{"book": "adl0002", "page": 1, "text": "Afghanistan Digital Library\n\nadl0002\n\nhttp://hdl.handle.net/2333.1/wdbrv1cz\n\nThis is a PDF version of an item in New York University's Afghanistan\nDigital Library (http://afghanistandl.nyu.edu/). For more information about\nthis item, copy and paste the \"handle\" URL above into a web browser.\nWhen referring to or citing this item please use the \"handle\" URL\nand not this document or the URL from which you downloaded it.\n\nAll works presented on New York University's Afghanistan Digital Library website are, unless\notherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely\nreproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\n\nNYU Libraries, Digital Library Technical Services, dlts@nyu.edu"}
{"book": "adl0002", "page": 2, "text": "بدون تاریخ مدارات قندهار\nدر امور تجارتی اقرار نموده بود ۴ شوال\n۱۳۰۴\n۱-۳\n۱-۳\nل"}
{"book": "adl0002", "page": 3, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0002", "page": 4, "text": "ذلك الكتاب لاريب فيه\nالمنته لله که بفرمان همایون کار فلک اقتدار این کتاب خیر و فلاح بنیاد اسمی به\nالترغيب الي الجهاد\nکلمات امیر البلاد\n۱۳۰۴\nبانتظام نیک انجام سیادت پناه نجابت دستگاه میرمحمدعظیم خان سررشته دار مطبع دام مجده\nبدارالسلطنه کابل طبع گردید"}
{"book": "adl0002", "page": 5, "text": "بسم الله الرحمن الرحیم\nجواهر زواهر محامد بی قیاس و ذخایر فراید تمجیدات قبولیت اساس نیاز درگا\nنثار بارگاه پادشاهی که بحکم محکم انی جاعل فی الارض خلیفه و مژده عمده وعدالله\nالذين امنوا منکم و عملوا لصلحت ليستخلفنهم في الارض نظم و نسق مصالح نوع مکرم بنی آدم را\nبوجود فایض الجود سلاطین بیدار بخت و خواتین با تاج و تخت باز بسته\nو رتق و فتق عقود دین و ملت و سد و بست ثغور و حدود ملک و دولت را بفحوای صدق\nانتمای یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض و ان الله یبعث لکم طالوت ملکا بتویت\nاین"}
{"book": "adl0002", "page": 6, "text": "۳\nو تربیت خلفای نیک اختر معدلت گستر منوط و مربوط داشته مدبر عدالت\nباهره و قهرمان قدرت قاهره ایشان همواره فرق ملت و دین را با فسر دولت\nسرفراز و لباس مملکت روی زمین را از اعزاز دین مبین استعین و طراز میدهد\nثبات\nو صلات صلوات زاکیات و افواج و ثبات بادام و ثبات تسلیمات نامیات جمع تر بیم گردید\nهدیه مرقد منور و مشهد معطر حضرت بانضرت خیر البشری که بنطق فصیح مبرا\nاز هوا و قول صریح معرا از ریب با من اطاعنی فقد اطاع الله ومن عصاني فقد\nعصوا ومن يطع الأمير فقد اطاعنی و من يعصل الامير فقد عصاني وانما\nالأماجنة يقاتل من در اويقة و قول صريح من مهان سلطان الله في الأرض مهانه الله\nاطاعت امرا جهان پناه و خلفای دیانت دستگاه را بر دست همت\nفت\nعالی ہمت خود واجب و لازم نموده و خلفای حقای اربعه او که اساس به خلاف\nرا شد و رواج ده نیابت قویم القاعداند و سایر آل و صحاب اتباع ایشان الی یوم"}
{"book": "adl0002", "page": 7, "text": "۴\nاما بعد میگوید امیدوار حفظ و نصرهٔ حضرت کردگار جهان امیر ممالک افغانستان\nامیر ابن الامیر ابن الامیر امیر عبدالرحمن خان\nکه این موعظتی ست عامه و نصیحتی ست کامله و تامه برای مرحمت و دلسوزی\nاصناف اهالی کشور یانهٔ معظم افغانستان از اصول شجرهٔ کیانی و فروع دوحهٔ\nامارهٔ و خسروانی یعنی اقارب جله سعادت مآثر و فرزندان جوان بخت برخورد\nو اعیان ولرتیقه هُر و اعوان ایالتهٔ زاهرهٔ و افسران افواج بحر امواج ظفر احتشام\nو سائر سپاه نصرت پناه جلادت ارتسام و سادات عظام و علمای اعلام\nو نجبای اشراف و نقبای اکناف و اطراف و سکنه مساکن از عامه رعایا و طوایف\nمواطن از کافه برایا مشتمل بر بیان مصلحت کلیه دین و ملت و تقویت اصلیه ملک\nو دولت مستشهد بآیات بنیات فرقانی و احادیث واضحات نبی عدنانی\nتا سامعین با دانش و مخاطبین اسیر بینش آنرا بگوش هوش شنیده بر حسب حکم والا\n\nپای بجر"}
{"book": "adl0002", "page": 8, "text": "۵\nلابل حسب حکم نبی بود که لِيُبَلِّغ الشَّاهِدُ الغَائِبَ بسمع و فهم عموم رعایا برسانند و بسبب\nرسانیدن آن مستحق دعای نبوی که نَضَّرَ اللهُ امْرَءً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَيْهَا وَأَدَّاهَا كَمَا سَمِعَهَا\nناقل و سامع باطمینان خاطر وبصیرت قلب بمصلحت دینی ودنیوی خود بینا وتوانا\nفَأَقُوْلُ وَبِاللهِ التَّوْفِیْق که پیش از شروع در اصل مطلب و وقوع در موقع بیان منتخبی از قصه\nسرگذشتی از امم سابقه بروایه و درایه آیت کتاب مستطاب و سنن\nصحیحہ حضرت رسالت مآب بخواطر سامعین افاده میگردد تا قصه ماضیه مایه\nپند و اعتبار ارباب فطانت صافیه و اصحاب دیانت وافیه گردد که حق تعالیٰ\nوتقدس در محکم تنزیل خود در سوره بنی اسرائیل از راه سنت بمعاصرین این سر این ایشان\nمیفرماید که وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي\nالأرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا\nعَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ"}
{"book": "adl0002", "page": 9, "text": "وَعَدًا مَفْعُولاً ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ\nوَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ\nوَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ\nالْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا عَسَى رَبُّكُمْ\nأَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا مُلخَصْ مَعْنی اَنکه اِعلام دادیم و پَیْغَام فِرستَادیم\nبسوی بنی اسرائیل در توریت و بیان کردیم که هر آئینه شما فساد و تباهی می‌ورزید\nدر زمین شام دو بار فساد اول ایشان مخالفت احکام توریت و دونا شندت بود\nامر ارمیا علیه السلام و ثانی قتل یحیی علیه السلام و قصد هلاک عیسی علیه السلام\nپس در نوبت اول مسلط گشت بر ایشان بخت نصر که بقول ابو السعود وزراست\nعامل لهراسب بود و بقولی جالوت و بقولی سنحاریب از اهل نینوی پس عامه\nباز پس صد سال و بقولی پس دویست و ده سال مضمون ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ\nبود"}
{"book": "adl0002", "page": 10, "text": "غلبہ و دولت برای ایشان باز گردید بیشتر از بیشتر شدند سبب آن بروایت ابوالسعود\nآنست کہ بهمن بن اسفندیار بعد ازانکہ سلطنت را از جد خود گشتاسب بن لهراسب\nمیراث یافت حقتعالی در دل وی شفقت بربنی اسرائیل انداختہ اسیران ایشانرا\nواپس بشام فرستادہ حضرت دانیال را برایشان والی ساختہ براتباع و بقایای\nبخت نصر چیرہ و غالب آمدند و بروایتی سبب غلبہ ایشان قتل داؤد علیہ السلام بو\nجالوت را سپس بفضوی صدق قضای فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ\nفرستادہ شد برایشان بروایت تفسیر حسینی طرطوس و رومی بقول تفسیر کبیر قسطنطین رومی\nو بقول ابوالسعود ملکی از ملوک الطوایف فرس و بکشت از ایشان ہزاران را\nو بیت المقدس را خراب ساخت میشاید پروردگار شمارا ہر گاہ توبہ نمائید انیکہ\nبعد از عقوبت ثانیہ رحمت کند بر شما و باز شمارا منعم سازد و اگر باز گردید بوت\nدیگر بسوی نافرمانی ما نیز بازگردیم نوبت دوم عقوبت دیگر شیخین بسند از ابوسعیدخدری"}
{"book": "adl0002", "page": 11, "text": "رضی الله عنه روایت نموده اند قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لتتبعن\nسنن من قبلكم شبرا بشبر و ذراعا بذراع حتّی لو دخلوا حجر ضب لتبعتمو\nقیل یا رسول الله اليهود والنصاریٰ قال فمَن خلاصه ترجمه انكه هر ائينه پيروی كنيد شما\nطریقہ كسانی را كه پيش از شما بودند بدست ببدست گز بگزد مراد آنكه متابعت كنے بے شك گمان\nخواهيد كرد بجميع وجوه و در همه كارها تا انكه اگر در آمدند انها بسوراخ سوسماری پيش\nایشانرا پيژوی می كنيد بدان سوراخ مى آئيد صحابه پرسيدند كه يا رسول الله ايشان كه\nپيش از ما بودند يهودند و نصاری گفت پيغمبر صلّی الله علیه وسلّم اگر يهود و نصاری\nپس كيستند صدق رسول الله صلّی الله عليه وسلّم اکنون شروع بمطلب نموده القا ميشو\nکه نمونه از مصداق این اخبار غیبی و گونیا از وقوع این گفتار لاریبی شان اهالی\nافغانستان آنست كہ در عرصہ مدۃ چهل و دو سال حضرت حكيم ذو الجلال و بار به\nاين ديار نصرانیان را دست تسلط داده نوبت دویم بمقتضای ولقد كتبنا في الزبور\nمن بعد"}
{"book": "adl0002", "page": 12, "text": "۹\nمن بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون و من طالع فرخنده طالع\nاین باجی رفته و سنقه از مالک الملک رافع خطبه مله و سکه دوله بنام این خادم دین\nخير العباد و متحفظ ساکنین بلاد ملک هدا مقرر شد لاجرم این باجی نصره حضره\nباری بمقتضای خبر صداقه مخبر الدين النصيحه لله و لرسوله ولعامه المومنين\nجهته حفظ دین سید المرسلین پاس ناموس امرة مسلمین از وقوع مضمون جر مشحون\nوَان عُدتُم عُدنا اندیشه شیوه پدرانه واندرز آموز کار فرزانه به لسان حکم\nشاهانه و فرمان ملوکانه مصلحته دینیه و دنیویه اهالی افغانستان از قران جهانگیر\nو حدیث بنی عربی صدق نشانه بر حاضرین القا و در غایبین افشا می فرماید\nکه برذمه جمله مسلمانان تخصیص اهالی افغانستان بسبب اراده کفار استیلای قوه\nثالثه را بر دیار ایشان فرض لازم الادا و دین واجب القضا است که تغلب و تصاحب جنو\nعنود کفره را در غرب شرق مله و دوله اسلام اندیشه غیره یمانی و حمیه اسلام را"}
{"book": "adl0002", "page": 13, "text": "۱۰\nکار فرمایند و مانند شیران صحابه کرامته را سخت بمیان جان بسته شب و روز در\nاعلاء کلمتہ الله و ہدم اساس واجب الاندراس طوائف کفار در رکاب پادشاه\nوقت که الامام جنة يقاتل من ورائه ويتقى به نقد سر و مال بكف ربانیده گوی\nعزة وشرف هر دو جهانی گردند بیت گوی توفیق و سعادۃ درمیان افکنده اند\nکس نمی بینیم که بردارد سوار انرا چه شد و همه اوقات عمر گرانا یه را ساعتی بغیر\nو نیاز دست از دامان جیب و زمانی مردانه و سرفراز چنگ از گریبان قریب\nباز ندارد و باقة القه مال منال ـ وزن فرزند ـ وقریب خویشاوندـ از اكتساب\nسعادۃ ارجمندـ واحتساب ولتہ ابد پیوند خود را بازنداردـ و در وعید شدید آیات\nبینات خود را نه درآردـ قال اللہ تعلیٰ قُلْ إِنْ كانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ\nوَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ\nتَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَرَسُوْلِهِ\n\nحاشیه راست:\nمعنی پادشاه سپری\nکه جنگ کرده میشود\nمقاتله او و حفظ کرده\nمیشود غضب دشمنان\nواز ار کند فقط\n\nحاشیه چپ:\nاحتساب طلب ثواب نمودن"}
{"book": "adl0002", "page": 14, "text": "وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوْا حَتَّى يَاْتِيَ اللهُ بِاَمْرِهِ وَاللهُ لَا يَهْدِيْ\nالْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ. يعنى بگوای محمد مر تارکانِ ہجرۃ و جهاد را که در ترک آن بهانه\nو عذر لنگ آورده میگویند که حالا ما در میان قبائل و عشایر خودیم و بمجاملات تجار\nخود اشتغال نموده اوقات میگذرانیم. چون نیت هجرت و جهاد کنیم قطع پدر و فرزند بگرد\nو تجارت نیز از دست میافتد و بیکس و بی‌مال میماند که اگر هست پدران شما، و فرزندان شما\nو برادران شما و زنان شما و خویشان شما. و مالهائی که آنرا کسب کرده اید و تجارتی که\nمیترسید از کساد آن و مسکنهایی که از نزاهته و معموری می‌پسندید آنرا. دوست‌تر\nو مختار تر بر شما از خدای و رسول او. و از جهاد کردن راه او. پس انتظار برید خوانیم\nتا آنکه بیارد خدای امر عقوبت خود را هم عاجل و هم آجل. و خدای توفیق هدایت ندهد\nگروه بیرون رفتگان از حد فرمان. و بواسطه تکاسل و تن آسائی و ترس از گرمی و سردی اوقات\nعیش دو روزه فانی. وعیدات و تعزیرات قرآنی را بتخلف و گرانجانی برخود جاری نماید."}
{"book": "adl0002", "page": 15, "text": "۱۲\n\nكَمَا قالَ اللهُ تَعالىٰ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّٰهِ وَكَرِهُوا اَنْ\nيُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ ط\nقُلْ نَارُ جَهَنَّمَ اَشَدُّ حَرًّا ط لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا\nوَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ يعنى شاد شدند پس ماندگان از غزوه تبوك بشتن\nخود برخلاف رسول خدا مى كراهته داشتند انرا كه جهاد كنند بمالها ونفسهاى خود در راه خدا\nبلكه فراغته وتن آسانى طلبيدند وگفتند مر مؤمنان كه بيرون ميريد بدين گرما بغزا فتنند در گرما بخود را\nوخواستند كه مومنانرا نيز نفتره دهند، بگواى محمد ايشانرا كه آتش دوزخ سخت تر است از حرارت\nوبر مقابله آن مهرس سختى است از روى برودت نسبت بائين ماه وسرماه، وايشان بمخالفت\nمستحق سوختن بآتش دوزخ، وسرما خوردن بزمهرير آنند. مائى مهرير شدى اگر بدانند مال\nايشان آن جهان آتش و زمهرير ست بايد كه بخندند اندكى، وبگريند بسيارى پاداش\nخواهد داد ايشانرا خدايتعالى بانچه كسب كرده اند از نفاق وسوء اخلاق، و تمسخر واستهزا\n\nبمومنان"}
{"book": "adl0002", "page": 16, "text": "۱۳\nحیانان دل و جوانان غیرت و حمیت اسلامی غافل حضرت جبار عادل نغفرماید اذا انزا\nسورہ ان امنوا بالله وجاهدوامع رسوله استاذنک اولوالطول\nمنهم وقالوا درناکى مع القَاعِدِينَ ، رَضوابات يَكُونُوا\nمع الخوالِفِ وَطِيعَ على قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ .\nیعنی چون استاد شود سورتی با نکه ایمان آرید بخدا وجهاد کنید در خدمت پیغمبر او دستو\nجویند از تو در باز ایستادن خداوندان مال و توانائی از منافقان و گویند بگذار ما را\nوباخود شکر پرتا باشیم بشتگان خانها، فرند شدنی را کشی ستند بانک بنا بند\nباز نان باز پس ماندگان و مهر نهاد شده است بدلهای ایشان از نفاق پس الیتا\nفهم میکنند ان چیز را که در جهاد ست از انوار سعادة و آنرا که در تخلف و پس ماندن\nاز آثار شقاوت ع جو هر مردی ندار حی بن ان خانه باش با ولو بعد ماکی یافت مرنا\nمزدهای سما حضرت جانان یه کقلیلی کثیری جرقه از غدیران قید قلم کشته قم می آیده"}
{"book": "adl0002", "page": 17, "text": "قوی دل و مستظهر و مبتهج و مستبشر بوده اولا ملاحظه فرمایند که زمره شهدا که مغز و منتخب\nعاملین فه ناحیه اند در دربار حضرت کردگار در موقف و ر شمار صف سیم انبیاء کبار و\nبلکه مضمون حدیث صف دوم آن برگزیدگان ایزد دادار خواهند بود کما قال الله تعالی\nوَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ\nوَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا\nذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا حاصل معنی آنکه هر که فرمان برداری\nکند خدای رسول او را پس آن گرو فرمان برداران باشند روز قیامت با کسانیکه انعام\nکرده است خدای بایشان از پیغمبران و رسل که اولو العزم نیز بقول مفسران در آنجا\nداخلند و راست گویان که پیش از همه کس تصدیق انبیا علیهم الصلوة والسلام نموده\nو کشتگان در خدا و ستودگان اعمال و احوال و چه نیکواند این همه همنشینان آن بودن\nبا جماعه مذکوره افزونی و کرامیتیست از خدای و بس است خدای دانا بمقاصد و نیات\n\nکو بازده"}
{"book": "adl0002", "page": 18, "text": "۱۵\nگوی ازمره شهدا پایه قدر خود را با پاه حضرات انبیا علیهم الصلوة و تسلیمات فقط یکرتبه در میباین\nخبر ازین مقامت انکه گفته اند بست ساکنان حرم سرعفاف ملکوت * با من از تشنگین\nباده مستانه زدند* و ثانیاً تصور نمایند که زمره شهدا را بمجرد چشیدن شیربته شهادة\nخلعة حیوتی از خزاین عنایت بیغایتہ عطا و کرامتہ میشود که از کمال فرح و مبسیته\nو حصول غایت امل و مُمّنیتہ ایشانرا درشان خود آرزوئی نمانده متمنی اقوام و عشائتہ\nخود را میدارند که ای کاش آنهانیر باما درین اجل نماندیم و مقیم و شریک و هیم\nبودندی کما قال الله تعالی لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً\nبل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما اتاهم الله من فضله\nو یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم\nولاهم یحزنون یستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا یضیع اجر المؤمنین\nمحصل معنی آیه کریمه انکه مپندار آنانرا که بصدق نیته کشته شدند در راه خدای دادا\nخفی مانده مپندارایشانرا"}
{"book": "adl0002", "page": 19, "text": "١٦\n\nابن عباس رضی الله تعالی عنه نقل میکنند که حضرت رسالت صحابه را گفت چون برادران\nشما در روز احد شهید شدند حق سبحانه جانهای ایشان را در جوف مرغان سبز بال\nجای داده که در هوای بهشت طواف میکنند و بر شاخهای طوبی آشیانه\nسازنده و از جویبار فردوس آب خورند و بوقت استراحت خوابگاه ایشان قنادیل\nزرین در سایه پایه عرش آویخته و ایشان میگویند خداوند ا که خبر دهد یاران\nو برادران ما را ازین دولتی که ما یافته ایم تا رغبت ایشان بجهاد و اجتهاد زیاد\nگردد و حق سبحانه برای تعریف حال ایشان تشریف این آیه ارزانی فرمود\nکه شهدا را مرده مپندارید بلکه ایشان زندگانند نزد پروردگار خود بدان\nمعنی که هر سال ثواب غزوه بایشان برسد یا خاک ایشان را نمی خورد حیات\nایشان را چون سایر مرده گان یار دسلام زایران می کنند بدستور زندگان\nروزی داده می شوند از میوهای بهشت در حالتی که شادمانند بدان چیزیکه\n\nعطا کرده است"}
{"book": "adl0002", "page": 20, "text": "۱۷\nعطا کرده است خدای بایشان از فضل خوده که آن دولته خوشنودی حق است\nو عطائی ورای آن متصور نیست * و شادی میکنند بجهت سلامته حال\nآنانکه نرسیده اند بایشان بسبب زندگی ایشان در دنیا * و امید میدانند\nکه در بهشت بایشان رسنده و در کرامته و غرت بایشان شریک شوند\nو شاد شدن ایشان بعلتة آنست که هیچ ترسی نیست برایشان * و نه\nاندوهناک گردند بر مفارقت و آنچه در دنیا باز پس گذارنده و شادمانی می نمایند\nبرحمتی که فایض شده است از کردگار تعالی برایشان * و با فزونی بر همان\nرحمته بیشر از قدر استحقاق ایشان * و دیگر فرح و خورسندی دارند\nبآنکه خدایتعالی ضایع نمی کند مزد کار مومنان موحد و مجاهد راه و اگر این\nاندیشه در خاط دغدغه نماید که خلعت شهادة نصیب هر بی سر و پائی از کجا تواند شد\nو تشریف سربازی بر غیرته دین نبی مجازی روزی سرکدائی کی خواهد گشت"}
{"book": "adl0002", "page": 21, "text": "۱۸\nع این کار دولت است کنون تا کرا رسد * بگوئیم حضرت رب الارباب\nدر کتاب مستطاب خود تفصیل اجر و ثواب خورد و بزرگ اعمال غازیان را\nصریحاً و صحیحاً بیان نموده کما قال الله تعالى مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ\nوَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا\nبِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ\nوَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا\nيَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ\nأَجْرَ الْمُحْسِنِينَ وَلَا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا كُتِبَ\nلَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ * محصل معنی آیة اینکه روا نیست\nو نشاید مر اهل مدینه را و آنانکه گرد اگر دایشانند از بادیه نشینان آنکه تخلف کنند\nو باز پس روند از حکم رسول خدا و نرسد ایشان را اینکه رغبت کنند بر نفسهای خود\nاز نفس رسول"}
{"book": "adl0002", "page": 22, "text": "۱۹\n\nاز نفس وی یعنی خویشتن داری کنند و خود را بر طرف دارند از کشیدن آن\nرنجها که او صلی الله علیه و سلم می کشد * مرویست که ابوخثیمه انصاری رضی الله عنه\nدر مدینه مانده بود و بعد از چند روز که از عزیمت حضرت رسالت پناه صلی الله علیه\nو آله و اصحابه و سلم بجانب تبوک بگذشت روزی بخانه خود در آمده و آنروز\nبغایت گرم بود * و او رضی الله تعالی عنه دو زن داشت * زنان وی هریکی در\nعریش نشسته بودند و آنرا رفته و آبزده و کوزه های آب سرد مهیا ساخته و طعام\nهای نیکو ترتیب نموده و ابوخثیمه در عریش بایستاد و در زنان نگریست و آن\nترتیب ملاحظه نموده و گفت روا باشد که رسول خدا صلی الله تعالی علیه وآله و سلم\nدر بیابان بشدت حرارت و باد گرم درمانده بود و ابوخثیمه در سایه خنک آب سرد\nو طعام لذیذ خورد و بازنان خوبروی خوشبوی معاشرت کند * بخدای سوگند خودام\nکه در هیچ عریش در نیایم و ازین آب و طعام نخورم تا زمانیکه بدانحضرت ملحق نشوم"}
{"book": "adl0002", "page": 23, "text": "۲۰\nپس اندک زاد برداشت و روی براه آورد و در منزل تبوک بعسکر همایون ملحق شد\nپس حق سبحانه و تعالی میفرماید که این وجوب متابعه و ترک مخالفت از انست\nکه ایشان چون با رسول باشند نرسد ایشانرا تشنگی و نه رنجی و نه گرسنگی دررا\nخدا تعالی و پی سپر پامال نکنند مکانی را از امکنه کفار بسم اسپ یا کف شتر\nیا پای خود بنحوی که بخشم آرد کافرانرا و نیابند از دشمنی هیچ یافتنی از قتل و اسیر\nو بند و نهب و غارة و کسر و هزیمتة و جراحتة مگر نوشته شود برای ایشان باان\nکرداری شایسته یعنی هر یک از ینها که بدیشان رسد مستحق ثواب شوند ابن عباس\nرضی الله عنها فرموده که هر ترسی که از دشمن بدل ایشان آید بمقتا د حسنه در دیوان\nایشان نویسند بدرستیکه خدا ضایع و تباه نمیگرداند مزد نیکو کاران یعنی مجاهدانرا\nو خرج نکنند نفقه اندک و خورد مانند بند تازیانه یا نعل اسپی یا صاع خرمائی\nچون ابوعقیل رضی الله عنه و نه نفقه بزرگ چنانچه ذی النورین و عبدالرحمن بن عوف\nرضی الله"}
{"book": "adl0002", "page": 24, "text": "۲۱\n\nرضی الله عنه ما قطع نکنند در سیر خود هیچ وادی و رود زمینی را مگر نوشته\nشود برای ایشان ثواب آن و آن نوشتن برای آنست تا جزا دهد خدا\nتعالی ایشانرا به نیکوترین آنچه در راه حق عمل میکردند و چون آنرا\nجزا دهند جزا حسن را نیز بدان الحاق کنند برای توفیر و کثیر اجر در تیر\nینابیع فرموده که اگر مثلا غازی راهبر اطاعته باشد و یکی از نیکیوته\nبود حق سبحانه آنرا ثوابی عظیم دهد و نهصد و نود و نه دیگر را طفیل\nآن قبول کند و هر یک را برابر آن ثواب ارزانی دارد تا کرم او نسبت به\nمجاهدان بر همه کس ظاهر گردد بست مجاهدان شرف اینچنین از ان دارند\nکه در غزا کمر جهد بر میان دارند : و بالاتر ازین وسیله افتخار و مایه اعتبا\nگروه دیانته پژوه جمله غازیان جرار کرار و مجاهدان جلادۀ شعار بمجردا\nعمل جهاد و غزابی اتفاق افتادن بشهادة و سر باختن و پے"}
{"book": "adl0002", "page": 25, "text": "۲۲\nروی داد جراحتہ و زخم خوردن بلکه بمحض عمل جنگ و تیغ آختن این\nنکته کافیه و بسند و شافیه و سپند است که پروردگار تعالی در کلام مجان\nنظام خود بدویدن و تاخت و تاز و چپاول اسپان غازیان و شکر\nو شبیخون ایشان برای نهب و غارة زمرة کافران سوگند نموده پس تصو\nباید کرد که حضرت ملک علیم قدیم برای اثبات مدعیات قرآنی سوگند\nبذات الوهیتہ سمات خود فرموده که فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ\nو یا بعمر گرامی حضرت رسول امی نموده که لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ\nو یا سوگند بدویدن و کر و فر اسپان غازیان نازل داشته که وَالْعَادِيَا\nضَبْحاً یعنی قسم ست بآن اسپان که در وقت دویدن از شکم آواز میبرارند\nکه در صطلاح سپاهیان کابل آن آواز را گرده زدن و در لغه هندی آنرا تانپ مینامند\nفَالْمُوْرِيَاتِ قَدْحاً پس قسم بآن اسپان است"}
{"book": "adl0002", "page": 26, "text": "۲۳\nکه آتش می برارند بحقیق زدن یعنی در کوهستانها و کلانها سم های اسپان\nبسنگ میرسد و شعله ها ازان بر می آید چنانچه در زدن چاقماق و نمود\nآتش چون در شب میباشد و در روز روشنی آن محسوس نمی شود\nدرین قسم اشارت باشد بانکه اسپان غازیان در شب درید خویند رت\nفَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا پس سوگند باسپانی که غارته میکنند در وقت صبح یعنے\nشبیخون کرده وقت صبح که وقت غفلة است بدشمن میرسند و مال ملک و\nایشانرا غارته میکنند فَأَثَرْنَ بِهِ نَفْعًا پس برداشتند وقت صبح آن\nاسپان غبار برا پس ای زمره امتیان پاک دای فرقه غازیان\nچالاک چه توان شد به ازین منصب صاحبجاهی که حق سبحانه و تعالی\nبدویدن ستوران شما سوگند میفرماید انصافی بدهید و دیده عبرة را\nکشوده تصور نماید که هر گاه آقائی بهر یکی از چاکران درگاه سوگند خورد"}
{"book": "adl0002", "page": 27, "text": "۲۴\nآن چاکر عقیده پیکر انقدر بکمال فرح و سرور بر خود میبالد که در پیرن\nنمیگنجد و فدا ساختن سر و مال را بعوض همان قدر و غره در اطاعت\nهمان آقا میجوئی سنجد و پروردگار زمین و آسمان بدویدن اسپان شما\nسوگند تا میفرماید او شما در حفظ دین او تعالی که منفعه آن در دنیا و عقبی هم بشما\nراجع و عاید است تساهل و تقاعد نموده سر و مال او دریغ دارید بر دعوی\nبندگی خود جای خنده تمسخر بلکه جای گریه تحزن و تحسر درست نمود\nباشید، دیگر صریح چه انشا کنم کنایه ندارم در خانه اگر کس است حرف\nو بدانید که چون پروردگار تعالی باراده ازلیه میخواست که درین دین متین\nرسم جهاد مقرر فرماید بشارت بان رسم و آئین درین سوره مبارکه منظور\nافتاد تا بشارت باشد مؤمنانرا بآن که ایشانرا قدرت جهاد و اسپان و فوج\nو حشم خواهند داد تا انتقام واجبی از اعداء الله بگیرند و جمعیت ایشانرا"}
{"book": "adl0002", "page": 28, "text": "۲۵\nپراکنده سازند و ملک مال ایشانرا تصرف نمایند نیست کسی از بسیار نوعی\nاز بحر ز خار کلام اعجاز نظام ملک علام تا شمه از سنن نبی المیتین کتانی سلین\nراسخین دین متالی فرعین شامخین سدره صدق و یقین است اینکه\nشیخین بسند خود از سهل بن سعد ساعدی روایت میکنند قال قال رسول الله\nصلی الله علیه وا لم رباط یوم فی سبیل الله خیر من الدنیا وما فیها\nیعنی نگه داشتن سرحد اسلام یکروزی بهتر است از دنیا و هر چه در دنیا ست\nاز متاع و حطام آن و رباط نگهداشتن سرحد شمن بیت بستن اسپان\nدر وی او تر مذ و ابودا و دبندهای خود از فضاله از رسول صلی الله تعالی علیه سلم\nروایت میکنند فقال کل میت یختم علی عمله الا الذی مات مرابطاً\nفي سبيل الله فَإِنَّهُ يَنْمِي لَهُ عَمَلُهُ إلى يَوْمِ القِيمَةِ\nوَ يَا مَن فِتْنَةَ الْقَبْرِ یعنی فرمود آنحضرت صلی الله علیه آله وسلم"}
{"book": "adl0002", "page": 29, "text": "۲۶\n\nمهر ده ختم کرده میشود بر عملی که کرده است یعنی منقطع میگردد عمل وی\nبعد از مردن مگر آنکه مرد مرابط در راه خدای و مرابط آنکه نشسته است\nبر حد اسلام برای جنگ کافران پس بدرستیکه گوائیده و کلان کرده\nتربیته نموده میشود برائی عمل وی که رباط است یا هر عمل تا روز قیامت\nو ایمن میگردد از آزمایش قبر و ترمذی و نسائی بسندهای خود\nاز عثمان رضی الله عنه روایت مینمایندِ رِبَاطُ يَوْمٍ فِيْ سَبِيْلِ اللّٰهِ خَيْرٌ مِّنْ\nاَلْفِ يَوْمٍ فِیْمَا سِوَاهُ مِنَ الْمَنَازِلِ یعنی بودن یکروز در سرحد کفر و بستن پہره\nدران بهتر است از عبادت هزار روز در غیر انجا از منزلها و بخاری بسند\nخود از ابی عبس بدری روایت مینماید قَالَ قَالَ رَسُوْلُ اللّٰهِ\nصَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا اغْبَرَّتْ\nقَدَمَا عَبْدٍ فِيْ سَبِيْلِ اللّٰهِ فَتَمَسَّهُ النَّارُ"}
{"book": "adl0002", "page": 30, "text": "۲۷\n\nیعنی غبار آلود نگردد دو پای هیچ بنده در راه خدا که پس از ان بماس\nکند و بسايد انرا آتش دوزخ کنایه ست از سعی در راه جهاد و در اینجا مبالغه آ\nکه چون غبارنا کی قدم در راه جهاد دافع مس نار گرد د نفس جهاد چه حال\nخواهد داشت و بسند مسلم از بو ہریره رضی الله تعالی عنه قال قال رسول\nاللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ لَا يَجْتَمِعُ كَافِرُ وَقَاتِلُهُ فِي النَّارِ\nیعنی جمع نمیشود کا فروکشنده او در آتش دوزخ اینحدیث بشار تست\nمخصوص بکسی که در جهاد کافری را بکشد هرگز در اتش دوزخ نه در ايد وسرا\nبسند خود ابو ہریره رضی الله عنه روایت میکند قالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ\nعَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يَلِجُ النَّارَ مَنْ بَكىٰ مِنْ خَشْيَةِ اللهِ حَتَّیٰ يَعُوْدَ\nالَّبَنَ فِي الضَّرْعِ وَلَا يَجْتَمِعُ عَلَیٰ عَبْدِ غُبَارِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَدُخَانُ جَهَنَّمَ\nیعنی در نميآید آتش دوزخ را کسی که بگرید از ترس خدا تا انکه باز کرد"}
{"book": "adl0002", "page": 31, "text": "۲۸\nشیر پستان این تعلیق بالمحال است و جمع نمیشود بر هیچ بنده گردو\nرا خدا و دود دوزخ یعنی هر که غبار آلو دگشت در راه خدا و د و آلو دنیگرد\nدر دوزخ مراد آنکه مجاهد در دوزخ نمی در آید و برای فضیلت کسی که زخم خورد در\nراه خدا اگرچه بسعادت شهادة نرسد شیخین بسند خود از ابو هریره رواة\nمیکنند قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يَكْلَمُ أَحَدُ\nفِي سَبيلِ اللهِ وَاللهُ أَعْلَمُ بِمَنْ يُكْلَمُ فِي سَبِيلِهِ الْأَجَاءَ يَوْمَ\nالْقِيمَةِ وَجُرْحُهُ يَنْعَبُ دَمًا اللُّوْنُ لَوْنُ الدَّمِ وَالرِّيحُ رِيحُ الْمِسْكِ\nیعنی خسته و زخمی نمیشود هیچ یکی در راه خدا و خدا دانا ترست بکسی که زخمی میشو\nدر راه وی مگر آنکه می آید روز قیامت حال آنکه جراحت وی بسان ناوست\nمیریز دخون را رنگ رنگ خون و بوی بوی مشک و اگر این اندیشه\nدامن گیر خاطر گردد که جهاد کار مردان مهم دیده و دلیران کار از نموده است"}
{"book": "adl0002", "page": 32, "text": "۲۹\nهر احدی را یارای تگ و تاز و تاب و توان اسفار و خطار دور و دراز از کجا\nتواند بود بلکه شایان امر خطیر جهاد در افراد امته مرحومه از بسیار اندکی بلکه از هزار یکی تواند شد\nگوییم که شیخین بسندهای خود از زید بن خالد میگویند اَنّ رسول الله صلی\nالله علیه و سلم قال مَنْ جَهّزَ غازياً في سبيل الله فقد\nغزا ومن خلف غازياً في اهله فقد غزا\nیعنی کسیکه ساخته کرد اسباب غازيی را در راه خدا پس تحقیق غزا کرد و\nاو کسیکه خلیفه گرد د غازيی را در راه خدا در اهل و عیال غازی و قیام ننا\nبعد از وی برعایة اموریشان پس تحقیق غزا کرد و ترمذی بسند خود از\nابوامامه رضی الله روایته میکند قال قال رسول الله صلی الله علیه\nوسلم افضل الصدقات ظل فسطاط في سبيل الله\nومنيحة خادم في سبيل الله یعنی فاضلترین صدقات سایه خیمه است که بخشیده شود را"}
{"book": "adl0002", "page": 33, "text": "۳۰\nدر راه خداه یازده شود از برای مجاهدان که در سایه ان بنشینند و بهتر صدقها\nبخشش خادمیست در راه خداء چنانکه خادمی را پیش مجاهدان بگذارد تا خده\nو اعانه کند، و چون فضائل و مناقب جہاد در کلام حضرت خیرالعباد از گنجایش\nنوشتن بیرون افزونست لہذا برنمی از ان دریا ءکمی از ان کمالات بی منتها\nاکتفا نموده حرفی از تیسیر و اسان گرفتن این راحی مراحم ذوالمنن بر اقوام و جمله\nرعایا مملکته و مسکن خود از کلام خیر البشر تمهین و مشتهر میگردد که مسلم سید خود از\nابو سعید خدری روایت نموده اَنَّ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَعَثَ\nبَعْثًا إلى بَنِي لِعْيَانَ فَقَالَ لِيَنْبَعِتْ مِنْ كُلِّ رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا\nوَالأجْرُ بَيْنَهُمَا یعنی فرستاد آنحضرت صلی الله علیه وسلم لشکری\nرا بسوی بنی لمیان سنہ چهار هجری پس گفت آنحضرت باید که برخیز دو برود از هر دو\nمرد یکی از دو یعنی از قبیله نصف عدد وی برود و مزد و ثواب جهاد مشترک"}
{"book": "adl0002", "page": 34, "text": "۳۱\nخواهد بود میان هر دو و این حامی بلاد و عباد ملک جواد یکی از میت نفر اقوام\nو رعایاء خود را بسرحد داری مامور داشته ام و همجنین تکلیف مالی را بقراری که\nدر زمان برکه نشان آنحضرت علیه الصلوة والسلام بر اکابر اصاغر عصابه صحابه\nرضوان الله تعالی علیهم بوده بر اقوام و رعایا خود نمی نهم چه قصه قلت\nزاد و راحله عسکر قدس مکرایشان علیهم الرضوان بودن آن را سوا\nخودایشان بخیه نابودن مال بیت المال و صحیحین ماسوای آن کتب سیر معروف\nو مذکور و مبین و مسطور است لہذا بحکم حدیثی که در صدر رساله گذشت کہ الدین\nالنَّصِيحَةُ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلا ئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَتِهِمْ یعنی دین خوان\nمر خدای را و مررسول او را و مر پادشاهان مسلمانان را و مرعامه مسلمانان را مراد\nاز خیر خواهی خدا ایمان آوردن ست بیگانگی او تعالی و شکر نعمتهای اوست و از\nخیر خواهی رسول ایمان آوردنست بوی و نصرت کردن وی در حال حیاة"}
{"book": "adl0002", "page": 35, "text": "۳۲\nو حمات و زنده کردن سنت اوه و در دل داشتن محبت اهل بیت و اصحاب\nاوست اما خیرخواهی پادشاهان مسلمانان پس یاری کردن آنهاست و طاعت\nو فرمان برداری آنهاست در حق و پرهیز کردن از محاربه آنها شمشیر و\nمانند آن و ادا کردن صدقات اموال ظاهره و باطنه است بایشان\nو جنگ کردن همراه مخالفان ایشان و اما خیرخواهی عامۀ مسلمانان پس\nارشاد آنهاست بسوی مصالح دنیویّه و اخرویّه و دفع و منع نمودن ایذا\nاز آنها و یاری نمودن آنها بر کار نیک و پوشیدن عیوب آنها و بقات\nبر آنهاست منظور ازین ماجرا محض خیرخواهی و خیراندیشی است غرضی\nدر میان بجز آن نیست و بیاید دانست که جهاد را شروطیست چنانکه\nسائر اعمال شرعیه شروط و ارکان دارد که هرگاه رعایت همان شروط\nدر ان نشود هم عبث گشتن زحمت و حبطه شدن عمله قائم و پایدار ا"}
{"book": "adl0002", "page": 36, "text": "۳۳\nچنانکه همان شروط را درین حدیث شریف مفصل بیان فرموده انده که\nمالک ابو داود و نسائی از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایته نموده اند قال\nقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الغزو غزوانِ فَأَمَّا مَنِ\nابْتَغَى وَجْهَ اللهِ وَأَطَاعَ الْإِمَامَ وَأَنْفَقَ الْكَرِيمَةَ وَيَاسَرَ\nالشَّرِيكَ وَاجْتَنَبَ الْفَسَادَ فَإِنَّ نَوْمَهُ وَنَبِهَهُ أَجْرٌ كُلُّهُ\nوَأَمَّا مَنْ غَزَا فَخْرًا وَرِيَاءً وَسُمْعَةً وَعَصَى الْإِمَامَ وَأَفْسَدَ فِي الْأَرْضِ فَإِنَّهُ لَمْ يَرْجِعْ بِالْكَفَافِ\nیعنی فرموده رسول خدا صلی الله علیه وسلم که غزا کردن دو قسم است\nاما کسی که طلب کند بغزا کردن ذات خدا و رضای او و ثواب اخرة را و فرمان\nبرداری کند پادشاه را و بروجهی کار کند که وی بفرماید و در بازد در راه خدا نفیس\nو مالهای برگزیده خود را و مساهله و رفق و نرمی نماید کسی را که با وی شریک\nو رفیق است . و یکسو شود و پرهیز کند تباهی راه و تجاوز نکند از حد شرع"}
{"book": "adl0002", "page": 37, "text": "۳۴\n\nکشتن و غارۃ کردن و ویران ساختن و خیانت نمودن پس\nبدرستیکه خواب و بیداری وی موجب اجرو ثوابست یعنی اگرچہ خواب\nہم کند اجر دارد و اما کسی کہ غزا کند بجهتہ نازیدن و تکبر و بزرگی نمودن\nو برای نام و آوازه و نیفرمانی امام راه فساد کند در زمین پس بدرستیکہ\nوی باز نمیگردد بثواب یا باز میگردد از غزا سواء بسواء و برابر ببرابر که نه\nاجر باشد و نہ وزر بلکہ باز میگردد بحالیکہ وزر غالبست بر اجر شرط دیگر انکه\nمطلب مسلمانان در بیعۃ نمودن با امام وقت باید فقط ترتیب تمهیداً\nدین اعلاء کلمۃ اللہ شدہ چہ معلومست کہ بی وجود امام غزا صحیح نیست\nنہ انکہ نیۃ ایشان در بیعۃ نمودن با وی متاع دنیوی باشد ه که هرگاه امام\nوقت متاع دنیا بایشان بدہد بر بیعۃ خود مقیم و مستقیم باشند و هرگاه ندید\nاز بیعۃ خود رجعۃ نمایند و بغی و قطع طریق و فساد فی الارض را کسر نند"}
{"book": "adl0002", "page": 38, "text": "۳۵\nامام بخاری در کتاب الاحکام میفرماید بَابٌ مَنْ بَایَعَ رَجُلًا لَا یُبَایِعُهُ\nإِلَّا لِلدُّنْیَا حَدَّثَنَا عَبْدَانُ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ\nأَبِی صَالِحٍ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ\nعَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَا یُزَکِّیهِمْ\nوَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ رَجُلٌ عَلَى فَضْلِ مَاءٍ بِالطَّرِیقِ یَمْنَعُ\nمِنْهُ ابْنَ السَّبِیلِ وَرَجُلٌ بَایَعَ إِمَامًا لَا یُبَایِعُهُ إِلَّا لِلدُّنْیَا\nفَإِنْ أَعْطَاهُ مَا یُرِیدُ وَفَى لَهُ وَإِلَّا لَمْ یَفِ لَهُ وَرَجُلٌ یُبَایِعُ رَجُلًا\nبِسِلْعَةٍ بَعْدَ الْعَصْرِ فَحَلَفَ بِاللَّهِ لَقَدْ أُعْطِیَ بِهَا کَذَا وَکَذَا فَصَدَّقَهُ فَأَخَذَهَا وَلَمْ یُعْطَ بِهَا\nملخص معنی آنکه فرموده رسول خدا صلی الله علیه وسلم که سه نفرند که تکلم نمی\nبایشان پروردگار تکلم رحمته در روز رستخیز و پاک نمیگرداند ایشانرا از خباثت\nاعمال یعنی کناهان ایشان بآتش سوخته نشوده و سزا دادن آن تمام نشود"}
{"book": "adl0002", "page": 39, "text": "۳۶\nو مر ایشان راست عذاب دردناک نخستین مردی که باشد بر افزونی\nآب یعنی آب فزون تر از احتیاج او در نزد او مهیا باشد باز میدارد انرا\nاز سافره دومین مردی که بیعت کرد با پادشاهی و بیعتی نمیکند با وی مگرا\nبرای چشمداشت سودمندی اینجهان و پس اگر داد او را پادشاه انچه او\nمیخواست و فائی میکند و بسر میرساند همان بیعه را و هر گاه همان پادشاه\nبا او وفائی نکرد و بوی چیزی نداد پس وی و فائی نمیکند برای پادشاه\nبه بیعه خود سیمین مردی که بفروشد متاع خود را بعد از نماز عصر که وقت\nمبارک است پس سوگند خورد بخدا که هر آئینه بها داده میشد وی را بهمان\nمتاع انقدر و انقدر پس راست کو پنداشت او را خریدار و گرفت آن متاع را\nو حال انکه داده نشده ویر ا همان مبلغ که گفته بوده حاصل خطاب و\nفذلکه حساب ملحض ما فی الباب و انکه جمهور رعایا و برایا مسلمانان"}
{"book": "adl0002", "page": 40, "text": "۳۷\n\nبی ریب دریابند و بدانند که منظور این راجی عنایت رحمانی وحامی دین و ملت\nعدنانی از افاضه این فرامین قرآن و مضامین کلمات پیغمبر اخر الزمان\nتا گروه دیانته پژوه افغانستان ایده عزة وغیره بازه و گوش دل جانرا\nاز استماع خطرات شیطانی و هفوات نفسانی فراز داشته بمضامین مفصلة\nکار بندند و برای غزو و جهاد که بر حسب تصواب این حامی البلاد والعباد از ضروتم\nو جزم صادق بار بندند و بدانند که غرض از وعظ و پند کار بستن وعمل نمودن\nنه گفتن و شنودن چه مثال کسی فائده اندرز و پند را شنیدن اندیشیدۀ\nو بمجرد استماع : کلمات عظیة : و حضور مجالس ذکر : نجات را نقد وقت خود پندا\nبدان مغرور گردد مانند مریضی است که بشنیدن اقوال طبیبان حاذق از\nعلاج و اصلاح مزاج خود غافل شود و از خوردن فرمودۀ اطبا بشنیدن\nقول ایشان اکتفا نموده : از مرض خود شفا خواهد. یا گرسنه که از شنیدن اسما"}
{"book": "adl0002", "page": 41, "text": "۳۸\n\nاطعمه لذیذه بیخوردن آن سیری طمع دارد. و با وجود تعطیل تحصیل غذا\nقوه بدن را آرزو کند چنانچه حجة الاسلام امام همام ابوحامد محمد غزالی طوسی\nدر کتاب ذم الغرور از ربع مهلکات احیاء العلوم می‌فرمایند فرقة\nأخرى مِنْ عَوَامِ الْخَلْقِ وَ اَرْبَابِ الْأَمْوَالِ وَالْفُقَرَاءِ اغْتَرُّوْا\nدیگر است از عامه آفریده و خداوندان مال و فقیران که فریفته شدند\nبِحُضُوْرِ مَجَالِسِ الذِّكْرِ وَ اعْتَقَدُوْا أَنَّ ذلِكَ يُغْنِيْهِمْ وَيَكْفِيْهِمْ رَاْتَخَذُوْا\nبخاضر شدن بزم های پند دادن و اعتقاد کردند که آن حاضر شدن سود دارد برای ایشان و کفایت میکند کار ایشانرا و گرفتند\nذلِكَ عَادَةً وَيَظُنُّوْنَ اَنَّ لَهُمْ عَلَى مُجَرَّدِ سِمَاعِ الْوَعْظِ دُوْنَ الْعَمَلِ\nاین حاضر شدن را عادة و گمان میبرند اینکه مر ایشان است بر تنها و مجرد شنیدن پند پا کار بستن آن\nوَدُوْنَ الِاتِّعَاظِ اَجْرًا وَهُمْ مَغْرُوْرُوْنَ لِأَنَّ فَضْلَ مَجْلِسِ\nو پا پند گرفتن از ان مزدی و ایشان فریفته کانند زیرا که فضیلت مجلس\nالذِّكْرِ لِكَوْنِهِ مُرَغِّبًا فِي الْخَيْرِ فَاِنْ لَمْ يُهَيِّجُ الرَّغْبَةَ فَلَا\nپند از سبب آنست که افزاینده خواهش نیکی است پس اگر بجوش نیاورد خواهش را پس نیست\nخَيْرَ فِيْهِ وَالرَّغْبَةُ مَحْمُوْدَةً لِاَنَّهَا تَبْعَثُ عَلَى الْعَمَلِ\nنیکی در ان و خواهش نیکا ستوده است ازین سبب که بر می‌انگیزد آدمی را بر کار کردن\nفَاِنْ ضَعُفَتْ عَنِ الْحَمْلِ عَلَى الْعَمَلِ فَلَا خَيْرَ فِيْهَا\nپس اگر خواهش ناتوان شد از باعث شدن بر کار کردن پس نیست نیکی در ان\nوَمَا يُرَادُ لِغَيْرِهِ فَاِذَا قَصُرَ عَنِ الْأَدَاءِ اِلى ذلِكَ الْخَيْرِ\nو آنچه که خواسته می شود برای کار دیگر پس ارمان کوتاه پا کرد از رسانیدن بدان نیکی"}
{"book": "adl0002", "page": 42, "text": "۳۹\n\nفَلاَ قِيمَةَ لَهُ وَرُبَّمَا يَغْتَرُّ بِمَا يَسْمَعُهُ مِنَ الْوَاعِظِ مِنْ فَضْلِ\nپس نیست ارزش برای ان وبسا که فریب خورد بدانچه می شنود انرا از پند دهنده چیزی از فضیلت\nحُضُورِ الْمَجَالِسِ وَفَضْلِ الْبُكَاءِ وَرُبَّمَا تَدْخُلُهُ رِقَّةٌ كَرِقَّةِ النِّسَاءِ\nحاضر شدن مجلسهای پند را وفضیلت گریه را وبساکه در اید او را نرمی در دل مانند نرمی زنان\nفَيَبْكِي وَرُبَّمَا يَسْمَعُ كَلاَماً مَخُوفاً فَلاَ يَزِيدُ عَلَى أَنْ يُصَفِّقَ\nپس میگرید وبساکه بشنود سخن ترسناکی را پس میکند افزونی بر اینکه بر هم بزند\nبِيَدَيْهِ وَيَقُولَ يَا سَلاَمُ سَلِّمْ أَوْ نَعُوذُ بِاللَّهِ أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَيَظُنُّ\nهر دو دست خود را و بگوید ای خدای سلامتی دهنده سلامتی ده یا بگوید پناه میبریم بخدا یا بگوید پاکی باد مرخدا یرا وگمان می برد\nأَنَّهُ قَدْ أَتَى بِالْخَيْرِ كُلِّهِ وَهُوَ مَغْرُورٌ وَإِنَّمَا مِثَالُهُ مِثَالُ الْمَرِيضِ الَّذِي\nکه وی به تحقیق آورده گر در هر نیکی ووی فریفته است و جز این نیست که مانند او مانند آن بیماری ست\nيَحْضُرُ مَجَالِسَ الأَطِبَّاءِ فَيَسْمَعُ مَا يَجْرِي أَوِ الْجَائِعِ الَّذِي يَحْضُرُ عِنْدَهُ\nکه حاضر می شود مجلسهای طبیب انرا پس میشنود آنچه بر زبان ایشان میگذرد یا مانند آن گرسنه که حاضر شود در نزدوی\nمَنْ يَصِفُ لَهُ الأَطْعِمَةَ اللَّذِيذَةَ الشَّهِيَّةَ ثُمَّ يَنْصَرِفُ وَذَلِكَ لاَ يُغْنِي\nآنکه میستاید برای او خوردنیهای خوش مزه و لخواه را پس باز گردد واین ستودن خوردنیها بی نیازن\nعَنْهُ مِنْ مَرَضِهِ وَجُوعِهِ شَيْئاً فَكَذَلِكَ سَمَاعُ وَصْفِ الطَّاعَاتِ دُونَ الْعَمَلِ بِهَا لاَ يُغْنِي\nازوی از بیماری او وگرسنگی او چیزی را پس همچنان ست شنیدن ستایش بندگیها دون بجای اورده کار بس انرا بیا نیز نو\nمِنَ اللَّهِ شَيْئاً فَكُلُّ عِظَةٍ لَمْ يُغَيِّرْ مِنْكَ بَعْضُهَا بَعْضَ أَفْعَالِكَ حَتَّى تُقْبِلَ عَلَى اللَّهِ إِقْبَالاً قَوِيّاً أَوْ\nزسزا دادن خدا چیزی را پس هر پندی که بر نگردانید از تو برگردانیده یکدیگر از کارهای ترا تا انکه رو آورند مرخدا ره آو ردن بسیار یا\nضَعِيفاً يُغِيرُ مِنْ غَرَرِ الدُّنْيَا فَذَلِكَ الْوَعْظُ زِيَادَةُ حُجَّةٍ عَلَيْكَ فَادَارَ أَيَّتُهُ وَسِيلَةٌ\nاندکی را وبگردا ند ززین سرای بی آن پنددادن افزونی تاتی حجت است بر تو پس اگاه مردین که انرا دست آویز\nلَكَ كُنْتَ مَغْرُوراً نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْغُرُورِ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ\nبرای خود باشی تو فریفته پناه میبریم بخدا از فریب وخدا میگوید راست و وی مینماید راه را"}
{"book": "adl0002", "page": 43, "text": "٤٠\nوَهُوَ حَسْبِى وَنِعْمَ الْوَكِيْلُ ط ه\nو وی بسنده است مرا و نیک کار گزار است\nتَمَّتِ الْكِتَابِ بِعَوْنِ الْمَلِكِ الْوَهَّابِ\n\nامیر عبدالرحمن دست خط کردم\n\nالحمد لله که در این زمان سعادت توامان این کتاب مستطاب مسمی\nبه کلمات امیر البلاد فی الترغیب الی الجهاد امتثالا للامر الاشرف\nالاعلی که اسم اشرفش از آیه الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ\nوَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِيْنَ عَسِيرًا پیدا و هویدا باهتمام العبد العاجز الخادم\nمیر باقر در مطبع همایون دار السلطنه کابل بتاریخ ٢٥ شهر رجب المرجب\nزیبا لباس طبع پوشید\nسنه ۱۳۰۴"}
{"book": "adl0002", "page": 44, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0002", "page": 45, "text": "[BLANK PAGE]"}
{"book": "adl0002", "page": 46, "text": "c. 19 Rajab 1301\n[ILL]\n1 [ILL] 20 Aug - sep 31 [ILL]\n+ p. 531 of ST (258 / [ILL])"}
