{"book": "adl0004", "page": 1, "text": "دارالسلطنة العلية\nتقويم الدين\nمطبع دارالسلطنة"}
{"book": "adl0004", "page": 2, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 4, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 5, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 6, "text": "ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ\nالمؤلفه کبرای نامی بطل در علمیت عهد سرچشمه کبریاستم انوارن ا لرحمن علی السید المیدانی\nتقویم الدین\nبحسن انتظام سیادتپناه میرمحمدعظیم خان سررشته دار مهتمم حقیر المحتاج الی الله غله سید الربانی المدید الدی\nدر مطبع دار السلطنه کابل طبع شد\nدفعه دوم\nسه هزار جلد"}
{"book": "adl0004", "page": 7, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nحمد مجید مالک الملکی را سزد که عیان ممکنات را از کتم کمین بدار الملک انیت بر آورد\nو در مدارج استکمال حالات و معارج کمالات بمقتضای آیه کریمه ربنا\nالذي اعطی کل شئی خلقه ثم هدی به نهایت ترتیب و رشاقت تصریف\nآنچنان پروردگار که بخشید هر چیزیرا آفرینش خود را پس راه نمود\nخلعت صورت انسانی پوشانید و انبیا و رسل که طبیبان ارواح بشری اند\nبتاج نبوت و هدایت سرافراز و لباس سلطنت ممتاز ساخت تا بکلمات\nبینات معجز آیات سعادتمندان کائنات را برتبه قرب و اتصال بجناب\nواجب ذوالجلال بهره‌مند و مسعود گردانید و بآیات زاجره ناهیه اشقیا"}
{"book": "adl0004", "page": 8, "text": "۳\n\nطاغیان باغیان را از انچه سبب حرمان استان قرب سبب تلوث امکان\nبود مهجور و ممنوع ساخت چون ضبط این رتبه در اغلب افراد بشر متعسر بود لهذا\nدر اکثر اوقات جمعی را لوای نبوت و برخی مسند سلطنت ارزانی فرمود\nچون حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم متکفل این دو امر\nجمیل و منصب جلیل بود لاجرم سبی مبلغ قبیح بلاغ هادی ایمان و ماحی طغیان\nشد و درود نامحدود نثار بارگاه صاحب مقام محمود که بضرب تیغ جهاد\nو حکم اَنَا نَبِیُّ السَّيْفِ قاف تا قاف جهانرا در تحت ضبط شرعیت در اورد\nو سرگشتگان وادی کفر و ضلال از صیت بسیط صیتش بقلاع و جبال متوار\nو از قطرات رحمت هدایتش ریاض اسلام شاداب و نهال دین سیراب\nو گلدسته تحیات زاکیات که از رشک روایح عنبر فوایحش خون در جگر چون\nمشک از ذفر گلزار مزار آل و اصحاب اوست که هر یک موسس قواعد ملک\nو ملت دعامه بنای اسلام و شرعیت در مضمار مجاهدت مفخر جهانیان\nو صف شکن طاغیان مارن بعد از انصرام سلسله نبوت و انفصام دور"}
{"book": "adl0004", "page": 9, "text": "۴\nدور رسالت ایزد متعال بجهته حفاظت رعایا وصیانت برایا و مصالح و منافع\nاموال و ترویج دین متین سلاطین با کمال را نایب مناب رسول الله و خلیفه فخر\nانبیا مقرر داشت تا لالی شرایع بسیف قاطع در سلک نظم ساطع انتظام یاب\nفسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء والیه ترجعون\nپس پاک است انکه بدست اوست پادشاهی هر چیز و بسوی او باز گردیده خواهند شد\nاما بعد میگویند بندگان گنهگار هر یک ملا ابو بکر، ملا غلام محمد، ملا عبد الخالق و قاضی\nمیرجمال و مولوی عبدالروف و ملا رمضان مفتی و ملا سید محمد ممتحن و ملا سعد الدین\nو ملا داد محمد ممتحن و ملا عبیدالله ممتحن و ملا سیف الدین و ملا عبد الله و حافظ حبیب الله\nکه باهتمام تمام و کوشش تمام و صرف و بذل طاقت بشری انفس خویش\nخیر و فلاح اندیش از جمیع آیات و احادیث و اقوال فقها و مجتهدین این کتاب\nمستطاب المسمی بـ «تقویم الدین» که باعث نجات و سبب خلاصی از مهلکات\nو منشای دخول جنان و تحصیل رضای حضرت منان است محیطه تالیف\nو خیر تصنیف در آورده شد تا کافه مومنان مطابق آیات قرآن و موافق\nاحادیث پیغمبر آخر الزمان عمل نمایند و بچشم مینا و گوش شنوا دیده و شنیده متنبّه\nعلامه محمد"}
{"book": "adl0004", "page": 10, "text": "عازم غزا و سالک طریق هدی باشند پس مرتب است این کتاب بر سه مقاله\nو خاتمه مقاله اول مشتمل است بر پنج باب باب اول در بیان فرضیت\nجهاد و فضایل آن و فضایل مجاهدان و نفقه کنندگان و فضیلت آن کسان\nکه اسباب و آلات غزا برای غازیان میدهند و یا در خانه و عیال اوشان\nبرسانیدن چیزی ضامن وظیفه گردند باب دویم در بیان فضیلت آن\nمسلمانان که بسر حدهای اسلام روند و در آنجا محافظت نمایند بر کسانیکه\nدر خانه نشینند و بیان درجات مجاهدان و غازیانیکه از خانه و جای دور مانند\nو فرضیت نفیر عام و بر آمدن و رفتن بر کافه مؤمنان و همه اهل اسلام\nباب سیوم در بیان فضیلت شهدا و کشتگان راه خدا و بیان آن کسانی که\nدر سفر غزا به سبب افتادن از اسپ مانند آن بمیرند غازی شهیداند باب چهارم\nدر بیان صبر نمودن در حین جنگ قتال با کفار و گناه گریختن و ادبار از لشکر کفار\nکه دو چند بود و هر گاه کفار سه چند باشند مر آئینه فرار در ان وقت گناه کبیره نمیباشد\nاما بالکل نیز نگریزند مگر آنکه خود را از صدمه سخت و رواشتن جواز داتر باب پنجم"}
{"book": "adl0004", "page": 11, "text": "در بیان وجوب اطاعت پادشاهان واحکام باغیان و خارجان از دایره\nاطاعت و فرمان مقاله دویم در احکام امرا و رعایا و انمشتمل است بر سه باب\nباب اول در وجوب نصب امیر و پادشاه باب دویم در انچه بر وی لازمست\nاز امضای مصالح مسلمین و اجرا احکام دین و اینشتمل است بر سه فواید\nباب سوم در انچه بر رعیت واجب است و اینشتمل است بر سه فواید مقاله سوم\nدر رد عقاید وهابیه اینشتملست بر سه فصل فصل اول در رد عقاید انها که تعلق\nدارد به ندای انبیا صلی الله علیه وسلم و اولیای کرام فصل دویم در رد\nعقاید اوشان که تعلق دارد به نبوت فصل سوم در رد عقاید ایشان که تعلق باجتهاد دارد\nباب اول\nدر بیان فرضیت جهاد و فضایل مجاهدان و نفقه کنندگان و فضیلت\nان کسانیکه اسباب و آلات غزا برای غازیان میدهند و یا در خانه و عیال\nاوشان برسانیدن خیری ضامن و خلافت میکنند بکافه مومنان و امت اخر\nالزمان پوشیده و پنهان مباد که خداوند منان جهاد را بر همه مومنان\nفرض"}
{"book": "adl0004", "page": 12, "text": "فرض محکم و فرض مبرم نموده هر که از فرضیت آن منکر گردد کافر میشود زیرا که\nفرضیت جهاد بکتاب و سنت حضرت رسالتمآب و اجماع امت مبرهن\nو ثابت گشته چنانچه حق سبحانه تعالی در قرآن مخبر بیان خود فرموده قَاتِلُوا\nالْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً بمعنی آنکه کار زار کنید\nمشرکانرا همه را مانند آنکه میکشند ایشان شما را همه\nبا همه مشرکان در ماه‌های حرام و غیران چنانچه همه ایشان باشما کار زار میکنند\nو نیز آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرموده أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ\nفرمان کرده شدم اینکه بکشم مردمان را بمعنی\nحَتَّىٰ يَقُولُوا لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ یعنی مامور گشته‌ام من که قتال با کفار کنم تا اینک\nبگویند کلمة لا اله الا الله\nقول بكَلِمَةُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ نمایند و نیز فرموده\nوَالْجِهَادُ مَاضٍ اَی فرض مُنْذُ بَعَثَنِيَ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَتَّى\nازان زمان که بپرا انگیخت مرا خدای بزرگ تا روز باز خواست تا هنگامیکه\nيُقَاتِلَ عِصَابَةٌ مِّنْ أُمَّتِي الدَّجَّالَ معنی اینکه جهاد فرض دایم و مستمر ست\nمیکشد گروهی از امت من دجال را\nاز انزمانیکه حق تعالی مرا مبعوث گردانیده و برسالت فرستاده و همچنین\nجهاد مستمر و باقی میماند تا روز قیامت تا انوقتیکه یک جماعت از امت من\nقتال با دجال نمایند و نیز بعد از رحلت آنحضرت صلی الله علیه وسلم اجماع"}
{"book": "adl0004", "page": 13, "text": "۸\n\nاین است از صحابه کبار و بعد آن بفرضیت جهاد منعقد گشته واحدی از\nفرضیتش تا الان منکر نشده و حکمت در فرضیت جهاد و غزا محض اعلای\nکلمه خدا یتعالی و تقویت و اعزاز دین محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم است\nو دفع فتنه و شر از عباد و قطع ماده کفر و فساد و تبر حق تعالی فرموده وقاتلوهم\nحتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله یعنی انکه کارزار کنید ای مومنان\nتا نبوده باشند فتنه و بوده باشد دین برای پاک مرخدا را\nبا اهل کفر تا وقتیکه نباشد شرک یعنی شرک نماند از وشی واهل کتاب بنده دین\nکه توحید و پرستش است برای خدایتعالی گرد بصدق انجامد و کافه مؤمنان\nاز ایذای کافران محفوظ و مسلم مانند و آنچه در کتب فقه جهاد را از فرایض کفائی\nشمرده اند که باقامت بعضی از مؤمنان از ذمه دیگران ساقط میگردد در انوقت\nاست که کافران هجوم ببلاد و امصار مؤمنان نکرده باشند و نفیر غیر عام بود\nچونکه الان نفیر جهاد و غزا عامست و بعضی نواحی و امصار اسلام بتصرف آن\nکفار ظلام و از شهرهای قریب کفار اخبار میرسد که دشمنان دین و طایفه متکبرین\nخواهان نفس و مال و عیال و اطفال شما اند لہٰذا بحکم آیت های الهی و مسایل\n\nبرای"}
{"book": "adl0004", "page": 14, "text": "۹\nشرعیه فقهی برهمه اهل اسلام و امتان حضرت خیر الانام فرض عین و فرض همچو دین\nاست که حق تعالی فرموده انفروا خفافا وثقالا وجاهدوا باَموالکم\nو انفسکم فی سبیل الله معنی انکه بیرون روید ای مومنان بغزا سبکبار\nو گران بار و جهاد کنید در راه خداوند بنفس و مال و مجاهدین دین را خداو\nبا فضیلت داده و در کلام مجید خود فرموده ان الله اشتری من\nالمؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله\nفیقتلون ویقتلون وعدا علیه حقا فی التوریة والانجیل والقران ومن\nاوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به وذلك هو الفوز العظیم\nمعنی انکه تحقیق که خریده حضرت منان جل جلاله از مومنان نفسها و مال\nهای اوشان را تا نفسهای خود جهاد کنند و مال مارا در راه خدا بر مجاهدان\nاهل غزا انفاق نمایند و عوض ان بگرمنان اجنت بی زوال بود پس در راه خدا\nجنگ کنند گاهی کفار را بکشند و گاهی خود شهید و کشته شوند بود وعده کرد خدا\nتعالی مومنانرا در توریت و انجیل و قران برین خرید و فروخت و عده هاست"}
{"book": "adl0004", "page": 15, "text": "۱۰\n\nتحقیق که خُلف در ان متصور نیست و کیست وافی تر از خداوند کریم در عهد خود\nکه از وی بحکم لا یُخْلِفُ اللهُ الْمِیعَادَهُ خلف وعده جایز غیاث پس ای مومنان\nخلاف نمیکند خدا وعده را\nبرین خرید و فروخت خود ها فرحان و شادان باشید که این مقصود سترک و\nدرستگاری بگرست مرشمارا ای بندگان خدا و امتان محمد مصطفی صلی الله علیه\nو آله و سلم سر و مال ما بندگان ملک حضرت منان ست لکن باگناه کاران را\nترغیب مینماید و تحریض نموده میفرماید که ای بندگان من از شما بذل نفس و مال\nباید و از من عطای بهشت بی زوال این دو فانی و معیوب خود ها را در راه من\nفدا کنید و از من جنّت باقی و مرغوب را بستانید و بر نعمتهای دنیا فریفته و غره نشوید\nکه نفس و مال زقنی و نا پایدارست انرا بجنت بی زوال بدل سازید که قمیت\nشما بهشت جاودان ست نه سفید و سرخ این جهان لطم سنگ بنیان\nو گهر می ستان : خاک زمین میدند زری ستان : در عوض فانی خوارو\nحقیر به نعمت پاکیزه و باقی بگیر : در حدیث آمده که آنحضرت صلی الله علیه وسلم\nدر بین صحابه کرام روزی بایستاد و میفرمود انَّ الْجِهَادَ فِیْ سَبِیلِ اللهِ\nبدرستیکه جهاد در راه خدا"}
{"book": "adl0004", "page": 16, "text": "١١\n\nوَالاِيْمانِ بِاللّٰهِ اَفْضَلُ الْاَعْمالِ فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ يَا رَسُوْلَ اللّٰهِ اَرَاَيْتَ\nو ایمان بخدا بهترین عملهاست پس ایستاد مردے پس گفت اے فرستاده خدا خبر ده مرا\nاِنْ قُتِلْتُ فِي سَبِيْلِ اللّٰهِ يُكَفِّرُ عَنِّي خَطايايَ فَقالَ رَسُولُ اللّٰهِ صَلَّى\nاگر کشته شوم در راه خدا پوشیده و دور کرده میشود گناهان من پس گفت او را رسول خدا\nعَلَيْهِ وَالِهٖ وَسَلَّمَ نَعَمْ اِنْ قُتِلْتَ فِي سَبِيْلِ اللّٰهِ وَاَنْتَ صَابِرٌ مُّحْتَسِبٌ مُّقْبِلٌ غَيْرُ مُدْبِرٍ\nآرے اگر کشته شدی در سه راه خدا و حالانکه تو صبر کننده نظر دارنده بر ثواب روے آرنده نه پشت دهنده\nمعنی آنکه جهاد و غزا در راه خدا و ایمان اوردن بحق تعالی و محمد مصطفی صلی الله\nعلیه و آله و سلم از بهترین اعمال ست شخصی بایستاد و گفت که یا رسول الله خبر ده\nمرا که اگر در راه خدا کشته گردم کفارت خطاهای من میشود آنحضرت صلی الله علیه و آله\nو سلم برای او فرمودند که آری اگر در راه خدا کشته گردی و در جنگ صبر نمائی\nو از خدا طلبگار اجر باشی و در مقدمه با کفار رو بروی و پشت ندهی و نگریزی تما\nهر آئینه کفارت گناهان تو میشود و آن شخص همچنین دفعه دویم سوال نمود –\nو آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم همچنان در جواب گفته فرمودند اِلَّا الدَّيْنَ\nفَاِنَّ جِبْرِيْلَ قَالَ لِي ذلِكَ یعنی جهاد کفارت گناهان تو میگردد مگر از دین\nپس بدرستیکه جبرئیل گفت مرا این سخن\nبندگان و حقهای مسلمانان که اراده ادای آن نداشته باشی که همچنین\nجبریل بمن گفته و نیز در حدیث آمده که آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده"}
{"book": "adl0004", "page": 17, "text": "۱۲\n\nالْقَتْلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُكَفِّرُ كُلَّ شَيْءٍ إِلَّا الدَّيْنَ که کشتن و شهید شدن در\nکشتن در راه خدا کفارت می شود هر گناه را مگر وام\nخدا کفارت میشود هر گناهی را که تعلق بحقوق خدا داشته باشد مگر وام\nو قرض بندگان که جزا و ایا به برا به قتل فی سبیل الله کفارت نمی شود\nجناب سرور عالم صلی الله علیه وسلم فرموده مَثَلُ الْمُجَاهِدِ فِي\nمثل جهاد کننده\nسَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَنْ يُجَاهِدُ فِي سَبِيلِهِ كَمَثَلِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ\nراه خدا\nو خدا دانا تر است بحال هر کسیکه جهاد میکند در راه او مانند روزه دار ایستاده شب\nمعنی آنکه مثال مجاهد و غازی که در راه خدا جهاد مینماید و باری تعالی خود\nداناست بخلوص نیت صدق عقیدت آن کسی که مقصودش اعلا\nکلمه حق بود و در راه او جهاد نماید مثال آن کسی ست که همیشه روزه گیرد\nو شب زنده دار و نماز گذار بود که ساعتی از عبادت معطل نمیباشد و ستم\nاجر و ثواب با و میرسد همچنین هیچ ساعت و لمحه غازی ضایع و بی اجر نما\nوطبق آیه کریمه إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ معنی انکه حق\nبه تحقیق که خدا ضایع نمیکند مزد نیکو کاران را\nتعالی ضایع نمیکند مزد نیکوکارا زامرو کامل نیکوکاران میرسد و مثل آن\nرسول مقبول صلی الله علیه وسلم فرموده وَتَكَفَّلَ اللَّهُ لِلْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِهِ بِأَنَّ\nضامن شد خدا مر مجاهد را در راه او باینکه\n\nمیتوفیها"}
{"book": "adl0004", "page": 18, "text": "۱۳\nيَتَوَفَّاهُ انْ يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ اَوْ يُرْجِعَهُ سَالِمَا مَعَ اَجْرِاً وَغَنِيْمَةٍ\nیا بخود وفات کند او را یا داخل کرداند او را در بهشت یا باز آرد او را سلامت با مزد آخرت یا غنیمت دنیا\nمعنی انکه سبیل فضل و رحمت خدایتعالی ضامن شده مر کسی را که در راه خدا\nجهاد کند هرگاه اجلش رسیده باشد و بمیرد فی الحال بدون حساب عذاب\nآن غازی را خداوند بجهشت داخل میسازد و الا نه واپس او را سالم غانم سنجان\nمی برد و اجر و غنیمت با و میدهد زیرا که ایزدتعالی سه کرامت با غازیان\nوعده نموده دو در دنیا که سلامت و غنیمت است و یک در آخرت در آن\nدخول جنت و رحمت ست پس بنا بوعدۀ خدایتعالی کامیاب میشوند\nو در دنیا و آخرت بی مزد نمیمانند و در تفسیر بیضاوی آورده که مسلمانان میگفتند\nاگر میدانستم که کدامی از اعمال نزد خالق لایزال دوست تر و بهترست\nتا در ان نفس و مال خودها را بذل مینمودیم و از حفره نیران مانیده شویم و بروضه\nرسیم این آیت نازل شد که انَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِيْنَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا\nبدرستی که خدا دوست میدارد آنان را که جنگ میکنند در راه او صفها\nكَانَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ معني آنكه دوست میدارد خدایتعالی انان\nگویا ایشان عمارتی هستند محکم\nکه در طاعت و راه وی با کفار کار زار کنند و صف زده در برابر خصم بایستند"}
{"book": "adl0004", "page": 19, "text": "۱۴\n\nگویا که در محکمی همچو بناهای ریخته از ریز باشند و از اماکن و جاهای خود زایل شوند و در میدا\nجنگ ثابت قدم بوند و با همدیگر متصل و ضم همچنین در حدیث آمده وَلَمَقَامُ\nاَحَدِكُمْ فِي الصَّفِ خَيْرٌ مِنْ صَلَوَتِهِ سِتِّيْنَ سَنَةً معنی آنکه\nیکی از شما صف جنگ بهتر است از نماز نفل او شصت سال\nهر آئینه ثواب جا گرفتن و ایستاده شدن یکی از شمایان در صف قتال بهتر است\nاز ثواب نماز شصت سال و نیز جناب سَرور عالم صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم\nفرموده اَلَا تُحِبُّوْنَ اَنْ يَّغْفِرَ اللهُ لَكُمْ وَيُدْخِلَكُمُ الْجَنَّةَ اُغْزُوْا\nآیا دوست ندارید که بیا مرزد خدا مر شما را و در آرد شما را در بهشت غزا کنید\nفِيْ سَبِيْلِ اللهِ مَنْ قَاتَلَ فِي سَبِيْلِ اللهِ فَوَاقَ نَاقَةٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ\nدر راه خدا انکه غزا کند در راه خدا مقدار دو کرت دوشیدن شتر وجب میگردد مرا و بهشت\nمعنی آنکه ایا دوست نمیدارید ای مؤمنان که به بخشد شما را خداوند مهربان\nو داخل سازد بجنت و رضوان اگر مغفرت خدا را دوست دارید باید که در را\nخدا غزا کنید هر که در راه خدا بقدر دوکش کردن و دوشیدن شتر قتال کند بقیق\nکه برای او جنت واجب میگردد و آنقدر خدا یتعالی مجاهدان را فضیلت داده\nکه آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرموده مَنِ احْتَبَسَ فَرَسًا فِي سَبِيْلِ اللهِ اِيْمَانًا\nکسی که نگهدشت اسپ را در راه خدا از روی گرویدن\nبِاللهِ وَتَصْدِيْقًا بِوَعْدِهِ فَاِنَّ شِبْعَهُ وَرَيَّهُ وَرَوْثَهُ وَبَوْلَهُ فِي مِيْزَانِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ\nبخدا و یقین داشتن بوعده او پس تحقیق کاه او و آب او و سرگین او و بول او در میزان او روز قیامت"}
{"book": "adl0004", "page": 20, "text": "۱٥\nمعنی آنکه هر که محبوس نماید محض به نیت غزا اسپ را در راه خدا از جهت ایمان\nبخدا و خلوص نیت و تصدیق بوعدۀ ثواب باری تعالیٰ کاهی که بدان\nسیر میگردد و آبیکه بدان سیراب میشود و بول و رث کما نان اسپ می افتد در روز\nقیامت همه در پلۀ حسنات میزان شخص مجاهد نهاده میشود و بقدر هر دانه جو\nکه برای اسپ پاک کرده یک حسنه و نیکی برای غازی داده می شود بنابران\nحق تعالی میفرماید یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ\nاے کسانی که ایمان آورده اید بپرهیزید از خدا و بطلبید بسوی او وسیله را\nوَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ معنی ایت آنکه ای گروه مومنان\nجهاد کنید در راه او شاید که شما رستگار شوید\nاز خدا بترسید و طلب نمائید با و وسیله را و جهاد کنید در راه خدا تعالیٰ که عبارت\nاز دشمنان دین و نفس سرکش ست شاید که بدین اعمال نجات یابید\nو رستگار گردید و از ظلمات عصیان رهائی یافته فائز بنعیم مقیم آن جهان شوید\nو همچنین حقتعالی میفرماید وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا\nو چون فرود آورده شود سوره که ایمان آرید بخدا و جهاد کنید\nمَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ\nبا رسول او دستوری طلبند از تو خداوندان وسعت از ایشان و گویند بگذار ما را تا باشیم با\nالْقَاعِدِينَ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ\nنشستگان راضی شوند بآن که باشند با زنان پس مانده و مهر نهاده شد بر دلها ایشان پس ایشان فهم نمیکنند"}
{"book": "adl0004", "page": 21, "text": "۱۶\nمعنی آنکه چون نازل شود سورتی از قرآن باینکه بخدا ایمان آرید و در خدمت پیغمبر او\nجهاد نمائید خداوندان مال و توانائی از منافقان از تو اجازه خواهند و گویند که\nمارا بگذار که با نشستگان و زنان در خانها باشیم و خورسند و راضی اند که با\nزنان بی خیران در خانه ها نشینند چه بردلهای شان مهر منافقت نهاده شده\nنمی فهمند چیزیرا که در جهاد و موافقت رسول ست از سعادت و حصول جنت و انچه\nدر نشستن و مخالفت ست از شقاوت و ظلمت چنانچه حق سبحانه تعالی\nمی فرماید لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ\nلیکن پیغمبر و آنانکه ایمان آوردند باو جهاد کردند بمالهای خویش و\nأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ *\nجانهای خویش و آنگروه مران ترا است نیکیها فلاح کرده ایشان رستگارانند\nأَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ\nآماده ساخته خدا برای ایشان بوستانها که میرود از زیران جویها جاویدان در آنها این رستگاری کامیاب بزرگست\nمعنی آنکه لکن رسول خدا و آنانکه با و ایمان اورده اند و بنفس مال در خدمت\nاو با کفار جهاد نمودند هر آئینه همچنین مؤمنان را در هر دو سرا نیکوئیهاست\nکه نصرت و غنیمت در دنیا داده میشوند و بهشت و کرامت در عقبی و دختران\nخوبصورت چنانچه آیه فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ دلیل بر آنست و این مؤمنان\nدرین بوستانها زنان برگزیده نیکو رویان\nفیروزی"}
{"book": "adl0004", "page": 22, "text": "۱۷\nفیروزی یافتگان و بمقصد رسیدگان اندکه آن رستگاری کلان و فیروزی\nو خرمی هر دو جهان است و عظیم الثواب است نزدو و الجلال است چونکه در جهاد\nهلاکت نفس و تضیع مال بود لهذا حق تعالی فرمود كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ\nوَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا\nشَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ معنی آنکه فرض شده\nبر شما قتال و کارزار با دشمنان دین نفس و شیطان که عظیم ترین دشمنان اند\nای مومنان طبعهای شمایان این قتال را بسبب اینکه در ان تلف مال و\nهلاکت نفس جان است مکروه می پندار دو سخت میداند شاید که شما چیزیرا\nمکروه پندارید و حال آنکه آن خیر شما را خیر و بهتر باشد مثل غزا که انرا مکروه\nمی شمارید و در حقیقت نیکوئی شما در آن است زیرا که در دنیا ظفر و غنیمت و\nقهر بر اعدا و اعزار دین مصطفی صلی الله علیه وسلم واعلاء کلمه علیا ست و در\nآخرت فوز بدرجات علیین و رتبه شهادت و وصول بنعمتهای مخلد\nو شاید که دوست دارید چیزیرا بسبب انائیت نفس و کسالت طبع همچو نشستن"}
{"book": "adl0004", "page": 23, "text": "١٨\nتخلف از جهاد با اعدا و حال آنکه آن خیر بد باشد در شما را که در دنیا اعدا بر شما\nغلبه کنند و در عقبی از ثواب غزا و درجهٔ شهدا معطل و محروم مانند و خدای تعالی\nمیداند مصلحت شما را در جهاد و شما یان آنرا نمیدانید و آن حضرت صلی الله\nعلیه و آله وسلم فرمود مَنْ لَقِیَ اللهَ بِغَيْرِ اَثَرٍ مِنْ جِهَادٍ لَقِیَ اللهَ وَفِيْهِ ثُلْمَةٌ\nمعنی آنکه هر که بمیرد و ملاقی سجا گردد و بر او اثر و علامهٔ غزا نبود هر آینه ملاقی بخدا\nمیشود و حال آنکه در ان شخص نقصان و خلل میباشد لہذا مؤمنان را\nباید که خلل و نقصان را از خود دور نمایند و عازم فی سبیل الله شوند و نیز\nحق سبحانه تعالی می فرماید الَّذِيْنَ امَنُوْا يُقَاتِلُوْنَ فِيْ سَبِيْلِ اللهِ وَ\nالَّذِيْنَ كَفَرُوْا يُقَاتِلُوْنَ فِيْ سَبِيْلِ الطَّاغُوْتِ فَقَاتِلُوْا اَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ\nاِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيْفًا معنی انکه ان کسانیکه بخدا و رسول گرویدند و در\nاو با کفار کارزار نمودند و ان کسانیکه کافر گشتند و مقاتله و جنگ با طاغی\nو باغی مینمایند که شیطان ست یعنی بفرمان شیطان عمل مینمایند پس\nای دوستان حق فرمان برداران شیطان را که کافرانند بکشید و از مکر شیطان بترسید\nکه مکر"}
{"book": "adl0004", "page": 24, "text": "۱۹\n\nکه حیله و وسوسه شیطان سست و بی قوت است بر مؤمنان اهل اسلام\nو اخوان صداقت فرجام واضح باد که در زمان حضرت خیرالانام چون ایذای\nمشرکان از حد گذشت بعضی از صحابه کرام قبل از فرضیت جهاد مبالغه می‌نمودند\nکه ما را دستور ده تا با کفار حرب کنیم بحکم الهی با و شان گفته شد که از کفار تا زمان\nحکم جبار دست بردار شوید وقتیکه جنگ کردن با مشرکان بر اوشان فرض شد\nو آیه کریمه أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ\nفرمان داده شد مرآنانرا که جنگ میکنند برای اینکه بایشان ستم کرده شدند و بدرستیکه خدا بر یاری ایشان هر اینه توانا\nمعنی آیت انکه دستوری داده شد کارزار کردن مر انانرا که با کفار کارزار کنند\nبسبب انکه ستم رسیده شده‌اند و جفای دشمنان بسیار کشیده‌اند لہٰذا باوشان\nدستوری به قتال دادیم نازل گردید گروهی از اوشان آنچنان می‌ترسیدند\nکه بچون از حضرت منان تعالی ترسند بلکه سخت تر از ان بنابران حقتعالی\nحکایت میفرماید وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ\nو گفتند پروردگارا برای چه واجب ساختی بر ما کشتن با کافران چرا نگذاشتی تاخیر از تا هنگام نزدیک\nمعنی انکه گفتند ای پروردگار ما برای چه واجب گردانیدي بر ما قتال کفار را\nو چرا ما را نگذاشتی که تا اجل قریب زمان نزدیک ایمن و فارغ می‌بودیم لہٰذا"}
{"book": "adl0004", "page": 25, "text": "۲۰\n\nحق تعالیٰ جل شأنه فرمود قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى\nبگو ای محمد برخورداری دنیا اندک است و آخرت بهتر است برای کسیکه پرهیزگار شد\nوَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ\nوستم کرده نمی‌شوید بقدر رشته خسته خرما هرجا که بوده باشید می یابد مرگ شمارا مرگ می‌گیرد اگر چه باشید شما\nفِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ ط معنی ایت انکه بکو ای پیغمبر آخر الزمان\nدر بناهای محکم و استوار\nصلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم این ترسندگان را که دل در دنیا تپاند که آنچه\nبدان تمتع گیرید و زندگانی در دنیا نمائید در مقابل آخرت اندک است پس\nآخرت بهتر ست مر کسی را که بپرهیزد از شرک ای مجاهدان ستم بر شما نمیشود و تبعد\nرشته که بردانه خرماست از ثواب درجات شما کم نمیگردد پس بوعده توانا\nمنتظر باشید واز مرگ میندیشد که مرگ اثر شما را دریابد هرکجا که باشید چاگرد برجا ئی مشیده\nو کوشکهای پوشیده برجها ی فلک ویدر سیدنی ست ازان چاره و خلاصی\nنیست و بحكم إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ\nوقتیکه آمد اجل ایشان واپس نیایند از اجل خود اندک زمان و پیشی نگیرند از اجل خود وقت\nازین سرا میروید لہذا دست از جهاد مدارید و تخلف مورزید که شهادت در حقیقت\nحیات ابدیسیت چه هر کسی جهاد نکند بر شعبه نفاق میرد چنانچه آن حضرت صلی الله\nعلیه و سلم فرموده مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِّنْ نِفَاقٍ\nکسی که مرد و غزا نکرد و نگفت حدیث غزا را نفس خود را مرده است بر قسمی از نفاق\n\nمحتاجی اند"}
{"book": "adl0004", "page": 26, "text": "۲۱\nمعنی آنکه هرکه بمیرد و غزا نکند و قصد و اراده برآمدن غزا نداشته باشد و آلات\nغزا برای خود مهیا نسازد و در نفس خود هم نگوید کاشکی غازی میبودم غزا میکردام\nهرآئینه می میرد بر شعبه شاخی از نفاق چه مؤمن صادق بالکل ترک غزا نمیکند\nو تن بستی نمی نماید و هرگاه بهیچ صورت قدرت رفتن نداشته باشد هرآئینه دعا\nكند اللهم اجعلني من المجاهدين في سبيلك اللهم ارزقنا الشهادة في سبيك\nای پروردگارا بگردان مرا از جهاد کنندگان در راه خود و بار خدایا روزی کن ما را شهادت در راه خود\nهمچنانکه حضرت عمر رضی الله تعالی عنه سوال مینمود اللهم ارزقني قتلا\nبار خدایا روزی کن مرا شهادت\nفي سبيلك وَوَفاتًا في بَلَدِ نَبِيكَ وَحَبيبِكَ مومنان واصح و تابانست\nدر راه خود و وفات یافتن در شهر پیغمبر خود و حبیب خود\nکه حضرت عباس رضی الله عنه بسقایه حاج و شیبه رضی الله عنه به عمارت\nمسجد حرام فخر می نمودند و حضرت علی کرم الله وجهه بشمشیر و اسلام و جهاد\nدر راه ملک علام افتخار می نمود جهت تصدیق حضرت علی کرم الله وجهه\nآمد که نزد خداوند تعالی این دو قوم برابر نیستند بلکه مجاهد افضل است\nقَوْلُهُ تَعَالَى الَّذينَ آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا في سَبيلِ اللهِ بِأَمْوالِهم\nآنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند و کار زار کردند در راه خدا بمالهای ایشان\nوَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ\nو جانهای ایشان بزرگتر اند در درجه نزد خدا و این گروه ایشانند رستگاران مژده میدهد پرودگار"}
{"book": "adl0004", "page": 27, "text": "۲۲\nرَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوَانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ\nپروردگار ایشان برحمت از جانب خود و خشنودی و بوستانها مر ایشانرا دران بوستانهاست نعمت پاینده\nخَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ\nدر حالیکه جاوید اند دران بوستانها همیشه بدرستیکه خدا نزد اوست مزد بزرگ\nمعنی اینکه آنانکه بخدا گرویدند و از جایهای خود هجرت نمودند و بنفس و مال مرضا\nکردگار باکفار جهاد کردند این مجاهدان بزرگ ترند از روی مرتبه نزد خدای دیان\nاز ان کسانیکه سقایه حاج و عمارت مسجد حرام کنند و جامع این صفات نبودند\nو آن گروه که متجمع این کمالات اند ظفریافتگان اند بآرزوهای دوجهان\nو نجات یابندگان از آتش سوزان بشارت میدهد پروردگار اوشان را\nبرحمتی که از خدا فایز با وشان میگردد و مجاهدانرا خشنودی کامل میدهد\nو در بستان هایکه دران نعمت دایم و بی انقطاع باشد و زبان تعریف از توصیف\nآن کوتاه است همیشه جاوید میباشید و هیچ گاه ازان کشیده نمی شوید و نزد\nخدای تعالی اجر بزرگ ترست ازین که نعمتهای دنیا در مقابل آن ذلیل و خوار است\nچنانچه در حدیث آمده که چون بهشتیان بهشت در آیند از جانب ذوالمنان با وشان\nخطاب شود که ای اهل جنت و بندگان من آیا خشنود شدید لبیک گویان بر جوا\n\nایند"}
{"book": "adl0004", "page": 28, "text": "۲۳\n\nگویند وَمَالَنَا لَانَرْضى يَارَبِّ اَىُّ شَىْءٍ فَضْلٌ مِنْ ذلِكَ فَقَدْ اَعْطَيْتَنَا\nو چيست ما را كه خوشنود نشويم اى پروردگار كدام چيز بهترست از اين در تحقيق كه داده تو ما را\n\nمَالَمْ تُعْطِ اَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ فَيَقُوْلُ اَلَا اُعْطِيْكُمْ اَفْضَلَ مِنْ ذلِكَ فَيَقُوْلُ\nانچز كه نداده تو هيچيك ما از خلق خود پس ميگويد اگاه باشيد ميدهم شما را بهتر از این پس میگویند ای پروردگار\n\nيَارَبِّ اَىُّ شَىْءٍ اَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ فَيَقُوْلُ اُحِلُّ عَلَيْكُمْ رِضْوَانِىْ فَلَا اَسْخَطُ عَلَيْكُمْ بَعْدَهُ\nاي پروردگار كدام چيز بهترست از اين رتبه پس ميگويد فرود مياورم بر شما خوشنودى من پس قهر نميكنم بر شما پس ازين هرگز\n\nمعنى حديث انكه چيست ما را اى خدا يا كه خشنود نباشيم چيزيرا كه با عطا كرده\nهيچكس را نداده حق تعالى جل شانه گويد ایا بدهم شما را چيزى فاضل تر از ان\nبهشتيان گويند يا رب آن چه باشد كه ازين نعمت ها بهتر بود حق تعالى گويد\nخشنودى خود را بر شما فرود آرم كه هرگز بر شما خشم نگیرم بنا برين از مضمون حديث\nسرور عالم صلى الله عليه واله وسلم معلوم گرديد كه هيچ نعمت بهتر از رضاى حضرت\nرَبَّ الْعِزَّتِ نيست و آن وابسته بقتال و جهاد با اهل كفر و عنادست مثنوى\nيكى ميخواهد از تو جنت وحور + يكى خواهد كه از دوزخ شود دور + وليكن\nما نخواهيم اين و آن جست + مراد ما همه خشنودى تست لهذا باید که\nمؤمنان فرمان خدا بجا آريد و بمضمون آيه كريمه وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِيْنَ كَافَّةً\nبکشمید و کارزار کنید بمشرکان با جمله ایشان\n\nكَمَا يُقَاتِلُوْنَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقِيْنَ عمل نمائيد یعنى كارزار\nچنانکه بجنگ میکنند با شما هَمَگی و بدانید بدرستیکه خدا با پرهیزگاران است"}
{"book": "adl0004", "page": 29, "text": "۲۴\n\nبا همه مشرکان در ماههای حرام و غیر ان همچنان که همه اوشان کار زار با شما ها\nمیکنند و بدانید ای مسلمانان که تحقیق خدا یتعالی بحفظ و نصرت با مومنان\nو پرهیزگاران است نیز حق سبحانه میفرماید و قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ\nو بجنگید بایشان تا اینکه نا بود شود\nفِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ\nفتنه و بوده باشد دین مرخدا را پس اگر باز ماندند پس نیست دست درازی مگر بریا تو ستمگاران\nمعنی آیه شریفه آنکه قتال کنید با مشرکان و کافران تا ان زمان که اثر شرک\nفتنه باقی نماند و پرستش و طاعت محض برای رب العزت جل جلاله\nشود پس اگر مشرکان از کفر و شرک منع شوند و از جنگ بایستند و ایمان آرند\nپس ستمگاری نیست مگر بر ظالمان که قتل جز جزای ستمگاری نیست و\nهمچنین ایزد تعالی میفرماید که اگر مشرکان بعد از سوگند و پیمان عهد خود شکنند\nو در دین شما طعن گویند و در احکام سلام عیب جویند فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ\nپس بکشید سر داران کفر را\nإِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ بمعنی اینکه بکشید سرداران پیشوایان\nبدرستی که نیست عهد و پیمان مرایشان را شاید ایشان باز بیستند\nکفر و شرک را بدرستی ایشان را عهد و پیمان نیست لهذابا ایشان مقاتله کنید شاید\nکه از شرک باز بیستند و در دین شما طعنه نزنند و نیز حضرت باریتعالی میفرماید"}
{"book": "adl0004", "page": 30, "text": "۲۵\n\nفَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ\nپس بکشید شما مشرکانرا و هر جا که یافتید شما ایشانرا وبگیرید ایشانرا و بند کنید ایشانرا\nوَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ\nو بنشینید برای ایشان نزد هر کمینگاهی پس اگر تو به کنند و بر پا دارند نماز را و بدهند زکات را\nفَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ معنی آنکه بکشید ای مومنان مشرکان عهد شکن\nپس خالی کنید راه ایشانرا بدرستیکه خدا آمرزنده مهربانست\nو غیر عهد کنندگان را در حل و حرم هر جا که بیابید و ایشان را باسیری گیرید و از\nطواف حرم و دخول مکه و تصرف در بلاد اسلام منع نمائید و در هر ممر و رهگذر\nبرای آنها بنشینید و راهها را برایشان بسته گردانید و نگذارید پس اگر از شرک\nتو به کنند و ایمان آرند و نماز گذارند و از مالهای خود زکوة دهند و دلیل صدق\nایشان برایشان روشن گردد بعد ازان باوشان راه دهید و بگذارید هرجا\nکه خواهند بروند که خدایتعالی بخشنده است گناهان گذشته اوشانرا و بدون\nثواب بی حساب بایشان مهربانست یتخدایتعالی فرموده وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ\nو بکشید در راه خدا\nالَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَاقْتُلُوهُمْ\nآنانرا که کار زار میکنند با شما و از حد مگذرید بدرستیکه خدا دوست نمیدارد ستمگاران را و بکشید متقاتلان کفر را\nحَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ\nهر جا که بیابید ایشانرا و بیرون کنید ایشانرا از انجا که بیرون کردند شمارا و فتنه سخت تر است از کشتن\nمعنی آنکه بکشید و کار زار کنید در راه خدا آنانرا که با شما کار زار میکنند و از حد"}
{"book": "adl0004", "page": 31, "text": "۲۹\n\nمگذرید ومثله منمائید و زنان و پیران جامانده وغیرصاحبان رای و رهبانان\nصومعه و کوران و مرضیان و دیوانگان و کسانیکه بر شما در مقدمه سلام\nاندازندآزار نکشید که خدایتعالی دوست نمیدارد ستمگاران او مقاتلان خود را\nبکشید در هر جا که میبینید و قدرت یا بید و ایشان را از حرم ومکه که شما را از ان\nکشیده اند بیرون کنید و شرک آوردن آنها در ناپسندیدگی سخت ترست از گشتن\nشما اوشان را و چنین محنت کشیدن شما اوشان را از وطن و جلا نمودن\nاز وطن سخت ترست که دایم مشقت والم گرفتار میباشند و خوار و زار میگردند\nو نیز حق تعالی می میفرماید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم\nای آن کسانیکه ایمان آوردید جنگ کنید با آنانکه نزدیک شما اند\nمِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ\nاز کافران و باید بیابند در شما درشتی را و بدانید که خدا با پرهیزکاران است\nمعنی انکه ای مومنان و امت سرور عالمیان صلی الله علیه وسلم کارزار\nکنید با آن کفاریکه نزدیک شما اند در نسب یا دار وجوار که قریظه و نضیر و خبیر\nبود و یهودیکه در حوالی آنمیباشند واهل روم که در شام بودند ونسبت بعراق\nقریب مدینه بودند پس هر تقدیر یکه باشد مراد آنست که کار زار باکفار\n\nنزدیک"}
{"book": "adl0004", "page": 32, "text": "۲۷\n\nنزدیک کنید و باید که دشمنان دین از طایفه مومنین درشتی یابند در مقام\nقبل از قتال و در حین کارزار صبر و شجاعت را پیشه خود کنند و از مرگ نگريزند\nو سرزنش تام باوشان دهند و بدانید که خداوند با پرهیزکاران ست نه با بغاة\nو نصرت نه با اهل شرک و غویت و همچنین حقتعالی رسول مقبول صلی الله\nعلیه و سلم را امر نموده و فرموده يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ\nای پیغمبر جهاد کن با کافران و منافقان\nوَاعْغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ یعنی که\nو سخت گیری برایشان و جای بازگشت ایشان دوزخ بد است آن جا بازگشت\nای پیغمبر اخر الزمان صلی الله علیه و سلم جهاد کن با کافران شمشیر و سنان و با منا\nفقان بزبان الزام حجت و اقامت حد بر اوشان درشت باش و رفق و محابا\nدر جهاد و کلام با اوشان بنمائی وجا و ماوی و بازگشت اینها دوزخ ست\nو بد جای بازگشتن است دوزخ و خدا یتعالی در فضیلت مجاهدان میفرماید\nوَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ\nو آنکه ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا و آنکه\nأَوَوْا وَنَصَرُوا أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ یعنی\nجای دادند و یاری کردند آن گروه ایشانند مومنان حق اند مرایشان راست آمرزش و روزی خوب\nآنانکه بخدا جل جلاله و رسول صلی الله علیه و سلم ایمان وردند و هجرت نمودند"}
{"book": "adl0004", "page": 33, "text": "٢٦\n\nو در راه خدا و رضای مولا جهاد کردند و آنانکه مؤمنان اهل هجرت را جای\nدادند و پیغمبر خود را صلی الله علیه وسلم در کارزار با کفار یاری کردند و نصرت\nنمودند بر آینه آنان مؤمنان بصدق و حق اند و اوشانرا آمرزش است از خداوند\nدر آخرت و روزی بی منت در بهشت و در رد المحتار در کتاب الجهاد آوُده\nوَ فَضْلُ الْجِهَادِ عَظِيمٌ كَيْفَ وَحَاصِلُهُ بَذْلُ أَعَزِّ الْمَحْبُوبَاتِ وَهُوَ\nد بهتری جهاد بزرگست چگونه نباشد و حاصل آن خرج کردن عزیز ترین محبوبات و آن اینکه\nالنَّفْسُ وَإِدْخَالُ أَعْظَمِ الْمَشَقَّاتِ عَلَيْهِ تَقَرُّباً بِذلِكَ إِلَى اللهِ مَعْنى آنكه\nجانست و در آوردن بزرگ ترین سختی ها است بران برای مرصدیه یک شدن بسبب آنر بخدای بزرگ\nجهاد و غزا را در راه خدا فضیلت بزرگ است و چگونه نباشد زیرا که در جهاد\nبذل مینمایند نفس و مال را که آن هر دو از عزیزترین محبوبات انسانست و بزمک\nترین مشقات بر اوشان آن هر دو را در راه خدا صرف مینمایند و بدین وسیله\nبخداوند تقرب میجویند تا از دوزخ وارهند و بخت و رضوان فایز گردند\nبر مؤمنان نکته سنجان ایوان رایت و شَانِ و تابعان سنت خیر البریت صلی الله\nعلیه و سلم لایح و هویدا باد که صحابه کرام رضی الله عنهم که هر کدام نجوم سمایی عظمت\nو احترام اندمی گفتند که چه عمل خواهد که بندگانرا از بند بخانه سجین رهایی بخشد\n\nو برنز"}
{"book": "adl0004", "page": 34, "text": "۲۹\n\nوبلندترین منازل جنت رساند این آیت نازل شد يَا اَيُّهَا الَّذِيْنَ امَنُوا\nای آنکسانیکه ایمان آورده اید\nهَلْ اَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيْكُمْ مِّنْ عَذَابٍ اَلِيْمٍ * تُؤْمِنُوْنَ بِاللّٰهِ\nآیا راهمنائی کنم شما را بر سوداگری که برهاند شما را از عذاب دردناک ایمان آرید بخدا و\nوَرَسُوْلِهِ وَتُجَاهِدُوْنَ فِيْ سَبِيْلِ اللّٰهِ بِاَمْوَالِكُمْ وَاَنْفُسِكُمْ ذٰلِكُمْ\nفرستاده او و جهاد کنید در راه خدا بمالهای خود و جانهای خود این\nخَيْرٌ لَّكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُوْنَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوْبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنّٰتٍ تَجْرِيْ\nبهتر است برای شما اگر هستید شما که میدانید می آمرزد خدا مر شما را گناهانی شما را و داخل میگرداند شما را به بستانهائیکه میرود\nمِنْ تَحْتِهَا الْاَنْهٰرُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِيْ جَنّٰتِ عَدْنٍ ذٰلِكَ\nاز زیر آن جویها و نشیمنهای پاکیزه است در بوستانهای عدن اینست\nالْفَوْزُ الْعَظِيْمُ * وَاُخْرٰى تُحِبُّوْنَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللّٰهِ وَفَتْحٌ قَرِيْبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِيْنَ\nفیروزمندی بزرگ و بدهد نعمتی دیگر که دوست میدارید آنرا که نصرتی است از جانب خدا و فتحی قریب و مژده ده مسلیمانانرا\nمعنی آنکه ای گروه مؤمنان امتنان پیغمبر اخرالزمان صلی الله علیه و اله\nوسلم آیا راه می نمایم شما را بر تجارت و سوداگری که نجات دهد شما را از عذاب\nدردناک نيران آتش سوزان آن تجارت اینست که بر ایمان بخدا و فرستاده\nوی که محمد مصطفیٰ صلی الله علیه و آله و سلم است ثابت و استوار باشید و با کفار\nواهل عناد بنفس و اموال جهاد کنید چنانچه بمال خود ها زاد و راحله\nواسلحه برای غازیان بخرید و آنها را آماده و مهیا بجنگ سازید و بنفس ها\nخود با کفار و اشرار کار زار کنید که این ثبات بر ایمان جهاد بهترست مر شما را"}
{"book": "adl0004", "page": 35, "text": "۳۰\n\nاز دیگر معاملات اگر هستید که میدانید پس اگر بر ایمان استقامت کردید و جهاد\nنمودید می بخشد خدا گناهان شما را در دنیا و داخل میسازد شما را به بوستانها\nدر عقبی که میرود زیر درختان آن جویهای جاری و خوش و جا میدهد شمارا\nبمسکن های پاکیزه و دلکش در بوستانهای جاویدی که دارا قامت است\nو در معنی عدن اقوال است بعضی گفته نهر با شهر و قصریست در جنت و\nبلندترین درجات اوست و شمایان در ان همیشه خواهید بود و آن مغفرت\nخدا و داخل شدن بجنت رستگاری بزرگست مر شما را و نعمت دیگر که انرا\nدوست تر دانید حق تعالی شمارا بدینامید هد و آن نصرت و فتح است\nکه عنقریب از نزد خدا بشما میرسد پس ای صنم پیغمبر من صلی اللہ علیہ و آلہ و صحابہ\nو سلم مژده ده مؤمنان امت را بفتح و نصرت در دنیا و رحمت و جنت در عقبی\nتا بنفس و مال در راه من جهاد نمایند و غنیمت و نصرت را در دنیا و مغفرت و جنت را\nدر عقبی از دست ندهند ای مومنان خداوند دو جهان برای مایان بشرط\nجهاد و ایمان جنات عدن وعده نموده و بعضی گفته اند عدن قصریست"}
{"book": "adl0004", "page": 36, "text": "۳۱\n\nدر جنت که از مروارید شاه وار طیار شده و در آن هفتاد سرا از یاقوت احمر است و در هر سرای آن هفتاد خانه از زمرد خضرا میباشد و در هر خانه آن هفتاد تخت است و بر هر تخت هفتاد فراش گستریده و بر هر فراش آن زنی زیبا از حور عین نشسته و نیز در هر خانه آن هفتاد خوانچه نهاده و در هر خوانچه آن هفتاد رنگ طعام کشیده شده و نیز در هر خانه هفتاد وصیفه [ای خادمه ۱۲] نشسته و این همه برای غازیان و مومنان است که حقتعالی هر کدام را قدرت وصلت باینها میدهد و ابن عباس رضی الله تعالی عنه گفته که سرای حقتعالی است که آنرا هیچ چشمی ندیده و در دل هیچ بشر نگذشته و ابوهریره رضی الله عنه گفته یک خشت آن از طلا و دیگر از نقره است و در مابین آن مشک اذفر نهاده و خاک آن زعفران و سنگریزه های آن مروارید و یاقوت است و در آن نعمت بی فوت و خلود بی موت است که شبابش را بلی نیست و شبابش را فنائی و عطا گفته که سقف آن عرش رحمان است که در آن غیر رسل و انبیا و شهدا و ائمه هدی دیگر کسی جا داده نمی شود و اخبار دیگر در آن بسیار است بهر صورتیکه باشد عاقلان امت را باید کمر همت"}
{"book": "adl0004", "page": 37, "text": "۳۲\n\nببرندند و در تحصیل رضای خداسعی نمایند و جهاد کنند و این چنین جاهای\nرا از دست ندهند و جناب سرور عالم صلی الله علیه وآله واصحابه وسلم فرمود جَاهِدُوا\nجهاد کنین\nالْمُشْرِكِينَ بِاَمْوَالِكُمْ وَاَنْفُسِكُمْ وَاَلْسِنَتِكُمْ معنی اینکه ای امتّان\nکافران را بمالهای خود و جانهای خود و زبانهای خود\nمن باید که بامشرکان بمالها و نفسها جهاد کنید و مالهای خود را در راه خدا\nو اعلای کلمه علیا صرف نمائید و هرگاه مال نداشته باشید بنفس خود با باکفّار\nکارزار کنید و هرگاه بنفس ه نیز معذورید که طاقت رفتن بعلّت مرض و\nمانندش ندارید پس البته از غزو زبان نینید کفار بکشتن و تاراج و غارت\nبترسانید و براو شان بموت و خذلان دعا کنید و برای مومنان بنصرت و\nیافتن غنیمت مسئلت نمائید و خلفان را بجهاد رغبت دهید و تیز سازید\nتا در صف مجاهدان محسوب باشید و نیز در حدیث آمده که آنحضرت صلّی الله\nعلیه وآله واصحابه وسلم فرموده اَفْشُوا السَّلَامَ وَاَطْعِمُوا الطَّعَامَ وَاضْرِبُوا\nفاش کنید سلام را و بخورانیدن طعام او بزنید\nالْهَاْمَ تُوْرِثُوْا الْجِنَّانَ یعنی بر همه اهل اسلام سلام خود را فاش و\nسیرها را تا وارث گردانیده شوید بهشت را\nشایع کنید و از طعام های خود بر اوشان بخورانید و سرهای کفار را بزنید"}
{"book": "adl0004", "page": 38, "text": "۳۳\n\nو قطع سازید اگر این چنین نمودید جنات را میراث گیرید چه یافتن جنت مرتب\nباین امور شده لهذا همه را بعمل آرید تا وارث جنت شوید و خداوند لایزال جهاد\nرا بنفس و مال از فضل اعمال شمرده لہذا بندگان را بدان امر نموده و بروایت\nبخاری آمده که از آنحضرت صلی الله علیه وآله و اصحابه و سلم پرسیده شد\nکہ یَا رَسُولَ اللهِ أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ\nای رسول خدا کدامین مردمان بیشتر ثواب دارند پس فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم\nمُؤْمِنٌ يُجَاهِدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِنَفْسِهِ وَمَالِهِ معنی انکہ ای فرستاده خدا\nاست ذاتیکه جهاد میکند در راه خدا بجان خود و مال خود\nکدامی از مردمان فضل و اکمل در ایمان اند آنحضرت صلی اللہ علیہ وآلہ و سلم\nفرمودند از بهترین مردمان آن مؤمنان است که در راه خدا بنفس و مال جهاد\nنمایند اما باید که مدعاء محض اعلائی کلمه خدا باشد نه عجب و ریا و متابعت\nنفس و هوا و یافتن غنیمت چنانچه حق تعالیٰ میفرماید مَنْ كَانَ يُرِيدُ\nثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ معنی اینکه هر که خواهد\nثواب دنیا را پس نزد خدا است ثواب دنیا و آخرت\nخود ثواب این سرای دنیا را کہ مجاهدان برای غنیمت جهاد نمایند پس نزد خدا\nثواب آخرت و دنیاست و بسا ثواب دنیا خسیس است و آخرت نصیب"}
{"book": "adl0004", "page": 39, "text": "۳۴\n\nپس چرا مومنان طالب خیر شوند و شریف را قصد ندارند چه اگر به شرف\nمیل آرند احسن بالتبع آید پس رو باصل باید نمود و همچنین بروایت بخاری\nآمده که شخصی نزد پیغمبر علیہ الصلوۃ والسلام آمد و پرسید که کسی جهت یافتن غنیمت\nجهاد می‌نماید و شخصی برای ذکر و اشتهار به شجاعت و دیگری جهتہ آنکه مرتبہ او\nدر شجاعت دیده شود پس کدام ازین اشخاص در راه خدا اند قَالَ فَمَنْ گفت پس کیست\nقَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ آنحضرت صلی الله\nکه قتال میکند برای انکه بوده باشد کلمه توحید او در بنام جہان بلندتر پس او قتال میکند در راه خدا\nعلیہ و آلہ وسلم فرمودند هر شخصی که با کفار قتال کند جہتہ آنکه کلمه توحید خدا تعالیٰ\nعالی و بلند گردد پس آن شخص مقاتل در راه خداست نه طالب غنیمت و شهرت\nو نه مظهر شجاعت و غضب و حمیت زیرا که عمل مقبول انست که مدعای خالص\nابتغای وجه ذوالمشان باشد چه مطالب دیگر بالتبع میسر گردد شنوی\nبود مقصود پیغمبر ذات پاک + نی کواکب نی سما و نی سماک + لیک آنحضرت\nبمیدان حمله را + زانکه مطلوبش نبود الا خدا + و همچنین در فضایل مجاهدان در کتاب\nجهاد رد المحتار آورده وَمَنْ قُتِلَ مُجَاهِدًا أَوْ مُرَابِطًا فَحَرَامٌ عَلَى الْأَرْضِ\nو هر که کشته شد که غازی باشد یا رباطی پس حرام است بر زمین"}
{"book": "adl0004", "page": 40, "text": "۳۵\n\nأنْ تَأكُلَ لَحْمَهُ وَ دَمَهُ وَلَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّي يَخْرُجَ مِنْ ذُنُوبِهِ\nاینکه بخورد گوشت او را و خون او را و بیرون نرود از دنیا تا اینکه بیرون شود از گناهان خود را\nكَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَحَتَّي يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَزَوْجَتَهُ مِنَ الْحُورِ\nمانند روزی که زاده است او را مادر او و تا ببیند جای خود را در بهشت و زن خود را از حوران\nالْعِينِ وَحَتَّي يُشَفَّعَ فِي سَبْعِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَيَجْرِيَ لَهُ أَجْرُ الرِّبَاطِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ\nعین و تا اینکه شفاعت کند هفتاد تن را از اهل بیت خود و جاریست برای او ثواب سر حد نگاهداری تا قیامت\nمعنی آنکه هر که کشته شود در راه خدا که غازی باشد یا رباطی پس بر زمین گوشت\nو خون آن کس حرام ست که زمین آنرا نمی خورد و همچنین از دنیا بیرون نمیگردد\nتا آنکه مثل روز تولد که از ما در زاده از گناه پاک شود و جای خود را در جنت و زن\nخود را از حوران عین باز نیت ببیند و هفتاد تن از اهل بیت خود را شفاعت میکند\nو اجر و ثواب رباط برای او تا روز قیامت جاری میماند و میرسد بر ضمائر\nمصفی و صاحبان مکنت و غنا که در مرأت جمال إِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَي است\nبدرستیکه میداند او پوشیده را و پنهانتر را\nلا مع و هویدا باد که قادر علی الاطلاق اتساق و التصاق ارکان ملت و مملکت را\nبا نفاق و تفاق مرتب نموده که اغنیای با استحقاق بحکم أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ\nانفاق کنید از پاکیزه گیهای\nمَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ معني آنكه نفقه كنيد در راه\nآنچه کسب نمائید و از آنچه بیرون آوردیم برای شما از زمین\nخدا از پاکیزه های انچه کسب می کنید به تجارت و صناعت و از آنچه بیرون"}
{"book": "adl0004", "page": 41, "text": "۳۶\n\nآوردیم برای شما از زمین چون حبات و اشجار شمره بعمل آورید فقرای دین و\nغازیان منهاج مکین را بصلات شامله و صدقات کامله رهین احسان نمایید\nو برای خود ها فضیلت حاصل کنید چنانچه حق تعالی فرموده لن تنال\nهرگز نیابید\nلو البرحتی تنفقوا مما تحبون وما تنفقوا من شيء فان الله به عليم\nنیکوئی را تا اینکه انفاق کنید از آنچه دوست میدارید و هر چه نفق کنید از چیزی پس به تحقیق که خدا بآن چیز داناست\nمعنی آنکه نمی یابید کمال نیکوئی و رحمت و رضای خدا و جنت را تا آنکه نفقه\nکنید و صدقه دهید از آنچه دوست میدارید از مال و جز آن چنانچه\nبدن و جان را در طاعت و راه منان صرف کنید و جهاد نمائید و جاه را\nدر معاونت بندگان خدا و مال را بر فقرا و اهل غزا زیرا که گفته اند هرکرد\nراه خدا محبوب خود را نفقه کند در دنیا به مطلوب خود میرسد در عقبی و آنچه\nنفقه می کنید چیز را از کم یا بسیار از معوض یا محبوب اموال بدرستیکه خدا\nوندر کردگار بدان داناست و بر حسب نیت شما را اجر و جزا میدهد ای\nمومنان حضرت سبحانه تعالی مرتبه ایثار را در کلام معجز بیان خود\nمیفرماد وما تنفقوا من شيء في سبيل الله يوف اليكم وانتم لا تظلمون\nو آنچه نفقه میکنید از چیزی در راه خدا وفا کرده می شود بسوی شما و شما ستم کرده نمی شوید\nمعنی"}
{"book": "adl0004", "page": 42, "text": "۳۷\n\nمعنی انکه انچه نفقه میکنید چیزیرا در راه خدا از جهاد و دیگر انواع خیرات از ترتیب\nنفقه اسپ و سلاح تمام کرده میشود بشما اجران و ظلم کرده نمیشوید بنقصان\nثواب در آخرت و بتعجیل حقتعالی عوض انرا در دنیا نیز بشما میدهد\nبنابران توانگران مؤمنان را حقتعالی میفرماید وَ اَنْفِقُوا فِیْ سَبِیْلِ اللهِ\nو نفقه‌کنید در راه خدا\nوَ لَا تُلْقُوْا بِاَیْدِیْکُمْ اِلَی التَّهْلُکَةِ وَ اَحْسِنُوْا اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِیْنَ\nدیندازید شما بدست‌های‌تان برسوی هلاکت و نیکی‌کنید بدرستیکه خداوند دوست میدارد نکوکارانرا\nمعنی انکه نفقه کنید در راه خدا که جهاد ست و خود ها را در ورطه هلاکت میفگندید\nیعنی بخل منمائید تا مؤدی به هلاکت شما نگردد زیرا که بخیل از خدا دورست و\nبآتش نزدیک مثنوی بخیل و خست مردار سگ اکند بلکہ در چاه هلاکتی افگندش\nروی جنت را کجا بیند بخیل عقبه به افتاده اندر پای پیل با بخیلانرا با هم چکارست\nجای سگ در میان نارنیست و نیکی کنید با غازیان که خداوند تعالی دوست\nمیدارد نیکوکاران را چنانچه حقتعالی در ثواب و فضیلت نفقه کردن میفرماید\nمَثَلُ الَّذِیْنَ یُنْفِقُوْنَ اَمْوَالَهُمْ فِیْ سَبِیْلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ\nمثال ان کسانیکه نفقه میکنند مالهای خود را در راه خدا بر غازیان چون مثل دانه‌ایست که برویاند هفت\nسَنَابِلَ فِیْ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَّشَاءُ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِیْمٌ\nخوشه در هر خوشه صد دانه و خداوند چندان میگرداند برای هرکه خواهد و خدا بخشندۀ دانا است"}
{"book": "adl0004", "page": 43, "text": "۳۱\nمعنی انکه نمونه ان کسانیکه بی شایبه غرض و داعیه عوض نفقه می کنند و صرف\nمی نمایند مال های خود را در راه خدا بر غازیان و مجاهدان غیران مثل دانه است\nکه در زمین پاک کشته شود و ان دانه هفت خوشه برویاند و هر خوشه ان صد دانہ\nبگیرد والان یک دانه هفت صد دانه حاصل آید همچنین خداوند تعالی عوض\nیک درهم یا دینار که در راه کردگار بندگان نفقه کنند ثواب هفت صد درهم\nبه نفقه کنندگان و متصدقان میدهد و خدا تعالی زیاده میگرداند این هفت\nصد را به هفت صد هزار و بیشتر برای هر که خواهد حسب نیت منفقان و خدا\nتعالی بسیار بخشاینده است که یکی را از هفت صد زیاده می دهد و دانا\nبر نفقه کنندگان و نیات اوشان و همچنین حق سبحانه تعالی میفرماید\nالَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ أُوْلَئِكَ هُمُ\nآنانکه بر پا میدارند نماز را و از انچه روزی دادیم ایشانرا نفقه میکنند ایشانی که دمها\nالْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ\nمو منشان اند درست و راست برای ایشان غوریه با نزد پروردگارشان ها و امرش گناهان و روزی خوبی باک ها\nمعنی انکه مومنان کامل الایمان انانند که از روی اخلاص نماز را بر پا میدا\nو بشرايط و اداب میگذارند و از انچه اوشانرا روزی داده ایم حصه میکنند"}
{"book": "adl0004", "page": 44, "text": "۳۹\n\nلہذا آن گروہ مومنان با یمان درست و راست اند و اوشانرا نزد آفریدگا\nاوشان مرتبه ها و منازل و درجات بهشت است و بخشش است در تقصیرات\nآنها را و روزی پاک از نعیم جنت و صاف از مشقت اکتساب و خالی از\nخوف زوال و حساب و نیز آنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم\nدر فضیلت نفقه کننده فرموده مَنْ اَرْسَلَ زَوْجَيْنِ فِيْ سَبِيْلِ اللهِ دَعَاهُ خَزَنَةُ\nهر که بفرستد دو صنف از درهم یا دینار کوسفند وشتر واوا د را بخداتان\nالْجَنَّةِ كُلُّ خَزَنَةِ بَابِ أَيْ فُلْ هَلُمَّ مَغْنِی آنکه هرکه نفقه\nبهشت همه خازنان هر باب بهشت و میگویند ای فلان بیا در این بهشت داخل شو\nکند دو صنف را از در هم و دینار و سلاح و جبران برای کار زار در راه کردگا\nمجرد و برای غازیان بدهد هر یکی از خازنان هر باب بدروازهای حبت آن\nکس را طالبی یا ید و میگوید ای فلان بشتاب بدین باب جنت داخل شو\nجناب سرور عالم صلی اللہ علیہ وآلہ وصحابہ وسلم فرموده مَنْ أَنْفَقَ نَفَقَةً\nهر که نفقه کند نفقه کردینے\nفِي سَبِيْلِ اللهِ وَأَقَامَ فِي بَيْتِهِ فَلَهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ سَبْعِمِائَةِ دِرْهَمٍ وَمَنْ\nدر راه خدا و خود اقامت کند در خانه خود پس برای او بعوض هر درهمی هفتصد در هم است و کسیکه\nغَزَا بِنَفْسِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ وَأَنْفَقَ فِي وَجْهِهِ ذَلِكَ فَلَهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ\nغزاکند بذات خود در راه خدا و نفقه کند برای ذات خود طلب رضای خدا پس اور است بهر در همی\nسَبْعِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ ثُمَّ تَلَا هَذَا الآيَةَ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ\nهفتصد هزار درهم پس ترخواند انحضرت این آیه را که خدا دو چندان میگرداند ثواب هر که را میخواه"}
{"book": "adl0004", "page": 45, "text": "۴۰\n\nمعنی آنکه هرکه بفرستد چیزی نفقه از درهم یا دینار واشیائی خوردنی در راه\nکردگار و خود بخانه اقامت کند و بغزانرود و پس آن کس را عوض هر درهم\nثواب هفت صد درهم است که اجرش را می یابد و اگر کسی خود در راه خدا\nشخص را\nجل علی شانه بغزا کند و انفاق جهته حصول رضائی او نیز نماید پس آن شخص\nمیکند\nبعوض هر درهم ثواب هفت لک درهم است و فرمودند که خداوند تعالی دوچندان\nبرای هرکه خواهد که بصدق نیت و صفائی طویت در راه او نفقه کند و درحد\nدیگر آمده که آنحضرت صلی الله علیه وآله وصحابه وسلم فرمود مَنْ اَنْفَقَ\nکسی که نفقه کند\nنَفَقَةً فی سَبِیلِ اللهِ كُتِبَ لَهُ بِسَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ معنی آنکه هرکه\nنفقه کردنے در راه خدا کو جهاد است نوشته شود برای او بهفتصد برابر آن\nنفقه کند چیز را در راه خدا نوشته می شود مر او را ثواب هفت صد چندان چناچه\nاز ابی مسعود انصار رضی الله عنه روایت شده که جَاءَ رَجُلٌ بِنَاقَةٍ\nآورد مردی شتر ماده را\nمَخْطُومَةٍ فَقَالَ هَذِهِ فِی سَبِیلِ اللهِ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ\nمهار در بینی را پس گفت آن مرد این شتر در راه خداست پس فرمود رسول خدا رحمت نو نزل باد برومی بر آل او و سلام\nلَكَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَمَةِ سَبْعُ مِائَةِ نَاقَةٍ كُلَّهَا مَخْطُومَةٌ می آنکه بیا شخصی نزد\nمتر است باین شتر روز قیامت ثواب هفتصد شتر همه آن مهار کرده شده\nحبیب کردگار صلی الله علیه وسلم همراه یک شتر مهار دار پس گفت که این\nشتر تصدق"}
{"book": "adl0004", "page": 46, "text": "۴۱\n\nاشتر تصدق در راه خداوند غفار ست رسول مقبول صلی الله علیه وسلم\nفرمودند که ترا بر وز قیامت عوض این شتر هفت صد شتر با مهارست\nو نیز ان حضرت صلی الله علیه وسلم فرموده نِعْمَ صَاحِبُ الْمُسْلِمِ لَمِنْ أَخَذَهُ بِحَقِّهِ\nفَجَعَلَهُ فِی سَبِیلِ اللهِ معنی آنکه نیک مال ست مرا نصا حب سلمانی را\nکه بحق خود گرفته و از وجه حلال جمع نموده باشد پس انرا در راه کردگار و جهاد\nباکفار صرف نماید و بتحقیق رسیده که احدیر ا حصول خیر بدون از زکات\nمیسر نیست و همچنین در حدیث آمده که سرور عالم صلی الله علیه وسلم\nفرموده که نیست هیچ روزی که صباح کند در ان بندگان الا آنکه دو ملک\nاز آسمان نازل می شوند فَیَقُولُ اَحَدُهُمَا اللّٰهُمَّ اَعْطِ مُنْفِقاً خَلَفًا\nوَيَقُوْلُ الْاٰخَرُ اللّٰهُمَّ اَعْطِ مُمْسِکًا تَلَفاً معنی آنکه یکی از ان دو ملک میگوید\nای بار خدایا بده حاصل کردن برای منفقان که در راه تو نفقه نمودند عوض\nو ولد وملکی دیگر میگوید ای بار خدایا ممسکان و بخیلان را جز نقصان و زبان چیز\nدیگر مرسان مثنوی ایخدایا منفقان را سیر دار٭ ہر درم شانرا عوض ده صد هزار"}
{"book": "adl0004", "page": 47, "text": "۴۴\nخلف\nای خدایا مسکا نزاد برجهان ۴ تو مده الازیان اندر زیان ۴ ای خدایا متقاضا زاده\nای خدایا مسکا نزاده تلف ۴ و نیز آنحضرت صلی الله علیه وآله واصحابه وسلم\nفرموده که حضرت جل علی میفرماید اَنْفِقْ یَا اَبْنَ آدَمَ أُنفِقْ عَلَیْکَ\nمعنی آنکه صرف کن ای پسر آدم چیزیرا که بتو داده ام در راه من تا از تو راضی نفقه کن ای پسر آدم در راه من تا نفقه کنم بر تو\nگردم و اکثر و بهتر از ان بر تو نفاق نمایم و برسانم و در اخبار آمده که از حاتم طائی پرسید\nکه طریق انفاق و سخارا از که آموختی گفت از معماران که در ایام طفولیت مرا از\nخانه بدر بدر کردند و بتعمیر گاه بردند دیدم که اعوان و معماران کار میکنند و\nبدیگر گل و خشت میدهند تا زمانیکه بدست معمار نمی شتی میبود دیگری با\nنمی سپردند وقتیکه آنرا بجایش می نهاد بسرعت گل و خشت میرساندند مرا\nعبرتی حاصل گردید دانستم که از چیزی که بتصرف داری اگر بکس ندهی شوا\nشی دیگر نمی گردی بنابر ان جود و سخا مرا پسند آمد و سببی سخا و نفقه نمودن در راه\nخدا افضائل بسیار و محامد بی شمارست که طائر بیان بآشیانش نمیرسد\nامّا خلاصه سخنان همانست که حضرت منان می فرماید فَاَمّا مَنْ اَعْطى\nپس امّا هر که داد مال خود را"}
{"book": "adl0004", "page": 48, "text": "۴۳\nوَاتَّقَى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى وَاَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى\nو پرهیز کرد و تصدیق نمود کلمۀ نیکوتر را پس زود باشد که آسان دهیم او را نام کردار را که بال خود را نیا در راه خدا\nوَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى یعني آنکه پس هرکه بداد\nو دروغ پنداشت خصلت و صفت نیک را پس توفیق دهیم او را برای رسیدن بدشوار\nمال خود را در راه خدا و پرهیز کرد از شرک و گناه و راست دانست کلمهٔ نیکوتر را\nکه لااله الا الله محمد رسول الله است یا وعدهٔ جنت و مجازات و عوض انکه بحکم الهیه\nوما انفقته من شيء فهو يخلفه لمؤمنان وعده داده شده اند پس زود باشد که\nو چیزیکه نفقه میکنید در راه خدا پس خدایعوض میدهد آنرا\nکه آسانی دهیم و مهیا سازیم مر او را در دنیا طریق نیکو که سبب آسانی و رحمت باشد و لکن\nمفضی بروح و نیز جنت بود و اما کسی که بخل بمال و کلمه توحید کند و نفاق\nدر راه خدا ننماید و خود را بدنیا از عقبی مستغنی داند پس زود باشد که مهیا گردانیم\nمرا در صفتی که مؤدی بود بدخول دوزخ و محنت و مشقت ای مؤمنان اخراج\nیاد که در غزوهٔ تبوک که آخرین و سخت ترین غزوات حضرت رسالت مآب\nصلی الله علیه و آله و سلم است جناب سرور عالم صلی الله علیه و سلم صحابه را\nبر انفاق و اعانت در تجهیز لشکر تبوک تحریض فرمود که کافه مومنان خصوصاً\nاهل غنا در راه خدا نفاق نمایند و زاد راحله برای غازیان دهند جناب"}
{"book": "adl0004", "page": 49, "text": "۴۴\n\nابوبکر صدیق رضی الله عنه چهار هزار درهم که کل مال او بود همه را در راه خدا بحضور\nمحمد مصطفیٰ صلی الله علیه وسلم آورد انحضرت فرمود که ایا چیزی باهل خود کذا\nشتیم\nانجنباب فرمودند که خدا و رسول را باوشان گذاشته ام و جناب عمر فاروق\nرضی الله عنه نصف مال خود را در راه خدا فدا کرده بیاورد و جناب عثمان\nبن عفان رضی الله عنه نفقه کلان نمود که مثل او احدی نکرده بود چنانچه هزار\nدینار و صد اسپ و نه صد شتر با جهاز همراه زاد بداد و بعضی هشت صد\nشتر و سیصد و پنجاه اسپ نیز گفته و سرور عالم صلی الله علیه و آله و صحابه وسلم\nبجناب عثمان رضی الله عنه دعا نمودند که خدایا من از وی راضی ام تو از وی\nراضی باش و مرتضیٰ علی کرم الله وجهه هزار مثقال طلا بیاورد و عبدالرحمن بن عوف\nرضی الله عنه صید یا چهل اوقیه طلا یا چهار هزار درهم صدقه نمود و چهار هزار دیگرا\nبعیال خود گذاشت و عرض نمود که چهار هزار دیگر را بجهت عیال بخانه نهاده ام سرور\nعالم صلی الله علیه وسلم فرمودند که برکت کند خداوند برای تو در انچه در راه خدا\nداده و بخانه خود گذاشته بعد از ان خداوند منان آنچنان در مال او برکت\nنمود"}
{"book": "adl0004", "page": 50, "text": "۴۵\nنمود که بعد از وفات عبدالرحمن هشت یک حصه دوزن آن یک لک وشصت\nهزار در هم رسید که حصه هر کدام هشتاد هزار درهم بوده باشد و نیز هر کدام از عباس\nوطلحه وسعد وعباده ومحمد بن سلمه رضی الله عنهم مبلغی مال آوردند و همه را\nدر نزد آنحضرت صلی الله علیه وسلم جمع نمودند و در آخر عاصم سه عدی صدسق خرما\nکه عبارت از چهل چهار هزار و چهارصد من بوده باشد بجهت تجهیز آن لشکر بداد وبعضی\nهفتاد و سق گفته اند ابو عقیل انصاری رضی الله عنه صاعی از خرما آورده گفت\nامشب تا صبح آب از چاه کشیده ام دو صاع خرما اجرت من شده بود\nیک صاع را برای عیال گذاشتم و دیگرش را بیاوردم بهترین عالم صل الله\nعلیه و آله وسلم فرمودند تا آن صاع را بالای صدقات دیگر صحابه پاشیدند\nمنافقان آغاز طنز و غمز نموده گفتند که عبد الرحمن وعاصم آن مال را\nبه ریا دادند و خدا و رسول از صاع ابو عقیل بی نیاز اند اما خواست\nکه خود را با دمردم دید تا انصدقات دیگران چیزی بستاند آیت آمدکه\nالَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ\nآنانکه عیب می کنند افزون دهندگانرا از مؤمنان در صدقات"}
{"book": "adl0004", "page": 51, "text": "٤٦\n\nوَالَّذِينَ لا يَجِدُونَ اِلاّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ\nوکسانی را که نمی یابند مگر طاقت شان را پس استهزاء میکنند ازیشان\nسَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ اَلِیمٌ یعنی با نکه عیب میکنند افزون دهند\nاستهزاء میکند خدا ازیشان و برای ایشان عذابی دردناکست\nگانرا از مومنان در ادای صدقات که عبدالرحمن و عاصم را بر یا نسبت میدهند\nو نیز عیب میکنند انانرا که نمی یابند مگر بقدر طاقت و قوت خود یعنی ابو عقیل را\nمیگویند که خدا و رسول از صاع او مستغنی ست پس سخریه میکنند با ایشان و میدهد\nخدای تعالی جزای سخریه اوشان را و مر اوشانرا بدان سخریه و استهزاء عذاب\nدردناکست بر کافهٔ اهل ایمان واضح باد که مقصود از ایراد این قصه اینست\nکه مومنان بدانند که صحاب کرام این چنین انفاقها در راه خدا کرده اند و قدر\nانفاق بحسب نیت و طاقت ست که انچه وسع و طاقت بوده باشد مومنان\nدر راه خدا بدست خود مصرف نمایند و بحکم مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا\nهر که بیاید به نیکوئی پس او رست ده بار مانند آن\nنعمتی شگرف دانند و امیدوار اجر بوند بر صفحهٔ خاطر طوایف اسلام و زمرهٔ ارباب\nیاران بهت خیر الانام صلی الله علیه وآله واصحابه وسلم اظهار و اعلام میداریم که چون\nخالق و مآب انتظام امور ساکن خاک و افلاک را وابسته اسباب نمود لهذا\n\nپر کافهٔ"}
{"book": "adl0004", "page": 52, "text": "۴۷\nبر کافه اهل اسلام امر نموده فرمود که وَاَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ\nوآماده و مهیا سازید ای مسلمانان برای ایشان آنچه توانید از توانائی\nوَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَ\nواز آماده داشتن اسپان بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خودرا\nآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ\nو قوم دیگر را بترسانید باسپ و سلاح بجز ایشان که شمانمی‌دانید ایشانرا و خدا میداند ایشانرا\nمعنی آنکه ای مومنان اماده سازید برای کافران و ناقضان عهد انچه میتوانید\nاز اسباب جهاد و آلات حرب تا بدان قوت یابید و دیگر اماده دارید اسپان\nبسته را تا بدانها بترسانید دشمنان خدا و خودها را و همچنین بترسانید باسپ و\nسلاح منافقان و کافران دیگر را و شما ایشانرا نمی شناسید و حق تعالی میداند\nاکه یهوداند یا مجوس ویا اهل فرس یا کفره جن چنانچه حدیث آمده که اِنَّ\nبدرستیکه\nصَهیلَ الفَرَسُ یُرْهِبُ الْجِنّ معنی آنکه بتحقیق می ترساند اواز اسب جن را\nاواز اسپ بترسی می‌اندازد جن را\nیعنی فرض است بر شما که تهیه هر قسم از اسلحه کنید و آلات جهاد برای خود مهیا\nسازید و اسپ ناخرید چاق کرده آراسته دارید و استعمال تیر و تفنگ و\nدیگر آلات جنگ و اسپ دوانیدن کنید تا دشمنان بظاهر و باطن از شما\nبترسند و هیبت گیرند و قدرت بآمدن نیایند و بفضل خداوند بایمان آیند"}
{"book": "adl0004", "page": 53, "text": "۴۸\n\nیا بر خر به گیرند سابق ازین مذکور شد که انحضرت فرموده هر که اسپ را محض\nجهت جہاد نه فخر و مباہات نگهدار و انقدر کاه و جو و آب که خورده و سرگین\nو بول که از وفتاده ہمہ در میزان داخل اعمال حسنه صاحبان او میگردد و بعد از\nہر دانه جو که با سپ پاک کرده داده صاحبش را یک حسنه است و همچنین تحضر\nصلی اللہ علیہ وسلم فرموده الْخَیْلُ مَعْقُودَةٌ فِی نَوَاصِیْهَا الْخَیْرُ اِلٰی یَوْمِ الْقِیٰمَةِ\nاسپان غزا بسته شده در پیشانی ہائے آنہا خیریت کو جہاد ست تا روز قیامت\nمعنی آنکه در پیشانی اسپان ہا ذات و یال اوشان که الت جہاد و اماده برای\nآن اند بسته شده خیر تاروز قیامت یعنی باسپان غزا مزد و ثواب مییابد\nو اجر و غنیمت حاصل میکنید و در حدیث اَلْبَرَكَةُ فِی نَوَاصِی الْخَیْلِ\nبرکت ثابت است در پیشانی اسپان غزا است\nنیز آمده و سرور عالم صلی الله علیه و آله وسلم اسپان جهاد را بسیار دوست میداد\nمخفی نباشد که خدایتعالی در قرآن مجید امر بقدر طاقت نکرده مکر در دو جا که\nیکے تقوی است که فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ کشه و دیگر استعدا د الا\nپس بپر ہیز ید از خدا انچه توانید\nغزاکه اَعِدُّوْا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ فرموده لہذا ہمہ مومنان را باید که\nآماده سازید برای ایشان انچه توانید\nبقدر وسع و طاقت الات غزا بجو د نامہیا سازند و اماده و مستعد جنگ شوند\n\nدیلین"}
{"book": "adl0004", "page": 54, "text": "۴۹\n\nو همچنین در حدیث آمد که آنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه سلم بر منبر نشسته\nمیفرمودند وَاَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ اَلَا اِنَّ\nآماده سازید برای ایشان انچه توانید از یاری الهی و باشید که یاد\nالْقُوَّةَ الرَّمْي ثلثاً معنی آنکه اماده کنید کافران و عهد کسلانرا چیزی\nاز قوت و آن تیر اندازی است سه مرتبه فرمودید\nکه توانید از قوت تیر اندازی و غیر ان و آنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم\nسه دفعه فرمودند که آگاه و دانا باشید و بدانید که مراد از قوت در آیه کریمه\nتیر اندازی ورمی است چونکه در ان زمان توپ و تفنک و اکثر آلات\nجنگ نبودند لهذا ذکر نکشته اند اما حال که بفضل کرد کار همه اسباب\nقتال باقسام بسیار مهیا و طیارست باید که همه مومنان استعمال آلات\nجنگ همچو تفنگ و سنان و شمشیر جان ستان و مثل انرا بنمایند و خود ها را\nمهیا و آماده بقتال و کارزار کنند و در حدیث آمده که خالق اکبر مالهای\nبنی نضیر را که قبیله از یهود اند غنیمت پیغمبر خود نمود و انهمه اموال مخصوص\nبر رسول ذو الجلال بود که با لقا رعب در دلهای کفار حاصل گشته\nبود و دیگر مومنان بر اسپ و شتر ندیده بودند تا اوشانرا حصه و خیریه"}
{"book": "adl0004", "page": 55, "text": "۵۰\n\nميبود وَكَانَ يُنْفِقُ عَلَى اَهْلِهِ نَفَقَةَ سَنَةٍ ثُمَّ يَجْعَلُ مَا بَقِيَ فِي السِّلاحِ وَالْكُرَاعِ\nو بود آنحضرت که نفقه میکرد برزنان پاک خود نفقه یکسال را پس میکردانی چیز را که باقی ماندی در سلاح و جنگ اسپ\n\nعُدَّةً فِىْ سَبِيلِ اللهِ معنی انکہ انحضرت صلی اللہ علیہ والہ وسلم\nدر حالیکه آماده بود در راه خدا\n\nنفقه میکرد بر ازواج مطہرات خود نفقه یکساله را و باقی را در خرید اسلحه حرب\nو اسپ صرف میکرد در حالیکه برای غزا و راه خدا آماده و مہیا می بود پیغمبر\nصلی اللہ علیہ وآلہ واصحابہ وسلم فرموده مَنْ جَهَّزَ غَازِياً فِي سَبِيلِ اللهِ\nهر که ساخته کند اسباب غازی را در راه خدا\n\nفَقَدْ غَزَا وَمَنْ خَلَفَ غَازِياً فِي سَبِيْلِ اللهِ بِخَيْرٍ فَقَدْ غَزَا\nپس بتحقیق که غزا کرد و کسی که خلیفه گردد غازی را در اهل و عیال او در راه خدا برسانیدن بخیر ونفع پس بتحقیق که غزا کرد\n\nمعنی انکہ ہر کہ سامان کند و مهیا سازد اسباب سفر غازی والات جنگ اورا\nاز مال حلال خود بہ تحقیق که انکس را مثل اجر غازی است و همچنین ہرکسیکه\nبکار خیری در اہل و عیال غازی خلیفہ گردد و کارہای آنها را بطبیق شرع\nبانجام رساند هر آینه در اجر و ثواب شریک غازی است نه انکه از ثواب\nغازی چیزی کم میشود بلکه غازی و مددگارش را خداوند کردگار از فضل\nخود ثواب بمید میدہد زیرا کہ انحضرت صلی اللہ علیہ و آلہ واصحابہ وسلم\nفرموده لِلْغَازِي اَجْرُهُ وَلِلْجَاعِلِ اَجْرُهُ وَاَجْرُ الْغَازِي معنی انکه غازیرا\nمر غازیرا اجر و ثواب خود او و مهیا کننده اسباب غازیرا اجر و ثواب خود غازیست"}
{"book": "adl0004", "page": 56, "text": "۵۱\n\nاجر و ثواب سعی خود او است و کسی که غازیرا چیزی بدهد و بغزا بفرستد دو اجر\nیکی اجر انکه مال داده دوم سبب غزای دیگری شده و جناب سرور عالم\nصلی الله علیه وآله واصحابه وسلم فرموده لَیَبْعَثُ مِنْ کُلِّ رَجُلَیْنِ\nاَحَدُهُمَا وَالْاَجْرُ بَیْنَهُمَا یعنى انکه هرائینه برود از هردوا دمی که بیک خانه\nبوده باشند یک ادم و اجر و ثواب در مابین آن هر دو شریک ست\nو در کتاب جہاد روالمختار گفته مَنْ قَدَرَ عَلَی الْجِهَادِ بِنَفْسِهِ وَمَالِهِ\nلَزِمَهُ وَلَا یَسَعُ لَهُ اَخْذُ الْجُعْلِ وَمَنْ عَجَزَ عَنِ الْخُرُوجِ وَلَهُ مَالٌ\nیَسَعُ اَنْ یَبْعَثَ غَیْرَهُ عَنْهُ بِمَالِهِ معنى انکه کسی را که قدرت\nبر جهاد بنفس و مال بوده باشد هر ائینه لازم ست بر او که خود برامده بجهاد\nرود و نمی شاید آن کس را که از مالی که پادشاه برای اهل غزا جمع\nنموده چیزی بگیرد زیرا که غنی است بمال خود جهاد کند و هرگاه\nاز خروج بجهاد خود آن کس عاجز باشد و مال داشته باشد\nهر ائینه انرا می شاید که شخص دیگر را مال داده بفرستد"}
{"book": "adl0004", "page": 57, "text": "۵۲\nتا بآن مال غزا کند و آن شخص اگر گوید که این مال را بگیر و در راه خدا\nغزا کن و عقد اجاره نکند ای صاحبان عرفان واضح باد که خالق\nعباد ما را امر بمهیا و اعداد آلات و تهیۀ زاد نموده لهذا باید که بحکم\nتَعَاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقْوَیٰ عمل نموده كُونُوا اَنْصَارَ اللّٰهِ شوید و آلات\nبا یکدیگر مدد کنید در نیکو کاری و پرهیزکاری  باشید مددکار دین خدا  قت\nجهاد بدست آرید و اسلحه خریده به غازیان دین و مجاهدان خدا\nتکمین دهید و ننگ و ناموس را از دست ندهید و درین\nسعادت کبریٰ موهبت عظمیٰ کوشیده دین خودها را تقویت کنید و\nخودها را سزاوار جنت سازید بر کافۀ مؤمنین که سالکان منهاج\nحضرت سید المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم اند ظاهر و مبین خواهد\nبود که اهتمام امر دین و اعلاء شرع پیغمبر سید المرسلین صلی الله علیه\nو آله و اصحابه و سلم وابسته قلع مشرکین و قمع مفسدین و مضلین است\nبنابران خداوند ربّ العالمین می‌فرماید که لَا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ\nبرابر نیستند نشینندگان\nمِنَ الْمُؤْمِنِیْنَ غَیْرُ اُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیْلِ اللّٰهِ\nاز مسلمانان  غیر معذور   و جهادکنندگان در راه خدا\nیا هو القیوم"}
{"book": "adl0004", "page": 58, "text": "۵۳\nبِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ\nبمالهای خویش و جانهای خویش افزونی داده خدا مجاهدانرا بمال ها کارشان\nوَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ\nو جانهای ایشان بر نشیندگان در مرتبه و هریکرا وعده خدا\nالْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَی الْقَاعِدِينَ\nنیک کرده است و افزونی داده خدا مجاهدانرا بر نشیندگان\nأَجْرًا عَظِيمًا دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ\nمزد بزرگتر را فزون داده بیشتر مرتبه ها از جانب خویش و آمرزش بخشایش واست\nاللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًایعنی انکه برابر نمیباشد کسانیکه نشسته اند در خانه های\nخدا آمرزنده مهربان\nخود که خداوندان عجز و بیماری نباشند و جهاد کننده‌\nگان بمالها ونفسهای خود که تهیه اسباب جنگ دارند و در معرض\nقتل خود را در می آرند چگونه برابر تواند بود کسی که در مرتبه راحت\nتن پروری کند با انکه در معرکه مجاهدت جان بازی منماید\nفضیلت داده خداوندشان کسانی را که بنفس و مال خود جهاد\nمی کنند بر کسانیکه بعذر در خانه می نشینند پایه بلند که غنیمت و\nظفر و نام نیک بهتر و همه را از نشسته‌گان معذور و غازیان\nمسرور وعده کرده خداوند غفور جزای نیک بهشت را آمایاتی درجات"}
{"book": "adl0004", "page": 59, "text": "۵۴\n\nبحسب مجاهدات ست و تفضیل کرده خدای تعالی مجاهدانرا\nبرنشستگان که عذر ندارند مزد بزرگ و درجه های بلند که در آخرت\nخداوند رحیم به مجاهدان میدهد و آن هفتاد درجه است که مابین\nهر دو درجه آن مقدار هفتاد ساله راه دویدن اسپ تیز\nرو می باشد و نیز مجاهدان را خدا وند می آمرزد که خداوند بخشنده\nاست گناهان گذشته اوشان را و مهربان در زیاده نمودن اجر\n\nاوشان مَا كَانَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ\nلایق نبود اهل مدینه را و آنانرا که حوالی ایشانند از اعراب صحرانشین\nأَن يَتَخَلَّفُوا عَن رَّسُولِ اللَّهِ وَلاَ يَرْغَبُوا بِأَنفُسِهِمْ عَن\nکه باز پس مانند از همراهی رسول خدا و نه آنکه رغبت کنند در حفظ خویش با اعراض کرده\nنَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ\nاز ذات رسول خدا این بسبب انست که نمیرسد بایشان تشنگی و نه رنج و نه\nمَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ\nگرسنگی در راه خدا و نه سپهرند جائی که خشم آرد\nالْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ\nکافرانرا و بدست نمی آرند از دشمن هیچ دست بردی مگر نوشته شود برای ایشان\nعَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ معنی\nبسبب ان عمل صالح هر آئنه خدا ضایع نمیکند اجر نیکو کارانرا\nآنکه نیست و نشاید مر اهل مدینه را و آنانکه گرد اگرد ایشانند"}
{"book": "adl0004", "page": 60, "text": "۵۵\n\nاز بادیه نشینان انکه تخلف کنند و باز پس روند از حکم رسول اکرم\nصلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم مراد نهی است در صیغه نفی و\nتخصیص اهالی آن بجهه قرب بوده و معرفت ایشان بخروج آنحضرت\nصلی الله علیه و آله و سلم بطرف تبوک نرسد ایشانرا که رغبت کنند بنفس\nهای خود از نفس وی یعنی خویشتن داری کنند و خود را بر طرف\nدارند از کشیدن آن رنجها که او می کشد الخ آن وجوب متابعت\nو ترک مخالفت بسبب آن ست که ایشان چون با رسول\nصلی الله علیه و آله و صحابه و سلم باشند نرسد ایشان را تشنگی\nو نه رنجی و نه گرسنگی در راه خدای تعالی عز و جل و نسپرند\nمکانی را از انکه کفار و بخشم آرد کافران را و نیابند\nاز دشمنی هیچ یافتنی از قتل و اسر و نهب و کسر و جراحت\nو هزیمت مگر نوشته شود برای ایشان بآن کردار شایسته\nیعنی بهر یک از اینها که بدیشان رسد مستحق ثواب شوند ابن عباس"}
{"book": "adl0004", "page": 61, "text": "۵۶\n\nرضی الله عنه فرموده که بهتر ترسی که از دشمن بدل ایشان در اید بیضاء\nحسنه در دیوان ایشان می نویسند بدرستیکه خدایتعالی\nضایع نمیگرداند و تباه نمی کند مزد نیکوکاران یعنی مجاهدانرا\nبر برادران و اهل صفا واضح و هویدا باد که چون حضرت رسالت\nپناه صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم غزوه تبوک نمود هوا در غایت\nحرارت بود چون فرمان شد که اصحاب کمر همت بربندند\nو عنان عزیمت بدانطرف منعطف سازند ایشان بسبب بعد مسافت\nو کثرت عدو و کمی زاد و گرمی هوا بگرنهیت طبعی در رفتن تکاسل مینمودند\nآیت آمد یَآیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَالَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا\nای مسلمانان چیست شما را که چون بشما گفته شود بیرون روید\nفِی سَبِیلِ اللهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ اَرَضِیتُمْ بِالْحَيَوةِ\nدر راه خدا میل میکنید بسوی زمین آیا راضی شدید بزندگانی\nالدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا\nدنیا بعوض آخرت پس نیست متاع زندگانی دنیا در برابر آخرت مگر\nقَلِیلٌ إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا\nاندکی اگر بیرون نیائید عذاب کند شما را عذاب دردناک و بدل گیرد قومی\nغَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ\nغیر شما و هیچ زیان نرساند خدا را چیزی و خدا بر هر چیز تواناست"}
{"book": "adl0004", "page": 62, "text": "۵۷\nمعنی آنکه ای مؤمنان چیست شما را که چون گفته شود که بیرون روید و باعدا\nدر راه خدا جهاد کنید گران جنبید و از روی کاهلی بسوی زمین مایل شوید و\nبکشت و زراعت و ثمرات باغات توجه نمائید ایا راضی شدید و خرسندید\nبزندگانی دنیا از ثواب آخرت اینچنین مکنید و دنیا را بآخرت مگزینید که برخو\nداری دنیا در مقابل نعیم آخرت نمیباشد مگر چیزی اندک و حقیر که هیچ عاقل آنرا\nبرای خوردتر از دست نمیدهد مثنوی متاع این جهان فانی و معیوب با نعیم\nآن جهان باقی و مرغوب : چرا کس دولت باقی گذارد : به نعمت های\nفانی سر درآرد : اگر بیرون نروید بحربی که شما را فرمان شده عذاب میکند\nشما را خدایتعالی عذاب دردناک که دشمن شما را بر شما ظفر دهد و سببی از\nاسباب شاقه شما را هلاک کند و بجای شما قوم دیگر فرمان بر را بدل کرده بیارد خدا\nو ندرا هیچ چیز ضرر نمیتوانید رسانید و او بر همه چیز از تغیر و تبدیل توانا و قادرست\nلهذا باید که جمله اهل ایمان بجهاد روند و زن صفت بخانه و جا ننشینند مثل\nمردان در راه خدا غزا کنید و از مرگ نیندیشید چه حق تعالی میفرماید یم"}
{"book": "adl0004", "page": 63, "text": "۵۸\n\nقُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ\nبگو هرگز نرسد بما مگر آنچه نوشته خدا برای ما اوست کارساز ما بر خدا باید که توکل کنند مسلمانان\nمعنی آنکه بگو ای پیغمبر صلی الله علیه وسلم نرسد ما را مگر آنچه خدا ی تعالی در لوح\nمحفوظ نوشته از غنیمت و هزیمت و دولت و نکبت پس باید که مومنان\nبر خداوند مستعان توکل کنند که ثمره اش حصول مرادات و کفایت مهمات\nو ایمنی از آفات و بلیات پس باید که متوکل علی الله گشته جَاهِدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ\nجهاد کنید در راه خدا\nشوند زیرا که آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده لَغَدْوَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ\nیکبار بیرون رفتن در راه خدا\nأَوْ رَوْحَةٌ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا معنی آنکه یکبار رفتن در\nاول روز یا آخر آن در راه خداوند منان بهترست از دنیا و آنچه در ان ست\nدر حدیث دیگر آمد که آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده مَا اغْبَرَّتْ\nگرد آلود نشود\nقَدَمَا عَبْدٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَمَسَّهُ النَّارُ معنی آنکه گرد آلود نشود پاهای هیچ بنده\nپاهای هیچ بنده در راه خدا که پس برسد او را آتش دوزخ\nدر راه خدا پس برسد او را آتش دوزخ در ان سرا یعنی این هر دو جمع نمی شوند بدار\nای مومنان که هرگاه باین قدر گرد آلودگی آتش دوزخ بر پا ها حرام میگرد\nپس چه حال خواهد بود کسی را که در راه خدا غزا کند و جد و جهد نماید و در صف قتال\n\nبشهادت"}
{"book": "adl0004", "page": 64, "text": "۵۹\nبشهادت رسد لہذا باید که کمربمت بربندند و بجهاد روند و خود با را سنزاوارا\nجنت سازند و از دوزخ وا رهند بر کافه مومنان بایقان واضح و تابان\nکه چون سرور عالمیان صلی اللہ علیہ وآلہ و صحابہ وسلم مرد ما نزابتروہ تبوک\nامر نمود آنها سه فرقه شدند جمعی از اکابر مہاجر و انصار بسرعت برآمدند و\nفرمان خدا و رسول را از دل و جان بشنودند و بعضی ضعیفان مومنان گران\nآمد اما بر هوائی نفس فرمان را قبول نمودند و برخی از منافقان اجازت مخالفت\nو آقا طلبی بید ندرشان آنها آیت آمد که اگر کار دنیوی نزدیک و سفر میان\nو آسان می بود آنها نیز همرا ه شما می رفتند اما مشقت راه برا و شان سخت ست\nزودست که بعد از مراجعت شما سوگند خورند که اگر قدرت میداشتیم همراہ شما\nمیرفتیم نه چنانست که میگویند خدا داناست که درین حرف دروغ گویند\nانما يستأذنك الذين لا يؤمنون بالله واليوم الآخر و\nجز این نیست که دستوری میطلبند آنانکه ایمان ندارند بخدا و روز\nارتابت قلوبهم فهم في ريبهم يترددون معنی آیت آنگند\nدر شک افتاده دلهای ایشان پس آنها در شک خود سر گردان می روند\nدستوری می جویند از تو در تخلف آنان که ایمان ندارند بخدای تعالی"}
{"book": "adl0004", "page": 65, "text": "۶۰\n\nو بروز قیامت و در شک افتاده است دلهای اوشان یعنی در حقیقت\nاسلام متردد شده اند پس ایشان در شک خود سرگردان و متحیر میگردند\nوَلَوْ اَرَادُ و الْخُرُوجَ لَا عَدُّ والهُ عُدَّةً وَلكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَتَبَّطَهُمْ\nو اگر خواسته اند بیرون آمدن مهیا میکرداند برای آن بیرون آمدن ساز و پیگ، ولیکن بد داشت خدا بر انگیختن ایشان پس باز داشت ایشان\nوَقِيلَ اقْعُدُ وا مَعَ الْقَاعِدِينَ معني انکه اگر میخواستند که بقرار و ند هر آئينه\nوگفته شد برای شما بنشینید با نشستگان\nبر امدن بسفر غزا خود ها را اماده و مهیا می نمودند و می برامدند ولیکن خداوند\nکراهت دانست نیه پسندید در ین سفر خجتین او شانرا پس هند اراباز داشته كاهه\nو ترس بایشان گماشت و بآنها گفته شد که بنشینید در خانها با نشنگان\nزنان و کودکان و بیماران زیرا که جهاد کار مردان مرد و مبارزان میدان\nنبرد است از بیتره دامنی این کار نیاید و نامرد بیدر و مبارزت معرکه\nمجاهدت را نشاید فر دیار و بیچون زنان رنگی و بوی پیش کیر پاس\nچو مردان اندر ای و گوی در میدان قل ان خر و فیکُمْ مَا زَادُوكُم الا خبالاً\nاگر بیرون آمدندی در میان شما نیفزودندی شمارا مکرشر\nولا وضَعُوا خِلالَكُمْ يبغونكم الْفِتْنَهُ وَفِيكُم سَمَاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ\nو هرآیینه دوان باندند در شگافها، و میان شما همچنین برای شما فتنه و در میان شما جاسوس اند برای آن منافق و خدا داناست\nبالظَّالِمِينَ یعنی انکه اگر بیرون آمدندی در میان شما نیفر و دندشمارا مکر تباهی\nبستمگاران"}
{"book": "adl0004", "page": 66, "text": "۶۱\n\nو بدی و غدر و هرآینه در می ساختند در میان شما سخن چینی و غمازی و فساد\nو می جستند برای شما فتنه یعنی مخالفت در میان شما می افگندند یا شما\nاز جنگ می ترسانیدند و در میان شما جاسوسانند مرایشان را که خبر شما\nبدیشان میرساند و خدای تعالی داناست بتبهکاران یعنی منافقان\nلَو کَانَ عَرَضًا قَرِیبًا وَ سَفَرًا قَاصِدًا لَأتَّبَعُوکَ وَ لکِن بَعُدَت\nاگر بودی آنچه ایشانرا میخوانی بآن منفعت و نفع دنیا نزدیک و سفر آسان هر آینه پیروی تو میکردند و لیکن دور شد\nعَلَیهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحلِفُونَ بِاللهِ لَوِ استَطَعنَا لَخَرَجنَا\nبر ایشان راهی که بمشقت باید رفت و زود باشد که سوگند خورند بخدا اگر توانائی داشتمی هر آینه بیرون می آمدیم\nمَعَکُم یُهلِکُونَ اَنفُسَهُم وَاللهُ یَعلَمُ اِنَّهُم لَکَاذِبُونَ\nبا شما هلاک میکنند ذاتهای خود را و خدا میداند که بدرستی ایشان هر آینه دروغگویانند\nمعنی انکه اگر بودی آنچه تو ایشان را بدان دعوت می کنی خواسته دنیوی\nنزدیک بفراگرفتن و سفر میانه و آسان هرآینه پیروی تو میکردند بطمع مال\nو لکن دور شد برایشان مسافتی که بمشقت قطع آن باید کرد و زود باشد که\nسوگند خورند بخدای اگر توانستی سفر کردن و استطاعت داشتمی هرآینه\nبیرون می آمدیم و با شما مرافقت و موافقت می نمودیم هلاک میکنند\nنفس های خود را بدین سوگند دروغ یعنی مستحق عذاب میسازند و خدای"}
{"book": "adl0004", "page": 67, "text": "۶۲\n\nمیداند بدرستیکه ایشان هرآئینه دروغ گویانند و نیز حق سبحانه تعالی میفرماید\nوَاِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَاِنْ اَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَالَ قَدْ اَنْعَمَ اللهُ\nو بدرستیکه از شما کسی هست که درنگ مینماید در رفتن بجانب جنگ پس اگر برسد بشما زحمتی گوید تحقیق انعام کرد خدا\nعَلَیَّ اِذْ لَمْ اَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيدًا وَلَئِنْ اَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللهِ لَيَقُولَنَّ\nبر من آهنگامیکه نبودم با ایشان حاضر و هرآئینه اگر برسد بشما فضل از جانب خدا هرآئینه گوید\nكَاَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا\nگویا هرگز نبود میان شما و میان او دوستی ای کاشکی بودم با اینها تا فیروزی میجستم فیروزی بزرگ\nمبنی انکه بدرستیکه از شما کسی هست که درنگ می نماید در بیرون رفتن بغزا\nو تاخیر میکند در جهاد پس اگر رسد شما را ای مومنان واقعه چون قتل و\nهزیمت گوید آن منافق مبطّن بدرستیکه خدای انعام کرد بر من چون من\nنبودم با مسلمانان حاضر در معرکۀ قتال واگر برسد شما نیکی زیاده از خدا\nچون فتح و غنیمت البته گوید آن متخلّف از غزو چنانکه گوئی نبوده میان شما\nو وی دوستی یعنی خود را دور اندازد و سخن بر وجهی ادا کند که گویا هرگز شمارا ندیده\nو بصحبت شما نرسیده و سخن او آنکه کاشکی من بودمی درین غزوه با مسلمانان\nتا فیروزی بزرگ یافتمی یعنی از غنیمت نصیبی وافر گرفتمی و در نص\nصریح قرآن مجید چنان آمده که بازماندگان غزا بنشستن در خانها خوشحال"}
{"book": "adl0004", "page": 68, "text": "۶۳\nشدند و بمخالفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باز ماندند و مکروه\nدانستند که بنفس و مال جهاد نمایند وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ\nسر کیه رو محط و گفتند با یکدیگر نروید در کرمی بگو اتش\nجَهَنَّمَ اَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ یعنی آنکه بازماندگان غزا به مومنان\nدوزخ اسخت ترست در کرمی اگر چرس میفهمیدی\nواهل هدی گفتند که در گرما به غزا نروید خود هم نرفتند و مومنانرا\nنیز تعقر نمودند پس ای پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بازماندگان غزا را بگو\nکه آتش دوزخ سخت ترست در حرارت اگر میدانید چه بلا ها در درخان می\nلهذا سزا وارد دوزخ اید پس بر حال خود با کمتر بخندید و بسیار بگریید که\nپاداش عمل حق است می یابید و همچنین حق تعالی در کلام معجز نظام\nخود میفرماید وَاِذَا أُنْزِلَتْ سُوْرَةٌ اَنْ اٰمِنُوْا بِاللهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُوْلِهِ\nو چون فرود اورده شود سوره که ایمان ارید بخدا و جهاد کنید همراه رسول او\nاسْتَاذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ\nدستوری طلبند از تو خدا وندان وسعت از ایشان و گویند بگذار ما را تا باشیم با نشستگان\nرَضُوا بِاَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلٰی قُلُوْبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ\nراضی شدند بانکه باشند با زنان پس مانده و مهر نهاده شد بر دلهای ایشان پس ایشان هر نمیگسند\nمعنی آیت شریف انکیه چون نازل شود سورتی از قران باین که بخدا\nایمان آرید و در خدمت پیغمبرش صلی الله علیه و آله و صحابه وسلم جهاد نماید"}
{"book": "adl0004", "page": 69, "text": "٦٢\n\nخداوند مال و توانائی از منافقان از تو اجازت خواهند و گویند که ما\nبزاریم که با نشستگان و زنان در خانها باشیم و خورسند و راضی اند که\nبا زنان و بی خیران در خانها نشینند چه بر دل های ایشان مهر منافقت\nنهاده شده نمی فهمند چیزیرا که در جهاد و موافقت رسول صلی الله علیه وسلم\nاست از سعادت و حصول جنت و آنچه در نشستن و مخالفت ست\nاز شقاوت و ظلمت در حدیث آمده که آنحضرت صلی الله علیه وآله و صحبه\nوسلم فرموده وَالَّذِیْ نَفْسِیْ بِیَدِهِ لَوُلا اَنَّ رِجَالاً مِّنَ الْمُؤْمِنِیْنَ\nقسم است مرا بآن ذاتی که ذات من بدست اوست اگر بودی ترس در ملاحظه آنکه مردمان از مسلمانان\nلَا تَطِیْبُ اَنْفُسُهُمْ اَنْ یَّتَخَلَّفُوا عَنِّیْ وَلَا اَجِدُ مَا اَحْمِلُهُمْ عَلَیْهِ\nخوش نمی شود نفس های ایشان که واپس مانند و جدا شوند از من و نمی بود انکه نمی یابم مرکبی که بر دارم بر آن سوار کنم یشانرا\nمَا تَخَلَّفْتُ عَنْ سَرِیَّةٍ تَغْزُو فِی سَبِیْلِ اللهِ وَالَّذِی بِیَدِهِ لَوَدِدْتُ\nجدا و پس نمی ماندم و جدا نمی شدم از هر فوجی که جنگ میکرد در راه خدا و قسم است مرا بان ذاتی که نفس من بید قدرت اوست\nاَنِّی اُقْتَلُ فِیْ سَبِیْلِ اللهِ فَاُقْتَلُ ثُمَّ اَحْیَا فَاُقْتَلُ ثُمَّ اَحْیَا فَاُقْتَلُ ثُمَّ اَحْیَا\nکه مقاتله کنم در راه خدا پس کشته شوم پس باز زنده شوم پس باز کشته شوم پس باز زنده شوم پس باز کشته شوم پس باز کشته شوم\nمعنی آنکه قسم ست مرا بآن ذاتی که ذات من بدست و ملک قدرت\nاوست که اگر نبودی بتحقیق جماعۀ از مسلمانان خوش نمی آید نفس های\nاو شانرا جدا شدن از من راضی نمیگردند که از من جدا گردند و نمی یابم چیزیرا\n\nکه بر دارم"}
{"book": "adl0004", "page": 70, "text": "۶۵\nکه هزار م ایشان را بران یعنی اگر این دو مانع که مشقت و رنج مسلمانان\nدر متابعت و همراهی من که ساز و سامان جهاد دست مسلمانان را\nنبودی تخلف و پس پایی نمیکردم از فوجی که مسلمانان در را\nخدای تعالی غزا می کنند بلکه میرفتم و غزا می نمودم و نیز قسم است مرا\nبآن ذاتی که ات من بدست اوست که هرآییه دوست دارم\nکه به تحقیق کشته شوم در راه خدا پس زنده گردانیده شوم سه بار\nهمچنین فرمودند پس مقصود از ایراد این حدیث آنست که مومنان\nبدانند که آنحضرت صلی الله علیه و آله و صحابه و سلم تخلف و نشستن را\nبخانه ناخوب نمیدانست لہذا باید که مثل گردان از خانه ها برآیند و بمعارک\nجان ستان رونمایند و رضوان و رضای منان را از دست\nندهند قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاءُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ\nبگو اگر باشند پدران شما و پسران شما و برادران شما و زنان شما\nوَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا\nو خویشان و بندان شما و آن مالهای که کسب کرده اید آنرا و تجارتے که می ترسید از په روایجی آن\nوَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّإِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ\nو منزلها ییکه پسند میکنید آنرا دوست تر نزدیک شما از خدا و رسول و او و از جهاد در راه او"}
{"book": "adl0004", "page": 71, "text": "۶۶\n\nفَتَرَبَّصُوْا حَتَّی يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهٖ وَاللهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِيْنَ\nپس منتظر باشید تا آنکه بیارد خدا عقوبت خود را و خدا راه نمی نماید گروه فاسقان را\nمعنی آنکه بگوای محمد صلی الله علیه و آله وسلم مرتارکان هجرت را که\nاگر هست پدران شما و فرزندان و برادران شما وزنان شما وخویشان\nشما و مالهای که آنرا کسب کرده اید و بازرگانی که میترسید از نا\nروائی آن و مسکنهائی که از نراهت می پسندید آنرا دوست ترست\nبسوی شما یعنی اگر اینها را که مذکور شد بدوستی اختیاری نه طبعی دوست\nتر میدارید از خدای و رسول او واز جهاد کردن در راه او پس منتظر\nبرید و چشم دارید تا بیارد خدا یتعالی عقوبت خود را عاجلاً واجلاً\nو خدای توفیق ہدایت نمیدهد گروه بیرون رفته گان را از حد فرمان\nلهذا ای مومنان دوستی اموال و اولاد و ازواج وعشایر\nومساکن و حظوظ دنیوی را بر دوستی خدا و رسول نگزینید مال را\nبذل بر غازیان و مهمانان کنید و فرزندان را فدای راه یزدان\nسازید تا در دعوی دوستی صادق باشید رباعی انکس که تراشس است\n\nجانزا"}
{"book": "adl0004", "page": 72, "text": "جان را چه کند ؞ فرزند و عیال وخانمانرا چه کند ؞ دیوانه کنی هردو\nجهانش بخشی ؞ دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ؞ باب دوم\nدر بیان فضیلت آن مسلمانان که بسر حد های اسلام روند و درآنجا\nمحافظت نمایند بر کسانیکه در خانه نشیند و بیان درجات\nمجاهدان و غازیان که از خانه و جا دور مانند و فرضیت نفیر عام و\nبرآمدن و رفتن بر کافه مومنان و همه اهل اسلام بر کافه صاحبان\nفتوت وارباب عقیدت پوشیده و محتجب نخواهد بود که چون مرّتب\nعالی همت آنحضرت وعامه امت میمنت طینت محافظت\nو تقویت دین خیرالبریت و اعلاءکلمه ربوبیت واجب و فرض بود\nلهذا خداوند رب العزت امر نموده فرمود يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا\nای گروه مومنان\nاصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ\nصبر کنید و محنت کشید و برای جهاد اماده باشید و بترسید از خدا باشد که رستگار شوید\nمعنی آنکه ای کسانیکه ایمان آورده اید برمشقات طاعت وقتال\nدشمنان صبر نمائید و در معرکه جان ستان و مطراق تیر وسنان"}
{"book": "adl0004", "page": 73, "text": "٦٦\nثابت قدم و استوار باشید و بردشمنان دین در صبر کردن بر\nشدائد غالب آئید و بر بندید نفس های خودها را در سرحدها و\nساخته و اماده باشید برای مقاتلۀ کفار و اعدا رو در آنجا خودها را مقید\nو متمکن دارید و از خدا بترسید شاید که بدین عمال نجات یابید\nو رستگار گردید و مرابطه عبارت از ان ست که مسلمانان\nدر بندرگاه اسلام اسپان واسلحه آماده دارند و بجائیکه\nوراء ان اسلام نباشد رفته متمکن گردند و در نیت ماجزا اغراز وین و\nدفع اذیت مشرکین از مسلمین چیزی دیگر ملحوظ نمایند یعنی ورباط\nرفتن و نشستن را در سرحد های اسلام مقابل اعدا ر دین حضرت\nخیر الانام برای حراست دیار اسلام فضائل بی نهایت که\nدر حیطۀ بیان و حصار نمی گنجد از آن جمله چنانچه حضرت خیر الانام\nمیفرماید که رِبَاطُ يَوْمٍ فِي سَبيلِ اللّٰهِ خَيْرٌ مِّنَ الدُّنْيَا\nنگاه داشتن سرحد اسلام یکروز در راه خدا بهتر است از دنیا\nوَمَا عَلَيْهَا معنی آنکه یکروز نشستن در راه خدا بهتر است\nو هر چه برو نیاست\nاز دنیا"}
{"book": "adl0004", "page": 74, "text": "۶۹\n\nاز دنیا و آنچه در دنیاست زیرا که اگر کل دنیا و نعماء آنرا کسی مالک گردد\nعاقبت زوال دارد و نعمتهای آخرت ابد الآباد باقی میماند چنانچه\nدر حدیث آمده که مَوْضِعُ سَوْطِ أَحَدِكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ خَيْرٌ مِنَ\nجای تازیانه یکی از شما از بهشت بهترست از\nالدُّنْيَا وَمَا عَلَيْهَا معنَی آنکه جای تازیانه یکی از شما ای مجاهدان دین\nدنیا و آنچه برویشت\nاز جنت بهترست از دنیا و آنچه در دنیاست آلهذا اکثر سلف صالحین\nسکنهای ثغور را اختیار نموده اند تا بدان عمل و ثواب سزاوار جنت گردند\nو همچنین سرور عالم صلی الله علیه و آله و صحابه وسلم فرموده که رِبَاطُ\nنگاه داشتن\nيَوْمٍ وَلَيْلَةٍ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ خَيْرٌ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَقِيَامِهِ\nیک روز و شب در راه خدا بهتر است از روزه یکماه و شب خیزی آن\nوَإِنْ مَاتَ جَرى عَلَيْهِ عَمَلُهُ الَّذِى يَعْمَلُهُ وَاُجْرِىَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ\nواگر بمیرد روان میگردد برای وی ثواب وی که بود که عمل میکرد و رسانیده میشود بروی رزق\nوَأُمِنَ الْفَتَانَ معنی آنکه رباط یک شب و روز در راه خدایتعالی و حرا\nو ایمن میگردد از فتنه اندازنده\nامُتّانِ محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم بهترست از ثواب روزه و\nقیام یکماه که در خانه و ماوای خود نماید زیرا که مرابط اگر بمیرد ثواب واجر\nهرعملی که دران بوده همیشه تا روز قیامت بارقش از جنت با ومیرسد"}
{"book": "adl0004", "page": 75, "text": "۷۰\nو عملش نمامی کند و از فتنه قبر و سوال نکیر و منکر و فزع اکبر و دجال\nلعین و سایر شیاطین مامون میکردد و در روز قیامت شهید\nمبعوث می شود و همچو شهدا در قبر زنده میباشد و گوشت و\nخونش بر زمین حرامست آنرا نمی خورد و از دنیا بیرون نمیشود\nتا آنکه مثل روزیکه از مادر زاده از گناه پاک گردد و جای خود را در بهشت\nو جفت خود را از حوران عین نیکو طلعت ببیند و هفتاد تن از اهل بیت\nخود را شفاعت نماید و بروایت ابن عباس آمده که آنحضرت صلی الله\nعلیه و آله و اصحابه و سلم فرمود عَيْنَانِ لَا تَمَسَّهُمَا النَّارُ عَيْنُ بَكَتْ\nدو چشم است که مس نمیکند آنرا آتش دوزخ یک چشم است\nمِنْ خَشْيَةِ اللهِ وَعَيْنُ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِي سَبِيلِ اللهِ\nکه گریه کند از ترس خـدا و یک چـشم است که شب نگاهبانی کند در راه خـدا\nمعنی انکه دو چشمانست که آنرا آتش سوزان مس نمی نماید و نار هرگز باو\nنمی رسد اوّل آن چشم است که از ترس خدای ذوالمنان بگرید\nو آب از و جاری شود و دیگر آنست که در راه خدای تعالی\nشب را بیدار و زنده دار بگذراند و حراست کند پس البته"}
{"book": "adl0004", "page": 76, "text": "۷۱\n\nاین دو چشم را آتش دوزخ مس نمیکند و جناب بهترین عالم صلی الله\nعلیه و آله و صحابه وسلم فرموده طوبیٰ لعبدٍ آخذٍ بعنان فرسه\nخوشی باد مر بنده را که گیرنده باشد جلو اسپ خود را\nفی سبیل اللهِ اَشْعَثَ رَاسُهُ مُغْبَرَّةٍ قَدَمَاهُ اِنْ کَانَ\nدر راه خدا پریشان موی است غبار آلوده پا است اگر باشد\nفی الْحَرَاسَةِ کَانَ فی الْحَرَاسَةِ وَاِنْ کَانَ فِی السَّاقَةِ کَانَ فِی السَّاقَةِ\nدر پاسبانی باشد در پاسبانی واگر باشد در ساقه باشد در ساقه\nیعنی خوشی باد مر بنده را که گیرنده باشد عنان و لجام اسپ خود را در راه\nخدای تعالی و جهاد فی سبیل الله که آن بنده پریشان\nو پراگنده موست و گرد زده و غبار آلوده پاست اگر در\nپاسبانی دشمن و خوف هجوم اوشان در اول لشکر مقدمه\nباشد پس در پاسبانی و حراست لشکر بود واگر در ساقه\nو پسین لشکر مقرر بود باید که در آخرین لشکر فیروز اثر رود یعنی\nهر جا که سرکرده لشکر تعیین وی کند باید که همان جا باشد\nو در خدمت دین پیغمبر صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم جد و جهد\nنماید پس این چنین کس را خوشی وخرمی و جنت میباشد و در کتب جهاد"}
{"book": "adl0004", "page": 77, "text": "۷۳\nردالمختار آورده که آنحضرت صلی الله علیه و آله و صحابه وسلم فرمود\nاِنَّ صَلوٰةَ الْمُرابِطِ تَعْدِلُ خَمْسَمِائَةِ صَلَوٰةٍ وَ نَفَقَةُ\nبدرستی نماز نگاه دارنده برابر است به پنصد نماز و نفقه\nالدّينارِ وَالدِّرْهَمِ مِنْهُ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعَمِائَةِ\nیک دینار و یک در هم ازو بهتر است از هفتصد\nدينارٍ يُنْفِقُهُ في غَيْرِهِ معنی آنکه به تحقیق که ثواب یک وطن\nدینار که نفقه کند در دیگر راه\nنماز مرابطان و کسانیکه در بندر های اسلام باشند و مجا\nمیکنند برابر ست همراه ثواب پنصد نماز آن کسانیکه در خانه های خود\nبنشینند و تن پروری کنند و ثواب یکروپیه واشرفی که مرا\nبطان در راه خدا تعالی فدا کنند و صدقه کرده صرف نمایند\nبهترست از ثواب هفصد در هم و دینار که در کار دیگر بصرف می ساند\nلهذا باید که مؤمنان با صدق و تیقان پیاده و رکبان به سرحد های اسلام\nبتازند و در آنجا حرس و محافظت نمایند و کفار نابکار را از آمدن بدیار\nاسلام مانع کشته نگذارند و محاربه های قوی در وقت نبرد نمو\nاین فضائل را از دست ندهند و خود ها را سزاوار جنت و حوران\nبازیر"}
{"book": "adl0004", "page": 78, "text": "۷۳\n\nبا زیب و زینت گردانند و در حراست دین ساعی و متوجه باشند\nبر صفحه خواطر تنویر مظاهر صغار و کبار و صاحب شوکتان با غز و وقار\nو جمیع سکان قری و امصار اظهار و اشتهار میداریم که چون اعانت دین\nاسلام بشنوای يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ بر کافه\nای مسلما نان باشید نصرت دهنده خدا\nانام از قبیل اداء صلوۃ و صیام سنت و اهتمام و اجتهاد در باب غزو\nو جهاد بحکم جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ منجمله فرایض و واجبات\nجهاد بکنید در راه خدا بحق جهاد که برا ی خدا با شد\nلهذا بر کافه مومنین که الان نفیر عام و جهاد عام شده و سرحد های اسلام\nدر حیطۂ تصرف آن سرا پا ظلام آمده وجوب فرض عین است که به نیروی\nعنایت احدی در تقویت و اعلاء دین محمدی صلی الله علیه وسلم بکوشند\nو همه مردمان بکار زار روند و شیر کردار و جرار در میدان مبارزت با پیرا\nجماعه کفار نابکار شوند و آن زمرۀ مفسده و گروه متمرده را کمثل\nمَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا علوف شیوف و گوکان\nکسی با شد که در تا ر یکیها است نیست بیرون آینده از ان\nچوگان نمایند و بحکم انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ\nبیرون روید سبک رو گرانبار و جها د کنید بما لهای خود"}
{"book": "adl0004", "page": 79, "text": "۷۲\n\nوَاَنْفُسِكُمْ فِيْ سَبِيْلِ اللهِ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُوْنَ کار نمائید\nوجانهای خود در راه خدا این بهتر است مرشمارا اگر هستید شما عالمان\nمعنی انکه بیرون روید بغزای مومنان سبکبار و گران بار چنانچه تند\nرست و بیمار و پیاده و سوار و بی سلاح و مسلحه دار تنها و با خدمت\nگار بی زن و کتخدا فربه و لاغر فقیر و توانگر جوان و پیر همه در راه\nخدایتعالی بنفش و مال جهاد کنید مالهای خود تا را تهیه سلاح و راحله وزرا\nکنید و نفس های خود مباشرت کارزار نمائید که این رفتن و غزا بهتر ست\nمر شمارا از ماندن بخانه ها اگر هستید که میدانید ثواب غزا و عقاب ماندن بخانه\nمارا ظاهر اکر چه این آیت مفید عموم ست اما کور و شل مریض و جا مانده\nگان و صاحبان عذر و مانندا وشان بحکم آیه کریمیه لَيْسَ عَلَی الْاَعْمٰی\nنیست بر کور\nحَرَجٌ : وَلَيْسَ عَلَی الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَی الْمَرْضٰی وَمَا كَانَ\nو نیست بر ضعیفان و نه بر بیماران و ممکن نیست\nالْمُؤْمِنُوْنَ لِيَنْفِرُوْا كَافَّةً خارج گشته اند و سوای این\nمومنان را که برایند همه تمیماً\nبر همه مومنان و اهل سلام در وقت نفیر عام فرض عین است که نفیس\nو مال در راه خدا غزا کنند و محبوب ترین اشیا ر خود فدا نمایند\n\nدرین"}
{"book": "adl0004", "page": 80, "text": "۷۵\n\nو بروایت ابن عباس رضی الله عنه آمد که انحضرت صلی الله علیه وآله وسلم\nدر روز فتح مکه فرمود که بعد ازین فتح هجرت ما از مکه نمیباشد ولیکن جهاد\nو نیت اعمال صالحه باقی ست وَاِذَا اسْتُنْفِرْتُمْ فَانْفِرُوْا یعنی\nچون طلب کرده شوید جهت دفع غلبه کفار که بر دیار اسلام آیند پس بر همه\nمسلمانان واجب فرض عین است که برآیند و شر کفار را دفع نمایند و آمد\nبسوی شهرهای اسلام نگذارند و همچنین حق تعالی میفرماید يَا اَيُّهَا الَّذِيْنَ\nاَمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ اَوْ انْفِرُوا جَمِيْعًا وَ مَنْ يُّقَاتِلْ\nفِى سَبِيْلِ اللهِ فَيُقْتَلْ اَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيْهِ اَجْرًا عَظِيْمًا *\nای گروه مومنان بقتال دشمنان آماده شوید و اسلحه های خود را گرفته گروه\nگروه در جهات مختلف بیرون روید یا همه بیک کوکبه جمع شده برآئید\nو این زندگانی دنیا را که عاقبت آنر افتاد رقماست بنعمت های\nجاودانی آنسای مبدل سازید چه هر که در راه پروردگار کارزار کند\nکشته شود و درجه شهادت یابد یا بر دشمن غالب و مظفر گرد د پس زود باشد"}
{"book": "adl0004", "page": 81, "text": "که در آخرت باو مزدی بزرگ دهم که هیچ در صفت نیاید و نعمت ہای\nدنیا در مقابلش ذلیل و محقر باشد و سرور عالم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود\nوَاعْلَمُوا اَنَّ اَبْوَابَ الْجَنَّةِ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ یعنی انکه بتحقیق بدانید که\nو بدانید که دروازه های جنت زیر سایه های شمشیر ها ست\nثواب خدا یتعالی که موصل بجنت در انسر است در زیر سایه های شمشیرها\nکه مومنان در برق سیف و لمعان سنان بمعرکه جان ستان روند\nو زلال خوف و ہراس و نائره بیم و وسواس بدل نیارند و مرحله پیمای\nجنت شده خود ہا را بدان حضرت صلی الله علیه و آله و سلم رسانند و عرق\nاہل فساد و عناد را بتیغ جہاد قطع سازند و بمالک دوزخ سپارند که حضرت\nصلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرموده اَنَّ مَنْ قُتِلَ مِنَّا صَارَ اِلَى الْجَنَّةِ\nهر که کشته شد از ما برگشت او بهشت است\nوَقَتْلَاهُمْ فِی النَّارِ یعنی انکه بتحقیق هر که از مسلمانان کشته و شهید گردد\nو کشتگان کفار در آتش است\nآشت او بخنت است بہر باب که میرود و در آید و کشتگان کافران بد فرجامیا\nکه جز عذاب چیزی دیگر نمییابند و در کتاب جهاد در مختار آورده و فرض عینی\nفرض عین است\nاِنْ هَجَمَ الْعَدُوُّ فَيَخْرُجُ الْكُلُّ وَ لَوْ بِلَا اِذْنٍ وَتَاتِي الزَّوْجُ وَتَخْرُجُ بِالْمَنْعِ\nاگر هجوم آرد دشمن پس بر آید همه اگر چه بی اذن باشد و کنیزک و میشود شوہر و مانند او بمنع کردن"}
{"book": "adl0004", "page": 82, "text": "۷۷\nمعنی انکه جهاد بر کافه عباد فرض عین است که اگر داخل گردد و غلبه بنما\nدشمن بشهری از شهرهای اسلام دفعة و این حالت را نفیر عام مینامند\nکه حاجت بجمیع مسلمانان دارد پس فرض است که محله نشینان پرده\nعصمت بی بی یان مطموره عفت بی اجازت روند و اذن از شوهران\nنخواهند و همچنین غلام بی اجازت بادار و قرصدار بجهاد راه کردگار\nروند و شوهران و حقداران منع کردن بزه گار میگردند چه صاحبان\nحق را در ادا صوم و صلوة و سایر واجبات ولایت ممانعت نیست\nچگونه در امری که موجب اعلادین سبب خوشنودی رب العالمین باشد\nمنع نمایند و در کتاب جهاد رد المحتار نقل از بزاز یه نموده که اگر کافران\nزن مسلمان را در مشرق سبی و بندى نمایند پس بر اهل مغرب واجبیت\nکه انرا از بند کفار خلاص کنند و نیز در کتاب مذکور مسطورست و\nیقبل خبر المستنفر ومنادی السلطان ولو كان كل منهما\nو قبول کرده شود سخن طالب بر امدن بغزا و ندا کننده از جانب باد شاه اگر چه هر کدام از ایشان\nفاسقا لانه خبر يشتهر في الحال معنی انکه قبول کرده شود با\nفاسق باشند زیرا که این خبر شهرت می یابد فی الحال"}
{"book": "adl0004", "page": 83, "text": "طالب بر آمدن بغزا ونابانیکه از جانب پادشاه دین پناه ندانمایند\nو اهل اسلام کفار برد یار مؤمنان اطلاع میدهند و بغزار فتن میفرمایند\nاگر چه آنها فاسق یا غلام بوند زیرا که این چنین اخبار فی الحال اشتهار\nمییابد پس حاجت بکواه عدل ندارد و مضمون الحِهَادُ مَاضِي إلى القيمة\nبه بر کافه مؤمنان فرض عین است که در تحت لوار پادشاه عادل\nو جابر جهاد نمایند و بسر و مال در معرکه قتال روند و ناموس دین را از دت\nندهند تا بدین اعمال سزاوار جنت و نعیم آخرت کرد ند بر خواطر شمیان\nدین و دولت و خیر خوانان ملک و ملت فوجی و رعیتی واضح باد که هرگان\nخوف و هراس و سهم و وسواس در طبایع کافه ناس متمکن بود و\nخناس هم در دلها وسوسه می افزود خداوند منان جهت تسلی مومنان\nامر نموده فرمودہ کہ ای پیغمبر صلی اللہ علیہ وآلہ وسلّم من خدای ترا و کسانیکه انه\nمؤمنان تبعیت نمایند و بجهاد روند بس ست کفایت مینماید پس از قتال\nباکفار میندیش يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ\nای پیغمبر رغبت ده مسلمانان را بر جنگ اگر باشند از شما\n\nعشرون"}
{"book": "adl0004", "page": 84, "text": "٧٩\n\nعِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ تَغْلِبُوا أَلْفًا\nبیست کس صبر کننده غالب شوند بر دوصد کس و اگر باشد از شما صد کس غالب آیند بر هزار\nمِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ معنی انکه پیامبر\nاز کافران سبب انکه ایشان گروهی هستند که نمی فهمند\nصلی الله علیه و سلم رفیع القدر برانگیز و گرم ساز مؤمنان را بر کارزار با کفار اگر با\nبیست تن از مؤمنان صبر کنندگان در معرکه قتال هر آینه غلبه مینمایند بر دصد\nمشرکان واهل ضلال واگر از شما صد تن بوند بتائید الهی بر هزار تن\nغالب می آیند زیرا که ایشان گروهی اند که نمیدانند و خدا و روز قیامت\nرا نمی شناسند لہذا از نجات و درجات آخرت غافلند و در زمان\nمقاتله ثبات وصبر بامؤمنان ندارند پس باید که از شما یک نفر از ده نفر\nکفار فرار نکند و در حین کار زار شکیبائی ورزد ای مومنان قبل ازین\nهمچنین حکم بوده که یک مسلمان از دۀ تن کافران نگریزید و بسا این امر شاق\nبو دحق تعالی بسبیل فضل و رحمت بر ما یان امر نمود و فرمود اَلْآنَ\nاکنون\nخَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ\nسبک ساخت خدا از شما و دانسته ہوا نچه در میان شما ضعف ست پس اگر باشد از شما صد کس\nصَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ\nشکیبا غالب آیند بر دوصد کس واگر باشد از شما هزار کس غالب آیند بر دو هزار کس"}
{"book": "adl0004", "page": 85, "text": "٨٠\n\nبِاِذنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرِينَ یعنى انکه الحال خدای لایزال\nاین حکم را از شما سبک گردانید و دید و میدانست که در شما سُستی و ضعف\nبدن ست و آن واقع گردید و بحصول انجامید لہذا حکم چنان شد که\nاگر باشند از شما صد تن شکیبا غالب میشوند بر دو صد تن\nاز اهل دغا و اگر هزار تن از شما بوده باشند بر دو هزار بفضل و یاری\nخدا غالب می آیند که خداوند با عانت و نصرت با\nصابر ان ست لهذا باید که یک تن از شما مومنان در مقابله\nدو تن از کافران صبر نماید و نگریزد که الصَّبْرُ مَطِيَّةُ الظَّفَرِ\nاست پس باید که کافهٔ اُمت در میدان مبارزت مانند\nسید لولاک چُست و چالاک بوند و دلیر شل شیر باشند و در معرکه\nروز نبرد دود و خاک کفار را بافلاک رسانند و دین خود را را عا\nنمایند و بر کرب و ضرب صبر کنند تا ثمر فتح و ظفر بیایند\nو اعتماد بر قوت و شوکت نکنند و بحمایت حق واثق باشند\n\nبیت"}
{"book": "adl0004", "page": 86, "text": "۸۱\n\nبیت گر اعتماد تو برسپاه و شکرست سلاح ما مرسست بر کریم دوست\nاعتماد تمام و آیه ان یکن منکم عشرون صابرون\nاگر باشد از شما بیست کس صبر کننده\nدلالت برآن دارد که حصول ظفر مرتب به صبرست نه آنچنان صبریکه\nبی دست و پا در صف جنگ در نگ کنند بلکه باید معهذا شدید الا\nعضا و قوی دل و شجاع بوند و بشمشیر و تفنگ جنگ کنند\nپشت نگرداند الا انکه متحرفا لقتال او متحيزا الى فئة اخرى\nگردنده برای جنگ یا جایگیرنده بسوی گروه دیگر\nباشند پس همچنین مومنان را خدا و ند وعده نموده که اعانت میکند و\nفتح و نصرت میدهد و کفار قدرت بایذا ء اوشان نمی یابند و همچنین\nانحضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرموده و اذا لقيتموهم فاصبروا\nیعنی آنکه وقتیکه پیش آید با کفار در رو جنگ پس صبر کنید و برجای خو\nنگریزید زیر انکه هزیمت و شکست یک مسلمان سلاح دار تا زمانیکه آلت\nقتال بدست دارد از دو کافر در وقت کارزار حرام ست\nو مثل قتل وزنا گناه میباشد و هرگاه برابر یک مومن کافر"}
{"book": "adl0004", "page": 87, "text": "۸۲\n\nبود بهتر آن است که صبر نماید و گریز ننماید اما نه همیست تیر جانبر میباشد و\nآنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرموده اللَّهُمَّ اِنَّ الْعَيْشَ عَيْشُ\nای بار خدایا عیش عیش\nالْاَخِرَةِ فَاغْفِرِ الْاَنْصَارَ وَالْمُهَاجِرَةِ یعنی ای بار خدایا عیش عیش\nآخرت است پس ببخش مددکاران و هجرت کنندگان را\nآخرت است بیامرز انصار و مهاجران را و اصحاب می گفتند نَحْنُ\nمایان\nالَّذِينَ بَايَعُوا مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَی الْجِهَادِ مَا بَقِينَا اَبَداً\nآنکسانیم که بیعت نموده ایم بر محمد درود خدا باد و سلام بر جهاد تا وقتیکه باقی باشیم همیشه\nمعنی آنکه مایان ان کسانیم که همراه پیغمبر حمیده خصلت صلی الله علیه وسلم بیعت\nنموده ایم بر جهاد و قطع ماده شرک و فساد ما دامیکه زنده و حیات ایم این بیت\nرا در وقت خضر خندق که در حول مدینه حین جمعیت احزاب عرب میکندند\nنموده بودند و نیز جناب سرور عالم صلی الله علیه و آله و سلم جهت طواف\nبیت الحرام بیامد و در حدیبیه نزول فرمود خراش یا خواس ابن امیه را بمکه\nفرستاد که بکفار اطلاع دهد که آن حضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم عمره\nآمده و داعیه حرب ندارد اهل مکه خواس را از در امدن سخن کردن منع کرد\nآنحضرت صلی الله علیه وسلم ثانیاً عثمان رضی الله عنه بن عفان را فرستاد\n\nاو را"}
{"book": "adl0004", "page": 88, "text": "٨٣\nاو را در مکه نگذاشتند و آوازه قتل او در افتاد آن حضرت صلی الله علیه و آله\nوصحابه و سلم اصحاب را طلبید بقول صحیح اوشان یکهزار و پانصد و پنج تن بودند\nو بیعت کردند بانکه با قریش قتال کنند و از جنگ مطلقاً رو نتابند تا آنکه\nبمیرند و آن حضرت صلی الله علیه و سلم درین حالت در زیر درخت سمره نشسته\nبود و فرمود که یک تن ازین اهل بیعت رضوان بدوزخ نروند که حق تعالی از\nاوشان خشنود شده و فرموده لَقَد رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ\nبه تحقیق خشنود شد خدا از مومنان وقتی که بیعت کردند با تو\nتَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ\nدر زیر درخت پس دانا شد خدا انچه در دلهای شان است پس فرود آورد طمانینة دلی بر ایشان و ثواب داد ایشانرا\nفَتْحاً قَرِيباً وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً\nفتحی نزدیک و غنیمت های بسیار که بدست می آرند آنرا و هست خدا غالب حکم کننده\nمعنی آنکه تحقیق که خدایتعالی خشنود گردید از مومنان و صحابه کرام علیهم\nالرضوان وقتی که در زیر درخت سمره با تو بیعت کردند و خداوند تعالی\nاخلاص و وفا و صدق و صفاء دلهای اوشان را میدانست\nو بر اوشان آرامی فرستاد و پاداش داد بآنها فتح نزدیک\nرا که فتح مکه یا خیبر یا هجر بود که از یهود غنیمت های بسیار از خود"}
{"book": "adl0004", "page": 89, "text": "۸۴\nو نقود و غیر آن بگیرند و همچنین خدایتعالی غلبه دهنده است دوستان\nخود را و حکم کننده بخرابی خانه دشمنان ای امت محمد مصطفی\nخداوند تعالی شما را غنیمت های بسیار در اطراف و اکناف\nعالم وعده نموده که هنوز قادر بران نشده اید و بدست شما نیامده\nدر وعده خدا کذب نیست پس باید که همه عساکر مؤمنان بصدق و\nایقان همچو صحابه کرام بپادشاه دین پناه خود بیعت کنند و از\nته دل یکدیگر را با هم برادر دانند و در وقت محاربت صداقت نموده\nفرار اختیار نمایند و از ارتکاب امر نامشروع بپرهیزند و بتضرع\nو دعا بدرگاه حضرت جل و علی متوجه باشند و بگوید اللهم اهزمهم\nای بار خدایا ہزیمت ده\nو زلزلهم معنی انکه ای خدا بگریزان کافران را و بلرزان دست\nکفار را و بلرزان دست و پای ایشانرا\nو پای اوشانرا تا ثبات نورزند و همه ببینند و در کتاب سیر عالم\nگیری آورده که اگر شما مسلمانان نصف عدد مشرکان باشد اوشانرا\nفرار جایز نمی باشد بشرطیکه با اوشان اسلحه بوده باشد و هرگاه مسلمانان\nدر شمار"}
{"book": "adl0004", "page": 90, "text": "۸۵\nدر شمار بدوازده هزار یا چیزی بسیار سند اگرچه عدد کفار باضعاف انها\nبوده بشرط اتحاد کلمه فرار جایز نمیباشد زیرا که در حدیث آمده لن یغلب\nمغلوب نمیکردند\nاثنا عشر الفا من قله معنی انکه مغلوب نمیگردد دوازده هزار لشکر از\nدوازده هزار لشکر از جهت کمی\nکمی اما از جهت خیانت هزیمت میخورند و هر گاه اتحاد کلمه نباشد\nپس همان مسابق است که یک مسلمان از دو کافر نگریزد وسع وطاقت\nخود را در اعلاء دین صرف نماید بر صفحه خواطر افراد نوع انسان عامه اهل\nایمان روشن و تابان خواهد بود که هلال سان انگشت نمائی جهان کسی گردد\nکه در مطالع خدمات خدا و اعلاء دین محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم کاملا شمس\nوسط النهار لائح و هویدا شود تا از رتبه حضیض سفلی صاعد مدارج ارتقا شده فائز\nنعیم آن سر و درجات جنت الماوی گردد چنانچه حق سبحانه و تعالی میفرماید\nفضل الله المجاهدین باموالهم وانفسهم علی القاعدین درجة\nافزونی داده است خدا مجاهدانرا بمالهای ایشان و جانهای ایشان برانشینندگان در مرتبه\nوفضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما درجات منه ومغفرة\nو افزونی داده خدا مجاهدان را برنشینندگان مزد بزرگ مرتبها از جانب خویش و آمرزش\nورحمة و كان الله غفورا رحیما یعنی انکه خدایتعالی فضیلت داده مجاهدانرا\nو بخشایش و هست خدا بخشنده مهربان"}
{"book": "adl0004", "page": 91, "text": "٨٦\n\nکه بنفس و مال در راه خداوند لا یزال جهاد می‌کنند بر آنان که در خانه می‌نشینند\nدرجات بلند و پایه‌های خوش و پسند که در دنیا غنیمت و ظفر\nو نام نیک می‌یابند و در آخرت درجات بزرگ و مغفرت و رحمت بایزدی\nمی‌شوند که مابین هردو درجه آن مقدار دویدن اسپ تیزروست بمقدار\nخریف یا بمقدار سال و نیز خداوند عالم می‌بخشد کسانیکه بمان سابقه‌دار\nشانرا و مهربانی می‌نماید در ازدیاد اجر اوشان و نیز حق تعالی فرموده\nالَّذِينَ امَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ\nآنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد نمودند در راه خدا بمال‌های خود\nوَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللهِ أُوْلَئِكَ هُمُ\nو جان‌های خود بزرگ‌تراند از روی درجه نزدیک خدا و آن گروه ایشانند که\nالفَائِزُونَ معنی آنانکه بخدا و رسول ایمان آورده‌اند و از جا و ماوای\nظفریافتگان\nخود تا هجرت کردند و در راه خدا نفس و مال جهاد نمودند هر آئینه این کسان\nنزد خداوند منان بزرگتراند در کرامت و بلندتر در مرتبه اند و ظفر یافتگان اند\nبامانی دو جهان و نجات یابندگان از آتش سوزان و آن درجات اسلام\nو جهاد و شهادت و هجرت است که خداوند مجاهد انرا بآنها فایز نموده و میدهد و در حدیث\n\nآمده"}
{"book": "adl0004", "page": 92, "text": "٨٧\n\nآمده که انحضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اِنَّ فِی الْجَنَّةِ مِائَةَ دَرَجَةٍ\nبدرستیکه در بهشت صد رتبه\nأَعَدَّهَا اللهُ لِلْمُجَاهِدِيْنَ فِي سَبِيْلِ اللهِ مَا بَيْنَ الدَّرَجَتَيْنِ\nکه اماده کرده است انرا خدا غزا جهاد کنندگانرا در راه خدا مسافت مابین دو پایے\nكَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ فَإِذَا سَأَلْتُمُ اللهَ فَاسْئَلُوْهُ الْفِرْدَوْسَ\nچنانچه میان اسمان و زمین است پس چون سوال کنید از خدا بهشت را پس سوال کنید فردوس را\nفَإِنَّهُ أَوْسَطُ الْجَنَّةِ وَأَعْلَى الْجَنَّةِ وَفَوْقَهُ عَرْشُ الرَّحْمنِ وَمِنْهُ تَفَجَّرُ أَنْهَارُ\nپس بدرستی فردوس اوسط و فصل بهشت است و فردوس بالای بهشت است و بر بالای عرش خدای الرحمن است و فردوس بیرون\nالْجَنَّةِ یعنى انکه تحقیق در جنت صد درجه است که انرا خدا برای مجاهدان\nبهشت\nو غازیان راه خود اماده و مهیا نموده و بَعد در میان هر دو درجه ان همچو زمین\nو آسمان ست وقتیکه میخواهید از رب العالمین هر انيطلب کنید بهشت\nبرین را که آن میانه و بهترین و بلند ترین و فراخ ترین جاهای\nبهشت میباشد و ز بر آن عرش رحمن ست و از انچهار جویے\nجاری آب و شیر و انگبین و خمر لَذَّةٍ لِلشَّارِبِيْنَ میرود و تنزهت گاه اهل\nمزه دهنده برای نوشندگان به صیحی\nجنت یار بوه ربيع المنزلست و در حدیث آمده که آنحضرت\nعلیه وآله و صحابه وسلم فرموده در خواب دیدم که جبرئیل علیه السّلام و میکائیل\nعلیه السلام بصورت آدمى نزد من آمدند و همراه من بر درختی بالا رفتند"}
{"book": "adl0004", "page": 93, "text": "۸۸\n\nو مرا بسرائی بردند که بسیار بهتر و نیکوتر بود که هرگز آنچنان جا ندیده بودم\nپس مرا گفتند که این سرا و ماوای شهداء و گشتگان راه خداست لهذا\nای مجاهدان دین و غازیان صداقت تمکین بدانید که این در\nجات را در جنات عالیات حضرت واهب العطیات برای ما\nعُصات آمده و مهیا نموده تا بجهت حفظ ناموس و ننگ در راه جنگ\nنمائیم و خودها را باین مراتب رسانیم چه اگر پادشاه دین پناه درین دنیا\nکسی را وعده خلعت جاه دهد بسا فارسان معرکه نبرد جد و جهد نموده\nبمدارج ارتقا بالا می شوند و خود ها را فایز آن نعماء مینمایند و فخر و مبا\nهات می کنند که این عطیۀ ظل یزدان و پادشاه والا جاه دوران ست\nپس ای مؤمنان چرا در حصول جنّات و درجات آخرت و خشنودی\nجناب رب العزت نمیکوشید که در دنیا سزاوار جاه و عزّت شوید و در آخرت\nبسرور و بهجت بر ارائک جنّت نشیند چه ادناترین اهل جنّت که آنحضرت ص فرموده\nهفتاد و دو حور عین شبها دود و هزار خادم داده میشود و مردان جنّتی بر هفتاد"}
{"book": "adl0004", "page": 94, "text": "۸۹\n\nمسند متکی میباشند و کمترین مروارید هائیکه در تیجان و زیور حوران میباشد\nمابین مشرق و مغرب را روشن مینماید که اگر یک زن از زنان جنت مابین\nدنیا رو نماید کل دنیا را منور و روشن مینماید و مابین زمین و آسمان را از خوش\nبوئی پر میسازد چہ یک چادری کہ بر سر حوران میباشد از دنیا و آنچه در دنیا\nبهترست و در جنت یک جمعیت گاهی است که حوران در آن جمع میشوند و\nغنا میکنند و تسبیح حضرت جل و علیٰ شغل مینمایند که مثل آن آواز ہا\nکسی نشنیده و حوران جنت میگویند که ما خالدات ایم که هلاک و فنا\nنداریم و ناعمات ایم که محتاج نمیگردیم و راضیات ایم خوشی باد کسی را\nکہ او برای ما باشد و ما با و داده شویم و جنت جائی است که هیچ چشم ندیده\nآنچنان جا ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر دل هیچ بشری نگذشته و کسی را قدرت\nبیان نمیباشد تا تفصیل کل نعمای جنت را ذکر نماید از خداوند عالم\nمیخواهم که این گناه گار و جمیع امتان احمد مختار صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم\nرا از چنین جا محروم نسازد و باعمالی که موجب خوشنودی و رضا"}
{"book": "adl0004", "page": 95, "text": "۹۰\n\nاوست توفیق داده فائز گرداند بحرمت محمد و آله الامجاد باب سوم\nدر بیان فضیلت شهداء و کشتگان در راه خدا و بیان آن کسانیکه در سفر\nغزا به سبب افتادن از اسپ و مانند آن بمیرند غازی و شهید اند\nبر کافه اهل ایمان و ارباب درایت و عرفان واضح و تابان باد ــ\nکه صحابه کرام بعد از حرب بدر ذکر کشتگان راه خدا میکردند و بعضی\nبسبیل افسوس و حسرت میگفتند که بیچاره فلان جان شیرین بذوالمنان\nسپارید و از لذت حیات و نعیم دنیا محروم گردید حق سبحانه تعالی فرمود\nوَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ\nلَا تَشْعُرُونَ معنی آنکه مکوئید ان کسانی را که کشته در راه خدا و جهاد\nفی سبیل الله کردند که ایشان مردگاست بلکه آنها در حضرت ماندگان\nو لیکن شما کیفیت آن زندگی را نمیدانید که ادراک آن بعقل\nمتصور نیست و نیز از حسن رحمۃ الله علیه روایت شده که شهداء نزد خدا\nاحیاءاند که رزقهای اوشان بر ارواح آنان پیش میشود و فرح و راحت بآنها\n\nمیرسد"}
{"book": "adl0004", "page": 96, "text": "۹۱\n\nمیرسد همچنان که برارواح آل فرعون در غدا وعشی آتش پیش میگردد\nو بآنها در دمیر و مجاهد گفته که از ثمرات جنبت میخورند و بوی آنرا\nمییابند اما در جنبت فی الحال نمیباشند آری مؤمنان این زندگی\nشهدا جسدیست که مثل حیات دیگر حیوانات دیده شود و عقل نیز\nمدرک میگردد بلکه محض بوحی معلوم شده که ذاتیه نعمت را می چشند\nو همچنین در بیان فضیلت و حیات شهدا حق تعالی فرمود\n\nوَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ\nو گمان مکن آنان را که کشته شدند در راه خدا مرده گان بلکه زنده گانند نزدیک پروردگار خود\n\nيُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ\nروزی داده میشوند شاد باشند با نچه داده است آنهارا پادشا از فضل خود و خوشوقت می خورند بنعمت\n\nمِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ یعنی آنکه مپندار\nخدا و بفضل او و بآنکه خدا ضایع نمیکند مزد مومنانه قارسا\nآنان را که بصدق نیت در راه خدا کشته شدند که ایشان مردگانند\nبلکه ایشان نزد پروردگار خود زنده گانند که هر سال تا روز قیامت\nثواب غزا بآنها میرسد و خاک اوشان را نمیخورد و مثل دیگر مرده گان\nعمل باوشان نمیدهند و سلام زائران خود را بدستور زنده"}
{"book": "adl0004", "page": 97, "text": "۹۲\nکانی رو میکنند و از میوهای جنت روزی داده می شود و نیر در\nذکر و دین احیا اند و شرب ارواح شهدا تحت عرش خدا تارو\nخدا سجده میکنند و بانچه خداوند منان از خوشنودی و فضل خود\nباوشان داده شادمان و مسرور میگردند به بشارت و شادی میکنند\nبانان که هنوز باوشان نرسیده اند و امید میدارند که به بهشت بدیشان\nرسند و در کرامت بآنها شریک گردند و میدانند که هیچ ترسی بر اوشان\nنیست و نه اندوهناک میگردند به مفارقت دنیا و انچه بگذارند و\nنعمت های خدا که بایشان رسیده شادمانی مینمایند و فرح نآ\nاند بانکه خداوند مزدمومنان موحد و مجاهد را ضایع نمیکند و نعمت\nهای مجید میدهد و بروایت ابن عباس رضی الله تعالی عنه آمده که\nانحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم فرموده که چون برادران شما\nدر روز احد شهید شدند حق سبحانه تعالی جانهای ایشانرا در اجواف\nمرغان سبزبال جا داد که در هوای بهشت طواف کنند بر شاخها\nطوبی"}
{"book": "adl0004", "page": 98, "text": "۹۳\n\nطوبی آشیانه سازند و از جویبار فردوس آب خورند و بوقت استراحت\nخوابگاه ایشان قنادیل زرین در سایه پایه عرش برین آویخته باشد\nو آنها میگویند خدا یا که خبرده برادران و یاران ما را ازین دولت که\nما یافته ایم تا رغبت ایشان بجهاد زیاده گردد حق سبحانه تعالی\nبرای تعریف حال ایشان این آیت ارزانی فرمود تا کافه مومنان\nبدانند که شهدا نزد حضرت جل وعلی زنده اند و بسا فضایل دارند\nکه انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده مَا مِنْ اَحَدٍ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ\nنيست هيچ يكي كه درآيد بهشت را\nيُحِبُّ اَنْ يَرْجِعَ اِلَی الدُّنْيَا وَلَهُ مَا فِی الْاَرْضِ مِنْ شَئٍ اِلَّا الشَّهِيدَ يَتَمَنّٰي\nدوست دارد كه باز گردد بسوي دنيا و باشد او را آنچه در زمين است از چيزي مگر شهيد كه آرزو ميكند\nاَنْ يَرْجِعَ اِلَی الدُّنْيَا فَيُقْتَلَ عَشْرَ مَرَّاتٍ لِمَا يَرٰی مِنَ الْكَرَامَةِ يعنی آنکه هیچکس نیست\nكه باز گردد بسوي دنيا پس كشته شود ده بار از جهة آنكه مي بيند از بزرگی و ثواب\nکه یکدفعه بجنت درآید و دوست دارد انرا که باز بد نیا رود و انچه برروی\nزمین است باو داده شود مگر شهید راه خدا که آرزو میکند که پس بدنیا\nرود و ده بار در راه خدا کشته گردد زیرا که بلندی درجات شهادت و کرامات\nآنرا می بیند لہذا باز آرزوی شهادت را مینماید و نیز سرور عالم صلی الله علیه"}
{"book": "adl0004", "page": 99, "text": "۹۴\n\nو آله و اصحابه وسلم فرموده وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا يُكْلَمُ أَحَدٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ\nقسم است مرا بآن ذاتیکه ذات من بقدرت اوست که مجروح نگردانیده نمی شود هیچ یکی در راه خدا\n\nاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَنْ يُكْلَمُ فِي سَبِيلِهِ إِلَّا جَاءَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَجُرْحُهُ يَثْعَبُ دَمًا اللَّوْنُ\nو خدا دانا تر است بکسی که مجروح گردانیده میشود در راه و مگر اینکه می آید در روز قیامت در حال آنکه زخم وی میریزد خونرا رنگ\n\nلَوْنُ الدَّمِ وَالرِّيحُ رِيحُ الْمِسْكِ معنی آنکه قسم است مرا بآن ذاتی که ذات من\nرنگ خون و بوی بوی مشک\n\nدر دست قدرت و ملک اوست که زخمی کرده نمیشود هیچ شخص مسلمان\nدر راه ذوالمنان خداوند خود داناست بنیت و اخلاص و کلانی شان\nآن کسیکه در راه او زخمی کرده شود که مقصودش اعلاء دین خدا بود نه سمعه\nو ریا مگر آنکه می آید در روز قیامت بحالیکه زخم آن بسیار جاری میباشد\nدر رنگ مثل خون میباشد و بو بوی مشک میدهد و حکمت در بعث\nشهیدان بدین صفت آن است تا مر او شانرا شاهد بذل نفس مال در راه\nذو الجلال بوده و همه شهداء که در قتال کفار یا باغیان و ره زنان\nو اقامت امر معروف و نهی منکر مرده باشند همین حکم دارند و همچنین\nآنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده لِلشَّهِيدِ عِنْدَ اللهِ سِتُّ خِصَالٍ يُغْفَرُ لَهُ\nبرای شهید نزدیک خدا شش خصلت است آمرزیده\nفِي أَوَّلِ دَفْعَةٍ وَيَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَيُجَارُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَيَأْمَنُ\nدر اوّل دفعه و نموده میشود مر او را جای نشست و از بهشت و نگاه داشته می شود از عذاب قبر و ایمن میگردد"}
{"book": "adl0004", "page": 100, "text": "٩٥\n\nمن الفرع الأكبر ويوضع على راسه تاج الوقار الياقوتة منها خير من الدنيا\nاز ترس بزرگ تر و نهاده می شود بر سروی تاج عزت یک جوهر ازان جواهر بهترست از دنیا\nوما فيها ويزوج ثنتين وسبعين زوجة من الحور العين ويشفع\nو انچه درو یت جفت کرده میشود او را بهفتاد و دو زن از حور بهشتی قبول کرده میشود شفاعت او\nفي سبعين من اقربائه یعنی آنکه مر شهید را نزد خداوند جل واعلی\nدر هفتاد کس از خویشان او\nخصلت ست اول آن ست که اول کرت که قطره خون از بدنش میجکد بخشید\nمی شود و جای خود را از جنت می بیند و دوم از عذاب قبر پناه\nیافته محفوظ میگردد سوم از فرغ اکبر که عبارت از عذاب آتش\nو پیش شدن بران ست یا مامور شدن اهل دوزخ بد خول آن نفخه\nاخیره و مانند آن خلاص و مأمون میگردد و چهارم بر سر شهید تاج\nعزت و وقار نهاده می شود که یکدانه یاقوت آن از دنیا و آنچه برآن ست\nبهتر میباشد پنجم هفتاد و دوزن از حورعین بهشت با وجفت و نکاح کرده\nمیشود ششم مرقربای خود را شفاعت میکند و در هفتاد و دو تن از آنها شفاعتش\nقبول میشود و نیز سرور عالم صلی الله علیه و آله وسلم فرموده الشهید لا یجد\nألم القتل الاكما يجد احدكم ألم القرصة يعنى انكه نمیابد شهید درد قتل و کشتن را مکر\nدر دکشتن را مگر انچنان می یا بد یکی از شما درد چمکی که انرا می یا بد"}
{"book": "adl0004", "page": 101, "text": "۹۶\nآنچنان میابد که یکی از شما را مورچه یا کنه بگزد و یا بانگشتان دست گزیده شود\nو نیز انحضرت صلی اله علیه و آله و سلم فرموده که هیچ چیزی به نزد خداوند از\nدو قطره بهتر نیست قطرة دموع من خشية الله وقطرة دم تُهْرَاقُ فِى\nقطره اشکی که از ترس خدا و قطره\nخونی که در راه خدا ریخته شود\nسبیل الله یعنی انکه بقطره اشکیست که از ترس خدا از چشم بچکد و دیگر\nقطره خونست که از شهیدان و کشته گان راه خدا بیفتد و در حدیث\nکه از انحضرت صلی الله علیه و آله و صحابه و سلم رسیده شد که اى القتل\nکدام کشته شدن\nاشرف قَالَ مَنْ اهْرِیْقَ دَمُهُ وَ عُقِرَجَوا ده بمعنی انکه کدام مرک\nدر جهاد بهترین مرکهاست گفت کشته شدن کسیکه ریخته شود خون او و پی کرده شود اسپ تیز رفتار سلام\nببهتر و بزرگتر میباشد انحضرت صلی الله علیه و آله وسلم فرمود کسیکه توده شود\nخون او و زخمی و پی کرده شود اسپ خوب و تیزر و او و جناب سرو\nعالم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده مَنْ جَاهَدَ بِنَفْسِهِ وَمَالِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ\nهر کسیکه جهاد کند بجان خود و با مال خود در راه خدا\nفَإِذَا القَى العَدُوَّقَاتَلَ حَتَّى يُقْتَلَ فَذَلِكَ الشَّهِيدُ الْمُمْتَحنُ فِي خَيْمَةِ اللَّهِ\nپس چون ملاقات کند دشمن را جنگ کند تا انکه کشته شود پس آن شهید امتحان کرده شده در خیمه خدا\nتَحْتَ عَرْشِهِ لا يفضله النَّبِتُونَ إِلَّا بِدَرَجَةِ النُّبُوَّ بمعنى انکه کسیکه بقصر\nزیر عرش او نمیباشند طرفه دن از ان سمیغیمبران مگر بدرجه\nمال در راه خدا جهاد کند و در حین ملاقات با شکر کفار کارزار نماید تا انکه کشته"}
{"book": "adl0004", "page": 102, "text": "۹۷\n\nگردد پس این چنین کس شهید امتحان کرده شد میباشد که تحت\nعرش خدا در انحضرت و محل قربت جا داده میشود و پیغمبران\nصلوات الله علی نبینا و علیهم جز بدرجه بنوت از چنین کس فاضل\nتر میباشند و در حدیث آمده که جابر بن عبدالله رضی الله عنه\nروایت نموده که چون عبدالله رضی الله پدرم را بعد از شهید نمودن\nو مثله کردن در روز بدر نزد رسول خداوند بیاوردند و بگذاشتند\nپیش شدم که جامه را از روی مبارکش بردارم و انرا ببینم قوم مرا\nمنع نمودند که ناگاه عمه یا خواهر جابر فریاد کننده بیامد انحضرت\nصلی الله علیه و آله و سلم فرمود چرا گریه میکنی مَا زَالَتِ الْمَلَائِكَةُ\nفرشتگان\nتُظِلُّهُ بِأَجْنِحَتِهَا معنی آنکه همیشه اند که فرشته ها سایه میکنند او را بقوا\nکه سایه میکنند اورا ببالهای خود\nملکی و ایثار رحمت در بارۀ شهدا مغفرت الهی میشود و در کتب فقه\nآورده که شهید را از ان سبب باین اسم نامیده اند که بوزن فعیل و\nمشتق از شهود که بمعنی حضور میباشد و ملائکه ها نیز برای اکرام او"}
{"book": "adl0004", "page": 103, "text": "۹۸\n\nحاضر میشوند و انرا به فوز و کرامت بشارت میدهند و یا مشتق از شهادت\nاست و شهید نیز در آخرت شاهدست بکفر و ظلم آنکه او را کشته\nو بچنین بحضرت پروردگار حاضر میشود و ملاقات میکند چنانچه آیه\nوَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ بران گواهی میدهد و یا آنکه زخم و خون\nاو شاهد بر صدق و اخلاص اوست که نفس و مال خود را در راه خدا فدا\nنموده و یا شهید بمعنی مشهودست و شهید نیز مشهود له بالجنة است و\nدر کتب فقه و حدیث شهید را بسه قسم تقسیم نموده اند اوّل آن کسان اند\nکه شهید در احکام آخرت و دنیا بوند چنانچه در جنگ با کفار کشته شوند\nو فرار نه نمایند و یا بظلم به چیزی تیز مقتول گردد این چنین شهدا را\nدر دنیا غسل و کفن نمیدهند و بحكم زَمِّلُوهُمْ بِكُلُومِهِمْ وَدِمَائِهِمْ\nوَلَا تَغْسِلُوهُمْ کار مینمایند و نماز بر اوشان میخوانند و در آخرت بدرجات\nعالیه که با وشان وعده شده میرسند و اینها کاملترین شهداء اند و دویم\nشهید آخرت است و آن مبطون و مطعون و غریق و حریق و صاحب\n\nمهم"}
{"book": "adl0004", "page": 104, "text": "۹۹\n\nهدم ونفساء وغریب الوطن وعاشق عفیف وکسانیکه در مرض سل و ذات\nالجنب یا درشب جمعه وطلب علم بحیثیت تالیف وتدریس وحضور\nیاعندالمال وافتراس سبع و هوام و مانند آن بمیرند همه شهید در احکام\nآخرت اند که به سبیل فضل جهت شدت مشقت که دیده اند خداوند\nدر آخرت درجه وفضیلت باوشان میدهد و غسل و کفن نیز داده\nمیشوند و سوم شهید دنیا است که برای نام و یافتن غنیمت غزا کنند\nو یا در وقت محاربت پشت گرداند و یا دیگر غرض دنیوی داشته\nباشد این چنین کسان شهداء دنیا اند که بآنها غسل و کفن نمیدهند و اما\nدرجه اخروی ندارند بر جماعۀ ارباب شجاعت و فارسان میدان\nتفوق و سماحت مستتر و پوشیده نماند که پروردگار بی نیاز بنجر وان\nبنده گان می بیند و از آن قرار سزا و اجر و ثواب میکرداند\nچنانچه حق سبحانه و تعالی میفرماید وَمَنْ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا\nو هر که بیرون اید از خانه خود در حالیکه هجرت کننده\nإِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا\nبسوی خدا و فرستاده او پس تحقیق که ثابت شد مزد او بر خدا و هست خدا بخشنده مهربان"}
{"book": "adl0004", "page": 105, "text": "۱۰۰\n\nمعنی آنکه هر که بیرون آید از خانه خود در حال که هجرت کند بخدا و رسول\nصلی الله علیه و آله و سلم بود و بفرمودۀ اوشان عمل نموده تقرّب\nجوید و در اثنای راه او را مرگ دریابد و هجرت گاه نرسد بدرستیکه\nبسبیل فضل و رحمت مزد او برخدا واجب و ثابت شد و همچنین خدا\nتعالی بخشنده است گناهان کسی را که بسوی نزدیکی بخدا هجرت نماید\nو مهربان در وعده مثوبت که بحسن نیت میدهد و در آیه کریمه مراد\nهجرت عام است که بجهاد رود یا طلب علم و حج یا فرار به بلده دیگر\nنماید و مراد آن طاعت و قناعت و زهد و طلب رزق طیب بود\nبجهة ما هاجر الیه اجرش میرسد و همچنین در حدیث\nپس هجرت اوست بسو آنچه هجرت نموده بسوی آن\nآمده که انحضرت صلی الله علیه و اله و سلّم فرموده مَنْ فَصَلَ فِى سَبِيلِ اللهِ\nهر که بیرون آید در راه خدا\nفَمَاتَ أَوْ قُتِلَ أَوْ وَقَصَهُ فَرَسُهُ أَوْ بَعِيرُهُ أَوْ لَدَغَتْهُ هَامَةٌ أَوْ مَاتَ عَلَى\nپس بمیرد یا کشته شود یا بیندازد و بکشد اورا اسب او یا شتر او یا بگزد اورا گزندۀ زهر دار یا بمیرد در جا\nفِرَاشِهِ بِأَيِّ حَتْفٍ شَاءَ اللهُ فَإِنَّهُ شَهِيدٌ وَإِنَّ لَهُ الْجَنَّةَ الأط\nخواب خود بهر مرگی که خواهد خدا پس بدرستیکه وی شهید است و بدرستیکه مر اور است بهشت\nمعنی آنکه هر که در راه خدا شود و از خانه برآید و به مرگ خود بمیرد"}
{"book": "adl0004", "page": 106, "text": "۱۰۱\nیا کشته شود و یا اسپ و اشترش او را بیندازد و گردنش را بشکند یا حیوان\nزهر دار مثل زنبور و گژدم و مار او را بگزد یا بر فراش خود بهر مرگی که\nخدا خواهد بمیرد تحقیق آنکس شهیدست و مراو را جنت میباشد\nو همه را خداوند تعالی در فرادیس جنت جا میدهد و نیز آنحضرت\nصلی الله علیه و آله و سلم فرموده قَفْلَةٌ كَغَزْوَةٍ معنی انکه برگشتن\nبازگشتن مجاهد از غزا مانند غزا کردنست\nهمچو غزا کردن است چنانچه کسی که بغزا میرود موجب اجر و ثواب\nمیگردد همچنین که بفتح و نصرت واپس می آید سزا وار مزد بیحساب\nمیشود و همچنین آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده مَنْ خَرَجَ بِهِ\nکسی که بر روئی پدیدن آید\nخُراجُ فِي سَبِيْلِ اللهِ فَانَّ عَلَيْهِ طَابَعَ الشُّهَدا ء معنی انکه هر که براید برو\nریشی و دمیدگی در راه خدا پس بر ستیگه برو مهر و علامه شهید است\nیکدانه در راه خدا هر ائینه برو علامه شهدا است که در\nاعلاء دین سعی کرده و در تحصیل رضای حق به نفس و مال کوشید\nباب چهارم\nدربیان صبر نمودن در حین قتال با کفار و گناه گریختن و ادبار از لشکر"}
{"book": "adl0004", "page": 107, "text": "۱۰۲\n\nکفار دوچند بود و هرگاه کفار سه چند باشند هر آئینه فرار در انوقت گناه کبیر\nنمیباشد اما بالکّل نیز نگریزند مگر انکه خود را از صدمه سخت دور داشتن جوان\nدارد بر کافه مجاهدین و اخوان صداقت تمکین که حامیان دین متین\nحضرت خاتم النبیین صلی الله علیه وآله و سلّم اند واضح ولایح باد که چون\nسلسله صفها پیوسته گردد و رکاب بمبازران بسته و صرصر حدثان\nدر تنسم آید و سنان بسنان در تبسّم و خون در رگها بجوشد و سرسرتنا\nبخروشید باید که دل قویدارید و جزا ز خدا مترسید و بفرمودۀ او عمل نما\nيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ\nاے آن کسانیکه ایمان آورده اید چون رو برو شوید بگروهی پس بایستید و یاد کنید خدا را بسیار شاید که شما و\nتُفْلِحُونَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ\nباظفر رستگار شوید و فرمان برید خدا را و فرستاده او را و مکنید با همدیگر نزاع که شما فغشفر بیدل شوید و نمی برد قوت و صولت شما\nوَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ یعنے انکه ایگروه مؤمنان چون\nشکیبائی نمائید بدرستیکه خدا با صابرانست\nببینید گروهی را از کفار که با شما قصد جنگ کنند پس بایستید و از مقابله\nروی متابید و بدل و زبان خدا را بسیار یاد نمائید شاید که براحه ظفر نما\nو خدا و رسول صلی الله علیه و سلّم را فرمان برید و جهاد کنید و در معرکه قتال\n\nثابت"}
{"book": "adl0004", "page": 108, "text": "۱۰۳\n\nثابت قدم باشید و خلاف مکنید که از مخالفت بد دل میشوید و قوت و دو لت\nشما میرود و در مقاتله با کفار صابر و شکیبا باشید که خداوند بحفظ و نصرت\nبا صابران است و از لمعان سیف سنان دشمنان خائف نگردید\nزیر ا که انحضرت صلی الله علیه و سلم فرموده که ملاقات دشمن به آرزو\nمدارید و از خدا سلامت و عافیت خواهید و چون روبرو گشتید\nدر مقدمه صبر کنید وَاعْلَمُوا أَنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ یعنی آنکه بدانید\nبدانید شما که بهشت در زیر سایه شمشیر هاست\nکه جنت زیر سایه شمشیر هاست و باید که در روز نبر د و وقت جنگ تکبیر\nگوئید و بدل و زبان دعا کنید و تضرع و زاری بدر گاه باری\nنمائید و بگوئید اَللَّهُمَّ مُنَزِّلَ الْکِتَابِ وَمُجْرِيَ السَّحَابِ هَازِمَ الْاَحْزَابِ\nای خدای نازل کننده قرآن و جاری کننده ابرها و گریزاننده فوجها\nاِهْزِمْهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ اَللَّهُمَّ اِنَّا نَجْعَلُكَ فِي نُحُورِهِمْ وَنَعُوذُ بِكَ مِنْ شُرُورِهِمْ\nبگریزان ایشانرا و بلرزان پایهائی ایشانرا بار خدایا بدرستیکه ما میگردانیم ترا در قتل و ذبح کفار و پناه میجوئیم بتو از بدیهای کفار\nاَللَّهُمَّ اقْطَعْ دَابِرَهُمْ اَللَّهُمَّ يَا عَزِيزُ خُذْهُمْ اَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ شَاهَتِ\nبار خدایا قطع کن و ببر بیخ کفار را بار خدایا ای غالب بگیر کفار را بگرفتن غالب توانا بد و زشت شد\nالْوُجُوهُ وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ اَللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدِي وَنَصِيرِي وَبِكَ\nبا زشت باد رویهای کفار و رنج الوده شدندر رویا برای خدای زنده بپایم بار خدایا توئی نیروی بازو من و یاور من و به مددگاری\nأُقَاتِلُ اَللَّهُمَّ عَلَيْكَ بِالْكُفَّارِ الْفُجَّارِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ\nکار زار میکنم بار خدایا بر توست سزای کفار بد کردار سپرده ایم کار خود را به خدای زنده تدبیر کننده جهان"}
{"book": "adl0004", "page": 109, "text": "١٠٧\n\nحسبنا الله ونعم الوكيل ونعم المولى ونعم النصير يا مالك يوم\nبس است مارا خدا و خوب وکیل است و خوب خداوند دوست و خوب مددگار است اے صاحب روز\nالدين إياك نعبد واياك نستعين يا ذا الجلال والاكرام يا من لا\nجزا خاص ترا بندگي ميکنیم و خاص از تو ياري مي جوئيم اے خداوند بزرگي و كرمست ای ذاتيكہ نمي سازد\nيعجزه شى انصرنا على أعدائنا واظهرنا عليهم فى عافية وسلامة عامة عاجلا\nعاجز اورا هیچ چیزی نصرت ده ما را بر دشمنان ما و غالب گردان ما را بر ایشان وثبات دار ما را در عافیت وسلامت عامه و عاجل\nاعتصمنا واستعنا بالله العلى العظيم ربنا اننا مغلوب فانتصر\nچنگ زدیم و طلب یاری میکنیم از خدای بلند بزرگ ای پروردگار ما بدرستیکه ما مغلوبیم پس نصرت ده ما را\nانصرنا فانك خير الناصرين نصر من الله وفتح قريب انك قريب\nیاری کن ما را پس بدرستیکه تو نیکو ترین یاری کنندگانی نصرت است از جانب خدا و فتح نزدیک بدرستیکه تو نزدیک\nمجيب اللهم لك الحمد واليك المشتكى وانت المستعان ماشا الله\nو اجابت کننده دعائی بار خدایا مر ترا ثناست و بسوی تو شکایت است و از تو استعانت میجویم که مستعانی انچه خواست خدا\nكان وما لم يشأ لم يكن لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظيم افوض\nمیشود و انچه را که نخواست نمی شود نیست گشتن از گناه و نه قدرت بر طاعت مگر بخدای بلند بزرگ میسپارم\nامرى الى الله ان الله بصير بالعباده ربنا افرغ علينا صبرا وثبت\nکار خود را بسوی خدا بدرستیکه خدا بیناست به بندگان پروردگار فروریز بر این صبر یکجایے و سخت کن\nاقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين و هر گاه بتوانند قبل از شروع\nقدمهای ما را در جنگ نصرت ده ما را بر گروه کافران\nدو رکعت نفل بخوانند و هفت مرتبه سوره الم تر کیف را بعد ازان\nخوانده بطرف کفار دمند و از خدا خواهان نصرت و بخفار بهزیمت نشانند\nو هیچ گاه از ذکر خدا غفلت نورزند و در حرب ثابت قدم باشند\nو نگریزند که خداوند تعالی در هفتاد و پنج جا در قران مجید امر بصبر نموده"}
{"book": "adl0004", "page": 110, "text": "١٠٥\n\nو فرموده سیهزم الجمع و یولون الدبر یعنی انکه بزودی باشد که هزیمت کرد\nزود باشد که شکست داده میشود جمع ایشان بر گردانیده میشود پشها ایشان\n\nشود جمع کفار و گردانیده شود پشت های فجار و از معرکه قتال\nفرار نمایند لهذا از فضل خدا ناامید مباشید که حق تعالی جل شانه\nفرموده ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انهم لهم المنصورون\nو هر اینه پیشی گرفت سخن ما برای بندگان فرستاده شده ما که بیشک ان پیمبران هر اینه ایشان یاری کرده شده کانند\n\nوان جند نا لهم الغالبون یعنی انکه پیشی گرفته حکم ما در لوح محفوظ\nو بدرستی که لشکر ما هر آئینه ایشان غلبه کنندگانند\n\nو كتب الله لا غلبن انا ورسلی که پیغمبران مرسل را غلبه میدهم\nنوشت خدا هر آینه غلبه میکنم من و پیغمبران من\n\nو فتح و نصرت مینمایم نوشت خدایتعالی جل شانه در لوح محفوظ\nو حکم کرده هر آئینه غالب شوم من و فرستاده گان من و غلبه رسل گر\nمامور بحرب اند بقهر و زجر اعداست و اگر مامور بحرب نیستند بدلیل و حجه\nو هرآینه لشکر اسلام که شما تابعان انبیاء علیهم السلام اند نیز غلبه کنند\nن\nکان اید و بقیوای لیحق الحق ويبطل الباطل مظفر و منصورا\nتا اثبات کند حق را و ناچیز گرداند ناحق را نحا\n\nو همچنین حق سبحانه تعالی برای مؤمنان وعده فتح و نصرت نموده مناس\nفرموده انا لننصر رسلنا والذین امنوا في الحيوة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد\nبدرستیکه ما نصرت میدهیم رسولان خود را و انانرا که ایمان اورده اند در زندگانی دنیا و در روزیکه بر پا میایستند گواهان"}
{"book": "adl0004", "page": 111, "text": "۱۰۹\n\nمعنی آنکه ما نصرت و یاری میدهیم پیغمبران خود را و آنانرا که بایشان\nایمان آورده اند درین دنیا تا کفار را هلاک نمائیم و مومنان را\nنجات دهیم و هم در آنروز که انبیا و امتان محمد مصطفی صلی اللہ علیہ\nوآله واصحابه وسلم قایم گردند و بر مردمان شهادت دهند پس\nایمؤمنان بدینید که خداوند منان وعدہ فتح و نصرت بجایان\nدادہ ہندا باید که توکل بر خدا نمائید و نا امید از فضل حق نباشید\nکه حق تعالی میفرماید لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ معنی آنکه\nایمؤمنان نصرت داده شما را خداوند مستعان در جنگ جا های بسیار\nو معارک کارزار همچو روز بدر وحرب بنی نظیر و بنی قریظه\nو روز احزاب وصلح حدیبه وحرب خیبر و فتح مکه و روز حنین\nکه چهار هزار مؤمنان را بر شانزده هزار کافران غالب گردانی\nإِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا\nاگر یاری کنند او را پس بتحقیق یاری کند او را خدا وقتیکه بیرون کردند او را کسانیکه نافرمانی کردند دوم دوتن آنگاه که این دوتن\nفِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ\nدر غار بودند آنگاه که میگفت بیار خود را اندوه مخور بدرستیکه خدا با ماست پس فرو فرستاد خدا آرام را از جانب خود"}
{"book": "adl0004", "page": 112, "text": "١٠٧\n\nعَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَكَلِمَةُ اللَّهِ\nبر او و قوت داد او را بلشکرا که ندیدید شما آنها را و قرار داد سخن کسانیکه کافر شدند پست و خوار و سخن خدا\nهِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ معنی انکه اگر نصرت ندید پیغمبر را\nان سخن بلند تر است و خدا غالب است محکم کار\n\nزود باشد که خدایتعالی او را نصرت دهد و دین او را در مستقبل مانند گذشته\nفرو نگذارد پس بدرستیکه نصرت داد او را خدایتعالی انگاه که کفار قصد\nبیرون کردن انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم را از مکه نمودند در حالیکه\nدویم دو تن بودند بوقتیکه هر دو از جناب حضرت رسالت مآب\nصلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر صدیق رضی الله عنه در غار کوه ثور بودند\nو انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم مر صدیق اکبر رضی الله عنه را فرمود که\nاندوه مخور که بدرستی خدایتعالی با ماست بنصرت بر دشمنان و عصمت از پلیدی\nخوائان پس خدایتعالی فرستاد رحمت خود را بر اوشان و قوت داد\nحق تعالی پیغمبر خود را بلشکرهای ملائک که شما ایشان را در غار\nثور ندیدند و انها شما را محافظت مینمودند و در بدر و احزاب و حنین\nنیز حاضر شدند و کلمه کفار را خوار و بیقدار گردانید و دعوت اسلام"}
{"book": "adl0004", "page": 113, "text": "۱۰۸\n\nو توحید کلمه شهادت بلند تر و رفیع قدر و عالیترست و خدایتعالی غالب\nست عزیز نگرداند اهل توحید را و داناست که خوار میسازد اهل شرک و\nغویت را و بحکم جند ما هنالك مهزوم من الاحزاب هیچ لشکر کفار را\nبقوم ایست انجا همزه پندست دامرا شده از جمله گروه ها مقیم\nبنظر نیارید چه ایشان در معرکه جنگ لشکری شکسته شده از گروه ها اند بفضل\nخداوند هزیمت میشوند و طاقت محارست نمی آرند و بمقتضای کم من\nبسیار از\nفئة قليلة غلبت فئة كثيرة معني آنکه بحكم پروردگار بر انبوه کفار\nگروه اندک تنومندان غالبه یافته اند بر گروه بسیار کافران\nغالب میشوند اما باید که تولّی و دوستی با کفار در سر و آشکار منمائید تا بحکم\nومن يتولهم منكم فانه منهم نشوید و بفحوای و من يتول الله و\nو هر که از شما دوست دارد ایشانرا پس هر آینه او از جهران است و انکه دوستی نمود خدا را و\nرسوله والذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون معنى انكه هر که دوست\nفرستاده او را و انرا که گرویده اند پس بدرستی که گروه خدا ایشان غلبه کنندگان اند\nدارد خدا و رسول و انا نرا که ایمان اورده اند پس ایشان غالبا و لشکر\nحضرت منان اند عمل نمائید زیرا که اگر فرار نمودید مستوجب قهر جبار\nونار میگردید چنانچه حق سبحانه می فرماید يا ايها الذين امنوا\nايے انک سنے کہ ایمان آورد\nاذا لقيتم الذين كفروا زحفا فلا تولوهم الادبار و من\nهرگاه ملاقات کنید شما کسانی را که کافر شدند انبوه پس نگردانید از لسان پشتنها را و کسی که"}
{"book": "adl0004", "page": 114, "text": "۱۰۹\n\nيُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ\nبگرداند ایشان درانروز پشت خود مگر گردنده باشد برای جنگ یا رونده باشد بسوی گروهی از مومنان پس به تحقیق\nبِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ یعنی انکه ای گروه مومنان\nگرفتار شود بغضبی از جانب خدا و جای باشند او را دوزخ و بدست جای بازگشت\nچون ملاقی کردید و به بینید انبوه کافران را که با هم پیوسته اند و بجنگ\nشما می آیند پس پشت از اوشان مگردانید و هزیمت مکنید\nچه هرکه دران روز پشت گرداند تحقیق که بغضب خدا مبتلا و باز میگردد\nو بازگشت وی دوزخ باشد و بد جای بازگشتنی است دوزخ مگر انکه جولان\nدهد و خود را چنان نماید که میگریزد و خصم را بحکم الحَرْبُ خُدْعَةٌ فریب\nجنگ فریب است\nداده واپس حمله آرد یا بسوی گروهی دیگر از مسلمانان رجوع نماید\nو از راست بچپ و یا عکس آن رود پس بران کس گناه نمیباشد\nو بغیر این دو وجه هر که رو گرداند و پشت دهد بغضب خدا مبتلا\nمیگردد و بازگشتش دوزخ میشود بشرطیکه کفار دوچند مومنان\nصداقت اطوار بوند و آلات جنگ نیز داشته باشند زیرا که فرار\nبشرط مذکور گناه کبیره میباشد چنانچه در کتاب شرح عقائد آورده که"}
{"book": "adl0004", "page": 115, "text": "۱۱۰\n\nدر گناه کبیره روایات مختلف آمده و ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده\nانها تِسْعَةٌ الشرْكُ بِاللهِ وَقَتْلُ النَّفْسِ بِغَيْرِ حَقٌ وَقَدْفُ الْمُحْصَنَةِ\nبدرستی که گناه کبیره نه است شرک بخدا و کشتن نفس مسلمان بغیر حق و تهمت زنا و نسبت ببر زن پاک\nوَالزِّنا وَالْفِرارُ عَنِ الزَّحْفِ وَالسِّحْرُ وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَعُقُوقُ الْوالِدَيْنِ\nوزنا کردن و گریختن از لشکر و انبوه کفار و جادو کردن و خوردن مال یتیم و عاق شدن مادر و پدر\nالمُسْلِمَيْنِ وَالالْحادُ فِي الحَرَمِ وَزَادَ أَبُو هُرَيْرَةَ أَكْلَ الرِّبوا وَزَادَ عَلِي السَّرِقَةَ وَ شُرْبَ الْخَمْرِ\nکه مسلمان باشند و زنا کردن در دین حرم و زیاده نموده ابو هریره خوردن سود و زیاده کرده علی کرم الله وجهه دزدی و شراب\nیعنی گناه کبیره نه است اول شرک بحضرت سبحان دویم بغیر حق\nکشتن شخصی مسلمان سیوم قذف نمودن زن که عفیفه زمان باشد چهارم\nزنا کردن مردان با زنان و جز آن پنجم گریختن و پشت گردانیدن\nاز جماعه و انبوه کافران در حینیکه اهل اسلام نصف اوشان بوند\nششم سحر کردن و جدائی فکندن مابین مردمان و مانند آن\nهفتم خوردن مالهای یتیمان هشتم عاق شدن از مادر و پدر\nمسلمان نهم گناه و الحاد در حرمین حرم و ابوهریره رضی الله عنه\nسود خوردن را از مردمان را نیز زیاده نموده و علی کرم الله وجهه دزدی\nو شرب خمر را نیز بر آن افزوده و این همه را گناه کبیره شمرد\n\nببر"}
{"book": "adl0004", "page": 116, "text": "باب پنجم\nدر بیان وجوب اطاعت پادشاهان و حکام باغیان و خارجان از\nدایرهٔ اطاعت و فرمان بر ضمیر منیر ارباب درایت و شعور پوشیده و مستور\nنخواهد بود که پادشاه لم یزل تعمیر معمورهٔ ربع مسکون و ترتیب کار\nگاه کن فیکون را در تسخیر سلاطین عالی همم و تنظیم خسروان محمود شیم\nوابسته نموده تا دیار اسلام را انتظام دهند و خواطر انام را قوام\nگردند چون اتساق آن باستجلاب قلوب انام و تصفیهٔ ضمایر\nخاص و عام بود و حضرت ملک علام بر کافهٔ اهل اسلام امر نموده\nفرموده که أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ یعنی فرمان\nفرمان برداری کنید خدا را و فرمان برداری کنید رسول را و خداوندان امر را از شما\nبرید خدا برادر او امر و نواهی و فرمان برید رسول او را در حال\nحیات و اقامت نمائید بر سنت او بعد از وفات و فرمان برید\nسلاطین و پادشاهان دین را که نائبان حضرت سید المرسلین اند\nچنانچه آنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرموده مَنْ أَطَاعَ\nهر که فرما\nبرد را"}
{"book": "adl0004", "page": 117, "text": "۱۱۲\n\nفَقَدْ اَطَاعَ اللهَ وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَي اللهَ وَمَنْ يُطِعِ الاَميرَ\nتحقیق او فرمان برداری کرد خدا را و کسی که بی فرمانی میکند مراپس تحقیق بیفرمانی کند خدا را و کسی که فرمان برداری میکند امیر را\nفَقَدْ اَطَاعَنِي وَمَنْ يَعْصِ الاَميرَ فَقَدْ عَصَانِي وَاِنَّمَا\nپس تحقیق فرمان برداری میکند مرا و کسی که بی فرمانی میکند امیر را پس تحقیق بی فرمانی من میکند مرا و همانا این است\nالْاِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَي بِهِ یعنی هر که فرمان\nکه امام سپر است که قتال کرده میشود از پس وی و پرهیز کرده میشود بوی\nبرد مرا تحقیق فرمان می برد خدا را زیرا که من مبلغم و امر در حقیقت\nاوست و هر که نافرمان امر من شود تحقیق نافرمان امر خداست و هر که\nفرمان و اطاعت کند امیر را تحقیق که فرمان میبرد من را و هر که\nنافرمان از امر امیر گردد تحقیق که نافرمان امر من میباشد و جز این\nنیست که پادشاه سپر است که قتال کرده می شود از پس وی و پرهیز\nمی شود بوی چنانچه سپر دافع شمشیر و سنانست همچنین پادشاهان\nمانع کفره و باغیان اند که کافه رعیت در کهف حفاظت اوشان\nدر امان اند و از ظلال عنایت خندان و شادان و همچنین جناب\nسرور عالم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اسْمَعُوا وَ اَطِيعُوا وَ اِنِ\nبشنوید و اطاعت بکنید و اگرچه\nاسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِيٌّ كَاَنَّ رَاْسَهُ زَبِيْبَةٌ یعنی انکه بشنوید و فرمان برید\nعامل گردانیده شود بر شما غلام حبشی گویا سر او مانند مویز است"}
{"book": "adl0004", "page": 118, "text": "۱۱۳\n\nحکم پادشاهان خود را اگر چه عامل و حاکم گردانیده شود بر شما غلام حبشی سیاه\nگویا که سر او در خوردی مثل مویز است چونکه پادشاه دین پناه علام\nنمیباشد پس درین حدیث مبالغه است در قبول نمودن فرمان اوشان\nاگر چه خفیف العقل باشند یا غلام و نیز آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\nفرموده مَنْ رَائی مِنْ امِيرِهِ شَيئًا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرُ فَإِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يُفَارِقُ\nهر کسیکه بیند از امیر خود چیزیرا که مکروه می پندارد او را پس باید که صبر کند بدرستیکه نیست هیچکس که جدائی\nالْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَيَمُوتُ إِلَّا مِيْتَةً جَاهِلِيَّةً معنی آنکه هر که بیند از ا\nیک بدست پس میمرد مگر اینکه بان نوع مردن میمردید که می مردند در آن اهل جاهلیت\nو پادشاه دین پناه خود چیز را که مکروه میدارد و بد می پندارد آنرا هر آینه\nصبر نماید و اقدام بر سرکشی و بغی نکند زیرا که هیچ کس نمیباشد که مقدار\nیک بدست از جماعت اسلام بعد از بیعت و اتفاق اوشان بر پا\nشاه عالی مقام جدائی افگند پس درین حالت بمیرد مگر آنکه مردن ست\nبآن نوعی که اهل جاهلیت بر آن میمیرند و در حدیث دیگر آمد که صحابۀ\nکرام از حضرت خیر الانام پرسیدند که یا رسول الله خبر ده مارا که اگر امرا\nو پادشاهان بر ما قایم گردند که حقوق خود را میگیرند و حق های ما را نمیدهند"}
{"book": "adl0004", "page": 119, "text": "۱۱۴\n\nباوشان چکار کنیم آنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرمود که\nاسْمَعُوا وَاَطِيعُوا فَاِنَّمَا عَلَيْهِمْ مَاحُمِّلُوْا وَعَلَيْكُم مَّاحُمِّلْتُمْ یعنی آنکه بگوش\nبشنوید سخن ایشان را و اطاعت کنید پس نیست بر ایشان مگر چیزی که بار کرده شده اند برونست بر شما مگر چیزی که تکلیف کرده شده اید بان\nهوش بشنوید و پادشاهان دین را اطاعت کنید و فرمان برید که باوشا\nست چیزیکه بران حمل کرده شده اند از رافت و عدالت و برشمــا\nیا نیست آنچه بر شما نهاده شده از خدمت و اطاعت و بسی خدای\nتعالی سلاطین دین و پادشاهان با عز و تمکین را فضیلت داده که در\nاحصا نمی آید از انجمله آنکه انحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرمود\nالسُّلْطَانُ ظِلُّ اللهِ فِى الْاَرْضِ يَأْوِيْ اِلَيْهِ كُلُّ مَظْلُومٍ یعنی انکه پادشاه سایه\nپادشاه سایه خداست در زمین جای میگیرد و پناه می آرد بسوی او هر ستم دیده\nخداست در زمین او که هر مظلوم و ستم دیده بسوی او پناه می آرد و از\nآسیب حوادث در سایه حمایتش محفوظ و مسلم میماند بنابران\nآنحضرت صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرموده مَنْ أَهَانَ سُلْطَانَ\nکسیکه اهانت کند و خوار دارد سلطان را که اله است او\nاللهِ فِى الْاَرْضِ اَهَانَهُ اللهُ وَمَنْ اَكْرَمَ سُلْطَانَ اللهِ اَکْرَمَهُ اللهُ یعنی آنکه هر که در ظاهر\nاز جانب خداست در زمین خوار و سبک گرداند او را خدا و کسی که عزت کند سلطان خدا را عزت میکند او را خدا\nیا پنهان اهانت نماید و سبک پندار د پادشاه زمین و زمان و خلیفه رحمان\nالیم ایرانه"}
{"book": "adl0004", "page": 120, "text": "۱۱۵\n\nرا هر آینه انگس را خداوند خود سبک مینماید و ذلیل و حقیر میسازد و هر که\nدستور یا اعلان سلطان زمان را مکرم دانسته احترام کند هرآنیه نکس را\nخداوند خود مکرم و معظم میسازد و از جانب خود باو عزت و رفعت میدهد\nزیراکه احترام سلاطین بعلت نیابت حرمت حضرت سیدالمرسلین\nاست و جناب حضرت رسالت مآب صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم\nفرموده وَالَّذِیْ نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ اِنَّ الْوَالِیَ الْعَدْلَ لَیُرْفَعُ لَهُ کُلَّ یَوْمٍ\nمِثْلُ عَمَلِ رَعِیَّتِهِ وَصَلٰوتُهُ تَعْدِلُ بِسَبْعِیْنَ اَلْفَ صَلٰوةٍ وَاِنْ جَارَ\nوَظَلَمَ نَقَلَ حِمْلَهُ وَعَلَیْهِ وِزْرُهُ وَذٰلِكَ بِدُنُوْبِنَا معنی انکه قسم است مرا\nبآن ذاتی که نفس محمد بدست و قدرت اوست که هر روز برای والی\nو پادشاه عادل چندان عمل و ثواب رفع میکنند که برابر ثواب عمل\nکل رعیّت او میباشد و ثواب یک نماز او برابر ثواب هفتاد هزار نماز\nدیگران است و هرگاه آن والی بر زیر دستان جور و ستم کند هرآینه\nبار خودش گران میگردد و وزرش بر خودش میشود و آن نیز بسبب"}
{"book": "adl0004", "page": 121, "text": "۱۱۹\n\nبسبب گناهان خود مایانست نه نقصان در سلطان چه در حدیث\nآمده که آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که حضرت باریتعالی میفرماید\nکه منم خدا و جز من خدای دیگر نیست مالک و پادشاه پادشاهان منم دل های\nپادشاهان در دست قدرت و قبضه سطوت من است اگر بندگان\nفرمان بردند مرا و اطاعت نمودند حکم را میگردانم دل های پادشاهانرا\nبر اوشان بمهربانی و رافت و هرگاه عصیان نمودند و نافرمان امر من شدند\nبر آنها میگردانم دل های پادشاهانرا بر اوشان به قهر و عقوبت پس\nقصد میکنند و مکلف میسازند بنده گان را بعذاب بد و تکالیف\nبیحد پس باید که بنده گان مشغول نسازند نفسهای خود را بدعای بد\nپادشاهان ولیکن مشغول سازند خود ها را بذکر و زاری نزد من که خدای\nاوشانم تا ملوک اوشانرا کفایت کنم و بدل های پادشاهان رحم آرم و\nدر کتاب رد المحتار در فصل کیفیت قسمت غنیمت آورده و عليه طاعة\nلان مخالفة اميره كالكفر يعنی آنکه بر لشکر و رعیت میمنت اثر واجب وفرض است\nزیرا که مخالفت از فرموده های امیر مسلمین کفر است\n\nکه امیران"}
{"book": "adl0004", "page": 122, "text": "۱۱۷\nکه امیران و پادشاهان را فرمان برند و اطاعت نمایند زیرا که مخالفت\nامر و فرمان پادشاهان و امیران ذوالاحترام حرام است و موجب\nمعصیت و آثام و نیز جناب حضرت خیرالانام صلی الله علیه واله وسلم\nفرموده آمرکم بخمس بالجماعة والسمع والطاعة والهجرة والجهاد فی\nامر میکنم شمارا بپنج حچصت یکی اتباع جماعت مسلمین دیم شنیدن اطرافی معلها و شان رو یگر هجرت و کارزار کردن در\nسبیل اللهِ وانه من خرج من الجماعة قيد شبر فقد حلم ربقة الاسلام\nراه خدا و بدرستی کسیکه برآید از جماعت اسلام بمقدار یک بدست پس بدرستیکر بیرون آورد رسن اسلامی را\nمِن عُنقه الا ان يُراجع وَمَن دَعَا بِدَعُوَى الْجَاهِلِيَّةِ فَهُوَ مِن حِي\nاز گردن خود مگر آنکه مراجعت کند و کسیکه بخواند مردم را بخواندن جاهلیت پس آنکس از عقاب لوده\nجَهَنَّمَ وَإِن صَامَ وَصَلَّى وَزَعَمَ أَنه مسلَّمُ یعنی انکه می فرمایم شما را\nدوزخ اسن اگر چه روزه دارد و نماز گذارد و گمان برد که دی مسلمانت\nای امتان من بیپنج چیز که اول آن ثبات و استقامت بر جماعت مسلمانان\nاست و دویم شنیدن کلمه حق و فرمان پادشان زمان و سیوم اطعات\nنمودن و قبول آن بدول و جان در چهارم هجرت کردن است از مقام و\nدار کفر بدار اسلام و از طغیان بطاعت منان و پنجم جهاد نمودن و غزا\nکردن با کافران است با نفس بی سامان زیرا که هر آن کسیکه درون شار حتما\nاسلام بقد ریک بدست تحقیق که رسن و قلاده اسلام را از گردن خوه"}
{"book": "adl0004", "page": 123, "text": "۱۱۸\nمیکشید مگر انکه واپس رجوع نماید و نیز هر کسیکه طلب نماید مردم را مثل طلب\nاهل جاهلیت که میگفتند یا آل فلان به فریادم رسید پس آن کسان\nبا و میدویدند و او را نصرت مینمودند مظلوم بودن و ظالمی اور الحوظ\nنداشتند پس هرآئینه این چنین کس از خاک توده و سنگهای گردآورده\nشده دوزخ است اگرچه آن کس نماز خواند و روزه گیرد و گمان کند که\nوی مسلمان و صاحب ایمان است لہذا بر کافه مؤمنان فرض و واجبست\nکه بمضمون آیه کریمه و احادیث معظمه و مسایل فقهیه سرپای خود را از دایره\nاطاعت پادشاهان دین بدر نکنند و حلقه اطاعت در گوش کنند\nو شمشیر خدمت بر دوش و غبار آستان شان را سرمه انسان و طوطیای\nچشمان نمایند و در صف متمردان و باغیان داخل نگردند تا مورد\nآیه کریمہ فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ\nپس اگر ستم کند یکی ازان هر دو طایفه بر دیگری پس قتال کنید بآن گروهی که بغی میکند تا باز گردد\nإِلَى أَمْرِ اللهِ نشوند معنی آنکه اگر باغی گردد و افزونی جوید یک طایفه\nبسوی حکم خدا\nمؤمنان بر دیگری پس بخشد آن طایفه را که باغی گشته و قلاده جمعیت\nآن نکند"}
{"book": "adl0004", "page": 124, "text": "۱۱۹\n\nاز سر کشیده تا آنکه واپس به قبول فرمان خدا رجوع نمایند و حلقه اطاعت\nبگردن اندازند و همچنین سرور عالم صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم فرموده\nمَنْ اَتیکُمْ وَ اَمْرُکُمْ جَمِیعٌ عَلَی رَجُلٍ وَاحِدٍ یُرِیدُ اَنْ یَشُقَّ عَصَاکُمْ\nکسیکه بیاید بشما بدعوت و حال آنکه امر شما مجموع است بر یک شخصی درین حال آنکه بخواهد که بشگافد عصای شمارا\nاَوْ یُفَرِّقَ جَمَاعَتَکُمْ فَاقْتُلُوهُ معنی آنکه هر که بیاید بشما ای امتان\nیا جدائی افگند در جماعت شما بکشید انکس را\nو حال آنست که کار و امر سمایان بر یک شخصی از مؤمنان که پادشاه\nزمان است فراهم و جمعیت و میخواهد که جمع شما را بشکند و در مابین پادشاه\nو شما جدائی افگند هر آینه آن تفریق کننده را بکشید و بجدائی کردن\nنگذارید چه تفریق و طغیان مباغیان را سراسر زیان است\nو هلاکت نفس و خسران مال و ایمان و نیز آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\nفرموده اِنَّهُ سَیَکُونُ هَنَاتٌ وَ هَنَاتٌ فَمَنْ اَرَادَ اَنْ یُفَرِّقَ اَمْرَ\nبدرستیکه نزدیکست که پیدا شود شرها و فسادها و خصلتھای بد پس کسیکه خواھد که جدائی افگند در کار\nهذِهِ الْاُمَّةِ وَ ھِیَ جَمِیعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّیْفِ کَائِنًا مَنْ کَانَ معنی انکه زود است که پیدا\nاین امت و حال انکه کار این امت مجموع است بزنید بد شمشیر ھر که بوده باشد\nشود شر و فساد پس هر آن کسیکه اراده نماید و تفریق افگند در امر\nاین امت و حال آنست که امر و کار اوشان بشخصی مبارک طینت فراهم شد"}
{"book": "adl0004", "page": 125, "text": "۱۲۰\n\nو جمع گشته هرآینه بزنید گردن آنرا بشمشیر و شر آنرا دفع نمائید اگرچه آن\nتفریق کننده را افضل و بهتر میدانید و بحق می پندارید زیرا که در حقیقت\nحق بجانب پادشاه دین پرور و خلیفهٔ اول است چنانچه سرور عالم\nصلی الله علیه و آله و سلم فرمود اِذَا بُوْیِعَ لِخَلِیْفَتَیْنِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا\nمعنی آنکه اگر بیعت کرده شود مرد و خلیفه را هرآینه ان خلیفهٔ آخر را بکشید\nو بیعتش را باطل کنید و سورتش را بشکنید زیرا که آن خلیفهٔ آخر ملعونات\nپس هرگاه بدون از قتل دفع شر او نشود حکمش قتل است چنانچه در حدیث\nدیگر آمده هرکه همراه پادشاه بیعت کند و دست و ثمره قلب خود باو دهد\nهرآینه آن پادشاه را اطاعت کند و هرگاه شخص دیگر بیاید و همراه پادشاه\nنزاع کند و خلل در سلطنت افکند هرآینه آن منازع دیگر را بیعت کننده\nگان بکشند و گردن بزنند و در کتاب فصل الخطاب در بحث امامت\nآورده که عالم امجد ابوعقیل بن عبد الله گفته این امت هفتاد\nو سه فرقه اند که هفتاد و دو فرقهٔ آن بسبب بغض و عناد با سلطان\n\nاز مالکان"}
{"book": "adl0004", "page": 126, "text": "۱۲۱\n\nاز مالکان اند و ناحیه انکسان اند که با سلطان و تابع اوشان اند و نیز ابو\nمحمد سهل فرمود که خلیفه اگر صالح نباشد از ابدال ملک است و هرگاه صالح بو\nقطب است که مدار کار دنیا بر اوست و همچنین گفته اند هر که انکار از\nامامت سلطان کند زندیق است و اگر سلطان کسی را طلب نماید\nوانکس اجابت امر او نه نماید آن کس مبتدع است و گفته شده که امام\nغشوم خير من فتنة تدوم معنی آنکه پادشاه خاین و گزنده بهتر است\nاز فتنه دایم و همیشه چه بر وجود فایض الجود سلاطین دین و پادشاهان\nبا مجد و تمکین فواید بی انتها و منافع لا تحصی است که از اشعه آفتاب شان\nهمه اقالیم جهان منور شده و علایم ظلم و طغیان از میان دور گشته و بیضه\nاسلام و اهالی آن در ظل حمایت شان با مانت و سلامت مانده که\nمرآت شریعت را به صیقل امر و نهی از غبار مناهی مصفی میدارند ولک\nو ملت را رونق و بهجت میدهند و اکثر واجبات شرعی و اوامر الهی\nموقوف بذات مجمع الحسنات اوشان است بنا بر آن طاعت"}
{"book": "adl0004", "page": 127, "text": "۱۲۲\n\nو قبول فرمان اوشان بر همه مؤمنان فرض و واجب است و موجب\nاجر و ثواب و خروج از طاعت اوشان سبب هلاکت است\nو عقاب چنانچه در کتاب رد المحتار در باب بغات آورده وَيَجِبُ\nطَاعَةُ الْاِمَامِ عَادِلًا كَانَ أَوْ جَايِرًا معنی آنکه واجب است قبول فرمان\nفرمان بردار امام خواه عادل باشد یا جابر\nپادشاهان عادلان یا مستبد یا جورکنندگان و نیز در کتاب دُر مختار\nمذکور و مسطور است وَمَنْ دَعَاهُ الْاِمَامُ اِلی ذلِكَ اَيْ قِتَالِهِمُ افْتُرِضَ الْجَابَتُهُ\nو کسی راکه بخواهد پادشاه بسوی آن یعنی جنگ باغیان فرض است بر انکسی فرمان پادشاه\nلِأَنَّ طَاعَةُ الْاِمَامِ فِیمَا لَیْسَ بِمَعْصِیَةٍ فَرْضٌ فَکَیْفَ فِیمَا هُوَ طَاعَةٌ بَدَا یع\nزیرا که فرمان بردن پادشاه در چیزیکه گناه نباشد فرض است پس چگونه در انچیزیکه فرمان خدا باشد\nلَوْقَادِرًا وَاِلَّا لَزِمَ بَیْتَهُ معنی انکه اگر بخواند و طلب نماید پادشاه زنمان\nاگر قدرت رفتن نداشته باشد و گرنه لازم گیرد خانه خود را\nخوانین و سرکردگان سلطنت و یا عامه رعیت را به قتال باغیان جنگ\nکردن باوشان برآئینه بر کافه اهل ایمان فرض است که فرمان چوب\nالاذعان پادشاه را بجا آرند و دعوتش را اجابت نمایند و طائفه\nباغیه را مطیع سازند و یا به قتل رسانند و متفرق گردانند زیراکه\nفرمان برداری پادشاهان در امر مباح که موجب عصیان نباشد\n\nفرض"}
{"book": "adl0004", "page": 128, "text": "۱۲۳\n\nفرض است حتی که اگر پادشاه به روزه داشتن روزی امر نماید\nهر آئینه روزه گرفتن در آن یوم واجب میگردد پس چگونه فرمان\nپادشاه در چیزی که محض عبادت منان وطاعت یزدان بود فرض\nنباشد اگر قدرت رفتن وطاقت بر آمدن داشته باشد صحیح بود\nوالا نه در ایام فتنه بخانه نشیند و تفریق در جمعیت نیفگند و خود را\nمطعون نسازد مقاله دویم در احکام امرا و رعایا و این مشتمل\nاست بر سه باب باب اول در وجوب نصب میر\nو پادشاه باب دویم در بیان آنچه بر خلیفه لازم است از امضای\nمصالح مسلمین و اجرای احکام دین و این مشتملست بر سه فوائدباب سوم\nدر بیان آنچه بر رعیت واجب است و این مشتمل است بر نه فوائد\nباب اوّل\nدر وجوب نصب سلاطین و امرا بر کافه مؤمنان و همه اهل اسلام\nبدانکه نصب پادشاه دین پناه بر مسلمین انام در ابتدای"}
{"book": "adl0004", "page": 129, "text": "۱۲۴\nحال قبل از ظهور فتن و قتال فرض و وجب است که شخصی را که\nمتصف باشد بنور اسلام و حریت و ذکورت و عقل و بلوغ و\nقادر باشد بر تنفیذ احکام و حفظ حدود و انصاف مظلوم از ظالم بر ای\nاجراء احکام شرعی و مصالح امور دینی و دنیوی بر خودها نصب\nنمایند تا در اوشان اجراء احکام الهی و شرع حضرت رسالت پناهی\nصلی الله علیه و آله و سلم را نموده دین متین را تقویت داده نضارت بخشد\nچنانچه حق سبحانه می فرماید وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَ\nوعده کرده است خدا آنرا که گرویده اند از شمایان\nعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ\nو کردند عملهای شایسته که هر اینه ایشانرا خلیفه گرداند در زمین کفار یعنی انرا مطیع گردانیده انا را کمرو دند پیشوایی\nمِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم\nپیش از شما و هر اینه باقوت سازد برای ایشان دین اینرا ان دین که پسندیده است برای آنها و هر اینه بدل دهم\nمِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن\nپس از ترس ایشان ایمنی را یعنی به پرستند مرا شریک نسازند به من چیز را و هر که\nكَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وعده کرد خدای\nبکفرات ورزید پس از شرایت شدن پس آنگروه ایشان فاسق شدند\nتعالی انانرا که گرویده اند از شما و بکردند کارهای شایسته مراد\nبقول اشهر فقرای مهاجرانند که بعد از هجرت بمدینه منازل انصار\nجای"}
{"book": "adl0004", "page": 130, "text": "۱۲۵\n\nجای گرفتند و قریش با اکثر از قبایل عرب که در مکه و یثرب بودند بر محاربهٔ\nایشان اتفاق نموده شب و روز پیغام های تهدید آمیز و سخنان فتنه انگیز\nمی فرستادند مهاجران اکثر اوقات سلاح با خود داشتند و روزگاری\nبهول و هراس میگذرانیدند ی روزی با یکدیگر گفتند آیا زمانی بر ما درآید\nکه خود را ایمن و مطمین بی بینیم و بفراغت خاطر بر بساط سلامت و عافیت\nبنشینیم این آیت نازل گشت و حق تعالی وعده داد و سوگند خورد که\nهر آینه ایشان را خلیفه گرداند در زمین کفار از عرب و عجم چنانکه خلیفه گر\nداینده شدند و حصر استخلاف فعل معلوم میخواند یعنی همچنانکه خلیفه\nگردانید خدای تعالی آنانرا که بوده اند پیش از ایشان یعنی بنی\nاسرائیل که زمین مصر و شام بدیشان دادند تا تصرف کردند در آن\nچنانچه ملوک در ممالک خود میکنند و اندک فرصتی را نیز بوعدهٔ\nمؤمنان وفا فرموده از جزایر عرب و دیار کسری و بلاد روم تمکین\nارزانی داشت و امیدست که جمیع اطراف و اکناف مشارق و مغارب"}
{"book": "adl0004", "page": 131, "text": "۱۲۹\nلیظهره علی الدین کله معجزه تسخیر ملازمان شرع نبوی ومتابعان احکام\nتا غالب گرداند این دین را بر همه دین ها\nملت مصطفوی علیه الصلوة والسلام در ایند نظم دمبدم ہئیت کمال\nدولت خدام او بۀ عرصه روی زمین را سربسر خواهد گرفت شاہین\nهمتش چون برگشاید بال قدرۀ از ثریا تا ثری در زیر پر خواهد گرفت\nاین آیت دلیل اعجاز قران است و حجت صحت نبوت و برهان\nخلافت خلفای راشدین دیگر فرموده هر آینه با قوت تمکن\nسازد برای ایشان دین ایشان را آن دین که پسندیده است\nایشان را یعنی دین اسلام مراد انست که او را بر همه ادیان غالب گرداند\nو ہر آئینه بدل دهد ایشان را از پس ترس ایشان از اعادی ایمنی را زیستیان\nبپرستند مرا در زمان خلافت شریک نسازید با من چیزی را یعنی اختیا\nوجاه ایشان را از عبادت و توحید بازندار دهر که کفران ورزد درین\nنعمت بعد از راست شدن پس انگر وه کا فر نعمت با ایشاند کا ملان\nدر فتسق باب دویم در بیان آنچه بر خلیفه لازم است از امضای مصالح\nمسلمین"}
{"book": "adl0004", "page": 132, "text": "۱۲۷\nمسلمین و اجرا احکام دین و این مشتمل است بر سه فوائد فایده اولی در بیان\nآنچه بر خلیفه لازم است از کشتن اهل ردّة و زنادقه و استیصال مبتدعه\nو قتل باغیان و ساعیان و دزدان فایده ثانیه در بیان حکمت و قدرت\nو شجاعت و سخاوت پادشاه فایده ثالثه در شفقت و محافظت رعیت\nفایده اولی\nواجب است بر پادشاه نگاه داشتن دین محمدی صلی الله علیه و سلم بر صفتی که ست\nمستفیض آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم ثابت شده و اجماع سلف صالح بر آن\nمنعقد گشته و انکار کردن بر مخالف بآن وجه که قتل کند مرتدین و زنادقه را\nو زجر نماید قطاع الطریق و مبتدعه را قال رسول الله صلی الله علیه وسلم من بدل\nدین خود را پس بکشید او را کسیکه تبدیل کند و تغییر دهد دین خود را پس بکشید او را رواه البخاری\nقال الله تعالى انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض\nبدرستیکه جزاء انکسانیکه جنگ میکنند با خدا و رسول او و کوشش میکنند در زمین\nفسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا\nاز روی فساد کشته شوند ایشان یا بر دار شوندر یا بریده شود دستهای ایشان و پایهای ایشان در جای مختلف شونده یا اخراج شوند\nمن الارض معنی انکه بدرستی که جز ا کسان که محاربه و جنگ کند با دوستان خدا و سوراخ نماید اوبه\nاز زمین"}
{"book": "adl0004", "page": 133, "text": "۱۲۸\nبا مسلمانان در حکم محاربه رسول خداست و زمخشری گفته که ذکر الله برای تعظیم است\nمراد اخبار است باینکه ایشان محاربه با رسول خدا کرده و سعی میکنند در زمین ابجدت کیا\nاینکه کشته شود قصاصاً اگر قتل تنها کرده باشد یا بر دار شود با کشتن اگر جمع کرده با\nمیان کشتن و گرفتن مال یا بریده شود دستها و پایهای ایشان اگر قتل نکرده\nباشد و مال گرفته باشد در حالیکه آن دستها و پایهای مختلفه باشد یعنی بریده شود\nدستهای راست و پایهای چپ اوشان یا نقل کرده شود از یکزمین بدیگر زمین اما نام ابوحنیفه\nتفسیر نفی محبس کرده جمهور علما بر این است که آیه مذکوره نازل شد در شان ایکتان عهد\nنموده بودند با حصرت صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم و نقض عهد کردند و فساد و قطع الطريق نمودند\nو عبدالرزاق گفته که در شان عرنیین آمده هذا اما قال قسطلانی و در بخاری نقل شد که این سور\nدر شان قطاع الطريق و دزدان مهر مران آمده عن انس قال قدم على النبي صلعم\nنَفَرٌ مِنْ عُكْلٍ فَاسْلَمُوا فَاجْتَنَوُا الْمَدِينَةَ فَامَرَهُمْ اَنْ يَاْتُوا اِبِلَ\nچندی از قبیله عکل پس اسلام آوردند پس ناخوش داشتند مدینه را پس امر کرد حضرت علیه الصلوة والسلام ایشانرا که بیا بند شتران\nالصَّدَقَةِ فَيَشْرَبُوا مِنْ اَبْوَالِهَا وَالْبَانِهَا فَفَعَلُوا فَصَلُّوا فَارْتَدُّوا\nصدقه را پس بنوشیدند از بولهای ایشان و شیرهای ایشان پس کردند پس درست شدند پس مرتد شدند\nوَقَتَلُوا رِعَاهَا فَاسْتَاقُوا الْاِبِلَ فَبَعَثَ فِي اَثَارِهِمْ فَاُتِيَ بِهِمْ فَقَطَعَ اَيْدِيَهُمْ\nو کشتند چرانندگان آنها را پس داند شتران پس فرستاده در پی آنها پس آورده شد ایشانرا پس برید دستها"}
{"book": "adl0004", "page": 134, "text": "١٢٩\nوارجلهم وسمل اعینهم ثم نبذهم فى الشمس حتّى ماتوا يعنى آنکه گفت انس که قدوم آوردند بحضرت\nدر پای ایشان تا بیشتر از آن مگزد چنین خبرا است و نیز تا آنکه نمیر آیند\nصلى الله عليه وسلّم چندى از عكل بضمّ عين وسکون کاف نام قبيله و در بعضی روایات\nآمده من عكل وعرنيه بضمّ عين وفتح را وسکون تحتاینه ونون صواب است\nکه مجموع هفت کس بودند چهار از عرینه وسه از عكل پس اسلام آوردند پس\nناخوش داشتند اقامت مدینه را وموافق نیفتاد ایشانرا هوای آن پس بیمار\nشدند وزرد شد رنگهای ایشان وآماسید شکمهای ایشان پس امر کرد انحضرت\nایشانرا که بیایند شتران صدقه را پس بیاشامند از کمیزهای شتران وشیرهای\nآن پس کردند آنچه امر کرد آنحضرت صلى الله عليه وسلّم پس تندرست\nشدند پس مرتد شدند و رجوع کردند از دین اسلام وکشتند چرانندگان\nشتران را پس راندند شتران را پس فرستاد آنحضرت صلی الله علیه وسلم\nجماعت در پیهای ایشان پس آورده شدند ایشان پس امر کرد ببریدن\nدستهای ایشان وپایهای ایشان وکوکرد چشمهای ایشان را\nپس تر داغ نکرد ایشانرا چنانچه بعد از بریدن دست و پای داغ میکنند"}
{"book": "adl0004", "page": 135, "text": "۱۳۰\n\nتا خون باستد تا آنکه مردند آن مفسدان و گفته اند که آنحضرت صلی الله\nعلیه و آله و سلم باین عذاب همه را معذب کرد بطریق قصاص زیرا که ایشان\nبا راعیان هم چنین معامله کرده بودند و تحقیق روایت کرده شده\nکه میل در چشم ایشان کشیدند و دست و پا بریدند و در زبانها و چشمهای\nایشان خارها خلانیدند تا مردند و نیز جرمیه این مفسدان عظیم بود زیرا که\nمرتد شدند و خونها ریختند و قطع طریق کردند و اموال گرفتند\nو پادشاه را میرسد که جمع کند میان عقوبات در مانند این بقصد معامله\nزجر و سیاست و این همه برای صلاح عالم و نظام امر بود و ظهور صفت\nجلال و شریعت آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم جامع بود میان جمال و\nجلال و لطف و قهر این را شیخ عبدالحق در اشعة اللمعات آورده و در شرح\nبخاری آورده که این حدیث پیش از نسخ مثله بود و انحال مثلة\nممنوع است در احیاء العلوم آورده که مخالف امر خدایتعالی در عقاید\nیا مبتدع است یا کافر و مبتدع یا داعی مرد مانست بسوی بدعت یا ساکت اگر\n\nساکت"}
{"book": "adl0004", "page": 136, "text": "۱۳۱\n\nکافر محارب بود مستحق کشتن و غلامی است واگر ذمی بود جایز نبود ایذآ\nوی مگر تحقیر باضطراب ضیق طریق واگر مبتدع داعی بود و بدعت او مو[؟]\nکفر باشد حکم او از ذمی بد تر است چه وی مقر بجزیه نیست و اگر کافر به بدعت\nنباشد فساد این شخص بسیار است از کافر چه شر وی متعدی است پس لازم\nبود بغض و دشمنی و قطع نمودن از و و حقارت و شناعت با و و نفرت\nدادن مردمان از و و نادادن جواب سلام واگر مبتدع عامی بود و قاد بر\nدعوت نبود وعظ و نصیحت با و کند اگر وعظ در حق او مفید نشود پس\nاعراض از وی اولی است واگر مبتدع عامی باعتبار عمل بود نه باعتبار اعتقاد\nاین سه قسم است اول انکه ضرر او بمردمان رسد چون سخن چین و گواه کاذب\nو غیبت کننده لازم است که با ایشان معامله و اختلاط نکنند واگر با هانت\nو سبکی این کسان زجر و منع خودا وشان آید یا دیگری بزجر اوشان عبرت میگیرد\nلازم بود اهانت اوشان دویم آنکه بایذا و بفعل بد وی ونقصان دنیا بكسي نرسد\nبلکه سلب نابود میکند دین خود را چون صاحب ربات مستحب است اهانت او گرا"}
{"book": "adl0004", "page": 137, "text": "۱۳۲\n\nامید زجر عاصی یا دیگری باشد لازم بود اهانت او و قطع تعلق باوی\nو ترک سلام و لازم بود بر طایفه علما که کمر همت بسته کنند و اظهار عذر\nو فریب شناعت و قباحت او هویدا نمایند تا عالم جهان از شر و فساد این بان\nشیطان بطرف شود قالَ عَلَیْهِ الصَّلوةُ وَالسَّلَامُ مَنْ انْتَهَرَ صَاحِبَ بِدْعَةٍ مَلَا\nگفت رسول الله صلی الله علیه وسلم کسیکه زجر کند صاحب بدعت را پر سازد\nاللَّهُ قَلْبَهُ أَمْنًا وَإِيمَانًا وَمَنْ أَهَانَ صَاحِبَ بِدْعَةٍ اَمَنَهُ اللَّهُ تَعَا\nخدا دل او را از امان و ایمان و کسی که خوار ساخت صاحب بدعت را در امان کند او را خدا تعالی\nيَوْمَ الْفَزَعِ الأَكْبَرِ وَمَنْ الأرْثِلَ وَاكْرَمَهُ وَلَقِيَهُ بِبَشْرٍ فَقَدْ ا\nدر روز رسوائی کلان که روز قیامت است و کسیکه نرمی کرد یا او یا عزت داد او را یا ببوت با و بخوشی پیشانی پس تحقیق\nبِمَا انْزَلَ اللهُ عَلى محمد یعنی کسیکه زجر کند صاحب بدعت را پر کند\nبه انچه نازل کرده خدا بر پیغمبر صلی الله وسلم\nخدا تعالی دل او از امن و ایمان و کسی که خوار و ذلیل کند مبتدع را\nنگاه کند او را الله تعالی از عذاب روز قیامت و کسی نرمی کند مبتدع\nیا عزت دهد با و یا ملاقات کند با لو بخوشی و پیشانی و ابد رستیکه سب\nکرد کتاب که نازل شده بر محمد صلی الله علیه وسلم وَعَنْ أَبي هُرَيْرَةَ\nدر وایت است از ابا هریره\nرَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ\nراضی شود خدای بزرگ برو گفت بگفت رسول خدا درود خدا بروی\nيَكُونُ فِي اخِرَ الزَّمَانِ دَجَّالُونَ كَذَّابُونَ يَا تُونَكُمْ مِنْ أَحَادِيثِ مَا لَمْ تَسْمَعُوا\nپیدا شوند در آخر زمان مفید ان دروغ گویان می آورند شما را از احادیث انکه نشنیده باشند"}
{"book": "adl0004", "page": 138, "text": "۱۳۳\n\nانتم وايا يَاكُمْ فَأَيَّاكُمْ وَإِيَّاهُم لا يُضِلُّونَكُمْ وَلَا يَفْتِنُونَكُمْ یعنى میباشید در أ\nشما بیوا نید بلا شیطان پس دور دارید خود را از ایشان برو بر دور دارید ایشانرا از خود که گمراه نمایند شما را در فتنه\nزمان تلبیس کنندگان و دروغ گویان یعنی جماعه باشند که خود را بحلمة در صوم\nعلما و مشایخ و صلحا و از اهل نصیحت و صلاح نمایند تا دروغ های خود را\nترویج دهند و مردم را بمذاہب باطلہ و رای فاسدہ بخوانند دجال\nمشتق از دجل بمعنی خلط و تلبیس ست می آورند شمایان را از احادیث\nآنچه نشنیداید شما و نه پدران شما یعنی بهتان و افترا و مراد با حادیث اینجا\nپیغمبرصلی اللہ علیہ وسلم است یا عامتر از ان شامل اخبار مزم پس دور دار بد خود\nاز ایشان ایشانرا از خود تا گمراه نکنند و در فتنه نیندازند ایشان شما را و صد\nتحفظ و احتیاط است در گرفتن دین و حتراز و پرهیز از صحبت ار باب ات\nو مخالطت ایشان خصوصاً انکه دعوت کنند و تلبیس نمایند مثنوی\nای بسا ابلیس آدم روی هست * پس بهر دستی نباید داد دست و حمر\nدرویشان بزرد و مرد دون * تا بخواند بر سلیمی زان فسون و زانکہ صیاد آورد\nصغیر * تا فزیبد مرغ را آن مرغ گیر* کار مردان روشنی و گرمی است*"}
{"book": "adl0004", "page": 139, "text": "۱۳۴\n\nکار دونان حیله و بی‌شرمی است بدآیند هرچه پیدا شده بعد از پیغمبر صلی الله\nعلیه و آله و سلم بدعت است و آنچه موافق اصول و قواعد شرع قیاس کرده\nشده بران آنرا بدعت حسنه گویند و آنچه مخالف آن بود بدعت سیئه و ضلالت خوانند\nو کلیه کل بدعت ضلالت محمول بر بدعت سیئه است و بعضی بدعت است\nکه واجب است چنانچه تعلم و تعلیم صرف و نحو که بدان معرفت آیات و احادیث\nحاصل گردد و حفظ غرائب کتاب سنت و دیگر چیزهای که حفظ دین ملت\nبران موقوف بود و بعضی مستحسن مستحب مثل بنای رباطها و مدارس تا و بعض\nمکروه مثل نقش و نگار مساجد و مصاحف بقول بعض و بعضی مباح مانند فرا\nدر طعامهای لذیذه و لباسهای فاخره بشرطیکه حلال باشند و باعث طغیان\nو تکبر و مفاخرت نشوند و مباحات دیگر که در زمان آنحضرت صلی الله علیه و سلم\nنبودند چنانکه غربال و مانند آن و بعضی حرام چنانکه مذهب اهل بدع و ہوا\nبر خلاف سنت و جماعت است و آنچه خلفای راشدین کرده\nباشند اگر چه بعضی در زمان آنحضرت صلی الله علیه و سلم نبوده ولیکن در حقیقت\n\nنزدیک"}
{"book": "adl0004", "page": 140, "text": "۱۳۵\n\nسنت است زیرا که آنحضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است\nعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِيْنَ الْمَهْدِيِّيْنَ عَضُّوْا\nبرشما لازم که بگیرید طریقه من وطریقه نائبان من رهنمائیندگان هدایت کنندگان محکم بگیرید\nعَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ بر شما باید که لازم گیرید سنت مرا وسنت\nسنت آنها را بدندانها محکم\nخلفای راشدین را ومحکم گیرید سنت او خلفا را بدندان ها و خرابی اسلام درید\nاو از ایشان است قَالَ فِي الطَّرِيْقَةِ الْمُحَمَّدِيَّةِ وَقَالَ مُحَمَّدُ\nگفته است در کتاب طریقه محمدیه که گفت محمد\nبْنُ الْفَضْلِ ذَهَابُ الْإِسْلَامِ مِنْ اَرْبَعَةِ أَقْوَامٍ لَايَعْمَلُوْنَ بِمَايَعْلَمُوْنَ\nپسر فضل رفتن دین از چهار طائفه است که عمل نمیکنند بآنچه میدانند\nوَيَعْمَلُوْنَ بِمَا لَايَعْلَمُوْنَ لَايَتَعَلَّمُوْنَ مَايَعْمَلُوْنَ وَالنَّاسُ مِنَ التَّعَلُّمِ يَمْنَعُوْنَ\nوعمل میکنند بآنچه نمیدانند یاد نمیگیرند آنچه او را عمل میکنند مردمان را از یاد گرفتن منع میکنند\nیعنی خرابی اسلام از چهار طایفه است یک طایفه است که عمل نمیکنند\nبآنچه میدانند دویم طایفه که عبادت وعمل میکنند بآنچه نمی دانند\nسِیُوم طایفه است که یاد نمیگیرند آنچه با وعمل میکنند و چهارم طایفه است\nکه مردمان را از تعلم واستفاده منع میکند پس مغرور نشوید از سخنان\nباطل ایشان وبظهور کلمات مبنیه وفصیحه اوشان واین عابدان جُهَّال\nومُصَلِّین ضُلال اند از شرع قویم واز صراط مستقیم مائل اند واز منهاج علما"}
{"book": "adl0004", "page": 141, "text": "۱۳۶\nشریعت و از مسالک مشایخ طریقت خارج اند فَالوَیْلُ كُلُّ الوَیْلِ لَهُمْ\nپس وای است بسیار وای برهم\nوَلِمَنْ تَبِعَهُمْ پس ایشان قطاع الطریق اند احتراز کنید از ایشان و احیا\nو بر کسی که تابع ایشان اند\nالعلوم گفته که از متصوفین گمرانان است آنکه دعوی معرفت و مشاهد\nحق کنند و دعوی مجاوزت مقام و احوالات و وصول قرب\nرافع الدرجات مینمایند و نمی شناسند این امور را مگر بأسامی و الفاظ\nو می بینند بعلماء فقه و مفسرین و محدثین و سایر اصناف علماء\nبچشم حقارت چه جای عوام الناس است تا آنکه بافنده و نداف\nو رنگریز کسب خود را میگذارند و ملازم او می شوند و می شنوند و قبول\nمیکنند کلمات او چنانکه تکلم بوحی می کنند و اخبار از اسرار مینمایند\nو در شان عباد جهال میگویند که رنج بی فایده می کشید و در شان علماء\nمیگویند که علما بسبب اقوال از وصول حق تعالی محجوب اند و دعوا\nمیکنند در حق نفس خود که من واصل حق و از مقربین او تعالیم\nو حال آنکه اوشان عند الله از فجار و منافقین اند و نیز در باب غلو\nانعقاد"}
{"book": "adl0004", "page": 142, "text": "۱۳۷\n\nاز حمقاء و جاهلین اند چه هرگز بحکم علمی و تهذیب خلقی نکرده و جای نداده\nدر دل خود مگر اتباع هوای و تلقف هذیان اعاذنا الله من المشایخ هذا الزمان\nفایده ثانیه در بیان حکمت و فرست و شجاعت و عدالت پادشاه\nمتصف باشد امام شجاعت که توسط است در میان تهور و جبن\nو حکمت که حد اوسط است در جربزه و بلادت و سخاوت که توسط ا\nدر اسراف و تقتیر چنانچه منطوقه کلام خالق الانام مشیر باوصاف کرام\nانْدَائَمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَ\nبدرستی مؤمنان کسان اند که ایمان آورده اند بخدا و رسول خدا پس تر بیباک نشده\nجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ\nو جهاد کرده اند بمالهای خود و نفسهای خود در راه خدا ایشان راست گویانند\nمعنی آنکه بدرستیکه مؤمنان انکسان است که ایمان بخدا و رسول آورد\nپس شاک نشده و جهاد کنند با کفار بمالهای خود و نفسهای خود در\nراه خدا ایشان اندر است گویان ایمان بخدا و رسول سبیل\nیقین منتهای حکمت است مجاهده بمال سخاوت و مجاهده بنفس شجاعت\nاست و متصف بود امام بفرست صادق و فکر صائب تا انکه غالبا اصنا"}
{"book": "adl0004", "page": 143, "text": "۱۳۸\n\nآید در تحری و در افعال و در تدابیر منازل و در سیاست مدن استاد\nخلق الله بود تا با افراد بنی آدم بوجهی معامله میکند که بچه سبب او مجتمع\nبر خیر میشود و امانت و صدق و حیا چندان بر دل وی غالب بود\nکه از ابنای جنس خود تمییز یافته حاصلش باشد و افعالی که تعلق بپادشاهی\nدارد بر وجه اتقان صادر نمیشود مگر انکه نفس ناطقه خلیفه متصف با\nبچند امور یکی هوشیاری و مرتبه شناسی هر شخص و شناختن حوصله هر\nتا در تفویض امور خطا نکند و سد خلل مملکت پیش از وقوع تواند\nنمود دیگر فراست المعیه که در فهم دقایق غلط نکند الاَلمعِی الّذِی یَظُنُّ\nبِک الظَّنَّ کَان قَد رَاَی و قَد سَمِعَ زیرا که بسیارست که امور متعار\nبهم میاید اگر تامل کند خلل واقع شود و اگر عجلت را کار فرماید خلل عظیم ظهور آ\nشعر اِذَا کُنتَ ذَا رَأی فَکُن ذَا عَزِیمَةٍ * فَاِنَّ فَسَادَ\nالرَأیِ اَن تَتَرَدَدی * اِذاَ کُنتَ ذَا رَأی فَکُن ذَا رَویَةٍ * فَاِنَّ فَسَادَ\nالرَأی اَن تَتَعَجَّلَا و مخلص ازین اشتباه غیر دست المیعه چیزی نیست و\n\nاین"}
{"book": "adl0004", "page": 144, "text": "۱۳۹\nاین معنی بر کسیکه بصحبت ملوک رسیده باشد یا تاریخ ایشان را دیده مخفی نخواهد بود\nو متصف بود پادشاه بعدالت که بسبب آن در هر حالت مناب\nآن حالات و آثار بر نفس ناطقه فایض شود قال رسول الله صلّی الله علیه\nوسلّم انّ المقسطين عند الله على منابر من نور بدرستیکه امرا عادل کرام\nنزد خدایتعالی بر منبرها از نورند فایده ثالثه در بیان شفقت و محافظت رعیت\nپادشاه مشفق بر رعایا بود چه رحمت او موجب رحمت حق تعالی و مستوجب طلب\nمغفرت ملایکه است عَنْ عَبْدِ اللهِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ\nصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهُمُ الرَّحْمَنُ ارْحَمُوا مَنْ فِي الْأَرْضِ يَرْحَمُكُمْ\nمَنْ فِي السَّمَاءِ رواه ابوداؤد والترمذی کسانیکه رحمت کنند بر مردمان رحمت\nبر ایشان الله تعالی رحم کنید ای بنده گان بر کسی که در زمین است از بندگان خدا\nرحم کردن بر بدان آنست که ایشانرا از بد منع کنند تا رحمت کند بر شما ذاتی که در\nآسمان است ملک و قدرت او و تخصیص آسمان بجهت کمال قدرت و وسعت او\nیا مراد بمن فی السماء ملائکه است و رحمت ملائکه بحفظ و نگاهداشتن است از اعدا و موذیا"}
{"book": "adl0004", "page": 145, "text": "۱۴۰\n\nاز شیاطین جن و انس و از محافظت و رعایت پادشاه است انچه در صحیح مسلم\nگفته شده قال رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ أهْلُ الْجَنَّةِ ثَلثَةٌ ذُو سُلطَانٍ\nصاحبان جنت سه نفر اند صاحب سلطنت\nمُقْسِطٌ مُتَصَدِّقٌ مُوَفَّقٌ وَرَجُلٌ رَحیمٌ رَقِیقُ الْقَلْبِ لِکُلِّ ذِی قُربَی\nعادل احسان کننده و توفیق داده شده و مرد مهربان نرم دل بهر خویش\nوَ عَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِيَالٍ یعنی اهل بهشت سه نفرند یعنی آنها که لایق و سزاوار\nو مرد باز ایستاده از حرام و خداوند عیال\nبهشت اند و از جمله سابقین و مقربین بهشت اند سه کس اند اوّل خداوند\nسلطنت و غلبه و عادل و احسان کننده است بمر‌دم و توفیق داده شده بخیر ا\nموفق آنرا گویند که آماده کرده شده برای وی اسباب خیر و گشاده شده بر روی\nوی درهای نیکی دوم مرد مهربان نرم دل است بهر خویشاوند قرابت مسلمان\nو سیوم مرد پارسائی بازایستاده از حرام و خداوند عیال است و از محافظت رعیت\nباعث بودن اهل اسلام بر جمعه و جماعات و بناء ائمه مساجد و مدرسین و قضا\nچنانکه حضرت عمر رض عبد الله بن مسعود را با جماعه در کوفه نشاند و معقل بن یسار را\nبه بصره فرستاد و از فضایل خلافت امام است که ریاست ظاهرا و مقروّن\nبریاست باطن باشد و تشبه کامل بآنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\n\nپیدا کنند"}
{"book": "adl0004", "page": 146, "text": "۱۴۱\nپیدا کنند و در اعداد یُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ\nزود باشد که بیاورد خدایتعالی قومی را که دوست میدارد خدا ایشانی ایشانرا دوست میدارند و ایشانند اینجا برهمنان\nعَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ\nبر کافران جهاد کنند در راه خدا و نترسند از ملامت هیچ ملامت\nلَا ئِم داخل شود تمکین و تقویت دین بر دست خلیفه مطهر و راید و فتح بلاد\nو شیوع اسلام در اقالیم معموره از آن امام بحصول آید در آیه لِيُظْهِرَهُ\nعَلَى الدّينِ كُلِّه غلبه بر دین یهودیت و نصرانیت و مجوسیت ظاهر و با هر گردد\nو در میان بنی آدم هر که مؤمن است و نسبت او با وی معامله\nوالد با ولد باشد كَمَا قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَا لَكُمْ مِثْلُ\nمن در حق شما همان\nالْوَالِدِ لِوَلَدِهِ و هر که کافرست در حق او مثل جبرئیل در وقت حه\nو پدر در حق پسر\nنمود چهار حد از جلاحه الهی میشوند در فعل اتلاف و هلاک و از محافظت\nرعیت ست نگاه داشتن بلاد اسلام از شهر کفار و قطاع الطریق متغلبان\nو سرحد های دار اسلام بافواج و آلات جنگ مشحون سازند و جهاد نمایان\nبا عداء الله ابتداءً اور فعاً و ترتیب دهد جیوش و عساکر را و تعیین\nارزاق کند برای مقاتله و اخذ جزیه و خراج و قسمت آن نیز بر غزت"}
{"book": "adl0004", "page": 147, "text": "۱۴۲\nبعمل آرد و تقدیر عطایای قضاة و مفتیان و مدرسان و واعظان\nو ائیمه مساجد باجتهاد خود نماید بغیر اسراف و تقتر و نایب کند\nدر کارها خود امناء عدول و اهل نیکخواهی را و همیشه در شنافت\nامور و در تفحص احوال رعیت و افواج و امراء امصار و جیوش غرت\nو قضات مقید باشد تا خیانتی و حیف در میان نیاید قال\nفی البخاری عن عبدالله بن عمر رضی الله تعالیٰ عنه قال الا کلکم\nگفت اگاه باشید همه شما\nراعٍ وَکُلُّکمْ مَسْئولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالْاِمَامُ الَّذیْ عَلَی النَّاسِ\nچراننده اید و همه شما سوال کرده میشوید از رعیت خود پس ان پادشاه که ایستاده است بر مردم\nرَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَالرَّجُلُ رَاعٍ عَلَی اَهْلِ بَیْتِهِ وَهُوَ\nچراننده است و او سوال کرده میشود از رعیت خود و مرد چراننده است بر اهل بیت خود و او\nمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَالْمَرْءَةُ رَاعِيَّةٌ عَلٰی بَیْتِ زَوْجِهَا وَهِیَ مَسْئُولَةٌ\nسوال کرده میشود از رعیت خود و زن چراننده است بر خانه شوی خود و او سوال کرده میشود\nعَنْهُمْ وَعَبْدُ الرَّجُلِ رَاعٍ عَلٰی مَالِ سَيِّدِهِ وَهُوَ\nاز اهل بیت و غلام مرد چراننده است بر مال صاحب خود و او\nمَسْئُولٌ عَنْهُ اَلَافَکُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ\nسوال کرده میشود از مال صاحب خود اگاه باشید پس همه شما چراننده اید و تمامی شمایان\nمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ یعنی اگاه باشید همه شما چراننده و نگاه\nسوال کرده میشوید از رعیت خود\nدارنده رعیت اید و همه شما پرسیده میشوید از رعیت خود پس\nابوبکریا"}
{"book": "adl0004", "page": 148, "text": "۱۴۳\n\nامامیکه قایم است بر مردم باصلاح حال چراننده و نگاه دارنده است و\nو می سوال کرده میشود از احوال رعیت او که عامه ناس اند که وی امام\nایشانست و مرد راعیت بر اهل خانه خود و وی پرسیده میشود از رعیت\nوی که اهل خانه وی اند و زن رعیت بر خانه شوهر خود و بر فرزندان او و\nوی سوال کرده میشود از ایشان و غلام مرد رعیت بر مال خواجه خود نگاه\nمیدارد انرا و سپرده شده است بوی و آن غلام پرسیده میشود از مال\nخواجه که خوب نگاه داشته و دیانت کرده در آن یانی و گفته اند هر کسی است\nبر اعضا و جوارح و حواس خود و وی پرسید میشود از احوال ایشان\nکه بکجا استعمال کرد ایشان را و چگونه استعمال کرده و در حدیث\nحال راعی اعضا نگفت از جهت ظهور و قرب آن و سوال و می فهمند اهل\nعرف از معنی رعایت عَنْ أَبِي سَعِيْدٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ\nإِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَأَقْرَبَهُمْ مِنْهُ مَجْلِسًا إِمَامٌ عَادِلٌ بدرسَتی\nپرسنیکه دوست ترین مردمان اند بخدا در روز قیامت و نزدیکتر بن ایشان اند بجهت نشیمنگاه امام عادل است\nدوست ترین مردمان بسوی خدا در روز قیامت و نزدیک ترین ایشان از"}
{"book": "adl0004", "page": 149, "text": "۱۴۴\nدرگاه خدا از روی مجلس پادشاه دادگر مستقیم براه راست بود\nباب سیوم\nدر بیان آنچه بر رعیت واجب ولازم است و این مشتملست بر نه فواید\nفایده اولی در اطاعت پادشاه فایده دویم در اطاعت والی امام\nفایده سیوم در درجه مطیعان امام فایده چهارم در بیان حکم ساعین\nبفساد فایده پنجم در بیان احوال کسانیکه خروج بر سلطان و پادشاه کنند\nفایده ششم در بیان احوال عیب کننده‌گان بر پادشاه فایده هفتم در حقوق\nپادشاه فایده هشتم در نصرت پادشاه فایده نهم در صلاح عمل رعیت فایده او\nدر بیان آنچه بر رعیت لازم است اطاعت خلیفه واجب است بر مسلمین\nکافه هر چه امر فرماید امام از مصالح اسلام و از انچه مخالف امر شرع نباشد خواه\nامام مقسط عادل باشد و خواه جابر و مایل باشد كما ظهر من اطلاق قوله تعالى\nأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ یعنی اطاعت کنید\nفرمانبرداری کنید خدا را و فرمانبرداری کنید رسول را و خداوندان حکم یعنی امراء شما را\nخدایتعالی را و رسول خدایتعالی را و امراء مسلمین بر آیه مذکور دلالت کند\nاو"}
{"book": "adl0004", "page": 150, "text": "۱۴۵\n\nبراینکه اطاعت امام اطاعت رسول الله است و سرکشی از حکم امام\nسرکشی از حکم رسول الله است و سرکشی از حکم رسول الله صلی الله علیه وسلم\nسرکشی از حکم خداست عَنْ اَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ\nروایت است از ابی هریره که گفت گفت رسول خدا درود و سلامتی خدا\nعَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ اَطَاعَنِی فَقَدْ اَطَاعَ اللهَ وَمَنْ عَصَانِی فَقَدْ عَصَی الله\nبر او هر کسیکه فرمان برداری کرد مرا پس به تحقیق فرمان بردار کرد خدا را و کسیکه نافرمانی کرد ما را پس به تحقیق نا فرمان کرد خدا را\nیعنی هر که اطاعت من کند بدرستیکه اطاعت خدای تعالی کرد و هر که\nنافرمانی از من کند بدرستیکه بی فرمانی از خدا کرده زیرا که امر نمیکند رسول\nمگر بآنچه امر کرده الله تعالی و نهی نمیکند مگر از آنچه نهی کرده خدایتعالی\nوَمَنْ یُّطِعِ الاَمِیْرَ فَقَدْ اَطَاعَنِیْ وَمَنْ یَّعْصِ الاَمِیْرَ\nو کسیکه فرمان برداری کرد امیر خود را پس به تحقیق فرمان برداری کرد مرا و کسیکه بی فرمانی کرد امیر خود را\nفَقَدْ عَصَانِی حق علیه هر که اطاعت امیر و نایب من کند بدرستیکه\nپس بتحقیق بی فرمانی کرد مرا\nاطاعت من کرده و کسی که نافرمانی کند از امیر و نایب من بدرستیکه\nنافرمانی کرده از من و اِنَّمَا الْاِمَامُ جُنَّةٌ نیست امام مگر بمنزله سپر که یُقَاتَلُ\nنیست امام مگر مانند آسپر تم جنگ کرده میشود\nمِنْ وَّرَآئِهِ قتال کرده میشود از پس وی وَ یُتَّقَی بِهِ و پرهیز کرده میشود\nاز پس وے و پرهیز کرده میشود بوی\nبوی از آفات و مخافات این بیان وجه تشبیه امام به سپر است چنانکه در"}
{"book": "adl0004", "page": 151, "text": "۱۴۶\n\nقتال سپر حائل و حاجرست سبب نگاهداشت از رسیدن تیر و شمشیر است\nهمچنین وجود امام از رسیدن آفات و حوادث اعدای دین و باع\nامن و امانست پس اگر امر کند امام بتقوای خدایتعالی و اجتناب\nاز نافرموده های وی سبحانه و عدالت ورزد و جور نکند فأن له\nپس دسیست مخواه مراد را\nبذالك اجرا پس بدرستیکه مر امام را بسبب آن امر و عدالت اجر عظیم\nبسبب این امر اوست\nوَإِنْ قَالَ بِغَيْرِهِ اگر بگوید امام و امر کند بغیر آن فَإِنَّ عَلَيْهِ مِنْهُ وِزْرًا پس ستیکه\nو اگر امام امر کند بغیر آن پس بیجکست بر امام ازین کار وی گناه است\nبر امام ازین کار وی گناه است في المشكوةِ وَعَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ\nدر مشکوة و از پسر عمر رض گفت گفت رسول الله\nصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ عَلَى الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ فِيمَا أَحَبَّ وَكَرِهَ مَا لَمْ\nصلی الله علیه و سلم شنیدن و فرمان برداری است بر مرد مسلمان در انچه خویش و بدو یا بیداند تا وقتی\nيُؤْمَرُ بِمَعْصِيَةٍ یعنی شنیدن و قبول کردن حکم امام و فرمان برداری\nکه امر نشود به کن.\nکردن وی واجب است بر مرد مسلمان در هر چیز خواه چیزی باشد که دوست\nمیدارد آنرا و خوش میدارد او را و موافق طبع اوست و یا چیزی بود که مروه\nمیپدارد و ناخوش دارد آنرا و مخالف طبع اوست مادام که امر کرده شود\nبه گناهی و نامشروعی فَإِذَا أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ فَلَا طَاعَةَ پس چون امر شود\nپس هر گاه که امر کرده شود بگناه پس نیست اطاعت کردن"}
{"book": "adl0004", "page": 152, "text": "۱۴۷\n\nشود گناه پس نیست سخن او را قبول کردن و نه حکم او را فرمان برداری نمودن\nدر صحیح مسلم آورده عز وایل ابن حجر قال سَأَل سَلَمَة بْنُ يَزِيدِ الجُعَفِيُ\nاز وایل پسر حجر گفت سوال کرد سلمه پسر یزید الجعفی\nرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرَأَيْتَ إِنْ قَامَتْ\nپیغمبر خدا را صلی الله علیه وسلم پس گفت ای پیغمبر خدا خبرده اگر بایستند\nعَلَيْنَا امَرَاء يَسْتَلُونَا حَقَّهُمْ وَيَمْنَعُونَا حَقَّنَا فَمَاذَا تَأْمُرُنَا قَالَ\nبر ما امیران سوال کنند ما را حق ایشان و منع میکنند ما را حق ما پس چه میفرمای ما را گفت\nاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِمْ مَا حَمَلُوا وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ\nبشنوید و فرمان برداری کنید پس نیست بر سر ایشان مگر چیزی که کرده شده بر ایشان و نیست بر شما مگر چیزی که\nیعنی سوال کرد سلمه از رسول خدا گفت یا نبی الله خبر ده اگر باشد بر ما امر اسوا\nکند ما را حق خود و منع میکند ما را حق ما پس چه میفرمائی ما را گفت انحضرت بشنوید\nو قبول کنید سخن ایشانرا و فرمان برداری کنید امر ایشانرا پس نیست بر ایشان\nمگر چیزی که بار کرده شده و تکلیف نموده شده اند از عدل و احسان نیست بر شما مگر\nچیزی که تکلیف کرده شده اید از سمع و اطاعت فایده دویم وجوب بر اهل\nاسلام فرمان برداری هر که پادشاه بر سر ایشان حاکم کند فی المسلم عن ام الحصين\nقَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنْ أُمِّرَ عَلَيْكُمْ عَبْدُ مُجَدَّع يَقُودُكُمْ\nاگر امیر ساخته شود بر شما از نزد خلیفه بنده خلیده\nبِكِتَابِ اللَّهِ فَاسْمَعُوالَهُ وَأَطِيعُوا یعنی اگر امیر ساخته شود بر شما غلامی در زنگی\nکه میکشد شما را بکتاب خدا پس بشنوید امر او را و فرمان برید او را"}
{"book": "adl0004", "page": 153, "text": "۱۴۸\n\nگوش و بینی بریده که میکشد شما را بجناب امر میکند بحکم شرع پس سماع کنید اورا\nو بشنوید حکم او را بسمع رضا و فرمان برداری کنید اورا یعنی همان غلام حقیر ذلیل و\nاو گوش و بینی بریده را عن انس ان رسول الله قال اسمعوا و اطیعو بشنوید و اطاعت کنید ان\nیستعمل علیکم عبد حبشی اگرچه عامل کرده شود بر شما غلام حبشی کان رأسه زبیبة\nگویا سر او مویز است بعضی گفته اند کنایت از خفت عقلست فایده سوم از\nدرجه مطیعان امام و میفرمایند این مطیعان پادشاه با پیغمبران و صد یقام شهدا\nهمراه خواهند بود حسن اولئک رفیقاً قال الله تَعَالَی وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ\nو کسیکه فرمان ببره خدا و رسول او را\nفَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَ\nپس آنان همراه آنانند که نعمت داده خدا مرایشانرا از انبیا و صدیقان\nالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَیٰ بِاللَّهِ\nو شهیدان و صالحان ونیک بودند آنها در رفاقت این همرائی از حق تعالیست سزاوار ست عالیمت\nعَلِيماً یعنی کسیکه فرمان خدا و رسول خدا قبول کند میباشد آنها همراه کسانیکه\nبر احوال آنها\nنعمت داده خدانور آنها که انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین باشند نیکو به نیها\nرفاقت با این مهر با حق تعالی ست و عالم است به احوال آنها بدانند د ا طایعی\nبمقتضای حدیث سابق اطاعت الله ست فایده چهارم در بیان ساعدین پادشاه\n\nقانون"}
{"book": "adl0004", "page": 154, "text": "۱۴۹\n\nسعی و فساد کنند در امور سلطنت حکم سعات و بغات دارد بلکه عین بغات است\nچنانکه مخبر صادق از احوال خبر داد وَ عَنْ عَلِيّ رَض قَالَ سَمِعْتُ رَسُوْلَ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ\nو روایت است از علی کرم الله وجهه که گفت شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و سلم\nیَخْرُجُ قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ گفت علی رضی عنه شنیدم بحضرت صلی الله علیه\nسرانجام است که بیرون آید قومی در آخر زمان\nو سلم را سر انجام است که بیرون آید در آخر زمان حِدَاثُ الْأَسْنَانِ سُفَهَاءُ\nنوپایان در سبک خردان\nالْأَحْلَامِ يَقُوْلُوْنَ مِنْ قَوْلِ الْبَرِيَّةِ نو سال های سبک خردان میگویند از بهترین\nمیگویند از بهترین سخنان که تکلم میکنند بدان خلق\nسخنان که تکلم میکنند بدان خلق مراد قرآن عظیم است لَا يُجَاوِزُ إِيْمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ دور\nدر نمیگذرد ایمان ایشان از حلقومهای ایشان\nنمیگذرد ایمان ایشان و کلمه آن حلقوم های ایشانرا و میرسد بصدد قبول يَمْرُقُوْنَ\nبیرون می آیند\nمِنَ الدِّيْنِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ بیرون می آیند از دین یعنی از اطاعت\nاز دین چنانچه بیرون می آید تیر از شکار\nامام نه از دین اسلام یا این مبالغه و تشدید است در گمراهی ایشان چنانکه بیرون\nمیآید و میگذرد تیر از شکار و آلوده نمیشود بخون از جهت سرعت نفوذ آن\nفَأَيْنَمَا لَقِيْتُمُوْهُمْ فَاقْتُلُوْهُمْ پس هرجا که پیش آیند بکشید ایشانرا فَإِنَّ فِيْ قَتْلِهِمْ\nپس هر جا که پیش آیند بکشید ایشانرا پس بدرستی که در کشتن ایشان\nاَجْرًا لِمَنْ قَتَلَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ متفق علیه پس بدرستی که در کشتن ایشان مزد و ثواب\nاجریست برای کسی که بکشد ایشانرا تا روز قیامت\nمر کسی را که بکشد ایشانرا فائید هجم است خروج بر سلطان بعد از ان که مسلمانان بر او\nدر احوال کسانیکه خروج برسلطان کنند الخ"}
{"book": "adl0004", "page": 155, "text": "۱۵۰\n\nجمع شوند اگر چه آنسلطان مجتمع شروط نباشد عَنْ عَرْفَجَةَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولُ اللَّهِ\nصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ گفت عرفجه شنیدم آنحضرت صلی الله علیه وسلم\nرا که میگفت إِنَّهُ سَیَکُونُ هَنَّاتُ وَ هَنَّاتُ بدرستیکه پیدا شود شرها و فسادها و خصلت\nهای بد و قصها فَمَنْ اَرَادَ اَنْ یُفَرِّقَ اَمْرَ هٰذِهِ الْاُمَّةِ پس کسی که خواهد که جدائی افگند در کار\nاین امت وَ هِیَ جَمِیعٌ و حال آنکه امت مجموع است بر یک کلمه است فَاضْرِبُوهُ\nبِالسَّیْفِ پس برید او را بشمشیر کَائِناً مَنْ کَانَ هر که باشد یعنی اگر چه اشراف الناس\nو اعلم باش در قواطع سلم و خروج بر خلیفه مسلمانان دو نوع است یکی آنکه خروج\nکند برای نهب اموال و قتل نفوس و تحلیل فروج بغیر تاویل شرعی\nسیف را حکم سازد نه قانون شرعی را حکم این جماعت حکم قطاع الطریق\nاست دفع کردن ایشان و هم متفرق ساختن جماعه ایشان واجب است\nدویم آنکه خروج کند به نیت اقامت دین و شبه کند در خلیفه و حکام او\nپس آن تاویل اگر هیچ اعتباری ندارد مانند تاویل اهل ردت و\nمانعین زکوة در زمان صدیق اکبر رضی الله عنه و معنی قطعیت بطلان تاویل\nمخالف"}
{"book": "adl0004", "page": 156, "text": "۱۵۱\nکه مخالف نص کتاب سنت مشهوره یا اجماع یا قیاس جلی واقع شود\nاگر آن تاویل مجتهد فیه است نه قطعی البطلان آن قوم بغات باشند در زمان\nاول حکم این قوم حکم مجتهد مخطی و از ان خطا قد للعمرا احادیث منع بغی صحیح مسلم\nاگر خطاکردیم سیزده را ابو حنیفه\nو غیر آن ظاهر شد و اجماع اُمت بران منعقد گشت امر و ز حکم بعصیان باغی کنم\nقَالَ فِي الْبُخَارِي مَنْ رَأَى مِنْ أَمِيْرِهِ شَيْئًا فَكَرِهَ فَلْيَصْيِر کسی که ببیند از امیر خود چیزیکه\nمیگوید در بخاری کسی که ببیند از امیرخویش چیزیکه کروه داند پس صبر کند\nمکروه می پندارد و ناخوش دارد چیز را پس باید که صبر کند و شتابی نورزد\nدر خروج و ترک طاعت فَإِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يُفَارِقُ الْجَمَاعَةَ پس بدرستی\nبدرستی که نیست کسی را که جدا می کند از جماعت\nشأن این است که نیست هیچ کسی که جدائی کند جماعت مسلمانان را و نفاق\nایشان را سیز شبرا کوب فیموت پس بمیرد بر همین حال مفارقت الا مات میتة\nیک بدست پس مردن\nمگر اینک میمیرد مردار\nجاهلیه مگر آنکه بمیرد بآن نوع مردنی که می میرند بران اهل جاهلیت چه اهل جاهلیت\nطاعت امیر نمیکند و در متابعت هدایت امام نمیرفت و استنکاف مینمود\nاز اطاعت امام البغاة هُمُ الْخَارِجُونَ عَنْ طَاعَةِ الإِمَامِ الْحَقِّ بِغَيْرِ حَقٍّ\nباغی کسانی اند که بر ایند از فرمان برداری پادشاه بحق ستم و بونیر وحی و\nثُمَّ الخَارِجُونَ عَنْ طَاعَةِ الإِمَامِ ثَلَثَةٌ قُطَّاعُ الطَّرِيقِ وَعُلِمَ حُكْمُهُمْ وَبُغَاةٌ\nپس بیرون آیندگان از اطاعت امام سه طایفه اند اول رهزنان دانسته کرده شد حکم ایشان دوم بغات"}
{"book": "adl0004", "page": 157, "text": "۱۵۲\nوَقِيلَ وَخَوَارِجَ وَهُمْ قَوْمٌ لَهُمْ مَنَعَةٌ خَرَجُوا عَلَيْهِ بِتَأْوِيلٍ يَرَوْنَ\nو مقرب حکم ایشان می آید و خوارج ایشان قومی اند که ایشان را قوت باشد بیرون شده باشند بر پادشاه بتاویل در کمان می بینند\nاَنَّهُ عَلَى بَاطِلِ كُفْرًا وَمَعْصِيَةٍ يُوجِبُ قِتَالَهُ بِتَأْوِيْلِهِمْ يَسْتَحِلُّوْنَ دِمَا\nکه پادشاه بر باطل است و کفر و معصیت را جب است کشتن ایشان بتاویل خودشان سحر حلال میدانند خونهای ما\nئَنَا وَ اَمْوَالَنَا وَيَسْبُوْنَ نِسَاءَنَا وَيُكَفِّرُوْنَ أَصْحَابَ نَبِيِّنَا عَلَيْهِ السَّلَامُ\nواموال ما را واسپری میگیرند زنهای ما را و نسبت کفر می کنند باصحاب نبی ما علیه السلام را\nوَحُكْمُهُمْ حُكْمُ الْبُغَاةِ وَاِنَّمَا لَمْ يُكَفِّرْهُمْ لِكَوْنِهِ عَنْ تَأْوِيْلٍ وَ اِنْكَانَ بَاطِلَا\nو حکم ایشان حکم باغی است و جو این نیست که کافر نکوئیم ایشانرا از جهتی تاویل و متوجه بد بسیم باطل شان\nبِخِلَافِ الْمُسْتَحِلِّ بِلَا تَأْوِيلٍ در مختار یعنی بغات قومی هست که پیرو\nبخلاف آنکه نسبت کفر کند بی تاویل\nباشند از فرمان امام بغیر حق پس خارجین و بیرون از اطاعت امام سه طایفه\nاند اول قطاع الطريق است دانسته شده حکم ایشان دویم بغات است مقرت\nحکم ایشان می آید و سوم خوارج است خوارج طایفه است که ایشانرا قوت با\nو بیرون شده باشند بر پادشاه و خروج ایشان بر پادشاه با تاویل است وان\nتاویل یا گمان اوشانست بر پادشاه بکفر یا بر معصیت بر پادشاه و جب بودن\nکشتن ایشان بتاویل انکه ایشان حلال میدانند کشتن ما یان مال های بالا\nو بندی میکنند زنان ما رانسبت کفر میکنند با صحاب نبی ما علیه الصلوة والاسلام\nو حکم ایشان حکم بغاست و کافر نمیگوئیم ایشانرا که نسبت ایشان از تاویل و\nباطل"}
{"book": "adl0004", "page": 158, "text": "۱۵۳\nدلیل است اگرچہ باطل بود بخلاف انکه مربت کفر کند تاویل که\nقایل او کا فر گفته شود و الامامُ يَصِيرُ إِمَا ما بأمرين بالمتابعة من\nامام امام میگردد جزا میر\nیکی بہ بیت کردن\nالأشراف و الاعيان و بان ينفد حُكم في الرعية خوفا من قهر\nاشراف و اعیان\nدوم بنافذ شدن حکم او بر رعیت از جته خوف قہر دسلات اور\nوجَبَرُوته فَان بَايَعَ النَّاسُ الامام ولم يَنفُد حكم فيهِم لعجر عَن قَهْرهِمْ\nو ترس سلطنت او پس اگر بیعت کرد مردمان با ام و نافذ نشد حکم او بر رعیت از جته عجز از قهر کردن د رعیت\nلايصير ا مَامًا واذا صار الأمام اما ما فَجَارَ لا يسْعَول لكان ذا قَهْرِ و غلبة لعوده\nنمیگردد امام پس اگر صار پادشاه فاجر نمیشود معزول اگر صاحب خلیه و شوکت بود از جهتة بازگشتن او\nبالقهر فلا يُفِيدُ وَلا يغزل من لانه يعَيدُ در ممارِعی امام میگردد امام بدو و\nبه شوکت پس فایده نمیکند اگر صاحب غلیه و سلطنت نباشد معزول شود از پادشاهی بد رستیع درین فایده است.\nبیعت اشراف مردمان و تنقوذ حکم وی در رعیت از جهة ترس سلطنت\nوی پس اگر بیعت نمود مردمان با امام و نافذ نشد حکم از جهة عجز وی نمیگردد\nامام پس اگر امام فاجر باشد نمیشود معزول اگر صاحب غلبه شوکت بود بچه\nاز غزل پس میگردد امام و اگر صاحب سلطنت غلبه نباشد معزول شود\nفإذا خرج جَمَاعَةٌ مسلمونَ عَن طَاعَتِهِ أَوْطَاعَةِ نَائِبِه الَّذِى النَّاسُ بِهِ فِي امَانِ\nپس هرگاه بیرون شوند گروه مسلمانان از فرمان بردن او یا فرمان بردن نایب و آنچنان نایب که مردم بسبب او در امان میباشند\nوغلبوا على بَلَدٍ دَعَاهُمُ البيرُ إِلى الطَّاعَةِ وكَشَفَ سُبْهَتَهُمْ فَإِنْ تَخَرُ وا\nو غلیه کردند بر شهر طلب کند پادشاه ایشانرابوی طاعت خود و کشف کند شبهه ایشانرا پس اگر برکنا ده شد\nمجتمعين حَلَّ لَنَا قَتَا لَهُم بدًا حَتى تَفَرَّقَ جَمْعَهُم\nدر حالیکه انبوه بودند حلال است ما یا نرا کشتن ایشان از اول تا جدا شود انبوه ایشان"}
{"book": "adl0004", "page": 159, "text": "۱۵۴\n\nیعنی اگر بیرون شد جماعت از مسلمانان از اطاعت پادشاه از غایت خیانتی تا\nکه بوی مردمان را مانع بودند و غلبه نمود بر شهر مسلمانان طلب کند امام ایشان\nرا بسوی طاعت خود و کشف نماید شبهه های اوشانرا اگر بکناره شدند در حالیکه\nکه انبوه بودند حلالست بیار کشتن آنها تا متفرق و پراکنده شوند جمع آنها\nوَمَنْ دَعَاهُ الْاِمَامُ إِلَى ذَلِكَ أَيِّ إِلَى قِتَالِهِمُ افْتَرَضَ عَلَيْهِ\nو هرکه بخواند اورا پادشاه بسوی آن یعنی بسوی جنگ کردن اوشان فرض شده است بر او\nإِجَابَتُهُ لَوْ قَادِرًا یعنی کسی را که خواستند امام برای مقاتله بغات فرض\nقبول کردن پادشاه اگر توانا باشد\nبر وی اجابت پادشاه و لازم بود معاونت پادشاه اگر آن شخص معاون قادر\nبر اعانت بود قَالَ صَاحِبُ الْكَبِيرُ وَهَذِهِ الدَّعْوَةُ لَيْسَتْ بِوَاجِبَةٍ یعنی این دعوی\nاین دعوت نیست واجب\nنمودن و طلب کردن بر پادشاه دین پناه واجب نمیباشد بلکه مستحب است\nپس اگر بلا دعوت بر اوشان هجوم آوردند و مقاتله نمایند نیز جایزست زیرا که\nبسبب انتظار و تاخیر کار زار سبب تقویت شوکت و تکثر جماعت آنها میگردد\nبعد از ان دفع اوشان بسهولت صورت نمی پذیرد و لهند امدار کار برتاش\nاجتماع و امتناع اوشان نموده آنچه بر رای عالم آرا غالب آید بعمل آرد تا فتنه"}
{"book": "adl0004", "page": 160, "text": "۱۵۵\nو شر اوشان مندفع گردد و جمعیت اوشان بسیار نشود و نیز دران کتا بت\nاِذَا بَلَغَه أَنَّهُم يَشتَرُونَ السّلَاحَ وَيَتَهَيَّؤُنَ لِلقِتَالِ يَمنَعُ ارْتِحَلَّهُمْ\nوقتیکه خبررسید بدو که ایشان میخرند سلاح و آماده کاره ارند برجنگ باز میکند یکی ایشا نرا\nوَيحْبسهُم حَتّى يقلعوا عَن ذَلِك وَيجْدَلُوا تَوْبَةً دَفعاً\nو محبوس میکند آنا بر کنده شوند ازین امر و میگویند لفظ تو به را بهته دفع\nلِلشَّرِّ بِقَدَرِ الاِمكَانِ و نیز در درمختار متصل با قول گذشتۀ گفته است\nشر بقدر امکان\nوَنُقَاتِلُهُم بِالْمَنْجَنِيقِ وَالاِعْرَاقِ وَغَير ذَلِك كَأَهل الْحَربِ معا مله میکنیم بانحات تنیق\nو قتال میکنیم با با ایشان به فلاخن و غرق نمودن و غیر ان چنانچه با اهل حریبی\nو بغرق سندن و هرچه اسباب قتل بود چنانکه مقاتله میکردیم با اهل حرب\nوكُفَّارٍ وَمَا يَجُوزُ قَتله من اهل الْحَربِ كَنِسَاءٍ وَشُيُوخٍ لاَيَجُوزُ قَتْلَهُ\nانچه نیست رواکشتن او از اهل جنگ مانند زنان و پیران روانیت کشتن او\nمِنْهُم مَالَمْ يُقَاتِلُوا یعنی جایز نبود کشتن کسانی را از ایشان که جایز\nازین باغیان تا جائی که مکنه باشند\nنبود کشتن ایشان از کفارچون زن ها و پیرسالها تا زمانی که مقاتله نکنند\nوَلَا تُسبى لَهُمْ ذُرِّيَّةٌ وَتُحبَس أَمْوَالُهُم إِلى ظُهُور تَوْبَتِهِمْ\nو نه قید می شوند ذریشان و اطفالهم و در قید می اید مالهای ایشان تا آشکار شدن توبه ایشان\nفَتُرَدُّ عَلَيْهِمْ بَنْدِي نکنند اولاد بغات و بندی کنند مالهای ایشانرا تا\nپس باز میکردد برا ایشان مالهای ایشان\nظهور توبه ایشان بعد از تو به رد کنند اموال ایشان بسویشان وَيُقَاتَلُم\nو میجنک باین انرا\nبِسلَاحِهِمْ وَخَيلِهِم عِنْدَ الْحَاجَةِ وَلَا يَنْتَفِعْ بِغَيرهَا مِنْ أَمْوَالهِم مُطَلَّقاً\nبه اسپان ایشان نزد ضرورة ونفع گرفته نمی شود بیرون سلاح و اسپان از مالهای ایشان با لکل"}
{"book": "adl0004", "page": 161, "text": "١٥٩\n\nوَلَوْ عِنْدَ الْحَاجَةِ یعنی ما را جایز بود که مقاتله با سلحه و اسپان ایشان کنیم نزد\nاگر چه نزد ضرورت باشد\nحاجت ما و جایز نبود نفع بر داشتن بدون اسلحه و اسپان اگر چه حاجت داشتیم\nباشیم وَلَوْ قَالَ الْبَاغِي تُبْتُ وَالْقَى السِّلَاحَ مِنْ يَدِهِ كُفَّ عَنْهُ اگر باغی گفت که\nو اگر گفت باغی تو به کردم و انداخت سلاح را از دست خود منع کرده میشود ازو\nتو به کردم و انداخت سلاح را از دست خود منع کرده میشود ازو یعنی جایز نبود کُشتَن\nوَلَوْ قَالَ كُفَّ عَنِّي لاَنْظُرَ فِيْ اَمْرِيْ لَعَلِّيْ اَتُوْبُ وَاُلْقِيَ السِّلَاحَ كُفَّ عَنْهُ\nو اگر گفت پس منع شويد از من كه به بينم در کار خود تا این که تو به کنم و انداخت سلاح را منع می شود ازو\nاگر باغی گفت دست بردار تو از من تا فکر کنم در کار خود شاید که تو به کنم\nواندخت سلاح را منع شود قتل از ایشان وَلَوْ قَالَ اَنَا عَلٰی دِیْنِكَ وَمَعَهُ\nو اگر گفت من بر دین تو ام\nسِلَاحُ لَا لِأَنَّ وُجُوْدَ السِّلَاحِ مَعَهُ قَرِيْنَةٌ يُعَيِّنُ مُضِيَّ لِقَاهُ كُفَّ عَنْهُ وَاِلَّافَلَا اگر باغی\nسلاح معه منع نشوند زیرا که به تحقیق بودن سلاح با او دلیل بغا و سرکشی اوست پس هر گاه که انداخت سلاح را منع شوند\nگفت که من در اطاعت توام و بود با او سلحه منع قتل از وی نشود چه وجود سلها\nهمراه او علامه بغی ایشانست پس هر وقت که اسباب جنگ را اندخت او را\nنکشد و اگر سلحه را ناندخت بکشد او را وَقَتْلَانَا شُهَدَاءُ کشته شدگان اهلسنت\nکشته شدگان ما شهیدان اند\nوَلَا يُصَلّٰى عَلٰی بُغَاةٍ بَلْ يُكَفَّنُوْنَ وَيُدْفَنُوْنَ نماز داده نشود\nو نماز جنازه مرده نمی شود بر باغیان بلکه کفن کرده می شوند و دفن کرده می شوند\nبر بغات بل کفن داده شوند و دفن شوند وَيُكْرَهُ نَقْلُ رُءُوْسِهِمْ إِلَى الْاٰفَاقِ\nو مکروه است نقل سر های باغیان بسوی اطراف\nوكذاك"}
{"book": "adl0004", "page": 162, "text": "١٥٧\nوكَذلِك رُؤُس اهلِ الحرْبِ لا نَها مَثلة مکروه بود بردن سرهاى بغات بوى\nو همچنين مكروه است سرهاى اهل جنگ زیرا كه اينها مُثله است\nاطراف همچنین ست سرهاى كفار زیرا كه اين ها مُثله است وجَوَزْه بَعْضُ\nدروا داشته اند بعضى\nالمشايخ لوْفيه كَسْرُ شَوْكَتِهمْ اوْ فَراغ جایز گفته بعضى مشايخ اگر بود در فضل سرها\nعلماء اگر بود در بريدن شكستن دبدبه ایشان یا باشد در نقل فارغ بودن\nايشان شكستن شوكت ايشان و یا بود فراغ ازيشان درین نقل دیگريم مكروه تحريما\nو مكروه تحریمی است\nبَيْعَ السِّلاحِ مِنَ أَهْلِ الْفِتْنَةِ انْ عَلِمَ لاَنَّهُ اِعَانَةٌ عَلَى الْمَعْصِيَةِ\nفروختن سلاح از اهل بغى باکره دانسته شود زیرا که این اعانت کردن بر گناه ست\nدر محارب یعنى مكروه وحرام بود فروختن سلاح بر اهل فتنه اگر معلوم بود\nایشان زیرا كه این اعانت است بر معصيت ولا لا مامُ بِالْخيَار فى اسيرهم\nپادشاه مخیر است در بنديهاى ایشان\nان شَاءَ قَتَلَهُ وَانْ شَاءَ حَبَسَهُ حَتّى يَتُوبَ أَهْلَ الْبَغْىِ فَانْ تَابَ حَبَسَهُ اَيْضاً\nاگر خواهد بكشد او را و اگر خواهد قيد كند او را تا زمانيکه توبه كنند باغیان پس اگر توبه كرد قيد كند او را نيز\nحَتّى يُحْدِثَ تَوْبَةً وَلا يُنفِقُ اليهِمُ الاِمَامُ مِنْ بَيْتِ المَالِ لِمَا فِيهِ\nتا كه نو كند توبه خود را و نفقه نفرستد بسوى باغیان پادشاه از بیت المال زیرا که دران\nمِنَ الإِحْسَانِ عَلَى الْبَاغِى وَلَوْ انْفَقَ كَانَ دَيْنا عَلَى الْبَاغِى١٢ عالمگيريه\nاز احسان بر باغى است و اگر نفقه داد هست دین بر باغی\nقَالَ اللهُ تَعَاوَان طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَاَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ\nو اگر دو طایفه از مسلمانان با هم جنگ كنند صلح در پس صلح كنيد در ميان ان ها پس اگر\nاحديهُمَا عَلَى الأُخْرىٰ فَقَاتِلُوا لَتِى تَبْغِى حَتّى تَفِيءَ إِلَى امْرِ اگر دو طايفه از مومنان محاربه\nيكى بر ديگرى پس بكشيد سر آنطایفه را كه خروج كرده تا بگردد طايفه اباغى بحكم خدا\nكند با هم پس صلح کنید میان هر دو و امر معروف بایشان کنید واگربغى"}
{"book": "adl0004", "page": 163, "text": "١٥٨\n\nپادشاه\nنمود یکی بردیگری پس کشید آن طایفه که بغی نموده تا بگرد بسوی طاعت\nفایده ششم در بیان حکم عیب نگذاشتن بر لباس پادشاه و بچشم حقارت\nنگریستن عیب نگیرند برلباس واقوال وافعال پادشاه که اهانت کرد این\nضرر بعامه رعیت شاید که پوشیدن وگفتن و کردن او برای غرضی\nباشد ومصلحتی که ظهور عزت و هیبت است در رعایا عزیزی قاقال كنت مع ابی بكرة\nتحت منبر ابن عامر بروایت شده از زیاد که گفت من بودم همراه ابی بکرة تحت\nزیر منبر ابن عامر\nابن عامرهُو تخطب وَعَلَيْهِ شَيَار رفيق وی خطبه میخواند و بروی جامه باریک بود\nوا و خطبه می خواند و بر ا و جامه های با یک بود\nفَقالَ ابو بلال انْظُرُوا إِلَى المينَ نا گفت ابو بلال بـبـیـنـیـد بسوی میرها نیا\nپس گفت ابو بلال به بینید بسوی پادشا ه ما\nيَلْبَسُ شَيابَ الْفُسَّاقِ میپوشد جامه های فاسقان یعنی جامه که لایق\nپوشیده است جامه های فا سقا نرا\nبحال فاسقان و روش ایشانست نه که پوشیدن آنها فسق است فَقَالَ\nأبو بكرة اسكت پس گفت ابو بکرة ساکت باش و ساکت شو سَمِعْتُ رَسُول الله\nابو بکر خاموش باش\nشنیدم از رسول خدا\nشنیدم از رسول خدایتعالی یقول که میگفت مِن اَهان سلطان الله\nکسی که خوار پنداشت پادشاه خدا\nفي الارض کسی که خوار وارد و سبک پندارد پادشاه خدا در زمین آمانه\nبر زمین"}
{"book": "adl0004", "page": 164, "text": "۱۵۹\n\nالله خوار و سبک گرداند او را خدا بتعالی و در باب خروج رعایا بر بادشآن\nاحادیث بسیارست آوردن انها موجب ملالت است مخلص انکه\nخروج ایشان موجب کشتن و بی ایمانی است عَن عَبْدُ اللهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ\nسَمِعْتُ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَالهِ وَسَلَّم يَقُولُ مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ\nگفت ابن عمر رضی الله عنهما شنیدم آنحضرت صلی الله علیه وسلم که میگفت\nبیرون آرد دست از طاعت امام و نقض کند بیعت لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ\nوَلَا حُجَّةَ لَهُ رواه مسلم ملاقات میکند خدا را و پیش می آید درگاه عزت را روز قیام\nو حال آنکه نیست حجت ایمان او را و اگر قوم در مذهب فروع مختلف باشند خلیفه\nحکم فرماید بامریکه مجتهد فیه است غیر مخالف کتاب سنت مشهوره و اجماع سلف\nو قیاس جلی بر اصل واضح الثبوت لازم است سخن او شنیدن و بمقتضای\nقضای او رفتن هر چند موافق مذهب محکوم علیه نباشد فایده هفتم در بیان\nحقوق پادشاهان و از جمله حقوق پادشاه آنست که هر که در سایه حمایت او\nباشد بدل بایشان محبت ورزند و بزبان ثنا و مدحت گویند و در امتثال اوامر و نوان"}
{"book": "adl0004", "page": 165, "text": "بقدر قدرت سعی نمایند و حقوق ایشانرا از خراج وغیره بر وجه رضا ادا نما\nیندو یعنی اصلاً انقباض بخاطر راه ندهند و در تعظیم و تبجیل ظاهراً وباطناً هیچ دقیقه\nتکاسل وتغافل ننمایند و در هر وقت جان و مال فدای ایشان کنند چه حفظ\nدین ودنیا واهل واولاد بوجود عالی ایشان مربوطست قال الله تعالى واتقوا\nفتنةً لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصّةً واعلموا أنّ الله شديد العقاب\nاز عذاب که نرسد کس را که جور کردند از شما یان فقط بدانید که بدرستی خدا سخت عذاب ست\nواذكروا اذ انتم قليلٌ مستضعفون في الأرض تخافون أن يتخطفكم\nیاد دارید وقتیکه شمایان کمتر بودید بیچاره شدگان در زمین می ترسیدید بر اینکه انداخته شود\nالناس فأويكم وأيّدكم بنصره ورزقكم من الطيّبات لعلّكم\nبر شمایان کفار پس جای داد شما را در وقت داد شما یا نرا بمدد خود و روزی داد شما یانرا از حلال شاید که شمایان\nتشكرون مفسران در معنی این فتنه اختلاف دارند جمعی گویند این فتنه\nشکر گذار شوید\nکه طایفه از مسلمانان مرتکب معاصی شوند و دیگران از نهی منکر توقف نمایندپس\nعذاب خدا همه را درگیرد عاصیان بمعاصی خود ماخوذ شوند وتارکان نهی ازمنکر بیتر\nنهی منکر معذب گردند و فیه بحث زیراکه درین هنگام هر یکی ماخوذ شد بظلم خود\nاز فعل یا منع معنی صحیح آنست که این فتنه فتنه خلافت است چون مسلمین\nجنود مجند شوند و هر یکی برای طلب خلافت برخیزد و افتادنهب اموال نقود\nكفار"}
{"book": "adl0004", "page": 166, "text": "١٩١\n\nکفار که همیشه در انتهاز این فرصت میباشند بظهور آید و این فتنه شانخار\nکه هر مسلمانی را رسد از اهل حضر و اهل بوادی چه خاص و چه مشهور چه متعین و چه محتاط\nخدا متعالی از همین قسم فتنه تهویل و تهدید میفرماید و عقب ان ارشاد\nوَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ یعنی شما مغلوب کفار بودید گذشته\nیاد کنید وقتیکه بودید شما یان اندک بیچاره شدگان در زمین\nخدای تعالی ازان حالت بحالت تائید و نصرت و فراخی رزق نقل فرمود\nشکر این نعمت انست که کاری نکنید که موجب غلبه کفار شود بحسب باهم\nخوردن مکاسب و ارزاق شما گردد فاندا شتم در نصرت پادشاه بر مسلمانان لازم\nبود قیام بنصرت پادشاه اسلام چون یکی از ایشان بشدتی گرفتار اید بردیکر\nلازمست قیام بنصرت او زیرا که کفار با هم متفق یکدیگراند اگر مسلمین بنصرت انها قیام\nننمایند غلبه کفر لازم آید و مردمان از اسلام نکول کنند قال الله تعالى ان الذين امنوا\nانانکه گرویدند\nوَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا\nو هجرت کردند و جهاد کردند با مالهای خود و جانهای خود در راه خدا و آنانکه جای دادند او و مدد کردند\nأُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ در تفتیکه انانکه اورده هجرت کردند برد و\nآن گروه برخی از ایشان دوستان برخی دیگراند\nخدا متعالی رسول او از وطنهای خویش و جهاد کردند بمالهای خود که در سلام"}
{"book": "adl0004", "page": 167, "text": "۱۹۲\n\nونفقه محتاجان صرف نمودند ونفس های خویش که مبشر قتال شدند در راه\nخدا تعالی اینان قوم مهاجرانند و آنانکه جای دادند مهاجران و نصرت کیرند\nحضرت رسول صلی اللہ علیہ و سلم را مراد گروہ انصار اند انگروه بعضی از یشان\nدوستان برخی دیگرند و متولی در میراث در مبد کار حکم آن بود که مهاجر و انصا\nبسبب ہجرت و نصرت انیکدیگر میراث میگرفتند وَالَّذِينَ آمَنُوا آنانکه ایمان\nو لَمْ يُهَاجِرُوا و هجرت نکردند با شما مَا لَكُم نیست مر شما را مِنْ وَلَايَتِهِمْ از تولی شان\nدر ميراث مِنْ شَيْءٍ از هیچ چیز حَتَّى يُهَاجِرُوا تا وقتیکه هجرت کنند از تسلط کفر و اگر\nمؤمنان غیر مهاجران طلب نصرت کند از شما فِي الدِّينِ در کار دین یعنی سبا\nایشان د کفار مقاتله افتد و از شما یاری طلبند فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ بر شما و اباست\nياری کردن ایشان إِلَّا عَلَى قَوْمٍ مگر بر گروهی مشرکان که باشد بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ\nمیان شما و ایشان مِيثَاق عهدی و پیمانی یعنی نقض عهود معاہده سید\nوَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ و خدای با نچه شما میکنند از وفای عهد و نقض آن بَصِير بنیا\nوَالَّذِينَ كَفَرُوا و آنانکه کافر شدند بَعْضُهُمْ برخی از ایشان أَوْلِيَاءُ بَعْضِ دوستان\nالی دیا"}
{"book": "adl0004", "page": 168, "text": "۱۹۳\n\nبرخی دیگراند در مظاهرت و معاونت الاتفعلوه اگر نکنید آنرا که فرمودم از\nمیکنید ای مسلمانان این کار را\nپیوستگی با یکدیگر و تعاون و دوستی نکن میباشد فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ فتنه در زمین\nباشد فسحه در زمین\nوَفَسَادٌ كَبِيرٌ و فساد بزرگ در دین یعنی اگر مؤمنان دوست یکدیگر نباشند بیمیکر\nو فساد بس بزرگ\nرا یاری نکنند مهم ایشان روی بخمول نهد واهل کفر ظهور کنند و فساد و فتنه\nازین بزرگتر تواند بود و چون از تعاون و توارث مهاجر وانصار خبر داد و\nترک آن تهدید فرمود و دیگر باره از جزای اجرت و نصرت ایشان خبر میدهد\nو میفرماید وَالَّذِينَ آمَنُوا آنانکه میگرویدند بخدا و رسول خدا وَهَاجَرُوا و هجرت\nو آنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند نیمکم\nنمودند وَجَاهَدُوا و جهاد کردند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه رضای خدا وَالَّذِينَ آوَوْا آنانکه\nو جهاد کردند در راه خدا و آنانکه سعی جاه داد\nبعد از تصدیق و تسلیم جای دادند اهل هجرت را وَنَصَرُوا و یاری کردند پیغمبر\nو یاری کردند\nعلیه الصلوة والسلام را در قتال مشرکان أُولَئِكَ ان گروه هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا\nآنها ایشانند آنها مومنان حق اند\nایشانند مؤمنان برستی لَهُمْ مَغْفِرَةٌ مر ایشانرا آمرزشی از خدا تعالی است\nبهتر ایشانراست آمرزش\nوَرِزْقٌ كَرِيمٌ و روزی نیکو بی رنج و منت وَالَّذِينَ آمَنُوا آنانکه ایمان آورد\nو روزی خوب و آنانکه گرویدند\nمِنْ بَعْدُ پس از صلح حدیبیه وَهَاجَرُوا هجرت کردند چون ابوبصیر وابو جندل وغیر ایشان\nبعد ازین و هجرت کردند"}
{"book": "adl0004", "page": 169, "text": "۱۶۴\nو هاجروا و جاهدوا معكم فاشيا یعنی مدد شما شدند فاولئك منكم پس ان گروه از\nجمله شما اند یعنی لاحقان با سابقان یکی اند در ایمان و هجرت و جهاد و اولوا الارحام\nو خداوندان خویشها بعضی اقربا بعضی برخی از ایشان اولی ببعض سزاوار ترند\nبمیراث گرفتن فی كتاب الله در حکم خدا یتعالی یا در لوح محفوظ ان الله بدرستیکه خدا\nتعالی بكل شی علیم بهر چیز دانا است و بعضی از مشایخ طریقت گفته اند\nاگر کسی خدمت سلاطین نکرده باشد و تعلق نورزیده از و سلوک طریقت\nنیاید به مقتضای السلطان ظل الله رعایت آداب مجلس خاصه نموده\nبسبب ارتیاض نفس و رعایت رسوم طریقت گرد و و هر که از حضرت ایشان\nمجال تقرب یا بد باید که بکاریکه به او مفوض است مشغول باشد و بفضول\nدیگر کار ها دخل نکند و التزام ملازمت بر وجهی کند که هر وقت او را طلبند حاضر\nباشند و هر چه از ایشان صادر شود از روی صدق مدح کنند نه بر وجه نفاق\nفایده نهم لازم و واجب است اهل اسلام را که در امور سلطنت و دولت\nلصلاح عمل کوشند كما قال الله تبارك وتعالى ولقد كتبنا في الزبور من\nبعد"}
{"book": "adl0004", "page": 170, "text": "۱۶۵\nبعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون هر آینه نوشتم در صحیفه ها\nپس از توریت بطور تحقیق میراث می برند زمین را بندگان شایسته من\nاز توریت که زمین معمور وارث شوند بندگان شایسته من یعنی زمین صالح برا\nصاحبان اخلاق معتدله داده شود بدانید اگر شرف الناس واعلم یافته و اگرچه\nسزاوار ترند به امامت چون باعث شر و فساد و تفریق امت است کشتنی\nعن عرفجة قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من اتاكُمْ وَأمركُم\nروایت است از عرفجه گفت شنیدم از رسول خدا درود خدا بر او و سلا می باد بر او میکفت کسی که بیاید شما را در حالیکه کاری\nجميع على رجل واحد کسیکه بیاید شما را دعوت به مروج وحال انکه امرشما مجموع\nرا نبوه باشد بر یک مرد\nبر یک مرد و بر یک خلیفه برید ان یشق عصاكم در حالیکه میخواهد که شکافته عصا\nاراده دارد که بشکند عصا شما را\nشمار کنایت است از تفریق امر و مفارقت جماعت کو یا اجتماع مردم کرا\nامری بمنزله عصا داشت و تفریق بمثابه بشق آن او يفرق جماعتكم باحداً\nپراکنده سازد گروه شما را و\nافگند در جماعت شما ظاهر معنی است که این از قبیل شلک را وی است\nاحتمال دارد که اقول را حمل کند به تفریق امر دنیا وثانی را در احکام و فاقتلوا\nپس بکشید انکس را رواه مسلم و عن عبدالله بن عمر من قال رسول الله صلى الله عليه وسلم\nگفت رسول الله صلى الله عليه وسلم\nمن با يع اِمَامًا کسیکه بیعت کند امام و قاطعها، صفة پر بدا یام\nکسیکه بیعت کند امام را پس بدهد این امام را صفقه دست خود"}
{"book": "adl0004", "page": 171, "text": "١٦٩\n\nصفقه دست خود ر ا صفقه دست خود را بر دست دگر زدن در بیعت\nو ثمره فواد بدهد آن امام را میوه دل خود را یعنی خالص عهد ناشی از صمیم قلب\nفليطعه ان استطاع پس باید که فرمان برداری کند اور ا اگر میتواند کرد یعنی چنانکه\nتواند کرد فإن جاء آخر ينازعه پس اگر بیاید دیگری که دعوت امامت کند و منازعه\nکند بر امام اوّل فاضربوا عنق الاخر پس بزنید گردن آن دگر را رواه مسلم\nوعن اسامة ابن شريك قال قال رسول الله صلّي الله عليه و سلم أيما رجل خرج يفرق بين\nفرمود آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم هر مردی که خروج کند بیرون با نداز طاعت\nامام در حالیکه میخواهد که تفریق کند وجدایی افکند در میان امت در کلمه\nاسلام وايقاع شر کند فاضربوا عنقه پس بزنید کردن اور ا نخست نهی باید\nکرد و باز باید داشت اگر شبهه دارد رفع آن باید نمود و اگر اینها کار کر نیفتد\nقتل باید کرد چنانکه حضرت مرتضی علی کرم الله وجهه با خوارج کرد \nمقاله سیوم در رد عقاید فرقه و هابیه ملاحدہ مشتملت بر سه باب باب اوّل\nدر رد عقاید ایشان که تعلق دارد به ندای انبیا و اولیا مانند یا رسول الله\n\nبیاغوث"}
{"book": "adl0004", "page": 172, "text": "۱۶۷\n\nو يا غوث الثقلین باب دویم در رد عقاید ایشان که تعلق به نبوت\nدارد باب سیوم در رد عقاید ایشان که تعلق دارد به اجتهاد\n\nباب اول\n\nدر رد عقاید ایشان که تعلق دارد به ندای اموات نیز در رد عقید ایشان\nکه تعلق دارد بامثال نام عبد المحمد عقیده اول انکه این بانذهبان گویند که استعانت استمداد\nیعنی طلب مدد از غیر خدا حق سبحانه موجب شرکست بدلیل انکه حق سبحانه در کتاب\nفرموده ایاک نستعین و معنی این قسم کلام بقانون عرب چنانست که استعانت\nخاص است به حق سبحانه یعنی هر که مدد خواسته شود از و البته و لازم که او خدا\nجل شانه پس استعانت از غیر خدا جل شانه شرکست چنانچه معنی ایاک نعبد\nبقانون عرب چنانست که عبادت خاص است مر حق سبحانه را پس عبادت\nو پرستش غیر خدا جل شانه موجب شرکست همچنین استعانت چون خاص شد با و تعالی پس\nاستعانت از غیر خدا جل شانه شرکست صریح و شک نیست که معنی این کلمه یارسول الله مدد\nاگر و مانند ان طلب مددست از غیر خدا جل شانه جواب انکه طلب مدد و معنی دارد معنی اول"}
{"book": "adl0004", "page": 173, "text": "۱۶۸\nدرخواستن است از کسی پیدا کردن حاجت را تا که معنی یا رسول الله مدد کن\nچنان شود که یا رسول الله پیدا کن حاجت مرا مانند فرزند مثلا یا حاجت دیگر\nو شک نیست که استعانت باین معنی کفر است زیرا که پیدا کننده خدا است\nجل شانه معنی دویم درخواستن است از کسی شفاعت اما که معنی یا رسولا\nمدد کن چنان شود که یا رسول الله میخواهم از تو شفاعت در درگاه حق سبحان\nیعنی درخواست میخواهم از تو به پیش حق سبحانه به برکت شفاعت\nو در خوسات تو برآرد و پیدا کند حاجت مرا و استعانت باین معنی جایز\nاست مانند استعانت سایر الناس از مقربان سلطان بلا تشبیه\nو مراد درین ندا همین معنی است نه معنی اول که موجب شرک است و عقیده\nما این است که استعانت از بندگان بمعنی طلب شفاعت جایز است چه حوا\nآن ثابت است بحدیث شریف زیرا که اکابر اهل حدیث که خود\nآورده اند که انسرور علیہ الصلوة والسلام فرموده که اگر شما در بیابان تل\nتنهایی فریق و بمدد کسی محتاج باشید پس بگوئید سه بار یا عباد الله اغنیو\nای بندگان خدا مدد کنید با من\nمعنی انکه"}
{"book": "adl0004", "page": 174, "text": "۱۹۹\nیعنی ای بندگان خدا جل شانه مدد کنید با من آن سرور علیه الصلوة والسلام\nفرموده چون این ندا را گفتید البته مدد میکنند با شما بندگانی که از چشم شما غائبند\nاستعانت در ندای مذکور بمعنی طلب شفاعت است یعنی ای بندگان خدا جاشانه\nشفاعت کنید و درخواست نمائید حاجت مرا از جناب حق سبحانه و نیز کبار\nاهل حدیث در کتب خود آورده اند که آنسرور علیہ الصلوة والسلام فرمود\nکه اگر شما را حاجتی باشد مشکل پس طهارت کنید و بگوئید یا محمد انی اتوجه\nبك الی ربی یعنی ای محمد صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم توسل میکنم بتو و شفا\nمیخواهم از تو به نزد حق سبحانه تا حق سبحانه ببرکت شفاعت و درخواست تو\nبر آرد حاجت مرا و درین جا برای رد عقیده ایشان غیر از جواب مسطور نیز جواب\nدیگرست لکن برای اختصار اکتفا بجواب ظاهر تر نمودیم عقیده دویم\nایشان آنکه این لا مذهبان گویند که مردگان سمع و شیندن ندارند بدین نکی\nحق سبحانه و تعالی در کتاب خود فرموده و ما انت بمسمع من فی القبور یعنی\nنیستی تو ای محمدصلی اللہ علیہ و سلم که شنوا گردانی کفار را یعنی کفار می شوند"}
{"book": "adl0004", "page": 175, "text": "۱۷۰\nزیرا که ایشان مانند مردگانند در ناشیندن و نیز حق سبحانه در کتاب خود فرمود\nاِنَّکَ لا تُسمِعُ الْمَوتىٰ معنی این آیه شریف مثل معنی آیت اول است و از\nبدرستی که تو نمی شنوانی مرگان را\nهر دو آیت شریف معلوم شد که مردگان شنیدن ندارند زیرا که حق سبحانه\nدرینجا تشبیه کرده کفار را با مردگان در ناشیندن و هر گاه که ایشان نمی شنوند\nپس ندای مذکور بایشان عبث و بی فایده است جواب آنکه سمع و شنیدن\nدو معنی دارد معنی اول آن معنی مشهورست یعنی شنیدن بگوش و معنی دویم\nاطاعت است و فرمان بردن چنانکه گویند فلان کس از من نمی شنود و\nمراد از لفظ لا تسمع درین آیت شریف نفی شنیدن بگوش نیست زیرا که کفار\nالبته می شنیدند نصیحت آنسرور علیه الصلوة و السلام را که بایشان میگفتند\nاما قبول نمیکردند بلکه مراد از لا تُسمع نفی اطاعت و فرمان برداریست\nیعنی کفار قبول نمیکند فرمان ترا زیرا که ایشان مانند مردگانند یعنی کفار صلا\nقبول فرمان ندارند چنانکه مردگان صلاحیت آن ندارند و درینجا جوابها\nدیگر وا ولا نسلم بسیار است اما اختصار بجواب مذکور نمودیم و عقیده ما این\nاست که"}
{"book": "adl0004", "page": 176, "text": "۱۷۱\n\nکه مردگان سامع و شنوا اند سمع و شنیدن ایشان ثابت است باحادیث\nکثیره که اکابر اهل احادیث آنرا در کتب خود آورده اند و ذکرش بطول می\nانجامد و خلاصه ترجمه بعضی از ان چنانست که انسرور عالم صلی الله علیه وسلم\nبروز بدر هر یک از کشتگان کفار را ندا کردند که ای فلان فلان تا قتیه\nوعده خدا را جل و علی شانه کسی گفت یا رسول الله آیا مردگان می شنوند\nفرمود که زندگان شنواتر نیستند از مردگان عقیده سیوم انکه این طایفه نجدیا\nگویند که انبیای علیهم السلام و اولیای کرام را تصرف نیست در خلق در جاز\nحیواة و نه در حال وفات یعنی ایشان نمیتوانند که نفع یا ضرر بکسی رسانند\nبدلیل انکه حق سبحانه در کتاب خود فرموده قل انی لا املک لکم ضرا ولار شدا\nبگو یا محمد صلی الله علیه وسلم که من نمیتوانم تصرف کردن در رسانیدن\nنفع یا ضرر بشما و نیست مرا تصرف در نفع و اضرار کسی و ازین جا معلوم شد\nکه انسرور صلی الله علیه وسلم را تصرف نیست در حالی از احوال نه در\nحیواة و نه در وفات و ولی که تابع اوست بطریق اولی تصرف ندارد پس"}
{"book": "adl0004", "page": 177, "text": "۱۷۲\n\nندای مذکور یعنی یا رسول الله مدد کن و یا علی مدد کن و مانند آن عبث است\nو نیز عبث و بی فایدہ است نذر کسی بر ذمۀ خود مقرر کردن و بمقبره رفتن زیرا\nغرض از این ندا و نذر و رفتن بمقابر طلب مددست از اموات و مدد کردن\nبی قدرت بر مددامریست نامعقول جواب آنکه معنی آیت مذکوره چنان\nکه این لامذهبان فهمیده اند باین طور که بگوای محمد صلی الله علیه و آله و سلم\nکه مرا قدرت بر تصرف نیست اصلانه از خود و نه از جانب حق جل و علی\nشانه بلکه معنی او چنانست که بگوای محمد صلی الله علیه و سلم که مرا قدرت بر تصرف\nنیست از خود اگرچه مرا قدرت است بر تصرف از جانب حق جل و علی شانه\nزیرا که قدرت نبی صلی الله علیه و سلم بر تصرف ثابت است بنص قران\nشریف بدلیل آنکه حق سبحانه در کتاب خود حکایت نموده از تصرف انسرور\nعلیه الصلوة والسلام و فرموده که انشق القمر یعنی دو نیمه شد ماهتاب\nدو حصه ماهتاب\nباشارت انگشت مبارک آنسرور نبی علیه الصلوة و السلام و کسیکه در اسمان\nتصرف دارد در زمین چگونه تصرف ندارد و دلایل بر نبوت آنسرور صلی\n\nعلیه و آله"}
{"book": "adl0004", "page": 178, "text": "۱۷۳\nعلیه و آله و سلّم نیست مگر معجزات یعنی تصرّفات بی شمار که آنسرور عالم\nصلی الله علیه و آله و سلّم صادر شده و کسی را نیست مجال قدرت بران\nو بیان آن بطول می انجامد و بعضی ازان روان شدن درختان است\nباشارت مبارک صلی الله علیه و سلم و باز گردانیدن آفتاب از غروب\nو پرکردن همه چشمهای لشکر کفار است با انداختن مشتی از سنگریزه ها و تصرف\nولی نیز ثابت است بنص قرآن شریف زیرا که حق سبحانه تعالی در کتاب\nخود حکایت نموده از والده عیسی علیه السلام که هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ یعنی این\nطعام از جانب حق است جلّ و علی شأنه و نیز حق سبحانه در کتاب خود حکایت\nنموده از مصاحب سلیمان علیه السلام یعنی آصف بن برخیا که اَنَا آتِیكَ\nبه قَبْلَ اَنْ یَرْتَدَّ اِلَیْكَ طَرْفُكَ الایه یعنی من آرم تخت بلقیس را در کمتر از هم\nزدن و نیز ثابت است تصرف بی شمار از اولیای کرام بنقل متواتر که احتمال\nکذب ندارد و بیان آن بطول می انجامد بعضی ازان روان شدن رود\nنیل است بکاغذ حضرت امیر المؤمنین عمر فاروق رضی الله عنه و آوا"}
{"book": "adl0004", "page": 179, "text": "۱۷۲\nدادن اوست از مسجد مدینه منوره لشکر خود را در نهاوند که یکنیم هزار کرو در\nبودند از و و ساریه نام حاکم بران لشکر شنید آواز مبارک را که فرمود یاساریه\nالجبل یعنی ساریه نام پرهیز کنید از جانب کوه مولانا میفرماید بیت : اولیا را\nهست قدرت از اله + تیر جسته باز آرندش ز راه : یعنی قضای معلق را\nتغییر میدهند و هرگاه که تصرف نبی صلی الله علیه وسلم و اولیای کرام در حال\nحیات ثابت شد بنص قرآن مجید و نقل متواتر پس ثابت شد تصرف ایشان\nدر حال وفات نیز زیرا که انبیائی علیهم السلام افضل اند از شهدا و شهد اسبابه\nتعالی در چند جا از قرآن شریف احیا گفته که بیان ان بطول می انجامد\nانبیائی علیهم السلام بطریق اولی احیا اند و اولیای کرام داخلند در مجاهدین\nو شهدا که ایشان نفس اماره خود را بشمشیر مجاهده کشته اند بلکه جهاد ایشان اکبر است\nو جهاد شهدا اصغر بحكم رَجَعْنَا مِنَ الجهاد الأكبر إلى الجِهَادِ الأصغر سركاه\nکه جهاد اصغر سبب حیات میشود جهاد اکبر بطریق اولی سبب حیات است\nبیت کشتگان خنجر تسلیم را + هر زمان از غیب جانی دیگرست و هرگاه نما\nجانشان"}
{"book": "adl0004", "page": 180, "text": "۱۷۵\n\nحیات ایشان پس از وفات ظاهری ثابت شد امداد ایشان نیز پس\nاز وفات مولانا میفرمایند منوی موت ولی هست حیات ابد به قوت امداد\nنه زدگشت در هیچ خلل نیست ولی را بموت به قوت امداد نه زد گشت بت و پچه\nو آنچه این بلامذهبان گویند که ندای منکر عبث است و نیز عبث و بی فایده است\nاین ندا که یا علی مدد کن و یا شیخ عبد القادر جیلانی مدد کن زیرا که نمیشنوند اگر از با دواز\nمسافت از بخارا بنجف شریف یا بغداد شریف حظ معنی ندارد جواب آنکه\nبعضی از کرامات اولیای کرام شنیدن است از دور و اطلاع است بر مغیبات\nچنانکه در میان کرامت امیر المومنین عمر فاروق رضی الله تعالی عنه گذشت\nبیت اولیا اطفال حق اند ای پسر به در حضور و غیب آگه با خبر به علاوه بزرگان ما\nدلیل است روشن تر از همه دلایل و جوا به ازیرا که تصرفات اولیائی کرام\nپس از وفات به تجربه بی شمار مشاهده شد و میشود و به نقل متواتر بمارسیده\nکه احدی از ان انکار نتوان کرد مانند تصرفات حضرت غوث الاعظم قدس سره\nو دیگر اولیای کرام و مشاهده مذکوره دلیل دندان شکن ایشان را لال میکند"}
{"book": "adl0004", "page": 181, "text": "۱۷۹\n\nبرسمع اموات و هم برتصرف ایشان و هم بر حیات ایشان و قیل و قال درینجا\nدراز است لکن برای اختصار بمذکور اکتفی نمودیم عقیده چهارم انکه و هابیان\nگویند که نام نهادن بنام عبدالمحمد و غلام محمد و عبدالعلی و غلامعلی و مانند ان\nموجب شرکست بدلیل انکه نسبت بندگی بغیر خدا جل شانه شرک است\nصریح جواب انکه لفظ عبد دو معنی دارد معنی اول عبادت کننده و پرستند\nمعنی دویم فرمان بردار و تعظیم کننده چنانچه در محل تعظیم گویند من عبد و غلام\nشما هستم و مراد درین جا معنی ثانی است نه معنی اول که موجب شرکست\nو عقیده ما این است که نامهای مذکوره موجب ثواب است زیرا که درین\nنامها تعظیم نبی علیه الصلوة و السلام و اولیای کرام است و تعظیم ایشان\nموجب فضایل بی غایت است مولانا میفرماید بیت از خدا جوئیم\nتوفیق ادب * بی ادب محروم گشت از لطف رب * بلکه بزعم حقیر\nنام کلب علی بهتر از غلامعلی است بلکه باید که خود را از سگ کمتر شمارد بیت\nنسبت خود بسگت کردم و بر منفعلم * زانکه نسبت بسگ کوی تو بس بی ادبیت"}
{"book": "adl0004", "page": 182, "text": "۱۷۷\n\nبلی بهترین اسما چنانکه در حدیث شریف آمده مانند عبدالله و عبدالرحیم است\nیا نام نهادن بنام آنسرور علیه الصلوة و السلام و در بهتری مضایقه نیست\nنه آنکه نام نهادن بمانند عبدالله و عبد الاحد وجب است زیرا که نامهای\nاکثر از اصحاب کرام رضی الله عنهم و تابعین ذوی الاحترام نه بمانند است این\nعقیده فاسده ایشان نیز جواب های دیگر دارد لکن جواب مذکور مختصر است\nباب دویم\nدر رد عقاید ایشان که تعلق به نبوت دارد عقیده اول آنکه این لامذهبان گویند\nکه آنسرور صلی الله علیه و سلم افضل الناس نیست بدلیل آنکه آنحضرت\nصلی الله علیه و اله وسلم فرموده وَاللّٰهِ مَا يُفْعَلُ بِيْ وَبِكُمْ یعنی سوگند بخدا\nسوگند بخدا چه خواهد کرد خدا بامن و با شما\nمرا که ندانم من که پروردگار عالم چه خواهد کرد در عاقبت با من و با شما و ازینجا معلوم\nکه اورا معلوم نیست عاقبت کار خود از رستگاری از عذاب در آمدن در بهشت\nو کسی را که عاقبت کار خود مانند دیگر کسان معلوم نباشد او را چه فضیلت بر\nدیگران بود جواب آنکه معنی این حدیث شریف چنانست که این لامذهبان"}
{"book": "adl0004", "page": 183, "text": "۱۷۸\n\nفهمیداند باین وجه که مرا عاقبت خود معلوم نیست اصلانه از خود و نه از وحی\nربانی بلکه معنی این ست که مرا عاقبت کار خود معلوم نیست از خود زیرا که انسرور\nصلی الله علیه و آله و سلم را عاقبت کار خود از وحی ربانی معلوم و مکشوفست\nچه حق سبحانه در کتاب خود آنسرور صلی الله علیه و آله و اصحابه و سلم را اخبار\nاز عاقبت محمودش نموده و مژده سعادت اخروی او را ارزانی فرموده که\nوَلَسَوفَ يُعطِيكَ رَبُّكَ فَتَرضی و نیز حق سبحانه فرموده لِيَغفِرَ لَكَ اللهُ\nو البته زود میدهد ترا پروردگار تو پس خشنود شوی تا بیامرزد خدا مر ترا\nمَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ پس علم انسرور علیه الصلوة و السلام بعاقبت محمود\nآنچه پیش گذشته است از گناه تو و آنچه بعد ازین آید\nخود و مغفرت و رضا مند شدن آنحضرت صلی الله علیه و سلم در آخرت ثابت است\nاز وحی الهی و نص قرآن مجید و نیز ثابت است آنحضرت صلی الله علیه و سلم را\nعلم مذکور با حادیث کثیره مذکوره در کتب اکابر اهل حدیث که در ان مطعول\nانجامد و بعضی از آن این حدیث شریف است که انَا اَوَّلُ مَن يَقرَعُ بَابَ الجَنَّةِ\nمحققا من یکم کسی میشوم که دروازه بهشت میزند\nیعنی من اول کسم که میکوبد دروازه بهشت را و بعضی از ان این حدیث شریف\nاست فِی المَفاتِیحُ يَومَئِذٍ بِیَدی یعنی کلید های در بهشت در ان روز\nو کلید های بهشت انروز بدست من باشد\n\nبدر"}
{"book": "adl0004", "page": 184, "text": "۱۷۹\n\nبدست ما بود و ازینجا معلوم شد که مراد در حدیث مذکور این است که سوگند است\nمرا که مرا علم نیست بر عاقبت خویش از خود نه آنکه مرا علم نیست اصلاً نه از خود\nنه از جانب وحی ربانی زیرا که علم آنحضرت صلی الله علیه وسلم بر عاقبت خود با\nشد بنص قرآن شریف و احادیث مذکوره وسعت ورود این حدیث شریف\nچنانکه در کتب احادیث مذکور است آن بود که کسی گفت که فلان کس\nجنتی است پس آنسرور صلی الله علیه وسلم فرمود که سوگندست مرا که با وجود\nکه من افضل انبیا و مدینه علم مرا بغیر وحی ربانی عاقبت کار معلوم نیست\nپس شما را چه یارا که اخبار بغیب میکنید و گواهی میدهید که فلان جنتی است\nیا دوزخی و درین حدیث شریف غیر از جواب مذکور نیز توجیهات دیگر است\nمانند توجیهاتیکه درین آیت شریف است قُلْ مَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ\nلکن چون ذکر آن بتطویل می انجامید راه اختصار را مسلوک نمودیم عقیده\nما اینست که آنسرور عالم صلی الله علیه وسلم افضل انبیا علیهم السلام است\nو فضیلت آنحضرت صلی الله علیه وسلم ثابت است بنص قران شریف"}
{"book": "adl0004", "page": 185, "text": "۱۸۰\n\nکه حق سبحانه تعالی در کتاب خود فرموده كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ شما هستید بهترین امت که بیرون آورده شدید از برای مردمان\nمعنی آیت شریف انکه شما بهترین امت ها هستید بظهور آمده و شکی نیست\nکه بهتری است بسبب بهتری نبی بود و نیز فضیلت آنسرور صلی الله علیه\nو آله وسلم ثابت است باحادیث کثیره که اکابر اهل حدیث آنرا در کتب\nخود آورده اند بعض ازان این حدیث شریف ست أَنَا سَيِّدُ وَلَدِ آدَمَ آنم سردار فرزندان آدم وقتیکہ\nیعنی من مولای اولاد آدمم واگر این لاند هبان درین حدیث شریف شکا\nمی آرند پس اثبات دعوای خود باین حدیث شریف میکنم أَنَا أَكْرَمُ منم عزیز ترین بنده\nالْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ وَلَا فَخْرَ یعنی من بزرگ گذشتگان و آیندگانم بی\nکه گذشتگان و آیندگان و نیست این فخر من فخر\nو حق سبحانه تعالی در چند جا از قرآن شریف مدح آنسرور صلی الله علیه وسلم\nفرموده که ذکر آن بطول انجامد و بعضی از ان این آیت شریف است که\nوَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ بیت ثنائی مدح شاہی چون توان گفت\nونفرستادیم ترا مگر رحمت از برای جهانیان\nکه مدح او خدا و مدحجان گفت : وحسن صورت سیرت و زیبائی شمائل\nو اخلاق آنسرور علیه الصلوة والسلام شهره آفاق ومنطوق قرآن شریعت\nبباین"}
{"book": "adl0004", "page": 186, "text": "۱۸۱\n\nو باین زیادت و کثرت اولیای عظام و علمای ذوی الاحترام که درامت\nانسرور علیه الصلوة و السلام بوده در هیچ امت از امم گذشته نگذشته مصرع\nکمترین بنده درگاه تو اویس قرنی و مرقد مبارک آنسرور صلی الله علیه وسلم\nدر میان مراقد انبیای علیهم السلام نمایان و نگذشت نماست بخلاف مراقد\nمبارکۀ ایشان و کتاب سماوی انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم ممتازست\nاز دیگر کتب سماویه بفصاحت و بلاغت و بمبودن آنحضرت صلی الله\nعلیه و سلم حشمه علوم بی انتها واحدیرا در و مجال تغییر و انحراف نیست\nبخلاف دیگر کتب سماویه و براهین فضلیت آنسرور علیه الصلوة و السلام\nحدی و غایتی ندارد اما اثبات روشنی آفتاب بدلایل و براهین امر\nبیهوده و رنجیست بی فایده رباعی ای فخر رسل دو کون پیرایه تست\nافلاک یکی منبر نه پایه تست گر شخص ترا سایه نیفتد چه عجب تو نوری و\nآفتاب چون سایه تست بیت محمد عربی کا بروی هر دو سراست\nکسی که خاک درش نیست خاک بر سر او من یهدی الله فهو المهتدی و من\nکسی را که راه نماید خدا پس او راه یافته و کسی را که"}
{"book": "adl0004", "page": 187, "text": "۱۸۲\n\nيُضْلِلْهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ و عقيده دويم انکه لامذهبان گويند که آنسرور\nکه راه نمايد او پس نيست راه نماينده مراورا\nعليه الصلوه والسلام نيست آخر انبيای عليهم السلام بلکه جايز است که پس از\nآنحضرت صلی الله عليه وسلم نبی ديگر پيدا شود بدليل آنکه انسرور صلی الله\nعليه و آله وسلم فرموده اَنَا خَاتَمُ النَّبِيِّينَ وَلَا نَبِيَّ بَعْدِي اِلَّا اَنْ يَشَاءَ اللهُ\nمنم آخر خبر دهنده گان و نيست خبر دهنده بعد از من مگر انکه خواسته باشد خدا\nو ترجمه اين حديث بقانون عرب چنانست که من اخير انبيا ام عليهم السلام\nو نيست نبی بعد از من در هيچ وقت مگر هست در آنوقت که حق سبحانه اراده\nاو کرده و اين حديث شريف دليل است بر آنکه لفظ الا ان يشاء الله\nمقدر و مراد است بمراه لفظ خاتم النبيين که در قرآن شريف واقع شده\nو عقيده ما اين است که آنحضرت صلی الله عليه وآله وسلم خاتم النبيين است\nو ختم نبوت بر آنحضرت صلی الله عليه و سلم ثابت است بنص قرآن شريف\nو به احاديث كثيره مذکوره در کتب اکابر اهل حديث که بعضی از ان انينجه ديث\nشريفست که كُنْتُ اَوَّلَ النَّبِيِّينَ فِي الْخَلْقِ وَاٰخِرَهُمْ فِي الْبَعْثِ\nهستم من نخست پيغمبران در آفرينش و آخر ايشان در بعثت\nيعنی من اوّل انبيا ام در پيدايش و آخر ايشانم در ظهور و بعضی از ان انيجه ديث\n\nالمعجزات"}
{"book": "adl0004", "page": 188, "text": "۱۸۳\n\nشریف است که أَنَا الْعَاقِبُ وَالْعَاقِبُ الَّذِي لَا نَبِيَّ بَعْدَهُ یعنى منم\nعاقب و مراد من بعاقب کسی است که نباشد نبی پس از و و خلاصه ترجمه\nبعضی از احادیث چنان است که آنسرور صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که شان انبیا\nبود مانند یک بالاخانه بسیار زیبا و خوش منظر اما ناقص بیک خشت و من\nمانند آن یک خشتم که آمدم و بند کردم آن نقصان را پس تمام شد بر من\nآن بالاخانه و ختم شد نبوت بر من پس از نص قرآن و ازین احادیث مذکوره\nثابت شد ختم نبوت بر آنسرور علیه الصلوة و السلام و انچه این لامذهبان\nحدیث مذکور سابق را دلیل کرده برانکه ختم نبوت بر آنحضرت صلی الله\nعلیه و سلم نیست جواب آنکه حدیث مذکور افترائی است بعضی معاندین\nدولت نبوت از خود ساخته بدلیل آنکه حدیث مذکور در هیچ کتابی\nاز کتب معتبره احادیث موجود نیست و دلیل دیگر آنکه حدیث مذکور\nمخالف است از احادیث کثیره صحیحه بیشمار که صریح اند در ختم نبوت بر انسرور\nعلیه الصلوة و السلام و بالفرض اگر افترائی نباشد اما حدیث واحد"}
{"book": "adl0004", "page": 189, "text": "۱۸۷\n\nمجهول الراوی مطعون به افتر امعارضه نتوان کرد با احادیث کثیره صحیحه\nپس لازم که تاویل کنم در وبرین طور که معنی اوچنان است کسیپس\nاز من نبی نگرست آن نبی که تابع است مر او عمل کند بدین من یعنی\nعیسی علیه السلام که در آخرالزمان نزول از آسمان کرده متابعت می کنند\nعقیده سوم انکه این لامذهبان گویند معلوم نیست که شفاعت برویقین\nاست یانه واگر بالفرض باشد لکن اختصاص بآنتر و رضی الله علیه سلم\nمعلوم نیست بدلیل آنکه حق سبحانه وتعالی در کتاب خود فرمودا\nمَنْ ذَالَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِأِذْنِهِ یعنی کیست که شفاعت کنند\nبی اذن او ازینجا معلوم شد که شفاعت موقوف است باذن و معلوم نیست\nکه حق سبحانه اذن میکند یانه و بالفرض اگر اذن بکند باز معلوم نیست که\nاذن بکدام کس میکند بهر که اذن کر دآنکس شفاعت توان کرد جواب انکه\nبلی از آیت مذکور اگرچه معلوم نمیشود بودن شفاعت بروز حشر اختصاصا\nشفاعت بآنتر و رضی الله علیه سلم لکن بودن شفاعت در انروز ثابتت\nبایت دیگر"}
{"book": "adl0004", "page": 190, "text": "۱۸۵\n\nبآیت دیگر و با حادیث کثیره که ذکر آن در بیان عقید ها بیاید و عقیده با این\nکه شفاعت در انروز هست و بودن او ثابت است بنص قرآن شریف\nچراکه حق سبحانه در کتاب خود فرموده و ما تنفعهم شفاعة الشافعیات ینفع\nنیمیکند کفار را شفاعت شفاعت کنندگان و ازینجا معلوم شد که شفاعت\nدر آن روز هست اما نفع بکفار نمیکند و نیز شفاعت ثابت است در انروز\nباحادیث کثیره متواتر المعنی که مذکورا ند در کتب اکابر اهل حدیث بعضی\nاز ان این حدیث شریف است که شفاعتی لاهل الکبائر من امتی\nیعنی شفاعت من برای گناهگاران امت منست و نیز عقید ما اینست\nکه اول کسیکه او را اذن داده شود بشفاعت نیست آن مگر انر و صلی الله\nعلیه وسلم و اول کسیکه فتح باب شفاعت کند انسر ور علیه الصلوة والسلام\nبود و نیز عقید، ما این است که شفاعت کبری که انرا شفاعت عظم کو نیا مصور\nاست بانحضرت صلی الله علیه وآله وسلم اگر چه آن شفاعتی که برای انفرار\nگناهکاران است از دوزخ مختص نیست بآنر و رعلیہ الصلوة والسلام"}
{"book": "adl0004", "page": 191, "text": "۱۸۶\n\nبلکہ سایر انبیا وصلحا شریک اند بآنسرور صلی الله علیه و آله و سلم دران شفاعت\nو شفاعت کبری شفاعتی است مرجمیع خلایق را برای خلاص کردن\nایشان از محنت دیر ایستادن در عرصات و از محنت شدت گرمی سختی‌ها\nدیگر پس حق سبحانه بشفاعت آنسرور صلی الله علیه و آله و سلم بزودی در حساب\nمیفرماید و ایشان را راحت رساند و اختصاص شفاعت کبری بآنسرور\nعلیه الصلوة والسلام و نیز اختصاص اذن اوّل بآنحضرت صلی الله علیه\nو آله و سلم ثابت است با حادیث کثیره مذکوره در کتب اهل حدیث\nکه خلاصه ترجمه بعض ازان چنانست که آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\nفرموده که چون خلایق در عرصات از محنت دیر ایستادن و شدت گرمی\nبتنگ آیند پس ایشان از انبیای علیهم السلام طلب شفاعت کنند پس\nهر یک از انبیای علیهم السلام اقرار نمایند بعجز و قصور خویش از انکه بمقام\nشفاعت در ایند تا که همه خلایق به پیش آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم\nآمده طلب شفاعت کنند پس آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم بطلبند اذن\n\nشفاعت"}
{"book": "adl0004", "page": 192, "text": "١٨٧\nوالسلام\nشفاعت را از جناب حق سبحانه پس داده شود انسرور علیه الصلوة\nرا اذن شفاعت بعد ازان آنسرور علیه الصلوة والسلام شفاعت کنند کسانیکه\nایستاده اند در عرصات و نیز شفاعت کنند کسانی را که قبل از حساب بی توقف بدوزخ\nرفته باشند تا که نماند هیچ یکی ازان رفتگان سابق در آتش دوزخ جهنم\nباب سیوم\nدر رد عقاید وهابیه که تعلق دارد باجتهاد و آن چهار عقیده است عقیده اول\nانکه این لامذهبان گویند که عالم کسی را گویند که بلغت عربی دانسته حکم شرعی را\nاز روی قرآن کریم وحدیث شریف توان گرفت و گویند که عالم را زنیست\nکه تقلید ومتابعت کند کسی را در مذهب و احکام دینیه یعنی روا نیست اورا\nکه متابعت کند امام اعظم رحمة الله علیه را مثلاً در مذهب و احکام دین یا امام\nدیگر را و اگر متابعت کند گنهگار وتارک امرخدا جل شانه میگردد بلکه این لامذهبان\nمتابعت عالم کسی را در دین کفر میدانند بدلیل آنکه حق سبحانه در کتاب\nخود فرموده فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ فِيْ شَيْءٍ فَرُدُّوْهُ إِلَى اللهِ وَرَسُوْلِهِ یعنی اگر\nپس اگر نزاع ورزیدید شما در چیزی پس رو کنید آنرا بسوی خدا و رسول او"}
{"book": "adl0004", "page": 193, "text": "۱۸۸\nنزاع کردید شما در حکمی از احکام دینیه مشتبه شد حکم دینی بر شما پس انرا فرمان\nمن بشما اینست که رد کنید آن حکم را بسوی کتاب من و حدیث رسول\nمن یعنی معلوم کنید آنرا از قرآن شریف و حدیث کریم و اتفاق است بر اینکه\nحق سبحانه این امر علمأ را فرموده فقط زیرا که عوام الناس نمیتوانند که حکم دین را\nاز قرآن شریف یا حدیث کریم معلوم کنند پس بنا برین آیت شریف اگر\nعالمی حکم دین را از قرآن شریف و حدیث کریم نگرفت و متابعت کرد در آن\nحکم کسی را از امامان اربعه رحمه الله علیهم مثلا او گنهگار و تارکست امرامر خدا\nجل شانه پس لازمست عالم را که اول حکم دینی را از قرآن شریف و حدیث\nکریم برآورده و اگر آن حکم در هر دو نبود باید که بفکر و رای خود عمل کند زیرا\nآنه و علیه الصلوه و السلام استفسار نمود از معاذ بن جبل رضی الله عنه\nکه ترا حاکم میسازم بر یمن پس شما چگونه حکم میکنید در آن هجوم معاذ رضی الله عنه\nگفت که اول حکم میکنم بکتاب خدا جل شانه و بحدیث نبی صلی الله علیه و سلم\nو اگر آن حکم در هر دو نبود پس حکم میکنم بفکر و رای خود پس نبی صلی الله علیه و سلم\n\nجواب او را"}
{"book": "adl0004", "page": 194, "text": "۱۸۹\n\nجواب او را در دست داشت و نیکو پنداشت و ازینجا معلوم شد که اگر حکم دینی\nدر قرآن شریف و حدیث کریم بناشد عالم را رو است که بفکر و رای خود عمل کند\nجواب آنکه بلی حق سبحانه امر مذکور بر علما را کرده لکن آن علما را که حکم دینی از\nقرآن شریف و حدیث کریم معلوم توان کرد و آن مجتهدین است فقط نه عالم\nغیر مجتهد زیرا که معلوم کردن احکام از قرآن شریف و حدیث کریم موقوف است\nبر آنکه عالم را علم تام بود برقرآن شریف و حدیث کریم تا در غلط نیفتد و علم تام\nبر آن مگر مجتهد را ومجتهد نام کسی است که او را علم تام بود براه دین نبوی\nالله علیه وسلم یعنی قرآن شریف و حدیث کریم تا که از احوال راه مذکور آگاه\nتمام داشته در راه دین خبردار کامل بود بوجہی که در کتب مقر رشد و ذکر آن\nبطول انجامد و شمه ازان این است که عالم بود بهمه آیات قرآنی و احادیث\nنبوی که تعلق باحکام دارد و عالم بود بتفسیرا ت و شان نزولات و به اشارات\nو رموزات و تاویلات قرآن شریف و حدیث کریم و به ناسخ و منسوخ و\nحدیث اقترانی و غیر اقترانی و باحوال راویان ہر حدیث از فسق و ثقوت"}
{"book": "adl0004", "page": 195, "text": "۱۹۰\n\nو صدق و کذب بوجھی تطبیق در میان آیات و احادیث متخالفه و خلاصه\nانکه مجتهد بصرنی است در علوم دینیه و حاذقی است در آن که حدیث صحیح را\nاز سقیم و ضعیف را از قوی جدا ساخته و بکمال احتیاط و تقوی آراسته بود\nتا بہوای نفسانی و مقتضای بشری حکم از نزد خود نکند و کسی که چنان اگاهی\nاز راه دین نداشته او را جایز نیست که احکام دینیه را از قرآن شریف و حدیث\nکریم بخود برآورده بشاه راه دین نبی صلی الله علیه و آله و سلم بی استفسار از\nره روانی کند نه بهر لنگ و کوری که در راهی نادیده و نادانسته رهواری و بخود\nنموده نفس مظلوم خود را در مهلکه چاه دوزخ اندازد و بالفرض اگر کسی را قابلیت\nاجتهاد دستگیری کند حرام است بر و تبعیت او مر غیر را لکن مرتبه اجتهاد تبرا\nاست اجمیر پس از زمان امامان اربعه علیہم الرضوان علمای عظام مانند امام\nرازی و امام غزالی قدس سرہما و اولیای جامع شریعت و طریقت گذشته\nکسی از آنان بمرتبه اجتهاد نرسیده و ربقه متابعت مجتهدان اربعه را علیهم الرضوان\nدر ذمه خود انداخته تقلید ایشان نمودند پس علمای این زمانه بمرتبه مذکور کجا\n\nتوان"}
{"book": "adl0004", "page": 196, "text": "۱۹۱\n\nتوان رسید تا تقلید آن گرام را گذاشته دم از تخلف میزنند و انحی که تخادین\nچهارست مردیگر خانه زدن خود را از دین دور انداختن است و در بخالم اسلام\nبسیارست اکتفا به مذکور نمودیم عقیده دویم اینکه این لامذهبان گویند عوام\nالناس را لازم است که تقلید و متابعت کند عالمی را در مذهب و احکام\nدینیه بدلیل انکه حق سبحانه در کتاب خود فرموده فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون\nیعنی سوال کنید از اهل ذکر یعنی از اهل علم اگر شما از اهل علم نبودید و اتفاق\nاست بر اینکه حق سبحانه امر مذکور مر عوام الناس را فرموده یعنی ایشانرا\nلازم که سوال دینیه از اهل علم کنند و اهل علم انرا گویند که به لغت\nعربی دانسته حکم شرعی را از روی کتاب الله و حدیث شریف تو انگرت\nچنانکه ظاهراً معنی اهل علم همین است خواه مجتهد بود یا نه پس عامی اختیار\nدارد که متابعت مجتهد کند یا متابعت عالم غیر از مجتهد جواب این عقیده\nاز جواب عقیده اول مکشوف است زیرا که غیر مجتهد ره روانی براه دین خود\nنتوان کرد بلکه او مانند عامی محتاج است به مجتهد و پیروی یک عامی مرعامی"}
{"book": "adl0004", "page": 197, "text": "۱۹۲\n\nدیگر را مانند پیروی کوری کوری دیگر را امریست نامعقول و نیز حق سبحانه\nدر کتاب خود فرموده وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ یعنی شما\nپیروی کنید نیکو ترین چیزی که فرود فرستاده شده سوی شما از جانب پروردگار شما\nمتابعت کنید خوب ترین حکمی را که فرود آورده شده باشد بر شما از جانب\nخدای شما جل شانه و شک نیست که حکمی که به قوت فکر و نظر مجتهد از کتاب\nو حدیث شریف استخراج یافته باشد خوب ترست از حکمی که بنظر عالمی\nضعیف قاصر النظر بر آورده شده باشد عقیدۀ سیوم آنکه این لا مذهبان\nگویند که عوام الناس را اگر چه متابعت علما لازم است در احکام دینیه\nو مذهب چنانچه در عقیده دویم گذشت اما عامی اختیار دارد که التزام\nیک مذهب معین کند فقط چنانکه متعارف است درین زمان یا عمل کند بچهار\nمذهب اربعه تا که او هم حنفی بود و هم شافعی و هم مالکی و هم حنبلی زیرا که حق\nسبحانه فرموده فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ وظاهر\nپس بپرسید صاحبان علم را اگر هستید که نمیدانید یعنی از علما\nمعنی این آیت شریف چنان است که شما استفسار حکم دینی کنید\nدین و متابعت کنید ایشان را اگر شما عالم نباشید خواه متابعت شمای\n\nیک مذهب"}
{"book": "adl0004", "page": 198, "text": "۱۹۳\nکس را بود یا زیاده و نیست معنی او که شما متابعت کنید یک کس را فقط\nدلیل دویم انکه در زمان صحابۀ کرام رضی الله عنهم عوام را تخصیص متابعت یکی\nاز ایشان نبود بلکه عمل میکردند بفتوی هر یکی از صحابۀ کرام جواب دلیل اول انکه جائیز\nنیست کسی را که بزیاده از یک مذهب عمل کند زیرا که یک شی در یک مذهب\nحلال بود و همان شی در دیگر مذهب حرام پس عامل بهر مذهب بمقتضای شرع\nخود گاهی آن چیز را بخود حلال میسازد و گاهی حرام پس معلوم نمیشود که حلال کدام\nو حرام کدام و نیز معلوم نمیشود که حق سبحانه بکدام چیز امر فرموده و از کدام چیز\nنهی کرده و این نیست مگر ابطال دین و فروگذاشتن امر خد است جل شانه\nو نیز عامل بهر مذهب بمقتضای هوای نفسانی خود می رباید از هر مذهب حکمی\nکه فی الجمله روایت ضعیف جواز داشته باشد والبته مکروه و قریب بحرام بود\nپس عمل بروایات ضعیفہ فسق است صریح زیرا که غالب در ان انست که واقع\nشود در حرام و لہذا کسی از علمای عظام و اولیای کرام گذشته عمل به زیاده از\nمذهب واحد نموده و عقیده ما این است که عمل بهر مذهب جائیز نیست"}
{"book": "adl0004", "page": 199, "text": "۱۹۴\nبلکه عامل بهر مذهب فاسق و مردودالشهادت و مبطل دین است بدلیلی که\nگذشت جواب دلیل دویم انکه عمل مذکور در زمان اصحاب کرام رضی الله\nتعالیٰ عنهم اجمعین ثابت حدیث شریف که آنسر ورعلیه الصلوة و السّلام\nدر حق ایشان فرموده اَصْحَابِیْ کَالنُّجُومِ بِاَیِّهِمْ اقْتَدَیْتُمْ اِهْتَدَیْتُمْ و قیاس\nغیر اصحاب بر اصحاب کرام نتوان نمود جواب دیگر انکه در زمان اصحاب\nکرام رضی الله تعالی عنهم اجمعین اختلافات بسیار و شیوع کذب نبود پس\nاز زمان ایشان اختلافات بسیار و شیوع کذب بحدی رسید که گویند\nکه حضرت امام ابو یوسف رحمة الله علیه بست هزار حدیث افترا بامی دیوا\nجواب دیگر آنکه عمل مذکور در زمان ایشان بسبب ضرورتی بود چه در ان\nزمان رسم تصنیف و تدوین کتب احادیث نبود و ایشان بسبب اشتغال\nبامر جهاد و امر معروف بیک جا قرار نداشتند پس در حین غایب شدن\nمفتی البته تابع او استفسار از حاضرین میکرد عقیده چهارم انکه لامذهبا\nگویند که اکثر احکام امامان اربعه علیهم الرضوان خطا و غلط است خصوص\nاحکام"}
{"book": "adl0004", "page": 200, "text": "١٩٥\n\nاحکام امام اعظم رحمة الله علیه زیرا که عمل بفکر و رای خود در حکمی از احکام شرعیه\nجایز نیست در هیچ وقت مگر جایز است در وقتیکه در آن حکم خاص\nآیت قرآنی و حدیث نبوی وارد نباشد چنانکه در حکایت معاذ بن جبل\nرضی الله تعالی عنه گذشت و اگر آیت قرآنی و حدیث نبوی در حکمی از حکام\nدینیه ورود یافته باشد در آن وقت عمل کردن بفکر و رای خود جایز نیست\nو ایشان خصوصاً امام اعظم رحمة الله علیه در بسیاری از احکام دینیه عمل بفکر\nو رای خود نموده با وجود ورود احادیث شریفه در ان احکام مذکوره و این\nلامذهبان گویند ازینجا معلوم شد که احکام مرشد ملحد ما یان عبدالوهاب نصبوا\nنزدیکترند از احکام امام ابوحنیفه رحمة الله تعالی عنه جواب آنکه در هر مسئله تنزیل\nکه امام اعظم رحمة الله علیه ترک عمل بحدیث شریف نموده در آن جا برای ترک\nآن وجهی بیان فرموده برین طور که در حکمی چنان و چنین حدیث چنین و\nچنان وارد بود اما اگرچه دیگر کسان آنرا حدیث صحیح دانسته لکن آن حدیث\nبه نزد ما به صحت نرسیده خللی داشت مانند بودن او افتراء یا منسوخ"}
{"book": "adl0004", "page": 201, "text": "۱۹۹\n\nیا ضعیف یا غیر ذلک و شک نیست که امام اعظم رحمة الله علیه فاضل ترین\nعلمای احادیث و مقدم ترین بر همه ایشان بوده از هفت صحابی و چها\nهزار تابعی علم گرفته گویند که از غایت احتیاط در احکام دینیه در وقت\nتعلیم و تدریس مسایل علم دین هزارتن از شاگردانش گرداگرداو حلقه زدند\nتا چهل تن از اکابر علما در مجلس او حاضر بوده هر حکمی از احکام دینیه که از آیات\nقرآنیه و احادیث نبویه استخراج میکرد جمیع حاضرین در و گفتگوی مینمودند\nو پس از تسلیم همه از اهل مجلس آنرا آنحضرت الحمد لله و الله اکبر میگفت\nو همه اهل مجلس و حاضرین بموافقت او الله اکبر گفته بعد از آن بحکم آنمعمول\nمیساختند و الحق که مفتی دین چنین بود و لهذا اکابر دین در حق او فرمودند\nکه اگر علم علمای روی زمین با علم ابو حنیفه رحمة الله علیه سنجیده شود و علم او\nاز علم ایشان گران تر آید و اکابر دین فرموده که همه مردم در علم دین عیال\nابو حنیفه رحمة الله علیه اند پس نسبت غلط بآن عالیحضرت و سایر امامان\nعلیهم الرضوان محض بدبختی و خسران ازلیست بیان فضایل هر یک از\n\nامامان"}
{"book": "adl0004", "page": 202, "text": "۱۹۷\nامان اربعه خصوص فضایل آن سراج الامتین و خادم دین سیدالمرسلین\nعلیه الصلوة والسلام درین رساله مختصره بلکه در دفاتر نمیگنجد از کتب مناقب\nایشان طلب باید کرد و انچه این لامذهبان مرشد خود را عبدالوهاب را احکام\nشرعیه بهتر از و میدانند چه گویم که جواب جاهل معاند سکوت است فقط\nایا آفتاب جهان تاب به تپشک حقیر پنهان توان نمود حضرت رسول\nصلی الله علیه و آله واصحابه وسلم مدح آن دُر یتیم قبل از ظهور پرنور او نموده\nاکابر علمای عظام و اولیای کرام هیچ یکی بدرجه او نرسید و پیرو\nو متابعت او نمودند فضل از عبدالوهاب کذاب که کلب الکلب از کلاب\nآنحضرت بود از عقاید آن خبیث پر تلبیس عاروننگ داشته دهن خود را\nاز آلودگی کفریات او درهم میکشند بیت کی تواند که بپرزید و ثمر پاش ضعفا\nو بایزید شود عقیده پنجم انکه این لامذهبان گویند که برداشتن هر دو دست\nسنت است در حین فرورفتن برکوع و درحین بالا شدن از و جواب انکه\nبرداشتن دست و نا برداشتن در آنوقت از قبیل اختلاف روایت است"}
{"book": "adl0004", "page": 203, "text": "۱۹۸\nو از آنسرور علیه الصلوة والسلام هر دو منقول شده اما روایت انکه بر داشتن\nمکروه است چنانکه مذهب ماست این روایت اقویست و ارجح\nو وجه ترجیح او در کتب فقه بتفصیل تام مذکور است حاجت به تسوید قرطاس\nندارد عقیدۀ ششم انکه لامذهبان گویند که کذب گفتن جایز است مر خدا را\nجل شانه زیرا که حق سبحانه تعالی فرموده وَاللّٰهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ یعنی\nو خدا بر همه شے توانا است\nحق سبحانه بر هر چیز قادر است پس البته بر کذب هم قادر باشد جواب انکه\nنفی کذب و نابودن دروغ از حق سبحانه ثابت است به نص قرآن شریف\nکه حق سبحانه فرموده وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّٰهِ قِيلًا یعنی کیست\nو کیست راست گو تر از خدا در گفتن\nراست گو تر در گفتن از خدا جل شانه جواب دیگر انکه وصف کذابیت چه\nدر حق ما ممکن است اما وصف کذب در حق خدا جل شانه ممکن نیست\nزیرا که خصلت دروغ گفتن که قسمی است از نفاق عیب است بتصاق جمیع\nبه نزد عوام و خواص و خورد و بزرگ کلام الهی و حدیث نبوی بر قباحت\nآن شاهد است که بیان آن بطول انجامد و هر نشانه عیب منقضت\nاقی"}
{"book": "adl0004", "page": 204, "text": "۱۹۹\nدر حق خدا جل شانه امکان ندارد و ممتنع است و علمای علم کلام در کتب\nخود آورده که اشیای غیر ممکنه و ناشدنی داخل نیست در مقدورات تا\nشریک و غیره و مراد بشی در آیت شریف مذکورشی ممکن است که شدنی با\nیعنی بر هر چیز ممکن و شدنی قادر است و عدم قدرت بر شی غیر ممکن و نا شدنی\nموجب نقصان نیست در کمال قدرت قادر مثلا بلا تشبیه عدم قدر\nشمشیر گری بهنر مند بر ساختن شمشیر از هوا و با د مثلا موجب نقصان در کما\nشمشیر گری نیست بل عدم قدرت قادر برشی شدنی موجب نقصان کمال قدرت\nخاتمه\nدر تکفیر طایفه و هابیه ملا حده و بیان زمان ظهور ایشان و بیان منشائی مذا\nاربعه اسلامیه از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی باید دانست که طایفه و هابیه\nاگرچه ظاهر خود را بلباس تقوی اراسته دعوی مسلمانی میکنند اما\nفی الحقیقت آن مکاران و غداران بنا بر عقاید ایشان با ندارند کار از شفاق\nو ختم نبوت و نسبت منقصت بآن سرور علیہ الصلوة و السلام کافر و فاجر"}
{"book": "adl0004", "page": 205, "text": "۲۰۰\nسلام دادن و نماز گذاردن خلف ایشان و مانند آن نهیست مطلق\nو منشای ظهور این لا مذهبان آنکه پس از زمان اصحاب کرام رضی الله\nتعالی عنهم اجمعین کسانی که کفر باطنی داشته دشمنان دولت نبوت بودند\nبرای فریفتن عوام الناس احادیث بی شمار را از خود افترا نموده مشهور عالم\nساختند تا که خادمان دین نبوی از علمای تقوی شعار با عانت پادشاهان\nذوی الاقتدار احادیث نبویه را از اطراف عالم فرا گرفته جمع نمودند و بجهد\nو جهد بلیغ خود حدیث اقترانی از غیر اقترانی و ناسخ از منسوخ و صحیح از\nمریض و قوی از ضعیف جدا کرده احکام دینیه را از نصوص قرآنیه\nو احادیث نبویه حسب الاجتهاد خود مخرج ساخته احکام مخرجه\nو احادیث صحیحه را تالیف و ترقیم داده کتب دینیه از احادیث و فقها\nو علم فقه مصنف و مرقوم شدند و به اطراف عالم فرستادند بعضی ترک\nحنیفی و بعضی شافعی و بعضی مالکی و بعضی حنبلی شدند و نائره فساد\nاهل فترا بر آن سرور صلی الله علیه واله واصحابه وسلم مندو فع گشت"}
{"book": "adl0004", "page": 206, "text": "۲۰۱\n\nتا که در سنه یکهزار و دو صد هجری قدسی طایفه از معاندین دین محمدی علیه الصلوة\nوالسلام در حدود نجد در کمین بوده تخم خیال زوال دولت احمدی را بظاهر\nپاشیده بر نمی آورد تا که آن شیاطین الانس برای انهدام دین متین محمدی\nصلی الله علیه و آله و سلم بهتر ازین حیله ندیدند که بنص قرآن شریف و احادیث\nرسول کریم صلی الله علیه و آله و سلم ابطال عقاید اسلامیه را بر اسلامیان لازم\nو ثابت گردانیم و نیز اثبات کنیم بنص قرآن و حدیث ایشان عقاید یرا\nکه هر یک از آن با قدح بود در نبوت و کرامت اولیا و فضیلت مجتهدین ائمه\nرضی الله تعالی عنهم اجمعین پس باشد آن عقاید البته موجب تخفیف\nو تحقیر آنسرور علیه الصلوة والسلام و اولیای کرام و مجتهدین عظام مانند\nانکار از ختم نبوت و شفاعت و انکار از تصرف نبی و ولی و انکار از فضیلت\nآنسرور علیه الصلوة والسلام و شرک دانستن اعانت از نبی و ولی و نامیدن\nبنام عبدالمحمد و غلام محمد و مانند آن و انکار از کرامات اولیا و نسبت غلط\nبخادمان شریعت از امامان اربعه علیهم الرضوان خصوص نسبت غلط"}
{"book": "adl0004", "page": 207, "text": "۲۰۲\n\nبحضرت امام اعظم رحمه الله علیه که رئیس الخادمین و سراج الامتین است\nتا مگر باین حیله و فریب اهل ملت اسلامیه اکابر دین خود را حقیر و سبک\nدانند و دین ایشانرا فروگذارند پس در میان ایشان تفرقه افکنده دعوی\nخلافت کنیم اگر مخالفتی از ایشان بوده آنرا بقتل رسانیم پس در میان\nآن شیاطین الانس عبدالوهاب نام ابلیس صفت که فی الجمله نصیبی از\nعلم داشت و گویند که یهودی نسب بود التزام این امر خطیر را که رتبه بسیار\nاز طوایف اسلامیه را گمراه و براه ساخته در میان اسلامیان تفرقه\nانداخت مانند آن وزیر یهودی که بمکر و فریب خود در میان طوایف\nنصاری تفرقه انداخته بود آخر الامر آن لعین با ملحقین خود از غیرت غیور\nمحمدی علیه الصلوة و السلام شمشیر لشکر والی مصر کشته شد بدار البوار جهنم شتافتند\nو بقیة السیف از ایشان که در اطراف جهان از ترس بیم اهل اسلام خود را\nمخفی و پنهان کرده بودند الحال نیز از تابعان پیروان آن بقیه در اکناف\nعالم در ابطال عقاید اهل اسلام سعی بلیغ و نام و کوشش لاکلام با\nمنافقان"}
{"book": "adl0004", "page": 208, "text": "۲۰۳\n\nمنافقان بطریق اخفا و استتار میکنند نعوذ بالله من شرور شیاطین\nپناه می بریم بخدا از بدیهای شیطانهای\nالانس والجن والله الموفق الی طرق الرشاد و من يهد الله فهو المهتد و من\nآدمی و جن و خدا توفیق دهنده است بسوی راه نجات و کسی را که راه نماید خدا پس اوست راه یافته شده و\nيضلل فلا هادي له والسلام على من اتبع الهدى والتزم متابعه محمد المصلطو\nکه راه نماید خدا پس نیست راه نماینده مر او را و سلام بر کسی که پیروی کرد راه راست را و لازم گرفت پیروی محمد برگزیده را\nعَلَيهِ الصَّلوةُ وَالسَّلَامُ مَدَى اللَّيالِي وَالاَيَّامُ تَمَت\nبر او نازل باد درود و سلام تا درازی شبها و روزها"}
{"book": "adl0004", "page": 209, "text": "۲۰۴\n\nمنکه امیر عبد الرحمن خان ولد مرحوم مغفور جنت مکان امیر محمد افضل خان\nولد مرحوم مغفور خلد اشیان امیر دوست محمد خان دران هستم در سنه هجری\nنبوی صلی الله علیه و آله وسلم علمای دین مبین افغانستان امر کردم که از مسایل\nضروری مثل همین کتاب که منضم کرده شده از برای مسلمین افغانستان مطبع\nکابل جمع کرده چاپ کنند که راه و طریق دین خود را یاد دشت خود کنند بناء\nدر تاریخ هفدهم شهر صفر المظفر سنه هجری یوم چهار شنبه اختتام پذیرفت از برا\nاین که از نظر من گذشت صحیح کردم فقط امیر عبد الرحمن دستخط\nکردم\n\nهو المعین\n\nبتاریخ یوم جمعه بست و دویم شهر ذیقعده الحرام سنه هجری مطابق بست\nو دویم مرداد الهی صولیت آفتاب عالمتاب به بست و دویم برج اسد\nحضرت سرکار شهریار سکندر و قار در محل پغمان که از محلات سرسبز\nخوش هوای دار السلطنه کابل است جهت تنزه و تفریح خاطر عاطر نزول\nاجلال داشتند"}
{"book": "adl0004", "page": 210, "text": "۲۰۵\nاجلال داشته و در آن روز جمعه سعادت اندوز عظمای علمای افغانستان\nرا بحضور مظهر نور خود بار داده هر کدام را بخطاب مستطاب و دیدیگونه سرفرا\nفرمودند که مکنون ضمیر منیر و مرکوز خاطر خطیر ما آنست که تالیفاتیکه در خصوص شرعی\nجهاد و صیانت عقاید عامه مسلمانان از خلط و آمیزش اعتقادات طوا\nگمراه مانند و هابیه و غیره نمودید همه را بحضور عالی با حرفا حرفا خوانده تا تهذیب\nو ترتیب آن برحسب تصواب رای صواب نمای فطانت اقتضای ما\nبعد از طرح زواید و شرح فواید تالیف جدید از آن درست شود لهذ ا هر\nاز علما عبارات تالیف خود را شروع بخواندن نموده شهریار اعلیحضرت\nحک و اصلاح میفرمودند درین اثنا به تعیین بعضی از آیات کلام الهی احتیاج\nافتاد چون در رکاب ظفر انتساب طایفه از حفاظ کلام الهی مقرر و ملازمند\nاعلیحضرت امر فرمودند که حافظ را بخواهند ایستاده گاه پایه سریر از نهایت\nسرعت در اطاعت امر سراسیمه وار دویده سو نمودند و از نزد کتاب دار\nسرکاری کتاب دیوان خواجه حافظ علیه الرحمه عرضه حضور نمودند اعلیحضرت"}
{"book": "adl0004", "page": 211, "text": "۲۰۹\nفرمودند که هرچند ما دیوان حافظ را نخواسته بودیم چون ناخواسته حاضر شدند\nلا جرم از لسان الغیبی ایشان تفأول مینمایم چون کتاب مزبور را بدست\nکرم سورت خود بفال همایون کشودند این غزل بشارت مضمون هویدا شد\nکه نظم به یاد صبا دوشم آگهی آورد : که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد :\nبغیر خاطر ما کوش کین کلاه نمد : بسا شکست که بر افسر شهی آورد : رسید مژده\nمنصور بر فلک حافظ : چو التجا بجناب شهنشهی آورد : لا جرم طبعیت\nفیض طلیعت اعلیحضرت خیلی انبساط یافته ساعت بغلی را از جیب بود\nاز عیب خود کشیده تشخیص وقت فرمودند نیم ساعت بعد از نصف روز\nکه وقت بین الخطبتین صلوة جمعه است تعیین یافت درین حین صوت\nاذان محمدی علیه الصلوة والسلام بلند شد در آنوقت از خدمتگاران دربار\nسلطنت مدار که در حکمت ریاضی و نجوم اندک دست داشت و تقویمهای\nایرانی و هندی و افغانی در نزد وی مهیا بود احوال فلکی و اختیار نجومی\nهمین ساعت را تصفح و تفحص نموده در تقویم نوشته یافت که درین ساعت\nبفال"}
{"book": "adl0004", "page": 212, "text": "۲۰۷\n\nتحویل زهره بمیزان و تحویل قمر ببرج ثور است که برج ثابت است و در\nاحکام همین ساعت نوشته بود که نیک است دعا و مناجات نمودن وصحبت\nعلما کردن و در همین موقع قطرات مطرات از سحاب احسان حضرت\nواہب العطایات باریدن گرفت چون از احادیث صحیحه ثابت است\nکه هنگام باریدن باران وقت اجابت دعاست بنابرآن حضرت\nسرکار شهریار دست دعا را بالا نموده که الهی بعزت و جلال و عظمت\nکبریائی خویش و بحرمت روح مطہر حضرت بہترین موجودات واصحاب\nواولادان برگزیده کاینات دین متین حضرت خاتم النبیین علیہ الصلوۃ\nوالسلام را الی یوم الدین قایم وبرقرار ومستحکم و پایدار بداری و جمیع\nمؤمنین و اقوام افغانستان را از بلاهای ارضی و سماوی محفوظ و سلا دار\nو ہدایت نیک بجميع مؤمنین و قوم من عطا فرمائی که بر وفق مصالحانی\nو شریعت غرای محمدی ثابت قدم وراسخ دم بوده باشند آمین علما و حفاظ\nوسایر نشته و ایستاده حشم و خدم ہم شمار غریوه آمین را باوج علیتین میرسانید"}
{"book": "adl0004", "page": 213, "text": "۲۰۸\nرجای صادق و امید واثق است که بر حسب مطابقه این همه اوضاع زمینی\nو آسمانی دعای آن تخت نشین کشور جهانبانی بدرجه اجابت رسید ما جمیع\nمطالب دو جهانی گرد این دعا از من و از جمله جهان آمین باد یا رب العباد\nرویای صالحه جناب شهریاری\nدر تاریخ شب جمعه بیست و هشتم ذیقعده الحرام سنه یکهزار و سه صد و سی\nهجری نبوی صلی الله علیه و آله و سلم بندگان ظل الهی خلد الله ملکه و دولته فرمودند\nکه بوقت صبح صادق بعالم رویا مشاهده می فرمائیم که یک قالین بسیار\nبزرگ و کلان گلدار که پشم های قالین موصوف پست و بلند است با سه\nعدد قالین های دیگر که گلهای قالین های مذکور بسیار صاف و روشن است\nهر دو عدد قالین مد نظر سر کار والا بالای همدیگر افتاده درین اثنا محمود خان\nبحضور سرکار والا حاضر میشود و میگوید که از جنس جاجیم است سرکار والا\nتفکر سلیم و رای متین میفرمایند که جاجیم معنی ندارد جای جمع است و تعبیر\nخواب مبارک را بدین گونه فرمودند که از اولاد و احفاد و ذریه بندگان\nظل الهی"}
{"book": "adl0004", "page": 214, "text": "۲۰۹\n\nظل الهی در پشت بایه سلطنت و حکمرانی و فرمان روائی در ممالک محروسه\nخدا داد افغانستان و غیره بلاد بنمایند انشاالله تعالی خداوندی بماند بعزت\nجناب سرور کاینات علیه افضل الصلوة واکمل التحیات این خواب\nبر بندگان ظل الهی واهل وعیال و شاهزاده های والاجاه و سایر خاندان\nمبارک و میمون گرداند مصرع این دعا را قدسیان در عرش امین گفتند\n\nخاتمه طبع\n\nالحمدلله والمنة که درین آوان سعادت اقتران از هبوب نسیم\nشمیم بهار امثال بی مثال زیبنده وساده سلطنت افروزنده بزم امارت\nمنهل ابحوان بخشش و سخارونق بازار جود و عطا خورشید سپهر شت\nو اجلال گوهر بحر عظمت و اقبال در دران امیر ابن الامیر ابن الامیر\nامیر عبد الرحمن خان بهادر لا زالت اعلام اجلاله و اقباله مجد مجیدا\nوافی علما وسعی و کوشش کافی فضلا کتاب لاجواب المسمی تقویم الدین"}
{"book": "adl0004", "page": 215, "text": "۲۱۰\nکه کافه اهل اسلام را مایه عیش و زندگیت و عمل بمضامینش کمال امتثال\nو بندگی گورانزا نوربخش راه حق است و کرانرا فیض ده سماع مطلق\nدر نیست یکتا و بضاعتی است بی بها اصحاب یقین را معشوقی است\nبیمثال و اعدای دین را صارم قاطع است بی مقال الله الله زهی بهر\nمعانی که از تاب پرتو آن ظلمت ضلالت و تیرگی جهالت را نامی نماند\nو زهی خبر آبدار مبانی که از لمعهٔ جوهر آن قلوب مخالفین و جانهای\nمعاندین را آب و تابی سرگشتگان بادیهٔ ملل را دلیلی است اتقن و گوند\nتیه ضلل را چراغیست روشن نظم صلح اسلام گشته مضمونش\nقتل اعدا بضمن مکنونش از مخالف نه ترس ماند نه بیم اتفاقیست\nجمله مسنونش فی الجمله بحكم قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ\nكَانَ زَهُوقًا جلوه گر گردید زیرا که از آیات و اخبارات و اقوال سلف\nرحمهم الله تعالی مستخرج و مستنبط گردیده چمن گلهای قلوب ارباب اولو\nالالباب را رشک فردوس برین گردانید هرگاه خلعت اتمام پوشید\nاختتام"}
{"book": "adl0004", "page": 216, "text": "۲۰۱۱\nاختتام در بر کشید از فرمان قضا جریان پادشاه عالم پناه خلد الله ملکه سلطنته\nبرای افاده کافه انام و مستفاضه خاص و عام در کارگذاری و تهظام\nعین اعیان دولت باهره ومطرح انظار مراحم خاقانیه عالیجاه سیادت\nپناه میر محمد عظیم خان سارجن میجر وبا هتمام و کوشش تمام ہمچمدان\nآفاق اثر حاجی الی رحمه الله اخلاق منشی عبدالرزاق بیگ دہلوی\nشکر الله سعیهم در بلده مفاخره جنت مثال فردوس جمال\nفیض تقابل المسمی به کابل حرسها الله تعالی\nعن الآفات والزلزل در تاریخ بیست و یکم\nشهر ربیع الاول ۱۳۰۶ ہجری\nزیور طبع و پیرایہ ختم\nپوشید"}
{"book": "adl0004", "page": 217, "text": "۲۱۲"}
{"book": "adl0004", "page": 218, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 219, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 220, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0004", "page": 221, "text": "[BLANK PAGE]"}
