{"book": "adl0010", "page": 1, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\n\nبفضل و تاییدات پروردگار قادر بی همتا\n\nتزوک ناپلیون اول\n\nدر مطبع عنایت طبع رسید"}
{"book": "adl0010", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 6, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 7, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 8, "text": "این کتاب منحصر الفظ میباشد\nلله مجاهِ آفاق در قلى عبد ...\nفضل المجانين مأمهم انفسهم العاين درجة\nلله الحمد و المنة که درین زمان میمنت توأمان بحسب فرمان واجب\nالاذعان حضرت پادشاه اسلامیان پناه کتاب لاجواب أعنی به\nتزوک ناپلیون اوّل\nبحسن اهتمام تمام و سعی مالاکلام راجی رحمت سبحان محمد زمانخان معتم دربا\nبارکزائی محمد زائی در چاپخانه شاهی دار السلطنه کابل زیور اختتام پوشید\nدر مطبع دار السلطنه کابل طبع شد"}
{"book": "adl0010", "page": 9, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nحمد و سپاس بیقیاس مر خالق ارض و سموات را سزاست که دریای\nرحمت بی پایانش لجه ناپیدا کنار است قادریکه سربازان مجاد\nغزا را که در راه حق از روی صدق و صفا کوشیده اند باسم غازی\nموسوم گردانیده و فرق شهیدان معرکه غزوه را بتاج شهادت\nمزین گردانیده جل جلاله و عم نواله و نعت قدسی اساس شایان\nشان شهسواریست که تا گوهر وجود ابدارش در وجود امده نامه معصیت\nگنهکاران سمت اباب حمیت شسته پیغمبر یست که در خیل انقیا\nاو در لشکر انبیا بشرف عزت سپهسالاری مشرف شده\nصلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم اما بعد این کتاب نایاب\nو این در خوشاب رساله ایست مشتملبر پند و نصایح و محتوی بر تجیز با\nبحمر به پایان"}
{"book": "adl0010", "page": 10, "text": "۳\nمجر به ناپلیون اول که چون او در اوایل مرد سپاهی بود\nو از سبب جو هر ذاتی که خداوند عالم در طینت او آفریده\nبود رفته رفته سپهسالار گردید و از ان نیز در گذشته بمرتبه\nسلطنت رسید هر نیکه در عمر خود تجربها حاصل نموده بود\nبرای سپهسالاران جمیع مملکت خود سر رشته نمود\nکه ازین ببعد بقرار کتاب هذا عمل نموده باشند چون همیشه اوقات\nذات ملکی صفات حضرت شهریار عدالت قرین پادشاه\nبا دانش و آئین حضرت ضیاء الملته والدین امیر عبد الرحمن خان\nغازی خلد الله ملکه و سلطانه مصروف رفاهیت رعایا\nو برایای دولت اسلام و نظم و نسق امور مملکت میباشد\nتوجه وافی نگاشته کتاب مذکور را از نظر اقدس مبارک خود"}
{"book": "adl0010", "page": 11, "text": "گذرانیدند و بعضی جا که مناسب دانستند بقلم زیبای رقم خود\nاصلاح فرمودند و از تجربهای خود نیز بر حاشیه کتاب داخل\nفرموده بفرزند ارجمند ارشد خود سردار حبیب الله خان\nاطال الله عمره و اقباله فرمودند که این کتاب اکنون بصحت درآمده\nلایق چاپ شد باید که چاپ شود بنا بر ان حسب الفرمان مبارک\nکتاب هذا چاپ کرده شد تا سرکردگان افواج ظفر امواج نظام سرانجام\nحشم دولت قوی شوکت خدا داد اسلامیه نصرت احتشام از مطالعه\nکتاب بهره وافی حاصل نموده سررشته امورات جنگی\nرا بقرار نصایح مجربه کارفرما شوند که تا کارشان\nبترقی رسیده با حسن وجه دفع اعدای دین مبین حضرت سید\nالمرسلین صلی الله علیه و سلم را بنمایند با الله التوفيق و من الله التائید"}
{"book": "adl0010", "page": 12, "text": "بر سپهسالار عاقل لازم است که جز آنچه در مدرسه از علوم جنگ\nتحصیل نموده است خود مردی باشهاست و تجربه آموز جوبه\nدیده باشد که از روی عقل و تجربت کارجنگر اپذیره شود و پیوسته\nاز خواندن کتب تواریخ سرداران قدیم و پادشاهان شجاع\nعاقل غافل نباشد چه سپهسالار رشید عاقل که در جهان\nبوده است اگر چه در عهد و مملکت اوضاع مختلف بوده‌اند\nولی اصل بنای شجاعت و شهامت آنها بیک قرار بوده است\nسپهسالارهای بزرگ یوارپا کهسپهسالار شدند بقدرت عقل و قوه\nتدابیر ترقی نمودند از جمله ناپلیون که خداوند عقل و تمیز خاصی باو\nداده بود که از همه سپهسالاران جهان برتری یافت دوراهی\nآنچه در مدرسه آموخته تمیزی خاص داشت که آنچه در خواندن کتب\nدارد نیز بیساری\nبگرفته شناسی بیاید"}
{"book": "adl0010", "page": 13, "text": "٦\nو تواریخ سرداران بزرگ و کارهای که سرداران پیشین بعمل آورده\nبودند آنچه در نظرش خوب می آمد معمول میداشت و آنچه را نمی پسندید\nرد میکرد یکی از صفتهای سپهسالار اینست که در همه کارهای جنگ\nغور و خوض نماید و آدمی حلیم و باحوصله باشد که از مژده خبر خوش\nمفاخرت ننماید و یا از خبر موحش یاس و نومیدی حاصل نکند و ثبات\nدلی وسیع داشته باشد که هر خیالی را بجای خود در قلب جا دهد\nنه اینکه از کثرت تفکر پریشانی حواس پیدا کند و قدرت عقل خود را\nدر تدابیر نیکو ظاهر نماید لکن بعضی مردم هستند که نمیتوانند بقیه\nتصور تعقل کنند چیز را در اصل ظهور آنچیز رنگ خیالها\nخود را مجسم نماید و پردهای الوان مختلف پیش چشم خود میدارند\nو برای امور جزئی نقشه بزرگ میسازد و اگر چنین آدمی نمره شجاعت\nهم داشته"}
{"book": "adl0010", "page": 14, "text": "۷\nهم داشته باشد خدا او را برای سپهسالاری نیافریده است\nغیر از اینها در کتب سردارهای بزرگ که تجربه کرده اند نوشته\nشده است که سپهسالار باید عارف بجمیع احوال سرکردگان\nکلی و جزئی خود باشد که هر یک را بجای خود کار بدهد مثلاً کسی از\nبرای حمله بردن خوبست از برای کار دیگر خوب نیست سپهسالار\nاگر در امری از امور جنگ خبط و خطا نمود نمیتواند بگوید که این خطا\nاز پادشاه یا از وزرا بود است که از میدان جنگ دورند\nزیرا که در کار جنگ باید چنان مقتدر و مختار باشد که امر را\nخود فی حد ذاته آمر و ناهی باشد بنا بر این هر امریکه خلاف\nقانون ازو صادر شود خود مقصر است زیرا که بر سپهسالا\nواجبست که اگر شاه یا وزرا حکمی و دستورالعملی در کار جنگ\n\nیقیناً اجراء زیاده است"}
{"book": "adl0010", "page": 15, "text": "دهند که خلاف سلیقه عقل سپهسالار است باید بدلایل\nواضحه خبط آن حکم را حالی نماید اگر شاه قبول نفرمود باید منصب\nخود را بشاه بسپارد چه اطاعت آنحکم باعث خلل و نقصان\nدولتست اما اگر شاه کار جنگ را برای العین مشاهده کنند\nو حاضر باشد اطاعت حکم شاه بر سپهسالار لازم است و شاه\nمیتواند با قامه دلایل محسنات حکم خود را حالی سپهسالار کند\nاگر همه باشد که باعث حدوث خللی باشد برای سپاه البته\nآنحکم هم مبنی بر مصلحتی خواهد بود می ترسم هرگاه حکمی دور از شاه سپهسالار\nبرسد که دعوا کند و شکست بخورند میگویم هرگز نباید طاعت کنند\nاگر از جهته شاه ملزم نباشد که باعث این حجست اگر چه ناپلیون\nاز برای مبالغه نوشته است که حکم پادشاه را اطاعت نکنند اینجا\nاما اگر"}
{"book": "adl0010", "page": 16, "text": "۹\n\nاما اگر چنین کاری بکند باید که سربازی که برای حفظ لشکر بیمه\nتقصیر باومیشود زیرا که یکی ازعمده کارنظام اطاعت حکم شا\nولی باید خود را در راه شکر تلف بدهد من نمیتوانم که بگویم\nناپلیون خوب نوشت یا بد ولکن ناپلیون خودپادشاه بود چنین\nچیزی نوشت درفرنگستان دوسه نفر چنین کاری کردند\nتنبیه شدند چهارم سپهسالار که در دولت خود تربیت میشود\nو صاحب هنر و دانش میشود معلوم است که دانش هنر اورا\nدولت است هرگاه بدشمن بفر وشدو بدشمن بسازو یا قعله با\nدشمن دهد از همه تقصیری زیاده است مردود خدا و خلق وندام\nوغیره است اگر سپهسالار چنین تصورکندکه پادشاه من ظلم کنند\nو برعایا بد میگذرد و به این تصور مصدر خیانتی بشود که نفع"}
{"book": "adl0010", "page": 17, "text": "۱۰\nآنظلم پادشاه بنو نماید هرگز چنین عملی بشود که از خیانت او موجب\nخرابی و آشفتگی مملکت خود شود و پیش خدا و مردمان این\nپسندیده است که سپهسالار خدمت خوب در دولت بنماید\nاما از ترس آنکه مبادا سپهسالار چنین کاری بکند و بیاید پادشاه\nدر تلافی رفتار خوب نماید و ملاحظه اطوار همسایگان خود کند\nرفتار آنها را کسب نماید تا مملکت او آباد شود و سپهسالار\nچنین فکر ننماید اگر چنین کار بکند پادشاه باید او را تنبیه کند نه\nدیگر انرا زیرا که همه شکر زیر حکم اویند و هر چه او بگوید میشنوند\nو اطاعت میکنند اگر سپهسالار امان بخواهد باید آخر کار\nکه مایوس شود از امداد رسیدن وغیره امان نخواهد چنانچه\nدر تواریخ بسیار بوده است که سپهسالار بالشکرم تابت مقاومت\n\nاورده"}
{"book": "adl0010", "page": 18, "text": "۱۱\n\nآورده ست یا فتح شده است یا امداد رسیده است پادشاه\nنباید اذن و اجازه بسپهسالار بدهد که اگر آثار ضعف در لشکر خو\nمشاهده کند و دشمن را قوی ببیند بدشمن امان برد و اسلحه و اسبا\nو آلات حرب را بدشمن سپارد و این بیغیرتی را مرتکب شود\nچه ممکن است که سپاه قلیل لشکر کثیر را مغلوب سازد از آن\nگذشته غیرت و حرمت سپاه را تمام میکند مگر در حالیکه\nدر قلعه محصور باشد و اذوقه و ذخیره او تمام شده باشد لابد\nشود که اسباب و آلات حربرا سپرده راه سلامت پیش گیرد\nاما اگر بی سبب دخیل شود سر مشقی برای مردمان جبون\nمیشود و شجاعت و کاردانی سپهسالار عاقل درین موارد\nمعلوم میشود که سپاه خود را ضعیف و بیچاره ببیند با عقلے"}
{"book": "adl0010", "page": 19, "text": "۱۲\nکامل و درایتی شامل با خصم مقابل شود و تاب مقاومت آورد\nالبته در دل دشمن خوف می افتد یا بحکمت عملی فتحیاب یا\nکومک برای او میرسد و بسیار اتفاق افتاده است که امری\nکه در نظر‌ها محال مینمود بحمایت حسن تدبیر صورت انجام پذیرفت\nخلاصه در چنین موقع از دو حال چاره نیست یا ہلاکت است\nیا ظفر یافتن اگر سپهسالاری بخصم امان آورد که منفعت خود را\nدر نظر داشته باشد چه از راه ترس یا سازش بدشمن در هر دو حالت\nواجب القتل میشود میباید در لشکر امیر و حاکم نفس واحد باشد\nکه همه‌سپاه حکم آن یکنفر را مطیع و منقاد باشند زیرا که اگر خلاف\nاین باشد دو نفر در یک لشکر حاکم باشند ممکن نیست که آن فوج\nفتحیاب شود چه یکنفر سپهسالار متوسط بهتر از دو امیر عاقل\n\nبنابر این"}
{"book": "adl0010", "page": 20, "text": "۱۴\n\nبنابراین در لشکر باید یکنفر حکم کند ممکن نیست که دو نفر قشون\nاگر چه بیکدلی باشند اغتشاش در میان لشکر نیندازند\nچنانچه پادشاهی دو شخص نشاید در یک تخت ده درویش\nدر گلیمی بخسپد دو پادشاه در اقلیمی نگنجد اگر سپهسالار با\nسردار و سرکردها در امور جنگ مشورت کند و شور و صلاح را\nطول بدهد بیفایده بل نقصانست زیرا که مایه تزلزل خواهد\nبود از ان مشورت بلکه باید بحمایت عقل و فراست خود\nبحمایت غیری از عهده کار جنگ براید و تکیه بعقل غیری ندهید\nچه او تنها حرکات دشمن و اراده خود را میتواند ادراک کند\nآن سپهسالار که عذری میخواهد برای خود پیدا کند مشورت\nکند تا وقت مواخذه بر گردن اهل مشورت بگذارد اگر چنان\nپیو"}
{"book": "adl0010", "page": 21, "text": "۱۴\n\nاین طریق نوشته است لکن باید سپهسالار از سردارهای خود\nنصیحت بشنود و جدا جدا پرسد بعد از ان بعقل خود رفتار کند\nحاصل جدا جدا پرسیدن اینست که دشمن مطلع نمیشود که سپه‌سالار\nرا چه اراده است و رای او پنهان میماند در سفر جنگ\nسرباز را پنج چیز لازم است که همراه داشته باشد اول تفنگ\nدویم فیشنگ بقدر ضرورت سویم دو دست رخت خود\nچهارم بر داشتن خوراک چهار روزه که سد جوع نماید\nبا ظرف آب در کول پارچه گذارده بدوش کشد پنجم یک\nتبر تیشه ضرور است که بدان سنگر سازند یا در جنگل راه\nعبور نباشد راه باز کنند و کول پارچه هر قدر کوچک میتوان\nساخت بهتر است اما باید همیشه همراه باشد نه بهمین وقت\n\nجنگ\n\nمدعا از جدا جدا پرسیدن\nسپه‌سالار نیست اینست که مثلاً\nاز یکدسته بپرسد که آیا شما در\nاینقسم جنگ\nمیتوانید\n\nشماره دوازده و دو خمار\nمحوس"}
{"book": "adl0010", "page": 22, "text": "۱۵\nجنگ باید داشته باشد بلکه باید همیشه بدوش داشته باشد\nکه حاصل آن برای شما معلوم شود و هر چیز در وقت جنگ\nبکار می‌آید در وقت صلح هم ضرورت تا که سپاه اسلحه\nخودش آگاه باشد نخستین صفتی که باید سپاه داشته باشد\nطاقت سختی و زحمت تحمل گرسنگی و پیاده روی است صفت\nدویم شجاعت زیرا که اگر صفت اول نباشد دویم خام است\nرشادت سپاه بر دو قسمت یکی از سپاه قدیم است که\nاز سپاه تجربت رسیده شده اند و یکی سپاه جدید است که\nبا مراتب شهادت دارند اما جلادت که از سپاه قدیم\nیافت می‌شود آن بهتر است و در همان رشادت قدیم طاقت\nسختی میدان پیدا شود در تجربه سپاه قدیم میفهمد که چه وجه طاقت"}
{"book": "adl0010", "page": 23, "text": "١٦\nسختی آورد خصوصاً افواج ناپلیون در ایطالیا که کوهستان آ\nاز بی چیزی سختی طاقت آورد و بعد از تاب آوردن آن\nسختی تسخیر ایطالیا بر آنها خوش گذشت و حاصل تاب آوردن\nسختی را فهمیدند و همین سرمشقی شد برای لشکر او همین با و\nلشکر شد که ناپلیون توپهای بزرگ از کوهستان بگذرانید\nباید هر قدر ممکن است بنه و چادر و اسباب سفر را سبک داشت\nکه احمال و اثقال منع در تعجیل عزیمت است و بنه سنگین داشتن\nبعضی اوقات باعث شکستگی بوده است خصوصاً در\nایران و هندوستان در وقت پادشاهان قدیم و جدید\nکه اکثر اوقات بهمین جهة شکست خورده اند چنانچه بعد از جنگ\nگنجه یرملوف گفته که قشون ایران از برای شکار رفتن می آیند\nکه تازی"}
{"book": "adl0010", "page": 24, "text": "۱۷\n\nکه تازی و باز و تخت روان و چادر و خیمه و خرگاه بر میدارند\nو ماجرا این است که هنوز بنابران سبک نیست اگر چه بی نظام است\nبهر سیاق که ممکن است باید لشکر را بمیل خدمت آورد و\nنوکر قدیم را محبت و رعایت که باعث امیدواری لشکر\nجدید شود مواجب سپاه باید بمناسب قدمت خدمت\nباشد چه ظلم و بی انصافیست که مواجب نوکر جدید را مثل\nقدیم بدهند خلاف این بیان پاره از عقلا چنین مصلحت\nدیده بودند که هر پنج و شش سال تغیر بدهند که برود در دهات\nو آنان در عوض برادر و پسر خود را بفرستند که همه مردم\nصاحب نظام و تربیت شده باشند در علم نظام این تغیر و تبدیل\nخوب نیست و هرگز آنها بیکدیگر انس نخواهند گرفت و آن شاد"}
{"book": "adl0010", "page": 25, "text": "۱۸\n\nتجربه وطاقت سختی را بهم نمیرسانند هرگز واگر سپاه با یکدیگر\nبمانند انس خویشی و بیگانگی در فوج بهم میرسد دستورالعمل\nلشکر مظفر آنکه اول باید سپه سالار عاقل و جنگ دیده و کار\nآزموده باشد دویم لشکر کمال انضباط و انتظام درنظام\nداشته باشد سویم بسیاست رسانیدن گناه کاران\nکه بیم آن در دل سپاه باشد چهارم جزا دادن خدمت کاران\nدر ازا، حسن خدمت پنجم باید هر یک از سردار و سرکرده\nو اصناف لشکر در کار خود تربیت شده باشد ششم تهیه\nاسباب جنگ از قورخانه و آذوقه باید کمال استعداد دا[شته]\nباشد هفتم باید شکر غیرت ولایت خود را داشته باشد\nهرگاه لشکری باین صفتها موصوف است امید ظفر دارد\nنصیحت\nدادن"}
{"book": "adl0010", "page": 26, "text": "۱۹\n\nدادن به لشکر در حین جنگ بیفایده است چه اگر قدیم باشد\nگوش نخواهد داد و اگر جدید باشد از یک شلیک توپ همه\nنصایح ها را فراموش میکند لکن چه مضایقه اگر مختصر نصیحتی\nبکند که آنها را بر سر غیرت آورد اما نصیحت دادن پیش از جنگ\nبسیار خوبست که اراجیفی که در میان شکر است موقوف\nشده باعث تقویت لشکر شود نیز آنها را مشغول میدارد\nکه بخیال اراجیف نیفتد بنا بر این باید سپهسالار پیش\nاز میدان جنگ هر روز احکام نصایح خود را جاری نماید\nنصایح سپهسالار باید بسیار مختصر و مفید باشد و اگر بتواند\nمطلب خود را که در سی لفظ است در سه لفظ بگوید بهتر است\nچه لشکر بذهن خود آن سه لفظ را میسپارد و فراموش نمیکند مثل\n\nدرینموقع کسی باین\nمعاینه یکتخته از تالیف المانی\nهست که ان کتاب برسم\nتحفه پیشکش در بار کرده ام\nبطور واضعہ پیش میآید\nاگر انرا ملاحظه فرمایند\nآنچه که من نوشته ام\nانها هم جویا ده جز این نیست\nبراع اینکه این بنده عاجز و\nبا خیال خود نغلام انحضرت\nمخترع رساله که بفضل\nو بکلام اراوده\nنیست به سانند کپسیا\nروشن است"}
{"book": "adl0010", "page": 27, "text": "۲۰\nنصیحت دادن ناپلیون در جنگ مرنکه که عقب نشست\nتا امداد رسید با وبعد ناپلیون گفت ای سپاه شما نمیدانیدا\nکه من در میدان جنگ رخت خواب نمیگذارم ما از برا\nیکروز پس پشت نشستیم همین دو سه لفظ باعث تقویت\nدل لشکر شد سردار پیش جنگ باید آدمی شجاع وعاقل\nو دلیر و معرفت و شناسائی از عبور رودخانه و تنگنای کوهستانا\nداشته باشد ورهنمای معتبر بدست آورد واستفسار احوالا\nو اخبارات از چاپارچی باشی نماید و سازش کند بخلق مکان\nکه وارد میشود جاسوس همه اطراف محل دشمن تعین نماید نوب\nجاتی که بدست او میرسد باز کرده مطالعه کند و ترجمه نمایا\nو سپهسالار را از کماہی حالات مطلع سازد اگر چه باز کردن\nمراسلات"}
{"book": "adl0010", "page": 28, "text": "۲۱\n\nمراسلات مردم کمال بی انصافی ست لکن در وقت\nجنگ چون باید از احوال دشمن اطلاع بهمرساند ضرور\nبهم میرساند و پیش قراول باید هر وقت آدمی از دشمن میرسد\nنزد خود راه بدهد هر اوقاتیکه باشد غفلت نکند و همان ساعت\nاو را نزد خود طلبد که او را بامتحان بدارد خبر یکه میدهد موافق\nعقل معلوم کند پیش قراول نه همین مخصوص اطلاع دادن\nاز حرکات دشمن است بلکه باید با سواره که اسلحه سبک\nداشته باشد با سرباز و توپخانه و سردار رشید سر کردهای\nمنتخب با پیش قراول دشمن طرح جنگ اندازد تا لشکر\nبرسد و اگر پیش قراول رشید و منتخب نباشد تباهی آن\nباعث و هن کلی برای لشکر است و اگر یکفوج"}
{"book": "adl0010", "page": 29, "text": "۲۲\n\nاز پیش قراول نا آزموده باشد باعث اختلال احوال\nپیش قراول است پیش قراول نباید به پیش قراول\nدشمن دعوا کند باید طرح جنگ اندازد و پیش قراول را\nبحرکات پخته مشغول دارد تا شکر برسد دشمن شکست\nخورد اول کار پیش قراول است که دشمن را تعاقب\nکند در کمال جلادت تعجیل قوت لشکر بر دو چیز است\nیکی از زیادتی عدد یکی تعجیل و شتاب در عزم زیرا که\nشتاب در عزیمت باعث تقویت و مظاہرت\nقلب لشکر و مورث خوف و ضعف دشمن است\nیکی از فواید زود رفتن اینست که حرکات شما معلوم\nنمیشود حمله کردن بدشمن در حالت تعجیل و بیخبری از حالات\n\nو حرکات"}
{"book": "adl0010", "page": 30, "text": "۲۳\n\nو حرکات شما بسیار بکار می آید زیرا که مثل برق خاطف\nبر سر او تاختن می آوری دشمن رشته کار را از دست\nمیدهد خصوصاً که شما و دشمن میخواهید زودتر از یکدیگر بمکان\nشهر خود ببرید لکن نه بطوریکه افواج خسته و کوفته شوند که\nنتوانند مقابل دشمن بایستند میباید زود رفتن و ملایم رفتن\nرا در ترازوی عقل بگذارند بسنجند متوسط را بکار برند در حالت\nجنگ فریب دادن بدشمن فواید کلی دارد لکن باید\nپیش از آنکه دشمن از فریب مستحضر شود مثل عقاب\nبر سر نشیند سپهسالار باید که در حین سکون یا حرکت\nاز قصد دشمن غافل نباشد و تدابیر صایبه در رفع\nاذیت دشمن از خود نماید که اگر لابد باشد محل اردوی خود را"}
{"book": "adl0010", "page": 31, "text": "۲۴\n\nتغیر دهد اگرچه سپهسالار پیش از رسیدن دشمن جای خود را تغیر دهد بسیار\nخطر دارد لکن سپهسالار عاقل میتواند ازین حرکت فایدۀ کلی بگیرد زیرا که\nخیالات دشمن از تغیر دادن مکان پریشان بکند میتا دشمن\nآنخیالاتی که در یورش و طرح جنگ دارد در آنوقت تغیر دهد و بسیار\nمشکل است که در آنوقت خیال خوب نماید بر سپهسالار\nلازم است که در حالت سکون یا حرکت چنان آردو\nمنتظم باشد و حفظ تکیه جانبین خود را نموده و خود را مهیا\nو حاضر دارد که در روز جنگ میدهد زیرا که میتواند بوقت\nمغافضه بر سر لشکر هجوم آور د باید توپخانه را در محلی مرتفع\nگذارد که گلوله میدان داشته باشد و در حین مسافرت\nبرای لشکر لازم است که قراول پیش رو و میمنه و میسره\n\n[؟]"}
{"book": "adl0010", "page": 32, "text": "۲۵\n\nوچند اول داشته باشد و قراولان چنان از لشکر\nدور شوند که اگر سپاه مخالف دو چار شود لشکر را از امدن\nآنها مطلع سازند که توانند خود را برای مصاف حاضر سازند\nحفظ تکیه جانین نه همین بکوهستان ورودخانه است\nزیرا که میتواند بود که لشکر حرکت میکند و آن تکیه بجا\nخود میماند میباید هر وضعست تکیه برای خود پیدا کند\nو اگر یک سمت تکیه شکر بکوه یار و د خانه باشد باید\nفوج سواره را بسمت دیگر فرستاد که توانند خوب حمله\nبدشمن بر نذ و دشمن را احاطه کنند اگر یک جانب دشمن\nتکیه دارد بجنگل باید شما سواره سبک و فوجی و مخبرانرا\nبفرستد که بدشمن حمله نموده از جنگل بیرون نماید و میباید"}
{"book": "adl0010", "page": 33, "text": "٢٦\n\nمخبران بجانب عقب دشمن حمله نماید و اگر ممکن است\nدر حین جنگ سواران سبک را با مخبران مامور بتاخت\nبنه دشمن بنمایند برای سالار فایده ها دارد اگر میخواهی بمیمنه\nو میسره دشمن بر حمله برند میمنه خود را مضبوط نموده بفوح\nآنوقت که بمیمنه حمله میکند باید قدری از میسره خود را\nکنار بکشد و آنوقت که در میمنه حمله میکند باید بر شیدی\nبر دشمن بتازند و مهلت ندهند و اگر رفتن چنین است\nکه میتوانید پیش بروید مخفی بسیار خوبست برای شما\nو هر وقت آثار خوف در دشمن مشاهده میکنی آنوقت بدشمن\nتعاقب کرد و حمله برد همانوقست که باید سوار شد\nبنه و توپخانه را دشمن نبرد عزیمت لشکر از دوسه\nراه"}
{"book": "adl0010", "page": 34, "text": "۲۷\n\nراه دور از یکدیگر و بی اطلاعی از یکدیگر عیبی بزرگست\nمثلاً فوجی از برای یکروز از سپه سالار حکم دارد بعد از\nیکروز حرکاتش متعلق است باحکام جدید سپه سالار هر گاه\nحکم باو نرسد معطل میماند از برای حکم ثانی کاری میکند\nکه باعث خلل شکر بشود پس باید سردار فوجی که دور\nاز یکدیگر میروند اختیار کلی داشته باشند که باعث\nمعطلی آنها نشود و میان هر دوسه فوج راه باشد که اطلاع\nاز حرکات رونده یکدیگر داشته باشد و مقارن یکدیگر\nبمحلی دور از دشمن گذشته سالار تعین کرده است حاضر\nشوند چنانچه ناپلیون در جنگ ربولی که قشون نمره قسمت\nشده بودند که از راه کوهستان می آمدند که در صحرائی"}
{"book": "adl0010", "page": 35, "text": "۲۸\n\nملحق شوند ناپلیون مطلع شده دو قسمت را جدا جدا شکست\nداد و سه هزار مقتول شد بیست و دو هزار اسیر و بیست و\nچهار علم از آنها گرفت و چهل شش عراده توپ گرفت\nواگر ملحق میشدند قشون مسه ناپلیون نمیتوانست آنها را\nشکست بدهد و خبط دیگر جنرال الوتری چهل و پنجهر از شکر\nدشت سردار عساکر که توپخانه وسوار را از پیاده جدا\nساخت که ناپلیون در ربولی و شهر منشوه آنها را شکست\nداد نقشی باینطور که دو ساعت بعد از ظهر الوتری را شکست\nداد وسرداری گذار که تعاقب کند الوتری را و شنید\nکه پروره بحمایت قلعه منشوه می آید ناپلیون پیش از ورفد\nپروره زودتر که نتواند اهل قلعه با و حمایت بکند رسید بشهر\n\nمنشوه"}
{"book": "adl0010", "page": 36, "text": "۲۹\n\nنشوه وقشون خود را که در کار محاصره قلعه بودند برداشت\nو رفت مقابل پروره و اورا چنان بعذاب آورد\nکه پروره امان خواست بنابر این کمتر کشته شد در باب\nمسافت فیمابین افواج من نمیتوانم مشخص نمایم\nزیرا که موقوف براه است که اگر رودخانه یا کوهستانات\nیا موانعی ست دور میشوند واگر مانعی نیست نزدیک\nمیگردند اگر بر حسب ضرورت لازم شد که سپاه\nرا منقسم ساخته از سه چهار راه بر دشمن حمله ببرند باید\nقبل از تلاقی فئتین در همان مکان دور از خصم که سپهسالار\nبرای اجتماع همه سپاه معین ساخته بیکدیگر ملتحق شوند که\nدشمن نتواند آنها را جدا جدا مغلوب سازد چنانچه فریدرک"}
{"book": "adl0010", "page": 37, "text": "۳۰\n\nپادشاه پروس در ۱۷۵۷ در جنگ بهیمه که برای تسخیر انجا\nآمد لشکر خود را دو قسمت کرده بود و پیشروی دشمن قسمت\nخود را ملحق کرد و این خلاف قاعدهٔ سپاه کشی بود\nزیرا که با وجود اینکه دوک لرین هفتاد هزار قشون داشت\nاهمال کرد که قشون فردرک را متفرق نساخت دلالا\nفردرک موافق عقل نکرد سپه سالار باید که در ابتدای\nسفر جنگ حالت محاربت یا محافظته را جازم باشد\nچه اگر در حین محاربت صرفه در جنگ نداند و بنا بر مصلحت بعقب\nنشیند باعث ضعف و اتلاف لشکر و دلیری دشمن\nو از دست دادن آذوقه خواهد بود و اینقدر خسارت\nکه از عقب نشستن میرسد در وقت جنگ نمیرسد\n\nبنابراین"}
{"book": "adl0010", "page": 38, "text": "۳۱\n\nبنابر این سپهسالار تا بتواند غرم و ارادهٔ خود را در حین\nجنگ تبدیل نماید زیرا که در حالت جنگ بطرفین\nنقصان میرسد و در حالت عقب نشستن یکطرف\nخصم را خسارتی نخواهد بود چنانچه مارشال سکس میگوید\nپس نشستن بسیار ضرر دارد لکن اگر دشمن کاهل تنبل\nباشد چندان عیب ندارد و اگر دشمن بتعجیل شتابان\nبرود البته پس نشستن کمال ضرر دارد و البته قشون\nاو را متفرق خواهد ساخت پس نشستن لشکر چندین\nحالت دارد و بهترین حالتها پس نشستن در جلو دشمانی است\nکه بینی باشد و اگر تعجیل در تعاقب نماید پس نشستن بزور\nقسمی از فرار است مثل ناپلیون که از ملک روس پس نشست"}
{"book": "adl0010", "page": 39, "text": "۳۲\n\nاول بقاعده و نظام پس نشست و بعد از آنکه روس او را\nتعاقب کرد قسمی از فرار بود پس آمیشلے که ساپتونشته\nاندکه اگر همه باید پل طلا ساخت بازند که قشون دشمن\nاز مملکت بیرون بروند خلاف است بلکه باید راه را\nببرند که دشمن که عقب می‌نشیند و عطف عنان می‌نماید\nنتواند فرار نماید که او را پریشان کند باید سپهسالا\nتفکر و تامل نماید که دشمن چه قدر استعداد میتواند داشته\nو بجنگ می‌آورد باید از همانقرار سپاه که بتواند با دشمن\nمقابل شود تدارک کند و نیز بداند که دشمن بر اخذ قلعه آ\nو اسباب قلعه‌گیری را تهیه نماید فایده اینست که میتواند\nبشرط اطلاع نقشه جنگ بسازد که در مقابل دشمن حرکت\n\nچگونه"}
{"book": "adl0010", "page": 40, "text": "۳۳\nچگونه باید نماید اگر از قوت دشمن اطلاع نداشته باشد نمیتواند\nخیالی بکند ونقشه نماید پیش از حالت جنگ عیب این است\nکه وقت تلاقی و انداختن توپ اول نمیتوانی تصور\nنمائی که حالت جنگ چگونه میشود و اما اگر پیشتر نقشه پردازی\nدر حالت جنگ دستپاچه نمیشوی چنانچه همین که نقشه پرداختن\nاز روی جرات و تهور ومنع اطلاع و وسعت خیال میتوانی\nعمل نمایی و پیشرفت کار بخوبی میشود و آنوقت که عزم را\nجزم کردی باید غفلت ننمائی و رفتاری نکنی که مثلا طفلان بچگانه\nحرکت نمائی قبل از آنکه سپهسالار بخصم مقابل شود و فیما بین\nفریقین مسافتی باشد بر سپهسالار لازم است که اطراف\nو جوانب کار را بمظنه وقت ملاحظه کند و تدابیر و تخیلات"}
{"book": "adl0010", "page": 41, "text": "۳۲\nدشمن را در مخیله خود متصور سازد و در ضمیر خود در مقابل هر یک\nاز اراده خصم نقشه پردازد که از روی مآل اندیشی تواند\nمنع غلبه دشمن از خود نماید میتواند سپهسالاریکه پیش\nاز جنگ خیالی و اراده نماید یا انکه خیالی که خلاف قواعد\nجنگ است مینماید گاهی اتفاق می افتد که آن سپهسالار\nبخصم شکست میدهد این قوت یا از طالع است یا از متحاب\nدشمن درین دو حالت نباید عاقل اعتماد بکند باین دو حالت\nنمیبایست این وضع را همه کس بیاورد که فلان تخیر\nرا کرد و از پیش برد و نشاید باین دو کار تکیه کرد هر گاه\nنقشه\nپرداختی که قشون دشمن کم است و در حالت محافظت است\nو مغرور بزیادتی قشون شدی و نقشه درست کردی که\n\nدرو"}
{"book": "adl0010", "page": 42, "text": "۳۵\n\nدر دو سه سمت با و حمله بری و آن حرکاتی مینماید تعجیل\nدر یورش میکند که آن نقشه تو باطل میشود چنانچه مثل\nهمین کار ناپلیون در سنه ۹۶ قشون کم داشت در محاصره\nشهر منشوه مشغول بود جنرال دارتری منسه که قشون بسیار\nداشت مغرور شد که البته ناپلیون شکست میدهم\nو نقشه برای محافظه او پرداخت ناپلیون از غرور او مطلع\nشده از محاصره منشوه برخواسته بتعجیل بر سر او یورش برد\nو یکفوج او را شکست داد بعد از همان قرار همه افواج او را\nجدا جدا شکست داد بیست و پنجزار مقتول و مجروح پانصد\nهزار اسیر و نه علم و هفتاد توپ گرفت اگرچه دارتری\nخیال کرده بود که ناپلیون را شکست بدهد و راه شکست"}
{"book": "adl0010", "page": 43, "text": "٣٦\n\nاو را سد و میساخت خود دارتری در خط در خیال\nشکست خورد و خود او بچند فوج از قشون خدمتگا\nعقب نشست این فتح از درست کاری عقل\nناپلیون بود بنا بر این بناید پادشاه حکم بدهد و نقشه\nبپردازد که سپهسالار نتواند تغییر نقشه بدهد امپراطو\nمنسا نقشه این دعوا را داده بود و در امرز نتوانست\nتغییر بدهد مغلوب شد بسیار خبر ست که منوط بفتح است\nکه نمیتوان مآل اندیشی کرد ما دامیکه آدم عاقل در همانوق\nبفکر بیاور د پس نقش دادن سپه سالار را مضطر می\nمیباید که خود او مختار باشد هر گاه شکر به تسخیر مملکتی\nتعین شود متضمن بسه حالت خواهد بود اول اگر دوست\n\nاردوی"}
{"book": "adl0010", "page": 44, "text": "۳۷\n\nاردوی کوهستان ورود خانه نسبت یا سرحد مملکتی است\nکه نه دوست است و نه دشمن درین حالت بسپہ سالار\nلازم است که ملاحظه پیش رو را نموده از جانبین خود\nآسوده باشد دویم اگر یک سمت کوهستان یا رود\nخانه است تکیه نموده آنسمت را که محل اعتماد نیست\nحفظ و حراست نماید چه اگر دشمن از جانبین حمله\nآورد باعث و هن عظیم خواهد بود و دور نیست که لشکر را\nمتفرق سازد دیگر اگر از دو سمت محل تکیه و اعتماد\nنباشد بر سپه سالار لازم است که حفظ مرکز را نموده\nوسط لشکر را محارست نماید در حال حفظ آذوقه و ذخیره\nلشکر بکند و نیز بر سپه سالار لازم است که هر قدر از سرحد"}
{"book": "adl0010", "page": 45, "text": "مملکت خود دور شود باید حفظ عقب را نموده در چند جا\nسنگر ساخته فوج و توپخانه گذارد که دشمن نتواند دست او را\nاز ولایت او کوتاه دارد چنانچه چارلس دوازدهم پادشاه\nسوید که آدمی رشید و شجاع بود و در فرنگستان مشهور است\nخلاف این بیان کرد و به مملکت روس رفت دستش از مملکت\nخود بریده شد و در آنجا شکست خورد و واضاع او پریشان\nشد فراراً بطرف روم رفت و حال آنکه پیش از شکست\nداد بروس و نزدیک بود که مملکت روس را مسخر نماید اما\nچون عقب خود را سنگر نساخت و دست خود را از مملکت\nخود کوتاه کرد باین روز افتاد کتب آفس او نفس پادشاه\nسوید اول پادشاهی بود در یورپ که این قواعد سنگر\nو حفظ"}
{"book": "adl0010", "page": 46, "text": "۳۹\n\nو حفظ نماید و این قواعد را در نظام بنا کرد باید یک سپاهی در هر دقیقه\nاز دقایق شب و روز مسلح و مکمل بوده قوت و قدرت خود را\nبدشمن ظاهر سازد و سالدات از توپخانه و سوار و سرکرد\nگان جدا نشود و هر قسمی از لشکر که جدا ارد و دارد چنان\nمراقب یکدیگر باشند که توانند بیکدیگر حمایت و تقویت\nنمایند امیر توپخانه باید از علوم هندسه و نقشه جهان و علم\nو تواریخ و نظام پیاده و سوار آگاه باشد بجهت اینکه تمام\nاسلحه و قورخانه و اسباب جنگ در دست اوست\nو او باید تقسیم کند و از قراول و چند اول مطلع باشد\nکه توپخانه را بموقع خود بکار برد اینکه در فرنگستان\nسرکردگان توپخانه را از همه علم سواره و پیاده و مهندس"}
{"book": "adl0010", "page": 47, "text": "یا دمیدهد مباشر قورخانه و جباخانه همیشه یکی از اینهاست\nبقول اسیر اعتماد نباید نمود از احوال شمن که آن\nاسیر جز از فوج خود اطلاعی ندارد و از خیالات و عزایم\nسپه سالار چه مطلعست اگر سر بازست جز از فوج و دسته\nخود نمیداند و اگر سرکرده است جز از فوج خود نمیداند\nبنابر این سپهسالار نباید اعتقاد بر قول اسیر بکند مگر خبر\nکه اسیر بدهد مطابق خبر قراول باشد باید هر یک از اسرار\nجدا جدا برده در خلوت تحقیقات لشکر خصم را نماید\nاگر قول آنها مطابق است حقیقتی معلوم میشود اگر سرکرده\nاسیر شود سوالیکه میکند از و این است که از عدد و قوت\nدشمن بپرسید زیرا که از حرکات سپهسالار مطلع نخواهد بود\nو گاهی"}
{"book": "adl0010", "page": 48, "text": "۴۱\n\nو کاهی از محل اقامت دشمن فردرک پادشاه بروس\nمیگوید که آن اسیر که دروغ میگوید و فریب میدهد\nاو را بکشند که موجب حشت سایرین بشود نمیتوان\nگفت که کشتن اسیر از برای دروغ انصاف است\nزیرا که خیانتی بدولت خود کرده است اگر راست\nمیگوید و خلاف قسم نمیشود که بدولت خود خورده است\nخیانت نکند توپخانه باید در بین راه تا در جنگ قدری\nهمراه سوار و سرباز بروند و باقی در مکانی محفوظ باشد\nکه از عقب بکومک باقی برود و از برای یکتوپ صد\nو پنجاه گلوله و چهار پاره کافیست از برای دو دعوا\nسخت کفایت است هر چه پیاده شجاع و کار آمدی"}
{"book": "adl0010", "page": 49, "text": "۴۲\n\nلازم ترست که توپخانه همراه او باشد و در حین مغز و جنگ\nباید توپخانه پیشرو باشد که باعث قوت قلب\nلشکرست سرباز همین که مشاهده میکند که جانبین\nقشون توپخانه تکیه دارد بجرأت و شجاعت پیش\nمیرود و تاخت میکند بر سر دشمن توپخانه که همراه سرباز\nنمیباشد و از برای حفظ دیگران نگاه داشته اند در\nآنوقت بکار بند از دکه معلوم نباشد ظفر از کدام\nطرف است و یکرفتار بد دشمن باعث شکست\nآنا یک قوت تو باعث فتحست هما نوقت آن تو پنجانه\nرا پیش بیاورند و هر زور و قوتی که دارید در دشمن\nبیاورید آنوقت که پنجاه یا شصت توپ یکجا جمع شد\nممکن نیست"}
{"book": "adl0010", "page": 50, "text": "۴۳\n\nممکن نیست که دشمن بر سر آن حمله برد مگر توپخانه که محلش\nبد باشد یا از سواره و پیاده تکیه نداشته باشد شایدشمن\nبتواند حمله آورد اما اگر شصت هفتاد توپ بانجیه محل\nخوب داشته باشد محال است که دشمن بتواند حمله آورد\nبسیار سر رشته و وقوف میخواهد که سردار توپخانه را\nدر مکانی قرار بدهد که منفعت کلی برای لشکر داشته\nباشد و باید محل آنها پیش روی سواره و پیاده باشد\nنه بطوری دور باشد که دشمن بتواند بر سر آنها یورش\nآورد تصرف کند مثلا در میدان جنگ بازوی\nنوکه در دعوای روس و ناپلیون بود وقتیکه میخواس\nناپلیون مملکت روس را تصرف کند در آنجنگ لشکر"}
{"book": "adl0010", "page": 51, "text": "۴۴\n\nروس سنگر هجده توپی در وسط صف جدال بالای\nتپه که مشرف بکل میدان جنگ بود داشتند از برای لشکر\nروس خیلی بکار آمد که دو نفر سردار مشهور فرانسه مقتول\nو جمع کثیر از افواج خاصه بمعرض تلف آمده تا بالآخره\nبزحمات کلی سنگر چنین گرفته شد دو دفعه مسیر لشکر\nروس از فرانسه در آنروز شکست خورده و تکیه بمان\nسنگر کرده خودداری نموده جنگ کردند و همچنین در جنگ\nواکرام نزدیک بوین پاپی تخت مسنه ناپلیون صند توپ\nدر یکی گذشت که بسیار جای خوب و مضبوط بود\nو بهمین جهت نتیجه کلی حاصل شد توپخانه زیاده از برا\nسواره منفعت دارد که از برای لشکر پیاده جه چنگ\n\nسواره"}
{"book": "adl0010", "page": 52, "text": "۴۵\n\nسواره بیشتر به شمشیر نه با تفنگ و باین علت نقصان\nکلی است از برای سواره هرگاه بی توپ باشد و توپخانه\nسواره نیز از برای سواره ایجاد شده و سواره نباید هرگز\nبی توپ باشد یا در حین توقف یا تعاقب دشمن یا یورش\nبردن باید توپخانه همراه سوار باشد فردریک بزرگ\nپادشاه پروس توپخانه سواره را اختراع کرد بعد از آن\nدر لشکر نمسه متداول شد و در فرانسه متداول نبود تا\nو هشت سال پیش از ناپلیون توپخانه سواره در هر جا\nمیتواند با قشون سواره حرکت نماید و بهمین سبب\nمنفعت کلی عاید شود و ناپلیون گفته است اگر توپ\nو قدرت آن دارید که بجانب دشمن انداخته شلیک و"}
{"book": "adl0010", "page": 53, "text": "۴۶\nتوپ کیند بسیار خوبست نتیجه کلی شما میرسد ممه\nاینها از محسات سواره بودن توپخانه است که از توپخانه\nغیره سواره بر نمی آید در همچنین حرکات لازم ست\nکه سواره همراه باشد که حفظ توپخانه را نماید و یکدیگر را\nامداد کرده از مدخله غیر ممنوع دارد مخلوط شدن\nسواره و پیاده در یکدیگر در روز جنگ صلاح نیست زی که\nاگر سوار حرکتی نماید پیاده بی تکیه میماند و سواره هم\nنمیتواند حرکت درست نماید بهتر این است که یکه ر\nمکانی معین داشته باشد بجای خود حمله سواره در\nابتدای جنگ و وسط جنگ و آخر جنگ مفیدست\nو اگر ممکن است باید سواره به پهلوی دشمن حمله برد صور\nدقیقاً"}
{"book": "adl0010", "page": 54, "text": "۴۷\nوقتیکه پیاده بادشمن مقدمتہ الجیش و پیش رو دعوا نمایند\nسواره به پهلو جنگ کند سواره نظام بیشتر بکار می‌آید\nوقتی که با جمعیت تمام یورش ببرد بر یکجای معین در صفت\nدشمن وقتی که ضرور نیست سواره حرکت کند خوب است\nستون ساخته عقب صف پیاده بایستد ازینجا بخوبی\nمیتواند هر جا که سپهسالار لازم بداند حرکت نماید فایده بیشتر\nسواران این است که بعد از مکث دشمن تعاقب بنمایند\nونگذارند که افواج شکسته جمع شوند اگر شکست بدهید\nو یا شکست بخورید در هر دو حالت سواره یا از برای\nتعاقب کردن دشمن شکسته یا از برای محافظت\nلشکر خودت که پس می‌نشیند بسیار بسیار مفید و لازم است"}
{"book": "adl0010", "page": 55, "text": "۴۸\nبا وجود اینکه فتح کلی میباشد اگر سواره ندارند نصف\nمنفعت فتح میرود وقتی که تعاقب دشمن شکسته میکنند\nبر جانین لشکر حمله ببرند نه بر قلب سپاه دشمن که آن\nزیاده ازین منفعت دارد سپه سالار که بولایت دشمن\nمسلط شد نباید چندان ملایمت و نرمی نماید و نباید تعد\nوظلم کند چها کر ممکن است سهوا درین بین اجحافی شود عث\nمایوسی خلایق میشود بنا بر این باید متوسطاً باشد که بدآند\nوقت تعدی و هنگام انصاف چه وقت است خلق\nرا خوشنود دارد نه مایوس در ایام قیصرهای روم قدیم\nنمیگذاشتند که کسی سپه سالار باشد تا وقتی که در اعدا\nو مروت و انصاف کامل و تمیز کلی حاصل نمائید نقش\n\nاین بود"}
{"book": "adl0010", "page": 56, "text": "۴۹\nاین بود که سپهسالار ولایت دشمن را تصرف کرد\nآنوقت بضابطۀ عدل و بقانون انصاف رفتار سلوک\nمیکند و این رفتار خیلی بکار می آید سپهسالار باید\nدر افواج چند نفر ادکان که در فارسی ایشک آقاشی گویند\nباید در اردو داشته باشد که محرم سپهسالار باشد و باید\nاز علم هندسه و نقشه ساختن سر رشته داشته باشد نقشه\nمملکت را کشیده بنظر سپهسالار برساند و احکام\nسپهسالار را خوب درک نموده آنحرکت چپ و\nرا سپهسالار حالی سردار و سرکردها نماید برای\nتربیت کردن چنین صاحب منصبان مدرسه\nباید ساخت که علوم جنگ را بقاعدۀ علم یاد گرفته"}
{"book": "adl0010", "page": 57, "text": "هر یک را در محل خود از قبیل نقشه کشیدن و هندسه\nنمودن و غیر ذلک بدون خلاف استعمال کنند همین\nیک نفر بزرگ که محرم سپهسالارست ناپلیون داشت\nدر همه جنگها همراه میرفت اسم او برنی بود که در همه صفتها\nمسطوره کامل و دانا بوده نظام صف روز مصاف\nباید از دو صف بیشتر نباشد چه بعضی بسه صف قرار میدهند\nو آن صف پیش هم خطر دارد و باید عقب هر چهار نفر\nپنجنفر سرباز زیاد بایستد که بجای کشته قرار گیرد\nو عقب جانبین افواج در بیست و پنج دقیقه فاصله\nیکدسته باشد با وجود ناپلیون این قانون نوشته\nاست منفعت سه صف بی دلیل نیستند خصوصاً\n\nدر حین"}
{"book": "adl0010", "page": 58, "text": "۵۱\n\nدر حین قلعه ترتیب دادن برای دفع هجوم سوارۀ لشکر\nدشمن در آنوقت این صف سومی بکار می آید که آنهائیکه کشته\nشده و صفشان برهم خورده است در جای آنها ایستاده\nمشغول جنگ شود وقتیکه اردوی سپاه در قشلاق\nتوقف دارد یا در حین سفر یا در جنگ باید هرگز سواره و پیاده\nو توپخانه نباید از یکدیگر جدا شوند که تفرقه فیما بین انها\nهیچ حاصلی ندارد و از عهده هیچکار برنمی آیند باید\nچنان بیکدیگر متصل باشند که وقت ضرورت بیکدیگر\nامداد بکنند منفعت نگاهداشتن قشلاق\nبطور قانون جنگ که همیشه حاضر و مهیا بوده برآی\nدفع کردن هجوم دشمن این است که همه کس خاطر جمع"}
{"book": "adl0010", "page": 59, "text": "۵۲\n\nباشد و بعد از زحمات سفر جنگ آرام و استراحت کند\nاگر محصورین قلعه امان بخواهند بگذارید با اسباب که\nدارند قلعه را تخلیه کرده بروند و یورش بقلعه نبرند چون\nمال دنیا همیشه عزیزست بهوای ندادن مال و از وقاحا\nخود را سپر مال دنیا کرده دعوا بر پا مینمایند بسا هست\nکه آنوقت تو شکست بخوری و از شکست مزبور\nزحمتهای سابق تو بالکلیه ضایع و بی ثمر خواهد بود وقتیکه\nصف جنگ کشیده شد باید صف انفصال نداشته\nباشد و بهم پیوسته باشد تا دشمن نتواند از محل انفصال\nدر میان صف راه یابد مگر وقتیکه خود عمداً بنابر مصلحت\nاسباب حیله از عقب درست کرده که دشمن را درمیان\n\nصف"}
{"book": "adl0010", "page": 60, "text": "٥٣\n\nصف آورده بحیله تمام نماید در فرنگستان بهمین سبب\nدر اکثر دعواها شکست روی داد که انفصال صف لشکر\nبدون مصلحت بود با وجود ملاحظه انفصال صف دشمن\nنباید حمله و یورش برد خاصته وقتیکه در عدد کمتر از دشمن\nباشند چرا که دشمن در حین حمله شما صف خود را\nجمع آوری کرده شما را شکست فاحش میدهد\nسپہ سالار همین که عزم جنگ مینماید باید بکثرت و توپخانه\nوسپاه و استحکام مکان مغرور نشد علی الدوام نصف\nوشکست خودرا بنظر آورده و تدابیری کندنماید که دشمن\nنتواند بهیچ حیله برا و ظفر یابد خاصه وقتیکه سپہ سالار\nلشکر دشمن آدمی عاقل و آزموده و هشیار باشد گر چه"}
{"book": "adl0010", "page": 61, "text": "۵۴\nعدد سپاه دشمن کمتر باشد باید مغرور بقوت خود\nنبود و همه اطراف خود را ملاحظه کرده زیرا که قوت\nعقل سپه سالار مدبر از قوت سپاه بیشتر است جنگ در\nمرنگو جنرال ملاس سپه سالار لشکر منس بهمین مغرور\nشکست خورد دانی که چه گفت زال با رستم گرد دشمن\nنتوان حقیر و بیاره شمرد دیدیم بسی آب ز سرچشمه\nخورد چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد بهمین طور جنگ در\nمرنگو اتفاق افتاد که ناپلیون در ابتدای جنگ شکست\nخورده خود را پس کشید ملاس مظنه اینکه فتح کرده ا\nاز میدان معرکه خود عطف عنان نمود اختیار لشکر را\nبنایب و سرکردگان خود سپرد که تعاقب نمایند دشمن\nهین"}
{"book": "adl0010", "page": 62, "text": "بمن امداد برای ناپلیون رسیده قشون متفرقه را جمع کرد\nباسپاه جمعیت ملاس را شکست عظیم داد منفعت\nکشتن بسیاری از دشمن چندان حسن ندارد از این که\nدل سپه سالار و قلب قشون دشمن را از ترس بهم\nزنی از صدمه که خورده است دل ایشان آب شده اگر\nخواهند متفرقه عساکر خود را دوباره جمع کنند نتوانندولار\nمغرور که در امید ظفر است اگر شکست بخوردحکم\nابتذال وشکستگی او بازباند ازه غروری است بلکه\nخجالت شکست بیشتر از باد نخوت مغرور یست گاه\nدشمن دوسه جا فوج خود را گذارده است که فیمابین انها\nاطلاع و امد و رفت است که در وقت ضرورت"}
{"book": "adl0010", "page": 63, "text": "٥٦\n\nمیتواند همه را در یک جا جمع کند و لشکر شما در دوسه\nجا هست لکن در میانه آمد و رفت ندارد و راه ها\nو شد مسدود است درینصورت که شما در میان\nلشکر خود آمد و رفت ندارید نباید جدا جدا با دشمن\nمجادله برید زیرا که دشمن افواج خود را جمع نموده لشکر\nجداگانه شما را شکست خواهد داد منشا بعلت\nنفهمیدن این مراتب شکست عظیم خوردند در جنگ\nهونلیدن شاهزاده جان که سپهسالار نمسه بود افواج خود\nرا چهار قسمت تقسیم کرد و مرا و ده در میان این چهار قسمت\nنبود راهش در جنگل بزرگ بود و میخواست در یکجایی\nمعین افواج خود را جمع و مقابله دشمن نماید جنرال ما رو"}
{"book": "adl0010", "page": 64, "text": "۵۷\nکه سپه سالار فرانسه بود ازین حالت آگاهی یافته پیش\nاز آنکه نمنسه با جمع سپاه نمایند جداجدا قشون نمنسه\nشکست داد در همانروز پانزده هزار اسیر وصد عراده\nتوپ وبسیار علم و تمامی تدارک و مایحتاج بتصرف\nجنرال مار و افتاد اگر لشکری نتوانست مقابل دشمن\nبایستد و عطف عنان نماید یا مجادله کرده منهزم\nشود افواج متفرقه باید دور از محل جنگ اجتماع نماید\nتا دشمن نتواند پیش از جمع شدن آنها را بکلی متفرق\nسازد چه امیدی هست که لشکر هزیمت شده جمع\nو خودداری کنند و باز خود را بدشمن زنند و از همه وقت\nبرای لشکر سخت ترست که پیش از اجتماع لشکر عقب"}
{"book": "adl0010", "page": 65, "text": "نشسته و منهزم شده سپاه دشمن بر آنها تا باز از محنتات\nجمع آوری افواج متفرقه و شکست خورده را دور از محل\nجنگ این است که دشمن بالکلیه از تدبیر شما شخصاً\nحاصل نکند اگر درین حالت دشمن افواج خود را\nتقسیم نماید از برای تعاقب امید ظفر برای شما میشود\nکه بلکه جداگانه آنها را متفرق سازید خصوصاً اگر\nبا تدبیر و تعجیل افواج متفرقه خود را جمع نمایند از آنکه\nدشمن خبردار شود اگر دو لشکر مقابل یکدیگر صف\nجدال را بسته که دعوای روبرو برود یکی از آنها\nدر آن بین از جنگ روبر و تقاعد نموده حرکت بیکجانب\nخصم نمایند البته شکست خواهد خورد خصوصاً لشکر"}
{"book": "adl0010", "page": 66, "text": "که در بلندی یا کوهستان باشد و دیگری در پائین اینچتر\nرا نماید ازین معنی فردرک بزرگ پادشاه پروس\nدر جنگ کالین عیسوی غافل و شکست عظیم\nغلب\nخورد از نمسه از پروس پانزده هزار نفر کشته شد و تا\nتوپها بدست نمسه افتاد و از جانب نمسه بیشتر از پنجهزار\nکشته نشد و باز در جنگ زر باک بهمین جهت شکر\nفرانسه شکست خورد از پروس سوبز که سپهسالار\nفرانسه بود با وجود اینکه پنجاه هزار قشون داشت\nنظام\nو دشمن بیشتر از شش فوج پیاده و سی دسته سواره\nزیاده ندشت در آنروز از قشون فرانسه هفت هزار\nس\nنفر کشته شد بیست علم و بسیار توپ بدست پرو"}
{"book": "adl0010", "page": 67, "text": "٦٠\n\nافتاد از طرف پروس بیشتر از ششصد کشته و مجروح\nنگشت هرگاه لشکری پیش از جنگ اردوی خود را\nترتیب در مقابل دشمن داد که فردا جنگ شود\nاگرچه سپاه او زیاده از خصم باشد نباید قوت خود را\nدر آنشب کم کرد و فوجی از افواج خود را جدا ساخت\nچه مینماید در آنشب امدادی بخصم برسد و سپاه\nاو زیاده شود یا آنکه در شب عقب بنشیند بنابر\nاین وقتیکه مصمم شد که بدشمن جنگ نماید یکنفر\nاز سپاه خود را جدا نسازد چه میتواند شد که همان\nکسانی را که از خود جدا میکند باعث فتح شوند\nموافق عقل و تدبیر این است که هرگز قوت خود را\nنباید"}
{"book": "adl0010", "page": 68, "text": "۶۱\n\nنباید کم کرد چرا که قوت دل قشون مربوط و مالوف\nبیکدیگر است هرگاه در راه لشکر تنگه کوهی باشد خلاف\nقانون و رویه جزم جنگ است که تا همه تنگه را بتصرف\nدر نیاورد اطمینان بهم رساند و توپخانه را داخل تنگه\nنماید چه ممکن است که بخواهد آن لشکر از تنگه کوه مراجعت\nکند توپخانه در تنگه باشد باعث پریشانی احوال لشکر\nخواهد بود پس باید وقتی که به تنگه میرسد توپخانه را با\nقراول اول در جائی مضبوط گذارده مادامیکه\nهمه تنگه بتصرف آمد و اطراف تنگه را از لشکر خود احاطه\nکرد آنوقت توپخانه را داخل تنگه نماید اگر میخواهد\nحرکات جنگ در کوهستان نماید بهتر این است"}
{"book": "adl0010", "page": 69, "text": "٦٢\n\nکه توپهای بزرگ و عراده و زیادتی مایحتاج و تدارک\nرا به محل دیگر فرستند بودن احمال و اثقال و زیادتی\nتوپ و عراده موجب پریشانی است هرگاه دو لشکر\nدر مکانی طرح جنگ انداختند که عقب یکی از آنها رودخانه\nواقعست برای لشکر ضرر کلی دارد یا از پل گذشته عقب\nنشیند از برای آن لشکر که مقابل آنست امید\nظفر دارد و همان وقت است که باید بر سر آنکه عقب\nنشست حمله و یورش برد ناپلیون در جنگ لیپزگ\n۱۸۱۳ عیسوی همین طرح معرکه را داشت که رودخانه\nپشت عساکر داشت شکست عظیم خورد فایده\nبسیار دارد که هرگاه در میان دو لشکر که در عدد\nتفاوت"}
{"book": "adl0010", "page": 70, "text": "۶۳\nتفاوت ندارد رودخانه باشد باید همانجا مکث کند\nکه دشمن از رودخانه بگذرد و اینطرف آید آنوقت\nآن لشکر که رودخانه در عقب دارد قویدل نخواهد\nبود و از بیم حمله بردن نخواهد عقب نشیند آنوقت\nمیتوان اورا تعاقب کرد وقتی که دشمن همراه خود\nجسرو کمی داشته باشد مشکلست که شما گذشتن اورا\nاز رودخانه منع نمائید بهتر این است ممانعت نکنید\nکه عبور از رودخانه نموده بپشت بر رودخانه شود\nدر آنوقت اگر شکست بدهید ممکن نیست که اوعطف\nعنان نماید و عبور ار رودخانه کند متفرق و پریشان\nشده شکست عظیم می یابد هر گا لشکر طرفین در همه فصول"}
{"book": "adl0010", "page": 71, "text": "۶۴\n\nمجادله کردند تا فصل زمستان که نتوانند جنگ نمایند\nولا بد هستند طرفین برای خود دور از یکدیگر مامنی و\nقشلاقی بسازند بنا براین بی ضرر ولایت خود هر قدر\nدور از دشمن مامن بسازند بهتر است زیرا که دشمن\nنتواند غفلتہ بر سر لشکر آید پیش از آنوقت که لشکری برا\nجنگ حاضر شود مارشول تورین که باصطلاح فرس\nسپه سالار را میگویند در یکوقتی غافل ازین مرحله بود\nشکست خورد کسی از و پرسید که بچه علت در فلان\nمعرکه شکست خوردی جواب داد که غلط کردم اما\nکسیکه در جنگ هزار غلط میکند معلوم است او\nبسیار نکرده است هرگاه لشکری در محلی است که دشمن\n\nبخوابد"}
{"book": "adl0010", "page": 72, "text": "٦٥\nبخواهد حمله و یورش تجدید آورد بر آن شکر نیز لازم است\nکه قوت خود را بحملات نشان دشمن بدهند اگر صلاح\nداند عقب نشیند از ان مکان دشمن نتواند لشکر را\nاحاطه کند و خللی بجانب آن لشکر رساند اگر منظور است\nکه بطور حیله حمله کرده آهسته عطف عنان نمایند\nبهتر است در وقت عصر کند تا اینکه وقت تنگ\nرسیده دشمن از صف شما خبردار نشود و در فکر\nتعاقب نیفتد که شب بهترین وقتهاست برای\nپس نشستن سپاه و از برای فریب دادن با و در جای\nاردو آتش سوزانیدن بسیار بهتر است که تا دشمن\nاز حرکت اردو استحضار بهم نرساند قانون نظم"}
{"book": "adl0010", "page": 73, "text": "٦٦\nاردو و قانون نظم صف آرائی روز مصاف باهیچ\nتفاوت نداشته باشد بنابر این لازم است که\nتوپخانه در مکانی گذارده شود که بکار سپاه آید در\nاطراف محل توپخانه زمینی مرتفع تر نباشد که میدان\nکلوله توپ را مسدود نماید و توپخانه همه زمین اطراف\nرا ملاحظه کند در جنگ محافظه پیش رو و جانبین اردو\nمیباید مضبوط و مستحکم باسنگر نمود ولکن پشت اردو کشاد\nو از بلندی و حایل خالی شود اگر دشمن عزم و اراده\nحمله نماید بشما لازم است که مقدمه برعزم دشمن جای\nدیگر مشخص و معین نمایند برای اردو و اگر ملاحظه\nو ادراک پریشانی و اغتشاش در حرکت دشمن\n\nنمایند"}
{"book": "adl0010", "page": 74, "text": "۶۷\nنمایند باید حمله بتوپها و آذوقه و تدارک دشمن برید وقتیکه\nلشکر عزم سفری کرد باید توپهای بزرگ قلعه کوب\nو مردمان ناخوش و زخمی و احمال و اثقال که دارد\nبراهی رود که بر انبار و ذخیره و آذوقه نزدیکتر باشد\nو اگر این احمال و اثقال همراه نمیشد انیقدر نزدیکی لازم\nنبود این بیان اغلب اوقات در کوهستانات\nاتفاق می افتد خاصه در چنین مواضع حرکت\nنمودن با توپهای بزرگ و احمال و اثقال صعوبت\nتمام و زحمت و مشقت مالا کلام را دارد هرگاه\nسپهسالار عزیمت رفتن بر سر دشمن را جزم نمود\nو راهی پیش خود اختیار کرد باید همان اراده وعزی\nرا"}
{"book": "adl0010", "page": 75, "text": "تبدیل ننماید ولکن اگر ضرورت افتاد و ناچار بود که\nتبدیل مینماید یکی از امور مشکله جنگست که وقت شناسی\nکه رای خود را به چه قسم تبدیل نماید و باید سپهسالار\nعاقل و کامل باشد لشکری که بفنون هنری حرکت تبدیل\nمینماید دشمن را میتوان فریب داد و دشمن باینجه فریبیا\nاز عقب و پیش رو و جانبین و ضعف لشکر فردرک\nپادشاه پروس گاهی عزیمت سفر را تبدیل میکرد لکن\nاین تبدیل علت دلیلی داشت که فردرک منازع\nدر ولایت لمسه کرد که ولایت مزبور پر از آذوقه\nو تدارک بود معلوم است در چنین مکانها تبدیل سفر\nاشکال وغیره ممکن نخواهد شد سپهسالار که در تدبیر و عقل\nنو"}
{"book": "adl0010", "page": 76, "text": "٦٩\nمتوسط است اگر معسکر خوب ندارد وزور دشمن بسیار است\nوبر سر آن شکر می آید صلاح در هزیمت است لکن\nاگر سپهسالار عاقل باشد بزورعقل و تدبیر شکر خود را دلیر\nساخته از کثرت سپاه اندیشه نکند و پیش برود که با دشمن\nمقابل شود این مردانگی و رفتار دلیرانه تدبیر شمن را\nمتزلزل میسازد شاید از مضطرب ساختن دشمن سپاه\nظفر خواهد بود و اگر ظفر نیافت روز را بلطایف الحیل صرف\nکرده در شب سنگری مضبوط ساخته تعقب نشسته\nمحل اردوی خود را تغیر بدهد و بعلت این رفتار مردانه\nو غیرت و عزت سپاه را نگاهدارد که الزم واهم همه\nامورات است در ۱۳۵۰ عیسوی مرشول تورین پادشاه"}
{"book": "adl0010", "page": 77, "text": "۷۰\n\nفرانسه در جائی وحالتی بود که هیچ امید فتح نداشت\nلکن نمیتوانست عطف عنان نماید فاما بملاحظه اینکه\nپس نشستن باعث ضعف قلب و سستی سپاه است\nعزیمت پیش رفتن را نموده بتدابیر کامله و بحرکات دلیرانه\nدشمن را از فکر مجادله انداخت سپاه خود را بدون\nآسیب از میدان معرکه بیرون برد هرگاه لشکری\nاز عدد و قوت کمتر از دشمن باشد و لا بد شود که جنگ\nروبرو مکند لازم است که هر شب سنگری مضبوط در\nاردوی خود بسازد اگرچه مکان مضبوط نباید بی سنگر\nمطمئن باشد صدوسی سال پیش ازین فرانس پول و هسپا\nمتفق شده با اتالی پار توکل بنای مجادله را گذاشته\n\nاینقدر"}
{"book": "adl0010", "page": 78, "text": "۷۱\nاینقدر حرکات جنگ کردند که کل ولایات اسپانیول را\nبا سپاه خود سیاحت کرده در مملکت آنها هشتاد و پنج دفعه\nاردو انداخته و ده هزار اسیر از اهالی پارتو کل دستگیر ساخته\nهرگز رو برو جنگ و جدال نکردند تا ممکن است آنچه\nدشمن طالب است که شما در جنگ بعمل آورید شما ضد\nاو را بعمل آورید مثلاً هر گاه مکان جنگ او در جایی برای\nشما پسندیده است شما آن مکانرا تغییر بدهید احترزا\nکنید و هر آئینه فکری در مقابل دارد که از ان راه شما را\nمغلوب سازد و آن مکانیکه دشمن پیش از شما\nرسیده است و برای خود منتخب نموده است\nو سنگر ساخته است شما درین موقع دوباره فکر نمائید"}
{"book": "adl0010", "page": 79, "text": "۷۲\n\nو احتراز از جنگ کردن کینند جنگ در کوهستان بعضی\nمحلا ست که یورش بآن مکانها بسیار خطر دار د باید\nجانبین عقب اورا گرفت تا محل وستقناقهای خود را\nگذارده بصحرا آیند زیرا که دشمن در مستحکم خود باشد قوت\nاو بیشتر خواهد بود و در جنگ میدان آنکه در جائی که\nخود انتخاب کرده است می ایستند که دشمن بر وحمله آورند\nامید ظفر دارد نخستین فکری که واجب است نگاهداشتن\nحرمت و عزت و غیرت و اقتدار لشکر است و از ان\nگذشته حفظ و حراست نمودن لشکر چه حفظ مرتبه دومین\nمنوط باول است و عقب نشستن غیر از نقصان\nغیرت چیزی نیست و تلف لشکر برابری میکند ببد و جنگ\n\nبنابراین"}
{"book": "adl0010", "page": 80, "text": "۷۳\n\nبنابراین لازم است که تا مردم دلیر با غیرت همرا\nدارد مایوس و نومید نشود و قوی داشتن دل مورث\nفتح و نصرتست قشون عزت و حرمت و قرب\nخود را در پیش سپهسالار مادامیکه معلوم نکند در معرکها\nو سپهسالا\nبخواهش و با جان و دل مشغول جدال نمیشود بر پادشاه\nلازم است که عزت و غیرت ابروی سپاه خود را\nملاحظه کند در هر حال هر طور تواند در عزت و حرمت\nو لباس سپاه و نشست و برخواست سرهنگان\nبا صاحب منصبان و صاحب منصبان با نایبان\nخود کمال ملایمت و مهربانی و نهایت ملاطفت و\nدلداری را مرعی داشته غفلت ننمایند هرگاه پشه و"}
{"book": "adl0010", "page": 81, "text": "۷۴\nدشمن رودخانۀ بزرگ است و این رودخانه سه چهار\nپل دارد باید افواج نظام را چنان آراست که نظام\nبطور اشلن بسته شود یعنی منحرف و گوشه بگوشه یکدیگر\nحرکت کنند مثل قطار یکرنگ خانه شطرنج و فایده\nاین است که دشمن نمیتواند بهمه شکر یورش آورد\nمگر بفوج پیش و اگر بافواج دیگر یورش کند پهلوی سپاه\nاول لشکر شماست میتوانید او را شکست بدهید\nو بآن پل که اراده داری یورش کنی باید افواج را\nاذن یورش بدهی نه از فوج پیش که بر دشمن معلوم شود\nبکدام عزم یورش که ممانعت نمائی و بهر پل که یورش\nکردی باید بی تامل یورش کنی در چنین حرکات\n\nاول"}
{"book": "adl0010", "page": 82, "text": "۷۵\n\nاول کاریکه لازم ست پنهان داشتن مطلوب منظو\nالنصمیم\nخودرست از دشمن که تا دشمن نتواند دفع منظور و مانی\nرا نماید در بسیار محل خصوصاً در معرکه با حیله و تزویر\nبسیار مطلوب و مرغوب ست سپهسالار بی تزویر\nمثل نقاشی ست بیرنگ هرگاه شکری از عدا\nیا از سواره و توپخانه کمتر از خصم باشد در آنحالت\nجنگ روبرو را موقوف کند اما اگر از عدد کمی دارد\nباید تدبیرات عاقلانه و بعجل در حرکت تلافی\nزیادتی او را نماید و اگر از توپخانه کمی دارد باید\nسپهسالار شکر را بنوعی حرکت دهد سواره و پیاده\nخود را از روی بصیرت و دانائی که مقابل توپخانه دشمن"}
{"book": "adl0010", "page": 83, "text": "خود را نگاهدارد که زیادتی توپخانه او نتواند اذیت رساند\nاگر از سواره کمی دارد باید باین جانب مکان جنگ\nتلاقی کند که دشمن عاجز ماند از ظاهر ساختن قوت سواره خود\nدر میدان مثلاً در کوهستانات یا در باتلاقات و گل\nو وحل سواره عاجز نسبت درین سه حالت با کمی اگر لشکر\nغیرت خود را ظاهر سازد خطر شکست کمتر است\nدر منزل فراعین سپاه شاه اسمعیل با سلطان سلیم\nجنگ کرده در پیشروی سواره شاه اسمعیل با تلاق\nبزرگ بود نتوانست حرکت درست کند شکست\nعظیم خورد مثلاً ناپلیان بعد از برگشتن در سفر پروس\nو بعد از شکست عظیم لینسک در عدد کمتر از دشمن بود\nاما"}
{"book": "adl0010", "page": 84, "text": "۷۷\n\nاما بقوت حرکات عاقلانه خودداری کرده چندین مدت\nدر مقابل جنگ بدون جنگ ایستادگی کرد و در بعضی\nمعرکهای جزئی بدشمن شکست داده بالاخره چون پای تخت\nمملکت بتصرف دشمن رسید لابد از نهار خواست\nبعد از تصرف پای تخت چون اهالی آنجا را مایوس سپاه\nرا خسته دید جویا و طالب امان شد سرحد و ثغور مملکت\nمعین است یا برود خانه یا بکوهستانات یا صحاری\nپس اگر حد و سنور صحرا باشد تسخیر آن مملکت خالی از صعوبت\nنیست اما اگر رودخانه باشد اسهل و آسانتر خواهد بود\nناپلیون تجربه آموز بود پیش از انکه این بیان را نثوت\nدر هر سه حالت جنگ کرده بود خیلی سفر در صحاری"}
{"book": "adl0010", "page": 85, "text": "۷۸\nمصر نموده بود و در سفر ایطالیا از سرحد کوهستانات\nکه مشکل بود گذشته و در سفرهای دیگر در نمسه و روس\nاز رودخانهای عظیم عبور نموده بود تغیر و تبدیل\nدادن حالت مجادله بحالت محافظه از همه حرکات\nجنگ مشکل و دشوار تر است مثلاً در سفر اول\nایطالیا شکر ناپلیون در عدد بسیار کمتر از دشمن بود\nسی هزار نفر و سی عراده توپ همراه داشتند در نیجات\nنومیدی اگر ناپلیون در تدابیر و عملها و شجاعت ممتاز\nنبود البته جنگ محافظه میکرد ولیکن محافظه را موقوف\nو بجنگ مقابله اقدام کرد که بحرکات مرغوب مستحسن و\nتبدابیرات صایبه دشمن را شکست عظیم داد-\nهرگاه"}
{"book": "adl0010", "page": 86, "text": "۷۹\nهرگاه شکر بخواهد از رودخانه عبور نماید در آن وقت که\nاین کناره را گرفتی کارت آسانتر میشود خصوصاً اگر\nجائی هست مضبوط که تو آن توپخانه را در کنار\nگذارد اما اگر رودخانه از ششصد قدم عرضش\nبیشتر است این فایده بیحاصل است زیرا که دشمن\nمیتواند محافظه خود را نماید از تیر رس چهار پاره\nتوپ شما و در آنحالت که زیاده از ششصد\nقدم باشد دشمن میتواند توپخانه خود را دور\nاز تیر رس شما بگذارد و آنوقت که یورش\nشما بان کنار برسد یورش را تمام کند در نیجات\nفایدهٔ توپ بطرف دشمن است و از برای همین"}
{"book": "adl0010", "page": 87, "text": "۸۰\nسبب گذشتن از معبر محالست اگر شما بتوانید\nبحیله و بیخبر از ویورش کنید یا اگر جزیرهٔ کوچک\nدر میان رودخانه داشته باشد آنجا را سنگر\nبسازید یا اگر رودخانه یئخ داشته باشد باید\nاز محاذی یورش بگیرد میتواند در همان مکان پنج\nتوپخانه را از جانب بدشمن سبت و ازین دولحت\nیا جزیره یا یخ رودخانه باعث نگاهداشتن پل\nو عبور از پل سبت و اگر رودخانه کم سبت از یکصد\nو بیست قدم باشد ممکن نیست که دشمن منع\nاز گذشتن پل نماید مگر کاریکه میتواند بکند این سبت\nکه پس نشیند دور از تیررس شما و آنوقت\nمحل"}
{"book": "adl0010", "page": 88, "text": "۸۱\nحمله بیاورد جنگ در کوهستانات بعضی است\nکه یورش بردن بآنها محل خطرست و باید شرائطی است\nجانبین و عقب اورا گرفت که محل و شقاقها ی\nخود را گذارده در صحرا بجنگ آیند زیرا که اگر دشمن\nدر عقلهای خود باشند قوت و استیلای خود بیشتر\nخواهد بود و در جنگ میدان آنکه در جای خود\nکه انتخاب کرده است می ایستد که دشمن برو\nحمله آور د بیشتر امید ظفر دارد بر سپهسالار لازم است\nکه هر قدر ممکن است که در سفر حرکت کند نباید در قشلاقات\nسکون نماید در موسم زمستان بهترست که سپاه\nمتفرق نشده با جمعیت تمام در قشلاقات توقف"}
{"book": "adl0010", "page": 89, "text": "۸۲\nکرده اُردو نمایند از اینکه مراجعت بشهر و بپای\nتخت کنند چرا که سپاه در مدینه هر چیز یرا که عادت\nو یادگرفته نصف او را فراموش کرده ترک میکند\nو بلذت خوش گذرانی مشغول شده از سختی سوار\nسفر اندیشه ناک بوده محترز خواهد شد در دولتیکه\nنظام و انضباط نداشته باشد شکلیست که قشون\nجمع گردد و بکار خدمت وا دشت چرا که بابی نظمی\nولایت تدارک قشون آماده و مهیا نمیشود و سپا\nمنتظم نمیگردد این بیان بلا جواب است\nچرا بر هر پادشاه و سپهسالار لازم است در نظم\nمملکت وقشون خودکوشیده منتظم و منسق دارد"}
{"book": "adl0010", "page": 90, "text": "۸۳\nخاتمة الطبع\nالحمد لله والمنه که این کتاب لاجواب و این نسخه کمیاب\nاعنی کتاب تزوک ناپلیون اول که هر ورق آن مشرق\nکلیست برای سرکردگان مجاهدان دین مبین هر صفحه\nآن سررشته وافیست بجهته سپهسالاران افواج ظفر\nامواج غازیان طریق طرق حضرت سیدالمرسلین\nدر عهد معدلت مهد حضرت شهریار عدالت آئین\nپادشاه اسلام پناه امیرابن الامیر ابن الامیر حضرت\nضیاءالملة و الدین امیر عبدالرحمن خان غازی\nخلد الله ملکه وسلطانه که بفرزند ارشد ارجمند خود\nسردار حبیب الله خان امر فرمودند که این کتاب"}
{"book": "adl0010", "page": 91, "text": "۸۴\nاز نوادر روزگار است باید که در چاپخانه شاهی\nچاپ شود بحسن اهتمام خادم آستان ملایک پاسبان\nمحمد زمان خان بارکزایی محمد زایی مهتمم چاپخانه\nمبارکه و بدستخط غلام قادر کاکری\nبتاریخ یوم پنجشنبه ۱۴ شهر ذی الحجة\nالحرام ۱۳۱۴ بقالب\nطبع در آمد\nفقط"}
{"book": "adl0010", "page": 92, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 93, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 94, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 95, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 96, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0010", "page": 97, "text": "[BLANK PAGE]"}
