{"book": "adl0112", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0112\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/t1g1jx12\n\nآثار هرات\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0112", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 6, "text": "ان اثارنا تدل علينا\nفانظر وبعد ناالی الاثار\n\nن\nاین کتاب اقای عبد العلیم جان\nدر هرات برایم بخشش نمودند برای یادگار\nتحریر شد که علت فهمی واقع نشود فقط در کلام ۲۲ دلو ۱۳۲۴ هشـ\n\nآثار هرات\n\n* جلد اول *\n\n* تالیف آقای خلیلی افغان *\n\n۱۳۰۹ شمسی\nتعداد طبع ۵۰۰۰۰۰۰ جلد *"}
{"book": "adl0112", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 8, "text": "فهرست مطالب جلد اوّل\nمقدمه کتاب\nقسمت اوّل تاریخ بنا شهر\nملاحظات معجم البلدان\nملاحظات میر خاوند شاه\nملاحظات صاحب بحیره ۹\nعقیده علامه تفتازانی ۱۰\nروایات سیفی ۱۰\nخرابی خرد شهر کهنه ۲۳\nقسمت دوّم\nتعدا حمام ها و مساجد و خط بنا شهر ۲۵\nبنای مسجد جامع ۲۷\n\nفهرست مطالب جلد اوّل\nترمیمات مسجد شریف ۲۸ ۲۹\nهیئت مسجد و خدام آن ۳۰\nکتابخانه مسجد شریف ۳۱ ۴۵\nدخمه سلطان غیاث الدین ۴۵ ۴۶\nتبرکات که فخری پادشاه آورده ۴۶ ۴۹\nمواد تاریخ ترمیمات ۴۹ ۵۰\nدیگ فلزی ۵۱\nارگ ۵۱ ۵۳\nچهار باغ ۵۴\nمحله و مدرسه سید سلطان ابدال حسن ۵۵ ۵۹\nعیدگاه شریف ۵۹ ۶۲"}
{"book": "adl0112", "page": 9, "text": "۲\nفهرست مطالب جلد اول\nفهرست مطالب جلد اول\nقسمت سوم\nجنگ حسام السلطنه امیر محمد ۸۳ ۸۵\nواقعه سنه ۱۵۰ ۶۹\n// امیر دوست محمد خان ۸۶ ۸۷\nواقعه گازر گاه ۶۹ ۷۰\nواقعه قحط وغلا ۷۰\nقسمت چهارم\nواقعه چنگیز ۷۱ ۷۷\nحالات عمومی بلوکات ۸۸ ۹۳\nواقعه تیمور وطاعون ۷۷\nغوریان و معدن نفت ۹۴ ۹۷\nواقعه شاهی بیگخان ازبک ۷۹\nکرخ ۹۸ ۱۰۲\nواقعه شا اسمعیل صفوی ۷۹\nقلعه نو معدن ذغال جنگل پسته ۱۰۳ ۱۰۸\nواقعه نادرشاه ایرانی ۸۰\nمرغاب ۱۰۹ ۱۱۱\nواقعه شهاد حضرت کرخ ۸۰ ۸۱\nاو به وشافلان ۱۱۳ ۱۱۷\nجنگ محمد شا پاشا ایران ۸۰\nچخچران وجوند ۱۱۸ ۱۲۲\nدوزیریار محمد خان ۸۲ ۸۳\nشهرک وفراه رود ۱۲۳ ۱۲۴"}
{"book": "adl0112", "page": 10, "text": "فهرست مطالب جلد اوّل\nقادس ۱۲۴\nغور ۱۲۸\nتولک و فرسی ۱۳۵\nاسفزار ۱۳۸\nکشنگ ۱۴۴\n\nمعلومات بابر تولد ۱۵۵\nگنج رستاق \"\nشهر شبغور ۱۶۲\nطول و عرض در واره های شهر ۱۶۰\nحالات غور ۱۶۴\nشهر شهرک و قره باغ ۱۶۸\n\nفهرست مطالب جلد اوّل\n۱۲۷ قلعه خیار ۱۷۰\n۱۳۴ ارگ هرات ۱۷۲\n۱۳۷ مسجد جامع مدرسه میرزا ۱۷۶\n۱۴۳ پل تیرپل ۱۸۶\n۱۴۸ پل مالان ۱۸۸\nاسفزار ۱۹۰\nتشکر و خاتمه ۱۹۵"}
{"book": "adl0112", "page": 11, "text": "ماخذ جلد اقل\n۱ معجم البلدان\n۲ روضتہ الصفا\n۳ حبیب السیر\n۴ عین الوقایع\n۵ تاریخ سیفی\n۶ مطول\n۷ تاریخ سلطانی\n۸ تاریخ جغرافیای رام\n۹ بستان السیاحہ\n۱۰ بحیرہ\n۱۱ رساله مزارت\n۱۲ کشکول بہائی\nجهان پیر است و بیبنیاد ازین فرهاد کش فریاد\nکه کرد افسون شیرینیش مدام از جان شیرینم\n۱۳ در\n۱۱۲۱"}
{"book": "adl0112", "page": 12, "text": "هو العزیز\n\nاثار هرات\n\nبنام نامی اعلیحضرت محمد نادر شاه غازی\nبامر و اراده جناب جلالتماب والاشان عبد الرحیم خان نایب سالار\nوکیل نایب الحکومه هرات\n\nتالیف خلیلی افغان\n\nجلد اول\nباهتمام آقای محترم عبد العلیم جان پسر نایب سالار صاحب موصوف\nدر مطبعه فخریه سلجوقی جنب چهل زینه هرات طبع شد\nجدی ۱۳۰۹ شمسی\n\nتعداد طبع\n۵۰۰ جلد"}
{"book": "adl0112", "page": 13, "text": "ب\nبسم الله الرحمن الرحیم\nالحمدلله و کفی و سلام علی عباده الذین اصطفی\nپایه عظمت و امتیاز علم تاریخ و مزیت و اعتبار آن در دنیا علم و منقشتر\nو خصوصاً عصر حاضر که عصر ترقی و مدنیت است به دلایل روشن و ثابتی ایجاب\nگردیده و مسلم است که اخبار و آثار گذشتگان در جامعه برای تربیه روحیات\nملی و نشو و ارتقای شئونات محیطی آن بلندترین مقامی احراز نموده است\nازینجاست که دانشمندان میفرمایند برای یکملت شجاع و یک نژاد نیرومند بهترین وسیلتی\nکه روح استقلال و آزادی و ثروت و سعادت و معنویات ملی آن را زنده نگاه میدارد\nعلم در تاریخ گذشتگان آنهاست که همه وقت بحیث یک خازن این محاسن و مزایای\nعالیه را در آنها محافظه کرده و بطور اخبار و آثار از یکی بدیگری انتقال میدهد.\nپس یک ملت مسعود همان طوری که برای تامین ثروت و توانگری به محافظه\nچشمه های اقتصادی و برای کثرت و ازدیاد نفوس بمرقبت در امور صحی یا برای صیانت"}
{"book": "adl0112", "page": 14, "text": "حقوق اقتدار مملکتی خویش را تهیه انتظامات قشونی خود محتاج است.\nبه همان وتیره برای حفظ شئون و مقدرات نژادی وملی وتدوین علل انحطاط بدبختی\nو معرفت اسباب سعادت و کامگاری گذشته گان خود احتیاج دارد.\nاین است که بر خود فرض گردانیده در این روزها که نغانستان آزاد جوان به توفیق\nخداوند مستعان تازه قد علم کرده و این عنوان مقدس تاریخی بعد از انکه چندین\nمرتبه در میان امواج نهنگ خون غوطه زده و با رنگ شفقی شفاف عرض اندام نمود\nیا در وقتیکه برومند ترین شاخه آمال و آرزوی با بر سعادت و بختیاری\nبر آورد و شب دیجور مملکت به صبح نشاط و مسرت خاتمه یافت.\nیعنی هنگامی که نجات بخشای اول و رهنمای اعظم افغانستان اعلیحضرت\nنادر شاه افغان شیرازه های از هم گسیخته مملکت را به هم بست.\nو در قرن اخر تاریخ وطن با یک خط سرخ و مجلل برجسته ترین کلمات فداوت\nو صداقت ترسیم فرمود.\nو نیز این محیطی که مستعد بر قبول تمام سعادت بوده و از وقت ها نیازمندی\nهم چه یک آموزگار مدبر کارشناس و احتیاج چنین یک غمخوار آمال اندیش حقیقی را می برد"}
{"book": "adl0112", "page": 15, "text": "اولین فدائی اعلیحضرت و موسس حقیقی این کتاب\n\nجناب والاشان جلالتماب عبدالرحیم خان نائب سالار هرات"}
{"book": "adl0112", "page": 16, "text": "به تجدید یک حیات مستقیم و یک تبه روشن و استوار موفق آید.\nبرحسب اراده جناب جلالتماب لاشان عبدالرحیم خان نایب سالار عسکری\nو وکیل نائب الحکومه گی هرات که عشق و علاقه مفرطی به نشریات مملکت خود دارند\nبا وجود انکسار طبع ناتوان و عدم کفایت قریحه نارسانا جائیکه توانستم حالات\nتاریخی و جغرافیائی و تذکرهٔ شعرای شهر هرات را که یکوقتی گهواره علم و معرفت بود\nو شهرستان ترقی و سعادت از ماخذ وثیقه و موارد مسلمه بدست آورده بنام آثار هرات\nبه سه مجلد ترتیب و جمع نمودم.\nمجلد اول حالات تاریخی و جغرافیائی هرات\nمجلد دوم تذکره شعرای متقدمین\nمجلد سوم تذکره شعرای معاصرین\nاز آنجا که سپاس طالب به تالیف این کتاب یک آرزوی صمیمی به نشریات عرفانی مملکت ما نها داشتیم\nامیدواریم این اثر ناچیز در قبال مطبوعات مجلله و مقامات عالیه به نظر ارباب ذوق منظور قبول\nافتاده و ما هم ازین رهگذر خدمتی را به احیا آثار گذشته این گوشه وطن عزیز خود\nاحراز کرده باشیم ۱۳۰۹\nخلیلی فغان"}
{"book": "adl0112", "page": 17, "text": "قسمت اول بنای شهر و آثار ترقیات گذشته\nکه بعضی باقی مانده و برخی خراب شده\nشهر هرات از یاد فراموش نشود.\nشهر شهیر هرات از حیث عمران وقدم از قسمت عظمت و شان یکی\nاز بلاد تاریخی و معمور فغانستان بقلم رفته و چنانکه تاریخ ثابت\nمینماید، از زمانها در آب و هوای این زمین، پادشاهان\nمقتدر، دانشمندان معروف، علما و محقق، ادبای\nموشکافی تربیه شده است.\nهرات از جنبهٔ محسنات ومزایای طبیعی از پهلوی صنایع و قتصادیات\nدارای شهرت و اقتدار بزرگی بوده و همواره مرجع و ملجاء امور عامه\nبوده است.\nامام شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت در جلد (۴) کتاب مشهور\nخود معجم البلدان میفرماید.\nهرات بفتح یکی از شهرهای بزرگ و از امهات بلاد خراسان است"}
{"book": "adl0112", "page": 18, "text": "در سنه ٦٠٧ هجری که در ان کشور بودم جلال عظمت\nدر مخنه و حسن در کثرت اهالی و داشتن باغها و مزارع، خوبی\nآب و هوا بزرگ تر از هرت شهری ندیده ام.\nو هرت گنجینه فضل بوده ولی آن را چشم زمانه\nکور باد دیده نتوانسته در سنه ٦١٨ هجری بدست تمغای\nچنگیزی ها منهدم و مستاصل گردیده است.\nإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.\nرهنی گوید هرت بنا کرده اسکندر است وقتیکه بشرق\nداخل شده و از هرت گذشته بعزم تسخیر چین میرفت\nقرار عادتی که داشت اهل هرت را به بنای\nشهری که صیانت آنها را از چنگ عدو نماید تکلیف\nنمود.\nچون میدانست اهل هرت باین تکلیف راضی نیستند\nحیله نمود که شما شهر را آباد کنید، زمانی که از چین"}
{"book": "adl0112", "page": 19, "text": "مراجعه کردم حیرت شما تادیه میشود.\nلهذا نقشه شهر را ریخته و خودش رهسپار چین گردید.\nوقت مراجعت از سفر از شهری که خودش نقشه آن را\nداده بود ابراز کراهیت کرده و بآنها بولی هم عنایت نکرد\nدر هرات محدثین بسیار و ائمه مشهوری نسبت داده\nشده که از آنها یکی حسین پسر مبارک پسر ادریس است\nکه از ان احادیث زیادی روایت شده و دیگر بقول\nدارقطنی برادر او یوسف است که او محدث مشهور و کتاب\nبزرگ و مجهمی در فن تاریخ نوشته است.\nابو احمد سامی در تعریف هرات میگوید.\nهرات ارض حصبها واسع\nونبتها التفاح والتين\nما احد منها الى غيرها\nيخرج الا بعد مايفلس"}
{"book": "adl0112", "page": 20, "text": "و همچنین بارع بروزنی نام شاعری میفرماید.\nهرات اردت مقامی بها\nلشتى فضائلها الوا فره\nنسیم الشمال واعنا بها\nواعین غزالاتھا الساهره\n\nتا اینجا بود کلام مولانا یاقوت اندلسی.\nوالی اصل طرزی که محقق مولانا یاقوت فرموده\nهرات همواره مجمع علماء و فضلاء دارای شهرت\nواقتدار فوق العاده بوده است.\nاگر خرابه های این شهر تاریخی را که دست قدرت\nاز ان جز آثاری باقی نگذاشته به نظر تعمق ملاحظه کنیم\nاگر این توده خاک را با اله علم و تاریخ به شگافیم\nاگر گوشی داشته باشیم که ناله های حزینی را که از"}
{"book": "adl0112", "page": 21, "text": "توی هر خشت و سنگ این خرابه می برآید بشنویم معلوم\nخواهد شد، یک وقتی هرات پیر امروزه جوان بوده\nزندگانی تازه داشته برق علم و معرفت سرتاسر آن را\nبنور روشن و تابناکی مشعشع نموده و هرات دارای مدنیت\nو ترقیات بزرگی بوده است.\n\nآخند میر خاوند شاه مؤرخ هراتی در تاریخ\nمشهور خود روضة الصفا و بعد از آنکه یک سلسله وجوه\nو روایات مختلف را راجع به بنای شهر هرات بیان\nمینماید در وضع عمرانی این شهر چنین مینویسد.\n\nاکنون شهر بند هرات مشتمل بر دو فضیلست، یکصد\nو چهل نه برج دارد- قطر شهر یکهزار و نهصد در\nیک هزار و نهصد قدم تفاق افتاده خندق آن\nقریب بیست ذرع عرض دارد، و چون مدتی است آن را\nحفر نکرده اند چندان عمق ندارد، مسجد جامع شریف که فضایل و برکاتا"}
{"book": "adl0112", "page": 22, "text": "آن از حد حصر بیرون است و از حیز احتمال فزون در میان دروازه قوشان\nو خوش واقعشده قلعه اختیار الدین داخل درون شهر است.\nو چون در داخل این بلده جز جوی چیه آب روان نیست باغ و\nبساتین قلیلی دارد. اما در بیرون و نواحی گازرگاه تا کوه مختار چشمه\nماهیان بلکه از قریه پاشان تا قصبه ساق سلمان که قریب شش\nفرسخ است تمام باغ و کوه و گلستان گشته و از دره دو برادران تا\nپل مالان که دو فرسنگ است بقاع دلپذیر متصل بیکدیگر تأسیس\nیافته و از وازه مذکور تا کوه اسلچه که چهار فرسخ مسافت دارد و ازاویه\nتا کوسویه که سی فرسخ مسافت دارد باغات و عمارتی فرای این بلده\nفردوس مانند است که بیکدیگر تصادم دارد و از مواضع میمون\nآن یکی خیابان است که مزارت مشایخ و علما و صلحا در ان موضع\nمتبرک بسیار است و خطایرد بقاع در یمن و یسار آن بیشمار.\nدر زمان جاهلیت نیز بمقام کعبه و عورات بوده چنانکه حالا اجائی\nکه مصلی و عیدگاه است پیشتر آنرا کوی خدایگان می‌نامیده‌اند.\n\nپانیچه"}
{"book": "adl0112", "page": 23, "text": "۹\nتا اینجا بود کلام مولوی خاوند شاه هراتی.\nمورخ ایرانی قزوینی استرآبادی در کتاب مشهور خود بحیره، که در زمان احمد شاه ایران طبع شده مینویسد که:\nصاحب نزهة القلوب نوشته که در زمان سلطنت ملوک غور: هرات: چنان آباد بود که: دوازده هزار حمام دشّش هزار کاروان سرا و یکصد و و پنجاه و چهار هزار خانه رعیت نشین بوده و سلطان حسین میرزا در عدد نفوس آن زیاد نمود ـ که افزونی آن بر صد هزار خانه دیگر بالغ شد چنانکه در دکان های ـ نانوائی در یک روز (۲۱) خروار سیه دانه بروی نان: می کردند.\nپلی ناموارتی که درین زمین یک وقتی گذرشان افتاده گفته اند:\nهرات باصحاب علم وسعت نظری میدهد، بارباب عمل تائید حرفه می نماید، به صاحبان اقتدار نفوذ جاذبه نصیب میکند، شعرا را مژدۀ ادبیات میدهد."}
{"book": "adl0112", "page": 24, "text": "۱۰\nعلامه تفتازانی در کتاب مشهور خود (مطول) که در زمان ملوک کرت؛\nدر علم بلاغت به هرات نوشته بعد از انکه این شهر را جنت نعیم، بلده طیب،\nمقام کریم خوانده فرموده است :-\nلقد جمعت فيها المحاسن كلها واكثرها الايمان واليمن الامن\nمولینا سیف الدین هراتی در کتابی که بنام تاریخ هرات ؛ در زمان ملوک\nکرت تحریر نموده و ما یک نسخه قلمی آنرا بزحمت زیادی بدست آورده ایم\nراجع به بنای شهر چنین مینویسد :- که ماعین عبارت آنرا نقل میکنیم\nنقل است که بزرگان گفته اند: در خراسان ؛ اول شهری که بنا\nکرده اند پشنگ بن افراسیاب بنا افگنده و بعضی میگویند بانی او هوشنگ\nبوده است و بعضی میگویند که شهر هرات را ارده شیر بابکان و بهمن بن\nاسفندیار بنا کرده - شیخ مذکور در تاریخ نامه خود بنای هرات را هشت\nنوع آورده است :-\nاوّل: اینکه میگویند شهر هرات؛ در عهد طهمورث بن هوشنگ است\nچون"}
{"book": "adl0112", "page": 25, "text": "چون طهمورث با در نعمت و ناز عمر دراز یافت ـ و ایام سلطنت و استیلاء\nو هنگام عظمت و استعلاء او از حد درگذشت و منازعان مملکت\nاو سرجباری و قهاری را بر خط تخشع و تذلیل نهادند در آخر عمر ابلیس\nخبیث او را در دام تلبیس انداخت انا ربکم الاعلیٰ گفته ادعای خدائی نمود\nو از نهایت ظلم و ستم و کارهای ناپسندیده او رعیت از و متنفر گردید اکثر\nحشم و خدم او در اطراف و اکناف عالم منتشر گشت و قریب پنجهزار خانه وار\nصحرانشینان بسجده و کابل با رفتند و چند گاه در آنجا ساکن بودند و بعیض عیش\nو عشرت یافتند و نیز از آنجا نقل مکان کرده در غور آمدند و از اینجا نیز از ضیق\nاماکن در او به آمدند و عمارت های قشنگی ساختند از وفور نعمت آنجا به متول\nو صاحبان مال و جاه گشتند بعد در میان ایشان بواسطه یکزنی عداوت\nافتاد که همه روزه در میان خود مقاتله داشتند دو فریق شده بود یک فریق\nشان که کم قوه بوده و همیشه مغلوب و منهزم گشتند از او به بیرون آمدند بشط\nوادی بموضعی که آنرا گوانشان علویان خوانند نزول کردند و چند سال آنجا\nساکن بودند ـ و آن قوم دیگر که بر ایشان دست تحکم و غلبه داشتند همه ساله می‌آمدند"}
{"book": "adl0112", "page": 26, "text": "١٣\nواموال شانرا باسم خراج میگرفتند - چون ایشان را جایگاه حصینی نبود اضطراراً\nرضا بمالیت دادن نا ببر در ایام اولاد و احفاد شان بسیار شد، در میان آنها\nزنی بود بغایت حسن و جمال، نام او شمیره جان افریدوان از فرزندان کیومرث\nو این جماعت فرمان بردار او بودند روزی مجمعی ساخت و بآن جمع گفت که\nچند خواری خراج گذاری کشیم و اموال بدان قوم دهیم اگر چنانچه شما از تدبیر و رائی\nمن تجاوز ننمائید ما و شما باندک فرصت ؛ از باج دادن خلاص شویم - آن قوم\nبیکبار شرائط فرمانبرداری را قبول نمودند شمیره از جواب باصواب آن قوم ؛\nخوشدل شد، گفت ای قوم! مصلحت آن ست که بتدریج و آهستگی درین نواحی\nحصاری بسازیم و کاری بکنیم که چهار ساله خراج خود را بدانها بفرستیم تا دیگر بطرف\nما رفت و آمد نداشته باشند و از کار ما هم خبر نشوند و والی آن قوم را ہیاطله\nنام شمیره مکتوبی نوشت بدو که :- همه ساله محصلین شما می آیند و با و شان زحمت\nمیشود چه میشود که چهار ساله خراج خود را بفرستیم تا ما و شما را دل نگرانی کمتر باشد\nمکتوب شمیره بہیاطله رسید اینمعنی را غنیمت عظیم شمرد و ملک فرحون بن کوفال لون\nرا که از انبار ہوشنگ بود بفرستاد تا خراج چهارساله را از شمیره بستاند و بخزینه هیاطله\nرساند"}
{"book": "adl0112", "page": 27, "text": "رساند شمیره چون به لطایف حیل پای شان را از حد و د خود قطع نمود به بهتر\nساحتی از ساحات شمیران را که بر شمال هرات است متصل خندق بنا افگند\nو دیوار بشکوه مندی بگردا و ساخت و دیوار شایگان مقدار سه فرسنگ بنا\nکرد و بر هر فرسنگی دری از آهن ، بنهاد ، بعد از چهار سال که هیا طله عمار نان\nخود را با خذ خراج ، فرستاد حصار محکم را بدیدند بازگشتند و نیز چند مراتب آدم\nفرستاد مایوس گردیدند و باز گشتند که در شمیران سالها زندگانی میکردند تا\nعهد منوچهر که عددشان بسیار گشت و در ان وقت ملک ایشان خرنوش\nبود بد و عرضه نمودند که جای ما بسیار تنگ است اجازه میخواهم تا شهری بنا\nکنیم که از بی جای به تنگ آمده ایم بعد از حصول اجازه خرنوش بنای شهر را گذاشت\nو أستادان و معماران و مهندسان را مال بسیاری بذل نمود تا بر طالع ستود\nشهر قهندوز را بنا نمودند بارۀ عظیم گردا و در کشیدند و بر چهار اطراف چهار\nکوشک عالی برآوردند دو در باز گردند یکی از طرف شمال دیگری از طرف\nجنوب و چنان ساختند که حصار شمیران در قهندوز درآمد و یک رکن رکین\nاو شد و عرض دیوار شس سی گز نهادند بالایش پنجاه ذرع و برج ها نصب کردند و"}
{"book": "adl0112", "page": 28, "text": "۱۴\nگرد وی خندق ژرفی بکندند و در اندرون قهندژ میدانی ساختند بس\nبزرگ، دوازده و نیم سال در عمارت او زندگانی نمودند و شهری شد\nبود بسیار عظیم بیت رکنهایش همه با راس جبل هم پهلو - برجهایش\nهمه بر اوج سما همدستان - خاک ریزش زشکوهی و بزرگی چون کوه -\nخندقش مغرق و بس ژرف چو بحر عمان - قصر هایش همه چون روضه رضوان\nخرم - حجره هایش همه چون خلد برین آبادان. و سالهای گران در\nقهندژ بسر بردند که قهندژ بر ایشان تنگ آمد و در آن وقت ملک ایشان\nارغاعوش بود ازو درخواست کردند که :- از پادشاه وقت اجازت طلبید\nکه شهر تازه بسازیم پادشاه وقت بنا باجازه شان فرمود که بیت المال\nگنجایش تحمل نکند اگر رعیت از مال خود میساختند بسازند بعد نجواهش خود\nارغاعوش مهندسان را طلبیده تقدیر گرفتند که هر روز چه قدر مرد بکار عمارت\nمشغول باشد شانزده هزار مرد برآوردند و بهر طرفی چهار هزار مرد و چهارصد\nاستاد سریع العمل رسید دقیق بنیان فلک البروج را طلب کرده که بنظرات\nمسعود اساس شهر بنهند و منجان اسطرلابها در دست و تقویم ها در کف بنظر\nشهر"}
{"book": "adl0112", "page": 29, "text": "۱۵\n\n۱ مترقب بایستادند و خلق همه خشتها بر گرفته تا چون بگوید وقت رسید بگذارند\nعورتی نان می پخت کودکی چندان از نزد او گرفته میگریخت عورت که ناقص\nعقل بود گفت ای کودک نان بینداز مردم پنداشتند که قول منجمان است\nیکبار شانزده هزار مرد خشت با بینداختند و دران ساعت طلوع ثور بود\nارغون غوش را ازان معنی خاطر مترد دگشت از منجمان پرسید که : احوال\nاحوال این طالع چون باشد گفتند چون خداوند ثور ز هره است مردمان این\n۱ شهر همه عشرت دوست باشند والحان ایشان خوش و چون مریخ ناظر طالع\nاست همه دلیر و جنگی بوند و حرب و قتل را دوست دارند چون بیت المال\nبرج بادی است مال بر دست خلق این شهر قرار نگیرد و بیشتر درویش حال\nباشند و سخاوت و نان دادن را دوست دارند و اولیاء و علماء بزرگ\nدرین شهر منزل سازند آب و هوایش بسیار خوش و هرکس که به نیت ده\nروزه در و متمکن شود سالها بماند ملک ارغاغوش را ازان حکایات خاطر\nمجموع گشت و بفرمود تا خلق بکار عمارت قیام نمایند و این شانزده هزار\nمرد هشت سال در بناء او کردند تا ببالا رسید بعد چهار سال دست از"}
{"book": "adl0112", "page": 30, "text": "۱۶\n\nگذاشتند تا خوب خشک شد بعد بعمارت بالا قیام نمودند هشت سال دیگر\nهم بالایش ببایست تا کار تمام شود و شهر را بر هزار کر نهادند و باره او\nرا بر دوبیست یازده گزی دیواری که محیط است بقهندوز و هرات وضع\nاو شد دوازده هزار صد و هشتاد سه گز بلیط بالای دیوار باره چهل و پنجذرع\nنمودند و بروی برجها چهار سولی نصب کردند و بر هر برجی صورت صلیبی\nبساختند جهته آنکه پادشاه وقت ترسا بود و برگرد شهر خندقی کندند بس عمیق\nو چهار دروازه باز کردند اول ؛ دروازه فیروزه، دوم ؛ دروازه هنر، سیم ؛\nدروازه خوش، چهارم ؛ قهندوز بدین صفت شهری که کس ندیده\nونشنیده بنا نهادند شاعری گوید :\n\nخاکش ز مشک اذفر و گل از عبیرتر\nنز هست او نمونه جام جهان نمای\nآبش چو آب کوثر و بادش نسیم صبح\nطیپ شمال او چو صبا روح جانفزای\n\nدوم : - شهر هرات و قهند و ز گذرابی بود که در اطراف او گرگان و گوران\nچراگاه داشتند و در حوالی هرات هیچ جای آباد نبود بغیر او به که در آن جا\nصحرانشینان سکنی داشتند بواسطه عورتی چنانکه ذکر او بتقرير پیوست بمیان\n\nغلمان"}
{"book": "adl0112", "page": 31, "text": "ایشان اختلافی واقع شد. گروهی مفارقت لازم دیدند و از اینجا بقریه\nگواشان آمده اند و بعد از چند سال باز تقریب دره دو برادران آمدند مدتی\nدر آنجا نشو و نما یافتند در مدت پنجاه سال شهر قهندوز را بساختند بعد از\nقهندوز بچند سالی دارا این دار ابنا و برات را آغاز کرد هنوز باره شهر تمام\nنشده بود که اسکندر رومی آمد با محاربه دارا را بقتل رسانید چون تخت\nسلطنت و تاج و عمارت : اسکندر را مسلم شد عمارت هرات را تمام کرد\nو برجها ساخت برهیئت صلیب : بعد از انکه ملک اسکندریان بدست ملوک\nعجم آمد اشک بن اشک بن دارا که از جهار ملوک طوایف بود مخصوص به\nخطه هرات فیم او در وازه خوش برج هایی که اسکندر ساخته بود بپوشانید\nو بروی هر برجی یک برج مدوری بنا کرد تا آثار بنا راسکندر مدروس\nشود خندق ها را ژرف تر گردانید و دروازه ها را از سمت راست بگردانید\nسیم:-\nروایت که بعد از طوفان نوح اول بنائی که اندر خراسان کرده اول حصار"}
{"book": "adl0112", "page": 32, "text": "۱۸\n\nشمیران است و هرات نام دختر ضحاک است شهر هرات را او بنا کرد اوّل\nقلعه او به را بنا گذاشته بعد از ان شهر هرات را .\nچهارم :-\nچنین روایت است که : اسکندر با مادر خود مشورت کرد که تا بهرات آید\nآنجا شهر بزرگی و حصینی بنا کند و غیر شهر قهندوز در ان نواحی آبادانی نبود\nترکمان ها شهر قهندوز را همیشه چور و چپو میکردند و تعدّی زیادی باهل آنجا\nمینمودند - لہٰذا بفرمودۂ ما در اسکندر بناء هرات را گذاشت . چون شهر\nتمام ساخته شد از تمامی ولایات خراسان و عراق از هر بلدی و قصبۂ طائفۂ\nرا بهرات آورد .\nپنجم :-\nاینکه روایت است که شهر هرات را در عهد نمرود بن کنعان ساخته اند\nو هرات نام ملکی است از ملوک خراسان ."}
{"book": "adl0112", "page": 33, "text": "۱۹\n\nششم :-\nروایت است که اسکندر صندوقی یافت که در آنجا خطوط بنای هرات\nبود که حواری عیسی علیه الصلوة و السلام برکشیده بودند بعد از بناء اوّل سبب\nمشورت بناء آنرا عیسی علیه السلام به یاران باز نموده چون اصحاب عیسی علیه\nالسلام متفرّق شدند چهار تن ازیشان بهرات افتادند چند سال در هرات\nبودند بر خلق مستولی شدند و میخواستند که هرات را بحال عمارات ؛ باز\nآرند چه هرات دران وقت خراب بود و اندک خلقی در وی ساکن نمیتوانستند\nچون اسکندر بهرات آمد ایشان را بنواخت و آن خطوط را که در صندوق یافته\nبودند بدیشان نمود ، بعد ازان هرات را آبادان کرد .\n\nهفتم :-\nروایت است که هرات را آن ذوالقرنین ساخته است که حق تعالی او\nرا در کلام مجید خود یاد فرموده ."}
{"book": "adl0112", "page": 34, "text": "۲۰\n\nهشتم:-\n\nروایت هست که دیوار بارۀ هرات را سه کس ساخته است: سیاوش\nبن کیکاوس دیوار اندرون بساخت و اسکندر دیوار بیرون و دارا\nبن دارا بُرجها را مدوّر کرد و در دیوار باره چیزی در وافزود و خندق\nرا ژرف تر گردانید. و دیگر در تاریخ چنین آمده است که شهر هرات را\nپیغمبر نوحی ساخته است و وضع او را جبرئیل علیه السلام تعلیم داده.\nروایت است که در قدیم در شهر هرات هشتصد مسجد بوده و شصت هزار\nو چهار صد سرای بود و سی هزار حجره و دکان و یکصد و بیست و دو حوض\nو پنجاه و پنج حمام و نود خای و در قهندوز هزار و پنصد سرای بوده و نه\nصد مسجد و دکان و هشتاد مسجد جامع و چهل حوض و هژده حمام و\nو سی و پنج خای (۱)\nروایات و وجوهی که راجع به بنای این شهر مرحوم مولینا سیفی\nفرموده تا اینجا خاتمه یافت .\n\n(۱) این کلمه پوره مفهوم نشد ۱۲"}
{"book": "adl0112", "page": 35, "text": "۲۱\nفی الواقع ، مناظر دلکش طبیعی، کوه های سر سبز پست و بلند، دره\nهای وسیع و تنگ، گل های قشنگ زیبا ، مرغان خوش آهنگ مختلف\nفضای گشاده نورانی؛ خاصه هنگام شام هرات که هر کدام جداجدا موید\nروحیات ادبی و قرایح نازک شعری گردیده ـ معلم فکر و آموزگار\nخیال میگردند .\nراجع بهوای هرات در اکثر تذکره ها مثل زده اند که :ـ\nلو جمعت تراب الاصفهان و ماء الخوارزم و هواء الهرات\nلم يمت فيها أحداً (۱) و دیگری گفته :ـ\nشام رمضان خوش است و گلگشت هرات\nبا نعره تکبیر و خروشش صلوات\nخوبانش بتازه گی ز بازار ملک\nچون آب خضر روان شده در ظلمات\nهرات امروزه اگرچه از تطور حالات دنیا ، از روی بنا و تعمیر، از حیث\n(۱) هرگاه خاک اصفهان و آب خوارزم و هوای هرات یکجا جمع شود؛ هیچ کس در آنجا نمی میرد ۱۲"}
{"book": "adl0112", "page": 36, "text": "۲۳\nمدنیت و آبادی نسبت بحرهای جوانی خود کارش به جان و کاردش باستخوان رسیده و ازان بقعه نور و صفا جز خاک توده سیاری بیش نمانده است.\nولی آن صفات خداداد و مزایای دلکشی را که دست قدرت خداوندی بدون سعی و زحمت کسی با و عطا کرده از دست نداده است.\nهنوز هم به نسبت اکثر نقاط داخله پایه ترقیاتش بلند؛ و دستگاه معالیش ارجمند است.\nهنوز هم علمای محقق و فضلای دانشمندی را تربیه کرده و ازان روح معرفتی که سر تا سر هرات مینوزید نفسی چند به مساعدت بازوی علمی و خدمات قلمی فرزندان رشید امروزه او مانده و باعث بقای حیات هرات گردیده است.\nخاک با نامه سنجاب یار\nمی نویسد ولی سنجابشار\nخاک این زمین با خون اولیا ممزوج است و از دل عشاق مرکب به از حیات."}
{"book": "adl0112", "page": 37, "text": "۲۳\nکه خاب خواجه غلطان روح شان شاد باد بشرافت این محیط پا از جاده ادب\nبیرون نگذاشته به سر احترام و پهلوی ادب غلطیده در یکی از گوشهای\nآن مقامی برای آرامگاه ابدی خود استخاذ کرده است .\nالبته فیوضات جاریه اولیا رو تر بیه آب و هوای هرات بود که در دو سال\nانقلابات متوالی وطن عزیز ما که همچون آتش تر و خشک را یکجا سوخت باین سر\nزمین شعله و شراره هم فرستاده نتوانست :-\nبا آنکه هرات نزدیک ترین جلوه گاه سیاسیات اجانب بوده - واز\nهر طرف چه افسون ها نبود که بر رخش دمیده و چه پروپاگندها نبود که بگوشش\nخوانده نمی شد .\nازین شهر مینو بهر یک حصه معموراتی که بعد از چندین خرابی ها و بر بادی ها\nباقی مانده بود - آن هم سه سال قبل وقتی که مامورین دوره امانی اساس\nشهر نو را میگذاشتند قبل از انکه شهر جدید را آباد کنند به اصطلاح جامعه\n(پیش از مرگ کفن پاره کرده) خانه چندین ساله ما را خراب ؛ و آن موسسات"}
{"book": "adl0112", "page": 38, "text": "۲۴\nقویمه را که بعرق ریزی های دنیا بعمل آمده بود با خاک گمنامی یکسان کردند.\nبه اصطلاح عوام این کشور با تائید مولوی خاوند شاه گویا صادق بود که\nمیگویند (هر که هرات را خواب کند خیری نمی بیند)\nدر صورتی که این شهر با مقتضیات عصری آن دوره موافق نمی آمد خوب\nبود می گذاشتند که تا وفای عمرشان با نجام شهر نو ملت به این خانه کهنه\nخود میساخت !!!\nاکنون لازم است از نیکه خرابه های این شهر تاریخی را می بینیم که هر\nروزه برخ با نهدام گذاشته و آفتاب اقبالش زرد گشته قدم قدم\nبه پشت کهسار نیستی افول میکند سرسری نگذاشته از شکل عمران و وضعیت\nموجوده این شهر بزرگ بهم وطنان عزیز خود یادگاری بگذاریم."}
{"book": "adl0112", "page": 39, "text": "۲۵\nقسمت دوّم تشریح جغرافیائی شهر\nشهر هرات ؛ مساحه سطحیه آن به (یک کیلومتر مربع) بالغ میشود\nبه (۶۲) درجه و (۲۰) دقیقه طول شرقی و (۳۴) درجه و (۴۵)\nدقیقه عرض شمالی واقع است – به شکل مربع و منظمی نهاده شده\nو به (۱۴۵) برج و دو شیرازه و یک خندق بزرگ محاط است .\nاین شهر به (۴) حصه مستقیم تقسیم میگردد :–\n۱ اوّل محله قطبچاق که از طرف شمال و دروازه ملک شروع و به چار\nسوق منتهی میشود .\nدرین محله (۳۰) دربند مسجد خورد و کلان و سه کاروان سرا و سه\nحمام و (۱۵) حوض عمومی و (۱۰۰) حوض خصوصی با (۶۷۶) حویلی و\n(۴۵۵) دکان و (۳۲) برج واقع است .\n۲ : محله خواجه عبدالله مصری که بازار خوش دران حصه واقع\nبوده و این بازار از طرف مشرق شهر شروع و بچار سوق انجام"}
{"book": "adl0112", "page": 40, "text": "۲۶\n\nمییابد.\n١٢ مسجد ٢ تیمچه ٢٠ حمام ٢٠ حوض کلان و (۴۰۰) حوض خورد\nبا (۷۴۰) حویلی و سه صد دکان و ۴۲ برج دران حصه واقع است\n۳: محله درانی ها و بازار عراق که از طرف غرب آغاز و به\nچار سوق وصل میگردد.\nدرین محله ۲۰ مسجد ۲ کاروان سرا، ۱ تیمچه، ۴ حمام ، ۱۱ حوض\nکلان ، صد حوض خورد ۷۰۷ حویلی و ۳۶۷ دکان و ۲۸ برج واقع\nاست.\n۴: محله برج خاکستر که بازار قند هار دران واقع و از طرف\nجنوبی شهر شروع شده بچهار سوق میرسد.\nدرین حصه ۲۰ مسجد ده (۱) کاروان سرای ، ۶ تیمچه ، ۶ حمام و\n(۱۰۳) حوض عمومی و خصوصی و (۱۶۶۲) حویلی و (۳۳۸) دکان موجود\nمیباشد."}
{"book": "adl0112", "page": 41, "text": "۲۷\n\nمسجد جامع شریف :\n\nیکی از بناهای مقدس داخله شهر مسجد جامع شریف است که آنرا\nغیاث الدین ابوالفتح بن سام که از سلسله امرار غورست بنانموده\nاست – و سبب بنای این مسجد بزرگ حضرت فخرعلمای اسلام\nامام فخر الدین رازی رحمته الله علیه بوده – وسلطان غیاث الدین\nبرای آن جناب بنا کرده است – و میگویند که : دراز منه قبل از بعثت\nبا سعادت اسلام ؛ هم اینجا بادیان مختلف ؛ معبد عامه بوده\nاست – مسجد جامع شریف : در حصه (شمال و شرق) شهر واقع است\nتماما عمارت آن از خشت پخته و چونه بصورت هندسی و یک\nهیئت باشکوهی نهاده شده ؛ چهار ایوان بزرگ ، پنج دروازه\nو چهار صد و شصت گنبد دیگر در بند مدرسه دارد .\n\nمعلوم است در زمانهای سابق اکثر حصص آن کاشی کاری\nبوده و دران باقسام خطوط سبعه الواح مقدس از قبیل آیات"}
{"book": "adl0112", "page": 42, "text": "عبادت گاه هفتصد ساله مسلمانان مسجد جامع شریف"}
{"book": "adl0112", "page": 43, "text": "۲۸\nبینات الهی و احادیث حضرت رسالت پناهی نوشته شده که اکنون در بعضی حصص آثار آن باقی مانده است و معلوم می شود یکی از صنایع نفیسه و یادگارهای قیمت دار است که از دست استادان شاه کار اسلام بوده است.\nمسجد جامع شریف بگذشتن روزگار و تطور شئونات دنیا رخ بانهدام گذاشته بوده ولی اعلیحضرت امیر حبیب الله خان شهید بقرپ مبلغ یک لک روپیه از عین المال خود زمانی که به دوره افغانستان برآمده هرات را ملاحظه کرده اند این یادگار بزرگ اسلامی را بهمان شالوده و ساختمان سابق آن ترمیم فرمودند و واقعاً ازین رهگذر چه از حیث زنده کردن یک اثر شاندار دوره های اعتلاء و نهضت ما و چه از جنبه افاداتی که ازین مسجد مبارک با این محیط حاصل میشود. در عالم اسلام و برای مملکت عزیز خود خدمت بزرگی فرموده اند."}
{"book": "adl0112", "page": 44, "text": "۲۹\nخانه ویران ما را هر که معموری کند\nقصر امیدش الهی تا ابد معمور باد\nمسجد جامع شریف با قبل از ترمیمی که اعلیحضرت امیر شهید\nفرموده اند - یک مرتبه در زمان نظام الدین امیر علی شیر مرحوم\nترمیم درستی شده و بعد ازان در سال (۱۲۵۳) هجری جاهائی را\nکه خراب شده بود چه و زیر باند بیز یار محمد خان الیکوزائی تعمیر فرمود\nو تا اندازه اعلیحضرت امیر شیر علی خان مرحوم با هم در ترمیم آن صرف\nمساعی فرمودند.\nصحن مسجد جامع شریف بصورت یک محوطۀ مستطیلی نهاده\nشده که چار اطراف آنرا بنای مسجد مبارک احاطه کرده است.\nچار ایوان بزرگ بجها ر سمت در حصص وسطی نهاده شده و\nهر کدام از حیث رفعت و بزرگی خود شکوه این بنای معظم را تضعیف"}
{"book": "adl0112", "page": 45, "text": "می بخشد - صحن مسجد جامع شریف (۴۹۶۰) متر مربع و در وسط\nآن حوض کلان و پخته میباشد .\nدر یک گوشه چاهی حفر شده که آب وافر و خوشگواری دارد\nو اطراف آن از اینجا آب میبرند .\nاز طرف حکومت مرکزی از سرمایۀ بیت المال ؛ برای خدمت\nاین بنای مبارک ؛ سالانه بقدر کفایۀ یک حصۀ پول منظوری دارد\nکه بمعاش خدام و مصرف ضروریات آن میرسد .\nدرین زمان تولیت مسجد مبارک ؛ به جناب سیادت مآب میر سید محمد خان\nکه یکی از روحانیون کرام و خدمت کاران ترقیات عالم اسلام\nمیباشند مفوض است .\nخطابت مسجد مبارک را جناب میر غلام رسول خان که علاوه\nبر استعداد علمی طبع سرشار شعری هم دارند ایفاء میکنند .\nدر پهلوی مسجد شریف ؛ یک مدرسۀ بزرگی هم تأسیس شده که\nدران"}
{"book": "adl0112", "page": 46, "text": "۳۱\nدران طلاّب به تحصیل علوم دینیه و عربیه اشتغال دارند.\nو مصارف تدریس ؛ از طرف حکومت پرداخته میشود سراب\nدرین سال ؛ نظر باقتضای دیانت پروری های دوره مادشاهی\nحضور جلالتمآب نائب سالار صاحب کتابخانۀ در مسجد شریف مفتوح :\nنموده و کتب عربیه متداوله را از مال شخصی خود خریداری و درینجا\nوقف فرمودند .\nبرای ازدیاد شوق اهل علم لازم دیده و اسامی کتب مذکور\nرا درینجا درج مینماییم .\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلّدات\n۱:- شرح ملا ۵۰ جلد\n۲:- قطبی \" \"\n۳:- شاطبی \" \"\n۴:- شرح عقائد نسفی \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 47, "text": "۳۶\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n-۵ روضة الانف ۱ جلد\n-۶ شرح منار 〃 〃\n-۷ رموز الاحادیث 〃 〃\n-۸ حاشیه باجوری 〃 〃\n-۹ شرح موقف جلد اول و دوم ۲ 〃\n-۱۰ ہدایہ مع الکفایہ ۱ 〃\n-۱۱ ہدایہ ۲ 〃\n-۱۲ شاطبی ۱ 〃\n-۱۳ معین القضات قلمی 〃 〃\n-۱۴ فتاوی انیسه 〃 〃\n-۱۵ سبط 〃 〃\n-۱۶ شرح عقائد ۳ 〃"}
{"book": "adl0112", "page": 48, "text": "نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n117- شرح احیاء العلوم 1 جلد\n118- مشکوات شریف 2 \"\n119- شیخ عبدالحق 5 \"\n120- شرح رساله شمسیه 1 \"\n121- کشف الاسرار شرح منار \" \"\n122- شرح قطبی دسوقی \" \"\n123- مواهب الفتاح \" \"\n124- مجموعه صرف \" \"\n125- کافیه \" \"\n126- محرم افندی 2 \"\n127- مرات الشروح 1 \"\n128- شرح عقاید \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 49, "text": "۳۴\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n-۲۹ تفسیر اکملی ۱ جلد\n-۳۰ قاضی مبارک \" \"\n-۳۱ مختصر الوقایه مع ترجمه \" \"\n-۳۲ مسلک المتقین ۵۰ \"\n-۳۳ مختصر ۱۸ \"\n-۳۴ شرح عقائد ۶ \"\n-۳۵ شرح مقاصد ۱ \"\n-۳۶ مولوی مبین \" \"\n-۳۷ معین الحکام \" \"\n-۳۸ توضیح مع تلویح \" \"\n-۳۹ شرح مواقف \" \"\n-۴۰ جوهر النیره جلد اول \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 50, "text": "۴۵\n\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۴۱ مختصر المعانی ۱ جلد\n۴۲ مختصر ملا علی قاری \" \"\n۴۳ مختصر الوقایه \" \"\n۴۴ مختصر المعانی مع شروح \" \"\n۴۵ شرح فارسی مختصر \" \"\n۴۶ شمسیه مع رساله جدیده \" \"\n۴۷ مولوی عصام \" \"\n۴۸ شافیه \" \"\n۴۹ سیالکوتی بر مطول \" \"\n۵۰ کافیه و هدایه النحو \" \"\n۵۱ دسوقی شرح مختصر جلد اول \" \"\n۵۲ هدایة السعلوک شرح تحفة الملوک \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 51, "text": "۳۶\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۵۳ :- سراجیه شرح فرائض ۱ جلد\n۵۴ :- نقایه \" \"\n۵۵ :- مولوی عبدالغفور بشرح ملا \" \"\n۵۶ :- قطبی \" \"\n۵۷ :- بحر العلوم \" \"\n۵۸ :- شرح مسلم الاصول \" \"\n۵۹ :- درر شرح غرر \" \"\n۶۰ :- حاشیه میرزاهد \" \"\n۶۱ :- شرح ملای جامی \" \"\n۶۲ :- سیالکوتی بر تصورات \" \"\n۶۳ :- مولوی عبدالحکیم بر عقائد \" \"\n۶۴ :- مصباح المنير ۲۱ \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 52, "text": "نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۶۵ قطبی بشرح رساله شمسیه ۱ جلد\n۶۶ مطول ۲ 〃\n۶۷ مجموعه صرف ۱ 〃\n۶۸ حریری 〃 〃\n۶۹ ملاتا سم بر خیالی 〃 〃\n۷۰ شرح منار 〃 〃\n۷۱ شرح حكمة العين 〃 〃\n۷۲ حاشیه مولوی عبدالحکیم 〃 〃\n۷۳ قطبی 〃 〃\n۷۴ حاشیه قاضی مبارک 〃 〃\n۷۵ مفتاح العلوم 〃 〃\n۷۶ ابوالکارم 〃 〃"}
{"book": "adl0112", "page": 53, "text": "نمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۷۷- توضیح مع تلویح ۱ جلد\n۷۸- قسطلانی ۱۰ 〃\n۷۹- سراج المنیر ۴ 〃\n۸۰- شیخ زاده 〃 〃\n۸۱- صحیح البخاری ۷ 〃\n۸۲- تفسیر کبیر ۸ 〃\n۸۳- تفسیر اتقان ۲ 〃\n۸۴- فتاوی عالمگیری ۶ 〃\n۸۵- حاشیه خان ملا بر میر زاہد ۱ 〃\n۸۶- حاشیه ملا جلال 〃 〃\n۸۷- حاشیه قاضی اسمعیل کلنبوی بر ملا جلال آخند 〃 〃\n۸۸- حاشیه بر ملا جلال 〃 〃"}
{"book": "adl0112", "page": 54, "text": "۳۹\n\nنمبر\n- ۸۹\n- ۹۰\n- ۹۱\n- ۹۲\n- ۹۳\n- ۹۴\n- ۹۵\n- ۹۶\n- ۹۷\n- ۹۸\n- ۹۹\n- ۱۰۰\n\nاسم کتاب\nسلّم\nشرح حكمة العین\nمولوی عبدالحکیم بر شرح عقاید\nشرح عقائد مع حواشی\nشرح خلاصة الحساب\nشرح حكمة العین\nتوضیح مع تلویح\nبحر الرائق\nقسطلانی (۲) حصہ\nخلاصة الفتاوی\nاعلام الموقعین\nجامع الرموز\n\nتعداد\n۱\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n۸\n۶\n۱\n۲\n\"\n\nمجلدات\nجلد\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\"\n\""}
{"book": "adl0112", "page": 55, "text": "۴۰\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۱۰۱ شرح جامع الرموز ۲ جلد\n۱۰۲ شرح مواقف ۱ \"\n۱۰۳ درر شرح غرر ۲ \"\n۱۰۴ نجات الغافلین ۱ \"\n۱۰۵ شرح قصیده برده \" \"\n۱۰۶ تحریر سنباط وغیره \" \"\n۱۰۷ قوة القلوب \" \"\n۱۰۸ شرح جامی ۲ \"\n۱۰۹ شرح وقایه ۴ \"\n۱۱۰ شرح عقائد نسفی ۱ \"\n۱۱۱ ہدایہ اول ۲ \"\n۱۱۲ مختصر المعانی ۱ \""}
{"book": "adl0112", "page": 56, "text": "۴۱\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۱۱۳- دسوقی بر مختصر المعانی ۳ جلد\n۱۱۴- مختصر المعانی مع شروح ۱ \"\n۱۱۵- مختصر المعانی مع شروح \" \"\n۱۱۶- شرح خلاصه کیدانی \" \"\n۱۱۷- غایة التحقیق \" \"\n۱۱۸- شرح منار \" \"\n۱۱۹- در السعادت \" \"\n۱۲۰- شرح عقائد نسفی ملا احمد \" \"\n۱۲۱- فتاوای غیاثیه معین الحکام کاملیه \" \"\n۱۲۲- مرقات ۵ \"\n۱۲۳- رد المحتار ۶ \"\n۱۲۴- سیالکوتی ۱ \""}
{"book": "adl0112", "page": 57, "text": "نمبر اسم کتاب تعداد مجلّدات\n\n۱۲۵:- محرم افندی ۱ جلد\n۱۲۶:- جمال بر جلال \" \"\n۱۲۷:- تحفه بر لاجلال - قلمی \" \"\n۱۲۸:- ملا احمد بر شرح عقائد \" \"\n۱۲۹:- شرح علاءالدین \" \"\n۱۳۰:- ملا صادق بر بدیع المیزان \" \"\n۱۳۱:- حاشیۀ مولوی حسام الدین \" \"\n۱۳۲:- انوار التنزیل \" \"\n۱۳۳:- معالم التنزیل ۲ \"\n۱۳۴:- نقب ۱ \"\n۱۳۵:- حاشیۀ کفوی بر عصام \" \"\n۱۳۶:- مولوی حسن سیالکوتی \" \""}
{"book": "adl0112", "page": 58, "text": "۴۳\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۱۳۷ میرسید شریف ۱ جلد\n۱۳۸ عین العلم شریف \" \"\n۱۳۹ صرف فارسی \" \"\n۱۴۰ شرح وقایه ترجمه فارسی \" \"\n۱۴۱ جامع الصغير \" \"\n۱۴۲ قطبی و میر قلمی \" \"\n۱۴۳ شرح جلالی بر عقائد - قلمی \" \"\n۱۴۴ حاشیه قلمی شرح ملا \" \"\n۱۴۵ میر قلمی \" \"\n۱۴۶ قرآن شریف چاپ ترکیه \" \"\n۱۴۷ یک جزوی قرآن شریف ۳۰ \"\n۱۴۸ کتاب فتوحات اسلامیه جلد اول ۲ \""}
{"book": "adl0112", "page": 59, "text": "نمبر\n۱۴۹\n\nاسم کتاب\nقاموس اللغات\n\nتعداد\n۱\n\nمجلدات\nجلد\n\nجناب حاجی محمد عظیم خان قوماندان کوتوالی شہر، ہم نسبت\nبحسن اسلامیتی که داشتند - کتابهای ذیل را از مال شخصی خود\nضمیمه کتابهای فوق کردند و ازین رهگذر خدمت شایانی بعالم اسلام نمودند:-\n\nنمبر\n۱:-\n۲:-\n۳:-\n۴:-\n۵:-\n۶:-\n\nاسم کتاب\nفتوحات الهی\nهدایه شریف اول\nکنز الدقائق عینی\nمختصر الوقایه مترجم\nاصول شاشی\nسراجی\n\nتعداد\n۴\n۱۶\n۱\n۱\n۸\n۱\n\nمجلدات\nجلد\n\"\n\"\n\"\n\"\n\""}
{"book": "adl0112", "page": 60, "text": "۴۵\nنمبر اسم کتاب تعداد مجلدات\n۷ - جلالین شریف چاپ خورد ۳ جلد\n۸ - کنز اللغات ۱ \"\n۹ - مختصر المعانی \" \"\n\nدر طرف شمال مسجد جامع شریف مدفن سلطان غیاث الدین غوری\nاست که گنبد بزرگ و بلندی بوده - و اکنون از ان جز چهار دیوار و\nبعضی آثار نوشته های گذشته چیزی دیگر باقی نمانده است .\nاین مدفن را خود سلطان مذکور در زمانی که مسجد جامع را بنا\nنموده برای همین معنی احداث کرده اند .\nغیر از قبر سلطان غیاث الدین قبرهای دیگر از اولاد و غیره هم در آنجا\nبوده - و ملک معزالدین حسین کرت ؛ نیز در آغوش این بقعه باسترخت\nابدی ساریده شده است ."}
{"book": "adl0112", "page": 61, "text": "۴۶\nیک چله خانه هم در مسجد مبارک است که میگویند حضرت\nخواجه عبیدالله احرار و بسیار دیگر از مشایخ کبار در اینجا بطاعت\nحضرت خداوند غفار پرداخته اند .\nدرین مسجد جانب اندرون حویلی و بر رواق بعضی دروازه ها\nفرامین و احکام پادشاهان سابق که در خصوص معافات و رفع\nتکالیف نموده اند - روی سنگ های مرمر منقور و تا هنوز باقی\nاست .\nهمچنین در ایوان غربی پهلوی محراب بصندوق چوبی تبرکاتی\nکه در سنه (۱۳۴۰) قمری جناب فخری پاشا (سفیر دولت عثمانی) وارد\nافغانستان نموده بودند نهاده شده و در طرف شمالی صندوق سنگی\nیادگار این تبرکات بدیوار نصب و در ان این چند سطر نوشته شده\nلا اله الا الله محمد رسول الله الحمد لله والصلوة\nعلى رسوله المجتبى محمد المصطفى وعلى آله واصحابه"}
{"book": "adl0112", "page": 62, "text": "۱۴۷\n\nنجوم الاقتداء والاهتداء بقدچون زمره امتنان\nغمدیده در د فراق کشیده دل افکار جان نثار حضرت سید ابرار را هر\nلحظه آتش عشق از دولت دیدار فائض الانوار آن حضرت از کانون سینه\nشعله در میگردد - بآن درجه که هر یک از مشتاقان جمال باکمال آن محبوب\nذو الجلال را آرزو مندی چنان است که خاک آستان ملایک پاسبان\nآن شفیع امتنان را کحل الجواهر دیده رمد دیده خود نمایند.\nچنانچه سر حلقه عارفان زمان و مداح با کمال سید الانس\nوالجان مولينا نور الدین عبد الرحمن جامی قدس الله تعالی سره السامی\nفرموده است.\n\nگرپی ارباب شوق با د بهاری\nخار وخسی آرد از دیار محمد\nهمچو مژه بردو دیده تا دم محشر\nجاکنم بیا د گار محمد"}
{"book": "adl0112", "page": 63, "text": "و از جمله یادگار این تحف و هدایا ت است که جناب جلالتماب\nفخری پاشا که یکی از افسران بزرگ دولت قوی شوکت روم\nاست از مرقد منور و روضه مطهر آن حضرت صلی الله علیه وسلم\nدریافت نموده بود در شهر رمضان المبارک (۱۳۴۰) که وارد\nدولت خداداد قوی بنیاد افغانستان گردیده تبرکاً و تیمناً برای\nمسلمانان اینولا و امتیان حضرت خاتم الانبیاء عنایت فرموده\nهمه را ممتاز گردانیدند .\nلهذا آن تبرکات درین مسجد جامع و موضع شریف نیف\nبسمت قبله که نظرگاه مسلمانان است منصوب و استوار گردید که هر\nآرزو مندی بدولت زیارت آنها مشرف گردیده بحمد پروردگار\nو درود حضرت سید ابرار مستفید و کامگار و نایل ثواب بسیار\nگردد .\nتفصیل این تبرکات ازین قرار است\n\nاول"}
{"book": "adl0112", "page": 64, "text": "۴۹\n\n۱ اوّل غبار صندوق مبارک روضه مطهر\n۲ قطعه از پوش روضه مطهره و قطعه از شمع داخل روضه\nمبارک\n۳ قدری صندل از صندل های بخور روضه مبارک\n۴ بُرش صف نماز پوش روضه مبارک و پرده های اندرون\nخانه مبارکه\n۵ قدری غبار از روضه مبارکه سیدة النساء فاطمة الزهراء\nرضی الله تعالی عنها\nاین بود تفصیل تبرکات که عیناً نوشته همان سنگ مرقوم گردید\nراجع به ترسیم مسجد مبارک این سه رباعی که روی کاشی ها\nخوانده میشد در اینجا ثبت گردید :-\n- اول :-\nمقصوره و طاق جامع شهر\nگردیده خراب بود از دیر"}
{"book": "adl0112", "page": 65, "text": "۵۰\nشد از غیب گشت تاریخ\nو قولنا علی شیر\n۸۹۵\nدوم :-\nاین بقعه که مانده بود چون عظم رمیم\nماننده کعبه یافت احیای عظیم\nتاریخ عمارتش ز دل جستم گفت\nثانی بنای طیب ابراهیم\n۹۰۴\nبدروازه شمالی :-\nبتعمیر این بقعه جان یافت فیض\nکه مانند خلد ست ماوای فیض\nچو از فیض تعمیر شد بهره مند\nخرد یافت تاریخ آن جای فیض"}
{"book": "adl0112", "page": 66, "text": "۵۱\nدیگ فلزی کلانی که روی پایه پاگذاشته شده قطر آن (۱/۲ ۱) متر\nوعمق آن دو متر میشود در ایوان غربی مسجد موجود است .\nاین دیگ در زمان محمد بن محمد بن محمد کرت ساخته اند ـ مادهٔ\nتاریخ که حوالی بیرونی دیگ نقش شده این است :-\nبسال ۷۷۶ بود از هجرت\nکه نقشبند حوادث نمود صورت این\nتا اینجا بود بمسجد مبارک که تمام گردید .\nقلعه ارگ :-\nیکی از بناهای بزرگ این شهر قلعهٔ ارگ است ـ ارگ ؛ در\nشمال غربی شهر بحصهٔ مرتفعی واقع و یکی از قدیم ترین معمورات\nهرات شمرده میشود .\nعلمای علم تاریخ ؛ این قلعه را بنام قلعهٔ اختیار الدین یاد"}
{"book": "adl0112", "page": 67, "text": "۵۳\n\nمیکنند .\nتاریخ بنای آن پوره تعیین نشده ولی از وضع ساختمان\nآن معلوم میشود که با بنای شهر موازی بوده .\nدر زمانهای سابق ، قراری که تاریخ نشان میدهد - از\nحيث متانت و استواری خزانه عمومی و عموم تجهیزات و ذخائر\nدولتی در اینجا تعبیه می شد .\nحملات سنگین طاقت سوزی را که هرات تحمل مینمود یک\nپهلوی مهم مدافعه را متانت همین قلعه ایفا نموده است ! ! !\nحصص بیرونی قلعه به شیرازه و خندق بزرگی احاطه شده،\nدیوارهای ثابت و بلند آن با برج و باره که بصورت هندسی\nو عسکری ترتیب داده شده بر مناعت و انتظامات نظامی هرات\nمی افزاید .\nاین قلعه علاوه بر متانت و استحکام عسکری چون بر بلند ترین"}
{"book": "adl0112", "page": 68, "text": "موقعی واقع است بر تمام اطراف و جوانب خود فرمان فرما بوده بر\nهوای تازه و نظارهٔ وسیعی هم مالک میباشد.\nعمارات و بناهائی که مرحوم فرامرز خان سپه سالار احداث\nفرموده بهمان طرز و اصول اصلی آن تاکنون موجود است .\nحضور والاحضرت جلالتمآبی سردار محمد هاشم خان صدر اعظم\nوقتی که قیادت عسکری هرات را میفرمودند چاونی عالی پای ارگ\nرا با دیگر چونی با بصورت بسیار منظمی تاسیس فرموده اند.\nو همچنین مقابل ارگ یک شفاخانهٔ مکمل موافق با اصول صحی بنا\nنهاده و ازین رهگذر در دنیای عسکریت هرات یادگار بزرگی نهاده\nاند.\nو الحاصل ارگ شاهد دوره‌های اعتلا و مدنیت سابق\nهرات بوده و ارباب تاریخ از زمانهای قدیم آنرا آباد، نشان می\nدهند."}
{"book": "adl0112", "page": 69, "text": "۵۴\nچهار باغ\nچهار باغ یا د مرکز ادارات عمومی، دارای عمارات بزرگ\nو عالی بوده - در داخل شهر میباشد.\nدر تاریخ یقینی بنای آن اسناد صحیحی بدست آورده نتوانستیم\nبعضی میگویند در زمان مرحوم یار محمد خان بنای آن نهاده شده\nو برخی بعد از ان و قبل از ان تعیین کرده اند.\nعمارات موجوده درونی اکثر از زمان مرحوم سعدالدین خان\nنائب الحکومه و یکحصه هم در زمان جناب شجاع الدوله خان ترمیم شده\nسلام خانه بزرگ را جناب جلالتمآب مرحوم محمد سلیمان خان\nوقتی که نائب الحکومه هرات بودند بطرز درستی بنیاد نهاده اند.\nدر چار باغ تمام دوائر رسمی حکومتی جا داشته و به نسبتی که\nچار باغ به تمام شهر رسیدگی کرده میتواند محاکمات عمومی در اینجا\nقطع و فیصله میگردد."}
{"book": "adl0112", "page": 70, "text": "۵۵\nمصلی و مدرسه میرزا\nدر طرف شمال شرقی شهر بفاصله هزار قدم واقع بوده و قراری\nکه مینویسند بنای مصلی اول را ملوک کرت نموده و بنای مصلی دوم\nرا امیر تیمور کورگان نهاده و بنای سوم آنرا سلطان حسین بایقرا\nانجام داده است .\nدر زمان سلطان حسین : امیر نظام الدین علی شیر مسجد جامع\nو شفاخانه بزرگ با یک مدرسه و خانقاه بعنوان مدرسه و خانقاه\nاخلاصیه در اینجا تاسیس نموده بود که از حیث بناء و تکلف در عمارت\nدارای شهرت بزرگی بوده است .\nصاحب بحیره مینویسد (که درین سال یعنی ۱۰۲۳ هجری بمانند\nمدرسه میرزا در کل ایران و توران مدرسه به شکوه و صفا نیست\nو آنرا بصرف مبلغ خطیری احداث فرموده اند یعقوب بیگ\nشاه تبریز نظر به روابط اتحادی که با سلطان حسین میرزا داشت"}
{"book": "adl0112", "page": 71, "text": "۵۶\n\nقرار درخواست سلطان (۶۰۰) قطار سنگ مرمر از تبریز\nبرای مصرف این مدرسه فرستاده است ـ دختر میر زاد\nفرزندان او که در انجاست یکی از نوادر آثار عمرانی دنیاست.\nسنگ هفت قلم بر سر قبر یکی از اولاد های میرزا گذاشته شده\nکه بآن نفاست سنگی در دنیا نیست .\nاستادی به ۱۲ سال آنرا برای قبر خود سلطان ساخته\nبود چون آنرا در انجا نهادند به دوازده سال سنگ دیگری به\nهمان ترتیب تهیه نمود )\nمعلوماتی که صاحب بحیره می دهد تا اینجا بود .\n\nدر زمانهای سابق بلکه تا شروع سال های ۱۳۰۳ و\n۱۳۰۴ قمری مصلی و بناهای آن آباد و معمور بوده است .\nبهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهائی در کتاب خود کشکول راجع -\nاست"}
{"book": "adl0112", "page": 72, "text": "۵۷\n\nباین مدرسه چنین فرموده است :\n\nوما بنى فيها من المدارس\nليس لها فى الحسن من مجانس\nاشهرها مدرسة الميزرا\nمدرسة رفيعة البناء\nرشيقة رايقة متينة\nكانها فى سعة مدينة\nفي غاية الزينة والسداد\nعديمة النظير فى البلاد\nبالذهب الاحمر قد تزخرفت\nكانها جنة عدن ازلفت\nوكلما يقوله النبيل\nفي وصفها فانه قليل"}
{"book": "adl0112", "page": 73, "text": "۵۸\nوالحاصل این مدرسه یادگار بزرگی از زندگانی های\nمشعشع و درخشان عالم اسلام بوده – دوره های سعادت\nو نیک بختی هرات را یا د میداد .\nدر سال ۱۳۰۳ قمری اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر\nعبد الرحمن خان مرحوم بنا بر بعضی مصالح مملکتی و نظریات نافع ؛\nدر امور بهبود هرات چون مجبور بودند از بهر یک بنای پر شکوه و\nشانی صرف نظر فرموده\nدرین وقت جز هفت پایه مناری که آنها هم رخ به خرابی\nگذاشته و همان دخمه که مشهور به مهد علیا است و آرامگاه میرزا\nعلاء الدوله و بایسنقر و غیره واقع شده نشانی از مصلی و مدرسه\nاصلی باقی نمانده است .\nو همچنین باغ زاغان و باغ مراد و باغ سفید که در زمان ملوک\nتیموریه از نزهت گاه های هرات شمرده میشدند نشانی از خود\nبجا نگذاشته"}
{"book": "adl0112", "page": 74, "text": "۵۹\n\nنگذاشته اند .\n\nگازرگاه شریف\nدر دامنه کوهی که به شمال شهرست واقع شده و اینجا را اهل\nتاریخ بنام های مختلف یاد میکنند .\nحضرت مولینا عبد الرحمن جامی گازرگاه خوانده که گازر\nجامه شور را میگویند در اینجا هم جامه ہائی که به لوث معصیت\nسیاه میشود بآب زلال رحمت خداوندی سفید میگردد.\nگازرگهیست تربت او کا بر مغفرت\nدر ساحت سفید کند نامه سیاه\nصاحب بستان السیاحه کارزارگاه مینویسد و میگوید کارزاری\nدر سنه ۱۵۰ ہجری اهل اسلام هرات با خوارج در اینجا کرده و شهدای\nمسلمانانرا در موضعی که هفت چاه میگویند دفن کرده اند ازین\nجهه این جا را کارزارگاه مینامند ."}
{"book": "adl0112", "page": 75, "text": "بخشش نمود فقط\nعبدالرسول\nتصویر دلپذیر مرقد منوره مزار فیض آثار حضرت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری رح"}
{"book": "adl0112", "page": 76, "text": "معجم البلدان این موضع همایون را بنام کا زیارگاه\nیا د فرموده والحاصل اہل تاریخ میگویند کہ این مقام بہ نسبت\nخواجه گان هفت چاه که در سنه ۱۵۰ شهید و در اینجا دفن\nشده اند مرجع دعوات اہالی واقع شده وجناب شیخ عمو بہمین\nجهته در آنجا رفته و بطاعات حضرت الہی پر داخته و ذات تقدس\nآیات حضرت مقرب باری خواجہ عبداللہ انصاری قدس اللہ\nسرہ السامی نیز در آنجامد ت ہا بر آوردہ و آخر تربت پاک\nو مقر تابناک شان ہمان بقعه مقدس واقع شدہ است گازرگاہ\nشریف عمارات دلپذیر و آب و هوای زنده دارد .\nعماراتی که امرای تیموریه نموده‌اند تا ہنوز باقی است یکی از\nدو سنگ هفت قلم که ذکر آن در مصلی گذشت بہ گازرگاہ ست\nمقبرہ اولاد چنگیز در آنجا است .\nدیگر امرای عظیم الشانی هم در اینجا مدفونند اولیا رو مشایخی ."}
{"book": "adl0112", "page": 77, "text": "۶۲\nبصرف زائرین و عابدین و ترمیم عمارات آنجا پرداخته میشد\nتا اینکه هرات را باغچه انصاریان میگفتند.\nو این موقوفات و نذورات تا همین وقت هم از طرف حکومت\nمنظور و بصرف گازرگاه شریف رسانیده میشود.\nتولیت مزار فیض آثار درین وقت به جناب فضیلت مآب\nمیر غلام حیدر خان که یکی از علمای باهوش وزکای این محیط اند\nمفوض بوده است این وظیفه اسلامی به خاندان میر صاحب از\nوقت ها بوده و اکنون هم از خوان اخلاص و پهلوی فضیلت و اخلاق\nشان عموم زائرین استفاده میبرند.\nحضرت مولانا عبدالرحمن جامی قصیده غرائی به فضیلت\nاین مقام مبارک انشاد فرموده اند.\nطوبی لروضه سجدت ارضها الجباه\nبشری لسده لثمت تر بها الشفاه"}
{"book": "adl0112", "page": 78, "text": "۶۳\nاین آستانه ایست که از خاک او برند\nشایان ملک و افسر و عز و سریر و جاه\nرخ چون نهد بسده والاش آفتاب\nچرخ ارنه زیر پاش نهد قامت دوتاه\nچون ابر اگر ز سقف رواقش چکد مطر\nسر بر زند ز طارم چرخ برین گیاه\nگیرد جهان ز شمسه ایوان او فروغ\nبر صدق این سخن دو گواهند مهر و ماه\nبندد بروی خود همه درهای حادثه\nهر کس که آورد بحریم درش پناه\nاین منقبت ز دولت صاحبدلی گرفت\nکز مهد خاک کرده درین بقعه خوابگاه\nپیر هرات زبده انصاریان که سود"}
{"book": "adl0112", "page": 79, "text": "۶۴\nبر طاق چرخ قبه دهلیز او کلاه\nتصنیف اوست درس مقیمان مدرسه\nتلقین اوست ذکر مریدان خانقاه\nگازر گهیست تربت او کابر مغفرت\nدر ساحتش سفید کند نامۀ سیاه\nمیل سر مزار پر انوار او کشد\nزوار را بدیده دل کحل انتباه\nدلو زریست صورت قندیل مرقدش\nکزوی رسید یوسف مصری بحسن جاه\nنور ولایتش که جهان را فروگرفت\nتا حشر باد هادی افتاده گان راه\nجامی حریم کعبه بر حاجت این دراست\nروی دعا بکعبه کن و حاجتی بخواه"}
{"book": "adl0112", "page": 80, "text": "۴۵\n\nبهار الدین عاملی درین باب هم مثنوی و قصیدهٔ مشهوری\nدارد که این چند بیت را ازان انتخاب می کنیم:-\nسقیاً لکازرگاه من جنة\nأنهارها من تحتها جاریه\nقد أخجل المسك نسيم لها\nوزهرها قد أرخص الغاليه\nفيها شفی القلب وأطيارها\nبنغمة القانون كالزاريه\nو باز درین بیت آرزوی بودن خود را به گازرگاه کرده می\nگوید:-\nإلي م يا دهر وحتي متي\nتسعي بأيامك أيا ميه\nدر صفت اهالی گازرگاه چنین میفرماید :-"}
{"book": "adl0112", "page": 81, "text": "فيها البساتين بغير حصر\nيقصدها الاناس بعد العصر\nمن كل صنف ذكرا وانثی\nوحرة وامة وخنثی\nلا هم عند هم ولا نكاد\nكانهم قد حوسبوا وغادوا\n\nموی مطہر حضرت رسول اللہ صلی اللہ علیہ وسلم\nکه ذریعہ میر سلیمان خان مرحوم پسر عموی میر صاحب حالیہ\nاز ترکیه ابتدای پادشاہی امیر حبیب اللہ خان شہید فرستاده\nاند ہم در گازرگاه شریف است که زائرین از فیض حضور آنرا\nمستفیض میگردند .\nمسجد زیر زمینی بزرگی هم در اینجا هست که دران بعبارت"}
{"book": "adl0112", "page": 82, "text": "۶۷\nخداوند میپردازد و با اصول عجبی ساخته شده .\nقسمت سوم واقعیات مشہور\nاعتذار\nولو که مطلب اصلی ما به نشر واشاعه این رساله ناچیز فقط\nبرای تشریح تاریخ (بنای شهر) و یک قسمت از معلومات جغرافیائی\nآن موضوع شده و چیزی که ما ازین رساله گک کوچک خود\nدر نظر داریم افاده همان مطلب اصلی ما است .\nاما اگر این محیط (ہرات) را بہ حیثیت یک موجود متحسس\nروزگار از دست داده فرض کرده و بخواهیم همین روز تولد او\nرا با آخرین فرصت عمر او ذکر کنیم - مجبور میشویم که از اسباب مرض\nو زوال نشاط جوانی او ہم سرسری نگذشته بقارئین محترم بشرطی که\nموجب درازی سخن؛ وضیاع مطلب مانشود - درین جا کہ ہنوز\nاز شهر وگازرگاه بیرون نرفته ایم یکحصه از ان دوره های مدہشی"}
{"book": "adl0112", "page": 83, "text": "۶۸\nرا که بر هرات و هراتیان وارد آمده عرضه دهیم\nاین است که یک نمونه از ان واقعات را که مهم بوده ما\nبدست آورده توانستیم تحت عنوان قسمت سوم درج\nمی نمائیم.\n\nهرات عزیز در عمر خود بطوفان های مدهش و آلام و فجایع\nمختلفی دچار گردیده و سیر تاریخی آن خطرات و موانع بزرگی\nرا سپری نموده است.\nسلسله های تاریخ و قسمت های روزگار گذشته این\nشهر همچنانکه بر مسرت و سعادت مشتمل بوده بر مذلت ها و بدبختی\nهای تیره و مشئومی نیز برخورده است.\nهرگاه در ناصیه تاریخی این شهر قدری خوض نمائیم و چشم\nرا از حلقه های مدنیت و آرامش آن لغزانده بآن خطوط و رقومی"}
{"book": "adl0112", "page": 84, "text": "٤٩\nکه با خون جوشان جوانان در سرشک دیده یتیمان با نوک شمشیر\nاجحاف و ستم رکز و ثبت گردیده بیندازیم واقعاً موهای بدن\nما را راست و احساسات هر سنگدلی را مرتعش و مشمئز خواهد\nساخت .\n\nارباب علم تاریخ وقائع مشهور هرات را در قسمت های\nمختلف ذکر کرده اند که مهم ترین آن قرار حصری که کرده اند این\nاست :-\nاوّل : فتنه بغیری[؟] که در سنه ۱۵۰ هجری سه صد هزار کس داخل فتنه گشته\nحاکم هرات را کشته و موجب چندین قتل نفوس و ریختن\nخون گردیدند .\nدوم :- فتنهٔ کار زارگاه (گازرگاه) که در سنه ۲۰۶ هجری بقول\nصاحب بستان السیاحه که یکی از مورّخین ایران است\nاز طرف خوارج واقع شده و در گازرگاه جنگ عظیمی روی\n\n(۱) بستان السیاحه مطبوعه طهران در سنه ۱۳۱۵ تألیف زین العابدین شیروانی در سنه\n۱۳۱۴ ص ۶۰۴ ۱۲"}
{"book": "adl0112", "page": 85, "text": "٧٠\nداده باعث اتلاف چندین هزار نفوس از طرفین شد – تا آنکه\nعبد الله بن عبد الرحمن عمار بدفع آنها اقدام کرده و آنها را منهدم\nگردانید :\nچنانچه درین جنگ از کثرت مقتولین در گازرگاه هفت چاه\nکنده و شهدای اسلام را در ان دفن نمودند که تا هنوز بیادگار\nخون سرخ آنها کوه گازارگاه نشانی با داشته و مخیم آمال خلائق\nواقع شده است.\nسوم:- واقعه قحط و غلای بود که در سنه ۴۹۱ روی نموده و چندین\nهزار کس را از گرسنه گی ہلاک نمود.\nچهارم:- واقعه قتل عام چنگیز است که در ۶۱۷ ہجری قہرمان تاتار\nعلم فرمانفرمائی شرق و غرب را برافراشته و ہرات\nعزیز را چنان پامال نمود که تا هنوز بحالت اصلی معاودت\nکرده نتوانست – که تفصیلات این واقعه جانسوز را\nبخار"}
{"book": "adl0112", "page": 86, "text": "۷۱\nچنانچه سیفی هروی تشریح میدهد بعبارت خود اوائیک سمع می\nفرماید سیفی میگوید: که تولی خان پسر چنگیز خان قصد هرات کرد نخست\nزنبور نامی را ایلچی فرستاد و با اهل هرات پیغام داد که ملک و امیر\nو غنی و فقیر هرات باستقبال موکب همایون شتابند تا از سخط عالم سوز\nما امان یا بند در آن اوان از طرف سلطان جلال الدین خوارزم\nشاه ملک شمس الدین حاکم هرات بود و در رعیت پروری و عدالت\nگستری و شجاعت و دلاوری ید بیضا مینمود چون ایلچی تولی خان\nنزد وی رسید و حکم تولی خان را بوی رسانید شمس الدین ایلچی\nرا بقتل آورد و مستعد قتال گردید تولی خان بعد از شنیدن این احوال\nمصمم جدال شده فیمابین محاربه عظیم دست داد و بسیاری از سرداران\nو سپاه تولیخان کشته شدند و مدت هفت روز مقاتله غریب اتفاق\nافتاد روز هشتم ملک بقتل آمد و مردم شهر دو فرقه شدند قومی بصلح\nو قومی بجنگ مائل گشتند چون قضا مبرم و قدر محتم بود شهر را بدست"}
{"book": "adl0112", "page": 87, "text": "۷۲\nخود دادند و ابواب رنج وعنا وقتل و غارت بر روی خود\nکشاندند پس تولیخان خلق آنجا را بچهار قسمت کرد و هر قسم آنرا\nبدروازه بیرون بردند و تمامی آنها را بقتل آوردند در تاریخ\nسراج منهاج مسطور است که بهر دروازه شش صد هزار کس\nکشته شدند و قریب بصد هزار دختر ماه پیکر و مهر منظر باسیری بردند\nآنروز تا نماز عصر قتل میکردند تولیخان بعد ازان فرمان داد که کسی\nرا نکشند هنوز دویست هزار کس باقی بود و قول دیگر در گرفتن\nهرات واردست در تقریر آن چندان فائده نیست زیرا که مضمون\nهر دو قریب بیکدیگرست تولیخان بعد از قتل و غارت فراوان\nحکومت آنجا را با بوبکر حنفی داد و از مخصوصان خود منکتا نامی را\nشحنگی مقرر کرد بعد از هشت روز روی توجه بصوب دیگر آورد\nابوبکر و منکتا ابواب شفقت و رافت بر روی خلائق مفتوح نمودند\nو باز ماندگان بميامن عاطفت و حسن رافت ایشان بیاسودند و\nپسر"}
{"book": "adl0112", "page": 88, "text": "۷۳\n\nبامر زراعت و عمارت قیام و اقدام مینمودند اما در خفية بترتیب سلاح\nو آلات حرب مشغول بودند و چنان می نمودند که اسباب و آلات\nجنگ آسوده میسازیم که اگر رایات چنگیزی بطرفی حرکت نماید به\nامداد او بپردازیم ملک ابوبکر و منگتا باور داشتند و ایشانرا به\nحال خود گذاشتند تا آنکه قوت تمام و شوکت مالاکلام حاصل کردند\nو دود از دودمان خود برآوردند - مخفی نماند که در قتل عام هرات\nدر مرتبۀ دویم سه روایت آورده اند گویا اصح روایت این است\nکه مولف تاریخ هرات معین الدین اسفزاری نوشته که دو نوبت\nلشکر چنگیز خان قلعه کالیونرا که بته بر تو شهرت دارد محاصره نمودند هر\nچند سعی کردند بر فتح آن قلعه قادر نشدند بعد از آنکه هرات را فتح\nکردند خبر تبہ برتو رسید که اهل هرات بسلاح مهیا میسازند حیله انگیخته\nعیاری فرستاده ملک ابو بکر و منکتا را کشته اهل هرات را باغی و\nطاغی ساختند و چون خبر به چنگیز خان رسید متعجب گردیده و گفت:"}
{"book": "adl0112", "page": 89, "text": "مردها زنده شدند ایلکدای نوین باهشتاد هزار سوار جرار از نواحی\nحرکت کرده پنجاه هزار سوار و پیاده دیگر از خراسان و افغان جمع\nفرموده متوجه هرات شد و مدت شش ماه و هفده روز محاصره\nکرده از طرفین مردم بسیار بقتل رسیدند بالاخره ذخیرۀ محصوران\nبقلت انجامیده اهل هرات دو فرقه شدند جمعی بقتال و جدال\nمیل کردند و جمعی بصلح و مصالحه راغب شدند عاقبت سپاه دشمن\nچون مور و ملخ هجوم آورده مانند زنبور حصار را سوراخ کرده شهر\nرا گرفتند ایلکدای امر نمود تا خلائق را صغیر و کبیر از تیغ گذرانند\nو هیچکس را سری در بدن و باری در گردن نباشد چنان کردند و عمارات\nو بیوتات و برج و باره و خندق را همگی از بیخ بر آوردند و یکسان و\nبرابر نمودند در کتب تواریخ مسطور است که هزار هزار و ششصد هزار\nو کسری بشمار آمد که کشته شده بودند و چندین هزار دختر ماه پیکر و خورشید\nمنظر جدا کرده با غنائم بیحد در مرکز لائق چنگیز خان بود بدارالملک\n\nسال"}
{"book": "adl0112", "page": 90, "text": "۷۵\nارسال نمود چون ایلچکه ای از شهر بیرون رفته در مقامی منزل گزید\nو دو هزار سوار جرار باز گردانید که اگر کسی مخفی شده باشد بعدم ارسال\nنمایند در این نوبت نیز دو هزار نفر بقتل آوردند و بعد از سه روز نزد\nایلچکه ای مراجعت کردند و در این بلیه شانزده نفر در کهف و غار و\nگوشه و کنار پنهان شده بودند نجات یافتند و بعد از رفتن سپاه\nچنگیزی بدان شهر شتافتند چه دیدند در هر سر راهی ماهی کشته و در هر\nقدمی محترمی بخون آغشته در هر مقامی دلارا می برخاک هلاک افتاده\nو در هر رهگذری دلبری روی بزمین عدم نهاده مدت بیست یوم\nاز فراق احباب و اصحاب و اقربا و اصدقا ناله وزاری بر آوردند\nوشیون و سوگواری کردند بعد از آن در بیرون درب یک حمام کهنه\nمسکن ساختند و هر کسی که از چنگال اجل جان برده بودند بایشان\nپیوسته تا عدد ایشان بچهل رسید آنگاه بدرون شهر آمده در مقامی\nلنگر اقامت انداختند و یکی را که شرف الدین خطیب نام بود بر خود"}
{"book": "adl0112", "page": 91, "text": "۷۶\n\nامیر ساختند و مدت شانزده سال بیداری و راهزنی در آن شهر\nگذران کردند در این مدت بغیر از آن چهل نفر در آن کشور کسی\nنبود تا آنکه اوکتای قاآن پسر چنگیز خان بر عمارت آنجا امر نمود.\nواقعاً تیره باد آن روزگار سیاهی که قهرمانیت چنگیز بر\nشرق و غرب فرمان فرمائی داشته و روزی که فرزند خونخوار\nاو تولی در اطراف این شهر عزیز ایستاده با یک فوج آتشین\nو یک قوة آهنین این شهر مینو بهر را به نهیب و غارت تهدید می\nنمود - واهالی این سر زمین بعشق دیانت و فداکاری وطن خود\nدر جولانگاه حریت و استقلال حقیقی حاضر بوده و به پهلوی\nهر خشت و سنگ این زمین جانها فدا میکردند و پروانه وار طعمه\nشرارة آتش غیرت و شهامت میکردند.\nشهر متمدن تاریخی هرات در آن روز با طشت خون و صحنه\nآتش بوده جز آه و انین مظلومین ضجه های مجروحین و ناله های محتضرین"}
{"book": "adl0112", "page": 92, "text": "۲۷\nصدا و ندائی شنیده نمیشد.\nچنانکه در بالا خواندید عمارات هرات طعمه حریق شده و تا\nچهل سال بعد از ان که تاوریخ نشان میدهد در هرات کسی سکونت\nنداشته دهقان ها و کشاورزان از اطراف آمده در داخل شهر\nکشت و زراعت مینمودند این است که این واقعه بیکدفعه ترقیات\nدوره جغرافیائی هرات را هلاک نموده و بعد از ان حیات دیگری\nگرفته است.\nپنجم: حادثه امیر تیمور کورگان بود که بسبب مخالفت ملک\nغیاث الدین مهر علی بن ملک معز الدین حسین چندین هزار\nنفر بقتل رسیدند و چندین هزار کس اسیر و عبید گردیدند و آن\nفتنه بزرگ بود که در آن زمان ظهور نمود.\nششم: حادثه طاعون بود که در سنه هشتصد و سی و\nهشت هجری حدوث نموده و موجب چندین اتلاف نفوس گردید"}
{"book": "adl0112", "page": 93, "text": "۷۸\nصاحب حبیب السیر گفته که در آن ایام از کثرت و ازدحام\nخلائق بمرتبه بود از خاص و عام که جلگای بیست و پنج فرسخ\nطول و چهار فرسخ عرض بنظر بیننده یکشهر مینمود، تاریخ هرات\nمینویسد : در آن بلیه شش صد هزار کس طریق عدم پیش گرفتند\nغیر از آنکه مردم بسیار در خاک مانده را تغسیل و تکفین نکردند شیخ\nزین الدین خانی که یکی از مقبولان بود در دفع آن بلیه بسی دعا\nنمود و الحاح کرد حتی بر زبان آورد که من جان خود را بجهة\nبندگان خدا فدا می سازم آخر چنان شد زهی خوانمرد که چنین\nکرد قطعه\nرحمة الله معشر الماضی\nکه بمردی قدم سپردندی\nراحت جان بندگان خدا\nراحت خویشتن شمردندی\nچون"}
{"book": "adl0112", "page": 94, "text": "۷۹\n\nدر آن زمان شاهرخ میرزای کورگان در حد و قشلاق\nری بود .\nهفتم :- حادثه شاهی بیک خان ازبک بود که بعد از فوت\nسلطان حسین بایقرا در سنه نهصد و بیست و سه هجری ظهور نمود\nو شاهی بیک خان آنولایت را تصرف کرد و دمار از روزگار\nصغار و کبار آن دیار بر آورد و آل تیمور را برانداخت و خاندان\nعظیم را نابود ساخت .\nهشتم :- حادثه شاه اسماعیل صفوی بود که بعد از یکسال\nشاهی بیک خان را قتل کرده هرات را مسخر نمود بنا بر مخالفت\nکیش و مذهب و مغائرت مشرب تیغ بیدریغ بر آن قبیله\nنهاد مصراع\nهمچو شمشیر قتل در بغداد\nنهم :- حادثه خوانین ازبکان بود که در زمان شاه طهماسب"}
{"book": "adl0112", "page": 95, "text": "۸۰\nو شاه عباس ماضی ظهور نمود و آنچه لازمهٔ خرابی بلاد و پریشانی\nعباد بود آنجماعت کردند تفصیلش در کتب تواریخ مسطور است\nدیم:- حادثهٔ نادر شاه افشار است که بسبب جدال و\nقتال با طایفهٔ ابدالی واقع شد و بعد از انقراض دولت نادری به\nستم ستوران مخالف و موالف بارکان عمارات آنولایت نیز خرابی\nبسیار راه یافت .\nیازدهم :- جنگ مشهور سنهٔ ۱۲۳۲ هـ یکهزار و دو صد و بیست و دو\nاست که سپاه ایرانی با قشون افغانی در حالی که پادشاهی افغانستان\nبا علیحضرت شاه محمود درانی تعلق داشت نموده و سرکردهٔ سپاه\nایرانی حاجی فیروز الدین شاه برادر شاه محمود با سپاه ایرانی در\nدشت رباط چرخه مقاتله نمودند .\nاردوگاه ایرانی با قریهٔ شاده بود و سپاه افغانی در\nقریهٔ شکیبان معسکر نموده بودند ."}
{"book": "adl0112", "page": 96, "text": "۸۱\n\nدرین محاربه حضرت شیخ الاسلام مشهور به حضرت صاحب شهید\nدر حالی که بهودج زرین با حشمت تمام سوار و عمر مبارک شان\nبه هشتاد و دو رسیده بود و اردوی افغانی را برای صیانت\nوطن شان ترغیب و به فداکاری تشویق میدادند گلوله توپ سر\nمبارک شان را اصابه نموده شهید شدند ابراهیم خان سپه سالار\nافغانی نیز در محاربه شربت شهادت چشیده اند.\nعاقبت بعد از برداشتن تلفات سنگین طرفین بصلح منجوشده\nعروق اتحاد نژادی و استعداد اخوت مذهبی و هم کیشی بجنبش\nآمده از هر دو طرف موضوع محاربه بصلح انجامید.\nدوازدهم ـ در سنه ۱۲۵۳ یکهزار و دو صد و پنجاه و سه هجری\nوقتی که فرمانفرمائی افغانستان به شاه کامران تعلق داشت محمد شاه\nپادشاه ایران از هشتاد هزار سوار و پیاده اردوی بزرگی مجهز\nنموده عازم تسخیر و تصرف هرات گردید."}
{"book": "adl0112", "page": 97, "text": "۸۲\nدر ین وقت اهالی افغانستان هر یک بحالی گرفتار و حیات\nهیئت عمومیه تحت فشار ملوک الطوائفی خفه و هلاک گردیده\nبود .\nعساکر محمد شاه در اطراف قریب شهر اردو زد ، شاه کامران\nبا افاغنه هرات در داخله علم محاصره بر افراخت .\nهمین قوهٔ سنگین ایرانی ۱۴ ماه بمحاصرهٔ شهر اشتغال\nورزید .\nمتانت کامرانی با غیرت افغانی اهالی و تدابیر لائقه وزیر\nیار محمد خان الیکو زائی دست داده بهمین عرصه دراز مقابله\nنمودند .\nدر مدت محاصره اهالی گذارهٔ خود را به نهایت مشقت\nنموده و اکثر از عدم حرکت بامراض مختلف مانند درد پا و غیره\nدچار شدند که تا هنوز هم نشانی از ان ها باقی است ."}
{"book": "adl0112", "page": 98, "text": "۸۳\nدر نتیجه محمد شاه از طول محاصره بجان آمده براهی که آمده بود\nواپس رفت بعضی سبب رفتن او را بحمله انگلیس ها در بندر\nعباس تکیه داده و میگویند ایام ایران از ان طرف پریشان شد\nکه هرات را گذاشت.\nولی علت اصلی طول مدت محاصره و کثرت تلفات عسکری\nاو بوده است.\nاین محاربه را تنها افغانهای خود هرات انجام داده\nو از هیچ طرف مدد و معاونتی بآنها نرسیده است.\nسیزدهم: در ۱۲۷۲ و ۱۲۷۳ وقتی که سردار\nعیسی خان بر درانی بهرات حکمرانی داشت حسام السلطنه\nبا ۲۵۰۰۰ عسکر سوار و پیاده و سی عراده توپ جنگی از ایران\nعزم تسخیر هرات نموده و باطراف شهر لشکر کشید."}
{"book": "adl0112", "page": 99, "text": "۸۴\nحالت داخلهٔ شهر و وضعیت اهالی نیز از عدم حکمران با کفایت؛\nبنهایت نفاق و جدال منجر بوده هر کدام دعوای امارتی میکردند\nو سر حکومتی می افراشتند.\nملا یوسف ریاضی هراتی در کتاب خود عین الوقائع مینویسد که\nدر ان روز که شهزادگان درانی از حکومت خلع شدند تنها در\nداخل شهر چهار پادشاه دعوی امارت میکرد سردار عیسی خان\nکه یکی از صاحب منصبان عسکری هراتی بود در محلهٔ بر درانیها علم مخالفت\nبالا کرد غلام خان پوپلزائی در محلهٔ برج خاکستر بنام خود طبل شاهی\nنواخت .\nپیر محمد خان در محلهٔ قطبچاق اعلان فرمانفرمائی داد و عباس خان\nدر محلهٔ خواجه عبد الله مصری پرچم انانیت بجنش آورد و بالاخر\nکار به عیسی خان خاتمه یافت .\nخلاصه درین محاربه هم کار محاصره بطول کشیده و در نتیجه هرات\nنیز"}
{"book": "adl0112", "page": 100, "text": "چند روزی بدست سپاه ایرانی آمده و بعد از انکه به نشریات علماء\nو تدبیر صلحای این محیط جمعیتی بدست آمده سپاه ایرانی خود بخود\nهرات را تخلیه و بوطن اصلی خود مراجعه کرده اند:\nچهار دهم:- در سال ۱۲۷۹ وقتی که سردار سلطان احمد\nداماد امیر دوست محمد خان مرحوم به هرات حکمرانی داشت و\nاز اطاعت اعلیحضرت دوست محمد خان انحراف میورزید امیر\nدوست محمد خان از کابل باسی هزار سپاه و تمام پسران خود\nحرکت کرده بالای هرات یورش آورد ، سلطان احمد خان\nمحصور شد و اعلیحضرت دوست محمد خان عساکر خود را باطراف\nشهر تقسیم نموده هر منطقه را جدا جدا برای پسران خود سپرده و در\nدامنه گازرگاه (باغدشت) جای خود را تعیین نمود.\nکار محاربه بشدت کشید و مدت محاصره بطول انجامید،\nملا یوسف ریاضی مینویسد: که در عین شدّت آتش محاربه نوابه ختر"}
{"book": "adl0112", "page": 101, "text": "۸۶\nاعلیحضرت دوست محمد خان از غم اینکه چرا پدر و شوهر هم موجب\nچندین خونریزی شوند ہلاک شد برای تعزیه او امر محاربه از طرفین\nمعطل و تشیع جنازۀ او را هردو اردو باتفاق تا گازرگاه برده\nو در انجا دفن نمودند چون حلوای جنازه را تمام کردند بازآمده\nبمحاربه مشغول گردیدند .\nو همچنین برای تشییع میت خود سلطان احمد خان همین\nطرز از طرفین رعایت کرده شد .\nبالاخره خود سلطان احمد خان هم فوت شد ولی کار محاربه\nسکته پیدا نکرده شهنواز خان بقوت قلب و دلاوریئی که داشت\nوکالت سلطان احمد خان را کرده و کار محاصره یکسال طول کشاند\nدر روزهای آخرین محاصره اعلیحضرت امیر دوست محمد خان\nرا مرضی عارض شده و بسپاه خود امر هجوم داد که اگر من\nبمیرم و هرات فتح نشود داغیست که با خود در آغوش خاک می برم .\nست"}
{"book": "adl0112", "page": 102, "text": "۸۷\nاین اعلان باعث ازدیاد غیرت فوج کابلی شده شهر را فتح نمودند\nولی مرض امیر دوست محمد خان رخ بشدت گذاشته ده روز بعد\nاز فتح در حالی که شهر را بتمام دامنه گازرگاه و باغدشت\nازین محیط پر شور رحلت نمود و نعش شان در گازرگاه بطرف\nشمالی بختر هرات بخاک سپاریده شد .\nاین محاصره هم در سیر تدریجی هرات سکته آورده و یکی از\nجنگهای بزرگ اینجا شمرده میشود .\nعلاوه بر اینها که ذکر رفت محاربات كوچك و مدهشى بعد\nازان هم در هرات واقع شده از دیگران به نسبت عدم اهمیت\nشان صرف نظر کرده شد .\n*"}
{"book": "adl0112", "page": 103, "text": "۸۸\nقسمت چهارم\nحالات عمومی\nتقسیمات هرات :-\nهرات طبعاً به دو حصه تقسیم شده - از یک حصه بلوکات\nجلگه و از حصه دوم ولایات یا محالات تشکیل می‌یابد.\nبلوکات : همان حصه ایست که بجنوب کوه گازرگاه به\nدو طرف دریای هری رود واقع بوده و اکثر حصه آنرا آب\nدریا سرسبز و شاداب می‌سازد .\nبلوک عبارت از مجموع چند قریه ایست که از یک نهر\nآب خورده داشته و تحت اداره یک قریه دار یا علاقه دار\nاداره شود و اهالی آنجا راجع به فیصله دعاوی حقوقیه و\nمعاملات رسمیه خود به خود مرکز راء ساً مربوط باشند.\nمحالات عبارت از حکومتی هائی است که در اطراف\nو وقسمت"}
{"book": "adl0112", "page": 104, "text": "۸۹\nدور دست ہرات بوده و آنرا یک حاکم یا علاقه دار اداره\nنماید.\nبلوکات :۔\nدریای هری رود از طرف شرقی هرات بعد از انکه\nاو به و شافلان را آب داده و از ان حصه گذشته بطرف\nمغرب می آید بد و طرف آن بلوکات واقع بوده و از دریا آب\nمی بر دارند.\nدر وقتی که آب دریا کم میشود چشمه سارهائی که بعضی در سطح\nارضی خود دریا واقع اند و برخی در اطراف و جوانب آن تراوش\nمینمایند اکثر حصه های زراعتی بلوکات آب اصلی دریا سیراب می\nسازند.\nهمچنین اراضی در بلوکات هستند که از دریا آب نگرفته و\nاز همین قبیل چشمه ہائی که منبوع مینماید کشت و زراعت میشوند، رود"}
{"book": "adl0112", "page": 105, "text": "مرقد مطهر و مقبرۀ مبارك بزرگوار كامل ومحدث مشهور حضرت ابو الوليد هروى"}
{"book": "adl0112", "page": 106, "text": "کار و بار از همین جوی چشمه‌ها تشکیل می‌شود.\nبقیه آب دریا که از بلوکات میگذرد یکسر بطرف غربی هرات\nجریان داشته غوریان و کهسان را سیراب نموده بخاک\nایرانی داخل میگردد.\nدر هنگام طغیان آب بندہائی که برای جدا کردن نهرها احداث\nشده اند نظر بضعف عنصر عمرانی خود محل خطرات مدهشی واقع می\nگردند.\nچنانچه بند انجیل در سال ۱۳۰۹ شمسی از شدت سیلاب\nخراب شده و اگر توجهات جناب نائب سالار صاحب مساعدت\nنمیکرد باعث اتلاف سرمایه چندین هزار کشت گر بیچاره میگردید.\nبآینده قریبی امید داریم: مساعدت و غمخواری های حکومت\nمتبوع نادر شاهی در ذیل اصلاحات مملکتی؛ این مانعه خطیر را از\nپیشگاه ارباب فلاحت بردارند.\n\nبلوکات"}
{"book": "adl0112", "page": 107, "text": "بلوکات مرکز از این قرار است :-\nگزاره – کمبراق – انجیل – جوی نو – النجان\nآتشاب – ادوان تیزان .\nنهرهائی که از دریا جدا میشوند به نسبت تفاوت سطح ارضی\nو بلندی و پستی بقاع بعضی طرف راست خود را آب میدهند و\nبرخی طرف چپ خود را و بلندی هر دو طرف خود را سیراب می\nسازند .\nزیارت گاه که یکی از مزار جاهای بزرگ هرات است ،\nدر بلوک گذاره واقع شده و مصلیٰ که در زمان سلطان حسین میرزا\nساخته اند با دو مناره بلند آن تا هنوز باقی است .\nیک مسجد بزرگ دیگر هم در آنجا است که میگویند از هفتصد\nسال بآن طرف ساخته شده است .\nمزار حضرت ابوالولید صاحب که یکی از کبار علماء و محدث\nالخواجه ابوالولید احمد بن ابی الرجاء عبد الله بن ایوب بن حنیفة الهروی رحمة الله علیه المتوفی فی\nسنه ۳۲۳ هجری قمری ۱۲ مؤلف"}
{"book": "adl0112", "page": 108, "text": "یکی از نزهت گاه های بدیع هرات تخت صفر"}
{"book": "adl0112", "page": 109, "text": "۹۲\n\nمشهوری میباشند در بلوک انجیل واقع میباشد زیارت امام\nشش نور که آنها را از اولاد ائمه معصومین حساب میکنند در\nبلوک جوی نو واقع و مردم بزیارت آن میروند.\nدر سیاه شان که به بلوک گذاره واقع است بعضی آثار تعمیرات\nگذشته از توی خاک پیدا میشوند و آنرا حمل بر زمانه های سیاوش\nمینمایند .\nمقبره سدوزائی ها و قبر شاه کامران در روضه باغ واقع\nبلوک گذاره است .\nتخت سفر و باغ رباط غوریان که یکی از نزهتگاه های هرات\nاست در حصه شمالی بلوکات بدامنه کوه گازرگاه واقع میباشد.\nجنگل روضه باغ و اردو باغ که از جنگل های انبوه و باشکوهی\nحساب میشوند در بلوک گذاره واقع است .\nبلوکات به نسبت کثرت نفوس ، خوبی هوا و وفرت آب از\n\n۱ تخت سفر از قدیم بوده ولی شجاع الدوله خان وزیر اغیه آنرا بصورت درستی ترمیم فرموده است.\n۲ چهار باغچه رباط غوریان را جلا لتماب مرحوم محمد سلیمان خان احداث فرموده .\n۳ جنگلات هم نشان زحمات محمد سلیمان آغا مرحوم است ، علی الخصوص جنگل شهر بزار جریب ."}
{"book": "adl0112", "page": 110, "text": "۹۳\n\nتمام نقاط هرات بهتر بوده موقعیت لطیفی را دارا می باشد.\nتقسیم آب - هرات را میگویند حضرت مولوی صاحب جامی علیه\nالرحمه فرموده است ولی از ان وقت تا اکنون تغییرات زیادی\nدر ان رخ داده است - اگر فرصت مساعدت نمود در آخر این\nرساله تقسیمات صحیح آب موجود را پیدا نموده با فتخار کشت کران\nهرات تقدیم حضو ر قارئین می نمائیم.\nمحالات:-\nمحالات هرات را قانون حکومتی نسبت ببعضی مناسبات بحکومتی\nهای درجه اول و دوم و سوم و علاقه داری ها قسمت نموده است.\nحکومت درجه اوّل :-\nحکومت غوریان که علاقه داری کهسان مربوط آن است.\nغوریان طرف غربی شهر هرات واقع است - مرکز حکومتی حصار\nو ارگ بزرگی داشته که در حملات ایرانی ها اکثر موضع حرب و مدافعه"}
{"book": "adl0112", "page": 111, "text": "واقع گردیده است !!!\nدیوارها و خندق ارک تا هنوز باقی است.\nشهر فوشنج که علی قول اهل التاریخ قبل از آبادی شهر هرات\nآباد بوده است - بین غوریان و شهر هرات بطرف جنوبی دریا\nواقع است واکنون بنام زنده جان یاد میشود.\nدرین وقت از شهر آثار و دیوار آن هم خیلی ضعیف باقمیانده\nو یک وقتی نهایت عظمت و بزرگی داشته است.\nصاحب معجم البلدان اکثر خوبی های هرات را از شهر فوشنج ؛\nمستخرج میداند.\nمیگویند : فرعون و هامان هم درین شهر آمده اند - در فوشنج\nیک خرابه ایست که آنرا مردم مطبخ شدّاد مینامند.\nشیخ ابو اللیث فوشنجی که یکی از کبار علماء میباشند و حضرت\nخواجه عبدالله انصاری قدس الله سره السامی نیز در مصنفات\nا سال وفات شان معلوم نیست در خیابان پشت جوی انجیل است ۱۲ رساله مزارات\nص‍"}
{"book": "adl0112", "page": 112, "text": "۹۵\n\nخود انران بایا د فرموده اند از فوشنج بوده اند.\nمزار شیخ ابو الحسن فوشنجی که یکی از بزرگان مشایخ بوده در آنجا\nاست.\nکوه دوشاخ که بطرف جنوب غوریان است آثار تعمیرات\nو استحکامات گذشته را از زمانه های بسیار دور نشان میدهد\nشکیبان مردی که حضرت صوفی اسلام در انجا شهید شده\nاند از قرای غوریان میباشد.\nمزار مولینا زاهد شکیبانی رحمة الله علیه و مزار شیخ ابونصر\nکه هر دو از اجله علما بوده اند در شکیبان علیا میباشد.\nمزار شیخ ابو اسحاق علیه الرحمه که از ائمه سلف و از زمره\nمحدثین شمرده میشوند در شکیبان سفلی است.\nمعدن نفت پهلوی جوی کهسان از قلعه گذشته بطرف چپ\nسرک پادشاهی در سطح ارضی دریای هرات واقع است در هنگام\n\n۱ مولینا زاهد در سنه ۸۳۷ هجری وفات یافته اند ۱۲\n۲ تاریخ وفات شان معلوم نمیشود.\n۳ شیخ ابو اسحاق رحمة الله علیه در سنه ۲۵۲ وفات یافته اند ۱۲"}
{"book": "adl0112", "page": 113, "text": "۹۶\nطغیان دریا توی آب میشود.\nاین معدن جوان که هنوز دست روزگار پرده از رخسار\nمحاسن او نبرداشته از بهترین معادن نفت بقلم میرود - امید\nاست در آتیه قریبی بحسن توجهات حکومت نادر شاهی کار آن جاری\nدر سرمایه اقتصادیات جاوید افغانستان مقام مهمی را احراز\nنماید.\nکهسان در سابق ارگ و حصار متینی داشته و در فتنه\nچنگیزی پا خراب گردیده است اکنون جز یک توده خاک سیاه\nاز خود نشانی نگذاشته.\nدخمه یکی از مخدرات امرای تیموریه پهلوی حصار کهسان\nتا هنوز باقی است.\nارباب تاریخ کهسان را بنام کوسویه یاد میکرده اند\nمولینا ناصرالدین و شیخ ابن یمین با مولینا شمس الدین محمد رحمة الله -"}
{"book": "adl0112", "page": 114, "text": "۹۷\nعلیم که از اجله روحانیون این محیط اند زاده آب و\nهوای کهسان میباشند دریای هری رود از میان\nغوریان و کهسان گذشته هر دو طرف خود را آبیاری\nمینماید.\nپل ترپل که از آثار معمورات گذشته این سرزمین\nاست - در حدود شش بر روی دریا واقع بوده و هرات\nرا وصل مینماید.\nسطح ارضی غوریان و کهسان تا آخرین نقطه خاک\nافغانی امتداد داشته و عین بر حاشیه خط سرحدی ایران\nخاتمه می پذیرد.\nاهالی اینجا از اقوام مختلف از حیث افغان تاجیک،\nچنگیزی، بلوچ و غیره تشکیل مییابد.\nبیشتر زراعت کار و مالدار بوده یک حصه کمی هم داخل"}
{"book": "adl0112", "page": 115, "text": "۹۸\nداخل ماموریت های دولت میباشند\nکرخ حکومت درجه سوم در شمال شرقی هرات میباشد.\nصاحب معجم البلدان اینجا را بنام کروخ یاد کرده، می\nنویسد:-\nکروخ شهری است بفاصله ده فرسخ دور از هرات\nواقع اهالی آن تجارت مینمایند کشمشی که از کرخ حاصل میگردد\nبتمام دنیا فروخته میشود .\nطول و عرض اراضی کرخ به ده میل بالغ و همه از باغ\nو مساجد و عمارات است - و نیز مینویسد: که یکی از منسوبین\nکرخ ابوالفتح عبدالملک بن ابی القاسم عبدالله بن ابی سهل القاسم\nبن ابی منصور الکروخی است .\nجناب ایشان یکی از صلحای کثیر الخیر کروخ بوده در هرات\nوفات"}
{"book": "adl0112", "page": 116, "text": "از عامر محمود بن ابی القاسم الازدی و ابی نصر تریاقی و غیرها\nسماع میفرموده اند.\nچنانچه ابوسعید ذکر شریف ایشان را در شیوخ خود نموده\nاست:\nدر سنه ۴۶۲ در کرخ تولد و در آخر عمر بمکه معظمه مجاورت\nفرموده و در سال ۵۴۸ در همان جا وفات یافته اند.\nکرخ میان دو کوه واقع شده سطح ارضی آن ناهبوار\nو پشته های پست و بلندی تشکیل میدهند.\nرودی که از چشمه سار مسجد چوبی و خواجه چهارشنبه و\nاطراف آن حاصل میشود از میانه کرخ گذشته و آنرا سیرآ\nمیسازد.\nکرخ مقام ارشاد حضرت صوفی اسلام رحمۃ اللہ علیہ بود"}
{"book": "adl0112", "page": 117, "text": "۱۰۰\nو اکثر اراضی آن باحترام مزار حضرت شہید وقف و تعلق به\nاولاد او دارد .\nمزار حضرت شہید در باغی که خودشان احداث فرموده\nاستعداد بزرگی و شرافت کرخ را مضاعف ساخته است\nمرقد مبارک حضرت شهید در وسط این باغ بالای پشته بلندی\nواقع بوده سبزی درختان کهن سال ناجو با تموج علم های قرمزی\nکه بران سایه می افگند منظره محبی تشکیل داده تاریخ خونین\nو گلناری را که حضرت شهید بر صفحه سبز افغانستان یادگار\nگذاشته اند بدیده ها مجسم مینماید .\nدر پهلوی قبر حضرت شهید قبرستان بزرگی تشکیل و اکثر اولاد\nو خلفای شان در انجا دفن میباشند .\nدر این جا مسجد بزرگ و باشکوهی است که مانند رفعت بنا\nو وضعیت ساختمان آن کم دیده شده .\nدر وقت"}
{"book": "adl0112", "page": 118, "text": "١٠١\n\nدر وقت خلیفه الله وردی پسر حضرت شهید ساخته و تا اکنون\nهم بهمان ساختمان سابق آن باقی است و درین مسجد همواره بعد\nاز ادای بامداد بصحبت حضرات مثنوی شریف خوانده میشود.\nخرابی ہائی که دران واقع شده بود سال (١٣٤٩) جناب\nمیرزا عزیز محمد خان مستوفی هرات از مجادرت و اراداتی که به\nآنها داشتند در ترمیم آن پرداخته و نگذاشتند بچه آثار بزرگ\nاسلامی مملکت شان منهدم گردد.\nحصار و آثار عظمت و اقتدار دوره های ملوک الطوائفی\nاز خوانین جمشیدی در کرخ بصورت خرابه ها یافت و تا هنوز ازان\nها یاد میدهد.\nاهالی کرخ اکثر جمشیدی بوده و بسیار کمی از دیگر طائفه\nها در آنجا یافت میشود، اہل زرع و مواشی میباشند.\nمیرزا جنید الله حاذق و خلیفه سیدای شاعر هر دو عموماً"}
{"book": "adl0112", "page": 119, "text": "١٠٢\n\nدر سایه آب و هوای کرخ تربیه یافته و قوای کامله شعری\nشان در اینجا نشو و نما گرفته است .\nجاده کلان و منتظمی شهر هرات را به کرخ و کرخ را\nبه قلعه نو وصل مینماید .\n\nقلعه نو از هیئت تشکیلات رسمیه حکومت درجه اول\nشمرده میشود .\nسرکی که شهر هرات را به کرخ وصل مینماید از پهلوی\nخواجه چهار شنبه و میان دره لامان گذشته به قلعه نو\nمنتهی میشود .\nقلعه نره تو که یکی از مضبوط ترین آثار خیلی قدیمیست\nدر علاقه قلعه نو بفاصله ٧ فرسخ از مرکز حکومتی بطرف جنوب\nغربی، بالای کوه بلند واقع است بجز یک راه باریک مشکل"}
{"book": "adl0112", "page": 120, "text": "۱۰۳\n\nاز هیچ طرف امکان دخول و صعود به قلعه نیست.\nاین قلعه در صحائف تاریخ هرات از حیث عظمت و\nمتانت مقام منبعی را احراز کرده است.\nدر ادوار سلف هنگام لزوم و ضرورت خزانه های\nپادشاهی و محبوسین مهم درین قلعه فرستاده میشدند.\nدر وقت فرمان فرمائی سلطان سعید کورگان یعنی در\nسال ۹۶۱ بیرکه نام کل بچه از ار ذال بادغیس به زه تو به\nحیله فروختن گوسفند رفته و شبانگاه چند نفر رفقائی که درشت\nذریعه کند با خود بالا برده و حصار را از محافظین سلطان باین\nشعبده به چنگ آورده بود، صاحب روضۃ الصفا مینویسد:-\nکه تا مدت درازی بیرکه در قلعه نره تو فرمانفرمائی داشت\nو قوای سلطان سعید با همان کثرت و مناعت نمی توانست\nنسبت بدشواری و متانت موضع قلعه را از تصرف بیرکه خارج"}
{"book": "adl0112", "page": 121, "text": "۱۰۴\nنماید - تا آنکه رفقای میر که با هم بر خلاف شده و برضای\nخود قلعه را گذاشتند.\nقلعه نزه تو با همان طرز و ساختمان با عظمت و شکوه خود\nتا هنوز باقی است - دیوار حصار بلند با آبگیرهای سنگی\nژرفی دارد ولی خانه هائی که درون قلعه احداث شده بود\nنظر به قدم تعمیر و گذشتن زمانهای دراز خراب گردیده\nاست .\nاین قلعه یکی از کهن ترین آثار عمرانی هرات بقلم رفته\nو تعمیر آنرا بزمانه های قبل از اسلام یعنی دوره های بده و\nتصرف کیان نسبت میدهند .\nحکومت قلعه نو بداشتن این قلعه یک صحیفه شاندار\nتاریخی و تصرف مثل معدن ذغال یک ذخیره جاوید\nاقتصادی امتیاز مهمی را دارا میباشد ."}
{"book": "adl0112", "page": 122, "text": "۱۰۵\nمعدن ذغال در نقطه بین مسجد چوبی و قلعه نو در حصه\nآغاز جنگل ارچه لامان دو هزار قدم بطرف شرقی سرک\nدر پشته بلندی واقع است .\nسنگ ذغالی که ازین معدن کشف شده به مراتب\nاعلی و بدرجات وافر میباشد .\nاین معدن جوان است و تا هنوز از استعداد\nکامل او بقدر سرموئی نقصان نیافته و عنقریب از طرف\nحکومت متبوعه ما کار آن دائر خواهد شد .\nو این معدن برای ترقیات امور اقتصادی افغانستن\nامید است بهمین زودی ها خدمت بزرگی خواهد نمود.\nقلعه نو علاوه بر این دو چیز مهم یک جنگل پسته و\nارچه هم دارد که بر اهمیت علاقه آن می افزاید .\nجنگل پسته بطرف شمالی حکومت واقع میباشد جنگل نهایت"}
{"book": "adl0112", "page": 123, "text": "۱۰۶\nبزرگی وسعت دارد ، تقریباً به ۱۶ فرسخ طول و ۴ فرسخ عرض مشتمل و دارای چندین لک درخت قدرتی پسته می باشد .\nسالیانه محصول آن از طرف حکومت عمل و دخل می شود .\nجنگل ارچه لامان در حدود بند سبزک ما بین قلعه نو و خواجه چهارشنبه بر کوه های بلند سنگی واقع است - سرکی که بقلعه نو میرسد از میان جنگل گذشته و یک حصه زیاد سرک به سایه درختان این جنگل دارای طراوت و سرسبزی قشنگی می گردد .\nقلعه نو از رودباری که از چشمه های بند سبزک حاصل میشود آبیاری میگردد .\nاهالی قلعه نو بیشتر از طائفه هزاره تشکیل یافته ، یکعده افغان"}
{"book": "adl0112", "page": 124, "text": "۱۰۷\nهم درین سرزمین زندگانی دارند.\nاز دیگر اقوام مثل جمشیدی و تاجیک خیلی کم میباشند.\nبیشتر مالداری و زراعت مینمایند ، اینجا بیشتر للمی میشود زمین های\nقلعه نو - زراعت للمی از قبیل گندم و جو و خربوزه و غیره بنهایت\nخوبی بعمل می آورد.\nعلاقه قلعه نو بخط سرحد واقع بوده و سطح ارضی آن به\nحصه آخرین خاک افغانستان امتداد داشته و بعلاقه روسی\nخاتمه می یابد.\nمزار خواجه چهار شنبه که نواسه حضرت امیر سید کلال\nصاحب میباشند در پهلوی سرک واقع است علاوه بر فیوضات\nروحانی آب و هوای خوبی هم دارد .\nاز مزار خواجه چهار شنبه هزار قدم گذشته بطرف شمال غربی"}
{"book": "adl0112", "page": 125, "text": "۱۰۸\nبالای پشته بلندی که بر کنار نهرک میباشد آثار تعمیرات گذشته\nو خرابۀ یکحصار متین با برج و بارۀ آن تا هنوز باقی است\nمعلوم است جای متین و معموری بوده و در فتنه چنگیزی\nبا خراب گردیده است .\nنهرک اعلی هر رقم وبرک ، از ساختمان قلعه نو بوده و\nدر هر جا شهرت فوق العاده دارد."}
{"book": "adl0112", "page": 126, "text": "١٠٩\n\nمرغاب :-\nحکومت مرغاب از حیث رسمیت درجهٔ دوم معرفی\nمیگردد - راهی که هرات را به قلعه نو وصل مینماید از قلعه نو\nگذشته بمرغاب واصل میشود :\nرود مرغاب از وادی های هزاره جاری شده از\nمیان مرغاب گذشته بخاک دولت روس داخل می شود.\nدهکده های مرغاب به دو طرفه دریا واقع است و هر دو\nطرف از دریا آب میبردارند.\nمرکز حکومت: بطرف مشرق دریا بوده قلعه و حصار\nتینی دارد آب از کنار متصل قلعه میگذرد - دیوار وفصیل با\nبرج و بارهٔ قلعه بنهایت استواری تا هنوز باقی است.\nپل مرغاب بطرف جنوبی قلعه بفاصله چهار فرسخ واقع\nو یکی از آثار قدیم مرغاب است."}
{"book": "adl0112", "page": 127, "text": "۱۱۰\n\nقلعه مروی چاق بفاصله دو فرسخ طرف شمال قلعه حکومتی\nواقع است ، شهر بزرگ و قلعه متینی بوده اثار و علائمی که تا\nهنوز از ان باقی است بر اعتلا و عظمت دوره های سابق\nآن شهادت میدهد .\nسطح ارضی مرغاب به نسبت عدم سویت و تسطح ؛ اکثر\nحصه آن از دریا آب برداشته نمیتواند و ازین جهته اراضی\nمرغاب یکحصه بزرگ آن از زراعت بی نصیب میماند.\nصاحب معجم البلدان محمد بن خلف بن یوسف بن ادیب\nصوفی ابو عبدالله هروی را که یکی از کبار مشایخ بوده و در\nسنه های ۵۳۰ زندگانی داشته بمرغاب نسبت میدهد.\nمنطقه حکومتی مرغاب هم بسرحد مملکت ؛ واقع بوده\nوحصه آخرین آن عین بر خط سرحد روسی منتهی میشود .\nاهالی مرغاب از افاغنه غلجائی بیشتر و طائفه قچاق و کمی\nجمشیدی"}
{"book": "adl0112", "page": 128, "text": "١١١\nاز دیگر طوائف تشکیل می یابد، مالداری و زراعت کاری می\nنمایند.\nمزار شاه مرادخان شهید کرنیل کابلی که در سنه ۱۳۰۲ در\nمحاربه مرغاب که افغانها با روس ها نموده بودند و در سرپل\nبایکیجهان شجاعت و رشادت شهید شده اند بر سرپل محال مرغاب جوده\nو هنوز هم از خون حرارت ناک آن جوان عسکری یاد میدهد."}
{"book": "adl0112", "page": 129, "text": "۱۱۲\nاوبه و شافلان :-\nنظام تشکیلات ملکی حکومت اوبه را درجهٔ دوم تعیین و علاقهٔ\nشافلان را بآن مربوط نموده است.\nبطرف شرقی شهر هرات بفاصله شصت و چهار میل انگلیسی\nیک فرلانگ به دو طرفهٔ دریای هریرود واقع میباشد.\nخوبی آب و هوا، حسن موقعیت این موقع را به بهترین\nمناسبت طبیعی حائز نموده است.\nصاحب معجم البلدان مینویسد:-\nاوبه قریهٔ از قراء قریهٔ هرات است و باین زمین\nعلمای بزرگی نسبت داده شده اند تا جناب فقیه کامل عبدالعزیز\nاوبهی که در سنهٔ ۴۲۸ وفات یافته اند و ابو منصور اوبهی که\nدر سال ۴۰۳ رحلت فرموده اند.\nو ابوعطاء اسماعیل بن محمد بن احمد هروی اوبهی که ازانجا\nرحمت"}
{"book": "adl0112", "page": 130, "text": "ابوالحسن طبری روایت میکند.\nو همچنین جناب علامه مرحوم عبدالمجید پسر اسماعیل پسر\nمحمد ابو سعید قیسی هروی حنفی قاضی بلاد روم.\nولادت با سعادت شان دراوبه شده تحصیل علوم فقهیه\nرا در ماوراءالنهر از سید شرف و قاضی فخر رحمها الله تعالی نموده\nاند - علمای دانشمند عالم اسلام اکثر آنها را مقتدای خود قرار\nداده و استفاده‌ها از حضورشان برده‌اند.\nدر بغداد و بصره و همدان و بلاد روم عمر عزیز خود را بتدریس\nعلوم دینیه گذرانیده اند در هر جا رأس علمای ثقه قرار یافته\nاند.\nحضرت مولینا عبدالمجید مصنفات زیادی در فروع و\nاصول بیادگار از خود گذاشته اند.\nقرار قول صاحب معجم البلدان خطب و رسائل و اشعار"}
{"book": "adl0112", "page": 131, "text": "۱۱۴\n\nغزالی هم از ایشان باقی مانده .\nآخر در قیساریه بماه رجب ۵۳۷ وفات یافته و در آنجا\nبآغوش خاک سپاریده شده دا و بتا ابد بنام نامی هیچه فرزند\nعزیز خود قرین افتخار گردیده است .\nالحاصل خاک و آب او به علمای بزرگی تربیه داده ـ\nمولینا جلال الدین ادبهی رحمة الله علیه که یکی از کبار علمای دورهٔ\nتیموریه است ازو و به بوده اند\nاستفادهٔ علوم را از علامهٔ مشهور مولینا سعدالدین تفتازانی\nنموده و اوائل عمر را بخدمت آنجناب بسر برده اند.\nپایهٔ معلومات و استعداد علمی مولینا جلال الدین به\nاندازهٔ ترقی داشت که علامهٔ تفتازانی با همان فضل آقابی که\nداشتند اعلان فرمودند که جلال الدین هرگاه در مصنفات ما تغیری\n\nمشاهده"}
{"book": "adl0112", "page": 132, "text": "۱۱۵\n\nمشاهده کنند در اصلاح آن اختیار دارند.\nصاحب حبیب السیر مینویسد:-\nدر سنه ۸۱۳ روزی که مدرسه پا حصار از طرف امیر تیمور گورکان\nانجام یافت و مولینا جلال الدین برای امر تدریس در آنجا مقرر\nگردید عموم علما و امرا انجمنی بمدرسه بهم رسانیده و در آن حاضر\nشدند.\nمولینا محمد جاجرمی برای افتتاح مجلس آیتی از آیات کریمه\nقرائت فرمود.\nعلامه معروف محمد جزری بر حاشیه آیه کریمه مذکوره\nکه از طرف مولینا سعد الدین شده ده اعتراض بیان فرمود.\nمولینا جلال الدین برپا شده و بجان بلاغت و فصاحت\nاعتراضات محمد جزری را تردید نمود که همه حاضرین را بر پایه\nفضل و عظمت خود معترف گردانید."}
{"book": "adl0112", "page": 133, "text": "۱۱۴\n\nحضرت مولیا اکثر عمر شریف بتدریس علوم گذرانیده و\nبالاخر در شب پنجشنبه پنجم شعبان سال ۹۳۳ این دنیای فانی\nرا پدرود گفته و بعالم آخرت شتافته اند.\n\nاوبه قراری که در آغاز این کتاب بمعلومات بنای شهر\nملاحظه فرمودید در قدیم شهرستان عظیم داشته ولی اکنون\nازان چیزی باقی نمانده است.\n\nمعدن سنگ مرمر که اکثر تعمیرات هرات را جلوه عمرانی\nبخشیده طرف جنوبی دریا بعلاقه اوبه بدامنه کوه واقع میباشد.\nدر اوبه علاوه بر همه نفائس قدرتی یک چشمه آب گرم\nدر دامنه کوه طرف شمالی آن واقع است.\n\nآب این چشمه بتأثیر حرارت مرکزیه زمین و یا تماس\nدر معادن کبریتی بدرجه آخرین گرم و جوشان میباشد.\nآب وافری دارد و حوض بزرگی باطراف چشمه حفر\nشده"}
{"book": "adl0112", "page": 134, "text": "۱۱۷\nشده و عمارت بلند در بالای آن مرحوم فرامرز خان سپه سالار نموده و منظره عجیبی دارد."}
{"book": "adl0112", "page": 135, "text": "۱۱۸\nچقچران و جوند\nچقچران قرار تقسیمات ملکی حکومت درجۀ دوم است ، در کوهستان واقع شده ، دریای هریرود یک شاخۀ از وادی پاشینه و یک شیلۀ دیگر از سنگ تقه تشکیل یافته در لکه مزار باهم یکجا شده و از انجا طرف غربی را گرفته به هرات میرسد .\nمرکز حکومت چقچران در قریۀ کاسی است یک منارۀ بسیار بلند و باشکوهی در موضع بیدان بکنارۀ شمالی دریا بهیئت عجیبی برپاست ، این مناره بحصۀ اندرونی خود هم راه داشته و از ان راه تماشائی با نقطۀ آخرین آن برای تماشا میروند .\nروی منار بالوان مختلف رنگ داده شده و در ان بعضی از آیات کریمه و احادیث شریفه نوشته شده است ."}
{"book": "adl0112", "page": 136, "text": "۱۱۹\n\nاز یک حصه نوشته جات آن معلوم میشود که در زمان\nسلطان حسین میرزای بایقرا ساخته شده خواهد بود.\nاین منار تا هنوز آباد و آشیانه بالائی آن نظاره غریبی\nدارد.\nشهر آهنگران که بناکردهٔ ملوک غور است و از قدیم عظمت\nو بزرگی فوق العاده داشته در چغچران میباشد، خرابه\nهای آن تا هنوز باقی است.\nدر پهلوی این منار مزار یکی از نواسه های دختری\nحضرت شاه نقشبند صاحب میباشد.\nغار هزار کله از جاهای مشهور چغچران است.\nجائی که رود شینه و شرشر جاری میشود دو طرفه رود\nبرج ها و استحکامات متینی بوده که اکنون خراب شده است.\nبند باین در چغچران است و میگویند دران جا معدن طلا"}
{"book": "adl0112", "page": 137, "text": "میباشد .\nاهالی چخچران همه فیروزکوهی ست ، از دیگر طوائف؛\nمثل ده مرده و محله و غیره هم میباشد .\nزراعت اینجا گندم و جو ست ، للمی هم زراعت مینمایند .\nاز کثرت سرما و برودت اشجار میوه دار در اینجا قطعاً\nیافت نمیشود .\nگلیم و جوال از صنایع اهالی چخچران ست .\nعلاقه جوند و چارصده هر دو به چخچران مربوط میباشد ."}
{"book": "adl0112", "page": 138, "text": "١٣١\n\nجوند بشمال غربی چغچران است - از مرکز حکومتی چغچران\nتا مرکز علاقه داری جوند ۶۰ کرور راه میشود.\nجوند از آبشارهائی که از کوه مجاور آن حاصل میگردد\nآبخوره داشته و آب زیادتی آن برود مرغاب میریزد.\nدر قدیم این حصه ها بنام غرجستان یاد میشده است -\nهوای جوند به نسبت چغچران گرم است. میوه ها با قسام خصوص\nجوز که بکثرت در ان پیدا میشود، اهالی جوند همه فیروز کوهی\nمیباشند.\nچهارصده بحصه شمال شرقی مرکز حکومت چغچران بوده و\nاز انجا تا چغچران بیست کرور مسافه است.\nهوای چهارصده معتدل است.\nقلعه گهر که یکی از آثار تعمیرات گذشته است در چهارصده\nمیباشد و اکثر اوقات قشله عسکری واقع میشود."}
{"book": "adl0112", "page": 139, "text": "۱۲۲\n\nموقعیت متین و استواری دارد ـ چارصده هم مانند\nجوند میوه و زراعت را بخوبی بعمل می‌آورد و اهالی آن همه\nفیروزکوهی است"}
{"book": "adl0112", "page": 140, "text": "شهرك وفراه رود:-\nشهرك حکومت درجه سوم و فراه رود علاقه داری مربوطه\nآن ست.\nدر حدود بین راه چخچران و هرات واقع ست.\nحکومتی شهرك تابستان بخود شهرک و زمستان به کنج\nنقل داده میشود.\nکنج، حصار استواری دارد، میوه های هر رقم در انجا\nپیدا می شود.\nطرف شرقی شهرک بجنوب دریا در حدود مسجد نگار آثار\nتعمیرات و بقاع گذشته موجودست.\nدر موضع خوك ما بین کنج و شهرك، معدن نمک ست.\nاهالی برای احتیاج خود از انجا نمک میبرند.\nدر بعضی حصه ها سنگ هائی که بر معدن شرب دلالت میکند"}
{"book": "adl0112", "page": 141, "text": "۱۲۴\nپیدا میشود .\nعلاقه داری فراه رود بجنوب شرقی شهرک سمت - اهالی\nشهرک و فراه رود هردو از طائفه تیمنی میباشد .\n\nمیباشد"}
{"book": "adl0112", "page": 142, "text": "١٢٥\nقادس\nعلاقه داری است، بجنوب غربی قلعه نو بفاصله ده کروه مسافت واقع میباشد.\nدر قادس خرابه هائی یافت میشود که عوام قادس آنرا بنام شهر ارمن یاد میکنند و بارمنی ها نسبت میدهند.\nبروایت صاحب معجم البلدان که در موضوع تسمیه قادسیه بیان مینماید معلوم است قادس هرات قبل از نشر عالم اسلام جولانگاه نریمان و اقامتگاه اقوام او بوده است و ممکن است همین شهر از انها بوده چه او میگوید:-\nکه چون کسری از جور ترک بامی خوز بفغان آمد از نریمان بدفع آنها استمداد نمود و شرط گذاشت که هرگاه این مامولم از طرف نریمان انجام بشود هر چه بخواهد اجراء خواهم نمود.\nخلاصه نریمان ترک ها را بهر طرف پراگنده ساخت و پشت"}
{"book": "adl0112", "page": 143, "text": "١٢٦\n\nهزار نفر آنرا در هرات بهمین موضع قادس برای اقوام خود\nفرستاد - و امر نمود که ترک ها را علی التمام کشته و بروت\nهای شانرا لفا فه کرده بکسری بفرستند.\nاقوام نریمان بفرموده او عمل نموده و سبلات آنها را به\nکسری تقدیم داشتند نویشروان ازین امر خوش شده تاج شاہی\nبفرق نریمان نهاده و لباس خود را در برش نمود و بعد از ان احکام\nفرمود که با قوم قادسی خود بمقابله قشون عرب برود.\nنریمان در موضعی که اکنون بقادسیه شهرت دارد\nموضع گرفت.\nاصحاب فتوح مینویسد: که در غزوه قادسیه بمقابل\nفوج اسلام همان حصه از حزب کفار که خود را از نهایت استقامت\nبه زنجیرها و سلاسل بسته بودند از قوم نریمان و از موضع قادس\nهرات بودند.\n\nاز اینجا"}
{"book": "adl0112", "page": 144, "text": "۱۲۷\n\nتا اینجا بود معلوماتی که از معجم البلدان حاصل گردید.\n\nقادس از شیله که از چشمه های کوه بابا تشکیل می یابد\nآب گرفته زراعت مینمایند.\nقادس، قلعه نو، گلران، کشک، هر چهار جا بنام\nبادغیس یاد میشوند.\nاهالی قادس فیروزکوهی میباشند بعضی افاغنه هم در اینجا\nباین نزدیکی ها سکونت گرفته اند.\nزراعت قادس هم آبی و هم للمی هر دو میشود."}
{"book": "adl0112", "page": 145, "text": "۱۲۸\n\nغور:-\nغور حکومت درجه اوّل است و علاقه داری پرچمن\nو پسابند هرد و بآن مربوط .\nبفاصلۀ ۱۲۰ کروه مسافۀ تخمینی بسمت جنوب شرقی\nشهر هرات واقع است .\nچندی قبل تیجران و جوند ، شهرک و فراه رود ، تولک\nو فارسی همه مربوط غور بوده و بنام حکومت غورات اداره\nمیشد .\nغور در اراضی کوهستانی واقع ، هوای سرد و کوه\nهای باردۀ پر برف دارد .\nناوه هائی که از خود کهسار غور حاصل میشود غور را\nآبیاری مینماید .\nصاحب معجم البلدان مینویسد :-\n\nحمه"}
{"book": "adl0112", "page": 146, "text": "۱۲۹\nغور عبارتست از مجموع جبالی که بین ولایت هرات\nو غزنی واقع است .\nشهرهایی دارد و موحش دارد شهر بزرگی که ملوک غور در ان\nفرمانفرمائی میکردند بنام فیروز کوه یاد میشود .\nاز علمای منسوبین غور ابوالقاسم فارس بن محمد بن محمود\nبن عیسی غوری است .\nایشان از احمد بن عبد الخالق وراق و محمد بن محمد بن سلیمان\nباغندی روایت میکنند .\nمولینا ابو الفرج پسرشان از خود پدر بزرگوار خود روایت\nمی نماید .\nوفات مولینا ابوالقاسم در ۳۴۸ هجری قمری واقع\nشده است .\nمولینا ابو الفرج نیز خدمات شایانی در عالم اسلام نموده"}
{"book": "adl0112", "page": 147, "text": "۱۳۰\nو یکی از علمای ثقه و متدین بحساب میروند در سال ۴۰۹\nهجری وفات یافته اند .\nدر غور آثار بنا و بلاد گذشته در اکثر حصه ها معلوم می\nشود .\nآثار بروج و باره در دامنه کوه های مرتفع پرچمن\nو نیز کان و سنگان وغیره عظمت و شوکت سابقۀ غور را یگان\nیگان بنظر می آورد .\nمسجد چهل ستون یکی از آثار ترقیات اسلامی غور است\nکه اکنون خراب شده و آثاری ازان باقی نمانده .\nدر غور دو مغارۀ مدهش و عجیب است یک غار\nبنام قیسار یاد میشود .\nاین غار در وسط یک حصار سنگی خیلی مرتفع یک کوه بلندی"}
{"book": "adl0112", "page": 148, "text": "۱۳۱\nواقع است، از هیچ طرف در آن راه عبور و مرور نیست .\nصاحب فتوحات اسلام مینویسد : که در زمان حمله\nقشون اسلام بر غورات ، اهالی غور خزائن و اموال\nخود را در غار کوهی پنهان و راه اصلی آن را مسدود نموده\nاند قشون اسلام بزحمت زیاد یکحصه را تصرف و بقیه مال\nهنوز در غار باقی است .\nدرین وقت ها بپای غار بعضی روز ها سکه های طلا\nو نقره یافت میشود .\nو معلوم گردیده که این سکه ها از خود غار بنابر رفت\nو آمد طیور و پرنده گان میریزد .\nسکه های طلا و نقره آن مکرر ملاحظه شده است.\nغار دیگر بنام خواجه غار یاد میشود در قله بلند کوهی\nکه بطرف شرقی غار واقع است سنگ های درخشان و براقی"}
{"book": "adl0112", "page": 149, "text": "۱۳۶\nکه برق آن بصورت طلیعه یک نور خفیف مشاهده میشود از دور بنظر میآید .\nعوام غور میگویند آنجا ظروف طلا نهاده شده و شعشعه مذکور از ان سبب است .\nولی چون بخود ذروه راه ندارد از روی گمان معلوم است که از احجار معدنی ، یا آثار کبریت خواهد بود .\nدر نواحی غور چیزهای عجیب دیگری است که مورد ازدیاد عقیدت اهالی است واقع شده اند .\nاز ان جمله یکی درختیست که میگویند عیناً بشکل عقرب بار می آورد میوه های این درخت تماماً شکل و شباهت کژدم را داشته و هیچ تفاوتی ندارد .\nدیگر چشمه ایست که هرگاه اذان بدهند آب از آن تراوش میکند و همینکه آواز اذان خاموش شد آب آن هم خشک می\nشود"}
{"book": "adl0112", "page": 150, "text": "۱۳۳\nگردد.\nیک چشمه دیگری هم در غور است که در هر هفته یکبار بشب جمعه\nجاری میشود و شش روز دیگر خشک میباشد.\n\nمرکز حکومتی غور در قلعه تیوره میباشد اهالی غور کلیتاً تیمنی\nو چند خانه تاجیک و سادات و خواجه هم در انجاست .\nزراعت شان للمی و آبی هر دو نوع است .\nمیوه از هر جنس در غورات پیدا میشود.\nعسل اعلی و پوست سیاه گک برای پوستین - زیره\nو شیر خشت ، در بعضی جاها مومیائی معدنی از محصولات قدرتی\nغورات است .\nعلاقه داری پسابند سمت جنوب مشرقی مرکزی حکومت\nغور بفاصله ۴۰ کر در و علاقه داری پرچمن بسمت غربی غور بفاصلهٔ"}
{"book": "adl0112", "page": 151, "text": "۱۳۴\n۳۰ کرور راه مسافت واقع اند.\nآب و هوا و قومیت اہالی هر دو علاقه مانند خود حکومت غور\nاست.\n\nحضرت میر حسینی علوی که یکی از کبار مشایخ اند از غور بوده\nو مصنفات زیاد از قبیل نزهة الارواح و طرب المجالس و صراط\nالمستقیم و گنج نامه و زاد المسافرین و دیگر رساله ها دارند و در سال\n۷۱۸ ہجری وفات یافته اند .\nجناب مولینا ظہیر الدین که یکی از اجله روحانیون بوده اند بغور\nمنسوب میشوند .\nدر سنه ۷۳۳ ہجری قمری وفات یافته اند.\nمولینا فصیح الدین علاء الغوری که مفتی امور شرعیه و در سنه\n۸۳۷ فوت شده اند هم از غور بوده اند."}
{"book": "adl0112", "page": 152, "text": "۱۳۵\n\nتولك و فرسی\nتولك حکومت درجه دوم و علاقه داری فرسی از\nملحقات آن است بسمت جنوب غربی شهر بفاصله چهل کرور\nتخمیناً واقع است .\nدر پهلوی قلعه که فعلاً مرکز حکومت در آنجا است پیشتر قلعه بزرگی\nبوده بنام تولك یاد می شده ازین جهة تمام توابع و ملحقات\nآنرا تولك مینامند .\nتولك در کوهستانات پر سنگی واقع است و به دره های\nکوچک و بزرگ تقسیم میشود .\nآبی که از کوهستانات خود تولك تشکیل می یابد تولك را\nآب داده و اضافه گی آن به تگاب اشنان یکجا شده و در دهنه\nدو آب محال اوبه به دریای هرات میریزد ."}
{"book": "adl0112", "page": 153, "text": "١٣٤\nرود تولك بنام رود كپكان شهرت دارد.\nآثار عتیق و نشان معمورات گذشته سوای همان قلعه\nخرابه در دیگر جاهای تولك کم بنظر میآید .\nدر سمت غربی تولک غاری است که بنام غارگوکش اشتهار\nدارد با وضع عجیبی ساخته شده.\nراه داخل شدن آن میگویند از چاهیست که از سنگ\nتعمیر شده بعد از طی شدن چاه بخود غار داخل میشوند.\nدر میان غار بهرسمت دروازه ها و اثر خانه ہائی که از\nسنگ ساخته با وسعت و عظمت عجیبی ملاحظه میشود.\nامّا در حصّه های آخرین غار به نسبت خرابی هوا و حرارت مرکزية\nزمین کسی رفته نمیتواند.\nاهالی تولک به اکثریت تا یمنی و برخی تیموری و زوری\nهم می باشد.\nزراعت"}
{"book": "adl0112", "page": 154, "text": "۱۳۷\nزراعت تولک عموماً جو و گندم است.\n\nفرسی:-\nبطرف شرقی تولک بفاصله ده کروه راه واقع و بصورت\nیک ناوه بزرگی افتاده که طرف شمال آنرا کوه سفید و طرف\nجنوب آنرا کوه زیارت فراگرفته است.\nزمین فرسی سطح همواری تشکیل میدهد.\nآبی که از کهسار خود فرسی جاری میشود فرسی را آبیاری\nمی نماید.\nدر فرسی بعضی برج های قدیمه و آثار بناهای گذشته بجاهای\nمختلف یافت میشود.\nاهالی و زراعت فرسی هم مانند تولک است."}
{"book": "adl0112", "page": 155, "text": "۱۳۸\n\nاسفزار : -\n\nاسفزار حکومت درجه اول است. علاقه داری انار دره دکر و چه هر دو بآن\nمربوط میباشند اسفزار بسمت جنوبی هرات بفاصله ۴ کرو در مسافه واقع است. اسفزار\nدر سطح همواری بود دریای ادرسکن و رودگز از سمت جنوبی شرقی آن از کوهسار بلوک\nو فرسی تشکیل یافته سبزوار را سیراب میسازد. در اسفزار آثار بناهای سابق و علائم آبادی\nگذشته زیاد است. در سمت جنوب سبزوار بالای کوه بلندی یک قلعه استواری میباشد برج و باره\nاین قلعه تمام از سنگ ساخته شده است، برای ذخیره آب آبدانهای سنگی احداث شده\nاست. اهالی اسفزار این قلعه را بنام قلعه دختر یاد میکنند. معلوم است در سابق\nبنای شایانی بوده است، در حصه شرقی قلعه دختر اما در سطح زمین هموار آثار آبادی\nو یک قلعه دیگری معلوم میشود نام آنرا قلعه پسر یاد میکنند. در بلوک زاول یک\nقلعه بزرگ و حصار با شکوه دیگر است که آنرا قلعه زال مینامند اگر چه درین\nخراب شده اما عرض دیوارهای آن از بعضی حصه ها که باقی مانده به ده ده گز\nبالغ میشود و آثار عظمت آنرا مشهود می سازد.\n\nنصف"}
{"book": "adl0112", "page": 156, "text": "۱۳۹\nدر خود اسفزار نیز آثار شهر و عمارات گذشته بکثرت موجود است.\nبنام قلعه فرامرز در بلوک ریفال نیز آثار خرابه های موحشی معلوم میشود.\nدر سمت جنوب بلوک قصبه خرابه ہائی موجود است که باسم برزد\nشهرت دارد.\nصاحب معجم البلدان مینویسد :-\nکه اسفزار بفتح همزه و سکون سین و فای که گاهی\nمکسور و گاهی مضموم خوانده میشود شهری است میان هرات\nو سجستان .\nابو القاسم منصور بن احمد بن فضل بن نصر بن عصام\nاسفزاری منهاجی از ان جا است.\nاز عامه مشایخ وقت خود سماع\nفرموده .\nیکی از علما روایت میکند که ابو القاسم اسفزاری"}
{"book": "adl0112", "page": 157, "text": "۱۴۰\n\nوحید عصر خود بوده است - وعظ نیکو میفرموده شخص سخی -\nمتواضع کریم الطبع خفیف الروح بوده‌اند - همه وقت باقامه\nمظلومین و مساکین قائم بوده بدربار پادشاهان رفت و آمد\nمیکردند و آنها را بطاعت حضرت الهی و اشغال در معروف\nو نهی از منکر توصیه میفرمودند .\nفطرت صادق و آزاد مولینا ابوالقاسم هیچگاه از عظمت\nدربار امرا ء خوف نمیکردند آخرالامر در همدان بدروازه خانقاه ابی بکر\nمقرى در ۱۴ شوال سنه ۵۰۲ هجری قمری شربت شهادت نوشیدند\n\nمولینا شمس الدین محمد اسفزاری که یکی از علمای باهوش\nوزکای دوره سلطان حسین میرزای بایقرا بود نیز مولد شریف\nشان اسفزار بوده است .\n\n(۱) در سنه ۹۰۰ قمری در هرات رحلت فرموده اند ۱۲ حبیب السیر.\n\nفخر"}
{"book": "adl0112", "page": 158, "text": "در اسفزار مزارات مشهور و آرامگاه بزرگان در هر جا\nمزید اعتقاد و ارادات اهالی واقع شده اند .\nاهالی این سر زمین باکثریت افغان بوده و یک حصه هم\nاز تاجیک در اینجا زندگانی میکنند .\nافاغنه اسفزار از شعبات اچکزائی ، بارکزئی ، نورزئی،\nعلی زئی ، اسحاق زئی ، پوپل زئی ، خوگانی تشکیل یافته\nاست .\nاکثر زراعت و مال داری مینمایند .\nزراعت اسفزار :- گندم ، جو ، جواری و غیر هم\nمیباشد .\nسرک کلان پادشاهی سبزوار را به هرات و فراه\nوصل مینماید ."}
{"book": "adl0112", "page": 159, "text": "۱۴۲\nعلاقه داری انار دره\nانار دره بفاصله ۲۴ کروه تخمیناً طرف جنوب غربی سبزوار\nواقع است.\nاراضی آن کوهستانی است - آبی که از چشمه سارهای\nخود انار دره میتراود انار دره را سیراب میسازد .\nاهالی انار دره اکثر تاجیک و چند خانه نورزائی و خواجه\nهم در انجا زندگانی مینمایند .\nعلاقه داری کروه\nسمت شمال اسفزار از مرکز حکومتی بفاصله ۱۴ کروه\nدور است .\nایلات کر وچه در زمستان به بیابانهای گرم سیر و تموز\nبزمین های سردسیر کوهستانی زندگانی میکنند ."}
{"book": "adl0112", "page": 160, "text": "۱۴۳\nرود ارسکن و رود گز هر دو کرخ را آب داده بعد\nازان به سبزوار میریزد .\nمزار بزرگی بنام خواجه عبد الله احراری رحمۃ الله علیه\nدر جنوب شرقی کرخ بفاصلۀ دو کروه راه واقع است .\nاہالی ارادت زیاد ببه جناب شان دارند .\nشیر خشت و زیره از پیداوار قدرتی کروخ است .\nاہالی اینجا اکثر افغان میباشند - چند خانه تاجیک و\nچند خانه دار سید هم سکونت دارد .\nافغانهای کروخ از بارکزئی و نورزئی و الیکوزئی\nو اچکزئی تشکیل می یابد .\n*"}
{"book": "adl0112", "page": 161, "text": "۱۴۴\n\nكشك:-\nكشك از قرار تشكيل حكومت درجه اول معرفی می\nگردد.\nدر طرف شمال هرات مركز حكومت آن بفاصله ۲۲\nكرور و قشله عسكرى بفاصله ۳۲ كرور واقع است.\nدر كشك آثار و علائم آبادى مقامات گذشته بجاهاى\nمختلف پيدا ميشود.\nشهر خليل مابين دهن چا ر دره و چل دختران\nبطرف شرقى سرك است. آثار عمارات و بناهاى آن\nمعلوم ميشود.\nخواجه جير مزار بزرگی است و موجب زيادت اعتقاد\nاهالى واقع شده.\nكشك سابقه كه در زمان ملوك الطوائفى محل اقامت\nجمشيدى"}
{"book": "adl0112", "page": 162, "text": "۱۴۵\n\nجمشیدی ها بوده و یا حملات تراکمه وغیره مقابله ها می نموده بطرف\nآفتابی یکه درخت بکنار دریای کشک واقع ست .\nآثار دیوار ها و خندق های ژرف آن تا هنوز باقی\nاست .\nمزار امام شیر سرخ رحمة الله علیه که آنرا از اولاد\nائمه میدانند در پهلوی آن بالای تل بلندی واقع است .\nدر کشک کهنه در حدود قنات ملک و قریه هفتو و سربند\nقره عیتو نیز آثار و علائم بناهای کهنه به و فرت پیدا میشوند .\nدر طرف جنوبی درۀ جوال چاهی ست که ازان باد شدیدی\nمیوزد شدت باد باندازه است که هرگاه برای تجربه بدهنه\nچاه سنگ کلانی بیندازند بهوا می نماید بسیار اشخاص ملاحظه\nکرده اند .\nاز شهر هرات تا کشک راه کلان و گشاده رفته از بند گذشته"}
{"book": "adl0112", "page": 163, "text": "این هر دو جا را بهم وصل مینماید.\nخوش رباط، چوقر رباط، رباط میرزا و رباط سنگی\nکه از دوره امرای تیموریه برای تسهیل عبور و مرور مسافرین\nاحداث شده است اکثر بناهای آن تا هنوز باقی و برای\nمسافرین هنگام شدت سرما خدمات بزرگی ایفا مینماید.\nواقعاً بناهای عجیبی بوده اند.\nرود هائی که کشک را آبیاری مینماید به سه چشمه انشعاب\nمییابد.\nاوّل رودی که از چشمه های خود رباط سنگی و سبززارک\nحادث میشود.\nاین رود رباط سنگی را آب داده به چهل دختران برود\nکشک میریزد.\n۲ - رود یکه درخت که از قره قیتو شروع و یکه درخت را آب\nداده"}
{"book": "adl0112", "page": 164, "text": "۱۴۷\n\nداده در حدود شهر خلیل برود کشکی داخل میگردد.\n\n۳: خود رود کشک که از درۀ جوال و کله چغر جاری میشود\nو بعد از انکه دو رود فوق بآن ضمیمه میشوند کشک افغانی را آب\nداده و بخاک روس داخل میشود:\n\nاراضی کشک زراعت هر قسم بعمل آورده ایلات\nعلف خیز و چمن زارهای پر طراوتی دارد.\n\nهوای اینجا در بعضی جاها خیلی خوبست - اما در اکثر\nحصه جات در هنگام تموز مختلف بوده و موجب تولید تب لرزه\nهای مزمنی میگردد.\n\nسطح ارضی حکومت کشک نقطه آخرین سرحد مملکت\nواقع بوده و بخاک دولت شوروی خاتمه می یابد.\n\nاهالی کشک اکثر جمشیدی میباشد چند خانه افغان\nهم درین نزدیکی ها در انجا زندگانی میکنند."}
{"book": "adl0112", "page": 165, "text": "۱۴۸\n\nعلاقه گلران :-\nگلران طرف غربی کشک بفاصله ۱۴ کرور از یکدیگر\nدور میباشد .\nمرکز علاقه داری گلران موضع قره باغ ست - آثار\nو علائم شهر ها بناهای مختلف در ان جا معلوم می شود.\nقلعه سفیدک در رباط سرگردان و موضع غشوری نیز\nاز آثار بناهای دیرین بحصه های مختلف و متواتری یاد میدهد.\nگلران از کاریز ها و چشمه هائی که در خود اراضی آن\nجاری میشود زراعت میگردد .\nاهالی آن بالاکثر زوری ، فیروز کوهی جمشیدی ، نورزائی\nمی باشد ."}
{"book": "adl0112", "page": 166, "text": "۱۴۹\nباز هرات و همان تاریخ ارضی لاحق بسباق :-\nرشته معلومات خود ما خواه باستناد مآخذ عربی و فارسی\nمطبوع یا غیر مطبوع که از انها اقتباس واستفاده نموده ایم.\nو خواه بانجام یکحصه مشهوداتی که بهمت هموطنان عزیز\nخود اهالی هرات بدست آورده ایم تا همین جا خاتمه یافت.\nوالبته تا نقطه امکان باندازه قدرت خامه شکسته و\nحوصله دماغ افسرده خود از حالات تاریخی و جغرافیائی هرات\nاسرار مهمی را کشف ؛ و آثار پراگنده را تدوین نموده خواهیم\nبود.\nاینک بشرف اختتام این دوره ( ولوکه بتجزیه جداگانه )\nو استیناف موضوع احتیاجی هم نداریم.\nباز هم عطفاً علی ماسبق نشر معلومات مفصل تری\nرا که مؤرخ و جغرافیا نویس مشهور غرب استاد و بارتولد در قسمت"}
{"book": "adl0112", "page": 167, "text": "۱۵۰\n\nوسطی جغرافیای تاریخی عمومی ایران راجع بهرات نوشته\nو در ان اثر مدلول و بسیط خود با سناد مؤلفات عربی و فارسی\nو مجلدات روسی و انگلیسی بعظمت تاریخی و شوکت جغرافیائی\nهرات اعتراف نموده است - مورد استفاده قرار دادیم\nتا کسانی که میخواهند از پایهٔ اهمیت سیاسی و اقتصادی\nهرات در پیشگاه مؤلفین خارج هم مسبوق باشند، ازان استفاده\nنمایند.\nو از انجائی که این قسمت از طرف یکنفر مؤرخ و مستشرق\nغربی تدوین شده است - ما هم عیناً بهمان عبارت و سبق تحریر\nبتجدید و اعادهٔ موضوع کتاب خود پرداخته و بیک مبحث\nجداگانه آنرا در اینجا ضمیمه مینمائیم."}
{"book": "adl0112", "page": 168, "text": "۱۵۱\n\n(واسیلی ولادیمیر و ویچ بارتولد)\nتذکرهٔ تاریخ ایرانرا در سال ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲\n\nمسیحی جمع و تدوین نموده است.\nبارتولد در قضایای تاریخی و مسائل جغرافیائی\nشرق خصوص در قسمت آسیای وسطی ؛ تنقبات و کشفیاتِ\nمهمی کرده - تصانیف و آثار بسیاری از خود گذاشته است.\nدر زبان های شرقی ملکه تامی داشته و چنانکه همواره\nسمت پروفیسوری دارالعلوم شرقی را عهده دار بوده، در\nضمن؛ سه صد فقره کتاب، مقاله، تقریظ وغیره تألیف\nنموده است.\nبارتولد در کتاب تذکرهٔ تاریخ عمومی ایران که ما\nتنها حصهٔ هرات آنرا نقل میداریم از ۲۶ نسخه تقریباً کتب\nمعتبر تاریخی و جغرافیائی عربی و فارسی اقتباس نموده است."}
{"book": "adl0112", "page": 169, "text": "۱۵۲\nمانند تاریخ ابن اثیر، ابن بطوطه، ابن حوقل ، ابن\nخرداد ، ابن رسته ، نزهة القلوب میرزا حمد الله ، تاریخ\nمعین الدین اسفزاری ، تاریخ حافظ ابرو ، تاریخ ابن فقیہ\nتاریخ ابوالغاری معجم البلدان و غیره وغیره . . . . .\nو همچنین از چندین جلد مجلدات مؤلفه غربی از قبیل\nانگلیسی، المانی ، روسی و غیره که ما بذکر اسامی آنها احتیاجی\nنداریم.\nو واقعاً در اثر زحماتی که بر خود لازم گرفته کتاب او هم\nیک کتاب مستندی گفته می شود .\nاین کتاب را آقای حمزه سردادور (طالب زاده)\nبزبان فارسی بعبارت غرا و زنده ترجمه و در سال ۱۳۰۸\nدر پایتخت همسایه دوست دار ما دولت معظم ایران طبع گردیده\nاست .\nسادور ."}
{"book": "adl0112", "page": 170, "text": "۱۵۳\nاستادو . بارتولد (صفحه ۹۹۱) کتاب خود تحت عنوان\nهرات و جریان هریرود مینویسد : -\nجغرافیانوسیان عرب راه ہائی را کہ وادی مرغاب\nرا با وادی رود مهم دیگر یعنی هریرود متصل میکنند و هرات\nہم درین دومی واقع بوده تفصیل شرح نمیدهند .\nاز هرات رو به شمال شرق تا مر و شش روز - و از\nهرات رو بشمال غرب تا سرخس پنج روزه راه حساب می\nکردند .\nمملکت بین هرات و مرو زو درا کینج رستاق و\nولایت بین هرات و سرخس را با دغیس مینامیدند .\nبعد از ان کلمه ( بادغیس) بسط معنی یافته و بتمام\nقسمت شمال غربی افغانستان کنونی اطلاق میشد .\n(حافظ ابرو در قرن پانزدهم تمام ولایت بین هریرود"}
{"book": "adl0112", "page": 171, "text": "۱۵۴\nو مرغاب را بادغیس مینامید)\nدرگنج رستاق و همچنین در بادغیس از چند شهر نام میبرند\nکه اهمیت بزرگی نداشتند – از سمت جنوب غربی دو رود\nخانه كوچك یعنی كشك و كا شان بمرغاب میریزند .\nاین دو رودخانه چندان بکثرت آب معروف نبوده\nو گاهی در تابستان بقسمت سفلی مسیل خود بکلی خشك می\nشدند .\nدر دوره جغرافیا نویسان عرب آب این دورودخانه\nبرای شرب مصنوعی اراضی کفایت نمیداده ، در گنج رستاق\nو همین طور در بادغیس اراضی زراعتی فقط با آب باران\nو یا آب چاه مشروب میشدند – شرب اراضی زراعتی با\nآب باران غالباً در نقاط کوهستانی معمول است که باران\nبیش از جلگه میبارد و این قسم کشت و زرع را زراعت بهاری\nمیگویند."}
{"book": "adl0112", "page": 172, "text": "۱۵۵\n\nمیگویند.\nقسمت شمال غربی افغانستان موضوع تحقیقات\nمبسوط کمیسون سرحدی انگلیس واقع گردیده - راه\nعمده از هرات به مرو؛ در قرون وسطی ظاهراً از وادی\nکشک عبور میکرده است. و نه از وادی کاشان -\nچنانکه خرابی های متعدّد سواحل کشک و پل قدیم در آبادی\nچهل دختران که اغلب در تاریخ تیمور و تیموریان ذکر میشود\nدال بر این مطلب است\nدر ۱۲ میلی (انگلیس) شمال چهل دختران پست\nکشک روس واقع شده است.\nدر کشک؛ نزدیکی آبادنی کنونی قلعه مور شهر لشغور\nواقع بود که از انجا علاوه بر راه هرات به مرو رود، راهی\nهم از مرغاب و قلعه احنف (درین زمان قراول خانه)"}
{"book": "adl0112", "page": 173, "text": "۱۵۶\n\nبطرف غرب و بادغیس میرفت.\nخرابه‌های بشور محوطه بزرگی را اشغال کرده‌اند.\nدر وسط این محوطه بر روی تپه مصنوعی و مرتفعی\nآثار قلعه قدیم که از آجر ساخته‌اند نمایان است.\nیک راه دیگری از قسمت علیای مرغاب و از بلاد\nغرجستان به هرات ذکر میکنند که از قریه کروخ که درین زمان\nهم بر قرار است در شمال شرقی هرات میگذشته جبالی که بین\nهریرو و درشته انهار مرغاب قاسم آب بودند در قدیم\nباسم (پار و پایس) معروف بودند- این اسم را جغرافیه\nنویسان معاصر هم غالباً استعمال مینمایند.\nبرای تمام این سلسله جبال کلمه بومی مخصوصی نیست\nولی هر سلسله کوهی نام خاصی دارد.\nمثلاً رشته غربی که از شمال بوادی هرات محدود\nمیشود"}
{"book": "adl0112", "page": 174, "text": "۱۵۷\nاست به کیتو و یا کوه با با موسوم است.\nارتفاع سلسله عمده تقریباً به ده هزار فُوت میرسد\nو تدریجاً رو به شرق بالا میرود .\nگردنه های کوهستانی بسی سراشیب است از\nطرف شمال غرب راه هرات کاملاً مفتوح است .\nدرین زمان دامنه های شمالی جبال را اقوام کوچ\nنشین و نیمه کوچ نشین اشغال کرده اند .\nیعنی جمشیدی و هزاره که از نژاد مغولها ستند\nقریه عمده جمشیدی با کشک و قریه عمده هزاره با قلعه نوست\nکه در ساحل کاشان واقع شده .\nقلعه نو در قرن نوزدهم محل فرمانفرمائی مستقل\nهزاره بود - محوطه مزارعی که بشرب مصنوعی و طبیعی\n(۱) مراد از فتح خوبی راه و قبول تردد مسافرین است . - ۱۲"}
{"book": "adl0112", "page": 175, "text": "۱۵۸\n(دپی) دارند بمراتب کمتر از زمان پیش است وجود\nخرابه های زیاد میرساند که این سرزمین در زمان سابق\nبهتر ازین دوره معمور و مسکون بوده است.\nبادغیس بسبب مراتع عالیه خود همیشه کوچ نشینان\nرا بسوی خود جلب میکرده و بدین جهته در اینجا ممکن نبود\nکه تمدن ساکن ترقی کند.\nدر سال ۱۲۷۰ برای خاطر بادغیس نائرۀ جنگ\nبین مغولهای آسیای وسطی و ایران مشتعل گردید.\nفریه سیاح ( ج ۱ ص ۳۶۴) مراتع واقعه از\nنزدیکی قلعه نو را بهترین مراتع آسیا می داند.\nمسلمین اسکندر کبیر را بانی هرات و مرو میدانستند\nدرین صورت روایات مؤرخین یونان راجع\n\n(۱) فریه یکی از مؤلفین غربی است ۱۳۰۰\n\nبنای"}
{"book": "adl0112", "page": 176, "text": "۱۵۹\n\nبه بنای شهر اسکندریه در ولایات آریا مؤید داستان\nفوق الذکرست.\n\nبطلیموس تحت عنوان (.....................)\nهمچنین (ایزیدورخاراکسی) غیراز آرتاکوان\nپایتخت قدیم بومی ازین شهر هم نام میبرند.\nشهر آرتاکوان بین علماء موضوع بحث بود بعقیدهٔ\nتوماشک شهر آرتاکوان در جای ارک هرات بود در زبان\nزمان سلسله کرت (قرن ۱۳ - ۱۴) باسم اختیار\nالدین معروف گردید.\nبواسطهٔ حاصل خیزی فوق العاده هری‌رود شهر\nهرات باینکه از راه های بزرگ تجارتی برکنار واقع\nشده بود معهذا یکی از مهمترین بلاد خراسان بود.\nما دیدیم که راه ایران بترکستان از نیشابور به سرخس"}
{"book": "adl0112", "page": 177, "text": "۱۶۰\nدر سرخس بر و میرفت و از مرو راهی بسوی بلخ جدا می\nشد که مال التجارهٔ هند را بدانجا می آوردند .\nهرات بیک اندازه با سیستان و ولایات جنوبی\nغربی ایران تا فارس تجارت میکرد .\nطول و عرض شهر یک فرسخ بود ، هرات مانند سائر\nشهرهای بزرگ دارای شهرستان اصل شهر ، و ربض\nو محلات خارج شهر، و قهندوز ارگ بود - شهر چهار دروازه\nرو به چار سمت داشت .\nازین دروازه ها دروازهٔ شرقی یعنی دروازهٔ کشک\nتاکنون باین اسم نامیده میشود .\nراه بلخ از دروازهٔ شمالی و راه نشاپور از دروازهٔ\nغربی و راه سیستان از دروازهٔ جنوبی بود.\nازین چهار دروازه فقط دروازهٔ شمالی آهنین بود و"}
{"book": "adl0112", "page": 178, "text": "۱۶۱\nباقی را از چوب ساخته بودند - قصر امیر در سمت غربی بفاصله\nیک فرسخ در خارج شهر و در محله خراسان آباد واقع بود.\nتقریبا تمام شهر بدیوار بیرونی محاط بود که در فاصله\n۳۰ گام از دیوار درونی ساخته بودند تمام این دیوارها را\nبواسطه طغیان اهالی خراب کردند.\nهمین مطلب را راجع به شهر بزرگ دیگر هم مثل سمرقند\nذکر میکند.\nاصطخری (۲۶۴) و (۲۶۵) وابن حوقل (۳۱۶)\nو (۳۱۷) محل ابنیه بزرگ هرات را مثل سائر شهرهای بزرگ\nبدین نشان معین میکنند که قصر امیر (در فوق گفته شد) مسجد\nجامع در مرکز شهر مجالس در سمت غربی مسجد جامع، بازارها در\nقریب وازه ها و اطراف مسجد جامع واقع بودند.\nدر هیچ یک از شهرهای خراسان مثل هرات عده"}
{"book": "adl0112", "page": 179, "text": "۱۶۲\nمردمی که وقت خود را در مسجد بسر میبرد زیاد نبود.\nابنیه هرات مثل همه جا از گل بود، سنگی که برای\nفرش لازم بود از کوه های واقعه در نیم فرسخی شهر می آوردند\nکوه ها در ان زمان هم عاری از جنگل بود و برای سوخت بوته\nهای دشتی را که از هریرو د رو بجنوب امتداد داشت بکار\nمی بردند. معبد آتش پرستان در قله کوه و کلیسای\nترسایان بین کوه و شهر واقع بودند.\nپارچه های هرات معروف و مخصوصاً بعد ها در دوره\nمغول یک نوع پارچه زربفتی را که راه راه و دارای تصاویر\nبود بس گرانبها میدانستند.\nاز هرات مقدار کثیری کشمش و پسته و سائر تنقلات\nبخارج حمل میکردند.\nدر این زمان نیز اشجار میوه دار در دامنه های جنوبی\nکمان"}
{"book": "adl0112", "page": 180, "text": "۱۶۳\n\nجبالی که از شمال بوادی هریرود محدود است در کثرت و فور\nمی‌باشد.\n\nتاریخ هرات در دورهٔ قبل از مغول چندان جالب\nتوجه نیست (۱)\nشهر معمولاً در مقدرات سایر قسمت خراسان شریک\nبود و در هیچ زمان مقر شهریاران مستقل و مقتدری نبود (۲)\nهرات بواسطه موقعیت جغرافیائی قبل از سایر بلاد\nخراسان به تصرف ملوک کوهستانی غور درآمد.\n\nهریرود و رودخانه‌هائی که بسمت جنوب غرب و\nسیستان جاری میشوند ازین ولایت بیرون می‌آیند.\nدر سمت شرقی هرات از چند ده نام میبرند که مارآباد\n\n(۱) درین جا مبحث اول در خصوص قسمتی که سوایانا یاقوت تشریح داده فراموش\nنشود ۱۲ (۲) در اینجا دارالملک غوریها یا د باید نمود ۱۲ ."}
{"book": "adl0112", "page": 181, "text": "۱۶۴\n\n(در نقشه های جدید مرو) داده در نقشه های امروزی او به است) از ان جمله است - در فاصله دو روز راه از اوقه قریه چشت واقع بود و از انجا داخل ولایت غور می شدند که به قلمرو سلسله ابوداؤد وگوزکان و غرجستان و ولایت هرات تا فراه ده یا فراه محدود بود.\nجغرافیا نویسان قرن دهم غور را یگانه ولایتی می نمایند که از هر طرف بممالک اسلامی محاط و با این حال سکنه آنجا کافر بودند همین واقعه که این کوهستانیان مدت مدیدی در مقابل فاتحین اسلامی مقاومت نمودند میرساند که به مملکت غور دست رسی نبود بنا به گفته فریه (ج ۲ ص ۱۵) تمام این مملکت را میتوان در منزله قلعه عظیمی دانست که در مرکز و مرتفع ترین نقاط سرزمین بلند و بزرگ آسیا ساخته اند بقول اصطخری (۲۷۲) در زمان سامانیان از اهالی\n\nغور"}
{"book": "adl0112", "page": 182, "text": "۱۴۵\nغور فقط کسانی پیرو اسلام آن هم بصورت ظاهر بودند\nکه در جوار ممالک اسلامی سکونت داشتند.\nجغرافیانویس ایرانی که در قرن دهم می زیسته می\nنویسد:-\nکه پادشاه غور که لقب غورشاه داشت مطیع سلاطین\nآل فریغون جوزجان گردید.\nو پس از ان قسمت زیاد کوهستانیان دین اسلام را\nقبول کردند.\nاوّل کسی که وارد داخلۀ مملکت غور گردید سلطان\nمسعود بود که در دورۀ سلطنت پدر خود سلطان محمود در\nسنۀ ۱۰۲۰ که دران مسعود امارت هرات را داشت باین\nامر فائق آمد.\nبیهقی مؤرّخ (۱۲۷ - ۱۳۴) تفصیل این سفر را شرح"}
{"book": "adl0112", "page": 183, "text": "۱۷۴\n\nنداده است.\nسفر سلطان مسعود به تسخیر چند ده و قلعهٔ غور وانقیاد\nیکی از سلاطین که اتباعش جنگی ترین غوریان محسوب میشدند\nمنجر گردید .\nمقر این پادشاه سابقاً پای تخت غور بود . مالک این\nقسمت تمام مملکت را در قید اطاعت خود داشت .\nقلاع غوریان غالباً بطور خمده برای حفظ نسوان و\nاطفال و اموال در ایام محاربات بنا شده بود زبان غوریان\nباندازه با زبان ساکنین جلگه تفاوت داشت که امیر مسعود\nبتوسط مترجم بآنها صحبت میکردند .\nدر قرن یاز دهم غوری ها قبول اسلام نموده واسماً مطیع\nدولت غزنوی شدند .\nلیکن در قید سلطنت سلسله شوری که یک سلسله بومی"}
{"book": "adl0112", "page": 184, "text": "بود باقی بودند.\nو یکی از ملوک این سلسله که در قریه آهنگران مقر سلطنت\nداشت در زمان سلطان محمود اسیر شده و انتحار کرد.\nدر قریه آهنگران شاید همان موضعی باشد که حالیه باین\nاسم در سمت علیای هریرود واقع است) (۱)\nدر قرن دوازدهم سلاطین مقتدری ازین سلسله\nبیرون آمدند که ابتدار غزنین و بعد هرات و قسمتی از هند\nرا مسخر کردند.\nدر ان زمان پایتخت غور قلعه فیروز کوه بود که در\nقسمت علیای هریرود و ظاهراً در نزدیکی آهنگران واقع\nشده (جوزجانی ٢٠٤٧) جای این شهر که در اواخر قرن\nدوازدهم و اوائل قرن سیزدهم یکی از پای تخت های دولت\n(۱) در قسمت چیچران ملاحظه باید کرد."}
{"book": "adl0112", "page": 185, "text": "۱۶۸\nمقتدر و مزین بابنیه و عمارات عالیه بود دقیقاً معین نشده\nزیرا هنوز راجع به قسمت علیای هریرود چندان تحقیقاتی\nنکرده اند در سال ۱۸۴۵ که فریر (ج ۱ ص ۴۴۴-۴۴۵)\nوارد این سرزمین شده بود یک شهزاده بومی بوی گفته\nبود : که شهر قدیم شهرک واقعه در نزدیکی دولت یار پای تخت\nسابق غورست .\nو همچنین شهر قره باغ را که محاط به خرابه هائی است که\nدر آنجا سکه هائی پیدا میکنند که بنابقول صاحب منصب انگلیسی\nکه آنها را رویت کرده بود متعلق با سکندر کبیر میباشد پای\nتخت غور نامیده بود .\nسلسله که بغوریان معروف است قبل از حمله مغول\nمنقرض گشت .\nقسمت غربی ممالک سلسله غور را سلطان محمد خوارزم شاه"}
{"book": "adl0112", "page": 186, "text": "۱۶۹\n\nمسخر ساخت قلاع کوهستانی غور و غرجستان در مقابل لشکر\nمغول مقاومت سختی بمنصه ظهور رسانیدند.\nهرات مثل سائر بلاد خراسان در ۱۲۲۲ع - بدست\nتولوی پسر چنگیز خان گشاده گردید - و چون اهالی شهر بطیب\nخاطر قبل از یورش مغول تسلیم شدند تولوی شهر را عفو کرده\nو باعدام دوازده هزار نفر ساخلوئی شهر اکتفا ورزید.\nولی در همین سال پیشرفت های موقتی جلال الدین\nخوارزم شاه موجب شورش اهالی شهر بر علیه مغول و باعث\nمحاصره جدید شهر از طرف مغولها گردید.\nپس از شش ماه محاصره در ۱۲۲۲ ع - شهر مسخر و\nدستخوش تخریب کامل گردید.\nعساکر مغول در زمان چنگیز خان در خراسان متوقف\nنشدند و در زمان سلطنت اوغدی مغولها مجبور شدند کثانیاً"}
{"book": "adl0112", "page": 187, "text": "این ولایت را متصرف نشوند - بدین سبب ولایت خراسان\nمورد خرابی و ویرانی جدید واقع شده و ازین رو دیر تر\nاز ماورارالنهر از صدمه وارده مرمت یافت.\nهرات قبل از سائر بلاد خراسان ترمیم یافت.\nبنابر بعضی اخبار پارچه های استادان هرات بدرجه مورد\nپسند او غدی خان واقع گردید که ذی بصنعت گران هرات\nاجازه داد بوطن خویش مراجعت کرده و در اسنجا بتاسیس\nکارخانه های خود همت گمارند.\nزمان سلطنت منگو (۱۲۵۱ - ۱۲۵۹) شمس الدین محمد\nکرت که اصلاً غور و قلعه خیار را متصرف بود شهر هرات را\nبدست آورد.\nاسم خیار در تالیفات جغرافیا نویسان قرن دهم در\nبین راه هرات بغور بفاصله دو روز راه از هرات ذکر میشود ـ\nاصطخری"}
{"book": "adl0112", "page": 188, "text": "۱۷۱\n\n(اصطخری ۲۸۵) شمس الدین مؤسس سلسله کرت گردید\nو بنابر این در هرات دوباره سلسله غوری الاصل\nاستوار شد .\nرونق هرات مثل مهم ترین شهر خراسان ازین\nتاریخ شروع میشود .\nبواسطه خرابی مرد و بلخ راه تجارتی که از آسیای\nغربی رو بترکستان چین از شمال شرق و هندوستان\nدر جنوب شرق میرفت متوجه هرات شد .\nهرات تا زمان اخیر یعنی تا موقع احداث راه آهن\nماوراء خزر این اهمیت تجارتی خود را دارا بود .\nشهر هرات بواسطه موقعیت نافع تجارتی همیشه بسرعت\nو در اندک زمانی از صدمات وارده از تاخت و تازهای طوایف\nکوچ نشین و سائر دشمنان خارجی قد علم میکرد ."}
{"book": "adl0112", "page": 189, "text": "۱۷۲\n\nبنا به گفتهٔ فریر ( ج ١ ص ٣١٥ - ٣١٦ ) هرات\nنقطهٔ اتصال تمام راه هائی بود که بممالک عمده آسیائی\nرفتند سلسلهٔ کرت در تمام مدت استیلای مغول در ایران،\nدر هرات سلطنت میکرد .\nدر قرن سیزدهم و چهاردهم فخر الدین کرت (١٢٨٥ -\n١٣٠٧) ارگ کنونی هرات که در سمت شمالی شهر واقع و در ان\nزمان باختیار الدین معروف بود بنا نهاد .\nو نیز در دورهٔ سلاطین کرت قلعه دست نیافتنی امان\nکوه و یا اشکلچه در چهار فرسخی جنوب غربی شهر بنا شد .\nمقتدر ترین سلاطین آل کرت معز الدین حسین\n(١٣٣١ - ١٣٧٠ ) که سقوط مغول های ایران در زمان وی\nواقع گردید .\nمعز الدین حسین تمام ولایات را تا مرغاب در قید\n\nاطاعت"}
{"book": "adl0112", "page": 190, "text": "اطاعت خود آورده و از اینجا ولایات شرقی را مورد تاخت و تاز\nقرار میداد.\nچنانچه در سال ۱۳۶۸ شبورقان را تاراج و غارت\nکرد - معزالدین تا سال ۱۳۵۶ اسما مطیع آخرین پادشاه\nسلسله طغاتیغور مغولهای ایران بود.\nو پس از فوت سلطان مغول پادشاه مستقلی شده\nو تا زمان مرگ در استقلال باقی بود.\nهر چند که در سال ۱۳۵۴ بدست امیر تغرغن پادشاه\nمملکت جغتای مغلوب گردید.\nدر زمان غیاث الدین پیرعلی فرزند معزالدین هرات\nدر سال ۱۳۸۱ بتصرف تیمور درآمد.\nعبدالرزاق سمرقندی (.....) که ماخذ اخبارش\nحافظ ابر و مؤرخ خراسانی است - شرح مبسوطی راجع بهویت"}
{"book": "adl0112", "page": 191, "text": "آخرترین پادشاه هرات می‌نویسد و میگوید که غیاث الدین\nپادشاهی بود رعایا را آزار میکرد و در مدافعه شهر شخصاً\nمردانگی بمنصهٔ ظهور میرسانید ولی لذائذ نفسانی در وجودش\nبدرجه بود که قبل از وقت خود را مهیای مواجهه با محاصره نکرده\nبود و در صدد جمع آوری قشونی بر نیامد که بتواند حملهٔ دشمن را\nدفع کند و اطمینان داشت که هرکس برای خاطر زن و فرزند جنگ\nمیکند – لیکن تیمور در همان آغاز محاصره وعده داد که مال وجان\nهرکس که در خانهٔ خود نشسته و در مقاومت مسلحانه شرکت نماید\nاز تعرض مصون خواهد بود – با این وضع کسی با اوامر غیاث\nالدین توجهی نمیکرد و چون بومی توصیه کردند که چند نفر را برای عبرت\nدیگران بمجازات رساند پادشاه تسلیم شهر را به تیمور اصلح دانست\nتیمور دیوارهای داخلی وخارجی شهر را خراب کرده و\nغرامت بزرگی باهالی تحمیل نمود."}
{"book": "adl0112", "page": 192, "text": "۱۷۵\n\nدر سنه ۱۳۸۳ بعد از شورش اهالی شهر که قرین موفقیت\nنگردید تیمور غرامت بزرگتر از ادنی از اهالی شهر دریافت نمود،\nغیاث الدین را ابتداء در حکومت هرات باقی گذاشتند ولی\nدر سال ۱۳۸۲ بسمرقند برده و سال بعد به قتل رسانیدند.\nهرات بسرعت از خرابی های وارده قد علم کرده و در زمان\nتیمور و تیموریان پایتخت خراسان بود.\nچند سالی میران شاه پسر تیمور درین ملک حکمرانی\nکرده و از سال ۱۹۳۷ شاهرخ پسر دیگر تیمور در مسند سلطنت\nقرار گرفت، شاهرخ بعد از مرگ تیمور هم که تخت سلطنت\nتمام مملکت نشست در هرات سکونت داشت در سال ۱۴۱۵\nشاهرخ استحکامات هرات را که تیمور خراب کرده بود ترمیم\nو مستقر ساخت.\nاز سائر سلاطین مقتدر تیموریان سلطان ابوسعید در"}
{"book": "adl0112", "page": 193, "text": "۱۷۶\nسال ۱۴۵۸ - ۱۴۶۹ و سلطان حسین از ۱۴۶۹ الی ۱۵۰۶ در\nهرات سکونت اختیار کرده بودند.\nدوره تیموریان درخشان ترین ادوار تاریخ هرات\nاست - نام شاهرخ و سلطان حسین تا بامروز در خاطر سکنه\nهرات زنده و در زبانهاست .\nبنا بقول فریر (ج ۱ ص ۳۳۸) این دو نام معرف\nهمه کس وحتی در کلبه های محقر زنده است و مردم این دو\nنام را بزبان جاری نمیسازند مگر باستایش و احترام\nبعضی از ابنیه که تا امروز محفوظ مانده منسوب بدایره تیموریان\nاست .\nدر خود شهر فقط یک عمارت برجسته جلوه گر میباشد و آن\nمسجد جامع است که در سال ۱۲۰۱ سلطان غیاث الدین\nغور بناکرده و بعد در دوره سلاطین کرت ترمیم و تعمیر شده است.\nغزی"}
{"book": "adl0112", "page": 194, "text": "۱۷۷\n\n(اسفزاری.....) مسجد جامع در سمت شمال شرقی\nشهر واقع شده است - ابنیه و عمارات واقعه در حوالی شهر\nبزیبائی و قشنگی معروف بودند - بهترین این عمارات\nدر شمال غربی شهر واقع و معروف به مصلی (محل نماز)\nبود .\nکلیتاً در حوالی شهرهای بزرگ محلی را که مسلمین برای\nبرگذاردن دو عید بزرگ یعنی عید فطر و عید قربان جمع می\nشدند مصلی میگفتند .\nمصلی هرات مرکب از سه بنا بود:\nمدرسه که در زمان ایت فقط دو محراب و چهار مناره\nازان باقی مانده بود\nعمارت گنبد دار که مقابر بعضی از تیموریان در اینجا\nبود و مسجد بزرگ بنا بقول اسفزاری (۱۷۰ – ۱۰ )"}
{"book": "adl0112", "page": 195, "text": "۱۷۸\nمسجد و مدرسه را ملکه گوهر شاد بیگم که قبرش در مصلی است\nدر زمان سلطنت شاهرخ بنا کرده ، ضمناً مؤرخ مذکور\nتاریخ وفات ملکه را هم ذکر کرده است که بسال ۸۶۱ هجری\nو یا ۱۴۵۷ میلادی بوده مسجد فوق الذکر دومین مسجد\nجامع هرات محسوب میشد.\nفریه وایت از بزرگی و ظرافت گنبد و محراب با تنوع\nتزئینات اظهار شگفت میکنند درین زمان ابنیه مذکور دگر\nوجود ندارد زیرا امیر عبدالرحمن خان بواسطه اصرار مهندسین\nانگلیسی که منتظر محاصره هرات از طرف روس ها بودند امر\nبه تخریب آن داد.\nعلاوه بر آن از نقاط جالب توجه اطراف تپه مصنوعی\n(تل بنگیان) (تپه تریاک کش ها) است که در شمال شهر\nواقع شده ـ ایت شنیده بود که آلوده گان به این عمل درین"}
{"book": "adl0112", "page": 196, "text": "۱۷۹\nتپه مجالس لهو و لعب ترتیب میدادند .\nفرید (ج ۱ ص ۳۴۲) روایتی شنیده بود که بنظر خود\nوی هم بعید رسیده که گویا این تپه را نادر شاه برای توپ\nبستن به ارگ ساخته بود احتمال دارد که این تپه همان ارگ\nهرات زمان قبل از مغول باشد .\n( اسفزاری ۰۰)\nدر سمت شرقی تل بنگیان بفاصله دو میل انگلیسی از\nشمال شرقی شهر محل گازرگاه است (اصل کلمه کارزارگاه\nیعنی محل جنگ است که تحریف شده (بنا بر قول اسفزاری) در\nسال ۲۰۶ هجری قمری درین نقطه جنگ روی داد) که\nکه یکی از مقبره های سلاطین سابق هرات بوده و مقبرۀ پیر\nهراتی (جناب) خواجه عبد الله انصاری قدس الله سره که یکی\nاز مشایخ قرن یازدهم بوده و مقبرۀ آنرا سلاطین تیموریه"}
{"book": "adl0112", "page": 197, "text": "۱۸۰\nدر قرن پانزدهم بنا کرده اند در اینجا واقع شده است در پای\nقبر سنگ مرمر عالی بیادگار گذاشته اند اشخاص دیگری نیز\nدرین مکان مدفون شده اند قبر دوست محمد خان امیر معروف\nافغانستان که در سال ۱۸۶۳ وفات یافت در همین مکان\nواقع است برای ابنیه و سنگهای روی قبر مرمر سفید و\nسیاه بکار میبردند مرمر سیاه را در نزدیکی قریه شاه مقصود از\nکوه های شمال قندهار و مرمر سفید را در نزدیکی قریه اوبته استخراج\nمیکردند .\nبعقیده فریه زمانی بوده که تمام این عمارات و ابنیه\nدر جزو شهر داخل بودند و شهر کنونی در دوره مشعشع تاریخ\nهرات فقط ارگ بود .\nلیکن هیچ گونه بنائی برای هیچو حدس وجود ندارد .\nاما راجع باینکه آیا هرات در دوره تیموریان چه گونه\nبوده"}
{"book": "adl0112", "page": 198, "text": "۱۸۱\n\nبوده با اطلاعات مفصلی در تالیفات مورخین آن دوره\nخصوصا اسفزاری می یابیم.\nاز بیانات اسفزاری چنین میشود که نقشه شهر در ان\nزمان مثل امروز بوده شهر محاط به باروئی بود که پنج دروازه\nداشته و دو دروازه در سمت شمال واقع بوده، اسامی\nدروازه ها بهمان نام های کنونی بوده - مگر دروازه جنوبی\nکه نام دروازه فیروزآباد را که در قرن دهم معروف بوده از\nدست نداده بود و درین زمان به دروازه قندهار معروف\nاست.\nاسفزاری شاگردان خود را مامور ساخته بود که طول\nحصار شهر را مساحت کند و معلوم شده بود که طول محیط\nدیوار شهر (۷۳۰۰) گام است از دروازه شمالی تا جنوبی\n(۹۰۰) گام و از شرقی تا غربی نیز بهمین اندازه بوده است. طول"}
{"book": "adl0112", "page": 199, "text": "۱۸۳\nاسفزاری کاملاً مطابق حدود شهر کنونی میباشد که محیط آن\nبنا بگفته جون لوجین که مدت مدیدی در هرات بسر برده\nمعادل یک فرسخ است\nفریه (ج ۱ ص ۲۳۳) بعد از تیموریان هرات در\nجزؤ مملکت صفویه داخل گردید ولی چند مرتبه به تصرف ازبک\nها در آمد .\nدر اواخر قرن شانزدهم شاه عباس معروف حکومت\nخود را در هرات مستقر رسمی داشت اهمیت شهر را از نو\nترقی داد - در قرن هجدهم د نوزدهم شهر مایه کشمکش امرای\nافغان و شاهان ایران بود وعده نفوس شهر اگر با رقامی\nکه سیاحان نقل میکنند دچار تغییرات بزرگی میشد .\nفریه (ج ۱ ص ۳۲۶) میگوید که در سال ۱۸۳۸\nعده نفوس شهر قبل از محاصره ایران (۷۰۰۰۰) نفر بوده\nوبعد"}
{"book": "adl0112", "page": 200, "text": "۱۸۳\n\nو بعد از محاصره فقط (۶۰۰۰) یا (۷۰۰۰) باقی میشدند!!!\nیار محمد خان حکمران جدی هرات (۱۸۴۲ – ۱۸۵۳)\nکه شخصیت وی هم تاثیرات بزرگی در فریه و سیاحان انگلیسی\nبخشیده بود سعی میکرد که اهالی را دوباره متوجه هرات کند-\nو بواسطه اعلان عفو عمومی کسانی را که در دوره جنگ های\nسابق بایزانیان یا انگلیس ها پیوسته بودند بران داشت\nکه بهرات عودت کنند در سال ۱۸۴۵ که فریه بهرات آمده عده\nنفوس شهر (۲۰۰۰۰) الی (۲۲۰۰۰) نفر بوده حدس کرد و گفت\nکه در سال ۱۸۷۸ در هرات بود براین است که عده نفوس\nشهر به (۵۰۰۰۰) نفر میرسید (کوستنکوچ ۲ ص ۱۷۴)\nوحشت و هراستی که بر اثر حرکت روس ها در سال ۱۸۸۵\nتولید شد دوباره موجب تخلیه شهر از سکنه گردید.\nایت (افغانستان ۲۹) تخمین میزند که در شهر ذکوراً"}
{"book": "adl0112", "page": 201, "text": "۱۸۴\n\nواناثا بیش از (۱۰۰۰۰) نفر نبود در سال ۱۸۹۳ ایت\nکه بار دیگر به هرات آمده درین سفر ثانوی بنابقول وی\nد خراسان ۱۸ ) قریب به سه هزار خانه دار بهرات سکونت\nداشته شهر محاط به خاکریز مرتفعی بست که بار وی بروی آن\nساخته اند دو خیابان شهر یکی از شرق به غرب و دیگری از\nشمال بجنوب تقاطع میکند و سرتاسر مسقف و با تیرهای\nچوبی پوشانیده اند - در محل تقاطع خیابان با گنبد چارسو\nواقع شده و خیابانهای بازارهای مجاور را از آجر ساخته اند\nعمارت حکمران (چهار باغ ) که در جنب مسجد جامع واقع شده\nبه هیچ وجه قابل توجه نیست .\nکلیتاً تمام ابنیه شهر را از گل ساخته اند بناهای سنگی\nابدا وجود ندارد و عمارات آجری کمیاب است .\nدر پائین هرات وادی هریرود چند قریه واقع است"}
{"book": "adl0112", "page": 202, "text": "۱۸۵\n\nکه در هر یک ازان ها بنابقول سیاحان زمان اخیر در\nردیف خانه های مسکونی خانه های گلی زیاد دیده میشود.\nبدین جهت قراي مزبور بنظر اول بمراتب پرجمعیت\nتر جلوه گر میشوند .\nعلت انحطاط تمدن درین سر زمین مانند تمام بادغیس\nتاخت و تاز های تراکمه بود .\nدر قرون وسطی در وادی هریرود در راهی که از هرات\nبه نیشا پور میرفت بفاصله یک منزل از هرات شهر پوشنگ\nواقع بود ـ که وطن سلسله طاهریان است چندین قریه\nدر جزء پوشنگ محسوب بود .\nدر پوشنگ میتوانستند از آب هریرود استفاده کنند\nو پایان تر ازین آب هریرود مثل این زمان بقدری کم\nمیشد که بشرب اراضی هم نمیرسید ."}
{"book": "adl0112", "page": 203, "text": "۱۸۶\n\nدر سال ۱۸۸۵ که اعضای کمیسیون سرحدی انگلیس چهل ورست پایان تر از شهر از رود هریرود می گذشتند (........) درین نقطه رودخانه بچندین شعبه منقسم میشد و هیچ یک از شعبات در ان فصل سال (نوامبر) بیش از دو فوت عمق نداشت.\nوادی هریرود متدرجاً تنگتر میشد و در نزدیکی پل تیر پل واقعه در ۷۵ ورستی هرات عرض آن بیک میل انگلیسی هم نمیرسید.\nپل تیر پل یک بنای ظریف و محکمی بوده و باصلاحات مختصری احتیاج داشته از تیر پل که میگذرد نرسیده بقریه کسان که بفاصله یک میل انگلیسی در ساحل یمین رود خانه واقع است.\nوادی هریرود مجدداً وسعت مییابد کوهسان در\n\nسال"}
{"book": "adl0112", "page": 204, "text": "۱۸۷\n\nسال ۱۸۸۵ آخرین قطعه مسکون بود که در طول سرحد\nغربی افغانستان واقع شده بود بقلعه کهسان مجال خراب\nافتاده بود.\n\nفریه (ج ۱، ص ۲۷۱) در سال ۱۸۴۵ فقط چهار\nصد خانه مسکون در کهسان دیده بود - در صورتی که محوطه\nهای خرابه شهر قدیم فضای بیشتری را اشغال کرده است.\nسرحد بین افغانستان و ایران در رود هریود تا\nمنتهای دهنه ذوالفقاریست و ذوالفقار همان نقطه ایست\nکه در سال ۱۸۸۵ نزدیک بود موجب قطع مناسبات\nبین روسیه و انگلیس و آغاز عملیات خصمانه بشود.\nپل خاتون بنائی است مانند بنای تیریل و شباهت\nاین دو ب قدری زیاد است که انگلیس ها هر دو پل را\nکار یک استاد میدانند."}
{"book": "adl0112", "page": 205, "text": "۱۸۸\nدرین نقطه هریرد و تا نهر سرخس سرحد بین روسیه و ایران\nاست .\n\nدر هریرد و یکی از آتش پرستان پلی ساخته بود که بنا\nبقول مقدسی (۳۳۰) در تمام خراسان نظیر نداشت .\nاسفزاری در دوره تیموریان پل را بهمان نامی که\nامروزه معروف است نام میبرد و پل مالان مینویسد .\nدر کتب انگلیسی ........ دفریه (ج ۲ ص ۴۹)\n...... نوشته اند در قرن یازدهم یار محمد خان پل\nرا تعمیر کرد (۱)\nبعقیده فریه اگر این پل در اروپا بودی در انطا یک چیز\n\n(۱) همچنین در سال ۱۳۰۲ جلالتمآب شجاع الدوله خان وزیر امنیه وقتی که در هرات حکمرانی\nعمومی داشت پل مالان را بصورت منظمی ترمیم فرمود ۱۲\nعادی"}
{"book": "adl0112", "page": 206, "text": "۱۸۹\nعادی بود لیکن در افغانستان باعث حیرت عموم شده\nاست.\nاین پل را از آجر ساخته اند و دارای ۲۶ چشمه است\nو نیز برای حفظ پل از سیل سدی از سن ساخته اند.\nدر سده دهم باغات سمت جنوبی هرات تا یک فرسخ\nامتداد داشت، بفاصله سه روز راه از هرات بلوک\nاسفزار واقع بود که در کمال آبادی و عمران و چار شهر\nکوچکی داشت که یکی از انها یعنی ادرسکن تا امروز روی\nقریه ادرس کند واقعه در دو منزلی هرات مانده است.\nتمام ولایت اسفزار که سر منزل راه امتداد آن بود\nبالتمام آباد و معمور و ابداً اراضی بایری در انجا نبود.\nشهر اسفزار در یک منزلی جنوب ادرسکن واقع\nبوده، اسم این شهر به شکل مخفف سبزوار و یا سبزار هم دیده"}
{"book": "adl0112", "page": 207, "text": "۱۹۰\nمیشود .\nدر زمان تیمور سال ۱۳۸۳ شهر سخت تر از هرات دستخوش\nتاراج و قتل و غارت هولناکی گردید زیرا اهالی هرات برعلیه\nتیمور شورش کرده و حاکم تیمور را بقتل رسانیده بودند .\nپس از تصرف شهر بحکم تیمور مناری از دو هزار نفر انسان\nزنده ساخته و دست و پای آنانرا بسته روی هم سوار\nو روی آنانرا با خاک و قطعات آجر پوشانیدند .\n(شرف الدین ۱، ۳۶۰) شهر اسفزار بر خلاف\nهرات بواسطه ادامه شورش و قتل و غارت هائی که بآن\nمترتب بود در دوره تیموریان از صدمات وارده قدعلم نکرد.\nمعین الدین اسفزاری مؤرخ نامبرده در ضمن\nتوصیف وطن خود فقط از خرابه های بلاد و قلاع وسیعه آن\nسخن میراند ."}
{"book": "adl0112", "page": 208, "text": "۱۹۱\nفریه (۳۷، ۲) مینویسد:-\nکه در قرن (۱۹) خطه اسفزار از جنگ هائی که بین ولایت\nهرات و قندهار روی میداد در صدمه و زحمت بود - فقط خرات\nبا و قنوات خشک از رونق و عمران گذشته که شاید از زمان\nشاه عباس یعنی اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم\nبود حکایت میکردند احداث و بنای یک سلسله کاروان\nسراها را که در جنوب هرات بر راه قندهار واقع است-\nبزمان سلطنت شاه عباس نسبت میدهند که هرات را\nاز بک ها گرفته و اقتدار خود را در این سر زمین مستقر\nساخته بود .\nدر بین خرابه هائی که فریه (ج ۲ ص ۳۶۳) شرح\nداده است قلعه بزرگ سیاه کورگه دیده که بفاصله نیم\nساعت راه از اسفزار بالای کوه ساخته اند ."}
{"book": "adl0112", "page": 209, "text": "۱۹۲\nاهالی محل بنای قلعه را به اسکندر ماقدونی نسبت\nمیدهند.\nاسفزاری همین خرابه ها را شرح داده و قلعه مذکور\nرا مظفر کوه نامیده است .\nاز تعریفاتی که از مسجد جامع هم ذکر نموده معلوم\nمیشود که این قلعه در دوره اسلام مسکون بوده در\nزمان اسفزاری الپ غازی نام را بانی این قلعه\nمی نامیدند .\n\nتا اینجا بود ترجمه تذکره تاریخ ایران که عینا به\nعبارت مترجمه اصل کتاب در اینجا انتخاب گردید."}
{"book": "adl0112", "page": 210, "text": "۱۹۳\n* تشکر و خاتمه *\nبه خدای متعال شکر گذارم که بنوشتن حصهٔ اوّل\nاین کتاب یعنی حالات تاریخی و جغرافیائی شهر هرات یا\nیک گوشه از مملکت عزیز خود موفق آمده و آرزوی را که از\nوقتها در خاطر داشتم انجام دادم.\nو حوصله خامه شکسته و موجودیت ضعیف من از\nعهدهٔ ایفای هیچ امر خطیر با یراد جملات درهم و برهم و نوشتن\nچند سطر مزخرفی برآمده توانسته - و ازین رهگذر یکدسته اوراق\nپریشانی را بعالم نشریات وطن عزیز ما افغانستان تقدیم\nنمودم .\nلهذا مبحث حصهٔ اوّل را بهمین جا خاتمه داده واینک\nتاریخ ادبیات هرات را به حصهٔ دوم حواله مینمایم.\nو با یکعالم بی سرمایگی یعنی در حالی که کلمات و تحریر ما"}
{"book": "adl0112", "page": 211, "text": "۱۹۴\nمانند اشباح منجمد و اجسام خامدی از روح معانی مقتضیه\nعصری عاری و خالی است به نشر مانند مبحث ادبیات یک\nموضوع مهم اقدام و شروع میکنم.\nامید است به آینده قریبی چنانکه از حسن نیات اعلیحضرت\nغازی و صرف مساعی و مصارف جمیل والا شان جلالتمآبی\nنائب سالار صاحب و بسایه آرامی و امنیت مملکت در حصه اول\nباستیناف معلومات تاریخی و جغرافیای ارضی هرات\nموفق شدیم در حصه دوم نیز باحیای آثار علمای تبحر و زنده\nکردن حالات شعرای ناموری که در آغوش این خاک و آب\nبنوم ابدی مستغرقند کامیاب گردیم.\nو آن ناله های پرشوری را که بر فراز هر شاخه گل این\nگلشن سرائیده اند و آن قطرات اشکی را که بیادگار ادوار\nزنده گانی خود بسارحه هر صفحه خاک این سر زمین ریخته اند"}
{"book": "adl0112", "page": 212, "text": "١٩٥\n\nتازه نمائیم وَمِنَ اللهِ التَّوْفِيق"}
{"book": "adl0112", "page": 213, "text": "۱۹۶"}
{"book": "adl0112", "page": 214, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 215, "text": "جلد اول\n\nآثار هرات تالیف خلیللی مصور است در حالات تا ریخی\n\nو جغرافیائی شهر هرات بحث می نماید (۳) روپیه قیمت دارد\n\nجلد (۲) آثار هرات تالیف خلیلی که از احوالشعرای معاصر بحث میکند هنوز\n\nتحت طبع است بعد از فراغ اعلان می شود\n\nهر کس خواهش خریداری این کتب را دارد می تواند با کتاب\n\nفتوحات اسلام و ادبیات حاجی اسماعیل از جای والاشان\n\nجلالتمآب نائب سالار صاحب\n\nبخرد"}
{"book": "adl0112", "page": 216, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 217, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 218, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0112", "page": 219, "text": "[BLANK PAGE]"}
