{"book": "adl0011", "page": 1, "text": "راهنمای قطغن و بدخشان\n[ILL]\n[ILL]\nتالیف\nمولوی برهان الدین کشککی\nاول جدی ١٣٠١\n[ILL] مطبعه [ILL]\n[ILL]"}
{"book": "adl0011", "page": 2, "text": "راهنمای قطغن و بدخشان\nیعنی ملخص سفرنامه سنه ۱۳۰۱ هـ ش سپهسالار غازی مشهرا\nمحمد نادر خان بر حريّه\nمرتبه جناب\nمولوی برهان الدین خان کشککی\nاول جدی ۱۳۰۲ هـ ش\nدر مطبع سنگی وزارت حربیه بدار السلطنه کابل طبع گردید\nعدد طبع .................... پنصد جلد بقلم غلام محمد کاتب"}
{"book": "adl0011", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 4, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nنحمده و نصلی علی رسوله الکریم\nعرض تشکر و امتنان بحضور اشرف\nاعلیحضرت شهریار غازی\nاز روزی که سریر سلطنت افغانستان بوجود مسعود اعلیحضرت\nمعظم غازی امان امیر امان الله خان آراسته شده از\nحسن مساعی شان ثمار مطلوبه مرغوبه افغانیان که حریت تمام\nو استقلال نصرت انجام است در کنار آمال و امانی سکنه ممالک افغان\nبهم رسیده ابواب سعادت و ترقی و عرشه پای سیادت و تعالی از هر کو\nو کنار این خطه بهیه اسلامی جاری گشته صیت عزت صحابه مکتبت در سرا\nجهان ساری و طاریست!\nحقیقتاً که جلوس میامن مانوس ذات جهانبان برای ملت افغان و طن عزیز ما\nافغانستان یک مژده نجات و سعادت اندوزی، و یک نشان فتح و فیروزی\nاست ، زیرا در موقعی که افغانستان به تنظیمات مهمه و تنسیقات لازمه چه در\nامورات داخله و چه در مسائل خارجیه خیلی احتیاج داشت و بر احرار معقده\nضرور با قشونی در تمام کشور و بستن شیرزه نا پراگنده خویش بهیچه مکدات محتاج"}
{"book": "adl0011", "page": 5, "text": "دیباچه ۴ راهنمای قطغن و بدخشان\nفعال یک دقیقه سنج با کمال محتاج بود که بسایه جهد و جهد مردانه و عملیا و\nمساعیات غیرتمندانه خویش آبزورق حیاتش را که در بحر عمیق جهالت و ماسات\nدچار صرصر حوادث گردیده بسو گرداب نایاب عدم روان و پویا بودند تنها بنقطۀ\nمطلوبه بخط مستقیم شارع قویمش رهنمونی سوق میدهد بلکه بمبروات جمیله\nخویش ساحل نجاتش لنگر انداز نموده بندر مقصود را در کنارش در آرد !\nترقیات محیّر العقول و ترتیبات تنظیمات بنهایت واضح و مدلولی که\nدر مدت قلیل از توجهات این تا جدار جلیل در امورات صوری و معنوی\nافغانستان و حالا اخلاقیت روحیۀ افغانان دیده میشود ابداً با جریانها و قوا یلف\nچند سال پیشتر از آن مقایسه موازنه کرده نمیشود ، زیرا در تمام ملت\nافغان از نداری و مساعی این حکیم حاذق و زمامدار لائق شوق تعلیم\nتعلم ، حبّ وطن، همدردی اسلامی ، تحفظ آزادی ، اتفاق و\nاتحاد پسند ، نوع خواهی ، سربازی در راه تأکید و تأیید استقلال ت\nمملکت افغانی و قانونمدانی و مساوات پروری، برخلاف ماضیۀ خود وی\nامیر معظم غازی باره زه که زینیت افزا اورنگ حکمرانی بنا بعرض و\nتکلیف عمومی گردیده اند ضبط استقلال تام جویا مقدیات حریت\nمساوات در خواص و عوام آنرا قبولدار شده از آنزمان إلی الآن در نتیجه زحما ت\nبی پایان آن تا جدار افغانستان بقدر نهایت سمیع در شاهراه ترقی و تعالی پویان"}
{"book": "adl0011", "page": 6, "text": "دیباچه ۳ راهنمای قطغن و بدخشان\nاستقلال افغانان بنز د تمام دول عالیه و ملل معظمهٔ وی جهان بنظر\nاحترام و تحسان دیده شد فایزهٔ قبولیت با یرناصیهٔ فخرت کشیده اور\nتمام دائر عمدهٔ دول متمدنه وزرا مختار و نماینده های افغانشا مقرا نه\nقبول سفرا معظمهٔ و زرا مختار مفخم حکومتهای بزرگ عالم در پایتخت افغان\nپذیرفته شده اند.\nاز معارف پروری عرفان پروری : جها نبا سلسلهٔ علوم و فنون وتعلیمات\nافغانشای متین الاساس ترقی است چندان کسب وسعت انما یافته و کرده و\nتمام افغانشای قریه قریه مصبا رمانت اقطار مظا ر ترشحات تعلیم تعلم کام\nو زنا خورو و کلانها شب و روز بعه و پران سته های متنوعه از طلباء افغانیه را با\nاخراجات کثیره صرف و نفقه خیره بجهت اخذ علوم عالیه و فنون متنوعه بممالک متمدنه بتوفیات\nمرغوب بغایت خو رای سال داشته اند.\nشمئه ز کار و انهای مهمه ورزه از اجراءات عالیه و مساعی جمیلهٔ ان\nو عرق ریز بها مدیت خواهانه این تاجدار بلند قدر افاغنه که درین حصه قلیل از\nقوه بفعل آمده جهته فاها یه بود تا لی منصه شهود ابراز یافته حسب ذیلند:\nتنظیم دوائر سلطنتی، تشکیل حکام و مامورین حکومتی، مجلس شورای عمومیه\nتشق اد ا رات وزارت، تعمیم و ترویج منسوجات خاسته وطنی،\nلغا سارت نوع انساء اتفاق و اتحاد در بین اخوان شیعه و سنی، تنظیمات عصریه"}
{"book": "adl0011", "page": 7, "text": "دیباچه راهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر امور قشونی، تنسیقات نهایت مفیده در امور کشوری،\nترتیبات عالیه در شعب جلیلهٔ عسکری، و رفع تکالیف شاقهٔ رعیتی، تشکیل\nمجالس شوری در تمام مراکز حکومتی، امتداد سلسله‌های تیلفون و تلگراف\nو تنظیم امور پُستی، احداث قوانین متعدده و نظامات وغیره، اخذ و ابتیاع\nمواد و مایحتاج بانذریعهٔ شهارات، موقوفی بیکار و بیگاری، ساختن پل‌ها، شوسه\nو کشیدن اربر رو کار آوردن قوهٔ الکتریک، انتظامات آبجو و سرک‌ها و قنطره‌ها و توسعه\nبخشیدن برای بانقلی افغانی، تخصیص و تعیین بودجه در عمارات عالیهٔ سلطنت\nجهت امورات دولت، اعطای حقوق و مراعات مزید برای ملت، تشکیل بودجه\nو انسداد مصارفات غیر مفیده، تاسیس موزیم خانه و مکتب خانهٔ طبیه و تعمیر دارالامان\nو آرایش و ازدیاد عمرانات پغمان، ایجاد محلات تفریح و مناظر عمومی، امامت و\nخطابت شهریاری، گشت و گذار مخفیانهٔ ذات همایونی برای اخذ معلومات صحیح\nو اکتشاف حالات، اصلاحات مهمه در امورات کتخدائی و عروسی، ممانعت\nبدعت‌ها و خرابی‌های انهدامی، امامت و تعزیه‌داری، امتناع از اخذ و قبول تعارف\nمحبت‌نما، سلب دعاوی و مشاجرات، وضع قیود و شرائط در تعدد مناکح\nکه باعث منافرت و مشاجرات است.\n\nو علاوه برین بگیر اجراآت بزرگ و زحمات شباروزی که از ہر مخصر جرحی و قیافه موی سر\nسبزی و آبیاری اطراف و اکناف این خطهٔ بہیهٔ اسلامی ترقی و تعالی مملکت"}
{"book": "adl0011", "page": 8, "text": "دیباجه\nراهنمای قطغن و بدخشان\nافغانی نموده اند که نه تنها آن مساعی جمیله شانه بعموم افراد افاغنه و مملکت\nافغانستان بلکه در انظار تمام عالمیا کما لاظاهر و عیان بود حاجت بمرزید\nتذکر و بیاندا رو و اگر با بخواهیم که گلی از گلستان کارروائیهای ذات جهانبا\nو غنچه از گلشن تعطر ما من این دو ریه همیشه امانی و بنده ی از فهرست خدمات\nکثیره این شهریار مدنیت ما رو عده از خیالات عالیات این تا جدار مصد\nشعار چنانچه شاید و باید تفصیل و تبیین و ابلا نمائیم هما نا باید که دفاتر\nمتعدده را در اینموضوع انشاء داریم، لہٰذا ما تنها یک عرض شکر خالصانه\nعقیدتند مخلصان خویش را بحضور لامع النورشان نموده بدعاء طولست عمر و ماید\nبقای بد نیست انمای آن شهریار عالماه جاه خویش پرداخته عطف عنان قالمین صبانین\nخود مانرا بطرف توضیح مطلو نجود مینمائیم\nسبب تالیف رہنمای قطغن و بدخشان\nاز انجا که ترقیات مملکت مفوض بحسن انتظامات داخله و خارجیه آن میبا\nچون اعلیحضرت غازی محی ملت افغان از تنظیمات روابط خارق قیام و تعلقا\nبیرونی و ارتباطاً مناسبات دول همجوار و ہمسایہ دیگر سلاطین حکومت ها\nخار جیه بطوریکه شایانشان یکدولت مستر مستقل است، کمال خوبی دوستی و\nگشتند بنابراین ارمند که به برای از شقایم وای بعضی برای\nناقصه احترات از مهماتی که منتج بیه و اسود جالی دایا ولایا اقتصاد و فا میوه بینیم"}
{"book": "adl0011", "page": 9, "text": "دیباچه راهنمای قطغن و بدخشان\nسکنه توجه این مملکت افغانیه میشنوند که از ذوات معظمه که در سایه روز افزون تفقدات حکومت مستحکمه\nبجهت خیر خدماتی در ولایات داخلیه به نام رئیس هیئت تنظمیه باطراف و اکناف این\nافغان اعزام دهنده این حضرات میاسنجد و در قیافه سلسله این هم است تمام مهام هم پیوند\nو موجبات رفاه و آسودگی عامه رعیت نفع پذیر اند که فرامین و احکام اصول جمعیت شهر غازی را\nدر زمره قلوب اهالی بشید و وظایف مفوضه فرائض محوله شانرا حسب دوره\nهدایات و ارشادات ملوکانه بحسن کاردانی و فعالیت باهتمام تام بانجام میرسانند\nچنانچه {ع ، ح ، س ، ۱} آقای عبدالعزیز خان وزیر داخله را\nرئیس هیئت تنظیمیه ولایت قندهار و {ع ، ح ، س ، ۱} که مقاما\nمحمد ابراهیم خان وزیر عدلیه را رئیس هیئت تنظیمیه ولایت ترکستان\nو {ع ، ح } مکرم آقای شجاع الدوله خان وزیر امنیه اسبق را رئیس\nهیئت تنظیمیه ولایت هرات مقرر و در ضمن {ع ، ح ، س ، ۱۰}\nاجل آقای محمد نادر خان جنرال حربیۀ غازی سپهسالار دولت افغانی را بریاست\nتنظیمیه ولایت قطغن و بدخشان نامزد عیان فرمودند.\nآقای محمد نادر خان در طی اقامه و دورۀ شان در ان ولایت یک سفرنامه\nمفصل رویداد و معاینه اکمل آن اطراف و اکناف را نیز قلمبند\nنموده متعاقباً بدار السلطنه کابل این کمترین عاصی \" برهان الدین کشککی\"\nمدیر پیش اتحاد مشرقی \" حال نگارندۀ حضور امیر معظم غازی را دوستانه"}
{"book": "adl0011", "page": 10, "text": "دیباچه ۷ راهنمای قطغن و بدخشان\nامر و ارشاد فرمودند که بترتیبات جزویّه و اصلاحات لازمه آن سفرنامه شایان\nبطوریکہ مساغی و مقدورم که حالات سفریّه و اخراجات خصوصیهٔ کاروان\nیازده ماهه شانرا بنا بر طولت مضمون و ضخامت کتاب بيا و بر و یگر از مندرجا ومعلو\nمسطورهٔ آن مجموعهٔ بنا بر یگر ملاحظا خارج نموده و تسهیلاً عبارت رفع\nاشکالاً طباعت آنرا کوشید نام این مؤلفہ کہ تماماً مشعر بحالا و واقعات\nاسما ر ا رجال و معلومات البلدان انستکہ آن ملکت میباشد (راهنمای\nقطغن و بدخشان) بگذارم\nچنانچه این بنده در تمثال امر آن جلیل کوشیده و از معلومات\nعالیجنابعظم آقای شاه محمود خان ایست فارسی قطغن و بدخشان که پنجاه و سه وقع\nترتیب آنمجموعه رسید استفاده ه دریده و خه تا که آن محرم در تریل تصایرا\nدلچسپه ین مؤلفہ ناموده اظهار تشکر مینمایم اً بعد از ترتیبات لازمهٔ صلاهات\nمطلوبه بنده مکرّراً جناب ممدوح مسودهٔ اینمجموعه را بنظر دقت نگرسته رویاقات\nو محاسن مزایای آن افزوده با عزت تجارتی زینکوالی تصو یرا آنرا نیز بہ\nکفایت خویش گرفتہ حسب الامر و هدایشان محض جهت منفعت ابنای\nوطن و تعمیم تکثیر مهچه اثرات انرا امر دادند که اولا مجلدیه طبع آراسته بظهار\nثاقبه رجال افغان و معارف خواهان افغانستان بسازند .\nجغرافیه قطغن و بدخشان حصهٔ شمالی افغانستان واقع بوده محدودش"}
{"book": "adl0011", "page": 11, "text": "جغرافیه\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nحسب ذیل است بدشمالاً از حد دریا الی مضافه بفرى قول قندوز\nو دريا آمویه و در شمال شرقی بخط فاصل پامیرت شرقاً بخط فاصل وا\nروره و جبه از کوه هندوکش الی کوه جنوب غربی بعلاقه غوربند با دشت بدان\nمیر که بین خندق تا شقرغان میبا، طولش تخمیناً (۲۳۹) کروه و\nعرض تخمینا (۹۵) کروه خواهد بود و اکثر حصص آن دشت بود.\nبته با خاکی آن کشت للـمی بسیار خوب میروید و علاقجات بدخشان عموماً\nمشمله کوه بند با سخت پیراهته اما قریه قطغن کوه با خاکی دار بقدر\nکه از و بالا تر گر بیه شو و جبال پُر احجار نهایت سخت بنظر می آید اینکه در سُنه\nجبال فیض آباد سنگی است اما حصه فوقانی آن پشته با خاکیست که اهالی در آن\nزراعت للـمی میکارند زراعت علاقه قطغن در اراضی هموار تماماً از آب دریا تنها\nفیضش میروید زمينها بلند و سر پته با آن للمی است خو شبان ایام خشکی تموز در آن\nاکثر للـمى ميباشد زیرا که ارده يا بامي جوی بخرد و سگا ديگر آب گرفته نشده البته در بعضی\nمقامات از آب چشم سار با درشمند ی استفاده ی نمایند.\nدریا های قطغن\n(۱) دريا تالقان که مخرجش از فرخار و پیچ است (۲) دریا بنگی که\nاز نزدیک کال ای خوست آمده چهار کروه بالا تراز خان آباد وجوب یکی شده از\nحصه شمالی خان آباد جوی کنان به قندوز با دریا غوری بغلان که حصه زیرین"}
{"book": "adl0011", "page": 12, "text": "جغرافیه\n۹\nرا ہنمای قطغن و بدخشان\nاز سیغان بکهمرد یکحصه او ر اندراب و دریاچه بامیان نهرین آمیخته اتصال\nدر قلعه زال بدریا امویہ می‌آمیزند بیشتر زراعت آبیاری طالقان سورآبا دیوه\nباندیا بنگی هم بحدود اقصاص دریا طالقان بخان آباد و ملحقات آن چرا با بزیر آب\nگشته اند و کشتمند ی خوری و بغلان از آب دریا خویشان که اراضی اند راب\nنہرین ہم سیراب میکند، میباشد\nدریاهای بدخشان\n(۱) دریای بزرگش کو کچه میباشد که بجنوب و غربی فیض واقع و از سه دریا\nتشکیل یافته است (۱) دریای جرم که از کران منجان می آید (ب) دریای\nدروج که حصه از ان بین دره دیگری اندزه زیباک و دیگری از دره دوری\nسنگلیخ آمده هر سه آب بقریه گا و خانه زیباک اتصال یافته با زبدره دروج\nبا در یا می آمیزند (ج) دریای زر دیو که بیشتر آن از شیغلان و اندکی از شیوه\nآمده نزر دیو با دریای سر غیلان آمیخته با زا بین هر سه در یا بمقام شمش تل\nبا هم اتصال یافته دریای کو کچه را تشکیل میدهند و دریای کو کچه بصوت اجتماعی\nو دریا جرم بصورت انفرادی بسیاری فیض میباشند چرا که دریای دروج\nتمام مزروعات و بساتین بہارک سیراب میکند، و دریای زرد یو و\nخیر آباد نیز اراضے باغات ما تحت بہارک را آبیاری مینماید، اما دریای جرم و کوچکه\nدر هیچ مقام آبپاشی نموده اند- (آبادی جرم بآب برف و چشمه ی زرا عت فی آباد\nفیض\nتیم"}
{"book": "adl0011", "page": 13, "text": "جغرافیه ۱۰ راهنمای قطغن و بدخشان\nاز آب جوز دست دریای کوکچه تابسنی که از فیض آباد میبرد و گروه دوام\nاست شمالی غربی و از انجا بجنوب غربی و از ائمیتن جلو جنوب مغربی\nرستاق را عبور کنان در قلعه ای خانم با دریا آمویه می آمیزد درین حدود شیم\nمترلق از آب کوکچه اندکی ندعت مینماید دریای کوکچه تنها قریه جات\nحصاره لا بابه و دشت قلعه اندکی آب داده است (۲) دریای یم\nبا اینکه آبش کم باشد لیکن موجب آبادی زیاد است و تحت ایلمتن جلو\nباکوکچه متصل میشود (۳) دریای تشکان که آب او کم و چندان کار\nهم نمیکند و پلی از روه بامان تر از محل اتصال آب دایم با کوکچه ملحق میگردد\n(۴) دریاکشم که آبش کم و ابلو بیشتر و بجدل سنگیم که در قدیم پل بوده تا\nحال اثرات پخته کاری او موجود است با کوکچه یکجا میشود (۵) دریا\nآمویه سرحدش از پامیر است و محل اتصال آب پایر خورد و کلان در\nمکان خراج حصه در میانی این هر دو آب که از چهار گروه بیش نیست\nجنگل بید و عرعر و دیگر اشجار جنگلی است و آب با نخیز جا بجا این جنگل را شیلہ\nشیله نموده میباشد، زراعت مردم واخان و اشکاشم و غاران و\nشغنان با اینکه برکنار دریا آمویه میباشند ازین در یا نیست بلکه\nآبیاری آنها با آبهای که از برف کوه های اطراف و جوان شان بسوی\nآمویه سرزند، میکند، علاوه بر این آب دریاهای متعدد جا بجا از شیم های وا"}
{"book": "adl0011", "page": 14, "text": "جغرافيه ١١ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nاگرچه سرگولاگون که باطراف دریا میباشند موجب وسعت و ازدیادش\nمیگردند، لاکن آبی که در حصه آمویه دریا و عرض و عمقش باد و بالا میکند ابخارو\nو شغنان و روسی است.\n\nدریای آمویه بدره واخان الی اشکاشم بطرف غرب و از آنجا کاملا بصوب شمال\nبسوغاران میرود و گویا این پیچ و تاب اشکاشم را یک موید شده بجویہ\nدریای آمویه از غاران بشغنان رفته و از انجا بروشان شقنان از آنجا بعده از دروازانجا\nبعده او نگه شهر بزرگ کندز یک فیض آباد است آمده از آنجا بشمال رستاق گذشته\nبحضرت امام صاحب واز آنجا ببندر آته اسفرغان که باضلاع مزار شریف است میرود\nدریای امویه از صد پامیر کلان تا تھا نہ بیغری قول قند و ز خط سرحد دولت علیه مستقله\nافغانستا نرا بادولت جمهوریه روسیه جدا میکند، در علاقه در یس چند دریا کلان که\nبدریای آمویه یکجا میشوند قرار ذیل اند :-\n(۱) دریای سرخ آب که از کولاب آید و بجه جو مک و شمی بدریای آمویه یکجا میشود.\n(ب) دریای وخش که از طرف حصار آمده بجه تهانه خرگوش خانه بدریای اموی یکجا میشوند.\n(ج) دریا کافرنهنگ است که از توادیان آمده بعد از دریا قند و ز بدریای\nآمویه یکجا میشود."}
{"book": "adl0011", "page": 15, "text": "تاریخ مختصر\n۱۲\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nتاریخ مختصر\nابتدای حکومت قطغنیه در قندوز بود، از زمان سبحانقلی خان\nامیر بخارا طائفه که بنام قطغنی شهرت داشتند از امیر موصوف بنا بر\nیکدام سببی آزرده شده انده بید سمرقند و حصار آمده بدشت بنجاه\nگرفتند و درینجا با بین خود اتفاق کردند که باید یکنفر را رئیس قوم خویش قرار داده\nبمتابعت او رفتار نمائیم، چنانچه (بیگمراد خان) را که بصلاح آراسته\nبود بزرگ قوم متفقاً قرار داده همه فرمان پذیر او شدند، چندی بعد از انجا\nهم کوچ کرده بقندوز سکنا پذیر گردیدند (بیگمرادخان) با خانها و آتսقالیها\nو کلانان آن ملک شعار مروت و احسانرا پیش کرده آخرالامر حاکم قندوز را\nمعزول کرده بیگمراد را منصوب کردند رفته رفته تالقان و امام\nصاحب و کلنگان و خوست و فرنگ را هم مطیع کرد پس از\nیک سال بر کولاب لشکر کشیده او را بتصرف خود در آورده\nیک پسر خود را بحکومت آنجا مقرر کرد و در سنه ۱۱۴۰ فوت شده\nمحمود اتالیق پسرش بجای او نشست، و در عهد خود حصار و\nغوری و بغلان و فرخار و رستاق و مشهد را هم بدست آورده پنجاه هزار\nسوار را از کل ممالک محکومهٔ خود بمقرتیکه بدخشان رده بلندی پائینی میشد"}
{"book": "adl0011", "page": 16, "text": "نقشه قطغن\nو ملحقات آن\n\nمقیاس\nیک انچ مساوی شانزده میل\nیا یک انچ = هشت و نیم کروه میشود"}
{"book": "adl0011", "page": 17, "text": "تاریخ مختصر\n۱۳\nراہمنای قطعه خوبی در بدخشان\nرسیده از آنطرف میر یاربیک خان بمقابله رسیده سه روز\nجنگی نمودند مردم بدخشی را ہزیمت حاصل و محمود از عقب او\nواصل گردیده بسنگ مهر داخل شد و یا ربیک خان در فیض آباد\nحصاری بود که ناگاه خط و پیغام سبحان قلیخان رسید که خان\nاور گنج لشکر بگرفتن بخارا آورده بر ما غالب آمده و قرحه انداخته\nبودیم مغلوبی او از دست شما میشود که قشعه بنام شما برید\nاز آنجا که بمنزله فرزند من میباشید امید که بشتاب تمام عازم\nاین مقام شوید، محمود از ہمانجا با دوازده ہزار سوار عازم بخارا شد و\nبد و ز ولشکر اور گنج شکست یافت و خان اور گرفتار آمد امیر بخارا\nدر نام محمود لقب اتا لیقی را اضافه کرده و اور گنج را نیز بجدو\nاو بخشید، و محمودا تا لیق از طرف خود عبدالله نام ملایم\nخود را مقر را و رنگنج کرد که تا حال نسل او خان همان ولایات\nاست. ثالثاً اور گنج را واپس گرفته بلخ را به محمود تا لیق دارد\nکه جهته حکمرانی او محمود اتالیق خواهر زاده خود را بدانجا فرستادی\nو خودش بقندوز آمده چند مدت پس خواهر زاده اش استقان\nنوشت که فوج بخارا آمده زود تا که مرا اسیر بلغ را فرمان پذیر خویش نمائید\nاتالیق با شکر جرار خویش رفته سپاه بخار را زد و کوت گوشمالی داده این خانان"}
{"book": "adl0011", "page": 18, "text": "تاریخ مختصر ۱۴ راهنمای قطغن و بدخشان\nغدرنامه فرستاد که من غلام نمکخوار شما هستم لاکن سپاه بخارا مملکت بیخ هود\nشمارا میخواستند که جبرآ ازما واپس میگرفتند تاویشان لازم بود دادم\nاکنون رخ از ان خود شما است که راه مانده اید که بلخ را بتصرف آرم\nسبحان قلیخان خلعت سی چالان نامه بدستش داد و بلخ را واپس برایش گذار شد\nو از آنجا که آمد بدخشانرا هم گرفت و پس بیاربیگ خان داد مشهد را از\nکشانند، چونکه آتالیق مذکور به ایام تابستان در اشکمشم میرفت، وفاتش\nنیز در همانجا بواسطهٔ انهدام عمارتش که از زلزله بوقوع پیوسته بود در ۱۱۲۰هـ\nبوده است، و بعد از وی پسرش شهرابخان مدت نه سال\nحکمرانی کرد و در ۱۱۲۹هـ عازم ملک باقی گردیده بجایش پسر آن\nمیرزا بی‌بی نشسته مدت ده سال او نیز بر مسند اقبال تکیه گزین\nو باز مسکن زیر زمین شد، فوت او در ۱۱۳۹هـ وقوع یافت، و عقبی\nپسرش میر یوسف حکومت را بدست گرفته بیست سال جرعه نوش\nبادهٔ کامرانی و باز درد آشام جام عالم فانی گردید و انتقال او در ۱۱۵۹هـ\nبوده حکومت هزاره بی‌بی پسرش متصرف شد. و مدت پانزده\nسال از بوستان اقبال گل کامرانی را چید و در ۱۱۷۴هـ لذت جام\nاجل را چشید و باری که او فرزند شش داراب بی‌بی متسکن کشته پس از مرگ\nپدر سند مدت هر حصه کلانی و خانی در قندوز جلوه کرد آخر مرد و از ولایت یتیم"}
{"book": "adl0011", "page": 19, "text": "تاریخ مختصر ١٤ راهنمای قطغن و بدخشان\nمتفرق شدند و نتایج بیداد و نظالمش چنان بظهور بخش که آمار او را حاکم\nخه د ساخته و وارا بی از پایه حکومت انداخته عازم پنج گردید و هنگام\nفوت کر د پنج پسر ز و مانده گذران پسرانش هم آنجا نشد از فرط اضطراب\nبکولاب آمدند در آنجا هم غنچه اقبال شان بشگفت به بدن باشان شدند و برنجا\nهم شاهد مقصود چهره برویشان نکشود و زانجا در فرخار رسیدند وانجا نام\nبیک حاکم آنجا اکرام دیدند و مسکن گزیده و از ترا قبال شان فروغی بیدا\nکر و جمعی را با خود متفق ساخته اشکمش را بتصرف در آوردند و مراد بی که\nبرادر کلان شان بود زمام حکمرانی را بدست گرفت و متصلہ مراد بی آر\nانصرف شد بطرف تالقان امدوانه قلیجنان حاکم تالقان با مقاومت\nبرادر\nاو را آورده نتوانست هربت یافت مرادبی تا لقانرا بمفر سنجان\nثانی خود داد و امام صاحب تصرف نموده حضرت خانرا در آنجا\nگذاشت و رستاق ما بدست آورده باعه بیک را در رابع خویش\nگذاشت ختلا را نیز در قید حکم خود اور دواز انجا که تقند در آمد رحیم\nبیک با در خیل نخوت در دماغ سید و آثار بغی از و ہو یدا شد لشکر تاریستنا\nبرده برادرخود را دستگیر نمود مفید کرد بسلم فرستاد پسیدین بی من منا رفت بیاده\nو سردار ساخته تا در چنار گفته با تلفنا با او مجادلہ کرد و شکست خورده و صلح ہے\nقرار نمودند که مشهد شورم را بخود گرفت و دیگریشان از بان و گذار متقاعد خون داشت"}
{"book": "adl0011", "page": 20, "text": "تاریخ مختصر ۱۶ راهنمای قطغن و بدخشان\nبسنه ۱۲۵ عازم دارالقرار شد، شاه مراد خان اگر چه خود در سنین در او گرا خود بدیگر\nهمشیر براوشت اما با ورسیدن هرات گذاشته نوابحا بدست بنام خود افراشته\nنزدیک بود خویش را دیا را مغلوبه خانی با گرفت او پرشت اول سلطانمراد ، دویم\nعبد الرحیم ، سوم عبدالکریم، تالقانرا بسلطان مراد و نهرین با عبد الرحیم ویقوری یا\nبعبد الکریم داد تا برانها حکمرانی کنند، بعد از چندگه شاه مراد خان بنام حما و حکمرانی بند\nبدخشان کینکا دار محا عظم خان شهر محمد افضل خان بنام اورسیدند تا مسطور بود کیبا\nبسلام آمد خراج قبل کو یا بنتظار ورود فوج ظفر موج شان چار شد آنجا رفته بقیہ خوا\nرا بین متهاج آمد بعدامدی در مضاف حصوار ادخار یا اندا موده را بید طرف ارخنه شدند\nشاه مراد خان خوف کرد با ضطرار فرار کو لا شد نزدیک میرشجا خانصا بو وزید مرزا هفت\nسال شرار ان حصو در بابت تا نام این خوان بعد دلجوئی حکومت قطغن را بد و پیرد\nخویان کابل مراجعت ورزید شاه مراد خان در به ۱۲۸ بدار البقا رحلت نمود و حکو\nبه سلطانراد که طاپذیر افغاستان بوسیله، یک قصه جهاندار شاه نیز خش براهی\nکہ عبدالرحیم خاننام حاکم تالقان بودر غیاب بجنگ افغانیه و بغی از اطاعتشام\nاسلام داده بودسلطان مراد را بخیر ف ناگوار افتاده براے سزایش فیض محمد خان\nکه در بلخ بود مکتوبی فرستاد وبخوابش از حیاتزار فرار عام کرانا بریگئے\nمحمد حسین خان زانو فرستاد که رفته در زانو در کافنگان که جهاندار شاه نقد\nآمده بود جنگ کرده دمار از حصار آن بد کردار بر آوردند چنا نچہ"}
{"book": "adl0011", "page": 21, "text": "تاریخ قطغن\n۱۷\nرئسهای قطغن و بدخشان\n\nبعد از زدوخورد قلیلی از طرف داران جهاندار شاه\nاسیران بسیار بدبختی را گرفته خودش را بهزیمت\nبه نصیب آمده فرار چترال گردید، و سلطان مراد خان\nاسیرانرا رها کرده باتفاق محمد حسین خان به فیض آباد رفته\nمضراب شاه مامای سلطان مراد خان را در آنجا حاکم\nمقرر داشتند *\n\nبعد از چندی بنابر بعضی وجوهات باردیگر دسته\nاز میرهای قطغنی بنای سرتابی را از حکومت افعانستان\nنهاده خود را علیحده تصور میکردند، و در داخل مملکت\nبنای هیجان و انقلابات معاندانه را گذاردند، تا آنکه\nاز طرف قرین الشرف امیر محمد افضل خان مرحوم برادرش\nسردار محمد اعظم خان و پسرش ضیاء الملة والدین که در\nآنوقت بعهده سپهسالاری افواج افغانیه ممتاز\nبودند جهت تسخیر ولایت قطغن و بدخشان مامور و اعزام\nیافتند، و بعد از زدوخورد و مجادله مزیدۀ این ولایت"}
{"book": "adl0011", "page": 22, "text": "تاریخ قطغن ۱۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nفاتحانه بدست افغانستان افتاد [ تفصیلات این محاذ در جلد اول تاج التواریخ که تالیف ضیاء المله والدین است از صفحه (۱۱) الی صفحه (۵۶) مفصلاً مرقوم است ]\nبهر تقدیر نائب الحکومه ها و حکامی که از طرف افغانستان از ان زمان الی الان در خان آباد مرکز دارالحکومه ولایت قطغن مقرر شده اند فهرست اسامی گرامی شان حسب ذیل است :\n\nفهرست حکام و نائب الحکومه های افغانستان در خان آباد مرکز ولایت قطغن و بدخشان\n\nنمبر شمار اسماء سال ملاحظات\n۱ سلطان مراد بیگ خان ولد میر شاه مراد بیگ خان - در عهد امیر شیرعلیخان\n۲ اعلیحضرت ضیاء المله والدین امیر عبدالرحمن خان - در زمان سرداری خودشان باحد مجدد نوازش بعهده سپهسالاری ملکی و نظامی\n۳ سردار عبد الغیاث خان\n۴ سردار عبد الله خان توخی ۹ در زمان ضیاء المله والدین"}
{"book": "adl0011", "page": 23, "text": "تاریخ قطغن 19 رهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر شمار | اسـمـاء | سال | ملاحظات\n۵ | صالح محمد خان جرنیل فالتو بابکرخیل خوست | ۳ | خوش سلوک\n۶ | عبد الباقیخان قندهاری نورزائی | ۲ | 〃 〃\n۷ | محمد عیسی خان بن تاج محمد خان قولرزائی | ۴ | 〃 〃\n۸ | شاه دوله خان بابکرخیل | ۶ | 〃 〃\n۹ | میر نبی خان کوهستانی | |\n۱۰ | غلام رسول خان محمد زائی امین الدوله خیلی | |\n۱۱ | محمد صادق خان محمد زائی | |\n۱۲ | سردار حیات الله خان | ۵ | در زمان سراج الملة والدین\n۱۳ | غلام محی الدینخان بارکزائی | | 〃 〃 خوش سلوک\n۱۴ | ناظر محمد صفر خان جنرالی | | 〃 〃\n۱۵ | سردار محمد اکبر خان بارکزائی | | در زمان اعلیحضرت غازی\n۱۶ | محمد نادر خان وزیر حربیه غازی | ۱۱ ماه | 〃 〃 بطور ریاست تنظمیه بقیه بود\n۱۷ | سردار محمد سلیمانخان | | 〃 〃"}
{"book": "adl0011", "page": 24, "text": "رهنمای قطغن و بدخشان ۲۰ تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان\n\nتقسیمات حکومتی های ولایت\nقطغن و بدخشان در عهد اعلحضرت\nامیر امان الله خان\n\nبا اینکه در ایام ماضی زمان سابق هم حکام افغانی\nدر مقامات مختلفه این ولایت عالی مقرر، و جهت\nباز پرسی و غوررسی رعایا موظف بودند، اما این حکام\nوزمام داران بیکصورت غیر منتظم و تقسیم درستی که\nهمه اهالی از هر جا بدون زحمت و تکلیف باوشان\nرسیده میتوانستند موجود نبود اینک در عهد فرخ\nمهد امانیه در ضمن دیگر تشکیلات مهمه و تقسیمات ملکیه\nافغانستان حکام این ولایت بطریق ذیل سمیم و توزیع\nفرموده اند :–"}
{"book": "adl0011", "page": 25, "text": "تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان ۲۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nنقشه مراتب حکومتی ولایت قطغن و بدخشان\nحکومتی کلان بدخشان و فیض آباد\nحاکم درجه اول اندراب\nحاکم درجه دوم نهرین به مرکزیت مزار\nعلاقه دار درجه اول خوست و فرنگ\nعلاقه دار درجه دوم خنجان\nعلاقه دار درجه اول چال و اشکمش\nعلاقه دار درجه اول قندوز\nحاکم درجه دوم حضرت امام صاحب\nحاکم درجه اول رستاق\nحاکم درجه دوم واخان و پامیر\nحاکم درجه دوم جرم کران و خاش\nعلاقه دار درجه دوم شغنان\nعلاقه دار درجه اول زیباک اشکاشم\nعلاقه دار درجه دوم انجمن و منجان\nعلاقه دار درجه دوم راغ\nعلاقه دار درجه دوم چاه آب\nعلاقه دار درجه دوم جلگه ینگی قلعه\nعلاقه دار درجه دوم شهر بزرگ\nحاکم درجه دوم کشم و درایم ها\nحاکم درجه دوم درواز علاقه دار درجه اول خواهان\nحاکم درجه دوم تالقان\nحاکم درجه اول غوری\nعلاقه دار درجه دوم کلفگان\nعلاقه دار درجه دوم فرخار ورسج\nعلاقه دار درجه اول تاله و برفک\nعلاقه دار درجه دوم دوشی و کیله گی\nعلاقه دار درجه دوم بغلان"}
{"book": "adl0011", "page": 26, "text": "تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان ۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nگوشوارۀ حکومتی ها\nنمبر شمار مأمورین تعداد ملاحظات\n۱ نائب الحکومه ۱\n۲ حاکم کلان ۱ تفصیلات در اوراق بالاً ذکر کشید\n۳ حاکم کلان درجه اول ۳\n۴ حاکم کلان درجه دوم ۷\n۵ علاقه دار درجه اول ۶\n۶ علاقه دار درجه دوم ۱۱\nمخلص اینکه فعلاً درین ولایت به ترتیب و ملحوظاتیکه\nدر نقشه اولی مذکور است یکنفر نائب الحکومه در مرکز ولایت\nقطغن و بدخشان بمقام خان آباد معین است و یکنفر\nحاکم کلان در موضع بدخشان مقرر است و حکام\nدرجۀ اول و دوم و علاقه دارا بطریق ذیل در مقامات دیگر\nبتعداد مندرجه تحت موظفند :\nحاکم درجۀ اول (۳):- (۱) غوری (۲) رستاق (۳) اندرآب"}
{"book": "adl0011", "page": 27, "text": "نقشه خان آباد\nکوتل بانگیر سای\nکوه بلوچه\nضخاک بهساک\nدریای تالقان\nچوگدی\nمرغن\nافغان تپه\nقره باش\nغجری\nخندق\nحیاتی\nپایزه خیل\nپرچی\nدولت کوچی\nسیدانور\nچشمه شکر ده تنگی\nباجی آیا زنانه شیخ علی\nدسطه\nمیان علی بلوچه\nقوریاس\nگرگ توغ\nچکله چورایی چمقتاق\nدنداس\nبا قل\nکپر سای\nدریای خان اباد\nکهنه قلعه\nحاجی سید علی\nبای بوق کلتاش\nیوش قول قل مشی قوینچی\nشغل\nپشه ای\nتخته پایان قره تو ایک سری کلان و حاجی آباد\nده ویران\nپیکند اولی\nدشت\nخربوزان\nسرخ خیل\nباند جانت عاشری\nچمن علی\nمحمد لوت قره لالک\nحوا لک\nترقدیلی\nعزیزی\nجگلانی\nغازی\nجما د هری\nبا بشی\nبندر رضان\nخواجه لیت\nپلا غلام\nایش انها\nسعادت علی\nچهار توت\nراه قندوز\nلاله کام\nراه علی آباد\nدریای بنگس\nمقياس\nیک انج مساوی ۴ میل\nمساوی ۴/۱ کروه کابل\nراه شورا ب"}
{"book": "adl0011", "page": 28, "text": "تقسیمات حکومتی قطغن و بدخشان  ۲۳  رهنمای قطغن و بدخشان\n(۱) نهرین برکه تمیز (۲) حضرت\nحاکم درجه دوم (۷) :- امام (۳) واخان و پامیرات (۴)\nجرم و خاش (۵) کشم و درایم (؟)\n(۶) درواز (۷) تالقان\n(۱) خوست و فرنگ (۲) چاه\nاشکمش (۳) قندوز (۴) زیباک\nعلاقه دار درجه اول (۶) :- واشکاشم (۵) خواهان (۶)\nتاله و برفک\n(۱) خنجان (۲) شغنان (۳)\nانجمین و منجان (۴) راغ\n(۵) چاه آب (۶) جلگه تنگی\nعلاقه دار درجه دوم :- قلعه (۷) شهر بزرگ (۸) کلفتگان\n(۹) فرخار و ورسج (۱۰) دوشی\nو کیله گی (۱۱) بغلان"}
{"book": "adl0011", "page": 29, "text": "راه تاشقرغان\nمزار\nقره قول\nپهلوان تاش\nناله [ILL]\nپهلوان تاش\nآق سای\nراه شولک\nدریای [ILL]\n\nنقشه شورآب\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nمعادل ۱/۲ ۲ کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 30, "text": "کوائف خان آباد ٢٤ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nحدود اربعه قطغن\nبه سمت شرقی او علاقه‌جات بدخشان و به شمال\nآن دریای آمویه، و بطرف جنوبی آن کوه ہندوکش است\nکه علاقہ کابل و قطغن را با هم جدا میکند، طرف غربش علاقہ\nترکستان میباشد :\n\nخان آباد\nمرکز نائب الحکومه‌گی ولایت قطغن و بدخشان\nمقام خان آباد میباشد و از مضافات آن شرقا تالقان\nو شمالا حضرت امام صاحب و غرباً الی قندوز و تاشقرغان\nو جنوب او الی نہرین و اندراب ممدود و محدود است\nارتفاع خان آباد (٢٥٠٠) فیت از سطح بحر سمندر است :\nآب و هوای سالم و صحت بخشی ندارد و در ایام\nتابستان و زمستان ہر شب باد بعد از شام تا صبح وزان"}
{"book": "adl0011", "page": 31, "text": "کوائف خان آباد ٢٥ رنمای قطغن بدخشان\nجریان دارد. در ماه سنبله و میزان بلکه تا اواخر عقرب\nتب ملیریا و ریزش و زکام در آنجا آنقدر وافر\nباندازه متکاثر است که تخمیناً فیصد پنجاه نفر صحت نخواهد\nداشت و باعث آن شالی کاری است *\nسکناپذیر خان آباد — در شهر و اطراف اقوام\nمتفرقه بوده طوائف اوزبک وافغانیه بتا بردیگر سکنه\nاو زیاد، و یک جمع غفیری از سکنه خان آباد مردم هزارۀ\nو تاجک و غیره اقوام متشتته میباشند که نسبت باشندگان\nاصالتاً در آنجا مسکن دارند عده نفری نو آباد بیشتر است\nحتی یک حصه اگر از طوائف اصلی خان آباد باشد سه حصه\nدیگر آن نوآباد گفته میشوند. و بسمت شمالش بر کران دریا\nیکباغ و کوتی قشنگی بنام \"حیات آباد\" موجود است *\nخود خان آباد و نواحی آن که زمین آبی دارد. در\nمیدان پست بکنار دریای خان آباد واقع شده از هرطرف\nبدون سمت غربی بتپه ها و کوه های خاکی محدود است."}
{"book": "adl0011", "page": 32, "text": "کوائف خان آباد ٢٦ رنمای قطغن و بدخشان\n\nلهذا این پستی شهر و بلندی اطراف و جوانبش مُولِد حرارت\nو تنگی و خرابی هوای صحت فرسای خان آباد پنداشته\nمی شود :\nخان آباد در قطغن شهر بزرگی است و بازار گرمی\nدارد . اشیای مطلوبه در آنجا موجود میشود . ونفس\nشهرش مشتملبر چهار گذر ـ و یک بازار است بدینموجب :\n( ٧٤٢ ) خانه ( ٣٩٢ ) دکان ( ١٩ ) کاروانسرای ( ٢ ) مسجد جامع\n\nتعداد گذر و خانه ها و دکانهای شهر خان آباد\nنام گذر و دکانها | تعداد خانه و دکانها | نام دکاندار | تعداد دکان\nگذر خواجه پالک | ٢٧١ | مسگر | ٦\nگذر چهاریکار | ١٥٠ | بزاز | ٢٨\nگذر تخته گبرک | ١١٣ | سراج | ٨\nگذر دروازه کابل | ١٨ | خیاط | ١٦\nنجار | ٥ | عطار | ٧"}
{"book": "adl0011", "page": 33, "text": "کوالف خان آباد ۲۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nنام دکاندار تعداد دکان نام دکاندار تعداد دکان\nبقال ۵ پانیار دوز ۶\nزرگر ۱۸ بنیه گر ۸۰\nسماوارچی ۹۰ رنگریز ۷\nخورده فروش ۲ خباز ۱۰\nندمال ونداف ۴ قصاب ۹\nسیمسار ۱۶ پوستین دوز ۴\nکلال ۵ کهنه دوز ۷\nنعل بند ۹ . .\nدو مسجد جامع دارد ـ یکی از محب الله خان\nتاجر چهاریکاری ـ دوم از سمندر خان کوتوال سابقه\nموضع مذکور :\nدو حمام دارد ـ یکی سرکاری ـ دوم از محب الله\nخان تاجر چهاریکاری :\nو (۱۹) کاروانسرای دارد ـ یکی سرکاری"}
{"book": "adl0011", "page": 34, "text": "کو الف خان آباد ۲۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nده هژده از تاجران :\nنامهای دهات نواحی خان آباد در جداول\nآتیه مفصلاً مندرج است که از ملاحظه آن اضلاع و\nملحقات و عده خانه های شان روشن و مبرهن میشود :\nدهات در سمت مشرقی خان آباد\n\nنام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه\nجنگشکه | ۷۷ | قشلاق فاضل | ۸۰\nدلگر ساد اخلی و سینا | ۹۷ | گرگک | ۷۴\nبوله کادر | ۵۳ | میانعلی خوک دره | ۴۳\nگیساله ی وقره طاس و بتر من سای | ۱۳۳ | جلا میر | ۱۲۷\nبنگی و چشمه طاق و پله و چهار چنار دهان شورچه پاتپل | ۸۱ | سقا ب دهانه بنگی و شیخعلی بامجی | ۵۵ ۳۰ ۴۰\nدوانه سیاب | ۱۰۱ | قزلتاش | ۸۰"}
{"book": "adl0011", "page": 35, "text": "کوائف خان آباد ۲۹ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nنام ده‌ات تعداد خانه نام ده‌ات تعداد خانه\nقشلاق دالما ۱۹۶ ده ویران ۶۰\nچارسای و جلانچی ۸۰ چیده کمر ۲۵\nچوغه ۱۰۴ قرغر ۵۴\nمیزان ۱۵۹۰\n\nقریه‌جات (سمت شمالی) خان آباد که\nمشهور به اشکمش است ـ\n\nاسمای قری شمار خانها اسمای قری شمار خانها\nکوه جیلوجه ۳۷۱ قزل سای ۱۴\nسهاک ۲۱ قشلاق سرای ۲۵\nقشلاق چرمگری ۱۵ کدوگن ۵۰\nباسوس ۳۴ جنت باغ ۱۵\nقشلاق کابلی ۱۸ ملاخیل ۲۶\nسرای افغانیه ۸۹ نیازی ۱۷۲"}
{"book": "adl0011", "page": 36, "text": "کوائف خان آباد ۳۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسمای قری\nتعداد خانها\nاسمای قری\nتعداد خانها\nدولتیار\n۲۹\nبوین\n۱۴۲\nکوچی اختاش\n۲۴۲\nسید رمضان\n۲۰۲\nصافی\n۵۹\nسید انور\nمیزان ۱۳۲۷\nاسمای دهات (سمت غربی) خان آباد معروف بجنگل باشی است\nاسم قشلاق\nتعداد بیوت\nاسم قشلاق\nتعداد بیوت\nبندر علی هزاره\n۱۴۶\nخواجه پسته\n۳۰\nچاشت چهار سری\n۷\nقشلاق ملا غلام\n۹۱\nتره خیل\n۵۷\nمعاف علی\n۱۲\nغارچی\n۳۹\nزرد کمر\n۵۸\nایشان توت\n۱۷۶\nمیزان\n۶۱۶\nقریه جات (سمت جنوبی) خان آباد معروف بچهار توت\nنام قریه\nتعداد خانها\nنام قریه\nتعداد خانها\nگرو خیل\n۸۱\nخواجه پالک\n۴۰"}
{"book": "adl0011", "page": 37, "text": "کوائف خان آباد ۳۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nنام قریه تعداد خانه نام قریه تعداد خانه\nریگ روانی ۲۸ قشلاق بهرام خان ۷۰\nقشلاق محمد غوث ۶۷ خوگیانی ۷۴\nصوفی خیل ۱۳۶ غور بندی ۷۵\nمیزان ۵۷۱\nمجموع خانه داری شهر و نواحی خان آباد (۴۱۹۲)\nخانه میشود که نفوس آن تخمینا تا به دوازده هزار خواهد رسید\nو اقوام تاجک و هزاره و اوزبک و افغان در هر قشلاق\nآن با هم مخلوط سکنی دارند :\n\nزراعت\n\nاملاک نواحی خان آباد بعضی آبی واکثر للمی است\nدر زمین های آبی گندم - جو - برنج لک و باریک - ماش\nجواری - نیشکر - پنبه - زغر - حنا - وغیره ترکاریهای\nمعمولی بعمل می آید - و در املاک للمی آن گندم - جو - نخود"}
{"book": "adl0011", "page": 38, "text": "کوانف خان آباد ۳۲ رهنمای قطغن بدخشان\n\nکنجد - زغر - فالیز خربوزه و تربوز نیز میکارند - و خربوزه الله کو\nبزمین های ده ویران زراعت میشود نسبت بدیگر مقامات\nخوبتر و شیرین تر است از آثار و قرائن چنان معلوم میشود\nکه زمینهای آبی خان آباد در زمان میر ها جنگل شده\nاست و اغلبا انها قوت آبادی جنگلها را نداشتند-\nشاهد این مدعا آثار جویهای خرابه و کردستیهای قدیمه\nاست اما در زمان اعلحضرت ضیاء المله و الدین و اعلحضرت\nامیر شهید و به عهد سلطنت اعلحضرت غازی همین زمینهای\nجنگل مجدداً رخ به آبادی نهاده هر سال جنگلهای بیار\nباراضی مزروعه تحویل می یابد *\n\nفواکه\nتوت - گیلاس - زرد آلو - آلوچه کوک سلطان\nبهی و شفتالو - آلوبالو - سیب - ناک با اندک - عناب\nاندک - سنجد خربزه - تربوز - وافر دارد *"}
{"book": "adl0011", "page": 39, "text": "کوالف خان آباد ٣٣ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nصناعت و تجارت\n\nپیشه و کسب مردم داخلی شهر در طی تعداد دکانهای\nشان معلوم شده و در اطراف آن طائفه هزاره سکنا\nپذیر و پیشه شان گلیم ـ جوال ـ جل بافی ـ و از اقوام\nتاجک کرباس والچه بافی و افغانها بزرگری و دهقانی\nبسیار تر میکنند :\nو تجارت شان بدینصورت است که برنج پاکی را\nبطرف بدخشان و کل دره های سرحدات و بجانب\nمزار شریف و دارالسلطنه کابل حمل و نقل مینمایند ـ\nو علاوه بر برنج باریک در سنوات سابق که روسی\nبر حال خود بود اکثر مال تجارت مثل تک ـ قواره قسام\nچیت ـ کشمیره ـ تکه های ابریشمی ـ چینی باب وغیره را\nاز طرف بخارا می آورند ـ درین ایام تجارت شان\nاز انطرف مسدود و از طرف کابل ـ یا چترار ـ و پشاور"}
{"book": "adl0011", "page": 40, "text": "کوالف خان آباد\n۳۴\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nصحن - و چیٹ پاینزار - چای - قند - وغیره اسباب\nمی آورند :\nخوراک\nمردم شهر و اطراف قریب بقدر استعداد خود\nطعام خوب میخورند چنانچه برنج لک و باریک و سبزی آنا\nو نان با ادام استعمال می ورزند :- [ادام هر چیزیکه\nبانان خورده شود] و اطراف بعیدتر آن نان خورش\nمعمولی گندم - جواری و غیره انچه از زمین شان حاصل\nمی آید استعمال مینمایند :\nپوشاک\nلباس و پوشاک اهل شهر زیب و زینت هست\nچنانچه هر جا در مردم شهر خوش لباس و خوش خوری\nمروج میباشد - و مردم نواحی نسبت بشهر در البسه\nتفاوت دارند - و پوشاک عموم شان علی العموم چنین اس"}
{"book": "adl0011", "page": 41, "text": "کوائف خان آباد\n۳۵\nراهنمای قطغن و بدخشان\nکه چین در بر و دستار بر سر و موزه بپا دارند :\nرسوم\nدر معامله عروسی قبل ازین اقوام اوزبک و هزاره\nعادت داشتند که اسپ و گوسفند ها و رخت و اسباب\nبسیار و نقد کثیر از داماد گرفته و جهیز لباس سراپا و شتر و اسپ\nبداماد نیز داده بقدریکه گرفته می بود مصارف میکرد و بخشی\nدر عروسی می نمودند حال پابند احکام نظامنامه نکاح\nو عروسی شده از ان اسراف بیجا که سابق داشتند\nمنع شده اند و مردم افغان پیشتر هم این کار خیر را باندازه\nاستعداد جانبین انصرام می نمودند اکنون نیز بقرار\nنظامنامه تعمیل مینمایند :\nرسم جنازه\nدر اقوام اوزبک و هزاره در موقع وفات بمقام"}
{"book": "adl0011", "page": 42, "text": "کوائف خان آباد ٣٦ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاین رسم بود که از مال یتیم بچگان اندازهٔ صرف زیاد\nاز نقد و جنس بطریق سیالداری که غیر مشروع است\nمیکردند که ملک و مال وارث بر باد میرفت الحال\nکه سر رشتهٔ نظامنامه از برای همه خیر و بهبود رعایا\nوطن شده از ان گذشته نمیتوانند و بقرار نظامنامه معمول\nمیدارند :\n\nاسلحه\n\nاقوام اوزبک و هزاره بعوض یراق و اسلحه\nچوبهای دست [ که خودشان انرا در محاورهٔ خود تیاق\nمیگویند و از قد انسان بلند تر میباشد ] میگردانند مردم\nافغان از قسم تفنگهای انگریزی و روسی پطاقی و\nچقماقی و کارد و شمشیر دارند در شهر و نواحی خان آبا[د]\nتا هزار میل تفنگ و سه چهار صد تیغ داشته خواهند\nبود :"}
{"book": "adl0011", "page": 43, "text": "کوانف خان آباد ۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء تجار و علما و اشخاص صاحب رسوخ\nخان آباد\nنمبر اسماء اسماء نمبر اسماء اسماء\n۱ ملا محمد عیسی تاجر ۱۳ حاجی غلام حیدر تاجر\n۲ محب الله خان \" ۱۴ محمد عمر چاریکاری \"\n۳ غلام محمد خان \" ۱۵ ملا سید فقیر\n۴ محمد عظیم \" ۱۶ فضلو خان \"\n۵ غلام حیدر \" ۱۷ میر هاشم \"\n۶ میر محمد شاه \" ۱۸ میان محمد حسن \"\n۷ علی محمد \" ۱۹ مولوی صاحب قندهاری\n۸ جمعه خان \" ۲۰ ملا ولی محمد وکیل افغانی\n۹ مولوی محمد یعقوب ۲۱ باش محمد منگباشی سابقه\n۱۰ میر سید عبدالحکیم ۲۲ مولوی عبدالحی تختیری\n۱۱ سید عطا محمد خانبس زاده سجاونی ۲۳ ارجن مهره سنگ و انندرام\n۱۲ چقمان منگباشی سابقه وکیل تاجران اهل هنود\nسجانی ۲۴"}
{"book": "adl0011", "page": 44, "text": "طوائف خان آباد ۳۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر اسماء\nاسماء\nنمبر اسماء\nاسماء\n\n۲۵\nدوست محمد افغان مینگباشی نشا\n۲۷\nملا دوست محمد وکیل هزاره لقا\nمحمد سرور بیگ ولد میر طادین بیگ\n۲۶\nمحمد نسیم وکیل قوم طنطای\nولد قابل بیگ برادرزادهٔ سلطان مراد خان ساکن تنگی\n\nراه ها\n\nیکراه در خان آباد از قزل سای و دشت ارچی گذشته بشهروان منتهی میگردد (۲) دیگری در صوب شمالی آن بحضرت امام صاحب و دلگیر سای میرسد (۳) طریقی از بولوک پسته گذشته بشهر داغونرکو می آید (۴) راهی سریازی را قطع کنان نیز بحضرت امام صاحب اتصال می یابد و علاوه برین بسمت شمالی راه های دیگری هم بجانب حضرت امام صاحب امتداد یافته است :\nدر طرف غربی آن نیز راه های است که خان آباد را با قندوز اتصال میدهد و طرف تاشقرغان میرود."}
{"book": "adl0011", "page": 45, "text": "کوالف خان آباد\n۳۹\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\n(۵) راه بوئین (۶) راه سدرمضان (۷) راه چهار\nسیری (۸) راه جرگذر است :\nدر طرف جنوبی آن راه‌های دیگری هم بصوب\nشوراب و اندراب و نهرین و اشیگ جی ، و ده دیران\nو غوری و چال و اشکمش و قندوز و تاشقرقان و بازار\nجای رفته است (۹) بطرف شرقی آن چغه و یک\nشارع کلانی است که بطرف آب ینگی و تالقان\nو بدخشان امتداد یافته است [ ینگی دره ایست\nکوچک و سکنه آن مردم اوزبک و مجری دریای\nاو از سرحدات خوست و فرنگ است در پای تالقان\nکه مخرجش از فرخار و ورسج است محل اتصال و آمیزش\nدریای ینگی و تالقان در مقام چغه میباشد ] سکنه\nخان آباد چنانچه گفتیم مشتملبر اهالی و اقوام و طوائف\nمختلفه است - البته اکثر باشندگان ده ویران\nو شوراب مردم هزاره میباشد - باینکه باش و شالی"}
{"book": "adl0011", "page": 46, "text": "کوائف خان آباد ۴۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو جواری و دیگر زراعت در آنجا بطوریکه لازم\nاست می روید اما مخصوصاً فالیز کاری و خربزه های\nآنجا از قبیل قندک ، و امیری و بخشی بیکی ،\nو تاش محمد کوسه ، و غیره شهرت تامی دارد.\nجدولیکه مسافه راه های خان آباد و باقی موضع\nرا معلوم میکند در خاتمه کتاب هذا\nمندرج است :"}
{"book": "adl0011", "page": 47, "text": "کوائف خان آباد ٤١ راهنمای قطغن بدخشان\n\nتعداد پلهای قطغن\nپانزده\n\nاول :- بر دریای اندراب\nدوم :- پل چوبی موقع حاکم نشینی مقام بنو\nسوم :- بر دریای آرزو\nچهارم :- بر دریای کشن آباد\nپنجم :- پل باجگاه\nششم :- \" خنجان\nهفتم :- \" در خنجان\nهشتم :- \" رود مالیان خنجان\nنهم :- \" دوشی\nدهم :- پل خشتی غوری که مشهور به پل خمری است که در زمان عبید خان شاه بلخ تاسیس شده"}
{"book": "adl0011", "page": 48, "text": "کوانف خان آباد ۴۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nیازدهم: در حدود ابی خوست که حاکم نشین\nاست\nدوازدهم: ایضاً در مقام مزبور\nسیزدهم: پل دره خیلاب بر دریای تنگی\nچهاردهم: \" \" \"\nپانزدهم: \" \" \"\n\nگنجایش آبادی مزید در قطغن\nاز معاینه و یک نگاه سرسری تمام اطراف\nو نواحی قطغن چنان مشهود میشود که گنجایش مزید\nآبادی و فراهم آوردن دیگر اراضی مزروعه هم دران\nممکن است زیرا که با کثریه نقاط آن آبهای جاری\nموجود - و اراضی که بعد از زحمت اندک جهت\nمزروعات مساعد میباشد بسیار است - تنها"}
{"book": "adl0011", "page": 49, "text": "کوائف خان آباد ۴۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر بعضی مواضع توسیع جویها موجوده و حفر انهار جدیده لازم دیده\nمیشود - گو یا در صورت توجه بمزید آبپاشی و آبیاری آن\nمملکت باندازه دو ثلث آبادی موجوده قطغن آباد\nدیگر امکان پذیر است :\nگله‌های مادیان و اسپ و گوسفند در اندراب\nو بغلان و غوری و قندوز و امام صاحب و نواحی خان آباد\nو تالقان - در بین اقوام عرب و افغان کاکڑی و سحجانی\nو ترکمانه و هزاره و لرخابی و قندها ری بسیار است که\nآنها زیاده تر مشاغلت بسوداگری ان دارند و ما در تحت\nبیان هر موضع در آتیه بذکر عده مواشی اینمقامات نیز خواهیم پرداخت\n\nجدول مال شماری خود\nخان آباد\n\nگاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب\n(۲۲۳۸۹) | (۱۰۱۸۰۰) | (۱۳۷۳) | (۴۱۹۴) | (۸۶۹۸)"}
{"book": "adl0011", "page": 50, "text": "حالات اندراب\n۴۳\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nاندراب\nحکومت درجه اول و از مضافات قطغن تخت\nدارالحکومه خان آباد میباشد دو علاقه داری مزیر حکومت\nاندراب است که عبارت از خوست ، و فرنگ ،\nو خنجان باشد - ارتفاع محال اندراب (۵۶۲۰) فیت\nو حرارت تابستانش نود و پنج درجه است و از مرکز\nخان آباد (سی و شش) کروه بسمت جنوبی فاصله دارد\nموضع مذکور از برای استحکام دولتی بسیار محل\nخوب است چنانکه اگر استناد جای و دارالسلطنه\nثانی برای دولت افغانستان لازم باشد ازین بهتر\nدیگر جای نیست بجهت کارزار آنقدر کار آمد است\nکه اگر فوج قلیل در آنجا متمکن باشند افواج کثیر را\nماب پیشقدمی بدانطرف نخواهند گذاشت و در قرب\nاندراب مقام خوست نیز ما من جای خوب است که"}
{"book": "adl0011", "page": 51, "text": "نقشه اندراب\nمقیاس\nیک انچ مساوی چهار میل\nکه معادل هفت و نیم کروه کابل میشود\nدره قاصان\nدره شاشان\nسلاسل پنجشیر"}
{"book": "adl0011", "page": 52, "text": "حالات اندراب ۴۵ راهنمای قطغن و بدخشان\nغیر از یکیجانب بدیگر جوانب راه آمد شد ندارد و ده نفر که\nدر انجا نشسته باشند هزار نفر در آن رهگذر رفته\nنمیتوانند و علاوه بران آب و هوای اندراب سالم و\nخوش هوا و صحت بخش است و در بین قطغن و مزار شریف\nو پنجشیر واقع شده است که از هر طرف آذوقه و سامان\nو امداد نیز برای آن میتواند رسید :\nتعداد خانه وار اندراب\nچهار هزار و یکصد و سی و هفت خانه وار میباشد\nنفوس شان تخمیناً (۱۵۰۰۰) تن خواهد بود :\nدکانهای بازار (بنو) پنجاه باب - و در\n(ده صلاح) شصت باب دکان و دو سرای میباشد\nو فعلا یک مدرسه در (بنو) بنام فصاحت و یکی در\n(سنگ حیران) بنام ریاضت و یکی در (ده صلاح)\nو یکی در (شانشان) و یکی در دکشن آباد) موجود است"}
{"book": "adl0011", "page": 53, "text": "حالات اندراب ٤٦ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمرکز حکومتی قشلاق بنوهست و هر چهار سمت آن را\nدهاتی احاطه کرده که مسافت آنها از یک تا پانزده کروه\nمیباشد که ما در ذیل بذکر اسامی دهات و بعد مسافات\nآنها از اندراب میپردازیم:\nاسماء دهات با تفصیل مسافتهای آن\nاز اندراب\n\nنام قریه | مسافت | نام قریه | مسافت\nبنو حاکم نشین خوش دره | ٢ کروه | قشلاق صیاد | ٢\nپلنخاه نیم کروه | ١/٢ | ده زنگ | ٣\nکش آباد | ١ | دره قاصان | ٦\nفنج | ٣ | دره آرزو معروف | \nده صلاح | ٣ | به لغاک | ٤\nخارپشته | ٦ | سریل | ١\nدره قلات | ٧ | خج | ٢"}
{"book": "adl0011", "page": 54, "text": "حالات اندراب ۴۷ راهنمای قطغن و بدخشان\nنام قریه مسافت نام قریه مسافت\nارزنگان ۱ سنگ بران ۲\nاولاد ۴ نوبهار ۶\nده یک ۷ لکڑ مار ۸\nقشلاق تاجکان ۱۰ سراب ۱۲\nسمندان ۱۴ داغدره ۸\nتیرگران ۱۰ درّه شور ۱۲\nپس کندی ۱۴ شاشان ۷\n(واقوامیکه در اندراب سکنا پذیر هستند.)\nاول طائفه قاصان (۲) مفروض (۳) دسته نجوه (۴) دسته پشه (۵) دسته هزاره جات (۶) دسته افغان - وزیاده تر مردم تاجک و هزاره درینجا موجوداند البته اهالی ده مرده قوم قرغلی و قوزی میباشند در منطقه اندراب سه رباط سراجیه موجود است که یکی رباط نوبهار و (۲) رباط دشت شیر و (۳) تل میر غاز است"}
{"book": "adl0011", "page": 55, "text": "حالات اندراب ۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nکه بیار سرد و یکی از تپه‌های مشهوره اندراب است\nکه بالای آن چند خانه و حوض مصفا و درخت زارهای\nبسیار بیست و ارتفاعش (۶۳۵۰) فیط میباشد -\nو سکنه اینجا شهرستانی و تاجک اند و بطرف شمال این تپه\nدره شاشان است که در میان آن یکراهی بطرف\nخوست رفته است :\nو از بدایع طبیعت چشمه در قشلاق سراب اندراب\nموجود است که آبش خوشگوار مانند آب جوش سماوار\nگرم و در ظرف (۳) دقیقه بیضه مرغ را میپزد :\nزراعت\nدر املاک آبی او گندم ، جو ، شالی لکه ، جواری\nباقلی ، ارزن ، مشنگ ، شاخل ، شرشف ، زراعت\nمیشود و در زمین‌های للمی آن گندم ، جو ، نخود ، می کارند\nو املاک آبی اندراب نسبت به ارضی للمی آن بیشتر است"}
{"book": "adl0011", "page": 56, "text": "حالات اندراب ۴۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nاما زراعت للمی آن مانند دیگر زمین های قطغن حاصلات\nخوبی بعمل نمی آورد :\nفواکهه\nاندراب سیب ، ناک بسیار خوب،\nانگور، چهار مغز، زردآلو، شفتالو، توت ، خربزه\nتربوز وافر دارد _ گیلاس، آلوچه، کوک سلطان\nآلوبالو نیز درین منطقه موجود است اما کمتر :\nصنعت و تجارت\nباشندگان افغان اندرابی ماسوای زراعت\nو کاشتکاری دیگر پیشه ندارند. طوائف هزاره آن که\nمالدار میباشند، نمد مالی، و جوال و گلیم بافی ضرورت\nمملکت شانرا مینماید، برک و چکن نیز میسازند:\nاقوام تاجکیه اینجا پیشه نجاری و آهنگری\nو موزه و کفش دوزی و چرمگری و الچه و کرباس"}
{"book": "adl0011", "page": 57, "text": "حالات اندراب ۵۰ راهنمای قطغن و بدخشان\nو کشمیره های وطنی را می بافند :\nتجارت شان عموماً در گوسفند و اسپ بز میمکه\nاشیاء پیداوار وطن شان است که آنها را بکابل اورده\nبعوض آن از آنجا اقمشه و البسه مروجه مملکت\nخویش را خریداری کرده درینجا تجارت میکنند :\nدر دیگر رسوم و عادات مثل اهالی خان آباد\nو غوری و بغلان عادت دارند و نسبت به مردم\nقطغن دلاور و شجاع میباشند :\nاسلحه\nاز رقم تفنگ های انگلیسی و روسی\nتخمیناً تا صد میل و از رقم فلیته ئی و تپاقی سه هزار میل\nو کارد و شمشیر و دیگر آلات جارحه شان هم\nبدینمنوال خواهد بود :"}
{"book": "adl0011", "page": 58, "text": "حالات اندراب ۵۱ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nحکامیکه از طرف افغانستان\nدر اندراب حکمرانی کرده اند\n\nنمبر شمار اسماء تعداد سال ملاحظات\n۱ سلطانعلیخان قزلباش در زمان سلطنت امیر شیرعلیخان مرحوم\n۲ فتح محمد خان فوفلزائی\n۳ غلام رضا خان\n۴ امیر محمد خان اولادهٔ نائب مومن میدانی ۳ خوش سلوک\n۵ عزیز الله خان توخی ۲ درنداء ضیاء الملة و الدین\n۶ محمد هاشم خان برادر سیدال خان جرنیل ۱\n۷ محمد فیروز خان هوتکی ۲ خوش سلوک\n۸ غلام محی الدینخان پسر کبیر طلا ده افغانی ۱/۲ ۱"}
{"book": "adl0011", "page": 59, "text": "حالات اندراب ۵۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nنمبرشمار اسماء تعداد سال ملاحظات\n۹ سراج الدین خان چرخی ۳ خوش سلوک\n۱۰ فضل احمد خان محمد زائی ۱\n۱۱ فتح محمد خان پسر غلام حسین خان کرنیل ۲\n۱۲ محمد جعفر خان هزاره باستانی ۱\n۱۳ محمد سرور خان میدانی ۱\n۱۴ دلاور خان تیمنی هراتی ۱۰\n۱۵ خان شیرینی ان محمد زائی ۹\n۱۶ سردار باز محمد خان محمد زائی\n۱۷ عبدالمجید خان پسر پرواآ خان ۲\n۱۸ محمد حکیم خان پسر محمد عظیم خان محمد زائی خوش سلوک"}
{"book": "adl0011", "page": 60, "text": "حالات اندراب\n۵۳\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nمعتبرین و اعزه اندراب\n\nنمبر شمار | اسماء | نمبر شمار | اسماء\n۱ | میر محمد اکبر خان میر زاده | ۸ | نائب محمد داد خان سکن\n۲ | میرزا عبدالغفور خان وکیل کلان ساکن پلخاه | | دسته مفروض\n| | ۹ | نائب محمد فیروز خان دسته\n۳ | میرزا رحمت الله خان وکیل | | پشه\n| | ۱۰ | نائب فقیر محمد خان دسته قاصان\n۴ | میر داراب خان وکیل | ۱۱ | نائب محمد اکبر خان دسته نبغی\n۵ | عیدی محمد خان وکیل | | نائب محمد مومن خان دسته\n۶ | خواجه سید خان معروف سید چلتار | ۱۲ | هزاره جات\n| | ۱۳ | مولوی پیر محمد\n۷ | سید جلال الدین خان رو | | دا ملا شمس الدین\n| سید نور الدین خان فراری | | \n\nهوای اندراب سالم و حتی باندازه کابل تخمین کیفه\nمیشود، و آب آن بسیار خوشگوار و هاضم است مخصوصا"}
{"book": "adl0011", "page": 61, "text": "حالات اندراب\n۵۴\nراهنمای قطغن و بدخشان\nآب (ارزو) که به (دبو) مرکز حکومتی اینجا می آید.\nو آب (کشن آباد) که نسبت به تمام آبهای اینجا درجهٔ\nاعلی شمرده میشود :\n\nپیداوار اندراب\nدر سرحداتش پیاز، و سیر کوهی، و رواش، و\nشقاقل، و زیره، و پسته، و بادام تلخ، و سمارق، و غوزهٔ\nقرنی، و کندولگ که بیخ آنرا جوش داده و نمک پاشیده\nمانند کچالو میخورند، و هنگ که عبارت از حلتيت باشد\nو آنرا انگوزه مینامند، نیز بسیار است. چمن زارهای\nخوب و علف زارهای وافر و مرغوبی را دارا است.\nکبک، سیسی، بودنه، مرغابی، و آهوی رنگ\nقشقه، خرگوش، کبوتر، در این اطراف و نواحی بسیار\nاست و مردم بشکار آنهم مشاغلت میورزند :\nگل بنفشه خوب نیز درین مقام موجود، و رشک"}
{"book": "adl0011", "page": 62, "text": "حالات اندراب\n۵۵\nراهنمای قطغن و بدخشان\nدانه دار هم بوفور است. در کوه های اندراب نواحی\nآن گند نار ، مرزنجوش یعنی کاکوتی، بابونه، پودینه\nکوهی و درمنه ترکی بسیار است :\nعلاوه بران اندراب در تجارت اسپ های\nقشنگ یک شهرت تمامی را احراز نموده، در علاقه جا\nسگ آبی هم پیدا میشود، و اکثریت شکارش نیز در آنجا\nمروج و معتاد است :\nراه ها\nآباد\nبجانب غربی اندراب راه بنو و خنجان خان\nجانب شرقی او راه خاواک و په جنوبی آن راه با ندره و\nراه آرزو، و هزار چشمه که بکوهستان کابل میرود.\nو شمال وی راه قاصان است که خاش را عبور\nمیکند و راه شانشان نیز موجود است . و راهی ازین جا\nبطرف خوست و فرنگ هم رفته است که بسیار"}
{"book": "adl0011", "page": 63, "text": "حالات اندراب ۵۶ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nدشوار گذار و صعب المرور است\n\nجدول مال شماری اندراب\nگاو گوسفند اشتر اسپ مرکب\n(١٠٣٥) (٧۴٢٢٩) (٣٧) (٣٦٠٦) (١٧٣٦)"}
{"book": "adl0011", "page": 64, "text": "نقشه خوست و فرنگ\n\nمقیاس\n۲ میل\nیک انچ مساوی ۲ میل\nیک قطعه طناب ۸۰ گرهٔ کابل\n\nکوهی خوست\n\nراه کابل\nراه جلال\nدریای کابل\nپایگاه\nشامبان\nپکتیا\nچهار باغ\nغزنی"}
{"book": "adl0011", "page": 65, "text": "خوست و فرنگ\n۵۷\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nخوست و فرنگ\n\nخوست و فرنگ علاقه داری درجه اول\nو عدهٔ مجموع خانه واری این منطقه بر (۳۴۵۵) خانه\nخواهد رسید - ارتفاع آن از سطح سمندر (۴۱۳۳)\nفوته است و اندازه گرمای تابستان آن (۹۵) درجه\nدیده میشود و مرکز علاقه داری آن قریه قرغن است.\nدر نفس خوست دو تکاب و چند دره موجود است\nو فرنگ و غار و از نجا علیحده میباشد و درجه حرارت\nاو (۹۳) است متن تکاب که دهنهٔ خوست است\nمشتمل بر (۸۰۰) خانه و از آنجا الی سچی شش قشلاق است\nبدینموجب:-"}
{"book": "adl0011", "page": 66, "text": "خوست وفرنگ ۵۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nقریه های علاقجات خوست و فرنگ\n\nنام دره | نمبر شمار | نام قریه | نمبر شمار | نام قریه\nتلخاب و سر دره خوست | ۱ | میان شهر قوم هزاره گاوی | ۵ | قشلاق دهنه قوم تاجک\n| ۲ | قشلاق بازار قوم تاجک | ۶ | \" سجی \" \"\n| ۳ | \" دره گی قوم هزاره | ۷ | \" فارزو \" \"\n| ۴ | \" در یحی قوم تاجک | ۸ | \" پشته بازار \" \"\n| | | ۹ | \" دامنه هزار و \" \"\nدره خاموش | ۱ | قشلاق خم خمی تاجک | ۴ | قشلاق خنجانی\n| ۲ | \" چهار صفحه | ۵ | نفس خاموش دو ده است\n| ۳ | \" هزاره | ۶ | قشلاق اوچ مردم تاجک\n\nنام دره | نمبر شمار | اسماء قری | نمبر خانه | نمبر شمار | اسماء قری | نمبر خانه\nتلخاب دوابی دره چرخ | ۱ | نفس دابی الی ترکان یعنی چین | ۳۰ | ۵ | کند و دره ده قوم تاجک | ۵۰\n| ۲ | خوش دره قوم تاجک | ۱۰۰ | ۶ | دره سنجاری | ۱۰\n| ۳ | چهار باغ هزاره | ۵۰ | ۷ | کج ناو | ۱۵\n| ۴ | قلعه میراشیان \" | ۴ | ۸ | مروان | ۴۰\n| | | | ۹ | دره پشه | ۳۰"}
{"book": "adl0011", "page": 67, "text": "خوست و فرنگ ۵۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nنام دره نمبرشمار اسماء قری تعداد خانه نمبرشمار اسماء قری تعداد خانه\nدره ایچانی شرفی ۱ فرغامبل تاجک و هزاره ۸۰ ۸ شلخی ۳۰\n۲ چهار قشلاق قوم تاجک ۱۰۰ ۹ بجرم ۸۰\n۳ غلم ۱۳۰ ۱۰ دخران ۳۰\n۴ لب گذر ۳۰ ۱۱ بادخانه ۴۰\n۵ مدرسه ۲۰ ۱۲ ده کلان ۲۵\n۶ خودایچانی ۳۰ ۱۳ دریامی ۲۵\n۷ منگان ۲ \nدره فرنگ ۱ یارنداد و چهار قریه قوم هزاره و تاجک جمع فرنگ ۱۰۰ ۸ دوک تراشان ۸۰\n۹ قشلاق سوق چابک ۵۰\n۲ ده خواجه ۲۰ ۱۰ مرادشهر ۴۰\n۳ دشت رباط ۶۰ ۱۱ سخته ۵۰\n۴ قشلاق پایک هزاره ۵۰ ۱۲ تلک ۵۰\n۵ عزیزان ۴۰ ۱۳ زیوتی ۴۰\n۶ صیاد ۲۰ ۱۴ صادق ۴۰\n۷ کلور ۳۰ ۱۵ ملا عبدالرحیم ۴۰"}
{"book": "adl0011", "page": 68, "text": "خوست و فرنگ\n۶۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\n| نام دره | نمبر شمار | اسما قری | تعداد خانه | نمبر شمار | اسما قری | تعداد خانه |\n| ایضاً درۀ فرنگ | ۱۶ | دشت شاهان | ۴ | ۲۱ | ده یک | ۲۰ |\n| ایضاً درۀ فرنگ | ۱۷ | درۀ آب | ۱۰ | ۲۲ | اولاد | ۳۰ |\n| ایضاً درۀ فرنگ | ۱۸ | میرانگاه | ۳۰ | ۲۳ | ده طراری | ۵۰ |\n| ایضاً درۀ فرنگ | ۱۹ | ده نو | ۱۵ | ۲۴ | ده مزاری | ۳۰ |\n| ایضاً درۀ فرنگ | ۲۰ | اصفیان | ۴۰ | ۲۵ | خواجه منور | ۲۰ |\n| ایضاً درۀ فرنگ | | | | ۲۶ | دهن و یچی که بدرۀ ساگو ییلاق است | ۱۵ |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۱ | تفر در محار و بزارہ و ناجک | . | ۵ | ده میانه | . |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۲ | قشلاق جرّو | . | ۶ | \" پیناو | . |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۳ | میرخیل یحی | . | ۷ | یحیائی سین | . |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | ۴ | دشت خاصه | . | ۸ | زیومی | . |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | | | | ۹ | ده میران | . |\n| درۀ غارو (تعداد خانه‌های او ۲۶۹) | | | | ۱۰ | قشلاق جریان | . |\n\nنفوس اقوام مذکور تخمیناً بچهار ده هزار خواهد بود.\nدر مقام خوش دره یک کان سرب هم است و بادیای خوست مردم اطراف آمده زرشوئی هم میکنند اما اهالی خوست که پیشه شان عموماً مالدار است چون طریقه زرشوئی را نمیدانند ازین جهت است که بدین شغل ذی منفعت نمیپردازند."}
{"book": "adl0011", "page": 69, "text": "معلومات خوست ٦١ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nخوست\n\nنفس خوست در موضعی بوقوع پیوسته که\nحوالی او را از چهار طرف کوهها فراگرفته، دور و پیش قریه\nاو را جبه زار ها احاطه نموده است، و خودش طبعاً\nدر زمین پستی اثبات وجود دارد، هوایش چندان\nخوشگوار نیست. در سردی سرد! و در گرمی\nخوب گرم افتاده است. ارتفاعش از سطح\nسمندر (٤٢٥٠) فیط است ÷\nدر اطراف و نواحش جنگل‌ها ارچه و دولانه\nو پشال بسیار است و در فرنگ اندک ÷\nراه‌های خوست بطرف جنوبی (١) به یرم و (٢)\nبه شهشان انتهاء پذیر است ÷"}
{"book": "adl0011", "page": 70, "text": "خوست و فرنگ\n۶۲\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nفرنگ\n\nفرنگ ملک خوب است و هوای مرغوب\nدارد و بیک موضع مرتفعی افتاده است ارتفاعش\n(۵۸۵۵) فیت است که بنام (سیاه چاه) معرفی\nمیشود که ارتفاعش (۱۰۶۳۵) فیت است و شینجان\nو خاوش ازینجا بمسافه (۱۷) کروه راه دور افتاده\nاست :\n\nزراعت\n\nاملاک اهالی خوست و فرنگ تماماً آبی است\nللمی کاری کمتر دارند و حاصلات زمینهای آبی شان\nجو، گندم، شاخل، ارزن، و در نکابهای جواری\nشالی لکه، پتک، رشقه میشود :\n\nفواکهـه\n\nتوت، گیلاس، زردآلو، شفتالو، انگور، سیب"}
{"book": "adl0011", "page": 71, "text": "معلومات خوست و فرنگ\n۶۳\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nچهارمغز و افروهیی کمتر دارد *\nصنعت\nمردم هزاره که گله های اسپ و گوسفند و مالدا ری\nشان افزون است ، جل ، و جوال ، و گلیم ، و نوار ،\nو غدوحکمین بعمل می آورند ، و مردم تا جکیه کرباس والچه\nبافی و دوک تراشی و کفش دوزی میکنند :\nاسلحه\nمردم بای و صاحب استطاعت این منطقه ازسی\nتا چهل میل تفنگ پناه پرانگریزی و روسی را مالک اند\nو باقی مردم شان تفنگهای یطاقی و چقماقی و فلیته ئی تا هزار میل\nخواهند داشت :\nرسوم\nدر معامله عروسی قبل از احکام نظامنامه آزا سب"}
{"book": "adl0011", "page": 72, "text": "خوست و فرنگ\n۶۴\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nتا گوسفند و رخت های ابریشمی و زیور و زر از هزار الی\nسه هزار روپیه را مال و متاع و نقد خرج کرده و در روز\nنکاح سرکشی و دف و سرنا میزدند - اما هنوز از خوف نظامیناً\nظاهراً مصارف کثیر نمیکنند - اما خفیه بصلاح طرفین\nداد و گرفت دارند *\nپیشتر ازین چون کسی فوت میشد ده پانزده توپ\nچیت و چین و الچین برد اسپ و گوسفند ها را بر سر قبر\nحاضر نموده بطور اسقاط میت تقسیم میکردند و در خمل\nدوره اسقاط گیرندگان قرآن شریف ها را نیز می آوردند\nاما اکنون بر طبق نظامات دولت رفتار دارند *\nخوراک و پوشاک\nمعتبرین و خواص شان در طعام و لباس خود تکلیف را\nمراعات میکنند عوام نان خشک و شیر و ماست و قروت و گاهاً\nشوربا ، و لباس از قسم کرباس و چکن را مستعمل مینمایند *"}
{"book": "adl0011", "page": 73, "text": "خوست و فرنگ ۶۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nفهرست حکام سابقه دولت افغانیه در خوست و فرنگ\n\nنمبر شمار اسماء نمبر شمار اسماء\n۱ سرانداز خان چرخی ۱۰ عزیزالله خان محمدزائی\n۲ صوفی دین محمد خان محمدزائی ۱۱ سید محمد خان \"\n۳ جلال الدین خان برادرزاده حضور ۱۲ ایضاً عزیزالله خان \"\n۴ محمد یوسف قزلباش پسر ۱۳ سید سرور خواجه صیغانی قوم وکیل\n۵ ایضاً جلال الدین خان ۱۴ محمد طاهر خان محمدزائی\n۶ میرزا گل محمد خان ۱۵ غلام محی الدین خان \"\n۷ آقه میر خان گل بهاری ۱۶ جمعه خان پیمقانی\n۸ سعادتمند خان گلدره برادر سردار خان ۱۷ خنجر خان چتراری غلام بچه محمد صدیق خان محمدزائی حاکم حال\n۹ سید اشرف خان پیشخدمت نایب سالار\n\nجدول مال شماری خوست و فرنگ\n\nگاو گوسفند شتر اسپ مرکب\n(۱۲۷۳۹) (۶۰۸۷۸) و . (۳۸۸۳) (۲۴۳۵)"}
{"book": "adl0011", "page": 74, "text": "معلومات خنجان ۶۶ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nخنجان\nخنجان علاقه‌داری درجه (۲) و تحت حکومت\nاندراب است و از مرکز خان آباد بسمت غرب جنوبی\nوقوع پذیر و از موقع حکومتی اندراب بصوب مغربی\nافتاده ، اقوام سکنی پذیر خنجان طائفه هزاره و تاجکیه\nو افغان ، و سالنگی میباشند شش قشلاق دارد\nکه عدهٔ مجموع خانه‌واری آنها بالغ بر (۷۰۰) خانه‌واری\nو بمسافت یک کروه الی شش کروه از خنجان دور افتاده‌اند\nو اسمای دهات مشهوره‌اش این است :- (۱) سیاه\nچوب مزار (۲) دشت آمُرْوَدْ (۳) درهٔ باجگاه (۴) چهار\nمغز زار\n\nو بسمت شمالی دریای اندراب کوه دگُون گاو\nبمسافت یک کروه واقع است و بطرف جنوبی آن کوه\nهندوکش که از موضع حکومتی (۱۲) کروه بعد دارد میباشد"}
{"book": "adl0011", "page": 75, "text": "یک انچ مساوی چهار میل\nکه معادل ۳ ۱/۲ کروه کابل\n\nنقشه خنجان\nکوتل ولیان کوتل خنجان\nدره ولیان\nسرک عرابه رو اندار آب\nولیان\nچهار مغز زار سیاه چوبک\nحکومتی کران\nدشت امرو خنجان\nکوه پوزه شان\nخوشه\nده خاکی\nسرک عرابه رو اندراب\nط\nخنجان پایان\nباجگاه\nکوتل باجگاه\nراه سالنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 76, "text": "معلومات خنجان ۲۷ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nمردم خنجان اکثریہ دهقان پیشه و مالدار میباشند ـ مالدارا\nشان پیشه نمد مالی، و گلیم و جوال بافی دارند و مردم تاجکیه\nشان کرباس و الچه میبافند ـ و بعض افرادشان زراعت\nکاری هم دارند ـ و از قشلاق کزان این محل برنج لکه علی\nبوجود می آید ـ که در هر مقام بنام و تعریف به ابتیاع میرسد و\nتجارت روغن و گلیم اینجا هم بدیگر مقامات حمل و نقل شده رواج\nبی پایان دارد و توت خشک بسیار اعلی نیز ازینجا بعمل می آید\nو دره درینجا معروف بدره ولیان است که در میان آن مزارات\nو مدفن بسیار اولیاء الله و بزرگان موجود است *\nدر دیگر رسومات و عادات خویش اهالی اینجا را بر طبق سکنه خوست و فرنگ\nقیاس باید کرد حتی در لباس هم اشخاص اینجا بر طبق همان اناس رواج دارند\nنزدیک ترین راه های کابل و قطغن از همین دره خنجان و سالنگ\nگذشته به علاقه کابل منتهی میگردد *\nجدول مال شماری خنجان\nگاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب\n(۲۶۲۷) | (۱۶۲۰۰) | (۸) | (۸۱۹) | (۵۳۵)"}
{"book": "adl0011", "page": 77, "text": "معلومات غوری\n۶۸\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nغوری\nدرجۀ حرارت غوری در تابستان (۹۹) است و حکومتش درجۀ اول با اوسعلاقه‌داری دیگر مربوط است مسافت آن از خان آباد (۳۶) گروه، مردم سکنی‌پذیر اقوام مختلفه تاجک، ازبک، هزاره، سادات، افغانها لرخابی، ایماق، جمشیدی، هراتی که فعلاً واپس بملکت خویش معاودت کرده‌اند] دهیمرک، قطغی و در بعض حصص آن مانند (دوشی و بالادوری) عده از مردم شینواری افغان و هزاره هم موجوداند - و ارتفاع خود غوری که بطرف غربی و جنوبی خان آباد افتاده (۲۱۰۰) فیت - و بلندی دهنۀ غوری (۲۵۰۰) است - و عدۀ خانه‌های غوری (١۶٠٠) میباشد :"}
{"book": "adl0011", "page": 78, "text": "نقشه غوریه\nتپه قول\nشورابے\nملافضه د میرداد\nايلچورک\nخواجه مالک\nچوشک\nدہ پولک\nپلک چپار\nچینکی\nدہ میر جو دری\nچنگاہی ایلچی\nخیز ام\nخوابد اباد\nآقاسای\nدوته بلافته\nمخوری\nنیز آباد\nبای شقال\nپوزه کنهر\nراه اخدان\nاد تپه\nسمک\nسرخابے\nنولک\nکوتل شوکلق\nپلی خمری\nدریاے دوشی\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nکه معادل ۲ پله کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 79, "text": "معلومات غوری ۶۹ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nقشلاقهای بوطۀ غوری\n\nاسماء دیهات تعداد خانه نمبر اسما دیهات نمبر خانه\n\nسمت شمالی از زوالی تا کرکر (۶۶۰)\n۱ بای سقال ۱۱۰ ۴ چمین زائی ۲۳۰\n۲ خواجه الوان ۱۰۰ ۵ جنگ آعلی و آقه‌سای\n۳ چشمۀ شیر ۶۰ ۶ بایجی و چشمۀ چکان ۱۶۰\n\nسمت جنوبی ایضاً (۴۰۰)\n۱ دشتک ۸۰ ۳ لرخوابی ۲۲۰\n۲ شگنتو ۱۰۰ ۴ کپرک ۴۰\n۵ دیرک ۲۶۰\n\nسمت شرقی ایضاً (۴۵۰)\n۱ بی‌بی آئینه ۲۰۰ ۳ جمشیدیها ۱۰۰۰\n۲ قفص غوری د رباط میرزا و اطراف آن ۱۵۰ ۴ اورتہ بلاقیها ۴۰\n\nسمت غربی ایضاً (۳۶۰)\n۱ صیاد و خنک و قباچک دامنه غوری ۲۰۰ ۳ خواجه کوش و اربی ۱۱۰\n۳ پنه قول و آکچورک ۸۰\n\nسه ماهۀ تابستانی خود را مردم مالدار این منطقه بییلاق خنجان، دیوان گلیچین، حوض بغداد تاله برفک میگذرانند."}
{"book": "adl0011", "page": 80, "text": "معلومات غوری ۷۰ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nواکثر اهالی اینجا زمینداری و کشت کاری را پیشه خود نموده\nاند و از جای خویش حرکت نمیکنند ، سکنه این مقام\nاهل السنه و الجماعه میباشند و عده از اوشان چراغانی\nخانی هم میباشند :\n\nزراعت\n\nسرتاسر غوری آبهای جاری دارد و اراضی\nمزروعه اش عموماً، گندم، جو، ارزن، باقلی، پتنگ\nشاخل، پنبه، برنج باریک، وغیره اشیا را میرویاند\n\nفواکهه\n\nانگور، توت، سیب، ناک، زردآلو،\nشفتالو، خربوزه، تربوز دارد، و کوه‌های غوری هم\nمانند بغلان، نهرین، پسته، بزغنج، ہنگ دارد که مردم\nآنها را جمع‌آوری نموده به تجارت میبرند"}
{"book": "adl0011", "page": 81, "text": "معلومات غوری\n۷۱\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nصنعت\nگلیم های خوب، برکهای که اعلی تر از برکهای\nدای زنگی است در اینجا ساخته میشود، مخصوصاً\nچکن سازی در مردم هزاره اش زیاده تر رواج دارت\nو کمبل های خوب در دوشی و دیگر اضلاع غوری نیز\nساخته میشود، و بافتن کرباس و الچه و دیگر منسوجات هم\nدر آنجا معمول است بعضی ازو شان کسب آهنگری\nرا هم میکنند :\nخوراک و پوشاک\nمردم افاغنه اینجا نان جواری با سبزی و برنج\nو اهالی تاجکیه اش نان گندم ، ارزن ، جواش بریده\nرا میخورند :\nالبسه اکثریه شان عباست از صحن و کرباس"}
{"book": "adl0011", "page": 82, "text": "معلومات غوری ۷۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nپوستین، چگمن، چپن، لنگی، یلیل، موزه، چموس\nو پایزار میباشد :\nرسوم و عادات\nرسوم و عادات شان در غم و شادی مانند\nدیگر اطراف و نواحی قطغن و خان آباد است :\nآب و هوا\nآبش نهایت خوشگوار و هوایش در تابستان\nنهایت گرم است و پشه بسیاری که نیش های بزهر دار\nداشته ضرر مزیدی بهم میرساند و ارو حتی اسپهای\nبوز را از مکیدن خون در هر ایام گرما بشکل مگسی\nتبدیل میدهد :\nراه ها\n(۱) کوه گدای نهرین (۲) بکوتل دکون کاو)"}
{"book": "adl0011", "page": 83, "text": "معلومات غوری\n۷۳\nراههای قطغن و بدخشان\n\nبه خنجان میرود: (۳) بطرف دوشی مقام خواجه امید\nچهار ده را عبور کنان بموضع سیاه گرد غور بند ختم میشود\nمردم شمالی غوری سال دوازده ماه در یا را عبور کنان\nبه بی بی آئینه) میروند، و یکحصه شمال مشرقی آن به بغلان\nاتصال دارد (۴) راه بی بی آئینه که از کوتل گذر کرده\nبه بغلان میرسد (۵) راه سه توت که آنرا تمشق نیز مینامند\nو تا قلعه ایشان میر غلام در رفته در انجا بدو شعبه منقسم\nمیشود راه (۱) گرگرک و چشمه شیر در باتنگ را عبور کنان\nبه ایبک میرود و راه (۲) دشت گبر را قطع کنان به تاشقرغان\nموصول میشود :\n\nجدول مال شماری غوری\nگاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب\n(۱۷۴۸۴) | (۱۲۵۸۰۵) | (۲۶۵۲) | (۳۷۶۸) | (۷۰۶۴)"}
{"book": "adl0011", "page": 84, "text": "حالات بغلان\n۷۴\nراههای قطغن بدخشان\n\nبغلان\n\nبغلان از مضافات غوری و سه علاقه را دارا\nاست و در خود آن یک علاقه داری موجود، و حرارت\nتابستانیش (۹۹) درجه و ارتفاعش (۲۰۶۰) فیت میباشد\nو در میان آن دریای غوری بجریان، و بهر دو طرفش\nاهالی مشغول بانواع زراعت و اقسام فلاحت بوده\nاکثر یه درین حصص شالی کاری میشود مخصوصاً در کوک\nچنار که زیاده تر اهالی آن مشتملبر اقوام افاغنه است برنج\nباریک بسیار قشنگ بعمل می آید و دیگر فواکهه و پیدا وار انرا\nبر حاصلات غوری قیاس باید کرد :\n\nراه ها\n\nبطرف شرقی بغلان دو راه موجود است (۱) راه\nشیخ جلال که بنهرین میرود . (۲) بصوب حسن تال امتداد"}
{"book": "adl0011", "page": 85, "text": "بدخشان حالات بغلان ٧٥ راههای قطغن و بدخشان\n\nیافته است (۳) راهی است که سجاول و هزار قاق و\nجبل داغ میرود (۴) به طبقان و نهرین انتها می پذیرد\n(۵) در جانب غربی آن طریقی دشت گبر را قطع کنان\nتا شقرغان اتصال دارد (۶) دیگری آب قول ، و خیلیراً\nو اجهر کیم را قطع کنان نیز با شقرغان موصول میشود و در سمت\nشمالی او معبری است که به علی آباد و قندوز منتهی میشود\nتفصیل قری و تشریح اقوام و تعداد خانه های\nاین منطقه را در جدول آتیه باید دید *\nنمبر شمار نام قریه جات نام اقوام شان تعداد خانه\n۱ گردابی مالدار قوم گاڈی افغان ٨٤١\n۲ قشلاق امام الدین قوم چوبی زائی ٢٤١\n۳ « اخته و توابع آن « سلام خیل و تفرد احمد زائی ٢٤٧\n۴ « آخندجی « تاجک ١٠٠\n۵ زندین خیل « متفرقه افغان ٦٨\n۶ کوک چنار اقوام افغان و غیره ۲۰۰"}
{"book": "adl0011", "page": 86, "text": "راه علی آباد\nراه پل دوشی\nدریای نهرین\nراه نهرین\nقلعه امام الدین\nراه اندراب\nقلعه ایشان عبدالقادر\nراه خاوری\nدریای خاوری\nقشلاق اخته چی\nتپه چشمه دار\nگردابی\nقشلاق هزاره\nقشلاق عربطی\nقشلاق زندی خیل\nآخند جی\nدر غابی\nکوک چنار\nراه سمنگان\nدشت گوهر\nمقياس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nکه معادل ۲ ۱/۲ گروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 87, "text": "معلومات غوری\n٧٦\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر شمار | نام قریه جات | نام اقوام شان | تعداد خانه\n٧ | عربها | قوم لرخابی و عرب | ١٣٤\n٨ | هزاره ها | | ١٩٦\n٩ | حس تال | مردم متفرقه | ٣١٩\n\nجمله خانه واری علاقه بغلان (٢٤٧٦) است\nکه تخمینا نفوس آن (٧٠٠٠) خواهد شد - مردم کاکړی افغان\nگله های اسپ و گوسفند دارند که تابستان در سرحدات\nشیوه بدخشان میروند زمستان پس می آیند - و باقی طوائف\nآن برخی مالداری و عده از و شان کشتکاری میکنند :\n\nجدول مال شماری بغلان\n\nگاو | گوسفند | اشتر | اسپ | مرکب\n(١٠٦٨٣) | (١٦٦٤٩١) | (٢٧٦١) | (٤٢٢٠) | (٢٥٦٤)"}
{"book": "adl0011", "page": 88, "text": "دامنه کوه هندوکش\n\nراه چاه دره\nکوتل سالنگ\nسرخ کوتل\nراه خنجان\nدهن اسکان\nدریای اندراب\n\nنقشه دوشی و کیله گی\nمقیاس\nیک انچ مساوی چهار میل\nدریای اندراب که معادل ۲ ۱/۲ کروه کابل\n\nکیله گی\nدوشی\nچشمه شیر\nپل خمری\nراه غوری\nسرک غوری\nدریای غوری\nراه بامیان"}
{"book": "adl0011", "page": 89, "text": "دوشی و کیله گی ۷۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nدوشی و کیله گی\n\nاین مواضع تحت نظارت علاقه‌داری درجه\nدوم بوده بسمت شرقی غوری واقع است :\n\nقشلاقها و خانه‌داری دوشی و کیله‌گی\n\nنمبرشمار نام قریه تعداد خانه ملاحظات\n۱ کرد ۱۳۰ هزاره\n۲ نیک پی ۸۳۳ 〃\n۳ کیله گی ۷۳۱\n۴ دوستی ۱۶۲\n۵ خواجه زید ۱۱۷\n۶ چهل غوری ۲۰۶\n۷ اصل دوشی ۹۰ افغان و هزاره\n۸ زاورغه ۱۳۰ هزاره"}
{"book": "adl0011", "page": 90, "text": "دوشی کیله گی ۷۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنفوس شان از روی تخمین به (۹۰۰۰) میرسد مالدار\nو زراعت کار اند - اقوام هزاره دران بیشتر و افغان\nکمتر است - گلیم و کمبل و جوال میبافند و نمد مالی نیز میکنند\nدوشی و کیله گی از غوری (۲۶) کروه تخمینا دور خواهد بود\n\nجدول مال شماری دوشی و کیله گی\n\nگوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب\n(۱۱۳۰۴) | (۲۴۴۸) | (۵۱۳) | (۷۸۷۴) | (۲۲۸۳)"}
{"book": "adl0011", "page": 91, "text": "نقشه غوریہ\nپشتنه قول\nانجیرک\nغورابیے خوجہ بالک\nلالندر ده میرداد\nخوجک دیوانگی\nہیک چیاد\nچنغک\nکوتل خولک نو\nجنگل علی انجی\nچشمه محمودی\nلوخابے\nشولک نو\nچینو ننه\nخواجہ انمى\nبامی شقال\nرباط\nدشنگ\nG\nاقاسای\nورته بلاقی\nراه بطلان\nشیر آباد\nدریاے دوشی\nپل خمری\nمقياس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nکعادل ۷ پلہ کوه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 92, "text": "تاله و برفک ۷۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nتاله و برفک\nاین موضع علاقه داری درجه سوم و ارتفاع\nآن (۴۳۳۰) فیط است در نفس تاله دره ها\nذیل موجود است :\nتفصیل دره های تاله و برفک\nنام دره قومیت تعداد خانه\nدرۀ ترش قوم تاجک سادات ۵۰\nده دابی هزاره و غیره ۴۰\nدرۀ پایان و برفک هزاره ۱۰۳\nدرۀ مرق هزارۀ کرم ۱۲۰\nدهنه مرق ایشانها تاجک ۳۰\nدره اسرف قوم هزاره ۱۴۰\nمالداری درۀ منعلک تابستان سچراگاه میروند :"}
{"book": "adl0011", "page": 93, "text": "تاله و برفک\n۸۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nجمله خانه های موضع مذکور ( ۴۴۴ ) خانه میباشد\nو تخمینا نفوس آن به (۱۵۰۰) خواهد رسید برنج\nلک در دوشی خوبتر می شود - در دیگر اجناس و فواکه\nبه مثل غوری و بغلان میباشد :\n\nجدول مال شماری تاله و برفک\n\nگوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب\n(۲۳۱۴۲) | (۶۷۹) | ( ۳ ) | (۲۳۷۳) | (۴۵۵)"}
{"book": "adl0011", "page": 94, "text": "نقشه حضرت امام صاحب\nو قسمتی از علاقه بخارا\n\nمقياس\nیک انچ مساوی ۴ میل انگریزی\nکه مساوی ۲ ۱/۲ کروه کابل\n\nدریای آمو\n\nدشت ارچی\n\nکوه ارته بلاق\n\nراه خان آباد\nراه کندز\n\nعلاقه قندوز"}
{"book": "adl0011", "page": 95, "text": "حضرت امام ۸۱ راهنمای قطغن و بدخشان\nحضرت امام صاحب\nاین موضع حاکم نشین درجه (۲) است ـ\nحرارت تابستانش (۱۰۴) درجه است و\nبسبب مزار مبارک حضرت امام صاحب علیہ الرحمہ\nمنسوب باین نام شده اقامتگاه فوجی هم در آنجا است\nو بازار نیز بقدر (۱۰۰) دکان دارد ـ رباط سراجیۀ سرکاری\nو کاروانسرای رعیتی هم دارد ـ در نفس امام صاحب\n(۲۰۰) خانه موجود است :\nتشریح قشلاقهای سمت جنوبی\nحضرت امام صاحب\nنام قریه\nتعداد\nخانه\nنام قریه\nتعداد\nخانه\nقشلاق لقی\nتاج گذر\nکلبات\n۲۰\n۳۰\n۱۰۰\nغرو شاخ\nخاتون قلعه\nگلدامن\n۱۵۰\n۵۰\n۵۰"}
{"book": "adl0011", "page": 96, "text": "حضرت امام ۸۲ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنام قریه | تعداد خانه | نام قریه | تعداد خانه\nدل شاد | ۶۰ | گل تیپه | ۵۰\nیکیم توت | ۴۰ | اسمعیل قشلاق | ۴۰\nگرگری | ۳۰ | قشلاق چقر قطغن | ۱۵۰\nایکلی | ۸۰ | قره گنبد | ۵۰\nای خجال | ۱۵۰ | قره غمر | ۳۰\nجوی بیگم | ۶ | تو غلن | ۵۰\nخانقاه ایشان توت | ۱۵۰ | بایگه | ۲۰\n\nتشریح قشلاقها سمت شمالی آن\nمعروف بقلعه زال\n\nنام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه\nمراد شیخ | ۱۰۰ | دورمن و تباش | ۱۰۰\nقراول تیپه | ۳۰۰ | باسیوس | ۵۰\nقره خانه | ۵۰"}
{"book": "adl0011", "page": 97, "text": "حضرت امام 83 راهنمای قطغن و بدخشان\nتفصیل قریه‌جات سمت غربی آن\nاسماء قریه‌جات | عدۀ بیوت | اسماء قریه‌جات | تعداد بیوت\nقشلاق محجر | ۱۰۰ | ازغن و کنم | ۳۰\nورته یلاقی | ۱۰۰ | قرغان‌تپه دهقان قشلاق | ۱۰۰\nسیدخیل | ۴۰ | دشت ابدال\nیشکبه | ۵۰ | و خواجه غار وعنبرکوه\nو مردم متفرقه\n\nنفوس حضرت امام صاحب به (۱۵۰۰۰)\nخواهد رسید مسافت از خان‌آباد تا امام صاحب\n(۲۴) کروه می‌باشد :\n\nزراعت\nاملاک لل‌می در امام صاحب نیست همه آبی‌کار می‌باشند\nجو، گندم، شالی، جواری، ماش، باجره، زغر، رشقه"}
{"book": "adl0011", "page": 98, "text": "حضرت امام ۱۴ راهنمای قطغن و بدخشان\nنخود، کنجد، پنبه، و غیره انواع ترکاری و فالیز خربوزه و تربز\nدر املاک مذکور بعمل می آید :\nهوای آنجا نسبت سنجان آباد گرم تر است.\nفواکهه\nتوت، زرد آلو، شفتالو بسیار، انگور اندک\nمیدارد :\nصنعت\nچون مردم مالدار در ان نواحی افزونتر است\nنمد مالی، و بافتن الیچه، و کرباس، جل، جوال، گلیم وطنی\nکسب و پیشه آنها است و اهل بازارش بهم کسبهای\nکه رواج بازار است مشاغلت میورزند :\nرسوم\nدر معامله عروسی پیشتر ازین اسراف بسیار بود"}
{"book": "adl0011", "page": 99, "text": "حضرت امام ۸۵ راهنمای قطغن و بدخشان\nچنانکه اسپ‌ها و گوسفند‌ها، و رخت، و لباسهای ابریشیمی و\nچیتی، و غله و روغن، و نقد، از یک الی دو هزار روپیه را\nبه پدر دختر داده در روز عروسی بزکشی و دیگر رسومات شانرا\nبجا آورده سپس از ان عقد نکاح را مینمودند در این ایام که\nنظامنامه ها بر روی کار شده آن بدعت های سابق\nمتروک گردیده بحکم نظامنامه انصرام امر عروسی را\nمینمایند :\nرسوم جنازه\nهمچنانکه در عروسی اسراف جاری بود مصارف\nبیجا در معامله میت نیز بروی کار بوده مال ورثه را تا هزار\nروپیه کم و زیاده بقرار استعداد تقسیم مینمودند و ورثه را\nقرضدار و پریشان مینمودند والحال پابند احکام نظامنامه\nمیباشند :"}
{"book": "adl0011", "page": 100, "text": "حضرت امام ٨٦ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسلحه و یراق\n\nتفنگ و شمشیر و کارد در میان افغانان اینجا از\nهر رقم موجود بوده شوق شکار را نیز دارند و عدهٔ آن غلباً\nتا به (۶۰۰) میل خواهد رسید :\n\nجنگل حضرت امام صاحب\n\nدر قرب دریای آمو جنگل بزرگ بعلاقهٔ امام صاحب\nموجود است که تخمیناً (۲۰) کروه طول و از یک الی (۲)\nکروه عرض خواهد داشت ـ در بین آن شکار آهو و گوزن\nو شیر، و مرغ دشتی، و خرگوش و پشک\nجنگلی و غیره میشود :"}
{"book": "adl0011", "page": 101, "text": "حضرت امام ٨٧ راهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء اشخاص معتبر و صاحب رسوخ\nحضرت امام صاحب\nنمبر\nشمار\nاسماء\nنمبر\nشمار\nاسماء\n١\nملا محمد عالم وکیل ازبک\n٢\nملا تاج محمد وکیل\n٣\n\" قربان \"\n٤\n\" جلال الدین \"\n٥\nنیک محمد منگباشی \"\n٦\nخواجه محمد جعفر\n٧\nوته مراد \" \"\n٨\nارباب عید نظره غلن ترک\n٩\nسیف الدین خواجه\n١٠\nمنگلی قل بای ازبک\n١١\nملا رضا علی قل ازبک\n١٢\nقبره قلبای ایشانتوف\n١٣\nعلی مراد بیل بیگی عرب\n١٤\nملا علی عرب\n١٥\nملا امام نظر ازبک\n١٦\nخاند ارباب عرب\nحکام سابقه و لاحقه نعمانیه در حضرت امام صاحب\nشمار\nنام\nشمار\nنام\n١\nمحمد علم خان توخی\n٢\nسر بلند خان توخی"}
{"book": "adl0011", "page": 102, "text": "۸۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nحضرت امام\nشمار | نام | شمار | نام\n۳ | احمد جانخان توخی | ۸ | عطا محمد خان محمدزائی که برساله شاهی ملازمت دشت\n۴ | پسر محمد جانخان |\n۵ | محمد علیخان کوهستانی | ۹ | عبد السلام تعلقه دار قطغن\n۶ | امیر محمد خان محمدزائی | ۱۰ | میر غوث الدینخان رئیس اول محکمه اه. احصیه قطغن\n۷ | عطا محمد خان \" |\n\nشکارگاه\nاز تخت حد قباد امام صاحب تا پہره قلعه یستا\nدر جنگل شکار گوزن و شیر و خرگوش و گرگ و روباه و\nو شغال و مرغ دشتی و قاز و لک لک و غیره جانور با طیور\nموفور است و آهوی سفید که بدشت اچی و ابدان که با\nمام صاحب قندوز است بسیار میباشد چنانچه عضو الدوم\nصاحب نفری همرکاب او در زمان حکمرانی خویش یکروز در انعام\nراس آهو را شکار کرده بودند و در جنگل امام صاحب (۲۱) دا"}
{"book": "adl0011", "page": 103, "text": "حضرت امام ۸۹ راهنمای قطغن بدخشان\nگوزن را هم شکار نموده بودند - دو تا شیر را هم مردم\nقندھاری کہ در عملہ موصوف شمولیت داشتند زده بودند\nراه ها\nاز حضرت امام یک راه قطر بلاق شہروان فعلا نوان\nدشت طورغی تپه، پل خیمیه - خواجہ غار - خوش کلای -\nبہارک - اورتہ بوز را قطع کنان تا تالقان میرود :\nو در عرض راه قلعه خرابه و مقام امی خانم که در بین\nمحل اتصال دریای کوکچه و دریای امویه افتاده، نیز واقع است\nجدول مال شماری حضرت امام صاب\nگوسفند اسپ اشتر گاو مرکب\n(۲۵۷۹۰۴) (۴۲۳۷) (۳۰۵۷) (۱۶۸۰۲) (۳۰۱۷)"}
{"book": "adl0011", "page": 104, "text": "قندوز\n۹۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nقندوز\nاین موضع تحت علاقہ داری درجه اول است :\nحرارتش در تابستان (۱۰۳) درجه است بر خلاف\nمثلی مشهوره که در باره آن زبان زد خواص و عوام است\nکہ اگر مرگ میخواہی قندوز برو“ ۔ مقام قندوز یکجای بیار\nخوب و موضع مرغوب و فضای عجیب و هوای غریبی را\nدار است ۔ سکنه آن چنانچه بالتفصیل مذکور میشود۔\nمردمان افغانی، تاجکی ، لرخابی ، سنجانی ، عرب، هزاره،\nترکمان، قنغرات ، بالوس ، اوزبک ، قزاق ، چوراق\nمرداد میباشد .\nراه ها\n(۱) بطرف جنوبی راهی بصوب بغلان، (۲)\nبجانب شمالش راهی تا قلعه ذال رفته در آنجا بدو شاخ\nمنقسم میشود۔ نخستین آن از تحت کی قباد و سویتی گذشته"}
{"book": "adl0011", "page": 105, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 106, "text": "قندوز ۹۱ راههای قطغن و بدخشان\n\nبه تاشقرغان و دومین آن خلم را قطع کنان ایضاً بتاشقرغان\nمنتهی میگردد (۳) به چرمه (۴) به کوبی و حضرت امام صاحب\n(۵) بسمت غربی یک راه عامه ایست که آنهم بتاشقرغان\nمیرسد (۶) در مشرقی آن طریقی بخان آباد موصول میگردد\nقندوز کهنه قلعه ایست قدیمی که در موضع بلند افتاده\nدر سه سمت خندق دارد و نشان برجها و دیوارها و دروازه ها\nو بالا حصاری که سکونت میرها در ان بود معلوم است ـ و\nنهر کورته که مشهور به سیاه آب است از بین بالا حصار و نفس\nقلعه میگذرد و پایانتر یک سمت قلعه کهنه با آب خان آباد آمیخته\nبا دریای کلان رفته اتصال مییابد :\nقندوز نو که الحال آباد است تخمیناً پنچصد خانه دار خوانین\nبود و تقریباً (۲۰۰) دکان در بازار دارد و محل نشیمن حاکم آنهم\nدر آنجا است که عمارت نشیمن حکومتی او در وقت حکومت\nعزیز الله خان پسر سردار حبیب الله خان قندهاری ساخته\nشده ـ و در جوار بازار قندوز (۵) باب کاروان سرایهای"}
{"book": "adl0011", "page": 107, "text": "قندوز ۹۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nرعیتی هم میباشد- دو مدرسه هم دارد :\nتفصیل دهات سمت شرقی قندوز\nنام ده نام قوم شمار خانه\nقشلاق ولی آباد از مردم خوست و فرنگ ۲۰\n= الچین قوم ازبک و افغان ۱۲۰\n= کنم \" افغان ۱۵۰\nغلام حیدر بای افغان بازمی خیل ۶۰\nقشلاق سبحانی ایماق قطغن ۱۵۰\n\" قیچی ازبک ۱۵۰\nقوش تیپه \" ۱۰\nقشلاق بختیریها ۳۰\nزیارت حضرت سلطانصاب مردم بختیری ۲۰\nکوبه سفلی { ازبک کسه تر قوم سلطانمردادنیما ۶۰\nکوبه ئی علیا { ۱۰۰"}
{"book": "adl0011", "page": 108, "text": "قندوز ۹۳ راهنمای قطغن و بدخشان\nاسمای قری\tاسماء اقوام\tتعداد بیوت\nنوآباد\tمتفرقه\t۳۰\nبیش کپرک\tمتفرقه\t۳۰\nبلغ میری\t \t۳۰\nچیله میر\tمتفرقه\t۲۰\nلودین ها\tافغان لودی\t۸۰\nقریه جات سمت شمالی\nدهات\tشمار خانه\tدهات\tشمار خانه\nباغ زاغان مجرگری\t۵۰\tنهر استقلان سرخابی\t۴۰\nقشلاق ملا حفظ الله خان\nقوم مهمند\t۱۰۰\tقشلاق زاخیلان\t۳۰\nعمرخیل افغان\t۳۰\tسید احمد بای\t۳۰\nعربها\t۲۰۰\tنهر توبره کش قندهاری\t۴۰۰\nسرخابی ملا قلندر\t۵۰\tآق تیپه ترکمن و\t۱۵۰\nایماق\t \tقندهاری"}
{"book": "adl0011", "page": 109, "text": "قندوز ۹۴ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nفهرست (دهات سمت غربی)\nمعروف به چهار دره\n\nقریه جات | تعداد خانه | قریه ها | تعداد خانه\nقلعه زال | ۷۰۰ | زاخیل ها | ۸۰\nقشلاق چهل دختران | ۳۰ | چهار دره | ۲۰۰۰\nباغ چهل دختران | | قشلاق صوفی فغان ایماق | ۱۵۰\nقشلاق قراول تیپه | ۵۰ | لرخابی یان قطغن | ۵۰\nباسوس | ۳۰ | لرخابی 〃 | ۶۰\nقنغرات | ۲۰۰ | طائر کر | ۲۰\nترکانیه | 〃 | ایضاً ترکمن | ۱۰۰\nقندهای ری | ۱۰۰ | قنغرات ثانی | ۵۰\nقزاق | ۲۰۰ | قندهای یبها | 〃\nقلعه ملا عیسی خان | ۲۰ | عربها | ۱۰۰\n〃 عبدالرحمن | ۱۵ | جوراق | 〃\nطائفه در من | ۳۰ | متفرقه | ۵۰\nآبخواه | ۵۰ | عمر خیل | ۶۰"}
{"book": "adl0011", "page": 110, "text": "قندوز ۹۵ راهنمای قطغن و بدخشان\nقریه‌جات سمت جنوبی\nنام قریه\nتعداد خانه\nنام قریه\nتعداد خانه\nفیروزکوئی\n۲\nزردکمر\n۴۰\nخواجه مشهد سادات\n۲۵\nطائفه آب سرسینه ایماق قطغن\n۴۰\nابراهیم خیل\n۱۰۰\n۸\nچله مزار مهر قوم\n۸۰\nجرگذر\nچرخاب\n۳۰\nسه درک\n۱۰۰\nقشلاق ناصری افغان\n۱۰۰\nدُرته بلاقی ایماق\n۴۰\nشنواری قوم ازبک\n۱۵۰\nعزیز خان منگباشی\n\"\nنفتی متفرقه\n۴۰\nعبدالله بای عمرخیل\n۳۰\nمدرمی افغان قوم ثقانی\n۸۰\nلرخابی ایماق\n۱۰۰\nجمله ده هزار و پنجاه و پنج خانه داری میشوند که نفوس\nشان به پنجاه هزار میرسد. املاک قندوز آبی است للًمی دارد\nو یک نهر از دریای خان آباد و دو نهر از دریای غوری آمد"}
{"book": "adl0011", "page": 111, "text": "قندوز\n۹۶\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nکه بزمین های قندوز آب میرساند- باغ چهل دختران که درینجا\nمیباشد یکباغ بسیار قدیمی سرکاریست و یک صفه کلان\nکه (۳۰) در (۳۰) گز وسعت و (۱۵) گز ارتفاع دارد نیز در\nوسط آن باغ موجود است *\nفواکهه\nانگور بسیار خوب، و سیب، و ناک و انجیر\nو خربزه، و تربز، و آلوچه، کوک سلطان، و توت وغیره فواکهه\nدرینجا موجود است *\nزراعت\nگندم، جو، جواری، شالی، نخود، کنجد، پنبه\nشلغم، وغیره آنچه بکار ندا ملاکش قابل زراعت\nاست *"}
{"book": "adl0011", "page": 112, "text": "قندوز ۹۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nخوراک و پوشاک\n\nچون اکثر مردم افغان قندهاری و نعمانی و کابلی در آنجا سکونت و مالداری کثیر دارند - روغن، قروت گوشت میسر میشود خوراک و لباس آنها بوضع خوب است و در خوردن طعام استعمال طائفه اوزبک و مردم هزاره روغن زغر است یا دنبه بلکه در اطراف خان آباد نیز همان دو طائفه روغن زغر را استعمال مینمایند و افغانها روغن زرد یا دنبه میخورند :\n\nصناعت\n\nکرباس و الچه بافی در مردم تاجیکیه و قالین بافی و قالیچه ـ گلیم های قاقمه ـ خورجین و نمد اعلی ساده و رنگه در طائفه ترکمنی و قزاق مروج است و پوست خفک و روباه و قره قلی و بغنه را طائفه قزاق شکار کرده اش داؤ"}
{"book": "adl0011", "page": 113, "text": "قندوز ۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nپوستین ها ازان میسازند و برقم بخاراهی و انخوهی میدوزند\nو مردم قنغرایت و ترکمن و قزاق رمه های گوسفند\nقره قلی دارند و تجارت آنرا میکنند و اشتر های اینجا\nعلی العموم دو کوها میباشند :\n\nاسلحه\n\nتقریباً (۱۰۰۰) میل تفنگ از رقم پناپور نگریزی\nو روسی و بطاقی و فلیتی در بین مردم افغان پیدا میشود\nو ازبک ها اسلحه و یراق ندارند :\n\nرسوم\n\nچون اقوام متفرقه میباشند رسوم شان نیز مختلف\nاست چنانچه مردم اوزبکیه فراخور استعداد خود چهار پنچصد\nروپیه را از نقد و جنس به پدر دختر میدهند و از آنطرف نیز\nهمانقدر یا زیاده و یا کم جهیز گفته از رقم فرش و ظروف و اسباب"}
{"book": "adl0011", "page": 114, "text": "قند\n۹۹\nراهنمای قطغن بدخشان\n\nبعروس و داماد میدهند و طائفه افغان قدنهاری از سه هزار\nو دو هزار روپیه را مال اسباب در عروسی کم نمیگیرند و تا\nهمانقدر مبلغ مال به پدر دختر نرسد ، دختر خود را به نکاح نمیدهند\nو پابندی به نظامنامه ها هم چنانچه شاید و باید ندارند - مردم\nمتفرقه افغان برخی بر طبق رواج قدیم شان وجه کمتر و بعضی\nافزونتر گرفته من بعد امر عروسی را انصرام میدهند :\n\nمزارات\n\nدر نواحی قندوز از مزارات مشهوره (۱) مزار حضرت\nبابای پاره دوز و (۲) مزار حضرت سلطان و (۳) چمزار\nخواجه ققتل است :\n\nشکار جایها\n\nقندوز دارای جنگلهای متعدده است و ان جنگلان\nکه بصورت شرقی است سه کروه در سه کروه عرض و طول دارد"}
{"book": "adl0011", "page": 115, "text": "قندوز ۱۰۰ راهنمای قطغن و بدخشان\nدو طرف شمالی آنهم دو جنگل است که یکی پنج کروه در یک کروه\nو دوم آن (ده) در یک کروه تخمین شده است درین جنگلها شیر\nشغال، گرگ، مرغ دشتی بغره قره، مرغابی، قاز، لگلک\nروبه، خوک بکثرت وجود دارند - در جنگل کلان که تا نهر آمویه\nامتداد یافته است علاوه بر حیوانات فوق گوزن هم دیده\nمیشود و بلب دریای خان آباد در نواحی قندوز اهالی سگ\nآبی را شکار میکنند و ماهیان بزرگ که عموماً چهار پنج سیر میباشند\nبلکه برخی تا دوازده سیره هم در بعضی احیان شکار میشود\nدرین دریا موجود است جناب عضد الدوله صاحب اکثراً\nدر جنگل نهر کوبی تیپه و توشغان تیپه قندوز الی قلعه زال شکار\nگوزن، و مرغابی، و خرگوش و غیره را میکردند :-\nو در کوهی که معروف به کوه (قره ماقور) است و\nدر بین قندوز و بغلان افتاده بسیار درخت های پسته\nموجود است که مردم هزاره آنرا جمع آوری نموده به تجارت\nمی برند :-"}
{"book": "adl0011", "page": 116, "text": "قندوز ۱۰۱ راهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء معتبرین و اشخاص ضیا رسوخ قندوز\nنمرشمار اسماء نمرشمار اسماء\n۱ جناب حاجی محمد ظفر صاحب کوبه ۱۰ ارباب علی بای ناصری\n۲ ملا امین ال ایشان مخدوم ۱۱ محمد سلام لودین\n۳ غلام رسول بای ۱۲ ملا عبداله عرب\n۴ اسمعیل بای شریف بای ۱۳ \" \" اوزبک\n۵ ملا محمد امین ۱۴ منگباشی چقال بیجانی\n۶ پیر دوست محمد منگباشی ۱۵ غلام حیدر لوخانی\n۷ عزیز خان \" ۱۶ ایشان حضرت میان\n۸ کندیری بای افغان ۱۷ ملا عبدالجبار افغان\n۹ آزر گل سای \""}
{"book": "adl0011", "page": 117, "text": "قندوز ۱۰۲ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nجدول مالشماری قندوز\n\nگوسفند اسپ اشتر گاو مرکب\n(۱۸۴۹۵۱) (۵۶۲۱) (۱۷۰۵) (۲۰۶۹۰) (۲۵۳۷)\n\nجدول مالشماری طائفه قندهاری که در اطراف و جوانب قندوز سکنا پذیراند\n\nگوسفند اسپ اشتر گاو مرکب\n(۳۱۶۰۵۹) (۸۹۳۷) (۱۰۲۹۲) (۱۶۰۲) گاو و مرکب شتر مخلوط اند."}
{"book": "adl0011", "page": 118, "text": "تالقان ۱۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nتالقان\n\nتالقان از مضافات دارالحکومه خان آباد\nو حرارت تابستانش در ) ( درجه است و حکومتش\nدرجه اول است خود تالقان موضعی است وسیع\nو همواره آب و هوای آن باعتدال، و در زمستان\nهای سرد یکمرتبه دیاد و مراتب در اینجا برف تیز می بارد\nکه آنهم در بین سه چهار روز می پرد و باقی نمی ماند. و بمسا فت\nدو یا سه کروه دورتر از خودش دهات و قریه جات او واقع\nاست، آب و باغات و فواکهه بوفور دارد، شهرش\nتخمیناً (۳۰۰) دکان خواهد داشت، موضع حاکم نشین\nاو عمارت درسته در میان یکباغ کلانی است که هر گونه\nفواکهات در ان موجوده، و جوتره های خوبی هم در اوست\nو حوضها مصفا و آبها روان و پنجه چنارهای کلان در ان\nایستاده است *"}
{"book": "adl0011", "page": 119, "text": "نقشه تالقان\n\nعلاقه رستاق\n\nراه بدخشان به رستاق\n\nدریای کوکچه\n\nچاه چی\nبچکان\n\nمقیاس\nیک اینچ مساوی ۴ میل\nمساوی نیم کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 120, "text": "تالقان ۱۰۴ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nیک مسجد جامع و چهار کاروان سرای و یکمکتب\nدر آن جا موجود است - بقرب شهر تالقان دریائی\nهم بجر یان است در میان بازارش مردم شهر نشین\nکمتر اند بلکه روزانه دکاندارها و صاحبان پیشه آن صبح\nاز قریه جات خویش بشهر آمده عصر به واپس معاودت\nمیکنند. و بعضی جریده بدون عائله چند شب شانرا\nهم در بازار میگذرانند. مردم تالقان و اطراف ان بزبان\nفارسی و ترکی و افغانی تکلم میکنند :\nدر چشمه شیر و قول برس تالقان سرخ دشتی و در خودش\nمرغابی بسیار است و شکار کبک هم در اطراف\nو جوانبش بهم میرسد و مخصوصاً در فرخار بسیار !\n\nاسماء قری و دهات تالقان\nنمبر شمار نام قریه جات تعداد خانه ملاحظات\n۱ خود تالقان ۱۵۰ از قوم تاجک ازبک افغان و غیره میباشند"}
{"book": "adl0011", "page": 121, "text": "تالقان ۱۰۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر شمار | نام قریه جات | تعداد خانه | ملاحظات\n۲ | خواجه غار، قرق، جوکذ خوش گیلای لک لکان وغیره | ۱۵۰ | از تالقان بمسافت ۵ کروه دور است، خانه های اینجا متفرق افتاده اند و نفوس شان (۴۰۰) است .\n۳ | قوم چبکه ترک | ۱۰۰ | مالداری و دهقانی میکنند بیشتر املاک شان للمی و کمی آب برایشان از دریای تالقان میرسد\n۴ | قشلاق مامائی | ۳۳ | قوم مغل\n۵ | قلعه چه | ۲۵ | \n۶ | سُدرخ | ۴۰ | \n۷ | اقلای | ۳۰ | \n۸ | هزار باغ | ۴۰ | قوم تغل ترک\n۹ | قره خو | ۵۰ | \" \"\n۱۰ | هواسای | ۲۵ | \" قرلق\n۱۱ | کل بلاق | ۵۰ | \" ترک، تاجک، قرلق، هزاره\n۱۲ | عنبر کوه | ۴۰ | \" مغل و قرلق\n۱۳ | قشلاق خرآبادام | | مردم هزاره و قرلق"}
{"book": "adl0011", "page": 122, "text": "تالقان ۱۰۶ راهنمای قطغن و بدخشان\nقشلاقهای شمال شرقی تالقان\nنمبرشمار قریه تعداد خانه نمبرشمار قریه تعداد خانه\n۱ توته ۲۵ ۱۱ مسکین ۲۵\n۲ چهارباغ سای ۱۵ ۱۲ هزار سموچ ۷۰\n۳ تالک ۴۰ ۱۳ شورقدق ۱۰\n۴ کورخدقاه ۱۵ ۱۴ اوچ \" ۳۰\n۵ خواجه لمتی ۲۰ ۱۵ گنده چه ۱۲\n۶ پیر قشلاق ۵۰ ۱۶ خواجه خیر ابدال تقال ۴۰\n۷ غریب دره ۲۰ ۱۷ بهارک ۳۰۰\n۸ جلگه بلاغ ۲۵ ۱۸ قره پرچاو ۱۰۰\n۹ آق مسجد ۴۰ ۱۹ سرای سنگ ۲۰۰\n۱۰ ثمن ۲۰ ۲۰ باغک ۵۰\n۲۱ کهنه تالقان \"\n۲۲ بولک درته بر \""}
{"book": "adl0011", "page": 123, "text": "تالقان\n۱۰۷\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\n| سمت | نمبرشمار | نام دهات | نمبرخان | نمبرشمار | نام دهات | نمبرخان |\n| --- | --- | --- | --- | --- | --- | --- |\n| سمت غربی تالقان (بمسافت نیم کروه) | ۱ | دین مجاز | ۲۰ | ۴ | کبروک | ۴۰ |\n| | ۲ | شوره تو که رباط سر کاری است | ۷ | ۵ | شش تپه | ۴۰ |\n| | ۳ | کجل باغ | ۲۰ | ۶ | ابدال | ۵۰ |\n| سمت شرقی تالقان (بمسافت پنج کروه) | ۱ | اهن دره | ۲۰۰ | ۵ | خانه قشلاق | 〃 |\n| | ۲ | سلطان بای | ۲۰ | ۶ | قودان | |\n| | | | | ۷ | تالک قریق | ۴۰ |\n| | ۳ | قشلاق محمد سرور خان | ۳۰ | ۸ | کہنہ بند و چ بلاً | ۱۰۰ |\n| | ۴ | خطایان | ۱۰۰ | ۹ | شمد | ۱۰ |\n| سمت جنوبی تالقان (بمسافت یک کروه) | ۱ | چیده کمر | ۲۰۰ | ۶ | نهر سید | ۸۰ |\n| | ۲ | خور چنگال | ۱۰ | ۷ | شوراب | ۱۵۰ |\n| | ۳ | قول برس | 〃 | ۸ | چای شوره | ۱۰۰ |\n| | ۴ | آق مسجد | ۴۰ | ۹ | جوی شیخ | ۱۰ |\n| | ۵ | چشمه شیر | ۸۰ | | | |"}
{"book": "adl0011", "page": 124, "text": "تالقان ۱۰۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nزراعت\nدر املاک آبی تالقان بیشتر شالی و کمتر جو، جواری گندم، ماش میکارند و در اراضی للمی آن جو، گندم، زغر، ارزن، فالیز خربوزه و تربوز، پنبه، و کنجد میکارند اما خربوزه خان آباد از خربوزه اینجا بهتر و اعلیٰ است :\n\nصناعت\nاقوام ترک اطراف خواجه غار و نواحی آن که مالدار اند جوال، پلاس، کرباس میبافند، و نمد ها میمالند در شهر تالقان و اطراف قریهٔ آن اکثریه سوای دهقانی دیگر پیشه را نمیدانند ـ برخی از باشندگان تالقان لنگی، والچه وکشمیره بافی و کفش دوزی، و سراجی، و آهنگری، و زرگری و دیگر کسب هم مینمایند :"}
{"book": "adl0011", "page": 125, "text": "طالقان 109 راهنمای قطغن و بدخشان\n\nخوراک و پوشاک\nچون در خود طالقان و اطراف قریه آن مردم کابلی\nو افغان بیشتر اند طعام شایسته میخورند، و مردم اوزبک\nو خواجه غار و و غیره نیمی کاران، آش آرد گندم، و نان گندم\nو جوار را استعمال میکنند - در لباس نیز اهل شهر و نواحی اد\nبپاکیزه پوشی معتاد بوده طوائف مغل و قنقل، و اوزبک کرباس\nو الچه و دیگر اشیای ساخته و بافته وطنیه شانرا استعمال میکنند\n\nاسلحه\nسکنه این مقام ابدا بطرف سلاح میلان\nندارند عموم شان عصا چوبهای کلان را استعمال\nمیکنند - البته بطور شاذ و نادر در بعضی خانها کدام میل\nتفنگ فلیته ئی که بقسم میراث بره ی شان مانده\nموجود است :"}
{"book": "adl0011", "page": 126, "text": "تالقان\n۱۱۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nرسوم\n\nاز آغاز تا اینجا ما کمرو دار رسوم و عادات بهر جا را\nکه در مرگ و شادی دارند قلمبند کرده آمدیم ازین بعد در\nموضوع دیگر چیزی نمی نگاریم همانا تمام رسومات اهالی مسکونین\nسائر علاقه‌جات و منطقه‌های قطغن و بدخشانرا بمانند رسومات\nمذکوره باندک تفاوت فی البین تصور باید کرد و باید دانست\nکه قبل از اجراء نظامنامه نکاح و عروسی و اصلاح مراسم\nتعزیه داری و اسقاط در سرتاسر این مملکت یکجهان اسراف\nو یکعالم تبذیر و تکثیر مروج و معمول بود اما فعلاً سد باب\nهمچو مزخرفات فضول و عملیات جهول شده اهالی کمتر آن\nعادات سابقه شانرا تعاقب میکنند و اگر کدامی از اوشان\nمرتکب همان اطوار اسبق هم بشود البته که مخفیانه خواهد بود\nو در ظاهر علانیه از خوف حکومت هیچ کرده نمیتوانند :\n(در اصل سفرنامه سپه سالار صاحب غازی رسوم هر مقام مفصلاً مرقوم است\nمرتب"}
{"book": "adl0011", "page": 127, "text": "طالقان 111 راهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسامی اعزه و صاحب رسوخ\nتالقان\n\nنمبرشمار | معتبرین خواجه‌ها و مامای اقوام ترک و مغل | نمبرشمار | اعزه سمت غربی و جنوبی و شرقی\n1 | محمد عظیم قریه دار | 11 | سلطان ایشان هزارباغ\n2 | مومن بای | 12 | قاری شاه مردان\n3 | آدینه محمد قریه دار | 13 | ملا عبدالجلیل\n4 | امام قل گلیلاق | 14 | آلوخان بای\n5 | ملا برات محمد | 15 | فجیر قریه دار جیده کمر\n6 | قره قل | 16 | شیخ نسیم\n7 | دولت محمد عرب | 17 | لعل شاه و رسول قول\n8 | ملا تغایبای بیگ | 18 | عطا محمد قریه دار آق مسجد\n9 | داملا قل محمد | 19 | عبدالرحیم شوراب\n10 | حاجی امام بردی | 20 | \" وکیل بردره"}
{"book": "adl0011", "page": 128, "text": "تالقان ۱۱۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nنمبر\nاسم\nمعتبرین خواجه غار و\nمامای اقوام ترک و مغل\nنمبر\nاسم\nاسعره سمت غربی و\nشرقی و جنوبی\n۲۱\nقربان قریه دار تو دان\n۲۵\nعلی بای نهر سید\n۲۲\nالف دین حسین زائی\n۲۶\nایشان عبدالقادر جو شیخ\n۲۳\nسید شرف الدین خواجه چنگال\n۲۷\nداملا جان عطایان\n۲۴\nکچکول چشمه شیر\n۲۸\nملا پیر محمد شورچه\nجدول مال شماری تالقان\nگوسفند | اسپ | اشتر | گاو | مرکب\n(۳۱۴۳۳۶) | (۹۰۱۴) | (۶۷۶) | (۳۹۲۱۰) | (۱۲۳۶۶)"}
{"book": "adl0011", "page": 129, "text": "نمک آب ۱۱۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمک آب\n\nاز مضافات تالقان یکی نمک آب است که\nمردم آنجا تاجک و هزاره و زبان شان فارسی است\nو اراضی شان للمی کاری است و یک کان نمک هم\nدر آنجا میباشد. بقرب کوه نمک آب یک جنگل ارچه و\nپشال و بادام تلخ و درختهای طوس در رشک و غیره اشجار\nبه تعداد بسیار موجودند اکثریه باشندگان اینجا زراعت\nکاری للمی را پیشه دارند جو و گندم و زغر و فالیز کاری از\nحاصلات اراضی اینجا بشمار میرود و یکعده اینها مالدارند\nو برخی از شان گلیم و الچه و کرباس بافی و نمک فروشی نیز میکنند\n\nتفصیل قریه جات نمک آب\n\nنام دهات | شمار خانه | نام قریه | شمار خانه\nخود نمک آب | ۱۱۵ | تکه فیوز | ۱۰"}
{"book": "adl0011", "page": 130, "text": "نمک آب ١٢٤ راهنمای قطغن و بدخشان\nنام دهات اسما خانه نام قریه اسما خانه\nشکدره ١٠ شویش دره ٦٥\nتاش ییلاق ١٣٠ خم خیران ٢٠\nکشکتان و یکه توت ٨٠ میزان کل ٤٣٠\nتخمین عده نفوس ١٥٠٠\nاز معتبرین اینجا (١) یوسف قریه دار (٢)\nعاشور قریه دار (٣) محمد رحیم و دانیار قریه دار\n(٤) شیر محمد وطوی محمد بشمار میروند :"}
{"book": "adl0011", "page": 131, "text": "راه پغمان\nدهانه دره کلکان\nجلگه باغ\nچهل\nقوشتیا\nکوه قشلاق\nچهار توت\nقره باغ\nراه سرای خواجه\nکلکان\nمقیاس\nنقشه کلکان\nکروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 132, "text": "کلگان\n۱۱۵\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nکلگان\n\nکلفگان هم از جمله مضافات تالقان محسوب\nاست و علاقه داری علیحده دارد و شمالاً (۱۲) کروه دورتر\nاز تالقان افتاده. ملک سرد و هوای خوبی دارد، آبهای\nآن اکثریه از چشمه های است و زراعت شان عموماً\nللمی است و حاصلات شان مشتملبر جو و گندم و زغر و فاصلیه\nاست اهالی آن اکثریه بزبان ترکی محاوره میکنند اما\nمتاسفانه این منطقه بقدر لزوم اشجار و درخت زار ندارد\nزراعت خوب و فالیزهای مرغوبی را میرویاند. قومیت\nشان ترک و زیاده تر پیشه شان مالداریست و یک کان\nنمک هم درینجا موجود است. در عرض راه کلفگان\nاز تالقان اول رباط دشت روباه و دوم آق یلاق است\nو اهالی آن کفه نشین اند ؟ [کفه خانه های که از نی داشغال\nآن ساخته میشود.]"}
{"book": "adl0011", "page": 133, "text": "کلغکان\n١١٦\nراهنمای قطغن و بدخشان\nراه ها\nبسمت مغربی آن راه تالقان و فرخار و بطرف شرقی او راه بدخشان و بجانب شمالش راه رستاق و بسوی جنوبش کوه ها است و راه مشهوری بانظر وجود ندارد. در کوه کلغکان بمقام اقره تو و دره زرد آلو جنگلهای ارچه، و بشال، و بقرب دریای کوکچه در مقام خرکان و شودان بجنوب کلغکان جنگلهای پسته هم موجودند:\nصنعت خوراک و پوشاک واسلحه\nاهالی اینجا نمد مالی و پلاس بافی و جل و جوال میسازند و بدیگر پیشه های مروجه هم مهارت دارند: نان شان از گندم و جو آش بریده و گندم خوردن"}
{"book": "adl0011", "page": 134, "text": "کلگان ۱۱۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nهم عادت عمومی شان است و خواص شان گاه گاه کوا\nبرنج لک و اسک را نیز بکار میبرند :\nلباس شان علی العموم کرباس و الچه است\nو چپن های الچه را بیشتر استعمال میدارند - زنان شان\nچیت و کرباس را لباس میسازند :\nدر تمام کلگان هم یک میل تفنگ وجود ندارد\nکار اسلحه را عند اللزوم از چوبهای دستی شان که انرا تیاق\nگویند، میگیرند\n\nقشلاقهای کلگان\n\nنمبرشمار نام ده تعداد خانه نمبرشمار نام ده تعداد خانه\n۱ کلگان خاص ۵ ۶ چنار گنجشکان ۲۰\n۲ زرد آلو دره ۱۳۰ ۷ چهار توت ۱۱۰\n۳ قره تو ۱۰ ۸ بلوتی بالا ۱۵\n۴ قره بلاق ۳۰ ۹ قشلاق مغل ۳۰\n۵ جلدراغ ۱۰۰ ۱۰ عربان ۵۰"}
{"book": "adl0011", "page": 135, "text": "کلفگان ۱۱۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبرشمار نام ده تعداد خانه نمبرشمار نام ده تعداد خانه\n۱۱ آق ییلاق ۶۳ ۱۶ نوان ۳۵\n۱۲ مغل ۱۰ ۱۷ چقماق معدن نمک 〃\n۱۳ خان دستمال ۱۴ ۱۸ طویق مامان ۱۰\n۱۴ حرکان ۳۰ ۱۹ قرق سای ۲۵\n۱۵ آستانه ۳۰ نفوس ذکورا تخمیناً ۴۰۰۰\n\nاشخاص معتبر و صاحب رسوخ کلفگان\n\nنمبرشمار اسماء نمبرشمار اسماء\n۱ محمد موسی خانسگباشی سابقه ۹ داملا یعقوب\n۲ عبدالرسول خانیوزباشی 〃 ۱۰ 〃 محمد جان\n۳ ملا اکرم خان وکیل حالیه ۱۱ ملا عزیز بای\n۴ تغای مراد وکیل ۱۲ شیرعلی زلفعلی قریه داران\n۵ ملا عبدالله 〃 \n۶ معصوم خان داملا ۱۳ ارباب خواجه و شیردل و پل محمد\n۷ داملا امان الله ۱۴ بابو خان و دوست و انام\n۸ قاریجان داملا ۱۵ قلع شاهی قریه داران"}
{"book": "adl0011", "page": 136, "text": "فرخار 119 راهنمای قطغن و بدخشان\nفرخار\nفرخار و ورسج علاقه دار یست که تحت حکومت\nتالقان میباشد اهل فرخار عموما قوم تاجک و اندازه حرارت\nتابستانش (۹۲) درجه است یک مملکت خوش آب و هوا\nو در همه چیز خود مانند کابل پنداشته میشود، پیشیه شان\nزراعت و بافندگی است چهره های آنها عموما سفید\nو محاوره شان در پارسی است، علماء و فضلا هم در\nمیان شان است و بعضی انوشان مالداری هم\nمیکنند ارتفاعش (۴۵۰۰ فیت) و بعدش از تالقان\n(۱۲) کروه میباشد و یک راه از فرخار بطرف کلفگان\nشغرک و آبدره را عبور کنان میرود و دو دره دارد که\nطول شان بالغ بر (۱۰) کروه خواهد بود :\nدر کوه های فرخار جنگلهای پسته بادام تلخ\nو ارچه و ارغوان و اشجار بید، گز، ونجمن سشمان دولانا\nهشت در ماه"}
{"book": "adl0011", "page": 137, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 138, "text": "فرخار\n۱۲۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nاوزرشک دانه دار زیاده از شمار است ـ و در اطراف و\nنواحی آن نیستان بمواضع ذیل جرگهای شکار\nآهو کرده میشود :ـ (۱) در باهو (۲) کمبوک (۳) دره\nپتیمک طرف راست دره شرخ (۴) دره وند خورد (۵)\nمیان شهر و پیچ :\n\nدر قشلاق پراگنده بازاری مشتمل بر چهل دوکان\nاست که خرید و فروخت هر چیز در آنجا بعمل می آید ـ\nمجموع خانواری علاقه جات (فرخار) بالغ بر یکهزار\nدو صد خانه تفصیلی که مذکور میگردد، خواهد بود و عده نفوس\nاز روی حدس و تخمین تا پنجهزار خواهد رسید از مزارات\nمشهوره اینجا (۱) پیر فرخار (۲) شاه نعمت الله ولی\n(۳) خواجه ابدال ولی است :\n\nفواکه ، صنعت ، خوراک ، پوشاک ، اسلحه\n\nدرینجا سیب ، زردآلو ، گیلاس ، شفتالو ،"}
{"book": "adl0011", "page": 139, "text": "فرخار\n۱۲۱\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nناک، انگور، چهار مغز، سنجد، آلوچه، بهی وافر است،\nاملاک شان آبی و للمی است و حاصلاتش گندم\nجو، ارزن، زغر، نخود، شاخل، و شالی است *\nکفش دوزی والچه خوب و کرباس بافی و دیگر\nپیشه های مروجه آنولایات میدانند *\nنان، جو، گندم و آش بریده و گاه گاه گوشت\nو برنج و عموماً شیر و ماست و قروت خوراک شان است.\nلباس مردانه شان کرباس ، صحن، برک، دستار\nهای ململ و لنگی های پشاوری و چپن و موزه و خف،\nو از زنهای شان چیت و کرباس و ململ و سان است\nروپوشی هم دارند *\nچون مردم این اطراف شوق شکار را بیشتر دارند\nلهذا از رقم تفنگ های فلیته هی تا پنصد میل خواهند دشت\nاما حربه و کامه و شمشیر و دیگر آلات جارحه ندارند *"}
{"book": "adl0011", "page": 140, "text": "فرخار ۱۲۲ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nقریه‌جات فرخار\n\nنمر شمار | نام ده | تعداد خانه | نمر شمار | نام ده | تعداد خانه\n۱ | قشلاق چکانه | ۱۵۰ | ۱۱ | خس ده | ۵۰\n۲ | مستان | ۱۷۰ | ۱۲ | بیانی | ۱۵۰\n۳ | خانقاه | ۸۰ | ۱۳ | آرویشان | ۷۰\n۴ | خرماب | ۷۰ | ۱۴ | پراگنده | ۲۰۰\n۵ | خف دره | ۲۰ | ۱۵ | فرنگرد | ۱۰\n۶ | بجمده | ۱۰۰ | ۱۶ | خانقا سادات | ۱۰\n۷ | نهراب | ۱۵۰ | ۱۷ | سنگ آتش | ۱۰\n۸ | کشان | ۴۰ | ۱۸ | پیر فرخار | ۴۰\n۹ | سنگان | ۶۰ | ۱۹ | مزار شیخ | ۳۰\n۱۰ | دریا ہو | ۱۰ | ۲۰ | دشت رباه | ۳۰"}
{"book": "adl0011", "page": 141, "text": "فرخار ۱۲۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nاشخاص صاحب اعتبار\nو با رسوخ فرخار\n\nنمبر شمار نام نمبر شمار نام\n۱ میر قربانخان ولد میرنظر علی بیگ ۸ میر نظیف خان وکیل چپکان\nبرادرزاده سلطان مراد ۹ سید سیف الدین\nخان وکیل شتان\n۲ میرزا عبد الله پراگنده ۱۰ ایشانجان وکیل درویشان\n۳ داملا عبد الصمد ساکن شهر ۱۱ محمد شریف وکیل پیانی\nپراگنده فرخار ۱۲ ملا عبدالرحیم منگباشی سابقه\n۴ داملا عبد الحکیم ۱۳ محمد ابراهیم \" \"\n۵ \" سلیم خواجه خطب ۱۴ داملا محمد عمر خانقاه\n۶ \" عاشور محمد ساکن ۱۵ سید عبدالغفور\nشتاق ساکن خفدره\n۷ داملا ضیاء الدین خرناب"}
{"book": "adl0011", "page": 142, "text": "ورسج ۱۲۴ راهنمای قطغن و بدخشان\nوَرسَج\nمردم اینجا سفید چهره و در زبان فارسی محاوره میکنند\nو قریه جات آن در چند دره منقسم آب است که همه آن\nعموماً خوش آب و هوا و سرد است و میوه ها خوب دارد\nو تمام سنگهای کوه و دشت آن قدرۀ نوشته دار است\nو از جمله آن یکی درۀ طرشت است که آب آن از طرف غربی\nمی آید و یک آبشار بسیار باقوتی که آبش از یک کوه تفرحی\nمیریزد، درینجا موجود است که عنداللزوم یک خدمت بزرگی\nرا برای برق ایفاء میکند دوم نِکاب میان شهر است\nکه آبش از جانب شمالی می آید و به نزدیک کور میتوده پریان\nمیباشد - درین منطقہ قاریها قرآن مجید بیشتر و مشایخ و علما\nو سادات شان هم کمتر نیست قومیت شان عموماً تاجک\nو برخی هزاره هم میباشند و در درۀ طرشت زیارات مزید ایست\nو اسمای مزارات مشہورۀ آن شیخ نظام الدین رح و شیخ"}
{"book": "adl0011", "page": 143, "text": "ورسج ١٢٥ راهنمای قطغن و بدخشان\nنجم الدین رح و سید غدیر الدین رح و سید وقاص رح و مولنا رحیم الله رح و شیخ خلیل الله که از سنجار انغش شان بدینجا انتقال یافته میباشد ÷\nدر کوه های اینجا جنگلهای ارچه سرخ و سخمن و بمقام درهٔ کتو و پیوا سپیدار های کلان و قومی تر از چنار بسیار است و مرغابی ها در ایام سرما در حوضهای اینجا بیشتر شکار میشود از آنجا که رهگذر طيور برين حصص افتاده زیاده تر مردم اینجا شکار مرغهای پرنده مخصوصاً از گنجشکان و کبوتر ها را نیز مینمایند ÷\nیک رقم لاله سفید هم درینجا ملاحظه میشود که اهالی بیخ آنرا که مانند پیاز است میکنند و جوش داده پس از ان آبش را ریخته و قشرش را از هم دور کرده آنرا میکوبند که برنگ نشاسته قوام میگیرد باز آنرا در شیر جوش میدهند یک خوراکی بسیار شیرین و خوش مزه ازان مانند شیر برنج و عسل بعمل می آید ـ علاوه برین کرفس و سمارق قرنی هم بیشتر درینجا"}
{"book": "adl0011", "page": 144, "text": "در سمیع\n۱۲۶\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nمشهود میشود:\nراه ها، صنعت، خوراک پوشاک\n\nراهی از اینجا به کوه پتیو پریان میرود، و دیگر راهی بپسپید\nرفته بجمران میرسد که زیارت سعد وقاص هم در عرض این\nراه است و راهی از پچ ده که بر کنار دریا یک مقام سرسبز\nدریا و فرنگرد و خفدره را عبور کنان بفرخار میرسد :\n\nصنعت این اطراف بافندگی است والچه خوب\nبعمل می آورند و اکثر یه مردمش مشغول به پیشه دهقانی است\nاراضی شان آبی و اندکی للمی است محصولات زراعت\nشان جو و گندم و باقلی و مشنگ است عده از وتسان\nپیشه مالداری را هم در پیش دارند :\nفواکه اینجا نسبت به فرخار کمتر و پوشاک و خوراک شان\nاز آنها خواتر و خراب تر است اکثر یه آش باقلی و مشنگ را\nتناول میکنند و اگر نانی میپزند آنهم مرکب از آرد گندم و جو"}
{"book": "adl0011", "page": 145, "text": "در سچ ۱۲۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nو شنگ است که قرصهای اوراخورد خوردمانند کلچه\nپخته میخورند :\nتفنگ فلیته ئی باندازه پانصد میل درین موضع موجود\nخواهد بود دیگر اسباب جارحه ندارند :\n\nاشخاص معتبر و صاحب رسوخ ورسج\n\nنمبر شمار | اسماء | نمبر شمار | اسماء\n۱ | ایشان عبد العزیز خان ساکن خانقاه | ۴ | امام علی بیگ وکیل دربار حکومتی ساکن ترشت\n۲ | داملا علاء الدین و مولوی غلام حسین داملا شاهحسین مولوی برهان الدین ساکنان ترشت | ۵\n۶ | میر عمرخان وکیل ترشت\nمیرزا محمد وکیل میان شهر\n۷ | محمد عمر خان منگباشی سابقه\n۳ | داملا یار علی شیخ قندوز | ۸ | محمد رحیم \" \"\n\nدر کوهستانات قطغن مردم اندراب و ورسج\nباهمت ترند و در مواقع مهمه و محاربات سابقه همواره مظفر\nو منصور و غالب بوده اند :"}
{"book": "adl0011", "page": 146, "text": "ورنج ۱۲۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nفهرست قشلاقهای ورنج\n\nنام دره | نمبر | نام ده | تعداد خانه | نمبر شما | نام ده | تعداد خانه\nعلاقه‌داری طرشت | ۱ | قشلاق بشیکو | ۱۰۰ | ۴ | شاکان | ۱۴۰\n| ۲ | ده قاضی | ۶ | ۵ | سرشنگ | ۱۰\n| ۳ | یاونده | ۴ | ۶ | ایشانهای شیخ | ۲۰\nعلاقه‌داری میان شهر | ۱ | ده میان شهر | ۹۰ | ۶ | یکین | ۳۰\n| ۲ | کیسیان | ۴۰ | ۷ | ربوب | ۵۰\n| ۳ | فنجو | ۶۰ | ۸ | سادرق | ۳۰\n| ۴ | قلعه مار | ۵۴۰ | ۹ | ویغنان | ۶۰\n| ۵ | ارخ | ۶ | ۱۰ | سروشت | ۱۰۰\nعلاقه‌داری قندوز | ۱ | خانقای سادات | ۴۰ | ۵ | پیر اهل تشیع | ۱۰۰\n| ۲ | کتو دپنا و | ۳۰ | ۶ | یادار | ۴\n| ۳ | باغ دشت | ۲۰۰ | ۷ | بستان حصاگه | ۵۰\n| ۴ | یومند | ۶۰ | ۸ | جمله ۵۲۰۱ خانوار میشوند تا شش هزار نفوس میرسند |"}
{"book": "adl0011", "page": 147, "text": "تالقان ۱۲۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nراه هائیکه از منطقه حکومتی تالقان\nبهر طرف رفته\nبسمت غربی تالقان یک سرک کلان پادشاهی\nسنجان آباد امتداد یافته است . و راهی ازینجا بصوب\nرستاق و دیگری جانب دراهیم و کشم هر کلفگان و\nیک راه بسوی چالی و اشکمش و فرخار و ورسج و علاقه‌جات\nدر هر چهار سمت تالقان بهر جانب راه های بسیار بهر طرف\nممتد و منشعب است . و دریای آن در تابستان\nدر مواقع گذر خویش سوای سوار ، پیادگانرا عبور نمیدهد :\nاسامی حکامیکه بتالقان حکمرانی کرده اند\nنمبر | اسما ء حکام | مدت حکومت | ملاحظات\n۱ | حاجی محمد خان هراتی | ۳ سال | قوم جمشید\n۲ | حاجی گلخان قندهاری | ۲ \" | قندهاری"}
{"book": "adl0011", "page": 148, "text": "تالقان ۱۳۰ راهنمای قطغن و بدخشان\nنمبر شمار اسماء حکام میعاد حکومت ملاحظات\n۳ غفار رضا خان پسرولی محمد خان مذكور ۴ سال\n۴ میرزا جمشید خان پسر میرزا گل محمد خان ۱ \"\n۵ محمد ابراهیم خان هراتی برادر عبد الله خان تیموری ۵ \"\n۶ سمندر خان کوتوال خان آباد ۱ \" قوم محمدزائی از طرف عضدالدوله\n۷ محمد عثمانخان قندهاری ۱ \" محمدزائی پشت رود\n۸ محمد سرور خان میدانی ۳ سال\n۹ عبدالاحا نجان کابلی ۱ \"\n۱۰ دفعه محمد سرورخان ۲ \" میدانی\n۱۱ آقا میرخان ۳ ماه ساکن گلبهار کوهستان\n۱۲ دفعه محمد سرورخان ۱ سال میدانی\n۱۳ میرزا محمد علم خان از طرف غلام محی الدینخان قائمقام بود و ششماه گذران خوب نمود\n۱۴ محمدایار خان ۲ سال محمدزائی\n۱۵ سلطان احمد خان \" \" پسر سلطان عزیز خان محمدزائی\n۱۶ احمد علیخان پسر سردار محمد علیخان\n۱۷ محمد شریف خان ۱ سال"}
{"book": "adl0011", "page": 149, "text": "تالقان ۱۴۱ راه‌های طعن بدخشان\n\nنمبرشمار اسماء حکام میعاد حکومت ملاحظات\n۱۸ آقا میر خان و سعادت میر خان پسراه ۱ سال\n۱۹ قاضی علی محمد خان ۶ ماه\n۲۰ خان محمد خان کنری .. قائم مقام بود\n۲۱ حاجی عبدالحکیم خان\n۲۲ عبدالمجید خان پسر پروانه خان مرحوم\n\nاسمای معتبرین و بارسوخ تالقان\n\nنمبرشمار اسماء نمبرشمار اسماء\n۱ داملا صاحب سرای سنگ ۸ بابه نظر سنگباشی سابقه\n۲ \" نظام الدین \" \" ۹ داملا رحمت الله\n۳ \" عبدالعزیز ۱۰ سید عبدالاحمد جان داملا\n۴ \" محمد علی ۱۱ \" یوسف خان\n۵ \" خدای بردی ۱۲ \" محمد یوسف خان\n۶ ملا صیف علی سنگباشی نظام ۱۳ \" محمد صادق\n۷ محمد صلاح خان \" \" شرف الدین"}
{"book": "adl0011", "page": 150, "text": "تالقان ١٣٢ راهنمای قطغن و بدخشان\nنبر شمار | اسماء | نبر شمار | اسماء\n١٥ | سلطان بای چهاریکاری | ٢٤ | بابل بای\n١٦ | میر سید محمد خان | ٢٥ | خان میرزا بای\n١٧ | سیف الرحمن بای | ٢٦ | عیدی بای\n١٨ | ملا محمد علی | ٢٧ | رضوان قل بیگ\n١٩ | حکیم بای | ٢٨ | کتل بیگ\n٢٠ | امام قلبای | ٢٩ | محمد رحیم بیگ\n٢١ | سید احمد خان بای | ٣٠ | عبد الله وکیل افغانیه شهر تالقان\n٢٢ | شاه مردان قل منگباشی سابقه | ٣١ | محمد سعید خان وکیل مغلیه\n٢٣ | سلطان ایشان | |"}
{"book": "adl0011", "page": 151, "text": "نقشه تمرین\n\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nمعادل ۳ ۱/۲ کروه کابل\n\nجلگه\nاندراب\nخنجان\nدوشی\nکوهستان\nدره خواجه حجران\nقره باغ\nچهاریکار"}
{"book": "adl0011", "page": 152, "text": "نهرین ۱۳۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنهرین\n\nنهرین محل حاکم نشین درجه دوم است و چال\nو اشکمش از علاقه داری مربوط اوست چون قوم برکه و تیموز\nازبکیه در علاقه نهرین و چال و اشکمش آبا هستند بنابراین\nنهرین را برکه و تیموز هم میگویند حرارت تابستان این\nمنطقه (۹۸) درجه است و بموضع قشنگ و مقام خوش\nرنگی بوقوع پیوسته فضای کلان و وسعت بی پایانی را\nدارا است، بسیار جنگل زار های پسته دارد البته آبداتش\nاندک است اطراف و جوانبش را دهاتی احاطه کرده است\nکه در آتیه مفصلا تشریح میشود، سکنه اینجا عموما ازبک\nو هزاره و تاجک و کمی افغان هم میباشند، و بیشتر اراضی\nشان للمی و کمترش آبی است در خود نهرین (۱۰۰)\nخانه و (۱۰۰) دکان موجود است."}
{"book": "adl0011", "page": 153, "text": "نهرین\n١٤٣\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nراه ها\n(١) بطرف شرقی راهی بسوی خواجه هجران\n(٢) در غربی راه طالقان و حسن تال و بغلان (٣)\nجنوباً از شیخ جلال به بغلان (٤) بطرف یرمم (٥) راه\nبر دره است که بعد از مسافت چند میل این راه بدو شعبه\nمنقسم میگردد اولش بزیر کوتل مرغ بآسان میرود و دومیش\nبراه ارکش و خوش دره به شیخ جلال انتهامی پزیرد (٦) از\nپیش گزه گذشته بغوری میرسد (٧) کوکدای را عبور\nکنان بخنجان و کیله گی و دوشی موصول میشود (٨) راه\nازینجا بدره گدری شرقاً تا چند میل رفته در آنجا دو تقسیم میشود\n(١) جانب شرقی بخوست منتهی میگردد و شمالی آن به تفر غفر\nو جیل واق موصول میشود :\nبدره خواجه هجران یک دره تنگی است و بمسا فت\nسه کروه دور تر از نهرین میباشد یک معدن ذغال سنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 154, "text": "نهرین ۱۳۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر آنجا ست *\nزمین های خواجه هجران عموماً للمی و کمتری آبی است\nمردمش تکلم در ترکیه میکنند و بسیار الفاظ غلط را استعمال\nمیکنند *\n\nتفصیل اسماء قری و عده خانه داری\nاطراف چهارگانه نهرین چنین است\n\nاطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه\nقشلاق های سمت شرقی نهرین ( ۱۲ ) | خواجه گیران کوه دره قوم ترک | ۲۵ | اشتی دره قوم هزاره سیاه ریگ | ۲۰\n| تنگی خواجه هجران قوم هزاره | ۲۴ | قاصان قشلاق اویبچی قوم آب سرینه | ۱۲\n| خشکک قوم آب سرینه | ۱۰۰ | قشلاق یریم تاجکه | ۳۰\n| زیر سای قوم هزاره | ۱۱۷ | چهار دی قوم آب سرینه | ۱۵۰\n| خواجه تولیا و ماسان ” | ۱۰۰ | شبن دره | ۲۷\n| قشلاق ستورچه | ۴۰ | مینی حصار | ۱۰۰\n| چنار دره و معدن ذغال | ۲ | | ۱۳\n| قشلان علی جلق | ۱۰ | | ۴۵"}
{"book": "adl0011", "page": 155, "text": "نهرین ۱۳۶ راههای قطغن و بدخشان\n\nاطراف نام دهات تعداد خانه نام دهات تعداد خانه\nقشلاق قجاقهای سمت شمالی نهرین (۳۱۸)\nقشلاق شورچه قوم ازبک ۴۰ قزل سای قوم ازبک و تاجک ۲۰\nکافر دره قوم هزاره ۱۲ قزل تمنش قوم ازبک ۳۷\nقزل قول قوم ازبک ۲۰ تاشقوطن \" \" ۴۰\nقشلاق سیده چپه \" ۵۰ ملائی \" \" ۸۰\nآقسای \" \" ۲۰ قشلاق خواجه \" ۳۰\nامین کم قوم ۶۰ \" شیرم \" ۲۰\nقشلاق بولک پته \" ۳۷ \" قره غرق \" ۳۰\n\" قزل قشو \" و تاجک ۲۰\nانه چلق قوم ازبک ۲۰ تاج چشمه \" ۵۰\nشرشر \" در هزاره ۵ قونک قوم هزاره ۲۰\nسای \" ۶۰ فلول \" تاجک کم ازبک ۵۳\nگنده چشمه \" ۲۵ آق چشمه \" ازبک ۳۰\nتوغای \" ازبک هزاره ۲۰ قطور یلاق \" ۲۰\nآق کوتل \" ازبک ۳۰ ترسک \" هزاره ۱۰"}
{"book": "adl0011", "page": 156, "text": "نهرین ۱۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان\nاطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه\nایضاً سمت شمالی نهرین (۴۵۰)\nبادام دره قوم ازبک | ۲۰ | قشلاق بیش گز و قوم ازبک | ۱۵\n\" کلان \" | ۳۵ | چکاب دهنزار | ۶۰\nهزار قاق \" \" | ۸۰ | یکه بادام قوم ازبک | \"\nشور قدق \" \" | ۵۰ | کمر قشلاق \" \" | ۱۰\nپہلوان تاش \" \" | ۲۵ | تنگی سرچ \" \" | ۲۰\nقشلاقات های سمت غربی نهرین (۵۶۹)\nقشلاق لهوگردی قوم افغان و تاجک | ۱۰ | خار زار و شنواری | ۱۲\nقره باغی قوم هزاره | ۱۱ | کربابه زنگی | ۱۴\nجوی بوری \" تاجک | \" | برن چقماق | ۱۰۰\nحافظ بکیه | ۴ | طبقان | ۴۰\nنیاز افغان | ۱۵ | دوم طبقان | ۳۰\nجریران | ۲۰ | قره غاج میرزا | ۲۵\nکہنہ قلعہ | ۲۵ | سر تنگی طبقان | ۴۰\nباغ نورعلی | ۱۵ | دہن قوبی | ۲۰\nترک و صیادی | ۳۰ | قشلاق قوبی | \"\nاره کش | ۳۲ | سرخک مبنی | ۶۰"}
{"book": "adl0011", "page": 157, "text": "نهرین ۱۳۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nاطراف | نام دهات | تعداد خانه | نام دهات | تعداد خانه\nايضا غربی نهرین | چم قلعه | ۲۰ | پیش گزه | ۱۵\n(۱۲۰) | چارسای لائقه | ۴۰ | شورچه | \"\nقشلاقهای سمت جنوبی نهرین (۶۷۹) | جوی کلان قوم تاچک | ۸۰ | قشلاق تاوه قوم پنچیری | ۶\n| دو آبی | ۷۰ | بادام دره قوم هزاره | ۲۰\n| بزدره | ۶۰ | قچرخانه | ۶۰\n| خواجه خضر علیه الرحمه | ۱۰۰ | جامی | ۳۰\n| سبحان قوم هزاره | ۳۰ | کاریز | ۸۰\n| قوی باغره | ۷ | اوترپل | ۵۰\n| شورک | ۱۵ | نبرک | ۲۰\n| قول نیارک قوم تاچک | ۱۱ | سنجدک | ۲۰\nجدول مالشماری برکه دیمز که معروف بنهرین است\nگوسفند و بز | اسپ | اشتر | گاو | مرکب\n(۱۲۰۴۱۰) | (۵۲۹۳) | (۵۱۸) | (۱۷۷۶۳) | (۱۱۵۲)"}
{"book": "adl0011", "page": 158, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 159, "text": "راهنمای قطغن و بدخشان ۱۳۶ چال و اشکمش\nچال و اشکمش\nچال و اشکمش تحت حکومت نهرین علاقه داری\nدرجه دوم است و در نفس چال که در آن رباط سر احیۀ\nسرکاری هم موجود است (۱۰۰) خانه میباشد و اشکمش\nزمینهای هموار و چمن های بسیار و علف زارهای خوبی\nداراست ، جنگلهای ارچه و دولانه و بادام کوهی و پسته\nوافر دارد و باشندگان آن عموماً تمیز است تمیز مرکب از پنج قوم\nاست (۱) توگرک (۲) قشقر بچه (۳) شیر (۴) بچه\n(۵) برق ] :\nراه ها\nیک درۀ کلانی از آنجا بطرف جنوب امتداد\nیافته که در میان آن راهی بسوی خوست منتهی میشود راه"}
{"book": "adl0011", "page": 160, "text": "چال اشکمش\n۱۴۱\nراههای قطغن بدخشان\n\nدومین آن بطرف فلول و گنده چشمه رفته است [فلول\nدره ایست کوچک و فواکه بسیار دارد مخصوصاً توت]\n(۳) راهی بجانب جلگ داق و نهرین رسیده است\n(۴) راهی بغوری سنگ و خواجه هجران (۵) بخوست\n(۶) به شرشر و خواجه هجران (۷) از باد گذر و تلهای بتالقان\n(۸) بچال میرود [چال یک مقامی است خورد و اهالی آن\nاکثریه تمیز و تاجکیه و برخی مردم شيره در دره هم در آنجا سکنی\nدارند و کان نمک چال بطرف شمال بقرب دریا واقع است]\n(۹) یک راه ازینجا بخوست و دوم به نمک آب و سویمین\nبه یکه بادام و تالقان رفته است (۱۰) راهی از شمالی\nنهرین بتالقان میرود و دو منزل است (۱۱) راهی از شرقی\nنهرین بعد از یک منزل در یرم باندراب موصول میشود\n(۱۲) بجنوبی نهرین راهی بسوی خنجان و سالنگ رفته\nاست (۱۳) و بغربش راهی بسوی بغلان (۱۴) دیگر\nبطرف خوست و فرنگار میرود :"}
{"book": "adl0011", "page": 161, "text": "چال و اشکمکش ۱۴۱ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nصنعت\n\nعلی العموم این مردم زراعت پیشه و بعضی چرمگری\nو نیز مکشی نموده در خان آباد و تالقان برده بفروش میرسانند\nعده ازو شان تجارت نمک و بافندگی را میکنند :\nحاصلات اراضی شان که زیاده تر للمی و کلگی آبی است\nگندم ، جو ، زغر ، نخود ، شالی ، پنبه ، جواری است و میوه\nجات شان توت ، زردآلو ، انگور و سیب و شفتالو\nو خربزه و تربز میباشد :\n\nتفصیل قریه جات چال و اشکمکش\n\nنام دهات شمار خانه نام قریه شمار خانه\nصیاد و بلبک قوم تاجک ۲۰۰ قشلاق سرغی دشت هزاره ۱۵۰\nعلیقطن قوم ازبک ۱۰۰ 〃 توغدانه مردم ازبک ۵۰\nقشلاق قزل مردم هزاره ۶۰ 〃 شیر مردم تاجکیه ۱۰۰\n〃 یکه توت قوم ازبک ۱۰۰ 〃 ایلبیچ هزاره ۱۲۰"}
{"book": "adl0011", "page": 162, "text": "چال و اشکمش ۱۴۲ راهنمای قطغن و بدخشان\nنام دهات تعداد خانه نام دهات تعداد خانه\nقشلاق زر موچ تاجکیه ۸۰ قشلاق کان نمک ۱۵۰\nایضاً قریجات چال و اشکمش\nماندره قوم \" ۲۰۰ مردم اوزبک\nقشلاق برق اوزبک \" قشلاق الیکات تاجکیه ۲۰۰\nاُدالگر \" ۱۵۰ \" دره کلان ہزارہ ۱۰۰\nحاجی رمضان \" ۱۰۰ اشکمش و بازار هم دارد \nخواجه پلغی \" \" و ده دکان \nعلاوه برین تفصیل دهات آن در نقشه ملاحظه شود\n\nبالجمله عدۀ خانه وارۀ این منطقه بالغ بر پنجهزار و یکصد\nو هفتاد و دو و یکصد دکان و نفوس شان از روی تخمین\nتا به بیست و یکهزار میرسد\nدهات مندرجۀ فوق در منطقه که تا ده گروه تخمین میشود\nبا طرافه و جوانب نهرین و چال و اشکمش اثبات وجود دارند\nالبته خود چال و اشکمش از نهرین بمسافت ۳ گروه دور\nواقع است ÷"}
{"book": "adl0011", "page": 163, "text": "۱۴۳\nچال اشکمش\nراهنمای قطغن و بدخشان\nاسمای اعزه و صاحب رسوخ چال و اشکمش\nاسم مرجع\nنمبر شمار\nاسماء\nنمبر شمار\nاسماء\nاشکمش\n۱\nملا عبد الوهاب وکیل\n۱۰\nیعقوب منگباشی سابق پلوان تاش\n۲\nزلف علی بای قطر بلاق\n۳\nارباب کریم ساکن باغ شست\n۱۱\nعبد العزیز منگباشی سابق\n۴\nمحمد حسنی منگباشی سابق\n۱۲\nپیر محمد \"\n۵\nملا عبد الخالق وکیل\n۱۳\nمحمد داود \"\n۶\nمیرزا با به خانخان\n۱۴\nملا عبد اللطیف وکیل\n۷\nحاجی ملا محمد اکرم\n۱۵\nسید محمد منگباشی سابق\n۸\nمحمد اکبر خان\n۹\nعبدالرحمن بای ساکن یکه بادام\n۱۶\nمولوی صاحب در آبی\n۱۷\nملا لعل محمد خان\nچال و اشکمش\n۱\nقوت علی وکیل\n۸\nنظر بای\n۲\nافضل خان \"\n۹\nخال حاجی\n۳\nملا عطاء \"\n۱۰\nسید معصوم خانقاه\n۴\n\" دانیار \"\n۱۱\nملا عیسی منگباشی سابق\n۵\nحسن بای\n۱۲\nصفر علی بای\n۶\nشریف \"\n۱۳\nملا خان منگباشی سابقه\n۷\nقطر \"\n۱۴\nاسرائیل بیکی"}
{"book": "adl0011", "page": 164, "text": "چال اشگمش ۱۴۴ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسماء حکام سابقه و لاحقه نهرین\n\nنمبرشمار اسماء میعاد حکومتی اسماء\n۱ حیدر علیخان قزلباش ۱۵ سال سلوک خوب داشت\n۲ سید فقیرخان قندهاری ۱۳ \" \" \" \"\n۳ محمد طاهر خان ۴ \" محمد زائی\n۴ عبدالغفور خان صاحبزاده ۲ \" \"\n۵ نیکوخان ۳ \" جبل السراج خوش سلوک\n۶ محمد عمرخان لوگردی ۴ \" خوش سلوک\n۷ احمد علیخان محمد زائی خوش سلوک\n۸ غلام رسول خان پسر سردار محمد یوسف خان ۱ \" \"\n۹ دفعه محمد طاهر خان ۱ \" \"\n۱۰ سر براه بیگ خان ۱ \" صنعانی بد سلوک\n۱۱ غلام محی الدینخان محمد زائی \" \"\n\nجدول مال شماری چال علاقۀ او\n\nگوسفند اسپ اشتر گاو مرکب\n(۳۴۸۲۵) (۱۳۷۰) (۳۳) (۵۷۰۲) (۲۹۱۵)"}
{"book": "adl0011", "page": 165, "text": "خاتمه کوائف قطغن ۱۴۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمعلومات بدخشان"}
{"book": "adl0011", "page": 166, "text": "١٦٤"}
{"book": "adl0011", "page": 167, "text": "علاقه کلاب\nبدخشان روس\nنقشه علاقه بدخشان\nیک انچ مساوی ۱۶ میل\nرسم اول [ILL] کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 168, "text": "بدخشان ۱۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمعلومات بدخشان\n\nبدخشان بسمت شمالی دارالسلطنه کابل بر کران دریای پنج که عبارت از دریای امویه است واقع و بـ جنوباً بکوه هندوکش و شرقاً بچترار و شغنان و درواز و و غرباً بکلتگان علاقه قطغن اتصال دارد :\nپیداوار بدخشان از غله باب مثل گندم ، جو ، نخود ، باقلی ، کوکنار ، زغر ، کلول ، مشنگ ، ارزن و غیره است و اکثر مزروعاتش هم للمی است و در بعض"}
{"book": "adl0011", "page": 169, "text": "بدخشان ۱۴۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمواقع اراضی آبی هم موجود است . اما زمین های للمی نجا\nخوبی دارد که همه گونه زراعت را میرویاند و همه پیداوار درآن\nبعمل می آید. و هر رقم فواکه و میوجات هم در علاقه جات\nبدخشان مخصوصاً در جرم و بهارگ و زردیو و کشم و شغنان\nموجود است - و در فواکه بهارک و رستاق تنها\nسیب آن یک شهرت مزیدی را دارا است :\nآب و هوای بدخشان\nآب و هوا آن بسیار سالم و در صحت و صحت بخش است.\nامراض کمتر دارد مال و مواشی از هر نوع مثل برو گوسفند\nو اسپ در آن ممالک موجود است لکن اشتر کمتر است\nو گوسفند رقم گدک و نیز نسبت به قطغن در علاقه جات\nبدخشان بسیار است - زیرا که اکثر حصص ملک\nبدخشان مشتمل بکوهستانات میباشد و هوایش هم عموماً سرد\nاست و مخصوصاً اطراف شمالی و جنوب آن تماماً مواضع"}
{"book": "adl0011", "page": 170, "text": "بدخشان ۱۴۹ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nبرف گیر و سردسیر میباشد. لہذا از شدت سرما و قلت علوفه\nگوسفندهای رقم ترکی کمتر در آنجا زیست میکند اما گوسفند\nرقم گدّی که در طبیعت او حرارت زیاده است و سالیانه\nدو مراتبه می زاید و بکمتر علوفه قناعت میکند. در آنجا\nبسیار است *\n\nصنعت\n\nدر بدخشان صنعت چند چیز بیشتر است پارچه\nبافی پشمی و نخی و در حصص کوهستانی تنها پارچه های\nپشمی منسوج میشود- اہالی اینجا اکثریه از برکهای بافتهٔ\nمملکت شان چکمنها میسازند و برای تجارت او را بدیگر\nاطراف حمل و نقل میدهند پارچهٔ نخی در بعضی مواضع\nبدخشان مخصوصاً در رستاق رواج عمومی دارد و\nتجارتش هرجا معمول است و صابون سازی\nرستاق هم شهرت تمامی زا مالک است که بہمہ اطراف"}
{"book": "adl0011", "page": 171, "text": "بدخشان\n۱۵۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nو جوانب بدخشان از همین جا صابون برده میشود. و اکثر اهالی\nسفید پوست و خوش چهره میباشند و درین حدود اقوام\nتاجکیه بیشتر و ترکیه کمتر است و زبان اقوام تاجکیه عموما فارسی\nو از مردم کوهستان و شغنان و واخان و سنجان محاورات\nمختلفه است و در مذهب هم از اهل تشیع آغاخانی میباشند\n\nمعدنیات\nاز قسم لعل، لاجورد، چودن، سرب، سرمه\nگوگرد، در چند جا موجود و مشخص است. و اگر بکاوشینها\nدرین منطقه با توجه را بکار بر ند سمارا دیگر معادن هم بفضل تعالی\nنقابهای خود را از رخ خواهند برداشت\n\nاسامی اهالی\nعلاقه جات بدخشان که اهل السنه والجماعه میباشند\nو اکثریه در فیض آباد و جرم و کشم و درواز و رستاق"}
{"book": "adl0011", "page": 172, "text": "بدخشان ۱۶۱ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nو غیره مقامات سکنی دارند از مردهای شان قاسم عاشور\nآدینه، صفر، قربان، سید میرزا، نیاز محمد، جقاق، میرزا\nسید و امثال آن و از زنهای شان راحت بیگم، نزاکت بیگم\nصورت بیگم، و اشباه آن میباشد، و از مردم سرحدات\nزیباک، شغنان، منجان، واخان، که عموماً اهل تشیع آغا\nمیباشند از رجال شان عزت بیگ، خاک علی، یعقوبعلی\nصفر علی، دوشنبه، ادینه، یکشنبه، چهارشنبه و از نسوان\nشان شکر ما، عزت ما، شیرین ما، گلماء خصرا، قمرماء میباشد.\nو مردم قرغز: جبار قل، شخنه سم، توخته، سول بردی\nاحمد قل، خدای بردی، رحمن قل، و از زنهای شان\nکلثوم، فاطمه، عائشه، خدیجه و غیره نام دارد :\nدر مقامات راغ و یفتل و درواز و شهر بزرگ بدخشان\nزیره بیشتر موجود است و بدیگر مقامات آن اندک است :\nدر نواحی رستاق و درواز پسته و بزغنج بیشتر و\nبدیگر علاقات کمتر بلکه ابداً نیست :"}
{"book": "adl0011", "page": 173, "text": "بدخشان ١٥٢ راهنمای قطغن و بدخشان\nبا اینکه گرگ و روباه و سیاه گوش و خفک و قنبرغا\nدر همۀ علاقه جات بدخشان مشهود است اما در علاقۀ درواز\nافزونتر و پوست های شان بیشتر دستیاب میشود :\nهکذا کبک و چرده در همۀ ملحقات بدخشان برئی\nاست اما در حدودات کشم و در ائیم بسیار شکار میشود\nافسنتین و شقاقل در مقام جرم بسیار است\nاما مقدم الذکر در اراضی هموار و شقاقل در کوه ها دیده میشود\nبنفشه و سمارق در تمام اضلاع بدخشان موجود است\nاگر چه زرشک و قره قات هم در همه جا پیدا است\nلکن مخصوصاً در مقام زرد یوا فزونتر میباشد :\nمامیره که برای امراض چشم دوای مفید\nاست در پامیرات و بروغیل و زر دیو و شغنان و شیوه\nوافر است و در منه ترکی و ریوند هم بنظر میرسد :\nگور هم در سرتاسر بدخشان موجود است که اهالی\nکابل و سمت مشرقی افغانستان ازان سالن های"}
{"book": "adl0011", "page": 174, "text": "بدخشان ۱۵۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nپشتگی میپزند ـ اما اهالی آن اطراف چون به پختن و جمع\nکردن آن نمیدانند ازان هیچ استفاده نمیکنند :\nشکار\nدر زمستان همه کوه ها و مقامات بدخشان\nشکار آهو و کبگ و چرده بسیار است آهو را اکثر\nبواسطۀ تفنگهای فلیته ئی و کبک و چرده را بطریق جرگه\nبدست شکار مینمایند ـ در بعضی جایها آهوا نیز نفری\nکثیری یکجا شده بطریق جرگه بدست و به تفنگ صید مینمایند\nو روباه و گرگ را در قپان میگیرند ـ شکار ماهی بدریای\nکوکچه و دریای زیباک و در دوج بسیار است دریای\nمزبور ماهیان بتره و ماهی خالداریکه بخار است و یکرقم\nماهی دیگریکه آنرا مردم بدخشی هقه میگویند و خالهای\nسرخ و گوشت شیرینی دارد و خارش نازک و کمتر است\nبسیار دارد و در دیگر در یاهای قطغن ازین اقسام ماهی"}
{"book": "adl0011", "page": 175, "text": "بدخشان ۱۵۴ راهنمای قطغن و بدخشان\nکمتر بنظر میرسد :\nدر کران ومنجان در ایام زمستان مرغابیها را در\nحوضها بدست شکار میکند وطریقیش این است که یک\nگوشه حوضی را که بخار در یا است و یا بر طرف رود بار بار بالا\nنموده بمانند پنجره غنچه ہا را با ہم دیگر می پیچند و بقدر شش الی دگڑ\nطول و سه گز عرض این پنجره را بالای همان کنج حوض کاواک\nنهاده سرش را خس پوش نموده در یک گوشه اخیر اندک\nغارها به اندازه یکنیم و جب روزن گذاشته بر سرش\nتخته سنگی را میگزارند ـ وقت صبح دو نفر بر سر حوض\nحاضر میشوند ـ یکی بطرف حوض آمد خود را بهمان مرغابیها\nنشان میدهد و دیگری بخس پوشی آمده پنهان می نشیند\nوقتیکه مرغابیها این شخص را می بینند نمی پرند و بطرف غار\nخس پوش رخ نهاده هر قدر که این مرد بحوض نزدیک\nمیشود مرغابیها بسرعت تمام بطرف همان غار خس\nحرکت میورزند تا اینکه آن مرد بدرون حوض که آبش"}
{"book": "adl0011", "page": 176, "text": "بدخشان\n۱۵۵\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز زانو بالا نیست میآید و مرغابیها را کاملاً باندورن\nپنجره سوق میدهد و خودش را بدهان غار پنجره رسانیده\nدر اینجا می ایستد و از انطرف رفیقش که پیشتر رفته\nو در انجا مستور است تخته سنگ را دور کرده\nمرغابیها را یکایک گرفته بخریطه که با خود دارد می اندازد\nبدین ترکیب صیادان اینجا همواره تا پنجاه شصت\nمرغابی را شکار مینمایند نی بلکه هر قدریکه در پنجره داخل\nشود همه اش را بدست آورده یکتای آنهم از گیر\nاو شان رهائی نمییابد :\n\nامورات تجارتی\n\nاکثر تجار بدخشی از طایفه اطرنجی ترک و بعضی\nاز باجوریها و مردم جرم تریاک به یارکند میبرند و از انطر\nکرباس سفید و رنگه و قالین و نمد های ختنی و یارکندی\nو قاشقری و چینی باب آورده میفروشند تنها طایفه"}
{"book": "adl0011", "page": 177, "text": "بدخشان ۱۵۶ راهنمای قطغن و بدخشان\nبا جوری از پشاور و چترال رختهای انگریزی و چای\nو پاپزار می آرند و ازینطرف چون بردن وجه نقد منع\nاست زیره و پوست روباه و خفک و پوست\nپلنگ میبرند و بعد از تباهی روسیه تزاری فعلاً بطر\nپامیر رفت و آمد و تجارت نیست :\nزمین لایق آبادی بدخشان\n(۱) در موضع بهارک معروف به (دشت فراخ)\nزمینی است هموار که طول او سه گروه و عرض آن دو\nو یا یکنیم گروه میباشد و اثر دریای در دوچ امکان آوردند\nآب برو ی موجود است چنانچه جرنیل تاج محمد خان\nدرین موضع نهری را تا یکجائی کشیده هم بود اما بعد\nاز رفتن او احدی پرداختش را نکرده خراب ماند :\n(۲) در مقام جرم یکدشت بقرب شاه ناصر\nمعروف بدشت نیوسچ است که خاک بسیار خوب"}
{"book": "adl0011", "page": 178, "text": "بدخشان ۱۵۷ راهنمای قطغن و بدخشان\nو اراضی هموار و مرغوب دارد و از رود به یرغس آب بسهولت\nبرایشان رسانیده میشود و ما تحت آن تقریباً تا ده دوازده هزار\nجریب زمین آباد میشود :\n(۳) در آبه کا تهم زیباک دشتی است که آب هم\nدارد اندک زحمت میخواهد که جویش وسیع و فراخ و آبش\nزیاده کرده شود :\n(۴) در مشهد کشم دشتهای فراخی است\nو آب وافر هم دارد و در ماتحتش گنجایش آباد بسیار است\n(۵) (تور غه تیپه) در تعلقه رستاق که تفصیلش\nرا در موضع او قلمبند خواهیم نمود :\nتعداد پلهای علاقات بدخشان\nنمبر شمار | اسماء پلها | ملاحظات\n۱ | پل خشتی | در حد فیض آباد\n۲ | \" رباطک | در راه بهارک\n۳ | \" اتنگ | در حد پایان شهر"}
{"book": "adl0011", "page": 179, "text": "بدخشان ۱۵۸ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر | اسماء پلها | ملاحظات\n۴ | پل علی مغل | که بران از جرم ببهارک رفته آمده است\n۵ | \" سوچ | از جرم بطرف شخمن\n۶ | \" تنگی کدان | در حد کان لاجورد\n۷ | \" اسکارندگان | که به سنجان و اکار میرود\n۸ | \" یردار | بر دریای در دوج\n۹ | \" سرشهر | \" زردیو\n۱۰ | \" گاو خانه زیباک | براه سنگلیچ بچترار میرود\n۱۱ | \" اسکتول | \" \" \"\n۱۲ | \" دریای درایم | پلهاست که بران از خان آباد\n۱۳ | \" تشکان | بفیض آباد می آیند و از راه\n۱۴ | \" مشهد | کشم سنجان آباد میروند\n۱۵ | \" ظفر دریای کوکچه | این پل براه رستاق و خان آباد رود\n۱۶ | \" بیگم دره کشم | پل ۱۵ را مردم قرلق در وزه بسته به چشمه\n۱۷ | \" شیمه | اند و بطرف روستاق بران رفت\n۱۸ | \" یال خر | و آمد دارند بطول ۱۶ گز عرض نیم گز در بین\n| | | بیغیه حرکت و جنبش دارد که ماسوای\n| | | بمردم که آنها مواشی خود را هم بران\n| | | میگذرانند احدی بران گذشته نمیتواند."}
{"book": "adl0011", "page": 180, "text": "بدخشان ۱۵۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nمزارات بدخشان\nدر شهر فیض آباد یکی خرقه شریفه در سابق بود که احمد شاه\nغازی خرقه را در قندهار برده بران زیارت ساخته تا حال\nموجود و محل تبرک است ـ اما اهالی اینجا آن مقامی را که\nقبل در آن خرقه طیبه مانده می بود تبرک دانسته چون ون\nبزیارت آن رفته درود بر رسول اکرم خوانده دعا میکنند :\nدوم : ـ زیارت میر غیاث الدین ولی است :\nسوم : ـ مزار خواجه معروف است که بیرون شهر واقع\nبوده یک چشمه و چنارهای کلانی هم دارد .\nچهارم : ـ در سر غلام دره زردیو مزار شیخ حمید الدین\nاست که از جمله مجتهدین و تبع تابعین بوده در تنگی در\nبدخشان آمده است و قشلاقی که بقرب مزار آن حضرات والا\nشانست بقشلاق مزار مشهور است :\nپنجم : ـ در زیباک مزار دیوانه شاه که مرد فقیر و از جمله"}
{"book": "adl0011", "page": 181, "text": "بدخشان ۱۶۰ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nسادات بوده است، میباشد *\n\nششم:- در علاقه جرم زیارت شاه ناصر است\nکه قشلاق نزدیک انهم بنام نامی شان شهرت دارد *\n\nهفتم :- در علاقه رستاق زیارتی بنام سرغار\nمعروف است - واز آثار عتیقه در طی راه رستاق\nقلعه و پل ظفر است که الحال چوبی، و عبور و مرور اهالی\nبران جاری است و آثار قلعه بر سر کوه معلوم است\nو یک راه پیاده رو هم بطرف آن کوه شیخ دشوار گذار امتداد\nیافته است که فعلاً بران رفتن و بالا شدن صعب المرور\nو اشکال فوق العاده را تولید میکند، میگویند که باشندگان\nآن قلعه در زمان آبادی آن میخهای آهنین را کوفته بالای\nآن تخته ها را گذاشته بالا میشدند *\n\nهشتم زیارت خواجه بهاء الدین ولی است که بدشت\nتور غه تپه واقعست و قریه قریبه او هم بنامش مشهور است"}
{"book": "adl0011", "page": 182, "text": "بدخشان ۱۶۱ راهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء حکامیکه در بدخشان حکمرانی نموده‌اند\nنبرشمار | نام حاکم | موعد حکومت | ملاحظات\n۱ | سید احمد خان برگز | سه سال | در عهد امیر شیر علیخان\n۲ | ولی محمد خان | ۲ 〃 | در عهد ضیاء الملة والدین\n۳ | میر احمد شاه خان | ۱/۲ 〃 |\n۴ | حسین جان برادر میر احمد شاه خان | ۱ 〃 |\n۵ | محمد عزیز خان کابلی | ۱/۲ ۱ 〃 |\n۶ | احمد جان قندهار الکوزای | ۲ 〃 |\n۷ | محمد افضل خان لغمانی جبار خیل | ۱۰ 〃 |\n۸ | فضل احمد خان جلال ابادی | ۶ 〃 |\n۹ | سردار محمد اسحق خان پسر سردار محمد اعظم خان | ۱۲ 〃 |\n۱۰ | عزیز الله خان محمدزایی | ۲ 〃 |\n۱۱ | محمد یوسف خان 〃 | ۱ 〃 |\n۱۲ | میر زمان الدین خان | ۱ 〃 |\n۱۳ | منشی بهگیراج جرنیل نظامی | ۲ 〃 |\n۱۴ | شاه محمد خان لواشر عسکری | ۱ 〃 |"}
{"book": "adl0011", "page": 183, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۲ زنبهای قطغن بدخشان\n\nتاریخ بدخشان\n\nاز مضمون چند اوراق کهنه که نزد جهانگیر خان بود\nمعلوم گردید که در عهد سلف در میرهای بدخشان انقلاب\nپیدا شده در خاندان خودشان کسی نمانده بود که قائم مقام\nحکومت بشود در سنه یکهزار و شصت و هشت هجری\nمردم اوزبک قطغنیه در بدخشان دست ظلم و تعداء\nرا دراز نموده بودند - معتبرین اقوام باتفاق میر یار بیک\nخانرا که از سادات سمرقند بوده و پدر و جدش که شاه بیک\nو میرزا بدنام بودند از ده بید سمرقند در نقبل آمده سکونت\nداشتند و مریدان گرفته بودند میر و حکمران خود نمودند و میر\nیاربیگ خان پای مردم قطغنیه را از بدخشان کوتاه ساخت\nدو سال حکمرانی کرد و شاه عماد نام را مردم نقبل بمقابل او\nبرانگیختند و در لا پا نقبل قلعه جنگی از برای او ساختند یاربیگ\nخان ازین مسئله آزرده خاطر شده ملک را گذاشته"}
{"book": "adl0011", "page": 184, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nبه هندوستان رفت پس از رفتن او محمود بی از قطغن آمده\nبدخشانرا متصرف شد. بدخشیها برفتن یار بیگ خان\nحسرت خورده سیزده نفر اسقال ها دنبال او بهندوستان\nرفتند و بلبسیار زاری و عذر او را پس آورده بکلانی خویش\nگزیدند چون محمود بی و شاه عماد از آمدن او خبر شدند بدخشان\nرارها کردند و حکومت او استقلال یافت. لہذا وی در مقامیکه\nفیض آباد است بنای قلعه را نموده یجوزون معروف کرد\nو در آن ایام چند خواجه های سمرقندی خرقه مبارکه رسول الله\nعلیه السلام را بجانب هندوستان از راه بدخشان\nمیبردند و قریب بچترار رسیده بودند که یار بیگ خان خبر شد\nآنها را از کوتل دوراه پس گردانید و برای خرقه مبارکه یک\nمحل موزونی در آن قلعه ساخته گذاشت و خواجه ها را\nزمین بسیار داده رضا مند ساخته و مجاور خرقه شریفه مقرر\nنمود و این قلعه بفیض آباد و از فیض همان خرقه شریفه\nموسوم شد پنجاه سال یار بیگ خان حکومت کرد"}
{"book": "adl0011", "page": 185, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۴ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nو پسرانیکه داشت هر کدام شانرا بیک خان یکمقامی\nمقرر کرده بود در سنه هزار و یکصد و هجده فوت شد سلیمانشاه\nپسر کلان او بجایش باتفاق برادران جانشین شد\nمحمود بی قطغنیه که از فوت یار بیگ خان واقف\nشد لشکر کشی بجرفتن بدخشان نمود و شکست خورد\nسلیمانشاه هفت سال حکومت کرد از دست با با قمر الدین خان\nنام نقیلی در سنه ۱۱۲۵ کشته شد و بعد از ان یوسف علی برادر\nاو پنجسال حکومت کرد و در ایام حکومت او هرج\nو مرج بسیار واقع شده و در سنه ۱۱۳۰ فوت کرد ضیا الدین\nبرادر کهترش بجای او بر مسند حکمرانی قرار گرفت و\nدر سنه ۱۱۳۹ از دست قاضی اسد خان نام مقتل رسید\nو انقلاب بسیار در ملک پیدا شده آخر الامر سلیمانبیگ\nبدخشانرا تصرف کرد علی هذا القیاس رفته رفته همچنان\nدر او لادهٔ او میری و کلانی بدخشان ماند تا نوبت بمیرزا\nکلان که از اولادهٔ یار بیگ خان مذکور بود رسید"}
{"book": "adl0011", "page": 186, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۵ راهنمای قطغن بدخشان\n\nو از و بمیر سلطان شاه پسرش تعلق گرفت و از و بمیر بهاء الدین\nولدش ماند و از بهاء الدین بمیرزای کلان ثانی رسید\nو از و بپسرش میر احمد شاه خان بورا ئیت ماند و از میر احمد\nشاه خان به میرزای کلان ثالث که پسرش بود تفویض شد\nو از میرزای کلان ثالث برای شاه زمان الدینخان پسرش\nمتعلق شد و از شاه زمان الدینخان سه پسر ماند اول میرشاه\nدوم میر یوسف علیخان سوم میر نصر الله خان و در اخیر\nحکومت شاه زمان الدینخان میر مراد بیگ میر قطغن که اتالیق\nلقب از جانب امیر بخارا داشت بر بدخشان غلبه کرد\nملک را تصرف شده بهمان هر سه پسران میر شارمان الدینخان\nمحبوس در خان آباد برد مدتی در آنجا بند ی ماندند. اخیر\nیک نفر ندیبان جپری با میر نصر الله خان که هر دو حرس باهم\nمیکشیدند رفیق شده و هر سه برادران را از محبس رها نمود\nکه فرار شدند چون میر مراد بیگ خبر یافت سواران از عقب\nشان فرستاد آنها اثر قدم شانرا گرفته بتالقان آمدند"}
{"book": "adl0011", "page": 187, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nو مفرورین از تالقان گذشته برستاق رسیده و پناه\nبمردم رستاق برده اهل رستاق بهم غیرت ننگ\nآنها آوردند و معاون میر زاده های خود شدند و میر مرادبیگ\nقطغنی پسر خود را با نفری کثیر بگر فتاری آنها مقرر رستاق\nنمود و جنگ واقع شد و در بین مقدمه پسر مراد بیگ چاؤ\nندیده سلسله جنبان صلح گردیده پیوند اصلاح نشان برابری\nکرد بجدۀ میر شاه برادر کلان خود را که یوسف علیخان بود\nدر رستاق و نصر الله خانر در کشم مقرر نموده خودش\nببدخشان رفته بفیض آباد مقیم و حکمران و کلان اقوام\nشد و پسرانش میر جهاندار شاه و میر شجاعت و میر شاهزاده\nحسن که بجوانی و کامرانی رسیدند هر طرف آغاز لشکر کشی و\nو ملک گیری کردند و بدخشان در عهد میر شاه بطرف خان آبا[د؟]\nتا نریج و فرخار و کلۀ گان و تالقان وسعت یافت و\nبدانطرف شغنان واخنان و چترار و سر قول و پامیر را تا قره[ب؟]\nیار کند تابع نمودند و از آنجا هم باج میگرفتند و پس از فوت"}
{"book": "adl0011", "page": 188, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمیرشاه پسرش جهاندار شاه در بدخشان میر و بزرگ و حکمران\nگردید و در زمان حیاتی خود میر شاه بمقدمۀ شغنان میر شجاع را\nفرستاده بود و شغنانرا که بتصرف آورد همانجا از طرف پدر\nحکمران شد چونکه میر شجاع با وصف شجاعتیکه داشت\nاندکی جنون نیز در طبیع او طاری بود میر شاه گفتند که بحکومت\nشغنان اگر او مقرر باشد سرکشی را از شما اختیار نموده بلکه\nحکمرانی بدخشانرا خواهد گرفت پدرش او را بحکومت علی خوا\nچندی نزد خود نگهداشته باز در تعلقه رستاق بقشلاق\nدهوری او را مقرر نمود درین اثنا مامان و فتنه انگیزان میر شجاع\nرا دانسته کردند که بتحریک میر یوسف علی عم خود از حکومت\nشغنان خواسته شده و باین پنجاه خانه دار فوجدار شده\nاست ازین معنی جنون در خاطر او طغیان کرده و بقصد\nکشتن عم خود بهنگام شب با چند نفر ملازمان خویش آمده\nو صبح بدرون خانه میر یوسفعلی خان عم خود در آمد که عمش\nقرآن میخواند هر چند قرآنرا شفیع آورد فائده نه بخشید"}
{"book": "adl0011", "page": 189, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۸ راهنمای قطغن و بدخشان\nبضرب تیغ عم خود را هلاک کرد پسران یوسفعلی تا خبر شده\nآمدند پدر شان مقتول افتاده بود میر شجاعت خود را قلعه بند\nساخته کسی را بنزد خود نمیگذاشت تا که بجبه خانه که در برج ق\nقلعه بود آتش افتاده جبه خانه در گرفته و برج پرید و پسران\nمیر یوسفعلی درون شدند و ملازمان میر شجاعت هم بمعاونت\nاو ار خود رسیده تیغ بازی شده یک پسر میر یوسفعلی خان\nکه حضرت جان نام داشت نیز بقتل رسید و پسران\nدیگرش که میرسلطانشاه و میر محمد عمر خان نام داشتند\nزنده مانده در نتیجه میر شجاعت را گرفته مندی نمودند بمیر شاه\nعم خود خبر آوردند میرشاه آمد و شجاعت پسر خود را نخون برادا\nخود بقتل رسانید. و میر محمد عمر خان را در رستاق و میر سلطان\nشاه را در چایاب مقرر کرده خود او پس ببدخشان رفت.\nو در زندگی او بعد از ان از امی نبود و سه ۴ سال میری کرد\nو آخر بجهاندار شاه میری بدخشان محکم گرفت در سال ۱\nاز میر جهاندار شاه گذشته بود که نائب محمد علم خان با حصاری"}
{"book": "adl0011", "page": 190, "text": "تاریخ بدخشان ۱۶۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nامیر شیر علیخان به تسخیر بدخشان مأمور گردید ـ و میرجهاندار شاه\nچونکه با امیر ضیاء الملتة والدین در وقت جرنیلی او بخان آباد\nمعرفت و آشنایی داشت و در ایام آمدن نائب\nمحمد علم خان اعلیحضرت ضیاء الملتة والدین بسمرقند بود\nو تاب مقاومت را با محمد علم خان نداشت ملک را\nگذاشته و بکلاب و از آنجا بطرف سمرقند بحضور ضیاء الملتة\nوالدین رفت و مدتی در آنجا بوده دختر خود را هم بنکاح\nاعلیحضرت ضیاء الملتة والدین درآورد و خود جهاندار شاه\nقبل از آمدن اعلیحضرت ضیاء الملتة والدین از دست\nپسر خود شیر دلخان نام کشته شد و جهانگیر خان پسر او\nو دیگر برادرانش تا آخر همانجا با عیال و تعلقات بخود ماندند\nو نائب محمد علم خان که بدخشانرا تصرف کرد در آنوقت\nمیر بابا خان پسر میر نصر الله خانرا که میر رستم بود با میر محمد عمر خان\nو میر سلطانشاه پسران میر یوسف علیخان را بهمراه خود نظر بند\nبمزار شریف برد ـ و شهزاده حسن را در بدخشان بمیری مقرر نمود"}
{"book": "adl0011", "page": 191, "text": "تاریخ بدخشان ۱۸۰ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nو شهزاد حسن تا آخر عهد سلطنت امیر شیر علیخان مرحوم عمیر\nفیض آباد بر حال بود چو سلطنت امیر مزبور بر هم خورد و کابل\nرا فرنگی گرفت و میر با با خان و میر سلطانشاه خان از مزار شریف\nآمده میر با با خان در کشم بجای پدری خود رفت و میران محل\nشد و میر سلطانشاه همراه مردم رستاق حرف زده چونکه جایدا\nپدری او بود مردم رستاق یک غندک رساله و یکدسته\nخاصه دار را که در آنجا بودند سالما از رستاق کشیده\nبمیر سلطان مراد خان در قطغن رسانیدند و میر سلطانشاه\nرا امیر خود ساختند چندی بعد جرنیل گل محمد خان تکری\nبا دو غندک از طرف امیر محمد یعقوب خان در قطغن و بدخشان\nمقرر گردیده آمد و میرها تسلیم کرده بدون جنگ و مقدمه برجای\nخود ماندند، دفعه ثانی که باز انگریزها داخل کابل گردیده و امیر\nمحمد یعقوبخانرا بهندوستان بردند باز میرهای علاقه بدخشان\nهر کدام بجاهای خود حکومت میکردند و جناب ضیاء الملت\nوالدین در تاشکند تشریف داشتند قبل از آمدن ضیاء الملتہ"}
{"book": "adl0011", "page": 192, "text": "تاریخ بدخشان\n۱۸۱\nراہنمای قطغن و بدخشان\nوالدین میر محمد عمر خان برادر میر سلطان شاه خان\nکه سابق در تاشکند رفته بهمراه امیر ضیاء الملته والدین معرفت\nپیدا کرده بود آمده رستاق را از میر سلطان شاه گرفت چنانچه\nحقائق آن در تاریخ قطغن بدو أمدکور شد ـ وضیاء الملته\nوالدین که از تاشکند بطرف بدخشان تشریف آورد اولاً در\nرستاق رسید و میر محمد عمر خان اور اچهل روز در رستا\nنگهداشت و بامیر سلطان مراد خان قطغن از همانجا کاغذ\nروی کرده میر سلطان مراد خان به اطاعت او زمه دار شد\nو بعده از راه قزل دره بطرف بدخشان رفت و میر شهزاده\nحسن از و خوف کرده بچترار فرار کرد ـ و میر بابا خان بگرشم\nاسلام او آمده و همراهش در فیض آباد رفت و میر بابا خان\nرا بجای شهزاده حسن میر بدخشان مقرر نمود تا وقتیکه امیرضیا\nدر بدخشان بود میر بابا خان نزد او حاضر بوده هر خدمتی که مامور\nمیشد میکرد اما غدر و هراس شاید بدل داشت ضیاء الملته\nوالدین بحیف او میدانست در زمانیکه بطرف قطغن تشریف"}
{"book": "adl0011", "page": 193, "text": "تاریخ بدخشان ۱۷۲ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمی آورد نسیر بابا خانرا بهمراه خود آورد. و میر محمد عمر خانرا هم\nاز رستاق در خان آباد خواسته بود از کارخان آباد که\nامیر صاحب فارغ شده و بطرف کابل نهضت فرمامیشد\nمیر بابا خانرا محبوساً با خود بر دو میر محمد عمر خانرا سرداری\nداده و مقرر کلانی و میری بدخشان نمود و در کشم جهانگیر\nخان بر جهاندار شاه خان را مقرر کرد. و امیر صاحب که\nداخل کابل گردیده سلطنت افغانسان تقر یافت\nسردار عبدالله خان را به بدخشان فرستاد و میر محمد عمر\nخان از دست میر عالم از بدخشان گریخته در رستاق\nبود و سردار عبدالله خان نیز حکومت رستاق را برایش\nگذاشته بود چون سردار عبدالله خان زمستان را\nدر فیض آباد گذرانیده در ایام بهار طرف خان آباد می آمد\nسردار محمد عمر خانرا در کشم بنزد خود طلب نمود که شبها سررشته\nداده میشود نامبرده خوف کرده نتردا و نرفت و فرار بادریا شد\nو در زمان سلطنت ضیاء الملت والدین چند وقت جهانگیر"}
{"book": "adl0011", "page": 194, "text": "تاریخ بدخشان ۱۷۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nخان پسر جهاندار شاه در کشم حاکم بود و رفتار و گذران\nشایسته با دولت ننمود بکابل خواسته و بقیدها مقرر شد\nو از ان بعد حکام از طرف حاکمان کلان بدخشان از دارالحکو[مه]\nافغانستان مقرر گردیده می‌آمدند و تغیر و تبدیل میشدند و رعایا\nدر ظل عاطفت شهریار اسلام آسوده حال بوده بدعاکوئی\nقیام دارند، و سپس ازان در بدخشان و مضافات ان بمیرها\nحکومت نرسیده و در کابل تنخواه و جایداد از برای هر کدام\nکه حاضر بودند فراخور حال و باندازه نفوس عیال و اطفال\nشان از دولت مقرر و مرحمت شد و کسانیکه خدمت ها\nکردند بمناصب بلند در نظام و ملک رسیدند."}
{"book": "adl0011", "page": 195, "text": "فیض آباد\n۱۴۰\nراهنمای قطغن و بدخشان\n\nفیض آباد\n(مرکز بدخشان است و مضافاتش این است)\n(۱) جرم (۲) رستاق (۳) زیباک (۴) شغنان\n(۵) واخان (۶) راغ (۷) شهر بزرگ (۸) یفتل (۹) کشم\nو در انهم است شهر فیض آباد (۴۵۰۰) فیت ارتقاء دارد\nو هوای تابستانش یکصد درجه است - و شهر مذکور دارالاماره\nبدخشان پنداشته میشود و همیشه افسرهای نظامی و حاکم\nکلان در آنجا سکونت دارند اکثر مردم افغان و دیگر اقوام متفرقه\nدر شهر و قرب و نواح آن مسکن گزین شده اند ـ از مردم\nبدخشی در نفس فیض آباد تخمیناً از (۳) الی (۴) صد خانه\nو از مردم افغان و قوم های مختلفه (۶۰۰) خانه وار بحساب\nمی آید ـ و زبان اصلی مردم بدخشان فارسی است\nو مردم افغان و ترک و غیره تلفظ بزبان خود میکنند ـ و چند\nده دیگر هم در قرب و نواح فیض آباد است بنام شهر فیض آباد"}
{"book": "adl0011", "page": 196, "text": "نقشه فیض آباد\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۳ میل\n\nکوهه او بجه کروه کابل\n\nکوتل ارگو\nشاخره\nباغ سادات\nجرم\n\nراه جره و شغنان"}
{"book": "adl0011", "page": 197, "text": "فیض آباد ۱۷۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nهزار خانه میباشد وجه تسمیۀ فیض آباد از سبب خرقۀ شریفه‌ست\nکه اورا احمد شاه غازی متعاقباً بقندهار برده ـ اما همان نام\nبروی تاحال مانده است و در سابق نام او جوزون بود ـ\nفیض آباد بمسافت (۶) کروه ازارگو دور است که دکرش\nدرآتیه می آید و در یک موضعی پستی افتاده چهار اطرافش را\nکوه های بلند محاط کرده ـ آسمان بسیار تنگ دارد ـ اطراف\nو نواحی فیض آباد اراضی مزروعی دارد اما تماماً للمی است\nزراعت آبی ندارد ـ فواکه و اشجار هم دارد ـ و در ایام گرما بسیار\nگرم است لاکن دریای کوکچه در موقع حرارت که یک آب\nخوشگوار است فائدۀ مزیدی بهم میرساند :\n\nراه ها\n\nبطرف غربی جنوبی آن راه هابسوی ارگو موجود است ـ و در طرف\nمشرقی آن راهی بسوی چتره و دیگری بسوی بهارک و خاش و دیگری بشتوه\nازک بهارک بجانب شمالی آن راه های بسیار بسوی یفتل ها میرود که ببراغ منتهی میشود"}
{"book": "adl0011", "page": 198, "text": "فیض آباد ۱۷۶ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nنقشۀ که در گذرها و دهات ملحقۀ فیض اباد مندرج است\n\n| اسم گذر و اطراف | تعداد خانه | اسم گذر و اطراف | تعداد خانه |\n|---|---|---|---|\n| گذر کفش دوزی | ۴۳ | گذر الچه بانی | ۱۵ |\n| ” ناس فروش ها | ۶۸ | ” چقرک | ۵۱ |\n| ” باجوریها | ۶۷ | ” چته | ۱۱۳ |\n| ” شورابک | ۱۳ | ” ترکمنی | ۱۸ |\n| ” اسپین گاو | ۳ | ” شیب دره | ۱۴ |\n| ” خانقاه | ۷ | ” باغ مبارک | ۷ |\n\nفیض آباد چون شهر بزرگ و مرکز بدخشان گفته میشود و\nمردم تجار و اهل کسبه از هر رقم در ان موجود است، مال تجارتی\nاز طرف پشاور - چترار - یارکند - کاشغر می آورند بازار\nفیض آباد تخمیناً (۳۰۰) دکان دارد، نسبت به بازار خان\nآباد زیبا تر است و سه مسجد جامع را که نمازهای جمعه در ان\nخوانده میشود نیز شامل است و یک رباط سر کاری درگاه و نهر آبه"}
{"book": "adl0011", "page": 199, "text": "فیض آباد ۱۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nو پنج مدرسه که تدریس دران میشود و دو باغ سرکاری که\nهم داراست و مکتب شرافت برای تعلیم بچه ها مقرر است\nدر زمان سابق مال تجارتی از طرف دولت روسی\nدرینجا بیشتر می آمد مدت ده سال میشود که از آنطرف آمد\nاموال بند شده حالا فقط از همان طرف مذکور تجارت آنجا\nاست و مردم خود شهر زمین داری ندارند و بعضی قطعات\nاندک که باطراف و جوانب شهر است برای باغهای فواکه\nو در برخی از ان رشقه و ترکاری میشود ـ غله و ضروریات\nفیض آباد تماماً از مضافات و اطراف او می آید :\nخوراک و پوشاک مردم فیض آباد نیز از تمام بدخشان\nخوبتر است خوش لباس و خوشخور میباشند مردم\nاصلی فیض آباد اسلحه و یراق ندارند و مردم افغان\nو باجوری که در ان سکونت دارند تفنگ انگریزی و\nروسی در بین آنها پیدا میشود و شوق اسلحه و یراق را\nدارند :"}
{"book": "adl0011", "page": 200, "text": "فیض آباد ۱۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء اعزه و صاحب رسوخ فیض آباد\nنمبر اسم نمبر اسم\n۱ خانی ملا غائب تاجر باجوری ۹ داملا حاجی محمد شریف مدرس\n۲ صوفی صبا بروز \" ۱۰ خان رحیم خان \"\nسعادت خان \"\n۳ حضرت سید \" ۱۱ عبدالرحمن خان \"\n۴ عبدالکبیر \" ۱۲ عبدالجلیل خان \"\n۵ ارباب قاسم وکیل ۱۳ محمد سعید خان تجار باشی\n۶ رحیم شاه خان چپه ۱۴ محمد علم خان چپه\n۷ لطف الله خان قسقال سابق ۱۵ دولت خان قسقال \"\n۸ داملا محمد عثمان مدرس ۱۶ داملا آدینه محمد مدرس\nتعداد مال شماری فیض آباد\nاشتر اسپ گاو و مرکب گوسفند\n(۲۰) (۳۷۱۳) (۲۰۷۱۴) (۱۶۰۱۷۸)"}
{"book": "adl0011", "page": 201, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 202, "text": "ارگو ۱۷۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nارگو\n\n(۵۹۳۰) فیت ارتفاع دارد و (۷) کروه دور\nاز درائم واقع است در یکموضع خوش هوا و سرد و نسبت\nبفیض آباد بیک مقام مرتفع افتاده ـ اراضی بسیار\nحاصل خیزی را داراست اهالی آن ترک، مغل جیک\nاطرنچی است ـ چند قشلاق ارگو در لب دریای کوکچه\nسکنا دارند و از شهر فیض آباد از یک الی سه کروه بتدریج\nدور افتاده اند و دره کلان ارگو که رباط سرکاری سراجیه نیز درانجا\nاست از شهر فیض آباد بمسافت (۷) کروه دور تر میباشد\nو خود دره ارگو (۱۰) کروه مسافت دارد ـ و زمین ابی کمتر\nدارد که شقه کاری در ان میکنند یا باغهای فواکه را در ان\nمرتب مینمایند و اکثر، زمین داری شان للمی ست غله خیز\nمردم مذکور گندم رنگ و زبان ترکی دارند ـ\nمالداری از قسم بز ـ گوسفند، گله های مادیان و گاو بسیار\nدارند"}
{"book": "adl0011", "page": 203, "text": "ارگو ۱۸۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو اشتر کمتر دارند و رمه های گوسفندان خود را در ایام خریف\nکه از چراگاه بکابل جهت فروش می آورند و زمستان\nتریاک بیار کند برده از آنجا کرباس، نمد، قالین،\nچاینک، پیاله، و غیره چینی باب آورده در فیض آباد\nبفروش میرسانند\n\nفهرست قشلاقهای ارگو\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nبتامش قوم ترک ١۶٧ یکه توت قوم ترک ۵\nباغ شاه و گنده چشمه ۲۰ اذن قول \" ۲۵\nبای ملشی \" ۷۷ قارچی \" ۳۰\nبوزقره \" ۵۹ توغ بای \" ۲۴\nدوغت \" ۱۴۸ برلاس کلان \" ۱۶۱\nارغند \" ۸۴ خوش دره \" ۱۹\nکاکان \" ۷۸ شتک \" ۱۰۱"}
{"book": "adl0011", "page": 204, "text": "ارگو ۱۸۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nتره مغل قوم ترک ۹۴ پوستخور قوم ترک ۲۶\nخاکساری \" ۷۹ چهل کپه \" ۵۱\nحافظه مغل \" ۱۰۵ پتوان \" ۲۷\nآب باریک \" ۹۸ ده دہی \" ۵۴\nقره مغل \" ۱۸۹ برلاس \" ۵۵\nدہقان خانه \" ۱۳ آخ بوریا \" ۸۵\nشماری \" ۸۹ المنکو \" ۷۴\nمیران شاه \" ۷۰ تخت شاه \" ۶۶\nقره قزی \" ۱۱۹ خروکی \" ۴۶\nاور نقول \" ۳۳ قچی و سبزی بار \" ۴۴\nکجی \" ۲۲ خورک تاجک ۶۲\nالتین جلو تاجک ۴۸ کمالستان هزاره ۵۳\nاشکشان \" ۱۷ بزم گاو \" ۳۴\nگزمی ترک و سادات ۵۴ هزار میشی ترک ۱۷"}
{"book": "adl0011", "page": 205, "text": "ارگو ۱۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nزراعت\n\nگندم للمی را اکثر در میزان و کمتر در حمل و ثور و جوزا\nمیپاشند ـ و نخود و زغر و جالیز تربز و خربزه را نیز\nدراملاک للمی میکارند حاصل آنرا در سنبله و میزان برمیدارند\nولی که در ملک ارگو کمتر است زمین ارگو در بلندی کوه\nچنانچه مذکور شد افتاده و هوای آن سرد و برف گیر است\n\nصناعت\n\nزنهای شان کرباس بافی، و قاغمه، و چکمن،\nو نمد مالی میکنند و جوال و جل و نوار هم میسازند و مردهای\nشان چپن دوزی و کسب معماری و نجاری را برطبق\nرواج و احتیاج مملکت خویش یاد دارند ـ و در موقع\nجمع آوری زراعت زنهای شان نیز با مردان خود معا\nکار نمایند و ستر ندارند :"}
{"book": "adl0011", "page": 206, "text": "ارگو ۱۸۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسلحه ، خوراک ، پوشاک\n\nچون مردم مالدار میباشند از برای محافظت\nمالداری خود یگان تفنگ فلته ئی دارند که اگر حساب گرفته\nشود البته در تمام قوم ارگوسه میل تفنگ از رقم مذکور موجود\nخواهد شد :\n\nبنابر مالداری و استعدادیکه دارند نان و قروت\nو گاه گاه گوشت گوسفند را در خوردن استعمال میکنند،\nو آش آرد گندم یا نانرا با شیر چای نمکین عموماً میخورند :\nچون با مردم شهر فیض آباد رفت و آمد و قرب و جوار\nدارند لباس زن و مردشان نظر بدیگر بدخشی ها خوبتر است\n\nراه ها\n\nازینجا یکراه بطرف جنوب بسوی درایم و از جانب\nمشرق بفیض آباد و از مغرب براه التین جلو که برستانق"}
{"book": "adl0011", "page": 207, "text": "ارگو ۱۸۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمیرود و از جنوب شرقی کوتل دراز را عبور کنان نیز بدرائم\nمیرود :\nاسماء اعزه و صاحب رسوخ ارگو\nنمبر شمار اسم نمبر شمار اسم\n۱ حاجی عبدالرحمن وکیل طرق ۱۱ نسیم بای میشی\n۲ دانیار بای حافظ مغل ۱۲ احمد علی بای طرق مغل\n۳ انور علی بای \" ۱۳ زلفعلی \" \"\n۴ کریم \" \" ۱۴ قوت بای ارغند\n۵ یعقوب \" \" ۱۵ شیر محمد و عظیم بایان هزار میشی\n۶ استانه قل \" ۱۶ دولت محمد بای گند چشمه\n۷ عاشور بای چهل کپه ۱۷ داملا ی کهنه تاش\n۸ عبدالعزیز خاکسری ۱۸ حاجی سفر بای باغ شاه\n۹ تاش محمد بای پوستخور ۱۹ روزی محمد بای کاکان\n۱۰ ملا نور محمد شنگ ۲۰ محمد نبی بای چهل کپه"}
{"book": "adl0011", "page": 208, "text": "ارگو ۱۸۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر | اســـــــم | نمبر | اســـــــم\n۲۱ | تاش محمد بای خاکسری | ۲۷ | محمد شریف پتوان\n۲۲ | تیمور بای شنگ | ۲۸ | حاجی ملا بابا خان دهقان خانه\n۲۳ | نعمت الله بای طرق مغل | \" | \"\n۲۴ | حسن بای بوییه قره | ۲۹ | محمد ملای تباش\n۲۵ | محمد یعقوب \" \" | | نبی بای سیر شکار\n۲۶ | رحمت بای ارغند | | تغای بای مقیشی"}
{"book": "adl0011", "page": 209, "text": "یقتل ۱۸٦ رہنمای قطغن و بدخشان\nیقتل\nدر یقتل هم از مضافات فیض آباد است و بقدرا\n(۳ یا ۴) کروه مسافت از فیض آباد دارد و (۳۰۰)\nخانه وار و (۱۴۰۰) نفوس حساب میشود :\nمردم مذکور قوم تاجک و سفید چهره میباشند\nو زبان شان فارسی است و اجداد خود را افغان\nمیدانند و از تمام قوم بدخشی دلاور تر میباشند :\nاسماء قشلاقهای یفتل\nاسم قشلاق | تعدا و خانه | اسم قشلاق | تعدا و خانه\nلایا به قوم تاجک | ۱۴ | نغزک دره تاجک | ۵۴\nحصاری \" | ۸۲ | شترون بلجواه \" | ۱۴۳\nسرغیله \" | ۵۵ | قویز ترکان \" | ۷۸\nدره زران ترکی | ۲۵ | شکر لب \" | ۱۵۸"}
{"book": "adl0011", "page": 210, "text": "یک اینچ مساوی مقیاس ۴ میل\nنقشه [ILL]\nکرده اول ۲ پایه کرده کابل\n\n[ILL] خاک\nشکر دره\nلنگر\nقاور ترکان\nترکی\nبیگ خان\nشخ [ILL]\nدزده\nماه چشمه بزرگ\nپروان دهنه دره\nخواجه گان\nپوزه علی گل\nخاوه الکوزی\n[ILL]\nسفید خاک\nفیض آباد"}
{"book": "adl0011", "page": 211, "text": "يفتل ۱۸۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nبید کلان تاجک\n۷۷\nسرخاک تاجک\n۲۹\nبسته ״\n۱۷۵\nکشن دره ״\n۱۰۰\nخرکش ״\n۱۲۹\nلنگر ״\n۴۲\nکاوله گی ترک\n۴۹\nشخزار ״\n۴۹\nنار دره ״\n۴۱\nسفید سنگ آب ״\nکندلان ״\n۱۱۰\nده بالا\nفرغمبول ״\n۱۵\nتوری آب\nدهندره ״\n۱۱\nبوره کلان\nایشانهای کول درغشان\n۳۹\nهندره سادات\n۴۸\nکهنه قشلاق\nخواجگان\n۱۷۰\nبعضی ازین قشلاقها مردم ترک تیر میباشند\nو مال داری شان بسیار است :"}
{"book": "adl0011", "page": 212, "text": "یفتل\n۱۸۸\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nزراعت\n\nاملاک للمی درین محل بیشتر و آبی اندک میباشد.\nگندم، جو در للم زارها از کفایت خودشان بسیار افزونتر\nاست- گویا لیادئی فیض آباد در باب غله از نواحی\nیفتل و ارگو و درائم است که هم خودشان ببازار فیض آباد\nمی آورند و هم مردم دیگر از آنجا خریده به تجارت ببازار\nفیض آباد می آورند و فواکه و اشجار کمتر دارد *\n\nصناعت، خوراک، پوشاک اسلحه\n\nاز مالداری پشمی را که فراهم میکنند- نمد، جل\nجوال، پلاس میسازند و اکثریه مردم اینجا دهقان پیشه\nاست- البته مردم شهر از هر قسم پیشه معلومات دارند\nکسبهای موجوده و تجارت معموله نیز در میان شان"}
{"book": "adl0011", "page": 213, "text": "یفتل 189 رهنمای قطغن و بدخشان\n\nجاری است و دکانداران کابلی و وطنی و باجوری در\nبازارش موجودند اما اکثر کار تجارتش بواسطۀ مردم باجوری\nاست که از پشاور چیت و صحن و چای و از یار کند کرباس\nو نمد و قالین و چینی باب می آورند :\nنان گندم، جو، آش، آرد گندم را اکثر عادت\nخوردن دارند بمرایش شیر چای نمکین و شیر و ماست\nو دوغ و قروت استعمال دارند و گوشت را گاه گاه که\nبرای مهمان مرغ و یا بره ذبح کنند میخورند :\nچون رفت و آمد مردم مذکور در شهر فیض آباد\nبیشتر است و قرب و جوارش گفته میشوند چنانچه ابتدائی\nدرۀ یفتل از سه کروه به نزدیکی فیض آباد و انتهائی آن\nبه (20) کروه میرسد - لهذا مرد و زن شهر مذکور در لباس\nخود از قسم صحن و کرباس و چیت را استعمال دارند\nو علماء دانشمادنها و غیره اشخاص معتبر نیز در بین شان\nبسیار است :"}
{"book": "adl0011", "page": 214, "text": "یفتل ۱۹۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nاستعمال تفنگ در ان مردم نیز نیست کسانیکه\nبه شکار میل دارند یگان میل تفنگ فلیته ئی دارند\nکه مجموعه تفنگ های شان تخمیناً به (۱۰۰) میل خواهد\nرسید ارگو و یفتل فوجدار و علاقه دار جداگانه ندارد\nبلکه در همه امورات دیوانی و حکومتی شهر فیض آباد\nرجوع میکنند *"}
{"book": "adl0011", "page": 215, "text": "شم ۱۹۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nکشم درائم وتشکان\nاین مواضع تحت نگرانی یکنفر حاکم درجه دوم است\nو مقام کشم از کلفگان بسمت شرقی بمسافت (۱۱)\nکوه دور و ارتفاع آن (۴۲۸۰) فیت است وهوا\nخوب و فواکه مرغوبی را دارا است مخصوصاً توت و\nزردآلوی آن از همه جا بهتر است و سکنهٔ آن تاجک\nو زراعت شان جو، گندم، زغر و غیره است و مقام\nمشهدی مسافت (۴) کروه از کشم دورتر افتاده و در\nازمنه سابقه اراضی آن مزروعه و حاصل دار بوده اما اکنون\nبواسطه بی اعتنائی اهالی به جبه ها و چمن زارها و\nجنگلها تحویل شده مقام وسیع و جای خوبی\nاست و در بین این منطقه یک سرای سرکاری هم\nموجود است ÷"}
{"book": "adl0011", "page": 216, "text": "نقشه کشم و درایم\nدشتکان\n*\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nکره سان ۲۰ گروه کابل\nچخار\nآسیاب\nدہ کلان\nچشمه ایاس\nطایخ\nافغانده\nه چوک\nجلادان خوجه بانی محمد شور باه\nخوجه عباد\nپسته زار\nپایم اسا او\nعاشقان با صناع\nچشمه آب باریک\nقونغیل پایان\nتخت\nسرختی دیه کلان\nغاریک\nنوربیک چشمه های سید\nخوشکده ده بازار بچه چشمه\nاقبولاه\nدوشاخ\nه چشمه قلندر\n• نوالان\nقوتای\nسیاب\nدره وستکان\nسیدان\nسفیدی\nچشمه کوه قلعه\nقونغیل\nده بازار\nدیتان بالا\nقوت\nمرغی\nتکره بالا\nتوره\nدره پیوندی\nده پایان دره\nتوله\nشوره خیل\nغاریک میر\nقشلاق\nقندلان\nقلعه علی\nقراغ کونی قلی\nبابی علی\nسیر قلعه\nتنه قول\nسنگین دره\nغلام علی\nکته قول\nدیتان دره\nبابی علی\nیولامنی\nعشق آباد\nچشمه سار\nدره پسته لیک\nغاریک پایان\nچشمه محمد\nکوکی قشلاق ه دوشاخ\nقلب الائی\nدرد و خشی\nدره یخش\nپهلوزندره\nلاله ستان\nدره لاله کوچی\nکوهی امام داود (ع)"}
{"book": "adl0011", "page": 217, "text": "کشم ۱۹۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسماء دهات کشم\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nبلوچ مشهد | ٣٠٠ | سرای مشهد | ۵٠\nسنگاب | ١٠٠ | دره جیم | ٣٠٠\nکنگر چی | ١٠٠ | جوی شاه بابا | ۵٠\nمیان شهر | ١٠٠ | یا و رزن بالا و پایان | ٣٠\nسر تنگی ایشانها | ١۵ | عاشقان فرمان قلی | ٣٠ ۵٠\nکرستی | ۹٠ | سبزه دره | ٢٠\nنیم دسته و شاکان | ٣٠ | خمبک ٨ قشلاق | ٢٨٠\nمیرکان | ۴٠ | کتو | ١٢٨\nکوری | ٣٣۵ | |\nتعداد مال مواشی آن در طی کوائف در انها ملاحظه شود ـ"}
{"book": "adl0011", "page": 218, "text": "۱۹۳\nرهنمای قطغن و بدخشان\nتشکان و درایم\nتشکان و درائم\nاین موضع بدره واقع است که در میان آن دریا\nجریان دارد. و دو طرف آن درخت زارها و آبادی است\nہوایش خوب اما مقام کشت و کار در ان نیست و مسجد جامع\nتشکان مقامی است مشهور بدرایم که قریه‌جات مشهوره آن\nاین است (۱) ده ملایان (۲) چشمه قلندر (۳) ده‌زا[؟]\n(۴) کولابی (۵) خاک پہلوان کہ سابق حاکم‌نشین جای[؟]\nقلعه آن خراب شده طویله اسپان است. و زمینهای\nمزروعه این منطقه نسبتا اعلی و اکثر آن جبه زار و آب\nو هوای خوب ندارد و مردم آن تاجک و بلوچ و هزاره و\nقلق و ترک میباشند زبان اہل تاجک و هزاره فارسی\nو از بلوچ و قلق ترکی است تاجکبه سفید چهره و بلوچ و هزاره\nگندم رنگ میباشند و قشلاقهای هر کدام شان نیر جدا است\nو عموما از اہل سنت و جماعت میباشند :"}
{"book": "adl0011", "page": 219, "text": "تشکان و درایم ۱۹۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسماء قشلاقهای درایم\n\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nگنده قول ۹۷ ده بازار ۲۷\nپنگانی ۶۹ لنگر ۲۶\nچشمه قلندر ۳۹ قاضی قشلاق ۵۸\nخواهای دو آب ۳۰ زیرکوتل ۱۱۶\nترکنی ۳۷ ده ملایان ۱۹\nغرچی ۳۶ یام چیان ۸۹\nنیم تله ۷۷ وظیفه درار تا ۱۳\nگرگیلکت ۲۳ خاسپک ۳۴\nنوآباد ۲۰ سنحی ۱۱\nخندان شهر ۳۴ ناب ۶۶\nسه قشلاق ۶۴ چپه چی ۳۵\nگلابی ۱۶ حاجی پهلوان ۱۷\nدره باغ ۱۴\nغیلاوک ۲۴\nکته قشلاق ۹۹\n\nاسم دره اسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nدره وحی هفت چنار ۶۳ وخشی ۹۳\nچهارمغز دره ۹۱ خمبگ نوچی ۳۵"}
{"book": "adl0011", "page": 220, "text": "قشگان موج دراهم ۱۹۵ رہنمای قطغن و بدخشان\nدرۀ تشکان\nاسم قشلاق | تعداد خانۀ | اسم قشلاق | تعداد خانۀ\nمظفری | ۱۱۴ | ایشانهای خانقاه | ۲۳\nده استایان | ۶۴ | فیضانی | ۳۰\nسیدهای ملکانی | ۳۵ | سیاد و دشت آغه | ۱۱۶\nمیرزا خواجه زاهد | ۱۰ | رعیت بالا | ۵۸\nبازار تشکان | ۱۱۹ | بلبل دره | ۲۵\nایشانهای مظفری | ۸۵ | ده سیدان | ۷۴\nملکانی | ۵۱ | یاول | ۲۰\nجدول مالشماری کشم و درایمات\nاسپ | گاو و مرکب | گوسفند\n(۲۲۰۳) | (۱۵۳۱۸) | (۹۲۸۶۷)\nنفوس هر سه دره که حکومتی درجه دوم است\nبه (۱۵۰۰۰) میرسد :"}
{"book": "adl0011", "page": 221, "text": "تشکان و درایم ۱۹۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nصناعت ، فواکه، خوراک، پوشاک وغیره\nگندم، جو در املاک للمی و در زمینهای آبی فالیزجوا\nشالی، پنبه، کنجد و در مشهد و دیگر مقامات میشود و ارزن\nنخود، ماش، شرشم، شلغم، و غیره ترکاری نیز موجود\nمیشود، در میزان و حمل میکارند و در سنبله کشت و کار\nخود را در و کرده جمع میکنند - و در کوه دراهم پیاز وسیر\nکوهی هم پیدا میشود، و در اهم زراعت بسیار دارد که\nبه فیض آباد نیز برده میشود و اهالی تشکان کم زمین و سرتاسر آن\nکوه بند است :\nدر ده استا بان چند نفر آهنگران قابل میباشند\nکه اقسام آلات حربیه و چاقو و مقراض خوب میسازند و\nو کرباس، پلاس بافی، و چکمن، جل، جوال دوزی در قوم\nهزاره و اوزبک افر و بهتر است :\nتوت، گیلاس، زرد آلو، آلوچه، آلوبالو، آلوسنجارا"}
{"book": "adl0011", "page": 222, "text": "تشکان و درائم ۱۹۷ رنهای قطغن و بدخشان\nسیب، ناک، انار، بهی، انگور، خربوزه، تربوز وافر دارد\nکه تا فیض آباد برده میشود :\nنان گندم، جو، همراه شیر و ماست و قروت عموماً\nو گاه گاه گوشت و ترکاری خواص شان استعمال دارد\nو مردم عوام نان خشک همراه شیر چای شور و آش میخورند\nزن و مرد مردم تاجک اکثر یه کرباس و صحن را در\nلباس خود استعمال دارند و طائفه اوزبک و هزاره چکمن\nو برزومی پوشند و زنهای شان کرباس سفید و رنگه را\nبکار میبرند و در خواص اہل کشم و در ائم و قوم تاجک روپوشی\nاست و در عوام شان نیست زنهایشان در کشت و کار\nعلی العموم با مردان خود معاونت میکنند و مردم هزاره و\nاوزبک اینجا مالداری بیشتر دارند :\nبعضی از معتبرین شان یگان تفنگ ندری دارند\nو باقی مردم اشخاصیکه شوق شکار را دارند تفنگ فلیته ئی\nدارند که در تمام علاقه مذکوره (۲۰۰) میل تفنگ تخمیناً خواهد بود"}
{"book": "adl0011", "page": 223, "text": "تخسکان و درائم ۱۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nو آلات حربیه که آهنگران آنجا میسازند آنرا در فیض آباد میفرو\nو یا بمردم اطراف بسوغات میبرنیا خودشان استعمال میکنند\nاسماء اعزه و صاحب رسوخ تشکان\nنمبر اســــم نمبر اســـم\n۱ داملا افغان مشهدی ۱۱ اقسقال محمد نذیر سنگا\n۲ اقسقال عبد الرحمن ایوز زن | بهادرخان منگباشی\n۳ \" قربان کوری ۱۲ سابقه بلوچ\n۴ ارباب پیر محمد بلوچ ۱۳ منگلی بای اقسقال\n۵ ایشان گدای مشهد ۱۴ اقسقال محمد حسین\n۶ اقسقال محمد رضاء ۱۵ فتح علیشاه وکیل\n۷ شیرین بیگ ۱۶ شیر خان تشکان\n۸ سید جانخان مظفری ۱۷ خدایار اقسقال سابقه\n۹ اقسقال بهادرخان قلغ در اسم\n۱۰ داملا نذیر محمد دره جیم"}
{"book": "adl0011", "page": 224, "text": "تشتگان و درائم ۱۹۹ رهنمای قطغن و بدخشان\nراه ها\nیک سرک پادشاهی از طرف خان آباد و تالقان\nآمده که به بدخشان و فیض آباد میرود و یکراه بطرف رستاق\nمیرود - و از دره جیم بجانب فرخار و ورسج نیز راه رفته\nلکن بزمستان مسدود میشود و چند راه دیگر بطرف جرم\nو دره جات اشنیگان و خاش و غیره در تابستان\nجاری میشود که مردم مالدار اکثر از همان راه بطرف شیوه\nو ییلاق های دیگر میروند :"}
{"book": "adl0011", "page": 225, "text": "راغ ۲۰۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nراغ\n\nاین موضع علاقه‌داری درجه دوم است\nمردم آن تاجک و زبان‌شان فارسی و در چهره سفیدرنگ\nو اهل سنت‌اند علمای خوب هم در بین‌شان است و مالدار\nو غله کار میباشند:\nملک راغ غله خیز است - ملک آبی اندک دلمی\nبسیار دارد بلکه در اکثر مواضع زمین آبی ندارد و محلات\nو قشلاقی‌های پراگنده دارد بنابران بمسافت (۱۰ - ۱۲)\nگروه طول و عرض و زیاده از اثر ادرار است:\nتفصیل دهات راغ\n\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nباوان | - | سیدهای پس پل | ۲۶\nپتیاو | ۷۸ | ستره | ۱۰۷\nسیدهای پتیاو | ۴۳ | کالر بالاد پایان | ۸۹"}
{"book": "adl0011", "page": 226, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 227, "text": "راغ ۲۰۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nرونج ۹۶ سپوی بالا و پایان ۳۵\nخونی لر ۲۲ دان ۳۰\nبراغ ۱۴۸ ساری ۳۰\nدرنگ بالا و پایان ۱۵۸ بربادان ۲۰\nشنگان سفلی ۱۵ ده قهر ۲۰\nخیورت ۸ سپرده ۳۰\nده که ۴۰ خمیل ۲۰\nسده ۱۰۶ سمچیو ۵۶\nسیدهای دودره ۲۶ \nچاکر ۶۴ زرینج بالا و پایان ۶۰\nشغنی ۱۷ یالور ۳۰\nاحمدرور ۹۶ مندور ۱۵\nسیاب دشت ۲۳ پستان ۲۰\nبزش ۱۹ ترگران ۱۰\nشاخ دره ۱۰۶ سری ۲۰\nشنگاب علیا ۴۰ یاصف ۷\nینبج ۳۰ شلمند ۵۰\nخلدسک ۱۵ نوائیل ۲۰\nچشمه ۳۰ رمان ۱۰\nهور پیتاب ۵ کلاب ۵۰\nپیتر و خرسنگ ۲۰ \nزو ۴۹ \nقطار بید ۶۰"}
{"book": "adl0011", "page": 228, "text": "راغ ۲۰۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nنفوس مردم مذکور به (۱۵۰۰۰) میرسد :\n\nصناعت، فواکه، خوراک، پوشاک اسلحه وغیره\nگندم، جو، زغر، ارزن، کنجد را در املاک للمی\nمیکارند- برخی را در سنبله و میزان و بعضی را در حمل\nو ثور زیر زمین دفن میکنند و در ایام سنبله میدروند ـ و\nشلغم های بسیار بزرگ و ترب خوب و کلان دارد :\nبعضی از مالداران آنجا نمد، پلاس، برک بافی\nکرده جوال، جل میبافند و مناصفهٔ مردم مذکور پیشهٔ\nزرشوئی را میکنند و سابقاً مالیات شان\nشان نقد شده مطابق دلخواه اهالی بود اما اکنون مانند دیگر\nاهالی به نقد تبدیل شده است و روغن و قروت هم در آن\nعلاقه بیشتر است که تجارت آنرا بفیض آباد میکنند\nو سوداگران هم رفته از آنجا خریده بدیگر اطراف میبرند،\nکرباس، الچه بافی و کلالی را هم یاد دارند و بدون از ایشان"}
{"book": "adl0011", "page": 229, "text": "راغ ۲۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nبدیگر اطراف بدخشان کلال نیست در راغ هر شخص کلالی\nرا یاددار و حتی زنهای شان در تنور خانه خود ظروف\nگلی را ساخته و پخته کرده بفروش میرسانند و بتوت و\nچهارمغز بدل میکنند زیراکه فواکه کمتردارند :\nدر قشلاق یاوان و چند قریه دیگر که بقرب رود\nراغ میباشند و آب از دریا بزمینهای شان میرسد توت\nزردآلو، شفتالو، خربزه، تربز، بسیار دارند و بدیگر\nقشلاقها که للمی کارند فواکه نیست اما درختهای بید و عرعر\nسرسبز در آنجا بنظر میخورند :\nچون غله بیشتر دارند اکثر خوردن مردم مذکورنان\nگندم، جو، آش است و بواسطه که مالدارند همرأبان\nشیر، ماست، قروت را استعمال دارند و کسانیکه صا حبد\nاستعداد میباشند گوشت را نیز بعضی اوقات میخواند\nو عزت داری مهمانان خویش را از حد زیاده میکنند :\nکرباس، چکن، دستارهای ململ، لنگی را میپوشند"}
{"book": "adl0011", "page": 230, "text": "راغ ۲۰۴ رہنمای قطغن و بدخشان\nوزنهای شان اکثرہ کرباس و بعضی چیت میپوشند وستر\nو پرده داری و روپوشی ہم عموماً در طبقہ اناثیه اینجا موجود است\nچون اهالی اینجا عموماً شوق شکار را دارند لہذا\nاز سه صد الی دوصد میل تفنگ در میان اوشان از\nرقم فلیتہ ئی موجود خواهد بود :\n\nجدول مالشماری راغ\nاسپ | گاو و مرکب | گوسفند\n(۳۵۹) | (۴۴۲۵) | (۳۶۰۹۱)"}
{"book": "adl0011", "page": 231, "text": "جرم\n۲۰۵\nراهنمای قطغن و بدخشان\nجرم\nیکی از مواضع حاکم نشین درجه دوم است و از\nمرکز حکومتی کلان فیض آباد بفاصله (۱۵) کروه بطرف جنوب\nواقع است و ارتفاعش (۵۶۵۰) فیت و مسافت آن از\nشہر وان خاش (۲) کروه است زمین وسیع و فضای\nخوشنما و آب خوب و ہوای سرد و مرغوبی را دارا است\nبیماری و ناخوشی اندک در ان مرئی است و تبهای موسمی\nهم در بعضی احیان اندکی در میان شان عرض وجود\nمیکند- اما نسبتاً بدیگر منطقه‌های بدخشان عموماً اہالی\nاین مکان دارای صحت و سلامتی بی پایان میباشند\nو سکنه آن عموماً تاجک و بدخشی و مردمان خنگ\nمیباشند زراعت شان اکثریه جو، گندم، کوکنار\nو زغر است و در بین جرم دریای کوکچه که عموماً سر تا سر آن\nزرخیز است و اهالی اطراف آن الی الآخر مصروف چشمه"}
{"book": "adl0011", "page": 232, "text": "مقياس\nیک انچ مساوی ۲ میل\nیا معادل ۱/۲ ۲ کروه کابل\n\nنقشه عمومی دره سالنگ\nکوهستان\nدره سالنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 233, "text": "جرم\n۲۰٦\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nزرشوئی میباشند بیکصورت عجیب و وضعیت غریب\nقابل روان و در جریان است و بر دوکران آن\nقشلاقها و ده‌ات سرسبز آباد و امتداد دارد - اما مزروعات\nو آبپاشی اراضی این منطقه از دریای کوکچه نمیباشد بلکه آن\nآبہائیکه از درہای اطراف و جوانب او در جریان است آن جرم را آبیار\nمیکند و سرسبزی می‌بخشد :\nاین مقام اشجار و باغات کثیری دارد و اشجار و\nفواکہات لذیذی را دارا است، توت، زردآلو، سیب\nناک، شفتالو، گیلاس، آلوبالو، چهار مغز، آلوچه، ناشپاتی\nو غیره میوه ہا در این بسیار است - البته انگور و خربزه\nو تربوزش اندک و زمینهای این منطقه بسیار حاصل خیز\nو آبشار ہای بسیاری را حائز است و دو باغهای سابقه\nنیز درینجا موجود و یک قلعه سرکاری جهة نشیمن حکومت نیز\nحاضر است اما رباطه دولتی درین مقام نمیباشد- دریای\nکوکچه موصوفه در زیر موضع بہارک بمنتهای دشت فراح"}
{"book": "adl0011", "page": 234, "text": "جرم ۲۰۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nب دریای وردوج و دریای زرد یو می آمیزد و بسوی فیض آباد\nمیرود و مخرج آبش از طرف انجمن و منجان است :\n\nتاریخ جرم\n\nدر زمان سابق حکومت جرم هم از میرهای بدخشان\nبود و عموماً در بین میرها نائره تخالف و عناد اشتعال ورزیده\nو جنگ و جدال و قتال در میان شان بر پاشده در نتیجه\nجانب غالب جمعیت مغلوب را با سکنه جرم سرو مال نمود\nهستی و ملکیت شانرا بباد فناء میدادند و جرم را متصرف\nشده یک هرج و مرج فوق العاده را تولید مینمودند از زمان\nسلطنت اعلیحضرت ضیاء المله و الدین که غاشیه\nاطاعت پادشاه افغانستان بر دوش اوشان افتاد\nازان زمان الی الآن در امن و امان آسوده حال\nو فارغ البال امرار حیات مینمایند :"}
{"book": "adl0011", "page": 235, "text": "جرم ۲۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nحکامیکه از طرف فغانستان بجرم حکمرانی کرده اند\nنمبر اسماء حکام موعد حکومت ملاحظات\n۱ جمعه خان کمیدان فالتو ٠ در عهد امیر شیر علیخان\n۲ خان بابا خان چنداولی ۴ سال ۳ سال از طرف نائب محمد علم\n۳ قمر الدینخان کابلی ۳ ً خان و باقی از حضور ضیاء\n۴ سیف الدینخان ساکن کوه جلگا کابلی ً ً الملته والدین\n۵ فقیر محمد خان ً قرغه ً ۴ ً\n۶ محمد یعقوبخان ً ً ً ۱۴ ً\n۷ عطا خان صاحبزاده ۱۳ ً\n۸ غلام نقشبند خان محمد زائی ۳ ماه\n۹ محمد سرور خان ارغندی ۱۲ سال\n۱۰ محمد ایاز خان محمد زائی ۳ ماه\n۱۱ احمد جانخان توخی ۴ ً\n۱۲ محمد جانخان ده افغانی یکسال\n۱۳ باز محمد خان فوفلزائی ً\n۱۴ شاه عبد الله خان ۴ ً\n۱۵ محمد انور خان"}
{"book": "adl0011", "page": 236, "text": "جرم ۲۰۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو در نفس جرم بازاریست که (۴۰) دکان\nدارد و (۲) مدرسه و ۱۲ سرای رعیتی موجود است\nاما با قشلاقهای قرب و جوار خود و در شنگ که متصل\nاوست و حکومتی و غیره محکمه جاتیکه در آنجاست تخمیناً\n(۳۰۰) خانه دار خواهد شد و حرارت تابستان آن\n(۹۵) درجه میباشد و مردم آن سفید چهره و خوش\nلباس میباشند زبان شان فارسی و علما، در بین شان\nبسیار و نفوس درۀ یمگان اندوی تخمین به (۲۰۰۰)\nخواهد رسید همه اهل سنت و جماعت اند و عدۀ نفس\nجرم و چند قشلاق های قرب آن اکثرمۀ نان شان سمر\nمیکنند و دره جات دور دست آن مثل اشنیگان و\nحوضان چندان پابند ستوری نمیباشند :\n\nصناعت، خوراک، پوشاک، اسلحه، غیره\nگندم، جو، شالی، باقلی، زغر، کوکنار، در املاک"}
{"book": "adl0011", "page": 237, "text": "جرم ۲۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nجرم در بهارک مروج است لکن اهل جرم زمینهای آبی را\nاکثر کوکنار میکارند و کمتری را گندم ، جو ، شالی و در املاک\nللمی تخم جو، گندم میپاشند زراعت آبی شان در آخر میزان\nو اول عقرب، للمی شان در حمل و ثور گشته ایام درویدن شان\nدر سرطان است و از فواکه توت ، گیلاس شان در آخر\nجوزا میرسد ، و کوکنار را بعضی در عقرب و برخی در حمل\nمیپاشند و حاصلات و فائده کلی از کوکنار دارند که تریاک\nآنرا هم میفروشند و هم بطرف یارکند و علاقه ختا و چین\nمردم آنرا بتجارت میبرند سوداگر خانه تریاک همین جرم است\nدر نفس جرم بغیر از کرباس بافی که بعضی اشخاص پنبه را\nاز دیگر جا آورده و کرباس بافته میفروشند یا کفش و چمپس\nدوزی میکنند و زنهای شان بجز کلاه دوزی ابریشمی دیگر\nصناعت ندارند مردمان بادیه نشین شان مثل دره پینگان\nو فرغان و غیره از پشم گوسفندان خود پلاس و برک و\nچکمن میسازند که رشتن پشم تعلق بزنها و بافتن آنرا مردان"}
{"book": "adl0011", "page": 238, "text": "جرم ۲۱۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nمیگذارند :\nمردم نفس جرم و قریب و نواحی آن خوش نما\nو خوش لباس اند بمثل مردم فیض آباد ۔ و اہل دہات\nشان متوسط الحال میباشند :\nبعضی از اقسقالبہا و اکاسران یگان تفنگ پر\nانگریزی را مالک اند و باقی شان تفنگ ہای فلیته ئی را\nاستعمال در شکار میکنند و تمام علاقه مکان جرم (۲۰۰)\nتفنگ تخمیناً خواهد بود اما شمشیر و کارد بغایت کمیاب است\nزیرا که شوق یراق و اسلحه را کس ندارد . و از قسم شکار\nدر زمستان آہو و کبک و مرغ دشتی که آنرا چرده میگویند\nشکار میشود و در تابستان بلبل ہزار داستان بسیار\nدر باغات اینجا خوش نوائی میکند ."}
{"book": "adl0011", "page": 239, "text": "جرم ۲۱۲ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nاسماء معتبرین و صاحبان رسوخ جرم\n\nنمبر | اسم | نمبر | اسم\n\n۱ | مولوی محمد قاسم | ۱۳ | حضرت غلام صاحب مجددی\n۲ | داملا ی حصارک ملا عبدالجلیل | ۱۴ | عاشور بیگ خان وکیل\n۳ | ایشانجان از اہل سادات | ۱۵ | ملا نیاز محمد طبیب\n۴ | قشقا بیگ وکیل | ۱۶ | سید عبدالقیوم خان\n۵ | سرفراز خان اقسقال سابقه | ۱۷ | محمد علیخان خوستک\n۶ | سید عبدالله تاجر | ۱۸ | ایشان زمانشاه توج جرم\n۷ | هزاره بیگ خوستک | ۱۹ | شریف بای\n۸ | حق نظر بیگ کهیب | | \n۹ | ملا میرزا سید | | \n۱۰ | آقا میر شاه خوانداب | | \n۱۱ | مولوی میرزا شاه | | \n۱۲ | اقسقال سابقه محمد سعید خان | |"}
{"book": "adl0011", "page": 240, "text": "جرم ۲۱۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nراه ها\nبطرف شمال راهی به بهارک و غرباً بسوی سوچ و کلان\nو حضرت سعید و کان لاجورد و سرب و یک راه کلان بآشام\nبسوی تنگی کران جانب غربی دریای کوکچه بدست راست\nو دیگری بسمت منجان تیر رفته و یک طریقی ازینجا ورسج را\nعبور کنان سچا کران میرود [ ورسج موضعی است که در بین\nآن دریا میرود و بهر دو طرف آن آبادی است و اهالی اینجا\nاکثر زراعت کار و برخی کلیم بافی و غیره اشتغال دارند ] و یکی\nاز فیض آباد پهلوی دریا آمده بجرم پیوسته مگر قدری دورتر\nاست و راه نزدیک از دره خاش دارد که در زمستان از کثرت\nبرفباری بند میشود و در تابستان کشاده و جاریست و راه\nلب دریا در زمستان و تابستان جاریست بند نمیشود و از\nفیض آباد تا بهارک (۱۴) کروه و از بهارک تا جرم (۲)\nکروه فاصله میباشد *"}
{"book": "adl0011", "page": 241, "text": "خاش ۴۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nخاش\nیکی از اضلاع ملحقه جرم دره ایست که خاش نام\nدارد تخمیناً (۸) کروه از وی فاصله خواهد داشت در بلندی\nکوهی واقع شده که ارتفاع آن (۷۱۱۰) فیت است و آب\nو هوای آن سرد و اشجار میوه دار ندارد و غیر از درخت بید\nو سفیدار بدانجا دگر چیز مشاهده نمیشود و مردم آن کلته تای\nمیباشند کر و قشلاق شان که از قوم تاجک است\nو زبان فارسی دارند و باقی شان بغیر از ترکی دگر چیز نمیدانند\nو تحت حکومت جرم میباشند زراعت گندم و جو\nشان بواسطه سردی هوا در ثور کاشته و در سنبله درو\nمیشود و زمین آبی شان نسبت به للمی کمتر است، مرغزارها\nو چمن و چرا گاههای خوب دارد *\nاما از فیض آباد دور است و راهئیکه بدان رفته چون\nکوتل دار و دشوار گذار افتاده است و خودش هم بیکمقام"}
{"book": "adl0011", "page": 242, "text": "خاش ۳۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان\nمرتفع و وسیع و سرسبز واقع بوده که خنک خوب دارد و در ایام\nبهار حتی در موقع درو متصل بربیع ممکن نیست که انسان بدون\nخانه و آتش گذاره در آنجا کرده تواند زراعت آنجا عموماً\nللمی و کوکنار بسیار خوبی در آنجا کشت میشود\nراهها\nاز طرف شمال راه فیض آباد و از جنوب شرقی و جنوبی\nراه جرم و غربا راهی بسوی ارگو و دراهم وایضاً از حد ده پا\nیک راهی دیگر گرکسی و پیازی را قطع کنان بدراعم و ارگو\nموصول میشود و بطرف جنوبی آن قشلاق ده نو و مصوب\nشمالش مقام آن کشت و کوه است که بهمین مقام زراع\nللمی هم بعمل می آید و بسمت غربی آن ده پاره است :"}
{"book": "adl0011", "page": 243, "text": "خاش ۲۱۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسامی قشلاقهای خاش\nنمر | اسم قشلاق | نمر | اسم قشلاق\n۱ | سر لوقه ترک | ۷ | دو نوقوم ترک\n۲ | نوقلق \" | ۸ | اور نعت \"\n۳ | شاران \" | ۹ | گزر \"\n۴ | مغلان \" | ۱۰ | ده پاره قوم تاجک\n۵ | درخان \" | ۱۱ | تاجکه \"\n۶ | کج گردن \" | | \n\nمهمه گی خانه داری دره مذکور (۵۰۰) در حساب\nمی آید و نفوس شان به (۲۰۰۰) میرسید\nمالداری شان کم است از پشم آن پلاس میبافند\nو بعضی برک وطنی ساخته از ان چکمن میدوزند خوراک مردم\nمذکور آش گندم و باقلی و نان است و لباس شان کرباس\nو بعضی معتبرین شان صحن کوره نیز میپوشند - وزنهایشان"}
{"book": "adl0011", "page": 244, "text": "یمکان ۳۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشتر ندارند بهمراه مرد های خود در جمع آوری زراعت معاونت\nمینمایند :\n(مضافات جرم منتهی بتگابهای ذیل میشود)\nاول تگاب یمکان است\nکه دو طرف دهات علاقه جرم و پایانتر ازان تا د هان یمگی\nکه ان یمکان گفته میشود :\nاسامی قشلاقهای یمکان بقرار ذیل است که در جدول\nنشان داده میشود :\n\nاسامی قشلاقهای جرم و دره یمکان\n\nاسم قشلاق\nتعداد خان\nاسم قشلاق\nتعداد خان\n\nگذر چوبگری و آهنگری\n۶۲\nقشلاق سوچ فاصله از جرم کروه ۴\n۲۰۰\n\nقشلاق چگها ترک\n۶۰\nموضع غرمی « ۱۳ کروه\n۳۰۰\n\nنفس جرم و دشتک\n۳۰۰\nقشلاق کلفزار « ۱۴ «\n۱۵۵"}
{"book": "adl0011", "page": 245, "text": "یمکان ۲۱۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nنوجرم نا جک ۴۰ خواری ۵\nفرانداب \" ۱۰۰ دره بزرگ ۱۵\nفرغامرد فاصله ده کروه ۳۰ قشلاق پیکان فاصله ۱ کروه ۵۰\nفرغامنج از جرم فاصله ۱/۲۱ کروه ۱۷۳ \" حضرت سید فاصله\nکتیب فاصله ۱/۲ ۱ کروه ۴۰ ۱۵ کروه ۱۲۰\nکجیپ \" (۱) کروه ۱۲۱ تلویچ ۲۰\nولاریب \" (۲) کروه ۱۵ قشلاق اسپیچی فاصله ۱/۲ کروه ۱۴\nدره خوسنک فاصله (۳) کروه ۳۰۰ دره اشپیکا \" (۱۹) کروه ۱۹۹\nدره جوخان بقرب پیکان ۳۰ فاصله طول خود دره\nیرغس ۱۰ اشپیگان ده کروه\nو از دره یمکان بالاتر یک دره تنگی است که دریا پامیر بین\nآن آمده ـ و در همین تنگی مذکور کان لاجورد و سرب است\nو از دهان تنگی مذکور تا حد قشلاق اسکانر که وسط دره کران\nمیباشد در ۳/۴ ، کروه راه است و کوتهما هم در عرض راهش"}
{"book": "adl0011", "page": 246, "text": "پیمکان\n۲۱۹\nرهنمای قطغن بدخشان\n\nموجود است :\nپلها\nیک پل در راه بهارک واقع است و دیگری در حد\nسوچ برائیکه بطرف اسکان و خوستک میرود و یکی در یمن\nتنگی کران است دریائیکه از انجمن می آید در حد اسکا زر\nکران با دریای منجان ملحق میشود و یک پل در حد اسکازر\nواقع است این همه پلها چوبی میباشند :"}
{"book": "adl0011", "page": 247, "text": "وردوج ۲۲۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدوم تکاب وردوج است\n\nاین موضع نیز تحت حکومت جرم بود بمیان درۀ\nشرقی و غربی که در پایسے آن از زیباک می‌آید در زیر بهارک\nب دریای کوکچه ملحق میشود - طول درۀ مذکوره از قرب بهارک\nتا زیباک (۲۸) گروه میباشد - چنانچه از رباط سر چشمه بهارک\nتا رباط چاکران وردوج (۸) گروه و از آنجا تا رباط سفید\nدره (۸) گروه فاصله دارد : بعض\nو عرض درۀ مذکور در بعض مقام (۱/۲) گروه و در\nجاها کمتر از ان است :\nدو رباط نیز دارد یکی رباط چاکران که ارتفاع آن\n(۶۱۰۰) فیت است دوم رباط سفید دره است که ارتفاعش\n(۷۷۰۰) فیت است\nمردم آن سفید چهره و فارسی زبان است و در قوم"}
{"book": "adl0011", "page": 248, "text": "در مندرج\n۲۲۱\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nسه طائفه اند چند قشلاق شان ترک اند و چند دیگر تاجک\nو دو قشلاق دیگر که زیواک قریب اند شیعه آغانی خانی\nمیباشند :\n\nاسماء قشلاقهای تکاب وردوج\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\n\nبردار قوم تاجک\n۱۶\nصوفیان قوم تاجک\n۱۴\nخوش دره\n۸\nسہرک\n۴\nشاکان\n۱۲\nرخسار\n۶\nدستک در بلندی کوه\n۱۲\nخاسپین\n۱۰\nداخل\n۶\nپس\n۱۴\nترنگ\n۱۱\nایچ کرو\n۸\nبرایرا\n۱۵\nده قلات\n۲۰\nغوج دج\n۸\nکزده آغای خانی\n۲۴\nاشترب\n۱۰\nکویک\n۱۲"}
{"book": "adl0011", "page": 249, "text": "وردوج ۲۲۲ رهنمای قطغن بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nقربان بای علی قتل ترک ۳ یال نافک و ترک ۳۰\nاز غنچه \" ۸ شکران \" ۱۰۰\nخیرو \" ۸ خنیوه \" ۱۵\nاشکان \" ۳۰ زو \" ۱۵\nاشتاکن \" ۲۴ باشن \" ۲۴\nاخیره تابک و ترک ۱۵ سفید دره قوم و مریدان غائی ۳۰\nغچان در بلندی کوه \" ۲۰ چهل تن \" \" ۱۲\nقریه جات وردوج تا چهل تن تمام میشود - و درین\nچهل تن و زیابک یک برج سنگی واقع است که حدود\nچراگاه وردوج و زیباک را حداً نموده است :\nصناعت خوراک پوشاک اسلحه وغیره\nجو ، گندم ، باقلی ، ارزن ، مشنگ ، کلو را\nدر حمل و ثور میپاشند و در سنبله درو میکنند املاک آبی"}
{"book": "adl0011", "page": 250, "text": "وردوج ۲۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nدلمی دارند :\nقوم ترک از پشم گوسفند پلاس ، چکن ، جراب\nمیسازند - قوم تاجک بدون از دهقانی بدیگر کسب و کار\nواقفیت ندارند - زنهای شان تا قشلاق چاکران بستر رولاند\nو از ان بالاتر ازین قیود فارغند :\nدر خوراک و پوشاک متوسط الحال بوده یعنی گاهی\nنان و گاهی آش را استعمال میدارند اما در لباس مثل مردم\nبهارک و جرم اند :\nبعضی اشخاص معتبرشان البته سه چهار میل تفنگ\nخوب دارند اما باقی نفری شان یکان تفنگ فلیته ئی را\nجهت شکار آهو استعمال مینمایند - که همه تفنگهای شان\nبه (۴۰) میل نخواهد رسید :\nو نفوسش تخمیناً به (۴۰۰۰) خواهد رسید -\nراههائیکه از وردوج فریباک رفته اکثر هموار است\nمگر بعضی راههائیکه بر پوزه کوه و لب دریا واقع باشد آنرا"}
{"book": "adl0011", "page": 251, "text": "وردوج ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nآب برده و خراب شده لایق آبادی قابل مرمت کاری میباشند\nمردم مذکور نیز در سابق تحت حکومت میرهای بدخشان\nبود و در عهد حضرت ضیاء الملة والدین بدار دولت علیه\nافغانستان درآمده - در مهد عافیت افتاده عمرشان\nبه آرامی و شاد کامی میگذرد :\n\nاسامی اعزه و صاحب رسوخ بخا و وردوج\n\nنمبر | اسم | نمبر | اسم\n۱ | معارف اتکا شیخ داملا محمد امین | ۶ | ملا عبدالکریم تکجران\n۲ | میرجان خان میر میرداری | ۷ | شعبان - صوفیان\n۳ | حبیب الله خان وکیل دره مذکور | ۸ | ملا پیر نادی تکران\n۴ | عمر اخان اقسقال علاقه کاخان | ۹ | داؤد سفید دره\n| | ۱۰ | خدا بخش زوه\n۵ | زید الله خان // | ۱۱ | نائب نور محمد خان چاکران"}
{"book": "adl0011", "page": 252, "text": "بهارک ۲۲۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nبهارک و درۀ زردیو\n\nتکاب سوم جرم دره زردیو است که\nتمام آبادی بهارک بواسطه این تکاب میباشد مرکز\nدره مذکور مشتملبر قشلاقهای بهارک است - ومنتهای\nآن دره زردیو است و موضع مذکوره شمالی و جنوبی افتاده\nو آبریزه اش از سر غلان و کوتی یا غرده می آید که کوتل یا غردو\nدر بین سر غلان و بخارزان واقع است [بیان غاران در\nموقع خودش می آید] مردم بهارک، زردیو، سر غلان در\nقوم تاجک و اهل سنت و جماعت اند در رنگ سفید چهره\nو زبان فارسی دارند *\nبهارک\nاین موضع بارتفاع (۵۵۰۰) فیت و بمسافه (۴)"}
{"book": "adl0011", "page": 253, "text": "بهارک ۲۲۶ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nگروه راه دور از بیحوج زردیو بیک مقام مرتفع و وسیع\nو آب و هوای خوش افتاده یک منزل و باغ خوب پر میوه\nرا درینجا جرنیل تاج محمد خان مرحوم ساخته است و در عرض\nراهش از دریای زردیو عبور کرده میشود و با یک جنگل شیر سگ\nو سیاه خار و باقی اشجار جنگلی که در بین آن خنازیر هم\nبسیار است تصادف میگردد و از بهارک بمسافه (۸)\nگروه دورتر پل تنگ واقع است که ارتفاع آن ازینجا\nتا فیض آباد (۲) گروه مسافت است :\n\nقشلاقهای بهارک ، زردیو ، سر غلان\n\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\n--- | --- | --- | ---\nاصل بهارک | ۴۰ | سرشهر | ۴\nربائی | ۲۸ | خیرآباد | ۱۰\nچیچی پر دار | ۲۰ | پایان شهر | ۱۰\n\" مزار | ۲۸ | ولا سر پل تنگ | \nفربراغ | ۲۸ | زنغ خوره |"}
{"book": "adl0011", "page": 254, "text": "۲۲۶ راهنمای قطغن بدخشان\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nاسم قشلاق\nتعداد خانه\nیباب\n۱۸\nپارخاب\n۲۰\nیوشت\n۱۰\nپس خم\n۵\nغزایو\n۵۰\nپچوچ\n۲۰\nمغائب\n۲۰\nملنگاو\n۱۳۰\nتنگیو\n۵۰\nقشلاق نزار\n۶\nلوچیو\n۳\nسنج چیو\n۲۰\nای وینک\n۲۰\nیاسیچ\n۶\nعدهٔ نفوس این هر سه موضع به (۴۰۰۰) میرسد خانه‌های شان از قسم بلخان است در اوضاع و اطوار و لباس مثل مردم جرم میباشند ـ بلخان عبارت از یک سرای کلان است که دران چند خاندان مثل پدر و عم و خال و خاله و عمه و دیگر اقارب با هم یکجا گذاره میکنند، در آتیه ذکر مفصل او میآید :"}
{"book": "adl0011", "page": 255, "text": "بهارک ۲۲۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nفواکهه\nبهارک ، وزردیو دارای توت ، زرد آلو، شفتالو\nآلوبالو ، بهی ، سیب، انگور تاک بسیار خوب و چهار مغز\nاست توت و گیلاس آن در آخر جوزا پخته میشود و در سهر غلان\nتنها چهار مغز بحاصل می آید و دیگر فواکه ندارد :\nراه ها و ستادگاه\nموضع بهارک در بدخشان از برای اقامت فوجی\nو استحکام دولتی از دیگر مقامات بهتر و خوبتر است زیرا که\nبهر طرف چه بداخلہ و چه بخارجه نزدیک است چنانچه از\nبهارک تاکابل براه انجمن (۱۰) روزه و تا اسمار نیز بهفت\nمنزل و تا چترار از راه زیباک (۶) روزه و به واخان پامیر\nهمان منوال قریب است و به شغنان از راه دشت شیوه\nبدو روز میرسند و دشتهای فراخ و آب وافر هم دارد"}
{"book": "adl0011", "page": 256, "text": "بهارک ۲۲۹ راهنمای قطغن بدخشان\nکه گنجایش آبادی بسیار را دارا است و هوایش نیز\nمانند جرم باعتدال است :\nزراعت خوراک پوشاک اسلحه غیره\nگندم ، جو ، شالی ، در نفس بهارک کمتر میشود\nاما کوکنار را بیشتر میکارند ـ و در سرغیلان مثل آن اما\nهوای سرغیلان سردتر است در آنجا کوکنار مروج نیست گندم\nجو ، ارزن ، باقلی ، بیشتر است در ثور زراعت نموده در\nسنبله میدروند :\nاز پشم گدها بکها میسازند و چکمن خوب از سرغیلان\nمی برآید و از پشم بز پلاس میسازند و جراب بافی نیز میکنند\nو چپس دوزی را همیشه دارند و مردم سرغیلان پوستین چه\nو پوستین هم از پوست گدی مرتب مینمایند :\nخواص شان نان گندم ، جو ، آش گندم در خورد\nاستعمال دارند و عوام شان اکثر اوقات آش باقلی تنها"}
{"book": "adl0011", "page": 257, "text": "بهارک ٢٣٠ راهنمای قطغن و بدخشان\nاوقات نان گندم را استعمال مینمایند و میوهانرا طعامیکه\nمرغوب باشد میدهند :\nدر پوشاک نیز خواص شان لباس شایسته\nمیپوشند و عوام شان که دهقان پیشه و کم بضاعت اند\nکرباس، چکمن، برزو، پوستین چه، پوستین وطنی، چمپس را\nاستعمال میدارند. وزنهای دهاقین شان البسه کثیف\nداشته همراه مردهای خود در جمع آوری زراعت و دیگر\nکارهای شرکت مینمایند و روپوشی ندارند. و نیز علماء و دین\nشان موجود است که بمثل معتبرین شهرند لباس خود پاکیزگی\nرا بکار برده جامه های نفیس را استعمال مینمایند و زنهای شان\nمعتبر و علماء شان ستر و روپوشی را عادت دارند:\nبعضی اشخاص که شوق شکار دارند سگان فلیته ئی را\nنگهداشته شکار میکنند و دیگران شوق یراق را ندارند\nچنانچه در هر سه محل البته پنجاه میل تفنگ فلیته ئی خواهد\nبود:"}
{"book": "adl0011", "page": 258, "text": "بهارک ۲۳۱ راهنمای قطغن و بدخشان\nمرض تب صفراوی و ریزش درینحدودات کثیر\nاست اکثر رنجوری محرقه بمردم آنجا عاید وجهت صحت\nبرای عموم بیماران خویش کشک جو ، خاکشیر، آب زلال،\nخشک، کاسنی را استعمال مینمایند واکثر غذای مریض را\nآش آرد گندم مقرر مینمایند طبیب هم درین ملک نیست\nو سکنه اینجا بخوردن مسهل نیز عادی نیستند :\nدر قدیم هر کسیکه در بدخشان میر و کلان گفته میشد\nتحت حکومت اومی بودند و در عهد سلطنت امیر شیرعلیخان\nمرحوم غاشیه اطاعت دولت افغانستان بر دوش\nشان افتاده بود و ۱۲ سال بزیر سایه پادشاهی پرورانیده\nشدند ـ بعد از ان پانزده سال در ایام فتور\nافغانستان تسلط میرها پیدا شده ـ بعد از انکه اعلیحضرت\nضیاء الملة والدین امیر عبدالرحمن خان مرحوم زیب افزای\nسریر سلطنت کابل گردیده سردار عبدالله خان در بدخشان\nآمد از آنوقت تا حال در ظل عاطفت پادشاهان افغانستا[ن]"}
{"book": "adl0011", "page": 259, "text": "بهارک ۲۳۲ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nمرفه الحال میباشند :\nاسماء معتبرین و صاحب رسوخ بهارک\nنمبر | اسم | نمبر | اسم\n۱ | ایشان معصوم مدرس مرغیلان | ۱۲ | حاجی ملا آدینه پنجنگیو مرغیلان\n۲ | ملا سید قاسم متولی مزار \" | ۱۳ | حاجی حبیب الله پارخاو\n۳ | داملا نیاز محمد پنجنگیو | ۱۴ | میر محمد خانصاحبزاده غزالیو\n۴ | نائب محمد صفی پس خم | ۱۵ | ارباب سنگین محمد قریه دار\n۵ | وکیل محمد یوسف خان پنجنگیو | ۱۶ | عبد الرشید خان غزالیو\n۶ | سقال عبدالله خان مزاری | ۱۷ | ایشان سچوچ\n۷ | سید فخر الدینخان غزالیو | ۱۸ | فیض الله بیگ ملنگاو\n۸ | محمد شریف خان قریه دار ملنگاو | ۱۹ | داملا برهان الدین بهارک\n۹ | ایشان حضرت خان خفچی | |\n۱۰ | میرزا امین بهارک | |\n۱۱ | داملا شمس الدین مرغیلان | |"}
{"book": "adl0011", "page": 260, "text": "بهارک ۲۳۳ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nراهها\n\nاز نفس بهارک بچهار طرف یعنی یکراه بفیض آباد\nو یکی بجرم و یکی به زیباک و یکی به زر دیو و یکی به شیوه و شغنان\nمیرود و از سر غیلان یکراه به غاران و یکی بدشت شیوه رفته\nو از زر دیو نیز بدشت شیوه راه دارد :\nمیچوچ و زردیو نیز یکی از مقامات حرم است که بعد ان\n(۱۲) کروه راه از دوآب شیوه بارتفاع میباشد و در آنجا\nدره بنام زردیو دونگه در میان آن راهی بسوی بهارک\nو یکراه بطرف سرغیلان میرود و به اغره غاران منتهی میشود\nوزاراعت و فواکه خوب دارد، و در عرض راهش کوتلی\nاست که آنرا گلستان مینامند و در اکثر حصص راه\nدرختهای ارچه و دیگر اشجار موجود اند :"}
{"book": "adl0011", "page": 261, "text": "به سارک ۲۳۴۶ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nجدول مالشماری جرم و خاش\nو ملحقات آن\n\nاشتر اسپ گاو و مرکب گوسفند\n(۱۲) (۱۵۷۵) (۹۴۰۲) (۵۶۳۵۳)"}
{"book": "adl0011", "page": 262, "text": "نقشه کران و انجمن و خنجان\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل\nمعادل ۲ ۱/۲ کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 263, "text": "کران ۲۳۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nکران ، انجمن منجان\nاز جرم تادهان تنگی کران یمکان گفته میشود.\nو در بین تنگی مذکور در دو جا اندک آبادی است که منزلگاه\nمترددین میباشد و یکیجا را که پایانتر از کان لاجورد است\nرباطک مینامند چهار خانه وار میباشند و دیگر که بالاتر\nاز کان لاجورد است و قریب بکان سرب پردره نام\nدارد دو خانه زمین دارد سه خانه از دهاقین شان انستی جا است\nراه ها از پروردۀ راهی به قشلاق اسکانر میرسد و ازان موضع\nیک سرک بطرف غربی رفته به انجمن رسیده است و این\nراه بکابل نیز رفته که از انجمن بموعد دپنجروز ، به کابل میرسد\nلکن در زمستان از کثرت برفباری مسدود میشود و\nسرک دیگر شرقا بطرف منجان میرود و از منجان برابر بطرف\nکتوری است و الی یا فته است :"}
{"book": "adl0011", "page": 264, "text": "کران ۲۳۶ راهنمای قطغن و بدخشان\nدره کران تا انجمن شرقی و غربی افتاده یک\nدریا از طرف انجمن و یکی از جانب منجان می آید هر دو در\nقرب اسکا ز ریکجا شده براه همان تنگی طرف جرم میرود\nکه دریای کوکچه عبارت از همان دریا هست و کران یک\nجنگل بید غمه دارد که بقدر (۳) کروه وسعت آن میباشد\n\nدهات کران و انجمن\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\n--- | --- | --- | ---\nاسکا زر | ۴۰ | از له | ۱۵\nرباط | ۲۰ | سکوئی | ۱۶\nبالا کران | ۱۵ | انجمن | ۱۰۰\n\nزبان مردم کران و انجمن فارسی است در قوم\nتاجک اند چهره های شان سفید و مذهب شان از اهل\nسنت و جماعت است لکن اهل دو قریه آنها که منجان"}
{"book": "adl0011", "page": 265, "text": "کران ۲۳۷ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nقریب اند و عبارت از رباط و سکوئی است شیعه میباشند\nو نفوس شان به (۱۰۰۰) میرسد و طالبان علم هم در بین\nشان پیدا میشود و طول دره کران و انجمن تخمیناً (۲۶)\nکره مسافت خواهد داشت :\n\nصناعت، خوراک، پوشاک\n\nزنهاشان پشم برای برک و جراب میرسند و مرد هایشان\nبرک بافی میکنند خصوص برک منجان از رقم اعلی محسوب\nاست - و پلاس بافی نیز میکنند :\nاکثریه خوراکه مردم مذکور آش باقلی و نان جو و گندم است\nو پوشاک آنها کرباس و حکم و استعمال صحن کوره را هم مینمایند و\nخاص در قریه انجمن چونکه رفت و آمد سودا گرها بیشتر است اکثر عورات\nشان چیت ابریشمی میپوشند و نسبت بدیگر مردمان اسلحه و یراق شان نیز\nافزونتر است و مردمش صاحب استطاعت میباشند و شجار میوه دار در ملک\nشان نیست اما بعضی احجار درختهای زرد آلو پیدا میشود که از سبب خنکی به\nپختن نمیرسد البته در بعضی سنوات گرم ثمر میگیرد اما ذائقه آن تلخ میباشد :"}
{"book": "adl0011", "page": 266, "text": "منجان ٢٣٨ راهنمای قطغن بدخشان\n\nمنجان\nدره منجان شمالی و جنوبی افتاده پنج کروه مسافت دارد و زبان مردمش علیحده است و قوم شیعه آغای خانی میباشند هوای ملک شان سرد و برنگ خود سفید چهره اند چونکه علماء در بین شان نیست بر رسوم دین خود هم نمیدانند و هر چه که پیرهای شان امر نمایند انحراف ازان نمیکنند و پیر خود را بنا بر تعظیم شاه میگویند و در متابعت او آنقدر جانفشانی دارند که اختیار صغار و کبار خود را از و دانسته و میدانند و چون از یک قشلاق پیرشان بدیگر قشلاق مراجعت کند زن و مرد آن قشلاق باستقبال برآمده مراسم تعظیم را بجا آورده پابوسی رکاب و دست او را میکنند و از نقد و جنس عشر تمام اموال خود را هر ساله جدا نموده بخلیفه هائیکه از طرف پیرشان مقررند میدهند و آنها"}
{"book": "adl0011", "page": 267, "text": "منجان ۲۳۹ راهنمای قطغن و بدخشان\nبه پیرهای شان میرسانند و پیرهای شان چیزی را به پیش پیر\nخود رسانیده و برخی را به آغا های خان در بمبئی میبرند فی الواقـع\nهمین عشر را فدیه نماز و روزه خود میدانند بنا بران از نما\nو روزه برای خود فراغت حاصل کرده اند اما بعضی رو\nشناس شان که بدیگرجا میروند از بیم و شرم دیگران\nنماز میخوانند و اگر مهمان معتبر در ملک شان بیاید درانصورـت\nتتر بعضی از آنها بنماز ایستاده میشوند. والا نه در قشلاق\nهای خودشان نماز و روزه و آذان نیست :\nدهات منجان\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nشاهران ۸۰ تگاب د مغلول ۱۰\nده ابتی ۱۵ ویلو ۱۰\nغنه ۳۰ شاه پری ۱۲\nسر جنگل ۱۰ میان ده ۲۵\nیغدک و بنام ۱۵ قلعه شاه ۱۰\nتلمی ۳۰ تا و ۶"}
{"book": "adl0011", "page": 268, "text": "سنجان ۲۴۰ راهنمای قطغن و بدخشان\nراهها\nیک راه از مقام ناو که سرک پادشاهی است\nبطرف پارون نورستان و پیچ و کنر و اسمار رفته و از ده\nنگاب و مغنول نیز راهی بنورستان کامدیش و بریکوت و\nاسمار میرود اما راهش براه پیاده رو آسان و بسوار دشوار\nاست و نیز از مغنول راه دیگر که سرک پادشاهی است بجان\nسنگلیچ وزباک رفته - واگر رفتن چترار را کسی آرزو داشته\nباشد به سنگلیچ نارسیده از حد توپخانه بطرف چترار میرسد.\nصناعت خوراک پوشاک\nمردم مذکور غیر از برک، باقی که پشم گڈی راز بزهای\nشان ریشته اند مردهای شان می بافند و چکمن را هم زنهای\nشان میدوزند- دیگر کسب و کار ندارند، اکثر نفری شان\nاز فیض آبا نمک را به پشت خود آورده بعلاقه نورستان برده"}
{"book": "adl0011", "page": 269, "text": "انقوج منجان ۲۴۱ ورهای قطغن و بدخشان\nبه پشم و روغن و پوست و پلاس بدل نموده گذران\nغریبی خود را انان مینمایند زمین داری مردم مذکور ترست\nو به پشت خود در آخر زمستان ریگ و خاک را آورده\nزیر پای گاوهای خود دو سه روز انداخته تا همراه پاره\nخلط شود، باز آنرا برده در کردهای خود می اندازند\nزیرا که زمین شان بدون پاره حاصل نمیدهد - گندم\nجو، مشنگ را در ثور کشته و در سنبله میدروند و فواکه\nهیچ ندارند : خوردن شان عموماً آش مشنگ است\nو نان گندم و جو کسانیکه قدری استعداد دارند در بعضی\nاوقات گوشت هم میخورند- اما گوشت و روغن بسیار\nکمتر در آنجا میسر میشود- و لباس شان عموماً کرباس\nو چکمن و برزو و پوست میباشد که پوست کڈک را آتش\nداده ازان پوستین میسازند و روزانه و شبانه میپوشند\nکسانیکه اندک استعداد پیدا کرده باشد صحن از طرف سیما\nیا چترار آورده لباس مردانه و از چیت لباس زنانه خود را میکنند"}
{"book": "adl0011", "page": 270, "text": "انجمن و منجان ۲۴۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nایام عید را تبریک نموده لباس نویا شسته\nپوشیده نماز عید را از چند قشلاق جمع شده در یک قشلان\nکلان میخوانند اما روز نوروز را افزونتر از روز عید احترام\nنموده خانه های خود را کاملاً از صحن تا سقف و دیوارها رفته\nو آرد بدیوار و سقف میزنند و منقش مینمایند و لباسهای\nجدید پوشیده یکدیگر را طعامهای خوب میدهند\nاسلحه در میان منجان که عده نفوس شان تا یکنیم هزار\nمیرسد چندان نیست، تنها به نزد اشخاصیکه شایق صید\nو شکار میباشند تقریباً سی چهل میل تفنگ فلیته ئی\nموجود خواهد بود و کارد و شمشیر و دیگر آلات جارحه‌شان زیاده\nاز پنج یا شش قبضه نخواهد بود *\n\nاعطای کنیز در سابق بعوض مالیات\n\nدر ازمنه سابقه که حکمرانی بدخشان تحت اقتدار میرهای\nبدخشی بود سکنه این اضلاع در عوض مالیات شان سالیانه"}
{"book": "adl0011", "page": 271, "text": "انجمن و منجان ۲۴۳ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nدو نفر کنیز برای میر های خویش میدادند :\nوقتیکه بدخشان زیر اقتدار دولت علیه افغانستان\nآمد حضرت ضیاء المله والدین نیز چند سال همان قرار داد سنات\nرا از آنها منظور داشت چون در اواخر سلطنت کافرستان\nفتح و مردم آن بشرف اسلام مشرف شدند خرید کنیز از آنها\nموقوف شد عوض همان دو کنیز بر مردم منجان سه صد روپیه\nنقد مالیه بسته شد تا حال همان سه صد روپیه بست مالیه\nشان است - و در سنوات گذشته تحت حکومت زیباک\nبودند الحال در تشکیل جدید علاقه دار علیحده از حکومتی کلان\nبدخشان در منجان و کران و انجمن مقرر است :\n\nتعداد مالشماری انجمن و منجان\n\nاسپ | گاو و مرکب | گوسفند\n(۱۱۱) | (۸۹۲) | (۴۱۴۹)"}
{"book": "adl0011", "page": 272, "text": "زیباک ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nزیباک\n\nاین دره شمالی و جنوبی واقع شده که ارتفاع آن (۹۲۵۰) فیت و مسافتش از تیرگران (۱۱) کروه است و مذهب شان آقائی خانی و لباس و خوراک شان پریشان و خوار است زمین های وسیع و سرسبز و چمن زار های کلان دارد - و هوای تابستانش (۹۰) درجه میباشد *\nیک دریا از سمت جنوبی که سنگلیچ است و دیگر از طرف شمال همان دره آمده هر دو در زیر زیباک بقریه قشگادخانه ملحق شده بدرۀ وردوج میرود - مردم آن زبان فارسی دارند - مگر دو قشلاق سمت جنوبی آن که سنگلیچ است زبان علیحده دارند - در اطراف زیباک کان [سیز؟] رقم اعلی است که حاجت بسحق ندارد موجود است"}
{"book": "adl0011", "page": 273, "text": "نقشه زیبک و علاقه آن که اشکاشم و غاران میباشد\n\nمقياس\nيك انچ مساوی به يك میل انگریزی\nمعادل ٢٥ کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 274, "text": "زیباک ۲۴۵ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nمیل برای سرمه از سنگ خود سرمه تیار کرده بچشم میکشند\nو مردم زیباک این میل سرمه را باصطلاح خود مجال مینمایند\n\nتفصیل قشلاقهای زیباک\n\nاسم قشلاق\nتعداد بخان\nاسم قشلاق\nتعداد بخان\n\nنفس زیباک\n۵۰\nگاوخانه که غرباً بمقابل زیباک است\n۳۸\n\nجنوبی زیباک\nقشلاق گده\n۳\nدشت رباط\n۵\n\nده کل\n\"\nفارغ\n۸\n\nاسکتول\n۱۵\nسنگلچ\n۱۵\n\nو در بعضی اوقات بادهای مخالف هم درین مقام\nمیوزد. و اهالی اینجا زیاده تر از عشگاو ها کار میگیرند *\n\nراهها\nیک سرک پادشاهی از زیباک بطرف سنگلچ رفته که"}
{"book": "adl0011", "page": 275, "text": "زیباک\n۲۶۶\nرهای قطغن و بدخشان\n\nکه تا آنجا از زیباک یک منزل است و از آنجا مردم دیگر\nروز را بیخ کوتل چترال میرسانند و روز سوم از کوتل گذشته\nبعلاقه و دبات چترال رسیده روز چهارم به دروش که\nچهاونی و بازار است میرسند و چهار ماه تابستان راه\nمذکور کشاده و جاری است و بدیگر اوقات دائما از سبب\nبرف بند و مسدود میباشد - بطرف جنوبی زیباک یکراه\nبسنگلچ که شش کروه دور است میرود و از آنجا بحوض\nشاه رفته در آنجا بدو شعبه منقسم شده یکی بطرف منجان\nو دیگری بسوی چترال میرود و یکراه دیگر از دیوه گل بخترال\nمیرسد و علاوه بر ان ازین مقام بسیار راه های پیاده\nرو بسوی چترال رفته است ـ و اگر کسی بخواهد که بسوی\nمنجان از سنگلیچ بالا تر ممکن است که آنرا توپچا نسیگرایام\nو درین عرض راه چترال یک پیره نظامی نیز مقرر میباشد\nیک برج و سه چهار خانه و یک رباط کوچک تیر دار که سوداگران\nاز هر دو طرف شب خود را در ان رباط میگذرانند و سکونت نظامی"}
{"book": "adl0011", "page": 276, "text": "زیباک\n۲۴۶\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nدرمان برج و خانه ها میباشد از همانجا راه بجانب منجان\nرفته که از سنگ لیچ همروزه بمنجان میرسند و یگراه دیگر\nنیز از زیباک به چترال میرسد اما راه سوار نیست چون\nسوداگرها در زمستان مال تجارت خود را باینطریق\nمی آورند مردم چتراری را کرایه داده آنها اموال اثقال\nشانرا به پشت خود تا زیباک میرسانند و بعد از ان زیباکی ها\nبه یابو و دیگر بارگیر بار کرده بفیض آباد میبرند و هذا القیاس\nاگر سوداگر ها ازینطرف رفتنی باشند مردم زیباک را\nکرایه داده آنها بار های شانرا در پشت خود ها بار کرده\nبچترال میبرند مسافت در میان آن دو منزل است\n\nقشلاقهای جنوبی زیباک\nاسم قشلاق\nتعداد بخان\nاسم قشلاق\nتعداد بخان\nقشلاق خلخان\n۲۰\nنو آباد\n۲۴\nدست خان\n۲۵\nزردخان که رباط سرترا-\nبازگیر\n۲۷\nنیز آنجا است\n۳۰"}
{"book": "adl0011", "page": 277, "text": "زیباک ۲۴۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق | تعداد بخاران | اسم قشلاق | تعداد بخاران\nپنجسم | ۸ | گاو دره که ازینجا هم کترآ | ۱۰\nاشکاشم | ۱۰۰ | پیاده بچترار میرود | \nغاران | ۳۰ | یخدر و | ۱۸\n\nاز زیباک تا اشکاشم (۱۲) کروه مسافت میباشد\nکه تفصیل آن علیحده میشود *\nمردم زیباک و اشکاشم و یخدر و و غاران سفید چهره اند\nفواکه ندارند بدون از درخت بید و عرعر و سیاه خار و میگیر\nاشجار را مالک نیستند *\nصناعت خوراکه پوشاکه اسلحه و غیره\nزمین شان ریگ و سنگ دارد همیشه سه روز بعد\nزراعت خود را آب میرسانند و در اخیر سنبله و اوائل میزان\nفصل خود را میدروند و گاه گاه زراعت شانرا سردی نیز\nخراب میکند و از کار میکشد *"}
{"book": "adl0011", "page": 278, "text": "زیباک ۲۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nپشم گڈی راعورات شان درچرخه ریشته برک\nشان آنرا بافته چکمن و جراب میسازند و چمس نیز از پوست\nگاو و آهو میدوزند بجز ازین دیگر صناعت ندارند :\nاکثر اوقات مردم مذکور آش باقلی را استعمال مینمایند\nچون خانهای مردم مذکور از قسم بلخان است یعنی در\nیک خانه چهارپنج برادر و عمو و عموزاده و پدرشان همراه\nعیالهای خود یکجا سکونت وگذران دارند بنا بران که\nعیالداری شان بسیار است دیگهای کلان چودنی\nرا بمثل کرائی قنادیهای کابل پر آب نموده بالای دیگدان\nنهاده وقتیکه آب بجوش بیاید خمیر باقلی را پیشتر بکارد بریده\nدرظرف نهاده درجوش آب می اندازند و چند دقیقه گذاشته\nکه دو سه مرات جوش بخورد بعد ازان در کاسه کشیده همه\nاهل خانه بالای کاسه آش جمع شده بقاشوقها استعمال\nخوردن آنرا میکنند و اگر مهمان وطنی بیاید نیزهمان آش را\nبرایش میدهند و اگر مهمان وطنی نباشد آنها را نان و گوشت"}
{"book": "adl0011", "page": 279, "text": "زیباک ۲۵۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nیا شیر چای شور و کلچه میخورانند :\nتعریف بلخان\nخانه کلانی ساخته مابین خانه را مانند کفشکن خالی ماند\nدر چهار طرف چهار کرسی میبندند و آنها هر کرسی را دکان\nمیگویند سه دکان شان از برای نشستن و خواب خود شان\nو یک دکان دیگر از برای پخت و پز و خمیر و آرد نهادن\nمخصوص بوده و تنور و دیگدان و غیره سامان خوردنی شان دران\nنیز همانجا است و در سقف خانه خود یک روزن کلان\nتخته پوش کشیده که در شب آنرا بسته و در روز میکشانید :\n\nملبوسات مردم زیباک\nمردم مذکور چونکه تردد بطرف چترال و فیض آباد از\nکرایه کشی دارند خواص شان لباس سفید و دستار ململ\nولنگی ـ و عیالهای شان چیت میپوشند و عامه زن و مر[د]"}
{"book": "adl0011", "page": 280, "text": "زیباک\n۲۵۱\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nدهاقین و مزدور کارشان کرباس و چکمن و برزو و پوستین\nوطنی را استعمال مینمایند. و در پای خود زن و مرد چمپس\nمیکنند و زنها پارچه کرباس و یا صحن را چادر ساخته\nبر می بندند:\nپوست گدی را آش داده بلدست برنگ دادن\nآن ندارند ازان پوستین یا چکمن پوشاک شان است\nو بعضی بجای لحاف پلاس را در شب می پوشند و یک\nقاعده دیگر دارند که در شب مرد و زن و خورد و کلان شان\nبرهنه خواب میشوند و صبح که از خواب بیدار شدند پیراهن و\nزیر جامه را پوشیده بکارهای خود مشغول میشوند :\n\nتنویرات زیباک\n\nتیل هم دران ملک نمیباشد، زغر یا خاکشیر یا\nشرشم را که دران وطن بسیار است به سنگ سحق\nنموده و خچه های بید خشک را آورده بر دور خچه همان سحق را"}
{"book": "adl0011", "page": 281, "text": "زیباک\n۲۵۲\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nمی پیچند بنوعی که خمچه کاملاً در بین آن پوشیده شود و شب\nسر آنرا در داده بیخ خمچه را در دیوار نصب میکنند گویا چراغ\nاوشان همان است :\n\nخصلتهای عجیب\n\nمردم مذکور بحکام خود محکوم و فرمانبردار بوده\nو در بین خود هم نزاع و نفاق ندارند. جنگ و دعوی و دست\nدرازی بمال غیری و دزدی بچه بازی و غدر و فریب در بین\nیکدیگر شان نیست. از اجناس و اموال خود ده یک\nهر چیز را جدا نموده به نذر خود تحویل خلیفه که از جانب پیرشان\nمقرر است مینمایند. و همان عشر مال خود را فدیه نماورد روزه\nانگارشته. علما، و اذان و نماز و روزه در بین عموم شان نیست\nو خواص شان مثل سادات و اقسقال و خلیفه و بعضی\nروشناس یا اشخاصیکه کتابهای فارسی را تا خواجه حافظ\nخوانده باشند نماز را هم یاد گرفته و در بعضی قشلاق اهل"}
{"book": "adl0011", "page": 282, "text": "زیباک ۲۵۳ رہنمای قطغن و بدخشان\nسنت و جماعت مسجد جداگانه و مردم شیعه علیحده مسجد\nدارند. و عامه مردم مذکور نماز را نمیدانند و از روزه هم\nخبر نیستند و در زیباک رواج غنزه کشی تریاک خوردن\nنیز بسیار است چنانچه تا دو صد نفر از مرد و زن گرفتار\nغزه و تریاک میباشند و زنان روپوشی ندارند و یکی از رسوم\nعمومی شان اینکه در روز نوروز عشرت و جشن نموده\nلباسهای نو پوشیده خانه های خود را صفا و به آرد سفید\nو نقاشی نموده و طعامهای لذیذ پخته یکدیگر را مهمانی میکنند\nو در ماه محرم گریه و خود را زدن مانند دیگر شیعه ها ندارند\nبلکه از بی علمی خود ها از دین و کیش و مشرب خود بخبر میباشند\n\nنفوس\nتعداد نفوس تعلقه حکومتی زیباک از سنگلیچ\nالی اشکا شم و بخدرو و غاران از صغار تا کبار\nبه پنجهزار خواهد رسید :-"}
{"book": "adl0011", "page": 283, "text": "زیباک ۲۵۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسلحه\nدر علاقه مذکور غیر از تفنگ های فلیته ئی که برای\nشکار آهو بعضی نزد خود نگهداشته اند دیگر رقم تفنگ\nنیست و آنهم از سی تا چهل میل اضافه نخواهد بود شمشیر\nو کارد و حربه ندارند :\nکیفیت راه\nراه زیباک که بطرف شکاشم و غاران رفته کسر\nهموار است بطرف سنگ لیج دو کوتل خفیف دارد و باز\nتا حد توپخانه و پنج کوتل جیرار هموار میباشد :\nاسامی معتبرین زیباک\nنمبر اسماء نمبر اسماء\n۱ شاه ابوالحسن ۳ قاضی دوتی\n۲ عنایب بیگ اشکاشمی ۴ اسداللہ بیگ اشکاشمی"}
{"book": "adl0011", "page": 284, "text": "زیباک ۲۵۵ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر | اسمار | نمبر | اسمار\n۵ | نائب نظر غاران | ۱۱ | قاضی خمیر وکیل\n۶ | دلدار بیگ \" | ۱۲ | ملا امام بردی شگاشم\n۷ | محمد نسیم وکیل \" | ۱۳ | قشﻘار بیگ \"\n۸ | سید بہرام | ۱۴ | شاہ قمبر \"\n۹ | سید محمد حسن | ۱۵ | میر سراج خان وکیل \"\n۱۰ | محمد ولی وکیل | |\n\nدر سنوات سابق علاقه زیباک سهم تعلق میرهای\nبدخشان بود در عهد سلطنت حضرت ضیاء الملة والدین\nبدولت افغانستان متعلق گردیده به فارغ البالی زندگانی\nدارند. هوای زیباک نهایت سرد است از سبب انکه\nدر زمستان و تابستان باد شدید دارد و از دوازده بجه\nروز شروع باد میشود الی ۱۲ بجه شب جاری میباشد زمستان\nهر قدر برف میبارد از شدت باد پراگنده شده و در زمین نمیماند\nو آبهای دریا و جویبارها منجمد میشوند که آب خوردن را بزحمت"}
{"book": "adl0011", "page": 285, "text": "زیباک ۲۵۶ زنهای قطغن و بدخشان\nتمام زنها از جاهای دور که چشمه سار باشد می آورند\nچنانچه در تعریف سرمای زیباک علامه امجد آقای میرزا\nشیر احمد مستوفی جلال آبادی چند اشعار یرا که عیناً\nنسبت به واخان و غاران و پامیرات هم تعریف بجا\nگفته میشود ، سروده است که ما در ذیل آنرا جهت تفریح\nطبایع قارئین مجموعه مینگاریم :\nاشعار\nدر زمستان کان برف و باد چون زیباک نیست\nاینچنین سرما دگر جا در ته افلاک نیست\nخرمن پنبه همه روی زمین را کرده فرش\nکوه و صحرا خالی از یخ قدر برگ تاک نیست\nبهر استنجا میسر کی شود کس را کلوخ\nاز وفور برف و یخ هرگز نشان خاک نیست\nشدت سرما فگنده لرزه در اندامها\nنیست شخصی کز غم سرما دل او چاک نیست"}
{"book": "adl0011", "page": 286, "text": "زیباک ۲۵۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nاز هوای زمهریری بهره دارد این وطن\nفکر را در برف و بادش راه استدراک نیست\nدر دگر اوطان زمستان است سه ماه ایچنان\nهشت مه طول زمستان غیر این املاک نیست\nبا وجود اینچنین سرما و برف و باد و یخ\nبهر آتش کردن اینجا هیزم و خاشاک نیست\nخار تریا بید را در دیگدان سوزند و بس\nکو کسی کز دود چشمش کور یا نمناک نیست\nمردم این ملک را روز و شب از بیچارگی\nغیر نان خشک و آش باقلی خوراک نیست\nاز لباس گرم بهر دفع سرما عاجزند\nجز پلاس و چکمن ایشانرا دگر پوشاک نیست\nگرچه دریا دارد و هم جویها اما ز یخ\nقدرت کس بهر استعمال آب پاک نیست\nمیرود زنهای شان یک میل راه دنبال آب\nغم بران عورت که در رفتار خود چالاک نیست"}
{"book": "adl0011", "page": 287, "text": "زیباک ۲۵۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nگر کسی بیمار گردد نی دوا و نی طبیب\nسو اگر کیس میتراشد بهر او دلاک نیست\n\nیک بلای دیگری هم گشته برایشان نزول\nکان بلا شیطانی است از خدای پاک نیست\n\nاز نماز و روزه این مردم ندارند آگهی\nیکنزن و یک مردشان بی غمزه و تریاک نیست\n\nمرض تبهای سنبله که درد یگر اوطان است در زیباک\nمعدوم است و امراض محرقه در شش و ذات الجنب دارد\nو معالجه آنرابه آش باقلی و دوغ میکنند و از دیگر دوائما\nبی خبراند و علاوه بران دوائیم در آنجا وجود ندارد *\n\nاسامی حاکمان زیباک و اشکاشم\n\nنمبر | اسمار | میعاد حکومت | ملاحظات\n۱ | سید صادق شاه | * | در ایام امیر شیر علیخان مرحوم\n۲ | میر حق نظر زیباکی | دو سال | \" ضیاء الملة والدین"}
{"book": "adl0011", "page": 288, "text": "۲۵۹ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nزیساک\nنمبر | اسماء | میعاد حکومت | ملاحظات\n۳ | سید صادق خان | چهار سال | در ایام سردار عبدالقدوس خان\n۴ | عبد الرشید خان پقا | ۱ | \"\n۵ | فتح محمد خان | \" | \"\n۶ | \"  \" میدانی | \" | \"\n۷ | پسر ملک شیر گل | ۳ | \"\n۸ | عبد الرحمن خانقنداری | ۵ | \"\n۹ | ولی محمد خان بک سرپل | ۳ | \"\n۱۰ | محمد امین خانخندر ا دلی | ۴ | \"\n۱۱ | عبد الغفور خان سرابحکومت | \" | \"\n۱۲ | محمد دین افغان ترک | ۳ | \"\n| اطرسنجی بدخشی | |\n۱۳ | عبد الله خان کابلی | ۵ ماه | \n۱۴ | سردار محمد عثمانخان | ۴ | بسیار شخص خوش\n| پسر سردار سید محمد خان | | سلوک بود."}
{"book": "adl0011", "page": 289, "text": "زیباک ۲۶۰ رہنمای قطغن و بدخشان\nنمبر اسماء میعاد حکومت ملاحظات\n۱۵ غلام محیی الدین خان محمد زائی یک سال\n۱۶ سید جانخان پسر سہراب شاه بدخشی مظفری ۳ 〃\n۱۷ علی اکبر خان محمد زائی ۴ ماه\n۱۸ دفعه محمد ضیاء خان یکنیم 〃\n۱۹ حاجی نظر محمد خان 〃 〃\n۲۰ سید شربت خان ۴ ماه\n۲۱ فتح محمد خان ۱ 〃\n۲۲ محمد ضیاء خان 〃 〃\nدر سابق منجان و کران و انجمن تعلق حکومت\nزیباک بود و حال در تشکیل حکومت زیباک علاقه داری\nدرجه ( ۵ ) شده و خاص زیباک و اشکاشم تا غاران\nبه تعلق زیباک مانده است :"}
{"book": "adl0011", "page": 290, "text": "اشکاشم ٢٦١ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاشکاشم\n\nاشکاشم - ارتفاع (٩٣٥٠) فیت و حرارت\nتابستانش (٩٢) درجه و مسافتش از زیباک ٨ کرو میباشد\nموضع مذکور بکنار دریای پنج (آمو دریا) واقع است بطرف راست\nاشکاشم دره واخان و طرف چپ دره غاران و شغنان\nاست و یک رباطه سراجیه و چھاونی نظامی نیز در اشکاشم\nمیباشد که یک تولی از نظامی در همان چھاونی ہمیشہ مقیم است\nفی الواقع بیدر مانند است و مردم مذکور هم مانند زیباک\nخوار جامه و بدخوراک بوده با اوشان هم مذهب اند زبان\nعلیحده دارند اما زبان فارسی را نیز کامل از سبب کثرت\nاستعمال میدانند. دیگر حقایق شان در ذیل مردم آمو دریا\nتحریر گردیده و در اشکاشم یک دشت کلان بر سر\nقشلاق تربت قابل آباد هست و آب هم برایش بسیار"}
{"book": "adl0011", "page": 291, "text": "صاحب ۲۶۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nکارنیز می‌آید و به کم مدت دوسه هزار جریب زمین حاصل‌خیز\nدران دشت آباد خواهد شد. و در طی راه آن که از زیبا\nمی‌آیند جای قدم بایزید بسطامی قدس سره العزیز که یک\nزیارت مشهوری است نیز میباشد *\n\nاسامی قشلاقهای آن این است\n\nنام ده | تعداد اویماغان | نام ده | تعداد اویماغان\nآهنگر ده | ۴ | بازار | ۳\nزرگران | ۱۰ | تربت | ۱۰\nباشن | ۲ | صیادان | ۳\nقاضی ده | ۶ | واردند | ۶\nخرمتی | ۱۰ | کله مجید | ۳\nچشمان | ۳ | کربالا | ۵\n\nو آنطرف دریای مذکور که علاقهٔ روسی می‌باشد\nیک چهاونی دولت روسی از سابق آباد است -"}
{"book": "adl0011", "page": 292, "text": "اشکاشم ٢٦٣ رهنمای قطغن و بدخشان\nیکراه ازینجا بزیباک و دیگری از غاران گذشته\nبشغنان منتهی میشود و بصوب شمالی راهی بطرف واخان\nنیز رفته است. دریای پنج بدره واخان از حد قلعه\nتا انتهائی دره از بلکه از آن پایانتر تا مضافات مزار شریف\nو غیره خط فاصل در بین دولت افغانستان و روس\nواقع شده چنانچه بدره غاران و واخان و شغنان و\nدرواز درین حدودات آبادی این طرف دریا متعلق\nافغانستان و آنطرف از روس میباشد و جا بجا چاونی\nروسی به آنطرف دریا و از افغانستان باینطرف دریا\nبمشاهده می آید. چنانچه چاونیها و منزلجاهای روسیه\nدر آنطرف دریا بقرار ذیل میباشد:\nیک چاونی در مقابل قلعه پنجه واخان در لنگر\nکشن است که سابق در اینجا سپاه روسی با یک\nمنصبدار که لقب او شچلیک بود سکونت داشتند\nو ما بعد از انقلاب در روسیه در تعداد آنها کاسته"}
{"book": "adl0011", "page": 293, "text": "اشکاشم ۲۶۴ رہنمای قطغن و بدخشان\nشده است - دیگر چهاونی پیز بمقابل اشکاشم چهاونی\nخارق بمقابل شغنان و چهاونی درواز است :\nمنازل روسیه\nدر حدود واخان\nدر قشلاق یک بمقابل خندود\nدر حدود غاران و سنجد رو\nدر اندراب بمقابل قریه پذار غاران\n\" درشی \" ارگن در قاضی ده و برشا بالا تراز پنج \"\nو مستر لجا های شان مشتمل بر پنج خانه میباشد یکی خانه\nنشستن دوم خانه خواب سوم اشپز خانه چهارم تحویلخانه\nطویله هم دارند و صورت گذران کار گذاران روسی و سائر\nنظامی شان این است که از رعایای متعلقه خود مالیه و\nزکوه مال مواشی و دیگر اسیاء نمیگیرند مصارف خوراکه\nخود را بوجه نقد در روز نرخ گرفته و اگر بارگیر بکارشان شود\nکرایه نقد میدهند :"}
{"book": "adl0011", "page": 294, "text": "انکارشم ۲۶۵ رهنماي قطغن و بدخشان\n\nاسامی قشلاقهای درۀ یخدر و وغاران\n\nقریه‌جات سمت غربی دریا که\nتعلق بافغانستان دارد | قریه‌جات سمت شرقی دریا\nکه تعلق بروسیه است\nپنجدره شیخ بیگ | ملواج کوه لعل\nپشتیو سرخ | قاضی و برشا یوغارخت\nزریچ اندراب | واوز پیش\nغاران بدار | یخ سوال شمدی\nدشت لیچ آباد سرجنگل | سست اندراب\nپاکت لنگر واچ | نوز کاژک\nچراغ شاه شخن | افجر شحین\nملتک ده نو | اوج اسنج\nسنگریچ چک | بوچر شست\nحسن غرب\nآن کان لعلی که در حدود دولت علیه افغانستان"}
{"book": "adl0011", "page": 295, "text": "اشکاشم ٢٦٦ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاست ، در مقام غاران میباشد که از چند سال کاران\nبواسطه که نقصان و خساره آن از فوائد و عوائدش\nبیشتر بود، موقوف است :\nدکان دیگر که بطرف روسیه است در تام\nسوراخ آن مسدود و آنها مطلقا دران کار\nنکرده اند :\nمالشماری زیباک اشکاشم و غاران\n\nاسپ | گاو و مرکب | گوسفند\n(٥٥٣) | (٧٧٤٢) | (٢٧٠٤٩)"}
{"book": "adl0011", "page": 296, "text": "نقشه واخان\nمقياس\nیک اینچ مساوی ۳ میل\nمعادل ۲ ١/٢ کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 297, "text": "واخان و پامیر ۲۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nواخان و پامیرات\n\nعلاقه جات واخان و منطقه های پامیرات\nحکومتی درجه دوم است :\n\nواخان :- دره ایست طویل که در میان آن\nهفت منزل واقع است که در ذیل اسمای هر کدام\nمنزل با بعد و مسافت و ارتفاعش تشریح میشود :\n\n(۱) ورک\n\nاز اشکاشم الی ورک (۹) کروه و بلندی اینجا\n(۹۳۰۰) فیت میباشد درین منطقه ها دریای آمویه\nجاری است که اینطرف ساحل آن نیز بدولت متبوعه\nمان افغانستان و آنطرفش بروسیه متعلق است\nو عرض دره واخان زیاده تر از یک کروه خواهد بود ،"}
{"book": "adl0011", "page": 298, "text": "واخان و پامیر ٢٦٨ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاهالی او با اینکه در زبان علیحده تکلم دارند اما در مذهب آقا\nخانی اهل تشیع میباشند و خوراک و جامه شان خراب\nو در زراعت هم با مردم زیباک کاملاً موافقت دارند\nمنطقه شان وسیع و اراضی غله خیز دارند - خنک اینجا\nشدید هم بادهای مخالف دارد :\nازینجا راهی به زیباک و دیگری به شقنان رفته است\n\n(٢) اورگند\n\nاز ورک بعد از قطع مسافت (٩) کروه بیک ارتفاع\n(٩٦٨٠) فیت مقام اورگند که بسیار سرد و جو و گندم\nو باقلی در اینجا میکارند واقع است. با اینکه درخت اشجار\nو فواکه در اینجا میباشد اما بواسطه سردی بر گرفتن میوه موفق\nنمیشوند راه در میان این مقام کاملاً مرکب از سنگریزه های\nدر گیر دار است و همیشه از طغیان سیلابها خراب\nمیباشد :"}
{"book": "adl0011", "page": 299, "text": "داخان و پامیر ۲۶۹ رہنمای قطغن و بدخشان\n(۳) خندود\nع\nاز آنجا راهی بسوی منزلگاه سومین خندود که بارتفاع\n(۹۰۵) فیت و مسافه ۱۰ کروه افتاده است . راه اینجا هم\nمانند سابق ریگستان است :\n(۴) قلعه پنجه\nقلعه پنجه بمسافه (۸) کروه از خندود و بارتفاع\n(۹۸۵۰) فیت واقع است راه درمیان آن تاماً ریگزار\nاست و درخت سیاه دشتی دارد و یک حوض که کثراً\nمرغابی و دیگر طیور بحری دران میباشند نیز درین راه هست\nزراعت اینجا جو، گندم، مشنگ، باقلی است و اهالی\nآن مانند زیباک ، و واخان قلیل البضاعه میباشند.\nدرخت طوس و بید بسیار دارد بمسافت دو کروه بالاتر\nاز قلعه پنجه دره واخان که تا بدان کران دریای آمو میرسد."}
{"book": "adl0011", "page": 300, "text": "واخان و پامیر ۳۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمتعلق بروسیه است. درینجا دریای آمویه بقدر\nیک نهر بزرگ خود را معرفی میکند و از طرف بابا تنگی\nآمدنش بنظر میخورد. در موضع کازان که تا اینجا هر دو\nکناره دریا متعلق افغانستان است از یک دره دیگر\nهم آب آمده هر دو آب با هم اتصال یافته میروند :\nبمقابل کازان مقام لنگر چاونی عسکری روسیه\nاست و در آنجا یک منصبدارشان بنام پچالک\nنشیمن دارد ـ منتهی این دره پامیر کلان است و حدود\nپامیرات از همین لنگر جدا شده تا آخر آنرا بادی و عمرانات\nهیچ اثر و نشانی نیست :\n\n(۵) بابا تنگی\n\nبعد از قطع مسافه (۱۴) کروه راه از قلعه پنجه\nبارتفاع (۱۰۶۰۰) فیت مقام بابا تنگی است که اکثرا اهالی اینجا\nمالدار و زراعت جو، گندم، پیتک، باقلی را مینمایند :"}
{"book": "adl0011", "page": 301, "text": "واخان و پامیر ۲۷۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n(۶) نرس و شلک\nاز بابا تنگی الی نرس و شلک دهم (۱) کرده مسافت و\nارتفاع آن (۱۱۲۸۰) فیت و راه در میانی بجز از ریگ؟\nدره‌های سیلابی و مقامات مخروبه دیگر چیزی بنظر نمیرسد:\nیک دره بنام کن خان در عرض راه است که دران یکراه\nنهایت قریب پیاده رو بچترال رفته است :\nمردم اینجا اکثر یه برغژ گاو‌ها سواری میکنند اما سواری\nاو بسیار تکلیف ده است . اهالی اینجا مانند مردم زیبا\nمذهب آقای خانی داشته در خوراک و لباس خود\nبسیار زبون بنظر می افتند :\n(۷) سرحد\nسرحد بکه بمیافه چهار گروه راه دورتر از نرس و\nشلک بارتفاع (۱۱۴۶۰) فیت بلند افتاده وسعت"}
{"book": "adl0011", "page": 302, "text": "واخان و پامیر ۲۷۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nخوب و زراعت مرغوب دارد در انجا گندم، جو، باقلی کشته\nمیشود، و بصوب غربی آن چھاونی عساکر دولت افغانیه\nاست از رس و شکک بعد از قطع مسافه قلیل بمقابل\nسرحد بطرف مشرقی یک دره بطرف جنوب افتاده که در\nمیان این دره چمن های سرسبز و محل چراگاه حیوانات\nبوده و بر و غیل هم در میان اوست در منتهی این دره حد\nنیز شده است از مقام حد سخشی الی سرحد چترال تخمینا مسافه\nدو کرده راه است متوقفین انجا اکثر یه از مردم مالدار وخانی\nاست که بیک مقام مرتفعی که در یا بزیر آن در یک مگا\nبسیار نشیب جریان دارد منزلگاه دارند :\nبمسافه قلیلی از سرحد بمقام سرپل دریای چترال\nیکنفر مامور سرحدیه انگلیسی نیز متعین است که از اشخاص\nمالدار محصول چراگاه را باز یافت میدارد :\n\nراه ها\nاین دره که در میان آن دریا روان است"}
{"book": "adl0011", "page": 303, "text": "واخان پامیر ۲۴۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nسنجو د چترال بعد از انقطاع نومنزل موصول ومنتهی میگردد\nو یکراه ازینجا از وارکوت گذشته بعد قطع منزل دو روزه\nبمقام عشقمن و یاسین ـ و در ظرف شش یوم ببرشگوم\nو گلگت و کنجوت و در نوزده نوروز بکشمیر میرسد ـ این راهیها\nعلی العموم سرد و باشندگان این مناطق بجز از پیشه مالداری\nدیگر مشغله ندارند :\nراهی که از اشکاشم بدین سو امتداد یافته است\nتا مقام پنجه هموار است ، و از پنجه بالاتر تا مقام سرحد پستی\nو بلندی و بعضی کوتلها دارد و در قرب موضع سست یک\nرفک و یک پوزهٔ کوه قدری دشواری دارد ـ اما وسعت\nحالیهٔ آن موجب رفاه عابرین و سهولت مترددین گردیده\nاست از سرحد تا پامیرخورد دو منزل راه که انسان در عرض\nراه بر کوتلهای مرتفع و مخوف که برظهر آن راه باریک و در\nزیرش دریای عمیق در مغاک های تاریک اثبات\nوجود دارد :"}
{"book": "adl0011", "page": 304, "text": "واخان و پامیر ۲۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nاز نرس و شلک الی بروغیل که بمنتهای دره واخان\nواقع شده مسافت ده گروه راه است و ارتفاع\nآن (۱۳۰۴۰) فیت است :\n\nعادات عجیب\n\nاز خواص و عادات عجیبه اتفاق تسلیم پسندی\nقابل تذکره سکنه واخانی الی سرحد این امر است که آنها\nابداً با همدیگر منازعه نمیکنند و بمناقشه نمیپردازند و سالها کسی\nاز دست دیگری بتظلم و داد خواهی به نزد حکام مقامی خویش\nنمیروند. و به نماز و روزه و عبادات نیز عادت ندارند :\n\nقشلاقهای دره واخان که تعلق\nبافغانستان دارد\n\nنمبر | اسماء | نمبر | اسماء\n۱ | فتور | ۲ | اوز داغ"}
{"book": "adl0011", "page": 305, "text": "واخان و پامیر ۲۷۵ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر | اسمار | نمبر | اسمار\n۳ | قاضی ده | ۱۸ | اشتراق\n۴ | ورک | ۱۹ | کشتی خان\n۵ | اسخرب | ۲۰ | پوکوی\n۶ | کروپ | ۲۱ | چکن\n۷ | درین | ۲۲ | قلعه پنجه\n۸ | دگر گین | ۲۳ | کلیت\n۹ | درکند | ۲۴ | افکسینج\n۱۰ | سرورگند | ۲۵ | شخن را\n۱۱ | زرد م | ۲۶ | سست\n۱۲ | سنگ آب | ۲۷ | اوست\n۱۳ | گپش | ۲۸ | بار\n۱۴ | یمید | ۲۹ | بابا تنگی\n۱۵ | خندود | ۳۰ | کزکت\n۱۶ | یوزگ | ۳۱ | کروت\n۱۷ | اسمرغ | ۳۲ | خریج"}
{"book": "adl0011", "page": 306, "text": "واخان پامیر ۲۷۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر اسماء نمبر اسماء\n\n۳۳ سنین ۴۸ پتیپ\n۳۴ کنده خان ۴۹ شاک\n۳۵ شمس ۵۰ سست خرب\n۳۶ ده غلامان ۵۱ رچاو\n۳۷ پرجرف ۵۲ پوکش\n۳۸ اگت ۵۳ دردف\n۳۹ شوخرب ۵۴ رباط گر\n۴۰ زرس ۵۵ رونگ\n۴۱ یسک ۵۶ یریچ\n۴۲ پتوس ۵۷ شفش کن\n۴۳ کارکت ۵۸ تبس\n۴۴ پیرخر ۵۹ سرگز\n۴۵ سرحد ۶۰ کیلکوت\n۴۶ چهل کند ۶۱ شنگ\n۴۷ پلک ۶۲ ورز\n۶۳ کارخان\n۶۴ پریب"}
{"book": "adl0011", "page": 307, "text": "واخان و پامیر ۲۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nاز آنجا که خانه‌های این قشلاقهای مزبوره از قسم\nبلخان که در هر خانه آن چند عائله از برادرها و عمو و عموزاده‌ها\nبا همدیگر یکجا و مخلوط سکنی و زندگانی میکنند از آنرو عده نفوس\nآن بالغ برسه هزار و پنچصد نفر خواهد بود :\n\nقشلاقهای واخان که بدانطرف\nدریا بوده تعلق بروسیه دارد\n\nنمبر اسماء | نمبر اسماء\n۱ قلعه میرزا سلیمان | ۷ بای بر\n۲ رن | ۸ درشی\n۳ پس ده | ۹ شدخرب\n۴ ندکوت | ۱۰ زمتک\n۵ سنگ | ۱۱ نوآباد\n۶ کجه کا | ۱۲ پتیپ"}
{"book": "adl0011", "page": 308, "text": "واخان و پامیر ۲۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nنمبر | اسماء | نمبر | اسـمـا ء\n۱۳ | نمره کاثر | ۲۰ | شینگر\n۱۴ | مچون | ۲۱ | وریج\n۱۵ | یمک | ۲۲ | شبرکین\n۱۶ | سرتیک | ۲۳ | زرگوند\n۱۷ | دنکوت | ۲۴ | زنگ\n۱۸ | ورتک | ۲۵ | حصار\n۱۹ | ینیب | ۲۶ | لنگرکیشن\n |  | ۲۷ | رتم\n\nاز مقام درشیم دره کیچا بن شغنان رفته است و در\nموضع لنگر کیشن یک چهاونی روسیه هم موجود است\nو نفوس این دهات متعلقه روسیه که از قوم واضانی میبا\nآید و هزار تن خواهد رسید :\nحیاط تر ازین مقام دو دریا که یکی از پامیر خورد و دیگری\nاز پامیر کلان آمده یکی میشود در دره واخان خط فاصل بیخ\nروسیه و دولت متبوعه افغانستان تال گشته آینده :"}
{"book": "adl0011", "page": 309, "text": "واخان و پامیر\n۲۷۹\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nیعنی همان دریا که از پامیر کلان می آید در بین دولت افغانستا\nو دولت روس خط فاصل قرار داده شده که حدود غربی دریای\nمذکور تعلق بدولت روس است و شرقی دریا متعلق افغانستا\nمیباشد درینصورت مناصفه پامیر کلان بافغانستا\nمیماند و نصف دیگر بلکه بیشتر بدولت روس میرود که در دشت\nپامیر کلان برجهای سنگی فاصله حدود واقع شده و تفصیل\nآن در موقع خودش میشود انشا الله تعالی :\nکوائف حال مردم واخان\nمردم مذکور بچهرہ گندم رنگ و در مذہب شیعه\nآغای خانی میباشد و از طرف آغای خانی بر آنها\nخلیفه ها مقرر است که بگفتار آنها کردار دارند در\nاطاعت پادشاه خود بحکم حاکم متابعت و فرمان برداری\nبکمال راستی میکنند زبان شان علیحده است اما فارسی\nرا هم خوب میدانند، علما و طالبان علم در بین شان نست"}
{"book": "adl0011", "page": 310, "text": "واخان و پامیر ۲۸۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nآذان و نماز و روزه را نیز غیر از خواص که رفتارهای با حکام\nو کار دارها داشته باشند، یاد گرفته اند عوام شان بغیر اسم\nاسلامی آگاهی ندارند ـ و نزاع و جنگ و خصومت\nدر بین شان نیست و دزدی و نفاق و بچه بازی را\nنمیدانند ـ علی العموم زنهای شان رو پوش نبوده و در\nصحرا همیشه بجهت کار و بار دهقانی و غیره امورات\nخود میگردند *\n\nزراعت\nچون هوای اینجا سرد است و برف دباب با\nدارد، ایام ثور و جوزا مشنگ، گندم ، جو، باقلی\nو کثول که این مردم آنرا پتک مینامند کاشته و در آخر\nسنبله و میزان میدروند و گاه گاه که بارندگی پیش گیری کند\nفصل شانرا سردی هلاک میکند و پتک حبوبی است\nکه از آن آش میپزند و اکثر اشخاص که آنرا خورده بیجا"}
{"book": "adl0011", "page": 311, "text": "واخان و پامیر ۲۸۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nگرم خواب میکنند لنگ میشوند چنانچه چند نفر دیده شد\nکه از خوردن تپک لنگ و بیکار شده اند. و ازرن نیز\nمیکارند دیگر زراعت و فواکه ندارند اشجار بید و عرعر\nدرینجا دیده میشود که آنهم کمتر است و بعضی جای درخت\nهای زرد آلو نیز ملاحظه میآید اما گفته اند که زرد آلو بار میگیرد\nو اگر کدام سالی بکند خام مانده به پختگی نمیرسد.\nمالداری مردم مذکور بز و گدی و ماده گاو و غژگاو است\nو مادیان و مرکب و بعضی اشخاص شان یگان اشتر\nهم دارند.\nصناعت\nاز پشم گدی و بز خود پلاس بافی و برک بافی و\nو جراب سازی میکنند. رشتن پشم تعلق بزنها و بافتن\nبمردها دارد و از پوست گاو و آهو و غیره چمن هم میسازند\nو پوستها را دباغت خودشان میدهند :"}
{"book": "adl0011", "page": 312, "text": "واخان و پامیر ۲۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nپوشاک\n\nمرد و زن شان لباس از کرباس دارند و چکمن\nو برزو و پوستین هم میپوشند چنانچه پوست را دباغت\nداده پوستین و پوستینچه ها از آن ساخته رنگ نا داده استعمال\nمیکنند و اشخاص مستعد آنرا رویه از کرباس رنگه یا چیت\nمیدهند - و زنها عوض چادر طاقین از کرباس دوخته\nبر سر مینمایند و چمس در پا و کسب و پیشه دهقانی و هیزم کشی\nمینمایند- و موها را بافته پشت سر می آویزند- و در شب\nهمه مرد و زن برهنه شده چند نفر در یک پلاس خواب\nمیشوند و بعضی که پلاس نداشته باشند همان چکمن و پوستین را\nکه در روز در بر دارند بشب میپوشند.\n\nخوراک\n\nعموماً خوراک مردم مذکور آش و باقلی و مشنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 313, "text": "واخان پامیر ۲۸۳ زنهای قطغن و بدخشان\n\nوینک است خواص شان بعضی اوقات نان بهمراه\nشیر چای نمکی یا شیر یا ماست یا شور با میخورند و مهمان را\nطعام مناسب داده غرتش را خوب میکنند بعضی در قوشخانه\nو برخی درون خانه خود بیک دکان جای میدهند عیالها\nو خودشان در دیگر دکان خانه میخوانند و چراغ تیلی نداشته\nهمان سیاه چراغ را که قبلاً تفصیل آن شده روشن\nمینمایند :\n\nعملیات مکروه و ناجائز\n\nچلم و نصوار بعضی اشخاص استعمال مینمایند\nو چند سال است که رواج تریاک هم سرایت در بین\nشان کرده چنانچه از اظهارات شان معلوم شد که\nتقریباً دو صد تن از مرد و زن بغمزه کشی و تریاک خوردن\nگرفتار شده اند :"}
{"book": "adl0011", "page": 314, "text": "واخان و پامیر ۲۸۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسماء معتبرین واخان\nنمبر اسماء نمبر اسماء\n۱ میر سربلند خان ۶ میر سید درک\n۲ محمد رفیع خان بابا تنگی ۷ تعنی پنجه\n۳ محب شاه خندود ۸ سرفراز سرحد\n۴ ایشان اصغر ارکن ۹ ارباب پناه 〃\n۵ عبدالرشید وکیل ۱۰ مهر علی ده غلامان\n\nاسماء حکام واخان و پامیر\nنمبر اسم موعد حکومت ملاحظات\n۱ میر فتح علیشاه در عهد امیر شیر علیخان\n۲ علیمردان پسر فتح محمد در ابتداء ضیاء الملته و الدین\n۳ غلام رسول میدانی ۴ سال\n۴ محمد عثمانخان ستانفجی ۲ 〃"}
{"book": "adl0011", "page": 315, "text": "واخان پامیر ۳۸۵ رنمای قطغن و بدخشان\n\nنمبر | اسماء | یومیه حکومت | ملاحظات\n۵ | محمد سعید خان بدخشی | ۱ سال |\n۶ | عید محمد خان | \" |\n۷ | محمد ضیاء خان | ۲ سال |\n۸ | محمد عمر خان پوگردی | \" \" |\n۹ | احمد جانخان توخی | \" \" |\n۱۰ | لطف الله خان افغان بدخشی | ۱ \" |\n۱۱ | سید قاسم خان پنجشیری | ۱ \" |\n۱۲ | محمد ولیخان بدخشی | ۱ \" |\n۱۳ | محمد رضاء خان | ۱ \" |\n\nپامیر خورد غربی و شرقی افتاده\nابتدای وادی مذکور از شورخورد لنگر شروع میشود\nوانتهای آن در داخل دولت افغانستان تا قله جراره است\nکه چهار منزل و مسافت مجموع آن ۳۴ کروه مسافت طول"}
{"book": "adl0011", "page": 316, "text": "واخان پامیر ۲۸۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nوادی پامیر خورد در داخل دولت افغانستان میباشد\nو عرض دره مذکور در بعضی جا ۳ کروه و بعضی جا ۴ کروه\nخواهد بود و همه دشت هموار است و علف زارها و چراگاه\nبسیار دارد. کشت و زراعت و درخت مطلقاً در ان\nوادی نیست و اگر غله بکارند یا درخت بنشانند زرع به پختن\nنمیرسد و درخت از کثرت برف میسوزد :\nمردم سکنا پذیرش قوم ترک طائفه قرغز میباشد بسی جز\nو قوی هیکل و بهزاره مانند کوتاه دماغ و کوسه نقش هستند و همه\nخرگاه نشین اند از شهر کاشغر علاقه چین خرگاه را خریده می آورند\nو نمد و نوار و رسن و غیره اسباب آنرا خود شان میسازند\nمالداری شان اشترهای دو کوهانه و غژگاو و گوسفند\nدنبه دار است گاو در آنجا معیشت کرده نمیتواند از سردی\nهلاک میشود و اسپها از برای سواری دارند مادیان کمتر\nاست خانه واری شان تا یکصد نفر میرسد شصت خانه از\nمعتبرین و بایها و چهل خانه از مردم شعبان پیشه و مزدورکار"}
{"book": "adl0011", "page": 317, "text": "واخان و پامیر ۲۸۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدسی خانه از همان قوم در پامیر کلان است و در بین پامیرخورد\nو کلان یک کوه حائل میباشد و سکنه هر دو پامیرات با هم واقعا\nیکدیگر اند نفوس هر دو پامیر از روی تخمین دو هزار خواهد بود و خرگاه\nشان پنج و ده بهر جا متفرق میباشد جائیکه علف بسیار بود خرگاه\nخود را برده علف را که از آنجا تمام نمودند باز در علف زار دیگر\nنشیمن شانرا اختیار میکنند و مردم مذکور در بزکشی مهارت\nتمام دارند *\nمذهب\nدر مشرب خود از اهل سنت و جماعت میباشند\nبنماز و روزه خود قائم و علی الدوام در خرگاه ها خویش ادای\nصلوت شانرا با اذان و اقامت میکنند و طالب العلم وعلما\nهم در بین شان است و بعضی کتابهای فقهیه را که به ترکی\nترجمه شده مثل صلوۃ مسعودی و غیره استعمال میکنند و علماء\nو مشائخ و سادات را دوست داشته مانند مهمانان خویش"}
{"book": "adl0011", "page": 318, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 319, "text": "واخان پامیر ۲۸۸ رهنمای قطغن بدخشان\n\nاعبندار میکنند :\nزراعت\nبقراری که سابق تحریر است زراعت را زمین پامیر از\nسبب سردی هوا قابل نیست و میگویند که از برای امتحان\nچند بار اندک زراعت کرده شده و بی اصل نرسیده\nاز سردی هوا تلف گردید :\n\nخوراک\n\nدر ایام تابستان خوراک شان ماست و قیماق\nو گوشت است و در زمستان اجناس فروشی خود را مثل نمد\nو جل و جوال و رسن و غیره در علاقه واخان و اشکاشم\nتا حدود بهارک آورده با غله بدل نموده برای خوراکه خود\nگندم میبرند و غیر از چله در ایام تابستان و خریف بواخان\nو اشکاشم و زیباک مطلق نمی آیند و میگویند اگر رفتیم از گرمی"}
{"book": "adl0011", "page": 320, "text": "واخان پامیر ۲۸۹ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nہلاک میشویم و این سخن شان بتجربه رسیده بلکه مردم زیباک\nو واخان و شغنان در تابستان بفیض آباد و خان آباد رفته\nخود را ہلاک خود میدانند و نمیروند و امتحان شده که اگر\nحکومت بعضی از ایشان را بتابستان در خان آباد\nخواسته از گرمی فوت کرده اند و از برای پختن طعام ہیزم\nشان سرگین وبته است و بس چراغ شان نیز از آتش بته\nو سرگین است\n\nپوشاک\n\nمردهای شان کرباس یا مکندی و چپنهای چبتی\nو صندوقی و پوستین دحیکن میپوشند و تلپاق بسر و موزه و\nچمس بپا میکنند، عورات شان یکتوپ ململ سفید را درستا\nسربسته و موزه و چمس در پا و چپن های ابریشمی در تن\nو چیت یا ساسن یا کرباس پیراہن دارند و پوستین ہای\nکامبو رویه ابریشمی و صندوقی میپوشند و رخت باب"}
{"book": "adl0011", "page": 321, "text": "و اخان پامیر ۲۹۰ رہنمای قطغن و بدخشان\nو قالین و کرباس و چپن و پوستین های کامورا از یار کند\nسوداگرها می آرند و بگوسفند بدل مینمایند -\nو دختران نابالغ یا جوان بی شوهر کلاه بدخشی\nابریشم دوزی بسر نموده و موها را برپشت می آویزند\nو بعضی دختران بین خود خواهری و رفاقت میکنند از طرف\nہر دو دختر چینها گوسفندها و طعام به کل اقوام داده برکشی\nمیکنند و خواهری ہر دورا مشتہر ببنینوال میسازند :\nصناعت\nمردهای قرغز چمس دوزی و آش دادن پوست\nگوسفند را کرده میتوانند و دیگر کسب ندارند، زنهای\nشان از پشم گوسفند نمد ها و پلاس وجل و نوار و جوال\nو جراب و غجری ، واز پشم اشتر قاغمه و از پشم گشگاو\nرسن میسازند و برای کار آمد خرگاه نمدها و نوارهای رنگه\nو دیگر اسباب لازمه را آماده میکنند و از یکجا بدیگر جای تغیر کنند"}
{"book": "adl0011", "page": 322, "text": "واخان پامیر ۲۹۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nبردن و ایستاده کردن خرگاه نیز تعلق بزنها دارد و زنهای\nشان عادت روپوشی را ندارند مردانه وضع میباشند و نیز\nمردهای شان از پوست گوسفند پوستین با دو جفہ بہا کہ\nبروز و شب کار آمد شان است ساخته و عوض توشک\nہم پوست را از برای نشستن و زیر پا انداختن استعمال\nمیکنند و چمس دوزی نیز میکنند چرم پخته از یار کند آورده\nبمصرف دوختن چمس میرسانند.\nاسلحه\nدر پامیر خورد جبار قل نام منگباشی که شخصی با استعداد\nاست دوازده میل تفنگ انگریزی و جرمنی و روسی دارد\nو چهار پنج میل دیگر نیز ازان رقم تفنگ داشته خواهند\nبودند. باقی تفنگ های شان که چهل میل خواهد بود،\nفلیته ئی میباشد،"}
{"book": "adl0011", "page": 323, "text": "داخات پامیر ۳۴۲ راههای مقطوع بدخشان\nراهها\nدر مقابل لنگر یک دره است از آنجا راه به شکمند\nعلاقه کشمير میرود چهارم روز داخل شکمند میشوند و کوتل\nآنرا سوخته رباط مینامند و در محاذ نزای گنبند یک دره فراخ\nو طویل معروف به و نجیر است ۲۲ کروه مسافت دارد.\nاز ان دره یکراه بطرف سرفول و تاشقرغان علاقه خطائی\nرفته که بچهار روز تا موضع تاشقرغان و روز هشتم بیارکند\nمیرسند. و اگر بکاشغر بروند از تاشقرغان بدان جانب\nسرک رفته به دهم روز واصل کاشغر میشوند. و راه دیگر از همان\nدره و نجیر به کنجوت منتهی میشود از کوتل تاش کبرک و چیرستن بروز\nسیم داخل علاقه کنجوت میگردد\nراه دیگر از حد مناره حد سنجشی بطرف یار کند میرود که از دوره\nمعروف به قره جلغه داخل تاشقرغان و از آنجا به یارکند در روز\nدوازدهم میرسند و یک راه از مهمان جولی است که آنهم"}
{"book": "adl0011", "page": 324, "text": "واخارح پامیر ۲۹۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nدوازده منزل تا یارقند میشود سه و هرگاه کسی ارادۀ مرغاب علاقة\nروسی را داشته باشد از مناره بخشب در بین بمرغاب\nمیرسد و یک منزل بشیر که برود به اَلیٰ واصل میگردد و از پامیر\nخورد بپامیر کلان راههای متعددی و از هر طرف رفته است\nاما راه آسان و هموار بدرۀ اندمن است که بعد از قطع شش\nسه روزه انسان بعلاقه جات روسیه در آن میرسد.\n\nشور خورد\nدر حدود پامیرات منزل دلین است که بمشافت ۴/۱ ۴\nگروه دور از بروغیل بارتفاع (۱۲۶۵) فیت بعد از عبور\nیک کوتل دراز پیچ در پیچ پر از سنگلاخ که آنرا اهالی ترک\nتوقص و مردمان وخی کوتل ده لیز نامند واقع است و درینجا\nرود باریست که بهر دو طرفه آن درخت زارهای طوس\nو بید جلب انظار بینندگان را بخود میکند."}
{"book": "adl0011", "page": 325, "text": "واخان پامیر ۲۹۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nلنگر\n\nمنزل دومین آن در منطقه پامیرات لنگر است که\nبعد از هبوط کوتل بزرگ پرپیچ و تاب شورخور دو عبور از پل تخته\nرده بار د شور کلان ، و قطع مسافه صعب المرور یک کوتل\nدیگر و گذشتن از درختها ی انبوه طوس و بید و ارچه و دره\nاچراده واقع است از شورخورد تا اینجا (۱۱) کروه راه و\nارتفاعش (۱۲۹۲۰) فیت است :\nموضیعت وسیع و چمن زارهای بسیار و چند خانه\nدرینجا از مردمان قرغز هم میباشند که گوسفند و غژگاو ها را\nتربیه میکنند :\nیک نفر عبدالله نام از اولاده میرهای چترال هم درینمقام\nمباش\nسکنی پذیراست که او را پدر و اقاربش بالای این مردم ببرده\nرسانده اندـ و این اشخاص طوق عبودیت را از گردن او\nکشانیده علاوه بر آزادی اور ازن و خانه داده در وسعت"}
{"book": "adl0011", "page": 326, "text": "واخان پامیر 295 رهنمای قطغن و بدخشان\nمعیشت او نیز با وی اعانه مینمایند :\nبزای گنبد\nعش\nبزای گنبد بمسافت 8 کروه از لنگر بعید و ارتفا\n(13400) فیت است در آنجا هفت گنبد خورد و کلان\nو چهار شکل حویلی و نیز در آن قبرها است میگویند که بزای گنبد\nنام شخصی بود که مردمان گنجودی اور ابشهادت رسانیده‌اند:\nاین مقام در موقع وسیع و چمن های کلان دارد و\nاهالی و باشندگان آن عموماً از مردم قرغر که بدون\nترکی دیگر زبان را نمیدانند، میباشند. و بطرف غربی آن\nبمسافت (6) کروه یکدره بنام و خیر واقعست که راه یار کند\nدر بطن او ممتد است و در میانش آبی هم در جریان است\nراهها\nکند\nبعد از نکه انسان یک منزل راه را در زیر کوتل قطع"}
{"book": "adl0011", "page": 327, "text": "واخان و پامیر ٢٩٦ رهنمای قطغن و بدخشان\nبعلاقه خطابی میرسد که در آنجا هم همین قرغز ها مسکن دارند\nاز برای گنبد الی یارکند هشت منزل مسافه است :\nدیک دره دیگر هم ازینجابسوی کنجوت افتاده که کوه های آن\nعلی الدوام بزیر یخ و برف مستور است ازین راه کنجوت\nمسافه (٢٠) کروه دور وقوع دارد :\nاندمین\nارتفاع اندمین (١٣٨٠٠) فیت و مسافتش از\nبزای گنبد (١١) کروه راه است و عموم سکنه آن از\nمردم قرغز میباشند حوض طبیعی در عرض رایش یکدشت\nوسیع و هوادار و منطقه های چمن زار است ـ و در میان\nچند دره که از هر کدامش آب می آید واقع است آبهای\nاین دره ها درینجا بیکموقع عمیق اجتماع ورزیده بشکل یک کول\nبسیار خوش نمائی که طولش ١/٢ ١ کروه و عرضش از ئکه\nبرشس هزار درعه تخمین کرده میشود ، افتاده است"}
{"book": "adl0011", "page": 328, "text": "وخان و پامیر ۲۹۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nکه انرا چلاپ نامند و بحصهٔ آب آن بطرف بر پای گنبد و لنگر\nآمده و دیگرش از شهر واخان بسوی قازخان رفته بالا تر از پنجه\nبا دریای پامیر کلان اتصال یافته بصوب درواز و شغنان\nمیرود ـ از جانب دیگر آبش بطرف مناره رفته از قرب مرغاب\nمیگذرد و باز دور خورده بدرهٔ بارتنگ شغنان علاقه روس\nآمده بدریای آمویه می آمیزد و آبیکه مقدارش کمتر از\nیک آسیاب دار آب تخمین کرده میشود از نواحی شرقی\nو غربی آمده اصل دریای آمویه و مخرج انتهائی او همین\nچقمقنجی است که از ذکرش پرداختیم آبهای فاضله این\nکول هم با وی ریخته این نهر خورد مصب و محل اتصال\nجمیع میاه بعد ازینجا بوده بالآخر دریای آمویه را تشکیل میدهد\nدرین ضمن آبریزه های کوه ها جانب دره واخان بدریای\nآمویه بسیار معاونت میرسد :-\nدر اطراف و نواحی آن کول بعض حیوانات شته\nو مخصوصاً غشگاوهای کلان بد هیئت قوی الجثه بنظر میرسد"}
{"book": "adl0011", "page": 329, "text": "واخان و پامیر ۲۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nدیگرده هم درینجا است که آنرا جلک مینامند :\nو خود اندمین بیک مقام با وسعت در یک دشت\nبزرگ و چمن های سرسبز افتاده است ـ و بقرب آن چند\nمنزل مردم قرغزها است که زنهای شان مردانه وار عمامه های\nبسیار بزرگ را که زیاده تر از یکتوپ ململ میباشد بسته\nو موزه های کلفتی را در پا نموده عملیات و اجراءات شانرا نسبت\nبمردان شان بیشتر اجراء و انجام میدهند :\nاین منطقه ها علی العموم برای مترددین و عابرین خویش\nعارضهٔ کوتاه دمی را بوجود می آورد که مخصوصاً بنی آدم و اسپان\nرا اذیت داده اکثریه موجب هلاک شان میگردد این مردم\nباصطلاح خویش این مرض کوتاه دمی را دتوتک مینامند ـ\nو برای دفع آن خوردن قروت از حد مفید است :\nیمان چلق و یخمیر\nفیت\nیمان چلق بمسافه ۹ گروه از اندمین در ارتفاعش ۱۴۰۳۰ است"}
{"book": "adl0011", "page": 330, "text": "واخان پامیر ۲۹۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر عرض راه آن منارهای حدبخشی است درینجا آبی از\nطرف آق سو آمده یک کوتل عجیبی را بوجود آورده است که\nدر بین آن جانورها بسیار مانند مرغابی فاز وغیره موجود است\nاز یماق چلق بطرف مهمان جولی که دو گروه مسافت دارد\nزیک دره آب می آید و بتقرب راه عام درین موقع یک\nسنگ کلانی اثبات وجود نموده که بران الفاظ ذیل\nکنده شده است :\n\nیوم سه شنبه ۲۴ سنبله ۱۳۰۱ هجری محمد نادرخان غازی\nوزیر حربیه افغانستان\n\nو بمقابل منارهای حد دمت و ۱۲ قزل رباط\nآقتاش چهاونی روسیه معلوم میشود و قلل جبال سرقول\nو تاشقرغان هم بنظر می آیند :\nیماق چلق موضعی است جبه زار و چمن دار و بی درخت"}
{"book": "adl0011", "page": 331, "text": "و اخراج پامیرا ۳۰۰ رسنهای قطغن وبدحشان\nو وجه تسمیه آن ازین روی است زیراکه شجاعان در محاوره\nآنمردمان بمعنی \"بد\" و\"چلق\" لجه زار\" را نامند *\nو این منطقه تا ما مهمان جولی و نجر عموماً خراب و پراز\nمغاک های نمناک که درین آن سبزهای غیر منتظم روئیده\nاست ، میباشد *\nو آبیکه ازندرمان جولی میباشد از طرف جنوب آمده با آن\nآق سومی آمیزد ـ و کوههای قزل رباط و آقاش که بصوب\nشمال است تعلق بروسیه دارد ـ در عقب این جبال\nپامیر کلان میباشد که بنام و عنوان بام دنیا تعبیرکرده میشود *\nآهوان این منطقه ها بسیار شاخهای بزرگ دارند\nکه تا یک گز و پنچ چهارک طول دارد ـ و دور پیچ بهم خورده اند\nو این صنف آهورا قشقا ر مینامند *\nهوای اینجا بسیار مضر صحت و رقیق است که حیوانات\nکم طاقت ابداً در آنجا زندگانی کرده نمیتواند ـ چنانچه گاوها\nو مرغ خانگی قطعاً درینجا وجود ندارند اهالی اینجا عموماً جزات"}
{"book": "adl0011", "page": 332, "text": "واخان پامیر ۳۰۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nشانرا بالای غشگاوها و اسپ و گوسفندها سرانجام میکنند\nو محروقات شان تماما از فضله حیوانات است و خوراک\nشان گوشت، شیر، ماست میباشد، نان در بیحدود کمتر سیر\nمیگردد زیرا که در تنور و بالای تا به بدرستی بواسطه برودت\nو انجماد هوا پخته نمیشود و از باعث سردی هوا در اینجا هیچ قسم فصل\nو زراعت نمیروید و مردم اینجا قرغرند، و قطره باران ندرتا برای\nنام هم درین حصص نمی بارد بلکه با وقات غیر معینه متواتراً\nو متکاثراً برف باری در آنجا شروع میشود :\nغرائب طبیعت یا چشمهای عجیب\nچشمهای عجیب و غربی که درین حدود بنظر رسیده اند\nبدین تفصیل است:-\n(۱) در بین نرمن و شنگ که ما از ذکرش فراغ یافتیم\nچشمه ایست که آبش مانند آب دیگ بزرگی که بزیر آن بسیار\nآتش کرده شود تموج و غلیان دارد و بمثل فواره که بزگوشش"}
{"book": "adl0011", "page": 333, "text": "واخان پامیر ۳۰۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nکه بیکمقام بسیار مرتفعی باشد بیک شدت و جوش و خروشی\nفوق العاده از زمین میبراید و بسوی هوا میجهد – اما آبش سرد است\nو مانند سوده ذائقه داشته لگی رائحه گوگرد هم ازو بشامه\nمیرسد چون در گیلاس انداخته مانند سوده سوزنک میزند و\nجوش میخورد و کلا طراف خویش را شرخ رنگ نموده بلکه\nتا محل اتصال خویش با دریا سنگ و خاک در میانی و\nکنارهای خود را مانند رنگ دهن گلنار مینماید :\n(۲) چشمه در مقام سرحد مذکوره هم موجود است کیفیت آبش\nگرم است :\n(۳) در بین اورگند و گچش یک چشمه ایست که خاصه\nدر ماه سنبله و میزان از ریگ میبرآید و چندان گرم میباشد که\nپنج دقیقه کسی دستش را در میان آن ریگش گذارده نمیتواند\nاما در دیگر اوقات این آب مفقود و حرارت از ریگهای\nآنجا مسلوب میشود .\n(۴) در مقام بایا تنگی بعد از نیکه از دریا عبور کرده شود"}
{"book": "adl0011", "page": 334, "text": "واخان پامیر ۳۰۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nبیک چشمه انسان ملاقی میگردد که آبش نهایت گرم و جوشان\nاست حتی که تخم مرغ را در ظرف سه دقیقه می پزد :\n(۵) در اطراف بزای گنبد نیر یک چشمه گرمی است که\nاز میان یگخانہ میبراید :\n(۶) بمسافه دو گروه دورتر از مناره های حد بختی که در طی\nحالات یمان چلق از ذکر آن فراغت یافته ایم یک چشمه است\nکه مانند دیگ چودنی مدور بنظر میرسد و آبش نهایت سرد است\nبعد از نیکه از چشمه خارج میشود بمسافت چند قدم دور تر ماند\nسنگ سخت میگردد :\n(۷) چشمه دیگری هم به قرب همین چشمه مد بعد ازینکه از\nیک مغاک سبزه دار عبور کرده شود به تپه انسان بالا می شود\nکه در آنجا چشمه است نهایت گرم و آبش نهایت جوشان\nاست و بالای آن علم های را که از دم های غشگاو است\nتعبیه شده و این هر دو چشمه را یتخیر نامند.\nبه مناسبت اینمقام دیگر چشمه های عجیبه که بنظر رسیده"}
{"book": "adl0011", "page": 335, "text": "واخان پامیر ۳۰۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nنیز تحریر مذکور میگردد .\nچشمه عث و عه که آبهای آن هم گرم است و بعد از توقف\nقلیلی به سنگ تحویل می یابد در موضع سرشخ اثبات وجود دارد\nو چشمه عه که آبش مانند فواره می برآید در خوجه چرغانو است\nکه ذکر آن در آتیه می آید .\nو چشمه ع که آب نهایت گرم دارد در محلی کیوان دره\nگذشت"}
{"book": "adl0011", "page": 336, "text": "پامیر کلان ۳۰۵ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nکیفیت پامیر کلان\nپامیر کلان مثل پامیر خورد کشاده و وسیع است\nو در طوالت نسبت بپامیر خورد دراز تر است و آنهم\nغیر از علف زارها و چراگاه زرع و اشجار ندارد و آب\nو هوای هر دو پامیر بیک دیره و مردمش نیز قوم و خویش\nهمدیگر اند بلکه یک برادر در انجا و یکی در اینجا یا پسر در اینجا\nو پدر در انجا همین قرار گذران دارند -- و در پامیر کلان\nیک حوض کلان است که طول آن ده کروه و عرضش\nدو کروه خواهد بود آب آن بدو طرف جاریست و خط\nفاصل دولت روس و دولت افغانستان وسط\nهمان حوض واقع شده طرف غربی دریا که از حوض مذکور\nبجانب پنجه واخان میرود هر دو جانب همان آب\nتعلق بروس دارد چنانچه در حدود خود منزل جابجا بکه"}
{"book": "adl0011", "page": 337, "text": "حوض وکٹوریا\n\nنقشه پامیر کلان\n\n[ILL] مساوی ۳۰ میل\nمعادل ۲ [ILL] کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 338, "text": "پامیر کلان ٣٠٦ رهنمای قطغن و بدخشان\nکه از چهاونی لنگر کشن واخان چون بطرف مرغاب میروند\nیا می آیند منزل اولشان در پامیر کلان دشت (مس)\nدوم مقام خرگوشی سوم سیسی قول چهارم چادر تاش\nپنجم چکه پای که نواحی مرغاب است و از آنجا بچهاونی\nمرغاب میرسند که از انقلاب روسیه یک کندک\nیا زیاد و کم اقامت میکرد. و درین ایام عده قلیلی در آنجا\nسکنی دارند :\n\nخط فاصل دولتين\nاز کناره همان حوض بزرگ پامیر کلان که انگریزها\nآنرا لیک وکتوریه مینامند خط سرحد جدا شده بطرف کوتل\nبرگله بر می آید. و از سلسله کوه اندمین شمالاً به پامیر خورد میرسد\nو در پیج کوتل در ته بیل در دشت فرو آمده و بذریعه نشانها که\nمناره هر جا ساخته شده در انتهای وادی خورد بقلعه حمره\nاتمام می یابد چنانچه دوازده مناره در خط سرحد از پامیر کلان"}
{"book": "adl0011", "page": 339, "text": "پامیر کلان ٣٠٧ رهنمای قطغن و بدخشان\nتا قله مذکوره نصب میباشد ـ و بسمت جنوبی پامیر خورد\nسلسله کوه خط فاصل واقع شده که آب ریزه همان کوه\nطرف جنوبی چون بپامیر خورد می افتد حدود افغانستان\nاست و آب ریزه پشت کوه جنوبی پامیر خورد که طرف\nسرقول و تاشقرغان و سمت یارکند میرود تعلق بخط و دولت\nانگریز است و آنها در بین خود تقسیم معین دارند و از قرار علامه\nکه کرده شده در پامیر کلان بدو جانب همان در یا که از حوض\nزرک بسمت واخان جریان دارد ـ دو سرک هست که سرک\nشرقی دریای مذکور از دولت افغانستان و سرک غربی آن\nاز دولت روس است ـ و سرک افغانستان بموضع گازخان\nمنتهی شده که در آن جا هردو دریای پامیر کلان و خورد یکجا شده\nاند ـ و سرک روسی بلنگر کشن که چهاونی روسی است میرسد\nو از گازخان در دریای پامیر خورد عبور نموده به پنجه داخل میشود\nکه علاقه داخلی افغانستان میباشد و سرک کلان واخان\nبطرف شکاشم و زیباک و دیگر علاقه جا داخلی هر جا که بخواهد میرود:"}
{"book": "adl0011", "page": 340, "text": "پامیرات ۳۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسامی اکابر و معتبرین پامیر خورد\nنمبر اسم نمبر اسم\n۱ جبار قل منگباشی ۶ توخته س بای\n۲ عاشور بیگ ۷ جمعه بای\n۳ حاجی محمد قاسم ۸ بردی بیگ سقال\n۴ حسن منگباشی ۹ ایل امان\n۵ دیوانه ۱۰ ملا محمد قبیله دار\nاسامی و معتبرین پامیر کلان\nعلم خان اسمعیل ملا قربان\nخواجه خان جان قل *\nتعداد مالشماری واخان و پامیر\nاسپ گاو و مرکب گوسفند\n(۴۶۴) (۳۱۰۲) (۲۵۱۱۴)"}
{"book": "adl0011", "page": 341, "text": "تاریخ پامیرات ۳۰۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشمه از تاریخ پامیرات و واخان\n\nاز قراریکه تحقیقات از کهن سالان کرده شده\nپامیرات در ایام سابق در تحت حکومت خطائی یعنی\nسلطنت چین بود - در وقت خدایار خان امیر فرغانه\nشخصیکه قوش بیکی خدایار خان بود تسلط یافته و محلات\nبسیار را بدست آورده بپامیرات نیز حکمران شد نفر\nخطائی از بیم او این ملک را فرو گذاشته وقوش بیکی\nمذکور لقب خود را بدولت مشتهر ساخته مدت سی سال\nحکمرانی کرد و آخر از دست خسر بره خود بزهر هلاک شد\nو حکمرانی او برهم خورد - دولت خطائی باز پامیرها را متصرف\nشده و در کوه اختاش در شرقی پامیر خورد چهاونی آباد\nنمودند که معروف بچهاونی اختاش بود و دوصد نفر دران\nچهاونی اقامت داشتند واسم سم کرده بهمان نفری\nجنگ و بنگ، بود - دولت روس چون ترقی کرده"}
{"book": "adl0011", "page": 342, "text": "تاریخ پامیرات ۳۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nحدودات شرغانه و مرغاب بلا تصرف شد پامیر ها را نیز\nدر تحت حکم خود آورده و بر خطابیها مقیم اختاش یورش\nآوردند انها مقدمه ناکرده چھاونی را رها نموده گریختند\nروسی ها چھاونی اختاش را خراب و از انجا دور تر\nبموضع قزل رباط چھاونی مستحکم آباد نمودند ما دامیکه\nدولت سابقه روس استقلال داشت چهل پنجاه نفر\nنظامی شان علی الدوام مقیم آن مقام میبودند ـ وحد\nبخشی دولت انگریز و روس و افغانستان نیز در همان\nاوقات که چھاونی قزل رباط را آباد نمودند بظهور پیوست\nچنانچه نماینده از طرف افغانستان و دیگری از طرف\nروسیه و یکی از جانب انگلیس درینحدودات چندی\nتوقف ورزیده و نقشه و ترسیماتی را بعمل آورده تقسیم حدود\nو نصب نشان و منار ها را نمودند :\nدر موقعیکه روسیه را فتور بوقوع رسید و نفر\nنشان در قزل رباط کمبود ورزید میردم مرغاب که رعیت"}
{"book": "adl0011", "page": 343, "text": "تاریخ پامیرا ۳۱۱ رہنمای قطغن و بدخشان\nروس بودند با روسیه بنای مخالفت را نهاده بر جهاد\nقزل رباط تاخت آورده دوازده تن از روسی هانکه\nدر جها ولی مانده بودند راه فرار را اختیار ورزیده بجانب\nخطأ گریختند و مردم مرغاب اسباب شانه اتارا ج و\nجها ولی را خراب نمودند و آن سپاهیان روسیه را\nمردم خطائی نیز پناه نداده بمقبوضات انگلیسه رفتند و\nمن بعد از ان قزل رباط خراب افتاده است :\nدر ستاد امنزل پنجه شنیده شد که شخصی باییک\nنام بعمر یکصد و بیست ساله حیات است و هنوز بعصا\nمیگردد، خواسته شد که عصا در دستش و دیگری بازویش\nرا گرفته می آید، چون از وی پرسیده شد که عمر شما\nچند است و کدام کدام حکومت ها را بیاد دارید\nچون نظرش اندک میدید و گوشهایش هم کر شده\nبود، و عقل و حواسش مختل مدهوشانه میدید و فهم\nچیزی را کرده نمیتوانست. یکی بگوش او نزدیک شده"}
{"book": "adl0011", "page": 344, "text": "تاریخ پامیرات ۳۱۲ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nسوال مزبوره را باد دادند با یجواب گفت که بحساب\nعمر خویش نمیدانم اما اینقدر یاد دارم که میرکوهکن بیگ\nاز قطغن آمده واخانرا تصرف شد میرواخان فرار چترال شد\nبود. وی همانجا در عقب او رفت *\nچون از معمرین ریش سفیدان واخانی معرفی کوهکن\nبیگ خان استفسار شد عموماً از شناختن و بیاد داشتن او\nانکار نموده تنها میر سر بلند خان که مرد شصت ساله بود گفت\nکه من از پدر شنیده ام که برادر کلانم محمد رحیم خان میر و کلان\nواخان بود محمد علی بیگ برادر کوہکن بیگ از قطغن آمده\nهمه مقامات بدخشان را متصرف گردیده در واخان رسید\nمحمد رحیم خانرا قلعه بند کرد خودش در نتیجه کشته و لشکریش\nبر جعت قهقریه مجبور شدند چندی بعد کوہکن بیگ بانتظام\nخون برادر و تصرف کردن واخان آمد ملکی را تصرف شد\nو محمد رحیم خان بچترال گریخت و کوهکن در عقب او با لشکرش\nچترال رفت مهتر چترال در ان موقع پله امان الملک بو"}
{"book": "adl0011", "page": 345, "text": "تاریخ پامیرات ۳۱۳ میرهای قطغن و بدخشان\n\nبفریب اطاعت او را قبول نموده چند روز او را نگهداشته\nمحمد رحیم خانرا بد بگر طرف فرستاد و بهانه نمود که در حبرال\nنیست والا بدست شما داده میشد. و پنهانی یکی از معتمدان\nخود کوهکن بیگ را مبلغ کثیر و امیدواری بسیاری داد\nآماده بکشتن کوهکن بیگ نمود. روزی در پشته کوه بلیپ\nدریا از برای سیر و تماشا برآمده بود همان معتمدش که فرصت\nرا کمین میگرد بخبرانه اورا از سر پشته بپردگی که بزیرش دریا\nروان بود انداخته ہلاک نمود، لشکرش چون از مرگ میر خود\nاطلاع یافتند راه فرار را برقرار اختیار نمودند و میر محمد رحیم بیک\nواپس بواز خان رجعت نموده ملکش را تصرف نمود، بعد از\nفوت میر کوهکن برادر دیگرش در قطغن بجای او نشست\nو تمام میرهای بدخشانرا خواسته انقیادش را قبول\nکردند. محمد رحیم بیگ را نیز بعہد و پیمان و استمالت تمام بخود\nچون چاره نداشت رفت . پسر کوهکن بیگ فرصت یافته\nمحمد رحیم بیگ را بعوض پدرش کشت و در واخان بجای او"}
{"book": "adl0011", "page": 346, "text": "تاریخ پامیرات ۳۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nپدرم که امیر فتحعلیخان بنام داشت و برادر خورد محمد رحیم بیگ\nبود بر حکمرانی و اخان نشست * مدت\nمدعا که در ایام سابق مردم و اخان هم تحت حکو\nمیرهای خود بودند چنانچه عموماً میر جانخان و پسر او میر\nفتحعلیخان را بیاد دارند که حکمرانی و کلانی در و اخان کرده\nاند و سررشته آنها چنین بود که عوض مالیه روغن، گوسفند\nاسپ، یابو، باز، جره، کنیز، غلام میگرفتند، و بکلانان\nو میرهای کنجوت و غیره تعارف دادن شان غلام و کنیز بو\nدر بعضی احیان مردم شغنان و چترال بطریق\nشبیخون بر برخی از قری شان تاخت آورده مال و مواشی\nو زن یا پسر شانرا بتاراج میبردند *\nاز عهد سلطنت خاقان مغفور ضیاء الملة والدین\nبدائره دولت اسلامیه افغانستان داخل شد و در مهد\nامن و امان آسوده حال و بکار و بار غریبی خویش\nمشاغلت دارند *"}
{"book": "adl0011", "page": 347, "text": "کوالف واخان و پامیر ۳۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان\nقلعۀ سنگی\nاز مقام خندود بدانطرف در یادر علاقه واخان\nروسی بر سر کوه یک قلعۀ سنگی برجدار معلوم میشود چون\nاز کهن سالان استفسار بعمل آمد که در کدام وقت این\nآبادی شده هیچ یا د نداشتند و گفتند که اجداد ما هم ازو\nبما حکایتی نرانده اند البته اینقدر گفته میشود که این قلعه از\nاز منه سابقه و از مردم کفار است و میگویند که در قرب و\nنواح آن کوه کان لعل تر میباشد اما خود مایان تا حال\nاز کان مزبور هیچ اطلاعاتی بدست نداریم :\nاشعار و اخانی\nبعضی اشعار هم بزبان واخانی موجود است\nچنانچه شخصی بر یک چوب تراشیده چند تاری را بطور\nرباب بسته روزی این اشعار را بلب و لهجۀ خویش ترنم"}
{"book": "adl0011", "page": 348, "text": "کوائف واخاو پامیر ۳۱۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو تغنم داشت و سامعین شان از ان متاثر و محظوظ\nبنظر میخوردند *\n\nاشعار واخانی\nگل مرواری دستم بوی\nدست خالی بمه وزی\nدست خالی خجالت روی\nژرش منیکس فته فوس\nیوناله تر ختتم *\nیوناله روارف یوس\nزخنک به گلیر کات\nدورک بدشت می\nتی مانند روزم نگات\nماه تابان سنگ چو بهاب بیتی\nآفرین بریم جان\n\nترجمه آن بفارسی\nگل مرواری دستمبوست\nدست خالی باید نیائی\nدست خالی شرمنده میشوی\nگنجشک سفید در درخت برج\nفغان او را میگویم\nروز تا بیگاه ناله دارد\nسفید مرغ همای\nدوره میزند بدشت\nمانند ترا نیافتم *\nماه تابان هستی که سنگ چور آب میکنی\nآفرین بجان من"}
{"book": "adl0011", "page": 349, "text": "افغانستان\nشغنان\nروشان\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۱۶ میل"}
{"book": "adl0011", "page": 350, "text": "شغنان ۳۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشغنان\n\nعلاقه داری درجه دوم و از مربوطات حکومت\nواخان و پامیرات است - آبادئی او در دامنه کوه است\nبعضی قشلاقهای آن در پستی و برخی در بلندی است\nزمین داری و زراعت شان اندک و دره اش تا مسافت\nبیست کروه طولانی بهر دو کرانه دریای آمو به شمالی و جنوبی\nافتاده است هوایش سرد و در زمستان بسیار برف دارد:\n\nفواکهـ\n\nفواکه هم در میانش موجود است مخصوصاً اشجار\nتوت، زردآلو، سیب، ناک، شفتالو، چهارمغز\nدر آنجا بسیار بنظر میرسد:\nمردم آن سفید چهره و زبان شان علیحده است"}
{"book": "adl0011", "page": 351, "text": "شغنان\n۴۱۸\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nلکن زبان مردم اشان قدری تفاوت دارد (مثل\nفارسی کابل و گردیز) در مذهب خویش اهل تشیع مرید\nآغائی خانی میباشند - متابعت و پیروی پیرهای\nشانرا که از طرف آغائی خانی مقرر میباشند بصد اقت\nتمام نموده مانند مردم زیباک و واخان ده یکه عوائد\nشانرا تسلیم خلیفه های خویش میدارند - خواص شان\nعند اللزوم نماز میخوانند و عوام شان قطعاً از نماز و\nروزه اطلاعی ندارند *\n\nدر سابق شغنان وسعت و نفوس بسیار داشت\nچنانچه نفس شغنان و روشان که بهر دو طرفه دریای\nامویه میباشند با دره های ملحقه خویش که عبارت از\nشاخ دره و دره غند و باد تنک است تحت حکومت\nافغانستان بود - بعد از حد بخشی افغانیه با روسیه\nهمان سه دره مذکوره که بدانطرف دریا است با منا صفه\nروشان و نیمه شغنان بحصه روسیه رفت *"}
{"book": "adl0011", "page": 352, "text": "شغنان ۳۱۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nنفوس شغنی تعلقه دولت متبوعه ان افغانستان\nبشش هزار خواهد رسید و دیگر نفوس شغنی که مد انظار\nدریا در حصه روسیه میباشند با درجات سه گانه مذکوره\nآن سه چندان اینطرف تخمین کرده میشوند :\n\nزراعت\nگندم ، جو ، ارزن ، باقلی ، مشنگ ، کلوال\nدر ماه ثور و جوزا کشته در سنبله و میزان میدروند - از آنجائی\nکه زمین شان اندک و غله شان کمتر است و کفاف شانرا\nتا فصل آینده کرده نمیتواند در اواخر زمستان و اوائل\nبهار توت خشک را بکار میبرند :\n\nصناعت\nبرک وطنی و جراب و دستکش از پشم گندی\nاو پلاس از موی بز میسازند - چکمن و برزو را از همان برک"}
{"book": "adl0011", "page": 353, "text": "شغنان ۳۲۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nوطنی ساخته میپوشند و میفروشند و از پست آهو نیز همین\nاشیای متذکره را ساخته استعمال مینمایند *\nخوراک\nعموماً خوراک شان اتاله (لیتی) است که\nآنرا از آرد باقلی و ارزن بنوعی بعمل می آورند که اولاً\nآب را در دیگ جوش داده اندک اندک آرد ارزن و یا\nباقلی را بر ان پاشیده بپمچه تحریک میدهند و برین عمل\nتا آنزمان دوام میورزند که قوام پیدا کند پس از ان\nاو را کشیده از کاسه ها با قاشق میخورند و نمک هم\nدر میانش نمی اندازند و بعضی آرد باقلی و ارزن و جود کلول\nرا با هم مخلوط نموده از ان آش بی نمک بعمل می آورند-\nو بعضی جهت لذت آنرا با دوغ تناول میدارند در ایام بهار\nکه موقع کم غله گی این طوائف است علفهای مخصوصه\nو چکریرا در آب جوشانده بدان امرار حیات شانرا می کنند *"}
{"book": "adl0011", "page": 354, "text": "شغنان ۳۲۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nپوشاک\nاکثر مردم اینجا برز و و چکمن و پوستین چه و چمپس استعمال\nمیکنند و بعضی که استطاعت دارند کرباس از فیض آباد\nو یا از تجاری که بدان راه عبور میکنند خریده بپوشاک خود\nو عائله خویش آنرا بصرف میرسانند - خواص و توانگران\nشان چین تار ا در برودستار های ململ و لنگی را بر سر و موزه\nرا بپا میکنند و مردم کم بضاعت شان نعلین های چوبی را\nبپا کرده بدان علی العموم قطع مسافتهای بعیده را میورزند\nرسوم مخصوصه\nاین رسم مخصوص در مردم شغنان و ملحقات\nاوست که به تقریب ورود پیرها و خلیفه و کلان شوندۀ و حکام\nخویش زنهای هر قشلاق که علی العموم ستر ندارند و بازنان\nزیباک و واخان در لباس و دیگر خصائل همسان میباشند"}
{"book": "adl0011", "page": 355, "text": "شغنان ۳۲۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nجوق جوق بقرب راه و یا بالای بامها و یا در کوچه های\nخویش دف میزنند و زمزمه سرائی نموده و ندوا ابراز شادمانی\nمیکنند – درین منطقه رسم غمزه کشی و تریاک خوری هم\nبسیار اگر بگوئیم که عموما در میان ده نفر سه تن از وشـان\nازین بلای بیدرمان فارغ میباشند البته که مبالغه نکرده ایم\nشوق نغمه سرائی و بزم را هم دارند رباب و طنبور و چنگ\nو غزلخوانی زیاده تر در بین شان معتاد است و اکثریه دختران\nو خواهرهای شان را در بدل تریاک میفروشند. و در عموم\nبیماریهای غذای اوشان آش و کشک جوا اگر کسی درینحدود\nمریض گردد برایش طبیب و دوا میسر نیست البته دواء شان\nبر طبق فرائسات پیره زنان میباشد *\nاسلحه\nاهالی این حدود در زمان میرهایکان تفنک فلیتہ ئی\nداشتند اما چون چند مراتب بغاوت و سرکشی از و شان"}
{"book": "adl0011", "page": 356, "text": "شغنان ۳۴۳ رہنمای قطغن بدخشان\n\nدر اوائل حکومت افغانستان دیده شد لہٰذا اسلحہ و یراق\nشان ضبط شده تا الحال در بین شان بجز از سی چهل میل تفنگ\nفلیته ئی جہتہ شکار دیگر اسلحہ و آلات جارحہ نیست :\nآبادی و نہر قدیم\n\nدر دشت آویر تقرب یاورده که مرکز علاقه داری شغنان\nاست بلب دریا که دشت وسیعی است نشان آبادی\nو شہر و نہر یکه از دریا همان دشت کشیده شده بود موجود است\nو تقریب یک صفہ کہ ارتفاعش دو گز خواهد بود بر یک سنگ\nبزرگی تاریخ جریان آب این نہر را کنده اند و در ان بعد از\nذکر میر محمود شاه مسطور است که این نهر در سنه ۲۰۳ ہجری\nبا تمام رسید :\nترکیب نگهداشت محلات\n\nبالای باجای تمام علاقه جات شغنان گده های"}
{"book": "adl0011", "page": 357, "text": "شغنان ۳۴۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nعلف خشک را بطرز خیمه های دوسره بیک اصول خوبی\nاشخاصیکه مخصوصاً در چیدن علف بدینطریق تجربه دارند\nخرمن مینمایند تا که بجز از حصه بالای آنرا برف تر و خراب\nنکند در موقع سرما خوراکه مواشی شان بشود - طریق\nگرفتن علف ازین خرمنگاه چنان است که خانه را که\nبر بامش علف موضوع است از طرف سقف محاذیکه\nحصه در میانی خرمن است، سوراخ مینمایند و از آنجا\nحسب الضروره خوراکه مواشی شان را جلب میکنند - هم\nبافضلات و پاروی زیر پای مواشی شان گیاه و دیگر شیائی\nرا که از نوع سوختنی باشد انداخته بحال خودش میگذارند\nکه سخت گردد و تابستان همان پاروی خشک شده منجمد را\nبه بیل کنده پارچه پارچه نموده محروقات شان در زمستان\nبمصرف میرساند - او را این مردم باصطلاح خویش\n(تپ) مینامند و اظهار میکنند که آتش او گرم تر و انطفا و\nاشتعالش دیر تر است :"}
{"book": "adl0011", "page": 358, "text": "شغنان ۳۲۵ رنهای قطغن و بدخشان\n\nمنازل دره شغنان\nاز قلعه شغنان که از او در شغنان بمساطہ سہ کروه\nو بارتفاع (۸۱۰۰) فیت میباشد تا شد و دیک منزل\nو از آنجا تار باطک روشان دو منزل و از آنجا تا تاج در\n۳ منزل و از آنجا تا مرود که علاقه در واز است پنج منزل میباشد\n\nقشلاقهای شغنان و روشان که تعلق\nبدولت فغانستان دارد\n\nنام مقام\nنام قشلاق\nتعداد بانجان\nنام قشلاق\nتعداد بانجان\n\nشغنان\nپتنگ\nداگنجانه\nدما رخت\nوی یر\nباور\nده شهر\nیتیم\n۲۰\n۸۰\n۳۰\n۴۰\n۲۰\nشاران\nده مرغان\nسید یج\nشدود\nچوگان تراشان\nباشار\nروشن پدرو دونیم\nچاسنور\n۲\n۴۰\n۱۲\n۲۰\n۵\n۴۰\n۹۰\n۱۲"}
{"book": "adl0011", "page": 359, "text": "شغنان ۳۲۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nنام مقام | نام قشلاق | تعداد خانه | نام قشلاق | تعداد خانه\nروشان | رباطک | ۸ | شوا | ۲۰\nروشان | بارخ | ۳۰ | جاوید | ۳۰\nروشان | پاچ در | ۲۰ | جاسنو | ۳۰\n\nاسماء معتبرین صاحب رسوخ شغنان\nنمبر | اسماء | نمبر | اسماء\n۱ | خدای نظر ساکن دمارغ | ۱۰ | خسرو بیک } پدرود\n۲ | عبدالشهید ساکن باور | ۱۱ | مصاحب } پدرود\n۳ | ملا عبدالرحمن « چوگان تراشان | ۱۲ | فرهاد بیک قریه دار ده شهر\n۴ | افقال ستان } ساکنان | ۱۳ | گرگ علی } شدود\n۵ | امام نظر } اویر | ۱۴ | گرگ علی } شدود\n۶ | عطا بیک } دلرغان | ۱۵ | درّ } چاشتنو\n۷ | کریم } دلرغان | ۱۶ | عاشور بیک } چاشتنو\n۸ | سگراندہ بیک } باشار | ۱۷ | لشکر بیک ساکن جاوید\n۹ | میرزا ظهیر } باشار | ۱۸ | محرم بیک « روشان\n۹ | میرزا ظهیر } باشار | ۱۹ | میرزا نور محا قذرّا بیک قریه دار دوستان\n\nوجه تسمیه قریه چوگان تراشان از آن است که سابقاً میرها\nشغنان چوگان بازی میکردند و این قریه از دیگر تکالیف معاف\nبوده تنها بساختن چوگان مأمور بودند ::"}
{"book": "adl0011", "page": 360, "text": "شغنان ۳۲۷ رہنمای قطغن و بدخشان\nقشلاقهای شغنان روشان که تعلق\nبروسیه دارد\nنام قشلاق تعداد خانه نام قشلاق تعداد خانه\nیمش ۲۰ ومذ ۳۰\nخارن ۹۰ راه شهر ۱۵\nبرزود ۵۰ وامر ۴۰\nروشان پایان ۴۰ روشان بالا ۵۰\nپاش نیو ۲۰۰ شیخ ۲۵\nوزنود ۳۰\nشجن ۲۰\nدیر زود ۴۰ خوف ۱۰۰\nدره های غند، شاخدره، بارتنگ\nشاخ دره و درۀ غند شرقی و غربی بعد از قطع مسافه\nهفت منزل بخود پامیر منتهی میشود - در موقع سرما راه درۀ\nشاخ برف کمتر دارد و در تابستان راه دره غند بهتر است"}
{"book": "adl0011", "page": 361, "text": "شغنان ۳۲۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nکه هموار میباشد - و آب این هر دو دره بموضع خارق\nکه چھاونی روسی و محل حکومت مقامی شان است\nبا دریای آمویه می آمیزد و بدره بارتنگ آب همان جویی\nکه قبلاً مذکور شد از حد مرغاب دور خورده درختهای این\nدره که مقام روشان است با دریای آمویه یکجا میشود\nو جانب درواز میرود - راه در میانی این دره بمرغاب دشوار\nگذار است که پیاده بسیار زحمت در ظرف هشت روز\nبمرغاب میرسد و سوار رفته نمیتواند :\nشش سال پیشتر گفته میشود که زلزله بوقوع پیوسته\nیکقطعه کوه را در حد مجرئی در یا در بمقام انداخته آب دریا\nماند یک تالاب عظیم الشان تا نزدیک قلل جبال بر خاست\nاهالی قشلاق با قریه این مقام یکسر و دو گوش علی الفور را\nفرار را اختیار کرده مال و مواشی و خانه های شان ته آب گشت\nو آنها مقام دیگر را جهته مسکن خویش اختیار نمودند آخرالامر\nدر نفس دریا بزیر همان پرچه کوه آب جهته خویش مخرج را پیدا کرد"}
{"book": "adl0011", "page": 362, "text": "شغنان ۳۲۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nتا هم ظاهراً درین موضع رفتن آب بنظر نمیخورد بلکه تاسی چهل\nگروه مانند یک تالاب عظیم الشان اثبات وجود دارد :\n\nقشلاق دره های سه گانه\nنام در اسم قریه | نمبر خانه | اسم قریه | نمبر خانه | اسم قریه | نمبر خانه\nشاخ دره\nاذباش ۶ | وحمیت ۲۰ | دوشن قلعه ۲۰\nسنجیو ۱۲ | خوجیو ۸ | سندیو ۲۰\nتیان ۳۰ | مدین شهر ۸ | میانجوی آ\nدشت ۲۰ | پرشید ۶ | سیشن تنگ ۱۰\nزمرج ۶ | تب ده ۱۰ | جوشن گاد (پویا) ده خانه شغنی ۱۲۰\nشاش بودر ۱۲ | پرزوج ۶ | باقی تر غزند\nدره غند\nسوجان سفلی ۸۰ | سوجان بالا ۴۰ | خود غند ۳۰\nده بسته ۴۰ | وژ ۱۲ | اشتم ۱۵\nدیل ۱۲ | جبرسیم ۱۵ | میان شهر ۱۲\nوان قلعه ۶ | سدویم ۱۵ | ده کلان ۵۰\nامام باقر صا ب ۱۲ | شنزده ۲۰"}
{"book": "adl0011", "page": 363, "text": "شغنان ۳۳۰ راه‌های قطغن و بدخشان\nدره بار سنگ\nنام دره | اسم قریه | نمبر خانوار | اسم قریه | نمبر خانوار | اسم قریه | نمبر خانوار\nسوجن | افغان‌ها | رو | ۱۵ | ورزانج | ۸\nچوا | ۱۰ | افغان‌ها | سپانج | ۲۰ | قشلاق بارسک | [blank]\nرسید | ۴۰ | خواجه بید | ۲۰ | در آب غرق شدند | [blank]\nزروج | ۱۵ | سرید | ۴۰ | الان دشتی که فعلاً زراعت است | [blank]\nازان بالا را شغنان | ۵۰ | یمن | ۲۰ | دشت مخته حرم نام داشت | [blank]\nاخرنو | ۱۰ | پدرود | ۱ | [blank] | [blank]\n\nراهی که از کاشم بشغنان رسیده است منزل اول\nآن یغدرو است که معروف بسرشخ است :\nسرشخ\nارتفاع آن (۸۸۵۰) فیت و مسافتش ۸ کروه است\nو یکمقام بسیار وسیع و غله‌خیز است و در اطراف اور و چشمه\nاست که آب گرم دارد (۱) و بعد جریان چند قدم راه سنگها\nزرد و سفید تحویل مییابد (۲) آنهم از رفتار اندکی مانند سنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 364, "text": "شفقان ٣٦١ رهنمای قطغن و بدخشان\nد قیر در دلبته میگردد ـ ذائقه آن مانند سودا میباشد و باطراف\nو جوانب آن کتهای سربزیر ایستاده است ـ و تقربا بن\nد و چشمه از کوه آب شفاف مصقبی بسیار خوشگوار ریخته یک\nآبشار قابل دیدی را معمل آورده است :\nمنزل دوم آن بالاتر از مقام زیچ مقامیست بنام\nاندارج\nارتفاع آن (٨٦٥٠) فیت مسافتس از سرشخ\n(٩) کروه است و راه درمیانی آن سنگ دار و پر جلکه\nو علف زار است درخت های سیاه خار و زرشک و\nانجمن و بید بسیار دو اراضی آن عموماً مزروعه و حاصل خیر است\nمنزل سوم آن بتقریب مزار شیخ بید مقامی است بنام\nپلدار\nکه مسافتش (١٠) کروه و ارتفاع آن (٨٠٢٠) فیت"}
{"book": "adl0011", "page": 365, "text": "شغنان ۳۳۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمیباشد عرض راه او خرابه و کوتلهای دشوار گذار و سرگیم زار\nاست و برخی ازان چمن و علف زار و در بعض حصص آن\nدرخت های بید و سیاه خار و بشال و یخمن و کلاب جنگلی بسیار\nدارد ـ اهالی آن تاجک و مزروعات شان مشنگ باقلی و قریه\nمزار شیخ بید در یک مقام با صفا افتاده چمن های بسیار\nو فواکهه بیشمار دارد ـ ناک و سیب خود روی و عرعر درینجا بیشتر\nبنظر میرسد و کناره مقابل دریا درینجا تعلق بروسیه دارد\nو مقابل مزار شیخ بید قریه ایست موسوم بکوه لعل و در ان معدن\nلعل نیز میباشد که فعلاً کار آن معطل است و برزیارت شیخ بید\nیک درخت بید بسیار کلان عظیم الشان سرسبز ایستاده و هر طرف\nشاخ و پنجه خویش را رسانیده است از همین جسته آنرا شیخ بید مینامند\nمنزل چهارم آن موضعی است بنام : -\nدر مارخت\nکه آنرا در مارغ نیز گویند و بمساقت (۴) کروه دور از ملأ"}
{"book": "adl0011", "page": 366, "text": "شغنان ۳۳۳ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nبوده ارتفاعش (۷۷۲۰) فیت میباشد و اهالی آن خوارجاً\nو بدخوراکند و در عرض راه آن کوتلی است که ارتفاعش (۷۷۰۵)\nفیت است و بقرب آن سوراخی است که مشهور بسنگ\nسوراخ است و در همین حدود غاران که یکی از مربوطات\nزیباک است خاتمه میپذیرد. بعد از عبور سنگ سوراخ\nدره ایست که آنرا خس دره نامند و بعد از چند گردش و\nهبوط از بلندی بموضع در مارغ انسان میرسد بمقابل این قریه\nبدانطرف دریا نیز قریه است که آنرا در مارغ نامند این موضع\nاز ملحقات شغنان است :\nمنزل پنجم آن مقامی است بنام : -\n\nاویر شغنان\n\nکه از در مارغ بمسافت (۱۱) کروه و ارتفاع (۸۱۰۰) فیت\nافتاده در عرض راهش کوتلهای بسیار است که دشوارترین\nآنها تپه ایست که آنرا مارسپ شیر نامند و ارتفاعش (۸۷۸۰) فیت"}
{"book": "adl0011", "page": 367, "text": "شغنان ٣٤٣ رهنمای قطغن و بدخشان\nاست و بمقابل این موضع بدانطرف خارق است که در انجا\nچهاونی روسیه میباشد و یک منصبدار بعنوان نچلک\nمقرر است :\nقلعه پنجه و یاورده\nاز ادیر شغنان چنانچه قبلاً مذکور شد تا مرکز حکومتی\nشغنان که یاورده است ٣ گروه مسافت است :\nپس ده\nبمسافت (٣) کروه دورتر از مرکز علاقه داری شغنان\nمقامی است که آنرا پس ده خوانند و بلندی آن ٨٨٠٠\nاست و در عرض راه آن تماماً کوتل است و یکدره ازینجا\nبطرف غارجوی و دره دیگر آن که در ان آبهم جریان دارد\nاشر دره نام دارد :"}
{"book": "adl0011", "page": 368, "text": "شغنان ۳۳۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nخداجکدره\n\nارتفاع این موضع (۱۰۰۵۰) فیت مسافت از\nپس ده (۶) کروه است در عرض راه آن قشلاقی است\nکه آنرا غار جین نامند و کوتل صعب المرور هم دارد که ارتفاع\nآن (۱۲۹۶۰) است بعد از هبوط این کوتل بایک حوض\nبزرگی انسان دو چار میشود که بسیار طویل و عریض و عمیق و\nشفاف است و آبهای بسیاری در آن میریزد که مخرجش\nظاهر بنظر نمیخورد و مشهور بحوض \"بدزی جمال\" است و این\nحدود بسیار سرد و اکثر یه بادهای خنک هم در آنجا میوزد :\n\nشیوه\nاز حد خدا جکدره بمسافت ۱ کروه دور و بارتفاع\n(۱۰۱۲۰) فیت بلندی موضعی است که آنرا شیوه مینامند\nراه در میانی این هر دو موضع نسبتاً صاف و هموار است :"}
{"book": "adl0011", "page": 369, "text": "شغنان\n۳۴۶\nرهنمای قطغن و بدخشان\nدو آب شیوه\nاز تجیر بر مسافت ۸ کروه دورتر و بارتفاع (۹۰۲۵)\nموضعی است که زراعت خیر و سکنه آن عموماً مردم شغنی میباشند\nتاریخ شغنان\nدر موقع استفسار کهن سالان مقام شغنان حکایت\nمیرانند که در ایام قدیم میرشاه و سنجی شاه نملک مردم\nشغنان بود که دست تسلط آنها تا نواحی بدخشان\nو چترال هم رسیده بود :\nو بعد از دمیر قباد خان پسرش حکمرانی بجای پدر نشست\nبعد از مدتی جهانرا پدرود کرده ازو پسری ماند که میرعبدالکریم\nنام داشت و مدتی حکمرانی نموده بعد از خود دو پسری با\nگذاشت که میر شیر محمد خان و دیم یوسف علیشاه نام داشت"}
{"book": "adl0011", "page": 370, "text": "تاریخ شفا ۳۳۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمدت هفت سال میر شیر محمد خان میری و کلانی شغنان را نمود\nوفات کرد بعد ازان برادر خوردش یوسف علیشاه زمام حکومت را\nبدست گرفته بالای قوم شغنی و دره جات آن که بهر دو طرف\nدریا واقعند حکمرانی مینمود\nدر ایام حکومت یوسف علیشاه نائب محمد علم خان از\nپیشگاه امارت افغانستان در عهد امیر شیر علیخان مرحوم مقرر\nگردیده بدخشانرا در تصرف آورده و مکتوبی بیوسف علیشاه\nنیز که مبنی بر خواستن او به بدخشان و اطاعت پادشاه اسلام بود\nفرستاد یوسف علیشاه در رفتن خود عذر انگیخته میر قباد نام پسرش\nرا بهمراه چند نفر سادات و اقسقالها و کنیزها و غلامها شغنی و\nاسپان و اشترها و باز و برک و غیره اجناس فرستاده نایب او را\nبفیض آباد میرسید نائب محمد علم خان پس بطرف مزار شریف\nرفته و در فیض آباد بر گد سید احمد خان را گذاشته بود\nبر گد مذکور پسر یوسف علیشاه را بجانب مزار شریف فرستاد\nو نائب محمد علم خان در آنفرصت بمقدمه میمنه قیام داشت"}
{"book": "adl0011", "page": 371, "text": "تاریخ شُغنان ۳۳۸ در ضاع قطعه بدخشان\n\nاز تار سیدن امیر قربان بیاد که در یمینه را شیخ کرده بعد از وصول\nامیر قبان بیاد پیش نائب محمد علم خان نوازش بسیار دیده کنیز\nو غلام های اورا رد نموده گفت که اینهمه مسلمانانند و مسلمان\nکنیز و غلام آزاد می شده نمیتواند و دیگر بخایف اورا گرفته خودش\nو اشخاصی را که بمعیت او بودند خلعت ها فراخور حال شان\nداده بخود یوسف علیشاه نیز خلعت جداگانه فرستاد خط\nحکومت شغنانرا بهم بنام خود او ارسال داشت نامبرده\nهفت سال دیگر هم در عهد امیر شیرعلیخان مرحوم بر شغنان\nحکمرانی نموده بدستور ماضی آدم کشتن و تا راج نمودن و فرار\nکردن وزن و پسر و دختران مردم را فروختن و به اکابر بخشیدن\nکه عادت داشت همچنان سرومال و نام و ناموس اهالی\nشغنانرا از خود می پنداشت و کسی را مجال نبود که او را\nبگوید که چرا مال و منال و دختر و خواهر مرا بموجب میگیرید؟\nتا آنکه سریر سلطنت افغانستان بذات خجسته\nصفات ضیاء الملة والدین مزین گردید. و سردار عبد الله خاں"}
{"book": "adl0011", "page": 372, "text": "تاریخ شغنان ۳۳۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر بدخشان رسید یوسفعلشاه که خبرشد پسر خود را با تعارف\nو تحایف و مراسله فرستاد و باطاعت پادشاه اسلام در قطغن\nخود را جلوه گر ساخت سردار عبد الله خان نیز فریب خورد؟\nبرفتن پسر او اکتفا نموده حکومت شغنانرا برایش واگذار شد\nاز قسم غلام و کنیز و دیگر رسومات که ذمه دار شده بود ازو منظور\nداشته تا سه سال بدوش او دیگر بار نگذاشته بعد از ان\nبعضی اهالی شغنان از جبر و تعدی او استغاثه بردند -\nداراب شاه خان میر خیل بادشان نیز همراه و بیوسف علیشاه\nمخالف شده قوم شان ایستادگی با داراب شاه نمودند -\nدران اثنا پر دلخان کرنیل با ده پره نظامی از طرف سردار\nعبدالله خان بشغنان آمد و کاغذ سردار مذکور را هم آورد\nبود که یوسفعلیشاه را بفیض آباد ببرد :\n\nبرسیدن کرنیل مذکور مردم شغنان اکثر از و مخالف\nشدند یوسفعلیشاه دانست که بجز از رفتن دیگر چاره ندارم\nواا داراب شاه و دیگر مردم شغنان مرا دستگیر نموده بگرنیل"}
{"book": "adl0011", "page": 373, "text": "تاریخ شغنان ٣۴٠ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nخواهند سپرد. سررشته رفتن خود را بهمراه کرنیل مذکور نموده\nاو عیالهای خود را به بهانه طرف دره بارتنگ فرستاد. و\nمعتمدان خود را دانسته کرده بود که آنها را از بارتنگ هم کشیده\nبعلاقه پامیر ببرند که اگر در فیض آباد اوضاع را دگرگون بینید\nخودش تنها خواهد بود و بسهولت اختیار فرار خواهد نمود. چون\nبفیض آباد رسید داراب شاه خان با دو سه صد نفر\nاز شغنان و روشان عقب او رفتند از جبر و تعدای او داد\nخواه شدند. و چند کاغذ او که با کارگذاران روس نوشته\nبود نیز بدست سردار عبد الله خان افتاد او را نظر بند نموده\nو فرمودش که عیالهای خود را بخواهید در انصورت برای شما\nدر نواحی بدخشان سکونت و جایداد داده میشود و در ملک شغنان\nبعد ازین گذران شما با رعایای آنجا امکان پذیر نیست و اگر\nواگر عیالها را نخواهید هر آئینه بقتل خواهید رسید نامبرده\nاز خوف مرگ خود خط بنام تعلقات و پسران خود نوشت\nکه خودم واپس بخورسندی و سرفرازی مقرر شغنان شدم که"}
{"book": "adl0011", "page": 374, "text": "تاریخ شقنان ۳۴۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشما یان بخاطر جمعی بخانه و جای خود بیائید زمانیکه شما بخانه خود\nرسیدید مرارخصت مینمائید و استر خاص من معطل بآمدن\nشما است همان خط اورا سردار عبدالله خان بصحابت شاه\nزمانخان کرنیل و جمعه خان کمیدان و سید دیوانه و چند نفر\nشغنی که محرمان عیالهای او بودند فرستاد. آنها با عمله خود\nدر شقنان آمده نشستند و آدمان یوسفعلشاه رفته عیال\nو پسران اورا از حد پامیر آوردند. در شقنان که رسیدند کرنیل\nمذکور همه را محافظت بطرف فیض آباد برد و از آنجا خود یوسف\nعلیشاه و پسران و عیالهای او را بکابل فرستادند و نفری\nملازمین را که بهمرۀ یوسفعلیشاه بودند سردار عبدالمدخان دانسته\nنمود که اگر کسی بخوشی خود بهمراه او میرود ممانعت نیست والا\nحکمی فرستاده نمیشود درینصورت اکثر نفری از یوسفعلیشاه\nخان جدا شدند و اپس شقنان رفتند :\nبعد ازان گلزار خان رساله دار بهمراه دو دسته\nخاصه دار که دو صد باشی داشتند یکی ظریف خان ثانی جمعه خا"}
{"book": "adl0011", "page": 375, "text": "تاریخ شغنان ۳۴۴ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nمقرر شغنان گردیده و گلزار خان حاکم و صد باشی‌ها در زیر د[ست?]\nاو بودند تقریباً دو سال حکومت کرد در بارعایا سلوک و گذران\nخوب داشت اما خاصه دارها بمال مردم دست درازی داشتند و او\nمانع نمیشد. دو سه نفر دیگر از معتبرین شغنان حکومت افغانان\nرا ناگوار میدانستند زیرا که دست تسلط شان از ظلم\nکوتاه شده یکی فرخ شاه که پیرمردم شغنی بود دوم تطرشاه\nروشانی و بعضی دیگر آنها تحریک کرده چند نفر را از اقسقالها\nو اربابها را با خود متفق نموده و مشوره کرده گلزار خان تطرشاه\nرا بجای خود مهمان نموده و در ان مهمانی خود او را و آدمانش را\nدستگیر کرده اسلحه و یراق و مال شانرا هم غارت نمودند و هما[ن?]\nساعت نفری کثیر در قلعه رسیده خاصه دارانرا که آنها نیز\nغافل ازین معنی بودند گرفتار ساخته و یراق و سامان شانرا\nنیز گرفته و همه را ببردۀ باره بارتنگ که محل تنگ و دشوار است\nمحبوس کردند و حفاظت آنها را نیز بکمال احتیاط میکردند چون\nراه شیوه از کثرت برف مسدود بود در راه غاران پہرہ بجد[؟]"}
{"book": "adl0011", "page": 376, "text": "تاریخ شغنان ۳۳۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nسنگ سوراخ مقرر نمودند که این خبر را کسی در بدخشان نبرد\nلکن افسقالهای موضع شاخ دره شخصی را مقرر کردند که از راه\nواخان رفته و بزیباک خود را رسانیده و از آنجا بفیض آباد رفة\nو سردار عبدالله خان را از حقیقت اطلاع دهد سردار مذکور\nسیدال خان جرنیل را با کندک هزاری و دو تولی حیدری\nو دو توپ بدانطرف حرکت داد و شاه علم خان کرنیل و فیض محمد\nخان کمیدان و شمس الدینخان اجیدن از راه زیباک غاران\nعازم شغنان شدند و از زیباک شاه عبدالرحیم و سیدرضا\nرا که پیرهای مردم شغنی بودند همراه خود آوردند -- فرخ شاه\nکه از آمدن لشکر نظامی خبر شده خفية پیامی را بسردار که مبنی\nبر استعفای جرم خودش بود فرستاد و دختر خود را هم بهدیه\nحضور او نمود تا منظوری یافتن کناره شد و منتظر تا طرف\nدرواز گریخت مردم شاخ دره مطیع شدند و مردم شغنان\nاز خوف تماما بدره بارتنگ وغیره اطراف فرار کرده و گلزار خان\nحاکم و خاصه دارها را رها نمودند و در حد داهن دره بارتنگ"}
{"book": "adl0011", "page": 377, "text": "تاریخ شغنان ۳۴۴ بنای قطغن و بدخشان\n\nمورچلها را برای جنگ آماده ساختند. جرنیل سید آل خان\nبمقدمه نرفته شبغنان استقامت کرد و مردم را استمالت\nمیداد و همان سید عبدالرحیم شاه و سید صادق شاه را\nنزدشان فرستاد تا مدت سه چهار ماه مرد ما نر اپس بوطن خاندها\nشان آورد و کسی را بنا بر وعده و پیمان که نموده بودند ضرر نرساند\nو نقصانات گلزار خان حاکم و خاصه دار ها را تکمیل کرده و دختر\nفرخ شاه را نیز سر رشته لازمه سردار عبد الله خان فرستاد\nفرخ شاه هم بجای خود قرار گرفت و جرنیل مذکور با فوجی خود\nهمانجا تا زمان بغی محمد عیسی خان مقیم ماند. و در زمانیکه\nعیسی خان بدخشانرا گرفت و سردار عبد الله خان شکست\nخورده بغوری و بغلان رفت خطوط محمد عیسی خان متواتر\nبه سیدآل خان جرنیل رسید و آخر بهمان فوجی خود بطرف\nخان آباد رفت و ملک شغنان خالی ماند در ان اثنا\nبعضی از مردم شغنان سید اکبر برادر زاده یوسفعلیاً\nرا که فرار در و از علاقه سنجا را بود آورده حکمران نمودندی مقدار"}
{"book": "adl0011", "page": 378, "text": "تاریخ شغنان ۴۴۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nهفتصد خروار غله که در گدام سرکاری بود غارت کرد و بعضی\nاشخاص که در حکومت او خوش نبودند آنها را بتاراجی\nمال و فروش زن و فرزند مجازات نموده چند نفر را بقتل\nرسانید. دران ایام خواجه نظر نام برادر افشقال مستان\nاز کابل او را خبر کرد که محمد عیسی خانرا لشکر امیر صاحب شکست\nداده و معاونان او اسیر و دستگیر شدند و دیگر بمردم ها را\nنصیحت میکرد که در ملک بدخشان افسر و فوج سرکاری\nرسیده شما خود را بد نام نسازید و طاقت لشکر پادشاه\nرا کسی ندارد. ازین معنی اکبر شاه خبر شده او را بدریا\nغرق کرد و تابع دارانش بحضور او لاف میزدند که افغانرا\nچه قدرت است که در ملک ما بیاید اگر آید بگلوله باقلی و\nتفنگ فلیته ئی همه را قتل میکنیم و حدودات زیباک و غیره\nرا نیز متصرف میشویم و اکبر شاه را زیاده تر دلیری از گفتارهای\nآنها پیدا شده و شنیده بود که در اشکاشم و زیباک فتح محمد حاکم\nهنوز نشسته و کسی او را از ان علاقه خارج نکرده مردم"}
{"book": "adl0011", "page": 379, "text": "تاریخ شغنان ۳۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشغنانرا فراهم نمود و تیمور شاه برادر خورد خود را سرکرده\nمقرر کرده بمقدمه طرف اشکاشم فرستاد لشکر شغنی در انحا\nرسیده فتح محمد خان را قلعه بند نمودند ـ و چند نفر شکاشمی\nدر امتداد بیرون قلعه بهمراه فتح محمد خان معاون بودند اخرالام\nاظهار کردند که نیمور شاه عیالهای ما را اسیر و دستگیر کرده\nاز قلعه برآمدند و فتح محمد خان را بدست داده تیمر شاه خود او را\nبا مال و اسباب و ملازمان او نزد اکبر شاه برادر خود زنده\nدر شغنان آورد و در اینجا میخواست که او را کشد اما بعضی\nاقسقالها و معتبرین دوراندیشی کرده نگذاشتند که کشته شود\nلهذا او را بطرف درواز فرار نمود ـ و فتح محمد خان از درواز\nبطرف کابل رفت و چندی بعد خبر شدند که نفری بسیا\nاز اشکاشم که امداد تیمور شاه را کرده و عذر بهمراه حاکم نموده بود\nزنجیر و زولانه شده بکابل رفتند و شاه خان جرنیل در بدخشان\nرسیده واکبرشاه چونکه جبر وظلم بسیار بر مردم شغنان کرده\nبود خوف بر و مستولی شده از بیم انکه دستگیر و تاراج خواهد شد"}
{"book": "adl0011", "page": 380, "text": "تاریخ شغنان ۳۴۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nپنهانی گریخت سید شاہ خان جرنیل اقسقالها و کلانتران\nشغنانرا به بدخشان طلبید اینها از بیم آنکه اکبر شاہ را در ملک\nخود راه داده و معاونت در ناراحی کدام سرکار می لشکر کشی\nگرفتاری فتح محمد خان کرده بودند بیم خورده نزد او نرفتند.\nبعدۀ خود جرنیل از راہ شیوه همراه دو کندک که سرکردۀ یک\nکندک فرماد خان کرنیل و از ثانی میان رحیم خان کرنیل بود\nبشغنان آمد و مردم شغنان کاملاً از و گریخته بدرۀ بار تنگی رفتند\nو سه جاه سنگر یا از برای مقدمه بهر دو طرف دریای پنج زدند\nجرنیل لاچار شده از دو جانب دریا فوجی را مقرر نمود و در سه\nساعت هر سه سنگر را از نزد شان گرفته سی چهل نفر از شغنیان\nمقتول و مجروح شدند و دو نفر از نظامی نیز بشهادت رسیده\nسه چهار نفر مجروح گشتند و چند نفر شغنیانی اسیر گردید\nباقی فرار شدہ بجایای دور و دشوار مقام گرفتند- بعد ازان\nجرنیل مذکور در آنجا قیام نموده بعضی از سادات و پیرهای\nشانرا تسلی داده نزد خود خواست و آنها را باستمالت اقوام"}
{"book": "adl0011", "page": 381, "text": "تاریخ شغنان ۳۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشغنی کاشته بد لجوئی تمام اوشانرا بتدریج نموده بجاهای شان پس آورد\n\nو سررشته و انتظام لازمه ملک را کرده خودش پس بدخشان آمد کند\n\nخر با دخانرا بهمراه خود برده و کندک میان رحیم خانرا همینجا ماند و عبد الله\n\nخان بدخشی ساکن در دوج را که برادر عصمت بیگ فراری مریض حین\n\nبود حاکم مقرر نمود چهار سال مشارالیه حکومت کرد و باز انحصه امیرحبیب\n\nدارا بشاه خان تقسیم حدود فیما بین دولت روس افغانستان مقرر گردید\n\nو مناصفه شغنان و روشان و درجات شاخ دره و غند و بار تکر بطرف\n\nروس رفت و نصف در واز که علاقه بخارا بود بتعلق دولت افغانستان\n\nآمد و پنجسال دیگر هم دارا بشاه حاکم بود و سپس از ان میان رحیم خانکرنیل سر حد\n\nدار بعد از ان تیمور شاهخان کرنیل عوض او آمد و مقیم شغنان گردید و چند سال\n\nدر پنجا قیام داد و اخر تیمور شاهخان بام هم رفت یک تولی نظامی در پنجا تعین یافت\n\nوقتیکه از طرف سرحد روسیه مدآنه با سرک خود ها را تا خارق آورده مرکز حکومتی\n\nو استحکامات نظامی خویش را امتداد دادند که بلا بطرف دادیم در ان موضع\n\nتاسیس نمودند.\n\nتعداد مال شماری شغنان\n\nاسپ\n(۱۳۸)\n\nگاو و مرکب\n(۱۴۱۴)\n\nگوسقند\n(۷۰۷۳)"}
{"book": "adl0011", "page": 382, "text": "نقشه درواز و علاقه روسیه درواز\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۲ میل\nمعادل ۲ ۱/۲ گروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 383, "text": "درواز ۳۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان\nدرواز\nحکومت درجه دوم است در ایام سابق حکومت آن\nتعلق بخارا بود در وقت حدبخشی افغانستان و انگریز و\nروس حدودات اینطرف دریابی کاملاً تعلق بدولت افغان\nگرفت و آنطرف را روسی بتصرف آورد و قشلاقهای دروازچیری\nبلب دریا واقع است و چیزی بدره جات و دامنه پشت\nکوه میباشد و زبان مردم درواز فارسی است و چهره شان\nسفید و قوم تاجک اند اما در قشلاق آن از طایفه اغای خانی\nنیز میباشد که در زیر اسامی آن قشلاقها نشانداده میشود :\nقشلاقهای درواز\nنام ده | تعداد خانه | نام ده | تعداد خانه\nدرشیر اهل سنت | ۵۰ | خنانیگ شیعه | ۷\nزینیف « | ۱۷ | درو « | ۵۰\nجا شنگ « | ۳۰ | یا مثر | ۳۰"}
{"book": "adl0011", "page": 384, "text": "درواز ۳۵۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nنام ده | مذهب | تعدا خانه | نام ده | مذهب | تعدا خانه\nمای می | اهل سنت | ۳۰۰ | دره کیوف | اهل سنت | ۷۰۰\nاو بغن بالا | سنی و شیعه | ۸۰ | خوانا و دره پرچیم | \" | ۱۵۰\nشیکی | سنی | ۳۰ | خلدسنگ جوشان | \" | ۴۰\nاو بغن سفلی دطاق | \" | ۸۰ | مناو | شیعه | ۸۰\nدره جو و سوریا | \" | ۶۰۰ | زنگیری نا | \" | ۳۰\nکشک در خوان | \" | ۲۰ | غمی | \" | ۴۰\nجراب | \" | ۸ | جامرس بالا | شیعه ۵۰ سنی ۱۰ | ۶۰\nورقد | \" | ۸۰ | جامرس سفلی | شیعه ۶۵ سنی ۱۵ | ۸۰\nخوغزه یلون | \" | ۲۰ | نسی | شیعه ۶۰ سنی ۱۰ | ۷۰\nدره شیکی | \" | ۶۰ | خار دره | شیعه | ۴۰\nغمی سفلی | شیعه و سنی | ۳۰ | | | \nخانه های مردم مذکور الا گلخان است نفوس شان\nتا بیست هزار میرسد و ماتحت حاکم آنجا یک علاقه دار هست\nکه در خواهان می نشیند *"}
{"book": "adl0011", "page": 385, "text": "درواز\n۳۵۱\nکتابهای قطغن و بدخشان\n\nکیفیت راه درواز\nاز آخر روشان که اگر کسی برود همردزه در خضاب\nمیرسد و از آنجا تا قشلاق درد (۶) کروه و از درد تا غی نیز\n(۶) کروه مسافت است و (۶) کروه تا جامرس بالا و ۲ کروه\nتا زنیف و (۶) کروه تا چاشنگ و (۶) کروه تا مای می و\nاز اینجا تا اویعن بالا (۵) کروه و نانسی که سابق حاکم نشین\nبوده (۲) کروه بذ القیاس از یک قشلاق تا دیگر (۶) کروه ضیافه\nو کمتر فاصله میباشد چنانچه طول دره از بلب دریا هشتاد کروه\nبا خواهان محسوب میشود عرض ان یکست و همانقدر فاصله دیگر\nاطراف آن نیز میباشد و از طرف شغنان و روشان که میروند\nکوتلهای بسیار سخت و دشوار دارد و از طرف فیض آباد که\nروانه شوند تا کوف آسانی دارد و از کوف تا شکی کوتل سخت دارد\nو اگر از شکی بخواهان بروند از لب دریا سوار رفته نمیتوانند . از کوه\nراه دیگر دارد که در ان بسوار رفته میشود و از فیض آباد منزل اول"}
{"book": "adl0011", "page": 386, "text": "درواز ۳۵۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nطرف درواز در دو آب یفتل و از آنجا بقلاب راغ و از آنجا\nبه بند بالای راغ و از آنجا بسر دشت و از آنجا بحوض شاه\nو از آنجا به نشیر و از آنجا بکوف و از آنجا به نشکی میرسد و از آنجا\nبهر قشلاق از قشلاقهای لب دریا راه میرود *\nزراعت\nاکثریه زراعت مردم درواز از قسم گندم و جو، ارزن\nو باقلی، مشنگ است در بعضی قشلاقها پنبه نیز بعمل میآید\nمثل خواهان و نسکی. و گندم را در برخی از دهات بماه میزان\nو اکثر جاها بحمل و ثور میکارند و در سنبله درو میکنند و در زمینهای\nللمی غیر از گندم و جو دیگر جنس حاصل نمیکنند و در اطراف کوف و\nدر جات خواهان و حوض شاه و جربا اکثر زراعت شان للمی است\nفواکه\nاز اقسام فواکه توت ، گیلاس ، شاه توت ، زرد آلو،"}
{"book": "adl0011", "page": 387, "text": "درواز ۳۵۲ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nو آلوبالو، سیب و ناک، شفتالو، انگور، خربوزه، تربوز\nو انجیر، انار، بهی دارد و بکثرت میباشد :\n\nصناعت\n\nبرک بافی، جراب، پلاس، کرباس، الچه بافی\nدر بین شان مروج است کرباس و الچه زنها میبافند و برک را\nمردهای شان میبافند و رشتن پشم و تار نیز تعلق بزنها دارد\nو عورات عام شان روپوشی ندارند و از مردم خوانین علما\nو خانزادگان و سادات و میرهای شان زنان خود را\nبستر نگهدارند :\n\nخوراک\n\nاکثر عادات شان خوردن آش اتاله و باقلی مشنگ\nاست بعضی اوقات در شب های جمعه نان گندم و جو\nمیخورند و معتبرین شان طعام شایسته بهمان میدهند"}
{"book": "adl0011", "page": 388, "text": "درواز\n۳۵۴\nرهنمای قطغن و بدخشان\nو ملک شان غله خیز و زمینداری للمی شان بسیار است\nاما از بی همتی خود زمینها را بی زراعت مانده و برای خوراک\nخود از کولاب و پار دریا غله می آرند +\nپوشاک\nنسبت بمردم شقنان لباس مردم درواز خوبتر است\nو مرد و زن شان خوش لباس میباشند . عوام از کرباس\nسفید و چکمن و برزو و خواص از سان کوره و سفید پوشاک\nساخته و لنگی ململ بر سر و چپن های بخارائی در بر میکنند و چمس\nو پایزار و موزه را در پا استعمال مینمایند مردم صاحب استعداد\nو علماء و معتبرین نیز در بین شان است و کفش های چوبی را\nبهمراه چمس بپا میکنند و منزل بهمان نعلین چوبی میزنند +\nاسلحه\nچونکه سرکشی کرده بودند تفنگهای سابقه شان بضبط"}
{"book": "adl0011", "page": 389, "text": "درواز\n۳۵۵\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nآمده بود حال باز تا سه چهار صد تفنگ فلیتئی پیدا کرده اند\n\nاسامی معتبرین درواز\n\nنمبر اسم سکونت نمبر اسم سکونت\n۱ ملاغوث محمد جامرس علیا ۱۳ ملاعبدالحکیم مای می\n۲ اقسقال عشرت شاه \" ۱۴ ملاعبدالکریم \"\n۳ اقسقال یوسف جامرس ۱۵ شاکر بیگ وکیل \"\n۴ ملاکبیر \" ۱۶ رفیق ورضوانشا \"\n۵ سیدمحمودشاه خلف اقائی خانی \" ۱۷ ملا محبوب \"\n۶ عصمت الله غمی ۱۸ ملانعیم شوریان\n۷ شریف محمد \" ۱۹ عبدالرسول منور بیگ خانه\n۸ قاضی ملامظفر درقد ۲۰ عبدالله بیگ شکی\n۹ اقسقال شیر محمد \" ۲۱ عبدالمعالی \"\n۱۰ حیات محمد \" ۲۲ ملا دلاور خالالی\n۱۱ ملا شیخ ابوالحسن مای می ۲۳ اقسقال مرزا \"\n۱۲ ملا نورالله \" ۲۴ \" صفر خوانان"}
{"book": "adl0011", "page": 390, "text": "درواز ۳۵۶ رہنمای قطغن و بدخشان\nنمبر اسم سکونت نمبر اسم سکونت\n۲۵ عزت الدین بیگ کوف ۳۴ میر شاه جوی\n۲۶ مفتی حبیب الله 〃 ۳۵ عبدالرزاق زنگرالی\n۲۷ ملا هاشم 〃 ۳۶ ندری شاه اوبغن\n۲۸ اعظم شاه 〃 ۳۷ معظم بیگ حوض شاه\n۲۹ ملا میرزا نسی ۳۸ جوی برادرزادۀ\n۳۰ ملا عبدالله 〃 ۳۹ مخدوم نورالدین از زیر دست\n۳۱ میرزا غیاث خان ۴۰ میرزا عبدالمومن\n۳۲ ملا ایشانجان میر خیل و شخص\n۳۳ صفر علی بیگ هنرمند است\n\nتاریخ درواز\nدر زمان قدیم شاه محمود خان کلان و حکمران درواز بود میگویند از اولاد سکندر است در زمانیکه امیر مغفور ضیاء الملة والدین بطرف سمرقند میرفت چند نفر از ملازمان او از راه درواز"}
{"book": "adl0011", "page": 391, "text": "تاریخ درواز ۳۵۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nعازم سمرقند شده بودند شاه محمود خان عزت داری آنها را\nکرده و تحفه نیز برای امیر صاحب بصحابت آنها فرستاده بود\nچندی بعد امیر مظفر شاه بخارا بالای درواز لشکر کشی نمود و\nشاه محمود در ا شکست داده در واز را تصرف کرد و شاه محمود\nو شاه افضل خان هر دو برادر از طرف مرغیلان گریختند و از\nآنجا رفت و آمد با امیر ضیاء الملة والدین در سمرقند مینمودند و\nرابطه دوستی او در آنجا با امیر صاحب مستحکم تر شد زمانی که ضیاء\nوالدین بار دیگر بر سریر سلطنت کابل تکیه گزین شد شاه محمود\nخانرا از مرغیلان خواست و مصارف راه از برایش فرستاد\nچون بآستان بوسی رسید او را اعزاز بسیار فرمود و بایت\nنخواستن عیالهایش کرد و دوازده هزار روپیه برای مصار\nراه آمدن عیالهای او از راه مزار شریف فرستاد و حبد کوه\nرا در مزار شریف سردار محمد سلیمان خان ضبط نمود و خودش هم از امیر صاحب\nبنی کرده و خیال گرفتن کابل را نموده لشکرهای ترکستان را\nبا خود متفق ساخت و آغاز شورش را نمود تا انکه به پاداش"}
{"book": "adl0011", "page": 392, "text": "تاریخ درواز ۳۵۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nعمل خود رسیده ولشکرهای او شکست و خود او فرار بملک\nادبار گردید و ضیاء الملة والدین برای انتظام ملک ترکستان\nرونق افزای مزارشریف شد از غارت شدن وجه که برای\nمصارف عیالهای شاه محمود خان فرستاده بود خبر شد بعد\nازان دوازده هزار روپیه دیگر فرستاد که عیالهای شاه محمود و\nپسران و برادر و برادرزادگانش بکابل آمدند و از برای هر کدام\nآنها تنخواه لایق و مخارج زیاد مقرر و مرحمت فرموده بهمین جا\nبکابل قیام داشتند و شاه محمودخان وشاه افضل برادرش\nبعد از چند سال در کابل فوت شده و تنخواه شان برای شاه\nعبدالله خان پسر او و برادرانش مقرر گردید و در اواخر سلطنت\nامیر ضیاء الملة والدین چون حدبکشی دولتین انگریز وروس\nو افغانستان در سره رات کرده میشد ـ مناصفه علاقه درواز\nبایطرف دریا تعلق بدولت افغانستان گرفت و میرصفر علی نام\nدر انوقت از طرف شاه بخارا بدرواز حاکم بود ـ شاه بخارا\nحاکم خود را از آنجا موقوف نمود و میرصفر علی به بخارا رفت"}
{"book": "adl0011", "page": 393, "text": "تاریخ در واز ۳۵۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nوجرنیل تاج محمدخان افسر نظامی بدخشانرا از طرف ضیاءالملت\nوالدین هدایت رسید که درواز را تصرف نماید جرنیل مذکور اولاً\nمعتبرین شانرا خواسته و استمالت داده نام نویس آنها را\nبحضور ارسال نمود که از برای شان خلعت و بنام آنها\nفرمان دلجوئی ارسال شود و مالیات شان بقرار سررشته که\nپادشاه بخارا بآنها داشت گرفته اضافه ستانی نکنند اولاً\nمطابق احکام معمولداشته و بعد ازان صلاح و صوابدید خان\nنمود که اقسقال عبد احمدخان قوم مغل ترک ساکن ارگوی\nبدخشان و اقسقال قربان محمد ساکن غرمی جرم بدخشانرا\nبا چهار صد نفر سوار و پیاده قوم بدخشی بزیر دستی آنها فرستاد که\nدرواز را تصرف شوند نامبردگان که با نفری ایجاری بطرف\nدرواز رفتند مردم در واز سرکشی نکرده آنها را راه دادند تا دو سال\nهمان دو نفر حکومت در واز را کرده و نفری زیر دست خود ها را\nبطور تهانه در لب دریا بقشلاقهای درواز گماشته بودند که\nحفاظت نمایند تا از انطرف دریا از تعلقہ بخارا و روسی کسی"}
{"book": "adl0011", "page": 394, "text": "تاریخ درواز ۳۶۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدست درازی نکنند واقسقال قر بانخان در کوف وعبد محمد خان\nدر نسی و کریم خان قریغ ترک ساکن در انجم در شکی نشست حکومت\nمیکردند و میر نصرت اللہ بیگ از قوم صفر علی حاکم سابقه\nدرواز بعد از رفتن صفر علی در وطن خود که درواز است آمده\nسابق از خوف صفر علی آمده نمیتوانست ـ اقوام درواز نامبرده\nرا از سبب اینکه میر خیل شان بود اکرام میکردند و صاحب\nاعتبار بوده در ابتداء متابعت حکام را میکرد در اخیر بستگی\nمردم با و زیاد شد و فوجداران از و بستادی شده شکایت بجبریل\nنوشتند و جبریل چند نفر اقسقالهای درواز را خواسته کیفیت\nرا از آنها پرسید آنها نیز تصدیق قول حکام را کردند بعد از ان\nجبریل مذکور میرزا غلام حیدر خان کوتواله دار و میرداد خان\nحواله دار را با یک پہره سوار و یک پہره پیاده به بهانه جمع آوری\nمالیات مقرر درواز نموده و پنهانی آنها را دانسته کرد که نصرت الله\nبیگ را بحکمت عملی بفیض آباد بیارند و اگر ممکن نشد او را دستگیر\nنمایند اینها که رفتند نصرت الله بیک از ین معنی واقف شده"}
{"book": "adl0011", "page": 395, "text": "تاریخ درواز ۳۶۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nو پنجصد نفر نوکر پیشینه درواز را با معتبرین آن و کلانتران قوم\nبطرف خود گردانیده اختیار سرکشی نموده بود و فوجدار آن\nمذکور را با نفری شان کامل دستگیر کرده انتظار آمدن پاره\nنظامی را داشته بکمین بودند اینها را که رسیدند نیز گرفتار\nو محبوس نمودند و اسلحه و اسباب شانرا تاراج ساختند و راه\nرا مسدود کردند که کسی خبر بفیض آباد نبرد. لکن قاضی لطیف\nنام دروازی خفیہ این کیفیت را در فیض آباد رسانید جرنیل\nتاج محمد خان از برای دوره به سنجان برآمده و میان رحیم خان\nکرنیل را قایم مقام گذاشته بود کرنیل فوراً اطلاع بطرف\nجرنیل فرستاد و از راه واپس گشته با شش تولی و توپ\nو دو طوپ رساله روانه درواز شد و به پنج شب در قشلاق نشر\nتعلقه کوف رسید و نصرت اللہ سنگ با پنج شش هزار\nنفر دروازی در کوف از برای مقابله آماده نشسته بود و شب\nاول یک تولی را بطور شبخون بالای نفری شان که باینطرف\nدریای کوف بود مقرر نموده و از آنطرف چیزی نفری بمقابله"}
{"book": "adl0011", "page": 396, "text": "تاریخ درواز ۳۶۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nآمده بودند با هم مقابله شدند شش نفر از آنها مقتول شش\nدیگر محبوس شده باقی گریختند و از سپاهیها کسی کشته نشد\nفردا نظامی ازینطرف دریا و مردم درواز بآنطرف مقابل شده\nمقدمه کردند سی چهل نفر از آنطرف مقتول و مجروح شده و\nیک نفر سپاهی از ینطرف بقتل رسید و دو نفر زخمی شد و\nنصرت الله بیگ و لشکر او شکست خوردند و خود نصرت الله\nبیگ بجانب حصار بخارا گریخت و قبل ازین جرنیل از فیض آباد\nپادشاه خان نام را که از اقوام شاه سابقه درواز و ساکن\nزردیو بود خط بنام حاکم شغنان داده مقرر داشته بود که بکجا\nشغنان را با خود گرفته از راه لب دریا بهجوم مدرواز برده نامبرده\nدر همین روز که نصرت الله بیگ بکوف مقدمه داشت از انطرف\nبه نسی رسیده و بندیها را کاملاً خلاص نموده بود و از انطرف\nدر کوف بهمراه نفری خلاص شده گی نزد جرنیل رسیده و از\nجانب بندیها نیز جرنیل را خاطر جمعی حاصل آمد که زنده و سالم\nواصل گردیدند و مردم درواز همگی بسلام آمده از گذشته"}
{"book": "adl0011", "page": 397, "text": "تاریخ درواز ۳۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nنائب و از آینده امن خواسته سورسات برای خوراکه نظامی\nوغیره تا مدت دو ماه متواتراً میرسانیدند تا آنکه انتظام لازمه را\nجرنیل کامل نموده تعلقات نصرت الله بیگ و بعضی مفسدین\nرا جمع کرده بدارالسلطنه روانه نمود و اسلحه ویراق درواز را\nکاملاً جمع نموده تحویل میگزین سرکاری کرد و خود او بمراجعت\nبفیض آباد کرده سه تولی از نظامی را با سه نفر کپطان در آنجا\nبطور تهانه مقرر نمود بدینقرار که یک تولی در خواهان و یک\nتولی در نسی و دو پهره در کوف و چهار پهره در شکی و دو پهره در\nمایمی و دو پهره در جا مرس بالا و شاه صمد خان لهوگردیرا\nحاکم مقرر نمود و چهار سال حاکمی کرد و بعد ازان استغاثه مردمان\nدرواز و از دست نفری نظامی بکابل رسید و شاه صمد خان\nرا بکابل خواستند و ایشیک آقاسی شهسوار خان بطور ممیز\nمقرر شد ۹ ماه بدرواز هم ممیز و هم حاکم بود و بعد ازان نائب\nغلام ساکن روستاق حاکم درواز مقرر شد و پس از موقوفی\nاو محمد سعید خان قندهاری بارکزائی مقرر گردید اما سال را"}
{"book": "adl0011", "page": 398, "text": "تاریخ درواز ۳۶۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nکامل نکرده بود که از حضور امیر شهید عبدالله خان پسر شاه\nمحمود خان شاه سابق درواز بحکومت آنجا سرفراز گردید\nو دیگر برادران و برادرزادگان او را نیز منصبهای در نظام و\nدر ملک مرحمت کردند چنانچه محمد ولیخان پسر عم عبدالله خان\nمبحضور امیر شهید امیر حبیب الله خان سرکرده غلام بچه گان\nخاص مقرر بود و در اوائل سلطنت امانیه برتبۀ جرنیلی بعنوان\nرئیس سفارت فوق العاده افغانیه بممالک متمدنه جهت ابلاغ پیامهای خوشیات\nاعلیحضرت معظم غازی مفتخر گردیده بعد از رجعت کامیابیانه\nخویش در کابل زمام مهام وزارت خارجیه را بدست گرفت\nمحمد اسمعیل خان پسر عم دیگر که نظامی و عبد المجید خان پسر شاه\nعبدالله خان کرنیل نظامی و هٰذا القیاس چهار نفر از خاندان\nمذکور بمرتبه کپطانی و جمعه داری و دیگر خدمات متفرقه مقررند\nو شاه عبدالله خان هفده سال حاکم درواز بود و فوجداران\nاز جمله پسران و برادرزادگان خود مقرر مینمود و در ۱۲۹۹\nشمسی مردم درواز از دست او بدارالحکومه خان آباد قطغن"}
{"book": "adl0011", "page": 399, "text": "تاریخ درواز ۳۶۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاستغاثه سردار محمد اکبر خان نائب الحکومه نمودند و شاه عبدالله خان را خواسته از درواز موقوف و بعوضش عزیز الله خان محمد زائی پسر سردار حبیب الله خان قندهاری را مقرر کرد یکسال نامبرده حکومت درواز را نموده بعد ازان عطا محمد خان مقرر گردید، قاضی عبداللطیف خان دروازی که خبر بغاوت نصرالله بیگ درواز را بجرنیل تاج محمد خان رسانیده بود امیر ضیاء الملت والدین او را بحضور خواسته به خلعت و تنخواه سرفراز ساخت و در حکومت درواز یک فرقه را که نوکر پیشه میگویند از قدیم پیشه آنها ملازمت است که بحضور حکام خدمت میکنند و از دیگر تکالیف معاف میباشند و در هر قشلاق خانه واری نوکر پیشه مشخص و معلوم بوده تقریباً در تمام درواز پنجصد نفر نوکر پیشه خوانند بود."}
{"book": "adl0011", "page": 400, "text": "درواز\n۳۶۶\nرنمای قطغن و بدخشان\nاسامی حکام درواز\nاسم حکام\nمدت\nموعد ولایت\nاسم حکام\nمدت\nموعد ولایت\n۱ قربان خان غوریجی بدخشی\n۲ سال\n۶ شهسوار خان شاغاسی\n۹ سال\n۲ عید محمد خان ارگنجی کرنسی\n۷ شاه عبد الله خان\n۱۷ \"\n۳ شاه محمد خان لوکردی\n۴ سال\n۸\nعزیز الله خان پسر حبیب الله خان\n۴ نایب غلام بیگ خان رستاقی\n۵ محمد سعید خان بارکزائی قندهاری\n۱ سال\n۹ عطا محمد خان\nعادات و پیداوار درواز\nدر محلات درواز شکار آهو و سیاه گوش و دله خفک\nو روباه و گرگ و پلنگ بسیار است اما آن مردم صید این\nچیزها را یاد ندارند و پسته و بزغنج هم در ان علاقه بسیار است\nکسی جمع نمیکند و عمل تریاک هم در بین درواز رواج یافته مثل\nمردم شغنان غمره کشی و تریاک خوری ندارند :"}
{"book": "adl0011", "page": 401, "text": "درواز ۳۶۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nو ریگ دریای پنج درین موضع زر دارد اما مردم درواز\nزرشویی نمیکنند و الا بسیار طلا بدست شان می آید. و\nدره از طرف کوه زنگیربها آمده که طلا بسیار دارد اینجا پنجه در وقتیکه\nآب دریا کم میشود خاک و ریگی را که از کوه زنگیربها بدریا می آید\nدر حدیکه این آب با دریای آمویه می آمیزد مردمان این منطقه\nاین ریگ و این خاک دریا را حفر مینمایند و بقدر دانه نخود و ماش\nو کم و زیاد طلا بدست شان می آید و بعضی را که اجل رسیده\nباشد که همان خاک و گل که حفر شده بالایش می افتد هلاک\nمیشود ازین معلوم است که در کوه درواز کان طلا است\nاگر جستجو شود پیدا خواهد شد. و یک محلی است درین جا پیس\nعلیا وزنیف مانند غاریکه معروف به نقره کوه میباشد از قشلا[ق]\nزنیف تا حد غار دو کروه مسافت خواهد بود و دهن غار\nتنگ و درون او فراخ است میگویند در سالهای قدیم\nکان نقره در آنجا بود و الحال در آنجا زرنیخ و نوشادر\nپیدا می شود ."}
{"book": "adl0011", "page": 402, "text": "درواز ۳۹۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو خاک و سنگ آن سرخ است و سفید در غلافا\nدرواز برجا بسیار است فلهذا خانه های خود را سرخ و سفید\nتیار میکنند و نیز سنگهای سرخ و سفید پیدا میشود که آنرا در آونگها\nکوبیده دیوارهای خانه خود را از ان رنگدار می سازند و نیز یک\nسنگی است طولانی که آنرا فلیته ئی چراغ سنگ میگویند\nدر کوه غمی پیدا میشود و بعوض فلیته چراغ آنرا در تیل گذاشته\nآتش می افروزند ما دامیکه تیل خلاص شود مثل چراغ روشنی\nمیدهد و تا یکسال همان یک فلیته آن کافی است و نیز سنگهای\nنرم سفید و بور، سبز، سیاه پیدا میشود که از ان غوری\nو کاسه و دیگر ظرفها می سازند :\n\nراه ها\n\nاز راه دشت راهی بطرف فیض آباد میرود منزل\nاول آن در پس دیوه غار چوین است که از نواحی شعبان\nگفته میشود و بفاصله (۴) کروه وقوع دار دو ارتفاع و"}
{"book": "adl0011", "page": 403, "text": "درواز ۳۶۹ رهنمای قطغن بدخشان\n\n(۸۸۰۰) فیت است و چون انسان ازینجا زان و بر\nکوتل شغنان بالا میشود که ارتفاع آن (۱۲۶۰۰) فیت است\nوقتیکه از آنجا پایان شوند در لب کول می آیند که شنزگان\nگفته میشود و از کوتل شغنان بمسافت (۶) کروه واقع است\nو ارتفاعش (۱۰۰۵۰) فیت است و از آنجا بمقام نخچیر پر\nمی آیند که آن نیز (۶) کروه مسافت دارد و ارتفاعش\n(۱۰۱۲۰) فیت است و از نخچیر پر بمسافت (۸) کروه در موضع\nدو آب شیوه است که در آنجا شب گذرانیده میشود و ارتفاع\nآن (۱۰۱۲۰) فیت است و از ملحقات آن زرد یو است\nکه از آنجا تا سیچوچ (۱۲) کروه مسافت است ارتفاع آن\n(۶۵۲۰) فیت است در آنجا شب گذرانیده فردا\nبه بهارک میروند که ارتفاع آن (۴۵۵۰) فیت\nاست و از بهارک تا رباطک (۸) کروه مسافت\nاست و از آنجا الی فیض آباد (۷) کروه میباشد ÷"}
{"book": "adl0011", "page": 404, "text": "شیوه ٣٧٠ رہنمای قطغن و بدخشان\nکوائف دشت شیوه\n\nاین موضع کوهستانیست علف زار که دارای دره‌های\nبسیار و دشتهای بیشمار است ـ و در ایام سابق چند خانه\nاز مردم ارگو و غیره اطراف بدخشان در آنجا سکونت میکردند\nکه آنها را شیوه چی میگفتند ـ چون رجوع مردم مالدار در\nدشت مذکور بسیار تر شد مردم ارگو و غیره تاب نیاورده\nاز جهتیکه فصل شا را مردم مالدار تاراج میکردند از انجا فرار کرده\nدر وطن قدیم خود رفتند الحال از مردم بدخشان مطبور در آنجا\nدر آنجا کسی سکونت ندارد و مردم شغنیانی در قریب و نواح آن\nکه شبخنان قریب است سکنا پذیرند و خانها ساخته کشت و کار هم میکنند\n\nقریه جات شیوه\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nراد علی | ٣ | دره خدیو | ٢\nاندراب | ٧ | خنج | ١١"}
{"book": "adl0011", "page": 405, "text": "درواز ۳۷۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nزود ۹ قلعه مزار شاه ۸\nدولت شاهی ۶ روبان ۴\nطاقه ارچه ۳ زنجیر کعبه ۶\n\nپنجشنبه موسفید خنج استاد غلام [رسول؟]\nارباب یوسف قلعه مزار شاه - همین خانه ها را\nدر زمستان و تابستان همانجا سکونت دارند -\n\nراه ها\n\nاز طرف فیض آباد یکراه از دره جوغون دارد و نیز از طرف بهارک یکراهی از دره ارغنج خواه - و راه دیگر از قشلاق فرسراغ بهارک رفته بکوتل بام دره و انجاب زردیو و سرغیلان نیز راه ها دارد و از جانب شغنان هم راه پیاده رو از هر طرف و راه سوار از لب کول آمده - و از جانب درواز و راغ هم راه بطرف شیوه آمده که سوار هم"}
{"book": "adl0011", "page": 406, "text": "۳۷۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nرفته میتواند. طول درۀ شیوه کلان اندر در بهارک تا سر کول\nده کروه است و از کول بالا تر حدود شغنان است\nو کول شیوه حوضی است که یک کروه طول و کمتر از نیم کروه\nعرض دارد و از هفت دره آب چشمه سارها و آب برف ها\nدر آنجا جمع میشود راه مخرج آب آن معلوم نیست\nمگر بطرف شرقی کول اندکنار آن قدری دورتر از زیر سنگها\nآب بر آمده طرف در مارخت شغنان میرود احتمال میرود\nکه آب مذکور از همین حوض باشد :\nقریه جات درۀ های شیوه\nنمبر | اسم دره | نمبر | اسم دره\n۱ | شیوه کلان | ۷ | دره گلستان\n۲ | دره پیلو | ۸ | دره سنگر\n۳ | دورخ دره | ۹ | خونی دره\n۴ | شاخ دره کلان | ۱۰ | شاخ دره خورد\n۵ | دره کلوچ | ۱۱ | پم دره\n۶ | دره هزار چشمه | ۱۲ | دره میرزا نبات"}
{"book": "adl0011", "page": 407, "text": "شیوه ٣٧٣ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر ایام تابستان مردم قندهاری و طائفه ها\nافغان و کابلی مثل قوم گادی و غیره وعرب بغلان و تیمور\nخان اباد ـ وطائفه های ترک اطریجی ومردم ارگو و دیگرجوا\nبدخشان تقریباً (٨) هزار خانه دار مالدار در شیوه رفته بهما\nدره جات مالداری خود ها را از قسم گاوها و گوسفند ها و کلان\nاسپ و شتر که تخمیناً به (١٢) لک مال و مواشی میرسد میبرند\nو در علف زارهای دره های مذکور میچرانند از ثور الی برج\nسنبله در آنجا مقیم بوده در آخر سنبله واپس کوچ میکنند\nو یک دشت دیگر در بین راغ و درواز است که انرا ایس\nنیز\nمینامند در انجا مردم مالدار همانقدر یا کم و زیاد ازان رفت امدا\nو بدون از مردم شغنان که در دشت شیوه قدری کشت\nمیکنند در دشتهای باقی کشت و کار نمیشود و نه درخت دارد :\n\nآبهای دره جات شیوه\nاز هر طرف آبها بحد موضع دو آب شیوه جمع میشود باره"}
{"book": "adl0011", "page": 408, "text": "شیوه\n۳۷۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nخنج و اندراب رفته در بین روشان و درواز بدریای\nآمو داخل میشود چنانچه فاصله حدود درواز و روشان\nهمین دریای شیوه است و اینکه از شاخ دره کلان می آید\nطلا دارد زیرا که طائفه زرشویهای نواحی بدخشان در سابق\nبهمان رود شاخ دره زرشوئی میکردند و از ریگ رود مذکور\nطلا میکشیدند تبرغان که مردم شیوه او شانرا منگ\nمیگویند در شیوه بسیار است شکار ماهی مرغ آبی\nدر تابستان و شکار آهو در زمستان نیز ممکن است *"}
{"book": "adl0011", "page": 409, "text": "نقشه شهر بزرگ\nمقیاس\nیک اینچ مساوی ۴ میل\nمعادل ٢ ١/٢ کروه کابل\n\nراه راغ\nبخو پایان\nچوگالی\nبخو پایان کرم پیلی\nتیاره\nچشمه سنگ\nوت\nاسیر کننه\nده گردن میر خلوجی\nپشمان\nسموع\nالوان دره\nچشمه خوطی\nده گردی\nخو دو گان\nپیتاد خاک\nچکه خواه\nه اسپانجوان\nراه چیر\nمیدان فقلانی\nانگریان\nطولان\nخانی\nانگاری\nپشاره\nاز و شخم\nدشت یک\nقدوق\nمغزار\nجاده پلینگا نارپشت\nسلمند سفید شاخ\nراه رستاق\nبجیل کول\nیخمتان\nپاسه پور پرخم\nدره زردک\nچنار\nگردش گرنیک\nپشویل\nالوژی\nخشک چوکانی\nقدق قلوع\nایجان\nپایور\nراه رستاق\nیشمندی\nراه دره داونگ\nریز کوتل\nراه چاه آب\nراه رستاق"}
{"book": "adl0011", "page": 410, "text": "شهر بزرگ ۳۷۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nشهر بزرگ\n\nاین موضع علاقه‌داری درجهٔ دوم است\nو از مرکز فیض‌آباد بطرف شمال (۲۰) کروه مسافت دارد\nاما در بین راه مذکور رباط نیست و در خود شهر بزرگ رباط است\nمردم‌های آنجا تاجک میباشند و زبان فارسی دارند و\nسرنگ سفید چهره اند اما در اطراف و نواحی آن مردم اوزبک\nو قلق و هزاره سکنا دارند که هزاره فارسی و قلق اوزبک\nترکی و اوزبکی میگویند\n\nقریه‌جات شهر بزرگ\n\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nخور دکان | ۷۸ | شنجان | ۸۲\nپیتاو | ۱۳۰ | ملوان | ۹۸\nسمیغ | ۱۲۸ | دلگی | ۳۳"}
{"book": "adl0011", "page": 411, "text": "شهر بزرگ ۳۷۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nکرۀ بالا ۴۹ وندیان ۱۸\nشاه دشت ۸\nبجستان ۲۳ پای مور ۱۱\nخاک و پشتاو ۷۳ یادیو ۱۶\nدرۀ میدان ۲۳ قدق ۱۳\nرباط گردن ۱۶ ملوان ۳۰\nکرۀ پایان ۵۵ گردن ریگ ۵۵\nزیر کوتل ۱۰۰ دشت فرنگ ۲۰\nسفید شاخ ۰\nغنفر سفلی ۲۱ غنفر علیا ۲۳\nشیخ آب پر ۲۲ قدق قلغ ۳۰\nآب گنده ۴۰ درۀ زرک هزاره ۵\nچکانی ۸۳ نار دره ۲\nکانگ بالا و پایان ۱۸۰ چنارک ۱۵\nجوگانی ۱۳۳ درش مندی ۲۵\nفریشک ۷۶ چشمۀ خریطه ۰\nبرخم ۱۳۰ کول ۶۷\nچکه خواه ۳۷ پشه دره ۱۴۰\nاسپانخواه ۳۰۰ انگاریان ۵۰\nسنگدره ۴۴\nده توت ۱۵"}
{"book": "adl0011", "page": 412, "text": "شهر بزرگ ۳۷۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nچله تان | ۵ | کُوش گریگ | ۴\nاَرِش خَم | ۲۰ | یاغور | ۲\nالکوزائی | ۱۵ | ایان | ۱۰\nزستانک | ۲ | سَلند | ۵\nحاوه | ۲ | شوریل | ۲۰\nمغزار | ۷۵ | یاصف | ۷۰\nنفوس شان به ده هزار بالغ میشود.\nصناعت، خوراک، پوشاک و غیره\nگندم، جو، زغر، کنجد، نخود، پنبه را للّمی میکارند\nو زمین آبی در بعضی جاها اندک اندک دارند اما اکثر زمینها\nشان للّمی است در زمین آبی رشقه و باغ فواکه را معین\nمینمایند و بواسطه که زمین شان للّمی است در باران سالی\nغله های بسیار را مالک میشوند، و قریجات شهر بزرگ"}
{"book": "adl0011", "page": 413, "text": "شهر بزرگ ۳۷۸ رهنمای قطغن و بدخشان\nبالای تپه ها و غیره جاهای از یکدیگر دور متفرق افتاده و از\nجاهای دور و دراز برای خوراکه خود آب بالای مرکب ها\nمی آورند ـ و قالینهای شان نیز گلمی است :\nکرباس بافی در بین شان بسیار است و مالدار\nهم دارند از پشم آن نمد مالی و جل ، جوال ، نوار ، رسن\nپلاس میسازند و بعضی قشلاقهای شان کسب زرشویی\nرا پیشه دارند :\nکسانیکه استعدادشان بیشتر است نان گندم\nرا استعمال میکنند و عوام الناس گاه گندم و گاه جو و آش همراه\nماست و دوغ و یا نان و شیر و قروت آب میخورند اکثر\nنان و شیر و چای نمکین را استعمال میدارند ـ دعوض روغن\nتیل زغر را بعمل می آرند :\nچون تجارت گوسفند فروشی در بین شان بسیار است\nباطراف کابل و غیره گوسفند ها را فروخته برای خود و تعلقات\nخود رخت خریداری کرده می آورند و بخروش هم می آرند."}
{"book": "adl0011", "page": 414, "text": "شهر بزرگ ۳۷۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nو عوام شان زن و مرد کرباس میپوشند و پوستین چه نیز\nمیسازند و میپوشند :\nمانند دیگر مردم بدخشی شوق اسلحه و یراق در بین\nشان نیست بعضی اشخاص یگان تفنگ فلیته ئی دارند\nکه تمام آن از (۱۵۰) میل اضافه نمیشود :\nریش سفیدان شهر بزرگ میگویند که پیش ازین\nهرکس که در بدخشان میر میبود ما تحت او می بودند\nو خرج و باج اورا کشیده تاوان به او میدادند و\nاگر میر ها یک با دیگر جنگ و مقدمه میکردند نیز نفری ها\nدر بین شان کشته میشدند نفس و مال و اولاد مایان\nدر اکثر اوقات از دست میر ها در معرض تلف می افتاد\nچند سال در ایام سلطنت امیر شیرعلیخان مرحوم از هرح\nو مرج فارغ بوده و بعد از ان از حین استقلال دولت\nافغانستان که بتصرف اقتدار جناب ضیاء الملة والدین\nمرحوم درآمد شاهد فارغ بالی و آسوده حالی را بآغوش گرفتیم"}
{"book": "adl0011", "page": 415, "text": "شهر بزرگ ٣٨٠ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nهمه مال و آل و عیال ما در امن مانده و بکار غریبی خود\nاشتغال داریم ٭\n\nراه‌ها\n\nاز شهر بزرگ راه‌ها بهر جانب میرود بطرف جنوب\nآن رستاق بفاصله (۱۲) کروه و بجانب غربی آن\nچایاب و بطرف شرق آن یفتل و بجانب شمال آن\nراغ و علاقه دادنگ که قریه جات راغ است راه\nمیرود و سوار از هر راه رفته میتواند و به آنطرف دریا که\nعلاقه کولاب است نیز راه رفته ٭\n\nتعداد مالشماری شهر بزرگ\n\nگوسفند\n(۲۷۷۱۳)\n\nگاو، مرکب\n(۴۸۳۱)\n\nاسپ\n(۳۸۴)"}
{"book": "adl0011", "page": 416, "text": "راه جلال اباد\nنقشه کوهستان کابل\nکوه صافی\nتگاب\nنجراب\nپنجشیر\nبگرام\nچاریکار\nغوربند\nراه خان اباد\nکابل\nپغمان\nارغنده\nمیدان\nوردک\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ میل"}
{"book": "adl0011", "page": 417, "text": "رستاق ۳۸۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nرستاق\n\nاین موضع حاکم نشین درجۀ اول است محکمهٔ\nدارالقضا هم دارد و ارتفاع آن «۴۷۷۰» فیت\nو هوای تابستانش «۹۰» درجه است مردم آن سفید\nچهره و اقوام تاجک و اوزبک و هزاره و قرلق در آن\nسکنا پذیراند زبان قوم تاجک و هزاره فارسی و زبان\nاوزبک و قرلق ترکیست و بازار خوب دارد و از هر قسم\nاسباب تجارتی مروجهٔ آن نواحی دران موجود میشود\nدارای «۳۰۰» دکان میباشد تجارت شان بیشتر از طرف\nبخارا بوده پوست باب را ازینطرف برده از آنطرف\nابریشمی باب می آورند حال براه فیض آباد چیت و صحن\nاز پشاور براه چترال می آورند پوست روباه و زیره بطرف\nپشاور میبرند و اسمای گذرها بتفصیل آتی است :"}
{"book": "adl0011", "page": 418, "text": "رستاق ۳۸۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nگذر های روستاق\n\nاسم گذر تعداد گذر اسم گذر تعداد گذر\nگذر چرمگری تاجک ۱۱۱ گذر حلوائی تاجک ۱۰۵\n\" شوره پزی \" ۱۰۰ پایان قلعه \" ۶۰\n\n(۳) کاروانسرای و (۳) مسجد جامع و (۴)\nمدرسه را نیز دارا است *\n\nقشلاقهای رستاق\n\nاسم قشلاق تعداد خا اسم قشلاق تعداد خا\nخانقاه تاجک ۵۰ شهر عنیان تاجک ۱۰۵\nچغیان ازبک \" باغ حصار \" ۹۰\nسر غار \" ۸۰ دشتک سادات \" ۷۰\nگذر \" ۵۰ توت \" ۴۰\nزویان \" ۳۵ سر رستاق سادات \" ۱۰۰"}
{"book": "adl0011", "page": 419, "text": "رستاق ۳۸۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خا اسم قشلاق تعداد خا\nحزائل تاجک طلابات ۶۵ غنج تاجک ۹۰\nخواجه خیران تاجک ۶۰ دشت امانی \" ۴۰\nایلکاشان \" ۵۶ دیوری \" ۵۲\nطوطی \" ۱۴ دشت چنار \" ۲۰\nخالی دره هزاره ۲۷ قدق اوزبک ۴۰\nمند ایل \" ۱۴ هزار لسیوج \" ۱۲۰\nگنده چشمه \" ۳۷ گنده چشمه \" ۵۰\nچشمه قیرق \" ۱۶ لنگر سادات ۵۰\nدره ازک \" ۷ پنجاه \" ۲۰\nقره بلاق قرلق و ازب ۱۲۰ کیشان ازبک \" ۵۰\nیا مچی \" ۵۷ کمانکر \" ۴\nخواجه قشقار \" ۲۰ یولک دشت قرلق ۱۱\nارقابه قرلق و تاجک ۴۰ حافظان \" ۱۰\nقلق سیای قرلق ۲۰ تالک \" ۳۱"}
{"book": "adl0011", "page": 420, "text": "رستاق ۳۸۴ رہنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق تعداد خانها اسم قشلاق تعداد خانها\nشیخ سلیمان قزاق ۳۰ نارستان تاجک ۴۰\nگنده بای 〃 ۳۰ سنگ علی 〃 ۳۰\nمرغک 〃 ۲۰ سیاب شیر محمد ازبک ۶۱\nآغل سیای 〃 ۳۰ کله بان 〃 ۱۱\nسوخته قلعه تاجک ۴۰ قاقل بیگ 〃 ۲۰\nزنگ بابا اوزبک ۲۰ لوگری 〃 ۲۰\nپشکند 〃 ۸۰ چیه خانه 〃 ۴۰\nبای نظر 〃 ۱۴۷ یکه توت 〃 ۸۰\nآق جر 〃 ۴۹ قزل قلعه طوچ ترک ۸۳\nتولکی سادات و تاجک ۴۰ دمان کیوان بلوچ ۴۶\nچلا خواجه خواجه ۲۲ پستکه 〃 ۸۰\nسیدآباد سادات ۲۳ خواجه جر غاتو متفرقه ۳۹\nده پشت 〃 ۳۰ سنگر آب تاجک ۲۷\nقره قول اوزبک ۶۰ ایوزان 〃 ۲۰"}
{"book": "adl0011", "page": 421, "text": "رستاق ۳۸۵ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nتاش ازبک ٢٦ چپ دره قرلق ۴۰\nلنگر قرلق ٢٦ چشمه گان \" ۴۳\nسرجوی بالا \" ۳۴ سرجوی پایان \" ۴۲\nقره غاچ \" ۲۰ چنار \" ۱۵\nارلات \" ۴۳ چاکر \" ۴۰\nقزل قشلاق \" ۴۶ حقیر قشلاق \" ۱۸\nدشت میزای \" ۷۰ قلعه گرداب \" ۲۳\nجواز خانه \" ۳۲ قدق \" ۲۰\nداوشی تاوه تاش \" ۸۹ دشتک تاحک ۳۰\n\nجمله خانواری تعلقه رستاق و شهر مذکور سه هزار\nو نهصد و بیست و نه میشود که تخمین بیست هزار نفوس خواهد شد\nآب دریا و رو بار ندارد چند چشمه در سر رستاق است که آب\nاز آنجا می آید و بلب رود و شهر رستاق باغات در ترکاری و شرحی\nاز زراعت را آب میدهد - و کشت و کار مردم آنجا للمی است ازین بان"}
{"book": "adl0011", "page": 422, "text": "رستاق ۳٨٦ رہنمای قطغن و بدخشان\n\n(٥) درجه سرد است بلندی رستاق از کابل کم تر مگر هوای\nاو سردتر است *\n\nزراعت، حیوانہ، صناعت،\nخوراک، پوشاک، اسلحه،\n\nگندم، جو، زغر، پنبه، خربزه، تربز در املاک للمی بیگارمند\nو حاصل میخیزند. هر قدر که در زمستان برف و در حمل و جوزا\nبارندگی شود آبادی و زراعت مردم مذکور خوبتر میشود. و گندم را\nاکثر در میزان میپاشند کمتر در حمل و ثور و جوزا بزمین میکارند*\nتوت، زردآلو، گیلاس، آلوچه، آلوبالو، سیب،\nناک، انگور، بهی، خربزه خوب، تربز وافر دارد *\nمردم شهر رستاق پیشه وری و تجارت و دکانداری\nمیکنند چرمگری، صابون پزی، کفش دوزی بافندگی مسگری\nو غیره کسب و هنر دارند و اطراف دهقان پیشه بوده از دیگر چیزها\nخبر ندارند اکسب زرشوئی میکنند و بوریا بافی بسیار دارند"}
{"book": "adl0011", "page": 423, "text": "۳۸۷\nرستاق\nرهنمای قطغن و بدخشان\nبحدودهای لب دریا در بافندگی شال الیچه و کرباس از مردم قطغن\nبهتر میباشند و الچه رستاق مشهور است *\nمردم نفس رستاق طعام خوب میخورند که اهل بازار\nمیباشند - و اطراف نان و شوربا یا ماست و دوغ و قروت\nمیخورند یا نان خشک و عادات چای را نیز مردم اطراف ندارند\nو استعمال آن در بین شان کم است *\nمردم نفس شهر رستاق خوش لباس و زنان شان\nمستوره و چیت پوش میباشند و اطراف فراخور حال خود ها\nدر هر چیز فرق دارند *\nدر مردم داخلی شهر بعضی از بایها و اکابر تفنگهای روسی\nو انگریزی دارند که پانزده یا بیست میل بحساب خواهد آمد و در اطراف\nاز تفنگهای فلیته بعضی اشخاص خواهند داشت که اگر تماماً فراهم\nشود به سه چهارصد میل خواهد رسید اضافه نخواهد بود-\n\nراه ها\nچون رستاق زمین وسیع و هموار دارد نفس رستاق"}
{"book": "adl0011", "page": 424, "text": "رستاق ۳۸۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر لب رودیکه آب چشمه سارهای سر رستاق دران می آید\nواقعست، شمالی و جنوبی افتاده و از چهارطرف بهر سمت راه\nرفت و آمد میباشد چنانچه بجانب خان آباد کشم کلنگان\nو فیض آباد و شهر بزرگ و چاه آب و کنار دریای پنج و آمویه\nراه های بشمار است و بآنطرف آمویه نیز راه های بسیار\nاز رستاق و چاه آب رفته که مردم بلد همه روزه از چایاب\nو نواحی آن کلاب و حصار و جوبک و غیره حدودات پار دریاب\nخود را میرسانند و از انطرف بدینطرف می آیندـ در وقتیکه\nلب دریای آمویه باینطرف در ریاست پہره های نظامی\nافغانستان بمواضعات ذیل مقرراندـ ینگی قلعه پہره\nرسالہ کذیش دو پہره رسالہ سمتی یک پہره انجیر یک پہره\nآی قلی یک پہره ـ و بہ آنطرف دریا که علاقۀ روسیست\nنیز چند جا از قدیم نظامی و چهاونی داشت چنانچہ در مقابل\nسمتی بموضع بہارک و قشلاق باغ گلدش چهاونی چوبک\nو محاذی ینگی قلعه در حد قرحار پہره روسی بود حال نیست"}
{"book": "adl0011", "page": 425, "text": "رستاق ۳۸۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nبلکه در وقت قره تپه نیز سپاه و پهره خانه روسی بود -\nاما چون دریای آمویه بآنطرف هر دو قریه را پیدا کرد و رفت\nو قره تپه را روسی واگذار شد و داخل علاقه دولت\nخداداد افغانستان آمد که حال یک پهره در قره تپه\nو یکی در یتیم تپه و یکی در بوستان نشسته حفاظت\nبندر را میکنند."}
{"book": "adl0011", "page": 426, "text": "رستاق ۳۹۰ رهنمای قطغن و بدخشان\nمعتبرین و علمای رستاق\nنمبر اسم نمبر اسم\n۱ داملا غلام شاه ۱۳ داملا عبدالحکیم\n۲ \" شاه جهان ۱۴ \" محمد عمر\n۳ مولوی عبدالحمید ۱۵ \" حسین خان\n۴ ایشان سید اسلام ۱۶ سید عبدالله\n۵ \" امان الدینخان ۱۷ ایشانجان\n۶ \" محمد موسی ۱۸ ملا اسرائیل وکیل\n۷ \" بلبل شاه ۱۹ ملا محمد غازی \"\n۸ محمد عظیم خان مرتبه دار ۲۰ محمد ولی \"\n۹ محمد حسن خانقریه دار ازبکیه ۲۱ ملا اشرف\n۱۰ محمد نبی خان - در در بای ۲۲ ملا عصمت الله تجار باشی\n۱۱ محمد کریم بای ۲۳ ملا محمد غازی\n۱۲ ملا حسام الدین ۲۴ حکیم بای"}
{"book": "adl0011", "page": 427, "text": "رستاق ۳۹۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nدرین نواحی موقعی است بنام آب آسیا به که بمساحت\n(۹) گروه و ارتفاع (..) فیت از التین جلو افتاده و راه در میانه\nآن هموار و سنگزار و پر مغاک است و در برخی ازان زراعت\nغوزه مینمایند و اهالی مسکونه این اطراف و جوانب ترک تاجک\nبوده در شوئی را میکنند و در قرب آن پلی است که آنرا پل ظفر\nنامند و کوتلی است که کوتل توتی گفته میشود ارتفاع آن\n(۴۶۲۰) فیت است :\nراهی از آسیا به به پل بیگم و کشم و مشهد رفته و راهی\nبرستاق رفته است و تقرب رستاق چنانچه قبلا طبع شده\nچشمه ایست مشهور بچشمه خواجه جرغانو که بدان موضع زیارت\nخواجه تراب رحمة الله است ازین چشمه آب مانند فواره بآواز\nکنان میریزد و باز اندکی مکث کرده متعاقباً مثل غلیان دیگ\nبزرگی که بزیرش بسیار آتش برافروخته باشند جوش زده و\nخروش نموده گل و ریگ لائی با خود میپاشد و باز آرام میکند تا\nثم ـ فتم :"}
{"book": "adl0011", "page": 428, "text": "رستاق ۳۹۲ رسهای قطغن و بدخشان\n\nازینجا راهی بسوی ینگی قلعه و یکراه بد خیلان رفته است\n\nچاه آب\n\nیکی از ملحقات چاه آب بمسافت (۱۴) کروه است\nو در جمیع اطوار و رسوم و پوشاکه و خوراکه و پیشه مردم رستاق\nو چاه آب مساوی میباشند نهایت اینکه چاه آب آب جای\nبدون از یک قشلاق آن که سخن آباد نام دارد بدیگر قشلاقها\nآن و نفس چاه آب که بازار هم دارد قطعا سرئی نیست و شبجای\nو زراعت شان تماما للمیست و آب خوردن شان از چاه است\nکه در خانه های خود چاه دارند- گندم، جو، نخود، پنبه، زغر،\nزراعت مینمایند، و در عین پنبه فالیز خربزه، تربز، کنجد، باجره نیز\nمیپاشند- زراعت را از یک زمین می بردارند بر پشته ها بلکه\nکوه های چاه آب همه گندم، جو، فالیز کاشته میشود :\nچنانچه اگر از چاه آب کسی برآمده بیک کوه بلند از ملاحظه\nاطراف کولاب و حصار چوبک فرخار که بانطرف دریائی آمویست"}
{"book": "adl0011", "page": 429, "text": "راه شهر فرنگ\nراه شهر فرنگ و درکانی\nدارونگ دهمیان پتاق چشمه غار قصاب ده توت جوی کان چشمه شیر سگ دره\nپشه ئی دره سنگ چاکران خارستان شاه دره\nدرواز راه درواز\nاودکی آب سنگ سنگان در در آباد قله تن جیلان\nیخک انجیر دندون قلعه خان\nسرایان مغزار دریای آمو چهاریار\nنقشه چاه آب\nپیمانه یک اینچ مساوی دو کروه پا کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 430, "text": "رستاق ۳۹۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nدر علاقه روسیه است هفت کروه مسافت طی نماید تمام کوه های\nآن در موقع زراعت از گندم، جو، خالی از انبار قدیر نامی شان\nبهرجا افتاده میباشد عوض آب که در ان حدود نمیباشد تماما تربز\nمیخورند *"}
{"book": "adl0011", "page": 431, "text": "رستاق ۳۹۴ رهنماء قطغن و بدخشان\nگذر و قشلاقهای چاه آب\nاسم قشلاق تعداد خانه اسم قشلاق تعداد خانه\nگذر درشخواه ۲۰۰ گذر ارنه ۱۶۰\nگذر گردنکه ۵۰ آتنجک ۴۵\nشاه دره ۷۱ ذکریا آباد ۳۰\nدره ارنگ ۵۵ خوشکه خواه ۲۰\nصفه کان ۸۰ گزان ۵۶\nگلا تک ۸۴ نو آباد ۳۰\nارگسان ۶۰ انجیر ۲۰۰\nانجیر ۶۰ سخن آباد ۶۰\nیا لشان ۳۰ اودی ۱۵\nدرشخواه ۳۵ چاکران ۳۰\nچشمه حورشید ۲۰ خیلان ۲۰۰\nحاجی مراد ۱۱ شور ۹"}
{"book": "adl0011", "page": 432, "text": "رستاق ۳۹۵ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم قشلاق | تعداد خانه | اسم قشلاق | تعداد خانه\nقدق | ۳۰ | خیرآباد | ۳۰\nرباط پلدین | ۱۵ | شجره | ۳\nدره غوب | ۱۳ | چشمه گل | ۱۵\nشاه مستان | ۳۰ | |\nهمین چهار قشلاق ما قبل از قدق مردم ازبک\nمیباشند باقی همه قشلاقها قوم تاجک اندـ و زبان فارسی دارند\nو بهمان چهار قشلاق زبان ترکی مستعمل است *\nمردم اینجا علی العموم در ایام خریف که زمینها را قلبه\nمیکنند عوض آب گاوها را تربز میدهند و کفایت آب را میکند\nو فواکه و کلیه زراعت شان للمیت میگویند که پانزده سال\nپیشتر یکپارچه کوه در حین طلوع آفتاب که برف و باران هیچ نبود\nاز جای خود متحرک و جدا گردیده بقدر نیم کروه مسافت آمده\nبرگوشه قشلاق ارنه افتاد و از قشلاق مذکور نه خانه را با بیت\nو دو نفر مردوزن و یکپیاده باپاده را زیر نمود که با خاک یکسانشدند"}
{"book": "adl0011", "page": 433, "text": "۳۹۶\nرستاق رهنمای قطغن و بدخشان\nو بقیه خانواری شان از بیم فرار کرده قشلاق خود را مانده بدیگرجا\nقشلاق از برای خود ساختند همه رسم چاه آب مثل رستاق\nاست یکصد میل تفنگ فلیته ئی در تمام علاقه چاه آب\nپیدا خواهد شد اضافه نیست - در نفس چاه آب بازار دار\nاهل کسبه از قسم کفش دوز، رنگریز، آهنگر، نجار، نجار\nپیشه یافته است و مردم اطراف زراعت پیشه بوده کرباس\nالچه بافی هم یاد دارند و جمله خانواری شان تا یکهزار و نهصد\nمیرسد - و نفوس شان هفت هزار از روی تخمین خواهد شد\nبویا بافی از ته جنگلها در نیکی قلعه بسیار است که برستاق\nو هر طرف از برای فروش میبرند تجارت بوریا در آنجا افزون\nاست - و علاقه دار در دهات چاه آب مقرر است تحت\nحکومت رستاق +\nمعتبرین چاه آب\nمولوی عبدالودود | داملا عمران دروازی | داملا محمد کریم | داملا عبد الله\nمعصوم برهان الدین | \" محمد سلیم | \" نعمت الله | اشقال فیض الله"}
{"book": "adl0011", "page": 434, "text": "شفق\nفرغار\nکال توت\nپوستان\nمبارک بچه\nبهار پهلوان\nسرخ قلعه\nرئیسی\nدرباچی\nچشمه\nعبدالله\nپیاده تفنگ\nچقماق\nهای آیینه\nاش باریک\nالودن\nکابل\n\nنقشه درقد یعنی سرخ قلعه\nمقیاس\nیک انچ مساوی ۴ کروه کابل"}
{"book": "adl0011", "page": 435, "text": "رستاق\n۳۹۷\nرہنمای قطغن و بدخشان\n\nاسم | اسم | اسم\nاقسقال جمال الدین | رئیس جوہر علیشاہ | رجب بای\nصفر بای | قاسم بای | محمد عطا بای\nعبدالخیر | سید علی بیک | محمد شریف بای\nعبدالصمد\n\nینگی قلعه\nاز چاه آب تا ینگی قلعه (۱۶) کروه راه است و\nارتفاع آن (۲۱۸۰) فیت است و در عرض راهش\nکوتل شوریه که رفعتش (۴۳۸۰) فیت است میتیم تپه وقاً\nاست و زمینهای للمی بسیار دارد و در موسم فالیز کاری بعوض\nآب از آب تربوز احتیاجات شانرا پوره میکنند *\nاہالی ینگی قلعه افغان، تاجک و ازبک و اشخاص متفرقه\nهستند. ملک شان وسیع و جنگل زار است - شالی\nکاری، گندم، جو، زغر، جواری، غوزه فانیز میکارند آب"}
{"book": "adl0011", "page": 436, "text": "رستاق ۳۹۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nزراعت شان چیزی از چشمه سارهای خواجه جرغا توست\nو یک حصه آن از آب نهر است که آنرا از آب آمویه آورده\nاند و درینجا چهاونی نظامی هم است :\nقشلاقهای ینگی قلعه\nاسم قشلاق\nنفس ینگی قلعه\nگله‌داش\nعبدالنظر بیگ\nمغلان\nتاش مالته بیگ\nکرگس خانه\nخواجه بهاء الدین\nدشت قلعه\nورقت\nبوستان\n\nتعداد خانه\n۷۵۰\n۲۰\n۶۰\n۴۵\n۲۰\n۱۵\n۵۰\n۱۰۰\n۵۰\n۴۰\n\nاسم قشلاق\nخواجه حافظ\nجو باشی\nبای آبه\nپشکنیه\nملا بیگ محمد\nکفتر علی\nکاکل\nقره تیپه\nارتی خواجه\n\nتعداد خانه\n۳۰\n۵۰\n۴۰\n۵۰\n۲۰\n۲۰۰\n۱۰۰\n۳۰\n۴۰"}
{"book": "adl0011", "page": 437, "text": "رستاق\n۳۹۹\nرہنمای قطغن و بدخشان\n\nجمله (۲۴۰۰) خانه وار میشود و نفوس ینگی قلعه ازبک\nو افغان و دیگر قشلاقها تماما ازبک میباشند مردم شان مالدار\nو زراعت کار و زرشوی اند و بوریا بافی را پیشه دارند و نفوس\nشان تخمینا (۹۸) هزار خواهد بود و نیز اوضاع و اطوارشان\nمانند مردم رستاق است لکن این مردم در چهره خود گندم\nرنگ و اهل رستاق سفید چهره است و مردم افغان اینجا\nشوق اسلحه را دارند بنابراین در بین اینها یگان تفنگ روسی\nو اکثر فلیته ئی پیدا میشود که تماما اگر در حساب آورده شود البته\nبه (۲۰۰) میل خواهد رسید و در ینگی قلعه علما و سادات هم پیدا میشود\n\nاسامی ینگی قلعه\n\nنمبر\nاسم\nنمبر\nاسم\n\n۱\nدلی محمد بای\n۴\nامام قل\n\n۲\nملا جلال آتش بای\n۵\nملا طاہر\n\n۳\nملا قربان"}
{"book": "adl0011", "page": 438, "text": "۴۰۰\nرهنمای قطغن و بدخشان\n\nورقت\n\nاین موضعی است که در جدول فوق ذکر شده و\nدر سابق به پیش روسیه بود و پهره تهانه شان بحد تیوک\nکه حالا در عرض راه واقع است بود - مجدداً بنخاک افغانستا\nملحق شده است مسافتش از ینگی قلعه (۹) کروه و ارتفاع\nآن (۱۹۲۰) فیت است و در عرض راه جنگلی است که\nتخمیناً (۳۰) کروه خواهد بود، درخت و اشجار بیشمار دارد و\nهر قسم جانوران در ان موجود است و درینجا تهانه نظامی\nافغانی نیز است :\n\nدر اطراف ورقت زیارت نشستجای خواجه\nبهاء الدین شاه نقشبند است که در حوالی آن مردمان ازبک\nو افغان سکونت دارند و یک پهره نظامی متوقف است\nو نیز یک دشتی درینجا است که بنام ترغی تیپه مشهور است\nتخمیناً (۱۲) کروه خواهد بود - و درین مقام آبادیهای ماہی"}
{"book": "adl0011", "page": 439, "text": "رستاق ۴۰۱ رهنمای قطغن و بدخشان\nبسیار بنظر می آید که موسوم بنامهای ذیل است -\nقلعۀ ینگی، کفر علی، خواجه بهاء الدین، جرتپه، کاکل\nقلعۀ ایل خواجه، دیل شیمه که حال تماماً خراب میباشند و اعمار\nخرابی آنرا بچنگیز خان میکشند و اکثر مقامات مذکور تحت\nدریا واقع است. و این مواضع فی الحال نیز امکان\nآبادی را دارد اما مصارف بسیار میخواهد :\nمعتبرین و رقت\nنمبر اسم نمبر اسم\n۱ خوش محمد قراول بیگی ۵ محمد طاهر میر آخور\n۲ مراد \" ۶ بابا بیگ بای\n۳ ابراهیم بای ۷ محمد اسمعیل \"\n۴ محمد رحیم \" ۸ ملا مراد \""}
{"book": "adl0011", "page": 440, "text": "رستاق ۴۰۲ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nکاکل\n\nاین موضع نیز از توابع رستاق گفته میشود که از\nورقت بمسافت (۹) کروه و ارتفاع آن (۱۹۰۰) فیت\nاست و مقامی است دلپذیر و از دریای کوکچه بمسافت\n(۹) کروه دور واقع است که ارتفاع دریای مذکور (۱۳۴۰)\nفیت است و از دریای کوکچه بمسافت (۷) کروه رباط\nهزار باغ است در عرض راه مقاماتی فرخ خوارخار ـ\nو جوگد، و خوش کلدی است و از هزار باغ تا تالقان (۱۳)\nکروه مسافت است و ارتفاع آن (۲۹۰۰) فیت است\nو در عرض راهش طوائف قرلق ساکن و مقامات حذره\nو پرچاوارتہ بوزا است و از تالقان الی خان آباد مسافت\n(۱۲) کروه راه است *\nاما در بین راه کاکل یک دشت است که آنرا تورغه\nتپه میگویند که بسیار فراخ و هموار و خاک بسیار خوبی دارد"}
{"book": "adl0011", "page": 441, "text": "رستاق ۴۰۳ رہنمای قطغن و بدخشان\nو در قد یم دریای کوکچه از حد پل شیمه نهر کلانی دران دشت گذشته\nو آبادی بسیار داشت که آثار و نشان شهر و آبادیها جابجا\nحال نیز بنظر می آید ـ و نیز یک محلی است که بلندی هم دارد\nبمثل بالاحصار آنرا دای خانم، مینامند که در ایام سابق\nشهری بود ـ که تا حال نشانی های آبادی در ان نواحی بنظر\nمی آید که اگر توجه بآبادی دشت مذکور شود از دریای کوکچه\nبه نشان نهر سابق آب دریا بخوبی دران دشت آورده میشود\nو بکمتر زمان آبادی کثیر در ان دشت بعمل می آید و نیز اگر\nاز طرف دریای آمو یه آب بدشت مذکور آورده شود البته\nثلث حصه دشت را آب داده میتواند و آباد میشود دشت\nمذکور (۱۲) کروه طول و در بعضی مواقع ( ۵ الی ۴)\nکروه عرض دارد ـ و از کاکل الی هزار باغ (۱۴) کروه\nراه است و از هزار باغ الی تالقان (۱۳) کروه راه\nبحساب می آید :"}
{"book": "adl0011", "page": 442, "text": "تاریخ رستاق ص ۴۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nتاریخ رستاق\n\nموسقیدان رستاق میگویند که پیش از آمدن نائب\nمحمد علم خان ، مردم رستاق تحت حکومت میرهای بدخشان\nبودند - چنانچه ما یان زمان میرشاه را بیاد داریم که برادرش\nمیر یوسفعلیخان نام داشت مدتی میر رستاق بود و از\nدست میر شجاعت برادرزاده خود بدار البقا رحلت نمود\nو بعد ازان میرشاه از بدخشان آمده میر شجاعت پسر خود را\nبدست پسر یوسفعلیخان داده که بقصاص پدر خود او را بقتل\nرسانید و خود میر شاه پس ببدخشان رفت و میر محمد عمر خان\nپسر یوسفعلیخان را در رستاق میر مقرر نمودند و برادرش را\nکه میر سلطانشاه نام داشت در چاه یاب مقرر نمودند و آنها\nتا زمان نائب محمد علم خان درین مواضع حکومت میکردند\nوقتیکه از حضور امیر شیرعلیخان مرحوم لشکر های افغانستان\nبسر کردگی نائب محمد علم خان آمدند و قطغن و بدخشانرا در تحت"}
{"book": "adl0011", "page": 443, "text": "تاریخ رستاق ۴۰۵ روسای قطغن و بدخشان\nتصرف خودآوردند ـ میر محمد عمرخان و میر سلطانشاه خان\nو میرباباخان پسر میر نصرالله خانرا که در کشم مقرر بود نظر بند\nهمراه خود آوردند بمزار شریف و از طرف خود برکد سید احمد خان\nرا حاکم کلان نظامی و ملکی مقرر نمودند رستاق نیز تعلق باو\nگرفت و در تحت تصرف او شد ـ و چون در زمانیکه فرنگی کابل\nرا تصرف کرد ـ میر سلطانشاه و میرباباخان هر دو نفر آمده\nاولاً همراه مردم رستاق مصرف خود را قیام داده و مردم\nرستاق نیز امر شانرا قبولدار شدند ـ بعد از ان یک تولی\nرساله و یکدسته خاصه دارها که از طرف نائب سید احمد خان\nدرینجا مقرر بودند ـ سلامت از رستاق کشیده بمیر سلطان\nمراد خان رسانیدند و میر سلطانشاه بر رستاق میر مقرر شد\nو میرباباخان طرف بدخشان رفت و مردم بدخشان امر او را\nقبولدار شدند برکد سید احمد خان ـ دفوجی را نیز از آنجا\nکشیده جانب خان آباد فرستادند و در بدخشان حکومت\nمیرباباخان جاری شد ـ پس از یکسال میر محمد عمرخان که بریا"}
{"book": "adl0011", "page": 444, "text": "تاریخ رستاق ۴۰۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nکلان میرسلطانشاه خان بود و طرف تاشکند رفته نزد ضیاءالملت\nوالدین بود - پیدا شد و بتقرب بجوار شهر طرح اقامت افگنده\nبود و میرسلطانشاه را از آمدن او خبر نبود - در ان روزها ملاقات\nمیر باباخان طرف بدخشان رفته بود میر محمد عمر خان با مردم\nشهر بزرگ لشکر بر رستاق آورده و رستاق را گرفت و چون\nخبر بمیرسلطانشاه ومیر باباخان رسید هر دو نفر باعده کثیری\nعازم انطرف شدند که با محمد عمر خان مقابله نموده رستاق را\nواپس در تحت تصرف خود بیاورند و چون بچاه آب رسیدند\nاز طرف شغنان شهزاده حسن پسر میرشاه فرصت یافته آمده\nبدخشانرا در تحت تصرف آورد - میر باباخان و میرسلطانشاه\nخان دیگر چاره ندیده - سلسله جنبان صلاحیت گردیدن\nهر دو برادران یعنی میر محمد عمر خان و میرسلطانشاه خانرا باهم\nصلح داده بنوعیکه رستاق را به محمد عمر خان گذاشته و چاه اب\nرا بمیر سلطانشاه مقرر کردند ومیر باباخان طرف بدخشان\nرفت در آنجا نیز ما بین شهزاده حسن ومیر بابا صلح واقع شد"}
{"book": "adl0011", "page": 445, "text": "تاریخ رساد ۴۰۷ نضامی قطغن و بدخشان\nکه میر بابا خان بدخشانرا گذاشته بکشم آمد و بدخشان بتصرف\nشهزاده محمد حسن باقی ماند. تا آنکه ضیاء الملة والدین از راه\nحصار آمده و از دریا گذشته پیغام به محمد عمر خان فرستاد.\nمحمد عمر خان از ینگی قلعه براه حلکه باستقبال شان رفته اوشان\nرا در رستاق آورده بیعت کرد و جناب ضیاء الملة والدین\nمدت چهل روز را در رستاق گندانیده بعد ازان عازم\nبدخشان شد و میر محمد عمر خانرا بر رستاق گذاشت\nو میر بابا خان از کشم باستقبال امیر صاحب آمده بیعت\nکرد و شهزاده حسن از بدخشان رو بفرار آورده بچترال رفت چون\nبدخشان از حکومت شهزاده حسن خالی شد ضیاء الملة والدین\nآنرا تصرف کرده. میر بابا خان را که در کشم مقرر کرده بود حاکم\nبدخشان قرار داد مدت یکماه بحضو امیر صاحب خدمت\nکرد بعد از ان امیر صاحب عازم خان آباد شد و میر بابا خان\nرا با خود آورد و میر محمد عمر خانرا هم از رستاق طلبیده چونکه از\nاز میر بابا خان عذر و جنایت ملاحظه کرده بود و در خان آباد"}
{"book": "adl0011", "page": 446, "text": "تاریخ رستاق ۴۰۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمیر سلطان مراد خان دست بیعت داد و تابعیت را قبول\nکرد خود امیر صاحب ارادۀ رفتن کابل را نموده میر بابا خانرا\nبا خود آورد و میر محمد عمر خانرا بلقب سرداری ممتاز کرده حکومت\nکل بدخشانرا باو مرحمت فرمود مدت (۶) ماه یا زیاده محمد عمر خان\nدر بدخشان حکمرانی کرد که ناگاه میر علم خان عموزادۀ او که فرار\nکولاب شده بود آمده و مردم بدخشان و غیره را با خود بسته نموده\nبا محمد عمر خان بنای مقابله را گذاشته و شکست خورده بطرف\nرستاق آمد و خبر میر علم خان بحضور امیر صاحب رسید\nسردار عبیدالله خان را با لشکر و توپخانه از خان آباد مقرر نمود\nو ازینطرف میر عالم خان نیز آماده مقابله شد ـ در مشهد و کشم\nسنگر ها زده بمقابل کمین کرد اما طاقت نیاورده لشکر میر عالم\nخان باز شکست خورده فرار کردند ـ بدخشان بتصرف\nاولیای افغانستان در آمد و از طرف سردار عبدالله خان\nمیر محمد عمر خان پس مقرر رستاق شد مادامیکه سردار عبدالله\nخان ارادۀ خان آباد را نمود و چون بمشهد رسید سردار محمد عمر"}
{"book": "adl0011", "page": 447, "text": "تاریخ رستاق ۴۰۶ در نهای قطغن و بدخشان\n\nخانرا طلب نموده که سررشته کامِل برایش میدادند - میر محمد\nخان از خوف گرفتن خود نزدش نرفته بطرف پار دریا فرار گردید\nبعد ازان شاه زمانخان غلجائی از طرف سردار عبد الله خان\nدر خان آباد از حضور امیر صاحب بحکومت بدخشان با محمد\nشاه خان مقرر گردید - در وقتیکه محمد اسحق خان بغی را اختیار\nنمود - قبل از مقدمه غزنیگگ که فوج امیر صاحب لشکرش را\nشکست داده بود بخان آباد آمد و از رستاق محمد عظیم خان\nمهمند را که در ان وقت حاکم رستاق بود محبوس گرفت و بکوت\nیکدسته خاصه دار تعلق ظریف صد باشی در چاه آب و چیزی\nنفری توپخانه با دو توپ در رستاق بود که میر شاه عالم پسر\nمیر سلطانشاه بگلاب بود از طرف پار دریا بشهر بزرگ رسیده\nو مردم آنجا را با خود متفق ساخته بگرفتن چاه آب آمد و ظریف\nصد باشی بمقدمه او برآمد و او شکست داد - ثانی میرشاه\nعالم بجانب راغ رفته نفری بسیار از خود راغ و شهر بزرگ\nو دیگر اطراف فراهم آورده باز برستاق آمد و ظریف صد باشی"}
{"book": "adl0011", "page": 448, "text": "تاریخ رستاق ۴۱۰ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nهم در انوقت از چاه آب برستاق آمده بود و نائب رستا\nکه شیر خان نام داشت و دران زمان معتبر و کلان قوم بود\nاز اطراف رستاق سواران بسیار را جمع نموده و اواز\nداده که لشکر محمد اسحق خان شکست یافت و ملک را امیرصاحب\nپس گرفت - امروز یا فردا لشکر می آید - و در رستاق\nاگر پای میرها داخل میبود ضرر و ماد شما را زنده نمیگذاشتند\nپس لازم شد که یا خود را از دست دشمن کشته و یا او را\nشکست داده خود را بدنام دولت نسازیم - هر که نامردی\nکند و جنگ نکند بزن او طلاق باشد و ظریف صد باشی را نیز\nبمقابل کشیده بود - بعد از یک فیر توپ عراده او شکست\nجوالهای کاه را آورده زیر عراده شکسته ماندند و بمقدمه پیش\nقدمی کردند تقریباً (۶ یا ۷) صد نفر را نه تنها بیکساعت شکست دادند\nبلکه تعاقب شانرا هم نگذاشته تا که دست و گریبان شدند\nدرین مقدمه قریباً هزار نفر از لشکریان شاه عالم بقتل رسید\nو مجروح شده شکست فاحش خوردند تا که شاه عالم گریخت"}
{"book": "adl0011", "page": 449, "text": "تاریخ رستاق ۴۱۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nور و بفرار آورد و رستاق را ظریف صدباشی تصرف شد\nو نائب سرخان که کلان قوم بود نگذاشت که در رستاق\nتصرف مردم دیگر راه یابد تا که چند روز بعد خبر تشریف آوری\nامیر صاحب ضیاء الملة والدین در مزار شریف رسید. و\nمردم بسیار از بدخشان خواسته شدند. تابعان محمدسحق\nخان که فتنه کیشان و غدر اندیشان بودند گرفتار شدند و علاوۀ\nبرگرفتاری و شرمساری تاراج نیز گردیدند و در مردم کلان\nشوندگان رستاقی کسی خجالت و ذلت ندید و نیز مورد انعام\nو نوازش گردیدند \n\nاسامی حکام از طرف حکومت افغانستان\nنمبر اسم نمبر اسم\n۱ صاحب نظر منگباشی قندوز (در عهد امیر شیر علیخان مرحوم) ۳ شاه زمان کرنیل فالتو (در عهد ضیاء الملة والدین)\n۲ جمعه خان افغان قندوز (در عهد امیر شیر علیخان مرحوم) ۴ ملا محمد یوسف خان قندهار ۵ سربلند خان افندی"}
{"book": "adl0011", "page": 450, "text": "رستاق ٤١٢ دپچای قطغن و بدخشان\nنمبر اسم نمبر اسم\n٦ محمد اکرم خان غلجائی ١٣ محمد عظیم خان جمشید چهارد\n٧ محمد قاسم خان بختیاری ده باسول\n٨ عبد الصمد خان پسر براد عبد الش ١٤ محمد عثمان خان اسحق زائی فراه\nخان محمد زائی ١٥ محمد کبیر خان پسر بلند حاکمه روش\n٩ عثمان محمد خان سر گریز ی برادرزاده اخون کرده در بم از و خوش اند\nآل محمد زمان ایشیک آقاسی حضور ١٦ آقا میر خان کلهار کابل\n١٠ عبد الکریم خان محمد زائی ١٧ سلطان محمد خان محمد زائی پسر\n١١ محمد هاشم خان \" \" عطا عزیز خان\n١٢ محمد صادق خان \" ١٨ محمد صادق خان ایشیک\nآقاسی بارک زائی\nتعداد مال مواشی رستاق\nاشتر اسپ گاو و گهز گوسفند قاطر\n(٥٥٨) (٦١٢٢) (٣٠٤٩٦) (١٨٤٨٣) (٣)"}
{"book": "adl0011", "page": 451, "text": "کانها و قطعن بدخشان ۴۱۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nمعادن و کانهای قطعن و بدخشان\nبا اینکه دست طبیعت اقسام معادن انواع کانها را\nدر جهاز این سرزمین موضوع و مدفون کرده است اگر کانشناسها\nدائق و انجمنیرهای لائق بدان اطراف و اکناف دقت بخرج\nداده مساعی جمیله شانرا بکار آورند همانا که از مدفونات آن\nجبال استطلاع بهمرسانند از محصولات آن برای ملک\nو ملت و دولت فوائد و عوائد سرمیدی فراهم خواهند آورد تا هم\nکانهای که فعلاً درین اضلاع مرئی و در اطراف و جوانب ان\nاصقاع موجودند با بتشریح نوع و محل وقوع آن در جدولا آت میپردازیم:\nنام کان محل وقوع نام کان محل وقوع نام کان محل وقوع\nنمک کلغکان زغال سنگ نهرین لاجورد کران\n\" چال \" \" چال سرب \"\n\" نمک آب \" \" تاله و برفک گوگرد \"\nلاجورد ارغنج خواجه م \" سنگ گوگرد سنگ مجری زیبا به عمل معمولی زاور ده غاران\nچودن فیض آباد \" \" آهن روشان\nسرب دسا ک \" علاقه ها آباد نمک در ونده قرای مختاں"}
{"book": "adl0011", "page": 452, "text": "راههای قطغن و بدخشان ۴۱۴ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nجدولیکه دران تشریح و توضیح طرق راههایکه در صوبه\nو اطراف واکناف قطغن و بدخشان از یک مقام بدیگر مقام\nامتداد یافته است :\n\nنمبر شمار | اسم مقامات | براه | تعداد مسافت\nاز مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل\n۱ | گذر ستی | فیض آباد | رستاق | ۴۱ | ۳۲۶۷ | ۷\n۲ | کاکل گذر | فیض آباد | رستاق | ۳۳ | ۱۰۲۴ | ۶\n۳ | سرای کر | قندوز | حضرت امام قزل بره | ۲۷ | ۱۰۰۶ |"}
{"book": "adl0011", "page": 453, "text": "رهنمای قطغن و بدخشان ۴۱۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\nسرتاسر این راه علی العموم هموار است البته موضع در\nمیان سمتی و رستاق که مسافت ان ۳ میل میباشد قابل\nمرور و عبور توپهای میدانی است ـ و از مقام رستاق\nراهی بصوب التین جلوا امتداد یافته است که برای رفتار\nقاطر موزون پنداشته میشود ـ واز التین جلو الی فیض آباد چنانچه\nمرقوم شد شتران بخوبی در ان رفته میتوانند ـ\nاین راه را بر طبق راه نمبر اول که ما از ذکر آن پرداختیم\nقیاس باید کرد ـ\nعلی العموم هموار واکثر حصص آن ریگستان بوده\nاز همین ریگزار خوب گفته نمیشود و در حصه در میانی حضرت امام\nصاحب و قزل رباط که (۲۵) میل مسافه دارد برای\nمسافرین و عابرین این راه فراهم آوردن آب خالی\nاز اشکال نیست :"}
{"book": "adl0011", "page": 454, "text": "راه‌های قطغن و بدخشان ٤١٦ رهنمای قطغن و بدخشان\n\n| شماره | اسم مقامات | پیراه | تعداد مسافت |\n| از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل |\n\n٤ | خشت‌تپه | قندوز | کنده گذر | ٢٦ | ١٣٣ | ٣\n٥ | خشت‌تپه | تاشقرغان | | ١٥ | ٢٧١٠ | ٢\n٦ | چت‌کیسر | تاشقرغان | | ٢١ | ٢٠٣٦ | ٣"}
{"book": "adl0011", "page": 455, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۱۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\n\nاکثر حصه این راه مشتملبر مواضع ریگستان است از همین\nریگزار برای مترددین خویش اشکالات را فراهم آورده راه خوب\nگفته نمیشود و تنها این راه برای حرکت اشتران موزون بوده\nو سرتاسر آن آبهای وافر دارد و مخصوص بطرف جنوبی آن\nپشته ها و تپه های ریگی باندازه کسب کثرت کرده که عبور و مرو\nدر آن اطراف و جوانب در ایام تابستان محال است :\n\nسرتاسر این راه را هم بر طبق راه نمبر (۴) ریگستان\nتصور باید کرد که بجز اشتر دیگر مواشی بکمال پریشانی دران\nحرکت میکند و از موقعیکه مسافرین از دریای آمویه دوری را\nاختیار کنند تا مسافت (۲۴) میل راه آب کمتر پیدا میشود :"}
{"book": "adl0011", "page": 456, "text": "رایهای قطغن و بدخشان ۴۱۸ رهنهای قطغن و بدخشان\n\n| نمبر | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت |\n| از مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل |\n\n۷ پته کیسه مزارشریف سیه گرد راه داله ۱۹ ۲"}
{"book": "adl0011", "page": 457, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۱۹ رهنمای قطغن و بدخشان\nملاحظات\nراه تجارتی است بعضی حصص آن مخصوصاً از مقام شیعه گرد الی مزار شریف قابل عبور گالسکه و درشکه میباشد و علی العموم هموار و قابل رفتار سائر مواشی است تنها یک حصه آن سیه گرد قریب است و مسافتش از ۲۹ میل زائد نخواهد بود مشتمل بر اراضی ریگستان است :\nموضع سیه گرد مقامی است که بطرف شمالی شهر در نهر یک مقامی که آب وافر دارد و بر تمام مواضع قریه به خود حاکم است وقوع دارد لہذا در موقع محاربه مخصوصاً بر خلاف کسیکه از طرف دریای آمویه خیال پیشرفت را بدماغ بپروراند مدافعه این موضع برای هیئت متعرضه مغلوبیت را در نتیجه به نصیب می آورد :"}
{"book": "adl0011", "page": 458, "text": "راه های قطغن و بدخشان ٤٢٠ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم مقامات | تعداد مسافت\nنمبر | از مقام | الی مقام | اسم راه | کروه | گز | تعدا منزل\n٨ | چشمه گذر | مزار شریف | الجيه بلخ | ٣١ | ١٤٠ |\n٩ | کیلف | مزار شریف | خان اباد | ٥٧ الى | ٣٨ | ٥"}
{"book": "adl0011", "page": 459, "text": "راه های قطغن و بدخشان ٤٣١ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\n\nاین راه هم مانند راه نمبر (۷) است و مواضع خراب آن\nاز مقامات خراب آن قدری بهتر است، ریگ هم نسبت\nبآن کمتر دارد - یک حصه آن که (٤) میل مسافه دارد بموضوع\nچشمه گذر نزدیک است اکثریه از سیلان سیلاب خراب\nمیگردد - در شمال شوره نهر بموضع در میانی آسویه والی تپه این\nراه یک میدانی راه که (١٥) میل تخمین کرده میشود ، قطع\nمیکند -\n\nدر تمام مناطق این راه آب بهر جا دست یاب میگردد\nو علی العموم خط مشی او هم مشتمل بر اراضی خوب است\nتنها (۶) میل ریگزار میباشد و اکثرش قابل نقل و حرکت\nاتواب میدانی و صحرائی خورد و بزرگ است *"}
{"book": "adl0011", "page": 460, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۲۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nنمبر | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت\nاز مقام | الی مقام | کروه | گز | تعداد منزل\n۱۰ | کیلف | مزار شریف | آقچه و بلخ | ۴۸ | ۲۲۴۲ | ۶"}
{"book": "adl0011", "page": 461, "text": "راه های قطغون بدخشان ۴۲۳ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\n\nاین راه در همه جا آب دارد فقط در موضعیکه بشمال شرق\nمابین آمویه و چلاک وقوع دارد آب کم یافت است بر عکس\nاین مقام در میانی چلاک و آقچه تا ما جبه زار و پر گل و لای بود\nعلی العموم خط حرکت این راه از باعث ریگهای بسیار دشوار\nافتاده ـ البته حصه ابتدائی آن که به کیلفت نزدیک است\nهمواره قابل استعمال و رفتار همه گونه اقواب است و\nموضع در میانی آقچه و مزار شریف در ایام باران موجب\nتکلیف مسافران است و پیشرفت باقاعده عساکر در همه\nاوقات از باعث زراعت و تکثر انهار آب و مخصوصاً در\nایام بارندگی بواسطه گل ولای که هفته ها خشک نمیشود\nخالی از اشکال نیست و علاوه برین اگر در موقع محاربه\nپلها ئیکه بر انهار میباشند برداشته شود گو یا یک مدافعه\nطبیعی کرده شد *"}
{"book": "adl0011", "page": 462, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۲۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم مقام اسم تعداد مسافت\nاز مقام الی مقام راه کروه گز تعدا منزل\n۱۱ کیلف آق قیرق آقچه شبرغان و سرپل ۹۰ ۱۶۲۸ ۱۰\n۱۲ کرکی میمنه دولت آباد اندخوی ۶۸ ۲۶۶۴ ۷"}
{"book": "adl0011", "page": 463, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۲۴۵ رهنمای قطغن و بدخشان\nملاحظات\nدرین راه محمد اسحق خان با سه عراده توپ میدانی بغرض\nمحاصره نمودن میمنه در ۱۳۱۲ ش رفته بود ـ تقریباً (۳۱) میل انرا\nاز کیلق تا آقچه با مداد راه نمبر (۱۰) تصور باید کرد و ما بقیۀ آن نسبتاً خوب\nاست ـ فاصله درمیان آقچه و شبرغان (۲۹) میل از شبرغان\nتا سرپل (۲۶) میل و از سرپل الی آق قبرق (۴۳) میل میباشد\nاز موضع آق قبرق بصوب جنوب بدولت یار و بجانب شرقی بدرۀ\nسوف بسمت بامیان و سیبک راه ها دشوار گذاری موجود هست که\nشتر به بسیار زحمت در آنها حرکت کرده میتواند ـ\nدرین راه زیاده تر مسافرین و قافله های تجارتی تردد دارند\nو برای رفتار شتر زیاده تر موزون است بعد از اصلاحات جزئیه ممکن است\nکه توپخانه میدانی نیز بعبور و مرور آن موفق گردد تنها دشت دکرکی\nبواسطه ریگهای بسیار تکلیف دهنده است ـ وعلاوه بران\nدر منطقه در میان دشت کرکی اندک بیولی آزوقه رسد برای\nهیئت سفریه کمتر دستیاب میشود :"}
{"book": "adl0011", "page": 464, "text": "راه های قطغن وبدخشان ۴۲۶ رههای قطغن و بدخشان\nنمبر شمار\nاسم مقامات\nاز مقام | الی مقام\nاسم\nراه\nتعداد مسافت\nکروه | گز | تعداد منزل\n۱۳ | تہانہ پامیری | سرحد واخان | خرگوش گذر | ولنگر | ۱۹۳۱۰۰ | ۱۲\n۱۴ | تها پامیری | سرحد واخان | از گذر بوزہیرت و بزاکنبد | ۶۵۶۱۰۰ | ۱۳"}
{"book": "adl0011", "page": 465, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۲۷ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\n\nاین راه از اول سنبله الی اواخر جوزا از کثرت برف\nو شدت سرما مسدود میباشد و در گرما قابل تردد قاطر و یا بو است\nچون اهالی سرحد واخان و دره آب پنجه ، خوراکه و لوازم معاشی\nکمتر دارند - در صورت نقل و حرکت قطعات عسکری فراهم آوردن\nآذوقه و دیگر سامان معاش باید از دیگر مقامات لازمه جهت حرکت\nو پیشرفت درین منطقه ضرور است البته تردد بعضی مفرزات\nکوچک عسکری با توپها کوچک سامان سر بسته تا بحد شمال مشرق\nچترال امکان پذیر است - و تمام این منازلی که در ارض راه وقوع دارد\nمشتملبر علف زارهای بسیار و چراگاهای خوب است :\n\nتمام کوائف و حالات این راه را بر طبق راه نمبر ۱۳\nتصور باید کرد :"}
{"book": "adl0011", "page": 466, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۶۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\n| نمبر | اسم مقام | اسم مقام | اسم | تعداد مسافت | تعداد مسافت | تعداد مسافت |\n|---|---|---|---|---|---|---|\n| نمبر | از مقام | الی مقام | راه | کروه | گز | تعداد منزل |\n| ۱۵ | کولاب | فیض آباد | گذر سمتی | ۵۱ | ۲۸۷۸ | ۷ |\n| ۱۶ | کاکل گذر | فیض آباد | رستاق | ۳۲ | ۲۴۶۵ | ۶ |"}
{"book": "adl0011", "page": 467, "text": "راه های قطغن و بدخشان ٤٢٩ رهنمای قطغن و بدخشان\nملاحظات\nاز کولاب (۱۸) میل بصوب سمتی راهی است هموار\nکه قابل حرکت در شکه پنداشته میشود و از سمتی بمساحت (۳۰) میل\nبصوب رستاق راهی است که قابل تردد اشتران میباشد و\nدر برخی از مقامات برای استعمال تو اپ میدانی نیز مقاماً صالح\nموجود است . . راهیکه از رستاق (٢٥) میل بجانب التين جلو\nامتداد یافته تنها برای حرکت یا بوی قاطر موزون میباشد و از التین جلو\nالی فیض آباد راهی قابل تردد اشتران موجود است - در صورت\nنقل و حرکت عسکر برای (۳۰۰) تن آذوقه و لوازم خورا که درین را\nبخوبی میسر میشود *\nاین راه علی العموم اشتر رو و از فیض آباد الی زیباک (٤٢) میل\nخانان\nمیشود پیاده برای حرکت شتران موزونیت دارد - و از زیباک الی سرحد وا\nتقریباً (۱۳۲) میل راه قابل تردد یا بو و قاطر بهمراه انتقال میشو دیا\nراه نسبت براه پامیر چون ارتفاع و بلندی کمتر دارد برای مترددین\nخویش چندان تکلیف را عائد نمیکند *"}
{"book": "adl0011", "page": 468, "text": "راههای قطغن و بدخشان ۴۳۰ راههای قطغن و بدخشان\nاسم مقام اسم تعداد مسافت\nنمبر از مقام الی مقام راه کروه گز منزل\n۱۷ فیض اباد سرحد واخان زیباک ایشکاشم قلعه پنجه ۱۷۱ ۳۲۱۳ ۱۶\n۱۸ سرحد واخان چترال دره یاخون پا بروغیل یا کنجون ۸۶ ۱۳"}
{"book": "adl0011", "page": 469, "text": "راههای قطغن و بدخشان ۴۳۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\nاین راه را هم بطریق راه نمبر (١٦) تطبیق باید داد تنها درین راه نیز هم\nاندک علف زارها و چراگاهای مواشی بکثرت است :\nدرین راه اگر کسی تعرض کند مدافعه آن بسیار سهل است زیراکه در\nصورت مدافعه یک مفرزه قلیل قطعات بزرگ و جمعیت های سترگی را از\nپیشرفت خویش درین معبر ناکامیاب میدارد - نقل و حرکت این راه در ایام سرما\nبسیار تکلیف ده است بلکه جاهای آن مانند مستوج بواسطه برف و یخ مسدود\nو غیر قابل عبور است - و گذرهای شویتیاخ و بروغل که ارتفاع آن (١٢٤٦٠)\nفیت است بدون از فرصت اول بهار که قابل تردد یا بود قاطر میباشد در دیگر مواقع\nبجز از اواخر میزان غیر قابل مرور است زیرا که از اول جوزا الی اخیر میزان کثرت\nسیلاب آب خیزی آن مانع حرکت است - این سیلابهمه وقته راه در میان گنچوت که\nارتفاع آن (١٢٦٠٠) فیت است خراب میسازد - و بدره یاخون که در عرض این راه\nواقع است تنها خوراکه شتر دستیاب نمیشود د هیزم و علف در تمام مواقع او موجود است\nنقاطیکه درین راه برای مدافعه بیشتر مفید اند در ذیل نشان داده میشود (١) دربند یارخون\n(٢) مستوج (٣) نهر کول (٤) گوروغ - و علاوه برین پر اندن و خراب کردن\nپلها نیز برای مدافعه در اکثر مقامات مکفی است :"}
{"book": "adl0011", "page": 470, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۲ رهنمای قطغن و بدخشان\nاسم مقام اسم تعداد مسافت\nنمبر از مقام الی مقام راه کروه گز منزل\n۱۹ سرحد واخان چترال شوست، گندخالی، ادره، فراوه، داس مسح، شکر کوه ۱۶ ۱۹۰۷ ۹۴\n۲۰ سرحد واخان چترال یاسین، غذر مستوج ۱۹ ۱۶۰۰ ۱۱۲"}
{"book": "adl0011", "page": 471, "text": "راهای قطغن بدخشان ۴۳۳ راهای قطغن بدخشان\nملاحظات\nدرین راه هم اگر هیئت متعرضه مدافعه نماید مقدمات سوق عسکر\nخالی از اشکال نیست و کوتل شاخبائی که (۱۴۱۰۰) فیت ارتفاع\nدارد از اواخر اسد الی میزان قابل تردد حیوانات و حمل اثقال باجمال\nمیباشد و اشخاص پیاده رو، در سرطان و عقرب رفت و آمد کرده میتواند\nفراهم نمودن آذوقه و دیگر اشیای لازمه درین راه اشکالات کثیره را\nعائد میکند ـ تنها در موضع داسن بعضی اشیا ممکن است که دستیا ب شود\nدرین راه هم در بعض مرتفع که دره ها و اشکال طولانی را اختیار نموده\nقابل مدافعه پیشرفت قطعات بزرگ عسکری از طرف چند تن مدافع\nپنداشته میشود و این راه علی العموم قابل تردد یا بوهای محلی و قاطرهای\nوطنی بآسانی شده میتواند ـ کوتل درکوت از ماه عقرب تا سرطان\nقابل حرکت نمیباشد و بر خلاف این کوتل ـ کوتل شند و رشان اقسا\nکه سال از دوازده ماه قابل تردد افراد پیاده رو است ـ"}
{"book": "adl0011", "page": 472, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۴۳ رهنمای قطغن بدخشان\nنمبرشمار\nاسم مقام\nاسم راه\nتعداد مسافت\nازمقام\nالی مقام\nکروه\nگز\nمنزل\n۲۱\nسرحدواخان\nگلگت\nگذرارشاد چترال\n۱۱۴\n۱۶۱۱\n۲۳\n۲۲\nسرحد واخان\nگلگت\nگذر درکوت و یاسین وگوپیس\n۷۴\n۱۶۴۳\n۱۳"}
{"book": "adl0011", "page": 473, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۵ رہنمای قطغن و بدخشان\nملاحظات\nاین راه چندان دشوار گذار و صعب المرور است که قابل عملیا\nوموید حرکات قطعات عسکری نمیباشد و مخصوصاً مسافه (۲۸) میل را\nدر میانی مقام خمبر و سپاندزنگ برای تردد و حرکت مواشی و حیوانات\nباربرداری مساعد نمیباشد :\nاکثر حصص این راه در میان دره های طولانی و نقاط ترافقی شام\nوجود دارد و علاوه برین کثرت آب و ازیاد سیلابها دره یارخون برای مدافع\nو پیشرفت قطعا عسکریه شکال مزید را فراهم می آورد ـ و راه سرحد واخان\nالی گوپس خرابی بسیا دارد که قاطر و یا بوهای همان اطراف و نواحی بکا\nغیر متناهی بران عبور میکند و از گوپس الی گلگت نسبتاً راه خوب ست\nو موضع یاسین در مقامی است که دران سنگرهای طبیعی و مامن های\nعجیبی است که یک عده قلیلی اگر دران مقام بغرض مدافعت پا فشاری\nنمایند اغلب قطعات بزرگ قشونی را دوچار عقب نشینی و زحمت شکستی\nمجوز میکند و علاوه برین تا یک اندازه در یاسین لواز مات معاشی\nنیز دست یاب میشود :"}
{"book": "adl0011", "page": 474, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۶ رهنمای قطغن و بدخشان\nنمبر شمار اسم مقام اسم تعداد مسافت\nاز مقام الی مقام راه کروه گز منزل\n۲۳ سرحد واخان گلگت گذرخواه بوبرت و دره اسنیتی ۸۳ ۳۲۱۴ ۱۵\n۲۴ فیض آباد چترال زیباک و گذر دوراه ۹۰ ۱۲۳۸ ۱۶"}
{"book": "adl0011", "page": 475, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nملاحظات\nاین راه فقط چند هفته در بهار و خزان قابل عبور است اما برا\nحیوانات باربرداری همه وقت دشوار گذار افتاده است -\nتمام منازل این راه آب فراوان دارد واکثریه تجار شفگو\nبا سمورات سوداگری خویش هم بهمین راه میباشند و مسافت در میا\nبدخشان چترال تخمیناً (۶۹) میل خواهد بود و اکثر یہ حصص این راه\nقابل عبور اشتر است. مسافه زیباک الی گذر دوراه (۴۱) میل گفته\nمیشود - کوتل دوراه علی العموم از ماه قوس الی جوزا ز کثرت برف\nسرما مسدود میباشد حتی مال مواشی و حیوانات باربرداری از\nاوائل عقرب الی اواخر اسد برگذشتن این کوتل موفق نمیشوند\nو در مسافه در میانی گذر دو راه الی چترال که (۵۶) میل است\nبجز از یا بود قاطرهای همان مملکت دیگر مواشی حرکت کرده نمیتوان\nو این راه در خور این امر نیست که در وی اصلا حیاتی بکار برده درست\nکرده شود و بعد از گذاشتن زیباک در دیگر مواقع آذوقه و\nلوازمات خوراکه هم پیدا نمیشود -"}
{"book": "adl0011", "page": 476, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\n| نمبر شمار | اسم مقامات | اسم راه | تعداد مسافت |\n| از مقام | الی مقام | کروه | گز | منزل |\n| ۲۵ | فیض آباد | درۀ کنر | نورستان و بریکوت | ۹۶ | ۴۴۲ | ۱۴ |"}
{"book": "adl0011", "page": 477, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۳۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\nدر عرض این راه کوتلی است که بنام مندال شهرت دارد و\nارتفاع آن (۱۵۳۰۰) فیت است و همیشه برای عابرین خویش تکلیقات\nشاقه را بوجود می آورد و از اوائل عقرب الی اواخر سرطان بواسطهٔ\nبرف و سرما کاملاً مسدود میباشد *\nمترددین که در ایام گرما برین راه عزم سفر را میکنند بواسطهٔ\nاشکالات صعود و هبوط کوتل مندال اثقال مال مواشی شانرا\nبسیار خفیف و سبک مینمایند - این کوتل از مقام بریکوت\nبمسافت (۵۸ ۴/۳) میل دور وقوع دارد - ."}
{"book": "adl0011", "page": 478, "text": "راههای قطغن و بدخشان ٤٧٠ رهنمای قطغن و بدخشان\nنمبرشمار\nاسم مقامات\nازمقام | الی مقام\nاسم\nراه\nتعداد مسافت\nکره | گز | منزل\n٢٦ فیض آباد جلال آباد\nشکرزار و کاسه بید\n١٤١/٢ | ٨٠١٠٨ | ٢٨"}
{"book": "adl0011", "page": 479, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۴۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\n\nدر میان این راه هم یک کوتلی است که آنرا کامه بید نامند\nو از عشره ثانیه عقرب الی اسد بواسطه سرما و برفباری ناقابل تردد گفته\nمیشود - در میان فیض آباد و تشکو زار یکراه دیگر است که بعد از قطع\nمسافه (۱۱) میل دور از کوتل دوراه بصوب جنوب غربی بطرف\nکوتل سنجان که در ایام سرما صرف دو ماه مسدود میماند رفته است\nمقدار مسافه و عده منازل این هر دو راه با هم توافق دارد تنها مزیتی\nرا که این راه دوم براه اول دارد - قلت سردی و کثرت علف زارها\nو پیدا شدن خوراکه است که درین راه پیدا میشود و در راه اول پیدا\nنمیشود - در عرض راه بمقام جنوبی جرم دره های تنگ که مشکلات\nمزیدی را فراهم میکند موجود است - و بصوب جنوبی کوتل\nکامه بید بتقرب کتنوا - و. و اما که از جفته السرائی بمسافه (۵۲)\nمیل بعد دارد نیز مواضع بسیار خوب مدافعت موجود است."}
{"book": "adl0011", "page": 480, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۴۲ رهنمای قطغن بدخشان\nنمبر شمار\nاسم مقام\nاسم راه\nتعداد مسافت\nکروه\nگز\nمنزل\nاز مقام\nالی مقام\n۲۷\nفیض آباد\nپنجشیر\nانجمن دوره پریان\n۸۳\n۱۵\n۱۲"}
{"book": "adl0011", "page": 481, "text": "راه های قطغن و بدخشان ٤٧٣ راهنمای قطغن و بدخشان\n\nملاحظات\nج\nفعلاً این راه برای تردد قاطر و یا بو مساعد است و اگر قدری اصلاح\nدران بکار برده شود قابل گشت و گذار شتران هم شده میتواند. راهی که بدرۀ\nپریان رفته دشت رباط را قطع میکند. و راه کوتل سکاچل مقام شکرزار\nو چمچمکانی را عبور میکند. درۀ پریان که دران راهی بصوب کابل نیز رفته\nاست در ایام سرما قابل تردد است اما در فرصت بهار بواسطۀ کثرت\nآب رفتار دران خالی از اشکال نیست و بدرۀ اسکاپیل یکراه قریبی\nبصوب اندراب نیز رفته است - برای عبور مسافرین در میان\nکابل و فیض آباد بهترین راه ها همین راه است که نسبتاً کوتاه و در ایام سرما\nقابل تردد است. بر خلاف این راه درۀ نریان و خان آباد است\nبا انکه دور میباشد هم در ایام سرما قابل عبور گفته میشود.\n\nاز صفحۀ ٤١٣ تا اینجا از کتاب ملتری رپورت فغانستانی\n(معلومات عسکری افغانستان) ترجمه شده:\n\n۹"}
{"book": "adl0011", "page": 482, "text": "راه‌های قطغن و بدخشان ۴۴۴ راه‌ها قطغن بدخشان\nجدولیکه در ان مسافت بعضی مواضع با یاد داشت\nراه‌هاییکه از یکجا بدیگر جار فته است -\nاز مقام الی مقام کروه مواضعیکه بدان راه‌ها امتداد یافت\nغوری بغلان ۱۲ غوری سیغان کهمر د، ایبک کیلگی، نهرین هنجان، دوشی غوربند، بغلان، تاشقرغان\nبغلان عَلِیّ آباد ۱۴ تاشقرغان، قندز، خان آباد، نهرین -\nعَلِیّ آباد خان آباد ۱۰ خان آباد، قندوز، شورا آو، نهرین -\nخان آباد قندوز ۶ قندوز، امام صاحب، تالقان نهرین، چال، اشکمش\nقندوز حضرت امام صاحب ۲۵ امام صاحب، تاشقرغان، خان آباد، مزار شریف\nحضرت امام شهروان ۸ حضرت امام مزار شریف، خان آباد رستاق، تلقان، سرای کر، علاقه ماورا با"}
{"book": "adl0011", "page": 483, "text": "راه های قطغن و بدخشان ٤٤٥ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز مقام\tالی مقام\tکروه\tبمواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته ـ\nشهروان\tخوش کلای خواجه غار\t١٨\tشهروان رستاق و تالقان خان آباد .\nخوش کلای خواجه غار\tتالقان\t١٦\tرستاق ، خان آباد تالقان .\nتالقان\tخان آباد\t١١\tکشم ، رستاق خان آباد فیض آباد ، اندراب ـ نهرین .\nخان آباد\tشور آب\t١١\tبمزار شریف ، تالقان ، فیض آباد کابل بهر طرف راه دارد .\nشور آب\tآق چشمه\t١٣\tنهرین ، چال و اشکمش بئیل آباد ، بغلان .\nآق چشمه\tنهرین\t٦\tخول ، چال اشکمش ، نهرین بغلان ، بئیل آباد .\nنهرین\tیرم\t٨\tاندراب ، خنجان ، غوری بغلان خان آباد ، تالقان ."}
{"book": "adl0011", "page": 484, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۴۶ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز مقام | الی مقام | کروه | بمواضعیکه بدان راه امتداد یافته\nیرم | ده صلاح اندار | ۱۱ | خوست، فرنگ، اندراب، خنجان\nمرکز اندراب بنو | خنجان | ۱۴ | خنجان پنجشیر، فیض آباد، خان آباد، خوست، فرنگ\nده صلاح | بنو | ۳ | پنجشیر، خوست و فرنگ نهرین\nده صلاح | اندراب | ۴ | درباقی دره های اندراب خنجان پنجشیر\nاندراب | قاصان | ۴ | خوست و فرنگ، پنجشیر\nقاصان | خاوش | ۱۳ | خوست و فرنگ\nخاوش | خوست | | پنجشیر، انجمن، بدخشان"}
{"book": "adl0011", "page": 485, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۴۷ رهنمای قطغن و بدخشان\nاز مقام الی مقام کروه بموضعیكه بدان راه ها\nامتداد یافته\nشیخان خاوش بارگاه فرنگ ۱۷ پنجهیر، انجمن، بدخشان\nفرنگ طرشت دریج ۱۳ \" \" \"\nطرشت فرمده\nدریج لچ ده ۸ \" \" \"\nلچ ده فرخار ۸ کلفگان، کشم،\nاندراب\nفرخار معدن نمک ۳ تالقان، نمک آب\nکلفگان، دریج\nفرخار کلفگان تالقان، چال اشکمش\nکلفگان کشم ۱۱ رستاق، کشم، تالقان"}
{"book": "adl0011", "page": 486, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۴۸ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز مقام | الی مقام | کروه | به مواضعی که بدان راها امتداد یافته\n\nکشم | تشکان | ۸ | جرم، انجمن، فیض آباد، رستاق، تالقان.\n\nکشم | مشهد | ۴ | \" \" \"\n\nدرایم | ارگو | ۷ | \" \" \"\n\nارگو | فیض آباد | ۶ | رستاق، شهر بزرگ، تالقان.\n\nفیض آباد | شهران حاش | ۹ | جرم، بهارک، شغنان، درواز، شهر بزرگ، راغ، رستاق.\n\nشهران خاش | جرم | ۶ | طرف زیباک، منجان، شغنان، درایم.\n\nجرم | چاکران | ۱۲ | منجان، کران، زیباک، شغنان، فیض آباد، یخشیر، نورستان"}
{"book": "adl0011", "page": 487, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۴۹ رهنمای قطغن و بدخشان\n\n| از مقام | الی مقام | کروه | مواضعيکه بدان راه‌ها |\n| --- | --- | --- | --- |\n| | | | امتداد يافته |\n| چاکران | تيرگران | ۱۰ | بهارک ، زيباک ، |\n| | | | اشکاشم ، واخان ، |\n| تيرگران | جان زيباک | ۱۱ | ״ |\n| زيباک | سنگليج | ٦ | چترال،کنر،نورستان،پنجشير |\n| زيباک | اشکاشم | ٧ | واخان،شغنان،درواز،پامير |\n| اشکاشم | ورک واخان | ٩ | واخان،پامير،زيباک،چترال |\n| | | | غاران،شغنان، |\n| ورک واخان | اوگندواخان | ٩ | پامير، اشکاشم |\n| اوگندواخان | خندودواخان | ۱۰ | پامير ، چترال |\n| خندود ״ | قلعه پنجه ״ | ۸ | ״ ״ |\n| قلعه پنجه ״ | بابا تنگی ״ | ۱۴ | ״ ״ گلگت |\n| بابا تنگی ״ | نريس ״ | ״ | ״ ״ |"}
{"book": "adl0011", "page": 488, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۵۰ راه های قطغن و بدخشان\n\nاز مقام | الی مقام | کروه | مواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته\nنرس واخان | کوتل بروغیل | ۴ | چترال، گلگت، پامیر\nکوتل بروغیل | سرحد واخان | ۱۰ | \" \" \"\nسرحد واخان | شورخورد | ۴ ۱/۲ | \" \" \"\nشورخورد | لنگر علاقۀ پامیر | ۱۱ | پامیر، یارکند\nلنگر | بزی گنبد پامیر | ۸ | گلگت، تاشقرغان، یارکند، واخان\nبزای گنبد | وخجیر | ۶ | \" \" \" \" \"\nبزای گنبد | یارکند چین | ۸ منزل | \" \" \" \" \"\nبزای گنبد | اندمین پامیر | | |\nاندمین | یمان جلق | ۹ | یارکند، پامیر کلان، تاشقرغان، گلگت\nیمان جلق | یخمیر | ۴ | \" \" \" \" \"\nاشکاشم | سرشخ بخدرو | ۸ | واخان، غاران، شغنان زیباک، بهارک\nسرشخ بخدرو | زیچ غاران | ۹ | شغنان، اشکاشم، درماه بدشت شیوه هم رفته و به زر دیو\nزیچ غاران | بلاربن | ۱۰ | \" \" \" \" \""}
{"book": "adl0011", "page": 489, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۵۱ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز مقام | الی مقام | کروه | مواضعیکه بدان راه ها امتداد یافته\n\nبدار بن | در مارخت شغنان | ۴ | درواز، غاران، شیوه، زردیو\nدر مارخت | اویر شغنان | ۱۱ | \" \" \" \"\nاویر شغنان | قلعه در نجیبه یا ورده | ۳ | \" \" \" \"\nقلعه در نجیبه یاورده | پس ده | \" | شیوه\nپس ده | سر حوض شیوه | ۴ | بہارک، غاران، درواز، فیض آباد\nسر حوض | تخجیر پر دشت شیوه | ۶ | \" \" \" \"\nتخجیر پر | دوآب شیوه | ۸ | فیض آباد، بهارک، زردیو، دشت ولیش، درواز\nدوآب شیوه | پیچوج زردیو | ۱۲ | \" \" \" \"\nپیچوج زردیو | بهارک | ۴ | بهارک، فیض آباد، شیوه، شغنان\nبهارک | پل تنگ | ۸ | جرم، خاش، زیباک، اشکاشم فیض آباد\nپل تنگ | فیض آباد | ۷ | فیض آباد، بهارک، دشت شیوه\nفیض آباد | التین جلو | ۱۲ | رستاق، درایم جرم فیض آباد راغ، شیر بزرک، درواز"}
{"book": "adl0011", "page": 490, "text": "راه های قطغن بدخشان ۴۵۲ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nاز مقام الی مقام کرو موضعیکه بدان راه ها امتداد یافته\nالتین جلو آب سایه\nتعلق رستاق ۹ رستاق، درایم، جرم، فیض آباد\nراغ، شهر بزرگ، درواز\nآب سایه رستاق ۶ رستاق، فیض آباد کشم، راغ شهر\nبزرگ\nرستاق چشمه خواجه غار ۱۰ امام صاحب، خان آباد، تالقان\nفیض آباد، راغ، شهر بزرگ، درواز\nچشمه خواجه غار چاه آب ۳ ینگی قلعه، یتیم تپه، کاکل خواجه غار، رستاق\nچاه آب سرکوتل شور تپه\nلب دریا آمو ۷ لب دریا آمو، سمتی، ینگی قلعه، ورقه، راغ\nسرکوتل شور تپه یتیم تپه ۵ به پار دریا علاقه روسی یک دریا حایل\nاست که در علاقه بخارا میرود.\nیتیم تپه ینگی قلعه ۴ کاکل و خواجه غار، تالقان، رستاق\nینگی قلعه ورقه ۹ تالقان، رستاق، امام صاحب\nخان آباد که در علاقه بخارا یک دریا حایل است\nورقه بهره کاکل ۸ \" \" \" \"\nبهره کاکل آئی خانم لب\nدریای کوکچه ۶ \" \" \" \"\nآئی خانم رباط هزار باغ ۵ \" \" \" \"\nهزار باغ تالقان ۱۳ \" \" \" \""}
{"book": "adl0011", "page": 491, "text": "راه های قطغن و بدخشان ۴۵۳ رهنمای قطغن و بدخشان\nاز مقام الی مقام کروه موضعی که بدان راه ها امتداد یافته\nتالقان خان آباد ۱۲ اندراب ، نهرین ، خان آباد چال و اشکمش ، رستاق کشم\nخان آباد اندراب ۳۶ کاکل بدخشان ، خان آباد ، خنجان ، نهرین ، تالقان ،\nجدولیکه در ان ارتفاع بعض مقامات قطغن و بدخشان\nتوضیح شده ـ\nموضع ارتفاع موضع ارتفاع موضع ارتفاع\nغوری ۱۵۰۰ اغلان ۳۶۰ علی آباد ۱۴۰۰\nخان آباد ۱۳۷ شهر دانه ۱۳۹۰ خوش گلای ۱۳۹۰\nنهرین ۴۰۴۰ میم ۶۰۵۰ ده صلاح اندراب ۵۶۲۰\nاندراب ۰ قاصان ۶۸۵۰ خاوش ۷۳۵۰"}
{"book": "adl0011", "page": 492, "text": "ارتفاع مقامات ۴۵۴ رهنمای قطغن و بدخشان\nموضع ارتفاع موضع ارتفاع موضع ارتفاع\nشیخان ۵۰۵۰ فرنگ ۶۱۵۰ طرشت و برنج ۶۲۵۰\nلیچ ده ۵۴۰۰ فرخار ۵۸۳۰ کلفگان ۴۴۲۰\nکشم ۴۲۸۰ درایم ۵۴۰۰ ارگو ۵۹۳۰\nفیض آباد ۳۵۰۰ شهر وان خاش ۷۰۰۰ جرم ۵۶۵۰\nچاکران ۶۲۰۰ تیرگران ۷۲۰۰ زیباک ۹۰۰۰\nاشکاشم ۹۳۵۰ درخانخان ۹۳۰۰ اورگند واخان ۹۱۸۰\nخندود واخان ۱۰۵۰۰ قلعه پنجه ۹۸۵۰ بابا تنگی ۱۰۶۰۰\nنرس ۱۳۴۰۰ کوتل برغیل ۱۳۴۰۰ سرحد واخان ۱۱۴۷۰\nشورخورد ۱۲۲۰۰ لنگر ۱۲۶۲۰ برای گنبد ۱۳۴۰۰\nاندیمن ۱۲۶۰۰ پیمان چراق ۱۳۴۲۰ اشکاشم \"\nسرشخ یغدر ۱۳۸۰۰ زیج غاران ۸۶۸۰ بدارین ۸۰۳۰\nدر مارخت ۷۶۵۰ اویر شغنان ۸۵۰۰ قلعه پنجه یاورد ۸۱۰۰\nپس ده ۸۸۰۰ سرخوض شیوه ۱۰۰۵۰ نخچیر پر شیوه ۱۰۱۲۰\nدوآب شیوه ۹۰۲۵ بیجوج زردیو ۶۹۶۵ بهارک ۵۵۰۰"}
{"book": "adl0011", "page": 493, "text": "ارتفاع مقامات ۴۵۵ رهنمای قطغن و بدخشان\n\nموضع\nپل تنک\nآب آسیا\nیقیم تپه\nبهره کاکل\nتالقان\n\nارتفاع\n۴۵۵۰\n۲۹۵۰\n۴۳۷۰\n۱۹۰۰\n۳۸۰۰\n\nموضع\nفیض آباد\nرباط خواجه جرغاتو\nینگی قلعه\nآئی خانم\nخان آباد\n\nارتفاع\n؟\n۳۰۸۰\n۲۱۷۰\n۱۳۹۰\n۱۴۰۰\n\nموضع\nالتین جلو\nچاه آب\nورقد\nهزار باغ\n\nارتفاع\n۳۵۴۰\n۳۰۴۸\n۱۹۲۰\n۳۰۰۰"}
{"book": "adl0011", "page": 494, "text": "خاتمه ۴۵۶ رہنمای قطغن و بدخشان\n\nخاتمہ\n\nشکر گذار بدر بار کردگارم که حسب مطلوب در طریق\nسرغوب از ترتیبات لازمه و اصلاحات مهمه این مجموعه که\nیکی از اثرات مفیده دوره (امانیه) گفته میشود،\nفراغت یافتم -\nباید که از راه نمائی های آقای سپهسالار افغانستان\nسردار غازی \"محمد نادر خان\" و حسن معاونت ایشان\nیکبار دیگر تشکر و امتنان نموده ختم مقالم را بدعای سلامتی\nوجود مسعود اعلیحضرت غازی (امیر امان الله خان)\nشهریار بلند اقتدار خطه بهیه افغانستان نمائیم - والسلام"}
{"book": "adl0011", "page": 495, "text": "(۱)\nغلط‌نامه\nصفحه سطره غلط صحیح صفحه سطره غلط صحیح\n۲ اول یکدقیقه و یکدقیقه ۹ ۳ ابدال ابدان\n〃 ۱۴ روی روزی 〃 ۱۱ مزیدن مزید آن\n۳ ۷ جس حسن ۹ ۱ آمیخته آمیخته یافته و قلعه در قاعه\n۴ ۴ غیره وا غیر واحد 〃 ۲ فیض فیض آباد\n۵ ۹ عنانقلم عنان قلم ۱۴ ۷ بود ۱۱۳۰ در آغوش ۱۱۲۰ در\n۷ 〃 قطعن قوماندان و قطعن ۱۵ ۲ در ابی انه دار ابی انه\n〃 ۱۰ زاستفاد استفاده 〃 ۱۷ قنده قندوز\n〃 〃 تصاور تصاویر ۱۹ ۱۳ بعد از ناظر محمد اصغرخان محمد علی خان منکوحه شد"}
{"book": "adl0011", "page": 496, "text": "(٢)\n\nصفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح\n۳۹ | ۱۵ | شالی | پنبہ | ۱۰۳ | ۳ | ( ) درجه | (۱۰۳) درجه \n۴۹ | ۱۰ | کشنرآباد | کشن‌باد | ۱۲۴ | » | منقسم است | منقسم است\n۶۰ | ۱۴ | چهارده هزار | چهار هزار | ۱۷۶ | ۱۲ | (۳۰۰۰) | (۳۰۰)\n۸۶ | ۹ | پشنک | پشاک | ۲۰۲ | ۹ | مالیات شان | مالیات‌شان طلاء بود\n۸۸ | ۸ | از تخته‌ | از حد | = | ۱۰ | از سطر (ما اما اکنون | \n| | حد قباد | تخت‌قبا | | | | اضافه است)\n۹۰ | ۹ | بالوس | باسوس | ۲۰۳ | ۱۳ | میخواند | میخورند\n۹۵ | ۱۲ | ده هزار و | دو هزار و | ۲۰۶ | ۲ | قابل روان | قابل عبور \n| | پنجاه و پنج | پنجاه و پنج | | | | روان\n= | ۱۳ | پنجاه هزار | پانزده هزار | ۲۲۰ | = | بود | بوده\n۱۰۰ | ۲ | جنگلها | جنگلها و دشت | = | = | جرم بود این | جرم بود و این \n| | | | | | مبادره و... | دره ا..."}
{"book": "adl0011", "page": 497, "text": "(۳)\n\nصفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح\n\n۲۲۰ | ۳ | درپای | دریای | ۲۹۳ | ۹ | ۱۳۶۸ | ۱۳۶۵\n\n۲۲۷ | ۱۲ | سرای | خانه | ۳۰۲ | ۱ | خروس | خروش\n\n۲۲۹ | ۹ | گدها | گدگها | \" | ۴ | انداخته | انداخته شود\n\n۲۳۵ | ۶ | پردره | پرورده | \" | ۷ | دامن | داهن\n\n۲۷۲ | ۴ | رفته | روفتہ | \" | ۱۲ | میان آن ریختن | میان آن بختیاری\n\n۲۵۴ | ۹ | پنج | سنگییچ | ۳۰۳ | ۱۳ | قلم ها را | قلمهای\n\n۲۶۲ | ۱۲ | لنگرکشن | لنگرکشن | ۳۰۷ | ۶ | انگریز | خطای\n\n۲۶۴ | ۱۱ | اسیا | اشیا | ۳۲۵ | ۳ | ۸۱۰ | ۸۱۰۰\n\n۲۷۳ | ۵ | باشنده گان | سرود باشندگان | ۳۶۶ | ۱۲ | کسی | اما کسی"}
{"book": "adl0011", "page": 498, "text": "(۴)\nصفحه | سطر | غلط | صحیح | صفحه | سطر | غلط | صحیح\n۲۷۸ | ۸ | گند | گندم | ۴۱۳ | ۷ | دولت | و دولت\n۲۸۹ | ۲ | را | راه | ۴۱۷ | ۲ | مشتملبرین | مشتملبران\n۳۰۵ | ۹ | اخاصه دار | خاصه دارها که | ۴۲۳ | ۶ | حقه | حصه\n۳۰۶ | ۱۱ | گردیدن | گردیدند | ۴۲۵ | ۴ | بستاً | نسبتاً\n۳۰۷ | ۱۴ | از از | از | ۴۴۴ | ۵ | غوری | دهنه غوری\n۳۰۸ | ۹ | خان آنا | خان با | ۴۴۵ | ۱ | بمواضیکه | مواضعیکه\n۴۱۱ | ۸ | نماید و نیر مورد | ندیدند بلکه مورد\n\nکاپي جدول ارتفاع تصحیح نشده لہذا در برخي ازان اغلاط\nفاحش موجود است - قارئین کرام تصحیح آنرا از روي\nارتفاعاتی دیگر در ذیل گزارشات ہر مقام\nمرقوم است\nبنمایند"}
{"book": "adl0011", "page": 499, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0011", "page": 500, "text": "[BLANK PAGE]"}
