{"book": "adl0006", "page": 1, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0006", "page": 2, "text": "با بختیشود و انگاه از پنجه کینه بخون جگرور پردازم\nیا رب پیم رحمیبون بدین چاکیلدن جان برارم\nبعہد دولت ابد مدت اعلیحضرت امیرن الامیر سرکار والا\nامیر عبدالرحمن خان فرمانفرمای ممالک\nمحروسۀ افغانستان حرسہ الله عن حوادث الدوران\nرساله مبارکه\nالسير البقا\nمصنفه و مترجمه\nجناب فاضل جیدال ماهر بیظیر نقطه دایره فصاحت مرکز حوضه\nبلاغت ادیب اریب صاحب المحامد و المناقب جناب\nآقا میرزا محمد البصراوی تخلص به ثاقب\nدر مطبع جبل المتین کلکته باهتمام جلال الدین مجلی طبع شد\nكتبه محمد عبدالرزاق قلمزار نویس پشاوری"}
{"book": "adl0006", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0006", "page": 4, "text": "یا رب حشمم زجیش سودا نگل از پنجه کینه ناخن جگر در دلدام\n\nبعهد دولت ابد مدت علیحضرت امیر بن الامیر سرکار والا\nامیر عبدالرحمن خان فرمانفرمای ممالک\nمحروسه افغانستان حرسه الله عن حوادث الدوران\nرساله مبارکه\nاساس القضاه\n\nمصنفه ومسترحمه\nجناب فاضل سعید دل ماہر بنظیر نقطہ دایره فصاحت مرکز خوضه\nبلاغت ادیب اریب صاحب المحامد و المناقب جناب\nآقا میرزا محمد البصراوی تخلص به ثاقب\n\nدر مطبع جبل المتین کلکته باهتمام جلال الدین لحی طبع شد\nکتبه محمد عبدالرزاق گلزار نویس بهاری"}
{"book": "adl0006", "page": 5, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nالحمد لله الذی خلق الانسان من اضداد و جعل فیه عقل استفاد\nحتی یتمیز الخبیث من الطیب و الصحیح من السقیم و القبیح من الحسن\nو یفهم خطاء الحواس الظاهره و یتصور حقیقة الاجسام الباهره و\nیتفکر فی صانع البارئ الواجب الوجود الذی لیس کمثله شیئ و هو\nالسمیع البصیر عالم ازلی واجب سرمدی واحد ابدی الاول\nدون البدایه و الآخر بلا النهایه رحیم رئوف عطوف کریم لا اله الا هو\nوالصلوة و السلام علی المخلوق من بدایه و المبعوث فی النهایه\nو الرسول للهدایه صاحب شقة و المنشور و حامل دین المنصور\nرحمته الله الواسعه النبئ الامی العربی الهاشمی"}
{"book": "adl0006", "page": 6, "text": "التهامي الذی نسخ جميع الاديان بوجوده الحميد\nوبطل جميع الاحكام بفرقانه‌المجيد علت الوجود و\nمعلول الواجب الرّسول الممجد ابوالقاسم محمدّ\nصلواة الله عليه وعلى آله الاخيار وصحابه الابرار\nالذي مثلهم بسفينة النّوح ونجوم السّموات من ركب\nواقتدی بهم نجی و من خلف و اصطفی عليهم\nهلک سلام الله عليهم وعلى من اقتدی بهم و اعانهم\nفی دین الاسلام\nو بعد چنین گوید بنده درگاه محمد بن الحاج محمود بن ملّاعلی\nالبصروی المتخلص به ثاقب غفرالله ذنوبهم که هر مصنّف\nو مؤلّف یا مترجم را قبل از شروع در مقصود چنانچه\nخواستگار رواج و شیوع تصنیف خویش باشد تفکّر\nو تعمق در سه امر ضرورت - اوّلاً باید بدیده اذعان و"}
{"book": "adl0006", "page": 7, "text": "تحقق عقل فایده و نتیجه بلکه علت غائی تصنیف خویش را فردی از\nافراد یا ملتی از ملل قرار داده زحمات خویش را بدر نداده باشد\nبنظر غالب علت تصنیف و تالیف فردی واحد نتواند شد\nچه اغراض هر فرد بدون ارتباط بملت صورت نه بندد *\nپس کا سیکه علت تصنیف و تالیف خویش را ملتی نمود لازم است\nملاحظه نماید که در آن علم و فن مکتوب عنه جای خالی باقی است یا نه\nبعبارت آخری اگر در آن فن و علم تصنیفات و تالیفات بدرجهٔ\nکفایت یا زاید از ضرورت آن ملت است عمر عزیز خویش را\nبیهوده صرف ننماید که نتیجه اصلی و علت کلی هر مصنف و مؤلف\nکه شیوع و رواج تصنیف و تالیف اوست حاصل نتواند نمود\nگذشته از عدم شیوع و رواجش بزرگ اسبابی است بجهت\nعدم ترویج و اشاعت سایر علوم و فنون در آن ملت- زیرا که\nهر مصنفی را میل قلبی و سیلان خاطر قدر دانی و شیوع تصنیف\nو تالیف اوست در آن ملت - پس از انیکه ملتی مستغنی از انگونه\nتصنیف باشند چنانچه باید و شاید قدر دانی و داد آن"}
{"book": "adl0006", "page": 8, "text": "۵\nتصنیف را نخواهند داد - بلاشبهه این امر باعث کسر قلب و\nکدورت خاطر مصنف شده میلان قلبی ویرا بسوی سایر فنون\nکمتر واقدامش در سایر علوم سست تر خواهد گردید- دوم آن است\nکه مصنف بدور بین تعمق مشاهده فرماید که آیا علم وفن هزارا ملتی\nکه علت غائی آن تصنیف و تالیف است محتاجند یانه - اگر\nضرورت است عنان قلم را در آن میدان سست نموده خنگ\nخرد را بطرف آن احتیاج ملک و ملت حرکت داده باشد\nتاصیت تصنیف و تالیفش بکند ومایهٔ قدر افزائی مصنف گردد-\nپس اگر مصنف از این مشاهدات غافل نشسته ملاحظه این نکته\nرا ننماید پس از زحمات تصنیف کف بیهودافسوس بهم خواهد مالید\nچرا که از بدو عالم ابنای جنس اعموما همواره کشش بطرف اغراض\nخویش بوده و هست - پس از اینکه فنی را ملت محتاج نباشند\nخیالات شان بطرف تعلیم و تعلم و ترویج و اشاعت آن فن\nنخواهد رفت لابدّاً آن تصنیف در زاویهٔ انزوا بطریق گمنامی\nمانده مصنف خویش را بخوردن خون جگر خواهد داشت : و"}
{"book": "adl0006", "page": 9, "text": "این امر نیز موجب عدم تشویق و رغبت وی خواهد شد بطرف\nسایر علوم و فنون این است که غالب مصنفین اسلامی که بدین\nنکات دقیقه نرسیده و احیانا شروع در تصنیف ثانی واقدام\nدر نوشتن کتاب دیگر کرده الفاظ شکایت آمیز از عدم قدردانی\nابنای جنس نموده اند- وحالانکه‌ زیبا چنان بود که شکایت از\nاستنباط خویش و عدم تفرس در این نکات مستحسنه نمایند :\nاین امر بدیهی است که هر یک از افراد بشر در احتیاج خویش\nکمایبنغی کوشش دریغ نخواهد داشت - پس از آنکه بشیئ احتیاج\nنداشته چگونه بجان ودل خریداری ویرا نمایند و چسان بانسبت\nعدم قدردانی باوشان بدهیم- سه دیگر انکه مصنف باید نیکو\nمعاینه دارد که موقع و محل رواج و اشاعت آن فن و علم است یانه-\nالبته چنانچه موقع و محل رواج و اشاعت آن فن و علم باشد و ضرورت\nهم داشته مقام نیز خالی باشد تصنیف وی طنین انداز فلک\nعقول آن قوم و ملت شده صیت اشتهارش بسمع هر برنا و\nپیر خواهد رسید بدین معنیکه اگر مصنفی کتاب لغت سریانی را"}
{"book": "adl0006", "page": 10, "text": "۷\nدر هند یا در فن تربیت اشجار در سودان یا طرقته دریانوردی در\nتبت را نویسد ۔ البته نتیجه از ان تصنیفات ملل مذکوره را عاید\nنخواهد شد احیاناً اگر متلونین قوم را شوق آن علم وفن آید در مباحث\nالفاظ نا هموار و پیچیده نتیجه حاصل نخواهند نمود ۔ اگرچه علم من حیث ہو\nعلم در ہر فن و طریقه باشد اندک فایده بخویش خواهد رسانید ۔\nمگر از نتیجه اصلی وفایده کلی که عمل است بهره ور نخواهند شد :\nاز این است که غالب تصنیفات اهالی آسیا بجهت عدم\nملاحظه این نکات در ینوقت سود مند نشده بذل احتیاج\nبیگانگانشان انداخته مصنفین نیز فریاد عدم قدردانی ونا قابلی\nقوم خویش را بلند نموده اند ۔ زمانہ ہذا بحمدالله اسلامیان را\nعلوم ضروریّه مذهب بقدر کافی و شافی از پرتو فیضان\nپیشانیان از علما دستیاب و دانایان اسلامیه ببنایان\nهبوط و صعود ملل از بیا چنان است که جد و جهد خویش را در علوم\nوفنون یا در تکمیل اعمال افعال صناعتی و زراعتی نموده برادران اسلامی\nخود را بیک درجه از مذلّت احتیاج اجنبیان رہائی دہند"}
{"book": "adl0006", "page": 11, "text": "با وجود شیوع و رواج اکثر علوم و فنون در ملت اسلام هنوز در\nعملیات و صناعات ناقص و ناتمام بجهت سود اندک زحمت نمایان\nرا بر خود گوارا میکنند - بلاشبهه ترقی علم و فن در هر ملت\nکاهی شده که آن علم و فن را در زندان کتاب مقید کرده\nبتدریجاً ناقصات وی را اصلاح نموده تکمیلش داده اند *\nدانایان اکثر فنون صناعت و زراعت که موجب ثروت\nملت و عدم احتیاج آن است اشخاص امی ناتجربه کار اند\nچنانچه هر علم و فن را بطریق سهولت نوشته عالمین آن\nعمل را تعلیم نمایند - ما نیز چون سایرین محتاج باجنبیان نخواهیم بود\nو این امور را هیچ یک از عقلا و دانایان منافی عیشت غرای اسلامی\nندانسته و نمیدانند - پس در این اوان ملت جلیله اسلام\nرا الزم و اوجب علومی است که بدورشته تجارت محکم و مایه\nثروت را مستحکم کردد و این منحصرست بنوشتن کتب صناعات\nو زراعات باصولی نیکو که بدان وسیله توانیم خود را بترقی\nگوناگون اقوام بیگانه رسانیم از ذل احتیاج شان برهیم *"}
{"book": "adl0006", "page": 12, "text": "۹\nبلکه قوت دین اسلام در نظر خرد بینان مربوط بدین اموراست\nچراکه قوت دین بقوت متدینین و طاقت متدینین باستغنا و استغنا\nبصناعات و زراعات است اگر کسی در کتب سیر وصحف تواریخ\nاستنباطی داشته باشد نیکو تواند فهمید که از بدو خلقت ترقی\nهر دین و قوّت هر ملت قومی را حاصل بوده و هست که خود را از\nاز ملل اجنبیه مستغنی نموده باشند - شاهد این کلام امروز اقوام\nاروپانید که ببرکت این علوم وفنون خود را صاحب ثروت ومکنت\nوسلطه و استیلا بلکه مالک ارقاب عالم نموده اند و از اثر آن\nقوت وشوکت که نتیجه ثروت و مکنت آنان است پایه مذهب خویش را\nبمقامی نهاده اند که از حمله اجنبیان متزلزل نخواهد شد - بالاتر\nازان امور دین و مذهب را جزو سلطنت وجهانگیری قرار داده در\nسایه آن نخل بارور از چهار سو باشاعت مذهب نشر ترویج دمیکوشند\nچنانچه زمانه هذا قوّت و شوکت خویش اور دین اوّل درجه ورتعدادنفوس\nثانی طبقه سانیده اند اگرچه بیان این مسایل وتشریح این نکات ازموضوع\nبحث ما خارج ولی بیک درجه از ماده علمیت خارج نیست - پس ازبیان"}
{"book": "adl0006", "page": 13, "text": "و توضیح این مقال بکمال ادب عجز و انفعال مصنفان حالی اسلام را مجاب\nکرده میگویم که امروزه در هر زاویه از زوایای عالم بر ساحت هر قوم و\nملت علوم جدید و فنون بدیعه چون آفتاب درخشان پرتو افکنده از تابش\nآن نیر اعظم اجزای نمائیه آن قوم و ملت رو بنمو نهاده عالمی را در پر و بال\nخویش جای داده است- از فیضان آن اکتساب کویا شش دانگ\nدنیا بسلم ترقی درجه ببعد درجه پای نهاده اند- و هر قوم و ملت که\nدر اکتساب چستی و چابکی اثیوه پیشقدمی داشته اند در درجه سلم ترقی عروج شانرا\nمشاهده میتوانیم نمود- ما مسلمانان که همواره پیش آهنگ این قافله\nو سرسنگ این احله بوده و بمراعات مان گذشته اعلیٰ درجه\nترقی را در هر علم و فن و تمدن و تہذیب بمناسبت آن زمان داشته ایم\nلازم است که اگرچه بواسطه ناهنجاری فلک بلکه سستی ابنای ملت\nامروزه دست مان از آخر درجه سلم ترقی کوتاه است لاعلاج نگاهداری\nحیثیت و مقام خویش را نموده باشیم- یعنی از اعلیٰ درجه صنایع و بدایع\nو علوم و فنونیکه موجب سرفرازی و افتخار و مکنت و ثروت و سلطه و\nاستیلای هر ملت است و در ینوقت عالم را احاطه نموده ماکوتاه دستیم"}
{"book": "adl0006", "page": 14, "text": "حتی الامکان در وصول حصول وی لازم است که خویش را وقف بنام\nملت نموده کوشش خود را دریغ نداریم ـ و اگر بواسطهٔ عدم اسباب\nبدان نتایج عالیه نتوانیم رسید میتوانیم که ناقصات و ناتمامیهای علوم و\nفنون مروّجهٔ ملّت خویش را تکمیل نمائیم علم زراعت و فن صناعت که\nکه باعث فخر و عزت هر ملت و مایهٔ ثروت و تجارت و مکنت هر مملکت است\nدر ما مسلمانان رذل و ادنای هنر پیشه قرار داده شده و بواسطهٔ\nاعتقادات ناچیزی ناقابلی این علوم و فنون ارکان ملت و شرفای مملکت\nازان کیمیای سعادت و اکسیر اعظم بی بهره مانده و اقوامیکه در انظار\nپست و نابودند کورکورانه در آن علوم و فنون بتجربه آمالی خویش قدم زده\nحرکت مذبوحی مینمایند ـ تاکنون در ممالک فسیح و وسیع الفضای اسلامیان\nمدرسه که این علوم و فنون را باصولی نیکو و قاعدهٔ سهل تفهیم و تفهم و تعلیم\nو تعلّم نمایند دیده نمی شود ـ اهل بصیرت را پوشیده نیست که جنبش بشر را\nاز بدو خلقت شیوه چنین بوده است که پس از ترویج و اشاعت بهر\nعلم و فن اقدام در بنای مدارس و تعلیم و تعلّم آن علم و فن بوده در مملکتی که\nاین علوم و فنون را مقید در حصن حصین کتب نکرده باشند چه گونه"}
{"book": "adl0006", "page": 15, "text": "۱۲\nآرزوی مدرک تعلیم و تعلّم آن فن و علم را نمائیم - سبب کلّی و علت\nاصلی این مرانچه بمشاهده و تجربه قرنیه میگذرد دو چیز است - اوّل آنکه\nهمواره اقدام در اینگونه امور از طرف سلاطین عالی مقام و پادشاهان\nنیکوفرجام که بجای پدر مهربان برعایایند بوده - اینک نیز اگر سلاطین\nعظام و پادشاهان ذی لمجدالاحترام اسلامیه توجّه خاطر خطیرشان را\nبدین طرف عطف عنان کرده کمابینبغی قدردانی مصنّف و قدرافزای\nتصنیف افزایند لابد مرغ خاطر رعایا خصوصاً علما و فضلا را که نتیجه\nزندگانی و تفکّرات شان تصنیف است بطرف اشاعت\nاین علوم و فنون بازن شده از طیب خاطر خیرخواهان آن علوم و\nفنون خواهند شد - این در گذشته از منافع رعایا موجب فاید کثیره\nسلطنت است چرا که خرج و دخل مملکت عموماً از زراعات و صناعات است\nو مکنت و ثروت ملّت نیز از این دو خارج نخواهد بود - چون در ممالک\nاسلام و سلطنت اسلامیه صنایع و بدایع جدیدی که موجب ترقّی\nتجارت و ثروت مکنت رعایای مملکتیست معدوم و رسیدن\nبدرجه اعلای این فن که بموجب آب و تاب متاع مملکت که باعث"}
{"book": "adl0006", "page": 16, "text": "تشویق خریداران داخله چه کردد بسی شوار است . پس اگر\nدر علم و عمل زراعت که دولت خدا داده است نیز کوشش نکنند چیزیکه\nرفع احتیاج مملکت بزرگی را نماید چه خواهد بود - بلاشبهه چون\nفن زراعت و علم صناعت در مملکتی رواج نیابد و بدرجه اعلای خود\nصعود ننماید در تجارت آثار بهره نخواهد بود و چون تجارت بی بهره\nشوند مکنت و ثروت نخواهند دید و اندک سیم وزری که در مملکت\nپاشیده که کویا خزینه مالی سلطان است بمبادله اقمشه دول\nخارجه خواهد رفت - پس از آن بقید عبودیت و ذل احتیاج ابنای\nجنس سر خواهند برد - امروزه از موازنه آسیا و ار و پا این نکته را\nنیکو توانیم سنجید - چون بدیده بصیرت نگریم حکم یک مملکت بزرگ\nهمانا حکم یکخانه است - کاهیکه کدخدای خانه را خرج زاید بر دخل باشد\nروز بروز انحطاط و فقر و پریشانی ویرا روی نماید - و کسیکه دخلش\nبر خرجش افزون آید موجب ثروت وغنا و عزت و شرف آن خانواده\nخواهد کردید - پس زانیکه متاع داخله ملک ده و خارجه وی نه باشد\nالبته در عوض آن یک بخارجه سیم زر مملکت خارج شده پس از"}
{"book": "adl0006", "page": 17, "text": "۱۴\nچند سالی سومی آهن پاره و شیشه شکسته که بیک فلوس کسی نخرد در مملکت\nباقی نخواهد ماند - و این امر عیناً نقصان خزینه سلطنت که خزینه\nعموم رعایا است خواهد گردید - اگر سلاطین با اقتدار اسلامیین این\nنکته را ملاحظه فرموده در ترقی تجارت ملک شان که امروزه منحصر در\nترقی زراعت است کوشند و مصنف و تصنیف این علم را بنظر احترام\nو امتیاز مشاهده کنند بلکه بجهت ترقی ملک و ملت صلا افتخارات و\nامتیازات خاصه دهند هریک از صاحبان علم و فضل را غب باین طرف شده\nدر اندک زمانی بموجب ترقیات گوناگون گردیده ملت و دولت را\nمالامال خواهند نمود - دوم آنکه مدت زمانی است که بزرگان اسلام\nو مصنفان اسلامیه عموما عقول و خیالات خویش را بطرف علوم و\nفنو نی صرف نموده اند که صرف علم بوده نه عمل (و ازین غافلند که\nبزرگان دین علم بلاعمل را شجر بی ثمر خوانده اند) و همواره شوق و ذوق\nشان مباحث الفاظ بوده بحث و روش بلانتیجه و فایده را موجب\nعزت و ثروت و امتیاز دانسته علم و فضل را منحصر بدانش خویش نموده سا\nفنون عملیه را از صناعات و زراعات و غیره و نیز کسب جاهلان"}
{"book": "adl0006", "page": 18, "text": "۱۵\nشمرده اند - تمام علوم و فنون که بحری است بیکران و قلزمی است\nنامتناهی محدود در چند کتب فقه نموده سایر علما و فضلا و دانایان\nدر نظرشان بدرجه جهال محسوبند - غافل از اینکه آن عزت و ثروتی که\nآنانرا میسر شده از برکت این علوم و فنون است - ما را از این مقوله\nمراد آن نیست که علوم فقهیه یا وجود علمای دین کثر الله امثالهم بی سود\nبلکه منظور آن است که شخص واحد که عالم صغیر است چنانچه در حیات\nخویش محتاج بماکل و مشرب و مسکن و لباس و ظروف گوناگون است\nو بدون موجودی یکی از آنان در صحت بلکه در حیاتش خلل می افتد\nهمچنان ملت نیز که بجای عالم کبیرست هزار گونه لوازم و احتیاجاتی دارد\nکه حیات ابدی و استقامت سرمدی وی منوط و مربوط بهر یک\nاز آنان است چنانچه نمیشود غمض عین از هیچیک از احتیاجات شخصی نمود\nنیز چشم پوشی از هیچیک از لوازم ملت نمیتوان کرد - وجود علمای\nمذهب بقدری لازم است که هادی راه باشند و عوام الناس\nبفریب اهریمنان گمراه نگردند - که بحسب مقام فضل و کمال تمام اصناف\nملت باشند - مگر دانایان سایر فنون و پیشایان دیگر علوم که بجای"}
{"book": "adl0006", "page": 19, "text": "۱۶\n\nروح حیاتی ملّت میباشند وجودشان نیز واجب لازمست\nو تا وقتیکه مصنفان اسلام و فضلای عالی مقام بچشم حقارت بر آن\nعلوم نکرند و عوام کالانعام نیز تقلید آنانرا پیروی نمایند کثرت نگرفته\nترقی و صعود در ملّت نخواهد نمود ـ پس اگر علمای ملّت و مصنفین\nاسلام این نکات را استنباط فرموده عنان کمیت قلم خویش را\nاندک باینصوب حرکت دهند ـ موجب ترقی خود و حیات ملّت\nخویش گردیده باشند ـ اگرچه نکته اصلی خصوصا در ممالک اسلامیه\nعدم قدر دانی دولتیست مگر رغبت مصنفین خصوصا علمای دین\nکه عموم افراد ملّت اعتقادات و میل و رغبت شان چون خاتم بدست\nآنان میگردد هم دور نیست موجب تشویق آحاد ملّت را باعث\nکلی شود ـ هزاران سجدات شکر الهی را بجائی آورده که در این اوان\nمسرتوامان یعنی بعهد دولت ابد آیت اعلیحضرت قدر قدرت خدیو\nپیمان و المجد و الا قبال شهریار دادگستر رعایا پرور جوانمردی\nو فتوت را مایه حمیت و مروّت را پایه اهل فضل را فروغ دیده و ابنای\nدانش را مهر گزیده گلشن جهانبانی را نخل باردار و چمن ادستانی را شاخ"}
{"book": "adl0006", "page": 20, "text": "۱۷\nکلدار گلزار جهانداری را خرّمی ساحت دانش پروری را بطلمیوس ثانی\nدر میدان دادگستری انوشیروان را تالی روشن ضمیر مایه نگاه\nسکندر عزم سلیمان دستگاه ـ جهانگیر و جهاندار و جهان بخش و نفع اثر\nوالا روخنا فداه امیر من الامیر بن الامیر جهان پناه امیر عبدالرحمن\nخان فرمانفرمای کلّ ممالک محروسه افغانستان اقام الله ملکه\nو سلطنته و ادام الله عمره و دولته که علم را سرمایه فضل را پیرایه صناعت\nو زراعت امرئی رعایا و برایا را پشت پناه فقرا و ضعفا را ملجأ و امیدگاه\nاست در ساحت افغانستان خورشید تابنده علوم صنایع و\nمهر درخشنده فنون بدایع پرتو افکن شده در سایه تربیت آن نیر\nتابنده ملک و ملّت را از حضیض خاک ب‌طارم افلاک رسانیده ـ اگر\nچشم بصیرت و حقیقت بینی باشد در سرشت این فریدون فر\nرعایا پروری و دادگستری آمیخته شده ـ با اینکه بواسطه اغتشاشا\nبیرونی و نا اتفاقی های اندرونی و صعوبت حمل اثقال و تربیت شجا\nاهالی افغانستان زمانه درازی است که از خودسری اوفتاده\nچون گوسفند پیشبان در وادی وحشت و دشت قدم میزدند و"}
{"book": "adl0006", "page": 21, "text": "۱۸\nبواسطه این امور مذکوره غالب قطعات آسیا در علم وتمدن و تهذیب\nو اخلاق و صناعت و زراعت و تجارت براوشان پیشقدمی گرفته\nهر یک بحیثیت خویش بیکپایه سلم ترقی رسیده بودند از زمانه تخت\nنشینی این خسرو گردون سریر که خدایش زنده و پاینده دارد با وجود\nعرصه قلیل مدت کم که از چهارده مرحله نمیگذشته است از پر تو تابش\nعقل خردوبین خدیو روشن نمایش مملکت افغانستان در علم\nو صناعت و زراعت و تجارت شکر فرنگستان گردیده . چراکه\nاینهمه ترقیات گوناگون را اهالی فرنگ با وجود قوت و شوکت\nسلطنت عامه وثروت ومکنت خاصه در قرون متعدده دستیباب\nنموده اند. این خدیو پنهان در عرصه قلیلی غالب اسباب ترقیات\nاروپا را در ممالک افغانستان موجود نموده بکمال سهولت مستعمل\nمیدارند. و نیز روز بروز در تدارک سایر ترقیات ناقصات و\nناتمامیهای ملک و ملت دقیقه فرو گذاشت نمیشود. عیناً مشاهده\nمیرود که عماقریب ملک و ملت افغانی بآخر درجه سلم ترقی عروج\nنمایند. مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. اگر بذره بین نکته"}
{"book": "adl0006", "page": 22, "text": "۱۹\nشناسی دوربین حقیقت دانی ملاحظه کنیم افغانستانی که چند سال قبل\nساکنینش آواز کارخانجات بخاری و مشین های آتشی و علوم جدیده\nمغرب ابداً بگوش هوش شان نرسیده بود - در این زمان قلیل بدرجه\nترقی کرده اند که غالب مایحتاج ملک و ملت و دولت را از اسلحه\nسازی حربیه که مشکل ترین صنایع از کارخانجات ملکی بکمال سهولت\nو منتهای خوبی و مرغوبی و آب و تاب ساخته و پرداخته دارند منتهای\nدرجه ترقی را دستیاب نموده اند - چه یک مرد جنگی چه یک مشت\nمرد اینها نیست مگر از پرتو ذات خجسته صفات اعلیحضرت خدیوی که\nهمواره بطرف اینگونه ترقیات رجوع دارند - از آنراهیکه قدر هیچ مستعد\nخصوصاً زحمت تصنیف و حق مصنفین از مد نظر این خسرو بطلیوس\nنشان علم دوست هنر پرور پوشیده نمی ماند عموماً خدام این درگاه\nو نمکخواران این بارگاه وسیله قرب خود را بدان آستان فلک\nپاسبان تالیف و تصنیفی نموده بذریعه علم تمسک باین حبل المتین\nمیکردند - چنانچه از امر و اشاره حضرت شهریاری من باب اشاعت\nعلوم و فنون و بحسن تائید جناب فخامت نصاب سترتی ای"}
{"book": "adl0006", "page": 23, "text": "۲۰\nمارطین وکیل التجاره دولت خداداد افغانستان تاکنون این ششم\nساله است که جان نثار بهزار گونه زحمات از انگریزی بفارسی جمع کرده\nاز پیشگاه حضور باهر النور گذرانیده ام ـ امید هست که در ظل عطوفت\nخسروانی این خسرو قدردان علم پرست صدها چون اینگونه\nرسایل را از درگاه همایونی گذرانیده باشم\nخدایا دولتش پاینده فرما\nچون ادای شکر و سپاسداری بلکه قدردانی و عزت افزائی\nهرکس از حیثیت خود نسبت به مشکور عنه بطریقی خاص و طرزی مخصوص\nادا میشود ـ چنانچه قدردانی و عزت افزائی سلاطین عظام و مشیران\nذوی الاحترام که در حقیقت عین شکرگذاری و سپاسداری آنان است\nنسبت بزیر دستان ترقی و ترفع و افتخارات و امتیازات و شان\nمیباشد سپاسداری و شکرگذاری رعایا و زیردستان نیز\nنسبت ببزرگان تمجید و تحمید و تعریفی است که پس از آنان در دیباچه\nدهر مانده سرلوحه سایرین گردد ـ پس شکرگذاری و سپاسداری\nاعلیحضرت خداوندگاری که از وجود مبارکش ملک امن و رعایا"}
{"book": "adl0006", "page": 24, "text": "۲۱\n\nمرفه الحال واز پرتو فیضان عقل خردپرورش پایۀ علم و مدنیت\nو تهذیب مسلمانان باعلیٰ درجۀ سلّم ترقی رسیده نیکودانستم\nکه چکامه در سپاس ذات خجسته صفات آن خدیو مهراثر بتوآ[؟]\nتا از جملۀ سپاسداران و شکرگذاران آن درگاه عالم پناه\nمحسوب شده نیز سر مشق دیگران گردد وی ہٰذا\n\nدی بہنگام سحر آمدم از ره دلگذا\nحلقه بر در زد و بر بود زمن هوش وقرا\n\nآشنا بانگ چو بشنید دل از جا بجنید\nبپرید از من و رفت از خود و پیچید چو ما\n\nمن بحیرت که بدینوقت چه بانگت ابدا\nاین نه هنگام نمازست نه هنگام قما\n\nنی خروس از اثر صبح به بانگست هنوز\nنه موذن پی اظهار نمازش تند کا\n\nنی ز بتخانه صدائی نه ز مسجد بانگی\nنه ز زاہد اثری نی خبری از خما\n\nنی برون چہچھۀ بلبل گلستان چمن\nنه که از قہقہۀ کبک خبر در کہسا\n\nنی مراکس بسفر ہست که آید ز سفر\nنه که اندر وطنم کس که فرستد سر آ\n\nنی فقیہم که در اینوقت بیایند عوام\nبضرورت پی حل سوال دشوا\n\nنی طبیبم که مریضی آید و فریاد کند\nگاه از درد سر و گه ز شکم از دل نا\n\nنی که در خانه من پیچو رصد بسته شده ا\nکه منجم پی تشخیص نجوم آرد با"}
{"book": "adl0006", "page": 25, "text": "۲۲\nنی منم شحنه که آید عسس اینوقت بَدا\nکه فلان جردو فلان دو فلان ج دبدَا\nنی منم حاکم و نی ضابط و نی شاه و وزیر\nکاز پی ملک بیایند مرا در در با\nنی که از نوکری شاه مرا بهره بود\nکه پی خدمتم آیند بدر از سر کا\nنی از آن صوفی صافم که درین وقت میر\nاز پی آب دعانذر بسیار و در کا\nالغرض غوص نمودم پی تفتیش که کیت\nاندر این وقت بدریک نگشتم اظها\nنرم نرم آخرش از جای شدم جانبی\nاندک اندک قدم آهسته نهادم بهوا\nبانک دادم که بدرکیت جواب آمددو\nچند تعویق کنی در بکشا هوش بدا\nبکشودم در و دیدم رخش ماه تمام\nنعمتی تازه شد از حضرت حقم ایشا\nای فرو ریخته از زلف سیاهش ظلت\nهی تشق برزده از روی منیرش نوآ\nآنچنان محوشدم در رخ آن ماه مفت\nکه بنشناختم از پا سرو سر از دیوا\nچشم بگشودم و گفتم که توئی مقصودن\nچشم مالیدم و گفتم که توئی ایدلدا\nچندچشم نعمت چندنشینم بفراق\nچند نالم بخیال تو جفاکار نگار\nچند در هجر تو از دیده ببارم سیلا\nچند در ذکر تو کردم بجهان خوار چو خا\nچند در فرقت تو مویه کنم شام وسحر\nچند در فکرت تو ناله کشم از دل زاا\nخون دل چند خورم لخت جگر چند مکی\nطشتک صبر من از بام نگون شد یکیا"}
{"book": "adl0006", "page": 26, "text": "۲۳\nشام من بافته از موی دو زلف تو دو چیز روز من چهره خود شسته مدام اندر تار\nتن شدم نال بلا چند کنی جور و جفا دل شدم آب بلا چند شوم زار و نزار\nرنگ من بین که زند طعنه بر برگ خزان چشم من بین که کند خنده برابر بهار\nبین که شامم شده چون تار دو گیسوی دراز بین که روزم شده چون تار سر زلف تو تار\nبین که از جور فلک بدر و حیرانم بنگر از ظلم زمان خوار شدم در انظار\nنیست این رخ که تو داری که بلائی عجبیست نیست این بر که تو داری که بهشتیست دو مار\nنه مرا تاب توان مانده و نه تاب فرقت نی مرا روح روان مانده و نه تا بگفتار\nچشم در راه تو تا چند نشینم در راه پا بدنبال تو تا چند دوم در بازار\nاز ره ضعف تنم طعنه زند بر مجنون وزره شوق دلم خنده کند بر گلزار\nدلم از رنج فراق تو ز خون مالامال میکشد ناله چو در فصل خزان بلبل زار\nاخترم جای گرفته ست بنحس اکبر طالعم جای گزیده است ببرج ادبار\nباخت نرداد فلک باز بمن در معکوس ریخت نقاش قضا باز بمن رنگ ایار\nنی مرا پنجه که پیچم بقدر گاه ستیز نه مرا قوه که گیرم بقضای سر و کار\nنی درین مصر مرا ماه عزیزی در بر نی در این ملک مرا یار و ندیم و غمخوار\nعاقبت گفت مرا زیر لب از خنده ناز که چنین است بلا رسم بتان عیار"}
{"book": "adl0006", "page": 27, "text": "۲۴\nشکوه تا چند کنی خیز زجا چشم بمال ناله تا چند زنی صبر نما هوش بدار\nشکوه کردن دلدار نه پاس ادبست ناله کردن بر معشوق نه چیزیست بکار\nاخرت بسته برون نیک نظر کن بزوال طالعت کرده بکان مراد اسعد الابرار\nنیست جائی که کنی شکوه گراز گردون نیست وقتی که زنی داد ز چرخ کج کار\nنیر اعظمی از دایره قطب کمال شرف شمس کمال سخنی در معیار\nهیچ نبدی تو با قلیم فصاحت همتا شکوه ہا میکنی از اختر خود در همہ کار\nخسرو دهری تا چند کنی شکوه دهر ست شیرینی نطق تو عیان گفتار\nدشت آن کلک گهر ریز و ز ظلمات دوات چون سکندر پی تسخیر بر قتاب بر آر\nزن رقم مدحت شاهنشه والا گوهر آنکه در وصف مدیح است و را حقد ار\nخسرو نامی مبین حضرت عبد الرحمن خان اعظم شه والاشه و خذ تباد\nبود ہموارہ در اسلام فرید ی انا کشته امروزه در اسلام خدیو سالار\nآن امری که بود همتش از قان پیش و ان بشیری که بود مرتبه اش عرش مدار\nآن پیری که بود معنی آیات علوم و آن خدیوی که بود داد گر و داد گذار\nآن کریمی که بخو دست چو حاتم در دهر و آن حکیمی که بعقل است فلاطون زمان\nانکہ از عدالت شیر آهو در رم وانگه از مکرمتش ابر کند شرم ز بار"}
{"book": "adl0006", "page": 28, "text": "۲۵\nانکه در فر و شکوه است سکندر دربان وانکه در عزّت و جاه است سلیمان دربان\nانکه صد یوسف مصری بحسن است خجل وانکه صد رستم دستان بدیش زبون\nآفتاب حمل ماه اسد زهره جدی آبروی شرف عقل و لقمان ذکا\nصاحب سیف و قلم شیر سکندر شوکت منبع جود و کرم میر فریدون رفتار\nانکه باشد همه خلق زعدلش آرام وانکه باشد همه ملک ز نظمش تقرا\nانکه در فضل و هنر است بدور ان یکتا وانکه در جود و کرم است چو ابر پر بار\nانکه میکه اگر دست فشاند بکرم ابر بحسرت خود گرید کند سیل فنهار\nانکه در عقل بود ثانی فخر رازی وانکه در فضل نبود تالی طوسی بشمار\nوانکه تدبیر امور ار که زوی یاد کنند می سزد جمله مدیران جهان را کردار\nحزم را کوه و برزم است چو بیراوژن عزم را باد و ببزم است چو شیر سالار\nاست از روی نسب سلسله اش فخر زمان خوان تو تاریخ سلاطین بفکر صل و تبار\nلایق وصف سزاوار مدیح اوست بدر قابل تاج و سزاوار نگین است و بیا\nآن کریمست بر عدل که از شوکت و جاه خادمانش همه از چرخ بگیرند قرار\nانکه در مرتبه جمشید و را چون دربان وانکه در عدل بدرگاهش کسری سرکار\nوقت جودش همه خلق شر و سخن قوت گاه عدلش نکند پشه بر فیل ضرار"}
{"book": "adl0006", "page": 29, "text": "۲۶\n\nدشمن از قوت نیروش بپچید در هم\nکوه از قدرت بازوش غبار آرد با\n\nهست در فهم و فراست چو غفیری بین\nگشته در عقل و فطانت چو ارسطو حیا\n\nدر شبانخو ویش حبل بشاهان قدیم\nدر نسب سلاله اش ختم بنعم الابرار\n\nپیش مهرش دو خور هر دو چو روز قمتام\nنزد چهرش دو جهان بغز به چیزیست ابکار\n\nدر کرم حاتم و در دانش و فهم وحید\nدر سخن ثابت و در عقل چو ابن عمار\n\nدر که رزم چو بحریست که جوشد در هم\nدر که خرم چو کوهیکه نجبند ز وقار\n\nعقل وی مرغقول است و و شد برجشه\nعلم او فخر علوم است که باشد معیار\n\nهر که در حصن حصینش رو از عجز و نیا\nشود از جملهٔ آفات دو گیتی بکنار\n\nاز ره علم دوستی که جبلی است و را\nگنجها صرف نموده بکتاب اخبار\n\nمیهم از فرط کرم باز کند مدرسه\nبعلومیکه رواج آمده و یرا بازار\n\nقدر دان است ز فضل و هنر انسان سرس\nیادگاریت ز شاهان سلاطین کبار\n\nچونکه که شدم از گفتهٔ آنشوخ سخن\nجستم از جای که مداحی شه سازم کار\n\nبرگرفتم ورقی کاغذ در افکاری بکر\nدر نوشتم پی توصیف شه ایند اشعار\n\nشکر لله که زالطاف خدای دادار\nکابل از همت شاهانه شه شد گلزار"}
{"book": "adl0006", "page": 30, "text": "۲۷\nپاکی و روشنی رونق وی شد افزون صافی و نرمیش خنده کند بر مصدا\nرشک پاریس صفاهان شد از ین شهر قدیم غیرت لندن و کلکته و مصر و خلان\nشام او کویش از فرط لطافت شکل روم از خوانش از روی نزاکت شوا\nآری اینگونه مقام است بشاهان لایق که گذارند بد و جبهه امیران کبا\nعنقریب ست که از هشت این شاہ عطوف رشک یونان شود از علم و عمل آخر کا\nآفرین بر کرم و سمتت ای میرکریم که جهان شد ز وجود تو دگر کوهر با\nنیست این شیوه شیوا همه کس را قابل جز وجود تو که در علم و عمل شهره شها\nدر صف جنگ علی درتی چور و با ضعیف در گه رزم محبان تو چون شیر شکا\nپایه معدلتت چرخ و فلک را تسکین سایه منزلتت مهر درخشان ابا\nشد وجود تو بکیتی ز همه خلق فرید گشته شخص تو بدنیا بخلایق دا\nمرحبا باد براین فکرت ای مرد تمام آفرین باد بر این سمت ای کوه وقا\nنوع انسان شد از شخص تو علیش مسرور همه در مدح و ثنایت صغار و زکبا\nسرکشانی که در آن ملک ده ای بودند در شهنشاهی شخص تو ندارند انکا\nجمله ارباب سیاست متحیران کشتند بیقین نظم و نسق را بکف تست مها\nکر ز حکم تو بتابد سر خود را پس خادمانت بکاهی بکشندش بدرا"}
{"book": "adl0006", "page": 31, "text": "۲۸\nتو ارسطو و ترا خطه به از یونان تو عزیز می ترا مصر بود به ز امصا\nدر که عزم چو با دو بکه بزم اسیر به که خرم چو کوه و بکه رزم شر آ\nدر صف جنگ چپ و راست اعداد عدا جمله سطوت شاهانه بکر دو مردا\nملک الموت نساز د نظر چپ بکسی که تو از مهر و کرم داده مر او را زنها\nبجز ارواح مکرم که خدا داده بند کس ندیده ز سلاطین چو تو شاهی پیدا\nچون در اسلام تو شاه آمدی از روی یقین بار دیگر بجهان سبحه بگوید زنار\nکر عدو ز شجاعت بکند کوه رجا پیش تیغ کج تو است چو کاه پر وا\nبس بگر قدمی چونکه نشستی بتخت از میان مرارفت کدورت و غبا\nکس نخوانده است ترا سبزه و من میخوانم ز آنکه در جود و کرم کار گذشت از بدا\nچون بیاچه قلم وصف ترا گر د همی از ره شوق بین جامه شدم گوهر با\nکر ز اکرام قبول اوفتد این چامه نغز کرد دو فکر غم و غصه دوران هموا\nثاقب آمد نجد ا قابل این گوهر نظم ور نه هر کس نتوان گفت چنین انشگا\nگرچه از مرکز قرب تو بدور اوفتادم باز شکرست که شد دور می چون پکا\nپادشاها ز خدا آرزویم است مدام که مرا ز کرم خویش نجوشیم مکند\nختم سازم سخن و لب بگشایم بدعا تا که آوازه آمین بشنوم از اخیا"}
{"book": "adl0006", "page": 32, "text": "۲۹\nتا زمین چرخ زند کرد عروس انجم\nچرخ بر گردش انگشت تو گیر دادوا\nدشمنانت همه یابند خمار از تف تیغ\nدوستانت همه از نشئه عزت سرشار\nمقصد\nدر فواید و منافع تربیت کرم پیله و اثبات توافق آب و هوای\nافغانستان در تربیت وی\nارباب بصیرت را پوشیده نیست که امروزه بهترین اسباب\nتجارت و ثروت و مکنت ملک و نیکوترین ترقی و رفاه ملت\nاشاعت و رواج امتعه آن ملک است در ممالک خارجه بطریقتی\nخوب اسلوبی مرغوب و این امر نیز مبرهن است که آب و هوای\nافغانستان اگر مربی کامل با اطلاع باشد قابل است بجهت\nتربیت غالب اجناسیکه در ممالک اروپا یا سایر سردسیرات آسیا\nبعمل می آید در آن سرزمین نیز مهیا گردد خصوصا وقتیکه ملاحظه\nاتفاق و یگانگی آب و هوای ویرا با ایران کنیم یقین کلی حاصل توانیم کرد\nکه چنانچه ابریشم ایران از قسم اعلای متاع رشیمی دنیا محسوب است\nاگر در ممالک فسیح الفضای افغانستان تربیت کرم پیله را از روی"}
{"book": "adl0006", "page": 33, "text": "۳۰\n\nعلم و دانش نمایند محصول وی بهترین محصولات ابریشمی خواهد بود—\nچرا که نیکوترین اقسام ابریشم آن است که تربیت کرمش از برگ\nدرخت شاہتوت شود اگرچه قسم اعلای تخم نیز دخیل در حسن\nوی است لی چون آب و هوای آن صوب کلیته موضوع است بجهت غرس\nدرخت شاهتوت — لهذا اگر ممالک افغانستان\nاز روی علم و دانش کوشش در این فن نموده قسم اعلای تخم را\nنیز دستیاب نمایند دور نیست محصول ابریشمی از ایران هم بهتر\nشود— زیراکه اهالی ایران از سالهای دراز است که فن تربیت\nکرم پیله را از روی تجربه آبائی خویش بلا تعلیم و تعلم داشته ابداً\nویرا بواسطه عدم کتب این فن ترقی نداده اند — پس اگر افغانستان\nاز روی علم و عمل و تجربه ماهرین این فن کوشش نمایند بلا شبهه\nترقی شان افزون خواهد کردید — نکات عملیه علم را گاهی استنبطاً\nو اجتهاد توان نمود که در آن فن کتب متعدده موجود باشد—\nتاکنون بزبان فارسی در این فن عظیم المنفعة وكثیر الفواید کتابی از\nنظرهم نگذشته و حالانکه اگر بدیده بصیرت نظر اندازیم در تجارت"}
{"book": "adl0006", "page": 34, "text": "۳۱\nملک و منفعت ملت نیکوتر از این فن شریف فنی بنظر خواهیم آورد-\nمتاع ابریشم متاعی است که امروزه در هر ملک و ملت بهیچشی همدیگر\nشایع و رواجش در ابنای جنس باشد ضرورت رسیده در مملکتی که تربیت\nاین متاع نشود یا نتوانند تربیت کرد خواه بواسطهٔ عدم موافقت\nآب و هوا یا جهل و نادانی باشندگان اهالی آن ملک را نقصانی\nعظیم که کمتر از امتعۀ مملکت جلوی را تواند بست- بدینمعنی که مصار\nتربیت این متاع از سایر امتعه کم و اراضی مجبوئه وی یکدفعه\nاز کار نمی افتد و سایر حبوبات را نیز ممکن است از آن زمین داشتن\nعلاوه بر اینکه تنه و برگ درخت شاهتوت خود بنقسه محصولی\nبرابر حاصل یک فصل بلکه زاید - زمینیکه درخت شاهتوت ترتیب\nشود از روی سر شمار که هر درختی را دو ذرع زمین بر لب جدول\nآب محسوب داریم و از وی تربیت کرم پیله کرد د از یک درخت\nکه دو ذرع زمین را بحیطهٔ خویش آورده از پنج قران یا دو روپیهٔ\nهند منفعت وی را کمتر تصوّر نمیتوان کرد در زراعات دیگر از روی\nسر شمار ذرع اراضی این مبلغ را عاید نتوان کرد- تشریح این"}
{"book": "adl0006", "page": 35, "text": "۳۲\nمقولات چون ذکرش بطریق واضح در کتاب خواهد آمد اظهارش را\nزیاده براین در اینموقع خالی از حشو ندانستم . فن مذافنی است\nکه تجارت ملک بدو محکم و ثروت ملّت از وی مستحکم میگردد .\nو باندک کوششی مملکت را مستغنی و ملّت را بی نیاز میدارد . اگر\nویرا رکن تجارت و مایه ثروتش گوئیم سزرا واگر علّت استغنا و\nمایه مکنتش خوانیم رواست . پادشاهان را خزینه امرا را دفینه فقرا را\nاسباب ماکل و مشربست . این فنّ مبارک در هر ملّتی که بدرجه\nکامل از روی علم و دانش شیوع یافت علم ابهّت و ثروت\nوغنارا در پیرامن آن امّت بلند نمود بزرگترین فنونیکه مدّت\nتربیتیش قلیل و زحمتش کم و منافعش کثیر باشد جز او نتوان یافت\nاوست علمی که باندک توجّه و تجربه و کوشش با علی درجه تعلیمش\nهر برنا و پیر تواند رسید . اوست تجارتیکه از بد و پیدایشش آوازه\nنقصان را نشنیده و اوست متاعیکه تا کنون در هیچ بازاری روی\nکسادی را ندیده . اگر اکسیر اعظم وکبریت احمرش خوانیم نازیبا\nنخوانده باشیم واکر سیم دست افشار و شاخ زرنگارش کوئیم"}
{"book": "adl0006", "page": 36, "text": "۳۳\nنار و انگفته باشیم- متاعی است که خریدارانش را بصفتی خاص\nتخصیص نتوانیم داد. و جنسی است که مرور زمان معدومش نتواند کرد\nزکیمیای تجارت نشان نجوید کس + اگر ز دایره این عمل کناره کشد-\nدر حقیقت حقیقت تعریف این علم و کثرت فواید و منافع این فن را\nدر ملک و ملت چنانچه باید و شاید از ید قدرت تحریر و تقریر\nبیرون یافتم جز اینکه بدین تعریف اکتفا نمایم- آفتاب آمد دلیل\nآفتاب- در این زمان که مملکت افغانستان دو اسپه بمیدان\nترقی تاخته و میتازد و این خاکسار بواسطه بعد المشرقین از فیض\nدیگر خدمات محرومم نیکو دانستم که نظر بحق نمک دیرینه و حقوق\nمولای حقیقی رساله مبارکه ہذا را موسوم بہ اکسیر التجاره در فن\nتربیت کرم پیله ترتیب داده و طبع نموده از پیشگاه حضور با ہر النور\nگذرانیده باشم - چون در افغانستان مقام تصنیف این\nفن خالی و موقع و محل هم مناسب ضرورت ملت نیز میباشد\nامید است که عموم رعایای حضرت شهریاری ادام الله دولته\nاز این اکسیر تجارت سودمند گشته موجب ترویج و اشاعت"}
{"book": "adl0006", "page": 37, "text": "۳۴\nکلیه این فن گردد ـ اگر چه قدر دانی و حق شناسی اینگونه تصنیفات\nدر مملکت افغانستان منحصر بذات خجسته صفات همایونی است\nولی بمفاد النّاس علی دین ملوکهم چون حضرت خدیوی توجه خاطر\nعاطر اندک بطرف اینگونه امور شود ـ خیالات تمام رعایا نیز\nبسوی وی منصرف خواهد گردید ـ رساله مبارکه هٰذا را مرتب\nنمودم بچهار باب و فصول و دو مقاله نستعین الله با تمامه ـ\nیارب ز چشم شور حسودان نگاهدار :: نخلیکه من بخون جگر پروریده‌ام\nو به نستعین\nباب اوّل در شناختن اقسام تخم و اشکال تعارضۀ کرم پیله\nفصل (۱) در شناختن تخم\nتخم ابریشم که عبارت از بیضۀ کرم پیله میباشد ـ اصالتاً منقسم\nبچند قسم و عارضتاً متغیّر بچند لون میگردد ـ عموماً این تخم\nکروی الهیولا یعنی مدوّر و مسطّح شبیه به تخم شلغم است ـ و در بزرگی\nو کوچکی منقسم بچند قسم که کوچکتر از همه اقسام وی چون دانۀ خشخاش"}
{"book": "adl0006", "page": 38, "text": "۳۵\nتازه و بزرگش قریب یا کوچکتر از خردل ست. چنانچه پس از تجربه\nو امتحان معلوم نموده اند که شش مثقال از قسم کوچک تخم کرم پیله\nکه غالباً ژاپونی اش میخوانند پنجاه هزار عدد هست و این قسم تخم\nدر سالی چند مرتبه محصول داده تخم پاشی میکند - درجه متوسط وی\nدر بزرگی که پیشتر از کرم سیرت چین و سالی یک مرتبه حاصل داده\nو نیز یکمرتب تخم پاشی میکند و اصالتاً رنگش مایل بزردی است\nشش مثقالش عبارت از سی و هفت هزار و پانصد دانه میباشد-\nقسم اعلیٰ که بزرگتر از همه اقسام و رنگش بالذّات کبود و در عموم سردسیر\nمثل اروپا و ایران و سرحدّات چین زیاد مستعمل و تربیت میکنند\nو او نیز اصلش از سردسیرات چین بوده است شش مثقالش\nاز روی عدد سی الی سی و پنجهزار شمرده شده -\nفصل (ب) حالاتیکه در زمانه تربیت تخم پیله در عموم اقسام تخم پیدا میشود\nپس از آنیکه کرم تخم پاشد عموماً زرد رنگ است ولی بعد از منعقد\nو اندک منجمد شدن مایه حیاتی در وی لونش تمایل بخاکی بعدها\nمتغیر بشیر قرابه و سپس بادنجانی آخر الامر رنگش سبز سیر میگردد"}
{"book": "adl0006", "page": 39, "text": "۳۶\nو هر قدر مدت بیرون آمدن کرم از بیضه نزدیکتر شود رنگش سیرتر\nآخر مایل بخاکستری و سیاهی خواهد شد ـ کاهیکه متغیر بسبزی شود\nدر پوست ظاهر تخم خشونت پیدا شده دندانه طور کوچکی در وی پدیدار\nگشته لزوجت و چسپندگی چون لعاب دهن زنبور عسل یا جـت تازه درخت\nآلوچه و زردآلو در وی هویدا خواهد گردید ـ بواسطه همان لزوجت\nو چسپندگی است که کرم بهر جا تخم پاشد در همان مقام میچسپد ـ\nغالب تخمپاشی کرم پیله بحالت پرواز است که در گوشه های\nطاقچه و زاویه های اوطاق بعمل می آید ـ و در هر تخم خال سیاهی\nشبیه بمنفذ کوچکی است که بذریعه لزوجت لعاب مسدود\nمیباشد ـ چون تربیت تخم کرم پیله کامل گردد و در تخم روح حیاتی\nقوت گیرد اندک اندک کرم دست و پا نموده بقوت جسم و\nدندان اطراف همان منفذ که شبیه بخال سیاه است خراشیده\nاز پوست بیرون می آید و این حالات مذکوره در کلیه اقسام\nتخم کرم پیله روی خواهد داد اعم از اینکه از قسم کوچک ژاپونی یا\nمتوسط و بزرگ چیناوی بـا شــد ـ"}
{"book": "adl0006", "page": 40, "text": "۳۷\nفصل (ت) در طریقه و اصول نگاهداری تخم پیله در غیر موسم\nیکی از جمله نکات لازمه این فن آن است که جمله تخمها ئیکه بجهت تربیت\nپیله معین داشته متفقاً در یک زمان از پوست بیرون آمده باشد\nچنانچه ملاحظه این فاصله و مدت نشود بعضی از تخم رسیده و بعضی نارس\nخواهد بود - و اگر فاصله تخمپاشی زاید بر بیست و چهار ساعت باشد\nبلاشبهه در عمل نقص پیدا شده کرمهائیکه اخیر از تخم بیرون آیند\nبیک درجه بیکار بلکه مایه افساد بقایای کرم خواهد گردید چرا که در یک\nغربال که بعضی کرم رسیده و بعضی نارس باشد دو قسم تربیت\nضرور دارد و این امر مشکل بلکه غیر ممکن است - پس اساتذه این\nفن بجهت حفظ این مقام حکمتی بکار برده تخمها ئیکه کرمهای پیله در یک\nزمان واحد پاشند علیحده علیحده در یکجا جمع داشته گاه تربیت\nتخمهای زمان واحد را در غربالی خاص تربیت مینمایند تا بدون\nدغدغه خاطر در زمان واحد تمامی تخمها سر از پوست بیرون آرد\nو طریقه نگاهداشتن تخم تا موسم تربیت کرم عامل باید خیلی دقت\nکند تا در غیر فصل از پوست بیرون نیاید - زیرا که اوطاق نگاهداری"}
{"book": "adl0006", "page": 41, "text": "۳۸\nتخم با ندک برودت و حرارت غیر معمول موجب خرابی تخم گردیده\nدر غیر موسم روح حیاتی تخم را هیجان داده کرم از پوست بیرون\nخواهد آمد - پس بهترین طریقه نگاهداریش آن است که تخمهای جمع شده\nدر یک زمان را در جعبه کوچک چوبی منفذ دار بطریقیکه تخمها\nچندان روی هم ریخته و سوار نباشد گذارده جعبه مذکور را در سردآب\nیا مقامیکه خشکی و سردیش کم از سرداب نباشد نهاده پس از\nگذشتن زمستان بجهت تربیت از سرداب بیرون آورده در\nاوطاق هواداریکه گرمیش از روی پیمانه (فرنهایت) هفتاد\nو پنج درجه باشد پارچه سفیدی روی غربال پهن نموده تخمها را\nبا فاصله بر روی پارچه سفید غربال چیده باشند و نیز حفّاظت\nتخم از آفتاب و هوای بسیار خشک لازم است - در زمانۀ تربیت\nتخم کرم پیله چنانچه هوای اوطاق زاید از حد اعتدال این فن خشک\nباشد باید اطراف و جوانب اوطاق را آب پاشی کرده تا بذریعۀ\nرطوبت عارضه هوای اوطاق مذکور معتدل و اندک نمناک شود\nدیگر آنکه حفاظت تخم از عموم اقسام موش و مورچه و سوسک آرزده"}
{"book": "adl0006", "page": 42, "text": "۳۹\nو غیره از حیوانات مخرّب غلّات و حبوبات لازم که این حیوانات\nچون پی بوی برند اثاری از تخم نگذارند - و در ایام زمستان\nاگر هوا از اعتدال موسمی گرم تر گردد و موسم تربیت کرم پیله\nنرسیده باشد - ضرور است که باسباب خارجه برودت در\nاوطاقیکه مقام و جایگاه نگاهداری تخم قرار داده اند رسانند تا کرمی\nحرارت عارضه غیر موسم فرقی در برودت آن اوطاق نیاورد\nهمواره بیکدرجه برودت مستقیم باشد - و نیز مربّی تخم پیله را تصوّر\nو تفکّر در این امر ضرور افتد که اوطاق یا مقا میکه بجهت نگاهداری\nو حفاظت تخم معیّن نموده هوای شبانه روزش بیکدرجه باشد -\nچرا که اگر شبش از روز سرد تر گردد بواسطۀ تبدّل حرارت یومیّه\nو تغییر برودت لیلیّه تلوّن در تخم پیدا شده - غیر موسم\nمستعد کمال گردیده کرمها در عرصۀ دو سه هفته از پوست\nبیرون آمده نابود خواهند شد - و اگر تخم را در مقام یا اوطاقیکه\nهوایش مناسب تربیت تخم باشد گذارند پس از پنج شش یوم\nمادّۀ حیاتی تخم بهیجان آمده باعث تنفّس و خرابی تخم خواهد گردید"}
{"book": "adl0006", "page": 43, "text": "عاملین فنّ ہٰذا را دقّت و ملاحظۂ این امر نیز از واجبات است که\nپس از تخم‌پاشی کرم و جمع نمودن تخم فوری تخمها را در هوای سرد\nنبرده پرورش نمایند که موجب نقصان کلّی بلکه باعث خرابی\nو نابودی تخم خواهد گردید. کرم چون تخم‌پاشی کند مادّهٔ حیاتیّش که\nگرما گرم از کرم پاشیده شده بَیْکدرجه حیات و تنفّس دارد و نیز\nبواسطهٔ لطافت ذاتی و گرمی عارضی پوست تخم را قوّت سنخ جذب\nو سرایت هوا نیست لہٰذا بسیار سریع الحسّ و سہل الجذب اندک هوای سرد\nو کرم متاثّر شده خود نیز چون بواسطهٔ لطافت ذاتی مستعد جذب\nہواست جذب ہوا نموده مورث خرابی تخم میگردد. این است که\nپس از تخم‌پاشی کرم رنگش زعفرانی و در عرصهٔ قلیل که ہوا بروی\nاثر کرد مبدّل ببادنجانی میگردد. پس زیبا چنان است که بذریعهٔ\nرساندن هوای سرد تخم حسّ تنفّس ویرانگرفته بحالت طبیعی\nخودش گذارند تا پس از سه چهار هفته نرم نرم ہوا در وی اثر کرد\nحسّ تنفّسش کم شده بذاته براحت اوفتد بلی چنانچه در ایّام\nراحت ہوای سرد بدور رسانند مفید خواهد اوفتاد. بلکه آنموقع"}
{"book": "adl0006", "page": 44, "text": "۴۱\nهوای سرد رساندن بجهت مادۀ حیاتی که درون تخم است لازم اوفتد\nولی مقدار برودت را در هر حال از دست نباید داد - وحدّ برودت\nوی بطریقیکه اهالی اروپالا زم دانسته اند از روی پیمانۀ فهرنهایت\nسی و دو الی چهل درجه است. کاهیکه تخم بدین دستور و اصول مدّت\nمعینۀ خود را بسر برد تربیت مادۀ حیاتی درون وی بنیکوئی شده\nاز خرابی و آفات برکنار مانده موجب منفعت کلّیۀ عامل خواهد گردید\nواکر در نگاهداری و تربیت تخم کمی یا نقص و ناتمامی روی دهد باعث\nنقصان کلی عامل خواهد شد.\nفصل (ث) در صور مختلفه که بکرم پیله در مدّت تربیت وی\nعارض می شود-\nهر کرمیکه تربیتش از برک درخت شاهتوت شوم اعم از اینکه از قسم\nکوچک یا متوسّط و بزرگ باشد از ابتدای بیرون آمدن از تخم\nتا غایت تخم پاشی که کم از سی و زاید از چهل روز نمی شود چهار حالت\nو صورت را تبدیل خواهد نمود - اوّل حالت تخمی است یعنی آن\nحالتی است که تخم پوست انداخته خود را از هیولای تخمیت بصورت"}
{"book": "adl0006", "page": 45, "text": "۴۲\nکرسیت تبدیل مینماید و این صورت و حالت را باصطلاح عاملین\nاین فن در ممالک انگلستان ایگ (صورت تخمییت) میخوانند -\nدوم صورتی است که پس از حرکت نمودن کرم هویدا شده تا زمانیکه\nبال بیرون آوردیعنی آن حالتیکه باکرم زمینی در صورت و رفتار\nمشی فرق ندارد - و بذریعۀ پاهای شکم خود بر زمین کشان کشان\nمشی میکند و بدین حالت غالباً از شش تا ده یوم میماند -\nو این شکل و حالت را بزبان انگریزی لاروا (هیولای کرسیت) میگویند\nسوم پس ازآنی است که اندک اندک از هیولای کرسیت رجوع بهیکل\nخنجیت نماید - و آنوقتی است که اندک پر وبال کشوده بالسّویۀ قوّت\nحرکت خویش را ببال و پا وحرکت جسم مینماید - ولی نه چون زنبور و\nپروانه که ابداً دست و پای خود را دخیل در پرواز وحرکت نکند - بلکه\nچون خنخ که اندک بذریعۀ دست و پا و قدری بذریعۀ شکم و برخی\nنیز بقوّت بال حرکت و پرواز مینماید - این صورت را در انگریزی\nکرایسلس (حالت خنجیّت) مینامند کرم پیله در این حالت نیز\nاز دوازده الی پانزده یوم مقیّد میماند -"}
{"book": "adl0006", "page": 46, "text": "۴۳\nچهارم ـ انصورتی است که تمام قوّت مشی را از پا و پرواز را از بال\nقرار دهد چون پروانه و زرزره ـ این حالت کمال کرم پیله است\nدر بزرگی و شکل هیولا ـ و پس از این صورت نرم نرم حالت گرفتگی\nو سنگینی دروی نمودار شده ـ کم کم خوراک را کم کرده تا یکدفعه ترک\nمیگوید ـ آن زمانی است که نخهای ابریشم از لعاب دهن وی ظاهر\nگشته فضلهٔ زیادی دفع کرده رنگش صاف و شفاف میگردد ـ\nدر همان ایّام شروع بساختن پیله میکند ـ و این صورت را\nبانگریزی زبان مات (کرم کامل) میگویند ـ و این حالت\nاز پنج الی هفت یوم لاحق میشود ـ\nفصل (ج) در حالاتیکه خاصهٔ کرم کوچک از قسم ژاپونی است ـ\nکرم کوچک که از تخم ژاپونی بعمل می‌آید از ابتدای تربیتش یعنے\nزمانیکه از تخم بیرون آید تا غایت راحتش یعنی وقت پوست\nانداختن که سی الی چهل روز است بابتلای بچهار عارضه می شودـ\nبعبارت اُخریٰ چهار تغییر صوری در پنج زمان در او هویدا خواهد شد\nتغییرات صوری وی باندک تفاوتی همان تغییراتی است که"}
{"book": "adl0006", "page": 47, "text": "در اقسام کرم بزرگیکه چیناوی و تربتیش از درخت شاهتوت میشود و\nما در فصل ۳ ذکر نموده ایم میباشد - مگر اینکه زمانه این تغییرات را\nاختلاف است -\nزمانهٔ اوّل - وقتی است که از تخم کرم بیرون آید تا پنج شش یوم که\nیک دو روزش بحالت طبیعی بلا تغییر صوری میماند- دوّم حالتیست\nکه از روز ششم الی دهم یازدهم در او پیدا میشود و از آن هیولای\nاولی صعود کرده بهیکل ثانی یکدو روز نیز مستقیم میماند - سوّم از انتهای\nحالت دوّم است تا پنج روز که کرم شکل خویش را دگرگون کرده باز یکدوز\nبدان حالت باقی ماند - چهارم از شانزدهم هشتم شروع بتبدیلی\nصورت کرده تا بیست و یکم و پنجم که مجدداً نیز یکدو روزی بیک شکل هوید است\nپنجم زمانی است که تغییر صوری را از حالت کرمیت بهیولای خنجیست میدهد\nکه بزبان انگریزی کرالیسلس میگویند - و این صورت از هفت الی\nیازده روز انجام میپذیرد - باصطلاح اهل این فن این تغییرات\nکرم را عارضه و مرض میخوانند - چرا که در تغییر هر حالت کرم بحالت\nدیگر یکدو روز کرم را گرفتگی و ثقالت پیدا شده از خوراک می افتد"}
{"book": "adl0006", "page": 48, "text": "۴۵\nو زمانه این تغییر حالات در کرم بواسطه آب و هوا و تفاوت اقسام\nتخم اختلاف پیدا شده کم و بیش میشود. اینست که مدت این تغییر\nرا بلا تخصیص زمان معین لقسمی خاص ننموده بذکر سی الی چهل یوم\nاکتفا نمودیم.\nفصل (ح) در اموریکه از ابتدای بیرون آمدن کرم پیله از\nتخم تا ساختن پیله سر میزند\nچون کرم پیله از تخم بیرون آید تا دو سه روز چیز نمیخورد. و پائیکه\nدر جلو شکم واقع است خود را گرفته سر تا کمر را بلند نموده اندک حرکت\nمیکند. و این پاهای وی میانه شکن های شکمش پوشیده است -\nاگر بدقت ملاحظه شود داغ سیاهی شبیه خال بشکل مثلث مقابل\nشکن و چین اولش از طرف سر نمودار خواهد گشت - و غالباً اگر بدو بین\nملاحظه شود در انوقت کرم بدان کوچکی دارای هشت نه شکن\nو چینی است که مثل خاب مخمل یا ماهوت بروی هم خوابیده - و این\nزمانی است که سر کرم پیله از حبش ظاهر شده اندک ستانتی\nدر بدن وی پیدا می شود. بعد از اینکه دفع عوارض مختلفه و تغییر"}
{"book": "adl0006", "page": 49, "text": "۴۶\nحالات متنوعه کرم بطریقیکه ذکرش در فصول سابقه رفت که دید\nکرم تبدیل پوست میکند یعنی جلد یکه از ابتدای بیرون آمدن کرم از تخم\nداشته بود از سر تا پا می اندازد - پس آنگاه چند صباحی خود را گرفته\nترک طعام گفته بخواب میرود - این ایام را ایّام راحت کرم میگویند\nعلاوه بر مفاید دیگر این استراحت سبب قوّت و موجب رشد\nو بزرگی و باعث کثرت خوراک کرم میگردد - پس آنگاه که کرم\nاز آن سنگینی و کرفتگی از خواب بخود آید قوّت حرکت و پروازش\nنسبت به سابق خیلی زیاد شده از غربالهای خود در اطراف و طاف\nبحركت و پرواز آمده در تلاش طعام بر می آید - و آن زمانی است\nکه هر قدر برگ پیش آنان ریخته شود در خوردن دریغ نخواهند داشت\nدر اینوقت کثرت خوراک آنانرا ضرر نرساند - قبل از پوست\nانداختن و راحت کردن تخمیناً هر کرمی زاید از وزن خود خوراک\nنمی خورد مگر پس از عوارض و تغییر حالات اربعه کرم که علت\nپوست انداختن و بخواب رفتن و قوّت یافتن اوست\nغالباً هر کرمی برابر چهار وزن خود را برگ میخورد - و هر قدر کرم را"}
{"book": "adl0006", "page": 50, "text": "۴۷\nایام ساختن پیله نزدیک شود خوراکش نزاید گردد تا انکه بقامت\nو هیکل اصلی خود رسیده انوقت متانت و ثقالتی جدید در او\nپیدا شده باعث هیجان و پریشانی وی گشته ترک خوراک\nگفته نخهای ابریشم از لعاب دهنش خارج خواهد گردید در آن\nزمان هیکل کرم اندک کوچکته از اول شده فضله زیادی دفع\nنموده رنگش صاف و شفاف گشته شروع در ساختن پیله\nاز ۳ الی پنج یوم مینماید ـ و این مدت تکمیل اوست ـ\nفصل (خ) در حالاتی که پس از ساختن پیله تا معدوم شدن\nکرم بکرم پیله روی میدهد\nپس از انیکه کرم پیله خود را از ۳ الی پنج روز مهیا داشت\nاز ستی اوفتاده بفکر نجات خویش در آن پیله بدست و\nپازدن می اوفتد ـ آن ایامیکه کرم مشغول بساختن پیله است\nبواسطه عدم طعام و زحمت ساختن پیله و اخراج رطوبت\nجسم او بصورت تنخهای ابریشم از آن هیولای کامل کرمیّت\nخارج شده ثانی مره بدرجه ثانی شکل خود که بزبان انگریزی"}
{"book": "adl0006", "page": 51, "text": "۴۸\n\nکرایسلس (صورت خنجیت) میگویند خواهد شد کرایسلس شکلی\nشبیه به انگور شاهانی ورنگش مایل بخاکی است ـ در صورت\nاز کرم کامل کوچکتر بلکه نصف است ـ پس از بزرگی و قد کشیدن\nاو کرم کامل گفته میشود ـ ثانی مرتبه که کرم کامل از ساختن پیله\nفارغ شود رجوع بشکل کرایسلس نموده مدت دوامش بدان\nهیولا از پانزده الی بیست یوم است ـ پس انگاه اگر کرم را عامل\nخفه نماید بطریقیکه ذکرش خواهد آمد آخرین مرحله اوست ـ واگر اراده\nتخمپاشی از وی متصوّر شود یعنی جمع آوری تخم بجهت سال آینده\nخواهند وکرمها را خفه نسازند پس از تکمیل ساختن پیله کرم بهیجان\nآمده بعد از پانزده بیست یوم پیله را شکافته نخهای ابریشم را پاره\nکرده مثل مرغیکه از قفس بیرون آید بحالت وحشت خود را پرون\nخواهد کشید ـ مگر هر پیله که کرمش را خفه نکنند و بیرون آید دست\nاز منافع ابریشم وی باید بشویند که بیکار خواهد بود ـ چون کرم سر از\nپیله پرون آرد دو غدود پیچیده بعرق شور در دهن داشته\nغالباً بذریعه ترکردن همان غدود لزوجت وچسپندگی سر پیله را"}
{"book": "adl0006", "page": 52, "text": "۴۹\nدفع داده بقوت حرکت دست و پا پیله را شکافته خود را از قید نجات\nمیدهد - گاهیکه کرم از پیله بیرون آید رنگش سفید و بالهایش مایل بخاکی\nپرهایش بواسطه رطوبت بسته و جمع قوت پرواز ندارد چون اندک\nخود را بزمین کشد و هوا در جسدش سرایت کند پرهایش کشوده و خشک\nگردیده در اطراف و جوانب او طاق بپرواز می افتد - پس از چند ساعتی\nنر و ماده کرم در یکجا جمع شده کرمهای ماده شروع به تخم پاشی میکنند -\nقادر چون چنان اثر در این کرم قرار داده که تخم پاشی اش ضرورت\nبه اجماع نر و ماده نیست بلکه در یک مقام و خوانچه جمع شده اندک\nپر و بال بریکدیگر افشانده ماده شروع در تخم پاشی میکند - شناختن\nنر و ماده کرم پیله پس از خارج شدن کرم از پیله بخوبی ظاهر می شود -\nو ما در نقشهٔ اوّل صورت کرم نر را بعلامت (۱) و ماده را به نشان\n(ب) و هیولای اصلی کرم را باشاره (ت) و پیله را به (ث) بجهت\nمبتدیان فن ہذا داده ایم - و در نقشهٔ دوّم صورت کرم کوچک از\nقسم تخم ژاپونی بعلامت (ج) و پیله وی به نشانه (ح) کشیده شده\nمبتدیان را رجوع بدان باید هر کرم که نقشهای پشتش درشت و خشن"}
{"book": "adl0006", "page": 53, "text": "۵۰\nو زیاده بال و پرش خونیش حرکت و در رفتار سرعت سیر داشته باشد\nعلامت نر بودن اوست فرق نر و ماده این کرم بجهت عامل همان\nتخمپاشی است ورنه چنانچه پیله از ماده ساخته میشود نر نیز پیله میسازد\nبلکه غالبا بتجربه رسیده پیله کرم نر سخت تر و بزرگتر و ابریشمش بیشتر\nو بهتر است - پس از ساختن پیله و خارج شدن کرم عموماً دوام عمر و\nپایندگی و زندگیش از چهار الی پنج یوم است مگر در آن میانه\nبعضی کرم است که تا پانزده بیست یوم نیز زندگانی میکند -\nفصل (د) در شناختن رنگ و خوبی و بدی پیله\nاگر چه قول بعضی از عاملین این فن است که شناختن رنگ ابریشم\nاز تخم و کرم غیر ممکن است مگر غالباً بتجربه رسیده که پس از رفع عوارض\nو پوست انداختن کرم که قریب ایام ساختن پیله وی است پاهای\nشکم کرم که در جلو واقع است مطابق رنگ ابریشم آن کرم است\nیعنی اگر پاهای جلو وی زرد ابریشم نیز زرد و اگر سفید ابریشمش\nهم سفید خواهد بود - قسم دیگر نیز بجهت شناختن رنگ ابریشم\nمقرر نموده اند ولی عام نیست بعد از آنکه کرم تخمپاشی نمود لزوجت"}
{"book": "adl0006", "page": 54, "text": "۵۱\nولعابی در روی پوست وی هویدا میشود اگر آن لعاب وی\nتخم زرد یا سفید باشد ابریشم کر میکه از آن تخم بعمل آید زرد یا سفید\nخواهد بود - پیلۀ کرم هر قدر درشت وسخت و شفاف باشد\nبهتر و نیکوتر و ابریشم وی سهل تر کشیده میشود - و هر قدر کوچک\nو نرم و گرفته باشد ابریشمش کثیفتر و در جدا نمودن از پیله دشواری\nبیشتر روی خواهد داد -\nفصل (ذ) در شناختن خرابی تخم ومقدار تخمپاشی هر کرم و\nتخمینۀ وزن تخم\nآنچه از تجربۀ ماهرین این فن من باب خرابی تخم گذشته آن است\nکه تخم بالاصاله خراب نیست بلکه خرابی تخم غالباً از گرمای غیر معتدل\nیا سرمای بی اندازه گاه کاهی از وزیدن هوا فوق العاده هم خواهد بود -\nعلامت خرابی او اوّلاً آن است که در غیر موقع رنگ کردانده\nاندک اندک تیرگی و گرفتگی پیدا نموده تا یکدفعه سیاه شود -\nدیگر انکه در ثقالت طبعی تخم خفت روی دهد یعنی اگر مقرر است\nکه هفت هزار دانۀ تخم بی عیب یک مثقال باشد پس از خرابیش"}
{"book": "adl0006", "page": 55, "text": "۵۲\nده هزار دانه اش یک مثقال خواهد بود ـ سه دیگر آنکه چون مایه\nاصلی تخم را عیبی واقع شود بروی آب خواهد استاد یعنی در آب\nفرو نخواهد رفت ـ پس اگر این علامات را عامل بسنجد امتیاز نیکی\nو بدی تخم را نیکو تواند کرد ـ مقدار معینهٔ وزن تخم نزد ارباب بصیرت\nاین فن در ده سه و نیم از آب خالص وزنش زاید است ـ\nاین است که چون تخم بی عیب را در آب ریزند غوطه ور یعنی در آب\nفرو خواهد رفت و این بواسطهٔ همان ده سه و نیم ثقالت وی است\nدر تعداد تخم پاشی اقسام کرم مختلف است اگر کرم از قسم بزرگ\nاعلای چیناوی یعنی سرحدی باشد ـ و تربیت کرم بطریق نیکو\nو شایسته چنانچه باید و شاید شده کرم نیز بانتهای رشد خود\nرسیده باشد از سیصد و پنجاه الی چهار صد و پنجاه تخم خواهد پاشید\nو اگر از قسم کرم سیلت باشد و شرایط مذکوره نیز در او مرعی شود\nاز سیصد الی چهار صد تخم بعمل خواهد آورد ـ و اگر از قسم کوچک\nژاپونی باشد از دو بست و پنجاه الی سیصد و چهل پنجاه تخم\nخواهد ریخت ـ ولی از روی سه شمار پس از ضایع شدن"}
{"book": "adl0006", "page": 56, "text": "۵۳\nبدیوار و طاقچه و صحن اوطاق از قسم اعلامی چینیاوی از هر کرمی سیصد\nتخم دستیاب خواهد کردید-\nفصل (د) در بیرون آوردن کرم پیله و بهیجان دادن مادۀ حیاتی\nآن بذریعه سنجاری یا کارخانه آتشی\nاولا باید دانست که اگر از ابتدای تخمپاشی کرم بدستورالعملیکه ماذکر\nکرده ایم رفتار شود یعنی پس از تخمپاشی کرم تخمها را در سرداب\nتا آخر زمستان نهاده آنگاه در اوطاق یا انبار هواگیری که درجهٔ\nاعتدال هوایش مطابق اصول این فن باشد نهند مرور زمان\nو اعتدال هوا و تبدیل موسم ماده حیاتی تخم را نیکو تربیت کرده ضرور\nبفابریک یا نجاریهای مصنوعی نشدہ کرم بدون آفت و خرابی از\nتخم بیرون آمده عامل را بزحمات دیگر نخواهد انداخت - چنانچه\nدر اصول تربیت تخم نقصی پیش آمده فصل در رسیده بیم آن\nرود که بیرون آمدن کرم از موسم بگذر بذریعه گرمی خارجه و حرارت\nمصنوعی میتوان زودتر کرم را از تخم بیرون آورد - اهالی اروپا\nاین عمل را بذریعه آتشخانهای مصنوعی که خاصه این فن است"}
{"book": "adl0006", "page": 57, "text": "۵۴\nمینمایند-چنانچه ما در نقشهٔ دوّم تصویر فابریک معمولهٔ آنان را\nبعلامت (خ) داده‌ایم-ولی اگر فابریک میسر نشود میتوان\nدر اوطاق یا انباریکه مقرر بجهت تربیت کرم نموده اند بخاری برسم\nو طرز ایران ساخته بذریعهٔ حرارت بخاری مقام مذکور را بدرجهٔ\nکه خواهند گرم نگاهدارند روی بخاری مذکور اگر در پشت اوطاق\nیا انبار تربیت تخم و کرم واقع شده بواسطهٔ بادگیر هوای حار باوطاق\nرسد اولیٰ ست چرا که کلیهٔ بوی بد خصوص دود و بوی غاك چوب\nموجب خرابی تخم و تباهی کرم میباشد-پس جاییکه ساختن بخاری\nاز خارج و داخل ممکن نشود یا صعب وفتد نیکوچنان است که زغال را\nدر بیرون اوطاق خوب سرخ نمایند که بالمرّه بویش باقی نماند\nآنگاه روی وی را با خاکستر پوشانیده در اوطاق دورتر از\nتخم نهاده باشند-در هر صورت مبتدیان این فن را پیمانهٔ\nبجهت معرفت درجهٔ برودت و حرارت لازم است-تا حرارت\nو برودت هوا را از حدّ اعتدال این فن زیاد و کم ننموده باشند\nکه مورث نقصان خواهد گردید-"}
{"book": "adl0006", "page": 58, "text": "۵۵\nباب دوّم\nدر کیفیت و چگونکی جایگاه و مقام و ما یلزم تربیت کرم پیله\nفصل اوّل در حیثیت مقام تربیت کرم پیله\nمقامی که عاملین فن هذا موضوع بجهت تربیت کرم پیله دانسته معین نمایند\nباید از چند چیز محفوظ باشد. اوّل آنکه برودت و حرارت و قلّت و کثرت\nهوا باختیار عامل باشد یعنی عامل قادر بر رساندن برودت فوق\nالعاده و حرارت غیر معمول و حبس و وزیدن هوا در ان اوطاق\nیا انبار بطریق کامل بوده باشد دیگر آنکه اطراف اوطاق یا انبار\nمذکور گرفته و در مقامی واقع شده باشد که وقت وزیدن هوای شدید\nموجب انعدام کرم و خرابی تخم نگردد ورنه در اصول این فن نقصان\nکلّی رسیده مایه خسارت عامل خواهد شد - هوا خواه سرد یا گرم گاهی که\nبشدّت وزد و مانع و سدّی در مقام تربیت کرم نباشد البته\nمورث خرابی تخم و انعدام کرم خواهد گردید - منظور نه آن است که مقام\nتربیت کرم خفه و هوا گیر نباشد بلکه مقصود آن است که جایگاه تربیت\nکرم هوایش نهایت لطیف و بدرجه اعتدال خالی از ردائت باشد"}
{"book": "adl0006", "page": 59, "text": "۵۶\n\nاگر بواسطه پوسیدگی برگ یا فضلات خارجه یا روایح کریهه هوای\nآنمقام را کثیف یا غیر معتدل یابند لازم که بهر ذریعه توانند تبدیل هوای\nاوطاق نموده باشند تا باعث فرحت و صحت کرم گردد - دویم از\nتموزت آفتاب مقام معینه تربیت کرم باید برکنار باشد که این نیز\nموجب تباهی و خرابی کرم و تخم خواهد شد- سه دیگر انکه مقام تربیت\nکرم بالطبع چنان واقع شده باشد که گرما و سرمایش نسبت به فصل و موسم\nتربیت غیر معتدل نباشد و یکدفعه در طرف نار یا آفتاب رو و\nسپر هوا واقع نشده بنامین بدرجه اعتدال باشد - چهارم کلیه\nضرور است که مقام تربیت کرم کهنه و مندرس نباشد زیرا که مقام\nکهنه و مندرس بواسطه منافذ ارضی یا مسامات در و دیوار و سقف\nدارای دواب الارضی است مثل موش و مورچه و سوسک و ارزه که\nفطرتاً موذی و دشمن تخم و کرم پیله میباشند - چنانچه مکان تازه سا\nو نو بدون منافذ باشد نیکو ورنه ضرورت که آنمقام را کج اندود نموده\nدر و دیوار ویرا سفید کاری کرده باشند - و نیز هر روزه مواظبط\nنمایند که هرگاه منفذی تازه در زمین یا در دیوار وی پیدا شود فوری سدو"}
{"book": "adl0006", "page": 60, "text": "۵۷\nنمایند تا تخم و کرم از هر گونه آفات ایمن ماند -\nفصل دوّم در وسعت مکان و مقدار تخم\nبزرگی و کوچکی مقام بسته بقلّت و کثرت تخم است ولی اگر از روی\nدانش و سلیقه مقام تربیت تخم را آماده دارند ممکن است که در جایگاه\nقلیل تمیل کارهای کثیر تواند کرد ـ مگر چون فایده بر کوچکی مکان\nمتصوّر نیست و بزرگی جایگاه نیز موجب نقصان عمل نمیگردد از\nنوشتن تدبیراتیکه لازمه ساختن مکان کوچک است چشم پوشی\nنموده طریق اوسط درجهٔ مکان را مینگاریم ـ حتی المقدور اگر از این اصول\nمندرجهٔ ذیل کم و بیش نشود اولی و انسب است ـ فرضاً اگر کسی خواهد تربیّت\nدوازده مثقال تخم نماید که بعبارتئ اخری اگر از قسم تخم بزرگ چینا و\nباشد هفتاد هزار و اگر از قسم کوچک ژاپونی باشد صد هزار کرم\nبحساب شمرده میشود که کم از کم بعد از خرابی و ضایعات کرم و تخم پنجاه هزار\nاز قسم بزرگ و هشتاد هزار از قسم کوچک مقام و جایگاه بطریق\nراحت و وسعت و آرامی خواهد خواست ـ پس بجهت چنین مقدار تخم\nاوطاقیکه طولش هفت و عرضش چهار و بلندی سقفش سه و نیم الی"}
{"book": "adl0006", "page": 61, "text": "۵۸\nچهار ذرع باشد لازم است مگر این مقام کاهی کفایت کند که بطرز سلیقه\nو بطریقیکه مناسب این عمل و ماذکرش را در فصل آینده خواهیم نمود ساخته\nو مرتب دارند ورنه چهار شل این مقام اگر باصول و سلیقه ساخته نشود\nدر تربیت این مقدار تخم کفایت نخواهد کرد -\nفصل سوم در ترکیب و طریقه ساختن مکان بجهت تربیت تخم و\nکرم پیله و مایحتاج آن *\nچنانچه انبار خشتی یا آجری سفید کاری بموقع نیکو و مناسب آماده باشد\nضرورت بساختن انبار و اوطاقی از نو نیست - بلکه بجمع آوری لوازمات\nو مهیا ساختن ضروریات اوطاق تربیت کرم پردازند بسهولت\nتواند شد - و اگر اوطاق یا انباری آماده نباشد لازم است که بطریق\nسهولت و کم خرچ خانه خشبی چون خانهای دهقانان و مکانات\nدهاتیان هواگیر بصورت پنجدری از شمال بطرف جنوب که غالبا\nپشت بوزیدن شدت هو است از شاخهای درخت خشک بلا رطوبت\nو علفهای صحرائی ساخته دیوار هایش را با حصیر یا پوست اشجار گرفته\nمن بعد گل اندود و سفید کاری نمایند - و سقف و دیوارهای محیطا"}
{"book": "adl0006", "page": 62, "text": "۵۹\n\nچنان تعبیه نمایند که بوقت ضرورت حرارت و برودت بآسانی بدان\nانبار توانند رسانید - چون منظور کلّی و علّت اصلی از اینگونه زحمات\nدر این عمل منفعت تجارت است بهر طریقی که نقصانی در عمل وارد\nنیامده مصرف کم گردد اولی و انسب خواهد بود لهذا در ساختن انبار\nنیز هر چه کمتر صرف شود و در عمل نقصان وارد نیاید منفعت عامل محسبو\nخواهد شد - از جمله لوازمات مقام و جایگاه تربیت کرم پیله انست\nکه سطح انبار بالطبع سخت یا بالعرض کوفته باشد - زمین وی\nیاسنگ فرش و یا گچکاری و ساروج باشد - چرا که در زمین خاک\nآلوده و نرم جهت تربیت کرم ۳ نقصان است - اوّل انکه در زمین\nنرم و خاک آلوده حیوانات موذی مثل موش و مورچه و غیره که موجب\nتباهی تخم و کرم است و فور دارد - دوّم انکه زمین خام که خاک آلوده باشد\nبوقت آمد و شد غبار و گرد برخاسته مورث خرابی تخم و تباهی کرم\nو بدرنگی پیله میگردد - سوّم انکه پس از تخمپاشی کرم در زمین غبار آلوده\nو خام جمع آوری تخم بطریق مناسب و دستور بسیار دشوار است\nدر ممالک هند غالباً انبار یکه موضوع بر این عمل میسازند جهت سهولت"}
{"book": "adl0006", "page": 63, "text": "۶۰\nوقلت نپرچ چار دیوارش از چوب نی و خس و خاشاک صحراست\nکه بروی او حصیر کشیده کل اندوده و سفید کاری کرده سقفش را\nاز علفهای خودروی بیابان می بندند - بهر کیف پس از مهیا\nنمودن انبار در چهار جانب طاقچه مانند از چوب و نی\nدرسته چهار پنج درجه بجهت مقام نهادن غربال باید ساخت.\nو نیز لازم است که طاقچه های مذکور را بطریقی سازند که عرضش زاید\nبر غربال تخم و کرم باشد - تا در نهادن غربالهای موصوف خوف\nاو فتادن نباشد - گذشته ازین باید اندازه غربا لہا را گرفته بفاصله\nهر غریال تخته بندی کرده گیر او فاصله قرار دهند که بوقت برداشتن\nو حرکت دادن یک غربال سورث حرکت غربالهای دیگر نکردد.\nتمام این امور مذکوره در کمال سهولت و اندک زحمتی از چوبهای\nجنگل وخس و خاشاکهای صحرا بلانرج ممکن است - در نقشه سوتم\nتصویر کیر و صورت طاقچه و نمونه غربالهای کرم و تخم را بعلامت\n(د) وطریق اصول ساختن طاقچه را بنشان (ذ) نوشته ایم\nرجوع بدان نقشه موجب سہولت مبتدیان این فن خواهد بود +"}
{"book": "adl0006", "page": 64, "text": "۶۱\n\nاز جمله ضروریات تربیت کرم پیله غربال است که باید اندازه و مقدار\nتخم در گاه تربیت آماده داشته باشند ـ ما مقدار ضرورت غربال\nو اندازه تخم را در فصل دیگر خواهیم نگاشت ـ\nفصل چهارم در طریقه ساختن غربال و مقدار ضرورت و به بحسب تخم\nغالبا در این عمل چند قسم غربال ضرورت می اوفتد ـ اول بجهت\nتخم که چند غربال مجمعه طور بدون منفذ لازم است و این به بستن پارچه\nکلفتی روی غربالهای معمولی هم کار را میگذراند ـ بلکه این اولی است\nکه بذریعه منافذ کوچک پارچه هوا در تخم سرایت کرده موجب تربیت و\nگردد ـ ثانیا غربالی است که پس از بیرون آمدن کرم از تخم لازم می شود\nمنافذ این غربال باید بکوچکی منفذ پارچه تور یا میسز های آرد بیزی باشد\nثالثا غربالی است که بجهت زبست کرم و طعام دادن و تغییر و تبدیل\nو جابجا نمودن کرم ضرورت است و این قسم غربال همان غربالهای\nمعمولی خاک و کچ بیزی است ـ طریقه ساختن غربال چند قسم است\nبعضی ریشه درخت یا علف را چون ریسمان تابیده بطریقیکه\nمستعمل غربال بندان است بمناسبت وقت و ضرورت زه بر"}
{"book": "adl0006", "page": 65, "text": "۶۲\n\nو نرم میسازند. و برخی از چوب و پوست خیزران چون کرسی\nو کوچ بطرز دلخواه و مناسب آماده میدارند. دور نیست که بهترین\nطرق در این عمل همان باشد که غربال بندهای ایران و ایلات و\nاحشام نشینان بار و د که عبارت از روده حیوان است مهیا می سازند\nو این بسیار محکم و نیکوست - قسم دیگر ساختن غربال آن است که\nدر فارسی سبیز میگویند. و غالبا استعمال وی در بیختن آرد و ادویه امثال\nآن میشود. قبل از این غالب مردم سبیز را از مو میساختند ولی\nبجهت عدم دوام او در این زمان از سیمهای نازک برنجی در کمال\nنفاست میسازند و واشش نیز بسیار است زبری و نرمی غربال\nباختیار عامل است اگرچه بواسطه عام فهمی غربال و کثرت رواج و\nاشاعتش چندان لازم به تبیان طریقه ساختن وی نیست. مگر\nبواسطه جامعیت رساله هذا غمض عین نمینمائیم. شکل غربال همانا مثل\nمجموعه دیواره دار است الا انکه دیوارهای وی نسبت به مجموعه\nسه چهار برابر زاید است. اولا تخته را که یک گره و نیم دو گره عرض\nو دو ذرع دو ذرع و نیم طول داشته باشد آورده دو طرف عرض"}
{"book": "adl0006", "page": 66, "text": "۶۳\nو یک طرف طول ویرا بفاصله جوی یا کمتر از منتهای نجاری سوراخ\nنموده در مقام نمناک مینهند پس از لمسی وی سرهای تخته مذکور را\nمدور بیکدیگر با رودیار ریسمان محکم وصل نموده ـ رودیار ریسمانیکه\nاز علف بیابان یا ریشه درخت وترکه خیزران مهیا کرده بطریقیکه\nخواستگار باشند در منافذ تخته مذکور بطور چهار خانه خانه بافته\nیکدوروز در آفتاب نهاده تا رطوبتش برچیده شود ـ آنوقت\nبهر استعمالی که خواهند توانند برد ـ زبری و نرمی غربال بسته بفاصله\nسوراخها و کلفتی و باریکی رودیار ریسمانی است که بتوسط آنها غربال\nبسته میشود ـ بزرگی و کوچکی غربالها باختیار عامل است یعنی\nهر قسم که عامل طاقچه های اوطاق و فاصله هر غربال را بغربال دیگر\nمعین کند همانقدر غربال باید ساخت زبری و نرمیش بمناسبت\nوقت و ضرورت خواهد بود چنانچه در فصول سابقه ذکرش رفت\nواما مقدار ضرورت غربال در شش مثقال تخم خواه از قسم کوچک\nیا متوسط و بزرگ باشد کم از هشتاد غربال در استعمال نتوان آورد\nولی چنانچه خواستگار وسعت و راحت کرم باشند بجهت همان"}
{"book": "adl0006", "page": 67, "text": "۶۴\n\nمقدار مذکور تخم صد غربال بکار خواهد شد البته اگر عامل چشم پوشی از\nمصارف این بست غربال نماید شاید محصول ابریشم را بیشتر\nتواند برداشت . کلیه اصول این فن که عامل باید بنظر دقت ملاحظه\nکند راحت و وسعت و نظافت مکان کرم است *\nفصل پنجم در نگاهداری اوطاقیکه مخصوص پرورش کرم پیله است\nانبار و اوطاقیکه معین بجهت تربیت کرم نموده لازم است که همواره\nپاک وصاف عاری از کثافات عارضه مبری از غلاظت خارجه\nچون غبار و خاک وغیره باشد - رخنه و سوراخ در سقف در دیوا\nاوطاق کلیه ممنوع است - عموماً ماهرین کامل این فن لازم دانسته اند\nدر اوطاقیکه تخم برای برآمدن کرم گذاشته میشود گچ اندود و سفید کار\nبوم اوطاق از سنگ خاره یا ساروج باشد پس از گچ اندود و\nسفید کاری در آن اوطاق اندک گوگرد سوزانیده بدود و\nهوای اوطاق را صاف نمایند و سنگ فرش اوطاق یا زمین\nساروجی و یا بادوا وخاکیکه جهازات و بوم مهمان خانها را می شویند\nو بزبان روسی آسلان میگویند شسته شود تا در و دیوار و بوم"}
{"book": "adl0006", "page": 68, "text": "۶۵\nاوطاق پاکیزه و هوای ردیّه وی برطرف گردد -\nفصل ششم در حیثیّت و چگونگی سامان تربیت کرم پیله و بعضی ضروریات دیگر\nدر ممالکیکه چوب خیزران یا اشال آن بحد وفور باشد و عامل را هر ساله\nارادهٔ تربیت کرم پیله بود نیکو چنان است که طاقچه های اوطاق و گیرای\nویرا بطور حسن و محکم از خیزران یا اشال آن بسازند که هم خوش صورت\nو اسلوب معلوم شود و هم محکم و مستحکم باشد و تا سالهای دراز بکار آید -\nبجهت سهولت صورت طاقچه و گیرا را در نقشه چهارم بعلامت (ز)\nو وضع ساختنش را بنشان (س) داده ایم - گذشته از آن غربالها\nو سامانیکه در فصل چهارم این باب ذکر نموده ایم غربالیکه عرض و طولش\nچون سایر غربالها و منافذش بقدر یک و نیم جو بطریقیکه در نقشهٔ\nپنجم بعلامت (ش) صورتش را داده ایم عامل را لازم و فد - فایده و\nمصرف غربال مذکور را من بعد خواهیم نگاشت - چنانچه در ساختن\nانیقسم غربال دقتی پیش آید ممکن است که چهار چوب یا چند تخته را بهمدیگر\nچنانچه در نقشهٔ پنجم بعلامت (ص) صورتش را داده ایم وصل نموده\nساخته شود که کار همان غربال را خواهد داد - چند غربال یا چارپایهٔ دیگر"}
{"book": "adl0006", "page": 69, "text": "۶۶\n\nخاص بجهت استعمال پیله لازم است که تخمیناً قطر هر یک یک ذرع\nو میانهٔ آنها را با قطعه‌های نی که هر یک یک گره باشد بطریق شبک\nچنانچه در نقشهٔ ششم بعلامت (ص) تصویرش داده شده بطریق\nمارپیچ ساخته دور تا دور ویرا وصل بچهار چوبهٔ وی نمایند - و نیز اگر در ساختن\nوی دقتی پیش آید ممکن است که خانهٔ پیله را بشکل و صورت نردبان\nبطرز شبک ترتیب دهند - یعنی دو قطعه چوبیکه یک ذرع یا بیشتر\nطول و یک گره و نیم یا کمتر عرض داشته باشد بفاصلهٔ نیم ذرع برابر\nیکدیگر قطعه‌های چوب مذکور را نهاده چند قطعه چوبیکه طولش ده گره باشد\nبا میخهای کوچک نصب بوی کرده پس ازان واژگونه نموده رخ\nدیگر ویرا نیز بدین طریق ترتیب دهند - مگر اینکه مقام نصب کردن\nچوبهای رخ ثانی در وسط خانهای رخ دیگر قرار داده شود چنانچه در\nنقشهٔ هفتم بعلامت (ط) صورت ویرا کشیده‌ایم - زمانه ہذا در\nممالک اروپا و امریكیه غربال یا چارپایهٔ شبک پیله را از مقویٰ یا\nتخته‌های نازک بطریق مربع خانه‌بندی کرده مستعمل میدارند -\nاین قسم کمال خوشصورتی و نظافت را دارد تصویر ویرا در نقشهٔ"}
{"book": "adl0006", "page": 70, "text": "۶۷\nهفتم بعلاست (ظ) بجهت عاملین فن ہذا داده ایم - غالباً در اروپا\nو امریکا عاملین این فن بجهت فروش تخم کرم پیله و رونق بازار وی\nجعبه های نازک مقوی یا تخته مشبک در کمال خوش صورتی ساخته\nتخم کرم پیله را در آنها نهاده بازار آورده میفروشند *\nفصل هفتم در فایده ضروریه که علمش عامل را لازم است *\nاسباب لازمه اوطاق تربیت کرم پیله خواه منقول چون غربال\nوغیره و خواه غیر منقول چون طاقچه وغیره که در تربیت کرم لازم است\nباید چوبش سبز و مرطوب نباشد یعنی طاقچه و کیرا و غربال و چوبهای\nدر و دیوار او طاق چنانچه رطوبت داشته موجب نقصانات عامل\nخواهد شد - اول آنکه چوب سبز را رطوبتی است لزج که آن رطوبت\nمایه امراض گوناکون کرم میگردد - دوم چوب سبز و تر را بالطبع رایحه\nغیر مرغوب که آن رایحه موجب کرفتکی و کیچی کرم شده مضمحلش نموده\nباعث علالت و نابودی وی خواهد کردید - از ین است که با وجود\nخشک بودن غربال وغیره غالباً روی غربالهای استراحت کرم\nکاغذ پهن نموده مقام استراحت و آرامی کرم را روی کاغذ قرار میدهند"}
{"book": "adl0006", "page": 71, "text": "۶۸\nسوم آنکه هر قدر سامان تربیت کرم پیله سبک و خفیف و محکم و مستحکمتر\nباشد انسب و اولی است ۔ در صورتیکه اشیای مذکوره رطوبت\nداشته باشد سبک و مضبوط نخواهد بود ۔\nفصل هشتم در دستورالعمل اسباب تربیت کرم پیله کسانیکه بمقدار قلیل رنج ده باشند\nچنانچه عامل را پرورش کرم پیله بمقدار قلیل منظور باشد یعنی کم از شش\nمثقال تخم در نظر داشته باشد مناسب چنان است که بعضی امورات\nلازمه ویرا چنانچه نقصی در عمل پیدا نشود تخفیف کند ۔ سایر اشیا\nمثل غربال وغیره بطریق ماذکر بمقدار ضرورت لازم بلکه نسق\nنهادنش موجب نقصان عمل خواهد بود ۔ ولی طاقچه و گیرای وی را\nاگر از روی نقشه هشتم بعلامت (ع) بسازند شاید موجب منفعت\nدر عمل گردد ۔ طریقه ساختن گیرای مذکور آن است که چهار چوبه مربع\nکه طولش دو ذرع و درازیش هر چوبش کم از یک گره باشد مقابل\nیکدیگر نهاده بفاصله سه ربع گز وصل بهم نمایند ۔ و پایه بجهت وی\nکه نه گره طول و یک گره عرض داشته باشد ساخته با میخهای چوبی\nکوبیده باشد که یک گره از چوب بجهت تکیه غربالها خارج باشد :"}
{"book": "adl0006", "page": 72, "text": "٦٩\n\nرخ دیگر ویرا نیز بدین طریق ساخته مقابل وی دارند تا غربالهای\nکرم برنجهای آن چارچوبه قرار گرفته محکم بایستد - فاصله میانه سیخهای\nچوبی وی باندازه غربالهای کرم باید باشد - بدین طریقی که ذکر شد\nنسبت بطاقچه و کیرائیکه در فصول سابقه نوشته شده اسهل و\nخرجش کمتر است - بلکه بطریق سابق طاقچه و کیرای زیاد بلااستعمال\nمانده خرجش بی سود است +\nفصل نهم در شرایط و طریقه خدمتگذاری کرم پیله +\nماهرین این فن خدامیر اکه بجهت خدمت انبار یا اوطاق کرم پیله معین\nمیدارند لازم دانسته اند که خالی از امراض ساریه و بدن شان\nمجروح نباشد و رایحه کریهه مثل بوی جراحات و امثال آن که موجب\nردائت هوا شود نداشته باشند و بدقت ملاحظه نمایند که\nدر حین خدمات دست شان بکرم نخورده بلکه عریاناً در آن اوطاق\nنرفته باشند که کرم در حالت پرواز شاید بر بدن وی نشسته\nسمیت بدنش در کرم سرایت کند - حتی المقدور کسانیکه ماهر درین\nفن اند دست خویش را کاه ضرورت نیز بلا واسطه بکرم نمیگذارند-"}
{"book": "adl0006", "page": 73, "text": "غالباً چون در اوطاق یا انبار تربیت کرم پیله روند دستکش های\nنازک بدست کرده که اگر احیاناً تغافل ورزیده دست شان بکرم\nخورد بلا واسطه نباشد تا موجب نقصانی و علل وی نگردد. چنانچه\nاز قراین ظاهر میشود و بموجب مقوله ماهرین این فن میانه دابة الارض\nهیچ حیوانی الطف و نازکتر از کرم ابریشم نیست ـ این حیوان باندک\nامورات غیر مناسبه فوری متاثر شده موجب هلاکتش میگردد\nگاهیکه ضرورت حمل و نقل کرم پیله افتد لازم است که بحسب بزرگی\nو کوچکی کرم غربال یا ممیز را بالای غربالیکه کرم قیام دارد نهاده اندک\nبرگ تازه روی ریخته باشند تا بواسطه رایحه آن برگ کرمها از مقام\nخویش حرکت کرده از شبکات غربال خود را ببرگ برسانند پس\nآنگاه غربال مذکور را بآهستگی دون دست خوردن بکرم باوطاق\nیا انبار دیگر برده دفع کثافات از قسم فضله و برگهای پوسیده و غیره\nنموده باشند ـ منافذ غربالیکه بجهت حمل و نقل کرم است باید بمقدار\nبزرگی و کوچکی کرم باشد ـ یعنی اگر جثه کرم کوچک منافذ غربال نیز\nکوچک و اگر بزرگ منافذ هم بزرگ باشد ـ اولاً حمل و نقل کرم"}
{"book": "adl0006", "page": 74, "text": "۷۱\nپس از سر بیرون آوردن از تخم است که بذریعه میپنر یا پارچه تور که منافذش مناسب جثه کرم باشد روی غربال تخم انداخته اندک برگ سبزی را نیکو قیمه کرده بروی آن پارچه یا میپنر میریزند تا کرم خود را بمنافذ آن پارچه یا میپنر رسانیده قابل نقل و حرکت گردد - هر قدر کرم بزرگ شود منفذ پارچه را بزرگ و وسیعتر نمایند - بجهت این عمل ممکن است که کاغذ را نیز مشبک بمقدار گنجایش کرم نموده در حل و نقل مصروف دارند - پس از پیدایش کرم چنانچه بعد از دو روز تصفیه و نظیف مکان را نمایند چندان عیب نیست - مگر بعد از آنکه بحالت خنجیت و صورت کرمیت رسد لازم است که هر روزه علی الصباح کرم را حل و نقل نموده مقام ویرا صاف و پاکیزه نمایند - غربالهائیکه بجهت حل و نقل کرم عامل مقرر دارد مثل خوانچها پایه دار باشد که سیم یا رود میپنر غربال در وقت نهادن بروی غربال راحتی کرم بر بدن کرم گرفته نشود - تا موجب آزار و تباهی کرم نگشته کار بآسانی شود - احتیاطاً غربالیکه کرم در او قرار گرفته اگر بروی غربال دیگر نهاده حرکت دهند انسب خواهد بود - چرا که در یک غربال"}
{"book": "adl0006", "page": 75, "text": "۷۲\nبیم آن میرود که کرم از منافذ بیرون اوفتد . چنانچه دو غربال باشد\nاگر بیرون هم آید در غربال دیگر جای خواهد گرفت - دیگر آنکه اوطاق\nیا انبار تربیت کرم را لازم است که از عموم دخانیات عاری و مبرّا\nدارند خصوص از دود جکاره وشتب وقلیان وامثال آن -\nپس اگر بدین دستور رفتار نمایند کرم از عموم امراض مصون بماند\nهر گاه کرم حالات اربعۀ خویش را گذرانیده پوست اندازد مستعد\nساختن پیله گردد - چهار پایه ہائیکه موضوع بجهت ساختن پیله شده\nخواه بطریق نردبان یا اقسام دیگر بالای غربالهای کرم باید نهاد\nتا کرمها خود را بدان شبکات رسانده اندک اندک مشغول\nبستن پیله گردند - چنانچه بعضی از کرمها بواسطۀ متانت و گرفتگی\nنتوانند خود را بشبکات نردبان برسانند بذریعۀ برگ آنها را\nحرکت داده در خانهای معینۀ چار پایه گذارند - همچنانیکه بکرّات\nذکر نموده ایم اوطاق تربیت کرم لازم است از هر گونه روایح\nکریهه مبرّی باشد - و احوط آنست که هر روزه دود کوگرد\nداده آب یا سفوف آهک نیز در اوطاق پاشیده باشند"}
{"book": "adl0006", "page": 76, "text": "۷۳\nونیز هر صورت اعتدال هوا را در برودت و حرارت عامل نباید از دست دهد\nاین است که در ممالک امریکه واروپا پیمانه را بجهت امتیاز حرارت و برودت\nاز جمله اسباب لازمه این فن شمرده‌اند. اگرچه در ممالک ایران و چین\nغالباً بدون پیمانه اعتدال هوا را از روی قیاس وتجربه سنجیده تربت کرم\nمینمایند. ولی این اصول خاصه بر نپخته‌کاران زیباست. مبتدیان\nاین فن اگر نزیان در عمل نخواهند از حد اعتدال حرارت و برودت\nپیمانه خارج نشوند. با وجودیکه اهالی ایران و چین بواسطه مشاقی درین\nفن که از سالهای دراز دارند بدون پیمانه سرانجام کار خویش را میدهند.\nمگر بعضی سنوات چنان واقع میشود که اعتدال هوا را از دست داده بموجب\nنقصان خویش میگردند\nباب سوّم\nدر طریقه پرورش و تربت کرم پیله و گرفتن محصول ابریشم و ما یتعلق به\n* فصل (۱) در پرون آوردن کرم از تخم *\nپس از اینکه موسم تربیت کرم در رسد لازم است که تخمهای مجتمعه سال گذشته\nوزمان واحد را خواه عامل خود ذخیره نموده یا از خارج بدست آورده باشد"}
{"book": "adl0006", "page": 77, "text": "از سرداب پرون آورده در اوطاق یا انبار هوا گیر یکه بالطبع سرد\nیا اسباب برودت ویرا از خارج فراهم آورد که مستعد و مناسب تربیت\nکرم پیله باشد بالای کاغذ مشبک یا پارچه تور روی غربال نهاده باشند\nپس از چند یوم بواسطه لزوجت و چسپندگی تخم که در کاه استعداد بیرون\nآمدن کرم روی میدهد تخمها بروی پارچه یا کاغذ مذکور خواهد چسپید.\nآن وقتی است که مادۀ حیاتی تخم بهیجان آمده رطوبات زایده لزج خویش\nرا دفع میکند - انگاه لازم است که پارچه یا کاغذ مذکور را روی غربال دیگر\nگذارده روپوشی بطریقه لحاف از پارچه کلفت تور بالایش انداخت\nبرگهای نازک درخت شاهتوت را باریک قیمه نموده روی پارچه یا کاغذ\nبریزند - بعد از دفع دادن رطوبات لزج و چسپندگی تخم پس از\nهجده الی بست و چهار ساعت کرم سر از تخم پرون آورده از منافذ\nپارچه یا کاغذ خود را ببرگها رسانیده قرار میگیرد - چون در اینوقت\nکرم منتهای لطافت و نازکی را دارد - اگر برگ را نیکو قیمه نسازند بجهت\nخوردن وی کمال مشکلی را خواهد داشت - اوستادان این فن\nدر چنین ایام برگهای کلفت و خشن را بکرم نمیدهند - برگهای نازک را"}
{"book": "adl0006", "page": 78, "text": "۷۵\n\nچیده کناره های ویراستقراض کرده پس انگاه نیکومیکوبند تا در خوردن\nکرم را سہولتی تمام روی دهد - اگر در این وقت برک کلفت و\nخشن را بجہت خوراک کرم دهند اوّلاً در خوردن بأنها سخت شینها\nهضم نیز نتواند کرد - و این باعث مرض کرم کشته اندک اندک\nمورث خرابیش خواهد کردید - چند یوم قبل از بیرون آمدن کرم\nاز تخم عامل باید ملاحظه درختهای شاہتوت را نموده چنانچه برکہایش\nخشن و درشت باشد و برک نازک از آن درختہا بدست نیاید\nبعضی از شاخهای ویرا بریده تا در این چند یوم مہلت برکہائی\nنازک از شاخہا نک زده بجہت این ایّام کرم آماده کردد -\nچنانچه آن برگهای نازک تازه را قیمه هم نکنند بواسطه موافقت\nبا طبیعت کرم موجب نقصان وی نخواهد کردید - خداوند جل شانه\nاز کاہ خلقت بدین کرم کوچک دو نیش نازک سختی عنایت\nکرده که نسبت به جثہ کرم قوّت و استحکامش اکید است -\nاین است که پس از چند روز اکر شاخهای درخت را پیش آنها\nریزند فوری برکہایش را خورده نقصان ہم بدوشان نمیرسد"}
{"book": "adl0006", "page": 79, "text": "پس از اینکه کرم از چادر بالا رفت یعنی از منافذ آن پارچه خود را\nببرگ رسانید چهار گوشه چادر مذکور را گرفته کرمها راحمل\nبغربال دیگر نموده باحتیاط تمام از چادر بغربالشان قرار دهند -\nثانی مرۀ چادری بروی غربال اوّل انداخته تا باقی کرمها که از تخم\nبیرون آیند بدین اصول خود را از منافذ چادر بروی برگ قرار دهند\nبدین دستور العمل تا هنگامیکه تخم باقی است عامل باید رفتار کند\nپس از انیکه کلیۀ کرمها از تخم بیرون آمد و بطریقیکه ذکر شد بغربالها\nمتعدّد جای داده بعد از دو یوم سه یوم بجهت تنظیف مکان\nو غربال چنانچه در باب گذشته ذکر شد کرمها را حلّ و نقل نموده\nمقام شان را صاف و پاکیزه کند - مگر عامل شرط کلیۀ این\nعمل را که ما در باب اوّل ذکر کردیم از دست ندهد یعنی تخمهایرا که\nدر یک غربال بجهت تربیت می نهد پاشیده شده در یک زمان\nباشد - بعبارتۀ اخریٰ فاصلۀ زمان تخمپاشی کرم زاید از بست و\nچهار ساعت نباشد که موجب خرابی گردد - علاوه بر این تخمهایکه\nبجهت بیرون آمدن کرم در یک غربال می نهند از ابتدای"}
{"book": "adl0006", "page": 80, "text": "۷۷\n\nتخمهائی کرم تا آن زمان باید بیک قسم و یک مقام و یک هوا\nتربیت شده باشد چرا که اگر در دو مقام و دو هوا تربیت شده باشد\nممکن است که بعضی از آن تخمهای غربال واحد بواسطهٔ اختلاف\nمقام و تربیت زودتر مستعد در بیرون آمدن گشته چند هنگام\nقبل از باقی تخم بیرون آید - و این نیز موجب خرابی بسیاری\nاز تخم و کرم خواهد گردید - از جملهٔ اموریکه عامل را ضرورت قبل از\nشروع در مقصود بکمال دقت و غور ملاحظه نماید تخمیکه بجهت تربیت\nکرم و گرفتن محصول ابریشم بدست می آورد کهنه و ضایع نباشد\nیعنی تخم مال چند ساله نبوده و چند موسم بدو نگذشته خاص مال\nموسم گذشته باشد - چرا که اگر تخم عتیق و چند ساله باشد مادهٔ\nحیاتی وی منجمد شده بمرور زمان معدوم خواهد گشت - و چنانچه\nبکمال احتیاط و استادی هم که مناسب نگاهداری تخم باشد\nدر نگاهداریش بکار برند - باز چون موسم تربیت کرم شود و\nهوا بیکدرجه اعتدال و استعداد یابد مادهٔ حیاتی تخم بجهت بیرون\nآمدن بهیجان آمده چون راه مفرّی نیابد بعضی در همان مقام"}
{"book": "adl0006", "page": 81, "text": "۷۸\nاز تخم بیرون آمده کرمهایش معدوم وبرخی بواسطه اخراج رطوبات\nنسج در تخم منجمد شده روح و مادۀ تخم منعدم خواهد شد. و این یک\nاز اسباب های بزرگی است که زارعین ناتجربه که تخم را نمی شناسند\nبنقصان اوفتاده تباه میکردند. چرا که پس از مصارف زیاد و زحمت\nبسیار وتضییع اوقات از محصول ابریشم محروم مانده سبب\nاین نقصانی را هم نخواهند فهمید. گذشته از این بعضی تقلب\nکاریها بایعین در فروش تخم بعمل می آورند که اگر خریدار ناتجربه کار\nباشد تمام زحماتش هدر خواهد رفت. چنانچه بتجربه رسیده یکماه\nقبل از آوردن تخم ببازار بایعین تقلب کار تخمهای کهنه خویش را\nکه از رونق وجلا اوفتاده در آب میجوشانند پس از چند روز\nآفتاب دادن آنها ببازار فروش آورده بجای تخم تازه مردم را\nبغریب می اندازند. اعجوبه در اینجا است که بسیاری از ماهرین\nبا تجربه تخمهای عتیق جوشانده را از تخمهای جدید فرق نمیگذارند\nطریقه شناختن تخم جدید از عتیق که بزحمت بسیار وتجربه بیشمار\nعاملین این فن بدست مده چند قسم است. اوّل آنکه تخمهای"}
{"book": "adl0006", "page": 82, "text": "۷۹\nجدید و عتیق را از روی میزان سنجیده یعنی موازنه کرده\nتخم عتیق بواسطه منجمد شدن روح حیاتیش نسبت به تخم جدید\nخفیف خواهد بود - و این امتیاز در صورتیکه تخم را جوشانده باشند\nبکار نیاید - چرا که بمقدار پوست ماده حیاتی رطوبت خارجه دروی\nسرایت میکند - پس بجهت فهمیدن این امر عامل باید با ذره\nبین در برابر آفتاب ملاحظه تخمها را نموده اگر اثر مسامات منافذ\nکوچک در تخم باشد البته عتیق و جوشانده است - و هرگز در\nتخم جدید این مسامات نمودار نخواهد بود - ثانیا انکه تخمهای\nجدید را یک نوع تازگی و آب و تابی است که در تخمهای عتیق\nنیست مگر شناختن این امر تجربه دیرینه را ضرورت دارد که رنوق\nو آب و تاب تخم جدید را از گرفتگی و پژمردگی تخم عتیق بشناسد\nثالثا چنانچه مادر یکی از فصول باب اوّل من باب صحت و\nسقم تخم نوشته ایم رنگ است یعنی تخمهای خراب عموما گرفته مایل\nبسیاهی میباشد - در این موقع تخمهای عتیق را نیز از گرفتگی\nو سیاهی نسبت به تخم های جدید که رنگش مایل بزردی است"}
{"book": "adl0006", "page": 83, "text": "امتیاز باید داد شکل این جاست که در این امر نیز بایعین تخم تقلبی پیشنهاد\nخود نموده اند که در وقت جوشاندن تخم را برنگ زرد مناسب ملون\nمیدارند - تا شاید بفریب این امتیاز را نیز از میانه بردارند - ولی\nپاک نمودن از پارچه سفید نازک ممکن است که رنگ مصنوعی ویرا\nمشتری ملتفت شود - بهترین طریقه شناختن تخم جدید از عتیق\nآن است که چند دانه ویرا شکسته برائی العین مشاهده ماده حیاتیش را\nنموده باشند - و اگر فرصت در دست باشد ممکن است که اندک\nاز تخمیکه بجهت تربیت بدست آورده در هوا و مقامیکه مستعد تربیت\nکرم پیله است نهاده پس از چند روز اگر ماده حیاتی وی بهیجان آمده تنفس\nتخم را عامل امتیاز کرد بلا عیب ورنه خراب است - بهر صورت\nعامل را لازم است که بصیرت خویش را گاه دستیابی تخم بکمال فراست\nفروگذاشت نه نماید - و این مشاهداتی را که ما ذکر نموده ایم از نظر\nدقت ندهد که موجب نقصانی او خواهد گردید -\nفصل (۲) در طریقه خوراک دادن کرم و ترکیب و مقدار برگ *\nکرم پیله پس از آنیکه از تخم بیرون آمد و در غربال دیگر جای گرفت"}
{"book": "adl0006", "page": 84, "text": "بواسطه کوچکی و لطافت ذاتی وی خوردن برگهای بزرگ و خشن را\nنتواند لهذا باید برگهای نازک کوچک و شگوفهای تازه که از ترکهای\nشاهتوت تک میزند چیده و قیمه نموده اندک اندک روی غربال\nکرم پاشند تا دوسه یوم باید ملاحظه نمود تا برگهای درخت شاهتوتیکه\nبجهت طعام کرم مقرر و معین است بزرگتر از برگ درخت بادام نباشد\nکه ثقالتش کرم را بمرض فوق العادت خواهد انداخت. در این ایام\nشبانه روزی دو سه نوبت طعام دادن بین کرمهای کوچک\nکفایت میکند. چرا که در این ایام اگر خوب ملاحظه شود گویا خوراک\nکرم قوه است که از رایحه برگ درخت شاهتوت اخذ میکند یعنی کرم\nبدرجه قلیل الغذا است که خوراکش مفهوم نمیشود. این است که غالبا\nشبانه روزی چند نوبت لازم است تجدید برگ نماید تا کرم را از رایحه\nبرگ جدید قوت افزوده گردد. من بعد هر چه کرم بزرگتر شود بناسبت\nبزرگیش برگهای بزرگ را پیش وی میتوان ریخت تا رفته رفته\nهنگامی رسد که کرم پیله بهیولای خمجیت و صورت کرمیت درآید\nپس آنگاه اگر برگهای درخت شاهتوت را پیش وی ریزند بدون"}
{"book": "adl0006", "page": 85, "text": "۸۲\nزحمت برک را از شاخ جدا کرده خواهد خورد - خادمیکه موکل برطعام\nکرم است پس از رسیدن صورت کرمیت کرمها یکپله باید هر دوسات\nیکمرتبه اندک اندک برک تازه پیش آنها ریخته برکهای پوسیده\nو خشک شده را از اوطاق خارج کند تا موقع حمل و نقل کرم بخوبی\nجایگاه را پاکیزه نمایند - موکل طعام را لازم است که برک زیاد یکدفعه\nپیش کرم نریخته که کرم زیر برک پوشیده شده خفه کردد - هرکاه یکدفعه\nبرک زیاد ریخته شود و ساعتی بدو کذرد بعد باکرم را در خوردن آن برک\nنفرت روی داده نیز موجب اتلاف کرم و برک خواهد بود - مقدار\nمعینی بجهت خوراک کرم نمیتوان مقرر داشت چرا که هر چه کرم بزرگتر شود\nو رشدش بیشتر کردد خوراکش پیش خواهد شد-خوراک کرم از روزی\nیک نخود تا پنج مثقال میرسد - قلت و کثرت خوراک کرم بسته\nبتجربه عامل است - و اکر در این فن تجربه نداشته باشد لازم که هر ساعت\nسر رسی بدانها نموده برکهای کهنه را جمع کرده برک تازه پیش اوزیردان\nدر شب نیز یکدو سه مرتبه لازم است که خوراک بکرم رسانیده شود -\nو برکها را چنان بپاشند که در یک مقام جمع نشده تا یگان یگان کرم را"}
{"book": "adl0006", "page": 86, "text": "۸۳\nحصّه رسیده باشد - گذشته ازین اگر برگ در یک مقام جمع شود\nبواسطۀ هجوم آوردن کرم بدان مرکز موجب آزار وزحمتش خواهد شد\nبهرکیف بهتر آن است که شخص مجرّب و هوشیار براموگِل بر طعام کرم\nنموده باشند که خرابی واتلاف بسیاری از کرم منوط ومربوط بطریقۀ\nطعام دادن اوست - از جمله ضروریات طعام کرم آن است که برگهای\nدرخت شاهتوت غبار آلوده وشسته رده و کرم خورده نباشد که\nاین هر سه موجب امراض گوناگون کرم واتلاف خواهد گردید - برگهای\nغبار آلوده را باید با پارچه نیکوپاک نمود تاملاستی که بالطّبع در برکست\nباعث ذایقه وقوّت کرم گردد - واگر غبار آلودگی وشسته زدگی برک\nبحدی باشد که از پارچه پاک نتوان نمود لازم است که برگها را در آب\nشسته پاکیزه نموده رطوبت هیرا گرفته پیش کرم بجهت طعام ریخته باشند\nتا موجب نقصان وی نگردد *\nفصل (۳) در دستور العملیکه عامل باید در ایّام مرض وبیماری کرم رفتار نماید\nپس از انیکه پنج شش یوم از بیرون آمدن کرم گذشت ظاهراً در کرم\nگرفتگی پیدا شده موجب انسداد اشتهای وی گردیده از حیثیت"}
{"book": "adl0006", "page": 87, "text": "مقدار خوراکش کاسته یکدفعه ترک طعام میکوید . بعد از انیکه خوراک\nکرم کم شد اثار بیماری در وی هویدا میگردد . پس انوقت لازم است\nخادمیکه موکل طعام کرم میباشد بسنجید کی تمام ملاحظه نماید که روزا\nهر چه کرم ترک خوراک کوید او نیز متدرجاً ترک دادن برگ را کند -\nواین اول عارضه است که در زمان تربیت کرم بدو روی میدهد -\nاینموقع بسیار بجهت عامل نازک است چرا که کوچکی وضعف کرم\nقوت دفع مرض را بالطبع ندارد باید بتدبیرات استادانه که لازمه\nاین فن است رفتار نموده تا اتلافات کرم زاید بر مقدار معمول واقع\nنکردد - این حالتی است که اگر عامل اندک تغافل ورزد یا درخورا\nکرم کمی وبیشی واقع شود یا از نگاهداری جایگاه تربیت کرم چنانچه سابقاً\nذکر شده عامل مذکور غافل نشیند جز زیان سودی نبیند . پس\nاز انیکه کرم از گرفتکی خویش باز اید و اثار خفت وتبدیل حالت در وی\nهویدا شود اگر تمام کرم بیکدستور و حالتندان که انست که نیز در همان غرابا\nشروع بخوراک دادن شان نماید موجب نقصان نخواهد بود . چنانچه\nکرمهای غربال واحد را حالت مختلف باشد یعنی بعضی بحالت صحت"}
{"book": "adl0006", "page": 88, "text": "۸۵\n\nکامل و برخی بعالم کرفتکی و بیماری و کچی باشند لازمست که کرمهای\nصحیح را از سقیم جدا کرده بذریعه برک حمل بغربالهای دیگر نموده خوراک\nدهند و این امر در صورتی است که ما بقی کرمها را ضعف بینهایت و\nامید بازگشت قوای آنها چون سایر کرمها بزمانه قلیل نباشد واگر\nبصبر کردن اندک وقت باقی کرمهای ضعیف نیز بصورت کرمها\nدیگر صاحب قوّت شوند لازمست که در خوراک آنان تاخیر کرده\nتا مساوات در همه کرمها بعمل آید - پس آنگاه شروع در خوراک\nدادن کرم نماید هر قدر اتلاف در کرم روی داده باشد بزودی\nاز آن غربال و مقام خارج کرده تا مورث خرابی و سرایت مرض\nبسایر کرمها نکردد - در زمانه تبدیل حالت یعنی مرض کرم خوراک\nدادن بدانها از روی این فن ممنوع است زیرا که کرم از خوردن\nعاجز لا محاله برکها پوسیده و بد بو شده موجب کثافت مکان\nو ردائت هوا خواهد کردید - مکر پس از آنکه کرم روی به بهبودی\nنهد بحدّ کفایت خوراک باید بدانها رسانید بلکه هر یک ساعت\nلازمست که خادم موکل طعام بدانها سر رسی کرده مقدار قلیلی برک"}
{"book": "adl0006", "page": 89, "text": "۸۶\nبرگ تازه پیش شان ریزد. باید دانست که بعد از تبدیل ہر حتماً\nکرم را جثه بزرگ و خوراک بیش میگردد. کاهیکه کرم را بهبودی\nروی دهد و از حالت گرفتگی باز آید کرم از هیجان بر فتار و حرکت می او شد\nشخص مجرّب را حرکات و سکنات کرم خود دلیل بر صحت اوست -\nبعد از ان باید بمقام و جایگاه کرم را نسبت باوّل بزرگ و وسیعتر\nنمود یعنی اگر در حالت مرض در یک غربال جای داشته اند\nباید پس از صحت در سه چهار غربال متفرّقشان کرد - غربالیکه که\nدر فصل ششم از باب دوّم نوشته بودیم که مصرف یرا خواهیم نگاشت\nدر اینموقع است که ضرورت حل و نقل کرم پیش می آید در اینموقع غراباً\nمذکور که پایه های کوچک دارد روی غربال کرم نهاده اندک برگ\nشاهتوت در وی پاشیده تا کرم برایجه بوی برگ خود را بدانجا\nرسانیده بر برگ قرار گیرد آنوقت کرمها را از آن غربال منتقل بخر باطها\nمتعدّد نمایند مگر بدقّت ملاحظه کنند چنانچه مکرّر ذکر کرده ایم دست\nخادمیکه موکّل کرم است بلاواسطه بکرم نرسد که اغلب موجب\nعلل خارجه کرم اینگونه لااُبالی کاریها بوده - کلیّته این همه تدبیرات"}
{"book": "adl0006", "page": 90, "text": "٨٧\nحمل ونقل کرم بجهت آن است که موکل بلاواسطه دستش بکرم نخورد\nورنه اگر نقصانی نبود حمل ونقل بدست آسان تر بود - پس از گذشتن\nچند یوم از بیماری کرم که نیکو بحالت صحت ورشد گذرانید مجدداً\nمبتلای بعارضه دوّم وسوّم خواهد شد - مگر در این دو مرض چندان\nبیم اتلاف کرم نیست ومدّت دوام این دو مرض نیز نسبت بمرض\nوبیماری اولی کم بلکه نصف خواهد بود - بهمان دستورالعملیکه در\nعارضه اوّل کرم ذکر نمودیم عامل باید رفتار کند - وپس از\nهر عارضه جایگاه آنا نرا وسعت داده باشد - عارضه که از همه عوارض\nکرم سخت تر است بیماری چهارم اوست که آخرین عارضه وخیلی\nشدید و زمانه اش نیز طویل میباشد در این مرض غالب\nکرم را بیم هلاکت و نابودی است - لہذا عامل را در این عارضه\nدقت و مشکلات بسیار روی خواهد داد - ولی چنانچه از روی\nبصیرت و دانش وسنجیدگی بطریقیکه ما در این رساله ذکر نموده ایم\nرفتار شود امید است که ویرا نقصانی پیش نیاید - زمان عارضه\nچهارم کرم چون ایّام بیماری سه‌گانه او نباید رفتار نمود چنانچه"}
{"book": "adl0006", "page": 91, "text": "۸۸\n\nچنانچه در آن عوارض قبل از بهبودی کرم طعام دادن ممنوع بود\nولی در این مرض بالعکس در ایام بیماری یکدفعه طعام بریدن از کرم\nممنوع است چرا که کرم در این وقت جثه و هیولایش بروح غذائی زنده\nو قوت دارد چنانچه در این مدت مدید مرض ترک طعام را یکدفعه\nاز آنها کنند بواسطه نرسیدن بدل ما یتحلل کرم نابود خواهد شد- لازمست\nاندک اندک طعام بدوشان رسانند ولی شرطیقیکه در ایام صحت\nاو بلامانعه طعام میدادند بلکه بطریق خفیف قوت لایموت را از وی\nدریغ نباید نمود چرا که در اینوقت کرم را حرارت و زیستش از روح\nغذائی است اگر یکدفعه غذا را از وی ببرند لامحاله آثار ضعف و خستگی\nدر او هویدا شده اندک اندک مضمحل و نابود خواهد شد- وبواسطه\nقوت آن غذا کم کم مرض مضمحل شده کرم رو به بهبودی نهاده تایکدفعه\nدفع امراض را از خود خواهد نمود. پس از انئیکه کرم از این عارضه نجات\nیافت نسبت بزمانه سابق خوراکش پیش بلکه دو مقابل خواهد گشت\nو این زمانی است که هر قدر کرم در خوراکش افراط کند نقصانی بدو نرسد\nبلکه موجب قوت و بزرگی وی گردد خادم طعام کرم را پس از"}
{"book": "adl0006", "page": 92, "text": "۸۹\nعارضه چهارم زحمت بیش از پیش گردد چرا که لازم است هر ساعت\nبرگ تازه پیش آنها ریخته ابدا تغافل نورزد که این ایام ایام رشد\nو قد کشیدن کرم و قوت اوست - بعد از بستن کرم از این مرض\nعامل را دیگر بیم اتلاف و نقصان کرم نخواهد بود - هر قدر کرم بزرگ\nشود و قوت گیرد بجهت غذای آن برگهای درشت و خشن باید داده باشم\nچرا که برگهای درشت و بزرگ نسبت به برگهای نازک قوتش\nبیشتر است - در این ایام هر چه بر قوت کرم افزوده شود باعث\nمنفعت عامل و بزرگی و سختی پیله کرم خواهد گردید - ایامیکه ساختن\nپیله قریب آید کرم را خوراک پیش گردد و هر قدر خوراک خورند\nخادم باید بلا تامل بدانها رسانیده بیم آن ننماید که کثرت خوراک\nموجب نقصان آنها گردد چرا که بعد از عارضه چهارم کرم را هیچ افت\nو زحمتی پیش نخواهد آمد :\n: فصل (۴) در اموریکه عللش مرضی کرم پیله را ضروریست :\nچون در ایام مرض و بیماری کرم حمل و نقل و حرکتش از مقام و\nجایگا هیکه قرار گرفته ممنوع است عامل را لازم که قبل و بعد بیماری"}
{"book": "adl0006", "page": 93, "text": "۹۰\nمقام و جایگاه کرم را از فضلات و کثافات پاک و صاف نماید.\nپاکیزگی مقام و صفائی جایگاه کرم در صحت و تندرستیش خیلی دخیل است\nجایکه در کرم آثار مرض هویدا شود در هر حالت و هر مقام که باشد\nبهمان حالت و مقامش بگذارند که در اینوقت اندک حرکتی موجب\nاتلاف کرم خواهد شد. بهترین مقامات جهت مقرری کرم و\nقیام نمودنش در ایام مرض بروی برگ است تا رایحه و بوی برگ\nقوت طبیعی کرم شود و این اصول کویا یک نوع علاج وی است.\nچنانچه از جایکه کرم قرار گرفته مبتلای بعارضه کشته باشد حرکتش دهند\nعلاوه از خوف اتلاف کرم هم آن است که پاهای عقب وی را\nنقصانی رسد که در گاه پوست انداختن کرم بطرز کامل نتواند\nخود را از پوست جدا کند و این نقص موجب عاجز شدن کرم است\nاز ساختن پیله کویا کرم از حیثیت و نتیجه عمل که ساختن پیله است\nبکار شده عامل را نقصان کلی خواهد رسانید. دیگر آنکه بسا میشود\nعلاوه بر امراض اربعه کرم که مقرری او است بواسطهٔ نا تجربگی و بعضی\nلا ابالی کاریهای عامل یعنی ناتمامی و نقص صفائی و پاکیزگی مکان"}
{"book": "adl0006", "page": 94, "text": "۹۱\nتربیت کرم و یا تبدیل و تغییر و رساندن هوای غیرمعمول و نامناسب\nبجایگاه کرم یا کم و پیش نمودن خوراک وی کرم پیله بامراض مختلفه\nوگرفتکی فوق العاده گرفتار میشود - در آن وقت عامل را لازم است\nکه فوراً در کمال زیرکی اولاً سبب مرض را سنجیده آنگاه در تدارک\nوی کوشد ورنه اینکونه امراض غیر معموله اگر علاجش چند روز\nتعویق اوفتد اولاً جلو گیرش عامل را دشوار و ثانیاً در مدت\nمرض و تربیت کرم فرق کلّی پیدا شده باعث نقص عمل\nخواهد کردید - از جمله احتیاطات عامل در تربیت کرم آن است\nکه چون کرم در حالت پرواز و غیره بجائی نشیند از روی عنف\nاو را جدا ننماید که موجب خرابی دست و پای کرم شده از ساختن\nپیله ویرا معذور خواهد داشت چرا که در دست و پای کرم پیله\nبمشابه انگشت بعضی خارهای نازکی است که کرم بذریعه آن خارها\nپیله میسازد و باندک حرکت ماؤف از وی جدا شده گویا دست\nو پایس بی انگشت مانده در ساختن پیله لا علاج خواهد ماند\nلهذا لازم است که اگر کرم بجائی نشیند او را بتدبیر اختیاراً حرکت"}
{"book": "adl0006", "page": 95, "text": "۹۲\n\nدهند و تدپرش آن است که اندک برگ تازه پیش سایر کرمها\nریخته چون سایر آنها رجوع بدان طرف کنند آن کرم نیز از جای\nغیر معمولی خویش با اختیار حرکت کرده با کرمهای دیگر شرکت\nخواهد کرد. در ایام امراض غیر معموله کرم خوراک را از آنها دریغ\nنباید داشت و چنانچه چند امراض مختلفه متضاده از معمولی وغیر معمولی\nبکرم عارض شود عامل را لازم که مشاهده حالات صعوبت کرم را\nنموده هر یک از امراض وی سخت ترست اولاً در تدبیر وی\nکوشیده پس از بهبودی آن مرض در تدارک سایر امراضش کوشد\nفصل ۵ در طریقه تصفیه و نگاهداری مقام و جایگاه کرم پیله\nچنانچه در ابواب گذشته ذکر نموده ایم غربالهای پایه دار چندی بجهت تصفیه\nو تنظیف فضلات و مکان کرم بطریق مختلف لازم است پس از انیکه کرم\nاز تخم بیرون آمده چند یوم قوت گرفت لازم است که بذریعه همان غربالهای\nمذکور کرم را حمل و نقل در انبار دیگر کرده غربال و اوطاق کرم را نیکو تصفیه\nنموده دود گوگرد و سفوف آهک اندک در اوطاق داده کرمها را مجدداً\nبجایگاه اولان خویش آورند و لازم است که پایه های غربال مذکور بمقدار باشد"}
{"book": "adl0006", "page": 96, "text": "۹۳\nکه وقت نهادن بروی غربال کرم و ریختن برگ بروی وی رو و یا تار و\nریسمان غربال بجسم کرم گرفته نشود که موجب آزار و اذیت وی گردد.\nو نیز منافذ غربال بمقدار جثه کرم باشد یعنی چون کرم بواسطه رسیدن\nببرگ حرکت کرده دست و پا نماید بدون زحمت و آزار خود را بدان\nغربال تواند رسانید و این امر در زمانی است که کرم در حالت صحت\nو قوّت باشد. گاه بیماری کرم چون حمل و نقل وی ممنوع است تصفیه\nمکان را از کثافات خارجه باید نمود - از جمله لوازمات نگاهداری انبار\nتربیت کرم پیله آن است که عامل هر روزه علی الصباح در و پنجره اوطاق\nرا از چار طرف کشوده هوای تازه باوطاق رسانیده باشد. چنانچه\nدر وقت ساختن انبار این ملاحظه را نموده سقف و دیوارهای اوطاق را\nبطرزی تعبیه کنند که در وقت رساندن هوا در انبار باختیار عامل\nباشد یعنی مثل نارنجستانهای شیشه مروّجه ایران که در و پنجره و سقف\nاو باندک حرکت چفت و بستش بکمال سهولت جدا شده هوا و آفتاب در او\nتابد اولی است ورنه بهر نوع تواند عامل هوای تازه را روزمره علی الصباح\nباید باوطاق تربیت کرم برساند. صعوبت و سهولت این ترکیب باید"}
{"book": "adl0006", "page": 97, "text": "۹۴\n\nبر حال عامل است+\n\nفصل (۶) در حالاتیکه پس از عارضه چهارم تا وقت ساختن پیله بکرم\nروی میدهد و دستور العملیکه عامل باید در این مدت رفتار کند+\nپس از آنیکه کرم پیله از عارضه چهارم جان بسلامت برد روزمره بزرگی\nو قوت وی زاید شده خوراکش نیز پیش میگردد چنانچه اندک از\nطعام دادن کرم تعویق شود کرم از غربال حرکت کرده در بوم اوطاق\nو در و دیوار مشی و پرواز می اوفتد و این علامت منتهای گرسنگی\nوی است - چون چند روز بدینمنوال گذرد کرم از صورت کرمیت\nخارج شد در جوع بهیکل ضخمت مینماید فی الواقع کسیکه اول ویرا ندیده\nدر اینوقت بیند اطلاق کرم بدو نتواند کرد چرا که چون پروانه بزرگی\nهر ساعت بدر و دیوار در پرواز است. گاهیکه رشد و قد کشیدن\nکرم بانتها رسد یعنی از ده الی دوازده یوم از عارضه آخر نیش گذرد\nروز بروز در کرم گرفتگی و سنگینی پیدا شده آن اشتهای صادقیکه خادمرا\nاز برگ دادن به تنگ آورده بود کم میگردد مگر عامل باید ملاحظه کند\nو نیکو دانسته باشد که این گرفتگی و سنگینی نه مثل گرفتگی و سنگینی ایام"}
{"book": "adl0006", "page": 98, "text": "۹۵\nاوایل امراض اربعه کرم است بلکه این کرختی و سنگینی از سستی کرم در وقت\nبساختن پیله میباشد. این است که روز بروز اشتهای وی مسدود\nتایکدفعه از خوراک اوفتاده تارهای رشیمی از لعاب دهن وی ظاهر\nمیگردد با وجودیکه چند یوم ترک طعام میگوید بلکه از چندین یوم خوراکش\nکم میشود ولی از سستی و شوق ساختن پیله آثار ضعف و نحافت در وی\nهویدا نگشته کویا یکدرجه رونق وجلا و خوشصورتی در کرم پیدا میشود\nو آن وقتی است که فضلات زیاد از خود دفع کرده رنگش صاف و\nشفاف میگردد. پس آنگاه عامل را لازم است که نردبان یا چارپایه\nہائیکه موضوع بجهت ساختن پیله کرم است مثل نقشه هفتم علامت (ط)\nو یا طاقچه‌ های چوبی مثل نقشه نهم علامت (غ) بالای غربال کرم\nنهاده اندک اندک کرم از روی طبیعت خویش خود را بخانهای ختن پیله\nخواهد رسانید و چنانچه بعضی از کرمها بواسطه کثرت سستی و سنگینی نتوانند\nخود را بدان خانها رسانند عامل را لازم است که بذریعه برگ در کمال\nآهستگی و سبکی کرم را بدان خانها جای داده تا مشغول بساختن پیله\nگردد و چنانچه چارپایه که موضوع بجهت ختن کرم پیله است مثل نقشه ششم"}
{"book": "adl0006", "page": 99, "text": "۹۶\nعلامت (ض) مدوّر ما بشد اولی و انسب است *\nفصل (۷) در ساختن پیله و ملاحظاتیکه در این ایام عامل را لازم و قد *\nپس از اینکه کرم در جایگاه پیله ساختن خود قرار یافت چون عنکبوت\nدر دور خود تارها بافته خود را در محبس انداخته شروع بساختن پیله مینماید\nتکمیل پیله غالباً از هفت الی هشت یوم خواهد شد ایامیکه کرم در خانهای\nمخصوصه خویش مشغول بساختن پیله است عامل را لازم که بدقت\nملاحظه نماید که چند کرم در یک خانه متفقاً بساختن پیله شروع ننمایند\nچون کرم در آنوقت کمال بیخودی و بیقراری را دارد و هنوز تارهای\nریشمی وی مانع و سدّ راهش نیست بسامی شود که چند کرم در یکخا\nقرار گرفته مشترکاً شروع بساختن پیله مینمایند گذشته از اینکه در جدا نمودن\nتارهای ابریشم آن پیله عامل را شکلی زیاد رو می خواهد نمود گاهی که\nچند کرم متفقاً شروع در ساختن پیله کنند ابریشم آن پیله بقدری گره\nخورد که گرفتنش نیز عامل را سودی نبخشد . پس از اینکه کرم از ساختن\nپیله فارغ شود لازم است که پیله هائیکه در خانهای چارپایه است یکان\nیکان از جای خود حرکت داده بمقام مناسب نقل نماید مگر وقت"}
{"book": "adl0006", "page": 100, "text": "٩٧\nحرکت دادن پیله عامل را لازم است که بکمال نظافت و پاکیزگی فشارد\nکه رنگ طبیعی پیله خواه سفید یا زرد باشد کثیف و بدرنگ نگردد\nزیرا که رنگ طبیعی پیله اگرچه زرد هم باشد پیکدرجه مرغوبیت را دارد\nچون رنگش ملوث بکثافات خارجه گردید از رونق بازار خواهد افتاد\nعامل اگر با تجربه باشد و در اینوقت سلیقه خود را بکار برد یعنی پیله هائیکه\nبیک حیثیت و بزرگی و کوچکی اند جدا جدا علیحده نماید گاه گرفتن ابریشم\nبدو سهولت دست خواهد داد چون در یک دیگ که پیله را میریزند اگر\nپیله ها بیک حیثیت باشد تارهایش بسهل ترین وجهی جدا شده\nنیز موجب رونق آن ابریشم خواهد بود علاوه براین عامل را لازم است\nکه پیله های سخت و مضبوط را از پیله های نرم و سست جدا نموده تا پیله های\nنرم زیر پیله های سخت کوفته نشده رنگش خراب نگردد - سختی و نرمی\nپیله بمس نمودن از دو انگشت عامل را ظاهر خواهد شد بلکه به آن است\nعموماً پیله ها چه سخت و چه نرم باشد زیاده روی هم نریزند که موجب بدرنگی\nآنان شود چنانچه یگان یگان در غربالهای متعدده بحیثیت کوچکی و بزرگی\nو سختی و نرمی در مقامیکه خالی از حیوانات موذی مثل موش و مورچه"}
{"book": "adl0006", "page": 101, "text": "۹۸\n\nدارزد و سوسک باشد گذارده تا گاه ضرورت بجهت فروش یا گرفتن\nابریشیم وی بردارند اولی وانسب است *\nفصل (۸) در دستورالعمل خفه نمودن کرم پیله و بعضی نکات دیگر *\nچون ایام ساختن پیله کرم بانتهابرسد یعنی هفت هشت روز بدو گذرد\nیکد و روز دیگر نیز کرم بحالت خستگی و سنگینی بلا حرکت می اوفتد من بعد\nاز آن سستی بخویش آمده در خیال نجات خود اوفتاده در آن تنگنای پیله\nشروع بدست و پازدن مینماید - و هر چه مدت دوام کرم در پیله پیش شود\nقوت وی زاید خواهد شد - چرا که هر چه از حالت سستی او گذرد و از ساختن\nپیله راحت گردد پیشتر بخویش آمده قوای طبعی وی عود خواهد نمود\nدر آنوقت عامل را لازم است که کرمهای آن پیله را که بجهت ابریشیم خواسته\nبتدبیراتیکه شایسته این عمل است خفه نماید ورنه پس از گذشتن ده یا\nپانزده یوم بدین منوال آخرالامر کرم پیله را شکافته تارهای ریشمی ویرا\nاز هم جدا کرده خود را از ان تنگنا نجات خواهد داد - و هر پیله که کرمش\nبیرون رفت و تارهای ریشمیش از هم جدا گردید محصول ابریشیم از وی\nنتوان گرفت یعنی گرفتن ابریشیم وی بواسطه قطعه قطعه بودن تارهای"}
{"book": "adl0006", "page": 102, "text": "۹۹\nاو منفعتی بحاصل نتواند رسانید طریقه خفه نمودن کرم را کاملین این\nفن بچند طریقه قرار داده اند عامل باید ملاحظه سهولت و کمی خرج و\nعدم خرابی پیله را نموده بهر یک از دستور العملیکه ما ذکر میکنیم صلاح بینید\nرفتار نماید - اوّلاً چنانچه آفتاب را تنورتی نام باشد پیله های مذکوره را\nدر مجمعه ها بازکرده روی کاغذ یا پارچه سفیدی یکان یکان نهاده تا سه\nچهار یوم آفتاب داده کرم بواسطه آن حرارت فوق العاده زندگانیرا\nوداع خواهد گفت مگر این بواسطه اشکال نگاهداری پیله از کثافات هوا وغیره\nهرکس را ممکن نگردد - چراکه نگاهداریش از کثافات جز در آینه خانهای خاصی\nکه بذریعه آئینه های در و دیوار آفتاب بر آنها تا بد غیرممکن است و چنین آینه خانه\nهر زارعی را دستیاب شدن خالی از اشکال نیست ـ مقا میکه تموزت آفتاب\nچون گرمسیرات بشدت باشد یا در آن آینه خانه مذکور که حرارت آفتاب\nاز شیشه بر او تابد دو الی سه یوم کفایت میکند ورنه کم از پنج شش\nروز یکدفعه کرم سحس نخواهد شد دیگر آنکه بعضی از عاملین پیله ها را در سبدی\nریخته بالای تنوریکه حرارتش از روی پیمانه فهر نهایت کم از دو سیت درجه\nنباشد گذار ده پس از نیم ساعت کرمها از شدّت آن حرارت در پیله"}
{"book": "adl0006", "page": 103, "text": "خفه میگردد مگر لازم است که شور حلبا شد نه اینکه در آتش دود دار\nیا زغال که موجب کثافت و خرابی پیله گردد بگزارند و این عمل نیز بدست\nاشخاص ناتجر به قطعاً موجب کثافت پیله و نقصان عامل خواهد شد بهترین\nطریقیکه مستعمل ممالک متحده امریکه و اروپاست آن است که ظرفیرا از حلبی\nتعبیه کرده که ثلث آخرش مقام آب باشد و بالای او بطریق ترش پالا\nو چلو صافی از همان جنس حلبی چیزی تعبیه نمایند و نیز بالای وی باند\nفاصلۀ بطرز چلو صافی روپوش منفذ دار یرا قرار داده در او پیله ریزند و\nسرپوشی که تمام این اشیا را پوشد و حبس بخار نماید بدو احاطه دارند تا بجوشا\nآب بخار گرم برخاسته از مسامات ترش پالا به پیله ها رسیده بواسطۀ آن\nحرارت و حبس بخار کرمهای اندرون وی خفه گردد - ظرف مذکور که\nخیلی موضوع در این عمل است قطرش شش بلندی بقدر هفت کره میباشد\nتقریبا هر مرتبه بجهت خفه نمودن کرم وسعت سه چهار رطل پیله را دارد\nو ما خاصه ظرفیکه مروج آمریکا و اروپاست در نقشه نهم بعلاست (ف) و\nصورت چلو صافی اول را بنشان (A - ا) و چلو صافی ثانی را بعلاست\n(B - ب) و روپوش منفذ دار ثالث را بصورت (C - ت) بجهت تجربۀ عالمین"}
{"book": "adl0006", "page": 104, "text": "داده ایم رجوع بدان نمایند. عامل باید نیکو ملاحظه نماید که در وقت جهیدن\nآب دیک مذکور بدرجه حرارت رساند که از سه خانه وی آب جوشش\nسر رفته به پیله رسیده باشد ورنه موجب خرابی پیله خواهد کردید. و این\nظروف سه گانه با منافذ یکه بفاصله اندک روی هم نصب نموده اند مرصناً\nبجهت آن است که در سر رفتن آب جوشیدن دیک آب به پیله رسد\nچنانچه بدین دستورالعمل رفتار کنند کرم در عرصه بیست دقیقه هلاک خواهد شد\nمشکلی در این امر عامل را خشکاندن پیله است که پس از خفه شدن کرم\nدر جایگاه پاکیزه که عاری از غبار و کثافات خارجه باشد پیله را نیکو\nبخشکاند و اگر هوا را درجه حرارت قابل خشکاندن پیله نباشد لازم است\nکه دوست یوم آفتاب داده تا نیکو و بطریق خاطر خواه خشک گردد. کمر\nخشک شدن کرم درون پیله کم از یک ماه نخواهد شد و در این مدت خصوص\nدر هفته اوّل و دوّم عامل را لازم است که چند مرتبه پیله ها را از یک پهلو\nبه پهلوی دیگر بگرداند چرا که رطوبت داخله جسم کرم که دست از هم بردار\nبطرف زیرین پیله سرایت کرده رنگ ابریشم آنطرف را گردانده\nمایل به تیرگی خواهد نمود خشکاندن کرم پیله که کثافت در صورت پیله نیاورد"}
{"book": "adl0006", "page": 105, "text": "۱۰۲\nبسیار دشوار است لہذا عامل را بکار بردن سلیقه در این امر خیلی ضرور است\nچنانچه بجهت خشکاندن کرم در پیله رجه تعبیه کنند و پیله ہا را روی رجه\nجدا گانه آویخته روزانه تا دو هفته یکمرتبه و یرا بگردانند و مقام نیز از کثافات\nخارجه و داخله مبرّا می باشد دور نیست که پیله بحیثیت اصلی خود باقی ماند\nو این طریقہ ظرف معمولہ امریکا وار و پا بجهت خفه نمودن کرم خصوصیتی\nخاص ندارد چنانچه عامل با تجربه و سلیقه مند باشد و بتواند خود ظرفیرا مثلاً\nومی با منافذ تعبیه کند روی دیگ یا کتلی نہادہ از بخار آن دیگ یا کتلی\nہمان نتیجه را می تواند گرفت یعنی کرم بکمال سہولت و آسانی در عرصه\nبیست دقیقه خفه خواهد گردید - بهر صورت این طرق مختلفہ را که بجهت\nخفه کردن کرم ذکر نموده ایم عامل باید ملاحظه حال خود را کرده بطریقہ\nکه انسب و اسہل وی است رفتار نماید - چرا که مقصود کلی خفه شدن کرم\nبدون خرابی پیله است - پس از انیکه کرمها را عامل خفه نمود و یکدفعه طو با\nجسم کرم خشک گردید در او طاق یا انبار یکه مصون از موش مورچه\nو سوسک و ارزه و دیگر حیوانات موذی باشد نہاده بوقت ضرورت\nہر قدر خواهد بکار برد که پس از طی نمودن این امور مرور زمان گذشتن"}
{"book": "adl0006", "page": 106, "text": "۱۰۳\nایام سورث خرابی پیله نخواهد گردید *\nفصل (۹) در ذخیره نمودن تخم وطریقہ تخم پاشی کرم پیله *\nبعد از انیکہ عامل از کلیه امورات و خدمات تربیت کرم پیله فارغ شود و\nکرم نیز از ساختن پیله رہائی یافته پیله ہایش آماده کرد د چنانچه عامل ارادۂ\nذخیره نمودن تخم از این کرم های پیله باشد لازم است که بقدر ضرورت\nو مقدار حاجت پیله های درشت و سخت کہ رنگش رنگهای صافی باشد\nمنتخب نموده از سایر پیله ہا جدا گذارد چون از خفه نمودن پیله فارغ شود\nآن پیله ہائیکه بجهت تخم پاشی منتخب کرده روی غربالہای مخصوص چند\nروزی نهاده پس انگاه بجهت راه نفس کرم و سهولت وی در شگافتن\nپیله بذریعہ سوزن باریک سیمان در پیله ہا کشیده در اوطاق انبار کیه\nخاص بجهت تربیت کرم و مصون و محفوظ از هر گونه حیوانات موذی\nپیله است بالای رجہ آونگ نموده باشد ۔ در وقت کشیدن سیمان\nدر پیله های مذکور عامل را ضرورت که بکمال دقت و بصیرت کار تا سوزن\nدر سیمانیکه در پیله میدواند بر بدن کرم سرایت نکرده مورث\nآزار و اتلاف وی نگردد پس از انیکہ ہفده الی ہجده بست یوم از ریسمان"}
{"book": "adl0006", "page": 107, "text": "۱۰۴\nکشیدن پیله و آویختن وی گذر د کرم را قوای طبیعی عود نموده بقوت\nجسم زدن دست و پا پیله را شکافته خود را از آن تنگنای رهائی\nخواهد داد - ونیز عامل را الازم است که بجهت صدمه نرسیدن بکرم\nوقتیکه ایام پرون آمدنش از پیله قریب آید غربالهای چندیرا قریب\nبه آونک پیله نهاده تا پس از اوفتادن کرم از پیله که در آنوقت بیدست\nپاست بدو صدمه نرسد آنگاه که کرمها از پیله پرون آمدند بواسطه\nرسیدن ہوا بجسم شان رطوبات خشک شده قوای طبیعی عود کرده\nقادر بر پرواز و حرکت میشوند عامل را لازم است که کلیه نر و ماده کرم را در\nخوانچها ئیکه موضوع بجهت تخم پاشی کرم است جمع نموده تا پس از ساعتی نرو ماده\nپرو بال بهم افشانده ماده شروع بتخم پاشی نماید مقدار تخم پاشی کرم همان است\nکه ما در یکی از فصول باب دوّم ذکر نموده ایم - عامل با بصیرت از روی\nهمان تخمینه مذکور باید مقدار ضرورت و نهادن پیله را بجهت ذخیره تخم سال\nآینده استنباط نماید و نیز در صدد توا از روی آن تخمینه که ما ذکر نموده ایم\nبجهت اتلاف کرم پیله و غیره زاید نگاهدارد تا سال آینده مقدار تخم را بقدر\nضرورت ذخیره داشته باشد *"}
{"book": "adl0006", "page": 108, "text": "۱۰۵\nفصل (۱۰) در حیواناتیکه موجب انعدام و اتلاف کرم و پیله میگردند +\nچنانچه مکرراً ذکر نموده ایم حیوانات موذی تخم و کرم و پیله که اگر دست\nشان رسد مورث انعدام آنها خواهند شد از روی مشهور سوسک\nو مورچه و موش و ارزہ است و غالباً انچه دیده شده تباهی کلیه کرم و تخم\nو پیله چه در زمانه نگاهداری و چه در زمانه تربیت این حیوانات مشهور\nبوده ولی موذی ترین حیوانات که اذیت و آفتش بکرم و پیله از سایر حیوانات\nپیش تر زاید است پشه های کوچکی است که در زمانه تربیت کرم بواسطه\nعدم توجه عامل کامل در جایگاه و مقام کرم پیدا شده بر بدن کرم و\nصورت پیله نشسته چون رشکهای کوچک شپش تخم پاشی میکنند علاوه\nبر اذیت و آزاریکه بکرم از نشستن آن پشه و کثافت و خرابی پیله روی\nمیدهد پس از انیکه آن رشکهای کوچک که تخم آن پشه ها میباشند\nبیرون آیند کرم را نابود و پیله را سوراخ نموده خود را بکرم اندرون پیله هم\nخواهند رسانید. علامت شناختن در پیدایش این پشه آن است که\nچون بر بدن کرم ظاهر پیدا نشسته تخم شپش خالهای سیاه در کرم و پیله\nپیدا خواهد شد و این همان تخم پشه علامت پیدایش او است اگر عامل در دفع و نکوشیتها"}
{"book": "adl0006", "page": 109, "text": "١٠٤\nاندک بزرگ شود فورا پیله را شگافته تارهای ابریشیمی را نابود کرده خارج\nخواهد شد چنانچه عامل اندک تغافل در دفع آن پشه ها نماید یکدفعه\nکار از دستش رفته علاجش غیر ممکن خواهد شد طریقه معدوم نمودن\nاین جانور موذی و عدم پیدایش آن از ابتدا آن است که عامل از اول\nعمل خویش تصفیه مکان و مناسبت هوا وغیره را از دست نداده منتهای\nپاکیزگی را در مکان و هوا بکار برده همواره فضلات مدفوعه کرم و برگهای\nپوسیده پس مانده خوراکی ها را از مقام و جایگاه تربیتش خارج\nنموده مکانرا مصفا و از ردائت هوا مبری دارد هر آینه این پشه ها\nپیدا نخواهد شد و چنانچه در عمل خطائی از عامل رفت و آثار تخمباشی این\nپشه های کوچک بر بدن کرم و صورت پیله هویدا گردید بلاتامل آن\nکرم و پیله را از میانه سایر کرم و پیله ها خارج نماید تا موجب سرایت بر باقی\nنگشته رفع این آفت نیز خواهد گردید ورنه پس از چند روز که غفلت ورزد\nچون آفت کرمی یکبزکه در گله سرایت میکند این آفت نیز در سایر\nکرم و پیله ها سرایت کرده موجب اتلاف کرم و انعدام پیله و نقصان\nعامل خواهد گردید *"}
{"book": "adl0006", "page": 110, "text": "١٠٧\n\nفصل (١١) در وزن پیله ومقدار حاصل شدن محصول ابریشم از هر پیله\nآنچه از تجربه عاملین فن هذا گذشته پیله های قسم علی که سخت وبزرگ\nباشد تخمیناً از پانصد الی پانصد و پنجاه دانه اش یک رطل که بعبارت\nاُخری پنج ونیم الی شش پیله یک مثقال است و از قسم وسط پیله از\nششصد الی ششصد و پنجاه عدد یک رطل خواهد بود وقسم کوچک\nپیله که از عموم اقسامش نرم و پست تر است هفتصد الی هفتصد و پنجا\nپیله یک رطل بشمار آمده پیله اعلی غالباً ثلث وزنش ابریشم است\nیعنی از سه رطل پیله مرغوب اعلی یک رطل محصول ابریشم میتوان\nبرداشت بشرطیکه عامل در طریقه ابریشم کشی پیله شخص مجرب و کار\nکرده را منتخب دارد و از قسم پیله وسط زاید بر ربع وزن پیله محصول\nابریشم نتوان برداشت و از قسم ادنیٰ خمس وزن پیله ابریشم دستیاب\nخواهد گردید. پس از این استنباط عامل باید دریافت کند که اگر مقدار پیله\nوی قابلیت این زحمات را دارد یعنی منفعتش جبر نقصان این زحمات را خواهد کرد\nدر گرفتن محصول ابریشم خود دست زند ورنه پیله را بصور ظاهر فروختن بجهت وی\nاولی وانسب خواهد بود. غالباً کرم از سه چهار رطل پیله دا تا باشد که از روی شمار تقر[؟]"}
{"book": "adl0006", "page": 111, "text": "۱۰۸\nدو و نیم هزار ست مصلحت در گرفتن محصول ابریشم وی بشخصی نیست که\nکم از این مقدار پیله جبر نقصان این زحمات را نتواند کرد. و این نیز ممکنست\nکه پیله عامل اگر بمقدار گرفتن محصول ابریشم نباشد و اراده فروش پیله\nرا هم نداشته باشد در جائیکه محفوظ از حیوانات موذی و بستری\nاز کثافات خارجه و داخله باشد بتمامی نیکو تا سال آینده نهاده\nبشرکت پیله ہائیکه در سال مستقبل بعمل آرد محصول ابریشم گرفته باشد مقصود\nآن است پس از آنیکه پیله دستیار کردید و نیکو خشکانده شد اگر سال\nہم بدو گذرد مورت خرابی وی نخواهد کشت . تخمینه دیگر نیز بحیثیت ذرع\nدر ابریشم پیله های خوب و بزرگ نموده اند. غالباً پیله اعلی کم از چهار\nصد ذرع نخ ابریشم نخواهد داشت درجه اوسط و ادنی را نیز از این اصول\nقیاس میتوان نمود . از پیله های شکافته شده که کرمش خارج گشته است\nزاید بر ہمہ اقسام پیله ابریشم گرفته میشود ولی محصول وی خیلی کثیف و نامرغوب\nبلکه از درجه و مقام ابریشمی خارج و ساقط است از این قسم پیله قریب قریب\nنصف وزنش ابریشم گرفته خواهد شد و این قسم ابریشم را باصطلاح این فن\nکج و کروک میگویند که نسبت ابریشم خام خیلی زبر و درشت قیمت ش"}
{"book": "adl0006", "page": 112, "text": "۱۰۹\nنیز نسبت بابریشمهای اعلیٰ و اوسط ثلث و ربع خواهد بود *\nباب چهارم\nدر دستور العمل گرفتن تارهای ابریشم پیله بذریعه چرخ و غیره و طریقه\n* ساختن چرخها ئیکه موضوع فن ہذا *\nفصل اوّل در شرائط و ملاحظائیکه عامل را گاه گرفتن محصول ابریشم پیله لازم میشود\nگاهیکه عامل از تربیت کرم و خشکاندن پیله فارغ شود چنانچه خود خواهان گرفتن\nمحصول ابریشم باشد لازم است که این ملاحظات و شرایط ذیل را از دست\nندهد که مورث ازدیاد زحمت و نامرغوبی ابریشم و کثرت مصه و متاد\nخواهد گردید - اوّلاً اندازه و مقدار پیله را بجهت گرفتن ابریشم بطریقیکه ما\nذکر کرده ایم نباید از یاد دهد چراکه در یک رطل پیله اگر از قسم اعلیٰ باشد\nزاید از ثلث وزن پیله ابریشم حاصل نمیشود و این عمل را یک نفر شخص\nاوستاد با تجربه کم از چهار روز نتواند انجام داد- لہذا لازم که عامل اوّلاً\nقیمت بازار یکرطل پیله ملاحظه کند و مصروف گرفتن ابریشم از یک\nرطل پیله را انداز نماید و فروش آنمقدار ابریشمی که از یک رطل پیله بمل"}
{"book": "adl0006", "page": 113, "text": "۱۱۰\nمی اید استنباط کرده اگر منفعت در گرفتن ابریشم پیله است شروع\nدر مقصود کند بلاضر رخواهد بود و گذشته ازین پیله خواه اعلی و خواه\nاوسط و ادنی باشد ربع ابریش بواسطه ریشه و جدا نمودن چسپند کی\nذاتی پیله خارج خواهد چنانچه چندین رطل پیله باشد ممکن است که از همان\nریشه ها بطریقیکه ما ذکر خواهیم نمود از قسم ادنای ابریشم یعنی کج و کرک\nابریشم پست بعمل آورد کسانیکه مقدار پیله قلیل باشد این فایده را\nعامل نتواند برداشت -\nثانیاً انکه عامل باید پیله های یکرنک و حیثیت را در بزرگی و کوچکی\nجداگانه در دیگیکه موضوع بجهت نرم نمودن لعاب و دور نمودن لزوت\nو چسپندکی پیله و کرفتن نخهای ابریشم است بجوشاند یعنی اگر پیلهای\nاعلی و ادنی و سفید و زرد و بزرگ و کوچک را عامل بدون جدا نمودن\nاز یکدیگر در یک دیک بریزد اوّلاً در کشیدن تارهای پیله بواسطه\nاختلاف بزرگی و کوچکی و کمی و زیادتی نخهای پیله ویرامشکلاتی پیش خواهد\nآمد و نیز بواسطهٔ انکه هرآنی نخی را بانخی دیگر وصل نموده تارهای ابریشم\nصاف گرفته نخواهد شد ـ وثانیاً رنک ابریشم بواسطه اختلاف"}
{"book": "adl0006", "page": 114, "text": "رنک پیله کثیف و نامرغوب خواهد گردید -\nثالثاً انکه عامل باید سامان و آلات و ادوات ابریشم کشی را خواه\nبذریعه چرخ باشد و خواه با استصواب دست مهیا دارد و نیز مقدار\nحرارت آب و زمان جلم دوام پیله را در آب کرم از روی سنجیدگی\nبطوریکه اصول این فن است از دست ندهد. ما سامان لازمه\nو آلات و ادوات ابریشم کشی را در فصول آینده ذکر خواهیم نمود\nمقصود آن است که سایر امورات تربیت کرم پیله را بذریعه\nخواندن کتاب عامل میتواند عمل نمود ولی اصول ابریشم کشی\nکه منتهای آمال و نتیجه زحمتهای اوست بدون شخص مجرب که کامل\nدر فن شعر بانی و کار کرده در این عمل باشد صرف بخواندن کتاب\nاقدام نتوان نمود که زیانش از سودش بیش خواهد بود *\nرابعاً عامل باید اندازه نرمی و سختی پیله را نیکو نگاهدارد چه اگر پیله زاید\nدر آب ماند نرم شده تارهای ابریشمیش از هم منقطع گردد و اگر بمقدار\nمعین که لازمه او میباشد نرم نگردد بواسطه سختی پیله تارهای ابریشمی او\nکشیده نخواهد شد و چنانچه اندک قوت شود در کشیدن تارها"}
{"book": "adl0006", "page": 115, "text": "۱۱۲\nابریشم مذکور نیز از هم منقطع خواهد کردید بهر صورت اگر عامل اندک\nدر این ملاحظات غافل نشیند یا شخص ناآسوده کار را در این عمل\nموکل دارد تمام زحمات دیرینه اش بهدر خواهد رفت.\nخامسا بعضی از قسم پیله‌ها بالطبع چنان واقع می شود که لزوجت و\nچسپندگیش نسبت بسایر پیله‌ها زاید ست لہذا عامل را لازم اوفتد که این\nنوع پیله که لزوجت و چسپندگیش بالطبع زاید ست از سایر پیله‌ها جدا\nنموده علیحدہ در یکی بخیساند چرا که پیله که لزوجت و چسپندگیش زاید\nنسبت بسایر پیله‌ها دیرتر خواهد خیسید کسانیکه بدون این امتیاز عموم\nپیله را عامل در یک دیگ بخیسانند لازم افتد که بعضی پیلهای یک\nواحد سخت و برخی از حد معمول نرم باشد و این امر کار ابریشم کشی\nپیله خواه بذریعه چرخ و خواه باستصواب دست باشد عامل را بزحمت\nو نقصان خواهد انداخت.\nسادسا پس از آنیکه عامل شروع در مقصود خویش نمود و ابتدا\nبکشیدن ابریشم پیله کرد بطریق متواتر باید ختم عمل نماید نه اینکه\nپس از شروع در ابریشم کشی یا نیمه کار تعطیل کند چرا که بعد از خیساندن"}
{"book": "adl0006", "page": 116, "text": "۱۱۳\nپیله هرچه تعویق در عمل شود و خشکاندن بخچه نمودن کلافهای ابریشم تعطیل\nگذر د مورث کثافت ابریشم و سستی و کمزوری تارهای وی خواهد کرد\nگاهیکه عامل از کشیدن ابریشم پیله و خشکاندن و کلافه نمودن وی\nفارغ شود اگر اراده انبار نهادن ابریشم مذکور را دارد لازم است\nکلافهای ابریشم را در کمال سختی و مضبوطی در یکدیکر بخچه نموده در انبار\nسرد هواگیری روی رحله یا کلینچ بیاویزانند تا از آفت بیدزدکی خرابی\nابریشم محفوظ ماند بید کرمی است کوچک که در هوای کرم از خود تار\nو پشم بعمل آمده موجب خرابی و نابودی پارچه ریشمی و پشمی و بخچهای بسته\nاین دو میکردد اگر پارچه ابریشم و پشم یا بخچهای آنها را نیکو سختی بسته\nدر انبار یا بادگیر هواداری گذارند از این آفت بر کنار خواهد ماند * *\n* فصل دوم در طریقه ابریشم کشی پیله *\nگرفتن تخمهای ابریشم پیله یعنی ابریشم کشی را بطرق متعدده عاملین\nپخته کار فن ہذا بعمل آورده اند کسانیکه پیله آنها بواسطه خرابی و آفت\nیا قلت و کمی مقدار تربت کرم قابل بخریداری چرخ ابریشم کشی نباشد\nو در آن مقام یا قرب آن نیز کارخانه مخصوصی بجهت اجرت ابریشم کشی"}
{"book": "adl0006", "page": 117, "text": "۱۱۴\nنبوده باشد لازم است که چند نفر بذریعه دست از روی تدبرات\nمستعمله این فن تارهای ابریشم پیله را گرفته باشند و طریق و اصولش\nآن است که پیله‌های یکرنگ و یک حیثیت را از یکدیگر جدا نمایند\nدیگیکه از روی وزن نه عباسی چهار من ایران یا دوازده سیر هند\nوسعت آب‌گیری داشته ثلث وی نیز خالی ماند مهیّا دارند. در چنین\nدیگی یک رطل پیله که تخمیناً پانصد ششصد پیله است ریخته دیگ\nمذکور را بالای اجاغ نهاده بذریعه چوب یا زغال سنگی بآتش داده\nتا از روی پیمانه فهرنهایت صد و نود الی دویست درجه حرارت\nدر آب سرایت کند از یک ساعت الی یک ساعت و پنج یا ده دقیقه\nپیله‌ها را در آب بدان مقدار حرارت گذارده باشند و بذریعه کفگیریکه\nمخصوصه این فن است پیله‌ها را زیر و رو نموده باشند تا پیله‌های رو دیگ\nنیز در آب گرم غوطه ور شده عموماً بیکدرجه نرم و ملایم گردند اگر چه\nطریقه ابریشم‌کشی پیله بنظر عامه ناس آسان است ولی چون نتیجه\nتمام زحمات عامل اوست عامل نباید بدون تجربه خود یا امداد شخص\nماهری در این فن از دیدن کتب جرئت براقدامش کند. چرا که"}
{"book": "adl0006", "page": 118, "text": "۱۱۵\nباندک کمی وزیادتی حرارت آب وازدست دادن ادنی نکته\nازدستورالعمل هذا تمام زحماتش هدر رفته در نقصان خواهد اوفتاد\nپس از انیکه یک ساعت الی یک ساعت پنج ده دقیقه پیله ها\nدر آبیکه حرارتش صد ونود یا دویست درجه باشد ماند بذریعه کفگیر\nونقاشی که خاصه این فن است لزوجت وچسپندگی پیله های نرم\nشده را خارج نموده ریشه های بیکاریکه از او جدا میشود درمقامی\nجداگانه نهاده سرهای تار ابریشم را بیک جا جمع نموده وصل بقر قره\nنمایند اگر یک نفرمشغول بعمل بدستی چرخ قرقره است اندک اندک داند و\nبدست دیگر محافظ تارهائیکه از پیله خارج میشود بوده باشد و در این امر\nنیز عامل نباید چشم پوشی کند تا تار پیلهای مذکورجداجدا بدور چرخ\nوقرقره پیچیده شود که بواسطه اندک لزوجت وچسپندگی که درو\nباقی است مجدداً در حین باز نمودن تارهای ابریشم از چرخ وقرقره\nبواسطه نازکی وسستی یک تارمکن است گسیخته شود- هر مقدار وعده\nنخ را که عامل خواهد در چرخ و قرقره بپیچد سرهای آنهارا باید اوّلاً\nبیکدیگر بذریعه دوانگشت تابیده نگذارد تا از همدیگرجداشود - ونیز"}
{"book": "adl0006", "page": 119, "text": "١١٦\n\nچون آن تارهای ابریشم ست نازک شود نخی از پیله دیگر بدانها وصل\nکرده تا تمام ابریشم چرخه بیک حیثیت پیچیده شود. غالباً در ابریشم خام\nزاید از پنج نخ را یکمرتبه بدور چرخ و قرقره نمی پیچند. پس از ان هر مقدار را\nکه خواهند ممکن است از روی این اصول دستیابی نمایند. و این طریقی که\nذکر نموده ایم عامل باید پنج پنج پیلهٔ نخهای ابریشم را دور چرخه پیچیده\nتا تمام پیله های دیگ مذکور اختتام پذیرد. بجهت سهولت و آسانی\nنیکو چنان است که هر پیله که نخهای ویرا عامل کشید از دیگ خارج\nنموده در مقامی جدا گانه نهاده باشد که آن پیله ها نیز با آن کشته ها\nجدا شده اولیٰ آخر بکار خواهد آمد چنانچه درین پیچیدن نخ دور چرخه\nیکی از پیلهای خَمسهٔ مذکوره تمام شود پیلهٔ دیگر را بدانها وصل نماید طریقهٔ\nوصل نمودنش گره زدن نیست بلکه بدو انگشت سرهای تار دو پیله را\nگرفته از چپ و راست اندک تابیده مشغول بعمل گردد. در وقت تابیدن\nابریشم چرخ و قرقره سرهای تار مذکور بذریعهٔ سایر تار ها تابخورده ابریشم\nصاف و مضبوط خواهد گردید چنانچه گره زنند اوّلا که ابریشمش صاف\nنخواهد شد ثانیاً بواسطهٔ سستی و نازکی تار واحد که تاب گره ندارد بیگیبار"}
{"book": "adl0006", "page": 120, "text": "١١٤\nاز ابریشم قطعه قطعه شده موجب نقصان عامل خواهد گردید تمام امورات\nابریشم کشی بذریعه یک نفر بسیار دشوار است اگر کارکنان چند نفر باشند\nکه یکی چرخه را پیچد و دیگری مواظبت نخهای پیله کند و ثالثی سرهای نخهای\nپیله را بدست آرد و رابعی لزوجت و چسپندگی و ریشه های خراب\nپیله را دور نماید انسب و اولی و در این صورت این عمل بدون چرخ و\nو سامان زاید بذریعه دست در کمال سهولت و قلت مصارف بانجام\nخواهد رسید و نیز ممکن است عامل پیلهائیکه معین بجهت ابریشم کشی است\nشب در دیگ خیسانده آب گرم بروی آنها ریخته تا یک شبانه روز\nبگذارد - بواسطه مدت قیام و دوام پیله در آب گرم اندک اندک\nسختی و لزوجت و چسپندگی وی نرم شده گاه استعمال بدون زحمت\nجوشاندن پیله کار گرفته میشود - و اگر باین تدبیر کار سر انجام گیرد اولی و\nاحسن است چرا که ممکن است در جوشاندن دیگ پیله حرارت آب\nزاید بر صد و هشتاد و بیست درجه شده موجب سستی و پوسیدگی\nنخهای پیله گردد - دیگر آنکه چون حرارت دیگ پیله بصد و هشتاد یاد و\nدرجه حرارت از روی پیمانه فهرنهایت رسد دست زدن در آن آب"}
{"book": "adl0006", "page": 121, "text": "۱۱۸\n\nبواسطه کثرت حرارت غیرمکن خواهد بود ـ آنوقت گرفتن سرهای نخ\nپیله و خارج نمودن ریشه‌های خراب و دور نمودن چسپندگی و لزوجت\nباید بذریعه منقاش و کفگیر باشد چرا که دست طاقت و تاب این درجه\nحرارت را نیارد و از کفگیر و منقاش چنانچه شاید و باید بسهولت کار\nگرفته نمیشود گاهیکه پیله را شبانه در آب گرم خیسانند غالب سهولت\nابریشم کشی خصوص پیدا کردن سر تار بذریعه انگشت دست بکمال آسانی و منتهای\nسرعت بعمل خواهد آمد ـ از جمله امورائیکه عملش عامل را لازم است انست\nکه قبل از اینکه ابریشم پیچیده شده دور چرخه و قرقره خشک شود بذریعه\nچرخ یا قرقره‌های دستی دیگر ابریشم مذکور را کلافه نموده تا در حین کلافه\nنمودن نخهای ابریشم جداگانه خشک شود پس آنگاه شوی و آهار یکه\nبواسطه لزوجت در او باقی مانده بمالیدن کف یا تکان دادن کلافه\nابریشم از وی دور گردد تارنگ و نرمی و صافی و شفافی ابریشم نیکو\nبروز کند ـ و اگر چنانچه ابریشم پیچیده شده دور چرخه و قرقره را بگذارند\nکه بچرخه و قرقره خشک شود گاه کلافه کردن ابریشم مذکور و خارج\nنمودن از آن چرخه و قرقره بواسطه بقایای آهار و چسپندگی ذاتی او"}
{"book": "adl0006", "page": 122, "text": "۱۱۹\nعامل را مشکل خواهد شد و این نیز ممکن است که پس از خشک شدن\nابریشم بدور چرخه و قرقره گاه بازنمودن ابریشم از چرخه بعضی مقامات\nکه چسبندگی ولز و جتش زاید و تارهای ابریشم سست و نازک است\nاز هم جدا شوند و در آنوقت وصل کردن تار با یکدیگر بواسطه پیوست\nو زیادتی نخهای ابریشم دشوار خواهد شد - و چنانچه پس از زحمت و\nکوشش وصل هم نماید موجب ناصافی و نامرغوبی ابریشم خواهد گردید\nبهتر آن است که فوری پس از پیچیدن ابریشم بدور چرخه و قرقره\nدیگری ویرا کلافه کرده آهار و شوی ویرا گرفته خشک و صاف نماید\nتا این دشواری پیش نیاید *\nفصل سوم در دستور العمل گرفتن محصول ابریشم از پیله بذریعه چرخ *\nچنانچه گرفتن محصول ابریشم بذریعه دست با قسام مختلفه ممکن است\nنیز بواسطه چرخ طرق متعدده معین میباشد - در صورتیکه عامل\nخود صاحب تجربه و آزموده کار باشد از روی سلیقه و اصول گرفتن\nمحصول ابریشم را بطریق دلخواه بمصارف کم بمنتهای سهولت\nخواهد گرفت چرخهای معینه که بجهت گرفتن محصول ابریشم موضوع"}
{"book": "adl0006", "page": 123, "text": "۱۲۰\nنموده اند بحیثیت اسباب سامان محکی و زیادتی مقدار پیله مختلف و قیمت\nهر یک جداگانه است بجهت عالمین ممالک اسیا که غالباً سرمایه\nزیادی روی این عمل نمیگذارند و مقدار پیله شان بقدری نیست که مدت\nمدیدی بذریعهٔ این چرخهای امرکیه وار و پا کار کرده شود انسب واولیٰ\nبحالت اوشان همان چرخهای مختصرهٔ مروّجهٔ ایران است که بجهت\nاین عمل موضوع نموده اند- سامان و آلات و ادوات وی بمقدار\nضرورت عامل و غالباً کوچکش بقیمت پنج تومان و بزرگش تا ده تومان که\nعبارت از بیست و پنج تا پنجاه روپیهٔ هند است میباشد گذشته از انکه\nاین چرخهای مختصر کارهای عالمین را صورت میدهد تفهیم و تفهم اجزای\nاین چرخها بواسطهٔ سادگی سامان مبتدیان را اسهل خواهد شد و چنانچه\nجزئی از اجزای چرخ مذکور عیب کند باندک کوششی ساختنش\nدر هر مقام ممکن است بخلاف چرخهای امرکیه وار و پا که تفهیم و تفهمش\nبواسطهٔ کثرت آلات و ادوات و اجنبی بودن بدان سامان اهالی\nاسیا و مبتدیان این فن را بدون اوستاد و مدتی تعلیم و تجربه\nدشوار است نیز اگر جزئی از اجزای وی معیوب شود مهیا نمودن وی"}
{"book": "adl0006", "page": 124, "text": "| ۲۱ |\n\nدر هر مقام خالی از اشکال نخواهد بود. ما طریقه ساختن قسمی از چرخهای ایران واجزا تفصیلی\nبعضی از چرخهای اروپا و امریکا را بجهت مبتدیان این فن و تجربه اوشان\nدر فصول جداگانه ذکر خواهیم نمود. - طریقه گرفتن ابریشم پیله بذریعه چرخهای\nمروجه ایران آن است که پیله های یک حیثیت را در بزرگی و کوچکی وسختی\nو نرمی و سفیدی و زردی شبانه در دیگی خیسانده پس از آنکه عامل دانست\nکه لزوجت و چسپندگی پیله بآسانی خارج میشود ملاقه از مسو که یک سرش\nوصل بچرخ وسر دیگرش مرکب از چند اجزا بمثابه انگشت است\nدر دیگ پیله انداخته یک نفر دیگر چرخ را اندک اندک حرکت داده\nتاسر ملاقه که بمثابه دست و انگشت است لزوجت پیله های\nخیسانده شده را خارج نموده بذریعه کفکیر و منقاش دیگر ریشه های\nپوسیده و خراب ویرادور کرده سرتار پیله را بذریعه قلابی گرفته\nبمقداریکه تار از پیله خواهند یعنی چهارپنج شش یازیاد و کم تخمهای پیله یکجا\nگرفته اندک اندک چرخ بزرگ را حرکت داده تا قلابیکه سرهای نخ ابریشم\nبدو وصل است بقرقره های متعدده که نصب بچرخ است وصل شده\nتارهای ابریشم بدور قرقره پیچیده گردد. و چنانچه تاری از پیله"}
{"book": "adl0006", "page": 125, "text": "۱۲۲\nگسیخته شود یا تارهای پیله از نصف گذشته نازک شود پیلهٔ دیگر را بطریق\nمعمول عمل نموده نخ ویرا وصل بتارهای قرقره نماید تا ابریشم وی در کمال\nموزونیت و صافی حاصل گردد بدینمنوال و دستور العمل رفتار شود تا تارها\nتمامی پیله های دیگ مذکور گرفته شده دور قرقره های متعدد پیچیده گردد\nچنانچه قرقره از تارهای ابریشم پر شده دیگر گنجایش پیچیدن ابریشم نداشته باشد\nآن قرقره را خارج کرده قرقرهٔ دیگر بجای وی نصب نمایند پس از چند\nگردش قرقره و پیچیدن چند لای ابریشم بر او اگر خواسته باشند بذریعهٔ\nمقراض تار این قرقره را از قرقره دیگر جدا نمایند دیگها ئیکه غالباً موضوع جهت\nاین عمل میدانند مثل پاتیلهای رنگریزی و حلوائیزی است که آنرا در یکجا\nمضبوطی نصب نموده اندک اندک بذریعه هیزم آتش زیروی داده تا\nحرارت آب بمقداری شود که دست و پنجه عامل تاب ویرا داشته باشد\nچرا که بسیاری از این اعمال بذریعه دست و انگشت بعمل می آید بعد از آن\nقرقره های مذکور را بذریعه چرخهای کوچک دستی علاقه بندی یا شعر بافی\nابریشم ویرا کلافه کرده پس از خشکاندن ابریشم آهار وشوی ویرا گرفته\nبمقاسیکه مناسب این عمل دانند آونگ نموده تا باقی رطوبات بطون ابریشم برچیده شود"}
{"book": "adl0006", "page": 126, "text": "۱۲۳\nفصل چهارم در طریقۀ ابریشم کشی که بذریعۀ چرخهای اروپا و امریکه\nقرار داده شده است\nچرخهائیکه در ممالک متحدۀ امریكیه و اروپا موضوع بجهت کشیدن تار ابریشم است\nبطرق مختلفه و اقسام متعدده ساخته میشود نقشه دهم و یازدهم و دوازدهم\nصورت مفصل چرخی است که آلات و ادوات وی نسبت بچرخهای دیگر کمتر و\nبجهت عاملینیكه مقدار پیلۀ شان قلیل است انسب و اولی است نقشه\nسیزدهم صورت چرخی است که آلات و ادوات و سامان وی مکمل\nو بجهت کسانیکه صاحب کارخانه ابریشم کشی باشند یا مقدار پیلۀ شان\nدر کشیدن ابریشم مدت مدید را ضرورت داشته باشد موضوع و ساخته\nاست - قیمت چرخ نقشۀ سیزدهم از ده الی دوازده پوند که عبارت\nاز دویست الی دویست و چهل روپیۀ هند یا پنجاه شصت تومان پول\nایران میباشد - سامانهای چرخ مذکور و آلات و ادوات او بکمال\nاستحكام و مضبوطی و باندک کوشش تعلیم و تجربه مبتدیان طریقه\nاستعمالش مفهوم میگردد - طریقۀ کشیدن ابریشم ازین چرخ نیز قریب\nقریب بهمان طرقی است که ذکر نموده ایم - یعنی باید عامل پیله هاے"}
{"book": "adl0006", "page": 127, "text": "یک حیثیت و رنگ را اولاً جدا نموده در دیگیکه بوضوح بجهت فن هذاست\nبمقدار وسعت و گنجایش آن یک خیسانده هنگام گرفتن نخ ابریشم\nحرارت دیگ مذکور را بصد و هشتاد الی دویست درجه پیمانه فہر نہایت\nرسانیده باشد . چنانچه در آن حرارت نیز پیله های خیسانده شده ملایم\nو نرمیش مناسب گرفتن تارهای شیمی فن ابریشم کشی نشده باشد\nمعلوم است پیلها بکمال سختی و لزوجت و چسپندگی است لہذا لازم که درجۀ\nحرارت دیگ مذکور را بحدی افزایند که نرمی پیله بمقدار مطلوب اصول\nابریشم کشی رسد . بعضی از استادان ماهر این فن حرارت دیگ را\nبذریعۀ آتشخانهای مصنوعی چون سماور و غیره میدهند و بسیاری از\nعاملین دیگ پیله را روی اجاغهای آجری نصب کرده بذریعۀ زغال\nسنگ یا هیزم حرارت را بدرجۀ اعتدال و اصول فن ہذا میرسانند\nو نیز در ممالک اروپا بخاریهای کوچکی بجهت این عمل تعبیه شده که ما صورت\nو یا در نقشۀ شانزدهم بعلامت (الف) داده ایم برخی از آنها دیگهای\nپیله که ربعش خالی از آب باشد بالای بخاری مذکور گذارده بذریعه\nحرارت بخاری کار میگیرند چون مقدار حرارت آب بقدر مطلوب"}
{"book": "adl0006", "page": 128, "text": "۱۲۵\nو اندازه معمول رسد بحیثیت آن آب و گنجایش دیگ پیله دروی\nریخته بذریعه کفگیرهای موضوعه وی که چون برسهای انکریزی می یازم\nجاروبهای روی فرشی است بمقدار سه دقیقه هر پیله که در دیگ\nریخته میشود در آب جوش مغروق و غوطه در نموده پس آنگاه از کفگیر و\nمنقاشهای موضوعه فن ہذا لزوجت پیله ها را پاک و صاف نموده تارها\nگسیخته و ریشهای باطله ویرا بدرستی از پیله جدا کرده بدست دیگر سرهای\nتار پیله را یکجا جمع نمایند بعد از آن تا پنج پیله را جمع نموده بذریعه دو انگشت\nبنحوی که ریسمان را قبل از داخل نمودن بسوزن تاب میدهند\nتابیده نخهای تاب خورده پیله را از منفذ قرقره نقشه یازدهم\nبشماره (۷) علامت (و) گذرانیده بسوراخهای پیچ و چوب\nعلامت (ی) در همان نقشه دوانیده بچرخ مطلوب میرسانند.\nپس از اختتام وی بدینمنوال تارهای پنج پیله دیگر را گرفته تا در قرقره متصل\nچرخ مذکور دو تار موجود بشود و بجهت استحکام تارهای ریشمی\nباید نخهای پنجگانه را اندک بذریعه گردش پولک چرخ مذکور از یسار\nبیمین هفت هشت تاب داده باشند و این امورات را قبل"}
{"book": "adl0006", "page": 129, "text": "۱۲۶\n\nاز شروع در مقصود عامل باید عمل نماید تا بعد از شروع در کار ویرا شکلی\nپیش نیاید چنانچه در پین پیچیدن تار های پیله و نخهای ابریشم بچرخ تار\nپیله گسیخته شود لازم است نخ تازه از پیله های دیگر گرفته بدو وصل نمایند و\nهمواره این دستورالعمل و اصولیرا که ما ذکر کرده ایم عامل نباید از دست بدهد\nچون این عمل بموجب اصول و قاعده چنانچه باید شاید صحیح و درست برآید\nلازم است که یکی دسته چرخ را حرکت دهد و یکی به پیچاندن چرخ مشغول\nشود و دیگری متوجه و محافظ تارهای پیله و گرفتن نخ ابریشم باشد و چرخ مذکور را\nلازم است چنان نصب نمایند که مقابل دیگ پیله اندکی دور تر باشد\nآنوقت باندک حرکت دسته چرخ نخهای پنج پیله که ششتم گاه وصل بچرخ\nکمال آسانی و سہولت بد ور قرقره چرخ پیچیده میشود پس از انیکه نصف\nنخ گشوده شود اندک اندک تار های پیله نازک و باریک شد و تا بمقداری\nرسد که دیگر تحمل قوت چرخ را نداشته ہم گسیختن بار آید لہذا لازم که\nعامل از روی بصیرت مشاهده کند که چون نخهای پنج پیله اندک نازک\nو باریک گردد تار پیله دیگر بر آن تار ہا مضاعف نموده تا تلافی نازکی\nو باریکی که در آخر تار پیله روی میدهد گردد باشد ـ غالبا چون تارہا"}
{"book": "adl0006", "page": 130, "text": "۱۲۷\nپیله از نصف گذر دنخهای ویر استی و نازکی پیش آید و هرچه قریب\nباتمام رسد باریکی دوستی آن بیفزاید گردد اگر عامل تجربه کار و صاحب بصیرت\nدر این فن نباشد و از روی حس ظاهر نتواند امتیاز نازکی و باریک شدن\nنخهای ابریشم را دهد بهتر آن است که پس از گشود شدن نصف تار های\nپیله تار دیگری بدان تار ها وصل نماید تا مورت کشیدگی و نا صافی ابریشم\nچرخ نشود و اگر احیاناً تاری از میانه آن نخهای پنجگانه پیله گسیخته یا تمام\nشود لازم است که عامل نخی تازه از پیله دیگر بطریق پاکیزگی و سلیقه\nبدون گره زدن وصل بسر نخ گسیخته شده نماید یعنی باد و انگشت\nسر های آن دو تار را اندک بهم تابیده بواسطه خامی و نرمی ابریشم\nفوری بیکدیگر وصل شده صورت وحدت خواهد گرفت - در نقشه\nیازدهم بعلامت (ھ) صورت قرقره را داده ایم که بدو روی نخهای\nپنج شش پیله پیچیده میشود - چنانچه عامل از روی چرخ نقشه یازدهم\nعمل نماید لازم است نخهای پنجگانه را از منفذ علامت (ا) و\nمسامات قرقره های نشانه (۳) و (۲) و سوراخ قرقره علامت\n(۴) گذرانیده تا در وسط چرخیکه موضوع بجهت پیچیدن ابریشم است"}
{"book": "adl0006", "page": 131, "text": "۱۲۸\nرسیده باشد بعد از آنیکه قرقره علامت (س) چند نوبت دوران گیرداز\nنخهای ابریشم خام تارهای تابیده آماده خواهد شد چرخیکه اجزای مفصلۀ\nوی را در نقشه یازدهم داده ایم در غالب ممالک روپا خصوصاً\nدر مملکت ایتالیا خیلی شایع و ضایع است نقشۀ بست و یکم علامت\n(حا) صورت چرخی است بسیار مکمل و بزرگ موضوع بجهت کارخانجات\nابریشم کشی او نیز در ممالک رو پا شیوع و رواج کلی دارد خصوص کل خانجاتی که\nباجرت هم کار میکنند و ترکیب آلات و ادوات وصورت اجزای این\nچرخ از آلات و ادوات اجزای چرخ نقشه یاز دهم علامت (ی)\nفرق و مبینوتی تام دارد ـ اینها بسته بتجربه عامل و نقدار ضرورت معیشت\nکار اوست ور نه هزار ها چرخ و سامان که ما در این کتاب بواسطۀ عدم\nگنجایش ذکر ننموده ایم بجهت تسهیل کار و ترقی این فن و مرغوبی ابریشم\nدر ممالک اروپا وامریکه اختراع نموده اند ـ عامل باید از روی نقشه های که\nما داده ایم نسبت بحال خود اسهل وانسب زآنها را اختیار کرده بمقدار\nضرورت و احتیاج خویش سرانجام کار خود را نموده باشد ـ چنانچه اولاً عامل\nتمام فنون این فن و سامان لازمه ویرا فراهم آورده کلیه امور خویش را"}
{"book": "adl0006", "page": 132, "text": "۱۲۹\nمنتظم کرداند پس آنگاه درین امر دست زند اولی وانسب است *\n* فصل پنجم در دستورالعمل ساختن کج وکروک *\nطریقه ساختن کج وکروک که از قسم ابریشم پست و از ریشه های\nباطله و پیله های شکافته شده بعمل می آید آن است که پیله های شکافته شده\nو ریشه های باطله را مع پیله هائیکه از دیک برآمده اندک ریشه\nدر او باقی باشد در دیک نیکو جوشانده تا کشیدن ابریشم و گرفتن\nتارهای کشته شده وی آسان شود ـ آنگاه آن ریشه های باطله\nو تارهای کشته شده را جمع کرده از قطعه های کوچک پیله که مخلوط بریشهای باطل شده\nوسایر کثافات است صاف و پاک نموده بقدری بکوبند که چون پنبه که از\nزیر کمان حلاجی بیرون آمده باشد نرم و ملایم شود آنگاه بذریعه چرخهای\nپنبه ریسی آن ریشهای محلول را چون پنبه ریسه کلافه نموده باشند\nبواسطه کثافت ذاتی کج و کروک تولید کرم بید در او پیشتر از سایر\nابریشمهای صاف است لہذا نکہداری و حفاظت وی از آفت\nبید زدکی خیلی ضرور است اگرچه قیمت وی نسبت بابریشم خام اعلی\nکم از ثلث و ربع میباشد ولی مقدار عایده وی نسبت بابریشمهای"}
{"book": "adl0006", "page": 133, "text": "۱۳۰\n\nدیگر پیشتر قریب قریب نصف خواهد بود. از جمله لوازمات این عمل\nنیز اولا جوشاندن در آب کرم و دور نمودن چسپندگی و لزوجت وی است\nچنانچه عامل اولا پیله را در آب کرم نرم و ملایم نماید و لزوجت و چسپندگی\nذاتی پیله را نگیرد هیچ قسم ابریشم و کج را نتواند بعمل آورد *\nفصل ششم در طریقه ساختن چرخ معموله ایران که مروجه غالب ممالک آسیات\nطریقه ساختن چرخهای ایران که موضوع بجهت فن ہذا میباشد آن است\nکه ست قطعه چوبیکه یک ذرع طول و دو کره عرض و یک کره د بازت\nداشته باشد بطریق و تر و دو ساق چون چار چوبه دروازه بطور\nنر و ماده بیکدیگر وصل نمایند و در وسط هر دو چوب ساق منفذی\nبجهت قرار گرفتن دسته چرخ مقرر دارند پس آنگاه بیاورند چوب\nمدور یا شش پهلویکه از روی قطر چهار کره کلفتی و عرضش سه چار\nیک شاه باشد یک کره مانده بهر دو سر را بفاصله نیم کره نیم کره\nمنافد متعدده قرار دهند و این چوب طاحونه چرخ است باندازه کسان\nدوسر طاحونه قطعهای چوبیکه چهار کره طول و یک کره عرض و د بازت\nداشته باشد در مسامات طاحونه بمقام پره چرخ از روی نر و ماده"}
{"book": "adl0006", "page": 134, "text": "۱۳۱\nمحکم نصب نمایند و بمناسبت و مقدار پره های مذکور هشت نه چوبهایکه\nدوسر ویرابطریقه لوز بریده باشند بهر دو سر پره های طاحونه مذکور با میخهای\nچوبی مضبوط وصل نموده هر یک از این پره و چوبهای باز و راعلا\nبرآن میخهای چوبی بار و محکم ببندند ـ و روی هر یک از این چوبهای\nباز و میخهای چندی صاف کیک کره و نیم و دوکره طول و دو جو قطر\nبطریق مدور داشته باشد نصب نمایند ـ و این میخها خاص بجهت\nقرار دادن قرقره میباشد بر بازوی چرخ آهنی که بکلفت انگشت نر باشد\nبطور مناسب در هر دوسر طاحونه قرار داده از منافذ پایه های\nمذکور خارج نمایند تا انکه باندک حرکت دسته چرخ مذکور بدوران\nاوفند پس آنگاه بیارند سه چوبکه طول هر یک دو ذرع و نیم\nو در بازتش دو کره باشد یک طرف سرهای اینها را بقدر یکمشت\nسوراخ کرده بار و یا سیمهای آهن محکم وصل نمایند و قرقره را\nدر وسط این سه چوب قرار دهند آنگاه سرهای دیگر این چوبهای\nمذکور را سه پایه وار روی چرخ مذکور بزمین وصل نمایند ولی باید\nملاحظه نمود که سه پایه مذکور بطریقی روی زمین و دو چرخ نصب شود"}
{"book": "adl0006", "page": 135, "text": "۱۳۲\n\nکه قرقره ست پایه محاذی وسط چرخ واقع شود از وسط بازوی میانی\nچرخ ویک پایه ست پایه باید سوراخی کرده سیم کشید و چند پولکهای\nسوراخدار بجهت گذشتن نخهای ابریشم از ان سامات آویزان نما\nین بعد کفکیر یکه کفه وی از مو ساخته شده باشد مشابه نرمه جارو های\nروی فرشی یا برسهای انگریزی که صورت ویرا در نقشه پانزدهم بطلان\nدک داده ایم ساخته دسته وی یکی از قرقره های پره و بازوی\nچرخ بطریقی وصل نمایند که باندک حرکت چرخ و دوران قرقره\nبرش و کفکیر مذکور میل بفراز ونشیب کند و این بجهت صاف نمودن\nلزوجت و چند کی پیله وغوطه دادن او است در دیک و چند\nمنقاش که چهار کره قد وسه جود بازت داشته سر هایش خوب\nتیز ونیکو وصل بهمدیکر باشد بجهت کرفتن ریشه های باطله ابریشم از آهن\nساخته بذریعه سیم وصل بقر قره از پره های چرخ نمایند منقاش\nهمانا چون انبر است که دو سر وی اندک کج شده چون مقراض تیز\nوبذریعه دست سوء امثال آنرا از هر چیز میکشد واین در کارخانجات\nشعربانی و علاقه بندی بسیار است که بملاحظه او استنباط میتوان کرد"}
{"book": "adl0006", "page": 136, "text": "۱۳۳\n\nصورت این چرخ چون صورت چرخ رودتابی ایلات است الا آنکه\nاندک عریض و بزرگتر است و چنانچه چوبهای بازوی چرخ ممکن نباشد\nمیتوان بذریعه کشیدن چندلای رودسرهای پره های چرخ را مضبوط\nبهم بسته سرانجام کار خویش را دهند. عموماً قرقره های مذکوره یکه در این\nچرخ لازم است سوای دو قرقره طاحونه باقی باید از آهن ساخته شود\nیعنی ماسورهای قرقره از آهن و باقی از چوب باشد و آن دو قرقره\nطاحونه چون بجهت پیچیدن ابریشم بدور اوست اگر از چوب یا نی\nبطریقیکه مناسب باشد ساخته شود عیب ندارد. بعد از آنکه چرخ\nبدینمنوال آماده گردید بدستور العملیکه ما اولاً ذکر نمودیم عامل میتواند\nشروع در ابریشم کشی نماید *\nفصل ششم در بیان اجزای متعدده و آلات و ادوات مختلفه چرخهای اروپا\nهر چند تفهیم و تفهم چرخهای مختلف که دارای صدها آلات و ادوات\nبدون شخص مجرب و کار کرده فنون چند چون نجاری وغیره بنوشتن\nو خواندن کتاب کافی نخواهد بود مگر چون دانستن این امور نیز یکدرجه\nموجب اطمینان و سر رشته و بصیرت عامل در معرفت آن چرخهاست"}
{"book": "adl0006", "page": 137, "text": "۱۳۴\nنوشتنش را خالی از منفعت ندیدیم دیگر انکه این کتاب مبارک که\nدر تمام فنون تربیت کرم پیله و سر رشته ابریشم کشی و غیره جامع است\nنیکو دانستیم که از این امر نیز خالی نباشد طریقه ساختن چرخهای اروپا و\nامریکیه بواسطه اختلاف و کثرت طرق آنان کلیته مشکل بلکه میسر نیست لہذا\nمختصری از ذکر چرخهای مروجه آنها که صورت آلات مفصله ویرا در نقشه\nدہم و یاز دہم و صورت متصله ویرا در دوازدہم و سیزدهم و طریقه تکمیل\nو اصول ابریشم کشی را در نقشه بست و یکم داده ایم بطریق قل و دل\nمینگاریم امید است که اگر عامل صاحب بصیرت و تجربه باشد از روی\nاین نوشته و ملاحظه تصویرات ہذا پی بمقصود خویش تواند برد - اولاً\nلازم است که عامل نقشه های کامل را از روی نقشه آلات و ادوات چرخهای\nمذکور استنباط نموده پس آنگاه بجهت تفہیم و تفہیم رجوع بکتاب ہذا\nنماید نقشه دہم علامت (ق) طاحونه و دو پایه چرخ و دسته و\nدو عمود از دو طرف طاحونه و چوبیکه در بالای دو عمود وصل نمودهاند\nو از ہر طرف طاحونه متصل بچوبهای عمود رو بطرف دو دسته چرخ\nدو قطعه چوبی بجای بازویست که سرهای اویل بطرف دسته های"}
{"book": "adl0006", "page": 138, "text": "۱۳۵\nچرخ کرده و متصل بطاحونه در پایهای عمود صورت قرقره است که دارای\nچندین منفذ است و اینها مجتمعا وصل بطاحونه وطاحونه روی پایهای چوبی\nایستاده چوب طاحونه باید شش پهلو یا مدور باشد علامت (ک)\nصورت کردونه چرخ است و در وسط او چوبست مدور و مجوف که\nقطرش سه کره و طولش زاید بریک چاریک میباشد آن چوب\nمذکور مجوف از شش پهلویش سوراخ میباشد بطریق پره شش چوبیکه\nطول هریک سه چار یک و ده بازتش دو گره باشد بطور نر و ماده وصل\nنموده سر آخر هر یک از آن چوبهای مذکور که دارای کیرا یا قرقره هستند\nبذریعه چوب یا سیم مدور آنها بیکدیگر بسته می شود از نقشه وی\nنیکو استنباط میتوان نمود علامت (ل) تصویر قطعه چوبی است\nکه دوسروی مربع و یکروی نصب در چرخ می گردد و در یکی\nاز پهلو های چوب مذکور که از روی طول فاصله اش از نصف\nکمتر است نشانه (ت) و (ث) داده شده پهلوی دیگر وی\nبعلامت (ا) و روی وی بطریق عمود چوبی است بعلامت (ب)\nکه سر های وی نصب در (ت) یا (ث) می شود و علامت (م) دو"}
{"book": "adl0006", "page": 139, "text": "عمودی است کوچک بزرگ که یک سر عمود بزرگ وی بطریق سه پا\nو بازو میباشد آنها وصل تخته است که روی زمین گذارده میشود و در\nوسط عمود بزرگ سانه است بجهت قرار گرفتن دسته چرخ و سر بالا\nعمود مذکور بذریعه چفت و بست با گیر تخته وصل است از طول چهار گره\nو از عرض بقدر عرض عمود - عمود ثانی نصف عمود بزرگ و در سر وی\nقرقره است که مقر گاه دسته ثانی چرخ می باشد - و نیز مثل سر عمود\nبزرگ تخته بدان مقدار بذریعه گیر اوصل بمقر قرة مذکور است - علامت\n(ن) نقشه چرخ مکملی است که از اجزای منفصله (ق) و (ک) و (ل)\nآماده گشته - همچنین نقشه یازدهم نشانه (ه) صورت اجزای مکمله\n(ی) و (و) وسیاق سبعه مذکوره آن نقشه میباشد -\nدیگر از جمله اجزای منفصله چرخهای اره پا و امریکه نقشه چهار دهم علامت\n(ژ) میباشد که صورتاً صورت شاهین ترازو و دارای چند پولک\nچینی و قرقره های متعدده است نشانه (1) قطعه آهنی است بجهت\nدستگیره یا وصل نمودن چرخ نمره (۲) تصویر پیله است در حالتیکه تارا\nابریشمی از وی جدا میشود نمره (۳) پولکی است چینی و مجوّف که تار پیله"}
{"book": "adl0006", "page": 140, "text": "١٣٧\nاز منفذ وی گذشته بقر قرۂ شماره (6) و پولک نمره (4) و (7) میر\nاین پولک نمره (6) و (7) از چینی و برنج ساخته شده از نمرۂ (7) تارها\nابریشم را گذرانیده بماسورۂ شیشه شماره (5) پیچیده میشود از ملاحظه\nنقشه مذکور استنباط جمله این مطالب را میتوان نمود ـ بجهت ازدیاد\nبصیرت عامل وتکمیل وی در فن ہذا چند نقشه دیگر نیز داده ایم که بملاحظه\nآنها دریافت بسیاری از نکات این فن خواهد شد نقشه هفدهم\nعلامت (یا) صورت دو کرم کامل است که بجهت امتیاز نر و مادگی\nداده شد ـ نقشه ہژدہم علامت (تا) نقشه پیله کامل و تصویر کرم است\nدر حالت مشی که شکنهای او کلیته از یکدیگر باز و هویداست نقشه\nنوزدهم علامت (ثا) تصویر حالت خنجیت کرم که قریب قریب به\nبیضاوی است وصورت پروانه این حالت در نر و ماده و تصویر\nباز شدن شکنهای حالت خنجیت کرم است و غربال سیمی که در نقشه\nسوم بعلامت (ر) داده ایم غالباً بجهت حمل و نقل صورت خنجیت کرم\nضرورت او شد ـ نقشه بستم علامت (جیم) صورت کربیت کرم\nوتصویر مشی نر و ماده وی در این حالت و ہیکل کشودن شکنها"}
{"book": "adl0006", "page": 141, "text": "۱۳۸\nکرم در حالت کرسیت است *\nمقاله اوّل\nدر معرفت آب و ہوائیکه مناسب بجهت تربیت کرم و اقسام مختلفه\nتخم است بحسب گرفتن محصول ابریشم *\nاگر چه گرفتن محصول ابریشم چه در سرحدات چون اروپا و امریکه و ایران\nو سردسیرات چین و چه در کرم سیرات چون ہندوستان و مصر\nممکن است و تربیت کرم ابریشم این زمان در غالب جا ہا بعمل آمده\nمحصول نیز گرفته میشود مگر انچه از تجربۀ ماہرین این فن گذشته فرقی که\nدر مین است تخمیکه مناسب سرحدات باشد خاص وتخمیکه باب\nکر مسرارت است مخصوص میباشد ۔ قسم اعلای تخم یعنی تخمیکه در سرحدات\nچین و ممالک اروپا تربیت می شود سالی یکمرتبه و یک فصل موسم\nزاید محصول ابریشم نمیتوان گرفت ولی ابریشم این قسم تخم که سالی یکمرتبه\nتربیت شود الطف و قوّتش نسبت بسایر ابریشم ہا بیشتر و پیله ہایش\nپر تر است گذشته براین تخم ہذا نسبت بسایر تخمہایکه سالی چند نوبت"}
{"book": "adl0006", "page": 142, "text": "۱۳۹\n\nتربیت می شود محصول ابریشمش دو برابر است در غالب ممالکیکه آب و\nهوایش معتدل میباشد بواسطه سردی زمستان و خزانیکه در اشجار روی\nمیدهد محصول ابریشم زاید برسالی یکنوبت بعمل نمی آید. اگرچه اقسام\nتخم مروّجه آن ممالک نیز مختلف است یعنی بعضی بزرگ و کوچک و از برخی\nزاید و کم ابریشم بعمل می آید ولی از یک حیثیت عموم آن اقسام تخم موافقت است\nو آن آن است که در سالی یکمرتبه کرم تخمپاشی کرده تربیت می شود. پیله های\nاینقسم تخم خیلی پر و محکم و تارهایش بکمال سهولت و آسانی در وقت\nابریشم کشی جدا می شود. و ریشه های باطله نسبت بسایر اقسام دیگر کمتر دارد\nاینقسم تخم لازمه تربیت و نگاهداریش جایگاه سرد چون سرداب تابستان است\nبطریقیکه ما مفصلاً ذکرش را در ابواب گذشته نموده ایم میباشد. و\nقسمی از تخم است که در هوای گرم معتدل تربیت شده سالی دو مرتبه\nتخمپاشی نموده محصول نیز میدهد. و بعضی از اقسام تخم است که در هوای\nگرمتر از آن تربیت میشود سالی سه چهار مرتبه محصول ابریشم از او گرفته\nمی شود. و قسمی از تخم است که خاصتاً در هندوستان تربیت می شود و\nسالی چندین نوبت محصول میدهد چنانچه از امتحان عاملین این فن گذشته"}
{"book": "adl0006", "page": 143, "text": "۱۴۰\nدر بعضی از مقامات هندوستان یک قسم تخمی است که در دوازده ماه هشت\nمرتبه محصول داده تخم پاشی میکنند مگر ابریشم وی بدرجه است که حکم\nگچ و کروک دارد گویا از حیثیت و مقام ابریشمی خارج است در ممالک اروپا\nو ایران و سرحدات چین از چندین قسم کرم محصول ابریشم گرفته میشود\nولی بواسطه سردی زمستان و خزان سه چهار ماه تاکنون شنیده نشده\nکه در یک سنه زاید بر یک فصل بعمل آید. غالباً تخمها ئیکه در سالی چند\nنوبت تربیت شده مروج هند گردیده است از قسم کوچک ژاپونی است\nو انقسم تخم در سر زمینی تربیت میشود که هوایش گرم باشد. این است\nکه بجهت تربیت کرم و نگاهداری تخم محتاج بسردی هوا و مقام نمی شوند.\nدر سالی هر مرتبه که پیشتر تربیت کرم نمایند محصولش از محصول اول پست\nو پیله هایش سست و خالی تر خواهد بود. یعنی پس از چهار نوبت که در عرصه\nیکسال از تخم محصول ابریشم گیرند در هشت رطل پیله یک رطل ابریشم\nبعمل خواهد آمد. مقاله ثانی\nدر کیفیت و چگونگی تربیت درخت شاهتوت\nدر سرحدات تربیت کرم می شود خوراکش سوای برگ درخت شاهتوت"}
{"book": "adl0006", "page": 144, "text": "۱۴۱\nنیست بواسطه مناسبتیکه در طبیعت کرم و برگ درخت شاهتوت است\nکرمیکه تربیتش از درخت شاهتوت شود از تمام اقسام کرم بهتر و محصولش\nنیکوتر خواهد بود. در هندوستان و سایر مقاماتیکه در سالی چند نوبت\nتربیت کرم میکنند. غالبا از برگ درختهای دیگر است چون برگ مهواوره\nو غیره شخص هیچ درختی بجهت خوراک کرم مقام درخت شاهتوت را نخواهد گرفت\nو تاکنون نیز شنیده نشده که در برگ درختهای دیگر کیفیتی که از برگ\nدرخت شاهتوت در کرم پیدا می شود پیدا شود. این است که از هر درختیکه\nتربیت کرم شود ابریشمش بپایه ابریشم کرمیکه تربیتش از برگ درخت شاهتوت\nشده باشد نخواهد رسید. و اما باید دانست که طریقه تربیت درخت\nشاهتوت نسبت باختلاف آب و هوا اختلاف کلی پیدا میکند. و درخت\nشاهتوت نیز منقسم بچند قسم است قسمی از آن آن است که باصطلاح زارعین\nماده و بیدانه میگویند و درختش بسیار بزرگ بحسب طول و قطر می شود و\nتربیت آنقسم درخت خاص بجهت میوه اوست که توت باشد غالباً\nبلندیش از بست ذرع شاه تا دو د هفت ذرع می شود و قطرش از روی\nدو پنج الی سه ذرع میگردد. و یکدرخت بحسب شاخ و برگ کمتر از ده ذرع"}
{"book": "adl0006", "page": 145, "text": "۱۴۲\n\nدر دو ذرع را فرا نخواهد گرفت اینقسم درخت را در ممالک ایران بجهت\nخوراک کرم نمی آورند و نیز چندان مناسبت با طبیعت کرم هم ندارد چرا که\nبرگهایش با وجود کوچکی غالباً خشن درشته زده و کرم خورده میباشد.\nو ملاست طبیعی که مایه قوت و رشد کرم کردد در او کمتر پیدا می شود.\nشته زدگی و کرم خوردگی وی بواسطه لزوجت و چسپندگی محصول توت\nاست که در برگ روی میدهد و ملاست وی بواسطه خشنی برکها خدار گران\nشیره توت باقی نمیماند. و این قسم درخت توت هم منقسم\nباقسام مختلفه است. قسم دیگر که توت دانه دار و زمیگویند و میوه او\nقابل استعمال در خوراک نیست برگهایش خیلی موضوع و مناسب کرم\nپیله میباشد. و بسیار کم ثمر بلکه بحدی است که لاثمرش میتوان گفت\nتنه درخت غالباً از یک ذرع و نیم دو ذرع بلندتر نمیشود و هر ساله شاخ\nو برگ ویر در موسم مناسب قطع میکنند بلکه چنان تربیت میکنند که از آن\nحد بلند نشود. قطرش نیز از روی دور غالباً زاید بر نیم ذرع نمیشود.\nو فایده این درخت خاصه بجهت تربیت کرم است و این قسم درخت\nهم منقسم باقسام مختلفه است مگ تقریب قریب بجهت خوراک کرم یک حکم رادار"}
{"book": "adl0006", "page": 146, "text": "۱۴۳\nقسم دیگر از درخت که مروجه هند است و سالی یک نوبت بار آور\nمیشود و طولش یک ذرع یا چهارده کره و قطرش شش کره یا چهار کره\nمیباشد عالمین فن هذا در هندوستان این قسم درخت را خیلی موضوع\nبجهت خوراک کرم پیله میدانند و اگر ضرورت هم نباشد سالی یکنوبت\nشاخهای زاید ویرا قلم نموده تنه درخت را قوت میدهند و حتی الامکان\nنمیگذارند از مقدار معینه خود بلند تر شود - و تربیت اینقسم درخت\nخیلی آسان و سهل الوصول است - شاخهای قلم شده موسمی ویرا در\nفصل و موسمیکه مناسب غرس درخت شاهتوت است در زمین می نشانند\nو در هر زمینی انقسم درخت تربیت میشود مگر در زمینیکه بالطبع\nمرطوب و گل آلود باشد پس از گرفتن آن قلمها منتقل بزمین دیگر کردد\nدر زمانه قلیل بحد رشد خود خواهد رسید - و قسم دیگر از درخت\nشاهتوت است که قبل از موسم و فصل سرسبز و شاداب میشود -\nو این قسم درخت بجهت هند خیلی موضوع است که تربیت کرم پیله را\nوقت و موسمی نیست - هر قسم درخت شاهتوت باشد بواسطه مناسبت\nبا طبیعت کرم پیله تربیت تخم را میتوان نمود - طریقه غرس اصله شاهتوت"}
{"book": "adl0006", "page": 147, "text": "آن است که شاخهای جداشده ویرا که تقریباً سه گره چهار گره باشد\nبفاصله دو دو ونیم گره از همدیگر در زمین ردیف وار بطریق خیابان نصب\nنموده که هر شاخی یک گره خارج از زمین باشد. پس از یکماه الیٰ\nچهل روز چون آنشاخها در زمین ریشه دوانید و در صورت\nظاهرش سرسبزی و شادابی روی نمود بذریعه بیل که ریشه وی\nحرکت نکند و خاکهای دور او از هم نپاشد آن قلمها را حمل و نقل\nبزمین وسیع باید نمود. و فاصله هر یک را یک ذرع ونیم الیٰ دو\nذرع لازم است قرار دهند و نیز لازم است که چنان تعبیه شود که در گاه\nآفتاب درختی بدرخت دیگر سایه نیفگند و آفتاب و هوا نیز بعموم\nدرختهایش یکسان رسد. چون چند ماه بدین منوال گذرد درخت\nرشد نموده سرسبز شوند بجهت قوّت دادن تنه درخت تمام شاخها\nتازه ویرا باید قلم نمود. شاخهای بیکاره درخت را جز تنه او بالمرّه قطع میکنند\nو بهر مقدار بلندی که خواسته باشند درخت را نگاهدارند. قلم نمودن\nشاخهای درخت باعث تربت و پهن شدن دامن درخت میگردد.\nتمت"}
{"book": "adl0006", "page": 148, "text": "۱۴۵\nفهرست مندرجه کتاب الیتجاره\nمضمون صفحه\nدیباچه بنام نامی شهریار کردون وقاراعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ۲\nفرمانفرمای کل ممالک محروسه افغانستان صانها الله عن الحدثان -\nقصیده در سپاسداری وشکر نعمات اعلیحضرت - ۲۱\nمقدمه در فواید ومنافع تربیت کرم پیله واثبات توافق آب و هوای ۲۹\nافغانستان -\nباب اول در شناختن تخم و اشکال متعارضه کرم پیله - ۳۲\nفصل ( ۱ ) در شناختن تخم - ۳۴\nفضل ( ب ) در حالات اقسام تخم در زمانه تربیت آن - ۳۵\nفصل ( ت ) در طریقه واصول نگاهداری تخم پیله در غیر موسم - ۳۷\nفصل ( ث ) در صورت مختلفه کرم پیلیه در مدت تربیت وی - ۴۱\nفصل ( ج ) در حالات تخم کرم ژاپونی - ۴۳\nفصل ( ح ) در اموریکه از ابتدای بیرون آمدن کرم از تخم تا ۴۵\nساختن پیلیه سر میزند -"}
{"book": "adl0006", "page": 149, "text": "۱۴۶\nفصل (خ) در حالاتیکه پس از ساختن پیله تا معدوم شدن\nکرم روی دهد - | ۴۷\nفصل (د) در شناختن رنگ و خوبی و بدی پیله - | ۵۰\nفصل (ذ) در شناختن خرابی تخم و مقدار تخم پاشی و تخمینه وزن تخم - | ۵۱\nفصل (ر) در بیرون آوردن کرم پیله بذریعه بخاری و غیره - | ۵۳\nباب دویم در چگونگی جایگاه و مقام تربیت کرم پیله - | ۵۵\nفصل اوّل - در حیثیت مقام - | ۵۵\nفصل دوّم - در وسعت مکان و مقدار تخم - | ۵۷\nفصل سوّم - در طریقه ساختن مکان بجهت تربیت تخم - | ۵۸\nفصل چهارم در طریقه ساختن غربال و مقدار ضرورت آن - | ۶۱\nفصل پنجم - در نگاهداری اوطاق پرورش کرم - | ۶۴\nفصل ششم - در حیثیت و چگونگی سامان تربیت کرم - | ۶۵\nفصل هفتم - در فایدهٔ ضروریهٔ عامل - | ۶۷\nفصل هشتم - در اسباب تربیت کرم پیله - | ۶۸\nفصل نهم - در شرایط و طریقهٔ خدمتگذاری - | ۶۹"}
{"book": "adl0006", "page": 150, "text": "۱۴۷\nباب سوم در پرورش و تربیت کرم پیله و گرفتن محصول ۷۳\nابریشم -\nفصل (۱) در بیرون آوردن کرم از تخم - ۷۳\nفصل (۲) در طریقهٔ خوراک دادن کرم - ۸۰\nفصل (۳) در دستورالعمل عامل در ایام مرض و بیماری کرم - ۸۳\nفصل (۴) در اموریکه عملش مرقی کرم پیله را ضرور است - ۸۹\nفصل (۵) در طریقهٔ تصفیه و نگاهداری مقام کرم پیله - ۹۲\nفصل (۶) در حالاتیکه پس از عارضه چهارم تا وقت ساختن ۹۴\nپیله بکرم روی دهد و دستورالعمل عامل در این مدت -\nفصل (۷) در ساختن پیله و ملاحظات لازمه این ایام - ۹۶\nفصل (۸) در خفه نمودن کرم پیله - ۹۸\nفصل (۹) در ذخیره نمودن تخم و طریقه تخم پاشی - ۱۰۳\nفصل (۱۰) در حیواناتیکه موجب انعدام و اتلاف کرم پیله میگردند ۱۰۵\nفصل (۱۱) در وزن پیله و مقدار محصول ابریشم از هر پیله - ۱۰۷\nباب چهارم در دستورالعمل ابریشم کشی - ۱۰۹"}
{"book": "adl0006", "page": 151, "text": "١٤٨\nفصل اوّل - در شرایط و ملاحظات عامل در ابریشم کشی - ١٠٥\nفصل دوّم - در طریقهٔ ابریشم کشی - ١١٣\nفصل سوّم - در کشیدن ابریشم بذریعهٔ چرخ - ١١٩\nفصل چهارم - در کشیدن ابریشم بذریعهٔ چرخ اروپا و امریكیه - ١٢٣\nفصل پنجم - در دستورالعمل ساختن كجك و كوك - ١٢٩\nفصل ششم - در طریقهٔ ساختن چرخ معمولهٔ ایران كه مروّج ١٣٠\nغالب ممالك آسیاست -\nفصل هفتم - در بیان اجزای متعدّده و آلات و ادوات مختلفهٔ ١٣٣\nچرخهای اروپا -\nمقالهٔ اوّل در آب و هوای مناسب تربیت كرم و اقسام مختلفهٔ كرم ١٣٨\nمقالهٔ ثانی در چگونگی تربیت درخت شاهتوت - ١٤٠\n\nغلطنامه"}
{"book": "adl0006", "page": 152, "text": "۱۴۹\nغلطنامه\n\nغلط صحیح صفحه سطر صفحه سطر غلط صحیح\nالصحيح الصحيح ۲ ۳ ۱۸ ۱ عالب غالب\nشقتة والمنشور شقة المنشور ۲ ۸ ۱۹ ۲ مشتین مشین\nبسفينة بسفينة ۳ ۵ ۲۲ ۶ بهشت دو مار بهشت دو مار\nاجنبیان اجنبیان ۷ ۱۵ ۲۳ ۱۳ مصر مصر\nما وجود با وجود ۸ ۱ ۲۴ ۲ کردن به معشوق کردن بمعشوق\nپیس پیش ۱۰ ۸ ۲۶ ۷ سہ چشم چشیم\nمُلک ملت ۱۰ ۱۵ ۲۶ ۱۳ کاغذ در افکار کاغد وز افکاری\nمیتوانم میتوانیم ۱۱ ۳ ۳۰ ۱۲ لکات نکات\nملک مملکت ۱۱ ۵ ۳۱ ۱ خواهیم نخواهیم\nاعتقاد ناچیزی اعتقاد به ناچیزی ۱۱ ۷ ۳۵ ۵ کرم سیرت کرم سیرت\nآمائی آبائی ۱۱ ۹ ۳۶ ۱۰ تہبیت تربیت\nمالابال مالامال ۱۴ ۹ ۳۶ ۱۵ چینپاوی چیناوی\nنامتناهی نامتناهی ۱۵ ۲ ۳۷ ۵ بست بست\nبطلیوس بطلیموس ۱۷ ۱ ۳۹ ۱۲ پوسے پوست"}
{"book": "adl0006", "page": 153, "text": "۱۵۰\n\nغلط صحیح سطر صفحه غلط صحیح\nمنع سنع ۴۰ ۶ ۱۵ ۵۶ در دیوار در و دیوار\nزور روز ۴۴ ۴ ۱۵ ۵۷ سقفش سقفش\nپت بت ۴۴ ۱۰ ۹۵ ۹ بجهت بجهت\nانگر یزمی انکر یزی ۴۴ ۱۲ ۱۰ ۶۱ پلیز پلیز\nاین ست این است ۴۵ ۲ ۶۳ ۲ مینهد مینهد\nبیت بت ۴۸ ۶ ۶۷ ۵ داسته باشد داشته باشد\nبیت بت ۴۸ ۱۰ ۶۸ ۳ سبک سبک\nپست بت ۵۰ ۷ ۶۸ ۱۵ باشد باشند\nلغضی بعضی ۹۵ ۱ ۷۱ ۵ وسیعتر و وسیعتر\nتربیت تربیت ۵۲ ۹ ۷۲ ۵ بماند میماند\nدولث دولیت ۵۲ ۴ ۷۲ ۶ مستعد مستعد\nبکذر بکذرد ۵۲ ۱۳ ۷۲ ۸ بطریق بطریق\nپابند یابند ۵۶ ۲ ۷۲ ۱۱ آنهانرا آنانرا\nدوشمن و دشمن ۵۶ ۱۲ ۷۲ ۱۴ آن ست آن است"}
{"book": "adl0006", "page": 154, "text": "۱۵۱\nغلط صحیح صفحه سطر غلط صحیح\nکند کنند ۷۶ ۱۰ ۱۶ ۱۰ موجب ترغیب و\nشناسند شناسند ۷۸ ۲ ۱۷ ۱۰ وملت را وملت خویش را\nمده آمده ۷۸ ۱۵ ۲۸ ۲ خرم حزم\nرگاه هرگاه ۸۲ ۶ ۲۸ ۱۲ مینان بدینسان\nجیون چون ۹۱ ۹ ۳۰ ۵ مالک باشندگان\nبمقدار بمقداری ۹۲ ۱۵ ۳۱ ۱۵ ذرع دوزرع\nپال پالا ۱۰۰ ۵ ۳۲ ۵ مایه پایه\nکر که ۱۰۳ ۶ ۳۷ ۱۳ تخمها کرمها\nآفتش آفتش ۱۰۵ ۶ ۳۸ ۱۰ چسیده چیده\nمیام قیام ۱۱۱ ۴ ۴۴ ۲ ۳ (ث)\nملت ملتی ۱۲۵ ۸ ۴۵ ۸ شکم شکمش\nاز از از ۹ ۵ ۵۲ ۸ اقسام هر یک از اقسام\nکه که که ۱۱ ۴ ۵۲ ۸ است اند\nو تا ۱۵ ۱۳ ۵۷ ۴ تخم کرم"}
{"book": "adl0006", "page": 155, "text": "۱۵۲\nغلط صحیح سطر صفحه سطر صفحه غلط صحیح\nبسهولت بسهولت انجام گاه ۸ ۱۱۵ ۹ ۵۸ بعمل را بعمل است\nاندازه با ندازه ۸ ۱۱۵ ۱ ۶۱ قرقره ست قرقره را\nبدین این ۵ ۱۱۶ ۳ ۶۹ پیلهٔ پیله\nشاید وقتی ۷ ۱۲۱ ۱۳ ۶۹ اجزا بمثابه اجزائیکه بمثابه\nنقصانی نقصان ۱۲ ۱۲۳ ۳ ۷۰ ایران ایران است\nنکردد کردد ۵ ۱۲۶ ۳ ۷۰ درهت درست\nتا و ۲ ۱۲۶ ۱۳ ۷۱ نباید نیاید\nچنانچه چنانچه چنانچه ۵ ۱۳۱ ۱ ۸۸ چندی صاف صاف چندی\nاز ده ده ۱۱ ۱۳۱ ۱۲ ۹۴ سته شه\nقطعه قطعه ۸ ۱۳۲ ۱۵ ۹۸ و کفکیر یا کفکیر\nپیله پیله را ۹ ۱۳۴ ۱۴ ۱۰۹ ہذا کتاب هذا\nشده\nنرم شده زاید از اعتدال نرم ۷ ۱۳۷ ۱۳ ۱۱۱ است از قسم اعلی است\nبچّه نمودن و بچّه نمودن ۱۳ ۱۲۷ ۱ ۱۱۳ صورت همین صورت\nو طریق طریق ۱۱ ۱۳۸ ۲ ۱۱۴ قسم از قسم"}
{"book": "adl0006", "page": 156, "text": "نقشهٔ اول\n\n(ا)\n(ب)\n(ث)\n(ت)"}
{"book": "adl0006", "page": 157, "text": "نقشه دوّم\n\n(خ)\n\n(ن) (ح)"}
{"book": "adl0006", "page": 158, "text": "لق ∴ سوم\n(و)\n(ز)\n(ح)"}
{"book": "adl0006", "page": 159, "text": "نقشهٔ چهارم\n\n(ز)\n\n(س)"}
{"book": "adl0006", "page": 160, "text": "نقشه ششم\n(ش)\n(ص)"}
{"book": "adl0006", "page": 161, "text": "نقشه ششم\n(ض)"}
{"book": "adl0006", "page": 162, "text": "نقشه ششم\n(ظ)\n(ط)"}
{"book": "adl0006", "page": 163, "text": "نقشهٔ هشتم\n\n(ع)"}
{"book": "adl0006", "page": 164, "text": "نقشه ششم\n\n(غ)\n\nت\n\nب\n\nا\n\n(ف)"}
{"book": "adl0006", "page": 165, "text": "نقشه دهم\n(ق)\n(م)\n(ک)\n(ن)\nب\n(ل)"}
{"book": "adl0006", "page": 166, "text": "نقشه یازدهم\n(ب)\n(۱) (۳) (۲) (و)\n(۶) (۵) (۷) (ی)\n(۴) (۳) (۲) (۱)\n(هـ)"}
{"book": "adl0006", "page": 167, "text": "نقشه دوازدهم\n( پ )"}
{"book": "adl0006", "page": 168, "text": "نقشه سیزدهم\n\n(چ)"}
{"book": "adl0006", "page": 169, "text": "نقشه چهاردهم\n(۷)\n(۵)\n(۴)\n(۶)\n(۳)\n(۲)\n(۱)\n(ث)"}
{"book": "adl0006", "page": 170, "text": "نقشۀ پانزدهم\nگ"}
{"book": "adl0006", "page": 171, "text": "نقشه شانزدهم\n\n(الف)"}
{"book": "adl0006", "page": 172, "text": "(ز)\n\nشب پره کرم پیله"}
{"book": "adl0006", "page": 173, "text": "نقشه ششم\n(ت)"}
{"book": "adl0006", "page": 174, "text": "نقشه نوزدهم\n\n(ش)"}
{"book": "adl0006", "page": 175, "text": "نقشه سیم\n(جیم)"}
{"book": "adl0006", "page": 176, "text": "نقشه سی و یکم\n(حا)"}
{"book": "adl0006", "page": 177, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0006", "page": 178, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0006", "page": 179, "text": "[BLANK PAGE]"}
