{"book": "adl0012", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0012\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/kwh70s3c\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0012", "page": 2, "text": "رویداد\nلویه جرگه‌ دارالسلطنه\n۱۳۰۳\nکه از روز پنجشنبه (۲۰) سرطان الی یوم پنجشنبه (۹) برج اسد\nدر صیفیه پغمان تحت صدارت شهریار\nدیانت پناه اعلیحضرت غازی امیر امان الله خان\nادام الله ظلاله رافته الی ما انار\nالقران شرف انعقاد\nواختتام را\nپذیرفته\nاست\nدر مطبع سنگی وزارت جلیله حربیه بدار السلطنه کابل مطبوع شد\nتعداد طبع (۱۰۰۰)"}
{"book": "adl0012", "page": 3, "text": "تمهید ۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبسم الله الرحمن الرحیم\n\nالحمد لله وکفی والصلواة علی محمد المصطفیٰ وعلی\nآله المرتضیٰ واصحابه المجتبیٰ\n\nاما بعد:- در فوائد اتحاد و عوائد اتفاق هر قدر شرح و بسطیکه تحریر گردد عشری\nاز عشیر و قلیلی از کثیر آن در حیز تقریر نمیگنجد و در حیطه تسطیر نمی آید. مگر ما خدایرا شکرگذاریم\nکه از مراحم ایزدی و الطاف ربانی خویش در سرزمین افغانستان فرشته امن\nو امان یعنی وجود مسعود اعلیحضرت امیر امان الله خان را بر گماشت و علم\nحریت و استقلالش را در تمام بسیط غبرا در ظل و دول متمدنه دنیا برافراشت و بموجب\nمرغوب مقصود بهبود شانرا که «حکومت شوروی» است نیز در کنار\nآمال و امانی شان محض از رعیت پروری و حقوق شناسی بعین او والاسرافزایش\nگماند.!!!"}
{"book": "adl0012", "page": 4, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلله الحمد که همه افراد مملکت عزیزمان افغانستان از معنی اتفاق\nاتحاد و نتایج خوشگوار مشوره بهره اندوز گردیده در نتیجه باهم دست داد مثلا این\nدرجه که می بینیم به شاهراه ترقی و تعالی کامزن شده اثر ثمر آن بر خور دند این نبود مگر از توجه\nبجان پادشاه ترفیحواه مان که افکار ما را از حضیض ذلت نفاق باوج رفعت اتفاق\nجلب نمود.\nاعلیحضرت محبوب القلوب با اولین ذاتی است در مشرق زمین که هموازه خیالات\nترقی و تعالی وطن را داشته در صدد بدست آوردن آرای اصلیه و افکار حقیقیه عموم\nطبقات ملت خود بوده همه افراد مملکت خود را توصیه مینماید که در ترقی و تعالی و بهبودی\nوطن خود تا جان در تن و روان در بدن دارند کوشیده مشوره های مفیده و نیات\nعالیات شانرا که عموماً در طبقه هر ماسوچه د یباشد، جهت بهبود و فلاح و درخشان\nشدن آتیه افغانستان از ارباب حل و عقد مملکت خویش دریغ نفرمایند.\nما ملت مختار افغان را اولا اظهار عجز از ادای شکر این نعمت کبرای خالق اکبر لازم\nو ثانیاً تقدیم تشکر صمیمانه خالصانه بحضور این پادشاه وظیفه آگاه جوان بختیان اعلیحضرت\nامیر امان الله خان لازم است که ما مسلمانها را بعد از هجران سیزده صد سا\nشوری [یعنی بعد از انکه ملوک بنی امیه قاعده جلیله شوری را که بواسطه این صفت نسباً\nبملک، ممدوح قایل عظیم کریم. (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) می پوحل جلاله گردید\nبودیم قطع کردند. و باز در نشأة الثانیه اخیره اسلامیه هم در ینباب عقب مانده بودیم ]"}
{"book": "adl0012", "page": 5, "text": "تمهید\n\nم\n\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nسر دوباره احیا و بوصال محبوبه دلربای شوریه و قانون اساسی و مجالس شوری و\n\nلویه جرگه، از فرط حقوق شناسی و ملت پروری و مراحم گستری خود بدون خواهش\n\nو تقاضای ملت شرف و اعزاز اعطا فرمودند.\n\nاز آنجا که قبل ازین عصر مدنیت حصر آمانیه، افغانستان قانون نداشت !\n\nو افغانان قواعد و نظامات را نمی شناختند ! زمامداران افغان و صاحبان اختیار\n\nشان، تابع خواهشات و تقاضای نفسانی شان میبودند! و بازار تعارف ستانی\n\nو رشوت خواری را گرم کرده شب و روز خود شان را بعیش و استراحت گذارده\n\nاز حال ملت اطلاعی نمیداشتند ! و بعرض و داد و فریاد شان گوش نمی نهادند!!\n\nو از لوازم و ضروریات یک دولت آزاد با استقلال اسلامیه ؛ داشتن نظامات مکمله\n\nو قوانین شرعیه و تبادل سفرا که از خارج بداخل قبول، و از داخل به بیرون فرستاده\n\nشوند و ترویج و تنویر اوامر شرعیه و انضباط و استحکام اساس دینی است ؛ و متعاقباً\n\nعلم و اجرای قواعد بین الدول و اصطلاحات بین الملل در امور سیاسیه و دیگر امین\n\nمدنیه (که مخالف از مقررات دینیه نباشد) لازم شمرده میشوند بناءً علیه اعلیحضرت همایونی\n\nدر ابتدای سلطنت سنیه امانیه یک مجلس عالیه را بنام ریاست عمومیه\n\nشورای قایم نموده اشخاص عالم و فاضل و افراد دانسته و فهیم و عاقل\n\nافغانی را دران مشمول نمودند تا برای ترفیه و آسوده حالی ملت و تمسک و ہدایات\n\nبتمام باتفاق علمای اعلام سد عالیه شمشیر بر طبق اوامر شریعت"}
{"book": "adl0012", "page": 6, "text": "تمهید لو یه جرگه ۱۳۰۳\n\nسید الانام قوانین شرعیه را تسوید و مواد نظامنامه را املا و تالیف نموده به مجلس\nعالی وزرا که دران علاوه بر وزرای ذی خبرت افغان تاد یکر اشخاص\nصاحب بصیرت نیز داخل و صدارت انرا ذات شاهانه بنفس نفیس خویش میفرمایند\nتقدیم کنند تا آنها بعد از ملاحظه و بازدید و تطبیقات لازمه خلاصه نظریات و افکار\nو آراء شانرا نیز با همان نظامات و مولفات بحضور ملوکانه عرض و بیان نموده ذات\nشاهانه بعد از تدقیقات لازمه و تحقیقات مهمه احکام اجراء آنرا عطا میفرمایند.\nعلاوه بران ذات جهانبانی محض جهت رفاه و اسوده حالی عموم سکنه مملکت افغان\nبه تمام نقاط افغانستان بعد از تنظیم و تنسیق امورات دولتی و اجرای نظاماتی که عیناً\nتراجم مسائل دینی و مهمات فقهی و احکام شرعی است امر فرمودند که از علاقه داریها\nو حکومتی های درجه اول و دوم و سوم و حکومتیهای کلان و حکومتیهای اعلی نایب الحکومتها\nاعضای منتخبه را در مجلس مشوره هر مقام جمع داشته بدوشان امر و هدایت\nفرمودند که در فلاح و بهبودی و ترقی و تعالی وطن و ترفیه طبقات افغانی با حکام مقامی خویش\nمشوره نموده اسباب نفع دولت و ملت و مملکت را بر روی کار آورده از مضرات\nنه تنها خود شان مجتنب و محترز باشند بلکه اطلاعات بی قانونی و مظالم حکام شارا\nنیز بمرکز سلطنت بواسطه وکلای شان که در ریاست شورای دولت اقامه دارند\nاخبار و اشعار نموده برای اندفاع اضرار و مظالم طوری که در منافع شخصی و خانگی خویش\nمدقی مساعی میورزند بلکه بیشتر از ان یکم هستند و مزید برین مجالس مشوره ولایات"}
{"book": "adl0012", "page": 7, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\nتمهید\nشورای دولت اکثریه مجالس فوق العاده مشورتی را نیز منعقد فرموده در سرسبزی و آبیاری\nملت و مملکت کوشیده و میکوشند!\nبا جهت خاطر نشین شدن این مسئله خواهشمندیم که قارئین کرام خود را تذکر\nمشوره های مفیده لویه جرگه (۱۳۰۱) تصدیع دهیم، که اعلحضرت معظم غازی درآن\nسنه وکلا و کلان شوندگان عموم افغانستان مخصوصاً از سمت مشرقی را جمع نموده\nمجلسی را بنام (لویه جرگه) منعقد فرموده دران از هر گونه ابحاث امور داخلیه و\nخارجیه دولت نموده بهر طرف که آراء عمومی قرار میگرفت همانطور بر روی کار آورده شد\nچون مفاد آن برای دولت بسیار بنظر خورد اعلحضرت جوان جوانبخت ما مجدداً چنان\nصویب فرمودند که نه تنها امسال بلکه بسالهای آینده نیز یک مجلسی بهمین مقصد خیر صد\nزید ارالسلطنه کابل انعقاد یابد،\nسواد اعلانی را که بنام عموم رعایای صادقه، نسبت بانعقاد (لویه جرگه) سال این\nفرخنده فال از حضور لامع النور همایونی سماً و پیشتر از انعقاد این جرگه نشر و اشاعه دادند\nالعل مرامبی که بأسماء سامی و نامهای نامی سادات و مشایخ و علما و وکلا و اکابر و اعزه\nملت جداگانه بطرف قرین الشرف پادشاهی فرستاده شده در ذیل بعیناً نقل و تشریح\nمیکردد:\nتسوید اعلان لویه جرگه ۱۳۰۳\nکافه رعایای صداقت شعارم:-"}
{"book": "adl0012", "page": 8, "text": "اعلان\n۷\nجدی ۱۳۰۳\n\nبدیهی است که حیات وزندگانی معنوی وفراهم نمودن وسائل سعادت\nوترقی واستراحت یک قوم، یک ملت، اولین وظیفه وتکلیف واجبی دولت است\nباید دولت متحمل این بار گران گردیده وظیفه خود را انجام دهد و از دیگر طرف حتمی است که ملت\nبا حکومت معاضدت ومساعدت نموده در پیشرفت مقاصد وترقیات دولت خود\nقولا و فعلا مسامحه وکوتاهی نکند تا متفقا به آرزو ومرام خویش نائل وکامیاب شوند.\n\nلذا باتباع واقتضای امر موکد طاق شَاوِرْهُمْ فِي الْاَمْرِ فَاِذَا عَزَمْتَ\nفَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ } همیشه چنین آرزو دارم که در تمام جریانات مهمه امرو\nمملکت وسعات وآسایش ملت آرای قومی نیز تا حد ممکن شامل و در تحمیل این بار گران\nعلی قدر امکان فکراً وقولاً معاضد ومساعد باشند، چنانچه در مرکز سلطنت مجلس عالی\nشورای دولت را از اعضای منتخبه واعضای طبیعیه که اشخاص با تجربه\nوخیرخواه دولت وملت هستد تشکیل داده موجود بودن وکلاء شمارا در\nعلاقه داریها وحکومتیها و مرکز نائب الحکومگی وحکومتیهای اعلی حتی در شوری دولت\nحتمی شمرده احضار کرده ام تا بانها که فی الواقع زبان شما و وکیل تمام معاملات تان هستند\nدر همه امورات سئلگ مشاوره واستصواب و تعاطی افکار کرده شود.\n\nعلاوتاً از چندی است که درین مورد مقصد دیگر مرا بخاطر می پرورانم که تشکیل\nیک مجلس (لویه جرگه) است که مآلاً اقل در سال یکدفعه علی العموم وکلا و\nنمایندگان وکلان شوندگان قومی وعلمای ملت در آن مجلس اجتماع نموده بر مسائل مهمه"}
{"book": "adl0012", "page": 9, "text": "اعلان\nلويه جرګه ۱۳۰۳\nو افکاری که در تعالی و ترقی مملکت خویش مد نظر داشته باشم مواجهتاً بالمشاوره تصویب\nآراء تصفیه دهیم و بعد از تصویب مجلس مذکور در معرض اجرا گذاریم { موعد انعقاد این\nمجلس عالی را (باستثنای مواقع ضرورت) هیئت لویه جرګه بعد از هر دوره سه ساله\nتصویب نموده اند، ملاحظه شود مذاکرات روز وداع رسمی ب. د } چنانچه در سنه (۱۳۰۱)\nبجلال آباد یک مجلس لویه جرگه را انعقاد نموده چون موقع انعقاد مجلس مذکور ایام زمستان\nبود و احضاریت تمام وکلا و نمایندګان ملت افغانستان اسباب زحمت شان\nمیشد و از دیګر نقاط مملکت تنها بوکلای منتخبه موجوده شان که در مجلس شورای دولت\nشمولیت داشتند اکتفا کرده از اقوام سمت مشرقی که خیلی قریب و سهولت پذیر\nبود وکلا و کلان شونډها و سادات و علمای شانرا جلب نموده بالمواجه اونها در امور\nمملکت و ترقیات ملت که لازم مشاوره بود مذاکره و فیصله نمودیم، برای\nسالهای آینده بواسطه که انعقاد و مجلس لویه جرګه سمت مشرقی در ایام سرما واقع شده\nبود و هم باید این مجلس بزرګ در شهر کابل که نقطه وسطی و پایتخت مملکت افغانستان\nاست انعقاد پذیرو وقت و موضع آنرا تبدیل داده مرکز لویه جرګه را کابل و موقع انعقاد آن\nامسال بماه ذی الحجه الحرام که هوای کابل ملایم سازګار و وفور فواکه و خوراکه باب میشود قرار\nدادیم تا سادات و علماء و وکلا و کلان شونډهای ملت در محفل لویه جرګه بشهر کابل بتابستان\nوجود نمایند و راجع بسعادت و ترقیات شما رعایای صادقه ام و مملکت عزیزان امنیت\nو حیثیت عمومی در مجلس مذکوره مذاکره و نظایر افکار نموده مطالب عمده دولت ملت را"}
{"book": "adl0012", "page": 10, "text": "اعلان\n۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچه در امور خارجیه و چه در امور داخلیه حل و فصل نمائیم و از خداوند توانا و قدیر در ترقی و\nتعالی مملکت خود استمداد و کمک بخواهیم !\nشما را ازین مکنونات قلبیه ام آگاهانیده برای عموم حکام اعلی و نائب الحکومه ها\nو زمامداران محلی تان بفرمان جداگانه اشعار نمودم که از وکلای منتخبه آن سمت که در علاقات\nو حکومتیها و مرکز نائب الحکومگی و حکومتیهای اعلیٰ هستند مناصفه را برای اجراآت کا\nیومیه همان موضع گذاشته مناصفه را با تعداد یک نفر امین جداگانه بحکام خبر داده شده\nاز سادات و علما و مشایخ و کلان شوندگان و نمایندگان و رؤسا از هر محل بقرار تقسیم مقرره\nانعقاد مجلس لویه جرگه بمرکز حکومتی اعلی و نائب الحکومگیها طلب نموده بیک موعدیکه\nبموقع انعقاد مجلس لویه جرگه بمرکز کابل رسیده بتوانند روانه دارالسلطنه نمایند و خرج را\nو خوراکه آنها را تا رسیدن کابل از آنجا پرداخته در مرکز کابل از بدو ورود تا اختتام مجلس\nخرج و خوراکه آنها را دولت تدارک و تهیه کرده بآنها می پردازد این مجلس (آنیاً) فقط در خو\nکابل و بهمین تاریخ منعقد و دائر گردیده بتعداد معینه از هر ولایتنفری بصورت وکالت\nو نمایندگی برای شمولیت ورزیدن لویه جرگه حاضر خواهند شد و از خداوند تعالی امید\nقوی داریم که باین مجلس عالی بموافقت آرای وکلا و نمایندگان\nملت نجیب افغانستان بسی مطالبات مهم دائره ترقیات وطن مقدس\nحل و فصل گردیده صورت انصرام و اجرا پذیرد. موضع مهر منور\nشهریار غازی"}
{"book": "adl0012", "page": 11, "text": "فرمان ۱۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nسواد آن فرامینی که باسماء علماء وسادات ومشائخ ووکلای ملت ارسال شده است\n(سواد فرمان لویه جرگه ۱۳۰۳)\n\n(القاب .......... (اسماء) ........ زاد مجده ........\nچون حکمت بالغه حضرت حکیم علی الاطلاق جل وتقدس شأنه، اساس مدنیت وترقی وتعالی بشریت را به اتحاد واتفاق منوط نموده و برای متحد ساختن افراد متعدد وافكار متضاد، ابلاغ احکام آیه شریفه (وشاورهم في الامر) بهمه متابعان دین حنیف احمدی (صلوة الله وسلامه علیه) درین شاهراه فلاح و نجاح دارین امر اکید میفرماید، حضرت پیغمبر خود را که وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى در شان اوست میفرماید که با امتان و پیروان خودت در همه کار مشوره نمای.\nلهذا این کمترین عبادالله از بدو جلوس خود تتبع و پیروی سنت سنیه محمدیه علیه الاف الثناء والتحية اساس سلطنت وطن عزیز خود را بمشوره وضع نموده در پایتخت عالی بخت مملکت شاهانه خودم تشکیل مجلس شورای دولت که مرکب از وکلای منتخبه شما ملت واعضای بلند پایه مأمورین دولت است نموده همه قوانین ونظامات مملکت داری در آنجا غور و خوض میشود و بعد الاتفاق آراء در معرض اجرا اورده میشود همچنان در مرکزهای همه ولایات وحکومتیها تا علاقه داریها مجلس مشوره از اعضای منتخبه وکلای شما ملت و[ILL] همه امور امت آن مطابق احکامات الهی بواسطه مامورین"}
{"book": "adl0012", "page": 12, "text": "فرمان\n11\nلویه‌جرگه ۱۳۰۳\n\nدولت باتفاق و مشورهٔ وکلای منتخبه اجرا میشود با وجود اینهمه مجالس مشوره که پیرو سنت\nسنیه در همه مملکت شاهانه اجرا است چون حکومت را از ملت و ملت را از حکومت دانسته\nنفع و ضرر وطن عزیز خود را بهمه ملت بنجیب خود مشترکاً مساوی میدانم اراده نمودم که یکعرا\nیک مجلس باسم \"لویه جرگه\" که مرکب باشد از علماء و سادات و مشایخ و خوانین\nو وکلای همه اقوام بدار السلطنه کابل انعقاد یافته در همه امورات مملکت داری پیش نهاد\nترقی و تعالی و تنظیم نظامات و قوانین دولتی و تمام سیاسیات داخله و خارجه بحث\nو مذاکره نموده شود و آنچه خیر و بهبود اداره حکومت و فوز و فلاح اهالی ملت را با تفاق\nآراء ملاحظه نمائیم متفقاً تنظیم و بعد از اتفاق آراء متوکلاً علی الله در اجراآت آن عزم الجزم\nنمائیم تا باشد که با تباع سنت قرون اول اسلام ترقیات دینی و دنیوی خود ها را فائز و نائل\nشویم چنانچه از فحوای اعلانات علیحده مستحضر خواهید بود.\nبنابران حضور والا ای ما چون شما را صادق و خیرخواه دولت میدانستیم بت\nشما را در لویه جرگه لازم دانسته ابلاغ میفرمائیم که سفر خرچ شما از آمدن الی کابل بتوسط\n(حکام اعلی و نائب الحکومه گی آنجا) انتظام میشود بخاطر جمعی تمام الی روز هشتم ماه ذیحجه الحرام\nوارد کابل شده نماز عید سعید اضحی را با همه برادران دارالسلطنه خود ادا نموده در مجلس لویه\nجرگه شامل باشید در ایام توقف کابل البته مهمان اعلیحضرت خواهید بود. و بعد\nاز اختتام لویه جرگه خرچ سفریهٔ شما را وزارت داخله تادیه نموده مع الخیر در مساکن خود عودت\nمینمائید\nمحل دستخط اعلیحضرت\nهمایونی\nفقط"}
{"book": "adl0012", "page": 13, "text": "گذار شات عید اضحی\n۱۲\nلوی جرگه ۱۳۰۳\nبعد از انتشار دارسال علان و فرمان فوق عموم سادات، مشایخ، وکلا، و اعزه\nاطراف و جوانب خطه بهیه افغانیه بانتظامات خوب و اصول نهایت مرغوب بعد از اتخاذ\nوجه کرایه و سفر خرج شان از نزد حکام محلی خویش ہسپا ر منزل مقصود گردیده بیک جہان\nشوق و یکعالم محبت و سرور ارائہ لقای فرحت انتمای ملوکانه، شوق تشرف دستبوسی\nذات شاهانه را بدل میپرورانیدند تا اینکه عموم مدعوین محترم بتاریخ ۸ ماه ذیحجه الحرام در شهر\nشهیر کابل اجتماع ورزیده سر رشته مخارج و مصارف شان علی التبا از طرف دولت بعمل آمد\nگذار شات عید سعید اضحی\nبدار السلطنه کابل\nچنانچہ گفتیم دو روز پیشتر از عید اضحیہ جمہور علماء و فضلا ء و مشایخ و سادات و وکلاً\nو اعزه تمام ولایات و حکومتیهای اعلیٰ و ایالت کابل حسب فرامین اعلحضرت محی ملت\nافغان بدار السلطنه افغانستا تشرف حضور بهم رسانیده بتوسط جناب فخامت مآب\nآقای محمد یعقوبخان شاغاسی حضور بمهمانی قابل تقدیر اعلحضرت غازی پذیرفتہ شُد\nبروز عید علاوه برین حضرات موقر افراد ملکی و نظامی کابل و اشخاص شہری و شش کروهی\nمقارن بساعت (۷۶) آغاز اجتماع را بجامع عیدگاه نهاده بتقریب ورود مسعود نیاقفه را\nمعظم افغانیاں علیحضرت امیر امان الله خان نه تنها جامع بزرگ عیدگاه بلکه اطراف\nو جوانب مسجد باندازه از حضرات نماز گذاران امتلا داشت که در حین ادای دوگانه"}
{"book": "adl0012", "page": 14, "text": "گزارشات عیداضحی ۱۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\nبنام خالق یگانه اکثری از اشخاص صفوف موخر بنابر قلت مقام و تکثر نفوس از دیارنام\nبر پشت نفری صفوف مقدم سجده مینمودند و هیئت مجموعی نمازگزاران که عموماً از کثرت\nازدحام شانه و کتفین همدیگر را میفشردند مانند بحر مواج و دریا زخار نمایش داده، ما قبل\nو مابعد نماز آوازهای تکبیر و صداهای تهلیل شان کروبیان ملاء اعملی را غذای روحانی\nبهم رسانیده شیاطین انسی و خناسهای جنی را بکمال جَدّت و حِدّت تهدید و تخویف نموده ضمناً\nانتظار ورود ملوکانه و ادای صلوة اضحیه را بمعیت ذات شاهانه بدل میپرورانیدند !\nموکب شهریار محبوب القلوب چند دقیقه از ساعت (۹) گذشته بود که بمعیت وزرا\nووکلاء واعیان و مشاهیر افغانی بترتیبات نهایت خوب و وضعیت از حد مرغوب دلنشینش\nدیده منتظرین و مسرت افزای قلوب ناظرین گشته مراسم تعظیم و تحریم این جهاندار مخم خصوصاً\nاز طرف چند فرقه عساکر ظفر مآثر دارالسلطنه که کاملاً حصه یمانی صحن عیدگاه از وشان مملوبود\nبعمل آمده عموم حضار نیز تعظیماً و احتراماً بپیشگاه این پادشاه دیانت آکناه خویش بایستان\nآوزهای السلام علیکم و دیگر کلمات دعائیه را بثریار سانیدند .\nبعد از نیکه حضور موفورالسرورشاهانه بصف قرب محراب اخذ موقع نمودند عموم اهالی\nبه تسویهٔ صفوف پرداختند، چون هواگرمی داشت و ازدحام انام را از آن بیشتر محراب جامع\nهم متحمل شده نمیتوانست ، بازمانند جمعه و اعیاد باستان محی ملت افغان بالذات\nبارگران امامت را که در حقیقت احیای سنت سنیهٔ خیرالبریه و تعقیب طریقهٔ مرضیهٔ\nخلفای راشده است، بدوش گرفته بعد از تکبیر تحریمه بادای تکبیرات زوائد پرداخته"}
{"book": "adl0012", "page": 15, "text": "لويه جرگه ١٣٠٣ ١٤ امالی خطابت همايونی\n\nپس از اختتام سورة فاتحه در رکعت اولی سوره والکافرون، و در رکعت ثانيه سوره اخلاص\nرا قرائت کنان به ترتيب و ترتيل نهايت خوب از نماز عيد فراغت يافته جهة ادای خطبه ماثوره\nاضحيه بروی منبر سنگی صحن مسجد برآمده خطبه را بکمال فصاحت و بلاغت بعد ادای حمدت\nو منقبت عربيه بلسان فارسی ايراد فرمودند که مطالب عمده آنرا تا جائيکه بها از دحام و كثرت\nانام وضيق مقام اجازه داده است ذيلا قلمبند مينمائيم :-\n\nخطبه اولی پادشاه ديانت اكتناه افغان\nبروز عيد قربان\n\nاَللّٰهُ أَكْبَرُ اَللّٰهُ أَكْبَرُ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ وَاللّٰهُ أَكْبَرُ اَللّٰهُ أَكْبَرُ وَلِلّٰهِ\nالْحَمْدُ (سه مرتبه) اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰلَمِيْنَ نَشْهَدُ اَنْ لَّا إِلٰهَ إِلَّا\nاللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيْكَ لَهُ وَنَشْهَدُ اَنَّ سَيِّدَنَا وَمَوْلٰينَا مُحَمَّدًا\nعَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ صَلَّى اللّٰهُ تَعَالٰى عَلَيْهِ وَعَلٰى اٰلِهِ وَاَصْحَابِهِ اَجْمَعِيْنَ\n\nامابعد :- برادران من ! عزيزان من ! نور چشمان من !\nامروز خدايرا شكرگزاريم كه ما و شما را بدين مقدس اسلام مشرف ساخته، از پدر پدر بروی دنيای\nاولاد مسلمان آمده ايم ، و هميشه بدرگاه خالق بی نياز خويش عرض و نياز داريم كه ما را بدين مبين\nسيد المرسلين قائم ودائم داشته باشد. بروز آخرت نيز ما را بشرف شفاعت محمدی با افتخار بخشد"}
{"book": "adl0012", "page": 16, "text": "خطبه علیاحضرت در عید قربان ۱۵ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nدر زمره مسلمانهای نیکوکار مبعوث دارد .\nامروز برای عالم اسلام یکروزی است بسیار مقدس که از برکت آن تمام گناهان\nو خطاهائی را که بدان مرتکب شده باشیم در حج بیت الله شریف بخشیده و معاف میگردد.\nبندگانی که خطا میکنند، یا گنهگار میشوند عموماً امید و انتظار مغفرت پروردگار را دارند\nذات خداوندی نیز از لطف و مرحمت خویش بحضصیکه بنده عاصی او بصدق دل بدامن\nخانه کعبه اش چنگ بزند در همین روز اقدس تمام گناهان ویرا معاف میکند و می بخشد !\nچقدر نیک بخت و سعادتمند است آن مسلمانانیکه درین روز به زیارت و لقای\nخانه خداوندی پذیرفته شده تمام گناهان شان معاف میشود ازین سبب بلندترین و مقدس\nترین ایام برای عالم اسلام همین روز فیروز است !\nعلاوه براینکه زیارت خانه کعبه، موجب معافی حقیقی خطا و گناهان ماست،\nیکخدمت کلان دیگر یرا هم برای اتحاد و اتفاق عالم اسلام مینماید و آن اینست که در ضمن\nادای حج و زیارت آن خانه مبارک با مسلمانان رنگارنگ عالم که ما آنها را ندیده ایم\nو کلمات و گزارشات شانرا نشنیده ایم، بر میخورییم، ملاقات مینمایم ! حرفهای شانرا گوش\nمیکنیم ! و شکایتهائی را که از بیگانگان دارند استماع میورزیم ! بمسرت عالم اسلام مسرور،\nو بغم و اندوه شان غمگین میشویم !\nاگر ما و شما بهمان نیت و مقصدی که خداوند مارا امر و هدایت نموده بخانه کعبه مشتر\nشویم ، و آن شکایت و بیدادی را که برادران اسلامی ما از دست اذیت ظالمان بیگانه ها"}
{"book": "adl0012", "page": 17, "text": "خطبه\n16\nلویه جرگه 1303\n\nدین خویش دارند شنبده از حال همدیگر حقیقتاً مطلع و خبردار شویم کابی عالم اسلام باینجا\nفلاکت و مذلت امروزه گرفتار و دو چار نمیشد!\nجای شکر و امیدواری است آن عالم اسلامی را که دشمنان دیرینه او پارچه پارچه کرد\nدر میان خود تقسیم نموده خوردند، امروزه روز بیدار شده اند!\nای دشمنان اسلام بدانید! و آگاه باشید! که در ینوقت حصۀ مهم عالم اسلام\nبیدار شده، مابقی آن نیز عنقریب بیدار شدنی است و بپاداش این خواری و زبونی که از\nدست شما بعالم اسلام رسیده، شما را هم بپاداش اعمال تان خواهند رسانید اگرچه شما در\nغفلت و نادانی و بی اتفاقی عالم اسلام خوب خوردید ما را، لاکن واسطۀ و ذریعۀ این پستی\nو تنزل و خرابی نما ما از دست خود ماست که اغراض پرستی و تن پروری و جدائی و نادانی\nخود ما شما را کامیاب داشته است 1-\n\nهرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست\n\nوالا دشمنان بر ما غلبه کرده نمیتوانستند زیرا که نظر به نفوس آن قطعات عالم اسلام\nکه پامال بیگانگان شده تعداد دشمنان شان، صد یک، هزار یک کرور یک باشندگان مملکت است\n\nپس چه قسم غلبه کرده میتوانستند !!!\nمعلوم است که نفاق و ضدیت شخصی و خرابی های در میانی خود ماست\nکه بیگانه ما را مظفر می سازد!"}
{"book": "adl0012", "page": 18, "text": "خطبه همایونی در روز عید اضحی\n۱۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nاگر مسلمانان حقیقتاً مسلمان و پیرو پیغمبر و قرآن بوده کار را از اتحاد و اتفاق و دیانت و اسلامیت بگیرند ضرر بمقاصد خود کامیاب و در همه جا مظفر و منصور میباشند!\nعجب است که خداوند دشمنان ما را مظفر میسازد و دوستان خود را که بآنها وعده ظفر و منصوریت را نموده مظفر نمیسازد!\nباز میگویم که این نیست مگر از نفاق خانگی و خرابی های اندرونی خود ما!\nازین است که بحضور شما برادران خود عرض مینمایم چونکه بکلمه لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ مُحَمَّدٌ رَّسُوْلُ اللهِ! چنگ انداخته ایم دین مقدس اسلام را یک دین متین می انگاریم! در دنیا و آخرت پیروی او را باعث نجات و رستگاری خود میدانیم، پس از برای خدا و رسول اتفاق کنید! و جاده نفاق را بپوئید، همه برادران مسلمان خود را مثل برادر عینی و خون شریک خود پندارید!\nدر حقیقت چیزیکه اتفاق حقیقی را در میان یک مملکت اسلامی بوجود می آورد، خدا شناختن و پیروی اوامر و هدایات خدا و رسول را نمودن است وقتیکه یک مسلمان خدای خود را خوب بشناسد و مسلمانی خود بدرستی پابند باشد گاهی نخواهد شد که نفاق کند یا حسد و کینه را اختیار ورزد! و یا خجالت و شرمسار گردد!\nچرا هر چیزیکه برای او پیش میشود وی عقیده دارد که این ذلت و خواری یا خسارت در تجارت و معاملات من که بوقوع پیوسته از شامت نفس، و یا عدم کوشش خود من است وقتیکه یک صدمت با خرت مینهد میگوید که خدا بمن اطمینان کرده است!"}
{"book": "adl0012", "page": 19, "text": "خطبه همایونی در روز عید ضحی\n۱۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nباید با برادران نادار ناتوان خویش معاونت کنیم و با کسانیکه مریض و بیچاره باشند، امداد نمائیم، و با برادران اسلامی خویش همدردی کنیم امثال این رفتار و اعمال اسباب اتحاد و اتفاق را تولید میکند، وقتیکه ما اتفاق داشتیم دست اذیت هیچ دشمن بالای ما دراز نمیشود، و گاهی از عظمت و هیبت خداوندی و برکت تعمیل اقوال حضرت رسالتپناه دشمن بالای ما حکمرانی کرده نمیتواند!\nاین بیانهای را که نمودم نه تنها نصیحت عاجزانه من است بلکه اوامر خداوندی و ارشادات نبوی نیز همچنین است!\nبا اینکه در موضوع عید اضحی بار بار بحضور شما تفصیلات را عرض نموده ام و الحمدلله شما هم از احکام مذهبی خود خوبتر معلومات دارید باز هم اینقدر عرض میکنم برای هر مسلمانیکه (۷۰) روپیه اضافه تر از احتیاجات اصلیه خویش داشته باشد واجب است که یک گوسفند قربانی نماید، با اینکه درین امر دینی ما بسیار منافع و اسرار دینی و دنیوی موجود است چون هوا کریم و فرصت کم است اگر اندکی از ان بیان نمایم برای شما تکلیف میشود!\nهمه ما و شما میدانیم که قربانی کردن امر خدای ماست اگر خداوند سر ما را ، جان ما را، مال ما را، اولاد ما را، و هر چیز را که داشته باشیم بخواهد، ما جهت تعمیل ارشادش حاضریم!\nچون قربانی عوض ذبح اولاد پنداشته میشود پس اشخاصیکه مستعد بقربانی باشند باید بسیار بشوق و ذوق او را بدست خویش و یا بدست وکیل خود ذبح نمایند.\nاِنّا اَعطَیناک الکوثَرَ فَصَلّ لِرَبّکَ وَانحَر اِنّ شانِئکَ هُوَ الاَبتَرُ ۵"}
{"book": "adl0012", "page": 20, "text": "خطبه همایونی در عید اضحی\n۱۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخطبه ثانی\nالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَنَشْهَدُ اَنْ لَّآ اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهٗ لَاشَرِیكَ لَهٗ\nوَنَشْهَدُ اَنَّ سَیِّدَنَا وَمَوْلٰنَا مُحَمَّدًا عَبْدُهٗ وَرَسُوْلُهٗ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَعَلٰی اٰلِهٖ\nوَ اَصْحَابِهٖ اَجْمَعِیْنَ فَقَدْ قَالَ اللّٰهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالٰی: اِنَّ اللّٰهَ وَ مَلٰٓئِكَتَهٗ\nیُصَلُّوْنَ عَلَی النَّبِیِّ یٰٓاَیُّهَا الَّذِیْنَ اٰمَنُوْا صَلُّوْا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوْا تَسْلِیْمًا\nاَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰی سَیِّدِنَا وَمَوْلٰنَا مُحَمَّدٍ وَ اٰلِهٖ وَ اَصْحَابِهٖ وَعَلَی الْخُلَفَآءِ الرَّاشِدِیْنَ\nحَضْرَتِ اَبِیْ بَكْرٍ وَ حَضْرَتِ عُمَرَ وَ حَضْرَتِ عُثْمَانَ وَ حَضْرَتِ عَلِیٍّ رَضِیَ اللّٰهُ تَعَالٰی عَنْهُمْ\nاَجْمَعِیْنَ وَعَلَی السِّبْطَیْنِ الشَّهِیْدَیْنِ اَلْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَعَلٰی اُمِّهِمَا\nسَیِّدَةِ النِّسَآءِ وَعَلَی الْعَمَّیْنِ الْمُعَظَّمَیْنِ بَیْنَ النَّاسِ حَمْزَةَ وَعَبَّاسٍ\nوَعَلٰی بَقِیَّةِ الْمُهَاجِرِیْنَ وَالْاَنْصَارِ رِضْوَانُ اللّٰهِ تَعَالٰی عَلَیْهِمْ اَجْمَعِیْنَ\nاله العالمین بحرمت قرآن پاکت و بحرمت حضرت (رسول الله) مبارک\nو بحرمت کسانیکه به پیش تو عزت و آبروی دارند عالم اسلام را از نفاق و مغلوبیت\nنگهداری! علی الخصوص ملت افغانرا که یک ملت شجاع، دلاور، فاتح و مظفر است\nسرفراز دین و دنیا داشته باشی، و من عاجز بیچاره، خدمتگار عالم اسلام و قوم خود را\nتوفیق عطا کنی، تا خدمتی بکنم که در دنیا و عقبیٰ سبب نجات شان بوده و در آخرت\nبهترین جنت ها باشند و دولت علیه ترکیه و دولت ایران و اعراب و برادرهای"}
{"book": "adl0012", "page": 21, "text": "خطبۀ همایونی در روز عید قربان ۲۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمسلمان ما هندوستانیان و برادرهای بخارائی و برادرهای چینی ما و تمام مسلمانها ئیکه\nدر نقطه دنیا هستند بحفظ و حمایت خود نگهبداری!\n\nاله العالمیناسر چیزیکه میکنی خودت میکنی، بالای ما نظر لطف و مرحمت داشته\nو همان راهی که نجات ما را میدانی ما را ببری، و از دربار خالق بی نیاز خود عسکر افغانستان را\nبدین و دنیا کامیاب خواسته ام الهی در هیچ وقت سرشان پیش دشمن خم نباشد و همیشه بیدار\nو فعال باشند و تمام مأمورین و کسانیکه از دل و جان برای افغانستان خدمت میکنند\nمعزز دارین داشته باشی و اشخاصیکه تنبلی میکنند آنها را بیدارکنی و در راه نیکیاوری عباد الله\nرَحِمَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ ...... (الآيه)\nاللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَلِلَّهِ الْحَمْدُ\n[بعد از اختتام خطبه ذات شاهانه بر منبر ایستاده اندکی بطرف قبله میلان کنان\nادعیۀ ذیل را در حالتی که دستهای نیازش را بدرگاه خالق بی نیاز بر اختیار بفراتشه بود قراءت مینمودند\nخدایا هر ترقی و بختیاری را که تو میدانی نصیب عالم اسلام علی الخصوص افغانستان\nبگردانی! الهی مظفریت و نیکنامی دارین را از تو میخواهم ! خدایا قوم مسلمانرا از مذلت\nو مظلومیت نجات دهی و آن بهبودهای را که تو میدانی و بهترین خیرخواهان ما توئی\nبرای ما عطا کنی! اله العالمیناسر اتوفیق ارزانی نما تا اینطور خدمتها از دست من سر بزند\nکه خیر دین و دنیا، ملت من باشد! اللَّهُمَّ رَبَّنَا.... الخ"}
{"book": "adl0012", "page": 22, "text": "گزارشات اولیه لویه جرگه\n۲۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nگزارشات حفله شریفه لویه جرگه ۱۳۰۳\nبعد ازینکه نماز عید اضحی به ترتیب و تفصیلی که در فوق مرقوم گشت ختام یافت :\nعموم سادات، مشائخ ، علماء ، فضلاء، اعزه ، خوانین ، وکلاء وزراء روساء معین ها و دیگر\nاشخاص کشوری و قشونی که اطلاع نامهای رسمی دائره شاغاسی شمولیت شانرا در حفله با\nسلامخانه اجازه داده بود بیکصورت قابل دید، اعزام یافته، بعد ازینکه وزراء و وکلاء معین\nوزارت، اراکین و امرا و ضابطون نظامی بجانب یمین و خاندان شاهی علمای علام\nتمیز صاحب رتب نمبر (۱) و (۲) و (۳) و مدیر ها و مامورین ملکی بطرف یسار مدعوین\nموصوفه لویه جرگه بمقابل تخت عالی بخت حسب المراتب خذ مواقع نمودند، رئیس حسا آن\nعمومی شورای دولت اطلاع ورود مسعود ذات جهانبانی را داده حضرت عالی محمد یعقوب\nشاغاسی قومانده (ولایه) را بعموم حضار داده ذات شاهانه بزیر علم مبارک (نبوی)\nدوباره انجلا افزای انظار ناظرین و فرحت بخشای قلوب مشتاقین گشته حاضرین\nکه بوضعیت نهایت مؤدبانه قیام رسم تعظیم و سلام را ادا نموده یکبار دیگر غلغله\nادعیه شان را بعیوق رسانیدند، ذات محی ملت افغان بعد از امر جلوس شخصاً\nبپا ایستاده نطق ذیل را ایراد فرمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 23, "text": "نطق همایونی در افغان لویه جرگه\n۲۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنطق اعلیحضرت غازی افغان بتقریب افتتاح لویه جرگه\nبعد از نماز عید قربان در سلام خانه\nاولاً بهمه شما برادران و مهمانان عزیز خویش تبریک عید را میگویم، و آرزو مندم خداوند\nبسیار عید های خوب و باشرف را نه تنها برای شما بلکه به تمام قوم افغان عطا و احسان\nفرماید، و اینطور کارهای خوب از دست شما سر بزند و چنان ترقیاتی را خداوند نصیب تان\nکند که هر روز برای شما عید باشد!\nبعده برای شما مهمانهای عزیز خود خوش آمدید گفته میگویم که پایتخت افغان تان\nخانه تمام ملت افغان است بهمه شما بخانه خودتان خوش آمدید!\nمیخواهم در موضع تشریف آوری شما مهمانهای عزیزم که درینجا حضور دارید چیزی عرض نمایم:\nخداوند را شاکرم که محض از کرم و الطاف خویش و برکت روحانیت (رسول الله)\nدرین دوره (۵) ساله تا توانستیم شب و روز کوشش کردیم و در فراهم آوردن موجبات\nترقی افغانستان کوتاهی ننموده ایم، چون غیر از خدمت دین و خدمت وطن، و حفظ\nناموس و شرف افغانستان ، دیگر مقصود و آرزوی نداشتیم همیشه خیالات و مقاصد خویش\nکامیاب و بهر کاریکه اقدام ورزیدیم بکمال درستی او را انجام داده ایم ولله الحمد، که\nتا این زمان ما ملت افغان در تمام مطالب و مقاصد خودمان بخوبی تمام فائز بوه\nدرین عرصه پنج سال کامیابانه کار کردیم!"}
{"book": "adl0012", "page": 24, "text": "نطق همایونی در آغاز لویه جرگه\n۲۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nعموم حضار :- الحمد لله! شکر! شکر!\nاکنون خواهشمندیم که یک دوره جدیدیرا شروع نمائیم که کار و وانیها و اجرات ان\nنسبت به پنجسال گذشته اسباب ترقی مملکت، و وسیله آسایش و منفعت جمعیت تا\nباشد، و در چیزهائیکه ذریعه بهبودی و تعالی ملت پنداشته شود کوشش کنیم اگر چیکس شبیلیه\nاز خدمت شما قوم نجیب خویش باز نمانده‌ام و کفی بالله شهیدا بهر صورتیکه\nتوانستم سعی کردم و عرق ریزی نمودم که این ملت پس مانده خود را تا یکدرجه علیابر سام\nوالحمد لله که از مراحم ایزدی به آرزوهای که نسبت بترقیات ملت و مملکت خود بدل\nمیپرورانیدیم، موفق گشتیم و امروزه روز در تمام مقاصد و مطالب خویش کامیاب هستیم\nو بکمال افتخار میگویم که امروز ملت ما سرفراز ترین ملتهای روی دنیا است اکغز بهای شانلتا\nلهذا درین دوره تازه خواستم تا از اتفاق آراء و افکار شما وکلا، و علماء و فضلا و غره\nشتم استفاده نموده اساس مجدده حکومت را تفکرهای متین شما تأسیس کرده ترقیها\nفوق العاده و بهبودیهای بی اندازه‌را برای ملت و مملکت خویش فراهم آوریم!\nمقصدیرا که از شمولیت شما در لویه جرگه) در نظر دارم، این است که شما نسبت\nبه این خادم ملت و اعضای منتخبه مجلس عمومی شورای دولت از عادات و اطوار و افکار\nو اجرات و ضروریات و احتیاجات ملت چنان اطلاعات و معلوماتی را بدست دارند\nکه ما و آنها نداریم ، اگر چه ماهم تا یک درجه اجمالی از احوال ملت و مملکت واقفیم، اما بطوری\nشما واقعیت کلی و معلومات تفصیلی دارید، ماندا به یم چنانچه یک قولی مشهورست بگوید که فی عاریت"}
{"book": "adl0012", "page": 25, "text": "نطق همایونی در افتتاح ۲۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nزیادتری خوددارد و همچنین یکشتر تازجه معلوماترا ازکندک خوددارد که غندمشرندارد!\nچیزیرا که درین روز افتتاح بشما معروض میدارم و شما را بطور یاد داشت میگویم\nهمین است آنچه بفکر شما برای بهبودی ملت و ترقی مملکت تان بهم رسد محضاً برایخدا\nبگوئید و بغیر از اظهار افکار حقیقی خویش لحاظ و خاطر داری هیچیکی را نکنید که فلان کس\nاینطور گفته من هم باید چنین گویم! نی! هرکدام تان خودها را وکیل قوم و کفیل مهمات عموم\nپنداشته فقط رضای ایزدی و رفاه و آسائش عمومی را مدنظر گرفته آنچه بفکرتان برسد\nحقانه بگوئید زیرا که اگرقوم ما به آسائش باشد خودما نیزآسوده حالیم،چنانچه افغانان درمثل\nمیگویند (اچه خانی په یارانخا) بلی اگرخداناخواسته قوم ماغریب،بیکار،بیعلم\nپریشان و ناتوان باشدضرور ما هم پریشان هستیم بنابرین محض استرضای خداوند آنچه\nدران فائده عموم باشد آزادانه درمجلس بیان نمائید!\nاین خادم ملت از اول جلوس بر تخت سلطنت تاحال خیر و بهبود عموم ملت\nافغانستانی را یکسان در نظر گرفته هیچ گاه بدون صلاح و مشوره کاریرا ننموده ام و شما را هم بمحض\nبدینمصدخواستم که صرف جهت مزیدمنفعت و آسودگی عموم ملت افغان شانا با شما مشو مکنیم!\nاقوام دانسته ماخوب میدانندکه این کارها و خدمتهای را که مامیکنیم تاما برای منابع\nورفاهیت عموم سکنه افغانستان است لکن بعضی از اشخاص که تاحال فکرشان چندان\nبلند نشده نتائج و ثمرهٔ این افکار و خیالات ماه شما را بخوبی احساس و درک کرده نمیتوانند،\nباز هم ما خودداری ننموده فقط بغرض حصول رضائی ندای خود و منفعت قوم و سرسبزی"}
{"book": "adl0012", "page": 26, "text": "نطق همایونی در افتتاح لویه جرگه ۲۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\nمملکت خویش کوشش‌ها میکنیم. مشوره همی‌نمائیم تاملت خود را بدرجه‌های بسیار عالی برسانم!\nبلی ایک مریض دوا نمیخورد اما هر طوریکه ممکن باشد او را دوا میخورانند ! و یک پسر خورد\nبرضای خویش هرگز مکتب نمیرود مگر پدرش او را برفتن مدرسه مجبور میسازد! اگرچه پسر از ان\nنادانی ازین اوضاع پدر خود میرنجد، اما چون فائده او در آتیه بدو عائد است بخوبی دعا گوئی میکند\nباید علما، فضلا، سادات، مشائخ، رؤسا، و دانشمندان، پادشاهان کسانی راکه\nاز حقایق اطلاع ندارند وخیر و شر خود ها را ابطوریکه لازم است بخوبی نمیدانند نصیحتها نمایند\nو در زیادت جذبات د زنده نمودن حیات آنها کوشش ورزند اگرچه فی الحال بر ایشان\nدر انجام این خدمت مقدس تکلیفی عائد خواهد شد لکن زمانیکه مردم بحقائق ومفاد خویش\nدانسته شدند خاکش را توتیای چشم خود مینمایند!\nباین سبب برای اسائش ملت خود هر چیزیرا که شما علما، و دانشمندان بگوئید\nو هر خیر و منفعتی راکه شما لازم میدانید بیان کنید، تا من عاجز خدمتگار شما که بامر خداوند\nامروز پادشاه شما هستم بجا بیاورم تا درین دوره جدید بهترین اصول وطرزى راكه\nبرای خیر و آسائش عموم ملت باشد بسازیم، وبروی کار بیاوریم!\nدر خاتمه کافه ملت افغانستا نرا مظفر و کامیاب بهترین سکنه تمام کره نیا از خدا خود خواسته ام.\nخدا بما قادر است که ملت ما را بهترین کامیاب ترین ملل روی دنیا بگرداند!\nاگرچه این سخن را شنیده بعضی خواهند گفت چطور میتواند شد که این ملت\nپس مانده افضل و اعلیٰ تمام ملل دنیا شود لکن آنها علاقمندی مرا با ملت بطوریکه داشته نخواهد دانست"}
{"book": "adl0012", "page": 27, "text": "عرضیۀ جوابیۀ لویه جرگه\n٢٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nکه از فرط عشق و محبت خود برای آنها تمام خوبی ها و ترقیهای را که دُرّ دنیاست خواهانم\nو عقیده دارم که خداوند مهربان است و ضرور این عرض و التجای ما را قبول کرنی است !\n\nعرضیۀ جوابیۀ عائیۀ هیئت لویه جرگه بحضور شاهانه\n\nای سپهر معدلت ای فخر اهل زمان\nآستانت هر مسلمانرا شد دارالامان\n\nصفحۀ دوران ندارد گوهر دیگر بکف\nغیر ذاتت رائج شرع پیمبر این زمان\n\nشلها قول لکه ستور ته نی غرے\nچه تابع د شریعت د پیغمبر یے\n\nته د تولو د سرتاج د تولوسرے\nشه سواد کان نیاد بجر و بر یے\n\nولی نعما ! اولا شکرانه این نعمت عظمی را که حضرت حق سبحانه تعالی ما و شما را اصلا\nبدین مبین حضرت سیدالمرسلین مشرف و ممتاز ساخته بهیچ زبان ادا و بجا نمیتوانیم ثانیاً\nنعمت شرفیابی حضور مبارک پدر غمخوار مهربان خود را که امروز برای ما فدویان حاصل شد\nاز عطایای خداوندی میشماریم ثالثاً تبریک عید سعید اضحی را بکمال عجز و نیاز بحضور شاهانه\nتقدیم نموده ـ و از خداوند تبارک و تعالی همچنان عیدهای بسیار پر مسرت بحیات آن اولولامر\nشریعت پرور خود ما و دوام دولت با شوکت افغانستان التجا میکنیم حقیقتاً برای ما یا\nامروز دو عید است ـ اول شرفیابی حضور ـ دوم عید سعید اضحی ـ رابعاً عرض این است\nکه تا این زمان هرچه در عصر فرخنده حصر امانیه برای ماملت افغانستان و رعیت صادق\nشهر یار غازی موافق شریعت غرا تنظیم گردید همه آنرا به نظر تحسین و تمجید دیده از حضور شاهانه"}
{"book": "adl0012", "page": 28, "text": "سراج الاطفال\n\nعریضه معاینه لویه جرگه\n۲۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمشکور و ممنون میباشیم. و امیدواریم که بعد ازینهم اعلیحضرت پادشاه محترم ما برای بهبود\nو آرامی رعایای صادقانه شان و ترقی دین و دولت و ملک و ملت عزیز خویش\nسعی و کوشش خواهند نمود !\nچون اعلیحضرت غازی فرمودند که پوره از جزئیات حالات تان بمثل شما واقف\nنیستم (نعوذ بالله) از احوال ما آن غمخوار مهربان ما خود را پوره واقف ساخته بلکه\nاز حین بهزادگی شان نگران و واقف حال ما بودند لہذا اوامر یکه بپای منفعت و ارامی\nملت بهر گوشه و کنار برای ما رسیده گویا بر زخم ما مرهم گذاشته و مداوا کرده اند. و بپوره\nاصلاحات حسب الخواهش ما گردیده. چون حضرت خالق این وجود مسعود را اولولامر\nبر ما مقرر داشته و ما دست بیعت بشما داده ایم. آنچه بپسندید هم آن منظور است\nاین همه از شیوه نهایت شریعت خواهی و ملت پروریست که ما فدائیان صادق خود را\nشرفیاب حضور فرموده مشوره میجوئید. آنچه برای دو ماینده بفکر ناقص ما برسد صادقانه\nعرضداشت و تقدیم حضور شاهانه مینمائیم. باقی سایه ات کم مباد از سر ما !\nاعلیحضرت غازی :-\nزیاده تر شما را تکلیف نمیدهم و نه امروز میتوانم که با همه تان احوال پرسی عید مبارکی\nنمایم زیرا الحمدلله بسیار هستید و از خداوند شمارا بسیار میخواهم پس فردا عموم شما را بترتیب\nولایات و حکومتی ها شخصاً شخصاً میخواهم که ملاقات و معانقه و مصافحه کنم ! بعد ازان\nبیک تاریخ متبرک چیزیکه مقصد است شروع خواهد شد !"}
{"book": "adl0012", "page": 29, "text": "درود لویه جرگه در پغمان\n۲۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدعا میکنم کسانیکه برای عالم اسلام خدمت میکنند آنها را بر فاهیت داشته باشی!\nالهی دشمنان اسلام را بقهر و غضب خود گرفتار کنی! و بدست خود ما دشمنان و اعدای\nدین ما را هلاک بگردانی! و از خدای خود این طور رجا دارم که این قسم کارها از دست من\nسر بزند که دران خیر و خوبی تمام عالم اسلام خصوصا در افغانست تا باشد!\n\nورود لویه جرگه در صیفیه پغمان\n\nخطابه غرامئ فوق همایونی مقارن بساعت (۱۱) شرف اختتام را پذیرفته\nذات جهانبانی عازم پغمان گشته برای مهمانان کرام لویه جرگه بتوسط شاغاسی حضور\nحضوری علاوه بر هدایت ذات همایونی هدایت رفت که الیوم را نیز بترتیبی که سابق برین\nدر اصول بود و باش و صرفیات طعمه شان بعمل مد بود در خود کابل بسر برده سر از فردا\nکه روز دوشنبه (۲۲) سرطان است عزیمت فرمای پغمان شوند. چنانچه بفردا\nانروز مدعوین کرام لویه جرگه فرقه فرقه و طائفه طائفه بایک عالم مسرت و یک جهان قر\nجاده پیمای صوب مقصد گردیده ـ بجاهای مزین و کوتیهای نهایت اعلی که پیش\nاز تشریف آوری شان تخصیص و تعین گردیده در مقابل هر کوتی لوحه را که از ان محل\nنشیمن و بود و باش هر جمعیت و اسامی مهماندارانشان معلوم و مفهوم و مقام و کلا هر سمت تمیز میگردید\nنصب شده بود تا هر کدام از مدعوین محترم بی آنکه یک شخص را به کار برند علی حسب مراتبهم\nبمقامات معینه خویش رجعت کنان اخذ مقام نمودند."}
{"book": "adl0012", "page": 30, "text": "ترتیبات مهمانی لویه جرگه\n۲۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعلاوه بر آن مقامات که برای مدعوین متحصص گردیده بود برای ملازمان آنها\nنیز علیحده علیحده در قرب هر کوتی تعضی را خیمه و برخی را بئبیت الخلای آن جای داده\nجهت اسپها و اشتر های شان که با خود آورده بودند نیز انتظامات لازمه جو و کاه\nو تیمارداری تعیین گردیده بود !\n\nترتیبات مهمانی لویه جرگه\nچون نظر مرحمت اثر اعلیحضرت نان برین نکته بود که برای احدی از مدعوین\nو ملازمین شان تکلیفی عائد نشود و ایچ طرف پریشانی بدو شان لاحق نگردد چاپدارنها\nآبدار خانها، کارخانهای طباخی ، میوه دار ها ، و دیگر لوازمات اکل و شراب را در قرب محصل\nنشیمن هر کدام از آنها تخصیص و تعین فرموده ازین رو از آغاز جرگه تا اتمام آن برای احد\nاز مدعوین و ملازمین و تبعه آنها تکلیف و زحمتی از هیچ رهگذر رو نداده است ـ هر چیز را\nکه این مهمانان عزیز خواهش کرده و فرمایش میدادند ـ علی الفور با سرشان ملازمین سرکار\nکه محض جهت خدمتگاری این ذوات معظم استخدام شده بودند ـ اجرا میکردند ـ حتی\nبرای تادیه نماز مصلی های رنگین را جهت آنها تهیه نموده در اوقات صلوه بمقامات مخصوصه\nآن او را فراشها میکسترانیدند و برای احوال پرسی و مداوات اشخاصیکه کسر مرض و شکایت\nمیداشتند داکتر ها ، و مریض خانه ها که از هر گونه دوا های طبی و داکتری آن موجود بودی ترتب\nو تنظیم شده برای غسل اثواب کاذر ، و برای اصلاح موی سر و ریش حجام و برای تفریح"}
{"book": "adl0012", "page": 31, "text": "ترتیبات مهمانی لویه جرگه\n٣٠\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخصوصی آنها نوازندها و مطربین مخصوص مقرر و معین گردیده بود :\nعلاوه بران جهت اشخاصیکه خواهش رفتن را به تماشا گاه سینما مینمودند از طرف\nحکومت علی حسب المراتب تکت های مجک لیمترن مفت و رایگان نیز اعطا میشد\nچنانچه در هر شب در ان نمایش یک عده بزرگ این مدعوین محترم که کمتر از هزارتن\nبنظر نمی آمدند احضار یافته ساعت تیری و صرف اوقات به تفریح مینمودند. برای\nآن ذوات محترم که بعمل سگرت و چلم و تمباکو مبتلا بودند با اینکه ذات همایونی امثال این\nاعمال را بنظر تفریط و اکراه مینگرد محض تعظیم مهمانان و تعمیل مضمون (أكرموا الضيف\nولو كان كافرا ) لوازمات عملیه شانرا تهیه نموده بود .\nدر هر وقت صرف طعام برای این ضیوف ذوی الاحترام طعامهای گوناگون\nو مطبوخات و ادامهای از حد افزون برطبق خواهشات شان بهمراه فرنی و ماغوت\nو ترشی ، مربی و دیگر لوازمات ماکولات و مشروبات بارده آماده و مهیا میبود. اضافه\nبران نان مکلف - میوه های تازه و شیرینیهای هر رقم ، و چای ، و کلچه ، و پنیر و نبات\nنیز انتظار اوامر این مهمانان عزیز را میکشیدند.\nملاقات خصوصی لویه جرگه بحضور شاهانه\nبروز اول که هیئت محترمه لویه جرگه تشریف فرمای دره باصفای پغمان\nگردیدند - از باعث ماندگی و تکلیف راه برای شان تا دو روز اجازه تفریح و رفع کسل داده شده است"}
{"book": "adl0012", "page": 32, "text": "ملاقات خصوصی همایونی بالویه جرگه\n۳۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچنانچه هرکدام از انها جوق جوق بیکوضیعت خیلی دلکش بکمال گرمجوشی بر هرطرف وکنار گشت گذار نموده\nبرخی بـادوسـتان ودیگرهمقطاران خویش مصروف مکالمه ومذاکرات دوسـتانـه بوده همه مأبنـه ونزمه\nخوابی صفات عجیب خصال غریب اولوالامرغازی خویش صرف اوقات همی نمودند.\nوشب را با یک جهان شوق و ذوق گذرانیده - علی الصباح روز پنجشنبه ۲ سرطان قرار\nامرملوکانه بذریعه اطلاع نامهای رسمی دائره شاغاسی شاهانه بملاقات خصوصی اعلیحضرت\nغازی عزافتخار نائل شدند. چنانچه عموم این مدعوین محترم باعتبار تقسیم نائی الحکومتیها\nوحکومتیهای اعلی مخصوصاً وعلیحدۀ بسواری موترها بشرف لقای فرحت انتمای ذات همایونی\nدر بالا باغ که محل سکونت و جای بود و باش شخصی اعلیحضرت بوده از وجه عین المال خویش\nانرا تعمیر کرده اند بباشد مشرف شده در میدان وسیع که از هر طرف آب جاری و صدای\nمرغان خوش الحان طاری بوده شرشر درختهای آن که از رشحۀ آبش یک روح تازه در قالب\nهرشخص پیدا میشد و برای مدعوین محترم قبلا چوکی و میز گذاشته شده بود وحضورس و پراسرور\nمیزبان مهربان اعلیحضرت امیرامان الله خان مانند یک شمس خاوری در ان میان\nبرکرسی عالی نشسته انتظار ورود مهمانان عزیز خود را داشت بمجردیکه انظار سراپا انتظار این علماء\nومشائخ وسادات و وکلای کبار که از روز عید الی الان از دل وجان شوق مصافحه\nومعانقه وبغل کشی وشرفیابی ذات همایونی را بدل میپرورانیدند بلقای فرحت انتمای\nاعلیحضرت محبوب القلوب شان بر میخورد اوضاع عجیب مؤدبانه وحالات غریب محبت کارانه\nبر آنها مستولی گشته بمقابل مراحم والطاف واعطاف ملوکانه نسبت بدوشان تماماً"}
{"book": "adl0012", "page": 33, "text": "ملاقات خصوصی همایونی با لویه جرگه ۳۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر یک عالم استعجاب وحیرت رفته اوضاع و اطوار و رفتار این پادشاه دیندار را با اعمال\nو افعال دیگر سلاطین مقایسه و مقابله کنان هر کدام بزبان حال میگفتند\nاینکه می‌بینیم به بیداریست یا رب یا بخواب . اعلیحضرت غازی با هر تنی از اوشان نوازشات\nخیلی محبت کارانه و وضعیت های مهمان نوازانه را مبذول فرموده تنها تنها هر شخص را در آغوش\nمحبت خود فشار داده از سر و روی شان بوسه گرفته بعد از آنکه همه شان بدست بوسی\nاعلیحضرت کامیاب و مفتخر میگشتند، حسب الامر همایونی بر چوکیها، موضوعه تماماً اخذ موقع نمودند\nذات جهانبانی بیکوضعیتی شفقت و محبت کارانه مانند یک رفیق شفیق و یکدوست خلیق که\nکسی این خیال را هم بدل نمی پرورانید که \"این پادشاه است\" باوشان مصاحبه\nو مکالمات دوستانه را انجام میدادند .\nبعد از اینکه با همه شان ملاقات و با هر فردشان احوال پرسی و برخی از کلمات\nسطحی را ایراد مینمودند بصرف چای و شیرینی اشتغال ورزیده پس از اختتام ماکولات\nو مشروبات ذات همایونی با هر جمعیت میفرمودند که امروز ملاقات قومی همراه شما کردم\nسر از روز شنبه شروع حفله مبارکه لویه جرگه را خواهم نمود ، بعد از استماع کلمات جوهر آیات\nاعلیحضرت همه مهمانان با یکدل پر از فرحت و بیک وضعیت خیلی مسرت به تذکر صفات\nو خصال و نوازشات و مراحم همایونی پرداخته نطق های فصیح و بلیغی را نسبت بمساعی\nجمیله ملوکانه و افکار ترقی خواهانه شاهانه ایراد داشته اکثری از آنها لوایحی را که قبلاً ترتیب\nو تحریر نموده بودند بحضور همایونی قرائت میکردند و هر کدام شان در جواب خویش سخنان شیرین"}
{"book": "adl0012", "page": 34, "text": "ملاقات خصوصی همایونی لويه جرگه ۳۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوکالات از حد متین شنیده بالاخر با دلهای ناخواسته عزیمت مقرّ ما مسکن و مامن خود ها میگردیدند!\nاین ملاقات ذات شاهانه مخصوصاً با جمیع نمایندگان هر نائب الحکومگی و حکومتیهای\nاعلیٰ که عبارت از علماء، مشایخ، سادات، وکلاء، و اعزه آنجا بود بهمین طوریکه مذکور است\nبا هیئت هر ولایت و ایالت و حکومت مساویا نه بذل مراحم و مکارم شاهانه شرف افزامود\nبعد از صرف چای و اعطای شیرینی که در کاغذهای رنگین ملفوف میبود مرخص میفرمودند!\nتا اینکه این مجلس عالیه بساعت پنج اختتام یافته باز هر کدام از مهمانان محترم با چهره‌های\nفرحان و با صیغه‌های درختان در باغ عمومی که حقیقتاً تعریفش از قوه قلم بیرون است رفته\nدر هر گوشه و کنار با دوستان و عزیزان خویش مصاحبه‌های مجدانه در از و نیازهای مشفقانه\nنموده سرگرم حکایه رانی مهربانیهای این میزبان مهربان مهمان نواز خود ها بودند!\nاگر چه قلباً این راقم الحروف خواهشمند است که تمام اجراآت و منطوقات\nو عرائض و گزارشات \"لویه جرگه\" را که درین روز فیروز بترتیب فوق بحضور همایونی معروض\nو قرائت گردیده است یگان یگان درج نماید اما چون تمام آنها مشتمل بتذکر اوصاف\nو اخلاق و رفتار و کردار حسنه ذات شاهانه و ذکر ارتفاع مظالم و طرابی‌های ازمنه سابقه\nبوده کار روائی و مساعی حاضره ملوکانه را تماماً بنظر استحسان نگریسته از تشکیل \"لویه جرگه\"\nو شمولیت خود ها بدان نعمت عظمی اظهار شکران و امتنان نموده جمعاً متعهد شده‌اند\nکه حقانه اظهار آرای شانه مینمایند، بود- لذا اندراج آنرا تماماً مناسب نپنداشتم زیرا از\nانتقال آن بجز از اینکه در حجم کتاب بیفزایم و از اوقات قیمت دار ناظرین خویش بکاهم"}
{"book": "adl0012", "page": 35, "text": "ملاقات خصوصی همایونی بالویه جرگه\n۳۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nدیگر فائده را عائد نخواهد کرد. اما باید بدین لطافت و نزاکت توجهات عالیاناظرین\nکرام را معطوف داریم که مقصد از ملاقات همایونی با این ذوات گرامی بدین ترتیبات که\nشمه از انرا مرقوم داشتیم. باعتبار ولایات و ایالت و حکومتیهای اعلی بجز از اینکه آنها را از\nاوضاع و اطوار و شفقت و مرحمتی که با عموم ملت افغان تا بدل و جان دارند، بدانند\nدیگر چیزی نبود و آنها را بزبان حال و لسان قال مستحضر و حالی فرمودند که من از ان سلاطین\nو زمامداران نمیباشم که بطرف ملت و رعیت خویش بنظر تحقیر نگاه و بالفاظ زشت و نازیبا\nبا آنها مخاطبه کنم، و یا از مصاحبه و مجالسه و رد و بدل هر نوع مذاکرات با آنها محض و تحفظ\nرعب و داب پادشاهی بتجنب ورزم. نی بلکه من ازان خادمان اسلامیان و فدائیهای\nافغان تا میباشیم که در راه ترقی و تعالی و رفاه و بهبودی سکنه مملکت افغان هیچ نوع\nمجهودات و مساعیات و تشبثات خویش خودداری نمیکنم. و عموم ملت خود را مانند پدر، برادر\nفرزند و قرة العین خویش انگاشته. مانند یک عاشق شیدا مال و جان و عیش و عشرت\nو هستی خودم را فدای ترقیات ملتم که آنها را مثل یک معشوق رعنا می انگارم، مینمایم. و باین\nخوبتر فهمانید که بنزد م آن اشخاص مقبول و آن ذوات محبوبند که آزادانه با من بر طبق\nمقررات شرعیت و انسانیت درباره تعالیات و رفاه و بهبود ملت و مملکت و دولت\nمثل مذاکرات سطحی و شخصی امروز هر روزه در محفل ”لویه جرگه“ نیز مذاکرات و مباحثات در مواد\nمبحوثه نموده از من و از وزرا و مأمورین دولت ابداً مرعوب نشوند و در همه مذاکرات و اجراآت\nخداوند خود را حاضر و ناظر پنداشته مفاد ملت و مملکت و منافع دولت خود را"}
{"book": "adl0012", "page": 36, "text": "جامع امانیه پغمان ۳۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\nپیش نظر گرفته باصول شرعیت و انسانیت گفت و شنید نماید!\nامامت خطابت همایونی بروز جمعه سرطان در جامع امانیه پغمان\nفردای آن که روز جمعه و یکروز مقدس اسلامی بود عموم علمای محترم و مشایخ مکرم و سادات و رؤسای معظم همه نقاط لازمه افغانیه و باقی اهالی پغمان و نفری ملکی و نظامی و باقی نفری در جامع امانیه آمد آمدشانرا از ساعت (۱۱) آغاز نهاده حصه تحتانی و فوقانی این مسجد عالی باینطول و عرضی که دارد از نفری مملو گردیده حتی در میدان وسیعیکه در عقب و اطراف و جوانب مسجد میباشد نیز از اشخاص نماز گذاران پر گردیده بود و منتظر ادای صلوه جمعه بودند!\nدر ضمن این بناهای مینو نشان و قصرهای فرحت توامان آن مخصوصاً جامع امانیه پغمان بیشتر قابل تقدیر و خاصتاً مستحق تعریف و توصیف است، اگر ما این مسجد صفا و معبد خالق ارض و سماء خود را در میان این قصور و عمارات مانند مهتاب در میان ستارهای درخشان و یا مثل آفتاب تابان در عالم امکان نمائیم، همانا که نظر بحسیات اسلامیت کارانهٔ خویش چندان مبالغه نکرده ایم، هکذا اگر از روزهای تاریخی و یادگارها شوکت انتمای اوروز فیروز این جمعه مبارکه را بگوئیم، که در موقع لویه جرگه ذات ملوکانه بار امامت و وظیفه خطابت را در ان بکمال طلاقت و سلاست ایفا فرموده اند، همانا که اظهار حقیقت را نموده ایم، و از حکایه آن برای ملت دور دست خویش بشارتی را"}
{"book": "adl0012", "page": 37, "text": "خطبه همایونی بروز جمعه ٣٦ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nتحفه کرده ایم، که ذات محی ملت افغان شهنشاه غازی عرفان پسندمان بحضور تمام مشایخ کرام، و علمای عظام، و وکلا و سادات، و اعزه ذوی الاحترام تمام خطه علیه افغانستان خطبه غرای را مخاطبه نموده اند که مضمون هدایت مشحون آن در ذیل قلمبند میگردد، و از ان مبین و آشکار خواهد شد که طیاره افکار اسلامیان را در فضای شریعت پروری و ترقی تشویق بپرواز، میدهند و اهل ایمانرا بترغیب جدیت و فعالیت یک حیات باشرف تازه می بخشند!\n\nخطبه اولی\nالحمد لله رب العلمین نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له ونشهد ان سیدنا ومولنا محمدا عبده ورسوله صلی الله تعالی علیه وعلی اله وصحبه اجمعین\n\nاما بعد :- ای برادران و عزیزانم!\nخدای را شکرگذاریم که مارا در دین اسلام حیات داشته و باز پیغمبر را که پیغمبر آخر زمان و شفاعت کریمه عاصیان است، میباشد!\nاگر ما بخواهیم که در جنت برویم رفتن آن بدست خود ماست، زیرا که اگر ما فعلا شایسته مطابق شریعت (احمدیه) نمائیم، در آخرت بهترین جنت را خواهیم بود، چرا جنت از ما مسلمانان است، کسی دیگر بغیر از اسلام دران حق ندارد!"}
{"book": "adl0012", "page": 38, "text": "خطبه همایونی بروز جمعه ٣٧ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nهمه‌تان میدانید که نماز از طرف خالق ما بالای ما فرض گردیده اگر ما این امر خدای\nخود را که اول ترین و اہمترین فرائض شمرده میشود بجا بیاریم در آخرت نیل با غرت شرف خواهیم شد!\nعرض میکنم بر نمازهای خود قرار احکام خداوندی بکمال جدت و پافشاری تا بتوانید\nپابند باشید، چرا اول چیزیکه خداوند در روز آخرت از ما میپرسد نماز خواهد بود سه\nروز محشر که جان گداز بود - اولین پرسش از نماز بود\nبنابراین سبب در نماز خود سست نباشید، امید میکنم که در تمام احکام خداوند\nو ایجابات شریعت (احمدی) همۀ شما فعال و بیدار و جدی باشید حتی اگر شما فقط بنماز خود\nپابند بوده اورا همیشه در پنجوقت بخوانید نه در دنیا و نه در آخرت پیش کسی خجالت خواهید کشید!\nاگر کسی تاحال بنماز خود پابندی نداشته باشد و یا بترتیب نخوانده امید میکنم\nاز دربار خالق خود معافی گذشته را خواسته بصدق دل ازان تائب شود، چون\nخدای ما مهربان است امید که قرار آیه (تُوبُوا اِلیَ اللهِ تَوْبَةً نَصُوحًا)\nاگر از دل و جان صاحب حسرت و خجالت و امیدوار مغفرت خداوند باشیم برگناهان ما\nقلم عفو کشیده میشود. و در آینده تا بتوانید در پابندی نماز خویش زیاده تر کوشش ورزید،\nاگر شما حقیقتاً خواهان ترقی و برتری باشید پس در تعلیم و تعلم آموختن علوم و فنون زیاده\nبر زیاده بکوشید، امروز که ما شما علماء و فضلا را بنظر عزت و احترام مینگریم تماماً از برکت\nعلم است باید بیش از پیش در تحصیل آن بکوشید !\nهر کسیکه خیال و آرزوی خشنودی و رضای الهی و شناسایی خداوندی را"}
{"book": "adl0012", "page": 40, "text": "خطبة شاهانه بروز جمعه ۳۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nشخصیکه علم ندارد گویا در دین و دنیا ذلیل و خوار خواهد بود. از برای خدا علم بیاموزید\nتا خدا را بخوبی بشناسید چرا که (بی علم توان خدا را شناخت)\nحکومت شما و من عاجز کوشش ها کردیم و مکتب ها از برای تحصیل علم جهت اولاد های\nشما ملت تشکیل دادیم پس چرا کاهلی مینمائید و در اخذ تعلیم تنبلی میورزید.\nعناد و خصومتی را که دشمن های شما در دلهای تان می اندازد که در مکاتب شما علم دنیا\nجاریست، کاملاً غلط است (الحمدلله) همه شما عاقل و صاحب فهمید و خوب میدانید\nکه فقط علم دنیا بمدارس ما جریان ندارد بلکه تعلیمات دینیه و مسائل اخرویه و عقائد اسلامیه\nدر آنها بکمال خوبی و درستی تعلیم داده میشود، چنانچه حالا معلومات دینیه عموم طلب صنف\nابتدائیه سائر مکاتب بانسبت بطبقه عامه بعضی علمای عصر حاضره کمتر نخواهد بود، و علوم\nاخرویه و فنون دنیویه را ازینجهت یکجا در مکاتب خویش جاری داشته ایم که ما در دین\nو دنیا کار داریم و دشمنهای ما فقط در دنیا و آخرت محروم و بی نصیب اند!\nامروز دشمنهای ما به آسمان و بزیر زمین که فکر و خیال از دیدن و شنیدن آن\nمقصر است پرواز و رفتار دارند. بدا بحال فلاکت ما اسلام که در کنج گم نامی و بدنامی\nخزیده بر خلاف فرموده خدا و پیغمبر خود که (وَ اَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّنْ قُوَّةٍ\nوَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ .... الایة) دست دشمن را بخود را بر سر خود دراز مینمائیم!\nمحض جهت حفاظت دین مقدس اسلامی و ترویج شریعت غرای نبوی\nو اعلای کلمة الله بر همه ما ضرور و لازم است که علوم دینیه را بیشتر خواند ه علم دنیا را هم یاد دا شته"}
{"book": "adl0012", "page": 41, "text": "(جريده سراج الانبار)\nخطبه همایونی بروز جمعه ۴۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nباشیم تا آن چیزیرا که بواسطه اش دشمن خود را مغلوب و مقهور سازیم نیز بجنگ آرییم،\nو آن چیست، توپ، تفنگ، کارطوس، باروت، و دیگر آلات جارحه!\nاگر خود ما چنین اشیای قاتله را نداشته باشیم و بر ساختن و پیدا نمودن آن مقتدر\nنباشیم آیا دشمن هائی ما برایما، توپ اعلی کارطوس خوب را خواهند داد که بواسطه آن خود شان\nاز دست ما خراب و ابتر شوند! نی! گاهی بمانید هند بلکه خود ما را هدف اسلحه آتشین خود نموده\nهستی و زندگانی ما را بخاک برابر مینمایند، اگر چه حافظ دین اسلام خود خداوند است تا اگر ما\nو شما فعالیت و جدیت را بکار بریم خالی از فایده نیست، با اینهم خدا را شکر میگویم که آن\nعالم اسلام را که همیشه کفار خورده بودند و خیال پریشانی و تباهی شانرا همواره بدل میپرورانیدند\nوالحمد لله فی الحال بیدار شده متحده ابتا براه ترقی خود پا پویانند و دشمن و دوست خود را\nبخوبی می شناسند!\nدر حقیقت جمیع علوم و فنون که امروز بنظر ما میخورد و دشمنان ما را برایجادات\nغریب و عجیب موفق ساخته همه از عالم اسلام بود، چه شد که اسلام بعیش و ساحت تیری\nونفاق خانگی و استراحت و تنبلی گرفتار شده آن میراث خود را واگذار شدند، آن دشمنها\nعالم اسلام که همیشه در صدد همین امر بودند تا به علیه ما کامیاب گردند از دست غفلت خود ما\nاسلامیان سلطه و اقتدار پیدا کردند!\nخیر گذشته گذشت و آینده باید از مکر و خدعه دشمن هوشیار باشیم با اینکه\nحافظ و ناصر دین مقدس نبوی خود پروردگار است، تا هم باید ما و شما بیشتر بکوشیم"}
{"book": "adl0012", "page": 42, "text": "خطبۀ همایونی بروز جمعه\n۴۱\nبویجرگه ۱۳۰۳\nتا آن عزت و شکوتی را که خداوند بما مسلمانان وعده فرموده از دست ما و شما در معرض وجود آید\nتا مسلمانان آینده بگویند که ترقی اسلام و ترویج دین مبین سیدالانام در عصر من علجر\nباتفاق و اتحاد و جان فشانی علماء و فضلاء در رؤسای این زمان که شمائید در معرض وجود\nآمده است تا یک نام نیک و نشان خوبی ازین سلطنت و ملت حاضره ما در صفحه روزگار\nبطور یادگار باقیماند. بنابرین من خادم اسلام شما وکلاء و فضلای ملت را خواستم تاکوشش\nکنید عموم افراد ملت را بطرف علوم و فنون میلان بدهید تا آن چیزهائیکه دشمنهای ما\nاز ما غصب کرده اند از اوشان پس بگیریم، فعال و بیدار و شجاع و صاحب عدل و انصاف\nو مالک جاه و جلال از دست رفتۀ خویش مجدداً بشویم !\nیک شخص نمیتواند که همۀ علوم را برای یکفرزند خویش در خانه تعلیم دید و یا معلمی مخصوصاً\nبرای وی تخصیص کند، از ینرو حکومت شما برای تان مدارس متعددی طرح افگند و معلمین\nمزید برا در آنها مستخدم نمود، و علوم دینیه و فنون دنیویه را در ان جریان داد و مصارفات\nو پول آنرا دولت متعهد گشته تا شما بکمال اطمینان فرزندان خود را در ان تعلیم دهید، از\nبرای خدا اولادهای خود را چرا در مکاتب داخل نمیکنید ـ و در مقابل اینهمه زحمات و دلسوزی\nحکومت خویش، شما چرا تنبلی و کاهلی نموده برحیات و زندگانی آینده پسران خویش حسرت\nنمیخورید و دلسوزی نمیکنید که بی‌علم و جاهل بیکمال بمانند ـ (والله) اگر شما بمکاتیب\nنرفتید خود را بدست خود خراب مینمائید !\nهر امریرا که خداوند ما بما میفرماید چه در تحصیل علوم و فنون و چه در اسومات دینی و دنیوی"}
{"book": "adl0012", "page": 43, "text": "(سراج الاخبار)\nخطبۀ همایونی بروز جمعه ۴۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتماماً برای فائدۀ خود ماست خداوند تعالی بروزه و نماز ما احتیاج ندارد و نه عظمت و جبروت او\nاز عصیان و نافرمانی ما کم میگردد، فقط هر چه میکنیم و هر او امرش را که تعمیل مینمائیم برای خود میکنیم\nاگر نماز میخوانیم و یا روزه میگیریم فائده اش برای خود ما و شما است. باید در ارشادات الهی\nیک جدت و فعالیت فوق العاده را بکار برده گاهی از احکام خداوندی و از اوامر حضرت\nنبوی انحراف نورزیم. و دشمن خود را بر خود غالب و فاتح نگردانیم، لازم است که در راه\nترقی اسلام کوشش کنیم و تا ریزانیدن قطرۀ آخرین خون خود در راه عالم اسلام حاضر باشیم\nو روی خود را از دشمنان اسلام نگردانیم. و سر خود را پیش اعدای مسلمانان خم نکنیم، پیغمبر ما\nمیتوانست که به بسیار سهولت و آسانی بیک اشاره تمام عالم کفر را مسلمان ساخته دین مبین\nخود را منور و روشن میساخت. چراغ بیفروغ کفر را خاموش میگردانید. اما باین لحاظ\nدرین موضوع از روحانیت و عصمت و عظمت خود کار نگرفت و هر چه کرد بزور شمشیر\nو سعی و کوشش خود در ترویج دین اسلام کوشید، تا تعلیم جدت و فعالیت و مقاومت\nرا بامت خویش آموختانده آنها را بجیش پرستی و تنبلی تشویق نمودند!\nاگر چه امید داریم، وعدۀ که خالق بی نیاز ما با ما کرده در آخرت در جنت خواهیم بود.\nو بقدر گناه نافرمانی که از او امرش کرده باشیم در دوزخ خواهیم سوخت. اما در خاتمه اطمینان\nداریم که در جنت میرویم، لاکن از لطف خداوندی آرزو داریم که در روز محشر بشفاعت\nپیغمبر خود از تمام گناهان مغفور و در بهترین جنت ها برویم!\nعرض آخرین من چنین است که ما و شما باید کوشش کنیم و جان خود را فدا دین سازیم."}
{"book": "adl0012", "page": 44, "text": "خطبه\n۴۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخونهای خود را در راه او بریزانیم تا آن چیزهائیرا که دشمنان از ماسلب نموده اند فدا کردن\nسر خود از اوشان باز گیریم، مسلمانی که صادق و در اسلامیت خویش محکم و پابند باشد، گاهی\nدر راه خدمت اسلام تنبلی و کاهلی نمیکند۔ اگر چه بداند که در میان باران گله‌های توپ تفنگ\nباشد زیرا میداند که بی اجل مرگ نیست، (والله) اگر خودم در میان آتش تفنگ باشم\nکاهی خوف و هراس را بدل خود جا نمیدهم۔ میدانم تا زمانیکه اجلم نرسیده باشد کیقدر\nبرایم ضرر و نقصانی عائد نخواهد شد۔ زمانیکه اجلم رسید اگر در خانهای محکم باشم یک لحظه تغیر\nو تبدیل نخواهد شد۔ چنانچه آیۀ شریفۀ مبارکه است که (اذا جاء اجلهم الخ)\nای برادران بیائید که کوشش کنیم، و سعی نمائیم تا در مقاصد دین و دنیوی خودها\nکامیاب باشیم، ما مسلمانها هم برای آخرت خود کار میکنیم و هم برای دنیای خود بغیر اسلام\nدیگران بکار دنیا مشغولیت داشته الله تعالی از آخرت بی‌نصیب‌شان کرده و هر ترقی\nو بهبودی که است فقط در دنیا برای شان داده است!\nوالله جگرم کباب گردیده سینۀ خود را چاک کرده میگویم، از برایخدا ای عالم اسلام\nچه شد شمارا! که بخواب غفلت غنوده، و چه پیش آمد شمارا! که بکنج کسالت خموده اید! آن\nعالم اسلام چه شد! که همیشه دشمن خود را مغلوب میساخت؟ آن عالم اسلام کجا شد! که ممانک\nاعداء خود را بزور سوته مفتوح میگردانید؟ که امروز نسبت بعالم اسلام یک بیوه زن شرف\nو عزت دارد؟ (درینموقع قطرات عبرات از چشم نرگس‌وش شاهانه ترشح نموده گل\nعارضش را آبیاری مینمود) از برایخدا و رسول خدا! دست اتفاق و اتحاد را با یکدیگر بدهید۔"}
{"book": "adl0012", "page": 45, "text": "خطبه ۴۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه دشمنان تان درپی انهدام و خرابی شما همیشه جاهدا نه میکوشند بیائید تا به پیش خدای خود\nعرض بکنیم! ای خدا! تو دیده بودی آن اسلام را که در اوج ترقی و تعالی عروج داشت\nولوای زیبای اسلامیت را بر دوش همت خود بر روی عالم برافراشت و دشمنان خود را\nاز هیبت و سطوت اسلامی در لرزه می انداخت از برکت روحانیت حضرت (رسول)\nمقبولت مجدداً باز آن اتحاد و اتفاق و فعالیت و شجاعت و هیبت وسطوت را نصیب\nاین باز ماندگان بیچارۀ اسلامی عطا و مرحمت و کرامت فرما، مخصوص قوم افغانرا درین\nودنیا سرخرو و کامیاب گردان - اللهم ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة\nحسنة الآیه\nخطبه ثانی\nالحمد لله ربّ العالمین ونشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له\nونشهد ان سیّدنا و مولانا محمد عبده و رسوله صلی الله علیه و\nعلی آله واصحابه اجمعین فقد قال الله تبارک و تعالی ان الله\nو ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه وسلّموا\nتسلیما اللهم صل علی سیّدنا ومولانا محمد و اله واصحابه و علی\nخلفاء الراشدین حضرت ابی بکر و حضرت عمر و حضرت عثمان\nو حضرت علی رضی الله تعالی عنهم اجمعین و علی السبطین الشهیدین"}
{"book": "adl0012", "page": 46, "text": "خطبه ۴۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَعَلَی اُمِّهِمَا سَيِّدَةِ النِّسَاءِ وَعَلَی الْعَمَّيْنِ الْمُعَظَّمَيْنِ\nبَيْنَ النَّاسِ حَمْزَةَ وَعَبَّاسِ وَعَلَی بَقِيَّةِ الْمُهَاجِرِينَ وَالْاَنْصَارِ رِضْوَانُ\nاللَّهِ تَعَالَی عَلَيْهِمْ اَجْمَعِينَ هُ\nاله العالمینا برای عالم اسلام خصوصاً برای قوم افغان ترقیهایی را که تو میدانی نصیب\nمگردانی. بحضور برادران خود عرض میکنم که بیدار شوید اگرچه (الحمدلله) این جوش و خروش را که\nدر بین عالم اسلام می‌بینیم امیدوار میشوم که بیدار شده خواهند بود!\nخدایا بدر بار تو امیدواریم که کسی از بارگاهت بی‌نیاز بازنگشته کسی که بی‌نصیب از حضرت\nگردیده شیطان است - ما را در آخرت پیش خودت و پیش انحضرت سرخرو و با عزت بداری\nدعا میکنم که برادرهای ترکی و دولت ایران و ترکستانیها و هندیها و مسلمانان چینائی و عموم\nملت اسلامیه را که در هر نقطه دنیا باشند در دین و دنیا با عزت و باشرف و نیکنام بداری!\nالهی بحرمت حضرت (رسولت) عالم اسلام را ازین حال فلاکت و پریشانی بکشی علی الخصوص\nقوم افغانرا و من عاجز را که خدمتگار دین مبین سیدالمرسلین میباشم توفیق خدمت عطا کنی!\nتا در راه اسلام یک خدمت شایان تقدیر ابراز نمائیم - و عسکر افغانستانرا همیشه مظفر و کامیاب داشته باشی\nو سرش را پیش دشمن خم نگردانی او همیشه نوک برچه شانه را بنوک چشم دشمنا حواله سانداری ابارك الله لنا ولكم الخ\nلائحه نظمیه مجلس لویه جرگه\n{همهدین روز جمعه بعد از فراغ نماز و صرف طعام لائحه ذیل برای حضرات مدعوین لویه جرگه"}
{"book": "adl0012", "page": 47, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\nلایحه نظامیه لویه جرگه ۴۶\nاز ریاست شورای بتوسط مهمانداران شان جهته تبصره پیش بینی آنها فرستاده شده است}\n۱:- در مجلس «لویه جرگه» اشخاصی که برای مجلس «لویه جرگه» دعوت شده اند. داخل میشوند\n۲:- از مامورین داخله الی سر کاتب ها و از صنف عسکری الی کندکشران شامل مجلس شده میتوانند .\n۳:- اخبار نویسان که تکت اجازت داشته باشند تنها برای سمع شامل شده میتوانند و حق تکلم ندارند .\n۴:- در مجلس خذ موقع مطابق ترتیب نقشه میشود .\nنظام مباحثه\n۵:- در ابتداء هر مجلس رئیس الفاظ ( بنام خدا آغاز میکنم) افتتاح کلام مینماید و بعد از ان با جازه رئیس منشی مجلس لایحه مبحوث عنها را قرائت میکند .\n۶:- در انتهای هر مجلس مواد مذاکره خواه مجلس فردا از طرف رئیس برای اعضای مجلس بذریعه ورق علحده توضیح میشود .\n۷:- بعد آنکه مسئله قرائت شد دو دقیقه سکوت محض بوده بعد هر کس توضیحات میطلبند. یا از طرف رئیس و یا بنابر امر رئیس از طرف همان وزیر یکه لایحه اش زیر بحث است توضیحات داده میشود . بعد آن هر کس اعتراضی داشته باشد و یا رأی بهتریرا گفتن بخواهد. بعد از اجازه رئیس ایستاده مدلل بیان میکند و الا سکوت میماند."}
{"book": "adl0012", "page": 48, "text": "لایه نظمیه لویه جرگه\n۴۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nنظام رأی گرفتن\n۸: در ابتدای مجلس دو دو دانه‌های مهره سفید و سیاه برای هر فرد اعضای مجلس\nتقسیم می‌شود حینیکه مسأله قرائت شد کسانیکه طرفدار عین همین مسأله که قرائت شده باشند\nدانه سفید و اگر بخلافش و یا در نفی آن باشند دانه سیاه را در صند و قهائیکه بمدست نفری\nدر مجلس گردش دارند انداخته می‌شود. و مسئله از روی کثرت آراء فیصله میشود.\n۹: مسائلی که تصویب میشود بنا بر کثرت آراء قید و ضبط میشود. و در مجلس بمقدار\nلزوم کاتب و اسباب تحریریه موجود میباشد!\nقواعد و ضوابط\n۱۰: هیچکس غیر از کسانیکه در فصل اول نشان داده شده شامل مجلس شدن نمیتواند\nدر روزهائیکه ذات اشرف اعلیحضرت شامل مجلس میشوند صدارت مجلس مفوض بذات همایون است\nاداب\n۱۱: در مجلس بدون آب چیزی خورده نمیشود.\n۱۲: تا کسی بیانات خود را تمام نکرده است از طرف دیگران بتصویب مترد ید نمیشود.\n۱۳: هرکس رئیس را مخاطب ساخته کلام میکند اگرچه جواب دیگر برا بگوید.\n۱۴: غیر از مذاکرائیکه در مجلس میشود، دیگر الفاظ رکیک و خارج بحث استعمال نمیشود."}
{"book": "adl0012", "page": 49, "text": "جراید کوهگد\n\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n۴۸\nکوائف روز نخستین لویه جرگه\n\nطعن و شتم و خنده نامناسب قطعاً ممنوع است به ترک چنین افعال از طرف رئیس اخطار و برکات میشود.\n۱۵ :- در اثنای که مذاکرات شروع میشود اظهارات مسائل شخصی قطعاً موقوف است.\n\nکوائف روز نخستین\n\nبروز شنبه (۲۸) سرطان که روز اول ”لویه جرگه“ و شروع این حفلهٔ مبارکه بود سابقاً\nبطرف غرب کوهی پغمان یک بارگاه بزرگ ایستاده شده بود و درمیان آن چوکیهای مزین بترتیبهای\nبپا و درست گذارده و دورا دور آن با سقف بارگاه بگلھای مصنوعی ملون و اقسام تزئینات\nو آرائشات آراسته شده تمام مدعوین ”لویه جرگه“ و وزراء و مدیران و مأمورین دولتی درین بارگاه\nعالیه شرف حضور بهم رسانیده بترتیبات آتی خذ مواقع نموده انتظار ورود مسعود همایونی را\nبدل می پرورانیدند !\nمقاسیکه برای ذات ستوده صفات شهریار غازی درین بارگاه عالی پایگاه تخصیص شده\nبود و در نقشه آتیه بعنوان ”تخت همایونی“ نشان داده شده است در چنین موقع در میانی\nو مرتفعی بود که گذارشات لویه جرگه را کاملاً می شنیدند و هم فرمائشات شهریاری علی العموم\nبخوبی شنیده میتوانستند .\nنقشه که در صفحهٔ مقابل تسوید شده عیناً مطابق است بدان لایحه که قبلاً برای تشکیلات\nلویه جرگه توزیع شده بود و تماماً برطبق آن اخذ موقع مینمودند."}
{"book": "adl0012", "page": 50, "text": "کوائف روز نخستین جرگه\n۴۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nنقشه مجلس لویه جرگه و اصول اخذ موضع ان\nسرکاتبان وزرا . . . . . .\nتخت\nهمایونی\n. . . . . . سرکاتبان شأن\n. . . . . . وزراء و وکلاء\nرئیس، معاون\nمعاون منشی\nمجلس\nعلمای تمیز و معین و مدیران\nو معاونین و سرکاتبان .\nوزارات . -\nعلمای تمیز و منصبدار انتظامی الی غندمشر\nو اعضای طبیعۀ شورا و کندمشران\nو سرکاتبان وزارات\nروسای لویه جرگه\nبترتیب ولایات\nعلمای لویه جرگه\nبترتیب ولایات\nسادات و مشایخ\nلویه جرگه\nبترتیب ولایات\nوکلای منتخبۀ شورای\nو اعضای مجالس\nمشاورۀ ولایات\nبترتیب ولایات\nروسای لویه جرگه\nبترتیب ولایات\nتا اینکه ذات جهانبانی پوره بساعت (۸) رونق افزای این محفل مبارکه گردیده مراسم\nتعظیم و تکریم شان از طرف عموم حضار چنانچه لازم است بجا آورده شد در اینجا چنانچه معمول است\nطرف و جوامع ذات شاهانه از طرف منصبدار شاهی در اطراف تخت عالی بخت و جوانب آن .\nبارگاه عده از رساله های شاهی بطور پهره دار و محافظ مقرر شده بود . از همه پیشتر چیزیکه جلب توجه"}
{"book": "adl0012", "page": 51, "text": "لویه جرگه ١٣٠٣\nنطق همایونی در روز اول جرگه\n٥٠\n\nاعلیحضرت را منځو بهانا همین نفری عسکر یکه بچهار اطراف تخت ایستاده بودند ـ بود ـ علی الفور\nاوشانرا از بارگاه حکم خارج شدن را فرمودند ـ [درین مسئله یک نزاکتیست که توضیح آن\nبرای قارئین لزومی ندارد] بعد از وقفه (٢) دقیقه ذات جهانبانی بر پا ایستاده نطق ذیل\nرا ایراد نمودند:ـ\n\nنطق اعلیحضرت غازی قبل از آغاز لویه جرگه بروز شنبه ٢٤ سرطان ١٣٠٣\n\nبسم الله الرحمن الرحیم بنام خدای خود این مجلس عالی را آغاز میکنم پیشتر از همه چیز مکرراً\nشما را در پایتخت مملکت عزیزتان خوش آمدید تقدیم مینمایم،\nدر مباحث این مجلس همه شما حقوق دارید، و هرچه که بفکر شما درست و سودمند و مفید\nپنداشته شود، آنرابی کم و کاست آزادانه بگوئید ـ و در اظهار رای حقانه خویش هیچ کوتاهی\nنمائید : اگر رای شما خوب و افکارتان معقول باشد همانا که مقبول میگردد، واگر یک رای جرات\nو مسئله ناصواب باشد : در اظهار آن شما مسئول نخواهید بود فقط منظور نخواهد گشت\nاشخاص فهمیده و دانسته ما بخوبی میدانند که بدین جرگه در ترقیات مادی و معنوی مسائل\nداخلی و خارجی و اقتصادی افغانستان ابحاثی که بمدعای ملت و مملکت و دولت باشد بعمل\nمی آید، و بعضی از ذوات محترم چنان خیال دارند که مقصد از اجتماع اینقدر اشخاص معزز و جماعتهای\nبزرگ از اطراف وولایات و حکومتیها و پایتخت افغانستان از چیست؟ آیا کدام مشکل عظیمی\nبحکومت ما لاحق شده که دران مورد ازین حضرات مدعوین امداد میخواهد و یا با اوشان"}
{"book": "adl0012", "page": 52, "text": "نطق همایونی در روز اول جرگه\n۵۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدران موضوع مذاکره مینماید؟\nعرض مینمایم که لله الحمد امروز تمام کارهای شما بکام شماست و هیچگونه پریشانی و تپش که\nمردم بخیال دارند موجب انعقاد این مجلس نگردیده است!\nفقط امروز این خادم دین و ملت محض برای بهبودی مملکت و رفاه ملت و مفاد\nدولت همراه شما مشوره مینماید چرا که: حیات شما، عزت شما، شرف شما، درین مملکت است،\nچیزیکه درین موضوع بفکرهای تان برسد اظهارات اورا آزادانه نمائید : زیرا در نیکنامی بدنامی\nو عزت و مذلت افغان تا همه ما و شما با هم شرکت داریم.\nاگرچه از اول جلوس خویش این خادم اسلامیان الی الان هیچ کار و امریرا بدون\nمشوره شما در معرض اجرا نگذارده ام و با وکلا و اعضاء مجلس شورای دولت و هیئت وزراء در همه\nاجراأت و احکامات خویش استشاره و صوابدید خواسته ام و از افکار عالی آنها به بسیار\nاز ترقیات و مقاصد خویش نائل گردیده ایم باز هم چون در افغانستان اساس وکالت و\nنمایندگی تا بدین درجه مستحکم و مضبوط نگردیده است که وکلای محترم آن افکار و بهبودیهائیرا\nکه برای حکومت از طرف ملت خود مشو میدهند فوراً انرا بملت و قوم خویش علناً و طلاقا بدبند\nبنابرین خواستم که از علمای مکرم و سادات معظم و مشائخ کرام و فضلای عظام و خوانین\nو اغره و اشراف تمام ولایات و حکومتیها و اطراف افغان تا بعد از اجتماع شان بمرکز حکومت\nافکار و آرائی را نسبت بدین مقاصد عالیه اخذ نمائیم.\nباز میگویم که از لطف خداوندی و روحانیت ذات رسالت پناهی این دورهٔ"}
{"book": "adl0012", "page": 53, "text": "نطق همایونی در روز اول جرگه ۵۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n(۵) رساله ابتدائی ممالک افغانی بکمال خوبی و کامیابی انجام یافته در آینده نیز امید می پروریم\nکه از حسن افکار و آراء شما ملت بترقیات فوق العاده دیگر نائل گردیم.\nاگر شما هیئت \"لویه جرگه\" درین مسائل مبحوثه آزادانه رأی ندهید، و در مفاد ملت و دولت\nبذل مقدرت نورزید همانا که نزد خدا و رسول و من عاجز که اولوالامر شما و عموم ملت که شما نمایندگان\nحقیقی آنها میباشید، مسئول و جوابده خواهید بود.\nاز برای خدا بکوشید و بیدار باشید و دقیقه از دقائق خیر خواهی و خیر اندیشی ملت\nو مملکت و حکومت متبوعه تانرا فروگذار نشوید که بد نام دنیا و آخرت خواهید بود. باید که محض\nبلی بلی نگوئید. و نه فقط بکلمات نافیه طرفداری کنید بلکه هر آن چیز را که نسبت بترقیات ملت\nو مملکت خویش بفکر دارید آزادانه و حقانه بآواز صاف بلند بیان نمائید\nاگرچه خوبتر میدانم و کاملاً یقین دارم که احدی از شما وکلاء و حضار مجلس باندازه من خیرخواه\nو خیراندیش ملت من نخواهید بود چرا که من طرفدار آسائش عموم ملت هستم و برای برتری و تعالا\nعموم ملت و تبعه افغان تا بذل مساعی میورزم و خواهان ترقیات و آسوده حالی شخصی خودم ابداً\nنمیباشم. اگر بلی! بلی بشنیدن میخواستم و طرفدار ترقیات شخصی می بودم نعوذ بالله\nخودسرانه، جابرانه، کار میکردم!\nنی! میخواهم هر کار را که بکنم بمشوره ملت باشد و خواهش ندارم که هیچ اساسی\nبر خلاف شریعت غرای احمدی در ممالک افغانی رائج باشد، بلکه همواره نقطه نظرم این است\nکه بر طبق شریعت و فرمائشات اصول اسلامیه، کار نمایم!"}
{"book": "adl0012", "page": 54, "text": "نطق همایونی در روز اول جرگه\n۵۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاما اینقدر عرض میکنم باندازه که شریعت اختیار را به پادشاه داده من هم خود را بآبهمان انداز\nصاحب اختیار می انگارم نه علما ء را چنانچه دیروز (در مسجد جامع امانیه بپغمان در ضمن موعظه)\nیک ملاصاحب گفت البته درینجا هم حاضر خواهد بود و خود را میشناسد که شریعت بعلماء سپرده\nشده است و بملا ها کاملاً تعلق داردـ نی ! شریعت مال خداست ( اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ\nاِنّا لَه لَحافِظُونَ ) البته علماء بیان کننده و روشنی دهندۀ آن است !\nچون امروز اولین روز بود اینقدر توضیحات دادم ـ تا بدانید اساسی را که ما میگذاریم\nکاملاً باید مطابق شریعت اسلامی باشد ـ آینده در آغاز مجلس فقط سخن بنام خدای خود آغاز کنیم\nاکتفا ء خواهیم کرد ! بعدۀ هر مسئله که باشد بران بحث رانده خواهد شد ـ الیوم فقط بر مسائل\nخارجیۀ خویش بحث مینمائیم بعدۀ بمذاکرات و مباحثات داخلیه خواهیم پرداخت چرا میدانید\nاول باید مناسبات خارج ما مضبوط و خوب باشد داخله بدست خود ماست هر قسم که\nبکنیم میتوانیم کرد ! { ذات ستوده صفات اعلحضرت غازی ماچنانچه در اوائل جلوس خویش\nاستحصال استقلال و ارتباط مناسبات خارجیه را اولاً در زیر نظر گرفته و بشرط حصول آن تاج\nسلطنت را بر سر سعادت افسر خویش گذاشته بودند، همچنان درین ابتداء دورۀ دومین\nنیز از همان نقطه نظر اولین تصفیۀ مسائل خارجیه را تحت مذاکرات آورده اند }\nبعد از منطوقۀ ذات همایونی رئیس صاحب شورای دولت بپای ستاد\nخطابۀ ذیل را ایراد نمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 55, "text": "نطق رئیس صاحب شعبه اسموز اول ۵۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنطق رئیس صاحب شورای دولت\n\nحضرات محترم و حضار کرام !\n\nهمه شمایان معلوم است که الحمدلله والمنه دین مبین ما دین اکمل و اتمیست جامع چنگا\nتنها سعادت اخرویه ما را، نی بلکه سعادت دنیویه ما را نیز تأمین میکند. چنانچه حضرت واجب الوجود\nجلت حکمته در کلام معجز نظام خود میفرماید (اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ\nنِعْمَتِي) در دائره احکام دین حنیف که موجب سعادت دارین است در امور دینیه، و دنیویه\nامارت یعنی وظیفه اداره مملکت و حکومت شرعاً به اولوالامر عائد و مسلمانان نیز در بینیا\nبه اطاعت اولوالامر مکلف هستند: کَمَا قَالَ اللهُ تَبَارَكَ و تَعَالى:\nأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ\n\nاز دیگر طرف بموجب امر جلیل فرقانی (وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) مشورت\nنیز یک امر شرعیست، حضرات خلفای راشدین (رضوان الله تعالى عليهم اجمعين)\nدر زمان خلافت خودشان امور ملت را با اصحاب شورا مذاکره، و استشاره میفرمودند\nگویا اساس مشوره در اسلام یک قاعده بزرگترین دینی بود پادشاه ذی شان ما\nاعلیحضرت غازی امیرامان الله خان ) که نتیجه آمال ملوکانه شان تأمین خیر و سعادت\nملت و مملکت معطوف و از روز جلوس همایون شان تا امروز همه مساعی، و اقدماتشان\nباین امر خیر مصروف میباشد."}
{"book": "adl0012", "page": 56, "text": "نطق رئیس مجلس شورا بروز اول ۵۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبنابرین اساس دینی و بنابر اینکه ذات ملوکانه شان هم حکم دار افغانستان و هم پدر\nعائله یک دوم قوم نجیب افغان هستند تبعاً باثر خلفای راشدین، در امر حکومت طریق مشور\nرا قبول و ترجیح باین مقصد برای اینکه از رأی و مشورت شان استفاده شود در مرکز سلطنت\nخود شان شورای دولت را و تا علاقه داریها در همه ولایات و حکومات مجالس مشاورہ تاسیس\nو تشکیل کردند. بواسطه که خط حرکت ما از طرف دین مبین ما تعین شده. و رہبر حرکات ما\nشرع شریف است. و علم فقه یک دریای بی پایان است، مسائل شرعیه را از کتب فقه\nپیدا کردن و تطبیق دادن خاصہ علما است، و درین زمان اشخاص عالم بقد ر لزوم وجود\nندارد، و علاوه بران در طبقات مختلفه مجتهدین حنفی فعلاً زیاد آمد و در مسائل اجتهادات کثیره حاصل\nشده است درین اقوال مختلفه که بهر مسئله تعلق دار د قول صحیح را تمیز و معاملات را بآن\nتطبیق کردن مشکل است !\n\nدر مسائل مجتهد فیها نیز بموجب مسئله شرعیه نظر با یجاب حال و زمان در خصوص\nترجیح یکی از اقوال مختلفه که هر دو صورت مساوی را دارا باشند. اولوالامر حق و اختیار دارد\nدر مسائلیکه تعلق بشرع شریف دارند، استفی از علمای محکمه تمیز که شامل این مجلس محترم هستند\nکرده شده و حضرات موصوف مصدق مسائل مذکور میباشند.\n\nدر خصوصیات طرز اجراد و ائر دولتی از هیئت وزرا که حاضر مجلس و قوه اجرائیه هستند\nاستمداد کرده شده هر وزارت نظر باحتیاجات خود شان لوائح ترتیبه را در مجلس شورای\nدولت تقدیم نمودند. اعضای طبیعیه شامل مجلس محترم که اشخاص نجیب و اعضای منتخبه که"}
{"book": "adl0012", "page": 57, "text": "نطق رئیس مجلس شبع رابرۀ اول\n٥٦\n۳ عقرب ۱۳۰۳\nوکلای ملت هستند از صورت عرف وعادات اهالی واقف اند . بعد از تصویب این مجلس که مرکب\nاز اعضای طبیعیه و منتجۀ وکلای شمایان است در معرض تنظیم رسیده است ۱\nحضرات محترم ! این هست که پنجسال از تنظیم و تطبیق این نظامات درگذشت ، امروز اختتام\nدوره اول و افتتاح دوره ثانی ست ـ امروز که تمام علمای کرام ، و سادات و مشائخ و رؤساء\nعظام که درین مجلس تشریف دارند بکمال امتنان بیان میشود که آنچه درین دوره پنجسال بتصویب\nعلماء و وزراء و وکلاء منتظم شده است برای دوره ثانی ترتیبات را دولت مدنظر گرفته پیش نهاد\nمیشود، و مسئولیت این امر در دنیا وعقبی بر عهدۀ ما و شماست ، در باره مسائل شرعی تعبیر\nاز روی مسائل مفتی بهاء مذهب حنفی بر عهدۀ علمای کرام و در معاملات مملکتی\nو سیاسی وزراء وکلای عظام مسئولند .\nلطف فرموده بکمال آزادی واطمینان هر کدام شمایان رای داشته باشید\nآزادانه بفرمائید به نهایت خوشحالی و ممنونیت استماع میشود اما عرض عاجزانه این حقیر\nبحضور حضار محترم اینست که قبل از رأی دادن تعمق و تفکر زیاد کرده شود و هر کس از واقعیت\nخود اظهار رأی بکند . مثلاً عالم ، از مسائل شرع ، و وکلا از عادات محلی ، چه در چنین یک\nمجلس بزرگ بحضور اینچنین ذوات محترم سوال نامشروع و نامعقول کردن صرف وقتاً خواهد بود .\nاز حضرت خداوند متعال نیاز میکنم که افتتاح و اختتام این مجلس مکرم را وجه پیوستگی\nبترقی عالم اسلام و باتفاق افغانشنا اختتام پذیرد . وَمِنَ اللَّهِ التَّوْفِيقُ\nبعد از نطق فوق رئیس صاحب مکرراً باز وکیل صاحب خارجیه بپاخواسته"}
{"book": "adl0012", "page": 58, "text": "نطق وکیل صاحب خارجیه ۵۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخطابۀ ذیل را ایراد نمودند :-\nنطق وکیل صاحب خارجیه\nبحضور حضرات معظم و ذوات مکرم و سادات و مشائخ عظام و علماء و رؤسای\nکرام مملکت مقدسۀ افغانستان واضح و روشن است که دین متین متبرک اسلام برای\nاصلاح و فلاح امورات و مهمات دنیوی و اُخروی در عالم کائنات شرف نزول فرموده\nو عالم اسلام بتائید دین متین و وسیلۀ تحصیل علوم و فنون در عرصۀ قلیلی بنور علم و عرفان\nعالم دنیا را منور ساخته و بکامیابی محیرالعقولی نائل و اکثر قطعات آسیا و اروپا را متصرف\nشدند. این بود نتیجۀ تحصیل علوم و فنون و مکارم اخلاق و ترتیب عالی که از تعلیم حق برای\nملت نجیب اسلام حاصل آمده و ضیای حقیقت انتمای آن تعلیم و تربیت اصلاح تازه بعالم\nو عالمیان بخشید . فی الحقیقت علم اعظم آیات و اشرف علامات انسان است .\nعلم است که انسانرا از رتبۀ سفلای حیوانیت بمدارج علیای ملکیت میرساند!\nعلم است که انسانرا از حضیض خاک باوج افلاک و طیران آورده امور معادیه\nو معاشیه نوع بشر را بوجه احسن مهیا میسازد !\nآن ترقی و تعالی که عالم اسلام داشت نتیجۀ کسب علوم دینی و دنیوی فعالیت\nو جدیت اوشان بوده و تا وقتیکه باین شاهراه سعادت روان بودند در فضیلت و کمال و ترقی\nو اقبال بر عالم تفوق و تفاخر داشتند . زمانیکه بدبختانه تنبلی و کهالت را شعار خود ساخته"}
{"book": "adl0012", "page": 59, "text": "نطق وکیل صلح خارجیه\n۵۸\nلويه جرگه ۱۳۰۳\n\nبعیش و عشرت و راحت و استراحت گرفتار آمده از تحصیل علوم و فنون بی بهره ماندند و رو\nبتنزل و انحطاط گذاشته، و بالمقابل دیگران بکمال فعالیت شب و روز در حصول علوم\nو فنون صرف مساعی نموده از حضیض ذلت و بال باوج عزت جلال صعود نموده از قید عسرت\nو فقر و مسکنت و فشار اسارت و ذلت به راحت و استراحت و ترقیات فوق العاده رسیده\nمالک قطعات بریه و بحریه زرخیز دنیا و دارای طیارات هواپیما و جهازات تحت البحرو توپهای\nدور زن و سائر آلات و ادوات حربی و فابریکها، و ثروتها، و تجارتها، و زراعتها، و صناعتها شدند\n..... و ما مسلمانها در نتیجه آن کهالت و غفلت آن همه سیادت و سعات خود را از دست\nداده، اینست که دو چار بحران پریشانی ها و پراکندگیها و بی اتفاقیها ئیکه فی الحقیقت احوال ما\nرقت آور و قابل ترحم است گردیدیم!\nدر همین زمان خدای متعال را شکر گذاریم که ما ملت افغان را مظهر الطاف خود ساخته\nیک پادشاه خیرخواه با دیانت اعنی اعلیحضرت امیر امان الله خان غازی را برای احیای\nملت افغان و مملکت افغانستان عطا نمود که ذات مقدس شان درد و الم عالم اسلام\nرا بر عیش و راحت و استراحت خویش مقدم دانسته حیات عزیز خود را صرف ترقیات ملک و\nملت افغانستان و اتحاد و اتفاق عالم اسلام فرمودند چون ترقی و تعالی مملکت عزیزشان\nمنوط بتحصیل استقلال و آزادی تامه آن از حمایت و اسارت خارجه بوده این است که\nدر بدو جلوس شاهانه خویش اولین اقدامی که فرمودند بدست آوردن گوهر استقلال بود\nکه بتائید حضرت باری و روحانیت حضرت نبوی صلی الله علیه و سلم بهمت والا نهمت"}
{"book": "adl0012", "page": 60, "text": "قرائت عهدنامه روسیه ۵۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nذات شاهانه شان ما ملت افغان بآن نائل و کامیاب گردیدیم !\n\nپس از تحصیل استقلال که شوارع عالم برروی ما مفتوح گردید برای تحصیل رسیدن\nبسعادت و ترقیات امروزه عالم دنیا که پایه علویت و افتخار آنها گردیده. اعلیحضرت پادشاه\nغازی معظم با همت گماشته، این است که مراودات و مناسبات خود را با ممالک عالم\nقائم کرده در صدد تحصیل و تکمیل علوم و فنون ملت و ترقی مملکت خویش اند. چنانچه مناسبات\nسیاسیه و اقتصادیه ما با عالم دنیا برقرار گردیده سفرا و نمایندگان ما در پایتخت های ممالک متمدنه\nو نمایند های اوشان بدر بار شاهی. افغانستان قائم شده است . محصلین افغانی در خارج\nبکمال اعزاز پذیرفته شده و معلمین و مستخدمین خارجیه برای تعلیمات و همه گونه خدمات افغانستان\nدرینجا حاضرند. که ما تفصیلات یگان یگان آنها را برای استحضار حاضرین کرام ذیلاً\nخاطر نشان می نمائیم !\n\nعهدنامه افغانیه با روسیه\n\nبعد از انجام منطوقات فوق ذات ملوکانه فرمودند معاهداتی را که تا اکنون دولت\nمتبوعه تان با دول خارجیه منعقد نموده سراپا برای شما خوانده میشود تا بر هر ماده و هر فقره آن تنقیدات\nو اعتراضاتی داشته باشید ظاهر کنید و هم اگر تعدیل و تزئید و تقصیری را در ان لازم انگارید\nحقانه اظهار کنید ترتیب قرأت عهد نامه ها از روی تاریخ است یعنی هر معاهده که نسبت بمعاهده\nدیگر مقدم باشد اولاً ان و متعاقباً دیگرش خوانده میشود. بنابرین اولین معاهده افغانیه و روسیته"}
{"book": "adl0012", "page": 61, "text": "قرائت عهدنامه ایتالیا\n۶۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاینک وکیل صاحب وزارت خارجیه او را برای تان میخواند بشنوید!\nآقای شیر احمد خان عهدنامه روسیه را بکمال فصاحت و ترتیل ز اول الی آخر قرأت\nکرده بر چند مواد آن از طرف اعضای لویه جرگه توضیحات خواسته شد بعد ازینکه از حقائق مطلع\nشدند بر بعضی مسائل اعتراضاتیکه بجا گفته میشود بعمل آمده گفت و شنید مزیدی در ان موضوع تقریباً\nتا یکزمانی رد و بدل شده بالآخر رأی آخری و فیصله قطعی خود را نسبت به ایفا و عمل درامد\nبعضی مواد عهدنامه مزبور بتوسط وزارت خارجیه افغانیه بدولت روسیه ابلاغ داشته جواب\nآخری فوری را دران مورد از وشان خواستار شده اند.\n\nمعاهده ایتالیا\nبعد از اختتام آراء نسبت بمعاهده روسیه و امضاء شدن آن فرمودند که سفیر فوق العاده\nسیار آقای محمود طرزی خان وزیر حربییه بعد از انعقاد این معاهده با دولت ایتالیا در روما یک عهدنامه\nیک معاهده سیاسی دیگر را منعقد نموده است اگرچه اولاً بعد از تبادله سفا‌ر‌ت با طایفه روسیه آغاز\nمذاکرات را با آلمان نموده اند لکن بنا بر بعضی وجوهات عقد معاهده او قدری ملتوی شده نمائیدگی\nحکومت متبوعه تانرا اولین دولتی که از دول متحده (آن تان) در حالیکه ما با حلیف او انگلیس بسیار مناسبات\nتیره و تاریک داشتیم پذیرائی قابل تقدیر نموده است و استقلال ما را پذیرفته دولت ایتالیا است و بعد\nاز عقد معاهده هم از هیچ گونه احترام و منفعت خواهی افغانان کوتاهی ننموده است، چنانچه\nتا حال اسلحه و دیگر اشیای ضروریه را بقیمت بسیار ارزان برافغانان تا فروخته است ما هرین"}
{"book": "adl0012", "page": 62, "text": "قرائت عهدنامه ایتالیا\nلويه جرگه ۱۳۰۳\n٦١\nفنون متعدده را جهت خدمات مهمه افغانیان مستخدم فرستاده اند. نسبت بدیگر دول متمدنه پیشتر تبادله سفراء ایتالیا و افغانیه بعمل آمده و اولین سفیریکه از ما بار و پا رفته آقای شیر احمد خان رئیس عمومی شورای دولت است ـ\nبعده وکیل امور خارجیه آقای شیر احمد خان بخواندن عهدنامه ایتالیا آغاز نمود .\nقرائت معاهده ایتالیا و افغان\nدر طی خواندن بعد از ختام هر ماده آن ، ذات همایونی برای ذهن نشین شدن مطالب بخاطر حضار ، تشریحات و توضیحاتی را فرموده مطالب آنرا خوبتر ذهن نشین مینمودند .\nوکیل سمت شرقی بعد از اختتام معاهده یک وکیل از مجلس بپاخواسته گفت ـ\nاعلیحضرتا ، این یک معاهده ایست سیاسی و حسن مواد داديه ايطاليا نسبت بما معلوم شد که تا حال خوبتر است نه یکی از دول همجوار ماست که ناگفته بتوانیم که این احترامات ما را برای منافع مستقبلا جویانه خویش بعمل می آورد و یا در آتیه ضرر برا بما تولید خواهد کرد بحیال من باید لویه جرگه این معاهده را بنظر تحسین نگریسته نسبت باین اقدام مخلصانه ایتالیا که پیشتر از همه بدوستی و تشييد مناسبات ما کوشیده است و نظر بدیگر خلفای اروپائی خود مقدما باستقلال ما اعتراف نموده است ما وزارت خارجیه خود را توصیه کنیم که در مزید دوستی و تشیید مراتب سیاسی ما با دولت"}
{"book": "adl0012", "page": 63, "text": "قرائت عهدنامه انگلیس ۶۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nایتالیا کوشش نماید !\nلعل محمد خان وکیل لویه جرگه برین حسیات محبت کارانه دولت ایتالیا که نسبت بحکومت افغانیه دران فرصت نازک کرده اظهار خرمی نموده ابراز تشکر میکند و و بدوستی همچه یکدولت حق شناس حق سرور را دارد تا زمانیکه ایتالیا هم چنین بنظر احترام بسوی ما بنگرد ملت افغانستان نیز محبت و دوستی او را بنظر استحسان تلقی میکند !\nتماماً تائید قول لعل محمد خانرا نموده بکف زدنهای شادمانی لائحه که مبنی بر معانی فوق بود نسبت بمعاهده ایطالی و افغان ارقام و بپیشگاه حضار قرائت گردیده متفقاً امضاء یافت\n\nعهدنامه افغانیه انگلیس\nسپس از تمهید شدن نظریات لویه جرگه نسبت بعهدنامه افغانیه و ایطالیا وزارت خارجیه یک تبصره مختصره را بر موجبات محاربه افغانستان و انگلستان و حصول استقلال ایراد کنان گفتند چون اعلیحضرت همایونی تاج سلطنت را بدین شرط بنابر تکلیف ملت قبولاً شده بودند که استقلال و آزادی او را کاملاً حاصل مینمایم و دولت انگلیس جواب آن فرمانی را که در موقع جلوس همایونی براورنگ پادشاهی (بشرط حصول استقلال و آزادی افغانستان) در اول جلوس برای کارکنان انگلستان ارسال شده بود بیک سکوت قطعی طولانی گفتند علاوه برآن"}
{"book": "adl0012", "page": 64, "text": "قرائت عهدنامه انگلیس ۶۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\nدر موقعیکه عساکر ما جهة تأمینات سرحدیه و حفاظت ثغور اسلامیه رفته بودند بر آنها در موضع دکه بدون\nاطلاع و پیش بین ساختن حکومت افغانی ایرو پلانهای مسلح انگریزی را در پرواز انداخت چون\nمنصبدار نظامی ما او را مانع از طیران شدند طیاره انگریز اغار به بمباردمان کرد و ازین رو جنگ آغاز\nیافت تا اینکه دولت انگلیز توسط سفیر ما آقای عبدالرحمن خان اطلاع فرستاد که اگر محاربه افغانستان\nبا انگلستان لغرض حصول استقلالش باشد ما ابداً سد راه آزادی و استقلال او نمیباشیم و اگر\nمحاربه او بدیگر کدام مسئله باشد بجرگه بگویند که در تحت مذاکرات آورده شود چون افغانستان\nبعد از دو خورد قلیلی استقلال خود را بزور شمشیر از انگلیز گرفت متعاقباً جهت ارتباط مناسبات\nسائره سلسله مذاکرات افغانستان و انگلستان اولا در راولپندی متعاقباً در منصوری و بالآخر\nدر دارالسلطنه افغانی جریان یافت تا اینکه بعد از گفت و شنید یکسال چند ما عهدنامه\nرا که اکنون برای شما خوانده میشود. وزارت خارجه افغان با دولت\nانگلستان انعقاد داد گویا ما بعد از عهدنامه ایتالیا من حیث التاریخ معاهده برطانیا است.\nکه تا حال کاملاً مامورین دولتبن متعاهدین بر تمام مواد و مندرجات او پابند بوده نگذشته اند\nکه حرفی از ان در معرض اجرا نیامده باشد.\nقرائت معاهده انگلستان و افغانستان\nدر حین خواندن این معاهده نیز ذات شاهانه تفصیلات و تشریحات مفیده و گذارشات\nسابقه و حالات لاحقه واثرات منتجه انرا محض جهة مزید تفهیم اهالی بیان و ارشاد مینمودند و بعد از\nاتمام معاهده بر بعضی مواد آن که لویه جرگه اعتراض داشت و انرا در طی خواندن بیرون نویس کردن"}
{"book": "adl0012", "page": 65, "text": "کوائف لویه جرگه ۲۸ سرطان ۶۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبودند مباحثه مزید بعمل آمده بالاخر باتفاق آراء لائحه را نسبت بمعاهده مزبور تحریر و متحداً\nآنرا امضاکنان بوزارت خارجه خویش بغرض رسانیدن بوزارت خارجه انگلستان\nتقدیم نمودند بعد از قرأت این پرسه معاهده و گفت و شنید نمودن بران ساعت «۱۲» بو\nاعلیحضرت همایون جرگه را اجازت بصرف طعام و ادای صلوة الی ساعت «۲» داده علی العموم\nبعت\nدرینجا بپاخواسته یک لائحه دعائیه را یک تنی از وشان قراءت و حضار در ادعیه بدو متا\nورزیده مجلس مباحثه یوم شنبه (۲۸) سرطان را خاتمه داده بمقامات خویش رجعت نمودند.\n\nکوائف لویه جرگه دریم یکشنبه ۲۹ سرطان\n\nبعد از صرف طعام و ادای صلوة و اجرای برخی از امورات ضروری و عادی، ذات\nجهانبانی چند دقیقه پیشتر از ساعت (۲) بمجلس احضار یافتند. ولی چندی از شرکاء لویه جرگه\nبواسطه روز اول بودن و درست معلومات نداشتن بوقت، و زیاده تضیع اوقات نمودن\nچند دقیقه از وقت موعوده پستر رسیدند لہٰذا اعلیحضرت غازی درینجا فرصت را غنیمت\nپنداشته محض بغرض مرید داماندن قدر و قیمت، وقت تعریضاً الفاظ ذیل ایراد فرمودند.\nاعلیحضرت :۔ بنام خدا آغاز میکنم انسانها از ساعتها، از دقیقہ ہا، از ثانیہ ہا، کار میگیرند\nو فوائد بر میدارند، امروز دشمنهای ما فقط در امورات دنیائی خود مانند برق کار میکنند و اظهار\nفعالیت میورزند، و عالم اسلام در اموریکه نه تنها در دنیا بلکه عقبیٰ آنها نیز فوائدی را عائد میسازد\nسستی میکنند و تنبلی را نشان میدهند. قبل از اختتام مجلس در عمل توپ ہم بشما گفته شده بود"}
{"book": "adl0012", "page": 66, "text": "معاهدهٔ افغانیه با ترکیه\n۶۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nکه مجلس بازیوره بساعت (۲) آغاز میشود ـ هنوز که چند دقیقه از وقت گذشته می‌بینیم که چند تنی\nاز شما اکنون حاضر میشوند چون غرض از انعقاد این مجلس رفاه و آسائش دینی و دنیوی خود شما است\nپس هر قدریکه قدردانی اوقات این محفل را بنمائید ـ بهمان اندازه گویا که شما در رفاه و آرامی خود\nکوشیده‌اید ـ و چندانکه وقت و فرصت این حظه را از دست دهید بهمان مراتب گویا بر خلاف\nآسائش و رفائیت خویش کار کرده‌اید ـ سراز فردا باید باوقات معینه در مجلس حاضر باشید\n(من نمیگویم زیان کن یا بفکر سود باش ای ز فرصت بیخبر در هر چه هستی زود باش)\nمعاهدهٔ افغانیه با ترکیه\n[میبائیست که ما صورت مذاکرات لویه جرگه را که در عهدنامهٔ ترکیه نموده اند نیز مانند دیگر\nمذاکراتیکه در معاهدات دیگر بعمل آمده است نمی‌نوشتیم اما از آنجا که پیشتر درین معاهده مورد مباحثه\nومذاکره مسئله خلافت و ادامه روابط و عدم قیام مناسبات ترکیه و افغانیه بوده است با نچه\nمسائل تمام عالم اسلام علاقمندی دارند ـ ازین جهت تابتذکر تمام گزارشات و مباحثات\nآن بذل مقدرت مینمائیم م،د،ف]\nذات جهانبانی نسبت بدین معاهده فرمودند که سفارت سیار ما بعد از عقد معاهدهٔ\nانگلستان و افغانستان با نعقاد عهدنامه متحدانه با دولت عثمانیه موفقیت حاصل نموده است\nاین معاهده نظر بتمام معاهدات افغانستان بیک معاهدهٔ باشان مشرف بوده دو کتلهٔ عظیم الشان\nاسلامیان از روی آن با هم در غم و شادی متفق و متحد شده بودند ـ"}
{"book": "adl0012", "page": 67, "text": "عهد نامه ترکیه و مبحث خلافت اسلامیه ۶۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلهذا از اول تا آخر وکیل صاحب خارجیه عهد نامه مذکور را قرائت میکند - اگر تنقیدات و اعتراضاتی را بر مواد آن ملاحظه نمودید، بمانا اظهار خواهید نمود - و نتیجه بر طبق آراء و افکار شما حکومت تان کار خواهد کرد - بعده آقای شیر احمد خان عهدنامه ترکیه را از اول تا آخر خواند بعد از اتمام هر فقره آن تشریحات و توضیحاتی لطیف و معانی شریفی آویزه گوش صداقت نیوش حضار میگشت و بر هر ماده آن تفسیری ایراد شد که تحریر آن بطوالت می انجامد - بهر تقدیر بعد از قرائت معاهده مطالب عمده اسوله و اجوبه و گفت و شنیدی که درین موضوع از طرف «لویه جرگه» بعمل آمده است - قرار آتی است :-\nمولوی حبیب الله کامه : بعد از اختتام عهد نامه و تشریحات مکتوب آقای فخری پاشا سفیر ترکیه در افغانستان جناب مولوی صاحب کامه بپا خواسته عرض نمود که این معاهده نهایت باشرف و سراپا در ان مراعات اصول مقدسه اسلامیه به مقررات اخوت مرعی میباشد تنها مسئله خلافت که خود ترکیه موجب الغای آن گردیده است - درین معاهده امریست اہم و مسئله ایست قابل بحث ولی تنها این مسئله مهتم بالشان را که تمام عالم اسلام دران حق اظهار آراء و افکار شانرا دارند - تنها افغانستا حل و فصل نموده نمیتواند - باید برای تصفیه مسئله خلافت از هند، و سنده ، و مصر، والجزائر، وتونس، ومراکش، وعرب، وشام، وعراق و دیگر نقاط لازمه اسلامیه نیز علمای جید افغانستا مدعو شوند - و یا علمای افغانستا بهر وضعیکه علمای جهان از تخصیص فرمایند رفته تا باراء متفقه این مسئله مهمه اسلامیه را نمایند!"}
{"book": "adl0012", "page": 68, "text": "عهدنامۀ ترکی بحث خلافت اسلامیه ۶۷ نومبرعن ۱۳۰۳\n\nازین مفکورۀ مولویصاحب اظهار بشاشت و خرمی کنان فرمودند:-\nاعلیحضرت\nباندازۀ افکار من حضرت مولانا اتحاد دارد ـ که اگر من خیالات خود را\nدر خاتمۀ بحث درین مسئله بیان مینمایم همانرا سامعین فهم خواهند کرد که ضرور من\nبا این صاحب قبلاً درین امر مذاکرات و سرگوشی نموده باشم ؟!\nلعل محمد خان وکیل\nنیز بر پا خاسته در آغاز بتائید مولانا در مسئله خلافت\nکلماتی را ایراد نموده در خاتمه ضرورت این امر را\nبیان نمود که ازین وضعیت مصطفی کمال پاشا نباید با وی هیچ یک معاهدۀ\nمتمیانه را دوام داشت اولا باید معاهدۀ حاضره فسخ گردد باز اگر حکومت\nترکی خواهان تجدید عهد نامه بود ـ همانا که عهد نامه مساویانه را وزارت\nخارجیه ما با وی انعقاد خواهد داد والّا خیر!\nمولوی فضل ربی\nدر مفاد خلافت و تاریخ مختصر و خدمات موقر ان\nبیان داد ضمناً این مسئله را حتمی نشان داد که بسیار\nبزودی و سرعت فیصله خلافت را باید نمود ـ و نباید گذاشت بهمین یکباب\nتفرقه معتمده که از طرف برخی از ارباب غرض دران بوقوع پیوسته کاملاً\nخلیفه و خلافت لغو گردد ـ و عالم اسلام موجب مضحکه و شماتت اعدا گردد ـ\nدر خاتمه از رو برخی از دلائل نقلی حق خلافت را براء اعراب ثابت کنان\nتلمیحاً چنان از بیانش مفهوم میشد که باید خلافت از عرب بیرون نشود."}
{"book": "adl0012", "page": 69, "text": "عهد نامه ترکیه مبحث خلافت اسلامیه ۶۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلعل محمد خان وکیل\nبه تردید مولوی فضل ربی برخاسته بدلائل توضیح نمود که موجب\nپریشانی عالم اسلام و بربادی ترکیه تنها غدر و خیانت شریف حسین\nدر موقع محاربه عمومیه بوده است و نباید شریفی را که دست‌نگر اشارات و کنایات\nحکومت انگلیسی بوده ماهواره معاش خود را از بودجه وزارت خارجه انگلستان\nتحصیل میدارد - خلیفه گفت این مسئله ایست که بدون از اتفاق جمهور اسلام\nانحلال آن خالی از اشکال نیست .\nمولوی محمد بشیر\nهمچنانکه اهمیت قیام مناسبات افغانستانرا با ترکیه بحیثیت یک دولت\nشرقی نشان داده بهمان اندازه تصفیه مسئله خلافت را بصورت\nفوری بذریعه یک مجلس عمومی علمای اسلامی بیان داشته ذات همایونی را بالفاظ\nمؤدبانه با دامه روابط ترکیه وعطف توجه بنمودن شان بمسئله خلافت توجه داد .\nاعلیحضرت\nاولاً باید که جمعیت علما اسلامیه پیشتر از دیگر مذاکرات این مسئله را بسنجند که آیا\nنفس خلافت درین عصر حاضره مفید ست ؟ یانه ؟ و آیا خلیفه که معین شود\nمیتواند که تمام مسلمانان روی جهانرا اداره کند ؟ یانه ؟ و آیا این مسئله قابل\nیقین است که با اوامر یک خلیفه ترکی، مسلمانان هند که زیر فشار حکومت انگزیزی\nو مردم مصر که طبعاً طرفدار حکومت محلی و مردم عرب که ذاتاً میلان بسوی شریف مکه\nو اهالی مراکش که ظاهراً بسوی امیرشان تمیل دارند - اجراآت و رفتار خواهند کرد ؟\nو یانه ؟ بعد از فیصله شدن این مسئله و حتمی بودن خلافت باز مستقلاً تعین موضع"}
{"book": "adl0012", "page": 70, "text": "عهدنامۀ ترکیه بمبحث خلافت اسلامیه ۶۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخلافت را نموده فیصله نمائید که چقدر قوای مادی و معنوی در خلافت ضروریست اگر چه بخیالم که\nعلمای هر موضع مساعی جمیله شانرا نسبت بأمرا و رؤسای وطن خود این مسئله لائق و انسب خواهند شمرد\nوسائل و دلائل را اقامه کرده بجای منافع یک گونه نفاق و تفرقه را در بین اهالی تولید خواهند فرمود.\n\nملای ترکستانی در مفاد خلافت و خدمات و اهمیت آن بیان محتصره را ایراد کنان\nدر خاتمه گفت که علماء اسلام از هر نوع و هر حیثیت ذات همایونی\nرا مستحق و قابل خلافت می انگارند و باید شما هم این منصب رفیع را قبول نمائید۔\n\nاعلیحضرت من بقول شما و دیگران این بار گرانرا که ظاهر او در راه او أشکالات بی پایانی را مینگرم\nقبولدار شده نمیتوانم و به نفاق عالم اسلام رضامند نیستم اولاً چنانچه معروضداشتم\nباید در نواقص و فوائد و وجود و عدم وجود \"خلافت\" بحث گردد پس ازان تعین و وضع\nآن کار علمای عالم است و بس !\n\nیکدیگر عالم ترکستانی چیزیر ا که مکرراً اعلیحضرت در مسئله خلافت میفرمایند سراسر\nدرست و قرین صواب است فعلاً باید ما در ترقیات داخلیه\nو ارتباط مناسبات خارجیه خودمان بحث نمائیم و درین مجلس بر موضوع مسئله\nخلافت که تصفیه آن کار علمای جهان است قبل از وقت تضییع اوقات خود را ننمائیم\n\nاعلیحضرت حضرت ملاصاحب درست میفرمائید باید لویه جرگه خلاصة الجواب\nبگوید که آیا معاهده موجوده ترکها باقی ماند و یا تجدید گردد و یا تعدیل\nکرده شود ؟"}
{"book": "adl0012", "page": 71, "text": "عهدنامه ترکیه و بحث خلافت اسلامیه ۷۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nجمهور بماند! مناسبات با ترکیه قطع نشود ضرور بماند!\nوزیر داخلیه سابق خودم نمیتوانم که طرفدار حرکات موجوده ترکیه باشم و معلومات\nشخصی خودم را نسبت بعملیات جگرخراش شان اظهار ننمایم\nترکیه اساس حکومت اسلامیه را برهم زده سلطنت خود را برخلاف مقررات\nاسلامی جمهوری قرار داده است - مدارس و ترویج عقائد دینیه و مسائل شرعیه\nاز مملکت خود موقوف نموده و خلافت را نیز لغو و منسوخ کرده خلیفة المسلمین را\nبحالت رقت آور در ظرف چند ساعت از اسلامبول اخراج نمود آیا درینصورت\nجذبات اسلامیه افغانیه ما روادار این مسئله خواهد بود؟ که ما با ترکیه مناسبات\nخود را مزید برین قائم داشته باشیم .\nلعل محمد وکیل کابل تائید قول وزیر موصوف را نموده در خاتمه نظریه خودش را بر قطع\nمناسبات با ترکیه خاتمه داد.\nشیر احمد خان وکیل اول از ریاست جمعیه معاهده حاضره ما با ترکیه که فعلا قرئت گردید\nسراپا درست و باشرف است صرف\nلفظ مقتدا بها غلط است باید اصلاح کرده شود اما قیام مناسبات با ترکیه\nضروری و برای آتیه شرق نهایت حتمی است - و در مسئله خلافت نیز باید که برائر ترکیه\nدعوت قبول دهند والا باتفاق جمعیة علمای اسلامیه نمایندگان ترکیه در مجلس جمعیة العلما\nفیصله آن کرده شود!"}
{"book": "adl0012", "page": 72, "text": "عهد نامۀ ترکیه و مبحث خلافت اسلامیه ۷۱ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nوزیر مالیه من نمیدانم که مقصد از خلافت چسیت؟ و خلفای اسلامیه در ینقدر مدت مدید کدام فائدۀ را بعالم اسلام عائد نموده اند صفحات تاریخ شاهد حال\nو مؤید این مقال است که خلفای اسلامیه بعد از قرون اولی بجز از عیاشی\nو تن پروری کاری نکرده اند و کوشش باجتماع مسلمانان و در اتحاد افکار و اراء\nاسلام عملیاتی ننموده اند، همواره در مصائب با آنها معاونت را دریغ داشته و در\nپریشانی اطلاعات از احوال آنها اکتساب نکرده است از طرف دیگر مسلمانان عالم نیز در\nمواقع عسرت و مغلوبیت بلا و فریاد خلفای اسلامی گوش نهاده اند و درینجا\nضروریه با وی دستیاری و پشتیبانی را حیف دانسته اند اینک در حرب عمومی کثافت\nترکیه از دست همین مسلمانان هندوستان که امروز رنگ خلافت را بسینه میکوبند\nشکسته از مظالم اعراب خراب شد و از مصریان تاییدی ندید و از مراکش و الجزیری\nنشنید و مسلمانان دیگر نقاط هم مانند افغانست تا بمرکز خلافت اسلامیان اظهار\nصمیمیت و روابط شانرا ننمودند. آیا بدین اجمالی که گفتم از بودن خلافت کدام فائده\nمرتب می شود و برای عالم اسلام کدام مفادی را بوجود می آورد بعد ازینکه\nعلمای با فوائد خلافت و ضرورت مقرری خلیفه را بدلائل اثبات نمودند ما گوش\nانعقاد مجلس علمای جهان مذاکرات ما را در ینموضوع ضروری خواهیم پنداشت\nو الا از هیچ کلمات غیر مفید بجز از تضیع اوقات دیگر ثمره نخواهیم چید!"}
{"book": "adl0012", "page": 73, "text": "عهد نامه ترکیه به بحث خلافت اسلامیه ۷۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلیحضرت\nوزیر صاحب من درین نظریه باشما متفق نمیباشم و گاهی طرفدار این\nمسئله خود را نمی پندارم که خلافت عظمی برای اسلام در ازمنه سابق کار\nننموده است و مسلمانان جهان در مواقع لاحق با ترکیه حق همدردی را ایفاء نکرده اند.\nآیا به لکها روپیه اعانه که از افغانستان و هندوستان و دیگر حصص جهان در مواقع\nمداخله ترکیه در محاربه عمومیه ارسال گشت از کدام رهگذر بود؟ و جزع و فزع و وایلا\nو احتجاجاتیکه برعلیه متحدین از هر گوشه و کنار ممالک اسلامیه برداشته شد علتش\nچه بود؟ مخصوصاً در موقعیکه یک رقم کشیدگی بعد از ناکامیابی مجلس نخستین\nلوزان در بین اتحادیون و کمالیون بوقوع پیوست افغانستا حق اسلامیت و اخوترا\nبا نداء ترکیه بیآوردهیچکس بگرانی خیر خواهش ترکیه طابق عالم وطبقا بالا برد بامر مسلسل خیابان مصالحه با ترکیه\nنمیگشت میدان مجادله را با ترکیه ترتیب میداد، علی الفور افغانستا تیر با انگریز\nدر سرتاسر سرحدات خویش که پیشتر از (۶۰۰) میل است دست بگریبان میشد. بهر تقدیر\nخدمتی را که ما با برادران اسلامی ترکیه خود کرده ایم ما بر آنها احسان نمیگذاریم زیرا ما مقررا\nدینیه خویش را تعمیل نموده ایم!\nوکیلان\nاعلیحضره تا معاهده ما با ترکیه ضرور باید که باشد، و اگر بعضی فقرات اورا قابل\nاصلاح می پندارید در تجدیدی بکوشید. اما اینجای بسی تأسف خواهد بود\nکه ما با دول اروپائی و ملل غربی و دشمنان دینی خود یک رقم مسالمت را را دارا باشیم و با انه\nیک ملت شجاع و غیور شرقی اسلامی مانند ترکیه بر طبق خواهش بعضی افراد کوتاه نظر قطع"}
{"book": "adl0012", "page": 74, "text": "(جریان سراجی)\nعهدنامه ترکیه مبحث خلافت اسلامیّه\n۷۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nمناسبات نمائیم ۔ البته از نقطهٔ نظر اسلامیت و جذبات شریعت ملت افغان\nاین مسئله نهایت زیبا و موزون خواهد بود که وفد خلافت از تمام عالم اسلامیت\nدر پایتخت این مملکت مدعو شوند و هم درین مملکت اسلامی افغانی با مسئله مهمهٔ خلافت\nاسلامیه حل و فصل گردد !\n\nعلیحضرت\nدرین فرصت ساعت (۵) بتکمیل بافت ذات همایونی مذاکرات معاهده ترکیه و افغانیه را\nبفردا ملتوی داشته فرمودند اگر نظر به عدم پابندی تان بوقت و اضا عت دقایق\nاز طرف چند نفر محفل چنان بهتر میبود که شما را محض انتباه الی ساعت (۶) نگهداشته\nمجلس را اطاله میدادم ۔ اما چون روز اول بود و شما کاملاً از ترتیبات مجلس کسب اطلاع\nنداشتید با اینکه شما ناوقت آمده اید ازینجا بوقت مرخص میشوید سز فردا از طرف صبح\nپوره بساعت (۸) و از جانب ظهر فقط بساعت (۲) احضار شوید بشب در مسأله\nترکیه خوبتر غور فرموده فردا مجدداً در همین مبحث داخل مذاکرات خواهیم شد .\n\nیکنفر وکیل قندهاری\nلائحهٔ دعائیه را قرائت نموده مجلس را خاتمه داد .\n\nیوم یکشنبه (۲۹) سرطان روز دوم لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدرینروز عموم اعضای لویه جرگه بنا بر تعریض دیروزهٔ ذات ملوکانه قبل از ساعت (۸)\nکاملاً اجتماع ورزیده در مواقع خودشان اخذ موقع داشتند ۔ ذات خجسته صفات"}
{"book": "adl0012", "page": 75, "text": "عهدنامه ترکیه و مبحث خلافت اسلامیه ۷۴ نومبر سنه ۱۳۰۳\nهمایونی نیز بوده بساعت (۸) رونق افزای محفل گشته محفل صدارت اشتغال داشته بعد از وقفه قلیل فرمودند : -\nاعلیحضرت بنام خدا آغاز میکنم : - دیروز مذاکرات بابت مسئله ترکیه نتیجه آخری خود را نشان نداده و وقت پوره شده مذاکرات را با مروزه ملتوی نموده بودیم البته که شما هم درین موضوع دیشب فکر درستی را سنجیده خواهید بود. اینک اینک همان سؤال دیروزه را مکرر میدارم که آیا معاهده حاضره ما را با ترکیه چطور میدانید ؟\nمحمد اسحق خان مستشار فقره اساسی در معاهده ترکیه خلافت است در صورتیکه خلافت لغو شد ضرور باید اصلاح این فقره بعمل آید ـ معلوم است که در صورت اصلاح معاهده هذا تجدید میگردد یک معاهده مساویانه منعقد خواهد گشت !\nوزیر صناعت یک نطق طولانی را در ظرف بیست دقیقه ایراد کنان در ان یک تبصره مختصره خود را بر خلافت و خلفای آن نموده و کردلبندی و همدردی را که از مدتهای متمادی ممالک اسلامی با دولت عثمانی نمود که روح نطق و همه مندان را ما در الفاظ اجمالیه آتیه قلمبند مینمائیم :ـ « خلافت » و خلیفه در عصر (۱۸) معانی حقیقی خویش را مالک نبوده با وجود حسن ارادات و عقیدت عالم اسلامی بمقام \" خلافت \" خلفای آن اعصار در ایفای وظائف مفوضه و خدمات اسلامیه آیا تغافل و تکاسل را بکار برده اند و گاهی بدرد عالم اسلام متالم و به شادمانی شان مسروریت خود را نشان نداده اند ـ بعد ازینکه دولت عثمانی در محاربه عمومیه"}
{"book": "adl0012", "page": 76, "text": "عهدنامه ترکیه و بحث خلافت اسلامیه ۷۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبدون صلاح و صوابدید عالم اسلام خود را داخل ساخت ممالک اسلامی را بفحوای مشتی که بعد از\nجنگ بیاد آید بکله خود باید زد حینکه کار از کار رفته بود اطلاع داد با اینکه قبل ازین اطلاع مسلمانان\nبهیچ گونه ارتباط و مناسبات تحریری و تقریری بمقام خلافت فائز نبودند باز هم در امداد\nمالی و جانی و دیگر همدردی ترکیه کوتاهی ننمودند ـ بعد ازینکه قوای عثمانیه کاملا محو و زائل و چند تنی از\nسربازان ترکیه در انقره داخل مانده آن رقبه وسیعه ممالک ترکیه بهمان قصبه کوچک که اطراف\nو جوانبش را دشمنان تحدید نموده بودند محدود گشت ! مجدداً از احتجاجات مسلمانان تمام نقاط\nدنیا و امداد و معاونت مالی و جانی عالم اسلامی ترکیه قوت از دست باخته خویش را بازگشت\nچنانچه مصطفی کمال پاشا و طرفدارانش در محاربه اخیره یونانیه حق سربازی و فداکاری را بجا نموده\nهم چنان مسلمانان عالم حق معاونت و داد خدمت را ایفا کرده در نتیجه نه تنها خط حکومت ترکیه را\nتوسیع و تمدید بلکه آوازه رعب و قاره شخصیت مصطفی کمال پاشا را در سرتاسر جهان بتر دوستان\nو دشمنان اعلان نمودند ! درین ضمن خدماتی را که افغانها و مسلمانان هندوستان با ترکیه از زمان\n(۱۲۹۸) الی الآن نموده اند مخصوصاً قابل تمجید و تقدیرند ـ چنانچه اروپا هم از جذبات مسلمانان\nو همدردی آنها با ترکیه تحت تاثیر آمده فرانسه اوّلاً بطرفداری ترکیه (که در حقیقت این مناسبات\nوی با ترکیه مخالفت علنی بانگلیشیه بود) پرداخت ـ طوریکه سربازی و شجاعت و فداکاری ترکیه\nقابل تذکر است بهمان اندازه مساعی و همدردی عالم اسلام مخصوصاً از افغانستان و هندوستان\nلایق فراموشی نیست. بلکه درین نیکنامی عموم اسلام با ترک شرکت دارد ـ در اوائل، از کارستائیهای\nمصطفی کمال پاشا عالم اسلام تماماً خود را عقیدتاً و وجداناً با مقام ”خلافت“ مربوط و مسلک"}
{"book": "adl0012", "page": 77, "text": "عهدنامه ترکیه بجهت خلافت اسلامی\n٧٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nمی پنداشتند و عموماً همه تن چشم و گوش گشته باستماع همه گونه اوامر و اکتساب اطلاعات ترکیه نظام\nمیکشیدند و دقیقه از دقائق اخلاص، وعقیدت بکشتی شانرا با ترکیه فروگذار نشدند ـ اما بمجردیکه\nمصطفی کمال پاشا بعقد معاهده لوزان موفق گشت ، از حرکات ناصواب غرض آلود و تشخص\nپسندی خود دفعتاً دل عالم اسلام را مجروح و آمال و امانی شان مطرود کرد و آن سیاست متحد\nاسلامیه را که نسبت بترکیه قولاً و عملاً اقامه داده شوق ازدیاد داد همه آنرا بدل میپرورانیدند فوراً بخاک\nبرابر ساخت، خاصتاً شیشه امید افغان ها را نیز بسنگ حرمان انداخت اگرچه کاملاً ازین رویه\nحکومت جمهوریه ترکیه خیلی متاثر و مایوسیم بازهم نا امید نمیباشیم زیرا تا هنوز هم در عالم اسلام انجمن هایی که\nمحضاً برای ترقی و تعالیات اسلام سربازی مینمایند و از آنها بسا فوائد و عوائد برای ملل اسلامی آن\nمانند اعلیحضرت غازی ممتازا بیم بروی دنیا موجود است باری نباید بدین معاهده که خود ترکیه در ان ملاحظه\nکرده و خلافت عظمی را از ان لغو نموده است، پابند باشیم زیرا معاهده و خلافت چیزی واحد است\nو آنرا دو شق ساختن کاملاً مغالطه است ـ (لویه جرگه) را لازم که یک خطاب پر عتابی را بترکیه\nبنویسند و دران مصطفی کمال را برین حرکات و اطوار او ملامت نموده بدانها دالی نماید که ترکیه مستحق\nخلافت است باید مجدداً ملت ترکیه بار خلافت را تحمل گردد ویقیناً که عموم ملت شجاع و غیور ترکیه بگذارد\nو الغای خلافت رضا مند نمیباشند ـ نباید عموم ملت ترکیه را بچند تن بغرض شخصیت خواه\nآن قیاس کرده عموم آنها را مطعون کرد ! باید وفد خلافت از علمای جهان اولاً نزد ترکان (اگر\nمجدداً خلافت را بپذیر شوند) فرستاده شود تا این معاهده قلبی و وجدانی و عقیدتمندی را\nکه عالم اسلام از مدتها ه پیش بامقام خلافت و ترکیه مربوط داشت بطلان نپذیر و نباید از"}
{"book": "adl0012", "page": 78, "text": "عهدنامه ترکیه و خلافت اسلامیه ۷۷ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nخلافت چنانچه بعضی از حضرات میفرمایند، صرف نظر نمایم چه خلافت است سلم ترقی و نردبان تعالی عالم اسلامی!\nمولوی محمد بشیر در ظاهر مشهور است که این معاهده مبنی بر دو شق عمده است اول مسأله خلافت، دوم ارتباط مناسبات اسلامی و دولتی دولت شرقی۔ ما را است که اندکی درین مسأله دقت بریم که آیا این معاهده برای ما موجب منفعت است؟ و یا سبب مضرت؟ و آیا پایه سیاست ما را قوی میسازد و یا از بودن آن بما ضعف بهم میرسد؟۔ فقره خلافت که بموجب زمزمه آرائیهای این مجلس گردیده این ابحاث در ان گنجائش ندارد۔ زیرا فقره خلافت را خود ترکیه لغو نموده است۔ پس درین باب مزید مذاکرات را چه سود؟ و حاجت بطلان چه دارد؟ بخیال عاجزانه ام باید که درین موقع نازک خسر و را فغانستا با ترکیه داخل هیچ یک معاهده با شرف متحدانه باشد زیرا خیال آزادی بعضی برادران همسایه مظلوم و تکمیل مواد معاهده خود را نیز داریم ۔ آرزومندیم که وفد خلافت و جمعیت العلمای روی جهان جهت مذاکرات بافغانستان مدعو شوند۔ و باید نه تنها افغانها بلکه تمام مسلمانان روی جهان همه تن جان شده در احیا و ادامه خلافت بکوشند که درین فرصت خلافت بسیار مفاد را حائز است۔ \"خلافت\" نقطه اوامر و نواہی اجتماعی ملت اسلامی است خلافت حکومت دائمی اسلامی است۔ خلافت است که در همه مواقع تحفظ آن فرض ذمت عالم اسلام بود۔ بنگرید که در نظر فداری و تقویه خلافت تازمانی که در عرب بود و باز"}
{"book": "adl0012", "page": 79, "text": "عهدنامه ترکیه مبحث خلافت اسلامیه ۷۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر بغداد آمد و سپس از ان به ترکیه انتقال یافت مسلمانان چه مساعی جمیله شان است\nکه در راه آن بصرف نرسانیده اند. و چه جانبازی و فداکاری است که در اطراف آن\nبعمل نیاورده اند اکنون اگر از اوامر و نواهی خلافت و حفظ ارث طرفدار آن لطیفه\nحاضره اسلام چشم پوشی ورزند گناه ما است - نه از خلافت خلص که فقره\nمقتدیابه \"توسعه خلافت\" که در میان عهدنامه ترکیه و افغانیه است - از طرف\nخود اتراک الغا یافت - و باقی مواد آن که روابط سیاسی و اقتصادی ما را با ترکیه\nایجاد کرده کاملا باقی است. لازم که این معاهده فعلا برقرار بوده بدشمنان بدخوان\nعالم اسلام چنان موقع و فرصتی را بدست ندهند که از ان استفاده نمایند. ازین\nتفرقه و جدائی ما که یگانه مقصد ملل غربی است بر ما ریشخند ننماید. از برای خدا این\nعمارت موجوده عالم اسلام را که مشابهت بخانه دارد که بالاخانه و سقف او غلطیده\nو دروازهای وی شکسته است ازین تفرقه مجدده چهار دیوا باقیمانده او را نغلطانیم -\n\nیک ملا صاحب این از بدیهات است که ما ضرور با دولت اسلامیه قویه\nترکیه خویش مناسبات دوستانه را قایم داشته\nبا وی در هر گونه عملیات و اقدامات متحد و متعاهد باشیم و ارتباط تعلقات خود\nما را با ترکیه بیشتر از مناسباتیکه با دول غربیه و ملل کفره داریم. تشیید و مستحکم\nنمائیم، جای بسیار افسوس خواهد بود که ما با کفار دوست و از مسلمانان\nغیور ترکیه اجتناب ورزیم.\n\n(ده حاکم شنیگی)"}
{"book": "adl0012", "page": 80, "text": "عہدنامه ترکیه مبحث خلافت اسلامیه ۷۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\nپادشاه گلجان اعلیحضرتا ! تغییرات موجوده حکومت ترکیه موجب تاسف و حسرت است ما را نباید برین رویه موجوده ترکیه تنها بیک\nافسوس اکتفاء نموده از اقدامات فداکارانه خودداری ورزیم ۔ بلکه درین قسمت\nنازک بر دوش عالم اسلام یکبار بزرگ افتاده که تحفظ و برداشت آن طاقت\nفرسا است ـ حکومت اسلامیه افغانیه مخصوصاً درین مورد نظر بمجذبات\nاسلامیت کارانه و رویه شریعت پرورانه خویش بیشتر زیر بار مسئولیت است\nو باید که باشد زیرا دست شکسته در همه وقت بار گردن است ـ رای\nعاجزانه ام چنان تجویز و تصویب میکند که افغانستا حتماً بایستی با ترکیه قطع\nمناسباتش را روادار نگردد و نه در تجدید معاهده حاضره مساعیش را مبذول نماید\nفقره \"ضد بها و خلافت\" چنانچه مولانا گفت خود بخود از طرف حکومت ترکیه\nخط بطلانرا بر سر کشید ۔ پس در ان ما چرا دل زنی و زمزمه سرائی ورزیم مواد\nبقیه معاهده که سراسر شرف و عزت و مفخرت جانبین را اقتضاء دارد کاملاً درست\nاست و در آتیه نیز باید قابل تعمیل پنداشته شود والا اگر در تغییر و تبدیل آن معاهده\nافغانستا، اقداماتی را بعمل اوریم همانا که دست اذیت دشمنا نرا بر خود در از خواهیم\nکرد و یکبار دیگر برای کفار موقع نفاق افگنی و تفرق و تشتت پسند عالم اسلامی اعطا خواهیم کرد.\nمولوی محمد حسنینخان بنده نیز در مقوله مولوی صاحب محمد بشیر خان در نظریه آقای پادشاه گل خان متفقم ـ باید معاهده ترکیه"}
{"book": "adl0012", "page": 81, "text": "عهد نامه ترکیه ببحث خلافت اسلامیّه ٨٠ لویه جرگه ١٣٠٣\nبر حال بوده موجب مزید اختلافات نگردیم ! و وفد خلافت را جهت حل و فصل مسئله\nخلافت ترتیب دایم - خیال عاجزانه ام چنانست که باید در مسائل آتیه خلافت\nمذاکرات مؤتمر اسلامی اجتماع نماید لکن اشکالیکه درین مؤتمر بخاطر میرسد این است که\nموضع انعقادش بکدام مملکت باشد - زیرا در عروق و شرائین تمام علما و رؤسای\nنقاط اسلامیه اثرات ممالک غیر اسلامی اندرون بوده خدا نخواسته این مجلس را هم\nبرعلیه عالم اسلام بر مفاد خودشان خاتمه خواهند داد - مثلاً در حجاز وعراق ، و مصر\nوهند اثرات انگریز و در مراکش اثر فرانس و در طرابلس از ایتالیا - و ترکیه از خلافت\nبیزار و ایران بخلافت کار ندارد - باید ضروره حل و فصل این مسئله مهمه اسلامیه\nدر مملکت مستقله اسلامیه افغانیه بعمل آید ، حاضر ا الغای خلافت اگر بنظر غائر بنگریم\nموجب منفعت عالم اسلام گشته - زیرا که آنها دفعةً از ملاحظه این مصیبت کبری\nاز خواب غفلت برخواسته در صدد فیصله نمودن حیات و ممات خویش گردیده اند - ما از\nمصطفی کمال سرور و متشکریم که آن خلافتی که بجز از مفاد ترکیه بدرد دیگر ملل اسلامیه نمی پرداخت\nو نه مسلمانان دیگر نقاط اسلامیه با متثال اوامر خلیفه گوش میدادند - مرفوع القلم گردیده -\nاگر خواست خدا باشد خلافتی قائم خواهد گشت که نظیر خلافت حقیقیه قرون اولیه اسلام\nخواهد داشت و مساوات حقیقی را در بین مسلمانان جهان حکمفرما خواهد نمود !\nتا حال حسیات خودم را نسبت بخلافت عظمی و ترکیه ضبط نمودم\nاعلیحضرت\nاکنون خواهشمندم که محض جهت استحضار تان حقائق را"}
{"book": "adl0012", "page": 82, "text": "عہد نامه ترکیه ببحث خلافت اسلامی\n۸۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبی پرده برای شما بگویم - خلافتی را که تا هنوز ملت دور دست ما تعریف میگیردند حقیقتی ندارد در\nواقع خلافت برای منفعت اسلام تا هنوز کاری ننموده است فقط خلافت درین قرون\nاخیره آله دست خلفا بوده است و بس - یک عده از ملت و اعضای دولت ما\n(چنانچه همه تان مسبوقید) خلیفه عبدالحمید خان مرحوم را چنان میشناختند که تمام روز در\nامورات دولت و مهمات شریعیت و کار های سلطنت بذل مقدرت نموده شبانگه از بوریا\nبافی قوت و معاش خود را استحصال میداشت - و او را از افراد نهایت موثق و مقدس عقیده\nداشته افعال و اعمال او را مساوی بصحابه کرام می انگاشتند- از جمله قصص مشهوره\nکه نسبت بسلطان عبدالحمید خان مرحوم در افغانستا سرائیده می شد- حکایه بنای\nمسجدیست که برای نهادن سنگ تهداب آن شخصی را خواهش نمودند که در تمام عمر از وی نماز\nتهجد فوت نشده باشد- هر چند تجسس بکار رفت سودی نبخشید بالآخره خود سلطان وضع\nبنیاد آن مسجد را گذاشته تشکر کرد که از من تا حال تهجد فوت نشده است- حالا نکه مسلمانان\nترکیه و عموم ارباب خرد عالم اسلام سلطان موصوف شخصی می پنداشتند عیاش که در استبداد\nمرتبه اولی را اشغال داشت و پائصد زن را نگهداشت مینمود و هزار هانفر را قتل میکرد ! و در ایام\nسلطنت خود چیز های را نموده که ذکر آن جگر را میخراشد - شما را بخاطر خواهد بود که ما و شما این\nمصطفی کمال را در خشک سالی (۱۳۰۰) چقدر بخیر و مقدس تصور داشتیم حتی در حین اداء صلوة\nاستسقاء شمشیر بران او را بحضرت کبریا شفیع بردیم حالانکه این جناب چون بمقصدش\nکامیاب و معاهده لوزان را منعقد ساخت علی الفور باخراج خلیفه و خاندان آل عثمان\nبرای شفیع کمال"}
{"book": "adl0012", "page": 83, "text": "عهد نامه ترکیه ببحث خلافت اسلامیه ۸۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nپرداخت و او را بطوری از مملکت آبائی بیرون کشید که موجب افسوس و حسرت عالم\nاسلام گشته مورد سخریه واستهزاء دشمنان گشتیم امروز با اینکه خلیفه اسلام بکمال عسرت\nو افلاس و یکعالم غربت در سوئزرلیند اقامه دارد بازهم حکومت مقامی آنجادی را محض باین\nجرم که صاحب دو عیال است حکم اخراج را ازان مملکت میدهد، از طرف دیگر در عموم\nاماکن خود اعلان نمودند که جمیع ادیان آزاد است ؛ ستر را از میان برداشتند و بسوی مکاتب\nدینی و اسلامی توجهی نمی گمارند- در صحنه تمثیل تیاتر زنها و مردها پهلو به پهلو مجالس میورزند؟\nبهرحالست از قامت ناساز بی اندام ماست - من باواز بلند میگویم که خلافت بطرز و صورتی\nکه بود و هو از مفاخر رتبه حکمرانی خویش نقطه نظری بخود نداشت و بدرد و مصائب عالم اسلام\nنمی پرداخت و چنانچه در مواقع سه گانه تغلب انگلیسان بر افغانست هیچ صدا و ندائی نداد\nو باجتماع عالم اسلام کوششی را بعمل نیاورد هیچ بدرد نمیخورد و بکار نمی افتد و باید هم که خلیفه\nدر امورات دنیوی مسلمانیکه در تحت حکومتش نباشند طبعاً و عقلاً مداخله نورزد و اگر نماید آیا\nایران، هند، مصر، مراکش، تونس، الجزائر، افغانستا، چین، وغیره مسلمانان\nعالم بلاعذر و ضرر و تکلیف بامتثال و امرش پرداخته میتوانند؟ نی ابداً ! بخیال عاجزآدم\nکه درین دوره خلافت بدرد نمیخورد و خلیفه بجز از اینکه خودش و مملکتش را دوچار مصاحب کبری\nو هدف اسهام اعدا بگرداند دیگر فائده را با سلام عائد نخواهد کرد (چنانچه اگر فعلاً از ترکیه موجب\nالغای خلافت استفسار شود علی الفور جواب همین کلمه را خواهد گفت ) تا هم باید که ما و شما\nدرین مبحث قبل از وقت مذاکرات ننمائیم و اوقات خود را در این ضائع نکنیم این کار کار علماس است."}
{"book": "adl0012", "page": 84, "text": "عهد نامه برائے خلافت اسلامیه ۸۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nباید جمعیته العلما نخستین وظائف خلافت و متعاقبا خواندش را باسلام و تکالیفی را که\nخلیفه بر مسلمانان عائد کند و حقوقی را که مسلمانان بر خلیفه دارند توضیح دهند سپس از ان موضع\nو شخص اور ا طوری تعین دارند که موجب نفاق و تفرقه اسلام نشود و جسته حل و فصل ان علمای\nاعلام عالم اسلام باید باب مذاکرات را مفتوح سازند و چنانچه قبلا چندی از حضرات بدین\nمسئله اظهار افکار نمودند باید این وفد از طرف علمای افغان تا و جمعیته لویه جرگه بافغانستان\nمدعو شوند. و درین مراتب اخرین یکمرتبه دیگر داد اسلامیت و حق شرعیت را ایفا نمایند ! باقیا\nمسائل سیاسیه ما و ترکیه با اینکه فعلا ترکیه خودش خود را از ما دور کرده میرود و مناسبات\nدر میانی خود را با ما یک رقم درست نشان نمیدهد باز هم باید ما این کشیدگی جزوی را عائد\nبملت غیور ترکیه نمائیم و آنرا بطرف اشخاصیکه فعلا زمام کار بدست شانست عائد کنیم زیرا\nکه از خرابی یک و یا دو نفر نباید عموم ملت ترکیه را (چنانچه وزیر معارف گفت) مذمت کنیم\n(ملاحظه شود اطوار و کردار حضرت نبوی و اعراب حجازی و اعمال و رفتار ابو جهل و ابولهب)\nما را نباید بمقابله بدی آنها باوشان بدی کنیم بلکه از حوصله و استقامت کار گرفته مانند سابق\nمناسبات خود مانرا با وشان قائم داریم و امیدوار باشیم که عما قریب پیش از پیش براه صلاح و\nسداد رفتار خواهند کرد و ما را از رفتار حسنه و مناسبات اسلامیت کارانه خویش مسرو\nخواهند داشت۔ لہذا بخیالم این است که لویه جرگه بتوسط وزارت خارجیه حکومت ترکیه را\nمطلع سازند که فقره مقتدا بها و خلافت را نحو شما چون لغو نموده اید ما هم ازان شمارا\nسبکدوش می پنداریم مواد بقیه معاهده ما با شما الی دو سال و چند ماه دیگر نیز قابل"}
{"book": "adl0012", "page": 85, "text": "عهدنامه ترکیه ببحث خلافت اسلامیه ۸۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتعمیل است بعد از دو سال وزارت خارجیه مجدداً دروازه مذاکرات\nو تجدید معاهده را با ترکیه بکشاید - در باب مسئله خلافت همان است که ما و شما\nآنرا فیصله کرده نمیتوانیم - بلکه آن کار بکار علمای جهان است هر شخص را که آنها\nبخواهند بعد از تعین وظائف و تکالیفش معین خواهند کرد!\nمولوی فضل ربی اعلیحضرتا! خلافت ابداً حق سلطنتی نیست بلکه از روی\nشرع شریف هر اولوالامری که پابند امورات شرعیه\nباشد حق خلافت را دارد علت الغای خلافت ترکیه علاوه بر اسبابیکه مذکور\nگشت یک سبب دیگری نیز دارد و آن اینست که جمهوریت خلاف اساس\nاسلامیت است در حینکه اولوالامر دارای صفات اولوالامری نباشد\nچطور میتواند شد که او خلیفه بشود و عالم اسلام خلافت او را قبول کرده خواهند\nتوانست امروز اگر بیجهار دانگ عالم بنظر غائر دیده شود قبای زیبای \"خلافت\"\nبغیر از وجود مبارک شما که کاملاً پابندی شریعت را بر خود حتم داشته اید بر دیگری\nزیبا نیست - در مسئله مناسبات ما و ترکیه همان مناسبات سابق درستست\nالبته علمای افغانستان همچنان که وفد خلافت را با فغانستناد عوت مینماید\nهمین طور ترکیه را نیز ازین خطا و لغزشی که در الغای خلافت\"\nو اساس نهادن سلطنتش را بر اصول جمهوریت کرده تنبه فرمایند!"}
{"book": "adl0012", "page": 86, "text": "عهدنار ترکیه ببحث خلافت اسلامی ۸۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\nشیرجان صاحبزاده اولا خلافت عظمای اسلامی موروثی هیچ دوستی گفته نمیشود چراکه مقصود یگانه از خلافت و سلطنت اسلامی همانا پابندی اوامر و نواهی خداوندی جلت عظمته و اتباع سنن حضرت رسالت پناهی علیہ افضل الصلوة واکمل التحیات بوده و بس : هر صاحب دولتی را که حق سبحانه و تعالی برین نعمت عظما و موهبت کبری موفق گرداند بیهیچ رنجهی سعادت و زهی افتخار و با یقین استحقاق خلافت اسلامی را نایل و سزاوار میتونی نه انکه دولت ترکیه جمهوریه همه حال خلیفه المسلمین شناخته شود باز ازین نعمت عظما و موهبت کبری صرف نظر کرده اند و اساس دولت خود را به جمهور گذاشته اند که خلاف قواعد سلطنت اسلامی گفته میشود یعنی اولو الامر هم گفته نمیشود چه جای خلیفة المسلمین! البته استحقاق خلافت اسلامی بذات همایونی منوط و مربوط است که اساس قواعد سلطنت سنیه خود را موافق بشریعت غراء محمدی صلی گذارشته اند و پابندی اوامر و نواهی شرع مبین اسلامی را بر ذمه خود حتمی شمرده اند چون اتفاق همه علماء لامی بقبول اسرو نبی خلافت بر ذمه رقبه خودشان لازمی دیده میشود اگر بفضل و عنایات خداوندی میسر اید زهی سعادت و افتخار و الا صورت موجوده دولت جمهوریه ترکیه استحقاق خلافت را بر خود باقی نگذاشته است\nملا ..... حدیث حضرت نبویرا که در موضوع خلافت و حکومت و امارت و مسلطه و اقتدار سلاطین بود قرأت کنان از ترجمه ان لزوم نصب امیر عادل را"}
{"book": "adl0012", "page": 87, "text": "عهدنامه ترکیه بحث خلافت سه‌لا ۸۶ لوحه جگه ۱۳۰۳\n\nتوضیح نموده گفت که خلافت حق آن شخصی است که کاملاً پیرو قرآن و تابع شریعت\nباشد در اخیر لزوم دعوت جمعیت علمای عالم اسلامی را در پای تخت\nمملکت اسلامی حتمی نشان داد !\n\nوزیر صاحب مالیه\nما نمیتوانیم که خود بخود علمای عالم را بافغانستان دعوت نمائیم\nتا زمانیکه علما ضرورت و فوائد خلافت را خاطر نشان ما\nنکنند و یا خود علمای عالم خواهش آمدن شانرا بمملکت ما جهت\nفیصله مسئله خلافت ننمایند !\n\nاعلیحضرت\nبدون از نیکه ما علمای جهانرا دعوت دهیم و از عموم شان لزوم\nو عدم لزوم خلافت را استفسار نمائیم چه طور بر طبق افکار\nیکعده از علمای افغانستان فیصله این امر بزرگ را نموده خواهیم توانست\nچیزیکه از حضرات علمای ما نسبت بدعوت نمودن علماء جهان بافغانستان بخاطر\nدارند کاملاً در ست است باید علمای ما وفد خلافت را چنانچه اظهار کردند\nدعوت دهند و از تکالیف میزبانی و قدر دانی آنها مطمئن باشند که حکومت افغان\nهمه گونه تسهیلات و تکلیفات آنها را محض خاطر داری علمای افغانستان\nوعزت و توقیر خلافت عظمی متعهد میشود [درینجا ذات همایونی با علماء مخاطبه\nکنان الفاظ مزاح آمیزی را بیان داشته گفتند :- چقدر نیکبخت\nو محبوب القلوب هستید شما علماء که خرچ همقطاران و مهمانان شما را نیز"}
{"book": "adl0012", "page": 88, "text": "عهد نامه ترکیه بحث خلافت سلات ۸۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاخلاص مندان تان متحمل میشود\nخرج اگر از کیسه مهمان بود نه حاتم طائی شدن آسان بود (ب.د)\n\nشیر احمد خان وکیل صاحب خارجیه خیر سخن از موضوع مجلس خارج شد و بحث را گذارده بدیگر اطراف\nافکار محفل انعطاف ورزید! مقصد از معلوم نمودن دو حرف است که آیا\nمعاهده ما با ترکیه بر حال بماند و یا تجدید شود!\n\nمستوفی اعلحضرتا ! بهر نوعی که باشد ضرورت ادامه مناسبات و\nاقامه دوستی ما با دولت اسلامیه شرقیه ترکیه لازمیست\nخلافتی را که خودشان از گردن خود ساقط نموده اند بموجب تنقیص ترکیه معاهده\nما پنداشته نمیشود ما را نباید براجراآت داخله ترکیه اعتراض نمائیم چه تا زمانیکه آنها\nوجود خلافت را بخود مناسب می پنداشتند در توکید و تشیدش مضایقه\nننمودند اکنون که در وجود آن برای دولت و سیاست خویش مضرت\nرا ملاحظه نمودند بغوض داشتند چیزی را که خود آنها کشیدند حاجت\nباخراج ما نماند - ما راست که از ان ماده خلافت صرف نظر نموده مواد\nبقیه آنرا الا آن کما کان قابل التعمیل پنداریم کسانی که وجود خلیفه را\nبرای عالم اسلام مفید نمی پندارند با بی آنها بسوی داد و فغان اسلامیان\nعموماً و ناله و غوغای چندین کرور نفوس اسلامی هندوستان مخصوصاً"}
{"book": "adl0012", "page": 89, "text": "عهد نامه ترکیه ببحث خلافت اسلامیه ۸۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعطف توجه نمایند که آنها بعد از الغای خلافت با بچه مصائب خود را مبتلا و از\nکدام تثبثات در موضوع خودداری نموده اند ـ آنانیکه منکر معاونت\nواستمداد عالم اسلام با مقام خلافت عظمی میباشند درین مسئله\nچه میگویند که به ملیونها پول اعانه در هر موقع مصیبت از طرف عالم اسلام\nعموماً و از طرف مسلمانان هندوستان خصوصاً به ترکیه علاوه بر طرفداری ترکیه\nو برآوردن صداهای احتجاج خویش را بر علیه دشمنان خلافت عالیه محض\nاظهار عقیدت و همنوائی با ترکان ارسال شده است !\nاعلیحضرت من هم طرفدار مستوفی صاحبم بلی اگر واقعی مسلمانان عالم\nچنان گفته میشود محض باسم خلیفه را مقدر میداشتند\nو از معاونت و طرفداری او غفلت میکردند پس این ملت مظلوم اسیر هندوستان\nچرا باین اندازه پولها بترکیه میفرستادند و در هر گونه معاونت و طرفداری او\nمیکوشند ؟ و چرا همین اعانه و مراعات را با دولت همسایه اسلامیه خود\nمملکت افغان شانی نمودند ؟ و چرا وفدی را که جمعیت هلال احمر ترکیه\nجهت جمع آوری اعانه اطفال یتیم و بیوه زنان و بازماندگان شهداء محاربه\nسمر نا فرستاده بود محض استماع الغای خلافت ناکامیاب فرستادند؟\nوملت افغان از کدام رهگذر اعیاد و جشن سرور و محافل دعائیه فتح ترکیه\nومجالس تعزیه داری سلاطین معظمه مرحومه ترکیه قائم میکرد ؟ خاصه اینکه"}
{"book": "adl0012", "page": 90, "text": "عهد نامۀ ترکیه بحث خلافت اسلامیه ۸۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمعاونت و همرائی عالم اسلام بمقام \"خلافت\" تا جائیکه امکان پذیر است درهمه\nوقت ظاهر و باهر و قابل تقدیر است و وجود \"خلافت\" در همه حالت از نقدش\nاولی است و در شرافت نجابت و فداکاری ملت ترکیه جای شبهه نیست\nافغانستا ضرور این معاهده اش را که با ترک دارد تا زمانیکه خود ترکیه خواهش\nتبدیل و تغییر اور انکند، بر حال خودش بگذارد و در مسئله خلافت نیز تا بتواند\nفداکاری و جذبات اسلامی خود را اظهار دارد و همین وفد خلافت را حتماً در\nافغانستان دعوت دهند که آنها در تعین حقوق واردات و مخارجات و وظائف\nخلیفه بحث و مذاکره نموده با تفاق عموم اسلام شخصی را که علماء قابل \"خلافت\"\nبدانند مشخص دارند و الا اگر ما بر طبق مقوله بعض علمای خودتن تنها بدون\nصلاح و صوابدید علماء احدیرا خلیفه مقرر داریم مانند شریف مکه خلیفه معینه ما هم\nبیک سرود و گوش در میدان خواهد ماند-\nیک وکیل خودم طرفدار افکار قیمتدار همایونی میباشم و میگویم که این معاهده را\nفعلاً بر حال و بعد از دو سال اگر لازم دیده شد تغییر پذیرد- مسئله\n\"خلافت\" را با فکار عمومی علمای ممالک اسلامی واگذار شویم! و آنها را ضرور\nبافغانستان دعوت نمائیم-\nوزیر صاحب مالیه بلی! اگر خود علمای اسلامی خواهش آمدن شانرا\nبافغانستان نمایند ما آنر بسر و چشم قبولداریم والا\n\nزبان گنجشکی"}
{"book": "adl0012", "page": 91, "text": "عهد نامه ترکیه بحث خلافت اسلامیه ۹۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nخودم طرفدار مدعو نمودن شان بافغانستان میباشم ۔\nنی ! ما فقط بغرض اظهار خلوصیت و عقیدت خودمان بمقام اعليحضرت\nخلافت و عزت و توقیر علمای اسلامی و فد خلافت را در مملکت\nمستقله اسلامیه افغانی خویش دعوت میدیم اگر اوشان دعوت ما را نشنیدند\nو موضع مذاکرات را بدیگر نقاط اسلامی معین داشتند البته که هیئت علمای ما\nبسروچشم بغرض شمولیت آن مجلس مبارک اعزام خواهند یافت !\nمولوی محمد حسین خان نیز تائید قول همایونی را نموده بخوائیکی از جرائد عربی اسلامی بیان نمودند که جهت مذاکرات وفد خلافت\nبهترین نقاطیکه از اثر اغیار خالی میباشد افغانستان است، لہذا ضرور\nمؤتمر اسلامی را علمای ما چنانچه خواهش نموده اند مدعو نمایند !\nمولوی سیف الرحمن یک بیانیه طویلی را در ظرف (۳۰) دقیقه ایراد نمو\nچون تماماً خارج از مبحث بود ما بایراد آن صرف\nاوقات ناظرین را روادار نمیشویم ، تنها الفاظی را که در ان ضمن قابل ذکر است\nخلاصه قلمبند مینمائیم :-\nقراءت و ترجمه طولانی آیه وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا\nتَفَرَّقُوا ، با مفاد ماله و ما علیه آن ، تاریخ مختصره خلافت اسلامیه ، مساعی جمیله\nخلفای راشده ، زمان خلافت عباسی ، تن پروری خلفای ما بعد صفات [ILL]"}
{"book": "adl0012", "page": 92, "text": "عهدنامه ترکیه و مبحث خلافت اسلامیه ۹۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعمر بن عبد العزیز، غمخواری برخی از خلفای اسلامی با عموم مسلمانان شرقی و غربی\nعدم انقیاد حقیقی، ہند و افغان و ایران و چین و اعراب و اتراک با مقام\nخلافت از شومی اعمال شان است باید ضر ور منقاد شوند و همه اوامرش را\nتعمیل نمایند که اجتماع ۱۳ صد ساله علمای اسلامیه بر دوام خلافت دلیل بزرگ\nاست، بر اینکه باید ضر ور خلیفه در اسلام معین باشد – اگرچه آن خلیفه خلیفه\nحقیقی نباشد، باز هم مسلمانان باید تعمیل اوامرش را بنمایند در قیام او بکوشند!\n\nوکیل صاحب خارجیه هر چند بحضار تاکید میشود که خارج از\nمبحث مذاکرات نمایند و بر طبق\n\nلائحه لویه جرگه که بنزد هر کدام تان است گفت و شنید دارند بازهم بعضی از\nحضرات مسئله زیر بحث را گذارده بدیگر اطراف سخن میرانند و موجب طولت\nمجلس وتضییع اوقات میشوند غرض ما صرف بهمین کلمه بود که معاهده حاضره ما\nبا ترکیه بر حال باشد و یا تجدید شود اینک هر شخصی طرفدار تجدید معاهده باشد\nبر پا بایستد و هرکدامی که خواهشمند بر حال بودنش نباشد نشسته بماند-\nتا با اشخاصیکه مخالف همدیگران باشند در همین موضوع بحث کرده شود!\n\nجمهور نشسته‌اند و احدی قیام نورزید بعد از وقفه دو دقیقه ذات جهانبانی فرمود !\n\nاعلیحضرت معلوم شد که عموما شما طرفدار بر حال ماندن معاهده موجوده\nافغانیه و ترکیه اید و در خواستن وفد خلافت بافغانستان کاملاً"}
{"book": "adl0012", "page": 93, "text": "معاهده ایران با فغانستاں\n۹۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمتفقید و اشخاصی که مخالف بودند در مبحث قانع شدند !\n\nجمهور بلی! بلی! همه ما برطبق مفکوره همایونی بوده مانند سابق مناسبات\nخود را با ترکیه خواهان و دعوت دادن وفد خلافت را با فغانستان بنظر استحسان\nمینگریم. (کف زدنهای شادمانی)!\n\nاعلیحضرت رئیس شورای دولت را امر بقلبند نمودن نظریه جرگه نموده بعد از\nتحریر بحضور عموم خوانده شد و بکمال شادمانی و بشاشت اولاً\nبامضای همایونی و متعاقباً بدستخط ومواهیر عمومی مزین گشت!\n\nمعاهدۀ ایران با فغانستان\n\nبعد از اختتام معاهده ترکیه و استقرار رأی عمومی بر ادامه موقتی آن عهدنام\nو مدعو داشتن مؤتمر اسلامی با فغانستان نوبت بقرارت معاهده ایران و فغانستان\nرسید. درین معاهده نیز ذات همایونی پیش از انکه آقای وکیل خارجه هر ماده\nآنرا با خیر میرسانید، تشریحات عام فهم و توضیحات خوبی را بحاضرین میداد\nبعد از اختتام این معاهده برخی از سوالات و جوابات نسبت به بعضی\nاز مواد آن از طرف لویه جرگه بعمل آمده عده توضیحاتی را در بعض فقرات آن از وکیل\nصاحب خارجیه خواستار شده در نتیجه عموم حضار برین معاهده دوستانه اسلامیت"}
{"book": "adl0012", "page": 94, "text": "معاهده ایران با افغانستان ٩٣ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکارانه اظهار مسرت و رضامندی خود شانرا نموده یکی از ان در آخر مبحث برخواسته\nبعرض رسانید !\nوکیل بخیال عاجزانه ام باید لویه جرگه این معاهده را هم بنظر تقدیر استحسان نگریسته\nوزارت خارجیه را توصیه و تاکید نمایند که در مزید مقدمات محبت و یگانگی واتحا\nو اتفاق و همداستی با دولت ایران بکوشد !\nبسیار خوب همه رضامندیم که مناسبات دوستانه و حسیات\nجمهور محبت کارانه ما زیاده بر زیاده با دولت یکیش همزبان ما ایران بحسن مساعی\nوزارت خارجیه مان بعمل آید !\n[ سپس ازان رای عمومی لویه جرگه نسبت بحسن مناسبات\nایران و افغانیه اولاً قلبند و متعاقباً بپیشگاه حضار قرأت گردید در نتیجه تمام تفری\nاورا با امضای خویش سپس از امضای ذات ملوکانه موشح نمودند ب . د ]"}
{"book": "adl0012", "page": 95, "text": "معاهده افغانی و فرانسوی ۹۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمعاهده افغانی و فرانسوی\n\n[بعد از اتمام نظریات لویه جرگه نسبت بمعاهده ایران و افغانستان\nنوبت بقرأت معاهده افغانیه و فرانسه رسیده آقای رئیس شورای\nدولت معاهده را قرأت مینمود ذات اشرف ملوکانه چنانچه گفتیم در توضیحات\nو تشریحات آن می پرداختند ...]\n\nمستوفی کابل حینکه معاهده ختام یافت میرزا غلام مجتبی خان مستوفی\nاظهار داشت این معاهده را باید لویه جرگه برطبق معاهده\nایتالیا تصدیق نموده وزارت خارجیه را بمربت سید روابط سیاسی و دوستی\nبا دولت فرانسوی مأمور فرمایند!\n\nوکیل قندهار از طرف جمهور بپا خواسته معروضداشت که ما از همدستی های\nدوستانه و معاونتهای انسانیت کارانه دولت فرانسه که\nدر راه تعلیم اطفال ما نموده و مینمایند اظهار سرور و تشکر میداریم و از تسهیلاتی که\nبرای وزارت حربیه ما در ابتیاع اسلحه نموده است نیز ممنونیم و متفقاً وزارت"}
{"book": "adl0012", "page": 96, "text": "معاهده افغانستان باالمان ٩۵ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nخارجیه خویش را بمزید استحکام مراتب محبت و مساست با دولت مشار\nالیه توصیه مینمائیم !\nجمهور درست است همده المناسبات دوستانه افغانستان با فرانسه\nمسرور و در الفاظی که وکیل صاحب فرمودند متفقیم!\n[بعده منشی مجلس لائحه را که مبنی بر احساسات لویه جرگه نسبت بدولت\nفرانسه بود تحریر و بپیشگاه حضار تقریر نمود در اخر از طرف عموم بعد از امضای\nبیضای همایونی تصدیق گشت ...]\n\nمعاهده افغانستان باالمان\n\n[بعد از اتمام معاهده فرانسه و قلمبند شدن رأی عمومی نسبت بدان\nمعاهده المان و افغان قرأت گردیده دران نیز ذات ستوده صفات ملوکانه\nتشریحات میفرمودند .]\nمستوفی کابل برپاخواسته گفت که این معاهده و امثال آن معاهدات\nسیاسی است و در معاهدات سیاسیه حق هیچگونه"}
{"book": "adl0012", "page": 97, "text": "معاهده افغانستان با بلجیک\n٩٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nمذاکره و مباحثه نیامد تا در حالانکه در تمام این معاهدۀ سیاسی نیز منفعت و شرف\nافغانستان مرکوز است - لهذا درین معاهده در اشباه آن مانند نظریه و آرای\nکه در معاهده اطالیه و فرانسه مرقوم گشته رای لویه جرگه قلمبند گردد!\nتائید قول مستوفی صاحب را نموده منشی مجلس را بقلمبند نمودن رای\nجمهور مجلس بر طبقی که بفرانسه و اطالیا نوشته شده بود در حق جرمن نیز امر دادندا\n[چنانچه رای عمومی علی الفور تحریر و بنزد عموم قراءت و در اخر ذات ملوکانه\nاولاً او را امضاء و متعاقباً از طرف جمهور تصدیق و امضا گشت . . .!\n\nمعاهده افغانستان با بلجیک\n\nسپس ازان نوبت بقراءت نمودن معاهدۀ بلجیک رسید وکیل خارجیه آقای شیر احمد خان در تشریحات آنهم بذل مقدرت کنان در\nخاتمۀ آن فرمودند که این معاهده بدین نزدیکیها شرف انعقاد را پذیرفته و تا هنوز\nبر طبق مندرجات آن اجراآت بعمل نیامده است !\nبسیار خوب است از طرف ما نیز وزارت خارجیه تصدیق این معاهده\nجمهور را تقدیم نموده و از قوه بفعل آوردن آن مساعی جمیله خود را مبذول دارد!\nدر اثر آن رأی عمومی علی الفور نوشته شده و به پیش جمهور خوانده شد"}
{"book": "adl0012", "page": 98, "text": "معاهده افغان تا با بلجیک\n۹۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر خاتمه آن حضور شاهانه ابتداءً او را دستخط کرده پس ازان با امضای\nدیگران نیز تزئین یافت!\n\nاعلیحضرت\nبعد از اختتام معاهده های فوق فرمودند که این مساعیات کارستانی\nهای وزارت خارجیه ماست که درین عرصه (۵) سال بشرف وعزت\nومنفعت افغانستان بعمل آورده است این معاهدات را این طور\nکه شنیدید تصور نکنید که خود بخود ترتیب و امضا و قبول گردیده است\nبلکه در ماده و هر فقره آن الفاظ های بسیار مذاکرات بی شمار عملیات\nو تشبثات در معرض اجرا آمده و علاوه برین با جزویات و کلیات\nو فروعی جهتہ آن ترتیب و تعمیل شده است که اگر بمذاکرات\nو بیان همه آن بپردازیم مدت طویلی را بکار میبرد. و ازین بعد هم خودم\nو وزارت خارجیه ام تا بتوانیم در تشیید روابط افغانستان\nبا روی جهان در عزت و شرف و منفعت افغانستان از دل و\nجان خواهیم کوشید!"}
{"book": "adl0012", "page": 99, "text": "خواهش قیام مناسبات افغان با جاپان ۹۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\nخواست قیام مناسبات افغان با جاپان\n\nعمائد لویه جرگه بعد از ختام منطوقه همایونی عمائد لویه جرگه از ذات همایونی التجا\nکردند که باید ضرور عقد مناسبات مان با دولت شرقیۀ\nجاپان نیز بعمل آید و نظر بهمه دول روابط ما با جاپان از حد زیبا و نهایت خوب\nپنداشته میشود آیا وزارت خارجیه مان درین مسئله اقداماتی نموده است\nیا نه؟ اگر ننموده باشد ضرور باید که بنمایند !\nاعلیحضرت مدتی است که مذاکرات ما با دولت جاپان جاری است و نتیجه\nدولت مزبور سفارت ما را قبول وعما قریب سفارت ما بدانطرف\nاعزام شدنی است - بشما معلوم است که قبولیت سفارت بدو نوع است\nاول قبول نفس سفارت (۲) قبول شخص سفیر، قبول نفس سفارت از مدتی\nبعمل آمده است - اکنون انتظار قبولیت وزیر مختار ماست که ما بدولت\nجاپان اطلاع داده ایم که جناب علی احمد خان ایشک آقاسی اسبق وزیر داخله\nسابق افغانستان بسفارت افغانی در جاپان مقرر شده است اینک"}
{"book": "adl0012", "page": 100, "text": "امتیاز نامه جریده آزاد سراج الاخبار افغانیه ۹۹ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nهمین زودیها جواب آن خواهد رسید و سفارت ما بدان صوب حرکت خواهد\nکرد امثال این اعمال را هیئت فعال وزارت خارجیه زیاده تر نموده اند اما چون\nتا حال در معرض عمل و اجرا نیامده است ـ لهذا تذکر اشیائی را که تا هنوز\nبمیدان یقین نیامده و جامه عمل را در بر نکشیده است برای تان کردن\nو خواندن مناسب نیست!\n\nایشان اعظم خوجه نطقی را در موضوع استقلال افغانستان و مساعی جمیله\nاعلیحضرت همایون و خدمات قابل تقدیر وزارت خارجیه\nایراد کنان خاتمه مقالاتش را بدین مسئله نمود، سابق برین اگر ما فرامین و رقم\nهای گوناگون را بدست داشته بخارج میرفتیم و بهر طریقه و انواع خود را معرفی\nمینمودیم احدی ما را نمیشناخت و بها اهمیت و قیمتی نمیداد اما هنوز اگر ما یک\nپسپورت قوماندانی افغانستانرا بدست داشته بهر دولت و بتر و بهر ملتی که\nبرویم و با هر کسیکه بر خوریم اعزاز میگریم و اکرام می بینیم و کف زدنهای شادمانی\n\nمحمد اسحق خان نیز بهمین منوال نطقی را ایراد و در خاتمه از مساعیات جهاند رجات\nمحی ملت افغان اظهار امتنان و برای وزارت خارجیه\nافغانستان عرض نمود کلماتش بکف زدنها متأثی بمظهر قبول جمهور گشت\n\nرئیس عمومی شورای دولت وکلاء محترم! و مشایخ و علماء عظام\nو سادات و رؤسای مکرم کل نقطه افغانستان"}
{"book": "adl0012", "page": 101, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳ ۱۰۰\nتقریب انعقاد لویه جرگه من بحضور شما عرض کرده نمیتوانم که بزیر این خیمه و بارگاه یک هزار\nیادو هزار نفر از افغانستان حاضرند بلکه عرض میدارم که جمیع ملت با امروز بحضور\nاعلیحضرت شرف حضور دارند و پیشگاه شما ذوات محترم یک حصه از خدمتهای دولت\nمتبوعه تان که بتوجه و همت و تدبیر اعلیحضرت غازی در وزارت خارجه تان\nبرای افغانستان شده است توضیح و تشریح یافت، میخواهم واضح تر عرض کنم\nیکوقت همین افغانستان بود که سوداگرهای آن از هندوستان تا کلکته میرفتند\nو خود را از سیاحین بزرگ میشمرد و کس نمیدانست که بآخرین نقطه هندوستان\nکلکته سواحل و بندرگاهی دیگری هم است؟ یا نیست؟ همین افغانستان بود\nکه از عمائد و امراء دولت انگلیس لات و پرنس را می پنداشتند و بس! نمیدانستند\nکه لات کیست؟ و پرنس چه منصب دارد؟ بلی! افغانستان از مدتی خیال\nداشت که خود را با دول عالم بشناساند و نام خود را بروی دنیا نشر نماید، چنانچه\nسلاطین ماضی مملکت افغانی درین راه کوششها کردند و تشبثاتی را بکار\nبردند، اما متاسفانه که بر عزم خود کامیاب نشدند (لله الحمد) که در عصر سعادت\nحصر اعلیحضرت غازی بمقاصد خویش نائل و شرف عزت خود را حاصل کرد\nچنانچه عموم سفراء و نمایندگان او در روی جهان قبول و بیرقهای اسلامی\nافغانی ما در فضای عالم تموج است ملت افغانست باین از که نامه بتمام کره\nدنیا رفت میتواند، و همه کس بنظر عزت بطرف شان مینگرد خود من که یکی از خدمتگاران"}
{"book": "adl0012", "page": 102, "text": "افغان لویه جرگه از امور خارجیه\n١٠١\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nملت خود میباشم چندی پیشتر ازین در ضمن ایفای مأموریتم باکثری از حصص دنیا\nسیاحت کردم و بهر مجلس که میرفتم مورد عزت داری زیاد میگردیدم و چنان\nپذیرائیها میشدم که در داخل مملکت خودم انقدر عزت ندیده ام بلحاظ اینکه نام افغان\nبر سر من بود (عموم زنده باد اعلیحضرت پادشاه ترقیخواه ما !)\nامروز شما خیال نکنید تنها شما وزارت خارجیه پیدا کرده اید نی بلکه افغانستا\nدارای وزارات و ریاستات و مدیریتها و مأموریتها و حکومتیها و دیگر تشکیلات مفید\nو ترقیها ئی نزید گردیده دارای عزت و شرف و مفاخرتی که شایان اوست میباشد\nامروز افغانستان بوجود این پادشاه ترقیخواه و شریعت پرور خود افتخار میکند.\nکه به نظر دول معظم دنیا توجهات این شهنشاه خویش خود را معرفی کرده است\n(زنده باد شهریار ترقیخواه شریعت پرور ما)\nامروز جایی بسیار مسرت و شکر این است که افغانستان\nیک پادشاه با غیرتی پیدا کرده که زندگی، راحت، عیش خود را فدای آبادی\nملک وملت و وطن بنماید. امروز افغانستان نه تنها با دول خارجیه بزرگ\nدنیا نوشت خوان سرکاغذ دارد بلکه (الحمدلله) مروجها مناسبات از دول جا\nگرفته است، شما ببینید فائده ها که امروز دول اروپا گرفته از یکی اسلحه موجوده است که به یک تعداد\nمکفی در داخل مملکت ساخته و میشود دیگر اسلحه طیاره ها و فابریکها و ضروریات نیز برای\nافغانستان اماده و موجود بوده صرف بامر وزارت حربیه و حکومت"}
{"book": "adl0012", "page": 103, "text": "اعلان لویه جرگه از امورات خارجیه ۱۰۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمعطل است اگر وزارت حربیه ما امر نمایند در مدت قلیل بسیار اسلحه علی الفور\nبرای ما بهم میرسد، امروز دولت روس، جرمنی، دولت فرانس، دولت ایطالیه\nدولت انگلیس، هرکدامش علیحده علیحده خواهش دارد که اسلحه از ما بخرید و ما بشما\nاسلحه میدهیم یکی میگوید طیاره میدهیم، یکی میگوید توپ میدهیم، دیگری میگوید\nفابریک میفرستیم، دیگری خواهش ارسال مستخدمین مینماید مطلب هرکدامی ازین\nدولتها خواهش دوستی افغانست انرا که یک قوم شجاع دلاور می باشد\nدارند (کف زدنهای شادمانی)\nکدام دولت است که اسلحه وقوت خود را کم کردن میخواهد- اما زمانیکه با\nاسلحه میدهند محض جهت دوستی بافغانستان است والا بر وپیه افغانستان\nمحتاج نخواهند بود، فقط امروز دولتهای معظمۀ دنیا آرزو دارند که\nبا دولت افغانستان دوستی ومناسبات داشته باشند واین\nدوستی شان ضرور برای یکروزه ما مفید خواهد بود، همین افغانستان است که از\nلاهور بیشتر را نمیدانست همین افغانستان در نقشه‌جات زمان سابق یکحصه از\nملحقات هندوستان پنداشته میشد و انگلستان او را زیر اسارت\nخود میدانستند، همین افغانستان که در دنیا نام و نشان نداشت همین افغانستان\nکه عموماً لقمه نیمه جوائیده و یک مملکتی زیر حمایه انگلیس شمرده میشد از توجهات جهانداری\nپادشاه رفیع پایگاه خویش حوز را در جهان معرفی کرد و بجمیع دول خود را نشان داده"}
{"book": "adl0012", "page": 104, "text": "ارتباط لویه جرگه از امور خارجه\n۱۰۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nگفت هر کس دوستی افغان تا در آرزو داشته باشد افغانستان حاضر است\nو هر که دشمن او باشد افغانستان تیر مردانه وار بمقابله او حاضر است که مشت\nدر دهن شان زده خار گلونی شان بشود (کف زدنهای شادمانی)\nما را باید که شکرانه بدرگاه خالق یگانه نمائیم که امروز ما دوره (۵) ساله ابتدائیه\nخود را بزیر سایه اولوالامر مجاهد خویش بسیار کامیابی طی کردیم وزارت خارجیه\nخدمت (۵) ساله خود را بحضور شما عرض کرد برین خوشنودی و تشکرات\nو حوصله افزائیهای بهم شما فخر میکند و امیدواریم که در آینده نیز به عنایت خداوندی\nو توجه اعلیحضرت غازی دوره ثانیه خود را نیز به بسیار کوشش و سعی و کار\nبانجام برساند تا در لویه جرگه آینده خدمات ناچیزانه خود را بحضور شما\nعرض کرده بتواند (کف زدنهای شادمانی)\n\nمولوی محمد بشیر\nکلماتی را در موضوع صفات و مزایای همایونی و خدمات قابل\nتقدیر وزارت خارجیه ایراد کنان در خاتمه معروضداشت\nکه باید از طرف لویه جرگه تشکر نامه های متعددی بدان ملل و دولیکه در موقع\nکشیدگی افغانستان و انگلستان اظهار همدردی نموده اند و با افغانستان\nهمراهی و همنوائی فرموده اند فرستاده شود !\n\nوکیل صاحب خارجیه\nحسیات متشکرانه افاغنه و اظهار امتنان از طرف\nحکومت افغانستان قبلبرین برای آن حکومتها"}
{"book": "adl0012", "page": 105, "text": "افتتاح لویه جرگه از امور خارجیه ۱۰۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه در ان موقع بافغانستان همراهی و همنوائی کرده اند بطور درست فرستاده شده است باز هم ما از خیالات شما مشکوریم !\nمولویصاحب کامه\nنیز تشکر از مساعیات جمیله ذات شاهانه که در امورات خارجیه درین عرصه وجیزه بعمل آمده است بیان داشته در آخر متاسفانه اظهار داشتند ایکاش ما هم یک بندرگاه بحریه را مالک میبودیم و در خاتمه مقال خویش ضرورت طیران طیاره را در افغانستان حتمی نشان داده عطف توجه ارباب حکومت را بسوی آن خواستار گردید !\nاعلیحضرت\nنطق مفصلی را در جواب مولویصاحب بیان داشته ضمناً فرمودند که [ثانیاً؟] از کلام شما چنان فهمیدم که نسبت باخوان اسلامیه مقیمه سواحل جنوبی افغانستان حکومت تانرا توصیه میکنید حکومت شما آنها را مانند قطعه جگر خویش می انگارد شما مطمئن باشید ۔ در مسأله طیاره با اینکه باید وزارت حربیه جواب تانرا بگوید باز هم اینقدر شما را تسلیت میدهم که افغانستان در سر انجام نمودن مسأله طیاره جنبه قوه حربیه خود نیز غافل نمانده و ممکن است که عماقریب بمقصد خویش کامیاب آید !\nجمهور\nما شرکاء لویه جرگه از اقدامات شرافت کارانه و تابکاریهای مفخرانه همایونی در معاملات خارجیه کاملاً اظهار سرور و خرمی مینمائیم و کاملاً اظهار تشکر و اطمینان خود را از معاملات خارجیه خویش داشته دعای مزید کامیابی"}
{"book": "adl0012", "page": 106, "text": "انتنان لویه جرگه از امور خارجیه ۱۰۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوموفقیت حکومت خویش را خوانانیم !\nاعلیحضرت مقصد اینکه معاملات خارجیه ما که تاحال نموده بودیم محضر شما خوانده شد و از ملاحظه شما کاملاً گذشت واز افکار آرای تان فواید گرفتیم\nاینقدر قطعی بحضورتان عرض کرده میتوانم که مناسبات خارجیه ما مفصل خدا داند\nخوب است اگر چه نسبت بآرزو و خواهشات خودم نهایت کم است از\nخداوند بیش از بیش خواهانم - من مستحق اینقدر تعریف و توصیف و الفاظ و عباراتی\nکه نسبت بمن گفته می شود نمیباشم [ما آن تعریف و توصیفهای ملوکانه را محض\nاز خوف تطویل در مقامات تان درج ننموده ایم ب م ]\nالبته اینقدر معروض میدارم که این عاجز مقصدی بجز از خدمت\nاسلام وملت و وطن در نظر ندارم تا خدا از من رضا شود -\nبہر تقدیر معاملات خارجیه حسب مطلوب بطریقه از حد مرغوب که حاجت\nمذاکره و مباحثه مزید نیفتاد و مهر های سیاه و سفید ما بکار نیا مد زیرا که فکر ملت\nو دولت یکسان بود، خاتمه پذیرفت و همعب پوره شده فی الحال شما تشریف برده\nبصرف طعام و ادای صلوة پرداخته پس از ساعت (۲) معاملات داخله ما\nآغاز میشود هر مبحث را از اتفاق آراء شما حضار فیصل خواهیم نمود که در آتیه کدامین\nطرز عمل را اختیار داریم و چطور اسباب آسائش و رفاهیت مملکت خود\nرا پیش بینی نمائیم - مسائل مهمه ما که مناسبات خارجیه بود ولله الحمد بخوبی"}
{"book": "adl0012", "page": 107, "text": "مبحث امور داخله\n١٠٦\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nصورت انجام را پذیرفت، در مسائل داخله اختیار بدست خود ماست هر امریرا\nکه عموم منظور و پسند نمایند و اساسی برای خویش اتخاذ ورزند هما ناکه در اجرا\nوقبولیت آن مضایقه نخواهد شد. واگر اعتراضاتی نمایند شنیده میشود\nواشکالاتی را که در راه ترقیات خویش نگریدا زادانه بگوئید که من\nبرای استماع آن حاضرم !\nنظریات و مشاورا لویه جرگه در مسائل داخله\nروز یکشنبه (۲۹) سرطان بعد از ظهر\n\n[چون از طرف صبح این روز در مسائل خارجیه ومناسبات\nبیرونی افغانستان مذاکرات جریان داشت، قبل از توپ چاشت امورات\nخارجیه بر طبق آمال ملت و منافع مملکت و عزت وشرف دولت بررغم اعدای\nداخلیه وخارجیه بکمال کامیابی اختتام پذیرفت ذات جهانبانی بتقریب ختام\nآن خفایمبارکه در ظهر این روز وعده بمذاکرات در امورات اندرونی مملکت نموده بودند\nلهذا هم و شرکاء لویه جرگه پیش ازینکه ساعت وقت در انشان میداد"}
{"book": "adl0012", "page": 108, "text": "مبحث امور داخلیه\n۱۰۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nبیک شوق و شغف فوق العاده اجتماع ورزیده تماماً بمقامات معینه خویش\nاخذ موقع نموده انتظار ورود مسعود شهریار محبوب القلوب شانرا داشتند تا اینکه\nذات شهریاری بوقت موعود در رونق افزای محفل صدارت و روشنی\nبخشای دیده منتظرین گشته نطق مفصل دلچسپی را ایراد فرمودند که مطالب\nعمده آن حسب ذیل است :- (...)\nاعلیحضرت\nبنام خداوند خویش آغاز میکنم :- خدای را شکرگزارم\nکه درین عرصه نیم روز معاملات خارجیه با بکمال خوبی حسب الخاطر\nخواه عمومی شرف اختتام را پذیرفت ۔ اکنون نوبت بمذاکرات در امورات\nداخله مملکتی رسیده درین ضمن ابتدا بطور یادداشت عرض میدارم که شماها\nدر کدام یک مسائل خواہش مذاکره و مباحثه را دارید؟ از حکومت چه خواهش\nو مطالبه مینمائید؟ سیاست داخلیه ما تماماً بر طبق اوامر خداوندی و حضرت\nرسالت پناهی و شریعت غرای احمدی است و همه اجراات و عملیات و کار\nروائی این مملکت اسلامی افغانی ما بر همین اصول مقدسه اسلامیه مرعی و معمول\nبوده و میباشد! وابداً خواہش نداریم که درین سرزمین شرافت قرین بجز\nازین اساس متین دیگر اساس و قانونی را حکمفرما نمائیم ! نظر بهمین عقیده و\nمفکوره خویش تمام نظامات و قوانین کارنامی عصر ابتدائیه مملکت عزیزیم\nرا در مدت دهاء سال بر همین اساس بنا گذارده ام ۔ اکنون از شما ذوات محترم"}
{"book": "adl0012", "page": 109, "text": "مبحث امور داخلیه\n۱۰۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمعلومات میخواهیم که شما در کدام مسئله و کدامین اساس معلومات را خواهان و طالب\nمذاکره دران میباشید - تا همان اساس و همان فقرات پیشگاه\nتان قرئت و مطرح مذاکرات گردد - والا اگر شما نجوائید که تمام نظامات و اساسهای\nاداری حکومت خود را ملاحظه و تطبیق دهید پس لطفا کم از کم تا پنجسال رخت\nاقامت خود را درینجا بیفگنید تا بر تمام جزئیات و فرعیات حکومتی خویش که بهزار\nخون جگر در نیمدت مدید تدوین و تنظیم یافته است اطلاعات بهم رسانید. هر اساس\nو کاریرا که شما قابل بحث می انگارید بیان نمائید تا در همان موضوع جهته تنویر افکار\nحصار گفت و شنید بعمل آمده در نتیجه تعدیلات و تغییرات و تبدلات در اساس\nو شالوده حکومت کرده شود. اگر چه بخیال خودم موضوعیکه دران مباحثه لازم\nمیباشد - حاضر است اما اولا از شما استفسار و استخبار را خوانانم فکر خودم را\nدر آخر معروض خواهم داشت - بعضی امورات و مقررات حکومتی از قبیل مالیات\nو خدمت عسکریه و محصول مواشی و امثال آن انچنان اساسهای لا تغییر\nحکومت است که هیچ سلطنت بدون از تقرر و اتخاذ آن جریان پذیر نیست!\nاگر شما خواهان تبدل و تغییر درین اصولات باشید پس لطفا در تنخواه مامورین\nو تعداد عساکر و دیگر تکالیف و اخراجات حکومت نیز تخفیفاتی را روادار شوید\nتا من نیز دران تقلیل نمایم. باقیماند امورات ریاستی عده از انرا خود شارع\nمقرر و معین داشته است که هیچ مسلمان و صاحب وجدان دران مداخله"}
{"book": "adl0012", "page": 110, "text": "بحث امور داخله\n۱۰۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nکم و زیاد را روا رشده نمیتواند و مجبور است که بر طبق اوامر خداوند و فرمائیشات شریعت\nنبوی رفتار نماید برخی از ان که تعزیرات است در ان تنها حق مداخله را اولوالامر\nدارد مثلاً از سه دره الی (۳۹) دره را من عاجز اختیار دارم که بر اشخاص جانی\nاجرا نمایم که آن هم در حقیقت تحمیل امر شارع است که بر حسب عادت و اطوار\nقوم و اقتضای زمان و روش دوران در معرض اجرا آورده شود. اشیائی\nکه از طرف شریعت تحدید شده چنانچه گفتم احدی در ان حق مداخله را ندارد\nاگر شما میگوئید در ان مسائل بدست دیگری هم اختیار است اینک نسبت\nبمن علماء بیشتر میدانند و برای مباحثه حاضرند و در امورات تعزیری\nتصویباتی را که حکومت شما بلحاظ زمان و عادت و رفتار اهالی افغانستان\nوضع کرده بهئیت عالیه تمیز و خودم حاضرم که آزادانه باشما مباحثه نمائیم مقصد\nاینست که شما اولاً موضوع مذاکرات خود را تخصیص دهید که در کدام یک اساس\nو نظام خواهش دارید که بحث کنید؟\nتنقیداتی را که بنده بخیال دارم و نظریاتی را که خواهش\nمولویصاحب کامه\nرسانیدن آنرا بگوش حق نیوش ملوکانه دارم\nحسب ذیل است (۱) نظامنامه جزا در مجلس لویه جرگه سراپا ملحوظ گردد تا مسایل\nآن بر طبق مذهب مفتی به حنفیه ترتیب و تدوین و تعدیل گردد (۲) مسئله\nنفوس است که ما آن خدمت با شرف جهاد را بسرو چشم قبولداریم لکن"}
{"book": "adl0012", "page": 111, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۱۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدران خواهان بعضی تعدیلات میباشیم (۳) اگر اجازه همایونی باشد بودجه\nعمومی مملکتی خویش را ملاحظه میداریم (۴) در معارف افغانستان بعضی\nنظریات خود ها را بعرض میرسانیم (۵) در اجراآت وزارت تجارت عرائض\nخود ها را تقدیم مینمائیم - (۶) در شورای دولت نظریات خیراندیشانه\nخود را تحفه حضور میداریم -\n\nاعلیحضرت ازین یادداشتهای اجمالی مولوی محمد ابراهیم خان مذکور اظهار\nخرمی نموده بیک لهجه محبت و شفقت فرمودند که شما فعلا درین\nنظریات خویش کدامش را اولاً خواهش دارید که تحت مذاکره\nآورد شود ؟\n\nجمهور بیکوضعیت مودبانه تماماً بپا خواسته بعرض رسانیدند که اعلیحضرت\nبیشتر از همه التجا داریم که نظامنامه جزای عمومی تحت تدقیق و ملاحظه\nهیئت علمای لویه جرگه در آورده شود تا مسائل ضعیفه و روایات مرجوحه آن\nبرطبق مذهب مفتی به حنفیه بشکل یک فتاوی اسلامیه تدوین و ترتیب\nگردد ! بر آن مولفه معظم نام (فتاوی امانیه) گذارده شو.\n\n[ بعد ازینکه معانی فوق بحضور موفورالسرور شاهانه معروض گشت\nبتائید آن از هر دهن سخنی و از هر چمن سمنی عرض وجود میکرد و هر یک از شرکای\nلویه جرگه در تعدیل و ترتیب مواد جزائیه بطریق موصوفه مذکوره فوق اظهار رأی میکردند ]"}
{"book": "adl0012", "page": 112, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۱۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\nمیکردند۔ اعلیحضرت محیی ملت افغان بکمال مسرت و خنده پیشانی تمام گذارشات\nو منطوقات حضار را سراپا گوشگذار میفرمودند و هرکدامی از مقربین را\nحسب نوبت برطبق مقررات جرگه وقت و موقع بیان و گذارش را\nعطا و کرامت میفرمودند. برخی ازان مطالب مهم که درین فرصت\nبحضور لامع النور اعلیحضرت از طرف علماء و عمائد ملت معروض آمده است\nاجمالاً در ذیل مرقوم میگردد [ ب . د ]\nپادشاه گلجان چند اشعار افغانی را در صفات حمیده و خصال عجیبه\nهمایونی و تعریف و تقدیر خدمات فوق العاده اعلیحضرت\nغازی گفته ضمناً دعای مزید کامیابی و موفقیت شانرا در راه ترقیات ملک و\nوملت بیان داشته در خاتمه بشدت درخواست این امر را کردند که باید\nتمام امورات بر طبق مقررات شرعی به مذهب حنفی در ممالک افغانیه مانند سابق\nدر ازمنه لاحق نیز حل و فصل گردد\nمثلا بعضی از متمدنین دنیا و عصر حاضره چنان توهم میکنند که امورات دنیوی\nو مسائل سیاسی در قرآن الهی نیست و آنها برهمین مفکوره خطای\nخویش ضرورت ایجاد قانون جدید و آئین تازه را دعوی میکنند\nحالانکه تمام امورات جزوی و کلی در قرآن پاک مندرج است\nجميع العلم في القران لكن تقاصر عنه افهام الرجال"}
{"book": "adl0012", "page": 113, "text": "مبحث امور داخلیه\n۱۱۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمُلا بعضی مسائل در نظامنامه از عدم احتیاط علمای تمیز که درینجا حاضرند بر فتوا\nضعیفه اندراج دارد باید از حضور شریعت پرورتان برای علمای حاضره\nامر داده شود که آنها در اصلاح آن بکوشند!\n\nرئیس شوراء ملاصاحب شما نظیر آن مسائل را بگوئید که در کدام ماده\nو کدام فقره بچه یک مسئله ضعیفه داخل است!\n\nملا..... حضرت رئیس امثال این ابحاث مبنی بر لطافت های علمی و نزاکتهای\nروایتی میباشند ما نمیتوانیم که فی الحال آنرا بجا که در حقیقت یکی از وظائف علماء\nمدقق است درینجا نمائیم بهر تقدیر آرزو مندیم که بما اجازه اصلاحات و\nتعدیلات در نظامنامه جزا اعطا شود!\n\nملای قندهاری اعلیحضرتا مقصده صرف بودن اجراآت بر طبق مذهب\nمفتی به است عام ازینکه بصورت نظامنامه باشد\nو یا فتاوی و یا ترجمه کنز و هدایه در فخار و غیره کتب فقهیه !\n\nمولوی فضل ربی ما خوب گمان داریم و کاملاً معتقدیم که ذات همایونی\nکاملاً پیرو قرآن و یک فدای دین مبین سیدالانس\nوالجان میباشند و همه اجراآت و عملیات اعلیحضرت تالی احکامات\nخداوندی و مفسر فرمائشات شریعت غرای احمدی است لکن بنا بر تحریک\nبرخی از دشمنان داخلی و خارجی بیدستی و پستی بانی علماء سوء ما بر بعضی از مندرجات"}
{"book": "adl0012", "page": 114, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقوانین امانی عصر حاضره را تنقید میکنند و بر بعضی روایات ضعیفه که از عدم تمیز\nهیئت تمیزه در ان مشمول است نسخه چینی میکنند. لہذا ما ارکان لویه جرگه\nدعا تمندی که بمعا عیات جمیله همایونی در خاطر داریم چان امیدوار معروضیم\nکه اعلیحضرت همایونی مزید بر مزید عزت و احترام شریعت و مقررات منیه اسلامیه\nرا مرکوز نظر کیمیا اثر خویش داشته بقدر یک سر موی از اوامر قرآنی و\nشریعت احمدی در قوانین و نظامات عصر ترقی حضر امانی خویش تجاوز\nرا نگذازند که احدی نماید و در همه دعاوی و فیصله جات مرجع محاکم و\nقضات خویش را بسوی مسائل مفتی به مذهب مهذب حنفی کوفی\nمقرر دارند تا دست منافقت پرست اغیار در میان حکومت و ملت\nتفرقه انداز نشود. استغفر الله من ابداً نمیگویم که نظامنامه های\nشهریار شریعت پرور عدالت گستر ما برخلاف شرع است بلکه مطلب\nیگانه ما دفع شقاق و نفاق و موقع یابی و کامیابی دشمنان ملت\nو اسلامیت است و بس!\n\nعلیحضرت\nبعد از نینکه تمام این عرائض و مباحثات را که پیشتر از\nیک ساعت دوام داشت بنظر تدقیق استماع ورزیده\nدر خاتمه آن فرمودند، قانون و نظامنامه که علاوه بقرآن پاک\nباشد نداریم و هرگز نخواهیم داشتیم بالاے ملت اسلامیه"}
{"book": "adl0012", "page": 115, "text": "مبحث امور داخله\n۱۱۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nافغانستان احکامی که ماسوای قرآن مجید باشد نافذ و حکفرما\nگردد. البته در برخی از امورات سیاستی و تعزیری که آنهم بحکم\nو اجازه شرع شریف میباشد باتفاق هیئت عالیه تمیز من عاجز که اولوالامر\nشما ها میباشم احکامات و تحدیداتی را امر واراده نموده ایم افواهی که\nنسبت به نظامات این دوره طنین انداز است تماماً از طرف اعداء\nملت و مملکت افغانیه ماست که آنها ابداً افغانستان را دیده ندارند\nکه بدین مراتب عالیه و درین شاهراه تهذیب و مدنیت و ارتقا گامزن\nبنگرند تا هم محض انسداد هفوات و هذیانات دشمنان رئیس صاحب\nعمومی شورای دولت به پیشگاه تان تمام قوانین و نظاماتی که وکلاء\nرؤسا، وزرا، شما باتفاق هیئت عالیه تمیز تا حال تدوین و ترتیب\nداده اند و در مهمات مملکتی تمسک و دلیل انگاشته میشوند نام می برد و از خلص\nمندرجات و احکامات آن خودم بشما معلومات میدهم هر کدامی از آنها\nکه شما مشتبه باشید و یا بدانید که در ان کدام ماده و قانونی بر روایات\nضعیفه شرعیه مندرج است همانا او را بیرون نویس کرده متعاقباً\nبران نظریات و اصلاحات و تعدیلات خودها را اظهار و بیان\nدارید تا حکومت باتفاق آراء شما هیئت عالیه لویه جرگه\nدر اصلاح آن بپردازد!\n\nبدین شکل شفق"}
{"book": "adl0012", "page": 116, "text": "بحث امور داخله\n۱۱۵\nلویه جرگه ۱۳۳۰\nرئیس شورای دولت تمام نظامات که در یک ورقه اسما ر آنها مسطور بود میخواند و ذات همایونی از مندرجات و فوائد و عوائد آن با خرابی هاے که در حین عدم انطباع و جریان آن موجود بود جهة مزید دانش حضار بیان میداشت تا اینکه تمام نظامنامه ها و قوانین و لوائحی که درین عصر امانیه ترتیب و تدوین یافته بود خوانده شد و علمای لویه جرگه دران ضمن تنها شنیدن و استماع نمودن و مباحثه کردن را در نظامنامه جزای عمومی و جزای عسکری و نظامنامه نکاح و عروسی، و ختنه سوری و مراسم تعزیه داری و امور تجاریه و نفوس و قانون تابعیت ، تصویب نمودند در مابقی آن چنان اظهار رای و عقیده نمودند که دیگر نظامات متعلق به امورات سلطنتی و ایجابات سیاسی و ترتیبات اداری و لوازم ملکیتیست ما هرگز دران امور مداخله کردن را زیبا و درست نمی پنداریم!\nاعلیحضرت من هم بسیار آرزومند و میلان دارم که شما این نظاماتی را که بیرون نویس گردید سراپا از نظر بگذرانید و دران مراعات و اصلاحاتی که حکومت شما برای اصلاح حال و مآل تان بخاطر گرفته و زیر نظر آورده است یکه یکه بخوانید و در بعضی موادے اگر از علمای تمیز سهو و خطائے سر زده باشد آنرا درست دارید و نظریات و اصلاحات"}
{"book": "adl0012", "page": 117, "text": "بحث امور داخلیه\n۱۱۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nو ایراداتی را که اشیا در نظر داشته باشه باشد بحکومت حالی نماید\nتا آنهم دران اندرج یابد !\nملا صاحب چکنیور اعلیحضرت ما قبل از دیدن و بزیور تقیق آوردن\nنظامنامها این معروضه ام را بحضورت\nتقدیم مینمایم در کتب اسلامیه مسطور است که اگر احدی تحقیر مسائل\nشرعیه فقهیه نماید گنهگار میشود - حالا که خود اعلیحضرت میفرمایند\nکه نظامنامهای عصر حاضره ملخص از مسائل فقهیه است و عموم\nکار پردازان ملکیتی واشخاص رعیتی نظامنامهای عصر امانی را محض\nفارسی دانسته در عزت و احترام آنها میکوشند و در هر جا دیده شده\nکه نظامات را مردم رو می دست و بر زمین و بر محلات خوب و خراب\nاستعمال نموده تحقیر مینمایند اگر محض احترام مسائل فقهیه نظاماتی که\nتعلق بشرع شریف دارد بزبان عربی تحریر گردد چقدر خوب خواهد شد !\nعلماء و بعضی از عمائد لویه جرگه به تأئید این قول برخاسته و گفتند باید مسائل\nجمهور شرعیه بزبان عربیه مرقوم آید بصورت فتاوی\nقاضیخان و دیگر کتب معظمه فقهیه که در اعصار سلاطین اسلامیه\nماضیه حلیه تدوین را در بر کشیده اند باید درین عصر امانیه نیز کتابی که\nدارای همه گونه محاسن باشد در حیز تالیف آید !"}
{"book": "adl0012", "page": 118, "text": "مبحث امور داخله ۱۱۷ لويه جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلحضرت حکومت شما که نظامات و قوانین ضروریه را از کتب شرعیه بزیان ساده و سلیس فارسی بصورت موجوده رواج داده‌اند\nزعم دشمنان دران فقط مقصد از مطلع نمودن و آگاه ساختن عموم است\nبر وظائف و خدمات مامورین و مکافات و مجازات دادن خائنین. و بس\nزیرا بزبان عربی عموم سکنه مملکت نمیدانند و اشخاصیکه مانند شما حضرات ازان\nمعلومات دارند هر جا میسر نمیشوند بلکه عده از آنها با وجود داشتن معلومات\nمکفی اقتدار اظهار افکار و آرای خود ها را نیز داشته میباشند چنانچه\nیک قاضی القضات هنگامیکه نکاح هشتمین را می بست در خطبه نکاح ایت شریفه\nفَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً\nرا میخواند و بر خلاف امر ایزدی که در صورت عدم عدالت و مساوات\nتجاوز از یک منکوحه ناروا است نکاح (۸) را دیده و دانسته کور\nکورانه می بست و نمیتوانست که اظهار رای و بیان مسئله شرعیه\nاسلامیه را بنماید امروز میبایست که شما این مساعی عاجزانه این خادم اسلام\nرا که عموم شما را حق اظهار رای داده تمام تا نرا از حقوق تان دارا نموده\nتکالیف و مظالم بی پایان ظلام و مستبدین را از شما مرفوع ساخت اظهار\nخرمی میگردید، امروز کسی که بیرق اسلام بر دوش خود برداشته و آنرا\nبانظار مسلمین بجلوه در آورده (امان الله است) چندی پیشتر ازین"}
{"book": "adl0012", "page": 119, "text": "بحث امور داخلیه ۱۱۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nهم همین مملکت بود و همین شما ملت و همین علماء و همین فضلاء و همین مشایخ و\nهمین رعیت بودید. و انواع فجائع و مظالم و بیداد و بدعات را برای العین\nخود میدیدید و مبهوت و متحیر و متفکر در اطراف و جوانب آن نگاه میکردید\nاعتراض و تنقیدات بر کنار ابداً حق تکلم را در اجراءات و عملیات حکومت\nنمیداشتید! و در همه گونه اقدامات روا و ناروا بجز از سر تسلیم را بزیر افکندن\nو امنا و صدقنا را گفتن چاره نداشتید! اگر من شمه ازان گذارشات\nو کاروائیهای که در بین شما از طرف حکام و مامورین ظالم در معرض\nاجراء می آمد بیان نمایم یقین دارم که فی الحال خوف و هراس و دهشت\nآن ستم کاریها که کاملا بخاطر شماست، لرزه را بر اندام شما خواهد انداخت\nو هوش و حواس را از سرتان خواهد باخت لکن این عاجز محض\nعزت و احترام گذشته ای تانزه ابداً در صدد مذمت و مظالم سابق نمیبرایم\nاما اینقدر بشما یاد آوری میکنم که دران وقت چرا کام و زبان شما بسته\nبود؟ و چرا حقائق را ذهن نشین آنها نمیکردید؟ و از کدام رهگذر امر بالمعروف\nو نهی عن المنکر را در طاق نسیان گذارده بودید؟ و اکنون چرا دست و\nزبان شما بالای من دراز گردیده است؟ باید خداوند خود را بیشتر شاکر\nو از من خادم اسلام ممنون باشید که شما را بحقوق تان آشنا و\nامتیازات و مراتب عالیه را برای تان اعطا کردم - اگر من این"}
{"book": "adl0012", "page": 120, "text": "مبحث امور داخله ۱۱۹ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nشیوه انسانیت وحقانیت ورفتا راسلامیت را بشما نمی آموزیم\nکدام شخص شما را تا بروزحشر ازین مسائل اطلاع میداد امروز که من شمارا\nحق مذاکره و حصۀ مباحثه را میدهم و برای اظهار افکار و آرای تان\nدر مفاد ملت و مملکت و دولت مجلس لویه جرگه را تشکیل داده ام\nشما را هم لازم است که مسائل شخصی و اغراض پرستی و نفاق آفرینی را\nبرکنار گذارده چشمهای بینای خود را باز کنید و اطراف و جوانب\nحقائق و مسائل را بکمال غور و غوص ملاحظه کرده چنان توضیحات\nو نظریاتی را بحکومت خویش تقدیم نمائید که یک پدر به پسر\nو یا برادر به برادر خویش از روی شفقت و نصیحت میگوید. شما را\nنباید که مانند ازمنه سابق بالکل از اظهار حقائق خاموش باشید\nو هر چه که بشما کرده شود بمحض سکوت و تحیر اورا تلقی کنید و نه اینطور کنید که بجز\nاغواء دشمنان و اغوای بدخواهان تمام مساعیات و جگرخونیهای\nحکومت خود را فقط مخالف گفته از حکومت شکایت نمائید. والله\nجگرم کباب و چشمهایم پر آب میگردد چون آن ستم و مظالمی را که برجان\nو مال و ناموس شما ملت خویش که سابق برین دیده بودم، بیاد\nمی آورم. شخصیکه براه میرفت و رسم تعظیم یکنفر مستخدم دولتی را ادا\nنمیکرد علی الفور محکوم به حبس میگشت و تا اثر مان از حبس رها نمیشد"}
{"book": "adl0012", "page": 121, "text": "مبحث امور داخليہ\n۱۲۰\nلويه جرگہ ۱۳۰۳\n\nکه پاهی سرد و بابلدن و پاهایش در زیر زنجیر و زولانه خشک و ضعیف و ضعیف گشت\nبندیجانها طوری بود که خواه‌مخواه برای محبوسین امراض گوناگون و مصیبتهای\nدر نجای بوقلمون را تولید میکرد۔ امروز منصف شوید و بنگرید که در انتظام\nو صفائی و زیبائش بندیخانهای ما کمتر از خانها و سراهای معتبرین\nنیست و برای محبوسین ماسوا از تکمیل ایام حبس و اصلاح اخلاق و اطوار\nآنها دیگر هیچ یکرقم مشقت و تکلیفی نیست حتی برای مرتکبین قباحت بخیر\nاز توقیف و برای مجرمین جنحه زولانه یک لنگه و برای جنایت کاران\nدو لنگه زولانه که سابق برین مخصوص اشخاص معزز بود تخصیص شده\nاست۔ میدانید که در ینصورت برای محافظین و پولیس ما در حفاظت\nبندیها چقدر زحمت بهم میرسد باز هم از شفقت و محبتی که بملت خویش\nدارم همه این تکالیف را متحمل گشته نمیگذارم که برای محبوسین زحمت و اذیتی\nبرسد۔ در ابتداء برای اشخاص جنایت کار نیز زولانه یک لنگه\nرا تخصیص داده بودم اما بی انصافی و دست درازیهای خود آنها\nموجب این امر گشت که باید آنها را زولانه دو لنگه انداخته شود۔ مخلص\nاینکه حکومت موجود شما در همه اقدامات و نظریات خویش آسوده حالی\nو رفاه حال و اصلاح مآل شما ملت را در نظر گرفته قدمی بر نمیدارد که خدا\nترقی و تعالی شما از ین نقطه نداشته باشد۔ و گاوی بر میگزد که درمان"}
{"book": "adl0012", "page": 122, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۲۱ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nبرای شما تکلیف و زحمتی هم برسد۔ خدا شاهد است که شخص خودم نظر بدین\nوکلاء و هیئت وزراء و شورای دولت بیشتر آرامی و خرمی شما را خواهشمندم\nو در بسا مسائل محض خیر و بهبود شما بمقابل این همه وکلاء و وزراء برآمده ام\nو در همه امورات بجز از منفعت شما و دولت تان دیگر امریرا نقطه نظر قرار نداده\nعیش و عشرت خود هم همیشه قربان و فدای آرامی تان نموده ام۔ گمان\nنکنید که شما وکلاء بمنافع ملت کلمه ضیائی میکنید۔ زیرا که حیات و عشق\nو محبت خودم را نسبت برعایاے صادقه خویش بیشتر از جذبات\nهزار تنی از شما وکلاء می پندارم و من بیشتر از شما در تحفظ مراتب شرعیه و قوام\nاسلامیه و اساس مدنیه بذل مساعی میورزم زیرا که نام شما را احدی\nبعد از مرگ بزبان نخواهد آورد۔ و نام من در صفحات تاریخ با عملیات اجراآت\nخوب و زشت من قید و ضبط شدنی است، شما بیشتر از یک خا و چند\nقطعه زمین ندارید اینقدر در امورات جزوے و مسائل شخصی خویش قیام\nو اظهار جدت و فعالیت مینمائید محض تحفظ خانه و زمین خود برای همه گونه\nفداکاری در راه مدافعه و تعرض آن پافشاری میکنید من چطور در مقابل شرف\nو عزت نام و ناموس کل ممالک محروسه افغانیه از شما در عقب خواهم ماند\nچون من محض برای رفاه ملت و سرسبزی مملکت و منافع دولت خود کار\nمیکنم و از خود غرض نفسی و مقصد شخصی ندارم (والله) معتقدم که بمقصد"}
{"book": "adl0012", "page": 123, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۲۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخویش کامیاب هستیم و هیچ عائقه و مانعی از مقاصدم ابا وداشته\nنمیتواند و ضرر و معاونت خداوندی و روحانیت ذات رسالت پناهی\nرفیق طریق من است البته که مشت من برابر توپ کار خواهد داد و طوریکه شما\nجهت نیل بمقصد تان از هرگونه فداکاری تحمل هرنوع خساره و خرابی خانه و بربا[د؟]\nرفتن نمی اندیشید همچنین من هم در تکمیل مقاصد اسلامیه خویش از فدا نمودن\nمال و جان و هستی و حکومت و مملکت خود مضائقه نمی نمایم- پس منصف شوید\nکه حسیات من نسبت بشما وکلا بیشتر است و یا نی؟ با وجود این قصد\nو نیت و عشق و محبتی که در راه ترقی مملکت و ملت خودم دارم از نظریات و\nافکار وکلای شما که در شورای دولت اثبات وجود دارند و از نظریات\nعلمای اعلام نیز در هیئت وزراء خودداری ننموده ام و در همه امور\nبصلاح و مشوره و صوابدید اوشان چنانچه مکرراً گفته ام اقدامات و کار\nروائی نموده ام علاوه بر ان جهت مزید تدقیق و تحقیق از نظریات مفید و\nمشوره های شما هیئت لویه جرگه نیز استمداد مینمایم تا اگر در قوانین و نظامات\nو اساس موجوده خویش اصلاحات و تعدیلاتی را لازم انگارید حقانه\nبحکومت حالی نمائید که اصلاح شود، اینک نظامنامهائی را که شما بیرون\nنویس کرده نام برده برای شما داده میشود تا هر فقره و هر ماده آنرا هر کدام تان\nبجاهای خویش از نظر گذرانیده نظریات خود را در آنباب برای لویه جرگه"}
{"book": "adl0012", "page": 124, "text": "قرأت نظامنامۀ اساسی\n۱۲۳\nلوی جرگه ۱۳۰۲\n\nبگوئید اگر قابل قبول پنداشته شد از قبولیت آن خودداری نخواهد شد فی الحال\nچون وقت کم است لازم است که بحرانیه نظامنامه اساسی را سراپا بتدقیق\nبشنوید زیرا که شالوده و اساس مملکت عزیز ما همین است وقتیکه اساس\nباتفاق آراء (چنانچه در لوی جرگه سمت مشرقی متفقاً تصویب و منظور\nگردیده است) تاسیس و طرح افگنده شود همانا باقی لوازم و فرعیات\nآن بالطبع درست و خوب و باسلوب مرغوب خواهد بود !\nچیزیکه اعزه و مشایخ و علماء و وکلاء سمت مشرقی و وکلاء منتخبه\nتمام افغانستان در لویه جرگه جلال آباد بنظر استحسان نگریسته اند\nما هم تماماً آنرا قبولداریم و مکرراً خواندن آنرا تضیع اوقات می پنداریم\nباید دیگر کدام نظامنامۀ خوردی که تاسجاً بمجلس آید خوانده شود و نظریاتی\nرا که ذات ملوکانه بجهته مفاد و آسوده حالی ملت و مملکت خود در نظر دارند\nو در اجراآت و قوانین و تسهیلاتی که تا هنوز درین مورد از قوه بفعل آورده\nاند کاملاً ظاهر و هویدا است حاجت بیانرا ندارد عموم ملت ازین مساعیات\nجمیله همایونی اظهار سرور و امتنان دارند و خدمات برجسته شاهانه را از\nحد زیاده تقدیر و تحسین مینمایند !\n(درینجا در تمام حضار یک ولوله حکیمفرما و یک غلغله برپاشد\nهر کدام بطور جداگانه در صفات عجیبه و خصال حمیده و الطاف و نوازشات\n\nجمهور"}
{"book": "adl0012", "page": 125, "text": "قرائت نظامنامه اساسی ۱۲۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nملوکانه بیانات مینمودند و حالات سابقه را با مراعات و عطایای حالیه تطبیق\nداده اظهار دعاگوئیها و شادمانی میکردند این هنگامه و غلغله باندازه بلند شد\nکه ذات شاهانه زنگ سر میزی خود را مکرراً نواخته حاضرین را بسکوت\nامر میفرمودند لکن این نطق مهیج فوق ملوکانه باندازه حضار را بشورش آورده\nبود که خود بخود هر کدام شان در حوصله افزای و دعاگوی همایونی و مزید\nموفقیت شان در راه خدمات ملک و ملت افغانی نطق ها و مقاله ها\nرا ایراد مینمودند تا این که بعد از اصرار مزید در سرتاسر لویه جرگه\nسکوت حکم فرما گشت (ب . د)\n\nاز امثال کلمات دعائیه و مدح خوانی ها باید ما و شما علیحضرت درین مجلس محترز باشیم و دقیقه را نگذاریم که در مسائل\nسطحیه مصروف شود من هر چه کرده ام برای شما نکرده ام فقط خودم\nوظیفه خودم را ادا کرده و مکافات آنرا از خداوند خویش تمنا دارم\nنه بمدح شما سرور و نه بقدح کسی از کار باز میمانم در آتیه با مثال\nاین مقال احدی اقدام نکند - بحوث ما با یمین است که باید\nغور نظامنامه اساسی را یکبار دیگر هم بخوانید که خالی\nاز فائده نخواهد بود!"}
{"book": "adl0012", "page": 126, "text": "قرائت نظامنامه اساسی\n۱۲۵\nلویه جرگه ۱۳۰۴\nقرائت نظامنامۀ اساسی\n[ بعد از قرار گرفتن آرا عمومی بر خواندن مکرر نظامنامۀ اساسی مملکت\nافغانی منشی مجلس نظامنامه مزبور را بآواز بلند خواندن آغاز نهاد و ذات\nخسروانه در تحت هر فقره و هر ماده آن توضیحات و تشریحات عام فهمی را\nبرای حضار ایراد مینمود و بر فقره های که بعضی اشخاص متعرض میشدند و یا\nدر ان موضوع چیزی گفتن را خواهش مینمودند همه آنرا بیرون نویس\nکرده یاد داشت میگرفتند و بیک لهجه شفقت کارانه آنها را امر میدادند\nکه منتظر تمام شدن تمام مواد نظامنامه بوده در خاتمه مکرراً همین فقرات\nخوانده میشود باز نظریات خود ها را در ان موضوع گوش گذار لویه جرگه نمائید\nچنانچه بعد از اختتام آن بر چند فقرات گفت و شنید بعمل آمد که رقم الحروف\nدر ذیل فقراتی را که بران تنقید و بحث بعمل مده با آن موادیکه در ان ذات همایونی\nتشریحات قابل تحریر را ایراد داشته اند قلمبند میدارد۔ ب د ]\nمولوی عبدالواسع بر ماده (۲) اعتراض نمود که این نظامنامه\nدر غیاب من ترتیب شده و بعض مسائل"}
{"book": "adl0012", "page": 127, "text": "مبحث امور داخلہ ۱۳۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nضعیفه شرعیه دران داخل است اکنون باید اصلاح شود درین باده بعد از\nلفظ آداب عمومی علامات فارقه شرعی نیز ایزاد گردد، تا در بین اهل هنود\nو مسلمانان مانند سابق فرق و امتیازی که ازان ظاهرا شناخته شوند باشد!\n\nفیض محمد وکیل\nمراعات و نوازشاتیکه اعلیحضرت غازی بهندو های\nممالک افغانی عطا و مرحمت فرموده اند همه شما\nمعلوم است که نه تنها در مملکت همسایه مان هندوستان بلکه در انظار\nجمیع اهل هنود روی جهان قدر و قیمت و عزت و شرف افغانها را\nدوچندان نموده است. اگر اکنون ما آن مراعات را که و چون در امورات\nمذهبی و اصول مقدس دینی ما هیچیک نوع خرابی و ضرر را عائد نمیکند\nاز سر آنها برداریم معلوم است که اهل هنود افغانستان درین باب\nهیچ داد و فریادی را نخواهند برداشت ـ لکن اثرات این مفکوره ها\nدر هندوستان و بنظر دیگر اهل هنود جهان بسیار خراب آمد بجای\nمنافع در سیاست برای ما مضراتی را تولید خواهند کرد!\n\nاعلیحضرت\nنیز بتائید فیض محمد خان پرداخته یک بیانیه مطولی را\nدر اتحاد هندو و مسلم هندوستان و فوائد آن و\nذکر همدردی اهل هنود را با مسلمانان در موقع جنگ عمومی و در مسایل\nترکیه و تحریک خلافت و در حصول استقلال هند و افغانستان"}
{"book": "adl0012", "page": 128, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۲۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\nایراد کنان فرمودند اگر با تکلیفی را که از آنها مرفوع و مراعاتی را که بندانها\nداده ایم دوباره بمانند سابق اجرا نمائیم معلوم است که در آن چیزی\nفائده بمایا عاید نمیشود و برعکس آن خدا نخواسته افغانستان\nموجب نفاق و شقاق اتحاد و همدردی موجوده ہندو و مسلم\nهندوستان خواهد شد و دشمنان در موقع دست یافته\nباندازه این دو کتله عظیم الشان نوع بشر را از هم دور و با همدیگر\nخواهند انداخت که بیکی بخوردن خون دیگر آماده خواهند شد\nنی لازم اینست که ما و شما بر طبق مقررات دینی خود با آنها معامله نمائیم\nو مراعاتی را که بآنها داده ایم باید از آنها بر نداریم و بآنها را جهت امتیاز\nہندو و مسلمان امر تاکیدی قشقه زدن را بنمائیم و محض جهته مراعاه\nجذبات شما علمای اعلام آنها را از بستن دستار سفید نیز مانع خواهیم\nشد ـ تصور نکنید که ازین مراعات ہندو های افغانستان از ملت\nو یا حکومت سرکشی خواهند نمود و یا قوتی را اکتساب خواهند کرد\nو روزی آنرا بر خلاف مسلمانان استعمال خواهند نمود زیرا ہنود\nافغانستان مانند دیگر سکنه افغانستان کاملاً حب وطن و تحفظ\nنام و ناموس و شرافت افغانی را حمایه و حفاظت میکنند چنانچه\nدر موقع جہاد همین ہندوہا ہمراہ غزاھ و عساکر با مقابله انگلیس رفته بودند\nپای مجلسی"}
{"book": "adl0012", "page": 129, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۲۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو در همه گونه خدمات و برداشت تکالیف یک گام پیشتر از تبعهٔ\nافغانستان همیگذارند !\nمولوی فضل ربی آیه شریفه (کم ینهکم الله عن الذین\nلم یقاتلونکم) را قرأت و به تفسیر آن\nپرداخته گفت در صورتیکه آنها با ما دست اتحاد میدهند و در همه\nگونه مصائب و آلام با ما اظهار همدردی مینمایند ما را هم لازم است\nکه بر طبق مقررات مذهبی خویش از مراعات و بعضی تسهیلات بآنها\nخودداری نکنیم و پاس خاطر سجدهٔ بزرگ مظلوم مسلمانانرا که بزیرچنگل\nاغیار و با اهل هنود شیر و کار دارند بنمائیم!\nمیر غلام محیی خان مستوفی هم یک تقریر مفصلی را در فوائد اتحاد\nهندو و مسلم و همدستی های هنود\nهندوستان با مسلمانان بیان داشته بطرف ضرر و خرابیهایئکه\nاز ارتفاع این مراعات عائد شدنی است نیز توضیحات داده گفت\nکه هنود افغانستان هم علامات فارقه دارند هم تکالیفی که حکومت به آنها\nمیگذارد بخوبی در معرض اجرا میگذارند اگر با وجود آن باز از تعصب و تنگ\nحوصله گی کار گرفته شود معلوم است که ملت و حکومت ما خوب مقتدر است\nکه هنود موجوده افغانستانرا تماماً ته تیغ نماید و از نبودن آنها هیچگونه ضرر"}
{"book": "adl0012", "page": 130, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۲۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر مصیبتی نه بملت و نه بحکومت عائد گردد لکن دقت باید کرد از عقل و خرد کار\nباید گرفت که امثال این تعصب خواهی و نفاق پسندی ها در\nهندوستان چه اثرات را تولید خواهد نمود و هنود هند با مسلمانان\nمظلوم انچه معاملات را بر پا خواهند کرد!\n(درینجا یک میدان معارضه و یک عالم گفت و شنید و قراءت\nآیات قرآنی و احادیث دنبوی) و فرمائینات پیشوایان دینی در\nبین علماء و فضلای لویه جرگه قائم گشته هر کدام در بین خود ناگفت\nو شنید و جواب و سوال را در اعطای مراعات و عدم آن\nبر پاداشته ذات ملوکانه سراپا گوش شده یکوضعیت بشاشت\nآوری بسوی عرائض و گزارشات هر کدام حسب نوبت\nعطف توجه میفرمود بالآخر بعد از ردو بدل اسوله وجوه بسیار\nرای عموم برین قرار گرفت چیزیکه اعلیحضرت غازی نسبت\nبگذاردن قشقه و نه بستن دستار سفید و مراعات نمودن جذباً مسلمانان\nبرای اهل ہنود افغانستان فرموده اند درست است، ما تماماً بران\nمتفقیم صرف در نظامنامه اساسی لفظ علامات فارقه ایزاد گردد ذات\nجهانبانی بکمال شادمانی و خرمی و سرور این رای عمومی را قبول کرده این\nمبحث بزدن کفهای شادمانی خاتمه پذیر گشت . ب . د ]"}
{"book": "adl0012", "page": 131, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۳۰ لویه جرگه ۱۳۰۲\n\nمیرزا مجتبی خان مستوفی بر ماده که منظوی بر نقل حکومت فغا باولا دار شد علیحضرت امیرامان الله خان است قیام ورزیده ذکر خدمات برجسته و مساعی جمیلهٔ شاهانه را بتفصیل نهایت خوب والفاظ از حد مرغوب برای حضار بیان داشته در خاتمه گفت که ما شرکاء لویه جرگه تماماً از صدق دل و خلوصیت حق حکومت خود ها را الی ماشاء الله با ولاده این پادشاه دیانت آگاه ترقیخواه ملت دوست خویش چنانچه مرقوم است میدهیم !\nلویه جرگه تماماً تائید قول مزبور را بکمال گرمجوشی نموده این مبحث نیز بکمال گرمجوشی خاتمه یافت !\nعلیحضرت بعد از قرائت ماده که در ان بار حکومت و مسولیت بر دوش وزرا ربوده ذات ملوکانه غیر مسئول قرار داده شده است - فرمودند که این لفظ غیر مسئولیت را مجلس شورا و وزراء بر خلاف خواهش میل من ایراد نموده اند حالانکه من خودم را ایماناً و وجداناً وعقیدتاً غیر مسئول در اجراءات سلطنت ومملاک نمیدانم وانصافاً میگویم در صورتیکه عزل ونصب وتنزيل و ترفیع وزراء و مامورین را خودم مینمایم باید ضرر و در بدنامی و نیکنامی آنها نیز خود را بدرجه اول مسئول بانجام خدای خود را شاکرم که مرا یک پادشاه عیش پرست"}
{"book": "adl0012", "page": 132, "text": "لويه جرگه ۱۳۰۳\n۱۳۱\nمبحث امور داخلیه\n\nتنبل و کاہل نیافریده است تا خودم در خانه نشسته مشغول لهو و لعب\nو ساعت تیری بوده تسلی باشم که کارهای مملکتم را وزراء میکنند\nنی خداوند شاہد است (وکفی بالله شهیدا) خودم بنفس خود در ہر\nوزارت طوری کار میکنم که یک وزیر بسیار جدی فعال کار کند ازین رو\nاین لفظ غیر مسؤلیت در ینجا بی معنی است و من خودم را بهمین نقطه ازین\nبارگران امانت خالق منان سبکدوش و غیر مسؤل گفته نمیتوانم زیرا\nکه مردن دارم و خداوند از من بروز حشر خواهد پرسید !\nیک نطق مطولی را در عرق ریزیها\nغلام محمد خان وزیر داخلیه و زحمت کشی ہاے ہمایونی که\nبالذات در کار و اجراآت ہر وزارت میفرمایند۔ ایراد نموده امثال و نظائر\nخرده گیریها و کار روائیہا غیره عهد ہمایونی را در هر وزارت بلب و لہجه و بیان\nو زبان بی ساخته که دارند بیان داشته حاضرین را تحت رقت\nو سرور آوردند این مبحث نیز بیک عالم دعاگوئی و شادمانی و کف زدنها\nخر می اختتام یافت !\nبہمین تقریب بپاخواسته گفت این فقره\nمولوی عبد الواسع نظامنامه بسیار درست و متین است\nباید وزراء در همه اجراآت و عملیات و خوبی و خرابی و عزت و ذلت"}
{"book": "adl0012", "page": 133, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۳۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمملکت مسئول باشند، ذات شاهانه را نباید در مقام مسئولیت\nبازخواست آنها را بدوش همت خویش بردارند بگذارند که خود آنها در مسائل\nاعتراضیه و اجراآت و کار روائی خود جواب بگویند ـ اگر ذات همایونی\nاینطور شیوه شفقت و مرحمت با وزراء مرعی دارند که در حین استنطاق\nو بازپرس هم آنها را با سائش گذاشته از طرف آنها مدافعه\nنمایند معلوم است که آنها بیشتر ازین غافل شده وقعتی بکار و وظیفه\nخود نخواهند داد و بجز از فوائد شخصی خود باصلاحات مملکتی توجه نخواهند کرد\nاگر واقعا ذات اشرف ملوکانه چنانچه اظهار میفرمایند کار تمام وزارتها را\nخودشان انجام میدهند و از طرف آنها جواب و سوال هم میکنند پس بودن\nآنها برای نام چه بکار است؟ و اگر آنها از خود وظیفه دارند پس چرا بار آنها را\nبذمه خود می بردارید؟ ـ نقص کلی از همین امر است که وزراء خود شانرا\nمسئول نمی انگارند که انواع خرابی در هر طرف در کارهای وزراء هویداست\nمثل وزیر صاحب داخلیه ما که در مقرری و انتخاب مامورین زیر دست\nخود دقت را بکار نمیبر دو تشخیص مرض و تطبیق علاج را چنانچه لازم است\nدر معرض اجرا نمی آورد ـ و مانند وزیر صاحب معارف که تمام مهمات\nمعارف را در تعویق افگنده است و احدی با از ایشان ذمه داری\nاین مسائل را بر خود نمی پندارند !"}
{"book": "adl0012", "page": 134, "text": "بحث امور داخلیه\n۱۳۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nفیض محمد خان وزیر معارف\nمولانا آنچه شما میفرمائید یک دعوی است بلا دلیل که مانند شما افراد جلیل باید با مثال اینقال و قیل صرف اوقات نمایند باز هم وزارت معارف حاضر است که جواب مقنعه همه گونه اعتراضات و تنقیدات شما را بخدمت تان تقدیم کند ، بسم الله در پیشگاه عموم آمده سوال کنید و جواب بشنوید و مسئله و تعویقی را که وزارت معارف در امورات عرفانیه افغانستان نموده باشد بنمائید !\nاعلیحضرت\nمولوی عبدالواسع را مخاطب کنان فرمودند اعتراض شما بجاست و کارهای عمومی وزارت ما تا جائیکه قوه بشریه متحمل آن شده میتواند خوب است و درست ، تنقیدی را که در سوء انتخاب وزارت داخلیه مینمائید و عدم تطبیق مرض و معالجه را بیان داشتید جداً قابل اعتراض است زیرا انتخاب مأمورین تنها تعلق بوزیر داخلیه ندارد بلکه مجلس مامورین آنرا انتخاب و وزیر تصویب میکند و در هنگام انتخاب و منظوری هیچ از یک مأمورین بصفات و خصایلیکه بعد از گذارهٔ یکسال بعضی از آنها بدان مشتهر میشوند، دیده نشده است ـ در صورتیکه یک حاکم و مامور که در حین مقرری شخصی درست متدین ذی اخلاق بنظر می آید بعده کار خراب بکنند آیا ذمه واری آن عائد بحکومت است"}
{"book": "adl0012", "page": 135, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۳۴ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nدر صورتیکه تنها وزیر داخله او را بدون تصویب مجلس مقرر کند و یا آن مامور \nظاهراً خراب گفته شود و یا بعد از شکایت و خرابی آن از طریق محاکمه و استنطاق \nنیاورده باشد و یا بعد از ثبات جرم اور ا محكوم بجزا ننموده باشد، معلوم است \nکه وزیر داخله مسئول است والا اگر قاعدة یک شخص درست ثقه را \nبه تصویب عموم بکارے بر گمارد وی محل مأموریت خود رفته برخلاف \nتوقع یک کار خراب بکند آیا مسئول آن حکومت است؟ پس چرا \nاولیاء الله و اشخاص صاحب دیانت و با صفا با وجود ریاضت کثیر و \nعبادت بسیار دفعتاً در آخر عمر یا در وقت نزع گمراه و پلید شیطان میشوند \nای بسا ابلیس آدم رو که هست ٪ پس بهر دستی نباید داد دست\nآنچه نسبت بمعارف گفتید بخیالم بجز از اینکه وزیر معارف شما از شعبة کا\nخود موقوف نموده و شما شکایت شخصی خود را بصورت تنقید بروی عائد \nمیکنید دیگر امری نخواهد بود چ دشمن طاوس آمد پر او ، زیرا تا حال اموراً\nمعارف بسیار خوب و کار روائی او تماماً قابل تقدیر است سلمنا\nاگر یکی از وزراء مرتکب جنحه و جنایت و یا بزیر دیگر مسئولیت بیاید مرجع\nو محل باز پرس آنها مجلس دیوان عالی است نه شما پس از کدام \nریگزر شما میخواهید که وزرا هم را بزیر استنطاق بیارید و تنقید بر آنها\nمیکنید - مقصد اینکه اعتراض ملا عبد الواسع خارج از مبحث است \nبرای اینکه"}
{"book": "adl0012", "page": 136, "text": "مبحث امور داخلیه ۱۳۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو تنقید پر ا که نموده کاملاً حبط و خطا نموده است ـ در مواد مجلس بحث کنند !\nیک نطق دعائیه را در حسن انتخاب مأمورین و انتظام مهام یک وکیل و درستی و باقاعده بودن جمیع امورات مملکتی ایراد کنان ملامتی\nرا بر مولویصاحب عائد داشته گفت هر شخصیکه از وی بهتر دیگر بنظر\nنیاید چون بکار می رسید ضر و ر مردم ازوی شاکی میشوند حتی اگر خود\nمولویصاحب بکدام مقام حاکم باشد گمان میکنم که نیکنام نخواهد ماند !\nاعلیحضرت در ذیل آن ماده که دران ذکر صدر اعظم بود فرمود بعضی\nاز حضرات خواهند گفت که درین نظامنامه نام صدر\nاعظم است و نشانی از ان بنظر نمی آید ـ لہذا معروض میدارم چون خوداً\nیک مرد جوان و شوق و محبت فوق العاده را نسبت بخدمات ملت\nو مملکت خود دارم و هم رجال دانشمند یہ اکہ تحمل ہمد یکبار گران\nمملکت شده بتواند سراغ ندارم و هم خواشمند نیستم که مابین من و\nملت من یک سد و حائلی در میان باشد ازینر و فعلاً تا وقتیکه میتوانم\nاین کار را هم علاوتاً بر ایفای وظائف امارت بر دوش خود گرفته\nام چنانچه فعلاً این کار پر اکه در لویه جرگه“ با شما مینمایم حیثیت صدارت\nعظمی را دارد - و اموراتیکه بعد از فرغ مجلس در شب و صبح و عصر\nاجراء میکنم از وظائف پادشاهی است و من شاکریم که اکثری از ماموران"}
{"book": "adl0012", "page": 137, "text": "مبحث امور داخليہ ۱۳۶ لويه جرگہ ۱۳۰۳\n\nبهمین خیال ومسلک من رفتار داشته شوق مزیدے در انجام مهام\nمملکت خویش دارند ، چنانچہ رئیس صاحب عمومی شورای دولت\nهم کارهای وزارت خارجہ را بصورت وکالت مینماید و هم امور اشورآیه\nرا بقسم اصالت ایفا مینمایند !\n\nلویه جرگه\nبرین مساعیات و خدمات و جانفشانیهای همایونی\nعموماً یک غلغلهٔ دعا گوئی و یک آوازۀ شادمانی را بلند\nنموده دعای مزید موفقیت و توفیق خدمت و شوق تحفظ شرعیت و\nاحکام اسلامیت را بحضور اعلیحضرت تحفه نمودند !\n\nمولوی کامه\nدر ذیل ماده که در ان ذکر آزادی عامہ است معروض\nداشت که مقصد از لفظ آزادی درینجا فقط آزادی\nشخصی و ذاتی عموم افراد افغانستان بر طبق شریعت و فرمائش حکومتی است\nلکن در عوام چنان افواه است که مطلب از آزادی ، آزادی ادیان و افعال\nغیر مشروع و رقص و سرود و ملاعب نواہی و اعمال نارو است ؟\n\nاعلیحضرت\nدرینجا یک بیانئهٔ تاسف آوری از بد طویتی ها بیک جدت\nفوق العاده ایراد فرموده گفت که مقصد ازین آزادی\nآزادی است که بر طبق مقررات شرعیت غرای احمدی هدایات حکومتی ہر\nشخصی از مظالم و دست اندازیهای نامشروع دیگر افراد آزاد و کاملاً"}
{"book": "adl0012", "page": 138, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۳۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nحریت شخصی خود را مالک باشند تا آن خرابیها و بد کاریها و دست درازیها ئیکه\nسابق برین برمال و جان و ناموس و شرف ذاتی اشخاص رعیتی هر روزه از\nطرف مأمورین دولت و اشخاص صاحب رسوخ و اعزه ملت در معرض\nاجرا می آمد مرفوع و مدفوع گردد بعده عطف کلامش را بسوی ساز ها و سرودها\nو مطرب ها و بازیگرانیکه در اعضا تکو کسب شدت و کثرت داشتند نموده ذکر\nلواطت و رقاصی ها و دیوانه بچه ها بیجار اکه یگانه موجب تباهی و خرابی آن\nمملکت از همان اعمال است فرموده گفت آیا در دوره حکومتم بازیگر یرا\nاحدی بجای می بیند؟ و آیا در نظامنامه جزای عمومی برای انسداد امثال\nاین اعمال نامشروع مجازات مکفی معین نگشته است؟ و آیا طلاب و عدۀ\nاز علماے نادان در ان آوان در مساجد و بساتین حتی در کوچه ها و بازار ها\nنمی رقصیدند و رقصهای فاحشه را بر روی کانمی آوردند شما راست که\nبسوی معانی حقیقی مواد نظامنامه متوجه شوید و الا اگر تاویلات نمائید\nپس از امثال این تاویلات کلام پاک خالق کائنات خلاص نشده مردمان\nمنافق و خود غرض آیات بنیات او را از خود ترجمه و تاویل نموده برای افعال\nنامشروع خود تمسک میگیرند پس احکام من عاجز را چطور تعبیرات غلط\nنخواهند کرد؟ و همین واسطه تفرقه و تشتت را در میان ما و شما نخواهد\nانداخت؟ یکی از ثمرات لذیذه آزادی اینست که شما علماء و فضلاء و مشایخ"}
{"book": "adl0012", "page": 139, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۳۸\nلويه جرگه ۱۳۰۳\n\nو وكلا و واعدۀ ملت امروز بحضورم حاضر و آزادانه اظهار افکار و آراء خودها\nرا میدارید اگر شما بدین آزادی که بر طبق اوامر شرعی است رضا مند\nنباشید بسیار خوب اینک مرا اجازه بدهید که بمجلس را فتح کنم و بقصر خود\nرفته هر چه خواهش داشته باشم کار کنم ـ اگر احدی پیشگاهم بیاید\nو چیزی بر خلاف خواهش و رضایم بعرض رساند علی الفور مانند زمانهای\nسابق دهانش تا گوشهایش پاره کرده شود، هر روز و هر شب صدها نفر\nرا با نواع انواع و اقسام اقسام بقتل برسانم و تمام اجرات و خواهشهایم\nرا چنان قطعیت در معرض اجرا گذارم که احدی را طاقت چون و چرا نبا\nنه تنها افغانستان بلکه از کرۀ ارض هیچ خوف و هراسی نمایم ـ نی استغفر ا..\nابداً من ازین لفظ آزادی آن معانی را که دشمنان ما انتشار داده اند\nبخیال ندارم و یکسرموی از احکام شرعیه تخلف و تجاوز را روادار\nنیستم و والله که ایمان و اسلام و عقیده خود را پاکتر و بالاتر از عموم\nشما میدانم ـ و بران مسلمان و حاکم و پادشاه هزار هزار بار لعنت میگویم\nکه بر خلاف شرع انور کار نماید و یا رفتاریرا اختیار کند ـ و باید این سخن را\nهم بشما بدانم که من همراۀ شما ملت خود سیاست و انتریک نمینمایم بخدا\nچیزیکه بدل دارم همه آنرا بزبان آورده بگوشهای تان میرسانم و باز اگر\nخودم بر کدام یک فکر و رأی که مفید اسلام و دین و ملت من باشد"}
{"book": "adl0012", "page": 140, "text": "بحث نظامنامۀ اساسی\n۱۳۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقائم گردم اگر عالم بر خلاف من شود و یک جهان عائقه و موانع پیشگاهم\nحاضر شود و بالای من بارانهای گلۀ توپ و تفنگ باشد (والله) که ازین\nفکر خویش نخواهم گشت، و نه اقرار آن انکار خواهم کرد پس بدانید\nو خوب بفهمید کلمات و اتهاماتی را که بدخواهان افغانستان در میان ملت\nو حکومت تان افگنده سراپا بغرض جدائی و خرابی ما و شما است اکنون که\nشما از خیالات من مطلع و حسیاتم را درک کردید ضرور عموم ملتم را نیز از حقایق\nاطلاع داده عموم را بیک راه و یک فکر و یک خیال متحد و متفق خواهید کرد\nلویه جرگه بعد از اختتام این کلام ملوکانه باز غلغله و ولوله و آسوا\nدر سرتاسر لویه جرگه حکمفرما گشته از هر گوشه و کنار تذکر\nصفات و خصال و اعمال شائسته و افعال پاکیزه همایونی و بیان ترقیخواهی\nو ملت پروری و پیروی شریعت و منفعت خواهی مملکت و دولت علحضرت\nغازیرا مینمودند و میگفتند الحق که علحضرت را بلند تر از انچه تصور داشتیم یک\nذات ستوده صفات و یک شخص رعیت دوست و ترقیخواه درک کردیم\nو از کلمات جواهر آیاتش چندان محظوظ و مشکور شدیم که الی مادام\nالحیات حق خدمت و مطاوعت او را چنانچه شاید و باید اداء کرده نخواهیم\nتوانست ـ و خوبتر دانستیم افواہات و ہرزه یاتی را که بد خواهان ما در سر\nتاسر افغانستان نسبت با جراآت و عملیات این محی ملت افغان"}
{"book": "adl0012", "page": 141, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۴۰ لوحه جگه ۱۳۰۳\nطنین انداز نموده بودند کاملاً افترا و بهتان است ما تا جان در بدن و روح\nدر تن داشته باشیم انشا الله که در انتشار خیالات عالیات افکار\nجواهر آیات همایونی در تمام نقاط ممالک افغانی بذل مساعی خواهیم ورزید\n[مخلص اینکه ازین قبیل کلمات از حد زیاده از هر طرف وارد گشته که ما از ان جمله\nصرف به نقل نمودن چند منظوقاتیکه بعد از اختتام آنها مجلس این روز خاتمه\nیافته است و حضار از شنیدن آن خیلی محظوظ و مسرور شده بعد از\nختام هر جمله آن اورا بکفهای شادمانی تلقی نموده اند اکتفا میکنیم]\nملک نور محمد شنزاره حضرت شهریار عدالت شعار شریعت دثار پدر کردار\nاروحنا فداک. و ادام الله علیه وسنا بقاء\nزهی شهریار تا جدار و قار عدالت آثار مرحمت شعار عرفان مدار حریت اطواً\nکه شهرت شهریاری او نام افغانر اقاف تا قاف چون روز هویدا، و قدر\nصولت دولت ما نرا در دول دنیا پیدا، عدلش ذره ناچیز را جلوه\nخورشیدی و گدای محتاج را رتبه جمشیدی، نمله ضعیف را\nشوکت سلیمانی و قطره دریا را اندازه عمانی بخشید، باز با کبوتر\nابواب و داد را باز، و گرگ و غنم آبش خور در تگ و تاز، عرفانش\nدرین زمان سعادت اقتران در روزگار متاع علم و عرفانرا باعلی مرتبه\nاز توجه شهریار جهانی خریدار و هزار و نزار از زاویه افتقار باین طریقه"}
{"book": "adl0012", "page": 142, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۴۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nانیقه بدرجه اعتبار و اقتدار ، بمضمون الذین اوتوالعلم درجات است \nشرافت الانسان بالعلم والادب لا بالمال و النسب رسیده از انجا که بی علم\nاعمی ، و صاحب عرفان بینا است من كان في هذه اعمى فهو في الآخرة اعمى\nعالم خوابیده را بیدار و جهان لا یعقل را هوشیار ساخت . آزادی شش\nملت افغانرا عموماً از قید بیگانه آزاد بے ، خصوصاً هزارۀ بیچاره را از\nغم قرین شادی نمودے\n\nدخترک است خیر الوریٰ * بچو کنیزان شدی بیع و شرئ ۱\nاز تو چنین شیوه اینجار بد * گشت بخوبی بدل این کار بد\n\nچون ادای نعمت و مرحمت هر ذوی الحقوق و ولینعمت را خداوند\nباری بجز از شکر گذارے نفرموده ، اگر تمام بدن بایان و زبان و جمله صغیر\nو کبیر مان بیان شود ادای شکر این نعمتی لا احصا را یکی از هزار و اندکی از\nبسیار و مشتی از خروار و عشرے از اعشار نمیتوانیم ، آری بجز از دعا\nچه ممکن فقر ا میشود ـ بمودلے ( ولین شکرتم لازیدنکم) این نیاز ما\nرا بزبان قلم و خامه از زبان خاص و عامه هزاره بذل پیشگاه سلیمان جاه\nو بذل، بارگاه کیوان نما نموده دعا را (اللهم متع المسلمين بطول حیاته\nواحفظ المومنين ببقائه و ثباتِهِ وانصر اولياءَه واخذل\nاعداءَه بحق محمد واله الاتقياء) میدارند *\n\nحاشیه:\n۱ این دو بیت از تصانیف\nشخصی خیلی باکر متین لویه جرگه ان\nبالایان در اوصاف سلطنت\nامانی و خدمات برگزیده شهریاری\nسروده بود و طبعاً در محضر از\nخوف خجالت و انقیاد حبس\nشده است . بر این بنائین\nثبت گردید *"}
{"book": "adl0012", "page": 143, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۴۲\nدرینجرگہ ۱۳۰۳\nمحمد حکیم سمت شمالی\nاظهار میدار دو باخلاص بدون ریاء ، سجایا و\nرضایای این پادشاه گردون پایگاه را میشمارد\nکه بچشم روزگار ، اینچنین تاجدار با وقار را ندیده و گوش لیل و نهار\nبچنین شهریار عدالت شعار مرحمت آثار، نشنیده اگر جانها را در راه\nرضای او فدا کنیم روا، واگر روانها را ایثار در بارت بذاریم بجاست\nاز دست و زبان ما نیاید * کز شکر ادای او براید\nلاچار لسان اعتذار بدعای برقرار ی حضرت شهریار کشور دعای\nدوام دولت و درخواست سلامتی اعلیحضرت را از خداوند میخواهیم ے\nشهریار اسرت بگردون باد * بخت و دولت تر از بچون باد\nبطفیل محمد عربی * دشمنانی تو چشم پر خون باد\nتو شهریار عزیزی و شاه محترمی\nهر چه حکم کنی بر وجود ما حکمی\nغلام حیدر هزاره دایزنگی\nچون در زمان سابق الی ده هزار نفوس\nاناث و ذکور از مردمان اسلامیته لغات\nهزاره ، و جدیدی، و شغنائی، و بدخشی، و چهار صده، وغیره بلقب کنیزی و\nغلامی بخانه های دیگر برادران ملت، مقید بودند - ما مردم اگر هزار زبان\nتشکر کنیم ادای این مرحمت و نوازش اعلیحضرت غازی را نمیتوانیم که در ابتدا"}
{"book": "adl0012", "page": 144, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۴۳ نومبرنگره ۱۳۰۳\n\nجلوس میمنت مانوس خود اینچنین نفری اثاث و ذکور ملت را اول از حضور\nخود و انحرم محترم خود و دوم از خانهای دیگر برادران ملت کلیه آزاد فرمودند\nکه بمعنی هیچ فردی از افراد ملت نجیبه اسلامیه بلفظ کنیز و غلام مقید نباشند\nو املاک این مردمان سی ساله چهل ساله ضبط بود برای صله پاش عنایت فرمود\nکه همه شان صاحب ملک و صاحب هستی و صاحب ثروت و سامان گردیدند\nاینقدر مرحمت و الطاف که از حسنه الطاف ظهرو خسروانه این پادشاه\nمحبوب القلوب غازی در بارۀ عموم رعایای ملت ملاحظه میشود در هیچ\nسلاطین سلف دیده نشده و نخواهد شد . زیاده زبانی نیست که\nادای این شکر را نمائیم !\nمولوی محمد بشیر اگر ما در تواریخ و سرگذشت سینزده صد سالۀ اسلامی نگاه\nو بر احوال امروزه عالم اسلامی موازنه و مقایسه کنیم\nهیچگونه حال را با ماضی نسبت داده نمیتوانیم !\nزیرا از یکطرف خواهیم دید که بزمانه گذشته در معموره عالم هیچ یک\nملک نمانده بود که بیرق و پرچم اسلامی بران بصد عز و شان برافراشته نشد\nباشد و همچنین در حالت موجوده نیز خواهیم دید که بجز از چند قطعات معدود\nباقی تا حال رایات نصرت علامات اسلامی جلوه افروز انظار اند یکید\nآویز قطعی و حجت حقیقی شجاعت کارانه اسلاف کرام و مجاهدین ذوالاحترام"}
{"book": "adl0012", "page": 145, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۴۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nماست که بکمال سربازی و جانفشانی گوشت و پوست خودها را ریزه و استخوانها\nخود را برای حفظ و صیانت آن مقامات مانند سرمه ساخته اند که در نی یم\nکحل البصر یگانه مالمت اسلام شمرده میشود !\nدرینموقع خود حاضرین یک کمی از وقت کار گرفته ملاحظه و معاینه\nفرماسید که آیا ما اولادهای همان پدرهای با سعادت نمیباشیم و یا خدا\nناخواسته در دعوی مسلمانی ما از آنها یکفرق و امتیاز مخصوصی را\nحاوی شده ایم نی؟ هرگز نی!\nپس انیقدر تفاوت در وضعیت موجوده اساسی ما و آنها\nچیست نه تنها این سوال عاجزانه منست بلکه این خیال بدماغ هر صا حَب\nهوش و فکر لامحاله خواهد پچید! اما چون بدقت تام و باریکی مقصد\nانصرامی درینفقره تغور و تفکری کنیم خواهیم گفت که علاوه بر دیگر علل\nواسبابیکه یگانه باعث پسپائی ما شده یکی از ان اینست که ما قوم\nمسلمان آنطرز حکومتی را که قوانین معظم اسلامی بمانشانداده و بعرق\nریزیهای گوهر یکتای کائنات حضرت (محمد) عربی علیہ الف الصلوات\nوالتحيات صورت پذیر بود در ازمنه وسطی یک قلم از مانیست و نابود\nگردید اکنون از ان اسلوب سراسر مرغوب برای نام هم اثری باقی نمانده\nاست !"}
{"book": "adl0012", "page": 146, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۴۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nای معشر المسلمین! و ای علماء دیانت قرین! شما خوبتر و بهتر میدانید\nکه اساس دنیا و حکومت اسلامیه بر شورای و مشوره نهاده شده است زیراکه\nحکومت بر طوائف و حقائق و شکایات و ضروریات هر طائفه و عائله ملت آگاه\nو باخبر بوده هیچ یک کاری نخواهد کرد که موجب تغایر و تنافر حاکم و محکوم گردد\nچنانچه محدث مشهور امام حاکم در کتاب مستدرک برین مقصد یک حدیث\nشریف را آورده و مصنف معروف کتاب زاد المعاد آنرا\nنقل کرده است !\nیعنی حضرت ابا هریره رضی الله عنه فرمود که هیچکس را\nنسبت برسول اکرم ندیده ام که زیاده تر مشوره کند چنانچه انحضرت\nاز اصحاب طلب رای میفرمودند !\nدر زمانه خلفای راشدین رحمت الله تعالی علیهم اجمعین\nهمین خصوصیت و نوعیت را نیز در خشانتر و نمایان می بینیم! اما چون بر احوال\nسلاطین و خلفای ازمنه وسطی نظر کرده شود سلطان و خلیفه را در حلقه\nو دائره یکجماعت و گروه مخصوص و معدودی خواهیم یافت که آن جماع[ت]\nو مصاحبان شاهانه بر حواس خمسه ایشانند خونی که در عروق و شرائین مستولیست\nغالب گردیده در نتیجه سلطان والوالاسرا از دادرسی و احوال پرسی مظلومان\nبیچاره و ستم رسیدگان جگر پاره بخبر گردانیده علاوه بران از تلافی و"}
{"book": "adl0012", "page": 147, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۴۶ لوی جرگه ۱۳۰۳\nتدارک نقصانات و منفعتها اورا انصیبه هم نمیدادند !\nدر بموقع دشمنان داخلی و خارجی از نتیجه یک انقکاک و افتراق که در بین\nدولت و ملت هنگامه‌انداز شده بود مستفیدالوقت گردیده علم انتفاع و\nکامیابی خود را بر می افراشتند و یوماً فیوماً یکی را بدیگری انداخته روز بروز\nذلیل و پریشان مینمودند بالاخره یکی را خورده و هضم کرده بخوردن دیگری\nشروع و آغاز مینمودند !\nلکن درین عصر فرخندگی حصر بدیع کائنات حضرت مجیب الدعوات\nبر قوم مسلمان یک مرحمت بس گرانی فرموده اند که مانند شما اعلیحضرت والا\nصفات ظل سبحانی را که در همه امور موفقیات و کامیابی تانرا بیش از مقصد\nخواهانیم بر حکومت و سروری نتیجه یک خطه اسلامیت وسیله گمارشته\nاست و شمائید که رسوخات محمدیه را مجدداً مانند آفتاب که یک مدت\nمدیدی در نقاب ابرهای تیره و تاری محجوب و پوشیده باشد\nبر کشیدید که از انجمله حاضر انعقاد این چنین مجلس عظیم (لوی جرگه) است!\nوعموم تصدیق میکنند که سنت احمدی بعد از اندراس و انعدام بعصر\nبهیه امانیه زنده و تازه گردیده و از خیالات خیر اندیشانه پادشاه کارانه ات\nامروزه روز عموم ملت بواسطه این نمایندگان و وکلای پر شوکت\nشان مطلع و خبردار میگردند و درین دم رجا و تمنا هر یک از افراد رعیت شا"}
{"book": "adl0012", "page": 148, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۴۷ نویمبر گه ۱۳۰۳\n\nرا مانند یک پدر مشفق مهربان بگوش حق نیوش خود شنیده تلقی میفرمایند\nو بتلقینات مربیانه و ارشادات راه نمایانه و هدایات معلمانه و نوازشات شاهانه آنها\nرا بر جمیع حقائق و دقائق داخلی و خارجی مملکت کاملاً آگاهی و انتباه بخشیده\nو از هر طرف و هر سر با خبرشان نموده هر پیر و جوان را خوشنود و مطمئن میسازید!\nچون به نزد خداے اجل احیای سنن نبویه و اقامه اوامر شرعیه محمدیه\nمستوجب اعلیٰ و اقدم ترین مدارج مقبولیت و محبوبیت است بناءً علیہ\nامید قوی داریم که بمصداق حدیث منیف حضرت رسالت پناهی (من\nاحیاء سنتی عند فساد امتی فلہ اجر مائه شهید) یعنی هر کسی که را\nو رسم و طریقه و دستور العمل مرا بوقت فساد و خرابی امت من زنده کند پس\nبرای او اجر صد شهید است!\nهمه میدانید که یک شهید ما چه درجه اجر جمیل را حائز و دارا است.\nهزار افتخار بران غازی مرفیض که بیمن اقبال بلند و طالع ارجمند خویش اجر\nصد شهید را پیدا کرده باشد پس آیا بوجود بودن همچو یک مقام منیع و مرتبه\nرفیع که برای ریزانیدن قطره آخرین خود یکطرف جوانان پر تدبیر بر اوامر اعلیحضرت\nآماده و ایستاده اند و یکر جانب فرزن جوان همت و جمله علماء کرام و مشایخ و\nسادات عظام بغرض آداء خدمت داخلی و خارجی برای اندفاع ہر مصادمه\nو پیش آمد بکمال فداکاری و سر بازی کمر بسته و تیار میباشند ، و علماء کرام"}
{"book": "adl0012", "page": 149, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۴۸ لوی‌جرگه ۱۳۰۳\n\nهر طرف که بنگرید خواه از اشخاص ملکی باشند یا نظامی کشور باشند\nیا قشونی منتظر اشاره اولوالامر اعلیحضرت اند، آیا در همچو فرصتی که خدای مهربان\nبخطهٔ معظمهٔ افغانستان (صانَهُ اللهُ عَن الشَّرِ وآفات الزَّمَان) بظل رأفت\nو مرحمت شهنشاه جوان الغازی (امیر امان الله خان) -\nیک قوهٔ مکفیه مکمله اعطا و عنایت گردانیده کدام دشمن و بدخواه میتواند که بعینی\nاین دولت قوی شوکت را بنظر خفت ببیند و یا یک خیال دور از غفلت\nنماید یا ممکن است که آن خیالات برگزیده و ثمرات حسنه که در مد نظر گرفته\nشده حاصل نشود !\n\n(در خاتمه مجلس هر روز امثال این کلمات مدحیه و گزارشات\nدعائیه قراءت میشد که از خوف تطویل سابق ازین هم ازان طرف نظر کرده\nایم و در آتیه نیز آنرا قلم انداز خواهیم کرد : ب . م)\n\nدر جرگه عسکری ملکی"}
{"book": "adl0012", "page": 150, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۴۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمذاکرات روز دوشنبه سرطان\n\nدرین روز نیز آمد آمد اعضای محترم لویه جرگه پیشتر از ساعت هشت\nآغاز و تماماً در تحت خیمه مزبوره مجموع و اخذ موقع نموده بودند، ذات جهانبانی نیز\nپوره بوقت موعوده حاضر شده بعد از وقفه دو دقیقه فرمودند :-\nبنام خدا آغاز میکنم! دیروز مذاکرات ما در مواد بیرون نویس شده\nنظامنامه اساسی بود که بر اکثری از آنها بحث بعمل آمد آیا علاوه بر یادداشت\nو ابحاث دیروزه دیگر کدام فقره را هم بیرون نویس کرده اید و بر کدام قاعده مذاکرات\nکردن را خواستارید؟ یانی؟\n\nفیض محمد وکیل\nاعلیحضرتا ! باید جهت اخراج آن مذاهبی که بعقیده خویش\nخود را مسلم پنداشته در حقیقت موجب نفاق افگنی\nدر بین امت ناجیه ( محمدی ) میشوند بماده ( ۱ ) در اخیر فقره (دین افغانستان\nدین اسلامی است ) مانند ایرانیها که در دستور اساسی خویش لفظ\n\" شیعه \" را افزوده اند، چیزی ایراد کرده شود بخیال من بهتر است !\n\nملای ترکستانی\nیک حدیثی را از کتاب الفتن مشکوه شریف\nکه در ان ذکر فرقه بندیها در اهل اسلام و خروج"}
{"book": "adl0012", "page": 151, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۵۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nادیان باطله و مسلکهای نامشروع در میان است احمدیه و ظهور فتنه\nدر بین مسلمانان و عدم اطاعت اولوالامر بود قرأت و ترجمه کنان در اخیر\nاظهار داشت که باید ضرور برای تحدید مذهب حقه اسلام و عدم رواج\nدیگر مذاهب و ادیان تصریحی کرده شود -\n\nمولوی فضل ربی یک بیانیه مطولی را ایراد کنان دران بطالت و خرافات تمام مذاهب جدید مخصوصاً قادیانی\nذکر نموده در آخر ختم کلام خود را برین مسئله نمود که کتب اسلام قادیانی\nو امثال آن دیگر مذاهبی را که مجدداً بغرض مزید تفرقه و جدائی عالم اسلام\nبمنصه شهود آمده اند مسلمان نمی انگارد حتی علمای اسلام با چنین فیصله\nنموده اند قادیانی را که منکر ختم نبوت است هرکس که مسلمان بگوید آن شخص نیز\nکافر است لہٰذا حاجت قید و ایراد دیگر الفاظ برای اخراج مذهب\nجدیدالظهور که کافرند لزومی ندارد !\n\nوکیل ضرور باید تعین مذهب شود که مذهب افغانان مذهب حنفی که یک مذهب باشرف اسلامی است، میباشد!\n\nمحمد بشیر اعلحضرتا ! اگر در نظامنامه اساسی جهته تشریح مذهب عمومی لفظ سنت و الجماعت تحریر شود خوبتر و واضح تر خواهد بود!"}
{"book": "adl0012", "page": 152, "text": "بحث نظامنامۀ اساسی ۱۵۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلیحضرت اگر ما در دستور اساسی خویش بلفظ سنت والجماعت را\nتحریر کنیم آیا اینقدر شیعه را که بدولت ما میباشند چه خواهیم\nگفت و بدانها کدام شیوه و معاملۀ برادرانه را مرعی و معمول خواهیم داشت\nضرور یک نفاق مابین خود ما تولید خواهد شد از طرف دیگر شما با دولت ایران\nمعاملۀ دوستانه و برادرانه کرده روابط محبت و وداد را مستحکم نموده اید و از\nجانب دیگر جهتۀ اخراج آنها همچو الفاظ را تحریر مینمائید !\nیک ملا اگر در حاشیۀ آن تشریحات مذاهب کرده شود که مقصد از مذهب\nمذکوره متن حنفی است خوب خواهد بود تا رفع اشتباه کرده شود!\nاعلیحضرت ما در عموم نظامات خویش تشریحات و توضیحات را در حواشی\nمنع داشته ایم زیرا اگر حکومت بر هر ماده تشریحاتی را در حاشیه\nبنویسد ـ پس اینطریقه کسب عمومیت کرده عموم بهر لفظ و هر فقره توضیحی را بر\nاز خیال خود خواهد نوشت !\nیک ملای سرحدی اعلیحضرتا ! تفریق مذهب افغانستان در دستور\nاساسی از حد ضروریست و مخصوصا در همچو یکوقتی\nکه بنابر تحریک دشمنان افغانستان عدۀ از قادیانی ها بطور افتراء و بهتان\nحامی مسلک خویش مردم افغانستان را مشتهر نموده اند ضرور\nباید جهتۀ انسداد دیگر مذاهب باطله بلفظ اهل السنت والجماعه مرقوم"}
{"book": "adl0012", "page": 153, "text": "بحوث نظامنامه اساسی ۱۵۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو مضبوط گردد!\n\nاعلیحضرت بخیال خودم باید چنین لفظی درینجا تحریر شود که مذاهب\nقدیمه که در افغانستان موجودند مانند شیعه‌ها آنها نیز\nتحت تامین بیایند و دیگر مذاهب جدیدالخروج نیز از میان برداشته\nشود و تبلیغ و اشاعت آن در مملکت مان مسدود باشد!\n\nملا عبدالواسع بپا خواسته یک بیانیه مطولی را در اختلافات غیر مهم فروعات\nکه همواره در بین عوام موجب گفت و شنید تمام ایراد\nکنان در نتیجه گفت باید همه اسلام بکوشند تا در اصول با هم متفق باشند\nدر مسائل فرعیه هیچ لازم نیست که با هم بپیچند۔ برای تائید این دلیل\nآن قصه حضرت عمر رضی الله عنه را که قرآت یک آیتی که به یک لهجه\nدیگر میخواند، بر آشفته بود حضرت عمر و انصاری این مسئله را بحضور نبوی\nمرافعه کردند و هر دوی شان در نتیجه حق بجانب برآمده آنحضرت\nانزلت القرآن علی سبعته احرف ....... را ایراد اشته تخاصم و\nمشاجره را از میان برداشت، بعده در (۷۲) فرقه اسلامیه یک بحث\nطولانی را ایراد داشته موجبات وضع چهار مذهب حقه را در تمام جهان بیان\nکرده گفت کسیکه مذهب پنجمی را در اسلام بنا گذارد لعنت خدا بر و باد\nدر آخر گفت علمای را که اعلیحضرت در لویه جرگه جهت تدقیق و تحقیق نظامات"}
{"book": "adl0012", "page": 154, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۵۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nخواسته اند بدینغرض است که باید نظامات طوری جامع و مانع باشند\nکه عموم مذاهب اسلامیه را در بربگیرد و دیگر مذاهب باطله از میان برداشته\nشود خیال شخصی خودم نیز همین است که باید بقرار گفته عموم علماء مذهب\nحنفیه که پاکترین و بهترین مذاهب اسلامیه است در تشریع دین اسلام\nافغانستان ایراد کرد شود !\n\nپادشاه گلجان عرضی که بحضور حاضرین دارم اینست که باید بیجا\nرا انیقدر طولانی نفرمایند و از موضوع خارج نشوند\nوالامذاکرات ما بسیار خسته کن میشود اینجا مد بحث اینقدر است که الفا\nموجوده درست است و یا چیزی بران ایراد کردن میخواهید - اگر چیزی را\nمی افزایید پس کدام لفظ بهتر است !\n\nاعلیحضرت خودم علی العموم احساسات جرگه را مطلع شده از نظر\nعموم وکلا التاً عرض میدارم اگر پسند خاطرتان افتد\nفنعم المطلوب والا باز میدان مباحثه و مذاکره برای تا\nحاضر است در نظامنامه اساسی اینطور بنویسد که ”دین افغانستان\nدین اسلام و مذهب رسمی آن مذهب حنفی است ـ و در نظامنامه جزا\nعمومی برای ادیان باطله که نوظهور کنند و در افغانستان خیال تبلیغ\nو اشاعت مسلک خود را بنماید مجازاتی را بر طبق شریعت مقرر"}
{"book": "adl0012", "page": 155, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۵۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو معین دارید !\nلویه جرگه علی العموم ازین فیصله اسلامیت کارانه ذات شاهانه چندان\nاظهار خرمی و شادمانی نمودند که در تمام شان یک غلغله و ولوله\nدعا گوئی اعلیحضرت غازی و تحسین و آفرین بر پاشده بآواز های تکبیر\nو تهلیل این مبحث را نیز خاتمه دادند. و عموم برین نظریات همایونی\nاظهار بشاشت کرده گفتند که هم چنین در نظامنامه اساسی و جزا\nعمومی ایزاداتی بعمل آید!\nیک ملای قندهاری بر ماده که در موضوع آزادی تدریس است اعتراض\nکرد که خواندن تفسیر و حدیث و غیره علوم دینیه گفته\nمیشود که ممنوع است !\nاعلیحضرت بیک وضعیت استعجاب و استنکار بطرف ملاصاحب\nتوجه کنان فرمودند که کجا ؟ و کی ؟ من ابداً این چنین\nنگفته ام و نه در نظامات دولتی برین موضوع چیزی تحریر شده است\nلویه جرگه تاماً اظهار خوشی کردند و گفتند که ابداً اینچنین حکم از طرف زعمای\nمملکت برای عموم نرسیده است چنانچه الان کاکان در\nتمام نقاط افغانیه سلسله درس و تدریس فقهیه و حدیث و تفسیر\nو دیگر علوم دینیه جاری است اینهم از پروپاگند و تبلیغات دشمنان دین ما است"}
{"book": "adl0012", "page": 156, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۵۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nافغانستان است که میخواهند در بین ملت و مملکت جدائی بیفکنند!\n\nملای هراتی\nدر ماده که ذکر مجازات است گفت باید مجازات بر طبق مقررات شرعی باشد و این نقطه را ضرور درینجا ایراد نمائید\n\nاعلیحضرت\nدرست گفتید باید درینجا چنین نوشته شود که برای احدی این چنین جزا داده نمیشود که بر خلاف مقررات شرعیت که عیناً در نظامنامه جزای عمومی و جزای عسکری مسطور است، باشد!\n\nمولوی محمد حسین\n[برماده که در ان ذکر موقوفی شکنجه و انواع تعذیب است بعرض رسانید :-]\nبعد از خلافت را شده خلیج مفارقت در بین سلاطین و علمای کرام اینجهت حائل و نائل شده رفت که بر اعلام کلمه حق بدون تحقیق شرعی و محض افترای مغرضان بلا تثبیت قانونی اولیای عظام مأخوذ و محبوس گردیده اند\nچون در حضور و غیاب شاهان کلمات طیبه صدق و تلطیف خلق گفته نمیتوانستند، لاجرم افراد راسخ الاعتقاد امت از امور سلطنت کناره کشیده بغض و عداوت پادشاهان را در دل میپرورانیدند اینچنین شبه بسیار است که علماء و فضلاء خدمت شاهانرا حتی نان شانرا حرام پنداشته در عزلت ماندند و اکثر شان در گوشه سجن افتادند بعد از تقریب سیزده صد سال آن حقوق ملت را که سلاطین مستبد را اختیاراً خاصه خود می شمردند اعلیحضرت غازی برضا و رغبت خود بلا جبر و اکراه"}
{"book": "adl0012", "page": 157, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۵۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nواپس عطا فرمودند سه\nحقوق رعایا باحسان ادا کرد نه دگر بهر حال باختیار است\nیعنی در نظامنامه اساسی اعلان نمودند که هیچکس بدون تحقیق شرعی خلاف\nنظامات مقننه دولت توقیف و محبوس نمیشود !\nاز تاریخ مقدس اسلامی برگشته یک نظر سوی یورپ بیندازید\nچه می بینید ؟ یکطرف پادشاهان اشخاص مخالف را ولو خیرخواه دولت\nباشند بزعم خود مخاصم انگاشته مندی کرده میروند ؟ و دیگر جانب\nذوات حر آزادی طلبیده جمعیت ها تشکیل کرده میروند که باعث کشت\nو خون ملت بتعداد ملیونها نفوس میگردد ـ در ملک انگلیسها یکبار\nدر پای تیمز سرداران قوم بحضور پادشاه خود عریضه پیش میکنند که در ان\nهمین فقره مندرج بود که هیچکس بدون تحقیق قانونی توقیف شده نمی تواند\nپادشاه تاج خود را در پای شان می افگند که این نزد من باقیمانده بود اینرا\nهم بگیرید ـ الغرض تا دیگر لکها نفر مظلوم و مقتول نمیگردند ـ پادشاهان\nازین اختیار و استبداد خود نمیگذرند ـ چقد جای شکر و امتنان است\nکه اعلیحضرت غازی همان اختیارات را که شاهان بجان نگاهداشتند\nمفت و رایگان عنایت فرمودند و همان حقوقی را که از طرف شریعت\nباولی الامر حاصل بود کافی و مقنع دانستند !"}
{"book": "adl0012", "page": 158, "text": "مبحث نظامنامۀ اساسی ۱۵۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nپابندی و پاس شریعت را اعلحضرت میفرمایند از یک و دو واقعۀ دیگر ثابت میشود که آنرا بسبب اطلاع حضار بطور مثال بیان میکنم در افغانستان پنچایاتها از وقتهای قدیم مروج بوده همه برخاشها را فیصله میکردند ـ و معامله و منازعه بمحکمۀ شرعی رجوع کرده نمیشد ـ سوداگر دروہی خود هر چیزیکه مینوشت اگرچه رقم بهزارها بالغ می بود نزد پنچات مقبول بود و هیچ شاهد و سند دیگر خواسته نمیشد یعنی بلاتشبیه وحی نبود وحی بود که متصف بکذب شده نمیتوانست ـ اگر یکی از فریقین مسلمان بود بازم از محکمۀ پنچات بشریعت رخ نمی آوردند ـ با وجود مصارف گزافها که بر پنچاتیخانه ها خرج میشد ـ اینها علی الرغم شریعت محمدی قایم بودند تا اعلحضرت غازی بیهودگی و لغویت این موسسه را محسوس کرده یکقلم از قلم رو خود الغا فرمودند و حسب امر الهی (شهیدین من رجالکم را اقسط عند الله) دانسته ترمیم دراندر اجات ہی نمودند دیگر مثال این است که از صدها سال در قرآن مجید تلاوت میشد (انما المومنین اخوة فاصلحوا بین اخویکم) و ذهن کسی منتقل نشد که از اصلاحات انفرادی گذشته از روی قوانین حکومت در میان مردم مصالحه کرده شود در ممالک اسلامی بعضی مسلمانان مصلح بودند که فرداً فرداً از مساعی خود در بین مسلمانان اتفاق و اتحاد انداختند ـ و از نفاق\n\n[marginalia]\nچون یکی بدست خود نوشتی\nمفد ملی را این حضرت\nرئیس صاحب در قمع\nقرائت نظامنامۀ\nتجاریه بقرار یادداشت\nاندریون مطالب\nبدردیگرا نگهدارند\nو انجا مکرر تحریر\nنشد، و تقریباً در نظرم\nعینا تحریر شد جهت\nبیان الیون کلکیلی"}
{"book": "adl0012", "page": 159, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۵۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو عناد بازشان داشتند اما از جانب حکومت تشبثی نشد که فیمابین افراد\nرعایا دشمنی و اکراه را دور کرده و داد و الفت جاگزین نموده شود. این\nدماغ عالی و طبع سلیم اعلیحضرت غازی بود که برای ملت سراسر رفاهیت بشد\nمراد از محکمه های اصلاحیه است که از نیت خیرخواهانه شاهانه در افغانستات\nفقط در عهد اعلیحضرت غازی تاسیس یافته موجب آن مصالحی گشته\nاست که باعث ترقی میباشد و دافع آن مخاصمت شده است که منجر\nتباهی ملت میگردد. دیگر مثالهای امتثال شریعت غرا مثل مجالس\nمشورت بسیار است. اما باز رجوع میکنم بماده قانون اساسی که\nاز روی آن احدی بدون تحقیق شرعی مندی نمیشود- مقایسه زمان سابق\nنمائید. با وجود امر ایزدی که (لاتزر وازرة وزر اخرى) محمد ایوب جان\nرئیس محکمه اصلاحیه جلالسراج باین سبب بندی میشود که برادرش\nباتهام گناهی بندی شده بود. من هم در ان بهتان محبوس بودم\n(اگر قانون اساسی میبود- من و پنج برادرش یازده سال در قبر احیائی ما ندیم)\nزیر بار گران زنجیر پائی صحابا از خواب بخواسته برخواند\nبندگر آهن بود زولانه به این همه زنجیر در زنجیر چیست\nجوابش چه شیرین خواندگی کرد که در عهد معدلت ورافت مهد اعلحضرت\nغازی زولانه فقط در یکپای انداخته میشود."}
{"book": "adl0012", "page": 160, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۵۹ نویه جرگه ۱۳۰۳\nپادشاهجان بر ماده که دران ذکر شورای دولت و مجلس وزراء است\nاعتراض کنان گفت که باید درین مجلس علما نیز حاضر باشند\nتا پاس و مراعات مسائل اسلامی و مقررات کتب دینیه را ملاحظه کنان چیزها\nرا که برای مسلمانان موجب ترقیست زیر نظر گرفته بحث نمایند!\nاعلیحضرت آقا اینطور نیست که وزراء ما جاهل اند و یا از احکام دینیه خویش\nغافل البته هر وزیر و هر عضو مجلس مشوره تایکدرجه عالم است\nکه برخلاف مقررات شرعی کارنکند و علاوه بران جناب حضرات صاحبان\nشور بازار کابل نیز یکی از اعضای مجلس عالی وزراء میباشند، این\nسوالیست که باید شما از انها بکنید که چرا اوشان فقطا در مجلس عالی وزراء\nحاضر نمیشوند و حصه نمیگیرند!\nمولوی کاسه اعلیحضرتا! طوریکه دیگر مامورین در صله حسن خدمات\nو کار روائیهای در ست ترقی و ترفیع می یابند چرا وکلا\nمجالس مشوره علاقه داریها و حکومتیهای سه گانه و حکومتهای کلان اعلی\nو نائب الحکومگیها در صورتیکه در حسن خدمات خویش نامی نیک را حاصل کنند\nعلی حسب المراتب بمقامات عالیه حسب الترتیب ترقی نمیکنند، بایستی قانونیکه\nدر صورت حسن خدمت و ابراز لیاقت و فعالیت وکلاء یک وکیل از\nیک علاقه باید تا بمجلس عمومی شورای دولت ترقی کرده بتواند وضع شو"}
{"book": "adl0012", "page": 161, "text": "بحث نظامنامه اساسی ۱۶۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو نیز در مجالس شوریٰ تا جائیکه علماء و فضلاء دستیار شود دیگر ی را\nوکیل منتخب ننمایند !\n\nاعلیحضرت:- ملا صاحب ! انتخاب وکلاء کار ملت است، ملت اختیار دارد که ملا باشد، یا فقیر، یا یک شخص عامی بالاخر هر شخصی را\nکه ملت بران مطمئن باشد و بداند که بدون از خیر ما دیگر چیزی را نمی سنجد وکیل مقرر کند\nحکومت را در مسئله انتخابی هیچ حق مداخله نیست بلکه هر فردی را که ملت منتخب\nکند عام از نیکه سید باشد یا ملا، دلاک باشد، یا جولا، حکومت بنظر احترام\nبسوی او نگریسته اورا حق شمولیت مجلس و اعطای رای را عطا میفرماید\nو اینرا هم باید ضمناً بگویم که در سید، ملا، فاضل، عالم، سردار، و خوانین\nو اعزّه، ضرور بدکردار و بد هنجار و بدسلوک پیدا میشود، لاکن و کلاء که یک\nجمع غفیری از ملت، تصدیق راستی و خوبی و صفای اورا میکند\nو اورا بر مقدرات آتیه خویش وکیل و بر پیش آمدهای مهمه خود کفیل مقرر میدارند\nگاهی بد شده نمیتواند و اینکه فرمودید باید وکلاء بواسطه حکومت ترقی بکند\nبالکل غلط است زیرا وکیلیکه ترقی تا مجلس شورای عمومی نظر خود را دوخته باشد\nحتمی و ضروریست که بدون از اشارات و هدایات علاقه داریها و حکام که\nآنها را ذریعه ترقی خود میدانند کاری نمیکند و مفاد ملت را بزیر پای انداخته\nفائده خود را زیر نظر میگیرد و بمقابل همه گونه فرمایشات جایز و ناجائز زمام داران"}
{"book": "adl0012", "page": 162, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n١٦١\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاگرچه بضرر ملت باشد سر تسلیم را خم میکند که در نتیجه حق تلفی ملت من\nشود و من ابداً نمیخواهم که حقوق یکی از تبعه افغانی بنابر اغراض شخصی سلب\nو نابود گردد و خدا نخواسته خواری برای ملتم عائد آید آیا وکیلی که بحکام\nامیدی داشته باشد و با یماء و اشاره شان کار کند باز حق خواهد گفت\nو حق ملت را نخواهد ماند که تلف شود؟ فقط ترقی یک وکیل وابسته\nبحسن خدمات و منفعت جوئی اوست برای ملت که ملت او را مکرراً\nباز وکیل انتخاب کرده حتی اگر فائده بسیاری دیدند شک نیست که بدون\nسلسله مراتب دفعتاً او را بعضویت شورای دولت ارسال دارند!\nو این را هم باید ناگفته نگذاریم که در میان ملت هم حق انتخاب را\nبیشتر از دیگران کسی دارد که برای دولت محصول و یا مالیه و یا حق گمرکی\nو یا محصول مواشی را میدهد و یا شخصاً بحکومت خدمات مینماید زیرا که\nآنها در منفعت و مضرت حکومت خود را شریک میدانند !\nلویه جرگه \nکمال سرور و شادمانی این نظریه قیمتدار شهریاری را قبول کنان\nاین بحث بکمال مسرت و کف زدنها بخر می خاتمه یافت !\nعلیحضرت \nدر ماده بودجه فرمودند :- بودجه را آیا میدانید که چیست؟\nبودجه یعنی تعیین دخل و خرج یک مملکت است که بدانند چقدر\nدخل دانم و بکدام اندازه مخارج ، این یکی از ضروریات دولت است"}
{"book": "adl0012", "page": 163, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۶۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچرا تا حکومت دخل خود را نداند خرج از کدام رهگذر کرده میتواند در افغانستان\nدر زمان اعلیحضرت امیر شیر علیخان سنجیدند تا معلوم کنند که خرج ما از دخل اضافه\nنباشد موفق نشدند و هم در وقت ضیاء الملت والدین بسیار کوششها\nکردند تا حکومت دخل و خرج خود را بداند بسیار زحمات و تکالیف خطیر زیرا\nاخترع کردند که آنرا (خلاصه نویسی) میگفتند با اینقدر کوششها وسعی\nهای شان چون در همه ولایات اوراق آنرا روانه نمودند تنها از یک (هرات)\nدخل و خرجش رسید باقی جاها نتوانستند که خلاصه را میساختند.\nمن عاجز کوشش ها کردم شب ها و روزها کار کردم تا این بودجه را ترتیب\nدادم و الحمد لله که بمقصد خود کامیاب گردید فخرانه حال از ان بسیار\nسهولت و آسانی کار میگیرد، فایده اش اینست که در سابق هر کس مدعا\nخود نشسته و یا در دیگر کارات مشغولیت میداشت و از دولت مفت\nو رایگان هزارها روپیه در سال بخانه اش میرفت که پیسه آنرا ملت بیچاره بسیای\nزحمات و بعرق ریزی پیشانی خود جمع میکردند و بدولت تحویل مینمودند\nهزار افسوس که آن ظالم خودش نمیگفت که آیا چه خدمت بدولت مینمایم\nکه این پیسه را در مقابل آن حق الزحمه خود میگیرم، حال بودجه اجازه نمیدهد\nکه با حدی یک پیسه را بی آنکه یک خدمت برای دولت بکند داده شود، اگر\nکسی حال در باب بودجه گفت و گوی داشته باشد چنانچه قبلا یکی از شما"}
{"book": "adl0012", "page": 164, "text": "مبحث نظامنامه اساسی\n۱۹۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n(۱۳۰۲)\nگفته بود در نیفرصت بخیالم موزون تی بود چرا ما بودجه را از سر سال ابتداء ماحل\nترتیب داده ایم و در ان زمان معین و کلاء شما و وزراء حاضر بوده بعد از تصویب\nآنها امضا نمودم و حال میانه سال است هر چیزیکه در ان کرده ایم تبدیل\nو تغییر نمیشود با اینهم اگر کسی در هیوضوع خواهش مباحثه را داشته باشد\nبعد ازینکه معلومات کافی را در ان موضوع بدست بیاورد، در ابتدا سال\nآینده حاضر هستم که با و مباحثه نموده شبه شانرا رفع نمائیم !\nلویه جرگه\nعلحضرتا ! چیزهائیکه از زمان سلطنت شما برای ما ملت رسیده همه\nآن باعث آسائش و بهبودی ما رعایا میباشد خصوصاً بودجه که\nیک کار بسیار عالی و یک تدبیر خیلی کرامی میباشد، انرا ما غابا بنظر قدردیده\nشکرانه خداوندی و امتنان ذات جہانبانی را ادا میسائیم (بازهم ندگراسان متوجه به (ن)\nاعلیحضرت\nخدا یرا شکر میگویم که قواعد و اساسهائی را که درین مدت\nپنجسال بد بیار زحمت و عرق ریزی تهیه و ترتیب نموده بودیم\nتا بیحد رجه بفکر شما ملت رسید اگر قدری بنظر انصاف ببینید حکومت شما\nدرهیچ امری بمضرات شما و خلاف شرع شریف رفتار نکرده است و بعد ازنهم\nنخواهد کرد و بغیر از راه دین اسلام به هیچ کجراه نرفته و نخواهد رفت ، خدا شاهد است\nکه همیشه حکومت شما و من عاجز پا بندی دین مبین اسلام را داشته آرزو مندم\nکه آخرین قطرات خون خود را در راه اعلای کلمه الله و خدمت اسلام بریزانم !"}
{"book": "adl0012", "page": 165, "text": "مبحث نظامنامه اساسی ۱۶۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nملا صاحب بولان\nذکر آن مجلس علماء را که در زمان سلطان محمود از طرف حکومت\nمنعقد شده بود ایراد داشته این دای و مشوره خواهی\nاعلیحضرت غازیرا از علمای ممالک افغانی مطابق بشریعت غرای احمدی\nگفته در خاتمه توجه علماء را بسوی حق گوئی و حق بینی و تقدیر خدمات فوق العاد\nاعلیحضرت غازی نموده بدعای طوالت عمر و مزید موفقیت همایونی در خدمات\nافغانی ختم مقالش را نمود!\n\nمحمد حسین جان عاریض\nنطق مفصلی را بتایید ملا صاحب بولان ایراد نموده اند که\nمطالب اجمالی آن اینست،\n\nاین زمان زمانیست که روشن کننده دین مبین اسلام است،\nاین وقت وقتیست که اعلیحضرت ما احیای سنت نبویه و احکامات و اوامرات\nحضرت پیغمبر ما را (ص) نموده اند اگر در تاریخ اسلام نظر کرده شود اولین پادشاهی که\nبه ترویج دین اسلام را نموده، اعلیحضرت غازی ماست،\nاعلیحضرت پادشاه مهربان ماست که قرار آیه شریفه مبارکه\n(لَوْ لَا مِنْ كُلِّ نَفَرٍ الآيَةَ) عمل کرده عموم ملت خود را در یکجا جهت اخذ معلومات\nو استماع نصایح و گزارشات خواسته اند و آنها را بخوبی از حقایق دانانده\nو اپس برای هدایت و رهنمای و تنویر افکار عموم ارسال میفرمایند تا آنها\nدر آنجا رفته بعضی چیزهای خوب مفید را بر صورت اصلی مابین ملت"}
{"book": "adl0012", "page": 166, "text": "بحث نظامنامة اساسی\n١٦٥\nلویه جرګه ۱۳۰۳\n\nتفصیل و ترویج بدهند،\n\nذات شاهانه همیشه ملت را براه راست اسلام معرفی کرده از راه غلط منع میکنند!\n\nاعلیحضرت\nلطف خدا است که از یک پایه اساسی خلاص شدیم و باز بدربار خالق بی نیاز خود هزار ها شکرانه میگویم که همه ما بیک خیال و بیک فکر بوده مابین هیچکدام یک مخالفتی پیدا نشد و درین دونیم روز هر کار به بسیار خوشی و خوشوقتی انجام یافت این مجلس که در افغانستان هر روز منعقد گردیده بخیالم به این اسلوب خوب و طریق مرغوب به هیچ یک دول عالم انعقاد نیافته که همه شان بیک فکر و بیک رائی بوده کار از اتفاق بگیرند بسیار جای شکر است حال بدیگر کار های خود شروع نمائیم چرا هر قدر زود تر تمام شود فائده اش بیشتر است!\n\nنظامنامه تشکیلات اساسی و ملکی بخیالم چندان اشکال ندارد که درین مجلس خوانده شود:- چرا در ان توضیح یافته که افغانستان چقدر دگه وزارت دارد و دوائر وزارت چند است و کدام کار بکدام ماموریت تعلق دارد و فلان جا بکدام نائب الحکومگی مربوط است، اگر خوانده شود روز ها خواهد گذشت و از مقصد خیلی دور خواهیم ماند بنا برین سبب اگر خواهش دارید یکیک جلد برای هر کدام شما داده میشود که در خانه ها"}
{"book": "adl0012", "page": 167, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۱۹۶\nمبحث نظامنامه اساسی\n\nخود ملاحظه نماید تا از تشکیلات حکومتی خود مطلع گردیده هر کدام بدانید که قریه من مربوط بکدام حکومتی میباشد خیالم اینطور بهتر است از آنکه روزها خود را در ان صرف کنیم !\nعموم: بلی ! بلی ! این خیال اعلیحضرت ما نهایت خوب و بسیار درست است حقیقتاً اگر درین مجلس خوانده شود روزهای بسیار قرار فرموده اعلیحضرت بغیر حق خواهد گذشت !\nاعلیحضرت: باقی میماند نظامنامه جزای عمومی و جزای عسکری این مسأله ایست که در ان علماء بحث و مذاکره کنند چرا بغیر از علماء فکر دیگران در مسایل نمیرسد ، حالا اگر فقره بفقره خوانده شود و در مجلس بحث و مذاکره شود باید شما کم از کم ششماه در کابل معطل بمانید تا این مسائل تمام شود ، در آخر مجلس نظامنامه مجوث فیه برای شما داده میشود که در جاهای خود رفته آنها را مطالعه کنید و در هر فقره که بحث داشته باشید فردا یا پس فردا مذاکره کنید !\nباقیماند معاملات عروسی و مراسم تعزیه داری که هر دوی آن هم تعلق بشریعت دارد و هم بسیاست ، بایستی در هر ماده اش بحث و مذاکره نموده شود تا انچه خیر و بهبودی ملت و امر و راه شریعت باشد گفته شود اگرچه خداوند واحد و شاهد است که در هر نظامنامه این خادم ملت"}
{"book": "adl0012", "page": 168, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۹۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو علمای اعلام و وزراء تان خون جگرها خورده ایم و شبها بیدار خوابی کشیده‌ایم\nو زحمات را بر خود گرفته‌ایم و آنچیز های را که آسائش و آسودگی ملت در ان\nبوده است فراهم آورده ایم، تا رسیدن دیگر نظامات دولت شروع\nو بحث در نظامنامۀ نکاح میکنیم !\n\nقرائت نظامنامۀ نکاح و عروسی و خطبه تعبویی\n\n[درینجا ذات خسروانه یک بیانه مطولی را آویزه گوش صداقت\nنیوش حضار فرمودند و مفاد نکاح واحدا یا مضار نکاح زیاده از ان را خوب\nشرح و بسط دادند که این مرتب انز میان چیزیرا که بخاطر گرفته توانسته است\nاجمالاً در ذیل بتحریر آن میپردازد. ب. د]\n\nاعلحیضرت ایزد پاک همچنانکه در قرآن مجید بمسلمانان اجازه نکاح را\nتا بچهار زن عطا و کرامت فرموده است همچنان بلکه بیشتر\nازان بر بندگان خود تأکید عدالت و مساوات را در میان ازواج شان نموده\nاست. وا أسفادرینزمان اکثری از مسلمانان این حصه کلام رب العالمین را\nکه فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ است تماماً بنظر"}
{"book": "adl0012", "page": 169, "text": "مبحث نکاح وعروسی\n۱۶۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقبول می‌نماییم! و ازان حصه مهمه آن که وَاِنْ خِفْتُمْ اَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً کاملاً\nصرف نظر نموده ایم! این عاجز از وضع این نظامنامه بجز از تعمیل و تنویر احکام\nرب قدیر و متوجه نمودن مسلمانانرا بسوی این خطای فاحش شان که آنها\nرا موفق داشتن و مکلف نمودن بدین حکم پروردگار دیگر چیزیرا در نظر نداشتم!\nبلی مقصدم از وضع این نظامنامه آن است که من عاجز از زمانشهرتگی\nخویش الی الآن بغیر از نفاق ملت افغانیه و قتل و قتال در خصوص زن گرفتن\nو دختر دادن دیگر چیزیرا ندیده ام و نمی‌بینم آرزو دارم که بیکطریق خوب و یکروش\nمرغوب که خوشی جانبین را حائز باشد مراسم ازدواج را نمائید تا حیات بگذارد\nو صورت معیشت تان باتفاق و خوشی و یکرنگی بگذرد، و العد دیده ام که مابین\nدو برادر در خصوص یکزن اینطور عداوت و عناد پیدا شده که در راه آن برادر دیگر\nبرادر خود را به بیند بجز آنکه سرش را قطع کند دلش سرد نمیشود همچنین نکاح صغار\nنیز موجب مشاجرات و مناقشات دیده و شنیده شده چنانچه یکی برخواسته\nمیگوید که این دختر را پدرش در وقت صغارت برای من نامزد کرده است\nدرینصورهم در خانه داماد یک نزاع پیدا میشود و هم در خانه عروس مسافرت بوجود\nمی آمد، در خصوص شخصی که یکزن داشت و خواهش نکاح ثانی را مینمود\nچنین کردیم که در نکاح دوم دو نفر شاهد بیاورد که شخص عادل و با انصاف\nاست ، چرا آن زن اول بیچاره در صورتیکه بروی دیگر زن بیاید معلوم است\nکه بایستی کند"}
{"book": "adl0012", "page": 170, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n١٦٩\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nکه با یک عالم زحمات دچار میگردد لکن از خوف مظالم شوهر صدائی\nنمیکشد و آوازش بجای نمیرسد هر قدر ظلم و تعدی که مینمود بیچاره فلک زده\nتحمل میکرد و با این بعضی زنها در محکمه هائی پرده میرفت و شوهرش که بیرون\nبا یک وضعیت خیلی قشنگ می برآمد بواسطه که زنش اورا در محکمه آورد\nهزار لعن و طعن میشنید فقط اندفاع این مظالم و قائم شدن عدالتی که\nخداوند تاکید آنرا در ازدواج فرموده چه کردیم گفتیم یک شاهد و یک تصدیق\nنامه آنمردیکه میل بنکاح ثانی دارد قبل از عروسی بدهد که زن اول و ثانی را\nبیک نظر دیده عدالت مینمایم، درین نکته من خیر ملت خود را میدانم مثل امروز\nزکوه ثروتم بسیار کم میدهند مالیه را بخوبی میرسانند چیست که در حصول\nزکوه محصل مقرر نیست و بر مالیه محصل موجود است گویا مصدق محصل\nعدالت و مساوات گفته میشود، هزار افسوس بر ناخوانی و جهالت\nکه نظامنامه را نخوانده و ندیده چنان کردند که حکومت امر کرده تا رضا زن\nاول نباشد احدی دیگر زن گرفته نمیتواند، نی ! آغا بام مساوات بکن،\nعدالت بکن چهار زن بگیر لکن از ان چهار زن که همیشه در بین شان جنگ\nو جدال و قتل و قتال باشد نجا لم بگزن بهتر است حکومت شما گاهی نگفته\nکه در گرفتن زن ثانی رضای زن اول بکار است کدام زن است\nکه بگوفتن بگزن دیگر شوهر خود را امر کند و رضا باشد حتی اگر یک زن لنگ"}
{"book": "adl0012", "page": 171, "text": "بحث نکاح و عروسی ۱۷۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو کور هم باشد گاهی باین امر خوش نیست که شوهرش زن دیگر بگیرد!\nاما در وقتیکه یک مرد عدالت و مساوات نداشته باشد گاهی\nراضی نیستیم که زن دیگر بگیرد و باز هر دوی شان در محکمه جات حاضر شوند پس\nکه بحث و مذاکره و تنقید برین نظامنامه داشته باشد اینک نظامنامه\nبرای تان سرا پا خوانده میشود بشنوید و فقرات بحث طلب را بیرون\nنویس کنید که در خاتمه بران گفت و شنید نمائیم من حاضرم که همرایتان\nدران موضوع گفتگو کنم [بعده منشی مجلس نظامنامه مزبور بآواز بلند خواندن\nآغاز کرد بعد از خواندن نظامنامه نکاح و عروسی فقر اتیکه بران اعتراضات\nو گفت و شنید بعمل آمده مجملا حسب ذیل است : - ]\nوکیل قندهار اعلیحضرتا ! ما مقصریم ازینکه یک فکر ورای بدهیم چیزیکه\nشرع شریف و احادیث منیف فرموده و علمای ما از ان معلومات\nدارند بگویند تا ما عمل کنیم ما همه اوامر شریعت را آمنا و صدقنا گفته بسر\nو چشم قبول داریم !\nوکیل سمت شرقی بر ماده که دران ذکر گرفتن بیشتر از یک زن است\nدر صورت عدم عدالت و مساوات اعتراض\nکنان گفت که درینجا حکم بدست مردان است که خواه یکزن میکند\nیا چهار زن حکومت حق ندارد که منع کند (چراکه در شریعت موقوف نشده)"}
{"book": "adl0012", "page": 172, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nدر صورت عدم عدالت و مساوات، زن مختار است که خودش در محکمه\nمیرود و یا وکیل میگیرد تا او همراه شوهرش مباحثه بکند! و حقوق حقه\nآنزن را بدستش بدهد!\nاعلیحضرت\nکسی شما را از گرفتن چهار زن منع نکرده است و گاهی قانین\nدولت بشما نشان نمیدهد که بغیر از یکزن بگرفتن دیگر عیال\nمأذون نمیباشید! این افواه که زبانزد عوام گردیده از تبلیغات اعدا\nو از بیخبری خود شماست که از یکطرف بقول دشمنان خود گوش داده اید\nو از جانب دیگر بطرف نظامات دولت التفات نمیکنید و دقت را بکار\nنمی برید که آیا این حکم در کدام ماده و کدام صحیفه نظامنامه مندرج است ابداً\nحکومت شما تعدد ازدواج را مانع نشده است البته یگانه خواهش حکومت\nآنست که بر طبق فرمایش ایزد پاک عدالت و مساوات حقیقی در بین\nطبقه ذکور و اناثی مرعی و معمول باشد و این از بدیهات است اشخاصیکه\nبیشتر از یک زن را در حباله نکاح میگیرند ابداً مراعات عدل و انصاف را\nنمیکنند و اولادۀ یکزن اطفال دیگر زن شوهر خود را که در حقیقت برادرند\nبا اقارب طرفین بنظر بغض و حسد نگریسته رفته رفته از همین تعدد از دواج\nچنان یک نفاق و بیگانگی در بین اقارب نزدیک بوجود می آید برضد\nاوامر یکه ایزد پاک بار بار ما را با تحاد و اتفاق دعوت کرده است عملیات"}
{"book": "adl0012", "page": 173, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nناگواری بعمل می آید ازین رو حکومت تان نه حکم امتناع تعدد از دواج کرده\nو نه آنها را یکسر اجازه داده است که با وجود مظالم و بی انصافی واعتساف پیشکی\nچند زن نمایند که بدون مصدق و علامات و شواهد عدالت بیشتر از یکزن را\nگرفته بتوانند البته اگر کسی تصدیق انصاف ومساوات و عدالت ناکح را\nبکند گاهی حکومت او را از تعدد منکوحات مانع نمیشود !\nمولوی فضل ربی عرض کرد که ایزد پاک اجازه گرفتن چهار زن را داده\nدر صورت عدم عدالت البته بیشتر از یکزن را جائز نفرموده\nاست مگر شرط و لفظ مصدق نه در قران و نه در حدیث و نه در کتب فقهیه برای\nنکاح ثانی موجود است، بلی در صورتیکه مرد حق یکی از زنان خود را تلف کند\nانزن مظلومه حق تلف شده خود را که شریعت بدو اجازه داده است مستغاثه\nمظالم و حق تلفی شوهر خود را شخصاً خودش و یا وکالتاً یکی از اقاربش\nدر محاکم شرعیه نماید علاوه بران خطاب عدالت از طرف رب العزت\nبرای شوهرانست نه برای اولی الامر - لہذا پادشاه هیچ حق مداخلت\nرا در تعدد نکاح بمقرر مصدق و شرط عدالت نخواهد داشت و این هم\nبدیهی است با وجود یکه یک مرد در موقع نکاح خویش تصدیق عدالت\nخود را نماید چون قبل از وقت است بعد از نکاح اگر عدالت نکند از عقل\nبعید نیست پس عقلاً و نقلاً وجود و شرط من مصدق در تعدد ازدواج"}
{"book": "adl0012", "page": 174, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nلویه جرگه\nبیسود است!\nدرینجا یک غلغله برخلاف تقرر مصدق برپا شده هرکسی از علماء و وکلاء و سادات برپا خواسته نظریات مطوله و مختصره خویش را بر عدم تقرر مصدق خاتمه میداد و هم ضمناً از محصولیکه بر نکاح ثانی و ثالث و رابع حسب المراتب مقرر بود زمزمه سرائی کرده متفقاً اظهار داشتند که مصدق و محصول هردو باید الغا یابد و ذات همایونی بکمال بشاشت و خنده پیشانی حسب النوبه بسخن هرکدامی گوش میداد!\nحضرت صاحب شوربازار\nبالآخره جناب فضائل مآب حضرت صاحب شوربازار نتیجه تمام این مذاکرات را چنین بخدمت شهریار خویش رسانید که درباره مصدق شخص خودم هیچ گفته نمیتوانم که باشد یا نه لکن آبنوهوم محصولیکه بر شوهران بنکاح دوم، سوم، چهارم درین سال مجدداً مقرر شده است معاف گردد!\nاعلیحضرت\nدرینجا یک بیانیه را در حقوقیکه نسوان بالای مردان دارد عقلاً و نقلاً ثابت کنان و از مظالم که بران بیچارگان بواسطه همین تعدد ازواج وارد می‌آید و عده از اهالی آنها را که بمیل خاطر شان نباشد میفروشند و بحیوانات مبادله مینمایند و بحالت زار نگهداشت مینمایند بیک الفاظ نهایت رقت آور بیان داشته در خاتمه فرمودند که ما و شما تماماً"}
{"book": "adl0012", "page": 175, "text": "بحث نکاح و عروسی\n۱۷۶\nنومبر گر ۱۳۰۴\nاز طبقه اناثیه که بجز از چشم و نگاه مادر گیر برانیشناسند و اسباب مسرت\nو غمگینی شان خنده پیشانی و چین جبین ما مردان است مسؤلم مخصوصاً\nشخص خودم که بالطاف خداوندے پادشاه شمایم چنانچه که از رفاه و آرامی\nشما مردان مسؤلم بیشتر تر از ان از رعایای اناثیه خود نیز شرعاً و عقلاً و نقلاً\nمسؤلم بنجدا که دل و جان و وجدان من بکاہی بدین امر روا دار نیست که\nمحض بواسطه خواهش نفسانی یک عده از مردان بهمه صفت این همه\nپریشانی ها و مذلت را بر یکدسته از رعایای مظلومه نیز بان ملتم که طبقه مستورات\nاست روادار شوم و این را هم ناگفته نمیگذارم که شما علماء و فضلاء همچنان\nکه من درین مسئولیت داخلم زیاده تر ازان زیر بار این مسئولیت خواهید\nبود از برایخدا کسانیکه ترتیب معیشت و حکمرانی آنها را خداوند به ذمه شما\nگذاشته است آن حق را رعایت کنید و عینک بهیمه صفاتی را از خود\nدور کرده بچشم حق بین در اصل مسئله دقت را بکار برید زندگانی مردی که\nیکزن داشته باشد نسبت باشخاصیکه زنهای مختلف السیرت متعددیرا\nداشته باشد چقدر متفاوت است!\n\nسولوے محمد حسین خان\n\nدر تعداد از دواج عرض میکنم که از آیه شریفه است\n(و لن تستطیعو ان تعدلو بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلو\nکل المیل فتذروها کالمعلقه) استنباط میشود که شما در میان زنها"}
{"book": "adl0012", "page": 176, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۵\nلویه جرگه ۱۳۰۴\nمتعدد هرگز عدل کرده نمیتوانید پیشتر بیان شده بود (وان خفتم الاتعدلوا\nفواحدة او ما ملكت ايمانكم) اگر خوف کنید که عدل کرده نخواهید توانست\nپس یک زوجه بس است یا کنیز های تان بهر کیف چون بنابر بعضی اسباب\nضروری ولابدی چهار زن جائز شد شرط عدل هم لازم آمد و اگر عدل نشود\nلاجرم درمیان شوهر و زن نفاق و شقاق رو می نهد. در دیگر آیت داردات\nوان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من اهله وحكما من اهلها\nاگر شما از شقاق و عداوت همدیگر بترسید پس یک حکم از طرف شوهر و دیگر از\nجانب زن مقرر کنید. لہذا در صورتیکه مرد بعد از دواج واحده خیال\nدیگر زنرا داشته باشد چون عدل محال است و اثر عدل آن اندیشه\nشقاق لاحق میشود پس هنگام ازدواج مزید یکنفر از طرف مرد و دیگر از اهل\nزن پیشتر مقرر باشد تا اصلاح شانرا بعمل آرد و این دو نفر دائماً ضامن\nو مراقب و منفعت احوال هر دو طرف باشند. این یک تجویز است\nکه بخاطر فاتر من گذشته البته علما تطبیق یا تردید آنرا کرده میتوانند.\n[ در اثر این گزارش مولویصاحب عده از علما بر علیه شان\nبرخواستند با اینکه در اوضاع خود مولویصاحب نیز استعداد کافی\nجوابدهی موجود بود با آنهم حضرت مولوی محمد بشیر خان برخواست حضار را\nخطابه کنان فرمودند که از طرف مولویصاحب محمد حسین خان وکالتاً"}
{"book": "adl0012", "page": 177, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو از طرف خویش اصالتاً توضیح این مطلب را ذهن نشین سامعین مینمایم!\n\nمولوی محمد بشیر\nبتائید اعلیحضرت غازی آیه شریفه محسنین غیر مسافحین و\nدیگر آیاتی را که در مورد شفقت و نظر مرحمت داشتن بطبقه\n\nاناثیه بود باحادیث شریف و روایات منیف خوانده و بترجمه عام فهم آن بیک\nجوش و خروش فوق العاده پرداخته مخصوصاً آن حدیثی را که حضرت\nرسول اکرم در موقع حجة الوداع نسبت بمراعات نسوان و عطف توجه\nنمودن مردان بدین اجسام لطیفه فرموده اند با نبذی ازین مظالم و بیدادیهاییرا\nکه رجال موجوده بر ازواج متعدده خویش فی الحال روادار میشوند بالفاظ\nنهایت پر شور ایراد داشته فلسفه تعدد ازواج را د زمانه صحابه محض برای\nسرپرستی بیوگانیکه در جهاد شوهران شان وفات میکردند و به تعداد بسیار\nاز خود بابیوه میگذاشتند، بیان کرده گفت نه اینکه مقصد از چهار زن گرفتن\nمیل نفسانی را پوره کردن مقصودشان بود در خاتمه درین قید و بستی که ذات\nخسروانه بر تعدد ازواج فرموده اند ننور ملوکانه را حق بجانب گفته علما ر را\nبلفظ مودبانه بدین امر توجه دادند که باید در هر حال مراعات نسوان بعمل آید!\n\nیک ملا\nبر پا خواسته بتائید مولوی محمد بشیر خان و اعلیحضرت غازی دعوة کلمات\nاز حد مفید برا ایراد کنان بعرض رسانید که شریعت محض بغرض اقامه عدالت\nبرای زنانیکه در نفقه و کسوت و غیره لوازماتش از طرف شوهر نقص و قصور"}
{"book": "adl0012", "page": 178, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۷\nلویه جرگه ۱۳۰۲\n\nواقع شود، حکم واجانه داده است که بحکومت استغاثه کند اگر بیجا\nمصدق در نظامنامه چنان تصریح شود در تان مظلوم که حقوق شانرا مردان\nتلف کنند حق دارند بهر ذریعه ایکه میتوانند این مسئله را بمحکمه مرافعه کنند و محکمه\nر است که علاوه بر توصیه عدالت و مساوات آنمرد ظالم مجازآ کند !\n\nلویه جرگه\nتماما تائید کنندگان این نظریه را تصویب نموده آرزوی منظوری\nآنرا از حضرت پادشاهی التجا کردند!\n\n[چون یگانه نقطه نظر اعلیحضرت پابندی شریعت غرای احمدی\nو عدالت گستری و رعیت پرور است درینجا چنان یک نظریه را که\nموجب اتفاق عموم و برطبق شریعت بود ايراد فرموده گفتند. ب.م]\n\nاعلیحضرت\nامسال در حین ترتیب بودجه وزارت مالیه چیزی مبلغ\nرا از عایدات کمتر د مصارف را بیشتر نشان داد مجلس\nوزراء برای تعمیل آن مخارج هر چند سنجیدند همرسرا نیافتند اگر بر مالیه و\nیا گمرک و بر دیگر محصولات دولتی می افزودند ظاهراً ظلم و بار اندازی\nگفته میشد باالآخر چنان سنجیدیم که آن مبلغ بردو شعبه ایراد گردد اولاً\nبرعرائضی که مردم بنزد مامورین دولتی حق و ناحق نموده موجب سرگردانی\nناحق اہالی و تضیع اوقات مامورین دولتی میشوند افزودیم تا مردم بواسطه\nگرانی عرایضہ در صورتیکه قصد شان مظلوم آزاری و سرگردانی باشد\nپیش نکنند."}
{"book": "adl0012", "page": 179, "text": "بحث نکاح و عروسی\n۱۷۸\nلویہ جرگہ ۱۳۰۳\nعریضہ پرداز نشوند. دوم برای نکاح ثانی و ثالث و رابع چون عموماً\nبغرض میل نفسانی و عیاشی میباشد و ظاهر اً کسی کہ نکاح متعدد میکند حتماً\nپول زیاد هم داشته میباشد افزودیم و برای اشخاصیکہ بنابر بعضی مجبورت\nهای خانگی نکاح ثانی میکند این محصول را معاف داشتیم و هم از مصدق\nمقصد ما رفع مظالم و ادائہ عدالت ومساوات از اول مرحله بود چنانچه\nبرای حفاظت خزانہ و مقامات لازمہ از ابتداء پہرہ دار مقرر میشود تا دزد\nدران اطراف واکناف تردّد نکند. اکنون کہ شما علمای اعلام خوبتاً\nمعافی محصول میباشید و هم برای دوام عدالت و مساوات در باب\nزن حق شکایت نمودن را بحاکم عدلیہ دادید و هم حکومت را بمجازات\nشخصیکہ بر ازواج خویش مراعات عدالت را نمیکند اختیار دادید شرو\nیک مطلب است گویا من از اول پہرہ دار مقرر کرده بودم کہ دزدی\nنشود و دزد بنظر نیاید و شما میگوئید کہ حاجت ندارد اگر دزدی شد و مال\nغائب گشت باز از روی تفتیش و دلائل وامارات هم مال را پیدا میکنیم\nو ہم دزد را مجازات میدہیم این خادم شرع شریف نیز برین نظریہ شما مسرور\nو ازین حق پسندی شما کہ ہموارہ برای نسوان مظلوم حق استغاثه را\nاز دست شوهران ظالم شد و اید تشکر میکنم برای حکومت قید اولیه\nکه در نظامنامه بود و این قید را که شما بحجة همیشه فی الحال رای دادید فرق عام شکی"}
{"book": "adl0012", "page": 180, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۷۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمیکند بلکه نسبت به پیشتر زیاده تر حکومت ترغیب عدالت را مینمایند!\nیک وکیل\nاعلیحضرتا ! اگر برای اشخاصی که زنان خود را از رفتن محکمه باز میدارند\nهم مجازاتی مقرر شود برای ادامهٔ عدالت و مساوات چقدر\nموزون خواهد بود !\nلویه جرگه\nبلی! بلی! ضرور باید هم بر شوهر انیکه زنان مظلوم خود را از\nاستغاثه بمحکمه شرعیه مانع میشوند مجازات مقرر گردد و هم بر مردی\nکه با وجود تنبیه حکومت مکرراً باز بیرون و مظالم پیشینگی را واگذار نشود و باز استغاثه\nاز دست وی بحکومت برسد باید قدری مجازات وی در مرتبه (۲) و (۳)\nحسب المراتب کسب زیادت و شدت نماید !\nاعلیحضرت\nذات همایونی بایک عالم شادمانی این نظریه لویه جرگه را بمنظر\nقبول منظور فرموده منشی مجلس را امر بتکلم بند نمودن او کرد و این\nبحث بکمال شادمانی خاتمه یافت !\nوکیل قندهاری\nیکنفر مرد قندهاری با اینکه مبحث با تفاق آرای عمومی خاتمه\nیافت بپا خواسته بیان داشت چنانچه مردان\nدر صورت عدم عدالت و مساوات بنزد حکومت مسئولند بایستی حکومت\nما برای زنانیکه ناحق بمحکمه از طرف مرد شکایت کنند دلشین شوهران خود را\nبدست قاضی و محتسب بلا سبب بدهند نیز مجازاتی مقرر نمایند!"}
{"book": "adl0012", "page": 181, "text": "بحث نکاح و عروسی\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nلویه جرگه [ با اینکه ذات همایونی از نکته سنجی و باریک بینی که دارند از آغاز کلام\nمقصد این سر در بریده بود و میخواستند بمجرد سکوت اش جوابی\nبرایش بگویند ــ اما اعضای لویه جرگه بسبقت جسته جوابهای\nبسیار معقولی برای وی گفتند که اول زانرا اینقدر جرئت نیست که\nناحق و بلاسبب عریضه پرداز شوند و باز شریعت بدون گواه و دلیل\nسخن هیچ کسی را نمیشنود : ــ مقصد اینکه سخن آقا پوچ رفت و مکرراً\nهمان نظریه ابتدائیه خود را لویه جرگه درین مورد درست گفتند، منشی مجلس\nآنرا تحریر کنان بعد از امضای همایونی بامضای عمومی لویه جرگه تزئین یافت!\nدرینجا ساعت (۱۲) را نشان داد و اعلیحضرت محبی ملت افغان\nعموم حضار را مرخص فرموده و مزید مباحثه نظامنامه نکاح و عروسی را بظهر\nوعده دادند . ب ــ د ]\n\nظهر دوشنبه (۳۰) سرطان\n[ بوقت پیشین نیز عموم حضار و اعلیحضرت دیندار ما پوره بوقت\nموعوده حاضر شدند بعد از وقفه قلیل بکار آغاز نمودند . ب ــ د ]\nاعلیحضرت بنام خداوند مهربان آغاز میکنم : ــ بحث ادر تعدد ازدواج بود که قرار"}
{"book": "adl0012", "page": 182, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۸۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nرای عمومی و مسائل مفتی به حنفی فیصله اید، حالا بفرمائید دیگر در کدام یک ماده ازان\nبحث دارید؟ تا بران گفت و شنید بعمل آید!\n\nیک نفر ملاء\nبکمال ادب برخواسته بعرض رسانید فوائد و عوائدی را که ذات معالی\nصفات پادشاهی در توقیف نکاح صغاره سنجیده‌اند، بر همگان\nظاهر است و نمایان فاما بعضی از مردمان منافقت پیشه و دشمنان افغانستان\nبرین حکم همایونی تنقید مینمایند و در حقیقت در تنقید خویش حق بجانب نیز شمرده\nمیشوند، آرزومندیم که نکاح صغیره ممنوع قرار داده نشود !\n\nعلیحضرت\nاین خادم ملت همواره آرامی و آسوده بودن شما را در زیر نظر\nدارم و از خداوند همیشه خواستارم که در بین عموم ملت\nافغانستان یک اتحاد و وفاق کلی حکمفرما بود. خداوند نفاق دوئی و خرابیها را\nاز عموم سکنه افغانستان دور داشته باشد. معلوم است که یگانه\nموجب بغض و عداوت و فرقه بندی درین سرزمین افغانی اکثر ی از\nنکاح صغیره به عمل می آید، دو نفر بالای یک دختر که آن بیچاره قلباً یکی\nازویشان را خواستار نیست دعوی میکنند و هر کدام وسائل جائز\nو یا نا جائز را برای بدست آوردن مدعای خود بکار میبرد. اما چون آن دخترک\nمظلومه در صغارت بصورت مشروعه و یا غیر مشروعه بیکی ازین دو نفر\nاز طرف اولیای نکاح داده شده است و یا ابداً باحدی ازین دو مدعی"}
{"book": "adl0012", "page": 183, "text": "مبحث نکاح وعروسی\n۱۸۲\nلویہ جرگہ ۱۳۰۳\nداده نشده لکن این مرد ناحق بران مظلومه دعویرا اقامه داده بعد تضیع\nاوقات ومصارف بسیار و مشاجرات ومناقشات زیاد آن دخترک\nرا یکی از آنها بهر ذرایع ممکنه که باشد در حباله نکاح خود می آورد و اثرات\nآن حریف مقابل او را که زرا باخته است برین امر وا دار میکند که بضرر مالی\nوجانی این مرد میکوشد. واین مسأله رفته رفته کسب وخامت میکند!\nاز طرف دیگر آن منکوحه مظلومه که جبرا بزور پول وشاهد و گواه حکم نامزد\nحکومتی ومحکمه عیال برای آنمرد قرار داده شده است چون طبعاً و قلباً این\nمردرا بنظر اکراه مینگرد و محبت اورا بدل نمی پروراند ازین رو همواره عیش\nوحیات هرد ویشان منغص میباشد و نه در مال و نه در اولاد شان برکت و\nمنفعتی چنانچه شاید و باید عمل می آید !\nاکثریه بعداز ایجاب وقبول زمان صغارت یکی از طرفین عوارض\nجسمانی و مادی بهم رسیده در زمان بلوغ مرد زنرا وزن مرد را بواسطه\nداغهای چیچک که بر رخسارهای شان عاید میشود یا بواسطه سوختگی\nویا از بام افتادگی ویا بواسطه افلاس و یا دیگر اسباب یکجهتی درین قدر مدت\nکه طرفین بسن بلوغ میرسند واقع شدنی است بنظر نفرت نگریسته\nمچانه مقصد محبت و ائتلافی که از ازدواج است در ان فوت میگردد بلکه بیجا\nدوستی ومحبت هر روزه مبنافرت و مشاجرت میپردازند !"}
{"book": "adl0012", "page": 184, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۸۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nبسیار دیده شده است با اینکه صغیره را اولیای او در طفلی\nبنکاح داده است اما در کلانی این صغیره بصغیره بهزار حیله و بهانه خود ها را از\nهمدیگر جدا کرده اند و در بسا اوقات ولی بعد اعطای صغیره خود بیک نفر وفات میکند\nو دیگری ازین موقع استفاده کنان بران دختر دعوی مینماید چون در قید\nحیات نیست که قول یکی ازین دو نفر را تصدیق کند ازین رو مسئله بمنازعه\nمی انجامد. و اکثریه برخی از مردمان دنیا دوست با اینکه صغیره خود را بیک نفر\nنامزد میکند اما چون از افلاس و بعض اعمال او مطلع میشوند علل لغو از وی\nدلسرد شده بهزار حیله و بهانه آن صغیره خود را از وی خلاص کرده بدیگری که\nصاحب ثروت و مال و هستی میباشد او را میدهد ازین رو به نامزدیه خود را\nبصغیره با خود عندالله مینماید !\nبنابرین فقرات و اسبابیکه شمه از آن تلمیح رفت این خیرخوا\nبمنفعت ملت خویش امر نمود که دعاوی مناکحات صغاریکه ماقبل ازین\nشده اند تا بسه سال باید خاتمه داده شود و در محاکم عدلیه رفته اگر دعوی\nداشته باشند فیصله نمایند و ما بعد از سه سال دعاوی آنها\nکه عموماً ناحق و بجز از تضیع اوقات دیگر ثمر نمیدهد شنیده نمیشود و در آتیه\nباید بنکاح صغیره اقدام نمایند !\nحضرتصاحب چیزیرا که اعلیحضرت غازی فرمودند از از نقطه شفقت و"}
{"book": "adl0012", "page": 185, "text": "مبحث نکاح و عروسی ۱۸۴ لويه جرگه ۱۳۰۳\n\nعاقبت اندیشی خیلی درست است، فاما نکاح صغیر یکی از مهمات بزرگ\nمسائل فقهیه است و دران ابحاث مطولی در معرکتہ الآرايی در کتب فقهیه\nمرقوم آمده است حتی عدهٔ از معترضین نکاح صغیره را بنا بر اینکه حضرت رسالت\nپناهی ام المؤمنین حضرت عائشه صدیقه رض را در صغارت نکاح کرده\nاند سنون نیز شمرده اند لذا رجا میشود که نکاح صغیره جائز و دعاوی\nآن در محکمه مسموع گردد !\nمولوی عبد الواسع در جواب حضرت صاحب چکنی گفت که در انسداد نکاح\nصغیره شده است درست است و امر اولوا الامر\nدر امثال این مسائل حکم وجوب را در بر میگیرد، زیرا این مسئله مسلمهٔ\nاصول است که قول ضعیف و لفظ قیل را امر اولوا الامر بمرتبه وجوب\nمیرساند حالا نکه نکاح صغیره مباح است، چون باین فعل مباح\nامر اولوا الامر انضمام یافت ظاهراً حکم وجوب را در یافته از نیرو با اینکه\nنکاح صغیره در کتب فقهیه صرف جواز داشت چون بر خلاف آن حکم\nهمایونی صادر شد ظاهراً و شرعاً ممنوع گردید،\nملا: چیزیرا که شما و امثال شما در نظامات کورکورانه از مسائل ضعیفه و خیالات\nسخیفه خود داخل کرده اید حقیقتاً ملامتی بر ذات ستوده صفات امیر معظم\nغازی ما نیست تنها مظلمه و گناه آن بر شما و امثال تان است! آیا شما نمیدانید"}
{"book": "adl0012", "page": 186, "text": "مبحث نکاح وعروسی\n۱۸۵\nنومبر کہ ۱۳۰۲\n\nو از زبان حضرت صاحب نشنیدید که حضرت ختمی مرتبت سیدتنا\nعایشه را در آوان صغارت نکاح کرده است و عدهٔ از اهل سلف و\nخلف براین امر دوام ورزیده اند و این نکاح صغیره نیز از امور مسنونه\nشمرده میشود پس چگونه سنت بقول اولوالامر نه تنها از مرتبهٔ سنونیت\nاسقاط بلکه بر خلاف آن حکمی اصدار میگردد ؟\n\nمولوی عبدالواسع\nملا صاحب ! شما در تعریف سنت سهو کردید و بر مغالطه\nنکاح صغیره را مسنون قرار دادید زیراکه آن از سنن\nعادی وطبیعی است چنانچه حضرت رسول اکرم صلعم طعام تناول فرموده\nوخفته‌اند و تفرح مزاج وغیره اموراتیکه طبعاً بایک انسان ملزوم است\nکرده‌اند ضمناً صغیره را نیز نکاح فرموده‌اند پس از ان عادت وطبیعت\nنبائیست یک امر سنونی را استخراج کرد.\n\nقاضی عبدالرشد\nکه یکی از اعضای تمیز است برعلیه مولویصاحب بپا خواسته\nبیانیه طولانی را در عدم جواز امتناع نکاح صغیره داد و\nو مغالطهٔ مولوی عبدالواسع ایراد نمود که روح کلام او این الفاظ است\nکه بنکاح دادن صغیر و صغیره یکی از حقوق و ولایت پدر و پدر کلان است\nکه بآنها شارع این حق و امتیاز را محض بدینواسطه که آنها کمال شفقت\nو مرحمت را نسبت به پسر ونواسهٔ خود مرعی میدارند، ارزانی نموده است،"}
{"book": "adl0012", "page": 187, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۱۸۶\nمبحث نکاح و عروسی\n\nپس اولوالاثر یا دیگر بر اچه حق است که این حقوق حقه را که تمام کتب فقهیه\nبراب و جد داده ساقط کند و عدم جواز نکاح صغیر را اعلان کند امثال\nما را نباید محض بغرض رسوخ و اعتبار و تشخیص خود مسائل کج و روایات\nمعوج برای مافوق خود که ما را وکیل و کفیل در امور شرعیه مقرر داشته است\nتقدیم نموده به نزد عموم خود را مسئول نمائیم !\n[گویا قاضی عبدالرشید توهم داشت بعض خطاء و یا سهوا تیکه\nاز هیئت تمیز سابق در بعض نظامات بوقوع پیوسته است ذمه داری آنها\nتنها بر مولوی عبدالواسع است که خود را با مشال این اقوال بنظر حضار\nبا اینکه یکی از اعضای مهم همان هیئت تمیز بود برعلیه دیگر اعضای خویش که\nتماما باستثنای مولوی عبدالواسع مهر سکوت را بر دهان مبهوت خود\nگذارده بودند نشان داده صفائی و دانائی خود را بحضار حالی مینمود بلکه\nبزبان حال تقاضای این امر را شاید مینمود که در آتیه ریاست هیئت تمیز را\nنظربدین معلوماتیکه دارم و حقایقی که میسرایم تنها خود من مستحقم ازین رو\nدر جواب او گفته شد . م . د ]\nاعلحضرت\nقاضی صاحب ازین بیانیه شما علی العموم چنان مفهوم میشود\nکه این نظامنامه را تنها مولوی عبدالواسع بر طبق شریعت\nگفته و تصویب نموده امر بانطباع آن داده است شما و باقی اعضای شما"}
{"book": "adl0012", "page": 188, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۸۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر ملاحظه و تصویب و تدقیق آن پیچ مداخله ننموده اید حالا نکه تمام نظامات\nبعد از اینکه از ملاحظه شما گذارش می یابد بامضاء و دستخط های شما مطابق\nشرع شریف انگاشته میشود سپس از ان در محل اجرا گذارده میشود متاسفانه\nدرین نظامنامه نمیدانم که بکدام واسطه مهر و امضای شما نیست خیر در دیگر\nنظاماتی که مهر جناب عالی است خدا کند که کدام لفظ و یا عبارت و یا مضمونی\nمورد تنقید و تردید \"لویه جرگه\" گردد تا منهم طوریکه خودت اظهار کردی\nشما را هم تحت استنطاق آورده مجازاتی را که در خور باشی بالات\nاجرا، گردد !\nباز عطف توجه شاهانه شانرا بطرف \"لویه جرگه\" نموده فرمودند\nکه امورات شرعیه درین نظامنامه و در سائر نظامات محول بدین علمای\nتمیز بوده است که بپیشگاه شما حاضرند و یگانه نصیحت و احکام و سپارش\nمن نیز به این علما همین بود که باید پیچ یک اساس و شانوده را که\nبرخلاف شرعیت محمدی باشد در نظامات، نگذارند که داخل باشند\nاکنون که آنها از امثال این روایات ضعیفه و قیاسهای سخیفه که به پیشگاه\nما و شما بحث میکنند، کار گرفته اند با اینکه من عالم و قاضی و مدرس نمیباشم\nتنها خود را یک خادم و محافظ د سر باز شما میدانم خوبتر دانستم و فهمیدم که اینها\nاز امانت و دیانت و نصیحتیکه من بآنها بار بار توصیه نموده ام کار نگرفته اند و بانگ"}
{"book": "adl0012", "page": 189, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۸۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدخل ظاهر و علانیه و پیشروی شان میگویم که بار مسئولیت آن بر ذمه و رقبهٔ\nخود آنها است این بحثی را که سابق برین خودم در مفاد نکاح کبار مع مضآ\nمواصلت زمان صغارت نمودم از روی علمیت و شرعیت نبود تنها از\nتجربهای شخصی خودم که از مدت درازی از زمان شهزادگی خویش الی الان تجرّباً\nشامدت مشاهدت دارم بمحصول آمده است از روی دلائل عقلی و مسموعی\nو دیدگی و تصور شخصی من بود که رفته رفته از تائید و تصدیق همین علماء\nکه به نزد شما حاضر نشسته اند جامهٔ تصدیق و صورت یقین را\nدر برکشید !\nالبته این مسئله یکی از عقائد لاتتغیّر من است که دین اسلام\nو شرعیت سید الانام یک دین بسیار مقدس و یکطریقه از حد مکملی است\nکه نه در سابق و نه در ازمنه لاحق نظیر و مثیل آن در جابی شده و یا خواهد شد\n(الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام\nدینا) هر نقص و خرابی که در امورات ما بنظر می آیند در حقیقت تماماً نقص\nو خرابی خود او از اشخاص ماست سه\nاسلام بذات خود ندارد خللی * هر عیب که هست در مسلمانی ماست\nچنانچه از تصفیه این چند مبحث خود غرضی و در حقیقت پوشی\nملا صاحبان تمز ظاهر شد که . . . . . . . . . . . ."}
{"book": "adl0012", "page": 190, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۸۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nخوب است چون شریعت نکاح صغیره را مانع نشده مرته در انسداد آن رضامند نیستیم و سر از حال حکم\nجوازش را نافذ میکنیم لکن نظر بدعاوی و مشاجراتیکه در مواصلت های صغار\nبوقوع انجامید نکاح صغیره موجب گفت و شنید و مخاصمات متمادی است\nاندکی قیود شرعی را بران گذارید چون مرا پدر معنوی و خیرخواه حقیقی عموم ملت\nافغانی میدانید و این یکی از وظائف پدر به پسر و مهتر بکهتر است که از مضار\nو معائب و نقصانات او را پیش بینی نموده اطلاعات بدهد ازینرو عرض\nمیدارم که شما حضار وکالتاً این درخواست مرا لعموم ملت من ابلاغ نمائید\nبا اینکه شرعاً نکاح صغارت جائز است فاما چون نتیجه آن بدعاوی و مشاجرات\nو مناقشات و منافرت طرفین می انجامد حتی الوسع باید از مواصلت صغار\nبپرسیزند !\nلویه جرگه\nازین شریعت پروری و عدالت گستری و شفقت و عنایت\nاعلیحضرت غازی که نسبت بعموم ملت افغانی خویش همواره منظور\nنظر عاطفت اثر داشته و میدارند یک غلغله دعا گوئی و یک ولوله خرمی را\nبر پاکنان از هر طرف در صفات و خصال همایونی گفت و شنید برپا و در\nمذمت و مخالفت علمای تمیز سابق سرگوشیها حکمفرما بوده در نتیجه با تفاق آرا\nچنان تصویب شد که نفس نکاح صغیره جائز و دعاوی آنهاباید بدواً از مرکز\nدارالسلطنه در وزارت عدلیه بارگیر محاکم شرعیه شنیده نشود تحت این فقره"}
{"book": "adl0012", "page": 191, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۱۹۰\nمبحث نکاح و عروسی\n\nنصیحت و شفقت همایونی تحریر گردد تا اهالی حتی الامکان بدان اقدام نورزند\nبالاخر فقره که همین مضمونرا تقریباً داشت تحریر و از طرف عموم مورد قبول و\nامضاء بعد از دستخط شاهانه گردید!\n\nاعلیحضرت باز ذات شاهانه قطع کلماتی را که در مدح وصفت شان\nاز هر گوشه و کنار در گفتار بود نموده فرمودند که محض جهت اینکه\nعلماء ما بر مسائل ضعیفه و روایات مرجوحه کار نکنند و امثال آن کلمات را\nدر اساس نظامات ما در آتیه نگذارند، از لویه جرگه در انسداد آن نیز رأی\nمیخواهم زیرا که خودم و امثال من در ظاهر هیچ فرق مابین یکی از شما علمای کرام\nبلکه عموم شما را از حسن ظنی که خاصه هر فرد مسلمان است در باطن هر کدام\nتانرا صادق مسلمان و متدین صاحب وجدان و خادم شریعت و ملت\nو اسلامیت و مملکت تان می انگارم و در ظاهر نیز ماشاء الله عمامه و جبه\nو قبه هر کدام مخصوصاً از علمای تمیز ما [درینجا تبسم فرمودند. ب. د]\nجالب توجه و موجب حیرت و دقت است تا در آتیه هر کس بنابر اغراض\nنفسی و تشخیص پسندی خود این مسائل ضعیفه را در قوانین اسلامیه\nداخل نکنند و هم ارباب غرض و معاندین را جای اعتراض و سخن و نکته\nگیری بدست نیفتد و اشخاصی که قصد اً بگفتار امثال این اقوال اقدام\nکنند مجازات بنگرند!"}
{"book": "adl0012", "page": 192, "text": "بحث نکاح و عروسی\n۱۹۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه \nتماماً بتائید این قول همایونی ایستاده گفتند ضرور کسیکه در مسائل شرعی مداخله کند و یا درباره قوانین اسلامیه افغانیه بهتان و افترا نماید تحت مجازات گرفته شوند !\nیکی از علماء بپا خواسته امثال این رجال بداعمال را در تحت مفسدین آورده این آیه شریفه را که ( لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها ) خوانده و بترجمه آن پرداخته و نتیجه قتل انمردی را که در بین مسلمانان فساد بر پا مینماید حتمی نشان داد .\nبتائید او تمام علماء بکلمات پیهم و احادیث حضرت رسول اکرم را خوانده گویا اعلیحضرت غازی را یکسره تشویق بقتل امثال این اشخاص معاند و بدخواه و شقاق افگن میدانند و آرزو داشتند که این چنین کدام یک نفر را در نظامات تعزیری ایراد نمایند اشخاصیکه نسبت بحکومت و ملت و نظامات دولت بغرض منافقت و شیطنت تبلیغات و پروپاگند نمایند جز ارشان قتل است !\nاعلیحضرت \nفرمودنی ! برای اصلاح هر قدر که درباره اوضاع حکومت و قوانین اسلامیه دولت تان مساعی جمیله بکار برده شود موجب ممنونیت است و شورای دولت حاضر است برای استماع همه گونه نظریات و اصلاحاتی که شما و دیگر انرا بپسندد و بذریعه وکلای خودها"}
{"book": "adl0012", "page": 193, "text": "مبحث نکاح و عروسی ۱۹۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه در شورا موجود ند بفرستند، لاکن بغرض افساد بخیالم که قتل نی بلکه از ضرب و حبس گرفته الی آخر قتل مقرر گردد!\n\nلویه جرگه \nبأین نظریه انصاف کارانه اصلاح پسندانه شاهانه یکعالم خرمی و شادمانی را اظهار کنان باتفاق آراء ماده که این مضمون را حاوی بود تحریر گردیده در نتیجه بامضاء همایونی و عموم لویه جرگه مزین گشت!\n\nمولوی عبدالحی حصاری\nبعد از اختتام این مبحث بر پاخواسته یک اعتراض را که بیرون نویس کرده بود برخوانده گفت درین نظامنامه کسی که بالجبر کسی را بنکاح بگیرد جرم مقرر است حالا نکه تعزیر بالمال را بجز از روایات ضعیفه و اقوال مرجوحه کتب فقهیه مسائل مفتی به ناجائز مقرر داشته است، آرزومندم که نه تنها درین مقام بلکه در تمام نظامات ما تعزیر بالمال موقوف گردد!\n\nمولوی عبدالواسع\nباز بر پاخواسته قصه کدام حکمرانی را که در زمان فاروقی شخصی را ناحق از خود رنجانیده و چند طپانچه بروی او زده بود و وی این مسئله را بحضو آن امام عدل شکایته برد امیرالمومنین حاکم و عارض را رو برو کرده در نتیجه حاکم ملامت شد ازین رو بران حاکم احکام شد که وی رفته عارض را خورسند کند حاکم بعد از عذر و معذرت بچند درهم و دینار عارض را از خود خوشنود که و ازینجا است که تعزیر بالمال را علمای ما جائز گفته اند!"}
{"book": "adl0012", "page": 194, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۹۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلیحضرت\nمولویصاحب اگر شما تعزیر بالمال را بنا برهمین حکایه که بیان نمودید در نظامات داخل کرده باشید معلوم است که سهو نموده اید اگر چه من ملا و عالم نیستم و بر دقائق ورموز مسائل چنانچه شاید و باید نمیدانم لکن اینقدر گفته میتوانم که ازین حکایه فقط مصالحه استنباط میشود و نه اینکه تعزیر بالمال جائز شمرده میشود !\n(درینجا اعلیحضرت غازی عطف توجه خود را بطرف جرگه نموده فرمودند) که خودم نیز طبعاً طرفدار تعزیر بالمال نمیباشم زیرا که در تعزیر بالمال متمولین و ارباب ثروت بر ارتکاب جرائم و منعیات بتکیه بپصداویکه دارند بیشتر میلان نموده رفته رفته چشم سفید میشوند چنانچه در یکی از مواد همین نظامنامه نکاح که از نظامات اولین این دوره است برین امر تصریح نیز کرده شده است !\n\nملا محمد صدیق سرکانی\nبرین فکر رسا و افکار عالی پادشاهی اظهار مسرت و تحسین نموده بعرض رسانید : - اعلیحضرتا بلی ! اگر مولویصاحب بنا بهمین حکایه جواز تعزیر بالمال را عقیده داشته در سهو وغلطی آن جای شبهه نیست چه جواز تعزیر بالمال فقط در یکی از روایات بر جوع امام ابویوسف رحمت الله علیه در صفحه (۱۹۴) رد محتار معروف بشامی مرقوم است و آنهم چنین است که آنجرم را بایستی بعد از مدتی واپس"}
{"book": "adl0012", "page": 195, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۹۴\nلویه جرگه ۱۳۰۴\nمجرم تحویل نمایند زیرا بلاسبب مشروعہ اخذ مال مسلم جائز نیست دلیلو\nقوی خود \"امام\" همام اعظم کوفی بالتصریح عدم جوازش را مسطور\nنموده است !\nلویه جرگه\nدرینجا باز از هر طرف بر ضعف این مسئله و مرجوح\nبودن روایۂ تعزیر بالمال گفت و شنید آغاز شد\nو هر کدام بر خلاف تعزیر بالمال بوده خواهشمند شدند کہ بایستی تعزیر بالمال\nحسب قول \"امام\" اعظم کوفی موقوف باشد و اگر در برخی از جزویات مقرر\nهم باشد لازم که پول جرم واپس مجرم اعطاء شود !\nرئیس صاحب شورای دولتو\nفرمودند کہ این مسئله یکی از مسائل اساس نظامات\nاست این مبحث را بعد از نیکه خوب تدقیق و\nتحقیق را هر کدام تان مخصوصاً در مقامات خویش بخرج برید و متفقاً در نتیجہ\nواصل شدید همانا معروض نمائید تا برطبق مقوله شما کہ مقتبس از کتب شرعیہ\nباشند نه تنها درین نظامنامہ بلکہ در تمام نظامات معمول گردد۔ اکنون وقت\nکم و کار بسیار است لطفاً بگوئید کہ در نظامنامه عروسی دیگر\nاعتراض هم دارید و یا خیر ؟\nلویه جرگه\nدیگر تمام مندرجات آن صحیح و مطابق شرعیت\nاست ایزد پاک سایہ این شاه جوان جوان بخت بر ما دایم گرداند"}
{"book": "adl0012", "page": 196, "text": "مبحث نکاح و عروسی\n۱۹۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nصاحب دیانت را از سر پا کم و کوتاه نکند.\nاعلیحضرت بشما گفته شد سخن های خارج از مطلب وقت را ضایع میکند حاجت بدعا گوئی نیست خوب شد که نظامنامه عروسی و نکاح از نظرتان گذشته و قبول شد چیزیکه من درین نظامنامه بشدت گرفته بودم و خواهش داشتم که اگر تمام لویه جرگه دران برخلافم شوند چون اورا من برخلاف مفاد ملتم می پندارم من آنرا قبول نخواهم کرد دو مسئله بود\n(۱) عدم تقید سند مهر (۲) سر از نو باز تزویج بدی -\nضربه مدهشی که برای اقتصادیات ملت مظلوم وارد آورده الی مادام الحیات مثل زهر قاتل بود همانا دو بازی و اضافه و زیاده ستانی مهر های عروسها بود که ماقبل از نیکه مرد مظلوم از عیش و راحت دنیا تمتع و استفاد نماید زنهنها مرد بلکه بخوایه او نیز از بیرحمی و عدم عدالت و ناروائی و بالاخره بواسطه پابندی والدین دختر برسوم و رواج قدیم نامشروع دچار ورطه فلاکت و ادبار و افلاس و ضیق معیشت گردیده با یک مردیکه وی نیز تمام هستی و ثروت خود را بران بر باد کرده است دچار شده اسرار حیات سراپا عسرت را مینمودند. همه تان بخاطر دارید که چه مجالس ها؟ و چه تضیع اوقاتها؟ و چه گفت و شنید ها؟ و چه سخت گیربها؟ در مهرها قبل ازین احکام تحدید مهر بعمل می آمد حتی از ضرب المثل هائیکه دران اوقات"}
{"book": "adl0012", "page": 197, "text": "بحث نکاح و عروسی\n١٩٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nدر موقع کثرت و زیاده «حق و مهر» زبان زد پدر وکیلها و خسرخیلها بودند\nمثل مشهور آنرا خودم نیز بخاطر دارم در مجلسها ئیکه مباحثات طویل مذکرۀ\nمدید تکثر مهر از طرف خسرخیل و خواهش تقلیل آن از جانب دامادخیل\nبعمل می‌آمد بد گفته و شنیده عذر و معذرت بسیار پدر وکیل و\nیا خسر خیل علت خواستن آنمبلغ هنگفت و وجه بسیار معینه مهر را میگفتا\nکه یگانه مقصد ازین ازدیاد فوق العاده مهر آنست که دختر ما بالای داماد\nصاحب عزت و مرتبت باشد و میگفتند ازین خواهشات زاید خود میخواهیم\nکه این عروس را بنظر داماد خیل خود میخ زرین و صدگز پرنیان وانمائیم واکثریه\nبغرض رضا مندی داماد خیل بهمه گونه مطالبات خسرخیل در معامله نکاح از طرف\nدختر بالای شوهر صد خروار استخوان پشه در مهر خواسته میشد که آنها بعد از\nشفیع آوردن خدا و رسول و اولیاء الله خسر خیل را از آن مطالباته وا نگذاشته\nبعوض آن یک مبلغ گزافی را قبولدار میشدند؟\n(٣) بدی است که درین نظامنامه ممنوع قرار داده شده است\nو ما قبل از اشتهار آن در تمام افغانستان این فعل خجالت آور در بین\nدو قوم و دو عشیره و دو خاندان بنابا دنی حرکت و ادنی یک سخن باندازه\nمرعی و معمول بود که همواره موجب تضیع اوقات مأمورین دولتی و عمائد\nملکی و اعزه بود و کلان شوند باز تصفیه نمودن همین مسئله بدے گرفتن و بدے"}
{"book": "adl0012", "page": 198, "text": "بحث نکاح و عروسی ۱۹۷ لویه جرگه ۱۳۰۲\n\nدادن بود [مخصوصاً در اقوام افغانی خاصّه در اقوام کوه نشین] حتّی\nبخاطر دارم که در یکی از وقایع یک قوم بالای دیگر قوم هفتاد هزار دختر دوشیزه\nرا بطور بدی گذارده بود !!\nاینقوم که محکوم باعطای (۷۰) هزار دختر شده بودند پیمانه\nچندین سید و ملا و ریش سفید بقسم عذر و معذرت رفته از آنها\nاستدعا نموده اوشانرا تکلیف میکردند تا بنزد قوم بد طلب رفته چیزی\nتخفیف در تعداد بدی برای ما بگیرند تا آنکه پس از عذر و معذرت خواهی\nغیر متناهی و شفیع آوردن خدا و رسول از (۷۰) هزار دوشیزه به (سه)\nدختر فیصله کرده این امر موجب مسرت و فرحت قومی که باعطای\nبدی مجبور بودند گردید البتّه اکثری از حضرات این معامله را بیاد\nهم خواهند داشت ؟ و هم ازین مسئله مسبوق خواهید بود\nکه در بدی اکثر به زنان بیوه و دختران شیرخواره نیز گرفته میشد !"}
{"book": "adl0012", "page": 199, "text": "مبحث تعزیه داری\n۱۹۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقرائت نظامنامه تعزیه داری\n\nبعد از اختتام مباحثات لویه جرگه بر نظامنامه نکاح و عروسی\nو ختنه سوری و قلمبند شدن نظریات و تعدیلات و تصویبات آنها قرآ\nخون نوبت بقرائت دیگر نظامنامه رسید !\nرییس صاحب شوراء\nبخیالم در عقب این نظامنامه تعزیه داری را که آنهم\nبعموم اهالی تعلق دارد سراپا بشنوید و دران نیز\nنظریات خود را اگر داشته باشید بفرمائید بهتر خواهد شد !\nلویه جرگه\nبسیار خوب است بخوانید ! ما سراپا گوش شده برای\nاستماع و تصویبا تیکه در ان بنظر آید حاضریم !\nرییس صاحب شورا\nنظامنامه تعزیه داری را بدست گرفته حضار را مخاطب\nکرده اعتراضات و تنقیدات و تصویبات خود را در موقعی\nکه من نظامنامه را میخوانم مانند سابق بیرون نویس کنید تا در آخر بران\nمباحثه بعمل آید در عقب شروع کردند بخواندن ، و نظامنامه\nتعزیه داری را خاتمه دادند !"}
{"book": "adl0012", "page": 200, "text": "مبحث تعزیه داری 199 لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه این نظامنامه را سرا پا درست گفته و وی راتب لا یا حاصل ما فی الباب کتب معتبره شرعیه گفته تنها در یکی از مواد آن تشریح و توضیحها ایراد نمودند وبس - البته چندی از علماء برینفقره که اسقاط برای اشخاص غیر مستحق سالم الاعضا ء داده نشود خواهشمند شدند که این قید باید زائل گردد، اما چون خواهش شان مبنی بر اغراض شخصی و فوائد ذاتی بود علی الفور از طرف دیگر علما، تردید شده این قید نظامنامه را کاملاً بر طبق احکام خداوند و شریعت غرای نبوی نشان دادند!\n\nمولوی محمد بشیر بدان تردید عمومی علماء اکتفا ننموده مانند شیر شرزه بر پا خواسته مضمون آن حدیثی را بیان نمود که یکمرد سالم الاعضاء سوال میکرد و خود را محل اعطای صدقه نشان میداد اور احضرت رسول اکرم مجریته بدو گفت بعد ازین سوال مکن و صدقات مردم را ستان ! وی بعرض رسانید که چکنم چیزی ندارم آنحضرت بد و هدایت کرد این شالکی را که در برداری در بازار برده بفروش که بیشتر از سه روپیه قیمت دارد بیک در هم آن ریسمان بگیر و بدیگرش تیشه بخر و مابقی آنرا صرف معاش حالیه خود کرده سر از صباح بجنگل رفته هیزم بیا و بفروش بدان امرار حیات خود نما !\n\nوکلاء هرات درینمورد بر خواسته بعرض رسانیدند که اگر از پول اسقاط"}
{"book": "adl0012", "page": 201, "text": "بحث نکاح و عروسی ۲۰۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nو دیگر صدقات اعلیحضرت معظم غازی یک تجویز درستی فرموده خیریه های متعدد\nرا جهت معیشت و آرامی کور و لنگ و شل و دیگر معذورین و ایتام و مساکین\nتشکیل فرمایند چقدر خوب و بهتر خواهد شد۔ اگر حضور شاہانہ این عریضه ما را\nبپذیرند ما علاوه بران خیریه که بدار النصره هرات حسب تلقین آقای شجاع الدوله\nاو را دائر کرده ایم حاضریم که دیگر خیرهای متعددی را نیز بروی کار آورده بظلم مساکین\nو سائلین و معذورین را بدین حالت کس مپرسی روی کوچه ها و راهها\nو گذرها نگذاریم !\nلویه جرگه\nنیز عموماً بتائید این مسئله سراپا حسنه خیریه برپا خواسته گفتند که\nاین یک اقدامی است از حد شایان و تمام ما بان بکمال خوشی و\nرضا برای تحصیل و بجا آوردن دوائر نمودن خیریه ها حاضریم !\nاعلیحضرت\nازین احساسات انسانیت کارانه و رویه اسلامیانه لویه جرگه\nاظهار تشکر و مسرت کرده فرمودند من نیز قلباً مائلم که در ملتم\nامثال این افکار رو بتزائد آورد (این تحریک با اینکه به بسیار گرمجوشی از طرف\nتمام اعضای لویه جرگه بعمل آمده است اما نمیدانیم که تا حال چرا نتیجه آن را\nعقیم مانده اند. ب.د)\nرئیس صاحب شوری\nبعد از نیکه نظریات موفقه علمای اعلام و دیگر اعضای قوم\nلویه جرگه را نسبت بنظامنامه تعزیه داری بهلمی خود حاصل کرد"}
{"book": "adl0012", "page": 202, "text": "مبحث تجاریه\n۲۰۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nوازیشان هیچ یک تنقید و اعتراضی قرار فوق در ان مواد بعمل نیامد، آغاز\nنمودند بخواندن نظامنامه تجاریه !\nنظامنامه تجاریه\nاعلحضرت ماقبل از آغاز آن یک بیانیه نافعه را در مفاد وجه وضع\nآن ایراد کنان فرمودند که سابق برین مخصوصاً برای\nانحلال دعاوی تجارو فیصله دعاوی ابی کار محاکی بنام \"پنچات\"\nو\"پنچایتخانه\" در افغانستان موجود بود که یامر در ان برخلاف مقررات\nشرعیه اجراءات بعمل می آمد و هر امر را بعد از تصویب واعطای رای\nدو سه نفر تاجر در معرض اجراء آورده ، یکپاره از مواد اسیاسی آن پنچاتی ها\nاین بود که وهي هند و و تجار را بلاشبهه بمنزله وحی آسمانی پنداشته شده\nیک سر مواز مندرجات وهی که اکثر یه نویسنده های آن هندوان و خودغرم\nوارباب غرض میباشند تخالف نمیکردند، این خادم اسلام که یگانه\nدر حمایت بشریعت میکوشم و معتقدم که تمام جزویات وکلیات را\nشریعت \" محمدی \"حاوی است نخواستم که در دوره خود نیز همان خرافات"}
{"book": "adl0012", "page": 203, "text": "بحوث تجاریه\n۲۰۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو داهیات را که سراسر بر خلاف مقررات اسلامیت است بالای ملتهم رایج\nداشته باشیم ازینرو علمای اعلام را امر فرمودیم که مسائل تجاریه را\nبطوریکه مکتوبات و تحریرات در گیر مصطلحات مخصوصه تجارتیه از ان بی اثر\nو غیر مفید نماند از کتب معتبره شرعیه در حیز تحریر آورده او ر ابصوت یک\nنظامنامه عام نهم شایع نموده پنچات را لغو و امورات آنرا محاکم عدلیه\nمحول نمایند، چنانچه بعد از تحقق و تدقیق مزید این نظامنامه ساخته شده\nاست که برای شما خوانده میشود !\n\nرییس صاحب شورا\n\nحضار را بیاد داشت نویسی آن مسائل که بران تنقید یا اعتراض\nو یا توضیحات را خواهان باشند نموده نظامنامه تجارتیه را\nاز سر تا آخر خواندند با اینکه در خاتمه آنوقت مجلس قریب باختتام بود باز هم\nبران گذارشاتیکه بعمل آمده حسب ذیل است !\n\nمولوی عبدالحی\n\nدرین نظامنامه براعطای دین و اخذ قرض چنان قیود\nو شرائطی وضع شده که تقریباً در تمام جزئیات و کلیات\nاخذ دین ممنوع قرار داده شده حتی اینکه گفته میتوانیم که کالا بیع و شراء و معاملات\nدین که تمام کتب از فروع و اصول آن مملو است حكماً موقوف قرار داده شده\nحالانکه شرعاً معامله بالدایته جائز است و حکومت را نباید که در انسداد\nوی نا متبر قرار دهد ما ابدان محتا چند احکامی را جاری نماید !"}
{"book": "adl0012", "page": 204, "text": "مبحث تجاریه\n۲۰۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nمولوی محمد بشیر\nبتائید مندرجات نظامنامه تجاریه بعرض رسانید\nکه درین نظامنامه قطعاً قرض گرفتن مسدود نشده و گر\nکاملاً ممنوع قرار داد میشد هم بخیال عاجزانه ام موزون میبود زیرا برای\nعموم علمای اعلام و فضلای کرام واضح و روشن است که در احادیث\nشریف نبوی بسیار بشدت از اخذ قرض امتناع آمده است حتی از احادیث\nمعروفیکه درین مورد زبانزد خاص و عام میباشد این حدیث است\nنعوذ بالله من الدین این کلام بسیار مطولست انجامیده\nدلائل و روایات در مفاد عدم اخذ قرض بسیار از طرف وی گفته شد (ب.م)\nاعلیحضرت\nمطلقا اخذ قرض ممنوع نیست البته شخصیکه حجت بدید\nوسند او شرعاً وقاعدتاً درست باشد حکومت هیچگاه\nاین دائن را از اخذ دین مانع نشده است البته آنمردیکه از تجار قرض غیبی\nبدون شاهد و سند ستاینده در آخر موجبات پریشان حالی و سراسیمگی\nتجار را تولید نموده از یکطرف دائن بغرض حصول قرض خود سرگردان و پریشان\nو از دیگر طرف در امورات دنیوی خود بیکار مانده در عقب او سراسیمه میگردد و از\nجانب دیگر محاکم عدلیه و مأمورین دولتی را از استماع امثال این دعاوی\nسبحان میرساند باخذ قرض مجاز نیست و احیاناً اگر بچه بگیری با وجود\nامتناع حکومت باخذ قرض از تاجریکه وی بدادن قرض ضامن نیست"}
{"book": "adl0012", "page": 205, "text": "بحث تجاریه ۲۰۴ بوجہ کہ ۱۳۰۲\n\nپرداخت و یادگیری بدو بدون سند و حجت و تمسک قرض داد و دعاوی\nاین اشخاص بسیار متأثر شنیده میشود !\nمولوی عبدالحی اعلیحضرتا ! اقوال شما سراپا بجاست لکن از روی\nمسائل فقهیه بایستی که دعاوی امثال این رجال\nرا نیز حکومت بشنود۔ لہذا عریضہ پردازم کہ ذات همایونی درین مواد\nاست\nچنان قید برا عائد فرمایند کہ دعاوی همچنین دیونرا بجز از ذات شاهانه و وزا\nعدلیہ دیگر محاکم نشنود تا ان افرادیکہ از گرسنہ گی و برہنگی بجان رسید؟\nهیچیک مخلص چارہ برای آنہا بجز از اخذ قرض نمیباشد ازین وسیلہ جائزہ\nمحروم نمانند و هم آنمردمی کہ اگر رفتن دین بجز از عائد نمودن پریشانی دیگر مقصد\nندارند از وضع این قید باخذ قرض جرأت ننمایند !\nاعلیحضرت حکومت تان ابداً قرض گرفتن آنچنان اشیائی را کہ\nذخیرہ شدہ نمیتواند و بخوردن و آشامیدن و امثال آن\nبدیگر ضروریات کثیر الوقوع بکار می آید منع ننمودہ است علاوہ بر ان این\nقید را کہ شمامیان داشتید اگر دیگر علما رنیز ہمراہ تان متفق باشند من نیز\nقبولیت آن انکار ندارم !\nاکنون ساعت بها و شما پورہ شدن وقت مجلس را نشان میدهد\nاز بیانات بعضی از علمای حاضرہ شما چنان مستنبط شد که برای آنها\n\nبرای سعی کاری"}
{"book": "adl0012", "page": 206, "text": "مبحث تجاریه\nلويه جرگه ۱۳۰۳\nنظامنامه جزای عمومی وجزای عسکری و دیگر نظاماتی را که شما اسما\nآنها را بیرون نویس کرده اید داده شود تا که هر کدام آنها بهر ماده وفره\nومسئلة آن علم آوری کرده و تمام مندرجات آنرا با مسائل مفتی به قویه\nکتب فقهیه مخصوصاً بمذهب امام همام ابوحنیفه کوفی تطبیق داده درخاتمه\nخلاصه نظریات خود تا نرا بدون جواب وسوال وگفت وشنید مزید\nبلويه جرگه تقدیم نمائید تا برطبق آن اصلاحات بعمل آید. لہذا نہ تنها\nبرای هر واحد شما نظامات مطبوعه ملفیه همراه کتب وفتاوی معتبره\nحنفیه برای یکشب داده میشود بلکہ فردا نیز محض بغرض همین مقابله تدقیق\nوتحقیق شما انعقاد لویه جرگه بدین ترتیب ملتوی است تا شما علمای علام\nعلمای جیّد ومتدین و متقی ودانسته را ازمیان خویش انتخاب کرده\nدر مندرجات نظامات غور وخوض را بکار برید اعتراضات وصلاحات\nوتنقیدات وتوضیحات خود تا نرا متعاقباً بدون از طوالت مجلس وگفت\nوشنید غیر مفید بالاختصار برای حضار لویه جرگه اظهار دارید تا بالاتفاق\nبرطبق آن تعمیل کرده شود!\nلویه جرگه\nبرین نظریه انصاف کارانه وافکار عادلانہ وشرعیت پروری\nومخلص نوازی اعلیحضرت نازیك عالم دعاگوئی ويك غلغله\nشادمانی را برپاداشتہ مخصوصاً طبقه علماء بیشتر مسرور ومهیج وخرم بوده"}
{"book": "adl0012", "page": 207, "text": "بحث ششم\n٢٠٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nزیاده تر در ادعیه و اظهار رضا مندی از اعلحضرت غازی بیانات داده معروض\nداشتند که الحق اگر تحقیق و تدقیق در نظامات بهمین اصو لیکه درین دو روز\nبعمل آمده در دیگر نظامنامهای مبحث طلب نیز مرعی و معمول آید و بر هر مسئله\nو هر ماده آن از هر دهن سخنی بر آمده گفت و شنید بر ان کرده شود نه تنها\nایام لویه جرگه ما که میعاد آن (٢٠) روز بوده مفت و رایگان در ان بسر میرود\nبلکه یک مدت متمادی دیگر نیز بران رایگان میرود اکنون که ذات ستوده\nصفات همایونی غور و خوض نظاماتی را که متعلق بمسائل شرعی است برای\nعلماء مخصوصاً واگذار شده خلاصه نظریات آنها را خواستار شدند امید\nکه به بسیار زودی ما علماء در ان تحقیق و تدقیق نموده هر فقره و هر ماده آنرا\nبا مسائل فقهیه حنفی تطبیق داده نظریات خود ها را معروض میداریم و همچنین\nعرضه پردازیم آن نظاما تیکه متعلق بامور سیاستی و امنیت و انضباط\nمملکتی است و نسبت بطبقه علماء افکار و آرائے وکلاء ملت بیشتر\nدران مفید و کارگر پنداشته میشود برای وکلاء نیز عطا و مرحمت گردد\nتا آنها نیز مانند ما درین وقفه دو شب و یکروز در ان فکر و نظریات خود شانرا\nصرف کرده بروز چهار شنبه متفقاً نظریات علماء و وکلاء درین نظامات\nبمبحث طلب بحضور اعلیحضرت غازی و دیگر ارباب رتق و فتق مملکت\nافغانی بعرض رسانیده شود، و نتیجه اگر بحثی در ان لازم بود کرده خواهد شد. برای که"}
{"book": "adl0012", "page": 208, "text": "بحث بخاريه\n٢٥٧\nنويمبرگر ۱۳۰۲\nوالا متفقاً همان اصلاحات و تعدیلاتی را که علماء و وکلاء بعرض رسانند\nقبول گشته در نظامات داخل خواهند شد!\nاعلیحضرت این خادم اسلام و ملت افغان تان درین نظریه باشما\nمتفقم و اینک رئیس صاحب عمومی شورای دولت را امر میکنم\nکه نظامات مطلوب و کتب فقهیه را باندازه که شما خواهش کنید برای\nشما تهیه کند خودم و دیگر وزراء و مامورین علی الصباح بامورات مفوضه\nخویش که درین چند روز تماماً معطل و در تمام کارهای مملکت تان\nیک سکته بواسطۀ شمولیت و مصروفیت مأمورین در جرگه واقع بود، تلافی\nمیورزیم سر از روز چهارشنبه باز مجلس آغاز شده خلاصۀ نظریات\nعلماء معظم و وکلای محترم در نظامات مطرح مذاکرات شده متفقاً بهر\nطریقیکه احکام مفتی به و آراء عمومی میلان داشت منظور و تصویب میشود\n[ بعد از رد و بدل کلمات فوق و قرار گرفتن آراء\nعمومی جهتۀ مذاکرات خصوصی و تطبیقات نظامات دولتی بکتُب\nفقهی مذاکرات امروز نیز بکمال شادمانی خاتمه یافت ، ب . د ]"}
{"book": "adl0012", "page": 209, "text": "بحث ۲۰۸ لویه جرگه ۱۳۰۲\n\nکوالف روز شنبه (۳۰) برج سرطان\n\nدرین روز عموم وزارات و ماموریتیها مانند ذات همایونی بوظایف\nو امورات محوله خودشان مشاغلت داشته علمای معظم و وکلای ملت\nبتحقیق و تدقیق و تطبیق نظامات دولتی مصروفیت داشته برای عموم شان\nقرار خواهش آنها نظامات مطلوبه و کتب ضروریه فقهیه از طرف رئیس صاحب\nعمومی شورای دولت تهیه و آماده گشته و داده شده بود،\nچنانچه در همین دو شب و یکروز تمام مواد و مندرجات نظاماتیرا\nکه بامور شرعیه و بعموم ملت متعلق بود علماء و وکلاء سراپا از نظر گذرانیده\nدر بعضی مسائل اساسی و قواعد کلی آن نظریات مفیده شانرا متفقاً بصورت\nتحریری بیرون نویس کرده در ایام مابعد بلویه جرگه مباحث جزوی\nدر ان مواد طوریکه در ذیل نظامنامه اساسی و نکاح عروسی، و تعزیه دار\nو تجاریه مسطور گشت بعمل آمده ، ذات شاهانه بدون هیچیک تعرض\nو مکالمه تمام نظریات شانرا قبول فرموده امر دادند که نظریات اوشانرا\nمنشی مجلس تحریر نموده از عموم اوشان بعد از امضای بیضای شاهانه"}
{"book": "adl0012", "page": 210, "text": "مبحث تجاریه ۲۰۹ لویجرگه ۱۳۰۳\n\nدستخط و مواهیر تصدیقیه آنها را اخذ نمایند. (این مرتب چنان در نظر دارد\nکه از مزید گفت و شنید و مباحث مفیده علمای اعلام من بعد ازین محض\nخوف طوالت و قلت محل اندراج صرف نظر نماید زیرا که ناظرین محترم نمونه\nو صورت مذاکرات آزادانه علمای اعلام را از چند مباحث فوق بخوبی\nدرک و استنباط کرده میتوانند که تماماً آزادانه و حقانه بوده سخنان اوشانرا\nبکمال شادمانی و مسروریت از طرف اعلیحضرت همایونی و رئیس عمومی شورای\nدولت و اراکین معظمه حکومت استماع شده بعد از اتفاق آراء عموم\nلویجرگه بر افکار و آراء و تعدیلات آنها اصلاحات و تعدیلات بعمل آمده\nاست هنوز خواهشمندیم که شمه از مذاکرات وکلا، و نبذی از گفت و شنید\nرعایا را که در برخی از نظامات سیاستی و قواعدیکه متعلق بافراد عمومی\nملت افغانی دارد تحریر نموده در خاتمه خلاصه نظریات و اصلاحات لویجرگه\nرا با مذاکرات آنها عیناً مرقوم، و اندکی از انرا بغرض اختصار واگذار\nشده قلم بند شویم. ب. د.)"}
{"book": "adl0012", "page": 211, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۲۱۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nروز چهارشنبه اول اسد\nدر نیمروز نیز عموم اعضای لویه جرگه نظریات و اصلاحات و تعدیلات\nو تنقیدات خود شانرا که شب و روز سه شنبه و شب چهار شنبه بیرون\nنویس کرده یادداشت گرفته بودند با خود گرفته در وقت معینه تماماً تحت\nبارگاه لویه جرگه حاضر شده انتظار حضور اعلیحضرت معظم غازی خود ها را\nداشتند تا اینکه ذات همایونی پوره بساعت (۸) رونق افزای محل\nصدارت و روشنی افزای دیده منتظرین لویه جرگه گردیده بعد از\nوقفه اندک فرمودند!\nاعلیحضرت\nبنام خدای خود این مجلس عالی را آغاز میکنم : - پریروز\nمبحث ما و شما در ان مواد و قواعد نظامیه که متعلق بامور\nشرعیه است، بود بر بعضی مسائل ضعیفه که از عدم احتیاط علمای تمیز که\nبحضور همه تان حاضر نشسته اند ترتیب یافته بود گفت و شنید ما و شما\nتقریباً تمام شده علما ، کاملاً از خیالات این خادم اسلام دانسته شدید که مقصدی\nبجز از پیروی شریعت نبوی و تقویت دین ندارم و خوب فهمیدید که هیچ عملی و کاری را بدون"}
{"book": "adl0012", "page": 212, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۲۱۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاین مسائل را علما تمیز از روایات ضعیفه کتب فقهیه و مسائل مختلف فیه\nشرعیه داخل نظامات دولتی کرده اند من نیز ازین حقائق سرائی و دلسوزی\nشما علمای اعلام و فضلای کرام اظهار سرور و تشکر میکنم و از شما آرزومندم\nهمچنانچه در مسئله تعزیر بالمال و تألیف فتاوی امانیه اظهار آرای\nخودها را نموده اید مزید برین هم در نظامات دولتی تدقیق را بخرچ داده در مسائل\nاصولی و مواد اساسی آن اگر اصلاحات و تعدیلاتی باشد آنرا نیز بیان\nنمائید. در مسائل فروع و جزویات بخیال عاجزانه ام اگر نخواهید که آنرا سراپا\nملاحظه کنید البته برای آن کم از کم پنجسال دیگر بکار است. برای آن لازم\nاست که شما علمای اعلام لویه جرگه از روی دیانت بکمال دقت چند نفر عالم‌های\nجید و دانسته و فهمیده را که بتمام صفات و کمالات علمی آراسته باشند\nاز میان خود منتخب و معین نمائید تا در محکمه عالیه تمیز مقرر شده وجه معاش\nخود را از دولت بگیرند و در تدقیق و تطبیق تمام فروع نظامیه بذل مساعی\nورزند و متعاقباً بتالیف و ترتیب فتاوی امانیه بزبان فارسی و عربی\nو افغانی چنانچه گفتید و آرزو نمودید صرف مقدرت ورزند در مسئله\nتعزیر بالمال تشکر میکنم که نظریه اصلی خودم با نظریه شما موافق است زیرا\nدر تعزیر بالمال بخیه ثروت و پول میشود و ارباب ثروت بواسطه استعدادی که\nدارند از ارتکاب جرائم باز نمانده بتکیه بسرمایه خود مینمایند از تعزیر بالمال حشابا"}
{"book": "adl0012", "page": 213, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۲۱۲ لوحه جرگه ۱۳۰۳\n\nحقیقی و سد باب جرائم که منشاء اصلی تعزیرات است بطرز مطلوب حاصل\nنمیشود خودم از ابتداء برخلاف تعزیر بالمال هستم چنانچه در یکی از نظامات\nنکاح و عروسی برین مطلب تصریح موجود است که شما انرا قبلاً خواندید\nو شنیدید فاما چون علمای حاضره تمیز که حاضر نشسته‌اند تعزیر بالمال\nرا جائز شمرده‌اند در نظامات داخل شد اکنون که شما جرائم مالی را از\nروایات ضعیفه و مسائل مرجوحه بیان داشته میگوئید که از روی مسائل\nقویه تعزیر بالمال نباشد و تمام تعزیرات بالبدن مقرر گردد و احیاناً اگر در بعض\nمواقع اولوالامر تعزیر بالمال را تصمیم نماید پس بایستی که آنمال بعد از زمانی\nواپس بمجرم داده شود، خوب است ما در آتیه تعزیر بالمال را عموماً موقوف\nقرار داده صرف در بعض مسائل جزوی (مثلاً گادی بی‌چراغ نباشد،\nدرین راه عبور منع است، و امثال این دیگر اصلاحات و قیودات بلدیه)\nاگر مجبورا براحدی حکم باعطای جرم صادر شود البته که آن پول ماخوذه\nجرمیه بعد از زمانی مسترد میشود\nدر دیگر مسائل اساسی و اصولی نظامیه که مثل تعزیر بالمال باشد\nنیز مخصوصاً شما علماء توجه مخصوصه خود ها را در مجلس خصوصی خویش مانند\nدیروز و دیشب بکار برید و در آخر نتائج مطالعه و خلاصه نظریه خودها را\nاظهار دارید تا برطبق آن رفتار شود سر از امروز محض بدینواسطه که ایام"}
{"book": "adl0012", "page": 214, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۲۱۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه قریب باختتام است واکثری ازین مهمانان عزیز ما بملکیت خانه\nو مسکن خویش علاقمندی سزید داشته آرزوی رفتن را بعد از تکمیل\nمیعاد لویه جرگه بوطن مألوف خود ها داشته خواهند بود، در دیگر مسائل\nعمومی و امورات سیاستی که بملت متلعق است مذاکرات لویه جرگه تمام\nمیشود [مانند مال مواشی، نفوس، مالیه، وغیره] درین مذاکرات\nمخصوصاً از وکلاء محترم زیاده تر توجه و تعمق را خواستارم تا تمام مذاکرات ما\nبر طبق امید و آرزو خواهش ملت و دولت و مملکت تصفیه و فیصله گردد\nوالا گر بچنین که تا امروز وکلاء محترم در لویه جرگه زیاده تر کار از شنیدن\nمباحث گرفته مداخله بسیار در مذاکره و مباحثه لازمه در مواد قانونیه چنانچه\nلازم بود مانند علمای محترم نفرمودند ـ معلوم است که حق وکالت را ادا\nننموده اند و بر طبق امیدواری و آمال و امانی عموم ملت افغانی که شما را\nوکیل و کفیل مهمات خود قرار داده اند، کاری ننموده اید!\n\nوکیل قندهاری ما نمیتوانستیم که در مسائل شرعیه و مقررات اسلامی\nمداخله کنیم، مداخله کردن و مباحثه نمودن در ان امور\nکار علماء است ازینرو ما دران ابحاث محض سکوت واستماع را وظیفه\nاسلامی و وجدانی خویش دانسته مداخله نکردیم و هم میدیدیم که انحضرت\nحق ریاست و انصاف را کماحقه ایفا نموده حاجت بگفت و شنید بیجای ما نبو[د]"}
{"book": "adl0012", "page": 215, "text": "مذاکرات چهار شنبه ۲ اسد ۲۱۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nحالا که تدقیق و تحقیق آن مواد نظامیه را از روی اسلامیت و حقایق پسند\nبه علماء وا گذاشتید و با آنها امر دادید که مسائل سیاسی و فقرات کلی آنرا عموم\nعلماء لویه جرگه تحت تدقیق و تطبیق با مذهب مهذب امام اعظم کوفی بنمایند\nو جهت بازدید امورات جزوی و فروعی ارشاد فرمودید که لویه جرگه از بین\nخود علماء جید فهمیده و دانسته را انتخاب نمایند تا در مجلس عالیه تمیز دارالسلطنه\nکابل شامل شده از دولت معاش گرفته موظف باشند درین\nنظریه همایونی ما را کاملا متفق و اولین کاری که بعد از امروز لویه جرگه مینماید\nانتخاب همین علما است در مسائل سیاستی و اموراتی که تعلق بهمه مملکت\nدارد البته حق مذاکره از خود ماست و ما د آن مذاکرات علماء را بیشتر از یکنفر\nنماینده ملت حق نمیدهیم هر بحث که در امورات سیاستی و مدنی افغانستان\nسر از امروز در بین مجلس عالی کرده شود البته که در ان کا ملاً حصه همین و کلا است\nکه مقدرات ملت را بدست گرفته شرفیاب حضورند و ما هیچ نمیخواهیم که در امور\nامنیت و انضباط بر طبق نظریه علماء خود کار کنیم، زیرا ملا صاحبان میگویند که\nدزد را بدون شاهد و گواه مجازات داده نشود حا لا نکه دزد در موقعی که شاهد\nباشد چطور میتواند که دزدی بکند زیرا مسئله دزد و شاهد مانند آفتاب\nو سایه از هم علیحده است !\nلویه جرگه در سر تا سر لویه جرگه به محض استماع این کلمه یک غلغله بر پاشد تماماً"}
{"book": "adl0012", "page": 216, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۲۱۵ لويه جرگه ۱۳۰۳\nبعرض رسانیدند که اعلیحضرتا بغرض امنیت وادامه انضباط مملکت از حد\nضرور است که برای سارقین ودناره بازان و اشخاصیکه مخل امنیت\nمیگردند سیاستاً مجازات شدیدی مقرر شود و اگر چنین که علما ما\nمیفرمایند که دزد بدون شاهد و گواه مجازات در کنار تحت استنطاق\nهم آورده نشود بخدا که مالت تباه میشویم و هستی و زندگانی ما بر باد فنا میرود\nواز دست ظلام و دشمنان و خائنین داخلی و خارجی خود بسیار پریشان\nو سراسیمه میگردیم از برای خدا چرا مانند زمانه اعلیحضرت ضیاء الملة والدين\nبر یک سرقه معمولی چندین نفر مشتبه تحت باز پرس و استنطاق نمی آیند!\nو چرا میدان مسابقه دزدی ودناره بازی و اخلال امنیت برای اشخاص\nبدطینت خالی و فراخ گذاشته شده است اعلیحضرتا مثل مشهور است که\nترحم بر پلنگ تیز دندان + ستمگاری بود بر گوسفندان\nاعلیحضرت این بحث شما قبل از وقت است، وقتیکه ما بر ان\nفقره که در ان بر دزدان حکم شاهد کرده شده است رسیدیم\nباید بحث میکردیم باز هم چون شما این مسئله را یاد دهانی نمودید من هم\nطرفدار شما هستم و از علماء محترم رجا میکنم که ضرور برای سد باب\nاین مظالم و اختلال امنیت اینچنین قیود و شروط و تشدی را بر ارباب\nجنایت از مسائل مهمه شریعیت که حاوی همه گونه احکام و اوامر است"}
{"book": "adl0012", "page": 217, "text": "مذاکرات چهار شنبة اول اسد\n۲۱۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاتخاذ و اقتباس نمایند تا این شکایت عمومی از سر تا سر ممالک افغانی مدفوع\nو مرفوع گردد!\nعلما لویه جرگه\nاعلیحضرتا! این قصور هم از طرف علماء سابق است،\nشریعت، برای اولوالامر از روی سیاست همه گونه\nاوامر و احکام را جهت سد باب این خرابیها و جنایتها سیاستاً اجازه\nداده است، اینک همه متفقاً بعرض میرسانیم که سارق بتکرار سرقه\nحتمً و لزوماً و سیاستا از طرف حکومت بقتل برسد!\nلویه جرگه\nبرین نظریه علماء اظهار شادمانی و خرمی نموده و بالفاظ مسرت آمیز\nعلما را التجا کردند تا میتوانید ای ملا صاحبان برای قلع و قمع دزدان\nو خائنان مسائل تشد دآمیز و مجازات تالم انگیز را اتخاذ نمائید!\nوکیل قندهار\nمودبانه بر پا خواسته بحضور همایونی بعرض رسانید که\nکه اعلیحضرتا! با اینکه مراح و کلمات خنده آور بر طبق لایه\nلویه جرگه درین مجلس عالی ممنوع قرار داده شده است تا هم از حضور همایونی\nاجازه میخواهم که درین موقع یک لطیفه را بعرض رسانم [ اعلیحضرت بنگاه\nمحبت آمیز بطرف گحریسته زبان حال شان اجازه گفتن آن لطیفه را بران\nوکیل قندهاری گویانشان داد درین بین آن پیر مرد بعد سکوت\nقلیل گفت . ب. د]"}
{"book": "adl0012", "page": 218, "text": "مذاکرات چهار شنبه اول اسد ۳۱۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nببینید که ملا صاحبان ما را هم بعضی دزدان خانگی بعذاب سایندو\nاندو ممکن است که عمامه و جبه و بعضی ثروت ایشانرا هم خائنین بغارت\nبرده باشد و یا تصور میکنند که درآتیه اگر ما همچنین یک اجازه را بغرض اندفاع\nاین معامله بحکومت ندهیم هستی ما را دزدان خواهند برد بچه فراخ دلی و سخاوت\nپیشگی احکام متین دزدانرا میفرمایند. ایکاش اگر ملا صاحبان ما بتمام\nلذات دنیوی و ضروریات مدنیه و لوازمات انسانی و بچشمی دشمناں دینی\nو ترقیات عصر کنونی اطلاع میداشتند و بنزاکت و لطافت دنیای\nموجوده حظ و پی برده میتوانستند تا در همه اوامر و نواهی برای ما از اساس\nمتین شریعت سید المرسلین همین در یآدلی و خنده پیشانی\nاوامر عطا میفرمودند!\nاعلیحضرت روز بسیار گذشته بسم الله آغاز کنید و بگوئید\nاز جمله نظاماتی که بعموم ملت و سائر رعایا تعلق دارد\nکدام یک آن اولاً قرائت شود !\nوکیل بدخشانی اعلیحضرتا ! بنجایم اول نظامنامه محصول مالی مواشی\nقرائت شود که من دران چند عرائض دارم [بعد از\nقرائت نظامنامه معلوم شد این مرد که اولاً خواندن این نظامنامه را\nنسبت بدیگر نظامات عرضداشت نمود هیچ عرضی اساسی و قانونی"}
{"book": "adl0012", "page": 219, "text": "مبحث محصول مال مواشی ۲۱۸ لويه جرگه ۱۳۰۳\n\nنداشت بلکه تمام تعرضش متعلق به امورات شخصی او بود و از طرف اعلیحضرت\nمانند عموم عرائض شخصی بکمال ملاطفت مرجع عرض او در همان محل نشان\nداده شد که وزارت مالیه است. ب. د]\n\nنظامنامه محصول مال مواشی\n\n[درینروز حضرت رئیس صاحب شورای دولت بمنشی مجلس\nامر کردند که بعضی نظامات را قرائت کند. ب. د.]\n\nمنشی مجلس نظامنامه مال مواشی را از اول تا آخر خواند و برای عموم دانانده شد\nکه بر هر ماده و هر فقره که اعتراض داشته باشند آنرا بیرون\nنویس کرده در خاتمه بر وی بحث نماید!\n\nوکیل ترکستانی اعلیحضرتا! اگر محصول مال مواشی بعوض سالیانه\nدو سال بدو سال و یا سه سال بسه سال گرفته شود\nاغلبا از منفعت اهالی خالی نبوده و هم حق سرکار تلف نمیشود!\n\nوکیل قطغنی بپا خواسته بدلائل واضحه تردید آنمردیرا که خواهش شمار مال مواشی"}
{"book": "adl0012", "page": 220, "text": "بحث محصول ال مواشی\n۲۱۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nرا هر ساله و پرداختن زکوة آنرا دو سال و یا سه سال امید معروض\nداشته بود ، نمود !\nلویه جرگه\nنیز تماماً مخالفت او ایستاده گفتند که همین اعطای زکوة مواشی\nطوریکه در نظامنامه آن مرقوم میباشد نهایت درست است\nمابداً تأخیر آنرا بدو سال و سه سال روا دار نیستیم چه در آن صورت نه تنها\nدولت بلکه ملت هم متحمل نقصان و خساره میشود !\nوکیل هراتی\nمعروضداشت اگر محض مراعات اشخاصیکه از خزانه\nدور افتاده اند و نمیتوانند که از قشلاق و ایلاق های خود\nتا بخزینه و دفتر رسیده بتوانند میعاد تحویل قسط محصول بعوض قوس\nتا آخر سال توسیع داده شود خوبتر خواهد بود !\nاعلیحضرت\nتا حال شما اطلاع ندارید که درین سال در هر مقام و محل\nدور مأموریتهای مالیه و حکومتی افغانستان خزائن مستعد\nفقط بنا بر ارتفاع سرگردانی اهالی مقرر و معین شده تا هر شخصیکه بخواهد\nمالیات و گمرک و یا محصول مواشی خودش را بهمان خزینه دولت که\nبه پهلوی خانه اش معین شده ببرد و سرگردانی نکشند !\nوکیل فراهی\nبرخی از مأمورین مقرر شماه مال مواشی بر حیوانات\nسقط شده ما ما را مجرائی از ما حتماً یا جهلا ، میخواهند"}
{"book": "adl0012", "page": 221, "text": "مبحث محصول مال مواشی ۲۲۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nویا جانداد میطلبند درینصورت معلوم است که برای مالدار و رمه دار چقدر تکلیف عاید است !\nوزیر مالیه وکیل صاحب آیا در نظامنامه در صورت سقط و تلف مواشی قید نشان دادن جانداد و یا احضار نمودن محلاً ، مرقوم است !\nوکیل فراهی نی ! در نظامنامه ما انچنین یک فقره را هرگز نخوانده ایم لاکن مامورین احصائیه از ما انچنین مطالبها همی نمایند!\nاعلیحضرت این اعتراض شما تقریباً بغرض شخصی میماند لہذا محل اظهار آن این مجلس نیست هر آنفقره را که خلاف نظامات دولتی بر شما احدی جاری کند و یا مطالبه اجرای آنرا از شما نماید شما راست که از دست وی به سلسله مراتب عرض کنید!\nوکیل کوهستانی اگر هیئت احصائیه مال مواشی از علاقه داری و مامورین های مالیه هر مقام مقرر شود بهتر است زیرا اشخاصیکه از مرکز جهت شماره موظف میشوند چون ما او را نمی شناشیم و وی از ما اطلاعی ندارد در مسائل جزوی و سخنان معمولی بهمراه ما می پیچند و بر قول و اظهار ما اعتماد ننموده موجبات سراسیمه گی ما را تولید میکنند !"}
{"book": "adl0012", "page": 222, "text": "بحث محصول مواشی\n۲۲۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوزیر مالیه\nاین اعتراض شما مانند اظهار همان وکیل صاحب فراهی بی اساس است زیرا در نظامنامه مبین است که شمار مال مواشی را مأمورین محلی باتفاق قریه داران و قبیله داران و یکنفر از علاقه داری همان محل نماید اگر در کدام فقرهٔ نظامنامه محصول مال مواشی تخطی بوقوع باشد که از مرکز و یا حکومتی اعلا و یا نائب الحکومگی رئیس احصائیه مقرر میگردد نمائید تا اصلاح شود معلوم است که در نظامنامه این قید نیست در صورتیکه حکام محلی تان خلاف قواعد مقرره رفتار کرده باشند چنانچه ذات همایونی ارشاد فرمودند شما باید از دست شان عرضیه پرداز شوید!\n\nوکیل ترکستانی\nمشکل نیست ما با وجودیکه درین مواد عرضیه نگار هم شده ایم اما هنوز جوابی نشنیده ایم!\n\nوزیر مالیه\nاینک وزارت مالیه صورت معروضه شما را عطفاً باحکامانه بخود نائب الحکومگی ارسال میکند تا در آتیه بر خلاف قواعد نظامنامه رفتار نماید! بهر تقدیر چنانچه گفتم این بیانیه شما حکم عرض شخصی را دارد ومحل گفتن آن این مجلس نیست!\n\nرئیس شوری\nحضار مجلس درین محفل مبارک بحث در تعدیلات و اصلاحات قانونی و نظاماتی است نگفت و شنید در اصلاح و مدح قدح مامورین در صورتیکه دستور العمل و تمسک ما"}
{"book": "adl0012", "page": 223, "text": "مبحث محصولان مواشی\n۲۲۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nصحیح و درست بود معلوم است که هیچ یکی در برخلاف آن کار نمیکنید\nو اگر بکند ضرر و بکیفر کردارش میرسد پس لطفا در عرائض شخصی و طرز عمل گرد\nو گیر و زید تضیع اوقات مجلس را روادار نشوید!\nوکیل مسمینه اعلیحضرت غازی از صغار و کبار و ذکور و اناث مواشی از ما محصول میخواهند حالا نکه بسیاری از گوساله ها و چوچه\nبره ها و بزغاله ها بعد از اعاشه قلیل سقط و تلف میشود و برای مالدار ازین\nطریق تکلیف عائد میشود بایستی که محصول مواشی خورد سال معاف شود\nباقی همه گونه تکلیف اعلیحضرت را ما قبول داریم!\nاعلیحضرت انصاف یک چیز خوب است شما خود منصف شوید\nنظر به تکالیفی که بیشتر از صد در این نظامنامه بر مالداران\nافغانستان بود و در قسم رقم محصول و خرج و باج از شما بنام بروت\nچربی آغا و سر چربی بی بی، بچگانه سرکانه، سرگله گی، سر رمه گی، تحت زکوة،\nشاهی گی، باج سیخ، علف چره طرق، وخرید جوال، گلیم، جل، نوار\nپشم، توبره، و امثال آن گرفته میشد اکنون که آنهمه تکالیف از همه شما\nبرداشته شده فقط جهتہ انکه در میانه شما و مصدق گفت و شنید در\nصغر و کبر مواشی بوقوع نیفتد و تکلیفی برای طرفین ازین رهگذر عائد نگردد\nو هم ضروری بود که عوائد بیت المال که تماما برای خدمت شملت مملکت و همین"}
{"book": "adl0012", "page": 224, "text": "مبحث محصول مواشی\n۲۲۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nصرف میشود نقصی دارد نشوم امتیاز صغیر وکبیر رفع گردیده است!\nاز سیاق کلام اکثری از شما چنان مفهوم میشود که شما محصول\nمواشی و زکوة و گمرک را بمنافع شخصی من میدهید و یا من آنرا در معاملات\nشخصیه خود بصرف میرسانم - کلا وحاشا هر چه که شما بحکومت خود بهر اسم\nو رسمی که میپردازید تماماً برای رفاه و آسوده حالی و ترقیات خودتان بصورت\nنگهداشت عسکر و تشکیل محاکم و ساختن معابر و تمدید تیلیفون و تلگراف\nو کشیدن انهار و معارف و امثال آن که تذکرش بطوالت میکشد بصرف\nرسانیده میشود، یک حبه و دینار آنرا اعلیحضرت بمنافع ذاتی خود بصرف نرسانیده\nاست و نخواهد رساند اینک تمام مامورین و وزراء حاضرند و درین مورد\nمعلومات مفصل دارند و مزید برین خدا وند گواه است و کفی بالله\nشهیدا که من در زمام داری و فرمان فرمائی شما ملت یک نفسی بآسرات\nنکشیده ام و دمی بفراغت ننشسته ام حبه و دیناری از بیت المال\nبجز در راه ترقیات و تعالیات تان بمصارف شخصی خویش نرسانیده ام\nو بهمه شما معلوم است که بسیاری از عوائد حکومت که بانواع انواع و اقسام\nاقسام از شما ملت گرفته میشد کاملا موقوف کردم و تنها همان تکالیفی را که\nشریعت بر عالم اسلامیت مقرر داشته است واگذاردم ازین رو\nبسیار خساره بثروت دولت وارد آمده اگر حالا باز بر طبق این مطالبات"}
{"book": "adl0012", "page": 225, "text": "مبحث محصول مواشی ۲۲۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nناقابل قبول تان حکومت گوش میگذارد پس لطفاً بفرمائید که تنخواه\nعسکر و مامورین و لوازمات و ضروریات مملکت تان از کجا پرداخته\nخواهد شد !\nلویه جرگه بر زحمات و این نظریه همایونی کاملاً اظهار شادمانی کنان\nآنمردیرا که بدین اظهار پرداخته بود زیر زبان بانواع\nدلائل آورده برین مسئله که ذات همایونی محافظ حقیقی بیت المال و غمخوار\nواقعی افغانسان بوده حبه و دیناریرا از بیت المال باخراجات شخصی\nخود مانند دیگر سلاطین نمیرسانند مقالات و تشکرات مزیدی گفته شد\nو این کردار و رفتار همایونی با دوره فاروقی تطبیق داده میشد!\nوکیل قطغنی در نظامنامه هکذا برای نفری سمت مشرقی و جنوبی در\nمحصول مواشی مرانمات اعطا شده در صورتیکه حکومت\nتمام افراد ملت خود را بنظر شفقت مینگر د و ادعای مساوات و یکرنگی را\nبا همه افراد رعیت دارد پس این تمایز و اختلاف در مابین دو برادر\nاز کدام رهگذر است !\nوکیل مشرقی پیشتر از ین که ذات خسروانه بجواب انمرد بپرداخت برخاسته\nگفت که این امتیاز و شفقت حکومت برما مردم از ان\nاست که ما چره آگاه نداریم و هم نفوس وسکنه ما بیشتر و عوائد و آمدنی و رنج و ..."}
{"book": "adl0012", "page": 226, "text": "مبحث محصول مواشی\n۲۲۵\nلویه جرگه ۱۳۰۴\n\nنامگتر است» [این مرد مشرقی میخواست که دیگر کلماتی را هم در همین اساس\nبیان نماید لکن حضور ملوکانه کلام او را قطع فرموده ارشاد فرمودند. ب. د]\nاعلیحضرت این مراعاتی را که حکومت تان موقتاً با بعضی برادران\nسرحدی تان در اعطای محصول مواشی نموده است\nمحض بغرض همدردی و فداکاری آنها است که بر طبق مقررات مساوات\nخود با حکومت متبوعه خویش در موقع جهاد از حمل و نقل قوای عسکری\nو غله رسانی و بردن جبه خانه و دیگر خدمات دولت با حکومت معاونت\nنموده اند البته بعد از گذشتن آن میعاد مقرره با زهمان مساواتی را\nکه حکومت تان در نظر دارد جاری داشته از تمام سکنه افغانستان\nدسمت شرقی و جنوبی یکسان محصول خواهد گرفت!\nوکیل ترکستانی مأمورین مال شماری حمل حیوانات را نیز تحت شمار\nآورده از ما محصول میخواهند حالانکه اکثری از حمل\nسقط و ضایع میشود ازین رو معافی آنرا خواستاریم!\nوزیر مالیه وکیل صاحب هر کدام ماموریکه حمل حیوانات شما را قبل از\nزائیدن تحت حساب آورده باشد از دست او بحکومت\nمحلی خود عریضه پرداز شوید زیرا که در هیچ یک ماده نظامنامه این قید و لفظ\nموجود نیست که ما فی البطن مواشی نیز حساب کرده شود!"}
{"book": "adl0012", "page": 227, "text": "بححث محصول مال مواشی ۲۲۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوکیل هراتی اکثری از اهالی ایران درهنگام تابستان بخاک افغانستا\nو علف زارهای حکومت متبوعه مان بغرض تربیه مواشی\nخود اقامت گزین میشوند اگر حکومت از آنها نیز بطوریکه لازم بداند\nونسبتاً محصول آنها نسبت بمحصول تبعه افغانستان کمتر تحصیل\nشود البته فائده های مزیدی برای بیت المال محصول می آید علاوه\nبران اگر مخصوصاً برای مالداران و این ایلاق نشینان قیمت تذکره\nاندکی کمتر مقرر شود همانا که تعداد آنها خواهد افزود زیرا که در سرحدات\nهرات بسیار چراگاهای خوب و سرسبزی موجود است تا مالداران\nتبعه ایرانی خیلی مشعوفند که درین سرزمین آمده موقتاً در هنگام تابستا\nبتربیه مواشی خود بپردازند فاما اکثریه بواسطه زیاده پول تذکره نمی آیند\nو آنانکه می آیند هم بیک اصول مرغوب از آنها باید اخذ محصول شود!\nاعلیحضرت این معروضه وکیل هراتی را چون نسبتاً از تحت همایونی\nبعید بود و اندکی لب ولهجه او نیز عام فهم نبود مکرراً\nخواهش استماع نموده بعد از فهمیدن بمقصدش وزیر\nمالیه را امر بیادداشت نویسی کرده از ان مرد اظهار\nخرمی نموده فرمودند که اینک یادداشت گرفته در آتیه درین\nمعامله تدقیق کرده میشود!\nالی [ILL]"}
{"book": "adl0012", "page": 228, "text": "مبحث محصول مواشی ۲۲۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوکیل بلخ خشانی\nامیدواریم که ما بعد از شمار کردن علاقه دار مخفی مأمورین\nمالیه مقامی در بندر های متعدد، مجدداً شمار مال مواشی\nدر صورتیکه مالدار سند هم بدست داشته باشد بعمل نیاید زیرا در\nهنگام بهار که تمام رمه ها و مواشی در حرکت میباشند در جاهایکه پس است\nو یا در های صعب المرور اثبات وجود دارد بندر داران سر از نو بر مواشی ما\nعلم آوری میکنند !\n\nوکیل میمنه\nبلی ! این شمار و علم آوری مخصوص بکجائی است\nکه در مواشی و رمه او نسبت بداخلہ سند و ہيئت\nظاہرہ رمه برای بندر دار شک دست دهد و ظاهرآ بداند که مال او ادایین\nاست و یا برای او اطلاع و خبری رسیده مشتبه باشد والا بدون\nاز اشتباه و علم خیر احدی غرضدار نمیشود!\n\nاعلیحضرت\nبلی ! در صورت شبہہ و اخذ معلومات و یا تصدیق\nو تردید اطلاعات خصوصی مجدّداً شمار کردن بسیار\nخوب است و درست و بدون آن باید نشود و نمیشود!\n\n(درینموقع ساعت ۱۲ بسر رسید و مجلس تا چندی برای\nصرف طعام و ادای صلوة و تفریح فسخ شده مذاکرات و یادداشتهای\nباقیه بظهر گذارده شد. ب.د )"}
{"book": "adl0012", "page": 229, "text": "مبحث محصول مواشی ۲۲۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمذاکرات ظهر چهارشنبه\n\n[ما قبل از پوره شدن ساعت (۲) عموم اعضای محترم لویه جرگه دران\nبارگاه عالی احضار شده تماماً اخذ موقع نموده بودند ذات شوکتسمات\nهمایونی نیز پوره بوقت موعوده انجلاء افزا ء دیده منتظرین گردید بعد از\nسکوت قلیل ارشاد فرمودند، ب. د ]\nاعلیحضرت بنام خدای خود این مجلس عالی را آغاز میکنم!\nبحث ما قبل از چاشت در مواد بیرون نویس شدهٔ\nنظامنامهٔ محصول مواشی بود و تا یکجای در ان مذاکرات نیز بعمل آمده\nبود اکنون دیگر گفت و شنیدی دران دارید ؟ یا نی ؟ اگر داشته\nباشید بسم الله بفرمائید !\nلویه جرگه ما دیگر درین نظامنامه هیچ مذاکره کردن را نمیخواهیم و تماماً اورا\nتصدیق و جمیع موادش را بعدل و انصاف و حقانیت قرین\nیافته از دل و جان اورا قبول داریم !"}
{"book": "adl0012", "page": 230, "text": "مبحث محصول مال مواشی\n۲۲۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلیحضرت\nمن یک نظریه دارم و میخواهم که او را ضمیمه این نظامنامه\nبگردانم اینک آنرا برای شما میگویم اگر لازم بود درج میشود\nو الا خیر و آن اینست که بایستی محصول مال مواشی فقط در حین شمار آن گرفته\nشود تا راعی و رعیت از سرگردانی خلاص باشند،\n[درین مواد یک مبحث بسیار طویل مفصلی در میان ذات جهانبانی\nویکنفر وکیل بدخشانی بعمل آمد و از هر طرف دلائل گفته شد که اگر تمام آن در قید قلم\nآورده شود موجب طوالت کلام و ملالت قارئین کرام میگردد، لهذا مخلص\nآن نوشته میشود. ب. د]\n\nوکیل\nوقت شمار باید بعد از وقت زائیدن مواشی باشد که ماه سرطان\nو اسد است مقرر شود و محصول آن بهمین ماه قوس بطوالت\nقسط گرفته شود،\n\nاعلیحضرت\nالبته وقت زای مواشی منطقه‌های سردسیر ماه ثور\nو سرطان است لکن در محالات گرم سیر مواشی تقریباً\nدر ماه حوت آغاز بوضع حمل نموده در اواخر حمل خاتمه می یابد لهذا میعادیکه\nدر نظامنامه گذارده شده بحد وسط بملاحظه هر دو محل مقرر شده است!\n\nجلال الدین قطغنی\nاینکه اعلیحضرت اخذ محصول مال مواشی را در حین شمار\nاراده میفرمایند ابداً رعیت متحمل عطای محصول"}
{"book": "adl0012", "page": 231, "text": "مبحث محول مال مواشی ۲۳۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nدر آنوقت که موقع افلاس و بی‌برگی است و مالداران بانواع پریشانی و\nسرگردانی گرفتار میباشند و سر از نواز تکالیف یخ و برف و سرمای\nزمستان برآمده میباشند، ندارند البته وقت تحصیل و پرداخت\nمحصول همین ماه قوس است که مالدار از فروختن مواشی خویش صاحب\nثروت میباشد و هم درین مفکوره همایونی در سال اول میبایست که\nمالدار دو محصول را تحویل کند یکی در ماه قوس و دیگر برادر آخر حوت که بالکحل\nخارج از مقدور ما عاجزانست!\nاعلیحضرت این هر دو عذر شما را بدلائل جواب میگویم و شما را میدانانم\nکه اعطای محصول در آنوقت موجب فائده شماست\nائیکه توهم نمودید که در مرتبه اول در یکسال دو محصول از ما گرفته میشو نی!\nما دفعةً اخذ محصول را از یک موسم بدیگر موسم تحویل نمیدهیم طوریکه\nتنخواه مامورین دولتی و عسکری را که سابق برین پیش از خدمت میگرفتند\nو حال بعد از خدمت برای شان داده میشود تدریجا از ششماه بپنج\nو از پنج بچهار و از چهار بسه و از سه ماه بدو ماه از دو ماه به یکماه رسانیدیم همچنین محصو\nمال مواشی شما را نیز از ماه قوس بتدریج تا شش سال در آخر حوت میستانیم\nدرینصورت معلوم است که پول دولت تا شش سال یکیک ماه\nاضافه تر از موعد تحویل سال گذشته آن بنزد تان میماند و هم"}
{"book": "adl0012", "page": 232, "text": "بحث محصول مواشی\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاز تکالیفات دیگر نجات مییابید، [وکیل در اوائل بدین صورت تن در هیچ\nنمیدانست بعد از فهمانیدن مکرر اعلیحضرت چون بمطلب پی برد و دانست\nکه دولت همان پولی را که امسال از وی در ماه قوس گرفته در سال آینده\nدر قوس نی بلکه در ماه جدی و بدیگر سال در دلو و بکذا در حوت میستاند\nو برای وی از نیصورت هیچ نقصی عائد نیست بالاخره این دلیل لا طائل\nو عذر لنگ از وضع این ضمیمه استنکاف ورزید، ب. م]\nجلال الدین قطغنی\nاعلیحضرتا! ما مردم کی میتوانیم که پیسه بحبیب ما باشد\nو بران ممسکی کرده خرج نکنیم چنانچه در نیموقع که از ما\nمحصول گرفته میشود جیب های ما از پول می ترقد لکن در موسم حوت\nو حمل و سر و بار برای گذاره و اعاشه خود پریشان و سرگردان میباشیم، و\nمالداران مملکت ما بر خلاف دیگران از پشم و پوست و شیر مواشی\nخود فائده نمیگیرد حتی دوشیدن بزه و گوسفند را عیب میدانیم!\nاعلیحضرت\nبسیار متاسفم که اکثری از ملت افغانستان در عیاشی\nو اسراف پیشگی درجه اول را احراز داشته اند اگر یکمرد\nروزانه صد روپیه آمدنی داشته باشد شب حتماً همان صد روپیه را خرج\nمیکند و برای زندگانی آتیه خود هیچ ذخیره نکرده بدیگر روز گرسنه میخوابد\nبسیار دیده ام که چندی یکنفر بر سمند ناز سوار بوده نان پلو نوش جان میکند"}
{"book": "adl0012", "page": 233, "text": "مبحث محصول مال مواشی\n۲۳۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو درجه اول عیاشی و اسراف را حائز شده از معیشت آتیه خود هیچ\nنمی سنجد بعد از چندی بر خاک مذلت افتاده بسکنت تقرب میسازد !\nآقادنه با آن شوری شورونه باین بی نمکی » نباید آنطور عیاشی\nو بی پروائی را پیشه کردونه بدین اندازه تکلیف و مشقت را متحمل باید شد\nوقتیکه شماده روپیه را حاصل نمودید لطفاً یکروپیه آنرا بمخارج ضروریه خویش خرج\nرسانیده ما بقی آنرا برای روز ما بعد نگهداشته از گرم و\nسرد زمانه بیندیشید !\nاینکه میگوئید که ما مردم از پوست و پشم و شیر و روغن د\nغیره حاصلات مواشی خود استفاده نمیکنم و این منفعت گرفتن را\nاز مواشی خویش فیما بین خود عیب می پنداریم این مسئله بیشتر موجب\nتاسف و حسرت است امروز بیگانها و ملل متمدنه دنیا کوچه بکوچه بازار\nببازار و ده بده موترهای بزرگ بزرگ لاری را گرفته شبا روزی تجسس\nاستخوان و شاخ و پشم و ملبوسات کهنه و ژولیده میگردند و آنها را جمع\nآوری داشته بلکه اکثریه خریداری نموده میبرند از ان استفاده\nکرده اشیاء ساخته شده آنرا بالای شما میفروشند و شما میگوئید که\nاز پشم و شیر و پوست مواشی خود که شرعاً و عادتاً و اصطلاحاً جائز است\nفائده گرفتن را عیب می پنداریم!"}
{"book": "adl0012", "page": 234, "text": "بحث محصول مواشی ۲۳۲ لویه جرگه ۱۳۰۲\nخوب این بحث صرف بر چیزی بود که هنوز در نظامنامه داخل\nنشده است و خیال ادخال آن بطور ضمیمه شده بود اکنون که شما جداً\nبر خلاف آن دلائل لاطائلی را بیان میدارید و بمنفعت خود نمیدانید\nاینک من از ان گذشتم !\nلویه جرگه\nاگر چه بتائید و تردید این وکیل قطغنی هیچ نگفتند اما از وضع\nشان چنان مستفاد میشد که با وکیل مزبور موافقت دارند این\nروچون ذات همایونی از ان نظریه خود صرف نظر فرمودند از تمام شان\nیک آثار بشاشت دیده شد !\nوکیل ترکستانی\nبعرض رسانید که از مالداران مملکت ما بعوض\nزکوه قره قلی پوست تحصیل میشود و از باقی\nمواشی مایان حسب معمول محصول گرفته میشود اگر بعوض پوست\nکاملاً از ما محصول گرفته شود بهتر خواهد شد !\nوزیر مالیه\nبدلائل در اخذ پول خساره دولت و نقص\nبیت المال را ثابت کنان بیان داشت که\nاعلیحضرت غازی در تعداد پوست قره قلی نظر با ز منه سابق که شما\nاهالی میدادید بسیار تخفیف را محض تسهیل و آرامی شما اهالی فرمود\nاست اگر شما علاوه بر آن هم خساره را بدولت وارد نمائید معلوم است"}
{"book": "adl0012", "page": 235, "text": "مبحث محصول مواشی ۲۲۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه شما تنها منافع شخصی خود را تحت نظر داشته از منفعت دولت\nو مملکت صرف نظر مینمائید !\nوکیل\nاگر قیمت پوست قره قلی از ما گرفته شود و یا وجه محصول\nاموال مواشی را نیز از ما پوست بازیافت دارند،\nبهتر خواهد شد !\nوکیل\nبرخواسته بعد از بیانیه طویلی این قرارداد مقرره حکومت را\nکه از قره قلی پوست و از مواشی محصول بستانند مفید\nو سودمند نشان داده تغیر و تبدل آنرا موجب تکلیف طرفین ثابت کرد!\nلویه جرگه\nمخصوصاً نفری ترکستان بر همان قرارداد ماضیه خود اظهار\nرضامندی نموده از ان نظریه وکیل ترکستانی صرف نظر نموده\nمنظوری همان طریقه سابقه را بعرض رسانیدند !\nاعلیحضرت\nصلاح ما همه آنست کان صلاح شماست"}
{"book": "adl0012", "page": 236, "text": "بحث مالیات ۲۳۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنظامنامۀ للّمی و مالیه\n\nبعد از نیکه نظریه و اعتراضات لویه جرگه نسبت بنظامنامۀ\nمحصول مال مواشی بپایان رسید و تماماً اظهار داشتند که بصورت\nاست و ما دیگر دران هیچ نوع گفت و شنید نداریم نوبت بخواندن\nنظامنامه للّمی و مالیه رسید منشی مجلس نظامنامۀ مزبور را بفصاحت\nمیخواند و رئیس صاحب شورای دولت حضار را بیاد داشت نویسی\nیاد دهانی میکرد تا اینکه نظامنامۀ موصوف سراپا خوانده شد و در اثر آن\nنسبت بمندرجات نظامنامه از هیچ رهگذر اعتراض و تردید و تنقیدی\nبعمل نیامد فاما عرائض شخصی از چند نفر و از چند گوشه تقدیم شده در\nنتیجه تصفیه گذارشات آنها محول بوزارت مالیه و مأموریتهای محلی\nمالیات و حکومتی شان قاعدتاً گردید درین ضمن نسبتاً گفت و شنید\nمزید یرا وکلای محترم هرات و قندهار بر پا داشته دلائل و براهین و مذاکرات\nمزیدی در بین آنها و اعضای وزارت مالیه و مستوفی کابل و رئیس تنظمیه"}
{"book": "adl0012", "page": 237, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۲۳۶\nمبحث مالیات\n\nقندهار ردوبدل شده که قلم عاجزانه ما هرچند بیادداشت نویسی این مقام\nسرعت و چالاکی را بخرج داده باز هم نتوانسته که حاصل مذاکرات و خلاصه\nگزارشات این گفت و گویی را گرفته تیوانست بالجمله مردم قندهار از تسعیر حاِضر\nمالیات جنسی خود ها که بنقدی تحویل یافته است شکایت داشتند\nو عده از قلت آب بیتابی میکردند و چندی از تجاوز مامورین مالیه\nشکایت داشتند و مردم هرات میگفتند که تا حال برطبق نظامنامه\nاز ما تحصیل مالیه نشده بهمان طرز قدیم جاریست مردم قندهار از تسعیر حاِضر\nنقصان و پریشانی خود را حکایه میکردند و از طرف وزارت مالیه جواب تسلی\nبخش و تشفی ده برای شان داده میشد مردم قندهار را جناب سردار\nعبدالعزیز خان رئیس تنظیمیه شان بدلائل مسکته در معروضه شان ملاامت\nو متجاوز نشان داد علاوه بران ذات شاهانه ایشانرا از بیان تسلی داده\nگفت در موقعیکه با شما این قرار داده شده بود نظر بنرخ انوقت همراه تان\nتسعیر درست کرده شده بود چنانچه تا دو سالیکه نرخ گران بود احدی\nاز شما شکایت از تسعیر نکرد، امسال که نرخ غله ارزان شده و شما از ان\nتسعیریکه برضا و رغبت خود با حکومت نموده اید و مقاوله نامهای تان\nبوزارت مالیه موجود است شکایت میکنید محض رفاه حال شما وزارت\nمالیه را تاکید میکنم که با شما نرخ دوست و تسعیر را حسب دلخواه تادینیا"}
{"book": "adl0012", "page": 238, "text": "مبحث مالیات ۲۳۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمقرر دارد و نفری هرات را آقای محمد سرورخان مدیر محاسبه در معروضهٔ\nشان حق بجانب گفته علاوه بر تسلیت دهی همایونی وزیر صاحب مالیه\nوعده داد که سررشته بر اصل شانرا بنماید درین روز نطقی را که فیض محمد\nخان وکیل سمت شمالی و عبدالرحمن خان رئیس هراته و پشتر و محمد اکرم خان\nمدیر مأمورین وزارت معارف و آقای عبدالعزیزخان مستوفی صاحب\nکابل ایراد داشته اند نیز قابل وقت است ایکاش اگر نوتهٔ آنها را بدست\nمیداشتیم تا درینجا جهته تذکر ناظرین قلمبند می شد . ب . د ]\n\nاعلیحضرت بعد ازینکه عموم معروضین قانع شدند و این گفت و شنید\nو نطقها و اظهار خیالات خاتمه یافت اعلیحضرت همایونی جرگه\nرا مخاطب کنان فرمودند : که بحث ما صرف در مواد نظامنامه است\nلهذا میگویم که آیا در مندرجات این نظامنامه اعتراضی دارید ؟\n\nلویه جرگه نی ! نی ! مندرجات و مقررات نظامنامه سرا پا منصفانه و حقانه\nاست ما بران اعتراض و تنقید یدی نداریم !\n\nاعلیحضرت اشخاصیکه یکی بعد دیگری بعد از اختتام این نظامنامه\nعرائض نمودند تمام عرائض شخصی است که یکی از آنها\nنه تنها بمن بلکه بوزارت مالیه نیز تعلق ندارد بایستی این معروضات خود ها\nرا بنزد حکام و مامورین مالیات محلی تان بنمائید تا آنها بغور رسی تا بپردازد"}
{"book": "adl0012", "page": 239, "text": "مبحث مالیات ۲۳۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاگر آنها نشنیدند بسلسله مراتب بوزارت مالیه عرضیه پرداز شوید اگر\nوزارت هم بعرض تان التفاتی نکرد من حاضرم که اینچنین عرائض را ذاتاً\nبشنوم شاغاسی حضورم شبا روزی اینچنین اشخاص را انتظار میکشد\nوالا اگر من هم چنین عرائض هر فرد را بشنوم ظاهر است با اینکه من خودم را\nشب و روز بدین کار وقف کنم و از جمله مهمات سلطنتی و امورات ضروریه\nدولتی صرف نظر نمایم باز هم معلوم است که من مانده شده بستوه خواهم\nآمد و عشری از اعشار اینچنین عرائض تا را شنیده نخواهم توانست\n\nلویه جرگه\nالحق که شنیدن امثال این گزارشات کار ملوکانه نیست\nبایستی این عارضین که بفتوای صاحب الغرض مجنون دیوانه وار\nباینچنین عرائض مبادرت میکنند بمحلات آن مراجعت کنند و بسلسله مرآت\n\nدر صورت عدم اجراء آن خود ها را بحضور مرحمت نشور برسانند !\n\nاعلیحضرت\nخیر ! محض خاطر شما وزارت مالیه را تاکید میکنم\nکه در عرائض شما دقت و توجه مزیدی را بخرج\nبدهد و تا بتواند در دفع شکایـت تان بکوشد حالا اگر در نفـس\nنظامنامه اعتراض دارید مهربانی کرده بگوئید و الا بند یگر\nکار آغاز کنید که وقت ضائع میشود !\n\nلویه جرگه قبلاً بعرض رسانیدیم که در نظامنامـه فـوق هیچ"}
{"book": "adl0012", "page": 240, "text": "مبحث مالیات ۲۳۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nگفتی نداریم، درین عرائضی که کرده شد ظاهر اً تمام آن شخصی\nبود ازین دلسوزی همایونی که وزارت مالیه را باستماع\nآن عرائض تاکید و سفارش نمودند اظهار بسیار شادما\nو مسرت نموده بدعا گوئی های تان افزوده آرزومندیم که دیگر کدام\nنظامنامه خوانده شود. [قرار همین وعده و مراحم ملوکانه وزارت\nمالیه ما قبل از حرکت نفری جرگه در ازاله شکایت اهالی هرات و در تسعیر\nقندهار بذل مساعی نموده باندازه در غوررسی آنها کوشید که آنها را\nمسرور واپس فرستاد. ب. د]\n\nرایض ملکیلی"}
{"book": "adl0012", "page": 241, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۴۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنظامنامه نفوس\n\n[بعد از اتمام این مذاکرات منشی مجلس آغاز بقرائت نظامنامه نفوس\nکرده حضار بیادداشت نویسی بعضی گذارشات و اعتراضات خود میپرداختند\nبعد از ختم نظامنامه اعلیحضرت همایونی بپا خواسته نطق نهایت مفصل\nو دلچسپ بیحد رقت آور غرایی را ایراد فرمودند که ما مطالب عمده آنرا\nتا جائیکه بیاد داریم در ذیل مینویسیم . ب . د]\nاعلیحضرت خدمت نظامی یک خدمت بسیار بزرگ و مقدس است\nزیرا که عسکر برای تحفظ دین و ملت و مملکت مجاهدت\nشرف و ناموس شما سربازی میکند ! عسکر است که برای بدست\nآوردن و حصول حقوق سیاسی و اقتصادی و سائر منافع ملی دولتی\nتان از دشمنان خارجه و داخله قطرات خون خود را نثار میکند کسانیکه در\nخدمات نظام گران جانی میکنند و یا از ان پهلو تهی مینمایند قرار عقیده\nمذهبی و مقررات دینی عالم اسلامی گویا از جنت می گریزد ،"}
{"book": "adl0012", "page": 242, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۴۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n(الجنة تحت ظلال السيوف) ایلت عزیزم حکومت ابداً\nاز وزیر و وکیل تشکیل نمی یابد حکومت را حکومت حقیقی بریق و لمعان\nسر نیز ها می نماید!\nاگر شما بگوئید که تعلیمات عسکری برای عموم ملت افغانی لازم نیست\nدرین خیال خود شما سهو کرده اید زیرا در صورتیکه شما از مسائل جنگ پشتمها\nاسلحه موجوده و آلات رقم جدید معلومات نداشته باشید نه تنها مقابل\nدشمنان خویش خجالت و منفعل میشوید بلکه هر چند شجاع و دلیر و وطنخوا\nباشید باز هم بقوای ناریه و اسلحه ممکن نیست که تا چندی مقابله\nکنید و مغلوب و پریشان نشوید!\nاکثری از رجال ملت ما میگویند که ما بار بار دشمنان خود را خوار\nو زبون نموده بیک حالت زار از مملکت خود بیرون کشده ایم و اگر باز\nخدانا خواسته بچنین دست تطاول اغیار بر مملکت ما در از شود همانا\nکه مکررا بکیفر کردار رسانیده خواهند شد! بلی! آقا قول و دعوی شمادره است\nاست! اما واسطا آن وقائع را کاملا فراموش خاطر نموده اید که بار باد شمردان\nآنرا بحالت زبون وزار نه یکبار و دو بار بلکه بارها بالتکرار بر پشت\nافگنده بر سینه او نشسته اید لا کن بجای اینکه این فرصت را\nغنیمت شمرده مدعی را دفعتا بکیفر کردارش رسانیده حوالہ دار البوار"}
{"book": "adl0012", "page": 243, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۴۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو تحویل نارش مینمودید چون از تعلیمات نظامی و اصول عسکری و امورات\nحربی باخبر بودید برین ضعف موهومۀ دشمن فریفته شده اورا گذارده در عقب\nغله و دیگر حوایج معموله خود در پسپار مقامات خود گردیده اید دشمن ازین\nمسئله و نادانی تان دران موقعیکه بایستی نام و نشانی از وی بود بمقابله\nتان کامیاب شده از دست تان زنده جانبر شده است !\nدیگر اینکه آیا شما دشمن خود ها را در کدامین موقع مغلوب و منهزم نموده\nآیا شما بر وی تعرض برده اید و یا عدوی تانرا در خاک خود عقب نشانده اید؟\nو یا اینکه دشمن داخل خاک پاک مملکت عزیز تان گردیده مقامات\nمهم را از نزد شما تحت تصرف آوره است و بعد بمال و ناموس و جان\nو آئین و دین تان دست تعصب پرستش را دراز کرده است شما بمقا\nمشتیکه از وی برپشت خورده اید بالمقابل لگد تا نرا بر سرش\nحواله کرده اید ؟\nدیگر اینکه :- خودتان دعوی دارید که ما « بار بار دشمن را\nمغلوب و مقهور و مخذول کرده ایم » آقا در نتیجه این شکست و انهزامی\nکه بار بار بدشمن داده اید، آیا کدام بالشت خاکش را هم تحت تصرف\nآورده اید ؟ و یا چیزی فائده مادی و معنوی را هم حائز شده اید؟\nبالاخر یک قریه و قشلاق مقامی را از جمله آن ایالا و ولایاتی که\nرعایای مطیع"}
{"book": "adl0012", "page": 244, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۴۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدشمنان از شما یکی بعد از دیگری گرفته تحت تصرف مغصوبه خویش آورده اند هم گرفته اید و یا صرف همین قدر کرده اید که دشمن را از گلیم و فرش زیر پای و از خانه و کوچه خود در حالیکه در دل و جان و جگر تان پا نهاده چشمهای تانرا کور مینمود بیرون کشیده اید؟ ولپس! این استقلال را خداوند بفضل و عنایت خود عطا کرده و بنا در عالم اسباب از تشویقات و ترغیبات من حاضر شما اورا نائل آمده اید والا نه شما ازین مسئله خبر بودید و نه زمامداران سابق بنا بر فوائد ذاتی و عوائد شخصی خود بشما اطلاع این امر را میداد که افغانستان زیر حمایه انگلیس است، اگر خداوند سلطنت را بمن حاضر ارزانی نمیکرد اغلباً این زهر قاتل را ملت مظلوم ما تا پنجاه سال دیگر نیز بتوهم نوشدارو تناول میکردند. بعد از نیکه اثرات اغیار در عروق و شرائین شان کارگر میشد باز اگر چه خبردار میشدند اما آن اطلاع مانند جو زیر کوتل سودی نه بخشیده همه سعی و کوشش و مساعی که در راه استخلاص خود میکردیم بفحوای مشتیکه بعد جنگ بیاد آید بکله خود باید زد کارگر نمیشد!\nملت عزیزم ! دشمنان ما و شما بخوبی میدانند و می فهمند و تجربه های سابقه و اوراق مجلی تاریخیه بدانها یاددهانی میکند که ملت افغانرا ما بزور سرنیزه و قوای نظامی خود مرعوب و مغلوب کرده"}
{"book": "adl0012", "page": 245, "text": "بحادث اخذ نفوس\n۲۴۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمیتوانم ، ازین رو من بعد ازین کوشش وسعی که داشته باشند\nاز رهگذر سیاست و دسیسه و نفاق افگنی و شقاق آفرینی\nو تولید مشکلات و موانعات برای ترقیات حکومت و ملت سلطنت ما\nکار میگیرند – لہٰذا لازم آمد که برای اندفاع این مشکالت و ارتفاع\nاین موانع قوای بسیار منتظم و مکمل و ماہر بفنون حاضرهٔ حرب\nبرای ہر وقت و ہر زمان حاضره آماده داشته باشیم – دشمن\nبرملاء نمیتواند که با ما و شما مقابل شود، هرچه که بخواہد برعلیه ما زیرجال\nسیاست و پردہای مخادعت کردنی است، پس باید ما هم\nبرای سد باب سیاست و دفع خیانت سناً سر نیزهای درخشان\nشجاعت و شمشیرهای بیقرار جسارت بنیان حماست را حاضر\nو آماده داشته باشیم !\nاندکی تامل کنید و وقت را بکار برید از زمانیکه شما ملت\nافغانستان بخدمات نظامی و عالم عسکری دلچسپی خود تانرا\nدر تناقص گذاشته به نظام اندک اندک داخل میشوید از همان روز\nرقبهٔ وسعت افغانستان روزبروز کاسته شده سرحدات و\nمواضع مدافعهٔ او کسب زیادت و اتساع نموده میرود، فکر کنید\nبدین اندازه ہنگفت سرحداتی که افغانستان با دول همجوار خود"}
{"book": "adl0012", "page": 246, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۴۵\nنویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدارد محض برای تحفظ آن بدون عملیات جارحانه چقدر عسکر لزوم دارد\nو باز در مورد محاربه درین نقاط بکدام پیمانه سرباز در کار است !\nامروز کم از کم برای افغانستان بودن پنج لک نفر سرباز مسلح در کار است\nاگر حکومت این عسکر را بطور خوش رضا بگیرد و باز در تحمیل لوازمات\nو ضروریات آن بر اید معلوم است که خزینه دولت متحمل آن حسب\nخاطر خواه شده نمیتواند حتی اگر همین یک لک سربازی را که فعلا ما وضعاً\nوجود آنرا در همه حال بدولت ضروری میدانیم بطور خوش رضا\nبگیریم کم از کم چهل روپیه ماهانه فراهم خواهند شد بدیهی است که اداره یامور\nهمین نفری بدین مخارج گزاف نیز خالی از اشکال نیست پس لازم آمد\nکه افغانستان نیز همان طریقه را که امروزه روز در تمام دول عالم و\nملل بنی آدم در استجلاب سربازان مروج و معمول است بکار برد\n(که ما بدان نظام وجوبی و جهاد اسلامی نام میگذاریم و دیگران اورا نظام\nاجباری میخوانند. ب. د) چنانچه امروز دولت معظمه ترکیه همین اصول\nعسکر دارد و ملت جرمن نیز برای احضار عسکر همین طریقه را مرعی میدارد\nو دیگر دولتهای کوچک که ملت شان اندک است نیز همین مسلک را\nتعقیب میکنند! فوائد اخذ عسکر بدین اصول حسب ترتیب و نوبت\nبسیار است منجمله آن قلت مخارج دولت و نظامی شدن تمام مملکت است"}
{"book": "adl0012", "page": 247, "text": "بحث اخذ نفوس ۱۴۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\nکه حسب موقع ولزوم دفعتاً حکومت میتواند که تمام ملت خود را تحت\nسلاح آورد و با دشمن بجنگند!\nچنانچه بهمه شما معلوم است که درین نزدیکیها دو مرتبه حکومت تان\nازین اصول مفید مستفید گشته است و از تمام ملت همدرد و شجاع خود\nکه قبلاً تعلیمات نظام خود ها را حسب قرعه و نوبت خود تکمیل کرده بخانه های\nخود رفته بودند، اردو های منتظم و فرقه های مکملی را تنظیم و ترتیب داد(۱)\nدر محاربه استقلال سنه (۱۲۹۸) (۲) در واقعه حاضره سمت جنوبی\nواگر همین اصول نفوس از زمان سابق الیٰ الآن در افغانستان ترویج\nنمی یافت و عموم ملت به تعلیمات نظامی کسب معلومات نمی نمودند پس\nآیا درین محاربات همان ملت باز در عقب غله یا در پس سر پرستی عائله و یا\nبمتابعت فلان ملک و فلان خان نمیرفتند و مفت و رایگان حریف\nخود را بر خود غالب و کامیاب نمی نمودند، مردیکه باصول عسکری آشنا\nشود و در تعلیمات آن فهمیده و دانا باشد خودش کی در موقع محاربه و خبر\nورود خصم بخاک مملکتش میتواند که بخانه بنشیند و بنظام شامل نشده خدمتی\nرا انجام ندهد. بالعکس مرد نابلد و بی تجربه با اینکه قرار اوامر شریعت\nو اسلامیت و وجدان خود در محاذ جنگ شامل شود بعد از مکث قلیل\nدر عقب غائله و فامیل خود رفته میدانرا خالی میگذارد!"}
{"book": "adl0012", "page": 248, "text": "مبحث اخذ نفوس\n\n۲۴۷\n\nلویه جرگه ۱۳۰۲\n\nتا حال در نظام بعضی تعلیمات غیر مفید بوده برای ترفیه حیات آتیه\nو آرامی و آسودگی آینده نظام چیزی سنجیده نشده بود ازین رو اکثری از\nعسکر بعد ازینکه میعاد خدمت شانرا تکمیل مینمودند بخانه خود رفته بیکار\nو بی کسب و معطل میماندند اکنون در نظر داریم که تعلیمات غیر مفید مانند\nاجه پک، تندی پک، زیر زو، وغیره اشیائی را موقوف دانسته\nصرف تمام تعلیم نظامی را موقوف به نشان زدن و شجاعت تحویل تبدیل\nداده بعوض آن تعلیمات مفیده دیگر مانند اصول زراعت طریق اکتساب\nعسل از زنبور، صورت گرفتن ابریشم از تخم پیله و یاد گرفتن خواندن و\nنوشتن را بطرز جدید و امثال آن برای عسکر در مدت اقامت شان در قشله\nعسکری، نشان داده میشود تا بعد از اختتام موعد خدمت خود نه تنها\nصاحب کمال و دانسته باشند بلکه نمونه خوب و استاد مرغوب اهل قریه\nخود درین اصولها بوده باشند!\n\nچنانچه فعلاً ما این اصول را در قطعه ارگ ترویج داده ایم!\nاگر خواهشمند باشید انیک یکنفر سپاهی را از میان این سپاهیها\nکه حاضرند خواسته ازوی در خواندن و نوشتن سوال کنید!\n\nخلص اینکه اصولی را که حکومت سابقه و حاضره تان در اخذ عسکر\nاز افراد ملت گذارده است بسیار خوب و وجود آن از حد ضروری!"}
{"book": "adl0012", "page": 249, "text": "بحث اخذ نفوس ۲۴۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nضرور بایستی که از تمام افراد ملت بدون استثنای خان و ملک و کله خدا\nو غریب از عمر (۲۲) ساله الی (۲۸) ساله اگر ضرورت افتاد بالاتر ازان\nتا میعاد معینه داخل سلک عسکری شده بعد از تکمیل میعاد خدمت خود\nواپس بخانه خود مراجعت کرده عوض او دیگری جلب میشود اصول و قواعدی که\nبرای اشخاص بیکس و معیوب و مفرور و غیره گذارده شده سراسر مبنی\nبر انصاف است من عاجز فکر یکه داشتم و کوششی که از زمان شهزادگی خود\nالی الان در اصلاحات نفوس نموده ام همین است که بصورت موجوده جریان\nدارد زیرا که در موقع ضرورت تمام ملت ما عسکری شده در میدان محاربه\nمانند ترکیه و جرمنی و دیگر دولیکه این اصول را تعقیب میکنند حاضر شده\nکار میکنند اگر شما حضار لویه جرگه این اصول را قبول دارید خوب والا\nاگر کدام طریقه و اصولی بهتر ازین بنظر دارید نیز بفرمائید تا دران\nدقت کرده شود !\nلویه جرگه تماما ازین اظهارات و بیانات هدایت آیات شاهانه در تحت\nچنان یک تاثیر و رقتی آمده بودند که کشیدن مرقع انحالت\nشان از قوهٔ قلمی ما خارج است بهر تقدیر بعد از اختتام کلام شاهانه یکی از\nمیان برخواسته بعرض رسانید علیاحضرتا : - باندازه که کلام هدایت\nاتمام تان موجب خوشنودی و مسرت لویه جرگه گردید بهمان درجه"}
{"book": "adl0012", "page": 250, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۴۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبلکه بیشتر و افزونتر از ان این طوالت تقریر شاهانه و کلمات تعریضیه ملوکانه موجب انفعال و خجالت مايان گردیده است زیرا که هر کدام ما در راه خدا اسلامیت و مملکت و شخص اعلیحضرت سر، جان، مال، ناموس، ثروت دولت، هستی، خود ها را قلباً وصدقاً فدا میکنیم و هرکدامی از ما برای خدمت نظامی که در حقیقت اقامه جهاد (فی سبیل الله) و خدمت در راه اعلای کلمة الله است حاضر و مهیا بوده در ان امور بیشتر تر ازین بیانات گهر باری ملوکانه معلومات داریم و هرکدام ما بهر نوع خدمت و تکلیفی که ذات جهانبانی ارشاد فرمایند الساعة و در همین دقیقه حاضر و آماده ایم حالا که از سیاق کلام خسروانه اکثری از اشخاص ظاهر بین و این مأمورین دولت که بمقابل نشسته اند چنان توهم نموده خواهند بود که ملت افغانستان اغلباً از خدمت نظامی سرکشی دارند و در اعطای سرباز تعلل و بهانه جوئی همی نمایند که ذات شوکتسمات خسروانه بدین اندازه کلام خود را مبسوط و مشروح فرمودند در اثر این کلام از طرف عموم لویه جرگه نیز همچنین کلمات گله آمیزی ایراد و ظهارا گرمجوشی های شدید و فداکاریهای مزید در خدمات نظامی کرده میشد نطق و بیانات هرکدامی از انها بآوازهای تکبیر و تهلیل یک غلغله را برپا کرده تقدیر و تحسین میشد تا اینکه ذات جهانبانی تکراراً قطع کلام شانرا نموده فرمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 251, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۵۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلیحضرت کلا وحاشا ! من ابداً این کلمات را تعرضاً و یا شکایته نگفته ام\nبلکه مقصدم ازین بیانات صرف مزید اهمیت عسکر و لزوم\nنظام را بدین اصول حاضره و اماندن و ذهن نشین نمودن تان بود\nو بس، زیرا خودم میدانم که ملت شجاع افغانستان طبعاً جهاد را\nدوست دارند و خدمت نظامی را عیناً اعلا و کلمه الله می انگارند و\nاز اعطای نظام و تحمل همه گونه تکالیف آن بقدر کسیر مو تخلف و تجاوز\nنمی نمایند و این اساسی را که حکومت مقرر داشته است تماماً بنظر\nقبول مینگرند غرض و مقصودم اینست که شمایان مواد اساسی نظامنامه\nنفوس را تماماً بکمال شوق قبول دارید آیا فروع او را نیز همچنان تائید میکند\nو یا در ان چیزی بحث کردن را آرزو داشته میخواهید که آنفروع بکدام طرز\nدیگر مقرر شود !\nلویه جرگه ازین اظهار مجدده شاهانه تماماً اظهار شادمانی کنان از طرف\nعموم کلمات دعائیه و اظهار گرمجوشی و فداکاری و آمادگی عموم\nملت افغانی برای خدمات نظامی و همه گونه اوامر اعلیحضرت غازی ایراد\nگشته کلمات هر کدامی از آنها بآوازهای تکبیر و تهلیل\nتائید و تقدیر شده بالاخر باز ذات ملوکانه فرمودند !\nاعلیحضرت مقصد از انعقاد این مجلس عالی ایراد نطق و خواندن"}
{"book": "adl0012", "page": 252, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۵۱ لویه جرگه ۱۳۰۴\nادعیه نیست من از تمام شما ممنونم و احساسات محبت کارانه تان را نسبت\nبخود خوبتر میدانم تا بتوانید در موضوع مذاکرات خود مانده از مطلب بیرون\nنروید و یک آن بیشتر افکار و نظریات خود تانرا نسبت بفقره های مبحوث فیه\nاظهار نمائید ! مقصد این است که لویه جرگه نسبت به نظامنامه نفوس\nتنقید و تعدیل را در نظر دارد یا نی ؟\nوکیل قندهاری اعلیحضرتا ! چنانچه مکرراً اظهار نموده ایم مال، جان،\nناموس، هستی ما تماماً فدایت باد ! نظامنامه را\nدر مسئله نفوس ترتیب و انتشار داده جریان آنرا در تمام افغانستان\nامر واراده فرموده اید، نهایت منصفانه و حقانه است ،لکن اگر بالفعل\nذات شاهانه صرف از ما قندهاریان نظام قومی منظور فرمایند همانا بیشتر\nاسباب ممنونیت ما رعایای صادقه قندهاری خود را فراهم می آورند\nو زیاده تر برین ما را در مواقع خدمت صادق و راست با وفدا کار\nخواهید نمود !\nوکلاء قندهار عده از وکلای قندهار بعد از ختم کلام فوق بر پا شده\nهر کدام شان حسب نوبه به بین نظریه که اخذ نظام باصول\nقومی باشد بیان دلائل و اظهارات مینمودند !\nدرین محل مخصوصاً از طرف وکلای قندهار بسیار دلائل و انتجا"}
{"book": "adl0012", "page": 253, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۵۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنسبت بمنظوری نظام قومی معروض شد که تحریر تمام آن به تطویل می انجامد اما اعلیحضرت غازی بدلائل ظاهر و اقوال با هر و نظریات خویش که به شمه از ان ما در ذیل می پردازیم آنها را تسلیت و تشفی داده مضرات عسکر قومی را بآنها بخوبی داناند. ب. د)\n\nاعلیحضرت\nملت عزیزم مرا شما خیر خواه خود میدانید! اساسی را که من برای منفعت شما طرح نموده یا مینمایم هرگز از فائده شما خالی نمیباشد، در اصول قومی بدیهی است که صاحبان غرض و دشمنان و خائنین اسلام اسباب نفاق و موجبات شقاق را بین شما تولید میکنند علاوه بران وقتیکه عسکر در ملک با صول قومی جوائه ملک و خوانین و صاحبان رسوخ از نادانی و اغراض پسندی خود فرزندان و برادران و عزیزان حتی آشنایان خود را هر ذریعه ممکنه که باشد از خدمت عسکری باز میدارند، عده پول میدهند، بعضی خود را در زمره سادات میشمارند و اشخاص خودها را در جمع علما محسوب میکنند مقصد که بهزار حیله و بهانها خودها را از نظام فارغ و ملت مظلوم و اشخاص عاجز و بی سبب و وسیله را بعسکر داخل میکنند و همین اشخاص بر قانون حقیقی عدل و مساوات بنابر منافع شخصی خود خط بطلانرا کشیده برای ملت عاجز و حکومت ازین اغراض پسندی خود مشکلات را تولید مینمایند - از طرف دیگر"}
{"book": "adl0012", "page": 254, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۵۳\nلویہ جرگہ ۱۳۰۳\nخدمتی که از عموم نظام گرفته میشود از نظام قومی بعمل نمی آید - زیرا در سلک\nباشرف عسکری مانند شجاعت، اطاعت و فرمان برداری تر افوق هر حتمی\nولزومی است - در صورتیکه یکدسته نظامی قومی باشد کدام یک منصبدار\nحسب دلخواه از وی کار گرفته میتواند ......\nشخصیکه در باره قبولیت نظام قومی اصرار کنند و یا این عرض با تکرا\nتذکار نمایند نه تنها تن من بلکه عموم حضار او را نظر بدین تلمیحاتی که در فوق ذکر شده\nصاحب غرض می پنداریم بلی ! اگر عموم ملت وطبقه رنجبر و عاجزان مملکت\nحاضر شده رضا و تن دهی خودها را درین طریقه قومی اظهار کنند دولت\nنیز باستماع این عرض آنها حاضر است مگر من وکالتاً از طرف آنانیکه صدا\nوندا، آنها تا بحکومت رسیده نمیتواند و طبعاً تحت نفوذ و سلطه خوانین\nو ملکان و کلان شوندگان خود غرض منفعت پسند بوده بر خلاف\nمیل رضاء آنها گام برنمیدارند و آب وطعام تناول نمیکنند میگویم\nکه اصول پاک وبی آلایش که در آن هیچ یک نوع دست بازی\nو رشوت خوری بعمل نمی آید همین اصول اخذ عسکری است بقرعه و بدون\nازین اصول ابداً ممکن نیست که بار اندازی نشود آیا شما بخاطر ندارید که\nدر زمانه سابق همین رساله شاهی که باصول قومی بر شما مردم قندهار\nحواله شده بود تمام سکنه آنجا را بفغان نیاورده بود ؟ و تا آنکه حکومت بقوه"}
{"book": "adl0012", "page": 255, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۵۴ نویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاجرایئه خود آن مقصد را پیش نبرد در جمع آوری آن شما دو چار مشکلات\nو پریشانی نشده بودید؟-\n\nسردار عبدالعزیز خان حاکم تنظیمیۀ قندهار \nدر موضع دست اندازیها و با رانگنی ها و\nرشوت خوریها و مظالمیکه در اصول قومی\nدر بین عین نفری قندهار که فعلاً باز خواہش جریان آنرا مینمودند، شده بود\nو حضرت ریاست پناهی آنر بالراس و العین مشاهده کرده معلومات\nداشت یک بیانیه مفصلی را ایراد داشته اشباه و نظائر و امثال\nآنرا برای وکلاء حاضره و همین مدعیان موجودۀ اصول قومی ایراد کرده\nآنها را از مزید تعقیب این اصول غیر موزون بدلائل و براهین مانع شد\nضمناً بدانها گفت که من شما وکلاء را از اظهار افکار و بیان نظریات و\nعرائض تان مانع نمیشوم مگر اینقدر بشما میگویم که شما از جریان اصول قومی ملت\nعاجز خود را تباه میکنید چنانچه باکثری از شما وکلاء معلوم است که پارسال\nچند نفر اعزه شما از کیفر بیوه زن عاجز چند صد روپیه را در بدل کیفر قومی\nخواستار شده بودند آن مظلومه در یک عالم آه و ناله و فغان به نزدم\nحاضر شده تا اینکه او را ازین باراندازی شما نجات دادم و بر مثل آن چندین\nنفر عاجز و پیر و مسکین و معیوب به نزدم عریضه پرداز شده اند آیا شما تاوان\nاسلحه و جرم غیر حاضری قومی را بر تمام افراد ملت خود حواله نکرده اید ؟"}
{"book": "adl0012", "page": 256, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۵۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nوکیل قندهار کلمات منصفانه را ایرادکنان بعرض رسانید اعلیحضرته درصورتی\nقومی با اینکه ما اعزه واکابر سودمند و خوشوقتیم لکن مردم\nغریب وعاجز وعموم ملت بهمین طریقهٔ مرضیه شاهانه که در نظامنامه نفوس\nتوضیح شده است رضامند ودعاگویند تاهم از روی لطف تنها گر عوض\nهم از اشخاص معذور پذیرفته شود اندکی در بدل عسکر ی نیز تقلیل شود\nچقدر خوب خواهد شد!\n\nملک جیلانی چپرهاری اعلیحضرتا! زن ، وفرزند، مال ، هستی ما در راه\nخدمت اسلام ومملکت فداست نظامات وقوانین\nکه شما برای رفاه مایان تدوین داده اید اسباب راحت وممنونیت ماست\nمخصوصاً از روزیکه نظامنامه نفوس سرکار شده چه آرامی است که برای\nملت صادقت بهم نرسیده وچه دعاگوئیها ی است که برای ذاتِ\nستوده صفاتت از هر گوشه وکنار نذر نشده است ونمیشود فاما اگر در خوبی\nوعمدگی آن فقط در تقلیل بدل عسکری تا اندازه که طبقه عوام متحمل شده\nبتواند وقبولیت عوض اشخاصیکه خودشان ذاتاً بنابر معذوریت یا مجبویت\nشرف ومفخرت سلک عسکری را نائل شده نمیتواند بیفزائید بیشتر وخوبتر\nواز حدا فزونتر از مکارم اخلاق و مراحم و اشفاق تان ممنون\nومتشکر می شویم!"}
{"book": "adl0012", "page": 257, "text": "بحث داخل نفوس\nعموم نمایندگان سمت مشرقی\nلويه جرگه ۱۳۰۳\n\nتائید این قول مودبانه تمام وکلا و نمایندگان سمت\nمشرقی برپا شده بالفاظ درست و عبارات چست\nشرف و عزت خدمت عسکری و لزوم آن را برای تمام عالم اسلامی عموماً\nو برای ملت افغانی که دانه وار در میان دو سنگ طاحونه افتاده است\nخصوصاً از حد ضروری و حتمی نشان داده بهر یک شان ضمناً از قبولیت\nعوض و تقلیل بدل عسکری را بر طبق مقوله ملک جیلانی چپر هاری بحث راندند.\nکلمات هر کدام شأن بتکبیر و کف زدنهای شادمانی تائید میشد !\nدرین مفکوره نه تنها وکلا ی سمت مشرقی و قند هاری بلکه\nعموم وکلای افغانستان حصه گرفته تماماً در تقلیل بدل عسکری یا قبولیت\nآن عرائض و التجا مینمودند ـ از طرف ذات همایونی نسبت باز یاد بدل\nعسکری و موقوفی عوض اسباب و علل بسیاری ایراد و کلمات\nزیاد گفته شد که ما از جمله آن بعضی مطالب خوب آنرا در ذیل\nاقتباس میکنیم . ب . د ]\nاعلیحضرت\nمقصد از زیاد بدل عسکری از سه صد روپیه به پنجصد چند روپیه\nجمع آوری ثروت و پول نبوده و نمیباشد تنها میخواستم\nتا مردم ازین خدمت سراپا شرف پر مفخرت بواسطه تحویل نمودن پول\nخودها را محروم و خلاص نمایند، حتماً در نظام داخل شده بعد از فراغ تعلیم"}
{"book": "adl0012", "page": 258, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۵۷\nلوحه گر ۴۳\nواپس بمقامات خود عودت کنند تا در موقع لزوم و در حین محاربه چنانچه آرزوی\nعموم ملت ما از فنون نظامی و امور حربی کاملا مستحضر بوده خار چشم دشمنان\nو سد آهنین بمقابل خواہشات اعدای مملکت شان افغانستان بوده\nباشند - زیرا اعدا و دشمنان خود را بواسطه ثروت و هستی خود عقب\nنشانده نمیتوانم حتی اگر ما تمام پل سیاہی خود را جمع کرده بر آنها بیفگنیم\nاوشان متاثر نخواهند شد و اگر آنها (لا قدس الله) اراده کنند که\nمایانرا بزیر یک کوه طلاء بکوبند البته براینها آسان است و بهل چیزیکه دشمنان\nمارا ناکامیاب و مقاصد سراپا مفاسد او شأنرا خراب میکند همانا حب\nاسلامی و قوه عسکری و شجاعت و دلیری ملت افغانی است.\nعلت موقوتی عوض زانست از تجربههای چندین ساله که این\nعاجز از زمان شهزادگی خود که این کار ها در ان ایام هم بمن محول بود تا الان\nنموده ام خوب دیدم و سنجیدم که از عوض هیچ یک فائده برای اصل\nو نه برای دولت عائد میشود شخص عوض اولا هزار عذر و معذرت پیداشید\nو نرخ خود را دوبالا نشان داده دوچندان خساره را که برای شخص اصل\nدر صورت انجام دادن خودش بالذات در خدمت نظامی عائد میشد\nلاحق میکرد. در بسا اوقات بعد از اخذ بدل عوض از اصل پوشیدن\nالبسه نظامی و تحت سلاح آمدن فرار کرده دوباره اصل خود را بدست"}
{"book": "adl0012", "page": 259, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۵۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمحصلان میداد اکثر به که بخار سماند رقعه غیر حاضری او ہمراه محصل بر اصل\nمی آمد، از یکطرف پول تنخواه اصل مفت میرفت و از جانب دیگر دو چندان آنرا\nجهت استرضای عوض خود بدو میپرداخت و همواره موجبات خشنودی او راحاصل\nمیکرد ـ همچنین دولت نیز دچار مشکلات بوده دائماً قرارگاهای نظامی مصروف\nبشنیدن عرایض و گذارشات اصل وعوض میبود و نقص کلی که بدولت\nوارد میشد این بود که در موقع لزوم و ضرورت عوض حاضر نمیشد دولت مجبوراً\nاصل را میخواست که آن بیچاره هیچ از کار نظام اطلاع نمیداشت و علاوه برین\nنقصانات دیگری نیز داشت که تذکرش بطوالت می انجامد !\nدرینجا چون ساعت از وقت موعده اختتام مجلس تجاوز کرده بود\nاعلیحضرت همایونی مبحث را خاتمه داده حضار را بمزید تفکر درین مورد یاد دهانی\nکرده تصفیه این مبحث را بفردا ملتوی داشته مجلس انفصال یافت . ب، د]\n\nرجوع بجلد سوم"}
{"book": "adl0012", "page": 260, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۵۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکوائف روز پنجشنبه (۲) اسد وقت صبح\n\n[ درین روز نیز ذات جهانبانی وعموم اعضاء لویه جرگه حسب معمول در بارگاه عالیشان لویه جرگه احضار شده ذات جهانبانی بعد از وقفهٔ قلیل فرمودند . ب . د ]\n\nاعلیحضرت\nبحث دیروزه ما نتیجهٔ تام وثمرهٔ تسلیت انجام آخری خود را نشان نداده بواسطهٔ اختتام وقت فیصلهٔ آن ملتوی به الیوم ماند اغلباً شما حضار محترم درین مورد دیشب کدام یک فکر خوب وطریقهٔ مرغوبی را نیز سنجیده خواهید بود، نظریات خودم نسبت با زدیاد بدل عسکری و عدم قبولیت عوض همان بود که دیروز برای تان بالتفصیل با خرابی و مضار آن گفته شد، اینک دیده شود که رائی مفکورهٔ شما چیست؟\n\nوکیل\nاعلیحضرتا! فدایت شویم از عدم قبولیت عوض بملت وفا بکیشت تکالیف بسیاری عائد میشود و در نظام امورات شان بواسطهٔ بیرون آمدن اسم آنها در قرعهٔ عسکری یک سکته وتعطل بوقوع می انجامد، بلکه"}
{"book": "adl0012", "page": 261, "text": "بحث اخذ نفوس ٢٦٠ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nبسا اشخاص چون مرجع الیه و سرپرست عائله و فامیل و زراعت\nو تجارت و دیگر امور معیشت خود بالذات میباشد بمجردیکه اسمش\nدر قرعه عسکری برآمد تمام اموراتش خراب و برباد میگردد اگر حکومت\nاز امثال این رجال معذور بهرگونه شرائط وضوابطی که خواسته باشد عوض\nقبول کند، و یا بدل عسکری را تقلیل نماید، خالی از فوائد نخواهد بود !\nلویه جرگه تماما بتائید و طرفداری قبولیت عوض و تقلیل بدل عسکری\nعرائض نموده و التجای منظوری آنرا بانواع مقولات\nو اقسام دلائل عرض و تمنا مینمودند !\nوزیر مالیه بیانیه طویلی را در شرف خدمت عسکری و لزوم تعلیمات\nحربی برای عموم افراد اسلامی ایراد کنان گفت بهمه شما علما\nوفضلاء و سادات و مشائخ معلوم است که حضرت ختمی مرتبت اکثریت\nلباس حربی را در بر میفرمودند و از آیات بنیات قرآنی و احادیث نبوی\nاین مسئله بعیان رسیده است که تمام خدمات نظامی و لوازمان\nحربی بر هر هر فرد اسلامی مانند دیگر ارکان مسلمانی فرض است ، حتمی\nاخذ عسکری باصول قرعه نیز از اساسهای مقرره ما مسلمانان است\nکه همواره بزرگان و اهل سلف ما رحمت الله علیهم اجمعین آنرا در موقع\nجهاد استعمال مینمودند. و اکنون ما از ان اصول بخیر مانده دیگران"}
{"book": "adl0012", "page": 262, "text": "مبحث احصائیه نفوس ٢٦١ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nازان استفاده نموده حسب ضرورت بواسطه همین اصول مقدس\nبر دشمنان خودکامیابی را در نتیجه می نگرند. و اینهم از بدیهات است که یکنفر\nتعلیم یافته بمقابل چندین نفر بی تعلیم و عجمی فاتح و مظفر مانده محارب نادان\nمرگ و تلفات را حتماً در مقابله خود می نگرد و مخصوصاً درینموقع که آلات و ادوات\nحربیه باصول جدیده بر روی کار شده تعلیم آن و دانستن صورت استعمال\nآن بر هر مسلمان ضروری است. اگر ماملیت اسلامیه افغانیه خود ها را از خدمت\nباشرف نظامی بواسطه عوض و اعطای بدل عسکری معاف و سبکدوش\nنمائیم معلوم است که بر طبق فرمائش آیه شریفه ( واعد والهم ما استطعتم\nمن قوة ) کار بند نشده ایم و بنجوای ( فجاهدوا فی سبیل الله ) کاری ننموده ایم\nبخیال عاجزانه ام باید از شاه گرفته تاگدا تماما بدون هیچ یک فرق و امتیاز داخل\nسلک عسکری شده بعد از اخذ تعلیمات واپس بخانه خود عودت کنیم ! ورضا\nخداوندی و حضرت رسالت پناهی را تحصیل نمائیم علاوه بر اینکه تعلیمات\nعسکری یکی از اصولهای لایتغیر مذهبی ما ست در ضمن اقامه در قشله\nعسکریه عموم افراد سربازان از اخلاق و عادات و افکار و نظریات همدیگر\nکسب معلومات نموده تجربه و فوائد بسیاری را برای آتیه خود کسب\nمیکنند و از گرم و سرد جهان اطلاعات بهم میرسانند. بلی! اگر نماز فدیه\nداشته باشد. و یا بخوا ندن نما ز یکنفر دیگری از نماز خواندن معاف شود"}
{"book": "adl0012", "page": 263, "text": "مبحث اخذ نفوس\n\n٢٦٢\n\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nپس بایستی که در جهاد نیز بدل عسکری در عوض قبول و منظور شود زیرا است\nو فرضیت و قطعیت جهاد ونهار در عقائد اسلامی یکسان است !\n\nعبدالرحمن خان رئيس\nنطق فصیح و بلیغی دایر اکشنان اهمیت نظام ولزوم\nتعلیمات آنرا در ان حتمی و ضروری نشان داده\n\nبالأخر گفت که عسکر یک چیز بسیار ضروری است و وجودش برای حفظ ناموس\nملت و دولت و نگهداشت شان و شرافت وطن، امر یست لابدی،\nلله الحمد که تمام ملت افغانیه بشوقی که بالاتر از ان تصور نمیشود و بذوقی که نیکوتر\nازان بفهم نمی آید خدمات نظامی را قبولدارند و در اصول آن چنانچه دیروز\nفیصله شد هیچ یکنوع مبحث و مذاکره ندارند البته در بعض فروع آن و تعدیل\nبعضی جزئیات نمیگویم که مردم قندهار و سمت مشرقی بلکه تمام سکنه مملکت\nافغانی عرائض دارند و بکمال شدت عرض منظوری آنرا از حضور همایونی\nدارند خودم شخصاً ابداً طرفدار جریان اصول قومی نیستم زیرا در قومی پامالی حیثیت\nآزادی و حریت بوده بر خلاف مظلومین و عاجزان اشخاص صاحب رسوخ\nو زبردست چنانچه مذکور شد کار روائی مینمایند و ملت مظلوم را بیک حربه\nخونین حق تلفی و باراندازی بچاه فلاکت و ادبار می اندازند ، سد الحمد که لویه جرگه\nنیز بر طبق خیال عاجزانه ام در انسداد قومی فیصله کردند – باقی میماند مبحث\nقبولیت عوض و تقلیل بدل عسکری، بنیالم برای حکومت از حد ضروریست"}
{"book": "adl0012", "page": 264, "text": "مبحث اخذ نفوس\n٢٦٣\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه این عرائض قابل قبول ملت عزیز خود را قبول نمائید و تمامرا از رنج و پریشانی\nکه از عدم منظوری عوض و کثرت بدل عسکری دارند، وارهاند، زیرا اگر عموم\nبرای خدمت عسکری تکلیف شوند معلوم است که نه تنها برای ملت بلکه\nبیشتر تر برای دولت از طرف محصول مال مواشی و مالیات و گمرکات که تماماً\nحصول آن وابسته بوجود بعضی افراد است خساره عائد میشود !\n\nفیض محمد خان وکیل\nمن نیز طرفدار همین خیالم بایستی حکومت متبوعه ما محض رعایت بعضی تجار کثیر المحصول و زمینداران و اشخاصیکه\nبرای انتظام امورات خانگی و برای دیگر امورات اداری وجودشان حتمی است\nبدل عسکری یا عوض را منظور کنند !\n\nفیض محمد خان وزیر معارف\nبیانیه طویلی را ایراد کنان گفت نبایستی ازین اصول\nمقدس تعلیم جهاد برای عذرهای دنیوی جزوی\nملت خود را محروم داشت ضرور است که تمام افراد ملت بدون استثناء\nدر نظام آمده بعد از اخذ تعلیمات و تکمیل موعد خدمت واپس بروند چنانچه\nدر عصر نبوی مسلمانان بدون استثنائی تاجر و بیکس همه با صحابه در جهاد شامل\nمیشدند حتی حضرت عثمان ذی النورین که یکی از تجار مشهور عصر نبوت است چون\nدر یکی از غزوات امورات تجارتی خود را مهمل و بر هم گذارده شامل شد، آنحضرت\nدر حق وی دعای خیر نمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 265, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۶۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعبدالرحمن خان نفیس\nبهیچ طور نمیتوانیم که افعال و اعمال خودها را با مسلمانان عصر سابقه برابر کرده بتوانیم چه جای اینکه با اصحاب نبوی اینک من تمثیلاً عرض میکنم که اگر نام وزیر صاحب معارف در قرعه عسکری براید البته از روی اصول عقائد اسلامی این خروج اسمش در نظام موجب سعادت و مفخرتش است، فاما دقت بکار برده شود که چقدر مهمات دولتی و امورات عرفانی افغانستان در زاویه تعطیل میماند\n\nاعلیحضرت\nمیعادی که برای عسکر استجلابی مقرر است از سن (۲۴) الی (۲۸) است حالا نکه هیچ یک جوان بدین سن نه تاجر صاحب معامله و نه وزیر و نه صاحب سیاست میشود، این تمثیل شما تقریباً درست نیست!\n\nعبدالرحمن خان نفیس\nاعلیحضرتا ! عرض که من بحضور مجلس نموده ام والله که از دلسوزی و صداقت است اینک میخواهند تجربه فرمایند اگر بدل عسکری هم باشد عوض مسدود شود و تعلیم نظام جبراً و کرهاً بر تمام ملت بدون استثنا ء جریان یابد بینید که چقدر شکایات بهم میرسد و چقدر مشکلات فراهم میشود !\n\nلویه جرگه\nدرینجا عموم لویه جرگه باز استدعا های مزیدی را در باره قبولیت عوض و تقلیل بدل عسکری محض برای آسوده حالی ملت تسهیلاً عرض کردند"}
{"book": "adl0012", "page": 266, "text": "مبحث اخذ نفوس ٢٦٥ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nجهت کسانیکه بکیس نیازمند نمودند!\nاعلیحضرت واعجبا از اول بحث الی الان شما میگوئید که عوض و تقلیل بدل عسکر جهت اشخاص بکیس منظور شود حالانکه در نظامنامه برای اشخاص بکیس از خدمت نظامی بدون از عوض و بدل عسکری معافی داده میشود!\nلویه جرگه الحق که در نظامنامه نفوس اعلیحضرت برای اشخاص بکیس این مراعات معافی را که میفرمایند عطا فرموده اند، تعریف بکیس و تحدید آنرا بدان اقارب و خویشاوندان که در نظامنامه مزبور نموده شده است ظاهر است که احدی اینچنین بنزد حکومت بشکایت نخواهد آمد که قرار آن تعریف نظامنامه بکیس گفته شود. لکن اشخاص با وجودیکه قانوناً بکیس قرار داده میشوند فاما در واقع چون اشخاص بدرد سررشته خانگی وامورات جهانداری این مردیکه نامش بقرعه عسکری برآمده است نمیخورد و بمنافع این قریب و عزیز خود کاری مینماید، بکیس گفته میشوند ازین رو تقلیل بدل عسکری و یا قبول عوض ضرور است!\nاعلیحضرت درین صورت لازم آمد که بجای قبولیت عوض و تقلیل بدل عسکری در نظامنامه در تعریف و تحدید بکیس توضیحاتی حسب مطلوب شما بعمل آید اگر مقصدتان همین باشد بگوئید که ماما و کاکا و آن اقارب"}
{"book": "adl0012", "page": 267, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۶۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو خویشاوندان او را که بمنفعت دیگر قریب و خویش خود کاری نمیکنند و یا اموراً\nجهانداری او را اداره نمی نمایند از نظامنامه خارج شده بعوض آن همدرد\nو قریب و مربی و غمخوار صحیح شان اندراج یابد!\nفدایت شوم طبائع و عادات مختلف و زمانه پاراخرست در بسا مواقع\nممکن است که یک مرد بیگانه بلندتر و بیشتر از اقارب قریب خویشاوندان\nحبیب با یک رفیق و دوست دیگر خود طرز عمل خوبی را در محل اجرا آورد\nو اکثریه دیده شده و شنیده میشود که یک پسر با پدرش اظهار همدردی نمیکند\nو یا پدر بهمراه عائله و هستی فرزندش مراتب شفقت را مرعی نمیدارد در صورتیکه\nمعامله پدر با پسر و از بچه با با به بدین منوال باشد پس از عم و خال و دیگر\nخویشها چه توقع باید کرد و بهر تقدیر نه تنها خودم بلکه عموم لویه جرگه در نتیجه مذاکرات\nو بشبه خود و از تجربه که برای شان بعد از اجراء این نظامنامه حاصل\nشده است قبول این عرض را بکمال عذر از حضور شفقت دستورت\nالتجا میکنند که چیزی در بدل عسکری تقلیل و هم عوض از اشخاص\nمعذور پذیرفته شود!\nادبی افندی درینجا رئیس مکتب امانیه و امانی، یک نطق مفصلی را در\nموضوع اهمیت نظام و لزوم تعلیم آن برای تمام ملت\nایراد دانسته ضمناً بیان نمود. اعلیحضرت بایستی که جبراً بهر فرد افغانی برا"}
{"book": "adl0012", "page": 268, "text": "مبحث اخذ نفوس\n٢٦٧\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nتعلیمات نظامی احضار کرده شود ابداً از احدی غریب باشد یا دولتمند\nنه بدل عسکری ولو هزار ها روپیه بدهد قبول شود و نه عوض را منظور نمائید\nزیرا مقصد اصلی از جریان نفوس تعمیم و تحکیم تعلیمات نظامی است در تمام\nافراد مملکتی در صورتیکه عوض و بدل نقدی پذیرفته شود اصل مقصد که تعمیم\nتعلیم است فوت میشود و اگر بعضی اشخاص را حکومت بواسطه بیکسی یا مشغولیت\nو یا مصروفیت و یا تجارت و یا دیگر مسائل بقشلهٔ نظامی آوردن مناسب\nنمیداند پس لازم که برای آنها بجای قبولیت عوض و بدل عسکری در همان\nموقف و نشیمن خودش بواسطه معلمین نظامی خانگی تعلیمات عسکری روزانه\n(۲) ساعت و یا بیشتر داده شود !\n( ازین بیانیه جدیانه ادیب افندی چون تماماً خلاف مذاق و مطلوب\nلویه جرگه که منظوریت این دو مسئله را بهر طوریکه ممکن میشد حتماً از حضور اعلحضرت\nدستور همایونی خواستار بودند ایراد شد دفعتاً تمام لویه جرگه برین گفتار\nلطافت نثار این نوجوان عالیشان برآشفتند و از هر گوشه و کنار چشمهای\nتردیدکنندگان و مخالفین بر غلیه نطق مزبور بدرخشیدن آغاز نهاد اگر درین\nموقع حضرت رئیس صاحب عمومی شورای دولت از چالاکی و تیز دستی کار میگرفت\nالبته که بر تردید این مقاله از هر کنار و هر گوشه گفت و شنید بعمل می آمد . م . د )\nرئیس شورا دولت اعلحضرتا ! در صورتیکه عموم لویه جرگه خواستار قبولیت"}
{"book": "adl0012", "page": 269, "text": "بحث افغان نفوس\n٢٦٨\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعوض و تقلیل بدل عسکری بنظر می آیند و از اوضاع شان چنان\nمفهوم و مستنبط میگردد که این عریضهٔ شان که بکمال عرض و التجا امید\nدارند قبول شود، و در واقع این قول و مفکورهٔ شان نیز قرین بصواب\nاست زیرا که ملت عوض را با وجود آن سرگردانی و نقصانائیکه برای شان\nازان عائد است قبول دارند، اگر ذات همایونی نیز بشرائط و ضوابط متینی که\nدران بهیچ صورت یک نقص و خساره بدولت و عسکر و تعلیمات نظامی\nعائد نگردد عوض را قبول فرمایند ـ بخیال عاجزانه ام که بهتر خواهد بود !\nلویه جرگه\nاز استماع این کلام منصفانه و گزارش حقانه رئیس صاحب\nتماماً اظهار خرمی و شادمانی مزید را ایراد کنان محض جهت\nتائید و تحسین و استدعای منظوری آن مکرراً غلغله های تکبیر بلند\nو کف زدنهای خرمی بعمل می آمد و در تائید این نظریه از هر طرف\nبیانات داده میشد !\nاعلیحضرت\nاز میلان طبیعت و وضعیت عموم تان معلوم شد\nکه عوض را قلباً وجداً خواستارید و از پریشانیها\nو سرگردانی هائیکه برای تان در عوض از قبیل گریختن عوض و زیاده\nپول گرفتن و از دست کشیدن خدمت و گریختاندن اسلحه قریب\nبه اختتام موعد و خدمت را گذاشتن و روپوش شدن و امثال آن\nبرای عسکری"}
{"book": "adl0012", "page": 270, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۶۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nپرواندارید. لهذا حکومت حاضر است [ باشرائطیکه درذیل تحریر\nمیشود. ب، د] عوض را از شما بپذیرد !\nلویه جرگه\nتماماً ازین شفقت اعلیحضرت در یک عالم خرمی و یک جهان\nشادمانی بعبارات لطیف یک زبان شده بعرض رسانیدند\nکه ما عوض را با شرائطیکه ازان سخت تر نباشد قبول داریم !\n[شرائط ذیل را اعلیحضرت همایونی بتفصیل میفرمودند و لویه جرگه\nبدون تعلل بکمال گرمجوشی هر کدامش را بشرح آتیه قبول میکردند. ب، د]\n\nشرائط قبولیت عوض\n\nشرط اوّل\nبعد ازینکه شخص اصل عوض خود را بقوماندان نظامی بسپارد\nبعد عوض فرار کند اگرچه بختم موعد عسکری چند ماه باقی مانده\nباشد. آن مردیکه اصالتاً نامش در قرعهٔ عسکری برآمده باشد مکلف\nاست که خودش راساً آمده موعد خدمت عسکری خود را پوره کند\nو یا بدل عسکری را بپردازد !"}
{"book": "adl0012", "page": 271, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۷۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه ما حاضریم که نه تنها یکی ازین دو اثر قبول دار شویم بلکه اگر دولت لازم دانسته برین قرار نمودن عوض بر شخص اصل جریمه هم معین کند قبول داریم!\n\nشرط دوم بهر تاریخی که خود اصل و یا عوض دیگرش حاضر خدمت عسکری شود لازم که از همان تاریخ الیٰ دو سال خدمت عسکری را پوره کند!\n\nلویه جرگه ما نیز خواهشمندیم که نه تنها موعد مقرره را پوره کنیم اگر دولت اضافه برین موعد معینه دیگر هم خواهشی داشته باشد اکمال می نمائیم!\n\nشرط سوم هرگاه شخص اصل عوض خود را بـ قوماندان عسکری بسپرد اما بعد از چندی عوضی او اسلحه سرکار را مفقود و یا در حین فراریش با خود ببرد تاوان بر ذمهٔ اصل است!\n\nلویه جرگه ما نیز قبول داریم که تاوان اسلحه را با جرمی که حکومت لازم بداند تحویل نمائیم!\n\nشرط چهارم آن شخصیکه اسمش در قرعه عسکری برآید و خواهش عوض دادن را کند لازم که سن عوض او باندازه سن همان نفری باشد که آنرا نظامنامه نشان میدهد!"}
{"book": "adl0012", "page": 272, "text": "مبحث اخذ نفوس ۲۷۱ نویه جرگه ۱۳۰۲\n\nلویه جرگه بسیار خوب با بر طبق خواهش حکومت خود چنان اشخاصی را در در سلک نفری عسکر عوضاً میفرستیم که بسیار جدی و فعال و مرد کار و قابل تعلیم باشند!\n\nشرط پنجم اگر عوضی بعد از دخول ملازمت عسکری داعی اجل را لبیک گفته فوتکند درینصورت شخص اصل را تکلیف داده نمی شود!\n\nلویه جرگه این یکی از مهربانیهای علحضرت است والا درینصورت هم اگر احضار شهریاری لازم بداند ما حاضریم که شخص اصل و یا عوض عسکری را برای پوره کردن موعد مذکوره بفرستیم!\n\nشرط ششم شخصی که یکمرتبه در سلک عسکری خدمت کرده باشد و قواعد و ضوابط آنرا کامل بداند در دورهٔ ثانی عوض شخص دیگر منظور نمیشود!\n\nلویه جرگه مقصد از اخذ نفری در نظام بالفعل صرف یاد گرفتن تعلیم است نه محاربه زیرا در وقت محاربه نه تنها اشخاص تعلیم یافته بلکه عموم ملت افغان حاضر و آماده اند که در مقابل اعدای دین و خائنان داخلیه و خارجیه برآمده داد شجاعت و حماست را داده دشمنان خود را مغلوب و منکوب سازند، معلوم است که درینصورت ما چنان اشخاصی را خواهیم فرستاد که جوان رسا و سالم الاعضا و قابل اخذ هر گونه تعلیم باشند!\n\nشرط هفتم هر آنمرد عوضی که تعلیم یافته فنون عسکریه است و قواعد و ضوابط عسکری را"}
{"book": "adl0012", "page": 273, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۷۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه\nبخوبی میدانند لازم که در موقع اعلان حرب بهمان عوض حاضر نشود !\nدر چنین فرصت نه تنها تعلیم یافته بلکه صغیر و کبیر و پیر و جوان با سکنه\nافغانستان قرار احکام خداوندی حاضر شده داد شجاعت\nو اسلامیت و افغانیت خویش را در مقابل اعدای دین و بدخواهان\nملک و ملت خود میدهیم !\n\nشرط هشتم\nدر موقع اعلان جزء اشخاصی که اسماء شان در قرعه عسکری ظاهر شود\nبدل نقدی منظور نمیشود و لازم است که حتماً داخل نظام شوند !\n\nلویه جرگه\nباید که قبول نشود زیرا که دشمن را سرد سرباز و سرنیزه بکيفر کردارش\nمیرساند نه اینکه پول و پیسه سد راه خیانت و جنایت او شد میتواند\n\nاعلیحضرت\nدر ازدیاد بدل عسکری قبلاً بشما گفتم چون بدل عسکر در اوائل\n(۳۰۰) روپیه گذارده شد اکثری از اشخاصی که اسماء شان در خدمت\nنظام می برآمد بدلش را تحویل میکردند ، چون وزارت حربیه ما سر باز بکار داشت\nمحض سد باب تحویل پیسه بدل عسکری را مکرراً تا مبلغ (۷۰۰) و چند روپیه\nافزودیم اکنون که شما خواهش تقلیل آنرا مینمائید محض خاطر داری شما چیزی از آن\nمبلغ ای وقت موعد ۱۳۴۲ می کاهیم مشروط برینکه نفری حتی الامکان\nبتحویل بدل عسکری از خدمت با شرف نظامی نکول نکنند ۔ در انصورت\nکه ما دیدیم و فهمیدیم که قرار قرعه و نوبت خود اکثریه داخل خدمت عسکری"}
{"book": "adl0012", "page": 274, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۷۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمیشوند البته که زیاده بران در بدل عسکری تقلیل میکنیم!\nوکیل\nاگر همان مبلغ (۳۰۰) روپیه بدل عسکری که اولاد را ظامنامہ داخل است\nمنظور شود بسیار خوب خواهد شد!\nرئیس شورای چیزیراکه ذات همایونی فرمودند نهایت درست است فی الحال محض اجابت التماس شما بدل عسکری از (۷۰۰) وچندر و پیه\nکمتر واز (۳۰۰) روپیہ چیزی بیشتر مقرر میشود، سپس از انکه دولت دا نیست\nاشخاصی که اسم شان بقرعه عسکری می برآیداکثر یہ رأساً و یا عوضاً داخل\nعسکر میشوند و در تکمیل تعداد مطلوبه عسکر وزارت حربیه شکایت نمی نماید\nهمانا که در بدل عسکری دیگر تقلیلی که موافق سخواهش تان باشد بعمل می آید\nوالا اگر دیده شد که نوجوانان از رفتن بقشله نظامی با عطای بدل عسکری مجد\nدر بدل عسکری تقلیل نخواهد شد بلکه ممکن است که کا ملا بدل عسکری موقوف قرارداده شود\nوکیل سکستانی\nایکا اگر بدل عسکری کاملا موقوف شود زیرا که بار\nاندازی صاحبان پول بر اشخاص غریب میشود!\nلویه جرگه برین مقوله رئیس صاحب عمومی شجو ابی نیافته این قول و نظریه\nمنصفانه همایونی چون مبنی بر حقانیت و مفاد ملت ومملکت\nو دولت و اسلامیت بود، بجز از تحسین و آفرین دیگر جوابی\nگفته نتوانستند!"}
{"book": "adl0012", "page": 275, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۷۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدرین بین که خواهش نظام قومی تردید و تقلیل بدل عسکری و\nعوض منظوری یافت یکی از میان سادات لویه جرگه بر پا خواسته\nبعرض رسانید . ب ، د\n\nسید\nعلیحضرتا ! اگر برای سادات و آل رسول از خدمت\nعسکری معافی داده شود چقدر خوب خواهد شد تا بدعا گوئی\nدین و دولت مشاغلت داشته باشند !\n\nلویه جرگه\nتماماً برین عریضه سید صاحب بر آشفتند و به تعجب کنان طرف\nسید صاحب می نگریستند لا گو یا بزبان حال بدو می فهمانیدند\nکه حضرت سید صاحب شما چطور سید و آل رسول میباشید که بر خلاف\nاوامر خداوندی و رفتار حضرت رسالت پناهی که شما خود را اولادۀ او\nمی پندارید از اعلای کلمه الله و جهاد فی سبیل الله اباء و استنکاف میورزید ؟\n\nاعلیحضرت\nلکن ذات جهانبانی علی الفور پیشتر ازینکه بروی حمله کنند\nو یا بتردید وی بپردازند یک بیانیه مفصل تأسف آور را\nبرین خواهش بیجای سید صاحب ایراد داشته از روی آیات و\nاحادیث و امثال و دلائل و طرز عمل اسلاف و نیاکان اسلامی مخصوصاً\nخانوادۀ آل نبی این مفکوره اور اغلط نشانداده ضمناً فرمودند : .\n\nجناب سید صاحب ! آیا شما از تواریخ معلوماتی دارید ؟\n\nرئیس مجلس شورای ملی"}
{"book": "adl0012", "page": 276, "text": "مبحث خذ نفوس\n۲۷۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو کتب سیر را مطالعه نموده اید؟ و از کارنامهای جدا مجد مبارک خود و آل\nبیت شان اطلاعی دارید؟ که آنها در مواقع جهاد چطور جذبات شانرا\nاظهار مینمودند؟ و تا بکدام درجه در احیای جذبات اهالی میکوشیدند؟\nو آیا خبر دارید که دندان مبارک سرور و سردار و پیغمبر و آقای ما حضرت\nمحمد رسول الله صلی الله علیه وسلم در کدام موقع بشهادت رسیده است؟\nحضرت سید صاحب! ما امتان جدا مجدّت که به تعظیم و تکریم\nشما یان میکوشیم محض از بنجهت است که شما در تائید دین مبین و اعلای کلمة الله\nمساعیات جمیله خود هارا بانتهای فعالیت و جدیت بخرچ داده خار چشم دشمنا\nو سد آهنین بر روی اعدای دین و شریعت سید الانشای جان باشید، هنگامیکه شما\nاز جهاد و پیروی حقیقی دین محمدی پهلو تهی کنید پس ما چرا بشما عقیدت بپرورانیم!\nدرینجا ذات همایونی این مثل را فرمودند: اچے لا لابلج چه، تانکی په\nگنده و کابڑی. ب. د]\n\n(۱) مفهوم مثل اینکه: - تراکه من لالا میگفتم از بنجهت بود که برای من ساجق را با انگشت خود از درخت\nبرآوری ساجق که افاغنه او را تانکی و زاولی مینامند یکرقم خمیر هست که لزوجت دارد و از شیر درخت انجیر بیخ\nبوته شخال کند و دیگر درختهای شیر دار بعمل می آید و آنرا عموماً مردم بنوک ناخن ، چاقو از درخت جدا کرده زنان\nو برخی از مردان او را برای صفائی دندان و ازاله بدبوئی دهان و فراهم آوردن نکهت خوش می خایند.\nو در وقت خائیدن او نیز یکصدا موزونی ازان بعمل می آید. و این مثل را افاغنه بهنگامی استعمال میکنند\nکه شخصی بنابر صفت کمال محبوب می انگارند و وی آن عادت خود را بگذارد ۱۲ (برهان الدین کشککی)."}
{"book": "adl0012", "page": 277, "text": "بحث اراء نفوس ۲۷۶ لويه جرکه ۱۳۰۳\n\nدرصورتیکه شمایچ ادعا و اعدای کلمه الله و حب وطن و تحفظ ناموس خود علاقمند\nنداشته باشید. ما شما را چرا محجوب خود خواهیم پنداشت [ویه جرگه\nمخصوصاً نفری قندهاری ؟مالی سمت مشرقی که به نزاکت این مثل فهمیدند،\nفی البدیهه بعرض رسانیدند] مونږ لا الآنه، نه ايله کو (۲)\nاگر چه بعد از اختتام کلام حقانیت التسام شاهانه عموم چنان تصور\nداشتند که جناب سید صاحب دیگر اظهاری درین مطلب نخواهند\nکرد ! فاما بر خلاف توقع باز مؤدبانه بپاخواسته بالفاظ معذرت آمیز\nخواستار معافی شده گفت . ب . د ]\nسید رضا متأسفانه من در اظهار خود پوره نتوانستم که باظهار مطلب خود\nمی پرداختم !!! مقصدم این نبود که سادات از خدمت نظامی\nبری الذمه قرار داده شوند. بلکه یگانه مطلبم آن بود که برای سادات درطی\nخدمات عسکری یک امتیاز خصوصی از حضور اعلیحضرت معظم غازی عطا و عنایت\nکرده شود !\nوزیر صاحب مالیه عموم مسلمانان باندازه که تعظیم و تکریم سادات و مشایخ ،\nو علما را شرع شریف مستحب و مندوب قرار داده است\nدر ایفای مراتب اعزاز و اکرام شان کوتاهی نمی نمایند. در کتب شرع شریف\n(۲) مقصدش اینکه مالا ادعای خود را ابداً تنها نخواهیم گذارد ۱۲ ( برهان الدین کشکی )"}
{"book": "adl0012", "page": 278, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳ ۲۷۷\n\nهر چند ما ورق گردانی نمودیم و تجسس را بکار برده ایم بهیچ یک همچنین روایته و مسئله نخورده ایم که در ایفای اعمال مفروضه و اشیای واجب و سنن سادات دارای یک امتیاز خصوصی باشند یعنی اگر سادات عظام در نماز و روزه و حج و زکوة دارای امتیاز باشند. یعنی سید نماز پنج را یک رکعت و روزه را تا چاشت. و حج و زکوة را اگر میخواست ادا میکرد، البته ما هم از جهاد او را معاف میکردیم. و یا مکلف میبودیم که بدو یک امتیاز اعزازی بدهیم. در صورتیکه جد امجدتان آقای آقا حضرت محمد رسول الله در مدینه اینقدر زحمات و تکالیفی که در تبلیغ دین پاک اسلام و اعلای کلمته الله متحمل آن میشدند. بدل و پاداش او را از خدا میخواستند که ان اجری الا علی الله پس شما چه طور همچنین خواهش میکنید. بایستی که شما سادات هم بر نقش قدم آنحضرت جاده پیما باشید.\n\n[از طرز کلام وزیر صاحب چنان مستنبط میشد که این مبحث را بسیار طول خواهند داد، لہذا ذات جهانبانی قطع کلام او را نموده فرمودند. ب. د]\n\nاعلیحضرت حضرت سید صاحب ! در صورتیکه یکی از سادات حقیقی چهاونی نظامی را از وجود خود متبرک و برادران عسکری خویش را بهم قطاری خویش افتخار بخشید. البته که حکومت تان"}
{"book": "adl0012", "page": 279, "text": "بحث اخذ نفوس ۲۷۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر مراتب اعزاز و تعظیم وی فروگذاشت نکرده حاضر است که علم مبارک\nجد امجدش را بر دوش اسلامیت آغوشش برافراشته و بخطاب\nمستطاب علم بردار عسکر اسلامی و سر لشکر غزات افغانی ویرا\nاز همگنان امتیاز بدهد!\nسید صاحب ! مقصد ما ازین اخذ عسکر بجز از تعمیم تعلیم نظامی\nو استحکام و تشید دین مبین محمد عربی دیگر چیزی نیست و خواهشمندیم\nکه تمام ملت ما عام ازینکه فقیر باشد یا امیر شهری باشد یا قروی از هر صنف\nکه باشد در فنون حربیه دانسته و فهمیده باشد زیرا در صورت نافهمی و نادانی\nدشمن حقیقی ما همان دوست و ملت نادان ماست\nدشمن دانا بلندت می کند : بر زمینت میزند نادان دوست\nلویه جرگه\nما ازین افکار ابکار و خیالات عالیات اعلیحضرت معظم غازی خود\nاظهار تشکر و تفخر میکنیم و برای همچو یک پادشاه اسلامیت خواه\nملت دوست وطن پرور خود هزار هزار بار جانهای خود را فدا میکنیم بکمال\nشوق و آرزو از خدای خود خواستاریم که قطرات خون خود را در راه اسلام\nو خدمات ملت و مملکت و استرضای اعلیحضرت بریزانیم !\nیک نفر وکیل از ولایت کابل\nاعلیحضرتا ! اگر برای دفع این محذورات و رفع این مشکلات\nاعلیحضرت برای تربیه نظام یک علاج بر اصل و طریقه تحویلی"}
{"book": "adl0012", "page": 280, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۷۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه در اکثری از دول مروج و معمول است اختیار بفرمایند و عسکر را بطور خوش\nرضا استخدام نمایند. چقدر خوب خواهد شد. مقصد از اظهار این معروضه این\nنیست که ما از خدمت عسکری استعفا در سرکشی داریم و یا طبعاً بدان میلان\nنداریم فی اغرض من آنست تا درین موضوع نیز بایستی لویه جرگه بحث کنند\nو وقت را بخرج برند!\n\nفیض محمد وکیل\nنیز بتائید این مقوله یک تقریر تفصیل را بیان داشت\nگفت\nکه برای تعلیم عموم ملت بایستی که حکومت معلمین خانگی را از عسکر\nبهر قریه و قشلاق مقرر دارد تا آنها نیز از تعلیم محروم نمانند. و در تنخواه نظام\nبایستی افزود کنیم تا مردم خوش برضا داخل سلک نظام شوند\n\nرئیس شوری\nدر صورت خوش برضا چه قدر فوج را باید حکومت استخدام نماید\nو تنخواه بدانها بچه اندازه بدهد!\n\nفیض محمد وکیل\nتعداد افواج افغانی در صورت خوش برضا باید از پنج لک سرباً\nکمتر نباشد و تنخواه هرکدام شان نیز باید ما هوار بیست روپیه باشد\n\nاعلیحضرت\nپس سنجید که تنخواه پنج لک نظامی سالیانه فی نفر دو صد و چهل\nروپیه تماماً چقدر مبلغ میشود!\n\nیک مأمور دولتی\nفدایت شوم دوازده کرور روپیه خواهد شد!"}
{"book": "adl0012", "page": 281, "text": "مبحث اخذ نفوس ۴۸۰ در جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلیحضرت مشکل اینجا است که ما برای انتشارات سلامیه بر اساس دوشی\nدر مقابل عملیات جزوی ماهواری روپیه تنخواه میدهیم و ملا\nشانرا نیز خوش برضا مقرر داشته ایم که هروقت سبکدوشی از خدمت\nبخواهند کسی اوشانرا از رفتن مانع نشود، باز هم می بینیم که غیر از چند نفر کسی در\nانتشارت ملازمت را اختیار نکرده است!\nمحمد یونس خان رئیس بلدیه در بلدیه کابل محض برای خدمات جزوی که روزانه در ظرف\nدو سه ساعت اجرا میشود و شب واپس مستخدم آن\nبخانه خود میرود و هم میتواند که بدیگر مشاغل خود را برساند بتنخواه ماهواره (۲۵)\nروپیه کسی حاضر نمیشود پس آیا اینقدر نظام میتوان شد که خوش برضا حاضر شوند\nاعلیحضرت این بحث را بالفعل بگذارید تا در آنوقت بکار برده شود اگر\nعلاوه برین در نظامنامه نفوس گفتنی داشته باشید\nبسم الله بفرمائید!\nایشان عظم خواجه در اکثر از محلات و ولایات خصوصاً در ترکستان بیشتر از\nحواله مدیریت عمومی نفوس نفری حواله میشود و بعد بعوض\nپول رها میشوند. برای سدباب این رشوت ستانی اگر اعلیحضرت تجویزی\nبفرمایند بر ممنونیات اخواهند افزود!\nاعلیحضرت در آتیه باید حواله مدیریت نفوس و حکمنامه وزارت داخلیه که درباره سرشماری کوچیها"}
{"book": "adl0012", "page": 282, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۸۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nجلب عسکری بهم میرسد اولا به پیشگاه مجلس شورای نائب الحکومگی و حکومتی\nاعلی و کلان و غیره نهاده شود. و بر طبق اطلاع و نظریات آنها این مسئله\nبانجام برسد!\n\nلویه جرگه\nازین حق پسندی همایونی اظهار مسرت کنان بآوازهای تکبیر و کف\nزدنهای شادمانی این مبحث نیز خاتمه یافت!\n\nوکیل\nاعلیحضرتا! اگر در کتابهای مدیریت نفوس در خانهٔ عمر اشخاص بعوض\nهندسه بلفظ فارسی سن مردم قید و ضبط شود بهتر است. زیرا اکثری\nاز کارداران خود غرض نفوس برای مدعای نفسی خود در هندسه‌های\nعمر نفری دست زده ظلماً و جبراً معمر و اطفال خوردسال را سرگردان\nو پریشان کرده بعد از تکمیل مدعا اورا میگذارند!\n\nاعلیحضرت\nدرست است در آتیه باید سن اشخاص بعبارت\nفارسی تحریر شود!\n\nلویه جرگه\nبرین مرحمت همایونی اظهار مسرت کنان بکف زدنهای شادمانی\nاو را تحسین کردند!\n\nوکیل\nاعلیحضرتا! گمان میکنم که در اصول قرعه انداختن و اخراج اسماء اهالی مدیریت\nنفوس محلی دیانت و امانت نمیکنند. و ازین رهگذر ممکن است که حق تلفی بعضی\nاشخاص را بنا بر اغراض شخصی خود باعث خواهند شد!"}
{"book": "adl0012", "page": 283, "text": "بحث اخذ نفوس\n۲۸۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلحضرت بلی! در صورتیکه انداختن قرعه و بیرون آوردن نام نفوسِ\nنفری تعلق به مدیر های محلی نفوس هر مقام داشته\nمبود قول شما درست است که در ان دست بازی بعمل می آمد لکن\nقرعۀ اسامی را هر ساله مدیریت عمومی نفوس وزارت داخله از کابل\nبرای مدیر های محلی نفوس اطلاع میدهند. بدینطو ریکه مرتبه مثلاً بدو بداء\nمیشود که از طرف ابتداء کتابی که در ان نام نویس اهالی است آغاز کرده\nیک نومره را گذار ده نومرۀ دوم را برای خدمت عسکری انتخاب دانند\nمرتبۀ دوم از طرف اخیر دو دو نمره را قلم انداز نموده هر اسمیکه بنامه سومین است\nآنرا بخدمت عسکری مخصوص دارند. بمرتبۀ سوم بعد از چهار نمره از حد وسط\nطرف ابتدا و یا طرف انتها گذارده نمره پنجم را حکم میدهد که برای خدمت\nنظامی معین دارند و علی هذا !....\nلویه جرگه ازین عدالت پسندی اعلحضرت غازی در سر رشتۀ قرعه\nانداختن مدیریت عمومی نفوس وزارت داخله اظهار شادمانی\nنموده این مراحم شاهانه را نیز بکف زدنهای خوشحالی تلقی کردند!\nشیر جان خان زاده اعلحضرت در نظامنامه نفوس برای اشخاص بیکس\nو نادار و معذور که اسم شان در قرعۀ عسکری ظاهر\nمیشود حکم است مجلسی را که مظهر این حقیقت باشد با مضاء قریه دار و علاقۀداری"}
{"book": "adl0012", "page": 284, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۱۸۲\nلویہ جرگہ ۱۳۰۳\nو مجلس مشوره محلی نفوس در ظرف بیست روز بمدیریت نفوس مرکزی خود\nحاضر دارد و تا قاعدتاً از خدمت عسکری سبکدوش کرده شود !\nدرین مدت قلیل این اشخاص حاضر و معذور به بسیار مشکل\nهمین قدر میتوانند که سجلات تحریر دارند و امضای اشخاص مطلوب را بر ان\nثبت دارند بعد از اتمام سجلا تقریباً موعد قبولیت آن نیز بسر میرسد\nو این بیچاره تقریباً از مدیریت مرکزی نفوس ولایت یا حکومتی اعلی بمساً\nچند روز راه مانند بامیان و کابل و نورستان و جلال آباد و امثال آن\nنشیمن دارد معلوم است تا وی تهیه سفر کند و بمقام موعود برسند برای وقت\nکفایت نمیکند، لہذا معروض میدارم که اگر برای مامورین نویسندگان\nمحلی نفوس اجازه داده شود که این مجلات های اشخاص بیکس و معذور را که\nقاعدتاً درست باشد این اشخاص در همان حکومتی و علاقه داری مربوطه\nخود تقدیم کنند محض جهت تسهیل کار و خلاصی آن بیچاره مظلوم پریشانی\nقبول گردیده برای وی خط برخواست بدهند بنقد ر خوب خواهد شد و یا\nچیزی در میعاد مزبور توسعه داده شود !\nعلیحضرت نظریه شما قرین بحقیقت است من بعد در نظامنامه نفوس\nایزاد میکنم که مجلای این اشخاص معذور را که قاعدتاً درست\nباشد مامور نفوس محلی وی ملاحظه کرده برایش برخواست بدهد !"}
{"book": "adl0012", "page": 285, "text": "بحث اوراق نفوس ۲۸۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه\nازینهمدردی و نوازش ملوکانه باز غلغله دعاگوئی و کف زدنهای شادمانی را بعمل آوردند!\n\nوکیل\nتا حال در عصر سلطنت اعلیحضرت غازی بهر اندازه که نفری برای عسکر خواسته شده تاماً در عمر از (۲۲) ساله الی (۲۷) ساله بوده اند اگر ذات همایونی در سن این نفری وسعت داده اشخاصی را که در عمر از (۲۰) الی (۳۰) باشند تماماً در نظام قبول کنند بخیالم از فائده خالی نخواهد بود! ل\n\nاعلیحضرت\nمقصد ما از گرفتن جوانانیکه عمر شان از (۲۲) الی (۲۷) سا میباشد اینست که اکثریه اینچنین اشخاص بعلائق دنیوی چنانچه قبلاً گفته شد گرفتار نمیباشند نه از خود اکثر یہ عیال داشته میباشند و نه باستان و عموماً اینچنین اشخاص در خانه جهت اداره امورات محلی خود، پدر، برادر کلان عم ، خال، و دیگر خویشاوندان قریب ضرور داشته میباشند و هم قوه تعلیم و ملکه تحفظ نظریات و اجراآت را خوبتر داشته میباشند و هم گذاره عمومی اینچنین نظامی که بیک عمر و بیک سن و بیک فکر و بیک طرز باشند بظرفاہیت و عیش قرین بوده یکی از مجالست دیگر خود محظوظ میشود و ممنون میگردد و با هم دیگر یک علائق رفاقت و دوستی را قائم میدارند و بالعکس اگر درین میان یکنفر معمر یک شخص سالخورده باشند نه تنها عیش آنمرد پخته سال از صحبت این جوانان مکدر میشود بلکه برای آنها هم یکنوع دلتنگی رخ میدهد بناءً علیه ما در مسئله نفوس میخواهیم که تماماً عساکر ما دارای یکعمر و یک سن باشند که از صحبت و اخلاط یکدیگر خود خسته نشوند اینست مدعای ما در گرفتن نفری از (۲۲) الی (۲۷) ساله اما چون درین مجلس درین باب که یک شخص از روی علاقه وطنی داو طلبانه میخواهد تا سن سی سالگی شامل خدمت عسکری شود شما و کلای ملت آنرا مضایقه ندارید ما هم قبول کردیم بشر طیکه داخل شدن شان برضای خود شان باشد!\n\nوکیل \n(در حالیکه از کمال مسرت از جای خود بر خاسته بود گفت) ازین قدر دانی و از ین نوازش پادشاهانه خود نهایت درجه ممنون هستیم.\n\nاعلیحضرت \nبلی در ین جا باید این قدر توضیح بکنم آن اشخاصیکه از روی داو طلبی داخل عسکری میشوند و از سن (۲۷) سالگی متجاوز میباشند نظر باصول دولت اگر عیال دار باشند نمیتوانند خانواده خود را بهمراه خود ببرند البته مثل عساکر مجرد در قطعه خود زندگانی خواهند کرد\n\nوکیل \nما و کلای ملت این شرط را بکمال دلگرمی قبول داریم !\n\nلویه جرگه \nتماماً دعا کردند!\n\nوکیل \nراجع بمسئله دادن نفری عسکری در لویه جرگه سابقه فیصله شده است که هر یک نفری بر سر هشت نفر داده شود باز درین نظامنامه بر سر هشت نفر چرا قید شده است ؟\n\nاعلیحضرت \nدر لویه جرگه سابقه بر سر هشت نفر هشت نفر قبول شده بود که نفوس آن دران وقت بر هشت هشت نفر شمرده میشد چون در ین وقت اوراق نفوس و تذکره آن طبع و توزیع شده است که هر کس از خود تذکره علیحده دارد و دران وقت تا حال چنین تذکره نبود لهذا در نظامنامه حالیه لفظ هشت نفر قید شده است .\n\nلویه جرگه \nصحیح است !\n\nوکیل \nدر ماده (۲۱) درج است اشخاصیکه بسن (۱۶) سالگی میرسند باید تذکره نفوس بگیرند و اگر نگیرند مجازات میشوند این مجازات باید معلوم شود که چقدر است؟\n\nاعلیحضرت \nاز گرفتن تذکره نفوس هیچکس تا حال ابا نورزیده است و همه میدانند که تذکره تابعیت یک سند بزرگیست برای خود اهالی چنانچه اگر کسی در کدام حصه و لا یتی میرود و یا کدام دعویٰ بآن رخ میدهد بهمین تذکره تابعیت که در دست دارد خود را از هر گونه خطر محفوظ میدارد پس هیچ عاقل از گرفتن آن ابا نمی ورزد تا مستوجب مجازات شود معهذا اگر چنین کسی پیدا شود و از گرفتن آن ابا و رزد البته جزای آن در نظامنامه جزائیه معین است. \n\nلویه جرگه \nصحیح است !"}
{"book": "adl0012", "page": 286, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۸۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nجوانان منغض بلکه گذاره و نشست و برخاست جوانان نیز از مجالس\nانمرد کلان سال در استخلال است وعلاوه کاری که از جوانان گرفته میشود\nاز دیگری گرفته نمیشود وعلی هذا ۔ البته در صورتیکه وزارت حربیه در تعداد\nمطلوبه خود ازین جوانان تقلیل را ملاحظه کند دسته دیگر از اشخاصیکه درعمر\nنسبتاً بالاتر از ان باشد جلب میشود!\n\nلویه جرگه همین تحدید عمرا که در نظامنامه مسطور است همه ما بنظر تحسین مینگریم و آنرا\nجوانانرا ما برای تعلیمات وشطارتهای عسکری از حد موزون می بینم\nباید دران تغیری بعمل نیاید، البته در موقع جهاد حاجت بدین تحدیدا پیچ نیست\nزیرا که در انوقت تمام ملت افغان و سکنه افغانستان بلا استثنای پیر\nو جوان عسکر و تاما برای دفع دشمنان دین و وطن اشخاص شیر پیکر هستند!\n\nاعلیحضرت آیا لویه جرگه دیگر اعتراض یا تنقیدی بر نظامنامه نفوس ندارند؟\nو دیگر توضیحاتی را در ان خواهان نمیباشند؟\n\nلویه جرگه نی! دیگر هیچ یکنوع مذاکره وصحبت قلیلی را در نظامنامه نفوس ما خواستار\nنیباشم، البته علمای اعلام در بعضی قیوداتیکه بر عدم اخذ تذکره نفوس\nنهاده شده چیزی گفتی دارند!\n\nعبدالرحمن خان حضرات علما را نباید که در هر چیز و هر کار ناخن زنی کنند\nو بکار های که در ان خدا حکومت و ملت را مختار نموده است"}
{"book": "adl0012", "page": 287, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۸۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنبایستی مداخله را روا دارشوند این سخن بدان میماند که حکومت بیک مقام\nراه شوسه و یا سرک پخته را بردن خواهش دارد، در انموقع بگویند که از علما پرسید\nشود و یا بکدام جای نهر میکند، باید بی اجازه ملا نکند، نی! چیزیکه بامورات\nشرعیت و دیانت متعلق است اولا ما از ان عدول نمیکنیم و او را سرمشق قضا\nخود می پنداریم و باز اگر در ان مسایلہ کوتاهی بعمل آمد علما حق دارند که بما\nیاددہانی نمایند و ما بکمال امتنان و مسرت اقوال هدایت مآل شانرا\nعمل پیرا شویم !\n[با اینکه از فحوای این نطق عبدالرحمن خان رئیس چنان مفهوم\nمیشد در ان شرائط تذکره نفوس که علماء غائبانه خواهش تبدل او را نموده\nبودند تعدیلی بعمل نیاید، خاما ذات ملوکانه بدون ازینکه کدام عالمی برخاسته\nچیزی میگفت نطقی را در موضوع ایراد فرمودند که خلص مقصد\nآن چنین بود ، ب ، د ]\n\nاعلیحضرت\nعلماے کرام که تعدیل بعضی شرائط تذکره نفوس را\nخواستارند درین مطالبه ما آنها را قرار خیال و مفکوره\nخود شان حق بجانب می پنداریم لکن فوائد یرا که حکومت از وضع این شرائط\nتحت نظر گرفته بود منجمله آن یکی این است که در موقع دعاوی برای قضات\nتسهیلات و معرفی طرفین را فراهم آورده حاجت گرفتن تزکیه نمی شد؟ برای اینکه"}
{"book": "adl0012", "page": 288, "text": "بحث اخذ نفوس ۲۸۷ لوحه جریده ۱۳۰۳\n\nو هم در نکاح شخصی نمیتواند که نسب خود را بپوشاند و بفریب خود را کفو دیگر نشان\nبدهد، هم برای معرفی شهود و گواه عموم دعاوی محاکم که عدلیه فوائد بسیاریرا\nعائد میکند در موقع فروش و خرید املاک و دیگر اشیاء نیز فائده مند بود و برای\nدولت نیز علاوه بر اینکه تبعه خود را می شناسد دیگر تسهیلات را بعمل می آورد\nو اکنون شنیده میشود که بعضی علماء برین تنقید دارند، اینک من بدون\nگفت و شنید و تضییع اوقات مجلس آن قیود را مرتفع نموده بعوض آن\nدیگر قیود ذیل سیاسی وضع میشود!\n\nشرائط اول\nشخصی در زمانیکه قطع محاسبات خود را با دولت مینماید لازم است\nکه تذکره خود را نشان بدهد و اگر تذکره خود را ظاهر نکرد الی\nتصفیه معاملاتش از طرف حکومت بالایش محصل مقرر است!\n\nشرائط (۲)\nدر وقتیکه وجه محصول را تحویل میدارد قاعدتاً تذکره خود\nرا ظاهر کند والا بدون تذکره اموالش محصول نشده\nبلکه ضبط میشود!\n\nشرائط (۳)\nوقتیکه خیال ملازمت دولت را شخصی میکند ضرورت است\nکه تذکره خود را نشان بدهد والا حکومت چنین شخصی که تذکره\nنداشته باشد ویرا استخدام نمیکند!\n\nشرط (۴)\nشخصی که پاسپورت نداشته باشد البته حکومت او را"}
{"book": "adl0012", "page": 289, "text": "مبحث اخذ نفوس\n۲۸۸\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنمیگذارد که بخارج برود!\nشرائط (۵) شخصیکه تذکره نداشته باشد از طرف دولت ابداً برایش\nتقاوی داده نمیشود!\nشرائط (۶) اطفالی که داخل مکاتب میشوند ضرور است که پدر\nو یا خودشان تذکرهٔ خود را ظاهر سازند و الا بدون تذکره\nحق دخول مکتب را ندارند!\n[بعد از مذاکرات فوق باز در جرگه سکوت دیده شد، لهذا مکرراً\nاز آنها استفسار شد که آیا دیگر اعتراض و یا توضیحاتی را در نظامنامهٔ\nنفوس خواهانید یا نی؟ در جواب شنیده شد که علاوه بر مذاکرات\nفوق دیگر هیچ یکرقم گفتگوی را دران نظامنامه خواهان نمیباشیم و تمام\nمندرجات آنرا قلباً قبول داریم، بعده باز رئیس صاحب شورای\nدولت اسماء نظاماتِ احضار خوانده آنها را میداناند که هر کدام نظامنامۀ\nرا قابل بحث و تنقید و توضیح ازین میان می پندارید بگوئید تا برای تان\nخوانده شود، چون اسماء نظامات اتمام یافت، و از هیچ طرف\nمزید برین گفت و شنید بعمل نیامد، و خواهش شنیدن\nو خواندن و بحث نمودن هیچیک مادهٔ نظامنامه دیگر را ننمودند، و همهٔ آنرا\nبصحت و صواب قرین دانسته در آنها هیچ بحث و مذاکره و گفت و شنید را"}
{"book": "adl0012", "page": 290, "text": "بحث محصول گمرکی\n۲۸۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nآرزو نکردند و قلباً جریان اورا در خطهٔ بهیه افغانستان خواستار شدند\n(غلغله تکبیر و تهلیل و کف زدنهای شادمانی، ب. م.)\n\nمبحث محصول گمرکی\n\n(درینجا قرار فوق عموم لویه جرگه اظهار داشتند که ما تماماً در نتیجه مطالعات\nو تفتیشات و تطبیقات خود ها که در تمام نظامات، قابل سحث و تنقید قوانین مجهوزه\nبالا را دیده دران ما نظریات و اصلاحات خود ها را بحضور شاهانه شرعاً و عرفاً\nعرض و تقدیم داشتیم در مابقیهٔ آن احدی از ما علما، وکلا و اعضای لویه جرگه\nبر اینچنین یک نکته برنخورده ایم و هیچیک چنان امر و ماده ندیده ایم که بمسائل شرع\nشریف و مذهب حنیف مطابق ! و بعادات و اطوار مملکت افغانیان\nوسکنّهٔ آن موافق نباشد ! و ترقیات مادی و معنوی و اصلاحات مال\nو حال ما تبعهٔ حکومت افغانی را حائز نباشد. لہٰذا مایان مابقیهٔ نظامات\nدولتی را تماماً درست و صحیح پنداشته بحضور باهرالنور ملوکانه عرض و استدعا\nهمی نمائیم که ما تمام قوانین عهد امانی را تصدیق کنان، نفوذ و جریان آنرا\nدر تمام قلمر و افغانستان الان کما کان آرزومندیم بعد ازینکه این معروضه"}
{"book": "adl0012", "page": 291, "text": "مبحث محصول گمرکی\n۲۹۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه از طرف عموم مکرراً بغلغله تکبیر و آوازهای تهلیل و کف زدنهای شادمانی\nتقدیر و تحسین و تائید شد آقای عبدالرحمن خان رئیس جرگه پشاور بخاسته\nیک نطقی را بر خلاف بعضی قوانین گمرکی و شکایات تجار افغانی بحضور اعلیحضرت\nغازی اظهار داشت، ذات شاهانه بعد از ختم کلام و دلائل و گفتار مزبور و تقریر\nمذکور که خواهش تقلیل محصول گمرکی را در بعضی اشیاء نموده بود پرداخته ضمناً\nفرمودند بلی! ما محصول آن اشیائی را که برای عادات و اخلاق و اطوار\nملت اسلامیه ما مضر و غیر مفید پنداشته میشود، مانند اسباب بازیچه\nو سگرت و امثال آن، باندازه افزوده ایم تا کسی بخریدن و عادت بدان\nجرأت نکند و محصول اشیائی را که منفعت و ترقی و تعالی اهالی از ان در\nنظر است، باندازه خفیف قرار داده ایم که از اعطای آن بیشتر برای\nتجار شوق تجارت آن بدمان می پیچید [بدین تقریب وقت مجلس پوره شد\nو عموماً حسب معمول بغرض صرف اطعمه و ادای صلوة و تفریح مرخص\nشدند، ب . م]"}
{"book": "adl0012", "page": 292, "text": "مبحث محصول گمرکی\n۲۹۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nظهر پنجشنبه (۲) اسد\n\nعبدالرحمن خان سرکس پښتو\nرئیس \n\nمقارن بساعت (۲) بود که عموم اعضای لویه جرگه\nوذات شاهانه در مجلس حضور بهم رسانیدند و ذات\nشاهانه قرار قاعده مقرره که همواره در آغاز مجلس چندی ساکت میبودند\nدرین موقع نیز ساکت بودند که باز رئیس مرکۀ پښتو آقای عبدالرحمن خان\nدوباره همان مبحث را اعاده داده بعضی دلائل لاطائل را در همان مواد جزوۀ\nرسوم گمرکی با الفاظ سود بانه وکلمات ادیبانه طوریکه عادت شان است\nآغاز نموده از طرف ذات ملوکانه و رئیس صاحب عمومی شورای دولت\nووکیل صاحب وزارت تجارت و وزیر صاحب مالیه و محمد عمر خان نائب\nرئیس ارکان ق وزارت حربیه وایشان اعظم خواجه و باقی عمائد لویه جرگه حسب\nنوبه جوابات کافی نسبت ببعضی اعتراضات جزوی و تنقیدات سرسری\nوی گفته میشد که اگر بنده بترتیب تمام بپردازد مثنوی هفتاد و فتر میشود،\nبالجمله این بحث تقریباً تا ساعت سه و نیم دوام یافت بالآخر ذات شاهانه"}
{"book": "adl0012", "page": 293, "text": "مبحث سوم لوی جرگه\n۲۹۳\nلوی جرگه ۱۳۰۳\n\nبالفاظی که مجمل آن ذیلاً مرقوم میشود متعارض موصوف را تسلی داد . و این\nبحث را که نه از طرف تجار خواهش گفتن آن بعمل آمده و نه اعضای محترم\nلوی جرگه (چنانچه مرقوم شد) خواهش بر پا نمودن آنرا نموده بودند خاتمه داد بام\nعلیحضرت \nمقصد از انعقاد این مجلس عالی اصلاحات اساسی است\nنه بحث و مذاکره کردن در امورات جزوی و گزارشات عادی\nو معمولی ! مثلاً نظام قومی باشد ؟ یا جبری ؟ تعزیر بالمال جائز است\nیا نی ؟ وامثال آن ، ما و شما برای جزئیات موظف نمیباشیم ، این ابحاث\nداخل وظائف مجلس عمومی شورای دولت و مجلس عالی وزراء است ، هنگام\nشما اشخاص منور الفکر را نبایستی که برخلاف مقررات مجلس در اضاعه اوقات\nقیمتدار لوی جرگه ابحاث بی موقعی را ایراد دارید ! و اشخاص کوتاه نظر و\nبی فکر را مجبوراً در مغالطه بیندازید ! همه شما خوبتر و بهتر میدانید که این سوگا\nدولتی و این خادم تان برای مفاد شخصی خود از شما تحصیل نمیکند اگر مقصد\nتان از پیچیدن بحث بیجا آن باشد که فلان تاجر و فلان صاحب ثروت را\nاز خود خوش بسازید پس برای ما و شما حصول رضای خداوندی و خوشنودی\nروح پر فتوح نبوی از حد افزون و ضروری است بیائید که نرید بریزند یا توما\nبر او امر و نواہی دین خود پابندی را اختیار کنیم و احکامی را که مذهب شما\nدر حفاظت دین مبین اسلامی و ملک مدارش فرموده است آنرا بجا بیاوریم ، تعلیم"}
{"book": "adl0012", "page": 294, "text": "بحث محصول گمرکی ۲۹۳ لویه جرگه ۱۳۰۲\n\nکه حفظ ناموس دین و مملکت و ملت و دولت ابداً بدون از قوت\nامکان پذیر نیست و قوت چیزیست که از ثروت بعمل می آید ثروت و عواید\nافغانستان به همه شما عیان است که وابسته بهمین اخذ رسوم گمرکی و\nمالیات و زکوه است و بس فی الحال اگر شما این نظریه را مطرح مذاکره\nنمائید که مالیات و رسوم گمرکی و محصول مال مواشی و غیره مطالبات حکومیت\nاز تر دولت مناصفه تحصیل شود، گمان میکنم که هیچ یکی درین پیش نهاد با شما\nمخالفت نخواهد کرد و تماماً خواهش منظوری این نظریه را خواهند کرد فاما بعد\nاز مدتی که اخرایت سنگین آن بجان و مال و ناموس و هستی و بالاخره بدین\nو آئین و مذهب و مشرب تان از طرف دشمنان شما وارد آید شما انمورنه تنها\nباعطای مال ثروت خود بلکه بریزانیدن خون خود نیز خودداری نمیکنید - امثال\nاین اقوال را اگر من بشما تکلیف کنم بایستی نظر بخرابیهای که از ان بمانویسد\nشدنی است قبول نکنید !\nمقصدم از افزودن محصول بر بعضی اشیاء غیر مفید آن است\nتا ادخالات خارجه اگر خواست خدا باشد و ملت عزیزیم غیرت و همت را\nشیوه خود نمایند در صنایع و پیداوار مملکت خود ترقیات شایانی را از\nقوه بفعل بیاورند کاملاً قطع شده بجای آن از مملکت ما چیزهای عجیب\nو غریبی بدیگر ممالک فرستاده شود یگانه موقع مسرت و خوشنودی تشکر\nگذاریم، روزی خواهد بود که از کد یمین و عرق جبین شما از ادخالات خارجیه"}
{"book": "adl0012", "page": 295, "text": "بحوث مجلس لويه جرگه\n۲۹۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمستغنی گردیم و براشیای موجودۀ مملکت خود قناعت کنیم ! شما مگر رأسیگوئید\nکه از زیادت محصول در تجارت نقصان میشود ـ برادرم ! اگر تجار ما درتجات\nداخلی خود در بعضی اشیاء بطبق زعم شما نقصانی را خدا ناخواسته بنگرد\nازین نقطه نظر که باند ازه همان نقصان پول وثروت در میان مملکت بدست\nملت ما باقی مانده است باکی ندارد، شما بار بار میگوئیدکه ازین شیوه برای\nدولت در محصول نیز خساره عائد است، آگاه باشید ! که دولت شما\nنیز بدین خساره و نقصیكه ازین رهگذر برایش عائد گردد پروائی نداردزیرا\nهمان پولیکه دولت بصورت محصول تجارت میگرفت بجیب ملت ماند\nملت کیست عضو دولت و ثروت و هستی ملت را عینا مانند ثروت\nخود می انگارد، خلاصه مقصد این است که اگر شما کدام اعتراض اساسی\nبرین نظامات داشته باشید بسم الله بفرمائید و اگر گفت و شنیدی\nرا در جزئیات خواستار باشید از ان نیز شما را مانع نمیشوم بــــروید\nبریاست عمومی شورای دولت حاضر شوید و یا نظریه خود را بمجلس عالی وزراء\nکه برای همین خدمات موظفند تقدیم کنید، این مجلس عالی برای ابحاث جزوی\nمنعقد نشده والا اگر از فروع وجزویات درین مبحث رانده شود لامحاله\nباید مدت اورا تا ده سال اطاله دهیم !\nلویه جرگه ازین بیانات مشفقانه ونصائح پدرانه ذات جهانبانی تحت یکرقت"}
{"book": "adl0012", "page": 296, "text": "مبحث محصول گمرکی\n۲۹۵\nلویه جرگه ۱۳۰۱\n\nو تاثير عمیقی آمده تماماً ازین دوربینی ها و عاقبت اندیشی های همایونی اظهار\nشادمانی نموده عموماً خود ها را بر وجود ذیجود اینچنین فرمانروای ملت دوست\nمملکت پرور ترقیخواه نیک بخت و سعادتمند شمرده از هر کنار بتائید همین\nمطلب گفتار بعمل آمده آوازهای تکبیر وکف زدنهای شادمانی متوالیاً\nیکی بعد از دیگری محض تقدیر خدمات ملوکانه بعمل آمد!\nاعلیحضرت\nمکرراً بحضور تان عرضیه پرداز شده ام که از مدح خوانی\nو تذکر صفات این خادم مملکت و ملت افغانی صرف نظر\nفرموده تنها در مواد مجلس مذاکره نمائید لطفاً بفرمائید که دیگر چیزی گفتنی دارید؟\nیا خیر؟\nلویه جرگه\nاعلیحضرتا! قبلاً بعرض رسانیدیم که در مواد و نظاماتی که ما بحث\nو تعدیلات را ارزومند بودیم حسب خاطر خواه مذاکرات و اصلاحات\nبعمل آمد در دیگر نظامات ما هیچ گفتن و شنیدن را خواستار نبوده\nمتفقاً تمام آنرا تصدیق میکنیم!\nاعلیحضرت\nامروز وقت مجلس تمام شده و فردا جمعه است پس فردا\nرئیس عمومی شورای دولت را امر میفرمائیم که خلاصه نظریہ\nو اصلاحات شما علمای کرام و وکلای عظام که از ابتداء الی الآن\nدر نظامات دولتی و دیگر فقرات مهم نموده اید و یا خواهش آنرا مجدداً از حکومت\nزینت"}
{"book": "adl0012", "page": 297, "text": "بحث محفل لویه جرگه\n۲۹۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکرده اید تحریر داشته ب روز یکشنبه بیاورید تا باز مکراً همان فقرات به پیشگاه شما حضار محترم قرأت شود و تفصیلات لازمه نیز دران مورد بخاطر نشان تان شده بعده عموماً همه تان بما تحت آن فقرات امضا نمائید تا بصورت اعلان عمومی قبل از حرکت شما از کابل به تماماً خود طبع گردید !\n\nلویه جرگه ما نیز خیلی مائیلم که یکبار دیگر خلاصه تعدیلات و نظریاتی را که از طرف لویه جرگه در نظامات بعمل آمده و یا مجدداً خواهش اجراء و تاکید آن کرده شده است بشنویم و در نتیجه یکروز ی برای آن مخصوص کرده شود تا نه تنها آن لایحه که مشملبرخلص اصلاحات لویه جرگه است بلکه تمام لوائحی که از ابتدا الی الان ما آنرا تصویب نموده وکالتاً ذات شاهانه را تکلیف نموده ایم که از طرف ما بران امضاء فرمائید و ما بواسطه اینکه از مذاکرات مجلس باز میماندیم و در نظام مجلس یکنوع خلل و سکته بوقوع می انجامید امضا نمودن و مهر کردن آنها را موقوف بخم مجلس نموده ایم بعده ما نیز آنرا سرا پا خوانده امضاء و مهر مینمائیم !\n\nاعلیحضرت خوب شد روز شنبه (۴) اسد ریاست شورای دولت خلاصه نظریات شما را بصورت لایحه جداگانه تحریر میکند خودم و دیگر وزارتها نیز بخدمات خود مشغول میشویم بر وز یکشنبه (۵) اسد بعد از ظهر آن لایحه مکرراً بحضور شما خوانده میشود که آیا بر طبق منظوره"}
{"book": "adl0012", "page": 298, "text": "لويه جرگه ۱۳۰۳\n۲۹۷\nکوائف روز جمعه ۳ اسد\n\nو خواهش تان تحریر شده است و یا مخالفت دارد بعد از تصویب عمومی\nبرای امضای آن لایحه و دیگر لوایحیکه از ابتدار الی الان معطل بنما نده محمول بود\nروز دو شنبه (۶) اسد تخصیص میشود که در ان روز خودم و مأمورین دولتی\nبکارهای خود مشغول خواهیم بود و تنها شما درینجا آمده بران فقرات امضاء\nمیکنید روز سه شنبه برای گفتن دو سه فقره دیگر جردۀ عمومی تخصیص میشود\nحالا چون از وقت مجلس چند دقیقه گذشته است همه شما را بخدا می سپارم\n\nروز جمعه (۳) اسد\n\nدرین روز چون کارهای لویه جرگه با تمام رسیده بود تمام اعضای\nمحترم خرم و شادمان بنظر آمده وکلا رو علما رو سادات یک ولایت\nو حکومتی به نزد سادات و علما و وکلا و دیگر حکومتی و ولایات رفته مصروف\nمصاحبه های دوستانه و صرف چای و شیرینی و فواکه از طرف حکومت\nبرای مهمانان محترم هر مقام چنانچه در اول این کتاب بطرف آن اشاره\nنمودیم، مقرر بود، میپرداختند.\nذات ستوده صفات ملوکانه از طرف صبح با مضاء نمودن بعضی احکامات"}
{"book": "adl0012", "page": 299, "text": "کوائف روز جمعه ۳ اسد ۲۹۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\nو فرامین مشاغلت داشته قبل از ظهر بغسل و تبدیل لباس و طیاری\nنماز جمعه پرداخته درین جمعه نیز نه تنها طبقه تحتانی و حصه فوقانی جامع مبارک\nامانی از نمازگزاران مملو و پر بلکه در اطراف و حوضش نیز جای خالی نمانده بود\nاعلیحضرت غازی بعد از بانگ آدینه بوقفه چند دقیقه با وزراء و اراکین و\nو مصاحبین خویش وارد مسجد شده باستماع وعظیکه یکی از علمای محترم\nلویه جرگه میفرمود گوش نهاده درین بین مؤذن صدای (صلوة سنت\nرسول الله) را داده عموم بادای سنت پرداختند، بعد از فراغ سنت\nاعلیحضرت غازی خطیب مسجد را اشاره بخواندن خطبه نمود بعد از فراغ\nخطبه و ادای نماز جمعه باز یکی از علمای جرگه وعظ نمود بعده تمام\nبصرف طعام پرداختند ـ\nاز طرف ظهر نیز اعضای محترم لویه جرگه مانند صبح بملاقات و احوال\nپرسی همدیگر و سیر و تماشای اطراف و جوانب مشغولیت داشته اعلیحضرت\nبملاحظه بعضی اوراق مخصوص مشاغلت داشتند (ب.ر)"}
{"book": "adl0012", "page": 300, "text": "کوائف روز شنبه ۴ اسد ۲۹۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nروز شنبه (۴) اسد\n\nدرین روز ریاست معظم شورای دولت بخلاصه نویسی نظریات\nو اصلاحات و عرائض لویه جرگه که بحضور شاهانه در ایام لویه جرگه نموده\nقرار خواهش جرگه و امر شاهانه که بروز پنجشنبه نموده بودند از صبح تا شام\nباتفاق عمائد علما و اراکین وکلای لویه جرگه بذل مقدرت داشت باقی\nنفری بعضاً بدیدن احباب مشعوف و قسماً ببعض عرائض اموراتیکه\nبوزارتها و ماموریتهای مرکزی داشتند مصروف وعده باستراحت\nبه تابهائی خود مشغول بودند، ذات ملوکانه و عموم وزارات و دوائر بکارها\nمحوله خود درین روز مصروفیت داشتند. (ب. د)"}
{"book": "adl0012", "page": 301, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n٣٠٠\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nظهر یکشنبه ۵ اسد\n\n[از طرف صبح این روز ریاست شورای دولت و اعضای جرگه بهمان کار\nدیروزه خود و ذات همایونی و عموم وزارات و دوائر بامورات مفوضه خویش\nمشاغلت داشتند بعد از صرف طعام و ادای صلوة ظهر آمد آمد نفری\nلویه جرگه بغرض استماع خلاصه اصلاحات و نظریات و عرائض خودها که در\nروزهای ماقبل از مجلس عالی لویه جرگه بحضور ملوکانه نموده بودند نینجا استند\nکه آنرا تماماً بدقت بشنوند تا علی الصباح او را امضا و تائید شروع شد اعلیحضرت\nبوقت موعوده حاضر مجلس شده بعد از وقفه قلیل فرمودند . ب . د ]\nدر خاتمه مبحث پریروزه از اظهارات تان چنان مفهوم اعلیحضرت\nگشت که مزید برین گفت و شنیدی در نظامات دولتی\nنداشته همه آنرا بصحت و صواب قرین دیده ریاست شورای دولت\nرا اجازه داده بودید که خلاصه مذاکرات و اصلاحات و عرائض تان را\nتسوید نموده الیوم مکرراً بحضورتان بخواند تا بشنوید که بر طبق فرمائش\nو آراء تان تحریر شده یا نی ، در نتیجه ویران خلاصه لویه جرگه و ما بقی آراء"}
{"book": "adl0012", "page": 302, "text": "خلاصه مذاکرات تعلیقات لویه جرگه\n٣٠١\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدانکارتان علی الصباح مهر و امضاء نمائید اینک رئیس صاحب عمومی شورا\nدولت برای تان همان اشیاء مطلوبه را میخواند و خودم در بعضی مقامات\nبرای تان ایضاحات میدهم-\n[درینجا رئیس صاحب شورا ى دولت عرضیه ذیل را که\nعلماء و وكلاء و باقی اعضای لویه جرگه متفقاً تحریر داشته بودند قرأت\nنمود که ما از ان میان به تذکر عمده مطالب و مخلص مارب آن عرائض و\nو گذارشات بذل مقدرت ورزیده آن آراء و نظریه لویه جرگه نسبت\nبمسائل خارجیه فرموده اند، نظر بدینکه ما از اصل مذاکرات آن هم\nدر موقع وی صرف نظر نموده ایم درینجا نیز آنر ا قلم انداز میکنیم و همچنین\nاز الفاظ مدحیه و کلمات منشیانه و ادیبانه آن حتی الامکان بواسطه\nطوالت مضمون صرف نظر خواهیم کرد. ب.د]"}
{"book": "adl0012", "page": 303, "text": "صدارت جلیله عظمیٰ لویه جرگه\nخلاصه کراردا[د] معینات\n۳۰۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nعلمای متبخره لویه جرگه افغانستا[ن]\n(۱)\n\nلویه جرگه\nما علماء و سادات و مشائخ و وکلاء و عموم اعضای لویه جرگه علمای اعلام و فضلای کرام ذیل را قرار امر و ارشأ همایونی جهت تطبیق و تحقیق و بازدید فروع و بعضی جزویات نظامنامه ه[ا] از طرف خود وکالتاً مقرّر و منظور مینمائیم تا این ذوات محترم خدای عز و جل را همہ وقتہ حاضر و ناظر پنداشته مزید بر مزید در پابندی و تشیّد شریعت غرای احمدی و تنویر احکامات ایزدی موافق و مطابق بمذهب مهذب امام اعظم صاحب کوفی رحمتہ اللّٰه علیه صرف مقدرت و مساعی ورزیده در تصفیه و فیصله همہ گونہ اوامر و اجراآتی کہ بدانها محول شود علاوہ بر تالیف فتاوی مبارکہ امانیہ و تطبیق و تدقیق در نظامات عصر حاضره بر طبق مسائل مفتی بہ و روایات قوی مذهب حنفی افتاء دهند۔ (۱) مولوی عبدالحی پشینوی (۲) مولوی محمد ابراهیم خان (۳) ملا میر عبدالباقی (۴) مولوی گلدست قطغنی (۵) مولوی محمد رفیق خان"}
{"book": "adl0012", "page": 304, "text": "صحه را که او تعد بالاویه جرگه ٣٠٣ لویه جرگه ١٣٠٣\nسمت شمالی (۶) مولوی فضل ربی سمت مشرقی (٧) مولوی عبد الخالق\nسرخرودی ـ\nعلاوه برین نیز تصدیق میکنم که اگر برای حکومت مزید برین حضرات\nمعظم ضرورت دیگر علمای متدین و محقق و متبحر باشد پس بایستی که مولانا حاجی\nعبدالرحیم خان ساکن گندمک ومولوی صالح محمدخان ساکن قباحو خگیانی\nرا نیز بخواهد ، منظور است ـ\nتو حضرت من این علمای اعلام راکه شما انتخاب نمودید نه تنها منظور مینمایم\nبلکه محض مراعات خاطر شما و احترام شرع شریف اوشانرا\nبعوض هیئت عالیه تمیز سابق مقرر داشتم و بیشتر تر از آنها مانند شما آرزو مندم\nکه بر طبق مقررات شرعیه و روایات قویه مفتی به حنفیه اجراآت نموده خودها را\nاز حقیقت گوئی وحقائق و راست بینی و صداقت نویسی خود ها مأجور\nعندالله ومشکور عندالناس بفرمایند و تا میتوانند در تدقیق وتطبیق جمیع فروع\nوجزویات قانونیه با شرع احمدیه بذل مساعی ورزند و دتالیف فتاوا\nامانیه نیز کوتاهی نمایند !\nلویه جرگه بآواز های تکبیر و کف زدنهای شادمانی و یکعالم مسرت این کلمات\nهمایونی را تلقی نمودند ! ومخصوصاً بتقرر این علماء محکمه عالیه تمیزعلیحضرت\nغازی را بسیار تحسین وآفرین نمودند ."}
{"book": "adl0012", "page": 305, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\nم ۳۰\nخلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n\nتألیف فتاوای امانیه\n(۲)\nلویه جرگه چون علیاحضرت غازی با جمعیت علماء اعیان دولت اسلام را از کمال شریعت پروری در مجلس عالی لویه جرگه شامل فرموده در باب نظامات دولت متعلقه امور شرعیه که در بین عوام سوء تفهیم پیدا شده هدایت نموده اند که شما جمعیت علمای حاضره لویه جرگه نظامات متعلقه امور شرعیه را از نظر گذرانیده بمسائل متفقه مفتی بهای مذهب مهذب حضرت امام همام حضرت ابو حنیفه کوفی رحمت الله تعالی علیه تطبیق بدهید که اگر بعضی مواد آنها را علمای سابق تمیز با ساس و مسائل مختلف فیه و روایات ضعیفه اندراج داده باشند تعدیل شود. لہذا ما علمای لویه جرگه نظامات متعلقہ امور شرعیہ را از نظر گذرانیده بنابر توصیه و هدایت حضور علیا حضرت مسائل مفتی بہای حنفی تطبیق داده فقرات آتیه که بمسائل مختلفه و رعایا ضعیفه داخل شده بود و ذیلاً معروض میگردد تعدیل آنها را از حضور اعلیحضرت اولی الامر خود با استرحام مینمائیم. و امید میکنیم که تا تألیف فتاوای امانیه جهت قضات محاکم عدلیه و مامورین دولت علیه افغانیه بر طبق اصول"}
{"book": "adl0012", "page": 306, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلیا لویه جرگه ۳۰۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nامضای همین علمای منتخبه لویه جرگه که از حضور انور اعلیحضرت غازی شرف\nتقرر و منظور بی یافته‌اند بکاردائی بعمل آید. و اگر کدام مسأله اساساً بکو\nموضوعه ما خدام بنا بر سهو و خطای که لازم نوع بشر است تحت تصحیح در میا\nباشیم بایستی او را این علمای منتخبه بر طبق روایات مفتی بها مذهب\nمذهب حنفی فیصله نمایند!\nبایستی این فتاوی از حسن مساعی و عرق ریزی همین علمای\nمنتخبه ما بحواله کتب معتمده مذهب امام همام امام اعظم احمد بن حنبل رحمه الله\nتعالی واقوال قویه مفتی بها بزبان عربی و ترجمه فارسی افغانی آنهاوی مواد\nنظامنامه شرعیه باشد جمع شده بعد از امر حضور مبارک طبع و نشر شود، هماناکه\nاختلاف دور خواهد شد !\nاعلیحضرت این مفکوره تان اظهار مسرت میکنم. و یگانه تاکید خودم\nنیز بین حضرات محترم همین است که نقطه نظرشان در ضمن تالیف\nفتاوای امانیه مسائل مفتی به و روایاتی که مطابق مذهب امام همام است باشد\nلویه جرگه این گزارشات شهریار جوانمرد بابه خودها را نیز بآوازهای\nتکبیر و تهلیل و کف زدنهای مسرت تائید نمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 307, "text": "خلاصه اگر ادایعادات لویه جرگه ٣٠٦ لویه جرگه ١٣٠٤\n\nتعزیرات بالمال\n(۳)\n\nلویه جرگه\nمایان علماء و مشائخ منتخبه علمای مجلس لویه جرگه افغانستان در مسئله\nتعزیر بالمال برای پادشاه اسلام این چنین فتوای جامعه میدهیم\nکه تعزیر بالمال برای پادشاه اسلام بمذهب حنیف حنیف امام اعظم صحاب\nعلیہ الرحمہ جائز نیست. اما بروایت امام ابو یوسف صاحب علیہ الرحمہ\nجائز است. و روایت شاذ را علمای سلف متقدمین مصنفین ضعیف\nگفته و مئول شمرده اند. چنانچه از کتب معتمدہ مثل بحر الرائق. و در مختار\nظاہر میشود. بنابران فتوای مذکوره بحضور مبارک اعلیحضرت غازی\nشرعیت پرور عرض گردید. صورت ضعف قول ابویوسف و تاویل آنرا\nعلما بیان کرده که امام وقت بگیرد. اما بعد از چند روز که مجرم منزجر گردید\nو توبہ کشید واپس بدہد. تعین ضرب و حبس حین وقوع حادثہ بقدر\nمصلحت وقتی برای پادشاه اسلام جائز است. زیرا که روایت سابیق\nضعیف گفته میشود. و برای قاضی مقلد بروایه ضعیفہ عمل نیست. زیرا"}
{"book": "adl0012", "page": 308, "text": "خلاصه مذاکرات رویداد لویه جرگه\n٣٠٧\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nبعضی کتب روایت مذکوره را مثل کتاب مجتبی و فتح المغیث منسوخ گفته\nباقی صاحب دولت مختار است !\n\nاعلیحضرت\nقبلاً نظریه خودم را در باره تعزیر بالمال برای تان تشریح\nنمودم و شخص خودم قلباً بدین مسئله بیشتر مائلم که برای اجرای\nمساوات حقیقی و عدالت و انصاف اسلامی حتماً بایستی که تعزیر\nبالمال موقوف گردد !\n\nلویه جرگه\nبعد از اظهار خرسندی مزید این بحث را هم به تکبیر و تهلیل\nو کفهای خرمی انصرام دادند !\n\nنکاح صغیره\n(۴)\n\nمطابق مسائل کتب شرعیه فقهیه و مذهب مهذب حضرت\nامام اعظم رحمت الله علیه باتفاق جمیع ائمه کرام نکاح صغار صحیح است\nو شرعاً تصرف اولیای صغار راست در نکاح صغیره . بنابران ما\nعلما، در اصلاح فقرهٔ مذکور چنین حکم و رأی میدهیم که نکاح حالت صغارت"}
{"book": "adl0012", "page": 309, "text": "لويه جرگه ١٣٣٤ ٣٠٨ خلاصه مذاكرات فصلیه پانزدهیم جرگه\n\nجائز وصورت نکاح شان ازطرف ولی عاقد مثل نکاح کبار شتر قرار گیرد\nودعوای لاحقه و سابقه عموماً مسموع باشد !\n\nاعلیحضرت\nدرینجا تقریباً همان نظریه قیمت دار و افکار گهر بار شاهانه\nشانرا که در صحیفه (۱۸۰) الی صحیفه (۱۸۳) در ضمن مذاکرات\nبر نظامنامه نکاح و عروسی و ختنه سوری مرقوم شده است ایراد داشته\nدر خاتمه فرمودند که نظر بدین مضار و تکالیف و بی اتفاقیهای که از نکاح\nصغیره در بین ملت محبوب افغانیه ام دیده شده است خیرخواهانه این نصیحت\nپدرانه برای تان میکنم. تا اورا بعموم ملتم ابلاغ دارید که حتی الامکان از نکاح\nصغیر تجنب ورزند. وهم از تقریر شما علمای اعلام یک باریکی دیگر بر انیر در شرع\nانور درک کردم که حق نکاح صغیر و صغیره تنها از حقوق اب . وجد است\nکه هرکدام آنها منتهی درجه رافت و شفقت را نسبت بفرزندان دارد!\n\nلویه جرگه\nاعلیحضرتا ! ما ازین غمخواری و شفقت گستری تان از حد ممنون و\nمتشکریم. و تا جان در بدن و روح در تن ما باشد در افتنا را بکار\nابکار تان میکوشیم. و تا بتوانیم از نکاح صغیره احتراز میکنیم. بالآخراین مذاکره\nنیز به تکبیر و تهلیل و چک چک تمام شد !"}
{"book": "adl0012", "page": 310, "text": "خلاصه راپور تعدیلات لویه جرگه\n٣٠٩\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nامورات تجاریه\n(٥)\n\nلویه جرگه از آنجا که در مواد نظامنامه امور تجاریه در محکمه شرعیه بحث و مباحثه زیاده میباشد. ثانیاً چون کتاب فتاوای مبارکه امانیه تدوین و تصنیف میشود. جمیع احکام شرعیه جزائیه و حقوقیه در ان مندرج خواهد شد پس در ان کتاب یک باب مسایل تجارت مطابق احکام شرعیه مندرج شود که همه احکام تجارت تحت محکمه شرعیه باشد!\n\nاعلیحضرت بسیار خوب! ضرور باید که بشود و پاس مراعات تجار و ارباب معامله بر طبق مقررات شرعیه بعمل آید!"}
{"book": "adl0012", "page": 311, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۱۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتذکره نفوس\n(۶)\n\nلویه جرگه\nتذکره نفوس که برای هر فرد تبعه افغان ان جهت شناخت رعیتی\nو تابعیت شان بدولت مقدسه تسهیل مرور و عبور شان در نقاط\nداخله مملکت مقدسه بوجه رفاه عمومی و اسانی پاسپورت ایجاد شده نهایت\nمفیده دیده میشود . اما بر پشت تذکره نوشته شده که بدون وجود تذکره\nشاهدی شاهدان و طلاق و وکالت و بیع و شری و عقد نکاح درست\nنیست . اندراج این کلمات شرعا خوب نیست . لهذا عرض حضور اعلیحضرت\nوالا گردید که کلمات مذکور از پشت تذکره محو شود !\n\nاعلیحضرت\nخوب است دور کرده میشود. و بعوض آن دیگر قیود سیاستی\nکه در صفحه (۳۱۱) در ضمن مذاکرات لویه جرگه بر نظامنامه نفوس\nمندرج است . ب ، د] ایزاد میشود. اگر چه وجود آن قیود شرعی در تذکره\nنفوس برای بسیاری از مهمات شرعی مفید بود و سهولت بسیار را برای\nمحاکم عدلیه فراهم می آورد تا هم محض اسعاف مامول تان از آن صرف نظر\nمی شود."}
{"book": "adl0012", "page": 312, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۳۱۱\nخلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n\nلویه جرگه\nبیک عالم خوشی و مسرت و تکبیر خوانی ازین مباحثه نیز در گذشتند!\n\nعدم تحذیر قبل از وقوع\n(۷)\n\nلویه جرگه\nتعین و تحدید جزا قبل از وقوع فعل شرعاً محدود و مقدر نیست و من حیث صغر و کبر جنایت و اشخاص و زمان تفاوت قبول میکند. اولی الامر را می باید که مطابق دقایق کتب شرعیه منکرات که وقوع می یابد بلحاظ فعل شنیع و لحاظ اشخاص فاعلین آن و وقت محل وقوع ان قرار مراتب اربعه که در کتب شرعیه فقهیه مذکور شده نموده اجرای تعزیر را از روان نماید. از کلام عنیف و زشت و جزائی باب قضاء القاضی و ضرب و حبس و تشهیر و نفی و جلای وطن. و در امور سیاستی کبائر که در کتب فقهیه مشخص شده از برای اولی الامر حسب مصلحت الوقت حکم است که قتل کند مثل تکرار سرقه و وجود ظلمه و مفسده و باقی جرایم منکره که در کتب مذکوره متعین است و حد شرعی ندارد قاضی را لازم که قرار اسروارشاد اولی الامر که امام وقت"}
{"book": "adl0012", "page": 313, "text": "خلاصه مذاکراتی و تعاملاتی جرگه ۳۱۲ نوع جرگه ۱۳۰۲\n\nو سلطان زمان است اجراء و اقامه نماید بخالص که در جرایم صغار پاس\nولحاظ مراتب اربعه مذکوره ضرر کیست اما در کبائر مثل تکرار سرقه و غیره که\nدر کتب فقهیه تعزیر بالقتل در ان جائز شده تفاوت اشخاص نیست و\nدرجات اربعه اجرا شدن ندارد بلکه مطلقاً اولی الامر آنها را زجراً زجراً\nمصلحت وقت قتل کرده میتواند . و در جنایات مذکوره بعد از ثبوت یقین\nجزای آن کرده میشود. قاضی شرع شریف حکم فیصله را بجهت تقریر میکند\nو اقسام تعزیر را می نویسد که وکیل و نائب اعلیحضرت غازی هر کدامش را\nچون موزون دانسته سبب امتناع مجرم از ارتکاب آن جنایت\nببیند معین و مقرر کند !\n\nاعلیحضرت\n\nتحدید جزا قبل از وقوع نیز یکی از اقوال مصرحه و متفقه\nهمین علمای تمیز است که حال در مقابل شما حاضرند\nالبته خیال و فکر من عاجز هم بنابر مصالح [که چندی از ان در ذیل\nتصریح میشود] با آنها شرکت داشت .\n(ا) اکثر یه از مجرمین را چون از مجازات و خیالات حکومت\nکه نسبت بوقوع افعال شنیعه دارد قبلاً اطلاع بدهند هما نا که بدان\nاقدام نخواهد کرد-\n(ب) در صورتیکه اولی الامر به تحدید تعزیرات پرداخت"}
{"book": "adl0012", "page": 314, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۳۱۳\nخلاصۀ مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n\nمعلوم است که حکام و مامورین دران دست بازی و رشوت خوری\nولحاظ و خود غرضی نمیتوانستند.\n\n(ج) وهم سابق برین دیده وشنیده شده است که اکثر\nی\nاز قضات و حکام بواسطه همین مسئله که حکم ظاهراً تحدید نشده بود، و آنها\nتعزیر مجرمین مینمودند. تلفات از طرف مجرمین دیده اند و هدف اسهام جهال\nوارباب غرض گردیده اند، در صورتیکه تحدید تعزیرات از طرف پادشاهی\nمقرر شود معلوم است که این غلط فهمی و مغالطه نیز مرفوع و مدفوع میگردد\nومجرمین بخوبی میدانند که قاضی و حاکم بجز از ادای وظیفه و تعمیل احکام\nمقرره از خود بالای آنها چیزیرا اجرا کرده نمیتوانند.\nاکنون که شما تحدید جزا را قبل وقوع مستحسن نمی بینید و میخواهید که تعزیرات\nرا\nبعد از وقوع واقعه بنظر بوقت و زمان و فعل و فاعل و دیگر اشیاء بایستی\nداده شود لهذا چنان مستحسن دیده میشود که تحدید جزا بعد از وقوع بعمل آید.\nو تقرر آنز نه تنها قاضی [بنا بر مضرات و اسبابی که بحدی ازان در\nفوق تلمیح شد] بلکه حاکم و هیئت مجلس شوره متفقاً بنمایند. درینصورت\nمعلوم است که هم در فیصله جات خود غرضی نمیشود و هم سد باب رشوت\nیابند\nولحاظ و دیگر اسباب میشود. و هم قاضی ها از تهدید و تخویف نجات مییابند\nاگر این مفکوره ام را نیز لویه جرگه ضمیمۀ این نظریۀ شان بنمایند خیال که از"}
{"book": "adl0012", "page": 315, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۱۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمفاد خالی نخواهد بود !\nلویه جرگه\nبسیار خوب ! بسیار خوب ! ضرور باید چنین شود، بعده عموماً یک غلغله دعاگوئی و تحسین و آفرین بر خیالات عالی اعلیحضرت غازی و دوراندیشیهای همایونی و ملت پروری و عدالت گستری شان برپا شده ، این سخن نیز بآواز های تکبیر و تصفیق مسرت رفیق ختام یافت !\n\nحبس جانی الی زمان ظهور صلاح و آثار توبه\n(۸)\n\nعلمای لویه جرگه\nدر تمام کتب فقهیه و مسائل مفتی به حنفیه حبس جانی الی زمان ظهور صلاح و آثار توبه و معلوم شدن سیمای صالحین در رنگ و چهره مجرمین مقرر است ازینرو ارزو مندیم که نبایستی بعد از وقوع فعل مباحاً و حبس اهل جنحه و جنایت را مقرر کرد چه ممکن است بعضی از مجرمین اتفاقات بدو خوی خرابی که در سرشت دارند تا بلان موعد براه صلاح نیایند و بگاه هدایت نپویند ! و متوقع است که اکثری از اشخاص بعد از گذرانیدن"}
{"book": "adl0012", "page": 316, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n۳۱۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچند وقت در محبس قلباً و صدقاً از عملیات ناصواب و رفتار نکوهیدۀ خود\nتائب و نادم شوند باقی شما مختاریدا\n\nاعلیحضرت\nحضار محترم ببینید که شرع شریف تا کدام اندازه برای اصلاح\nحال و مآل عالم انسانیت پیش بینی ، نموده است و بکدام مرتبه\nدرجات عالیه رحم و راحت و شفقت را نسبت بعباد صالحین تا چه مقام\nتهدید و تأدیب و گوشمالی را برای مجرمین و گمرهان مقرر داشته است ،\nاین نظریۀ شما را حاضرم که با چند قیود لازمه قبول و منظور نمایم لکن\nما قبل ازان باید شما را بدانانم که حکومت شما بنا بر کدام لحاظ زمان حبس\nجانی را تحدید داشته است، بدیهی است که سارق و قمار باز و زانی\nو دیگر مجرمین هر وقت برای تو به کردن و سوگند خوردن حاضرند نه تنها رجال\nحکومت بلکه ادنا ترین افراد ملت نیز بسوگند خوردن و حلف کردن جنایت\nکارانیکه در حقیقت بمخالفت اوامر و نواهی همان قرآن پاکیکه بدان سوگند\nمیخورند، میپردازند اهمیت نمیدهد. لهذا حکومت بعد از وقت تمام سنجید که\nفلان رقم مجرم بعد از حبس شدن اینقدر مدت ممکن است که اصلاح شود\nازین رو برای آنها مدتی معین شدا\nاکنونکه شما حبس جانی را الی زمان ظهور صلاح و آثار توبه خواهش دارید\nپس لطفاً علمای متبحره تانرا تاکید کنید که برای ظهور صلاح و آثار توبه چنان"}
{"book": "adl0012", "page": 317, "text": "خلاصۀ مذاکرات تعدیلاتیه جرگه ٣١٦ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nقواعد و ضوابطی را مقرر داند تا که حکومت حقیقتاً همچنان اشخاصی را که در قیا\nبصلاحیت آمده و سیمای صالحین و نیکوکاران در وجود آنها ظاهر\nباشد، رها کند، والا اگر برنگ و روی و هیئت ظاهری باشد همینکه شما\nدزدی را بزندان انداختید. از یکطرف طعام را بالای خود بند\nمیکند. و از جانب دیگر شروع میکند بگذاشتن ریش. و هم یک تسبیح\nبزرگ و مسواک کلانرا با خود میگرداند. و به اوراد و وظائف نیز مرش غلت\nمیورزد. پس اگر ما بدین هیئت ظاهری آنها که بنظر کمتر از یک ولی کامل\nنمی آیند فریب خورده آنها را بگذاریم. معلوم است که ”گرگ“\nرا خوب گرسنه نموده و ”شیر“ را در موقعیکه برای تناول گوشت\nاشتها دارد. رها کرده ایم. و بجان ”رمه“ و دیگر ”مواشی“ مظلوم\nاز دست خود قصاب اجل را فرستاده ایم ــــ\nعاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود\nوکلای لویه جرگه چیزی که ذات خسروانه نسبت به ارباب جرایم فرموده اند بسیار خوب است و از حد ضرور بصد ضرور لازم است که برای آنها هیچ یک نوع مراعات و تخفیفی عطا نشود!\nاعلیحضرت فی الابد اً ما خواهش نداریم آن حقوقی را که خداوند برای آنها عطا کرده است حکومت اسلامیه تان آنها را ازان اگرچه محروم کند؟"}
{"book": "adl0012", "page": 318, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۱۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمجرمند محروم داشته امتیازی ندهد. فلما بایستی که این امتیاز بیک اصول مضبوط و قواعد مرغوبی از طرف علمای محترم گذارده شود!\n\nعلمای لویه جرگه بر طبق مقررات شرعیه و هدایات ذات شاهانه ما علما برای امتیاز صالحین از طالحین چنان شرائطی را وضع میکنیم تا مجرمین ابداً از ان استفاده کرده نتوانند. و علاوه بران خود ذات پادشاهی در امورات تعزیری مختار مطلقند بهر طور و نهجی که بران قیود و شروط بگذارند صحیح است و درست!\n\nاعلیحضرت در صورتیکه اختیار وضع قیود و شروط و تحدید تعزیرات از حقوق پادشاه اسلام است مطمئن باشد که اصول خوبی را برای امتیاز مجرم و غیر مجرم و شخص با دیانت و مرد صاحب خیانت مقرر خواهم داشت!"}
{"book": "adl0012", "page": 319, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه ۳۱۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nحکم قاضی به امارات قویه\n(۹)\n\nلویه جرگه علیاحضرتا ! محض سد باب جرائم وانقلاع فتنه و فساد ومجازات\nرسیدن اشرار نابکار با تفاق علمای افغانستان این مسئله را از\nکتب معتبره فقهیه و روایات معتمده حنفیه بحضور شاهانه تقدیم میکنیم. و بهمراه آن\nالتجا داریم تا منظور گردد که در حدود و حقوق و احکام محاکم عدلیه بعد از اقرار\nمقر و گواهی شهود صادر گردد و در تعزیرات قضات مملکت اسلامیه افغانیه\nحتماً بدلائل قویه و امارات مستنده علم خود شانرا هم نموده احکام اصدار نمایند.\n\nاعلیحضرت من ازین روایات و نظریه انصاف و اسلامیت تان اظهار\nسرور و تشکر دارم زیرا ما قبل ازین در مواقع وجود همه گونه دلائل و قرائن\nو امارات مستنده قاضی صاحبان در مسئله سارقین و مجرمین از مدعیان\nگواه میخواستند . چون مدعی مظلوم گواه آورده نمی توانست ازین استغاثه\nخود بجز از پریشانی و یک دشمنی سر باری شخص مدعی علیه دیگر ثمری را نمی چید."}
{"book": "adl0012", "page": 320, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۱۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچنانچه در ایام سابق یکی از میان شما گفته بود که نسبت دزد و مشاہد مانند اجتماع سایه و افتاب است. و علاوه بر ان از مسموعات و تجربات و نظریات بعیان رسیده است که باید با ارباب جرایم مسائله و نرمی کرده نشود. خودم در ابتدا شفقت عدالت کردم بر ارباب جنحه زولانه یک لنگه حکم کردم اما بالاخران ظلام از حرکات بد هنجار خود مرا بدین سخن مجبور کردند که حکم نمودم که زولانه دولنگه بهر دو پای شان انداخته شود!\nلویه جرگه \nیکی از میان بخواسته برین نظریه علمای کرام و اعلیحضرت معظم خویش اظهار شادمانی کنان کلماتی را در قلع و قمع اشرار و سارقین و ارباب جنایت ایراد کنان ضمناً این بیت را قرائت کرد ع\nسر گرگ باید زاول برید * نه آنگه سر گوسفندان درید\nدر اثر آن تمام لویه جرگه بتائید آن پرداخته حکومت را بانواع تشدد و اقسام باز پرس نسبت با شرار توصیه کنان ازین مبحث درگذشتند!"}
{"book": "adl0012", "page": 321, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۲۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقتل سارق متکرر السرقه\n\n(۱)\nلویه جرگه دهم نظر بملاحظاتی که در فوق مسطور و مذکور گشت صرف برای\nادامه انضباط و امنیت عمومی و رفع سرقات و دزدیهای\nمعمولی از روی مسائل مفتی به شرعیه چنان فتوی را بحضور\nمبارک تقدیم میکنیم که سارق ضرور باید بعد از نیکه مکرراً در سرقه\nگرفته شود و یا بروی ثابت گردد سیاسیاً بقتل برسد!\nاعلیحضرت لویه جرگه بکمال مسرت و کف زدنهای شادمانی\nاین نظریه را قبول فرموده ازین گفت و شنید\nدلچسپ نیز درگذشتند!"}
{"book": "adl0012", "page": 322, "text": "قرار است دارالشورای عالی\nخالصه ازار او د شته لویه جرگه\n\n۳۲۱\n\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nشمولیت قضاه در محاکم مامورین\n\n(۱۱)\n\nلویه جرگه\n\nشخص جهت بازدید جمیع امورات مملکتی و مطلع بودن قضات بمامورین\nعدلیه از گذارشات حکومتی و مجلس های مشوره مقامی چنان معروض\nمیداریم که قضات و مفتیان در محاکم مأمورین نیز باید شامل شده حصه\nبگیرند تا طرفین ازین اختلاط و نشست و برخاست برای خود\nشان استفاده بکنند !\n\nاعلیحضرت\n\nسابق برین ما از محاکم شرعیه و قوهٔ عدلیه دست حکام\nو مامورین را کاملاً دور کرده و آنها را از هم علیحده و بکارهای\nمفوضهٔ خود شان یکه و تنها گذارده بودیم . تا احدی نتواند که در امورات\nعدلیه مداخله کند . حال شما چنین خواهش میکنید که باید قضات و مفتیها\nنیز در محاکم مامورین حصه بگیرند، خوب است من شما را ازین اظهار شما مانع\nنمیشوم لکن آرزو میکنم که باید و کلای منتخبهٔ شما از چنان اشخاص با درایت"}
{"book": "adl0012", "page": 323, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n۳۲۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو صاحب کفایت منتخب و معین شوند. تا موجب تضییع اوقات و سر گردانی\nقاضی صاحبان و محاکم عدلیه نمانده کارهای اهالی در زاویه تعویق نماند و\nو همان وکیل منتخبه شما که عالم است در محاکم مامورین حصه بگیرد و مدافعه های\nلازمه را بر طبق مفکوره تان بنماید. در صورتیکه رؤسا و اعضای محترم منتخبه\nمحاکم مامورین اشخاص عالم و دانسته و فهمیده باشند پس حاجت\nبلفظ قاضی و مفتی بودن چیست ؟\nلویه جرگه\nبرین مسئله اظهار مسرت کرده این جملات همایونی را بکف زدنهای\nمسرت تحسین کردند !\n\nعوض نفوس و بدل عسکری\n(۱۲)\n\nلویه جرگه\nخدمت عسکری خدمتی است نهایت باشرف و ما برای همه گونه\nاوامر و فرمائش همایونی که در عالم عسکری برای ما بفرمایند سمعا وطاعتاً\nحاضریم و آماده ایم فاما برای اسایش اهالی و تسهیلات عمومی برطبق مقررات\nشرعی معروض میدارم که عموم افراد افغانی بکمال شوق و شغف و رضا و رغبت"}
{"book": "adl0012", "page": 324, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۲۳\nلویه جرگه سنه ۱۳۰۴\n\nخودها بعسکری آیند. اشخاصی که خودشان آمده نتوانند و از دولت خواهش کنند\nازوشان بدل نقدی را که حکومت مقرر دارد برای مصارف سد ثغور\nو استحکام سرحدات و دیگر تجهیزات نظامی و جعل بیت المال قبول کند. بایستی\nکه حکومت این خواهش شانرا قبول کند. و اگر خود آن مرد اصالتاً شامل\nعسکری شده نمیتوانست. امیدواریم که حکومت شرائط ذیل ازوی عوض را\nقبول کند.\n\nشرط اول هر زمانیکه عوض فرار کند شخص اصل جلب شود که یا دیگر عوض ویا بدل\nنقدی چهار صد روپیه بدهد یا خودش بالذات خدمت عسکری را نماید.\nدوم هر تاریخیکه خود او و یا عوض دیگر آن حاضر بخدمت شود از همان تاریخ\nتا دو سال خدمت عسکری را اکمال نماید.\nسوم اگر اسلحه دولت را عوضی مفقود کند و یا در حین فرار شدن با خود\nببرد تاوان آن بذمه شخص اصل است.\nچهارم سن عوضی قریب سن نفری که بقرار نظامنامه جلب\nمیشود خواهد بود.\nپنجم عوضی اگر در حین داخل بودن ملازمت عسکری فوت\nشود و تاریخ اکمال خدمت آن بر سر نرسیده باشد دیگر\nبشخص اصل تکلیف نیست."}
{"book": "adl0012", "page": 325, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n۳۲۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nشرايط ششم\nهفتم\nهشتم\nکسیکه قبلاً دوره خدمت عسکری را اکمال کرده باشد عوض شخص\nدیگر منظور نمیگردد.\nبوقت اعلان حرب شخص عوضی که تعلیم یافته فن حرب است حاضر شود.\nبعد از اعلان حرب بدل نقدی منظور نیست.\nاعلیحضرت بسیار خوب شد حکومت شرائط فوق هم از شما عوض را قبول میکند\nو هم بدل عسکر برا مبلغ چهارصد روپیه از اشخاصی که شخصاً خودش\nشامل نظام شده میتواند و نه عوض برایش دستگیری میکند، قبولدار میشود.\nدیگر تعدیلاتی را که در نظامنامه نفوس نموده اید چون درین بحث بیان ننمودید\nگمان میکنم که فراموش خاطرتان شده اینک خودم آن تعدیلات شما را بخاطر دام\nکه میگویم (۱) در انیه حواله نفوس بحضور مجلس شوره بعمل آید (۲) عمر اشخاص در\nکتاب نفوس بعبارت فارسی تحریر شود (۳) مجلای اشخاص معذور و بیکس را\nدر صورتیکه با قاعده درست باشد مامورین محلی نفوس ملاحظه کرده برخواست نمایند\nلویه جرگه بکمال گرمجوشی و یک عالم شادمانی این نظریات همایونی را شنیده\nبرین حقگوئی و حق پسندی و انصاف شعاری و قوه حافظه پادشاهی\nدعاگوئیهای نموده تماماً در ابا وازهای تکبیر وکف زدنهای خرمی تحسین آفرین نمودند.\nطبع کابل\nرجب المرجب ۱۳۰۳"}
{"book": "adl0012", "page": 326, "text": "خلاصه مذاکرات مقدسه لویه جرگه\n۳۲۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدارالعلوم اسلامیه مکتب حفاظ\n(۱۳)\n\nلویه جرگه چون خیالات جهاندجات اعلیحضرت غازی بامیشه مصروف\nبه ترقی امورات دینی و اسلامی و مذهبی و سیاسی و اقتصادی\nو اجتماعی با ملت حاضر بوده و هست. لہذا برای ترقیات اعظم و تعالیات\nاز حدالزم ملت غیور افغان و سکنه جسور افغانستان عطف توجهات\nشاہانہ شانرا با علما و مشائخ و سادات و شرکاء لویه جرگه بسوی این مسئله\nمهمه میداریم که یک دارالعلوم عربی جامع علوم احادیث و تفاسیر و عقائد\nو فقه و اصول و میراث و تاریخ و غیره در امصار معتبره افغانستان مثل قندهار\nو هرات و مزار شریف و جلال آباد و غیره ولایات حکومتی پای اعلی تحت\nریاست علما افاضل متدین بهمان محل به نصاب دارالعلوم اسلامیه (دیوبند)\nو صوابدید علمای جرگه تاسیس گردد. زیرا که اصل الاصول السنه مستعمله بان\nعربی دیده میشود و فرقان عظیم الشان) هم بلفظ عربی است تا ابتدا معلمین\nو متعاقباً متعلمین این دارالعلوم استخراج رسائل دینیه فارسی را برای تعلیم"}
{"book": "adl0012", "page": 327, "text": "خلاصه داکتران و تعدیا لویه جرگه\n۳۲۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمکاتب ابتدائیه و تصنیف و تالیف و وعظ و نصیحت و تبلیغ و ارشاد و\nایقاظ داهلین و تنبیه غافلین در هر محفل و مجلس عالی که ضرور شمرده شود اجرا\nبگمایند. چون در دول اسلامیه تعلیم دینی عربی بسبب تصرف غیر مسلم محو شده\nو دولت مستقله افغانستان از مساعیات حضور همایان الحمدلله از اتلاف\nغیر خالی و خلاص میباشد. پس چقدر موزون و تا کدام اندازه تاسیس همچو\nیک موسسه خیریه دینیه درین سرزمین دیانت قرین اسلامیه مرغوب خواهد بود.\nمن فقیر چگونه بتجربه دیده ام که در خدمات عمده اسلام مثل جهاد هوست\nعلمی همین طلبا و علمای عربی اثر زیاد بخشیده. بغایت مفید می بینیم اگر عرض\nمذکور مایان منظور شود در فرصت قلیل بکمال تعجیل طلباء فارغ التحصیل شده\nبخدمت دین و دولت مشغول شوند گویا اساس ترقی و احساس قوم دیده\nمیشود و تکمیل استقلال علی وجه التمام حاصل میشود.\nو نیز بنا بر خیالات فوق پابندی اسلامی بشریعت پروری اعلیحضرت معارف گستر\nامیدواریم که شعب مکتب الحفاظ از برای حفظ الفاظ قانون شرعی که قرآن\nعظیم الشان میباشد. تاسیس شعبه آنرا لازم می بینیم تا سلسله حفظ\nقرآن مبارک نیز منقطع نشود.\nاعلیحضرت من ازین تحریک عمده و دلالت بالخیر شما که از مدتی مرکوز\nنظر حکومت تان بود بکمال مسرت و امتنان خودم را"}
{"book": "adl0012", "page": 328, "text": "خلاصه اکراد وتعدیل الا یوجیر که\n۳۲۷\nعقرب ۱۲۳۰\nبعرض رسانیده شما را مطلع وحالی میکنیم که شما تصور نکنید که وزارت معارف\nافغانستان و یا این خادم عاجز تان تا هنوز در بارۀ تاسیس دارالعلوم\nاسلامیه خیالی نداشت. و فقط ازین یادآوری شما در صدد ترتیب\nآن میبراید نی! بلکه ارز مانیست که این عاجز و وزارت معارف تان در\nچگونگی این دارالعلوم وپروغرام و نصاب تعلیم و طرز اسباق وغیره لوازم\nآنست اما تا حال بهر کدام یک نصاب جامع او موفق شده ایم و نیکاه مول\nخوبی ازان بنظر ما رسیده است. و نه سر معلم و معلمی را طوریکه برای یک\nدارالعلوم اسلامیه در همچو یک مملکت مقدس افغانیه لازم باشد سراغ\nنموده ایم لہذا بحمد که ازین ورود مجموعه شما علمای اعلام و فضلای کرام آنهمه\nمشکلات و موانعاتیکه سد تأسیس آن مدرسۀ عرفانیه بود تقریباً مرتفع گشت\nواینک بهمین نزدیکیها باتفاق آراء علمای نخبۀ تان وزارت معارف تا\nبتحمیل این تحریک سرا پا تبریک و این معروضۀ مقدسۀ تان بتاجها\nمیپردازد. و اولاً با سعاف این مأمول مسعود و انجاح این مسئول محمودان\nکه دارالعلوم و مکتب الحفاظ است با یالت کابل آغاز میشود و متعاقباً بریم\nاصول اگر خواست خداوندی باشد در ولایات و حکومتهای علی افغانی نیز اجران\nبعمل می آید گمان میکنیم که برای تعلیم علوم عربیه و کتب اسلامیه طلبی کتا ب\nعمومیه بعد از نیکه نصاب رشدیه را تمام کنند داخل شوند بهتر خواهد بود."}
{"book": "adl0012", "page": 329, "text": "خلاصه راپور انعقاد لویه جرگه\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n۳۲۸\nدر برای تحصیلات اوشان تسهیلاتی بهم خواهد رسید.\nلویه جرگه ازین مفکوره سرا پا حسنه ذات شاهانه اظهار مسرت مزید\nو خرمی‌های بسیار را نموده این بحث مقدس را بعد غلغله‌های\nتکبیر و تهلیل و کف زدنهای شادمانی خاتمه دادند!\n\nمسائل احتسابی\n(۱۳)\nلویه جرگه چون توجهات اعلحضرت غازی به شریعیت پروری بدرجه\nاقصی دیده میشود، لہٰذا یک فقره برای ضرورت اجرای فریضا\nشرعیت و تعمیل جزویات مقدسه اسلامیه عرض میشود که نظامنامه\nاحتسابی ترتیب شود و قرار نوشته ”تمسک القضاة امانیه“ بایستی یکنفر\nمحتسب دیندار عالم در هر علاقه مقرر شود تا از نماز و امام، او مساجد و\nامورات شرعیه مطلع بوده تحقیقات و تأکیدات لازمه مذهبی را خوبتر بجریا\nآورده جمیع امورات دینی را از قبیل امر بالمعروف و نهی عن المنکر و تبلیغ\nاعلانها ملت را با خبری داده باشد، و هم حسن توجه شاهانه را در بارهٔ"}
{"book": "adl0012", "page": 330, "text": "خلاصه راپور تعدیلات لویه جرگه ۳۷۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاعلیحضرت\nمساجد و ائمه و مؤذنین خواستاریم !\nتحت این مسئله را نیز سابق برین علمای تمیز و وزارت عدلیه تدقیق آورده درین روزها ما در صدد ترتیب نظامنامه محتسبان و تقرر محتسبین با دیانت بودیم، خوب شد از حسن معاونت شما علما نظامنامه مزبوریه بصورت جامع و مانع ترتیب خواهد شد، و اجراآت آن نیز حسب دلخواه بعمل خواهد آمد. و انچنانچه تنظیم معاش مؤذنین و ائمه و لوازم مساجد دارالسلطنه بعمل آمده است عنقریب از سائر نقاط مملکت افغانیه باصول لازمه در شرف انتظام است مطمئن باشید !\n\nلویه جرگه\nازین شریعت پروری و مذهب خواهی حکومت متبوعه افغانی خود اظهار مسرت و تحسین و آفرین نمودند ."}
{"book": "adl0012", "page": 331, "text": "خلاصہ مذاکرات و تصدیقات لویه جرگه ٣٣٠ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nتعلیم نسوان\nضرورت سواد رسیمی نهاشا\n(١۵)\n\nلویه جرگه\nما علما و سادات و مشائخ ملت افغانسان بحضور اعلیحضرت\nغازی امان عریضه پردازیم . چون ذات همایونی جهت رفاهیت\nو ترقی ملت و دولت جد و جهد بلیغی را بکار برده و میبرند حتی که از کمال توجهات\nعالیه شاهانه شان مکتب مستورات را نیز مقرر کرده اند . البته تبارک و\nتعالیٰ وجود مبارک اعلیحضرت غازی را پاینده داشته باشد که همواره\nترقیات ملت و دولت را ملحوظ داشته باشد . اما قرار مسائل مسلمه\nو روایات مفتی به فقه شریف بایستی تعلیم و تحصیل نسوان در خانه های خود\nاز اقارب محارم شان باشد تا از ان تعلیم دینی که فرض منصبی اہلیت اسلام است\nمحروم نمانند . بنابراین از شریعت پروری اولی الامر خود مختار غیور ما امید\nمیشود که تعلیم جمعیت نسوان در مکتب بانشود تا مسئله حجاب و ستر که یکفرض\nضروریست برای نسوان اسلامی خوبتر و بهتر حاصل شود آنچه معلومات والا\nشرعیه که درین موضوع به نزد این خادمان دین مبین بود عرض شد. اگر حضور عرض می کنین"}
{"book": "adl0012", "page": 332, "text": "علماً مذاکرات و تعدیلات را توجیه کرد\n۳۳۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nرا تسلی و اطمینان برنوشته پایان بشود بهتر و الا درین مسئله از دیگر علمای اسلامی ممالک خارجه هم معلومات و اخذه و فتوایای موثقه را نیز حاصل فرمایند.\n(اعلیحضرت درین محل یک نطق از حد مفصل دلنشینی را ایراد نمودند که صورت اجمالی آن ذیلاً تحریر میشود. ب، د)\n\nاعلیحضرت\nاگرچه بموضوع تعلیم نسوان گفت و شنید ما و شما قبلاً بپایان رسیده و مفکوره تائرا درین مسئله قبول کرده ام لکن بازهم میخواهم که توجه شما علمای اعلام و فضلای کرام ملت عزیزم را بسوی این نکته مهمه نمایم. که درین مورد باید ما و شما از عقل و فکر و طرز عمل عموم عالم اسلام کار بگیریم و مزید برین روا دار نشویم که طبقه اناثیه ما در یک عالم جهالت و نادانی و فرومایگی زندگانی کنند تعلیم طبقه اناثیه از حد ضروریست و نباید ما بشما اینجا حدیث شریف طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَمُسْلِمَةٍ برانیم. و نباید بگوئیم که ما افغانیم باید زنان ما از راه خدا و رسول و مبداء و معاد خود بیخبر بوده در یک عالم جهالت و نادانی باشند. بایستی ما بر حال آن اطفال خود که تقریباً تا بعمر هشت سالگی در اطراف و جوانب مادر و خواهر و خاله و عمه و دیگر اقارب اناثیه خود زندگانی مفیده اولیه خود شانرا بسر میبرند ترحم کنیم و محض جهت تعلیم و تربیه ان اطفال درین مکتب نخستین که مکتب آغوش مادر گفته میشود آنها را از مسائل ضروریه مطلع کرده اطفال خود را ازین فیض عمومی محروم نداریم"}
{"book": "adl0012", "page": 333, "text": "خلاصه آراء اعضای لویه جرگه\n۴۳۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبالای ما و شما لازم است که طبقه نسوان خود را عالم و دانسته و مطلع از\nفرائض و واجبات و سنن و مندوبات و دیگر ضروریات بنمایم تا اولاً\nما و شما در همان صغارت که تعلیم آنرا پیغمبر کالنقش فی الحجر گفته است\nو اهل سلف همین تعلیم را میگویند ع \" باشیر اندرون شده با جان بدر شود\"\nاز اخلاق و عادات و اطوار خوب مستفیض و با داب وصفات خجسته\nمتحلّی شوند. من گاهی طرفدار این امر نبوده و نمیباشم که صبیانی که قریب\nبمراهقی باشند در مکتب آمده تعلیم بگیرند بلکه مفکوره و نظریه من نظر بمفاد\nبزرگ و ملحوظات سترگی که شمّه از ان در فوق اشاره شده بود چنانچه صبیات\nخورد سال با همه گونه مراعات ستر و پرده در مکتبی کاملاً محفوظ و مستور است\nو معلمات آنها نیز نسوانند آمده تعلیم بگیرند. اکنون که شما علما میگوئید که خروج\nصبیات نیز برای تعلیم مستحسن نیست بالفعل ما درین مفکوره تان با شما محض\nمراعات شرع شریف متفقیم، اما گمان نمیکنم که دیگر علمای عالم اسلام و فضلا\nهند و سندھ، مصر، مکه معظمه، مدینه منوره، شام، بیت المقدس\nوبغداد و بصره، کوفه، ترکیه، درین نظریه با شما متفق باشند زیرا که\nدر هر یکی ازین بلاد معظمه اسلامیه بتعداد غیر واحده مکاتب اناث\nموجود است.\n[ درینجا وزیر صاحب معارف و محمد اکرم خان مدیر تیرا تائید این مقاله نمود]"}
{"book": "adl0012", "page": 334, "text": "خلاصه مذاکرات اولیه لویه جرگه\n۳۳۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nهمایونی یکی بعد از دیگری مقالات شرح و موضحی را ایراد داشتند، ازینرو\nعلما گمان نمودند که شاید ان مبحثی را که قبلا ما فیصله نموده ایم باز سر از نو اعاده\nمیشود. لهذ ا از هر گوشه و کنار باز دروازه بحث و گفتار مفتوح شد. بنابراین\nذات جهانبانی قطع کلام متعرضین و مدافعین را نموده گفتند: «...»\nاین مبحث چنانچه مذکور شد فیصل شده خودم بالفعل بر طبق مفکوره\nهمین حضرات تعلیم صبیات را در خانه‌های شان امر و اراده میکنیم در میان شما\nغلط فهمی واقع شده بحث نکنید. من میخواهم که درین ضمن این علمای محترم را\nبیک امر دیگر دعوت و تکلیف کنم. و آن اینست که باید این حضرات معظم که\nدعوی خانه نشینی صبیات معصوم و طفلهای خردسال ما را میکنند، و ما سمعا\nو طاعتا محض احترام احکام شرع شریف که برای ما درین موضوع بازان نام میبرند ا\nقبول میکنیم. در قری و اطراف و قشلاقها، بر نسوان نوجوان و دوشیزگان و دیگر\nزنان کوچی و افاغنه کوه نشین و عموم سکنه افغانستان نیز بقوه تبلیغیه و وعظ\nو نصایح لازمه ستر و حجاب راحتمی و لازمی قرار بدهند و تا لویه جرگه آینده در سرتاسر\nافغانستان آن ستر و حجابی را که شریعت پاک برای زنان مسلمانان مقرر\nداشته است جاری و حکمفرما نمایند. اگر درین باب از حکومت اجازات\nو تسهیلات بخواهند دریغ نمی شود فاما اگر تا بموعد لویه جرگه آینده حجاب\nو ستر در بین عموم رائج نشد و یا احدی ازین زنان که هر روزه بصدها"}
{"book": "adl0012", "page": 335, "text": "حالا مذاکرات واستدلالات لویه جرگه\n۳۳۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nآنهائی حجابانه بنظر میخورند دیده شده، بار مسؤلیت آن بهمراه نانگی\nبگردن شما حضرات معظم است !\n\nعلمای لویه جرگه\n\nازین تقریر سراپا تأثیر همایونی سخت رقت\nمزید آمده ازین طرفداری همایونی آناً\n\nشادمانی روانشان داده متعهد شدند که حتی الوسع در ترویج\nستر و حجاب در بین عموم طبقه اناثیه افغانیه بوعظ و نصایح و تبلیغات\nمذهبی کامیابی حاصل خواهند کرد و تا موقع انعقاد جرگه آینده در سرتاسر\nافغانستان زنی بی پرده انشاء الله تعالی بنظر احد نخواهد خورد.\n\nتأثیر خود بکنید\nمجاز است شخصیکه بر اوج عدالت\n\n(۱۶)\n\nلویه جرگه\n\nاعلیحضرتا! با اینکه سابق برین نیز تعداد ازواج ممنوع نبود ولی صا\nصاحب غرض میتوانستند که بشرط مصدق چهار زن را در حبالهٔ\nنکاح خود می آوردند و محصولی را تجکه هست می پرداختند چون به تصدیق مصدق"}
{"book": "adl0012", "page": 336, "text": "خلاصہ مذاکرات تعدیلی لویه جرگه\n٣٣٥\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو محصول هم عدالت حقیقی بوجود نمی آید ما علمای لویه جرگه چنان مناسب\nمی انگاریم که محصول و مصدق دور شود و بر مردیکه بعدالت و مساوآت بین\nازواج خود رفتار نکند مجازات لازمه مقرر شود . و هم شخصیکه ازواج عارضا\nخود را باستغاثه میگذارد . واین مسئله بحکومت مبلوع من الانواع\nظاهر شود تعزیر شدیدی مقرر دارند، تا آنکه مطلب اصلی همایونی که تالی احکام\nربانی و شرع محمدی است باصول خوب و طریق مرغوب بعمل می آید .\nاعلیحضرت\nخوب است ! من این نظریه شما را هم پذیرفتم ونکاح ثانی\nوثالث و رابع را الآن کماکان مانع نمیشوم ازین امر و اعطای\nاختیار باز پرس دوامیکه بحکومت اسلامیه در باب غوررسی نسوان منظور\nشرعیت داده ، که دایماً مترقب احوال نسوان باشد کمال امتنان و تشکرم را\nظاهر کنان مصدق و محصول را الغا نمودم !\nلویه جرگه\nازین مبحث نیز بکمال مسرت و دعاگوئی گذشته عطف توجه شان\nرا باستماع دیگر فقرات نمودند ."}
{"book": "adl0012", "page": 337, "text": "لویہ جرگہ ۱۳۰۳\n۳۳۶\nحتیٰ المقدور قراعت تعدیلات لویه جرگه\n\nتعدیل و تشریح سه ماده نظامنامه اساسی\n(۱۷)\n\nلویه جرگه\nتعدیل مادۀ (۲) :- دین افغانستان دین مقدس اسلام و مذهب رسمی و عمومی آن مذهب حنفیه حقی است. دیگر ادیان اهل هنود، یهود یکه در افغانستان هستند. به تأدیه جزیه و علامات ممیزه تابع بوده بشرطیکه آسائش و آداب عمومیه را اخلال نکنند نیز به تحت تامین گرفته میشوند !\n\nتعدیل مادۀ (۹) :- کافه تبعه افغانستان در امور دینی و مذهبی و نظامات سیاستی دولت علیه خود پابند و مقید بوده آزادی حقوق شخصی خود را مالک هستند.\n\nتعدیل مادۀ (۲۴):- شکنجه و دیگر انواع زجر تماما موقوف است. و خارج احکام شریف و نظامات دولت که موافق احکام شرعی تنظیم یافته برای هیچکس مجازات داده نمیشود.\n\nاعلیحضرت لویه جرگه\nبسیار خوب شد ! ازین تعدیل و توضیح رفع غلط فهمی و دفع رخنه اندازیها عدا شد، ما از مساعیهای همایونی تشکر میکنیم."}
{"book": "adl0012", "page": 338, "text": "حصه بیست و هفتم رویداد لویه جرگه\n۳۳۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتوصیۀ اکیدیه لویه جرگه برای حکومت متبوعیه خود\n(۱۸)\n\n[مسائل آتی با اینکه درین سرزمین اسلامیت قرین افغانستان قبل برین\nبوده و نه بالفعل است و نه در آتیه بفضل خداوندی و رحمانیت حضرت رسالت\nپناهی و حسن مساعی اعلیحضرت غازی دام سلطنه و دیگر سلاطین آتی افغانی\nبوجود خواهد آمد با وجود آن لویه جرگه فقرات ذیل را بصورت توصیه و تأکید\nبحضور اعلیحضرت معظم غازی خویش عرض و پیش نهاد نموده اند تا در آتیه\nبنوع من الانواع در محل وقوع و وجود نیایند. ب، د]\nلویه جرگه: چنانچه الی الآن از حق شناسی و حقیقت پسندی اعلیحضرت\nمعظم غازی مان انتخاب و مقرری مأمورین بطور حقیقی درست و\nواقعی بعمل آمده در آتیه نیز بایستی در انتخاب و تقرر مأمورین دولتی دقت\nو تعمق مزیدی بکار برده شود و هر کار باهل همان کار تفویض و تسلیم شود\nرای کلی اعلیحضرت بسیار خوب است الآن کماکان انتخاب و تقرر مأمورین را"}
{"book": "adl0012", "page": 339, "text": "حصه کثرت آرا ومصدقه لویه جرگه ۳۳۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر افغانستان موقوف ومنحصر باهلیت میداریم (تشکر لویه جرگه)\nلویه جرگه ما تعلیمات طلبه موجوده افغانی را که بالسنه اجنبی جهت اخذ\nفنون عالی وتعلیم علوم مروجه حالیه مشغولیت دارند محض بغرض\nحصول ترقیات حاضره وتعالیات موجوده دنیای امروزه که افغانستان\nرا با بدان بسیار محتاج وشائق مینگریم بنظر استحسان نگریسته جائز میشماریم\nمشروط بر اینکه در عقیده‌های متبرکه واصولات مقدسه دینیه این نوباوگان\nوطنیه ما خلل ونقصانی وارد نگشته بیشتر از رفع احتیاجات خویش دران\nتعلیمات شائقیت نورزند و هم در اصول اسلامیه وعقائد وروایات\nمذهبیه خود قبلاً کسب اطلاعات نموده باشند.\nاعلیحضرت بسیار خوب !حکومت شما نیز تحصیل وتعلیم السنه غیرمسلم\nرا محض برای رفع ضرورت و دفع احتیاجات ملت\nومملکت و دولت جائز می پندارد. وبیشتر مترقب ونگران است که در\nعقائد و اصول دینیات این فرزندان افغانیه اسلامیه اخلال ونقصانی\nبوقوع نانجامد. برای طلبه مکتب امانیه وامانی که السنه فرانسه و المانی را\nمی آموزند، در همان مکاتب تعلیمات اسلامی نیز مانند قرآت، دینیات،\nفارسی، عقائد و حسن خط اسلامی نیز تعلیم داده میشود، و نگران و مترقب\nحرکات و افعال شان اساتذه وطنی شان میباشند، و برای آن طلبه افغانی کورسهای\nبزرگی و مکملی"}
{"book": "adl0012", "page": 340, "text": "خلاصه داکتر اوتویلا لویه جرگه\n۱۳۰۳ لویه جرگه\nکه بخارج جهت تعلیم رفته اند بمه شُما معلوم است که علاوه بر نگرانی وزراء\nمختار و سفراء افغانی مفتش علحده و نگران جداگانه و معلمین اسلامیه نیز مقرر\nاست تا در اخلاق و عادات شان نقص و سوئی وارد نشود (مسرت\nلویه جرگه و غلغله تکبیر و آواز های دعاگوئی عمومی )\nلویه جرگه طوریکه از عهد سلاطین ماضیه تا بدین پنجسالیکه در عصر اسلامیت مدنت\nعصر امانیه خرید و فروش و استعمال شراب که ام الخبائث است\nدرین مملکت افغانستان دیانت نشان ممنوع و ادخال آن مسدود\nبوده و هست در آتیه نیز امید واریم که این چیز اخبث مردار درین مملکت ماجداً\nخرید و فروش و استعمال کرده نشود :\nاعلیحضرت شرابخانه . و خود شراب . و خرید و فروش آن نه قبل برین\nدر دولت مقدس افغانستان بود و نه فی الحال میباشد\nو در آتیه نیز جداً دخول و استعمال و ابتیاع و اشتراء آنرا مثل سابق\nدرین خاک پاک ممانعت میکنیم .\nلویه جرگه بر انصاف پسندی و شریعت پروری و حقائق گوئی و حقیقت\nخواهی اعلیحضرت غازی باندازۀ اظهار شادمانی و مسرت نمودند\nکه تفصیل آن به تطویل می انجامد . و چندان نطقهای دعائیه را ایراد داشتند\nکه قلمبند نمودن تمام آن کار ما را امتداد میدهد ."}
{"book": "adl0012", "page": 341, "text": "خلاصۀ آرا و تعدّدالویۀ جرگه ۳۴۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\n[مخلص بعد ازینکه تمام عرائض و خلاصه اجراآت اصلاحیاتی\nو تعدیلات لویه جرگه قرار فوق مکرراً خوانده شد و بر تمام آن ذات جهانبانی\nاظهار موافقت فرمودند. و یک عالم خرمی و بشاشت در مجمع ماخوست نمود\nو فرحت در سرتاسر این بارگاه عالی پایگاه ازین اطوار شریعت پرورانه\nو اوضاع اسلامیت خواهانه شاهانه حکم فرما گشت ذات جهانبانی قطع\nادعیه و کلام حضار را نموده یک نطق مفصل و دلچسپی را بر پا خواسته ایراد\nداشتند که اجمال آن قرار آتی قلمبند میگردد. ب.د]\n\nاعلیحضرت\nلله الحمد هرآنچیز که خاطر میخواست :\nآخر آمد ز پس پردۀ تقدیر پدید :\n\nخدا ئیرا شاکریم که درین قدر مدت قلیل اینطور مباحث طویل باتفاق\nآراء و اتحاد افکار طوریکه سابق برین نه تنها در افغانستان بلکه تقریباً در\nتمام روی جهان عدیل و نظیر آن دیده نشده است بپایان رسید و خجالت\nبچهره های سفید و سیاه که حاضر کرده بودیم نیفتاد. زیرا که مقصد همه ما بلندی\nدین و بهبودی ملت و آبادی مملکت بود.\n\nدل دشمنان ترقی و تعالی افغانستان پرخون و چشم های شان\nازین اجراآت ما و شما رود جیحون گردیده روسیاه شده خسرالدنیا و الآخره\nگشتند. انشاءالله که این مجلس برای مادیات و معنویات ترقیات آتیه ما"}
{"book": "adl0012", "page": 342, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n٣٤١\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nفوائد عظیم الشانی را بفضل و مرحمت ایزد منان و روحانیت پیغمبر\nآخر الزمان بوجود می آورد.\nلله الحمد که بررغم اعدای افغانستان و برخلاف تبلیغات\nو پروپاگند دشمنان تان در هیچیک قاعده و ماده نظامنامه های دولت\nمتبوعه تان هر چند تحقیق و تدقیق را بکار بردید مسئله و فقره را که برخلاف\nشرع انور باشد ملاحظه ننمودید. و تمام اساس و شالوده حکومت اسلامیه تانرا\nچنانچه در اول جرگه بشما گفته بودم بر اساس لا یتغیر دین حنیف و شرع شریف\nدرک نمودید. آن چند مسئله را که علمای اسبق تمیز از مسائل ضعیفه شرعیه\nو روایات مرجوحه فقهیه داخل نظامات نموده بودند نیز از حسن مساعی شما بمسائل\nقویه و روایات مفتی به تبدیل یافت.\nبلی! اگر بعد ازینکه شما علماء و فضلا، و وکلاء دایره افغان تماماً\nنظامات را ورق زدید. و بر تمام آن علم آوری نمودید و هیچیک مسئله مندرجه\nاو را بر خلاف شرع بیضای احمدی ندیدید. اگر احدی بغرض افساد و القای\nشقاق و عناد بگوید که نظامنامه خلاف شرع است چون من خودم را خادم شرع\nمی پندارم و سوگند میخورم که بقدر یک سر موی تجاوز و تخالف را از مقررات\nشرعی نمی پسندم. البته کله او را حکومت شما بحکمه از گفتار بد هنجارش\nسبک خواهد کرد."}
{"book": "adl0012", "page": 343, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلاتیه جرگه ۳۴۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nشخصی که بغرض اصلاح و دلسوزی و معاونت با حکومت. بعض\nلغزش و سهو و خطای را که لازم نوع بشر است و در قوانین حکومتی که مقتبس\nاز کتب معتبره شرعی است. بنگرد رأساً بمجلس عالی شوراء و یا وکیل منتخبۀ خود\nرا که در ریاست شوراء موجود است اطلاع بدهد و رأی و نظریه و تنقید دلپذیر\nخودش را در هر مسئله و فقره که باشد تقدیم کند. البته موجب مسرت\nو ممنونیت حکومت است.\n[درینجا با اینکه ذات شاهانه کلام خود را باتمام نرسانیده بودند اما جوش\nو خروش لویه جرگه نطق ملوکانه را قطع کرده متفقاً بعرض رسانیدند. ب. د]\n\nلویه جرگه \nاعلیحضرتا! سر و جان و مال و ناموس و هستی ما فدایت و یکقطره\nخون ما و تمام ملت قربان رکابت! تسلی و مطمئن باشید که\nازین مشوره و مفاهمه و تبادلۀ افکاریکه درین ذات شاهانه و رعایای صادق\nاش درین ایام لویه جرگه بعمل آمده است تمام دردهای ما دوا شد و تمام\nشکایات بالآچشم دشمنان کور شد و زخم دل بدخواهان ناسور !\nما بوجود مسعود همچو تو شاهی شاکریم از ابتدای جرگه الی الآن دو دو ساعت\nو سه سه ساعت بلکه از اول تا آخر بپیشگاه ما خدام آستان و حاجب\nدربان خویش بپا ایستاده بیانات میفرمائی و جهت تنویر افکار و روشنی\nابصار ما هدایات مینمائی و ما را نمیگذاری که برسم تعظیم تان از جای خود"}
{"book": "adl0012", "page": 344, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۴۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\nحرکت کنیم. و اوامر و هدایات و نظریات اولی الامر خود را با دل و عرض میکنیم\nبما کدام مخاطبه میفرمایند!\nکسیکه بعد ازین از شما و یا از نظامات شما که تالی احکام شریعه\nبیضای احمدی است شکایت کند معلوم است که آن مرد نه تنها کفران\nنعمت کرده بلکه معاندت و تائید معاندین و دشمنان افغانستانرا نموده است.\nاعلیحضرتا ! این امر روشن و مبرهن است که سابق برین نیز این\nافواهات بی سرو پائی که در سر تا سر افغانستان طنین انداز بود و یا بعد ازین\nشود همانا که از طرف خائنین داخلیه است و یا بواسطه تحریک سرانگشت\nخارج. هرکدام ازین دو فریق که رهسپار این طریق شوند و یا هرکسیکه\nاین کلمات را در زبان نماید ضرور بصد ضرور باید وی بکیفر کردارش\nبدار سیاست کشیده شود !\nعلمای لویه جرگه اعلیحضرتا ! الحق که ما در نظامات دولتی هیچیک امریرا که خارج\nاز دائره شرع انور باشد ندیده ایم و آن مسائل ضعیفه\nو روایات مرجوحه را که ما اصلاح و تعدیل نموده ایم نیز از دائره شرع شریف\nخارج نمی انگاریم. و بالفعل تمام نظامات دولتی را بعیناً مطابق مقررات شرعی\nمی انگاریم پس هرکسیکه در مقررات شرعیه ناخن زنی کند برای مجازات\nآن خود شهریار بجمیع درجات از حبس الی قتل سیاستاً محیط و مختارند بناءً"}
{"book": "adl0012", "page": 345, "text": "خلاصه اثرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۳۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nچنانچه مکررا اظهار و اقرار داشته ایم، برای امثال این رجال سرا پا و بال\nکه مقصد شان شقاق و نفاق در بین امت ناجیه محمدیه است ذات جهانبانی را\nدعوت بمجازات شدید آن میداریم!\nاعلیحضرت فی! مطلقا ما خواهش نداریم که احدی چیزی نگوید بلکه هرکسی\nبفرض صلاح و تعدیل چیزی بگوید اول وکیل تیجه مملکتش که در دریات\nشورای است، دوم رئیس صاحب شوری در هر وقت و هر زمان حاضر\nاست که آن نظریه اصلاحیه اش را بکمال امتنان بشنود تا اگر نظریه درست\nقابل قبول باشد منظور شود و اگر درست نبود اورا بدلائل قانع نماید -\nاما شخصی که از نقطه نظر فساد و شقاق افگنی و عناد پروپاگند و تبلیغات بیجانماید\nحکومت او را بمجازاتیکه شرع شریف بفرماید دعوت میکند.\nشیر جان جزاؤ چون از غلط فهمی انترکیه های دشمنهای خارجی و قصور نگاه\nبعضی از رجال داخلی ملت نجیبه مان چنان احساس\nکرده بودند که در مسائل مذهبی اقوال ضعیفه در ماده های قانون شرعی ماموضوع\nگردیده و یک سوء ظن بنسبت علمای مرکزی کابل بخاطر بعضی رسیده بود\nذات شاهانه از کمال مرحمت و اسلامیت که در نهاد صداقت بنیاد شاهانه\nخویش دارند حضرات علمای عظام و مشائخین کرام و وکلاء و رؤسای\nقوم نجیبه افغانیه را در مجلس لویه جرگه جمع فرموده مسائل حقه اسلامی را اقوال فقهیه"}
{"book": "adl0012", "page": 346, "text": "جلسۀ ذاکرات تصدیقاً لویه جرگه ۳۴۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nرا با استصواب حضرات مذکورین بیک دستور العمل اسلامی قانون\nمحمدی قرار داده اند حالا جای اعتراض هیچ معترضی و اختلاف هیچ مخالفی\nاز داخل و خارج باقی نمانده درینجا ظهور اعجاز قرآنی جلوه فرماگشت بمصداق\nآیۀ وانی هدایه اناله لحافظون چون احکام قرآنی از تحریفات دشمنان بقرآن\nفرمان واجب الاذعان محفوظ و مصئون است هرگاه بعد ازین تحریکات\nدشمنان دین مبین شنیده شد که قوانین موضوعه محمدی دولت مقدس مان\nدر مسئله از مسائل شرعیه مطابقت ندارد معلوم میشود که آن خائنین دین\nو دولت مقدس ماست بمجازات شدیده و عقوبات الیمه قانون جزائیه دولت\nگرفتار و معذب گردند (چنانچه حضرت حکیم علی الاطلاق جل و تقدس شانه\nدر قرآن کرایم از لطف عمیم خود میفرمایند) (لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها)\nخطاب باست مرحومه ناجیه شده که فساد نکنید حالا شبهات بعضی مشتبهین در\nاجتماع علماء بکلی مرتفع گشت، در سوء ظنون خود با استغفار نموده بغلط\nفهمی خودها معترف گردند و اولی الامر اسلامیان را حامی دین و محی شرع متین\nیقین دارند تشکر و امتنانش بپردازند!\n\nلویه جرگه \nضرور باید همچنین اشخاص مفسد و متغرض و منافق و شیطان منش را\nحکومت متبوعه افغانی ما به مجازاتیکه کمتر از نفی بلد و حبس دوام و\nاعدام باشد یادآوری نفرمایند!"}
{"book": "adl0012", "page": 347, "text": "خلاصه مذاکرات و تعاملات لویه جرگه ٣٤٦ لویه جرگه ١٣٠٣\n\nما بدین موضوع اعلانی را هم تسوید نموده تماماً انرا با مضای خود تصدیق\nکرده خواهشمندیم تا انرا ذات ستوده صفات پادشاهی نیز استماع ورزیده\nمتعاقباً بدستخط انجم نقط شاهانه خویش او را تزیین داده امر انتشارش را بدهند\n\nاعلان بسم الله الرحمن الرحیم\nلویه جرگه الحمد لله الذی هدانا لهٰذا وما کنا لنهتدی\nلولا ان هدانا الله\n\nایز دلایزال که میخواهد یک مملکت را از دست برد حملات دشمنان\nخارجی و خیانت خائنین داخلی وقایه کند ارادهٔ حضرت الهی بان میرود که\nیک اولی الامر مقتدر دیندار شریعت شعار از افراد برگزیدهٔ ملت انتخاب\nفرموده مقدرات دولت را بکف کفایت شعارش میگذارد، و بواسطهٔ\nعقل کامل و فکر صائب که بآن اعطا میفرماید، دولت و ملتش را از\nحضیض خلت باوج رفعت میرساند، از آنروست که بتأییدات ربانی\nو روحانیت مطهر حضرت سید نبین خاتم الانبیاء والمرسلین حضرت\n\n(۱) این اعلان قبل از حرکت نفری ”لویه جرگه“ به تعداد مکفیه مطبوع شده به تمام\nاطراف واکناف افغانستان تقسیم شده است. (برهان الدین کشککی)"}
{"book": "adl0012", "page": 348, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۴۷ ملویه جرگه ۱۳۰۳\n\n(محمد مصطفی) صلی الله علیه واله واصحابه اجمعین ، و توجه شریعت پروری\nشهریار ذی اقتدار غازی مان اعلیحضرت امیر المومنین امان الله خان\"\nتولو اک افغانستان خلد الله ملکه مجلس لویه جرگه که عبارت از علما و سادات\nو مشایخ عظام و وکلا، وروسا ، گرام کل مملکت محروسه مان افغانستان\n(صانها الله تعالی عن الزلزل والحدثان ) بغرض تحقیق و تدقیق در امور شرعیه\nحنفیه و مسائل جزئیه و کلیه فقهیه مطهره و انجاح و بهبود مهمات ملکیه و سیاسیه\nدر مرکز تعلیه متبوعه مان دار السلطنه کابل تحت ریاست اعلیحضرت پادشاه غازی\nمعظم مان منعقد گردیده و در تحت نظر غور و تدقیق مجلس عالی لویه جرگه در آمده خصوصاً\nمهمات شرعیه مبارکه ، که در نظامات دولت دخل داده شده بود، از نظر فتوا\nعلما و مشایخ لویه جرگه گذارش یافت ما خادمان و پیران دین مبین متین اسلام\nفرمایشات و نیات و نظریات پادشاه محبوب القلوب خودمان را بیکجان\nبیکان بگوش خودها شنیده و بچشم خود ها مشاهده نموده قلباً احساس کردیم\nکه عموم نظامات موضوعه دولت مستند بر اساس شریعت غرای (محمدی)\nصلی الله علیه وسلم) و اجرای احکام قرآن مطابق مذهب مهذب حنفی\nبوده و هست و میباشد و بعضی روایات ضعیفه که در نظامات دولت مطابق\nآرا و فتوای علمای مرکز یه قبلاً فتوی داده شده در محل اجرا آمده بود، آن گونه\nمسائل نتیجه روایات ضعیفه بود که از طرف علماء تجویز گردیده بود، و با علماء لویه جرگه"}
{"book": "adl0012", "page": 349, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۴۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nآن مسائل را مطابق احکام شرعیه حنفیه و روایات قویه فقهیه اصلاح نمودیم\nکه هیچگونه شبهه در قلب و خاطرهای عموم عالمای افغانی باقی نمانده و مسائل\nمشتبهه را در ذیل اعلان هذا تذکار نمودیم (۱) تا باعث اطمینان کلیه خاطرها\nو قلوب عموم اسلامیان شود، و ما علما و سادات و مشایخ و وکلاء و روسا\nو عموم برادران دین و اسلامی خودمانرا اخبار مینمائیم که هر فردی که برخلاف حکومت\nو دولت معظمه و یا نظامات موضوعه دولت علیشان به شبشات خائنانه و یا\nغرضات شخصیاً بالذات و یا تحریکاً اقدام نماید، اولی الامر، در اجرای هرگونه\nمجازات از حبس و ضرب و نفی الی اعدام در باره اش شرعاً ماذون و مختار است\nو ما عموم علما و سادات و مشایخ و رؤسا، و وکلا، برای رفع و دفع اینگونه\nخائنان که لکه در تاریخ حیات با شان و شرف ما افغانیان میگذارند بهرگونه\nفداکاری حاضر و آماده بودیم و هستیم و میباشیم!\nبا وجود آن هرگاه کسی اشتباهی داشته باشد یا شخصاً حاضر حضور علمای کرام و\nاطمینان خود را بنماید و یا بواسطه وکلاء خود بشوراء دولتی کیفیت شبهه خود را بفرستد که در آغوش\nرفع اشتباه او کرده شود تا در امور دین هیچ شک و شبهه در خاطر احدی نماند (۲)\n(۱) در اعلان مذکور فقراتیکه در فوق به تفصیل تحریر دانستیم اجمالاً تحریر شده بود درینجا مکررا بواسطه\nطوالت مضمون تحریر نشد ۱۲\n(۲) در تحت این اعلان امضا، و مواهیر و دست خط تمام علما، و فضلا، و مشاهیر و وکلا\nلویه جرگه، که اسماء اوشان در آتیه تحریر میشود مسطور و مرقوم و موضوع شده است که ما درین محل\nبه تحریر نپرداخته بهمان نام نویسی که در آخر مسطور است اکتفا میکنیم - (برهان الدین کشکی)"}
{"book": "adl0012", "page": 350, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۴۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلیحضرت بسیار خوب شد ! من نیز مایلم که همین خلاصه نتایج و تعدیلات و تصویبات لویه جرگه بصورت همین اعلانی که قرأت نمودید بالفعل طبع شود و خودم نیز در حاشیهٔ آن تصدیق میکنم زیرا که اگر نتظار به تدوین و تالیف تمام مذاکرات و وقایع لویه جرگه که متعاقباً بصورت کتاب نشر میشود کشیده شود، مدتی بکار دارد (۱)\nلویه جرگه ازین مبحث نیز بکمال شادمانی و غلغله های تکبیر و کف زدنهای تقدیر و تحسین درگذشتند!\nتشکیل جمعیته العلماء در تمام افغانستا ن\nلویه جرگه درینجا استدعا نمودند که ما از حکومت خود امید و رجا میکنیم ما بعد ازین محض فرق و امتیاز علمای متدین جید و خیرخواه ملت و حکومت از ملا های منافقین و شقاق و نفاق آفرین یک تشکیل و تصوّر درستی را از علمای فاضل بر روی کار بیاورد تا هرکس نتواند که فقط بدست\n(۱) چنانچه این قول همایونی راست شد و ترتیب این کتاب بواسطهٔ گرفتاری بنده تا زمان درازی انجامید (برهان الدین کشککی)"}
{"book": "adl0012", "page": 351, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدادیای لویه جرگه\n۳۵۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nداشتن در زیر بغل گرفتن یک کتاب سبز نهادن عمامه بزرگ در بر کشیدن\nجبه و چپن پهن و فراخ به طویلی خود را عالم و فاضل و ملانشان داده مانند\nاتباع ملا غلام محمد قادیانی با غوا بعضی ملت بیچاره و نادان ما که از\nخود حرکت و احساسی و اراده ندارند کامیاب موفق گردند!\n\nاعلیحضرت\nمن نیز طرفدار این مفکوره قیمتدار شما حضارم و در آتیه\nانشاء الله برای حسن امتیاز علما و فضلاء دانشور خیرخواه\n(کثرالله امثالهم) نه تنها وزارت جلیله عدلیه و محکمه تمیز بلکه علمای منتخبۀ\nلویه جرگه را نیز توجه میدهم تا در تمام ولایات و حکومتهای اعلی و نقاط\nسرحدیه اعضای جمعیته العلما را که بهمین صفات و خصائل راسته و پیراسته\nباشند انتخاب داشته در هر جا این مجلس عالی علما را تشکیل بدهند\nتا هر عالم و ملا و فاضل بعد از اعطای امتحان به نزد همان جمعیتہ العلما\nمحلی خویش و اخذ شهادت نامه بوعظ و نصیحت و تبلیغ و تعلیم و امامت\nماذون باشد وبس!\n\nلویه جرگه\nازین نظریه و اتفاق ذات جهاندار بعد از اظهار مسرت\nو شادمانی و کف زدنهای ضرمی و غلغله تکبیر نیز در گذشته\nمذاکرات آتی عطف توجه نمودند !"}
{"book": "adl0012", "page": 352, "text": "خلاصه ذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۵۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nموعد انعقاد لویه جرگه\n\nاعلیحضرت حکومت آرزو داشت که همه ساله یک مجلس عالی لویه جرگه را در پایتخت افغانستان منعقد نماید چنانچه در کاغذهای\nکه برای شما روان شده نیز همین مسئله نوشته شده بود لکن حال تکالیفی\nکه برای شما در راه از طرفین بوقوع رسیده و زحماتیکه حکومت کشید\nاگر مجلس عالی لویه جرگه همه ساله تاسیس شود معلوم است که اشکالات\nبرای جانین رو میدهد.\nفکر کنید که عموم اراکین دولت با این خادم عاجزتان از روز عید\nتا حال هیچ کار نکرده ایم تمام کارهای وزارت ها و دوائر دولتی مانده است (۱)\n(۱) ناظرین از مطالعه این اوراق مسبوقند که ذات جهانبانی و وزدار مملکت\nافغان در بعضی اوقات بکارهای مفوضه خود پرداخته اند. اما نظر بشوق و شعفی که اعلیحضرت غازی بکارهای\nملت و مملکت و دولت دارند آنکار قلیل و اندک را کالعدم تصور کنان میفرمایند که از ابتدا\nجرگه الی الآن کارهای ما در زاویه تعویق افتاده است ۱۲ (برهان الدین کشککی)"}
{"book": "adl0012", "page": 353, "text": "خلاصه راپور تعداد جلسات لویه جرگه\n۳۵۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدر بی موقع خدا نخواهد اگر دشمن فرصت دیده یک استفاده کلی کند، میتواند، چرا که ما خبر نداریم که در وزارت های شما چه مکتوب آمده و دشمنان بر علیه ما چه چیز تصویب کرده اند، بنابران بایستی که ما و شما جهت انعقاد لویه جرگه های آتیه حال یک فکر درستی بکنیم که چقدر مدت بعد منعقد شود، اگر چه خوبتر میدانم که شما ملت عزیزم در معاملات مهم دولت همه وقته حاضر میشوید و الحمد لله پیشتر در هر مهمات حاضر شده اید، لکن در اوقات معمولی و فرصت های غیر مهم این خادم ملت نمیخواهد برای تان چنین تکالیفی را عائد کند بنابران هر صورتی که برای جرگه های آتیه مناسب و درست می پندارید طوریکه برای تان تکلیف عائد نشود معین دارید تا جرگه های آینده بهمان موعد انعقاد یابد: \n\nلویه جرگه \nفدایت شویم! اگر چه ازین شرفیابی با علیحضرت معظم غازی برخود میبالیم و این ورود خود مان را باشان اسلامیت بنیان تان موجب عزت تاریخی و مفخرت عالی خود می پنداریم مگر برای بسی برادران عزیز ما که بامورات دنیوی و کسب و کار و جهانداری خود ها مصروفیت دارند بدیهی است ازین سفر و حرکت تکالیف مزیدی عائد شده در امورات دنیوی شان یک سکته بزرگی بوقوع پیوسته بلکه برای بعضی از برادران مانند و کلای هروی بواسطه سفر دو طرفه و اقامت بدار السلطنه طول میعاد مسافرت شان تخمیناً بیشتر از سه ماه می انجامد، لهذا چیزی را که ذات ملوکانه"}
{"book": "adl0012", "page": 354, "text": "خلاصه مذاکرات دربار لوی جرگه ۳۵۳ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nشاهانه میفرمایند که انعقاد لوی جرگه سال بسال موجب زحمت و تکلیف است\nدر است ضرورتیاستی که در میان این جرگه الی جرگه آیند یک موعد مقرر شود.\n(درینجا عده از نفری جرگه خواهشمند شدند که لوی جرگه (سه به سه) سال\nمنعقد شود و برخی اظهار داشتند که دوسال بدوسال و عموما استدعا\nنمودند که سه سال بسه سال. ب ، د)\nاعلیحضرت\nبخیالم که لوی جرگه باید بدون ضرورت سه سال بسه سال منعقد شود\nبهتر است زیرا که دوسال بعد یکم وعد نزدیک است و پنچسال پنچسال\nبسیار مدت مدید و سه سال بسه سال بخوای خیرالامور اوسطها نهایت موزون و بجاست\nلوی جرگه\nتماماً بدین اظهار ملوکانه اتفاق رأی نموده بعرض رسانیدند همین موعدیرا\nکه ذات شاهانه فرمودند بسیار درست است!\nرئیس صاحب شورای دولت\nآیا چرا سه سال را به پنچسال شما حضار محترم لوی جرگه ترجیح دادید\nزیرا آرزو دارید که بحضور چنپین یک پادشاه رقمیخواه مهربان\nزود زود مشرف شوید!\nشیر شیخ کرخ\nما آرزو داریم که همه وقت دیدار اعلیحضرت معظم خود را به بینم اما از جیکه\nاکثریه ملت بکار و بار و مصروفیت پیشه ها بدارند همین سه سال\nمفارقت از وصال و لقاء ذات اعلیحرت خویش کسی طاقت میکنیم کو یا یک حوصلی کلانی نموده ایم! (۱)\n\n(۱) شیخ مذکور درین نزدیکی با برحمت ایزدی پیوسته است انالله واناالیه راجعون، ب، د."}
{"book": "adl0012", "page": 355, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ٣۵۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nتاکید تعلیم\nذات همایونی دو توصیه را خواهشمندم که برای تان نمایم که دران هیچ فکر کردن لازم نیست و اجراء آن حتمی و لازمیست :-\n(١) آنکه بچه های خود را همیشه بسوی علوم و فنون تشویق بدهید چراکه خوشبختید\nترقیات دینی و دنیوی ما وابسته بعلم است ع که بیعلم نتوان خدا را شناخت\nبیاید در هر نقطه و هر جائیکه باشید اولادهای تان در آنجا درس بخوانند و فنون لازمه\nرا بیاموزند و بدین الفاظ مختصر که من بحضور شما عرض کردم بیشتر بیشتر تاکید میتوانید در\nتعلیم اولاد و عائله خود بکوشید در هر جائی که رفتید از طرف من وکیل هستید که\nاین توصیه ام را بعموم ملتم ابلاغ دارید !\nلویه جرگه ازین معارف خواهی و عرفان پروری همایونی اظهار تشکرات مزید کریا\nنموده تماماً متعهد شدند که در ترویج علوم و تشویق اهالی بسوی تعلیم تا هانیکه\nدر بدن و روح در تن ما باشد مساعیات اسلامیت کارانه خودها را\nمبذول میکنم ! که در هر\nمخالفت کی پیش آمده"}
{"book": "adl0012", "page": 356, "text": "جلسه مذاکرات تعدیل قانونیه جرگه\n۳۵۵\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتاکید پوشیدن البسۀ وطنی\n\nاعلیحضرت\nدرین جرگه من بسیار لحاظ شما را کرده ام : - زیرا هر کدام\nتان تکه های خارجی را پوشیده آمده اید حالانکه من از\nمدتی این شیوه را محض ترغیب اهالی بسوی تکه های ساخته و بافته شده\nمملکت افغانی اختیار نموده ام که بدست خویش البسه هر کسی را که از تکه خارجه میبود پاره\nپاره میکردم ، بینید که امروز همۀ مأمورین دولت تان بجز از تکه های صاف\nو پاکیزۀ وطن مقدس تان دیگر چیزی را نپوشیده اند، در خصوص از اشخاص\nهراتی و ترکستانی که تکه های ساخته و بافتۀ وطنی خود را پوشیده آمده اند\nتشکر میکنم، اگر هرکدام تان از هر جای که آمده اید، تکه همانجا را پوشیده\nمی آمدید چقدر خوب میشد که هم نمونۀ تکه های هر ولایت افغانستان را با\nنشان میدادید و هم خیلی از شما خوشنود میشدم ،\nباید که در لویه جرگه آینده همۀ تان لباسهای وطنی خود ها را پوشید\nبیائید. باز میگویم که در خصوص بدرجۀ لحاظ شما را کرده ام که سطح هیچ کسی را نکرده ام"}
{"book": "adl0012", "page": 357, "text": "جلاله آرا و تعدیل آلويه جرگه ۳۵۶ نمره جرگه ۱۳۰۳\n\nدنيا وجداً بر شما لازم است که از تکهای وطن مقدس خود لباس بسازید،\nفکر کنید! در وقتیکه تکهای وطن با ساخته میشود بهر تار و پود آن بسم الله\nخیر یا الله گفته میشود، آیا پوشیدن این تکهای پاک خوب است، یا در بر\nنمودن پارچهای منحوس ناپاک که از دست یک بی وضو و بی نماز خارجیه\nبعمل می آید، دیگر پیسه های تکهای وطن ما که ما آنرا استعمال کنیم معلوم است\nکه در جیب خود ماست اما همان پیسه های را که در بدل این تکهای منحوس\nاشخاص خارجیه ما میگیرند، ازان باستحکامات سرحد خود را پرداخته کله ها،\nتوپها، بمها ساخته آنرا باز بدینصورت فجیع بروی خود ما میزنند از ینرو درین\nمسئله مهمه نیز شما را از طرف خود وکیل میگیرم که کوشش کنید و تمام ملت را\nترغیب بدهید در هر جای که باشند تکهای بافته وطن خود را بپوشند و\nاگر کسی بخیال آنکه لباس وطنی را نمی پوشم که از درشتی گردن مرا میخراشد\nو هنوز ماشین خانه های ما بآن درجه نرسیده که مانند تکهای خارجیه صاف\nو بافته بتواند، گردنش لایق بریدن است ،\nدرین دو فقره که اولادهای خود را بمعارف تشویق بدهید و تکهای\nوطن خود را بپوشید باز بیان میکنم که عموم ملتم را زیاده بر زیاده تشویق بدهید\nزیرا که واسطه همه بلندیها علم است و پوشیدن تکهای وطنی نیز\nبرای اقتصاد ما سودمند است،"}
{"book": "adl0012", "page": 358, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۵۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nلویه جرگه\nاین توصیه مقدسه و نصیحت پدرانه شاهانه را بمسرتیکه بالاتر\nازان بخیال نمی اید پذیرفته اکثر یه ازین خطای فاحش خود خجالت\nزده و ندامت کشیده خود ها را نشان داده تماماً متعهد شدند که ما بیک غیرت\nصاعقه نا یترویج و استعمال البسه پاک و صاف و ستره وطنی خود میبرائیم\nو در جرگه اینده انشاء الله تعالی برای نام یک قطعه لباس خارجیه را بر بدن\nاحدی نخواهید دید،\n\nتعدیل صنایع\n\nدرینجا اعلیحضرت همایونی یک بیانیه دلچسپی در موضوع تعدیل صنایع فرمود\nگفتند که خیال داریم تا در آتیه برای ترقیات صناعیه مملکت افغانیه یک\nنظامنامه را بنام تعدیل صنایع ترتیب و تدوین نمائیم و در ان تفصیل\nو تشریح این امور را بدهیم که در آتیه فلان دار نجه بایستی فلان صنعت\nخود را بدین نوع و رقم وصفت بسازد و فلان کاسب درین کسب\nخویش محض جهت آرائش و خوبی آن این دقیقه را نیز تحت تدقیق بیارد"}
{"book": "adl0012", "page": 359, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ٣٥٨ لویه جرگه ١٣٠٣\nمثلا قالین بافهای افغانی دالیچهای خود را بقسم قالینهای ساخت\nاروپا بصورت تهران بافت نمایند - ولنگیهای رشیمی ساخت مملکت\nبایستی بصورت سجاده ها و سرسبزها و پرده ها دروازه و غیره بآید و حفاها\nبایستی بالای مقابر جهت قرائت قرآن شریف مخصوص شوند، و کمل دوزها\nبعوض مخمل دوزی بدیگر کارهای عالمی گماشته شده این کسب را بنسوان\nواگذار شوند و علی هذا.\nدر اثر این مقوله همایونی عبدالرحمن خان رئیس معرکه و پشتو\nبه تردید این نظریه بر پاخواست و چندی از اعضای لویه جرگه نیز\nدر وضع این نظامنامه تنقید کردند،\nبالآخر رأی عمومی لویه جرگه برین قرار گرفت که در امثال این بیانات\nکه برای ترقیات و تعالیات ملت و مملکت منافعی را عائد میکنند\nوصنعت و حرفت حکومت ما را بدرجه عالی میرساند، آرای ما از\nاعطای افکار عاجزانه ما قاصر است، چیزیکه ذات همایونی پسند\nفرمایند و احکام آنرا جاری دارند ما را در ان طاقت چون و چرا نیست\nع صلاح ما هم آنست کان صلاح شماست (ب دو)\nاعلیحضرت باز میگویم الحمد لله همه فقراتیکه درین مجلس مطرح مذاکره گردید\nبدون قیل و قال و گفت و شنید بسیار صورت خوبی را"}
{"book": "adl0012", "page": 360, "text": "خواند اگر او نقد با لویه جرگه\n٣٥٩\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nانجام گرفت و جای شکر است بهمان طریق که یکی بودیم و یکی هستیم و بجز\nاز ترقی دین و دولت و ملت خود هیچ آرزوی نداریم !\nلویه جرگه بتائید همایونی چند کلمات را پرداخته برین کامیابی و اتحاد\nو اتفاق اظهار تشکر و مسرت و محمدت نمودند !\nاعلیحضرت باشما در ضمن جرگه وعده کرده ام که عرائض شخصی هر واحد شما\nبعد از اختتام جرگه شنیده میشود ـ لهذا شما را حالی میکنم که\nفردا تنها شما جهت امضاء کردن فقرات خوانده شدۀ فوق و دیگر لوایح که قبلاً\nتحریر داشته اید حاضر میشوید و ظهر سه شنبه (۷) اسد باز بهمین مجلسی\nمنعقد شده در خاتمه آن وداع رسمی بعمل می آید روز چهارشنبه (۸) اسد\nبازماننده و زاول شما را بطور خصوصی و داع و ملاقات میکنم سر از روز پنجشنبه (۹)\nاسد هر کدامی از شما میتوانید که عرضهای شخصی خود را هر دوائر و وزارت که مربوط\nباشد بکنید البته که به بسیار زودی از طرف حکومت غور رسی و استماع عرضیه\nپردازان شما خواهد شد عرائضی که شخصاً بمن تعلق داشته باشد بشانخاصی\nحضورم بدہید تا فوراً بجواب تان بپردازم !\nلویه جرگه بسیار خوب شد ! ازین هدایات ملوکانه مسرور شده بر طبق هدایا\nشاهانه رفتار میکنیم !\nرئیس صاحب شوری امروز لویه جرگه بحضور شاهانه اولی الامر خود ها حاضر و مشرانند"}
{"book": "adl0012", "page": 361, "text": "خلاصه مذاکرات تعدیلاتی لویه جرگه\n٣٦٠\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nواز روز افتتاح \"لویه جرگه\" تا امروز که اختتام آنست کارهای بغایت سخت و مشکل را\nخود را بحضور اعلیحضرت غازی خویش اجرا کردند، شکرانه میکنم و تشکر این\nقسم مهربانیها و خوش خلقیها و عواطفات ملوکانه شانرا بهیچ زبان ادا کرد\nنمیتوانم، مگر اینقدر میگویم که الله تعالی سایه این پادشاه شریعت خواه و شفیق مرحم\nو مهربان را از مفارق ما کم و کوتاه نگرداند !\n\nلویه جرگه\nکلام حضرت رئیس صاحب را قطع کنان بیک آواز\nفریاد \"آمین یا رخدایا را\" بلند کرده یک غلغله\nدعا گوئی از سر تا سر دف برپا نمودند !\n\nعبدالرحمن خان رئیس\nاعلیحضرتا ! خدماتیکه در افغانستان کرده اید نظیر آن\nدر قرون اسلامی پیدا نیست و دیده نشده .\nاعلیحضرتا ! شمائید که شریعت غرای محمدی را زنده ساختید،\nاعلیحضرتا ! شمائید که وکلاء و مشایخ و علماء و شرفای عموم ملت را\nخواستید و بحضور مبارک شاهانه تان بذریعه آرای آنها مهمات ملت\nو دولت خود را انجام دادید !\nاعلیحضرتا ! شما اینطور پادشاه نیستید که اگر ما بنادانی خود یک گناه و خطائی"}
{"book": "adl0012", "page": 362, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n۳۶۱\nخلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n\nبکنیم ما را سخت بگیرید بلکه شما این قسم یک پادشاه حلیم و برده بارید که اگر\nاز ما ملت و خدام دولت بسهو و ایک وضع بدی به بینید از روی\nحلم کار میگیرید،\nاعلیحضرتا! از سعی و همت شما ممکن است همان حکومت که در وقت\nحضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم و خلفای راشد به سر کار بود\nواپس احیا و زنده شود،\nاین بسیار جای شکر است که پروانه وار همه علماء ووکلا ءوفضلاً\nملت را دور خویش جمع کرده اید و از نظریات وافکار آنها استفاده مینمایید\nچون شکرانه اینطور پادشاه خود راما، هیچگونه اداکرده نمیتوانیم پس دعا میکنیم\nکه این پادشاه مقدس محبوب القلوب ما را عمر دراز بدهی وبان خیالات که در راه\nترقی و بهبودی ملت و دولت ما دارد کامیاب بگردانی، خداوندا بان خیالات\nدارد\nخوبیکه در حق ما جاهلان (اگر چه بسیار کم جاهل داریم موفق بگردانی، خدایا\nاز مرحمت خود توفیق بدهی که بخیالات خسروانه شان که آسایش دارین\nماست کار نماییم!\n(بعد از اختتام این گذارشات مجلس چون ساعت از وقت موعوده\nمجلس اندکی تجاوز کرده بود ذات شاهانه و عموم لویه جرگه از بارگاه بسوی محل\nواقامتگاهای خویش عودت کردند . ب، د)"}
{"book": "adl0012", "page": 363, "text": "مجلس شش ریاست\nخلاصه مذاکرات تعدیلات لویه جرگه\n٣۶٢\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nگزارش دو شنبه (۶) اسد\nاز صبح تا عصر\n\n[درینروز عموم اعضای محترم لویه جرگه حسب ترتیب مقرره بوقت موعود\nتحت بارگاه عالی پایگاه لویه جرگه تحت صدارت آقای شیر احمد خان رئیس\nعمومی شورای دولت اجتماع ورزیده بامضاء نمودن آن نظریات تعدیلات\nو تنقیداتیکه از ابتدا الی الانتها با اوراق جداگانه قرار فرمایش شان منشی\nمجلس تحریر داشته بعرض غازی کمالت امضا نموده امضای عمومی انرا معطل باختتام جرگه گذاشته\nبودند میپرداختند، ذات شاهانه و عموم وزارات و ماموریت ها\nبوظائف مفوضه و خدمات محوله شان مشاغلت داشتند. ب، د]\n\nکاتب\nرادوی"}
{"book": "adl0012", "page": 364, "text": "مبحث بیست و هشتم\nخلاصه مذاکرات مجلس لویه جرگه\n٣٦٣\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nمذاکرات شنبه (٣) اسد\n(وداع رسمی و عمومی)\n\n[درینروز نیز از طرف صبح هیئت محترم لویه جرگه مانند دیروز بامضا\nنمودن و مهر کردن همان لوائح باقیمانده خود مصروفیت داشتند و ذات\nملوکانه و عموم مأمورین بامورات محوله خود مشغول و منتهک بودند و از طرف\nظهر باز مانند سابق عموم مأمورین و وزراء و کارپردازان ملکی و نظامی ذات\nجهانبانی و عموم اعضای محترم لویه جرگه برای استماع مذاکرات آخرین لویه جرگه\nو وداع عمومی رسمی اعلیحضرت تقریباً قبل از وقت تحت بارگاه موصوف\nاخذ موقع نموده بودند. ذات همایونی نیز بوقت مقرره حاضر مجلس شده مسرت\nافزای قلوب مشتاقین و روشنی بخش دیده منتظرین شده بعد از وقفه\nقلیل فرمودند . ب ، د]\n\nاعلیحضرت\nبنام خدای مهربان خود آغاز میکنم :- تمام مباحث و مذاکرات\nما و شما در امورات داخلیه و خارجیه حسب دلخواه از فضل"}
{"book": "adl0012", "page": 365, "text": "حصه هفتم\nخلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n٣۶۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو مهربانی خدا تمام شده است امروز تنها در مسئله نظام که بطور خوشی رضا\nقبلاً چند تنی از شما اظهار رأی نموده بودید و آن مبحث در آنوقت گذاشته\nمزید مذاکراتش را وعده در آتیه داده بودیم برای شما اظهار مفکوره ام\nرا مینمایم تا شما آنرا بشنوید اما درینجا جواب گفته نمیتوانید البته بعد ازینکه\nهرکدام تان مع الخیر و العافیه با وطان و مساکن خود رجعت نمودید این\nمسئله را به نزد عموم اهالی و ملت عزیزم مطرح مذاکرات نموده آرای\nحقیقی و افکار واقعی شانرا درینمورد اکتساب نمودید، مجدداً حکومت را\nازان افکار عمومی و آراء جمهوری که نسبت بنظام و خدمات عسکری\nداشته باشند ابلاغ نمایید تا بر طبق خواہشات آنها\nعملیات کرده شود !\nبخیال خودم هیچیک اصول ازین طریقه موجوده که دولت متبوعه\nتان در اخذ نفوس آنرا مقرر داشته است بهتر تر و افضل و اکمل نخواهد\nبود. [درینجا ذات ملوکانه همان دلائل و محاسن و خوبی را که در مبحث\nنظامنامه نفوس بیان داشته بودند مکرراً فرمودند. ب، ذ] چون برخی\nاز اعضای لویه جرگه نسبت به عسکر خوش رضا اظهار آراء شانرا نموده اند\nو تا یکدرجه اظهار آمادگی شانرا نیز در ان مورد ابراز نموده اند، لهذا میگویم که\nاگر نظام خوش برضا را چنان شما تصور کنید بحرتبه مردی که داخل نظام شد."}
{"book": "adl0012", "page": 366, "text": "خلاصه مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه ۳۶۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nالی مادام الحیات گرچه پیر و معیوب و فرسوده شود و از کار برود و شامل عسکری\nباشند نه حکومت شما و نی وزارت حربیه تان آنرا قبول و منظور کرده میتواند\nالبته عسکر خوش برضا نیز بهمین اصول که چندی در نظام داخل شد بعد از\nاخذ تعلیمات و تکمیل خدمات عسکری از ملازمت سبکدوش بعوض آن\nدیگری جلب و استخدام شود بهتر است.\nلکن نفری برضا و رغبت و خواهش خودشان باین معاش نجوز\nچنانچه اسبق برین مذکور شد گاهی داخل فوجی نخواهد شد. اگر شما و عموم\nملت این امر را واقعاً منظور نمائید و تنخواه عسکری را تقریباً تا (۲۵) روپیه\nمقرر دارید و هم متعهد میشوید که اشخاص خوش برضا را در نظام داخل\nمیکنید و نمیگذارید که در تعداد معینه و نفری مطلوبه وزارت حربیه نقصانی\nعائد شود همانا که حکومت نیز در قبولیت این نظریه تان خودداری نخواهد کرد\nمشروط بهمان شرط که نفری تعلیم یافته خوش برضا بعد از تکمیل موعد از خدمت\nنظام سبکدوش شده بعوض آن دیگر اشخاص صحیح برغبت خود فوراً\nداخل سلک عسکری شوند. در ضمن قبول نمودن این نظریه حکومت بتان\nحاضر است اینچنین عسکری را که خوش برضا داخل نظام شوند لباس و\nنان، و تنخواه بدهد و اما در اعطای مبلغ جیب خرچ و این افزودی تنخواه\nعسکری خوش برضا از شما ملت بهر نهجی که شما قبول کنید و لازم انگارید"}
{"book": "adl0012", "page": 367, "text": "خلاصه مذاکر او تعدیلات لویه جرگه\n٣٦٦\nلویه جرگه ١٣٠٣\n\nامداد و معاونت را محض بدینواسطه خواستار است که شما طرفدار\nنظام خوش برضا میباشید !\n\nلویه جرگه\nما تماما اصول اخذ عسکر را قبل برین نیز قبولدار بودیم و بعد ازینکه\nذات جهانبانی این عرائض و استدعاهای ما را در باره\nقبولیت عوض و تقلیل بدل عسکری شرف قبول دادند و ما را بیشتر از پیشتر\nبرای این خدمت سراپا مفخرت مستعد و اماده نمودید و تمام شکایات جدیده\nما را در ین مورد مرتفع و تمام ممنوعات و محذورات را از پیشگاه ما مندفع شا\nقبولداریم، اکنون که ذات شهریاری بنا بر استدعای برخی از اعضای لویه جرگه\nاین مفکوره قیمتدارانه شانرا برای ما در اصول اتخاذ عسکری بصوت\nخوش برضا ارشاد نمودید مشروط باینکه بعد از اخذ تعلیم و تکمیل میعاد خدمت\nسرد اول سبکدوش عوض آن دیگری بر غبت خود داخل عسکر شود ما ملت\nهمه تن حاضریم که در تشویق و ترغیب افراد عمومی نسبت بداخل شدن\nشان بخدمت عسکری تبلیغات نمائیم و نمیگذاریم که در تعداد قطعا مطلوبه\nوزارت حربیه نقصانی وارد آید و همچنین این مبلغ گزافی را که حکومت برای\nعسکر خوش برضا میپردازد تماما حاضریم که اعانه بدهیم و صورت پرداختن\nاین اعانه با شکال مختلفه بخاطر داریم (۱) بر مالیات خود بیفزائیم (۲)\nبر مال مواشی (۳) در رسوم گمرکی (٤) برخانہ وار چیزی را مقرر کنیم."}
{"book": "adl0012", "page": 368, "text": "خلاصہ مذاکرات و تعدیلات لویه جرگه\n۳۶۷\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nده، هزار افغانی پولی بدهد، درین میان هر کدام آنرا که ذات شاهانه منظور فرمایند ما که نمایندگان حقیقی تمام سکنهٔ مملکت افغانی میباشیم از طرف عموم برای قبولیت آن حاضریم!\nاعلیحضرت\nقبلاً بشما گفتم که این مسئله را فعلاً خواهش نداریم که فیصله کنیم بلکه این امریست که شما بمقامات خود رفته همراه عموم ملت درینموضوع گفت و شنید کنید براسیکه رای عمومی قرار گرفت همان منظور است بالفعل همان مقررات نظامنامه نفوس درست است!\nلویه جرگه\nبسیار خوب است اولین کاریکه ما در اوطان و مساکن خود آنرا با تفاق عموم ملت تصفیه و انجام بدهیم انشآء الله العزیز همین اظهار مفکوره همایونی و مسئله خوش برضا بودن عسکری است (تکبیر! تهلیل کف زدنهای شادمانی)\nاعلیحضرت\nدر مسئلهٔ انضباط و امنیت مکرراً شما علماء و فضلاء را بیاداوری میکنیم تا زیاده بر زیاده ملتفت باشید و برای سد باب دزدی و دیماره و سرقه و دیگر اختلالات تا میتوانید از تشدد و سخت گیری کار بگیرید حتی بکوشید بدلائل و امارت نیز این فساد پیشه تحت بازپرس آورده شوند و در تالیف فتاوای امانیه برای علمای منتخبهٔ خود درینمورد وصایای لازمه را بنمائید! و هم گمان نکنید که ذمه واری و مسئولیت این دزدیها"}
{"book": "adl0012", "page": 369, "text": "خلاصه مذاکرات او تعدیلات لویه جرگه ۳۶۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\nو دیگر جنایات تنها بر دوش حکومت است بلکه بیشترتر از حکومت و زیاده تر\nاز عمال سلطنتی شما علما، وفضلا، وسادات به نزد خدا و رسول و پادشاه\nمسئولید زیرا اگر شما چنانچه شاید و باید در تقویهٔ معنویات ملت مضار و\nمجازات و عقوبات دزدی و دماره بازی و قتل ناحق و زنا و امثال آن\nکه از طرف خداوند مقرر است، و در آخرت برای فاعل آن بلا شکی رسید\nداده میشود بخورشیدگان میکنیم که احدی بارتکاب این افعال شنیعه اقدام\nنخواهد کرد!\nعلمای لویه جرگه الحق که با علم حق نصیحت و تبلیغ اوامر رب العزت را طوریکه\nاعلیحضرت ارشاد میفرمایند نموده ایم و اگر مینمودیم و ملت را\nکماینبغی از مجازات و عقوبات و خرابی و باز پرسیهای این اعمال که از\nطرف رب ذو الجلال مقرر است اطلاعات میدادیم پس ابداً بکیفر بد و رویش\nاین افعال سراپا وبال نمیگشت. در آتیه متعهد میشویم که حتی الامکان در وعظ\nو نصایح و تقویت معنویات و روحانیات ملت کوشش نموده دقیقه از دقائق\nامر بالمعروف و نهی عن المنکر را فرو گذار نشویم!\nاعلیحضرت خدا را بار بار شکر گذارم که تمام مباحث و مسائل با حسب المطلوب\nبیک طریق مرغوب بکمال اتحاد و اتفاق و وفاق خاتمه یافت\nپس میشاید که بگویم کارم بکام است الحمد لله شستم که که در خدمت شماعامت عام"}
{"book": "adl0012", "page": 370, "text": "خلاصه تعدیلات و نظریات\n۳۶۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nمرام است الحمدلله .\nدرینجا باز از طرف لویه جرگه شروع بمدح خوانیها و دعا گوئیها\nو بیان صفات و محاسن و مزایای اعلیحضرت غازی شده هر کس\nو هر فرد حسب نوبه بر پا خواسته مدحیه و دعائیه و امثال آن دیگر اقوالی\nایراد مینمودند که ما از ان میان تذکر چند دعائیه و مدحیه بطور نمونه درج\nذیلا می پردازیم . م ، د]\nلویه جرگه ما ملت افغان شکریه احسانات و نوازشات اعلیحضرت معظم\nغازی خود را بهیچ زبان ادا و بجا آورده نمیتوانیم ، خدماتی را که ذات\nخسروانه از ابتداء جلوس شاهانه شان که برای ترقی مملکت افغانیه\nنموده اند و زحمات و تکالیفی را که برخود برای رفاه و آسایش ما ملت\nافغانستان کشیده و میکشند از چنان اقداماتی نیست که در شان\nهر پادشاه بوده باشد کسی بیاد ندارد که سلاطین ماضیه اسلامیه اینچنین\nرعیت نوازی را شعار خود ساخته باشند که کبار و صغار ملت\nدولت خود را بمحفل مشوره شامل و از و شان فکر و رأی بگیرند ، چونکه\nاعلیحضرت غازی همواره بآسوده حالی و رفاهیت رعایای دولت\nراغب بوده بنابران از وفور مراحمات و نوازشات شاهانه عموم ملت\nاسلامیه را بمحفل مشوره و مجلس لویه جرگه کامیاب فرمودند پس بر خود ها\nفرض میشمرم که"}
{"book": "adl0012", "page": 371, "text": "حصه تعدد الاد نظريات ۳۷۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\nدعای صحت ذات وجود فیض آمود اعلحضرت والا و ترقی دین و دولت\nاسلام را لازم و واجب شمرده ایم که شب و روز بران مواظبت نمائیم!\nوکیل اعلحضرت ترقیخواه! خداوند کریم بلطف خود سایه همپایه شما را از سر مایا\nبلکه از جمیع اهل اسلام کم و کوتاه نگرداند - خود شما نسبت بما و کلای\nملت خوبتر و بهتر خیر خواه عموم رعایای خویش بوده و از همه رئوف و مهربان\nبلکه از پدر مهربان تر و نکوتر میباشید ، و خیالات شما را از اول تا آخر\nخوب دیدیم که رأی شما عین مدعا و رفاه عمومی رعایا میباشد\nهزار جانهای مایان بفدایت باد -\nوکیل اعلحضرت ترقیخواه ملت پرور عدالت گستر! حمد میگوئیم خداوند قاد\nتوانا را که اعتلاء عطا کرده در حواس ما و منور گردانیده قلوب ما را\nبنور مقدس اسلام و قرار داده وطن ما را افغانستان و حامی دین و متطلو\nو وطن مقدس مان گردانیده وجود مبارک شمارا که از بد و جلوس تا عصر حاضر\nیوما فیوما ترقیات فوق العاده از اثرات و کوششهای خیرخواهانه و\nزحمت های آن شهریار یگانه دیده و مشاهده گردیده است و بر عموم ملت\nافغانستان بلکه بر تمام ممالک خارجیه نیز آشکارا شده است که منبع ترقی و تعا\nوطن مقدس ما و ملت و دولت افغانستان وجود مبارک شما بوده و میباشد.\nاینهمه ترقیات و دارائی را از زحمت های اعلحضرت پدر غمخوار مهیا گردیدی"}
{"book": "adl0012", "page": 372, "text": "خلاصه تعدیلات و نظریات\n۳۷۱\nلویه جرگه ۱۳۳۴\nخودها مالک گردیده ایم اے\nخدا را چه توان گفت شکر این نعمت : که از تصور تفکر و خیال بیرون است\nو اضافه بر مرحمت های شاهانه محفل لویه جرگه را انعقاد فرموده و برادران و\nهموطنان ما را از دیگر ولایات طلب نموده و دعا گویان را بشمولیت محفل\nموصوف سرافراز گردانیده اند ما شکریه این نوازش و پرورش را بهیچ زبان\nبیان نتوانسته همینقدر میگوئیم که تا جان در تن و رمق در بدن داریم با دوستان\nاعلیحضرت دوست و با دشمنان آن دشمن بوده از سر، و جان ، و مال،\nو اولاد خود ها در راه رضای حضرت باری تعالی و ترقی و تعالی اسلام\nبخورسندی پادشاه خود مضایقه نداریم و بحضور مبارک اعلیحضرت برادران\nهموطن خود عرض عاجزانه خود را تقدیم میداریم که از برای تعدیل اخلاق\nهر ملت محتاج بدو قوه معدله میباشد یکی دین و دیگری سلطنت که این\nدوقوه باید همواره تعدیل اخلاق و صفات ملت را نماید. سلطنت\nدر واقع حقیقت قوه جبریه و قدرت قهریه دین است، و دین همان\nقانون معدل هر ملت است !\nبناء علی هذا تمام ملل عالم محتاج بقانون عدلند که یک جمیعت\nو یک مجلس قرار بدهند اما ملل متمدنه همان قانون عدل را حالا بقوت\nشورا و غلبه آراء در میان خود تاسیس مینمایند و در وطن و دولت مقدس"}
{"book": "adl0012", "page": 373, "text": "خلاصه تقاریر و نظریات ۳۷۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمان اعلیحضرت پدر معنوی ما ترقی و تعالی ملت و دولت را به اجرای\nاحکام شریعت دیده به تصویب وکلای ملت در معرض اجرا گذاشته\nو میگذارند از صمیم قلب از درگاه کبریائی مسألت مینمایم که عهد سلطنت\nاعلیحضرت مقرون بهر گونه سعادت و شرافت باد و ذات معلی صفات شهریار\nدر کمال صحت و عافیت بترقی مملکت موفق و نائل آياد-\nدے خادم دشریعت ساتونکی دملت\nمرحمه خداوند دلوی عزت شموږ اعلیحضرت\nيوسوږے مولیٰ په سر دټول فغانستا\nامیر امان الله خان\nدملک په ننگ ونام هر ساتی یی آرام\nخدمت کښ د اسلام کړی یی هر مدام\nپرموږ باندے زیات له مور وپلار ده مهربان\nامیر امان الله خان\nستا فکر ستاخیال بس دی شموږ بحال\nخپل ځان لرے ملال چہ موژ لا کړ خوشحال\nتختن دی امرے تل خوشحال تاپه هر زمان\nامیر امان الله خان"}
{"book": "adl0012", "page": 374, "text": "جلا لا نمدیدا او نظرآ ۳۷۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\nته یی ځمونږ مین ته یی ځمونږ بدن\nته سا ځمونږ دتن ته روح یی دوطن\nناموس ځمونږ ملک له ستا وجود دی نگهبا\nامیرامان الله خان\nته یی د ملک رنړا ته یی د دین پناه\nځمونږه تکیه گاه مونږ فخر کړه و په تا\nڅرگند دقوم دقام ځمونږه کړه په ټول جهان\nامیر امان الله خان\nځمونږ نه وه خپل واك ډیرگران وه داسی ژواك\nته پاسیدی چالاك په فضل درب پاك\nآزاد د قوم ځمونږه کړله چیغ د دښمنان\nامیر امان الله خان\nځمونږ نه وه دستور په کاروه داضرور\nتیار کړتا حضور مونږ ټولوتہ منظور\nساتونکی ددستور ددین ځمونږ له نقصا\nامیر امان الله خان"}
{"book": "adl0012", "page": 375, "text": "خلاصه تعدیلات و نظریات ۳۷۴ لوحه جریده ۱۳۰۳\nتا جوړ کړل مکتبونه په کښی لولی علمانه\nدهر فن کتابونه ځامن څومره اورونره\nرسیږی دهر چاته فیض د علم په هرا ن\nامیر امان الله خان\nڅومره ولا جرګۀ تا جوړه کړ له کمۀ\nپری کیږی څونشۀ پادشاه تاسرۀ\nمولا له تاسره شاشته رضا کړه وطنیان\nامیر امان الله خان\nپادشاه څومره سر حاضر دی ستا په سر\nڅومره ای وخپکر دی ستا په مدح سر\nقربان له تانه مونږ ای څومره د ملک امان\nپادشاه ګلجان امیر امان الله خان\nمعززو رورڼو !\nهر کله چه د یونان فلسفی د خلفای بنی عباسیه په زمانه کښی د مسلمانانو په اخلاقو او په عقیدو باندی وتباله کونکی اثر پیدا کړل- او د بغداد او - د دمشق سر په فلک پله شاهی قصرونو کښی د خلافت نبوی د ساتلو قابلیت پاتی نشو. دا نعمت ل هغۀ ځکونه د آخری عربی خلیفه"}
{"book": "adl0012", "page": 376, "text": "خلاصه تعدیلات و نظریات ۳۷۵ لوی جرگه ۱۳۳۰\nمعتصم بالله سره لدنیانه تے نخاور و دا افغانستان په ډیر همت او نګرا\nسره په خپل اغوش کښې راټینګ کړل. د محمود غزنوي عزم او د شهاب الدین\nغوری همت چه کوم خدمتی په د مزکه دافغانستان کښی داکره یی ښکه\nچه تمام مشرق او مغرب دھغی قائل دی. دهند وستان ترکستان\nاکثر قطعات دایران د وی دخاندان دکوشش او جهاد په نتجه ونو\nسره داسلام دبرکته او دفیضونونه ډک شو .\nنن په عالم اسلام باند بیاهغه زمانه راغلی ده. د دشمنا نو د دین فریب\nدمره ډیر شویده چه هریو قوم دمسلما نانو دھغوی ددام تزویر نہ ځان نشی\nخلاصو لی داسلام خدمت به خه وکه\nخاندان دعثمان خان چه له یوزمانی نه دخلافت اسلامیه دخدمت\nشعر عیه محافظین او خادمین ؤنن ومخ دکفار ودلاسرد ومره پریشیا\nاوبد حال دی. چه دغه حفاظت نشی ادا کولی دیو نانی فلسفی نه زیات بن رہی یورب فلسفی\nجدیک داهل اسلام په عقائد واو په اخلاقو باند بربادی را پستی\nده. ځمونږ ساده لوحی خلک په ځای د دی چه دیورپ دخلکو سره\nسیالی وننګ اوکه . اودھغو پشان خاندان دکمالاتواود\nصنعتو شی محط تقلید شعی او تقلید هم بیا په فنونوا وکمالوتوکښ نه. بلکه پیړی\nد اخلا قوا و په خلاف شرع خیالاتو او عقائید وکښ نعوذ بالله منها"}
{"book": "adl0012", "page": 377, "text": "خلاصه تعدیلات و نظریات ۳۷۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nقدرت دالله تعالی او مطابقت د واقعاتود زمانی نه‌گوری چه ننی‌هم\nپداسی نازک وقت او تباه حالت د اسلام کښی شرف او عزت او\nحفاظت او د خدمت د شریعت اسلامی هم دی‌ژموږ په خاور\nو د افغانستان له الله تعالی ورکړه. نه خو مصطفیٰ کمال صدر د\nجمهوریت د ترکیه په خاور ود اناطولی کښی د ایران پارلمنت تک\nدامانت قبول‌کړی شو. نه په خاور ود عربستان کښی جاده لا تشرف\nخدمت ته غاړه کښیږدی شو. نه په آباد واولویولویوشهر و کښی\nدهندوستان ددی ځای پیدا شه. نه په مصر کښی اونه په بل-\nوطن کښی داد روند بار د حفاظت او د خدمت د شریعت\nچا پخپله ذمه کښی واخست. هڅه ژموږ دغریب افغانستان\nغیور او ځیکرور پادشاه ژموږمین او محبوب القلوب دین پناه\nاعلیحضرت شهریار غازی امیر المومنین ټولواک امان الله دی\nموږ پښتانه او سیدونکی دافغانستان چه پدی خبره باندی هومر هُومره\nفخر وکړو وشائیګی هر څومره خوشحالی چه شکاره کړم وپکار ده ځوفکر\nکول پکار دی چه ژمونږ ددی ټول فخرا ود خوشحالی سبب اصل\nمحض ددی پادشاه غازی خوش خلقی-شرافت ذاتی-\nنیک خوئی ده‌. خدای پاک دی دده سیوری پرموږباندتتل تر"}
{"book": "adl0012", "page": 378, "text": "خلاصۃ الاسلامیات\n۳۷۷\nنویجر که ۱۳۰۳\nتله لری. آمین یارب العلمین. شما محترم صاحبانونزلا حیران یم چه\nد دی غازی مهربان پادشاه خپل شکریه په خپله عاجز\nژبه سره په كمو الفاظو کښی اداکرم. شکریه ددی نعمت\nاوبدله د دی احسان داده. چه مونږ تول ملت د دی\nخپل اولی الامر اطاعت او فرمان برداری په ځانو نو او په مالونو\nسره اختیار کړو. خپل ځانونه او مالونه دَ دَپَه بعدی\nکښ فدا كرو. هاله به دا د شریعت خدمت\nاو د دین حفاظت پوره . پوره ۱ حاشی هاله په امانت\nد رسول الله صلعم محفوظ پاتی شی - او که چیری مونږ\nپه الامر كښ پوره. پوره فدا كاری شكانكرو.\nنوكويا كه مونږ د دی نعمت چه په بركت د دی خپل\nاعلیحضرت مونږ ته عطا شویده شكريه ادانكړي شو.\nپه داسی حالت کښ به خدای نه که مونږ مستحق\nد عذاب الیم او د سزا د دردناکی و كر زو .\nالله پاک دا ملت دافغانستان د عذاب اليم نه وساتي.\nاو توفیق درا کی چه د دی غازی پادشاه خپل او د دین\nاو د شریعت او د وطن خپل خدمت همیشه وکړو. آمین یارب العلمین\nداکرکی"}
{"book": "adl0012", "page": 379, "text": "لویه جرگه ۱۳۰۳\n\n۳۷۸\n\nبغاوت سمت جنوبی\n\nاعلیحضرت از حیات کسانیکه درین جرگه حاضرند اظهار تشکر میکنم! انچه که در صفت من بیان کردند از شان من بلندتر است :- البته اینقدر گفته میتوانم که من خاص خدمتگار وفدا کار وعاشق ترقیات شما ملت هستم و اگر همچنین نطقها در صفت من علاوه بر این ایراد کنید چنانچه بارها شما را تأکید کرده ام وقت میگذرد تنها بهمین قدر اکتفا کنید که من از شما خیلی ممنون و مشکورم!\n\nرئیس صاحب شوری اعلیحضرتا! از مشایخ کرام لویه جرگه مثل ملا صاحب چکنور و استاد صاحب هده، میر صاحب کاندگاء سید آقای خاکسار، و باقی مشائخ و سادات و علمای لویه جرگه بحضور اعلیحضرت عرض میکنند :- از باعث سوء تفهیم و بعضی اغراض ذاتی و شیطانی خارجی یا داخلی در سمت جنوبی چنان واقعاتی رونما شده که آنها وقوع آنرا آرزو نداشتند و میخواستند که بحضور مانند شما یک اولوالامر رحیم القلب غازی خود شرمنده شوند چنانچه تا این زمان خیال شما پاشاً اولوالامر ما را در حق آن برادرهای عاصی و گنهگار فریب خورده ماسوای شفقت و بدون مهربانی دیگر چیز ندیده ایم که تا این زمان نخواسته که بآنها تلفاتی برسد اکنونکه لویه جرگه با نجام رسیده و ما بعزم رفتن بمقامات خودها میباشیم بعرض میرسانیم میخواهیم که آن برادرهای گنهگار گول خورده ما را از راه شفقت ملوکانه عفو فرموده از گناهان و تقصیراتشان درگذرید."}
{"book": "adl0012", "page": 380, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۷۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاضابرین گرفتار گمراهی و گناه باشند ، اگر امیر و اجازه اعلیاحضرت غازی ا\nباشد ، میرویم و بایشان پند و نصائح میکنیم چه رضا ء اعلیحضرت بقتل و قمع\nآنها نرفته و در عرائض خویش که قلباً بحضور اعلیحضرت تاجدار ما کرده اند\nتائب شده اند !\n[ اعلیحضرت لفظ تائب را شنیده بیک نگاه استنکار\nو استعجاب بطرف رئیس صاحب مجریه قطع کلام اورا نموده فرمودند\nمن آنها را تائب گفته نمیتوانم برین کلام شما جداً اعتراض دارم\nشما قول خود را خاتمه بدهید در خاتمه عرض میکنم . ب ، د ]\nاما خوف میکنند و تامین میخواهند ما میرویم و آنها را حاضر میکنیم هرگا\nاوشان توبه نمودند و بر ما اعتماد نکردند و یا دانستیم که آنها بکدام تحریک\nداخلی یا خارجی بهمین کردار نادانی خود محکم ایستاده اند ما علماء و مشائخ بگو\nاقدامات حتی بقتل و قمع ایشان با قوام و عشائر و تبعه خود حاضر و آماده هستیم !\nاعلیحضرت\nاگر چه آرزو نداشتم که در خصوص با شما چیزی بگویم اما چون شما درین\nمبحث طولانی پیچیدید و گفتید که آنها عفو خواستند و تائب\nشدند عرض میکنم که من آنها را تائب گفته نمیتوانم چرا ! از یکطرف قرآن پاک\nروانه میکنند و از طرف دیگر تهتک عزت و حرمت کلام الهی را نموده بجنگ\nو مقابله میبرائید ، اگر ما آنها را تائب بگویم گویا که خود را ظالم قرار داده ایم"}
{"book": "adl0012", "page": 381, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاستغفر الله من ذالک !\nمیخواهم یکقدری اولاً از کارستانیهائیکه آنها بحکومت شما کرده اند\nبا حسانات و اشفاق و مراحمیکه بآنها نموده ام واز ابتدا الی الآن اوشان\nرا تسلی داده ام بیان کنم !:-\n(۷) یا (۸) ماه پیشتر از ین چند احوال خفیہ برایم رسید که در محلات\nحکومت جنوبی باین سمت بعضی سخن ها گفته میشود. بنابرین برای حاکم آنجا نوشتم\nکه کیفیت چیست؟ در جواب از طرف حاکم مرقوم شد که این اطلاع غلط بشما\nرسیده است، درینجا کاملاً خیریت است مطئن باشید، حالانکہ اساس\nاین مسئله در همان زمان طرح یافته بود از اصل حقیقت این شورش\nاحدی اطلاع ندارد که اساس آن چند ہندی بود که همیشه از سبب رہزنی\nآنها اقوام شان به نزد ہر حاکم عرض میکردند و مقصد شان خلاصی آن مجرمین\nبود، چون میدانید که حکومت موجودهٔ شما غیر عدل کاری نکرده و نمیتواند که\nاز مجرمین چشم پوشی کند لہٰذا طرفداری هیچکس را درین مورد قبول نمیکند\nزیرا که گفته اند :-\nترحم بر پلنگ تیز دندان : ستم گاری بود بر گوسفندان\nلغت\nچون طرفداری و عریضه پردازی آنها سودمند نشد بصورت حالیہ مخال\nشانرا جلوه داده اند از اساس این معامله هیچکس حتی مامورین شما هم خبر ندارند!"}
{"book": "adl0012", "page": 382, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچند روز بعد یک مکتوبی از سمت جنوبی بمن رسیده دران نوشته\nبود که در این اطراف افواه شدید است که اساس قانون و نظامهای حکومت\nنعوذ بالله خلاف شریعت است، باز برای حکومت انجا خبر دادم و تفصیلاً\nاین مسئله را خواستار شدم در اثر آن بیکروز جمعه از آنجا بتلیفون برایم\nزنگ زده شد و حاکم خبر دادم که در جواب مکتوب نمبر فلانی شما که درینجا رسید\nعرض میکنم که خیریت است بعد از چند روز یک مکتوب دیگری به پوسته\nاز طرف بعضی اشخاص برایم رسید دران نوشته بود که ما در معاملات\nدولتی با حکومت چیزی گفتگو داریم من از خواندن آن بسیار خوش شدم\nو بدل خود تشکر کنان گفتم بعد الحمد که حال ملت من باین درجه احساس پیدا\nکرده که در امورات دولتی بحث میکنند و برای حکومت خود رأی میدهند\nبجواب شان نوشتم که من ازین اظهار شما تشکر میکنم بسم الله بکابل بفرمائید\nبحث و مذاکره نمائید ممکن است که رأی تان اگرچه مردم صحرانشین و\nاطراف میباشید قابل قبول باشد س\nدر بیشه گمان مبر که خالیست : شاید که پلنگ خفته باشد\nمن نمیگویم که تنها در شهر اشخاص روشن فکر است و در اطراف نیست\n\n( ۱ ) این حاکم اسدالدینخان حاکم اعلیٰ سمت جنوبی است که بعقیده بنده شخص\nفضول بی تجربه خوابیده یی باشد و درین وقت عیب مطلوب کاری ننموده است (برهان الدین کشکی)"}
{"book": "adl0012", "page": 383, "text": "بغاوث سمت جنوبی\n۳۸۲\nلویہ جرگہ ۱۳۰۳\nزیرا که الماس ها جواهرها و در دشتها و کوه ها بزیر خروارهای خاک پنهانست و من\nکه از افکار عالی شما یک منفعت برای دولت و ملت ما حاصل شود چنانچه\nاین عاجزه حکومت تان چندی قبل برین در مناسبات خارجہ خود\nاکثریه از رای یک آهنگر نیز صرف نظر نمیکرد) و برای آنها نوشتیم که خرجی\nو تسهیلات سفر یہ شما از طرف دولت تهیه میشود تا شما بکمال خاطر جمعی حاضر\nمرکز شده معلومات درست بدهید و توضیحاتی را برای خویش در لویه جرگه امسال\nبهمراه دیگر و کلای محترم افغانستان برای خود اکتساب کنید\nلکن از خیانتی که آنها در دل داشتند ترسیدند، بدل خود گفتند که\nمارا شاید حکومت به بهانه میخواهد و میکشد اگر غداری و خیانت در دل شایان\nنمبود چون فرمان من بدست شان موجود بود چرا می ترسیدند در سلطنت\nیک پادشاه و عهد حکومتش اگر بفرمانش اعتماد نباشد دیگر بچه چیز اعتماد خواهد بود؟\nبالفرض والتقدیر اگر مطلب حکومت ازان زمان الی الآن حتی تا چندی\nبعد ازین نیز کشتن آنها میبود و یا باشد در آنجا و اینجا فرقی نداشت بخلص\nاینکه ترس و خوف بدوشان باندازه مستولی شد که به نز د طرفداران پیمان\nمجوسین رفته مسئله را باین درجه بوخامت رسانیدند که اصلاح آن بحکومت\nمقامی آنجا صعب معلوم شد. لہذا برای تفهیم و اصلاح این معامله یک\nجمعیت اصلاحیه و یک قوه عسکریه فرستادیم که آن هیئت نیز نتوانستند"}
{"book": "adl0012", "page": 384, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۳ لوی جرگه ۱۳۰۱\n\nکه اصلاح فوری نمینمود در عقب آن بعضی از علماء و آخند زاده صاحب تورانی\nیک فرمان شفقت بنیان و نصیحت توامان خویش فرستادم از خواندن\nآن فرمان در بین رعایا یک جوش و خروش فوق العاده تولید شد، دفعه دوم\nشاید شما هم خوانده باشید یک اعلان رقت آور دیگر را انتشار داده در ان تحریر\nداشتم که باطمینان بیائید و مطمئن باشید که برای شما هیچ تکلیف نیست و اگر\nخائن باشید مسؤل من نیستم بخیال اینکه ممکن است که این خائنان\nدوست ما خواهند بود چون نادانند و نمیتوانند که این شفقت و مرحمت و نوازش\nحکومت را نسبت بخود ها بفهمند سه\nدشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادان دوست\nهر چند بآنها مدارات و مواسات و مفاهمه بعمل آمد و نظریات مراحم\nامیرانه حکومت بدانها دانانده شد فائده نبخشید بلکه غلیان جهالت بیان\nشان بدبختانه زیاده تر شد !\nدر صورتیکه من معززانه اوشانرا بمرکز خواستم و نیامدند خودتان فکر کنید\nو منصف شوید که قصور از کیست ؟ آیا خود من دنبال هر کدام بروم یا شما\nراست که نزد من بیائید :۔ اگر شما نفری لویه جرگه درینجا نمی آمدید من تنهای\nهر کدام تان در هر ده و هر شهر آمده میتوانستم ؟ نی ! معلوم است یک نفر میتواند\nکه بجای رسیده بتواند !"}
{"book": "adl0012", "page": 385, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدرعقب آن باز برای رفع سوء تفهیم و مزید دانا ندن آن جهال را\nاز حقائق حضرت صاحب شوربازار و وزیر صاحب عدلیه و عبدالحمید خان\nمعین داخلیه وسردار محمد عثمانخان و چند نفر دیگری بدانجا فرستاده شدند\nتا آنها رفته با آن جهال بحث و مذاکره کرده آنها را براه هدایت و صلاحیت\nبیاورد ـ من ازین هیئت تشکر میکنم که آنها رفته این معامله را بجای اینکه\nانجام میدادند دیگر اشکالاتی در پیشگاه حکومت عائد نمودند که حکومت متبوعه تان\nابداً برای قبولیت و تحمل برداشتن آن اوضاع خجالت آور حاضر و آماده\nنبوده و نه هست و نخواهد شد بعون الله تعالی بلکه از معاونت خداوند\nو برکت روحانیت حضرت رسالت پناهی و قوهٔ سرنیزهٔ این افواج ظفر\nامواج افغانی مغز جهالت از کله های پر از نخوت آنها اگر بضائع بماند زیا\nخود ناکامیاب مانده میخواهیم کشید بشرافت پاک سلطنت عزت و وقار\nیک حکومت گاهی اینچنین ذلت را قبول نمیکند و نکرده توانست که یک\nخائن و غدار بنا بر تعلیم و هدایت اغیار مطالبات شخصی خود را بنام شریعت\nو مذهب گلت کاری کرده از یک حکومت اسلامیه مانند سلطنت موجودهٔ\nافغانیه پیش ببرد و الله اکبر بنا دانی خود تا آخر ماندند عقیده دارم که خداوند\nپاک لایزال و برکات انفاس پیغمبر ستوده خصال ما بواسطهٔ سرشمشیر\nو نوک برچه های عساکر ظفر مآثرمان آن خائنان اجانب پرست ماربها"}
{"book": "adl0012", "page": 386, "text": "بغاوت سمت جنوبی\n۳۸۵\nلوگره ۱۳۰۲\n\nو تباه میکنند نه تنها در دنیا این مذلت و نکبت اگر نصیحت این هی خواهان\nخود را نشنیدند و شفقت مرا بنظر قدر و قیمت ننگریستند برای شان حتمی\nبلکه معتقدم که در آخرت نیز ملول و مخجول و شرمسار خواهند بود ـ\nخسر الدنيا و الاخره ذالك هو الخسران المبين\nو باید که در دنیا و آخرت بهمین مصیبت گرفتار باشند زیرا این\nجهال عاقبت اندیش سد راه ترقیات ملت و مملکت اسلامیه خود گردیده\nاند و آن عسکریرا که من بهر فرد آنرا به مقابله تعرض و مدافعه دشمن دین خود\nمثل اولاد تربیت داده ام و تربیت میدهم این ظلام بدبخت او را بیشتر تر از دشمن\nبلا هیچ یک سبب مشروع هدف میسازند !!!\nاحسان و خوبی و نیکی هائی که من بالای سمت جنوبی کفی الحال\nبمقابل من برخاسته اند کردم و الله سخاندان پدر خود بقوم محمد زائی نکرده ام\nبرای یک آتن ملی انکه کدام یکنیت آنها در کابل می آمدند در بدل آن ب بار و پارچه\nمیبردند حتی اکثر پر سوره های عسکری از افراد این قوم بدبخت ترتیب بدشمن\nنشان داده میشد بالاخص نسبت بعموم ملت افغانستان برای حفاظت\nخودم اینقوم را اختصاص داده نگهبان سر من اینها بودند، در جائیکه\nاز دور یکنفر را از سمت جنوبی میدیدم :- آواز میدادم :-\nعزیزہ اچیری ئی ! راز که اهوکله راشی (۱) سینه های ملعون شان\n\n(۱) عزیزم ! کجائی ! بیا ! خوش آمدی ، م ، د"}
{"book": "adl0012", "page": 387, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۶ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nاز اعطای نشانهای وفای بی وفائی مثل ریگ پرست، بالیده دیگر\nاشخاصی را که در جهاد خدمت کرده بودند یکسال و ازین احسان فراموشان را\nتا سه سال معاف کردم (۱) وقتیکه بمقابل اینهمه احسانهای من این قوم بدبخت\nجاهل محسن کش بررو من میزنند لعنت برایشان باد!\n[غلغله عموم جرگه آمین هزار بار بر آنها لعنت ]\nدرین پنجسال حکومت تان چقدر خون جگر خورد و زحمت کشید\nتا چیزی کارتوس و چند دانه تفنگی خریداری کرد حتی گفت و شنید و قیل و قالیکه در\nسنگ تا با انگلیس داشتیم سببش غیر آوردن همین اسلحه را با فغانستان دیگر چیزی نبود\nزیرا که آنها این اسلحه ما را قید کرده بودند، آرزو داشتیم که این کارتوس ها اول سینه های\nآن دشمنان ما که به شان عزت مملکت ما حمله کنند، بخورد و این برچه های براق\nبشکم های بدخواهان مملکت ما فرو برود، بدا بحال سمت جنوبی که امروز این\nاسلحه که از انطرف می آید راه براه برای قتل سمت جنوبی میرود (۲)\n(۱) درینجا ذات ملوکانه در شمردن این احسانهای حکومت نسبت بدان اهل\nبغاوت کلام خود را بسیار شرح دادند که اما مستعجلا این مرتب بتذکر همین چند مسئله\nپرداخته است ،\n(۲) درینجا عموم لویه جرگه چنان سخت یک تاثیر عمیق از کلمات تاثیراآیات همایونی آمده بودند\nکه تا باز وضع و هیئت خود تما ما بر دریعونکه که باشد قلع و قمع آنها را نشان میدادند (برهان الدین کشکی)"}
{"book": "adl0012", "page": 388, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبچه های عسکر شجاع ام بسینه ها ئیکه فرو میرود؟ بسینه های مردم\nمنگل : عسکر دلیرم که را میکشد؟ جهال سمت جنوبی را،\nخوب است تا چندی نصیحت میکنم و درد دلم را برای این جهال\nمیدانم اگر فهمیدند زهی سعادت شان والا عسکر را اجازه میدهم که این\nخیره سران شوخ چشم را بکیفر کردار شان برسانند .\nبلی! بعد از نیکه نصیحت من کارگر نشد و شفقت و رافت من بد لها\nسخت آنها اثری نیفگند ضروراسر است که عسکرم آن کافر نعمتان بی حیا را\nبکشند، در اعطای گوشمالی و سرزنش و مجازات این طوائف جهالت پیشه\nسمت جنوبی تا حال تاخیر رفته و تا چندی بعد ازین نیز انتظار هدایت، و براه\nصلاحیت آمدن شانرا بواسطه پند و نصیحت داریم زیرا که بدانها احسان\nنکرده ایم وا و شانرا پرورده دست خود می انگاریم  ه\nچوب را آب فرو می نبرد حکمت چیست * ثمرش آیدز فرو بردن پرورده خویش\nافسوس برین ملت جاهل و این عشائر نادان که خودشان تیشه بریشه\nخود شده اند جای حسرت است که این جهال را بدست شفقت پوست خود\nخودم پروش کردم و عقل دادم حال شاگردان بی وجدان چوب را بمقابل استا\nو مربی خود گرفته اند .\nاین چه جهل است و اینچه نادانی !!!"}
{"book": "adl0012", "page": 389, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۸ لويه جرګه ۱۳۰۳\n\nافسوس میکنم بر حال این اقوام جاهل و نادان که تمام خدمات مرا که برای\nرفاه و ترقی شان نموده ام خیانت نشان داده و عدالت مرا که برای ترفیه\nو آسوده حالی شان مینمودم بزبان ظلم و زحمت معرفی نمودند، جان کنی و زحماتی را\nکه من برای آسایش و خوبی شان در نظر داشتم از دسیسه اغیار ظلم و ستم\nمیدانند . بلی !\nگر قلم در دست غداری بود؛ لاجرم منصور بر داری بود\nاز حق تعالی خواسته ام کسانیکه این اشخاص نادان و ملت جاهلم\nرا از راه برده اند و چنین تعلیم و تحریک داده اند شرمنده گردد !!!\nباز بهمان وجدانی که خدا بمن داده و به آن جبل المتینی که چنگ زده ام\nو بهمان ایمان و صدقی که بمن بخدا و رسول خود دارم هیچ گاهی از دشمن خود\nاگر چه قوی باشد پروا و باکی ندارم و بغیر از خدای خود بهیچکس پناه نمی برم\nو بغیر از ذات پاک الهی از هیچکس امداد و معاونت نمیخواهم زیرا این کار\nو زحمت و عرق ریزیهای را که مینمایم برای مفاد ذاتی خویش نمیکنم بلکه یگانه\nنقطه نظر و آرزو و تمنای من بهبودی و ترقی و تعالی ملت عزیزم و بلندی عالم\nاسلام و سرسبزی و آبادی مملکت محبوبم است و بس .\nوقتیکه آرزو و تمنای من ترقیات و بلندی مملکت و ملت عالم اسلام\nاست و من محض جهت نائل شدن بدین مقاصد مقدسه خویش خدمت میکنم"}
{"book": "adl0012", "page": 390, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۸۹ لویہ جرگہ ۱۳۰۳\nاگر درین راه سرم برود و سلطنتم برباد شود هیچ پروا ندارم. در راه این خدمت مقدس ہزار ہا\nکله خاک شد اگر امان الله هم در راه حصول این مطلب مقدس پاک برود پروا نیست (۱)\nباز اگر عزت، شرافت و آرامی و آبادی شما ملت در مد نظرم نباشد از سلطنت تو به ستین\nسنه توبه (۲) . چرا که همیشه آرزوی من عزت و ترقی شما و عالم اسلام است .\nنہ سلطنت ، نہ عزت ، نہ آرامی خودم ، چون مطلبم عیش و عشرت نیست فقط خوشنودی\nخدا و خدمت شما قوم و عالم اسلام است عقیده دارم که هیچ دست بالای دست شما\nنخواهد بود.\nاز ابتدای این بغاوت الی الآن همه وزرا و مأمورینم معلوم و تمام تیلیفونچیهای الملکاع\nدارند که برای وزیر حربیه و عموم قوماندانهای نظامی خود پیام داده ام و اوشان از تعرض نمودن\nو اذیت دادن و بکیفر کردار رسانیدن این فرزندان نادان خود مانع شده ام و نگذاشته ام\nالبته اگر نقصاناتي براي شما رسیده است آنهم بصورت پیشقدمی و انتقام خواهی نبود\n(۱) از شنیدن این کلمه یک غلغله دعائیه از تمام نفری جرگه بالا شده گفتند خداوند سایه\nہما پایۀ این تاجدار ترقی شعار را از سر مارعایای صادقه شان کم و کوتاه نکند.\n(۲) یعنی تا شصت سال، یستین سنه برای تاکید گفته شده در عرب این محاوره موقعی استعال\nمیشود که متکلم از کدام کار تباعد و دوری ابدی را خاطر نشان مستمع کند و یا ادامه استمرار خود را به فعلی ذهن نشین\nنمودن بخواهد . ذات شاهانه بنا بر اینکه بعضی از اساتذۀ شان از مردم عرب است هم بلسان عربی اندک محاوره\nمیفرمایند . لہذا اکثریه در مواقع لازمه این محاوره از و شان شنیده میشود . (برہان الدین کشککی)"}
{"book": "adl0012", "page": 391, "text": "بغاوت سمت جنوبی\n۳۹۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nزیر نمیخواهم نیکیها و احسانهایکه من باینقوم کرده ام ضائع شود، چنانچه اگر خرابی شانرا میخواستم\nدر صورتیکه عموم علماء و فضلاء و سائر ملت افغانسان آنهارا باغی گفتند و برعلیه آنها\nاز قندهار و ترکستان و قطغن و بدخشان و سمت مشرقی و سائر نقاط مملکت افغانی اهالی\nشوریدند و اجازه گوشمالی و سرکوبی آنهارا بحال عذر و معذرت از حکومت خواستار شدند\nو هر فرد ملت از هر گوشه مملکت به بسیار جوش و خروش برای قتل و ببادمی آنها حاضر و آماده\nاند. من جوش و خروش آنهارا می نشاندم و بانها اجازه سرزنش شانرا میدادم. بلی ! من\nقطع نمودن این عضو ملتم را تصمیم نموده ام و نمیخواهم که آنها را تباه کنم. ورنه بیک لحظه عسکر دلیر\nو غیور مردانه ام که نام خدمت اسلامیت و ملت و مملکت و این خادم تانر اشنیده\nجان خود را فدا میکنند بربادشان میکند. بنابرین مسائلی که گفته شد. و نظر بمقاصدی که بشمهٔ\nاز ان اشاره رفت دست وزارت حربیه خود را گرفته ام که نکش نکش، بنابرین توصیه و هدایتیم\nتا حال عسکر ماسوای مدافعه بآنها هیچ معامله و مقابله ننموده است. اگر تا اخرین مرحله دیدیم\nکه این جهال صلاح نشدند. خواهید دید که چه نشان شان میدهم. چون عزم جنگ در صورت\nضرورت با یکی از دول معظمه دنیا بالجزم شود. و تصمیم نمائیم که باید با یکی از انها بجنگیم. از محاربه\nآنها هیچ یک خدشه را بدل راه نداده با انها داخل محاربه شده چنانچه بار بار داد شجاعت\nو حماست و مردانگی خود ها را داده ایم. بار دیگر نیز میدانر از حریفان پر زور و شور میبریم.\nپس چنانچه برخی از کوتاه فکران گمان میکنند از منگل و جدران چگونه\nترس خواهیم خورد."}
{"book": "adl0012", "page": 392, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبالفرض والتقدیر اگر این نفری سمت جنوبی واقعاً در بعضی نظامات دولتی گفت و شنید\nو یا تعدیل و تصویبی را در نظر داشتند. پس بایستی قرار اطلاعی که مکرراً برای شان داده شده\nمانند شما در لویه جرگه که انعقاد شدنی بود حاضر میشدند و بحث و مذاکره میکردند والا رئیس حکومت\nمدرست بچه بانیست که یکی بطرف خود کش کند و دیگری بطرف خود. یکی بگوید این طور کن دیگری\nبگوید اینطور، و نه حکومت مجبور است که بخیال هر کس و ناکس رفتار کند!\nاگر درین لویه جرگه از طرف کدام ملا صاحب و یا کدام وکیل صاحب در یک مقصد حکومتی\nبرخلاف شرع شریف و مقاصد منصفانه من که در راه ترقیات ملت و مملکت و عالم اسلام\nآنرا مکنون ضمیر خویش داشته ام ناخن زده میشد و الله بهر قدر که میگفتید من آن نظریه تانرا\nقبول نمیکردم چرا که زمام مهام سلطنت را خداوند عالم بدست من داده و من خودم نزد خدا\nو رسول و عموم دنیا مسئولم نه اینکه اقتدار و اختیار حکومت را بدست هر ملا و هر وکیل\nداده است فقط همینقدر گفته میتوانم که برای کدام فائده مادی و یا رفع بعضی اشکالات\nعمومی از راه مقررات دینی و دنیوی اگر در یک مجلس بزرگ مانند این مجلس لویه جرگه بعد از\nمشوره و آرای متکاثره کدام مفکوره و نظریه بکثرت آراء تصویب گردد البته حکومت\nبرای قبول کردن آن حاضرست و بس (فاذا عزمت فتوکل علی الله)\nپس زمان که بکاری قصد کردیم توکل برخدا میکنیم از هیچکس خوف و ترس ندارم.\nثبت فرامینی را که برای این جهال سمت جنوبی از اول الی الان مکرراً روانه\nکرده ایم بشنوید تا اندازه رافت و شفقت و دریادلی و عفو و مسامحه ما که باین گروه"}
{"book": "adl0012", "page": 393, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۲ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nبا غیه مرعی و مامول داشته ام بخوبی بدانید.\n[درینجا کتاب خصوصی ثبت فرامین شاهی خواسته شد و آقای حافظ نورمحمد خان\nبکمال طلاقت و سلاست اکثری از ان اعلانات و فرامینی را که ذات ستوده صفات\nجهانبانی ابتدا این غائله الی الآن برای جمعیت نادان بمیقل ارسال داشته بود و آنها\nرا با لفاظ نهایت رقت آور و دلنشین بسوی اصلاح و اسلامیت و مطاوعت حکومت\nاسلامی دعوت کرده بود قرائت نموده تمام حضار لویه جرگه از استماع این فرامین رافت\nو شفقت قرین بیک عالم آه وافغان و یک غلغله سرد چار شده با زذات جهانبانی آنها\nرا امر با سکات داده کلام خود را سر از نو شروع و ادامه فرمودند. ب، د]\nوکلای سمت جنوبی درین جرگه همراه شما شامل مجلس از اول بوده اند و الآن نیز اکثر\nشان حاضرند : ـ برخیزید ای وکلای سمت جنوبی .\n[تمام وکلای سمت جنوبی که با ستثنای منگل جدران و سلیمانخیل و بعضی اقوام\nدیگر از یک گوشۀ آخرین مجلس بحالت زده برخواستند . ب، د]\nشخص شما را نمیگویم . زیرا شما برای ما خدمت کردید بلکه اشرار بد هنجار و اقوام جهالت\nشعار تا را از طرف لویه جرگه و از طرف خود هزار هزار بار لعنت میگویم .\n[غلغله لعنت باد بر اشرار سمت جنوبی! لعنت! لعنت! لعنت!]\nافسوس که من بکدام اندازه این ملت جاهل را دوست داشتم . حتی لباس اینقوم را\nبفخر میپوشیدم که اینها قوم شجاع بهادرند در هر میله و هر جای بهر طرف که آنها میرفتند"}
{"book": "adl0012", "page": 394, "text": "بغاوت سمت جنوبی\n۳۹۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nمن در پهلوی شان می‌نشستم که دل شان خوش شود. در منورهای عسکری\nاینها را بدو دشمن نشان میدادم حتی پیه، دولت، عزت و هیچ چیز را از\nایشان دریغ نکردم.\nباز هم تباهی شانرا آرزو ندارم و تا چندی او شانرا نصیحت و اندرز\nمیدهم تا باشد که بدین خطای خود بدانند و ازین سهو و خطای خود کسب\nآگاهی کنند. باز هم اگر مسلمان نشدند و براه صلاحیت و اسلامیت مطاوعت\nحکومت نشتافتند وتسلیم نشدند. والله اگر باز از هیچ زبان لفظ صلح را دربا\nآنها بشنوم. و یا قبول کنم بجزانیکه جمهور شانرا بسوزانم و بگویم که ای وزارت حربیة\nتو میدانی. و این قوم. تا خاک شانرا بتوبره بکشند!\n\nلویه جرگه تماناً بیک غلغله و صداهای بلند برخواسته بعرض رسانیدند.\nای کاش اگر اعلیحضرت از مزید نصیحت گوئی و شفقت گستری باین اقوام\nنادان سمت جنوبی صرف نظر فرموده تصمیم سرکوبی جدی شانرا نماید و بملت\nوفاکیش خود اجازه گوشمالی آنها را بدهند. تا ما بیک سرعت صاعقه نمایان\nشانرا از جسد بیرون و زمین را از خونهای شان لاله گون ساخته نام ونشان\nاز آنها را باقی نگذاریم.\n(درینجا باز ذات جهانبانی به بسیار مرحمت و نواختن زنگ ستیزی\nبه لویه جرگه تحکم سکوت نموده فرمودند. ب،د)"}
{"book": "adl0012", "page": 395, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۴ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلیحضرت مطلب من این نیست که اینها را قتل کنیم. و یا ہستی شانرا دفعتاً\nبر باد بدہیم ورنہ بتوکل خدا وند عسکر غیرتمندم بیکساعت تمام\nشانرا پارہ پارہ میکند و این چند روز محض از بی اهمیتی این مسئله بود که ما حرفی\nاز آنها را در میان نیاوردیم و حال ہم درین بحث شما داخل شده اید. فقط\nجهت آگاه نمودن و دانا ندن شما را از حقائق اینقدر بیانات کرده میشود\nوالا یک مفسد چیست. و بغاوت آن چه اہمیت خواہد داشت.\nبا ینقوم شریر احسانهای که من کردم اگر یکجا یکنیم و قت میگذر دعسکر شانا\nکه از سالهای دراز در سمت جنوبی بیک تعداد مکفی نبود (۲) یک بلکه ده یک\nنماندم وزارت حربیہ ہر قدر اصرار کرد که عسکر سمت جنوبی را کم مکن نظر بہ محبت\nویگانگی که بآنها داشتم قبول نکردم. و گفتم تمام این قوم عسکرند. پس پابند بود\nشان در صنف نظام چه حاجت داد. در زمان احتیاج دولت ،ہمہ آنها\nخدمت عسکریرا بخوبی ایفا میکنند. تا انزمان پیسکه بآنها میدہم برای آبادی\nمعاہدہ و انہار، پلہا، آنرا بصرف میرسانم.\nنظر بدین عزت و توقیر و اعتمادی که حکومت بر آنها مینمودند. پس چقدر\nبدبخت و کافر نعمت میباشند این قوم که امروز بر علیہ حکومت خود کار\nروائی میکنند. در نتیجه بجز از خواری وزبونی و بیچ کنی و پریشانی خویش معلوم است\nدیگر فائده را بخود عائد نخواهند کرد. چنانچه حال بدرجه رسیده اند که از گرسنگی"}
{"book": "adl0012", "page": 396, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۵ لوی جرگه ۱۳۰۳\n\nبرگ میخورند. پلی شتی زدند و بلغت گیر آمدند.\nدر هر دفعه که بر عسکر ما غدارانه و جهالت کارانه حمله کرده اند و فقط سپاهیان\nما مدافعه نموده اند. بسیار نفر شانرا بروی خاک انداخته اند که انها نتوانسته اند\nکه مردهای خود را جمع میکردند بلکه سپاهیان شجاع و غیور ما باز مراسم تدفین\nآنها پرداخته اند.\nدرین روزها شما هم مطلع خواهید بود که چیزی عسکر خود را از آنجا پس\nطلبیدیم والله آن سپاه ما بخانهای خود نمیرفتند هر فرد عسکر ما باین درجه\nجوش و خروش دارد که بجز از خوردن خون شان بدیگر هیچکو تسکین شان نمیشود.\nآخرا ی نادان ! تو چرا اینطور میکنی که این جوش و خروش طرفین بجای\nاینکه بر دشمن صرف شود، در بین خود ما صرف میشود. چرا هر دو قوت را جمع کرده\nبمقابل دشمن شرف و ناموس مملکت خود کاری نمیکنید.\nاین را هم ناگفته باید نگذاریم که در همین سمت بعضی چنان اقوام هستند\nکه نامهای اکثرازا وشان را فی الحال بخاطر ندارم. و از بعضی که بیادم ست\nنمیخواهم که بگویم تا دیگران ازین نام گرفتن من دق نشوند» که سر خود را فدای\nدین و اسلام وفدای دولت و ملت خود میکنند. لکن هزار لعنت باد بر کسان\nبدبخت شریر یشان که سپاهی دلیر و شجاع مرا بد کله خیانت خود نموده\nبه بغاوت ایستاده اند."}
{"book": "adl0012", "page": 397, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۶ نوید جرگه ۱۳۰۳\n\nیکوقتی چهل تیره روزگار عسکر مارا در یکجای تنگ بروزعید احاطه کرد\nبودند که نان برای شان چند وقت ممکن نشد که میرسید، گفتم تا برای عسکرم\nنان نرسد من هم نمیخورم. والله (۴۷) ساعت هیچ چیز نخوردم حتی نزدیک\nبود که از خود بروم. رئیس ارکان حربیه و دیگر نفری هر قدر که گفتند یکقدری\nنان بخورید که فردا مأمورین می آیند چه طور نطق خواهید کرد بمراسم دربار\nچگونه پرداخته خواهد شد. گفتم در چهار پائی ببرندم. باز در گفتار خود اصرار کردند\nکه سپاهی با گرسنگی عادت دارند. گفتم بلی ! در نیوقت آنها برحمت\nگرسنه هستند. من با سالش از یکطرف سفیر روسی که جدید آمده بود سخن میگویم\nنطق میکرد از طرف دیگر خودم ضعف میکردم. تا برنج و روغن برای آنها\nبهمت و شجاعت دیگر برادران عسکری شان رسید. باز من هم طعام خوردم\nتا حال این قاطبه حکومت تان تصمیم بانقطاع و انقلاع این\nفرزندان جاهل افغانستان ننموده ایم و مکرراً دست عسکر و وزارت حربیه را\nاز تعرض و جنگیدن باو شان گرفته ام و گمان میکنم که بالآخر نصائح شفقت\nکارانه و اندرز های پدرانه ام کارگر شده اگر خواست خدا باشد براه هدایت\nخواهند گرائید. لهذا برای اوشان یکفرمان هدایت توأمان دیگر مینویسیم\nو در ان برای شان یکوعده قطعی را جهت تائب شدن و براه صلاح و مطاوعت\nآمدن معین میکنیم. اگر تا آنزمان براه راست آمدند فنعم المطلوب الا بعسکر حکم می کنیم"}
{"book": "adl0012", "page": 398, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nووزارت حربیه خودامر میدهم. تا اوشانرا بکیفر کردارشان برسانندے\n\nدشمن آتش پرست باد پیما را بگو خاک برسرکن که آب رفته بازآمدبجو.\n\n[درین موقع در تمام لویه جرگه چندان آشوب وغوغا بر پاوباندازۀ غیظ وغضب وحس انتقام خواهی ازین باغیان سمت جنوبی هویدا شدکه ابداً یگفرستمج بیچاره ماننداین نگارنده بیادداشت نویسی و یا شنیدن کلمات مقررین غیر واحدہ و داوطلبان مکاثرۀ این حفلۀ عالی عطف توجه کرده نمیتوانست. وکلای هر مقام علٰیحده و مشایخ آن جداگانه و سادات از یکطرف وعلما ازدیگرجانب تماماً بپا خواسته استدعای شمولیت شانرا مخصوصاً ازحضورملوکانه برای سرکوبی این طایفۀ باغیه مینمودند. اعلیحضرت غازی هنوز بجواب یکی نپرداخته نمی بودکه دیگر تقدم جستۀ خودرابدین خدمت مستحق میشمرد، وهکذا. بالجمله چیزیکه این مسکین بخاطرداردودرین فرصت گفته شده حسب ذیل است. ب ا د]\n\nوکلای قندہار\nاعلیحضرتا!مردم قندہار عرض میکنند.که سرکوبی سمت جنوبی حق ماست این خدمت را لطفاً برای ما بگذارید.\n\nوکلای قطغن وبدخشا\nفدایت شویم! این عہدنامۀ است(۱)کہ چهارماہ پیشتر درمحکمہ قطغن نوشته شده اگرتکلیف نباشدبخوانید\n\n(۱) نقل عہد نامہ را بدست گرفت این معروضه را میگفتند."}
{"book": "adl0012", "page": 399, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\nخلص مضمون این است که سر و مال و اولاد های خود را آرزومندیم که در راه\nدین اسلام و ترقیات افغانستان خصوصاً باین خدمت حاضره سمت\nجنوبی فدای همچه تو پادشاه مهربان بگردانیم!\nوکلای هزاره اعلیحضرتا! خدمت سمت جنوبی چندان اهمیت ندارد که جوانان\nعسکری جوان همت بدانطرف بروند. این خدمت را برای ما\nاقوام از نظر افتاده هزاره بگذارید!\nملک خالوی مهمند اعلیحضرتا! بهر گونه فداکاری که بفرمائید ما حاضریم و خیلی\nآرزومندیم که سرکوبی این فئه باغیه را تنها بما واگذار\nسمت شوید که ما چگونه این اخوان شیطان رجیم را براه اصلاح و دین می آوریم!\nوکلای مشرقی این سرشوری شوره پشتان سمت جنوبی چندان اهمیتی\nندارد که برای انفصال آن کدام قوه عسکریه اعزام شود\nما فدائیان پادشاه غازی عالیشان حاضریم که بیک حمله دمار از نهاد این\nطائفه بدنجار بکشیم. آیا بخاطر ندارند که در زمان اعلیحضرت شهریار شهید چگونه\nبیکسرعت خارقه نما این جهلا را براه آوردیم.\n[همچنین اظهار جذبات و گرمجوشی های مزید از وکلای هرات و وکلای\nترکستان، و وکلای فراهی، و وکلای میمنه، و وکلای دیگر اطراف واکناف\nافغانیه و سائر شرکاء \"لویه جرگه\" بعمل آمده با که اکثریه افغان و خیزان در یکعالم"}
{"book": "adl0012", "page": 400, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۳۹۹ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nجوش وخروش خودها را بنزدیک تخت همایونی رسانیده استدعای مجازات نمودن خود ها را با بغات سمت جنوبی مینمودند. مخلص اینکه منظره داوطلبی تقریباً تا به نیم ساعت دوام ورزیده بالآخره اعلیحضرت معظم و رئیس صاحب عمومی شورای دولت به بسیار اشکال و اشارات سر، و دست، و چشم، و نوازیدن زنگ سر میزی این غلغله و احساسات گرمجوشانه لویه جرگه را فرونشانده در جواب این عرائض و داوطلبیهای شان نطق مفصلی را ایراد داشتند که اجمال آن حسب ذیل است ]\n\nاعلیحضرت\nمطلبم ازین مذاکرات شنیدن چنین عرائض و دیدن این داوطلبی ها و معلوم کردن احساسات شما نبود زیرا که از محبت و عقیدت و علاقمندی عموم حضار باین خادم اسلام بهتر مسبوقم حتی یاد نمودن این مطالب را درین مجلس عالی خودم مفید نمی پنداشتم چون شما در بحث داخل شدید منهم قدری از ان نیکیهای خود که باین طائفه ناسپاس چه در حال و چه در گذشته کرده ام بیان کردم تا بخوبی همه شما بدانید که حکومت شما با آنها سر گذشت و مرحمت کرده است، و تا یک زمانی از همین شیوه رافت و شفقت خود نخواهد گذشت اگر با وجود آنهم ازین کردار بد خود دست نبرداشتند حکومت شما با ایشان یک معامله سخت و شدید خواهد کرد .\nاز هر کدام تان درینمورد علیحده علیحده اظهار جوش و خروش و همدردی"}
{"book": "adl0012", "page": 401, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۴۰۰ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدیدم ازین حسیات شما از حد زیاده تشکر میکنم و اظهار ممنونیت مزید\nمینمایم، خداوند از شما راضی باشد من از عموم اظهار رضا میکنم اگرچه مناسب\nنبود که این چیز ها را در ین مجلس اظهار نمایم اما چون من خودم را یک سپاهی\nو خادم شما ملت میدانم پولتیک و انتریک را بهمراه شما ملت عزیز خویش شیوه خو\nنمی نمایم و نمیخواهم که هیچیک را ز خود از شما پنهان کنم چنانچه عهدنامها و دیگر اسرار\nدولت را که تا اکنون اکثری از اعضای وزارت خارجیه هم از ان اطلاع\nنداشتند بشما توضیح نمودم این مسئله را نیز با شما حقانه بدون کم و کاست\nآشکاره اظهار کردم!\nاین فرمانرا که قبلاً گفتیم علاوه بر فرامین سابقه با تعین وقت\nتائب شدن آنها برای شان روانه میکنم اگر تائب نشدند و برای صلاحیت\nنشتافتند و همچنین در تیهٔ جہالت و نادانی خود در چپار ماندند هماناکه\nبرطبق خواهشات تان این خدمت را تقسیم میکنم میگویم که این تقسیم از قندها\nو این حصه سمت مشرقی، و این از سمت شمالی و این از ترکستان، و این\nاز قطغن، و علی ہذا .\nاگرچه اول ترگمان میکنم که عسکر غیور شما را گاهی نخواهد ماند جنگ\nکنید بلکه شما را در یک بلندی نشانده جان بازیها خون فشانیها سربازیها\nخود ها را بشما نه تنها درین معامله بلکه در عموم محاربات نشان خواهند داد برای هجومی شما"}
{"book": "adl0012", "page": 402, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۴۰۱ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nچون عسکر م مرا دوست دارد و من هم عسکر خود را مثل اولاد خوددو\nدارم. اینقدر از ملت خود امید دارم هر که مرا دوست دارد عسکر مرا دوست\nداشته باشد و همیشه بنظر احترام ببیند!\n\n[درینجا در میان عموم منصبداران نظامی یک اثار جدیت و فعالیت\nبعیان رسیده تماماً بیک آواز بنربرانه و وضعیت عسکرانه بپا خواسته\nگفتند: ما حاضریم که بشرط امر و اجازهٔ همایونی این کافر نعمتان سمت جنوبی را\nبکیفر کردارشان برسانیم و یکنفر از وشانرا که براه اصلاحیت و اسلامیت\nو مطاوعت اعلیحضرت نشتافتند زنده نگذاریم بعده دیگر منصبدار دعای\nعمر و دیر شه پادشاه را گفته نشستند و قوماندان قول اردو بیانیهٔ\nذیل را ایراد کردند!\nعبدالوکیل خان فرقه مشر: حاضرین با تمکین! - چند سخن بزبان کلفت\nعسکری عرض میکنم از کلمات جواهر آیات اعلیحضرت\nتاجدار غازی ما که درین عرصه بصیغت روز گوهر نثاری کردند:- خیالات\nاتفاق کارانه و نیات خیرخواهانه شاهانه شانرا تا یکدرجه دانسته شده باشد\nحاجت تکرار نیست. در ابتداء جلوس میمنت مانوس ملوکانه شان که هنوزنظم\nو نسق داخله افغانستان بخوبی نشده بود دفعةً بالانگلیسیها که ما را غلام خود\nمی پنداشتند و بزیرحمایه خود میدانستند و با هیچ دو غیت ما را با رسال"}
{"book": "adl0012", "page": 403, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۴۰۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nو مرسل کردن نمیگذاشتند، اعلان حرب دادند اگر بیک نظر غور بحال برادران\nهندوستانی خود ببینید که با هیچیک برادر دینی خود صرف زده نمیتواند،\nاختیار اموال ، واطوار ، وکردار ، حتی از حقوق مشروعه خود را ندارند،\nآئینه تمثال (۶) سال پیشتر تانرا بدست تان خواهید یافت :- از برکت شمشیر\nآبدار این پادشاه عدالت کردار بود که از زیر اسارت انگریز خلاص شدیم،\nو امروز خوش بختانه در محیط مستقل مملکت بزیر سایه هما پایه این شهر یار دینپرا\nخود اسرار حیات مینمایم !\nبسیار جای افسوس است :- کارطوس ها تفنگها، توپهای را\nکه اعلیحضرت غازی ما برای مقابله اعدای دین ما آماده و تجهیز کرده اند امروز\nبرای بربادی و خانه خرابی آن هموطنان بی عقلان ما که بتحریک بعضی از سرهای\nصاحب غرض بر روی این پادشاه دیانت اکتفا برخاسته اند سمت جنوبی میرود\nبفحوای (انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم ) اگر شما اهالی\nلویه جرگه در میان این فرزندان نادان و حکومت متبوعه تان خواهان\nصلح باشید و خواسته باشید در بین رفع غلط فهمی شود درین مسئله\nچیزی عرض کرده نمیتوانم ، البته اگر خواستار محاربه و مقابله با باغیان\nسمت جنوبی باشید پس این مسئله را نه تنها شخصم بلکه عموم اردوی مظفر\nافغانی تا زمانیکه لباس مستعار حیات در بدن شان باشد برای خود"}
{"book": "adl0012", "page": 404, "text": "بغاوت سمت جنوبی ۴۰۳ لویه جرگه ۱۳۰۳\nتنگ و عار میدانند که آنها نشسته باشند و شما ملت محبوب باینها محاربه\nکنید زیرا که خونریزی و جنگ کردن کار عسکر است و پسر دادن و جان\nنثار کردن و خون فشانی کردن عسکر حاضر و آماده بوده خدمت ما همین\nسر دادن و خون ریختاندن است و بس!\nاعلیحضرت لویه جرگه را مخاطبه کنان فرمودند - مهربانی کرده دیگر درینباب\nچیزی نگوئید زیرا که بپیش همت شما اقوام غیور افغانستان\nمشکل چیست ، خداوند نکند که شما بمقابله ایشان بروید یا خون عسکرم درین راه\nبریزد دشمنان دیرینه شرف و عزت و ناموس ما بیائید ! بارها توپهای اژدهائین\nدشمن را بهتک عزت خاک پاک وطن عزیز ما نرانموده است ، شما ملت غیرتمندم\nبچوب ها و سوته ها، و ناخنهای خود شکست مانده اید . و مدعی را مانده روباه\nگریزتیزانده اید و همیشه امتحان اسلامیت و افغانیت و طن خود ها را داده اید\nباز اگر آنها نخواهند یک تجربه خواهیم کرد.\nلویه جرگه بهر قسمیکه ذات پادشاهی فرمایند باستماع و قبولیت آن حاضر بوده\nمکرراً عرض داریم که ما بریزانیدن خون خود بهمه گونه فرمائشات شما\nحاضریم ، غلغله الله اکبر الله اکبر الله اکبر الخ .\nاعلیحضرت باز از شما التجا میکنم که درین مبحث بیشتر ازین صرف اوقات\nنکنید از احساسات شما ممنونم و از حد زیاده مشکور مشکل هیچ"}
{"book": "adl0012", "page": 405, "text": "عریضه وداعیه لویه جرگه\n۴۰۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nاهمیت ندارد فقط مثل یک سگ تان است - حیف این جوش\nو غلیان تان که درین موضوع نشان میدهید فقط همین نعرهای دشمن کوب\nالله اکبر گفتن ما و شما برای دشمنان داخلی و خارجی کافیست.\n(درینجا رئیس صاحب شورای دولت عریضه را که لویه جرگه بحضور\nرئیس صاحب شورای دولت شاهانه قبلاً نوشته و مهر و امضا نموده بودند بدست گرفته گفت ...)\nحضار محترم سکوت کنید و سرا پا گوش شده بشنوید که\nلویه جرگه عریضه وداعیه تانرا بحضور شاهانه قرائت میکنم.\nتماماً سکوت ورزیده بمناسبت قرأت این معروضه عمومیه عمومشان\nبرپا خواسته بکمال ادب و خاموشی گوش گذاشته ایستاده شدند.\n\nنقل عریضه لویه جرگه بحضور شاهانه بر وز وداع\n\nبحضور اعلیحضرت شهریار غازی شریعت پرور خلد الله ملکه و سلطنته\nعرض ما داعیان دین و خادمان دولت علما و مشایخ و سادات و رؤسا و وکلاء تمام\nحصص مملکت محروسه دولت علیه اسلامیه افغانستان صانها الله تعالی عن حوادث الزمان\nبکمال افتخار و امتنان اینکه :-"}
{"book": "adl0012", "page": 406, "text": "عرضه وداعیه لویه جرگه ۴۰۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\nاعلیحضرت شریعت پرورا (من لم یشکر الناس لم یشکر الله) ما ملت\nافغانستان شکریه این مراحم ذات کثیر البرکات شما را هیچ زبان ادا کرده نمیتوانم که محض برای\nغمخواری دین و تقویه شریعت غرا و حضرت خاتم النبیین و اصلاح و انجاح امور و آرامی ملت\nافغانستان اینچنین یک جمعیتیکه در عالم اسلام نظیر آن در تواریخ کمتر دیده شده انصت\nبروی کار آورده در مرکز دولت بحضور مبارک شاهانه خویش جمع فرموده طلب استشاره فرمودند\n(هذا من فضل ربی لیبلونی ءاشکر ام اکفر) - فی الحقیقت میتوانیم عرض نمایم\nکه این نتیجه سعادت و اقبال ملت افغانستان است که ایزد متعال در هیچیکوقت و زمانیکه\nدر فضای عالم اسلام یک گونه نزاکتی پیدا شده تماما پریشانیها ملت افغانستان را بوجود مسعود\nمانند شما یک ذات خجسته صفات نائل و سرافراز گردانید ه\nاین سعادت بزور بازو نیست * تا نه بخشد خدای بخشنده\nوقتیکه ما ملت افغانستان بحضور مبارک اعلیحضرت پادشاه غازی مشرف شدیم\nبچشم خود دیدیم و بگوش خود شنیدیم و در قلب خود حس کردیم به تمامی محسناتی را که ذات\nاعلیحضرت غازی معظم مان برای تقویه دین و فلاح و سعادت ملت افغانستان سنجیده اند\nو در خاطر مبارک خویش دارند فوق ازان است که عقل ما و فکر ما آن اصابت نماید و یا ما\nبتوانیم به آن سعادت و اقبال و مدارج ترقی و تعالی رسیدگی نمائیم - معما فیه بقرار هدایات\nو تجویزات اعلیحضرت غازی همان است که لویه جرگه برای تصویبات نظامات و احکامات\nشرعیه از بین خود با علمای کرام با بصدا قجنابات فضیلت پناهان ملاصاحب چکنی و هسنا"}
{"book": "adl0012", "page": 407, "text": "عریضه وداعیه لویه جرگه\n۴۰۶\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nصاحب پده و حضرات شمس المشائخ ونورالمشائخ صاحبان و اخند زاده صاحب موهی که\nبصفات حمیده موصوف و در حقائق و دقائق علوم دینیه و شرعیه معلومات کافی بچیند جمعیت علما\nمنتخبه لویه جرگه تعین و برای امور ملکیه و کلای منتخبه ما با باقی وکلاء و رؤساء لویه جرگه مقرر گردید\nکه در امور شرعیه صنف علماء و در امور ملکیه صنف وکلا و رؤسا تحقیق و تدقیق نموده آنچه\nمسائل مفتی به شرعیه دینیه باشد علما عظام و آنچه خیر و بهبود مهمات ملکیه باشد وکلا و روسا\nگرام هویدا ساخته تصویباً بعرض حضور مبارک اعلیحضرت غازی برسانند. چنانچه به او را\nجداگانه تصویبات هر یک ازین دو شعبه مهمه تقدیم حضور مبارک گردید. در نتیجه حسن این\nاقدامات بزرگ و خدمات سترگ که ذات اعلیحضرت غازی معظم بان فرمودند لویه جرگه چهار\nمقصد عالی و آتی را بحضور مبارک تقدیم میکند و امید قبولی آنرا بدرگاه خداوندی و اعلحضرت\nشهریار غازی دارد.\n۱:- تحفه دعاست از طرف ما داعیان دین و دولت اسلامی که الهی بعز\nبزرگی خود و حرمت روح پرفتوح حضرت خاتم النبیین صلعم، سلطنت اسلامیه غیوره\nافغانستا نرا بزیر لوای شریعت غرای محمدیه و امراولی الامر معظم مان المجاهد فی سبیل الله\nالغازی امان الله خان از جمیع دست برد و حوادث اجانب و اغتشاشات و اضطرابات\nداخلی مصئون و مامون داشته همه وقت مشفق و متحد مان بدارد آمین یا رب العلمین.\n۲:- بیادگار انعقاد این مجلس اسلامیه عالیه لویه جرگه یک نشان ذیشان\nتوثیق عهداست موسوم به لویه جرگه را برای حسن خدمت در راه شریعت و مملکت که"}
{"book": "adl0012", "page": 408, "text": "عریضه وداعیه لویه جرگه ۴۰۷ لویه جرگه ۱۳۰۲\nاولی الامر غازی مان ابراز فرموده اند از طرف ملت صادقه شاهانه شان تقدیم مینماید\nتا که ذات شاهانه هر زمان که نشان موصوف را بسینه بی کینه مبارک خویش نصب نمایند\nیادگار خدمات مجاهدانه شاهانه شان در راه دین و دولت و مظهر اطاعت و صداقت\nو وفاداری و عهد با محبت ذات شاهانه بوده سبب شرف و افتخار ما باشد . علاوتاً\nلویه جرگه یک میل تفنگ دیک قبضه شمشیر را نیز بحضور مبارک تقدیم مینماید تا ذات\nشاهانه برای حفظ دین و منافع مملکت مقدسه اسلامیه بمقابل غاصبین حقوق بشریت\nو انسانیت به استعمال آن شرف اسلامیت و شجاعت افغانیت را ابراز نمایند .\n۳ : ـ چون لفظ امیر در شریعت و در عرف گاه برای شخصیکه زیر حکم پادشاه\nباشد مثل امیر عسکر و امیر الجیش و امیر السریه و گاه در پادشاه کلان که زیر حکم دیگر نباشد مثل\nامیر المومنین استعمال میشود بجهت دفع این تو هم که آیا دولت از زیر حکم است ؛ خدا نخواهد الحمد الله سلطنت\nافغانستان دارای استقلال داخلی و خارجی بوده یک دول عظمیه و مستقلاً زاد است\nلهذا ما ملت افغانستان امیدواریم که لفظ امیر بلفظ امیر المومنین (ټول واک) که پاشا\nگفته شود تبدیل یافته عموم ملت افغانستان بعوض الغازی امیر امان الله ، الغازی\nامیر المومنین ټول واک امان الله بگویند . شعر\nفانك شمس فضل هم كواكبها : فاذا طلعت لم يبد منها كوكب\n۴ : ـ چونکه اعلیحضرت پدر شهید سعید و اعلیحضرت جد امجد مرحوم شما از طرف\nملت به القاب سراج الملت والدین و ضیاء الملت والدین ملقب بودند لویه جرگه"}
{"book": "adl0012", "page": 409, "text": "عریضه وداعیه لویه جرگه ۴۰۸ لویه جرگه ۱۳۰۳\nتمنا میکند که اعلیحضرت غازی امان، ملقب بلقب سیف الملت والدین شوند و این لقب را\nاز طرف لویه جرگه قبول فرمایند. شعر\nاَلحَمدُ لِلّٰهِ العَظیمِ الشّانِ ذِی المَجدِ وَ الإِحسَانِ لِلإِنسَانِ\nیَا خَادِمَ الشَّریعَةِ یَا حَامیاً لِحَقیقَةٍ مِن قَومِكَ الاَفغَانِ\nوَ اَنتَ عَلَینَا رَحمَةٌ مِن رَبِّنَا لَیسَت بِقَانُونٍ سِوَی القُرآنِ\nفَجَزَاكَ رَبُّ الخَلقِ حُسنَ جَزَائِه عَنَّا وَ عَن ثَقلَینِ لِلأَدمَانِ\nاعلیحضرت شهریارا - دین مقدس اسلام نصب امام را بالای ملت اسلام واجب\nو لازم گردانیده است و اصولا مقرر فرموده است که تمام اوامر و نواهی موافق شریعت\nغرای محمدی صلعم است اطاعت اولی الامر شخص پادشاه بر هر فرد مسلمان واجب و نافذ باشد\n(کما قال الله تبارک و تعالی اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم و\nوقال النبی صلی الله علیه وسلم من مات لیس فی عنقه بیعت الامام مات میتة\nالجاهلیة) لہذا ما داعیان لویه جرگه و کل ملت افغانستان عہد میکنیم کہ ہرگاہ شخصی\nیا اشخاص بخواهند که اساس او اوالامر اسلامیه را به تقالید سلطنت های اروپائی مثل مشروطه\nو یا جمہوری و غیرہ انقلاب دادہ ، تبدیل نمایند . ابداً اراضی نبوده بالملت افغان تماما\nبسر و جان خودها حاضر خواهیم بود که از ان تعرض غیر مشروع مدافعه نموده سلطنت مقدس اسلامی\nخود ہا محافظت نمائیم ومن الله التوفیق ، و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العلمین. پاینده\nاسلام ، زنده باد اولوا الامر اسلام، سرفراز دین و دنیا باد هوا خواهان اسلام."}
{"book": "adl0012", "page": 410, "text": "جواب عریضه و دایعه لوچیر که\n۴۰۹\nلوپیرگر ۱۳۰۳\n[بعد از اختتام این عریضه نیکو ضیعت متحیرانه که تحت رقت و تاثیر\nعمیق از شنیدن این عریضه آمده بودند بر پا خواسته فرمودند. ب، د]\nاعلیحضرت\nزدهشت بیخودی می ایم از وضع ادب دورم\nجنونی گر کنم ایصاحبان عقل معذورم\nوالله با الله مطلبم بجز از ترقیات شما دیگر چیزی نیست! و باز خدا شاد\nاست بجز ازینکه حیات خود را، زندگانی خود را، سلطنت خود را،\nفدای شما ملت اسلام بگردانم دیگر آرزوئی ندارم، و این خدماتی را که\nدرین شش سال نموده ام و مینمایم. تنها برای افغان تان بلکه نقطه\nنظرم خدمت عالم اسلام و خوشنودی خدا و رسول خداست که تا یک\nلحظه از خدمت تان باز نمانده ام و باز نخواهم ماند. و عهد میکنم تا یک قطره\nخونی که داشته باشم بجز از بهبودی و رفاه شما انرا بدیگر جای صرف نمیکنم\nاین عهدهای متواتر و موثقی را که مکرراً با من میکنید، و این قدر که\nبنظر لطف و محبت مرا مینگرید. و این چهار چیز را که برایم پیش میکنید! در جوب\nهر کدام آن یکا یک عرض مینم :-\nدعای را که گیلان ملت و مملکت خود بعمر من عاجز کرده اید\nحق تعالی قبول بگرداند، و خداوند اینطور عمر مر ا ندهد که بی آسائش شما\nیک نفس بکشم ."}
{"book": "adl0012", "page": 411, "text": "جوابعریضه وداعیه لویه جرگه\n۴۱۰\nلویه جرگه ۱۳۰۳\nخدایا مرا توفیق انیطو رخدمت بارابدهی که درعمرخودترقیاتی را حاصل کنم\nتا عالم اسلام وقوم من در آسائش باشد اگر من زنده باشم یا نباشم،\nشما ملت عزیزم که مرا بدین نظر لطف و مرحمت می بینید ! و بانیطور\nیک نشان ذیشان که در تمام دنیا هیچیک ملت برای پادشاه خودنداده است\nممتازوسرفرازم میدارید، تشکر میکنم، اما نشانرا چکنم ! بس است نشان\nبهبودیها و تر قیات شما که بر دل من است، نه تنها درحیات من بلکه درزیرخاک\nهم بر سینه من این نشان شما خواهد بود .\nپیشتر عرض کردم ع \"جنونی کر کنم ای صاحبان عقل معذورم\"\nاگر چه از ادب دور است اما معذورم دارید. بعضی ازشما خواهندگفت\nکه نشان مارا از بی پروائی و بی اعتنائی قبول نمیکند ! نی! تاجی راکه شما\nملت بخاندان ما از یک خوشه گندم داده اید. و تا به امروز اولادۀ همان\nخاندان سلطنت کرده اندبران فخر میکنند فقط بشرف عسکری خود سوگند\nمیخورم خدماتی را که برای شما آرزو دارم هزار یک آنرا تا هنوز نکرده ام !\nهر وقت که خدمتی بشما ملت و این مملکت خود کردم باز خود من میگویم\nکه مستحق فلان نشان هستم ، حال محبت شما برای من نشان است ، و آب\nاگر این نشان از یک آفتاب مجلل میبود ، آنقدرخوش نمیشدم که ازین جوش\nو خروش شما امروز خوش شدم سه"}
{"book": "adl0012", "page": 412, "text": "جواب عریضه در داعیه لویه جرگه\n۴۱۱\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nدیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ؛ دیوانه هر دو جهانرا چکـند\nمن دیوانه ترقیات شما هستم، من مجنون تعالیات تان میباشم\nوالله بذات اقدس الهی قسم است که دیگر آرزو یی ندارم مهربانی\nکرده مرا از گرفتن نشان معاف کنید و بچشمهای گریه پرواشک ریزم نظر\nکرده اضافه برین تکلیف گرفتن اورا بمن نکنید. اگرچه از ادب دور است\nلکن من بشرف عسکری خویش که خود را یکفرد عسکر میدانم قسم خوردم\nکه درین اظهارم ناز و تکلف نمی نمایم.\n(آمدیم بلقبی که لویه جرگه بمن ارزانی میفرماید)\nآیا بنام من عاجز اسم حضرت الهی شامل باشد خوب است\nو بدان خورسند و ممنون باشم و یا به \"سیف\" در وقتیکه من طفل بودم\nو هیچ فکرم باسن و امان نبود نامم از زبان جد امجدم \"امان الله\" نهاده شده است\nدیگر لقبی را که خداوند از لطف و مرحمت خود به من مهربانی فرموده \"غازی\" است\nدر اول سلطنت من نیز بقبول نمودن \"شمس الملت والدین\" \"سید الملت\nوالدین\" تکلیف شدم، گفتم که قبول کرده نمیتوانم.\nخدمت شما صادقانه عرض میکنم. که \"امان الله\" خدمتگذار شما و\nخادم اسلام است! و خیلی آرزو دارم که تا آخر عمر خود بنام \"بنده عاجز الله\"\nیاد شوم! و در خاک \"الله، الله\" گفته بروم - تنها این لقب غازی را"}
{"book": "adl0012", "page": 413, "text": "چوتعراضه دایعه لویه جرگه\n۴۱۲\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nکه خدا بمن عطا و ارزانی فرموده است، کفایت میکند.\nاگر شما میگوئید که اعلیحضرت امیر مرحوم و اعلیحضرت شهید چرا\nالقاب را قبول کرده بودند، عرض میکنم.\nالبته آنها اورا لازم دیده باشند، خودم هیچیک خدمتی نکرده ام که\nتقدیر کرده شود و یا سزاوار این نام باشم، باز اگر خدمتی کرده باشم بمقاب\nآن امروز این صدا های ملتم که از هر گوشه و کنار بگوشم میرسد کفایت\nمیکند. تشکر میکنم، این بار گر انز بمجرد هم نیندازید. سے\nجوهر مرد بتقلید نگردد حاصل مخترع شو که دگر ها بتو تقلید کنند\nمن میخواهم که در هر کار تقلید کنم افقط در اسلامیت تقلید میکنیم وبس!\nهمین قدر که گفتید کافی است.\nآنچه در باب امیرالمؤمنین غازی امان الله ٹول واک فرمودید!\nخوب میدانم که در افغانی ٹول واک کل اختیار را میگویند هر وقت که زبان\nافغانی بهه نقاط مملکت افغانستان و در بین مامورین ما رواج یافت البته\nخودم نیز بقبول کردن آن حاضرم !\nامیرالمؤمنین :ـ آیا خلفای راشده را امیر گفته نمیشوند ؟ میشوند !\nآیا آنحضرت نبیره حایۀ احدی بودند ؟ نی ! خاندان ما بهمین لقب امیر\nیاد شده اند. حالا شما مختارید که این خادم اسلام را \"امیر\" میگوئید"}
{"book": "adl0012", "page": 414, "text": "جواب عریضه و دایعیه لویه جرگه\n۴۱۳\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nیا امیرالمجاهدین یا امیر غازی، یا خادم اسلام میخوانید، هرچه بگوئید خوب است\nهیچ پروائی ندارم - اینهمه از محبت شما است، لکن خودم خود را نسبت\nبشما خوب میشناشم.\nبخيال من اگر مرا امير امان الله بگوئید خوب است تا زمانیکه یک\nخدمت شایان تقدیر و قابل تحسین برای شما ملت و عالم اسلام ابراز کنم.\nنه از دنیا غمی دارم که عقبی است در پیشم ، جنون خدمت خلائیم ازین پس در پس آورم\nفقط وقار و عزتم در آبادی و بهبودی شما است و بس!\nدر خصوص شمشیر:- قانوناً و شرعاً و عقلاً شما را ملامت میکنم. و قبول کرد\nنمیتوانم چرا این شمشیر شما از طلا است و بعضی دانهای الماس هم دارد.\nفقط برای پاس خاطر و خوشنودی تان همین تفنگ را قبول میکنم. و باشما\nعهد میکنم که در اثنای محاربه اگر سرم برود، در پهلوی این تفنگ خواهد بود، تا ادلائر\nخود را در راه خدمات شما ملت ندهم این تفنگ را بدشمنان نخواهم داد.\nباقی چیزهای شما را هم منظور میکردم لکن بنابر دلائلی که عرض کردم قبول\nکرده نمیتوانم باقی خاتمه کلام خود را بدعای ترقی و تعالی عالم اسلام مخصوصاً\nافغانستان نموده میگویم.\n(الله اکبر الله اکبر ،،، اکبر الله اكبر ولله الحمد)\nلویه جرگه \nبعد از فراغ تکبیر مکرراً عرض بونیت شانرا بسیار عجز و انکسار ظهراً"}
{"book": "adl0012", "page": 415, "text": "جواب عریضة وداعیه لویه جرگه\n۴۱۴\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nداشته تماما بیک زبان بحضور اعلحضرت معظم غازی شان عرض نمودند\nکه بمقابل این خدمات و جانفشانیهای شما اگر با قطرات خون خود را برکاب\nتان نثار کنیم هنوز کم، واگر هستی و ثروت و دنیا و مافیها ی آنرا نذر پیشگایت\nنمائیم بازهم اندک است ایکاش اگر امکان میداشت ما این نشانرا\nاز یک تکه الماس بسیار زیبائی و خوبی تیار کرده تقدیم میکردیم !\n\nاعلحضرت قبلاً بحضورتان عرض کردم و دلائل عدم قبولیت نشانرا\nبرای تان تشریح دادم که گرفته و قبول کرده نمیتوانم و\nخودم را درین اظهار خود صادق دانسته نازو بازار و تکلیف درین مسئله\nنمیکنم و نه عادت دارم معا فهم کنند !\n\nلویه جرکه با الفاظ مودبانه و وضعیت احترام کارانه باز تکلیف قبولیت\nنشان را نمودند، در نیمراتبه باز ذات همایونی چنین قطع کلام\nشان را نمودند !\n\nاعلحضرت با اینکه شما حضار محترم را فردا مانند روز اول بطور خصوصی\nنیز وداع خواهم کرد باز هم امروز رسماً با همۀ شما حضار عالی\nخدانگهبانی و وداع میکنم بعضی از شما اگر درین جرگه چیزی نگفته است\nو یا حصه دران بصورت مذاکره و مباحثه نگرفته است ما و یرا نیز باندازۀ\nاشخاصیگه گفت و شنید کرده اند میدانیم زیراکه او را سخنهای ما خوش آمده"}
{"book": "adl0012", "page": 416, "text": "جواب عریضه وداعیه لویه جرگه ۴۱۵ لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nتنها شنیدن را وظیفه خود پنداشته است چیزی که بیشتر موجب\nمسرت و ممنونیتم را تولید کرده است همانامذاکرات آزادانه و مباحثا\nحقانه و گفتار بیغرضانه شما اعضای لویه جرگه بود که از ابتدا الی الآن خوب\nبحث نمودید و چیزیرا که بدل داشتید بیباکانه اظهار و در اشیائیکه\nمطلب تان بود بسیار بحث کردید با اینهم در جرگه های آینده اگر شما نفری\nو شما وکلاء و علماء همین طور بدولت و ملت خود صادق بودید و زنده ماندید که\nاز خدا طول عمر شما را با سلامیت و صداقت خواستارم و درین مجلس\nشامل شدید معلوم است که فکرهای شما در ان فرصت روشن تر و بحث\nهای شما قوی تر خواهد بود چرا که قبل ازین اکثری از شما از سیاسیات\nو اقتصادیات ممالک و ملت و حکومت خویش چنانچه شاید و باید واقف\nنبودید و هم حکومت های اسبق برای تان تاسیس اینچنین یک مجلس\nمذاکرات را نکرده بود حتی شما را یک تحسین و آفرین نیز نداده بود بنا بر یادگا\nاین مسئله که شما نسبت بدیگران اولاً درین جرگه حاضر و شامل شده اید\nو حقانه در ان اظهار رای نموده اید یکیک فرمان و یکیک نشان و یا پو\nیادگار لویه جرگه ۱۳۰۲ بهای هر کدام تان میدهم اگر خدا نخواهد سر از نو\nاساس ترقیات عالم اسلام از افغانستان شروع شود البته اولادا\nشما باین فرمان و نشان فخر خواهند کرد که در اول جرگه افغانستان"}
{"book": "adl0012", "page": 417, "text": "جواب عریضه ودایع لویه جرگه\n۴۱۶\nلویه جرگه ۱۳۰۴\n\nو اساس ترقیات جدید عالم سلام پدر ما شامل بوده و این مشرف نامه را\nبرای مفخرت ما گذاشته است و پیشتر از انکه شما بگويد خودم میگویم که من\nنیز بقدر طاقت خود درین جرگه برای روشن کردن افکار شما خدمت\nکرده ام ، لهذا درین نشانهای که فردا برسینه های صداقت دفینه\nشما نصب خواهم کرد خودم نیز یک نشان حق دارم!\n\nلویه جرگه\nاعلحضر تا محض بغرض امتیاز نظر بدین زحمت وعرق ریزی مهر ام\nو شفقت همایونی که از ابتدا الی الآن همراه مشت حاضران\nمبذول فرموده اید جداً آرزو مندیم تا این نشان عاجزانه ما را که مظهر\nاحساسات ما و موجب خوشنودی عموم است یکراتبه بسینه\nمبارک خود منصوب فرمائید.\n\nرئیس صاح شوری\n(محض بغرض تصفیه کلام و تسکین خاطر داعی عصبیت\nاین مبحث را بدین الفاظ خاتمه داده گفت . ب ، م)\nاعلحضر تا ! چونکه در همین ساعت بحضور شما توثیق عهد کردیم که\nامر اولوالامر خود را اطاعت میکنیم : - درباب هدایای فوق که نمونه\nجذبات و اظهار شوق و محبت ما ملت بذات اعلحضرت بوده آنها را\nبحضور مبارک اولوالامر خود تقدیم کردیم آنچه را که قبول کردند منتهی عزت\nو شرف و آنچه بهر مقصدی که باشد قبول نفرمودند ما در انباب هیچ اصرار"}
{"book": "adl0012", "page": 418, "text": "جواب عریضه داعیه لویه جرگه ۴۱۷ لویه جرگه ۱۳۰۳\nو گفتار و تکرار کرده نمیتوانیم بلکه مزید برین گفت و شنید نمودن آنرا قرین\nصواب ندیده آه نمیکنیم!\nاعلیحضرت عزیزان من ! از ین حسیات شما خیلی ممنون و مشکورم\nلکن چنانچه معروضداشتم هر وقت که استحقاق پیدا\nکردم خودم میگویم که سزاوار فلان نشانم : - مهربانی کرده بمن عطا کنید!\nریئس احد شوری اعلیحضرتا ! اگر مسئله در استحقاق باشد علاوه\nبر مستحق بودن ذات ملوکانه بر این اشیا استخفه شده\nاین جمعیت عالیه لویه جرگه با انقدر حقوق بمراتب و عزت بر ما دارید که ما\nبشمردن زبانی آن قاصریم!\nلویه جرگه نیز همین معانی معروضه رئیس صاحب عمومی شورای دولت را\nبالفاظ دیگر و بعبارات رنگین تر بعرض رسانیدند !\nاعلیحضرت عزیزانم ! پیشتر گفتم اگر چه خلاف ادب و خلاف تعظیم است\nبیخودانه عرض میکنم که علاوه برین بنمچه با هم در بینخصوص مرا تکلیف\nدهید و یا چیزی بگوئید من آرزوی بهبودی و ترقیات شما را که برای این مقام\nتان نشان حقیقی است دارم ، در ینوقت همین حسیات صادقانه و کلمات\nاخلا صندانه شما برای من نشان بلکه بالاتر ازان است . زیاده\nتکلیف ام ندئید!"}
{"book": "adl0012", "page": 419, "text": "جواب عریضة داعیه لویه جرگه\n۴۱۸\nلویه جرگه ۱۳۳۴\n\nباقی همه شما را امروز رسماً و داع میکنم و از خدای خود امید دارم\nکه در آینده روشن کنندۀ افکار عموم افغان‌ستان و عالم اسلام\nشما باشید و از افکار عالی شما عموم عالم اسلام علی الخصوص افغان‌ستان\nترقیات فوق العاده را که دران رضا و خشنودی حضرت الهی باشد\nبدست بیاورد ـ غیر خشنودی حضرت الهی دیگر چیزی را نمیخواهم،\nشما را بخدا سپردیم با بخیر و عافیت بجاهای خود بروید !\nلویه جرگه شما را هم بخدا سپردیم، دشمنا نت در هر دو جهان خوار و مضطر\nباد برب العباد ! (غلغله دعا گوئیها)\n[برای خاتمه این روز بتقریب این و داع رسمی اگر چه تحریراً و تقریراً\nبسیار ادعیه و مقالات مدحیه قبلاً از طرف \"لویه جرگه\" تهیا و آماده شده بود\nفاما بواسطۀ عدم وجود وقت و موقع نتوانستند که تا اول مجلس امروزه تا آخر\nبسمع حضار و گوش دقایق نیوش شهریار دیندار ما میرسانیدند تا اینکه ساعت\nمجلس پوره و ذات همایونی بکلمات فوق مجلس را خاتمه داد. ب، د]"}
{"book": "adl0012", "page": 420, "text": "وداع خصوصی\n۴۱۹\nلویه جرگه ۱۳۰۳\n\nگزارش روز چهارشنبه ۸ اسد\n\nدرینروز که برای وداع خصوصی از طرف اعلیحضرت معظم غازی برأی\nاعضای محترم لویه جرگه تخصیص شده بود ، عموم شرکای لویه جرگه قرار تقسیم\nولایات و حکومتیهای اعلیٰ طوریکه مفصلاً در ملاقات خصوصی ابتدائی که در صحیفهٔ\nاین کتاب قبلاً تشریح داده شده است، بحضور موفور السرور ملوکانه\nمشرف شده بعد از مذاکرات گفت و شنید معمولی وصرف چای و\nشیرینی و نصب شدن نشان یادگار لویه جرگهٔ قبیلهٔ امضاے بیضاے همایونی\nمزین شده بود ذیلاً نقل آن تحریر میشود و اجراے مراسم مصافحه ومعانقه\nباذات شاهانه و اخذ تمثال بافت مثال اعلیحضرت معظم غازی شان و بوسید\nدست حق پرست شهریاری با یک عالم حزن و ملال و دیدهٔ پر آب\nپریشان احوال هر کدام شان شهریار محبوب القلوب خود ها را تودیع کنان\nبزبان حالا این بیت را ترنم کنان مرخص میشدند\nحیف در چشم زدن صحبت یار آخر شد ٭ روی گل سیر ندیدیم و بهار آخر شد"}
{"book": "adl0012", "page": 421, "text": "عرائض شخصی\n۴۲۰\nلویه جرگه ۱۳۰۲\n\nنقل فرامین لویه جرگه .......... خان .........\nکه بمذاکرات محفل لویه جرگه دعوت و شمولیت داده شده بود چون نسبت\nبامورات استشاریه دولت و ملت ایجاباً اسحاث شایان و افکار\nخوبی را ابراز داده ، بیک اسلوب منصفانه اقامه دلائل مینمود ـ فلهذا\nبمناسبت (جرگه) نخستین که در افغانستان انعقاد گردیده از حضور\nهمایون ما باین نشان یادگار مکافات فرموده شد ـ (امضای همایونی)\n\nروز پنجشنبه (۹) اسد\nدرینروز عموم مدعوین محترم در صدد نهضت و در شرف حرکت بسوی\nمقامات مالوف و قری و امصار معهود خود بوده بعضی در پغمان مینو نشان\nمانده عده قلیلی از آنها برای بعضی عرائض شخصی شان که بوزارات ماموریات\nمرکزی و حضور اعلیحضرت غازی متعلق بود بپغمان در پغمان مقیم بوده، ذات\nجهانبانی و تمام وزراء و مأمورین بر طبق همان وعده که در لویه جرگه نسبت\nبه شنیدن عرائض شخصی لویه جرگه فرموده بودند، درین یوم از فرط رعیت\nپروری و ملت دوستی اعلیحضرت غازی که رئیس شورای دولت را برای"}
{"book": "adl0012", "page": 422, "text": "عرائض شخصی ۴۲۱ لویه جرگه ۱۳۱۳\nانجام فوری عرائض شخصی این اعضای گرامی لویه جرگه افغانی تاکید اکید فرموده بمقام\nوزراء و مامورین دران روز محض تسهیل کار و بانجام رسانیدن معروضات آن رعایا\nصداقت شعار امر و احکام شمولیت شانرا با محررین و دفاتر لازمه به ریاست شورای\nدولت فرموده بودند ـ از صبح تا شام در خود ریاست عمومی شورای دولت بکارهای\nآنها پرداختند، حتی اینکه قبل از وقت حاضری عصر غور رسی و دادخواهی عارضین مزبور شده\nقرار قواعد مقرره ملازمین خود ها را بوزارت جلیله داخله فرستاده وزارت موصوف\nسفر خرچ و پول کرایه اوشانرا بیک سررشته نهایت زیبا در وجه خود آنها اعطا\nنموده جرگه باختتام رسید علی الصباح اشخاص\nباقیمانده جرگه نیز بطرف وطان خود\nمسرورانه حرکت\nکردند!"}
{"book": "adl0012", "page": 423, "text": "۴۲۲\n\nاسامی سامی شرکا و محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nنبرشمار اسماء صفت ممیزه نمبرشمار اسماء صفت ممیزه\nاعلیحضرت معظم غازی شهریار استقلال بخش ۱۷ جناب قاضی صاحب هرات معین وزارت عدلیه\n۱ امیر امان الله خان افغانستان رئیس ۱۸ جناب محمد عمر خان نائب سالار\nمدظله العالی اول لویه جرگه ۱۹ جناب عالی سردار محمد کبیرخان مدیر مستقل طبیه\n۲ جناب عبدالعزیزخان رئیس تنظیمیه قندهار و زیر داخلہ ۲۰ جناب میرزا مجتبی خان مستوفی ایالت کابل\nاسبق حال وکیل دفاعیہ حبیب ۲۱ جناب محمود سامی لواء مشر مکتب حربیه\n۳ جناب شیر احمد خان وکیل وزارت خارجہ رئیس ۲۲ جناب غلام حیدر خان قلعه بیگی ارگ\nشورای دولت و رئیس\nلویه جرگه ۲۳ جناب عبدالحمید خان رئیس ارکان حربیه\n۴ جناب غلام محمد خان وزیر داخله ۲۴ جناب محمد عمر خان غند مشر معاون دائرہ ارکان\n۵ جناب سردار حیات الله خان عدلیه\n۶ جناب میرزا محمد ہاشم خان مالیه ۲۵ جناب محمد جانخان احتیاطی\n۷ جناب فیض محمد خان معارف ۲۶ جناب میرزا غلام صفدر خان رئیس بخش مالیه\n۸ جناب میرزا محمد ایوب خان وکیل وزارت تجارت ۲۷ جناب محمد حسین خان تدریسات معارف\n۹ جناب محمد یعقوب خان شاغاسی حضوری ۲۸ جناب محمد حیدر خان وزیر مختار\n۱۰ جناب محمود خان یاور والی کابل ۲۹ جناب عبدالرحمن خان رئیس سرکد و پوسته\n۱۱ جناب عالی سردار عنایت الله خان معین السلطنہ سابق ۳۰ جناب محمد ادیب خان مکتب امانی و امانیه\n۱۲ جناب محمد نعیم خان وکیل حرب ۳۱ جناب احمد شاہ خان نانشات عرفانی\n۱۳ جناب عبدالوکيل خان فرقه مشر قوماندان قول اردو ۳۲ جناب گل احمد خان کوتوالی\n۱۴ جناب محمد اسحق خان مستشار سفارت پاریس ۳۳ جناب میر محمد حسینخان ۲ شورا\n۱۵ جناب عبدالحمید خان معین وزارت داخله ۳۴ جناب عبدالرحیم خان ۳\n۱۶ جناب علی محمد خان معارف ۳۵ جناب پنین بیگخان لواء مشر اعضا طبعه شورا"}
{"book": "adl0012", "page": 424, "text": "۴۲۳\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسماء صفت ممیزه نمبر شمار اسماء صفت ممیزه\n۳۶ جناب سعد الدینخان قوماندان کوتوالی ۵۶ جناب میرزا غلام رسول خان مدیر محاسبه خارجیه\n۳۷ جناب محمد یونس خان رئیس بلدیه ۵۷ جناب سردار محمد عمر خان ” مأمورین داخلیه\n۳۸ جناب میرزا محمد اکبرخان سرکاتب حضور والا ۵۸ جناب عزیز الله خان ” نفوس ”\n۳۹ جناب حافظ نور محمد خان ” عالی دربار ۵۹ جناب عبدالجبار خان پست تلیفون و تلگراف ”\n۴۰ جناب میر علی احمد خان مدیر مکتوب نویسی دایره شاهی ۶۰ جناب محمد حسین خان مدیر معابر ”\n۴۱ جناب میر محمد ہاشم خان مدیر محاسبه ” ۶۱ جناب میرزا علیجانخان ” محاسب ”\n۴۲ جناب محمد کریم خان کندک مشر مدیر شعبه ارکان حرب ۶۲ جناب میرزا محمد سرور خان ” مالیه ”\n۴۳ جناب حسن بیگ خان ” ترجمان ترکی حربیه ۶۳ جناب میرزا عبد الوهاب خان ” مأمورین ”\n۴۴ جناب عبد الغفار خان ” ارکان حربیه ۶۴ جناب عبد الاحد خان ” تحریرات معارف\n۴۵ جناب امین الله خان ” ” ۶۵ جناب محمد اکرم خان ” مأمورین ”\n۴۶ جناب امیر محمد خان ” رساله شاهی ۶۶ جناب محمد عیسی خان ” تنظیمات ”\n۴۷ جناب میرزا محمد مهدیخان ” مدیر لوازمات حربیه ۶۷ جناب محمد اکبر خان ” مأمورین عدلیه\n۴۸ جناب میر غلام محمد خان ” طبیه حربیه ۶۸ جناب توفیق بیگ خان مدیر عمومی زراعت وزارت تجارت\n۴۹ جناب عبدالحمید خان ” احتیاطی ” ۶۹ جناب عبد البصیر خان ” مکتوب نویسی ”\n۵۰ جناب سید دلاور علی شاه خان ” ترجمان ” ۷۰ جناب میرزا عبد العزیز خان ” محاسبه ”\n۵۱ جناب عبدالشکور خان مدیر دول اسلامی خارجیه ۷۱ جناب میرزا محمد سعید خان منشی شورای دولت\n۵۲ جناب حفیظ الله خان ” روس انگلیس ” ۷۲ جناب میرزا محمد نوروزخان مدیر تحریرات یاوری\n۵۳ جناب بائر محمد خان ” هند ار و پا ” ۷۳ جناب میرزا عبدالرحیم خان ” مرکزی ایالت کابل\n۵۴ جناب محمد عثمانخان ” تشریفات دارالترجمه ” ۷۴ جناب میرزا محمود خان ” تحصیلی ”\n۵۵ جناب میرزا غلام محمد خان ” اوراق ” ۷۵ جناب میرزا محمد اکبرخان ” عین المال"}
{"book": "adl0012", "page": 425, "text": "۴۲۴\nاسامی ساخی شرکای محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسماء صفت ممیزه نمبر شمار اسماء صفت ممیزه\n٧٦ جناب میرزا محمد نوروز خان مدیر ضبط احوالات ٩٦ میرزا رجب علیخان کاتب اول اوراق تحریرات\n٧٧ جناب ملا عبدالرحمن خان قاضی مرافعه کابل ٩٧ میرزا سید محمودخان ״ ״ ٢ ״\n٧٨ جناب میرزا خیر محمدخان مدیر نفوس ایالت ״ ٩٨ یار محمدخان تولیمشر ٣ ارکان حربیه\n٧٩ جناب میر محمد صدیق خان ״ زراعت ״ ٩٩ میر عبدالسلام خان ״ ٢ ״ ״\n٨٠ جناب محمد حسین خان ״ معارف ״ ١٠٠ حاجی حفیظ اللہ خان ״ تحویلدار کنجانه عسکری\n٨١ جناب میرزا محمد سلم خان ״ محاسبه ״ ١٠١ سید اکبرخان ״ ٢ ارکان حربیه\n٨٢ مولوی برہان الدینخان دائرہ سوانح نگاری حضور ١٠٢ سید احمدخان ״ ٤ ״ ״\n٨٣ میرزا محمد سرورخان مخفف نویس ״ ١٠٣ زکریا خان ״ ٢ ״ ״\n٨٤ میرزا رحمت اللہ خان ״ ״ ״ ١٠٤ محمد علیخان ״ ٤ ״ ״\n٨٥ میرزا عبدالسلام خان ״ ״ ״ ١٠٥ سلطان احمدخان ״ احتیاطی ״\n٨٦ میرزا محمد اکبر خان مرحوم ״ ״ ״ ١٠٦ محمد علیخان ״ ٢ ״ ״\n٨٧ میرزا سلطان محمدخان کاتب سوانح نگاری حضور ١٠٧ میرزا حسام الدین خان سرکاتب ٢ ״\n٨٨ میرزا دلاور خان ״ ״ ״ ١٠٨ میرزا رستم علیخان ״ دائره محاکما حربیه\n٨٩ میرزا میر عبداللہ خان سرکاتب دائرہ شناسائی ١٠٩ میر غلام رؤف خان ״ شخصیه ״\n٩٠ میرزا میر عباس خان ״ محاسبه ״ ١١٠ میرزا فضل احمدخان ״ حربیه ״\n٩١ سید محمد ایشانخان ״ مطبعه دائرہ تحریرات ١١١ میرزا دوست محمد خان ״ شعبۀ شخصیه حربیه\n٩٢ میرزا سراج الدینخان کاتب ״ ״ ١١٢ میرزا غلام نبی خان ״ حربیه ״\n٩٣ میرزا محمد محسن خان ״ ״ ״ ١١٣ میرزا غلام بہاءالدین خان ״ ״ ״\n٩٤ میرزا احمد راتب خان ״ ״ ״ ١١٤ میرزا محمد قاسم خان ״ اوراق ״\n٩٥ میرزا عبدالله خان ״ افغانی نویس ״ ١١٥ میرزا عبدالله خان ״ وزارت حربیه"}
{"book": "adl0012", "page": 426, "text": "٤٢٥\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر شمار | اسماء | صفت ممیزه | نمبر شمار | اسماء | صفت ممیزه\n١١٦ | میرزا عبدالعلیخان | سرکاتب وزارت جلیله | ١٣٦ | میرزا محمد اکبر خان | سرکاتب گمرک شاه قطعن\n١١٧ | میرزا محمد یعقوبخان | معاون اول اسلامی خارجیه | ١٣٧ | میرزا عبدالرحیم خان | \"\n١١٨ | میرزا عبدالغفور خان | سرکاتب \" | ١٣٨ | میرزا غلام نبی خان | \" مکتوبهای اعلی\n١١٩ | میرزا غلام احمد خان | معاون روس گستان | ١٣٩ | میرزا عزیز الله خان | \" \"\n١٢٠ | میرزا عبدالصبور خان | سرکاتب \" \" | ١٤٠ | میرزا فیض الدینخان | \" بقایای مالیه\n١٢١ | میرزا سلطان احمد خان | معاون هند و روپا | ١٤١ | دیوان حکم چند | \" \"\n١٢٢ | میرزا عبدالوهابخان | \" شفره و ترجمان | ١٤٢ | میرزا غلام صدیق خان | \" وزارت \"\n١٢٣ | میرزا محمد جانخان | امور بقایای مالیه | ١٤٣ | میرزا محمد حسن خان | \" \"\n١٢٤ | میرزا میر سلام الدینخان | \" وزارت \" | ١٤٤ | میرزا علی محمد خان | \" بودجه \"\n١٢٥ | میرزا عبدالقیوم خان | \" بودجه \" | ١٤٥ | میرزا عبدالاحد آغا | \" مأمورین \"\n١٢٦ | \" عبد الله خان | \" اوراق \" | ١٤٦ | میرزا نور احمد خان | \" مکتوب \"\n١٢٧ | حاجی میرزا محمد عمر خان | سرکاتب تصفیه ماضیه | ١٤٧ | میرزا محمد قاسم خان | معاون مدیریت شفره خارجیه\n١٢٨ | \" محمد ایوبخان | \" \" \" | ١٤٨ | میرزا عبدالمجید خان | \" دارالترجمه \"\n١٢٩ | میرزا فخرالدینخان | \" \" \" | ١٤٩ | میرزا عبدالرحمن خان | ترجمان \"\n١٣٠ | میرزا محمد نبی خان | \" \" \" | ١٥٠ | میرزا غلام احمد خان | سرکاتب شفره \"\n١٣١ | میرزا محمد علم خان | \" \" \" | ١٥١ | میرزا عبدالغفار خان | \" مدیریت اوراق \"\n١٣٢ | میرزا عبدالغفور خان | \" ولایت کابل | ١٥٢ | میرزا نیاز محمد خان | مأموریت پر کابلی وزارت داخله\n١٣٣ | میرزا برهان الدینخان | \" \" \" | ١٥٣ | میرزا حبیب الله خان | سرکاتب تحریرات \"\n١٣٤ | \" محمد سرور خان | \" ولایت قندهار | ١٥٤ | میرزا عبدالعلیخان | \" اوراق \"\n١٣٥ | \" امان الدینخان | \" \" \" | ١٥٥ | میرزا قطب الدینخان | \" مأمورین \""}
{"book": "adl0012", "page": 427, "text": "۴۲۶\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nنمبر ش اسما صفت ممیزه نمبرشما اسماء صفت ممیزه\n۱۵۶ میرزا نورالدینخان سرکات نفوس داخلیه ۱۷۶ میرزادین محمد خان سرکات تصفیه محاسه الیه\n۱۵۷ میرزا حسین علیخان \" تیلیفون \" ۱۷۷ میرزا محمد یوسف خان \" \" \" \"\n۱۵۸ میرزا غلام نبی خان \" پست \" ۱۷۸ میرزا امین الله خان \" \" \" \"\n۱۵۹ میرزا عنایت الله خان \" محاسبه \" ۱۷۹ میرزا غلام محمد خان \" \" \" \"\n۱۶۰ میرزا محمد حلیم خان \" معابر \" ۱۸۰ میرزا محمد علم خان \" \" \" \"\n۱۶۱ میرزا محمد یسین خان مأمور فیه \" ۱۸۱ میرزا محمد هاشم خان \" \" \" \"\n۱۶۲ میرزا سید جعفر خان سرکاتب برقی \" ۱۸۲ میرزا محمد طاهر خان \" \" \" \"\n۱۶۳ میرزا عبد القادر خان معاون محاسبه الیه ۱۸۳ میرزا قداداد خان \" \" \" \"\n۱۶۴ میرزا عبد اللطیف خان مأمور ولایت کابل ۱۸۴ میرزا عبد الحمید خان \" \" \" \"\n۱۶۵ میرزا فضل احمد خان \" قندهار هرات ۱۸۵ دیوان کشن سنگهه \" \" \" \"\n۱۶۶ میرزا محمد اکبر خان \" ترکستان ۱۸۶ دیوان لچمن داس \" \" \" \"\n۱۶۷ میرزا حبیب الله خان \" حکومتهای اعلی ۱۸۷ میرزا محمد حسین خان ماموریات بخش \"\n۱۶۸ میرزا محمد حسین خان سرکات تصفیه محاسبه الیه ۱۸۸ میرزا عبدالحمید خان \" \" \" \"\n۱۶۹ میرزا محمد اکبر خان \" \" \" \" ۱۸۹ میرزا سید حین خان \" \" \" \"\n۱۷۰ میرزا فضل احمد خان \" \" \" \" ۱۹۰ میرزا محمد هاشم خان سرکاتب \" \"\n۱۷۱ میرزا پیر محمد خان \" \" \" \" ۱۹۱ میرزا سید قاسم خان \" \" \"\n۱۷۲ میرزا سید محمد خان \" \" \" \" ۱۹۲ میرزا محمد عثمانخان \" \" \"\n۱۷۳ میرزا محمد یسین خان \" \" \" \" ۱۹۳ میرزا محمد صدیق خان مامور \" \"\n۱۷۴ میرزا عبدالله خان \" \" \" \" ۱۹۴ میرزا محمد اما نخان سر کاتب \" \"\n۱۷۵ میرزا احمد جانخان \" \" \" \" ۱۹۵ میرزا حضر شاه خان \" \" \" \"\n\nمهر عبدالحمید شجاعی"}
{"book": "adl0012", "page": 428, "text": "۴۲۷\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر اسماء صفت ممیزه نمبر اسماء صفت ممیزه\n۱۹۶ میرزا غلام محمد خان سرکاتب بخش مالیه ۲۱۴ محمد سرور خان اعضای شورا دولت\n۱۹۷ عبدالحکیم خان مفتش وزارت معارف ۲۱۵ محمد علیخان \"\n۱۹۸ میرزا عبدالواحد خان سرکاتب تنظیمات \" ۲۱۶ محمد یوسف خان وکیل شرکت اعضا متخب تیرا\n۱۹۹ میرزا عبداللطیف خان \" تدریسات \" ۲۱۷ یماق خان \" میمنه \" \" \"\n۲۰۰ میرزا عبدالله خان \" اوراق \" ۲۱۸ سید جلال خان \" قطغن و بدخشان \" \"\n۲۰۱ میرزا عبدالکریم خان \" محاسبه \" ۲۱۹ محمد اصیل خان \" سمت جنوبی \" \"\n۳۰۲ عطاء محمد خان اعضاء اول تمیز عدلیه ۲۲۰ منیرزا عبدالله خان سرکاتب تحریرات شورا\n۲۰۳ میرزا محمد عمر خان سرکاتب محاسبه \" ۲۲۱ میرزا میر یوسفعلیخان \" محکمۀ مرافعه \"\n۲۰۴ میرزا نظر محمد خان \" محکمه تمیز \" ۲۲۲ میرزا سید مجو نجان \" \" ابتدائیه \"\n۲۰۵ میرزا احمد میر خان \" مکتوب \" ۲۲۳ میرزا سید محمد حسین خان مامور محاسبه طبیه\n۲۰۶ میرزا عبدالغفور خان \" مامورین \" ۲۲۴ میرزا محمد حسین خان سرکاتب \" \"\n۲۰۷ میرزا احمد علیخان \" پسپورت \" ۲۲۵ عبدالرسول خان معاون مدیر محار قولا کابل\n۲۰۸ میرزا عبدالخالق خان \" اوراق \" ۲۲۶ محمد اکبر خان قاضی سابق ابتداء \"\n۲۰۹ میرزا احمد علیخان \" \" تجارت ۲۲۷ میرزا عبدالخالق خان سرکاتب ضبط احوالات \"\n۲۱۰ میرزا خان محمد خان \" معدنیات \" ۲۲۸ میرزا محمد کریم خان \" \" \" \" \"\n۲۱۱ میرزا سید اکبر خان \" مامورین \" ۲۲۹ میرزا محمد علیخان کاتب شورای دولت\n۲۱۲ دیوان شنکر داس سرکاتب زراعت \" ۲۳۰ میرزا شیر احمد خان \" \" \" \"\n۲۱۳ حافظ عبدالغفار خان اعضای شورا دولت . میرزا ملک جی خان سرکاتب تصفیه باقید مالیه"}
{"book": "adl0012", "page": 429, "text": "۴۲۸\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nشرکای محترم لویه جرگه از ولایت کابل\nنمبر اسماء صفت ممبر مقامات نمبر اسماء صفت ممبر مقامات\n۲۳۱ شہنواز خان خان قلعہ مراد بیگ ۲۵۰ محمد جانخان خان غوربند\n۲۳۲ محمد یوسف خان ولد بلندخان \" تمددۂ چاریکار ۲۵۱ محمد ایوبخان \" \"\n۲۳۳ میر اکبرخان ولد محمد یوسف خان \" سرخ پارسا ۲۵۲ محمد قاسم خان \" \"\n۲۳۴ میر افضل خان \" استالف ۲۵۳ غلام قادر خان \" \"\n۲۳۵ کاظم خان \" ترکان پارسا ۲۵۴ محمد اعظم خان \" \"\n۲۳۶ سید محمد خان ولد میر بچه خان \" کوہدامن ۲۵۵ فیض محمد خان \" برکی راجان\n۲۳۷ پیر محمد خان \" تگاب ۲۵۶ میرزا غلام حسن خان \" چرخ\n۲۳۸ میر گلخان کوچی \" قره باغ ۲۵۷ میرزا مالک جی خان سرکاتب تصفیه مالیه کابل\n۲۳۹ حسین علیخان \" مالستان غزنی ۲۵۸ سید شاه خان \" لوگرد\n۲۴۰ حاجی یار محمد خان \" سراب ۲۵۹ اخندزاده عبدالمجید خان \" \"\n۲۴۱ میرآخور احمد علیخان \" واعظ اندری ۲۶۰ سید عبد الصمد خان \" سمت شمالی\n۲۴۲ محمد افضل خان \" قیاق ۲۶۱ رضا بخش خان \" بہسود\n۲۴۳ ابراہیم خان \" قوج ۲۶۲ جلال الدینخان وکیل میر آقا\n۲۴۴ محمد حسین خان \" تلک ۲۶۳ شجاع الدینخان \" \"\n۲۴۵ خان محمد خان \" چاریکہ میدان ۲۶۴ میرزا عباس خان \" بہار نورک\n۲۴۶ فیض محمد خان \" صد مرده ۲۶۵ ملک عبداللہ خان \" کنواز\n۲۴۷ اسکندر خان \" نرخ عمر خیل ۲۶۶ سنگی محمد خان محمد زمان \" \"\n۲۴۸ محمد ایوبخان \" تکانہ ۲۶۷ عبد الکریم خان \" لوگر\n۲۴۹ سید زین العابدین خان سید غوربند ۲۶۸ میرزا آغا جانخان \" \"\nسر کاتب تصفیه مالیه کابل"}
{"book": "adl0012", "page": 430, "text": "۴۲۹\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسمار صفت ممبری مقامات نمبر شمار اسمار صفت ممبری مقامات\n۲۶۹ عبدالقادر خان وکیل لهوگر ۲۸۴ میر عالم محمد خان وکیل غزنی\n۲۷۰ نور محمد خان \" \" ۲۸۵ ملا محمد جان ولد امیر محمد \" خواجه احمد\n۲۷۱ جلال الدین خان \" \" ۲۸۶ خان محمد خان \" قلعه عبدالرحمان خان\n۲۷۲ شجاع خان \" \" ۲۸۷ جانعلی خان ولد جان \" کلرک\n۲۷۳ غوث الدین خان \" \" ۲۸۹ میرزا محمد سرور خان بن \" نجراب\n۲۷۴ غلام علی خان \" \" ۲۹۰ محمد صدیق جان ولد \" تگاب\n۲۷۵ محمد رفیق خان \" پغمان ۲۹۱ شرف الدین خان \" پروان پنچشیر\n۲۷۶ محمد عمر جان ولد دوست \" موسهی لوگر ۲۹۲ فیاض خان \" \"\n۲۹۳ مهر علی خان \" شکر دره\n۲۷۷ اختر محمد خان \" مقر ۲۹۴ عبد الغفور جان ولد \" ریزه کوهستان\n۲۷۸ محمد سمیع خان ولد \" \" ۲۹۵ پادشاه گل خان \" فرزه\n۲۹۶ محمد شریف خان \" استرغیچ\n۲۷۹ احمد علی خان ولد \" بامیان ۲۹۷ محمد زمان خان \" جبل السراج\n۲۹۸ محمد شرف الدین خان \" سمنجن در نامه\n۲۸۰ خورشید خان \" قره باغ ۲۹۹ محمد اسحق خان \" بوغزان\n۲۸۱ محمد حسن جان ولد \" غزنی ۳۰۰ محمد سرور خان \" جاغوری\n۳۰۱ میر حمزه خان ولد \" سیدان\n۲۸۲ بادام خان ولد \" سیغان و کهمرد ۳۰۲ محمد ایوب خان \" کوت غزو\n۲۸۳ صاحب جان ولد محمد یحیی \" وردک ۳۰۳ محمد جان خان ولد \" سیدان"}
{"book": "adl0012", "page": 431, "text": "۴۳۰\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه – ۱۳۰۳\n\nنمبر اسمآء صفت ممیزه مقامات نمبر اسمآء صفت ممیزه مقامات\n۳۰۴ خواجه محمد علم خان وکیل سرای خواجه ۳۲۴ سید اکبر شاه خان ولد سید حسن خان سادات دایزنگی\n۳۰۵ سلطان محمد خان \" بامیان ۳۲۵ سید علیخان ولد رضا \" \" علی آباد غزنین\n۳۰۶ سید قاسم خان ولد سید امیر خان \" کابل ۳۲۶ کریم خان \" کاریز میر\n۳۰۷ میر آقا خان \" چهار آسیا ۳۲۷ \" امیر خان ولد \" عبدالاحد \" افغان\n۳۰۸ نظر محمد خان \" قلعه قاضی ۳۲۸ آقا میر خان ولد محمد سعید خان \" روضه غزنی\n۳۰۹ محمد حسن خان \" تره خیل ده سبز ۳۲۹ محمد عسکر خان \" بامیان\n۳۱۰ عبدالستار خان \" بتخاک ۳۳۰ میرزا حسین بجا ولد سید محمد حسین خان \" یکاولنگ دایزنگی\n۳۱۱ عین الدینخان \" چهار آسیا ۳۳۱ ولیر الدینخان ولد سید احمد شاه \" کابل\n۳۱۲ محمد شریف خان \" پغمان ۳۳۲ جناب آخند زاده صاحب تکاب مشایخ تکاب\n۳۱۴ پیر محمد خان ولد امیر محمد خان \" ارغنده ۳۳۳ ملا صوفی خان ولد محمد نور خان علماء چنداول پغمان\n۳۱۵ شهنواز خان \" پغمان ۳۳۴ حاجی محمد رسول خان \" لهوگرد\n۳۱۶ خواجه جلال الدینخان \" گلدره ۳۳۵ ملا اسمر بلند خان آخند زاده \" غزنین\n۳۱۷ مولاداد خان \" \" ۳۳۶ مولوی عبدالغنی خان \" قلعه حیدر چاریکا\n۳۱۸ محمد حکیم خان ولد محمد اشرف خان \" ترکان پغمان ۳۳۷ عبدالحی خان \" رخنه پنجشیر\n۳۱۹ حاجی گل آخند زاده شیخ مقر ۳۳۸ محمد رفیق خان \" جمال آغه\n۳۲۰ سید محمد عثمانخان سادات کابل ۳۳۹ ملا سید محمد جانخان \" تکاب\n۳۲۱ انبیا خان \" سیاه کوه دامن ۳۴۰ عبدالستار خان ولد سید محمد خان \" کهمرد\n۳۲۲ محمد حسین خان \" لهوگرد ۳۴۱ ملا محمد رفیع خان ولد \" سعداله خان \" کابل\n۳۲۳ میر محمد سمیع خان ولد سید جعفر خان \" بهسود"}
{"book": "adl0012", "page": 432, "text": "۴۳۱\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر اسماء منصب مقامات نمبر اسماء منصب مقامات\n۳۴۴ احمد نور خان ولد ملا احمد خان علم دار لهوگرد ۳۵۶ اکبر شاه خان ولد خوانین یکاولنگ میرزا حسین خان\n۳۴۵ عبد محمد برادر با محمد خان خوانین الوخیل ۳۵۷ غلام حیدر برادر اکرم خان 〃 〃\n۳۴۶ محمد ابراهیم خان ولد تیمور شاه 〃 لهوگرد ۳۵۸ میر کرم علی بیگ 〃 هزاره\n۳۴۷ برات خان ولد سعادت خان 〃 〃 ۳۵۹ کلبی رضا بیگ ولد یعقوب علی 〃 یکاولنگ\n۳۴۸ بهرام خان ولد کندل خان 〃 〃 ۳۶۰ محمد حسنی خان کربلائی 〃 سرجنگل\n۳۴۹ محمد رفیق خان ولد عبدالحکیم خان 〃 〃 ۳۶۱ عبدالرشید خان ولد محمد حسین خان 〃 دایزنگی\n۳۵۰ حاجی محمد افضل خان ولد پاینده محمد 〃 〃 ۳۶۲ عبدالحکیم خان ولد حاجی عبدالسفان 〃 ناده غزنین\n۳۵۱ محمد صادق حان ولد میر سلیمان بیگ 〃 دایزنگی ۳۶۳ محمد علم خان ولد امین الله خان 〃 مقـــر\n۳۵۲ میر محمد علی بیگ میرزا محمد حسین خان 〃 دایکندی ۳۶۴ عبدالقادر خان ولد عبدالرزاق خان 〃 گنده آب\n۳۵۳ محمد حسن بیگ ولد محمد حسین بیگ 〃 دایزنگی ۳۶۵ محمد اسمعیل خان ولد نامدار خان 〃 مقـــر\n۳۵۴ میر غلام حسن ولد میر محمد حیدر خان 〃 〃 ۳۶۶ عبدالغفار خان ولد عبدالظاهر خان 〃 〃\n۳۵۵ میر غلام حسین بیگ ولد قنبر بیگ خان 〃 یکاولنگ ۳۶۷ محمد علیخان ولد آقا سالار مرحوم 〃 اندري"}
{"book": "adl0012", "page": 433, "text": "۴۳۲\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبر شما اسماء حیثیت مقامات نمبر شما اسماء حیثیت مقامات\n۳۶۷ محمد سعید خان ولد عبد العزیز خان مشایخ شلگر ۳۸۸ غلام محی الدینخان ولد رسولداد خان خوانین جفتوحه شمالی\n۳۶۸ غلام حیدر خان \" لکن خیل ۳۸۹ جمعه خان \" ملک عبد العزیز خان \" وردک\n۳۶۹ خدایداد خان \" قلعه یابی بابای اندرابی ۳۹۰ ملک محمد طاهر خان \" میر احمد خان \" دایمیرداد\n۳۷۰ عبد الستار خان ولد غلام صدیق خان \" دقانی ۳۹۱ میرزا فتح محمد خان برادر عبد المجید خان \" \"\n۳۷۱ دین محمد خان \" سلطان محمد خان \" قلعه عالی ندرکی ۳۹۲ ملک میر محمود خان ولد گل محمد خان \" خوگانی\n۳۷۲ احمد جانخان \" وکیل مرحوم \" کهمرد ۳۹۳ محمد رضا خان \" ملا قاسم خان \" قلعه شهرآرا و...\n۳۷۳ سید محمد حسن خان سادات بامیان ۳۹۴ محمد آق خان \" شجاعلی خان \" بویغرانی\n۳۷۴ محمد حسن خان ولد سردار شیر علیخان خوانین جاغوری ۳۹۵ احمد علیخان \" ولی محمد خان \" نیجراب شمالی\n۳۷۵ عبد الاحد خان \" باز محمد خان \" \" ۳۹۶ محمد پردل خان \" درویش خان \" پنجشیر\n۳۷۶ میرزا نور محمد خان \" ناور ۳۹۷ بابر باز خان \" \" تگاب\n۳۷۷ ملک محمد عمر خان ولد محمد اکرم خان \" کتواغزنین ۳۹۸ شیرجانخان \" خواجه جانخان \" چاریکار\n۳۷۸ ملا بازنظام آخندزاده ناصری \" دیه بکا سمت شعالی ۳۹۹ محمد امین خان \" \" ترکمان پارسا\n۳۷۹ مولوی فضل الدین خان ولد ملا محمد هاشم خان \" تخم زرگر شمالی ۴۰۰ خبیراحمد خان \" اسدالله خان \" \"\n۳۸۰ میر حیدر ولد طوطی \" وردک ۴۰۱ محمد کریم خان \" محمد علم خان \" قلعه برنو بک\n۳۸۱ محمد کریم خان \" محمد شاه خان \" \" ۴۰۲ عبد العلیخان \" \" ترکمان پارسا\n۳۸۲ عبدالغنیخان \" محمد عثمان خان \" \" ۴۰۳ حاجی یار محمد خان \" میر محمد خان \" پنجشیر\n۳۸۳ میرزا عبد العزیز خان \" علی محمد خان \" جفتوحه شمالی ۴۰۴ جنگو خان \" چاریکار\n۳۸۴ محمد سرور خان \" غلام حیدر خان \" \" ۴۰۵ فقیر محمد خان \" کوهستان\n۳۸۵ زرین خان \" پیر گلخان \" \" ۴۰۶ عبد الوهابخان \" ریز کوهستان\n۳۸۶ محمد حسن خان \" سردار خان \" \" ۴۰۷ فتح محمد خان ولد لنگر خان \" پنجشیر\n۳۸۷ عزیز خان \" حبیب الله خان \" \" ۴۰۸ میربابه صاحب خان \" چاریکار\n\" \" \" \" ۴۰۹ محمد مسلم خان ولد جلندر خان \" تندره"}
{"book": "adl0012", "page": 434, "text": "۴۳۳\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسماء صفت ممبره مقامات نمبرشمار اسماء صفت ممبره مقامات\n۴۱۰ عبد الله خان خوانین ترکان ۴۲۱ سید حسن خان ولد میر اکبر بیگ خوانین دایزنگی\n۴۱۱ ملک ستیم خان ولد عبد الرحمن خان \" دکو ۴۲۲ حاجی محمد خان وکیل ده دانا\n۴۱۲ محمد ایوب خان \" شکر دره ۴۲۳ غلام حیدر جان قاضی و احمد حسین جان \" شمالی\n۴۱۳ محمد اسمعیل خان \" کلده ۴۲۴ ملا صاحب کاکر \" قره باغ از سمت هزاره\n۴۱۴ عبدالعزیز خان \" لکن خیل ۴۲۵ محمد یعقوب خان \" لوگر\n۴۱۶ محمد علیخان \" خواجه عمران ۴۲۶ نور المشایخ \" کابل\n۴۱۷ اختر محمد خان وکیل غلجه مقر ۴۲۷ شمس المشایخ \" \"\n۴۱۸ محمد عالم خان ولد محمد کمال خان خروتی خوانین قره باغ غزنی ۴۲۸ جان محمد خان \" غزنین\n۴۱۹ شاه محمد حسین خان سادات بهسود ۴۲۹ ملک شیر محمد خان ولد قیام احمد خان \" قلعه قاضی\n۴۲۰ ارباب امیر علی خان ولد کلبین خان خوانین دایزنگی ۴۳۰ حاجی غلام حیدر و غلام نبی خان \" بابا خودی\nشرکاء محترم لویه جرگه از ولایت هرات\nنمبر شمار اسماء صفت ممبره مقامات نمبرشمار اسماء صفت ممبره مقامات\n۴۳۱ میر عطا محمد خان سادات مرکز هرات ۴۳۷ میر غلام نبی جان متولی گازرگاه سادات گازرگاه\n۴۳۲ سید رحیم خواجه خان \" سفراز ۴۳۸ میر عبد الله خان آقا \" \"\n۴۳۳ میر محمد صدیق خان ولد سید محمد وحشی آقا \" سادات اوبه ۴۳۹ میر محمد شیرین \" \"\n۴۴۰ میر محمد عمر خان ولد داد شاه آقا \" داوود شاه\n۴۳۴ میر سید اعظم شاه او لد میر عبدالعظیم خان \" غور ۴۴۱ غلام محی الدین جان میر سید نجیب خان \" مرکز هرات\n۴۳۵ میر عثمانجان \" دیو بالی ۴۴۲ میرزا شیرین اقا جان ولد میرزا حسن خان \" \"\n۴۳۶ میر عبدالله خان \" نوین"}
{"book": "adl0012", "page": 435, "text": "۴۲۴\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر شمار | اسـمـار | حیثیت | مقامات | نمبرشمار | اسـمـار | حیثیت | مقامات\n۴۴۳ | حاجی میر اسحق خان ولد\nحاجی میر اسمعیل خان | سادات | مرکز هرات | ۴۵۸ | دین محمد خان ولد جانمحمد خان | خوانین | شاغلان\n۴۴۴ | ملا محمد صدیق خان | مشائخ | زیارتجاه | ۴۵۹ | محمد اعظم خان \" صمد خان\nآغا محمد امین \" ابوبکر خان | \" | سبزوار\n\" | انار دره\n۴۴۵ | محمد امین خان ولد شیخ عبدالحمید خان | \" | مرکز | ۴۶۰ | محمد عثمان خان \" حاجی عمر خان | \" | بالامرغاب\n۴۴۶ | ملا عبدالباقی خان ملا دلدار خان | \" | \" | ۴۶۱ | محمد حسن خان | \" | \"\n۴۴۷ | \" صلاح الدین خان \" حبیب الله خان | \" | \" | ۴۶۲ | محمد اکبر خان \" عبد لله خان | \" | قلعه نو\n۴۴۸ | درویش احمد خان \" حاجی عثمان خان | \" | \" | ۴۶۳ | عزیز محمد خان | \" | \"\n۴۴۹ | عبد الرؤف خان \" ولی الدین خان | \" | سیاچه | ۴۶۴ | محمد نعیم خان شرار \" سردار محمد خان | \" | ادرسکن\n۴۵۰ | اخندزاده عبدالرحیم خان\nولد ملا محمد عظیم خان | \" | خسرو | ۴۶۵ | شهنواز خان \" خواجه محمد خان | \" | کروچه\n۴۶۶ | فاضل خان | \" | چیچمان\n۴۵۱ | خواجه میر امام الدین خان ولد\n\" ضیاء الدین خان | \" | محله باباجی | ۴۶۷ | عجب خان \" ملا بلال\n۴۶۸ | میر محمد حسن خان آقا \" سید بشیر خان | وکیل\n\" | غوریان\nغوریان\n۴۵۲ | \" شرف الدین خان ولد\nحاجی خواجه احمد خان | \" | مرکز هرات | ۴۶۹ | غنیمت خان | \" | فرسیل\n۴۷۰ | ملا عبدالرزاق شاه محمد رسول | \" | جوند\n۴۵۳ | خواجه نجم الدین خان | \" | \" | ۴۷۱ | \" عبدالحمید خان \" ملا غفور خان | \" | شهرک\n۴۵۴ | عبدالقدوس خان ولد\nعبدالکریم خان | \" | \" | ۴۷۲ | \" عبد الکریم خان \" \" دوست محمد خان | \" | علاقه غوربات\n۴۷۳ | \" مرتضی خان \" \" مصطفی خان | \" | انار دره\n۴۵۵ | فضل محمد خان ولد\nعبدالوهاب خان | \" | \" | ۴۷۴ | دوست محمد خان \" \" ولی محمد خان | \" | برچین غور\n۴۷۵ | سعید محمد خان \" یار محمد خان | \" | بلوک گرزنگان\n۴۵۶ | محمد یوسف خان ولد\nاسردار مهر علی خان | خوانین | غوریان | ۴۷۶ | محمد ابراهیم خان \" گلاب خان | \" | مراد دو\n۴۷۷ | عبد الواسعان \" محمد یوسف خان | مغلدار | شهر"}
{"book": "adl0012", "page": 436, "text": "۴۳۵\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nشماره|اسم|ولد|صنفت|مقامات|شماره|اسم|ولد|صنفت|مقامات\n۴۷۸|ملا محمد حیدرخان| .|خوافین|۴۹۹|مهر و خان|قاسم بای|وکیل|کرسان\n۴۷۹|عبدالعزیزخان| .|فیروزکوهی|۵۰۰|ملا محمد حیدر| .| 〃|ملوک التجاری\n۴۸۰|محمد عثمانخان| .|شهر|۵۰۱|محمد اسمعیل خان|ارباب صمدخان| 〃|گجران\n۴۸۱|ملا عبدالاحدخان| .| 〃|۵۰۲|عبدالرحمن خان|سرفرازخان| 〃|غوریان\n۴۸۲|عصمت الله|دین محمدخان|اوبه|۵۰۳|خواجه ابراهیم خان| .| 〃|کمران\n۴۸۳|خلیفه ابراهیم خان|سید خواجه|قلعه نو|۵۰۴|خدای نظرخان|سیداودخان| 〃|تلک\n۴۸۴|عبدالاله خان| .|قاوش|۵۰۵|سکندرخان|نصرالله خان| 〃|اوبی\n۴۸۵|امیر محمدخان|ملا محمد فاروق|شهر|۵۰۶|شیرعلیخان|ابوبکرخان| 〃|سیاه و شان\n۴۸۶|میر محمد غوثخان| .| 〃|۵۰۷|محمد نعیم خان|ملا سلطان| 〃|مرغاب\n۴۸۷|محمد حسن خان|محمد عمر و خان|اسفزار|۵۰۸|میرتاجی|ملا بابائی| 〃|بلده\n۴۸۸|محمد یحیی خان|حاجی ذوالفقار|کرخ|۵۰۹|غلام نبی خان| .| 〃|السان\n۴۸۹|دین محمدخان|ولی محمد خان|سیاه و شان|۵۱۰|خواجه ابوالخیر خان|خواجه نامویل| 〃|خیابان\n۴۹۰|محمد اکبرخان|محمد حسین خان|محله صفی|۵۱۱|حاجی با بغلی خان| .| 〃| 〃\n۴۹۱|عبدالمناف چرخی| .|قاوس|۵۱۲|عبدالغفورخان| .| 〃|قلعه نو\n۴۹۲|پائید محمدخان|عصمت الله خان|اوبه|۵۱۳|میر محمد هاشم خان|محمد عثمانخان| 〃|اسفزار\n۴۹۳|ملا عطاء محمدخان|عبدالمجیدخان|وکیل|کرخ|۵۱۴|محمد اسمعیل خان|ابراهیم بیگ| 〃|قادس\n۴۹۴|محمد سلیم خان| .| 〃|گجران|۵۱۵|فضل احمدخان|جناب حضرت صا|مشایخ|اناردره\n۴۹۵|ادم خان|جمعه خان| 〃|اردون شان|۵۱۶|غوث محمد خان|صاحبزاده| 〃|غوریان\n۴۹۶|دولت خان|ابوبکر| 〃|تولک|۵۱۷|میرزا محمد حیدر|میرزا محمد عمرخان| 〃|کرخ\n۴۹۷|محمد رحمان|دوست محمدخان| 〃|گنج|۵۱۸|میر عبدالصمدخان| .| 〃| 〃\n۴۹۸|عبدالله خان|عطا محمد خان|منتخبه|شاغلان|۵۱۹|ملا جلال الدین علی|ملا عطا احمدخان|علماء|مرکز هرات"}
{"book": "adl0012", "page": 437, "text": "۴۳۶\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسم ولد جمعیتہ مقامات نمبر شمار اسم ولد جمعیتہ مقامات\n۵۲۰ ملا عبدالاحد خان سرالدین محمد اعظم حاجی بضمان علماء گازرگاه ۵۲۸ دوست محمد خان محمد خان خوانین تو لک\n۵۲۱ عبدالرحمن خان ” ” مرکز ہرا ۵۲۹ عبدالباقیخان مصطفی ” اسفزار\n۵۲۲ عطاءاللہ خان ” ” عریان ۵۳۰ محمد خان ارجان ” غور\n۵۲۳ جنیدالله محمد خان مشایخ اسفراز ۵۳۱ حاجی محمد عثمانخان عبداللہ خان ” کوات\n۵۲۴ محمد یاور خان فیض محمد خان خوانین باغ دشت ۵۳۲ دوست محمد خان عطاء محمد خان ” غوریان\n۵۲۵ امیر محمد خان سردار خان ” چأبرجک ۵۳۳ محمد فیق خان محمد سرور خان ” اوبه\n۵۲۶ محمد ایوب خان شہنواز خان ” غلجائی اوبه ۵۳۴ انبیاء خان میر عطا خان جبرئیل ” اوبه\n۵۲۷ محمد رستم خان محمد عظیم خان ” شافلان\n\nشرکاء محترم لویه جرگه از ولایت قطغن و بدخشان\nنمبر شمار اسم ولد جمعیتہ مقامات نمبر شمار اسم ولد جمعیتہ مقامات\n۵۳۵ مولوی عبد الرؤف خان ” عالم نہرین ۵۴۳ سید عطا خان ” سید خان آباد\n۵۳۶ داملا محمد حسین خان ” ” غوری ۵۴۴ ” گوہر خان ” ” اندرابی\n۵۳۷ حاجی محمد نظر خان ” شیخ قندوز ۵۴۵ ایشان عبد القیوم خان ” ” بغلان\n۵۳۸ ملا سید حق خان ” سید خوست ۵۴۶ خواجہ کلان ” ” غوری\n۵۳۹ ” گل محمد خان خطیب ” عالم حضرت امام ۵۴۷ ملا محمد ابراہیم خان ” عالم بغلان\n۵۴۰ ” گلدستہ خان ” ” خان آباد ۵۴۸ ایشان سید اکبر خان ” سید تالقان\n۵۴۱ قاری عبد الرشید خان ” شیخ برکہ تیفر ۵۴۹ ” منصور خان ” ” ”\n۵۴۲ سید حسن خان ” سید جلگہ ہاشمی ۵۵۰ میر ہاشم خان میر باشا خان فرخار\n۵۴۳ ” محمود شاہ ” ” درہ قدر فدائی"}
{"book": "adl0012", "page": 438, "text": "۴۳۷\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسم صفتِ ممیره مقامات نمبر شمار اسم صفتِ ممیره مقامات\n۵۵۱ میر قمر باشم خان خان فرخار ۵۷۲ عبدالرحمن خان خان کشم\n۵۵۲ اکبرخا ولد میر بہادر خان سید اندرابی ۵۷۳ محمد شریف خا ولد محمد صالح خان \" شہر بزرگ\n۵۵۳ \" سید احمد خان \" اشکمش ۵۷۴ میرسربلندخان \" واخان\n۵۵۴ ملا محمد عیسی خان وکیل خان آباد ۵۷۵ الف بیگ خان \" شغنان\n۵۵۵ نائب محمد مراد خان \" انداب ۵۷۶ قاضی اجارثہ خان وکیل فیض آباد\n۵۵۶ داستان بیگ خان \" اہل باقندق ۵۷۷ محمد ضیاء خان \" رستاق\n۵۵۷ شیر محمد خان مینگباشی \" غوری ۵۷۸ بابہ کلان \" جرم\n۵۵۸ حاجی تگلی خان \" تالقان ۵۷۹ عبد الرسول خا ولد محمد کریم خان عالم درواز\n۵۵۹ ملا مجیدالدین خا ولد محمد عطاء \" کشم ۵۸۰ ملا شیخ محمد خان \" راغان\n۵۶۰ \" غنیمت خان \" راغ ۵۸۱ \" شیر خان ولد ملا عاشور وکیل \"\n۵۶۱ میران الدین خا ولد میر نور خوجه سید رستاق ۵۸۲ شاہ میر حسین خان عالم شغنان\n۵۶۲ رابط الدین خا قاسم علی خان وکیل زیباک ۵۸۳ ملا سکندر خان \" \"\n۵۶۳ محمد اقلیت خان \" انجمن ۵۸۴ عبداللہ خا ولد فیض الله خان خان چاه آب\n۵۶۴ محمد سعید خان خان فضل الہ ۵۸۵ ملا محمد اسمعیل خان وکیل ینگی قلعه\n۵۶۵ محمد شریف خا ولد محمد علی خان وکیل شہر بزرگ ۵۸۶ میرزا گلا نجان \" کیله گی\n۵۶۶ غلام دستگیر خان \" کشم ۵۸۷ ارباب محمد کریم خان \" غوری\n۵۶۷ محمد نظیر خان خان فیض آبا دکشم ۵۸۸ صفر محمد خان \" \"\n۵۶۸ فیض اللہ خان \" چاه آب ۵۸۹ سید بدرالدین خان سید اندراب\n۵۶۹ نئب غلام بیگ خان \" رستاق ۵۹۰ ملا محمد امیر خان \" قندوز\n۵۷۰ محمد سعید خان \" جرم ۵۹۱ محمد نسیم خان میگباشی وکیل خان آباد\n۵۷۱ آعاذخان \" \" ۵۹۲ محمد افضل خان \" چال"}
{"book": "adl0012", "page": 439, "text": "۴۳۸\nاسامی سامی شرکا محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنمبرشمار اسما صیغه مقامات نمبرشمار اسما صیغه مقامات\n۵۹۳ ملا علی خان وکیل حضرت امام ۶۰۲ ایشان شاہ سعید خان وکیل خوست فرنگ\n۵۹۴ میرزا صفر محمد خان \" نهرین ۶۰۳ محمد شریف خان \" چال\n۵۹۵ محمد حسین خان \" خان آباد ۶۰۴ ایشان دیوانه خان \" فرخار\n۵۹۶ خواجہ جمال الدین خان \" تالقان ۶۰۵ ملا سعدالله خان \" کلپگان\n۵۹۷ عبدالقدوس خان \" اندراب ۶۰۶ عبدالرؤف خان \" دنجان\n۵۹۸ غلام رسول خان \" بغلان ۶۰۷ ملا قاضی محمد خان \" تاله و برفک\n۵۹۹ ملا شمس الدین خان \" برکه تخمیر ۶۰۸ داملا شریف خان عالم خضر آباد\n۶۰۰ قربان خان \" حضرت امام ۶۰۹ شیخ کمال خان شیخ خان آباد\n۶۰۱ ملا کریم خان \" قندوز\n\nشرکا محترم لویه جرگه از ولایت ترکستان\n\nنمبرشمار اسم ولد صیغه مقامات نمبرشمار اسم ولد صیغه مقامات\n۶۱۰ ایشان محمدکریم میرزا طوطا روشنفکران ترکستان ۶۱۸ ایشان محمد غوث سید زال آقا وکیل مزار شریف\n۶۱۱ سید ناصر سید عیسی خان وکیل \" ۶۱۹ سید لقمان ایلی نظر \" خم آب\n۶۱۲ سید عمر خان عثمان خان \" \" ۶۲۰ اسد آقا میر سعادت خان \" تاشقرغان\n۶۱۳ ایشان سید آقا \" \" \" دید آقا ۶۲۱ ملا محمد شجاع آقا ملا محمد قاسم آقا \" مزار شریف\n۶۱۴ \" سرور آقا \" \" دره صوف ۶۲۲ ایشان عبدالعزیز آقا \" علی چوپان\n۶۱۵ \" جلال الدین بسم الله خان \" تاشقرغان ۶۲۳ میرزا امیر زاده \" \"\n۶۱۶ \" یعقوب \" \" ایبک ۶۲۴ جوره قلدان حاجی حضرت قلی \" سنگ چارک\n۶۱۷ \" مطهر آقا \" \" سنگ چارک ۶۲۵ حاجی محمد ابراهیم آقا \" بوینه قره"}
{"book": "adl0012", "page": 440, "text": "۴۳۹\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبرشمار | اسم | ولد | صفت | مقامات | نمبرشمار | اسم | ولد | صفت | مقامات\n۶۲۶ | نور علی بای | جان محمد | وکیل | بوینه قره | ۶۴۸ | دولت بیک | بنیا احمد علی | وکیل | سرپل\n۶۲۷ | قربان نیاز | حاجی محمد | \" | شیر خان | ۶۴۹ | صوفی محمد خان | \" | \" | سنگ چارک\n۶۲۸ | ملا محمد بای | \" | \" | \" | ۶۵۰ | میر بوارستان | \" | خان | کشنده\n۶۲۹ | حضرت قلی | قطرقلی | \" | سرپل | ۶۵۱ | حسن بای | رسول بای | وکیل | سنگ چارک\n۶۳۰ | محمد قلبای | صوفی | \" | \" | ۶۵۲ | غلام نبی | گل محمد | \" | دره صوف\n۶۳۱ | غلام رسول خان | \" | \" | ترکستان | ۶۵۳ | ارباب محمد مراد | سید مراد | \" | دولت آباد\n۶۳۲ | ارباب غلام حسین | کلبی حسین | \" | سرپل | ۶۵۴ | عبد النطمرخان | بیگ مراد | \" | شور تیپه\n۶۳۳ | عبد العزیز خان | جلال الدین خان | \" | آقچه | ۶۵۵ | شاه مراد بیگ | \" | \" | دره صوف\n۶۳۴ | میرزا محمد قاسم خان | \" | \" | تاشقرغان | ۶۵۶ | بهرام قلیخان | اہل نظر | \" | شور تیپه\n۶۳۵ | ایشان حمیدالدین خان | میر جمال الدین خان | \" | خرم | ۶۵۷ | ملا امام قل | اقا محمد | عالم | \"\n۶۳۶ | اولیا قل | عبد الرزاق | \" | بلخ | ۶۵۸ | نوروزخان | ملا خواجه نیاز خان | \" | \"\n۶۳۷ | حاجی طور خان | \" | عالم | \" | ۶۵۹ | سلیم بای | محمد رحیم | وکیل | \"\n۶۳۸ | ملا شیر علیخان | بابو خان | \" | \" | ۶۶۰ | محمد ابوسبخان | میان علم | \" | \"\n۶۳۹ | عبد الرشید بای | \" | \" | دولت آباد | ۶۶۱ | گرگ علیخان | فقیر محمد خان | \" | چہا گنت\n۶۴۰ | ملا عبدالجلیل افندی | \" | \" | زرغندآباد | ۶۶۲ | محمد قلبای | ملا ولی | \" | آقچه\n۶۴۱ | ا روزی بای | حسین بای | وکیل | دولت آباد | ۶۶۳ | ملا عبد الرحمن خان | عبد العلی خان | \" | سرپل\n۶۴۲ | ملا عمر شیخ خان | ملا بدل | \" | نهر شاهی | ۶۶۴ | امان نظر خان | محمد صادق خان | \" | آقچه\n۶۴۳ | ملا قاضر سبحان | ملا سید محمد خان | \" | تاشقرغان | ۶۶۵ | عید محمد خان | میرزا محمد خان | خان | فیض آباد\n۶۴۴ | ملا محمد امیر بای | خدا نور بای | \" | \" | ۶۶۶ | ملا بای خان | نور علیخان | عالم | سرپل\n۶۴۵ | محمد علی جان | محمود جو خان | \" | سرپل | ۶۶۷ | محمد سرور خان | \" | \" | \"\n۶۴۷ | ولی افغان | با بامراد | \" | کوهستان | ۶۶۸ | با با مراد حاجی | خال محمد | وکیل | غورچی"}
{"book": "adl0012", "page": 441, "text": "۴۴\nاسامی سامی شرکای محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\n\nنمبر شمار | اسم و ولد | صفت خیمه | مقامات | نمبر شمار | اسم و ولد | صفت خیمه | مقامات\n۶۶۹ | ملا عبدالصمد خان | عالم | شبرغان | ۶۷۶ | ملا خضر الجی ولد محمد رضا خان | وکیل | دریا دود آبا\n۶۷۰ | قریشی بای ولد سلیمانقل | وکیل | سنگچارک | ۶۷۷ | محمد حسین بای و حاجی محمد یوسف خان | خان | نهر بلخ\n۶۷۱ | ملا برات \" ملا جوره خان | عالم | کشنده | ۶۷۸ | نور محمد خان \" پاینده محمد خان | \" | چارکنت\n۶۷۲ | قاسم بیگ \" محمد کریم بیگ | وکیل | ایبک | ۶۷۹ | رجب علی خان \" خان مراد | وکیل | نهر سیاه\n۶۷۳ | نوروز خان \" سید رحمت خان | \" | دولت آباد | ۶۸۰ | محمد شاه بای \" شریف شاه خان | خان | مزار شریف\n۶۷۴ | خدایبرن خان \" با به قل | \" | شور تپه | ۶۸۱ | بیرم عثمان \" اندیر دی | \" | قرقین\n۶۷۵ | ملا گدا شاخان \" رحیم بای | \" | دره صوف |  |  |  | \n\nشرکای محترم لویه جرگه از ولایت میمنه\n\nنمبر شمار | اسمار | صفت خیمه | مقامات | نمبر شمار | اسمار | صفت خیمه | مقامات\n۶۸۲ | سید احمد شاه خان | سید | | ۶۹۲ | میرزا محمد جان خان | خان |\n۶۸۳ | داملا میر سید خان | عالم | | ۶۹۳ | روزی قل دان کاروان باشی | \" |\n۶۸۴ | سید جلال الدین خان | \" | | ۶۹۴ | میرزا محمد امین خان | \" |\n۶۸۵ | عبدالرحیم خان | خان | | ۶۹۵ | محمد ضیاء خان | \" |\n۶۸۶ | سید جلال الدین خان | سید | | ۶۹۶ | ملا احمد خان | \" |\n۶۸۷ | \" عبدالرحیم شاه ولد محی الدین خا | \" | | ۶۹۷ | دولت مراد خان | \" |\n۶۸۸ | \" محمد جان خان | \" | | ۶۹۸ | ملا ابدال خان | \" |\n۶۸۹ | خلیفه ملا عاشور قل خان | عالم | | ۶۹۹ | ملا احمد خان | وکیل |\n۶۹۰ | داملا رجب علی خان | \" | | ۷۰۰ | توخته مش خان | \" |\n۶۹۱ | خلیفه عبدالرزاق خان | وکیل | | ۷۰۱ | اسفندیار خان کوسائی | خان |"}
{"book": "adl0012", "page": 442, "text": "۴۴۱\nاسامی ساعی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nاسماء حیثیت مقامات نمبر اسماء حیثیت مقامات\n۷۰۲ فیض کریم خان خان میمنه ۷۱۰ سید محمد خان سید درزاب\n۷۰۳ محمد خان تمل زائی \" \" ۷۱۱ ملا رستم خان وکیل شیرین تگاب و سوزمه قلعه\n۷۰۴ گل محمد الدین خان اچک زائی \" \" ۷۱۲ سید کمال خان سید قیصار\n۷۰۵ ملا قندیر کو سائی \" \" ۷۱۳ آستانه قلیخان وکیل چگچاب شیرین\n۷۰۶ للاندیر قلی خان \" \" ۷۱۴ ملا عطا محمد خان \" انخار\n۷۰۷ خال مراد خان \" \" ۷۱۵ سید محمد خان سید کوهستان\n۷۰۸ محمد مراد خان مرکز وکیل میمنه ۷۱۶ ملا خوجه خان وکیل دولت آباد\n۷۰۹ سید عابد خان سید اندخوی \n\nشرکاء محترم لویه جرگه از ولایت قندهار\n۷۱۷ سید محمد عیسی خان سید قندهار ۷۲۸ نثار خان صاحبزاده سید دراود قندهار\n۷۱۸ \" عبد الشکور خان \" \" ۷۲۹ عبدالحمید خان عالم قندهار\n۷۱۹ \" شیرین خان \" \" ۷۳۰ علی محمد خان توخی \" \"\n۷۲۰ \" محمد جانخان \" \" ۷۳۱ غلام دستگیر خان \" \"\n۷۲۱ \" محمد اکرم خان \" \" ۷۳۲ شاہ محمد خان \" \"\n۷۲۲ \" ابوبکر آقا \" \" ۷۳۳ عبدالحمید خان \" \"\n۷۲۳ \" علی اکبر \" \" ۷۳۴ عبد القیوم خان \" \"\n۷۲۴ \" محمد نعیم خان \" ریگستان ۷۳۵ محمد رسول اسحق زائی \" \"\n۷۲۵ \" قوام الدین شاہ \" پشت رود ۷۳۶ محمد اسمعیل خان ولد قاضی محمدجان \" موشان\n۷۲۶ \" دین محمد شاہ \" \" ۷۳۷ جمال الدین خان \" \"\n۷۲۷ \" دوست محمد خان \" \" ۷۳۸ نظام الدین خان \" قندهار"}
{"book": "adl0012", "page": 443, "text": "۴۴۲\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر | اسماء | صفت | مقامات | نمبر | اسماء | صفت | مقامات\n۷۳۹ | مولوی اختر محمد خان | عالم | پشت رود | ۷۶۰ | پیر محمد خان | خان | قندار\n۷۴۰ | عبدالحق خان اسحق زائی | \" | \" | ۷۶۱ | آقا محمد جان بارکزائی | \" | \"\n۷۴۱ | حاجی محمد کریم خان | خان | قندهار | ۷۶۲ | عبدالقیوم خان محمد زائی | \" | \"\n۷۴۲ | غلام حیدر خان | \" | \" | ۷۶۳ | حاجی غلام نبی خان نورزائی | \" | \"\n۷۴۳ | عبدالله خان | \" | \" | ۷۶۴ | دیوان جلیا ء | \" | \"\n۷۴۴ | محمد رفیق خان | \" | \" | ۷۶۵ | میر چند | \" | \"\n۷۴۵ | حاجی محمد حسن خان | \" | \" | ۷۶۶ | نظر محمد خان | \" | چلاک\n۷۴۶ | \" محمد عمر خان | \" | \" | ۷۶۷ | شیرین خان الکوزائی | \" | \"\n۷۴۷ | محمد افضل خان اسحق زائی | \" | \" | ۷۶۸ | محمد عثمان خان بارکزائی | \" | نیشرین\n۷۴۸ | عبدالمجید خان | \" | \" | ۷۶۹ | محمد حسن خان اچکزائی | \" | \"\n۷۴۹ | غلام حیدر خان | \" | \" | ۷۷۰ | خدای رحم خان خوقلرائی | \" | \"\n۷۵۰ | قلم خان ناصری | \" | \" | ۷۷۱ | داد محمد خان | \" | \"\n۷۵۱ | یار محمد خان خوقلرائی | \" | \" | ۷۷۲ | حاجی محمد اناس خان | \" | \"\n۷۵۲ | محمد حسن خان | \" | \" | ۷۷۳ | محمد رسول خان نورزائی | \" | کشک نخود\n۷۵۳ | حاجی غلام حیدر خان | \" | \" | ۷۷۴ | محمد سعید خان کند لزی | \" | وسله\n۷۵۴ | \" فیض محمد خان | \" | \" | ۷۷۵ | عبدالحبیب خان محمد زائی | \" | ارغستان\n۷۵۵ | \" محمد اسلم خان بلوچ | \" | \" | ۷۷۶ | حاجی غلام جان خان خوقلرانی | \" | \"\n۷۵۶ | عبدالله خان | \" | \" | ۷۷۷ | نظر محمد خان عائی [؟] محمد فضل خان | \" | گرمسیر\n۷۵۷ | محمد عثمان خان | \" | \" | ۷۷۸ | محمد یحییٰ نورزائی حاجی خان | \" | \"\n۷۵۸ | محمد صدیق خان نورزائی | \" | \" | ۷۷۹ | نیک محمد خان صالح محمد خان | \" | \"\n۷۵۹ | حاجی عبدالرحمن خان | \" | \" | ۷۸۰ | خا عبد الرحمان اقبال خان | \" | \""}
{"book": "adl0012", "page": 444, "text": "۴۴۳\nاسامی سامی شرکا محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nشمارا اسماء صفت مقامات شمارا اسماء صفت مقامات\n۷۸۱ ملا محمد یوسف اخوند فلزائی قندهار خان خاکریز ۸۰۲ عبدالحبان خان هوتکی\n۷۸۲ محمد ناصرخان بارکزائی \" قندهار ۸۰۳ ملا دین محمد خان عالم \"\n۷۸۳ نظر محمد خان نورزائی \" گرمسیر ۸۰۴ عبدالقیوم خان \" قندار\n۷۸۴ فضل محمد خان \" \" لک تی ۸۰۵ حکمت الله خان بارکزائی وکیل چہارده\n۷۸۵ شیر محمد خان بارکزائی \" معروف ۸۰۶ محمد اکبرخان محمدزائی \" ارغستان\n۷۸۶ عبداللطیف خان \" \" نوزاد ۸۰۷ پیر محمد خان توخی \" کلات\n۷۸۷ محمد عمر خان \" \" گرشک ۸۰۸ خدا باز خان بارکزائی \" منصوری\n۷۸۸ ولی محمد خان الکوزائی \" نوزاد ۸۰۹ محمد ناصرخان فوفلزائی \" قندهار\n۷۸۹ یار محمد خان اسحق زائی \" \" ۸۱۰ عبدالحمید خان بارکزائی \" تیموریان\n۷۹۰ عبدالغفور خان \" \" \" ۸۱۱ عزیزالله خان \" ترین\n۷۹۱ محمد فاضل خان نورزائی \" \" ۸۱۲ عبدالعلیخان \" قندار\n۷۹۲ محمد رفیق خان \" \" میانشین ۸۱۳ محمد انور خان برگر \" \"\n۷۹۳ غلام رضا، خان \" \" گرشک ۸۱۴ داد محمد خان خروتی \" ارزگان\n۷۹۴ عزیز الله خان \" \" میانشین ۸۱۵ شهزاده جان \" \"\n۷۹۵ محمد شریف خان مهاجر \" ارزگان ۸۱۶ سید جانخان محمدزائی \" قندهار\n۷۹۶ حاجی خداداد خان \" \" ۸۱۷ عبدالغنی خان اچکزائی \" ارزگان\n۷۹۷ عبدالرحیم خان \" \" ۸۱۸ محمد انور خان برگر \" پشت رود\n۷۹۸ غلام محمد خان \" \" ۸۱۹ شمس الدینخان \" ارغستان\n۷۹۹ عصمت الله خان توخی \" کلات ۸۲۰ عبدالحبیب خان \" \"\n۸۰۰ محمد شریف خان \" \" ۸۲۱ محمد حسن خان \" \"\n۸۰۱ نظر محمد خان \" \" ۸۲۲ محمد رسول خان \" کشک نخود"}
{"book": "adl0012", "page": 445, "text": "۴۴۳\nاسامی ساحمی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبر شمار | اسـمـا | حیثیت | مقامات | نمبر شمار | اسـمـا | حیثیت | مقامات\n۸۲۳ | محمد انور خان | وکیل | کشک نخود | ۸۳۹ | ملا غلام محمود خان | عالم | کلات\n۸۲۴ | صفدر جنگ خان | 〃 | پشت جوی | ۸۴۰ | ملا عبد الله خان | 〃 | قندهار\n۸۲۵ | گل محمد خان | 〃 | 〃 | ۸۴۱ | باز محمد خان | وکیل | اتک\n۸۲۶ | محمد خان | 〃 | 〃 | ۸۴۲ | دلاور خان | 〃 | ارزگان\n۸۲۷ | دارو خان | 〃 | 〃 | ۸۴۳ | محمد ایوب خان | 〃 | دهله\n۸۲۸ | محمد قاسم خان | 〃 | 〃 | ۸۴۴ | حاجی محمد عمر خان | 〃 | ارزگان\n۸۲۹ | محمد جمعه خان | 〃 | 〃 | ۸۴۵ | بلاد خان | 〃 | گزاب\n۸۳۰ | محمد حسن خان پوپلزائی | 〃 | 〃 | ۸۴۶ | عبدالغفور خان کاکری | 〃 | ارزگان\n۸۳۱ | محمد رسول خان نورزائی | 〃 | 〃 | ۸۴۷ | ملا حسین جان ملا خیل | 〃 | 〃\n۸۳۲ | عبد القیوم خان مجد زائی | 〃 | 〃 | ۸۴۸ | حاجی صراف اسحق زائی | 〃 | کشک نخود\n۸۳۳ | خوشدل خان پوپلزائی | 〃 | قندهار | ۸۴۹ | صاحب جان خان | 〃 | کلات\n۸۳۴ | غلام جان بارکزائی | 〃 | دهله | ۸۵۰ | سلطان محمد خان | خان | نوزاد پشت رود\n۸۳۵ | ولی محمد خان توخی | 〃 | ترین | ۸۵۱ | غلام یحیی خان | 〃 | قندهار\n۸۳۶ | عبد الصمد خان پوپلزائی | 〃 | بالا بگرز | ۸۵۲ | عبد الرشید جان محمد زائی | 〃 | 〃\n۸۳۷ | محمد رفیق خان بارکزائی | 〃 | ملا کوچه | ۸۵۳ | عبد الوهاب خان | وکیل | 〃\n۸۳۸ | نظر محمد خان توخی | 〃 | قشلاق | | | |\n\nشرکاء محترم لویه جرگه از ولایت سمت مشرقی\n۸۵۴ | ملا صاحب چکنور | مشائخ | چکنور | ۸۵۷ | محمد یوسف جان ولد صوفی صاحب | مشائخ | فقیر آباد\n۸۵۵ | محمد صدیق خان | 〃 | سرکانی | ۸۵۸ | سید غلام سرور خان سید غلام جان | سید | چارباغ\n۸۵۶ | استاد صاحب ولد عمر اخند صاحب | 〃 | باره | ۸۵۹ | عباس خان 〃 بدیع الزمان خان | 〃 | کنر"}
{"book": "adl0012", "page": 446, "text": "اسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبر شمار اسم و ولد حیثیت و مقامات نمبر شمار اسم و ولد حیثیت و مقامات\n۸۶۰ فخرالدینخان سید حصه متریوه ۸۸۱ ملک جانبانخان ولد ملک شرب خوانین و وکلا کنر\n۸۶۱ محمد پادشاه ولد گل پاچا \" \" ۸۸۲ عبدالرحمن خان \" عبدالخالقخان \" چپرهار\n۸۶۲ سید خاکسار \" اعظم خان \" چکنور ۸۸۳ فیروز خان \" عمر اخان \" انبارخانه\n۸۶۳ زبو \" شاه \" اسمار ۸۸۴ ملک خلیل الرحمن خان \" الا خان \" چپرهار\n۸۶۴ ملا فقیر محمد خان \" گل حسن خان علماء لعلیپور ۸۸۵ \" \" نوروز خان \" نور گلخان \" \"\n۸۶۵ مولوی عبدالکریم خان\" عبدالحمید خان \" شکر یرا ۸۸۶ سیداحمد خان \" سید حبیجان \" پیش در کنر\n۸۶۶ ملا محمد صدیق خان\" ملا لطیف جان \" گردی کڅ ۸۸۷ محمد یوسف خان \" محمد عیسی خان \" چپرهار\n۸۶۷ محمد گلخان \" محمد سعید خان \" بولان ۸۸۸ ملک شیدا محمد خان\" سید محمد جو خان \" بده\n۸۶۸ عبد الغفور خان \" میر پادشاه \" کته باغ ۸۸۹ امیر محمد خان \" نور محمد خان \" خوگياڼی\n۸۶۹ سکین \" ملا فیض محمد خان \" کامه ۸۹۰ سردار خان \" محمد اسلم خان \" گردابی\n۸۷۰ محمد صادق خان \" خواجه وسیم خان \" سلام پور ۸۹۱ ملک شراف الدین خان \" محمد سعید خان \" کامه\n۸۷۱ عبد الحمید خطیب \" سید امیر خان \" لغمان ۸۹۲ زین العابدین \" \" \" لعلی پور\n۸۷۲ سید محمد نور شاہ \" سید گل پادشاه \" \" ۸۹۳ دوست محمد خان \" \" \"\n۸۷۳ قاضی سید مقدر \" سید عالم خان \" رک حصه شریوه ۸۹۴ آقا جان آخاه \" ارسلاح خان \" سرخرود\n۸۷۴ مولوی حبیب الرحمن \" ملا عبد الصمد خان \" شکرپوری ۸۹۵ ملک مراد خان \" کوٹ\n۸۷۵ بشیر احمد خان \" مولوی محمد نجم الدین \" جر کند ۸۹۶ محمد اکبر خان \" جلال آباد\n۸۷۶ میر افضل خان خوانین و وکلا غنی خیل ۸۹۷ ملک محمد عمر خان ولد غلام جانخان \" فتح آباد\n۸۷۷ ملک اسدالله ولد محمود \" تاريکختوا ۸۹۸ سید مختار خان \" سید حسن خان \" پچی کوٹ\n۸۷۸ \" ناصر خان \" اعظم خان \" شینوار ۸۹۹ ملا عبد العزیز خان \" فخرالدین خان \" جلال آبا\n۸۷۹ میرزا قنبر خان \" محمد اکبر خان \" پیشه کنر ۹۰۰ \" عبد الغفور خان \" غلام حیدر خان \" کامه\n۸۸۰ ملک عبدالاحد خان \" ملا محمد جان \" کنر ۹۰۱ ملک محمد شرف خان \" فتح محمد خان \" لغمان"}
{"book": "adl0012", "page": 447, "text": "۴۴۴\n\nاسامی صیامی شرکاء محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\n\nنمبر اسم ولد حیثیت مقامات نمبر اسم ولد حیثیت مقامات\n\n۹۰۲ محمد جانخان فیض طار بخان خوانین کلا خواجہ علی ۲۳ غلام رد افغان \" خوانین کلا کنر\n۹۰۳ مر افضل خان محمد اکرم خان \" خوگیانی ۹۲۴ کریم شا خان \" بیکوت\n۹۰۴ خالو خان غلام محی الدین خا \" غله سرشوه ۹۲ محمد حلیم جان مهته خان \" کنر\n۹۰۵ ملک امین جان \" سرخرود ۹۲۶ ارسلاج خان منزل خان \" کوت\n۹۰۶ حاجی عبد الغفور خا \" \" ۹۲۷ سید امیران خان سلطان محمد خان \" کنر\n۹۰۷ ملک محمد سیو خان مزمل \" هراز کنر ۹۲۸ کاظم خان سید عدد خان \" شیوه\n۹۰۸ میا میر اکبر جان محمد اکبر جان \" نیرارنا ۹۲۰ ملک اخند جان فخر الدین خان \" چہاردہ خا\n۹۰۹ ملا عبداله خان یار محمد خان \" سالار مهمند ۹۳۰ عبدالجلیل خان عبدالمجید خان \" لغمان\n۹۱۰ ملک محصل خان \" مهمند ۹۳۱ ملا خیر محمد خان ملک اسد خان \" \"\n۹۱۱ خالو خان \" سالار مهمند ۹۳۲ محمد علم خان خوشدل خان \" شنوار\n۹۱۲ محمد ایوب خان شاد محمد خان \" گندک ۹۳۳ میرزا نیک محمد خا یار محمد خان \" جلال آبا\n۹۱۳ گل علم خان \" خوگیانی ۹۳۴ احمد جانخان ملا شرف الدین خان \" شنوار\n۹۱۴ درویزہ خان \" کلالی ۹۳۵ گلزار خان از بک خان \" \"\n۹۱۵ عبد الصمد خا \" نورستان ۹۳۶ ملاک غلام جیلانی ملا غالم حسین خان \" کندباغ\n۹۱۶ عبداله خان \" اسمار ۹۳۷ عطا محمد خان حمید خان \" لغمان\n۹۱۷ عبد الرحیم خان صالح محمد خان \" کنواز ۹۳۸ ملک جون خان اکبر خان \" قرغیه\n۹۱۸ محمد عمر خان \" کامدیس ۹۳۹ محمد نظیر خان گلمیر خان \" درگه\n۹۱۹ عبد العزیز خان حاتم خان \" پیچ ۹۴۰ گل محمد خان غلام جانخا \" باسول\n۹۲۰ شیر احمد خان گل محمد خان \" پارون ۹۴۱ ملک محمد حسین خان مجد الدین خا \" لغمان\n۹۲۱ محمد ہاشم خا \" پیچ ۹۴۲ احمد خان محمد خان \" \"\n۹۲۲ احمد گلخان محمد گلخان \" چپه دار ۹۴۳ ملا نوروز خان محمد اکبر خان \" \""}
{"book": "adl0012", "page": 448, "text": "اسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ـ ۱۳۰۳\nنمبرشمار | اسـم | ولـد | جمعیت | مقامات | نمبرشمار | اسـم | ولـد | جمعیت | مقامات\n۹۴۴ | حاجی عبدالحبیب | ملا مرتضی خان | خوانین و وکلا | جلال آباد | ۹۶۵ | عطر سنگه چودری | \" | خوانین و وکلا | جلال آباد\n۹۴۵ | محمد اسلم خان | عبدالقادر خان | \" | لغمانی | ۹۶۶ | ایا سنگه | امیر سنگه | \" | لغمان\n۹۴۶ | ملا اسدالله خان | شاه مرد خان | \" | شینواری | ۹۶۷ | ملا فضل الحق جان | سید محمود | علماء | چمکنی تنظیمیه آباد\n۹۴۷ | شیر علیجان | پردل خان | \" | \" | ۹۶۸ | پادشا گلجان | حاجی صاحب | مشایخ | مهمند\n۹۴۸ | سیدا جانخان | شار علیجان | \" | اسمار | ۹۶۹ | مولوی فضل محمود | نور محمد | علماء | باجور\n۹۴۹ | حبیب الله خان | امیر محمد خان | \" | شینوار\n۹۵۰ | عصمت الله خان | میرزا احمد خان | \" | کنری | شرکاء محترم لویه جرگه از ولایت فراه\n۹۵۱ | ملا شمس الدین خان | نصرالله خان | \" | کامه\n۹۵۲ | نواب خان | محمود خان | \" | خوگیانی | نمبرشمار | اسـم | ولـد | جمعیت | مقامات\n۹۵۳ | زرداد خان | الله داد خان | \" | دکه | ۹۷۰ | سید تاج الدین | سید پادشاه | سادات | اسلام آباد\n۹۵۴ | رستم خان | لعل محمد خان | \" | لعلپور | ۹۷۱ | دلجو خان | مصر خان | \" | عارف\n۹۵۵ | میر عبد الرحیم خان | عبدالحق خان | \" | کامه | ۹۷۲ | سید غلام جان | عبدالحق خان | \" | چخانسور\n۹۵۶ | پادشا میر خان | حضرت میر خان | \" | عبد الخلیل | ۹۷۳ | اختر محمد خان | عبدلله خان | \" | خاشرود\n۹۵۷ | کامرانخان | محمد اکرم خان | \" | سرنیه | ۹۷۴ | سید محمد حسین جان | کلان | \" | لاش جوین\n۹۵۸ | میرنظام الدین جان | محراب خان | \" | لغمان | ۹۷۵ | ملا غلام نبی خان | ملا شمس الدین خان | علماء | خاشرود\n۹۵۹ | محمد علم خان | نور محمد خان | \" | \" | ۹۷۶ | ملا عبد الخبیر خان | عبدالفتاح خان | \" | مساو\n۹۶۰ | سید حسن خان | محمد فیض خان | \" | شینوار | ۹۷۷ | ملا عبد الواحاجان | \" | \" | درآباد\n۹۶۱ | شاه حسینجان | محمد حسین خان | \" | خوگیانی | ۹۷۸ | عبد القیوم خان | دین محمد خان | \" | کهنه\n۹۶۲ | سید عبد الجلیل جان | سید الباب گلجان | \" | \" | ۹۷۹ | عبد الحق جان | محمود خان | \" | \"\n۹۶۳ | محمد مسعود خان | محمود خان | \" | لغمان | ۹۸۰ | سردار عطا محمد جان | سردار شیر محمد خان | خوانین | چارجکه چخانسور\n۹۶۴ | محمد سرور خان | پادشاه خان | \" | حصارک | ۹۸۱ | یحیی خان | محمد عمر خان | \" | مساو"}
{"book": "adl0012", "page": 449, "text": "( ۴۴۸ )\nاسامی سامی شرکا ء محترم لویه جرگه ۱۳۰۴\nنمبرشمار | اسم | ولد | صفت ممبری | مقامات\n۹۸۲ | نوراحمد خان | عبدالعزیزخان نوزائی | خوانین | فراه\n۹۸۳ | محمد زمان خان | سیفورخان علی زائی | \" | مرکز\n۹۸۴ | محی الدینخان | تاج محمد خان نوزائی | \" | کوچکین\n۹۸۵ | محمد عمر خان بارکزائی | . | \" | نوده\n۹۸۶ | محمد حسن خان | فیض محمد خان | \" | \"\n۹۸۷ | عبدالرحمن خان | شمس الدینخان | \" | فراه\n۹۸۸ | محمد انور خان | محمد عمر خان | خوانین و وکلا | دلگی فراه\n۹۸۹ | محمد نبی خان | محمد امانخان | \" | سیاه\n۹۹۰ | نظر محمد خان | غلام حیدر خان | \" | نوده\n۹۹۱ | شاه محمد خان | داد خدا خان | \" | بغانسور\n۹۹۲ | یار محمد خان | غلام محمد خان | \" | \"\n۹۹۳ | غلامحمد خان | عبدالوهاب خان | \" | لاش جوین\n۹۹۴ | شهاب الدینخان | شاه جهان خان | \" | بکول\n۹۹۵ | حاجی محمد بشیر خان | محمد اسمعیل خان | \" | \"\n۹۹۶ | محمد عمر خان | غلام حیدر خان | \" | خاشرود\n۹۹۷ | احمد شاه خان بارکزائی | . | \" | مرکز"}
{"book": "adl0012", "page": 450, "text": "۴۴۹\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nنمبر شمار | اسم | ولد | صفت ممیزه | مقامات\n۹۹۸ | ولی محمد خان نورزائی | . | خوانین و وکلا | مکول\n۹۹۹ | عبدالاحد خان | . | \" | \"\n۱۰۰۰ | محمد اسلم خان | موسی خان | وکلای منتخبه | گلستان\n۱۰۰۱ | شیر علیخان بلوچ | . | \" | بولنگ\n۱۰۰۲ | نور محمد خان | شیر علیخان | \" | چخانسور\n۱۰۰۳ | عبدالمجید خان نورزائی | . | \" | لاش جوین\n۱۰۰۴ | یار محمد خان \" | . | \" | مکول\n۱۰۰۵ | کندل خان | دوست محمد خان | \" | گلستان\n۱۰۰۶ | احمد خان بلوچ | ولی محمد خان | \" | چخانسور\n۱۰۰۷ | محمد علم خان \" | . | \" | نهر شاہی\n۱۰۰۸ | عبدالقادر خان | . | خوانین و وکلاء |\n۱۰۰۹ | سلطان محمد خان | عبدالرحیم خان | \" |\n۱۰۱۰ | سید محمد خان | محمد زمانخان | \" | چخانسور\n۱۰۱۱ | امیر محمد خان | احمد خان بارکزائی | \" | \"\n۱۰۱۲ | اختر محمد خان | سردار خان | \" | \"\n۱۰۱۳ | امیر محمد خان | محمد خان کروخیل | \" | \"\n۱۰۱۴ | عبدالرحمن خان | نائب خان نورزائی | \" | \"\n۱۰۱۵ | محمد عمر خان | دین محمد خان | \" | \""}
{"book": "adl0012", "page": 451, "text": "۴۵۰\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه - ۱۳۰۳\nشرکاء محترم لویه جرگه از ولایت سمت جنوبی\nنمبر شمار | اسم | ولد | صفت ممیزه | مقامات\n۱۰۱۶ | سید سکندر شاه | | سادات | خواجه حسن\n۱۰۱۷ | غلام حیدر خان | جهانگیر خان | وکیل | \"\n۱۰۱۸ | جلاد خان | ملک علم خان | | \"\n۱۰۱۹ | عزیز خان | دلاور خان | | \"\n۱۰۲۰ | سید محمد خان | حاجی شاه محمد خان | | کوچی خیل\n۱۰۲۱ | مدد خان | دلاور خان | | حسن شاه\n۱۰۲۲ | سیف اللہ خان | رحمت اللہ خان | | اښو\n۱۰۲۳ | محمد رؤف خان | ملک عبدالقدوس خان | | ملک خیل\n۱۰۲۴ | آزاد خان | دوست محمد خان | | تارو خیل\n۱۰۲۵ | شیر دلخان | نور محمد خان | | کندی خیل\n۱۰۲۶ | جان محمد خان | پاینده خان | | خند خیل\n۱۰۲۷ | سکندر خان | شانک خان | | \"\n۱۰۲۸ | شهنواز خان | محمد جسم خان | | رود احمد زائی\n۱۰۲۹ | پیر دوست خان | نیاز محمد خان | | \"\n۱۰۳۰ | نور محمد خان | عطا گل خان | | میرزکه\n۱۰۳۱ | حیدر خان | ملک نظام خان | | \"\n۱۰۳۲ | بل خان | جمال الدینخان | | \"\n۱۰۳۳ | واصل خان | گلاب شاه خان | | \""}
{"book": "adl0012", "page": 452, "text": "۴۵۱\nاسامی سامی شرکاء محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nنمبر شمار | اسم | ولد | صفت ممیزه | مقامات\n۱۰۳۴ | درانی خان | لعل محمد خان | . | خوشحال خیل\n۱۰۳۵ | عبدالرحمن خان | عاشق خیل | . | مچلغو\n۱۰۳۶ | غلام رسول خان | ملک امیر محمد خان | . | شافی خیل\n۱۰۳۷ | عبدالرحمن خان | شیر جانخان | . | احمد زائی\n۱۰۳۸ | شاه محمد خان | شیر محمد خان | . | حسن \"\n۱۰۳۹ | محبت خان | شیر علیخان نور اخیل | . | نور اخیل مچلغو\n۱۰۴۰ | شہنواز خان | سلطانخان | . | خندی \"\n۱۰۴۱ | یار محمد خان | محمد خان | . | پاره \"\n۱۰۴۲ | میر فقیر شاه خان | میر محی الدینخان | سادات | چگنی\n۱۰۴۳ | محمد عزیز خان | مندوخیل | وکیل منتخبہ | \"\n۱۰۴۴ | احمد شاه خان | کلان خان | \" | ہاشم خیل جاجی\n۱۰۴۵ | نور محمد خان | شاه محمد خان | \" | علی \"\n۱۰۴۶ | محمد علیخان | ہمزه خان | \" | حسن \"\n۱۰۴۷ | اختر محمد خان | محمد اکبر خان | . | صالح \" زرمت\n۱۰۴۸ | عصمت اللہ خان | فتح اللہ خان | . | الوف \"\n۱۰۴۹ | عبدالرحمن خان | حبیب اللہ خان | . | زرمت\n۱۰۵۰ | صاحب نور | حضرت نور | . | بډه خیل جاجی\n۱۰۵۱ | محمد اکبر خان | آزاد خان | . | کلال کو\n۱۰۵۲ | خان محمد خان | مغل خان | . | عثمانخیل طوطی خیل\n۱۰۵۳ | ملک اعظم محمد خان | ملک شاهیمر د خان | . | یوسف خیل زرمت\n۱۰۵۴ | محمد گلخان | . | . | مده خیل"}
{"book": "adl0012", "page": 453, "text": "۴۵۷\n\nغلطنامه\nمن بحضور عفو ظهور ناظرین کبار نهایت نادم و شرمسارم که درین\nمرتبہ بارہا اغلاط لفظیه عمده و سهوات معنویہ از تصحیح باقی مانده با اینکه سحمت\nکاپیہا او بکمال دقت و احتیاط بعمل آمده فاما در تصحیح پروف و اصلاح سنگہائے\nآن طوریکه لازم بود کوشیده نشده است. اگرچه هر ہر لفظ و ہر ہر نقطہ آن\nزیادت و کمی بر دل ندامت منزلم صدمات بزرگی را تولید و تأسف سترگی\nدر ہر لحظه تجدید مینماید. باز هم از الحاق غلط نامه در آخر این مرتبہ بنا\nبر وجوه آتیه نپرداختیم. زیرا اکثر یہ دیده و شنیده شده که غلطنامه با تصحیحات\nلازمہ مفید واقع نشده . و نہ احدی بطرف تطبیق و اصلاح آن توجهی میکند\nلہذا اصلاح و تصحیح این اغلاط جزئیه لفظیہ و معنویہ را برای خود قارئین\nذی در آو ناظرین صاحب کیاست درین طبع اول گذاشتیم. و در نظر داریم\nکہ در طبع ثانی این کتاب کہ در مطبعہ دائرہ تحریرات حضوروی کار است\nتصحیحات مزبور دقت و انہماک را بکار بریم . (۱۱) دلو ۱۳۰۴ (مریان بنکشگی)"}
{"book": "adl0012", "page": 454, "text": "صورت تصدیق و تصحیح ریاست محترم شورای دولت\nاین خادم اعلحیضرت و بهیخواه ملت تمام تسویدات (لویه جرگه) که\nدرین کتاب بصورت حالیه ترتیب و تنظیم یافته و حسن مساعی و عرق\nریزی اخلاص کیش صادق اعلحیضرت غازی برادرم موکومر بہا الدین کشککی\nسوانح نگار حضور همایونی و پیرامز نور حقیقی بجامه اصلی آن که تماماً مبنی بگزارشات\nو جریانات حقانه و اسوله و اجوبه منصفانه سرکار محترم لویه جرگه ۱۳۰۳\nمیباشد آراسته و پیراسته است، از اول الی آخر بکمال دقت\nملاحظه کرده تمام این مندرجات و مسطورات را با وقائع و گزارشات\nو مرئیات آن مجلس عالی مطابق و درست یافتم و سطور هذ البطو تصدیق\nو تأیید و صحیح بودن آن تحریر داشتم!"}
{"book": "adl0012", "page": 455, "text": "[BLANK PAGE]"}
