزاد\nهاست که این طلبه را وزیر صاحب حربیه بعد از استیصال واقعه ۱۲۹۱ اش جنوبی\nبا خویش آورده و از حکومت لایق تعلیم و تربیۀ شانرا گرفت . و دوم آن مکتب خور و ضابطان است"}
{"book": "adl0119", "page": 298, "text": "خدمات معارفه عرفانی سپهسالار غازی\n۲۲۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه بچه های نورستانی آنرا تشکیل میداد، و در عقب آن مکتب حربیه سراجیه میباشد که نظارت این مکاتب را سپهسالار بحیث یکنفر مدیر و یا نگران شخصاً انجام و همه امورات متعلقه تعلیمی و تربیه وی آنرا در معرض انصرام میگذاشتند.\nهمچنین در سمت مشرقی و قطغن و بدخشان و بعض حصص دیگر افغانستان نیز مؤسس نخستین مکاتب و مربی و غمخوار حقیقی معارف همین ذات عرفان سمات میباشند.\nذوق صحیح و علاقمندی مفرط سپهسالار نسبت به افاده رسانی علوم و فنون بصغار و کبار افغانستان ازین مسئله خوبتر معلوم میشود، که حضرت معظم له از یکطرف در تنویر افکار و بلند بردن معلومات افراد نظامی اساسهای درستی را که خادم جذبات شریف و حسیات قابل قدر عسکری بود زحمت میکشیدند، و از طرف دیگر راجع بترویج سپورت و یاضت های متنوعه بدنی که نافع صحت و برای تقویه بدنی مفید میبودند اثرات خوبی را در عسکر و افسر و طلبه حربیه طرح میفرمودند و امر اجرا و تطبیق آنرا اصولاً اراده و اداره میکردند.\nهر موقعیکه فرصت برایشان مساعدت میکرد، در هر نوع تعلیم و دانائی سائر ابنای وطن خود میکوشیدند، از پول شخصی خود برخلاف عادت سائرین که آنرا بعضاً بمیل خود بتعمیر، و عده بآراستن مجالس بزم، و عده به نگهداشتن اثاث البیت"}
{"book": "adl0119", "page": 299, "text": "خدمات معینه عرفانی سپه سالار غازی\n۲۲۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nعالی ، و برخی بداشتن اسپ و موتر و گادی وغیره اسباب تجمل صرف مینمودند، در\nوسعت معارف وطن خدمت ، و علی الاکثر اثرات مفیده و تالیفات عدیده\nاز ان در منصه افاده میگذاشتند .\n\nتأسیس مکتب طبیه ملیه امانیه در علی آباد\n\nچنانچه مکافاتی را که حکومت در بدل آن مجاهدات قابل قدر و خدمات تاریخی\nشان که در جهاد استقلال نموده بودند بصورت یک قلعه و باغ و پنصد جریب\nزمین حاصل خیز و مبلغ بیست و پنج هزار روپیه نقد برای شان عطا کرد ، حضرت ممدوح\nهمه آنرا بصرف تأسیس یک مکتب طبیه که از عرصه آرزوی تأسیس آنرا در دل\nمیپرورانیدند رسانیدند .\nچون تفصیلات این فیاضی و ایثار و عرفان پروری سپه سالار محمد نادر خان غازی\nکه فوق العاده از طرف عامه وطنخواهان ملت بنظر تقدیر و محبت دیده شده بهمان فرصت\nدر جرائد وطنی و صحائف خارجی مرقوم گردیده لهذا درین محل از نشر ریحامزید منصرف میشویم\n\n(۱) ملاحظه شود شماره ۳ سال ۲ امان افغان منطبعه ۸ سرطان سنه ۱۳ش که بقلم ادیب با هدایت\nآقای پاینده محمد خان فرحت نشر میشد، و شماره ۳۲ مجلد ۲ \" اتحاد مشرقی\" در هنگام مدیریت\nبرهان الدین کشککی . تاریخی اول سرطان سنه ۱۳ ش ."}
{"book": "adl0119", "page": 300, "text": "افکار ناظر نادری در امور سیاسی\n۲۲۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nمعاهدۀ باشرفانۀ افغانستان و انگلستان\nمرهون مساعی جمیلۀ سردار محمد نادر خان است\nچندی بعد ازین درود چون مذاکرات صلحیۀ آغاز شد محض جهت اینکه حضرت\nعالی سپه سالار جنبهٔ بزرگ عسکریت را داشتند و در عین زمان فاتح تل و عنوان\nمظفریت سمت جنوبی را حائز بودند و انگلیزها از اوشان رم میخوردند و شمولیت\nرسمی شان در مجلس صلاحیه خارج از دائرهٔ نزاکت بود از انجا شامل نشدند ولی\nبرای اینکه حضرت معظم له از تمام مجاری مذاکرات و جزئیات مجلس کسب استحضار\nداشته باشند، جناب مستطاب شاه ولیخان سابق رکاب باشی را بحیث نائب رئیس\nهیئت اصلاحیهٔ افغانستان در مجلس شامل کردند (۱) تا اجراآت روزمرهٔ مجلس را در\nاقرب آوان بحضور برادر درایت پیکر شان عرض کنند و اوشان را از تفصیل گفت\nوشنود کما حقه مستحضر سازند.\nبعد از چندی جناب فخامت انتساب محمد هاشم خان نائب سالار حاکم\nاعلای مشرقی را هم حکومت برای نظارت امور عسکری مرکز از جلال آباد طلب فرمود\n\n(۱) ملاحظه شود صفحهٔ ۱۲ شمارهٔ ۳۳ سال اول امان افغان تاریخی ۱۰ دلو ۱۳۰۲."}
{"book": "adl0119", "page": 301, "text": "افکار نافذه نادری در امور سیاسی ۲۳۰ جلد اول - نادر افغان\n\nزیرا که جنرال شاه ولیخان بصورت مستقیم و سپه سالار صاحب بصورت غیر مستقیم به\nامور اصلاحیه مصروف بودند و امور وزارت حربیه هم نظر به مقتضیات وقت فوری\nالاجرا بود .\n\nمقرر بود که واقعات روزمره مذاکرات را هیئت اصلاحیه افغانستان\nبمجلس وزرا تقدیم و در مواد مشکله و امور سر رشته طلب از آراء آنها استمداد میکرد\nدرین مجلس چون وزیر اول جناب محمد نادرخان بود و علی الاکثر حیثیت ریاست مجلس\nهم در دست میداشت ، لہٰذا زیاده تر فکر عالی اوشان بحل امور موفق میشد ، و\nدستورهای نافع را طوری اعطا میکرد که از ان موجبات امتنان و شکران عامه\nوطنخواهان تحصیل و در عین زمان نتیجه مذاکرات مذکور به خیر و سعادت افغانستان منتج\nشده معاهده موصوف که مدت زیادی را بحث و تمحیص آن بواسطه عدم اشتراک\nاین مرد دانشور صرف کرده بود بشرف و عزت افغانستان منعقد شد و بعد از امضا\nهیئت های مرضیه دولتین تصدیق سلاطین هرد و حکومت نیز موشح و در موضع اجرا\nگذارده شد ."}
{"book": "adl0119", "page": 302, "text": "افکار مضیئه نادری در نظم امور داخلی ۲۳۱ جلد اول - نادر افغان\n\nمفکوره حسنه وزیرصاحب حربیه راجع به تنظیم امور داخله افغانستان\n\nپس از اینکه مناسبات افغان و انگلیز قائم، و افغانستانرا دیگر دول ملل عالم هم قبلاً برسمیت و حیات با استقلال شناخته بود، و سفرای افغانستان در روسیه و ترکیه و ایران و ایتالیا اعزام و بدیگر ممالک هم درصدد حرکت بودند و از امور خارجه بکلی خاطر جمع شد، حضرت عالی سپه سالار صاحب غازی در مجلس وزرا به اعلیحضرت امان الله خان این مسئله را خاطر نشان کرد «الی الآن چون حکومت با مور خارجه مصروف و زیاده تر افکارش بسوی امور سیاسیه و حربیه متوجه بود، اگر بسوی اصلاحات داخله و فراهم آوری اسباب رفاه و تأمینیه ملت و مملکت توجه نکرد معذور است، زیرا که افکار ملت هم بهمین طرف معطوف بوده شکوه و شکایتی هم از حکومت بواسطه مصروفیتش نمیکردند.»\n«اما اکنون که لله الحمد بفضل الهی و جوش و خروش ملی از امور خارجه بکلی مطمئن شدیم بهتر است که توجه تامه خود ها را بسوی اجراآت داخلی و اصلاحات لازمی وطن مبذول نمائیم. زیرا که از مشاهدات و تجربه که برایم از سفر حرب جنوبی و اصلاحات مشرقی حاصل شده است معلوم میشود که همه ولایات و حکومتی های اعلای افغانستان در حالت"}
{"book": "adl0119", "page": 303, "text": "افکار مضيئه نادری در نظم امور داخلی ۲۳۲ جلد اول - نادر افغان\n\nبی‌نظمی و سوء اداره و عدم اجرات صحیح میباشد، اگر بسوی این امور ضروری توجه فوری\nمصروف نشود، گمان میکنم موجب پریشانی حکومت و گزند خاطر ملت و اسباب\nمذلت وطن خواهد شد.»\nچون این نظریهٔ وزیر صاحب حربیه باندازهٔ آشکار و مسلم بود که در آن بجز از تصدیق\nو تعمیل چارهٔ اندیشیده نمیشد، لذا حکومت تصمیم کرد که یک آن اولتر هیئت‌های\nتنظمیه را جهته اصلاحات ولایات عمدهٔ افغانستان باستثنای جنوبی و مشرقی که\nاساس تنظیمات آنرا قبلاً خود سپه سالار صاحب نهاده بودند و اجرات این دو سمت\nخیلی عالی و درست بود، بفرستند.\n\nتقرر وزیر حربیه بریاست تنظیمیه قطغن و بدخشان\n\nدرین ضمن جناب سپه سالار اولتر بریاست تنظیمیه قطغن و بدخشان که در ان موقع\nدارای اهمیت زیاد بود و وضعیت او چنان تقاضی بود که باید یک ذات جامع\nالاوصافی مانند سپه سالار غازی رفته اوضاع آن را درست کند، مقرر شدند.\nحضرت معظم له مأمور شدند تا هیئت معیت شانرا حسب ذوق خویش از رجال\nامین و صادق که مورد اعتماد اوشان باشند تکمیل و بوکالت خویش در وزارت حربیه هم"}
{"book": "adl0119", "page": 304, "text": "اعزام سپه سالار بجهت اصلاح و تنظیم قطغن و بدخشان ۲۳۳ جلد اول - نادر افغان\n\nهر شخصی را که مناسب میدانند معرفی فرمایند.\n\nجناب سپه سالار صاحب در نفری معیت خویش یکی برادر دانشورشان\nشاه محمود خان جنرال نظامی حاکم اعلیٰ جنوبی را که درین ایام موفقانه و کامیابانه\nخدمات مفوضۀ سمت جنوبی را انجام داده بودند، انتخاب؛ و دوم سردار احمدعلی خان\nنواسۀ عم معظم شانرا که در انوقت مصاحب پادشاه بود در معیت خود گرفتند.\nو بوکالت خویش در وزارت حربیه جناب درایت انتساب سردار محمد هاشم خان\nنائب سالار حاکم اعلای مشرقی را مقرر داشتند.\n\nبالجمله وزیر صاحب حربیه با قوای یکفیۀ نظامی و اختیارات تامۀ در وسط برج\nجدی ۱۳۰۸ در حالیکه از طرف شاه و وزرا و اعیان اولاً و از جانب قوای عسکری\nمرکزی متعاقباً پذیرائی دستی شدند، از کابل اعزام و جاده پیمای صوب قطغن و بدخشان\nدر عرض راه الی خان آباد و در خود مرکز خان آباد پذیرائی های بسیار پر جوش و صمیمیت کارانه\nازین مرد فرزانه از طرف قاطبۀ اهالی و قوای نظامی هر محل بعمل آمد و در همه جای حضرت\nمعظم لۀ نطقهای نافعه و نصایح مفیده را برای اهالی ایراد و بالمقابل از مردم جوابهای\nخوبی استماع ورزیده اند، و اصلاحات مهمی را اجرا فرموده اند، که از نگاشتن\nتفصیل آن از خوف طوالت مضمون صرف نظر میکنیم."}
{"book": "adl0119", "page": 305, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٤ جلد اول - نادر افغان\n\nبهر تقدیر بعد از اینکه وزیر صاحب حربیه داخل اجرآت و اصلاحات قطغن\nو بدخشان شدند، واقعا که امور اساسیه و اداریه آنجا را هم طوریکه در مرکز اظهار کرده\nبودند خراب و قابل اصلاح دریافتند، از پنجهت بکمال همدردی و غمخواری تنظیمات\nو اصلاحات آن ولایت آغاز کردند، که اجمال این مساعی جمیله وزیر صاحب حربیه\nدر آن خطه قرارآتی است که عینا از اخبار اتحاد مشرقی (١) نقل میشود:-\n\nاصلاحات و تنظیمات سپه سالار محمد نادر خان در ولایت قطغن و بدخشان\n(٢)\nچون ذات شاهانه در طی نطقی که بتقریب شرفیابی مامورین اعزام و معارف سمت\nمشرقی ایراد فرموده اند، از کارروائیهای قابل تقدیر و اجرآت لایق تقلید\nع ، ج ، س ، ا، ا، محمد نادر خان سپه سالار وزیر امور حرب افغانستان تعریف نموده اند.\n(٣)\n\n(١) درین ایام مدیریت اتحاد مشرقی ، جلال آباد را برهان الدین کشککی ، اداره میکرد .\n(٢) منقول از شماره ٨٨ سال سوم اتحاد مشرقی جلال آباد تاریخی (٢٢ جد) سنه ١٣\n(٣) آن حصه این نطقی که متعلق باجرآت سپه سالار صاحب است در ولایت قطغن و بدخشان، قرار آتی است :-\n«و هم لازم است که در ضمن سفرهای خود از هر قبیل و از هر چیز معلومات و تجربه های مفیدی بدست آورد شود\nچنانچه سپه سالار صاحب در ضمن تنظیمات ولایت قطغن و بدخشان علاوه بر ایفای وظائف رسمیه خود از\nامورات مادی و معنوی و عادات و خصائل بستری آن مملکت نیز معلومات مفیدی برای خود بدست\nآورده است .\n(منقول از سطر ٤٤ ستون ١ شماره ٨٦ سال ٣ اتحاد مشرقی الی سطر ٤ ستون ٣ آن)"}
{"book": "adl0119", "page": 306, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٥ جلد اول - نادر افغان\n\nلهذا اتحاد مشرقی باشاعت یک مکتوبیکه در ضمن دیگر مکاتیب و اطلاعاتیکه\nدر موضوع اصلاحات و تنظیمات قطغن و بدخشان باداره ما رسیده است اکتفا\nورزیده مزید موفقیات خدمات واجبه ملت و دولت را برای آقای محمد نادر خان\nوزیر حربیه مسئلت نموده افغانستان را بداشتن همچو اشخاص عالی صفات\nتبریک میدهیم. (اتحاد مشرقی)\n(مکتوب از خان آباد)\n(بعد الالقاب:)\nاز مضامین رنگین و مقالات شیرین شما که در اخبار بملاحظه میرسد خاطر ناظرین را\nنضارتی شامل، و مذاق دل قارئین را حلاوتی حاصل میگردد.\nاگرچه از کوائف داخل و خارج و دور و نزدیک هرگونه حقائق در آن سه جنت\nاما از وقائع انتظام امور ولایت قطغن و بدخشان که از دست حق پرستی رئیس\nتنظیمیه اینولا آقای محمد نادر خان سپه سالار صورت انصرام را در بر گرفته وقائع مکملی دیده\nنشد، اینک مخلص تان مختصری از ان مطول و مجلی از ان مفصل را خدمت تان تحفه میکنم\nتا موجب استحضاری شما و عامه ملت افغانستان بشود.\nاز آنجا که پیش ازین بعضی از کارداران و سنگباشئی و آتثقالان و ارباب؛"}
{"book": "adl0119", "page": 307, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٣٦ جلد اول - نادر افغان\n\nو سارقان دست تسلط و ستم را بجان و مال رعایای این محل دراز و ابواب کلفت\nو سرگردانی را بر روی خاطرشان باز نموده بود، چون رئیس تنظمیه که عبارت از\nذات فیض آیات جناب سپه سالار صاحب بهادر غازی محمد نادر خان وزیر\nحرب باشد، از بارگاه شهریار معدلت شعار بجهه انتظام این دیار مقرر و مامور\nگردیده، رونق افروز دار الحکومه خان آباد و زینت بخش آن سواد شد، جناب\nشاه محمود خان لوامشر بهادر غازی معاون خود را به بدخشان گماشته و خود شخصاً\nبانتظام امور قطغن، توجهی مرعی داشته و در اندک مدت حکیم رأی حذاقت\nپیرای ایشان بچشم دانش و انگشت فرهنگ از حرکت نبض و ملاحظه باریک\nیک تشخیص حال مریضان و مجروحان را فرموده، درد دل هر ستمدیده را بدواء\nدادرسی درمان و زخم خاطر هر جراحت رسیده را بمرهم غور، سامان نمودند.\nدندان گرگان خونخوار را بانبور بازخواست کنده، گوسفندان را از اذیت\nشان خلاص و رمه ها را بچوپانیکه غیر از تیمارداری و غمخواری دیگر چیزی ملحوظ نداشته\nباشد اختصاص کردند.\nدزدان و سارقان حرامخوار مستحق نار را از هر گوشه و کنار بدست آورده بلقمه قهر\nدشمن کوب و خلق خدا را فارغ از چنین فتنه و آشوب نمودند."}
{"book": "adl0119", "page": 308, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ۲۳۷ جلد اول - نادر افغان\n\nدر کم فرصت آثار فساد پیشه گان معدوم، و جاده حقگذاری بخاص و عام معلوم\nگردید، بدکرداران زشت طینت زهر ندامت چشیدند و نیک اطواران\nخجسته سیرت بادهٔ جام مقصد نوشیدند، هزاران خارغم و اندوه از پائېل\nمظلومان کشیده و صدها گریبان ستمکاران بپنچهٔ تنبیه و توبیخ دریده شد.\nپس از استیصال فتنه کیشان جهال، و گوشمالی اهل سرقت و ضلال\nعنان توجه را بسمت استحکام اساس مالیات و معاملات دیوانی که از چندین\nسال رخ بویرانی نهاده خراب و منهدم و محاسبات دفترها مانند کلاوه گسته\nپیچ در پیچ پریشان و بر هم بود، معطوف داشته همت در ارتباط و پیوند\nنمودن چنان رشته نامنقطع و پراگنده کماشته در چند روز بنوعیکه باعث\nرضامندی عام و رفاهیت انام و موجب خیر دین و دولت اسلام بود انرا\nهم انعقاد و انتظام داد، و هم جماعه زارعین و مالدار را که پیشتر از کیف تعدا\nوجه نقد و مقداری جنس مالیات زمین و محصول مال مواشی خود بخیر و همیشه ازین\nرهگذر پریشان و مضطر بودند، دانامذه آئینه وار حساب بست مالیات و معاملا\nشان را ساخته برای شان اعطا نمود تا از روی آن هر شخص تعداد و کیف حق\nسر کار را بدرستی بداند."}
{"book": "adl0119", "page": 309, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۲۳۸\nاصلاحات نادری در قطغن و بدخشان\n\nدفاتر باقیات را که ازان بجز نام و نشانی نبود و عالمی سالها بدان اسم\nو رسم در دست محصلان غلاظ و شداد گرفتار شکنجه کشاکش مزید و سرگردانی\nشدید بودند ، کاملا طعمهٔ آتش ساخت ، و صفحهٔ خاطر رعایا را بیک قلم از غبار\nآن تشویش پرداخت .\nبرخی از عوام الناس که مانند بنات النعش پراگندهٔ دیار غیر و بیگانه\nبودند ، از هر جانب باستمالت و دلجوئی پروین آسا مجتمع و بمساكن قدیم شان مقیم\nفرمود. آری : هر کجا چشمه بود شیرین - مردم و مرغ و مور گرد آیند .\nبعد ازان لوای عزیمت را بطرف محلات بدخشان با نفری قلیل\nافراخت، و بفیض قدوم مردم این مرز و بوم را نیز مرهون منت ساخت.\nمنظورش این بود که اولاً از روی معلومات و گنجایش حاصلات رشتهٔ\nمالیات و معاملات آنجا هم بوضع شایسته منعقد و بسته و دوش خاطر آن مردم\nاز بار تکالیف شاقه فارغ و رسته شود .\nدوم : بر حواشی ملک مذکور و سرحدات و ثغور ، و خط فاصل دولت های\nهم جوار ، واقعیت حاصل و بر کیف هر چیز آگاهی کامل برایش شامل گردد .\nاگرچه از روزیکه موکب اجلال آن خجسته خصال داخل خان آباد و موایش"}
{"book": "adl0119", "page": 310, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ۲۳۹ جلد اول - نادر افغان\n\nمرحله پیمای این سواد شده بود، مردم بدخشان هم از بار تکالیف سبکدوش\nو با شاهد آرامی و رفاهی هم آغوش بودند، باری چون بشوق دیدار فرخنده\nآثار آن برگزیدۀ انفس و آفاق ملکی و نظامی در کمال انتظار و اشتیاق بودند\nاز بشارت قدوم میمنت لزومش خاطر صغار و کبار ملکی و نظامی را چون گل\nاز بهار نضارتی قرین حال شد.\nروزیکه داخل فیض آباد بدخشان شدند، جماعتۀ ملکی بیک سمت و عسکری\nبدیگر سمت جهتۀ استقبال ایستاده بودند، پس از ادای لوازم تکریم، و\nشرائط تسلیم از طرف ملکی قصیدۀ غرایی راجع بخوش آمدید شان قرائت شد.\n[ از اشاعۀ قصیدۀ موصوفه نظر بقلت محل اندراج خواستار معافی میباشم ]\n(اتحاد مشرقی)\nبرای ترقیات معنوی و اصلاحات روحی ابنای اینولا مکاتب متعددی\nدر نقاط لازمه مفتوح و برای استعلام سائر انام این مقام امر و اجازۀ نشر یک\nاخبار را در خان آباد بنام «اصلاح» اصدار و در مساعدت و معاونت\nاین صحیفۀ شریفه بسا معاونت و مساعدت های اخلاقی را تلطیف فرمودند.\nدو روز مردم شهر فیض آباد، سعادت اندوز حضور شان بوده اند،\nاین ذات والا صفات درین دو روز «مکتب شرافت» را ملاحظه"}
{"book": "adl0119", "page": 311, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٠ جلد اول - نادر افغان\n\nو طلبه اش را انعام و معاملات شهر را کلیةً انتظام بخشیدند .\n\nسپس روانۀ سرحدات گردیده ، در عرض راه رجال و اطفال هر قریه دوان\nدوان به استقبال شان حاضر و مورد نوازش و الطاف متکاثر این سپهسالار\nدرایت مدار میگردیدند و عموماً خرم و شادان از حضورشان مرخص می شدند .\nکودکان مکتب را خواسته ساعتی در امتحان شان پرداخته به تحسین و آفرین ، دلنوازی\nو انعام و بخشش سرفرازی میدادند .\n\nعموم رعایای هر مقام را پژوهش احوال ، و دلجوئی و استمال کرده از عاطفت\nپدرانۀ شاهانه که «مصروف آسایش خلق الله میباشد » مستحضر و با تفاق جماعت حاضرین\nدر دعای ترقی دولت اتحاد اهل دین و ملت پرداخته بعد از اتمام دعا با همه حضار مصافحه\nنموده به محفل می نشستند .\n\nبی مزاحمت حاجب و دربان از پیر تا جوان ، خرد و کلان را بدر بارش راه، واز\nخوان احسانش عام و خاص را استفاده حسب دلخواه میسر بود .\nاز طعام و هدیۀ حکام و معتبرین و عظام کاملاً احتراز تام داشته از عوام الناس\nاگر کسی یگانه انۀ تخم و کدام کاسۀ دوغ و یا ماست در حضورش میگذاشت، علاوه بر\nهدایایش ، پنج پنج ، ده ده روپیه را عوضش برای مالکش انعام و اکرام میفرمودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 312, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤١ جلد اول ـ نادر افغان\n\nدر اطاعت پادشاه اسلام و استحکام دین ملت و اصلاح و اتفاق\nو ترک نفاق و شقاق ، مردم هر قریه و قشلاق را پند و نصیحت نموده ، در بست\nمالیات به تجویز و رضامندی اهل هر محل بنوعیکه باعث آسایش رعیت و\nخیر دولت میبود بذل مقدرت فرموده امور هر جا را انتظام میدادند .\nخوراکه نفری همرکاب خود را نقد داده از روی مقرار روز نرخ و رضائی خودشان\nجنس خریداری میکردند .\nمردم از شیوهٔ عاطفت و الفت او در کمال تعجب بوده با خود میگفتند «آیا این\nاحوال را که مشاهده میکنیم خواب است یا بیداری » .\nافسران سابقه که باینطرف می آمدند ، کسی را محفل شان راه و در حضورشان\nمجال آه نبود ، این افسر بزرگ با وصف چنین درجه وزارت و شان و شوکت\nبا ما مردم ناتوان بچه شیرینی و ملاطفت و آمیزش مهربانی ها و نوازش میکند .\nاحدی از همرامانش بیک پرکاه کسی دست درازی کرده نمیتواند و صدها نفر\nبدسترخوان احسانش طعامهای لذیذ میخورند ، و حصه از هر چیز میبرند .\nدر هر امور خواهشات عاجزان و فقرا را می پذیرد ، و هزاران روپیه بابنای جنس\nو اطفال باجود و بخشش و احسان و ریزش میکند ."}
{"book": "adl0119", "page": 313, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٢ جلد اول - نادر افغان\n\nدمبدم از مراحم و رعیت نوازی پادشاهی ما را مژده و دلنوازی میداد\nمصرع : اینکه می بینیم بیداریست یارب یا بخواب .\nهمانا که اگر هر فردی از افراد ما هزار جان داشته باشیم و نثار حضورش بکنیم\nحق اینهمه احسانش ادا و شکر این نعمت عظمی بجا نخواهد شد :-\n(زنده بادا شاه ما با این سپه سالار او)\nخلاصه که بیک ملاقات آنچنان تألیف قلوب اهالی را نمود که هنگام\nوداع از تشریف بردنش عشرتکده اهل قشلاق از درد جدائی شان\nغمکده میگردید .\nبدین عنوان در تمام نقاط این سمت حتی پامیرات که موسوم بیام\nدنیا است و سرچشمه دریای آمویه ئی بلکه منبع تمام بحار گفته میشود، سیر\nو تماشا کرده بشوامخ جبال و طرق پر اختلال گاهی سوار و گاهی پیاده\nرفتار داشت .\nمعدنیات و عجائب مصنوعات و غرائب مخلوقات چشمه سارهای\nکثیره و حوض های کبیر، آثار عتیقه، کوه های مرتفع، سرحدات و ثغور، بندرات\nو رهگذر های نزدیک و دور را ملاحظه و علم آوری مییزد ."}
{"book": "adl0119", "page": 314, "text": "اصلاحات مدنی قطغن و بدخشان ٢٤٣ جلد اول - نادر افغان\n\nعکس های بسیار مقامات غریبه و اشکال عجیبه را گرفته ارتفاع\nو مسافت و جغرافیه هر جا را معلوم و نقشه اوطان و بوادی و کوه ها و\nدریا ها را منقوش و خطوط فاصل و مناره های حدبخشی هر چهار\nدولت را که در انتهای پامیرات واقع ، و بمدیگر حدبخشی دارند مثل دولت\nافغانستان ، و روس ، و انگلیز ، و چین ، معاینه فرمودند .\nبنادر و تهانه های حمله سرحدات بدخشان را از زیر نظر گذرانید\nنظامیان مقیم بندرات افغانستان را بانعام و بخشش ها مفتخر و ممتاز\nو انتظام هر بندر را بقراریکه لازم بود درست فرمودند .\nدر عرصه دو نیم ماه سیاحت کل بدخشان را با تمام رسانیده\nچنانچه معلومات لازمه و نام نویس اعزه و پیداوار و آب و هوا و تعداد\nنفوس حتی خط مواصلت هر قریه را علحیده علحیده گرفته بصورت کتاب\nترتیب ، و موسوم به «رهنمای قطغن و بدخشان نمودند (۱) سپس ازان مع الخیر بخان اباد\nمراجعت نموده در آنجا محاسبان را مأمور بخش مالیات و معاملات فرمودند .\nیکی از کارهای نادرانه و تدبیر های حکیمانه اش آن بود که بسیج\n\n(١) این کتاب مهم بعد از مراجعت سپه سالار با نقشه های مفصل آن در مطبعه وزارت حربیه طبع از آن وقت الی الآن در\nمعرض افاده معارف خواهان افغانستان میباشد ."}
{"book": "adl0119", "page": 315, "text": "اصلاحات نادری در قطغن و بدخشان ٢٤٤ جلد اول - نادر افغان\n\nمهمات تنظیمیه را بقرار استرضای خاطر رعیت در رفاه شان منظم ساخته قلم بطلان بر دفاتر باقیات نیز کشیدند ، در مال بیت المال که علم آوردند ده لک و پنجاه هزار روپیه فائده امسال بر سنوات گذشته ظاهر گردید.\nاز اینجمله دو حصه از کل مالیات اصل و اضافه بخزانه وصل گشته که آنرا نیز همراه خود بخزانه دارالسلطنه کابل بارگیری کردند .\nپس از تشریف بردنش رعایای قطغن و بدخشان از فراق او اندوهگین و از هجرانش ملول و حزین بودند ، که تلافی آن بجز از تقرر حکمرانی همچو ذات ستوده صفات که مانند آقای اجل افخم محمد سلیمان خان وزیر معارف سابق حال نائب الحکومه قطغن و بدخشان باشد ، نمی شد .\nبهر تقدیر بالفعل اهالی این مملکت نسبت به معاودت سپه سالار صاحب بکابل و آمدن (پسر عم شان جناب محمد سلیمان خان وزیر معارف ) حال نائب الحکومه صاحب اینولا، باینجا، بزبان حال این فرد را ترنم میکنند :-\nعید رمضان آمد و ماه رمضان رفت\nصد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت (١)\n(١) منقول از شماره (٨٨) سال سوم اتحاد مشرقی جلال آباد ، ١٣٠١ ش"}
{"book": "adl0119", "page": 316, "text": "ورود موفقانه نادری از قطغن بدخشان بمركز\n٢٤٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nورود وزیر صاحب حربیه بدار السلطنه\nعائد شدن مشکلات در انجام نظریات شان\nبعد از انيكه عاليقدر جلالتمآب محمد سلیمان خان وزیر معارف بحیثیت نائب الحکومه\nقطغن و بدخشان وارد آنو لا شدند و کارهای ریاست تنظیمیه را بكف با کفایت خود\nطوری گرفتند که بهمان اساس و طرزیکه آنرا سپه سالار غازی طرح فرموده بودند\nاجرا و تطبیق نمایند وزیر صاحب حربیه در یکعالم دعاگوئی و تأثر اهالی آن نواحی عازم\nکابل شدند و در برج قوس ١٣٠١ موفقانه و کامیابانه وارد مرکز شده با تعظیمات\nشانداری از طرف عساکر مرکزی پذیرائی، و اعلیحضرت امان الله خان و وزراء دگراعیان\nو معاریف هم با احترامات فائقه او شانرا خیر مقدم گفتند و ازان مساعیات\nنافعه آنها که در ناحیه قطغن و بدخشان ابراز فرموده بودند نهایت اظهار مسرت و خوشنودی\nنمودند . (۱)\nباز حضرت معظم له تدویر امور مرکزی وزارت حربیه را در دست گرفتند\nو بخواستند که بلند تر از پیشتر مصدر اجراآت مزیدۀ عمده در ترقیات عسکری\n\n(۱) ملاحظه شود شماره (٧٦) جلد (٣) اتحاد مشرقی تاریخی ١٠ قوس ١٣٠١"}
{"book": "adl0119", "page": 317, "text": "پیشنهادهای فدائی برای حکومت امانی ۲۴۶ جلد اول ـ نادر افغان\n\nافغانستان بشوند و بسا امور نافعه و نظریات خوبی را در عسکر و افسر افغانی در عمل\nتطبیق گذارند ولی درین مراتب در راه پیشرفت این افکار عالیه خود نه تنها بموفقیت\nنائل نشدند بلکه از طرف شخص علحضرت امان الله خان وعده از حواشی و مقربین شان\nکه بلباس دوستی باوی دشمنی داشتند و درعین زمان اسباب بدنامی و غلط فهمی\nبین راعی و رعیت فراهم می‌آوردند و بچنان چیزهای نظرفریب لایعنی می‌پیچیدند\nکه در نتیجه بی‌شرفی و کم سعادتی و اشکالات لایتناهی را برای حکومت و مملکت\nفراهم می‌آورد با مشکلات و موانعی زیادی که اجمالش ذیلاً مرقوم است سر دو چار شدند:\nتقلیل معاش عسکری شُلاً سپه سالار اصرار داشت «چون حکومت\nمعاش عسکر را فی نفر بیست روپیه بذوق خود متعهد شده است، نباید تقلیل شود»\nولی مصدقین بلا اراده امانی در تقلیل آن دلائل لاطائل را ایراد میکردند. و بدلائل\nمعقولیکه سپه سالار صاحب بالنسبه اضرار آن می‌آورد گوش نمیدادند\nو بالآخر بنام اکثریت یا ترجیح رای رئیس مجلس (مقصد از علحضرت امان الله خان است)\nامثال همین مسائل را تصویب سپه سالار را مکلف ومأمور میکردند که آنرا درمحل اجرا وانفاذ گذارده(۱)\n(۱) چنانچه در همین بودجه سنه ۱۳۰۳ شمسی که بسراج العمارات جلال آباد تدوین می‌شد سپه سالار بر هر قلم تنقیصات بودجه عسکری اقامه\nدلائل مزید میکرد چون مفید نمی‌افتاد و مجلس وزرا می‌بایستی بر افکار خود اصرار لایتناهی میکردند سپه سالار خود می‌پیچید و انگشت حیرت را\nباین ناعاقبت اندیشی رجال بزرگ حکومت میگزید و بادل ناخواسته در اقتفال این اوامر میکوشید."}
{"book": "adl0119", "page": 318, "text": "پیشنهادهای نافذ نادری برای حکومت امانی ٢٤٧ جلد اول - نادر افغان\nکمیه تعداد نظامی: در تقلیل قوای نظامی خانه نشین شدن آن صاحب منصبان\nغیور عسکری که عمر گرانمایه خود را در خدمت نظام انجام داده بودند نظریه سپهسالار\nصاحب کاملا بر خلاف مجلس وزرای امانی بوده در مضار و نقصانات متعدی آن خیلی\nبیانات مفصلی داد حتی بدلائل ثابت میکرد که در موقعیت امروزه افغانستان\nکه داخل حیات بین المللی شده بفضل خدا مستقل و آزاد و در عین زمان در صدد اصلاحات\nجدیده و وضع و انفاذ پروگرام های بلندی میباشد متقاضی این امر است که عده\nعسکری او بالنسبه حاضر مضاعف و پاس خاطر آنها بلا نهایه کرده شود - زیرا تو ازن سیاس\nمساویانه و امنیت و انضباط داخله و اجرای اصلاحات مطلوبه بدون قوه حربیه ابداً\nامکان پذیر نیست بر علاوه آن چون وقت مصیبت و وقوع واقعات غیر مترقبه معین\nنمیباشد و علی الاکثر محاربات و حوادث بصورت ناگهانی بروز می یابد لذا ما اگر\nباتکای قوای قومی و ذوق سربازی و سلحشوری عامه ملت خود تعداد عسکری خود را کم\nکنیم پس از ان اغتشاش ها و حوادثاتیکه فجأةً ظاهر میشود و انسان قبل الوقوع از\nوضع و تخمین آن اطلاعی بهمر رسانیده نمیتواند چگونه جلوگیری خواهیم کرد معلوم است\nتا وقتیکه اطلاع جمع آوری قوای قومی بنقاط مطلوب میرسد و آنها بموقع حرب\nحاضر شده تحت سلاح میآیند و اوامر مقتضیه را میگیرند کار از کار گذشته میباشد.»"}
{"book": "adl0119", "page": 319, "text": "پیشنهاد های نافعۀ نادری برای حکومت امانی ٢٤٨ جلد اول - نادر افغان\n\nعدم دلجوئی عسکر و افسر فالتو : مگر با وجود این اصرار و اقامه دلائل سپهسالار\nکابینه و اهل دربار حکومت امانی ازین خبط و خطای خود که مفاد و مضار آن مسلم\nو آشکار است چشم پوشی کرده باشارۀ چشم و ابروی شاه ناعاقبت اندیش\nشان اعلیحضرت امان الله خان، رأی ناسنجیدۀ الغا و سبگدوشی عسکر و افسریرا\nکه از مدت متمادی کار کرده بودند و مفکورۀ تقلیل قوای نظامی را باکثریت تصویب\nو بر خود سپه سالار امر کردند که حتماً بایست ازین عسکری موجودۀ که آنرا در زیر حرب\nبخون جگر تحت تعلیم و تربیه آورده بود یک قوۀ جزوی را نگهداشته ما بقی را مرخص کند.\nاما سپه سالار باز از خشونت مقدسه اش دست نکشیده گفتند: «در صورتیکه\nاین معروضۀ خیر اندیشانه ام را که برای خیر و سعادت وطن و حکومت تقدیم کردم\nمنظور نگردید و علی الرغم من نظریۀ تقلیل قوۀ عسکریه را تصویب میکنید پس لا اقل\nبرای آن ضابط ها و صاحب منصب هائیکه سبکدوش میشوند، یک معاش\nمستمری مقرر و یا بخشش و دلجوئی کنید و الا من نمیتوانم که آنها را از سلک\nنظام با وجود خدمات و جانفشانی هائیکه از اوشان دیده شده بی موجب ملغی و\nاعلان سبکدوشی آنها را بدهم حتی در صورت عدم قبولی این نظریۀ خیر اندیشانه ام\nبرای دست کشیدن از کار حاضرم.»"}
{"book": "adl0119", "page": 320, "text": "پیشنهادهای طه نادری برای حکومت امانی ٢٤٩ جلد اول ـ نادر افغان\n\nهرچند حزب مخالف میخواستند که درین موضوع هم مخالفت جدی سپهسالار\nصاحب برایند ولی اعلیحضرت امان الله خان نظر بخشونت و مقاومت جدی نادری\nدرین پیشنهاد موافقت کرد و حسب تصویب و تجویزی که خود سپهسالار بالنسبة تقرر\nمستمری و با اعطای بخشی صاحبمنصبان نظامی که باید در موقع سبكدوشی برایشان\nداده شود یک احکام اجمالی را اعطا و اصرار کرد که یک آن لوتر باید عسکری را تقلیل کند.\nچنانچه سپهسالار صاحب برای عموم این صاحبمنصبانیکه از طرف حکومت\nسبکدوش میشدند یک یک اندازه از ان اراضی سرکاری که در مرکز و دیگر ولایات حکومت\nموجود بود علی حسب مراتبهم بصورت بخشش مرحمت فرمود هرچند این قضیه برای منظوم\nبنابر تسلیت و دلجوئی سپهسالار حسب ظاهر بشاکله بنظر می آمدند ولی در حقیقت ازین عدم\nقدردانی حکومت نهایت غمگین و در هر محل شکایت میکردند .\nعدم رعایت امور مذهبی و روحیات ملی : همچنین راجع بدیگر امور اداری و\nتشکیلات سلطنتی و اتخاذ طرز عمل قبل از وقت عصر امانی که مخالف مقررات دینی\nو عرف و عادات ملی بود و اعلیحضرت امان الله خان بعد از تسویۀ امور داخله و خارجه تعمیل\nو اجرای انرا بشدت در محیط اجرا نمودن میخواست نیز دائماً سپهسالار صاحب جگر\nخون می بود و بدلائل و شواهد سهو و خطا و مضمار این تیز رفتن او را در مجالس و در او ملاقاتها"}
{"book": "adl0119", "page": 321, "text": "پیشنهادهای نظیر نادری بحکومت امانی\n٢٥٠\nجلد اول - نادر افغان\n\nخصوصی به او پیش بینی میکرد و همیشه از مختار ساختن و سپردن زمام امور باشخاص نا اهل؛ و بیکار و مهمل گذاشتن صاحبان تجربه و لیاقت تنقید میکرد اما د گوش سخن شنو کجا؟ دیده اعتبار کو؟\nعدم فکر اتحاد ملی: نسبت به تشکیل احزاب قدیم و جدید وغیره که بحال وطن خیلی مضر بود و رفته رفته اسباب شقاق و نفاق را تولید، و نتایج بدی را بملکت عائد میکرد (چنانچه کرد) نیز جداً سپه سالار مخالفت داشت و بدلایل و شواهد این مطلب را خاطر نشان میکرد که پیر و جوان گل یک گلبن این بوستان و بودن و مقررانگاشتن هر واحد آن در جای خود برای خدمت وطن ضرور است نباید حکوت بهمچه تعبیرات و حزبیت های خانه خراب کن دوئی و جدائی را در بین پدر و بچه، وموسن سفید و جوانها القا کند.\nشرمهری نسبت بامور سرحدی: راجع بامور سرحدیه و اداره قبائلی که از قدیم الایام از بسیار جهات و بسا ملاحظات با افغانستان مناسبات داشتند و در جهاد استقلال و پیشرفت مقاصد ملیه و وطنیه ما حسب صلاهای وزیر صاحب خیلی رشادت و فداکاریها را عملاً اجرا نموده بودند نه تنها از قبولیت عرائض و پیشنهادهای نافعه سپه سالار انکار کردند بلکه اداره امور سرحدیه را که وزیر حربیه الی ماه میزان ١٣٠٢ شـ"}
{"book": "adl0119", "page": 322, "text": "پیشنهادهای نافذه نادری بحکومت امانی\n٢٥١\nجلد اول - نادر افغان\n\nبکمال شرافت و نجابت انجام میدادند نیز از وشان منفک و بمحمد ولیخان سپرد\nو بالآخر نظریات محمد ولیخان را هم راجع بسرحدات منافی فکر خود یافته بمحمویا و تسلیم کرد\nو به اینوسیله محبت و صمیمیت سرحد را از افغانستان مسلوب نمود .\nعدم تعمیم فابریک انهار و معادن و رفع ضروریات فوری، راجع بدیگر\nمصارف بی لزوم گزاف هم نظریه وزیر صاحب حربیه همین بود که نباید حکومت\nبلافائده عوائد مملکت را صرف نماید بلکه این پول را بایستی، در تاسیس و بکار\nانداختن فابریکه هائیکه مواد خام را معموله، وصنعت وحرفت مملکت را ترقی دهد\nو کندن انهار، و بکار انداختن معادن و ساختن قشله های عسکری دیگر مسائلی که\nافغانستان بان احتیاج دارد و آن موادیکه برای رفاه عامه و سعادت و ارای\nجامعه مفید و نافع و موثر واقع میشود، خرج نماید.\nعدم توجه باصلاح اساسی معابر : در ساختن سرک تنگی غارووسالنگ\nهم نظریه وزیر حربیه چنان بود که همراه ساختن این راه های نو میباید که در معاه\nموجوده و راه های معموله جانب مشرقی و شمالی افغانستان نیز اصلاحات\nو ترمیمات لازمه بنمائیم و نگذاریم که قصور وعمارات و منازل و خطوط تیلفون و تلگرام\nو رباط های عرض این دو راه خراب و برباد شود . اما حکومت نه توجه جدی و"}
{"book": "adl0119", "page": 323, "text": "پیشنهادهای نافذ نادری برای حکومت نادری ٢٥٢ جلد اول - نادر افغان\n\nاساسی خود را نسبت به اجرای عملیات معابر تازه حسب مطلوب مصرف کرد\nو نه غمخواری از سرک‌ها و منازل سابقه نمود .\nتحقیر و تکدیر روحانیون : در الغای مصارف مساجد و وظائف علمای\nحقانی و اعزاز مشایخ و روحانیون که استمالت و دلجوئی و احترام آنها فرض\nذمت حکومت اسلامیست نیز نظریه سپه سالار غازی جدا بر خلاف عملیات\nاعلیحضرت امان الله خان بود و تکرار میگفت که نگرانی مساجد و اماکن متبرکه افغانستان\nو احترام و عزت علما و فضلا و مشایخ و روحانیون وطن از حد ضرور است و نباید\nطرزی اختیار شود که از ان اسباب گزند خاطر و انزجار این ذوات کبار\nتولید گردد بلکه ازین رجال معظم در خدمت وطن و ترقی افغانستان و اعلای\nکلمة الله باید کار گرفته شود و بآنها حکومت از بذل الطاف و عواطف خود چنین\nموقعیتی را اعطا کند که در سخت ترین مواقع مظهر بهترین خدمات برای حکومت و مملکت خود شوند.\nمفکوره نادری راجع به تعلیمات طلبه افغانی : هر چندیکه نظریه جناب\nمحمد نادر خان بالنسبه اعزام طلبه افغانی به ممالک خارجی در اول امر مؤید و محرک\nکابینه امانی بود ولی برای طلبه آتیه افغانستان میفرمود که باید حکومت از تاسیس\nمکاتب عالی خارجی در افغانستان مراتب ابتدائی تعلیمی طلبه را تکمیل و آنها را"}
{"book": "adl0119", "page": 324, "text": "پیشنهاد نافعه نادری برای حکومت امانی ۲۵۳ جلد اول نادر افغان\n\nبرای ادخال در دارالعلوم‌ها و دارالفنونهای خارجه مستعد سازند تا با مصرف\nکمتر وقت و ثروت صرف، و معیار تعلیمی مطلوبشان بصورت سریع و صحیح تحصیل شود\nهرچند به قبولیت این مفکوره نافعه وزیر حربیه اولاً اهمیت داده نشد ولی بعد توجیه\nمشکلات تعلیمی طلبه افغانی که در ممالک خارجی بدون مراعات این اصول اساسی\nفرستاده شده بودند این نظریه عالیه خود بخود در محل تطبیق و اجرا گذاشته شد\nو یک یک مکتب المانی و فرانسوی در مرکز تاسیس یافت تا مراتب اولیه درسیه\nخود را طلاب درینجا امتحان داده بعداً بخارج بروند.\nعدم مراعات تعلیم و تربیه : راجع به اجرا و تدویر تعلیم و تربیه صحیح\nدر مکاتب، و رعایت اخلاق و اطوار طلبه هم وزیر صاحب حربیه تمادیا عرایض\nخود را تقدیم و حکومت را برفع آن متوجه میساخت که باید در حسن اخلاق و خوبی\nتربیه اولادهای امروزه مکاتب که پدرهای فردا و اداره کنندگان آتی این\nوطن خواهند بود خیلی کوشش شود ولی این فکر قیمتی دار نادری نیز کمتر بسمع قبول\nمی‌شنیدند حتی علی الرغم آن داخل اقدامات هم میشدند.\nپروگرام مضره امانی : خلاصه که سـ ۱۳۰۱ و سـ ۱۳۰۲ شمسی را این مرد دانشور\nبه مظاهره و مباحثه همین افکار و نظریاتیکه اجرا و تطبیق آن برای منفعت وطن و خیر"}
{"book": "adl0119", "page": 325, "text": "پیشنهادهای نافعه نادری برای حکومت امانی ٢٥٤ جلد اول - نادر افغان\n\nحکومت از حد زیاد نافع بود با شخص شاه و زعمای امور آنگاه در یک عالم قلق\nو اضطراب متردد و تذبذب خطرناک بپایان رسانید ولی مع الاسف کسی\nبا آن اهمیت نمیداد بلکه علی الرغم این شخص ملت پرور و دگر خیرخواهان وطن اکثری\nازین اوامر و اجراآت مضرت رسان با برخود اوشان تطبیق و اجرا هم مینمودند.\nبواسطۀ همین تطبیقات و انفاذ همان پروگرام و اجراآت قبل از وقت فتنه\nزای که شخص شاه با تفاق چندی از حواشی خود آنرا تصویب و منظور و در محل اجرا\nمیگذاشتند، سپه سالار صاحب بعد از معاودت از اصلاحات قطعیۀ بدخشان\nالی عزیمت شان بطرف پاریس از اجرا و انجام آن نظریات نافعه و اصلاحات مفیدۀ\nشان که عالم عسکری افغانستان اجرا و تطبیقات آنرا بخاطر داشتند و اساس\nو بنیادهای آنرا قبلاً وضع و طرح فرموده بودند، ناکام مانده تنها همان اوامر و یاد\nداشت های غیر نافعه حکومت امانیه را با دل پژمان بیجهان یاس و حرمان تا یک\nوضع خوب طریقۀ مرغوب که موجب کدام غلط فهمی و سبب القای کدام رنجش\nنشود اجرا میفرمودند."}
{"book": "adl0119", "page": 326, "text": "وقوع غلط فہمی بین حکومت امانی سپه سالار غازی ٢٥٥ جلد اول - نادر افغان\n\nوقوع اثرات بی نزاکت اختلاف فکری\n\nبین اعلیحضرت امان الله و جناب سپه سالار\n\nچیزیکه زیاده تر فکر این ذات دانشور را بخود مشغول داشته بود از یکطرف\nنتایج وخیم این اقدامات ناعاقبت اندیشانه قبل از وقت اعلیحضرت امان الله خان\nبود و از طرف دیگر تعریض و غرض پرستی اشخاصی بود بر علیه سپه سالار که بر فکر\nو حواس اعلیحضرت امان الله خان استیلا کرده و تسلط کلی یافته بودند و او را بازیچه\nدست خود ساخته اغراض خود را بروی اجرا می نمودند و در عین زمان وجود این خیر\nخواه حقیقی حکومت و ملت را سد راه خود، و منافی پیشرفت مقاصد مغرضانه خویش\nمی پنداشتند لهذا بهر ذریعه ممکنه که میتوانستند اسباب شکر رنجی و خفقان و غلط فہمی\nوجدانی را بین این سپه سالار عالیشان و اعلیحضرت امان الله خان القا مینمودند، و\nبلطائف الحیل افکار نافعه و نظریات خیر اندیشانه نادری را به اعلیحضرت امان الله خان\nدگرگون نشان میدادند .\nحتی به اعلیحضرت امان الله خان که عاشق تجدد فضول ، و دلداده اجرای\nخرافات و اوضاع نظر فریب بی لزوم اوروپا بود ، وجداً در صدد مخالفت"}
{"book": "adl0119", "page": 327, "text": "وقوع غلط فهمی بین حکومت امانی و سپه‌سالار غازی ٢٥٦ جلد اول ـ نادر افغان\n\nو بر انداختن تمام اوضاع و مجاری امور مذهبی و ملی بود و میخواست که خودش را بزعم خود بمنزله یک مجتهد و مخترع اعظم قرار بدهد (١) ، و در نظر داشت که در هر چیز و هر امر یک طرح نو را عام از اینکه مفید باشد یا مضر، بیندازد و اساس تازه را بنام خود بگذارد ـ همین مغرضین و اشخاصیکه متاع خود را در پرتو افکار نادری کاسد و افکار خود را در برابر انوار ذکای او فاسد می‌یافتند اینطور وانامند «تا زمانیکه این سپه‌سالار در کابینه ات شامل باشد ابداً تو در پیش بردن نظریات خود موفق نمیشوی زیرا که او ابداً ازین افکار خود که بار بار اظهار میکند و در تبدیل پروگرام شما اصرار مینماید منصرف نمیشود.»\nاعلیحضرت امان الله خان از استماع و مشاهده این خشونت مقدس از جناب محمد نادر خان که در اعطای افکار حقانه و نظریات خدا پسندانه خود بمقتضا فرض منصبی و محبت ملی و وطن دوستی و عاقبت اندیشی خود مینمود ـ و از سخنان کم و زیاد که در باره سپه‌سالا صاحب از جانب مغرضین و مفسدین می‌شنید نه تنها محبت و صمیمیت سابقه خود را بوزیر صاحب حربیه کمتر مبذول مینمود بلکه بعضاً اینطو\n(١) چنانچه میگفتند که «جوهر مرد به تقلید نگردد حاصل * مخترع شو که دگرها بتو تقلید کنند» ملاحظه شود صفحه ٤١٢ کتاب لویه جرگه ١٣٠٣ مطبوعه جوزا ١٣٠٤ مطبعه دائرۀ تحریرات حضور و مجلس عالی وزرا ."}
{"book": "adl0119", "page": 328, "text": "مبدأ مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی ۲۵۷ جلد اول - نادر افغان\n\nاوضاع ناملائم وحرکات خارج از دائرۀ نزاکت را که موجب متاثر شدن این سپه سالاریکه\nبنظر عامۀ ملت خیلی محترم ومقدس بود ووطنخواهان حقیقی اورا از جان و دل دوست تر\nداشتند، مرتکب میشدند و در بعضی امور وجهات اسباب دلشکنی و ناامیدی\nاورافراهم می آوردند .\nآغاز مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی\nچون همۀ پیشنهاد ها وعرائض سپه سالار مستند بمقررات صحیحۀ مذهبیۀ مذاق\nو روحیات عامه بود وحضرت معظم له از تجربه که حاصل کرده بود و بواسطه تماس\nو علاقه مندی که با همۀ طبقات ملت داشت خوبتر می فهمید که اثرات این اجراآت\nدل آزار حکومت امانی که ناعاقبت اندیشانه وخود سرانه در محل اجرا آورده میشود\nبر روحیات وجذبات ملی و رسوم وعادات وطنی اثرات سوئی را می افگند\nازین جهته تنها مفکورۀ مفیدۀ سپه سالار غازی بلکه از عموم وطنجواهان صادق\nوطرفداران صحیح اعلیحضرت امان الله خان که دران زمره والده اش علیاحضرت\nهم شامل بود از نقطه نظر خیر اندیشی واهمیت پسندی، تعدیلات اصلاحات\nاجراآت حکومت را متقاضی بود- تا نشود که یک اسباب فتنه و آشوب\nتولید، و ملت و حکومت بیکدیگر بزنند اما مع الاسف اعلیحضرت امان الله خان"}
{"book": "adl0119", "page": 329, "text": "جلد اول نادر افغان\n٢٥٨\nمبدأ مخالفت ملی با اجراآت حکومت امانی\n\nاز خود رائی و ناعاقبت اندیشی خود باین عرائض او حواله بسمع نمیکرد و مطرداً و مستقیماً\nبهمان یک خیال محال خود پویان می بود.\nچنانچه بمجرد انعکاس این اطلاعات اجرای پروگرام جدید امان الله خان\nدر اطراف و اکناف وطن مخصوصاً در طبقات فهمیدۀ ملت آثار نفرت و علائم مخالفت\nاز حکومت یکی بعد دیگری مشاهد میرفت.\nتا اینکه اخیر ١٣٠٢ و مبدأ ١٣٠٣ برخلاف میل و آرزوی سپه سالار غازی و دگر\nسعادت خواهان وطنی که در برابر همه اجراآت ناصواب حکومت تنقید میکردند برای\nرعای امور آن عصر یک موقع خیلی زحمت افزای تکلیف ده ثابت شد. و فتنۀ\nآثار اضرار نمودار شد. مردم زمین داور علناً بنام اصلاح حکومت امانی\nو حمایت از امور مذهبی کوس بغاوت را نواختند. اقوام سلیمان خیل\nبنای آشوب و خلل را نهادند. در سمت جنوبی هم مواد و مقدمات واقعۀ مشهور\n١٣٠٣ فراهم آمد. در بدخشان هم علائم عدم اطمینان نمایان شد. در کنرها\nو ننگیانی مواد بد نظمی کم کم مشهود گشت حتی در تمام افغانستان رجال فهمیده و دانشور وطن\nبر شاه خود دروازۀ تنقید را کشاده بدمین شدند.\nاما اعلیحضرت امان الله خان از همان جنون و خودپسندی که خاصۀ طبعش بود"}
{"book": "adl0119", "page": 330, "text": "خودسری بی پروائی حکومت امانی از جذبات ملی\n٢٥٩\nجلد اول - نادر افغان\n\nو بقول خودش که : « نه از دنیا غمی دارم نه از بلوابه تشویشم - جنون مسلک خویشم از ین پس کوچه دکانم»\nنه از نصائح و نظریات نافعه سپه سالار و دیگر ذوات خیر اندیش صداقت شعار\nافغانستان حتى والده اش که بار ها را او را بغلط و خطایش می داناندند. و\nباصلاح و تعدیل کردارش مدعو میکردند، متنبه میشد و نه از مخالفت های\nعملی که « علائم و آثار آن در هر گوشه و کنار مملکت از رعیت مشاهده میشد »\nعبرت و نصیحت میگرفت .\nبلکه میگفت : « من این پروگرام خودم را به آن عزم خویش که مانند کوه های\nافغانستان مستحکم و متین است به قوهٔ سرنیزهٔ خودم پیش می برم و هر شخص و هر\nقومی را که در قبولیت این اصلاحات مطلوبه ام اندکی تردد داشته باشد\nبقوهٔ شمشیر تادیب میدهم (٢)» .\n(۱) بخاطر آورده شود نطق مشهور اعلیحضرت امان الله خان که در ۱۳۰۴ در قصر استور ایراد نموده اند و نیز ملاحظه\nشود نطقیکه در صفحهٔ ۱۳٤ کتاب لویه جرگه ۱۳۰۳ مطبوعه ماه جوزای ۱۳۰٤ مطبعه دائرۀ تحریرات حضور\nو مجلس عالی وزر ا مرقوم است .\n(۲) مفاد نطق اعلیحضرت امان الله خان که در جشن استقلال ۱۳۰۳ و ۱۳۰۵ و دیگر مواقع ایراد نموده\nو در اخبار های جشن استقلال و امان افغان و حقیقت کابل و غیره جرائد وطنی موجود است\nملاحظه شود ."}
{"book": "adl0119", "page": 331, "text": "ضمیمه صحیفه ( ٢٦٠ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجناب عالیقدر جلالتمآب امیر اعلی نشان سردار محمد نادر خان\nسپه سالار غازی وزیر امور حرب افغانستان در سنه ١٣٠٢"}
{"book": "adl0119", "page": 332, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 333, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۲۶۰\nعلالت سپه سالار در اثر اندیشه و تراکم افکار\n\nعلالت سپه سالار در اثر اندیشه و تراکم افکار\n\nپس از وقوع و پیش آمد این اوضاع جگر خراش، خیر خواهان حقیقی و وطن\nدوستان صحیح و ملت خواهان همدرد اندازه پریشانی و وسواس اندیشه سرکار\nسپه سالار صاحب را بفرمایند که از همان چیزیکه اندیشه داشت در وطن\nمحبوبش واقع شد و بکمال تأسف از اجراآت سوء حکومت تخم مشاجره و مجادله\nو سلب اعتماد در بین راعی و رعیت در محیط کاشته شد عجب تر انیست که\nحکومت بجای اینکه از سهو و خطای خود متنبه شده عرائض نافعه و پیشنهادهای عناصر\nصالحه وطن را بگوش هوش خود بشنود و با صلاح عمل خود بپردازد بدبختانه ملت را\nمورد عتاب باز پرس و عقاب قرار داده آنها را بی اراده و نادان، خود را عاقل\nفهمیده و همه دان تصور میکرد.\nبسیار اشخاص بخاطر دارند که در اواخر ۱۳۰۲ و اوائل ۱۳۰۳ صحت\nاین سپه سالار حذاقت شعار بواسطه همین تهاجم افکار و حدسیاتیکه راجع\nبه اضرار این رفتار میزدند، بدرجه آخر خراب شده بود و شب و روز در افکار\nعمیق و تصورات ژرف گرفتار میبود بحال وطن و ملتش میسوخت و با حکومت"}
{"book": "adl0119", "page": 334, "text": "استعفای سپه سالار غازی از کابینه امانی ۲۶۱ جلد اول - نادر افغان\n\nسخن ناشنو خود میساخت ، بآتیه پر از آفات و بلیه ملک می طپید و بحرکات\nو اوضاع بجای زعمای امور انگشت حسرت را میگزید .\nاین اندیشه و مراق به اندازه براوشان غالب و مستولی شد که از خواب و\nخور ماندند و بصدع شدید و دوران سر و شکایت سینه و جگر مبتلا شدند .\n\nاستعفا و کناره جوئی سپه سالار غازی از کابینه امانی\nهر چند با همین وضعیت پر از زحمت این شخص با کفایت تا چندی امور رسمی حکومت را\nهم حسب هدایات حکومت انجام میدادند و هم در مجلس وزرا و حضور شاه عرائض نافعه و\nخیر اندیشی های آخرین خویش را ابلاغ میکردند ولی رفته رفته اندوه و کاهش روحانی\nو امراض جسمانی باندازه بر وجودشان غالب و مستولی شد که از حرکت نمودن و\nکار کردن افتادند لذا مجبوراً یک استعفانامه نهایت موثر و رقت آور یرا\nدر برج قوس ۱۳۰۶ باین مضمون به اعلیحضرت امان الله خان تقدیم، و انفصال خود را\nاز کابینه وزرای امانی تصمیم نمودند .\n« اعلیحضرتا ! »\n« شما از عقیده خالص و مسلک بی آلایش من خوبتر مطلعید و هم میدانید"}
{"book": "adl0119", "page": 335, "text": "استعفای نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۲ جلد اول ـ نادر افغان\n\nکه من از مدتی گرفتار ناخوشی‌های گوناگون هستم، امروز که من این معروضه را مینویسم\nوقتیست که آخرین قوا و حوصلهٔ خود را بخرج میدهم و دگر هیچ تاب و توان بمن نمانده است\n«اعلیحضرتا ! یقین کنید که مانند من شخص مریض که روحاً و جسماً ناخوش است\nنمیتواند اضافه برین هیچیک بار سنگین را که متحمل هستم شبانه روز بردارم. مخصوصاً\nاز وقتیکه میان من و یک جمعیتی که اطراف و حوالی شما را فراگرفته‌اند، تخالف\nفکری واقع است، و نظریات خیراندیشانهٔ خود را برضد افکار شما و آنها مشاهده میکنم.\n«نظر به تجارب عدیدهٔ که من درین ملک حاصل داشته‌ام و از معلوماتیکه\nبالنسبه روحیات و جذبات ملی دارم خیلی اندیشه میرود که خدانخواسته سیل این افکار\nموحشه بنیان سلامت وطن ما را متزلزل و کاخ ترقیات مطلوبه را منهدم خواهد ساخت\nهجوم این خطرات روح فرسا روزبروز بضعف و نقاهت من می‌افزاید. و محبت\nو درد وطن با روح من مجادله مینماید در حالیکه اعلیحضرت شما هم همهٔ آن عرائض هیخواهانه\nمرا که برای خیر شما و مفاد ملت و طرز مملکت داری و ایجابات فعلی بحضورتان\nتقدیم میکنم مع الاسف بنظر قبول نمی‌بینید ـ و بهیچکدام آن اهمیت نمیدهید !! و\nاز وخامت نتیجه این اوضاع جگرخراش هیچ نمی‌اندیشید»\n«لذا من وجداناً معذور و عقیدةً مجبورم تا اظهار کنم چون من با این اوضاع که"}
{"book": "adl0119", "page": 336, "text": "استعفای نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۳ جلد اول - نادر افغان\n\nتماماً بر خلاف میل آرزوی وطنگواهانه ام جریان دارد، قلباً متأثرهم پس امیدارم\nتامرا از عهده موجوده ام مستعفی قبول، ولطفاً منفصل فرمائید - زیرا هیچ میل\nندارم که بعد ازین در داخل وطن به هیچیک مأموریت کار کنم و اگر اصرار میفرمائید\nکه حتماً باید کار کنم پس بشرط وفای این حیات مستعارم که بار بار آنرا برای خدمات\nقابل افتخار وطن نثار خواهم کرد و نجاتم از پنجه این مرضی که فعلاً دامنگیرم است اموراً\nخارجه افغانستان هر خدمتی که لازم دانند مقرر می فرمایند البته در خارج حاضرم\nکه جهت استرضای شما اگر چه به سرکاتبی یک سفارت هم مقرر شوم آنرا بپذیرم\nوبوسیله این غیاب صوری خود از یکطرف ازین کشمکش های روحی ووسوسهای\nکنونی که ناشی از اوضاع ناملائم فعلی وجذبات وطنخواهی من است هم قسماً نجات\nمی یابم و از جانب دیگر بمعالجه و مداوات خود نیز خواهم پرداخت ،،\n\nانفکاک شمشیر دبیر نادری از مملکت افغانی\n\nاگر انصافاً بنویسم علحضرت امان الله خان از گرفتن این استعفانامه خیلی\nمتاثر گردید و از علالت مزاج جناب محمد نادر خان بسیار مضطرب شد\nواز طرف وزارت حربیه که الی الان کارش (باوجود توجیه آن مشکلات متصادم)"}
{"book": "adl0119", "page": 337, "text": "استعفای سپهسالار غازی از کابینه حکومت امانی ٢٦٤ جلد اول نادر افغان\n\nموانعی که باجمال آن قبلاً اشاره کردیم، بخوبی جریان و نفاذ داشت زیاده تر\nاندوهگین گردید و ذاتاً برای اداره امور وزارت حربیه خودش میرفت\nو در صدد رضای خاطر و اعادهٔ صحت این ذات درایت سمات میخواست که\nتشبثات نموده مقدمات توافق کار کردن مکرر اوشانرا در وزارت حربیه\nو یا دیگر مأموریت های مهمی که داخل خواسته باشند حاصل کند .\nاما ازین رنج و اندوه و تشبثات ظاهری او چه فائده که بر آن علل و اسبابیکه\nموجبات علالت و شدت مرض جناب محمد نادر خان را فراهم آورده و او را بتقدیم\nداشتن استعفایش وادار کرده بود یک نظرش را اعاده نمیکرد. و به تعدیل آن\nافعال و حرکات خویش که موجب وقوع غلط فهمی ها و وسائل سلب رفاه خلق الله و امنیت\nعمومی را فراهم می آورد، نه می پرداخت !\nاین تأثر و غمگینی اعلیحضرت امان الله خان در اثر پرو پاگند و تعبیرات غلط مغرضین\nو مفسدین که بقول حضرت سعدی : شور بختان بارزو خواهند - مقبلانرا زوال نعمت و جاه\nبرطرفی و دلشکنی جناب محمد نادر خان را بهمه ذرائع ممکنه میخواستند این قدر هم دوام\nنکرد که اوشان از بستر مرض خارج، و بطبع آنها قدری افاقه و بهبود وانمود میشد\nچنانچه همین مقربین و حواشی غرض پرست امانی این استعفای نادری را"}
{"book": "adl0119", "page": 338, "text": "استعفا نادری از کابینه حکومت امانی ٢٦٥ جلد اول ـ نادر افغان\n\nرقم رقم تعبیر، و به انواع معانی غلط تفسیر کرده، خلیج غلط فهمی و شکر رنجی مابین\nاعلیحضرت امان الله خان و جناب محمد نادر خان باندازه توسیع دادند که در اواخر\nایام مریضی سپه سالار اعلیحضرت کمتر باحوال پرسی مرضش که در ابتدا خیلی\nاز ان متأثر بود میپرداخت.\nاین طرز عمل و شکنانه حکومت امانیه که با این وطخواه مرعی میداشت بسرعت\nفوق العاده اولا در مرکز، بعدا در تمام نقاط مملکت مواصلت کرد و این اوضاع\nخارج از دائره نزاکت ضمیمه دگر اعمال پر از شکایت اعلیحضرت شده، رشته\nمحبت و صمیمیت نادر را در قلوب عامه وطخواهان و ملت دوستان افغانستات استحکام نمود.\nکناره جوئی برادران سپه سالار از کار\nجناب محمد هاشم خان که فطرتا دارای خشونت مقدس و علی الاکثر با اعلیحضرت\nامان الله خان راجع بهمین عملیات دل آزارش در مذاکره و مناقشه میبود و با\nاعمال ضرر افزای عمال امانی ابدا موافقه نداشتند و نظریاتش تماما تابع افکار\nنادری سه چهار ما قبل علالت استعفا و انفصال برادر بزرگ شان از وزارت حربیه\nجهت تیمار داری و معالجه والد امجد شان که بمرض صعب العلاج گرفتار بود رخصت"}
{"book": "adl0119", "page": 339, "text": "کناره جوئی برادران سپهسالار از کار ۲۶۶ جلد اول ـ نادر افغان\n\nگرفته، مسافرت خارج را بالنسبة دیدن این اوضاع پر از بدعت حکومت ترجیح\nداده بودند و اخیراً حکومت هم این مباعدت صوری شانرا مستحسن دید بجلای\nمیل و ارزوی شان آنها را بوزارت مختاری افغانستان در ماسکو تعیین نمودند\nتا از پاریس مستقیماً بروسیه بروند چنانچه حضرت معظم له بعد از انجام خدمت\nسه ساله خود در وزارت مختاری افغانی در سکو تکراراً از ملازمت حکومت استعفا\nداده بپاریس رفتند و آمدن افغانستان را برخود گوارا نفرمودند.\nآقای شاه ولیخان که حیثیت نائب سالاری قول اردوی مرکز برا داشتند\nچند روز بعد از استعفای برادر شان در اثر تخالف نظری که بین اوشان و\nبعض از مغرضین مجلس عسکری در اجرای ماکولات واقع شد نیز استعفای\nخود را تقدیم کردند. زیرا که وزارت حربیه حسب امر و اراده اعلیحضرت امان اللّٰه خان\nاجرای ماکولات را در نظام اعلام کردن میخواستند در حالیکه تمام منصبداران صاحبان\nاز مدتی بر خلاف آن تا نقطه آخر در نظر بمی نظمی و سود اداره که از ان متوقع بود،\nمقاومت داشتند و آقای شاه ولیخان هم بر خلاف آن اقامه دلایل میکردند."}
{"book": "adl0119", "page": 340, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۲۶۷\nتقرر سپه سالار بوزارت مختار بی افغانستان پاریس\n\nتقرر جناب محمد نادر خان بوزارت مختاری در فرانسه\n\nعلالت طبع بجناب محمد نادر خان در اواخر قوس ۱۳۰۲ طوری شدت کرد که در ظرف چند روز بستری شدند و در ماه قوس همین سال استعفانامه فوق خود را در حالت اضطرار بحکومت تقدیم کردند، تا اوائل حوت همین سال مرضشان بطوالت کشید و عرصه کار کردن شخص پادشاه در وزارت حربیه و مسئله سنجیدن اطراف و جوانب این استعفای جناب محمد نادر خان دوام داشت .\nدر وسط برج حوت چون صحت شان قدری خوب که کم کم بقدم زدن و حرکت کردن آغاز فرمودند فکر هر دم خیال امانی به تشویق و تحریک مغرضین بتقاضی این امر شد که از پذیرفتن افکار منفعت بار جناب محمد نادر خان انکار کند و اعلان دوام خود را بهمان مسلک ، و قیامش را بهمان اوضاع نماید بجهر از ضیاع وقت و دردسر برای شاه و دل آزاری رعایا نتیجه نمیداد و بالاخر وطن را بهزاران رنج و آشوب و فتن آشنا میسازد چنانچه استعفای سپه سالار را منظور و بعوض شان در صدد انتخاب و تقرر یک وزیر حربیه دیگری شدند .\nبمجرد اظهار خصوصی این نظریه خویش به نزد آن مقربین و حواشی خود که مبین مطلبی را"}
{"book": "adl0119", "page": 341, "text": "استعفا نادری از کابینه حکومت امانی ۲۶۸ جلد اول - نادر افغان\nآنها قبلاً و شراً رقم رقم بداومی فهمانید و این عقیده را بذہن شان بلطائف الحیل محکم ساخت\nبودند از طرف عموم دلی صاحبان، تصدیق، و برخلاف مضمون :\nآئینه چون عیب تو بنمود راست - خود شکن آئینه شکستن خطاست\nبا این مریض سودای ترقی و تعالی مملکت اسلامی، و این نجم استار سعادت و آرامی\nملت افغانی جناب محمد نادر خان غازی بنای مشاجره و غرض پرستی را گذاشتند اما\nغافل بودند ازین که :-\nبا صاف دلان مجادله با خویش دشمنیست - ہر کس کشد بر آئینه خنجر بخود کشد\nولی این وضعیت حکومت که با یک خادم صادق صاحب عز و شرف و دارای\nافتخار و قداست معامله میشد از طرف محیط و عامه بنظر خیلی نفرت دیده می شد\nو از ہر دہان و از همه زبانها در اطراف آن تنقیدات، و با این نادر رشید شان\nاظهار همدردی مزید میکردند\nلہذا اعلیحضرت امان الله خان برای مسرت حقیقی آن مغرضین که چشم\nو گوش شاه را زیر سانسور و مراقبت خود گرفته بودند، و مغالطه دادن د و خشنودی\nمجازی عامه طبقات ملکی و نظامی افغانستان که (محمد نا درخان را از دل و جان\nخود، دوست تر داشتند و خدماتش را در داخل وطن همچو آب حیات و از دیانت"}
{"book": "adl0119", "page": 342, "text": "تفرر سپهسالار بوزارت مختاری افغانستان بپاریس ۲٦۹ جلد اول - نادر افغان\n\nو صفای عقیدتش تقدیس میکردند ، اعلان سبکدوشی جناب محمد نادر خانرا\nاز وزارت حربیه و تقرر شانرا به وزارت مختاری پاریس که در واقع عین اعلام\nمنظوری همان استعفا بود در محضر عموم وزرا و مأمورین بزرگ افغانستان\nبروز پنجشنبه ٢٤ حوت در قصر گلخانه بتقریب امضا و تصدیق بودجه ۱۳۰۳ بعد از\nمعرفی محمد ولیخان را بعوض اوشان بوزارت حربیه وکالت اموخارجه باین الفاظ\nنطق اعلیحضرت امان الله خان در موقع تبدیلی سپهسالار\nافغانستان\n«جناب محمد ولیخان اقار اسر از امروز بوزارت حربیه مقرر کردم و باوشان\nتبریک میدهم تا کارهای حربیه خارجه را بحیثیت وزیر حربیه و وکیل وزارت امور\nخارجه حسب اوامر و هدایتم در معرض انصرام و انجام گذاشته تماماً پیروی\nافکار مرا بنمایند .»\n«یقین کامل دارم که وزیر صاحب حربیه کنونی بخوبی از عهده این دو کار برآمد میتواند و در امور حربیه\nو خارجه افغانستان بساعدت و معاونت من یک روح و رونق تازه را خواهند دمید . (۱)\n\n(۱) اقتباس از امان افغان شماره اول سال پنجم تاریخی ۲۸ حوت ۱۳۰۲ و فرمان مقرری محمد ولیخان ."}
{"book": "adl0119", "page": 343, "text": "تقرر سپهسالار بوزارت مختاری افغانستان پاریس\n۲۷۰\nجلد اول - نادر افغان\n\n«جناب محمد نادر خان برای وزیر مختاری افغانستان در پاریس زیر نظر گرفته\nشد ولی چون این مسئله موقوف است باستخراج از دولت بهیه فرانسه پس تا رسیدن\nداگریمان، رضائیت نامه دولت مشارٌ الیها تقرر شان صورت رسمیت را ندارد\n«میدانند که چرا من ایشانرا بخارج میفرستم یکی همان علت عمومی است\nکه باید مأمورین بزرگ و کوچک وطن باین طریق ممالک خارجه را دیده نظامات\nو اصول کارها و اداره ادارات را بطرز تازه یاد بگیرند و هنگام مراجعت بوطن از\nروی علم و بصیرت باصول تازه اجرای امور کنند.»\n«اینک اشخاصی که بخارج رفته اند هر کدام در سائر امور یک مهارت\nفوق العاده دارند چنانچه یکروز فیض محمد خان پسر غلام نبی خان فرقه مشر در باب یک\nمسئلهٔ اقتصادی و تجارتی چنان بحث متین با من نمود که متحیر شدم حالانکه او مدت\nقلیلی در اروپا بود، هکذا جناب محمد ولیخان با اینکه مرد سیاسی بود لیکن محض\nاز دیدن قشون اروپا بصیرت تامه در باب امور حربیه دارند.»\n«پس نظر باین مسئله چون جناب محمد نادر خان به پاریس بروند و اصول نظام\nو عسکر و ترتیبات وزارت حربیه و تقسیمات عسکری و تعلیمات مکاتب نظامی\nآنجا را مطالعه و ملاحظه کنند در موقعیکه در وطن مراجعت نمایند معلومات"}
{"book": "adl0119", "page": 344, "text": "تقرر سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان پاریس ۲۷۱ جلد اول ـ نادر افغان\n\nو فکرشان در امور حربیه صد مرتبه از حالت حاضره بلندتر و درست تر خواهد بود . »\n«دوم اینست که طبیعت شان یکنوع کسالت دارد و مسافرت شان برای\nتداوی و تبدل مکان و تفریح طبیعت هم لازم است چنانچه خود ایشان بار ها این مسئله را\nباصرار خواهش کرده اند » . (۱)\nدرین موقع حضرتعالی سردار اعلی محمد نادر خان فرمودند\n«بلی از مدتیست که بحضور شاهانه چند مراتب بکمال الحاح عرض نموده ام که\nاگر مرا بکدام مأموریت خارجه بفرستند حتی اگر کار بزرگی نباشد بسکر تابتی کاتبی\nیک وزارت مختاری یا کدام مأموریت دیگر نیز حاضر و رضامندم . »(۱)\nجذبات وطخواهانه در عین حیات خموشانه\nبعد از اعلان رسمی انفکاک سپه سالار صاحب غازی از وزارت حربیه\nو تقرر شان بوزات مختاری پاریس حضرت معظم له چون به استراحت ظاهری\nمحتاج و مزاجش تقاضی خموشی و انزوا بود ازین جهه الی زمان وصول اکر میان شان\nاز فرانسه مطالعات ادبی ، جمع آوری یاد داشت های خصوصی ، نظارت از\n\n(۱) امان افغان صفحه ۲ و ۷ شماره (۶) سال (۵) تاریخی (٤) اسد ."}
{"book": "adl0119", "page": 345, "text": "حیات غوثیانه نادرشاهی افغانستان ۲۷۲ جلد اول - نادرافغان\n\nزمین و باغ و اراضی شخصی خویش را برای خرج و مشغله اسباب تفریح قرار داده گاهی\nبجای خود در ده افغانان و بعضاً در باغ شان در پغمان و علی الاکثر در قلعه خویش\nعلی آباد کابل میبودند و بمجالست و مخالطت مردم کمتر اظهار رغبت میفرمودند .\nفقط در بعض اوقات از طرف عصر بملاقات پادشاه ، و علی الاکثر بحضور\nوالد امجد و عم معظم شان تشرف میجستند ، و در محافل علمی و عرفانی\nبموجب اطلاعیه ای که خدمت شان میرسید شرکت می ورزیدند و هم در موقعیکه\nاز طرف شاه برای مشاوره بعض امور دعوت میشدند، و یا در مجلس وزرا راجع به\nحل و فصل کدام مسئله مهمه ضرورت فکر و اخذ نظریه شان می افتاد همدردانه و علاقہ\nمندانه حاضر، در همان امور مرجوعه از سائلین دستگیری و برایشان رهنمائی میکردند.\nچنانچه از تعقیب نظریات همین مرد وطن دوست که رسماً خود را از امور مملکت\nداری علیحدہ کردہ ولی وجداناً سعادت وطن را خواستار بود - در رہنمائی آن\nاسلحه وارده افغانستان که خود شان بحکومت پیش نهاد و خریداری\nآن را از اوروپا فرمایش داده بودند ، و در مبادی توقیف و یک هنگامه بزرگ\nسیاسی را بر پا کرده بود، زعمای امور امانی موفق شدند .\nولی در فرو نشاندن آتش مخالفت سمت جنوبی نظریه مصالحت جویانه او شانرا"}
{"book": "adl0119", "page": 346, "text": "فاتحه گیری فرزند سپه سالار غازی ۲۷۳ جلد اول - نادر افغان\n\nکه اولاً پیشنهاد کرده بودند نشنیدند و بالآخر بدون از تقبل همان طریقه شی\nکه اولاً سپه سالار آنرا تذکار داده بود و در لویه جرگه ۱۳۰۳ بنام هجده فقره مشهور\nاعلان کرده شد دیگر از شهادت سردار شاه ولیخان سد راه آن طغیان بی پایانرا\nکرده نتوانستند (۱) در دگر فقرات مهمه سیاسیه نیز افکار و نظریات عالیه این مرد\nفرزانه نهایت مؤثر و مفید می افتاد .\n\nوصول اگر یمان وزارت مختاری و فاتحه گیری\nفرزند سپه سالار غازی\nبعد از وصول اگر یمان جناب سپه سالار و اتمام همه کارهای مربوطه وزارت مختاری\nشان از مرکز چون وفات فرزند ارشدشان آقا محمد طاهر خان در عین تحصیلاتش\nکه با دیگر طلاب افغانی در مکتب لیسه میشله (LYCEE MICHELET) فرانسه مقیم بودند\n\n(۱) اثباتی طویل این مسئله عموماً مطلع و جراید وطنی ناطق نامی امانی مصدق این امر است که در فرونشاندن این آتش بغاوت جنوبی\nحضرت عالی شاه ولیخان با وجودیکه از کار حکومت مستعفی هم شده بودند، داوطلبانه حاضر و شامل و دران زمینه\nمصدر خدمات مهمی شدند و از آن سیلی که بنیان مرکز را با بهتر از اعلیحضرت امان الله خانرا مجبور به نقل مکان\nمینمود، بدرستی جلوگیری کردند .\nملاحظه شود اجمال کار روائی های تاریخی اوشان در محاربه بغاوت جنوبی در صحیفه ۲، ۳، ٤\nشماره (۳۱) جلد اول حقیقت منطبعه کابل و صحیفه ۳ ، شماره (۶۱) اخبار مذکوره که تحت مدیریت\nبرهان الدین کشککی بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 347, "text": "فاتحه گیری فرزند سپه سالار غازی ٢٧٤ جلد اول - نادر افغان\n\nدر موقعی واقع شده بود که سپه سالار در حالت بیماری پر اضطرار افتاده بود ازین\nجهته وزارت معارف و شخص شاه مناسب دیده بودند که این خبر اندوه اثر وفات پسرشان\nالی زمان صحت و افاقه ، برایش رسانیده نشود - هرچند صحت جناب سپه سالار\nالی الان هم درست نیست اما چون حرکتش بمقامی است که مدفن نورچشمش در آنجا واقع است\nلذا باید حتماً او را از قضیه مطلع و مراسم فاتحه گیری او بعمل آورده شود .\nچنانچه مجلس فاتحه خوانی آقای محمد طاهر خان از طرف وزارت معارف رسماً اعلام\nو شخص شاه و وزرا و اعیان معارف همدردانه بسوگوار اند از والدش دلجوئی و مراتب تعزیترا بجا اوردند\n(۱) این مجلس فاتحه خوانی آقای محمد طاهر خانرا فهامه عالم آقای میر سید قاسم خان در امان افغان شماره ۹ سال ۱۲۹۹\nدر ستون (۲) صحیفه (۶) سال (۵) خود باینصورت مینویسد :- «این شهید خدمت راه دین و وطن که بتصدیق\nاو وزارت معارف بروز دوشنبه ۱۶ سرطان مجلس ترحیم تشکیل داده و دوستان ملت و وطن را دو چار حزن و الم\nفوق العاده گردانیده آقای محمد طاهر خان پسر خضر تعالی سردار اعلی محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان در پاریس\nمیباشند که در پاریس مشغول تحصیل بودند» « خبر وفات ایشان هر ساسه ها قبل از ین رسیده بود و لکنی باین وقوع والد ماجد\nشان جناب سردار اعلی مریض بودند نشر این خبر مناسب دیده نشد. و بموقعی که سردار اعلی عازم پاریس گردیدند لازم دیده شد\nکه باوشان اطلاع داده شود تا در خود وطن با حضور اہل بیت و عشیره و دوستان بارگران حزن و الم شان تخفیف گردیده تسلی\nخاطر شان تسکین یابد. همان بود که وزارت معارف که مشابه پدر و مربی محصلین است مجلس ترحیم آقای محمد طاهر خان را\nانعقاد داده اعلیحضرت غازی و سائر وزرا و مأمورین شرکت این مجلس بودند .»\nبر امان افغان از وفات این اولاد جدی و فداکار وطن که در غربت داعی اجل را لبیک نموده منتهی درجه\nمحزون و غمگین گردیده از خداوند در عوض این حزن و الم بزرگ عوض ها و اجرهای جزیل برای حضر تعالی والد\nماجد آقای محمد طاهر خان سائر افراد مملکت که بنجابات آتیه او انتظار داشتند و امروز بوفات\nاو محزون هستند آرزو و نیاز میکند، و بخداوند کریم با کمال عجز و خشوع التجا مینماید که بقیة محصلین افغانرا\nدر حفظ و امان خود نگهداشته مملکت افغانستا نرا به وفات آنان ماتمی و غمگین نسازد .»"}
{"book": "adl0119", "page": 348, "text": "نطق سپه‌سالار در فاتحه‌گیری پسرشان ۲۷۵ جلد اول - نادر افغان\n\nآن نطق جوابیه را که سپه‌سالار درین مجلس عزاداری ایراد کرده جداً قابل تقدیر، و هرجملهٔ\nآن در خور نگاشتن بخطوط درشت طلائی در اوراق بزرگ تاریخ است اجمالش اینکه :-\nنطق رقت‌آور سپه‌سالار\n« والله من امروز از مرگ خود که شاید مرض موجوده ام مقدمة الجیش آن خواهد بود\nو از وفات این فرزندم که در راه طلب علم و اطاعت از امر پادشاه خود در عالم غربت\nپدرود حیات کرده چندان غمگین و متأثر نیستم ولی از اوضاع امروزه که ملت محبوب\nو حکومت متبوعم را در تشنج و اختناق آورده است خیلی محزون و اندوهگینم »\nدر مراتب اندوه و ضطرابم ازین مسئله بیشتری افزاید که شخص اعلیحضرت\nدر شناختن آشنا و خائنین اشتباه میفرمایند و از ان دوستان و می خواهان خود\nمباعدت می‌جویند که آئینه صفت بر اوشان تنقید، و خدمت شان توصیهٔ اصلاح\nعمل را بعذر و الحاح مینمایند و بآن متملقین و مغرضین اعتماد و مقاربت میفرمایند\nو هر عمل و حرکت شانرا که بعضاً مضر بلکه مهلک است، مدح و تعریف مینمایند\nو از عواقب وخیم آن نمی اندیشند و فکری از خیر جامعه و آرامی عامه نمی نمایند\nحتی در لباس دوستی منتهای مراتب دشمنی را معمول میدارند .\nمن درین موقعی که دلم از وفات فرزندم کباب و چشمم پر آب است دعا میکنم"}
{"book": "adl0119", "page": 349, "text": "نطق سپهسالار در مجلس فاتحه گیری آقای محمد طاهر جان مرحوم\n۲۷۶\nجلد اول - نادر افغان\n\nالهی مرا و جمیع دودمان و خاندانم را و همه خیر خواهان افغانستانرا در راه ادائه فخر و\nشرف حقیقی وطن قربان کنی تا ماچنان روزیر انشان ندهی که در ملت ، تخم نفاق\nپاشید باشد و حکومت از ملت و ملت از حکومت متنفر و یکی برعلیه دیگر بداخل اقدامات\nمخالفانه باشند»\n«الهی صاوقین افغانستان مملکت افغانستان را بفضل و کرم خود از جمیع\nبلیات و آفات دهر مصئون و محفوظ و دشمنان شرف و عزت و خائنین این وطن\nاسلامی ما را در هر دو جهان ملول و مخذول و روسیاه بگردانی و بما طبقه موجوده که\nامروز مقدرات وطن را بدست داریم چنان توفیق را عطا کنی تا خیر و شر خود را\nبفهمیم و راهی را اختیار کنینم که در ان رضای تو و آرامی بندگان تو و نیکنامی دارین ما حاصل شود\nاین نطق باندازه مؤثر و سهم آگین بود که از شخص شاه گرفته تا عامه حضار را اشکبار ساخت\nو این مجلس فاتحه گیری را یک تعزیه خانه حقیقی ساخت ولی احدی نتوانست که بتائید\nو تردید این گفتار سپهسالار چیزی بگوید.\nعزیمت سپهسالار از کابل بطرف پاریس\nبازهم این بیانه همه روانه سپهسالار که آخرین ورود ایشانرا اعلام و انرا\nدر یک مجلس رسمی محضر همه رجال حکومت و معاریف ملت ایراد کردند قلوب"}
{"book": "adl0119", "page": 350, "text": "عزیمت سپہسالا بطرف پاریس\n۲۷۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nبی درد دعای امانی تأثیری نبخشید\nچون تهیه لوازم سفری شان کاملاً شده بود بروز پنجشنبه ۱۹ سرطان که سه روز\nبعد از ان عید اضحی ۱۳۴۳ بود وطن مالوف شانرا با چشم گریان ودل بریان طوریکه\nپدرم و گفتند که با احدی از دوستان ومخلصین وداع آخرین نگفتند و نخواستند\nاین عیدی را که در نظر شان همچو محرم بود بنزد عیال و اولاد وفامیل خود بگذرانند\nویا لا اقل آن اعزه ومعاریف افغانستان را که برای لویه جرگه ۱۳۰۳ مدعو شده\nبودند و تماماً در کابل حاضر و پروانه وار بگرد اگرد خانه این شمع ضیا افشان\nافغانستان میگشتند مانده نباشید بگویند . (۱)\nبا این هم که سپه لار پروگرام حرکت شانرا محرمانه گرفته بودند در موقع\nسواری اکثری از اعزه و معاریف ملت و دوستان صمیمی شان برای تودیع\nحاضر بودند و در عرض راه هم هر جائیکه توقف شان اتفاق می افتاد بهترین مظاهر\n\n(۱) فهامه عالم آقای میر سید قاسم خان در صفحه ۶ شماره ۶ سال پنجم امان افغان منطبعه ۴ اسد ۱۳۰۳ تحت عنوان حرکت\nسردار اعلی جناب محمد نادر خان بطرف فرانسه این مطلب را باین عبارت مینگارد : « درین روزهای اخیر از میان\nدولت بهیئه فرانسه نسبت به تقرر جناب محمد نادر خان بوزارت خارجه رسید لاجرم تهیه مسافرت خود\nشانرا بعجله اتمام دیده روز پنجشنبه ۱۹ سرطان بمعیت آقای احمد علیخان مصاحب حضور شاهانه و یک دو نفر\nدیگر عازم پاریس گردیدند. ما از خداوند نیاز میکنیم که مع الخیر و العافیه بمقام مطلوب رسیده کسالت\nمزاج شان بکلی رفع گردیده ایام مقرره خود را بکمال مسرت گذرانیده مع الخیر و وباره بوطن مراجعت بخشند"}
{"book": "adl0119", "page": 351, "text": "پذیرائی سپہ سالار غازی در عرض راه ۲۷۸ جلد اول - نادر افغان\n\nاخلاص و محبت را از طرف ملت قدردان خود مشاهده میکردند، مخصوصاً در حصص\nمشرقی، خاصه در جلال آباد و دکه بلا نهایه بگرم جوشی زیاد او را استقبال از\nمفارقت این مجسمهٔ صداقت از افغانستان مردم بالعموم زار و گریان بودند.\n\nپذیرائی جناب سردار اعلیٰ محمّد نادر خان در هند\n\nمراسم استقبال این ذات صاحب کمال چنانکه بداخل افغانستان\nدر منازل عرض راه و محلات توقف شان از طرف اهالی افغانستان بمحبت و صمیمیت\nبی پایان در محل اجرا گذاشته شد، در خارج نیز بمنتهیٰ خلوص و مسرت بعمل آمده\nاست اینک اجمال پذیرائی حضرت معظم له را امان افغان در همان موقع منظو\nبملت افغانستان اعلام کرده است (۱)\nانسان عاقل، انسان خیرخواه، انسان خادم بنوع، انسان بادیانث\nو عاطفه نه تنها در وطن خود و میان قوم خود بلکه در هر جا و نزد همه عزیز و محترم است\nهر کس چنین شخص را قدردانی میکند، هر کس با او باحترام پیش میآید، هر کس ملاقات\nو صحبت او را آرزو مینماید، هر کس با او عاطفهٔ میل و محبت دارد.\n(۱) منقول از صفحهٔ اول الی ستون اول صفحهٔ ۳ شمارهٔ «۸۰» سال پنجم امان افغان منتشرهٔ ۱۳۰۳۲۵ اسد"}
{"book": "adl0119", "page": 352, "text": "پذیرائی سپهسالار غازی در عرض راه ۲۷۹ جلد اول - نادر افغان\nسردار اعلی جناب محمد نادر خان (وزیر حربیۀ سابق) وزیر مختار افغانستا\nبدربار دولت بهیۀ فرانسه یکی از رجال بزرگ افغانستان و دارای محاسن و مزایای\nمزبوره است که از باعث آن محبوب القلوبی کسانی را که نام اوشان بگوش\nآنان رسیده حائز گردیده اند !\nچونکه هندوستان همسایۀ افغانستان و علائق اجتماعی بین مملکتین و ملتین از همه جا\nبیشتر است، رجال مشهور و معروف افغانستان را غالب ساکنین هند کماہی\nمیشناسند، و حضرات موصوف را با یکنظر اعتبار می‌بینند بخصوص جناب\nسردار اعلی محمد نادر خانرا که از باعث شجاعت های فوق العاده و فتوحات\nشاندار او در جنگ اخیر افغان و انگلیس (۱) شهرت فوق العاده و محبت بی اندا\nدر ہند و اهالی آن دارند .\nدر موقع مسافرت جناب موصوف بجانب پاریس برادران نوعی و دینی ہندی ما\nدر غالب نقاط هند که محل توقف قطار آہن بوده از جناب مشارٌ الیه پذیرائی نامهمانها\nقدر دانی های قابل تحمید نموده اند که گزارشات آنرا محض تقدیر ابنای ملت و خویِش\nلطف و محبت برادران هندی شانرا و تشکر از عواطف قلبی آنان بافغانستا\n(۱) مسئله هجرت و دگر اجرا آت عمده شان ."}
{"book": "adl0119", "page": 353, "text": "پذیرائی سپہ سالار غازی در عرض راه ۲۸۰ جلد اول - نادر افغان\nتا یک اندازه بتفصیل مینویسم :\nهنگامیکه خبر ورود ع ، ج محمد نادر خان وزیر مختار افغانی مأمور پاریس\nبرای برادران هندی مارسید از کثرت محبت و صفای عقیدت باطنی همه مشغول\nتهیۀ استقبال ایشان گردیدند .\nمنجمله برادران پشاوری ما که علاوه بر اخوت نوعی و مذهبی با ما تعلقات نژادی\nنیز دارند مقدم از همه مصمم استقبال جناب محمد نادر خان شدند .\nکمیته خلافت پشاور تصمیم گرفت که استقبال شایان تقدیری بر آنجناب موصوف\nبعمل آورده شود چنانکه پروگرامی نیز برای مستقبلین از طرف آنها ترتیب شده بود\nلیکن متأسفانه حکمران پشاور بآنها اجازه نداده بعلاوه بر سرک و استیشن پشاور\nپهره های پولیس مقرر بود ، که در حین تشریف آوری ایشان کسی بر سرکها و خیابانها\nعبور نکند ، در همانروز برای بعض مسافرین یک تعطیل اجباری حکمر ما بود ، فضای استیشن\nپشاور را ایرو پلان ها احاطه کرده بود .\nدر ۱۹ سرطان ارکان کمیتۀ خلافت تصمیم گرفت که با مستقبلین دیگرتا دلنڈی\nکوتل » باستقبال سردار اعلی محمد نادر خان حرکت نمایند ، اما معلوم شد که جناب\nمشار الیه در ان روز تشریف نمی آورند، ناچار این تصمیم خود را بتاخیر انداختند"}
{"book": "adl0119", "page": 354, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه\n۲۸۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nرئیس کمیته مذکور باتفاق آرای سائر اعضا عریضهٔ خدمت جناب موصوف نوشته\nو توسط پوسته تقدیم نمودند، در ان عریضه تعیین وقت آمدن مشارٌ الیه و در کجا منزل\nگرفتن ایشان استیضاح شده بود.\nجناب موصوف فقط تعیین منزل و وقت ملاقات را بساعت پنج و نیم عصر تصریح\nنموده بودند، ارکان خلافت بعد از استعلام وقت و منزل ایشان به هوتل دین چری ایجاباً رفتند\nهیئت ملاقات خواه امان علاوه بر اعضای کمیتهٔ خلافت خیلی زیاد بودند، سردار موصوف\nبوقت معین از کمرهٔ مخصوص خود بیرون شده با یگان یگان اظهار لطف و محبت فرمودند\nو یک عدهٔ از رؤسا و اعضای کمیتهٔ خلافت را اجازهٔ دخول در کمرهٔ مخصوص خود دادند\nو با ایشان تا قریب دو ساعت صحبت نموده سپس برآی استراحت اجازهٔ انصراف بخشیدند\n۱۱ سرطان این روز مبارک که یکی از ایام متبرکه اسلامی و عید اضحی میباشد جلالتمآب\nآقای محمد نادر خان برای ادای فریضهٔ عید بطرف مسجد جامع پشاور با عملهٔ خود تشریف بردند\nحقیقتاً این روز فرحت اندوز علاوه بر تجلیل معنوی یک تجل و شکوه ظاهری\nاز باعث تشریف آوری مشارٌ الیه اکتساب نموده بود.\nاحساسات برادران پشاوری نسبت بجناب اعلی بدرجهٔ بالا گرفته بود\nکه هر لحظه صداهای زنده باد نادر خان گوش مخالفین را با هتر از می آورد. بعد از"}
{"book": "adl0119", "page": 355, "text": "پذیرائی سپه سالار محمد نادر خان در عرض راه\n۲۸۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nادای نماز جناب وزیر مختار نطق بلیغ در اتحاد و اتفاق مسلمین ایراد نمودند . نطق\nآقای وزیر مختار یک تاثیر عجیبی برای مستمعین بخشیده بود که باختتام هر حمله صدای\nتصدیق و زنده باد اسلام و اسلامیان زنده باد برادران نسبی افغانیان بلا گسسته است\nدر یک ملاقاتیکه جناب سردار اعلی محمد نادر خان با یکنفر وکیل قانونی پشاور نموده\nضمناً فرموده بودند ، که من فخر میکنم که در مملکت متبوعه ام افغانستان رعایای هنود\nو مسلمان مساویانه با هم در حیات اجتماعی شریک و برادر وار در شئون داخلی کوشان\nمیباشند اگر هندوستانیها طالب ارتقا و تکامل خود هستند ناگزیرند از یک\nاتحاد و اتفاق حقیقی که بی آن هیچ ملت نتوانسته کشتی چار موجه خود را بساحل کشاند\nپس اولین چیزی که برای برادران هند من ضرور است همان حفظ اعتقادات\nو احترام در مقابل معابد همدیگر است . بقوای خارجی اتکا نمودن محض غلط است\nاز بازوی توانا اولا د وطن باید کار گرفت ، حکومت افغانستان ازین امتیاز رنگی\nکه اروپائی نسبت بشرقیا داده اند غافل نیست ، و بکمال جدیت تساوی حقوق\nو موقعیت ایشانرا در عالم میخواهد .\nسردار اعلی محمد نادر خان در روز ۲۱ سرطان از پشاور حرکت نموده و در هما نروز\nبعد از چند ساعت وارد نوشهر شدند ."}
{"book": "adl0119", "page": 356, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه\n۲۸۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز طرف اهالی نوشهره هم استقبال بزرگی بعمل آمده بود حتی لایحه از طرف\nانجمن حفظ قرآن بحضور شان تقدیم و نطق مفصلی در جواب آن از طرف مشارالیه ایراد گردید\nهمچنین در « راولپندی » و استیشن های بزرگ دیگر استقبال خوبی شده\nدر راولپندی علما و مشائخ خاصه ارکان کمیته خلافت چند روز توقف ایشانرا در خواست\nنموده بودند ، اما جناب ایشان نظر به پروغرامیکه مرتب نموده بودند توقف\nنتوانسته از احساسات پاک ایشان خیلی ممنون شده اند .\nسردار اعلی محمد نادر خان در روز ۲۳ سرطان با تجمل و احترام فوق العاده که\nاز طرف برادران لاهوری نماشده بود داخل لاهور گردیدند .\nاز استیشن بزرگ لاهور از بین هزار ها مستقبلین هندی و نیز عده زیادی\nاز انگلیس ها که محض دیدن انان حاضر بودند ، بسواری موتر به منزل اقای عبدالعزیز خان\nتاجر که پیشتر برای ایشان از طرف اهالی پیش بینی شده بود ، روانه گردیدند.\nدر بین مستقبلین دسته بزرگی از افغان ها بلباس مخصوص ملی خود حاضر بودند\nکه در جلو موتر ایشان به نواختن موزیک و ترانه های ملی اتن کنان و هلهله گویان میرفتند\nهمان روز تا عصر بمنزل آقای عبدالعزیز خان تشریف داشتند ، عصر\nبرای ادای فریضه معبود یکتا به مسجد وزیر خان تشریف بردند بعد از ادا نماز عصر"}
{"book": "adl0119", "page": 357, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی در عرض راه ٢٨٤ جلد اول - نادر افغان\n\nفرمودند :-\n\nاز برادران هندی خودعموماً و از برادران لاهوری خود خصوصاً تشکر مینمائیم\nاحساسات پاک شما را تقدیر و تعظیم می نماید از خداوند عالم برای عموم مسلمین\nاین چنین یک حس دینی و اخوت نوعی را خواهانم .\nدر دهلی و بمبی و دیگر مقامات که قطار مخصوص معظم له می ایستاد از طرف\nعامه اعزه و مشاهیر محلی جناب شان مظهر پذیرائی های خیلی عالی شده مقدم شانرا\nگرامی و بقای شانرا یک نعمت لایتناهی شمردند بیانیه های خلوصیت نمائی را\nبحضور شان عرض و جواب های مؤثر یرا از وشان میشنیدند. (١)\n\n(١) درین موقع جرائد هندی و نویسندگان مشهور آن نواحی قصائد ملئه و مضامین ارجمند یرا نسبت باین انفصال\nنادری از مرکز و ورودش بهند نگاشته اند اینک یکچند شعری که نسبت باین حرکت نادری در یک قصیدۀ طویلی\nموجود است و در شماره (٤٣) سال اوّل حقیقت کابل نشر شده اکتفا میکنم :-\n\nنادری کو از سپهداران عالم نادر است جان خود کرده است وقف خدمت دین رشید\nآنکه گشت از تیغ برانش عدو را زهره آب مدعی در اتش توپش سپند آسا طپید\nآن شریف ابن الشریف است و نجیب ابن نجیب انکه در اخلاق اسلامیست ممتاز و فرید\nکو به نقد لطف وقت هجرت هندوستان از مسلمانان این کشور متاع دل خرید\nچون بعزم پیرس آن جنرال غیور جسور رخت نهضت از وطن در ملک هندوستان کشید\nهر مسلمانی که از فیض قدومش مره یافت دیده فرش راه او کرده بدیدارش دوید\nکرده حق هرگز با او دید و ا دیدی نمود\nبود و صافش هرگز نطق شیرینش شنید\n\n«حقیقت کابل»"}
{"book": "adl0119", "page": 358, "text": "وصول سپه سالار غازی در پاریس\n۲۸۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nبالآخره ۲۹ سرطان سردار اعلی جناب محمد نادر خان در یک مجمع پر از ازدحام\nانام بمبئی را وداع و بطرف پاریس حرکت نمودند، در وقت تشریف بردن ایشان\nمردمان زیادی جمع آمده بودند، جناب ایشان با ایراد کلمات بسیار موثر\nهندوستان برادران هندی خود را وداع گفته رهسپار منزل مقصود گردیدند(۱)\n\nوصول وزیر مختار افغانیه در پاریس\n\nدر موقع وصول جناب محمد نادر خان در خاک فرانسه بر علاوه آن مراسم تشریفاتی\nکه مطابق اصول مقرره بین المللی گرفته شده بود، از طرف اعزه و معاریف\nو مامورین بزرگ فرانسه و دیگر دول معظمه که در پاریس موجود بودند نیز ورود شان\nتبریک گفته شد و از ملاقات این ذاتیکه تازه از جهان عسکریت بمیدان\nسیاست قدم گذارده و یک شخص حساس و فعال تاریخی و دارای بسام فاخر\nافغانی است بسیار محظوظ میشدند.\nخلاصه حضرت معظم له وارد سفارتخانه افغانستان شده بعد از رفع کسالت\nبا تشریفات مخصوص بملاقات جلالتمآب رئیس جمهور فرانسه شتافت بکمال\n\n(۱) از سر مقاله امان افغان شماره ۸، در سال پنجم ۲۵ اسد ۱۳۰۳ منقول گردیده است."}
{"book": "adl0119", "page": 359, "text": "پذیرائی و احترام سپہ سالار منقول از مطبوعات فرانسہ ۲۸۶ جلد اول - نادر افغان\n\nمحبت و گرمجوشی از طرف شخص رئیس جمہور و حواشی شان پذیرائی و بعد از ردو بدل\nنطق ہای مقررۀ ابتدائیہ رئیس جمہور فرانسہ از دیدن و ملاقی شدن با بچہ یک\nذات عالی مسرور شدند و با اوشان این موضوع را خاطر نشان کرد کہ برعلاوہ مقام\nرسمی شما که از طرف حکومت متبوعۀ خود دارید و درینجا بحیثیت ممثل رسمی افغانستان\nبا شما مانند نمایندگان سائر دول معاملہ میشود . جمہوریت فرانسہ شخص شما را\nبنظر احترام ، و از توقف شما در فرانسہ مسرور است .\n\nافکار و نظریات جناب محمدنادر خان در موقع وزارت مختاری شان\nدر پاریس\nاز روز ورود معظم له در فرانسہ الی زمان معاودت شان مزید انجام وظائف\nو ملاقات و بازدید ہای رسمی کہ در آن سلسلہ طبعاً بعمل میآید دائماً سلسلۀ ملاقات\nمدبرین بزرگ و دانشوران معظم اوروپا و امریکا و غیره که وارد پاریس\nمیشدند ، با جناب محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان ، جریان\nداشت ہر شخصی کہ کمتر وقت را بصحبت اوشان میگذراند زیاده تر محظوظ شده\nاز گرفتن و دانستن نظریات عالی شان در سروريت خویش می افزودند"}
{"book": "adl0119", "page": 360, "text": "حسیات جرائد خارجی راجع بجناب محمد نادرخان\n۲۸۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nو فکر بلند افکار ارجمند شانرا تعریف مزید ملاقات و آرزوی اخذ دیگر خیالات\nشان را مینمودند.\n\nاز جمله این مذاکرات واجوبه و بیاناتی که جناب محمد نادر خان در وزارت مختاری\nفرانسه شان اظهار فرموده اند، نظریاتی را که جرائد مهمه خارجی بالنسبه شان\nانتشار نموده اند از خواندن مضامین ذیل که در اخبار حقیقت » کابل نشر شده\nخوبتر معلوم میشود :\n\nحسیات جرائد جهان راجع بجناب محمدنادرخان\n( ۱ )\n( بهر دلعزیزی می پذیرائی های عالی سردار اعلی محمد نادر خان غازی درخارج )\nدیری نگذشته که معاصر عذب اللسان بان مجله شریفه امان افغان\nدر موضوع تبدل کابینه وزرای افغانستان و تقرر سردار اعلی محمد نادر خان بسفارت\nمختاری افغانی در فرانسه و موجبات آن مانند «مجموعه عسکریه » وزارت حربیه\n« وجريده اتحاد شرقی » جلال آباد اطلاعات دلچسپی را بجهة ناظرین شان\nسپر د قلم نموده مخصوصاً «امان افغان » در نمره ( ۷ ) خویش صورت آن خیر\n\n(۱) منقول از صحیفه اول و دوم و سوم شماره ( ۲۹ ) جلد اول حقیقت منطبعه ۲۶ میزان کابل که از خانه برہان الدین کشککی در\nهر هفته سه بار در ۴ صحیفه انتشار می یافت."}
{"book": "adl0119", "page": 361, "text": "عظمت و احترام سپه لار در داخل و خارج\n٢٨٨\nجلد اول - نادر افغان\n\nمقدم های گرمجوشانه و پذیرائیهای محبت کارانه را که در موقع حرکت آن اجل افخم از افغانستان بصوب پاریس در عرض راه (علاوه بر مراسم تعظیمی که در داخل افغانستان از کابل الی طورخم از طرف هواخواهان و اخلاصمندان شان در محل اجرا آمده) از حد فاصل سرحد الی بمبائی از طرف برادران باشندگان هندوستان جا بجا بکمال احترام وصمیمیت بعمل آمده بود محض تقدیر ابنای ملت خویش تذکار و از لطف و محبت برادران هندی با تشکر از عواطف آنانکه از بسیار جهات با هم داریم نگاشته بود .\nالحق که انسان عاقل ، عالم ، متدین ، شجاع ، صادق ، فدائی بی آلایش ، خیرخواه ، خادم نوع بشر ، وفادار ، صاحب عزم ، ذی عاطفه صالح ، صابر ، صاحب استقامت ، نیک کردار ، نیک گفتار ذی قریحه با وجدان ، وطن دوست با ایمان، خلیق و نجیب ، صاحب فتوت و شمشیر که مصداق آن جناب محمد نادر خان است ، نه تنها در وطن خود و میان اقوام خویش بلکه بهر جا و نزد عموم نوع بشر عزیز و محترم است هر کس چنین ذات عالی را قدردانی و با او باحترام پیش میآید ملاقات و صحبت او را آرزو مینماید هر شخص با او عاطفه میل و محبت دارد .\nما قلباً مائل بودیم که از صورت آن پذیرائی های شاندار و خیر مقدم ها"}
{"book": "adl0119", "page": 362, "text": "عطر و احترام سپهسالار در داخل و خارج\n۲۸۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nقیمت داری که بحضرت معظم له از دارالسلطنه کابل الی دگ و از لوارک الی فرانسه\nاز طرف عموم و خصوص نسبت بحرکت این مرد نامدار و شخص دیندار بعمل آمده است\nزینت افزائی صفحات جریده خود را همی نمودیم لکن دو مسئله مانع آمد، اول\nقلت محل اندراج دوم چون صورت پذیرائی های مزبور بکمال تفصیل و وضاحت\nدر جراید وطنیه و اخبارات خارجیه مرقوم گشته یا از انتقال آن مستغنی بودیم.\nخوشبختانه درین ایام صورت پذیرائی و خیر مقدم محبت کارانه آن دانشور\nیگانه را در پای تخت فرانسه نیز بیکصورت مرغوب و طریقه از حد خوب در یافته نظریات\nجرائد اوروپائی را در صفات و مزایا و خصال حمیده این مرد کار آگاه عدیل\nو همنوای جرائد وطنی خویش دیدیم . چون نمیتوانیم که بر تمام آن مندرجات تبصره\nو یا عده از آنها را اقتباس کنیم درین ضمن تنها به نقل و ترجمه نمودن نظریه\n(ریویو دیپلوماتیک LA REVUE DIPLOMATIQUE) مجله سیاسی\nپیرس که نسبت بعموم اخبارات غربی او را جامع و مانع درین موضوع یافتیم\nمیپردازیم این مجله (ریویو دیپلوماتیک LAREVUE DIPLOMATIQUE)\n(مجله سیاسی) در صحائف منتشره (۳۱) ماه اوت ۱۹۲۴ که مطابق سنبله ۱۳۰۳ هـ ش میباشد\nیک سرمقاله غرائی را که دارای بسیار کنایات و اشارات مسرت افزائی"}
{"book": "adl0119", "page": 363, "text": "عظمت و احترام سپه سالار در داخل و خارج ۲۹۰ جلد اول - نادر افغان\n\nکه خاصهٔ قلم فرانسوی است نسبت بحضرت اجل محمد نادر خان غازی بعد از\nاینکه در آغاز آن تصویر شجاعت تخمیر محمد نادر خان را با عکس آن بنای یادگار استقلال\nکه بنام شان تعمیر یافته است زنگوگرافی کرده قلبند نموده است که ما در ذیل\nعیناً ترجمهٔ آن سرمقالهٔ مجلهٔ سیاسی را که فعلاً به پیش گاه ما موجود است\nنقل کنان اعلیحضرت معظم غازی خود را بداشتن بچه رجال صادق تبریک\nو بحضرت محمد نادر خان توفیق مزید خدمات را خواهان بوده از عموم هواخواهان\nو دوستان افغانستان اظهار امتنان میکنیم.\n\nجناب اجل مارشال محمد نادر خان وزیر مختار افغانستان\nدر فرانسه و بلجیک\n\n« در نومرهٔ اخیر خود عزیمت جناب اجل محمود طرزی را بجانب کابل که مدت دو سال\nنمایندهٔ فوق العاده و وزیر مختار مملکتش در فرانسه و بلجیک بوده است اشعار\nداشتیم مغزی الیه مارا ترک گفته برای اینکه حسب الامر اعلیحضرت امیر مجدداً\nمسند وزارت امور خارجیه را که قبل از وزیر مختاری فرانسه نیز دارا بود اشغال نماید.\n\"جناب اجل محمود طرزی در پاریس دوستان متعدد و یادگار خوبی را از خود"}
{"book": "adl0119", "page": 364, "text": "شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی\n۲۹۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nباقی گذارده است فرانسه افغانستان را در مدت اقامتش بیکدیگر نزدیک\nو شناسانیده است» .\n«شخصیکه بجای او تعیین شده فوق العاده بزرگ و ذیقیمت و یکی از عمال\nاستقلال افغانستان جناب اجل مارشل محمد نادر خان، است وزیر حربیه\nافغانستان در در بار فرانسه چند روزیست که بپاریس وارد شده - این شخص\nمعظمی است که اشتهارش مدتها است از سرحد وطنش عبور کرده - از خانواده\nبسیار نجیب و خاندانش نفوذ زیادی در آسیای وسطی دارند - از خانواده\nمعزی الیه مردمان مشهوری بیرون آمده که برای عظمت افغانستان\nکار کرده اند، فعلاً چند برادرش چه در قشونی و چه در ادارات کشوری مصدر\nکارهای بزرگ هستند، یکی از برادران مارشال که سابقاً ژنرال پویژیون\nبوده «محمد هاشم خان» امروز وزیر مختار در ماسکو میباشد. برادر دیگرش\n(محمد عزیز خان) مفتش کل طلبای افغانی است که در اروپا مشغول تحصیل\nهستند و سابقاً یکی از اشخاص قابل ملاحظه حکومت بوده است، سومین برادرش\n(شاه محمود خان قوماندان قطغن و بدخشان است، دیگر یکه سابقاً حاکم نظامی\nکابل بود (شاه ولیخان) حال نائب سالار نظامی و مصاحب حضور اعلیحضرت امیر است"}
{"book": "adl0119", "page": 365, "text": "مجاهدات مادری از نقطه نظر مطبوعات فرانسوی\n۲۹۲\nجلد اول – نادر افغان\n\nسن جناب اجل (محمد نادر خان) چهل سال است، مغزی الیه یک فرد کامل قواعملا\nافغانی است که (رلیکوس RELCOUS) برای ما بیان کرده است.\nقیافه با هوش و زیرک پر معنی اعمال و رفتار عالی ساده، بعلاوه در اولین نظر\nاز مارشال یک احساس شجاعت و تهوری دیده میشود. البته نباید فراموش\nکرد که محمد نادر خان قبل از اینکه داخل در خط سیاست گردد یک مرد رزمی\nبوده است ورود مغزی الیه در خدمت عسکری سال (۱۹۰۳) بوده\nدر ۱۹۰۵ بسمت جنرال فوج مقرر گردید در ۱۹۰۷ بمعیت اعلیحضرت شهید امیر حبیب الله خان\nبهند رفت در ۱۹۱۲ بود که بخوبی توانست مراتب لیاقت و شایستگی نظامی خویشرا\nظاهر سازد. در این موقع قبائل سمت جنوبی افغانستان سخت شورش کرده بودند\nپس از خاموش کردن آن فتنه برتبه نائب سالاری مفتخر گردید. و چند سال بعد بمنصب\nمارشالی و سپهسالاری، نائل شد در ۱۹۱۹ خدماتیکه در جنگ استقلال\nبعرصه ظهور رسانید فوق العاده مغزی الیه را طرف تقدیر و تحسین وطن پرستان\nافغانستان نمود.\nامیر جوان بنائب السلطنه هندوستان خبر داد که پس از ین مملکتش\nروابط خارجی خویش را اداره خواهد نمود نائب السلطنه جوابی نفرستاد ولی"}
{"book": "adl0119", "page": 366, "text": "خدمات نادری نقول از مطبوعات فرانسوی\n۲۹۳\nجلد اول ـ نادر افغان\nدستجات قشون انگلیسی که را اشغال نمودند، اینوقت مخاصمت از طرف افغانستان\nهم شروع شد قشون کشی چهار ماه طول کشید حکومت ہند مجبور شد که ۹ بریگاد توپخانه\nو قوای زیاد اعزام دارد. در ۱۹۱۹ مقدمات صلح در راول پندی بامضا رسید\nو معاهدۀ قطعی چند ماه بعد در کابل امضاشد. بموجب آن استقلال کامل افغانستان\nشناخته شده و هرگونه قیودات ازان مرتفع گردید نادر خان درین واقعه چه مداخله\nو خدمتی کرده است البته اگر سوال کنیم از خود او جوابی نخواهیم شنید (زیرا که\nوی شخص خود پسند نبوده و بمدح گوئی خود دلچسپی ندارد) حقیقت. ولی در ۱۹۲۰\nبافتخار و یادگار استقلال افغانستان مناری در کابل ساخته شده و در روی\nآن این لوحه بدینمضمون نصب گردیده است: ـ بافتخار وطن پرست معظم\nمحمد نادرخان فرمانده کل دستجات قشون، که بقوۀ شمشیر او استقلال\nمملکتش را از انگلستان گرفتند نصب شد،، از سال ۱۹۱۹ نادرخان وزیر جنگ\nبود بواسطه زحمات او اگر افغانستان از حیث عده بهترین قوای آسیای\nوسطی نشد لا اقل از حیث تعلیم و انتظامات عسکری این رتبه را دار است.\nپس از تکمیل این تشکیلات محمد نادر خان بجای محمود طرزی منصوب گردید\nدر موقع ورود «بمارسیل» (MARSEILLE) اظهار داشته است"}
{"book": "adl0119", "page": 367, "text": "افکار و نظریات در حق شوال از مطبوعات فرانسوی ٢٩٤ جلد اول - تار افغان\n\nکه من بکمال افتخار این مأموریت را قبول کردم . ما برای دلائل بسیار مستعددی\nمحبت فرانسه را در دل داریم، فرانسه بزرگترین و بهترین شاخص و پیشوای آزادی\nبوده و ما مدتها برای آزادی خود جنگ کردیم مائیم که خود رابیش از بیش بفرانسه\nنزدیک سازیم، عملیات و رفتار اعلیحضرت امیر و ملت افغان بهترین دلیل اثبات\nاین کلمات است » .\nپس از آنکه تربیت پسر خود و اطفال منصبداران بزرگش را بفرانسه\nسپرد اعلیحضرت امیر مکرر گفته است که باید مملکت افغانستان با به کمک فرانسه\nداخل دائرة تجدد گردد » .\nهمیشه نماینده خود را در پاریس تأکید کرده است که هیئت معلمین برای\nتشکیل مکتب مقدماتی عالی بکابل بفرستید ، وقتیکه هیئت عتیقه شناسی به ریاست\nالفرد فوشه (M. ALFRED FOCHER) بکابل رسید اعلیحضرت امیر امتیاز\nحفریات مملکتش را برای مدت سی سال بدولت فرانسه واگذار نمود.\nبالآخر امیر نهایت مائل است که زبان فرانسه در افغانستان شیوع یا\nبرای تحصیل زبان فرانسه شوق دارد و فعلاً نیز تکلم میکند . مائل است که اهل\nفن فرانسوی از قبیل طبیب متخصص قابله - مهندس و مردمان صنعتی به مملکت او بروند."}
{"book": "adl0119", "page": 368, "text": "افکار و نظریات نادر می منقول از مطبوعات فرانسوی ۲۹۵ جلد اول - نادر افغان\n\n«با این تفصیل اهمیت کارنامه افغان در پاریس معلوم است تا چه اندازه ؟ وشخصیکه\nبسوی این ماموریت انتخاب شده معلوم است با چه وقعیتی بوده است وظیفه\nو خیال نادر خان فقط این نیست که افکار فرانسوی را بمملکت خود داخل نماید بلکه\nتوسعه روابط اقتصادی بین این دو ملت را نیز شامل است» .\nمحمد نادر خان اظهار داشته چیزیکه ما بیشتر خوانا نیم این است که نفوذ اقتصاد\nفرانسه در مملکت ما زیاد شود ، قالین و پوست مملکتی ما برای بازارهای شما از مال\nالتجارهای سائر کمتر نیستند .\n«نباید فراموش کرد که در افغانستان معادن نفط، ذغال سائر معدنیات\nفراوان و هنوز دست نخورده است از نقطه نظر زراعتی منابع ثروت افغانستان\nبسیار خوب است تجارت میوه خیلی ترقی کرده و تربیت حیوانات اهلی در حال نمو است\nبعلاوه زراعت و تخم پیله و ابریشم در بعضی ایالات افغانستان خیلی طرف توجه\nمیشود - وضعیت فعلی افغانستان شبیه بوضعیت ۱۸۶۸ ژاپون است و میخوا\nآن هم یک ملت مثل ملل ۱۹۲۹ شود؛ البته وضعیت جغرافیائی ملت جوان\nاسیا وسطی بمساعدت وضعیت مملکت مشرقی اقصی است . ولی در موقع استقلال\nافغانستان از حکومت هند حق عبور مال التجاره اش را از بنادر کراچی ، بمبئی و سائر"}
{"book": "adl0119", "page": 369, "text": "افکار و نظریات نادری از نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۶ حصه اول - نادر افغان\n\nبناور هند تحصیل کرده و بهترین گواه ادعای ما این است که اسلحه و توپ های مسلمی\nکه افغانستان از فرانسه خریده و همچنین سائر مهماتیکه از ایطالیا خریداری کرد\nاز هندوستان عبور حتی وسائل تسهیل عبور آن از طرف حکومت هند فراهم آمد بنا\nبران برای توسعۀ روابط تجارتی افغان و فرانسه که نقشه جناب اجل محمد نادر خان است\nهیچ مانعی دیده نمیشود ، فرانسه امیدوار است که مقاصد این ژنرال قانع\nو نماینده معظم ملت قوی و وطن پرست افغان که دوستی آن از نقطه نظر سلامی\nو آسیائی برای فرانسه مغتنم است عقیم نماند . (۱)\nجناب محمد نادر خان و مندر معاون افغا با افغان است\n(ژورنل) (JOURNAL) منطبعه پاریس در اشاعه ۱۸- اکتوبر مطابق\n۲۹ برج میزان ۱۳۰۲ مقاله ذیل را از قلم موسیو دژان لیون JEANLÉON\nکه یکی از مستشرقین و ماهرین مشهوره فرانسه است بعد از گراور نمودن فوتوی وزیر\nمختار فرانسه که ما آنرا در اخبار مزبور مشاهده نموده ایم نوشته است ، ما نیز\nآنرا قابل انتشار دیده بیکی از دوستان خود تکلیف کردیم تا ترجمه آن را\n(۱) منقول از شمارۀ ۲۹ صحیفه ۴۰۲۱ ، سال اول حقیقت منطبعه ۲۱ میزان ۱۳۰۳ کابل که مدیرش برهان الدین کشکی بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 370, "text": "شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی\n۲۹۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nبفرض اشاعت بزبان فارسی برای ارسال دارد - ”حقیقت“ .]\n” مارشل محمد نادر خان وزیر جنگ افغانستان بسمت وزیر مختاری از طرف\nدولت متبوعه اش بتازگی بپاریس ورود نموده، اعلیحضرت امیر جانشین او جناب\nمحمود طرزی را که مدت دو سال در مملکت ما اقامت نموده امر احضار به پایتخت\nو مأموریت مهم وزارت خارجیه را بایشان سپرد “ .\n”مارشل شخصی است بلند قامت، باریک و بسیار خوش قیافه دارا ی\nیک ریش کوتاہ کمی که تازه بعضی از آنها میل به سفیدی آورده ، در چشم عینک ها ی\nکلان و مدور . وزیر مختار جدید یک صورت و قیافه کامل افغانی را دارا میباشد\nدارای یک اخلاق شفافه با وقار و سنگین ، نژاد و نجابت او از قیافه و سیمایش\nهویدا است .“\n”با غرور و نخوت ابداً آشنائی ندارد، در ملاقات و مذاکره دیده میشود\nکه عبارت طویل و بی فائده را دوست ندارد، تمام طلاعات و اشارات او\nصاف و بی آلایش و با مدرک میباشد .“\n”چون ازین شخص محترم تعریف شنیده بودم مائل بملاقاتش شدم ، در ضمن\nملاقات بمن چنین اظهار داشت که وطن ما در قلب آسیای مرکزی بین هندستان"}
{"book": "adl0119", "page": 371, "text": "شخصیت سپهسالار در نظر مطبوعات فرانسوی\n۲۹۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nروسیه - چین و ایران است.»\n«در چارسوی تمام را هائیکه از عهد بسیار قدیم راه عبور از روسیه بهندوستان\nو واسطهٔ مرابطه اهالی سواحل «مدیترانه» MÉDITERRANÉE و شرق اقصی میباشد\n«مذهب با اهالی اسلام، و پادشاه معظم کنونی ما یک شخصیست که دارای\nخیالات و افکار روشن و مائل است که مملکت خود را کاملاً یک مملکت جدیدی\nنموده و از تمام ترقیاتیکه باعث سعادت سائر ممالک شده است از آنها استفاده\nکرده ملک و ملت خود را بشاهراه ترقی هدایت نماید.»\n«پایه و اساس تمام این ترقیات را امور معارفی دانسته باین دلیل\nپادشاه محبوب من قبل از هر چیز بدولت فرانسه رجوع کرد و از حکومت شما\nامداد برأ تشکیلات معارفی خود طلب نمود و یک عدهٔ زیاد از جوانان افغانی را\nکه تمام آنها از خانواده نجبا هستند بمملکت شما روانه داشت که الحان لیسه مشلیه\nLYCÉE MICHELET مشغول به آموختن علوم و ترقیاتیکه باعث خوشنودی مملکتین\nاست میباشند.»\n«موقعیکه جناب پروفیسر الفرد فوشر (ALFRED FOUCHER .M) فاضل معروف\nبکابل وارد شد راجع به امور تعلیمیه مشوره هأ مفید برای ما داد و یک مکتب"}
{"book": "adl0119", "page": 372, "text": "شخصیت سپه سالار در نظر مطبوعات فرانسوی ۲۹۹ جلد اول - نادر افغان\nفرانسوی در پایتخت تأسیس شده که صدها اطفال وطن عزیزم در ان مکتب\nمشغول تعلیم و تربیه میباشد .»\n«حکومت افغانستان انحصار و امتیاز کشف آثار عتیقه را برای مدت\nسی سال بہیت علمیه فرانسه عطا فرموده که در تمام خاک افغانستان جستجو نموده\nآثار تاریخی مملکت ما را کشفیات نمایند - اینها پایه و اساسی است که تاکنون\nایجاد شده و امروز لازم است برای تأسیس و ادارات اقتصادی مترقیات آن\nفکر و خیالات عمده نمائیم .»\n«در خاک مملکت من معادن ذغال سنگ فراوان موجود میباشد که\nتاکنون در چند نقطه معین در اطراف ولایت کابل کشف پیدا شده است .»\n«و یک معدن آهن که مهندسین فرانسوی جستجو کرده است یافت شده\nو از قرار گفته آنها آهن آن نقطه نهایت اعلی میباشد .»\n«معدن مس هم در چندین نقطه مملکت ما یافت شده است که بسیار قابل استفاده\nخواهد بود .»\n«طلا هم در قندهار بکار افتاده است و در چندین نقاط دیگر هم یافت میشود.»\n«معادن نفت ایران از قراریکه حدس میزنند و امتداد آن معادن تا خاک ما"}
{"book": "adl0119", "page": 373, "text": "افکار و نظریات نادری منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۰ جلد اول - نادر افغان\n\nسرایت میکند .»\n« از طرف دیگر مملکت ما برای تجارت پشم یکی از بهترین ممالک است و حاصل\nپشم، چرم، پنبه در نهایت اعلائی میباشد.»\n« آبشار هائی در مملکت ما است یک عده از ان آبشار ها را برای قوه\nبرق بکار انداخته ایم.»\n« باین حال بطوریکه می بینید مملکت ما از حیث ثروت یک مملکت\nپر منافعیست ، از نقطه نظر جغرافیائی دیده میشود که در آتیه نه فقط یک مرکز\nمملکت حاصل خیز بلکه یک مرکز تجارت درجه اول خواهد شد . و مرکز عمده آذوقه\nممالک اسیائی مرکزی خواهد گردید .»\n« معاهده که با انگلستان بسته ایم بما کاملاً حق میدهد که مال التجاره ها\nآزادانه از راه کراچی و بمبئی عبور و بخارج فرستاده خواهد شد.»\n« درین مأموریت خود بنهایت شغف و خورسندی دارم که بریع ترین\nاصول و حتی الامکان نقشه جدید تشکیلات تجارتی ، صنعتی، اقتصادی افغانستا را\nبه کمک و شرکت بافرانس منعقد و تهیه نمایم قبل از هر کس ایجاد و او را مایل و\nآرزوی ما آنست که فرانس دست مودت بما داده و برای منافع مملکتین"}
{"book": "adl0119", "page": 374, "text": "افکار و نظریات، درین منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۱ جلد اول - نادر افغان\n\nبا ما مساعد، و در انجام و قرار این کارها شرکت ورزند که فائده دو مملکت از روی\nدوستی بی آلایش و بغرضانه و صادقانه درین خواهد بود. (۱)\nدر خاتمه اجازه بدهید که آرزومند از صمیم دل امیدوار باشم که درخواست\nپادشاه معظم محبوب و صدای مملکت افغان که من حامل آن هستم در مملکت\nدوست که من آنرا بی اندازه عزیز میدانم شنیده و فهمیده شود. (۲)\n\nزمزمه عدم قدر دانی حکومت ایامانی از محمد نادر خان غازی\n\nهر چند این جناب از حکومت متبوعه خود بنا بر جهاتیکه اجمالاً مذکور شد خیلی\nشکوه و شکایت داشت و متیقن بود که حکومت موجود سد راه پیشرفت\nخیالات ضرر رسان شعله افشان خود دانسته، بودنشانرا در وطن لازم نمیداند\nولی در داخل این دردل و کاهش روحانی خود را (باستثنای ان وطخواهان\nصادق که مسلکا با اوشان همنوا بودند) به احدی اظهار نکرد و در خارج ابدا\n\n(۱) اگر بر تمام نطق های سفرای وزرای مختار حتی وزارت خارجه عصر امانیه نظر دقت و انصاف دیده\nو ملاحظه شود و علانیه معلوم میگردد که باین اندازه یک بیان جامع و اظهار نافع از هیچکدام آنها خواند\nو شنیده نشد، در حالیکه ازین قبیل اظهارات عالیشان جناب محمد نادر خان تمام صحائف جرائد جهان\nمملو است. \n(۲) منقول از صحیفه (۲۰) شماره ٤٦ سال اول جریده حقیقت کابل منطبعه قوس ١٣٠٣ تحت اداره برهان الدین کشککی."}
{"book": "adl0119", "page": 375, "text": "زمزمه عدم قدردانی حکومت امانی از سپهسالار غازی ٣٠٢ جلد اول - نادر افغان\n\nبا هیچکس در هیچیک موقعی ذکر و اشاره از این تباین نظری فکری که بین اوشان و\nحکومت امانی واقع است نفرمودند.\n\nمگر در اثر ملاقات‌ها و تبادله خیالاتیکه اوشان با دانشوران و نیاسیف نمودند\nو فکر رسائی شان بحل هر نوع غوامض و مشکلات میپرداخت و اشخاص مخاطب این افکار\nعالی و دیگر کارنامه تاریخی او را بخاطر میآوردند و باز تفریح هیچ یک ذات کامل الصفا\nدر حالیکه بداخل وطن مظهر بسا خدمات عمده و اجراآت بلند میتوان شد برتبه\nوزارت مختاری حکومت متبوعه اش میدیدند، علی الفور باین نکته ملتفت میشدند\nکه شاید نظریات شخص شاه با این شخص کار آگاه همراه نیست که آنها را بکاری که جز اوشان\nدیگری هم نمیتواند از عهده اش برآید مقرر و ملک و ملت را از مزید کارنامه‌های\nعالی و افتخارات تاریخی اوشان محروم داشته‌اند.\n\nچنانچه این موضوع از روز مواصلت جناب‌شان بپاریس الی مدتی دوام کرد\nو جرائد راجع به این مسئله رقم رقم سوال‌ها از حکومت افغانستان کردند حتی ماموریت\nموجوده جناب محمد نادر خانرا صراحتاً به لفظ تبعید یک مدبر عظیم الشان افغانستان\nاز طرف شاه امان الله خان نگاشتند.\n\nوقتیکه این شور و غوغای جرائد زیاد و این اطلاعات در داخل وطن هم"}
{"book": "adl0119", "page": 376, "text": "افکار ونظریات نادری منقول از مطبوعات فرانسوی ۳۰۳ جلد اول - نادر افغان\n\nواصل شد تفری داخلی افغانستان باین حسیات جرائد دنیا ر انظر به عمال\nاشتعال آمیزانۀ حکومت امانیه و اوضاع خدا پسندانۀ نادری لفظ بلفظ تصدیق\nکردند و این وضع امان الله شاه راهم به ردیف دیگر اوضاع بیجاء او شامل ساخته\nدر نفرت و مخالفت از حکومتش افزودند\nچون اثر نشر این خبر بی احترامی آن و طنخواه نامور در وطن برای حکومت امانی\nاثرات سوئی را می بخشید علی الفور تردید آتی الذکر این نشریات از طرف حکومت\nتحریر و بالسنۀ متعدده بجرائد خارجه ترسیل و نشر و در خود مرکز در روزنامه رسمی\nوزارت حربیه (حقیقت) که در انوقت یگانه اخبار مهم و زبان حکومت پنداشته\nمیشد نیز شایع و باینوسیله یک سکون آنی و تسلیت سرسری بملیون افغانی\nداده شد. که این تردیدیه قرار آتی از جریدۀ حقیقت مرکزی نقل میشود :-\n« وزیر حربیۀ سابق افغانستان یکی از فداکاران جنگ استقلال و از\nفرزندان نامی افغانستان حضرت سردار محمد نادرخان بود و غالباً در غیاب\nاعلیحضرت نظارت بحسن جریان امور داشت هر چند خدمات معزی الیه\nدر مدت سلطنت سابقہ اظہر من الشمس و در همان دوره نیز بمنصب منبع سپهسالاری\nنائل گردید ولی قدردانی اعلیحضرت غازی از زحمات او بقدری بود که بتربهٔ"}
{"book": "adl0119", "page": 377, "text": "سیر سپه سالار غازی در مملکت افغانی منقول از حقیقت کابل ۳۰۴ جلد اول - نادر افغان\n\nاولین وزیر افغانستا مفتخر و منسوبش فرمودند روزنامه وقت منطبعه اسلامبول\nدر شمارهٔ ٢٥٠ ديگر خود تصویر همین شخص معظم گراور کرده از انتخاب نامبرده بولاات\nمختاری پاریس متعجبانه سوال نموده حتی بر که این انتصاب ، صورت تبعیدی\nتصور کرده بود .\nواقعاً مورد بسی تعجب را گردید که نویسنده محترم چگونه دچار این اشتباه\nعظیم گردیده و یک چنین گمانی در مود این سردار بزرگ افغانی برده است\nهر چند که اطلاعات ما درباره معزی الیه و چگونگی انتصاب باین شغل بطوریکه باید شتا\nنیست آنچه را که سابقه داریم و تا درجه نیز بصحت آن معتقدیم بکلی ازین تصور نگارنده\nمحترم روزنامه وقت ، تردید و تکذیب میکند - جناب سردار اعلی محمد نادر خان\nسپه سالار از اقربای اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان فرزند ارجمند ارشد\nسردار محمد یوسف خان ولد سردار یحیی خان ولد سردار سلطان محمد خان ولد سردار\nپاینده محمد خان جد امجد اعلیحضرت امیر شهید ، سنش بین چهل الی پنجاه است\nاز سنه ۱۳۲۱ قمری یعنی بیست سه سال قبل اولین قدم ترفیع خود را برداشته\nو بمنصب کند کشری نائل گردیده است . ازین تاریخ خدمات شایان معزی الیه\nبدولت و ملت افغانستان شروع شده در اغلب از نقاط مهمه افغانستان"}
{"book": "adl0119", "page": 378, "text": "اهمیت سپه‌سالار غازی مملکت افغانی نقول از حقیقت کابل ۳۰۵ جلد اول - نادر افغان\nماموریت داشته و همیشه طرف تمجید و تحسین اعلحضرت شهید بوده است، خدماتی که معرفی الیه در دورهٔ سلطنت سابقه در فرونشاندن شورش سمت جنوبی افغانستان و سائر انقلابات سرحدی و غیره کرده است واقعاً در افغانستان فراموش شدنی نیست. لیاقت و کاردانی این فرزند رشید افغانی باعث شد که در ظرف مدت قلیلی یعنی در ۱۳۳۲ بمرتبهٔ عالی سپه‌سالاری مفتخر گردید دران فرصت نیز در ترقیات عسکری از حد زیاده کوشیده نظام افغانرا یک نظام مکملی ترتیب داده چنانکه در جنگ استقلال همین سپاه دست پروردهٔ محمد نادر خان بود که در تحت فرماندهی خود او در یک محاذ جنگی که قطعیاً کمتر از ششصد میل نبود در مقابل عسکر دولت بریتانیای کبیر جنگیده پافشاری نموده در نتیجهٔ این موفقیت از حضور اعلحضرت غازی سردار سپه و وزیر وزارت جلیلهٔ حربیه منصوب و منار یادگاری بافتخار این سردار نامی بفرمان اعلحضرت امیر در کابل ساخته شد، در دورهٔ سلطنت فعلی علاوه بر خدمات عسکری خدمات کشوری متعددی نموده ماموریتهائیکه برای انتظام رشته‌های پراگنده نقاط مختلفهٔ افغانستان از قبیل اصلاح و تنظیم قطغن و بدخشان و سمت شرقی بمجری الیه تفویض شده که همه آنرا با نهایت خوبی و صحت انجام داده همیشه مورد تحسین و تقدیر ذات همایونی و ملت افغانی"}
{"book": "adl0119", "page": 379, "text": "اهمیت پیه‌ساله خاندان یی مملکت افغانی منقول از حقیقت کابل ٣٠٦\nجلد اول - نادر افغان\nبوده است خدمات بزرگ این شخص بقدری است که اگر بخواهیم حتی بطور خلاصه\nنیز بیان نمائیم کاملاً از موضوع منحرف خواهیم شد این است که مختصر اً میگوئیم\nچون در حین انجام وظائف ماموریت‌های خویش تقریباً در اواخر ١٣٤٢ ق\nدر اثر زحمت‌های متحمله بعلالت مزاج و امراض متعدده گرفتار آمد پس از\nاز مدتی بمعالجه مجبور باستعلاج در اروپا گردید اعلیحضرت امیر از همان نقطه نظر\nنوازش خادمان حقیقی افغانستان رضایت ندادند که یک هیچ مرد جلیل القدر\nکار آگاه بدون داشتن یک سمت رسمی که استفاده‌های بزرگی را برای\nوطنش تأمین مینمود باروپا برود. این بود که معزی الیه را بوزارت مختاری\nپاریس منصوب فرمودند تا علاوه بر اطلاعات و معلومات داخلی تجربه و بصیرت\nکامل از سیاست و وضعیات خارجی بدست آورده و در واقع این سردار بزرگ\nیک مرد سیاسی نیز گردد. سائر برادران اعضای خاندان معزی الیه\nکه هر یک بنوبه خود مانند برادر مکرم شان جان فشانیها نموده اند کمانی الشان\nمظهر الطاف شاهی بوده و میباشند مثلاً یک برادرشان آقای محمد هاشم خان\nسفیر افغانی در مسکا و و برادر دیگر آقای شاه ولیخان نائب سالار داماد حضرت\nامیر که در همین بغاوت اخیر سمت جنوبی و در همین مقابله جهل و علم، ظلمت و نور"}
{"book": "adl0119", "page": 380, "text": "اهمیت سپه سالار غازی درملک افغانی منقول از حقیقت کابل ۳۰۷ جلد اول ـ نادر افغان\nبفرماندهی یک محاذ بزرگ مقرر است . برادر کوچکترشان آقای شاه محمودخان\nرئیس قشون قطغن و بدخشان است و دیگر برادرشان آقای سردار محمدعزیزخان\nنگران محصلین افغانی در اروپا میباشند همچنین سائر برادران و اعضای\nخانواده شان از قبیل آقایان احمدشاه خان واحمدعلی خان و علی شاه خان و\nمحمدکریم خان هر یک یا منتظم در سلک عسکری و یا مرجع خدمات کشوری و همیشه\nاز الطاف و توجهات مخصوصه اعلیحضرت غازی کامیاب و برخوردار میباشند .....» (۱)\nاجراآت عمده جناب محمد نادر خان\nدر سفارت فرانسه وبلژیک\nبا این تشکنی وعدم قدر دانی که این مرد تاریخی بر خلاف توقع از حکومت\nمتبوعه خود و بعض رجال خیانت پیشه آن دوره مشاهده میکرد و در راه پیشرفت\nآن مقاصد عالیه خویش که برای تامین شرف و عزت و احترام مملکت و سعادت\nملت خود آنرا زیر نظر گرفته بود و در راه آن به انواع مشکلات تصادم میکرد\n(۱) منقول از صفحه ۳۰۲ شماره ۳۹ جلد اول محرره چهارشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۰۳ اخبار حقیقت کابل که بذات ایشان آنرا اداره میکرد.\nو از شماره ۱۶ سال ۲۲ جریده حبل المتین کلکته در دوران مدیریت دانشور علام آقای مؤید الاسلام ."}
{"book": "adl0119", "page": 381, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۳۰۸\nعده اجراات سپه سالار غازی در فرانسه\n\nجاهلانه و جسورانه کار میکرد و زحمت میکشید بسا افکار و نظریات مفیده را\nدر اثنای این مأموریت خویش در وزارت مختاری فرانسه و بلجیک دایر بمطالعات\nو تتبعات و کشفیات خود بدست آورده همه آنرا بجهت تطبیق و اجرا و استفادن\nبمرکز میفرستاد ولی از طرف شخص شاه و زعمای آنوقت بشنیدن تحسین\nو آفرین گفتن و قبولیت آن پیشنهادهای نافعه دوری در کنار حتی از وصول اکثری\nاز ان مطالعات نیز اطلاعی به اوشان داده نمیشد .\nبالجمله حضرتعالی محمد نادر خان در اثنای این مأموریت سیاسی شان\nبخوبی توانستند و موفق شدند تا آن نزاع پر از نزاکتی را که بین معلمین فرانسوی\nو وزارت معارف افغانستان راجع به بعضی امور اداری مکتب امانیه\nواقع و اسباب غلط فهمی را فراهم آورده بود و علامه محمود بیگ طرزی و ارباب\nحل و عقد حکومت امانی در ازالهٔ آن کامیاب نشده نتوانستند حسب الخوا\nرفع کردند .\nراجع بفراهم آوری تسهیلات برای آن هیئت حفریه فرانسوی\nکه امتیاز انحصار و انکشاف آثار عتیقه افغانستان برای شان داده شده بود\nنیز اقدامات درستی نموده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 382, "text": "عمده اجراآت نادری در فرانسه ۳۰۹ جلد اول - نادر افغان\n\nازان طلبۀ افغانی که در پاریس تحت نظارت برادر مهر پرورشان آقای سردار\nمحمد عزیز خان مصروف تعلیم بودند نیز دائماً خبر گیر شی از جریان امور تعلیمی و اداره\nحیات ، و حسن اخلاق و طرز رفتار آنها هم بخوبی کسب استحضاریت میفرمو\nیکعده مکفی اسلحه که وزارت حربیه افغانستان بآن زیاده تر احتیاج\nداشت نیز بقیمت مناسب و استحصال منافع حکومت از ان خریداری و بمرکز ارسال\nفرمود .\nچند عراده موتر زره پوشی را که دارای بروج متحرک و بشکل یک تها نه سیا\nمستحکم و قابل دفاع و تعرض است نیز ابتیاع و بمرکز بقسم نمونه ارسال نمود\nتا اگر خریداری مزید آنرا لازم دانند اطلاع کنند\nچند دستگاه رادیو و آله های مکبر الصوت را که وجود و استعمال آن در\nافغانستان جهته اخذ و تبادله اطلاعات و ابلاغ مطالب از حد زیاد\nحتمی و ضروری بود نیز خریداری و بمرکز ترسیل داشت\nو بر علاوه آن دیگر اقدامات و اجراآت را نیز مصدر شده اند،\nکه تفصیل آن فعلاً بخاطر نیست ."}
{"book": "adl0119", "page": 383, "text": "کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی\t۳۱۰\tجلد اول - نادر افغان\n\nاستعفای اخری کناره جوئی قطعی جناب محمد نادر خان\nاز حکومت امانی\n\nچون آن التماس های ضروریه و پیشنهاد های نافعه اوشان که راجع بمنافع\nو خیر وطن دائماً بمرکز میفرستادند بسمع قبول شنیده نمیشد بلکه علی الرغم آن\nاقدامات بعمل میامد و در عین زمان تمام اجراآت دوره امانیه را طوری باشتعال\nانگیز و شرر آمیز مشاهده میکردند که از تصور نتایج عالم تباه آن بخود می پیچیدند\nو می طپیدند و همه آن اقدامات مضره را که شخص اعلیحضرت امان الله خان بتلقین\nحضورشان به گامهای بزرگ تجدد و ترقی تعبیر میکردند این مرد روشنضمیر\nدر پرتو عقل و ذکای خود عیناً مثل یک رفتار سریع تقاعد و تنزل و رجعت قهقری\nمیدانست و یقین میکرد که این طرز عمل عنقریب جامعه را بانواع مصائب و بلیه\nگرفتار میسازد.\nازین جهت همان امراض متعدده دماغی و تکالیفی که باعضای رئیسه شان\nدر اثر آن کاهش های روحانی کبد اخل وطن برایشان لاحق و عارض شده\nبود، از این رفتار مصاعب اثار اخیره عصر امانی رو بترقی و تزاید گذاشته"}
{"book": "adl0119", "page": 384, "text": "کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۱ جلد اول - نادر افغان\n\nرفت و این وسواس هر رقم و خوف و اندیشه مائیکه بر دل اوشان بالنسبة تباهی آتیه\nوطن مستولی میشد بومأ فیوماً بر وجودشان افزون و مضاعف میگشت.\nتا اینکه همین علالت و مصیبت اوشانرا در ۱۳۰۵ش باین امر وادار کرد که\nقطعیاً باید از کار حکومت دست کشید و در پی اعادهٔ صحت و علاج این درد\nپر زحمت خود باید افتید.\nزیرا در صورت مشارکت بامور مملکت امکان نیست که از اوضاع و چگونگی\nرفتار و کردار حکومت اطلاعی حاصل نشود در حالیکه خبر گرفتن ازین حرکات\nپر از فتن برای همچو من یک خیراندیش ملت و فدائی وطن موجب هزاران رنج\nو محن است.\nدرینموقع اگرچه جناب سردار محمد عزیز خان بمعیت عدهٔ ازان طلبه افغانی\nکه در فرانسه مصروف تعلیم بودند بکابل طلب شده بودند اما سردار محمد هاشم خان\nاز سفارت مختاری افغانستان در ماسکو سبکدوش گردیده برای پرستاری\nبرادر خود جناب محمد نادر خان وارد پاریس شده بودند. و هم سردار شاه ولیخان\nاز شنیدن خبر ناخوشی شدید و تنهائی برادرش سپه سالار صاحب دیدن اوضاع\nناگوار حسرت افزای شاه و اهل کار افغانستان برای خبرگیری و تیمارداری"}
{"book": "adl0119", "page": 385, "text": "کناره جویی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۲ جلد اول - نادر افغان\nبرادر موقرش را کناره بودنش را از ان محیط پر آشوب بهتر دیده بعد از اخذ اجازه\nاز حکومت کابل را پدرود و در فرانسه ورود نمودند .\nاین هر سه برادر دانشور چون از رفتار مخالفانه اشتعال آمیزانه حکومت\nاطلاع مکملی داشتند و هم میدانستند که عده از مغرضین طوری اطراف\nشاه را احاطه کرده اند که عرائض نافعه هیچیکی از وطخواهان صادق که برای\nخیر ملت و مملکت باشد در نیمرصت بسمع علحضرت مؤثر و با اهمیت تلقی نمی شود،\nو بدخواهان افغانستان نمیخواهند که امثال ما خیراندیشان حکومت داخل خدمات\nوطن باشیم اگر تکرار بوطن عودت کنیم البته این معاودت ما را همان اشخاص مغرضی که\nموجبات حرکت ما را از وطن فراهم آورده اند وسیله القای مزید غلط فهمی و\nشکر رنجی و جدائی بین ما و شخص شاه خواهند ساخت ، بنابران لازم و مفرر است\nکه خود ما را از کار حکومت کناره کشیم زیرا در موقع که علحضرت امان الله خان\nبران افکار خود پسندیکه موجب پریشانی و گزند ملت را فراهم می آورد و آتش\nشقاق و نفاق را از دست خود بخزمن امنیت جامعه و وطن میزند و در مشکلات محیط می افزاید\nو بآن همه عرائض و پیشنهاد های تحریری و تقریری و تیلفونی و تلگرافی و معذرت\nو تشویقی که ما همه بالنسبه تعدیل افعال و اصلاح اعمالش برای خیر او شان و منفعت"}
{"book": "adl0119", "page": 386, "text": "کناره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ۳۱۳ جلد اول - نادر افغان\n\nملک نمودیم گوش نمیدهد بودن ما در معیت او موجب بد نامی دنیوی و عذاب\nاخروی شده بر جامه های سفید لکه ای سیاه بدنمائی از تبعیت حکومت امانی\nمی افتد.\nلذا جناب محمد نادر خان بتاريخ ۳۰ ماه نومبر ۱۹۲۶ء یک استعفانامه آخری\nو اعلان کناره جوئی قطعی خویش را از امور رسمی حکومت امانی مکتوباً و تلگرافاً اشعاً\nکرد، چون صورت استعفای آخری شان عيناً من حيث المضمون برطبق همان\nاستعفا نامه شان است که در موقع سبکدوشی خویش از وزارت حربیه نگاشته اند\nتنها عبارت آن واضح و صریح و تفصیلدار است اینجهته از مکرر نگاشتن آن (که در\nصحیفه ۲۶۲) این کتاب قبلاً مرقوم است صرف نظر میشود.\nمع الاسف از خواندن این استعفانامه حسرت ختامه که هر حرف آن\nیکعالم پند و هر جمله آن دارای نکات ارجمند بود و حکم یک تازیانه عبرت\nو مانند یک لوحه قیمتدار اخطار و نصیحت بود باز در نظر ضعیف البصر عمال\nامانی اهمیت نیافت و بر محتویات آن که برای خیر و منافع خودشان و مملکت افغانستان\nبود توجهی نکردند. و ازین بی اعتنائی و بی مبالاتی خویش فکر رسا و بازوی توانای\nنادری را که آنها جداً و ذاتاً بآن احتیاج داشتند از خود دور و خود ها را درین وضع"}
{"book": "adl0119", "page": 387, "text": "کفاره جوئی قطعی سپه سالار غازی از حکومت امانی ٣١٤ جلد اول - نادر افغان\n\nپر از تکبر و غرور بانواع پریشانی و تکلیف مقهور و استعفای آخری انمرد غیور را متاسفاً\nمنظور و ازین فعل خویش زیاده تر خودها را بنظر ملت منفور ساختند .\nبعد از اینکه آقای غلام نبی خان بحیثیت وزیر مختار افغانی در فرانسه اردو کارهای\nسفارت را تسلیم حضور تعالی سپه سالار غازی از انجا منفصل شدند یک نشان افتخار وطن\n«HONNEUR ET PATRIE» با رقم آن از طرف حکومت فرانسه و یک\nنشان دیگر دگراند کروا GRANDE CROIX از طرف حکومت بلژیک برای\nمشارالیه در اثر حصول مناسبات صمیمانه دولتین و کارروائی حسنه شان اعطا گردید.\n\nاهتمام بمعالجه و اعاده صحت\n\nبعد از انفکاک رسمی جناب محمد نادرخان از انجام امور رسمیه حکومت امانی\nچون صحت شان بدرجه اخیر خراب و از علالت در پیچ و تاب بودند لذا توجه مزید شان را\nبرای اعاده صحت و ازاله اوجاع و شکایت خود مبذول نموده بمعالجه داکترهای\nحاذق رجوع فرمودند. بعد اً بنا بر شوره معالجین بودن پاریس را بر نقل نمودن بہ نیس\n«NICE» که یک مقام عالی خوش هوا و برای اعاده تندرستی مرضا خیلی\nنافع است ترجیح دادند و در آنجا تحت مداوات و خبرگیری داکترهای ماهر باستعمال"}
{"book": "adl0119", "page": 388, "text": "اهتمام سپهسالار غازی با عادهٔ تندرستی شان\n۳۱۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nادویه و معالجهٔ اساسی خویش توجه نمودند و اخوان عالیشان آنها آقای سردار\nمحمد هاشم خان شاه ولیخان به تیمار داری آنها چنانچه شاید و باید عطف توجه و اهتمام مینمودند\nگذارهٔ حیات شانرا بعوائدیکه از حاصلات آن اراضی و املاک شان\nکه در تحت نظارت سردار شاه محمود خان و سردار احمد شاه خان در افغانستان\nداشتند و وقتاً فوقتاً برایشان میرسید مینمودند .\nبرای نشیمن خود محض از نقطهٔ نظر نجات یافتن از صرف مبلغ زیاد و گزاف\nکرایهٔ عمارات آنجا یک عمارت را در موضع مانتون \"MENTON\" که یک\nموضع گوشه و خاموش در حصهٔ جنوب فرانسه است خریداری منزویانه و خاموشانه\nدر ان محل امرار حیات مینمودند .\nاز جواب نگاشتن مکاتیب و خطوطیکه از دوستان صمیمی شان دائماً برای\nآنها میرسید هم یکقلم سکوت را اختیار ، و بهیچ نوع با نفری افغانستان مکاتبه\nو در امور داخلهٔ وطن مداخله و تعلق نمی ورزیدند .\nتنها پانزده در پانزده روز یکان مکتوب بنام عائله و اولادها و متعلقین\nشان که در افغانستان بودند می نگاشتند و در ان از چگونگی مزاج خود آنها\nتوسط وزارت خارجهٔ افغانستان تسلی میساختند ."}
{"book": "adl0119", "page": 389, "text": "اهتمام سپه سالار غازی باعاده تندرستی شان ٣١٦ جلد اول - نادر افغان\nاز مطالعه جرائد جریانات افغانستان را دائماً می دیدند و از رفتار\nحکومت و حسیات ملت و اوضاع مملکت اطلاع میگرفتند .\nتا اینکه در اواخر سنه ١٣٠٦ قدری صحت سردار اعلی محمد نادر خان رو بدرستی\nنهاد و فی الجمله باز قابل حرکت و قدم زدن شدند ولی از اعاده دوران شدید\nمرض بکلی مطمئن نبودند درینموقع در جراید خبر دوره اعلیحضرت امان الله خان را\nبه اروپا گرفتند، متعاقباً خبر وصول و حرکت اوشانرا از مصر جانب ایتالیا\nخواندند لذا تصمیم کردند که بنام افغانستان ازوشان پذیرائی کنند ازینجهت\nبغرض استقبال شاه افغانستان هر سه برادر از خاک فرانسه حرکت و در\nایتالیا یکروز قبل از وصول شاه وارد شدند .\nپیشنهادهای همدردانه و غمخوارانه جناب محمد نادر خان\nدر موقع دوره اعلیحضرت امان الله خان\nچون آن جهازیکه حامل موکب شاه امان الله خان و رفقای همسفرشان بود\nاولین بار در قاره اروپا لنگر انداز شد . حضرت عالی سردار اعلی محمد نادرخان\nو سردار محمد هاشم خان و سردار شاه ولیخان در بندرگاه ناپولی ایتالیا برای"}
{"book": "adl0119", "page": 390, "text": "استقبال از موکب امانی در اروپا ۳۱۷ جلد اول - نادر افغان\n\nپذیرائی و خیر مقدم گفتن اوشان حاضر و در خود جهاز جهة استقبال اعلیحضرت\nامان الله خان شتافتند و در آنجا با اوشان ملاقات نمودند.\n\nجناب محمد نادر خان در ضمن این مصاحبه خصوصی که بعد از چند سال با شادست\nداده بود، بعد از مبادله کلمات احوال پرسی نیز همان افکار و نظریات خیر خواهانه\nخود را که در افغانستان برای سعادت و ترقی اساسی ملت از آن تذکار\nمیفرمودند، بکلمات موثر و دلائل مقنعه تکراراً بتبیان و بشاه خاطرنشان کرده\nبسیار نکات عالیه و اندرزهای نافعه را بشاه اهدا نمودند.\n\nچون قلباً سعادت افغانستان را خواستار و اساساً مرفه الحالی و نیکنامی\nو طی مدارج ارتقائی ملت محبوب شان را آرزومند بودند، در آن موقعیکه رسماً\nاز حکومت مستعفی و در عالم غربت و مسافری افتاده بودند نیز از خیر خواهی و\nحقیقت گوئی خویش دریغ نکرده از تقدیم نمودن پیش نهادهای همدردانه و نظریات\nغمخوارانه خود کوتاهی نکردند.\n\nبعد از اینکه جناب سپه سالار از پذیرائی و خیر مقدم خصوصی شاه بهمین\nقسمیکه فوقاً نگاشتیم، فراغ یافتند هر سه ذوات معظم دوباره به لیمان حاضر شده\nبا وگروز رای مختار افغانی که تا با جهة استقبال شاه حاضر شده بودند بیک نقطه"}
{"book": "adl0119", "page": 391, "text": "استقبال از موکب امانی در اروپا\n۳۱۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nمخصوص صف بسته احترام گشته جهته ادای رسم تعظیم عمومی شاه افغانستان منتظر ماندند\nپس از ختم این مراسم رسمی هر چند از طرف اعلیحضرت امان الله خان بصورت\nغیر مستقیم برای شان تکلیف و اصرار شد که در ضمن هیئت سفریه امانیه شامل\nو بهر مقامی که شاه و رفقای او پذیرفته میشوند این سه ذوات کامل هم داخل باشند\nاما سپه سالار صاحب بواسطه ناچاقی طبعش از پابندی با مور تشریفاتی و مراعات\nبا صول مقرره رسمی انکار و در آزاد و بی تکلیف بودن خویش اصرار کرده از\nقبولیت همراهی با شاه استنکاف ورزید، همچنین جنابان محمد هاشمخان و\nشاه ولیخان هم بعذر تیمار داری و تنهائی سپه سالار خود ها را از مخالطت هئیت\nسفریه امانیه سبکدوش کردند .\nدر ایتالیا چند روز سپه سالار بیک هوتل دیگر مقیم و بعد از ان عازم\nمحل نشیمن شان ماتون شدند که از اضلاع ملحقه نیس است ، و شاه و رفقا\nاو را بفکر و اراده خودشان گذاشتند .\nبر علاوه این صحبت ، ملاقات دیگری هم بین شاه و این سرداران دیانت\nپناه در موضع \" نیس » واقع شده است .\nجناب سپه سالار و برادران هشیارشان درین نوبت هم با علیحضرت"}
{"book": "adl0119", "page": 392, "text": "پیشنهادهای غمخوارانه نادری ۳۱۹ جلد اول - نادر افغان\n\nشیوه همدردی و صداقت را مراعات کنان حقائق را بی کم و کاست\nبدرستی و صفائی با وشان حالی نموده در اثنای این مصاحبه تبادل افکار\nبالنسبه مجاری امور حال و استقبال سبانکات عالمانه و نظریات دور اندیشانه\nباوشان اظهار و پیش نهاد فرموده اند.\nولی اعلحضرت امان الله خان نظر بعادت مالوف شان نه تنها بآن کلمات\nنافعه و افکار همدردانه حواله سمع نمیفرمودند بلکه بعضا در جواب این جملات غمخوارا\nنادری مضامین خارج از موضوع را تقریر و بهمان بلند پروازیها معتاده پادشاهانه\nخود به تردید آن می پرداختند که بسا اوقات درین اجوبه امانیه چنان الفاظ و عباراتی\nاستعمال میشد. که جذبات مسلمین صادق را مشتعل و سائرین را از ان ببار خیش\nکه به عقاید و مقررات دین مبین تصادم میکرد. متاثر مینمودند.\nتشبثات اعلحضرت امان الله خان بالنسبه\nموافقت سپه سالار\nچون یکی از موجبات سفر اعلحضرت امان الله خان باره با حصول دلجوئی و موافقت\nو رفع کدورت این سپه سالار صاحب کیاست بود. اما بر خلاف توقع دیده"}
{"book": "adl0119", "page": 393, "text": "عدم موافقت شاه با افکار نافذہ سپہ سالار\t۳۲۰\tجلد اول - نادر افغان\n\nکه در اول صحبت آن کدورت از امثال همین اقوالیکه شمه از ان اشار شد و غرض\nپرستی بعضی نفری بجای تقلیل بزیادت خود افزود، اخیراً امان الله شاه از ین گزندگها\nطبع سپه سالار بسیار متاثر شد و تصمیم کرد ، بهر صورتیکه باشد، سپه سالار را بآمدن\nوطن وادار و برفع نقار خاطرش بکوشد . لذا جهت حصول این مقصد و فدیرابهم بافران\nخاص به نزد سپه سالار ارسال نمود .\nاما این وفدیکه از حضور پادشاه جهت حصول موافقت سپه سالار صاحب ابه بودند\nبعد از شنیدن بیانات عاقبت اندیشانه جناب محمد نادر خان گریان و بحقانیت وصحت\nمفکوره شان تصدیق کنان پیام عدم موافقت اوشان را در صورت عدم تغییرمسلک\nحکومت بصورت خاطر خواه اوشان ، با خود بردند .\nاین وفد تکرار چند مرتبه دیگر هم بحضور سپه سالارعالی مقدار احضار و صورت مذاکرا\nو جواب سپه سالار را بهمین قرار شنیده رفتند .\nدر ینموقع جناب سردار محمد عزیز خان که چندی قبلبرین با فغانستان رسماً مدعوشده\nرفته بودند وچندی بعد از جریانات داخل وطن تنگدل شده، و جهت خبرگیری سپه سالا\nغازی و علاج پسر خود محمد داود خان که در ضمن آن طلبه افغانی که در فرانسه تعلیم\nمیگرفتند شامل ، و در ین ایام مریض سخت بود ) تکرار بفرانسه وارد و مصروف"}
{"book": "adl0119", "page": 394, "text": "عدم موافقت شاه با افکار نافعه سپه‌سالار ۳۲۱ جلد اول ـ نادر افغان\nمعالجه و تیمارداری پسر و خبرگیری برادر مهرپرورشان شدند.\nبالجمله چون اعلیاحضرت امان الله خان که دل داده همان مسلک نا عاقبت اندیشانهٔ\nخود بود بعد از اینکه متیقن شد و دانست که بهیچ صورت سپه‌سالار این مسلک اورا\nتعقیب نمیکند و بهمان مفکورهٔ خداپسندانهٔ شان که بحال ملک وملت نافع و موافق است\nدوام دارند. لہٰذا در برابر پیشرفت خیالات خود بصورت قطعی از سپه‌سالار و اخوان ابا\nمدارش صرف نظر فرمود و بهمرای ختم دورهٔ اروپا و داخل شدنش در خاک شرق اوشانرا\nبالمره از لوح خاطر خود فراموش کرده ازین وضع خودپسند شان که برضد احساسات\nملی بود سردار اعلیٰ محمد نادرخان سپه‌سالار را دوباره به بستر علالت و بیماری و قلق\nو اضطراب لایتناہی انداخت و بدرد مصائب ملت محبوب و مملکت مرغوبش مبتلا ساخت.\nاثرات دوره اعلیاحضرت امان الله خان در افغانستن\nدر اثنای مصروفیت شاه بدورهٔ اروپا وغیره اطلاعات مفصل اوضاع و حرکات\nاو بصورت مستقیم و غیر مستقیم بافغانستان واصل وعامه ملت اسلامیت طویت\nازوشان بسیار چیزهائیرا برخلاف مقررات اسلامیت و عرف و عادات افغانیت\nمی‌شنیدند، وبهمراه آن مضامین هیجان‌انگیز نیز انسبت بحرکات شاه در ارپا"}
{"book": "adl0119", "page": 395, "text": "اثرات سوء دوره امانی در افغانستان\n۳۲۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز جرائد دنیا میخواندند و انواع تعبیرات صحیح و غلط آن را از زبانهای از خود بیگان\nمیشنیدند، در حالیکه این مسموعات مرئیات، بلانهایه در غضب و غیظ عامه می افزود\nو در جامعه هر روز یک دروازۀ نو مخالفت را کشوده متوالیاً در ضمائر عامه ملت حسیات\nمعاندت و جذبات منافرت را افزوده میرفت .\nوقتیکه در جرائد ایرانی خواندند که علما و مجتهدین ایران جمهوراً بحضور اعلحضرت\nامان الله خان تلگرافاً و کتباً این مسئله را پیش نهاد کردند، که نظر بمقررات اسلامی\nو عرف و عادات ملی نباید در موقع دخول موکبش بایران ملکه ثریا و دیگر نسوان منسوبه\nفامیل شاه بی حجابانه درین خاک اسلامی داخل و جذبات مسلمین ایرانرا از ین فعل خود\nمشتعل سازند، و شاه بان اهمیت نداد، مردم زیاد تر متأثر شدند.\nبعد از اینکه اقوال و افعال شاه و مخدراتش را مردم هرات ، فراه ، قندهار\nمقر، غزنی و غیره نقاط عرض راه برای العین در اثنای عبورش دیدند و کلمات و بیانا\nاشتعال آمیزش را بگوش هوش خود شنیدند، زیاده تر مدهوش گردیده بفکر بر هم زدن\nاین چیزها بر آمدند که آنرا ضد احساسات اسلامی و ملی خود میدیدند .\nپس از وصول امان الله شاه بمرکز، آن نطق های شرر انگیز و تطبیقات\nباخیزش که با عرف و عادات ملی مخالف بود و با مقررات اسلامی هم چندان"}
{"book": "adl0119", "page": 396, "text": "اسباب علل انقلاب\n۳۲۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nتطبیق نمیکرد، بیشتر مردم را از او متأذی کرد - مخصوصاً آن مجالس خصوصی شاه\nکه در ان نسوان عامه مامورین و اعزه و معاریف کابل را تکرار سحا و جبراً بدعو بہ بی حجابی\nو بدرود کردن آداب اسلامی و گذاشتن عادات ملی تشویق میکرد و موی بعضی از انها را\nجبراً امر بقطع و پرده و چادری زنانرا در عرض راه از سر آنها بشدت دور و آنها را\nببی حجاب گشتن مجبور میساخت ، بسیار زیاد اسباب انزجار و تکدر خاطر اهالی را فراهم آورد\nخاصه ان نطق های مشتعلا نه و اظهارات ناعاقبت اندیشانه را که امان الله\nشاه بعد از سفر اروپای خود عموماً در جشن استقلال ۱۳۰۷ و در محضر عموم و کلاو\nمأمورین و اعزه و مشاهیر افغانستان خصوصا ایراد مینمود، هر هر کلمه جمله آن\nبذات خود یک یک تازیانه بود که ملت را باید چار ناچار به مخالفت های\nعلنی او وادار کند .\n\nالحق هر واحدی از آن او امر و تطبیقائیکه امان الله شاه برو کلای لویه جرگه\n\n(۱) از جمله شایعاتیکه در ان ایام نسبت با علحضرت امان الله خان بحد تواتر و شهرت عامه رسید و\nبیشتر تر افغانهای غیور را به هیجان اورده همانا این قصه بود که در کوچه و بازار بزبان صغار و کبار\nاشتهار داشت که شخصا اعلیحضرت امان الله خان در یک محفل نسوان برای جمله خائنائیکه\nدر ان مجلس شامل بودند امر داد که (اگر در مسئله رفع حجاب و دگر اموریکه من اجرا و تعمیل انرا از شما خواهانم\nشوهر های شما مانع شوند من برای شما تفنگچه مید هم تا شوهر های خود را بگلوله بزنید ، زیرا که من باز خواست\nخون اینچنین اشخاص را نمی کنم) ."}
{"book": "adl0119", "page": 397, "text": "اسباب علل انقلاب\n۳۲۴\nجلد اول - نادر افغان\n\nو عامۀ مأمورین ملکی و نظامی انرا جبراً تحمیل و اجرا کرد و تفصیلاتش عموماً باذان\nتمام اهالی افغانستان موجود است ) آخرین رشته های تعلق شاه و رعایا را\nاز هم گسیخت و ملت را خواه ناخواه بمخالفت عملی حکومت برانگیخت (۱)\nبالاخر از عملی نمودن و تنفیذ همان او امر و اعمال ضرر افزا و ترتیب دادن یک\nپروگرام نهایت شدید لا یعنی بر عموم تبعه افغانی (۲) (که تطبیق هر ماده آن هزاران\nتکلیف و زحمت را وارد و خلق الله را بهزاران هزار مصیبت و شکایت گرفتار و بدرگانی\n\n(۱) چون نگاشتن اسباب و علل این انقلاب بسیار و احتوا بر تمام جزویات و کلیات آن از خود یک دفتر\nجداگانه بکار دارد از پنجه ما از شمردن تمام آن صرف نظر کرده تنها بچند مواد آن که تقریباً در بروز انقلاب عامل\nمهم و تأثیر قدسش بوده است ذیلاً اکتفا میکنیم :\n(۱) أمر جبری پوشیدن البسه اروپائی بر عموم (۲) أمر بشد بد تبادل سلام مسنون بکشیدن کلاه (۳) انفاذ در عبادات\nو رسوم بی لزوم اروپای (جبر ا شامل نمودن و کلای ملت ما مورین حکومت در خانمهای اسلامی در نمایشهای چانسون منظر\n(۵) مخالفت عرف و عادات ملی (۶) عدم رعایت او امر اسلامی (۷) تعمیم خوارش\n(۸) اهمیت ندادن بخادمان صادق و با تجربه وطن (۹) موقعیت دادن به افراد کم تجربه\nو خائن (۱۰) نشنیدن آن عرائض و پیش نهادهای جدی و کلاسه لویه جرگه ۱۳۰۷ را که راجع\nبه تعدیل پروگرام و تبدیل افعال شاه بود (۱۱) کثرت رشوت و شرب آب نوشی و عدم امتناع\nعملی از ان (۱۲) چشم پوشی کردن از مجازات وزرا و مامورین خائن که لویه جرگه جدا انرا عرض میکرد\n(۱۳) تحقیر بارکان مسلمانی (١٤) استخفاف حضرت نبوی (١٥) اعزام طالبات جوان افغانی بترکی\nو امثال آن که ذکرش بطوالت می انجامد .\n(۲) که در آن حمله بر ذغال فروش و حمال و غیره افراد بی بضاعت عامه طبقات\nبی استطاعت ملت امر شدید پوشیدن دریشی و کلاه را نموده بودند و در صورت عدم تعمیل\nآن امر داده شده بود که فوراً از فاعلش جزای نقدی بذریعه پولیس حصول گردد. چنانچه در اثر تطبیق\nامثال این اوامر شکایت عموم بالا و تمام بشور و غوغا مبتلا شده هر هر نفر در طول حرکات مقرره پادشان\nخود بیشتر از پنجاه الی صد مرتبه محکوم با عطای جریمه میشد ."}
{"book": "adl0119", "page": 398, "text": "اشتعال نائره شدید انقلاب افغانستان ۳۲۵ جلد اول - نادر افغان\n\nو دشنام دهی وا دار میکرد طرقت ملت طاق از هر طرف آثار سرکشی و رفع\nخرافات دوره امانی و دفع محرمات بدعات حکومتی از دهان توپ و تفنگ بصولت\nجدال و جنگ نمودار شد و به تمام شدت همه مواد مجتمعه اختلاف و افتراق و انغلاق\nافتاده تمام موجودیت وطن را به احتراق انداخت !\nمع الاسف از چیزیکه دائما جمهور و طنخواهان صادق افغانستان مخصوصاً جناب\nمحمد نادر خان می اندیشیدند و از خطره که تصوراتش آن ملتخواه را در بستر بیماری پاریس\nافگنده است بصورت بسیار مهیبی نهایت مدهش واقع شد و قسمی شدت وحدت\nو شعله افشانی دارد که اگر لطف و کرم الهی شامل حال نشود ، البته که در نتیجه آن افغانستان\nمحشرستان و برای ابد ( لا وقع الله ) بی نام و نشان خواهد ماند .\n\nاشتعال نائره شدید انقلاب\nدر اوایل پله آتش مخالفت حکومت امانی به ٢٤ عقرب ۱۳۰۷ در سنگو خیل شینوار شرر بار\nشد، و مردم آنجا در ظرف چند ساعت حکومتی مأموریت مالیه محلی خود ها را طعمه آتش\nو مأمورین حکومت را بر علاوه تحقیر و تشهیر محبوس کردند، در اندک وقت چاونی کبی را\nتخریب و عسکری آنجا را خلع سلاح و به اسلحه و جبه خانه آنجا خود مسلح و عامه اقوام خطو را"}
{"book": "adl0119", "page": 399, "text": "اشتعمال نائره شدید انقلاب در افغانستان ۳۲۶ جلد اول - نادر افغان\n\nاطراف و حوالی آن نواحی را بنام حمایت دین محمدی و استخلاص از فجائع امانی بوحدت\nو همرامی خویش اختصاص دادند .\nدر موعد قلیلی این هنگامه باندازۀ کسب و خامت کرد که مخالفین حکومت امانی\nاز یکطرف چهاونی دکه و از طرف دیگر مرکز مشرقی را زیر تهدید شدید خود گرفتند ، نظر\nباین مقاومت و پافشاری سخت ساعت بساعت در جمعیت مخالفین حکومت\nکثرت ، و در طرفدارانش ضعف و قلت مشاهده میشد .\nمخالفین حکومت امانی بیک سرعت برقی تمام عمارات و قصور عالی جلال آباد\nولغمان سرخ رود را چور و تاراج و تمام تشکیلات حکومت امانی را در هم و برهم\nنمودند ، نفری معاونه و قوۀ الظهر حکومت را که از کابل برای تقویۀ عسکری مشرقی\nمی آمدند چور و تاراج ، و اشخاصی را که بر او شان تصور و گمان طرفداری حکومت\nامانی میرفت بانواع تکالیف و مصاعب گرفتار کردند .\nآن خائنین مملکت که بلباس دوستی و انواع تملق و چاپلوسی مشاغل مهم و ادارا\nعالی حکومت امانی را اشغال و برای پیشرفت مقاصد شخصی خود انهر فعل امان الله شا\nتعریف و او را باجرای اموری وادار میکردند که از ان اثرات اعتماد و وقار شا\nسلب و انقلاب واقع شد در عین شدت و التهاب انقلاب فرصت را غنیمت دانسته"}
{"book": "adl0119", "page": 400, "text": "اشتعال نائرهٔ شدید انقلاب افغانستان ۳۲۷ جلد اول ـ نادر افغان\n\nبمنافع شخصیهٔ خود بشکل و نقشهٔ دیگری داخل اقدامات شده در وخامت تضعیف\nتخالف شاه و موجبات خون ریزی وطن افزودند .\nزیرا این مغرضین تصور میکردند که ازین اعمال حیلانهٔ خود زودتر بمقصد کامیاب\nو بمطلوب خود بدون اشکال و مانع نائل میشوند ، ولی ازین امر غافل بودند که ملت آنها را\nخوبتر می شناسد و ابداً نه باوشان و نه بحکومت قیمومیت ایشان راضی هستند\nو این هنگامه ابداً بمنافع شخصی آنها تمام نمیشود .\nوقتیکه این خائنین دورهٔ امانی بضعف و ناتوانی و سقوط قطعی حکومت در مشرقی\nمطلع و قانع شدند، فوراً بآن کدام چوب خشک انقلاب که بنفت عالی المعالی و گرام\nتازهٔ امانی روغن داده شده بود اتش افگندند ـ یعنی جمعیت دزدان شرارت توأماً\nکوهدامنی را بحمله آوری بر مرکز افغانی بفردای سقوط قطعیهٔ قوای امانی در نمله و دستگیری\nمحمود خان یاور و محاصرهٔ شدید شهر و معسکر جلال آباد و انحلال تمام نقاط مشرقی یعنی\nدر ۲۳ قوس دعوت دادند و شهر شهیر کابل را برای پیشرفت مقاصد خائنانهٔ خود\nدر خطر انداخته سرتا سر آنرا خط آتش شدید همان اشرار شقاوت مدار ساختند که از\nاغماض و مساعدتهای متنوعهٔ همین اهل خیانت خوب تقویه شده بودند .\nاز یکطرف جوش مخالفت ملت و از طرف دگر غرض پرستی اهل خیانت حلقهٔ"}
{"book": "adl0119", "page": 401, "text": "اشتعال نائرۀ شدیرا نقلاب افغانستان ۳۲۸ جلد اول - نادر افغان\nحرکت امان الله شاه را باندازۀ مخفی و محصور ساخت که از ابتدای شورش شرفی\nو از بد و هجوم و پیکار اشرار شمالی بموعد مخلوعیت و حرکتش به صوب قندهار شب و روز\nدر ارک میبودند و کمتر می برآمدند حتی رفتن و نظارت نمودن میدان حرب را\nهم که تماماً به اطراف و حوالی قریۀ شهر کابل واقع بود، و از طرف بچه سقو (۱)\nو دزدان هم شررش تجار به بشدت جریان داشت مستحسن نمی پنداشت .\n(۱) رئیس این جمعیت قطاع الطرق، حبیب الله بچۀ سقو بود که شرح حالش در صفحه (٢٦٦) می آید نامبرده\nکه در اثر وحشت و سبعیت خویش خیلی زیاد کسب شهرت و دهشت کرده بود و عموم مردم مخصوصا اهالی شمالی از\nوی در اذیت و دائماً در خوف و خشیت می بودند، در یهیوقع بروز اثرات مخالفت ملی نسبت باوضاع حکومت امانی\nبتحریک و تأئید خائن نا بکدسته از دزد با بمخالفت شخص شاه کمر بست و ازین وضعش که تمام ملت در ان متشک\nبودیوماً فیوما در قوت و قدرت خود افزود، حکومت چون از گرفتاری او تعوت حریه عاجز آمد و حالیکه آثار انقلا\nدر سر تا سر افغانستان نمایان بود بخصوصاً در مشرقی امواج انقلاب طغیان داشت به تقویت خائنین\nبزرگ لا محاله از در مصالحه با او پیش آمده از اعطای منصب نظامی و اسلحۀ کافی و نقدر بخواه ده مناست\nبرای او و دزدان معیتش در نفوذ اعتبارش افزود. ولی این شقی آن اسلحه و حماخانه را که بنام\nسرکوبی اشرار شینواری گرفته بود بر خود قوۀ نظامی حکومت استعمال و تمام مراکز عسکری شمالی را قبضه\nوعسکر ی را خلع اسلحه کرده، حتی پغمان ، میدان را هم تسخیر کرده در ٢٢ قوس باتفاق حجم غفیری از ملت بکابل\nحمله اور شده ارگ را بزیر اتش گرفت بعد از ادامه یک جنگ طولانی بین نفری سقوی وقوای امانی که\nبانواع اتواپ بزرگ وخورد و ماشیندارها و طیاره ها حتی موترهای زره پوش و انواع الای حربیۀ دفاعیه\nمسلح بودند، در اثر جراحت شدیدی که بشانۀ بچۀ سقو اصابت کرده بود شکست کرده در شمالی\nمتواری شد، در طول یکماه نه تنها بواسطه اشکال آفرینی مغرضین در سرهبری عسکری با حکومت\nامانی از وی تعقیب نشد، بلکه بر آنیش معاونت مادی ومعنوی ونقشه و هدایات مکملی اعطا شد\nبا اصرار او را و ا دار کردند تا یکرار بر کابل حمله کند، چنانچه به ٢٣ جدی باز دزدان ناگهان بنای هجوم\nنهاده از هر طرف کابل را زیر آتش گرفتند، و باندازۀ در پیشرفت خود تسریع ومحاربه را شدت\nاداره میکردند که ساعت بساعت خطر سقوط کابل شاه و سپاه را در هراس و تزلزل می\nانداخت ."}
{"book": "adl0119", "page": 402, "text": "عدم تأثیر عهد و پیمانی امان الله شاه\n۳۲۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nعدم تاثیر عهد و پیمان و اظهار افسوس و پشیمانی\nدر موقعیکه شعله‌های انقلاب و التهاب و مخالفت علنی ملت برعلیه حکومت\nاز هر طرف زبانه کشی را آغاز نهاد و از هر طرف امواج متلاطم مخالف حکومت\nرو باشترداد گذاشت و امان الله شاه بوخامت وضعیت مسئله عملاً دانست\nو از تشتت افکار صغار و کبار و توجه بودن خطرات واضرار از هر گوشه و کنار و\nاقطار بالنسبه خود به علم الیقین مطلع شد، آخرین مساعی مجاهداتش را در راه\nفرونشاندن آن آتش که آب پاشیدن بر آن مانند پطرول اثر می بخشید صرف کرد\nولی از این صرف مقدرت و زحمت شاق هیچ یک فائدہ و نتیجه معتنی بدست\nنمی آمد و روز بروز انواع مشکلات و پیچیدگی را بر علیه حکومت خود مشاهده میکرد.\nتا اینکه در صدد بستن عهد و پیمان با عامه ملت افغانستان برآمد و تصور\nفرمود که شاید باز این اظهار تاسف و پشیمانی من و دلجوئی کردنم از ملت برای\nدفع این تشتت و ویرانی خطه افغانستان که بهر دقیقه انواع مخاطرات مادی و معنوی\nاورا تهدید میکند، نافع ثابت شود لهذا از یکطرف بواسطه اعلانهای\nرسمی که بتعداد کافی طبع شده بود، و از جانب دیگر در طی یک نطق طولانی"}
{"book": "adl0119", "page": 403, "text": "عدم تأثیر عهد پشیمانی امان الله شاه\n۳۳۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nخود که در محضر تمام اهالی کابل شش کروهی وغیره در باغ عمومی ایراد فرمود، از تمام\nآن اعمال وافعال خود که موجب وقوع این هنگامه در مملکت شده تمام ملت را\nبمراتب اقصی مخالفت آورده است، اظهار تأسف وپشیمانی\nنمود، و متعهد شد که پس ازین بر طبق اوامر شرعیه و حسیات\nملت اجراآت میکند، مخصوصاً به ترقیات عسکری و کندن ناخن\nهای خائنین شرارت قرین و، و، توجه می گمارد و دقیقه از دقائق\nدلجوئی عمومی را فرو گذار نمیشود .\nمع الاسف این اظهار پشیمانی و دلجوئی امانی برای فرونشاندن\nغیظ و غضب عمومی هیچیک فائده را عائد نکرد ـ بلکه در همان مجمع\nعمومی شکایات زیاد از رفتار سوء بعض مأمورین ـ عدم مراعات\nنمودن به جذبات ملت از طرف حکومت ـ مظالم پیشه گی اهل خیانت\nبی پروائی نمودن در امور اسلامیت ـ حدوث انواع خرافات\nوبدعت و، و، و) بالا واز هر طرف دروازه تنقید و شکوه مفتوح\nو سلسلۀ اغراض و شکایت بر شخص شاه و مأمورین و عُمال خیانت\nاکتاهش باز شد."}
{"book": "adl0119", "page": 404, "text": "عدم تاثیر عهد و پشیمانی امان الله شاه\n۳۳۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nبالآخر نتیجه و حاصل این مذاکرات این طور بمشاهده پیوست\nکه مردم علی رؤس الاشهاد در جواب پادشاه چنین اظهار نمودند:\nچون قبل ازین هم شما چندین مرتبه بالنسبه همین مواعیدی که\nفعلاً از ان تذکار میفرمائید با ما ملت عهد و پیمان بسته اطمینان\nداده بودید که بعد ازین بقدر ذره هم برخلاف امور شرعیه و حسیات\nملیه، مصدر حرکات اشتعال آمیز نمیشوید- ولی اخیراً برعکس\nآن نه تنها از طرف شما بلکه از جانب مأمورین خیانت قرین تان تکراراً\nچنان اوضاع مشتعلانه و حرکات دلشکنانه بمشاهده پیوست که\nمردم را مجبور کرد تا بر خلاف شما داخل جنگ و پیکار شوند و خود ها را ازین\nعذاب روحانی عملاً وارهانند و اتیابین مواعید موقتی و دلجوئی های سرسری\nشما ابداً اطمینان و اعتماد نکنند .\nمایوسی شاه از فرونشاندن بلوا\nوقتیکه امان الله شاه حسیات عمومی را علناً برخلاف خویش\nمشاهده کرد و رفتار یاس آور این شورش و غوغا را برعلیه خود"}
{"book": "adl0119", "page": 405, "text": "مایوسی شاه از فرونشاندن بلوا ۳۳۲ جلد اول - نادر افغان\n\nدر هر هر دقیقه و هر هر ساعت دو بالا معاینه نمود و اظهارات ملولانه\nشکوه و شکایت عامهٔ ملت را هم بگوش خود شنید - بر علاوۀ آن\nاز مساجات و اشخاص دگر نیز آثار و علائم مخالفت را متحسس شد\nو متیقن گردید که بالنسبه اوشان فضای افغانستان روز بروز مسموم و تمام تشبثات\nو مساعی پادشاه در جلوگیری این سیل مدهش و فرونشاندن این آتش\nسوزان و بلای ناگهان بی فائده ثابت میشود و تمام ملت به پیمانهٔ\nاخیر بر علیه حکومت امانی ایستاده اند - ناچار در پی تخلیص و نجات\nنفسش از ان محیط بر آمد که اطراف آنرا لحظه بلحظه مرمی سارقین و هجوم خائنین\nو مخالفت علنی عمومی تهدید میکرد.\nلهذا صورت نقل مکانش را از مرکز افغانستان تحت یک نقشه\nو پلان بسیار اساسی (که در ان بالنسبه حال و استقبال خود و\nخاندانی خویش بسا دور اندیشی ها را زیر نظر گرفته بود) بصورت خصوصی\nو محرمانه تهیه و به ترتیب کردن آن داخل اقدامات شد."}
{"book": "adl0119", "page": 406, "text": "رفتن امان الله شاه از مرکز و حکومت عنایت الله خان ۳۳۳ جلد اول ـ نادر افغان\n\nرفتن اعلیحضرت امان الله خان بقندهار وحکومت \nعنایت الله خان\n\nاین مانوره ضرب و ضرب، وتعرض و دفاع در دارنحکومت اعلیحضرت امان الله\nخان که بعضی از زعمای بزرگ سلطنتی و صاحب منصبان معظم قشونی او با دزدان\nراز و نیاز داشتند و هرکدام آنها برای نیل مطلوب شان برضد شاه و سقوط حکومت \nامانیه اقدامات اساسی را گرفته بودند و در عین زمان جذبات تخالف ملی حسیات\nمعاندت کارانه عمومی در شدت و عظمت و وحشت آن می افزود و در هر ساعت\nیک شکل جدید اشکالات را برای پیشرفت مقاصد شاه میریخت، تا به سی و پنجروز\nدوام نکرد که حکومت امانی خود بخود منحل شد یعنی در ۲۴ جدی ۱۳۰۷ در شهر و اطراف\nمخصوصاً در محاذ ها جنگ غلغله برپاشد که امان الله شاه بتغییر لباس مخفیانه و محرمانه\nبقندهار رهسپار شد. در حالیکه همین مسئله حرکتش را تحت یک پلان و نقشه سیاسیه\nخودش بالذات طرح نموده بود یعنی اولاً عیال و اولاد و مادرش را با جواهر گزنیهای\nعالی العال ذریعه طیاره ها بقندهار فرستاد و بعد از آن هم در کماهِ شب و روز\nموترها را ذریعه ملازمین مخصوص از طلا و دیگر ذخائر نقدی و اجناس گران بها"}
{"book": "adl0119", "page": 407, "text": "معاهده بستن عنایت الله خان با جماعه دزدان ٣٣٤ جلد اول - نادر افغان\n\nبطائف الحیل تقندار فرستاده متعاقباً مقام سلطنت را به برادرش عنایت الله خان\nمعین السلطنه سابق گذاشته خودش استعفانامه خویش را از پادشاهی افغانستان بواسطه\nعدم موافقت ملت تحریر کرده به علی الصباح ٢٤ جدی ١٣٠٧ عازم قندهار شد.\nدرینمحل که از یکطرف خائنین ملی از طرف دیگر مهاجمین و مخالفین اعمال امانی از دیگر طرف قوه\nفائقه جمعیت دزدان که به پول و اسلحه و انواع مراعات برخی از زعمای بزرگ عصر امانیه\nبدرستی تقویه و تنمیه شده بودند بر موفقیت خود قانع شدند و هر واحد آنها مید از اجرا\nپیشرفت پلان خود مساعد و یدند ابداً سر تسلیم و اطاعت را به امر عنایت الله خان فرونیاوردند\nدر حالیکه جامعه عموم احزاب علیه به او نیز خوش بین نبودند و با همدیگر میگفتند که عنایت الله خان\nدر اعمال و افعالش منزله استادی و بزرگی را بر امان الله خان داد ازین جهه با ما با رت\nاو نیز اطاعت نخواهیم کرد.\nمعاهده بستن عنایت الله خان با جماعه دزدان\nخلاصه عنایت الله خان در ظرف پادشاهی (٧٤) ساعته خویش محصور و از هر طرف\nبمقصد تسخیر ارگ بر وی مهاجمه جریان داشت تا اینکه نامبرده بحکومت انگلیز استدعا کرد تا\nذریعه طیاراتیکه هر روزه در آنموقع به سفارت انگلیز رفت و آمد داشت او را ازین ورطه\nفنا نجات دهد سفارت انگلیز در مقابل انجام این تمنا اجازه و رضا میلیونر ائشرط"}
{"book": "adl0119", "page": 408, "text": "سعاد بستر عنایت الله خان با جماعه دزدان ٣٣٥ جلد اول - نادر افغان\n\nنهاد که فعلاً علی الرغم خائنین دوره امانی ریاست آنرا حبیب الله بچه سقو ، در دست\nداشت، ونظم و اداره شهر و شش کروهی تمام سمت شمالی را مینمود ، سلاخی و خونریزی\nتاراج و یغماگری و فجائع لایتناهی دزدان بشدت جریان داشت و تمام نقاط حاکمه\nو اطراف و حوالی شهر را بشدت وقوت تسخیر ، وارگ را از هر طرف بزیر آتش های\nشدید توپ و ماشیندار گرفته ، عزم کرده بودند که عنایت الله خانرا دستگیر کنند\nعنایت الله خان یک وفد اصلاحیه را از طرف خود نزد بچه سقو فرستاد\nو استد عارهائی و رفتن خود را بخارج نمود . بچه سقو به این شرط تمکین نکرد\nو او را تسلیم شدن نگذاشتن ارگ با و وام دادن جنگ دعوت و زیرا بچه سقو بنابرینما\nاستاد ان با هرش یقین داشت که حس نفرت عموم طبقا ملت بالنسبه تمام خاندان امانی\nنظر به اجراآت مخالف اسلامی شان لایتنها یه میباشد همچنانکه امان الله شاه نتوانست که\nوضعیت خود را اداره و در میدان جنگ قدری دوام میکرد عنایت الله خان هم\nنمیتواند با همین تجهیزات مکمل حربی خود باندازه چند ساعت بمقابله ما دوام کند لامحاله دستگیر\nشده بهر قسمیکه خواسته باشیم خودش را با اطرافیان او جهته عبرت سائرین\nمجازات میکنیم .\nولی درینجا عده از اعزه و خوانین کوهستانی و بعضی از روحانیون بنظور"}
{"book": "adl0119", "page": 409, "text": "معاهده بستن عنایت الله خان با جماعۀ دزدان ٣٣٦ جلد اول - نادر افغان\n\nپافشاری کرده سقوزاده را بدلائل قانع ساختند تا عنایت الله خان را پس از\nقبولیت شرائط چند بگذار که از افغانستان خارج شود لذا بچه سقو گفت\nکه عنایت الله را با دو سه نفر مردانه و اناثیه متعلقه اش بعد از عهد\nو پیمان بستن در حاشیه قرآن کریم باین مسئله که الی ما دام الحیات\nدگربار بافغانستان داخل نشود و برخلاف ملت اسلامی آن هیچ اقدامات\nننماید رخصت میدهم که یک آن اولتر از افغانستان خارج شود اگر در ظرف\n٢٤ ساعت از افغانستان نه برآمد البته بذلت تمام خودش همراهاشان اعدام کشید میشوند.\nعنایت الله خان بکمال مسرت این شرائط را قبول و در صدد نوشتن آن\nبقرآن کریم برآمد، ولی دیگر مأمورین اعزه که در ارگ با او محصور والی تهیۀ لوازم سفرش\nبه بودن افغانستان مجبور بودند ازین وضع نا ملائم او بر آشفتند، باوی\nسرعربده را نهاده در آویختند که لااقل تأمین حیات و شرط مأمون بودن آنها\nالی موقع اخراج شان از افغانستان باید درین عهد نامه الحاق شود زیرا نتیجه\nاعتمادیکه ما برشما و شاه مخلوع امان الله خان کرده و شما یا نرا به پادشاهی\nبرگزیدیم نباید اینطور شود که شما با پول و ذخائری که از گوشت خون اندوته اید\nگل بخار از افغانستان برائید و ما را مانند رمه بر رحم گرگان خونخوار بگذارید."}
{"book": "adl0119", "page": 410, "text": "معاهده بستن عنایت الله خان با جماعۀ دزدان\n۳۳۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nبالآخر عنایت الله خان و عموم رعمای بزرگ سلطنت و اعزۀ ملت که در ارگ بودند امارت سقاوزاده را تسلیم و در قرآن عظیم باین شرائط با او بیعت کردند :-\n\n۱:- عنایت الله خان عهد میکند ابداً بمخالفت بچه سقو و ملت افغانستان اقداماتی ننماید و از القای فساد و اغوا در وطن الی الابد اجتناب میکند .\n۲:- عنایت الله خان تمام اولاد و عائله خود را با محمود لی خان وکیل شاه مخلوع امان الله خان و عبد العزیز خان وزیر حربیه و احمد علیخان با مبلغیکه برای سفر خرج شان اعطا شود در طیاره می برد .\n۳:- باید تمام مأمورین ملکی و نظامی و افراد عسکری که در ارگ اند انمال و هستی خود مأمون باشند، لااقل الی یکماه ما بعد ازین تاریخ باو شان اجازه رفتن با عائله داده شود .\n\nدر ذیل این عهدنامه عموم مأمورین و اعزۀ که در ارگ بودند تصدیق و امضا کرده بروز جمعه ۲۸ جدی ۱۳۰۷ ه ش بپچه سقو فرستاد و در عقب آن بصورت فوری عنایت الله خان با فامیل خود و عبد العزیز خان و احمد علیخان بمعرفت همفریز سفیر انگلیز ذریعه طیاره به پشاور و از انجا بقنده[ار]"}
{"book": "adl0119", "page": 411, "text": "حکومت ثانوی امانی در قندهار\n۳۳۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nرفت مرکز حکومت چندین صد ساله افغانستان را سرنگون ساخت\nو میدان سفاکی و بی باکی و یغما و چپاول گریرا برای دزدان کوهدامنی خالی\nکرد، تا هر ظلم و وحشتی را که خواسته باشند اجرا و ملت را بمصائب مبتلا کنند.\nحکومت ثانوی امانی در قندهار\n\nپس از ورود اعلیحضرت امان الله خان بقندهار و وصول متعاقب عنایت الله خان\nتکرار بدماغ امان الله شاه فکر استرداد تاج و تخت افتاد و بر شوت و تطمیع وعده\nو معذرت و فرستادن مادر و خانم و دیگر مستورات خود بنام ننگ، عرق\nحمیت قندهاریهای غیور را بحمایت خود میشورانید برای تسکین خاطر انها دیگر روز\nجمعه در جامع خرقه علی رؤس الاشهاد در یکعالم گریه و زاری از خطایای ماضی خود توبه\nو استغفار و جہراً کلمه طیبه را تکرار خواند و برای القای جوش و خروش عمومی جریده بویه\nکشیده و در صدد ازاله توحش و بربریت دزدان که عالمی به ستوه و فغان آورده\nبود به اقدامات آغاز و تکرار حکومت ثانوی خود را اعلان کرد .\nدرینموقع بعضاً ازین ظاهر داری امان الله خان متأثر شده بحمایتش\nکمر همت را بستند و عده از مظالم و فجائع سقوی که آوازه ان تمام افغانستنارا"}
{"book": "adl0119", "page": 412, "text": "حکومت ثانوی امانی در قندهار ۳۳۹ جلد اول- نادر افغان\n\nبلرزه درآورده بود بعزم ازاله و امحای آن با او متفق شدند و در صدد\nتهیۀ عسکر و لوازم حربی برای حمله بردن بر کابل آماده شدند. عده درین گیرودار\nبیطرفی خود را انسب دیدند و برخی نظر به بداخلاقی ها و بی دیانتی های عصر امانی\nعلی الرغم امان الله خان دم از طرفداری سقو زده و مخالفت قطعی حکومت ثانیه\nمیزدند و چند نفر به طرفداری پادشاهی علی احمد خان الی کلبه جنبانی داشتند.\n\nپادشاهی علی احمد خان والی در مشرقی\n\nجناب علی احمد خان والی که بحیثیت رئیس تنظیمیه مشرقی بعد از سقوط عموم قوا\nامانی در عرض راه و دستگیری محمود خان یاور بجای جناب شیر احمد خان در ماه قوس ۱۳۰۷\nاز طرف حکومت امانی با اختیارات کافی بمشرقی رفته بود بعد از استیلای بچه سقو بر کابل\nکوس امارت را بنام خود کوفت اکثری از اهالی مشرقی و دیگر مخالفین دوره امانی را\nنیز طرفدار خود ساخت (۱) چنانچه عده از حامیان الی قندهار هم در مقابل اعلان\n\n(۱) با اینکه علی احمد خان والی مورد تنقید عامه بود چون در مقابل بچه سقو اعلام پادشاهی کرد مردم بواسطه تنجا از مظالم سقوها\nبا مأرتش اطاعت کردند و دعای موفقیت او را مینمودند تنها جناب محمد گلخان فرقۀ مشر مشرقی و آقای سید حسن خان\nبپادشاهی او مقید کرده گفتند باید بکات حقیقی وطن کوشید و مؤا د تفرقه را از بین قوم کشید لی علی احمد خان والی این سخن را\nنشنید و در نتیجه بواسطۀ اقدامات اساسی سقویها و نزاع قومی که ملعون بودین والی بطرفداری حکومت ابی از طرف قبایل\nمشرقی به ۱۷ دلو ۱۳۰۷ در جگه دلک شکست تاراچ شده خودش با چندی از رفقای خویش بغطاء تشکیل از راه مهمند عزیمت\nفرمالی پشاور شد ما بقی حالات حکومت ثانوی امانی با فرار مخفی آن و دستگیر شدن والی در آتی ملاحظه شود."}
{"book": "adl0119", "page": 413, "text": "اثر انقلاب افغانستان بر جناب محمد نادر خان ٣٤٠ جلوس نادر افغان\n\nپادشاهی ثانوی امان الله خان تائید سلطنت عالی را با مقابل حکومت سقوی امانی میکردند\n\nانعکاس خبرهای افغانستان در خارج واثرات آن بجناب محمد نادرخان در فرانسه\n\nاطلاعات این انقلاب که قطعیتاً از قید و ضبط و ربط حکومت مرکزی خارج بود و ملت را در یک حرب خونین و قیام آهنین بنام ازاله خرافات عصر امانی وسقوط و امحا قطعی چیزهائیکه مخالف عرف و عادات و مذهب وملیت آنها بر ایشان جبراً تحمیل میشد داخل کرده بود، مکملاً و موضحاً بدول و ملل خارجه بوماً فیوماً واصل و در مندرجات جرائد بزرگ دنیا شامل و بعامه مطالعه این ازین خون ریزی و مجادله سهمگین افغانستان معلومات حاصل میشد .\n\nوقتیکه جناب محمد نادر خان از بروز این انقلاب اطلاع گرفتند و روز بروز از شدت و افزونی مخالفت و ضعف ادارۀ حکومت و افزونی خرابی جنگی مطلع می شدند در بستر بیماری بچنان یک قلق و اضطراب و پریشانی گرفتار گردیدند که هیچیک قلم مقتدر بتعریف کردنش موفق شده نمیتواند .\n\nبمجردیکه از خبر مخلوعیت و حرکت امان الله خان و اطلاعیه عدم ثبات"}
{"book": "adl0119", "page": 414, "text": "اثر انقلاب افغانستان جناب محمد نادر خان ٣٤١ جلد اول - نادر افغان\n\nعنایت الله خان و استیلای بچه دزدان بمرکز افغانستان مطلع شد.\nطاقت این مرد وطنخواه طاق شده خود را در رسانیدن بسروقت مملکت در قیقت\nمصیبت جهتہ خبر گیری و دستگیری از ملت محبوب شان وجداناً و ایماناً\nمکلف و مامور دید و در خون افغانی و عروق اسلامی او در همین\nبستر بیماری یک جوش و حرارت فوق العاده تولید و حس\nاسلامی و جذبه قومی با و این مطلب را خاطر نشان کرد که:\nای نادر! امروز وطن محبوبت محتاج خدمتگذاری و غمخواری\nتست، ارواح پاک اجداد و نیاکانت برای ایفای خدمت\nو جدیت در راه استخلاص و نجات وطن و دور ساختن لکه بدنامی\nاز دامن غیرت و حمیت افغانی منتظر و رو بسعادت آمود تست.\nبر خیز و در راه نجات او ازین تلاطم خونین وطن که هر ساعت ہستی\nو موجودیت او را تهدید میکند صرف مجاہدت فرما، اگر در نجات\nو خلاصی این کشتی طوفان رسیده قومت موفق شدی البته که\nوظیفه ایمانی و وجدانی خود را انجام داده، و اگر درین راه مقدس\nکشته شدی البته که حق خدمت وطن و فرض منصبی خودت را که یک"}
{"book": "adl0119", "page": 415, "text": "اثر انقلاب فغانستان بجناب محمد نادرخان ٣٤٢ جلد اول - نادر افغان\n\nعسکریه باز هستی بشرافت بجا آورده خواهی بود\nهر چند که امروز تو در بستر بیماری خوار و زبون افتاده\nامّا چون نیّت و قلبت پاک و دلت قوی و عزمت متین است\nامکان دارد که لطف خدا رفیق طریق تو شده ، از دست ناتوان\nتو یک فائده و تسکینی برای وطن و ملتت برسد .\nای نادر برخیز و بآن قربانگاه فدویت و صحنه سر بازی\nو حمیت و آن میدان امتحان گاه صداقت و شجاعت مردانه\nوار حاضر شو که امروز در آن جا هزاران پدر بی پسر ! و چندین عائله\nو خاندان خوار و زار و خاک بسر ! و هزاران دختر و پسر بی پدر !\nهزاران عمارت و قصور طعمهٔ آتش نیستی و خاکستر نشین ابدی گشته !\nمتاع و ذخائر هزاران خانه نصیب نهب و غارت دست ظلم پرست\nچنگیزان بیریحم و دزدان سفاک شده ! بیت المال مسلمین حصص\nاخوان الشیاطین یعنی قطاع الطریقان پنجه آهنین رسیده و میرسد\nسیلاب اشک و خون سرتاسر انرا فرا گرفته و هیچکس از مال و جان\nو حیات خود ایمن نیست . جَاءَتْ دَاهِيَةٌ تَرِجُّ مِنْهُ دُهَيْآءُ ."}
{"book": "adl0119", "page": 416, "text": "مشاوره عدم حرکت سپهسالار درین حالت اضطرار ٣٤٣ جلد اول - نادر افغان\n\nبعضی حضرات که دران داکترها و معالجین سپه سالار نیز شامل\nبود باو شان مشوره دادند که سفر شما درین وقت که صحت تان\nبدرجهٔ اخیر خراب است خالی از خطر و ضیاع نفس تان نیست\nعلی الیقین این عزم و تصمیم شما که باین جسم زار و وجود\nناتوان و بیمار آرزوی خدمتگذاری وطن را دارد بپایه\nتکمیل نمیرسد و خداناخواسته در عرض راه طائر روح از قفص\nجسم شریف تان پرواز میکند، و این تمنای شما که میخواهید\nاین جسدتان را که از آب و هوای افغانستان پرورش یافته\nومی باید در راه خدمت و نجات او در همان خاک پاک دفن\nشود ابداً بسر نخواهد رسید! برعلاوهٔ آن چون حکومت و زعمای\nامور افغانستان نه تنها بمشاوره و نظریات شما عمل پیرا\nنشدند بلکه از بی اعتنائی و عدم قدر دانی خود شما و خاندانی تانرا\nاز کار بیکار و درین عالم غربت خوار و زار و پریشان و بیمار گذاشته اند\nچه لازم است که فعلاً شما بآن مملکت که بعضی رجال بزرگش با شما ظلم\nو اعتساف و بی انصافی را روادار شده اند خدمت بکنید ."}
{"book": "adl0119", "page": 417, "text": "مشاوره عدم حرکت سپهسالار در محاربه صفرار ٣٤٤ جلد اول - نادر افغان\n\nفرضاً اگر شما از پنجه این مرض مهلکی که دمبدم حیات شما را تهدید\nو مشکلات و موانع مزیدی را برای تان تولید میکند، بنجات و شفا حاصل\nکنید چگونه خواهید توانست، در موقعی که سر تا سر افغانستان مسموم و عموم\nملت خواهان وطن دوست از اصلاح آن محروم، و هر لحظه شعله افشانیهای\nاین آتش خانمانسوز در ترقی و تزايد حسرت اندوز است، و سکنه افغانستان\nبالعموم نه تنها از شخص امیر امان الله خان بلکه از تمام مأمورین و منسوبین آنزمان\nبدرجه اقصی دل گزیده و هراسان، و از همه آنها نالان میباشند،\nکاری کرده بتوانید و یا در ان افغانستانی که فعلاً محشرستان است، مصدر اجراآت\nمطلوب، در فراهم آوری وحدت و اصلاح مرغوب شوید .\nممکن است شما گوئید طوریکه در بغی منگل سنه ١٢٩١ شمسی آن آتش مخالفت را بهمت و\nفعالیت خود منطفی کردم، قسمیکه در محاربه سنه ١٢٩٨ شمسی داد شجاعت و حماست را\nدادم و در تدویر و انضباط ولایت مشرقی بعد از خرابی مدهش آن و تنظیم ولایت قطغن\nو بدخشان در یکفرصت پریشان موفق شدم، این واقعه را هم اصلاح و تنظیم خواهم کرد، ولی\nموقعیت شما در انسداد این سیل موحش مخالفت حاضره با آن کامیابیهای سابقه تان صریحاً قیاس مع الفارق\nاست، زیرا که عموم مقصود دارند احدی نمیتواند که این آتش سوزان افغانستانرا خاموش کند."}
{"book": "adl0119", "page": 418, "text": "عزیمت جناب محمد نادرخان بفرانسه برای نجات وطن ٣٤٥ جلد اول -- نادر افغان\n\nعزم جناب محمد نادرخان برای خدمت نجات افغانستان\nجناب محمد نادر خان بیمار، باین مشاوره و افکار اهمیتی نداده بحضرات سردار\nمحمد هاشم خان و سردار شاه ولیخان امر داد که شما درین سفر خدمت وطن، بامن\nرفیق شده سر از حالا به تهیه لوازم سفر بپردازید، زیرا که بر ما و شما خدمت و صداقت\nکردن به مملکت و معاونت و راحت رسانیدن به ملت افغانستان درینموقع نازک\nکه تمام ملت محبوب ما در دریای خون شناوری دارند، و اوضاع و احوال آنها\nنهایت زار و زبون است فرض میباشد، من هر چند بیمار هستم، باز در دل خود قوت\nطپیدن را در راه نجات وطن بکمال شدت محسوس میکنم، و آخرین نفس و قطره خونم را\nآرزومندم که درین راه نثار کنم.\nمن این بی شرفی و بیناموسی را ابداً متحمل شده نمیتوانم که ملت عزیزم در امواج مصائب\nو بلیات گرفتار و انواع تکالیف و زحمات بر اوشان ابنا ر باشد، و من در\nاروپا به معالجه و انتظار صحت خود خونریزی و پریشانی و محو و انقراض ملتم را تماشا\nکنم! نی من میروم و این سرم را که بارها برای حفظ شان و شرف وطنم برای\nفدا کردن حاضر کرده ام، تکرار برای قیام امنیت و فراهم آوری اسباب رفع نفاق"}
{"book": "adl0119", "page": 419, "text": "عزیمت جناب محمدنادرخان از فرانسه برای نجات وطن ٣٤٦ جلد اول - نادر افغان\n\nوالقای صلاحیت ملتم قربان میکنم. اگر قبل از رسیدن افغانستان در راه بعلت مرض\nموجوده‌ام که تاب و توان را از من مسلوب نموده است داعی اجل را لبیک گفتم. باز هم\nافتخار خواهم داشت که در راه خدمتگذاری وطن محبوبم حیاتم را پدرود گفته ام.\nبعد از تهیه لوازم سفریه بتاریخ ۵ دلو ۱۳۰۷ جناب سپه سالار با برادران شجاع\nمدارشان از نیس حرکت و کمر را برای خدمت وطن بستند. چون سپه سالار قابل\nحرکت نبود در مواقع تبدیل نواقل و سواری جہاز اوشانرا ذریعه چهارپائی (اسٹریچر)\nحرکت میدادند. در چند روز اول سواری جہاز حقیقته که حسب پیش‌بینی داکتران حالت\nاین مرد صداقت طویت خیلی مدهش و نازک واقع شد. از سخن گفتن بکلی قطعاً محروم\nدیگر از کلمات خارج از موضوع و مباحثات در عالم خیال با ملت افغانستان چیزی\nشنیده نمیشد ولی در عین غشی و بیهوشی متفکر و متذکر و حواسش متوجه بسعادت و بهبود\nوطن بود. چنانچه در عین مخاطبه با برادرانش اوشانرا بوظائف غمخواری و رہنمائی\nملت ہدایت میدادند. و از نتایج آتیه همان حالت استفسار میکردند و بر حسن و قبح\nاجرآت شان که الی الان از قوه بفعل نیامده بود. آنها را توبیخ مینمودند ولی بنازم لطف\nخدایرا که باین سپاهی صادق و خدمتگذار لایق. نظر به این اراده پاک و عزم خجسته‌اش\nدر عین سفر جہاز افاقه را نصیب و مرضش رو به بهبود گذاشت و در موقع ورود ببمبئی فی الجمله"}
{"book": "adl0119", "page": 420, "text": "وضیعت مرض اوشان بالنسبه فراسنه تسلی بخش بنظر می آید.\nپذیرائی جناب سپه سالار در هندوستان\n(۱)\nدر موقع وصول جهاز سپه سالار صاحب بتاریخ ۲۱ دلو در بمبائی مورد پذیرائی\nزیادی از طرف اهالی آنجا شدند، و یک مجلس بزرگ بتقریب ورود شان در\nقونسلگری افغانستان انعقاد شده جم غفیری از اعزه ومشاهیر محلی دران شرکت داشتند.\nدرطی این مجلس از هر طرف اوضاع جگرخراش انقلاب افغانستان مظالم حکومت\nدزدان وعزائم جناب محمد نادرخان بحث دائرشد. این ذات ملت دوست درین\nمجلس اجمال عزیمت شانرا باین الفاظ به عموم ابلاغ فرمودند:\n«من جہتہ قیام امن و مصالحت ووحدت بافغانستان میروم و در راه\nمصالحت کوشش بلیغ خواهم کرد.»\nبعد از انحلال این مجلس سپه سالار صاحب جهتہ رفع کسالت واقامت چند روزه\nببوتل تاج محل اقامت گزین شدند. درینجا یک هیئت اہل قلم و مدیران جرائد بقدمنشان\nمشرف شده راجع بطرز عمل شان خواهان معلومات شدند.\n(۱) این حالات و بیانات سپه سالار صاحب که در خاک هند واقع شده از جرائد اردو وانگلیزی اقتباس شده اند."}
{"book": "adl0119", "page": 421, "text": "مذاکرات سپه سالار غازی بنمایندگان جرائد هندی 348 جلد اول - نادر افغان\n\nارشادیهای شفاهی سپه سالار غازی باهل جرائد\n«شخص من وعموم افراد خاندانی من مقصدی جز این ندارند که برای قوم و وطن خویش\nدرین حالت نازک خدمتی را که موجب قیام امنیت و القای مصالحت باشد بکنند، ما در\nنظر داریم که بقوت بازو و دل و دماغ تمام مساعی خود را در راه سعادت افغانستان\nصرف کنیم، تا روح وحدت و اخوت را در تمام اقوام و طوائف افغانستان\nتولید و برای قیام و استحکام یک حکومت مقتدرهٔ اسلامی که مطابق میل و رضا\nعمومی باشد، زمینه را تهیه کنیم . تا ضامن دوام استقلال و بقای با شرف ابدی داشته بتواند\nزیرا اگر این اوضاع موجودهٔ وطن ما تا چندی دوام کند، نه تنها حریت و استقلال\nافغانستان خدا ناخواسته ضائع و برباد بلکه برای امن جهان نیز خطرات بی پایانی را فراهم\nخواهد آورد، لذا من با وجود علالت تکالیف زیاد این سفر طویل را برخود گوارا نموده\nآرزومندم تا برای وطن خود خدمتی را انجام بدهم [درینجا جریده نگاران عرض کردند\nکه باجازهٔ جناب سپه سالار میخواهیم که آن عزائم عالیه شانه را که در طی این حرکت در خاطر\nدارند تحریراً جهتہ استطلاع عامہ بنویسیم، لذا سپه سالار صاحب بیانات آتی الذکر را برا\nشان جهتہ انتشار اخبار اعطا فرمودند]"}
{"book": "adl0119", "page": 422, "text": "بیانات تحریری سپهسالار غازی بجرائد ہندی    ٣٤٩   جلد اول - نادر افغان\n\nبیانات تحریری سپهسالار صاحب بانشر جرائد\n”یقین کنید که من با خلوص نیت پیام امن و مصالحت و خیر را گرفته جهتۀ اصلاح\nحالات پریشان کن امروزۀ افغانستان میروم و در انجام این مطلب مقدس\nهیچ یک مقصد شخصی از خود ندارم. در ضمن آن پیامات متعدد خیر مقدمی که برادران صلحِ\nاز من دوستانم توقع کرده اند، که باید بقندہار بروم ولی این احبابم بایستی درین\nمسائل که تعلق بطرز عمل من دارد بر من اعتماد کنند و مرا بفکر وارادۀ خودم بگذارند تا ہر طریقه\nرا که خودم برای قیام امنیت و مصالحت لازم دانم کار فرما شوم“\n”اولین شعلۀ من صرف مجاهدت در خاموش کردن این آتش سوزان است که موجب\nتباہی مادی ومعنوی افغانستان میباشد. زیرا اگر حالت اضطراب انگیز کنونی افغانستا\nقدری دوام کند، خدا ناخواسته موجب ضیاع استقلال و آزادی و موجب ممات\nابدی وطن محبوبم شده، امنیت عالم را در خطره خواهد انداخت، حالانکہ کوشیدن در\nقیام امنیت فرض ذمت تمام اقوام خود مختار و مستقل عالم است، عام از اینکه آنہا\nعضویت جامعۀ ملل را داشته باشند و یا نداشته باشند“\n”این فدائی وطن با وجود ناسازی طبع و خرابی صحت با برادرہایم بحیثیت یک"}
{"book": "adl0119", "page": 423, "text": "بیانات تحریری سپہ‌سالار غازی و جرائد ہندی\n٣٥٠\nجلد اول - نادر افغان\n\nفرزند باوفا و تابعدار وطن برای خدمت ملک و قوم خود از فرانسه آمده‌ام تا درین موقع نازک بقدر طاقت و توان خویش خدمتی برای ملت و مملکت خود انجام دهم؛ من و تمام خاندان من از خلوص نیت، این خدمت را بدون هیچ یک مدعا و مقصدی که علاوه بر قیام امنیت و مصالحت در ملک باشد انجام می‌دهیم، و مدعی تاج و تخت نمی‌باشیم. بلکه می‌خواهیم که حکومت افغانستان برخلاف گذشته و حال، تابع فکر و ارادهٔ عامهٔ ملت بوده فعلاً از خانه‌جنگی و برادرکشی دست کشیده یک شخص صحیحی را بشاهی خود انتخاب کنند، در آنصورت هر شخصی را که عامهٔ ملت بپادشاهی خود برگزیدند، ما هم بمتابعت ملت محبوب خود و خیر وطن خویش برای اطاعتش و خدمت کردن برکاب او حاضریم».\n«برین غلط فهمی‌هائیکه موجب فتنه و فساد و بغض و عناد در داخلهٔ افغانستان شده من از حد زیاده متأثر و متأسفم. الله تبارک و تعالی حافظ و ناصر افغانستان باشد، و آزادی و استقلالش را دائم و قائم و تعلقاتش را با سائر دول معظم عالم چنگواً برقرار داشته باشد و بما چنان قوت و قدرت را عطا کند که خدمات بی‌غرضانهٔ خود را بحیثیت یک مصلح خیراندیش و ثالث بالخیر برای ملک و ملت خود ادا کنیم و آن مشوره‌های مفیدهٔ ما را که برای رفع اختلافات و خانه‌جنگی حاضره و فراهم آوری"}
{"book": "adl0119", "page": 424, "text": "بیانات تحریری سپهسالار غازی در جرائد هندی\n٣٥١\nجلد اول - نادر افغان\n\nوسائل اخوت و اتحاد یکه موجب عزت و عظمت و شرف افغانستان آتیه است\nبر ملت ماموثوثر ثابت گرداند»\n«من و خاندانم احوال رقت اشتمال موجوده اعلیحضرت امان الله خان را\nبکمال تأسف و همدردی مینگریم و میدانیم که این همه حوادث اسفناک در اثر اقدامات\nنا عاقبت اندیشانه اوشان که در جوش تجدد پسندی بر خلاف حسیات عمومی\nبعمل آمده است، باز هم ما برای خیر شخصی اوشان و منافع جامعه از مساعی\nخالصانه خویش خود داری نخواهیم کرد »\n«در خاتمه من ذریعه شما ارباب جرائد مشوره بیغرضانه و صادقانه خود را سر تا\nملت محبوبم تقدیم میکنم ، تا آنها از جوش مخالفت فرو شده بر حال و مال خود دقت\nکنند و برای حیات با شرف دائمی خود از اتحاد و اتفاق کار بگیرند و مملکت خود را\nازین گرداب مخاطره نجات دهند ، و در انجام این مقصد از خدای پاک معاونت\nطلب کنند ، وقتیکه ملت محبوبم متحد و متفق و بمعاونت خداوندی متوسل شدند\nحتما لطف ایزدی شامل حال شان شده اینطور یک حکومتی را قائم خواهند کرد\nکه مطابق میل و آرزوی شان بوده ضامن حفظ آزادی و استقلال و\nشرف و سعادت ابدی شان خواهد شد » ."}
{"book": "adl0119", "page": 425, "text": "نصیحت نامه‌های متحد المال سپه سالار غازی بسایر اقوام افغانی ۳۵۲ جلد اول ـ نادر افغان\nنصیحت‌نامه‌های متحدالمال سپه سالارغازی\nبعنوان عموم اعزه و معاریف افغانی\nبرعلاوه این ارشادهای شفاهی و تحریری حضور تعلی سپه سالار غازی\nکه باهل جرائد و عامه اهالی هند و افغان و غیره ذواتیکه بعز ملاقاتشان نائل\nمیشدند اظهار و اعلان فرموده اند یک یک نصیحت نامه‌های اصلاح ختامه\nدیگریرا که عیناً بر طبق همین مضامین فوق الذکر تحریر و بتعداد زیاد طبع شده بود بعنوان\nعموم اعیان و اشراف و کلان شوندگان اقوام و طوائف افغانستان فرستاده\nعنوانهای مرسل الیهم درین اعلانهای مطبوعه بقلم تحریر و هر واحدی ازین اعلانها\nبامضای سپه سالار غازی تصدیق میشد و درین اعلانها بدلایل مقنعه و\nعبارات مدلله و مضامین رقت افزا عموم ملت را باضرار نفاق و خانه جنگی\nو مفاد وحدت و اخوت یگانگی دانانده، بمردم توصیه زیاد شده بود تا از جنگ\nو جدال و قتل و قتال منصرف بوده این آتش خانمان سوز را که دمبدم هستی وطن را بوادی\nعدم می کشاند بصورت بحث و مذاکره منطقی و این اختلال عمومی را بجرگه و اتفاق\nآرا عموم طبقات ملیه فیصله نمایند ."}
{"book": "adl0119", "page": 426, "text": "بیانات سپه سالار غازی در عرض راه هند\n۳۵۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nحرکت از مبئی وصول مخرمانه سپه سالار غازی بپشاور\n\nبالجمله سپه سالار غازی چند روز را در بمبئی گذرانیدند و هر روزه هم در هوتل،\nاعزه و معاریف بشرف ملاقات شان نائل و هم اوشان را در دعوتهای مخصوص\nکه محض جهتہ پذیرائی و احترام شان انعقاد می یافت مدعو میفرمودند، و در همه مواقع\nملاقات و باریابی نفری در بمبئی و غیره شهرهای عمده هند و عرض، عندالاستفسار\nجناب سپه سالار همین نظریات و افکار قیمتدارش را بحضار خاطر نشان و تکرار میکرد\nو این نکته را بیشتر تذکر میداد که :\n«من میخواهم که عموم نمایندگان ملت را در یک جرگه عمومیه مدعو نموده آنها را بصحبت\nو قیام امنیت و اتخاذ نظریات متحدانه آنها ، راجع به تأسیس یک سلطنتی که مطابق\nمیل و آرزوی عامه باشد و شخصی بر آن انتخاب شود که نیک کردار و دیانت شعار\nو پاک باز و در همه صفات خود ممتاز باشد، من نه برخلاف اعلیحضرت امان الله خان\nو نه برعلیه علی احمد خان، و نه بر ضد دیگران اقدام میکنم بلکه به خیر و فاد\nملت و مملکت مصروف اقدامات میشوم وجداً حامی و طرفدار و بازوی توانا\nهمان قوم و یا شخص خواهم شد که در دلهای اوشان حسیات وطنخواهی و ملت پروری"}
{"book": "adl0119", "page": 427, "text": "بیانات سپه سالار غازی بمعرض عام هند ٣٥٤ جلد اول - نادر افغان\n\nو جذبات بہیخواهی و خیرسگالی عمومی موجود و در نظر عامه بنظر محبوبیت دیده شوند.\nدر مواقعیکه مردم هند راجع به استرداد تاج و تخت امان الله خان از اوشان\nمعلومات میخواستند و یا از اوشان توقع میکردند که شما کوشش کنید که وی دوباره\nصاحب تاج و سریر شود، میفرمودند که :-\n«من با اعلیحضرت امان الله خان کمال همدردی دارم، ومصیبت حاضره\nاو را که از دست عجلة پرست خودش واقع شده است بنظر تأسف می بینم، اما\nراجع به پادشاهی مکرر اوشان چیزی گفته نمیتوانم، زیرا که انتخاب امیر از وظایف\nاساسی ملت است، مردم هر آنشخصی را که بنظر محبت و اعتماد میبیند و آنشخص\nهم واقعاً یک ذات خیراندیش و مدبّر و بہیخواه باشد، البته که ہمانشخص پادشاه\nخواهد شد »\nبالجمله سپه سالار در ایت مدار از بمبئی الی پشاور در میان ازدحام پذیرائی\nکنندگان و ہلہلہ ہای دعای موفقیت و کامیابی و رفع مصائب مملکت افغانی عبور\nمیکردند و مخصوصاً در ان قرارگاه های ریلوای که با مصار کبار هند واقع است بیشتر\nجمعیت های پر از ازدحام اعزه و معاریف و سائر انام موکب نادری را خیر مقدم گفته از\nسپہ سالار گفتاری را می شنیدند، که مفاد آن فوقاً مرقوم شد ."}
{"book": "adl0119", "page": 428, "text": "اعزام جناب سردار محمد هاشم خان بطرف مشرقی ٣٥٥ جلد اول - نادر افغان\nملاقات سپه سالار غازی با علی احمد خان در الی پشاور و اعزام جناب سردار محمد هاشم خان\n(بطرف مشرقی)\nبالجمله سپه سالار صاحب در میان جوش و خروش پذیرائی و دعا گوئی اهالی بتاریخ اول حوت در پشاور شد\nدرینجا هم از طرف اعزه و معاریف محلی و اقوام و قبائل سرحدی که قبلاً جهت پذیرائی شان حاضر\nشده بودند، مورد استقبال شایانی شده، عین همان بیانات و ارشاداتهائی را که قبل برین\nنگاشته شد ایراد نموده با نفوس سرحدی تبادل افکار کردند.\nدرینموقع جناب علی احمد خان والی که بعد از سقوط شاهی و تاراج شدن هیئت اداری\nو نفری معیتی او در جگدلک نیز با چند نفر از رفقای شان وارد پشاور شده بودند با سپه سالار صاحب\nملاقات و از مجاری امو کما حقه باوشان اطلاعات دادند. برعلاوه آن دیگر مشکلات که از مظالم سقاوی\nبجان رسیده فرار را بر قرار اختیار، و تازه دران دیار آمده بودند نیز بحضورشان تشرف جسته، معلومات\nلازمه را بعرض رسانیدند، بعد از کسب اطلاعات موثقه راجع بجریان انقلاب و\nحسیات عامه جناب سپه سالار صاحب چنین پروگرام خود را معین فرمودند، که برادر\nدانشورشان سردار محمد هاشم خان را حسب هدایات مکتوبه برای تنویر افکار اهالی مشرقی از راه\nدکه به جلال آباد بفرستند، زیرا که حضرت معظم له بنظر بگذاره و سلوک خوبی که در دوران حکومتی\nاعلی و نائب سالاری نظامی شان در مشرقی فرموده اند خیلی زیاد بنظر عاملیت و ثیق است"}
{"book": "adl0119", "page": 429, "text": "اعزام جناب سردار محمد هاشم خان بطرف مشرقی ٣٥٦ جلد اول - نادر افغان\nشجاعت پیکر آنجا بنظر محبت و اعتبار دیده میشوند .\nاغلبا از راهنمائی و ارشادات هاشمی نه تنها آن جوش مخالفت و جذبات\nمعاندت آنها رو بسکون خواهد گذشت که بطرفة العین ادنا حرکت آنها موجب\nوقوع یک انقلاب مهوش و بر هم زدن شیرازه سلطنت منظم گردید بلکه ممکن است\nکه در راه وحدت عمومی ملت و فراهم آوری موجبات رفاه و امنیت وطن نیز\nمظهر خدمات خوبی بشوند .\nهر چند بر جناب سردار محمد هاشم خان ازین مفارقت صوری سپهسالار غاز\n(در حالیکه تا هنوز در حال ضعف و نقاهت بیماری میباشند و دوره های ضیق النفس\nو ذات الصدر بآنها خیلی تکلیف و زحمت را عاید میکند ) خیلی شاق و مشکل میگذرد\nاما تعمیل این امر و هدایت نادری که برای خیر قوم و بهبود وطن مفید است هم باید\nحتماً در محل اجرا و تطبیق گذاشته شود ، لذا این ذواتیکه جان و مال و هستی خود را\nبرای نثار کردن در پیشگاه خیر جامعه خویش اهمیت نمیدهند بکمال فعالیت و مستعدی\nبا وجود علالت سپهسالار و دغدغه که از جانب اوشان بخاطر داشت برای خدمت\nوطن بمفارقت صوری حاضر شدند و برادر معظم شان را بلطف ایزدی و در عالم\nاسباب تحت تیمارداری سردار شاه ولیخان سپرده بیک وضع رقت آور با هم دیگر را"}
{"book": "adl0119", "page": 430, "text": "عزم سپه سالار غازی بطرف سمت جنوبی ٣٥٧ جلد اول .. نادر افغان\n\nتودیع و دعای رفع بلیات حاضره را از ملت نجیبه شان نموده جدا شدند.\n\nعزم سپه سالار غازی بطرف سمت جنوبی\n\nبالجمله سپه سالار صاحب در اوائل حمل ١٣٠٧ (بعد از تودیع برادر مهر پرور شان محمد هاشم خان\nو اعزام اوشان بسواری موتر از راه دکه بطرف مشرقی) بصورت خصوصی از راه کوهاٹ\nعازم سمت جنوبی شدند زیرا که طبع علیل شان مائل بدیدن تظاهرات و پذیرائی\nاھالی که قبلاً از ان بپیمانۀ بزرگ تهیه گرفته اند نبود، ولی بمجرد وصول اوشان در\nهر شهر و قریه و قصبه عرض راه جنوبی اعزه و مشاهیر هر محل ، مقدم شانرا گرامی داشت\nمردم دقیقه از مراتب اعزاز و احترام این مردیرا که با این وجود بیمار و احوال زبون\nو زار خویش برای خدمت وطن و اشتراک در مصائب ملتش در صدد اقدامات اند\nفروگذار نمیشدند.\nحصص درمیانی کوهاٹ ٹهل را سپه سالار صاحب بآهستگی طی فرمودند و راجع\nبترتیب نقشۀ حرکت و صورت اصلاحات خود فکر و اندیشه میفرمودند و در عین\nزمان راجع بآمدن خود جهة اصلاح و خدمت افغانستان باقوام جنوبی اعزه اطلاعاتی\nمیدادند و با آن ذواتیکه از دست مظالم دزدان تازه وارد سرحد شده بودند تبادۀل"}
{"book": "adl0119", "page": 431, "text": "ملاقات سپه سالارصاحب با جنرال شاه محمود خان\n۳۵۸\nجلد اول - نادر افغان\n\nافکار کرد و ر اخذ معلومات ثقه راجع بچگونگی اوضاع وطن و حسیات اقوام و\nطرز عمل سقاوزاده صرف اوقات میفرمودند .\n\nملاقات سپه سالارصاحب باجنرال شاه محمود خان\n\nبعد از استیلای بچه سقو بر مرکز بنابر توصیه خوانین و معتبرین کوهستانی\nو تعلیم اساتذہ کاردان خود بچه سقو مکلف و مأمور شد که باید جهته تحکیم و حشت و پیشرفت\nمقاصد بر بریت خود از ان اشخاص و اقوام درینموقع بیشتر کار بگیرد که آنها در عصر امانی\nمظلوم و زیاده تر مورد غیظ و غضب و اعتساف حکومت واقع شده باشند از انجملة\nبه اکثری از مأموریت های مهم و وظائف عمده بدون خواهش و رضا، همان اشخاص\nو اقوامی غائبانه از طرف سقوزاده انتخاب و معین شدند که شاه مخلوع بآنها بیشوه\nبد اخلاقی و بی اعتنائی را مرعی و اسباب گزند خاطر و انزجار شانرا فراهم آورده بود.\nدرین سلسله لازم دیدند که بجناب سپه سالار صاحب هم دعوتنامه در پاریس توسط\nسردار احمد شاہ خان پسر عم معظم شان سردار عبدالعزیز خان وزیر مختار اسبق افغانستانی\nدر طهران بفرستند چنانچه این ذوات علی الفور بذریعہ طیاره اعزام و مأمور بآوردن سپه سالار\nصاحب شدند و هم سردار شاہ محمود خان را مکلف و مأمور داشت تا در سمت جنوبی رفته"}
{"book": "adl0119", "page": 432, "text": "عزیمت جنرال شاه محمودخان از کابل بجنوبی ۳۵۹ جلد اول ـ نادر افغان\n\nآن اقوامی را که در ۱۳۰۴ از دست امان الله خان تکلیف و زحمت دیده بودند نه تنها در\nربقه اطاعت سقا زاده بیاورند، بلکه آنها را وادار کنند که در قندهار بجهت مقابله و\nجلوگیری از حرکات شاه مخلوع رفته مصدر اقدامات مخالفانه شوند.\nچون جنرال شاه محمودخان اینطور یک ماموریتی را که باعث تخلیص اوشان از مظالم\nدزدان شده وسیله ارتباط شانرا با اقوام غیرتمند افغانستان فراهم آورد،\nاز خدا میخواست بکمال مسرت آنرا پذیرفته با عده از رفقای هم مسلک خود، که درد\nوطن را بالنسبه این فجایع بیشتر داشتند و حالات حاضره را بنظر تاسف میدیدند،\nعجالتاً عازم سمت جنوبی شدند، تاریخ حرکت شان از کابل در ۲۲ شعبان و خط\nسیرشان کلنگار، چرخ، پانخواب شانه، خوشی، دوبندی، جاجی بود.\nبمجرد خروج از منطقه حکمرانی دزدان که در انوقت بیشتر از شش کروهی\nکابل نفوذ نداشت، با عزه و معاریف لوگر و چرخ و خروار و دوبندی و جاجی\nو چمکنی و غیره نقاط مجاور عرض راه کاملاً از حقائق اطلاع داده آنها را به وخامت این\nوحشت وضعیت دزدان میداناند و راجع بوحدت و اخوت و سنجیدن یک\nچاره مخلص ازین بلیه و فکر رفاه و سعادت آتیه توصیه میکرد.\nدر اثنای این حرکت افواهاً خبر ورود سپه سالار صاحب پاهبند بغرض ورود"}
{"book": "adl0119", "page": 433, "text": "ملاقات سپه سالار باجنرال شاہ محمودخان ۳۶۰ جلد اول ـ نادر افغان\nافغانستان شنید، با اینکه از مرکز رفتن سردار احمد شاه خان عبدالعزیز خان الملقب نيز بعقب\nاو شان دیده بود ولی قلباً اطمینان داشت که سپه سالار صاحب با وجود بعد مقام\nو عدم استطلاع از هویت و وحشت این دزدان ظلام رأساً عزم رفتن کابل را\nنمیفرمایندخود را در ان گرداب بلا که من هزار شکل از ان برامده ام غوطه ور نمیسازند،\nالحق که اشوهٔ افغانی بملاحظه وسعت نظر و عاقبت اندیشی و حس کنجکاوی که در وجود سپه سالار\nصاحب سراغ داشتند کاملاً مطمن بودند که هرگز این ذات ستوده صفات وطن پرور\nملت دوست غیور، متحمل دروا دارنمی شود که دعوت یک دزد فضول\nبی سروپا را که نظر به بد اخلاقی و بی دیانتی امان الله شاه خیانت کاری رجال بزرگ\nامانی وحس نفرت و مخالفت عمومی تخت و تاج را دزدیده است قبول کند باز هم جهته\nازاله اندیشه و در عین زمان ملاقات و اخذ نظریهٔ این ذات با تجربه درین واقعهٔ\nنائله و خبر گرفتن از چگونگی صحت شان که قبل از بروز انقلاب از شدت دوران مرض\nشان اطلاع گرفته بودند عزم و تصمیم کردند که از جاجی بغرض استقبال شان براه پاره چنار\nعازم هندوستان شوند .\nخوشبختانه در پاره چنار جنرال شاه محمود خان بشرف ملاقات برادر معظم خود\nپیوستند و سر و روی همدیگر را بوسیدند و بملاقات هم اظهار مسرت، وقصهٔ عالم فراق، و"}
{"book": "adl0119", "page": 434, "text": "ملاقات جنرال شاه محمودخان باسپه سالار غازی ۳۶۱ جلد اول ـ نادر افغان\nمصائب حاضره را سر کرده و از مجاری امور و علل و اسباب بروز انقلاب،\nسقوط سلطنت امانی، فرار عنایت الله خان، استیلای دزدان، مظالم و\nفجایع اوشان و حدس نفرت و مخالفت عمومی نسبت بوحشت سقوی، تشبثات\nثانوی امان الله خان راجع باسترداد تاج و تخت، و پیدا شدن حس مخالفت مکرر اقوام\nبالنسبه ازاله اثر امان الله خان و جزع و فزع عمومی از وحشت و بربریت دزدان\nفرستاده شدن سردار احمد شاه خان برای دعوت جناب سپه سالار، برآمدن خویش\nاز مرکز، والقای آن حسیات و جذباتیکه از لوگر تا اینجا جنرال در مردم تزریق نمود\nواینکه این اجراآت من و ورود سپه سالار در سمت جنوبی موجب غیظ و غضب\nنفری سقوی شد تمام عائله ما را محبوس خواهند کرد تعیین خط مشی آتیه راجع بفراهم\nآوری اتحاد و پیدا شدن روح مصالحت و اطمینان در عامه ساکنین وطن و غیره\nجریانات مرکزی و اطراف و نواحی افغانستان معلومات مفصل و موثقی را بحضور\nسپه لارصاحب اعطا نمودند و ازین اطلاعات تأسف و حسرت سپه سالار\nافزودند و از ملاقی نشدن سرداراحمد شاه خان که اغلباً در سفر بجر از همدیگر بیخبر مانده گشته\nاند تعجب کردند.\nپس از اختتام این مذاکرات و تعیین طرز عمل جهته وحدت ملی و دفع مظالم سقوی"}
{"book": "adl0119", "page": 435, "text": "ورود سپه سالار غازی بافغانستان ۳۶۲ جلد اول - نادر افغان\n\nکه هر دقیقه دوام انواع تکالیف را برای ملک و ملت موجب است و دعوت\nنمودن عامۀ ملت را بطرف انعقاد جرگۀ عمومیه و سنجیدن خیر و منافع عامه بحرال\nشاه محمود خان از حضور سپه سالار امر شد که بجهه اداره تنظیمات جاجی و چمکنی واپس\nمعاودت فرمایند و خودشان هم از راه خوست عازم افغانستان شدند .\n\nورود سپه سالار صاب بخاک افغانست و پذیرائی شان در سر حد خوست\n\nدر موقعیکه سپه سالار صاحب بسرحد افغانستان آمدند حسب اطلاعیه هائی که سابقاً\nبنتیجۀ داخله واصل شده بود جم غفیری از مردم افغانستان بغرض استقبال\nو شنیدن ہدایات و نصائح این مرد دانشور حاضر بودند ، حضرت عالی ازین\nحسیات قدردانا نه او شان اظہار مسرت و با هر یک طائفه و جمعیت علمیه علیحده\nاظہار ملاطفت مینمودند و آنها بالمقابل از دیدن این خیر اندیش و خادم حقیقی شان\nبمسرت تمام هم آغوش و بدعا گوئی موفقیت شان در نجات وطن ازین گرداب رنج\nو محن میپرداختند .\nبالجمله سپه سالار صاحب ۱۹ برج حوت ۱۳۰۷لیه با سردار شاه و لیخان و\nسید شریف خان و حاجی محمد نواب خان و دیگر مشایعین که بغرض استقبال شان از"}
{"book": "adl0119", "page": 436, "text": "ورود سپهسالار غازی به افغانستان\n۳۶۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nداخل سرحد رفته بودند بفرصتی وارد خوست شدند که مراسم پذیرائی مکمل اوشان\nقبلاً از طرف نظامی و ملکی خوست باصول خوب گرفته شده بود .\nغند عسکری زیر قوماندۀ نور محمد خان غندمشر بکمال محبت و گرمجوشی رسم تعظیم و\nسلام را ایفا و ۳۱ ضرب توپ مژدۀ ورود سپه سالار غازی را بخاک افغانی\nاعلان کرد .\nمأمورین ملکی بریاست آقای محمد سرور خان حاکم اول این خطه مراسم استقبالیه را\nبجا آورده، تمام اهالی نیز با خوانین و علما و سادات و مشایخ صمیمانه آداب پذیرائی\nرا اجرا نمودند .\nقبلاً صفحات جرائد و یا افواهات از خرابی صحت و علالت مزاج جناب\nسپه سالار صاحب خیلی چیز ها شنیده و خوانده میشد که اینجا بالفعل علامات منتهی ضعف\nو علالت در چهرۀ شان دیده میشود، و با همین حالت ضعف و علالت سعی میکردند\nبا هر یک از مستقبلین، ولو دور باشد منتهی لطف و گرمجوشی را نشان بدهند.\nپس از اتمام مراسم پذیرائی نطق مؤثری راجع بحالت بحران موجودۀ وطن\nو اراده که برای آن درین گوشۀ مملکت خود را رسانیده اند ایراد داشتند، که\nمفاد نطق قرار آتی بود :-"}
{"book": "adl0119", "page": 437, "text": "اولین نطق سپهسالار غازی در خوست\n٣٦٤\nجلد اول - نادر افغان\n\n«در حالیکه در فرانسه مریض سخت بستری بودم خبر افروخته شدن آتش انقلاب\nدر وطن و دچار شدن آن بمصیبت خانه جنگی و بی اتفاقی بذریعه جرائد واقف شدم»\n«چون بحالت داخلی وطن آشنا هستم و وخامت خانه جنگی را درین مملکت\nمسلح که تعلیم مشتملبر اقوام مختلف میدانم که تا کدام پایه برای وطنم خطرناک است\nو خداناکرده آنرا بکدام پایه فلاکت و تباهی میکشاند، ازینرو هرچند که حرکت کردن\nبرایم از طاقت بیرون بلکه خطرناک بود، اما درد و بیطاقتی خود را ازین حالت\nمملکت برخود مشکلتر دیده به برادران خود محمد هاشم خان و شاه ولیخان اصرار نمودم\nتا مرا یکجا رسانیده بطرف وطن بیارند»\n«حینیکه به پشاور رسیدیم بفضل خداوند صحتم اندکی از حالت بیقراری بروی بهی\nگذاشت لذا از آنجا محمد هاشم خان بطرف مشرقی و خودم با برادر خود شاه ولیخان\nباین سمت آمدیم و از خداوند قادر یگانه آرزویم همین است که برای دفع این\nبلای منزل خدمتی کرده رفاهیتی را برای آتیه وطن که ما فرزندان آن هستیم آماده\nو حاضر بسازیم»\n«بعد از عید (که برای آن سه روز مانده است) با تفاق اقوام و خوانین و علما\nواہالی اینجا یک مجلس تشکیل خواهیم داد، که درباره حالت حاضره مملکت و اقداماتی که"}
{"book": "adl0119", "page": 438, "text": "اجمل وضعیت عمومی افغانستان موقع ورود سپه سالا ۳۶۵ جلد اول - نادر افغان\n\nباید بشود، مذاکره خواهد شد» بعد از ختم این بیانیه جناب شان بطرف چهاونی\nرهسپار شدند، چون منزل امروزه و مراسم استقبال برای شان زحمت داده بود\nبرای تجدید قوا بطرف اوطاقیکه جهت استراحت شان تهیه شده بود رفتند.\nاجمال وضعیت عمومی افغانستان در موقع ورود جناب\nسپه سالار محمد نادر خان بخوست\nدر موقع ورود سپه سالار صاحب در تمام افغانستان یک بحران و بنظمی و پریشانی\nعمومی حکمفرما بود که اجمالاً ازین وضعیت ذیلاً تذکر میدهیم :--\nکابل: از سقوط سلطنت امانیه و تسلط سقو زاده بر مرکز الی الآن سه ماه گذشته\nمردم مرکز و اطراف قریبه از دست ظلم و وحشتگری دزدان نهایت\nپریشان اند، اعزه و معاریف ملت مخصوصاً از مرکز بانواع مظالم\nو فجایع گرفتارند، تشکیلات حکومتی از حیث اداره و پیشرفت صحیح امور\nکاملاً درهم و برهم و برای اجرای بربریت و سلاخی و انجام مقاصد رذیله\nسقو بچه هیئت اداری او باین قرار بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 439, "text": "تشکیلات دسته دزدان که پادشاهی نیز دیده اند\n٣٦٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nحبیب الله بچه سقو - امیر (۱)\nحمید الله برادر حبیب الله بچه سقو - معین السلطنه ملقب به سردار اعلی (۲)\nسید حسین نائب السلطنه وزیر جنگ (۳)\nملک محسن کلکانی والی خود مختار (٤)\nسید محمد قلعه بیگی خود مختار\nچهل نفر دسته دناره بچه سقو حسب مراتبهم برکد، جرنیل، کرنیل، نائب سالار\nسپه سالار خود مختار .\nشیرجان وزیر دربار و معلم خصوصی سقو زاده .\n\n(۱) بچه عبدالرحمن سقو نوکر ملک محسن کلکانی که اولاً بحیثیت یک دزد معمولی بروز کرد و باز در قطعه نمونه جلب شده، در اثنای تنگیها دوره ملازمت گریخت و در عین گریز مرتکب سرقت و قتل شده از هم مشربان خود داره تشکیل داد در محاربه ۱۳۰۳ تکرار در نفری قطعه نمونه جلب و با محمد ولیخان در گردیز بود بعد در جلال آباد بواسطه مجادله که با مردم کرده بود حبس و از محبسخانه محبوسین را با خود گریخانده، در جمعیت سابقه نفوذ افزود، و امنیت شمالی را بدرجه مختل کرد که والی کابل با قوه زیاد به تعقیبش برامد اما سقوزاده، بلطائف الحیل گریخته به تونگی رفته شاگرد یک سماوارچی شد و بعد از چندی بوطن برگشت و در وحشت و اختلال امیت به پیمانه وسیع افزوده در عین زمان با خائنین وطن هم مناسباتی را تأخر و حسب توصیه آنها قطاع الطریقی خود را بلباس مذهبی و پلان سیاسی تحویل داده هر روزه نقشه حرکات خود را از خائنین بزرگ امانی میگرفت و در فراهم آوری مشکلات حکومت میکوشید تا اینکه از تهور جبلی و معاونت اعدای شرف ملی و حرکات فتنه زای امانی تخت افغانی را دزدید و خود لقب جعدی و غیره تراشید و خائنین سلطنت خواه را بخاک سیاه نشانید.\n(۲) برادر حبیب الله بچه سقو که تا چندی شاگرد سماوارچی و نان بای و بعداً بادسته سارنده ملحق شده بازنگری میکرد و در آخر به داره برادر خود شامل شد.\n(۳) رفیق صمیمی سقو زاده و از جمله زراعت پیشه گان چهاریکار است.\n(٤) یکی از ملکان معمولی کلکان که دهقانی میکرد و با دزدان روابط داشت."}
{"book": "adl0119", "page": 440, "text": "تشکیلات دزدان که پادشاهی ندیده اند\n٣٦٧\nجلد اول - نادر افغان\n\nمحفوظ وکیل وزارت حربیه .\nعطاء الحق وزیر خارجه .\nعبدالغفور تگابی وزیر داخله .\nعدلیه - چون لزوم نداشت از تشکیل خارج شده بود .\nمالیه - میرزا مجتبی خان وکیل وزارت مالیه .\nمعارف - این طبقهٔ جاهل بمعارف احتیاج نداشتند لذا از تشکیل قطعیاً خارج شد.\nطبییه - زخم و جراحت چندان افزونی کرده که طبیه بآن رسیده نمیتوانست لذا لغو شد.\nاعضای این وزارت ها بعضا از مامورین سابق و عده از معتمدین سمت شمالی\nو علاقمندان سقوزاده است ، تشکیلات اداری او در بحران و تزلزل و در یکروز صدها\nمنصب داده و صدها منصب گرفته میشود ، امنیت من حیث المجموع (بعلت اینکه\nدزدان پادشاهی را دزدیده اند) خوب است ، ولی بصورت نهب و غضب\nو یغما بشدت تمام اخلال امنیت بیک شکل دیگری جریان دارد ، و به بهانه داشتن\nتفنگ و کارطوس و لاقی گری و تجددخیالی و کارداری و مخالفت بحکومت سقوی\nو جرم مراوده و مخابره نمودن با وطنوان امان و غیره بردم اذیت و انواع مصیبت\nوارد است و اثر اقدامات وحشت و بدویت سقوی باطراف و نواحی نظر"}
{"book": "adl0119", "page": 441, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 442, "text": "ضمیمه صحیفه ( ٣٦٩ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nاین قصر از جمله آن قصور عالی جلال آباد است که در اثر انقلاب يك توده تراب شده\nاست حریق شهر وچاونی وخساره های وارده دگر قصور مرکز وعرض راه مشرقی\nراهم برین باید قیاس کرد !"}
{"book": "adl0119", "page": 443, "text": "اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار غاز ۳۶۸ جلد اول - نادر افغان\n\nبه ادعای غلط مهدی گری و تشهیر شدن بچه سقا بیک شخص خارق العاده روحانی\nتشبثات ثانوی شاه مخلوع امان الله خان و حس نفرت عمومی که مردم از وشان\nدارند نیز روز افزون مشاهده میشود.\nقندهار فراه اگر چه در این تاریخ امان الله خان اعلان استرداد استعفای خود را\nنموده است و برای تجنید یک لشکر جبهه اسقاط سقا کار میکند ولی مردم قندهار و فراه\nنه بحکومت سقا تسلیم کرده اند و نه بطرفداری امان الله شاه چندان اظهار سحیمی\nمیکنند و در گرفتن یک طرز عمل صحیح متردد و متذبذب میباشند .\nهرات : هر چند ملحق بقندهار و زیر قیادت محمد غوث خان و محمد ابراهیم خاستان\nولی مواد مخالفت بشدت در ان موجود و امروز یا فردا انتظار بیک زدوخورد\nشدتی بر خلاف حکومت امانیه میرود .\nترکستان : بدست سقا افتاده بود ولی تنها شهر مزار، اما در اطراف آن\nامنیت مفقود و رعایا خود سر هستند، از حکومت امانیه جداً متنفر و از مظالم\nسقا مضطر بودند، اما چون سقا موجب نجات آنها از مظالم دوره امانی شده بود\nاو را بر حکومت سابق ترجیح میدادند.\nمشرقی : باستثنای چند نفر خوانین که مرادشان استفاده شخصی بود باقی"}
{"book": "adl0119", "page": 444, "text": "اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپه سالار ٣٦٩ جلد اول - نادر افغان\nتمام اقوام بچه سقو تسلیم نکرده اند ولی بدبختانه یگانه ولایتی است که در چنین وقت باریک\nبخانه جنگی شدید گرفتار شده است بالمره نام و نشانی از تشکیلات حکومتی و\nقشله های نظامی و قصور و عمارات عالی را نگذارده اند، شهر جلال آباد با تمام\nمحتویات آن خالی و در اثر احتراق اوباشه اخلاق متعاقبه جباخانه ویران خاکستر افشان است.\nهزاره: بسقوزاده تسلیم نکرده و بترتیب دادن یک لشکر برای محاربه بچه سقو\nمصروف راه هائی را که از ان فکر تعرض سقویها میرفت بدرستی تسدید کرده اند.\nتگاب: با بچه سقو مخالفت نموده حمله و لشکرکشی را بر کوهستانی ها بنا\nکرده اند، و ترتیبات دست دفاعیه را برای خود اتخاذ نموده اند.\nوردک: با کمال شجاعت و فداکاری با عساکر سقوی که میخواستند طرف\nغزنی بروند مقابله کرده چندین قوای سقوی را سقوط و فعلاً با او مردانه وار\nمحاربه، و از خود فعالانه مدافعه میکنند\nنورستان: بچه سقو تسلیم نکرده در کمین فرصت و وضعیت هستند\nو تمام معابر خود را تسدید و جریانات عمومی انقلاب را تحت هدایت جناب\nعبدالوكيل خان مراقبت میکنند.\nقطغن: به بچه سقو اطاعت و بیعت کرده است، ولی از توحش و بربریت سقویها"}
{"book": "adl0119", "page": 445, "text": "اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار ۳۷۰ جلد اول - نادر افغان\n\nبجان رسیده اند و نسبت به آتیه خود خیلی پریشان و متردد اند اما بواسطه نهضت\nثانوی امان الله شاه باسقو ها مجبوراً موافقت میکنند .\nلوگر : یکعده اقوام باثر هدایت ملای شاه مزار و بعضی افراد دیگر بسقوی اطاعت کرده اند\nولی ازین اطاعت خویش ندامت دارند. یکعده دیگر اقوام بزعامت و تبلیغات آقایان\nجانباز اوسی محمد خان چرخی و آقایان میرزا محمد نوروزخان و حاجی محمد نواب خان و پسران شان\nو عبد الجمیل خان کلنگاری و عبد الغنی خان سرخ آبی و غیرشان مخالفت با سقو داده اختیارات\nترتیبات حمله را بران عساکر و مأمورین سقوی که جهته تسخیر و اداره لوگر در صدد حرکتند تصمیم نمودند\nمیمنه : در اول بحالت تذبذب مانده بود ولی وقتیکه ولایت مزار بدست بچه سقو\nافتاد و از اقدامات مکرره شاه مخلوع مطلع شدند اهالی میمنه هم با و بیعت کردند اخیراً\nبرین اطاعت خود حیرت و از اوضاع سقویها شکایت دارند .\nجنوبی : چون بالنسبه بهمه نقاط افغانستان چهار سال پیشتر از اوضاع اشتعال\nآمیز حکومت امانی مخالفت کمر بسته بودند و از طرف حکومت بشدت سرکوبی\nدیده متحمل انواع صدمات و تکالیف شده، تا مدت زیادی بزیر حکومت\nشدید عسکری امرار حیات داشتند، در تخالف و از پا در انداختن حکومت امانی\nکه آنرا مخالف شریعت و جذبات ملیت خود تصدیق کرده بودند میکوشیدند"}
{"book": "adl0119", "page": 446, "text": "اجمال وضعیت افغانستان در موقع ورود سپهسالار ۳۷۱ جلد اول - نادر افغان\nچنانچه در اول بروز واقعه شینوار مرحوم چگنی و بعد از ان اهالی جاجی چهاونیهای\nعسکر را تاراج و تشکیلات حکومتی را منحل، و تمام سمت جنوبی خود را از قید حکومت\nآزاد کردند، تنها معسگر های گردیز وارگون و خوست بحال دفاع ماند.\nخوست : از وقتیکه حکومت امانی منحل شد تا دیروز یک نزاع بلکه یک مقاتله\nمتوالی بین مأمورین ملکی عسکری و اهالی خوست جاری بوده است مدار نزاع یا مقاتله\nهمین بود که اهالی منحل شدن هیئت اداری ملکی و نظامی که در خوست بود مطالبه کرده\nمأمورین را میگفتند شما همه اموال و اسلحه را که تحویل خود دارید، اعتماد کرده بما بسپارید\nهر وقتیکه یک حکومت تشکیل شد ما همه را بآن خواهیم سپرد .\nاما مأمورین ملکی و نظامی این تسلیم را خلاف شان شرف منصبی خود اعتبار کرده\nمرکزیت و مقام و حیثیت رسمی را دوام و محافظت میکردند و اهالی درین مطالبات\nخود بد و جنبه بودند : یکی از راه مذاکره و مسالمت پیش می آمدند، جنبه دیگر از راه\nجنگ و محاربه پیش آمده جداً منحل شدن هیئت مأمورین را مطالبه واطراف\nچهاونی را هر روزه حلقه های بزرگی اهالی حاطه و هنگامه را بدرجه محاربه میرسانیدند.\nسپه سالار غازی همان حدت عمومیست\nاهم ترین چیزی که انرا پیشتر از همه چیز باید دانست، خط حرکت سپه سالار غازی است."}
{"book": "adl0119", "page": 447, "text": "سپه سالار خواهان وحدت ملی است ۳۷۲ جلد اول - نادر افغان\n\nمیباشد، زیرا مسلم است نظریۀ یگانه شان نجات دادن مملکت ازین\nگرداب تباهی میباشد نقشه که این فرد خیر طلب در مخیلۀ خود سنجیده است بجان\nیک یک فرد این مملکت علاقه و مساس خواهد گرفت اگر چه تا الحال از\nنقشه و حرکت خود صریحاً چیزی بیان نداده اند ولی باز هم از روی قیاس دادن\nاوضاع عمومی مملکت و انداختن یک نظر به بیانات شان که تا اکنون گفته اند\nخط حرکت شان را اینطور استخراج میکنیم که «فلاکت امروزه افغانستان\nخیلی مدهش است و اگر اندک طول کشید خدا ناکرده عاقبت بسیار وخیم دارد\nدر حالیکه علاج این قضیه اگر به تدبر شود آسان است، یعنی همه ملت اولاً در رفع\nنفاق و خانه جنگی صرف مساعی کنند و متعاقباً عموم آنها نشسته راجع برفه\nالحالی آتی و سعادت وطنی خویش فکر درستی نمایند. بهر قسمیکه خیر خود ها را میدانند\nاقدام کنند، در موقعیکه این انقلاب بذریعۀ اتحاد ملت برطرف شود و باصول\nصحیح برای سلطنت شخصی که برضای تمام ملت باشد انتخاب گردد»\nسپه سالار صاحب ایام ما قبل عید فطر ۱۳۴۷ بلملاقات و اتخاذ افکار\nو نظریات اقوام و خوانین و پیدا کردن زمینه وحدت و اتفاق و ترتیب\nدادن موضوعاتیکه در جرگه باید زیر مذاکره گرفته شود گذرانیدند، مکتوبهای متحدالمال"}
{"book": "adl0119", "page": 448, "text": "حزن اندوه عمومی تقریب عید ۳۷۳ جلد اول - نادر افغان\n\nقریباً بمفاد نطق شان بعموم خوانین جنوبی و لوگر و باقی اطراف دور و نزدیک\nکه در ضمن آن اطلاع ورود اوشان بغرض نجات وطن نیز مذکور بود فرستاد\nشد که در ان مکتوبها یک ندای عمومی برای لزوم وحدت و اتفاق داده همه ملت را\nبضرورت عقد یک جرگه عمومی جهت تدقیق در مشکلات حاضره و رفع نزاع حالیه\nدعوت کرده مقصد خود را که پیدا کردن رشته اتفاق است ابلاغ نمودند.\n\nحزن اندوه عمومی تقریب عید\n\nیوم ۲۳ حوت که روز اول عید بود باستثنای مراسم مذهبی که بجا آورده شد\nباقی هیچ اثری از بودن روز عید در چهره ها دیده نمیشد، سردار والا سپه سالار صاحب\nنماز عید را با جم غفیری که جهت ملاقات شان آمده بودند در میدان گلف خوانده\nبعد از ادای نماز برای تبلیغ افکار و نظریات خودشان موقع را مناسب یافته\nبا تاثر حسی که در انوقت برای شان پیش آمده بود، راجع به اینکه این عید عوض\nسرور و خوشی بالعکس بروز غم و حزن تصادف کرده است یک نطق موثری\nایراد نموده بچه سقو و پادشاه شدن او را کما حقه بیان و تصویر کرده مآل و نتایج وخیمه\nکه از دوام این شخص پیدا میشود بیان فرمودند، بعد از ادای نماز و اختتام این نطق"}
{"book": "adl0119", "page": 449, "text": "اثرات درود سپه سالار غازی ٣٧٤ جلد اول - نادر افغان\n\nکه بطور مخصوص در آنرو زیک تاثیر خیلی زیادی داشت جمعیت پراگنده شدند\nسردار سپه سالار صاحب نیز بطرف چهاونی عودت نمودند «۱»\n\nاثرات ورود و خط حرکت سپه سالار صاحب\n\nامروز اولین روزیست که گرد و نواحی چهاونی که در اغلب روزها خطوط\nمحاربه بوده عبور و مرور از ان قطعیا ممکن نمیشد ، بشرف ورود سپه سالار صاحب\nغازی از مهاجمین خالی ، و مامورینیکه قریبا از دونیم ماه باینطرف محصور بودند\nقرین خوشحالی بوده آزادانه بهر طرف گشت و گذار کرده یک نوع تبدیل عمومی\nاز هر حیث درین سر زمین دیده میشود .\nبطور مجموعی میتوان گفت از ساعتیکه سپه سالار غازی درین سر زمین رسیده اند\nاوضاع خیلی فرق پیدا کرده است ، و این تغیر بزرگ را میتوان نشانه قوی فقویت\nنادری در مستقبل گرفت ، مخصوصا درین موقعیکه اهالی مملکت بهمه سمیات باشکستاند\nمیروند ولی به ایشان عقیده مندی و حرمت مخصوص دارند .\n\n(۱) اکثر این وقایع سمت جنوبی از روز نامچه عزیز در ایت بنیان آقای محی الدینخان میر و صاحب امتیاز جریده\n\" انیس \" کابل ، و یاد داشتهای مدیر صاحب اخبار \" غازی \" سمت جنوبی ، مدیر صاحب اخبار \" اصلاح \"\nحاجی جنوبی که شرف همرکابی سپه سالار غازی را داشتند و دگر رفقای همسفر شان اقتباس و جمع آوری شده است."}
{"book": "adl0119", "page": 450, "text": "تشرف اقوام بحضور سپه سالار غازی\n۳۷۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nتشرف اقوام جنوبی بحضور سپه سالار غازی\n\nخبر ورود سپه سالار صاحب بهر نقطه که میرسید اقوام آنجا یک جماعه بزرگی تشکیل داده خود را بحضورش میرسانیدند چنانچه بروز دوم عید هم جماعه بتعداد هزار نفر تخمیناً آمده سپه سالار صاحب قراریکه دیگر اقوام را درین چند روز می پذیرفتند، بمیدان گلف رفته با این اقوام بازدید نموده قریباً با یک یک نفر آنها عبارات تبریک عید را تبادله فرمودند.\nاین اقوام هم بنام شادیانه ساعتی را به آتن کردن گذرانیدند، بعد ازان سپه سالار صاحب برای اتمام کارہائیکه جهته امروز تعیین شدہ بود واپس بقرارگاه خود عودت نمودند.\nبرعلاوه این دیگر اقوام هم از دور و نزدیک آمده میروند و سپه سالار صاحب هر کدام را ملاقات میفرمایند، و اقوام هم هر کدام گرمجوشی خود را بذریعه خواندن نشیدها و قصائد مدحیه نشان میدادند و در امید مزید جمع آوری اقوام به دور سپه سالار صاحب غازی روز بومی فزودند، که منتها امید و آرزوی هر خیر خواه وطن در انوقت دیدن همین مناظر گرمجوشی و علائم وحدت ملی بود."}
{"book": "adl0119", "page": 451, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۳۷۶\nفیصله نزاع وزیریها\nسردار شاه محمود خان که از حضور سپه سالار در پاره چنار برای انجام بعضی خدمات\nجدا شده بودند امروز از جاجی بخوست رسیدند .\nفیصله منازعه وزیریهای مهاجر و اقوام جنوبی\nدرینموقع مناقشه که بین وزیریهای مهاجر و اقوام محلی بالنسبه آن زمین سرکاری\nکه از طرف حکومت امانی بآنها داده شده بود و فعلاً صاحب کاران آن استرداد\nاو را بقوه جبریه خواستار بودند و وزیریها تمکین نمیکردند، واقع بود، بمجادلہ\nکشید اگر سپه سالار صاحب در اصلاح آن عطف توجه فوری خود را نمیکرد، البته\nمسئله بوخامت کشیده اسباب خانه جنگی و گند و گند بازی زیاد را فراهم\nمی آورد، لذا از حضور سپه سالار یک هیئت اصلاحیه از اعزه و اشراف قومی و\nهیئت همرکابی شان مقرر و بعد از بحث و گفت و گوی زیاد بنا بر مساعیات\nجان فشانانه هیئت اصلاحیه و ایثار و گذشت وزیریها از زمین متنازع فیه\nمسئله بمصالحت انجامید، و طرفین صورت فیصله را با قناع خاطر حضور سپه سالار\nحاضر کردند در یک مجمع عمومی بین شان عهد قرآن گذاشته شد که من بعد کسی نام گندبازی\nو تفرقه و نزاع را نگرفته، هیچگونه جنگ و نفاق را در بین خود راه ندهند ."}
{"book": "adl0119", "page": 452, "text": "اثر فیصله وزیریها دور و وقوم احمدزائی\n۳۷۷\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nیک نوع اطمینان و خشنودی بباشندگان چهاونی و اقوام و شکرنامی زیادیکه در\nبیرون آن هستند دیده میشود زیرا این قضیه وزیریها که امروز فیصله شده اهمیت\nبزرگی داشته، چنانچه درعین زمان اگر باین زودی فیصله نمی یافت یقین است\nخدانا کرده وخامت بزرگ درین سرحد مملکت پیدا میکرد چه اگر نزاع بین\nوزیریها و باقی اقوام واقع میشد، البته وزیریهای دیگر که خارج خط افتاده اند ازین\nقوم خود طرفداری میکردند، حاجت بتوضیح ندارد که این نزاع تا کدام درجه\nطولانی و وخیم می افتاد ولی از فضل خداوند و حسن تدبیر ناطقه خیرخواه ما بود که\nازین مصیبت بزرگ جلوگیری کرد، پس جای اینست که همه خوشنود و ممنون میشوند.\n\nتشرف جرگه احمدزائیها بحضور سپهسالار صاحب\n\nدر اول حمل ۱۳۰ طرف عصر میر غوث الدینخان که از خوانین معروف احمدزائی\nپسر جانداد خان مشهور است با (۶۰۰) نفر و یک عده خوانین احمدزائی و غیرآن رسید\nقرار گذشته استقبال نمودند و خوانین هر کدام جداگانه معرفی گردید، این تشرف\nو استقبال خیلی پر جوش و در عین زمان از اهمیت خالی نیست زیرا آمدن خان احمدزائی تا با یک\nعده زیاد نفری ایشان دلیل بزرگ بر محبوبیت سپهسالار صاحب در قلوب افراد"}
{"book": "adl0119", "page": 453, "text": "اثر ورود احمد زائی در نفرت عمومی از حکومت امانی ۳۷۸ جلد اول - نادر افغان\nملت این سمت شده میتوانست ، مخصوصا اینکه نجات و خاتمه فلاکت مملکت\nدر حقیقت بسته ببو دن چنین محبو بیت است ، چه کسانیکه در حقائق این انقلاب\nتعمق کرده باشند این را با ما تأئید خواهند نمود که ملت از همه کسانیکه بنام کاردار\nمعروف بودند سخت رمیده است ، پس در چنین وقت جمع شدن این اقوام\nبگرد این ذات نیک رفتار و نیکنام وطن ، حلقه بزرگ امیدواری عمومی بود.\nنفرت عمومی از حکومت امانی\nبه دوم حمل جرگه از عموم خوانین و موسفیدان اقوامی که حاضر هستند منعقد شده است\nدرین جرگه قراریکه سپه سالار صاحب در نطق روز اول تشریف آوری خود بیان\nفرمودند مسئله مملکت و چیزیکه باید تعقیب شود مطرح مذاکره قرار داده شد ، بعد از\nدلائل و مذاکرات خیلی دور و دراز که مسائل از هر حیث زیر بحث آمد، اقوام چنین\nفیصله و قرار را بحضورشان تقدیم کردند که ما بخطرناکی حالت حالیه مملکت قانع شدیم، و\nبرای رفع این خطرناکی شما را پیشوا و قائد میگیریم، که این اطاعت با شما محض از نقطه نظر\nعقیده مندی ما اقوام بشما است ولی شرط ما همین است که قبل از حرکت کردن\nازینجا بیعت ما اقوام را قبول کرده بما اطمینان بدهید که غیر از خودتان دیگری"}
{"book": "adl0119", "page": 454, "text": "نفرت از حکومت امانی وگرفتن عهد از سپه سالار غازی ۳۷۹ جلد اول - نادر افغان\n\nاشغال سلطنت نکند، مخصوصاً با عهد بکنید که با امان الله خان که خبر داریم در قندها\nمصروف تشکیل حمله میباشد، هیچ ارتباط و مراوده نداشته باشید زیرا که ما از اجراآت\nمخالف عرف و عادات ملی و فاسد العقیده گی او ایمن نیستیم و بهیچصورت\nنه با و و نه بمنسوبین او اعتماد داریم و محض علاقه‌مندی و ارتباط را با او جرم سنگین غیر\nقابل عفو میدانیم .\nتوصیه سپه سالار غازی\nدرین جرگه معلوم شد چیزی که راجع بخط حرکت سپه سالار پیشتر گفته میشد صحیح برآم\nزیرا با منتها اصرار مسئله تکلیف سلطنت را رد کرد و میگفتند که « آرزوی من گرفت سلطنت\nنیست بلکه میخواهم نزاعی را که راجع بسلطنت در مملکت پیدا شده است رفع کنم،\nو این هر دو نظریه با هم توافق نمیکند، اما در باب سلطنت این را بشما، و بهر کسی که\nصدای من برسد نصیحت میکنم که بدون موافقت عموم ملت بهیچکس بیعت اطاعت\nنکنید، والاً باز اسباب بی اتفاقی را در مملکت زیاد خواهید کرد، و ازین روست\nکه بشما اطمینان میدهم که من نه برای شخص خود و نه برای شخص دیگری کار میکنم،\nتنها آرزوی من، رفع نفاق و تشکیل دادن یک سلطنت صحیح برای مملکت"}
{"book": "adl0119", "page": 455, "text": "اثر نصیحت سپهسالار و پیدا شدن حرارت در مردم ۳۸۰ جلد اول - نادر افغان\n\nباتفاق عمومی میباشد » .\nاگرچه این اصرار و رد کردن این پیشنهاد اقوام در ان جرگه پیچیدگی های زیاد\nپیدا کرد ولی بیانات پر خلوصیت و صراحت حتی پر دلیل سپهسالار باز افکار\nحاضرین را براه می آورد تا اینکه در اخیر روز همه حاضرین این نظریات شان را چنین\nقبول کردند : فعلا باید بطرف گردیز حرکت شود و در آنجا جرگه عمومی را از کل اقوام\nتشکیل داده، درین خصوص بحث میکنیم .\n\nتولید جوش و خروش در مردم\n\nاین ١٤ روز است که سردار سپهسالار درین سرزمین نزول فرمودند و در تمام\nساعتهای این روزها با تمام قوای منطقی و استدلالی که داشتند بذل مساعی میمو\nکه وخامت خانه جنگی و نتایج سوء اوضاع کنونی را کماحقه باهالی و اقوام تفهیم نما\nو در عین زمان تا اندازه که میتوانستند این صدا و ندا و دعوت خویش را به اقوام\nدور و نزدیک بذریعه مکاتیب فرستادند، از تاثیر همان دعوت های ایشان است\nکه امروز گرد و نواحی چهاونی را که ایشان اقامت دارند اقوام و لشکرهای زیادی\nگرفته و صدای جوش و آتن و هیاهوی شان فضای این سرزمین را فرا گرفته و بهیجان"}
{"book": "adl0119", "page": 456, "text": "جوش و خروش عمومی پیدا شدن بعض اشکالات ۳۸۱ جلد اول - نادر افغان\n\nآورده است ، کسیکه از بیرون آمده این وضعیت را مشاهده کند یعنی بوسطه جهاد فی\nزعیم یا قائد بزرگی و اطراف وی چنین لشکری با یک چنین جمع و جوش ببیند ضمناً\nمصیبت امروزه مملکت را که یگانه علاج آن اجتماع و اتفاق خلق است بتصور گیرد\nحتماً فال خوبی برای حل شدن قضیه فلاکت مملکت بدل خواهد پرورانید، هر صبح\nمردم جوق جوق تا شام بعضاً تجدید سلام و برخی عرض سلام مینمایند ، و بجوق\nکه خارج میشود یک عالم جوش و تاثر با فتاده گی و خطر ناکی حالت امروزه بدل گرفته\nبرطرف کردن بچه سقوط را حتماً و ضروراً معتقد است ، زیرا درون چهاونی شخصاً\nسپهسالار صاحب و هر دو برادر محترم شان هر یک صدر یک اطاق بزرگی را اشغال\nکرده در عین مشغولیات مهم و بزرگی که داشتند ، وظیفه وعظ و تبلیغ را برای\nفهماندن اضرار خانه جنگی و نفاق بر عهده گرفته اند که فی الحقیقت هر یک ازین اطاقها\nشکل در سرخانه را گرفته است\nاشکال در مسلح شدن اقوام\nولی با این پر جوشی و عقیده مندی یا قناعت اغلبیه بخطر ناکی حالت با نهم\nمسئله حرکت که نجات مملکت بسته بآن است آسان دیده نمیشود ، زیرا بعد از فیصله\nشدن قضیه وزیر بها یک مسئله دیگری در پیشروی مانده (که پر از اشکالات جدی بود)"}
{"book": "adl0119", "page": 457, "text": "پیدا شدن اشکال در تقسیم اسلحه و غیر امور مهمه\n۳۸۲\nجلد اول ـ نادر افغان\nو آن عبارت از تقسیم کردن اسلحه در بین اقوام موجود و حاضر است .\nاگر چه اولاً این امر چندان اهمیت نداشت ولی اخیراً بچندین علت در بعض اوقات\nتیرگی پیدا کرد و برای چند روز حرکت را بتعویق انداخت، مشکلات این قضیه\nنه تنها مراعات تناسب عددی اقوام و اندازه لشکر جنگی هر قوم و انواع تفنگی\nکه در جبا خانه موجود است و دیگر جزئیاتیکه ازین قبیل اند میباشد، بلکه علاوه بران\nاشکالات جزئی و کلی دیگری از بی اتفاقی اقوام در مسائل قومی و غیر آن حوادث دنیا\nرخ داده میرود که بعض اوقات به تیرگی و تعطیل کار منجر میشد .\nبرای ثبوت حقیقت و تاریخ اینقدر را هم باید گفت که این عوامل و اشکالیکه موجب\nمنع و یا تعطیل حرکت شده میروند، اینها طبیعی و بیجا پیدا نمیشوند، بلکه چنان حس میشود\nکه یکدست مخفی برای پیدا کردن اشکالات کار میکند، ولی بیقین نمیتوان گفت که آیا\nمنشأ این تحریکات محمد صدیق فرقه مشر است ، که اصلاً حزب سقو بوده و حالا در گردیز\nتمرکز دارد و بمقابل حسیات قابل قدر و عاقبت اندیشی گردیزیهای غیور در اینجا\nبمنافع سقویها کار را از پیش برده نمیتواند لذا در شقت و اختلاف دیگر اقوام جنوبی\nجهته نیکنامی خود و برادرانش که ارکان اعظم حکومت سقوی بودند، میکوشد؟ و یا اینکه\nدست کدام مغرض دیگری هم کار میکند ."}
{"book": "adl0119", "page": 458, "text": "حل تقسیم اسلحه وتصمیم مدبرانه حرکت از خوست ۳۸۳ جلد اول - نادر افغان\n\nحل تقسیم اسلحه و تصمیم مدبرانه بحرکت از خوست\nدر سوم حمل قضیه اسلحه تقریبا فیصله وحصه هر قوم جداگانه تعیین شد، لذا فکر پیش رفتن مدنظر است زیرا هر دقیقه که میگذرد در وخامت حال مملکت می افزاید بدترین همه اینکه برای بچسقو فرصت و مجال کار کردن پیدا میشود. \nبناء علیه پروگام حرکت زیر بحث گرفته شد، که انهم وقت و بحث عمیق بکار داشت. مخصوصا که بعد ازین تاریخ بدو موجب پیش بینی و احتیاط لازم دیده میشود، اگر چه اقوام بسپه سالار صاحب تا درجه اخیر علاقمندی و ایشان در نزد آنها محبوب میباشند، اما باز هم پیدا شدن بعض تحریکات اینرا نشان میدهد که درین سینه های پرعقیده و اخلاص بعض اهل غرض و مفسد هم موجود است.\nهمینکه علاقه اقوام در مهمانداری و همرکابی سپه سالار صاحب بحدی دیده میشود که احتمال زدوخورد اقوام را در بین خود داشت. \nپس سوال دو چیز بود : یکی اینکه از کدام راه باید رفت؟ دیگر اینکه با کدام اقوام حرکت باید کرد؟ با ملاحظه اینکه منزل مقصود شهر گردیز است، با لآخر قرار برین گرفت، که سردار سپه سالار با جدرانیها از راه جدران، و جناب شاه و لینجان"}
{"book": "adl0119", "page": 459, "text": "مشرف شدن منگلیها بحضور سپهسالار غازی ٣٨٤ جلد اول - نادر افغان\n\nبا نفری منگل از راه منگل برتو اما آقای شاه محمود خان چنین تجویز شد که از راه جاجی\nبه نزدیکی های لوگر خود را رسانیده در آنجا تمرکز نماید درین بین مسئله تقسیم اسلحه از قرار\nتناسبی که پیشتر تعیین شده است جاری بود، و انتظار میرفت که تقسیم اسلحه فردا\nقبل از ظهر تمام و بعد از ظهر حرکت شود.\nتشرف منگلیها بحضور سپهسالار غازی\nتا ساعت ١١- ٤ حمل ترتیبات حرکت گرفته میشد، درین اثنا اطلاع رسید که\nلشکر منگل برای تشرف بحضور سپهسالار صاحب آمدند، جناب ایشان هم برای\nدیدن این قوم که قریباً بتعداد ٦٠٠٠ هزار سیکجوش مؤثر آمده بودند با عدهٔ از\nهمرکابان خود خارج چونی رفتند، منگلی ها صف بسته بتقسیم قومی ایستاده اند، مجردیکه\nسپهسالار صاحب از یکطرف صف برای جور پر سانی روانه شدند، اقوام تفنگها را\nرو بهوا گرفته بهر حدیکه از صف میرسیدند شلک میشد، و برای اتمام تظاهر خوشی\nهیا هوی میکردند، باران قطره قطره بالآخره بار عد زیاد شدت گرفت آسمان\nغرسپاس عد و از زمین ترقس تفنگ و هیا هوی خلق محشر را از جوش و خروش بوجود آورد.\nسپهسالار صاحب وسط قوم قرار گرفته نطق مفصلی از فلاکت و مصیبت\nمدهشی که نصیب این مملکت شده است ایراد نموده دلائل و براهین مقنعی نسبت بضرورت"}
{"book": "adl0119", "page": 460, "text": "تفرقه عمومی از حکومت امانی\t۳۸۵\tجلد اول – نادر افغان\n\nاسقاط بچه سقوط نشاندند، نطق درین باران بیست دقیقه دوام کشید، درین اثنا خطیبی\nاز قوم منگل برخاسته بعد از اظهار عبارات مانده نباشی از طرف ملت یک تمهید\nمطول راجع به قدح و مذمت دوره سلطنت امانی نمود، مدار شکایت و نالش او\nرشوت خواری حکام، عیاشی مأمورین، غفلت حکومت از حال رعایا و پیچیدن در\nاعمال ناروا، و رفع حجاب نسوان بود که بعد تذکر اکثر ازین عیبها نتیجه را بتکفیرامان الله شا\nرسانید ؛ خطیب بعد از ذکر کردن تمهید سابق خود از جناب سپه سالارصاحب\nاظهار کردن یک قرار قطعی را خواهان شد که پیشروی این جمع بزرگ حاضر بیان کنند\nکه با امان الله خان طرفدارنبوده و برای او مشکل نکنند.\nالبته این بیانات سپه سالار را خیلی بتأثر آورد، اخیر برای اطمینان خاطر\nاین جمعیت بزرگ که متهیج شده است تأکید فرمودند که من غیر از خیرمملکت هیچ منظور\nو مرادی ندارم، درباب طرفداری و غیر طرفداری کس هیچ فکری نکرده ام، اولین مرادم\nسنجات دادن مملکت ازین آتش خانه جنگی است، اما مسئله سلطنت امریست که\nمیخواهم قرار اتفاق عموم فیصله شود، گویا غیر از رفع خانه جنگی و پیدا کردن امنیت عمومی\nاز طرف هیچکس و هیچ فکر دیگری نیستم.\nدر خاتمه نطق علاوه فرمودند که بعد از مذاکرات زیاد چنین تجویز شده است که برای"}
{"book": "adl0119", "page": 461, "text": "وقوع مجادله و انجام آن مصالحه ۳۸۶ جلد اول ـ تاج التواریخ\n\nفارغ شدن از تقسیم اسلحه من بطرف گردیز حرکت مینمایم و آنجا را مرکز قرارداده جرگهٔ\nعمومی میکنیم انچه بفکر عموم موافق آید از متابعت و اجرا خواهیم کرد، از هر طرف صدا\nموفقت و دعاها بلند شد و جناب اعلی بطرف چهاونی روانه شدند.\n\nباران امروز حرکت سردار شاه ولیخان را برای فردا معطل ساخت ساعت دو\nلشکر قوم صبری رسید، جناب اعلی برای دیدن شان برآمدند.\n\nوقوع مجادله بین مردم صبر و منگل، و مناقشه بین جدیدیها\nو مصالحهٔ آن\n\nساعت چهار ونیم ۴ حمل دفعهٔ صدای فیرها از بیرون چهاونی بلند شده بدو بدو\nدر صحنهٔ باغ چسپیده نعره ها از هر طرف بلند شد، اینقدر فهمیده میشود که هر قوم فرقهٔ\nخود را صدا دارد، دروازه های چهاونی بسته و قوم احمدزائی که داخل چهاونی بود\nبرای حراست و حفظ ماتقدم مورچل های سر را اشغال کردند، فیرهای بیرون شدت\nکرده میرود، ولی قضیه چیست؟ بعضا میگویند راجع بتقسیم اسلحه غلط فهمی شده است\nبرخی میگویند کدام قومی برای هجوم بر چهاونی از کدام طرفی آمده است که معلوم نبودن\nحقیقت، افکار را مشوش ساخته بود، فیرها تا ۴۰ دقیقه شدت داشت، چند نفری که برای کشف"}
{"book": "adl0119", "page": 462, "text": "وقوع مجادله و انجام آن بمصالحه ۳۸۷ جلد اول - نادر افغان\n\nرفته بودند، بالاخره آمده و بیان نمودند که بین قوم (صبری و منگل) که هر دو امروز آمده اند\nدائر بیک کینهٔ قدیم جنگ واقع شده است. از داخل چهاونی وفدها برای اصلاح\nفرستاده شد و قضیه تا شام بمصالحه انجامید.\nبه روز پنجم حمل یک حادثهٔ دیگری پیش آمد که قریب بود یک نزاع بمانند دیروز\nو یا وخیم تر از ان تولید کند که مجبوراً بسبب آن حرکت بتعویق افتاد، حادثهٔ مذکور\nاین بود که قوم (درخیل جدران) بعد از گرفتن تفنگهای حصهٔ خود یک هیاهو و گفت و شنید\nسختی را بدروازهٔ چهاونی انداختند. علت این شر و شور همین بود که قوم (ببرک خان)\nکه «آنهم جدران است» بیشتر از ما تفنگ گرفته است، ولی این غل و غش بحدی شدت\nگرفت که گوئی میخواهند این را بهانه گرفته یک نزاع بسازند.\nاین حوادث بزرگ و کوچک که پیدا شد نیز د تحمل آنها خارج از حوصله بود و باز هم اگر حوصله\nطاقت کرد بتو‌اند، اما اداره و تدبیر کردن این حوادث در چنین اوقات باریک تا نگذارد که قضایا\nباندازه وخامت رسیده با اینکه سرایت کرده صورت قومی گیرد البته قوهٔ تدبیر خیلی رسائیخواست که\nمجرد پیدا شدن هر قضیه سپه سالار و یا یکی از برادران شان آنرا اداره کرده حل مینمودند.\nامروز سر دار شاه ولیخان با فرقه منگل از راه منگل حرکت کردند و بعد از ظهر سردار\nشاه محمود خان بطرف جاجی عزیمت نمودند."}
{"book": "adl0119", "page": 463, "text": "اصلاح یک وقوع غلط فہمی ۳۸۸ جلد اول ـ نادر افغان\nیک حادثه دیگر عصر ۵ حمال صدا بها هوا از بیرون چهاونی بلند شد درد اخل آن ادم هزار\nدویدن گرفتند معلوم نبود که باز چه قصه پیش آمد ، بالاخره معلوم گردید که دسته از شورش پسندن در صدد\nدست اندازی بشهر خوست میباشند، حال عجب است: بعد ازین هیچ شکی نماند که یکدست خفیه برا\nمختل ساختن امنیت دائرہ که سپه سالار صاحب میباشد جداً کار میکند .\nخصوصاً چیزیکه این گمان را بیقین میآورد عینکه اخلال امنیت و فساد پیشگی همیشه از\nطرف یک یا دو قوم مخصوص میشد در حالیکه باقی اقوام بامنتهای گرمجوشی و اخلاص عقیده گرد و\nنواحی ایشان جمع میبودند ، ولی یک دو قومی که فساد می انداخت همیشه از فرصت\nاستفاده کرده حرکت بیجای مینمودند، که تازه ترین اقدام شان همین فکر چور انداختن در شهر\nخوست بود .\n۹ بجه شب باز صدای فیرها شنیده شد ولی چند دقیقه بعد معلوم گردید که خیریت است\nواین فیرها بواسطه غلط فہمی است که از طرف مستحفظین و گزمه شهر واقع شده است.\nنزد سپه سالار صاحب این ثابت شد که تا زمان تقسیم شدن اسلحه بودن اینجا حتمی است. از ینرو با اینکه\nحوادث نیا د میشد وقصه تقسیم اسلحه بض احیان خامت پیدا میکرد، اما بازم همجو شد حوصله برای از هندونه\nدر تخمین داشتند کلان گرفته بانتظار ختم شدن مسئله تقسیم اسلم منتظر ماندند چنانچه دوروز دیگر انتظارم\nگذشت به ۶ حمل احمد زائیها با خان شان میرغوث الدین روانه شدند ."}
{"book": "adl0119", "page": 464, "text": "حرکت سپه سالار غازی بطرف گردیز ۳۸۹ جلد اول ـ نادر افغان\n\nحرکت سپه سالار صاحب بطرف گردیز\n\nدر ۷ حمل ساعت یک بعد از ظهر بار‌ها بسته و جناب سپه سالار صاحب\nاز راه تنی، رهسپار دالمره، شدند.\nدر راه یکنفر دری خیل بر یک سپاهی برای پراندن تفنگ او حمله آورد\nاز دیگر طرف چند فیر بالای دری خیل مذکور شد. گویا درین جا ثابت گردید\nکه در اقوام جنوبی بعضی مغرضین است که در مقابل برامنع و یا تعطیل حرکت\nسپه سالار صاحب جان فشانی دارد.\nامشب مسئله عبور از دره، مدار صحبت تمام افراد هیئت است\nخوانین جدران که با سپه سالار شاملند تعطیل حرکت فردا را تا زمانیکه\nاز دری خیل نسبت بجرئت دست اندازی که یکنفر شان امروز تفنگ\nیک سپاهی را بزور پراند ناغه گرفته شود، مصلحت دادند. مراد این\nخوانین ازین ناغه دو چیز بوده است یکی تلافی ازین وضعیت\nدست اندازی و دیگر تأمین آتیه."}
{"book": "adl0119", "page": 465, "text": "اشکال پسندی در میخیل\n۳۹۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nاشکال پسندی در میخیل\nدر محل مشرها یعنی خوانین برای فیصله که هیئت قرار داده بودند بطرف\nدریخیل رفتند ، جمعیت هم بانتظار ایشان در قلعه بزرگ و متین ببرک خان ماند.\nسپه سالار صاحب این ایام انتظار را در تحریر وطبع اعلاناتیکه مشتمل\nبر مواد اصلاحیه و وحدت ملیه بود گذرانید، اگر چه بحیث مجموعی اوضاع عمومی\nاطمینان بخش بوده و بهمان صورتی که تصور میشد چه در استقبال شخص زعیم ملی\nو یا در پذیرفتن افکار و نظریات شان منتهی درجه پر جوشی و محبت را نشان داده اند\nاما باز هم بروز کردن بعض دسته‌های مغرض که مکدر ساختن صفای\nوحدت و اتفاق واقعیت را نشان میداد ، با وجود آمادگی و علاقه‌مندی\nاقوام پیش رفتن بدون عوارض ممکن نخواهد شد ـ و از جمله دسته‌های\nمغرضین بعضی نفرها در میخیل ، است\nبا رسوخ ترین آدم‌های در میخیل لوانی نام فقیری است که مریدان خود را\nبا چال و فریب‌های مخصوص صنعت ملنگی که نشان میدهد خیلی بقبضه آورده است\nهمیشه بعد از شام یک دوره وجد و های و هوی دارد درین وقت (وجدا)"}
{"book": "adl0119", "page": 466, "text": "اشکال پسندی در بخیل ۳۹۱ جلد اول - نادر افغان\n\nادعا میکند که در عوالم روحانیت پرواز کرده والعیاذ بالله معلوماً\nاز عالم غیب کشف میکند. مخصوصاً با علوم و علما خیلی مخالفت دارد ولی\nحال عجب است که نفوذ این ملنگ در تمام سمت جنوبی تنها محدود\nافراد در بخیل میباشد و دیگر اقوام مخصوصاً علمای کرام او را بنظر نفرت\nمی بینند زیرا که کردار و گفتار او همیشه خلاف اوامر شریعت اسلام است\nو درین روزها علاقه‌مندی مریدانش باو بیشتر شده چرا که کیسه‌اش از پول محمد صدیق\nفرقه مشر که برای استخدام او میداد پر شده و او هم برآ پیش بردن مطالب ناجائز\nسقوی کوتاهی نمیکند.\n\nاینک امروز عدهٔ از خوانین برآی فیصله کردن با دری خیلها رفته‌اند ولی\nاز آن طرف جو ابهائی را که عناد و اصرار شان را نشان میداد با خود آورده‌اند\nو درین مقاومت ظاهر از طرفداری سقوی هیچ نمیگویند ولی این دلیل را\nتراشیده‌اند که سپه سالار صاحب بطرفداری امان الله خان کار میکند\nلذا ما او شانرا واگذار نمیشویم.\nسه روز خیلی مشکل گذشت، نماینده‌های اقوامی که بجمعیت شامل شده\nبودند وقتیکه اصرار و پافشاری در بخیل‌ها را مشاهده کردند متهیج شده ترتیب"}
{"book": "adl0119", "page": 467, "text": "اشکال پسندی در خیل ۳۹۲ جلد اول - نادر افغان\n\nجنگ را با آنها نموده بالفعل زد و خورد هم شروع گردیده ، در نتیجه در خیل ها مغلوب آمده مجبوراً راه مفاهمه را باز کردند.\nدر ۱۲ حمل خوانین و نمایند های که با سپه سالار اند شرائط خود را برای در خیل ها پیش کردند که شما تا وقت گذشتن ما از دره باید یرغل بدهید و نیز تفنگها را که گرفته اید با چیزی ناغه اعاده کنید.\nمسئله طول و پیچیدگی پیدا کرد و هر چند که معامله طول میکشید همانقدر موجب گرفتگی خاطر سپه سالار میشد زیرا چیزیکه حیات خود را برای آن وقف کرده بودند. جلوگیری از اینچنین منازعات داخلی است در حالیکه پیش روی نظر خود شان منازعه جاری میشود.\n\nحرکت از المره براه زیروک\n\nطرف شام جلسه خصوصی منعقد شد و در مجلس چنین فیصله یافت که فردا صبح از راه زیروک وارگون حرکت شود.\nساعت ۷ - ۱۳ حمل بارها بسته جمعیت از راهیکه دیروز تعیین شده بود بحرکت افتاد ، چند قدمی از قلعه دور نشده بود که سواری چند رسیده"}
{"book": "adl0119", "page": 468, "text": "اثر سوء این وضع درین خیل و اقوام\n۳۹۳\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nمکاتیب متعدده بنام خوانین جدران و درخیل از طرف اقوام منگل که با آقا\nشاه ولیخان هستند آورده بودند درین مکاتیب واقف شدن خودرا\nاز این وضعیکه با اردوی جناب سپه سالار صاحب شده است اشاره\nکرده بعضاً عبارات تهدید و بعضاً عبارات نصیحت را داشت بهرحال\nخواه بسبب اینکه فرصت استفاده کردن از این مکتوب ها گذشته بود\nو یا اینکه نشان دادن این مکتوب ها بکسانیکه برایشان فرستاده شده است\nزدگی و نفرت را در بین دو قوم سبب میشد. (که اصلاً مراد و مقصد از توحید و تجمع\nاقوام منظور اساسی است) باین سبب جناب سپه سالار صاحب از طرف\nخود جواب تشکری باقوام منگل نوشته ـ هیئت راه خود را پویان شدند این کوتل\nو پرچی بودر سپهالار صاحب درشام ٦ غور سه رسید صبح ١٤ حمل از راهیکه بنام راه\nارگون معروف است روانه شد ساعت ٢ بعد از ظهر به زیروک که علاقه بزرگ شهملیابادا\nاجمال موانع اشکالات در راه وحدت عمومی\nاین منازعاتیکه قبلاً مذکور شد و باز سقوی بودن بعض خوانین با اقوام را انسان\nخواه مخواه در اندیشه می انداخت که اگر در گردیز هم اینچنین وضعیت پیش شود\nیقین است که جمع آوری اقوام بر اسقاط سقوی بزودی نخواهد شد."}
{"book": "adl0119", "page": 469, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیته ٣٩٤ جلد اول - نادر افغان\nعلاوه بران امروز در گردیز بعضی قضایا کوچک وبزرگ موجود است\nکه حل شانرا ازینجا باید اندیشید :-\n١، از وقتیکه سلطنت امانی منحل شد و بچه سقو کابل را گرفت احمدزائی\nو بعضی اقوام دیگر که ملحقی بگردیز هستند از نیت اداری گردیز کارطوس و تفنگ\nهای خود را مطالبه کرده میروند(١) و این مطالبه چی های اسلحه، دور گردیز حلقه\nنموده خواه مخواه قبول شدن طلبات خود را بزور یا برضا باشد اصرار میکردند\nو این حلقه تنها از کسانیکه تفنگ در گردیز داشتند نبود . زیرا گر تنها صاحبان\nتفنگ میبوند، دائره این حلقه مختصر میماند. مگر چون موقع انقلاب بود و اداره\nوانضباط معدوم است . ازین رو اقوام و افراد زیادی این حلقه را برا\nخود مشغولیت خوبی دیده ، حق و ناحق به آن شامل میشدند. مثلاً کسیکه\nاز او تفنگ گرفته شده بود، تفنگ خود را مطالبه میکرد و کسانیکه از او\nتفنگ گرفته نشده بود، (البته به تفنگی خود را مستحق میدانستند) دیگری\nشاید کدام روزی از حکومت اذیت یا سزائی دیده بود لذا این را فرصت خوبی\n\n(١) اسلحه احمد زائیها همان است که در جنگ منگل سنه ١٣٠٣ بعد از مطیع ساختن شورشی ها این احمد زائیها\nخلع اسلحه شده بودند و همان اسلحه شانرا در جباخانه گردیز گذاشته بودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 470, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه\n٣٩٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nبرای انتظام میشمرد .\nبہر حال و بہر معنی که باشد گردیز از این قبیل اشخاص محاصره شده\nچون حاکم ملکی و افسر نظامی و اهالی گردیز از قبول طلبات این اقوام ابا کرده بودند\nمسئله درین روزها بتعرض شدید و مدافعه مزید کشیده بین عساکر گردیز\nو اقوامی که گرد آن حلقه زده اند جنگ های متعدد واقع شده است، گویا\nتطبیق دادن کلمات اتفاق و جمع کردن اقوام در یک شاهراه اتفاق دران\nسر زمینکه اینست حال آن آسان نبوده به تدبیر خیلی عمیق احتیاج دارد .\n٢: در گردیز دو پروپاگندچی موجود است، یکی حاکم اعلی که در انوقت\nعبدالحکیم خان برادر عبد العزیز خان وزیر حریه سابقه بود و اهالی را بفتح و قتلی\nشدن امان الله خان امیدوار ساخته ایشانرا بر ثبات عهد و پایه داری\nو بیعت اول خود همیشه ترغیب مینمود .\nپروپاگندچی دوم محمد صدیق فرقه مشر قوای جنو بیست که اصلاً سقوی بلکه\nاز دسته اصلی بچه سقو بود، زیرا برادرش شیر جان است که در نزد بچه سقو\nمقام وزارت دربار را اشغال و استناد رکن یا اساس بزرگی بود که سلطنت\nبچه سقو بران قیام داشت، و از وقتیکه جناب سپه سالار صاحب بخوست"}
{"book": "adl0119", "page": 471, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه\n۳۹۶\nجلد اول - نادر افغان\n\nرسیده اند تا این دم به یقین کامل رسیده که برای ناکام ساختن سپه سالاً\nصاحب یا اقلاً تعطیل دادن حرکت شان تمام مواهب فطری و تجربه های\nکسبی را که در جنوبی حاصل نموده بود صرف نموده است و در گردیز و بانی سمت\nجنوبی بخته اینکه برای سقو طرفداران پیدا کند جداً سعی و عمل میکرد .\nاین را هم باید گفت اهمیت دادن ما - محمد صدیق فرقه مشر را درین\nیا د داشت نه ازین نقطه نظر بود که اهل تجربه این سمت، و یا اینکه در تشخیص روح\nو مزاج اقوام و صورت استفاده و استعمال شان مهارت دارد زیرا\nاگر ازین نقطه نظر بگیریم میتوان گفت برای پیشرفت جناب سپه سالار صاحب\nمحمد صدیق مذکور هنوز انقدر بنابر دو سبب مانع بزرگ محسوب شده نمیتوانست\nیکی بسبب حلقه که دور گردیز برای جنگ افتاده که او را برای خدمت\nکردن بچه سقو کاملاً فارغ نمیگذاشت ، دیگر اینکه اعلانات ومکاتیبیکه\nاز طرف جناب سپه سالار صاحب برای خوانین و اقوام اینجا آمده بود\nچنین تأثیر کرده است که مردم نه مخالف سقوی و نه طرفدار او شده\nبلکه ورود ایشانرا بطور مصلح یا رهبر یا یک مستشار عمومی قوم انتظار\nمیکشیدند تنها چیزیکه مسئله محمد صدیق را قابل اندیشیدن پیش بینی"}
{"book": "adl0119", "page": 472, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه\n۳۹۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nمیساخت همین بود که در قطعه عسکری گردیز قریب نصف آن کوهدامنی صرف\nو باقی از نقاط مختلفه افغانستان است گویا باین سبب داخل شدن در گردیز\nبی اشکال نیست . با ملاحظه اینکه بردن یک قوه قومی از خارج گردیز بسبب\nنزاعی که پیشتر جاریست از خطر خالی نمیباشد . این است قضیه پر پیچ گردیز\nکه سپه سالار صاحب خیال مرکز گرفتن آنرا دارد .\n۳ : پروگرام سپه سالار صاحب همین است وقتیکه در گردیز رسیدند\nدر آنجا متمرکز شده در بین اقوام جنوبی سموما و اهالی لوگر نیز یک وحدت\nفکری راجع بنجات وطن پیدا کرده ، حلقه اول سعیشان همین باشد که بدون\nخون ریزی و اجبار خلق به برادر کشی بقوت همین وحدت فکری اقوام سقو را\nبه صرف نظر کردن ازین غاصبیت جاہلانه مجبور سازند و اگر نشد ناچار از راه\nاستعمال قوت پیش بیایند .\nولی بدبختانه چیزیکه تا اینجا دیدیم و از پیش روی خبر داریم نشان میدهد\nکه یکدست مخفی برای نفاق و جنگانیدن اقوام و مغشوش ساختن امنیت\nجنوبی ابلیسانه و جدّیانه کار میکند . ولی قرار سابق معلوم نیست آیا این همه فسادها\nتنها کار محمد صدیق فرقه مشر بوده یا اینکه کدام دست دیگری این نقشه را"}
{"book": "adl0119", "page": 473, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه ۳۹۸ جلد اول ـ نادر افغان\nانجام میدهد. بهر حال که باشد ولی اوضاع چنین نشان میدهد که چون\nتا الحال در هر نقطه یک یاده قومی با هم جنگیده اند ازین رو مسئله از پیدا کردن\nاتفاق فکری در بین اقوام گذشته بلکه تنها جمع کردن چند قوم در یکجا از خطر خالی دیده\nنمیشود\n٤، وقتیکه جناب سپه سالار صاحب بگردیز برسند، از انجا یک\nلشکری باید تشکیل بدهند این لشکر اسلحه لازم دارد که اسلحه آن پیشتر تصور\nمیشد که در جباخانه گردیز طبقا آماده و موجود خواهد بود.\nولی حالا معلوم شد وقتیکه محمد صدیق فرقه مشر از درو و جناب سپه سالاً\nصاحب باز بموفقیت شان بپیش رفت مطلع شد یک حصه رابین اقوامی که\nطرفداری اورا بمقابل ایشان وعده داده بودند تقسیم کرد. حصه زیاد دیگرا\nعموم اهالی گردیز از هر صنفی که بودند، ببهانه مدافعه از حله افغان های که میخواستند\nبقوت در گردیز در آیند از جبه خانه ربوده اند اگر چه عدۀ اسلحه که گردیزیها گرفته اند\nخیلی وافر است . و اگر از ایشان جمع شود برای سد احتیاج لشکر کفان\nمیکند . اما حالا بعد از پیدا شدن نزاع و جاری شدن محاربه بین گردیزیها\nو افغانها نیکه حمله بردن با گردیزی ها تصمیم کرده اند و وجود نزاع و بودن کینه\nگردیزیها را خلع اسلحه کردن باید خیلی مشکل باشد ."}
{"book": "adl0119", "page": 474, "text": "وجود موانع مشکله در راه وحدت ملیه\n۳۹۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nه: یک پروپاگند قوی بر خلاف جناب سپه سالار صاحب\nخیلی بسرعت روز بروز بین اقوام شائع شده میرود که ایشان طرفدار\nامان الله خان هستند! و خفیاً بین شان روابط موجود است که این پروپاگند\nمضر حقیقةً ملتی را که مخالف امان الله خان هستند بر خلاف شدید جناب\nسپه سالار صاحب میسازد و اثر زیاد بخشیده میتواند و در پیش رفتشان\nهم طبعاً اثر بدی تولید میکند.\nاین بعضی اشکالاتی که ازینجا بنظر میآید بر علاوه عوائقی است که در آتی توجیه خواهد\nشد و فعلاً بخاطر نمیآید، نظریه اساسی همین است که اگر چه این عوارض پیش روی با شد\nو اگر عوارض و چند این پیش روی بیاید ولی پیشرفت باید کرد زیرا وطن در هلاکت و خطر\nمدہش است.\nاز زبروک بعضی مکاتیب بنام منصبداران ارگون که در آنجا یک قطعه عسکریست نیز\nفرستاده شد.\nمخالفت اقوام خروتی با حکومت ایمانی\nدر ۱۵ حمل از زبروک به چانخواه حرکت شد. ساعت ۱۲ بچانخواه\nرسیدند درینجا یک زمزمه شدیدی شنیده شده که اقوام زرمت"}
{"book": "adl0119", "page": 475, "text": "مخالفت اقوام خروتی با حکومت امانی ٤٠٠ جلد اول - نادر افغان\n\nو سر روضه پیشتر فیصله خود را بران نموده اند که ما هیچگاه سپه سالار صاحب را\nنمیگذاریم که ازین راه حرکت نمایند و دلیل این فیصله شان همین است که ایشان\nطرفدار امان الله خان هستند و برای استرداد تاج و تخت امان اللهی\nمصروف مساعی میباشند .\nاگرچه موضوع از اهمیت خالی نبود، اما بعد از قدری سنجش سپه سالار صاحب\nچند نفر از خوانین احمد زائی را بطرف سر روضه و زرمت فرستادند، که\nاین هیئت نقشه و خط حرکت شان را به این اقوام دانانده آنها را ازین\nمسئله مطمئن بسازند که ایشان قطعاً طرفداری هیچ شخص یا حزب را\nدرینوقت ندارند در اهالی این علاقه فرق محسوس نسبت بدیگر علاقه ها\nدیده میشود تا این جا افغانهای جدران بود ولی اینجا قوم (خروتی)\nاست، اغلباً تجارت پیشه اند چون در سرحد واقع هستند رفت و آمدشان\nدر هند زیاد است، باین سبب چه در طرز تعمیر و یا فرش خانه ها و یا لباس\nو خوراک و یا اوضاع عمومی شان باشد رنگ و رونق مخصوصیکه بانتظام\nو تمول دلالت میکند واضح است .\nشب خوانین و معروفین این علاقه خواسته شده در سر و بیان مطولی"}
{"book": "adl0119", "page": 476, "text": "پذیرائی سپہ سالار غازی در ارگون ٤٠١ جلد اول - نادر افغان\nاز حالت مملکت و نتیجه دوام پیشقوبرای شان داده شد. امروز بعضی ضابطه\nعسکری ارگون برای ملاقات آمدانها هم از بیانات مؤثر سپه سالار ضامتاثر شدند.\nپذیرائی سپہ سالار غازی در ارگون\nدر ١٦ حمل از چانخواه بطرف ارگون حرکت شد، عسکر ارگون برای\nاستقبال سلامی بیرون چاونی صف بسته سلامی رسمی را با فیر با توپ\nگرفتند طرف شب بعضی قضایای اداری چاونی از قبیل غلۀ عسکر و دیگر ضروریات\nآن فیصله شد برای منصبدار تا یک رتبه ترفیع و برای عسکر دو ماهه معاش\nبه مقابل استقامتی که تا امروز نموده اند وعده داده شد.\nبعضی برات ہا برای جدزائیہائیکه با ردو بودند داده شد تا از ارگون اسلحه\nگرفته متعاقب اردو بگر دیز بیایند .\nاشکال انگنی اہالی در اجراات نادری بنام طرفداری نشان حکومت امانی\nدر ١٧ حمل بطرف سر روضه حرکت شد چیزی که پیشتر از مخالف بودن\nاقوام این علاقه شنیده شده بود علانیه آشکار گردید، که در بین اهالی سر روضه"}
{"book": "adl0119", "page": 477, "text": "مخالفت اقوام زرمت با حکومت امانی ٤٠٢ جلد اول - نادر افغان\nوزرمت وکتوازچنین مشهور شده که جناب محمدنادرخان بطرفداری امان الله خان\nبوده میخواهند که سلطنت را برایشان بگیرند، لذا بالاتفاق در بین خود فیصله\nکردند که ما ایشانرا بگذشتن ازینجا واگذار نمیشویم .\nمشکل امروز از پیچیدگیهائیکه از طرف دریخیل ها واقع شده بود بیشتر است\nزیرا وقتیکه مفاهمه با دریخیل ها ممکن نشد اردو ازین راه حرکت داده شد\nحالا که اقوام زرمت و سلیمانخیل وکتو از دین راه هم مخالفت میکنند\nگویا نه تنها مشکلات نبودن راه دیگری پیش روی است بلکه این ضعیت\nهمان حلقه امیدواری را که در خوست گفته بودیم کاملا ساقط میکرد .\nدرینجا باید بگوئیم شاید پیش بینی همین حالت مملکت بود که سپه سالار\nصاحب را قبلاً برای این و ادار میساخت که نقشه وحرکت خود را بهمان\nاساسیکه پیشتر بیان دادیم گذاشته جزاز وحدت و اتفاق ملت دیگر\nهیچ چیز را درعملیات و تبلیغات ونطق ها و صحبت ها و مکاتبات خودند کار نمیفرمودند.\nدر ۱۸ حمل خوانینیکه آمده او اوضاعاً میگویند گذشتن سپه سالار ازین منطقه\nنه تنها مشکل است بلکه از خطر هم خالی نخواهد بود زیرا بالفرض اگر ما بگذاریم\nاقوامیکه در پیش روی میباشند نخواهند گذاشت، در اطراف این ممانعت"}
{"book": "adl0119", "page": 478, "text": "مخالفت اقوام زیر دست باحکومت امانی\n٤٠٣\nجلد اول - نادر افغان\n\nو متیقن بودن اقوام باینکه جناب سپه سالار صاحب طرفدار امان الله خان\nهستند زمزمه زیاد است افراد هر کاب جبه این زمزمه و افکار مخالفت مردم را\nبا فکر پریشان میدیدند تنها سپه سالار صاحب بهمان اندازه که انتظا میرفت\nازین حادثه پریشان دیده نمیشدند. واگر در دل های افراد همسفر امیدی باقیماینده\nبود، از مشاهده همین ثبات و بی تشویشی جناب اوشان بود و بس.\nموافقت اهالی با نظریات عالی سپه سالار غازی\nامروز جناب محمد نادر خان سپه سالار عموم خوانین سر روضه را به نزد خود\nخواسته با ایشان در مذاکره و مفاهمه آمدند. بعد از ختم شدن این مذاکره علت\nبی تشویشی و ثبات فکر نادری برای همه کسانیکه این قضیه را بدقت معاینه میکردند\nواضح گردید زیرا درین مذاکره ذات عالی نقشه و مرام اصلی خود را توضیح داده\nاند یعنی برای عموم خوانین و حاضرین همان مجلس با عبارت منطقی و استدلالی\nبعد از توضیح دادن حالت مملکت این را بیان فرمودند که در چنین وقت نازک\nو باریک که مملکت با خطر پاشانی و پارچگی تهدید میکند نه من بلکه هر انکه\nاحساس و شعور دارد میتواند مقعصبات و دیر شخصیاتی تنه اخطر مملکت را بیا فزاید"}
{"book": "adl0119", "page": 479, "text": "مخالفت اقوام زرمت با حکومت امانی ٤٠٤ جلد اول - نادر افغان\n\nبلکه علاوه بران در اینچنین وقت منتج هیچ ثمر هم نمیشود ازین رو در نین وقت\nمن نمیخواهم که بمفاد شخصی کسی کار کنم زیرا یگانه آرزو و مرام و خیالیکه دارم دور\nکردن بی اتفاقی و خانه جنگی است اما در قصۀ سلطنت هیچ خیال و فیصله\nندارم بلکه این قضیه را برأی انتخاب عموم واگذار میشوم، زیرا که اگر مسئلۀ\nسلطنت برضامندی عموم فیصله نیافت باز هم مملکت را خطر تهدید خواهد کرد\nپس بہمین خیال و نقشه و خط حرکت پیش آمده میخواهم بہ مملکت و وطن خدمت کنم .\nبعد از ختم شدن این مجلس بہ یقین رسید؛ اعتماد بزرگی که جناب\nمحمد نادر خان سپہ سالار در خط حرکت و همه اقدامات خود دارند همانا خالی\nبودن نقشۀ شان از غراض است ؛ چنانچه درین مجلس ثابت شد که این اعتماد\nشان خیلی بجا بوده است زیرا صحبت مطولیکه ما اختصاراً تر ا فوقاً بیان دادیم\nدر اہالی اینجا اثر واضح و نمایانی کرده بود .\nهمان اهالی که صبح دیروز زمزمۀ مخالفت داشتند بعد از مجلس امروزی\nخوش بختانه قدری طرفدار و مائل دیده میشوند، با وجود آن در یوبگر برید اقناع اما\nگذشت . رفته رفته خیالات اہالی سر روضه تبدیل یافته طرفدار پیش رفتن\nجناب اعلیٰ گردیدند. گویا نقطۀ امید یکہ از نظر رفته عبا ز بنظر امد ."}
{"book": "adl0119", "page": 480, "text": "حرکت سپه سالار غازی از زرمت ٤٠٥ جلد اول ـ نادر افغان\n\nمیر غوث الدین خان که در ۱۵ حمل با بعضی خوانین دیگر برای اصلاح کردن فکر اقوام زرمت\nو کتوا از حرکت کرده بود در ۲۱ حمل چند نفر از خوانین آنجا را به سر روضه فرستاد\nگویا میر غوث الدین خان موفق شد که اقوام آنجا را به بی طرفی و بیغرضی بودن\nسپه سالار صاحب قانع بسازد و با تفاق این خوانین و خوانین سر روضه\nفیصله شد که سپه سالار صاحب باید حرکت کنند زیرا اهالی از مخالفت\nو عنادیکه داشتند صرف نظر نموده اند یا اینکه پروا کنند یکه نسبت بطرفدار\nجناب محمد نادر خان از حکومت امانی درین سرزمین شده بود از دماغ آن ها\nرفع شده بالعوض متیقن شدند که اوشان تنها خدمت مملکت را مدنظر دارند\nنه شخص خود و نه شخص دیگری مراد ایشان است. بعد ازین تیقن خوانین واهالی\nکه حاضر بودند حرکت برای فردا قرار داده شد .\nحرکت سپه سالار از سر روضه به زرمت تردد\nاهالی بظن طرفداری حکومت امانی نسبت به سپه سالار\nغازی\nدر ۲۲ حمل حضر تعالی سپه سالار با نفری همر کابش براه افتادند چیز برا\nکه تمام اراکین اردو نا ممکن میدیدند امروز میسر شد یعنی با ربابسته"}
{"book": "adl0119", "page": 481, "text": "حرکت سپه سالار غازی از زرمت ٤٠٦ جلد اول ـ نادر افغان\n\nوار و مستعد حرکت است. منزل پیش روی در وسط اهالی زرمت\nخواهد بود. یعنی همان اقوامی که محض به مخالفت امان الله خان با هر دشمنش\nآماده و حاضر کمربستن هستند. چنانچه همین باعث طرفداری سقوط شده\nدر چندین میدان با عساکر امان الله خان محاربه کردند و حالا هم گمان اینکه\nسپه سالار صاحب طرفدار امان الله خان است بین خود قرار داده بودند\nکه ایشانرا نمیگذاریم که ازین منطقه بگذرند.\nبرای اقامت اردو در زرمت قرار داده شد که در قلعه نیکنام،\nبجای محمد رفیق خان منزل شود ولی در وقت حرکت از شخص مذکور مکتوبی\nرسید که فکر اهالی اینجا را موافق نمی بینم. ازین رو از ترس بدنام شدن خودش\nخواهش کرده بود که اردو بجای او نیاید. رسیدن این مکتوب فکر\nاراکین هیئت را قدری به تشویش انداخت و همان اطمینانی را که دیروز\nو امروز قبل از حرکت پیدا شده بود سلب نمود. ولی این مکتوب در چهره\nسپه سالار هیچ تأثیری پیدا نکرد، تصمیم خود را که بحسن نیت و بی غرضی و\nوحدت پسندی تحکیم شده بود بدل ننمودند بحرکت خود دوام دادند.\nآما اراکین هیئت با وجودیکه چند نفر خوانین زرمت که دیروز آمده اند"}
{"book": "adl0119", "page": 482, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٠٧\nحرکت سپه سالار غازی از زرمت\n\nبهیئت شامل بودند از راه احتیاط وضعیت را بصورت استعداد\nمقابله خطر اگر پیش شود ترتیب داده راه میرفتند.\nبا عمله و هئیت سپه سالار صاحب از افراد و اقوام مسلح قرار تعداد\nذیل نفری شامل بودند. که خود این افراد و اکثریت غالب اقوام شان مطلقاً\nفدائی و طرفدار نظریات جناب سپه سالار صاحب بوده و در حین پیش آمدن\nیک خطر برایشان اعتماد کلی در مدافعه و فداکاری میتوان نمود :-\nحاجی ۱۳- قوم ببرک خان جدرانی ٤٥- عبدالله خان تکه جدران ٤٠-\nمیرو و اختر جدرانی ٤٠- طوطا خیل ١٥- احمد زائی ٨٠- عمله مسلح ١٠-\nجمله ٢٤٣ نفر.\nباین عده مسلح که به وضعیت آمادگی مدافعه از خطر راه نوردی داشتند\nچنین امر داده شد که نفری همرکاب سرراست به د ابراهیم خیل، که از گردیز\nسه کروه فاصله دارد برود. دشت دور و درازی که بین سرروضه و ابراهیم خیل است\nبهمین وضعیت بی اطمینانی طی شد. الحق که سپه سالار غازی باین قضیه\nچهار روزه که پیش آمده است اهمیتی نداده آنرا بمانند امور عادی گذشتاندند\nولی طبعاً این بی اعتنائی شان دلیل متانت و بزرگی ایشان بوده است"}
{"book": "adl0119", "page": 483, "text": "وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤٠٨ جلد اول - نادر افغان\n\nاما اگر بخواهیم قضیه را بحوصله و نظر عادی بشر ملاحظه کنیم فی الحقیقت قابل تأثر\nو جای تنک حوصله گی و بیزاریست. برای توضیح مطلب وضعیت حالت\nهئیت همرکاب را درین ساعت با ئیکه این هشت دراز را می پیماید برای\nخواننده ترسیم میکنیم :-\n\nوضعیت رقت افزای امروزه وطن\n\nدر مملکت اغتشاش پیداشد. پادشاه آن از شاهی مخلوع و بالعوض\nبرادر خود را بر تخت گذاشت. مردم او را هم قبول نکرده سلطنت را\nیک دزد ظالم بی شرف غصباً تصرف کرد. ولایات و اطراف افغانستان\nدر یک تشتت و تذبذب عجیب افتاده است. در این بین طبقه که مضرترین\nطبقات و افراد جامعه هستند و همیشه بودن شورش به مفادشان تمام میشود\nدر این وقت از استفاده و کشال کردن مواد فساد کوتاهی نمیکنند. رابطه\nو مخابره در بین ولایات هم موجود نیست که یک ولایت از فیصله و خط حرکت\nولایت دیگر واقف بوده باین ذریعه در اینچنین وقت خطر افلا یگانگی و اتفاقی\nدر مملکت بماند و الحاصل از هر طرف پارچگی و تشتت و خودسری پدید ظاهر است"}
{"book": "adl0119", "page": 484, "text": "وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤٠٩ جلد اول - نادر افغان\nو نزدیکترین نتیجه و خیمیکه خدا ناکرده ازین اغتشاش برای مملکت پیش شود\nپاشانی و پارچگی و از هم گسیختن است. درین عالم خطر و بحران و اختناق و\nآتش جناب محمد نادر خان سپه سالار در یک گوشه دور عالم منزوی بودند\nاز شنیدن همچه حوادث تباه کن جامعه وطن عزیز خود خیلی متأثر و بیتاب شده\nاز حس ملت پروری و فرط وطنخواهی خود را در این گوشه جنوبی مملکت میان\nآتش سوزان افغانستان انداخت ذاتی است که بنام کارداری آمده اند،\nبل حیثیت ملی را بخود گرفته از نقطه نظر اصلاح برای نجات مملکت آمده اند\nنه امارت، نه وزارت و نه منصبی را بخود مستدعی است، ندای شان\nهمین است که مملکت در خطر میباشد.\nالای اقوام افغان بیائید تا خود را از مصیبت پراگندگی و نفاق\nرهانیده همگی متحدا و متفقاً معاملات مملکتی خود را فیصله کرده نگذاریم که تشتت\nو پارچگی در بین ما راه یابد.\nولی بیائیم درین دقیقه که این زعیم خیر خواه بر سر این هیئت همسفر و همفکر\nخویش قرار گرفته به وضعیت احتیاط از خطر حمله بعضی از همین اقوامی که ایشان\nبرای خیر و راحت آنها خود را باین عالم تهلکه و زحمت انداخته این دشت را می پیمایند"}
{"book": "adl0119", "page": 485, "text": "وضعیت رقت افزای امروزه وطن ٤١٠ جلد اول - نادر افغان\n\nبه بینیم آیا وضعیت شان چنین نشان میدهد که زعیمی از بین مملکتی که بآن احتیاج\nدارد میگذرد؟ نه والله بلکه این وضعیت چنین نشان میدهد که گوئی کاروان\nاز کار دار های سلطنت منحل شده نیست که میخواهد ازین منطقه عبور کند\nو اهالی بعضاً بعبورشان موافق و برخی بظن طرفداری از حکومت امانی مخالف\nالحق این منظره خیلی اندوهناک است که بیننده با حس را بتأثر میآورد. و\nمدار تأثر تنها این است که چرا یک فرد خیر خواه در بین خود ملت ، سرگردان\nاز ملت شود ؟\nبلکه علاوه بران چیزیکه حزن و تأثر را زیاد میساخت همین است که دقیقه\nکه از سلطنت سقوی بگذرد در حقیقت گامی است که افغانستان بطرف\nبر بادی می بردارد .\nعزم خلل ناپذیر نادری\nبهر حال چیزیکه آن حزن و تأثرات را کم میساخت عبارات تسلی\nو اطمینان جناب محمد نادر خان سپه سالار بود زیرا هر وقتیکه در موضوع این\nاقوام که در حقیقت مخالفت خیر خود را میکردند و در راه نجات وطن خویش\nسنگ عارضه میشوند بحث رانده میشد . ایشان بتعرض آمده میفرمودند"}
{"book": "adl0119", "page": 486, "text": "عزم خلل نا پذیر سپهسالار غازی ٤١٠ جلد اول ـ نادر افغان\n\n« اینچنین اقوام در حقیقت بسیار ملامت نیستند زیرا چون طبقه کار دار\nو کلانهای مملکت تا به امروز بسا مظالم و تکالیف را بر ملت تحمیل و شاه مخلوع\nبر خلاف عرف و عادات ملی تعمیل داشت لہذا اکثر حصه این مخالفت نتیجه\nهمان حرکات دل آزار امانی است، ازینجهتہ وقتیکہ کدام شخص یا قومی مخالفت\nمیکند من او را بنظر دشمنی و رقیب نمی بینم ؛ بلکہ یقین دارم کہ آنها بمطالب\nو مقاصد اصلی من پی نبرده اند . لذا تکراراً بة ترسیم و فهماندن مطلب خود\nقیام میکنم ، اگرچہ در بین بعضی مغرضین پول خور و فساد پیشہ بوجود است ولی\nعموم یکجماعہ طبعاً مغرض نیستند. از این رو اگر دلیل انسان صحیح باشد\nمیتواند ہمہ عوارض را رفع کند چنانچہ بتائید این قول خویشناًلاً حادثه چهار روزه\nسر روضہ را میگذشتاندند . »\nاگر چه دلع باین کلمات تسلی داشت اما باز هم خطره پیش روی که\nفرودگاه بین اقوام زرمت است ؛ در حالیکه اهالی آنولا خاصتاً و خوانین\nآن علاقہ مخصوصاً مخالفت جدی امان الله خان را گرفته جناب سپهسالار را\nاز جملہ طرفداران او میدانند ، بیشتر افکار را مشغول میساخت .\n***"}
{"book": "adl0119", "page": 487, "text": "مواصلت موکب نادری در مرکز جنوبی\n٤١٢\nجلد اول سراج الاغان\n\nمواصلت موکب نادری در مرکز جنوبی\nنفری همرکاب طرف عصر با براهیم خیل که بفاصله چهار کروهی گردیز\nواقع است رسید لیوانی فقیر که در صحیفه «۳۹» مذکور است با عده از\nمریدهای خود درینجا ظاهر شد و برای چند دقیقه بحضو سپه سالار صاحب\nفائز گردید، مدار صحبتش درین مجلس خواستن تفنگ کارطوس و پول بود\nبمقابل اینکه او حاضر است قوم خود را بذریعه فتوی دادن طرفدار بسازد.\nدر صبح ٢٤ حمل خان احمد زائی میرغوث الدین که از چا نخواه برای\nانجام بعض کارها پیشتر حرکت کرده بود با یک عده قومی و خوانین احمدزا\nبا براهیم خیل آمدند.\nاولین کاریکه مد نظر بود تشکیل دادن انتخاب مرکز است که آیا\nگردیز را مقر و مرکز اتخاذ کنند و یا اینکه کدام جای دیگری برای مرکزیت\nانتخاب شود در حالیکه عرائض زیاد خوانین و معروفین گردیزی که مشعر از طرفد\nو منتظری بود نیز بحضو سپه سالار صاحب رسیده است.\nولی مناسب تردیده شد که در مقام بالا ده مرکز گرفته شود، ازین"}
{"book": "adl0119", "page": 488, "text": "اثر ورود موکب نادری در گردیز ٤١٣ جلد اول - نادر افغان\n\nمرکزیت برای محمد صدیق و حاکم اعلای گردیز اطلاع و دعوت فرستاده\nشد تا در آنجا بیایند درین روز اعزه و خوانین و اقوام اینجا جوقه جوقه برای\nتشرف و اظهار موافقت با خط حرکت و نقشهٔ سپه سالار صاحب بحضور\nشان حاضر میشدند .\nقرار فیصلهٔ دیروز بطرف بالا ده حرکت شد و آنجا بطور مرکز موقت\nبرای جمع شدن اقوام و جرگه کردن در اموریکه قابل بحث باشد تعیین گردید.\nاثر ورود موکب نادری در گردیز\nرسیدن خبر دعوت سپه سالار محمد نادر خان در گردیز با جوش و حیثیت\nزیادی تلقی شد و حاکم اعلیٰ هم آنرا نظر باینکه عموم پذیرفته اند قبول کرد، اما\nمحمد صدیق فرقه مشر الی یکشبانه‌روز آنرا بآسانی قبول نکرد چنانچه خوانین\nگردیز رفتن را ببالا ده برسر او تحریک آقای الله نواز خان که جرأت کرده\nبگردیز داخل شده بود باین دلیل جبراً قبولانیدند . چون بین ما و شما راجع\nبه قبول و عدم قبولیت بحث و مباحثه موجود میباشد بهتر است که جناب\nمحمد نادر خان خیرخواه را که تا اینجا آمده و میخواهد اینچنین منازعات مملکت را از"}
{"book": "adl0119", "page": 489, "text": "اثر ورود موکب نادری در گردیز\n٤١٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nرفع نماید در ینموضوع حکم قرار دهیم.\nسپه سالار صاحب شب را بنا بر دعوت احمد زائیها در قلعه های شان\nگذرانیده صبح واپس ببالا ده تشریف آوردند.\nدر ٢٦ حمل آقای شاه ولیخان که پیشتر از خوست جدا شده بودند\nببالاده رسیدند - حاکم اعلی و محمد صدیق و باقی مأمورین وعموم خوانین و\nروشناسان گردیز هم ساعت ٩ ببالاده آمدند ولی محمد صدیق که طرفدار\nجدی بچه سقو است با خود ٣٠٠ نفر سوار و پیاده نظامی آورده بود که\nاغلب اینها کوهدامنی وعموماً سقوی هستند.\nچون اساساً نقشه سردار سپه سالار صاحب پیدا کردن رشتهٔ\nتوحید ملی میباشد لذا طبعاً سرو کارشان بیشتر با اقوام وافراد ملت است\nازین رو بعد از یک ملاقات مختصر با حاکم اعلیٰ و محمد صدیق و باقی مأمورین و\nخوانین و کلان شوندگان گردیزی که باتفاق و انتخاب عموم بانجا آمده اند\nدر یک مسجدیکه قریب بود منفرد شدند. درین مجلس گردیزیها با حرارت\nزیاد و صمیمیت طرفداری خودها را با افکار خیرخواهانه سپه سالار نشان\nداده آمادگی خود را با نجام و متابعت هر نقشه و امری که برایشان داده"}
{"book": "adl0119", "page": 490, "text": "اجمال وضعیت امروزه جنوبی موقعیت محمد صدیق ۴۱۵ جلد اول - نادر افغان\n\nشود اظهار کردند درینجا بهتر است که جهة استطلاع ناظرین از مجاری عمومی این سرزمین ذیلاً تبصره را بنویسیم تا در اذهان حوادث آن سامان خوبتر خاطر نشان شود :\nاجمال وضعیت امروزه جنوبی موقعیت محمد صدیق تقوی\nدر صحیفۀ (۳۹۵) قبلاً نگاشته شد که از اشکالات آتیه یکی اینست که بین گردیزیها و اقوامیکه در گرد و نواحی گردیز اند از چند ماه باینطرف مقاتله جاریست و خود همین نزاع احتمال دارد در آینده مشکلات زیادی را سبب شود ، کنون بفضل الهی و حسن تدبیر یکه دیروز برای اطمینان دادن گردیزیها بخرچ رفته بود می بینیم یک عدۀ بزرگ از معتبرین و کلان شوندگان گردیز در بین احمدزائی ها با کمال گرمجوشی و همدردی ملاقات و بازدید داند که علاج اینفقره را همان مکاتیب خوانین احمدزائی کرده بود که برای گردیزیها قبلاً فرستاده بودند و در ان اطمینان صرف نظر از عداوت گذشته را بمناسبت ورود جناب محمد نادرخان سپه سالار داده بودند .\nدوم محمد صدیق فرقه‌مشر بعد از مغلوب شدن اقوام جنوبی در محاربۀ ۱۳۰۴"}
{"book": "adl0119", "page": 491, "text": "اجمال وضعیت امروزه جنوبی در معیت محمد قطب الدین ٤١٦ جلد اول - نادر افغان\n\nدرین سمت بصفت منصبدار عسکری معین شده فقرات جزائیه چندین\nقبیله و خانواده را تنفیذ داده، و با چند قبیله بطور مخصوص ظلم و شدت\nجابرانة استعمال کرده بود، پس آمدن او درین علاقه قبل از اینکه\nیک حکومتی تشکیل شود، و امنیت و تصرف مطلقاً بدست اهالی باشد از\nتصور خارج بود ولی اینک در بالاخانه نشسته آزادانه هر طرف سیر و تماشا میکند\nسوّم: در تمام این حوادث مرقومه کلمات حرکت و سفر با سهولت\nاستعمال گردید. در حالیکه در آنوقت از یک ده بدیگر ده بهمانقدر\nآسانی که نوشته شده مسافرت ممکن نبود زیرا درین میدانها و دره‌ها و قریه‌ها\nو قصبه‌ها که از اقوام و قبائل متعدد آباد اند البته در وقت بودن سلطنت\nچون این اقوام تابع قانون امنیت بوده، با هم خواه مخواه خوب میباشند\nسهل است. اما در موقع فتور چون این اقوام منازعات دیرینه چندین\nساله گرفتار میشوند. امریست نهایت صعب و مشکل.\nخوشبختانه کنون در همین سرزمین که تا دو روز قبل بکلی غیر مأمون و\nعبور و مرور از ان خطرناک بود. سکون و آرامی است! و خیلی افراد\nو جماعه‌ها بطرف بالا ده آمده میروند یا از یک ده بدیگر ده رفته میتوانند"}
{"book": "adl0119", "page": 492, "text": "وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه ٤١٧ جلد اول - نادر افغان\nاین امر فوق العاده ایست که فکر همۀ را و رو و سپه سالار صاحب مشغول\nساخته و بعضاً بشوق اشتراک در دعوت شان مبنی دیگر مبل اطلاع یافتن\nاز دعوت شان مطلقاً عداوت و منازعات فردی یا قومی را برطرف کرده اند\nچهارم : درین منطقه بعضاً در مسئله سلطنت منتظر و بطرف ، وحصه مهم آنها\nکه از حکومت امانی منزجر و خسته خاطر بودند جداً به مخالفت شاه مخلوع ایستاده بودند\nو هر شخصی را که اندک یک نسبت با شاه میداشت بنظر اشتباه میدیدند - و عدۀ\nدر اثر رشوه و تطمیع بچه سقو و نفرت از حکومت ماضی چشم و گردن خود را بسته سقوزده\nو کابل را غیر از ان چیزیکه دیده و شناخته می بودند نشان میدادند .\nوقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه\nدر عصر ٢٦ حمل بقته صدای فیرها از هر طرف بلند شد در حالیکه به زیر تپۀ\nبالاده مخلوط عجیبی از اقوام دوست و دشمن حاضر است و در بین آن سه صد نفر\nعسکری که حصۀ اعظم آن کوهدامنی و باقی آن سقوی میباشند نیز موجوداً\nکه البته بودن سقویها در این بین از خطر زیاد خالی نبود .\nفیر با شدت گرفت و صداهای تفنگ مترقی و مرمی از هر طرف"}
{"book": "adl0119", "page": 493, "text": "وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه 418 جلد اول ـ نا در افغان\n\nبمیدان اصابت، و لحظه بلحظه در شدت افزوده میرود که فیر میکند؟\nمراد او چیست؟ از خود است؟ یا بیگانه؟ هیچ معلوم نیست !\nدرین بین تنه چندین زخمی و مقتول بر زمین خورده وضعیت فوق العاده\nکسب وخامت و هشت کرد .\nگرد باد شدید اطراف را گرفت 30 نفر عسکر فرقه مشر از بین غایب\nشد شاید طرف گردیز را گرفته باشند. هر کس در هر کنجی که هست خود را\nدر همانجا مستحکم ساخت . هر حزب بر حزب مقابل خود بدگمان بود .\nوضعیت حادثه قریب 25 یا 30 دقیقه دوام داشت ، وقتیکه\nفیرها آرام شد روی میدان غیر از مجروحین و نعش های مقتولین دیگر کسی\nنبود. در منجمله 4 نفر سواران همرکابی هم جام شهادت را نوشیدند ـ\nانا لله و انا الیه راجعون سپه سالار از دیدن این حال چون اصل\nماده و علت نزاع معلوم نبود که از کدام طرف؟ و بچه قصد بوده است؟\nبملاحظه ناوقت بودن روز تحقیق این حادثه را بآتیه موکول داشته از مسجد\nبقلعه مراجعت فرمودند . در اثنای این فیرها محمد صدیق فرقه مشر حاکم اعلی\nدر یک بالاخانه نشسته بودند که بعین میدان که در ان این قیامت بر پا شده بو[د]"}
{"book": "adl0119", "page": 494, "text": "وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه\n٤١٩\nجلد اول - نادر افغان\n\nحاکم است وضعیت آرام شد و مردم از هر طرف برآمده میرفتند\nاز هر طرف همین سوال است که (این فساد از کدام طرف بود؟) بعضی از\nاحمد زائی ها گفتند محمد صدیق فرقه مشر از بالاخانه این فیرها را کرده که شاید\nکدام نشانی برای نفری خودش بوده است. اما کسانیکه با او در اطاق\nبودند این شهادت را نمیدادند، فریق دیگر میگویند تیره وال ها این فساد را\nبرپا کرده اند، همچنین هرکدام و هر قوم بحق یا بناحق این حادثه را بپای رقیب\nخود تمام میکرد. تحقیقات هیچ فائده نمی بخشید، زیرا باصطلاح قومی\nدرین میدان مردم ارجل شریک بود، معلوم شده نمیتواند که از کدام\nطرف و بچه قصد (این فساد شورانده شده است) بهر حال هر که بود\nولی طبعاً مفسد بزرگ بوده است، زیرا امروز یک قضیهٔ اصلاح قومی\nبین گردیزیها و دگر اقوام (که از چند ماه با هم نزاع و مقابله داشتند) خیلی\nبا اهمیت است، روی کار بود. علاوه برین، چیزیکه میتوانست\nقضیه را خیلی تیره بسازد همین که خوانین و معتبرین گردیز اعتماد و دل کرده\nبمجرد دعوت شدن بدون اهمیت دادن مقاتله های چندین ماهه آمدند\nو فعلاً درین میدانیکه این فساد شده است حاضر هستند، مگر فضل خداوند"}
{"book": "adl0119", "page": 495, "text": "وقوع یک حادثه از طرف عناصر فساد پیشه ٤٢٠ جلد اول - نادر افغان\nبود که بهیچیک از گردیز یها درین مصیبت آسیبی نرسید . تاریکی رسید وشب\nشد هر کس در هر نقطه که بود همان جا ماند . شب هم به تردد و وسواس گذشت\nزیرا که علت ومحرک واقعه عصر دیروزه معلوم نبود ازین رو هر کس احتمال\nمیداد که شاید باز انواقعه طرف شب تکرار شود . علاوه برین توهم سیرنشدن\nخوراک و پوشاک در این اندیشه وتکلیف می افزود .\nقبلاً مرقوم شد به سبب ظلم و جبریکه محمد صدیق با بعضی اقوام احمدزائی\nکرده بود نسبت بخود خیلی دلهای پرکینه و عداوت پیدا کرده است جناب\nسپه سالار صاحب مخصوص برای اینکه کدامی از ان دشمنان انتقام\nجوی محمد صدیق از موقع استفاده کرده اذیتی بوی نرساند . چند نفر\nاز خوانین احمد زائی را برای محافظت و نگهداری او از طرف شب معین فرمود\nشب در قلعه که سپه سالار صاحب قیام داشتند خیلی خوانین\nجمع بودند ؛ مذاکرات زیادی دائر شده است از انجمه د قوم بار و خیل\nاحمد زائی ، بود که محمد صدیق فرقه مشر را مطالبه میکردند تا قصاص وانتقام\nمقتولین و مظلومین خود را از وی بگیرند . فریق دیگر حاکم اعلی را میگفت\nکه طرفدارا مان الله خان است با او را نمیخوانیم که در گردیز بماند ."}
{"book": "adl0119", "page": 496, "text": "نظربندی محمد صدیق فرقه مشر سقوی\n٤٢١\nجلد اول - نادر افغان\n\nنظربندی محمد صدیق فرقه مشر سقوی\nبالآخر، بعد از مباحثات زیاد فیصله برین شد که حاکم اعلی و محمد صدیق نباید\nبگردیز پس عودت کنند. زیرا هر کدام بیک مفاد و نقشهٔ جداگانه که منافی\nوحدت ملیه است عمل میکند لذا هر دو در وسط یک قوم بیطرف\nمحافظت شوند.\nدر ۲۷- حمل طرف صبح اولین کاری که اجرا شد بردن حاکم اعلیٰ\nو محمد صدیق فرقه مشر بطرف رود احمد زائی بود. که قوم متعهد حفاظت\nآن برای اینکه از کدام طرفی بر محمد صدیق فیری نشود قرآن های شریف را\nبر سر گرفته بودند. ساعت ۱۰ اردو بطرف رود احمد زائی انتقال کرد.\nوجود مصروفیت تازه اثر این حادثه\nمعلوم میشود مراد از تحریک فساد پریروزه در بالا ده منحل کردن اقوام\nو پیدا کردن یک مقاتله بین آنها بوده است. ولی اگرچه بفضل\nخداوند مسئله باندازه مقاتله و منازعه قومی نکشید و در ان واقعه"}
{"book": "adl0119", "page": 497, "text": "وجوه مصروفیت تازه در اثر وقوع حادثه\n٤٢٢\nجلد اول - نادر افغان\n\nبدون از نفریکه اجل شان درین واقعه مقدر بود کسی تلف نشد چون قاتل\nیا مفسد اصلی معلوم نبود ازین رو این کشتگان و مجروحین در پیدا کردن یک\nفساد قومی اثر بدی را وارد نکرد. با اینکه این حادثه بخیر گذشت ولی طبعاً\nبعضی اشکال و تأثیرات معنوی در نقشه سپه سالار صاحب که عبارت\nاز توحید اقوام و جمع کردن شان در یک نقطۀ فکری است تولید کرد.\nاز انجمله اینکه اقوام جدران که تا حال با نفری همرکاب شامل بودند\nاین حادثه را تحریک احمد زائی گفته خود را از بین کشیدند. همچنین در منگلها\nاین حادثه یکنوع بی اعتباری پیدا و در جماعه های خورد و بزرگی که دران\nروز حاضر بودند تأثیرات مختلفی بخشیده است عوض اینکه امروز از\nمصالحات قومی و دیگر جزئیات که در بین است باید فارغ بوده در اقدامات\nاساسی شروع میشد. از اصلاح تأثیرات این واقعه یک مشغولیت\nابتدائی سر از نو پیدا شد. چنانچه روز ۲۸ حمل در تحقیق و تدقیق و انجام دادن\nاین مسئله و تحریر بعضی مکاتیب و معاملات تبلیغیه گذشت. در عین زمان\nبگذاشتن یک خط حرکت و نقشۀ موافق تری برای جمع کردن اقوام\nو تمرکز در گردیز و تشکیلات دیگر تصمیم کرده شد برای اداره ملکی گردیز"}
{"book": "adl0119", "page": 498, "text": "سقوط طیاره حامل اعلانها سقوی ۴۲۳ جلد اول - نادر افغان\n\nآقای عبدالغنی خان پسر لعل گلخان و براے مراقبت امور نظامی\nآقای سید محمد خان بتصویب گردیزیها انتخاب و تعیین شدند.\nسقوط طیاره حامل اعلانها سقوی\nدر ۲۹ حمل یک طیاره از طرف کابل آمده بعد از انداختن چند قطعه\nاعلان در حدود گردیز و نواحی آن بطرف خوست پرواز نموده وقت\nعودت بکابل گردیزیها فیرهای زیادی بر آن نمود بسبب خوردن گوله\nبه نل چه تیل آن مجبور به فرو آمدن گردید. اعلا نیکه در بخدود می انداخت\nدر ان با عبارات بریده اتهامات فضول و جمله های مضحک از قبیل اینکه\nسپه سالار ملک کفر رفته است مرقوم و در آخرش اعلان جوائز متعددی براے\nکسیکه بایشان و یا یکی از برادرهای ایشان اسیبی برساند تعیین کرده بو\nولی از چنین اعلانات مجال هیچ خوف یا اندیشیدن نبود زیرا از روی\nاحساسات عمومی که اقوام این سرزمین نشان میدهند. یقین کامل حاصل\nبود که عموم اقوام اینجا با یک خلوصیت صمیمی اطراف سردار سپه سالار\nمجموع و ایشانرا کما هو حقه یک زعیم و یا رهبر ملی خود قرار داده اند"}
{"book": "adl0119", "page": 499, "text": "سقوط طیاره حامل اعلانہا سقوی ٤٢٤ جلد اول - نادر افغان\n\nچنانچه تا عصر صدہا ازین اعلانات را مردم آورده و عبارات انتقام\nو نفرین را بالنسہ بچہ سقو اظهار میداشتند حتی بعضیها همین اعلانات را\nدر دیوار ها نصب کرده چانماری مینمودند. خود طیاره در گردیز محفوظ\nو پیلوت های آن تحت النظر گرفته شدند .\nامروز جناب سپه سالار صاحب با آقای سردار شاولیخان بطرف\nقلعہ گلی منگل که بفاصله سه کروهی این قلعه واقع است برای دیدن اقوام\nحرکت نمودند. شب را در جای محمد گلخان تولیمشر قوم طوطا خیل\nگذشتاندند. فردای آن سردار شاه ولیخان را برای تسویہ بعضی\nامور سر راست بطرف کوهسین فرستادند .\nزہر طرف که شود کشته نقص اسلام است\nخبر سقوط طیاره از طرف خوانین و عموم اقوام بخوشی زیاد تلقی شد\nو در حقیقت هم جای خوشنودی بود زیرا سقوط این طیاره عبارت از\nکم شدن یک جزئی از قوای سقوی بوده است .\nاما چیزیکه درین انقلاب موجب تأسف و حسرت است همانا اگر یک\nدو طیاره از طرف امان الله خان بکابل می آمد البته سقو آنها را زخمی و"}
{"book": "adl0119", "page": 500, "text": "زیر طرف که شوکت نقص اسلام است ٤٢٥ جلد اول - نامه افغان\n\nمعطل ساخته بزمین می‌انداخت و البته خوشنود هم میشد. ہکذا ہر قدر\nذخائری که تلف میگردید. و کارطوس و عمارات و غیر آن که برباد و خراب میشد\nهر جهته هر قدر تلفاتی که بجهته مقابل میرسانید همانقدر باید خوشنود و خود را\nکامیاب میدانست و حق بطرف هم بود زیرا دشمن خود را ضعیف ساخته است\nبیائیم در حقیقت قضیه که آیا جوانها ئیکه در این محاربات خون‌هایشان بسیار\nبیرحمی هدر و تلف شده و میشود و نیز جباخانه واسلحه و توپ و عمارات و طیاره\nهائیکه تلف شده و خواهد شد آیا مال کیست ؟ و خسارهٔ آنها عاید کیست؟\nو گرنه این خساره ها را در آتیه که خواهد کرد؟ اینها تاثری بود که از دل های حساس\nخون میچکانید!\nولی سیلابسیست که آمده البته تازمانیکه سیلاب جوشش و هجوم خود را پوره\nنکند جلو آنرا نمیتوان گرفت. از یکطرف این اوضاع با چشم گریان دیده میشد\nواز طرف دیگر یک طبقه افرادی بنظر می‌آمد که محض برای آب خت کردن\nو ماهی گرفتن آنقـــــــدر سرگرم تیره کردن وقائع هستند که شخص حزن را\nهزار چند میساخت."}
{"book": "adl0119", "page": 501, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ ( ٤٢٦ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nآقای محمد گل خان مهمند رئیس وفد مشرقی که بمعیت جناب سردار\nمحمد هاشم خان در تمام آن مجاهدات وطنخواهانهٔ شان که به سمت مشرقی مصدر\nشده اند، خدمات مهمی را انجام داده اند و در موقع فتح کابل بهمرای سردار شاه ولیخان\nفاتح و سردار شاه محمود خان غازی مظهر کار روائیهای درخشان گردیده اند.\nو تذکرهٔ مساعی جمیلهٔ این ذات فهمیده در صفحات ٤٣٣ و ٥٤٧ و ٥٥٠\nو ٥٥٦ و ٥٥٧ و ٥٥٩ و غیره مذکور است"}
{"book": "adl0119", "page": 502, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 503, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٢٦\nورود وفد مشرقی بحضور سپه سالار غازی\n\nورود وفد مشرقی بحضور سپه سالار غازی\n\nبه ۲۰ حمل یک مسئله تاریخی خیلی با اهمیت و قیمتداري روی کار\nشد که در تاریخ مشرقی و جنوبی مثیل نداشت . و آن همینکه از طرف مشرقی\nیک وفدیکه عده آنها ۱۳۰ نفر بود و نماینده تمام اقوام مشرقی بودند\nکه جهت سلام حضر تعالی سپه سالار و مذاکره و تبادلۂ افکار با اقوام\nجنوبی آمده اند .\nکلان این وفد و یا موکل عمومی اقوام علاوه برین نماینده های قومی\nآقای محمد گلخان مهمند بودند سپه سالار صاحب برای استقبال این وفد\nچند قدمی بیرون قلعه برآمدند - نطق پر منطق و تبریک ورود این\nوفد را بجنوبی که (برای بار اول در تاریخ این دو سمت چنین\nتمایل ملی و همفکری و همدردی واقع میشود) گفتند و شکریه این\nاستقبال و ایرادیه را از طرف عموم مشرقی و نماینده های آنها\nجناب محمد گل خان ادا نمودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 504, "text": "لایحه مرتبه وکلای مشرقی ٤٢٧ جلد اول - نادر افغان\n\nلایحه مرتبه وکلای مشرقی\nطرف شب یک لایحه که در ان مفکوره اهالی مشرقی برای اهالی\nجنوبی راجع باین انقلاب ترتیب شده است برای مذاکره پیش شد مشرقی\nدرین لایحه بعد از ذکر کردن یک تمهیدی (راجع بسبب انقلاب کردن خودشان\nمخصوصاً خروج امان الله خان از قید عرف و عادت ملی و دوچار کردنش\nملت را به این تشتت و بحران بسبب افراط کاری که در تعقیب پروگرام خیالات\nخود کرده بود و غیر آن) اساسیات و مطالب زیادیر ابقید تحریر آورده\nبعد از ان عقیده خودها را در باب بچه سقو که غاصب است و میخواهد برغم\nرضای ملت سلطنت نماید و نیز معایب و نواقصی که بچه سقو با ضرر هائیکه\nسلطنت کردن او دارد بیان داده بالآخره فیصله قطعی خود را نشان\nدادند که باید صورت این نارضائی خود را با امضاهای عموم اهالی جنوبی\nو مشرقی برای بچه سقو بفرستیم تا بموجب این اخطار از سلطنت برطرف\nشده مسئله پادشاهی را به رأی انتخاب عمومی واگذار شود و اگر\nاین اخطار را قبول نکرد ما اقوام بالاتفاق بهیچ استراحت در بسیج"}
{"book": "adl0119", "page": 505, "text": "اثر ورود وفد مشرقی و مخالفت جدی با حکومت امانی ۴۲۸ جلد اول - نادر افغان\n\nمشاغل حیاتی متوجه نخواهیم شد تا زمانیکه این شخص غاصب و سافل را\nبا عموم طرفداران اصلی بقصاص اضرار و تباہی کہ موجب شدہ اند رسانیم\nچون هیچ حرکت اجتماعی بدون از داشتن یک زعیم و قائد یا پیشوا بانجام\nرسیده نمیتواند از آنرو ما عموماً زعامت و پیشوائی جناب محمد نادر خان سپہ سالار\nصاحب را که تا امروز در صحنه وطن مظهر خیلی احساسات خیرخواهانه و همیشه در\nاجراآت و عملیات خویش نمونهٔ بزرگ اعتدال و دور اندیشی بوده اند و هستند\nتعهد میکنیم منفرداً ومجموعاً در زیر نقشه و ہدایت شان برآ هر نوع مجاهدت حاضر\nاین انذار نامه از طرف عموم که غالباً از خوانین و کلان شوندگان\nجنوبی هستند تائید و تصدیق شد، گویا این حسن تلقی نشان میداد که آمدن\nوفد مشرقی برای فردا تأثیر خود را کما هو حقه خواهد کرد .\nاثر ورود وفد شرقی و جنوبی، مخالفت جدی یا حکومت امانی\nدر اول ثور خوانین و جماعه‌های افراد از هر طرف بر آویدن وفد مشرقی\nآمده میرفتند . روز بیک گرمجوشی مرغوبی گذشت. هر وقتیکه مجلس\nتجدید می گردید همان لایحه انذار که از مشرقی آمده است قراءت میشد"}
{"book": "adl0119", "page": 506, "text": "اثر ورود در مشرقی بمخالفت جدی باحکومت بانی ٤٢٩ جلد اول - نادر افغان\n\nو سامعین بآن موافقت کرده در ذیلش امضا میکردند .\nاز فیصله اقوام اینجا بمردم زرمت و کتوا ز که سلیمانخیل هستند باز دم\nشمولیت شان درین اتحاد قومی خبر داده شد که آنها در جواب این انذار حزب\nچنین پیام فرستادند چون امان الله خان از طرف قندهار حمله کرونی است ما اول\nکشیدن او را از صفحه مملکت ضروری میدانیم بعد ازین اگرچه سقو لایق\nسلطنت نبود میتوان او را علاج کرد . این جواب و دیگر جوابہائیکه از طرف\nسلیمانخیل میرسید خیلی حیرت آور بلکه در بعض اوقات مستوجب تشویش میشد\nزیرا هر وقتیکه یک جواب از طرف آنها میرسید واضحاً آثار اعتناء وقت\nدر چهره جناب سپهسالار صاحب دیده میشد بجد یکه احیاناً بتفکر خیلی عمیق\nمیرفتند - در کتوا ز زرمت یک هیجان و جمع وجوش خیلی جدی شنیده میشود\nو همه بطرف غزنی و کلات مقر رای مقابله با عساکر امان الله خان که طرف\nکابل حمله کردنی است میروند ، گویا انقلاب است . هر که هر طرفیکه دلش خواست\nمیرود روز بروز اوضاع تیرگی پیدا کرده ، حالت خطر ناک مستقبل مملکت\nو زیادت خانه جنگی واضح تر شده میرود . تا حال سعی میشد یک گونه وحدت\nفکری در اقوام تولید شود ولی تکرار اثرات مخالفت و شکستاندن این نقشه"}
{"book": "adl0119", "page": 507, "text": "اثر ورود وفد مشرقی، مخالفت جدید با حکومت ثانی ۴۳۰ جلد اول - نادر افغان\n\nروی کار شده است. الی الآن هرچه اشکالاتی که پیش آمده است اگرچه\nمهم و کلی بود اما بهر حال تاثیر محدود داشت ولی در این دفعه مسئله وخیمتر و اثر\nمطول و عمیقتر دارد. زیرا بذریعه این اقدام زرمتی و کتوازیها یکنوع هیجان و\nتشتت در عموم اقوام دیده میشود و بالعموم نمیخواهند که امان الله خان پیشرفت\nنماید. جدرانی های دینخیل سراست با اقوام زرمت شامل جنگیدن با عساکر\nامان الله خان شده اند همچنین دیگر اقوام هم حس مخالفت و انتقام مشهود است\nتصمیم اهالی برفع وحشت سقوی\nاز قلعه گلی منگل بطرف رود احمد زائی به دوم ثور حرکت شد. چون\nدر این چند روز مسئله اصلاح اقوام و تلافی اساسی اثراتیکه از واقعه بالاده در\nبعض اقوام پیدا شده بود زیر نظر است لذا درین مورد دور و نماینده های\nمشرقی موثر افتاده و تکراراً یک حجم و جوش خوبی در گرد و نواحی رود احمد زا\nدیده میشود و تماماً امروز در خرابی و بد بودن بچه سقو قانع شده اند بعد از\nتبلیغات زیادیکه از طرف سپه سالار صاحب میشد در ذهنیت اهالی\nاین سمت این تأثیر پیدا شده که هرچند بچه سقو دوام کند هما نقدر تلافی اثرات به"}
{"book": "adl0119", "page": 508, "text": "تصفیه اهالی برفع وحشت سقوی ۴۳۱ جلد اول ـ نادر افغان\nاو در مملکت برای آتیه مشکل شده میرود ـ پس در رفع این مصیبت عجله باید\nکرد ولی از کدام راه باید پیش آمد ! تا امروز جرگه میشد و با اینکه در این\nجرگه ها بار ها برایشان فهمانده شده بود که راه آسان همین است که اقوام\nجنوبی متفقاً در لوگر، و اقوام شرقی از راه بتبخاک نیز به لوگر آمده یک\nخطاری بسقو زاده بفرستند هر گاه آن اخطار تأثیر نبخشید ناچار از راه\nقوت پیش میرویم ـ این نقشه از طرف عموم تصدیق میشد ولی چون سوقیات\nقومیست تا زمانیکه مطلب یک نقشه در اذہان ہر فرد تأثیر و تخمیر کافی نگیر\nالبته عزم کردن ممکن نبود ـ لذا تصفیه صورت این اقدام که تا امروز معطل\nمانده بود کنون ازین انذار نامه مشرقی فیصله شده مقرر شد که همین لائحه\nکه بران شرقی و جنوبی متحدا امضا و تصدیق کرده اند بلوگریها هم باید تقدیم\nشود تا سکنه لوگر نیز بر ان امضا و تصدیق نموده بعداً به بچه سَقَوْ روانه شود اگر\nتأثیری کرد خوب الا بہمان اساس مقرره آغاز حمله بروی کرده خواهد شد\nگویا فعلا سپه سالار صاحب در صدد بردن این لایحه بطرف لوگر میباشند\nو توقع میرود که اوشان یک حرکت قریبی محض بهمین مقصد خواهند فرمو"}
{"book": "adl0119", "page": 509, "text": "مخالفت عملی اقوام با قوای امانیه\n٤٣٢\nجلد اول - نادر افغان\n\nدعوت اقوام بجهة مقابله با قوای امانیه\nجنگ چرخ چگونه آغاز شد\nبوقت طلوع آفتاب ۳ ثور میر غوث الدینخان آمد با یک لهجۀ خیلی\nوارخطائی خبر رسیدن افواج سقوی را در التمور گفته و اعلان کرد که فوراً\nیک عدۀ اقوام را بآن طرف فرستادنی هستیم. این را گفته امر\nنواختن دهل های جمع آوریرا داد. دهل ها در تمام رود بشدت نواخته میشد\nهر قدر نفری که جمع میشدند همه را بعد از اطلاع بطرف تیره میفرستاد\nبهمین صورت تا ساعت (۱۱) هر چه نفری جمع شد بطرف تیره والتمور\nبرای گرفتن راه افواج سقوی که میگویند آمده است رفتند .\nمکتوبی از اقوام زرمت رسید که اگر فی الحقیقت جناب سپه سالار\nصاحب طرفدار امان الله خان نیستند یکی از برادران محترم خود را برای ما\nبفرستند تا اوشان بطور قائد یا سر مفرزه با ما در جنگ با عساکر امانی\nشامل شوند .\nاین یک دعوت خیلی مشکل بود زیرا یگانه نقشه و مرام و آرزوی"}
{"book": "adl0119", "page": 510, "text": "مخالفت عملی اقوام با قوای امانی\n٤٣٣\nجلد اول - نادر افغانی\n\nسپه سالار بر طرف کردن مظالم بچه سقا را بود چون شخصا یک نظریه\nیا مفاد خصوصی در بین ندارند اشتراک را در مقابله با امان الله خان\nعلاوه بر اینکه به نقشه شان علاقه نداشت البته در همچو یک اقدام مواخذه\nضمیر و مانع وجدانی هم میدیدند ازین نقطه که رفع کردن بچه سقا اولی تر است.\nتا امروز هر قدر دعوت که درین مور و از طرف زرمت میرسد جواب\nهمه آنرا سپه سالار بحسن تدبیر میدهند، اگر چه این جواب های\nسپه سالار در رفع مظالم سقوی مشکلات را تولید ، و در نقشه اصلی تاثیر\nو خیم داشت با وجود آن سپه سالار سلیمانخیل ها را ازین اصرارشان\nباز میداشت و به عموم اقوام و قبائل و مخالفین حکومت امانیه خفیہ و علانیه\nمیگفت که بچه سقا و مضمر تر و کشیدن او فعلاً اولی تر است.\nنماینده های مشرقی این پرو پاگند غوث الدین را که نسبت بسوقیات\nسقوی میکرد شنیده باین خیال که ما هم بزودی رفته لشکر های خود را\nبطرف کابل سوق میدهیم و داع کرده با آقای محمد گلخان که نمونه برجسته\nاحساسات این وفد بود علی العجاله عازم محلات خود گشتند .\nسپه سالار صاحب بعزم مخابره و مذاکره با لوگری ها و در عین زمان"}
{"book": "adl0119", "page": 511, "text": "جنگ چرخ چگونه آغاز شد\n٤٣٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nبغرض اطلاع گرفتن از سوقیات سقوی بطرف تیره حرکت فرمودند! باران هم بشدت میبارید، آقای شاه ولیخان بادسته همرکابی شان بطرف گردیز برای اداره کردن امورات مرکزی روانه شده در گردیز اهالی از دوقتا استقبال پرجوشی نموده نظامی باسلامی رسمی شانرا به فیر های توپ ایفا و عموم اقوام با حرارت ورود شانرا تبریک گفتند.\nسردار سپه سالار صاحب شب را در قلعه سفید که بدامنه تیره افتاده است گذرانیدند، صبح اقوام منگل بسرکردگی زلمی خان طرف لوگر روانه شدند. غوث الدین حاکم اعلی و محمد صدیق فرقه مشر را بقلعه سفید تیره آورد. و نظر بائیکه عائله حاکم اعلی در مچلغو از پیشتر آمده بود از این رو سردار سپه سالار مصلحت دادند تا حاکم اعلی بطرف مچلغو برود اما محمد صدیق فرقه مشر را در اردو گذاشته امر فرمودند، هرجا که اردوبه رود او هم به هیئت باشد. طره باز خان رئیس ارکان حربیه قوماندانی عسکری گردیز که با فرقه مشر در اول نظر بندی او از طرف سپه سالار صاحب مقرر بود حالا نیز با اوست."}
{"book": "adl0119", "page": 512, "text": "حرکت بطرف چرخ\n٤٣٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nحرکت بطرف چرخ\nچهارم ثور ساعت ۹ ونیم از قلعه سفید بطرف کوتل تیره حرکت\nومترل مقصود چرخ لوگر قرار داده شد. گویا امشب سپه سالار با مفرزهٔ خود\nدر منطقه که اصلاً زیر نفوذ بچه سقو است داخل خواهد شد.\nجمعیت های قومی از دیروز بطرف لوگر حرکت کرده اند و امروز نیز\nجمعیتیکه بیشتر آن منگلی واحمدزائی است و در پیش روی موکب جناب\nسپه سالار صاحب با سرودن غزل های جنگی ونواختن دهل های بلند\nحرکت دارند ازین معلوم میشود که سپه سالار صاحب بعد از مجاهدات یکنیم ماهه\nخود که برای اقناع مردم در ضرورت اسقاط بچه سقو صرف حسن حدت تولید\nکردند باوجود عوارض و اشکالات وتحریکات گوناگون که بارها مغرضین\nخفیهً و علناً مقابل شان می آورند، امروز برغم همهٔ آن عوارض یک\nگام مهمی در دائره اصلی مراد یا ندریکه برخود گرفته اند میگذراند (و آن نظریه\nعبارت از سقوط دادن بچه سقو، ومربوط ساختن مملکت است) لذا بد نخواهد بود\nاگر امروز از چندین نقطه نظر حالات استعدادی ایشانرا زیر نظر و تشریح بگیریم"}
{"book": "adl0119", "page": 513, "text": "مشکلات و موانع در راه موفقیت سپهسالار ٤٢٦ جلد اول ـ نادر افغان\nاشکال نبودن لوازم و ذخائر و دگر موانع :\nاین امر مسلم است که در حال منحل شدن یک حکومت فردی تمام مملکت\nهیچکس رسمیت و آمریت ، و مافوقی یک فرد دیگر را تسلیم نمیکند ، گو یا سردار\nسپه سالار صاحب از وقتیکه سرحد داخل شده اند، بهیچ حیثیت یا معنی کلمات\nرسمیت ، آمریت ، و یا حکومت بخود نداشته، تنها بصفت یک زعیم یا\nرهبر ملی پیش آمده اند ـ چنانچه معنی زعمیت است، اقوام را بخیر و منفعت\nخودشان از راه دلیل و منطق و اقناع ، دعوت نموده حلقه دور خود برای\nپیش بردن منافع و تأمین خیر عموم تشکیل دادند .\nاما باز هم یک زعیم برای اینکه مقام و حیثیت زعیمی یا رهبریرا در بین یک\nملت نائل شود از خیلی احتیاجات مادی و معنوی مهم و ضرور مستغنی نمیباشد، مثلاً،\nاعتبار وحسن شهرت، مبالغ هنگفت پول خبرت و بلدیت تام در روحیات\nو مزاج اقوام ، مهارت زیاد در قوت بیان و ترسیم مطلب، حسن نیت\nو قصد ، یا مهارت فوق العاده در نشان دادن حسن نیت ، اسلحه و ذخائر حربی\nمخصوصاً اگر موقع جنگ و انقلاب باشد، و غیر ازین ضروریات دیگر که کیفرا\nمستعد و قابل زعمیت بگرداند ."}
{"book": "adl0119", "page": 514, "text": "مشکلات اموانع در راه موفقیت سپه سالار ٤٣٧ جلد اول - نادر افغان\n\nاینجا می بنیم که زعیم ما از این ضروریات جنبه معنوی شانرا بدرجه کافی و وافر\nدارند. مثلاً به اعتبار و حسن شهرت نزد تمام افراد مملکت معروف هستند\nهمچنین در بلدیت روح و مزاج اقوام زعیم ما خیلی اختصاص و شهرت دارند.\nچنانچه از قدیم مشهور بوده که ایشان و غالب افراد خاندان شان در معاملات\nالوسی فرد اول هستند.\nعلی هذا قوه بیان ترسیم مطلب درین نابغه بدرجه اتم موجود است\nو بزرگ تر دلیل آن موفقیت شان در اقناع عوام، و پیش بردن نظریات\nخود را در بین شان است. چه می بینیم. گروهی که در اطراف برای بچه سقا خدمت\nمی کنند مسئولیت اخروی را هیچ مد نظر نگرفته بچه سقا را در فکر عوام\nیک رنگ مذهبی میدهند، معلوم است مقاومت کردن با یک مسئله\nکه در ذهنیت عوام رنگ مذهبی بگیرد تا کدام اندازه مهارت بیان و قوه اقناع\nبکار دارد. همچنین حسن نیت و قصد که شرط بزرگ موفقیت و پیش رفت\nمطالب یک زعیم و رهبر میباشد امر معلوم است. جناب سپه سالار\nدر تمام عملیات خود نمونه بزرگ حسن قصد و نیت بوده اند. خاصه درین اقدام\nبزرگ شان که عبارت از نجات دادن مملکت ازین فلاکت که بان رفته بود."}
{"book": "adl0119", "page": 515, "text": "موجب حرکت هیئت معینت نادری بطرف لوگر ٤٣٨ جلد اول - نادر افغان\n\nاما در جنبه مادیات مانند پول خیلی کم بودند، بلکه اگر بگوئیم یک علت\nبزرگ دیرافتیدن کامیابی شان کم بودن پول است. مبالغه نخواهد بود چنانچه\nدرین محاربه و از مجاری آتیه این امر علانیه مشاهده میشود که از نبودن پول و ذخائر\nحربیه و غیره بر این مرد فرزانه بچه اندازه مشکلات عائد شده است .\nعلیٰ هذا در باب اسلحه، جباخانه میتوان گفت از همه خیلی نادر بودند، چنانچه\nدر این مفرزه با ایشان ۲ توپ پن ، ٤ ماشیندار، ۱۱ صندوق کارتوس بود.\n\nموجب حرکت هیئت نادری بطرف لوگر\n\nبالجمله قوای قومی ساعت ۲ بود که بسر کوتل تیره رسیده و سردار سپهسالا\nبا همرکابان خود فریضه ظهر را در آنجا ادا نمودند . درین جا از مفرزه که پیشتر\nبرای کشف روان شده بود اطلاع رسید که عساکر بچه سقو در درویش\nمتمرکز هستند، در حدود دشت بیدک و چرخ از نفری سقوی کسی نیست .\nساعت شش و نیم شام بود که سپه سالار صاحب در چرخ رسیدند غیاث الدین\nکه سر مفرزه است ببهانه اینکه خاطر رنجی از پیشتر با چرخی ها دارد و آنجا نرفته\nسراست به (دبر) که مقابل چرخ افتاده است با احمدزائی های خود"}
{"book": "adl0119", "page": 516, "text": "روجهت معینیت نادری بطرف لوگر\n٤٣٩\nجلد اول - نادر افغان\n\nبرای توقف شب رفتند .\nاینجا باید به نقشه اساسی که جناب سپه سالار صاحب داشتند نظری\nاندازیم . تا در وقت تطبیق و یا استنتاج محتاج به معلومات اضافی نشویم.\nدر یادداشت پیشتر، گفته بودیم که اقوام مشرقی آمده و یک لایحه\nمطولی که تمام خوانین و مشاهیر مشرقی آنرا امضا کرده بودند با خود آورد\nآن لایحه را تمام خوانین جنوبی هم امضا کرده اند . گویا جناب سپه سالار\nصاحب این خیال دارند که در لایحه مذکور امضای خوانین نزدیک لوگر را گرفته\nآنر ابطور اخطار آخرین بچه سقو بفرستند، هرگاه جواب اصرار و یا عنادی\nاز طرف وی دیده شد در انحال این اقوامیکه درین لایحه امضا کرده اند باتفاق\nبذریعه قوت اور ابسزای این اصرار خواهند رسانید .\nفی الحقیقت کسیکه در ان تاریخ در سمت جنوبی و یا مشرقی می بود و\nپروپاگندهای متعاقب و جدی که از طرف بعضی ملاها، برای بچه سقو می شد\nو خوش باوری بعضی اقوامیکه پیشقو را ندیده با او غائبانه اخلاص می پروریدند\nو تشتت فکری و پراکندگی اقوام را در مسئله استقرار سلطنت میدید، به متا\nو نیکوئی این نقشه خیلی تصدیق میکرد اگرچه بعضاً طرفدار عجلت و زودی بود"}
{"book": "adl0119", "page": 517, "text": "موجب حرکت جمعیت معیت نادری بطرف لوگر ٤٤٠ جلد اول - نادر افغان\n\nمیگفتند در صورتیکه یکعده اقوام برای حمله جان نثاری حاضر هستند. هیچ\nحاجت بانذار و اخطار نیست . بلکه سزاست باید حمله شود ولی چنانچه\nدر اخیر ثابت شد که این نظریه سپه سالار غازی از هر حیث و هر جهته متین\nو برای حصول اتحاد فکر عمومی و اقدامات اساسی حال و آتی یک نقشه موافق و عالی بو\nبصبح ۵ ثور خوانین چرخ با علمای که درینجا بودند یک جماعه بزرگ\nتشکیل داده برای شرفیابی آمدند ، جناب اعلی بعد از ملاقات یک بیان\nمفصلی ( که بطور مخصوص گفته میتوانیم که بیانات شان در ان روز بیش از حد\nمؤثر و رقت آور بود . ) راجع به حالت خطرناکی وطن ازین مصیبتی که به آن\nدو چار شده است ایراد نمودند ، نظر بلهجه و اهنگ خاصیکه در آنوقت\nعبارات شانرا پر تأثیر ساخته بود همه حاضرین بحالت رقت و تأثیر شدید دیده میشند\nلائحه خطار اقوام مشرقی ، جنوبی به میدان آمده خوانده شد همه حاضرین\nاز مظالم و فجایع حکومت سقو نالش میکردند ، و قصه های عجیبی\nاز کارداران و محصلان او می سرودند، لایحه را بالتوالی امضا\nکرده میرفتند."}
{"book": "adl0119", "page": 518, "text": "اولین اخطارنامۀ نادری بنفری سقوی  ٤٤١   جلد اول – نادر افغان\n\nاولین اخطار نامۀ نادری بنفری سقوی\nساعت (١٠) چنین سنجیده شد که محمدصدیق فرقه‌مشر برای بردن\nاخطار نامه بطرف کابل که بین این نقطه و حدود کابل قریباً (٢٦) کروه است\nبرود. و شاید این تنها حسن اعتماد و اطمینان پسندی جناب سپه سالار\nصاحب بوده است. ولی تمام حضار و افراد هیئتیکه با جناب سپه سالار صاحب\nبودند بالعموم رفتن محمد صدیق را بطرف کابل برای ایفای این ماموریت قبول\nدار نمی شدند، لذا صداهای اصرار سخت که از هر جانب بلند شد ایشانرا\nبه تبدیل این فکر وادار ساخته مصلحت دادند تا طره باز خانیکه رئیس ارکان\nحرب گردیز بود برای رساندن مکاتیب به نزد پنین بیگ افسر بزرگ\nسقوی که دران وقت بفاصله هفت کروه دورتر ازینجا بدرویش\nاست برود. و رسید یا جوابش را تا عصر از انجا بیارد چنانچه\nبالفعل طره بازخان بطرف درویش رفت و همان لایحه انذار را\nبا خود برد."}
{"book": "adl0119", "page": 519, "text": "جنگ دپرچگونه آغاز شد\n٤٤٢\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nآغاز جنگ\n\nمکتوب میر غوث الدین از دبر که بفاصله یک کروه است رسید\nکه در شاه مزا چیزی عساکر سقوی موجود بودند، با اوشان محاربه شروع\nکردیم قوه و جباخانه بفرستید.\nاین اقدام غوث الدین که اساساً پیش از وقت و خارج نقشه شده بو\nفوق العاده جناب سپه سالار را متأثر ساخت واقعاً این تعرض که پیش\nاز رسیدن اخطاریه بچه سقو و نیز قبل از رسیدن جباخانه احتیاطی که در گردیز\nمنتظر حکم بود واقع شده است در وقوع شکست چرخ یک عامل مؤثری بوده‌ها\nامّا چون لشکر ملّی محاربین تماماً قومی بود و جذبات مخالفانه شانرا بر خلاف\nسقویها ضبط کرده نمی توانستند ازین رو جلوگیری کردن شان از اینچنین پیشآید\nدر حالیکه بمیدان جنگ هم داخل شده اند ممکن نبود، ناچار جناب سپه سالار\nصاحب باقوام ملکی که در چرخ بودند امر حرکت کردن بطرف دبر فرموده دقیقه\nبدقیقه خبر های میدان جنگ را بخواستند کویا علاوه بر دیگر مشاغلیکه دارند\nاین یک مشغولیت مهم غیر منتظره بود که برای شان پیش آمد. بانتظار عودتِ"}
{"book": "adl0119", "page": 520, "text": "جنگ دُبر چگونه اغاز شد\n٤٤٣\nجلد اول - نادر افغان\n\nطره باز خان دیروز بودند ولی حالا شب گذشت و نصف روز هم ولی او\nپس نیامد . (١)\n٦ ثور - روز و شب در مراقبت اوضاع محاربه گذشت . چون تا صبح نتیجه\nمعلوم نشد سپه سالار صاحب خود شان بطرف میدان جنگ حرکت فرمودند وقتیکه\nبمیدان رسیدند دو طرفه فیر جاری بود ، ناچار سپه سالار صاحب مقام سر قوماندانی را\nبدست گرفته دو توپ شش پن را که در پیش روی اولین قلعه میدان محاربه موجود بود\nپیشتر برده بشخص خود نشان بستن و فیر آنرا متکفل شدند تا برای لشکر با مجال\nپیشرفت و گرفتن قلعه های دشمن را پیدا کنند . بعد از چند فیر سه قلعه از قلعه های\nشاه مزار تخلیه شد . تا ساعت (١٢) لشکر های قومی متوالیاً پیش قدمی\nداشتند و اوضاع عسکر سقوی که در شاه مزار بود از مدافعه به پریشانی کشید\nزیرا متعاقباً قلعه ها و مواضع خویش را از دست میدادند . ولی بعد از ساعت\n١٢ دخول یک عده زیاد عسکری سقوی از راه عقب شاه مزار بدر بین ها\nدیده شد . متعاقب آن چند فیر توپ از جبهه مقابل به این طرف رسید که از شروع\nجنگ تا حال هیچ توپی از ان طرف فیر نشده بود. آن فیرهای توپ\n(١) اخیراً معلوم شد که طره باز خان را بچه سقو محبوس کرده بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 521, "text": "جنگ در چگونه آغاز شد ٤٤٤ جلد اول - نارواعی\n\nو زیاد شدن تلفات . لشکر قومی را که از ین طرف می جنگیدند قدری پسپا ساخت\nساعت (۱) باز لشکرهای تجدید حمله نمودند و میدان از دست رفته را قریباً\nاسترداد کردند .\nتا ساعت (٥) محاربه دوام داشت جانبین مستحکم بودند امر و توضیح\nاطلاعات سریع به گردیز روانه شده بود تا جباخانه و اسلحه وغیره لوازم ضروریه\nبفرستند که الی الآن بواسطة بعد مقام جباخانه واصل نشده حالانکه جیباتاً\nکه با لشکر بود کمی کرد . وازسنگر تا ستوالیاً اطلاعات درخواست کارطوس میرسید\nو از طرف کمی کارطوس که یک علت آن شروع شدن محاربه پیش از وقت بود\nوضعیت اندک پریشان میباشد . ساعت (۶) محاربه تخفیف وطرف شام\nکاملاً خاموش شد . سپه سالار صاحب برای تقویت معنویات شب را در\nمحاذ جنگ گذرانیدند. تمام شب در فکر کارطوس گذشت بحد یکه جناب\nسپه سالار صاحب لاچار از اقوام چرخى یک عده کارطوس به پول خود\nخریداری نمودند. یک چیزیکه در محاربات قومی تجربه شده و امشب بهیم\nآن گذشت همینکه لشکرهای قومی در حمله وتعرض نه تنها شجاع بلکه خیلی با تهور\nولی در استقامت و حفظ مرکزیت دفاع چندان حوصله ندارند و این یک"}
{"book": "adl0119", "page": 522, "text": "رجعت قهقری قوای قومی اندیر\n٤٤٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nفرق طبیعی است که بین لشکر قومی و عسکر منتظم موجود میباشد.\nدر (۷) ثور دفعتاً در بین لشکر خبر منتشر شد که احمد زائی ها مواضع خود را شب\nگذاشته بطرف چپ رجعت کردند البته باید هراس در لشکر واقع میشد، از غوث الدین\nکه محل شبهه واقع بود خبر گرفتند معلوم شد که در اطاق خود افتیده است. ولی\nبیقین رسید که غوث الدین سر تا پا درین معامله طرف تشویش لشکر و شکستنآند\nنقشه های که تصویب میشود واقع شده بود. و پروپاگندهای مختلف و افواهاتی را که\nموجب تشویش افکار لشکر شود منتشر ساخته میرفت (١)\n\nرجعت قهقری قوای قومی\n\nساعت (۶) در دشت پیش قدمی نفری از طرف دشمن دیده شد\nبا ملاحظه اینکه درین میدان تقریباً خیمه زده بودند، وضعیت خیلی خطرناک دیده\nمی شد. چه هجوم دشمن دقیقه بدقیقه قریب شده میرود و ازینطرف صدای\nفیرهای مدافعه خیلی کم است. برای طوطاخیل هائیکه موجود و ششیر مدار اعتبار\n\n(١) چنانچه بعد از فتح کابل و بدست افتادن اوراق و دفاتر سقو معلوم شد، که برای\nغوث الدین چند هزار روپیه بخشش، و منصب نائب سالاری در همان تاریخیکه جنگ\nجاری بود، از طرف بچه سقو داده شده بود."}
{"book": "adl0119", "page": 523, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n٤٤٦\nرجعت قهقری قوا ی قومی از دبر\n\nهستند کار طوس تقسیم شده برای گرفتن موضع فرستاده شدند . توپ\nو ماشیندار هم در نقاط بلند روانه شد . ولی چون مدافعین خیلی کم بودند\nاثری بخشیده نتوانست . و گوله های دشمن از بام قلعه که در ان سپه سالار\nصاحب اقامت دارند مرور میکرد . از قرائن و امارات معلوم شد که در زیر\nپرده یک خیانتی است لذا جناب سپه سالار صاحب اسپ خود را\nسوار شده از عجله هم هر که اسپ داشت بران سوار شده ازین قلعه بدر\nشدند و بالعوض خواستند در قلعه های اخیر دبر استحکام بگیرند ، بعد از\nتوقف چند دقیقه در قلعه اخیر که دشمن پیش قدمی داشت و بسبب آتش\nشدید توپ ماشیندار که از بلندی فیر میشد پیشرفت شان را عقیم گذاشت\nدر اینموقع که افکار بطرف جمع کردن لشکر تشتت بود وضعیت نامنتظر و خطرناکی از\nجبهه راست از وسط دشت بیدک بروز کرد . و آن همینکه قوم تعزیای کوچی که خود را\nبی طرف اعلان معرفی کرده بودند و دران دشت رمه چرانی داشتند ناگهان\nهیئتی را که در راس آن جناب سپه سالار صاحب رفتار داشتند زیر آتش\nگرفتند در حالیکه مسافه هم بیش از یکنیم هزار قدم نبود ازین وضع متیقن گشت\nکه توطئه مهمی روی کار شده است لزوماً با سرعت زیاد بطرف التمور حرکت شدند ."}
{"book": "adl0119", "page": 524, "text": "رجعت قهقری قوای قومی از دبر ٤٤٧ جلد اول - نادر افغان\n\nتمام دشت التمور زیر آتش قوم نعر که پیشتر موضع گرفته بودند طی شد.\nفضل خدا بود و اگر بحساب هندسی باشد در هر تنه مخصوصاً کسانیکه\nسوار هستند بیش از پنجاه ، یکصد گوله باید میرسید، ساعت (۷) تغزی بکمال\nمشتت در التمور و از آنجا از راه رستی میدان پیچینک حرکت کرد . (۱)\nدر علت این شکست غیر از ساخته کاری غوث الدین سبب دیگر تقریباً ظاهر\nنبود . لشکر هم از میدان جنگ که مشتت و پاشان شده بودند بعد از ان دیده\nنشدند . بدون آنعله شخصی که بالطبع خود را جز اینکه بمقامی که جناب سپه سالار صاحب\nبود برسانند دیگر جایی نداشتند کسی دیگر درین دائره دیده نمیشد . و نیز خوانینیکه قلباً\nمخلص و دلبستگی داشتند خود را بآنجا رسانیدند . بگردیز برای جناب نائب سالار\nصاحب شاه ولیخان از وقایع اطلاعداده شد تا از حوادث مطلع بوده اجراآت\nخود را از روی وضعیت حالیه داشته باشند .\nتسخیر خوشی و تخلیه آن از طرف سردار شاه محمود خان\nامروز (۸) ثور با وجود اینکه از طرف التمور شکست شد . باز هم یک حلقه\nامیدیکه مانده همانا مساعی سردار شاه محمود خان است زیرا سردار شاه محمود خا\n\n(۱) سیچینک آبادی مختصری متصل بزرمه و بفاصلۀ (۹) گروه گردیز است در سچینک این توقف\nبه قلعه محمد جانخان شده بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 526, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (٤٤٩) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nآقای سردار احمدعلیخان خلف الصدق\nسردار محمد سلیمانخان بن سردار محمد آصف\nخان عم معظم سردار سپه سالار که در\nاواخر عصر سراجیه بمنصب سرخان -\nاسپوری فائز بودند و در اوائل عصر\nامانی حیثیت مصاحبی خاص را داشتند -\nدر سنهٔ ۱۳۰۰ به معیت جناب محمد نادر\nخان سپه سالار در هیئت ریاست تنظمیهٔ\nقطغن و بدخشان قسمیکه در صحیفهٔ ۲۳۳\nاین کتاب مرقوم است شامل و در آنجا\nمصدر خدمات خوبی شدند - در موقع\nمسافرت سپه سالار صاحب بجانب فرانسه\nنیز شرف معیت اوشانرا داشتند - بعد\nاز چندی وارد مرکز شدند - در سنهٔ\n١٣٠٤ جهة معالجهٔ سردار معظم جناب\nمحمد یوسف خان با سردار محترم آقای\nشاه ولی خان عزیمت فرمای هند شدند\nبشرحیکه در صفحهٔ ٦٠٥ مرقوم است\nنعش آن مرحوم را از هند بافغانستان\nرسانیدند و در جوار مرقد مهترلام صاحبش مدفون نمودند سپس از آن بریاست تنظیمیهٔ\nغزنی مقرر شده این عهدهٔ مهم را بچنان امانت و دیانت انجام دادند که بار غزنی نظیر آن\nخدمتگذاری و همدردی اوشان را کمتر خواهد دید -\nدر موقع حدوث انقلاب بمعیت جناب سردار شاه محمود خان غازی از مرکز کابل حرکت\nو در جنوبی خود را بحضور جناب سردار سپه سالار غازی رسانیده حسب‌الامر و هدایات اوشان\nمظهر مجاهدات نمایانی در راه نجات وطن شدند - مخصوصاً شرکت این سردار محترم با حضرت\nعالی سردار شاه محمود خان غازی در تمام خدماتی که در راه مملکت ازوشان ظاهر شده اند\nبیشتر است. در ایام اخیر بواسطه علالت شدیدی که بطبع شان عاید شده بود حسب الامر\nسپه سالار صاحب جهة معالجهٔ خود تشریف فرمای هند شده تحت پرستاری همشیر محترم شان\nسردار محمد موسی خان نواسهٔ اعلیحضرت امیر شیرعلی خان مصروف معالجه خود شدند."}
{"book": "adl0119", "page": 527, "text": "تنظیم جبهۀ شرقی طرف جنرال شاه محمود خان غازی\n٤٤٨\nجلد اول - نادر افغان\n\nمجردیکه از خوست حرکت نمودند، در علاقه جاجی داخل شده، نظر بوحدت قومی\nجاجی و نبودن فرقۀ ها و اقوام متعدد در جاجی زمینه برای شان مساعدتر افتاد و در یک\nمدت کمی لشکر ها را جمع کرده به علی خیل اماده و منتظر تعلیمات بودند. وقتیکه سفرۀ\nجناب سپه سالار صاحب بطرف چرخ روان شد، برای شان اطلاع داده\nشده بود ولی از مسئله تعرض چون در نقشه حرکت نبود سکوت در برای آنها امر\nشروع جنگ نرفته بود در روز ۶ ثور وقتیکه جنگ در چرخ بود لازم دیده شد\nکه سردار شاه محمود خان هم از طرف دوبندی تعرض نمایند درین مورد اطلاع فوری\nبرای شان فرستاده شد. اما بدبختانه اطلاع مذکور دورتر بعد در شام\n۸ ثور بعد از شکست بر و قیام سجنیک برای شان رسید. که ایشان هم فوراً\nشروع به تعرض نمودند، چون پیشتر ترتیبات خود را با بعضی از خوانین و اقوام\nلوگر نموده بودند، باین سبب از ان حمله نتیجۀ بهتری گرفته شد، یعنی خوشی را\nاز عساکر سقوی گرفته بعض جباخانه و ذخائر حربی را از آنجا بدست آوردند\nاز ان جا از راه (برک) و سرخ آب به زرغون شهر حمله برده افواج سقویرا\nاز ان جا نیز وادار به ترک موضع نموده، در نظر داشتند که در همان شب\nبر تنگی واغجان حمله آورده و آنرا مرکز بگیرند. این را هم باید گفت، در تمام"}
{"book": "adl0119", "page": 528, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n٤٤٩\nنیز بخروجه جونی طرف جنرال شاه محمود خان غازی\n\nاین مجاہدہ جناب جرنیل صاحب شاہ محمود خان واقا سردار احمد علیخان(۱) ولشکرش تا ساعت شش\nانتظار رسید حمله لشکر جنوبی را داشتند، زیرا تا آنوقت از شکست لشکر ماتیره اطلاعی نداشتند\nدر سجینگ امر بر چنین تصویب شد که یک عده که قریب هزار نفر باشد بطور فوری برای\nمعاونت جناب جرنیل صاحب فرستاده شود برای این مطلب یک اندازه جباخانه\nاز گردیز خواسته شد و هم اطلاعیه ها برای اقوام نزدیک مانند احمدزائی ، طوطاخیل\nمنگل میرز که فرستاده شد ، خوانین د کشتر آمده فی قوم ۴۰۰ صد نفر قبولدار شدند قبولتی\nعلاوه بر اینکه فائده موقتی برای اقوام حاجی داشت ، از یطرف نشان میداد اگرچه ظاهراً\nاقوام از گرد و نواح جناب سپه سالار صاحب شتت و پراگنده شده اند ، ولی قلباً این تشتت\nواقع نشده است زیرا درین دعوت اقوام بر آرفتن جنگ حاجت بحث و دلیل و استدلال\nنشد بلکه بزودی حرکت را بطرف حاجی قبولدار شدند هئیت معیت نادری با اشتیاق زیاد منتظر\nخبرهای لشکر آقا شاه محمود خان هستند و باین سبب پوسته متوالیاً میرود\nولی تا ۹ ثور خبر موثوق از ان طرف نرسیده است و در جمع کردن\nهزار نفریکه برای کمک فرستاده شدنی بود عجله زیاد روئیکار است\n\n(۱) سردار احمد علیخان در تمام آن مجاهدات ملیه و اجرأات وطنیخواهانه خضرتعالی سپه سالار غازی که\nدر راه نجات وطن مصدر شده اند، مشارکت داشتند . مخصوصاً با جناب جنرال شاه محمود خان\nبحیثیت یاور و معاون در تمام مواقع شامل و بکمال فعالیت در همه جا بذل مجاہدت فرموده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 529, "text": "سفر جلالتآب امیر امان الله خان غازی    ٤٥٠    جلد اول - نادر افغان\n\nتقریباً تمام کارہا معطل همین حلقه آخرین یعنی جنگ آقای شاه محمود خان بنده تا\nموعد معین شد که امروز چیزی نفری که جمع شده است بطرف لوگر حرکت نمایند.\nساعت (۱۱) یکعده نفری از طوطا خیل و منگل میرزکه آماده حرکت شد بساعتی\nبعد بطرف لوگر روانه شدند طرف عصر مکتوب پریروزه جرنیل صاحب رسید جریان\nجنگ و حرکت کردن شانرا بطرف زرغون شهر نشان میداد طبعاً این خبر ناخوشی\nزیاد تلقی شد، ولی این مکتوب به عنوان چرخ نوشته شده معلوم میشد که از شکست\nدَبرَ مطلع نبودند، چنانچه در مکتوب خود تاکید زیاد از ضرورت سرعت حمله نموده\nو فی الواقع با مید حمله لشکر یکه از طرف تیره میآمد لشکر جاجی مخاطره را قبول نموده\nخیلی پیشقدمی کرده بودند ندامت اقوام اینجا بحدی رسیده بود که مجرد دعوت کردن\nہمہ انعقاد یک جرگه عمومی را برای بحث کردن در وضعیت حاضر و کاریکه در آینده\nباید کرد تعیین دادند. اما بر خلاف توقع و انتظار بساعت ٩ روز دہم ثور جناب جنرال\nشاه محمود خان و سردار احمد علیخان با چندی از رفقای شان از راه مچلغو وارد سجنک\nشدند، واقعاً این ملاقات غیر منتظر باید افکار را پریشان میساخت زیرا با\nاینکه از طرف التمور شکست واقع شده بود ولی یک روزنه امیدی\nبطرف جاجی بود مگر بدبختانه آنهم گسیخت ."}
{"book": "adl0119", "page": 530, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n٤٥١\nعلل پیشرفت و شکست مفرزه جاجی\n\nعلل پیش رفت و شکست مفرزه جاجی\nقبلاً در صحیفه (٤٤٨) مرقوم است که چگونه جناب جرنیل صاحب محاربه را در حدود\nخوشی آغاز کردند و نیز اینهم تذکار یافت که موفقیت پیش رفت لشکر ایشان\nخیلی زیاد بود. زیرا مجردیکه شهر خوشی را فتح نمودند لشکر اینها که بجوش و مستی فاتحیت\nآمده بود عقب دشمن را گرفته و تا زرغون شهر هم رفتند.\nولی درین پیشرفت یک خسارهٔ دیگر از طرف عقب کشیده شد. و آن\nهمینکه چون افواج سقوی که در پاتخواب و درویش هستند از دیگر طرفها مطمئن بودند\nبشهر خوشی حمله آورده و آنرا بخیلی آسانی بتصرف خود آوردند. وقتیکه این خبر\nدر بین لشکر منتشر شد. طبعاً باید اوضاع ایشان را پریشان میساخت؛ زیرا خوشی\nبیک حساب خط رجعت اعتبار میشود. لذا موضعات خود را یعنی میدان\nفتح شده را گذاشته برای تأمین خط رجعت خود برگشتند. جناب جرنیل صاحب\nوقتیکه وضعیت را مشاهده نمودند لاچار یک عدهٔ را که با خود داشتند خواستند\nکه آنها را به استقامت وادار بسازند. اما وضعیت (که در حقیقت خطرناک\nشده بود) لشکر ثباتی را مجبور بعقب گشتن ساخت."}
{"book": "adl0119", "page": 531, "text": "عزم آهنین و قیام متین نادری ٤٥٢ جلد اول - نادر افغان\n\nازینجهته بود که جناب جرنیل صاحب محوراً از راه‌های خیلی خطرناک و پر برف\nکه شاید همان یک شب را که در ان رجعت گذشتانده انداز مهلک ترین و پر\nمشقت ترین شب‌های حیات شان بود رجعت نموده بغتتاً بدون انتظار\nبه پچینک رسیدند.\nعزم آهنین و قیام متین نادری\n\nدر حقیقت این وقائع اسفناک خاتمه دورهٔ اول مجاهدات فداکاراً\nسنجی و نابغهٔ بزرگ وطن سردار سپه سالار صاحب بود، که با وجود اینهم میفرمودند\n\" من از چنین ناکامی‌های جزئی هیچ مأیوس نمیشوم تا بحدے ایستاده هستم\nکه اگر احدی هم بدور من نماند باز هم تنها با یک تفنک خود برای حصول راحت\nملی و فراهم آوردن سعادت و نجات دادن وطن خواهم رفت \". و بهمین ثبات\nو اصرار محکم بوده برای منعقد شدن یک جرگهٔ عمومی دیگر جهت تجدید مساعی وطنیاناً\nخود بهر طرف دعوت فرستادند.\n(١١) ثور اگر بعقائد عمومیه ملاحظه شود هر کدام میگوید شکست شد\n(یعنی بعد ازین هر کار خلاص شد). این سخن مردم است. اما عقیدهٔ سپه سالار"}
{"book": "adl0119", "page": 532, "text": "عزم آهنین قیام متین نادری\n٤٥٢\nجلد اول - نادر افغان\n\nدرینحال چنین است که میفرمایند ناکامی در نیل مطلوب دلیل نا امیدی نیست. البته\nنامعقول یا ضعیف بودن مطلبی که انسان برای آن مجاهده میکند دلیل نا امیدی شده\nمیتواند ، چون مطلب من صحیح و بخیر عموم و منفعت جامعه علاقه دارد من باینطور\nشکست ها اهمیت نمیدهم . و همه حال در راه حصول امنیت و رفاهیت این\nملت که بهزاران مصاعب و زحمت گرفتارند صرف مجاهدت میکنم :\nدست از طلب ندارم تا کام من بر آید\nیا روح دهم بلبت یا جان ز تن بر آید\nدر هئیت هم رکابی دو فکر نقیض است یکی خوش بین هستند و میگویند اگرچه\nاین شکست تشتت و پراگندگی اقوام را نتیجه داده است ولی باز علامات\nامیدواری در بین موجود است . و احتمال کلی دارد که اگر دوباره تجدید عمل\nو سعی شود نتیجه بهتری بدست آید .\nعدۀ دیگری بدبین بوده ، نتائج این شکست را بحدی وخیم تخمین میکنند.\nکه هیچ ممکن نیست بعد از ین سمت جنوبی لشکری جمع شده و برای مقاومت\nبا محاربه سقوی برود .\nسردار سپه سالار که قناعت کامل با مکان موفقیت در آینده داشتند"}
{"book": "adl0119", "page": 533, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٥٤\nعزم آهنین و قیام متین نادری\n\nوقتیکه این مباحثه را در بین هیئت در از یافتند فیصله موضوع را برای شب گذاشتند\nتا تمام هیئت که عدهٔ اکثر آن عبارت از خوانین و رو شناسان جنوبی میباشند\nمجموع شده دران اظهار افکار کنند .\nساعت (۷) شام قبل از نان مجلس منعقد گردیده و همین موضوع طرح\nمذاکره شد که آیا بعد از وقوع این شکست صورت دارد یک جمع اوری عمومی\nبرامی بار دوم کرده شود یا نه ؟ مذاکره خیلی طول نکشید زیرا سپه سالار برای\nفریقیکه امید وار موفقیت نبود دلائل و براهین که مایوسیت آنها را دور کرد ایراد\nنموده فرمودند : برای فیصله مطالبیکه بجامعه ها تعلق داشته میباشد تنها دیدن\nظواهر کفایت نمیکند ؛ در وضعیت و حسی امروزه اقوام تا جائیکه تعمق کردم برای\nمن خیلی دلائل امیدوارمی آینده پیدا شد . چنانچه جرگه اینده که دعوت به انعقاد ان\nنموده ام امکان موفقیت در تجدید عمل برایتان ثابت خواهد شد . و همین صورت مسافر انکه\nجرگه اینده\nشامل این هیئت هستند و بعض شان مایوس شده است دوباره حسن امید میشو در منتظر انعقاد\n\nورود جرگه قومی بحضور سپه سالار غازی\n١٢- الی ٢٢ ثور : خوانین و نماینده های اقوام که درین ده روز آمده میرفتند\nامروز اکثریه شان جمع آمدند. و برامی فردا موعد مذاکره عمومی با ایشان قرار داده شد"}
{"book": "adl0119", "page": 534, "text": "ورد جرگۂ قومی بحضور سپه سالار غازی ٤٥٥ جلد اول - نادر افغان\n\nصبح رسید مجلس منعقد شد . موضوع هم که تجدید حرکت و جمع آوری برای قمع کردن بچۂ\nسقواست مطرح مذاکره شد. تا دو ساعت دوام کرد ولی نتیجه بدست نیامد. دلیل وسأئل\nاز هر طرف پیش میشد که همۀ این مباحثات نه قبول کردن است نه رد کردن .\nدر تمام این مدت سپه سالار صاحب سعی دارند که بتوانید اگر امشتت بپراگندگی محفل\nبزرگ محوری پیدا کنند . بالاخره بعد از دوام داد و گرفت افکار و مذاکرات بموضوع بحث اساس\nگرفته نمایندگان جواب دادند « چون مراد از جمع کردن جماعۀ بزرگ اهالی برای رفتن بطرف کابل\nاست لهذا جواب حقیقی ما نماید داد نمیتوانیم تا زمانیکه نظرخواهی اهالی را ندانیم . »\nدرینجا سپه سالار صاحب با مهارت و قوۀ منطقی خیلی مؤثری مظالم بچۂ سقو را ترسیم نموده\nبرای حضار قناعت کلی در اضرار خانه جنگی و وخامت دوام سقو یها پیدا کردند و واقعاً توجۀ\nشان باین مطلب اثر خیلی خوبی هم داشت زیرا طبعاً بقدریکه این نمایندۀ در طلب متأثر فهمید\nباشند همانقدر مطلب بدیگران فهمانده آنها را متأثر ساخته میتواند ؛ بعد از ختم این بیانات\nجمعیت با جوش تمام تعهد کردند که بنام نجات وطن سعی اینه کرد که اقوام خود را بهر نوحیکه\nباشد و ادار مجمع آوری نمایند و با همین جوش مجلس منحل شده و هر یک بطرف قوم خود\nبرای آوردن جواب اخیر رفت ."}
{"book": "adl0119", "page": 535, "text": "اثرات این جرگه و تشبثات سقائیه در جنوبی ٤٥٦ جلد اول ـ نادر افغان\n\nاثرات این جرگه و تشبثات سقائیه در جنوبی\n۲۳ ثور: در چهره ها نوعاً آثار امیدواری دیده میشود زیرا این جرگه دیروز که اولین تهداب\nحلقه دوم است گرچه نتیجه کامل نداده است ولی باز هم بی نتیجه قطعی نماند.\nحضرت صاحب نور المشایخ در تحت از وضعیت اخیر اطلاع و دعوت داده شد که\nدر توحید افکار اقوام کار فرمایند. اطلاع رسید که محمد صدیق فرقه مشر که در جنگ چرخ موقع را\nمغتنم دیده بطرف کابل گریخته بود از طرف بچه سقه برتبه رئیس تنظمیه جنوبی و نائب سالاری\nگرفته با یک خزانه وافر و عسکر منظم به لوگر آمده و در درویش مرکز گرفته است.\nخبر دیگر رسید که فقیر محمد نام احمد زائی در حد دسیلن که بفاصله ۷ کروه بچنک است رسیده\nو بمفاد بچه سقه تبلیغات مینماید و ضمناً چند نفر را توانست که نزد محمد صدیق بدرویش\nبفرستد ولی آمدن او از بیطرف هیچ اعتنا داده نشد زیرا عقیده مندی و احترام\nاقوام به سپه سالار محبوب شان بحدی بود که ازین چنین اقدامات جای اندیشه نبود.\n٢٤ ثور: زلمی خان مشهور منگل با چند خوانین دیگر آمده و با نفرت تمام مکاتیب محمد صدیق\nفرقه مشر را که برایشان رسیده بود کشیده نشان داد، بعد از خواندن این خطوط از هر طرف\nاوضاع تعجب و تأسف ظاهر شد. مضمون بی اساس و مزخرف بود. و از طرف دیگر\nجای خیلی تأسف بود شخصی که بنام اصیل زادگی شهرت داشت محض بلحاظ مقام"}
{"book": "adl0119", "page": 536, "text": "اولین بیعت سقوی بحضور سپه سالار غازی\n٤٥٧\nجلد اول - نادر افغان\n\nورتبه تا این درجه سفالت و سفاهت و گردن بستگی را برای سقوی میکرد.\nسقو زاده سپه سالار صاحب را باطاعت خود دعوت میکند\n٢٥: طرف عصر مولوی عبداللطیف نام از مهاجرین کوهاتی که از دو سال ها در افغانستان\nبنام هجرت سکونت داشت بطور نمایندگی از طرف سقوزاده رسید. پیام مخصوصی\nبا خود آور و ساعتی بعد اطاق تخلیه نامبرده بحضور سپه سالار شرف ، چند دقیقه بعد\nبیرون آمده با تبختر تمامی قدم زدن گرفت ، از وضعیت او چنین استنباط میشد که انتظار میرود\nکه پیغام مخصوص او شاید مقام خوبی یافته سپه سالار صاحب هم درعین آنکه انرا مکتوم میما\nساعتی بعد جوابش را خواهند فرمود . ولی از شام یکساعت نگذشته بود که اغلب همکابان\nسردار سپه سالار پیغام پوشیده مخصوص او را فهمید هر کدام باندازۀ مشاعر خود ازان پیغا\nمیخندید چه مجردیکه این نماینده سقوجه از حضور سپه سالار صاحب منصرف شد اعضای\nهیئت به حضور شان جمع آمده ایشانرا در یک حالت تاریخی با رقت که دهشت و عزت\nنفس از ثنایای آن هویدا بود یافتند، چند دقیقه نگذشت که تبسمی فرموده گفتند\nبرایشان پیغام بچه سقو را نقل میکنم هرکدام باشتیاق فوق العاده منتظر\nشنیدن این پیغام بود سردار سپه سالار این را فرموده از پهلوی خود کاغذی برداشته\nبیک نفر دادند که انرا با واز بلند قرائت کند ."}
{"book": "adl0119", "page": 537, "text": "اولین بعوت سقوی بحضور سپهسالار غازی ٤٥٨ جلد اول - نادر افغان\n\nکاغذ بچه سقو بنام نامی محمد نادرخان غازی\nاختصارش همین است که بچۀ سقو سردار را بآمدن کابل و صرف نظر کردن\nاز محاربه بمقابل انیکه او حاضر خواهد بود هر چه ایشان بفرمایند همیشه زیر فکر و ارادۀ شان\nکار کند و وعده هائیرنگ رنگ درین مکتوب یا پیغام خود فرستاده که در جمله آنها یکی\nمسترد کردن املاک و آزاد ساختن افراد خاندان شان است. اینجا اسباب تاثر\nخیلی عمیق و باز تبسم ایشان در اثنای همان تاثر رقت آور معلوم گردید! اہل مجلس هم\nهر کدام بنوبت خود تأسف و تأثر بر چنین حالتیکه روز گار بر استقو بچه جرات نوشتن\nاینچنین پیغام را داده است اظهار نمودند، ولی هر کدام هر چند متاثر می شد\nبازهم از تبسم کردن خودداری نمی توانست ، چه این کم عقل رذیل بیچاره و یا استادش\nکه او را بنوشتن این پیغام وادار نموده هیچ این را بتصو نیاورده یک فردیکه عزیزترین اشیا را در\nخیر وطن و سعادت جامعه ایثار میکند بچنین پغام بچه یک سر کرده ظلام که ملت و مملکت از وجوه سراپا\nمضرتش هزاران مصائب و آلام وصل شده و میشود ازان نظریۀ خود چگونه خواهد گذشت چون سپهسالار\nصاحب ازین تبسم حزین قطره تماشا را فهمید گفتند هرگاه جنبه مضحک این این تحریری بچه سقو با\nخندین شما شد باشد پس پیغام شفاهی او را که از هه مضحک تر است بر ایشان نقل میکنم و آن همینکه\nبچۀ سقو نماینده خود را گفته که بمن بگوید: او حاضر است که بعد از رسیدن بکابل مسئلۀ سلطنت را"}
{"book": "adl0119", "page": 538, "text": "جوابیہ سپہ سالار صاحب بیچه سقو\n٤٥٩\nجلد اول ـ نادر افغان\nبين بن پنج دشت به پشک ، انداختن فیصله نماید. و در صورت عدم قبول ایننظر همه خاندانش از تیغ نکشیده\nجوابیہ سپہ سالار صاحب به بچه سقو\nصبح ٢٦ ثور سردار سپہ سالار جوابی باین مفاد بسقوزاده بقلم خود نوشتند :\n”تهورنشان حبیب اللہ بچۀ سقو ! پیغام ترا گرفتم از ان معلوم شد کہ اطرافیا تو قطعیا\nترا از نظریہ و مفکورہ من آگاہ نساختہ اند آرزوی یگانۀ من رفع پریشانی و تشتت مملکت است کہ در نتیجہ\nمنحل شدن حکومت بر آن پیش آمدہ است بزرگترین آرزو مدعا من نشر شدن امنیت میباشد\nباین نظریه من هر که موافق باشد اگر چه خودت هم باشی او را حزب و جزو خود میشمارم ولی بالعکس\nتو همان پیغام مرا که با موافقت عموم اقوام جنوبی و مشرقی فرستادہ بودم قبول نکردی حال هم\nاگر با من مفاہمہ داری تنہا یک شرط خواهد بود کہ در پیدا کردن امنیت و استقرار سلطنت صحیح\nہمفکر شوی کہ ذریعه اولین آن گذشتن تو از سلطنت طلبیست زیراکہ نہ تو لایق آن ہستی ملت\nبتو راضی است! بنابران تا دقیقۀ اخیر با تو مقاومت میکنم پس اگر میخواهی نتیجه بربادی این مملکت\nباشی این پیغام مکرر مرا خواهی شنید. غیر ازین با تو مفاہمہ ندارم. در این نزدیکیہا جرگہ عمومی\nاقوام منعقد شد نیست البته هر چه رضامندی اقوام باشد و درین جرگه فیصله شد نیست\nنتیجۀ آنرا برای تو اطلاع میدهم. در باب پیغام تو که راجع بشخص من بود بتو انقدر\nمینویسم کہ من ہمہ افراد خاندان خود را بخدای عظیم و قادر سپردہ خود و ہمہ آنہارا"}
{"book": "adl0119", "page": 539, "text": "جوابیه سپهسالار صاحب بچه سقا ٤٦٠ جلد اول - نادر افغان\nخداوند امنیت و دفع بلای تشتت و پارجگی این ملت قرار داده ام حال هم از این نذر\nو قربانی نادم نشده دست عجز و نیاز را بقبولی آن بدرگاه خالق عظیم مسئلت و تمنا\nدارم- در خاتمه برای تو و همدستان تو ہدایت میخواهم. (محمد نادر خیرخواه و خیراندیش)\nالحق فرستادن این جواب برای سقوزاده حلقه خیال و تصوری را که\nاز فرستادن این پیغام بدل گرفته بود میکلاند زیرا غالباً فکر او از این پیغام\nهمین بود که چون در چند روز قبل جمع آوری که در این سمت پیدا شده\nبود در جنگ چرخ مشتت شده است لذا قبل از اینسکه تجمع و تمری\nپیدا شود این پیغام را فرستاد، ولی از این اصرار سپه سالار صاحب\nدر دوام دادن مجاهده شان، سقوزاده دانست که در این فکر\nیا آرزوی خودش تا کدام اندازه بخطا رفته بود.\n٢٦ ثور صبح نماینده سقو با جوابیکه پیشتر تحریر یافت با یک بدرقه محافظ بطرف کابل حرکت نمود\nچون سپه سالار صاحب در تمام این مجاهدات خودشان حرکت\nعلنی را یعنی هرچه میشود باید باتفاق و اطلاع اقوام باشد اساس\nپروگرام خود قرار داده اند : لذا این پیغام سقو را با جو ابیکه از\nطرف خود داده اند برای خوانین و دیگر اقوام که لازم بود اطلاع دادند."}
{"book": "adl0119", "page": 540, "text": "عزم و ثبات نادری در برابر مشکلات ٤٦١ جلد اول - نادر افغان\n\nآماده‌گی قوای قومی ای از الئه ظالم سقوی\nعزم و ثبات در برابر مشکلات\n\n٢٧ و ٢٨ ثور: خوشی زیاد تولید دیده میشود، زیرا عده بسیار از نماینده‌ها\nکه برای آوردن جواب قومهای خود در باب قبولی یا ناقبولی تجدید حرکت رفته بودند\nآمده و در اطاق سپه سالار صاحب عموماً مجموع و هر کدام بنوبت جواب قوم خود را\nبا یک لهجه و ذوق جداگانه بیان میدهند و تجدید جمع‌آوری و دوام مجاهدت‌شانرا\nبرای ازالۀ فجائع حاضره (که مسبب آن جمعیت دزدان است) باتفاق آرا قبول\nنموده اند، اما اختلافیکه بود در باب موعد است یعنی بعضیها موعد جمع‌آوری را\nروز سوم عید یعنی بعد از چهار روز قرار داده اند یک عده دیگر موعد را برای بیست روز\nبعد گذاشته بود.\nزیرا موسم کشت آنها رسیده بود که این عذر ایشان تا یک اندازه بجا بوده است\nزیرا اشکالات زراعتی درین سمت کوهستانی معلوم است که زیاد میباشد. واگر\nاز موسم خود اندک ناغه شود یقین است که خطر قحطی آنها را تهدید خواهد کرد، لذا\nدر بین این نمایندها راجع بتعیین موعد، مباحثه طول کشید، آنها ئیکه حاضر هستند"}
{"book": "adl0119", "page": 541, "text": "آماده گی قواے قومی برای ازالۀ مظالم ستموی\n٤٩٢\nجلد اول - نادر افغان\n\nسرعت را میخواستند، اما فریق دیگر عذر خود را توضیح میداد، بالآخر چنین قرار\nداده شد که مجرد تمام شدن کشت باید عموم اقوام در سحینک آمده ازینجا بطرف\nلوگر حرکت شود.\nگویا اگر چه کار قدری بتعویق افتاد، اما باز هم یک موضوع مهم فیصله شد و معلوم\nگردید که اقوام در تجدید حرکت آماده ومستعد هستند، ولی این را هم باید گفت که چنین\nتعویقاتی که در پیشرفت کار پای سپهسالار پیش میشود، در حقیقت نتیجه نبودن پول کافیست\nو اگر میبود طبعاً تلافی اینچنین عذر امالی را کرده میتوانست .\nبهر حال جرگه بر این منحل شد که مجرد تمام شدن کشت باید عموم اقوام در سحینک آمده\nازینجا قرار نقشه که وضع شود بطرف لوگر حرکت نمایند .\nطرف عصر جناب جرنیل صاحب شاہ محمود خان از جاجی آمدند تا فیصله اخیر اینترا\nفهمید پروگرام خود را که متعلق بلشکر جاجی است از روی آن وضع نمایند زیرا لشکر ما\nاقوام جاجی آماده شده و منتظر امر حرکت بودند .\n۲۹ ثور : امروز اول عید اضحی است، صبح مراسم مذهبی بجا آورده شد\nجوقه های اقوام برای عرض تبریک آمده میرفتند، در وسط هر جماعه جوانها ئیکه رشیدتر\nهستند. دائره اتنی تشکیل داده اند، و با سرودن غزلهای ملی هر طرف اتن پر جوش و"}
{"book": "adl0119", "page": 542, "text": "پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٣ جلد اول - نادر افغان\n\nدائر بود، واقعاً اگر حواس را فجائع حاضرهٔ مملکت افسرده نمیساخت، این عید از پرجوش ترین اعیادی بود، که درین سمت پیش آمده است.\nروز دوم وسوم عید بهمین منوال گذشت، و آقای جرنیل صاحب در روز سوم واپس بطرف جاجی حرکت نمودند.\n\nباز پیغام سقو زاده\n\nده روز از رفتن نمایندهٔ بچهٔ سقو گذشت، باز امروز شنیده میشود که در گردیز نمایندهٔ سقو زاده رسیده، فردا بتجگنگ خواهد رسید، ولی درین دفعه بچهٔ سقو، با این پیغام خود واسطه را برای قبول شدن پیش کرده و آقای علی شاه خان (۱) را فرستاده است، نمایندهٔ سقوی درین دفعه هم همان مولوی عبد اللطیف کوهاتی بود.\nموضوع پیغام عیناً مانند سابق بود تنها این قدر فرق داشت که در دفعهٔ گذشته لهجه دعوت را داشت اما درین دفعه سقو زاده خواهش و تمنا کرده بود، که\n\n(۱) آقای علی شاه خان غندمشر یکجوان صاحب تعلیم تربیهٔ جدیدهٔ است هم معلم سپه سالار است، با آقای اسد الله خان پسر اعلیحضرت امیر شهید حبیب الله خان درینجا آمد که از حیث اخلاق و تعلیم یک جوان دانشمند میباشد، و دگر افراد خاندان ایشان در کابل محبوس و شدیداً تحت نظارت ظالمانهٔ خائنین بودند. در موقع وصول جوابیهٔ نخستین سپه سالار بچهٔ سقو او را از بند یخانه کشیده بقسم ایلچی و قاصد بنز د مامایش (سپه سالار) فرستاد، تا اوشان از دیدن وضع جگر خراش او متأثر شده احوال دگر افراد خاندانی خود را بر وجود زار و زبون او قیاس کند، وحتماً در برابر آن مطالب بچهٔ سقو تمکین کرده، لا اقل جهت استحلاص آل و عشیرهٔ خود از ان بلیه از راه موافقت پیش آیند ولی بنام عزم و تنخواهانه و اراده ملت پرورانه این سپه سالار فرزانه را که در مقابل راحت و سعادت ملت خود جان، مال، عیال، اطفال عموم خاندان خود را هدیه کرد، و حملات ان اد که (محمد نادر) در مقابل خیر ملت و مملکت از دنیا و ما فیها قطع تعلق میورزد."}
{"book": "adl0119", "page": 543, "text": "پیام دومین سقوی بنام سپه سالار غازی ٤٦٤ جلد اول - نادر افغان\n\nسردار سپه سالار آمدن کابل را بپذیرند، تا بهر کاریکه خواسته باشند، مقرر شوند، ولی درحقیقت\nاین پیغام، از پیغام اولش مضحک تر بود، زیرا این بدبخت ازین غافل بود که مطالب\nملی بعذر وزاری فروخته نمیشود، چنانچه درین دعوتنامه خیلی باغهای سبز و سرخ را بجناب\nسپه سالار نشان داده، بزبان آقای علیشاه خان غندمشر پیام فرستاده بود، که بچه سقو\nباز همان دعوتش را تجدید و عهد میکند که در موقع ورود سپه سالار بکابل بکمال اعزاز\nو احترام از اوشان پذیرائی و بکاریکه بلندتر از ان نباشد سپه سالار را مقرر میدارد.\nاگر بآمدن کابل راضی نباشند، پس بچه سقو را بحالش بگذارند، زیرا که وی در\nبدل این مراعات شان نه تنها آل و عیال اوشان را که محبوس اند رها و بکمال اعزاز\nو احترام بهر نقطه که معین فرمایند، میرساند، بلکه برای مصارف و لوازم سفری شان\nیک مبلغ گزافی را نقد هم تقدیم میکند، علاوتاً بهر کاریکه در خارج خواسته باشند\nبعد از دفع انقلاب داخلی و قبول شدن بچه سقو بنزد دول خارجی اوشانرا مقرر و\nحاصلات ملک های شانرا هم قسط بقسط برای شان میفرستد، در صورت\nنکول از قبول این و شرائط البته که تمام آل و عشیره و افراد خاندانی شانرا که (۶۱) نفراند\nبانواع مصیبت و زحمت خواهد کشت.\nسپه سالار بجای اینکه از دیدن احوال زار و زبون آقای علیشاه خان از تکلیف"}
{"book": "adl0119", "page": 544, "text": "فدویت و ایثار خاندان نادری ٤٦٥ جلد اول ـ نادر افغان\n\nمصیبت دیگر افراد خاندان خود متأثر ومتردد میشد و یا بوعده و تطمیع آن مخرب\nوطن مانند دیگرها فریب میخورد، درین مراتب باز از همان خشونت مقدس خود کار\nگرفت و ازین تطمیع و وعده وعذر ولا به سقوزاده ابرو خم نکرد .\nناظرین محترم این ایثار و فدویت وحس وطنخواهی آن خاندان مظلوم نادری را\nکه تحت شکنجه مظالم سقویه بودند نیز ملاحظه فرمایند که آنها توسط آقای علیشاه\nبحضور سپهسالار صاحب عرض و تمنا کرده بودند که شما باین تهدیدات بچه سقو\nاعتنا ندهید، زیرا همه ماحیات خود ها را بالمقابل این کامیابی شما در راه نجات\nافغانستان ازین گرداب رنج وعنا نذر و فدا میکنیم .\nه جوزا صبح یک عده خوانین در وشانسان جنوبی جهته اطلاع گرفتن\nاز پیام بچه سقو بحضور سپهسالار مشرف شدند. آقای علیشاه خان در حضور\nهمه آنها در حالیکه نماینده بچه سقو هم نشسته بود، بیان رقت آوری از حال سلطنت\nو عمومیات اداره و دیگر بی نظمی ها و فلاکت هائیکه از تسلط سقویان بملت و وطن\nپیش شده و میشود اظهار نمودند. این اظهارات شان باندازه صراحت داشت\nکه در وقت شب این مذاکره، در میان آمد که نباید دیگر آقای علیشاه خان در کابل\nبرود، تا مبادا نماینده بچه سقو او را ازین ماجرا مطلع ساخته اسباب اذیت"}
{"book": "adl0119", "page": 545, "text": "ضميمة صحيفه (٤٦٦) کتاب جلد اول نادر افغان\n\nآقای سردار علیشاه خان بن سردار محمد سلیمانخان بن سردار محمد آصفخان\nعم معظم سردار سپه سالار صاحب اند که در مکتب فنون حربیه کابل تحصیل فرموده\nاند و در اثر لیاقت و فعالیت از تولیعشری باهلیت و کفایت طی مراتب بلند کرده\nاز سنهٔ ١٣٠٢، ١٣٠٣ در قطعات مرکزی کابل اظهار رشادت کرده اند - در محاربهٔ\n١٣٠٣ بحیثیت قائد غند در جنوبی، مخصوصاً در مبداء لوله مصدر چنان شجاعت\nنظامی شده اند که تفصیلات آن وقتاً فوقتاً در اخبار «حقیقت» کابل و دگر جرائد وطنی\nمرقوم است، در صلهٔ آن از طرف حکومت به نشان استور و منصب غند مشری اول\nو کفیل قرارگاه عساکر پیادهٔ کابل در سنهٔ ١٣٠٤ فائز شده از سنهٔ ١٣٠٥\nتا سنهٔ ١٣٠٧ در اعضای درجه اول ریاست محاکمات قول اردوی مرکزی شامل\nبودند، در موقع انقلاب چون سرپرستی تمام عائله و دودمان نادری باوشان مفوض\nشده بود در کابل ماندند، بعد از آغاز مجاهدات نادری در سمت جنوبی سردار علیشاه\nخان و سردار اسدالله خان و سردار محمد نعیم خان و سردار غلام محمد خان و دگر افراد\nخاندان شان در محبس سقوی افتادند - عموم افراد این فامیل جلیل مخصوصاً سردار\nعلیشاه خان آن ایام مصائب الیام محبس را بکمال صبر و استقامت و متانت میگذرانیدند\nتا اینکه سقوزاده آقای سردار علیشاه خان را بحیث قاصد بشرطیکه از صحيفه ٤٦٣\nتا ٤٦٦ مرقوم است در جنوبی به حضور سپه سالار غازی فرستاد بعد از آوردن\nو شنوانیدن جواب دندان شکن نادری به بچهٔ سقو، تکرار این جوان شجاعتمندار با عموم خاندان\n\nتا (٥٦٨) مرقوم است، از آن زندان و آتش سوزان نه تنها اوغان بلکه عموم افراد خاندان شان نجات یافتند.\nمقرر و به پایارگ برده شده محبس خان در وسط خان غفله که چندین زیرا کش مجاهدین بوده تعیین گردید ولی از لطف و کرم الهی به شریکه از صحيفه (٤٦٠)\nنادری گرفتار شکنجهٔ طاقت فرساي سقوی شدند - در ایام هجوم مجاهدین بر مرکز دولت فوق الذکر با تمام فامیل شان از محبس عمومی که برای آنها در باغ علیمردان"}
{"book": "adl0119", "page": 546, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 547, "text": "یک پیام مردانه نادری بنام افراد خاندانی شان ٤٦٦ جلد اول - نادر افغان\nبرایشان بشود، چنانچه این مفکوره عدم معاودت شان بکابل از طرف بعضی نفری برای آنها گفته\nهم شد مگر علی شاه خان این نظریه را برای خود بسیار شرم آور پنداشته فرمود، در\nصورت واپس نرفتنم، سقوزاده خواهد گفت که علیشاه خان خود را در ضمن پیام رسانی\nخلاص نموده، جواب مرا نیاورد، حال آنکه (٦١) نفر دیگر ما بدست اوست، من\nگاهی این ننگ را قبول نخواهم کرد، که مردم بگویند علی شاه خان موقع را غنیمت شمرده\nجان خود را خلاص کرده دیگر هیئت خاندانی خود را که با او در یک محبس افتاده\nبودند گذاشت، چنانچه علی الصباح ٦ جوزا آقای علیشاه خان برای حرکت کابل حاضر\nو در موقع وداع که خیلی رقت آور و هیجان خیز بود، سپه سالار، علی شاه خان را مخاطب\nکنان فرمود که بتمام خاندانی مظلوم و محبوس من سلامم را برسان و این نکته را خاطر\nنشان اوشان بکن، که محمد نادر ازین پیام با شرفانه شما متشکر شده، برای شما صبر و\nاجر میطلبد و میگوید، که برای نجات وطن نه تنها شما را بلکه خودم را با هر سه برادرانم\nجهته قربانی تقدیم میکنم، خدا حافظ افغانستان و حامی ملت و ناصر شما جماعه مظلومان با\nجواب ثانوی نادری : جوابی را که نماینده بچه سقا و باز از طرف سپه سالار با خود برد\nعیناً مانند جواب اول بود، که مطالعه و قابل تذکار این جواب ثانوی قرار آتی است :-\n\"حبیب الله خان باید یقین کند که من برای قیام امنیت و تحکیم رشته وحدت واخوت"}
{"book": "adl0119", "page": 548, "text": "جواب ندانشگر با دری بے بصری سقوی ٤٦٧ جلد اول - نادر افغان\n\nدر تمام طبقات ملت با لا بودن بیرق مقدس افغانستان در تمام پایتخت های دول معظمه\nدنیا مجبورم که از مساعیات بشری خود کوتاهی نکنم و جهت حصول این مقصد مقدس از قوت\nحرکت خویش از پاریس جان مال آل و عیال و تمام افراد خاندان خود را وقف کردم\nاگر تو در امر وحدت ملی و استقرار یک سلطنت صحیح بر طبق آرای عمومی و رفع خانه جنگی\nحاضره که بنیان سلامت وطن را به تزلزل آورده است موافق من باشی همانا که بلای\nاین نفاق و خانه جنگی فوری از وطن مرفوع میگردد، و اگر تو درین موضع خود که موجب هزاران\nفلاکت و مصیبت در تمام طبقات ملت شده و میشود و هر لحظه افغانستان را بوادی عدم\nمیکشاند اصرار نمائی البته که من هم تا آخرین لمحۂ حیات خودم با تو پیکار خواهم کرد و ابداً\nازین قوت و قدرت ظاهری تو نخواهم اندیشید، و این سر دادن خویش و قربان نمودن\nخاندانی خود را برای راحت و سعادت ملیونها افراد خاندانی افغانستان بخوشی نیات تقبل\nو نائل شدن این مقصد مقدس را فخر ابدی خود خواهم شمرد و دائماً مصدر اعمالی خواهم شد که بر طبق\nحیات ملی و شرف عسکری من باشد.»\nاثر ناگوار سقوط قندهار\nدرین اثنا که سپهسالار حسیب انتظار گذشتن موسم دود و رفع حاصلات اراضی را که عموم اهالی بآن مصروف\nمیکشیدند. و در رفع غلط فهمی القا وحدت ملی گذاشتن نقشه های اساسی تأسیس ذرائع خبر رسانی مخصوصاً"}
{"book": "adl0119", "page": 549, "text": "اثرسوء خبرشکست قوای امانی درعین مجاهدات نادری ۴۶۸ جلد اول - نادر افغان\n\nبکابل و مشرقی مصروفیت داشتند، ناگهان بکار اشکال و حوادثیکه در اثر حکومت ثانوی و فرار شخصیات\nامان الله خان از افغانستان واقع شده است برخوردند، و هم از شنیدن خبر قتل محمد ابراهیم خان نائب\nالحکومه و عبد الرحمن خان قوماندان نظامی و بعض مامورین دیگر هرات، و پادشاهی مکرر علی احمدخان والی با\nدستگیری او (۲) ، واستیلای نون سقویها برنقاط مهم افغانستان خیلی متاثر شدند، زیرا که هرکدام\nاین اطلاعات نه تنها در موقعیت و شوکت اہل سرقت خدمت بلکه حس نفرت ملت را برضد عناصر منسوبین\nحکومت سابق می افزود و هم در راه موقعیت حزب نادری که بکمال شجاعت داخل میدان فداکاری\nمیباشند، موانع بسیار را عائد میکرد، چنانچه بچه سقا بجردیکه از هر طرف بموفقیت خود نائل و تنها\nدر راه پیشرفت خود مجاهدات نادری را حائل میدید، تمام قوش را در ازاله مساعی سپه سالا\nغازی و اسقاط مرکز جنوبی توجیه نمود .\n\n(۱) اجمال این وقائع مهم را بقیه مضامین صفحه (۳۳۸) اینکه : شا شجاع باقوای مسلی حوالی جده و اعاد تاج وتختش عازم کابل شد ، در عرض راه\nحملاتی شد یداقوام را دفاع کنان بسیار زحمت خود را تاغزنی رساند در اثر جنگ چند ساعته بواسطه مخالفت جدی اقوام قبائل\nافغانی وسقویها درشب ۱۶ ثور بصورت مخفی درحالیکه اردوی او از هر طرف معروض حملاتی شدید ملت در تمام عرض راه بود ،\nفرار و چندی در مقر قرار گرفت، در اثر مهاجمه پی در پیش مردم و تعقیب سقویها بصورت جنگ و گریز به قلات رسید، ولی در انجا هم\nبرعلاوه عقب گیری سقویها بانواع مجادلات افغانها مبتلا و در اردوی خود انواع تشتت افکار را پیدا دید .\n(۲) وقتیکه شاه مخلوع علم الیقین خود را مغلوب و عازم تخت را برخلاف خود خا طر و غالب یافت، در پی تخلیص خویش با سای\nخاندانی خود افتاده به بهانه تنظیم مرکز قندهار فرار و علی احمد خان والی را بعوض بکار نگاشت ، علی احمد خان تا دیروز بحکم مان\nاعلان پادشاهی خود که در مشرقی کرده بود و مظنه طرفداری از حکومت امانی در شاهی خود ناکام و از راه پشاور به قندهار\nوارد و در انجا زیر مراقبت بود ، درین موقعیکه کار از کار گذشته است ، قوماندان عمومی محاذ حرب کلات مقرر گشت ،\nولی بواسطه فرار شاه و بد نظمی سپاه و معاندت قوم ناکام مانده بقندهار می آید و ثانیاً شاهی خود را اعلان\nمیکند، و پس از دو سه روزی به شکنجه عذاب در زندان موقتیکه به قندهار استیلا می یابند دچار میشود ."}
{"book": "adl0119", "page": 550, "text": "وضعیت جنوبی قبل از حمله سقویها بگردیز ٤٦٩ جلد اول ـ نادر افغان\n\nتهیه حمله د هشت انگیز سقویها بر گردیز\n\nباوجود عائد شدن این موانعی که ذکرش بطوالت می انجامد، سپه سالار صاحب\nبعد از اعطای جوابهای دندان شکن یاس آور در جواب مکاتیب و پیامهای سقویها\nمجاهدات اساسی شانرا در راه آن اقدامات عالی خویش آغاز کردند که در نتیجه آن ملک\nمسعود و ملت خوشنود شود، وقتیکه سقویها از این نظریات و عملیات نادر علی\nمطلع گشتند، لا محاله در صدد باز داشتن اوشان ازین ارادت حسنه شان بذیعۀ قوۀ\nجبریه شروع به تهیه پیشقدمی نموده بنای حمله بزرگی را بر مرکز جنوبی نهادند .\nوضعیت عمومی قبل ازین حمله :-\nکسانیکه باصول سوقیات ملی آشنا باشند، این را بهتر میدانند ، که جمع شدن\nیا تصمیم و اقدام کردن یک ملت یا جماعه بر یک شورش و هجوم یا امثال آن غالباً بسته\nبه پیدا شدن اسباب و وقائع هیجان بخش میباشد، که از ابتدا تا الحال ازین قبیل\nحوادثیکه احساسات هیجان و تنفر را در جنوبی برعلیه سقو زاده برانگیخته دو حادثه مهم میباشد.\nاول داخل شدن جناب سپه سالار صاحب در جنوبی و ملتفت ساختن مردم را\nبه نتائج و معائب و وخامت مآلی سلطنت سقو زاده بود، چنانچه این تبلیغات و باز"}
{"book": "adl0119", "page": 551, "text": "وضعیت جنوبی قبل از حمله سقوط پها بر گردیز ٤٧٠ جلد اول - نادر افغان\n\nاندازه اعتماد این مردم بنظریات و افکار ایشان قضیه را بحدی رسانیده بود که اقوام جمع شده و حمله گذشته را بر لوگر بردند و بدبختانه دران قراریکه در صفحه (٤٤٥) بیان یافت شکست واقع شد که همین شکست دومین باعث هیجان احساسات اقوام جنوبی قرار داده میشود، چنانکه همگی در سقوط دادن مچه ستقو و گرفتن انتقام از او جدی و مضاعف از پیش میباشند، و در عین زمان سپه سالار در عملیات خویش اداره کردن این جوش و خروش را یک محور قرار داده اند و نمیگذارند با وجود عوائق تأخیریکه پیش آمده است، این تأثر و جذبات کم شود.\nبا وجود این وضع استعداد و آمادگی حتمی، چیزیکه قضیه را بتعویق انداخته همانا مسئله پیش آمدن موسم کشت و در و است و بهمین واسطه ممکن نبود که فوراً ازین شور و هیجان موجوده استفاده نمود قضیه را بیک حمله مرتب و بزرگتر دیگر فیصله کنند یا اقلاً برای حمله و مدافعه ترتیباتی بگیرند، اما دشمن در این بین مشغول کار بود، و محمد صدیق فرقه مشر که در درویش با یک عده عسکر و جبا خانه و خزانه وافر تمرکز داشت شب و روز از هیچگونه اقدامات تبلیغ و بخش و فرستادن فرامین و عده ها بخوانین جنوبی کوتاهی نکرد در ظرف این مدتیکه در درویش افتاده است موفق شده توانست که بعضی ریشه دوانیها در بین اقوام جنوبی بنماید، همینکه بچه ستقو خود را از طرف قندهار کاملاً مطمئن"}
{"book": "adl0119", "page": 552, "text": "علت سوقیات سقوی بطرف جنوبی ۴۷۱ جلد اول ـ نادر افغان\nو از طرف مزار و اقدامات غلام نبی خان خاطرش مجموع شد (۱) برای تسخیر جنوبی و قصه کوتاه ساختن\nمجاهدات نادری این حمله را تهیه تمام مجهوداتش را در موفقیت این حمله صرف نمود.\nاین حمله اگرچه از حیث استعدادات حربی تماماً مهیا بود، ولی اساساً بر نقشه صحیحی گذاشته\nنشده بود زیرا هرکه بجای سقو زاده یا محمدصدیق فرقه مشر میبود هیچگاه بچنین اقدام پرتهور فیصله نمیداد\nچه مسلم است که در این حمله شکست و تباهی مطلق عساکر سقو محتم بود.\nاگرچه سقوزاده (غالباً بمهارت استادان خود) رولهای عجیب محاربه و سوقیات را\nدر صحنه وطن بازیده است اما غالباً یک اساس بزرگ سوقیات او قمار بازی بود در\nاین بین هرچند مردم که قتل و تباه و یا بملت خسارتی عائد میگردید، چون اساساً قصبه مبنی\nبر قمار است یعنی یا برد یا بای لذا هیچ نه خودش و نه اراکینش مانند محمد صدیق و\nپرول وغیره از آن متأثر و یا متحسر میشدند.\n(سوقیات سقوی بطرف جنوبی)\nهمین بود که محمدصدیق تهیه این حمله خود را نموده و شاید بهمین نظریه که یا خوب شود\nو یا خراب بهر حال برجنوبی حمله باید برد تا بذریعه این حمله قصه یک طرف شود این عزم را\n(۱) غلام نبی خان اوائل با چند نفر متمرده افغانی و اقوام بیرونی ترکانی که تماماً باسلحه و سامان عالی مجهز بودند بر مزار حمله و قوه سقوی را از مزار بمدد\nتوپ و طیاره متقشر کرده اما بچه سقو نسبت باین حمله اعلان طبعی انگیزی را شائع و در ان بملت خطاب کرد که غلام نبی خان با افغانشکر روس\nداخل خاک اسلامی شده برای استرداد سلطنت امانی با من جنگوئی دارد، اگر شما در رد این هجوم نکوشید البته که باز همان جرائم اخلاقی\nعصر ماضی مبتلا میشوید، غلام نبی خان بعد از اثر انگلی این اعلان فرار بختی را برامد خان اوائل جوزا از افغانستان بخاک روسیه رفت."}
{"book": "adl0119", "page": 553, "text": "سوقیات سقوی بطرف جنوبی ٤٧٢ جلد اول - نادر افغان\n\nنموده بشب کوتل تیره را بهمراه یک قوه مکمل سقوی عبور وعلی الصباح و قلعه سفید\nکه در دامنه تیره بر یک تپه مستحکم افتاده است خود ها را رسانیدند.\nنوته اخیر بگردیز : ۲۳ جوزا ساعت ۹ صبح بود که قاصد محمد صدیق فرقه مشر\nیک پرزه اخطار او را بمنصبداران اهالی گردیز ارائه میداد، در پرزه مذکور تحریرت\n«الی زمان سه ساعت ازین اطلاع اگر اطاعت و بیعت اهالی وعسکری گردیز\nرسید خوب ، والا شهر گردیز را زیر بمباردمان میگیریم» اندازه دهشت این نوته را\nکسی بهتر میداند که وضعیت جغرافیائی شهر گردیز و موقعیت اطرافی آنرا دیده باشه\nگویا اهالی شهر بخیر از دو جبهه محصور شده اند ، وقتیکه معاینه میکنند واقعا می بینند که\nدامنه دهشت تیره را خیمه های عسکر پر کرده است ، البته این افسر مهاجم که میخواهد\nبر این شهر مستحکم هجوم بیارد البته ترتیبات مکملی با خود گرفته باشد ، علاوه بر ان\nمدت پنج سال درین سرزمین حکمرانی و از اوضاع تازه این نواحی اطلاع کافی دارد\nو همه درک های خوب و خراب، یا آسان مشکل این علاقه ها را می شناسد،\nحالا هم در میدان بدست آمده، با استعدادات مکمل حربی این نوته پر تهدید را\nدر این فرصت تنگ پیش میکند، اینها همه افکار مهیب بودند که در مخیله گردیزیها\nخطور کرده هر کدام می پرسید چه باید کرد؟"}
{"book": "adl0119", "page": 554, "text": "اثر اعلان حرب بسقوی در گردیز ٤٧٣ جلد اول ـ نادر افغان\nاثر این توته در گردیز: وقتیکه این خبر بچکینک رسید، سپه سالار صاحب\nفورا برای آقای شاه ولیخان موضوع را با هدایات لازمه اطلاع دادند، در حالیکه اوشان\nهم دیشب را بیدار گذرانده ترتیبات لازمه را برای احداث تاثیراتیکه در چنین وقت\nلازم بود گذرانیده بودند، صبح اهالی گردیز وقتیکه از قضیه مطلع شدند، باین ملاحظه\nبحضور شان حاضر شدند، که آنها را زعیم و مشیر و اختیار دار خود قرار داده بودند، و\nقبول کردن فکر شان را درین مورد برای خود نافع میدیدند .\nآقای شاه ولیخان مسئله را باختیار عموم گذاشته گفتند : شما خود قضیه را فیصله\nکنید، از جهته من اگر باشد هرگز خود را تسلیم نکرده و تا دقیقه آخرین از حیات خود مدافعه\nخواهم کرد ، گردیزیها که با تفاق و مشوره و همفکری تا امروز متمسک بودند\nطبعا درین فقره با هم جمع آمده و در مشوره در آمدند، اکثریه که ظاهرا حق بطرف هم بودند\nبر این فیصله نمودند که بالفرض اگر مقابله هم بشود ثمری نخواهد داشت .\nمقابله کردن گردیزیها : عادت طبیعی است انسان در حالت انفرادی مسائل را\nاز روی تعقل فکر و اندیشیدن فیصله میکند، اما در جماعه قاعده است که مسائل از رو\nاحساسات و مشاعر فیصله مییابند، ازین روست که گویند: (فیصله های فردی از رو\nتعقل شده میتواند ولی فیصله های جماعه تنها از روی مشاعر و تاثرات میباشد) ."}
{"book": "adl0119", "page": 555, "text": "اثر اعلان حرب مقوی در گردیز ٤٧٤ جلد اول - نادر افغان\n\nچنانچه درینجا دیده شد که قضیه مدتی زیر بحث این جماعه افتاد، و از هر طرف دلیل\nو استدلال و مخالف افکار بلند شد، ولی درین مباحث تنها این بیانیه هیجان\nو شهامت افزای عبدالغنی خان پسر لعل گل خان نهایت موثر ثابت شد که بین\nاین جماعه صدا زده گفت: «سقوزاده مخرب وطن است ما و شما هم پیشتر فیصله\nنمودیم که با او طرفداری و یاوری نخواهیم کرد، چه جای که سخن به اطاعت و بیعت\nبرسد، روزگار بما و شما میدان امتحان را پیش کرده است، و ما در هر دو حال تباه\nخواهیم بود، اما در بین همه مرگها آن مرگ آسوده تر است که با شرف باشد، هر که\nبا ما درین عقیده شریک است و نخواهد درین امتحان ببازد با ما بیاید».\nپس از ان جماعه تفنگها را بشانه انداخته برامدند، زیرا که این ندا صدای موثری بود\nچند ثانیه نگذشت که هیجان در سامعین ظاهر شده گوئی تذکر عهد گذشته خود بجوش\nآمده دوان دوان بطرف جائیکه آقای شاه ولیخان در ان بودند رفته، اسلحه و\nو جباخانه خواهان شدند، ایشان که اسلحه و تمام ادوات و ذخائر حربی را قبلاً تهیه\nداده بودند بر ان نفری که بجوش و خروش و حمیت می آمدند تقسیم نموده هر یک را بطرف\nمیدان میفرستادند، ۲۰ دقیقه ازین حوادث نگذشته بود که در میدان چیزی نفری\nآماده و مستعد شد."}
{"book": "adl0119", "page": 556, "text": "شروع محاربه گردیز\n٤٧٥\nجلد اول ـ نادر افغان\nشروع محاربه : اول صدای تفنگ و متعاقب آن آواز توپ ها فضا را\nبجنبش آورد، منظره مدهش موحش هولناکی بود، دهشت این منظره نه تنها صدا\nتوپ و تفنگ و یا افتیدن تنۀ ما بر زمین است، بل چیزیکه وحشت و دهشت\nاین میدان محاربه را بنظر ها مجسم میساخت، تعداد قوای متحارب جانین است\nزیرا تعداد محاربین از طرف سقو پنجهزار و از طرف گردیزیها تنها ٦٠ نفر بود، اما چطور\nشصت نفری که هر واحد آن مجسمه شجاعت و حماست و بهترین مصداق غیرت\nو افغانیت بودند، حتی هر فرد این دسته بر خود معتمد بوده هیچگاه اتکال را بر غیر نمی\nپسندند، در حالیکه اعتماد بنفس صفت بزرگیست که ملل متمدنه بصرف کردن ملیونها\nپوند و مجهودات خیلی زیاد اولاد خود را با آن تربیت میدهند، حقیقتاً این اقدام مردانۀ\nمدافعین بهترین شاهد اعتماد بنفس و علو همت شان است .\nآقای شاه و لیخان این وضعیت را که مشاهده نمودند مجلس و مذاکرات و غیره را\nگذاشته تمام آن قوه های عسکری و قومی را که در اثنای این دقیقه ها تهیه شده است\nبمیدان رسانیده رفتند و محاربه ساعت بساعت شدت گرفته میرفت .\nجریان شدید محاربه : شاید این محاربه در قصۀ جنگ ها از وقائع نادر باشد\nچه در تیز ترین دقیقه های جنگ تعداد قوۀ گردیزیها به ٦٠٠ رسیده بود."}
{"book": "adl0119", "page": 557, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 558, "text": "ضمیمهٔ صحیفه ( ٤٧٧ ) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجناب سردار «شاه ولیخان» که بهمرای حضرت اعلی سپهدار «محمد نادرخان» غازی در تمام آن اقدامات وطن پرورانه شان که در راه نجات مملکت فرموده اند، مظهر خدمات بزرگ شده اند - مخصوصاً در شکست دادن آن قوای زبردست سقوی که قصد هجوم را بر سمت جنوبی نموده بودند جلادت و رشادت تاریخی از اوشان بظهور پیوسته است - اجمال حیات این ذات کار آگاه در صحیفه ( ٦٠٢ ) ضمیمهٔ این کتاب مطالعه شود."}
{"book": "adl0119", "page": 559, "text": "شدت محاربه گردیز\n٤٧٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nاما انصافاً باید گفت : اگر در این محاربه گردیزیها وعساکر یکه با آنها بودند در شجاعت\nامتحان بزرگترین داده باشند، از طرف مقابل افواج سقوی هم کمتر از آنها در ثبات\nدلاوری نبودند، زیرا بمجردیکه برایشان حکم سوق داده شد، مانند یک عسکر صحیح\nبحکم، اطاعت کرده و بدون اینهیچ تردّد سرراست از کاریز درویش تا دانه قلعه\nسفید را که عبارت از ١٦ گروه میشود، در یک شب پیموده در صبح یعنی بمجرد رسیدن\nبه مرکز جنوبی فوراً بمحاصره گردیز پرداخته صف اولین شان تا میدان طیاره خود را رسانید\nهمچنین در مقابله و مقاومت هیچ کوتاهی واهمال نکرده هر کدام تا دقائق آخرینیکه\nمیتوانست استقامت میکرد .\nمحاربه مخصوصاً در اطراف وسط روز شدت گرفت ، صدای مهیب توپها\nسریع آتش سقوی باصدای توپهای بزرگ گردیز تمام دشت را با فضای آن هیجان\nجانبین سرگرم فیر، آرزوی هر کدام شکست مقابل بوده یکدیگر را کشته میرفتند ،\nالحق که این محاربه پرده از پرده های پرعبرت این دورۀ مصیبت بوده است .\nوقوع ضعف در مجاهدین : جناح چپ محاربین گردیز ضعیف شد از\nمحاذ خود پس پاشدند، وعسکر سقوی میدان طیاره را عبور کرده بقلعه های گردیز\nنزدیک آمدند، این پیشقدمی سقویان اثر خیلی مدهش در قلب وجناح راست پیدا کرد"}
{"book": "adl0119", "page": 560, "text": "شدت محاربه گردیز\n٤٧٧\nجلد اول - نادر افغان\n\nولی چون این محاربیتی که از طرف گردیز میجنگید، بزرگترین شرائط فتح و موفقیت (یعنی\nقلبا فداکاری و سر فروشی را) بنظر گرفته بودند، ازین رو عوض اینکه این پس پائی جناح\nچپ دران دو حصه اثر اضمحلال و ضعف معنويات را میبخشید ، بالعکس وضعیت را\nکه خطرناک دیدند بهجوم متفقانه بردند ، اگر چه این حرکت شان اصولا مخاطره بود ، ولی\nفوق العاده مفید افتاد، زیرا در نتیجه آن جناح راست و قلب پیشرفت نمود در عین\nزمان جناح چپ از این وضعیت استفاده کرده تلافی آن پس پائی را کرد .\nحسن اداره سردار شاه ولینجان طبیعی است هر انسان در عین لیاقت\nعمومی خود در بعض امور تخصص و یا استثنا داشته میباشد ، چنانچه در اینجا می بینیم آقا\nشاه ولینجان از وقتیکه خبر این حمله را شنید، هر طرف موضوع را سنجیده ترتیبات\nجزئی و کلی را خود متکفل شدند ، ولی استثنا و تخصصیکه اینجا نشان داده اند ، مسئله وارسی\nبه امور، و انتظام در عمل است که الحق رعایت این دو اساس در چنین حالت منتها\nبیداری میخواهد، چنانچه غالبا نتیجه همین دو امتیاز و یا استثنایشان بود که این حله\nبیخبر و بموقع دشمن به فتح و مظفر یت انجامید چه اوامرشان در هر چند دقیقه بیدین\nمیرسید و از انجا در هر چند دقیقه بعد اطلاعات مفصل را میگرفتند ، و علی العجال هجا\nمحاربه را یکی بعد از دیگری بحضور سپهسالار صاحب هم ترسیل میفرمودند ."}
{"book": "adl0119", "page": 561, "text": "حصول امیدواری فیروزی برای قوای نادری ٤٧٨ جلد اول - نادر افغان\nاز طرف دیگر در انتظام آذوقه و تهیه دادن لوازم حربی میدان هم تا دقیقه آخرین\nهیچ کوتاهی نشده است، داخل شهر گردیز اوضاع پریشانی قابل دقت بوجود\nبود، زیرا بعضی کسانیکه از طرف سقو زاده ماجور بودند، آوازه ها و تبلیغات مخوف\nو غیر موافق نشر کرده میفرستند. از قبیل اینکه سقو زاده را خدا داده است یا اینکه\nتمام اقوام با محمد صدیق فرقه مشر متحد شده اند و او حتماً گردیز را گرفتنی است و غیره آن\nافواہات مختلف دیگر ازین قبیل.\nوقوع تزلزل در قوای سقوی : فیر از جانبین شدت داشت و محابه\nاز هر دو طرف بجوش بود، مخصوصاً صدای ماشیندار بیشتر خود را بگوش میرسانید\nکه ناگهان در صف اول عسکر سقو زاده سستی وضعف محسوس شد، متعاقب آن\nاندک پس پائی هم برایشان واقع گردید، محاربین گردیز هم از موقع استفاده کرده\nپیشقدمی نمودند - عسکرسقو با اینکه در دوام و شدت فیر صرف مجاهده مینمود اما با انم\nضعف و تشتت قوای شان نسبت به چند دقیقه پیش واضح و نمایان بود زیرا که درین دقیقیا\nمحمد صدیق فرقه مشر قوماندان کل قوای سقو زاده زخم خورده بود.\nحصول امیدواری مجاهدین جنوبی : در موقعیکه ۳۰ دقیقه از ۲ گذشته است\nمخبری آمده به حضور سردار شاه ولیخان رقعه تقدیم کرد، بعد از قرائت آن در چهره شان"}
{"book": "adl0119", "page": 562, "text": "رجعت قهقری قوای سقوی از محاربه گردیز  ٤٧٩  جلد اول - نادر افغان\nاوضاع اطمینان پدیدار شد، خواندن این تمام نشده بود که مخبر دومی آمده او هم\nپاکتی داد در این دفعه علامات خشنودی در چهره شان واضحتر شد، که رقعهٔ\nاول از محاذ بود و کیفیت پیشرفت را مفصلاً توضیح داده بود، اما دومش از احمدزائی\nبود که آمادگی خود را برای شمولیت در محاربه بطرف گردیزیها اطلاع میداد،\nگویا این هر دو رقعه در این وقتیکه هیچ خبر آن پیش از چند ثانیه اعتبار و تقرر ندارد\nقدری باعث امیدواری گردید، مخصوصاً رقعهٔ احمدزائیها، زیرا تا این دقیقه گردیزیها\nچنین گمان میکردند که درین میدان تنها خواهند بود، ولی این رقعه در عین اینکه یک\nاشتباه بزرگ را رفع کرد، از طرف دیگر برای گردیزیها باعث اطمینان هم\nشده میتوانست.\nرجعت قهقری قوای سقوی: ساعت (۳) هنوز پوره نشده بود که حصهٔ\nاعظم میدان محاربه بقبضهٔ گردیزیها و عساکر گردیزی افتاد، و افواج سقوی سنگرهای\nخود را بالتوالی و تدریج گذاشته میرفتند، تمام ساعت (٤) بود که میدان را کاملاً\nگذاشته و اپس در قلعهٔ سفید خود را رسانیدند، و در آنجا بغیر مترالیوزها و توپهای\nسریع آتش خود را از هجوم گردیزیها نگاه میداشتند.\nساعت ٤ و ٢٠ را پورت آخرین منصبدار محاذ بعبارت ذیل رسید"}
{"book": "adl0119", "page": 563, "text": "رجعت قهقری قوای مستوی از محاربه گردیز ٤٨٠ جلد اول - نادر افغان\n\nمیدان کاملاً از دشمن گرفته شد، قوه‌های شان بر تپه‌های قلعه سفید استحکام دارد\nاگرچه مواقع شان مستحکم است، ولی ما چنان نقاطی را که برای هجوم مساعد است\nبدست داریم، تفصیل خطوط آتش را حامل مکتوب میدهد امرحیست؟»\nجناب سردار شاه ولیخان بعد از گرفتن تفصیلات از وضعیت میدان\nبا اینکه تعقیب هجوم برای محاربین مساعد بود، اما به سببیکه روز قریب بآخر شده\nهجوم را موافق ندانسته، امر استحکام و تمرکز دادند، و همچنین شد که محاربین گردیزی\nدر نقاط خود مستحکم مانده و جانبین فیر تفنگ و مترالیوز مینمودند.\nنظارت و اعطای هدایت سپه سالار: از وقتیکه اطلاعات پیشبینی\nلازم را سپه سالار صاحب پریروز بگردیز فرستاده بودند، با اینکه مسئله حمله کردن\nمحمدصدیق در آنوقت متیقن نبود، اما باز هم برای حفظ ما تقدم دو مسئله را از دیشب\nتهیه فرمودند، یکی مرتب نمودن یک سلسله سوار چاپار بین سجنک و گردیز، دوئم آماده\nساختن اقوام طوطاخیل و منگل میرزکه را در صورت وقوع جنگ برای شمولیت\nدر مدافعه از گردیز چنانچه بمجرد وصول اطلاع جنگ سپه سالار صاحب این اقوامی را که آماده\nساخته بودند، بطرف گردیز سوق نمودند.\nالحق این تدبیر فوق العاده مفید و بوقت مناسب و باریک بدرد خورد، زیرا"}
{"book": "adl0119", "page": 564, "text": "شکست فاش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی\n٤٨١\nجلد اول - نادر افغان\n\nدر نصف اخیر این محاربه همین اقوامیکه برای کمک فرستاده شده بودند، شجاعت\nبزرگی را انجام دادند، این قوه ارسالی سپه سالار، مسافه در میانی گردیز و پکتیا را\nکه ۹ کروه است ، با سرعت قطع نموده در راه با اقوام احمدزائی که آماده جنگ\nبودند مصادف شده هر دو خود را بالاتفاق در اطراف ساعت ه و نیم بحدود\nمحاذ رسانیده بدون تأنی و تعطیل سنگر گرفته شروع بمحاربه نمودند در ساعت مذکور\nعسکر سقوی که با این حمله ناگهانی دچار شده بودند، روی توپ و مترالیوز ها\nخود را از طرف گردیزیها کم کرده و فیر را بطرف بالا ده که جبهه هجوم این اقوام بود\nگشتانده با شدت زیاد آتش باریرا بنا کردند .\nمحاربه تا ساعت ۹ از جانبین بشدت دوام داشت ولی از فیرهای خیلی\nسریع که در آن تاریکی شب مینمودند معلوم میشد که این افواج بجله های شفت افغان ها که\nمهارت مخصوصی در حملات شبینه دارند دچار شده بودند.\nشکست مدحش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی: این محاربه در ساعت ۹\nبشکست کلی افواج سقوی خاتمه یافت و قلعه سفید را تخلیه کرده توپ و جباخانه\nو سامان حربی را که برای این حمله بزرگ ترتیب نموده بودند برای این افواج و لشکر تیکه\nهیچ منتظر هیچ وضعیت نبودند ، گذاشته فرار نمودند، گویا اقوام احمدزائی وطوطاخیل"}
{"book": "adl0119", "page": 565, "text": "شکست فاحش قوای سقوی برابر مجاهدین جنوبی ٤٨٢ جلد اول - نادر افغان\n\nو منگل که از طرف سپه‌لار صاحب بانقشه و پلان مخصوصی آمده بودند، از طرف\nجناح دشمن حمله آور شدند و ازین آتش شدید و حمله جناحی خود سلسله این محاربه را\nبالمره طوری خاتمه دادند که قوای سقوی در هیچیک محاذ نظیر اینطور یک\nشکست مدهش و سقوط فاحش را ندیده بودند .\nاین اطلاعيه فتح وظفر در اسرع اوقات به حضور سپه لار در جينک آمد و از حضور\nشان هدایات و وصایای لازمه که مستلزم آن وقت بود گرفته شد .\nساعت ١٠ شب بتعداد ٥٠ نفر اسیر که در اثنای تصرف قلعه سفید بدست افتاده\nبودند با توپها و دیگر ادوات حربی که بدست آمده بود بگردیز حاضر کرده شد در حین تحقیقات\nاز اسیرها معلوم شد که محمد صدیق فرقه مشر وقتیکه در ساعت ٢ زخمی شده بود خود را\nبر اسپ انداخته با ٤٠٠ نفر توصیه نمود که او را به سبهاک برسانند گویا اگرچه تمام افواج\nسقوی شکست خورده‌اند، اما محمدصدیق باز در سبهاک که بفاصله ٣ کروه گردیز است\nخود را مستحکم داشته است .\nجوش و خروش عجیبی درین علاقه پدیدار است پیشروی گردیز غنائم جنگ کوه شده\nمیرود، توپ‌های سریع آتش دو دانه ٩ پن صحرا ٣ دانه ٦ پن جبل ٢ دانه موترلاری عنی\nعالمها جباخانه و اسپ یا بو و جزئیات دیگر، هرخان و یا جماعه که چیزی غنیمت آورده"}
{"book": "adl0119", "page": 566, "text": "تهیه ترتیبات تعقیبیه سپه سالار ٤٨٣ جلد اول - نادر افغان\n\nباشد آنرا برین کوت بزرگ گذاشته دوان دوان بنزد آقای شاه ولیخان خود را رسانیده\nبا یکعالم شغف و سرور را پورت غنائم خود را تقدیم کرده تصدیقی بطور یادگار ازین\nخدمت میگیرند.\nتهیه ترتیبات تعقیبیه سپه سالار: ٢٤ جوزا اگرچه فتح کامل نصیب طرفداران\nنادری شده است و این حمله خطرناک بخیر را کاملاً رد کرده اند. و اهالی انقدر مسرور\nو شادان هستند، که از حد تصویر خارج است، اما با وجود اینهمه در این موقع که دشمن\nشکست خورده است و اهالی ازین فتح در جامه های خود جا نمیشوند متمادی با یکدیگر\nتبریک میگویند دیده میشد که اراکین لشکر در فکر عمیقی بوده گویا که بوضعیت موجوده هیچ متاثر\nنبوده، ۱۰ و ۱۲ ساعت پیش هنوز وضعیت را خطرناک می پندارند.\nزیرا سپه سالار صاحب که از یکطرف بپذیرفتن و فد ها ئیکه برای تبریک میآمدند\nمشغول بودند، از طرف دیگر با سرعت زیاد مصروف تهیه یک قوه مکملی برا\nنگاهداشت و پهره دادن بر سر کوتل تیره بودند چنانچه نفری مچلغو را با یک عده قطره\nمسلح از راه مچلغو بر سر کوه بطرف تیره فرستادند، از طرف دیگر برای سردار\nشاه محمود خان که در جاجی با لشکرهای خود آماده بودند مکتوبی فرستادند که یکی ازین\nدو کار را با سرعت تمام باید تعقیب و اجرا کنید :-"}
{"book": "adl0119", "page": 567, "text": "شمولیت پچه سقو در جنگ جنوبی ٤٨٤ جلد اول - نادر افغان\n\n١:- با لشکر خود سر راست از راه دوبندی بر لوگر حمله ببرید.\n٢:- یک حصه لشکر خود را به دوبندی بفرستید و همراه بقیه خود شما اینجا بیائید\nتا با لاتفاق از راه تیره حمله ببریم.\nهر یک ازین دو تجویز که بنظر شما و لشکرتان موافق باشد بطور فوری اجرا نمائید.\nعموم اسیرهای حرب را سپهسالار صاحب معاینه و آنها را بیک نطق موثر\nرقت افزای شان از وخامت این اوضاع و مذلتیکه ازین حرکت آنها که بر ضد سعاد\nوطن و نفع یک دزد واجب القتل مینمایند، بدرستی دانا نموده تمام شان را تحت تاثیرات\nعمیق این وضعی که از او شان سر زده و میزند آورد، پس از ان امر دادند تا باستثنا\nنفری ٦ ده کوهدامن که تحت الحفظ نگهداشته شوند، باقی نفری مرخص و برای شان\nفی نفر پنجروپیه خرچی هم دادند، و برای اقوام عرض راه هدایت فرمودند تا احد\nبه او شان مزاحمت نکند.\nشمولیت بچه سقو در جنگ جنوبی : ٢٥ جوزا بمجردیکه پریروز عصر محمد صدیق\nفرقه مشر وضعیت اخیر قشون خود را دید فوراً کیفیت را بکابل اطلاع داد طبعاً خبر\nاین شکست برای سقوزاده خیلی ذی اهمیت و مهیج یا مدهش واقع شد، زیرا تمام میدان\nآخرین را که در پیشرفت و نشر تسلط داشت، یعنی بر فتح سمت جنوبی و یا سقوط دان"}
{"book": "adl0119", "page": 568, "text": "شمولیت بچۀ سقا در جنگ جنوبی\n٤٨٥\nجلد اول-نادر افغان\n\nسپهسالار صاحب میدید، چه تا زمانیکه ایشان در جنوبی میبودند، طبعاً عموم ملت\nبسقوط بچۀ سقوا امیدوار بوده و با وبیعت و اطاعت نخواهند کرد.\nهمین بود که این حمله را تهیه نموده خواست تا سمت جنوبی را بقبضه بیارد\nباین ذریعه بتواند آن رشتۀ امید اهالی افغانستان را که بسمت جنوبی دارند بگسلاند\nو باین ذریعه مالک تمام مملکت شود.\nپس خبر این شکست را بمنزلۀ پیام زوال خود پنداشته با تمام تهور و هیجان چند نفر\nمتباقیه را که در کابل داشت بموتر ها سوار کرده خودش هم بر سر آنها در موتوری قرار گرفته\nبا تمام سرعت بطرف التمور شتافت.\nمع الاسف در موقع تعرض بچۀ سقا عموم اقوام در گردیز و سحینک در یک عالم هیا\nو ستی که برایشان در اثر فتح عائد شده گرفتارند، خوشبختانه درینجا همان قوۀ که علی الصباح\nسپهسالار صاحب فرستاده بودند بدرد خورد، و این خطر مدهش ناگهانی را رد نمود.\nزیرا وقتیکه سقا زاده در التمور ترتیبات خود را مکمل و بطرف تیره با لا رفت نمیخواسـت\nتا استحکام سرتیره را مرتب بسازد، همان مفرزۀ ٨٠ نفری آمدن این قوۀ سقوی را از دور\nدیدند مخفیانه دو طرف آنها را گرفته دفعتاً اوشانرا تحت آتش شدید خود گرفتند سقاو زادۀ\nکه هیچ این وضعیت را انتظار نداشت و غالب خیال او همین بود که خودش متعرض خواهد بود"}
{"book": "adl0119", "page": 569, "text": "پریدن بچه سقا و از چنگال مجاهدین ٤٨٦ جلد اول - نادر افغان\n\nاز این تصادف پریشان شده خود را در یک سنگر انداخته مترالیوز را خود بدست\nگرفت ، جانین با مهارت میجنگیدند ، مدت دو نیم ساعت گذشت و فرقی در\nقوت هیچکدام ظاهر نشد، رفته رفته غالبیت بطرف افغانها شده رفت زیر این\nمجاهدین سنگ بسنگ این کوتل خود را بلد هستند .\nپریدن بچه سقا و از چنگال مجاهدین : وقتیکه این مغرزه هشتاد نفری نادری\nپافشاری استقامت حریف های خود را دیدند از درک های دیگر چند نفر خود را بی خبر\nنزدیک سنگر بچه سقا رسانیده بر آنها فیر شدید نمودند میدان بر بچه سقا منحصر شده\nو وضعیت خود را در این سنگ لاخ های پیچ خطرناک دید با چالاکی فوق العاده\nکه شهرتش بود با یک دو نفر خود را بموتری انداخته رو بفرار گرفت خود را بکابل رسانید\nو هر چند که قبل از فرار به نفری خود امر استقامت داده گفت میروم دیگر نفری\nمی آورم مگر نه حکم و نه تسلی او فائده بخشید زیرا چند دقیقه نگذشته بود که عده بزرگ\nاین نفری تسلیم و یا اسلحه را انداخته فرار نمودند .\nمجاهدین هم بتعقیب شکستیها تا التمور رفته جباخانه و مترالیوز و دو دانه\nتوپ که در آنجا مانده بود با خود آوردند .\nگویا حلقه اخیر امید سقو زاده باین شکست گسیخت و تصورات او که در بدد"}
{"book": "adl0119", "page": 570, "text": "فکر حمله بردن برسهاک یا کابل\n٤٨٧\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nآوردن سمت جنوبی ، بعبارت صریحتر در سقوط دادن سپه سالار صاحب دست\nهمره خام و هدر رفت.\nفکر حمله بردن بر سهاک یا کابل\nنظر باین شکست مدحش قوای سقوی و ملاحظات اوضاع کنونی که جداً قابل\nتدقیق میباشد در پیش روی فاتحین این دو جنبه نقیض موجود است :-\nاول ـ در نتیجه این شکست مهلکه برای سقوزاده پیش آمده است طبعاً تمام\nمعنویات عسکری و احساسات شخصی او خیلی مضمحل و ابتر شده است ازین رو در ینوقت حمله\nبردن بر کابل خیلی موافق و نتیجه آن اغلباً حسب مطلوب بنظر می افتید بنابراین یک نظریه\nتسریع حمله بر کابل را ایجاب میکرد .\nدوّم ـ چون سهاک نزدیک گردیز و محل پافشاری محمد صدیق و قوای متباقی\nسقوی است ازین رو تا زمان فیصله کردن معامله آن، بدیگر طرف رفتن خالی از خطر\nنیست باید اولتر در سقوط قوای سهاک کوشید این دو سوال مهم موجب مباحثه\nو اختلاف آرا است .\nسردار شاه ولیخان برای فیصله کردن این دو نظریه جرگه از خوانین منگل و طوطاخیل\nو احمدزائی و گردیزی منعقد نمودند . این جرگه وفدی برای همان قوام سهاکی فرستادند"}
{"book": "adl0119", "page": 571, "text": "حمله اقوام بر سهاک\n٤٨٨\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه محمد صدیق فرقه شتر را در بین خود جا داده اند تا ایشانرا ازان معاندت شان منصرف سازند. این وفد چنین جواب آور دکه «محمد صدیق پناه گزین است ما بهیچ صورت او را بدست کسی نمیدهیم» اما اقوامی که ازینطرف مذاکره میکردند علاوه بر اینکه محمد صدیق را خائن مملکت میدانند او را بطور مخصوص نظر به اجراآت گذشتهٔ او دشمن اقوام سمت جنوبی میشمارند.\nچون اقوام سهاک و سلیمانخیل در این موضوع معاندت و اصرار نمودند لذا غالباً خطر پیدا شدن منازعه در بین اقوام احتمال میرفت اگر چه سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان باستعمال قوت در این میدان راضی نبودند، چون محور قضیه مبنی بر عناد قومی بود جلوگیری از آن صعب افتاد.\nحملهٔ اقوام بر سهاک: چنانچه به صبح ٢٥ جوزا جرگه فیصله حمله برون قطعی خود ها را بر سهاک و دستگیر نمودن محمد صدیق را قرار دادند. همین بود که اقوام حمزه خیل و منگل و طوطاخیل زیر قیادت میر غوث الدینخان (١) که مبشتر در این جنگ اصرار داشت\n\n(١) طرفدارین حمله بر قوم سهاک سلیمانخیل که نزاع بزرگ قومی تولید و مشکلات زیادر ا در پیشرفت ادرمی افکند و سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان و دگر اراکین اردو نبودند، زیرا که محمد صدیق باصول قومی بخانهٔ آنها ننگ افغانی برده بود و دستگیری آن بقوه موجب غلط فهمی میشد بلکه در نظر داشتند این قضیه را بصورت جرگه فیصله نمایند، در اول نظریه مردم سلیمانخیل و در زیتی هم درین موضوع بهمین قرار بوده میخواستند که این مسئله مصالحه تصفیه شود مگر غوث الدین قوم احمد زائی و منگل وطوطاخیل و گردیزیها را خودسرانه بمقابل این اقوام بنام گرفتار کردن محمد صدیق سوق داد و ازین بی فکری خویش چنین یک نزاع بزرگ قومی را پیدا کرد."}
{"book": "adl0119", "page": 572, "text": "حمله اقوام برسهاک ٤٨٩ جلد اول - نادر افغان\n\nو عسکر و لشکر گردیزی در زیر قیادت عبدالغنی خان گردیزی برای شروع جنگ بطرف\nرباط سرکاری برآمده بنفری سهاک اطلاع دادند که «یا محمد صدیق برایشان داده\nشود و یا اینکه خواهند جنگید» .\nساعت دو روز محاربه از طرف اقوام مذکور دائر شد، شام نرسیده بود\nکه چندین قلعه متعدد از علاقه‌های سهاک را متصرف شدند، افغانها جنگ را در\nتاریکی شب دوام داده رفتند - از طرف سهاک فیراتوپ سقوی بشدت شنیده میشد\nسپه سالار قبلبرین این حوادث فتح گردیز را بصورت متحدالمال بعموم اقوام\nفرستاده آنها را به اتمام امور خانگی و جمع آوری سریع شان دعوت نموده، هیئتی\nاز هم‌رکابان خود را تشکیل داده بطرف منگل جاجی خیل برای آوردن لشکر شان\nفرستاده بودند که به تاریخ ٢٦ همان هیئت واپس آمده خبر جمع شدن و روانگی\nلشکر منگل را اطلاع دادند )\nپسته خصوصی از کابل رسیده معلومات اخیر چنین نشان میدهد که سقوی بچه در کابل قوه که دارد\nچیزی نفری پیش کروهی حواله نموده، که امروز آنرا بطرف لوگر فرستادنی است مخبر دگر\n(١) - برعلاوه این اطلاعات از دگر مقامات نیز وقتاً فوقتاً به سپه سالار صاحب اطلاعیه ها واصل میشد\nو سلسله مخابرات و نشریات اوشان هم قریباً در تمام افغانستان جریان داشت مخصوصاً\nبمشرقی و جنوبی و دیگر حصص نزدیک بصورت منظم قائم بود ."}
{"book": "adl0119", "page": 573, "text": "حزم و تدبیر سپه سالار غازی ٤٩٠ جلد اول - نادر افغان\n\nاطلاع میدهد که عسکر مسلح زیاد ستوقی از راه خروار و درنگ بطرف سهاک\nبکملک محمد صدیق اغزام و در اقوام مخالف به پراگنده طرفداری سپه سالار از حکومت امانی بشد تری است.\nدر صبح ۲۷ جوزا سپه سالار صاحب امر فرمودند که باید هئیت یا یک قدم پیشتر\nبطرف گردیز برود، تا برای هر قبیل پیش آمد ها مستعدتر باشد زیرا نتیجه این جنگ\nکه مع الاسف بر خلاف مقتضای وقت حسب ذوق و میلان بعضی هنگامہ جویان جریان\nدارد از دو حال خالی نخواهد بود، اگر اقوام سهاک پیش قدمی و گردیز را متصرف\nشوند، در اشغال این گوشه جنوبی که عبارت از گردیز و نواحی آن است باید ترک\nشود و اگر مردم سهاک مغلوب شدند بکمال سرعت باید نقشه تعرض کابل را تطبیق نمود.\nسپه سالار صاحب بساعت ده با هئیت خویش از سجاونک که در ان مدت\nیکماه و بیست روز توقف نموده بودند حرکت کرده بکاریز کی که در راه گردیز واقعاً\nمواصلت و از آنجا بعد از توقف هفت روز بطرف مجلغو یعنی بگردیز قریب تر شد\nرفت . یک عده از لشکر منگل که برای تمام کردن کشت و زراعت خود معطل بودند\nامروز آمده بعد از شرفیابی بحضور سپه سالار صاحب سر راست بطرف گردیز\nبرای شمولیت در محاربه رفتند .\nسردار شاه محمود خان از جاجی آمده بعد از ملاقات یک ساعت مذاکرات"}
{"book": "adl0119", "page": 574, "text": "عقب نشینی قوای قومی از سهاک ٤٩١ جلد اول ـ نادر افغان\nمختصر که در جمله آن کاملاً مهیا بود این شکر حاجی را نشان دادند، بعضی تعلیماتِ\nضروریه گرفته واپس بطرف مرکز خود عودت فرمودند .\nاطلاعات جنگ سهاک در هر نیم ساعت بعد مرتباً رسیده میرود را پوتِ\nاین را نشان میدهد که اقوام احمدزائی و منگل وطوطاخیل بر اقوام سهاک غالب هستند\nساعت ٢ از لوگر اطلاع آمد که از طرف پنجه سقو چیزی نفری ترتیب شده است\nوخیال دارند که فردا از راه در نگ و خروار آنها را بکمک سهاک برسانند .\nاین خبر در حقیقت اهمیت زیاد داشت زیرا نشان میدهد که سر از فردا امانِ\nسهاک بکمک سقو قوی تر خواهند شد .\nچهارم سرطان : چند روز میشود که جنگ جاری است . در نتیجه اقوام سهاک\nپریشان شده و بقلعه های خود عودت کرده از ان حد و د جنگ میکردند عبث\nدو نمایندهٔ اقوام سهاک آمده اطلاع داد که « ما بمصالحه حاضر هستیم . درباً\nمحمدصدیق فرقه مشر وعده میدهیم که او را از بین خود خارج سازیم» این پیغام اقوام را\nخیلی مطمین ساخت\nعقب نشینی قوای قومی از سهاک : نزدیک شام در حالیکه انتظا شیرِ\nوفد مصالحه از طرف اهالی سهاک خواهد رسید ، بالعکس دیده شد که محاربه را"}
{"book": "adl0119", "page": 575, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٩٢\nعقب‌نشینی قوای قومی از سهاک\n\nشدیدتر ساختند. حقیقت این قضیه چنان بود که امروز صبح اهالی سهاک ازین\nمحاربه که آنها را با عموم اقوام دشمن ساخته است بیزار آمده حتی بخود محمد صدیق گفته\nبودند که تو باید از بین ما خارج شوی و هم پیغام مصالحه را برای اقوام احمدزایی منگل\nو گردیزی فرستادند. اما بعد از ظهر قوای زیاد سقوی که پیشتر راپور ان واصل\nشده بود بسهاک با ذخائر زیاد رسیدند، فرقه مشر هم گویی دم در تن مرده‌اش\nدر آمده باشد فوراً بمیدان آمده و ریاست میدان جنگ را ذمه‌وار شده\nمحاربه را سر از نو گرم ساخت. چون اقوام گردیز و دیگرها این محاربه شدید را در اخیر\nروز انتظار نداشتند، ناچار تاب مقاومت نیاورده پس پاشدند.\nبا اینکه سردار شاه ولیخان باین جریانات اصلاً راضی نبودند زیرا علاوه براینکه\nاصل جنگ از طرف سرکرده‌های اقوام جاری میشد این سرکرده‌ها یک نقشه منظمی برای\nاین محاربه خود نگرفته بودند، اما بازهم ناچار شده ترتیبات شئونات اینها را\nبعهده گرفته میگذاشتند چه از حیث ذخائر و مادیات یا معنویات و تدبیر\nاحتیاجی پیش شود، تمام شب محاربه جاری بود. صبح وقت شفق لشکر تا حدود\nرباط سرکاری یعنی فاصله یکنیم کروه گردیز پس پاو اهالی سهاک پیش قدمی کرده بود\nبصبح پنجم سرطان سردار سپه سالار صاحب امر بستن بارها را دادند. ساعت"}
{"book": "adl0119", "page": 576, "text": "جز وقعه ناگوار در دائر مجادله نفاق انگیز ٤٩٣ جلد اول - نادر افغان\n\nدوازده بود که یک سوار از گردیز آمده مکتوبی از جناب شاه ولیخان آورد که\nمضمونش حسب ذیل است :\n\" بکمال تأسف عرض میکنم در نتیجه محاربه بی سرو پا و بی انتظامی که اقوام در بین\nخود جاری کرده بودند گردیز در خطر معروض است و در این دقیقه های که این سطر ها را\nمینویسم خطر سقوط دقیقه بدقیقه نزدیک شده میرود. اگر چه من یک و یا دو ساعت\nقبل باید گردیز را میگذاشتم ولی چون در پیش روی خود یک منظره رقت آور\nدارم و آن عبارت از هجرت نمودن اهالی گردیز از مسکن های خودشان میباشد\nکه منتهی مرا محزون میسازد. لذا نمیخواهم این میدان را باین حالت خودش بگذارم\nچه آخرین تسلی و دلداری که از طرف خود باین مصیبت زدگان اظهار کرده میتوانم\nهمین خواهد بود که آخرین نفرشان باشم که این میدانرا بگذارم .\nدر باب صورت شروع این جنگ و عناد و اصراریکه این اقوام محارب\nنموده اند پیشتر تفصیلات داده بودم، برین مسئله بیشتر متحسرم که اقوام احمدزای\nوطوطاخیل و گردیزی که تا دیروز به خساره های زیادی معروض بودند امروز\nدر اثر غلبه اقوام سبهاک متحمل نقصان های زیادی شده اند، مهاجمین لحظه بلحظه\nخود را بگردیز نزدیک ، و مدافعین را میشکنند، قدم بقدم سر از امروز صبح پیشد میثر"}
{"book": "adl0119", "page": 577, "text": "حرکت سپهسالار صاحب بطرف جاجی\n٤٩٤\nجلد اول ـ نادر افغان\nگردیزیهای بیچاره میگویند ما بهیچصورت حکومت سقوی را قبول نداریم و اینک\nمسکن‌های آبا و اجداد خود را گذاشته هجرت را اختیار نمودند، من تا آخرین دقیقه\nاین فاجعه را انتظار میکشم، و بعد ازین خود را بچینك میرسانم. محل امضا دشنام علی،\nحرکت سپهسالار صاحب بطرف جاجی\nدر ساعت دونیم روز ٦ سرطان جناب سپه سالار صاحب با رفقای خویش\nجانب جاجی عزم سفر فرمودند، این مسافرت از پرمشقت ترین سفرها بواسطۀ معین\nنبودن محل توقف و حرکت لیلیه درۀ تاریک پر از سنگ و آب که درهمان شب\nپیموده شد، بود؛ در حالیکه خطر وقوع کدام حادثۀ غلط فهمی از طرف ساکنان دره\nبیشتر مسافرین را در وسوسه می‌انداخت، زیرا، آنها خبر نداشتند که این سافرنا\nشبینه که خاموشی مهیب این دره را بر هم میزنند، از چه قبیل اشخاص‌اند، بهرحال این جمعیت\nدر اطراف ساعت ١١ شب بیک قریۀ از قریه های هزار درخت رسیدند؛ بقیۀ\nشب را در یک سخت با سیکه اقامت کردن آن بالنسبه مسافرت آرامتر بود گذشتاند.\nصبح ٧ سرطان وقت فجر هیئت بحرکت افتاد، بوقت طلوع آفتاب باولین\nحدود جاجی رسید، دو ساعت در حسن خیل برای تناول ناشتا توقف شده باز در"}
{"book": "adl0119", "page": 578, "text": "حرکت سپه سالار صاحب بطرف جاجی ٤٩٥ جلد اول - نادر افغان\n\nساعت ٩ دوباره بحرکت افتاده، تا عصر بطی کردن منزل از بین زمینهای سبز و خرم\nو آباد جاجی مصروف بودند، ساعت ٤ و نیم به (شگه) مواصلت شد.\nدر شگه یکعالم جم و جوشیست که تنها مشاهده آن تمام زحمات این سفر را\nفراموش میساخت، عموم اقوام و سرکرده های جاجی بدور جناب جرنیل شاه محمودخان\nحاضر بوده میدان دورادور را لشکرهای آماده جاجی پرساخته هر طرف آتن و سیاهو\nغزل و دهل شنیده میشود.\nزیرا از وقتیکه جناب جرنیل صاحب در حدد جاجی داخل شده اند، خوانین و\nسرکردگان جاجی را جمع نموده، از ان افکار سپه سالار صاحب که راجع به نجات وطن\nدارند و موجب این حرکت شان بسمت جنوبی شده ایشانرا مطلع کرده است\nخوانین جاجی این مطلب را باکمال سرور استقبال کرده، جمع نمودن یک لشکر را\nبزیر فرمان ایشان قبول نموده اند، چون در جاجی اقوام مختلف یا تنازعات قومی\nکمتر وجود دارد و یا اینکه نادرست ازین رو در جمع شدن لشکر جاجی مشکلات\nو یا موانع پیش نیامده هم در دفعه اول و هم در این دفعه با کمال استعداد و آرامی\nمجتمع شده و منتظر اوامر بودند."}
{"book": "adl0119", "page": 579, "text": "اثر ورود سپهسالار صاحب در جاجی\n٤٩٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nاثر ورود سپهسالار صاحب در جاجی\n\nهیئت نادری در عین همین جوش به شنگه رسید و ورود ایشان با عموم هیئت آنقدر موجب دهشت و حیرت اهالی گردید که هر کدام صورت این ورود را میپرسید، سپهسالار از چگونگی جنگ سهاک که بواسطه عناد قومی تولید و منجر بجریان محاربه بزرگی شده موجب این حرکت شان بجاجی گردید بیانات دادند.\n\nاز هر طرف عبارات تأسف و نفرین بر بی اتفاقی بلند شده عموم خوانین بالاتفاق اظهار تسلیت و آمادگی بتلافی این حوادث نموده گفتند ما نسبت باین ورود شما و تعیین خط مشی خود ما در آتی جرگه را منعقد و پس از ان قرار آخرین خود را بحضور تان تقدیم میکنیم.\n\nتوجیه مشکلات به سپهسالار غازی بطرفداری از حکومت امانی\n\nاگر بنظر سرسری دیده شود یگانه علت این ناکامیابی ها و فراهم آمدن اشکالات در پیشرفت نظریات خیر اندیشانه نادری همین یک مسئله بوده است که یک حصه بزرگ اقوام همه این مجاهدات او شانرا بشاه مخلوع نسبت میدادند، و ازین پهلو تهی نمی"}
{"book": "adl0119", "page": 580, "text": "توجه مشکلات سپه سالار غازی بطرف قندار بطرف حکومت امانی ۴۹۷ جلد اول - نادر افغان\n\nایشان از قبولیت سلطنت (در حالیکه در تمام افغانستان احدی مستحق تر و\nجامع تر هم از اوشان موجود نیست) متردد و بد ظن بودند، حالا نکه سپه سالار از نقطه\nنظر خیر خواهی و حدت پسندی معذور بودند، که از تقبل پادشاهی بدون اتفاق\nآرای عمومی ملت افغانستان پهلو تهی کنند، و با وجود این تصادم بانواع موانع\nو ناکامی، صبر و استقامت و توکل را پیشه خود گرفته از لطف خدا و معاونت\nملت موفقیتش را امیدوار باشند.\nازین منسوب بودن سپه سالار غازی بحکومت امانی و استنکاف ورزیدنش از\nقبولیت نام پادشاهی و صرف مجاهدتش در راه وحدت ملی، بنام مصالحۀ عمومی\nاکثری از اقوام مشتبه شده پیهم در راه پیشرفت شان موانع و مشکلات را تولید میکردند\nتا اینکه رفته رفته این اشتباه عمومی و تشتت افکار با ندازه ترقی نموده که مردم در مقابل\nشاه مخلوع و تمام کار داران جاهل و ماضی عصر امانی، بچه سقو طاغی را ترجیح داده در مهمات\nقوت و نفوذ سقویها قائم شد، حتی یگانه سبب تسلط یافتن سقوها بر گردیز و بکشه\nقسمت های ارگون و خوست و در حصص و موجب موفقیت بچه سقو و محمد صدیق و\nامثال آنها در سمت جنوبی، از همین پروپاگند جعلی سقوی بود، که سپه سالار برای استرداد\nتخت و تاج امان اللهی خدمت میکند:"}
{"book": "adl0119", "page": 581, "text": "فکر استمداد از اقوام سرحد آزاد\n٤٩٨\nجلد اول - نادر شاه\nولی سپه سالار صداقت مدار ، با همه این مشکلات شانه داده جدیانه و مردانه\nبرای نجات وطن با وجود این موانع و اوضاع دلشکن قیام و ثبات میفرمودند .\nاستمداد از اقوام سرحد آزاد\nبر علاوه اینقدرست کامله و استیلای متنفذانه که سقویها در نقاط مهم جنوبی پیدا\nکرده بودند از اطلاعات واصله کابل و لوگر معلوم میشد که بچه سقو بالنسبه تمام حصص\nافغانستان، حصه زیاد عسکری تکل و قوای منظم خود را که با توپهای بزرگ و ماشیندارها\nهر رقم و اسلحه عالی به پیمانه کافی مجهز و مسلح شده بودند ، برای مقابله و تعرض نمودن\nبر قوای نادری تهیّه کرده است، ازین جهته نه تنها سپه سالار غازی جهته دفاع\nبلکه برای پیشرفت اساسی ازاله مظالم سقوی و نجات دادن افغانستان ازین بلای\nعمومی مجبور بود، که این لشکرهای قومی شان را که با وجود آنهمه مشکلات و موانع جمع آوری\nشده اند و یا بعد ازین امید تجمع آنها کرده میشود با یک عده از اقوام سرحد آزاد تقویه کند .\nلهذا اولاً سپه سالار صاحب با تفاق رفقای معیت خود و تصویب نمایندگان\nاقوام جنوبی تصمیم فرمودند تا از اورکزائی استمداد نمایند، چون خط عبور ارکزائی\nبدست انگلیزها بود ، سپه سالار بالنسبه راه دادن ارکزائی را توسط آقای حاجی محمد اکبر خان"}
{"book": "adl0119", "page": 582, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٤٩٩\nفکر استمداد از اقوام سرحد آزاد\n\nبا انگلیسان مفاهمه نمودند، ولی آنها نسبت بعبور ارکزائی بخاک افغانی اظهار ممانعت\nننمودند، و گفتند که ما نظر بآن اعلان بیطرفی خود که راجع بمعاملات داخلی و انقلاب\nکنونی افغانستان کرده ایم مجبوریم که در هیچیک از شئونات آن مداخله نکنیم، ازینجهته\nممکن نیست که ما با اورکزائیها اجازهٔ عبور بدهیم، چنانچه جواب این استمزاج\nسپه سالار را تحریراً نیز بهمین مفاد بدست حاجی موصوف فرستادند.\nولی سپه سالار ازین مشکلات داخلی و اشکال اندیشی های خارجی مایوس نشده\nطریقه های دیگر را جهته موفقیت خویش در نجات مملکت ازین گرداب مصیبت سنجیدند\nکه از جمله آن یکنظریهٔ نافعهٔ شان همین بود که حتماً باید اوشان جهته رفع توحش دزدان\nو قیام امنیت در افغانستان از هر قوم و قبیله افغان که امداد گرفته میتوانستند تشبث\nبفرمایند، لذا بفکر گرفتن استعانت از وزیریهای غیور که الی الآن چندین معروضات\nشان راجع به آرزومندی شمولیت آنها درین مسئله قومی که بشئونات ملی آنها\nهم تماس داشت رسیده بود، افتادند (۱) و هم راجع به پیدا کردن رشتهٔ وحدت\nو اخوت و رفع غلط فهمی و خانه جنگی با ساسیکه در صفحات آتی مذکور است شروع بکار نمودند\n\n(۱) زیرا که در راه مواصلت آن ها بکابلی بجز از بعض مخدرات داخلی که شرح آن در آتی میآید هیچیک اشکال\nنبودن راه موجود نیست و هم انگلیزها نمیتوانستند که علی الفور از دخول وزیریها بافغانستان جلوگیری کنند،\nحتی بواسطهٔ اتصال زیرستان بافغانستان وقوع خط عبور آن ها بزیر رائی کابل خیل که از جمله رعایای افغانی میباشند برایشان\nتسهیلاتی هم موجود است."}
{"book": "adl0119", "page": 583, "text": "معروضه اقوام حجی بحضور سپه سالار غازی\n۵۰۰\nجلد اول - نادر افغان\n\nمعروضۀ اقوام جاجی بحضور سپه سالار غاز\nدر صفحۀ ٤٩٦ از انعقاد جرگۀ قومی در جاجی تذکر دادیم، این است که آنها بعد بحث\nو مذاکره فیصلۀ اخیرۀ خود ها را قرار آتی بحضور سپه سالار غازی تقدیم کردند:-\n«ما بالوکالت از طرف عموم اقوام جاجی در برابر این زحمت کشی های متوالیۀ\nسپه سالار غازی که برای نجات وطن فرموده اند، اظهار ممنونیت داشته مخصوصاً\nاز زحماتیکه به سبب نادانی و یا اصرار بعض اقوام برایشما پیش شده باشد تأسف\nوصادقانه عرض میکنیم که اکثری از اهالی درین مخالفت کردن خود باشما مرتکب غلط\nفهمی شده تصور میکنند که این مجاهدات مصلحا نۀ شما به امان الله خان منسوب خواهد بود\nاز پنجه شما متأثر نشوید و در رفع این مغالطه بکوشید، این آمدن شما را بجاجی ما عموم\nیک مفخرت بزرگ تاریخی شمرده بیش از پیش ما بر از هر نوع فداکاری و جان نثاری\nو پیشرفت افکار و آرزو های شما که در حقیقت سعادت عمومی افغانستان است\nآماده و حاضر هستیم چون لشکرهای ما مجتمع و حاضر است، تمنا داریم که علی الفور اوامر\nمآثرا اصدار و مفکورات خود را یک آن اولتر اظهار نمائید، تا بتعمیل آن علی العجا\nبپردازیم، شاید بتوانیم، در زیر سایۀ مجاهدات و هدایات شما ذریعه خیر بر اوط شویم»"}
{"book": "adl0119", "page": 584, "text": "مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی\n۵۰۱\nجلد اول - نادر افغان\n\nالحق این اظهارات آنقدر مسرت بخش و موجب تسلیت میشد که مطلقاً\nعموم تاثرات ماضی را از دل میبرد.\n\nصرف مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی\nسپهسالار صاحب بعد از اظهار ممنونیت ازین احساسات اقوام جاجی منگل وردک\nچنین بیان فرمودند: «من یک گوشه نقشه خود را بشما میگویم اگر در آن چیز را قابل بحث دیدید\nبگوئید، و اگر موافقت عمومی حاصل شد باید بالاتفاق بمتارعت آن بپردازیم»\n«همچنانکه من الی الآن بار بار اظهار کرده ام که این خدمات همدردانه ام\nصرف جهت پیدا کردن وحدت و اتفاق بوده به احدی منسوب نیست، کنون\nنیز همان مطلب را تکراراً خاطر نشان میکنم که من بجز از اصلاح و امنیت و طرح تشکیل\nدادن یک سلطنت حسب موافقت ملت مقصدی ندارم»\n«سقوط دادن بچه سقو یک امر بی اهمیت است که الآن اگر بتعداد ده هزار\nازین لشکر که حاضر هستند بطرف کابل بروند، بشما یقین میدهم که بعون الهی بکابل\nداخل میشوند ولی من در مملکت یک خطر قویتر دگر را می بینم که فکر مرا رفع آن بیشتر\nمشغول ساخته است و آن عبارت از تشتت و نزاع قومی است که بواسطه آن"}
{"book": "adl0119", "page": 585, "text": "مجاهدات نادری در فراهم آوری وحدت عمومی ٥٠٢ جلد اول - نادر افغان\n\nتمام سوقیات و اقدامات ما معطل مانده است، تا زمانیکه یک وحدت عمومی\nقومی را در سمت جنوبی نه بینیم و در لشکر من نماینده گان تمام اقوام حاضر نباشند\nمن هیچ آرزو ندارم که بکابل بروم »\n«بنابرین نظر یه پیشتر از حمله بر کابل یک وظیفهٔ دیگری در پیشروی داریم\nو آن عبارت از اصلاح کردن تشتت و پراگندگی است که در نتیجهٔ جنگ گردیز بین\nاقوام پیدا شده، پس اولین کار یکه بنمائید همین است که یک وفد عمومی بزرگی تشکیل\nداده فوراً آنرا بطرف گردیز بفرستید، تا دوباره یک وحدت قومی عمومی بین اقوام\nاین سمت پیدا شود، علیهذا القیاس و فد دیگر ی بطرف مشرقی ارسال شود، زیرا\nاز اطلاعات اخیرهٔ برادرم محمد هاشم خان معلوم میشود که اقوام مشرقی متفق و لشکر شان\nآماده است، پس این و فد یکه میرود برای اینست که نقشهٔ حمله را طرفین باتفاق موافقت\nکرده لشکر عمومی که از همه اقوام مرکب باشد در یک تاریخ بر کابل حمله برند، تا آنچه\nمقدور باشد پیش آید.»\n«سومین کار همین است که یک حصهٔ این لشکر جاجی که حاضر است بطرف دوبندی\nبرای جلوگیری از حوادث ناگهانی رفته در آنجا منتظر او امر باشند»\nسرکرده ها برای تعمیل این اوامر سپهسالار که مفید بودن آن از طرف عموم تصدیق"}
{"book": "adl0119", "page": 586, "text": "اعزام وفود و سوقیات\n۵۰۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nو تائید شد، یک شب مهلت خواستند.\n\nاعزام وفود دیگر دیر و مشرقی\nو سوقیات بطرف دیندی\n\nصبح ۸ سرطان سرکردگان آمده و فدای خود را معرفی نمودند و نیز لشکریرا که\nبتعداد دو نیم هزار بود، برای رفتن طرف دِندی که راه آمد و رفت لوگر میباشد\nتعیین کردند.\nسپهسالار صاحب افراد وفد را بنزد خود طلبیده با آنها الی دو ساعت ملاقات\nو تعلیمات لازمه را با ایشان عطا فرمودند، و بالفعل دفعهٔ که طرف گردیز میرود مشایعت\nشده حرکت کرد.\nجناب شاه محمود خان به سرکردگی لشکری که طرف دِندی میرود معین شده، مسائل\nمخابرات و ارتباط با مشرقی نیز بایشان مفوض گردید و لشکر ایشان در همین روز حرکت نمود.\nبهمین منوال سپهسالار صاحب با وجودیکه منزل دور و دراز و خیلی پر مشقت را\nطی کرده بودند، از همان دقیقهٔ ورود خودشان تا الحال متوالیاً کار کرده رفتند.\nاز ۱۸ الی ۱۴ سرطان معاملات تحریریهٔ سپهسالار صاحب خیلی کسب افزونی کرده است."}
{"book": "adl0119", "page": 587, "text": "انعقاد معاهدهٔ وحدت ملی\n٥٠٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nبعموم اقوام جنوبی و سرکردگان معروف اطلاعات و نصائح و ہدایات ضروریه\nفرستاده و میفرستند مخصوصاً توجه شان بطرف جرگه که بنواحی گردیز رفته است\nمعطوف میباشد مراسلات و مخابرات آنطرف را زیاده تر اعتنا میدهند امروز\nکه روز هشتم حرکت و فد است چند سواری آمده و نتائج اجرات آن و فد را قرار\nآتی با خود آوردند :-\nوفد مذکور مجردیکه رسید اطلاع بعموم اقوام فرستادند، اجتماع عموم مدعوین در\nحدود طوطاخیل به یک وضع شیرین بعمل آمد، بعد از یک مذاکرهٔ طولانی معاهدهٔ\nبدین قرار در حاشیهٔ قرآن مجید تحریر و بامضاء عمومی تصدیق شد، اینک با آن قرآن\nکریم را که بحضور شما اهدا کرده اند با خود آورده ایم .\n(مضمون معاهدهٔ وحدۀ قومی)\nوقتیکه جناب محمد نادر خان سپه لار این قرآن پاک را زیارت فرمودند، در آن\nاین معاهدهٔ آتیهٔ اقوام را دریافتند :-\nما اقوام منگل، احمد زائی، جاجی، گردیزی، در بین خود ها مدعی داری نداشته\nمتفقاً با تفاق دیگر اقوام افغانستان برای پیدا شدن و انتخاب یک پادشاه صحیح\nعمل میکنیم، ما اقوام ملک وزیر خان جاجی را بمنزلهٔ حاکم و سرکردهٔ خود انتخاب مینمائیم،"}
{"book": "adl0119", "page": 588, "text": "انعقاد معاهده وحدت ملی ۵۰۵ جلد اول - نادر افغان\n\nو از هر طائفه بتعداد ۴۰ نفر بزیر دستی حاکم مذکور مقرر میکنیم تا لشکر اقوام را جمع\nآوری نمایند هر فرد و هر قوم باطاعت همه اوامر سپهسالار صاحب مکلف میباشد\nاگر کسی ازین عهد تخلف نمود، بدادن سه هزار روپیه جریمه مجازات خواهد شد، علیهذا\nاگر کسی بمال و جان دیگری تعرض نماید قیمت مال دو چند از او گرفته خواهد شد\nو اگر بجان احدی تعرض نمود قصاص میشود.\nیکتعداد لشکر از عموم اقوام برای محافظت گردیز تعیین شده باقی یک لشکر عمومی\nدیگر بالشکرحاجی که زیرقیادت جناب جرنیل صاحب شاه محمود خان با امر جناب\nسپهسالار محمد نادر خان باشند، میفرستیم، اگر کسی خلاف این عهد رفتار نمود کلام الهی\nخصم او باشد (امضای عموم نماینده های اقوام) .\nرئیس وفد مکتوب مفصلی با این نسخه قرآن مجید فرستاده بود که دران کیفیت انعقاد\nجرگه را با مذکرات طولانی آن شرح داده ضمناً نوشته بود: چون اقوام آنجا از محاربات\nدرمیانی و خانه جنگی نادم و نتایج بد آنرا حس نموده بودند، ازین رو در اقناع آنها و پیدا\nکردن اتفاق عمومی چندان تکلیف ندیدیم، و بکمال موفقیت در عقد این معاهده کامیاب شدیم\nاهالی انجا بخدمت آماده، و از رفتن سپهسالار صاحب از بین خود شان اظهار تاسف\nبسیار میکنند، خیلی تشریحات دیگری از این قبیل در مکتوب خود تذکار نموده بود جناب"}
{"book": "adl0119", "page": 589, "text": "تعیین قوای قومی در قاسم خیل\n۵۰۶\nجلد اول - نادر افغان\n\nسپهسالار این معاهدۀ خیر را با منتهی خوشی تلقی نمودند، چه عادت شان بود که خبر اتفاق اقوام\nیا چیز یرا که با تفاق اقوام تعلق میداشت بخیلی خوشی می پذیرفتند.\n\nتعیین قوای قومی در قاسم خیل\n\nآن مفرزه که در ۸ سرطان بتعداد دو نیم هزار نفر بطرف دو بندی بقیادت جناب\nجرنیل صاحب شاه محمود خان اعزام شده بودند به ۱۰ سرطان در قاسم خیل واصل\nو بخدمات محولۀ خود شاغل شده منتظر تعلیمات سپهسالار صاحب بودند.\nجناب جرنیل صاحب هم در موقع ملاقات با آن وفدیکه از طرف سپهسالار غازی\nبا هدایات کافی برای رفتن مشرقی تعیین شده بود، تعلیمات لازمه داده مرخص شان فرمود\nکه بریاست شاه جی صاحب بسرعت طرف مشرقی حرکت نمودند، خود جرنل تا زمان\nآمدن وفد بتنظیم دادن امور لشکر از قبیل اجرای مانوره های حربی و ورزش دادن و دیگر\nترتیبات ضروریه عسکری و باز کردن راه مخابره با سرکردگان لوگر که طرفدار سقو بودند\nمصروفیت داشتند.\n۱۱ سرطان بتعداد ۲۵۰ نفر احمد زائی های (آزر) که در حدود لوگر ساکن هستند\nبا خوانین خود آمده اظهار موافقت و همرابی را بحضور جناب جرنیل صاحب نمودند شترطی که"}
{"book": "adl0119", "page": 590, "text": "فتح و تسخیر ثانوی خوشی\n۵۰۷\nجلد اول - نادر افغان\n\nدر حمله سرعت شود، چرا که ایشان بقرب لوگر بوده از ظلم سقویها خایف میباشند، لذا اگر\nسقویها ازین موافقت شان مطلع شوند طبعاً بایشان اذیت میدهند جرنیل صاب\nبعد از اطمینان دادن بآنها علت معطلی محاربه را که رسیدن لشکر بقیۀ اقوام در حصو\nنتیجه وفدیه که بمشرقی رفته است فهمانده و عده دادند که در روز حمله برایشان خبر داده\nخواهد شد تا آماده باشند.\nفتح و تسخیر ثانوی خوشی\nاز ۱۲ تا ۱۹ سرطان حادثه نوی پیش نیامد، تنها در این چند روز در بین لشکری که\nدر قاسم خیل افتاده خیال حمله برخوشی که بفاصلۀ ۴ کروه از انجا است پیدا شد، زیرا\nدر خوشی یک عده عسکر مکملی از بچه سقو موجود است و روز بروز این خیال افژود میشد\nدر ۲۶ سرطان سرکردگان لشکر بحضور جرنیل صاحب جمع آمده و باصرار خواهش کردند\nکه برایشان اجازۀ حمله داده شود، در نتیجه یک حصۀ لشکر آماده حرکت شده در ۲۷ سرطن\nمفرزه از این لشکر بطرف خوشی حمله برده بعد از محاربه ۶ ساعت خوشی را تصرف\nاسلحه و جباخانه زیادی با یکصد و هفتاد و هفت نفر اسیر بدست آوردند، و بعد از ان\nلشکر مذکور میخواست بطرف کاریز درویش که مرکز عمومی عسکر سقوی در لوگر بود نیز حمله برد\nاما گرمی مهلک دشت که دو نفر را بشهادت رسانده بود مانع شده واپس بخوشی"}
{"book": "adl0119", "page": 591, "text": "جلد اول ـ نادر افغان\n٥٠٨\nحملهٔ مشرقی بر کابل\nو از اینجا بقاسم خیل مرکز سابق خود آمدند، اسیرها و غنائم جنگ را بحضور جناب\nمحمد نادر خان سپه سالار به علی خیل فرستادند.\nحملهٔ مشرقی بر کابل\n٢٩ سرطان جرگه که بمشرقی رفته بود واپس آمده اطلاع داد که حصهٔ زیادی\nاز اقوام مشرقی لشکری تشکیل داده و بطرف تیزین حرکت نمودند، تا در آنجا\nبرای روز حمله آماده و تیار باشند، حتی پیشدارهای این لشکر مشرقی نقاط حاکمهٔ حوزهٔ\nکابل را هم تحکیم کرده اند، مجردیکه بچهٔ سقو ازین لشکر مشرقی مطلع شد فوراً قوای خود را\nبطرف منار چکری فرستاده و به اندازهٔ ازین لشکر مختصر مشرقی که هنوز کامل نشده بود\nموشوش گردید که ادارهٔ محاربهٔ آنرا خودش میکرد، و مسئله را طول نداده مستقیماً\nدر حدود منار چکری بر لشکر مشرقی تعرض کرد، اگرچه برای لشکر مشرقی امر جنگ\nتا آنوقت صادر نشده بود، وقتیکه تیاری عساکر سقوی را دیدند نا چار بمقابله برآمده\nو تا حدود کوه ها ئیکه بر بینی حصار مشرف است (یعنی ٣ کروهی کابل) عساکر\nبچهٔ سقو را پس پا ساختند، بچهٔ سقو وقتیکه این حالت را دید ناچار ترتیبات محاصرهٔ\nخود را در ارگ گرفت، اما وقتیکه پیش نیامدن لشکر مشرقی را حس نمود خودش\nدرصدد حمله بردن بر آنها شد، اما در انوقت لشکر مشرقی واپس بیجاهای خود عودت نموده بود."}
{"book": "adl0119", "page": 592, "text": "تشجیع و تحریض اقوام افغانستان برای نجات افغانستان  ۵۰۹  جلد اول - نادر افغان\n\n۳۰ سرطان اطلاعات لوگر از چند روز باینطرف این را نشان میدهد که در\nکاریز درویش بر قوای سقوی افزوده شده است، ازینرو لازم شد که قوای\nجاجی که در قاسم خیل افتاده است زیاده شده یک حمله هم بطرف خوشی بشود\nهمین بود که این نقشه به جرنیل صاحب فرستاده شد، ایشان که آماده بودند\nفوراً ترتیبات خود را برای فردا گرفتند.\n\nتشجیع و تحریض اقوام افغانستان برای نجات وطن\n\nاعزام هیئت ها تهیه مخابره، خرید اسلحه، اق-\nوسعت تبلیغات\nدر اوائل اسد برای اهالی قندهار (۱) و هزاره و دیگر نقاط افغانستان حتی باقوام\nو عشائر سرحد آزاد مکاتیب متحدالمال و نماینده ها فرستاده شد تا بر علیه بچه سقو\nاقدامات نموده با او معاونتی ننمایند و ازینطرف مطمئن باشند که مجاهده دوام\nخواهد داشت و از عموم شایعات عقب نشینی و مایوسی که بالنسبه سپه سالار صاحب\n\n(۱) سپه سالار صاحب اعلانیهائی شجاعت آور خودشانرا که سهمی اهالی قندهار امتدا داده بودند، بواسطه آقای عبد الغنی خان از راه چمن فرستادند\nهر چند که ابلاغیه‌های مذکور در قسمت مطلوب بمرکز ذرائع بقندهار دو وصل و اثرات خوبی از ان حاصل شد، ولی مع الاسف\nآقای عبد الغنی خان را نه تنها حکومت هند از رفتن قندهار مانع شد، بلکه استعداد شدیدی را در راه پیشرفت او حائل نمود."}
{"book": "adl0119", "page": 593, "text": "تشجیع وتحریض اقوام افغانستان برانجام وطن\n۵۱۰\nجلد اول- نادر افغان\n\nاز طرف مغرضین اشاعه یافته بود، تردید و بعموم دانانده شد که بهیچ پر و پاگند باور\nننمایند و منتظر و آماده باشند که عنقریب حمله خیلی مرتب ومنظمی بکابل شدنی است.\n\nدر بیانیه هائیکه در محضر اقوامیکه دسته دسته بحضورشان مشرف میشدند نیز میفرمودند\nموعدیرا که برای شروع کار تخمین کرده بودم رسیده است، باید سر ازین هفته\nبترتیب حملات اخیر پرداخته شود، برعلاوه آن سپه سالار صاحب مجلسی را از هیئت\nعمد و سرکردگان اقوام ترتیب داده در ان قرار آتی باطهار افکارشان پرداختند:-\n\nپیشتر اظهار کرده بودم که منظور مهم من پیدا کردن یک وحدت عمومی میباشد\nویگانه مقصودم در هر کاریکه اقدام مینمایم همین میباشد که عموم اقوام و یا اغلبیت شان\nدر ان شرکت و موافقت داشته باشند، اینک بفضل خدا وند می بینیم که وضعیت امروز\nبا همان آرزو های من موافق آمده است .\nدر حدود طوطا خیل و رود احمد زائی و دیگر اقوامیکه با آنها متصل میباشند اتفاق\nتام پیدا شده لشکر های شان که پیشتر برای تنظیم آنها سید شریف خان را فرستاده بودم\nجمع شده و متوالیاً مکاتیب آمادگی و استعداد اقوام رسیده میرود .\nعلیهذا لقیاس امروز لشکر چکنی و جانی خیل قراریکه خود دیدید با جوش و\nاستعداد تمام حاضر شده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 594, "text": "تشجیع و تحصیص اقوام افغانستان برای نجات وطن ۵۱۱ جلد اول - نادر افغان\n\nتمام اقوام قندهار مخصوصاً اچکزائی های شجاعتمند ابر سرکردگی مهر دلخان\nبرای نجات وطن و تقبیل او امرم بنای تجمع و توحد گذاشته اند.\nمردم هزاره که از اول بمخالفت دزدان تصمیم کرده اند از گرفتن ابلاغیه ها\nمن خیلی جدی شده اند.\nدر اقوام مشرقی هم از مساعی اخوی محمد هاشم خان و محمد گل خان یک روح\nو روان تازه دمیده شده به سقوط فجائع سقوی داخل اقدامات اند.\nاغلباً آن دعوتنامه های من که به فراه، هرات، میمنه، مزار، قطغن و غیره\nفرستاده ام نیز بی اثر نخواهد ماند.\nهمچنین در دیگر اقدامات خود که بهر طرف نموده ام آثار موفقیت و کامیا بیا را\nبفضل الهی مشاهده میکنم.\nلذا باید سر از فردا لشکر جاجی بجمع آوری شروع کند تا بمعاونت خدا قا در\nبتطبیق دادن نقشه اخیر خود بپردازیم، فی الحال از نقشه خود اینقدر توضیح داده میتوانم\nکه حمله بر کابل باید از چند طرف مختلف شروع شود، زیرا که امروز قوای سقوی\nاز خود کابل تا لوگر و گردیز در نقاط مختلف منتشر و متمرکز هستند.\nازینرو ما هم مجبور هستیم که میدان محاربه خود را وسیع بگیریم، بهین سمت"}
{"book": "adl0119", "page": 595, "text": "تشیع و تحریض اقوام غلجائی با نجاست افغانستان\n۵۱۲\nجلد اول - نادر افغان\n\nکه فردا مع الخیر یک هیئتی بطرف میرز که برای خریداری غله و آذوقه حرکت نماید\nفعلا مبلغ ۴۰ هزار روپیه را (۱) ارزاق خریداری و در میرزکه گدام نمایند.\nبعد از رفتن این هیئت، لشکر چمکنی و جاجی که فردا میرسد بطرف میرزکه\nرفته و در آنجا باتفاق دیگر لشکرها، گردیز و نواحی آنرا از پنجه قوای سقوی خلاص نموده\nاز آنجا از راه تیره به لوگر بیایند و نیز باید یک هیئتی برای آوردن لشکر اقوام وزیری\nعزیمت کند (۲) این نقشه از هر طرف به تهلیل و تکبیر و دعای موفقیت تلقی شد.\nبعد از ان در اطراف تقسیم وظائف و تعیین اعضای هیئتی که صبح باید برای خریداری\nغله برود و دیگر مطالب مذاکره شد، ریاست مفرزه میرزکه به جناب جرنیل\nصاحب شاه محمود خان تفویض گردید.\nبه صبح ۵ اسد هیئتیکه برای خریداری غله معین شده اند حرکت نمودند جرگه\nعموم اقوام جاجی برای گذاشتن قواعد جمع آوری لشکر منعقد گردید، طرف عصر\nمبلغ چهار هزار روپیه به نور محمد خان غند مشر عسکری خوست (۳) برا\n(۱) این مبالغ و دیگر وجوهی که سپهسالار صاحب از ان مصارف ضروریه را انجام میدادند اغلبأ از اعانه ذوات و خرید دست و فروش تشکیل\nشده بود که بعد از فتح کابل تمام آن با ممنونیت کی بعد از دیگری از طرف حکومت تأدیه شد.\n(۲) هیئت عبارت از جنابان مولوی عبدالرب خان و محمد نواز خان، جانگل خان، عبد الرحیم خان و فیض محمد خان و کردی در از مساز جاجی رفتند\n(۳) در چهاونی خوست ذخیره مکمل اسلحه و جبه خانه موجود و سپهسالار صاحب را هیچ بصیانت آن از تعرض و تصرف\nسقویها ترتیبات زیاد براگرفته بودند و حتی الامکان غله و دیگر ضروریات عسکری خوست را تهیه و بترسیل آن فرمودند\nدر اثر این مراقبت نادری و فعالیت صاحبمنصبان نظامی آن، سقویها با وجود جهد و جهد الی اخیر نتوانستند،\nکه از ان مخزن توانگر استفاده نمایند."}
{"book": "adl0119", "page": 596, "text": "نشر و اشاعه اخبار اصلاح در جاجی\n۵۱۳\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nمخارج عسکری آنجا و دیگر مصارف ضروریه فرستاده شد.\nامروز جناب محمد گل خان با یکعده نماینده های جاجی برای تجدید حرکت در شرقی عزیمت نمودند.\nنشر و اشاعه اخبار اصلاح\nهر چند حضرت عالی محمد نادر خان غازی از بدو نزول شان از جهاز بخشکه سلسله نشریات شانرا آغاز، و چندین دعوتنامه های اصلاحیه را بالسنه مختلفه در جرائد متنوعه راجع باصلاح حال و آتی مملکت افغانی انتشار داده اند، ولی بمجرد دخول در خاک وطن بیشتر سلسله نشریات و تبلیغات شانرا ترقی داده دائماً مواعظ و نصائح نافعه وحدت ملیه را بعامه اهالی تبلیغ و اعلانهای خیر اندیشانه و مکاتیب مصلحانه را بعموم نقاط افغانی ترسیل میفرمودند که قارئین محترم در اثنای خواندن واقعات گذشته از ین منشورات نادری مطلع شده اند.\nدرینموقع که مغرضین پروپاگند طرفداری امان الله شاه را (که جداً در انظار عمومی منفور بود) به سپه سالار غازی زیاده تر مشهور نموده بودند و محض بهمین اتهام عصبه دزدان ظلام قوه و قدرت تمامی را اشغال کرده بودند و در راه موفقیت و کامیابی سپه سالار غازی انواع اشکال از هر طرف دیده میشد، جناب پناه حان سپه سالار"}
{"book": "adl0119", "page": 597, "text": "ضمیمهٔ صحیفهٔ (٥١٤) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nاین عکس ازهمان ماشین «سایکلوستایل» است که در طول مجاهدات جناب «محمد نادر خان غازی» در راه نجات وطن خدمات بزرگی\nرا در نشریات و امور تبلیغهٔ نادری انجام داده است. برعلاوهٔ آن تمام شماره‌های جریدهٔ شریفهٔ «اصلاح» را هم در موضع «حاجی چمونی»\nچاپ می‌نمود. این ماشین که يك نفر آنرا با تمام لوازمش بدرستی حمل و نقل کرده میتواند، از هر كليك خویش الی سه هزار نسخه را\nبخوبی طبع میکند.\nهمهٔ آن تحریرات و\nمنتشراتی که ازین مطبعهٔ\nكوچك در منصهٔ اشاعه\nگذاشته می‌شد حسب\nهدایات وطنخواهانهٔ جناب\nمحمد نادر خان خیر اندیش\nاز قلم آقای میرزا محمد\nیعقوبخان و آقای میرزا\nمحمد نوروز خان تراوش\nمیکرد - وظیفهٔ کتابت\nو طباعت آنرا مولوی\nمحمد یعقوب صاحب هندی\nانجام و اهتمام می‌نمود."}
{"book": "adl0119", "page": 598, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 599, "text": "نشر و اشاعه اخبار \" اصلاح \" در جاجی\n٥١٤\nجلد اول - نادر افغان\n\nعزم و تصمیم نمودند تا در حلقهٔ مجاهدات شان نسبت به پیشتر وسعت افزونتری\nبدهند و سلسلهٔ تبلیغات شانرا به پیمانهٔ بلندی در منصهٔ اشاعه بگذارند انیجهته\nاز اول برج اسد طوریکه قبلاً مرقوم شد در نشر و اشاعه اعلانهای شجاعت آور\nو مکاتیب متحد المال غیرت افزای که عامهٔ ملت و تمام متنفذین افغانستان را\nبسوی نجات وطن دعوت مینمود بیک تعداد مکفی افزودند بر علاوهٔ آن یک اخبار\nقیمتداری را بنام \" اصلاح \" که هفته وار از جاجی بصورت مجانی بتعداد کافی در\nمطبعهٔ دستی سایکلوستائل طبع میشد در محل افادهٔ عمومی گذاشتند.\nاگر از نقطهٔ نظر انصاف گفته شود این اخبار در تشجیع اهالی و تحریص عمومی\nدفع توحش سقوی خدمات بزرگی را انجام داد. مراتب محبوبیتش ازین مسئله\nقیاس کرده میشود، که با وجود سخت گیری و مظالم لایتناہی حکومت سقوی که بنسبهٔ\nعامهٔ تبلیغات نادری مخصوصاً نسبت باین اخبار اصلاح داشت، بمجردیکه\nکدام نسخه آنرا یکی از احرار افغانی بکدام ذریعه مخفی میگرفت، علی الفور از روی آن\nبقلم و چاپ و غیره وسائل نشر به نقل ها و کاپیهای تعددیرا گرفته به اشخاص\nو نقاط لازمه نشر میکردند.\nاینک راقم الحروف جہته استطلاع ناظرین از جذبات قابل قدر نادری"}
{"book": "adl0119", "page": 600, "text": "شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جابجا ٥١٥ جلد اول ـ نادر افغان\nو خدمات مهمه قلمی \"اصلاح\" اولاً آن سرمقاله افتتاحیه او را که الان خواندنش\nهر وطنخواه را دلفگار میسازد و در عین زمان از ان طرز عمل و گفتار سپهسالار که\nاز بدو ورودشان الی الان تقریراً و تحریراً از ان تذکار میفرمودند نیز بعامه ناظرین\nاشعار میدهد ذیلاً نقل و اقتباس میکنیم :ـ\nبسم الله الرحمن الرحیم\nاغراض و مقاصد\nجریده ما برای اصلاح افکار، و خیالات عوام (که حقیقتاً اطفای آتش\nخانمانسوز انقلاب و فراهم آوردن امنیت و رفاهیت عامه در افغانستان\nمقصود است) هفته وار رایگان نشر و اشاعه میشود، جریده ملی ما اصلاح افکار\nملت، خاتمه انقلاب، انسداد مسلمان کشی، نصب امام، بوجود آمدن حکومت\nعادلانه اسلامیانه، اتحاد و اتفاق اقوام را خواهشمند است، از احزاب موجوده\nطرفدار هیچیک نیست، و نه طرفداری اشخاص را در نظر دارد تازه ترین حالات انقلاب را\nقارئین محترم ازین جریده گرفته میتوانند، بنابرین مسلک جریده ملی ما که خود را خادم مت\nو طرفدار اسلامیست و حقانیت و خیرخواه قوم دانسته برای وطن و ملت خود\nاصلاح طالب، و خود را بمعاصرین خویش به عنوان \"اصلاح\" معرفی کرد\nوقت آنست که خود را بهمه تا [ILL]\nملی اصلاح وطن را اکشن [ILL] کنیم"}
{"book": "adl0119", "page": 601, "text": "شمه از افکار خیر خواهانه در تنقید حال و اخبار اصلاح جان\n٥١٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nاز خدای کریم برای تحمل این خدمت بزرگ توفیق و استعانت میطلبد. و بالله التوفيق\nانقلاب و مفاد آن\n\nانقلاب کلمه‌ایست که در موقعیکه در وضعیت اشیا تبدیلی واقع یا فیما بین عوام آثار هیجان و شورش پیدا شود، در اثر این حوادث کلمه انقلاب را استعمال مینمایند. در صفحه دنیا مملکیکه انقلاب میکند اجراآت زمامداران حکومت خود را بر خلاف مسلک و مفاد خود دانسته بر علیه آن شورش مینمایند، تا زمامداران و رؤسای حکومت اجراآت خود را تبدیل نموده موافق مفاد ملت رفتار کنند.\nحوادث نامرضیه انقلاب افغانستان\n\n«انقلاب موجوده افغانستان ممکن است ازین اسباب سببی خواهد داشت ما به علل و اسباب انقلاب موجوده بحث نمیرانیم، زیرا که صفحات جریده ما گنجایش آنرا نداشته و درین وقت وظیفه مهمتر از آن که اصلاح انقلاب است موجود داریم اما تکلیف افراد ملت را درین وقت ایضاحات و بیان میکنم تا ازین نقطه بطرف مقصد خود پیشرفت کرده بتوانم.»\nانقلاب موجوده افغانستان از هر جهته و هر سببیکه بود از افق مشرقی کابل رونما گردیده ملت بر علیه حکومت شورید."}
{"book": "adl0119", "page": 602, "text": "شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح ج ۲ ۵۱۷ جلد اول - نادر افغان\n\nمتعاقباً اهالی سمت شمالی هم شورش نموده از جهت قربت اوشان به\nمرکز حکومت بشهر کابل حمله آور شدند، دیگر اهالی افغانستان اگرچه علناً انقلاب\nنکردند اما بحکومت نیز امداد نکرده پادشاه خود را بخلع کردن مجبور ساختند.\nاهالی سمت مشرقی با وجودیکه مصدر انقلاب و در وسعت و قوت و تعداً\nنفوس بیشتر از سمت شمالی بود، بلحاظ اینکه سرکردگان شان اشخاص با مسلک\nو با دیانت و فی الجمله عالم بودند بخلع پادشاه اکتفا کرده از حد خود تجاوز ننمودند\nاهالی سمت شمالی که درین انقلاب با وجود دارائی اشخاص فعال و عالم و بانا موس\nبچه سقو در دز شیر مشهور بالفساد قطاع لطریق معروف، نادان جاہل را بر فراشته\nو تحت لوای سارقین بکابل حمله آورده در حالت ضعف حکومت ، کابل را اشغال\nکردند، به اطاعت این دزد فاسق مجبور مانده به امامت این ذلیل نیز طوعاً کرہاً\nتن داده خود را بدنام عالم و تاریخ افغانستان ساختند .\nبچه سقو شیر طامع که سالها در کوه ها و صحراها مسکن گزین بود و بحال تبعیت\nامرار حیات کرده از طرف شبها نیز به آبادی آمده نمیتوانست ، درین وقت\nاهالی یک سمت را بخود طرفدار یافته و مرکز حکومت و خزائن و ذخائر بیت المال را\nبدست خود دید، پادشاهی مسلما نها و حفظ جان و مال و شرف و ناموس اهالی"}
{"book": "adl0119", "page": 603, "text": "شمۀ از افکار خیر خواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جهان ۵۱۸ جلد اول - نادر افغان\n\nملت و حراست مملکت و تأمین امنیت و رفاهیت عامه را امر آسان پنداشته خود را\nپادشاه اعلان و دست بخزائن و مال حکومت دراز کرد، و هم مسلکان خود را روی کار\nآورده بعضی صاحبان رسوخ ملت را که از حکومت سابق آزرده گی داشتند نیز\nبا خود رفیق ساخت .\nچون اطاعت تمام ملت افغانستان باین شخص رذیل از غیر ممکنات بود باطراف\nو اکناف افغانستان به سوقیات عسکر شروع نموده تا جائیکه تحت تصرف\nاین ظالم غدار آمد، در چور و چپاول و بی ناموسی اهل و عیال و قتل نفس مسلمانها\nدریغ نکرده ملت را تباه و حکومت را برباد، و مال بیت المال را تلف ساخته\nافغانستان را در انظار ملل عالم بد نام و منفعل ساخت .\nنه ماه میشود که در افغانستان انقلاب برپا است، و هفت ماه شده که این دزد\nظالم شهر کابل را اشغال و اعلان امارت نموده، در دو ماه اول انقلاب به\nسمت شمالی و سمت مشرقی محدود بود و بعد از اثر اعلان امارت این مخرب\nحقیقی افغانستان در تمام افغانستان آتش انقلاب افروخته شده خزائن با جهانها\nمیگزین ها، جمیع مال بیت المال مسلمانها تلف، جوانان رشید ملت به خاک و\nخون غلطان، مامورین و شرفای ملت به انواع مظالم مقتول و محبوس"}
{"book": "adl0119", "page": 604, "text": "شمه از افکار خیرخواهانه نادر معقول از اخبار اصلاح جبا ۵۱۹ جلد اول - نادر افغان\n\nزندان، مال و ناموس افراد ملت چور و تاراج دزدان و فاجران گردید امنیت\nو رفاهیت از تمام نقاط افغانستان سلب، خاندانهای شریف پناه گزین\nکوهها و صحراها شدند، امروز در تمام نقاط افغانستان سکون و آرامی نیست\nکدام خانه خواهد بود که دران ماتم نباشد؟ کدام فرد از افراد افغانستان مانده است\nکه متأثر نشده باشد؟ سرمایه تجار تباه و برباد، تجارت مسدود، کاروبار بند،\nکاسبین بیکار، طرق و شوارع ملک مساکن دزدان و اره ما رشده ،سیاحت و\nمسافرت از مشکلات ، شب خوابیدن در خانه از تعجبات است .\nاینست نتیجه زمامداری دزد فاسق که افغانستان عزیز ما را به غرقاب فنا\nسوق داده بکلی محو و نابود مینماید (لا وقع الله)\nازین وضعیت ظاهر است که در انقلاب، دیگر ملل عالم مفاد میگیرند ما از انقلاب\nخرابی و تباهی حاصل کردیم، پادشاهی با آله ظلم و ستم دزدان و فاسقان گردید،\nبه عبارت دیگر حکومت مقدس ما را بچه سقوط و دیده بورطه بربادی انداخت\nفاعتبروا یا اولی الالباب .\nتکلیف ملت افغانستان\nای ملت افغانستان! و ای برادران مسلمان! و ای اخوان اهل ایمان"}
{"book": "adl0119", "page": 605, "text": "شمه از افکار خیرخواهانه نادری منقول از اخبار اصلاح جهان ٥٢٠ جلد اول - نادر افغان\n\nبشنوید و از خواب غفلت بیدار شوید، روز بروز وطن ملت ما بطرف خرابی\nمیرود، برای مفاد شخصی مخربان وطن و قوم خود، جان و مال خود را نثار کرده خود را\nدر پنجه استبداد دزدان و فاسقان گرفتار مینمائید، چرا بحال خود نظری و\nدر حق برادران مسلمان خود رحمی بجان فرزندان برادران جوان که بدون سبب\nهدف گلوله تفنگ میشوند ترحمی نمیکنید، تا کی بخرابی خود و وطن خود کمر بسته اید؟\nتا کدام موقع این درنده شیر تباه کنندۀ بنی نوع خود را وقت و فرصت داده اید؟\nچرا در حق خود و برادران مسلمان خود ظلم میکنید آیا خصلت و وصف امام مسلمانانرا میدانید؟\nاوصاف لازمۀ امیر\nامام یعنی پادشاه باید بخصائل حمیده و اوصاف پسندیده متصف باشد،\nعالم، عامل، متدین، متقی، خیرخواه قوم، ماهر سیاست سلطنت، مدیر اداره\nحکومت بوده بملت همدردی داشته مفاد خود را بر مصالح ملت ترجیح نداده در آباد\nملت و ارتقای مملکت بکوشد.\nآیا لائق پادشاهی کسی شده میتواند که جوانان ملت را قربان اغراض شخصی خود\nنموده برای استحکام مقصد نامشروع خود آنها را با برادران مسلمان شان جنگانیده\nملت را خراب و مسلمان کشی را رائج نماید؟ آیا سزاوار امامت کسی است که خائن"}
{"book": "adl0119", "page": 606, "text": "شمه از افکار خیر خواهانه نادر شجیع الی اخبار صلح جنگ\n٥٢١\nجلد اول - نادر افغان\n\nو ذخائر اسلحه و جباخانه بیت المال را بمصارف قتل و قتال مسلمین رسانیده در داخل\nوطن فیما بین اقوام دشمنی ابدی را تولید کند .\nآیا امارت مسلمانها چنین شخصیکه بتکلیف ملت متأثر نشود و بخرابی و تباهی وطن\nباک نداشته باشد ، بچه معنی جائز و مشروع خواهد بود ؟ آیا ریاست مسلمین شخصیکه\nبه مأمورین و عسکر خود نفوذ نداشته باشد ، مأمورین و عسکر خارج دائره اطاعت او باشند\nبچه صورت داده میشود ؟ آیا سلطنت اسلامیان بکسیکه جاهل مطلق باشد امین و\nخائن را تفریق نتوانسته در امور جزوی و کلی بشخص دیگر محتاج بوده امورات مهم سلطنت را\nبدون واسطه دیگری دیده نتواند سزاوار است ؟ آیا شخصیکه در عین تصرف زمام\nحکومت فعل شنیع سرقت را اجرا نموده خانه های رعیت ثروت دار را دائماً غصب\nو نهب و تاراج نماید اداره حکومت را چه سان متکفل میشود ؟ آیا کسیکه مصروف\nخواهشات نفسانی و مقاصد شهوانی خود بوده جبراً و کرهاً بمال و ناموس مسلمانها تصرف\nمینماید، چطور ملت را از فاسقان و فاجران محافظه کرده میتواند ؟ آیا صاحب تصرفیکه\nدزدان و غداران و فاسقان و بدکرداران را که عمرشان برذالت گذشته باشد، وصیت و حست\nو اهلیت در وجودشان موجود نباشد، به عهده های بزرگ حکومت مقرر کرده هر یک را با مامور\nمختار تعیین نموده در طه بدست گرگان و اختیار قتل را بدشت ناداده است از تکلیف ملت چه واقعیت"}
{"book": "adl0119", "page": 607, "text": "شمه از افکار خیر خواهانه ادرسی معقول از اخبار اصلاح حجاز ۵۲۲ جلد اول ـ نادرافغان\n\nحاصل خواهد کرد؟ امروز ملاحظه کنید که دزدان و فاسقان مشهور بالفساد و قطاع الطریق\nمعروف که هزارها نفس را قتل و هزار ها خانه را غارت کرده اند، و در محاکم شرعیه بقتل\nو اعدام شان حکم صادر شده فرار و کوه گریز بودند. عهده های بزرگ را اشغال\nکرده نگهبان ملت سارقان و نگهبانان رمه گرگان گردیده اند.\n\nصورت انتخاب امام\n\nشما به اساس اسلامیت و قرن اول اسلام نظر کرده غور کنید، که انتخاب امام\nبرضای قوم است یا قبولیت امام بجبر و اکراه ؟ بدانید که امام از صلحای قوم انتخاب\nمیشود، نه که از اشقیا و جهال امام با وجود دارائی اخلاق وا و صاف نیک برضای\nقوم از طرف قوم انتخاب میشود، و اجراآتش موافق حکم کتاب الهی و سنت رسالتمآب\nصلی اللہ علیہ وسلم میباشد.\n\nبعد از رحلت حضرت رسالت پناهی صلی اللہ علیہ وسلم که جناب سیدنا حضرت ابوبکر\nصدیق رضی اللہ تعالی عنہ به امامت مسلمین انتخاب گردیدند، انتخاب شان برضای صحابۀ\nکرام رضی اللہ عنہم و اتفاق و اجماع امت بود؟ یا کدام فرد از از افراد یا نقطه\nاز نقاط اسلامی را به زور شمشیر به اطاعت مجبور ساخته بودند؟ بعد از وفات حضرت\nصدیق اکبر خلافت و امامت حضرت سیدنا عمر فاروق رضی اللہ عنہ به اتفاق و اجماع امت بود"}
{"book": "adl0119", "page": 608, "text": "شمه از انجهار خبر ظالمانه نادری منقول از اخبار خارجه\n۵۲۳\nجلد اول - نادر افغان\n\nیا مسلمانها را کرهاً به اطاعت شان مجبور کرده بودند؟ انتخاب امام برضای قوم\nو شخص امام از صلحا و شرفای قوم که اعتماد عامه را دارا بوده محل اطمینان قوم واقع شود\nلازم است.\nضرورت اتفاق به ملت\nدر صورتیکه در دین ما و شما انتخاب امام برضای قوم مشروط و برای شخص امام\nاهلیت و صلاحیت امامت لازم است و در انتخاب امام جبر و کره نیست، ما و شما\nچرا این سفاک ذیل معروف بفساد را جبراً و قهراً مطیع شده خانه خود را بدست خود\nخراب نمائیم، و برادران مسلمان خود را به اطاعت و انقیاد این مخرب دین و دنیای خود\nمجبور کرده برای تقویت مقصد نامشروع این ظالم، مسلمان کشی و تباهی ملت خود را\nروا دار شده حیات خود و برادران مسلمان خود را در تهلکه اندازیم و بدست خود جان و\nمال و ناموس خود را بدست گروه اشقیا بدهیم که اغراض شخصی و مقاصد شهوانی\nخود را در معرض اجرا بیاورند.\nوسیله که ما و شما را از شر این ظالم نجات داده میتواند اتحاد و اتفاق است،\nما ملت افغانستان مجبور هستیم که متحد و متفق شده بعزم راسخ و ثبات و استقامت با\nحفظ شرف و ناموس و جان و مال و وطن و ملت خود کمر همت ببندیم در صورت اتفاق و اتحاد"}
{"book": "adl0119", "page": 609, "text": "شمه از انجا خبر خوانامه تاریخی از اخبار اصلاح جات ٥٢٤ جلد اول - نادر افغان\n\nهمانروز گوهر مقصود در کف شاهد مطلوب در آغوش ماست ، و بهمانروز این دزد\nشریر بدست ما گرفتار شده بکیفر کردارش خواهد رسید، امروز که ایطانی بختت\nمرکز سلطنت ما را اشغال نموده و در افغانستان نائرۀ جدال و قتال را گرم کرده برادران\nمسلمان ما را قربان اغراض نامشروع خود مینماید، از بی اتفاقی ماملت استفاده\nکرده است، اگر مثل حالت موجوده ما ملت بی اتفاق بوده به غم و دردیگر شریک\nنشویم و از مفاد ملت مفاد خود را نجوئیم شک نیست که تا مدت طویل این آتش انقلاب\nخاموش نخواهد شد .\nای ملت با غیرت دلاور ! اتفاق کنید متحد شوید ! ای علمای گرام و مشایخ عظام\nوسادات ذوی الاحترام ! و ای صلحای قوم ، ملت را به اتفاق و اتحاد توصیه کنید!\nای محررین صاحبان قلم، ملت خود را به مقاله های مؤثر بیدار کرده بمنافع و مضرت\nشان بفهمانید ! ای ثروتمندان وطن، ملت را برای حصول مقصد مقدس شان که\nفرونشاندن آتش انقلاب است امداد نماید! ای خوانین و ملکان و صاحبان رسوخ\nقوم ، ملت را به خرابی و بربادی شان بفهمانده و از مفاد جزئی صرف نظر نموده منظالم\nفاسقین و خرابی مسلمین را به ملت خاطرنشان نمائید! محضاً لله هرکدام تان وظائف\nمهمه خود را اجرا نموده ، اتفاق و اتحاد حاصل کرده بیکباره گی بهجوم برده این در وظالم را"}
{"book": "adl0119", "page": 610, "text": "تفصیل جرگۀ اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۶۵ جلد اول ـ نادر افغان\n\nبدخواه وطرح قوم خود را بجرای اعمالش رسانیده باساس شرع شریف و دین حنیف\nاسلام در مرکز سلطنت اجتماع نموده یکشخص صالح شریف متدین مسلمان صادق\nو خیرخواه قوم را که ادارۀ افغانستان را کفالت کرده بتواند به پادشاهی خود انتخاب\nکرده جان و مال و ناموس و خ و برادران مسلمان خود تا را در امن آورده این انقلاب\nنامرضیه افغانستانرا خاتمه بدهید و به استراحت و آرامی و رفاهیت زندگانی کرده\nاین ایام تاریک و منحوس را ختم نمائید، تا از نزاع خانگی فارغ شده با دوستان خود\nدوستی و از شر و ضرر دشمنان خویش خود را محافظه کنید، از گرداب فنا بساحل\nنجات رجعت کنید، بدانید که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: اَلَا كُلُّكُمُ\nرَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ ترجمه: هر یکی از شما چوپان است\nو هر چوپان در باب رعیت خود مسئول میباشد . (۱)\n\nجرگۀ اقوام\n\nخوانین، ملکان، ریش سفیدان، نمایندگان اقوام بابکر خیل، جبار خیل\nکرو خیل، سائر شعبات احمد زائی، موسی خیل، جانی خیل منگل، گردیزی،\nچکنی، مقبل، ستیا، اقوام جاجی، خوشی، و بعضی اقوام لهوگر، نمایندگان\n(۱) منقول از شمارۀ اول جلد اول اصلاح تاریخی یکم ربیع الاول ۱۳۴۸ منطبعۀ جاجی جنوبی، این مقاله\nاز خامه دقت اندوز آقای میرزا محمد نوروز خان میباشد."}
{"book": "adl0119", "page": 611, "text": "تفصیل جرگہ اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۲۶ جلد اول - نادر افغان\nاقوام خوست و وردک و مشرقی بتاریخ ۲۰ صفر المظفر در علی خیل جاجی جرگہ\nانعقاد نمودہ تجاویز ذیل را به اتفاق آرا منظور نمودند :-\n(۱) - همۀ این اقوام از جمله سه نفر دو نفر را برای شمولیت بلشکر قومی بفرستند .\n(۲) - برای اجماع لشکر (حزبکی) از مجلس قومی انتخاب و مقرر شد .\n(۳) - کسانیکه در داخل شدن بلشکر معطلی کند بتجویز مجلس مرتبہ اول و دوم جزا\nداده میشوند و در مرتبہ سوم سہ ہزار روپیہ جزای نقدی .\n(٤) - اشخاصیکه نزد بچه سقو یا سقاویان بروند، یا ارسال و مرسول نمایند یا بآنها\nروابط قائم کنند، یا در لشکر بصورت خفیه از سقاویان طرفداری کنند، و اینرا\nاقوام محسوس کند و قرائن پیدا شود یکہزار روپیہ جزای نقدی اخراج از قوم .\n(٥) - اشخاصیکه اطاعت حزبکی قومی را نکنند از مجلس قومی جزای شدید تعیین و\nبر چنین اشخاص تطبیق داده میشود .\n(٦) - کسانیکه علناً طرفداری سقوی انرا نماید و بصورت قطعی به اثبات برسد، اعدام\n(۷) - کسانیکه بقتل دیگری بنا بر کدام خصومت اقدام نماید قصاصاً اعدام، اگر\nخود را پنهان و فرار کند از اقربایش هفت هزار روپیہ جزای نقدی .\n(۸) - اشخاص فراری که در موقت به لشکر قومی شمولیت بخواهد بعد از دادن ضمانت"}
{"book": "adl0119", "page": 612, "text": "تفصیل جرگه اتحاد اقوام جنوبی منقول از اخبار اصلاح جاجی ۵۲۷ جلد اول - نادر افغان\n\nقبول میشود، اما بقبول مواد فیصله هٰذا خود شروع ضمانتش مکلف خواهد بود.\n(۹) ـ کسانیکه بشخص فراری ضرر برسانند جزایش مثل ماده ۷ .\n(۱۰) ـ اگر کسی بمال کسی دست درازی کند یا در وقت گرفتن مال غنیمت بکسی تعدی نماید\nو چیز اوجه دیگر را بگیرد یکهزار روپیه جزای نقدی .\n(۱۱) ـ اشخاصیکه پیش ازین مال کسی را گرفته باشند فی الحال بمالک آن مسترد نمایند\nاگر مسترد نکردند فیصلهٔ آن بعد از کامیابی میشود، زیرا که اینوقت امر مهم\nپیش رو داریم و مشغولیت باین امور مناسب دیده نمیشود.\n(۱۲) ـ از مال غنیمت تفنگ و کارطوس را هرکس را با خود گرفته میتواند برای مالها\nتحصیلدار مقرر و مال غنیمت اشخاص تحویل تحویلدار میشود، اگر کسی برای آوردن\nمال غنیمت از لشکر جدا شود و بطرف خانه خود بیاید پنجصد روپیه جزای نقدی .\n(۱۳) ـ انتظام خوراک لشکر را هر قوم حتی الامکان مینماید .\n(١٤) ـ از اقوام سمت جنوبی نمایندگان شان بسمت مشرقی بروند تا اتحاد و اتفاق\nاقوام جنوبی را با اقوام و لشکر سمت مشرقی استحکام بدهند (۱)\n\n(۱) منقول از صفحه ۴ شماره اول جلد اول (اصلاح) منطبعهٔ جاجی، مورخهٔ غرهٔ ربیع الاول\n١٣٤٠ هجری قمری"}
{"book": "adl0119", "page": 613, "text": "ضمیمه صحیفه (۵۲۸) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nمرحوم علی احمد خان والی که در قوس ۱۳۰۷ رئیس تنظیمیه\nسمت مشرق مقرر شد او در اواخر جدی در انجا اعلان سلطنت نمود و بطن طرفداری از حکومت امانی\nدر ۲۸ دلو ۱۳۰۷ سلطنتش سقوط کرده از راه هند عازم قندهار شده در آنجا از طرف عامه طلوع تحت مراقبت گرفته شد\nدر موقع حرکت امان الله خان بخارج قوماندان عمومی محاذ جنگ مقرر شد . تکرار اعلان پاد شاهی\nخود را در قندهار هم نمود ولی باز در اثر همان منظور پیشتر بطرفداری حکومت امانی گرفتار بعلت انو غدای با مخالفت داشتند\nبدست سقویا گرفتار شده بشرحیکه در حاشیه صفحه ۵۲۸ مرقوم است شهید شد ."}
{"book": "adl0119", "page": 614, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 615, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۵۲۸\nشهادت علی احمد خان والی منقول از اخبار اصلاح شجاع\n\nچند مواد خبری دیگره اصلاح را را هم که ملالتیها یه درد انگیز و رقت افزا است بطور\nشامل ذیلا انتقال میکنیم، تا شاهد و نمونه عموم مندرجات آن بوده ناظرین از\nمندرجات آنرا بهمین و تیره قیاس کنند .\n\nشهادت علی احمد خان والی(۱)\n\nجناب سردار علی احمدخان که شخص با غیرت فدائی وطن بود، در اثر مجاهدت فداکارانه\nدر راه وطن از دست این دزدان غدار جام شهادت را نوشید، اناللہ وانا الیہ راجعون\nاز خدای متعال برای این شهید راه ناموس و استقلال وطن طلب مغفرت و برای بازماندگانش\nاجر و صبر جمیل مسئلت مینمائیم.\n\nاگرچه این شهادت شهید ممدوح یکی از قربانی هائی است که در جمله پروانه ها و عاشقان\nسوخته وطن یک حصه بزرگی را در تاریخ دنیا حاصل و حیات ابدی را نائل\nگردیده ، ما او را در جمله اموات حساب نمیکنیم ، زنده جاوید ماند هر که نکو نام مرد .\n\n(۱) در صفحه (۲۶۱) از تقرر والی بحیثیت وکیل شاه امان‌الله و عدم موفقیتش بواسطه قرار شاه و بی‌نظمی قوای ملکی و سپاه و از رجعت او\nبطرف قندهار تذکاره دادیم همان بود که والی تکرار اعلان پادشاهی خود را انتشار داده در صدد دفاع از آن دیار با قدامات\nنیست دار آغاز کرد ولی بواسطه تنفر عمومی اهالی قندهار که از مشاه مخلوع بواسطه طرز شخصی او پیدا و خدمات والی را برا حکومت\nمی پنداشتند مجرد مواصلت قوای سقوی ، بعد از جنگ شدیدی که طرفداران والی با او در میمنه نمودند اهالی آنجا\nنه تنها از معاونت او منصرف شدند بلکه افراد او که شدیدا از امان الله خان منزجر بودند ، اوضاع را بح الاستفاده سقو\nو یعقوبها سپردند و از قندهار این شخص شجاعت مدار بشر حیکه قلم را اشکبار میسازد بکابل اعزام ، میاک دضع رقت\nافزا بعد از انواع تحقیر و تشهیر بلقد توپ شده این دزدان و حشت بیان ازین اوضاع چنگیز ی خود مرحولان\nو تاثیر عمومی نفزودند."}
{"book": "adl0119", "page": 616, "text": "شهادت علی احمد خان والی مقتول از اخبار اصلاح جیا ۵۲۹ جلد اول - نادر افغان\nولی افسوس ما به اینست که جناب علی احمد خان شهید یکی از جمله اشخاص فعال و\nو سر برآورده های ذیقوم افغانستان از افاغنه درانی بود، و پس از خارج\nشدن امیر امان الله خان (برای حفظ شرف و ناموس اقوام درانی و دیگر\nافاغنه و پایتخت حضرت احمدشاهی سر سلسله سلاطین درانی ) شهر قندهار را که بیعت\nو قبولی خود قوم درانی میخواست ازین غاصبان و خائنان حفاظت نماید\nاقوام آنجا بعوض اینکه با و معاونت و به پیمان و بیعت خود استواری و ثبات\nمجاهدت نمایند، معزی الیه را تنها گذاشته اسیر غاصبان و دزدان سقوی\nساختند، تا که آن خائنان بیرحم خراب کننده وطن و ملت افغانستان اوشانا\nشهید کردند، بلی این دزدان کجا میگذارند که اشخاص مهم مملکت که برای وطن خدمتی\nمیتوانند در قید حیات باشند.»\nمگر میدانیم که بعض ناعاقبت اندیشان ازین بیروتی و دون همتی که تا حال تاریخ\nدنیا از هیچیک قوم بی نام و نشان این را نشان نمیدهد، چه منفعت را زیر نظر گرفته بودند\nامید است که اکنون حالات و واقعات چشم دید خودت شما اقوام با غیرت درانی را\n(۱) اخیراً معلوم شد که این مخالفت قندهاریها محض بواسطه مخالفت و معاندت عمومی که با حکومت امانی در اثر اوضاع\nاخیره و رفتن مخفیانه او بوجود آمده بود واقع شده است."}
{"book": "adl0119", "page": 617, "text": "سوگوارى شهيدان ريف افغان (منقول از اخبار اصلاح چا) ۵۳۰ جلد اول - مادر افغان\n\nدارای جذبه ایثار و برای رفع این لکه بدنامی تاریخی که از دون همتی چند نفر شهريها\nقندهاری بدامن پاک همه اقوام درانی رسیده مستعد و آماده ساخته باشد.»\n«اصلاح» از ایزدمنان تمنی دارد تا بتوفیق میخواهد که نام نامی قوم درانی را در تاریخ افغانی لکدار\nنگذارند با آب غیرت و همت خود آنرا بشویند و نام آبا و اجداد خودشانرا که صفحات تاریخ مشرق\nاز غیرت و فداکاریهای درخشان است محافظه نمایند، و این حکومت دزدان ظالم را از افغانستان\nدور کرده با تفاق آراء عموم اقوام افغانستان یک امام متصف بصفات امامت و دارای اهلیت را\nانتخاب و یک حکومت عادله شرعیه اسلامیه را در افغانستان قائم نمایند (۱)\nقربانی وطنوانان افغانستان\n«از سرکردگان و نام آوران افغان سراجیات الله خان وزیر عدلیه ، سردار عبدالمجید خان سردار محمدعثمان خان\nرئیس دارالعلوم دینی حبیب الله خان معین حریه، قاضی القضاه، ملا عبدالواسع خان رئیس العلما، قاضی محمد\n(۲)\nاکبرخان را که اشخاص فعال و دارای ملیت افغانستان بودند بچه سقوطا لم بتهاد رسانید انا لله وانا الیه راجعون\n«جریده اصلاح» این خبر وحشت اثر اتلاف رجال بزرگ افغان و ظلم و ستم\n\n(۱) منقول از شماره دوم جلد اول اصلاح تامبئی ۸ ربیع الاول ۱۳۴۸ مطبعه حباچی جنوبی .\n(۲) در عین همین موقع که سقو زاده این ذوات را بصورت سفاکانه شهید ساخت، عبدالغفور خان تکابی را\nهم بیباکانه وضع بی رحمانه بشهادت رسانید، زیرا که عبدالغفور خان با وجودی که وزیر داخله سقو زاده بود،\nاما از علم و فن و در دخالت دائماً در اذیت میبود و باسائر ملت افغانستان مخصوصاً اهالی تکاب که بعیدا\nمخالفت سقوییها داخل اقدامات و محاربات بودند محرمانه اظهار همدردی و همنوائی داشت ."}
{"book": "adl0119", "page": 618, "text": "سوگوار شجاع دولت افغانی منقول از اخبار اصلاح پشاور ٥٣١ جلد اول - نادر افغان\nوحشیانه بچه سقو را بعموم ملت افغان و علاقمندان افغانستان رسانیده اظهار تاسف\nمینماید، و به اقوام غیور افغانستان خاطرنشان مینماید که بچه سقو ظالم مقصودش خرابی\nحکومت و معدوم ساختن رجال بزرگ افغانستان است، که این افعال وحشیانه را\nارتکاب نموده از هیچگونه ظلم و تعدی دریغ نداشته ذوات بزرگ را قتل و اهل و\nعیال شانرا اسیر و محبوس و مال و هستی آنها را چور و تاراج گردانیده ما از خدای\nکریم برای این ذوات محترم طلب مغفرت نموده برای پسماندگان شان از ظلم بچه سقو نجات میخواهیم\nجشن استقلال\nاطلاع رسید که سقاویان در حدود گذرگاه و دهمزنگ سررشته جشن برپا دارند و\nخیمه ها در اطراف دریای کابل برپا کرده انتظام میله و ساعت تیری را شروع کرده اند.\nانعقاد این جشن، حماقت، نا اهلیت و جبلت اصلی بچه سقو و سقاویان را\nعیان کرده، تمام عالم واقف است که بچه سقو دزد را ملت غیور افغانستان بپادشاهی\nخود قبول نکرده بلکه بر علیه او مصروف پیکار اند، مگر این جشن ملی اجتماعی را سقاویان\nوقتی برپا کرده اند که کل افغانستان در خاک و خون غلطان، امنیت عامه گم، کسب و کار\nمعدوم است و از قتل عده زیاد مؤمنان بحکم بچه سقو خانه ناماتم سرا گشته گویا بچه سقو از\nاز انعقاد این جشن بر زخم های سینه های اهالی کابل و نواحی آن که از ظلم، وحشی گری"}
{"book": "adl0119", "page": 619, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 620, "text": "ضمیمه صحیفه (٥٣٣) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجناب سردار « شاه محمودخان» که با حضرت عالی سردار « محمد نادرخان» سپه سالار\nغازی در تمام آن مجاهدات شان که در راه نجات وطن ابراز نموده اند، مظهر مساعی و مجهودات\nعالی العال عسکری شده اند - مخصوصاً در اداره کردن جوش و خروش قوای قومی\nجاجی و در ترتیب و اجرا کردن حملات متعدد تعرضیه بر قوای سقوی در خوشی\nو بالاده و دگر مواقع ، و رد کردن حملات عنودانه اشرار داد شجاعت و حماست\nرا داده اند - و ملخص حیات این فخر عالم عسکریت افغانستان در صحیفه (٦٠٦)\nضمیمه این کتاب موجود است ."}
{"book": "adl0119", "page": 621, "text": "آثار شورش در قندهار منقول از اخبار اصلاح جاجی\n٥٣٢\nجلد اول - نامه افغان\n\nو غارت پیشه کی سقویان حیران و پریشان اند، نمک پاش داده اضطراب بیقرار\nآنها را ملاحظه کرده برای خود و رفقای پست فطرت خود سامان مسرت و\nعشرت را پیدا میکند (١) .\nآثار شورش در قندهار بر علیه فجار\nکوهستانی و کوهدامنی سقوی که در شهر قندهار توقف دارند، از حور رفتار آنها\nاهالی شهر بتنگ آمده خیلی پریشان اند، اقوام قندهاری مثل زیمند اور و کرم سیل\nو جمیع اهالی محالات آن بدارک و تهیه لشکر را بر علیه سقویها دارند .\nسقویها در داخل شهر تهیه استحکامات و پیش بینی مصئونیت خود را دارند\nقندهاریها را چیزی که بیشتر متاثر و مشتعل ساخته، پشیمانی اعمال خودشان است و\nاز بی همتی خود که سقاویها را در شهر قندهار داخل ساختند خیلی نادم اند .\nده کندک از شش کروهی کابل که بقندهار فرستاده شده اند آنها در منزل باغ توقف\nدارند، قوماندان عسکر سقوی در قندهار کوشش دارد که آنها داخل شهر و با دو کندک\nکوهدامنی و کوهستانی یکجا شوند، ولی کندکهای شش کروهی که از افعال و سوء رفتار\nکوهدامنی ها متنفر اند، داخل شهر نمیشوند، اختلافات زیادی در بین عسکری سقوی بهم\n\n(١) منقول از شماره (٣) اخبار اصلاح تاریخی ١٥ ربیع الاول ١٣٤٨ مطبعه جاجی ."}
{"book": "adl0119", "page": 622, "text": "اعزام لشکر قومی بطرف میرزکه ۵۳۳ جلد اول – نادر افغان\n\nامید هست که عنقریب اقوام قندهاری از ینموقع استفاده و از ینخجالت\nخود را برهانند، بِعَوْنِ اللهِ تَعالٰی (۱) »\n\nاعزام جنرال شاه محمود خان با قوای قومی بمیرزکه\nو وقوع محاربه\n\nبه ١٤ اسد صداهای دهل و غژلهای جنگی لشکرهای قومی با اشعه آفتاب یکجا\nبلند شده این قوای ملی در زیر قیادت سر افسر غازی خود جناب شاه محمود خان بطرف\nمیرزکه بعد از انجام مراسم تودیع و غلغله تکبیر بحرکت افتادند . طبق\n\nجناب شاه محمود خان با لشکر شان در ۱۷ اسد بمیرزکه رسیده شروع بکشف نقشه\nو وضعیت عمومی آنجا نمودند، لشکرهای اقوام طوطا خیل و احمد زائی و غیره که پیشتر\nآماده بودند خود را بنزد ایشان رسانید، سرکردگان اقوام مجلسیرا برای تعیین نقشه تعرض تشکیل\nنمودند، سقویها ئیکه در گردیز بودند، ازین ترتیبات مطلع گردیده، قوای خود را در تحکیم\nرسانیده، مقابلةً ازین طرف هم سوقیات آغاز و در ٢٤ اسد محاربه بین قوای ملی\nو سقوی جاری گردیده این محاربه دو روز دوام داشته در روز ۲۶ اسد عساکر سقوی\n\n(۱) منقول از شماره ٤ جلد اول اصلاح تاریخی ٢٢ ربیع الاول ١٣٤٨ منعقده جاجی جنوبی ."}
{"book": "adl0119", "page": 623, "text": "وقوع محاربه در اطراف بالاده\n٥٣٤\nجلد اول - نامه افغان\n\nمقاومت را نیاورده موضع را گذاشته بطرف بالاده که بفاصلۀ سه کروهی گردیز است\nرهسپار شدند (۱)\nدر ٢٧ اسد لشکرهای مرتب شده یک حمله قویرا بر بالاده مصمم شده طرف\nعصر دورادور بالاده را که بالای یک تپه مرتفع افتاده محاصره نمودند محاربه بشدت\nجاری شد. تمام شب صدای تفنگ از هر دو طرف بلند بود، فی الواقع متصرف\nشدن موضعات سقوی [بملاحظه اینکه بودن شان در یک قلعه مستحکمی که بر تپه اباد است\nتمرکز داشتند] از اشکال خالی نبود، چنانچه بمجرد دمیدن روشنی صبح ٢٨ اسد\nاین اشکال بیشتر شد و سقویها توانستند که بروشنی روز موضعا لشکر را تعیین نموده\n\n(۱) شمارۀ ٤ اخبار اصلاح جاجی تاریخی ٢٢ ربیع الاول این محاربه را چنین ترسیم میکند :-\nساعت ٤ صبح محاربه شروع گردید، محاربه خیلی بشدت تا یک مدت دوام نمود، بساعت ٨ سقویها تاب مقاومت را\nنیاورده بعقب نشینی مجبور شدند، ٦ توپ ایطالوی و یک توپ ٩ پن صحرائی و ماشیندار، و خیلی اسلحه و جبخانۀ\nشان غنیمت مجاهدین گردیده تا اندازۀ پنصد نفرشان زنده اسیر و تا (٦٠٠) نفر سقوی مقتول و مجروح\nشدند، لشکرهای مجاهدین، سقویانرا تا حدود بالاده که از استحکامات مذکور چهار کروه مسافه آن است\nدو کروه بگردیز قریب است تعقیب کرده استحکامات و نقاط مهم را مجاهدین اشغال نمودند، شب\nمحاربه معطل ولشکرها استراحت داشتند.\n(پسپائی عارضی مجاهدین)\nفردای آن لشکرها باز تعرض شروع نمودند، ولی درین روز نظر به بی اعتباری که در بین بعضی طوائف\nلشکری پیدا شده، مجاهدین به پیشرفت اقدام نکرده وضعیت مدافعه را اختیار نمودند، بعضی نفری\nفوق الذکر که پیشتر بسقوزاده بیعت داده بودند برای اینکه معنویات لشکری خراب شود به پسپائی\nشروع کردند، اقوام در می خیل و سقوی ها ازین موقع استفاده کرده به پیشرفت طرف رود احمدزائی\nاقدام کردند."}
{"book": "adl0119", "page": 624, "text": "شکست شدید سقویها در حدود میرزکه و مچلفو ٥٣٥ جلد اول ـ نادر افغان\n\nآنها را زیاده تر زیر آتش بگیرند، ناچار ساعت ۹ بعد از اینکه لشکر ما اشکال وضعیت را\nاز هر طرف فهمیدند موضعات خود را گذاشته و پس بمرکز خود یعنی میرزکه آمدند.\nدر ۲۹ اسد حسنی که جناب جرنیل صاحب و هیئت شان نقشه و ترتیبات\nنوی برای حمله میسنجیدند، برای شان اطلاع رسید که قوۀ خیلی مکمل سقوی از رود عبور\nکرده امشب درین حدود خواهد رسید فورا ازین طرف هم ترتیبات گرفته شد\nو بحدود غندیهای توره اسپین (که بین میرزکه و مچلفو واقع است) لشکر ما رسیده راه\nپیش آمد را بر عسکر سقوی گرفتند، اگرچه این مفرزه جناب جرنیل شاه محمود خان در چندین\nمیدان با سقویها مقابل شده بودند اما در هیچیک ازان میدانها محاربۀ شان بقدر\nاین محاربه شدید نبود.\nبتاریخ ۳۰- اسد عساکر سقوی تاب مقاومت نیاورده، بعد از دادن تلفات\nو اسیر ها (۱) و ذخائر زیاد فرار نمودند، چنانچه بعد ازین شکست بی انتظام عموم آن قوا\nکه در گردیز و اطرافش متمرکز بودند، در هیچ میدان استقامت نکرده لشکرهای شانرا\n\n(۱) جریدۀ اصلاح حاجی راجع باسیر و مجروحینیکه عموما گرفتار میشدند، در شمارۀ ٤ تاریخی ١٥ ربیع الاول مینویسد که\nمعالجه و تیمارداری این مجروحین بکمال دقت و اهتمام دوام دارد ادویه و اغذیه برای شان بکمال\nنظافت داده میشود، برای اسیران جایهای مخصوص معین و خوراکه شان مثل سائر افراد ملی میباشد\nاگر راست بگوئیم اقوام محلی با این اسیران سلوک معاندانه نمیکنند، بلکه آنها را مهمان خود میدانند\nدر مقابل وحشت و مظالم سقوی با دقت باید کرد."}
{"book": "adl0119", "page": 625, "text": "تهیه تسهیلات جهه جیش عسکروزیری ۵۳۶ جلد اول ـ نادر افغان\n\nتماما عقب نشین و در عسکر گردیز مجموع و بالاده را لشکرهای قومی از اوشان متصرف\nشدند، در دیگر محاربات که مکرا واقع شد نیز دائما فتح و ظفر به نصیب اردوی\nسردار شاه محمود خان میرسید.\nاطلاع جمع آوری لشکر وزیرها\nدر صفحه (۵۱۲) نوشته شد که برای آوردن لشکر وزیر یک هیئتی اعزام شد بو\nهیئت مذکور وقتیکه در علاقه وزیریها رسیدند هرفرد آنها در حصص مختلف بجمع آوری\nلشکرها داخل اقدامات جدی شدند.\nدر ٢٤- اسد معروضه این هیئت بحضور سردار سپه سالار رسید مشعر است که لشکرما\nوزیر مجتمع شده و قریبا خواهیم رسید درین مورد با راکین معروف خوست که با ما\nموافقت دارند نیز مکاتیب فرستاده ایم، اینک بحضور شما عرض کردیم تا\nمطلع بوده از فراهم آوری تسهیلات مضائقه نفرمایند.\nواقعا راه عبور این وزیریهای مجاهد از خطره خالی نبود، زیرا در صفحه (٣٧٦)\nقبلا مرقوم شده که یک منازعه بین وزیریها و اقوام خوست واقع بود و از مساعی سپه سالا\nدران موقع بمصالحه انجامید، از طرف دیگر در حدود خوست نماینده های سقو هم جود\nدارد که اینها البته در استفاده از هر فرصت کوتاهی نخواهند کرد، از نیز و آمدن لشکر"}
{"book": "adl0119", "page": 626, "text": "تهیه تسهیلات جهته عبور لشکر وزیری\n۵۳۷\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nوزیری اگرچه آماده هم شده باشد و حرکت هم نماید از بعض مشکلات خالی نیست\nلذا ترتیبات لازمه برای سهولت گذشتن آنها از منطقه خط گرفته شد (۱)\nتوسیع ذرایع خبررسانی و پیش بینی تجمع قوای قومی و\nتعرض بر قوای سقوی\nالی الان مرکز تبلیغات و منشورات تنها منوط بمقاماتی بود که جناب سپه سالار صاحب\nدر آنجا اقامت میداشتند اما سر از اول سنبله یک مرکز تبلیغی در دو بندی زیر ادارهٔ\n\n(۱) میگویند که سپه سالار صاحب با لشکرا طهرانیه سفر نمودند که در منطقهٔ خوست بسیار موانع در راه لشکر\nوزیری موجود است ، بغرضین بذ رایع ممکنه در راه مواصلهٔ این قوای معاونهٔ ما مشکلات را تولید\nمیکنند، حتی بچهٔ سقو بسیار مبلغ خطیری درین راه صرف کرده تا از آمدن وزیری ممانعت کند، بر\nعلاوهٔ آن بین اقوام وزیر بذرایع مختلفه اسباب نفاق را پیدا میکنند ، و سقویها نیز تمام قوت و\nقدرت خود و نفوذ عموم طرفداران شانرا برعلیه سپه سالار، استعمال و بالنسبه بالشکر وزیریها\nاز اقسام پروپاگند و نشریات خود داری نمیکردند ، و از عدم قوت و پول سپه سالار قصه ها\nگفته میشد.\nاز دگر طرف بعضی علما که از دست امان الله خان ستم دیده و در دکشیده بودند پروپاگند میکردند\nکه مقابل بچهٔ سقو که ( مهدی آخرزمان است این حرکت شما بغاوت است ) مگر سپه سالار چاره های\nآنرا که لازم دانسته بود قبل از ورود وزیریها اندیشیده زلمی خان منگل را در منگل ، و زمرک خان\nپسر ببرک خان جدرانی را در جدران مقرر نمود ، تا یک تعداد کافی را درخواست ازین دو قوم بزرگ منگل\nو جدران اماده ساخته هم از وزیریها استقبال و در عین زمان نگذارند که مخالفین حکومت امانی برعلیه\nوزیریها و خوستی ها چیزی بنویسند، برعلاوه یکعده سرکرده های جاجی را مقرر نمودند که در چکنی رفته\nدر اینجا سررشتهٔ خوراک و انتظاماتم را نمایند چرا که چکنی هم در وقتش مخالفت شاه مخلوع زیر اثر سقوی\nآمده بودند ـ\nچنانچه این تجویز سپه سالار برای عبور وزیریها نهایت مفید ثابت گردید اگرچه تعرض در خوست ،\nواقع شد مگر اهمیت زیاد پیدا نکرد ."}
{"book": "adl0119", "page": 627, "text": "توسیع تبلیغات و تجمع قوای قومی ۵۳۸ جلد اول - نادر افغان\n\nغلام حیدر خان کلنگاری مقرر شده برای آنها اختیارات تمام در استخدام مبلغین\nو دادن بخشش و انعامات داده شد، چنانچه این هیئت تبلیغیه کار روائی های مفید\nنموده از کابل مخصوصاً حرکات قوای سقویرا در لوگر خیلی زیر مراقبت گرفته همیشه اطلاعا\nمفصل بدست می آورد، خاصتهً اعلانات و نسخه های جریدهً اصلاح که در کابل و دیگر\nنقاط مهم افغانستان رسانده و تقسیم میشد از اثر مساعی این هیئت تبلیغیه بود.\nچون رسیدن لشکر وزیر نزدیک شده بود تجویز چنین شد که مجرد رسیدن لشکر مذکور\nلشکرهای دیگر با آنها ملحق شده سر راست باید بحمله شروع شود، ازینرو جناب سردار\nشاه ولیخان را بتشکیل دادن یک مرکز در دوبندی، مأمور نمودند، تا آنها پیش رفته\nو با اقوام ازره و دوبندی و دیگر اقوام مذاکره و مفاهمه نموده، ترتیبات لازمه را اتخاذ\nنمایند، تا مجرد رسیدن لشکرها شروع بکار شود، گویا دو مرکز حربی برای سقوط قوای\nسقوی در جنوبی بمقام میرز که و برای لوگر در موضع دوبندی تشکیل شد.\nجناب شاه ولیخان با یک تعداد نفری مسلح در ۹ سنبله از جاجی حرکت و\n۱۱ سنبله بقاسم خیل رسید، مجرد رسیدن برای اقوام از رو سرخ آب و دوبندی\nنماینده ها و مکاتیب دعوت بجمع آوری فرستادند.\nدر ۱۲ سنبله اطلاع سردار سپهسالار صاحب بجناب شاه ولیخان رسید که از"}
{"book": "adl0119", "page": 628, "text": "طیاره سقوی، وگواهی زیر بحیخوست، فتح قوه نادری ۵۳۹ جلد اول - نادر افغان\n\nاقوام جاجی صد نفر و از اعمالی دو بندی صد نفر استخدام نموده و آنها را بطور پهرۀ\nاحتیاط در نقاط لازمه تقسیم نمایند، زیرا در جمله اطلاعات یکی این بود که نفری\nکشاف سقوی از بعضی راه ها برای استطلاع خبر میگذرند و نیز میگفتند که قوای سقو\nمتعینه در درویش ترتیبات حمله را بر جاجی دارند، در موقع طیاره نمودار و بعضی\nاعلانات بی منطق و رکیک بچه سقو را انداخت، ولی در هر نقطه که میرسید هدف\nفیرهای زیاد اعمالی میشد، طیاره ران از ترس سقوط بدیگر نقاط جنوبی گردش نکرده\nسر راست رخ بطرف کابل گرفت.\n۱۶ اسفند مکتوب دیگر از هیئتی که برای آوردن لشکر وزیر رفته بودند رسید اطلاع\nوصول شانرا بخوست دادند، قراریکه سابقا پیش بینی شده بود لشکر مذکور از طرف\nبعض اقوام خوستی که با شاه مخلوع مخالفت داشتند، و مساعی جناب محمد نادرخان\nغازیرا برله حکومت امانی توهم مینمودند بمقابله دچار شده در نتیجه بمعاونت نفری\nمنگل و جدران که جهت استقبال و همرهی این شکر حاضر بودند و زیریها آنها را شکت دادند\nدر صفحه (٥٣٥) نوشتیم که جناب سردار شاه محمود خان سقویها را در حدود غنی بها\nتوره سپین شکست دادند، اینک امروز اطلاع شان رسیده که لشکر قومی، سقویها را\nتعقیب نموده با آنها در حدود قلعه گڈ منگل و بالا ده چند میدان محاربه کرده و در هر محاربه"}
{"book": "adl0119", "page": 629, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٥٤٠\nتهیه قوه قومی و وصول لشکر وزیری\n\nتوپ دیگر ذخائر حربی و اسیر گرفتند، بالاخر افواج سقوی عموماً در گردیز داخل شده\nتقریباً محصور شده اند.\nدر اثر جرگه و مفاهمۀ که از ۱۷ تا ۲۶ سنبله از طرف جناب شاه ولیخان در\nدوبندی با مردم (اندر) و دیگر اقوام دائر بود، ملکان و کلان شوندگان اندر و دو بند\nاز جمع آوری لشکر خود اطلاع دادند. گویا از ینطرف زمینه کاملاً مهیا شده و همه\nعملیات معطل برسیدن لشکرهای دیگر است (۱)\n\nمجتمع قوای قومی و وصول لشکر وزیری\nبه ۲۹ سنبله سردار محمد نادر خان سپه سالار بجناب والا شاه ولیخان اطلاع\nدادند که لشکر قومی و زیر بتعداد ده هزار (۲) عنقریب بجهته کمک شما میرسند شما ترتیبات\nلازمه خود را نموده آماده انجام دادن نقشه مخصوصه تعرض باشید.\nبه ۳۰ سنبله جناب شاه ولیخان بطرف دو بندی حرکت فرمودند ساعت چهار\nموکب جناب والا شاه ولیخان بدو بندی رسید، نظر با طلاع مرکز که لشکر و زیر قریباً\n\n(۱) در ۲۸ سنبله محمد امین جان برادر امان الله خان که در هزاره جات برعلیه سقویها مصروف\nتشبثات بود، بواسطۀ عدم موفقیت حرکت کرده به دوبندی رسیده مورد تلطیف جناب\nسردار شاه ولیخان گردیده متعاقباً بحضور سردار سپه سالار صاحب - جاجی مشرف شده بعداً بخاک انگلیز پناه برد.\n(۲) در بین لشکر تعداد لشکر وزیری از سه تا چهار هزار تخمین میشد که ثلث آنها اسلحه نداشتند."}
{"book": "adl0119", "page": 630, "text": "۵۴۱\nهدایت نامۀ نادری بنام اهالی لوگر\nجلد اول - نادر افغان\nحرکت کردنیست، بلوگر برای عبدالغنی خان سرخ اطلاعات داده شد تا تهیه آذوقۀ پانزده\nهزار نفر را برای سه شب نمایند و نیز پول برای خریداری فرستاده شد، در همین موقع\nمبلغ پنجاه هزار روپیه از پول دولت که در نزد عبدالحکیم خان وکیل التجار بود رسید.\nامر نامۀ سردار سپهسالار صادر شد که برای ملکان لوگر اطلاع داده شود، نظر بقرار فیصلۀ\nاخیری که در جرگۀ عمومی اقوام شده است بموجب امر و هدایت مخصوصی که بسرکردگان اقوام داده ام\nلشکرهای جنوبی بمنطقۀ لوگر قریباً داخل میشوند باید از طرف شما لوگر بها تهیه تسهیلات لازمه\nآنها کرده شود چون این شکره [باستثنای قوای محارب سقوی آنهم در صورتیکه سقویها سد راه آنهائون]\nبا دگری غرضدار نمیشوند، اینجهت باید بسیار دقت کنید که کدام غلط فهمی در بین واقع نشود، تا اینجانیان\nبی نقطهٔ مطلوب خود بعده آلهی مواصلت کنند، عیناً همین مفاد اعلانها مفصله را که درحین\nهمین وقت طبع شده بود توأم این اطلاعیه بغرض انتشار فرستادند.\nطلیعۀ موفقیت نادری از تزلزل قوای سقوی و کاریز در ویش قلندار\nقائد عمومی عسکر سقوی در رویش قلندر سپهسالار و محمد عمر خان فرقه‌مشر است که محمد عمرخان قبلاً اطلاع طرفدار\nخود را به سپهسالار غازی فرستاده بود کنون نیز پیام وی حاصل شد مشعر است که وی حتی الامکان\nدر فراهم نمودن تسهیلات قوای مجاهدین صرف مساعی میکند.\n۳۰ سنبله قوای قومی شعینۀ دو بندی یک مفرزۀ خود را به لوگر سوق داد که آنها یک"}
{"book": "adl0119", "page": 631, "text": "قیام نادری بطرف کابل وسقوط قوای سقوی در قندهار ۵۴۲ جلد اول - نادر افغان\n\nپل بزنک را حریق و لین تلفون را قطع کردند و باین وسیله و وسائل در سلسله مواصله\nمخابره سریع سقویها اشکال را عائد نمودند .\nباول میزان لشکرهای مجموع شده جاجی بدوبندی حاصل و ترتیبات و تنظیمات\nاقامت شان گرفته شد، هیئت استخباری ، دو نفر جاسوس سقوی را دستگیر نموده بعد از جستجوی\nزیاد چند را پور مستور از وشان ظهور کرد که در ان بنام بچه سقو اطلاعپهای مهمی مرقوم و ضمناً خبر\nروانه شدن لشکر و زیر بطرف کابل نیز خوانده شد، درین فرصت از اقوام و قبائل قندهاری\nمخصوصاً اقوام غیر قند اچکزائی ها معروضاتی بحضور سردار سپهسالار صاحب واصل شد\nکه در ان نگاشته بودند، که بمجرد رسیدن اعلانها ومكاتيب شما بكمال مسرت همه ما حرصا يك\nوطنخواهانه شما در ازاله مظالم سقوی و اسقاط تسلط دزدان داخل اقدامات شده در\nاثر یک شورش و هیجان شدید خود زیر اثر مهر دل خان قوای سقوی را سقوط دادیم کنون به\nمنتظر رسیدن اوامر و هدایات شما میباشیم، تا حسب ارشاده ای ملت پرورانه شما اجرا\nنمائیم .\n۲ میزان مجرد یکه لشکر وزیر در علی خیل بحضور جناب مجاهد خان غازی مشرف ، از طرف\nاوشان محبت قبول و در یک نطق موثرقت افزا او شانرا ازین احوال تباه کن\nافغانیت و فخر جهان اسلامیت آگاه کرده آنها را بمعاونت و همدستی با دگر"}
{"book": "adl0119", "page": 632, "text": "اوامر و دستورالعمل نادری بر قوای ملی\n٥٤٣\nجلد اول ـ نادر افغان\n\nقوای قومی که برای حمله کابل حاضر و منتظر امر بودند تشویق و تشجیع نموده لشکر مذکور را\nدو تقسیم نمودند، یک قسمت برای محاربه و محاصره گردیز که الی الان سردار\nشاه محمود خان غازی در آن نواحی مصروف اقدامات وطلحواہی بودند فرستاده شد\nو قسمت دیگر جهته تقویه آن قوای همرکابی سردار شاه ولیخان غازی که جهته حمله آوری\nبر کابل تخصیص شده اند سوق داده شد.\n\n۳ میزان - در نظم و نسق اردو و اعطای دستورالعمل امور تعرضیه و دفاعیه و طرز\nعمل با اهالی که در عرض راه واقعند و نشر اعلانات لازمه باطراف و نواحی جدرانیه\nراجع بفراهم آوری معاونت و تسهیلات مقتضیه گذشت که تماماً بر حسب مقررات همان\nجرگه عمومی بود که از نمایندگان تمام اقوام تحت ریاست جناب محمد نادر خان غازی\nتشکیل شده بود و اکثر این امور تحریریه و اداریه را آقای میرزا محمد یعقوب خان و آقای میرزا\nمحمد نوروز خان باتفاق دگر هیئت معیت نادری حسب اوامر و هدایات سپه سالار غازی\nفعالانه و همدردانه انجام و در معرض انصرام میگذارند. ٤ میزان لشکر وزیری (۱) که با قوا\n\n(۱) بی لزوم نیست که درینجا از ان مخالفت و اشکال آفرینی که حکومت انگلیزی نسبت بآمدن این اقوام وزیری در جاجی جهته\nامداد سپه سالار غازی نموده است تذکر کنیم، طوریکه در سطر (۱۱) صفحه (٤٩٩) نوشتیم که وزیر بها خواهشمند اشتراک\nشان در خدمت نجات افغانستان بودند، سپه سالار هم مجبور بود که از تمام افاغنه میر نقطه که باشند معاونت بخواهد\nلذا وفدی را که اسمای شان در حاشیه (نمره ۲) صفحه (٥١٣) مرقوم است جهته جمع آوری قوای وزیری فرستادند وزیر بها\nبمسرت این دعوت را اجابت کرده حاضر شدند انگریزا ازین آمدن وزیر بها جهته معاونت افغانها بر آشفتند و بنای گفت و شنید و بحث\nبا سپه سالار غازی نهادند و بالنسبه اخراج وزیر بها از خاک افغانستان اصرار بسیار نمودند اما سپه سالار با یک خاموشی آنها تمکین نکرده\nدلائل بیشماری را راجع به عدم معاودت آنها تکرار کرد حتی حاجی صاحب محمد اکبر خان را با دلائل به نزد آنها نسبت بعدم امکان\nواپس فرستادن اوشان فرستاد، ولی هیچیک از ان مفید نیفتاد و مخلص این تیرگی و پیچیدگی بین سپه سالار غازی و حکومت انگلیزی"}
{"book": "adl0119", "page": 633, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 634, "text": "ضمیمهٔ صحیفه (٥٤٥) جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجناب سردار «محمدهاشم خان» نائب سالار که در تمام آن مجهودات حضرت عالی سردار «محمد نادر خان» سپه سالار غازی که در راه نجات وطن فرموده اند، تشريك مساعی داشتند مخصوصاً در اصلاحات لازمه و فرو نشاندن آن آتش مخالفت عمومی که سرتاسر مشرق را بمصیبت افگنده بود ، مصدر اجراآت عالی شده اند ــ و اخیراً برای اصلاح و تنظیمات پایدار عزیمت فرمای صوب قندهار گردیدند واجمال سوانح درخشان شان درصحیفهٔ (٥٩٦) ضمیمهٔ این کتاب مرقوم است."}
{"book": "adl0119", "page": 635, "text": "تهیه حمله بردن بمرکز کابل ٥٤٤ جلد اول - نادر افغان\n\nسردار شاه ولیخان غازی در دو بندی ملحق و بملاقات این ذاتی که در\nدوران فتح وزیرستان با اوشان عقد محبت نموده اند و از عزم مردانه اوشان\nمعلومات صحیحه دارند نائل شد علی العجاله وصایای اوشانرا که آنهم بصورت\nجرگه ملی تصفیه شده بود، شنیده ازین تصمیم حمله بردن شان بر کابل که\nمحرمانه بر سرکردگان فهمانیده شد، شادمان شدند، و در عین زمان از طرف\nعموم قوای همرکاب و اقوام با جوش و خروش بادی این لشکر ها استقبال\nشدند .\nه میزان عده دیگری از لشکر وزیر به دوبندی رسید، و بهمراه آن دیگر احرار\nافغانی از اقوام و قبائل مختلف آن نواحی جهته شرکت در نجات این خاک\nبا ردوی سردار شاه ولیخان غازی داوطلبانه حاضر و خود ها را بگرفتن اوامر\nو ہدایات او مفخر و مباہی میفرمودند.\nبرای قوه احتیاط و یک هیئت استخباریه اطلاع داده شد که بطرف خوشی\nحرکت و مصروف وظائف مفوضه شان بکمال جدیت شوند، و بهیئت تحریریه\nهدایت داده شد تا راپور واقعات عمده را علی الفور و از امور عادیه را سه سه ساعه بعد متوالیاً\nو منظماً بحضور سپهسالار صاحب غازی و حاجی با صفا سردار شاه ولیخان بفرستند."}
{"book": "adl0119", "page": 636, "text": "سوقیات قوای قومی سقوی بطرف شرقی\n٥٤٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nعزیمت سردار محمد ہاشمخان نائب سالار بطرف قندہار\nچون قوای قومی سمت شرقی بنا بر القاجوش و خروش حضرتعالی محمد ہاشمخان\nنائب سالار طاقت نفری سقوی را طاق از هر طرف تضییق و فشارهای مستقیم\nو غیر مستقیم آنها، تکالیف مالایطاق بروشان عائد کرده بودند. حتی راه عبور و مرور و نفوذ\nسقویها را طوری تسدید و تحکیم کرده بودند که از بدو استیلای دزدان بمرکز\nافغانستان و دیگر نقاط مهمهٔ آن الی الان سقویهارا اینقدر مجال هم نداده بودند\nکه سرحد شرقی خود را از بتخاک که به شش کروهی کابل واقع است پیشتر ببرند بلکه در محاز\nمشهور چکری که در صفحهٔ (٥٠٨) مندرج است یک حصه از قوای منتظم شرقی الی اثنا\nچکری که به سه کروهی کابل افتاده هم خود را رسانده ارگ را بحالت محاصره\nآورده بودند. ازینجهته سقوبچه در اوائل میزان در تحریک چند نفر سقویها شرقی که\nاز حکومت امانی بعذاب بودند و در جوش مخالفت امانی از تمام منسوبین او رم مینمودند\nو بچه سقو برشوت و تطمیع آنها را طرفدار خود کرده بود و از طرف عامهٔ اهالی شرقی\nبجرم طرفداری بچه سقو احوال انها از بد بدتر شده میرفت، عزم تسخیر شرقی را\nبیک پیمانهٔ وسیع کرده هر قدر نفر و عسکر و افسر یکه در دست داشت همهٔ آنرا"}
{"book": "adl0119", "page": 637, "text": "سوقیات قوای ملی سقوی بطرف شرقی ٥٤٦ جلد اول - نادر افغان\nتحت ادارهٔ برادرش حمید الله و دگر دزدان خونخوار بصورت ناگهانی برفتار\nجبری ذریعه موترهای تیز رفتار و لاری و گادی وغیره سوق داد .\nبا اینکه سردار محمد هاشم خان نائب سالار ازین سوقیات ناگهانی و فوری\nسقویها در موقع لازمهٔ آن مطلع نبودند ، بمجرد گرفتن این اطلاع علی الفور اعلان\nجمع آوری را بعموم اقوام واهالی شرقی داد .\nدرین اثنا که نائب سالار صاحب در صدد تجمع قوای قومی از نفری خوگیانی و شنوأ\nو افریدی و مهمند حتی کنر ها و نورستانی جزء لغمان بود و در نظر داشت که اولاً راه سقویها را\nاز حدود جگه دک و گند مک قطع و با ز یک حملهٔ شدیدی را از چار طرف بر آنها اجرا کندأ\nباعث اختلاف قومی که زیاد حصهٔ آن در دو جنبهٔ خوگیانی پیدا شده بود ، سقویها با یک\nجنبهٔ خوگیانی متفق شده بقوت قومی یک تشتت و انقلاب را در اقوام آنجا پیدا کردند.\nازین پیشرفت سقویها آن قوهٔ جزوی قومی را که سردار محمد هاشم خان نائب سالار از ان\nبرای حملهٔ کابل ترتیب داده بود پراگنده و سقویها بطرف جلال آباد تعرض نمودند .\nبنابرین مسموم شدن بعض حصص خوگیانی و پیدا شدن نفاق در اقوام و پیشرفت سقویها\nسردار محمد هاشم خان و محمد گل خان مصلحت دیدند که خود ها را موقتاً از شرقی کنار و برای\nمجاهدات شان یک راه بهتری را اختیار و از یک منطقهٔ دیگری داخل کار شوند ."}
{"book": "adl0119", "page": 638, "text": "حرکت سردار محمد ہاشم خان با سپہ سالار بقندہار ٥٤٧ جلد اول - نادر افغان\n\nدر اول میخواستند که از راه سفید کوه خود را بالمسکر مهمند و یا قوای قومی افریدی\nملحق نمایند که تماماً بامر اوشان جہتہ مقابله با قوای سقوی حاضر و منتظر امر سردار محمد ہاشم خان\nبودند - لیکن بواسطه موانع و توجیه مشکلاتی که ذکرش بطوالت می انجامد بر فتن مهمند\nو افریدی موفق نشدند .\nلذا سردار محمد ہاشم خان بنا بر اطلاعیہ اخیری که از سردار سپہ سالار نسبت بقندہار\nگرفته بود عازم اصلاحات آنجا شدند و آقای محمد گلخان مستقیماً به جاجی بحضور سپه سالا\nغازی حاضر شده درین حمله مرتبه بر کابل اشتراک ورزید .\nاعزام قوای نادری جهته تسخیر دارالسلطنه افغانی\nفتح تنگی واغجان و محمد آغه و پریدن بچه سقو بر میدان محارب\n٢٦ - میزان بنا بر امر سردار محمد نادر خان از یکطرف سردار شاه ولیخان با آقای\nمحمد گلخان متعاقباً سردار شاه محمود خان با سرکردگان اقوام دانشکر و زیر و پکت\nیکعده از اقوام جاجی و منگل و احمد زائی وطوطا خیل و گردیزی برای محاربه کابل از\n(۱) - باندازه که سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود خان در سمت جنوبی با سپه سالار\nغازی تشریک مساعی نموده اند بهمان اندازه در سمت مشرقی آقای محمد گل خان با سردار محمد هاشم خان\nدر خدمت وطن مظهر مجہودات عالی شده اند ."}
{"book": "adl0119", "page": 639, "text": "اعزام قوای نادری بطرف کابل و فتح تنگی واغجان و محمدآغه\t٥٤٨\tجلد اول - نادر افغان\nدوبندی حرکت و با قوای قومی مستقیماً بخوشی رفتند، ٨ میزان در آنجا به تنسیقات\nو اخذ ترتیبات لازمه گذشتاندند در ٨ میزان یک مفرزه بتعداد یکهزار نفر\nبطرف تنگی واغجان که بمنزله گلوگاه راه عبور و مرور لوگر و کابل است فرستاده شد\nتا آن قوه سقوی را که در آنجاست سقوط بدهند، مفرزه مذکور طرف عصر به تنگی\nرسید بعد از محاربه یک شب طرف صبح عسکر سقوی را از چهار طرف محاصره نمود\nتقریباً همه آنها را با تمام اسلحه و جبه خانه که داشتند اسیر و غنیمت گرفته واپس بخوشی آمدند\n٩ میزان چون این قوه بحضور سردار شاه ولیخان رسیدند مورد تحسین و آفرین\nشده فوراً مفرزه دیگر را برای نگهبانی تنگی واغجان که یک نقطه مهمی است\nفرستادند. در موقع وصول این مفرزه به تنگی قوه زیاد سقوی از کابل در پیش\nآمده باز تنگی را به تصرف آورده بودند با این مفرزه قوی تکرار بمحاربه اقدام کرده\nتمام شب جنگ را دوام دادند .\n١٠ میزان اطلاع رسید که در محمد آغه دوغند سقوی تمرکز دارد لذا جناب\nمولوی الله نوازخان با یک قوه قومی بطرف محمدآغه فرستاده شد، در آنجا هم\nبمثل محاربه واغجان جنگ شدیدی جریان یافت، بالاخره صبح (١١) میزان\nمحمدآغه فتح و قوای سقو از آنجا کاملاً مشتت و ذخائر شانر امجاهدین ملی بغنیمت بردند"}
{"book": "adl0119", "page": 640, "text": "فتح قوای نادری محاربه تنگی دایخان ٥٤٩ جلد اول - نادر افغان\n\nبساعت ۹ در تنگی هم قوای سقوی باین وسیله فیصله شد که سردار شاه ولیخان\nیک قوۀ دگری را مأمور بهجوم بردن از عقب تنگی فرمود.\n\nدرینموقع خود بچۀ سقو هم با دسته مخصوص دژدانش درین محاربه شرکت داشت\nبمجر دیکه ازین هجوم دو طرفۀ لشکرهای قومی برخود متحسس شدند فوراً بموترها سوار و بطرف\nکابل گریختند و مابقی قوای سقوی نیز هر کدام راه فرار را برای خود می پالیدند\nتا اینکه تماماً گریختند. قوای قومی این منهزمین را نا چاراً سیاه درویش تعقیب\nکنان همۀ را در قلعه که معسکر شان بود محاصره نمودند .\n\nسردار شاه ولیخان درینفرصت بسیار مصروف، و افکارش در نظارت\nامور معطوف است زیرا قوماندانی این محاذیرا که اوشان بکف با کفایت خویش\nگرفته اند خیلی وسیع و پاشان میباشد در حالیکه خود را بهدف مطلوب ( که سقوط\nقوای مرکزی سقویه و نجات وطن ازین بلیه میباشد تمام خاندان ایشان درین راه مقدّس\nهمچو چیز حتی حیات را هم ایثار نموده اند) بفاصله ده گروه به نزدیک کابل می بینند و\nسعادت تمام مملکت نیز مربوط بهمین است که حتماً بایستی این مسافه را عبور نمایند .\n۱۲ میزان درین روز آن ظلام سقوی که برخلاف قانون شریعت غرای\nاسلامی و برضد اساس قواعد انسانیت برنسوان دست"}
{"book": "adl0119", "page": 641, "text": "تصرف چهار آسیا و چهل ستون بجانب سردار شاه ولیخان ۵۵۰ جلد اول-نادر افغان\n\nاندازی کرده بودند بعد از اثبات بمجازات واصل شدند (۱)\nماشیندار و توپ و اسلحه و جبا خانه هائی را که بدست آمده بود سرکردگان\nلشکر شادان و فرحان بمراجع معینه آن تحویل میدادند . اسیر با محرب با اطلاعات\nاخیره میدان های محاربه بحضور سردار محمد نادر خان سپه سالار بجاجی فرستاده میشد .\nتصرف چار آسیا و چهل ستون از طرف سردار شاه ولیخان\n۱۳ و ۱۴ میزان مفرزه که زیر قیادت جناب مولوی الله نواز خان بود در ۱۳ میزان\nخبر مواصلت خود ها را به چار آسیا برای سردار شاه ولیخان فرستادند . ایشان که\nمنتظر همین خبر پیشرفت قوای قومی بودند علی الفور بدیگر سرکردگان قوای قومی امر فرمودند تا همه\nآنها به متابعت شان عازم چار آسیا شوند بمجرد وصول سرکردگان مجلسی منعقد و بعد از مذاکره\nو معاینه را پور های اکتشافیه سردار شاه ولیخان عموم قوای ملی را دو قسمت منقسم، یک قسمت را\nکه رؤسای آن جناب مولوی الله نواز خان و محمد گلخان بودند از راه سنگ نوشته و بینی حصار\nبطرف شرق جنوب کابل فرستادند و یکقطعه دیگر را خودشان گرفته از راه چهل ستون بطرف\nغرب جنوبی کابل به حمله بردن تصمیم فرمودند .\n(۱) در موقعیکه مجاهدین ملی با خذه سنگرهای عمومی موفق میشدند دران رزمهائی منظومه بحالت پریشانی بر آمده و ... ... ... ... ... ... ... ... ..."}
{"book": "adl0119", "page": 642, "text": "تصرف چار آسیا و چهلستون از طرف سردار شاه ولیخان    ۵۵۱    جلد اول - نادر افغان\nاردوی سردار شاه ولیخان بدون اشکال چهلستون را اشغال، افراد لشکری شان\nنقاط مهمه و استحکامات لازمه حربیه را در مقابل قلعه و کوه شیر دروازه که بدست سقاویها\nو بدرجه نهائی تحکیم و تسدید شده بود، علی الفور استحصال فرمودند در حالیکه آذوقه\nو دیگر ضروریات لازمه از حسن مساعدت سکنه چاردهی و چار آسیا و اطراف حوالی\nاین منطقه بدرستی تهیه و انجام مییافت و بدون اینکه باهالی محلی ادنی اذیتی برسد\nمردم تمام احتیاجات اردو را بمیل و رضای خود تکمیل و ازین فداکاریهای قومی که\nموجب رهائی آنها از مظالم سقوی و اعاده شرف افغانی است بسیار زیاد عرض امتنان نمودند\nیک تقریب عجیب یاس و امید در کابل\nدرین شب ۱۵ میزان اهالی کابل و اطراف و نواحی آن در یک کشمکش عجیب\nیاس و امید و یک حالت غریب مد و جزر گرفتارند، مردم درین اواخر پریشانی انتهائی\nبچه سقو و سقویا نرا می بینند. بالعموم از مفاد اعلانهای هجوم آوری قوای ملی جهت\nاستخلاص مرکز افغانی از توحش سقوی در هر گوشه و خانه مخفیا نه مژده رسانی های\nخصوصیه جاری است. عموماً از گرفتن این خبر شیرین فرحت اثر مسرورند که\nلله الحمد سپه سالار محمد نادر خان غازی درین تصمیم عظیم خود موفق شده و اینک"}
{"book": "adl0119", "page": 643, "text": "یک تقریب عجیب یا شبی در کابل\n٥٥٢\nجلد اول - در افغان\n\nامشب یا فردا شب اردوی مظفرشان داخل کابل خواهد شد، از کلانها گذشته حتی دراً\nاطفال ریزه معصوم خود را بسجده می انداختند که شاید دعای این معصوم ها مستجاب باشد\nبچه سقو و کارکنان او چند شب میشود که از یکطرف هیچ خواب نکرده اند کوه شیر دروا\nو تخت شاه و آسمائی را به توپ ها خورد و بزرگ مسلح مینمایند و بقوای جسیمه نه تنها قلال این\nجبال را تحکیم بلکه حصص برجسته و تیغه های حاکمه آنها را هم بنفر و عسکر و افسر\nو تجهیزات میشینزی تسدید نموده و می نماید.\nسقو بچه آخرین رول ظلم خود را صادر کرده امر اکید داده است که اهالی کابل\nبالعموم بکوزه ها آب و جباخانه و نان و غیره لوازم حربیه را بر اسقوبها محارب بالا کوه ها برسانند.\nاز جانب دیگر هر قدر موتر و گادی و دیگر بارگیر را که می یافتند به حمل و نقل کردن\nاسلحه و جباخانه و نقل دادن عایله و سامان مغصوبه ملی و حکومتی بطرف سمت\nشمالی بکمال پریشانی و حواس باختگی مصروف مینمایند.\nهر طرف بد و بدو چپ چپید است، آن غاصب ها سقوی که خانه ها دیگرانرا\nبجبر گرفته و بگمان این رفته بودند که دست عدالت غیبی از رسیدن با نها قاصر است\nو ازین غافل بودند که «دست از غیب برون آید و کاری بکند.» درین شب ها\nوار خطا شده اند، خانه های مغصوبه را گذاشته بیک حالت سراسیمگی اکثراً"}
{"book": "adl0119", "page": 644, "text": "منظرۀ آخرین توحش بربریت بچۀ سـقو\n٥٥٣\nجلد اول - نادر افغان\n\nشمالی و بعضاً بدیگر اطراف و نواحی مخفی شدن و گریختن را اختیار کرده اند.\nاین اوضاع پریشانی و تشویش سقویان از یکسو ، و شدت فیر توپ و تفنگ\nو مترالیوز و غرۀ تکبیر مجاهدین ملی و یا چار یار گفتن قوای سقوی از دگر سو یک محشر و\nوهیا هوی و بد و بد و عجیبی را در شهر پیدا کرده بود . تصویر کردن این منظرۀ یاس و امید\nو تب و تاب اهالی کابل و شش گرویی که امروز دیده میشود از قوۀ قلم محررین خارج است\nمنظره آخرین توحش و بربریت بچه سـقو\n١٥ میزان محاربۀ خیلی شدیدی در اطراف بالا حصار و تخت زنبورک و\nشیر دروازه و آسمائی و دگر نواحی کابل دائر است باستثنای جبهۀ شِما\nکه آنرا سقویها بجهۀ مأمون بودن راه گریز خود بدرستی تحکیم کرده بودند.\nسقو بچه ساعت های اخیر نفوذ جبروت خود را درک کرده است که اشدّ ترین\nمظالم و سبعیتش را اجرا و بی محابا هر کسی را که اندکی برخلاف میل خود مشاهده میکند\nمورد قهر و غضب خود قرار داده بیدریغ میکوبید و می خائید.\nسرتاسر شهر شیرین کابل منظرۀ حقیقی میدان حرب را بصورت رقت افزائی\nگرفته، دقیقه بدقیقه مورد تهدید و تخویف شدید بود."}
{"book": "adl0119", "page": 645, "text": "پیشرفت موفقانه قوای ملی در شهر کابل ٥٥٤ جلد اول - نادر افغان\n\nسقوزاده بهر کوچه و بازار تقریر میکرد و بقتل عام و نفی بلد عموم اهالی کابل پیش\nگروهی را بجرد رد کردن این حمله جنوبی انذار مینمود. تمام قوه و مهارت و چالاکی\nخود را صرف مدافعه مینمود. در تپه مرنجان و بالا حصار و کوه شیر دروازه توپ ها\nسریع اتش و عساکر خود را مستحکم ساخته نوبت بنوبت بر انها گردش میکرد.\nچون بچه سقو از طرف چاردهی اگر چه قوای قومی کلی ملا انرا تصرف شده بود.\nبه اعتماد دو کوه آسمائی و شیر دروازه مطمئن بود ازین رو خودش در جبهه تپه مرنجان\nرفته اداره محاربه را میکرد، از طرف روز سه هجوم شدید از طرف لشکرهای قومی\nپیش امد ولی در هر سه دفعه نتیجه بدست نیامد. در جبهه بالا حصار محاربه خیلی شدت\nداشت و تمام روز مداومت کرده قوای سقوی درینجا خیلی جدی و استوار مصروف\nپیکار بوده بالاخر قوای قومی را موقتاً بعقب نشینی در شام ۱۶ میزان مجبور کردند.\nتمام اهالی ازین رجعت قهقری قوای جنوبی در سمت بالا حصار بیک اختناق\nشدیدی گرفتار شده زار میگریستند و دعا مظفریت قوائی درین حالت مایوسیت بهم میزدند\nپیشرفت موفقانه قوای ملی بشهر کابل\nمجردیکه شب رسید لشکرهای قومی در پرده تاریکی خود را تا حدود جبه خانه حصه ۲\nنزدیک تپه مرنجان رسانیدند."}
{"book": "adl0119", "page": 646, "text": "پیشرفت موفقانه قوای ملی بشهر کابل\n٥٥٥\nجلد اول - نادر افغان\n\nقائد مظفر جناب سردار شاه ولیخان بعد از آنکه استحکامات خود را در\nقلل جبال حاکمه چاردهی گرفتند طرف عصر به باغ بابر شاه و ده مزنگ قوا\nخود را با وجود اینکه از کوه آسمائی گلوله های توپ مشین گن و تفنگ همچو ژاله میبارید\nرسانیدند در عین زمان از کوه شیر دروازه و گذرگاه هم بالای قوای قومی فیر شرالپوز\nو تفنگ شروع گردید.\nقوای قومی حسب هدایت سردار شاه ولیخان بعد از نصف شب از اطرف\nعقب تپه مرنجان که مرکز محکم ترین قوای سقوی بود باتفاق قوای محلی آنجا با کمال\nمهارت و چابکی پیش آمده در عین محاربه و قبول هر نوع زحمت و مخاطره خودها را در حدود\nدزنده هواتان و چمن رسانیده بگرفتن سنگر و ترتیبات تعرض و دفاع و اشغال نقاط\nمهم کابل انضباط و اداره امنیت شهر متوجه شدند.\nدر عین حال دهل های مخصوص مجاهدین که حلاوت نغمه های آن در سامعه تمام\nاهالی شهر روح میدمید و از هر صدای آن بخود می بالیدند و لحمه بلحمه مراتب شکران\nخدای متعال بجا می آوردند اعلان فتح کابل و مظفریت قوای نادری را مینوخت.\nسقویها قبل از طلوع صبح به محصوریت خود متیقن شده مزید مقاومت خودها را\nدر شیر دروازه و تپه مرنجان نه تنها مفید بل مهلک دیده تمام قلعه ها و استحکام ها را"}
{"book": "adl0119", "page": 647, "text": "ورود جنرال شاه محمود خان بکابل\n٥٥٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nتخلیه کرده رو بفرار گذاشتند، گویا وقت صبح از یکطرف نقطه مهم و مستحکم\nتپه مرنجان بدست آقایان محمد گل خان و الله نواز خان و لشکرهای قومی معیت شان\nافتاد و هم قلعه سنگهای کوه شیر دروازه را جناب سردار شاه ولیخان با قوه همکابشان\nمتصرف شده شخصاً فاتح کابل آن قوای جبهه سقوی را که در کوه آسمائی هنوز\nموجود و با دیگر قوای مفرور تحکیم شده میروند تا خط رجعت سقویها را بطرف شمالی\nحفاظ کنند زیر آتش آن توپ های قلعه شیر دروازه گرفت که چندی پیشتر\nاین توپ ها را سقویها بالای خود این سردار فاتح عنودانه و سفاکانه استعمال\nمیکردند تا اینکه آسمائی را هم بشدت از سقویها تخلیه نمودند .\n\nورود جنرال شاه محمود خان غازی بکابل\n\nدر همین موقع جناب سردار شاه محمود خان بعد از مقرر داشتن قوای مکفیه ملیه\nبا هدایات دستور العمل کافی باطراف آن قوای سقوی که در گردیز و کاریز درویش\nوغیره مواقع مهم بی خبر گذاشته شده بودند (۱) و تعیین یک قوه درست در حصه\nخورد کابل و تنگی غارو جهته جلوگیری از ان قوه زبر دست سقوی که بمشرقی رفته بود\n\n(۱) قوای ملی جهته محاصره گردیز تحت سرکردگی عبدالرحمن شاه چی و دیگر معسگرهای سقوی تحت حراست یک قوم گذشته شده بود."}
{"book": "adl0119", "page": 648, "text": "فتح شهر کابل با نجات وطن ٥٥٧ جلد اول - نادر افغان\n\nدر حدود شش کروهی کابل داخل و بتعیین تھانه ها و تقرر مفرزه ها در نقاط لازمه مصروف\nشدند چون را پور این فتوحات و پیشرفت مانند دیگر را پور ھائیکه سه سه ساعت بعد\nبحضور سپه سالار صاحب ارسال میشد و ازان طرف ھم متوالیاً ھدایت مرحمت\nمی شد بحضور سپه سالار غازی ارسال گردید - جواباً درضمن دیگر وصایا مهمه هدایت\nتازه از حضور محمد نادر خان سپه سالار واصل شده امور مرجوعه نظامی بسردار\nشاه ولیخان و آقای محمد گل خان - و امور ملکی به سردار شاه محمود خان و آقا الله نواز خان\nمفوض شد ، تا این ذوات مجاهد در امور مهمه ملکی و نظامی مشترکاً و در باقی قضایا\nمنفرداً بکمال مجاہدت بذل مقدرت نمایند چنانچه آنها سر از حالا بہمین اساس\nاجراآت نافعه شان را آغاز فرموده اند .\n\nفتح شهر کابل با نجات وطن\n\n١٦ میزان تارهای روشنی با علائم امید کامیابی در افق کابل یکجا پدیدار\nو در سرتاسر کابل قوای مظفر نادری نمودار بوده اقوام و عشائر افغانی تمام بازارها\nو کوچه های کابل را پر کرده پیهم از افراد سقوی سراغ میکردند - اما بچه سقو خود را\nدر ارک محصور نموده به توپهای بزرگ و ماشیندار ہا سریع النار برج ہا و مدخل ارک"}
{"book": "adl0119", "page": 649, "text": "گردش سردار شاه ولیخان در کابل ۵۵۸ جلد اول - نادر افغان\nارگ را تحکیم کرده متوالیاً حوالی قلعه را زیر آتش شدید گرفته از هجوم متعرضین دفاع\nشدید می نمود.\nدر همین شب که دفاع قوه ملی را بچه سقو متعسر دید، وفدهای خصوصی و مکتوب\nوتلگرام وتلیفون های ضروری را بعموم قوای خود که در مشرقی و جنوبی وغزنی و سرچشمه\nو مزار و قطغن بودند فرستاد «تا بهر سرعتی میتوانید خود ها را برای مقابله قوای نادری\nکه مرا محصور کرده اند برسانید من حتی الامکان از آنها دفاع میکنم و اگر ممکن نشد درسخام\nعقب نشسته تکرار بر قوای نادر حمله آور میشوم».\nدر داخل شهر هیاهوی عظیم است . اهالی کابل ازین نجات خود خوشنود\nو مهاجمین از مسرت این فتح برخود می بالند ، بالمقابل سقویها ئیکه هنوز در شهر هستند\nبچال های رنگارنگ سعی میکنند که ازین هرج و مرج استفاده کرده فرار نماء\nیا لا اقل در شهر یک مبطی؟ و ار خطائی پیدا کنند .\nگردش سردار شاه ولیخان در کابل\nپوره ساعت ۸ بود که قائد مظفر وفاتح نامور سردار عالی آقای شاه ولیخان\nاز کوه شیر دروازه مانند فرشته رحمت با هیئت معیت شان با یک جم غفیری از\nمستقبلین شهر که پروانه وار خود ها را بقد که بحضورشان فائز نموده بودند نزول نموده"}
{"book": "adl0119", "page": 650, "text": "اداره امنیت و انضباط و ترتیبات محاصر ارگ ٥٥٩ جلد اول - نادر افغان\n\nبرای اداره وضعیت شهر در سرک و کوچه ها و معابر کابل دوره کنان تقرب مسجد\nشاه دو شمشیره مرکز گرفتند، همچنین بعد از وقفه سردار نامدار جناب شاه محمود خان\nمظفرانه دائره مسجد چوب فروشی را مرکز گرفتند . این دو فرزندان صادق وطن عموم\nاعزه و معاریف و کلانتران شهر و ملکان شش کروهی را که تماماً بجهه شرفیابی واخذ\nهدایات شان حاضر شده بودند ملاقی شده همه را از ان افکار سپه سالار غازی\nکه راجع به نجات وطن از ین گرداب رنج و محن و تشکیل یک سلطنت صحیح مطابق حقوق\nو آرای عمومی باشد استحضاریت داده تکالیف هر واحد شان را بالنسبه سلب\nقوای سقوی پیش نهاد میکردند مردم بکمال مسرت اوامر شانرا اطاعت و از این فدا\nکاری و مردانگی این خاندان بسیار زیاد اظهار شکران و امتنان میکردند .\nاداره امنیت و انضباط و ترتیبات محاصر ارگ\nاراکین این لشکر مانند آقای محمد گلخان مهمند و از خان و امثال شان بکمال\nجدیت و فعالیت در حفظ امنیت و انتظام مهام امور و محصور داشتن اطراف ارگ\nمشغول بودند .\n۱۷ میزان اگر چه نجات یافتگان از مظالم سقوی و عموم اهالی کابل این روز"}
{"book": "adl0119", "page": 651, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 652, "text": "اداره اهمیت انضباط و ترتیبات محاصر ارگ\n٥٦٠\nجلد اول - نادر افغان\n\nمظفرانه قواي نادري را بمركز شلیک با هم آنرا فوقاً در تحریر خود نگاشتیم فتح کابل\nیا نجات افغانستان میگویند ولی از مصروفیت و انهماک سپه سالار موقر در جاجی\nو از مشغولیت زیاد باقی قوماندانهای مظفر و سرکرده گان قومی در مرکز افغانی\nچنان فهمیده میشود که الی الان باندفاع حقیقی این بلیه موفق نشده اند و بسیار\nمراحل در خطر هم در پیش است.\nواقعاً که درین فرصت نه تنها مسئله کابل بلکه مقدرات تمام مملکت با خطری\nدرجه ها رسیده است زیرا در داخل ارگ بچه سقو و تمام طرفداران قوی و خونخوارش\nمحصور میباشند و در شمالی شیر جان وزیر در بار و ملک محسن الی با چند نفر امثالش\nمصروف جمع اوری نفری و ترتیبات لازمه تعرض اند . علاوه بر این چیزیکه هجوم\nبردن را بر ارگ در نزد قائد مظفر صعب و پیچیده قرار داده همین است که بچه سقو\nاخرین نشانه خست و یا اینکه آخرین چاره امید خود را چنین سنجیده است که تمام\nافراد خاندان شریف و معزز این سرداران فدا کار را از محبس سابقه شان گروی\nبرده در ارگ محبوس نگاهداشته است.\nقائد مظفر آقای شاه ولیخان این مسئله مشکله را علی الفور مفصلاً با سریعترین\nذرائع بحضور جناب محمد نادر خان سپه سالار معروض داشتند که واگذاشتن"}
{"book": "adl0119", "page": 653, "text": "جلوگیری از هجوم قوای پردل سقوی ٥٦١ جلد اول - نادر افغان\n\nبچه سقو را در ارگ هر لحظه بر وخامت فتنه در مملکت و فلاکت ملت می افزاید و در\nصورت بمباردمان ارگ قطعیاً تمام عائله و دودمان ما که تجاوز از شصت نفر بداخل ارگ\nمحبوسند با محتویات آن تلف میشوند لطفاً درینموضوع مشکل هدایت فرمایند.\n\nجلوگیری از هجوم قوای پردل سقوی\n\nبساعت ٤ عصر راپوری رسید که پردل سپه سالار سقوی که در لوگر بود از\nراه پغمان خود را با یک قوهٔ مکفیه که عجالة از طرف ملک محسن و شیرجان تهیه\nشده بود به نزدیک باغ بلند رسانده محاربه کنان عزم هجوم را بر سر کابل دارند\nفوراً جناب شاه ولیخان مفرزهٔ را تشکیل داده و بمقابله پردل ترسیل\nنموده بر علاوهٔ آن خودشان با سردار شاه محمود خان و دیگر اراکین محترم نیز برای\nرد این حمله مدهشه مصروف شدند.\n\nچون رضای الهی به راحت این ملت و نجات این وطن رفته بود لشکرهای قومی\nباتفاق اهالی اطراف و نواحی کابل این قوای مهاجم پردل را که بیش از دو هزار نفر بود\nو بیک هجوم عنودانه تصمیم کرده بودند منهزم و خود پردل را کشته بحضور قائدین\nمعظم خود حاضر آوردند."}
{"book": "adl0119", "page": 654, "text": "جلد اول - نادر افغان\n٥٦٢\nیک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری\n\nیک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری\n\n١٨ میزان قاصدی از نزد جناب محمد نادر خان غازی آمده و قیمتدار ترین\nامتحان نامۀ ایشان را که نمونۀ بزرگترین ایثار و قربانی شخصیت و فردیت در راه\nنجات و سعادت وطن به صحائف تواریخ است با خود آورد و آن عبارت\nاز حکم قطعی بمبارد و هجوم بردن بر ارگ بود.\nواقعاً جناب محمد نادر خان که دائماً مظهر انواع ایثار و فدا کاری برای\nحفظ شأن و شرف ملی خود شده اند درین مرتبه هم مراتب اقصی و پیمانۀ فوق التصور\nوطنخواهی و ملت پروری شانرا داده بدون تردد امر بمباردمان ارگ را که از ان لامحالہ\nافراد عائله و فامیل شان قتیل میشدند محض جهته راحت هزارها فامیل و خاندانهای\nافغانستان بطیب خاطر دادند (۱).\nهمین بود که بمجرد رسیدن این فیصلۀ نادری سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود\n(۱) عین مضمون این احکام قرار آتی است: (من که برای حفظ شرف افغانیت و استقلال و امنیت وطن هجوم بر جان شیرین خود را دائماً\nنثار کرده ام به مقابل بقاء ملت و وطن خود جان، اولاد، برادر، عیال هیچیک فرد را اهمیتی نمیدهم و اینهمه خاندانی خود را\nسپاس حفظ سلامت وطن و شرف قومم قربان کرده بشما امر مینمایم که اگر برای دفع این جمعیت خائنان وطن\nحیات خاندانم حائل میگردد بکمال خورسندی بمبارد خود را شروع نموده هیچ خود را پریشان نسازید. خوشام که یک حیات\nملت خود را تأمین یابد. من قبولی این قربانیهای خود را موجب سعادت خویش میدانم، محل امضاء محمد نادر)"}
{"book": "adl0119", "page": 655, "text": "یک امتحان قیمتدار و ایثار پر افتخار نادری\n٥٦٣\nجلد اول - نادر افغان\n\nهم بنوبه خود مراتب بلند و طنخواهی و ملت دوستی را داده توپ های سریع\nآتش را که قبلاً بر سرپل باغ عمومی مقابل جنوبی ارگ تهیه کرده بودند بیک وضعیت\nافزای که هیچ چشم برای مشاهده کردن این منظره حاضر نبود و عموماً از یک جانب\nاین ایثار و قربانی عظیم را تقدیر، و از جانب دیگر از هلاک شدن عائله و فامیل این\nوطنخواهانیکه صرف جهته راحت ملت و امنیت مملکت هر گونه مخاطرات را بخود تحمل\nنموده، بالاخره جمهور متعلقین شانرا قتیل قرار داده خیلی متأثر و دلگیر میباشند\nامر فیر دادند.\nبمباردمان ارگ\nچند دقیقه نگذشت که توپچی امر را تعمیل نموده بکوبیدن آن حصه دیوار جنوبی که\nمتصل دروازه است آغاز کرد .\nبرای شام مفرزه جهته مهاجمه ارگ تشکیل شد . وقتیکه بچه سقا و این بذل و ایثار\nنادری را دید که بهترین مظاهر ملیت و وطتخواهی و اعلی ترین نمونه فدویت و ملت دوستی\nرا تثبیت میکرد، بدهشت فرورفت و در پی چاره استخلاص خود افتاد .\nدر سر تاسر کابل و اطراف و نواحی تمام اشخاص ازین قربانی نادری که ابراهیم\nوار آل و عیال خود را نثار امنیت و جهته راحت ملتش ایثار نموده در حال رقت شدیذ"}
{"book": "adl0119", "page": 656, "text": "بمباردمان ارگ ٥٦٤ جلد اول - نادر افغان\n\nو انزجار بسیارند.\nاما بنازم عدالت خداوندی را که بعد ازین امتحان صادق در راه حب وطن\nو راحت جامعه تمام افراد این خاندان را در عین همان مواقعیکه هدف بمباردمان\nنادری بود بانصورت نجات داد که در خود قصری سقوی یک جماعت برای حمایت\nاین خاندان باذل سر فروش پیدا شده جدا برای مدافعه از ایشان اماده شدند\nشب از طرف قوای ملی به پیمانه کافی بر ارگ حمله برده شد اما بواسطه دفاع\nشدید سقویهای محصور که بوحدت اتش توپهای بزرگ سریع النار و ترالیوز\nو تفنگ از مهاجمین مینمودند بی نتیجه ماند.\nدر ۱۹ میزان روز جمعه باز بشگافتن دیوار ارگ بذریعه توپ از نقاط حاکمه\nبمباردمان جریان گرفت، بچه سقو هم بمدافعه ظالمانه و عنودانه خود شدیدا دوام داد\nاز هر طرفیکه بر ارگ فیر میشد او هم بمترالیوز و توپ جواب گفته بشدت زیاد مقابله میکرد\nحتی در اثنای این توپ و تفنگ جنگی چند گلوله شرپنل توپهای سقوی در عمارت\nنوا باد ترکیده خانه ها را ویران و بچندی از سکنه آن نواحی تلفاتی را عائد کرد تا نائیکه\nبوقت غروب از هر دو طرف بمباردمان فوق العاده شدت گرفت."}
{"book": "adl0119", "page": 657, "text": "احتراق جبه‌خانه و فرار دزدانه بچه سفو ۵۶۵ جلد اول - نادر افغان\n\nانفلاق جبه‌خانه و احتراق ارگ\n\nدفعتاً یک حرکت و جنبش شدید در زمین پیدا و توأمش طرقهٔ هولناکی بو\nو سهم این زلزله را دو بالا و متعاقب آن یک منظرهٔ هولناک و محشر نمائی بپا شد\nنه تنها مهاجمین را از تعرض و مدافعین را از دفاع شان باز داشت بلکه عموم\nاهالی کابل و شش کروهی از احساس این زلزلهٔ قوی و دیدن این منظرهٔ بدبختی\nبورطهٔ حسرت و حیرت افتاده تماماً از هویت این منظره دهشت افزای قیامت‌زای\nدر عین خوف و خشیت و شور و غوغامی پرسیدند مع الاسف بعد از وقفهٔ معلوم\nشد که از جباخانهٔ داخلی ارگ این صداهای مهیب ترکیدن و کفیدن احتراق مدهشه\nمحسوس و انعکاس این احتراق و منظرهٔ مهیب ستون زرد و سیاه و لهیب آن خاج\nاز حد در ان شب تار هولناک و توحش آثار مینمود ، بهمه کس متقین شد که از دست این\nدزدان ظلام ثانیه به ثانیه انواع بدبختی و خسارتهای مادی و معنوی عائد شده میرود.\nفرار دزدانه بچه سقا از ارگ\nدر عین همین موقع یک طوفان شدید باد که با قطرات باران آمیخته بود\nاز طرف غرب جنوب الی شمال شرقی بجریان افتاد و یکسر شعله و نهیب داغگر"}
{"book": "adl0119", "page": 658, "text": "احتراق جباخانه و فرار دزدانه بچه سقو\n٥٦٦\nجلد اول - نادر افغان\n\nو شراره آنرا در سرتاسر خط سیر باد منتشر ساخته ارگ و حوالی آن، خاصتاً حصص باغ ارگ و میدان طیاره را چنان ظلمتکده ساخته بود که در مغرب انسان فرق زمین و آسمان را کرده نمیتوانست.\nبچه سقو با همراهانش که ساعت های آخرین حیات خود را می شمرد درین هیاهو مهاجمین و انقلاق و انفجار پیهم صندوق های کارطوس توپ و تفنگ و بم های دستی و دمه غلیظی که از احتراق جباخانه و طوفان باد تولید شده بود فرصت را غنیمت شمرده بلباس مخصوص مجاهدین از دروازه شمالی ارگ مخفیانه خارج شده اند و بواسطه دود و غبار شدید مظلم و شباهت ظاهری این مفرورین با قوای ملی اکثری از محاصرین انهارا نشناخته تصور کرده اند که اینها هم از زمره ماست وعده از مهاجمین که براین نفری مشتبه شده اند هویت شانرا استفسار کرده اند.\nبچه سقو بلطائف الحیل چنان اظهار نموده که مایان از ان معاونین سردار سپه سالار غازی میباشیم که از شش کروهی کابل برای کمک و معاونت شمایان آمده ایم و از حضور سردار شاه ولیخان فاتح و جنرال شاه محمود خان غازی موظف شده ایم تا اطراف باغ ارگ و میدان طیاره را از ان نفری سقوی"}
{"book": "adl0119", "page": 659, "text": "نجات خاندان سپه سالار غازی از محبس سقوی ۵۶۷ جلد اول - نادر افغان\n\nمحافظه کنیم که برای استخلاص بچه سقو از کوهدامن بتعداد زیاد می آیند (۱)\nنجات خاندان سپه سالار غازی از محبس سقوی\n\nیک ساعت بعد از خروج و فرار بچه سقو با همه این گریزش، در ارگ که الی الان\nبکمال شدت مصروف گوله باری و دفاع جدی است می افتد و علی الفور آتش\nتوپ و تفنگ و ماشندار ارگ خاموش و بجای آن یک غلغله شادمانی در آن\nحکمفرما میشود که با انطلاق و انفجار پیهم و متوالی جبا خانه توأم، و از طرف همان\nحزبی که از خاندانی سپه سالار حمایت میکردند شنیده میشد. در اندک فرصت\n(۱) - واقعاً که از کوهدامن درین فرصت یک لشکر زیاد سقوی با ستقوای پایگاهین عمومی برق بطرف کابل\nدر حرکت بودند که بچه سقو علی العجاله خود را بآنها ملحق و بمعاونت ایشان شباشب خود را پیش ده کلکان\nرسانیده، فردای آن در ارگ جبل السراج مرکز گرفته بنای جمع و حمله آوری را بر کابل میگذارد و علی الفور قوای\nکافی جهت حفظ خطوط مواصله کابل و شمالی معین میکند، درین موقع قوای کلقی همراه جبا خانه و اسلحه با سید حسین از مزار هم\nمیرسد و نیز قوای سقوی از مشرقی و سرچشمه و غزنی و جنوبی دسته دسته بصورت جنگ و گریز خود ها را به نزدیک سقو\nمیرسانند و از کوهدامن هم قوه زیادی جمع آوری شده لحظه بلحظه در قوه عمومی خود می افزایند و درعین زمان پروپاگند\nمیکنند که سپه سالار تخت را برای امان الله خان که عنقریب ذریعه طیاره آمدنی است تصرف کرده است\nچون با سبب سقوط و فرار امان الله خان شده ایم حتماً درین مرتبه همه ما را از تیغ خواهد کشید،\nلذا باید یک آن اولتر سپه سالار را منهزم و تکرار باید تخت را اشغال کنیم، تا از شر دینی و دنیوی\nامان الله خان مطمئن باشیم .\nاز یکطرف رفتن ناز و نعمت و تاج و تخت از دست این اشقیا ترین اهل سرقت، و از جانب دگر خوف انتقام آن\nمظالم و تکالیفی که از دست این اهل بدعت به طبقات ملت واصل شده بود، و در عین زمان این پروپاگند جعلی دایمین سقوی\nکه نسبت پادشاهی مکرر امان الله شاه مخلوع میفرموده نام این مساعی حقدار سپه سالار را بر ده او خاطرنشان میکردند، لحظه بلحظه\nدر وخامت این قضیه میتزئید و در خرابی اوضاع می افزود ."}
{"book": "adl0119", "page": 660, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 661, "text": "ضمیمه ( ٥٦٩ ) صحیفه جلد اول کتاب « نادر افغان »\n\nجنابان معظم سردار شاه ولیخان فاتح و شاه محمود خان غازی بعد از فتح کابل و فرار دزدانه بچه سقو مصروف نظم و تنسیق و اداره امنیت و انضباط شهر و تعقیبات اساسیه قوای سقوی و اعطای هدایات ضروری به سرکردگان قوای مجاهدین ملی میباشند.\n( کابل - ۲۰ میزان ۱۳۰۸ )"}
{"book": "adl0119", "page": 662, "text": "تعاقب بچه سقو در اثنای فرار ۵۶۸ جلد اول - نادر افغان\n\nاین راز هویدا میشود که بچه سقو گرنجت و خاندانی سپه سالار خوشبختانه ازین\nآتش طوریکه رب جلیل حضرت ابراهیم خلیل را نجات داده بود سالماً خلاص\nشده، اینک بهر نقطه که قائد معظم میفرمایند ذریعه موتر های تیز رفتاریکه در داخل\nارگ موجود است فرستاده میشوند و ارگ هم بنام نامی سپه سالار غازی مفتوح است\n\nتعاقب بچه سقو در اثنای فرار\n\nسرداران عظام آقایان سردار شاه ولیخان و شاه محمود خان بجای اینکه\nازین مژده نجات خاندانی شان سرور میشدند فوق العاده از فرار بچه سقو متألم\nو متاثر شده بسرعت تمام در همین ظلمت و دود طوفان یکحصه قوای مهاجم را امر\nدادند تا از بچه سقو تعاقب کنند و خودشان فوراً اراکین لشکر و سرکردگان\nاقوام را خواسته راجع به تعاقب و جلوگیری از تعرض سقویها برکابل که یقیناً\nبه پیمانه بزرگ خواهد بود مباحثه دائر نمودند .\nدر اثر مذاکره و رسیدن اطلاع عدم دستگیری بچه سقو در سه کروهی کابل\nکه سنگ سنگ آنرا متعاقبین می پالیدند این مفکوره با تفاق مطلقه تصویب\nشد که چون قوای مکفیه و ذخائر زیاد حربی در شمالی موجود است بایستی ما فعلاً"}
{"book": "adl0119", "page": 663, "text": "اخذ ترتیبات دفاعیه اداره امنیت عمومیه ٥٦٩ جلد اول - نادر افغان\n\nاز مزید تعاقب واجرای تعرض منصرف شده تنها ترتیبات متین دفاع راگرفته\nاین آتش جانسوز ارگ را خاموش ، و بنظم ونسق اساسی شهر و اطراف توجه\nو درعین زمان سپہ سالار را بآمدن مرکز دعوت ویک قوۂ جسیمہ را از دگر اقوام\nترتیب کرده ، از هر طرف شمالی را تحت تضییق و فشار بگیریم .\n\nاخذ ترتیباتِ دفاع، انطفا آتش، انتظار ورود\nسپہ سالار غازی\n\nروز ٢٠ میزان؛ یکروز فرحت اندوز و مسرت عمومی بواسطۀ سلامت\nبرآمدن عائلۀ منجات دهندۀ ملت و وطن و فرار وتشتت قوای سقوی از مرکز\nافغانی در کابل بود .\nسرداران عظام از یکطرف بگرفتن ترتیبات لازمۀ دفاع از حملۀ سقوی ها\nاوامر میدادند و از جانب دیگر اقدامات مؤثره را نسبت به انطفای آتش\nارگ که دقیقه بدقیقه شدت کرده میرود مصدر شدند و هم بنظم شهر و اطراف بصور\nصحیح عطف توجه نمودند و نیز بحضور سپہ سالار معروضه را نگاشتند که علی الفور\nجہتہ رہنمائی و دستگیری از مشکلات رونق افزای مرکز شوند ."}
{"book": "adl0119", "page": 664, "text": "ضمیمه صحيفه (۵۷۰) جداول کتاب «نادر افغان»\n\nاز جمله مناظر روح گداز انقلاب که احتراق سر دروازه بزرگ جنگی و يك حصه جنوبی\nو شرقی ارگ شاهی دارالسلطنه کابل را نشان میدهد. (کابل ۲۳ میزان سنه ۱۳۰۹)"}
{"book": "adl0119", "page": 665, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 666, "text": "جلو گیری از سرایت حریق و تعرض بچه سغو ٥٧٠ جلد اول - نادر افغان\n\nامروز ارگ که نمونهٔ عظمت مملکت و در عمارات پایتخت افغانی مرکز شان\nو شوکتست : بهلاکت ترین اوضاع ویرانی و خرابی وانمود، و در عین زمان بهمین هیولای\nتباتی و استخوان بندی ظاهری او هم طعمهٔ آتش شده میرود، مشکل تر اینکه\nبواسطهٔ ترکیدن متوالی جباخانه خموش کردن آتش بکنار ، حتی نزدیک شدن\nباطراف آن گردد و جگر بکار دارد.\nبهزار مشکل و فداکاری سردار شاه ولیخان و سردار شاه محمود خان\nو دگر اراکین و سرکردگان قومی بمعاونت خداوندی و قوای ملی و اهالی مرکزی اینقدر\nکرده توانستند که سلسلهٔ دیگر عمارات از منطقهٔ آتش زدگی منفک کرده بوسائل\nفنی از مزید سرایت آن جلوگیری کرده برعلاوهٔ آن شالودهٔ اساسی برای نظم و\nنسق شهر و اطراف گذاشتند.\nامروز وضعیت کابل ازین فرا رسقوزاده و تجمع مکررش بی اندازه موهم و خطر\nناک است.\nامروز سرداران مظفر و قائدین نامور مافوق العاده بزحمت ادارهٔ امنیت\nگرفتار و در عطای هدایت و حسن مراقبت از تحریکات احزاب شرارت مشغولند.\nبالجمله از اخذ ترتیبات دفاعیه و انطفای احتراق و ادارهٔ امنیت بهزار مشکل"}
{"book": "adl0119", "page": 667, "text": "حرکت سپه سالار غازی از جاجی بکابل ٥٧١ جلد اول – نادر افغان\n\nو ظرف کار کردن و تکلیف برداشتن چهل ساعته و حسن معاونت و مساعدت\nاهالی و اقوام و طوائف، تا یک اندازه فراغ حاصل شد.\nحرکت سردار سپه سالار غازی از جاجی کابل\nجناب محمد نادر خان سپه سالار که الی الآن در جاجی اداره امور حربی را مینمودند\nو از آنجا اطلاعات اخیره و خبرهای تازه ترین محاذ جنگ وغیره اجراآت را باسرع\nوسائل هم بداخل وهم بخارج نشر میفرمودند بروز ۲۲ میزان با رفقای هسفر و یک\nقوه مکفی قومی در حالیکه الی سه هزار ازان اسیرهای سقوی را که (در محاربات\nاخیره آنها اسیر شده بودند) با خود داشتند وارد چهل ستون شدند.\nاهالی اطراف و نواحی عرض راه و نقاطیکه بخط عبور حضر تعالی سپه سالار غازی\nواقع بودند بکمال محبت و صمیمیت موکب اوشانرا به بهترین مظاهر اخلاص قدردانی\nو عموم سکنه هر محل هم ازوشان استقبال و هم مشایعت و هم منتهای مراتب\nخلوصیت و مسرت خود ها را بحضورشان تقدیم میکردند و هم عموماً بحضو شان\nتبریک موفقیت این مظفریت را داده میرفتند که سپه سالار ازین حسیات انها\nاظهار خورسندی و مسرت می نمودند، و همان مضامین را که در نطق سلاحاً"}
{"book": "adl0119", "page": 668, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی موقع ورود مسعود شان بكابل ٥٧٢ جلد اول - نادر افغان\n\nشان مرقوم است در همه جا تکرار میکردند .\nمردم کابل هم برای استقبال این سردار با اجلال (بر علاوه اینکه\nبعض آنها قبل برین چند منزل پیشتر رفته بودند) امروز بعضاً الی چهار آسیاب\nو عموماً در چهل ستون حاضرند و در برابر این موفقیت و مجاهدت و فداکاری این فدائ\nاستقلال ده نجات بخشای خود اظهار مسرت و تهانی میکنند و پروانه وار خود را\nبدست و پای این شمع نور افزای وطن میاندازند و مقابله بدیده بوسی و مصافحه\nو معانقه و تلطف سپه سالار غازی نائل میشوند .\nپذیرائی سپه سالار غازی در موقع ورود مسعود شان بكابل\n\nدر ٢٣ میزان اهالی کابل از هفت ساله الی هفتاد ساله و سکنه اطراف و نواحی\nکابل که بعضاً از ٦ الی ١٠ کروهی هم آمده بودند (در حالیکه عموماً بر هر فرد این مستقبلین\nخودها را مرهون مجاهدات و فداکاریهای جناب محمد نادرخان سپه سالار میدانستند)\nدو طرفه سڑک در فاصله بین کابل و چهل ستون، و صفوف پیهم و متوالی خود\nطوری گرفته بودند که از حد سلامخانه الی چهل ستون در اطراف قریه سڑک\nجای پای ماندن نبود و انتظار ورود موکب ذات ستوده صفات نجات بخش\nو استقلال"}
{"book": "adl0119", "page": 669, "text": "پذیرائی سپہ سالار غازی موقع ورود مسؤسسان کابل ٥٧٣ جلد اول - نادر افغان\nخودها را میکشیدند.\nازدحام اهالی و مجاهدین باندازه بود که حقیقتاً کمتر نظیر آنرا دیده بودیم. اهالی\nکابل با دسته‌های گل تا نزدیک قصرهای دارالامان صف بسته بودند و بهمدیگر\nتبریک این روز سعید را میگفتند.\nدرین روز فیروز انواع شگفتگی و انبساط در طبیعت هم موجود بود. پارچه‌های\nابرهای سفید چون امواج کف آلود اقیانوس در فضا لاجوردی آسمان کابل شناور\nبود. طبیعت با همه عظمت و بزرگواری خود درصدد استقبال این رادمرد بزرگ\nو نابغه معظم برآمده پای انداز لطیفی از برگهای نیم رنگ زرد و سبز درختان برروی\nزمین گسترده بود. هلهله شادمانی هاعز و شلیک‌های پیاپی مجاهدین، صدای\nنیک نواخت دهل های ملی آهنگ روح نواز نشیدهای افغانی، با غرش های\nآسمان مخلوط گردیده و همه بیک آواز این نادر روزگار و این منجی حقیقی وطن جناب\nمحمد نادر خان سپہ سالار را خوش آمدید گفته می سرودند «ای بهارستان اقبال می چمن بیا بیا»\nاحساسات اهالی درین روز بقدری لطیف و پر هیجان بود که من بچشم خود مشاهده\nکردم که از شدت خوشی در گوشه چشمها اشک شادی میدرخشید، آسمان هم\nجلوه مسرتهای مالانهایه خود را رها نموده قطرات لؤلؤوش خویش را بر سر و روی"}
{"book": "adl0119", "page": 670, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 671, "text": "ضمیمه صحیفه ( ۵۷۰ ) جدول کتاب « نادر افغان »\nيك منظره روح افزای مسرت آور که ازدحام عمومی را بتقرب ورود\nمسعود حضرت عالی جناب محمد نادر خان غازی بدار السلطنه کابل نشان میدهد\nاین عکس در صحنه خارجی سلام خانه عمومی کابل در موقعیکه تکليف سلطنت بحضور\nحضرت عالی سپه سالار محمد نادر خان غازی از طرف عموم ملت کرده میشود بروز\n۲۳ میزان در سنه ۱۳۰۹ گرفته شده است"}
{"book": "adl0119", "page": 672, "text": "پذیرائی سپه سالار غازی بموقع ورود مسعودشان بکابل ٥٧٤ جلد اول - نادر افغان\n\nاهالی مصیبت رسیدۀ کابل نثار میکرد .\nبالاخره دقائق انتظار بپایان رسید و در میان همهمه‌های مختلف صدای\nموزیک عسکری از دور بگوش رسید، و شلیک پیاپی شادمانی نزدیک شد.\nطلیعۀ فوج مظفر نادری نمودار گردید ، در وسط اردو قائد اعظم ملت و منجی\nمملکت عزیز افغانستان سواره بنظر آمد ، که با چهرۀ خندان که آثار منتها ضعف\nو نقاهت در ان هویدا بود جواب تعارف و خوش آمدیدهای اهالی را میدادند\nدر عقب این موکب دسته‌های متعدد اقوام آتن کنان هلله‌گویان با عساکر فراوان\nملی در حرکت بودند .\nاهالی کابل این منظرۀ خوش آیند را بنظر حیرت و استعجاب میدیدند.\nو حالت روحانی و کیفیت وجدانی خود را باین دو کلمه مختصرا ادا میکردند :\nزنده باد منجی حقیقی ما ! جناب محمد نادرخان غازی .\nاز هر طرف دسته‌های گل نثار میشد ، و با کف‌زدنهای متوالی نجات\nدهندۀ حقیقی و رادمرد واقعی وطن را خیر مقدم میگفتند .\nاز همین جم غفیر که از حساب بیرون بود هر کدام جداگانه سعی و کوشش\nمی ورزید تا صدای شکریه و امتنان خود را بسمع جناب محمد نادرخان سپه سالار"}
{"book": "adl0119", "page": 673, "text": "پذیرائی سپہ سالار غازی جنرال در سر دشتان کابل\n۵۷۵\nجلد اول - نادر افغان\n\nبرسانند - سپہ سالار صاحب هم باشاره سر و دست تبسم این حسیات عالی العا را\nقبول همه بطرف نگاه های الطاف و مرحمت را معطوف میفرمودند. تا اینکه\nحضر تعالی سپہ سالار غازی در اثنای همین غلغله دعا گوئی و بہیہہ ہای شادمانی\nبکمال شکوه و احتشام لایتناہی در حالیکه عامه اهالی متوالیا تبریک و تهنی تهمیت\nجناب محمد نادر خان غازی را با هم دیگر تبادله میکردند وارد سلامخانه عمومی شدند.\n\nاجراآت سلامخانه\n\nخلاصه این موکب گرامی سردار محمد نادر خان سپہ سالار غازی بهمین اوضاع\nمسرت و قدر دانی فوقانگاشتیم به خارج و داخل سلامخانه عمومی نیز مورد احترام\nو تنظیم و پذیرائی عالی شدند- باین تقریب تمام سلامخانه از وزرای عصر امانی و کلان\nملت و اعزہ و معاریف و عمائد و روشناسان کابل و اطراف آن مملو بود حتی\nاعضای کور دیپلوماتیک مقیمۀ کابل نیز برای نظاره و مطالعه جریانات و رویداد\nاین مجلس ملی حضور آورده بودند.\nدر یجا تا نیم ساعت آواز های تکبیر و تهلیل ساعه نوازی، و ادعیه و اظهار\nالفاظ شادمانی و قرائت عرائض شکر گذاری و نشیده ها ئیکه بتقریب این"}
{"book": "adl0119", "page": 674, "text": "اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ٥٧٦ جلد اول - نادر افغان\n\nمظفریت ملی وازاله توحش و نظم ستقومی قیام سلطنت نادری سروده شده\nدوام داشت ، تا اینکه سپه سالار درایت مد اگر از دیدن این مناظر اخلاص وتقدیر\nومظاهر محبت وصمیمیت فانا پذیر حضار در ورطه حیرت وتصورات ژرف فرته بودند این\nغلغله سرور را بمشکل اسکات ، وافکار ونظریات عالی خو را قرارآتی بعموم حالی فرمودند\n\nاولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام\n\n«برادران وعزیزانم!»\n«بتقریب این موفقیت قوای قومی افغانستان که بفضل الهی و مدد روحانیت\nحضرت نبوی در طرد نمودن تشتت ودزدان بشیرف ورفع نمودن انہنه مظالم وحشت\nودفع نمودن آن مصائب ونکبت که از شامت اعمال بندگان خدا وسوء رفتا\nعمال ماضی شما و دگر علل واقع شده است کامیاب شده ایم ہر قدر که بدرگاه\nالہی شکر گذاری کنیم کم است دغریو عمومی الحمد لله الحمدلله) اگر در انطفای\nاین آتش که در افغانستان افروخته شده وتمام موجودیت وطن محبوب ما را در\nاحتراق گرفته بود لطف الہی باز در عالم اسباب شجاعت وغیرت ملی و وجد\nپسندی شمانت عزیزم بذل مجاہدت نمیکرد البته که این سیل موحش بنیان سالت"}
{"book": "adl0119", "page": 675, "text": "اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ۵۷۷ جلد اول - نادر افغان\n\nملت و استقلال مملکت ما را اگر کمی دگر دوام میکرد دلا وقع الله، از پامی انداخت»\n(غریو تصدیق عمومی)\n«من از اینکه شما حضار محترم و باقی ملت شجاع غیرتمندم در راه نجات وطن ازین\nگرداب رنج و محن بامن معاونت عملی مالی و فکری کرده اید و یا تسهیلات لازمه درین\nمورد بمن فراهم اورده اید از حد زیاد اظهار مسرت میکنم و از خداوند برای هیچ\nاشخاص موقع شناس خیراندیش اجر جزیل را در دنیا و آخرت مسئلت دارم»\n«البته همه‌تان مطلع هستید که من در موقع بروز این حوادث مولمه که دل ما را\nکباب و خانه ما را خراب و دیده ما را پر آب کرده است با دل فگار و تن بیمار در\nیک گوشه فرانسه افتاده بودم مجرد استماع این واقعات مدهشه مضطرب\nو سراسیمه بدون زاد و توشه و ضروریات لازمه بهمراه برادرانم محمد هاشم خان و\nشاه ولیخان عازم افغانستان شدم و بعد از وصول وطن در طول (۷) ماه خودم\nو برادرانم قوم بقوم، قریه بقریه و سنگ بسنگ حصص جنوبی افغانستا را شب\nو روز محض جهتہ القای روح وحدت و دور کردن اثرات سوء شقاق و مخالفت\nو اسقاط وحشت گریهای اہل سرقت (که لله الحمد به خجلت و مذلت گرفتار شدند)\nطوری کوشیدیم که در هر لحظه انواع مشکلات و بلیته با عائد میشد و در عین زمان"}
{"book": "adl0119", "page": 676, "text": "اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه عام کابل ۵۷۸ جلد اول - نادر افغان\n\nمال و هستی مابه بقاء و شصت و چند نفر عائله و اطفال خاندانی ما گرفتار حبس و اضرار\nو زدم تا بود .»\n«چندین مراتب تجمع قومی شد و حمله های متعددی بر قوای سقوی نمودیم\nولی چندین مراتب بنابر علل و اسباب متضد شکست خوردم در عین\nهمین عقب نشینی توجیه مشکلات مالی اختلاف قومی القای انواع غلط فهمی که هر کدام\nآن تنها موجب عقیم ماندن مطلوب و سبب دل سردی و سقوط من شده میتوانست\nمن ازین عزم خود که نجات وطن و دمیدن روح وحدت در عامه ملت بود دست\nنکشیدم زیرا تصمیم من درین مقصد باندازه بود که هیچیک علائق دنیوی و مشکلات\nمادی و معنوی مرا از انجام آن باز داشته نمیتوانست حتی در قربانی تمام خاندان\nخود هم دریغ نکردم غر یو عمومی : زنده باد غمخوار خیر اندیش افغان غازی نادر خان )\n«همان است که در اثر مجاهدات خویش و مساعدت دیگر همپیمانان ملک و ملت\nو معاونت اقوام افغانستان لله الحمد در نیمر اتبر درشت و از اله توحش این\nدزدان بی وجدان موفق و کامگار شدیم غر یو عمومی الهی شکر ) .\n«هر چند از روی سنجش و تدقیق موفقیت من در ین اقدام بزرگ که همه ملت\nخواهان و وطن دوست ها از اصلاح و اداره آن مایوس بودند و من هم در صالح"}
{"book": "adl0119", "page": 677, "text": "اولین نطق سپه سالار غازی در سلام‌خانه عام کابل ۵۷۹ جلد اول - نادر افغان\n\nو تحلیل آن مشکلات عظیمی سر دچار شده‌ام فی هزار یک هم متصور نبود، با آنهم من\nمایوس نشدم، طپیدم و کوشیدم و بهر رقم ملت را بمفا د و مضرت شان داناندم\nتا اینکه از لطف خدا که یقیناً بران حال فلاکت اشتمال ما و شما ترحم فرموده است\nو توبه‌های بصدق و گریه و زاری ما را قبول درگاه بی‌نیاری خود کرده باینقدر یک\nموفقیت نائل شدم که امروز ما و شما بکمال مسرت در هیچ از دحام و جمعیت انبوه\nخوشبختانه جهت شکر گذاری ازین مراحم ربانیه اجتماع ورزیده‌ایم در حالیکه هفته\nگذشته تجمع دو سه نفر در کنار حتی از تشد د و استبداد اشرار از سخن زدن و راز\nدل گفتن با یک عزیز و هم وطن خود، شماملت محروم بود و با نواع کشمکش و فتن گرفتار بود\n«چون این موفقیت ما و شما الی الآن بکلی تمام نشده و هنوز هم رگ و ریشه این خطرات\nو اندیشه در هر کنار و گوشه موجود، و به پیش روی ما و شما کارهای بسیاری است، لذا\nنباید که ما به نشاء این مظفریت سرشار و مطلقاً هر فرحت گرفتار شویم، باید نه تنها ما و شما این\nاخگرهای شعله افروز انقلاب را بالمره خاموش کنیم، بلکه بتلافی این نقصانات\nوارده که از هر حیث و هر جهت وطن را بمشکلات انداخته است نیز صرف مساعی جمد ورزیم»\nدرین محل از طرف جمهور حضار غلغله‌های مسرت باری که با تکبیر و تهلیل ممزوج بو\nبالا شده تماماً تکلیف سلطنت را بجناب محمد نادرخان غازی تقدیم کرده و در قبولیت ان اصرار"}
{"book": "adl0119", "page": 678, "text": "اولین نطق سپه سالار غازی در سلامخانه کابل\n٥٨٠\nجلد اول - نادر افغان\n\nو این موضوع از هر گوشه و کنار تکرار میشد، و تائید این تکلیف از جانب تمام اعیان\nو معاریف ملت یکی بعد از دگر بحضور جناب محمد نادر خان مظفر معروض میگردید\nتا اینکه متفقاً و متحداً آوازهای زنده باد اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی سنجات و استقلال\nبخشای افغانستان طنین انداز فضا شد.\nجناب سپه سالار که از دیدن این اوضاع و اصرار عموم بحیرت و دهشت فرو رفته بودند\nبعد از تفکر و تعمق این غلغله را با صرار آرام، و قرآراتی در موضوع عدم تحمل بار گران سلطنت بر نطق خود دوام دادند\n«قصد من کما هی شخصت نبوده و نه هست من خیال سلطنت را نداشته و ندارم، پادشاهی\nیک امر انتخابی است، و بایستی اجماع است یکنفر را اولی الامر خود انتخاب کنند، البته تا وقت\nتشکیل لویه جرگه افغانستان بحیثیت وکالت کار خواهم کرد، اما پادشاهی را متقبل شده نمیتوانم\nبگذارید تا نمایندگان ملت از تمام افغانستان جمع شده در اطراف انتخاب\nپادشاه آینده خود مذاکرات مکفیه نموده هر کسی را که باکثریت مطلقه انتخاب\nکنند البته که ما هم اطاعت آنرا از اسباب مغفرت خود دانسته بکمال مسرت\nبا او بیعت میکنیم و در تحت اوامر او خدمت ملک و ملت را مینمائیم . مطلب من\nاز ابتدا چنانچه در جرائد دنیا اعلان نموده ام رفع این بحران و خانه جنگی و منظم\nسقو و بوجود آوردن وحدت ملی عمومی بوده است که خوشبختانه بآن"}
{"book": "adl0119", "page": 679, "text": "اولین نطق سپهسالار غازی در سلحخانه کابل ۵۸۱ جلد اول - نادر افغان\n\nموفق شدیم کنون باز من همان مطلبم را که در فرانسه و هند و در همه حواشی سرحد و نقاط افغانستان بصورت تقریری و تحریری خاطرنشان کرده ام تذکار داده میگویم که من و برادرها و خاندانم بر این افتخار داریم که بمسرت ملت خود شادان و در مصائب آن قرین اندوه و خفقان بوده، آن وظائف ملیت و اسلامیت خود را را که بر هر فرد وطن فرض است انجام میداریم همین افتخار و اعتبار ما کافی است که بمانند یک عسکر فداکار افغانستان من و عامه افراد خاندانم تفنگ را بشانه گرفته، همان وظیفه مقرره خودمانرا انجام دهیم و امر سلطنت را باتفاق عمومی و آرای ملت بگذاریم. هر شخص را که ملت انتخاب میکند ما نیز بکمال مسرت باو بیعت میکنیم .»\n\nجوابیۀ عمومی\n(غلغلۀ عمومی: پادشاه ما شمائید که همیشه از ما دستگیری کرده اید و در حصول مفاخر ملی و وطنی ما دائماً فداکاری کرده اید .\nدرینجا غوغا بلند و از هر طرف نسبت باین استنکاف سپه سالار از سلطنت نطق ها و عرائض شنوانیده میشد و بدلائل و شواهد اہلیت و لیاقت این ذات صاحب درایت و غمخوار ملت را ثابت میکردند"}
{"book": "adl0119", "page": 680, "text": "عرايض متفقانه اراكين ملت نسبت بقبوليت سلطنت ۵۸۲ جلد اول - نادر افغان\n\nو او را به قبولیت سلطنت مجبور مینمودند و میگفتند :\nما در افغانستان هیچکسی را سراغ نداریم که طاقت تحمل این بار گران را\nداشته باشد زیرا تقریباً در دورهٔ یکساله انقلاب رجال خود را بخوبی آزمودیم\nو تجربیاتی حاصل نمودیم از تمام ولایات افغانستان کم و بیش اشخاص درین\nمحضر حضور دارند و همه معتقد اند که غیر از ذات شما سزاوار این مقام دیگری نیست\nشورشهای چند ماهه و خرابیهای وارده که از دست اشخاص خائن بر این\nمملکت جوان وارد شد و مصالح وطن بیش ازین اجازه نمیدهد که این وضع دوام\nکند، اگر ما چندی دیگر بانتظار (لویه جرگه) امور سلطنت علیه افغانستان را\nمعطل بگذاریم اولاً یقین داریم که از شخص شخیص شما کر ده آتی بهتر پیدا نخواهد شد\nو نمایندگان ملت جز ذات سامی والاحضرتتان دیگر یرا به پادشاهی قبول نخواهند\nفرمود، زیرا سوابق درخشان شما ما را امیدوار میسازد که در آینده قریبی اصلاحات\nعمده در اوضاع پریشان اجتماعی این ملت ستم رسیده وارد شود؛ و ثانیاً\nاحتمال دارد در صورت عدم انتخاب شاه دامنه شورش های داخلی وسعتی پیدا کرد\nو صفحه مقدس افغانستان میدان خونریزیها مدهش تری واقع گردد در صورتیکه\nبچه سقو با تمام قوای خود در جبل السراج مصروف به اقدامات تعرضیه است"}
{"book": "adl0119", "page": 681, "text": "استنکاف سپه سالار غازی از قبول پادشاهی ۵۸۳ جلد اول - نادر افغان\n\nبالاخر بنا بر خواهش بار بار و تمنای تکرار سپه سالار به مشکل این\nهلهله خاموش و باز جناب شان نطق خود را دوام داده گفتند :\n\nجواب الجواب ملت\n\n”تأسف میکنم که نه شما و نه دگر اقوام و اشخاصیکه الی الان مرا تکرار ببرداشتن\nبار گران سلطنت این دوره که از مشکل ترین و صعب ترین امور است تکلیف\nکرده و میکنند و درین باب اصرار بسیار دارند مطلب اساسی مرا نفهمید\nاندـ من میخواهم همچنین که بفضل خدا و همت شما وطن را از گرداب مصائب\nو بلا نجات داده ام تاج و تخت افغانستان را نیز از زیر سلطۀ\nمتنفذین خلاص کرده یک اساس صحیح اسلامیت را طرح کرده انتخاب\nشاهی را به آراء عمومی اتکا داده و ازان ضرورت صرف قوه و قدرت\nو استعمال توپ و تفنگ را سلب کنم ازین جته است که اصرار دارم\nکه شما این امر مهم را که به تمام ملت تماس دارد و فیصلۀ تمام مقدرات\nآتیۀ وطن بآن منوط میباشد بآراء عمومی اتکا بدهید و از عجله و چالاکی\nکار نگرفته ، دقت کنید و بسنجید ـ و بعد از تبادلۀ افکار با عموم و خواستن"}
{"book": "adl0119", "page": 682, "text": "معروضه مصرانه و الحاح جدیان ملت بالاترقبولیت سلطنت ٥٨٤ جلد اول ـ نادر افغان\n\nوکلای جدید از عموم ولایات و حکومات افغانستان بر ذات کامل الصفای\nکه عامه ملتم بشاهی خود برگزیدند من هم بکمال مسرت دستش را بوسیده\nمانند یک عسکر فداکار در رکابش خدمت میکنم .\n\nمعروضۀ مصرانه والحاح مسکتانۀ ملت بحضور\nسپه سالار شجاعت طویت\n\nحضار : شما درینموقع هرج و مرج و درین فرصتیکه مریض\nمحتضر افغانستان از حالت نزع برگشته تجدید حیات کرده و احوالش\nنازک است باید این بارگران را محض خدمت وطن و خیر جامعه قبول\nکنید و ما را دانه و ابین دو سنگ آسیای این قوای سر شور\nآشوب پسند مهاجم و مدافع نگذارید - در حالیکه بجز از قندهار و جنوبی مرکز\nکابل در همه افغانستان قوه و اقتدار سقویان الی الان مکمل و برعلاوه\nآن در شمالی ترتیبات بزرگی جهته استرداد کابل گرفته فی الحال در حدود\nدوده مست و خرس خانه و کوتل منار جنگ هم جاری است ."}
{"book": "adl0119", "page": 683, "text": "سردفتر مقررات والحاح جبهه طلب عالیقباب سلطنت ۵۸۵ جلد اول - نادر افغان\n\nوقت و سنجش و مشورۀ ما در طول انقلاب دوام داشت، مخصوصاً در اثناء\nفتح کابل که هشت شبانه روز از ان منقضی است موضوع بحث عمومی ما همین امر\nبوده، ما حاضرین تماماً و متفقاً باین نتیجه واصل شده ایم که حتماً شما خادم صادق\nوطن این وظیفۀ مهمه را متکفل شوید.\nاینکه شما نسبت به اخذ نظریۀ وکلای سائر ولایات و محلات افغانستان\nفرمودید تکرار عرض میکنیم که درینجا هم وکلائی که در عصر امانی در مرکز بودند و بواسطه\nبروز انقلاب الی الآن ماندند و هم وکلائیکه در عصر سقوی بنا بر مغالطه که امانی در\nدست، در شناختن آن مشهور بالفساد خورده بودند، حاضرند و هم بمعیت\nشما وکلای مشرقی و جنوبی و قندهار و کابل موجود است ما و آنها عموماً بالاتفاق\nاین قبای سلطنت را لائق وجود شما دانسته رجای با اصرار میکنیم که حتماً شما\nادارۀ امور وطن را بحیث شاهی متقبل شوید و بلحاظ خدا و رسول اضافه برین\nاز تردید خود احساسات ما را مجروح نکنید و ازین ملت مصیبت دیدۀ انقلاب\nکشیدۀ خود که زورق چار موجۀ شانرا بمساعی خود قریب ساحل رسانیده اید دستگیری\nاساسی بفرمائید تا حیات آتی ما مسعود و خدا و رسول و ملت از مساعی خدا پسندانه\nشما خوشنود گردد."}
{"book": "adl0119", "page": 684, "text": "ضمیمۀ صحیفۀ (٥٨٦) جلد اول کتاب «نادر افغان»\n\nحضرت عالی سردار «محمد نادر خان» سپه سالار غازی\nدر موقع الحاح و اصرار عمومی ملت که بر اوشان بار گران سلطنت را تحمیل و\nاوشانرا به پادشاهی انتخاب میکنند، در اندیشه های عمیق وبحر تفکر فرو رفته در قبولیت\nامارت درین موقع پر نزاکت که هزاران تکلیف ومصيبت بملك و ملت عائد، وحكومت\nتمام لوازم ملکی و نظامی خود را فاقد است تردد دارند.\n\n(سلامخانۀ عمومی کابل ۲۳ میزان ۱۳۰۸)"}
{"book": "adl0119", "page": 685, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0119", "page": 686, "text": "معروضات مصرانه والحاج جدیانه ملت دائر بقبولیت سلطنت ۵۸۶ جلد اول - نادر افغان\n\nما یقین داریم و بشما هم خوبتر معلوم است که بجز از شما دگر اینطور شخص\nجامع الاوصافی در طول و عرض افغانستان موجود نیست که همه احزاب\nو دسته ها و اقوام و قبائل بروی متفق و بالمره بکندن ریشه های نفاق\nو خانه جنگی موفق شوند، لذا ما از حضور شما که به عذر و الحاح و کمال مسرت و رضا\nشما را پادشاه و اولی الامر خود قبول میکنیم رجا و تمنا داریم که ضرر و بصدر\nاین خدمت مملکت را قبول کنید و باین حسن قدردانی ما صدمه وارد نکنید\n(غریو عمومی : مبارکباشد، مبارکباشد) زنده باد شاه منجی و استقلال بخش ما\nاعلیحضرت نادر شاه پاینده و برقرار باد حریت و استقلال افغانستان (غلغله تکبیر و تهلیل) .\nبیعت اهالیه اعلیحضرت محمد نادر شاه\nدرینموقع سپهسالار صاحب در ایت مدار در چنان افکار عمیق و تصورات\nژرف فرو رفته بودند که این وضع متحیرانه شان علانیه تردد زیاد شانرا در برداشتن\nاین بار گران درینموقع ابتری و پریشانی نشان میداد .\nدرینجا عموم اعیان و معاریف کابل و شش کروهی و تمام و کلای\nافغانستان که در عصر امانی و سقوی بکابل آمده بودند، برای دادن دست\nبیعت و اطاعت بحضور این ذات دیانت طویت هجوم آوردند و پروانه وار"}
{"book": "adl0119", "page": 687, "text": "بیعت اهالی به اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی ۵۸۷ جلد اول - نادر افغان\nاطراف این شمع ضیا بار افغانستان را در حلقه گرفته عموماً بحضورشان عرض فدویت و اخلاص و صمیمیت را مینمودند، و بهمین صورت گویا افغانستان ازین بحر پر از طغیان انقلاب این گوهر گرانمایه بدست آوردند، و این پادشاه باالاستحقاق اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی که بطیب خاطر و اتفاق آرای عمومی اکثریت مطلقه و اصرار و الحاح متمادیه که مابشمه از آن اشاره کردیم مصداق صحیح این آیه شریفه گردید که:\nاَنَّ الارضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ"}
{"book": "adl0119", "page": 688, "text": "جلد اول - نادر افغان\n۵۸۸\nضمیمه\nمعلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلحضرت محمد نادر شاه سلمهم الله تعالی\nشماره وقوعات سنه هجری قمری سنه هجری شمسی سنه عیسوی\n۱ ولادت سردار محمد نادر خان ۱۳۰۲ ١٢٦٢ ۱۸۸۵\n۲ ورود سردار محمد نادر خان بکابل ۱۳۱۹ ١٢٨٠ ۱۹۰۱\n۳ کندکمشری سردار محمد نادر خان ۱۳۲۱ ١٢٨٢ ۱۹۰۳\n٤ غندممشری \" \" ۱۳۲۳ ١٢٨٤ ۱۹۰۵\n٥ سیاحت هند \" \" ١٣٢٤ ١٢٨٥ ١٩٠٦\n٦ سیاحت افغانستان \" \" ١٣٢٥ ١٢٨٦ ۱۹۰۷\n٧ جنرالی \" \" ١٣٢٦ ١٢٨٧ ۱۹۰۸\n٨ حرکت جهت قیام امنیت و اصلاح جنوبی ۱۳۲۹ ۱۲۹۰ ۱۹۱۱\n۹ عودت مظفرانه از سمت جنوبی ۱۳۳۰ ۱۲۹۱ ۱۹۱۲\n١٠ نائب سالاری سردار محمد نادر خان \" \" \"\n١١ تاسیس مکتب تلک زاده ها \" \" \"\n١٢ \" \" جدید الاسلام \" \" \"\n١٣ اصلاح و نظارت از مکتب حربیه ۱۳۳۱ ۱۲۹۲ ۱۹۱۳\n١٤ افزودي تنخواه غلگی نظام \" \" \"\n١٥ سپه سالاری سردار محمد نادر خان ۱۳۳۲ ۱۲۹۳ ١٩١٤\n١٦ ظهور اصلاحات عصری و تشکیلات اساسی نظام ۱۳۳۵ ١٢٩٦ ١٩١٧\n١٧ ابتلای غمدان نادری در سمت مشرقی ۱۳۳۷ ۱۲۹۷ ۱۹۱۸\n١٨ عزیمت سردار محمد نادر خان بجهاد استقلال ۲۱ رجب ۱۳۳۷ ٣ ثور ۱۲۹۸ ۲۳ اپریل ۱۹۱۹"}
{"book": "adl0119", "page": 689, "text": "ضمیمه\n۵۸۹\nجلد اول - نادر افغان\n\nمعلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلحضرت محمد نادر شاه سلمهم الله تعالى\n\nشماره\nوقوعات\nسنه هجری قمری\nسنه هجری شمسی\nسنه عیسوی\n\n۱۹\nفتح وقبضه (دانا)\n۲۰ شعبان ۱۳۳۷\n۳۱ ثور ۱۲۹۸\n۲۱ می ۱۹۱۹\n\n۲۰\nتسخیر کوتل پیوار\n\" ۲۱\n۱ جوزا\n\" ۲۲\n\n۲۱\nفتح (شهرتهل)\n\" ۲۷\n\" ۷\n\" ۲۸\n\n۲۲\nمتارکه\n۳ رمضان\n\" ۱۲\n۲ جون\n\n۲۳\nمعاودت سپه سالار از خاک انگلیز بعد از متارکه\n\" ۸\n\" ۱۷\n\" ۷\n\n٢٤\nحصول استقلال افغانستان\n۲ ذیقعده\n۲۶ اسد\n۱۸ اگست\n\n٢٥\nمعاودت مظفرانه سپه سالار از جهاد استقلال بکابل\n۲۵ محرم ۱۳۳۸\n۲۸ میزان\n۲۱ اکتوبر\n\n٢٦\nتقرر سردار محمد نادر خان بوزارت حربیه افغانستان\nصفر \"\nعقرب\nنوبر\n\n۲۷\nعزیمت \" \" بجهة اصلاحات مشرقی\nربیع الاول \"\nقوس\nدسمبر\n\n۲۸\nتأسیس اخبار اتحاد مشرقی و مکاتب در جلال آباد\n\" \"\nحوت\n\"\n\n۲۹\nمعاودت موفقانه نادری از سمت مشرقی\nذیقعده \"\nاسد ۱۲۹۹\nاگست ۱۹۲۰\n\n۳۰\nاصلاحات مهمه نادری در وزارت حربیه\n۱۳۳۹ - ١٣٤٠\n۱۲۹۹ - ۱۳۰۰\n۱۹۲۱ - ۱۹۲۲\n\n۳۱\n{تأسیس مجله مجموعه عسکریه و طبع نقشه افغانستان\nو تأسیس کتب طبیه ملیه علی آباد\n\"\n\"\n\"\n\n۳۲\nعزیمت سپه سالار برای اصلاح تنظیم قطغن و بدخشان\nجمادی الاول \"\nجدی \"\nجنوری ۱۹۲۳\n\n۳۳\nتأسیس جریده اصلاح خان آباد\n\"\n\"\n\"\n\n٣٤\nمعاودت کامیانه سپه سالار از خان آباد\nربیع الثانی ١٣٤١\nقوس ۱۳۰۱\nدسمبر\n\n٣٥\nانطباع کتاب رهنمای قطغن و بدخشان\n\"\n\"\n\""}
{"book": "adl0119", "page": 690, "text": "ضمیمه ۵۹۰ جلد اول - نادر افغان\nمعلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلیحضرت محمد نادرشاه سلمه الله تعالی\nنمره وقوعات سنه هجری قمری سنه هجری شمسی سنه عیسوی\n٣٦ استعفای سپه سالار از وزارت حربیه ربیع الثانی ١٣٤٢ قوس ١٣٠٢ دسمبر ١٩٢٣\n٣٧ تقرر سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان در پاریس ٨ شعبان \" ٢٤ حوت \" ١٥ مارچ ١٩٢٤\n٣٨ حرکت سپه سالار بوزارت مختاری افغانستان در پاریس و شریک ذیحجه \" سرطان ١٣٠٣ جولائی \"\n٣٩ انفصال سپه سالار از وزارت مختاری افغانی در پاریس ٢٤ جمادی٢ ١٣٤٥ ٨ قوس ١٣٠٥ ٣٠ نومبر ١٩٢٦\n٤٠ حرکت سپه سالار بجهه نجات وطن شعبان ١٣٤٧ دلو ١٣٠٧ فروری ١٩٢٩\n٤١ مواصلت سپه سالار بخاک افغانستان ٢٠ رمضان \" ١٩ حوت \" ١٠ مارچ \"\n٤٢ حرکت \" از خوست ٢١ شوال \" ١٣ حمل ١٣٠٨ ٢- اپریل \"\n٤٣ مواصلت \" در بالاده گردیز ٤ ذیقعده \" ٢٥ \" \" ١٤ \" \"\n٤٤ ورود وفد مشرقی بسرکردگی آقای محمد گلخان ١١ \" \" ١ ثور \" ٢١ \" \"\n٤٥ جنگ دبر ١٦ \" \" ٦ \" \" ٢٦ \" \"\n٤٦ \" خوشی ١٨ \" \" ٨ \" \" ٢٨ \" \"\n٤٧ آمدن اولین دفعه بچه سقاو ٦ ذیحجه \" ٢٥ \" \" ١٥ می \"\n٤٨ \" دومین \" با آقای علیشاه خان ١٧ \" \" ٥ جوزا \" ٢٦ \" \"\n٤٩ جنگ گردیز ٦ محرم ١٣٤٨ ٢٣ \" \" ١٣ جون \"\n٥٠ سقوط گردیز ١٨ \" \" ٤ سرطان \" ٢٥ \" \"\n٥١ وصول سپه سالار بجاجی ٢١ \" \" ٧ \" \" ٢٨ \" \"\n٥٢ معاهده وحدت اقوام ٢٨ \" \" ١٤ \" \" ٥ جولائی \"\n٥٣ فتح مرکز خوشی ٤ صفر المظفر \" ١٩ \" \" ١٠ \" \""}
{"book": "adl0119", "page": 691, "text": "ضمیمه\n۵۹۱\nجلد اول - نادر افغان\nمعلومات عمده راجع بمدارج حیات اعلیحضرت محمد نادر شاه سلقهم الله تعالی\nشماره | وقوعات | سنه هجری قمری | سنه هجری شمسی | سنه عیسوی\n٥٤ | حمله مشرقی کابل | ٤ صفر ١٣٤٨ | ١٩ سرطان ١٣٠٨ | ١٠ جولائی ۱۹۲۹\n٥٥ | اجرا و تاسیس اخبار اصلاح در حاجی | ۲۳ \" | ۶ اسد \" | ۲۹ \" \"\n٥٦ | اعزام قوا بعزم فتح کابل | ۱۳ ربیع الثانی \" | ٢٥ سنبله \" | ١٧ ستمبر \"\n٥٧ | فتح تنگی واغجان | ٢٦ \" \" | ٨ میزان \" | ۳۰ \" \"\n٥٨ | فتح کابل | ٥ جمادی الاولی \" | ١٦ \" \" | ٨ اکتوبر \"\n٥٩ | تخلیه ارگ و فرار سقو زاده | ٩ \" \" | ۲۰ \" \" | ۱۳ \" \"\n٦٠ | ورود سپه سالار بکابل | ۱۱ \" \" | ۲۲ \" \" | ١٤ \" \"\n٦١ | جلوس میمنت مانوس اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی | ١٢ \" \" | ۲۳ \" \" | ١٥ \" \""}
{"book": "adl0119", "page": 692, "text": "این نقشه از برکت سیاسیات اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان غازی در ایام مطبوعات و تعلیم و تربیت افغانستان بطبع و نشر رسید بسعی سید عبدالحق کتابدار افغانست\n\nکیلومتر صد کیلومتر\nپیمانه فی ۱/۲ ۱۹ ملیمتر = ۱۰ کیلومتر ۲ کیلومتر = یککروه"}
{"book": "adl0119", "page": 693, "text": "ضمیمه ۵۹۲ جلد اول - نادر افغان\nمعلومات مفیده راجع بسیاحت اعلیحضرت محمد نادر شاه که در نقشه افغانستان بمقابل صفحه هذا بخط سرخ اشاره شده\nافغانستان اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی سیاحت مقامات آتی را بمعیت اعلیحضرت امیر حبیب الله خان شهید در سنه ۱۳۲۰ قمری فرموده اند :\nغزنی ، مقر ، کلات ، قندهار ، فراه ، هرات ، میمنه ، بلخ ، مزار ، قطغن و بدخشان بامیان و غیره حصص مربوطه ولایت کابل .\nبسمت مشرقی از سنه ۱۲۸۲ شمسی تا سنه ۱۲۹۰ شمسی همه ساله با موکب اعلیحضرت شهید رونق افزای جلال آباد میشدند و در سنه ۱۲۹۸ و سنه ۱۲۹۹ شمسی جهته اصلاح و تنظیم مشرقی تشریف فرما شده بگذار در سنه ۱۳۰۱ بمعیت شاه مخلوع اقامت گزین آن سمت بودند .\nدر سمت جنوبی در سنه ۱۲۹۱ جهته اداره امنیت ، و در سنه ۱۲۹۸ برای جهاد استقلال و در سنه ۱۳۰ شمسی جهته نجات وطن مصروف اصلاحات و مساعی و مجاهدات بودند .\nخارج اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی ایام طفولیت و سنین رشد را در دیره دون اقامت داشته و دیگر حصص هندوستان را ضمناً مشاهده فرموده اند ، تکرار در سنه ۱۳۲۲ قمری به معیت اعلیحضرت شهید شهرهای بزرگ هندوستان را سیاحت کرده اند .\nدر اروپا بوقت تقرر اوشان بسفارت مختاری افغانستان در پاریس و بلژیک چه در اثنای مأموریت و چه در موقع سیاحت و معالجه و تبدیل آب هوا شهرهای ذیل را سیاحت فرموده اند :\nمصر ، فرانسه ، بلژیک ، ایتالیا ، جرمنی ، استریا .\nیادداشتها ذات شاهانه علاوه بر زبان افغانی و فارسی که در افغانستان رائج است ، بزبان اردو ، انگلیزی ، فرانسوی نیز تکلم و تحریر کرده میتوانند ."}
{"book": "adl0119", "page": 694, "text": "ضمیمه ۵۹۳ جلد اول - نادر افغان\nسلسله نسب اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی\nسلسله پدری شان بپلاژ محمد زائی منتهی میشود باین صورت :-\nانساب کملان اعلیحضرت محمد نادرشاه\nسلسله نسب مادری شان بپلاژ سدزائی منتهی میشود بقرار :-\nاعلیحضرت محمد نادر شاه بن سردار محمد یوسف خان بن سردار یحیی خان بن سردار سلطان محمد خان بن وزیر پاینده خان بن\nاعلیحضرت محمد نادر شاه بن سردار محمد یوسف خان بن بی بی همدم بنت وزیر محمد اکبر خان غازی بن اعلیحضرت امیر کبیر دوست محمد خان بن وزیر پاینده خان بن\nاعلیحضرت محمد نادر شاه ولد بنت شهزاده احمد علی خان شهزاده احمد علی خان بن ایوب شاه بن اعلیحضرت تیمور شاه بن اعلیحضرت احمد شاه درانی ابن\nحاجی جمال خان بن\nحاجی یوسف خان بن\nیارو خان بن\nمحمد درانی ابن\nعمر خان درانی ابن\nاسمعیل خان بن\nنیک بن\nدارو بن\nسیفل بن\nنور درانی ابن\nبارک درانی ابن\nمحمد زمانخان بن\nدولت خان بن\nسرمست خان بن\nشیر خان بن\nخضر خان بن\nسدالله خان (سدوزائی) ابن\nعمر خان بن\nمعروف خان بن\nبهلول خان بن\nکته خان بن\nبامی درانی ابن\nحبیب خان بن\nپوپل درانی ابن\nسلیمان (معروف به زیرک) ابن\nعیسی بن\nزیرک بن\nابدال بن\nترین بن\nشرفدین (معروف به شرخون) ابن\nخرشبون بن\nقیس عبد الرشید"}
{"book": "adl0119", "page": 695, "text": "ضمیمه ٥٩٤ جلد اول - نادر افغان\nسلسلهٔ اولادهٔ سردار معظم یحیی خان جد امجد اعلحضرت محمد نادر شاه\n\nنام پدر | اولاد\n--- | --- | ---\n| ذکور | اناث\nسردار معظم دیحیی خان) مرحوم | سردار محمد آصف خان مرحوم | حرم امیر محمد یعقوب خان\n| سردار محمد یوسف خان مرحوم | حرم سردار فتح محمد خان\n| | حرم سردار محمد رحیم خان\n\nسلسلهٔ اولادهٔ سردار محمد آصف خان عم معظم اعلحضرت محمد نادر شاه غازی\nنام پدر | اولاد\n--- | --- | ---\n| ذکور | اناث\n| | ملکهٔ افغانستان والدهٔ شهزاده محمد طاهر خان\nسردار محمد آصف خان مرحوم | سردار محمد سلیمان خان مرحوم | حرم سردار محمد رفیق خان\n| | حرم سردار محمد عزیز خان\n| سردار احمد شاه خان | حرم عبد الغنی خان\n| | حرم محمد اکبر خان\n| سردار محمد کریم خان | حرم نور احمد خان\n\nسلسلهٔ اولادهٔ سردار محمد یوسف خان والد ماجد اعلحضرت محمد نادر شاه غازی\nنام پدر | اولاد\n--- | --- | ---\n| ذکور | اناث\nسردار محمد یوسف خان مرحوم | اعلحضرت محمد نادر شاه غازی | مرحومه علیاجناب والده محترمه شهزاده شرار اسداله خان\n| سردار محمد عزیز خان | حرم سردار محمد سلیمان خان مرحوم\n| سردار محمد هاشم خان | حرم سردار شیر احمد خان\n| سردار شاه ولیخان | مرحومه حرم سردار محمد یونس خان پسر امیر محمد یعقوب خان\n| سردار شاه محمود خان | حرم محمد سید خان\n| سردار محمد علیخان مرحوم |"}
{"book": "adl0119", "page": 696, "text": "ضمیمه\n٥٩٥\nجلد اول - نادر افغان\nسلسله نوارها سردار محمد اصف خان عم معظم اعلیحضرت محمد نادر شاه\nنام پدر\nاولاد\nذكور\nاناث\nسردار محمد سلیمان خان مرحوم\nسردار احمد علیخان\nسردار علی شاه خان\nسردار غلام محمد خان\nسردار عبد القادر خان\nسردار عبد الله خان\nپنج نفر\nسردار احمد شاه خان\nسردار تیمور شاه خان\nچهار نفر"}
{"book": "adl0119", "page": 697, "text": "ضمیمه\n۵۹۶\nجلد اول - نادر افغان\n\nسلسله نواسه ها سردر محمد یوسف خان مرحوم والدامجد اعلیحضرت محمد نادرشاه\n\nنام پدر\nاولاد\nذکور\nاناث\n\nاعلیحضرت محمد نادر شاه غازی\nشهزاده محمد طاهر خان\nچهار نفر\n\nسردار محمد عزیز خان\nسردار محمد داود خان\nسردار محمد نعیم خان\nیک نفر\n\nسردار شاه ولیخان\nسردار احمد ولیخان\nسردار عبد الولیخان\nسردار ولی شاه خان\n\nسردار شاه محمود خان\nسردار زلمی خان\nسردار سلطان محمود خان\nپنج نفر\n\nسردار محمد علی خان مرحوم\nسردار محمد ولیخان\nدو نفر"}
{"book": "adl0119", "page": 698, "text": "اجمال حیات جناب سردار محمد عزیز خان\n۵۹۷\nضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nاجمال حیاتِ رِجال معظم دوره نادريه\nهرچند حالات مفصل و جامع هریکی از رجال آتی الذکر خاندان عالیشان نادری\nدرخور نگاشتن یک یک کتاب جداگانه است ولی محض تقدیر مساعی\nوطنخواهانه شان درینجا بالاختصار باجمال حیات شان که تماماً در مساعی و خیالات\nملت پرورانه اعلیحضرت محمد نادرشاه غازی اشتراک داشتند قرارآتی میپردازیم:\nجناب سردار محمد عزیز خان\nمراتب تعلیم و تربیه معظم له بهمراه ذات شاهانه انجام یافته، در سال ۱۳۲۱ق\nشاغاسی خارجه افغانستان مقرر شدند و این کار را نظر باقتضای وقت و زمان\nو مطابق بسیاست حکومت عصر اعلیحضرت امیر حبیب الله خان بنهایت صداقت\nو امانت انجام میدادند و در دوره هند و افغانستان بمعیت اعلیحضرت شرکت داشتند.\nدر عصر امانیه در موقع ورود قوافل مسلسل مهاجرین همدردانه از ان هندوستانیها\nمظلوم که نظر بدعوت ناعاقبت اندیشانه شاه مخلوع بافغانستان هجرت میکردند\nپذیرائی و خبرگیری میکرد، وطوریکه در صفحه (۲۱۵) مرقوم شد مشارالیه باتفاق یکعده\nاز دیگر افاغنه حساس و هندیهای مقیم کابل در فراهم آوری تسهیلات و معاونتها"}
{"book": "adl0119", "page": 699, "text": "اجمال حیات جناب سردار محمد عزیزخان ۵۹۸ ضمیمهٔ جلد اول - نادر افغان\n\nاخلاقیه آنها میکوشیدند.\nدر سنہ ۱۲۹۹ ش بهمراه اولین دسته محصلین افغانی که جهته اخذ تعلیم علوم و فنون\nعالیه بخارج اعزام شدند بحیث نگران و مربی به اروپا تشریف بردند و دقیقهٔ از\nدقائق نظارت و حسن مراقبت و تطبیق دادن همه مراتب تعلیم و تربیه را بطلاب\nافغانی فروگزار نشدند.\nدر سنہ ۱۳۰۳ بحیث نائب وزیرمختار افغانی در پاریس و بلجیک بمعیت برادر\nموقرش (اعلیحضرت محمد نادرشاه که درانوقت وزیرمختار بودند) مقرر شده برعلاوهٔ\nنگرانی از طلاب افغانی این وظیفه را هم بصورت صحیح و اساسی ایفا میکردند.\nدر سنہ ۱۳۰۵ بهمراه چند نفر طلابی که موقتاً از پاریس مرکز خواسته شده بودند وارد\nکابل شده چندی بواسطهٔ عدم موافقت بطرز عمل حکومت در خانه بیکار، از اراضی\nو املاک خود و اعلیحضرت غازی خبرگیری مینمودند.\nدر سنہ ۱۳۰۶ بواسطهٔ گرفتن خبر شدت علالت اعلیحضرت و استماع بیمار شدن\nپسرش محمد داود خان تکرا جهتہ تیمارداری آنها در حالیکه از دیدن اوضاع اشتعال\nآمیز حکومت امانی در وطن خیلی متأثر بودند، عازم پاریس شدند، و در آنجا بمعالجه و\nپرستاری برادر موقر، و فرزند نوربصرش پرداخته الی حدوث انقلاب بحضور جناب"}
{"book": "adl0119", "page": 700, "text": "احوال جناب سردار محمد هاشم خان\n۵۹۹\nضمیمۀ جلد اول – نادر افغان\n\nسپه سالار اعلیحضرت موجوده) ماندند.\nدر موقع حدوث انقلاب هرچند حضرت معظم له زیاده تر میل و خواهش داشتند\nکه با سپه سالار غازی (اعلیحضرت) و دگر اخوان نامی شان، در رفع بلای انقلاب\nو خانه جنگی از خاک پاک افغانی صرف مساعی کنند، ولی سپه سالار (اعلیحضرت)\nبر اوشان امر و تأکید فرمودند تا در فرانسه بوده از تعلیم و تربیۀ خلف الصدق اعلیحضرت\nغازی آقای محمد طاهر خان و فرزند ارجمند خودشان محمد داؤد خان نگرانی کنند\nچنانچه حضرت ممدوح با دل شکسته در فرانسه بموجب امر برادر فرزانۀ شان الی ختم\nانقلاب مانده در دوران انقلاب از اعطای معلومات تازه و غیره معاونتهای\nاخلاقیه با این برادران مجاهدشان کوتاهی نکردند\nجناب سردار محمد هاشم خان\nحضرت ممدوح مراتب تعلیم تربیوی خود را با اعلیحضرت غازی معاً انجام و در\nاواخر سنۀ ۱۳۰۲ بـمنصب سر اوسی حضور نائل و در دورۀ هند و افغانستان با اعلیحضرت شامل اند\nوظائف خود را با کمال صفائی و درستی ایفا و در سنۀ ۱۲۹۶ بقوماندانی عمومی قوای نظامی\nهرات بصفت نائب سالار افتخار یافتند، و این خدمت را بکمال فعالیت\nو صداقت انجام و روح صحیح عسکریت و نظم و نسق زیاد را در نظام آنجا تزریق نمودند"}
{"book": "adl0119", "page": 701, "text": "اجمال حیات جناب سردار محمد هاشم خان\n۶۰۰\nضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nکه شمه ازین مجاهدات شان در صفحه (۹۰) این کتاب مرقوم است.\nبعد از شهادت امیر شهید از انجا منفصل و پس از کشیدن ابتلای مقرره،\nبدار السلطنه کابل واصل شدند، در موقع رفتن سپه سالار غازی (اعلیحضرت)\nبرای اصلاح و تنظیم امور شرقی جناب اوشان هم بحیث نائب سالار نظامی\nحاکم اعلای شرقی بمعیت شان عازم آن سامان شدند.\nاز بدو این مأموریت مهم خویش که در ۱۳۲۸ه بود الی ۱۳۰ ش چنان فعالیت\nو امانت و صداقت و ظائف ملکی وعسکری خود را انجام داده اند، که الی الان تاریخ\nافغانستان نظیر آنرا نشان نمیدهد، شمه ازین اجراآت نافعه شان در شماره (۹۳)\nسال (۲) اتحاد مشرقی تاریخی ۹ دلو ۱۳۰۰ه مرقوم است، بر علاوه آن ناظرین\nدرین مورد معلومات اجمالی را از صفحه (۲۰۱ ، ۲۰۴ ، ۲۱۴ ، ۲۱۶ ، ۲۲۱) این کتاب\nاستحصال فرمایند .\nبنابر لزوم مشرحه صفحه (۲۲۹) این کتاب در اواخر ۱۳۰ ه بجهته وکالت امور\nوزارت حربیه آمدند از انوقت الی معاودت موقعه سپه سالار از تنظیمات ولایت\nقطغن و بدخشان بکمال همدردی دلسوزی کفالت وزارت حربیه افغانستان را بیک\nاساس صحیح عالیشان می نمودند."}
{"book": "adl0119", "page": 702, "text": "اجمال حیات جناب سردار محمد ہاشم خان\n۶۰۱\nضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nدر موقع اشتراک در مجلس وزرای امانی اطلاع حقائق و نقائص مرئیه را کاملاً\nمیفرمودند و بر آن اجراآت ناصواب و افکار و نظریات پر از آفات حکومت که\nدر ان وقت تازه به اقدام کردن آن از طرف حکومت تصمیم کرده می شد، دائماً تنقید\nمینمودند و در همه امور از روی عقل و شعور داد حقانیت و اسلامیت خود را بظهور میرسانیدند\nو بسیار میکوشیدند، تا زعمای امور آن عصر را از اختیار نمودن راه غلط دو فر سازند\nبعد از اینکه سپهسالار (اعلیحضرت) اداره امور حربیه را بکف کفایت شان\nگرفتند، بنا بر وجوهی که در صفحه ۲۶۰ مرقوم است حضرت معظم له دست از کار کشیده\nبغرض معالجه و تیمار داری والد امجد شان که بمرض صعب العلاجی گرفتار بودند در اوائل\n۱۳۰۲ ه‍. ش. عازم پاریس شدند.\nدر وسط ۱۳۰۳ ه‍. ش. بوزارت مختاری افغانستان، بنا بر امر فوری الاجرای تلگرامی در\nموقعی مقرر شدند که در پاریس بپرستاری و معالجه والد ماجد شان مصروف بودند و\nبنا بر امر و اجازه والد امجد شان از انجا عازم مسکو شده الی ۱۳۰۴ ه‍. ش. بدرستی\nاین عهده مهمه سیاسیه را انجام داده، بعداً از ان وزارت مختاری مستعفی و بحضور سپهسالار\nغازی که مریض بستری بودند در پاریس حاضر شدند.\nدر موقع حدوث انقلاب بشرحیکه در صفحه (۳۴۵) مرقوم است با اعلیحضرت) عازم"}
{"book": "adl0119", "page": 703, "text": "اجمال حیات سردار شاه ولیخان\n۶۰۲\nضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nافغانستان شد از پشاور قسمی که در صفحه (٣٥٥) این کتاب موجود است برای\nاصلاح و تنظیم مشرقی حرکت فرما بودند.\nدر مشرقی باندازه که اعلیحضرت غازی در جنوبی زحمت کشیده اند بهمان\nمراتب خدمت کرده اند که شرح تفصیلات آن یک کتاب جداگانه بکار دارد\nبالجمله بعد از یورش ناگهانی سقویها بر مشرقی در اثر نزاع و اختلاف قومی طوریکه در صفحه\n(٥٤٠) کتاب مشروح است برای اصلاح و تنظیم ولایت قندهار (که بنام نامی\nسپه سالار غازی اعلیحضرت از سقویها بشدت استرداد و فتح شده بود) تشریف برده\nو امور از هم گسیخته آن سامان را به اصول مطلوب ربط دادند.\nجناب سردار شاه ولیخان\nاوشان نیز مراتب تربیه و تعلیم خود را بهمراه سپه سالار غازی اعلیحضرت تکمیل و بدرجه ١٣٢٤\nمنصب رکاب باشی حضور نائل گردیده در ان دوره که اعلیحضرت شهید در\nهند و افغانستان اجراء فرمود، شامل بودند و وظائف محوله خود را بکمال\nامانت و صداقت ایفا میفرمودند.\nدر موقع جهاد استقلال بمعیت برادر موقرشان طوریکه در صفحه (١٠٤) این کتاب\nمرقوم گردیده عازم سمت جنوبی شده در تسخیر (وانا) و (سروکی) و گرفتن دیگر تپهای های"}
{"book": "adl0119", "page": 704, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه ولیخان ۲۰۳ ضمیمه جلد اول ـ نادر افغان\nانگیزی چنان خدمات شانداری ازوشان نمایان شد که الی الابد موجب افتخار\nجهان شجاعت افغانستان است اجمال رشادتها ی شان در صفحه ۱۱۸، ۱۱۹،\n۱۲۰، ۱۲۶، ۱۵۲، واز ۱۶۶ تا ۱۷۴ مرقوم است.\nمتعاقباً به قوماندانی قوای جاجی مقررشده، بعد از ایام متارکه در موقع معاودت\nمظفرانه سپهسالارصاحب غازی بمرکز افغانی طوریکه در صفحه ۱۷۶ تحریر شده کفالت\nامور نظامی و ملکی جنوبی را میفرمودند، چنانچه در صله این خدمات شاندار خود از طرف\nحکومت برتبۀ لواء مشری ارتقاء، و به نشان سردار اعلی، و (نشان حمیت) و (وفا)\nنائل شدند.\nدر فرصتیکه سپهسالار صاحب جهتۀ اصلاح و تنظیم امور مشرقی تشریف فرما شدند\nمشارالیه در مرکز وزارت حربیۀ افغانستان بحیث وکالت وظائف محوله خود را\nبه نهایت صفائی و درستی الی معاودت سپهسالار غازی (اعلیحضرت محمد نادرشاه)\nاز شرقی انجام میدادند (ملاحظه شود صفحه ۱۹۲) این کتاب در مذاکرات صلحیۀ افغانسنان\nحیثیت نائب رئیس هیئت اصلاحیۀ افغانستان را داشته افکار عالی را مظهر شدند\n(ملاحظه شود صفحه ۲۲۹) این کتاب.\nاز ۱۳۰۲ الی ۱۳۰۳ قوماندانی قول اردوی مرکز را بحیثیت نائب سالاری"}
{"book": "adl0119", "page": 705, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه ولیخان\n٦٠٤\nضمیه جلد اول ـ نادر افغان\n\nبکمال امانت و دیانت داری انجام میدادند، بعد از علالت و استعفای سپه سالار\n(اعلیحضرت) از وزارت، جناب اوشان هم در اثر عدم موافقه شان با اجراات\nوزارت حربیه از منصب و رتبه خویش به نهجی که در صفحه (٢٢٦) این کتاب مسطور است\nمستعفی شدند.\nدر موقع بروز حوادث شررانگیز ١٣٠٣ جنوبی بعد از شهادت عبدالحمید خان رئیس ارکان\nحربیه عمومیه و چند برگد و کرنیل و سقوط تمام قوای نظامی محاذ سیدک و محصوریت\nمحمد ولیخان در گردیز (با اینکه در خانه بیکار و اوضاع پر از اضرار حکومت امانی را بادل افکار\nمیدیدند، محض از نقطه نظر خدمت بوطن و سد باب اختلال رنج و فتن) داوطلبانه\nبرای انجام خدمت و دوام امنیت حاضره شده نه تنها در انضباط و تأمین مرکز که شدیداً\nتحت خطر بود کوشیدند و بقیام امنیت در اطراف و نواحی مرکز و تمام لوگر موفق شدند\nبلکه کوتل صعب المرور تیره را که از مدتی مسدود بود صاف و محمد ولیخان را که در قشله حاکمه\nگردیز با قوای جسیمه عسکری و تجهیزات مکمله حربی محصور بود نیز از قلعه بندی رها کرد کشته\nازین رشادت‌های تاریخی شان در صفحه (٢٨٣) این کتاب مرقوم است صله آن از طرف\nحکومت برای شان نشان \"تاج افغان\" و یاوری حضور اعطا شد.\nدر سنه ١٣٠٤ جهت معالجه والد امجد شان بهند تشریف فرما شده، در عین مصروفیت او"}
{"book": "adl0119", "page": 706, "text": "اجمال حیات جناب نادرشاه افغان ۶۰۵ ضمیمۀ جلد اول – نادر افغان\n\nبمعالجۀ پدر بزرگوار بنا بر امر فوری الاجرای مرکز مأمور به آوردن محمد عمر خان عم شاه مخلوع\nکه از برادر زاده اش قهر کرده بود شد، چنانچه مشار الیه که از حق تلفی و مظالم امانی\nخیلی دلگیر و متأذی بود، بوعده و ضمانت و تسلیت سردار شاه ولیخان اعتماد، و بافغانستا\nآمد و بواسطۀ اوشان بین شاه و کاکایش مناسبات منقطعه دوباره مربوط شد.\nدر همین سفر هندشان که در عین معالجه والدشان ( در آوردن و آشتی دادن\nعم شاه هم میکوشید ) مع الاسف وفات حسرت آیات سردار بزرگوار جناب\nمحمد یوسف خان واقع شد، که مشارالیه باتفاق طر ز علیجان نعش اوشان را از پرستار خانا\nلاهور با اعزاز و احترام حمل کرده در اسرع اوقات بخاک پاک افغانستان رسانید\nو در جوار زیارت حضرت مهترلام صاحب ( که مدفن اکثری از ذکر اجدادشان است )\nدر اول حوت ۱۳۰۶ مدفونش ساختند، اِنَّا لِلَّهِ وَاِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون (۱)\nدر ۱۳۰۵ بواسطۀ تأثر و اندوهیکه از اجراآت فتنه زای حکومت داشت، و در\nعین زمان از خبر علالت شدید سپه سالار (اعلیحضرت محمد نادرشاه ) کسب استحضار نمو\nعازم پاریس شد و در انجا به پرستاری برادرش الی حدوث انقلاب صرف مساعی کرد.\n\n(۱) مراسم عزاداری این سردار عالی بیک اعزاز و احترام لایتناهی از طرف عامۀ ملت افغانستان مخصوصاً در نقاطیکه نعش شان\nعبور میکرد، از جانب حکومت و تمام طبقات مملکت بعمل می آمد. خاصه در مرکز مجلس فاتحه گیری شان بیجا بلندی\nمنعقد و در آن شخص شاه و عموم وزرا و امرا، و معاریف افغانستان احضار شدند که تفصیل آن جرائد وطنیه\nمفصلاً مرقوم است."}
{"book": "adl0119", "page": 707, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاہ محمود خان ٦٠٦ ضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nدر دوران انقلاب در سمت جنوبی بهرکاب سپه سالار غازی (اعلیحضرت)\nمصدر خدمات عمده عالی شد، که حد بحد درین کتاب مذکور است، در موقعی که حضرت\nمعظم له با آقای محمد سرور خان آقای سید شریف خان و آقای محمد لطیف خان\nاز حضور سپه سالار غازی به نظم اداره گردیز بترتیبی که در صفحه (٤٣٤) مرقوم است\nمقرر شدند، در اینجا مظهر مجاهدات عالی العال گردید، مخصوصاً هنگام تعرض قوای\nبزرگ سقوی بگردیز چنان داد شجاعت و مردانگی را دادند که شمه از ان در صفحه\n٤٢٧ - الی ٤٩٤ - این کتاب موجود میباشد.\nهکذا در فتح کابل و تشتت سقویها از مرکز دار السلطنه مساعی جمیله و رشادتها\nتاریخیه این ذات فرزانه قابل افتخار عالم عسکریه افغانستان است که تشریحات\nآن در خاتمه این کتاب در صفحه ٥٣١ و ٥٤٠ و ٥٤٧ تا ٥٥٠، مکملا مرقوم است.\n\nجناب سردار شاہ محمود خان\n\nاین سردار شجاعت مدار مراتب ابتدائیه تعلیم و تربیه خود را با حضرت عالی\nسپه سالار (اعلیحضرت محمد نادر شاه) آغاز، و بعداً تعلیمات شان را در مکتب حبیبیه\nاکمال فرموده اند، در ۱۳۲۲ق بمنصب سرخان سپوری فائز شدند و در دوره های\nخارج و داخل شرف معیت اعلیحضرت را داشته وظائف خود را دائماً بخوبی"}
{"book": "adl0119", "page": 708, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان\n٦٠٧\nضمیمه جلد اول سراج التواریخ\n\nانجام میدادند، چنانچه در سنۀ ٣٣١١ ق ترفیعا بمنصب سر اوسى از حضور اعلحضرت شهید\nمقرر شدند و در عین این مراتب یک مکتب را برای تعلیم مخابره بنام ستاره دولت\nو یک یک درس خانه عسکرى را برای تعلیم سر اوسها و قطعه پروانه تاسیس نمودند.\nدر اوائل امارت امان الله خان طوریکه در صفحه (١٠٤) مرقوم است با سپهسالار\nاعلیحضرت غازی بعزم جهاد حرکت کرد، بتفصیلی که در صفحه (١١١) نگاشته شده\nبقوماندانیت محاذ جاجی مقرر شدند.\nچنانچه حضرت ممدوح درین محاذ خدمات مفوضۀ خود را طوریکه بعموم معلوم\nاست بدرستی انجام دادند.\nدر موقع متارکه چندین هجوم های شدید قوای انگلیز را که بعزم استرداد تندیتی\nمینمودند با کمال متانت مدافعه نمودند تفصيلات این مطلب را در صفحه (١٢١ و\n١٢٧ و ١٤٨ و ١٤٩ و ١٥٩ و ١٦٠ و ١٦١ ملاحظه کنند.\nو در برابر این خدمات از طرف حکومت امانی بمنصب جرنیل نظامی ارتقا و برایشان\nنشان (سردار اعلى) و (حمیت) اعطا شده قراریکه در صفحه ١٨٦ مرقوم است\nبصفت جنرال نظامی حاکم اعلای جنوبی برای تنظیم و اصلاح اداره امور قشونیشی\nبسمت جنوبی اعزام شده و درین مأموریت خود بر علاوه حسن اجراآت و تدابیر موثر"}
{"book": "adl0119", "page": 709, "text": "احوال حیات جناب سپہسالار شاہ محمود خان ٦٠٨ ضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nیک اخبار را هم بنام «غازی» در خوست دائر، و مکاتب متعدده را در جاجی، خوست\nو گردیز و غیره نقاط تاسیس نمودند، چنانچه در موقع فراغ از ان نواحی باستخادنشان\nحسن خدمت و تحسین و آفرین حکومت امانی متباهی شدند\nدر ۱۲۹۹ شمسی بصفت معاونی ریاست تنظمیه قطغن و بدخشان همرکاب جناب\nسپهسالار غازی (اعلیحضرت موجوده) قسمیکه در صفحه ۲۳۳ مرقوم است عازم و\nدر انجا مصدر خدمات مهمی شدند که اجمالش در صفحه ۲۳۹ موجود میباشد .\nپس از مراجعت سپهسالار (اعلیحضرت) از ریاست تنظمیه مشار الیه بصفت\nقوماندانی فرقه قطغن و بدخشان در انجا مصروف خدمت شدند .\nدر ۱۳۰۴ شمسی در انطفای نائره بغاوت شُغنان مظهر خدمت بزرگی گردیدند\nکه تفصیل آن مجملاً در شماره (۱۱۹) سال اول اخبار حقیقت کابل بتاریخ ۲ جوزای ۱۳۰۴\nنشر شده و در ان دوره شاه مخلوع که در ۱۳۰۴ بطرف غزنی و قندهار اجرا شد ، در\nرفقای هسفرش شامل و بسا خدمات مهمی را در ان زمینه اجرا فرمودند .\nدر ۱۳۰۴ بحکومت اعلای مشرقی انتخاب و نظر به علل معلومه که مغرضین مخفیانه\nاز خدمات بی آلایش این ذوات بملت رفاهیتی عائد شود، تا یک مدتی معطل ماندند\nبالآخر نسبت به نکته گیری امالی که نسبت به بیکاری این جنرال غازی مینمودند، و"}
{"book": "adl0119", "page": 710, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان ۶۰۹ ضمیمه جلد اول - نادر افغان\n\nبرعلاوه آن بدامنی و همی پریشانی امور مشرقی که دران اواخر باندازه مخل شده\nبود که بروز روشن از یک ده بدیگر قریه کسی حرکت کرده نمیتوانست. واصلاح\nو تنظیم آن یک عامل مقتدری مثل سردار شاه محمود خان میخواست در ۱۳۰ حکومت\nاعلای مشرقی مقرر و اعزام گردیدند چنانچه جناب ممدوح بیک وقت اندک به نظم ونسق\nامور عمومیه و اعاده امنیت تامه آنولا مظهر مجاهدات بزرگی شدند.\nدر ۱۳۰۶ شمسی به تنظیم و اصلاح امور کنرها و اسمار بوجه احسن پرداختند و ضمناً\nاقوام مهمند مسکونه شالی، ولی، سرکند و قوم صافی متوطن دره شنگری\nو اقوام ماموند و باجوری ساکنین چپه سرای، اسمار، حصار، مرور، دره شلتن را\nکه بعد از آمدن جناب محمد هاشم خان نائب سالار حاکم اعلای مشرقی بکابل\nالی الان از اعطای مالیات و حقوق دولت آبا دو در جنگ و قتال در میانی\nمبتلا و از احکام حکومت تمرد مینمودند با نصایح مفیده و قوه عسکری تهدید بیگو\nمطیع و منقاد ساختند و چندین ساله مالیات را که بالایی شان\nمانده بود تحصیل کردند\nدر اواخر همین سال آن مغرضین عصر امانی که سعادت و مرفه الحالی ملت را\nقربان اغراض شخصی و مقاصد نفسی خود میکردند و خدمات و مجاهدات امثال این رجال صادق"}
{"book": "adl0119", "page": 711, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان  610  ضمیمه جلد اول ـ نادر شاهان\n\nفعال را در برابر پیشرفت مطالب نامشروع خود بچو یک سد متین می‌پنداشتند\nاوشان را از حکومت اعلای مشرقی معزول و به معینی دوم وزارت داخله منصوب\nفرمودند، تا مغرضین بخاطر جمعی زمینه را برای کاشتن تخم این انقلابی که افغانستانرا\nآتش فشان ساخت تهیه کنند.\nبلی اگر سردار شاه محمود خان بحکومت خویش در مشرقی دوام میکرد\nابداً این آتش خانمان سوزیکه از شنوار شرر بار شده سر تا سر وطن را بیک\nسرعت محیر العقولی در داد اولاً باین شدت و سرعت بروز نمیکرد، و فرضاً\nاگر ظهور هم مینمود طوریکه بغاوت شغنان را در ١٣٠٢ و حوادث سوله کنرها و اسمار را\nدر ١٣٠٦ بکمال فعالیت منطقی و امنیت عمومی را بکلی درین منطقه مهمه جاری فرمودند\nدرینجا هم مصدر و مظهر اقدامات مؤثری میشدند و نمی گذاشتند مبدأ این انقلاب\nکه حتماً واقع شدنی بود از مشرقی میشد(۱)\nبعد از سقوط حکومت امانی و استیلای بچه سقو بشرحیکه در صفحه ٣٥٨ : ٣٥٩\nو ٣٦٠ ، ٣٦١ ، ٣٦٢ مرقوم است عازم سمت جنوبی در عین بد نظمی و اختلال\n(۱) مع الاسف در همین سال ١٣٠٦ وفات حسرت آیات سردار معظم جناب محمد آصف خان عم افخم شان جناب\nمحمد سلیمانخان نائب الحکومة قطغن و بدخشان واقع شد که جنابان سردار شاه محمود خان و سردار احمد شاه خان در انجام مراسم تجہیز و تکفین\nو عزاداری و فاتحه گیری انها که بکمال همدردی و سوگواری از طرف حکومت و ملت بعمل آمد پرداختند."}
{"book": "adl0119", "page": 712, "text": "اجمال حیات جناب سردار شاه محمود خان ٦١١ ضمیمه جلد اول - نادر افغان\nامنیت و شیوع خانه جنگی و شدت سرما و برف باری مصروف مجاهدات ملی شده اضرار حکومت سقوی و مواد اخوت و وحدت ملی را بمردم تلقین کنان در پاره چنار شرف ملاقات (اعلیحضرت غازیرا) نائل شدند .\nدر طول محاربات هفت ماهه مجاهدین ملی زحمات و کارروائی این مرد شجاع تاریخی دوام داشت که تفصیلات آن جابجا درین کتاب مسطور است مخصوصاً زینت افزای صفحات ٤٤٨ و ٤٥١ و ٤٩٥ و ٥٠٣ و ٥٠٦ و ٥٠٧ و ٥٣٣ تا ٥٣٦ و ٥٣٩ و ٥٥٦ و ٥٥٧ میباشد .\nعزم و ثبات و استقامت و زحمت کشی و فعالیت این جوان کار آگاه موجب افتخار افغانان، و همه اجراآت این مرد دانشور چه در محاربات جنوبی و چه در دوران فتح کابل بمفاد ملک و ملت شان تمام شده است ."}
