{"book": "adl0079", "page": 1, "text": "نظامنامه\n[ILL]\n[ILL]\n(در مطبعه وزارت جلیله معارف)\n[ILL]"}
{"book": "adl0079", "page": 2, "text": "نظامنامه مالیه\n\nمحال ........ اوزبه دوری\nعلاقه ........ اداره دوم\n(در مطبع شرکت رفیق طبع دربر کرد)\n\nتعداد طبع ..... (۶۰۰) جلد\nشماره جلدانه ..... ( )"}
{"book": "adl0079", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0079", "page": 4, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\n(اطِیعُوا اللّٰهَ وَ اَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي الاَمْرِ\nمِنْكُمْ فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ فِيْ شَيْءٍ فَرُدُّوهُ\nاِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ)\nپس از اظهار محامد خداوند یکتا جلّ علیٰ و درود بر روح\nمطهر خاتم انبیا صلی الله علیه و آله اجمعین الی یوم الدّین امّا\nاین نکته نهایت واضح است که مدار جریان معاملات\nو اساس ترقّی هر دولت منحصر بر متانت و جامعیّت\nاصول نظام‌نامه‌های آن در وقت حاضره برلیه\nطرفین که دولت و ملت باشد فایدۀ عظیمه دارد که\nبهاداش دولت را بگرفتش می فهماند و مامورا\nمیداناند که از چه مسئول و بکه مسئول است."}
{"book": "adl0079", "page": 5, "text": "بنابر ملاحظه این فواید برای ترقیات وطن عزیزم\nافغانستان و آسایش ملت آن از حضور شاهانه ام\nنظامنامه هذا برای اداره معاملات مالیه ترقیم و طرز\nدفاتر آن باصول جدیده مقبوله عالم تنظیم و مقرر گردید.\nبرای انضباط مالیه و کارهای متعلقش\nنظام هذا منظور حضور گردیده امضاشد که مأمورین\nکار و تبعه مالیات وظایف مقدس خود را دانسته\nتخلف نورزند.\nمالیه چیزیست که از محصول زمین و سر درختی و اموال\nغیر منقوله گرفته میشود اموال یا طبیعتاً و یا تخصیصاً\nغیر منقوله شمرده میشود آنچه محصولی که از اموال غیر منقوله\nگرفته شود مالیه است.\nمالیه زکوة است که از عمر ترقی عصر حضرت\nسید المرسلین صلی الله علیه وآله وسلم وخلفای\nراشدین رضی الله تعالی عنهم برای مجاهدین و حراست\nوطن از ملت گرفته اخذ و قبض میشود و متصرف آن\nپادشاه است که بمصرف آن حفاظت ملت و وطن ای می نماید\n\nنظامنامه مالیه ضمیمه سراج الاخبار افغانیه [vertically written in margin]"}
{"book": "adl0079", "page": 6, "text": "مالیه جمعی بست تقریریست که تغییر و تبدیل ندارد\nریزش مالیه جمعی جریبی و تخم ریز و پاراب و قلبه بست\nو اشجار و پیکال و سردکار و بست مشخص و\nتعیین و تخصیص میشود.\nهر نوع محصولات زمین وغیره که مستمرا تقرر\nداشته فایده و نقصان آن عاید بملت باشد جمع بست\nگفته میشود. جمع بست مقاوله دولت و ملت است.\nو شرط اعظم آن رضای جانبین است.\nلهذا صورت معاملات و اخذ مالیات آن\nبقرار فقرات ذیل است:-\nفقرهٔ اوّل – ملکان قریجات را لازم است\nکه جزو جریبی زمین مزروعی و قنوات و چشمه سار\nو قلبه بست و آنچه ریزش مالیه اسامی مالیه تعلق\nملکی آن متعلق بآن باشد کاملاً بتفصیل اسم و ولد\nو ساکن بادارهٔ مالیه قلمداد بدهند. و بعد از دادن\nقلمدادشان خط از ایشان گرفته شود که اگر ثانی بقلمدادشان\nچیزی تفاوت ظاهر شد از تاریخیکه بادارهٔ مالیه قلمداد نکرده"}
{"book": "adl0079", "page": 7, "text": "چشم پوشی نموده بودند از مزروعی و باغی فی جریب\nبیست روپیه از ملک و چهل روپیه از صاحب ملک\nو از قنوات و چشمه سار و قلبه بست وغیره یکصد روپیه از ملک\nو دو صد روپیه از صاحب ملک بطریق جریمه تحویل صند\nو قخانه نموده رسید آن ببو لک مالیه فرستاده شود\nو از بولک مالیه عوض رسید برای سند اداره مالیه\nفرستاده شود و در اخیر سالی ذریعه بولک مالیه خلص آن\nاز ملاحظه حضور گذرانیده شود.\nفقره دوم - مدیر مالیه جزو یکه از ملکان و صاحبان\nجمع میگیرد جمع سابق قریه را استاد بگیرد جزو یکه ملکان\nمیدهند اگر نسبت بگذشته زیاد شد بلحاظ قلم اندازی\nهذه السنه اور ابسته با سامی تکت بدهد زمین نوآبا\nکه ملک قلمداد نماید مالیه آن بطبق پلوان شریک سنجیده\nبر اصل مالیه قریه افزو د وبسته شود و ملک را بسبب\nخدمت مو می الیه که بدولت مقدس خود مینما ید\nیک امتیاز خصوصی داده میشود از گذشته\nاضافه جزو و نوآباد حضور شاهانه صرف نظر کرده بازخواست"}
{"book": "adl0079", "page": 8, "text": "نمیفرمایند ــــ در صورتیکه ملک قلمداد نکرده بذارایع دیگر باداره\nمالیه رسید تحقیق و ثبوت شد بقرار مواد ذیل\nمعمولد ارد ــــ\nمادۀ (۱) اگر ملک و اسامی در بین خود سازش کرده\nقلمداد نکرده بودند جریمۀ ملک و اسامی بقرار\nحکم فقرهٔ اوّل است.\nمادۀ (۲) اگر ملک از اسامی مالیه را گرفته بود و بادارۀ\nمالیه قلمداد نکرده بود جریمۀ اسامی نیز از ملک گرفته شود.\nمادۀ (۳) هرگاه اسامی سند ملک را نداشته بملک\nقلمداد نداده چشم پوشی نموده بود جریمه ملک از اسامی\nگرفته شود ــــ بعد از تحقیقات و گرفتن جریمه مالیه آن\nاز سال اول و تشریح نظامنامه گرفته میشود ـــ وظیفهٔ\nملکان است که در ابتدای که مدیر مالیه میرسد جزو اسامی\nتعلقۀ خود را الی موعد قسط اول که میزان است سپرداوآر\nمالیه نمایند و رسید قلمداد خود را بگیرند هرگاه الی موعد\nقسط جزو اسامی مالیه ده را بادارهٔ مالیه ندانند مدیر مالیه\nسیاهه نام نویس ملکانیکه جزو نداده اند ببولک مالیه"}
{"book": "adl0079", "page": 9, "text": "بفرستد که بحضور تقدیم شود.\nفقره سوم- مالیه قریه اسناد هست که بست آن\nاز روی عمل و اجاره چندساله سنجیده و چندیکه آنرا گرفته\nوتقرر داده بست مقرر گردیده- در اینصورت اگر جزو داده\nملکان جمع سابق قریه را پوره نکرده کسر میکرد مدیر مالیه\nکسر مالیه را بالای مالیه اسامی مالیه ده قریه علی السویه\nتقسیم نماید.\nفقره چهارم- ملکان که جزو ملک داری\nرعیتی تعلقۀ خودها را با داره مالیه سپرده اند مدیر مالیه بنباید\nکه جزو تعلقۀ ملکآنرا بسرشته اصول دفتری داخل کتاب\nجزو املاکات نماید واز روی کتاب مذکور برای هر فرد\nرعیت تکت مالیه دهی آنرا بکاغذ چهاپی بمهر رسمی بدید چیز آنرا\nبمهر کلکی مختوم نماید که رعیت بداد خود دانسته ملکان\nاز اوشان اضافه ستانی نکنند. بدون مبلغ داخله\nتکت ملک انوعیت دیگر چیزی حق ندارد که بگیرد. اگرملک\nتکت مالیه دهی اسامی را از اداره مالیه گرفته و برای\nاسامی مالیت وه نداده بود و ثبوت شد فی تکت"}
{"book": "adl0079", "page": 10, "text": "(٣۵) روپیه جریمه از ملک گرفته میشود.\n\nفقره پنجم - گرفتن مالیه بدو قسط مقرر گردیده که قسط اول بمیزان که فصل ربیع کاملا با تمام میرسد و قسط دوم بدلو که فصل خریف برداشته میشود هرگاه شخصی وجه مالیه سالیانه ذمه گی خود را به قسط اول ضاغیرت برساند و از دین بیت المال خود را فارغ البال بسازد منظور است بلکه اعتبار شخصی او تا یکدرجه نزد حکومت خواهد بوده\n\nفقره ششم - از اداره مالیته براے ملکان کتاب رسید چهاپی داده شده که ملکان ده‌ روز قبل از رسیدن قسط رعایای تعلقه خود‌ها را برای آماده کردن وجه قسط اطلاع بدهند بروز اول قسط شروع بوجه تحصیلی مالیه کرده الی روز اخیر قسط کاملا وجه مالیه قسط مقرره را تحصیل نمایند - و از اداره مالیه برای ملکان که کتابت رسید چهاپی داده شده هر ورق آن سه پارچه میباشد که یک پارچه را به قسط اول و پارچه دیگر را به قسط دوم رسید دهند و پارچه سوم که بکتابت باقی میماند صورت گرفته وجه را نوشته\n\nترک نے زینی\nصندوق مجملہ\nاطلاعنامیه دایم\nمه"}
{"book": "adl0079", "page": 11, "text": "۸\nکند که در وقت ضرورت بمقام شاهد و دلیل بوده بثبت رسید\nاسامی باشد. اگر رعیت بکاغذ سفید رسید گرفته بود و ببین\nملک و رعیت گفتگوی واقع شد رسید مذکور سند\nشمرده نمیشود ـ بدون شاهد و اثبات در صورت ثبوت\nبقدر داخله تکت جریمه از ملک گرفته میشود.\nفقره هفتم ـ وقتیکه مالکان وجه اقساط آنرا\nبموعد آن تحصیل کردند کاملاً وجه تحصیلی خود را تحویل صندوقخانه\nدر موعد قسط نموده رسید از درک ابوابجمعی خود و ادارۀ\nمالیه بدون جزو حاصل دارند.\nفقره هشتم ـ از ادارۀ مالیه برای مالکان طومار\nجزوار اسامی جمعدهی شان همه ساله داده میشود ـ\nتا استحضار و دانسته گی ملک حاصل باشد که فلان\nاسامی در جمع من مالیه دهی دارد و جمع ملکی من اینقدر\nوجه میشود و مناصفۀ جمع مذکور که یک قسط است بدانند وقتیکه\nملک وجه تحصیلی خود را تحویل نموده رسید حاصل کرده\nرسید را با دارۀ مالیه آورد ـ مدیر مالیه وظیفۀ فرض\nمنصبی خود را بقرار ذیل معمولدارد.\n\nمدیر مالیه را لازم اداره\nنیز دقت نماید\nجزوار تعریفی"}
{"book": "adl0079", "page": 12, "text": "۹\nاول - مدیر مالیه طومار ابوابجمعی ملک را دیده مشخص کند\nکه قسط ملک چند میشود و رسید صندوقخانه را موافق\nبقسط نماید. رسید صندوقخانه را ضبط کرده نقل رسید\nآنرا بخرج طومار ملک نوشته رسید کند.\nدوم - اگر ملک وجه قسط ابوابجمعی خود را پوره تحویل\nصندوقخانه نکرده بود و تمسک حسابی بموجب فقرات\nنظامنامه نداشت در انیصورت ضرور است که اسامی\nکه وجه قسط مالیه را نداده نشان بدهد و یا وجه دولت را\nبرساند.\nسوم - وقتیکه ملک قلمداد کرد که فلانه شخص وجه قسط را\nنرسانیده محض بگفتۀ او اعتبار نمیشود کتاب رسید چهاپی\nکه بنمبر بست است و برای ملک داده شده فوراً بنمبر\nاسامی مقابله شود اگر هر دو پارچه رسید چهاپی اسامی\nمطابق نمبر موجود و سفید بود حرف ملک قابل اعتبار شمرده\nبهمراه مذکور ملازمان سرکاری مقرر میشوند که اسامی را\nحاضر کنند.\nچهارم - در حالیکه اسامی مطلوب حاضر شد"}
{"book": "adl0079", "page": 13, "text": "۱۰\n\nسبب نرسانیدن مالیه بمواجهه ملک پرسیده میشود اگر اسامی\nبدون رسید ملک و یا تمشک حسابی بود و سند\nاز اداره مالیه نداشت از قرار فی تومان پنچروپیه جریمانه\nسنجیده بذریعه ملازمان سرکاری بمعه مالیه قسط مذکور\nحصول و تحویل صندوقخانه شود از وجه مالیه که بذریعه ملازمان\nسرکاری تحصیل شود برای ملک مکانه داده نمیشود- هرگاه\nاسامی باداره مالیه حاضر گردیده و بکاغذ سفید رسید\nملک را حاضر کرد در صورتیکه ملک قبولدار شود بدون اشتبا\nکه صحیح است فی تومان پنجروپیه جریمه بمعه اصل وجه از ملک\nو پنجروپیه از اسامی گرفته تحویل صندوقخانه شود به سببیکه\nخلاف نظامنامه رفتار نموده رسید بکاغذ سفید گرفته\nو یا ملک از گرفتن وجه انکار داشته باشد و رسید\nساختگی بشمر در رسید مذکور که بکاغذ سفید باشد بدیگر\nرسید چاپی اعتبار ندارد بازهم علم می شود زیاد شود\nهرگاه ملک ملامت شود بقرار فقره ششم جریمه گرفته\nشود و از اسامی جریمه آن مطابق فوق است- لهذا سه\nمرتبه تکرار از ملک که چنین فعل بظهور برسد از طرف\n\nنظامنامه مالیه\nولایت جلال آباد\nشرکت افغان"}
{"book": "adl0079", "page": 14, "text": "دولت معزول میشود.\nپنجم - چهار ماده فقره هشتم که ذکر شده اگر مدیر مالیه\nاز سرگذرانیده بازخواست نکرده وجه بیت المال را بجهة\nتحصیل تحویل حاکم نکرده معلومدار غرض شخصی و مدعای نفسانی\nگفته میشود وجه باقی قسط مالیه بمعه جریمه مقرره که از ملک\nو اسامی گرفته میشود از خود او گرفته تحویل صندوقخانه شود.\nو علاوه بران به سببیکه ایفای ماموریت خود را نکرده\nاز طرف حکومت برایش سز اداده میشود.\nفقره نهم - اگر اسامی وجه قسط اول و جریمه را\nبا وجود محصلی حاکم نرسانید و قسط دوم رسید مهلت\nو مالیه خود را ادا نکرد جریمه نرسانیدن مالیه قسط دوم بتجدد\nبحواله داده میشود الی موعد حوت اگر نرسانید دیگر مدارا\nو رعایت او نمیشود انیطور اشخاص را دولت اوباش\nو بدبده دانسته مدیر مالیه حکمی بذریعه ملک و خود مذکور یامین\nمذکور را بدیگری گرو داده و یا بالای خود او بفرروش رسانید\nوجه سرکار را تحصیل نماید که بدیگر سال باقی نماند - اگر شخصی\nگرو میگرفت و یا قطعی می خرید بولک مالیه خبر بدهد."}
{"book": "adl0079", "page": 15, "text": "فقرۀ دهم - اگر شخص مالیه ده قبل از برداشتن\nحاصل مفرور و یا بجنایت گرفتار گردیده حبس شد ملک قریبًا\nبسپارد که زمین مذکور را باقربای او بسپارد و بروز رفع\nحاصل ملک حاضر بوده مال او را سیاهه کرده تحویل\nاقربای او نماید - مالیه سرکار را از شخصی که حاصل\nتحویل او شد بگیرد - هرگاه شخص مالیه ده بعد از برداشتن\nحاصل مفرور و یا گرفتار حبس و جنایت گردید چون وجه\nاقساط بمعه جریمه گرفته میشود اگر حصول نشد مطابق حکم فقره\n( ٩ ) معمولداشته شود در حالیکه ملک او را کار داران\nدولت متصرف نشده باشند.\nفقرۀ یازدهم - شخص زمین دار یا فرار یا حبس گردید\nقوم قریب نداشت که زمین مذکور باو سپرده شود هرگاه\nزمین مذکور زرعت شده باشد و دهقان نداشته باشد\nملک سپرده دهقان نموده باجری و هوشداری حاصلات\nآنرا نماید و بادارۀ مالیه کیفیت آنرا تحریر دارد که در وقت\nفصل شخصی از ادارۀ مالیه مقرر شود که با تفاق ملک رفع\nحاصلات آنرا نموده جنسی آنرا بفروش رسانیده با داگ‍"}
{"book": "adl0079", "page": 16, "text": "مالیه سیاهه آنرا حاضر دارند. هر قدر وجه فروش حاصل\nکه از جمله آن مالیه زمین مذکور بذریعه ملک تحویل خزانه شود\nباقیمانده وجه آنرا ملک بخزانه تحویل کرده رسید امانت\nگرفته باداره با حاضر دارد که ثبت شود. و از اداره مال کیفیت\nآن بپولک مالیه خبر داده شود حینیکه اسامی صاحبش پیدا\nباداره مالیه آمده درخواست نماید. مدیر مالیه تصدیق آنرا\nنموده حواله بپولک مالیه نماید از پولک مالیه اگر خیانتی\nنداشت بموجب رسید امانت وجه آن بخزانه حواله\nداده میشود. بسال دیگر زمین مذکور را باجاره بدهند تا مالک\nزمین بیاید همه ساله وجه مالیه تحویل خزانه باقی آن امانت\nبخزانه تحویل شود.\n\nفقره دوازدهم - برای مزرعه جات و باغات آیات\nسماوی برسد و یا از بی آبی سوخت برسد - فوراً رعایا و ملک\nباداره مالیه آمده بکاغذ رسمی درخواست نمائید. مدیر مالیه\nبموجب درخواست شان از اداره مالیه ممیز مقرر کند که بالای\nزمین های آفت رسیده و سوخته رفته علم آوری نمایند و\nو علم آوری مذکور بسه تفریق باشد. اول زمین ها و باغاتیکه کا"}
{"book": "adl0079", "page": 17, "text": "ضرر رسیده باشد- دویم اینکه مناصفه را ضرر و باقی آن\nسالم باشد- سیوم که قدری ضرر رسیده باشد- ملک\nو مميز تعیین و تفریق نموده طومار ممیزی خود را مهر کرده باداره\nمالیه بسپارند مدیر مالیه بعد از تحقیقات لازمه وظیفه فرض\nمنصبی خود تصدیق خود و حاکم انولا را کرده حواله بملک مالیه نماید\nبملک مالیه زمین مزروعی و باغی و قنوات و چشمه سار را\nبموجب مواد معموله دارد:-\n(ماده اول) در باب زمین مزروعی و غیره که ضرر رسید\nباشد دو صورت دارد- (یا در فصل ربیع است) (یا در خریف)\nصورت اول - فصل ربیع سه قسم خواهد بود:-\nقسم اول اگر کاملاً ضرر رسیده بود وجه مالیه آن بقسط دوم سال\nآینده گرفته شود.\nقسم دوم که مناصفه رسیده باشد بقسط اول\nسال آینده گرفته شود.\nقسم سیوم که قدری ضرر رسیده باشد بقسط\nدوم سال مذکور گرفته شود\nصورت دوم در ایام و هنگام فصل خریف اگر ضرر"}
{"book": "adl0079", "page": 18, "text": "١٥\nرسیده دو قسم خواهد بود :-\nقسم اوّل اگر ضرر کامل رسیده باشد مالیه بقسط دوّم\nسال آینده گرفته شود .\nقسم دوّم اگر مناصفه و یا قدری ضرر رسیده بود\nبقسط اوّل سال آینده گرفته شود .\n(ماده دوّم) - در باب باغی و سردرختی اگر کامل ضرر رسیده\nباشد بقسط اوّل سال آینده هرگاه مناصفه ضرر رسیده\nبود بقسط دوّم سال مذکور گرفته شود - در باب این فقره\nمدیر مالیه بقرار امریه بلوک مالیه معمول دارد .\nچون سرکار ملک را جمع بست نموده در سالہائیکہ\nزمین دار کمائی میکند و حاصل زیاد می بردارد دولت\nاضافه از مالیه نمیرساند دولت حقدارد که مالیه خود را بگیرد\nمگر چون دولت و رعیت یک وجود هستند با قساط\nرعایت آن کرده شده که در فوق ذکر است .\nفقره سیزدهم - زمین ہای مزروعی و یا باغ را\nاگر آب برود و یا قنوات مسدود و خشک و خراب شد\nاز دو حال خالی نخواهد بود - اگر بعد از فصل باشد مالیه آن"}
{"book": "adl0079", "page": 19, "text": "۱۶\nگرفته میشود ـ اگر قبل از فصل باشد بعد از اخبار صاحبش بادارۀ\nمالیه و تحقیق سبب خرابی کیفیت ممیزی آن ببو لک مالیه\nفرستاده شود که بذریعۀ بولک مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم شود\nهر قراریکه از حضور ناظر مالیه حکم شد از بولک مالیه بمدیر مالیه\nخبر داده میشود بقرار حکم مجری داده شود ـ بگر ملگ قریه\nلازم است که اسامی را بادارۀ مالیه حاضر نماید که موعد آباد\nآنرا مشخص کند ـ هر گاه اسامی مذکور صاحب استعداد\nبنود ممیز مقرر شود که پیمایش مخارج آنرا نماید و طولاً آنرا ببولک\nمالیه بفرستد بولک مالیه بقرار اجازۀ ناظر مالیه چهاریکه\nپیمایش را سنجیده بعد از منظوری حضور بقرار حجت\nشرعی و ضمانت خط بصیغۀ تقاوی از طرف سرکار وجه\nبدهد که آباد نماید حینیکه آباد شد بقرار موعد مقرر ملگ\nبادارۀ مالیه اطلاع بدهد که مالیۀ آن بسته شود ـ وجه\nتقاوی بپنجسال باقساط اخیر سال گرفته شود اگر اسامی\nزمین خود را آباد نمیکرد خط داده واگذار شود که بدیگرے\nداده شود ـ هر گاه ممکن آبادی نداشت بعد از تحقیق خیر\nفقرۀ چهار دہم ـ اگر صاحب زمین املاک"}
{"book": "adl0079", "page": 20, "text": "۱۷\nمزروعی خود را نهال غرس نموده باغ ساخت بسال اول\nملک باداره مالیه خبر بدهد که ممیز مقرر شده علم آوری\nنماید- تا مدت پنجسال که اشجار آن مثمره نشده مالیه مزروعی\nگرفته شود- بسال ششم مالیه باغی بسته و گرفته شود و مدیر\nمالیه بهمان تاریخ صورت ممیزی آنرا بذریعه داک\nمحصولی ببولک مالیه ارسال دارد که ملاحظه مامور بولک\nمالیه بطریق نشانی شود.\nفقرۀ پانزدهم- شخصی که زمین باغی داشته باشد\nو اشجار آنرا بکشد ملک قریه را لازم است که بمدیر مالیه\nخبر بدهد که مالیه مزروعی بسته و گرفته شود و از اداره تحریر\nببولک مالیه نیز خبر داده شود.\nفقرۀ شانزدهم- قیمت زمین های مخروبه\nاز قرار فی جریب سه روپیه و چمنها فی جریب ده روپیه\nمقرر شده - هرگاه شخصی زمین مخروبه و چمن را آباد کند\nمیباید باداره مالیه آمده استدعا نماید مدیر مالیه شفعاً\nزمین های مخروبه و چمن پرسیده هرگاه آنها نگرفته\nخط واگذاری دادند- بقرار جریب بقیمت معین"}
{"book": "adl0079", "page": 21, "text": "١٨\nکه ذکر شده قیمت کرده وجه آنرا بخزانه تحویل نموده از\nاداره مالیه سند حاصل دارد مدیر مالیه را لازم است\nکه بقرار وجه تحویل کرده گی اسامی بر پیش سند جریبی\nمحدود معین بدهد و از اسامی خریدار قرار داد موعد آبادی\nآنرا بگیرد و بپولک مالیه خبر بدهد بسالیکه بذر افشان نموده\nملک قریه را لازم است که بادارۀ مالیه اخبار کند و مدیر\nمالیه جریب کش مقرر نماید هر قدر زمین را که بذر نموده\nبود بقرار مالیه پلوان شریک قریۀ مذکور سنجیده بسال\nاول چهار یکه بسال دوم مناصفه بسال سوم سه حصه\nبسال چهارم کامل مالیه پلوان شریک گرفته شود و بپولوک\nمالیه نیز اطلاع داده شود\nفقرۀ هفدهم اسامی که سابق بلحاظ تکالیفات\nخود را قطعه برات کرده بودند حال تکالیف بمراحم ملوکانه\nموقوف شده قطعه برات بودن موقوف است\nاشخاصیکه قطعه برات بودند کاملا بجمع ملکان قریه بسته نشوند\nهر گاه شخصی بقطعه برات بودن راضی باشد چون\nمعاملات دولت طوالت و تنخواه مامورین تنخواه خور\nنسخه جات نظامنامه مالیه سر کار عالیه افغانیه ۱۳۳۸"}
{"book": "adl0079", "page": 22, "text": "19\n\nضایع میشود - بمالیته سابقه خود فی روپیه ده پیسه قبولاً\nشود و بدولت برساند و قطعه برات باشد منظور است.\nفقره هجدهم - قریه استاد است و برای\nهر قریه یک ملک لازم است مدیر مالیه سعی و دقت کند\nکه در یک قریه یک شخص ملک مقرر باشد - اگر ناشد\nبود دو ملک بیک قریه منظور است - هرگاه شخصی ملک\nسه قریه باشد جمع قریجات هر کدام علحده علحده بسته\nمیشود مگر بشر طیکه کامل ملک قریه باشد.\nفقره نوزدهم - مقرری ملک بانتخاب\nرعیت است که در سه سال مقرر میشود - لیکن\nرعیت باید ملک شخصی را انتخاب کنند که صاحب\nهستی و جایدا د و ظاهرش بصلاح دینی و دنیوی\nآراسته باشد - در موعد انتخاب که طوماررسی\nگرفت تاجنایت و قباحت و خیانت از نامبرده بظهور\nنرسد معزول نمیشود - هرگاه این افعال از نامبرده بظهور\nرسید موقوف و طرد گردیده دیگر ملازمست او بدولت\nو ملکی آن برعیت مقبول و منظور نمیشود."}
{"book": "adl0079", "page": 23, "text": "۳۰\nفقره بیستم- انتخاب ملک برضای\nرعیت است درصورتیکه ملک فرار و یا مال دولت را\nاز درک مالیه تلف نماید چون رعیت کفیل است\nدولت بجایداد ملک تعلق نداشته وجه خود را بقرار\nریزش مالیه از اسامی مالیه ده آن میگیرد اختیار جایداد\nملک برعیت است.\nفقره بیست و یکم- شخصیکه بعد از گرفتن تکت رسمی\nمالیه اگر زمین خود را ببیع قطعی و یا جائیزی بفروش\nبرساند ضمانت وجه از اسامی فروشنده گرفته و بائیون\nبقرار مواد ذیل معمولدارند-\nماده اول- اتابی محکمه که قباله را نوشته میکنند\nضرورست زمین هائیکه متعلق بجریب است اعلیٰ اوسط داد\nهرگاه متعلق بجریب نباشد معدود مروج انرا قید نما.\nوتصدیق ملک قریه در ذوالیدی آن و ملکیت فروشند\nشرط است.\nماده دوم- اسامی فروشنده که قباله را بادارۀ مالیه\nجهت تصدیق مهر ملک حاضر میکند مدیر مالیه را میباید"}
{"book": "adl0079", "page": 24, "text": "۲۱\nکه تکت اسامی فروشنده را دیده مهر ملک قریه را بنام\nملکیتش و معدود و فروش داخل قباله را معدود تکت\nتطبیق نماید. اگر زمین مندرجه تکت را کاملاً بفروش\nرسانیده بود و یا چیزیرا بفروش رسانیده و باقی آن\nمانده باشد خیر و الّا اضافه از معدود داخله تکت بود\nزیاده را بکتاب جزو بسته نموده مطابق فقره (۲) بازخواست\nنماید زیرا که قلم اندازی ثابت میشود.\nماده سوم - در صورت فروش قطعی یا جائزی\nقباله بکتاب جزو املاکات بخانه کیفیت خلص معدود\nو اسم خریدار محاذی سطر فروشنده درج شود.\nماده چهارم - قباله بیع جائزی که بسال اول بخانه\nکیفیت کتاب جزو املاکات داخل شد بسال دیگر\nبکتاب جزو املاکات بخانه ملاحظات نوشته میشود\nتا بسالیکه گرو است همچنان حینیکه بایع زمین خود را\nخلاص کرد لازم است که قباله را نزد مدیر مالیه حاضر دارد\nکه فسخ آنرا بخانه کیفیت نوشته مهر خود را باطلی نماید\nو مشتری نیز بکتاب جزو امضا نماید - در بیع"}
{"book": "adl0079", "page": 25, "text": "۲۴\n\nجایزی تکت صاحب زمین اگر کاملاً گرو کرده باشد\nضبط هرگاه چیزیرا گرو داده باشد کم نمیشود ـ نوشتهٔ\nکتاب جزو کافیست گروی دار همه ساله مالیه را بنام\nصاحب زمین بملک بمعرفت خود برساند.\nماده پنجم ـ در باب فروش قطعی اولاً اگر شخصی زمین\nخود را کاملاً بفروش رسانید داخل کتاب جزو املاکاً\nتاریخ فروش و اسم خریدار قید و تکت فروشنده\nضبط شود و اسامی خریدار اگر بقریهٔ مذکوره زمین داشته\nباشد تاریخ و اسم فروشنده نوشته به تکت\nسابق آن مالیه افزو د شود ـ هرگاه سابق بقرینه مذکوره\nزمین داری نداشت در سال اوّل کیفیت\nخرید آنرا مدیر مالیه بعد از ثبت کتاب جزو در عقب\nتکت نوشته بخریدار تسلیم نماید و بسال آینده\nتکت مذکورا ضبط نموده باسم خود خریدار تکت بدهد\nثانیاً در صورتیکه شخص فروشنده از منجملهٔ زمین خود\nچیزیرا بفروش برساند و چیزی برای خودش باقی بماند\nبعد از مندرجهٔ کتاب جزو مالیهٔ زمین معدو د که بفروش"}
{"book": "adl0079", "page": 26, "text": "۲۳\nرسانیده از تکت فروشنده وضع شود - در حالیکه\nخریدار تکت و زمین بقریه مذکور داشته باشد تکت\nمذکور معدود مالیه افزوده شود - اگر زمین و مالیه دهی بقریه\nمذکور بیجمع ملک فروشنده نداشت بسال آینده\nبتعداد نمبر آخر ابوابجمی ملک تکت جدید برایش داده\nشود - مگر همانروز زمین از تکت فروشنده وضع شو\nمالیه همانسا لرا بنام بایع برساند - بسال دیگر که تکت\nمالیه دهی خود را گرفت باسم خود برساند.\nماده ششم - مالیه وابسته تصرفی فصل است\nاگر بایع زمین خود را بعد از فصول بفروش رسانید\nمالیه دولت از خود او هرگاه قبل از فصول بفروش رسانید\nاز مشتری گرفته میشود - مدیر مالیه را لازم است که در وق\nفروش بین الفصلين خط مقاوله رسانیدن مالیه را\nبقرار قبولی از نزد بایع و مشتری گرفته قباله را مهر کند\nکه جای گفتگو بروز دیگر باقی نماند.\nفقره بیست و دوم - مدیر مالیه از روی\nکتاب جزو املاکات جمع مالکانرا خلص داخل حساب"}
{"book": "adl0079", "page": 27, "text": "٢٤\n\nخصوصی نماید و سندات ملکان هر روزیکه برایش میرسد\nبروز نامچۀ تحصیلات مجری نموده سند را ضبط کرده\nبطومار خرج ملکی ملک مذکور رسانده مهر نماید و در اخیر\nهر قسط یک حساب عمومی بسازد و نقل آنرا ببوک\nمالیه بفرستد که بذریعه بوک مالیه بحضور ناظر مالیه تقدیم\nمیشود و در حینیکه مفتش مقرر میشود اساس\nعلم آوری آن باشد.\n\nفقرۀ بیست سوم - ملکانه ملکان بقرار مقرر\nسابق از وجه حصولی بقسط دوم بحساب شان\nمجری داده شود از وجهی که داخل جریمه آمده باشد\nبا وجود حصولی ملکانه داده نشود.\n\nفقرۀ بیست و چهارم - تنخواه مقرری مدیر\nمالیه و مامورین ادارۀ مالیه بموجب برات نظارت مالیه\nبدو قسط از صندوقخانه داده میشود بلحاظیکه در ملک\nبلفظ تنخواه برداشت نکنند هرگاه کرده بودند بظهور رسید\nیک بر یکنیم گرفته میشود.\n\nفقره بیست و پنجم - در سنوات سابق\n\nطومار خرج ملکی  نقل حساب عمومی   حکم برداشت از ختی؟"}
{"book": "adl0079", "page": 28, "text": "۲۰\n\nکه مالیه جنسی گرفته میشد حواله آن بجایداد گدام داده میشد\nاز رسانیدن گدام و انواع حواله و خریدارے متعدد\nکارداران ملت بعذاب و بدولت فائده هم نمیرسید\nو باقی مانده حواله گدا جها بقیمت گران تسعیر و از ملت\nبشدّت گرفته میشد - ذاتِ شاهانه از روی رعیت\nپروری و عدالت گستری دفع این صعوبت را\nبه نقد دیده جِہتہ آسایش ملت صورتِ اخذ مالیه را\nنقد و رسانیدن آنرا اقساط مقرر فرمودند. و از روی\nمنصفی تسعیر اجناس محال (کهوگداداره دوم)\nبقرار جدول ذیل منظور فرمودند که ملت\nبداد خود دانسته با قساط مقرره بدون صعوبت\nمالیهٔ خود را بدولت برسانند ـ و رعیت\nاز رسانیدن گدام و حواله داران فارغ البال باشند.\n\n* *\n*"}
{"book": "adl0079", "page": 29, "text": "۲۶\n\n(تسعیر نامهٔ مستقل ساله)\n\nجدول نرخ اجناس\nنقد\nاسم جنس | فی | مقدار | از مقدار\nپیسه | روپیه\n\nفقرهٔ بیست و ششم - تسعیر مستقل مندرجهٔ نظامنامهٔ هذا از ابتدای\n۱۲۹۹ هـ الی ۱۳۰۱ شمسی که سه سال میشود منظور است و بعد از انقضای\nسه سال تجویز علیحده میشود انشاء الله تعالی بسببیکه نقصان رعیت\nو دولت نشود و در آنوقت نظامنامهٔ مالیه عند الضرورت\n\nبرای تفتیش دفترجات نظامات دایم است"}
{"book": "adl0079", "page": 30, "text": "ترمیم خواهد شد.\nفقرۀ بیست و هفتم- از طرف دولت بملاحظۀ\nخیر ملت مالیه جنسی نقد مقرر گردید در صورت محاربه\nجنبی اگر جنس بکار دولت شود بوقت فصل بقرار مالیه\nدهی اسامی جنس مطلوب خود را جنس گرفته میتواند\nو قیمت جنسی مذکور بقراریکه تسعیر شده مجری میدهد\nمعاملات دفاتر و محاسبات رعیت به نقد است\nبدون ضرورت محاربه دولت بموعد سال جنس\nنمیگیرد- و کارآمد خود را به نرخ روز و خوش رضای\nرعیت بدون اجبار خریداری میکند.\nفقرۀ بیست و هشتم- رباطها ئیکه در عرض\nراه ساخته شده بلحاظ آسوده حالی باشندگان\nقریجات و عابرین ملت است در باب مرمت کار\nکار رباطهای متعلق محالات بقرار وند و تقسیم\nبدون مصالح و بناخاص مزد کار آن بعهدهٔ رعیت است\nو برف پاکی رباطهای مذکور را بقرار سابق رعیت\nنماید که خراب و بر هم نشود."}
{"book": "adl0079", "page": 31, "text": "فقره بیست و نهم- تقسیم آب بخشی رئی\nتعلق بمدیر مالیه دارد که بقرار قاعده حسابی و گذشته\nتقسیم آب بخشی را نماید مصارف دهنه های آبخوره\nوکندن جوی و آبخوره و ساختن پلهای آبخوره بعهده\nرعیت ست مدیر مالیه را لازم است که بقرار حقا به برای\nرعیت آب بدهد. هرگاه بدون حقا به برای شخصی مدیرما\nآب داده بود و یا دیگری رقعه داده بود و بظهور رسید\nباز خواست شدید کرده میشود.\nفقره سی ام- اشخاصیکه گفتگو مالیه دهی\nو یا دعوی آب بخشی داشته باشند و نزاع شان\nبخصوص آب و مالیه ضرر پلوان شریکی باشد عرض\nو دادشان متعلق با داره مالیه ست که مدیر مالیه تحقیق\nفقره منازعه شانرا نموده بقرار حسابی فیصله نماید.\nهرگاه بحال تصفیه نشد صورت تحقیق خود را بیولک\nمالیه روانه دارد که بیولک مالیه علم آورده حقدار می شود\nاگر بیولک و نظارت مالیه فیصله آن بحسابی\nنشد و ممکن نبود از نظارت مالیه تحقیقات مدعی"}
{"book": "adl0079", "page": 32, "text": "و مدعی علیه بنظارت عدلیه فرستاده شود بعد از فیصله\nببولک مالیه و از بولک مالیه باداره مالیه\nخبر داده شود\nفقره سی و یکم ـ برای گفتگوے حسابی\nو حقدار مالیه و آب بخشی و ضرر پاوان شریکی تخصیصا بادار\nمالیه خواسته میشود اولاً مدعی کوایف خود را بذریعه\nعریضه رسمی از مدیر مالیه درخواست نماید - ثانیاً مدیر مالیه\nاگر مدعی علیه را لازم خواستن میدانست بدست\nمدعی جلب نامه بدهد - مدعی جلب نامه را برده بملک\nقریه مدعی علیه نشان داده ملک قریه اسامی را وقف نموده\nملک قریه بجلب نامه از وقفیت آن تصدیق نماید-\nاگر مدعی علیه حاضر نشد و مدعی بمدیر مالیه عارض گردید\nمدیر بعد از ملاحظه جلب نامه بذریعه احضار نامه مدعی\nعلیه را بواسطه محصل بخواهد - درینصورت که مدعی علیه\nبامر احضار نامه و محصل حاضر گردیده روپیه جریمه\nاز نامبرده گرفته تحویل خزانه شود و رپوت آن ببولک\nمالیه فرستاده شود. لیکن جریمه تحویل خزانه"}
{"book": "adl0079", "page": 33, "text": "بواسطه مجرم میشود.\nفقره سی و دوم - مدیر مالیه که جلب نامه و حضار\nنامه رسمی اسمی مدعی علیه که میدهد ثبت آن بکتاب\nسرکاری باشد اگر بدون ثبت کتاب ظاهر شد\nهر قطعه آن ده روپیه جریمه از مدیر مالیه گرفته میشود.\nفقره سی و سوم - اسامی مدعی و مدعی علیه\nکه باداره مالیه گفتگو مینمایند اگر منازعه شان سهل بود\nحاجت بصورت حال ندارد هرگاه منازعه شان\nصعب و تحقیق زیاد بعمل آورده می شد عریضه مدعی را\nاسناد گرفته سوال و جواب مدعی مدعی علیه را بکاغذ\nنوشته کند. حاضرین اداره که عبارت از نفرے\nغیر اداره باشد از اقرار شان تصدیق نماید. مدیر مالیه\nبعد از سوال و جواب مدعی مدعی علیه بقرار حسابی\nفیصله نماید - هرگاه فیصله باداره مالیه نشد بقرار حکم فقره\n(۳۰) معمولدارد\nفقره سی و چهارم - جمع انواع تکالیف انحضور\nکاملاً موقوف گردید احدیرا اجازه نیست که بالای\n\nدر صورتیکه مدعی و مدعی علیه پرزه رضا دارا امضا کنند"}
{"book": "adl0079", "page": 34, "text": "۳۱\n\nرعیت چیزی حواله کند. هرگاه کارداران و یا ملکان\nچیزی تکالیف بالای رعیت حواله کرد رعیت او لاً بمدیرتیه\nثانیاً بحاکم ثالثاً بحاکم بالادست آن خبر بدهد حاکم بالادست منع نیا\nهرگاه منع نشد بازخواست کند. و علاه بران هرگاه بحضور رسید\nبازخواست او نشده بود از شخصیکه بازخواست نکرده\nبازخواست میشود.\nفقره سی و پنجم- شفعداری زمین خواه\nبلحاظ باقی دولت و یا دارو طلب رعیت باشد موقوف\nاست مگر در جائیکه ذات شاهانه لازم بداند بموجب فران\nرسمی اداره مالیه و یا حاکم امر نمائید بدون فرمان برگیراً\nاجازه نیست که حکم شفعداری نماید.\nفقره سی و ششم- مدیر مالیه با داره مالیه\nکه حساب ملکان و صاحبان جمع را بقرار قواعد اصول\nدفتری میسازد در اخیر سال حسابات اداره مالیه تمام نموه\nبعه سندات خود بهولک مالیه روانه نماید که سنجیده\nشود و همه ساله سند فیصله حساب مدیریت خود را\nحاصل نماید- در حینیکه حساب مدیر مالیه بهولک"}
{"book": "adl0079", "page": 35, "text": "۳۲\nو کم و زیاد کردن و قسط نمودن وجه مالیه را حکام ندارند\nهرگاه حکام در تحصیل تغافلی کردند و تمسک حسابی\nاز مدیر مالیه نداشتند و سال باخیر رسید وجه\nمالیه بملک باقیماند جواب درک باقی بذمه حکام است.\nفقره چهلم نظار نظارات و مامورین کاربکارهای\nمالیه که باسم مدیران مالیه حکم مینمایند حکم شان خلاف\nقواعد نظامنامه مالیه نباشد هرگاه بخلاف\nفقرات نظامنامه بود مدیر مالیه اجرا نکرده\nبموکل مالیه خبر بدهد .\nفقره چهل و یکم - برای کارهای اداره هائیکه\nتشکیل شده بقرار امر آمر مفتش برای تفتیش مقرر\nمیشود مدیران مالیه در اجرای کار دقت کرده دفاتر\nخود را دائما منتظم داشته باشند که مفتش در وقت\nتفتیش سرگردان نشود."}
{"book": "adl0079", "page": 36, "text": "۳۲\nمالیه برسد بلوک دار مالیه الی یک ماه\nفیصله حساب آنرا نماید.\nفقره سی و هفتم ـــ اشخاصیکه وجه مالیه را\nبوعد قسط نرسانیدند مدیر مالیه بموجب حکم\nنظامنامه جریمه آنرا سنجیده معۀ باقی مالیه آن\nضم نموده سیاهه جزوار ساخته تحویل\nحاکم محال نماید و نقل آنرا بکتاب عیناً رسید\nبگیر د صورت خلص حواله را بجهة تحصیل تحویل حاکم\nمینماید ببلوک مالیه اطلاع بدهد.\nفقره سی و هشتم ـــ مدیر مالیه که سیاهه\nباقی مالیه را بتحویل حاکم کرد حاکم را میباید که برائیش\nرسید داده شروع بتحصیل نماید و پانزده در پانزده\nرپوت تحصیل را بمدیر مالیه بدهد.\nفقره سی و نهم ـــ وجه باقی که تحویل حاکم شد\nو شروع بتحصیل کرد میباید که سعی شود که بسال\nدیگر باقی نماند اگر اسامی گفتگوی حسابی داشت\nبا داره مالیه روانه دارد بدون خط مدیر اختیار معطلی\n\nنظامنامه مالیه\nسرخ رود\n۱۰۰"}
{"book": "adl0079", "page": 37, "text": "۳۳\n(اعلان)\nنظامنامه مالیه که مظهر است بچهل و یک فقره از ملاحظه\nحضور شاهانه ام گذارش یافته برای سعادت\nملت و ترقیات وطن افغانستان منظور گردید\nاحدیرا اجازه نیست که خلاف رفتاری نماید هرگاه\nرعیت و ملکان و مدیران و حکام و نظار نظارا\nبخلاف آن رفتار نموده بودند و بحضور رسید\nو ثابت شد بازخواست شدید می شود نظام\nہذا متعلق است بمالیه اداره مالیه و آرزه روم\nو برای دربار شورای ملی داده شد فی یکم حمل\nسنه ۱۲۹۹"}
{"book": "adl0079", "page": 38, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0079", "page": 39, "text": "[BLANK PAGE]"}
